﻿1
00:00:20,290 --> 00:00:29,290
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:29,453 --> 00:00:33,453
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:33,501 --> 00:00:36,908
:خواننده‌ی عزیز، از خودت بپرس

4
00:00:37,181 --> 00:00:40,056
آیا من از اون کلمات نفرین‌شده
مأیوس نشدم؟

5
00:00:40,915 --> 00:00:42,995
‫فکر می‌کردم دیگر هیچ‌وقت
‫ نمی‌توانم دوباره به زمین بازگردم

6
00:00:47,145 --> 00:00:48,875
‫آن‌چه که از دل نوشته‌م،

7
00:00:48,895 --> 00:00:51,354
‫و همچنان از دل می‌نویسم،

8
00:00:51,355 --> 00:00:53,995
‫حتی یک کلمه‌اش هم نباید
‫دست‌خوش تغییر بشه

9
00:00:54,615 --> 00:00:56,753
‫تا مبادا منعکس‌کننده‌ی حرف دل شخص دیگری

10
00:00:56,855 --> 00:01:03,847
‫یا دل پلاستیکی و مصنوعی این بازار که
‫روزگاری برای خودش جهانی بود،

11
00:01:03,847 --> 00:01:04,488
بـشه

12
00:01:04,903 --> 00:01:07,091
‫کتاب‌های من نمی‌تونه ویرایش بشه

13
00:01:07,116 --> 00:01:09,275
‫همون‌طور که یه پلنگ رو نمی‌شه مانیکور کرد

14
00:01:11,482 --> 00:01:13,528
‫دقیقاً همون‌طوره که "فاکنر" گفت:
‫من مست می‌شم،

15
00:01:13,553 --> 00:01:15,195
‫عصبی می‌شم، از اسب پایین می‌افتم،

16
00:01:15,355 --> 00:01:18,155
‫اتفاقات زیادی می‌تونه برام بیفته ولی
‫هرگز ویرایش نمی‌شم

17
00:01:18,295 --> 00:01:22,395
‫حاضرم کارگر اصطبل زنم رو بـگاد تا این‌که
‫آثارم ویرایش بشه

18
00:01:23,817 --> 00:01:26,715
‫این درسته که میگن
"بهترین ویراستارها، ویرایش نمی‌کنن"

19
00:01:26,748 --> 00:01:29,315
‫بلکه با خود هنرمند هم‌دست می‌شن تا
‫آزادی و سود به ارمغان بیارن

20
00:01:30,619 --> 00:01:32,603
‫خب، آقای "فاکنر"،

21
00:01:33,134 --> 00:01:35,875
‫وقتی این رو نوشتی،
‫به چی فکر می‌کردی؟

22
00:01:37,275 --> 00:01:41,315
‫پول! عالی نیست؟

23
00:01:41,895 --> 00:01:46,795
‫اون گفت: "پول"، درسته

24
00:01:47,855 --> 00:01:52,762
درسته...درسته... تنها یه هنرمند

25
00:01:52,762 --> 00:01:54,405
‫واقعاً فقط برای عزیزانش،

26
00:01:54,455 --> 00:01:56,409
‫و از اونا هم مهم‌تر، برای نوادگانش،
‫کار می‌کنه

27
00:01:56,459 --> 00:01:57,494
چون فقط اونا هستن که

28
00:01:57,495 --> 00:01:59,035
‫چک نصیب‌شون می‌شه

29
00:01:59,055 --> 00:02:02,034
‫ما هنرمندها، ساعتی، هفتگی،
‫ ماهانه یا سالانه حقوق نمی‌گیریم

30
00:02:02,035 --> 00:02:04,675
‫ما وقتی افتادیم و مُردیم،
‫دستمزد کوفتی‌مون رو می‌گیریم

31
00:02:09,717 --> 00:02:12,514
‫این قضیه تمام هنرمندها رو ناامید می‌کنه.
‫این برگه‌ها چیه؟

32
00:02:13,585 --> 00:02:16,147
‫عرضم به خدمتت که...

33
00:02:18,215 --> 00:02:20,515
‫من هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم
‫کاری که دلم می‌خواد رو انجام بدم

34
00:02:20,595 --> 00:02:22,775
‫و این چیزیه که دلم می‌خواد انجام بدم

35
00:02:23,565 --> 00:02:25,575
ترجمه‌ای از کتاب "کمدی الهی"ـه

36
00:02:27,015 --> 00:02:28,774
من این شعر رو خیلی خوب بلدم

37
00:02:28,775 --> 00:02:29,975
اصلاً حس می‌کنم خودم نوشتمش

38
00:02:30,375 --> 00:02:31,935
ده ساله که روش کار می‌کنم

39
00:02:34,955 --> 00:02:37,055
‫- دادی آسترش رو عوض کنن، مگه نه؟
‫- آره

40
00:02:39,875 --> 00:02:42,312
‫بعد از این همه سال، ‫هنوز خوش‌تیپی

41
00:02:42,337 --> 00:02:43,535
خیلی ممنون

42
00:02:44,305 --> 00:02:46,629
‫نگران نباش، بچه جون،
‫وقتی باد و بوران شد،

43
00:02:46,654 --> 00:02:48,494
‫کت تنت می‌کنیم

44
00:02:56,465 --> 00:02:57,465
‫"دانته" دیگه کیه؟

45
00:02:59,699 --> 00:03:01,630
‫"دانته" کیه؟

46
00:03:03,314 --> 00:03:05,525
‫یه نویسنده از دوران قدیمه

47
00:03:07,065 --> 00:03:09,445
یه شعر خیلی معروفی رو نوشته

48
00:03:10,145 --> 00:03:12,605
‫یه کمدی که بعدها به‌نام "کمدی الهی"
نامیده شد

49
00:03:14,345 --> 00:03:15,565
آره

50
00:03:16,345 --> 00:03:19,005
ولی می‌دونی، "دانته" گیر افتاد

51
00:03:19,305 --> 00:03:22,565
‫اون خودش رو تو صفحه‌ای پُر از
‫ قافیه و وزن گیر انداخت

52
00:03:22,585 --> 00:03:24,285
‫با این اوصاف،
‫ چه امیدی می‌شه بهش داشت؟

53
00:03:24,345 --> 00:03:26,725
‫پس، من کم‌کم متوجه شدم که این مرد
‫نقص داره

54
00:03:27,875 --> 00:03:29,945
‫این اثر نقص داره،
‫ چون خود "دانته" نقص داره

55
00:03:32,045 --> 00:03:33,165
متوجه منظورت نشدم

56
00:03:58,692 --> 00:04:05,292
‫« در دسـت دانـتـه »

57
00:04:39,945 --> 00:04:42,165
‫سلام، پیرمرد

58
00:04:43,441 --> 00:04:45,237
من جوونم

59
00:04:45,792 --> 00:04:47,845
‫قیافه‌ت طوریه که انگار روح دیدی،
‫چی شده؟

60
00:04:48,445 --> 00:04:49,839
من یه بچه رو کُشتم

61
00:04:53,182 --> 00:04:54,374
کِی؟

62
00:04:54,399 --> 00:04:56,917
‫- همین الان
‫- کجا؟

63
00:04:57,155 --> 00:05:02,159
‫- نزدیک کارخونه شیشه سازی
‫- چطوری؟

64
00:05:02,412 --> 00:05:03,823
گلوش رو بُریدم

65
00:05:06,665 --> 00:05:08,300
اهل همین محله بود؟

66
00:05:08,725 --> 00:05:13,155
‫- تا حالا ندیده بودمش
‫- خب، قمه‌ت کجاست؟

67
00:05:14,326 --> 00:05:17,037
‫چاقو رو می‌گم، چاقویی که باهاش
‫ اون بچه رو کُشتی کجاست؟

68
00:05:17,162 --> 00:05:18,375
انداختمش توی فاضلاب

69
00:05:22,959 --> 00:05:25,305
چرا همچین کاری کردی؟

70
00:05:25,961 --> 00:05:28,562
‫یه چاقوی بزرگی دستش بود و
‫بهم گفت دلت می‌خواد بمیری؟

71
00:05:30,745 --> 00:05:33,205
‫پس، تو دعوا رو شروع نکردی،
‫زیر سر اون بود؟

72
00:05:33,995 --> 00:05:36,525
‫- آره
‫- الان چه حسی داری؟

73
00:06:08,071 --> 00:06:10,188
بشین ببینم

74
00:06:11,688 --> 00:06:16,129
حالا قراره به این کار عادت کنی یا چی؟

75
00:06:17,423 --> 00:06:21,032
‫- الان حس می‌کنی خیلی سرسختی؟
‫- نه

76
00:06:21,758 --> 00:06:27,007
‫خوبه چون این‌طور نیستی.
‫حالا یادت باشه همیشه چی بهت می‌گفتم

77
00:06:28,139 --> 00:06:32,319
:قاعده طلایی
همسایه‌ت رو عزیز بشمر

78
00:06:32,825 --> 00:06:34,381
درسته

79
00:06:34,857 --> 00:06:38,015
‫و تو مثل اون بچه‌ای نباش که
‫امروز اتفاقی دیدیش

80
00:06:39,090 --> 00:06:42,290
‫- درسته
‫- به کسی نباید زور بگی

81
00:06:43,062 --> 00:06:46,815
‫همون‌طور که بهت گفتم،
‫ادامه‌ش چی بود؟

82
00:06:47,505 --> 00:06:48,654
‫به کسی زور نگو،

83
00:06:48,655 --> 00:06:50,295
‫و زیر بار زور هم نرو

84
00:06:51,955 --> 00:06:54,055
پس، زیر بار زور نرفتی

85
00:06:54,505 --> 00:06:59,055
‫- درسته
‫- و مطمئنی اهل همین محله نبود؟

86
00:07:00,135 --> 00:07:01,135
من تا حالا ندیده بودمش

87
00:07:07,341 --> 00:07:10,012
‫- عمو؟
‫- بله؟

88
00:07:10,426 --> 00:07:13,942
‫باید چیزی که الان بهت گفتم رو
زمان اعترافم هم بگم؟

89
00:07:16,255 --> 00:07:17,785
منظورت از اعتراف چیه؟

90
00:07:18,975 --> 00:07:20,785
‫برای اولین مراسم عشای ربانیم

91
00:07:22,338 --> 00:07:23,365
آها، اون رو می‌گی

92
00:07:23,366 --> 00:07:27,265
آره، خدا همه‌جا حضور داره

93
00:07:27,995 --> 00:07:29,986
‫- درسته؟
‫- درسته

94
00:07:30,830 --> 00:07:35,865
‫- و اون همه‌چیز رو می‌شنوه، درسته؟
‫- درسته، همه‌چیز رو می‌بینه و می‌شنوه

95
00:07:36,565 --> 00:07:41,425
بله. پس، حالا کی مهم‌تره؟ خدا یا کشیش؟

96
00:07:42,255 --> 00:07:46,185
‫- خدا
‫- پس، خدا الان اعترافت رو شنید

97
00:07:46,675 --> 00:07:48,872
بلند به زبونش آوردی

98
00:07:50,721 --> 00:07:54,841
من شنیدم، خدا هم شنید

99
00:07:56,185 --> 00:07:58,427
پس، خودت هم همین‌طوری اعتراف می‌کنی؟

100
00:07:59,365 --> 00:08:00,785
آره، خودمم همین‌طوری انجامش میدم

101
00:08:01,535 --> 00:08:03,665
‫پس، تموم شد؟
‫گناهم پاک شد؟

102
00:08:04,375 --> 00:08:07,320
کدوم گناه؟
تو که گناهی نکردی

103
00:08:07,804 --> 00:08:12,385
‫اون بچه‌ی تخس بدون هیچی دلیلی
‫برای تو چاقو کشید

104
00:08:12,499 --> 00:08:16,615
‫اون بود که مرتکب گناه شد و
‫ خدا هم مجازاتش کرد

105
00:08:17,525 --> 00:08:18,767
از طریق تو

106
00:08:19,835 --> 00:08:22,775
‫- مرسی، عمو
‫- ما رفیقیم، مگه نه؟

107
00:08:23,325 --> 00:08:27,215
‫- آره، رفیقیم
‫- فقط یادت باشه

108
00:08:28,765 --> 00:08:31,535
‫هر چیزی که بین ما و خداست،

109
00:08:32,475 --> 00:08:34,310
مسائل این چنینی خیلی خاصن

110
00:08:35,155 --> 00:08:38,535
‫نباید به کسی درباره‌شون بگی

111
00:08:39,715 --> 00:08:42,855
‫اگه بگی، گناهه، گناه بزرگی هم هست

112
00:08:46,278 --> 00:08:48,103
خب؟

113
00:08:49,468 --> 00:08:50,575
خیلی خب

114
00:08:52,515 --> 00:08:54,357
سینک اون پشته

115
00:08:55,225 --> 00:08:58,165
‫- برو دست‌هات رو بشور که کثیف شده
‫- مرسی

116
00:09:26,225 --> 00:09:29,785
‫من متوجه شدم و از همه‌ مهم‌تر،
‫تبرئه شدم

117
00:09:31,205 --> 00:09:35,305
و به هیچ‌کس دیگه‌ای چیزی نگفتم
و اون موقع اعترافی نکردم

118
00:10:21,165 --> 00:10:23,899
‫شکوفه‌های گل گاردنیای سفید-کرمی رنگ،

119
00:10:23,924 --> 00:10:28,025
‫شکوفه‌های بنفش، قرمز، صورتی،

120
00:10:28,045 --> 00:10:31,005
‫و شکوفه‌های زردِ بی‌شمار گل دیگه

121
00:10:31,325 --> 00:10:35,305
‫با عطرهای بی‌شمار دیگری که
‫ زیر نور آفتاب و سایه

122
00:10:35,325 --> 00:10:37,465
از دل سرسبزی‌ها بلند شده بودند

123
00:10:38,715 --> 00:10:42,345
‫بناهای تاریخی در معرض
‫ جادوی سیاه آفتاب قرار گرفتند

124
00:10:42,806 --> 00:10:45,261
‫با سنگ‌نگاره‌های رنگ و رو رفته،

125
00:10:45,286 --> 00:10:49,040
‫و قربانگاه‌های مرجانی که
‫ سطح‌شون صیقلی و ساییده شده،

126
00:10:49,065 --> 00:10:53,004
‫جایی که محل قربانی‌کردن انسان‌
‫تا قرن نوزدهم بوده

127
00:10:53,605 --> 00:10:55,225
‫بوی خون و مراسم قربانی،

128
00:10:55,245 --> 00:10:56,839
‫و آدم‌خواری،

129
00:10:56,864 --> 00:11:00,705
‫با عطر شکوفه‌های سفید، بنفش،

130
00:11:00,725 --> 00:11:03,265
‫قرمز، صورتی،

131
00:11:03,805 --> 00:11:05,183
و شکوفه‌های زرد، در هم آمیخته شده بود

132
00:11:57,622 --> 00:11:58,865
‫آخ!

133
00:12:08,895 --> 00:12:12,685
نُه آسمان وجود داشت
‫نه بهشت، بلکه آسمان

134
00:12:13,824 --> 00:12:17,485
‫هر چیزی که دانته تا به حال از
‫  حقیقت فهمیده بود، با این مکاشفه شروع شد

135
00:12:18,865 --> 00:12:21,764
‫اولین آسمانی که او شناخت،

136
00:12:21,765 --> 00:12:24,285
‫با گذشت سال‌ها،
‫ به نادرترین آسمان تبدیل شده بود

137
00:12:25,115 --> 00:12:27,085
این همان آسمان بزرگ و بی‌کران بود

138
00:12:27,608 --> 00:12:29,104
‫که همه‌چیز را در بر می‌گرفت:

139
00:12:29,129 --> 00:12:32,245
‫اومدنش، بودنش، گذر کردنش و شَبش

140
00:12:34,354 --> 00:12:37,174
‫"دانته" بچه‌ی ستیغ جادویی بود،

141
00:12:38,517 --> 00:12:40,031
‫ولی من هم بودم

142
00:12:42,245 --> 00:12:44,464
‫و یکی از اون ۹ آسمان،
‫همون  آسمانیه که

143
00:12:44,465 --> 00:12:47,988
‫انسان فقط یه بار، اونم تو روزی که
‫ می‌میره، می‌بینه

144
00:12:48,038 --> 00:12:50,203
« ببخشید، تعطیلیم »

145
00:12:53,445 --> 00:12:55,101
اوج روزهای داغ ماه اوت بود

146
00:12:55,455 --> 00:12:58,024
زمانی که در "نیویورک" آسمان روز

147
00:12:58,025 --> 00:13:00,025
‫ با درخشش سفید خودش،
‫ فضا را سنگین و خفه می‌کند

148
00:13:00,725 --> 00:13:03,825
‫و شب هم با هاله‌ای از رنگ خاکی و بی‌ستاره،
‫ فضایی کدر و بی‌روح ایجاد می‌کند

149
00:13:05,035 --> 00:13:06,915
لوئی باهاش احساس یکی‌شدن کرد

150
00:13:07,365 --> 00:13:09,505
‫یه سیگار روشن کرد و کشید

151
00:13:10,285 --> 00:13:11,745
دیروقت بود ولی نه برای اون

152
00:13:24,765 --> 00:13:26,305
‫پادویی می‌کنی، دوست من؟

153
00:13:26,715 --> 00:13:30,505
‫من رو این‌طوری صدا نکن.
‫یه نوشیدنی و زیرسیگاری بهم بده

154
00:13:32,975 --> 00:13:35,232
راستی، این گراپای جدید رو آوردیم، عالیه

155
00:13:35,705 --> 00:13:38,314
کون لقت، اون رو برای بدبخت‌ها نگه دار

156
00:13:38,315 --> 00:13:40,715
یه کوکتل با یخ بهم بده

157
00:13:43,385 --> 00:13:45,395
!گور بابای زیرسیگاری
‫می‌ریزم کف زمین

158
00:13:58,895 --> 00:14:01,355
خب، اوضاع چطور پیش می‌ره، لو؟

159
00:14:01,380 --> 00:14:06,315
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم،

160
00:14:07,655 --> 00:14:08,995
:پیرمردها می‌گفتن

161
00:14:09,015 --> 00:14:11,035
"بزرگی مرد به سبیلشه"

162
00:14:12,705 --> 00:14:15,205
‫ولی این روزها هر کی رو می‌بینم که
‫ سبیل گذاشته،

163
00:14:15,725 --> 00:14:19,055
‫حدس می‌زنم که یا پلیسه یا کونی،
‫شاید هم جفتش

164
00:14:20,125 --> 00:14:22,415
‫خب، بهتره که سبیلم رو بزنم
نه، لو؟

165
00:14:22,635 --> 00:14:26,414
‫نه، بذار بمونه.
‫بابات پلیس بود، نه؟

166
00:14:26,415 --> 00:14:28,895
‫شاید تو هم یه رگه‌ای از
‫کونی و پلیس بودن درونت داشته باشی

167
00:14:30,795 --> 00:14:33,175
سبیل بهت میاد

168
00:14:37,875 --> 00:14:42,095
می‌دونی، عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست

169
00:14:43,095 --> 00:14:45,055
‫منظورم رو بد برداشت نکن،
‫تو هم خیلی بی‌عُرضه‌ای

170
00:14:45,275 --> 00:14:46,535
‫ولی تو یه‌کم باهاش فرق می‌کنی

171
00:14:47,275 --> 00:14:51,565
‫ولی عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست.
‫اون یه بـار داشت

172
00:14:51,705 --> 00:14:52,985
یه مدت خوب باهاش کار و کاسبی کرد

173
00:14:53,825 --> 00:14:55,725
ولی با قمار رید تو تمام سرمایه‌ش

174
00:14:56,995 --> 00:14:59,295
‫پس، اومد سراغ دوست‌های من،
‫اونا هم بهش کمک کردن

175
00:14:59,315 --> 00:15:01,748
‫باز مدام گند می‌زند

176
00:15:01,798 --> 00:15:04,911
این بنده خدا هر دفعه که شرکت برق
اخطار قطع برق براش می‌فرستاد

177
00:15:04,911 --> 00:15:06,378
گریه‌کنان می‌دوید میومد بانک تا

178
00:15:06,378 --> 00:15:07,524
چک‌هاش رو پاس کنه

179
00:15:07,524 --> 00:15:10,575
نه، دوست‌هام از این کارها
خوش‌شون نمیاد

180
00:15:17,895 --> 00:15:21,155
لو، به نظرت نباید اون رو بذاری توی جیبت؟

181
00:15:22,655 --> 00:15:24,805
‫اگه یه پلیس قدم‌زنان از این‌جا رد شه و
بیاد داخل رو نگاه کنه چی؟

182
00:15:26,295 --> 00:15:28,665
آخرین بار، کِی دیدی که
یه پلیس قدم بزنه؟

183
00:15:29,495 --> 00:15:30,585
دیگه قدم نمی‌زنن

184
00:15:31,205 --> 00:15:33,384
مثل بقیه‌ی این چاقال‌ها

185
00:15:33,385 --> 00:15:35,265
میرن باشگاه ولی قدم نمی‌زنن

186
00:15:35,375 --> 00:15:39,145
‫آخرین پلیسی که دیدم پیاده گشت می‌زد،
‫یه زن بود،

187
00:15:40,775 --> 00:15:43,345
‫با ۱۶۰ سانت قد،
‫از بهترین‌های "نیویورک"

188
00:15:43,815 --> 00:15:48,185
‫مثل بابای خودت، یه جنده‌ی بی‌ارزش و زشت

189
00:15:53,205 --> 00:15:57,985
‫بگذریم... دوستان من گفتن

190
00:15:58,525 --> 00:16:01,066
‫اگه من ترس تو دل این عموی آشغالت بندازم،

191
00:16:01,066 --> 00:16:02,696
‫شاید دو هزاریش بیفته

192
00:16:03,675 --> 00:16:06,215
هی، سخت نگیر، باشه؟
آروم باش

193
00:16:08,515 --> 00:16:11,925
‫همون‌طور که "بودا"ـی بزرگ گفت:
‫"در همه کار باید اعتدال به خرج داد"

194
00:16:13,065 --> 00:16:16,071
‫راه شریفه هشتگانه و این حرف‌ها

195
00:16:16,071 --> 00:16:19,685
تا حالا کونت گذاشتن؟

196
00:16:20,785 --> 00:16:23,685
باید یه بار امتحانش کنی
‫می‌خوام ازت مرد بسازم

197
00:16:25,705 --> 00:16:26,924
‫خب، همون‌طور که گفتم،

198
00:16:26,925 --> 00:16:28,965
تو و عموت با هم مو نمی‌زنین

199
00:16:30,105 --> 00:16:33,085
دو تا کیرخورِ دروغگو

200
00:16:35,165 --> 00:16:36,445
می‌دونم ازشون دزدی می‌کنی

201
00:16:37,195 --> 00:16:39,004
به بقیه بــارها جنس می‌فروشی

202
00:16:39,005 --> 00:16:40,141
می‌دونی، چند تا بطری

203
00:16:40,165 --> 00:16:42,025
‫این‌ور اون‌ور می‌فروشی،
‫از این کارهای کسشر

204
00:16:42,265 --> 00:16:46,005
ولی باز، تو یه بی‌خایه‌ی کیرخوری

205
00:16:47,175 --> 00:16:51,755
‫و مامانت، خدا رحمتش کنه،
‫اونم کیرخور بود

206
00:16:52,973 --> 00:16:55,615
و خیلی هم تو این کار خوب نبود

207
00:17:04,295 --> 00:17:05,815
قیافه‌ت خنده‌داره، می‌دونستی؟

208
00:17:06,985 --> 00:17:08,615
چطور یه زن قبول کرد باهات ازدواج کنه؟

209
00:17:09,835 --> 00:17:12,055
حتماً باید از خودت هم بدبخت‌تر باشه

210
00:17:12,815 --> 00:17:15,135
من تا حالا زنت یا بچه‌هات رو ندیدم

211
00:17:17,235 --> 00:17:18,235
عکسی داری؟

212
00:17:20,885 --> 00:17:21,885
آره

213
00:17:37,795 --> 00:17:38,795
این زنته؟

214
00:17:44,845 --> 00:17:46,215
آره، قیافه اونم خنده‌داره

215
00:17:49,065 --> 00:17:50,285
می‌دونی، تو شبیه یکی از اونایی

216
00:17:50,305 --> 00:17:52,885
‫چی بهشون می‌گن؟
‫شبیه اون راسوهای اهلی

217
00:17:54,225 --> 00:17:55,725
و زنت هم که شبیه خوکه

218
00:17:57,585 --> 00:18:00,405
‫اگه خر و اسب باهم جفت‌گیری کنن،
‫ قاطر حاصل می‌شه

219
00:18:01,455 --> 00:18:04,085
‫به گمونم حاصل جفت‌گیری راسو و خوک هم
‫این می‌شه، نه؟

220
00:18:07,505 --> 00:18:08,545
این دختر کوچولو چند سالشه؟

221
00:18:09,555 --> 00:18:10,775
ماه بعد ۱۰ ساله می‌شه

222
00:18:12,445 --> 00:18:14,255
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫من تا حالا ندیدمش

223
00:18:16,305 --> 00:18:18,775
شاید یکی از همین روزها یه سفر به "جرزی" برم

224
00:18:19,235 --> 00:18:23,645
‫ادای احترام کنم. و این دختر کوچولو
‫چند سالش بود؟ گفتی ۱۰؟

225
00:18:26,795 --> 00:18:30,325
‫جالبه، می‌دونی،
‫ هر چه‌قدر بزرگ‌تر می‌شی،

226
00:18:30,845 --> 00:18:34,367
از دخترهای کوچیک‌تر خوشت میاد

227
00:18:49,435 --> 00:18:51,708
ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟

228
00:18:51,733 --> 00:18:54,325
‫اول از همه، همون‌طور که پلیس می‌گه،

229
00:18:54,655 --> 00:18:56,684
‫قبل از این‌که جواب سوالم رو بدی،
‫خوب فکر کن

230
00:18:56,685 --> 00:18:58,604
چون شاید این مهم‌ترین جوابی باشه که

231
00:18:58,605 --> 00:18:59,925
قراره تو کل زندگیت بدی

232
00:19:01,445 --> 00:19:03,385
الان چه‌قدر پول توی این زباله‌دونی هست؟

233
00:19:04,427 --> 00:19:07,273
‫فقط دخل امشب؟
حدود ‫ ۱۲۰۰ دلار

234
00:19:09,372 --> 00:19:12,865
‫- رقت‌انگیزه
‫- این روزها، همه با کارت پرداخت می‌کنن

235
00:19:14,857 --> 00:19:18,225
چه‌قدر از این ۱۲۰۰ تا رو تا الان خرج کردی؟

236
00:19:19,495 --> 00:19:23,515
‫- کلش رو برداشتی، لو
‫- جیب‌هات رو خالی کن

237
00:19:36,255 --> 00:19:37,615
خب، حالا بقیه‌ی این ۱۲۰۰ تا کجاست؟

238
00:19:38,645 --> 00:19:41,185
‫- توی آشپزخونه‌ست
‫- بزن بریم

239
00:20:02,085 --> 00:20:03,694
خیلی‌خب

240
00:20:05,565 --> 00:20:08,105
یادته می‌گفتم می‌خوام ازت یه مرد بسازم؟

241
00:20:09,725 --> 00:20:10,785
حالا زانو بزن

242
00:20:12,095 --> 00:20:14,154
ولی هر کاری بخوای من انجام میدم

243
00:20:14,155 --> 00:20:15,155
زانو بزن لامصب

244
00:20:21,276 --> 00:20:25,515
‫مچ پاهات رو سفت نگه دار،
‫مثل یه دختر خوب و کوچولو

245
00:20:29,105 --> 00:20:30,105
عالیه

246
00:20:31,225 --> 00:20:32,225
خوبه

247
00:20:46,675 --> 00:20:50,245
‫الان به‌عنوان یکی از محصولات "ای‌اوال تایم وارنر"
‫ با شما صحبت می‌کنم

248
00:20:51,485 --> 00:20:53,404
‫هرگز تصور نمی‌کردم روزی زنده باشم تا

249
00:20:53,405 --> 00:20:55,864
‫این کلمات را به زبان بیاورم که
همزمان من را منزجر

250
00:20:55,865 --> 00:20:57,445
‫و به‌طرز عجیبی سرگرمم می‌کند

251
00:20:57,715 --> 00:20:59,471
‫تصور این‌که پایان‌ها و اقبال،

252
00:20:59,496 --> 00:21:00,884
‫دو وجه دارند،

253
00:21:00,885 --> 00:21:02,885
‫که هیچ‌کدوم‌شون تا پایان
‫ آشکار نمی‌شوند

254
00:21:04,185 --> 00:21:05,885
نقاب هنوز برداشته نشده

255
00:21:06,065 --> 00:21:08,685
‫ولی می‌تونم و بهتون می‌گویم که
‫ چه چیزی من را به این‌جا کشانده

256
00:21:28,965 --> 00:21:29,975
آره، اون دختر منه

257
00:21:32,535 --> 00:21:34,415
غم و اندوهش رو تشخیص میدم

258
00:21:37,655 --> 00:21:43,014
لعنتی. بذار من شهریه‌ش رو پرداخت کنم

259
00:21:45,197 --> 00:21:47,091
‫ولی بهش نگو، باشه؟
‫من هزینه‌هاش رو به عهده می‌گیرم

260
00:21:47,115 --> 00:21:51,134
‫اون می‌خواد باستان‌شناس بشه،
‫خیلی عالیه

261
00:21:51,135 --> 00:21:52,215
باز بهش پول می‌دم

262
00:21:55,805 --> 00:21:58,508
‫دیگه با این پول چی‌کار می‌خوام بکنم؟
‫تا سر حد مرگ مشروب بخورم؟

263
00:21:58,845 --> 00:21:59,845
فقط بگیرش

264
00:22:04,235 --> 00:22:05,595
برات بیشتر جور می‌کنم، باشه؟

265
00:22:17,981 --> 00:22:19,175
وای

266
00:22:27,075 --> 00:22:28,895
‫اول من رو نیک صدا می‌زد،

267
00:22:29,315 --> 00:22:31,347
‫و بعد کم‌کم بهم گفت بابایی

268
00:22:32,195 --> 00:22:34,455
و ازم پرسید اشکالی نداره این‌طوری صدام کنه؟

269
00:22:34,475 --> 00:22:36,756
‫و من هم بهش گفتم این بهترین چیزیه که
‫ تا حالا شنیدم

270
00:22:37,993 --> 00:22:39,722
‫وقتی بوسیدمش و خداحافظی کردم،

271
00:22:39,747 --> 00:22:42,974
‫متوجه شدم که دیگه اون غم پنهان،
‫توی لبخندش نیست

272
00:22:42,975 --> 00:22:45,055
‫همون غمی که اولین بار
‫ در عکسی که ازش دیدم، حس کردم

273
00:22:46,155 --> 00:22:48,055
و برام سوال شد کِی این غمش برطرف شده

274
00:22:49,565 --> 00:22:51,335
‫لبخندش، لبخند خوشبختی بود

275
00:22:51,675 --> 00:22:54,215
‫و من احساس خوشبختی کردم که اون
‫بخشی از من هست

276
00:22:54,675 --> 00:22:56,174
‫و به‌واسطه‌ی اون،

277
00:22:56,175 --> 00:22:59,195
این بخش از من به چیزی بهتر از آنچه که
من می‌توانم بشوم، تبدیل خواهد شد

278
00:22:59,215 --> 00:23:01,494
‫و از طریق اون، این بخش از من
طعمِ پاکی نفسی را خواهد چشید که

279
00:23:01,495 --> 00:23:03,055
بدون اون هیچ‌وقت نمی‌توانستم
بدون او حس کنم

280
00:23:05,055 --> 00:23:06,654
نمی‌دونم لبخند خودم چه شکلی داشت

281
00:23:06,655 --> 00:23:07,775
اما حس خوبی داشت

282
00:23:23,315 --> 00:23:25,974
‫و بعد همه‌چی تموم شد،
‫و من هیچ‌وقت نتونستم

283
00:23:25,975 --> 00:23:28,015
‫اون مادر جنده‌ای که
‫ دخترم رو کشت رو گیر بندازم

284
00:24:44,165 --> 00:24:46,645
هیچ حسی به این سنگ‌های باز

285
00:24:48,305 --> 00:24:49,365
یا مهربونی تو ندارم

286
00:24:51,795 --> 00:24:53,005
گاییدمت، خدا

287
00:25:03,395 --> 00:25:04,395
...گاییدمت

288
00:25:04,445 --> 00:25:05,445
خدا

289
00:25:09,188 --> 00:25:10,367
گاییدمت

290
00:25:28,015 --> 00:25:29,015
آره

291
00:25:32,345 --> 00:25:33,345
همین الان پیتزا سفارش دادم

292
00:25:52,815 --> 00:25:54,025
از دیدنت خوشحال شدم، لو

293
00:25:57,255 --> 00:25:58,578
اون اصله؟

294
00:25:58,628 --> 00:26:01,755
خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه
[ نقاش هلندی و از چهره‌های دوران طلایی هلند ]

295
00:26:03,315 --> 00:26:05,414
‫می‌دونی، اگه من موقع خودنگاری از خودم

296
00:26:05,415 --> 00:26:07,215
‫همچین پوزی داشتم،

297
00:26:07,235 --> 00:26:08,754
فکر کنم روی اون نقاشی

298
00:26:08,755 --> 00:26:11,435
پای بوم نقاشی
یه جراحی زیبایی‌ای چیزی انجام می‌دادم

299
00:26:11,815 --> 00:26:13,135
یه چنین اثری چه‌قدر می‌ارزه؟

300
00:26:14,195 --> 00:26:15,955
چرا باید برای چنین اثر قشنگی
‫ قیمت گذاشت؟

301
00:26:17,175 --> 00:26:18,215
از این اثر خوشت اومد؟

302
00:26:18,775 --> 00:26:20,715
بخوام کاملاً روراست باشم، نه

303
00:26:21,395 --> 00:26:24,755
‫به نظرم یه اثر آشغال و زشته،
‫می‌دونم خودت هم با من هم‌نظری

304
00:26:25,385 --> 00:26:28,713
وگرنه، روی این دیوار آویزون می‌کردی تا
خودت بتونی ببینی

305
00:26:29,041 --> 00:26:31,315
‫الان مثل یه تاج بالای سر خودت آویزونش کردی

306
00:26:31,340 --> 00:26:32,940
‫تا بقیه بتونن ببینن

307
00:26:33,735 --> 00:26:37,635
‫همین اثر زشت ۱۰ میلیون دلار
‫ ارزش داره. باورت می‌شه؟

308
00:26:38,385 --> 00:26:42,195
‫دنیای عجیبیه، لو،
کیری عجیبه

309
00:26:43,195 --> 00:26:45,325
‫خب، حداقل میدونم تو براش
‫ ده میلیون دلار ندادی

310
00:26:45,345 --> 00:26:48,725
‫ولی با این مقدار پول می‌شه
‫ یه چیز خیلی بهتری گرفت

311
00:26:49,903 --> 00:26:50,891
‫موافقم باهات.

312
00:26:50,941 --> 00:26:52,845
‫فقط خواستم بگم مسخره‌ست که

313
00:26:53,155 --> 00:26:54,605
مردم برای چه چیزهایی پول می‌دن

314
00:26:55,825 --> 00:26:58,524
‫عجیبه که مردم برای چه چیزهایی
‫ کلی پول خرج می‌کنن

315
00:26:58,525 --> 00:27:00,885
وقتی می‌گم زیاد، یعنی خیلی زیاد

316
00:27:01,715 --> 00:27:05,125
امشب برای همین مزاحم پیتزا خوردنت شدم، لو

317
00:27:05,445 --> 00:27:07,484
مزاحم پیتزا خوردنت شدم تا بهت بگم

318
00:27:07,485 --> 00:27:09,565
تو قراره مرد خیلی ثروتمندی بشی

319
00:27:09,595 --> 00:27:12,525
‫این شاید سخت‌ترین کاری باشه که
‫تا حالا انجام دادی،

320
00:27:12,550 --> 00:27:14,725
‫ولی وقتی تموم بشه، اگه انجامش بدیم،

321
00:27:15,185 --> 00:27:19,403
دیگه نیازی نیست تو کل زندگیت
دست به اسلحه بشی

322
00:27:19,489 --> 00:27:21,920
مگه برای این‌که بخوای با یک کت تویید
بری بیرون

323
00:27:21,945 --> 00:27:23,445
و یک قرقاول شکار کنی

324
00:27:23,715 --> 00:27:24,805
این کار بزرگیه، لو

325
00:27:26,505 --> 00:27:29,645
‫- چه‌قدر بزرگ؟
‫- این‌‌قدر بزرگ که

326
00:27:29,745 --> 00:27:31,525
تو تصور کسی نمی‌گنجه

327
00:27:34,275 --> 00:27:35,595
صحبت سر چه‌قدر پوله؟

328
00:27:37,875 --> 00:27:38,875
سهم تو؟

329
00:27:39,306 --> 00:27:41,085
‫- آره
‫- سهم تو می‌شه

330
00:27:41,145 --> 00:27:44,645
‫بین ۱ الی۲ میلیون دلار،
‫ شاید هم بیشتر، بدون مالیات

331
00:27:44,875 --> 00:27:45,925
تراول‌های تمیز و زیبا

332
00:27:46,355 --> 00:27:47,885
چی‌کار باید بکنم؟ یه ارتش رو بکُشم؟

333
00:27:49,665 --> 00:27:51,725
باید چند تا دهن رو برای همیشه ببندیم

334
00:27:52,565 --> 00:27:56,254
و وسط راه چند تا لالایی برای خواب ابدی بخونیم

335
00:27:57,115 --> 00:28:00,855
‫- کِی به پول می‌رسیم؟
‫- یه چند ماه بعد از شروع کارمون

336
00:28:02,605 --> 00:28:04,575
‫- کی شروع می‌کنیم؟
‫- به‌زودی

337
00:28:04,949 --> 00:28:08,308
خبری که منتظرش بودم رو گرفتم، بعد
بهت زنگ زدم

338
00:28:09,152 --> 00:28:11,455
لفتی" قراره یه نفر رو به کار بگیره"

339
00:28:11,795 --> 00:28:16,080
‫یه راننده‌ای رو می‌شناسه، یکی از دوستانشه

340
00:28:16,105 --> 00:28:20,335
‫طرف تقریباً قابل اعتماده؛ همونیه که
‫   برای پیش بردن کارمون بهش نیاز داریم

341
00:28:20,650 --> 00:28:22,005
یکی از دوستاشه؟

342
00:28:22,055 --> 00:28:25,215
‫حالا دوست هم داریم؟ این یارو کیه؟

343
00:28:25,870 --> 00:28:27,687
نمی‌دونم، یه یارویی به نام نیک

344
00:28:28,325 --> 00:28:31,735
‫نیک، نیک، این دنیا پُر از
‫ نیک‌های حرومزاده‌ست

345
00:28:32,165 --> 00:28:35,055
این مزخرفات دیگه چیه؟

346
00:28:35,115 --> 00:28:36,615
چه اهمیتی برات داره که
اسم طرف چیه؟

347
00:28:37,075 --> 00:28:39,849
ربطی به اسم کسی نداره

348
00:28:39,925 --> 00:28:41,669
‫من با این کلمه‌ی "دوست"
‫مشکل دارم

349
00:28:44,795 --> 00:28:48,965
‫ببین، همون‌طور که گفتم،
‫ فعلاً آروم بگیر

350
00:28:49,075 --> 00:28:53,925
‫این ۱۰ هزار دلاره،
‫ به‌عنوان "دوست" در نظر بگیرش، نه،

351
00:28:54,225 --> 00:28:56,205
‫حتی بهتر، به‌عنوان "پول" در نظر بگیرش

352
00:28:57,865 --> 00:29:00,365
جو، دوست من

353
00:29:08,025 --> 00:29:11,765
تونست خودشو به آخر بازی برسونه
‫پیتزا هم خوشمزه بود

354
00:29:14,065 --> 00:29:15,065
یک، دو، سه

355
00:29:32,495 --> 00:29:33,230
الو؟

356
00:29:33,280 --> 00:29:37,165
‫ سلام، با دفتر نیک توشس تماس گرفتین

357
00:29:39,235 --> 00:29:40,525
آره، خوب شد گفتی! شما؟

358
00:29:41,985 --> 00:29:44,285
شما باید آقای توشس باشین، ببخشید

359
00:29:44,795 --> 00:29:46,925
چی؟ آنا کجاست؟

360
00:29:48,065 --> 00:29:50,285
‫من جولیتا ام.
‫آنا توی بیمارستانه

361
00:29:50,745 --> 00:29:53,161
‫- اون دچار "پره‌اکلامپسی" شده
‫- چی؟

362
00:29:53,255 --> 00:29:55,372
‫اون حامله‌ست، "پره‌اکلامپسی"
‫بیماری دوران بارداریه

363
00:29:55,705 --> 00:29:58,405
‫جون بچه‌ش در خطر بود،
‫الان این‌جا نیست

364
00:29:58,625 --> 00:29:59,965
من جای اون شیفت وایسادم

365
00:30:00,265 --> 00:30:03,805
‫- جای اون وایسادی؟
‫- بله، آقای توشس

366
00:30:03,864 --> 00:30:05,490
‫من دختر عموشم، از "ایتالیا" اومدم

367
00:30:05,515 --> 00:30:07,365
‫ببین، یه بار دیگه بهم بگی آقای توشس،

368
00:30:07,465 --> 00:30:10,845
‫بواسیر می‌گیرم.
‫تو دختر عموشی،

369
00:30:11,025 --> 00:30:13,065
‫می‌تونی نیک صدام بزنی.
‫حال خودش خوبه؟

370
00:30:13,895 --> 00:30:16,725
اونا هواش رو دارن
.منم هوای شما رو

371
00:30:17,480 --> 00:30:20,365
باشه. پولی برامون واریز شده؟

372
00:30:21,044 --> 00:30:22,525
‫یه چند تا چکِ مبلغ پایین پاس شده

373
00:30:22,550 --> 00:30:27,050
‫و یه پیشنهاد ۳ هزار "مارک"‌ـی هم
‫ از "آلمان" ثبت شده
‫(واحد پول آلمان تا سال ۲۰۰۲)

374
00:30:27,075 --> 00:30:29,395
‫- باشه، چیز دیگه‌ایم هست؟
‫- بله

375
00:30:29,575 --> 00:30:31,354
یه چند تا موعد تحویل رو رد کردین

376
00:30:31,355 --> 00:30:32,355
و ویراستارتون می‌خواد

377
00:30:32,356 --> 00:30:33,721
با شما یه قرار ملاقات بذاره

378
00:30:33,745 --> 00:30:34,955
که این قضیه برای ماه قبله

379
00:30:35,015 --> 00:30:37,735
‫ایمیل‌هایی که به‌صورت رونوشت
‫براتون ارسال شده بود رو دریافت کردین؟

380
00:30:37,735 --> 00:30:39,235
آره، آره، گرفتم

381
00:30:41,535 --> 00:30:44,235
بلدی که تایپ بکنی، مگه نه؟

382
00:30:44,925 --> 00:30:47,315
‫کلمه به کلمه‌ی حرف‌هام رو بنویس،
‫آماده‌ای؟

383
00:30:48,575 --> 00:30:50,875
آماده‌ام، خیلی‌خب

384
00:30:52,055 --> 00:30:56,915
‫تام عزیز،

385
00:30:58,895 --> 00:31:03,574
‫یه مدت در مورد درخواستت برای اضافه کردن
‫ عنوان فرعی روی جلد کتاب تأمل کردم،

386
00:31:03,575 --> 00:31:08,875
‫تا این‌که یک‌دفعه روشن شدم و به بدترین
‫و احمقانه‌ترین نتیجه‌ی ممکن رسیدم

387
00:31:09,835 --> 00:31:12,595
‫راستش، پیشنهاد مضحکت

388
00:31:12,855 --> 00:31:15,154
‫ برای اضافه کردن عنوان فرعی روی جلد کتاب که

389
00:31:15,155 --> 00:31:18,635
‫نشون بده این کتاب غیرداستانیه،
‫احمقانه‌ترین چیزی بود که تا حالا شنیدم

390
00:31:19,375 --> 00:31:22,235
‫مطمئنین، آقای...
‫منظورم اینه...

391
00:31:22,815 --> 00:31:25,755
‫نمی‌خواین یه‌کم بهش فکر کنین؟
‫شاید نظرتون عوض شد

392
00:31:25,775 --> 00:31:26,975
لطفاً هر چی که می‌گم رو بنویس

393
00:31:26,975 --> 00:31:27,975
‫باشه؟

394
00:31:28,655 --> 00:31:32,795
‫خدا نکنه کسی کتاب رو ورق بزنه یا
‫حتی بخواد بخره

395
00:31:33,375 --> 00:31:35,795
‫و اصلاً کی اهمیت می‌ده؟
‫در نهایت این یه کتاب کوفتیه دیگه!

396
00:31:37,625 --> 00:31:39,095
ارادتمندت، نیک

397
00:31:40,315 --> 00:31:41,515
در مورد این ایمیل مطمئنین؟

398
00:31:41,875 --> 00:31:44,735
آره، مرسی، جولیتا، خداحافظ

399
00:31:53,113 --> 00:31:56,565
جو، ایشون همون نیکـه که
در موردش بهت گفتم

400
00:31:56,565 --> 00:31:56,835
سلام

401
00:31:57,445 --> 00:31:58,845
سلام، آقایون

402
00:32:05,635 --> 00:32:07,895
اون اصله؟ -
‫خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه -

403
00:32:09,075 --> 00:32:10,775
از اون نقاشی خوشت اومد، نیک؟

404
00:32:14,175 --> 00:32:16,375
‫جا داره بگم،
‫از نظر من که آشغاله

405
00:32:17,295 --> 00:32:18,414
‫یعنی، اشتباه برداشت نکنین،

406
00:32:18,415 --> 00:32:20,515
‫دوست دارم داشته باشمش،
‫ولی فقط برای این‌که بفروشمش

407
00:32:20,575 --> 00:32:22,175
‫ولی نه، نه

408
00:32:22,195 --> 00:32:24,454
‫بخوام کاملاً روراست باشم،
‫نه اصلاً خوشم نیومد

409
00:32:24,455 --> 00:32:25,955
به نظرم ما با هم کنار میایم

410
00:32:26,195 --> 00:32:29,415
‫شما دو تا مشخصه که
‫هیچی درباره‌ی نقاشی نمی‌دونین

411
00:32:29,725 --> 00:32:32,895
‫"کمدی الهی" چطور، نیک؟
‫از اون خوشت میاد؟

412
00:32:34,005 --> 00:32:37,375
‫آره، آره، قبلاً شیفته‌ش بودم،
‫الان فقط خوشم میاد

413
00:32:39,915 --> 00:32:44,205
‫- چی باعث شد نظرت عوض شه؟
‫- به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

414
00:32:44,225 --> 00:32:47,965
‫هر چه‌قدر هم خوشگل باشه،
‫بالاخره یه عیبی داخلش پیدا می‌کنی

415
00:32:49,565 --> 00:32:51,805
‫یه زن، شعر، زندگی،

416
00:32:51,905 --> 00:32:53,165
‫به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

417
00:32:53,166 --> 00:32:54,646
‫ایرادش می‌زنه بیرون

418
00:32:56,805 --> 00:32:58,945
نظرت چیه که به نسخه اصلی نگاه بندازی؟

419
00:33:02,415 --> 00:33:03,695
نسخه‌ی اصلیِ چی؟

420
00:33:04,165 --> 00:33:07,465
‫نسخه‌ی اصلی... دست‌نوشته‌ی کتاب

421
00:33:08,975 --> 00:33:09,975
وجود خارجی نداره

422
00:33:11,105 --> 00:33:12,421
‫احتمالاً ۶۲۰ سال پیش،

423
00:33:12,445 --> 00:33:14,665
‫انداخته شده توی یه شومینه‌
‫تا یه کسی رو گرم نگه داره

424
00:33:16,095 --> 00:33:18,144
‫آره، در حال حاضر،

425
00:33:18,145 --> 00:33:20,025
هیچ دست‌نوشته‌ای از "دانته" وجود نداره

426
00:33:20,645 --> 00:33:24,425
‫اگه وجود داشت،
‫ به نظرت الان چه‌قدر ارزش داشت؟

427
00:33:26,535 --> 00:33:30,224
‫نمی‌شه روش قیمت گذاشت،
‫هزار برابر یه همچین اثر کسشری، می‌ارزه

428
00:33:30,225 --> 00:33:31,464
‫منظورم اینه،

429
00:33:31,465 --> 00:33:33,505
بزرگ‌ترین گنجینه‌ی ادبی تاریخ می‌شه

430
00:33:33,535 --> 00:33:34,664
مثل اینه که "واتیکان" بخواد

431
00:33:34,665 --> 00:33:36,665
‫روی اثر هنری "پیه‌تا" از میکل‌آنژ
‫ قیمت بذاره

432
00:33:37,085 --> 00:33:39,665
‫ممکن نیست، اصلاً نمی‌شه بهش فکر کرد،
‫کسی از پس هزینه‌ش برنمیاد

433
00:33:44,635 --> 00:33:47,385
‫ما قیمت معقولانه‌ای روش می‌ذاریم
‫تا فروش بره

434
00:33:48,805 --> 00:33:50,055
بذار برات توضیح بدم

435
00:33:51,105 --> 00:33:54,026
‫یه مردی بود به نام "دان لکو"

436
00:33:56,065 --> 00:33:58,255
‫زیر سقف خونه‌ی خونوادگی‌شون،

437
00:33:58,280 --> 00:34:02,020
‫اون بابای خودش که
‫ باعث شرمساری مادرش شده بود رو

438
00:34:02,045 --> 00:34:03,735
با اسلحه زد و کُشت

439
00:34:03,760 --> 00:34:05,760
‫بابا!

440
00:34:13,650 --> 00:34:15,344
‫خفه شو!

441
00:34:16,148 --> 00:34:17,633
‫کمک!

442
00:34:19,531 --> 00:34:21,273
‫کمک!

443
00:34:23,148 --> 00:34:24,792
‫کمک!

444
00:34:25,004 --> 00:34:26,581
‫گفتم خفه شو!

445
00:34:27,533 --> 00:34:29,057
‫نه!

446
00:34:30,175 --> 00:34:32,175
‫کمک!

447
00:34:32,831 --> 00:34:34,714
‫کمک!

448
00:34:35,625 --> 00:34:39,058
‫بعدش، جسد رو کشید بیرون و تو خیابون،

449
00:34:39,083 --> 00:34:41,895
‫نزدیک در ورودی‌ای که باز گذاشته بود،

450
00:34:41,945 --> 00:34:43,520
به حال خودش رها کرد

451
00:34:50,555 --> 00:34:51,555
مرسی

452
00:35:07,275 --> 00:35:12,407
‫در روزهای بعد، اون تمام افرادی که
‫از دور و نزدیک اومده بودن تا

453
00:35:12,432 --> 00:35:14,446
جسد رو ببرن و

454
00:35:14,515 --> 00:35:17,135
‫مراسم خاکسپاری محترمانه‌ای براش
‫برگزار کنن رو هم کُشت

455
00:35:17,925 --> 00:35:20,337
‫جسد بادکرده و رو به پوسیدگی همه‌شون

456
00:35:20,362 --> 00:35:23,135
‫کف زمین افتاده بود تا این‌که خیابون رو

457
00:35:23,160 --> 00:35:25,182
‫بوی گند و زباله‌ی جسدهاشون برداشته بود

458
00:35:58,295 --> 00:36:02,225
‫بالاخره، سه تا مرد متشخص از "پالرمو" اومدن که

459
00:36:02,765 --> 00:36:05,825
‫لباس‌های مشکی سوگواری به تن نداشتن،

460
00:36:06,205 --> 00:36:08,265
بلکه کت‌شلوارهای سفیدِ کتان پوشیده بودن

461
00:36:09,775 --> 00:36:13,745
‫فقط اونی که رئیس‌شون بود،
‫برای مرد مسلح ما که

462
00:36:13,885 --> 00:36:16,465
،توی بالکن خونه بود
دستش رو بالا بُرد

463
00:36:19,705 --> 00:36:23,055
‫این آقایون برای ادای احترام،
‫کلاه از سرشون برنداشتن

464
00:36:23,235 --> 00:36:28,235
‫و از جسد متعفن این مرد که یه زمانی
‫ بهش خدمت می‌کردن،

465
00:36:28,275 --> 00:36:30,055
با فاصله ایستاده بودن

466
00:36:49,085 --> 00:36:53,695
دان لکو این‌طوری پدر اون شهر شد

467
00:36:54,525 --> 00:36:57,815
با دستان مهربونش، سال‌ها کنترلش کرد

468
00:37:14,045 --> 00:37:15,535
از اون قضیه خیلی وقت گذشته

469
00:37:17,035 --> 00:37:19,575
‫کم‌تر کسی دیگه اون خون و خون‌ریزی رو
‫ به یاد داشت

470
00:37:21,765 --> 00:37:23,855
‫اکثر مردم فقط مهربونی این مرد رو
‫به یاد داشتن

471
00:37:43,695 --> 00:37:46,275
‫خب، بگذریم، بعدها اون به پسری که

472
00:37:46,455 --> 00:37:50,015
‫به‌واسطه‌ی کتاب‌خون بودنش،
‫خیال می‌کرد پتانسیل زیادی تو زندگیش داره،

473
00:37:50,025 --> 00:37:51,755
جا و مکان داد

474
00:37:52,375 --> 00:37:54,835
اون بچه فقط می‌خواست به خدا خدمت کنه

475
00:37:55,055 --> 00:37:58,755
‫پس، "دان لکو" توی واتیکان

476
00:37:59,175 --> 00:38:01,155
شغل خوب و مناسبی براش جور کرد

477
00:38:08,655 --> 00:38:12,834
البته، "دان لکو" بعدها متوجه شد که

478
00:38:12,835 --> 00:38:16,155
‫این بچه قرار نیست به ثروت بزرگی
‫دست پیدا کنه

479
00:38:19,815 --> 00:38:21,315
ولی بعد به گنج رسید

480
00:39:37,488 --> 00:39:43,288
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"
‫(جمله‌ی معروف از دانته آلیگیری)

481
00:39:49,265 --> 00:39:54,865
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"

482
00:39:55,385 --> 00:39:57,425
‫نسخه‌ی اصلی دست‌نوشته‌ی "دانته آلیگیری"

483
00:39:58,475 --> 00:40:00,905
‫از کتاب "کمدی الهی"

484
00:40:05,805 --> 00:40:10,585
خب، من ازتون می‌خوام برین اون‌جا

485
00:40:11,405 --> 00:40:13,585
به‌دستش بیارین و برش گردونین این‌جا

486
00:40:34,595 --> 00:40:38,155
‫راستی، تا حالا با اون هواپیماهای
‫  کوچیک و کسشر رفتی "پالرمو"؟

487
00:40:38,195 --> 00:40:41,035
‫- آره، از اون هواپیماها متنفرم
‫- لامصب رو یه لحظه هم نمی‌تونم تحملش کنم

488
00:40:41,715 --> 00:40:43,715
‫برای همین،
‫ این هواپیمای "گلف‌استریم" رو گرفتم

489
00:40:43,995 --> 00:40:46,155
‫لطفاً صبر کنین تا از زمین بلند شیم،
‫بعد سیگار روشن کنین

490
00:40:46,965 --> 00:40:49,215
‫خفه شو و حواست به جاده باشه

491
00:41:39,365 --> 00:41:43,565
‫یه خونه که قدمت خودش و درخت‌هاش
‫ به هزار سال می‌رسه

492
00:41:52,705 --> 00:41:55,265
اون کشیش هم انگار
‫هزار سالشه

493
00:42:06,779 --> 00:42:08,779
‫- صبح به‌خیر، پدر
‫- صبح به‌خیر

494
00:42:08,803 --> 00:42:10,003
‫بیاین داخل!

495
00:42:38,943 --> 00:42:40,943
‫دان لکو!

496
00:42:58,695 --> 00:43:00,795
آمریکایی‌ها رسیدن

497
00:43:05,200 --> 00:43:06,200
روز به‌خیر، دان لکو

498
00:43:26,626 --> 00:43:30,865
ما یه فنجون چای می‌خوریم
مرسی

499
00:43:34,983 --> 00:43:36,283
برش دار

500
00:43:40,444 --> 00:43:41,944
بهشون نشون بده

501
00:43:47,465 --> 00:43:48,465
مرسی

502
00:44:49,785 --> 00:44:51,605
به نظرت کامل درسته؟

503
00:44:54,325 --> 00:44:55,605
به نظرم کامل درسته

504
00:45:03,185 --> 00:45:04,185
مرسی

505
00:45:16,825 --> 00:45:18,005
جعبه رو بذار توی کیف

506
00:45:25,915 --> 00:45:28,005
یالا، بیا بریم

507
00:45:42,855 --> 00:45:43,855
بیا بریم

508
00:45:53,205 --> 00:45:54,205
پاسپورتت رو رد کن

509
00:46:05,065 --> 00:46:06,065
هی، بیا این‌‌جا

510
00:46:13,355 --> 00:46:15,165
خوبه، پیاده شو

511
00:46:17,235 --> 00:46:20,565
‫یه دستی برسون این رو جابجا کنیم، بجنب

512
00:46:29,192 --> 00:46:32,592
‫بچه‌ها،  دست بجنبونین!
‫باید از این‌جا ببریمش بیرون!

513
00:46:40,145 --> 00:46:44,245
‫- مرسی
‫- کیف اون پشته

514
00:46:58,225 --> 00:46:59,225
کیف‌ها رو بردار

515
00:47:30,755 --> 00:47:34,205
‫به این می‌گن زندگی، بچه جون.
‫چیزی نمونده از اقیانوس اطلس رد شیم

516
00:47:40,145 --> 00:47:41,145
مرسی

517
00:47:47,815 --> 00:47:49,245
چرا اون سگ رو کُشتی؟

518
00:47:53,095 --> 00:47:55,845
‫چرا اون سگ رو کُشتم؟
‫چون...

519
00:47:57,155 --> 00:47:58,205
سگ پارس می‌کنه

520
00:48:07,065 --> 00:48:09,244
‫می‌دونی،

521
00:48:09,245 --> 00:48:10,805
‫این قضیه‌ی دان لکو،

522
00:48:11,445 --> 00:48:13,885
‫احتمالاً قراره توی "پالرمو"
‫ یه جنگ راه بندازه

523
00:48:15,065 --> 00:48:16,925
بعد تو درباره کُشتن اون سگ خیابونی
‫ازم سوال کردی،

524
00:48:18,265 --> 00:48:20,664
‫باید بگم، ما نمی‌خوایم وقتی داریم
‫ از یه قتل عام در می‌ریم،

525
00:48:20,665 --> 00:48:22,044
‫یه سگ پشت سرمون پارس کنه

526
00:48:22,045 --> 00:48:23,045
!به همین سادگی

527
00:48:27,265 --> 00:48:28,265
سگ دوست داری؟

528
00:48:29,905 --> 00:48:30,905
معلومه که سگ‌ها رو دوست دارم

529
00:48:31,235 --> 00:48:31,890
‫آره، منم

530
00:48:31,940 --> 00:48:34,704
‫البته از اون سگ کوچولوهای
جهش یافته‌ی تخمی

531
00:48:34,805 --> 00:48:36,164
بدم میاد

532
00:48:36,165 --> 00:48:39,321
‫می‌دونی، از اونایی که
تو نیویورک زیاد می‌بینی

533
00:48:39,371 --> 00:48:40,984
به نظرم سگ‌های واقعی

534
00:48:40,985 --> 00:48:42,785
نمی‌خوان تو فضای آپارتمان محبوس بشن

535
00:48:44,705 --> 00:48:46,384
به نظرم اون آدمایی که

536
00:48:46,385 --> 00:48:49,465
‫سگ‌های بزرگ رو
‫ تو خونه‌های شهری زندونی می‌کنن،

537
00:48:49,525 --> 00:48:51,745
‫موجودات عجیب‌غریب و احمقین که
‫دارن سگ خودشون رو می‌کُشن

538
00:48:51,775 --> 00:48:53,465
‫ولی آهسته این کار رو انجام می‌دن

539
00:48:54,445 --> 00:48:56,985
‫اگه خودم توی یه روستا زندگی می‌کردم،
‫حتماً یه سگ نگه می‌داشتم،

540
00:48:57,485 --> 00:48:58,744
‫ولی یه سگ واقعی نگه می‌داشتم

541
00:48:58,745 --> 00:49:00,585
‫مثل همونی که الان زدیم و کُشتیمش

542
00:49:00,975 --> 00:49:03,104
‫منظورت چیه که "زدیم"؟
‫من با اون سگ کاری نداشتم

543
00:49:03,105 --> 00:49:04,105
تو بهش تیر زدی

544
00:49:05,885 --> 00:49:06,905
تو شریک جرمی

545
00:49:07,845 --> 00:49:10,025
تو همدست قتل درجه یکی

546
00:49:13,205 --> 00:49:14,205
اوف

547
00:49:15,805 --> 00:49:18,505
‫می‌دونی، ولی حال‌بهم‌زنه

548
00:49:19,605 --> 00:49:20,905
دیدی یه‌سری زن‌ها

549
00:49:21,175 --> 00:49:23,865
‫زیر کون سگ روزنامه می‌گیرن؟

550
00:49:24,165 --> 00:49:25,585
‫می‌دونی، وقتی سگ می‌خواد مدفوع کنه

551
00:49:28,645 --> 00:49:31,665
‫یا می‌بینی یه داف
‫داره از جلوت رد میشه

552
00:49:32,005 --> 00:49:36,167
‫و یه پلاستیک هم دستشه
‫که پره از مدفوع سگ

553
00:49:37,785 --> 00:49:41,185
‫به نظرم هر کسی که عمداً
‫با زنیکه‌هایی که پلاستیک مدفوع سگ دستشونه

554
00:49:41,186 --> 00:49:44,225
‫ارتباط فیزیکی داشته باشه، قطعاً بیماره

555
00:49:45,790 --> 00:49:48,505
‫مردی که یه جسد رو بکنه،
‫خیلی باشرف‌تر از مردیه

556
00:49:48,725 --> 00:49:51,159
‫که دست یه زنیکه‌ی
‫مدفوع‌به‌دست رو می‌گیره

557
00:49:51,965 --> 00:49:52,965
‫تا حالا اون کار رو کردی؟

558
00:49:56,784 --> 00:49:58,426
‫کدوم کار رو؟

559
00:49:59,375 --> 00:50:01,277
‫یه جسد رو کردی؟

560
00:50:03,694 --> 00:50:04,694
‫نه

561
00:50:06,285 --> 00:50:08,283
‫اما بهش فکر کردم

562
00:50:09,851 --> 00:50:11,385
‫و چند بار لباس زیرشون رو درآوردم

563
00:50:11,895 --> 00:50:14,937
‫- لباس زیرشون رو؟
‫- آره، باهاشون خودارضایی کردم

564
00:50:14,938 --> 00:50:16,025
‫نه، عروسک واقعی بودن

565
00:50:21,875 --> 00:50:25,285
‫اینطور نیست که من رو زیاد
‫بفرستن سراغ زن‌های خوشگل

566
00:51:00,855 --> 00:51:02,885
‫منم به زودی بانوی دربار میشم؟

567
00:51:04,105 --> 00:51:05,405
‫با شکوه و جلال،

568
00:51:05,835 --> 00:51:06,835
‫جِمای عزیز

569
00:51:13,025 --> 00:51:14,025
‫اون کیه؟

570
00:51:14,665 --> 00:51:18,325
‫اون ارباب جوان از خاندان والازاده‌ی آلیگیری‌ـه

571
00:51:18,945 --> 00:51:21,395
‫با اسم مسیحی "دورانته"

572
00:51:30,540 --> 00:51:31,705
‫مادر

573
00:51:31,905 --> 00:51:35,845
چرا موهام مثل موهای "روبی" بافته نشده
‫یا چشم‌هام سبز نیستند؟

574
00:51:36,585 --> 00:51:38,965
یا پوستم مثل ابر نیمروز روشن نیست؟

575
00:51:42,465 --> 00:51:45,526
‫با دیدن بئاتریس،
‫دانته‌ی جوان اینطور نوشت:

576
00:51:45,527 --> 00:51:50,925
‫"نظاره کنید، الهه‌ای قوی‌تری از من که می‌آید،
‫بر من فرمانروایی خواهد کرد"

577
00:51:54,995 --> 00:51:56,567
‫چی؟

578
00:51:58,864 --> 00:52:01,498
‫با همون نگاه اول بدجور عاشقش شد

579
00:52:06,905 --> 00:52:08,035
‫چه اتفاقی برای بئاتریس افتاد؟

580
00:52:10,145 --> 00:52:13,075
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫خب، کتاب اول دانته،

581
00:52:13,615 --> 00:52:15,435
‫کل شعر رو خطاب به اون نوشته

582
00:52:16,655 --> 00:52:18,300
‫ولی دیگه هیچوقت با هم حرف نزدن

583
00:52:18,301 --> 00:52:19,995
‫دختره توی جوونی مُرد
و دیگه فرصتی نشد

584
00:52:20,815 --> 00:52:22,875
‫اما توی کتاب دانته زنده موند

585
00:52:23,855 --> 00:52:25,515
‫راهنمای اون توی بهشت بود

586
00:52:30,735 --> 00:52:32,439
‫اون یکی چی؟

587
00:52:34,509 --> 00:52:35,864
"جما"

588
00:52:35,975 --> 00:52:38,755
‫با جما ازدواج کرد
‫اما یه کلمه‌ هم درموردش ننوشت

589
00:52:46,014 --> 00:52:49,100
‫گوئیدو، دوست من

590
00:52:53,455 --> 00:52:54,514
‫نشون دادی که به جز خودت

591
00:52:54,515 --> 00:52:58,317
‫دوست هیچکس دیگه‌ای جز خودت نیستی

592
00:52:58,935 --> 00:53:01,967
‫چون من توسط همون لب‌هایی طلسم شدم

593
00:53:01,968 --> 00:53:03,395
‫که توی شعرهام براش آه می‌کشیدم

594
00:53:04,775 --> 00:53:06,005
‫این شورا شش عضو داره،

595
00:53:06,325 --> 00:53:08,032
‫و من فقط یکی از اون شش نفرم

596
00:53:08,832 --> 00:53:11,173
‫می‌خوای در مقابل دیگران بایستم؟

597
00:53:12,185 --> 00:53:14,005
‫مردم فلورانس این رو انتخاب کردن، نه من

598
00:53:15,105 --> 00:53:19,956
‫دانته‌ی عزیز، دیگه خبری از پیام‌رسانی
‫که حامل پیام صادقانه‌ی قلب باشه، وجود نداره

599
00:53:20,196 --> 00:53:25,433
‫کسی که فکر می‌کنه دوبیتی‌های الهی و عاشقانه‌ش
‫می‌تونن دنیا رو دگرگون کنن،

600
00:53:25,925 --> 00:53:27,125
‫اینجا روبه‌روی من ایستاده

601
00:53:28,305 --> 00:53:29,965
‫و اعلام می‌کنه که حتی نمی‌تونه...

602
00:53:31,305 --> 00:53:33,544
زندگی چندتا از هم‌نوعانش رو هم دگرگون کنه

603
00:53:35,765 --> 00:53:38,005
‫من یه زمانی برای تو
‫پدری عزیزتر از پدر خودت بودم

604
00:53:39,635 --> 00:53:42,452
‫وقتی اون کسایی که برای خدمت بهشون
‫زجر می‌کشی، تو رو طرد می‌کنن،

605
00:53:44,155 --> 00:53:47,485
‫مرد ناشناسی که خودش رو "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه رو پیدا کن

606
00:53:51,345 --> 00:53:52,565
‫این آخرین هدیه‌ی من به توئه

607
00:54:53,065 --> 00:54:54,845
‫نماینده اومده، حضرت‌عالی

608
00:54:58,946 --> 00:55:00,650
‫پرنده‌ی فلورانس

609
00:55:46,355 --> 00:55:49,498
‫فرستاده‌های من برگشتند،

610
00:55:50,375 --> 00:55:55,082
‫بدون اینکه به ایشان توجهی شده باشد،
‫بهم اطلاع میدهند که جمهوری شما

611
00:55:55,475 --> 00:55:59,370
‫خواهان آزادی عمل بیشتری در رابطه
‫با اداره‌ی امور خودش است

612
00:56:00,995 --> 00:56:06,049
‫و با این حال، نبود یه حاکم مقتدر،
‫باعث شده همه برای خودشان حاکم شوند

613
00:56:07,645 --> 00:56:09,197
‫نظر تو در این‌باره چیست؟

614
00:56:11,165 --> 00:56:12,765
‫یک درخت به ثمره‌ش شناخته می‌شود

615
00:56:14,045 --> 00:56:17,024
‫و شاخه‌های جمهوری ما پر از شیرینی‌جاتی‌ست که

616
00:56:17,025 --> 00:56:18,225
‫جناب‌عالی هوسش را دارید

617
00:56:18,575 --> 00:56:21,745
‫شاید بایستی عصای سلطنتیم را
‫به تبار شاعرها اعطا کنم

618
00:56:23,075 --> 00:56:26,253
‫شعرهای شما گنبد سنت پیتر را تکمیل می‌کنند؟

619
00:56:26,614 --> 00:56:29,709
‫یا برای سربازانم در سرزمین مقدس
دستمزد می‌شوند؟

620
00:56:31,625 --> 00:56:34,514
‫شاید وقتی روی دامنه‌های پارناسوس دراز کشیدید،
‫(محل زندگی الهه‌های هنر و دانش)

621
00:56:34,515 --> 00:56:37,355
‫بتوانید خیال‌های آرمان‌گرایانه‌ خود را
‫در قالب شعر بیان کنید

622
00:56:39,095 --> 00:56:43,800
‫اما در رابطه با فلورانس
هیچ وسوسهٔ و تطمیع ظریفی

623
00:56:43,801 --> 00:56:48,596
نمی‌تواند شیر را وادار کند که در کنار بره بیارامد
(اشاره به تصویری از کتاب اشعیا در عهد عتیق، نماد صلح و آشتیِ ناممکن میان دشمنان)

624
00:56:48,675 --> 00:56:53,194
‫شهر می‌سوزد،
‫و من از دودش خسته شدم

625
00:56:54,603 --> 00:56:58,225
خاکستر دود کمی دارد و
بخار از خود بیرون می‌دهد

626
00:57:00,565 --> 00:57:01,978
،اگر اینطور باشد

627
00:57:03,105 --> 00:57:06,495
‫تو رو از دیدن چنین مصیبتی عفو می‌کنم

628
00:57:08,335 --> 00:57:10,182
‫چطور، حضرت‌عالی؟

629
00:57:11,235 --> 00:57:15,014
‫در ازای گستاخیت، بهت یه لطفی می‌کنم

630
00:57:15,455 --> 00:57:18,554
‫چون چنین استعداد مادرزادی‌ای باعث می‌شود که

631
00:57:18,555 --> 00:57:21,471
شایسته‌ی حل مشکلات
‫خدمت عمومی نباشی

632
00:57:22,515 --> 00:57:24,879
‫فلورانس سزاوار تو نیست

633
00:57:25,175 --> 00:57:28,997
‫فراموشش کن،
زیرا او به تو خیانت کرده،

634
00:57:28,998 --> 00:57:31,556
‫اگرچه من اون رو قضاوت می‌کنم

635
00:57:34,005 --> 00:57:37,215
‫من رو ببخشید، حضرت‌عالی،
‫اگر از روی بی‌ملاحظگی چیزی گفتم

636
00:57:37,925 --> 00:57:42,415
‫از شهر برو، همانطور که لوط
‫از شهر سدوم رفت و به عقب نگاه مکن،

637
00:57:42,695 --> 00:57:45,924
‫مبادا روحت به ستون اشک‌های شور تبدیل شود
‫(همسر لوط به عقب نگاه کرد و به مجسمه نمک تبدیل شد)

638
00:57:45,925 --> 00:57:49,298
‫که شیرینیِ شعرهات را از بین می‌برد

639
00:57:51,954 --> 00:57:54,625
‫چون مرگ در انتظار بازگشت توست

640
00:57:58,925 --> 00:58:03,109
بر تو نشانِ "قابیل" می‌نهم
(طبق روایت، بعد از آنکه قابیل برادرش هابیل را کشت، خدا او را نفرین کرد و "نِشان"ـی بر او گذاشت تا اگر مردم او را شناختند، به او آسیب نزنند، چون مجازاتش در دست خدا بود)

641
00:58:03,385 --> 00:58:04,931
‫از جلوی چشم‌هام دور شو

642
00:58:22,595 --> 00:58:24,935
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنید

643
00:58:27,025 --> 00:58:30,575
‫- کی چنین دستوری داده؟
‫- من...پاپ

644
00:58:31,275 --> 00:58:33,094
‫‏۲۰ دقیقه فرصت دارید تا وسایلی که

645
00:58:33,095 --> 00:58:35,508
خودتون و بچه‌هاتون می‌تونید
‫حمل کنید رو جمع کنید

646
00:58:35,619 --> 00:58:39,255
‫یه کالسکه منتظره تا شما رو
‫ببره به ملک "کنگرانده دلا اسکالا" در ورونا

647
00:59:37,815 --> 00:59:39,575
‫بر روی زمین تو درنگ کردی

648
00:59:42,005 --> 00:59:43,745
‫جهنم نگاه تو را جذب خودش کرده،

649
00:59:44,565 --> 00:59:46,145
‫یا به آسمان چشم خواهی دوخت؟

650
00:59:51,085 --> 00:59:55,091
‫مراقب باش، مبادا که نگاه منحرفت
‫به درماندگی همسرت بیُفتد

651
01:00:02,445 --> 01:00:04,601
‫دوستت "کاوالکانتی" مُرده

652
01:00:06,685 --> 01:00:08,491
‫مُرده؟

653
01:00:24,515 --> 01:00:25,774
مگر پیوند رفاقت

654
01:00:25,775 --> 01:00:28,135
ارزشمندتر از شرابِ شیرینِ شعر نبود؟

655
01:00:45,075 --> 01:00:48,295
‫کاوالکانتی عزیزِ از دنیا رفته، من رو ببخش

656
01:00:49,195 --> 01:00:51,220
‫اگه اینطوری احمقانه رفتار نمی‌کردم،

657
01:00:51,221 --> 01:00:52,864
‫ممکن بود الان زنده باشی

658
01:00:53,895 --> 01:00:57,095
‫مرد ناشناسی که خودش را "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه، پیدا خواهم کرد

659
01:01:10,755 --> 01:01:13,047
سوفیا" مادر واقعی آن‌هاست"

660
01:01:14,075 --> 01:01:17,639
‫ولی فرزندان با این حال از او روی برمی‌گردانند،

661
01:01:18,729 --> 01:01:20,554
‫بدون اینکه او را اول بشناسند

662
01:01:22,045 --> 01:01:25,455
‫طبق نوشته‌های کتاب خروج،

663
01:01:26,715 --> 01:01:30,447
‫فرعون همه‌ی فرزندهای
‫ارشد یهودی‌ها را کشت،

664
01:01:32,915 --> 01:01:36,558
‫اما خدای دروغینِ این دنیای جدید،

665
01:01:37,305 --> 01:01:39,632
‫که همان تجارت فاسد و آلوده‌ست،

666
01:01:39,633 --> 01:01:43,517
همه را خواهد بلعید

667
01:01:43,517 --> 01:01:46,313
هر فرزندی که به دنیا آید

668
01:01:46,363 --> 01:01:48,575
و این‌بار، دیگر هیچ موسی‌ای که

669
01:01:50,205 --> 01:01:55,606
در قنداقی در میان نیزارها به آب سپرده شده باشه

670
01:01:55,607 --> 01:01:57,921
از مرگ نخواهد گریخت

671
01:01:59,115 --> 01:02:03,890
تا روزی برخیزد و قومش را به سوی خدا بازگرداند

672
01:02:14,195 --> 01:02:16,354
عرب یهودی جدید است

673
01:02:26,145 --> 01:02:28,445
‫برای یه مسیحی،
هم‌نشینی با یه یهودی

674
01:02:29,129 --> 01:02:33,168
‫که به دنبال چیزی‌ست که کلیسا
ممکن است آن را

675
01:02:33,168 --> 01:02:36,281
،جادویی به‌غایت بدعت‌آمیز، ناپاک و سیاه تلقی کند

676
01:02:37,552 --> 01:02:40,205
به معنای تکفیر و مرگ باشد

677
01:02:42,335 --> 01:02:45,045
‫اول من را می‌کُشند،
‫و بعدش هم تو را

678
01:02:53,745 --> 01:02:56,605
‫با این سوگند، ممکن است هردوی ما
‫از مرگ نجات پیدا کنیم

679
01:02:57,625 --> 01:02:59,085
‫و آنقدر زنده بمانیم
‫تا با مرگ طبیعی بمیریم

680
01:04:14,225 --> 01:04:17,829
‫هیچ سخن یا حرکتی تا به حال
‫من را تا این حد تحت تاثیر قرار نداده بود

681
01:04:19,065 --> 01:04:20,805
‫در این پس‌زده شدن مشهود،

682
01:04:20,965 --> 01:04:23,785
‫بیش‌تر از اینکه خشمگین باشم،
‫احساس شرمندگی می‌کنم

683
01:04:23,887 --> 01:04:29,437
‫روحم با ترس، عدم اطمینان
‫و نفرین به خود، در آشوب بود

684
01:04:30,086 --> 01:04:34,799
‫این تجربه، ضربه‌ای بی‌صدا از پوچی بود

685
01:04:41,745 --> 01:04:43,665
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

686
01:04:48,407 --> 01:04:52,148
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

687
01:04:54,741 --> 01:04:57,343
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

688
01:05:20,498 --> 01:05:21,498
‫اصالت‌سنجی شده؟

689
01:05:22,635 --> 01:05:26,925
‫منظورت از "اصالت‌سنجی شده" چیه؟
‫برای من خیلی قدیمی به نظر می‌رسه

690
01:05:28,155 --> 01:05:31,404
‫آره، به نظر منم خیلی قدیمه.
‫برای من واقعی به نظر می‌رسه

691
01:05:31,405 --> 01:05:32,603
‫اما خب کافی نیست

692
01:05:32,604 --> 01:05:34,364
‫مدارک می‌خوایم، مدارک درجه یک

693
01:05:34,365 --> 01:05:35,503
‫هر چقدر بیش‌تر، بهتر

694
01:05:37,435 --> 01:05:38,635
‫گندش بزنن

695
01:05:40,165 --> 01:05:43,791
‫من دارم انواع و اقسام گناه‌های
‫کبیره‌ی شناخته‌شده و ناآشنا رو مرتکب میشم

696
01:05:43,792 --> 01:05:46,094
‫و سوار هواپیماهایی میشم
‫که توشون سیگار کشیدن ممنوعه،

697
01:05:46,095 --> 01:05:47,655
‫و این حتی ممکنه واقعی هم نباشه؟

698
01:05:48,815 --> 01:05:52,154
‫باید اعتراف کنم، دیگه دارم از این مسخره‌بازی
‫"سیگار کشیدن ممنوع" خسته میشم

699
01:05:52,155 --> 01:05:52,983
‫نگران نباش، لوئی

700
01:05:52,984 --> 01:05:54,362
‫خودم از پس این بخش برمیام

701
01:05:54,775 --> 01:05:58,296
‫به نظرم اگه می‌خوایم این کار رو بکنیم،
‫باید درست انجامش بدیم

702
01:05:58,995 --> 01:06:00,573
‫می‌دونید، نیکی می‌دونه چطور
‫باید کار رو درست انجام بده

703
01:06:00,574 --> 01:06:01,705
‫برای همین اینجاست

704
01:06:01,706 --> 01:06:03,774
‫حداقل باید ثابت کنیم که این اثر

705
01:06:03,775 --> 01:06:05,055
‫همون دوران دانته نوشته شده

706
01:06:05,835 --> 01:06:07,095
‫و چطور اون کار رو بکنیم؟

707
01:06:07,395 --> 01:06:10,255
‫تاریخ‌گذاری رادیوکربن. نقش‌های‌ آب

708
01:06:10,355 --> 01:06:12,398
‫می‌بریمش به دانشگاه آریزونا

709
01:06:12,399 --> 01:06:13,774
‫و یه مکانی توی ایلینوی

710
01:06:13,775 --> 01:06:17,489
‫که معتبرترین مرکز تخصصی
‫تحلیل فنی توی دنیاست

711
01:06:17,490 --> 01:06:18,894
‫اما اول باید برگردم به ایتالیا

712
01:06:18,895 --> 01:06:21,655
‫و باید مدارک تاریخ‌داری پیدا کنم

713
01:06:21,656 --> 01:06:24,205
‫که زمان و مکانشون دقیقاً همون وقتی باشه
‫که دانته این رو نوشته

714
01:06:24,206 --> 01:06:26,325
‫اونطوری میشه جوهر
‫و کاغذ پوستی رو مقایسه کرد

715
01:06:26,685 --> 01:06:28,645
‫بعدش تاریخ و نقش‌های آب مشخص میشن

716
01:06:28,945 --> 01:06:31,335
‫هیچ دست‌خطی از دانته وجود نداره

717
01:06:31,375 --> 01:06:32,415
‫که بشه با این دست‌خط مقایسه‌ش کرد

718
01:06:32,435 --> 01:06:34,975
‫پس باید هر چقدر می‌تونیم شواهد غیرمستقیم

719
01:06:35,515 --> 01:06:37,735
‫و مدارک اصالت‌سنجی جمع کنیم

720
01:06:38,515 --> 01:06:42,335
‫و این مدارک تاریخ‌دار رو
‫چطور می‌خوای به دست بیاری؟

721
01:06:44,385 --> 01:06:45,885
‫می‌دزدم‌شون

722
01:06:46,550 --> 01:06:48,980
‫ببین، برام مهم نیست،
‫برام مهم نیست که اهل کجایی

723
01:06:48,980 --> 01:06:50,039
‫می‌دونم دوست دارم کجا برم

724
01:06:50,040 --> 01:06:51,255
‫‏۲۰ ساله که میرم اونجا

725
01:06:51,795 --> 01:06:53,595
‫می‌دونی، تو باید این چیزها رو بدونی

726
01:06:53,875 --> 01:06:55,174
‫الان دارم میرم سمت فرودگاه

727
01:06:55,175 --> 01:06:57,295
‫باید همونطور که ازت خواستم،
‫به آنا زنگ می‌زدی

728
01:06:58,845 --> 01:07:01,335
‫خب، نمی‌دونم.
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

729
01:07:02,675 --> 01:07:03,675
‫نه، نه، اون کار رو نکردم

730
01:07:07,525 --> 01:07:11,174
‫خیلی‌خب. باشه، خیلی‌خب.
‫هی، ببین، چیزی نیست

731
01:07:11,175 --> 01:07:14,858
‫آروم باش. ببخشید.
‫معذرت می‌خوام. می‌دونم که می‌دونستی

732
01:07:16,435 --> 01:07:18,505
‫اون نامه رو فرستادی؟

733
01:07:19,420 --> 01:07:21,206
‫خوبه. ممنون

734
01:07:21,885 --> 01:07:24,695
‫وقتی رسیدم اون‌طرف
‫بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

735
01:07:25,411 --> 01:07:27,216
‫فقط یادت باشه که داروهام رو بیاری

736
01:07:28,625 --> 01:07:29,985
‫ممنون

737
01:07:31,048 --> 01:07:32,359
‫ممنون. ممنون. ممنون

738
01:08:43,373 --> 01:08:44,378
‫[ بایگانی دولتی ]‫
صبح بخیر

739
01:08:44,428 --> 01:08:46,528
‫ صبح بخیر، آقای توشس

740
01:08:46,529 --> 01:08:48,715
‫- از آشنایی باهاتون خوشحالم
‫- همچنین

741
01:08:46,578 --> 01:08:47,578
بله

742
01:08:48,716 --> 01:08:51,735
‫همونطور که گفتم،
‫می‌خوام مدارک رسمی

743
01:08:51,736 --> 01:08:53,794
‫دربار "کنگرانده دلا اسکالا"

744
01:08:53,795 --> 01:08:56,595
‫مربوط به سال‌های ۱۳۱۳
‫تا ۱۳۱۵ رو بررسی کنم

745
01:08:56,596 --> 01:08:57,790
‫آماده‌ایم

746
01:08:57,791 --> 01:08:58,725
‫از این طرف

747
01:08:58,726 --> 01:09:03,726
‫♪ Poor Moon - Canned Heat ♪

748
01:09:30,179 --> 01:09:32,935
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰

749
01:09:34,003 --> 01:09:37,081
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵

750
01:09:38,421 --> 01:09:40,581
‫مدارک ۱۳۱۵

751
01:09:40,925 --> 01:09:42,949
‫توی تحقیق و بررسی‌تون موفق باشید

752
01:09:42,950 --> 01:09:44,606
‫خیلی ممنون

753
01:10:14,495 --> 01:10:15,627
‫همه چیز مرتبه؟

754
01:10:15,628 --> 01:10:18,174
‫دقیقاً دنبال همچین چیزی می‌گشتم

755
01:10:19,295 --> 01:10:21,282
‫- بعداً می‌بینمتون
‫- ممنون

756
01:10:26,600 --> 01:10:29,066
‫بایگانی دولتی راونا

757
01:10:29,067 --> 01:10:30,696
‫همون کت‌وشلوار آبی

758
01:10:30,705 --> 01:10:32,312
‫همون داستان قبلی

759
01:10:32,313 --> 01:10:37,024
‫این بار اسناد سال ۱۳۱۶،
‫‏۱۳۱۸ و ۱۳۲۱ رو کش رفتم

760
01:10:37,025 --> 01:10:40,431
"‫اسناد تایید شده توسط "گوئیدو نوولو دا پولنتا

761
01:10:40,432 --> 01:10:41,991
‫- درسته؟
‫- درسته

762
01:10:41,992 --> 01:10:43,804
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره، قربان

763
01:10:46,445 --> 01:10:48,550
‫سلام، جولیتا؟

764
01:10:48,551 --> 01:10:50,551
‫آره، چه خبره؟ پس کجایی؟

765
01:10:50,575 --> 01:10:51,869
‫همه چیز مرتبه؟

766
01:10:51,870 --> 01:10:53,911
‫دربان الان گفت اتاق‌هایی
‫که گرفتیم رو پس دادی

767
01:10:53,935 --> 01:10:55,365
‫داروهام رو گرفتی؟

768
01:11:04,475 --> 01:11:08,124
‫باشه. برم اونجا؟

769
01:11:11,615 --> 01:11:12,768
‫خیلی‌خب. آدرسش رو بگو

770
01:11:12,769 --> 01:11:14,065
‫میشه یه برگه بهم بدی؟

771
01:11:18,235 --> 01:11:20,734
‫الان بگو

772
01:12:07,142 --> 01:12:08,142
‫نیک

773
01:12:09,625 --> 01:12:11,597
‫حالت خوبه؟

774
01:12:13,115 --> 01:12:14,440
‫آره، ببخشید. شرمنده

775
01:12:14,735 --> 01:12:16,051
‫فقط موضوع اینه که...

776
01:12:19,105 --> 01:12:20,835
‫یه چیز درمورد این مکان خیلی برام آشناست

777
01:12:20,905 --> 01:12:23,954
‫ولی خب... نمی‌دونم،

778
01:12:23,955 --> 01:12:26,983
‫من رو یاد یه چیزی می‌اندازه
‫که نمی‌دونم دقیقاً چیه

779
01:12:27,683 --> 01:12:30,661
‫برات آشناست. چطور؟

780
01:12:30,885 --> 01:12:34,005
‫نمی‌دونم. بعضی‌وقت‌ها
‫این حس بهم دست میده

781
01:12:35,155 --> 01:12:38,524
‫یه خاطره‌ی گنگ و نامعلوم
‫که قبل از مشخص شدن،

782
01:12:38,525 --> 01:12:39,605
‫کامل محو میشه

783
01:12:42,235 --> 01:12:47,478
‫خب، آشنا بودن خوبه،
‫حس می‌کنی خونه‌ای

784
01:12:48,855 --> 01:12:50,155
‫برای همین آوردمت اینجا

785
01:12:51,975 --> 01:12:55,065
‫- چرا؟
‫- چون من اینجا زندگی می‌کنم

786
01:12:56,205 --> 01:12:58,121
‫از بچگی اینجا زندگی کردم

787
01:12:58,388 --> 01:13:01,118
‫اینجا تنها چیزی که عوض میشه،
‫فصل‌ها هستن

788
01:13:02,565 --> 01:13:04,336
‫برای کمک کردن به آنا اومدم به نیویورک

789
01:13:05,515 --> 01:13:07,964
‫آره. ببین، ببخشید که خیلی آدم...

790
01:13:07,965 --> 01:13:11,067
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست
‫- ...آشغالی بودم

791
01:13:14,415 --> 01:13:15,915
‫آنا مثل خانواده‌ی خودمه. پس...

792
01:13:16,455 --> 01:13:18,730
‫اگه به اون اعتماد داشتی،
‫به من هم اعتماد می‌کنی

793
01:13:22,465 --> 01:13:23,465
‫بیا داخل

794
01:13:40,065 --> 01:13:43,566
‫آره. فکر می‌کنم حس خوبی داره
‫که خونه‌ای برای برگشتن بهش داشته باشی

795
01:13:43,567 --> 01:13:44,435
‫من هیچوقت همچین چیزی نداشتم

796
01:13:47,045 --> 01:13:49,120
‫شاید داری، ولی خودت خبر نداری

797
01:13:52,295 --> 01:13:54,143
‫- عجب
‫- خوبه؟

798
01:13:54,144 --> 01:13:55,675
‫خیلی خوبه

799
01:13:58,035 --> 01:13:59,340
‫من هیچوقت اهل خونه و خانواده نبودم،

800
01:13:59,341 --> 01:14:03,206
‫اما وقتی به تو نگاه می‌کنم...

801
01:14:03,415 --> 01:14:05,514
‫با خودم میگم "نمی‌دونم،
‫شاید می‌تونستم اون کار رو بکنم

802
01:14:05,515 --> 01:14:06,915
‫شاید احمق بودم"

803
01:14:08,045 --> 01:14:11,685
‫شاید بودی. شاید هنوزم بتونی باشی

804
01:14:13,265 --> 01:14:14,765
‫اما قطعاً یه احمقی

805
01:14:22,265 --> 01:14:25,672
‫عجب. می‌دونی،

806
01:14:26,718 --> 01:14:29,468
‫مهم نیست چقدر از خونه‌ دور باشی،

807
01:14:29,469 --> 01:14:32,346
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنی،
‫ماه همیشه همون‌شکلیه

808
01:14:34,972 --> 01:14:35,972
‫اون شکلیه

809
01:14:37,765 --> 01:14:40,187
‫مگه اینکه یه ابر جلوش رو گرفته باشه

810
01:14:42,492 --> 01:14:44,536
‫شاید ابر حسودی می‌کنه

811
01:14:49,105 --> 01:14:51,685
‫همزمان خود ماه از حسودی می‌درخشه

812
01:14:52,385 --> 01:14:54,005
‫چون تو نور و درخشش‌ ـش رو دزدیدی

813
01:14:57,105 --> 01:15:00,325
‫و بر خلاق تصویر شکننده‌ای
‫که آب فواره نشون میده،

814
01:15:04,185 --> 01:15:08,913
‫حتی وقتی دستم رو توی آب می‌برم،
‫تو همچنان بی‌وقفه می‌درخشی

815
01:15:20,305 --> 01:15:23,470
‫با اینکه لب‌هام تکون نمی‌خورن،

816
01:15:24,894 --> 01:15:27,316
‫ولی قلبم جواب میده

817
01:15:30,185 --> 01:15:34,990
‫نیازی به حرف زدن نیست،
‫فقط نفس بکش

818
01:16:05,415 --> 01:16:08,777
‫اگه بخوام درمورد بهشت بنویسم،
ویژگی‌های اون رو می‌نویسم

819
01:16:08,975 --> 01:16:11,315
‫اما گناهانم باعث شدن
‫وقتی برای تلف کردن نداشته باشم

820
01:16:12,345 --> 01:16:13,715
‫وقتی به زیباییش نگاه می‌کردم،

821
01:16:13,875 --> 01:16:15,927
‫می‌فهمیدم که من فقط
‫این زیبایی رو لکه‌دار می‌کنم

822
01:16:16,415 --> 01:16:18,136
‫پس ترکش کردم،

823
01:16:18,137 --> 01:16:22,021
‫قسم خوردم که اون رو از دست
‫کودک چاقوکشی که درونم وجود داشت، نجات بدم

824
01:16:22,675 --> 01:16:23,872
‫من لیاقت اون رو نداشتم،

825
01:16:23,873 --> 01:16:26,041
‫و لیاقت اون هم این نبود
‫که مشکلات و دردسرهام رو وارد زندگیش کنم

826
01:16:34,995 --> 01:16:37,002
‫اون وسط نام خانوادگی نوشته شده

827
01:16:37,905 --> 01:16:39,125
‫- اوه، آره
‫— مال اون موقع بوده. آره

828
01:16:39,585 --> 01:16:40,948
اواخر قرن ۱۴اُم،

829
01:16:40,949 --> 01:16:43,445
‫بهترین کاغذها اینجا توی
شهر "فابریانو" تولید می‌شدن

830
01:16:43,445 --> 01:16:44,727
‫آره

831
01:16:46,012 --> 01:16:47,884
‫خیلی از دربارها و خانواده‌های اشرافی

832
01:16:47,885 --> 01:16:52,419
‫شروع کردن به سفارش دادن
‫کاغذهای درجه یک با نشان یا مُهر خودشون،

833
01:16:52,420 --> 01:16:54,482
‫تا کاغذهاشون رو از کاغذهای بقیه متمایز کنن

834
01:16:58,999 --> 01:17:00,586
‫یه نگاهی به این بنداز

835
01:17:05,475 --> 01:17:06,864
‫اینجا چی می‌بینی؟

836
01:17:08,225 --> 01:17:11,405
‫این کاغذ کیفیت فوق‌العاده‌ای داره

837
01:17:13,435 --> 01:17:14,925
‫این نقش آب رو ببین

838
01:17:18,075 --> 01:17:19,913
‫درست همین‌جا

839
01:17:21,439 --> 01:17:23,022
‫ببخشید

840
01:17:23,415 --> 01:17:30,072
‫عقابی رو نشون میده که
"گوئیدو نوولو دا پولنتا"

841
01:17:30,475 --> 01:17:32,015
‫برای نشان خانوادگیش ازش استفاده می‌کرد

842
01:17:32,715 --> 01:17:33,831
می‌بینی؟

843
01:17:35,125 --> 01:17:36,125
‫اینجا رو ببین

844
01:17:36,125 --> 01:17:37,436
‫بازم همون عقابه

845
01:17:40,585 --> 01:17:45,641
‫و روز اول ماه مِی سال ۱۳۲۱
‫توی فابریانو دریافت شده،

846
01:17:45,642 --> 01:17:48,902
‫و روز سوم همون ماه،

847
01:17:48,903 --> 01:17:50,090
‫توی "راونا" تحویل داده شده

848
01:17:51,638 --> 01:17:53,427
‫و...

849
01:17:55,020 --> 01:17:56,621
‫اینا چی؟

850
01:18:14,115 --> 01:18:16,165
‫خب، این هم بخشی از همون سفارشه...

851
01:18:19,579 --> 01:18:21,244
‫سفارش کوچیکی بود

852
01:18:21,245 --> 01:18:24,136
‫که فقط یه بار به ثبت رسید

853
01:18:26,995 --> 01:18:29,205
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه.
‫خب، خیلی ممنون

854
01:18:29,875 --> 01:18:30,894
‫آره، خواهش می‌کنم

855
01:18:32,965 --> 01:18:34,850
‫خیلی جالب بود. آره

856
01:18:36,755 --> 01:18:37,755
‫روز بخیر

857
01:19:18,165 --> 01:19:20,525
‫اوضاع "لفتی" بهتره، موافقید؟

858
01:19:23,075 --> 01:19:24,468
‫آره

859
01:19:24,469 --> 01:19:26,044
‫می‌دونید، من خیلی‌ها رو دیدم
‫که چنین حالی داشتن

860
01:19:26,045 --> 01:19:27,244
‫و دیدم که بعضی‌ها شکستش دادن

861
01:19:27,245 --> 01:19:30,087
‫و همین‌الان می‌تونم بهت اطمینان بدم،
‫لفتی، تو شکستش میدی

862
01:19:30,088 --> 01:19:32,205
به زودی اون موهای خوشگلت دوباره در میاد

863
01:19:35,345 --> 01:19:37,484
‫می‌دونی، سر این ماجرای اصالت‌سنجی

864
01:19:37,485 --> 01:19:41,455
‫واقعاً تمیز کردن ریدمان‌هات داره
رو اعصابم میره

865
01:19:42,385 --> 01:19:44,305
‫- درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫- درمورد چی حرف می‌زنم؟

866
01:19:45,895 --> 01:19:47,835
‫درمورد اون یارو توی ورونا حرف می‌زنم

867
01:19:48,895 --> 01:19:51,040
‫کت‌وشلوار بریونی و کفش برلوتی

868
01:19:52,145 --> 01:19:53,920
‫درمورد اون یارو توی راونا حرف می‌زنم

869
01:19:53,921 --> 01:19:56,769
‫و اون دستیارش که
‫اون آشغال‌ها رو بهت داد

870
01:19:57,995 --> 01:20:00,850
‫مجبور شدم با اسلحه مجبورشون کنم
‫دوتایی برن توی یه گونی

871
01:20:01,975 --> 01:20:03,575
‫می‌دونی چقدر این رو مُخه؟

872
01:20:03,705 --> 01:20:05,914
‫دوتاشون در حالی که زانو زدن
‫اینور و اونور می‌شدن،

873
01:20:05,915 --> 01:20:06,955
‫التماس می‌کردن، شاشیدن به خودشون،

874
01:20:07,045 --> 01:20:09,484
‫گریه می‌کردن، همه‌جا رو به هم ریختن

875
01:20:10,745 --> 01:20:12,291
زنه یه حلقه دور انگشتش بود

876
01:20:12,705 --> 01:20:15,105
‫- تو...
‫- فکر کنم شوهرش الان یه‌کم تحت فشاره

877
01:20:15,106 --> 01:20:17,735
‫واقعاً دیوونه‌ای یا خودت رو به خریت زدی؟

878
01:20:17,855 --> 01:20:19,324
‫این آدم‌ها هیچ ربطی به ماجرا ندارن

879
01:20:19,325 --> 01:20:20,925
‫اینا آدم‌ها بی‌اهمیت و بی‌گناهن

880
01:20:20,926 --> 01:20:22,151
‫بی‌گناه؟

881
01:20:22,166 --> 01:20:24,085
چه ربطی داره بی‌گناه باشن یا نه؟

882
01:20:25,025 --> 01:20:29,605
‫چطور یه متصدی کتابخونه
‫کت‌وشلوار ۵ هزار دلاری،

883
01:20:29,665 --> 01:20:31,805
‫و کفش ۳ هزار دلاری بپوشه؟

884
01:20:32,785 --> 01:20:36,249
‫کی می‌دونه این آدم‌ها کی هستن
‫و با چه کسایی معاشرت دارن، باشه؟

885
01:20:36,729 --> 01:20:39,102
‫تو داری ردپا به جا می‌ذاری، نیکی

886
01:20:39,103 --> 01:20:40,572
‫من فقط دارم ردپاها رو پاک می‌کنم

887
01:20:41,065 --> 01:20:42,356
‫ردپا؟ کدوم ردپا؟

888
01:20:42,357 --> 01:20:44,441
‫تو داری یه رد خون به جا می‌ذاری

889
01:20:44,535 --> 01:20:46,030
‫جایی که اصلاً هیچی
‫نباید وجود داشته باشه

890
01:20:46,031 --> 01:20:47,623
‫خدایا، بس کن. رد خون؟

891
01:20:47,624 --> 01:20:48,915
‫دست از سرم بردار، بابا!

892
01:20:48,916 --> 01:20:51,412
‫این ماجرا اصلاً ارزش توی
‫روزنامه نوشته شدن رو هم نداره

893
01:20:51,555 --> 01:20:52,684
‫از اون ماجراهاست

894
01:20:52,685 --> 01:20:55,005
‫که اصلاً پیگیری هم نمیشه.
‫ماجرای خاصی نیست

895
01:20:55,435 --> 01:21:01,566
‫هر کسی بتونه ما رو
‫به اون نسخه‌ی خطی حتی به سختی وصل کنه،

896
01:21:01,567 --> 01:21:02,885
"تابوتو"
[ =جاش تو تابوته ]

897
01:21:03,175 --> 01:21:06,646
‫تابوت؟ چرا؟

898
01:21:07,732 --> 01:21:10,564
‫چرا؟ تونستیم از ایتالیا خارجش کنیم

899
01:21:10,565 --> 01:21:12,005
‫جایی که دولت مصادره‌ش می‌کرد

900
01:21:12,065 --> 01:21:14,447
‫هیچکس ازش خبر نداره.
‫اصلاً کسی نمی‌دونه چنین چیزی وجود داره

901
01:21:14,505 --> 01:21:16,339
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً گم نشده

902
01:21:16,340 --> 01:21:19,002
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً وجود خارجی نداشته

903
01:21:19,003 --> 01:21:22,997
‫در حال حاضر این مال ماست
‫و خیلی هم پاک و تمیزه

904
01:21:23,065 --> 01:21:24,570
‫و اصلاً دزدیده نشده

905
01:21:24,571 --> 01:21:26,863
‫و هیچ دولتی نمی‌تونه اون رو مصادره کنه

906
01:21:26,864 --> 01:21:29,485
‫و به هیچ وجه غیرقانونی نیست

907
01:21:29,585 --> 01:21:31,179
چه خودش، چه مالکیتش توسط ما

908
01:21:31,505 --> 01:21:33,444
‫نسخه‌ی خطی مشکلی نداره،
‫خودمون هم مشکلی نداریم،

909
01:21:33,445 --> 01:21:35,029
‫و می‌تونیم بدون هیچ مشکلی کار رو تموم کنیم

910
01:21:35,795 --> 01:21:39,045
‫خب، قبل از اینکه خدا رو بابتش شکر کنیم
و شادی کنیم

911
01:21:39,305 --> 01:21:40,934
‫باید به یه مسئله‌ای رسیدگی کنیم

912
01:21:40,935 --> 01:21:45,404
‫چند نفری از وجود داشتنش اطلاع دارن

913
01:21:45,405 --> 01:21:49,365
‫دوستانمون توی پالرمو
‫که ما رو بهش رسوندن

914
01:21:49,825 --> 01:21:54,015
‫و قراره نصف پول رو ببرن

915
01:21:54,995 --> 01:21:56,604
‫خب، پس چرا به‌جای
‫کشتن متصدی‌های کتابخونه،

916
01:21:56,605 --> 01:21:57,925
‫اونا رو نمی‌کُشید؟

917
01:22:02,075 --> 01:22:03,565
‫اون یارو توی فابریانو چی؟

918
01:22:03,795 --> 01:22:05,248
‫آره. قسر در رفت

919
01:22:05,985 --> 01:22:08,365
‫بعد از جلسه با تو
‫مستقیم رفت به فرودگاه آنکونا

920
01:22:09,035 --> 01:22:10,444
‫قبل از اینکه من فرصت پیدا کنم
‫از اونجا رفته بود

921
01:22:10,445 --> 01:22:12,525
‫خب، حداقل این تنها چیزیه
‫که به گاش ندادی

922
01:22:23,065 --> 01:22:25,346
‫می‌بینی، خودمون از این جور
‫اصالت‌سنجی‌ها می‌خوایم

923
01:22:27,505 --> 01:22:29,605
‫با دوتا تحلیل دیگه کارمون تموم میشه

924
01:22:30,825 --> 01:22:34,644
‫اما کسایی که اصالت‌سنجی میدن
‫نباید همه‌شون بمیرن

925
01:22:36,355 --> 01:22:37,885
‫چیه؟ بیخیال

926
01:22:37,975 --> 01:22:41,725
‫فکر نمی‌کنی که کشته شدن تقریباً هم‌زمانِ

927
01:22:41,785 --> 01:22:46,005
‫دوتا متصدی کتابخونه
‫ممکنه مرتبط با هم دیده بشه؟

928
01:22:48,285 --> 01:22:50,625
‫نه، فکر نمی‌کنم

929
01:22:52,415 --> 01:22:54,545
‫یه کار بی‌منطقه و باید تمومش کنیم

930
01:22:55,245 --> 01:22:57,584
‫نمی‌تونیم در شرایطی این رو بفروشیم

931
01:22:57,585 --> 01:23:01,086
‫که کارشناس‌های شناخته‌شده‌ی بین‌المللی
‫که اسناد اصالت‌سنجی رو بهمون دادن

932
01:23:01,086 --> 01:23:03,945
‫همه‌شون درست بعد از بررسی کردن این نوشته
‫اتفاقی به قتل رسیدن

933
01:23:04,455 --> 01:23:06,176
‫خیلی عجیبه

934
01:23:07,644 --> 01:23:11,445
‫ببین، داریم وارد یه دنیای کاملاً جدید می‌شیم

935
01:23:11,595 --> 01:23:14,930
‫دیگه نباید خون‌ریزی
‫و تیراندازی وجود داشته باشه

936
01:23:16,171 --> 01:23:17,827
‫خب، من که مشکلی ندارم

937
01:23:18,285 --> 01:23:20,377
‫آخه از انجام دادن این کارها که لذت نمی‌برم

938
01:23:20,425 --> 01:23:23,165
‫اون مرد توی فابریانو رو فراموش کن

939
01:23:23,505 --> 01:23:26,485
‫قضیه‌ی اون زنیکه‌ی توی راونا چیه؟

940
01:23:31,115 --> 01:23:33,334
‫اون... اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

941
01:23:33,335 --> 01:23:34,455
‫مربوط به زندگی شخصی خودمه

942
01:23:37,095 --> 01:23:38,902
‫برای من که اونطور نیست.

943
01:23:38,952 --> 01:23:40,835
:بذار یه چیزی رو بهت بگم

944
01:23:41,545 --> 01:23:42,955
‫کسایی که برای من کار می‌کنن

945
01:23:43,345 --> 01:23:45,546
‫هیچ زندگی شخصی‌ای ندارن

946
01:23:46,025 --> 01:23:51,074
‫دقیقاً مثل اون ضرب‌المثله، نیکی:
‫"زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد"

947
01:23:52,575 --> 01:23:56,634
‫پس این ماجرای اصالت‌سنجی گرفتن رو تموم کن،

948
01:23:57,585 --> 01:23:59,819
‫تا یه خریدار پیدا کنیم

949
01:23:59,855 --> 01:24:03,115
و بعد همه‌مون سوتِ شادی بزنیم

950
01:24:09,608 --> 01:24:14,613
‫[ مدیر بایگانی دولتی در شرایطی مرموز فوت شد ]

951
01:24:30,095 --> 01:24:32,373
‫به نظر می‌رسد به عنوان
‫یه آدم غم‌زده به اینجا آمدی

952
01:24:33,875 --> 01:24:37,782
‫- کارم را رها کردم
‫- من ازت خواستم این کار را بکنی؟

953
01:24:40,015 --> 01:24:41,283
‫و حق هم با تو بود.

954
01:24:41,333 --> 01:24:44,335
‫نشان‌دهنده‌ی خودنمایی
و غرور بیهوده‌ی من بود

955
01:24:46,775 --> 01:24:48,375
‫فکر می‌کردم به‌خاطر زنی‌ست که عاشقشم،

956
01:24:49,155 --> 01:24:50,375
‫اما اصلاً او را نمی‌شناختم

957
01:24:51,635 --> 01:24:55,730
نباید آشکار شدن این حقیقت که
هستیِ ما تهی است" را"

958
01:24:55,730 --> 01:25:01,041
با توهمِ "از دست‌دادنِ چیزی که در واقع همیشه
از آن بی‌بهره بودیم"، اشتباه بگیریم

959
01:25:02,825 --> 01:25:05,355
‫چنین مکاشفه‌ای نعمت است
نباید زانوی غم بغل گرفت

960
01:25:06,385 --> 01:25:08,354
‫کلمات عاشقانه‌ی بی‌شماری خواندم

961
01:25:08,355 --> 01:25:09,955
‫که از قلمم جاری شدند،

962
01:25:10,065 --> 01:25:13,395
‫مثل آب دهن کسی که خوابیده

963
01:25:15,455 --> 01:25:19,198
‫ولی یک کلمه هم برای او ننوشتم

964
01:25:21,095 --> 01:25:25,194
‫کسی که به من دختر و پسر بخشیده

965
01:25:26,975 --> 01:25:30,811
‫و سرنوشت تبعید من
‫و خودش را به دوش کرده

966
01:25:31,895 --> 01:25:34,216
‫من از عشق چه می‌دانم؟

967
01:25:34,217 --> 01:25:36,466
‫قلب من قلابی‌ست

968
01:25:38,802 --> 01:25:41,905
‫من نیمی از بشریت را عذاب دادم،

969
01:25:43,565 --> 01:25:46,781
‫و با هر نوشته‌ای

970
01:25:47,405 --> 01:25:52,065
‫مثل خدا بهشون نگاهی سرد
‫و غیرقابل‌دسترس داشتم

971
01:25:52,965 --> 01:25:56,945
‫خدا غیرصمیمی و دور نیست.
‫هر چیزی که نَفس می‌کِشه، خداست

972
01:25:57,445 --> 01:25:58,445
‫خدا انسانه

973
01:25:59,895 --> 01:26:00,905
‫این کفره

974
01:26:01,705 --> 01:26:05,565
‫به عنوان تجاوز به آن نگاه مکن،
‫به عنوان ورودی آن را در نظر بگیر

975
01:26:07,645 --> 01:26:11,376
‫چون بله، تنها نجات‌دهنده‌ی حقیقی هر کسی

976
01:26:11,377 --> 01:26:13,576
‫درون خودش ساکن است

977
01:26:13,835 --> 01:26:16,670
‫اگه آن را کشف کند، نجات پیدا می‌کند

978
01:26:17,275 --> 01:26:19,135
‫اگر کشفش نکند،
‫به ورطه‌ی نابودی کشیده می‌شود

979
01:26:20,395 --> 01:26:21,415
‫و خدا کیست؟

980
01:26:25,355 --> 01:26:28,375
‫هاله‌ی نور، جوهره زندگی‌بخش

981
01:26:30,315 --> 01:26:31,455
نفس و روح

982
01:26:31,925 --> 01:26:37,284
یک نسیم ملایم است. "سوفیا"، حکمت
[ تجلی زنانه‌ی حکمت الهی ]

983
01:26:38,105 --> 01:26:40,656
حکمت تحت همه اسامی و القاب مونث است
[ مانند ساپینزا، ساگزا، سوفیا ]

984
01:26:41,825 --> 01:26:45,974
او یک زن است و دقیقاً به وسیله‌ی
‫همان بیت‌هایی که به‌واسطه‌ آن‌ها زنجیرش کردی،

985
01:26:45,975 --> 01:26:47,864
‫مورد خیانت قرار گرفت

986
01:26:49,875 --> 01:26:51,993
‫جسارت کردی که به بی‌کالبد، کالبد بَخشی

987
01:26:54,595 --> 01:26:56,052
‫زنجیر کردن نسیم لیطف

988
01:26:58,205 --> 01:27:01,495
‫خب، این نفس تنها فرصتی‌ست
‫که می‌توانیم با آن این زندگی را تجربه کنیم

989
01:27:02,505 --> 01:27:05,729
‫و زندگی دیگری وعده داده نشده

990
01:27:05,730 --> 01:27:08,103
‫زندگی فقط یک نسیم لطیف است

991
01:27:08,104 --> 01:27:11,524
کودکی که فقط خورشید چند تابستون را دیده
‫و به خاک سپرده شده،

992
01:27:11,525 --> 01:27:16,644
‫شاید فقط به‌خاطر یک بار
‫تنفس هوای زندگی فانی،

993
01:27:16,645 --> 01:27:19,745
بتوان گفت که یک زندگی طولانی‌تر و کامل‌تر از

994
01:27:19,746 --> 01:27:21,528
حتی اگر پادشاهی باشد

995
01:27:21,529 --> 01:27:23,403
که صد سال فرمانروایی کرده

996
01:27:24,065 --> 01:27:25,855
‫می‌دانی حماقت اصلی ما چیست؟

997
01:27:26,475 --> 01:27:27,695
‫بهم بگو

998
01:27:27,745 --> 01:27:28,745
[ به لاتین ]

999
01:27:30,146 --> 01:27:32,109
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

1000
01:27:32,110 --> 01:27:33,539
این آن چیزی‌ست که می‌گویند

1001
01:27:33,540 --> 01:27:36,686
‫اما این نفس است که بال دارد

1002
01:27:36,687 --> 01:27:39,055
‫نفس به پرواز درمیاد و می‌گذرد

1003
01:27:39,235 --> 01:27:43,005
زمان، حماقتِ ساخته و پرداخته‌ی خودبینی
و توهم ماست

1004
01:27:43,235 --> 01:27:46,381
‫این اضطراب است که آمده بر بدن چیره شود

1005
01:27:46,382 --> 01:27:47,700
‫و نفس را قطع کند

1006
01:27:49,725 --> 01:27:51,272
بی‌کرانگی به ما بخشیده شده

1007
01:27:51,273 --> 01:27:53,320
‫ولی ما از آن روی برگرداندیم

1008
01:27:54,704 --> 01:27:56,705
با شتابی فزون‌تر و بی‌جان‌تر

1009
01:27:57,845 --> 01:28:00,885
به سوی کوره‌ی سوزان و نابخردانه‌ای می‌رود که

1010
01:28:00,886 --> 01:28:03,151
سازوکارِ بی‌ظرافت و بی‌قواره آن

1011
01:28:03,152 --> 01:28:08,975
‫بُهت بیش‌تری از نظم کامل و
بی‌نقص آسمان و کیهانِ ابدی برمی‌انگیزد

1012
01:28:08,999 --> 01:28:10,999


1013
01:28:12,375 --> 01:28:14,019
‫نفس رو فراموش کردیم

1014
01:28:15,855 --> 01:28:19,126
‫توی اولین سطر سفر پیدایش
‫نوشته نشده "خدا"

1015
01:28:19,127 --> 01:28:21,013
‫نوشته "خدایان"

1016
01:28:21,105 --> 01:28:25,417
‫آسمان و زمین را آفریدند.
‫خدا نه، خدایان

1017
01:28:26,135 --> 01:28:27,608
‫و توی سطر بعدی نوشته،

1018
01:28:27,935 --> 01:28:30,238
‫و روح نسیم‌مانند خدایان

1019
01:28:30,239 --> 01:28:32,315
‫بر سطح پرتگاه حرکت می‌کرد

1020
01:28:35,295 --> 01:28:36,930
‫مترجم خیانت‌کار است

1021
01:28:37,975 --> 01:28:40,075
‫هر چیزی که روی این زمین
‫نفس می‌کشه، خداست

1022
01:28:41,515 --> 01:28:44,135
‫اون خالق عذاب‌های ابدی هم هست؟

1023
01:28:46,155 --> 01:28:48,100
‫و خالق شیطان چی؟

1024
01:28:50,005 --> 01:28:54,121
،هر چیزی که از ترس به درون خود فرو رود
نه از جانب خداست و نه از جانب نیکی

1025
01:28:54,122 --> 01:28:56,561
بلکه تنها عشقِ ناب است که چنین می‌تواند باشد

1026
01:28:56,562 --> 01:28:59,828
‫که ذاتاً، نابودکننده‌ی ترس و هراس است

1027
01:28:59,829 --> 01:29:02,929
‫و در نتیجه، به عشق و زندگی حیات می‌دهد

1028
01:29:06,625 --> 01:29:08,741
‫جستجویت را تمام کن

1029
01:29:09,179 --> 01:29:12,556
‫از گورِ جستجوی خودت
به سوی نور قدم بگذار

1030
01:29:13,465 --> 01:29:17,406
‫و از عطر هر برگ سبز،

1031
01:29:17,745 --> 01:29:21,394
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

1032
01:29:21,635 --> 01:29:23,664
‫جلو بیا و آن را در آغوش بکش

1033
01:29:32,537 --> 01:29:34,272
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

1034
01:29:42,305 --> 01:29:43,798
‫هی، بهت گفته بودم

1035
01:29:43,799 --> 01:29:45,899
‫اگه تفنگ همراهت باشه،
‫نمی‌ذارن وارد اون مرکز بشی

1036
01:29:45,900 --> 01:29:47,322
‫همون بهتر که بمونی همین‌جا

1037
01:29:50,585 --> 01:29:53,591
‫نباید بذارم اون نسخه‌ی خطی
از جلوی چشمم دور بشه

1038
01:29:55,275 --> 01:29:57,460
‫خب، فکر کنم هیچکس
‫به چشمِ من اعتماد نداره، نه، لو؟

1039
01:29:59,145 --> 01:30:00,523
بحث این نیست

1040
01:30:01,014 --> 01:30:02,630
‫ببین، هر کاری دوست داری بکن

1041
01:30:02,885 --> 01:30:04,792
‫وقت‌هایی که تعقیبم می‌کنی
‫اصلاً متوجه نمیشم

1042
01:30:05,345 --> 01:30:06,526
‫فقط دارم بهت میگم

1043
01:30:06,527 --> 01:30:08,204
‫اگه با اون تفنگ اون نزدیکی‌ها پیدات کنن،

1044
01:30:08,205 --> 01:30:10,798
‫فقط یه بازرسی بدنی ساده انجام نمیدن

1045
01:30:13,355 --> 01:30:17,047
‫اگه دیگه برنگردی چی؟
‫اونوقت کی ازم مراقبت می‌کنه؟

1046
01:30:19,265 --> 01:30:22,134
‫اگه من برم، کی می‌مونه؟
‫اگه من بمونم، کی میره؟

1047
01:30:22,765 --> 01:30:24,365
‫دیگه از این مزخرفاتت خسته شدم

1048
01:30:25,755 --> 01:30:26,755
‫فقط کار رو تموم کن

1049
01:30:38,945 --> 01:30:40,721
‫پس اینه؟

1050
01:30:41,513 --> 01:30:44,774
‫طیف‌سنج جرمی شتاب‌دهنده‌ی دومرحله‌ای ما

1051
01:30:44,775 --> 01:30:47,805
‫قوی‌ترین و دقیق‌ترین
‫ابزار تاریخ‌گذاری با رادیوکربنه

1052
01:30:48,035 --> 01:30:49,285
‫که تا حالا ساخته شده

1053
01:30:50,555 --> 01:30:52,885
‫اینجا موفق شدیم
طومارهای دریای مُرده" رو تاریخ‌گذاری کنیم"

1054
01:30:54,075 --> 01:30:59,325
‫اینجا موفق شدیم پرده از راز کفن تورین
‫و جعل قرون وسطی برداریم

1055
01:31:00,555 --> 01:31:01,925
‫دقیقاً تو همین‌جا

1056
01:31:03,505 --> 01:31:04,605
‫خب، روال کارش چطوره؟

1057
01:31:05,465 --> 01:31:09,421
‫تاریخ‌گذاری با کربن رادیواکتیو
‫نسبت ایزوتوپ‌های کربن رو اندازه می‌گیره

1058
01:31:09,422 --> 01:31:11,124
‫ایزوتوپ‌هایی که در اثر برخورد پرتوهای کیهانی

1059
01:31:11,125 --> 01:31:13,864
‫با نیتروژن موجود در جو
‫به مقادیر جزئی شکل گرفتن

1060
01:31:14,807 --> 01:31:16,925
‫بعضی چیزها یه زمانی زنده بودن،

1061
01:31:16,926 --> 01:31:19,355
‫- یا حداقل موادی داشتن که زنده بودن
‫- درسته

1062
01:31:19,415 --> 01:31:22,155
‫با شناسایی و اندازه‌گیری نسبت ایزوتوپی

1063
01:31:22,405 --> 01:31:24,154
‫که بعد از مرگ مواد زنده

1064
01:31:24,155 --> 01:31:25,755
‫با نرخ شناخته‌شده‌ای کاهش می‌یابه

1065
01:31:25,975 --> 01:31:27,594
‫میشه زمان مرگ همون مواد زنده‌ای که

1066
01:31:27,595 --> 01:31:29,355
‫توی اون چیزها بودن...

1067
01:31:29,425 --> 01:31:30,675
‫دیگه از اینجا به بعدش رو نفهمیدم

1068
01:31:32,215 --> 01:31:34,475
‫ولی از اون مزخرفات درمورد
‫پرتوهای کیهانی خوشم اومد

1069
01:31:34,975 --> 01:31:36,422
‫یعنی چی میشه؟

1070
01:31:37,085 --> 01:31:38,672
‫پیتر، نتایج رو بگو

1071
01:31:39,269 --> 01:31:41,995
سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ میلادی
با ۸۰٪ احتمال دقت

1072
01:31:44,165 --> 01:31:46,001
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره

1073
01:31:46,385 --> 01:31:49,475
‫عناصر کمیاب،
‫آنالیز شیمیایی رنگدانه‌ی جوهر،

1074
01:31:49,485 --> 01:31:52,195
‫رنگ‌های گیاهی،
‫میکروسکوپ الکترونی روبشی،

1075
01:31:52,535 --> 01:31:53,834
‫و فلان و بهمان...

1076
01:31:53,835 --> 01:31:56,068
‫خیلی زیبا بود

1077
01:31:56,769 --> 01:31:58,181
‫بگذریم، بریم سمت شیکاگو،

1078
01:31:58,182 --> 01:32:02,094
‫جایی که از همون اول می‌گفتن جعلیه،
‫مگه اینکه همه‌ی بررسی‌ها خلافش رو ثابت کنن

1079
01:32:02,770 --> 01:32:05,643
‫هر آزمایشی که انجام می‌دادن،
‫جوابش مثبت میشد

1080
01:32:06,755 --> 01:32:09,844
‫- خیلی‌خب، خیلی ممنون
‫- روز خوبی داشته باشید. ممنون

1081
01:32:09,845 --> 01:32:10,845
‫شما هم روز خوبی داشته باشید

1082
01:32:16,885 --> 01:32:17,885
"تابوتو"

1083
01:32:19,365 --> 01:32:21,017
"‫یه کلمه ترسناک به معنی "مرگ

1084
01:32:21,975 --> 01:32:24,347
‫خیلی وقت بود اون کلمه رو نشنیده بودم

1085
01:32:24,695 --> 01:32:28,204
‫منحوس‌ترین و نگران‌کننده‌ترین
‫کلمه توی زبان سیسیلی بود

1086
01:32:28,695 --> 01:32:30,955
‫نه فقط تهدیدش، بلکه وعده‌ی عملی‌کردنش

1087
01:32:31,945 --> 01:32:34,955
‫این داستانی نیست که توی یه بعدازظهر
‫دلنشین خاطره‌انگیز شروع شده باشه

1088
01:32:35,545 --> 01:32:39,675
‫این داستانیه که ۶ روز پیش شروع شد:
"تابوتو"

1089
01:33:05,165 --> 01:33:09,755
‫بروس، دوباره منم.
‫می‌دونم، می‌دونم

1090
01:33:09,795 --> 01:33:10,915
برام مهم نیست، بفروشش

1091
01:33:11,635 --> 01:33:15,635
بفروشش و
کل پول رو به حساب جولیتا واریز کن

1092
01:33:16,055 --> 01:33:17,435
می‌دونم

1093
01:33:17,495 --> 01:33:18,555
الان بهش زنگ می‌زنم

1094
01:33:18,555 --> 01:33:19,651
شماره حساب رو برات می‌فرستم

1095
01:33:19,675 --> 01:33:22,035
‫الان نمی‌تونم بهت توضیح بدم،
‫بعداً بهت می‌گم

1096
01:34:29,795 --> 01:34:32,455
‫پس، گذاشتیش تو "شیکاگو" بمونه

1097
01:34:32,525 --> 01:34:33,525
لعنتی

1098
01:34:33,660 --> 01:34:36,897
‫می‌دونی، با تمام اون اصالت‌سنجی‌های ادایی
‫ مزخرفی که وجود داره

1099
01:34:36,922 --> 01:34:38,180
کی با تو صحبت کرد؟

1100
01:34:42,081 --> 01:34:43,456
باید می‌ذاشتی بمونه؟

1101
01:34:44,338 --> 01:34:46,564
باید می‌ذاشتم بمونه

1102
01:34:47,369 --> 01:34:50,845
فکر می‌کردم گفتی این یارو منطقی و باهوشه

1103
01:34:52,065 --> 01:34:53,065
‫هی، ما...

1104
01:34:57,099 --> 01:34:58,305
‫هی، شما...

1105
01:34:58,998 --> 01:35:02,364
این وسایل گنده رو که نمی‌تونن بردارن
بیارن تو خونه

1106
01:35:02,365 --> 01:35:05,085
گفتی اون دستگاه چیه که اندازه یه اتاقه؟

1107
01:35:05,169 --> 01:35:07,884
دستگاهی که اندازه‌ی یه اتاقه رو که
نمی‌شه بردارن بیارن تو خونه‌ی کسی

1108
01:35:07,885 --> 01:35:11,125
میکروسکوپ الکترونی روبشی

1109
01:35:12,155 --> 01:35:15,205
نیک می‌دونه چی می‌گه و
حرفش درسته

1110
01:35:16,275 --> 01:35:17,404
می‌خواین چی‌کار کنین؟

1111
01:35:17,405 --> 01:35:19,645
‫این دست‌نوشته رو
‫ بردارین ببرین "کانال استریت"؟

1112
01:35:20,315 --> 01:35:24,389
‫تو پیاده‌رو کنار کسی که
‫ساعت‌های تقلبی "رولکس" بساط کرده، بفروشین؟

1113
01:35:29,795 --> 01:35:31,924
‫گوش بدین، اگه می‌خواین من رو
‫از این کار کنار بذارین،

1114
01:35:31,925 --> 01:35:33,325
فقط کافیه همین الان پولم رو بدین

1115
01:35:47,265 --> 01:35:48,305
من طرف تو بودم، نیکی

1116
01:35:49,385 --> 01:35:52,385
‫من تو کل این ماجرا طرف تو بودم.
‫خودت که می‌دونی

1117
01:35:53,185 --> 01:35:54,864
‫این بازی‌ "جو بلک" بود،

1118
01:35:54,865 --> 01:35:57,925
‫ولی من تمام مدت برات مثل یه خاخام بودم
[ "اشاره به فیلم "با جو بلک آشنا شوید ]

1119
01:35:57,925 --> 01:36:02,265
‫و بعد از این‌که کارم رو انجام دادم،
‫می‌گفتی "خداحافظ، نیکی"، درسته؟

1120
01:36:02,805 --> 01:36:05,444
نه اگه دست خودم بود، رفیق
...نه اگه دست خودم بود

1121
01:36:05,445 --> 01:36:07,064
این حرف‌ها رو که سریع و راحت می‌زنی

1122
01:36:07,065 --> 01:36:09,065
همین‌قدر سریع هم جای من رو می‌گرفتی؟

1123
01:36:10,335 --> 01:36:12,585
‫- یه نگاه به سر و وضع من بنداز
‫- دارم نگاه می‌کنم

1124
01:36:14,815 --> 01:36:18,605
بیا این دست‌نوشته رو با هم برگردونیم
من و تو

1125
01:36:19,225 --> 01:36:20,565
حتماً شوخیت گرفته لامصب

1126
01:36:20,575 --> 01:36:22,324
تو اولین نفری هستی که اونا میان دنبالش

1127
01:36:22,325 --> 01:36:23,565
و الان فقط داری کسشر می‌‌گی

1128
01:36:23,590 --> 01:36:24,921
چون تو هم پشت اونا درمیای و

1129
01:36:24,946 --> 01:36:26,543
‫- همگی با هم دنبال من می‌گردین
‫- نیکی...

1130
01:36:29,935 --> 01:36:31,010
‫تو سرش یه سوراخ درست کردم،

1131
01:36:31,060 --> 01:36:32,215
‫ همون‌جایی که قبلاً روحش بود

1132
01:36:45,155 --> 01:36:47,495
خودش نمی‌خواست باور کنه

1133
01:36:47,755 --> 01:36:49,975
‫تو "پاریس"، رفتم تو خیابون "رو دن نایر"
‫قایم بشم

1134
01:36:51,165 --> 01:36:53,067
‫"خیابان غرق‌شدگان"

1135
01:36:54,595 --> 01:36:55,595
هی، مشکلی نیست

1136
01:37:03,295 --> 01:37:04,295
من چیزی نیاز ندارم

1137
01:37:04,335 --> 01:37:05,335
چیزی ازت نمی‌خوام

1138
01:37:12,721 --> 01:37:14,790
گونه‌هایی از حیوانات وجود دارند که

1139
01:37:14,815 --> 01:37:17,255
‫ممکن است برای قلمرو و یا برای غذا،
‫هم‌نوع خودشان را بکشند

1140
01:37:18,835 --> 01:37:21,420
‫ولی این عارضه‌ی دین است که
باعث شده

1141
01:37:21,420 --> 01:37:25,241
انسان‌ها به غیرطبیعی‌‌ترین، بی‌خداترین و
خودویرانگرترین گونه موجودات تبدیل شوند

1142
01:37:26,005 --> 01:37:28,292
بوم، بوم

1143
01:37:29,395 --> 01:37:33,375
صدای یکتاپرستی، ریشه‌ی تمام بدی‌ها

1144
01:37:52,944 --> 01:37:56,714
!لعنتی، گوه توش

1145
01:38:22,715 --> 01:38:23,715
!گــه توش

1146
01:38:24,305 --> 01:38:25,305
کیرم توش

1147
01:38:36,345 --> 01:38:38,125
‫عشقم به جولیتا مانند یک بیماری بود که

1148
01:38:38,305 --> 01:38:40,085
‫که خود او هم باعثش بود، هم درمانش

1149
01:38:41,105 --> 01:38:44,284
‫ولی من دارو رو رد کردم.
‫نمی‌دونستم چی زودتر من رو به کُشتن می‌ده،

1150
01:38:44,285 --> 01:38:46,285
‫ترس یا دلتنگی برای زنی که

1151
01:38:46,310 --> 01:38:48,237
‫از شدت عشق و علاقه‌م به او می‌رنجیدم

1152
01:40:09,204 --> 01:40:13,197
با تایید اف‌بی‌آی، هواپیمای آمریکایی که

1153
01:40:13,247 --> 01:40:17,342
از بوستون به مقصد لس‌آنجلس در پرواز بود

1154
01:40:17,392 --> 01:40:22,652
صبح سه‌شنبه ۱۱ سپتامبر، کمی پیش از ساعت ۹
با برج شمالی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد

1155
01:40:22,702 --> 01:40:27,818
این هواپیما شکافی بزرگ
بین طبقات ۹۳ تا ۹۹ یکی از دو برج دوقلو

1156
01:40:27,868 --> 01:40:31,621
که از نمادهای نیویورک به شمار می‌روند
ایجاد کرد

1157
01:40:31,772 --> 01:40:35,536
تصاویر نشان می‌دهند که شعله‌ و دود
از این آسمان‌خراش زبانه می‌کشند

1158
01:40:35,894 --> 01:40:42,413
نیروهای امداد فوراً به محل اعزام شدند
آتش‌نشان‌ها، پلیس و امدادگران تلاش می‌کنند تا

1159
01:40:42,682 --> 01:40:44,525
مجروحان را تحت مراقبت قرار دهند

1160
01:40:44,575 --> 01:40:47,368
همچنین دستور تخلیه
...مرکز تجارت جهانی صادر شد

1161
01:40:47,579 --> 01:40:49,052
الو؟

1162
01:40:49,076 --> 01:40:50,831
جولیتا؟

1163
01:40:50,855 --> 01:40:51,855
وای خدا

1164
01:40:51,879 --> 01:40:53,440
نیک؟

1165
01:40:53,464 --> 01:40:55,445
سلام، سلام

1166
01:40:57,195 --> 01:41:01,530
‫خیلی نگران بودم.
‫با خودم خیال کردم من کاری کردم...

1167
01:41:01,627 --> 01:41:04,387
‫گوش بده، نیک...

1168
01:41:04,475 --> 01:41:06,165
عزیزم -
دلم برات تنگ شده -

1169
01:41:08,355 --> 01:41:10,885
‫- آره
‫- نمی‌تونم از فکرت بیام بیرون

1170
01:41:11,285 --> 01:41:13,165
منم همین‌طور

1171
01:41:13,245 --> 01:41:16,085
بدون تو خیلی حالم بده

1172
01:41:17,105 --> 01:41:20,325
ولی گوش بده، الان وقت برای این حرف‌ها نیست

1173
01:41:20,565 --> 01:41:22,684
یه‌چیزی رو باید بهت بگم

1174
01:41:22,685 --> 01:41:24,781
خیلی مهمه، می‌خوام یه کاری برام انجام بدی

1175
01:41:24,805 --> 01:41:27,565
‫می‌خوام برام دروغ بگی.
‫ازت می‌خوام به "راس" زنگ بزنی

1176
01:41:27,825 --> 01:41:30,164
‫و بهش بگی که فکر می‌کنی من دیروز اول صبح

1177
01:41:30,165 --> 01:41:31,925
‫تو "مرکز تجارت جهانی"،
‫قرار ملاقات داشتم

1178
01:41:31,945 --> 01:41:33,645
‫- و این‌که الان خیلی نگرانی، باشه؟
‫- من...

1179
01:41:33,985 --> 01:41:37,085
‫من تو دروغ گفتن خوب نیستم و
‫و زیاد "راس" رو نمی‌شناسم

1180
01:41:37,110 --> 01:41:38,291
به نظرم بهتره خودت زنگ بزنی

1181
01:41:38,316 --> 01:41:39,765
جولیتا، عزیزم، نه، نه

1182
01:41:39,805 --> 01:41:41,804
خودم زنگ بزنم بی‌فایده‌ست

1183
01:41:41,805 --> 01:41:43,941
فقط تو از عهده‌ی این کار برمیای
باید انجامش بدی

1184
01:41:43,965 --> 01:41:47,725
‫من بهت نیاز دارم. می‌شه
‫ به‌خاطر من این کار رو انجام بدی، لطفاً؟

1185
01:41:48,462 --> 01:41:50,125
‫اگه می‌خوای، فقط بگو ‫فکر می‌کنی که شنیدی

1186
01:41:50,150 --> 01:41:51,970
‫من داشتم توی مرکز شهر با یه آدمی

1187
01:41:51,995 --> 01:41:53,844
‫ قرار ملاقات می‌ذاشتم

1188
01:41:53,845 --> 01:41:55,285
و از اون موقع دیگه خبری ازم نشنیدی

1189
01:41:56,157 --> 01:41:58,245
یه‌کم پول به حسابت واریز می‌کنم

1190
01:41:58,995 --> 01:42:01,885
‫دفعه‌ی بعدی که همو می‌بینیم،
‫ازت می‌خوام ۲۰ هزار دلار رو نقد بیاری

1191
01:42:03,675 --> 01:42:05,777
لطفاً این کار رو انجام می‌دی؟

1192
01:42:06,585 --> 01:42:11,245
‫- آره ولی چرا؟
‫- چون من باید مُرده تلقی بشم

1193
01:44:56,995 --> 01:44:59,485
با صدای آسمان از خواب بیدار شدم

1194
01:45:00,905 --> 01:45:03,725
‫همان موقع آماده بودم که
‫قلمم را به‌دست گیرم

1195
01:45:04,801 --> 01:45:08,168
‫نه مانند یک کشاورزِ
‫ از کت و کول افتاده و ملول که

1196
01:45:08,193 --> 01:45:09,911
‫داس خود را بلند می‌کند،

1197
01:45:09,945 --> 01:45:13,585
‫بلکه مانند دروگری که می‌خواهد
‫ شگفتی‌ها را درو کند

1198
01:45:13,610 --> 01:45:16,045
تا به دوردست‌ها چشم بدوزد

1199
01:47:02,265 --> 01:47:03,925
این نادرترین پوست از رَحم گاوه

1200
01:47:08,355 --> 01:47:11,125
‫حتی جوتوی ما هم تا حالا روی چنین صفحه‌ای کار نکرده
[ جوتو دی بوندونه، نقاش و معمار ایتالیایی قرون وسطا، مشهور به استفاده از رنگ بر گچ زنده ]

1201
01:47:11,145 --> 01:47:14,365
اما رنگ‌های او بر این صفحه
همان‌قدر باشکوه خواهند نشست که

1202
01:47:14,390 --> 01:47:16,330
رنگ بر گچ خیس می‌نشیند

1203
01:47:18,455 --> 01:47:20,673
یا رویا بر ابر

1204
01:47:25,060 --> 01:47:30,911
شعر تو در صندوقچه‌ای
از چوب شاه‌بلوط کنده‌کاری‌شده

1205
01:47:30,911 --> 01:47:32,922
با لولای زرین جای خواهد گرفت

1206
01:47:33,485 --> 01:47:36,574
تنها پوست لطیف و نیمه‌شفاف بئاتریس
در دوران باکرگی‌اش

1207
01:47:36,575 --> 01:47:39,135
می‌تونست کاغذ پوست بهتری خلق کند

1208
01:47:55,560 --> 01:47:58,135
‫این را داشته باش برای
‫ هر نیاز یا آرزویی که برات پیش اومد

1209
01:48:01,315 --> 01:48:03,459
‫دنیا شعرت را خواهد داشت

1210
01:48:16,475 --> 01:48:18,654
برایم سنگ تمام گذاشتی

1211
01:48:30,547 --> 01:48:32,992
واقعاً درک نمی‌کنم

1212
01:48:34,298 --> 01:48:37,845
طی یه سال بخشِ "برزخ" رو نوشتی
[  دانته در "کمدی الهی"، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف می‌کند ]

1213
01:48:38,565 --> 01:48:40,625
و حالا ۶ سال گذاشته و

1214
01:48:42,668 --> 01:48:44,757
‫"بهشت" هنوز تمام نشده

1215
01:48:46,945 --> 01:48:48,305
واقعاً درک نمی‌کنم

1216
01:50:17,145 --> 01:50:19,145
روز بخیر -
عصر به‌خیر -

1217
01:50:20,725 --> 01:50:22,714
‫سوزان پالیچه هستم،
‫از دیدارتون خوشبختم

1218
01:50:22,715 --> 01:50:23,715
همچنین، ممنون

1219
01:50:23,715 --> 01:50:24,715
مرسی که برام وقت گذاشتین

1220
01:50:25,660 --> 01:50:29,915
‫باعث افتخاره.
‫من رو کنجکاو کردین

1221
01:50:31,175 --> 01:50:34,514
‫ناپدید شدن تمام این امضاها،
‫از همون دوران دانشگاهم

1222
01:50:34,515 --> 01:50:36,115
‫من رو شگفت‌زده کرده بود

1223
01:50:36,655 --> 01:50:39,709
‫نظرتون در مورد کشف
‫ چنین دست‌نوشته‌ای چیه؟

1224
01:50:41,065 --> 01:50:44,835
‫اهمیت چنین کشفی غیرقابل تصوره،

1225
01:50:45,775 --> 01:50:50,902
همچنین خیلی جنجالی و چالش‌برانگیز می‌شه

1226
01:50:50,927 --> 01:50:52,927
حتی بین بهترین‌های خود ما

1227
01:50:53,025 --> 01:50:56,515
‫چون به هیچ طریقی نمی‌شه
‫ نوشته‌ی "دانته" رو تأیید کرد

1228
01:50:56,575 --> 01:50:59,835
‫چون نمونه‌ای برای مقایسه‌ش
‫وجود نداره

1229
01:51:00,095 --> 01:51:02,585
‫نه، نه، باور دارم که یه نمونه‌ای وجود داره،
‫اگه اشتباه نکنم،

1230
01:51:02,610 --> 01:51:04,500
‫فقط یه ارجاع به دست‌خطش وجود داره

1231
01:51:04,525 --> 01:51:07,755
‫از "نیکولو د نیکولی"،
‫۸۰ سال بعد از مرگش

1232
01:51:19,395 --> 01:51:22,529
اخیراً بعضی از نوشته‌هایش را خواندم"

1233
01:51:22,786 --> 01:51:25,318
‫که به نظر هم می‌رسید
‫ خیلی با دقت نوشته شده بودند

1234
01:51:25,731 --> 01:51:28,825
‫ چون هم با دست‌خط خودش بودند و هم
‫ با مهر خودش امضا شده بودند

1235
01:51:29,208 --> 01:51:34,995
اما به هرکول سوگند، هیچ‌کس آن‌قدر در این دنیا
بی‌فرهنگ نیست که

1236
01:51:35,019 --> 01:51:38,161
"از چنین نگارش ناشیانه‌ و بی‌ریختی شرمنده نشود

1237
01:51:41,000 --> 01:51:42,485
مُهر خودش

1238
01:51:42,645 --> 01:51:45,175
این به خودی خودش یه شگفتیه

1239
01:51:46,327 --> 01:51:48,500
مُهر خودشه

1240
01:51:49,547 --> 01:51:53,898
‫برش عمودی خورده، طلایی و مشکی رنگه
‫ و نوار نقره‌ای هم داره

1241
01:51:53,922 --> 01:51:55,922
که باور دارم این مُهرشه

1242
01:51:56,955 --> 01:51:58,564
از کجا مطمئنین؟

1243
01:51:58,883 --> 01:52:03,295
چون ‫ این مُهر روی نسخه‌ی نهایی "دوزخ"،
‫ بالای امضای شاعر دیده می‌شه

1244
01:52:04,495 --> 01:52:06,535
بخشی از کلمات "توندو" و "استله" رو پوشونده

1245
01:52:23,105 --> 01:52:24,105
بفرمایین نگاه کنین

1246
01:52:31,393 --> 01:52:33,714
‫برای تأیید این اثر...

1247
01:52:34,745 --> 01:52:36,995
نیازه روزها با دقت بررسی بشه

1248
01:52:37,715 --> 01:52:42,395
‫ولی می‌تونم بهتون اطمینان بدم که
‫ مجموعه‌مون در "ونیز"

1249
01:52:42,572 --> 01:52:44,424
‫خیلی وسیع و باستانیه

1250
01:52:44,449 --> 01:52:50,713
‫تمامی آثارمون از زمان "پترارک"،
‫بنیان‌گذار این مجموعه، جمع‌آوری شده.

1251
01:52:52,035 --> 01:52:56,695
‫اگه محبت کنین این نسخه‌ها رو
‫پیش ما بذارین،

1252
01:52:56,795 --> 01:52:59,175
‫- حتماً
‫- ممکنه بتونم بهتون کمک کنم

1253
01:52:59,805 --> 01:53:01,414
‫خوبه، همون‌طور که قبل‌تر گفتم،

1254
01:53:01,415 --> 01:53:03,774
‫از رازداری شما کمال تشکر رو دارم،
‫چون من نماینده‌ی کارفرمایی هستم که

1255
01:53:03,775 --> 01:53:05,214
‫تمایل دارن ناشناس باقی بمونن

1256
01:53:05,215 --> 01:53:06,655
‫- حتماً، حتماً
‫- خوبه

1257
01:53:07,205 --> 01:53:12,055
‫- خب، مرسی، موفق باشین
‫- مرسی، مرسی، شما آقای...؟

1258
01:53:12,735 --> 01:53:16,015
‫- سندبرگ، الیوت سندبرگ هستم
‫- ممنون، الیوت

1259
01:53:16,385 --> 01:53:20,039
ممنون، دکتر پالیچه

1260
01:53:20,064 --> 01:53:21,414
‫وای خدا!

1261
01:53:23,336 --> 01:53:25,728
‫باورم نمی‌شه!

1262
01:53:26,266 --> 01:53:27,313
‫وای خدا!

1263
01:53:46,985 --> 01:53:51,414
‫- تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟
‫- عشقم،

1264
01:53:51,439 --> 01:53:55,055
‫اومدم بهت هشدار بدم
،چیزی که الان اون مرد نشونت داد

1265
01:53:55,515 --> 01:53:58,335
می‌تونه حرفه‌ت رو نابود کنه یا حتی بدتر

1266
01:54:00,245 --> 01:54:04,055
‫روزاریو، این حرف‌ها مزخرفه.
‫این همون روز موعود منه

1267
01:54:05,185 --> 01:54:08,655
‫متوجه نیستی؟
‫این ثابت می‌کنه که نظریه من درسته

1268
01:54:09,893 --> 01:54:12,370
‫تمام اونایی که پایان‌نامه‌ی من رو
‫مسخره کردن،

1269
01:54:14,965 --> 01:54:16,735
بعد از دیدنش خفه می‌شن

1270
01:54:17,505 --> 01:54:18,949
‫عزیزم،

1271
01:54:37,395 --> 01:54:39,475
‫وقتی عاشق شدی،
‫ حس کردم باید ازت محافظت کنم

1272
01:54:41,455 --> 01:54:43,834
ولی الان می‌خوام بهت یاد بدم که

1273
01:54:43,835 --> 01:54:45,515
دنیا واقعاً چطوریه

1274
01:54:46,097 --> 01:54:49,835
‫دست‌نوشته‌ رو اول کشیشِ "آلکامو" پیدا کرد

1275
01:54:50,015 --> 01:54:51,729
‫و بعد دادش به دان لکو

1276
01:54:52,095 --> 01:54:54,515
‫افرادی که اونا رو کُشتن،
‫دست‌نوشته رو دزدیدن

1277
01:54:54,695 --> 01:54:56,515
و تو هم همین سرنوشت در انتظارته

1278
01:54:59,323 --> 01:55:01,875
‫- باور نمی‌کنم
‫- چی رو باور نمی‌کنی؟

1279
01:55:03,255 --> 01:55:05,487
‫کشیش به کتابخونه وصیت کرد،

1280
01:55:05,512 --> 01:55:07,315
‫می‌دونست که این‌جا دست تو میفته،

1281
01:55:07,340 --> 01:55:08,795
‫شاگرد وفادارش

1282
01:55:09,958 --> 01:55:12,215
‫مردی که الان دیدی،
‫قبل از همه بهش رسید

1283
01:55:12,725 --> 01:55:15,664
‫پلیس شکست می‌خوره،
‫ همونطور که نتونسته

1284
01:55:15,665 --> 01:55:16,785
عدالت رو برای بقیه اجرا کنه

1285
01:55:23,765 --> 01:55:28,905
‫خودت ببین،
‫هر اسمی که بهت داده الکیه

1286
01:55:31,460 --> 01:55:34,250
‫"مدیر بایگانی و آرشیوهای دولتی
به‌طور مرموزی درگذشت"

1287
01:55:34,275 --> 01:55:36,962
این توی بازار سیاه فروخته می‌شه

1288
01:55:44,265 --> 01:55:45,285
تو متوجه نیستی

1289
01:55:47,225 --> 01:55:50,433
‫- تو متوجه نیستی
‫- عزیزم

1290
01:55:50,458 --> 01:55:52,428
تو متوجه نیستی

1291
01:55:56,255 --> 01:55:59,365
‫سال‌ها قبل من کتابی نوشتم
‫ به نام "قدرت در زمین"

1292
01:56:00,942 --> 01:56:05,082
‫کتابی درباره‌ی قلمروهای سایه‌وار
"میکله سیندونا"

1293
01:56:05,585 --> 01:56:08,365
‫سرمایه‌دار بدنام سیسیلی،

1294
01:56:09,385 --> 01:56:12,125
‫که  باور داشتند در مرکز شرارت جهان،

1295
01:56:12,145 --> 01:56:13,947
‫بر تخت سلطنت نشسته،

1296
01:56:14,625 --> 01:56:18,285
همان تقاطع مخفی که سه هیولای
،امور مالی بین‌المللی

1297
01:56:18,505 --> 01:56:20,645
‫ مافیا و "واتیکان" در آن‌جا جمع می‌شوند

1298
01:56:22,355 --> 01:56:25,276
‫بسیاری از حرف‌هایی که سیندونا به من زد،
‫عجیب و باورنکردنی بود

1299
01:56:25,301 --> 01:56:29,324
شبیه هذیان‌های مردی زندانی که می‌دانست

1300
01:56:29,325 --> 01:56:31,125
‫ هرگز دوباره نفس آزادی نخواهد کشید

1301
01:56:32,435 --> 01:56:35,524
‫طی ملاقات‌مان در زندان،
‫سیندونا از من درخواست کرد تا

1302
01:56:35,525 --> 01:56:39,040
‫پیام‌های کوتاه و رمزی‌اش را به آدمش
‫انتقال بدم

1303
01:56:39,985 --> 01:56:41,605
‫و من هم اون پیام‌ها رو انتقال دادم

1304
01:56:42,894 --> 01:56:44,894
‫"مفیستوفلس"
[ نامی است که در ادبیات فولکلور آلمانی به شیطان داده‌اند ]

1305
01:56:45,275 --> 01:56:47,001
من به این اسم صداش می‌زنم

1306
01:56:48,115 --> 01:56:51,139
جوونه، تقریباً هم سن و سال خودته

1307
01:56:52,075 --> 01:56:53,879
‫از پس هر کاری برمیاد.

1308
01:56:55,365 --> 01:57:01,835
هر چیزی که نمی‌دونست رو
من یادش دادم و دقیقاً مثل خودمه

1309
01:57:02,175 --> 01:57:03,612
اون تنها بازی می‌کنه

1310
01:57:11,135 --> 01:57:15,475
اگه من رو از دست دادی، این دست‌نوشته رو

1311
01:57:16,197 --> 01:57:19,275
‫از "رُم" خارج کن و به این آدرس ببر

1312
01:57:21,625 --> 01:57:22,635
این مرد بهت کمک می‌کنه

1313
01:57:25,425 --> 01:57:27,195
فقط به این شخص می‌تونی اعتماد کنی

1314
01:57:29,895 --> 01:57:31,395
اگه از دستت بدم؟

1315
01:57:36,324 --> 01:57:37,956
من رو از دست نمی‌دی

1316
01:57:44,955 --> 01:57:45,955
ارزشش چه‌قدره؟

1317
01:57:47,745 --> 01:57:51,193
‫- چنین چیزی داری؟
‫- نه

1318
01:57:52,025 --> 01:57:54,564
‫- پس، چرا می‌پرسی؟
‫- اگه چنین چیزی دستم بود،

1319
01:57:54,565 --> 01:57:56,011
فکر نمی‌کنم فراموشش می‌کردم

1320
01:57:56,035 --> 01:57:57,125
تمام حرف‌هام فقط فرضیه

1321
01:57:57,175 --> 01:57:59,425
‫هیچ تکه کاغذی تو دنیا وجود نداره که

1322
01:57:59,450 --> 01:58:00,724
‫"دانته" با دست‌خط خودش،
نوشته باشه

1323
01:58:00,725 --> 01:58:02,770
این رو هردومون می‌دونیم

1324
01:58:02,795 --> 01:58:06,485
‫خب، من می‌تونم با یه نفر تو "ایتالیا"
‫ تماس بگیرم و بهت خبر بدم

1325
01:58:06,875 --> 01:58:09,445
‫- خیلی‌خب. دیوید؟
‫- بله؟

1326
01:58:09,492 --> 01:58:12,645
هر کاری می‌کنی، فقط به کسی نگو
با من صحبت کردی

1327
01:58:22,335 --> 01:58:25,284
‫دیوید هنکر با مردی از بنگاه "کریستیز"،

1328
01:58:25,285 --> 01:58:27,710
‫مشاور ارشد دست‌نوشته‌های نادر،

1329
01:58:27,735 --> 01:58:29,725
‫ارتباط ناشناسی رو ترتیب داد

1330
01:58:30,065 --> 01:58:32,044
‫این مرد چند ساعت بعد از شنیدن این خبر،

1331
01:58:32,045 --> 01:58:33,645
‫با جت شخصی از "لندن" خودش رو رسوند

1332
01:58:34,140 --> 01:58:36,150
‫من می‌دونستم که این دست‌نوشته
‫غیرقابل ارزش گذاریه

1333
01:58:36,175 --> 01:58:37,445
‫ولی همچنین می‌دونستم که

1334
01:58:37,470 --> 01:58:39,600
‫فقط بنگاه "کریستیز" می‌تونه روش قیمت بذاره

1335
01:58:44,665 --> 01:58:48,965
‫من نماینده‌ی یک مجموعه‌دار خیلی توداری هستم

1336
01:58:49,313 --> 01:58:53,245
‫بله، حتماً، جناب.
‫این از وِیژگی‌های یک مرد محترمه

1337
01:58:53,445 --> 01:58:57,734
‫- درسته
‫- این دست‌نوشته رو از کجا آوردین؟

1338
01:58:59,047 --> 01:59:00,578
‫خیلی احتیاط کنین

1339
01:59:09,826 --> 01:59:12,295
من رو ببر به آخر غزل طولانیت

1340
01:59:12,755 --> 01:59:15,870
‫هیچ احدی، هیچ چشم یا گوشی،

1341
01:59:15,895 --> 01:59:17,997
‫به‌جز خودم،

1342
01:59:18,022 --> 01:59:19,592
این کلمات رو ندیده یا تلفظ نکرده

1343
01:59:19,617 --> 01:59:22,165
‫تا کاری که نیمه‌تموم گذاشتم، شناخته نشه

1344
01:59:23,097 --> 01:59:25,645
یادت باشه: تعهد بین ما با مرگ مُهر و موم شده

1345
01:59:28,805 --> 01:59:32,255
کلماتت در سینه‌م رازی باقی می‌ماند

1346
01:59:33,765 --> 01:59:36,175
هیچ شرمی در خلق چنین اثری نیست

1347
01:59:38,275 --> 01:59:40,415
‫اگر آن چیزی که درونت هست را
‫بیرون نریزی،

1348
01:59:41,005 --> 01:59:42,655
همان چیزی که درونت است، نابودت می‌کند

1349
01:59:44,715 --> 01:59:48,895
‫اگه چیزی که درونت است را بیرون بریزی،
‫نجاتت می‌دهد

1350
01:59:53,035 --> 01:59:54,691
در این‌صورت، چه خواسته‌ای داری؟

1351
01:59:56,995 --> 01:59:58,725
‫این‌که هر چه که دیدی را،
‫منم ببینم

1352
02:00:01,105 --> 02:00:02,685
پس چشمانت را ببند و ببین

1353
02:00:12,275 --> 02:00:14,308
‫ای فروغ سرمدی،

1354
02:00:16,551 --> 02:00:18,814
که تنها در خویش ساکنی

1355
02:00:20,743 --> 02:00:22,743
و تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

1356
02:00:24,103 --> 02:00:29,470
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی،
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی و بر روی خویش لبخند می‌زنی

1357
02:00:31,057 --> 02:00:34,110
‫چون دیدگان من کوتاه‌زمانی
‫ بر این دوران بنگریستند که

1358
02:00:34,914 --> 02:00:38,181
فروغ تو در دل خویش داشت

1359
02:00:39,673 --> 02:00:42,634
و نوری می‌نمود که منعکس شده باشد

1360
02:00:44,282 --> 02:00:48,124
‫چنین پنداشتم که در آن،

1361
02:00:48,148 --> 02:00:50,842
تصویر ما ‫با رنگ خاص این فروغ هویدا بود

1362
02:00:52,568 --> 02:00:56,327
و لاجرم نگاه من سراپا مستغرق آن شده بود

1363
02:00:57,687 --> 02:01:01,913
‫و در این‌جا بود که خیال بالانشینم
‫از فرط جذبه، از پای درافتاد

1364
02:01:03,435 --> 02:01:07,710
‫اما پیش از آن‌که چنین شود، شوق و اراده‌ام،

1365
02:01:09,172 --> 02:01:13,499
‫ چون چرخی که با حرکتی یکسان در گردش باشد،
‫هماهنگ شده بودند

1366
02:01:16,342 --> 02:01:23,670
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دیگر اختران را در گردش دارد

1367
02:01:26,952 --> 02:01:29,475
‫ خدا در تو و از تو دمیده

1368
02:01:32,819 --> 02:01:38,686
‫این فرصت را بهت بخشیده که
‫ پرده‌ی ناگفتنی‌ها را آرام کنار زنی

1369
02:01:45,455 --> 02:01:48,068
تو هم خدمت کردی و هم زجر کشیدی

1370
02:01:50,895 --> 02:01:52,935
تأییدش می‌کنی؟

1371
02:01:54,985 --> 02:01:56,325
مگر خودم در آن نقشی داشتم؟

1372
02:01:56,745 --> 02:01:59,725
‫این موضوعی‌ست که فقط تو،

1373
02:01:59,745 --> 02:02:02,205
‫به‌عنوان ناطق این رساله،
‫می‌توانی در موردش تصمیم بگیری

1374
02:02:06,335 --> 02:02:09,555
‫همان‌طور که گفته شده،
‫تصمیم ساده‌ست:

1375
02:02:11,415 --> 02:02:13,816
دروغ بگویی، محکوم به جهنمی

1376
02:02:15,095 --> 02:02:17,915
‫حقیقت بگویی، به صلیب کشیده می‌شوی

1377
02:02:24,735 --> 02:02:26,035
تو درگیر آه و اندوه شدی

1378
02:02:30,175 --> 02:02:31,651
تو خود شعر شدی

1379
02:02:40,475 --> 02:02:42,115
‫من هم هدیه‌ت را با یه هدیه جبران می‌کنم

1380
02:03:03,427 --> 02:03:05,058
ممنونتم

1381
02:03:05,707 --> 02:03:08,795
‫این کتاب از او،
‫و دروازه‌ای به سوی اوست

1382
02:03:09,495 --> 02:03:12,975
و هدف، سفر پیش روست

1383
02:03:15,025 --> 02:03:18,335
برای خودم به چند نشانه‌ای رسیدم

1384
02:03:18,360 --> 02:03:20,376
‫ولی خودم هیچ‌وقت وارد این سفر نشدم

1385
02:03:21,515 --> 02:03:26,233
‫- چرا؟
‫- من جزو آن اندک‌منتخب‌ها نبودم

1386
02:03:30,335 --> 02:03:32,447
چرا باید این بار را به دوش بکشم؟

1387
02:03:32,472 --> 02:03:34,025
‫چون او می‌بیند

1388
02:03:39,045 --> 02:03:41,145
‫- اگر پیدایش کنم...
‫- حتماً پیدایش می‌کنی

1389
02:03:43,565 --> 02:03:45,305
پیامی هست که منتقل کنم؟

1390
02:03:47,802 --> 02:03:49,975
از طرف من، نه

1391
02:03:50,125 --> 02:03:51,125
نه

1392
02:03:57,941 --> 02:03:59,285
اسم من "جیکوب" است
[ یعقوب= ]

1393
02:04:34,675 --> 02:04:37,035
ما میمیرم

1394
02:04:37,085 --> 02:04:39,593
فایده نداره

1395
02:04:40,725 --> 02:04:42,085
می‌ترسم بمیرم

1396
02:06:18,923 --> 02:06:20,455
من می‌ترسم

1397
02:06:23,135 --> 02:06:24,745
آرامش را در دل آسمان دریاب

1398
02:06:26,525 --> 02:06:29,385
خداوند بیرون و درون توست

1399
02:06:30,584 --> 02:06:35,055
خدا خود توست
‫ترس هیچ فایده‌ای ندارد

1400
02:06:39,077 --> 02:06:43,855
‫ای برادران... که از صد هزار خطر گذشته

1401
02:06:45,045 --> 02:06:49,935
‫و به مغرب‌زمین رسیده‌اید،

1402
02:06:50,715 --> 02:06:54,055
‫این دوران کوتاه هوشیاری را که
‫ هنوز برایتان باقی‌ مانده، مغتنم بشمارید

1403
02:06:54,835 --> 02:06:58,815
‫و امکان کشف دنیای نامسکون را
‫ از راه تعقیب خورشید،

1404
02:06:58,835 --> 02:07:00,444
‫ از کف مدهید

1405
02:07:02,014 --> 02:07:03,975
تبار خویش را در نظر آرید

1406
02:07:05,155 --> 02:07:09,175
‫شما را برای آن نساختند که چون نابخردان
‫عمر گذرانید،

1407
02:07:09,195 --> 02:07:14,047
بلکه ساختند تا به‌دنبال پاکی و دانش روید

1408
02:08:03,701 --> 02:08:07,193
:خواننده‌ی عزیز، از خودت بپرس

1409
02:08:07,218 --> 02:08:11,006
آیا من از اون کلمات نفرین‌شده مأیوس نشدم؟

1410
02:08:11,031 --> 02:08:13,859
‫فکر می‌کردم دیگر هیچ‌وقت
‫ نمی‌توانم دوباره به زمین بازگردم

1411
02:08:19,805 --> 02:08:21,687
خوش اومدید، آقای توشس

1412
02:08:23,965 --> 02:08:26,735
‫خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم.
‫خیلی وقت بود این‌جا نیومده بودین

1413
02:08:27,445 --> 02:08:31,575
‫- اشتباه گرفتین
‫- البته، اشتباه کردم

1414
02:08:32,443 --> 02:08:37,055
‫مرد متشخصی مثل شما،
‫نیازی به کارت عضویت نداره

1415
02:08:37,205 --> 02:08:38,205
خیلی‌خب، ممنون

1416
02:08:51,175 --> 02:08:53,055
جولیتا می‌تونست با تمام پول من فرار کنه

1417
02:08:53,455 --> 02:08:55,564
این کار هوشمندانه‌ای هم بود

1418
02:08:56,229 --> 02:08:59,391
‫ولی اون با تمام شکوه و جذابیتش
‫ اون‌جا نشسته بود

1419
02:08:59,416 --> 02:09:01,415
‫و تو هر دستش هم ۱۰ هزار دلار
‫پول نقد داشت

1420
02:09:02,555 --> 02:09:03,575
ای خدا، من عاشق این زنم

1421
02:09:08,885 --> 02:09:10,213
۳

1422
02:09:10,237 --> 02:09:12,237
۳۳

1423
02:09:12,261 --> 02:09:13,893
‫اینم ۰!

1424
02:09:24,635 --> 02:09:26,934
‫تو باید همین الان بری.
‫همه‌چی رو فراموش کن

1425
02:09:26,935 --> 02:09:28,824
پول رو بردار و برو. تمومه

1426
02:09:28,849 --> 02:09:30,035
آدرس توی اتاق رو به‌یاد بیار

1427
02:09:30,061 --> 02:09:31,629
‫"مفیستوفلس"، این اسمشه

1428
02:09:31,715 --> 02:09:34,247
‫- برو سراغ...
‫- عشقم، منظورت چیه؟

1429
02:09:34,520 --> 02:09:36,615
‫عزیزم، تو از وقتی که عاشق من شدی،

1430
02:09:36,635 --> 02:09:38,140
‫بیوه محسوب می‌شدی

1431
02:09:38,165 --> 02:09:41,575
‫من هفت‌صد سال بود که بیوه بودم،
‫تا این‌که تو رو دیدم

1432
02:09:43,353 --> 02:09:45,203
"مفیستوفلس"
برو

1433
02:10:37,010 --> 02:10:39,010
‫دوستم زیادی مست کرده!

1434
02:10:39,034 --> 02:10:41,034
‫از این اتفاقات هر روز می‌افته!

1435
02:10:50,025 --> 02:10:51,103
‫بریم!

1436
02:11:09,395 --> 02:11:10,395
‫خب...

1437
02:11:15,265 --> 02:11:16,355
دست‌نوشته کجاست؟

1438
02:11:17,583 --> 02:11:19,778
دست من نیست

1439
02:11:21,533 --> 02:11:25,283
‫- دست اون خانمه‌ست؟
‫- نه

1440
02:11:37,115 --> 02:11:38,115
‫پس...

1441
02:11:48,475 --> 02:11:52,375
خوشحال می‌شم چهره‌ت رو ببینم که داری
زجر می‌کشی
—

1442
02:11:55,625 --> 02:11:58,815
‫دان لکو اگه الان بود،
‫چنین چیزی می‌خواست

1443
02:12:03,856 --> 02:12:05,505
آروم باش

1444
02:12:09,685 --> 02:12:11,415
‫آدمی که رفتی سراغش،
‫توی دنیایی زندگی کرد که

1445
02:12:12,115 --> 02:12:13,855
‫خونواده هنوز یه ارزشی داشت

1446
02:12:16,085 --> 02:12:19,425
‫احمق بود که به اون "جو"ـیِ وحشی،
‫اعتماد کرد

1447
02:12:23,735 --> 02:12:26,065
حیف که حیوون خونگیش نتونست
این روز رو ببینه

1448
02:12:32,523 --> 02:12:34,523
‫با ظرافت انجام می‌دم!

1449
02:12:44,111 --> 02:12:45,555
ساکت

1450
02:12:45,579 --> 02:12:55,579
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1451
02:13:03,888 --> 02:13:05,385
لعنت بهت، مرد

1452
02:13:10,587 --> 02:13:15,025
لعنتی، من نمی‌دونم، دست من نیست

1453
02:13:15,958 --> 02:13:17,339
‫من به اندازه‌ی خودت، ازش خبر دارم

1454
02:13:17,364 --> 02:13:20,745
‫شاید یه نفر دیگه تا الان دزیده‌ش.
‫نشونم بده

1455
02:13:21,655 --> 02:13:22,655
فقط نشونم بده

1456
02:13:28,967 --> 02:13:30,945
فکر نمی‌کنم این کمکی
به پایان‌نامه کنه

1457
02:13:32,545 --> 02:13:33,844
‫من تنها کسی نیستم که

1458
02:13:33,845 --> 02:13:35,165
با هنر تجزیه و تحلیل شعر آشناست

1459
02:13:35,926 --> 02:13:39,293
‫به نظر می‌رسه اون خانم بدجوری گیر کرده بینِ

1460
02:13:39,318 --> 02:13:42,660
‫جونت و اون نوشته

1461
02:13:43,225 --> 02:13:44,725
اون اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

1462
02:13:45,865 --> 02:13:47,655
اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

1463
02:13:52,065 --> 02:13:56,525
‫تو فوق‌العاده‌ای،
‫این بازی واقعاً من رو متحیر کرد

1464
02:13:56,550 --> 02:13:58,245
‫و از اون جیگرخانم هم خوشم میاد،

1465
02:13:59,015 --> 02:14:03,085
‫کنجکاوم بفهمم برای جون تو
‫بیشتر ارزش قائله یا اون پول

1466
02:14:04,345 --> 02:14:05,345
‫خب...

1467
02:14:12,102 --> 02:14:13,712
بهش می‌گی که

1468
02:14:13,737 --> 02:14:15,790
‫اگه چیزی که مال ماست رو
‫بیاره پس بده،

1469
02:14:15,815 --> 02:14:18,345
تو جونت رو از دست نمی‌دی

1470
02:14:18,370 --> 02:14:22,970
‫وگرنه، من...

1471
02:14:25,852 --> 02:14:31,404
از تیکه‌های بدنت پازل می‌سازم

1472
02:14:31,404 --> 02:14:33,483
مثل یه کُلاژ

1473
02:14:35,595 --> 02:14:40,493
‫آره، من همین الانش مُرده حساب می‌شم،

1474
02:14:41,205 --> 02:14:43,337
دیگه چیزی ندارم از دست بدم

1475
02:14:50,875 --> 02:14:52,960
‫وقتی کارم باهات تموم شد،

1476
02:14:53,345 --> 02:14:56,593
‫می‌تونی جهنم رو با بلاغت خیلی بهتری
‫نسبت به شاعرمون توصیف کنی

1477
02:14:56,618 --> 02:14:59,282
‫ولی جا داره بگم،

1478
02:14:59,307 --> 02:15:02,300
‫مجازات اون برای دزدها،
‫ از همه‌چیزش شَکیل‌تر بود

1479
02:15:06,271 --> 02:15:08,271
‫عشقم،

1480
02:15:09,625 --> 02:15:10,765
این کار ضروریه؟

1481
02:15:12,437 --> 02:15:15,595
آره، آره، قطعاً ضروریه

1482
02:15:26,292 --> 02:15:31,115
‫همان‌طور که دزد از مال دیگران
‫دزدی می‌کند،

1483
02:15:31,406 --> 02:15:35,755
‫در نهایت هویت خودش با زهر کارهای پلیدش،
‫از بین می‌رود

1484
02:15:38,302 --> 02:15:41,035
تو از گزند آن‌ها درس خواهی گرفت

1485
02:15:41,739 --> 02:15:43,115
و پشیمان خواهی شد

1486
02:15:47,755 --> 02:15:48,875
فکر کنم خودم ترتیبش رو دادم

1487
02:16:10,385 --> 02:16:11,385
جولیتا

1488
02:16:31,729 --> 02:16:32,824
اونجا

1489
02:17:40,735 --> 02:17:41,735
!جولیـتا

1490
02:17:41,785 --> 02:17:46,285
‫- گفتم مسلح نباشی!
‫- اسلحه رو بذار پایین و بیارش سمت من

1491
02:17:47,135 --> 02:17:48,785
اون‌وقت به چیزی که می‌خوای، می‌رسی

1492
02:17:48,810 --> 02:17:53,470
‫راه نداره!
‫من فقط اون دست‌نوشته رو می‌خوام

1493
02:18:01,085 --> 02:18:03,025
‫مطمئنم یه چند صفحه‌ای رو برای خودت
‫نگه داشتی

1494
02:18:05,339 --> 02:18:07,354
‫اگه درست رفتار کنی،
‫از این مورد چشم‌پوشی می‌کنم

1495
02:18:12,405 --> 02:18:13,405
منظورت مثل این بود؟

1496
02:18:16,425 --> 02:18:20,150
با همین کارت یه میلیون دلار بهمون خسارت زدی
—

1497
02:18:20,175 --> 02:18:22,305
‫رقمش چه اهمیتی برام داره،
‫وقتی نیک آسیب ببینه

1498
02:18:24,979 --> 02:18:27,416
‫اگه یه خراش دیگه روش بیفته،

1499
02:18:27,628 --> 02:18:29,922
باقی صفحه‌ها هم مثل پروانه پر می‌کشن

1500
02:18:30,050 --> 02:18:31,449
خراش نمی‌اندازم

1501
02:18:31,474 --> 02:18:33,137
به‌جاش کاری می‌کنم خون بالا بیاری

1502
02:18:35,355 --> 02:18:37,488
واقعاً توقع داری باور کنم که

1503
02:18:37,513 --> 02:18:39,455
‫جون اون بیشتر از اون دست‌نوشته
‫ برات ارزش داره؟

1504
02:18:40,684 --> 02:18:43,055
‫لعنتی، تا حالا همچین خانمی
‫تو زندگیم ندیده بودم

1505
02:18:44,098 --> 02:18:48,255
‫قسم می‌خورم همه‌ش رو دور بریزم.
‫اسلحه رو بذار پایین

1506
02:18:49,435 --> 02:18:51,615
‫- دست‌نوشته رو بذار پایین
‫- تو اسلحه رو بذار پایین

1507
02:18:52,091 --> 02:18:53,872
اسلحه رو بذار پایین

1508
02:18:54,565 --> 02:18:58,695
‫اون در امانه، خراشی روش نیست.
‫من اسلحه رو می‌ذارم پایین، باشه

1509
02:18:59,365 --> 02:19:01,815
اگه نذاری پایین، تمام صفحات رو می‌ریزم دور

1510
02:19:02,755 --> 02:19:03,815
دست‌نوشته رو بذار پایین

1511
02:19:03,840 --> 02:19:05,095
من دارم می‌ذارم پایین

1512
02:19:26,948 --> 02:19:28,675
‫عشقم!

1513
02:19:29,682 --> 02:19:31,285
دارم درستش می‌کنم

1514
02:19:32,625 --> 02:19:33,925
چی رو درست می‌کنی؟

1515
02:19:35,665 --> 02:19:40,085
از قبل فقط پول رو شمردی و
به کتابخونه اصلاً فکر نکردی

1516
02:19:40,945 --> 02:19:43,325
‫پایان‌نامه‌ی من، مردم "ایتالیا"

1517
02:19:44,155 --> 02:19:46,522
پس، اون چیزی که من می‌خواستم چی؟

1518
02:19:46,825 --> 02:19:49,845
دیوونه‌ای؟ ما موفق شدیم

1519
02:19:50,745 --> 02:19:53,725
‫بهترین گزینه و امیدی که داریم
‫اینه که بفروشیمش

1520
02:19:55,386 --> 02:19:59,417
نمی‌توانم جز این تصور کنم که
این شعر از آنِ من است

1521
02:19:59,417 --> 02:20:03,859
چرا که آهنگ‌های والا و باشکوهش
در ستایش من سروده شده

1522
02:20:03,859 --> 02:20:07,015
من که عروسِ برگزیده روحِ جاودانه او (دانته) هستم

1523
02:20:14,433 --> 02:20:16,131
بئاتریس

1524
02:20:16,181 --> 02:20:19,517
بئاتریس

1525
02:20:23,637 --> 02:20:25,275
بئاتریس

1526
02:20:34,892 --> 02:20:36,402
‫لطفاً، بئاتریس!

1527
02:20:41,175 --> 02:20:43,885
بئاتریس، محبوب من

1528
02:20:45,034 --> 02:20:47,139
زینهار از مرزهای بسته

1529
02:20:47,189 --> 02:20:49,995
راهی پیچان و در خود فرورفته

1530
02:20:50,151 --> 02:20:53,263
ریسمانی که هر دم کشیده‌تر می‌شود

1531
02:20:53,313 --> 02:20:54,674
و تو می‌بینی

1532
02:20:54,699 --> 02:20:57,393
:کشش یک ستاره در حال مرگ را

1533
02:20:58,362 --> 02:21:02,002
آنجا زنجیرهای زمان
دیگر نیستند

1534
02:21:04,924 --> 02:21:08,307
در کدام مکتب این جملات را آموختی؟

1535
02:21:09,276 --> 02:21:13,846
همان مکتبی که زبان‌های شیرین
گوئیدو" و "لاپو" توش آموخته شده"

1536
02:21:15,065 --> 02:21:17,065
این طناب را باز کن

1537
02:21:18,111 --> 02:21:23,623
‫با آن‌که هیچ چاقوی فانی‌ای نمی‌تواند
‫طناب پیوند ما را پاره کند!

1538
02:21:26,632 --> 02:21:28,632
‫من بئاتریسم!

1539
02:21:29,662 --> 02:21:32,553
‫- من بئاتریسم!
‫- آره!

1540
02:21:32,842 --> 02:21:34,842
بئاتریس بود که آزادت کرد

1541
02:21:35,654 --> 02:21:37,654
من از جایی می‌آیم که مایلم بدان بازگردم

1542
02:21:38,131 --> 02:21:40,990
عشق من رو متأثر کرد و به حرف آورد

1543
02:21:42,146 --> 02:21:44,146
‫ای فروغ سرمدی،

1544
02:21:45,013 --> 02:21:49,271
‫که تنها در خویشتن ساکنی و
‫تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

1545
02:21:49,615 --> 02:21:51,811
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی

1546
02:21:51,861 --> 02:21:54,685
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی
و بر روی خویش لبخند می‌زنی

1547
02:21:56,911 --> 02:22:02,076
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دگر اختران را در گردش دارد

1548
02:24:10,378 --> 02:24:11,565
...می‌دانی که

1549
02:24:12,095 --> 02:24:16,093
جنگل‌بان با تدبیر بسی برتر از
آنست که با زور بازو کار کند

1550
02:24:16,093 --> 02:24:19,377
با تدبیر نیز، ناخدای کشتی در
ژرفای تیره و شراب‌گون دریا

1551
02:24:19,377 --> 02:24:22,868
کشتی تندروی را که بادها بر آن
می‌کوبند، به‌درستی هدایت می‌کند

1552
02:24:22,868 --> 02:24:27,815
و با تدبیر است که راننده ارابه
از همتای خود پیشی می‌گیرد

1553
02:24:29,485 --> 02:24:32,615
تدبیر... تدبیر

1554
02:24:35,125 --> 02:24:36,165
منتظرتون بودم

1555
02:24:38,030 --> 02:24:39,725
‫مفیستوفلس؟

1556
02:24:41,132 --> 02:24:44,647
‫می‌تونی به هر اسمی که می‌‌خوای، صدام کنی.

1557
02:24:44,697 --> 02:24:45,952
‫پس، شما مُردین

1558
02:24:48,246 --> 02:24:53,415
شما دومین قربانی اون حادثه‌ی تأسف‌آور
هستین که سراغم اومدین

1559
02:24:54,045 --> 02:24:57,926
‫دو نفر دیگر نیز نزدم اومدن و
‫طلب مرگ و تناسخ داشتن

1560
02:24:59,795 --> 02:25:03,405
و روزهای پیش از آن حادثه‌ی ناگوار

1561
02:25:05,405 --> 02:25:08,375
‫و من اطمینان حاصل کردم که
دقیقاً در صبح روز ناپدید شدنت

1562
02:25:09,675 --> 02:25:11,557
آن‌ها را در موقعیت درستی قرار دهم

1563
02:25:12,765 --> 02:25:16,755
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- همون‌طور که می‌دونم تو خودشی

1564
02:25:18,405 --> 02:25:20,155
خودشم؟

1565
02:25:22,116 --> 02:25:23,765
همونی که دست‌نوشته رو داره

1566
02:25:27,623 --> 02:25:29,020
من خیلی درباره‌ی "دانته" می‌دونم

1567
02:25:29,045 --> 02:25:30,685
ولی از هیچ دست‌نوشته‌ای خبر ندارم

1568
02:25:32,419 --> 02:25:36,778
‫من هیچ تحقیقی نمی‌کنم که
‫مستقیماً به خودم مربوط نشه

1569
02:25:39,925 --> 02:25:42,585
‫بعضی‌ها مثل خودت،

1570
02:25:43,152 --> 02:25:46,199
‫بدون این‌که بخوان، بیشتر از
‫ اون چیزی که باید، از خودشون رو می‌کنن

1571
02:25:54,295 --> 02:25:58,764
برای کی کار می‌کنی؟

1572
02:25:58,789 --> 02:26:01,960
خیلی احمقانه و متکبرانه‌ست که بگیم

1573
02:26:01,985 --> 02:26:03,605
ما برای خودمون کار می‌کنیم

1574
02:26:06,155 --> 02:26:10,334
‫ولی می‌گم که من برای

1575
02:26:10,635 --> 02:26:12,639
خدای این جهان کار می‌کنم

1576
02:26:15,885 --> 02:26:18,505
یا بذار بگم خدایان

1577
02:26:21,285 --> 02:26:25,305
شاید حقیقتاً برای تو کار می‌کنم

1578
02:26:30,635 --> 02:26:34,655
‫- اون زیرسیگاریه؟
‫- اون هر چیزیه که تو بخوای باشه

1579
02:26:44,535 --> 02:26:45,755
حالا، کجا بودم؟

1580
02:27:18,585 --> 02:27:22,686
سلام. مرسی

1581
02:27:30,025 --> 02:27:31,025
مرسی

1582
02:27:35,095 --> 02:27:38,135
اکنون نمی‌توانم به سکوت این حکمت قدم بگذارم

1583
02:27:38,395 --> 02:27:40,055
ولی به‌زودی چنین خواهم کرد

1584
02:27:41,135 --> 02:27:43,001
باید همین‌جا و همین لحظه

1585
02:27:43,151 --> 02:27:46,287
نوشتن را، در آن معنای رقت‌انگیز این حرفه
کنار بگذارم

1586
02:27:46,495 --> 02:27:50,135
باید همین‌جا و همین لحظه، همه آن فاحشگیِ هنرمندانه را پشت سر بگذارم

1587
02:27:51,365 --> 02:27:53,015
‫ممکن است خودم تبعید شوم،

1588
02:27:53,795 --> 02:27:56,295
‫ولی شرافت من فقط توسط خودم
‫می‌تواند تبعید شود

1589
02:27:57,595 --> 02:27:59,329
پول مثل موج می‌آید

1590
02:28:00,315 --> 02:28:02,855
‫۱۱۳ صفحه فروخته شد

1591
02:28:03,105 --> 02:28:05,455
اما صفحاتی رو هیچ‌وقت نمی‌فروشم

1592
02:28:06,595 --> 02:28:09,157
‫صفحه‌ی اول "دوزخ"

1593
02:28:09,182 --> 02:28:11,923
‫صفحه‌ی آخر "بهشت"

1594
02:28:11,948 --> 02:28:15,215
‫و آخرین صفحه‌ی کاغذ پوستی،
‫قبل از اولین صفحه کاغذی

1595
02:28:25,265 --> 02:28:27,165
‫- سلام
‫- سلام

1596
02:28:34,615 --> 02:28:35,775
یه چیزی رو می‌خوام نشونت بدم

1597
02:28:37,435 --> 02:28:40,955
‫- باشه
‫- چیزی که می‌ترسم نشونش بدم

1598
02:28:40,965 --> 02:28:42,235
تا زمان مناسبش فرا برسه

1599
02:28:47,405 --> 02:28:49,165
نزدیک بود با تمام امیدهام دفنش کنم

1600
02:28:56,709 --> 02:28:58,155
‫"تمپس فوجیتو"

1601
02:29:00,326 --> 02:29:03,052
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

1602
02:29:04,959 --> 02:29:08,005
‫اما این نفس است که بال دارد

1603
02:29:09,205 --> 02:29:10,895
‫نفس است که به پرواز درمیاد و می‌گذرد

1604
02:29:11,919 --> 02:29:14,065
نفس من با کلمات تو می‌رود

1605
02:29:29,499 --> 02:29:31,983
‫جستجویت را تمام کن

1606
02:29:34,201 --> 02:29:37,538
‫از گورِ جستجوی خودت خارج شود

1607
02:29:37,588 --> 02:29:40,004
به سوی نور قدم بگذار

1608
02:29:40,005 --> 02:29:44,827
‫و از عطر هر برگ سبز،

1609
02:29:46,506 --> 02:29:52,091
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

1610
02:29:53,544 --> 02:29:55,615
بیا جلو و من را در آغوش بگیر

1611
02:29:59,715 --> 02:30:02,649
و چه چیزی تو را از گور بیرون آورده؟

1612
02:30:05,071 --> 02:30:06,415
یک نسیم

1613
02:30:14,318 --> 02:30:15,585
جِما، خودتی؟
[ جِما دوناتی، همسر دانته آلیگیری ]

1614
02:30:19,154 --> 02:30:22,919
آره، دانته‌ی عزیزم
واقعاً خودتی؟

1615
02:30:26,394 --> 02:30:31,565
‫بله، ولی این دفعه
‫از جنسِ شادی بی‌حد‌ و حصری‌ام

1616
02:30:36,085 --> 02:30:38,775
‫با این حرف،
‫روحم از کسوف بیدار شد

1617
02:30:39,465 --> 02:30:41,935
و اسم معشوقم را به زبان آورد

1618
02:30:43,470 --> 02:30:46,217
‫ای خدایی که از چشم انسان‌ها پنهانی،

1619
02:30:46,267 --> 02:30:49,603
‫من او را پیدا کردم

1620
02:30:49,627 --> 02:31:00,627
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1621
02:31:25,207 --> 02:31:26,780
‫♪ Into My Arms - Nick Cave & The Bad Seeds ♪

1622
02:31:26,805 --> 02:31:31,685
♪ من به خدای مداخله‌گر اعتقادی ندارم ♪

1623
02:31:36,985 --> 02:31:41,405
♪ ولی عزیزم، می‌دونم که تو اعتقاد داری ♪

1624
02:31:47,905 --> 02:31:52,605
♪ اما اگه باور داشتم، جلوش زانو می‌زدم و ازش می‌خواستم ♪

1625
02:31:58,265 --> 02:32:02,925
♪ که وقتی پای تو‌ در میونه، مداخله نکنه ♪

1626
02:32:05,715 --> 02:32:07,485
♪ حتی به یه تار موت دست نزنه ♪

1627
02:32:07,505 --> 02:32:11,544
♪ بذاره همون‌طور که هستی بمونی ♪

1628
02:32:11,569 --> 02:32:13,645
♪ و اگه حس کرد که باید هدایتت کنه ♪

1629
02:32:13,670 --> 02:32:16,380
♪ اون‌وقت به آغوش من هدایتت کنه ♪

1630
02:32:19,783 --> 02:32:24,209
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1631
02:32:25,295 --> 02:32:29,428
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1632
02:32:30,474 --> 02:32:34,521
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1633
02:32:35,826 --> 02:32:37,605
♪ به آغوش من ♪

1634
02:32:43,545 --> 02:32:48,005
♪ به وجود فرشته ها هم اعتقاد ندارم ♪

1635
02:32:53,945 --> 02:32:55,365
♪ اما با نگاه کردن به تو می‌گم ♪

1636
02:32:56,005 --> 02:32:58,525
♪ شاید وجود داشته باشن ♪

1637
02:33:04,265 --> 02:33:08,085
♪ اما اگه باور داشتم، همه‌شون رو فرا می‌خوندم ♪

1638
02:33:14,545 --> 02:33:18,565
♪ و ازشون می‌خواستم تا مراقب تو باشن ♪

1639
02:33:21,475 --> 02:33:26,857
♪ تا هرکدوم برات شمعی روشن کنن ♪
♪ تا مسیرت رو روشن و هموار بشه ♪

1640
02:33:28,105 --> 02:33:31,045
♪ تا مثل مسیح با شکوه و جلال راه بری ♪

1641
02:33:31,105 --> 02:33:33,451
♪ و به آغوش من راهنماییت کنن ♪

1642
02:33:36,514 --> 02:33:40,605
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1643
02:33:41,779 --> 02:33:45,764
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1644
02:33:46,875 --> 02:33:51,052
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1645
02:33:51,947 --> 02:33:54,517
♪ به آغوش من ♪

1646
02:34:01,545 --> 02:34:03,725
♪ اما من به عشق اعتقاد دارم ♪

1647
02:34:09,745 --> 02:34:12,885
♪ و میدونم تو هم باور داری ♪

1648
02:34:19,905 --> 02:34:24,245
♪ و من به یک راهی باور دارم که ♪

1649
02:34:29,825 --> 02:34:33,485
♪ ما می‌تونیم دو تایی توش گام برداریم ♪

1650
02:34:36,745 --> 02:34:39,205
♪پس شمع‌هاتون رو روشن نگه دارین ♪

1651
02:34:39,675 --> 02:34:42,365
♪ و سیاحتش رو روشن و ناب کنین ♪

1652
02:34:42,390 --> 02:34:45,625
♪ چرا که اون مدام برمی‌گرده، همیشه و تا ابد ♪

1653
02:34:50,118 --> 02:34:54,390
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1654
02:34:55,077 --> 02:34:59,538
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1655
02:35:00,281 --> 02:35:04,405
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1656
02:35:05,147 --> 02:35:08,015
♪ به آغوش من، خدایا ♪

