﻿1
00:00:04,083 --> 00:00:18,417
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:21,333 --> 00:01:25,167
به اعتراض خود بر عليه حضور ...
...يک متجاوز جنسي محکوم شده در محله خود

3
00:01:25,208 --> 00:01:27,708
ادامه مي دهند.‏
ميشل بتلر گزارش مي دهد.‏

4
00:01:27,708 --> 00:01:30,333
ممنون ريک. من اينجا در محله
وودوارد ايستادم.‏

5
00:01:30,333 --> 00:01:32,250
يک خيابان مسکوني آرام

6
00:01:32,250 --> 00:01:34,250
که به مرکز مجادلات تبديل شده

7
00:01:34,333 --> 00:01:37,583
رونالد جيمز مک گرووي 48 ساله
پس از تحمل دو سال مجازات زندان

8
00:01:37,583 --> 00:01:39,333
به جرم نمايش نامتعارف بدن خودش
به يک فرد خردسال

9
00:01:39,333 --> 00:01:41,458
به اينجا برگشته

10
00:01:41,458 --> 00:01:43,458
در چند روز گذشته سازماني

11
00:01:43,542 --> 00:01:45,625
موسوم به کميت? والدين نگران

12
00:01:45,750 --> 00:01:48,875
شروع به پخش اين اطلاعيه ها در بين
مردم کرده

13
00:01:48,958 --> 00:01:51,292
و همسايگان رو به قول خودش از
‏"متجاوزي خطرناک در ميان ما"‏ حذر ميده

14
00:01:51,375 --> 00:01:53,250
و همسايگان رو به قول خودش از
‏"متجاوزي خطرناک در ميان ما"‏ حذر ميده

15
00:01:53,375 --> 00:01:56,792
راستش خيلي خوشم نمياد که اون
اينقدر به خانوادم نزديک باشه

16
00:01:56,792 --> 00:02:00,333
به نظر من اين اصلا درست نيست. توي
اين محله بچه هاي زيادي هستن

17
00:02:00,333 --> 00:02:03,375
نبايد يک متجاوز جنسي...‏
به اين محله بياد

18
00:02:03,375 --> 00:02:05,250
من فکر نمي کنم کار درستي باشه

19
00:02:05,250 --> 00:02:07,833
منو نگران مي کنه. يه کمي عصبانيم مي کنه

20
00:02:07,833 --> 00:02:10,833
اگر تو خيابون ببينمش، باهاش به مشکل بر مي خورم

21
00:02:10,833 --> 00:02:13,125
مثل اينه که يه معتاد الکلي توي يک بار کار کنه

22
00:02:13,125 --> 00:02:15,417
با هم جور در نميان.‏
نبايد اينها رو کنار هم گذاشت

23
00:02:15,417 --> 00:02:18,667
در شرايط آزادي مشروط او به صراحت آمده

24
00:02:18,792 --> 00:02:20,875
که مک گرووي نبايد در فاصله 90 متري
هيچ زمين بازي،‏

25
00:02:20,917 --> 00:02:24,500
مدرسه يا محل تفريحي که معمولاً
بچه ها در اونجا جمع ميشن حضور پيدا کنه.‏

26
00:02:24,542 --> 00:02:26,583
اما به نظر ميرسه که اين شروط چندان خيال والديني

27
00:02:26,625 --> 00:02:29,250
که بچه هاشون در اين محل آرام بازي مي کنن
و به مدرسه ميرن رو

28
00:02:29,250 --> 00:02:31,167
راحت نکرده.‏

29
00:02:31,208 --> 00:02:34,542
اين والدين در روزها و هفته هاي آتي
آرزوي بهترين ها رو دارن...‏

30
00:02:34,583 --> 00:02:37,375
اما خودشون رو براي بدترين چيز آماده مي کنن.‏
ريک، بر ميگرديم به تو

31
00:02:47,250 --> 00:02:51,375
من و شوهرم يک تجربه روحاني واقعي داشتيم

32
00:02:51,292 --> 00:02:54,458
رفتيم براي يک ماساژ درماني فوق العاده...‏

33
00:02:54,500 --> 00:02:56,333
‏- آه، بيخيال
‏- نه، گوش بده

34
00:02:56,125 --> 00:02:59,583
اون موقع بود که براي تعطيلات رفته بوديم به
کابو (يک شهر اسپانيايي)‏ و هشت تا زوج ديگه هم بودن

35
00:02:59,667 --> 00:03:01,917
و يک زن مايايي بود

36
00:03:01,917 --> 00:03:04,083
که يک الهه بود، واقعا يک الهه

37
00:03:04,083 --> 00:03:05,292
‏- اين قراره توي سپتامبر زايمان کنه

38
00:03:05,417 --> 00:03:08,083
فکر ميکنه فقط سه ماه استراحت ميکنه،‏

39
00:03:08,125 --> 00:03:10,750
بعدشم کريسمس ميشه، و بعدش
اولين روز سال نو بر ميگرده سر کار.‏

40
00:03:10,750 --> 00:03:12,250
زرشک

41
00:03:12,250 --> 00:03:15,208
شيش ماه ديگه همينجا روي نيمکت
بغل ما نشسته.‏

42
00:03:15,208 --> 00:03:17,333
دوست من، بتي، گفت اينجوري ميکنه که

43
00:03:17,167 --> 00:03:20,625
هربار ميره دستشويي پسرش رو هم با خودش ميبره.‏

44
00:03:20,667 --> 00:03:23,750
‏- خيلي کار عجيبيه
‏- آره، منم همين رو بهش گفتم

45
00:03:23,750 --> 00:03:25,250
اصلا اوديپاله
‏(اوديپال: احساسات شبه جنسي کودک خردسال
نسبت به والدين جنس مخالف)‏

46
00:03:25,375 --> 00:03:27,250
چه عجله اي داره حالا؟

47
00:03:27,333 --> 00:03:30,167
البته بايد بگم، وقتي ميخواستم دستشويي رفتن
رو به کريستين ياد بدم

48
00:03:30,250 --> 00:03:33,292
پوشکش رو باز کردم و ديدم خيلي بزرگه!‏

49
00:03:33,292 --> 00:03:34,958
مثل يه مرد بالغ.‏

50
00:03:35,125 --> 00:03:38,583
سارا در حاليکه احساس نااميدي خود را
پشت لبخندي مودبانه پنهان مي کرد

51
00:03:38,583 --> 00:03:42,500
وانمود مي کرد که در جايگاه يک انسان شناس است

52
00:03:42,625 --> 00:03:46,583
گويا محققي است که بر روي رفتار زنان معمولي
حومه شهر تحقيق مي کند

53
00:03:48,333 --> 00:03:51,292
او خودش يک زن معمولي حومه شهر نبود

54
00:03:51,125 --> 00:03:53,500
تروي، اون کار رو نکن

55
00:03:53,500 --> 00:03:55,042
يه شب من و پاول داشتيم سکس مي کرديم

56
00:03:55,125 --> 00:03:57,292
و من درست وسطش خوابم برد.‏

57
00:03:57,292 --> 00:03:59,042
پيش مياد.‏

58
00:03:59,167 --> 00:04:02,333
آره ميدونم. ولي وقتي صبح از خواب پاشدم
و عذرخواهي کردم.‏

59
00:04:02,167 --> 00:04:04,208
اون گفت اصن متوجه نشده

60
00:04:04,250 --> 00:04:05,917
ميدوني بايد چيکار کني؟

61
00:04:05,917 --> 00:04:08,583
يه زمان مشخصي رو براش تعيين کن.‏

62
00:04:08,583 --> 00:04:11,333
اين کاريه که من و لوئيس انجام ميديم...‏
هر سه شنبه شب رأس ساعت 9

63
00:04:11,458 --> 00:04:13,417
سارا با خودش فکر کرد "چه بخواي انجام بدي چه نخواي"‏

64
00:04:13,500 --> 00:04:15,958
چشمانش به دور زمين بازي مي گشت.‏

65
00:04:17,333 --> 00:04:20,250
حتي در زمين بازي اي به اين کوچکي

66
00:04:20,375 --> 00:04:23,333
لوسي چندان تعاملي با بچه هاي ديگر نداشت

67
00:04:23,333 --> 00:04:25,958
سارا واقعا نمي دونست که چرا اصلاً به
اينجا ميان،‏

68
00:04:25,958 --> 00:04:28,083
به جز اينکه اگر تمام روز با اين موجود کوچک ناشناس

69
00:04:28,167 --> 00:04:29,833
در خانه زنداني مي بود

70
00:04:29,875 --> 00:04:32,042
ديوانه مي شد.‏

71
00:04:39,125 --> 00:04:41,125
زمان ميان وعده صبحگاهي رأس 10:30 بود...‏

72
00:04:41,125 --> 00:04:43,208
وقت خوراکي!‏

73
00:04:43,333 --> 00:04:46,125
قانوني که توسط مري‌آن ايجاد و حفظ شده بود...‏

74
00:04:46,167 --> 00:04:48,833
کسي که معتقد بود پايبندي سرسختانه به برنامه زماني

75
00:04:48,833 --> 00:04:50,667
نه تنها کليد ازدواج موفقه،‏

76
00:04:50,750 --> 00:04:52,833
بلکه راه بچه داري خوب هم هست.‏

77
00:04:52,833 --> 00:04:55,417
‏- من اينو ميخورم!‏
‏- من اونو ميخوام.‏

78
00:04:57,625 --> 00:05:00,833
‏- ميشه اينکارو بکنم؟
‏- آره. آماده اي؟

79
00:05:03,750 --> 00:05:06,333
ماماني...‏

80
00:05:06,417 --> 00:05:08,333
خوراکي من کو؟

81
00:05:08,417 --> 00:05:10,792
ببخشيد عزيزم، ماماني پيداش نميکنه.‏

82
00:05:10,917 --> 00:05:13,167
‏- کيک برنجي رو يادم رفته.‏
‏- بيچاره.‏

83
00:05:13,250 --> 00:05:15,333
‏- مطمئنم يه جايي همينجاهاست.‏
‏- اين هفته بار دومه.‏

84
00:05:15,333 --> 00:05:17,250
خب حالا، کي ميشينه بشمره؟

85
00:05:17,333 --> 00:05:19,417
‏- ماماني بد. ماماني بد.‏
‏- آروم باش، لطفا.‏

86
00:05:19,417 --> 00:05:23,208
آروم باش نه! من خوراکي مي خوام!‏

87
00:05:23,208 --> 00:05:25,667
اصلا ميدوني چيه؟ اينجا...‏

88
00:05:25,708 --> 00:05:28,625
اينجا نيستش، ميفهمي؟ بيا خودت ببين.‏

89
00:05:32,000 --> 00:05:33,625
صبر کن!‏

90
00:05:33,667 --> 00:05:36,583
تروي، عزيزم، بيسکوييتت رو بده به لوسي.‏

91
00:05:36,583 --> 00:05:38,333
نه!‏

92
00:05:38,333 --> 00:05:40,208
تروي جوناتان! اون بيسکوييت ها رو بده من.‏

93
00:05:40,333 --> 00:05:41,708
ولي مامان، اونها مال منن.‏

94
00:05:41,750 --> 00:05:44,333
حرف نباشه. ميتوني يه کمي از مال خواهرت برداري

95
00:05:44,167 --> 00:05:46,458
تروي بهت بيسکوييت ميده. برو بشين

96
00:05:46,625 --> 00:05:48,792
اين خيلي بيشتر از ده تاست.‏

97
00:05:48,792 --> 00:05:51,333
‏-  خيلي خوبه.‏
‏- ببين زمين چمن من چقد بزرگه.‏

98
00:05:51,333 --> 00:05:53,750
ممنون مري‌آن، منو نجات دادي.‏

99
00:05:53,833 --> 00:05:57,167
کاري نکردم. فقط دوست ندارم ببينم اينجوري عذاب ميکشه

100
00:05:58,833 --> 00:06:01,208
شايد بايد يک ليست درست کني و
بچسبونيش به درب

101
00:06:01,333 --> 00:06:03,917
که آخرين چيزي که قبل از خروج از خونه ببيني
اون باشه

102
00:06:03,917 --> 00:06:06,083
من اين کار رو ميکنم.‏

103
00:06:06,167 --> 00:06:09,792
آره، ممنون. اين... اين واقعاً پيشنهاد مفيديه

104
00:06:11,417 --> 00:06:13,125
قابلي نداشت.‏

105
00:06:13,125 --> 00:06:15,333
آبميوه ت رو بخور.‏

106
00:06:15,208 --> 00:06:17,250
دوباره هواپيما شدي؟

107
00:06:17,375 --> 00:06:18,458
نگاه کنيد.‏

108
00:06:18,500 --> 00:06:21,083
حالا بايد کاري که من ميکنم رو انجام بدي.‏

109
00:06:21,083 --> 00:06:23,375
مرد روياها.‏

110
00:06:23,417 --> 00:06:27,083
اوه خداي من! دوباره برگشته

111
00:06:27,083 --> 00:06:28,833
سارا نگاه خيره زنان ديگه رو دنبال کرد

112
00:06:28,917 --> 00:06:30,167
تا به ورودي زمين بازي رسيد،‏

113
00:06:30,250 --> 00:06:33,542
تا بالاخره نگاهي به مرد روياها بندازه،‏

114
00:06:33,583 --> 00:06:36,167
پدر جوان خوش قيافه و مرموزي

115
00:06:36,167 --> 00:06:38,250
که در بهار گذشته براي چندين هفته

116
00:06:38,250 --> 00:06:41,167
مرتب به زمين بازي خيابان واکر مي آمد

117
00:06:41,167 --> 00:06:44,125
تا اينکه ناگهان از ديده ها محو شد.‏

118
00:06:44,333 --> 00:06:47,875
من خسته نيستم. ميخوام هواپيما سواري کنم.‏

119
00:06:48,000 --> 00:06:51,000
جدايي او يک خلاء بزرگ در زندگي احساسي

120
00:06:51,083 --> 00:06:53,417
شريل، ترسا و مري‌آن ايجاد کرد.‏

121
00:06:53,417 --> 00:06:56,625
تقريباً روزي نمي گذشت مگر اينکه يکي از آنها مشتاقانه

122
00:06:56,667 --> 00:07:00,375
درباره دليل غيبت او و احتمال بازگشتش گمانه زني مي کرد

123
00:07:02,208 --> 00:07:06,375
بگير که اومدم. ديگه اينجا جاي تو نيست، ديزل.‏

124
00:07:06,375 --> 00:07:08,833
دوباره که همون کارو کردي.‏

125
00:07:08,833 --> 00:07:10,542
از موتورهاي بخار متنفرم.‏

126
00:07:10,542 --> 00:07:13,417
وقتي برگردم با گازگيرهام گازت ميگيرم.‏

127
00:07:13,500 --> 00:07:17,125
آره؟ خب منم وقتي برگردم

128
00:07:17,250 --> 00:07:18,792
با کوبنده هام مي کوبمت.‏

129
00:07:18,917 --> 00:07:20,750
‏- آماده اي؟  - نه نميتوني.‏

130
00:07:23,167 --> 00:07:27,708
هربار تو برنده ميشي، ديزل!‏

131
00:07:27,708 --> 00:07:30,667
مي دونم!‏

132
00:07:30,667 --> 00:07:33,208
‏- سلام!  - ماماني اومد.‏

133
00:07:33,333 --> 00:07:36,208
کلاه دلقکي واقعا بـِـرَد رو اذيت مي کرد.‏

134
00:07:36,292 --> 00:07:39,708
پسرک در تمام روز با اين کاه غذا مي خورد،‏
بازي مي کرد و باهاش چرت مي زد.‏

135
00:07:39,708 --> 00:07:43,667
ولي به محض اينکه مادرش وارد خونه مي شد
ديگه نيازي به اون نداشت.‏

136
00:07:43,750 --> 00:07:46,208
انگار تمام روز تا اون لحظه

137
00:07:46,250 --> 00:07:49,167
فقط يک بازي بي هدف و بي مصرف بوده.‏

138
00:07:49,167 --> 00:07:51,208
امروز زير آفتاب رفتي، مگه نه؟

139
00:07:51,250 --> 00:07:54,167
بابايي دوباره يادش رفت کرم ضد آفتاب برات بزنه؟

140
00:07:55,833 --> 00:07:58,583
چيکار داري ميکني؟

141
00:07:58,583 --> 00:08:02,083
اين اسم کاملشه. از چيش خوشت مياد؟

142
00:08:02,208 --> 00:08:04,583
ممم...‏

143
00:08:04,583 --> 00:08:07,083
دوست دارم برم خونشون.‏

144
00:08:07,125 --> 00:08:08,417
همم...‏

145
00:08:11,417 --> 00:08:15,000
فکر کنم بالاخره تسليم بشم و يه موبايل بخرم.‏

146
00:08:15,042 --> 00:08:17,125
‏- واقعا؟
‏- هممم...‏

147
00:08:17,208 --> 00:08:18,542
چرا؟

148
00:08:22,000 --> 00:08:24,208
وقتي با آرون بيرون ميرم هيچ راهي براي ارتباط با تو ندارم.‏

149
00:08:24,250 --> 00:08:25,458
غذات تموم شد؟

150
00:08:27,708 --> 00:08:29,792
تو يکي داري.‏

151
00:08:29,958 --> 00:08:31,875
فکر نميکني عجيبه که من نداشته باشم؟

152
00:08:31,875 --> 00:08:35,667
چرا. ولي قبلاً هيچوقت نميخواستي.‏

153
00:08:35,792 --> 00:08:38,167
آره ميدونم.‏

154
00:08:38,167 --> 00:08:41,583
يه طرح مکالمه خانواده هست. مي تونيم مجاني حرف بزنيم.‏

155
00:08:43,583 --> 00:08:45,250
باشه.‏

156
00:08:45,250 --> 00:08:48,042
بذار ببينيم آخر ماه وضعمون چطوره.‏

157
00:08:48,083 --> 00:08:49,583
آره؟

158
00:08:49,583 --> 00:08:52,792
دستات تميزه؟

159
00:09:08,125 --> 00:09:10,375
مادر بچه طبق روال هميشگي هر شب بعد از شام،‏

160
00:09:10,458 --> 00:09:13,792
بــرد رو به کتابخانه شهر مي فرستاد

161
00:09:13,792 --> 00:09:16,917
تا براي امتحان وکالت درس بخونه.‏

162
00:09:16,917 --> 00:09:20,333
ولي اون هيچوقت به در ساختمون کتابخانه هم نمي رسيد.‏

163
00:09:23,000 --> 00:09:26,417
بـــرد هفته ها بود که اسکيت بازها رو تماشا مي کرد،‏

164
00:09:26,458 --> 00:09:29,167
گاهي وقتها به مدت يک ساعت کامل.‏

165
00:09:29,167 --> 00:09:32,208
ولي هيچوقت کوچکترين توجه يا تشکري از اونها دريافت نمي کرد.‏

166
00:09:33,917 --> 00:09:37,833
وقتي که مادرش مرد، همسن و سال همين پسرها بود.‏

167
00:09:37,917 --> 00:09:40,083
‏- واقعا اين کارو کردي؟
‏- بيخيال!‏

168
00:09:40,167 --> 00:09:42,250
‏- قشنگ بود.‏
‏- هي، قشنگ بود پسر!‏

169
00:09:42,250 --> 00:09:44,958
بـــرد با خودش فکر مي کرد:‏
"من هم احتمالاً همين شکلي بودم"

170
00:09:44,958 --> 00:09:49,292
"منم احتمالاً يکي از همينا بودم"

171
00:09:52,667 --> 00:09:54,083
وحشتناکه.‏

172
00:09:56,000 --> 00:09:58,167
بايد اونو اخته کنن

173
00:09:58,292 --> 00:10:00,167
خيلي شيک و سريع، فقط بکننش.‏

174
00:10:00,167 --> 00:10:02,292
اونوقت ديگه لازم نيست از اين اعلاميه ها
براي همسايه ها بفرستي

175
00:10:02,292 --> 00:10:04,167
ديگه بايد چي کار کني؟

176
00:10:04,208 --> 00:10:07,292
آلتش رو با ميخ به سردر دبستان بکوبي؟

177
00:10:07,417 --> 00:10:10,167
به عنوان هشداري براي آدماي منحرف ديگه

178
00:10:10,208 --> 00:10:12,000
به نظرت خنده داره؟

179
00:10:12,000 --> 00:10:15,458
فقط باورم نميشه که تو ميخواي يک نفر رو
به خاطر نشون دادن بدنش اخته کني

180
00:10:15,583 --> 00:10:18,292
برادر من عادت داشت مال خودش رو نشون بده...‏

181
00:10:18,417 --> 00:10:20,917
وقتي نوجوون بوديم. توي اتاق خواب من،‏

182
00:10:21,042 --> 00:10:23,417
توي اتاق پذيرايي، صندلي پشتي ماشين.‏

183
00:10:23,458 --> 00:10:27,000
هميشه يه راهي پيدا ميکرد که هيچکس نبيندش به جز من.‏

184
00:10:27,083 --> 00:10:29,250
به هيچکس حرفي نزدي؟

185
00:10:29,292 --> 00:10:31,333
نه، نميخواستم تو دردسر بندازمش

186
00:10:31,333 --> 00:10:33,250
شايد اونم بايد اخته بشه.‏

187
00:10:35,125 --> 00:10:37,833
اين فرق ميکنه. اون واسه غريبه ها اينکارو نميکرده

188
00:10:38,000 --> 00:10:40,583
اوه خداي من. اون اينجاست.‏

189
00:10:40,708 --> 00:10:43,250
بعد از اين همه وقت، دو روز پشت سر هم اومده.‏

190
00:10:43,375 --> 00:10:44,833
آتيش کجاست؟

191
00:10:44,917 --> 00:10:47,583
شايد رفته بوده تعطيلات.‏

192
00:10:47,583 --> 00:10:50,042
تعطيلي از چي؟

193
00:10:50,167 --> 00:10:52,375
از مرد روياها بودن؟

194
00:10:52,125 --> 00:10:54,667
کار کثيفيه، ولي بالاخره يه نفر بايد انجامش بده.‏

195
00:10:58,250 --> 00:11:00,500
‏- ببندمش؟
‏- ببندش

196
00:11:00,583 --> 00:11:03,833
در رو ببند. آهان.‏

197
00:11:03,917 --> 00:11:06,417
‏- هنوز بازه.‏
‏- اشکالي نداره.‏

198
00:11:06,417 --> 00:11:09,542
‏- يکي ديگه ميبندتش
‏- داريم تمرين ميکنيم؟

199
00:11:11,917 --> 00:11:14,542
قراره تاب بازي کنيم؟

200
00:11:14,542 --> 00:11:16,625
وقت تاب بازيه!‏

201
00:11:21,625 --> 00:11:23,333
خرجشو از کجا مياره؟

202
00:11:23,458 --> 00:11:27,375
راستش ما هيچوقت باهاش حرف نزديم.‏

203
00:11:27,375 --> 00:11:28,583
واقعا؟

204
00:11:28,667 --> 00:11:31,125
ما حتي اسمش رو هم نميدونيم.‏

205
00:11:31,167 --> 00:11:34,250
شما که گفتيد مرتب ميومده اينجا.‏

206
00:11:34,333 --> 00:11:36,417
‏- راحت نبوديم.‏
‏- دستپاچه مي شديم.‏

207
00:11:36,417 --> 00:11:39,625
همش بايد فکر کني که صبح چي بپوشي.‏

208
00:11:39,750 --> 00:11:42,375
ميدوني، آرايش کردن و... خسته کننده بود

209
00:11:51,750 --> 00:11:54,167
ماماني، هولم بده!‏

210
00:11:54,167 --> 00:11:57,708
باشه. الان ميام.‏

211
00:12:01,042 --> 00:12:04,250
صبر کن!‏

212
00:12:04,250 --> 00:12:06,500
پنج دلار باهات شرط ميبندم که نتوني
شماره تلفنش رو بگيري.‏

213
00:12:13,292 --> 00:12:15,958
چند سالشه؟

214
00:12:15,958 --> 00:12:17,333
لوسي،‏

215
00:12:17,333 --> 00:12:20,250
به اين پسر مؤدب بگو که چندسالته.‏

216
00:12:20,333 --> 00:12:22,792
سه سالمه

217
00:12:22,792 --> 00:12:25,292
مامان بزرگ من تو نيوجرسي زندگي مي کنه

218
00:12:25,292 --> 00:12:28,333
ولي تو خونشون استخر شنا نداره.‏

219
00:12:28,208 --> 00:12:29,875
تو دوست داري شنا کني؟

220
00:12:29,875 --> 00:12:33,333
کوسه ها رو دوست ندارم. آدمو ميخورن

221
00:12:33,333 --> 00:12:35,333
به حرفاش گوش نکن.‏

222
00:12:35,125 --> 00:12:38,667
ما تقريباً هرروز ميريم به استخر شهر.‏

223
00:12:38,667 --> 00:12:42,333
‏- راستي اسم من "بـِــرَد"ه
‏- سارا

224
00:12:42,167 --> 00:12:44,625
شما زياد اينجا ميايد؟

225
00:12:44,667 --> 00:12:47,167
نه، فقط چند هفته ست.‏

226
00:12:47,167 --> 00:12:49,542
من معمولاً ميرم اونجايي که تو خيابون هريس هست.‏

227
00:12:49,583 --> 00:12:51,917
همون که چيزاي چوبي داره، بغلشم سراشيبيه.‏

228
00:12:52,042 --> 00:12:53,625
آره، راستش ما يه خونه درست بغلش اجاره کرديم.‏

229
00:12:53,708 --> 00:12:55,208
نزديک اونجا توي خيابون اشفورث.‏

230
00:12:55,250 --> 00:12:58,250
اون ماشين بستني فروشي هيچوقت از اونجا نميره.‏
مثل کابوس ميمونه

231
00:12:58,333 --> 00:13:01,833
آره بابا ميدونم

232
00:13:01,917 --> 00:13:04,667
ميدوني، تو اولين کسي هستي که تا حالا اينجا با من حرف زده.‏

233
00:13:06,500 --> 00:13:09,708
بقيه پيش تو دست و پاشونو گم مي کنن.‏

234
00:13:09,833 --> 00:13:12,333
بيخيال بابا.‏

235
00:13:12,375 --> 00:13:15,792
فکر کنم پدرها زياد در طول هفته اينجا نميان.‏

236
00:13:19,333 --> 00:13:21,250
مجبور نيستي مودب باشي. ميتوني بپرسي.‏

237
00:13:21,292 --> 00:13:23,333
چي رو؟

238
00:13:23,167 --> 00:13:26,458
همين ديگه، آدمي که پيژامه ميپوشه و مياد اينجا خرجشو از کجا مياره.‏

239
00:13:26,542 --> 00:13:29,917
آهان خيلي خب. شغل زنت چيه؟

240
00:13:29,917 --> 00:13:33,250
‏- مستندسازه.‏
‏- اوه، جالبه.‏

241
00:13:33,375 --> 00:13:36,167
‏- شبيه مايکل مور؟
‏- شبيه اينايي که پي.بي.اس نشون ميده

242
00:13:36,250 --> 00:13:39,000
اوه

243
00:13:39,000 --> 00:13:41,083
به نظر من قابل تحسينه که تو اينجا مياي.‏

244
00:13:41,083 --> 00:13:43,958
دليلي نداره که پدرها نتونن بچه داري بکنن

245
00:13:46,333 --> 00:13:48,167
من دو سال پيش فارغ التحصيل حقوق شدم

246
00:13:48,250 --> 00:13:51,625
ولي انگار نميتونم امتحان وکالت رو پاس کنم.‏
تا حالا دوبار رد شدم

247
00:13:53,417 --> 00:13:56,333
شايد دلت نميخواد وکيل باشي.‏

248
00:13:59,250 --> 00:14:01,000
ميخوام يه بار ديگه امتحان بدم.‏

249
00:14:01,083 --> 00:14:02,625
اگه اين بار خراب کنم

250
00:14:02,708 --> 00:14:06,875
ديگه بايد يه کار ديگه اي واسه خودم پيدا کنم.‏

251
00:14:07,000 --> 00:14:09,458
‏- درسته رفيق؟
‏- درسته.‏

252
00:14:09,500 --> 00:14:12,833
سارا شگفت زده شده بود از اينکه بــرد

253
00:14:12,833 --> 00:14:16,542
بدون کوچکترين احساس شرمي از شکستش، اعتراف مي کرد.‏

254
00:14:16,583 --> 00:14:19,167
بيشتر مردها اينطور نيستن.‏

255
00:14:19,250 --> 00:14:22,333
مطمئنا همسرش، ريچارد، اينطور نبود.‏

256
00:14:22,125 --> 00:14:25,000
با خودش فکر کرد که آيا بـــرد هميشه اينطور روراسته؟

257
00:14:25,083 --> 00:14:27,958
بالاخره به نظر مي رسيد که کمي تنهاست

258
00:14:27,958 --> 00:14:31,458
و کاملاً آماده ست که سفره دلش را با کوچکترين علامتي باز کنه

259
00:14:31,500 --> 00:14:34,083
مثل خيلي از مادران جواني که ميشناخت.‏

260
00:14:34,250 --> 00:14:36,750
راستي کالسکه همراهت رو ديدم.‏

261
00:14:36,875 --> 00:14:39,083
مگه بچه ديگه هم داري؟

262
00:14:39,125 --> 00:14:42,000
نه فقط آرون. کالسکه رو توي فروش خونگي خريدم.‏

263
00:14:42,000 --> 00:14:45,333
اون صندلي اضافه به درد خرس پسرم ميخوره

264
00:14:45,333 --> 00:14:48,542
لوسي هيچوقت توي کالسکه يا صندلي ماشين نميشينه.‏

265
00:14:48,542 --> 00:14:52,125
مجبوريم همه جا پياده بريم.‏
نيم ساعت طول ميکشه سه تا کوچه بريم.‏

266
00:14:52,125 --> 00:14:53,750
مگه اينکه بغلش کنم.‏

267
00:14:53,833 --> 00:14:57,500
‏- بابايي، من ديگه ميخوام برم.‏
‏- مطمئني؟ ما تازه اومديم.‏

268
00:14:57,500 --> 00:15:00,292
من الان ميخوام برم.‏

269
00:15:00,292 --> 00:15:02,917
باشه، خيلي خوب. الان ميريم.‏

270
00:15:02,917 --> 00:15:05,875
آماده اي؟ يک، دو، سه.‏

271
00:15:06,125 --> 00:15:07,750
‏- آخ
‏- اوه، يه لحظه صبر کن

272
00:15:07,833 --> 00:15:09,250
‏- آهان. ممنونم
‏- حالت خوبه؟

273
00:15:09,250 --> 00:15:11,083
مشکلي نيست.‏

274
00:15:11,125 --> 00:15:14,250
وقتي که بـــرد روي زانوهاش پسرش خم شده بود

275
00:15:14,375 --> 00:15:19,083
سارا خودش رو غرق در اندوه غيرمنتظره اي يافت

276
00:15:19,167 --> 00:15:22,125
پيش خودش فکر مي کرد: "نرو"‏

277
00:15:22,250 --> 00:15:25,792
"منو اينجا با بقيه تنها نذار"

278
00:15:25,917 --> 00:15:29,750
‏- از حرف زدن باهات خوشحال شدم.‏
‏- منم همينطور.‏

279
00:15:29,750 --> 00:15:33,000
صبر کن! همم...‏

280
00:15:33,000 --> 00:15:34,917
بيا اينجا. يه لحظه...‏

281
00:15:34,958 --> 00:15:37,083
بيا اينجا.‏

282
00:15:39,333 --> 00:15:41,250
اون زنها رو اونجا ميبيني؟

283
00:15:41,375 --> 00:15:43,208
آره، فقط نه... نگاه نکن.‏

284
00:15:43,292 --> 00:15:46,167
ميدوني به تو چي ميگن؟

285
00:15:46,167 --> 00:15:47,667
چي؟

286
00:15:47,750 --> 00:15:50,125
مرد روياها

287
00:15:50,125 --> 00:15:51,667
اوه خدايا، واقعا؟

288
00:15:51,750 --> 00:15:54,333
آره، واسه تعريف ازت ميگن

289
00:15:54,208 --> 00:15:56,667
تو شخصيت بزرگي در زندگي خيالي اونها داري.‏

290
00:15:56,708 --> 00:15:58,333
واو

291
00:15:58,208 --> 00:16:01,583
همم... حالا يکي از اونا پنج دلار با من شرط بسته
که من نميتونم شماره تلفن تورو بگيرم.‏

292
00:16:01,583 --> 00:16:04,250
پنج دلار، هان؟

293
00:16:04,333 --> 00:16:06,292
آره

294
00:16:06,292 --> 00:16:08,750
ميشه 50-50 تقسيمش کنيم؟

295
00:16:08,750 --> 00:16:10,833
يه کاريش ميکنيم

296
00:16:10,833 --> 00:16:12,250
لازم نيست شماره واقعيت باشه.‏

297
00:16:12,292 --> 00:16:15,042
اوه، خيلي خب، اگه اينجوريه حتما. خودکار داري؟

298
00:16:15,042 --> 00:16:18,208
عاليه. اوه لعنتي. نه.... نه ندارم.‏

299
00:16:18,292 --> 00:16:20,208
‏- خب...‏

300
00:16:20,250 --> 00:16:22,333
نه صبر کن، صبر کن.‏

301
00:16:22,333 --> 00:16:25,792
ميدوني چي خيلي بامزه ميشه؟

302
00:16:25,792 --> 00:16:28,875
اگه منو بغل کني.‏

303
00:16:28,917 --> 00:16:32,250
‏- واقعا؟   - آره.‏

304
00:16:32,250 --> 00:16:34,667
‏- آره.  - خيلي خب. بيا اينجا.‏

305
00:16:35,958 --> 00:16:38,250
اوه خداي من.‏

306
00:16:39,708 --> 00:16:43,167
ميخواي حسابي حالشونو جا بياريم؟

307
00:16:43,167 --> 00:16:44,417
آره

308
00:16:48,583 --> 00:16:49,625
‏- اوه خداي من!    - تروي!‏

309
00:16:49,833 --> 00:16:51,167
‏- لوسي!   - ايزابل!‏

310
00:16:51,250 --> 00:16:54,167
ايزابل! بيا اينجا، ايزابل. بايد بريم ديگه.‏

311
00:16:54,250 --> 00:16:56,167
‏- ايزابل!   - تروي!‏

312
00:16:56,167 --> 00:16:59,250
‏- فکر کنم نقشمون گرفت.   - آره، فکر کنم

313
00:16:59,333 --> 00:17:02,833
‏- هممم، خب از ديدنت خوشحال شدم.   - آره.‏

314
00:17:02,958 --> 00:17:05,375
چيزي نيست. ميريم خونه

315
00:17:05,375 --> 00:17:07,542
‏- چيزي نيست.   - لوسي؟

316
00:17:07,625 --> 00:17:09,542
ميخوايم بريم خونه.‏

317
00:17:09,542 --> 00:17:12,083
خي بيا بيرم دختر خوب.‏

318
00:17:12,083 --> 00:17:13,958
دختر خوب

319
00:17:16,333 --> 00:17:18,750
مطمئنم که واسه دخترت خيلي آموزنده بود.‏

320
00:17:18,750 --> 00:17:20,125
اسمش "بــــرد"ه. وکيله

321
00:17:20,250 --> 00:17:23,000
خيلي هم آدم خوبيه

322
00:17:26,833 --> 00:17:29,167
در طول اين چند روز سارا نمي تونست روي هيچي تمرکز کنه

323
00:17:29,167 --> 00:17:31,750
مگر بر روي مرد روياها

324
00:17:31,750 --> 00:17:33,833
و اتفاق عجيبي که توي زمين بازي

325
00:17:33,833 --> 00:17:35,792
بين اونها رخ داد.‏

326
00:17:37,333 --> 00:17:39,875
سارا احساس شرم يا گناه نداشت،‏

327
00:17:40,000 --> 00:17:43,375
تنها يک حس عميق گم شدگي داشت،‏

328
00:17:43,500 --> 00:17:45,708
انگار که فضايي ها اونو دزديده باشن

329
00:17:45,708 --> 00:17:49,250
و بعد از چند ساعت بدون آسيب رها کرده باشن.‏

330
00:18:05,792 --> 00:18:08,167
بـــرد مثل چند روز گذشته،‏

331
00:18:08,167 --> 00:18:12,000
در حال بازسازي صحنه بوسه در ذهن خودش بود.‏

332
00:18:12,000 --> 00:18:14,292
هنوز نمي تونست باور کنه که واقعا اين اتفاق افتاده

333
00:18:14,417 --> 00:18:16,250
در حالي که هم? اون زنها و بچه ها
داشتند نگاه مي کردن

334
00:18:16,250 --> 00:18:17,417
تروي! تروي!‏

335
00:18:17,417 --> 00:18:20,542
آرون هم به طور خاص نسبت به چيزي که ديده بود
کنجکاو شده بود

336
00:18:20,542 --> 00:18:22,375
چرا اون خانوم رو بغل کردي؟

337
00:18:22,375 --> 00:18:24,667
خب منم ميخوام همين رو با اين عروسک بادي نشونت بدم

338
00:18:24,708 --> 00:18:28,417
اين يه بازيه که بعضي وقتا آدم بزرگا انجام ميدن
تا نشون بدن که با هم دوستن.‏

339
00:18:28,458 --> 00:18:30,875
بعد ميگي: "سلام، من دوست توام"‏

340
00:18:30,875 --> 00:18:32,292
اما آرون مشکوک بود.‏

341
00:18:32,292 --> 00:18:35,083
صبح روز بعد اونها به زمين بازي برگشتن

342
00:18:35,208 --> 00:18:37,958
ولي کسي اونجا نبود.‏

343
00:18:37,958 --> 00:18:40,583
سارا به استخر عمومي شهر هم نيومد،‏

344
00:18:40,583 --> 00:18:42,750
با اينکه بــرد مي دونست که بهش گفته بيشتر بعد از ظهرها

345
00:18:42,750 --> 00:18:45,167
با آرون به اونجا ميره.‏

346
00:18:45,167 --> 00:18:48,375
براش مهم نبود که سارا به اون نميخوره،‏

347
00:18:48,417 --> 00:18:52,458
حتي اونقدرها زيبا هم نيست...‏
لااقل در مقايسه با کتي،‏

348
00:18:52,500 --> 00:18:57,250
با پاهاي بلند و موهاي براق...‏

349
00:18:57,250 --> 00:18:59,333
و سينه هاي بي نقصش.‏

350
00:18:59,375 --> 00:19:03,042
سارا کوتاه قد بود، بدن پسرانه داشت،‏

351
00:19:03,167 --> 00:19:06,083
و ابروهاش بيش از مقدار لازم کلفت بودن.‏

352
00:19:07,750 --> 00:19:12,167
با اين حال سارا با در آغوش گرفتن بـــرد

353
00:19:12,208 --> 00:19:14,333
انگار که يک آرزوي مخفيانه رو برآورده کرده بود

354
00:19:14,333 --> 00:19:18,333
آرزويي که بـــرد قبلاً ازش خبر نداشت.‏

355
00:19:18,333 --> 00:19:20,167
هي، منحرف!‏

356
00:19:20,292 --> 00:19:22,250
هي، تو، منحرف!‏

357
00:19:22,375 --> 00:19:24,875
از پسربچه ها خوشت مياد، نه؟

358
00:19:24,875 --> 00:19:27,500
‏- لري؟   - آره من خود لاکردارشم.‏

359
00:19:27,500 --> 00:19:29,250
خداي من، حتي شوخيش هم قشنگ نيست.‏

360
00:19:29,333 --> 00:19:31,292
چيکار ميکني؟ مشغول کاري هستي؟

361
00:19:31,333 --> 00:19:35,583
آه، راستش قراره که درس بخونم.‏

362
00:19:35,583 --> 00:19:37,958
ماه بعد امتحان وکالت دارم.‏

363
00:19:38,083 --> 00:19:40,333
فکر ميکردم سال پيش اون امتحان رو دادي.‏

364
00:19:40,333 --> 00:19:43,375
آره. ميبيني که چه خوب از پسش بر اومدم.‏

365
00:19:43,125 --> 00:19:47,583
من فکراي بهتري دارم. سوار شو

366
00:19:47,583 --> 00:19:50,333
بجنب. بجنب، بجنب، بجنب، بجنب

367
00:19:52,583 --> 00:19:55,375
ميشه اينها رو نگه داري؟ مرتب نگهشون دار

368
00:19:55,458 --> 00:19:58,333
اوه

369
00:19:58,333 --> 00:20:02,500
تو... توي کميته هستي؟

370
00:20:04,125 --> 00:20:06,000
من خود کميته هستم.‏

371
00:20:07,667 --> 00:20:10,167
واو

372
00:20:10,250 --> 00:20:12,250
اين... اين خيلي تعهد بزرگيه

373
00:20:12,250 --> 00:20:15,042
آره

374
00:20:15,125 --> 00:20:17,167
مگه تمام وقت تو نيروي پليس نيستي؟

375
00:20:19,500 --> 00:20:21,958
آره، يه مدتي... يه مدتي مرخصي گرفتم

376
00:20:26,833 --> 00:20:30,333
ميدوني بايد با اين حرومزاده چيکار کنن؟

377
00:20:30,417 --> 00:20:32,917
بايد اخته ش کنن. ميدوني که پففففف

378
00:20:32,958 --> 00:20:36,583
کارو يکسره کنن. درسته؟

379
00:20:36,583 --> 00:20:38,083
آره

380
00:20:47,667 --> 00:20:49,167
چه خوشتيب شدي

381
00:20:51,208 --> 00:20:54,250
ورزش مي کردي؟

382
00:20:54,250 --> 00:20:58,042
اوه فقط دراز نشست و شنا...‏

383
00:20:58,042 --> 00:20:59,583
يه کمي دوي آروم

384
00:21:02,208 --> 00:21:04,292
بچه ها خوششون مياد

385
00:21:06,417 --> 00:21:07,792
کدوم بچه ها؟

386
00:21:09,833 --> 00:21:13,250
نه. خيليم بد نيست

387
00:21:13,208 --> 00:21:16,333
آره قشنگه، ولي خيلي روش حساب نکن.‏

388
00:21:16,167 --> 00:21:17,667
مثل بازي کردن رو سيمانه

389
00:21:17,708 --> 00:21:19,625
هي، يه لحظه صبر کن

390
00:21:19,750 --> 00:21:21,958
دواين! من بايد راجع به کميته باهات حرف بزنم.‏

391
00:21:21,958 --> 00:21:24,375
راستش خيلي مهمه که تو هم از اين موضوع حمايت کني.‏

392
00:21:24,250 --> 00:21:27,542
لري! من قبلا هم بهت گفتم، هيچکدوم از ما
نمي خوايم قاطي اين مزخرفات بشيم

393
00:21:27,542 --> 00:21:31,083
ما اومديم اينجا بازي کنيم. اگه تو ميخواي کار ديگه کني
عيب نداره، ولي ما رو قاطي نکن

394
00:21:31,167 --> 00:21:33,167
باشه باشه، خب. مي فهمم. مي فهمم. بچه ها!‏

395
00:21:33,250 --> 00:21:36,208
بياييد اينجا

396
00:21:36,333 --> 00:21:39,292
بجنب، بجنب، حلقه بزنيد!‏

397
00:21:39,417 --> 00:21:43,250
مي خوام همه تون با مهاجم جديدمون آشنا بشيد

398
00:21:43,250 --> 00:21:46,250
‏- مهاجم؟    - بهتره خيلي ترسو نباشه

399
00:21:46,333 --> 00:21:47,750
اون توي دانشگاه بازي مي کرده

400
00:21:47,875 --> 00:21:49,750
آه، من هنوز خيلي آشنا نشدم با اينجا

401
00:21:49,833 --> 00:21:51,625
شماها کي هستيد؟

402
00:21:51,625 --> 00:21:53,458
‏- ما نگهبان جامعه ايم!   - ما پليسيم.‏

403
00:21:53,583 --> 00:21:55,500
به ليگ شبانه نواحي سه گانه خوش اومدي

404
00:21:55,500 --> 00:21:58,417
بيايد روي چندتا پاس ساده کار کنيم.‏

405
00:22:01,000 --> 00:22:03,625
بــــرد منتظر شد تا حس خوبش بروز کنه

406
00:22:03,625 --> 00:22:06,750
بهانه هاي زيادي ميتونست جور کنه.‏

407
00:22:06,833 --> 00:22:10,500
ولي ايستادن در اينجا زير نورهاي روشن
حس خيلي خوبي داشت.‏

408
00:22:10,500 --> 00:22:13,083
و او سرشار از همون حس آشنايي بود که درست پيش از

409
00:22:13,083 --> 00:22:15,375
بوسيدن سارا احساس مي کرد...‏

410
00:22:15,167 --> 00:22:17,167
انگار که دنيا از وسط باز شده بود

411
00:22:17,292 --> 00:22:20,625
تا يک موقعيت هيجان انگيز رو براش آشکار کنه.‏

412
00:22:22,167 --> 00:22:25,167
باشه. فقط اجازه بديد يه کم گرم کنم

413
00:22:25,208 --> 00:22:27,250
خيلي خب! راه بيفتيد

414
00:22:27,250 --> 00:22:30,083
آماده... شروع!‏

415
00:22:35,500 --> 00:22:37,333
چه مرگته؟

416
00:22:37,167 --> 00:22:39,000
بعد از توپ بهم ضربه زدي

417
00:22:39,083 --> 00:22:41,000
اينجا از اين سوسول بازيا نداريم رفيق

418
00:22:43,167 --> 00:22:47,458
جقي خاک برسر. به تو ميگن مهاجم؟

419
00:22:59,667 --> 00:23:01,667
اوه اينجا خونه ما نيست.‏

420
00:23:04,250 --> 00:23:06,708
چيکار داري ميکني؟

421
00:23:06,708 --> 00:23:08,292
چيه؟ چي ميخواي؟

422
00:23:10,333 --> 00:23:12,875
ميخوام اين آشغال بدونه که حواسم بهش هست.‏

423
00:23:18,292 --> 00:23:21,667
اوه، لعنتي. اوه

424
00:23:21,750 --> 00:23:24,667
فک نکنم ما بخواهيم اينجا باشيم، لري

425
00:23:24,667 --> 00:23:27,667
مسئله، خواستن نيست...‏

426
00:23:31,375 --> 00:23:33,625
جوني فکر ميکنه من به اين رواني معتاد شدم

427
00:23:33,625 --> 00:23:36,000
فکر ميکنه اگر سر يه کاري بودم ديگه روزي پنج، شيش بار

428
00:23:36,000 --> 00:23:39,333
از جلوي اين خونه رد نمي شدم. ولي ميدوني چيه؟

429
00:23:39,417 --> 00:23:42,667
فکر ميکنم يه جورايي اين کار منه

430
00:23:45,292 --> 00:23:48,125
يه نوار چسب توي داشبور هست.‏

431
00:23:48,125 --> 00:23:51,417
درش مياري؟

432
00:23:59,042 --> 00:24:01,333
عزيزم؟

433
00:24:04,083 --> 00:24:07,333
سلام

434
00:24:07,333 --> 00:24:09,917
کجا بودي؟

435
00:24:12,250 --> 00:24:13,958
اوه خداي من. چي شده؟

436
00:24:14,083 --> 00:24:16,375
من... من عضو يه گروهي شدم

437
00:24:16,542 --> 00:24:18,708
کميته والدين نگران

438
00:24:18,750 --> 00:24:21,792
ما يه اعلاميه هايي راجع به اون يارو منحرفه
تو خيابون وودوارت کورت پخش مي کنيم

439
00:24:21,792 --> 00:24:24,333
اينا بعدش هم يه کمي فوتبال بازي مي کنن

440
00:24:26,167 --> 00:24:27,583
توي اين ساعت شب؟

441
00:24:27,625 --> 00:24:30,583
آه آره يه ليگ شبانه ست

442
00:24:30,667 --> 00:24:34,292
پس قراره يه چيز دائمي باشه؟

443
00:24:34,333 --> 00:24:36,167
نه نه نه، فقط هفته اي يک بار

444
00:24:36,250 --> 00:24:39,167
بعد از اينکه درسم توي کتابخونه تموم ميشه

445
00:24:39,250 --> 00:24:41,125
اشکالي نداره؟

446
00:24:41,167 --> 00:24:44,083
آه، اين آدما کي هستن؟

447
00:24:44,083 --> 00:24:46,250
لري هجز رو يادت مياد؟

448
00:24:46,333 --> 00:24:48,250
اون مرده که نزديکه پارک اسپرينکلر هست
و بچه هاي دوقلو داره؟

449
00:24:48,333 --> 00:24:51,417
اين سازمان رو اون راه انداخته

450
00:24:51,458 --> 00:24:53,542
فکر ميکردم ازش خوشت نمياد.‏

451
00:24:55,250 --> 00:24:57,333
آدم بدي نيست

452
00:24:57,333 --> 00:25:00,667
اين کميته خيلي به دردخوره. يعني...‏

453
00:25:00,667 --> 00:25:03,000
واقعا ترسناکه يه آدم منحرف مثل اون

454
00:25:03,125 --> 00:25:05,333
درست کنار زمين بازي زندگي کنه

455
00:25:07,417 --> 00:25:10,583
همم. آره ميدونم.‏

456
00:25:10,708 --> 00:25:12,625
اصلا نميخوام راجع بهش فکر کنم.‏

457
00:25:15,833 --> 00:25:18,208
به نظرم بهتره يه دوش بگيري.‏

458
00:25:18,333 --> 00:25:21,167
بـــرد به سرعت دوش گرفت، چون احساس مي کرد
موقعيت نادري براش به وجود اومده

459
00:25:21,250 --> 00:25:24,333
که با همسرش سکس داشته باشه.‏

460
00:25:24,167 --> 00:25:26,333
با خود گفت: "اين درست چيزيه که نياز دارم"‏

461
00:25:26,333 --> 00:25:29,583
"يه چيزي که اون بوسه رو از ذهنم بيرون کنه"

462
00:25:29,625 --> 00:25:31,708
لطفا اين کارو نکن

463
00:25:31,792 --> 00:25:33,500
کتي! من قبل راجع به اين بحث کرديم

464
00:25:33,583 --> 00:25:35,250
اون ديگه بايد بتونه تنها بخوابه

465
00:25:35,333 --> 00:25:37,167
ميدونم. ولي خيلي راحت خوابيده اينجا

466
00:25:37,167 --> 00:25:38,792
خب، توي جاي خودش هم همينقد راحت ميخوابه

467
00:25:38,875 --> 00:25:41,250
خيلي دلم براش تنگ شده.‏

468
00:25:41,333 --> 00:25:44,375
ديگه خسته شدم از بس صبح از خواب پا شدم و
پاش توي صورتم بود

469
00:25:44,417 --> 00:25:47,292
پاي خيلي خوشگلي داره.‏

470
00:25:47,292 --> 00:25:49,917
نگاهش کن. يه لحظه نگاهش کن.‏

471
00:25:51,375 --> 00:25:52,708
مثل يه شيطون خوش قيافست.‏

472
00:25:52,708 --> 00:25:56,167
هممم. ميدونم عاليه

473
00:26:09,708 --> 00:26:11,125
شب بخير

474
00:26:16,083 --> 00:26:17,583
هيلکرست شماره 2

475
00:26:17,625 --> 00:26:19,708
يکي از بهترين مشاوران املاک بود.‏

476
00:26:19,833 --> 00:26:22,083
با اين حال سارا درباره خونه اي که ساکنش بود

477
00:26:22,083 --> 00:26:24,167
ترديدهايي داشت.‏

478
00:26:24,208 --> 00:26:27,542
سارا در خريد يا طراحي اون دخالتي نداشت.‏

479
00:26:27,542 --> 00:26:30,458
اين خونه به صورت يکجا توسط مادر ريچادر به اونها اهدا شده بود

480
00:26:30,458 --> 00:26:34,208
و وسايل اون هم باقيمانده هاي اولين ازدواج ريچارد بودن.‏

481
00:26:34,250 --> 00:26:36,208
زماني که سارا به اينجا اومد

482
00:26:36,292 --> 00:26:38,667
ريچارد علاقه زيادي به دکوراسيون مجدد نداشت.‏

483
00:26:38,792 --> 00:26:41,750
و سارا هم تصميم گرفت خونه رو به همون حال بذاره

484
00:26:41,833 --> 00:26:45,667
به جز يک اتاق که سارا براي خودش کنار گذاشته بود‏

485
00:26:45,750 --> 00:26:47,708
و به تدريج اون رو از اشياء و

486
00:26:47,750 --> 00:26:49,958
داشته هاي سابق خودش پر کرد.‏

487
00:26:55,833 --> 00:26:57,833
از لحظه اي که لوسي متولد شد

488
00:26:57,833 --> 00:27:00,833
سارا با استخدام کسي براي مراقبت از بچه مخالفت کرد.‏

489
00:27:00,833 --> 00:27:03,208
برام يه داستان ميخوني؟

490
00:27:03,292 --> 00:27:06,000
يه دقيقه صبر کن. خب؟

491
00:27:06,083 --> 00:27:08,542
‏- ميشه رو پات بشينم؟   - گفتم يه دقيقه صبر کن!‏

492
00:27:08,542 --> 00:27:10,833
برو کاراي خودتو انجام بده. برو.‏

493
00:27:10,958 --> 00:27:13,958
سارا دقيقا نميدونست که چرا همچين تصميمي گرفته.‏

494
00:27:14,042 --> 00:27:17,375
واقعيت اين بود که سارا بيشتر بعد از ظهرها دقيقه ها رو ميشمرد،‏

495
00:27:17,375 --> 00:27:21,042
و نااميدانه در انتظار لحظه اي بود که شوهرش از سر کار برگرده

496
00:27:21,125 --> 00:27:23,833
و سارا بالاخره بتونه زماني رو براي خودش داشته باشه.‏

497
00:27:23,917 --> 00:27:26,083
ولي حتي اين هم چيزي نبود که سارا بتونه بهش تکيه کنه.‏

498
00:27:26,208 --> 00:27:27,583
آماده رفتني؟

499
00:27:27,667 --> 00:27:29,500
ميشه چند دقيقه صبر کني؟

500
00:27:29,625 --> 00:27:32,083
شرمندم، ريچارد خودش رو توي دفتر طبقه بالا حبس کرده،‏

501
00:27:32,125 --> 00:27:34,958
‏- تا کارهاي اداره ش رو تموم کنه.   - اشکالي نداره

502
00:27:35,083 --> 00:27:37,250
من واسه يه نفر سورپرايز دارم.‏

503
00:27:37,250 --> 00:27:39,583
شب آدمو ميکشه. بازم نتونستم توي روز بخوابونمش.‏

504
00:27:39,583 --> 00:27:42,625
‏- اوه، بچه بيچاره.   - بايد بگي مامان بيچاره

505
00:27:42,750 --> 00:27:44,833
سلام

506
00:27:44,833 --> 00:27:47,750
يه دختر کوچولوي بامزه تو اين خونست؟

507
00:27:47,833 --> 00:27:50,375
اوه، خداي من

508
00:27:50,375 --> 00:27:53,292
چي...‏

509
00:27:53,167 --> 00:27:55,750
چي پيدا کردم؟

510
00:27:55,750 --> 00:27:58,333
‏- يه کلاه عروسکي.   - اوه، يه کلاه عروسکي

511
00:27:58,458 --> 00:27:59,917
جين، لازم نبود اين کارو بکني

512
00:28:00,042 --> 00:28:03,875
اوه، اين سگ کوچولو يه دختر لازم داشت که ازش نگهداري کنه

513
00:28:03,958 --> 00:28:06,667
منم يه دختر کوچولو ميشناسم که سگ لازم داشت.‏

514
00:28:08,750 --> 00:28:10,667
بذار ببينم.‏

515
00:28:10,750 --> 00:28:12,417
سارا کم کم داشت عصباني ميشد.‏

516
00:28:12,500 --> 00:28:15,167
قدم عصرگاهي تنها چيزي بود که

517
00:28:15,167 --> 00:28:18,250
سارا تمام روز منتظرش بود، و ريچارد هم اين رو ميدونست.‏

518
00:28:21,292 --> 00:28:23,375
اما اگر زندگي تنها يک چيز به ريچارد آموخته بود،‏

519
00:28:23,417 --> 00:28:25,333
اين بود که آدميزاد نميتونه به جنگ

520
00:28:25,333 --> 00:28:28,583
هوس هاي خودش بره.‏

521
00:28:28,583 --> 00:28:32,333
ريچارد ميتونست تصور کنه اگر ديگران او رو در اين حالت
ببينند چه خواهند گفت...‏

522
00:28:32,125 --> 00:28:35,208
مردم درست همون چيزي رو ميگن که اگر بفهمن "ري"‏

523
00:28:35,292 --> 00:28:38,750
در همسايگي اون ها در خلوت خودش لباس زنانه ميپوشه،‏

524
00:28:38,750 --> 00:28:40,583
يا "تد" از همکاران اون

525
00:28:40,583 --> 00:28:43,292
با افراد غريبه در استراحتگاه هاي اتوبان
رابطه همجنسگرايانه برقرار ميکنه

526
00:28:43,292 --> 00:28:46,708
ريچارد با خودش مي گفت:‏
"اين چيزيه که ما ميخوايم"

527
00:28:46,708 --> 00:28:48,792
"و کار خاصيش هم نميشه کرد"

528
00:28:50,417 --> 00:28:53,167
‏11 ماه پيش دست او روي لينک اين سايت لغزيد

529
00:28:53,250 --> 00:28:56,250
زماني که داشت براي يک شرکت مشاوره
تحقيق انجام مي داد.‏

530
00:28:56,167 --> 00:28:58,917
در اتاق کارش کاملا باز بود.‏

531
00:28:59,083 --> 00:29:01,167
ولي در هر صورت روي اون لينک کليک کرد.‏

532
00:29:09,250 --> 00:29:11,333
ريچارد به شدت مجذوب کشف خودش شده بود که

533
00:29:11,333 --> 00:29:13,958
‏"تد" در اتاقش رو زد.‏

534
00:29:13,958 --> 00:29:15,833
دارم سفارش ناهار ميگيرم. تو چيزي ميخواي؟

535
00:29:15,833 --> 00:29:17,708
ريچارد بدون جلب توجه، اما با عجله زياد

536
00:29:17,833 --> 00:29:20,875
سايت "کي" بي شرم رو از صفحه کامپيوتر بست...‏

537
00:29:20,875 --> 00:29:23,167
آه، آره من يه چيکن سزار ميخورم.‏

538
00:29:23,167 --> 00:29:26,542
‏... و دوباره وارد جريان يک روز عادي شد.‏

539
00:29:29,000 --> 00:29:31,333
تا اينکه چند ماه بعد

540
00:29:31,375 --> 00:29:34,833
ريچارد فکرهاي جديدي راجع به سايتي
که باز کرده بود پيدا کرد

541
00:29:37,500 --> 00:29:39,417
کار ديگه اي با من داري؟

542
00:29:39,417 --> 00:29:41,333
اوه، نه نه مي توني بري خونه.‏

543
00:29:41,375 --> 00:29:43,208
من ميخوام چندتا ايميل چک کنم.‏

544
00:29:43,208 --> 00:29:46,250
باشه، زياد ديروقت نرو. شامت يخ ميکنه.‏

545
00:29:54,208 --> 00:29:58,500
اخيرا "کي" بي شرم تبديل به يک مشکل شده بود.‏

546
00:29:58,583 --> 00:30:00,583
ريچارد بيش از حد به اون فکر مي کرد،‏

547
00:30:00,625 --> 00:30:02,083
و ساعت ها پاي هزاران عکسي

548
00:30:02,083 --> 00:30:05,208
که از اون موجود بود وقت مي گذروند.‏

549
00:30:05,250 --> 00:30:08,083
بعضي کارهاي "کي" از نظر اون عجيب بود،‏

550
00:30:08,167 --> 00:30:10,083
و بعضي حتي آزار دهنده.‏

551
00:30:10,083 --> 00:30:13,458
اون گاهي با وسايل آشپزخونه کار ميکرد،‏

552
00:30:13,583 --> 00:30:15,917
مثل همزن، و مثل دخترهاي کوچيک لباس مي پوشيد

553
00:30:16,042 --> 00:30:17,583
و با بادکنک بازي مي کرد.‏

554
00:30:17,708 --> 00:30:20,542
اما ريچارد کي بود که بخواد به اون درست و غلط رو ياد بده؟

555
00:30:23,917 --> 00:30:26,000
آهان، خودشه.‏

556
00:30:26,000 --> 00:30:29,708
با همه نزديکي اي که ريچارد گاهي به "کي" بي شرم احساس مي کرد،‏

557
00:30:29,750 --> 00:30:31,958
با اينکه باور داشت اون رو ميشناسه،‏

558
00:30:32,083 --> 00:30:34,833
هيچ وقت نميتونست اين حقيقت تلح رو از ذهنش بيرون کنه

559
00:30:34,833 --> 00:30:39,000
که اين دختر فقط به صورت تصاوير ديجيتال در دنياي او وجود داره.‏

560
00:30:49,042 --> 00:30:51,458
شرت، راهي براي غلبه بر اين مشکل بود.‏

561
00:30:51,500 --> 00:30:55,500
شايد يکي دوبار بو کردن ميتونست کار رو راه بندازه،‏

562
00:30:55,500 --> 00:30:58,292
و او بتونه برگرده به طبقه پايين و زندگي واقعيش رو بکنه،‏

563
00:30:58,292 --> 00:31:00,375
جايي که همسرش انتظارش رو ميکشيد

564
00:31:00,375 --> 00:31:03,333
و بي صبريش با گذر زمان بيشتر ميشد.‏

565
00:31:03,417 --> 00:31:06,333
چيکار داري ميکني؟

566
00:31:59,125 --> 00:32:03,250
کارت اونور تموم شده؟ چون خيلي دوست دارم برم قدمم رو بزنم.‏

567
00:32:04,958 --> 00:32:08,250
‏- ميتونستي در بزني.   - در زدم!‏

568
00:32:09,833 --> 00:32:12,500
ما بايد حرف بزنيم.‏

569
00:32:23,333 --> 00:32:25,292
امروز بدجوري ساکتي.‏

570
00:32:25,417 --> 00:32:28,667
‏- همه چي روبراهه؟   - چي؟

571
00:32:28,750 --> 00:32:31,125
آره

572
00:32:31,125 --> 00:32:33,333
فردا بايد بدون من قدم بزني.‏

573
00:32:33,333 --> 00:32:35,625
من بايد برم به جلسه گروهي مطالعه کتاب

574
00:32:35,750 --> 00:32:37,708
باشه

575
00:32:37,833 --> 00:32:40,167
مطمئني همه چي روبراهه؟

576
00:32:41,167 --> 00:32:43,917
آره، شرمندم.‏

577
00:32:43,958 --> 00:32:47,333
فکر کنم فقط يه کمي خستم.‏

578
00:32:47,417 --> 00:32:49,333
حالا چه کتابي مي خونيد؟

579
00:32:49,333 --> 00:32:51,042
"جرم و مجازات"

580
00:32:51,125 --> 00:32:54,208
واو. براي يک گروه کتابخواني خيلي روشنفکرانه ست

581
00:32:54,375 --> 00:32:58,125
خب، ما بحث هاي خيلي جالبي ميکنيم.‏

582
00:32:58,250 --> 00:33:00,708
توام بايد ماه بعد بياي. قراره کتاب "مادام بواري" رو بخونيم.‏

583
00:33:00,792 --> 00:33:02,917
ميتوني خواهر کوچيک من باشي.‏

584
00:33:03,042 --> 00:33:04,417
خواهر کوچيک؟

585
00:33:04,542 --> 00:33:08,333
داريم سعي مي کنيم زنان جوانتر رو وارد گروه کنيم.‏

586
00:33:08,167 --> 00:33:10,250
بهشون ميگيم خواهر کوچولو

587
00:33:11,583 --> 00:33:14,083
نميدونم، جين.‏

588
00:33:14,083 --> 00:33:16,542
من "مادام بواري" رو توي دانشگاه خوندم.‏

589
00:33:16,708 --> 00:33:19,208
متنش خيلي ضد زنه.‏

590
00:33:19,333 --> 00:33:22,250
خب، اين ديدگاه خيلي جالبيه.‏

591
00:33:22,333 --> 00:33:25,333
‏- بايد بياي.   - بذار راجع بهش فکر کنم.‏

592
00:33:25,333 --> 00:33:28,333
اوه، ببخشيد جين؟

593
00:33:28,250 --> 00:33:31,667
يه نفر در خونه ماست. بعداً بهت زنگ ميزنم. باشه؟

594
00:33:31,708 --> 00:33:33,542
سلام

595
00:33:37,167 --> 00:33:38,667
سلام

596
00:33:42,208 --> 00:33:44,792
اوه، خدايا

597
00:33:44,833 --> 00:33:46,167
سورپرايز شدم.‏

598
00:33:46,250 --> 00:33:48,250
من ديگه نديدمت بعد اون...‏

599
00:33:48,333 --> 00:33:51,000
اميدوارم اشکالي نداشته باشه. شوهرت گفت که کم کم بر ميگردي

600
00:33:51,000 --> 00:33:52,625
اوه، نه اصلا.‏

601
00:33:52,667 --> 00:33:55,000
از ديدنت خوشحالم.‏

602
00:33:55,083 --> 00:33:58,875
خدايا، هممم، ميخواي چايي چيزي برات بيارم؟

603
00:33:58,875 --> 00:34:01,125
من فقط يک دقيقه ميمونم. فقط خواستم بهت هشدار بدم

604
00:34:01,250 --> 00:34:04,000
‏- اون يارو، منحرفه رو که ميشناسي؟   - آره

605
00:34:04,083 --> 00:34:05,500
داشته نزديک زمين بازي دوچرخه سواري مي کرده

606
00:34:05,708 --> 00:34:08,167
‏- بچه ها رو مي پاييده.   - اوه، خداي من

607
00:34:08,208 --> 00:34:10,917
اوه، خدايا، به پليس گفتيد؟

608
00:34:10,917 --> 00:34:12,917
اونها نميتونن کاري بکنن. چون قانوني رو نميشکنه

609
00:34:12,917 --> 00:34:16,167
فکر کنم منتظرن تا يکي رو بکشه.‏

610
00:34:16,250 --> 00:34:18,583
فکر کردم بايد تو هم بدوني.‏

611
00:34:18,625 --> 00:34:22,292
ممنون. لطف کردي.‏

612
00:34:22,167 --> 00:34:24,458
بذار کمي چايي برات بيارم.‏

613
00:34:24,458 --> 00:34:28,292
متاسفم. فکر نکنم فکر خوبي باشه.‏

614
00:34:30,833 --> 00:34:33,292
من نمي خواستم اونو ببوسم.‏

615
00:34:33,333 --> 00:34:36,375
اصلا نميدونم چجوري اتفاق افتاد.‏

616
00:34:40,083 --> 00:34:43,042
من بهتره برم. مايک نگران ميشه.‏

617
00:34:48,583 --> 00:34:51,000
مي خواي صحبت کنيم؟

618
00:34:51,083 --> 00:34:52,917
من خستم.‏

619
00:36:26,500 --> 00:36:28,958
سلام

620
00:36:29,083 --> 00:36:31,292
سلام

621
00:36:31,417 --> 00:36:35,125
نه، هنوز خوابه.‏

622
00:36:35,208 --> 00:36:38,250
آره، همين الان دارم ميبينمش.‏

623
00:36:41,583 --> 00:36:45,167
نه، فک کنم اونقدرم بهشون نياز ندارم.‏‏

624
00:36:48,375 --> 00:36:49,875
باشه.‏

625
00:36:51,333 --> 00:36:54,458
خيلي خب. خداحافظ

626
00:37:58,417 --> 00:37:59,875
سلام

627
00:37:59,875 --> 00:38:02,292
سلام؟

628
00:38:02,333 --> 00:38:05,417
آره، ميخوام يه سفارش بدم.‏

629
00:38:05,417 --> 00:38:08,833
پيرس، سارا، خانوم.‏

630
00:38:10,917 --> 00:38:12,083
هممم...‏

631
00:38:12,083 --> 00:38:16,375
همين لباس شناي قرمز در صفحه 29

632
00:38:16,375 --> 00:38:18,667
پوشاننده شکم با يقه هفتي.‏

633
00:38:20,667 --> 00:38:23,167
آه، سايز من...‏

634
00:38:25,708 --> 00:38:29,458
ده... هشت. يعني فکر کنم.‏

635
00:38:29,625 --> 00:38:31,667
هشت

636
00:39:13,667 --> 00:39:15,292
ميخواي بري توي استخر؟

637
00:39:15,375 --> 00:39:17,083
مي خواي؟

638
00:39:20,250 --> 00:39:23,375
يک، دو.‏

639
00:39:29,250 --> 00:39:32,333
بابايي، ميشه الان برم توي استخر؟

640
00:39:32,333 --> 00:39:34,250
يه دقيقه ديگه، باشه؟

641
00:39:34,375 --> 00:39:37,542
باشه

642
00:39:37,667 --> 00:39:40,458
حالا شد

643
00:39:47,750 --> 00:39:50,250
ماماني، من جيش دارم

644
00:39:50,375 --> 00:39:52,625
برو تو استخر ديگه

645
00:39:52,750 --> 00:39:56,167
نه، من ميخوام برم دستشويي.‏

646
00:39:56,250 --> 00:39:58,125
واقعا؟

647
00:39:58,125 --> 00:40:00,083
باشه. بيا بريم

648
00:40:04,667 --> 00:40:06,125
خيلي خب. آماده اي؟

649
00:40:06,208 --> 00:40:08,417
بيا

650
00:40:37,333 --> 00:40:39,500
برگرد پايين

651
00:40:42,458 --> 00:40:45,500
هي، من دارم ميزنم روش.‏

652
00:40:45,542 --> 00:40:46,792
اوه

653
00:40:47,875 --> 00:40:50,792
واو

654
00:40:50,917 --> 00:40:53,333
‏- تو اينجايي.   - آره، سلام

655
00:40:53,417 --> 00:40:56,292
‏- سلام

656
00:40:57,625 --> 00:41:00,167
اميدوارم اشکالي نداشته باشه که اينجاييم. پوست لوسي خيلي حساسه

657
00:41:00,167 --> 00:41:02,792
بهتره اينجا توي سايه باشه.‏

658
00:41:02,833 --> 00:41:05,458
اوه نه، اشکالي نداره

659
00:41:05,625 --> 00:41:06,833
از ديدنت خوشحالم.‏

660
00:41:06,958 --> 00:41:08,917
آره، منم همينطور

661
00:41:11,417 --> 00:41:14,042
ببخشيد، ميشه پشتم رو بمالي؟

662
00:41:14,042 --> 00:41:17,167
آممم... باشه حتما.‏

663
00:41:17,250 --> 00:41:18,500
ممنون

664
00:41:20,250 --> 00:41:23,250
## کيه کيه در ميزنه؟ ##

665
00:41:23,250 --> 00:41:24,750
‏- خيلي ممنونم.   -#درو با لنگر ميزنه#‏

666
00:41:24,792 --> 00:41:26,875
## درو با لنگر ميزنه ##

667
00:41:27,000 --> 00:41:29,542
‏- ##کيه کيه در ميزنه؟##   - خوبه فقط...‏

668
00:41:29,667 --> 00:41:32,250
## من دلم ميلرزه ##

669
00:41:32,250 --> 00:41:34,167
لوسي، به اين پسر کوچولو که تو زمين بازي ديدي سلام کن

670
00:41:34,250 --> 00:41:35,750
سلام

671
00:41:35,792 --> 00:41:38,333
سلام

672
00:41:38,167 --> 00:41:40,417
يادت مياد؟

673
00:41:45,792 --> 00:41:47,792
استخر تبديل به يه کار ثابت شد

674
00:41:55,292 --> 00:41:57,917
هر روز اونها توي سايه کنار هم مينشستن

675
00:41:58,000 --> 00:41:59,917
و با هم بيشتر آشنا ميشدن

676
00:42:01,083 --> 00:42:03,917
اين خردل لازم داره.‏

677
00:42:03,917 --> 00:42:06,250
‏- خردل؟   - آره

678
00:42:06,250 --> 00:42:08,083
آرون و لوسي که حق انتخاب زيادي نداشتن،‏

679
00:42:08,125 --> 00:42:10,000
دوستي شکننده اي با هم برقرار کردن.‏

680
00:42:16,333 --> 00:42:18,333
آه، اين عاليه

681
00:42:18,125 --> 00:42:21,333
گاهي اوقات بـــرد و سارا بچه هاشونو عوض مي کردن.‏

682
00:42:25,208 --> 00:42:27,333
مامان گفت "چيزي که بابا بهت گفته درسته.‏

683
00:42:27,458 --> 00:42:30,417
حرف زدن با غريبه ها کار خوبي نيست."‏

684
00:42:30,542 --> 00:42:34,542
اين بهترين دوراني بود که سارا در سالهاي اخير داشت.‏

685
00:42:48,083 --> 00:42:51,125
اما هميشه آرزوي دست نيافتي لمس کردن،‏

686
00:42:51,250 --> 00:42:54,667
و لمس شدن توسط بـــرد وجود داشت.‏

687
00:42:54,667 --> 00:42:58,333
و به همون اندازه که اين رو ميخواست

688
00:42:58,167 --> 00:43:01,750
به همون اندازه دوست داشت که رابطه معصومانه اي

689
00:43:01,750 --> 00:43:04,208
که بين خودشون ايجاد کردن رو حفظ کنه

690
00:43:04,333 --> 00:43:07,042
بنابراين اين معامله رو قبول کرد...‏

691
00:43:07,125 --> 00:43:10,208
دست دادن پرسوداي ساعت 4

692
00:43:10,208 --> 00:43:13,125
در قبال يک وجب چمن،‏

693
00:43:13,167 --> 00:43:16,042
کمي نور خورشيد و يک همراه.‏

694
00:43:16,042 --> 00:43:19,375
يک روز شاد ديگر در کنار استخر.‏

695
00:43:21,250 --> 00:43:23,875
خيلي خب. ديگه براي شام پاستا نميخوريم. باشه؟

696
00:43:24,000 --> 00:43:26,167
ما بيش از حد تو اين خونه پاستا ميخوريم.‏

697
00:43:26,250 --> 00:43:28,292
فکر مي کردم پاستاي من رو دوست داري.‏

698
00:43:28,333 --> 00:43:30,958
دوست دارم. مشکل هم همينجاست.‏

699
00:43:31,083 --> 00:43:34,042
همينطور پيش بره بايد روي باسنم، فضاي تبليغاتي اجاره بدم.‏

700
00:43:35,292 --> 00:43:36,667
نه نميخوام. بايد برم.‏

701
00:43:36,750 --> 00:43:38,750
بايد ساعت 9 در برنامه "تپس" باشم

702
00:43:38,750 --> 00:43:40,833
فکر ميکردم هنوز داري اديت ميکني.‏

703
00:43:40,875 --> 00:43:43,750
آره خودمم همين فکرو ميکردم. ولي...‏

704
00:43:43,792 --> 00:43:47,208
يه چيزي در داستان اين خانواده هست که منو تحت تأثير قرار ميده.‏

705
00:43:50,042 --> 00:43:52,125
پدر خانواده...‏

706
00:43:52,167 --> 00:43:55,333
به ق.ت.ل رسيده

707
00:43:55,208 --> 00:43:58,667
در يک حمله مرگبار

708
00:43:58,667 --> 00:44:01,583
و يک پسر کوچيک از خودش به جا گذاشته.‏

709
00:44:04,250 --> 00:44:06,625
يه روز داشتم با مادر خانواده تلفني حرف مي زدم،‏

710
00:44:06,750 --> 00:44:10,500
و اون ميگفت که نميدونسته بايد براي کريسمس بعدي چيکار کنه.‏

711
00:44:10,500 --> 00:44:11,833
خدا من، معلومه.‏

712
00:44:11,875 --> 00:44:14,333
نه از اون لحاظ. اينجوري بود که...‏

713
00:44:14,333 --> 00:44:17,333
انگار نميدونست بايد اين سنت رو با پسرش ادامه بده يا نه

714
00:44:17,458 --> 00:44:19,292
سنتي که با پدر خانواده شروع شده بود.‏

715
00:44:19,333 --> 00:44:22,000
و ميگفت که پسرش رويه اي رو در پيش گرفته بود

716
00:44:22,042 --> 00:44:24,708
که هداياي کريسمس عجيب درخواست مي کرد...‏

717
00:44:24,708 --> 00:44:26,750
يه سال تجهيزات غواصي

718
00:44:26,750 --> 00:44:29,292
يه سال تجهيزات کوهنوردي.‏

719
00:44:29,417 --> 00:44:33,292
ميگفت که از امتحان کردن هيچ چيز نمي ترسيد.‏

720
00:44:33,375 --> 00:44:36,125
امتحان کردن چيزاي جديد باعث ميشد حس کنه...‏

721
00:44:36,250 --> 00:44:39,208
که زنده ست.‏

722
00:44:41,167 --> 00:44:44,333
بايدم برم. بعداً ميبينمت.‏

723
00:44:53,250 --> 00:44:56,333
مال خودت رو بچسبون بعدش هر دو رو ميچسبونيم.‏

724
00:44:56,417 --> 00:44:58,333
باشه؟

725
00:45:07,875 --> 00:45:10,333
توام گرمته؟

726
00:45:10,500 --> 00:45:13,125
آره

727
00:45:13,292 --> 00:45:16,125
آره، خيلي هم شرجيه

728
00:45:16,125 --> 00:45:19,750
من امشب تمرين فوتبال دارم.‏

729
00:45:19,875 --> 00:45:21,792
مثل بازي کردن تو سونا ميمونه

730
00:45:21,833 --> 00:45:25,167
حواست به اون يارو ايتالياييه باشه.‏

731
00:45:25,250 --> 00:45:27,792
اسمش چي بود؟

732
00:45:27,833 --> 00:45:29,333
کورنته؟

733
00:45:29,167 --> 00:45:32,000
آره

734
00:45:32,083 --> 00:45:34,333
يادته هفته پيش چه بلايي سر زانوت اومد؟

735
00:45:34,417 --> 00:45:37,000
بايد حواست جمع باشه بـــرد.‏

736
00:45:39,833 --> 00:45:41,458
مراقبم.‏

737
00:45:41,458 --> 00:45:44,208
قول ميدي؟

738
00:45:46,417 --> 00:45:50,167
آره. آره، قول ميدم.‏

739
00:45:53,250 --> 00:45:55,792
هواشناسي گفت ابرهاي پراکنده.‏

740
00:45:55,875 --> 00:45:57,875
من ابرهاي پراکنده نمي بينم.‏

741
00:46:08,000 --> 00:46:10,833
ماماني، ميشه يه کم پول براي خوراکي بدي؟

742
00:46:10,833 --> 00:46:13,375
نه عزيزم. همين الان خوراکي خورديد. نه.‏

743
00:46:13,458 --> 00:46:15,000
اوه، باشه.‏

744
00:46:15,000 --> 00:46:17,083
فقط ميخوان شکر بخورن.‏

745
00:46:17,083 --> 00:46:18,833
مداوم

746
00:47:36,667 --> 00:47:38,667
اوه، نه

747
00:47:45,750 --> 00:47:48,333
خودشه

748
00:47:49,417 --> 00:47:51,417
اوه، خدايا

749
00:47:59,042 --> 00:48:01,125
اوه خداي من، خودشه

750
00:48:01,208 --> 00:48:03,792
توي استخره

751
00:48:03,917 --> 00:48:06,083
اوه خداي من!‏

752
00:48:06,083 --> 00:48:08,167
جيکوب، همين حالا از استخر بيا بيرون.‏

753
00:48:08,167 --> 00:48:10,292
اوه خداي من، خودشه

754
00:48:10,292 --> 00:48:14,250
‏- از پيش اون مرد بيا کنار
‏- چرا همه دارن به سمت استخر ميدون؟

755
00:48:14,333 --> 00:48:16,292
بروک؟ جيک؟

756
00:48:16,167 --> 00:48:19,083
ديل، بهتره بياي اينجا

757
00:48:23,167 --> 00:48:24,500
از استخر بيا بيرون

758
00:48:34,250 --> 00:48:37,333
خواهرت کجاست؟

759
00:48:45,917 --> 00:48:49,583
چرا بايد بيايم بيرون ماماني؟

760
00:48:49,583 --> 00:48:52,292
من مي ترسم

761
00:48:57,792 --> 00:49:00,917
‏- مگه چيکار کرده؟   - چه خبر شده؟

762
00:49:16,333 --> 00:49:19,083
من ميترسم

763
00:49:24,417 --> 00:49:27,167
هممم، چرا پليس اينجاست؟

764
00:49:27,167 --> 00:49:31,083
همم، يه مردي اينجاست که واسه استخر بليط نخريده،‏

765
00:49:31,208 --> 00:49:32,750
دارن ازش ميخوان که برگرده خونه.‏

766
00:49:32,750 --> 00:49:34,792
آقاي مک گرووي. آقاي مک گرووي

767
00:49:34,917 --> 00:49:36,750
بهتره همين حالا از استخر بيايد بيرون.‏

768
00:49:45,000 --> 00:49:47,083
اون مرده به تو نزديک شد؟

769
00:49:47,125 --> 00:49:49,750
مطمئني بهت دست نزد؟

770
00:49:54,083 --> 00:49:56,292
از استخر بياييد بيرون آقا.‏

771
00:50:15,625 --> 00:50:18,792
من فقط مي خواستم خنک شم.‏

772
00:50:18,875 --> 00:50:22,208
خيلي خب. بيا بريم

773
00:50:26,917 --> 00:50:29,833
ميتوني برگردي توي استخر.‏

774
00:51:03,000 --> 00:51:06,458
لطفا با ما همکاري کنيد. ميدونيد که اين صدا به چه معناست.‏

775
00:51:06,458 --> 00:51:10,125
حرکت کنيد. از استخر خارج شيد.‏
داريم استخر رو ميبنديم. عجله کنيد.‏

776
00:51:10,125 --> 00:51:13,083
از استخر خارج شيد و به سرعت زمين رو تخليه کنيد

777
00:51:13,083 --> 00:51:15,167
خيلي خب. فردا ميبينمت.‏

778
00:51:15,167 --> 00:51:17,583
ميخواي بغلش کني؟ بيخيال، بذارش توي کالسکه.‏

779
00:51:17,667 --> 00:51:18,833
نه، توي کالسکه سوار نميشه.‏

780
00:51:18,875 --> 00:51:20,292
‏- واقعا؟   - نه، سوار نميشه.‏

781
00:51:20,167 --> 00:51:21,500
لوسي، ميخواي سوار کالسکه شي؟

782
00:51:21,500 --> 00:51:24,167
به کالسکه علاقه داري؟ به نظر مياد کالسکه رو دوست داره

783
00:51:25,667 --> 00:51:27,667
راه ما به راه تو نميخوره.‏

784
00:51:27,750 --> 00:51:31,000
نه مشکلي نيست. تو که مشکلي نداره آرون؟ هان؟

785
00:51:31,083 --> 00:51:33,208
بدويد

786
00:51:43,667 --> 00:51:46,375
بهتره بيايد داخل. نميتونيد اينجوري تا خونه بريد.‏

787
00:51:48,875 --> 00:51:50,458
اوه

788
00:51:58,958 --> 00:52:02,458
‏- ميتوني بذاريش تو اتاق لوسي.   - باشه

789
00:52:07,333 --> 00:52:09,292
خيلي جالبه

790
00:52:09,292 --> 00:52:11,917
اون هيچ وقت توي روز نميخوابه

791
00:52:11,958 --> 00:52:14,292
خب، پسر من تا دو ساعت آينده بي هوشه

792
00:52:14,167 --> 00:52:16,917
ولي بايد پيژامه ش رو قبل از بيدار شدن دربياريم،‏

793
00:52:16,958 --> 00:52:19,042
وگرنه هيچوقت منو نميبخشه.‏

794
00:52:29,292 --> 00:52:31,292
خونه قشنگيه

795
00:52:31,333 --> 00:52:33,167
‏- واقعا؟   - آره.‏

796
00:52:33,167 --> 00:52:35,083
خب، ريچارد واسه خودش خوب کار ميکنه

797
00:52:35,083 --> 00:52:37,167
کارش چي بود؟

798
00:52:37,167 --> 00:52:40,667
دروغ گفتن. هممم، لطفا بشين. راحت باش

799
00:52:40,792 --> 00:52:42,333
بهتره نشينم. وسايلتون رو خراب ميکنم.‏

800
00:52:42,333 --> 00:52:45,250
اينا رو ميذارم توي خشک کن و چند تا حوله ميارم.‏

801
00:52:45,250 --> 00:52:47,167
باشه

802
00:54:50,833 --> 00:54:53,875
اوه، خدايا!‏

803
00:54:55,750 --> 00:54:58,167
اوه، خدايا!‏

804
00:55:02,792 --> 00:55:05,250
تو حس بدي نداري؟

805
00:55:05,250 --> 00:55:07,792
نه ندارم.‏

806
00:55:07,833 --> 00:55:09,667
من دارم.‏

807
00:55:09,750 --> 00:55:12,375
من خيلي حس بدي دارم.‏

808
00:55:12,500 --> 00:55:14,167
خيلي خب

809
00:55:49,167 --> 00:55:52,208
پسرم؟

810
00:55:55,750 --> 00:55:57,917
پسرم؟

811
00:56:01,250 --> 00:56:03,667
پسر خوب باش.‏

812
00:56:08,708 --> 00:56:10,458
‏"مي" ميدونست اين غيرطبيعيه که يک مرد بالغ

813
00:56:10,458 --> 00:56:12,333
با مادر خودش زندگي کنه.‏

814
00:56:12,333 --> 00:56:14,375
بدون هيچ سرگرمي، هيچ تفريحي.‏

815
00:56:14,417 --> 00:56:17,333
انگار که هنوز توي زندانه.‏

816
00:56:17,417 --> 00:56:19,375
چيزي که او لازم داشت يک دوست دختر بود،‏

817
00:56:19,417 --> 00:56:22,250
و "مي" مي خواست بهش کمک کنه تا کسي رو پيدا کنه.‏

818
00:56:22,250 --> 00:56:25,375
اينجا چهار ستون کامل از زنهاي تنهاست،‏

819
00:56:25,375 --> 00:56:28,042
و فقط چند تا مرد. شانس ما بيشتره.‏

820
00:56:28,042 --> 00:56:30,375
چرا يکي از اين زنها نخواد

821
00:56:30,417 --> 00:56:33,250
که با آدم خوبي مثل تو آشنا شه.‏

822
00:56:33,250 --> 00:56:35,667
من آدم خوبي نيست.‏

823
00:56:35,708 --> 00:56:38,250
تو يه کار بد انجام دادي.‏

824
00:56:38,250 --> 00:56:40,500
ولي معنيش اين نيست که آدم بدي هستي.‏

825
00:56:40,500 --> 00:56:42,917
من اختلال روان جنسي دارم

826
00:56:42,958 --> 00:56:44,333
الان بهتر شدي.‏

827
00:56:44,417 --> 00:56:46,333
وگرنه ولت نميکردن.‏

828
00:56:46,417 --> 00:56:48,792
اونها ولم کردن چون مجبور بودن

829
00:56:48,917 --> 00:56:51,292
خب، شايد اگر دوست دختري پيدا کني

830
00:56:51,458 --> 00:56:53,833
که به سن خودت نزديک تر باشه

831
00:56:53,833 --> 00:56:56,750
اون احساسات بد رو کمتر پيدا کني.‏

832
00:56:56,750 --> 00:56:59,250
من دوست دختر همسن خودم نميخوام مامان.‏

833
00:56:59,333 --> 00:57:02,125
اي کاش ميخواستم.‏

834
00:57:05,000 --> 00:57:07,083
وقتي من بميرم ميخواي چيکار کني؟

835
00:57:07,083 --> 00:57:09,500
کي ميخواد ازت مراقبت کنه؟

836
00:57:12,667 --> 00:57:14,708
چي شده ماماني؟

837
00:57:17,750 --> 00:57:19,708
مريضي چيزي شدي؟

838
00:57:19,708 --> 00:57:22,167
من يه زن پيرم. قرار نيست هميشه زنده باشم،‏

839
00:57:22,167 --> 00:57:24,250
کي ميخواد برات غذا بپزه؟

840
00:57:24,333 --> 00:57:26,167
کي ظرفا رو ميشوره؟

841
00:57:26,250 --> 00:57:28,625
من ميتونم ظرف بشورم،‏

842
00:57:28,708 --> 00:57:30,667
هيچوقت تو عمرت ظرف نشستي.‏

843
00:57:30,667 --> 00:57:33,333
اگه مجبور بودم ميتونستم. عقب مونده که نيستم.‏

844
00:57:33,333 --> 00:57:36,000
نه نيستي.‏

845
00:57:37,417 --> 00:57:40,250
تو يه معجزه اي، راني!‏

846
00:57:42,083 --> 00:57:45,042
همه ما معجزه هستيم.‏

847
00:57:45,042 --> 00:57:47,708
ميدوني چرا؟

848
00:57:47,708 --> 00:57:50,042
چون ما انسان ها

849
00:57:50,042 --> 00:57:53,833
هر روز به سراغ کارهاي روزمره مون ميريم

850
00:57:53,958 --> 00:57:56,417
و در تمام اين مدت

851
00:57:56,458 --> 00:57:59,500
ميدونيم... همه مون ميدونيم...‏

852
00:57:59,542 --> 00:58:02,875
که همه چيزهايي که دوستشون داريم،‏

853
00:58:02,917 --> 00:58:06,458
آدم هايي که دوستشون داريم...‏

854
00:58:08,542 --> 00:58:12,208
هر لحظه ممکنه از پيش ما برن.‏

855
00:58:16,250 --> 00:58:19,333
ما با اينکه اين رو ميدونيم زندگي مي کنيم،‏

856
00:58:19,208 --> 00:58:22,292
و باز هم به زندگي ادامه ميديم.‏

857
00:58:27,833 --> 00:58:30,292
حيوانات اين کار رو نميکنن.‏

858
00:58:34,875 --> 00:58:37,917
الانم ازت نميخوام که ازدواج کني راني.‏

859
00:58:39,667 --> 00:58:43,083
فقط ميگم يه آگهي توي روزنامه بده، ببين چي ميشه

860
00:58:43,083 --> 00:58:46,292
باشه. اگه تو خوشحال ميشي انجامش ميدم.‏

861
00:58:46,417 --> 00:58:49,000
ولي فقط يک قرار. باشه؟

862
00:58:52,250 --> 00:58:55,083
تو لبخند زيبايي داري، چرا با اين شروع نکنيم؟

863
00:58:55,167 --> 00:58:58,250
ديگه چي؟

864
00:59:00,625 --> 00:59:03,750
هميشه هرچي جلوت ميذارم رو ميخوري. هيچوقت غر نميزني.‏

865
00:59:03,833 --> 00:59:06,667
ديگه چي؟

866
00:59:06,667 --> 00:59:08,458
داري سعي ميکني که رو فرم بياي.‏

867
00:59:08,458 --> 00:59:10,167
ورزش ميکني

868
00:59:21,417 --> 00:59:23,417
همونجا صبر کن جوون!‏

869
00:59:23,417 --> 00:59:25,875
اگر داري ميري ورزش کني،‏

870
00:59:26,000 --> 00:59:28,625
ميتوني همين حالا پستش کني

871
00:59:31,250 --> 00:59:33,917
هممم

872
01:00:10,708 --> 01:00:13,250
بيا ديگه

873
01:00:13,250 --> 01:00:14,833
بيا دوباره

874
01:00:17,375 --> 01:00:19,625
خيلي خب

875
01:00:20,875 --> 01:00:23,500
خداي من، اين بالا مثل جهنم گرمه

876
01:00:23,542 --> 01:00:25,833
مگه اتاق رختشويي چشه؟

877
01:00:25,875 --> 01:00:29,083
تشک نداره.‏

878
01:00:29,083 --> 01:00:32,167
بيا ديگه. بخواب

879
01:00:47,250 --> 01:00:49,167
استرس داري، مگه نه؟

880
01:00:49,250 --> 01:00:51,083
چي؟ منظورت چيه؟

881
01:00:51,083 --> 01:00:52,875
بازي امشب

882
01:00:53,042 --> 01:00:57,375
نگران نباش. امشب عالي بازي ميکني

883
01:00:59,083 --> 01:01:02,250
نميدونم. 10 ساله که بازي نکردم

884
01:01:04,250 --> 01:01:06,958
قبلا همه زندگيم بود.‏

885
01:01:06,958 --> 01:01:09,750
بعدا وقتي ادامه ندادم،‏ ديگه...‏

886
01:01:09,833 --> 01:01:13,083
کلا ادامه ندادم. حتي دلم هم تنگ نشد

887
01:01:14,667 --> 01:01:17,250
حالا که دوباره بازي ميکنم...‏

888
01:01:17,250 --> 01:01:19,917
حس مي کنم...‏

889
01:01:21,750 --> 01:01:24,250
نمي دونم.‏

890
01:01:24,333 --> 01:01:26,333
حس زنده بودن ميکني.‏

891
01:01:26,333 --> 01:01:27,917
آره

892
01:01:28,000 --> 01:01:30,500
خيلي خوبه

893
01:01:30,500 --> 01:01:32,458
اين حسيه که بايد داشته باشي.‏

894
01:01:33,750 --> 01:01:36,167
درست ميگي

895
01:01:36,250 --> 01:01:39,292
فکر کنم فقط يه کمي زمان گذشته

896
01:01:41,000 --> 01:01:43,333
آره

897
01:02:29,958 --> 01:02:31,917
دست بديد

898
01:02:53,250 --> 01:02:55,500
‏- کدوم طرف؟   -شير

899
01:02:57,083 --> 01:02:59,208
شير اومد

900
01:03:02,000 --> 01:03:04,208
آماده؟

901
01:03:13,083 --> 01:03:15,583
‏- سلام؟   - سلام مامان. بيدارت کردم؟

902
01:03:15,667 --> 01:03:17,458
اوه، نه عزيزم. همه چي مرتبه؟

903
01:03:17,458 --> 01:03:19,292
آره، خوبم.‏

904
01:03:19,375 --> 01:03:21,083
خوب به نظر نميرسي.‏

905
01:03:21,083 --> 01:03:23,500
نه، مشکلي نيست. فقط خواستم سلام عليکي بکنم.‏

906
01:03:23,500 --> 01:03:26,000
خب. سلام

907
01:03:26,125 --> 01:03:27,458
سلام

908
01:03:27,500 --> 01:03:29,125
خب پسر کوچولوي من چطوره؟

909
01:03:29,125 --> 01:03:31,250
عاليه. همينجا کنار من خوابيده.‏

910
01:03:31,250 --> 01:03:33,042
خيلي بامزست.‏

911
01:03:33,208 --> 01:03:35,125
بــــــرد کجاست؟

912
01:03:35,125 --> 01:03:37,125
بيرونه

913
01:03:37,208 --> 01:03:40,000
اوه، عجيبه که کتابخونه تا اين ساعت باز ميمونه.‏

914
01:03:40,042 --> 01:03:41,708
نه توي کتابخونه نيست.‏

915
01:03:41,708 --> 01:03:43,375
با چندتا از دوستاش فوتبال بازي ميکنه.‏

916
01:03:43,417 --> 01:03:46,125
اوه عزيزم. يادت مياد وقتي پدرت شروع به گلف بازي کردن کرد؟

917
01:03:46,292 --> 01:03:48,917
نه اين شبيه بابا نيست.‏

918
01:03:48,917 --> 01:03:51,333
عزيزم، همه شون مثل همن.‏

919
01:03:51,333 --> 01:03:53,667
خب، اين اونجوري نيست.‏

920
01:03:53,667 --> 01:03:56,833
تو خيلي سخت کار ميکني.‏

921
01:03:56,833 --> 01:03:59,167
گوش کن چي ميگم...‏

922
01:03:59,208 --> 01:04:01,583
من مي تونم وقتي تو سر کاري بچه ها رو بپام.‏

923
01:04:01,625 --> 01:04:03,250
حواسم باشه که کاراي خطرناک نکنن.‏

924
01:04:03,083 --> 01:04:05,542
‏- ميخواي بيام يه سر بهتون بزنم؟   - نه نه مامان، نيا

925
01:04:05,542 --> 01:04:07,292
خب عزيزم، من نگران شماهام.‏

926
01:04:07,292 --> 01:04:09,417
حالا اگر امتحانش رو خراب کنه ميخوايد چيکار کنيد؟

927
01:04:09,500 --> 01:04:11,083
اين دفعه ديگه خراب نميکنه

928
01:04:11,083 --> 01:04:12,875
اوه عزيزم، دفعه قبل هم همينو گفتي.‏

929
01:04:12,917 --> 01:04:14,583
حالا وضع مالي چطوره؟

930
01:04:14,583 --> 01:04:17,333
خوبه.‏

931
01:04:17,208 --> 01:04:20,375
اين ماه يه کمي بيشتر براتون ميفرستم.‏

932
01:04:20,417 --> 01:04:22,208
‏- مامان...   - عزيزم، زحمتي براي من نيست

933
01:04:22,250 --> 01:04:25,417
‏- مامان... مامان، خواهش ميکنم.    - خوشحال هم ميشم کمک کنم

934
01:04:30,417 --> 01:04:33,208
اوه لعنتي

935
01:04:39,167 --> 01:04:41,583
اگرچه "نگهبانان" با اختلاف 26 امتياز باختن،‏

936
01:04:41,667 --> 01:04:44,583
بـــرد بعد از بازي احساس نشاط عجيبي مي کرد

937
01:04:46,458 --> 01:04:49,792
مي تونست حس احترامي که در نگاه پليس ها بود رو حس کنه

938
01:04:49,792 --> 01:04:53,000
‏- چي ميخوري رفيق؟   - ديگه مثل نخودي ها نبود

939
01:04:53,000 --> 01:04:54,250
عضوي از تيم بود.‏

940
01:04:54,167 --> 01:04:55,917
ادويل با يخ

941
01:04:56,042 --> 01:04:58,250
هيچي هم که نباشه ميتوني هميشه بري پيش پزشک تيم،‏

942
01:04:58,333 --> 01:05:00,708
دکتر دنيلز. رفيقاش بهش ميگن جک

943
01:05:00,792 --> 01:05:03,000
‏- به سلامتي دکتر.   - بشمار

944
01:05:06,083 --> 01:05:09,167
‏- لري؟ بيا بگير لري.   - اوه ممنون

945
01:05:09,250 --> 01:05:11,333
بذار يه صندلي بيارم

946
01:05:17,250 --> 01:05:21,125
اوه، همين الان يه جرعه بهت داديم. همين الان

947
01:05:29,333 --> 01:05:32,042
من امشب تو اون زمين هيچ کاره بودم.‏

948
01:05:32,125 --> 01:05:34,542
تو رو نااميد کردم

949
01:05:34,625 --> 01:05:36,250
کل تيم رو نااميد کردم

950
01:05:36,250 --> 01:05:38,083
من کند و چاقم

951
01:05:38,083 --> 01:05:40,042
گذاشتم اون يارو گند بزنه به هيکلم

952
01:05:40,042 --> 01:05:42,708
بيخيال بابا. اون يارو کل بازي داشت خطا مي کرد

953
01:05:46,208 --> 01:05:49,000
جوني من رو ترک کرد.‏

954
01:05:49,083 --> 01:05:52,083
بچه ها رو برداشت و رفت پيش مادرش

955
01:05:53,750 --> 01:05:55,917
خدايا، لري، چه اتفاق بدي

956
01:05:56,000 --> 01:05:57,875
اوه، حقم بود

957
01:05:57,917 --> 01:05:59,958
من و دهن گشادم

958
01:06:00,000 --> 01:06:02,167
بهش گفتم جنده عوضي،‏

959
01:06:02,167 --> 01:06:04,167
جلوي بچه ها

960
01:06:05,958 --> 01:06:08,208
چرا همچين کاري کردي؟

961
01:06:08,333 --> 01:06:10,250
نميدونم.‏

962
01:06:10,292 --> 01:06:14,333
اعصاب نداشتم

963
01:06:14,167 --> 01:06:16,083
حالا به فنا رفتم

964
01:06:23,167 --> 01:06:25,625
هي، قضيه اين منحرفه رو شنيدي؟

965
01:06:25,625 --> 01:06:27,667
توي استخر شهر رفته توي آب

966
01:06:27,667 --> 01:06:29,208
‏- چي؟   - آره.‏

967
01:06:29,375 --> 01:06:31,917
‏- کي بهت گفت اينو؟   - هيچکس. خودم ديدم.‏

968
01:06:31,917 --> 01:06:34,000
‏- استخر شهر؟   - آره، تو اوج گرما

969
01:06:34,083 --> 01:06:35,500
‏- استخر شهر؟  - آره

970
01:06:35,625 --> 01:06:37,292
اونجا پر بچه ست

971
01:06:37,292 --> 01:06:39,125
پسر من ميره اونجا

972
01:06:39,125 --> 01:06:41,458
خب البته ميدوني، فقط همون يه بار بود.‏

973
01:06:41,625 --> 01:06:44,000
هممم، ديگه بر نميگرده. پليس اومد اونجا

974
01:06:44,083 --> 01:06:46,917
پليس؟ کدوم پليس؟ از بچه هاي تيم؟

975
01:06:47,000 --> 01:06:48,417
نه

976
01:06:48,542 --> 01:06:50,917
مطمئني؟

977
01:06:50,958 --> 01:06:53,250
‏- کسي از بچه هاي تيم اومد اونجا؟  - نه، نه.‏

978
01:06:53,292 --> 01:06:55,083
‏- آره يا نه؟   - دارم ميگم نه

979
01:06:55,125 --> 01:06:56,208
‏- نه هيچکس...   - يا عيسي مسيح

980
01:06:56,208 --> 01:06:58,417
راسوي کثافت

981
01:06:58,458 --> 01:07:00,000
لري، سرعتو کم کن

982
01:07:00,000 --> 01:07:02,250
سرعتو کم کن لري

983
01:07:09,750 --> 01:07:12,000
‏- ديگه چي مخوايد؟   - شب بخير خانوم مک گرووي

984
01:07:12,083 --> 01:07:13,208
ميخواستيم ببينيم راني خونه ست؟

985
01:07:13,250 --> 01:07:14,250
تنهاش بذاريد

986
01:07:14,375 --> 01:07:16,125
ما فقط يه کم از وقتش رو ميگيريم. فقط يه گپ کوتاه

987
01:07:16,292 --> 01:07:18,083
اينجا خونه منه. من پولشو دادم

988
01:07:18,083 --> 01:07:20,000
و من ميگم کي ميره تو کي نميره...‏

989
01:07:20,000 --> 01:07:21,583
يوهو، راني!‏

990
01:07:21,708 --> 01:07:24,500
‏- بيا اين پايين منحرف.   - من الان به پليس زنگ ميزنم

991
01:07:24,625 --> 01:07:26,833
شنيدم زياد کاري به بچه بازها ندارن.‏

992
01:07:26,875 --> 01:07:28,542
اشکالي نداره مامان. ميتونم کمکتون کنم آقايون؟

993
01:07:28,542 --> 01:07:30,208
راني، برو بالا

994
01:07:30,167 --> 01:07:32,750
لري، ولش کن. فکر کنم حرفتو متوجه شد. ميتونيم بريم خونه

995
01:07:32,750 --> 01:07:34,750
خوب گوش کن کثافت عوضي

996
01:07:34,750 --> 01:07:37,000
گورتو از دور و بر استخر شهر گم کن

997
01:07:37,042 --> 01:07:39,083
‏- ميشنوي؟   - تو يه گردن کلفتي

998
01:07:46,500 --> 01:07:49,583
پسر من هيچوقت کاري که تو کردي رو نميکنه

999
01:07:52,417 --> 01:07:55,917
اون بچه بيچاره توي بازارچه...‏

1000
01:07:57,250 --> 01:08:00,417
تو با اون بچه چيکار کردي؟

1001
01:08:16,667 --> 01:08:18,958
لري؟

1002
01:08:22,708 --> 01:08:24,333
لري؟

1003
01:08:24,333 --> 01:08:27,792
چرا اون حرفو زد؟

1004
01:08:27,875 --> 01:08:30,417
اوه، وانمود نکن چيزي راجع به من نميدوني

1005
01:08:30,500 --> 01:08:32,042
همه ميدونن. همه!‏

1006
01:08:32,083 --> 01:08:35,250
ببين، واقعا ميگم... من چيزي نميدونم

1007
01:08:35,250 --> 01:08:38,042
يادم مياد يه چيزايي شنيدم...‏

1008
01:08:38,042 --> 01:08:41,833
چند سال پيش که تازه به اينجا اومده بوديم، ولي...‏

1009
01:08:41,833 --> 01:08:43,875
يه چيزايي راجع به يه تيراندازي

1010
01:08:43,917 --> 01:08:46,125
توي بازارچه.‏

1011
01:08:46,125 --> 01:08:49,667
همين. همش همينو شنيدم

1012
01:08:49,750 --> 01:08:52,167
اون موقع اصلاً تو رو نميشناختم.‏

1013
01:08:56,500 --> 01:08:58,583
متاسفم.‏

1014
01:09:00,875 --> 01:09:02,917
متاسفم.‏

1015
01:09:03,958 --> 01:09:06,042
اشکالي نداره

1016
01:09:12,125 --> 01:09:15,667
از مرکز گفتن که يک نفر توي بازارچه تيراندازي ميکنه.‏

1017
01:09:15,667 --> 01:09:17,917
ده دقيقه مونده بود شيفت من تموم شه.‏

1018
01:09:18,000 --> 01:09:20,500
فقط ده دقيقه ديگه يکي ديگه جاي من ميومد

1019
01:09:23,458 --> 01:09:26,250
هنوز صورت اون پسربچه رو که به من خيره
نگاه مي کنه مي بينم.‏

1020
01:09:27,250 --> 01:09:31,000
آره، ولي... ولي اون يه اتفاق بوده.‏

1021
01:09:31,083 --> 01:09:33,083
تو ميخواستي جلوي اون مرد رو بگيري،‏

1022
01:09:33,167 --> 01:09:36,417
و اون پسر بچه وسط ماجرا

1023
01:09:36,500 --> 01:09:38,167
تير خورد. درسته؟

1024
01:09:38,208 --> 01:09:40,000
نه، من وحشت کرده بودم.‏

1025
01:09:40,125 --> 01:09:41,917
اصلاً کسي تيراندازي نمي کرد.‏

1026
01:09:42,000 --> 01:09:43,875
فقط همون پسر بچه بود.‏

1027
01:09:44,042 --> 01:09:47,250
اسمش آنتوني هريس بود.‏

1028
01:09:47,250 --> 01:09:50,167
نسبت به سنش بيشتر مي خورد،‏
فقط 13 سالش بود.‏

1029
01:09:50,167 --> 01:09:52,958
بچه خوبي بود. فکر مي کرد مثل يه شوخيه،‏

1030
01:09:52,958 --> 01:09:54,917
يه تفنگ بادي رو به سمت دوستش چرخونده بود

1031
01:09:55,042 --> 01:09:56,583
جلوي مغازه بيگ فايو.‏

1032
01:09:56,708 --> 01:09:59,625
داشتن يه صحنه از يکي از فيلم هايي که دوست داشتن
رو بازي مي کردن.‏

1033
01:09:59,667 --> 01:10:01,708
دختر فروشنده از طرف ديگه خيابون ديده بود،‏

1034
01:10:01,750 --> 01:10:05,167
زنگ زده بود به 911

1035
01:10:05,250 --> 01:10:08,167
خدايا، خيلي وحشتناکه

1036
01:10:08,167 --> 01:10:10,917
خيلي...‏

1037
01:10:11,042 --> 01:10:13,417
خب، تو نمي دونستي.‏

1038
01:10:13,500 --> 01:10:15,500
ميتونست واقعي باشه.‏

1039
01:10:15,583 --> 01:10:17,667
ولي نبود.‏

1040
01:10:23,417 --> 01:10:26,250
پدر و مادرش...‏

1041
01:10:26,250 --> 01:10:28,708
آه، پدر و مادرش...‏

1042
01:10:31,542 --> 01:10:33,583
مجبور شدم...‏

1043
01:10:51,167 --> 01:10:53,417
بعدش دچار اختلال تنش زاي پس از حادثه شدم

1044
01:10:53,542 --> 01:10:56,583
سه تا روانشناس هم تاييد کردن.‏

1045
01:10:56,667 --> 01:10:59,333
به همين خاطر بازنشسته شدم.‏

1046
01:10:59,417 --> 01:11:02,250
ديگه نميتونستم کارم رو انجام بدم.‏

1047
01:11:07,750 --> 01:11:10,500
‏- خب چرا کار ديگه اي نمي کني؟   - مثل چي؟

1048
01:11:10,500 --> 01:11:13,458
توي کاستکو با جرثقيل کار کنم؟

1049
01:11:15,375 --> 01:11:18,625
شايد بتوني برگردي دانشگاه.‏

1050
01:11:18,625 --> 01:11:20,750
من عاشق کارم بودم.‏

1051
01:11:20,875 --> 01:11:23,208
نمي خوام کار ديگه اي بکنم.‏

1052
01:11:35,833 --> 01:11:39,250
تا حالا به عبارت "امنيت ملي" فکر کردي؟

1053
01:11:41,125 --> 01:11:43,125
منظورم اينه که واقعا بهش فکر کرده باشي

1054
01:11:49,125 --> 01:11:51,042
روزي که فهميدي

1055
01:11:51,167 --> 01:11:54,667
که پدرت توي عراق کشته شده،‏

1056
01:11:54,667 --> 01:11:56,750
اون روز رو يادته؟

1057
01:11:56,750 --> 01:11:58,292
ميتوني راجع بهش صحبت کني؟

1058
01:11:58,292 --> 01:12:00,458
راحتي که در موردش صحبت کني؟

1059
01:12:05,000 --> 01:12:08,875
بعد از اينکه اون مردها اومدن

1060
01:12:08,917 --> 01:12:11,417
تا به مامانم بگن،‏

1061
01:12:11,417 --> 01:12:13,917
من گريه کردم،‏

1062
01:12:13,917 --> 01:12:17,375
ولي اون نه.‏

1063
01:12:17,417 --> 01:12:20,167
مامانم فقط رفت بالا توي اتاقش

1064
01:12:20,292 --> 01:12:24,083
بالش ها رو از روي تخت برداشت،‏

1065
01:12:24,208 --> 01:12:27,125
سرشون را با يه قيچي بريد.‏

1066
01:12:29,458 --> 01:12:32,708
پر هاي بالش همه جا پخش شده بود.‏

1067
01:12:34,167 --> 01:12:36,125
حتما تو حسابي ترسيدي.‏

1068
01:12:37,833 --> 01:12:41,125
نه مامانم داشت دنبال تاج مي گشت.‏

1069
01:12:42,125 --> 01:12:43,708
تاج؟

1070
01:12:43,708 --> 01:12:45,792
تاجي که آدم ها بعد از مدت ها خوابيدن

1071
01:12:45,792 --> 01:12:48,167
توي بالششون درست ميشه

1072
01:12:50,708 --> 01:12:53,083
پدر...‏

1073
01:12:53,083 --> 01:12:55,792
پدر من دو تا تاج داشت.‏

1074
01:12:55,833 --> 01:12:59,250
همينجا نگه دار.‏

1075
01:12:59,250 --> 01:13:02,333
‏- گرسنه اي؟   نه.‏

1076
01:13:02,333 --> 01:13:04,167
اشکال نداره من ناهار سفارش بدم؟

1077
01:13:04,167 --> 01:13:07,208
نه برو.‏

1078
01:13:28,542 --> 01:13:30,667
بـــرد؟

1079
01:13:30,667 --> 01:13:34,250
عزيزم، اونجايي؟

1080
01:13:34,083 --> 01:13:37,875
گوشي رو بردار. ميدونم اونجايي.‏

1081
01:13:37,917 --> 01:13:40,333
الان وقت خواب آرون ـه

1082
01:13:43,750 --> 01:13:46,167
خيلي خب، فکر کنم رفتيد بيرون.‏

1083
01:13:46,250 --> 01:13:48,750
هممم...‏

1084
01:13:48,875 --> 01:13:51,375
هر دو تون رو دوست دارم.‏

1085
01:13:51,375 --> 01:13:53,583
خداحافظ

1086
01:14:43,833 --> 01:14:46,125
اينم از اينجا

1087
01:14:47,833 --> 01:14:49,750
نميدونم جين. فکر نکنم براي اين کار آماده باشم

1088
01:14:49,833 --> 01:14:51,542
نه بابا از اين فکرا نکن.‏

1089
01:14:51,542 --> 01:14:53,708
‏- خوش ميگذره.   - واقعا؟

1090
01:14:53,708 --> 01:14:56,083
تو تنها خواهر کوچولوي امشب نيستي.‏

1091
01:14:56,125 --> 01:14:59,583
‏- اوه، خوبه.   - اوه!‏

1092
01:14:59,583 --> 01:15:01,667
سلام، يه ليوان برات بيارم؟

1093
01:15:01,750 --> 01:15:05,458
کسي اين کتاب رو دوست داشت؟
چون من واقعا ازش بدم اومد.‏

1094
01:15:05,458 --> 01:15:07,167
خيلي افسرده کننده ست.‏

1095
01:15:07,292 --> 01:15:09,375
اين زن با دو تا مرد مختلف به شوهرش خيانت مي کنه،‏

1096
01:15:09,417 --> 01:15:12,125
همه پول شوهرش رو هدر ميده، بعد هم خودش
رو با دواي موش ميکشه؟

1097
01:15:12,292 --> 01:15:14,167
واقعاً لازمه من همچين چيزي رو بخونم؟

1098
01:15:14,167 --> 01:15:18,000
خب، متن توصيفي خيلي خوبي داره.‏

1099
01:15:18,000 --> 01:15:19,958
اصلا قراره که افسرده کننده باشه.‏

1100
01:15:19,958 --> 01:15:21,917
يه تراژديه.‏

1101
01:15:22,000 --> 01:15:25,208
مادام بواري از يک نقص تراژديک آزاد شد.‏

1102
01:15:25,333 --> 01:15:27,167
نقصش چي بود؟

1103
01:15:27,250 --> 01:15:29,250
کوري. نميتونست ببينه

1104
01:15:29,292 --> 01:15:31,375
که مردها فقط دارن ازش استفاده مي کنن.‏

1105
01:15:31,375 --> 01:15:34,250
اون فقط يه کمي عشق در زندگي ميخواست.‏

1106
01:15:34,250 --> 01:15:37,833
‏- نميتوني به خاطر اين سرزنشش کني
‏- کتاب در مورد انتخاب هاي زنانه

1107
01:15:37,917 --> 01:15:40,542
اون زمان، يک زن انتخاب هاي زيادي نداشت.‏

1108
01:15:40,542 --> 01:15:42,792
يا بايد يه راهبه مي بود يا کدبانو

1109
01:15:42,833 --> 01:15:46,417
‏- همه ش همين بود.   - و يا يک فاحشه.‏

1110
01:15:46,542 --> 01:15:47,625
اون يه انتخاب داشت.‏

1111
01:15:47,750 --> 01:15:50,292
ميتونست اينطور انتخاب کنه که
به شوهرش خيانت نکنه.‏

1112
01:15:50,333 --> 01:15:54,250
به نظر من جالبه که درباره يک زن

1113
01:15:54,250 --> 01:15:56,125
و بازپس گيري جنسيتش کتاب خوند.‏

1114
01:15:56,167 --> 01:15:58,250
تعبير مودبانه ايه از اينکه زن بي شرمي بود؟

1115
01:15:58,375 --> 01:16:01,042
مادام بواري زن بي شرمي نبود.‏

1116
01:16:01,167 --> 01:16:05,000
اون يک شخصيت بزرگ در ادبيات غربه.‏

1117
01:16:05,042 --> 01:16:08,500
من درباره بعضي از ارجاعات جنسي کمي گيج شده بودم.‏

1118
01:16:08,583 --> 01:16:10,167
ببين، مثل اين يکي

1119
01:16:10,208 --> 01:16:12,875
هممم...‏

1120
01:16:12,875 --> 01:16:15,417
‏"اون مرد تا آخرين مرحله،‏

1121
01:16:15,500 --> 01:16:17,500
محدوديت ها و ملاحظات رو کنار گذاشت.‏

1122
01:16:17,500 --> 01:16:21,042
و اون زن رو به شيئي مطيع،‏

1123
01:16:21,167 --> 01:16:23,583
و کاملا فاسد بدل کرد."‏

1124
01:16:27,625 --> 01:16:29,917
کسي ميدونه اين يعني چي؟

1125
01:16:30,000 --> 01:16:31,708
يعني که زن بي شرميه.‏

1126
01:16:31,792 --> 01:16:35,875
داشته با طنابي چيزي مي بستتش؟

1127
01:16:35,958 --> 01:16:38,333
سکس از عقب.‏

1128
01:16:38,458 --> 01:16:40,667
هممم. هممم.‏

1129
01:16:40,708 --> 01:16:44,333
همه غير از من فهميده بودن؟

1130
01:16:44,333 --> 01:16:47,250
حالا فعلا بگذريم از اين.‏

1131
01:16:47,250 --> 01:16:49,333
من واقعا مشتاقم که ببينم

1132
01:16:49,333 --> 01:16:52,167
خواهر کوچولومون چي براي گفتن داره.‏

1133
01:16:52,250 --> 01:16:54,875
نميدونم شما هم اينو ميدونيد يا نه، ‏
ولي سارا مدرک دکترا

1134
01:16:55,000 --> 01:16:57,833
توي ادبيات انگليسي داره.‏

1135
01:16:57,917 --> 01:17:00,042
فقط فوق ليسانس

1136
01:17:00,167 --> 01:17:02,042
پايان نامه م رو هم آخر ننوشتم.‏

1137
01:17:02,042 --> 01:17:07,458
خب، بازم تخصصت از همه ماها بيشتره

1138
01:17:12,333 --> 01:17:15,167
من احساسات شما راجع به اين کتاب رو درک مي کنم

1139
01:17:15,250 --> 01:17:18,708
خودم هم باهاش مشکلاتي داشتم.‏

1140
01:17:18,750 --> 01:17:20,792
وقتي توي دانشگاه مي خوندمش،‏

1141
01:17:20,833 --> 01:17:23,750
مادام بواري به نظرم آدم احمقي مي اومد.‏

1142
01:17:23,875 --> 01:17:26,250
اول در ازواجش اشتباه مي کنه،‏

1143
01:17:26,250 --> 01:17:29,875
بعد هم اشتباهات احمقانه اي پشت سر هم انجام ميده.‏

1144
01:17:29,917 --> 01:17:33,583
ولي وقتي اين بار خوندمش، عاشق شخصيتش شدم.‏

1145
01:17:33,583 --> 01:17:36,250
اون گير افتاده.‏

1146
01:17:36,250 --> 01:17:39,167
اون يک انتخاب داره. يا ميتونه يک زندگي
سرشار از بيچارگي رو انتخاب کنه

1147
01:17:39,167 --> 01:17:42,792
و يا اينکه باهاش بجنگه

1148
01:17:42,917 --> 01:17:45,167
و تصميم ميگيره که بجنگه.‏

1149
01:17:45,208 --> 01:17:47,417
چه جنگي... پريدن توي رختخواب

1150
01:17:47,417 --> 01:17:49,375
با هر مردي که بهش سلام ميکنه.‏

1151
01:17:49,375 --> 01:17:53,083
خب، آخرش موفق نميشه،‏
ولي يه چيز قشنگ

1152
01:17:53,167 --> 01:17:56,500
و حتي حماسي در سرکشيش هست.‏

1153
01:17:56,625 --> 01:17:59,167
استاداي من به خاطر فکر اين حرف هم
منو مي کشن،‏

1154
01:17:59,167 --> 01:18:01,167
ولي...‏

1155
01:18:01,208 --> 01:18:03,833
‏"اما بواري" به روش خودش

1156
01:18:03,917 --> 01:18:05,917
يه فمينيسته

1157
01:18:05,917 --> 01:18:07,875
اوه، باشه بهش ميگم

1158
01:18:07,875 --> 01:18:10,667
حالا ديگه خيانت به شوهر ميشه فمينيسم؟

1159
01:18:10,667 --> 01:18:13,250
نه نه نه

1160
01:18:13,333 --> 01:18:17,000
مسئله خيانت نيست. مسئله اون عطشه

1161
01:18:17,083 --> 01:18:19,292
عطش براي يک جايگزين،‏

1162
01:18:19,417 --> 01:18:22,833
و تمرد در برابر يک زندگي سرشار از نارضايتي.‏

1163
01:18:29,708 --> 01:18:33,333
شايد من کتاب رو خوب نفهميدم.‏

1164
01:18:35,625 --> 01:18:37,542
فقط زنه خيلي پست به نظر مياد.‏

1165
01:18:39,208 --> 01:18:41,292
خوشگله؟

1166
01:18:42,583 --> 01:18:44,417
کي؟

1167
01:18:47,292 --> 01:18:49,000
زنت.‏

1168
01:18:49,083 --> 01:18:51,000
که خودت رو به خاطر هيچ ذليل کني.‏

1169
01:18:51,083 --> 01:18:53,708
يه سوال ساده ست.‏

1170
01:18:53,750 --> 01:18:56,167
خوشگله، خوبه؟
مجبوريم الان راجع به اين حرف بزنيم؟

1171
01:18:58,250 --> 01:19:01,833
يعني واقعا فکر کرد که يه مردي مثل اون
با اين زن فرار ميکنه؟

1172
01:19:05,542 --> 01:19:08,417
ممکنه.‏

1173
01:19:09,875 --> 01:19:11,917
چقدر خوشگله؟

1174
01:19:17,333 --> 01:19:19,250
هوش از سرت ميپره

1175
01:19:23,625 --> 01:19:25,708
زيبايي اونقدرا هم مهم نيست سارا.‏

1176
01:19:30,750 --> 01:19:33,958
بــِـرد اين جمله رو براي آرامش دادن به سارا گفت.‏

1177
01:19:33,958 --> 01:19:37,667
ولي در ساعت 3 نصفه شب،‏
اين جمله دقيقا تاثير عکس داشت.‏

1178
01:19:39,667 --> 01:19:42,042
اون همسر زيبايي داشت،‏

1179
01:19:42,042 --> 01:19:45,750
که هوش از سر آدم مي برد،‏
و حالا هم درست بغلش خوابيده بود.‏

1180
01:19:47,250 --> 01:19:49,417
فقط کسي که قدر زيبايي خودش رو نميدونست

1181
01:19:49,542 --> 01:19:52,042
ممکن بود همچين حرف ابلهانه اي رو بزنه

1182
01:19:52,042 --> 01:19:54,292
اون هم صادقانه.‏

1183
01:20:18,250 --> 01:20:21,167
آخر هفته ها براي سارا سخت ميگذشت.‏

1184
01:20:21,167 --> 01:20:22,708
‏48 ساعت زندان مداوم

1185
01:20:22,708 --> 01:20:25,625
که روزهاي محو و شاد هفته رو

1186
01:20:25,625 --> 01:20:27,833
از هم جدا مي کردن.‏

1187
01:20:30,208 --> 01:20:33,125
من دارم ميرم به دريا

1188
01:20:33,250 --> 01:20:35,917
‏- واقعا؟   - من دارم ميرم به دريا

1189
01:20:36,000 --> 01:20:38,125
داره دوباره رقص دريا رو ميکنه؟

1190
01:20:43,000 --> 01:20:45,958
سارا گاهي اوقات خودش رو به دست خيالات مي سپرد،‏

1191
01:20:46,083 --> 01:20:49,750
خيال آينده اي بسيار متفاوت از زندگي فعلي خودش،‏

1192
01:20:49,875 --> 01:20:52,208
جايي که او و بــِــرد آزادانه و در روز روشن

1193
01:20:52,208 --> 01:20:54,042
به هم عشق مي ورزيدن.‏

1194
01:20:54,083 --> 01:20:55,708
جايي که لازم نبود به هيچکس جواب پس بدن،‏

1195
01:20:55,750 --> 01:20:58,208
به جز به همديگه.‏

1196
01:20:58,208 --> 01:21:01,958
فکر ميکرد که ممکنه اتفاق بيفته، بايد اتفاق بيفته.‏

1197
01:21:02,000 --> 01:21:04,333
چون مطمئن نبود که بتونه به اين زندگي ادامه بده

1198
01:21:04,417 --> 01:21:07,000
لااقل براي مدت طولاني.‏

1199
01:21:13,542 --> 01:21:16,292
دوباره دهنتو باز کن.‏

1200
01:21:16,083 --> 01:21:19,250
نه نميخوام.‏

1201
01:21:19,250 --> 01:21:22,167
دهانتان باز مي شود؟

1202
01:21:22,250 --> 01:21:24,125
دهانتان...‏

1203
01:21:24,250 --> 01:21:26,625
اين داره مياد تو دهنت.‏

1204
01:21:28,583 --> 01:21:31,250
دهنتو باز کن، ماهي کوچولو

1205
01:21:31,375 --> 01:21:33,750
گرسنه، گرسنه.‏

1206
01:21:35,167 --> 01:21:38,083
ماهي کوچولو گرسنه نيست؟

1207
01:21:40,958 --> 01:21:43,042
حالت خوبه؟

1208
01:21:44,458 --> 01:21:46,958
آره، خوبم.‏

1209
01:21:48,667 --> 01:21:51,167
‏- تو چي؟    - عالي

1210
01:21:54,917 --> 01:21:57,000
آخر هفته چطور بود؟

1211
01:22:00,000 --> 01:22:02,500
واقعا ميخواي بدوني؟ مزخرف بود.‏

1212
01:22:04,583 --> 01:22:06,458
واسه تو چي؟

1213
01:22:06,542 --> 01:22:08,750
افتضاح

1214
01:22:09,750 --> 01:22:12,167
‏- واقعا؟   - آره.‏

1215
01:22:14,292 --> 01:22:16,625
آره، ما رفتيم لب ساحل و کل مدت من و کتي

1216
01:22:16,625 --> 01:22:19,292
با هم جر و بحث کرديم.‏

1217
01:22:19,292 --> 01:22:22,750
اوه، جدي؟

1218
01:22:25,125 --> 01:22:27,167
آره، جر و بحث سالانه مون بود.‏

1219
01:22:27,208 --> 01:22:30,125
درباره امتحان وکالت،‏

1220
01:22:30,125 --> 01:22:32,208
انگار هم? زندگيمون بسته به همينه.‏

1221
01:22:32,208 --> 01:22:34,833
تمومش کن بره. بعدش احساس بهتري داري.‏

1222
01:22:34,833 --> 01:22:37,083
کلي دردسر داره.‏

1223
01:22:37,083 --> 01:22:39,417
بايد چهارشنبه سوار قطار شم.‏

1224
01:22:39,458 --> 01:22:42,333
يه برنامه دو روزه ست.‏

1225
01:22:42,375 --> 01:22:44,833
من که حتي پاس هم نميشم.‏

1226
01:22:44,917 --> 01:22:47,333
‏- خوب ميدي.   - نه.‏

1227
01:22:47,333 --> 01:22:51,250
نه، خوب نميدم.‏

1228
01:22:51,292 --> 01:22:53,708
کل تابستون لاي کتاب رو هم باز نکردم.‏

1229
01:23:02,958 --> 01:23:05,750
دلم برات تنگ شده بود.‏

1230
01:23:05,750 --> 01:23:08,417
منم دلم برات تنگ شده بود.‏

1231
01:23:13,750 --> 01:23:16,167
انجامش نده.‏

1232
01:23:17,208 --> 01:23:19,542
‏- چي رو؟   - امتحان رو.‏

1233
01:23:19,583 --> 01:23:22,208
‏- اوه.   - بپيچون.‏

1234
01:23:22,208 --> 01:23:24,917
بيا با هم بريم يه جايي،‏

1235
01:23:24,917 --> 01:23:26,917
واسه يه شب

1236
01:23:26,917 --> 01:23:28,750
ريچارد تا جمعه بيرون از شهره،‏

1237
01:23:28,833 --> 01:23:30,917
منم ميتونم يکي رو پيدا کنم لوسي رو نگه داره.‏

1238
01:23:34,750 --> 01:23:37,208
نه، نميتونم.‏

1239
01:23:37,125 --> 01:23:39,875
بايد امتحان رو بدم.‏

1240
01:23:50,625 --> 01:23:53,167
خوبه.‏

1241
01:23:53,167 --> 01:23:55,833
‏- خوبه؟   - آره.‏

1242
01:23:55,917 --> 01:23:57,875
من اين بار حس خوبي نسبت به قضيه دارم.‏

1243
01:23:57,875 --> 01:24:00,917
اصلاً شايد برم يه بطري شامپاين بخرم

1244
01:24:01,000 --> 01:24:03,125
بذارم توي يخچال، هر وقت خبر خوش رو شنيديم

1245
01:24:03,125 --> 01:24:05,792
درش مياريم و جشن ميگيريم.‏

1246
01:24:05,917 --> 01:24:09,000
خيلي اميدوار نباش.‏

1247
01:24:09,083 --> 01:24:10,958
قبلا راجع بهش بحث کرديم.‏

1248
01:24:11,042 --> 01:24:14,083
ها ها. اين بار فرق ميکنه.‏

1249
01:24:14,083 --> 01:24:16,167
من حسش ميکنم.‏

1250
01:24:46,583 --> 01:24:50,042
باورت ميشه؟ اين اولين قرارمونه.‏

1251
01:24:50,208 --> 01:24:53,167
يعني منظورم يه قرار واقعيه، بدون بچه ها

1252
01:24:53,250 --> 01:24:56,500
لوسي چطوره؟ گريه نکرد اومدي؟

1253
01:24:56,500 --> 01:24:58,708
نه بابا شوخيت گرفته؟

1254
01:24:58,833 --> 01:25:01,500
وقتي جين اونجاست، دلش ميخواد منو از در پرت کنه بيرون.‏

1255
01:25:06,083 --> 01:25:10,000
به نظرم ما ميتونيم يه چيز خيلي قشنگ درست کنيم‏.‏

1256
01:25:10,125 --> 01:25:13,167
من اينجا چيزاي زيادي دارم.‏

1257
01:25:13,167 --> 01:25:15,958
ما ميتونيم يه...‏

1258
01:25:15,958 --> 01:25:18,167
قاب عکس درست کنيم.‏

1259
01:25:19,875 --> 01:25:23,792
يا يه جعبه جواهرات.‏

1260
01:25:24,917 --> 01:25:28,917
يا يه کلاه.‏

1261
01:25:30,875 --> 01:25:34,083
يه چيزي براي مامانم.‏

1262
01:25:34,208 --> 01:25:36,083
باشه

1263
01:25:38,917 --> 01:25:40,167
‏- تمومش کن، تمومش کن   - نه، راني.‏

1264
01:25:40,250 --> 01:25:42,958
ران... ران... راني، يه لحظه صبر کن.‏

1265
01:25:43,125 --> 01:25:46,208
حالا شد.‏

1266
01:25:46,042 --> 01:25:49,667
خوش تيپ شدي. دختره پشيمون نميشه

1267
01:25:49,667 --> 01:25:52,750
صبر کن تا سابقه جنايي منو بشنوه.‏

1268
01:25:52,750 --> 01:25:55,125
فکر نکنم لازم باشه اول کار از اون حرف بزني.‏

1269
01:25:55,125 --> 01:25:57,208
برو سراغ حرفاي دم دست

1270
01:25:57,208 --> 01:26:00,250
اگه کسي منو بشناسه چي؟

1271
01:26:00,333 --> 01:26:03,917
خيلي بعيده. من شام رو توي

1272
01:26:03,917 --> 01:26:06,250
يه رستوران در هاورهيل رزرو کردم.‏

1273
01:26:23,250 --> 01:26:25,167
شيلا.‏

1274
01:26:27,667 --> 01:26:30,083
‏- شيلا.   - بله.‏

1275
01:26:33,417 --> 01:26:36,000
غذا مشکلي داره؟

1276
01:26:37,500 --> 01:26:39,833
نه خوبه.‏

1277
01:26:39,917 --> 01:26:43,750
دم خونه گفتي که دارو مصرف کردي.‏

1278
01:26:46,208 --> 01:26:49,708
‏- چه دارويي؟   - همه جورش.‏

1279
01:26:49,750 --> 01:26:51,750
بيشتر براي روان درماني

1280
01:26:54,833 --> 01:26:58,167
يعني توي زندگيت شکست عصبي داشتي؟

1281
01:26:58,208 --> 01:27:02,167
اوهوم، سال اول دانشگاه.‏

1282
01:27:02,167 --> 01:27:04,292
اينقدر جوون؟

1283
01:27:06,250 --> 01:27:08,208
چه اتفاقي افتاد؟

1284
01:27:08,208 --> 01:27:11,083
درست نميدونم.‏

1285
01:27:11,125 --> 01:27:14,167
خب شکست عصبي که همينجوري اتفاق نميفته.‏

1286
01:27:15,458 --> 01:27:17,958
حتما يه چيزي باعثش شده.‏

1287
01:27:17,958 --> 01:27:20,500
فکر کنم

1288
01:27:20,583 --> 01:27:23,583
ولي قبل از اينکه برم دانشگاه خوب بودم.‏

1289
01:27:25,250 --> 01:27:27,500
نميدونم. شايد به خاطر استرس اين بود

1290
01:27:27,583 --> 01:27:29,375
که بخوام رو پاي خودم بايستم.‏

1291
01:27:29,417 --> 01:27:32,042
شايد عدم توازن شيميايي توي مغزم بود.‏

1292
01:27:32,208 --> 01:27:35,500
هر روانشناسي که رفتم نظر متفاوتي داشت.‏

1293
01:27:35,500 --> 01:27:38,667
يه مرده، دکتر فريس،‏

1294
01:27:38,750 --> 01:27:42,500
گفت که احتمالاً من در بچگي مورد آزار جنسي قرار گرفتم.‏

1295
01:27:42,500 --> 01:27:44,125
وقتي بهش گفتم که اينطور نيست،‏

1296
01:27:44,250 --> 01:27:46,750
گفت من احتمالاً دارم حافظه خودمو سرکوب مي کنم.‏

1297
01:27:46,750 --> 01:27:50,542
درسته. خب بعدش چي شد؟

1298
01:27:50,583 --> 01:27:52,375
از دانشگاه بيرون اومدي؟

1299
01:27:52,458 --> 01:27:55,250
بلافاصله که نه.‏

1300
01:27:55,292 --> 01:27:59,583
مادرم مي خواست من به اين مراکز مشاوره رواني برم.‏

1301
01:27:59,583 --> 01:28:02,167
اونها يه جوري ميخواستن مشکل رو رفع کنن، که انگار من

1302
01:28:02,167 --> 01:28:05,083
يه بشکن مي زنم و همه چي دوباره درست ميشه.‏

1303
01:28:05,083 --> 01:28:07,667
آره، خودم همه اين چيزا رو ميدونم.‏

1304
01:28:07,667 --> 01:28:11,083
ميدوني؟

1305
01:28:11,167 --> 01:28:14,750
آره، ميدونم.‏

1306
01:28:17,833 --> 01:28:21,500
بعد بهم گفتن ميتونم از دانشگاه بيام بيرون

1307
01:28:21,583 --> 01:28:24,250
ازدواج کنم و مثل خواهرم کلي بچه داشته باشم،‏

1308
01:28:24,375 --> 01:28:26,500
ولي من نميتونم از بچه ها مراقبت کنم.‏

1309
01:28:26,500 --> 01:28:28,875
من حتي نمي تونم بيشتر مواقع

1310
01:28:28,958 --> 01:28:32,167
از خودم مراقبت کنم. تازه کي با من ازدواج ميکنه؟

1311
01:28:32,208 --> 01:28:35,542
تو اونقدرها هم بد نيستي.‏

1312
01:28:35,542 --> 01:28:37,583
چي؟

1313
01:28:38,875 --> 01:28:41,333
تو... تو اونقدرها هم بد نيستي.‏

1314
01:28:47,083 --> 01:28:49,667
من شيش ساله که دوست پسر واقعي نداشتم،‏

1315
01:28:49,667 --> 01:28:52,792
يعني از زمان دومين شکست عصبيم.‏

1316
01:28:52,833 --> 01:28:55,458
توي اتوبوس گريهاند يه اتفاقي برام افتاد.‏

1317
01:28:55,458 --> 01:28:58,750
‏- داشتم...‏
‏- ميخوايد اينو براتون بپيچم؟

1318
01:28:58,750 --> 01:29:01,417
اوه، نه، ممنون.‏

1319
01:29:01,458 --> 01:29:04,250
نه، لطفا بپيچيدش. من ميبرمش خونه.‏

1320
01:29:04,333 --> 01:29:07,125
شما رفقا دسر مي خوايد؟

1321
01:29:07,125 --> 01:29:10,250
چي ميگي شيلا؟ مي خواي يه چيز شيرين با هم بخوريم؟

1322
01:29:15,042 --> 01:29:17,583
بذار يه جايي توقف کنيم.‏

1323
01:29:17,667 --> 01:29:19,417
بعدي رو بپيچ به چپ.‏

1324
01:29:26,208 --> 01:29:28,625
چراغها رو خاموش کن.‏

1325
01:29:36,167 --> 01:29:38,250
امشب به من خوش گذشت.‏

1326
01:29:45,333 --> 01:29:48,000
آخري مردي که باهاش بيرون رفتم،‏

1327
01:29:48,000 --> 01:29:49,875
ميدوني چيکار کرد؟

1328
01:29:49,875 --> 01:29:52,708
منو ول کرد رفت.‏

1329
01:29:52,708 --> 01:29:55,708
بلند شد بره دستشويي،‏

1330
01:29:55,833 --> 01:29:57,792
و ديگه برنگشت.‏

1331
01:29:59,375 --> 01:30:03,250
من موندم و صورتحساب.‏

1332
01:30:03,083 --> 01:30:05,625
خداحافظي هم نکرد.‏

1333
01:30:05,750 --> 01:30:08,708
حتي زنگ نزد عذرخواهي کنه.‏

1334
01:30:08,792 --> 01:30:12,292
البته به من نمي خورد. يه حسابدار کاردرست بود.‏

1335
01:30:12,375 --> 01:30:15,833
يه آدم خيلي عادي. نمي خواست با يه رواني دوست بشه.‏

1336
01:30:23,625 --> 01:30:25,958
ولي تو به نظر آدم خوبي ميرسي.‏

1337
01:30:54,667 --> 01:30:57,458
بهتره به کسي نگي.‏

1338
01:31:00,750 --> 01:31:02,750
ميشنوي؟

1339
01:31:06,500 --> 01:31:09,292
بهتره نگي، وگرنه گيرت ميارم.‏

1340
01:32:10,000 --> 01:32:12,792
صبر کن مامان، صبر کن بابا.‏

1341
01:32:12,792 --> 01:32:16,375
شما بايد ماشين رو روي بالابر پار کنيد...‏

1342
01:32:16,375 --> 01:32:18,917
‏- خب؟   - چي؟

1343
01:32:18,917 --> 01:32:22,833
امتحان ديگه خنگه. چطور بود؟

1344
01:32:23,000 --> 01:32:25,042
خوب بود.‏

1345
01:32:27,125 --> 01:32:29,208
ديشب زنگ نزدي خونه.‏

1346
01:32:29,250 --> 01:32:30,875
نگران شدم.‏

1347
01:32:33,000 --> 01:32:35,042
شايد اگه موبايل داشتم الان به درد ميخورد.‏

1348
01:33:10,000 --> 01:33:12,792
‏- ببين کي برگشته.   - اوه، سلام.‏

1349
01:33:12,792 --> 01:33:15,292
سلام جين.‏

1350
01:33:15,292 --> 01:33:17,167
ممنون.‏

1351
01:33:17,250 --> 01:33:19,083
زندگيمو نجات دادي.‏

1352
01:33:19,167 --> 01:33:21,167
خب هم خونه ايت چطور بود؟

1353
01:33:21,167 --> 01:33:22,417
اوه، عالي بود.‏

1354
01:33:22,417 --> 01:33:25,333
ممنونم که با اينکه دير گفتم اومدي.‏

1355
01:33:25,333 --> 01:33:28,792
بذار يه چيزي واسه وقتي که گذاشتي بهت بدم.‏

1356
01:33:28,958 --> 01:33:31,167
لازم نيست.‏

1357
01:33:31,167 --> 01:33:34,542
نه، واقعا. اصرار ميکنم که بگيري.‏

1358
01:33:35,875 --> 01:33:37,458
لطفا نکن.‏

1359
01:33:40,750 --> 01:33:42,333
باشه.‏

1360
01:33:42,333 --> 01:33:44,667
کسي زنگ نزد؟

1361
01:33:44,708 --> 01:33:46,333
نه، همه چي آروم بود.‏

1362
01:33:46,333 --> 01:33:49,833
دخترت روي تخت خوابيده. امروز حسابي خسته شد.‏

1363
01:33:49,958 --> 01:33:51,792
چه خوب.‏

1364
01:33:51,792 --> 01:33:54,875
هممم، جين، چيزي شده؟

1365
01:33:58,167 --> 01:34:00,833
اون دختر فوق العاده ايه.‏

1366
01:34:20,167 --> 01:34:22,167
ماماني

1367
01:34:33,208 --> 01:34:35,167
ماماني!‏

1368
01:34:36,208 --> 01:34:37,875
بله

1369
01:34:37,917 --> 01:34:40,292
داري مياي بيرون؟

1370
01:34:44,000 --> 01:34:47,500
‏- يه چيزي دارم.   - چي؟

1371
01:34:47,500 --> 01:34:49,708
يه چيزي براي تو دارم

1372
01:34:53,917 --> 01:34:56,125
يه لحظه صبر کن. باشه؟

1373
01:35:24,000 --> 01:35:26,125
بـــرد

1374
01:35:30,542 --> 01:35:33,042
بـــرد

1375
01:35:34,125 --> 01:35:36,125
هممم

1376
01:35:37,792 --> 01:35:40,917
آرون جديدا راجع به دوست جديدش لوسي زياد حرف ميزنه.‏

1377
01:35:41,917 --> 01:35:44,417
به نظر دختر خوبي مياد.‏

1378
01:35:46,083 --> 01:35:48,083
مادرش چجور آدميه؟

1379
01:35:52,333 --> 01:35:55,750
خوبه، فکر کنم.‏

1380
01:35:55,833 --> 01:35:58,250
اسمش رو هم يادم نمياد.‏

1381
01:36:02,125 --> 01:36:04,208
سارا نبود؟

1382
01:36:05,458 --> 01:36:08,292
سارا؟

1383
01:36:08,125 --> 01:36:10,500
آره، سارا

1384
01:36:10,583 --> 01:36:12,167
توي استخر،‏

1385
01:36:12,167 --> 01:36:15,500
اسم دخترش لوسيه

1386
01:36:15,500 --> 01:36:18,000
اوه، مامان لوسي. آره يادم رفته بود. درسته.‏

1387
01:36:18,083 --> 01:36:20,750
اسمش ساراست

1388
01:36:20,917 --> 01:36:24,083
هممم

1389
01:36:24,125 --> 01:36:26,167
آره، اگر يه شب براي شام بيان اينجا

1390
01:36:26,167 --> 01:36:29,417
آرون خيلي خوشحال ميشه.‏

1391
01:36:33,458 --> 01:36:35,542
باشه.‏

1392
01:36:58,417 --> 01:37:01,167
پس تو توي کار تبليغاتي؟

1393
01:37:01,167 --> 01:37:04,000
نه، معمولاً اين اشتباه رو ميکنن.‏

1394
01:37:04,000 --> 01:37:06,042
من کارم تبليغات نيست. بازاريابيه.‏

1395
01:37:06,083 --> 01:37:08,167
و اين دوتا خيلي فرق ميکنن.‏

1396
01:37:08,250 --> 01:37:10,167
پست ريچارد توي شرکت خيلي بالاست.‏

1397
01:37:10,250 --> 01:37:12,167
آره آره، مشتري هاي من

1398
01:37:12,167 --> 01:37:14,167
وقتي پيش من ميان که

1399
01:37:14,167 --> 01:37:16,333
يه محصول جديد براي فروش دارن.‏

1400
01:37:16,333 --> 01:37:19,833
مثلا چند هفته پيش چند نفر اومده بودن،‏

1401
01:37:19,833 --> 01:37:23,000
مي خواستن يه سري رستوران چيني زنجيره اي باز کنن. خب؟

1402
01:37:23,000 --> 01:37:26,333
وقتي با من حرف مي زدن، من دور ميز
بهشون نگاه مي کردم

1403
01:37:26,333 --> 01:37:28,875
و ديدم هيچکدوم از اينها اصلا چيني نيستن.‏

1404
01:37:28,875 --> 01:37:31,750
کجايي بودن؟

1405
01:37:31,833 --> 01:37:33,917
چند تا آدم خپل از تنسي بودن.‏

1406
01:37:33,917 --> 01:37:36,583
فکر مي کردن مي تونن همينجوري يه رستوران زنجيره اي چيني باز کنن

1407
01:37:36,583 --> 01:37:38,625
و امريکايي هاي خوش باور رو هم گول بزنن.‏

1408
01:37:38,625 --> 01:37:40,667
اوه، خدايا

1409
01:37:40,667 --> 01:37:43,167
هممم!‏

1410
01:37:43,250 --> 01:37:45,208
‏- اين خيلي خوشمزه ست.   - آره ميدونم.‏

1411
01:37:45,208 --> 01:37:47,958
بــِــرد آشپز فوق العاده ايه.‏

1412
01:37:48,000 --> 01:37:51,167
شما ها اين اعلاميه هايي که صورت اين يارو روش هست رو ديديد

1413
01:37:51,167 --> 01:37:53,167
که کل محله رو پر کرده؟

1414
01:37:53,250 --> 01:37:55,750
چه بلبشويي به پا شده تو محله آروم ما

1415
01:37:55,792 --> 01:37:57,417
آره، ديوانه کننده ست.‏

1416
01:37:57,458 --> 01:38:00,208
چيزي که براي من سواله، اينه که چرا
همچين آدم رواني اي رو از زندان آزاد کردن.‏

1417
01:38:00,250 --> 01:38:02,958
بعضي از کسايي که دنبالش ميرن هم همونقدر ديوونه هستن.‏

1418
01:38:03,083 --> 01:38:05,958
‏- منظورت چيه؟   - مثلا همين امروز شنيدم که

1419
01:38:06,042 --> 01:38:08,250
يه آدم خلي رفته جلوي در خونه طرف رو با اسپري رنگ کرده،‏

1420
01:38:08,083 --> 01:38:11,375
توي بالکنش آتيش روشن کرده. خدا ميدونه ديگه چه کارايي کردن.‏

1421
01:38:11,417 --> 01:38:13,375
‏- معلومه کي اين کارا رو ميکنه؟

1422
01:38:13,458 --> 01:38:15,458
‏- ميگن يه افسر سابق پليسه.‏

1423
01:38:15,458 --> 01:38:17,542
ميدونه، همون يارو که اون پسره رو توي بازارچه کشت.‏

1424
01:38:17,542 --> 01:38:19,250
فکر نکنم اون باشه.‏

1425
01:38:19,250 --> 01:38:22,125
تو چون رفيق طرفي، طرفداريش رو ميکني.‏

1426
01:38:22,125 --> 01:38:25,250
بــــرد توي اون کميته والدين نگرانه

1427
01:38:25,042 --> 01:38:26,833
با همون مرده.‏

1428
01:38:26,958 --> 01:38:28,792
نميدونستم تو اونجايي.‏

1429
01:38:28,792 --> 01:38:31,167
من تو تيم فوتبالشون بازي مي کنم.‏

1430
01:38:31,250 --> 01:38:34,375
اون هم از من خواست يه سري اعلاميه پخش کنم.‏

1431
01:38:34,583 --> 01:38:36,542
اون توي تيم شماست!‏

1432
01:38:36,667 --> 01:38:39,583
تو هيچوقت بهم نگفته بودي.‏

1433
01:38:39,625 --> 01:38:41,250
آره

1434
01:38:43,625 --> 01:38:47,167
ميدوني قسمت عجيبش کجاست؟
من اصلا هيچوقت اين يارو مک گرووي رو نديدم.‏

1435
01:38:47,250 --> 01:38:49,500
‏- چرا ديديم.‏
‏- نه نديديم.‏

1436
01:38:49,542 --> 01:38:51,625
تو نه. من و بـِــرد.‏

1437
01:38:51,625 --> 01:38:54,750
اون روز توي استخر. يادته؟

1438
01:38:54,750 --> 01:38:58,000
آره، اصلا يادم رفته بودم.‏

1439
01:39:00,083 --> 01:39:03,167
‏- خب چي شد؟
‏-  تشخيص کشمکش جنسي بين دو نفر کار مشکليه،‏

1440
01:39:03,292 --> 01:39:05,667
ولي کتي در تشخيص اون مهارت داشت.‏

1441
01:39:05,667 --> 01:39:09,167
انگار يه نفر پيچ راديو رو روي يک موج چرخونده بود،‏

1442
01:39:09,250 --> 01:39:11,917
و صداي موج راديو اونقدر بلند و شفاف بود که

1443
01:39:11,958 --> 01:39:14,667
کتي رو از جا پرت کرده بود.‏

1444
01:39:14,750 --> 01:39:17,250
وقتي کتي از ارتباط بين اونها خبردار شد،‏

1445
01:39:17,250 --> 01:39:20,250
باورش نمي شد که تا حالا چيزي نفهميده.‏

1446
01:39:20,292 --> 01:39:23,083
در همون حالت، کتي چنگالش رو به زمين انداخت

1447
01:39:23,083 --> 01:39:25,167
به اميد اينکه وقتي براي برداشتنش خم ميشه

1448
01:39:25,167 --> 01:39:28,625
مچ سارا و بـــرد رو که از زير ميز به پاي هم ور ميرن، بگيره.‏

1449
01:39:28,625 --> 01:39:31,042
اما اشتباه کرده بود.‏

1450
01:39:31,167 --> 01:39:34,208
ولي ميدوني چيه؟ به نظر ترسناک نميومد. يعني...‏

1451
01:39:34,208 --> 01:39:37,208
نه، اونقدرها هم مسئله مهمي نبود.‏

1452
01:39:37,208 --> 01:39:40,000
‏- نه، اون مثل يه آدم عاديه ميدوني؟   - آره، منظورم اينه که...‏

1453
01:39:40,125 --> 01:39:42,083
کتي، حالت خوبه؟

1454
01:39:42,208 --> 01:39:44,042
آه، آره.‏

1455
01:39:44,125 --> 01:39:47,208
يه لحظه صبر کن ميام.‏

1456
01:39:47,250 --> 01:39:48,875
بــِـرد قانع شده بود

1457
01:39:48,875 --> 01:39:51,250
که مهماني به خوبي برگزار شده.‏

1458
01:39:51,375 --> 01:39:54,917
و اينکه او و سارا تونسته بودن ظن کتي رو برطرف کنند،‏

1459
01:39:55,000 --> 01:39:57,250
حداقل به طور موقت.‏

1460
01:39:57,250 --> 01:39:59,333
کتي او رو به چيزي متهم نکرده بود،‏

1461
01:39:59,333 --> 01:40:01,375
يا رفتاري نکرده بود که او فکر کنه

1462
01:40:01,375 --> 01:40:03,458
کتي متوجه چيز نامعمولي شده.‏

1463
01:40:08,667 --> 01:40:12,208
خوشحالم که اونها امشب اومدن اينجا.‏

1464
01:40:18,000 --> 01:40:20,917
‏- شب بخير
‏- شب بخير

1465
01:40:20,917 --> 01:40:22,583
با اين حال دو روز بعد،‏

1466
01:40:22,667 --> 01:40:25,042
مادرزنش سرزده از راه رسيد...‏

1467
01:40:25,042 --> 01:40:27,917
‏- ممنونم جان
‏- ...تا براي مدت نامعلومي اونجا بمونه

1468
01:40:28,000 --> 01:40:30,792
و از اون لحظه به بعد، او بـــرد و آرون رو

1469
01:40:30,792 --> 01:40:32,500
همه جا همراهي مي کرد.‏

1470
01:40:32,583 --> 01:40:34,417
توي زمين بازي؛‏

1471
01:40:34,500 --> 01:40:37,417
‏- يه کم کره لازم داريم.‏
‏- توي سوپرمارکت؛‏

1472
01:40:37,417 --> 01:40:39,958
و توي استخر شهر.‏

1473
01:40:39,958 --> 01:40:42,625
سلام آرون.‏

1474
01:40:42,625 --> 01:40:46,042
سلام لوسي.‏

1475
01:40:47,458 --> 01:40:50,083
بدترين جا، استخر بود.‏

1476
01:40:50,125 --> 01:40:53,000
با اين حال با اينکه کل هفته

1477
01:40:53,000 --> 01:40:56,125
مادر زن بــرد گفته بود که با او به بازي فوتبال مياد

1478
01:40:56,208 --> 01:40:58,167
در آخرين لحظه تصميمش عوض شد.‏

1479
01:40:58,167 --> 01:41:00,250
‏- شما مياي بالاخره؟   - دوست دارم بيام،‏

1480
01:41:00,292 --> 01:41:02,250
ولي کمي خسته م.‏

1481
01:41:02,375 --> 01:41:04,792
مطمئني؟ خوشحال ميشم بياي.‏

1482
01:41:04,792 --> 01:41:06,750
نه تو برو. تو و آرون

1483
01:41:06,875 --> 01:41:09,083
امروز من رو حسابي خسته کرديد.‏

1484
01:41:09,208 --> 01:41:11,292
انگار که ديگه تنهايي.‏

1485
01:41:11,083 --> 01:41:14,250
اوه، اين ماشين واسه منه.‏

1486
01:41:14,083 --> 01:41:16,917
‏- کي بر ميگردي خونه؟   - نميدونم.‏

1487
01:41:17,125 --> 01:41:18,667
ولي خيلي دير.‏

1488
01:41:18,792 --> 01:41:21,750
مراقب باش و دنبال دردسر هم نرو.‏

1489
01:41:34,917 --> 01:41:37,333
باد، زمزمه هاي نويد بخش مي پراکند،‏

1490
01:41:37,333 --> 01:41:39,500
صداي پيروزي از آسمان مي آمد.‏

1491
01:41:39,583 --> 01:41:42,875
همه در زمين سبز تابستاني جمع شده بودند.‏

1492
01:41:43,000 --> 01:41:46,250
تيم محافظان با 0 برد و 5 باخت در قعر جدول

1493
01:41:46,250 --> 01:41:49,083
ليگ شباه فوتبال نواحي سه گانه قرار داشت.‏

1494
01:41:49,083 --> 01:41:53,000
و تيم کنترلرز، تيمي از جوانان خبره در حوزه مالي بود

1495
01:41:53,000 --> 01:41:55,917
که 4 برد و 1 باخت داشتند و خط حمله آتشين اونها

1496
01:41:55,917 --> 01:41:59,250
در هر بازي تا 40 الي 50 امتياز کسب مي کرد.‏

1497
01:41:59,083 --> 01:42:01,250
اما از لحظه شوت آغاز بازي،‏

1498
01:42:01,292 --> 01:42:04,917
اين گروه تازه کار از افسران اعمال قانون

1499
01:42:04,917 --> 01:42:07,167
تصميم گرفتند که شگفتي بيافرينن.‏

1500
01:42:10,875 --> 01:42:13,167
ولي امتياز اول نصيب کنترلرز شد.‏

1501
01:42:13,167 --> 01:42:15,250
اون هم در يک ريباند، وقتي بارت ويليامز توپ رو در انتهاي

1502
01:42:15,250 --> 01:42:19,167
زمين تيم محافظان در نزديکي يک چهارم دوم زمين از دست داد

1503
01:42:24,000 --> 01:42:26,875
تيم محافظان در اوايل نيمه دوم بازي رو مساوي کردن...‏

1504
01:42:28,875 --> 01:42:31,083
با يک حرکت کلاسيک

1505
01:42:31,083 --> 01:42:33,208
در يک حمله 80 ياردي

1506
01:42:38,208 --> 01:42:41,583
تيم کنترلرز دوباره با يک گل از يک چهارم آخر زمين، پيش افتادن.‏

1507
01:42:41,583 --> 01:42:45,167
تنها يک دقيقه از بازي باقي مونده بود و تيم محافظان

1508
01:42:45,167 --> 01:42:47,250
با سه امتياز عقب افتاده، اميدهاشون رو از دست داده بودن.‏

1509
01:42:47,250 --> 01:42:49,917
‏- برو پايين!‏   - اين آخرين شانس اونها بود...‏

1510
01:42:50,000 --> 01:42:52,333
فقط چند امتياز لازم داشتن

1511
01:42:52,333 --> 01:42:55,083
ست

1512
01:42:55,083 --> 01:42:58,000
حرکت، حرکت!‏

1513
01:43:30,750 --> 01:43:33,917
آره آره آره

1514
01:43:34,000 --> 01:43:39,208
آره آره

1515
01:43:40,583 --> 01:43:43,167
آره!‏

1516
01:43:44,333 --> 01:43:46,000
اوه خداي من!‏

1517
01:43:46,000 --> 01:43:49,083
آره

1518
01:43:58,875 --> 01:44:02,083
بـــرد، بـــرد!‏

1519
01:44:03,292 --> 01:44:04,750
چي ميخواي؟

1520
01:44:04,833 --> 01:44:08,333
همه توي بار منتظر ما هستن. تو... تو هم مياي؟

1521
01:44:08,417 --> 01:44:10,667
تو برو من ديرتر ميام.‏

1522
01:44:10,750 --> 01:44:13,333
مياي ديگه آره؟ بايد جشن بگيريم.‏

1523
01:44:13,333 --> 01:44:15,167
آره آره، ميام.‏

1524
01:44:15,167 --> 01:44:18,250
‏- قول ميدي؟   - خدايا، لري همين الان بهت گفتم.‏

1525
01:44:18,250 --> 01:44:21,417
‏- خب ماشين داري؟   - آره.‏

1526
01:44:23,250 --> 01:44:25,583
باشه

1527
01:44:25,667 --> 01:44:27,750
من يه ليوان سرد واسه ت نگه ميدارم.‏

1528
01:44:31,917 --> 01:44:33,917
لري، ديگه بايد بري خونه.‏ همين حالا

1529
01:44:33,917 --> 01:44:36,083
فقط پنج دقيقه ديگه صبر کن. قول داد که مياد.‏

1530
01:44:36,125 --> 01:44:39,208
هر قولي که ميخواد داده باشه، من مي خوام ببندم.‏

1531
01:44:39,208 --> 01:44:41,167
پاشو برو بيرون از اينجا

1532
01:44:41,292 --> 01:44:44,000
همين حالا

1533
01:44:50,208 --> 01:44:54,542
وقتي نگاه کردم به اون بالا و تو رو اونجا ديدم...‏

1534
01:44:54,667 --> 01:44:59,125
واي... واي

1535
01:44:59,125 --> 01:45:02,250
خدا رو شکر که اومدي.‏

1536
01:45:02,333 --> 01:45:05,542
نمي خوام برم خونه.‏

1537
01:45:05,667 --> 01:45:09,167
دلم ميخواد تا ابد همينجا بمونم.‏

1538
01:45:09,167 --> 01:45:10,958
نه، جدي. براي اولين بار توي عمرم

1539
01:45:11,042 --> 01:45:13,750
احساس مي کنم هر چيزي ممکنه.‏
انگار هرکاري ميتونم بکنم. ميدوني؟

1540
01:45:18,208 --> 01:45:20,583
ما داريم چيکار مي کنيم؟

1541
01:45:20,583 --> 01:45:24,167
منظورت چيه؟

1542
01:45:24,250 --> 01:45:27,250
اينها واقعي نيست بـــرد.‏

1543
01:45:27,250 --> 01:45:29,250
چي؟

1544
01:45:29,250 --> 01:45:32,167
همين کار. هم اشتباهه هم حس بدي داره

1545
01:45:32,167 --> 01:45:33,833
تا کي قراره قايمکي پيش هم باشيم؟

1546
01:45:33,833 --> 01:45:36,042
تا کي ميتونه ادامه داشته باشه؟
من ديگه نميتونم ادامه بدم.‏

1547
01:45:36,042 --> 01:45:37,250
نه، نه اينو نگو.‏

1548
01:45:37,333 --> 01:45:41,083
از وقتي يادمه که همين رو با هم داريم...‏

1549
01:45:41,167 --> 01:45:42,458
چي داريم؟

1550
01:45:42,583 --> 01:45:45,583
اين چيه؟

1551
01:45:45,583 --> 01:45:47,875
ببين...‏

1552
01:45:47,917 --> 01:45:50,625
اون شام اون شب توي خونه شما هر چي که نباشه،‏

1553
01:45:50,750 --> 01:45:53,667
نشون مي داد تو با زنت خوشحالي.‏

1554
01:45:53,667 --> 01:45:55,250
ميدوني، تو يه زندگي کامل داري

1555
01:45:55,250 --> 01:45:57,333
‏- منم نمي خوام کسي باشم که...‏
‏- خيلي خب. همينجا صبر کن.‏

1556
01:45:59,708 --> 01:46:02,583
بيا با هم فرار کنيم.‏

1557
01:46:02,625 --> 01:46:04,458
چي؟

1558
01:46:07,000 --> 01:46:09,083
اينو جدي نميگي.‏

1559
01:46:09,167 --> 01:46:13,833
تو به من باور داري.‏

1560
01:46:13,917 --> 01:46:16,167
بيا ديگه

1561
01:46:16,250 --> 01:46:19,458
با هم از اينجا ميريم، راهشو پيدا مي کنيم.‏

1562
01:46:19,500 --> 01:46:22,750
حس بدي نداره

1563
01:46:22,750 --> 01:46:25,750
بچه ها با همديگه راحتن.‏

1564
01:46:25,875 --> 01:46:28,917
ميدونم که چيزاي زياد ديگه اي هم هست، ولي...‏

1565
01:46:29,000 --> 01:46:31,458
بيا اين کار رو بکنيم.‏

1566
01:46:31,583 --> 01:46:35,083
خواهش ميکنم. خواهش ميکنم سارا

1567
01:46:37,292 --> 01:46:40,083
اوه خداي من

1568
01:46:40,167 --> 01:46:43,792
داري جدي ميگي، مگه نه؟

1569
01:46:43,792 --> 01:46:46,208
آره

1570
01:46:48,167 --> 01:46:51,917
باشه

1571
01:46:52,083 --> 01:46:54,583
باشه. باشه

1572
01:46:54,708 --> 01:46:57,417
باشه. باشه

1573
01:47:01,083 --> 01:47:04,458
بـــرد لعنتي، ديگه حالم به هم ميخوره اينقدر که از بـــرد شنيدم

1574
01:47:04,458 --> 01:47:07,125
ديگه کاري بهش ندارم.‏

1575
01:47:07,250 --> 01:47:10,292
اصلا ازش خوشم نمياد. آدم مزخرف

1576
01:47:10,458 --> 01:47:12,125
" بـــرد گل لعنتي رو زد"

1577
01:47:12,250 --> 01:47:14,167
آره، ميدوني چرا جيگرش رو نداره بياد اينجا؟

1578
01:47:14,167 --> 01:47:17,250
چون ميدونه من جلوي مدافع حريف رو گرفتم. همش مزخرفه

1579
01:47:17,292 --> 01:47:20,167
به خاطر همين اينجا نمياد، خجالت ميکشه منو ببينه.‏

1580
01:47:20,208 --> 01:47:24,917
من اصلا توي اين شهر از کسي خوشم نمياد.‏

1581
01:47:37,583 --> 01:47:40,042
بيدار شيد، بيدار شيد!‏

1582
01:47:40,125 --> 01:47:43,208
بيدار شيد مرد محله وودوارت کورت!‏

1583
01:47:43,292 --> 01:47:44,667
خيلي خب. من بيدارم

1584
01:47:44,750 --> 01:47:49,292
چشماتون رو باز کنيد! سرهاتون رو از لاي برف در بياريد!‏

1585
01:47:49,292 --> 01:47:51,750
سرهامون رو؟ سرهاي لعنتي مون رو؟

1586
01:47:51,750 --> 01:47:53,833
شما مردم بچه هاتون رو دوست نداريد؟

1587
01:47:53,833 --> 01:47:56,958
نمي خواهيد اونها رو از شر شيطان حفظ کنيد؟

1588
01:47:57,083 --> 01:48:00,167
محله وودوارت کورت، يه منحرف در بين شما زندگي ميکنه

1589
01:48:00,042 --> 01:48:02,833
يک منحرف لعنتي در بين شماست!‏

1590
01:48:02,917 --> 01:48:05,875
چشمهاتون رو باز کنيد! از بچه هاتون مراقبت کنيد

1591
01:48:06,000 --> 01:48:07,958
بچه ها رو نجات بديد!‏

1592
01:48:08,083 --> 01:48:10,625
بيدار شيد و توي باغچه رو نگاه کنيد

1593
01:48:10,750 --> 01:48:12,958
‏- همينجا بمون راني.   - بچه ها رو نجات بديد!‏

1594
01:48:12,958 --> 01:48:14,750
چشم هاي لعنتي تون رو باز کنيد

1595
01:48:14,792 --> 01:48:17,708
بيدار شيد و بچه ها رو نجات بديد!‏

1596
01:48:17,792 --> 01:48:21,500
کثافت عوضي! از باغچه من برو بيرون!‏

1597
01:48:21,500 --> 01:48:24,667
فکر کردي کي هستي با اون کبکبه و دبدبه ت؟

1598
01:48:24,667 --> 01:48:27,083
وودوارد کورت جاي منحرف ها نيست!‏

1599
01:48:27,208 --> 01:48:29,125
وودوارد کورت جاي منحرف ها نيست!‏

1600
01:48:29,125 --> 01:48:30,750
فکر کردي خدايي؟ برو بيرون

1601
01:48:30,792 --> 01:48:33,292
نه فکر نميکنم خدام. هيچوقت همچين چيزي نگفتم

1602
01:48:33,167 --> 01:48:35,125
قاتل، تو اون پسر رو کشتي.‏

1603
01:48:35,125 --> 01:48:37,792
من کسي رو نکشتم. چرا بر نميگردي بري خونه يه لباسي بپوشي؟

1604
01:48:37,917 --> 01:48:39,958
تو به گردنش شليک کردي. خودم توي روزنامه خوندم

1605
01:48:39,958 --> 01:48:42,917
‏- اينجا جاي منحرف ها...‏
‏- عوضي اونو بدش به من

1606
01:48:42,917 --> 01:48:45,083
هي، هي

1607
01:48:45,083 --> 01:48:46,417
بدش به من!‏

1608
01:48:46,417 --> 01:48:48,333
‏- برو خونه.‏
‏- پليس داره مياد.‏

1609
01:48:48,333 --> 01:48:49,750
تو داري بچه هاي منو ميترسوني.‏

1610
01:48:49,833 --> 01:48:52,125
بچه هات بايد بترسن!‏

1611
01:48:52,125 --> 01:48:53,792
دارن کنار يه منحرف زندگي مي کنن!‏

1612
01:48:56,000 --> 01:48:57,750
اوه اوه!‏

1613
01:48:57,750 --> 01:49:00,792
اوه خداي من، خانوم مک گرووي. حالتون خوبه؟

1614
01:49:02,333 --> 01:49:05,917
کمک. کمک!‏

1615
01:49:06,042 --> 01:49:08,125
فکر کنم بايد آمبولانس خبر کنيم.‏

1616
01:49:08,167 --> 01:49:10,583
کرن! زنگ بزن آمبولانس بياد. همين حالا!‏

1617
01:49:10,583 --> 01:49:12,875
‏- دارم زنگ مي زنم!‏
‏- اوه لعنتي.‏

1618
01:49:12,917 --> 01:49:17,583
فقط همينو کم داشتم

1619
01:49:25,125 --> 01:49:28,083
ببخشيد آقاي مک گرووي، ما بايد چندتا سوال از شما بپرسيم.‏

1620
01:50:20,083 --> 01:50:22,875
دولت در ادام? تلاش خودش براي مهار تورم

1621
01:50:22,875 --> 01:50:26,542
ديروز نرخ بهر? کوتاه مدت رو براي دهمين بار افزايش داد.‏

1622
01:50:26,542 --> 01:50:30,292
معمولاً بين تورم و قيمت طلا رابطه متقابل وجود داره.‏

1623
01:50:30,167 --> 01:50:33,167
توجه شما رو به بخش بازارهاي مالي جلب مي کنم؟

1624
01:50:33,167 --> 01:50:37,542
قهوه با شير؟

1625
01:50:37,542 --> 01:50:39,167
ممنونم

1626
01:50:43,125 --> 01:50:47,167
کيم بريسون، لطفا به اپراتور زنگ بزن.‏

1627
01:50:47,250 --> 01:50:50,083
کيم بريسون، لطفا به اپراتور زنگ بزن.‏

1628
01:50:52,833 --> 01:50:54,125
مادر

1629
01:50:57,250 --> 01:51:01,167
مادر من هم همينطور. داره استراحت مي کنه

1630
01:51:45,083 --> 01:51:47,042
بيا پايين، ساکت شو!‏

1631
01:51:47,167 --> 01:51:49,125
ساکت

1632
01:51:49,208 --> 01:51:52,250
بيارش اينور.‏

1633
01:52:00,667 --> 01:52:02,583
در اختيار شما

1634
01:52:51,583 --> 01:52:53,333
آقاي مک گرووي

1635
01:52:54,417 --> 01:52:58,250
آقاي مک گرووي

1636
01:52:58,333 --> 01:53:00,708
متاسفانه خبر بد براي شما داريم.‏

1637
01:53:03,500 --> 01:53:06,167
موسسه کفن و دفني مي شناسيد که
کارها رو براتون انجام بده؟

1638
01:53:08,250 --> 01:53:12,083
مشکلي نيست. بيمارستاني فهرستي داره
که ميتونم براتون بيارم.‏

1639
01:53:12,083 --> 01:53:14,208
رويه کار به اين شکله:‏

1640
01:53:14,333 --> 01:53:18,750
بدن مادرتون تا سه ساعت در تخت مي مونه

1641
01:53:18,750 --> 01:53:21,042
معمولش سه ساعته

1642
01:53:21,083 --> 01:53:24,667
ولي اگر درخواست براي زمان بيشتر باشه،‏
بسته به شلوغي بيمارستان بررسي ميشه

1643
01:53:24,667 --> 01:53:26,917
و معمولاً مشکلي نيست.‏

1644
01:53:27,000 --> 01:53:30,667
اگر لازمه به کسي زنگ بزنيد...‏

1645
01:53:30,792 --> 01:53:33,000
خانواده، دوستان...‏

1646
01:53:33,125 --> 01:53:35,500
اونها مي تونن از مزاياي ملاقات متوفي استفاده کنن

1647
01:53:35,500 --> 01:53:37,417
البته قبل از اينکه جسد به طبقه پايين ميره

1648
01:53:37,458 --> 01:53:40,333
تا براي انتقال آماده بشه.‏

1649
01:53:40,333 --> 01:53:43,250
اگر شما سوالي داريد ميتونيد بپرسيد.‏

1650
01:53:48,167 --> 01:53:50,000
ميتونيم کمکي بهتون بکنيم؟

1651
01:53:53,167 --> 01:53:55,167
‏- نه.   - خيلي خب

1652
01:53:55,167 --> 01:53:58,167
يادآوري مي کنم که وسايل شخصي مادرتون
رو قبل از ترک بيمارستان

1653
01:53:58,167 --> 01:54:00,250
همراه خودتون ببريد.‏

1654
01:54:00,250 --> 01:54:01,917
و تنها چيزي که فعلا لازمه انجام بديد

1655
01:54:01,917 --> 01:54:05,000
اينه که فرم ترخيص جسد رو امضا کنيد.‏

1656
01:58:13,167 --> 01:58:15,500
آرون

1657
01:58:17,875 --> 01:58:20,542
هي، هي رفيق

1658
01:58:20,542 --> 01:58:24,750
ميشه بيدار شي؟

1659
01:58:28,667 --> 01:58:32,167
ميشه کلاهت رو برداري؟

1660
01:58:32,292 --> 01:58:34,833
فقط يک لحظه.‏

1661
01:58:40,167 --> 01:58:43,083
از دست من عصباني هستي بابايي؟

1662
01:58:43,167 --> 01:58:47,250
نه. نه نه اصلا

1663
01:58:47,292 --> 01:58:51,208
فقط مي خوام بدوني

1664
01:58:51,333 --> 01:58:54,167
که من تو رو خيلي دوست دارم،‏

1665
01:58:54,250 --> 01:58:59,083
و هيچ وقت کاري نمي کنم که تو ناراحت شي، خب؟

1666
01:58:59,083 --> 01:59:01,625
خب

1667
01:59:08,125 --> 01:59:11,292
حالا مي توني دوباره بخوابي.‏

1668
02:00:10,833 --> 02:00:14,250
لوسي، بيا اينجا

1669
02:00:14,333 --> 02:00:17,292
بيا بريم.‏

1670
02:00:17,333 --> 02:00:20,042
من روي صندلي ماشين سوار نميشم.‏

1671
02:00:22,083 --> 02:00:25,208
‏- بايد بري توي ماشين...‏
‏- من روي صندلي ماشين سوار نميشم.‏

1672
02:00:25,292 --> 02:00:26,583
آره. بايد سوار شي

1673
02:00:26,625 --> 02:00:27,875
‏- سوار صندلي ماشين ميشي.‏
‏- نه نميشم.‏

1674
02:00:28,000 --> 02:00:29,375
چرا ميشي. برو روي صندلي ماشين

1675
02:00:29,500 --> 02:00:33,375
من روي صندلي ماشين سوار نميشم.‏

1676
02:00:33,375 --> 02:00:35,125
خيلي خب، فقط...‏

1677
02:00:38,083 --> 02:00:39,583
لازم نيست روي صندلي سوار شي.‏

1678
02:00:39,583 --> 02:00:42,208
مي توني بياي اينجا. نه اصلا...‏

1679
02:00:42,208 --> 02:00:43,667
بر روي زمين. خوبه.‏

1680
02:00:43,667 --> 02:00:46,250
خيلي خب. برو روي زمين. بايد همون زير بموني. خب؟

1681
02:00:46,125 --> 02:00:48,875
وگرنه ماماني رو بازداشت مي کنن. همون پايين بمون. خب؟

1682
02:00:48,917 --> 02:00:50,125
باشه

1683
02:01:08,667 --> 02:01:12,417
ماماني، من ميخوام برم خونه

1684
02:01:12,417 --> 02:01:15,042
باشه، يه دقيقه صبر کن،‏

1685
02:01:15,042 --> 02:01:17,083
بـــرد که رسيد ميريم.‏

1686
02:01:31,250 --> 02:01:33,667
سلام؟

1687
02:01:36,083 --> 02:01:39,917
راني؟

1688
02:02:07,250 --> 02:02:09,250
اوه خداي من

1689
02:02:25,083 --> 02:02:27,750
‏- حالت خوبه؟
‏- آره بزن بريم

1690
02:02:30,333 --> 02:02:33,000
هي، رفيق!‏

1691
02:02:33,083 --> 02:02:36,250
چه عجله اي داري؟

1692
02:02:39,667 --> 02:02:43,083
اوه!‏

1693
02:02:43,167 --> 02:02:46,833
‏- اين ديگه آخرشه.   - نگاش کن

1694
02:02:46,958 --> 02:02:48,667
‏- قشنگ بود.    - اوه پسر

1695
02:02:48,792 --> 02:02:51,292
همينه پسر

1696
02:02:51,333 --> 02:02:53,000
‏- چطوره تو يه دور بري؟   - چي؟

1697
02:02:53,000 --> 02:02:55,375
آره، امتحان کن. ببين چي ميشه

1698
02:02:55,375 --> 02:02:58,250
شماها ديوونه اي، من نميتونم.‏

1699
02:02:58,417 --> 02:03:02,000
بحث اين چيزا نيست. مسئله اصلي اسکيته.‏

1700
02:03:13,167 --> 02:03:15,667
هووو!‏

1701
02:03:15,667 --> 02:03:19,167
بجنب. بجنب.‏

1702
02:04:12,583 --> 02:04:13,917
کمک لازم داري؟

1703
02:04:23,750 --> 02:04:26,917
اون... مرده.‏

1704
02:04:26,917 --> 02:04:29,500
مُرد

1705
02:04:29,583 --> 02:04:34,000
کي؟ کي مرده؟

1706
02:04:34,000 --> 02:04:37,083
مامانم. مامانم مرد

1707
02:04:41,125 --> 02:04:43,208
من...‏

1708
02:04:43,375 --> 02:04:46,208
من متاسفم.‏

1709
02:04:46,333 --> 02:04:48,292
اون منو دوست داشت

1710
02:04:51,875 --> 02:04:54,333
تنها کسي بود که دوستم داشت

1711
02:04:58,333 --> 02:05:00,250
مامانم مرد

1712
02:05:02,792 --> 02:05:04,958
مامانم مرد

1713
02:05:13,458 --> 02:05:15,250
لوسي؟

1714
02:05:17,667 --> 02:05:22,250
لوسي! لوسي!‏

1715
02:05:22,250 --> 02:05:27,708
لوسي!‏

1716
02:05:27,792 --> 02:05:35,625
لوسي!‏ لوسي!‏

1717
02:05:39,458 --> 02:05:42,167
لوسي!‏

1718
02:05:42,292 --> 02:05:44,333
لوسي!‏

1719
02:05:53,458 --> 02:05:56,833
برو روي صندلي ماشين! برو روي صندلي ماشين!‏

1720
02:06:21,000 --> 02:06:23,542
اشکالي نداره ماماني

1721
02:06:27,292 --> 02:06:29,083
لوسي

1722
02:06:37,458 --> 02:06:39,667
من متاسفم

1723
02:06:39,667 --> 02:06:42,083
من خيلي متاسفم

1724
02:06:47,917 --> 02:06:51,250
ميخواي بريم خونه؟

1725
02:06:51,083 --> 02:06:53,333
آره؟

1726
02:07:11,292 --> 02:07:14,083
بــــرد

1727
02:07:14,083 --> 02:07:17,000
بــــرد، صداي منو ميشنوي؟

1728
02:07:17,083 --> 02:07:21,292
تکون نخور. آمبولانس داره مياد.‏

1729
02:07:21,042 --> 02:07:24,250
خدايا

1730
02:07:24,250 --> 02:07:26,375
چه بلايي سر من اومده؟

1731
02:07:26,375 --> 02:07:29,250
اين بچه ها ميگن که پنج دقيقه ست بيهوشي.‏

1732
02:07:29,250 --> 02:07:32,583
‏- تقريبا تونستي.   - پسر تو عالي بودي.‏

1733
02:07:32,667 --> 02:07:36,458
‏- خيلي حرکت خفني بود پسر
‏- بريد عقب، بريد عقب. فضا رو باز کنيد

1734
02:07:36,625 --> 02:07:39,542
تکون نخور، باشه؟ تکون نخور

1735
02:07:44,000 --> 02:07:45,500
هي رفيق!‏

1736
02:07:45,500 --> 02:07:48,292
اين از توي جيبت افتاد

1737
02:07:50,667 --> 02:07:52,667
ديگه لازمش ندارم.‏

1738
02:07:52,750 --> 02:07:55,333
‏- هي رفيق.   - همم؟

1739
02:07:55,417 --> 02:07:58,375
ميشه به زنم زنگ بزني؟

1740
02:07:58,417 --> 02:08:00,292
باشه رفيق

1741
02:08:23,375 --> 02:08:25,792
خيلي متاسفم، راني

1742
02:08:28,250 --> 02:08:30,583
واقعا ميگم.‏

1743
02:08:35,958 --> 02:08:39,875
اصلا نميخواستم همچين چيزي اتفاق بيفته.‏

1744
02:08:54,333 --> 02:08:56,333
تو... تو... حالت خوبه؟

1745
02:09:07,042 --> 02:09:11,042
‏- اوه، نه!‏   - ديگه خوب ميشم

1746
02:09:11,125 --> 02:09:14,083
اوه خداي من!‏

1747
02:09:18,708 --> 02:09:21,083
مقاومت کن راني

1748
02:09:21,208 --> 02:09:24,167
مقاومت کن

1749
02:09:24,250 --> 02:09:27,042
اجازه نميدم اتفاقي برات بيفته.‏

1750
02:09:27,083 --> 02:09:29,583
مقاومت کن. باشه رفيق؟

1751
02:09:32,583 --> 02:09:34,458
لري حتي در خواب هم نمي ديد

1752
02:09:34,583 --> 02:09:38,375
که دوباره در موقعيتي قرار بگيره

1753
02:09:38,583 --> 02:09:42,000
که هر دقيقه تعيين کننده و ارزشمند باشه.‏

1754
02:09:42,083 --> 02:09:44,833
او امشب مي تونست جون يک نفر رو نجات بده.‏

1755
02:09:44,875 --> 02:09:47,500
او ميدونست که راني در گذشته کارهاي بدي انجام داده،‏

1756
02:09:47,500 --> 02:09:52,250
همينطور خود لري.‏

1757
02:09:52,250 --> 02:09:55,167
تو نميتوني گذشته رو تغيير بدي.‏

1758
02:09:57,667 --> 02:10:01,667
ولي آينده مي تونه داستان متفاوتي داشته باشه.‏

1759
02:10:06,700 --> 02:10:22,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

