﻿1
00:00:01,528 --> 00:00:10,329
محاصرۀ " گرند اُپرا " مرکز نمایش های آیینی
از سوی رومیان باستان و
پیروزی ایتالیا در جنگ لیبی (12-1911) انگیزه ای شد
تا صنعت فیلم ایتالیا اقدام به گردآوری فیلم ها
. و نمایشنامه های تاریخیِ پیش از جنگ جهانی نخست کند

2
00:00:10,331 --> 00:00:18,231
" سقوط تروی " ، " آخرین روز پامپی " ، " نرو " و " کو وادیس "
عناوینی حماسی هستند که در برابر اینان ، فیلم
. کابیریا بیشترین نوآوری و موفقیت را دارا می باشد

3
00:00:18,331 --> 00:00:28,231
" در 18 آپریل 1914 ، کابیریا ، جایگاه نخست جشنوارۀ " تورین
. جاییکه شرکت های فیلمسازی ایتالیایی در آن قرار دارند ، بدست آورد
به مدت یکماه در نیویورک نمایش اخصاصی داشت و مدت کوتاهی
پس از آن در جایگاه بالایی از موفقیت قرار گرفت که اجازۀ
. پخش نمایش قانونی در تئاتر " نیکر بوکر " را پیدا کرد

4
00:00:28,331 --> 00:00:40,231
. توانمندی این فیلم در سرتاسر تاریخ سینما طنین انداخته است
" گفته شده زمانی که وی کابیریا را دید ، " د . و . گریفیت
چنان به تکاپو افتاد که با ناشکیبایی تولید فیلم
. مادر و قانون " را بپایان رساند "

5
00:00:40,331 --> 00:00:50,231
همین ، خبری دست اول بود برای روزنامۀ نیویورک تایمز
: که در معدود بازنگریهایش در این دوره ، اذعان کند
" فیلمسازی فتودراما ، تأثیرگذارترین فیلم را داشته "

6
00:00:50,633 --> 00:01:01,634
امروز ، " کابیریا " به نقد چاپلوسی می پردازد
. در نگاهی متحیرکننده ، این فیلم سرشار از سردرگمی آشکار است
شگفت آنجاست که رنگ آمیزی بهمراه ظرافت در هماهنگی
... لباس های خاص آن دوره ، الهام بخش آن شده است که

7
00:01:01,467 --> 00:01:11,201
مقاله ای از توانمندی تجربیات " پـَسترون " در
نورپردازی و حرکت دوربین ، که این
. قاطعیت در پیش پرده احساس میشود ، نوشته شود
کــوین توماس
روزنامۀ لس آنجاس تایمز

8
00:01:11,605 --> 00:01:21,140
تنوع های خارق العاده در سکانس " مولوک " بسادگی در
فیلم هایی حماسی مانند ، شهر بزرگ ساختۀ " فریتز لانگ " و
. کشتی نوح ساختۀ " مایکل کروتیز " ، دیده میشود
" فلینی " با عنوان بندی کردن یکی از شاهکارهای " پـَسترون "
. بنام " شب کابیریا " احترام خود را به وی نشان میدهد

9
00:01:21,277 --> 00:01:31,380
نمایش دیدنی " جیووانی پـسترون " یکی از تأثیرگذارترین
فیلم ها در چندین دهه بود . آن در ارزیابی عمومی
. نمونۀ خیلی کوتاه شده ای شناخته شده بود

10
00:01:31,782 --> 00:01:43,088
شرکت " کینو " با بهره گیری از شیوۀ چاپ 35 میلیمتری
. فیلم را ویرایش کرده است
این فیلم در اندازه و سرعت مناسبی که
. در دسترس میباشد ، تقدیم میگردد

11
00:01:43,191 --> 00:01:55,758
" نوشته های متن فیلم توسط پروفسورها " چارلز
و " میـرِلا جونا اَفرون " ترجمه شده است ، با تحقیق
و بیشترین مسؤولیت پذیری را در زنده کردن
کابیریا " در امریکا داشتند "
صدا گذاری بر اساس نمونۀ اصلی ، توسط
. جاکـِس گوتیر " انجام شده است "

12
00:01:57,837 --> 00:02:03,738
کــابـیــــــریــا

13
00:02:04,250 --> 00:02:09,665
نویسنده ، تهیه کننده
و کارگردان
جیووانی پـســترونه

14
00:02:45,375 --> 00:02:57,090
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

15
00:02:57,114 --> 00:03:05,814
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

16
00:03:05,837 --> 00:03:13,738
کــابـیــــــریــا

17
00:03:25,250 --> 00:03:30,665
بـخـــش نخست

18
00:03:32,345 --> 00:03:51,413
. اکنون شامگاه است. چوپانان ترانه هایشان را سروده اند
الهۀ آواز الهام بخش بوی خوش شانه های کندوی
. عسل گشته که ازاَشکال نابرابر برمیخیزد
باتو " از سَرِ ، زمینهایش بسوی شهر بازمیگردد"
و به باغ خویش در "کاتانا " که چشم اندازی
. روبه " اِتـنـا " دارد ، میرود

19
00:04:52,689 --> 00:05:07,323
کابیریای کوچک ، دختریست که " باتو " عاشقش میباشد
نام او یادآور روح پشتکاریست و " هِـستـیا " از سر مهربانی
. به وی لبخند میزند . او مشغول بازی با پرستارش " کروئـسا " ست

20
00:05:36,626 --> 00:05:49,326
قهرمان سینه ستبر " تیفون " ، که برفراز ستون های آسمانی
. آرمیده است ، بناگاه غرش میکند و آرامش شامگاه را برهم میزند
آیا رودهای آتش بار دیگر به جریان خواهند افتاد ؟
" اوه " اِتـنــا ، اِتـنــا

21
00:06:24,901 --> 00:06:51,802
ای الهۀ عصای سلطنتی ، ای آنکه تخت پاشاهی خویش را
در ژرفای آسمان جای دادی ، ای آنکه ریشه های زمین را برهم گره زدی
ای آنکه دختر " دیمیتر " را از چمنزار " سیسیلی " اش ربودی
و اورا به دروازه های دوزخ فرستادی ، ای هریمنِ صد نام ، من
. با این جام شراب ، عاجزانه از تو درخواست میکنم
فرو نشان خشم بیرحم آتش را . بر آنان که قربانی میدهند ، رحم کن
. پیشکش ها و نیایش ها را بپذیر

22
00:06:58,804 --> 00:07:04,370
انگار که نیایش کننده خدا را قربانی کرده است

23
00:07:09,372 --> 00:07:18,471
آرامش به اندازۀ ژرفای شب است
آن زمان که بناگاه غرشی لرزه براندام بخواب روندگان
می اندازد و باردیگر آنان را در وحشت فرو می برد

24
00:08:31,577 --> 00:08:49,211
نوکران در میان آوار سنگ ها و دیوارهای فروریخته
بیهوده ، درجستجوی راه فرار بودند که بناگاه
. گذرگاهی ناشناخته یافتند
. راهی رازآلود و پلکانی بسوی زیر زمین

25
00:09:23,213 --> 00:09:40,946
در اینجا انبوهی از ثروت " باتو " بود که گردآوری
و پنهان شده بود . با دیدن این ثروت ، طمع و آز
. بر ترس چیره گشت . گنجینه ای از سرمایه های غیرمنتظره
. نوکران فرار میکنند و پرستار " کروئـسا " بهمراه آنان

26
00:11:07,585 --> 00:11:18,952
بازماندگان درسوگ کابـیــریای شیرین ماندند . آنان بر این باور بودند که
او در زیر آوار دفن شده و دیگر هیچگاه لبخند بر لبشان
. جاری نخواهد شد

27
00:11:45,954 --> 00:11:48,687
بـخــش دوم

28
00:11:49,937 --> 00:11:53,572
. نجات یافتگان گنج را میان خود تقسیم می کنند

29
00:12:19,574 --> 00:12:32,474
پراکندگی ، غارتگری ، گرسنگی و ترسی که همچنان
. همراه آنان بود ، مجبورشان میکند که بسوی دریا رهسپار شوند
آنان قایق متروکی را می یابند با این تصور که خدایان
. آنان را مورد بخشش قرار داده اند

30
00:12:56,860 --> 00:13:01,928
آن قایق متعلق به دزدان دریایی فنیقی بود که برای جمع آوری
. علوفه و چوب به کنار ساحل رفته بودند

31
00:13:58,030 --> 00:14:11,331
. کروئـسا و کابیریا در بازار " کارتاگه " فروخته می شوند
کارتالو " ، کشیش اعظم قربانی جوان را "
. برای پیشکش کردن به " مولوک " الهۀ مفرغ ، میخرد

32
00:15:09,333 --> 00:15:20,734
فول ویوس اگزیلا " ، اشراف زادۀ رومی "
" و بردۀ وی ، " ماچیسته " ، با هویتی ناشناخته در " کارتاگه
زندگی میکنند . آنان جاسوسی حرکات جمهوری خواهانه
. را بعهده دارند

33
00:16:05,736 --> 00:16:08,870
بوداستورِتِ " مهمانخانه دار "

34
00:16:20,872 --> 00:16:29,805
فول ویوس اگزیلا " و " ماچیسته " دوست مهمانخانۀ "
. میمون عریان " هستند "

35
00:17:35,919 --> 00:17:56,754
کشیش اعظم ، قربانی ها را از قفس پرستشگاه
انتخاب میکند . کروئـسا ، در تلاش است برای حفظ کابیریا
وانمود کند که وی بیمار است و طبیعتا" مورد پذیرش " مولوکِ " خدا
قرار نمیگیرد . اما نیرنگ وی کارساز نیفتاد و قربانی بیگناه
. برای مراسم بعدی قربانی کردن برگزیده میشود

36
00:17:56,778 --> 00:18:10,978
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

37
00:19:20,426 --> 00:19:25,493
بخاطر نیرنگ مجازات میگردد

38
00:21:58,564 --> 00:22:03,565
کروئـسا درمیابد که " فول ویوس اگزیلا " یک رومی است
. بنابر این برای نجات کابیریا به وی پناه میبرد

39
00:22:36,567 --> 00:22:53,735
. بیایید این طلسم را برای قدردانی بپذیرید ، یک انگشتر قدرت "
. بگیرید . با این سیاه بختی ها از شما دور میگردند
" اگر یاری رسانی ، به تو یاری خواهد رسید "
. مرد رومی با پذیرش خطر ، اغوا میشود

40
00:23:13,906 --> 00:23:19,407
پرستشگاه مولوک

41
00:23:28,409 --> 00:23:40,010
نیایش به درگاه مولوک

42
00:23:41,012 --> 00:24:07,511
، پادشاه دو جهان ، من عاجزانه از تو درخواست می کنم
من ژرفای آتش را که زادۀ توست ، استنشاق می کنم
. نخستین زادۀ تو
، صدها کودک معصوم را بپذیر . آنان را بــِبـَـلع ، سـر بکش
. سیراب شو
. کارتاگه گـُلــش را بتو می بخشد

43
00:24:19,513 --> 00:24:47,014
به من گوش کن ، آفرینندۀ گرسنگی ، ای آنکه زندگی می بخشی
. و ای آنکه همه چیز را نابود خواهی کرد
. ای همیشه گرسنۀ سیر ناشدنی ، اکنون به من گوش فرا ده
. پاکـتـرین گوشت را بپذیر ، شیرین ترین خون را بپذیر
. کارتاگه گـُلــش را بتو می بخشد

44
00:24:58,016 --> 00:25:23,350
. اکنون ، فرو بر قربانی را در حلق آتشینت
. ای پدر و مادر . ای خدا و الهه
. ای پدر و مادر . ای خدا و الهه
. ای پدر و پسر . ای خدا و الهه
. آفرینندۀ گرسنگی . غرش کن ، بسوزان گرسنگی را

45
00:29:13,352 --> 00:29:28,385
، با گریختن از دست تعقیب کنندگان ، قهرمانان
. پناهنده را به روی بام پرستشگاه می برند

46
00:31:50,387 --> 00:31:53,955
. ماچیسته ، مهمانخانه دارِ مبهوت را ، متقاعد میکند

47
00:32:28,993 --> 00:32:36,361
به " بال سامین " پناه می برم ، کسی که ستاره های آسمان را
. نظاره گرست
. به " بال پیور " پناه می برم ، باور کنید ، من هیچکس را ندیده ام

48
00:33:05,363 --> 00:33:08,395
. کروئـسا با نجات قربانی ، جرأتش را باز میابد

49
00:33:21,397 --> 00:33:25,464
بـخــش ســــوم

50
00:33:26,466 --> 00:33:38,865
درهمین حال ، " هانیبال " سوگند خوردۀ کارتاگه ، سرنوشتش را
درون کوه های مقدس سربه آسمان کشیده ای میابد
. که به دیوارهای نفوذ ناپذیر می مانند

51
00:34:18,867 --> 00:34:28,101
. هانیبال ، با پایداری و نیروی فوق العاده از کوه های آلپ ، میگذرد
. پیشروی وی روم را به وحشت انداخته است

52
00:35:39,111 --> 00:35:45,511
. روح کارتاگه با شنیدن اخبار پیروزی ، سرمست میگردد
. شهر ، فرزندش را می ستاید

53
00:36:09,013 --> 00:36:20,948
در همین زمان ، " فول ویوس اگزیلا " و " ماچیسته " ، در
. مهمانخانۀ میمون عریان ، پنهان شده اند
. آن دو بخاطر سکوت سرشار از ترسِ " بوداستورِت " در امانند

54
00:37:38,887 --> 00:37:45,487
خطری که روم را تهدید میکند و دوری از وطن ، " فول ویوس " را
. وامیدارد تا به فکر فرار در تاریکی شب باشد

55
00:39:03,489 --> 00:39:15,890
سوفونـیسبا " دختر " هاس دروبال " ، فردی شهوت پرست "
" شکـوفـۀ انـار "

56
00:39:35,892 --> 00:39:41,191
. نومیدیان " پادشاه " ماسـیـنـیـسا " میهمان " هاس دروبال " است "
. همان کسی که " سوفونیسبا " را به او وعده داده اند

57
00:40:29,193 --> 00:40:39,526
ماسینیسا " شاهزادۀ شوالیه های دلیر ، هدیه ای را برای "
باکرۀ رازدار میفرستد و از وی درخواست میکند که در هنگام
. برآمدن ماه ، برای دیدنش بطور پنهانی ، به باغ سـِدر ، برود

58
00:42:20,528 --> 00:42:33,527
" او به چه چیزی شباهت دارد ؟ به من می گویی ؟ "
بمانند نسیم بهاری که از ابرهای بیابان گذر میکند "
" . و رایحۀ شیران و پیام " آســـتراسه " را بهمراه دارد

59
00:43:48,998 --> 00:43:53,499
مردی ، شب هنگام ، با احتیاط  وارد پرستشگاه وحشت
. میشود

60
00:44:50,501 --> 00:44:59,202
من نه چیزی دیدم و نه چیزی میدانم "
. اما این را از دوستانم در مهمانخانه شنیدم
. " امشب هنگام برآمدن ماه ، در آنجا به کمین بنشین

61
00:45:11,677 --> 00:45:13,144
. ماه پدیدار میگردد

62
00:45:13,146 --> 00:45:30,079
ای ملکه ای که روشنایی ارزانی میداری و شب هنگام الهه ای میگردی
، با شاخی از گاوان نر ، ای آنکه حرکـتی دوار داری
، ای آنکه شوق شب زنده داری ایجاد میکنی
، ای آنکه برکت ، شادی و درخشندگی را افزون می بخشی و می کاهی
، از درخواست کنندگان خویش محافظت کن
. آنان را در راز خویشتن بپذیر

63
00:46:10,081 --> 00:46:12,581
عشق های دیگر ، ترس های دیگر

64
00:46:49,583 --> 00:46:52,216
. خوش اقبالی به مرد رومی ، رومی آورد

65
00:47:14,218 --> 00:47:40,085
، ای الهۀ عشق ، ستوده شده با صدها سرود
، ای آنکه خوبیهایت را رازگونه می بخشی
، ای آنکه به مردگان میل شکست ناپذیری می دهی
، ای آنکه لذت را بر تختی از عاج و در شبی تیره می یابی
، ای یگانه برکت ، یگانه توانمند
، ای لبخند جاودان
. در ژرفای دلی که تورا التماس میکند ، نفوذ کن

66
00:48:10,655 --> 00:48:13,489
ماچیسته ، که همچنان تحت تعقیب است
. پناهنده را به باغ " هاس دروبال " می برد

67
00:49:17,491 --> 00:49:20,891
از او محافظت کن تا خدایان نیز "
" تورا مورد حمایت خود قرار دهند

68
00:49:38,995 --> 00:49:49,163
، این مرد پیش از من اینجا بود و تنها "
" کسی با وی نیست و هیچ چیز با خود ندارد
. " ای مولوک ، آن بچه را بیاب ، او در دست آدم دزدان است "

69
00:50:52,934 --> 00:51:04,533
ماچیسته به سنگ آسیاب زنجیر میشود درحالیکه از شکنجۀ
. شدید خون آلود گشته
. مرگ میتواند بسیار بخشنده باشد

70
00:52:15,535 --> 00:52:18,068
به سوی روم

71
00:52:28,070 --> 00:52:33,204
مهمانخانه دار بخاطر ترسی که
. بر وی وارد شده ، انتقام خود را میگیرد

72
00:53:32,674 --> 00:53:39,040
بـخــش چـهـــــــارم

73
00:53:40,042 --> 00:53:54,208
خوش اقبالی های هانیبال از پیروزی در " کانائه " اورا
. براین میدارد تا رنج بازگشت را به جان بخرد

74
00:54:27,210 --> 00:54:35,577
، اما پیرمردی اندیشمند ، که دست از عبادت کشیده بود
، ابزار نیرومندی اختراع میکند
. که میتواند از دیوار برجها دفاع کند

75
00:55:07,579 --> 00:55:15,579
، ارشمیدوس " از خورشید ، درخواست میکند تا با آتشِ خود "
. ناوگان رومیان را نابود سازد

76
00:55:57,084 --> 00:56:06,218
، ناگهان وسیله ای عظیم که تا پیش از آن دیده نشده بود
. بمانند توده ای برق بی صدا ، خود نمایی میکند

77
00:56:51,220 --> 00:56:56,486
فول ویوس اگزیلا ، نمی تواند
. بر ترسی که اورا در بر گرفته ، چیره شود

78
00:57:10,488 --> 00:57:17,954
تا شامگاه ، از ناوگان نیرومند رومیان ، چیزی بجزء
. تکه های سوختۀ شناور بر روی آبهای آرام ، برجای نمانده بود

79
00:58:04,956 --> 00:58:08,655
. امواج ، فول ویوس را با خود به " آرِتـوسا " می برند

80
00:58:12,657 --> 00:58:16,090
. همۀ امیدش را از نجات یافتن ، از دست داده بود

81
00:58:24,025 --> 00:58:33,993
، اما همچنان که بر تخته پارۀ کشتی چسبیده بود
. انگشتر کروئـسا ، بر انگشتش بود
" اگر یاری رسانی ، به تو یاری خواهد رسید "
. و کمک میرسد با آنکه امید ، رفته بود

82
01:00:43,995 --> 01:00:47,629
، وقتی میهمان " باتو " ، بهبود پیدا میکند
. ماجرای انگشتر را بازگو می نماید

83
01:01:12,631 --> 01:01:25,564
ای " هِـستیا "، ملکه ، سرچشمۀ جاودان شادی خدایان
. و ناشادی آدمیان ، هدیۀ مارا پذیرا باش
. کابیریا زنده است و آتش تو در اوست
" . او زنده بود ، اکنون نمیدانم "

84
01:01:37,566 --> 01:01:48,799
فول ویوس اگزیلا ، درحالیکه میزبان اندوهگینش را
ترک میکند ، قول میدهد اگر سرنوشت بار دیگر وی را
بسوی کارتاگه ، راهی ساخت ، به جستجوی
. کابیریا بپردازد

85
01:02:09,801 --> 01:02:13,768
بـخـــش پـنــــــجم

86
01:02:13,770 --> 01:02:35,137
، سیفاکس " پادشاه " سـیرتا " قلمروئش را از حضور ماسینیسا "
. پاک میکند . ماسینیسا در بیابان ، ناپدید می گردد
هاس دروبال نیز دخترش ، سوفونیسبا را به قدرتمندترین
متحدش میدهد . با حمایت از این فرزندخوانده ، بار دیگر
. اتحادی در برابر روم ، تشکیل میگردد

87
01:04:05,673 --> 01:04:12,108
کبوتر محبوب من ، اوج بگیر بسوی ارابۀ " تانیت " و "
. " اندوه راز قلب مرا با او همراه کن "

88
01:06:32,110 --> 01:06:50,043
اما " اِسـچـیـپـیـو " محبوب مردم و فاتح اسپانیا اکنون
. آفریقا را دراختیار دارد
. لـِلـیـوس " نیز اورا همراهی میکند "
، "  و ماسینیسا ، شوالیۀ غارتگر " نومیدیان
. در آرزوی تاجگـذاری در " سـیرتا " میباشد

89
01:07:19,045 --> 01:07:28,111
از جهت آشنایی به منطقه ، فول ویوس می پذیرد برای سرقت
. از کارتاگه ، به شناسایی سیستم دفاعی بپردازد

90
01:08:02,983 --> 01:08:04,216
. در پشت دیوارهای شهر دربسته

91
01:10:21,921 --> 01:10:25,222
. هاس دروبال ، در تاریکی شب انجمنی گردهم می آورد

92
01:10:54,560 --> 01:11:00,026
و " کارتالو " ، کشیش اعظم ، بسوی " سیرتا " میرود
. تا " سیفاکس " را برای حمله به رومیان ، ترغیب کند

93
01:12:26,224 --> 01:12:42,558
. کار ، انجام شد
فول ویوس بیاد ماچیسته و کابیریا می اُفتد که
. بیش از ده سال است در شهر دشمن می باشند
. مهمانخانه دار پیر ، پیشرفت کرده است

94
01:14:35,560 --> 01:14:42,026
فول ویوس به بوداستورِت ، میگوید که وی
، تنها ، آرزو دارد ، نوکر عالی و وفادارش
. ماچیسته را بیابد

95
01:15:42,830 --> 01:15:45,929
... اما همان شب ، زمانیکه مهمانخانه دار در خواب است

96
01:17:37,931 --> 01:17:42,530
. شوق آزادی غیرمنتظره ، قدرتش را افزایش میدهد

97
01:19:00,532 --> 01:19:04,066
" . ترس ، نفسش را برای همیشه بریده "

98
01:19:32,068 --> 01:19:38,068
، ماچیسته ، از زمانیکه کابیریا را به آن زن ناشناس سپرد
. دیگر هیچ خبری از او ندارد

99
01:20:28,070 --> 01:20:35,237
. کارتالو به شهر " سیرتا " رسیده است

100
01:20:51,472 --> 01:20:54,207
، و سیفاکس ، برعلیه نیروهای رومی
. در حرکت بسوی آنان میباشد

101
01:21:15,209 --> 01:21:20,210
" . نگذار هیچکس از اخبار قتل عام کنار دریا بویی ببرد "

102
01:21:59,880 --> 01:22:15,880
به کارتالو بگو ، چه کسی این چشمان شهوانی
. را به زیبایی تو افزوده
: بردۀ محبوب سوفونیسبا در پاسخ میگوید
" نام من اِلـیـسـا میباشد "
. مانند ملکۀ سفید پوش و با سکوتی بی نظیر

103
01:22:31,882 --> 01:22:44,548
، پیش بینی کنسول اِسچیپیو دربارۀ حملۀ بعدی ، باعث گردید
. تا با برپایی اردوگاه ، موقعیت امنیتی استوارتری ، ایجاد کنند
سردرگمی و نا امیدی ، فول ویوس و ماچیسته را
. برای یافتن مکانی امن ، دلسرد میکند

104
01:23:04,952 --> 01:23:10,151
، نومیدیان ، به اسچیپیو قول میدهد که اردوگاه سیفاکس را
. به آتش خواهد کشید

105
01:23:32,022 --> 01:23:51,090
. خستگی کامل ، فول ویوس را از پا می اندازد

106
01:24:02,259 --> 01:24:04,862
. آتش در اردوگاه سیفاکس

107
01:24:43,646 --> 01:24:50,213
. ماچیسته شعله های آتش را از دور میبیند
. این نوری از امید است

108
01:25:40,215 --> 01:25:53,983
فول ویوس و ماچیسته ، توسط تبعیدی هایی که تلاش میکنند
، به شهر زادگاهشان ، سیرتا ، برسند
. گرفتار میگردند

109
01:26:59,985 --> 01:27:05,285
آتش شدید ماسینیسا ، ارتش را وادار به عقب نشینی ، بدون
. سرپناه میکند

110
01:27:24,287 --> 01:27:29,888
. پادشاه سیفاکس ، دستگیر میگردد
. خونخواهی صورت پذیرفت

111
01:29:42,135 --> 01:29:49,637
. اِلـیسـا به حال زندانیان تشنه ، افسوس میخورد
. تنها مرگ میتواند به رنج آنان پایان بخشد

112
01:30:41,273 --> 01:30:49,054
سیرتا ، دربرابر یورشگران پایداری میکند اما
. خود رأیی ستیزه جویان ماسینیسا به تجزیۀ شهر می انجامد

113
01:32:56,542 --> 01:33:05,276
. به یاد شب مهتابی در باغ سـِدر

114
01:33:31,278 --> 01:33:35,577
. در این بین ، ماچیسته بر خستگی خود چیره میگردد

115
01:34:09,579 --> 01:34:11,079
. رؤیای سوفونیسبا

116
01:34:43,081 --> 01:34:46,348
" . خوابگزار کارتالو را خبرکن تا خواب مرا تعبیر کند "

117
01:34:51,350 --> 01:34:55,983
" . کودک نجات یافته ، خشم مولوک ، ویرانی پادشاهی "

118
01:35:17,985 --> 01:35:29,018
سوفونیسبا رویدادی که سالیان پیش در باغ رخ داد را
بازگو میکند . کشیش اعظم ، دستور میدهد که قربانی
. به وی بازگردانده شود

119
01:36:23,020 --> 01:36:33,120
ماچیسته با جاسوسی کشیش اعظم ، در اندیشۀ انتقامی شیرین
. فرو میرود . او میداند که به هر روی خواهد مرد

120
01:37:56,122 --> 01:38:13,088
ماچیسته از سخنان کارتالو درمیابد که
. اِلـیسـای برده ، همان کابیریای کوچک است

121
01:39:59,929 --> 01:40:08,130
سرنوشت مهربان است . هیچگاه
. انبار دژ دربسته ، از گندم پـُـر نخواهد گشت

122
01:40:57,366 --> 01:41:02,701
کابیریا ، با قلبی هراسناک ، پیشنهاد میدهد
. تا با روشنایی روز وداع کند

123
01:42:08,307 --> 01:42:20,240
مردم سرسپردۀ سیرتا ، از دیدن پادشاه دربندشان
. در حیرت مانده اند
. فاتح ، یک روز چپاول را به سربازان خویش ، اهداء میکند

124
01:42:57,676 --> 01:43:04,577
ای ماسینیسا ، رهبر باشکوه رومیان ، اگر "
سوفونیسبا ، بخشی از
. " غنیمت است ، وی از آن شما باد

125
01:43:54,194 --> 01:44:05,362
. او که از آن من است ، ملکه نیست اما من از آن اویم "
در کنار " گورزیل " خدای جنگ ، در کنار تمام
، خدایانِ همۀ ما
" . من شمشیرم را به تو می بخشم

126
01:44:24,364 --> 01:44:32,065
، بدینسان ، تمام حیله های حیله گر سلطنتی
. نومیدیان سرسخت را آمادۀ خیانت به وفاداریش به روم ، میکند

127
01:45:07,110 --> 01:45:12,043
. " عروس ماسینیسا ، برای پیروزی کنسول ، خود را نمی آراید "

128
01:45:33,045 --> 01:45:42,111
. فول ویوس و ماچیسته به پایداری قهرمانانۀ خود ادامه میدهند
. دوری از بیزاری آتش بس با شراب و خواب

129
01:47:05,983 --> 01:47:10,216
اما سرانجام نوکران خشمگین تلاش میکنند ، آنان را
. خاموش کنند

130
01:47:40,921 --> 01:47:48,222
، الهه ، او که در جشن عروسی شادی می آفریند
، او که میبخشد راز زیباییش را
. سرانجام به نیایش های سوفونیسبا ، پاسخ میدهد

131
01:48:41,224 --> 01:48:46,558
، ماسینیسا ، قصد دیدار دو قهرمان بی باک را دارد
. آنگاه که تخت سلطنتی را کسب میکند

132
01:49:07,560 --> 01:49:20,026
ماسینیسا ، سوفونیسبا را وادار میکند که از زندگی دشمنانشان
. چشم پوشی کند
، فول ویوس اگزیلا ، با نگرانی از سرنوشت کابیریا
. جرأت میابد تا بخاطر وی خود را به پای سوفونیسبا بیاندازد

133
01:49:41,830 --> 01:49:44,929
" . او زنده نیست ، او کشته شد "

134
01:50:32,931 --> 01:50:45,530
.در همین حال ، اسچیپیو، اردوگاهی نزدیک سیرتا ، ساخت
، لـِلیوس به او میگوید که دختر هاس دروبال ، درصدد است
، تا با همان حیله ای که سیفاکس را به نابودی کشاند
. ماسینیسا را نیز برعلیه روم بشوراند

135
01:51:22,532 --> 01:51:28,066
پابلیوس اسچیپیوس " کنسول روم ، درودهایش را "
به ماسینیسا ، پادشاه نومیدیان ها می فرستد
. و وی را بدون درنگ به اردوگاه خویش فرامیخواند

136
01:53:36,068 --> 01:53:44,068
، پادشاه از سپردن همسرش به دست کنسول ، بیزار است
. اما کنسول وی را غنیمت جنگی می داند

137
01:53:55,070 --> 01:53:57,237
" . بیاد داشته باش که تو اکنون در پیشگاه روم هستی "

138
01:54:21,472 --> 01:54:25,207
. رفتار کنسول با ملکۀ کارتاگه ها ، بمانند غنیمت جنگی میباشد

139
01:55:11,209 --> 01:55:24,210
من نمیخواهم وفاداری تورا بیازمایم . با اینحال از تو میخواهم "
لطفی به ملکه کنی ، کسی که بخشش را به تو نشان داد
. " و ممکن است هنوز بخششی غیر منتظره به تو عطا گردد

140
01:55:33,880 --> 01:55:35,880
" . ماچیسته را پنهانی به پیش من بیاور "

141
01:58:04,882 --> 01:58:13,548
پادشاه ماسینیسا  برای ملکه سوفونیسبا ارمغانی باارزش "
. " می فرستد تا نشانی از تنها قلب شکوهمند باشد

142
01:58:49,952 --> 01:58:54,151
. " ای پادشاه ، من هدیۀ ازدواج را با قلبی شکوهمند ، دریافت کردم "

143
01:59:29,022 --> 01:59:39,090
. من بتنهایی مسئولیت مرگ خویش را می پذیرم "
نه نیایش ها و نه جام های مقدس شراب ، میتوانند
. این واپسین عمل را دگرگون سازند
. " ماتیسمن " خدای مرگ ، توصیه ای غیر از نوشیدن به من نکن

144
02:01:31,259 --> 02:01:46,862
. پیام رسان رسوایی روم ، خیلی دیر است "
اما سوفونیسبا هنوز ملکه می باشد و برای تغییر هدیۀ مرگ
. وی سپاس خویش را نشان میدهد
. آبدال " ، نزدیک شو و گوش فرا ده "
. " برو ، بفرمان من عمل کن

145
02:01:52,646 --> 02:02:02,213
، اگرچه یکبار وقف خدای سیری ناپذیر شد
، اما کابیریا ، بعنوان قربانیِ زنده
. سرنوشت آتش را دگرگون خواهد ساخت

146
02:03:02,215 --> 02:03:08,983
من او را بر تو می بخشم . همانگونه که خود در تاریکی "
. " فرومیروم ، نور را برای درخشیدن بر چهرۀ تو می آورم

147
02:03:54,985 --> 02:04:13,285
کارتاگه ، با شکست در " زامــا " ، مغلوب و خلع سلاح گردید
. و بناچار به بندگی ، گردن نهاد
کشتی های رومی ، بار دیگر به مانند نخستین
جایگاه پیروزمندان خودشان ، در دریا
. سیر و سیاحت می کنند
" این پیروزی ای بود که نام روم را ستیغ " دویلیوس
. در سراسر دریاها ، جار زده میشد

148
02:05:11,287 --> 02:05:29,888
اکنون چه کسی سرود جنگ های رومی را می خواند ؟
چه کسی " کاپوا " و " ماتااوروس " را بیاد دارد ؟
یوتیکا " و " زوما " چطور ؟
من توسط شوالیه ها یا سربازان پیاده نظام یا کشتی ها "
، چیره نگشتم ، اما با نیرویی تازه پدیدار گشته
، با نیرویی که پیکان هایش از چشمان عشق رها می گردند
. " چیره گشتم

149
02:06:12,375 --> 02:06:35,790
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

