﻿1
00:01:34,458 --> 00:01:36,583
‏‫درود بر کالی، الهه‬

2
00:01:36,607 --> 00:01:46,607
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:02:19,042 --> 00:02:20,202
‏‫پارچه رو بده. پارچه رو بده.‬

4
00:02:25,542 --> 00:02:27,042
‏‫- چیه؟‬
‏‫- پسره.‬

5
00:02:27,333 --> 00:02:28,208
‏‫صبر کن.‬

6
00:02:28,292 --> 00:02:30,625
‏‫دوقلو بارداره.‬
‏‫بچه ی دیگه هم تو راهه.‬

7
00:02:46,667 --> 00:02:48,208
‏‫استاد. استاد.‬

8
00:02:51,333 --> 00:02:52,583
‏‫پسره.‬

9
00:02:53,625 --> 00:02:56,375
‏‫ولی دوقلو بارداره.‬

10
00:02:56,458 --> 00:02:57,579
‏‫یه بچه دیگه هم تو راهه.‬

11
00:03:13,458 --> 00:03:16,333
‏‫پسره.‬
‏‫خدایا شکرت!‬

12
00:03:16,417 --> 00:03:17,875
‏‫خدایا شکرت!‬

13
00:03:17,958 --> 00:03:19,279
‏‫این تنها چیزی بود که باید می‌دیدیم.‬

14
00:03:19,625 --> 00:03:21,208
‏‫چطور یه زن می‌تونه این مراسم رو اجرا کنه؟‬

15
00:03:22,625 --> 00:03:24,000
‏‫تو پسر رئیس دهکده‌ای.‬

16
00:03:24,208 --> 00:03:25,708
‏‫تو از یه خانواده‌ی اصیل هستی.‬

17
00:03:25,917 --> 00:03:27,167
چه آیینی با این‌ همه شکوه و اعتبار

18
00:03:27,917 --> 00:03:30,277
‏‫تو باید این افتخار رو می‌داشتی‬
‏‫که این مراسم مقدس رو رهبری کنی.‬

19
00:03:31,708 --> 00:03:34,208
‏‫جوی‌دِو، پدرت چطور اجازه داد‬
‏‫این اتفاق بیفته؟‬

20
00:03:34,292 --> 00:03:35,500
‏‫پدر نمی‌تونست دخالت کنه.‬

21
00:03:36,583 --> 00:03:38,500
‏‫اون ادعا کرد کالی، الهه‬
‏‫تو خوابش ظاهر شده.‬

22
00:03:39,125 --> 00:03:40,851
‏‫بنابراین، افتخار اجرای مراسم‬
‏‫بهش داده شد.‬

23
00:03:40,875 --> 00:03:41,917
‏‫این یه رسمه.‬

24
00:04:30,958 --> 00:04:31,958
‏‫دختره.‬

25
00:05:06,625 --> 00:05:07,667
‏‫شوبانکار.‬

26
00:05:12,417 --> 00:05:14,667
‏‫دخترم... بهش رحم کن.‬

27
00:05:15,000 --> 00:05:16,625
‏‫دخترم رو بهم برگردون.‬

28
00:05:17,833 --> 00:05:19,833
‏‫دخترم... دخترم رو بهم برگردون.‬

29
00:05:20,250 --> 00:05:23,667
‏‫بهش بده نه، نه.‬

30
00:05:23,750 --> 00:05:24,875
‏‫اون دختر منه.‬

31
00:05:25,583 --> 00:05:28,292
‏‫اون دختر توئه. نبرش.‬

32
00:05:28,375 --> 00:05:29,375
‏‫نه!‬

33
00:05:29,708 --> 00:05:33,625
‏‫نه، این کارو نکن. نکن.‬

34
00:05:34,000 --> 00:05:36,667
‏‫ولم کن! ولم کن! بذار برم!‬

35
00:05:37,292 --> 00:05:38,625
‏‫نبرش.‬

36
00:06:34,875 --> 00:06:38,458
‏‫وقتی اهریمن گناهش رو پخش می‌کنه‬

37
00:06:38,833 --> 00:06:42,042
‏‫اشک‌های دختر مثل خون توی خاک نفوذ می‌کنه‬

38
00:06:42,125 --> 00:06:45,833
‏‫خون دختر اهریمن رو نابود می‌کنه.‬

39
00:07:28,875 --> 00:07:29,875
‏‫توانمندسازی زنان.‬

40
00:07:30,500 --> 00:07:32,667
‏‫انرژی زنانه توسط.‬

41
00:07:33,000 --> 00:07:34,000
‏‫هفت الهه نشون داده می‌شه.‬

42
00:07:34,292 --> 00:07:36,833
‏‫و رهبرشون هم الهه کالیه.‬

43
00:07:37,708 --> 00:07:39,542
‏‫خانم آمبیکا، اون کیه؟‬

44
00:07:41,125 --> 00:07:43,250
‏‫اون راکتابیجه.‬

45
00:07:43,958 --> 00:07:45,458
‏‫یه اهریمن افسانه‌ای‬

46
00:07:46,083 --> 00:07:49,292
‏‫که همه خدایان رو شکست داد و از بهشت بیرونشون کرد.‬

47
00:07:49,500 --> 00:07:51,833
‏‫خدایان؟ شکست‌خورده توسط یه اهریمن؟‬

48
00:07:52,417 --> 00:07:55,542
‏‫اول جنگ، فقط خودش بود. تنها.‬

49
00:07:56,333 --> 00:07:58,292
‏‫ولی هر وقت خدایان ضربه‌ای بهش میزدن‬

50
00:07:58,750 --> 00:08:00,875
‏‫و خونش روی زمین می‌ریخت‬

51
00:08:01,375 --> 00:08:06,375
‏‫از هر قطره خونش یه اهریمن جدید بلند می‌شد.‬

52
00:08:06,958 --> 00:08:09,500
خونِ راکت ‌بیج مدام بر زمین می ‌چکید

53
00:08:09,667 --> 00:08:11,042
و دیوها هم چنان تکثیر می ‌شدند

54
00:08:11,333 --> 00:08:13,542
تشکیلِ یک ارتش

55
00:08:13,958 --> 00:08:15,042
بعدش چه اتفاقی افتاد خانم؟

56
00:08:15,625 --> 00:08:19,083
سپس خدایان از الهه پارواتی طلب یاری کردند

57
00:08:19,917 --> 00:08:23,792
او مادری بود و خدایان
همگی چون فرزندانش بودند

58
00:08:24,458 --> 00:08:28,250
و مادران چه می ‌کنند وقتی فرزندان‌شان در خطرند؟

59
00:08:28,750 --> 00:08:30,667
او هم خطرناک می ‌شود

60
00:08:31,625 --> 00:08:32,625
کاملا درسته

61
00:08:33,750 --> 00:08:37,500
پس در طغیانِ خشم ، پارواتی به کالی بدل شد

62
00:08:38,292 --> 00:08:40,292
خطرناک قدرتمند

63
00:08:41,083 --> 00:08:45,000
با هفت الهه هم‌ دست شد و رفت سراغ راکت ‌بیج

64
00:08:45,208 --> 00:08:48,583
کالی، با تبرِ خشمش ، راکت‌بیج را سر برید

65
00:08:48,833 --> 00:08:53,875
و خونش را می‌نوشید پیش از آنکه‌ بر زمین بریزد

66
00:08:54,083 --> 00:08:59,417
با این کار یکی ‌یکی تمام تجسدهای راکت‌بیج را نابود کرد

67
00:09:03,500 --> 00:09:04,667
خیلی ممنون

68
00:09:04,750 --> 00:09:06,550
بیایید، بچه‌ها دنبالم بیایید
ممنونم، خانم

69
00:09:06,708 --> 00:09:08,208
بیا از این طرف
بریم

70
00:09:08,292 --> 00:09:09,625
بریم بخش بعدی

71
00:09:11,208 --> 00:09:13,250
باید بگم ارائه‌ات واقعا چشمگیر بود

72
00:09:14,417 --> 00:09:15,417
ممنون

73
00:09:15,750 --> 00:09:17,711
واقعا معلومه چقدر با دل و جون توضیح دادی

74
00:09:17,750 --> 00:09:19,500
نمی‌خواستم حتی لحظه ‌ای چشم ازت بردارم

75
00:09:20,542 --> 00:09:22,417
راستی، من شووانکار داس گوپتا هستم.

76
00:09:23,125 --> 00:09:24,708
از آشنایی با شما خوشبختم آقای داس گوپتا

77
00:09:26,125 --> 00:09:30,417
‏‫ولی اگه زنت بفهمه با من لاس می‌زنی چی؟‬

78
00:09:32,125 --> 00:09:34,417
‏‫خب، تو این مورد، بهش می‌گم نمی‌تونه منو سرزنش کنه.‬

79
00:09:35,125 --> 00:09:37,458
‏‫قیافه‌ات خیلی شبیه زنمِ.‬

80
00:09:39,625 --> 00:09:42,292
‏‫خیلی مزخرفه. خیلی.‬

81
00:09:42,583 --> 00:09:43,625
‏‫شویتا کجاست؟‬

82
00:09:44,000 --> 00:09:45,000
‏‫اونجاست.‬

83
00:09:55,417 --> 00:09:56,417
‏‫بابا‬

84
00:09:57,208 --> 00:09:58,729
‏‫تعطیلات دیوالی نزدیکه.‬

85
00:09:59,292 --> 00:10:01,750
‏‫و معلم ادبیاتمون بهمون گفته‬

86
00:10:02,125 --> 00:10:06,458
‏‫باید بریم به دهاتمون و یه داستان قدیمی پیدا کنیم.‬

87
00:10:06,792 --> 00:10:10,458
‏‫بهترین داستان امسال تبدیل به نمایش مدرسه میشه.‬

88
00:10:11,000 --> 00:10:12,360
‏‫همه‌ش رو خودت درآوردی، نه؟‬

89
00:10:12,542 --> 00:10:14,083
‏‫می‌تونی به معلم زنگ بزنی.‬

90
00:10:16,250 --> 00:10:18,167
‏‫چرا امسال نریم شیملا؟‬

91
00:10:18,333 --> 00:10:19,333
‏‫ایده‌ی عالی‌ایه!‬

92
00:10:19,625 --> 00:10:21,875
‏‫دره‌های پوشیده از برف. مناظر دلربا.‬

93
00:10:22,667 --> 00:10:23,667
‏‫نظرت چیه عزیزم؟‬

94
00:10:24,000 --> 00:10:25,333
‏‫بی‌خیال بابا.‬

95
00:10:25,833 --> 00:10:27,458
‏‫دوباره داری بحث رو عوض می‌کنی.‬

96
00:10:27,625 --> 00:10:29,875
‏‫می‌دونی که دلم می‌خواد کجا برم.‬

97
00:10:30,708 --> 00:10:34,208
‏‫چاندراپور هنوز مثل من تو عصر حجره، عزیزم.‬

98
00:10:34,292 --> 00:10:35,792
‏‫هیچ شبکه‌ای نیست، اینترنت هم نداره.‬

99
00:10:35,875 --> 00:10:38,500
‏‫- دقیقا.‬
‏‫- آره. دو روز دیگه حوصله‌ات سر می‌ره.‬

100
00:10:39,667 --> 00:10:41,547
‏‫هر شهر دیگه‌ای رو انتخاب کن، عزیزم، می‌ریم اونجا.‬

101
00:10:42,083 --> 00:10:44,875
‏‫فقط نمی‌فهمم چش شده چاندراپور.‬

102
00:10:44,958 --> 00:10:46,583
‏‫چرا نمیتونم برم اونجا؟‬

103
00:10:50,250 --> 00:10:51,917
‏‫باید دیر یا زود بهش بگیم.‬

104
00:10:56,292 --> 00:10:57,500
‏‫اون فقط ۱۲ سالشه.‬

105
00:10:58,875 --> 00:10:59,875
‏‫نمیفهمه.‬

106
00:11:04,333 --> 00:11:05,333
‏‫میفهمه.‬

107
00:11:09,000 --> 00:11:10,083
‏‫و هرچی زودتر بهتر.‬

108
00:11:12,417 --> 00:11:13,417
‏‫فکر کنم حق با توئه.‬

109
00:11:15,167 --> 00:11:16,167
‏‫شاید برای اولین بار.‬

110
00:11:19,833 --> 00:11:22,042
‏‫حالا سیگار رو خاموش کن و بیا تو.‬

111
00:11:22,125 --> 00:11:23,542
‏‫- بیا. لطفا‬
‏‫- دارم میام. دارم میام.‬

112
00:11:24,292 --> 00:11:25,292
‏‫بفرمایید.‬

113
00:11:30,917 --> 00:11:31,917
‏‫بله، بیکاش. چی شده؟‬

114
00:11:57,917 --> 00:12:00,167
‏‫چی شده؟‬
‏‫همه چی روبه‌راهه؟‬

115
00:12:02,292 --> 00:12:03,625
‏‫از چاندورپور زنگ زدن.‬

116
00:12:05,833 --> 00:12:06,917
‏‫بابا فوت کرد.‬

117
00:12:09,042 --> 00:12:10,042
‏‫من‬

118
00:12:11,250 --> 00:12:12,250
‏‫خیلی متاسفم.‬

119
00:12:15,625 --> 00:12:17,083
‏‫باید همین الان برم، آمبی.‬

120
00:12:49,500 --> 00:12:50,500
‏‫چاندورپور؟‬

121
00:12:50,542 --> 00:12:51,542
‏‫آره.‬

122
00:12:51,958 --> 00:12:53,167
‏‫چرا به من نگفت؟‬

123
00:12:54,417 --> 00:12:55,292
‏‫میدونم چرا.‬

124
00:12:55,417 --> 00:12:57,583
‏‫به من نگفت چون اصرار میکردم که برم.‬

125
00:12:58,333 --> 00:13:01,042
‏‫یه اورژانسی بود عزیزم.‬
‏‫و تو خواب بودی.‬

126
00:13:01,542 --> 00:13:03,292
‏‫مامان، اورژانس چی بود؟‬

127
00:13:03,833 --> 00:13:05,958
‏‫حداقل می‌تونست خداحافظی کنه.‬

128
00:13:08,042 --> 00:13:09,042
‏‫خب‬

129
00:13:10,458 --> 00:13:13,250
‏‫پدربزرگت فوت کرد‬

130
00:13:14,167 --> 00:13:15,167
‏‫پدربزرگم؟‬

131
00:13:16,083 --> 00:13:19,417
‏‫- منظورت پدر باباست.‬
‏‫- آره.‬

132
00:13:19,583 --> 00:13:21,750
‏‫این همه سال پدربزرگم زنده بود‬

133
00:13:22,375 --> 00:13:25,125
‏‫و هیچ‌کدومتون به من نگفتید.‬

134
00:13:28,083 --> 00:13:31,958
‏‫یعنی پدربزرگم هم از من خبر نداشت.‬

135
00:13:33,167 --> 00:13:34,167
‏‫درسته، مامان؟‬

136
00:14:11,917 --> 00:14:13,667
‏‫موندم تا باهات ملاقات کنم، جوی‌دِو دا.‬

137
00:14:13,750 --> 00:14:14,750
‏‫واقعاً؟‬

138
00:14:15,250 --> 00:14:17,042
‏‫هنوز وقت رفتن پدرت نبود.‬

139
00:14:18,042 --> 00:14:19,708
‏‫وقتی فوت کرد، خیلی ناراحت شدم.‬

140
00:14:20,875 --> 00:14:22,333
‏‫جوی‌دِو دا‬

141
00:14:23,208 --> 00:14:26,042
‏‫یه کارگزار خوب سراغ داری؟‬

142
00:14:26,417 --> 00:14:27,917
‏‫کارگزار؟ برای چی؟‬

143
00:14:29,708 --> 00:14:31,375
‏‫می‌خوام این عمارت رو بفروشم.‬

144
00:14:31,958 --> 00:14:32,958
‏‫ولی چرا؟‬

145
00:14:33,125 --> 00:14:35,250
‏‫فقط یه عمارت نیست، میراث شماست.‬

146
00:14:38,250 --> 00:14:40,583
‏‫میراث ما یه نفرین بوده.‬

147
00:14:42,167 --> 00:14:44,500
‏‫و من علاقه‌ای به مراقبت از همچین میراثی ندارم.‬

148
00:14:45,625 --> 00:14:47,184
‏‫اونم تو یه دهکده پر از دیو.‬

149
00:14:47,208 --> 00:14:49,542
‏‫اوه، اون دیگه الان یه خاطره‌ست!‬

150
00:14:50,500 --> 00:14:51,792
‏‫دیگه هیچ‌کس بهش اعتقاد نداره.‬

151
00:14:52,333 --> 00:14:54,500
‏‫بچه‌ها به افسانه‌های دایتیا می‌خندن.‬

152
00:14:57,583 --> 00:14:58,583
‏‫باشه.‬

153
00:14:59,458 --> 00:15:00,708
‏‫یه کارگزار خوب بهت معرفی می‌کنم.‬

154
00:15:00,958 --> 00:15:02,167
‏‫ولی باید روش فکر کنی.‬

155
00:15:03,625 --> 00:15:04,667
‏‫خوب نمی‌شد‬

156
00:15:05,583 --> 00:15:09,750
‏‫اگه خانواده‌ات میراثت رو می‌دیدن؟‬

157
00:15:09,833 --> 00:15:11,083
‏‫زنت، دخترت.‬

158
00:15:11,292 --> 00:15:14,167
‏‫من دختر ندارم.‬
‏‫یه پسر دارم.‬

159
00:15:15,292 --> 00:15:17,000
‏‫لازم نیست از من چیزی رو پنهان کنی.‬

160
00:15:17,083 --> 00:15:18,684
‏‫پدرت درباره‌ی دخترت بهم گفت.‬

161
00:15:19,125 --> 00:15:20,292
‏‫ولی نگران نباش.‬

162
00:15:21,667 --> 00:15:24,542
‏‫هیچ‌کس تو روستا جز من اینو نمی‌دونه.‬

163
00:15:29,417 --> 00:15:30,417
‏‫بله، امبی. بگو.‬

164
00:15:30,750 --> 00:15:32,833
‏‫آره، شِیو. خوبی؟‬

165
00:15:33,292 --> 00:15:35,583
‏‫آره، تا یه ساعت دیگه دارم می‌رم.‬

166
00:15:36,333 --> 00:15:38,000
‏‫ساعت‌ها رانندگی کردی.‬

167
00:15:38,375 --> 00:15:40,458
‏‫- چرا امشب اینجا نمی‌مونی؟‬
‏‫- نه، امبی.‬

168
00:15:40,583 --> 00:15:42,584
‏‫من حتی یه دقیقه هم علاقه‌ای به موندن اینجا ندارم.‬

169
00:15:44,042 --> 00:15:45,208
‏‫خفه می‌شم.‬

170
00:15:45,917 --> 00:15:47,708
‏‫و ما این عمارت رو هم می‌فروشیم، امبی.‬

171
00:15:48,667 --> 00:15:50,875
‏‫من هیچ وابستگی به این مکان نمی‌خوام.‬

172
00:15:51,458 --> 00:15:52,458
‏‫بابا‬

173
00:15:53,125 --> 00:15:55,833
‏‫امبی، من کلیدا رو دارم.‬
‏‫پس می‌تونی بخوابی.‬

174
00:15:56,250 --> 00:15:57,250
‏‫به زودی می‌بینمت.‬

175
00:15:57,292 --> 00:15:59,167
‏‫باشه، خداحافظ.‬

176
00:16:01,792 --> 00:16:02,833
‏‫- بیکاش.‬
‏‫- بابا‬

177
00:16:03,333 --> 00:16:05,250
‏‫- از ویمال مراقبت کن داداش.‬
‏‫- حتماً.‬

178
00:16:05,917 --> 00:16:07,917
‏‫- اگه به چیزی احتیاج داشتی بهم زنگ بزن.‬
‏‫- باشه.‬

179
00:16:08,333 --> 00:16:09,333
‏‫دادا‬

180
00:16:10,417 --> 00:16:11,292
‏‫دادا‬

181
00:16:11,417 --> 00:16:12,667
‏‫اوه خدای من.‬

182
00:16:13,625 --> 00:16:15,458
‏‫- صدمه دیدی؟‬
‏‫- اشکالی نداره.‬

183
00:17:19,125 --> 00:17:20,125
‏‫مواظب باش‬

184
00:17:39,792 --> 00:17:41,708
‏‫- الو؟‬
‏‫- الو، امبی.‬

185
00:17:41,875 --> 00:17:43,875
‏‫بله، شیو.‬
‏‫نقاشی رو دیدی؟‬

186
00:17:43,958 --> 00:17:46,792
‏‫آره. شِویتا این چهره رو کجا دیده؟‬

187
00:17:46,958 --> 00:17:48,958
‏‫- کجا اون این چهره رو دید‬
‏‫- الو.‬

188
00:17:49,250 --> 00:17:50,958
‏‫الو. امبی، صدامو می‌شنوی؟‬

189
00:17:51,042 --> 00:17:52,500
‏‫- امبی.‬
‏‫- بله، شیو.‬

190
00:17:52,833 --> 00:17:54,083
‏‫الو، امبی. صدامو می‌شنوی؟‬

191
00:17:54,375 --> 00:17:55,625
‏‫شِویتا این چهره رو کجا دیده؟‬

192
00:17:57,167 --> 00:17:58,917
‏‫شِویتا این چهره رو کجا دیده؟‬

193
00:18:01,167 --> 00:18:02,958
‏‫الو، امبی. صدامو می‌شنوی؟‬

194
00:18:04,833 --> 00:18:06,292
‏‫صداتو نمی‌شنوم. شیو...‬

195
00:18:07,417 --> 00:18:08,417
‏‫اونجایی؟‬

196
00:18:17,417 --> 00:18:18,417
‏‫الو.‬

197
00:18:19,750 --> 00:18:20,750
‏‫الو، امبی.‬

198
00:18:21,167 --> 00:18:22,042
‏‫صدامو می‌شنوی؟‬

199
00:18:22,125 --> 00:18:25,167
‏‫الو، امبی.‬
‏‫الو، امبی. صدامو می‌شنوی؟‬

200
00:18:25,250 --> 00:18:26,333
‏‫امبی. امبی.‬

201
00:18:27,333 --> 00:18:28,625
‏‫الو. الو.‬

202
00:18:29,000 --> 00:18:30,042
‏‫آمی... صدامو می‌شنوی؟‬

203
00:18:31,125 --> 00:18:33,583
‏‫الو. آمی، صدامو می‌شنوی؟‬

204
00:18:33,833 --> 00:18:34,833
‏‫لعنتی!‬

205
00:18:41,875 --> 00:18:42,875
‏‫لعنتی!‬

206
00:20:16,500 --> 00:20:17,542
‏‫خسته بود.‬

207
00:20:18,000 --> 00:20:20,208
‏‫کنار جاده پارک کرده بود تا استراحت کنه.‬

208
00:20:21,292 --> 00:20:23,417
‏‫شاید سیگارش آتیش رو شروع کرده.‬

209
00:20:49,042 --> 00:20:50,122
‏‫سلام عروس خانم.‬

210
00:20:51,167 --> 00:20:53,625
‏‫من جویدو باندیوپادیای هستم.‬

211
00:20:53,708 --> 00:20:55,000
‏‫کدخدا چاندورپور.‬

212
00:20:56,333 --> 00:20:58,333
‏‫اگه کاری داشتی، از تماس گرفتن دریغ نکن.‬

213
00:20:59,083 --> 00:21:00,083
‏‫من اینجام.‬

214
00:21:00,458 --> 00:21:02,259
‏‫تو از حمایت کل چاندورپور برخورداری.‬

215
00:21:04,750 --> 00:21:05,750
‏‫بله.‬

216
00:21:07,000 --> 00:21:08,000
‏‫مواظب خودت باش.‬

217
00:21:08,625 --> 00:21:09,625
‏‫می‌بینمت.‬

218
00:21:16,625 --> 00:21:17,625
‏‫عزیزم‬

219
00:21:18,375 --> 00:21:19,625
‏‫یه چیزی بخور.‬

220
00:21:21,042 --> 00:21:22,583
‏‫از صبح هیچی نخوردی.‬

221
00:21:26,167 --> 00:21:27,625
‏‫تو این مواقع، لازمه که‬

222
00:21:31,625 --> 00:21:34,250
‏‫- لازمه.‬
‏‫- تو هم هیچی نخوردی.‬

223
00:21:45,042 --> 00:21:47,042
‏‫بیا اینجا. بیا اینجا.‬

224
00:21:53,208 --> 00:21:54,208
‏‫اشکالی نداره.‬

225
00:22:02,250 --> 00:22:03,583
‏‫دلم براش تنگ شده، مامان.‬

226
00:22:07,333 --> 00:22:08,708
‏‫منم دلم براش تنگ شده.‬

227
00:22:24,583 --> 00:22:25,792
‏‫امبی.‬

228
00:22:28,125 --> 00:22:29,667
‏‫امبی.‬

229
00:22:30,875 --> 00:22:32,250
‏‫آبیکیا.‬

230
00:22:53,750 --> 00:22:55,875
‏‫مامان، تلفن دارن.‬

231
00:22:59,500 --> 00:23:00,500
‏‫الو.‬

232
00:23:00,667 --> 00:23:02,208
‏‫الو، شِویتا جان.‬

233
00:23:02,417 --> 00:23:04,667
‏‫از طرف رئیس دهکده از چَندَپور دارم زنگ می‌زنم.‬

234
00:23:04,917 --> 00:23:07,333
‏‫مامانت کجاست؟ بهش بگو کار واجب دارم.‬

235
00:23:07,417 --> 00:23:08,417
‏‫کیه؟‬

236
00:23:09,083 --> 00:23:10,167
‏‫از چَندَپور.‬

237
00:23:12,875 --> 00:23:13,792
‏‫الو.‬

238
00:23:13,875 --> 00:23:17,042
‏‫الو، عروس گلم. خوبی؟‬

239
00:23:17,167 --> 00:23:18,167
‏‫همه چی روبراهه؟‬

240
00:23:18,708 --> 00:23:19,792
‏‫آره، همه چی خوبه.‬

241
00:23:20,333 --> 00:23:22,792
‏‫بگو ببینم، کار واجبی بود؟‬

242
00:23:22,875 --> 00:23:23,958
‏‫آره عزیزم.‬

243
00:23:24,667 --> 00:23:27,375
‏‫سه ماه از فوت شوبانکار می‌گذره.‬

244
00:23:27,625 --> 00:23:30,417
‏‫ولی یه چیزی هست که ذهنمو مشغول کرده.‬

245
00:23:31,375 --> 00:23:33,500
‏‫شوبانکار گفت می‌خواد عمارت رو بفروشه.‬

246
00:23:34,750 --> 00:23:38,042
‏‫آره، می‌دونم. بهم گفت.‬

247
00:23:38,375 --> 00:23:40,125
‏‫عالی. پس نصف کار حله.‬

248
00:23:40,417 --> 00:23:43,292
‏‫پس‌فردا یه دلال میاد که عمارت رو ببینه.‬

249
00:23:43,875 --> 00:23:46,500
‏‫اگه بتونی بیای اینجا، می‌تونیم کارای اداری رو تموم کنیم.‬

250
00:23:46,917 --> 00:23:48,317
‏‫پس‌فردا سخته.‬

251
00:23:49,500 --> 00:23:50,708
‏‫چرا خودت انجامش نمی‌دی؟‬

252
00:23:50,875 --> 00:23:53,208
‏‫من حاضرم هر چقدر که‬
‏‫کمیسیون می‌خوای، بدم.‬

253
00:23:53,292 --> 00:23:54,667
‏‫خواهش می‌کنم، عروسم.‬

254
00:23:55,625 --> 00:23:58,292
‏‫شما منو درست نمی‌فهمی.‬

255
00:23:58,375 --> 00:24:00,875
‏‫فقط می‌خوام وصیت آخر‬
‏‫شوبانکار انجام بشه،‬

256
00:24:01,375 --> 00:24:03,292
‏‫تا روحش در آرامش باشه.‬

257
00:24:03,375 --> 00:24:05,417
‏‫همین همه‌چیزیه که می‌خوام. نه بیشتر.‬

258
00:24:06,917 --> 00:24:08,083
‏‫تلاش می‌کنم.‬

259
00:24:08,542 --> 00:24:10,000
‏‫باشه. پس می‌بینمتون.‬

260
00:24:11,917 --> 00:24:13,833
‏‫می‌خوایم بریم چنده‌پور؟‬

261
00:24:15,833 --> 00:24:16,833
‏‫من دارم می‌رم.‬

262
00:24:18,042 --> 00:24:19,442
‏‫شما پیش عمه ریتی می‌مونی.‬

263
00:24:20,958 --> 00:24:23,292
‏‫نه، مامان. منم دارم میام.‬

264
00:24:24,083 --> 00:24:26,375
‏‫- تو نمی‌تونی بیای عزیزم.‬
‏‫- چرا نمی‌تونم؟‬

265
00:24:27,333 --> 00:24:30,167
‏‫- نمی‌فهمی، این‬

266
00:24:30,417 --> 00:24:32,625
‏‫من نمی‌تونم شما رو تنها بذارم.‬

267
00:24:33,375 --> 00:24:36,500
‏‫- فقط دو روزه.‬
‏‫- حتی بابا هم تنها رفت.‬

268
00:24:37,292 --> 00:24:38,625
‏‫متوجه نیستی؟‬

269
00:24:39,167 --> 00:24:41,000
‏‫چی می‌شه اگه شما هم‬

270
00:24:47,292 --> 00:24:49,083
‏‫من خیلی دلم براش تنگ شده، مامان.‬

271
00:24:50,083 --> 00:24:52,542
‏‫من حتی نتونستم یه‬
‏‫خداحافظی درست و حسابی هم با بابا بکنم.‬

272
00:24:54,292 --> 00:24:55,625
‏‫لطفا بذار منم بیام.‬

273
00:24:55,875 --> 00:25:00,458
‏‫و قول می‌دم دیگه بعد از این‬
‏‫حتی اسم چنده‌پور رو هم نیارم.‬

274
00:25:04,708 --> 00:25:05,708
‏‫باشه.‬

275
00:25:11,667 --> 00:25:17,250
‏‫وقتی تو کنارمی‬
‏‫توی هر دوراهی‬

276
00:25:17,583 --> 00:25:22,375
‏‫مسیر نگرانم نمی‌کنه‬

277
00:25:23,500 --> 00:25:29,125
‏‫بالا پایینا رو با هم قبول دارم‬

278
00:25:29,583 --> 00:25:33,667
‏‫وقتی تو همراهمی‬

279
00:25:34,333 --> 00:25:40,000
‏‫تو دلیل لبخندمی‬

280
00:25:40,500 --> 00:25:47,208
‏‫وجودت‬
‏‫مثل ضربان قلبمه‬

281
00:25:47,292 --> 00:25:48,958
‏‫ای مهربون من‬

282
00:25:49,958 --> 00:25:54,917
‏‫ای مهربون من‬
‏‫من وقتی هستم که تو هستی‬

283
00:25:55,083 --> 00:26:01,042
‏‫بگو چجوری میخوام‬
‏‫بدون تو زندگی کنم‬

284
00:26:01,958 --> 00:26:06,917
‏‫ای مهربون من‬
‏‫من وقتی هستم که تو هستی‬

285
00:26:07,042 --> 00:26:13,958
‏‫بگو چجوری میخوام‬
‏‫بدون تو زندگی کنم‬

286
00:26:47,667 --> 00:26:48,667
‏‫مامان!‬

287
00:26:56,792 --> 00:26:58,512
‏‫تمام روز مشغول شیطنت‬

288
00:26:59,458 --> 00:27:02,042
‏‫- ماشین رو ندیدی که داره میاد؟‬
‏‫- نه، نه...‬

289
00:27:02,292 --> 00:27:04,333
‏‫سرزنشش نکن.‬
‏‫تقصیر من بود. خیلی متاسفم.‬

290
00:27:04,625 --> 00:27:05,625
‏‫خوبی؟‬

291
00:27:05,792 --> 00:27:06,792
‏‫آسیب دیدی؟‬

292
00:27:09,917 --> 00:27:10,917
‏‫اسمت چیه؟‬

293
00:27:11,250 --> 00:27:12,333
‏‫دیپیکا.‬

294
00:27:13,250 --> 00:27:14,250
‏‫دیپیکا‬

295
00:27:15,292 --> 00:27:16,292
‏‫ایشون شِوَتا هستن.‬

296
00:27:16,542 --> 00:27:17,542
‏‫بهش سلام کن.‬

297
00:27:20,375 --> 00:27:23,708
‏‫من بیکشم.‬
‏‫اینم زنم، ناندینی.‬

298
00:27:25,833 --> 00:27:26,833
‏‫بیا.‬

299
00:27:36,750 --> 00:27:38,250
‏‫این شکلات مورد علاقه‌مه.‬

300
00:27:51,125 --> 00:27:52,125
‏‫وای.‬

301
00:27:53,958 --> 00:27:55,500
‏‫من عاشق اینجام، مامان.‬

302
00:29:02,000 --> 00:29:03,000
‏‫اون پدربزرگه؟‬

303
00:29:05,792 --> 00:29:06,792
‏‫آره.‬

304
00:29:08,042 --> 00:29:09,083
‏‫اون پدربزرگته.‬

305
00:29:10,708 --> 00:29:13,417
‏‫خواهر، می‌دونی‬

306
00:29:13,833 --> 00:29:15,958
‏‫توی این عمارت سی تا اتاق هست؟‬

307
00:29:16,667 --> 00:29:17,667
‏‫دروغ میگی.‬

308
00:29:17,958 --> 00:29:18,958
‏‫چرا باید دروغ بگم؟‬

309
00:29:19,667 --> 00:29:21,375
‏‫بیا بشماریمشون. زود باش.‬

310
00:29:34,042 --> 00:29:35,042
‏‫- گوش کن.‬
‏‫- بله.‬

311
00:29:36,375 --> 00:29:37,833
‏‫اون دختر شوبانکار دا هست؟‬

312
00:29:38,583 --> 00:29:39,667
‏‫- ولی‬
‏‫- هیس. هیس.‬

313
00:29:39,833 --> 00:29:40,833
‏‫خفه شو.‬

314
00:29:41,083 --> 00:29:42,083
‏‫برو چایی درست کن.‬

315
00:29:42,167 --> 00:29:43,708
‏‫- ولی‬
‏‫- گفتم برو چایی درست کن.‬

316
00:29:45,333 --> 00:29:48,333
‏‫و این اتاق شماره هشت و نه هست.‬

317
00:29:50,583 --> 00:29:51,583
‏‫اتاق شماره ده.‬

318
00:29:52,625 --> 00:29:53,833
‏‫اتاق شماره یازده.‬

319
00:29:55,375 --> 00:29:56,708
‏‫اتاق شماره دوازده.‬

320
00:29:57,042 --> 00:29:58,042
‏‫- بیکاش دا.‬
‏‫- بله؟‬

321
00:29:58,375 --> 00:30:00,292
‏‫چرا معبد قفله؟‬

322
00:30:00,542 --> 00:30:01,583
‏‫اتاق شماره چهارده.‬

323
00:30:02,083 --> 00:30:04,000
‏‫- خب، بریم بالا.‬
‏‫- آره، بریم.‬

324
00:30:07,000 --> 00:30:08,958
‏‫چهل ساله که قفله، خواهر.‬

325
00:30:09,917 --> 00:30:11,797
‏‫کالی الهه توی خواب هیچکس ظاهر نشده.‬

326
00:30:12,542 --> 00:30:13,542
‏‫یعنی چی؟‬

327
00:30:13,917 --> 00:30:15,125
‏‫یه رسمه، خواهر.‬

328
00:30:15,875 --> 00:30:18,417
‏‫وقتی کالی، الهه، توی خواب کسی ظاهر شه،‬

329
00:30:18,833 --> 00:30:20,417
‏‫فقط اون موقع درای معبد باز می‌شن.‬

330
00:30:21,333 --> 00:30:24,083
‏‫و فقط کسی که الهه رو توی خوابش ببینه‬

331
00:30:24,167 --> 00:30:26,083
‏‫افتخار انجام مناسک رو پیدا می‌کنه.‬

332
00:30:28,833 --> 00:30:30,333
‏‫بازی الهی کالی اینجوریه.‬

333
00:30:31,083 --> 00:30:33,375
‏‫چهل ساله که توی خواب کسی ظاهر نشده.‬

334
00:30:37,000 --> 00:30:38,440
‏‫چند وقته اینجا کار می‌کنی؟‬

335
00:30:38,500 --> 00:30:40,083
‏‫ما نسل‌هاست که اینجا کار می‌کنیم.‬

336
00:30:40,708 --> 00:30:43,042
‏‫پدرم پنجاه سال برای این خانواده خدمت کرد.‬

337
00:30:43,333 --> 00:30:45,667
‏‫وقتی دو سال پیش مریض شد‬

338
00:30:46,083 --> 00:30:47,875
‏‫من و ناندینی جای پدرشو گرفتیم.‬

339
00:30:49,500 --> 00:30:50,500
‏‫پنجاه سال‬

340
00:30:52,667 --> 00:30:54,208
‏‫می‌تونم پدرتو ببینم؟‬

341
00:30:54,917 --> 00:30:57,542
‏‫پدرم؟ اما چه فایده‌ای داره؟‬

342
00:30:57,625 --> 00:30:59,250
‏‫هیچی از حرفای کسی نمی‌فهمه.‬

343
00:30:59,333 --> 00:31:01,208
‏‫فقط اونجا دراز می‌کشه.‬

344
00:31:02,125 --> 00:31:03,125
‏‫باشه، باشه.‬

345
00:31:03,167 --> 00:31:06,042
‏‫وقتی اصرار داری، می‌برمت پیشش.‬

346
00:31:06,375 --> 00:31:07,375
‏‫پدر.‬

347
00:31:08,833 --> 00:31:11,833
‏‫اتاق بیست و هفت، بیست و هشت.‬

348
00:31:13,083 --> 00:31:16,250
‏‫اتاق بیست و نه و اونم سی.‬

349
00:31:26,167 --> 00:31:27,167
‏‫سلام.‬

350
00:31:27,875 --> 00:31:28,875
‏‫من آمبیکا هستم.‬

351
00:31:30,292 --> 00:31:31,417
‏‫زن شوبانکار.‬

352
00:31:32,375 --> 00:31:35,750
‏‫سال‌ها برای خونواده‌ی ما زحمت کشیدی‬

353
00:31:36,583 --> 00:31:39,708
‏‫و می‌خوام بابتش ازت تشکر کنم.‬

354
00:31:43,583 --> 00:31:46,750
‏‫پدربزرگ، ببین کی اینجاست.‬

355
00:31:47,708 --> 00:31:49,917
‏‫اون دوستمه. یه نگاه بنداز.‬

356
00:31:50,542 --> 00:31:51,542
‏‫ببین.‬

357
00:31:52,375 --> 00:31:53,375
‏‫یه نگاه بنداز.‬

358
00:31:55,833 --> 00:31:57,792
‏‫ببین، اون دوستمِ.‬

359
00:31:58,625 --> 00:31:59,625
‏‫ببین‬

360
00:32:02,958 --> 00:32:03,958
‏‫عقلتو از دست دادی؟‬

361
00:32:07,208 --> 00:32:08,208
‏‫همه چی ردیفه؟‬

362
00:32:08,458 --> 00:32:10,500
‏‫آره خواهر، همه چی ردیفه.‬

363
00:32:11,042 --> 00:32:12,875
‏‫بیا، خونه رو بهت نشون بدم.‬

364
00:32:20,333 --> 00:32:22,625
‏‫انگار زود با دیپیکا دوست شدی.‬

365
00:32:22,917 --> 00:32:26,250
‏‫آره، ولی فکر کنم مامانش زیاد ازم خوشش نمیاد.‬

366
00:32:29,208 --> 00:32:31,875
‏‫- چیز دیگه‌ای لازم داری خواهر؟‬
‏‫- نه، ممنون.‬

367
00:32:42,833 --> 00:32:43,875
‏‫غذا خوب بود خواهر؟‬

368
00:32:44,250 --> 00:32:45,667
‏‫آره، خوب بود.‬

369
00:32:46,083 --> 00:32:48,500
‏‫ناندینی آشپز خیلی خوبیه.‬

370
00:32:52,083 --> 00:32:53,542
‏‫غذا چطور بود؟‬

371
00:32:53,667 --> 00:32:54,667
‏‫خوب بود.‬

372
00:32:57,208 --> 00:32:59,458
‏‫بیکاش‌دا، دلال، فردا صبح می‌رسه.‬

373
00:33:00,125 --> 00:33:01,542
‏‫همین که رسید، بهم خبر بده.‬

374
00:33:02,250 --> 00:33:03,250
‏‫چشم خواهر.‬

375
00:33:06,042 --> 00:33:07,042
‏‫شب بخیر.‬

376
00:33:12,125 --> 00:33:13,167
‏‫بدبخت شدیم.‬

377
00:33:13,625 --> 00:33:15,750
‏‫- مامان.‬
‏‫- همه چی از هم می‌پاشه.‬

378
00:33:16,833 --> 00:33:18,250
‏‫همه چی خراب میشه.‬

379
00:33:18,500 --> 00:33:20,792
‏‫هیچ‌کس نمی‌تونه از این نفرین فرار کنه.‬

380
00:33:20,875 --> 00:33:22,125
‏‫همه قراره بمیرن.‬

381
00:33:22,333 --> 00:33:24,958
‏‫- پدر، بیا.‬
‏‫- همه می‌میرن.‬

382
00:33:25,042 --> 00:33:26,184
‏‫- همه چی رو به زوال میره.‬
‏‫- پدر.‬

383
00:33:26,208 --> 00:33:28,750
‏‫ببخشیدش خواهر.‬
‏‫سال‌هاست که حرف نزده.‬

384
00:33:28,958 --> 00:33:30,000
‏‫و حالا یهو‬

385
00:33:30,083 --> 00:33:33,542
‏‫- همه برن بیرون.‬
‏‫- پدر، بریم...‬

386
00:33:33,625 --> 00:33:36,917
‏‫- همه قراره بمیریم.‬
‏‫- پدر...‬

387
00:33:43,417 --> 00:33:46,208
‏‫مامان، چی داشت می‌گفت؟‬

388
00:33:47,875 --> 00:33:50,375
‏‫هیچی عزیزم. حالش خوب نیست.‬

389
00:33:51,625 --> 00:33:52,542
‏‫می‌دونم مامان.‬

390
00:33:52,625 --> 00:33:55,542
‏‫ولی منظورش از حرفاش چی بود؟‬

391
00:33:57,708 --> 00:34:01,958
‏‫اون شوتا، اینجا یه جای غریبیه.‬

392
00:34:02,708 --> 00:34:05,375
‏‫پس بدون اینکه به مامانت بگی، دور نشو، باشه؟‬

393
00:34:05,875 --> 00:34:06,875
‏‫خیلی باحال.‬

394
00:35:28,125 --> 00:35:30,417
‏‫- سلام. سلام.‬
‏‫- سلام عروس.‬

395
00:35:30,500 --> 00:35:32,583
‏‫ایشون ساتیا بابو هستن.‬
‏‫نماینده‌ی املاک.‬

396
00:35:32,833 --> 00:35:34,542
‏‫- منظورم‬
‏‫- دلال.‬

397
00:35:34,625 --> 00:35:36,208
‏‫- دلال.‬
‏‫- سلام.‬

398
00:35:36,750 --> 00:35:40,417
‏‫اگه بتونید این فروش رو فوری انجام بدید‬

399
00:35:40,708 --> 00:35:43,833
‏‫اگه پیشنهاد خوبی باشه‬
‏‫من حاضرم سریع معامله کنم.‬

400
00:35:45,167 --> 00:35:46,917
‏‫این چیه؟ یه میمون لانگور.‬

401
00:35:47,875 --> 00:35:49,542
‏‫نه. یه میمون.‬

402
00:35:51,792 --> 00:35:53,152
‏‫خب، یکی از عکسهاتو نشونم بده.‬

403
00:35:56,917 --> 00:35:58,458
‏‫- این یکی‬
‏‫- باشه‬

404
00:36:02,500 --> 00:36:03,750
‏‫من کی اینو گرفتم؟‬

405
00:36:05,125 --> 00:36:06,125
‏‫نشونم بده.‬

406
00:36:09,583 --> 00:36:11,250
‏‫تو رفتی نزدیک خرابه‌ها؟‬

407
00:36:12,333 --> 00:36:14,542
‏‫خرابه‌ها؟ نه.‬

408
00:36:14,833 --> 00:36:16,083
‏‫پس چطور اینو گرفتی؟‬

409
00:36:16,958 --> 00:36:18,292
‏‫درختش اونجاست.‬

410
00:36:18,917 --> 00:36:23,000
‏‫شانس اینکه یه پیشنهاد خوب بگیری، خیلی کمه خواهر.‬

411
00:36:24,083 --> 00:36:28,333
‏‫- منظورت چیه؟‬
‏‫- فروش خونه تو این روستا سخته.‬

412
00:36:28,417 --> 00:36:30,500
‏‫- فهمیدی؟‬
‏‫- هی! چی داری میگی؟‬

413
00:36:30,625 --> 00:36:32,375
‏‫تو یه چیز دیگه به من گفتی.‬

414
00:36:32,708 --> 00:36:34,434
‏‫و حالا یه حرف دیگه به عروس میزنی.‬

415
00:36:34,458 --> 00:36:36,292
‏‫رئیس، من نیستم‬

416
00:36:36,375 --> 00:36:37,768
‏‫مردم همه روستاها اینو میگن.‬

417
00:36:37,792 --> 00:36:38,792
‏‫چی میگن؟‬

418
00:36:39,417 --> 00:36:41,500
‏‫میگن این عمارت نفرین شده.‬

419
00:36:41,583 --> 00:36:42,583
‏‫خفه شو.‬

420
00:36:42,708 --> 00:36:44,250
‏‫اون آدما حتی میگن‬

421
00:36:44,375 --> 00:36:46,708
‏‫که یه جادوگر تو روستاتون بچه ها رو میخوره.‬

422
00:36:46,833 --> 00:36:47,708
‏‫- درسته؟‬
‏‫- آره.‬

423
00:36:47,792 --> 00:36:49,583
‏‫خفه شو. چرت و پرت نگو.‬

424
00:36:50,125 --> 00:36:51,458
‏‫میشه اونجارو نشونم بدی؟‬

425
00:36:51,958 --> 00:36:55,875
‏‫نه خواهر. دعوا میشم. هیچکس اونجا نمیره.‬

426
00:36:56,500 --> 00:36:57,375
‏‫چرا؟‬

427
00:36:57,458 --> 00:37:01,000
‏‫همه میگن اینجا خونه‌ی دایتیـه.‬

428
00:37:01,750 --> 00:37:04,917
‏‫- کی؟‬
‏‫- دایتی. اون دیو!‬

429
00:37:05,000 --> 00:37:06,667
‏‫عروس، اینا همش چرت و پرته.‬

430
00:37:07,083 --> 00:37:08,167
‏‫به این حرفا گوش نده.‬

431
00:37:08,250 --> 00:37:09,333
‏‫- اما، رئیس‬
‏‫- ساکت.‬

432
00:37:10,417 --> 00:37:13,083
‏‫میدونم همش یه نمایشه که قیمت رو بیارن پایین.‬

433
00:37:13,167 --> 00:37:15,184
‏‫- اصلاً اینطور نیست، خواهر.‬
‏‫- برو. همین الان برو.‬

434
00:37:15,208 --> 00:37:17,083
‏‫- گفتم برو. همین الان برو. برو دیگه.‬
‏‫- خواهر...‬

435
00:37:20,833 --> 00:37:23,125
‏‫نگران نباش عروس. من رئیس این دهکده‌ام.‬

436
00:37:23,208 --> 00:37:24,833
‏‫این دهکده مسئولیتش با منه.‬

437
00:37:25,250 --> 00:37:28,208
‏‫من درستش میکنم. یه دلال دیگه پیدا میکنم.‬

438
00:37:29,875 --> 00:37:31,042
‏‫اونا دیگه کین؟‬

439
00:37:32,167 --> 00:37:33,167
‏‫هی‬

440
00:37:33,250 --> 00:37:37,042
‏‫قبلاً خانواده‌ی شوانکار رو ندیده بودن.‬

441
00:37:38,208 --> 00:37:39,208
‏‫من درستش میکنم.‬

442
00:37:39,500 --> 00:37:41,667
‏‫چیه؟ به چی نگاه می‌کنید؟ برید کنار.‬

443
00:37:42,167 --> 00:37:45,458
‏‫دایتی فقط تو قصه‌هاست‬
‏‫نه تو واقعیت.‬

444
00:37:45,750 --> 00:37:47,500
‏‫حالا به من نشون بدید این درخته کجاست.‬

445
00:37:47,583 --> 00:37:49,708
‏‫نه خواهر، تو نمیفهمی.‬

446
00:37:49,792 --> 00:37:51,352
‏‫اشکال نداره، ما از دور نگاه میکنیم.‬

447
00:37:51,417 --> 00:37:52,518
‏‫- نزدیکش نمیریم.‬
‏‫- نه، نه‬

448
00:37:52,542 --> 00:37:53,542
‏‫دیپو، زود بیا.‬

449
00:38:03,125 --> 00:38:04,205
‏‫ما باید از اینجا بریم؟‬

450
00:38:06,125 --> 00:38:08,125
‏‫خرابه‌ها درست پشت عمارتن.‬

451
00:38:08,375 --> 00:38:09,833
‏‫جنگل از اونجا دیده میشه.‬

452
00:38:10,125 --> 00:38:11,333
‏‫این منصفانه‌س؟‬

453
00:38:12,500 --> 00:38:13,500
‏‫همه برین خونه.‬

454
00:38:15,667 --> 00:38:16,958
‏‫برین دیگه. چیزی نیست که بخواین ببینید.‬

455
00:38:17,750 --> 00:38:19,875
‏‫هی، برین دیگه. زود باشین.‬

456
00:38:20,333 --> 00:38:22,292
‏‫بجنبید دیگه.‬

457
00:38:22,875 --> 00:38:24,542
‏‫برین دیگه. برین.‬

458
00:38:48,292 --> 00:38:50,958
‏‫اونجا. اون درخته.‬

459
00:38:58,708 --> 00:38:59,708
‏‫زود باشین.‬

460
00:39:05,333 --> 00:39:06,333
‏‫چی شد؟‬

461
00:39:06,667 --> 00:39:07,667
‏‫چرا ترسیدی ؟‬

462
00:39:08,083 --> 00:39:09,364
‏‫فقط می‌خوایم یه نگاهی بندازیم.‬

463
00:39:09,417 --> 00:39:11,958
‏‫نه خواهر. بیشتر از این نمی‌تونیم بریم.‬

464
00:39:12,417 --> 00:39:13,667
‏‫دایتا ما رو می‌بینه.‬

465
00:39:14,833 --> 00:39:15,833
‏‫زود باشین.‬

466
00:39:16,000 --> 00:39:18,500
‏‫تو برو یه نگاهی بنداز.‬
‏‫من اینجا امن‌ترم.‬

467
00:40:24,500 --> 00:40:25,625
‏‫من بهت هشدار دادم.‬

468
00:40:26,500 --> 00:40:29,333
‏‫منم همینطور. ولی اون گوش نکرد.‬

469
00:40:30,500 --> 00:40:32,750
‏‫من فقط اومدم اون درختو ببینم.‬

470
00:40:33,833 --> 00:40:35,917
‏‫بیا از اینجا بریم. زود باش.‬

471
00:41:17,583 --> 00:41:19,750
‏‫- مامان، بریم دیگه.‬
‏‫- تو برو، منم دارم میام.‬

472
00:41:38,333 --> 00:41:39,854
‏‫من همه جا دنبالت گشتم توی دهکده.‬

473
00:41:40,250 --> 00:41:41,250
‏‫چرا اومدی اینجا؟‬

474
00:41:42,250 --> 00:41:44,250
‏‫معمولاً تو تموم روز به من می‌چسبی.‬

475
00:41:44,375 --> 00:41:45,375
‏‫امروز چی عوض شده؟‬

476
00:41:47,167 --> 00:41:48,351
‏‫این چیزای شهری رفته تو سرت.‬

477
00:41:48,375 --> 00:41:50,625
‏‫– زود باش دیگه. – مامان، دلم درد می‌کنه.‬

478
00:41:50,833 --> 00:41:52,083
‏‫بس کن این بهونه‌ها رو دیپو.‬

479
00:41:52,333 --> 00:41:53,708
‏‫– بریم خونه. – ناندینی.‬

480
00:41:57,500 --> 00:41:59,220
‏‫دخترت داره وارد دنیای زنونگی می‌شه.‬

481
00:41:59,833 --> 00:42:00,833
‏‫تبریک می‌گم.‬

482
00:42:12,750 --> 00:42:14,500
‏‫ما رو حفظ کن، الهه کالی.‬

483
00:42:15,333 --> 00:42:18,042
‏‫ما رو حفظ کن، الهه کالی. ای الهه کالی‬

484
00:42:18,375 --> 00:42:20,500
‏‫دیپیکا پریود شده مامان؟‬

485
00:42:21,417 --> 00:42:22,417
‏‫آره.‬

486
00:42:23,167 --> 00:42:25,792
‏‫پس چرا مامانش این‌قدر عصبانیه؟‬

487
00:42:27,667 --> 00:42:28,667
‏‫ولش کن.‬

488
00:42:29,167 --> 00:42:31,625
‏‫وقتی تو پریود بشی جشن می‌گیریم.‬

489
00:42:32,583 --> 00:42:34,417
‏‫کی برای پریود جشن می‌گیره؟‬

490
00:42:34,708 --> 00:42:37,000
‏‫چند تا کشور توی دنیا هستن که این کارو می‌کنن.‬

491
00:42:37,292 --> 00:42:39,667
‏‫و توی کشور ما هم یه رسم قدیمی هست.‬

492
00:42:40,708 --> 00:42:42,250
‏‫من کی پریود می‌شم؟‬

493
00:42:43,625 --> 00:42:45,083
‏‫تو الان ۱۲ سالت شده.‬

494
00:42:45,167 --> 00:42:46,917
‏‫پس دیگه نزدیکه.‬

495
00:42:50,875 --> 00:42:51,875
‏‫جلال بر الهه کالی.‬

496
00:42:52,042 --> 00:42:53,042
‏‫ما رو حفظ کن، ای الهه.‬

497
00:42:53,708 --> 00:42:55,625
‏‫جلال بر الهه کالی. ما رو حفظ کن، ای الهه.‬

498
00:42:55,708 --> 00:42:58,917
‏‫– مامان، چشمام می‌سوزه
ما رو حفظ کن‬

499
00:42:59,417 --> 00:43:00,417
‏‫چشماتو ببند.‬

500
00:43:01,083 --> 00:43:02,324
‏‫جرات داری پنجره رو باز کنی!‬

501
00:43:03,083 --> 00:43:04,833
‏‫آروم بشین. زود برمی‌گردم.‬

502
00:43:05,500 --> 00:43:08,875
‏‫کالی، محافظت‌مون کن.‬
‏‫محافظت‌مون کن...‬

503
00:45:19,500 --> 00:45:20,542
‏‫مامان.‬

504
00:45:21,458 --> 00:45:22,458
‏‫مامان.‬

505
00:45:24,792 --> 00:45:27,458
‏‫مامان!‬

506
00:45:30,417 --> 00:45:31,417
‏‫دیپو!‬

507
00:45:39,417 --> 00:45:40,417
‏‫دیپو.‬

508
00:45:40,958 --> 00:45:41,958
‏‫دیپو.‬

509
00:45:42,375 --> 00:45:43,375
‏‫دیپو.‬

510
00:45:43,833 --> 00:45:44,833
‏‫دیپو!‬

511
00:45:45,458 --> 00:45:46,458
‏‫دیپو!‬

512
00:45:47,042 --> 00:45:48,042
‏‫دیپو!‬

513
00:45:48,625 --> 00:45:49,625
‏‫دیپو.‬

514
00:45:50,292 --> 00:45:51,167
‏‫دیپو!‬

515
00:45:51,250 --> 00:45:53,458
‏‫- دیپو!‬
‏‫- چی شده بیکاش دا؟‬

516
00:45:54,333 --> 00:45:57,542
‏‫دیپیکا توی اتاقش نیست، خواهر.‬

517
00:45:58,375 --> 00:46:00,458
‏‫حتما توی یکی از اتاقای دیگه‌ست.‬

518
00:46:00,542 --> 00:46:01,833
‏‫دایتیا بردش.‬

519
00:46:03,000 --> 00:46:05,417
‏‫آمساجا دیپوی منو برد.‬

520
00:46:05,500 --> 00:46:06,750
‏‫چه مزخرفاتی میگی ناندینی!‬

521
00:46:07,083 --> 00:46:09,004
‏‫خوب نگاه کن.‬
‏‫توی یکی از اتاقای بغلی نگاه کن.‬

522
00:46:09,083 --> 00:46:10,458
‏‫- این همه اتاق هست‬
‏‫- خواهر‬

523
00:46:10,542 --> 00:46:13,458
‏‫دیپو هیچ‌ وقت بدون اینکه اول بهمون بگه جایی نمیره.‬

524
00:46:14,458 --> 00:46:15,833
‏‫بردش.‬

525
00:46:16,000 --> 00:46:17,750
‏‫دخترمون‬

526
00:46:19,333 --> 00:46:21,292
‏‫دخترمون.‬

527
00:46:22,208 --> 00:46:24,542
‏‫این تقصیر توئه.‬

528
00:46:25,333 --> 00:46:27,833
‏‫این تقصیر شوونکاره.‬

529
00:46:28,708 --> 00:46:30,208
‏‫اصلا چرا اومدی اینجا؟‬

530
00:46:30,292 --> 00:46:32,417
‏‫- چی داری میگی؟‬
‏‫- خفه شو!‬

531
00:46:32,667 --> 00:46:35,250
‏‫دیپو هیچ وقت نزدیک ویرونه‌ها نمیره.‬

532
00:46:35,333 --> 00:46:36,875
‏‫اون مجبورش کرد بره اونجا.‬

533
00:46:37,792 --> 00:46:41,000
‏‫و اون دیو، دیپوی منو دید.‬

534
00:46:44,958 --> 00:46:46,125
‏‫دیپوی من.‬

535
00:46:48,792 --> 00:46:50,458
‏‫حتما تو رو هم دیده.‬

536
00:46:52,417 --> 00:46:54,292
‏‫اونم میاد سراغ تو.‬
‏‫فقط صبر کن و ببین.‬

537
00:46:54,375 --> 00:46:56,125
‏‫- اون تورو هم میبره‬
‏‫- بسه ناندینی.‬

538
00:46:57,000 --> 00:46:58,958
‏‫بیکاش، کنترلش کن.‬
‏‫مزخرف میگه.‬

539
00:46:59,042 --> 00:47:00,042
‏‫هیس. ساکت.‬

540
00:47:00,208 --> 00:47:02,129
‏‫- برید تو. فقط برید.‬
‏‫- از وقتی شما دوتا اومدید اینجا,‬

541
00:47:02,208 --> 00:47:03,649
‏‫اتفاقات وحشتناکی داره میفته.‬

542
00:47:03,917 --> 00:47:05,292
‏‫موندم‬

543
00:47:05,375 --> 00:47:08,667
‏‫- پیداش می‌کنیم. بیا بریم.‬
‏‫- اون دیو داره با دیپوی من چیکار می‌کنه!‬

544
00:47:09,417 --> 00:47:13,042
‏‫این عمارت نفرین شده.‬
‏‫شما همه چیو خراب کردید.‬

545
00:47:33,750 --> 00:47:34,750
‏‫بیا.‬

546
00:47:36,042 --> 00:47:37,792
‏‫عروس، این شخره.‬

547
00:47:37,917 --> 00:47:39,417
‏‫مسئول کلانتری چندرپور.‬

548
00:47:39,625 --> 00:47:40,893
‏‫اون تحقیق رو انجام میده.‬

549
00:47:40,917 --> 00:47:42,101
‏‫- سلام.‬
‏‫- و اونم عروسمه.‬

550
00:47:42,125 --> 00:47:43,167
‏‫آبیکا داس گوپتا.‬

551
00:47:43,458 --> 00:47:45,167
‏‫زن شوونکار.‬

552
00:47:48,250 --> 00:47:49,451
‏‫از صمیم قلبم بابت این اتفاق متاسفم.‬

553
00:47:50,792 --> 00:47:53,250
‏‫- ممنون.‬
‏‫- من ده روز پیش فرماندهی رو به عهده گرفتم.‬

554
00:47:54,708 --> 00:47:55,708
‏‫درسته.‬

555
00:47:56,250 --> 00:47:58,333
‏‫اسم دخترشون دیپیکا است.‬

556
00:47:58,708 --> 00:48:00,189
‏‫و یک ساعته که گم شده.‬

557
00:48:01,042 --> 00:48:02,442
‏‫میشه از اولش تعریف کنی؟‬

558
00:48:05,333 --> 00:48:08,042
‏‫نگران نباش، تمام تلاشمون رو می‌کنیم.‬

559
00:48:13,958 --> 00:48:15,542
‏‫هر کی وارد شده، از پنجره اومده‬

560
00:48:16,917 --> 00:48:18,000
‏‫و بچه رو برده.‬

561
00:48:19,292 --> 00:48:21,667
‏‫ولی باید رد پایی توی خاک می‌ذاشت‬

562
00:48:22,917 --> 00:48:23,917
‏‫که نیست.‬

563
00:48:25,292 --> 00:48:27,625
‏‫دیتا ردپا نداره.‬

564
00:48:28,958 --> 00:48:29,958
‏‫دیتا؟‬

565
00:48:30,833 --> 00:48:31,833
‏‫همون دیو.‬

566
00:48:32,500 --> 00:48:33,500
‏‫دیو؟‬

567
00:48:37,083 --> 00:48:38,268
‏‫دیو اومده تو روستا؟‬

568
00:48:38,292 --> 00:48:40,167
‏‫- آره! آره!‬
‏‫- بله!‬

569
00:48:41,208 --> 00:48:42,292
‏‫دروغ نمی‌گم.‬

570
00:48:44,292 --> 00:48:47,625
‏‫دیپو اولین دختری نیست که ناپدید شده.‬

571
00:48:48,958 --> 00:48:52,875
‏‫تو این روستا، هر دختری که پریود بشه‬

572
00:48:53,542 --> 00:48:55,208
‏‫دیتا اون رو به جنگل می‌بره.‬

573
00:48:58,958 --> 00:49:00,875
‏‫- کدخدا.‬
‏‫- بله.‬

574
00:49:01,042 --> 00:49:02,417
‏‫شما هم از این موضوع خبر داشتید؟‬

575
00:49:04,333 --> 00:49:05,417
‏‫خب، راستش‬

576
00:49:05,500 --> 00:49:06,820
‏‫چند وقته که این اتفاقا داره میفته؟‬

577
00:49:07,333 --> 00:49:08,333
‏‫عروسم‬

578
00:49:08,833 --> 00:49:12,542
‏‫تو این سه چهار ماه اخیر دخترا دارن ناپدید میشن.‬

579
00:49:12,875 --> 00:49:14,625
‏‫- ولی‬
‏‫- یه لحظه صبر کنین.‬

580
00:49:14,958 --> 00:49:16,809
‏‫هیچ موردی هم تو کلانتری ثبت نشده در این مورد.‬

581
00:49:16,833 --> 00:49:17,833
‏‫چطوری میشه ثبتش کرد؟‬

582
00:49:17,917 --> 00:49:19,667
‏‫دخترا ناپدید میشن‬

583
00:49:20,417 --> 00:49:24,583
‏‫ولی بعد از چند روز سالم و سلامت برمی‌گردن خونه.‬

584
00:49:25,583 --> 00:49:26,875
‏‫چطوری میتونیم پرونده تشکیل بدیم؟‬

585
00:49:27,250 --> 00:49:28,375
‏‫مشکلی نیست.‬

586
00:49:28,708 --> 00:49:30,583
‏‫مشکل هست، کدخدا.‬

587
00:49:30,667 --> 00:49:32,000
‏‫دخترش مشکل داره!‬

588
00:49:32,083 --> 00:49:33,476
‏‫- چی داری میگی؟‬
‏‫- حتی خودت هم اینو میدونی.‬

589
00:49:33,500 --> 00:49:35,167
‏‫همه عقلتون رو از دست دادین؟‬

590
00:49:35,375 --> 00:49:36,375
‏‫همه ساکت.‬

591
00:49:36,417 --> 00:49:37,417
‏‫جیویدو.‬

592
00:49:38,000 --> 00:49:42,750
‏‫سه ماه پیش، هر دو مرد خانواده‌شون فوت کردن.‬

593
00:49:43,125 --> 00:49:46,000
‏‫از اون موقع، آمسجا داره میاد اینجا‬

594
00:49:46,292 --> 00:49:48,917
‏‫و دختراي اين روستا رو اذيت ميكنه.‬

595
00:49:49,000 --> 00:49:52,667
‏‫- آره، درسته. درسته.‬
‏‫- شماها دارين چي ميگين؟‬

596
00:49:52,750 --> 00:49:54,625
‏‫- آره، درسته.‬
‏‫- همه، ساكت.‬

597
00:49:54,708 --> 00:49:56,875
‏‫شماها نتونستید از دختراتون محافظت کنيد‬

598
00:49:57,708 --> 00:50:00,250
‏‫واسه همين راحت دارين دختر منو مقصر ميدونيد.‬

599
00:50:00,417 --> 00:50:01,333
‏‫نه، عروسم‬

600
00:50:01,417 --> 00:50:03,377
‏‫هيچ فرقي بين شِويتا و ديپيكا نيست.‬

601
00:50:04,083 --> 00:50:06,917
‏‫و اگه فكر ميكنين ديپيكا رو‬

602
00:50:07,833 --> 00:50:09,954
‏‫پس من حاضرم برم تو جنگل تا برش گردونم.‬

603
00:50:10,292 --> 00:50:11,792
‏‫آره، ناندینی، با من میای؟‬

604
00:50:12,625 --> 00:50:13,625
‏‫عروس خانم.‬

605
00:50:15,833 --> 00:50:18,708
‏‫درست نیست که بریم تو جنگل.‬

606
00:50:19,542 --> 00:50:24,167
‏‫پسر داس بابو اونجا رفت دنبال دخترش.‬

607
00:50:25,167 --> 00:50:26,250
‏‫دخترش برگشت خونه‬

608
00:50:27,333 --> 00:50:28,574
‏‫اما خودش تا حالا برنگشته.‬

609
00:50:30,000 --> 00:50:31,280
‏‫جنگل نه، عروس خانم.‬

610
00:50:46,250 --> 00:50:48,292
‏‫عروس خانم، به حرفم گوش کن.‬

611
00:50:48,750 --> 00:50:51,333
‏‫جنگل شب‌ها پر از حیوانات وحشیه.‬

612
00:50:51,917 --> 00:50:52,917
‏‫اونجا نرو.‬

613
00:50:53,208 --> 00:50:57,125
‏‫عروس خانم، من فردا با اداره جنگلبانی تماس می‌گیرم.‬

614
00:50:57,625 --> 00:50:59,333
‏‫حالا دیگه یه پرونده پلیسیه، رئیس.‬

615
00:51:01,375 --> 00:51:02,667
‏‫من با Daitya (دیوتا) شما برخورد می‌کنم.‬

616
00:51:02,917 --> 00:51:04,500
‏‫- اما‬
‏‫- رئیس‬

617
00:51:04,708 --> 00:51:07,333
‏‫اگه می‌ترسی، همین‌جا بمون.‬

618
00:51:08,333 --> 00:51:09,333
‏‫باشه.‬

619
00:52:31,375 --> 00:52:32,375
‏‫دیپیکا.‬

620
00:52:35,750 --> 00:52:36,750
‏‫دیپیکا.‬

621
00:52:38,917 --> 00:52:39,917
‏‫از اون طرف.‬

622
00:52:45,125 --> 00:52:46,125
‏‫دیپیکا.‬

623
00:52:48,958 --> 00:52:49,958
‏‫دیپیکا.‬

624
00:53:03,917 --> 00:53:04,917
‏‫دیپیکا؟‬

625
00:53:49,250 --> 00:53:50,292
‏‫دیپیکا.‬

626
00:55:19,500 --> 00:55:20,500
‏‫خانم آمبیکا.‬

627
00:55:24,583 --> 00:55:25,583
‏‫خوبی؟‬

628
00:55:29,208 --> 00:55:30,500
‏‫ببخشید، راهمو گم کردم.‬

629
00:55:32,750 --> 00:55:35,875
‏‫صدای گریه بچه‌ها رو شنیدی؟‬

630
00:55:37,833 --> 00:55:39,042
‏‫اینجا که کاملا سوت و کوره.‬

631
00:55:41,458 --> 00:55:42,667
‏‫باید بریم، آمبیکا خانم.‬

632
00:55:42,917 --> 00:55:44,417
‏‫فکر نکنم دیپیکا اینجاست.‬

633
00:55:46,000 --> 00:55:47,000
‏‫بیا.‬

634
00:56:06,167 --> 00:56:07,167
‏‫شویتا.‬

635
00:56:10,583 --> 00:56:12,542
‏‫خدا رو شکر سالمی، مامان.‬

636
00:56:14,417 --> 00:56:15,833
‏‫آروم باش عزیزم.‬

637
00:56:17,083 --> 00:56:18,083
‏‫من خوبم.‬

638
00:56:18,583 --> 00:56:19,583
‏‫دیپیکا رو پیدا کردی؟‬

639
00:56:22,458 --> 00:56:25,500
‏‫نه، ولی پیداش می‌کنیم.‬

640
00:56:28,625 --> 00:56:29,625
‏‫می‌دونی‬

641
00:56:29,792 --> 00:56:34,708
‏‫مردم می‌گفتن‬
‏‫همه‌ی اینا تقصیر بابا بود.‬

642
00:56:35,833 --> 00:56:37,625
‏‫اون دیو اومد سراغ من‬

643
00:56:38,792 --> 00:56:40,458
‏‫ولی دیپیکا رو برد.‬

644
00:56:42,042 --> 00:56:43,917
‏‫اسم اون دیو آمساجا است.‬

645
00:56:44,250 --> 00:56:45,250
‏‫درسته؟‬

646
00:56:49,750 --> 00:56:51,667
‏‫آمسجا فقط یه داستانه.‬

647
00:56:52,833 --> 00:56:56,583
‏‫یه افسانه که مردم روستای‬
‏‫چاندراپور ازش می‌ترسن.‬

648
00:56:58,333 --> 00:57:00,292
‏‫باور نکن.‬

649
00:57:02,375 --> 00:57:03,458
‏‫باور نمی‌کنم، مامان.‬

650
00:57:04,458 --> 00:57:08,375
‏‫فقط بهم بگو چرا تو‬
‏‫و بابا هر وقت حرف‬

651
00:57:08,708 --> 00:57:11,583
‏‫چاندراپور می‌شد، یه جوری‬
‏‫از زیرش در می‌رفتین.‬

652
00:57:12,458 --> 00:57:14,333
‏‫چرا همیشه دروغ می‌گفتین شما دو تا؟‬

653
00:57:16,292 --> 00:57:18,042
‏‫مامان، داری از من چی رو پنهون می‌کنی؟‬

654
00:57:20,708 --> 00:57:21,917
‏‫خیلی متاسفم عزیزم.‬

655
00:57:24,708 --> 00:57:25,958
‏‫امروز دیگه چیزی رو پنهون نمی‌کنم.‬

656
00:57:28,292 --> 00:57:29,542
‏‫حتی بابات هم می‌خواست‬

657
00:57:31,708 --> 00:57:33,042
‏‫که همه چیو بفهمی.‬

658
00:57:34,333 --> 00:57:35,333
‏‫چی شده مگه؟‬

659
00:57:38,083 --> 00:57:41,042
‏‫نقاشی اون هفت تا الهه رو یادت میاد؟‬

660
00:57:42,792 --> 00:57:44,333
‏‫همون که کالی و راکتابیج توش بودن؟‬

661
00:57:46,292 --> 00:57:47,833
‏‫آره، یادمه.‬

662
00:57:50,625 --> 00:57:53,083
‏‫مردم چاند‌ه‌پور معتقدن که‬

663
00:57:54,417 --> 00:57:56,458
‏‫داستان راکتابیج اونجا تموم نشد.‬

664
00:57:58,000 --> 00:58:00,208
‏‫راکتابیج توی جنگ کشته شد‬

665
00:58:01,167 --> 00:58:04,208
‏‫ولی یه قطره از خونش روی زمین ریخت.‬

666
00:58:06,458 --> 00:58:08,000
‏‫و یه دیو جدید متولد شد.‬

667
00:58:08,333 --> 00:58:09,333
‏‫آمسجا.‬

668
00:58:17,167 --> 00:58:18,917
‏‫جایی که اون قطره خون ریخت‬

669
00:58:20,333 --> 00:58:21,333
‏‫اینجاست.‬

670
00:58:21,958 --> 00:58:22,958
‏‫چاند‌ه‌پور.‬

671
00:58:25,208 --> 00:58:27,958
‏‫آمسجا نمی‌تونست از خون خودش دیوهای جدیدی بسازه.‬

672
00:58:28,583 --> 00:58:30,833
‏‫و نمی‌تونست به تنهایی بر الهه کالی پیروز بشه.‬

673
00:58:32,417 --> 00:58:34,208
‏‫پس برای رسیدن به هدفش‬

674
00:58:34,833 --> 00:58:37,750
‏‫چشم طمعش رو به آدما دوخت.‬

675
00:58:38,667 --> 00:58:41,625
‏‫شروع کرد به دزدیدن دخترای چاند‌ه‌پور‬

676
00:58:42,417 --> 00:58:44,583
‏‫چون می‌خواست دیوهای جدیدی بسازه.‬

677
00:58:44,708 --> 00:58:47,333
‏‫اما هیچ‌کدوم از دخترا نتونستن جلوی اون دووم بیارن.‬

678
00:58:49,542 --> 00:58:52,750
‏‫چند تا از دخترای روستا قربانی امساجا شدن.‬

679
00:58:54,167 --> 00:58:55,708
‏‫غم و اندوه کل روستا رو فرا گرفته بود.‬

680
00:58:57,750 --> 00:58:58,750
‏‫بعدش‬

681
00:58:59,542 --> 00:59:02,833
‏‫یکی از ارادتمندان کالی، ازش کمک خواست.‬

682
00:59:04,583 --> 00:59:05,784
‏‫اون رحمت الهی‌اش رو نازل کرد.‬

683
00:59:09,417 --> 00:59:14,917
‏‫و یه قطره خون از مجسمه کالی توی چشم اون فرد افتاد.‬

684
00:59:15,875 --> 00:59:17,833
‏‫اون به قدرت‌های بی‌حد و حصر متبرک شد.‬

685
00:59:18,667 --> 00:59:20,417
‏‫حالا می‌تونست امساجا رو شکست بده.‬

686
00:59:21,167 --> 00:59:23,458
‏‫اما امساجا یهو ناپدید شد.‬

687
00:59:24,333 --> 00:59:26,375
‏‫همه فکر می‌کردن که ما برنده شدیم.‬

688
00:59:26,792 --> 00:59:27,832
‏‫ولی این‌طور نبود.‬

689
00:59:28,500 --> 00:59:31,292
‏‫اون فقط داشت صبر می‌کرد.‬

690
00:59:31,792 --> 00:59:33,292
‏‫منتظر چی؟‬

691
00:59:33,708 --> 00:59:37,083
‏‫امساجا می‌دونست که اون فرد از قدرت‌های کالی بهره‌مند شده.‬

692
00:59:39,125 --> 00:59:40,542
‏‫وقتی یه دختر داشت‬

693
00:59:40,917 --> 00:59:42,500
‏‫اون قدرت‌ها بهش منتقل شد.‬

694
00:59:46,000 --> 00:59:48,333
‏‫حالا امساجا می‌تونست به هدفش برسه.‬

695
00:59:49,667 --> 00:59:50,667
‏‫اون می‌دونست‬

696
00:59:51,875 --> 00:59:54,458
‏‫که فقط اون دختر می‌تونه میراثش رو ادامه بده.‬

697
00:59:55,125 --> 00:59:56,500
‏‫وقتی ۱۲ ساله شد‬

698
00:59:57,333 --> 00:59:59,958
‏‫امساجا برگشت و اونو دزدید.‬

699
01:00:00,875 --> 01:00:04,167
‏‫وقتی پیداش کردن، حامله بود و بچه اون دیو رو توی شکمش داشت.‬

700
01:00:04,875 --> 01:00:08,667
‏‫امساجا پدر دختر رو توی یه دوراهی عجیب قرار داده بود.‬

701
01:00:09,667 --> 01:00:11,250
‏‫اگه بچه به دنیا می‌اومد‬

702
01:00:12,250 --> 01:00:13,500
‏‫آمساجا برنده می‌شد.‬

703
01:00:15,417 --> 01:00:16,537
‏‫برای اینکه جلوی این اتفاق رو بگیرن‬

704
01:00:17,708 --> 01:00:22,917
‏‫پدر اون دختر کاری رو کرد که هیچ پدری نمی‌تونست تصورش رو بکنه.‬

705
01:00:25,000 --> 01:00:26,000
‏‫چی کار کرد؟‬

706
01:00:27,708 --> 01:00:29,708
‏‫دختر خودش رو قربانی کرد.‬

707
01:00:33,583 --> 01:00:35,750
‏‫واقعاً داستان وحشتناکیه، مامان.‬

708
01:00:36,458 --> 01:00:39,417
‏‫ولی این چه ربطی به ما داره؟‬

709
01:00:45,333 --> 01:00:47,167
‏‫همه تو چاندراپور معتقدن‬

710
01:00:49,250 --> 01:00:55,042
‏‫که خانواده شووانکار از نوادگان اون مرید قدرتمندن.‬

711
01:00:56,833 --> 01:00:57,875
‏‫خانواده ما.‬

712
01:00:59,708 --> 01:01:00,958
‏‫جدی می‌گی؟‬

713
01:01:05,292 --> 01:01:06,333
‏‫و به خاطر این ترس‬

714
01:01:06,875 --> 01:01:09,417
‏‫هر وقت یه دختر تو این خانواده به دنیا میاد‬

715
01:01:10,750 --> 01:01:15,250
‏‫اونا رو توی اولین کالی پوجا قربانی می‌کنن.‬

716
01:01:26,083 --> 01:01:30,458
‏‫حتی من… دختر این خانواده‌ام.‬

717
01:01:32,125 --> 01:01:35,250
‏‫پدرت هیچ وقت به این داستانا اعتقاد نداشت.‬

718
01:01:35,875 --> 01:01:38,833
‏‫در واقع، وقتی اومد کلکته درس بخونه‬

719
01:01:39,542 --> 01:01:44,000
‏‫تصمیم گرفت دیگه به چاندراپور برنگرده.‬

720
01:01:45,833 --> 01:01:48,625
‏‫دور از پدربزرگت و این روستا‬

721
01:01:49,292 --> 01:01:53,042
‏‫ما دنیای کوچیک و امن خودمون رو ساختیم.‬

722
01:01:55,292 --> 01:01:56,292
‏‫شویتا.‬

723
01:02:22,042 --> 01:02:23,667
‏‫پدر، بفرمایید داخل.‬

724
01:02:26,917 --> 01:02:27,917
‏‫پسر شد.‬

725
01:02:31,750 --> 01:02:33,292
‏‫جلال بر کالی، الهه.‬

726
01:02:33,917 --> 01:02:35,542
‏‫خیلی ممنون.‬

727
01:03:01,417 --> 01:03:06,167
‏‫ما یه سنت قربانی رو زیر پا گذاشتیم که قرن‌ها اجرا می‌شد.‬

728
01:03:08,167 --> 01:03:09,167
‏‫خب، یعنی‬

729
01:03:09,917 --> 01:03:13,542
‏‫اون دیو خیالی نمی‌تونه به من آسیب برسونه.‬

730
01:03:14,250 --> 01:03:15,250
‏‫درسته، مامان؟‬

731
01:03:16,625 --> 01:03:18,417
‏‫تا وقتی مامانت باهاته‬

732
01:03:21,333 --> 01:03:23,042
‏‫هیچ‌کس نمی‌تونه بهت آسیب برسونه.‬

733
01:04:41,958 --> 01:04:43,292
‏‫هی، بتول خانوم.‬

734
01:04:43,583 --> 01:04:47,333
‏‫- کدخدای ده. سلام.‬
‏‫- سلام.‬

735
01:04:47,417 --> 01:04:48,958
‏‫- چی شده اومدی اینجا؟‬
‏‫- همه چی خوبه؟‬

736
01:04:49,042 --> 01:04:50,042
‏‫آره.‬

737
01:04:50,417 --> 01:04:52,292
‏‫- دخترت خونه‌ست؟‬
‏‫- بله، هست.‬

738
01:04:52,917 --> 01:04:54,684
‏‫بازرس می‌خواد یه سوالایی ازش بپرسه.‬

739
01:04:54,708 --> 01:04:55,708
‏‫متوجه شدم.‬

740
01:04:56,417 --> 01:04:58,097
‏‫یادت میاد کجا بردتت، عزیزم؟‬

741
01:04:58,542 --> 01:05:00,125
‏‫چیز غیرعادی شنیدی؟‬

742
01:05:03,333 --> 01:05:04,333
‏‫بلندتر بگو.‬

743
01:05:05,042 --> 01:05:06,042
‏‫چیزی دیدی؟‬

744
01:05:06,792 --> 01:05:07,792
‏‫نه.‬

745
01:05:07,833 --> 01:05:09,542
‏‫یادت میاد کی بردت اونجا؟‬

746
01:05:25,167 --> 01:05:26,607
‏‫هیچ‌کدوم از دخترا چیزی یادشون نمیاد.‬

747
01:05:27,750 --> 01:05:30,083
‏‫کی برشون داشت، کجا بردنشون‬

748
01:05:31,958 --> 01:05:32,958
‏‫چی سرشون اومد‬

749
01:05:33,833 --> 01:05:36,792
‏‫یه بچه هست که یه پیرزن رو دید.‬

750
01:05:40,833 --> 01:05:43,917
‏‫عروس، من کاملاً به اون پیرزن شک دارم.‬

751
01:05:44,708 --> 01:05:46,125
‏‫اون جادوی سیاه بلده.‬

752
01:05:47,292 --> 01:05:51,458
‏‫واسه همین چهل سال پیش از دهکده اخراجش کردن.‬

753
01:05:52,000 --> 01:05:53,881
‏‫چند نفر توی دهکده دیدنش.‬

754
01:05:54,167 --> 01:05:55,667
‏‫و این اتفاقا هم بعد از اون شروع شد.‬

755
01:05:55,833 --> 01:05:57,708
‏‫یعنی اون پشت ایناست، درسته؟‬

756
01:06:21,083 --> 01:06:22,083
‏‫شویتا.‬

757
01:06:24,208 --> 01:06:25,208
‏‫شویتا.‬

758
01:06:29,250 --> 01:06:30,250
‏‫شویتا.‬

759
01:06:31,708 --> 01:06:36,250
‏‫رفت. شوهرت همه رو ول کرد و رفت.‬

760
01:06:36,333 --> 01:06:37,208
‏‫رفت.‬

761
01:06:37,292 --> 01:06:39,958
‏‫شوانکار همه ما رو جا گذاشت و رفت.‬

762
01:06:40,708 --> 01:06:44,708
‏‫پدرت. همه چیو ول کرد و رفت.‬

763
01:06:44,792 --> 01:06:46,500
‏‫اون... همین جا...‬

764
01:06:47,042 --> 01:06:49,708
‏‫همیشه همین جا می نشست‬

765
01:06:50,583 --> 01:06:53,083
‏‫و داستانای دایتیا رو گوش می داد.‬

766
01:06:55,542 --> 01:06:57,250
‏‫داستانای دایتیا.‬

767
01:06:58,292 --> 01:06:59,292
‏‫می ترسید.‬

768
01:07:00,667 --> 01:07:03,667
‏‫مامان، داشت در مورد بابا بهم می گفت.‬

769
01:07:04,958 --> 01:07:05,958
‏‫بیا.‬

770
01:07:11,000 --> 01:07:12,000
‏‫این رو بگیر.‬

771
01:07:15,958 --> 01:07:17,292
‏‫مال شوانکاره.‬

772
01:07:20,042 --> 01:07:21,458
‏‫دستور الهه رو داره.‬

773
01:07:33,042 --> 01:07:36,917
‏‫"وقتی اهریمن‬

774
01:07:37,708 --> 01:07:41,250
‏‫گناهانش رو پخش کنه‬

775
01:07:42,542 --> 01:07:46,417
‏‫اشک‌های دختر‬

776
01:07:47,792 --> 01:07:51,833
‏‫مثل خون توی خاک نفوذ میکنه‬

777
01:07:53,542 --> 01:07:58,958
‏‫عصای الهه بزرگ‌ترین نعمت خواهد بود.‬

778
01:08:00,750 --> 01:08:06,083
‏‫خون دختر‬

779
01:08:07,125 --> 01:08:11,708
‏‫شیطان رو نابود می‌کنه.‬

780
01:08:37,833 --> 01:08:40,542
‏‫وقتی شیطان گناهانش رو گسترش بده‬

781
01:08:42,292 --> 01:08:45,708
‏‫اشک‌های دختر مثل خون به خاک نفوذ می‌کنن.‬

782
01:08:46,250 --> 01:08:48,417
‏‫عصای الهه بزرگ‌ترین نعمت خواهد بود.‬

783
01:08:49,208 --> 01:08:52,958
‏‫خون دختر، شیطان رو نابود می‌کنه.‬

784
01:09:29,542 --> 01:09:32,792
‏‫وقتی شیطان گناهانش رو گسترش بده، خون دختر‬

785
01:09:33,500 --> 01:09:34,540
‏‫شیطان رو نابود می‌کنه.‬

786
01:10:00,542 --> 01:10:01,542
‏‫خواهر.‬

787
01:10:03,917 --> 01:10:05,375
‏‫بیکاش دا، تو گفتی‬

788
01:10:06,625 --> 01:10:07,917
‏‫معبد باز میشه‬

789
01:10:08,250 --> 01:10:10,625
‏‫وقتی کسی الهه رو توی خوابش ببینه.‬

790
01:10:12,292 --> 01:10:14,125
‏‫بله، خواهر. کاملاً درسته.‬

791
01:10:16,167 --> 01:10:17,333
‏‫کلید معبد کجاست؟‬

792
01:10:18,208 --> 01:10:20,583
‏‫کلید همیشه چهل ساله که سر جاشه.‬

793
01:10:20,958 --> 01:10:22,038
‏‫پای الهه.‬

794
01:10:49,042 --> 01:10:51,417
‏‫بعد از چهل سال یه معجزه اتفاق افتاد.‬

795
01:10:51,958 --> 01:10:55,667
‏‫الهه به خواب خواهر اومد.‬

796
01:10:56,375 --> 01:10:57,417
‏‫جدی می‌گی؟‬

797
01:10:57,833 --> 01:10:58,833
‏‫بله.‬

798
01:11:42,250 --> 01:11:43,250
‏‫خدا رو شکر!‬

799
01:11:44,208 --> 01:11:46,042
‏‫- خدا رو شکر!‬
‏‫- جلال بر کالی الهه.‬

800
01:12:18,333 --> 01:12:22,458
‏‫جلال بر کالی الهه الهه‬

801
01:12:51,875 --> 01:12:54,083
‏‫جلال بر کالی الهه!‬

802
01:12:54,167 --> 01:12:56,125
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

803
01:12:57,250 --> 01:12:59,708
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

804
01:12:59,792 --> 01:13:01,792
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

805
01:13:03,125 --> 01:13:04,958
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

806
01:13:05,042 --> 01:13:07,083
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

807
01:13:16,417 --> 01:13:17,583
‏‫- دیپو!‬
‏‫- دیپو!‬

808
01:13:18,000 --> 01:13:22,125
‏‫- دیپو، دیپو‬
‏‫- کجا بودی؟‬

809
01:13:22,458 --> 01:13:24,375
‏‫دیپو، خوبی؟‬

810
01:13:24,750 --> 01:13:27,208
‏‫درد داری؟‬
‏‫حرف بزن.‬

811
01:13:27,917 --> 01:13:28,917
‏‫دیپو.‬

812
01:13:29,417 --> 01:13:30,417
‏‫دیپیکا.‬

813
01:13:32,583 --> 01:13:33,583
‏‫خوبی؟‬

814
01:13:37,208 --> 01:13:39,500
‏‫عالیه. یه معجزه است.‬

815
01:13:40,000 --> 01:13:41,000
‏‫می‌بینی، عروس خانم‬

816
01:13:41,833 --> 01:13:44,194
‏‫یه معجزه درست بعد از‬
‏‫باز شدن در معبد اتفاق افتاد.‬

817
01:13:44,417 --> 01:13:46,708
‏‫وای! خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

818
01:13:46,792 --> 01:13:49,083
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

819
01:13:49,167 --> 01:13:51,458
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

820
01:13:51,542 --> 01:13:53,542
‏‫خدایا! جلال و عظمت برای کالی!‬

821
01:13:56,208 --> 01:13:58,248
‏‫لطفاً بهش بگید بیرون منتظر بمونه.‬
‏‫زود میام.‬

822
01:14:02,708 --> 01:14:06,000
‏‫خب، آزمایش‌های فیزیکی کاملاً ثابت می‌کنن‬

823
01:14:06,458 --> 01:14:10,375
‏‫که هیچ‌کدوم از دخترا مورد‬
‏‫تجاوز جنسی قرار نگرفتن.‬

824
01:14:12,292 --> 01:14:13,292
‏‫خدا رو شکر.‬

825
01:14:13,833 --> 01:14:14,833
‏‫اما‬

826
01:14:16,083 --> 01:14:17,792
‏‫پریودشون متوقف شده.‬

827
01:14:20,125 --> 01:14:21,125
‏‫باردارن؟‬

828
01:14:21,333 --> 01:14:23,583
‏‫نه، باردار نیستن.‬

829
01:14:24,833 --> 01:14:26,792
‏‫پس چطور پریودشون قطع شده؟‬

830
01:14:27,042 --> 01:14:30,042
‏‫دکتر، نکنه به خاطر شوکه؟‬

831
01:14:31,125 --> 01:14:35,000
‏‫ببین، بدن می‌تونه در واکنش به یه ضربه، کلا خاموش بشه.‬

832
01:14:35,250 --> 01:14:38,625
‏‫ولی اگه این قضیه فقط برای چند تا دختر بود‬

833
01:14:38,708 --> 01:14:39,792
‏‫درک می‌کردم.‬

834
01:14:40,083 --> 01:14:42,792
‏‫همه دخترا یه عالمه علائم مشابه دارن‬

835
01:14:43,667 --> 01:14:45,917
‏‫پریودشون یهو قطع شده‬

836
01:14:46,917 --> 01:14:49,292
‏‫راستش، از درکم خارجه.‬

837
01:15:05,375 --> 01:15:08,208
‏‫بیا عزیزم، بریم غذا بخوریم.‬

838
01:15:09,333 --> 01:15:11,750
‏‫من گرسنه نیستم مامان. شما بخور.‬

839
01:15:12,833 --> 01:15:15,167
‏‫چرا؟ چی شده؟‬

840
01:15:15,792 --> 01:15:17,625
‏‫دلم درد می‌کنه.‬

841
01:15:19,583 --> 01:15:20,583
‏‫کجا؟‬

842
01:15:22,333 --> 01:15:26,042
‏‫از صبح که درد نداشت. نیم ساعت پیش شروع شد.‬

843
01:15:32,208 --> 01:15:35,042
‏‫خوبه. درست می‌شه.‬

844
01:16:26,708 --> 01:16:29,417
‏‫دیپو، کجا داری می‌ری؟‬

845
01:16:29,542 --> 01:16:31,083
‏‫هی، گوش کن! داری چی کار می‌کنی؟‬

846
01:16:31,167 --> 01:16:33,101
‏‫به من گوش کن. چرا داری می‌ری تو اتاقی که بالاست؟‬

847
01:16:33,125 --> 01:16:34,208
‏‫بیا پایین.‬

848
01:16:37,208 --> 01:16:41,625
‏‫عزیزم، صبر کن، صبر کن، به حرفم گوش کن، نرو بالا‬

849
01:16:41,708 --> 01:16:44,708
‏‫به حرف پدربزرگ گوش کن. بیا اینور. نرو بالا. بیا اینجا.‬

850
01:16:44,792 --> 01:16:46,583
‏‫بیا پایین، بیا.‬

851
01:16:51,500 --> 01:16:54,583
‏‫داری چیکار می‌کنی؟ به حرفم گوش کن.‬

852
01:16:55,000 --> 01:16:59,208
‏‫نرو اونجا، وگرنه همه‌مون بدبخت می‌شیم.‬

853
01:16:59,375 --> 01:17:01,375
‏‫پدربزرگ، نگاه کن.‬

854
01:17:01,458 --> 01:17:03,042
‏‫- به حرف پدربزرگ گوش کن.‬
‏‫- پدربزرگ.‬

855
01:17:06,667 --> 01:17:10,750
‏‫- پدربزرگ، نگاه کن. نگاه کن.‬
‏‫- بگو عزیزم.‬

856
01:17:12,667 --> 01:17:13,667
‏‫پدربزرگ.‬

857
01:17:58,292 --> 01:17:59,292
‏‫بیا، بازی کنیم.‬

858
01:18:02,333 --> 01:18:03,333
‏‫بیا.‬

859
01:18:04,458 --> 01:18:05,667
‏‫نمی‌ذاره بریم.‬

860
01:18:05,875 --> 01:18:06,875
‏‫بیا دیگه.‬

861
01:18:39,708 --> 01:18:40,708
‏‫شویتا؟‬

862
01:18:41,250 --> 01:18:42,250
‏‫شویتا.‬

863
01:18:44,917 --> 01:18:45,917
‏‫شویتا.‬

864
01:18:46,708 --> 01:18:47,708
‏‫شویتا.‬

865
01:18:53,083 --> 01:18:54,625
‏‫- پ... پدر؟‬
‏‫- پدر؟‬

866
01:18:54,708 --> 01:18:56,292
‏‫- پدر؟‬
‏‫- شویتا.‬

867
01:18:56,375 --> 01:18:57,917
‏‫- چی شد پدر؟‬
‏‫- شویتا.‬

868
01:18:58,000 --> 01:19:00,500
‏‫- پدر، بیدار شو.‬
‏‫- پدر.‬

869
01:19:00,750 --> 01:19:02,167
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر، بیدار شو.‬

870
01:19:02,250 --> 01:19:04,750
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر! خوبی پدر؟‬

871
01:19:04,833 --> 01:19:06,250
‏‫- پدر.‬
‏‫- شویتا.‬

872
01:19:06,750 --> 01:19:08,667
‏‫پدر، بیدار شو.‬

873
01:19:08,750 --> 01:19:10,375
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر.‬

874
01:19:11,083 --> 01:19:12,083
‏‫شویتا.‬

875
01:19:28,250 --> 01:19:29,250
‏‫شویتا.‬

876
01:19:40,375 --> 01:19:41,375
‏‫مامان!‬

877
01:19:50,458 --> 01:19:52,375
‏‫شویتا شویتا‬

878
01:19:53,542 --> 01:19:54,542
‏‫شویتا‬

879
01:19:59,583 --> 01:20:00,583
‏‫شویتا.‬

880
01:20:02,583 --> 01:20:03,583
‏‫شویتا.‬

881
01:20:12,500 --> 01:20:13,500
‏‫ولش کن.‬

882
01:20:16,000 --> 01:20:17,375
‏‫ولش کن. شویتا‬

883
01:20:18,667 --> 01:20:21,042
‏‫ولش کن. ولش کن دیگه.‬

884
01:20:22,792 --> 01:20:26,542
‏‫گوش کن. نوبت دخترتِ.‬

885
01:20:27,000 --> 01:20:28,917
‏‫خونش ریخته میشه.‬

886
01:20:29,292 --> 01:20:32,417
‏‫اولین پوجای کالی‌اش مونده.‬

887
01:21:05,208 --> 01:21:07,000
‏‫بشین. بشین.‬

888
01:21:11,375 --> 01:21:13,750
‏‫دیگه شورش دراومده. باید از اینجا بریم.‬

889
01:21:18,458 --> 01:21:19,779
‏‫داری میری، عروسِ من؟‬

890
01:21:23,833 --> 01:21:27,667
‏‫اگه بری، کی فردا پوجای الهه کالی رو انجام میده؟‬

891
01:21:29,042 --> 01:21:30,375
‏‫شوبانکار راست میگفت.‬

892
01:21:31,042 --> 01:21:34,250
‏‫اینجا دهکده‌ی دیوهاست. اینجا جایی برای آدما نیست.‬

893
01:21:35,917 --> 01:21:38,583
‏‫از روز اول همه بهم دروغ گفتن.‬

894
01:21:39,208 --> 01:21:40,833
‏‫تموم این دهکده همدستن.‬

895
01:21:40,917 --> 01:21:42,375
‏‫من کی بهت دروغ گفتم؟‬

896
01:21:46,833 --> 01:21:49,000
‏‫تو ما رو به اسم پوجای کالی نگه داشتی.‬

897
01:21:50,417 --> 01:21:54,208
‏‫می‌خوای دختر منو قربانی کنی تا طلسم چندرپور بشکنه؟‬

898
01:21:54,833 --> 01:21:55,833
‏‫مامان‬

899
01:21:56,167 --> 01:21:57,167
‏‫برو کنار.‬

900
01:21:58,250 --> 01:21:59,125
‏‫چی شد؟‬

901
01:21:59,208 --> 01:22:01,083
‏‫فکر می‌کنم من‬

902
01:22:02,333 --> 01:22:03,333
‏‫پریود شدم‬

903
01:22:03,875 --> 01:22:04,875
‏‫پریود.‬

904
01:22:10,833 --> 01:22:12,250
‏‫بیا تو. برو تو.‬

905
01:22:16,500 --> 01:22:18,667
‏‫لطفا برو. برو.‬

906
01:22:48,000 --> 01:22:49,000
‏‫مامان.‬

907
01:22:49,750 --> 01:22:51,292
‏‫دلم درد می‌کنه.‬

908
01:22:53,667 --> 01:22:54,792
‏‫اولین باره، عزیزم.‬

909
01:22:56,708 --> 01:22:59,792
‏‫بعدا یه جا نگه می‌داریم، وقتی به هتل رسیدیم، باشه؟‬

910
01:23:00,917 --> 01:23:02,792
‏‫فقط چند لحظه دیگه.‬

911
01:23:34,667 --> 01:23:35,750
‏‫- مامان.‬
‏‫- بله.‬

912
01:23:35,833 --> 01:23:37,083
‏‫چقدر دیگه مونده؟‬

913
01:23:37,292 --> 01:23:39,417
‏‫یکم دیگه مونده، عزیزم.‬

914
01:23:40,667 --> 01:23:41,667
‏‫مامان!‬

915
01:23:41,750 --> 01:23:42,750
‏‫مامان.‬

916
01:23:43,458 --> 01:23:45,250
‏‫مامان.‬

917
01:23:45,542 --> 01:23:46,583
‏‫- شِویتا.‬
‏‫- مامان.‬

918
01:24:04,042 --> 01:24:05,042
‏‫مامان.‬

919
01:24:05,792 --> 01:24:06,792
‏‫مامان.‬

920
01:24:40,542 --> 01:24:41,542
‏‫مامان!‬

921
01:24:41,750 --> 01:24:42,750
‏‫مامان!‬

922
01:24:43,042 --> 01:24:44,042
‏‫مامان!‬

923
01:24:44,542 --> 01:24:45,542
‏‫مامان.‬

924
01:24:46,292 --> 01:24:47,333
‏‫مامان.‬

925
01:24:47,708 --> 01:24:48,708
‏‫مامان.‬

926
01:24:50,250 --> 01:24:51,250
‏‫مامان!‬

927
01:24:57,292 --> 01:24:58,292
‏‫مامان!‬

928
01:24:58,750 --> 01:24:59,750
‏‫مامان!‬

929
01:25:00,250 --> 01:25:01,250
‏‫مامان.‬

930
01:25:02,833 --> 01:25:03,833
‏‫مامان.‬

931
01:25:04,292 --> 01:25:05,292
‏‫مامان.‬

932
01:25:07,792 --> 01:25:08,792
‏‫مامان!‬

933
01:25:10,125 --> 01:25:11,125
‏‫مامان.‬

934
01:25:12,542 --> 01:25:14,417
‏‫مامان.‬

935
01:25:15,083 --> 01:25:16,083
‏‫مامان!‬

936
01:25:16,833 --> 01:25:17,833
‏‫مامان!‬

937
01:25:18,958 --> 01:25:19,958
‏‫مامان.‬

938
01:25:20,167 --> 01:25:21,167
‏‫شویتا.‬

939
01:25:21,500 --> 01:25:23,833
‏‫مامان.‬

940
01:25:24,000 --> 01:25:25,500
‏‫- شویتا.‬
‏‫- مامان.‬

941
01:25:26,375 --> 01:25:28,375
‏‫- مامان!‬
‏‫- شویتا.‬

942
01:25:33,000 --> 01:25:34,000
‏‫مامان!‬

943
01:25:35,417 --> 01:25:36,417
‏‫مامان.‬

944
01:25:39,500 --> 01:25:40,500
‏‫شویتا.‬

945
01:25:44,042 --> 01:25:45,167
‏‫- شویتا.‬
‏‫- مامان.‬

946
01:25:46,917 --> 01:25:49,250
‏‫مامان!‬

947
01:26:14,375 --> 01:26:15,375
‏‫مامان.‬

948
01:26:21,542 --> 01:26:22,542
‏‫مامان.‬

949
01:26:55,333 --> 01:26:56,333
‏‫- مامان.‬
‏‫- شویتا.‬

950
01:27:00,042 --> 01:27:01,042
‏‫مامان.‬

951
01:27:32,250 --> 01:27:33,250
‏‫دیپیکا؟‬

952
01:27:36,417 --> 01:27:37,708
‏‫- مامان.‬
‏‫- ولش کن.‬

953
01:27:37,958 --> 01:27:39,167
‏‫- مامان!‬
‏‫- شِویتا.‬

954
01:27:39,833 --> 01:27:40,958
‏‫- شویتا.‬
‏‫- مامان!‬

955
01:27:41,708 --> 01:27:42,833
‏‫مامان.‬

956
01:27:43,750 --> 01:27:44,833
‏‫- مامان.‬
‏‫- شویتا.‬

957
01:27:45,667 --> 01:27:46,708
‏‫مامان.‬

958
01:27:47,917 --> 01:27:50,833
‏‫- مامان!‬
‏‫- شویتا. شویتا.‬

959
01:27:51,875 --> 01:27:52,875
‏‫شویتا.‬

960
01:27:54,583 --> 01:27:55,583
‏‫شویتا.‬

961
01:28:44,292 --> 01:28:45,417
‏‫شویتا.‬

962
01:30:25,000 --> 01:30:26,000
‏‫چی شده بیکاش؟‬

963
01:30:26,542 --> 01:30:27,625
‏‫سروان بازرس.‬

964
01:30:29,625 --> 01:30:31,875
‏‫دایتا دیشب پدرمو کشت‬

965
01:30:33,042 --> 01:30:35,083
‏‫و دیپومو هم برد.‬

966
01:30:35,583 --> 01:30:37,542
‏‫بقیه دخترا هم ناپدید شدن.‬

967
01:30:37,875 --> 01:30:39,208
‏‫خواهر آمبیکا رفت.‬

968
01:30:39,958 --> 01:30:41,079
‏‫بدون اینکه پوجا رو انجام بده.‬

969
01:30:41,208 --> 01:30:42,792
‏‫همه چی به فنا رفت.‬

970
01:30:43,208 --> 01:30:44,809
‏‫دایتا همه دخترا رو به جنگل برد‬

971
01:30:44,833 --> 01:30:46,750
‏‫بیکاش، دایتایی وجود نداره.‬

972
01:30:47,833 --> 01:30:50,074
‏‫یه نفر دیگه داره این کارو می‌کنه، با اسم دایتا.‬

973
01:30:53,000 --> 01:30:54,080
‏‫کدخدای دهکده کجاست؟‬

974
01:30:54,208 --> 01:30:56,958
‏‫از دیشب کسی کدخدای دهکده رو ندیده.‬

975
01:30:57,042 --> 01:31:00,125
‏‫حتی تلفنش هم در دسترس نیست، واسه همین به شما زنگ زدیم.‬

976
01:31:01,458 --> 01:31:02,819
‏‫کدخدای دهکده هم ناپدید شده؟‬

977
01:31:10,292 --> 01:31:12,042
‏‫عموی پلیسشه، عزیزم.‬

978
01:31:12,208 --> 01:31:14,500
‏‫باید به سوالاش جواب بدی.‬

979
01:31:15,625 --> 01:31:17,305
‏‫عزیزم، یادت میاد کجا بردتت؟‬

980
01:31:19,333 --> 01:31:20,333
‏‫بلندتر حرف بزن.‬

981
01:31:21,500 --> 01:31:22,500
‏‫نترس.‬

982
01:31:22,792 --> 01:31:25,208
‏‫چیز غیرعادی شنیدی؟ چیزی دیدی؟‬

983
01:31:26,292 --> 01:31:27,292
‏‫نه.‬

984
01:31:27,958 --> 01:31:30,417
‏‫یه بچه یه پیرزن رو دیده.‬

985
01:31:30,500 --> 01:31:33,625
‏‫درسته! من کاملاً به اون پیرزن مشکوکم.‬

986
01:31:34,125 --> 01:31:36,542
‏‫درست نیست که بریم تو جنگل.‬

987
01:32:16,667 --> 01:32:17,667
‏‫شویتا.‬

988
01:32:19,542 --> 01:32:20,542
‏‫دخترم کجاست؟‬

989
01:32:20,708 --> 01:32:22,250
‏‫- به من گوش کن.‬
‏‫- دخترم کجاست؟‬

990
01:32:22,500 --> 01:32:24,750
‏‫- گوش کن، داری اشتباه می کنی.‬
‏‫- شویتا کجاست؟‬

991
01:32:24,833 --> 01:32:26,833
‏‫تو اونجا بودی. تو طرف اونا هستی.‬

992
01:32:26,917 --> 01:32:28,500
‏‫من دشمنت نیستم.‬

993
01:32:29,458 --> 01:32:32,000
‏‫من اونجا رفتم که دخترت رو نجات بدم.‬

994
01:32:32,625 --> 01:32:36,042
‏‫ولی وقتی من رسیدم، دخترت رفته بود.‬

995
01:32:36,458 --> 01:32:38,292
‏‫جوی‌دِو دخترت رو برد.‬

996
01:32:48,542 --> 01:32:49,542
‏‫جوی‌دِو!‬

997
01:32:52,000 --> 01:32:53,000
‏‫هی، جوی‌دِو.‬

998
01:32:54,250 --> 01:32:55,250
‏‫بله؟‬

999
01:32:59,083 --> 01:33:01,125
‏‫حالت خوبه بازرس؟‬

1000
01:33:03,417 --> 01:33:06,833
‏‫از رئیس دهکده تا جوی‌دِو؟‬

1001
01:33:07,375 --> 01:33:08,833
‏‫این به خاطر کارهای توئه.‬

1002
01:33:09,583 --> 01:33:10,583
‏‫منظورت چیه؟‬

1003
01:33:12,333 --> 01:33:14,333
‏‫ما پلیسا هم یه چشم سوم داریم.‬

1004
01:33:16,875 --> 01:33:18,583
‏‫یه چیزی همیشه تو وجودت رو اعصابم بود.‬

1005
01:33:20,292 --> 01:33:22,172
‏‫این اداها رو تموم کن و بگو دخترا کجان.‬

1006
01:33:26,667 --> 01:33:27,667
‏‫اوه.‬

1007
01:33:31,042 --> 01:33:32,750
‏‫تو سه تا چشم داری.‬

1008
01:33:35,458 --> 01:33:36,500
‏‫ولی کوری.‬

1009
01:33:38,333 --> 01:33:40,375
‏‫تو درباره دخترا ازم پرسیدی‬

1010
01:33:41,917 --> 01:33:43,667
‏‫ولی یادت رفت بپرسی من کی‌ام.‬

1011
01:33:44,750 --> 01:33:48,000
‏‫شیطان. همیشه یه شیطان بود.‬

1012
01:33:49,625 --> 01:33:50,958
‏‫چهل سال پیش‬

1013
01:33:51,042 --> 01:33:55,417
‏‫گودس کالی اومد تو خوابم، درست مثل کاری که با تو کرد.‬

1014
01:33:56,500 --> 01:33:59,292
‏‫من افتخار انجام پوجای گودس کالی رو داشتم.‬

1015
01:34:00,667 --> 01:34:05,250
‏‫ولی همراه با این افتخار، یه مسئولیت بزرگ هم اومد.‬

1016
01:34:07,583 --> 01:34:11,167
‏‫وقتی شیطان گناهانش رو گسترش بده‬

1017
01:34:11,417 --> 01:34:14,667
‏‫اشکای دختر مثل خون به خاک نفوذ می‌کنه‬

1018
01:34:14,792 --> 01:34:18,750
‏‫خون دختر شیطان رو نابود می‌کنه.‬

1019
01:34:28,750 --> 01:34:32,042
‏‫کاهن، چرا وایسادی؟‬

1020
01:34:32,542 --> 01:34:34,583
‏‫از دستورات گودس پیروی کن.‬

1021
01:34:34,792 --> 01:34:36,750
‏‫این نمی‌تونه‬
‏‫دستورات گودس باشه.‬

1022
01:34:37,250 --> 01:34:38,250
‏‫چی؟‬

1023
01:34:38,583 --> 01:34:39,750
‏‫چی داری میگی؟‬

1024
01:34:40,125 --> 01:34:42,486
‏‫ما تو فهمیدن دستورات گودس اشتباه بزرگی کردیم.‬

1025
01:34:42,708 --> 01:34:45,417
‏‫چطور یه مادر می‌تونه‬
‏‫قربانی کردن بچه‌ش رو بخواد؟‬

1026
01:34:46,000 --> 01:34:47,000
‏‫عالی.‬

1027
01:34:47,625 --> 01:34:48,625
‏‫نگاه کن به این.‬

1028
01:34:49,417 --> 01:34:50,292
‏‫ادعا می‌کنه که‬

1029
01:34:50,375 --> 01:34:53,292
‏‫نیاکان ما معنی واقعی این دستور رو نمی‌دونستن.‬

1030
01:34:53,542 --> 01:34:54,958
‏‫من می‌دونم که اون یه شیاده.‬

1031
01:34:55,375 --> 01:34:57,167
‏‫اگه کالی گادِس بهش دستور داده بود‬

1032
01:34:58,750 --> 01:34:59,792
‏‫دروغ نمی‌گفت.‬

1033
01:35:00,000 --> 01:35:03,833
‏‫کالی گادِس اون دستورها رو داده بود‬
‏‫که آمساجا رو نابود کنه.‬

1034
01:35:04,708 --> 01:35:08,333
‏‫ولی معنی‌ای که مردهای خانواده‌ی تو‬

1035
01:35:09,667 --> 01:35:11,917
‏‫همیشه به نظرم اشتباه می‌اومد.‬

1036
01:35:12,958 --> 01:35:14,917
‏‫معنی واقعی این دستور چیه؟‬

1037
01:35:17,083 --> 01:35:18,083
‏‫بهمون بگو.‬

1038
01:35:20,875 --> 01:35:24,000
‏‫ما اشتباه کردیم که یه مسئولیت به این بزرگی رو به یه زن دادیم.‬

1039
01:35:24,167 --> 01:35:26,042
‏‫تو ضعیفی، کاهنه.‬

1040
01:35:26,667 --> 01:35:27,667
‏‫برو کنار.‬

1041
01:35:28,458 --> 01:35:29,458
‏‫این کار یه مرد میخواد‬

1042
01:35:31,250 --> 01:35:32,375
‏‫نه تو.‬

1043
01:35:50,375 --> 01:35:53,292
‏‫من سنت قدیمی رو شکستم.‬

1044
01:35:54,625 --> 01:35:59,042
‏‫وقتی جوی‌دِو حتی بعد از اینکه ثابت کردم دروغگو هستم، راضی نشد‬

1045
01:35:59,125 --> 01:36:02,042
‏‫اون بهم تجاوز کرد‬

1046
01:36:03,208 --> 01:36:07,792
‏‫و منو از روستا بیرون کرد و بهم گفت جادوگر.‬

1047
01:36:11,042 --> 01:36:13,958
‏‫من چاندَپور رو با فدا کردن اون بچه نجات دادم.‬

1048
01:36:15,167 --> 01:36:16,833
‏‫همه ازم خیلی خوشحال بودن.‬

1049
01:36:18,375 --> 01:36:21,667
‏‫من اعتماد همه رو جلب کردم و رئیس دهکده شدم.‬

1050
01:36:23,875 --> 01:36:25,667
‏‫ولی یه اشتباه کردم.‬

1051
01:36:26,208 --> 01:36:28,458
‏‫نباید اون بچه رو می‌کشتم.‬

1052
01:37:39,167 --> 01:37:40,167
‏‫دایتیای نهایی.‬

1053
01:37:41,583 --> 01:37:42,583
‏‫تو واقعی هستی؟‬

1054
01:37:43,167 --> 01:37:44,917
‏‫تو اون بچه رو کشتی.‬

1055
01:37:45,042 --> 01:37:47,458
‏‫احمق. حالا قراره بمیری.‬

1056
01:37:48,333 --> 01:37:49,208
‏‫نه، نه‬

1057
01:37:49,292 --> 01:37:52,792
‏‫من فقط این کارو کردم تا به اون کاهنه، جاشو نشون بدم.‬

1058
01:37:53,542 --> 01:37:55,125
‏‫من یه گناه کبیره مرتکب شدم.‬

1059
01:37:56,458 --> 01:37:57,750
‏‫اما تو دایتیای نهایی هستی.‬

1060
01:37:58,292 --> 01:37:59,583
‏‫منو ببخش.‬

1061
01:37:59,833 --> 01:38:01,792
‏‫تو لایق بخشش من نیستی.‬

1062
01:38:02,083 --> 01:38:03,833
‏‫اما قلبت فاسده.‬

1063
01:38:04,333 --> 01:38:05,875
‏‫تو می‌تونی به دردم بخوری.‬

1064
01:38:05,958 --> 01:38:08,583
‏‫بله، بله، دستورات شما چیه، ارباب؟‬

1065
01:38:08,667 --> 01:38:10,083
‏‫من هر چی شما بگید رو انجام میدم.‬

1066
01:38:11,583 --> 01:38:15,125
‏‫دختر بعدی که تو اون خانواده به دنیا میاد‬

1067
01:38:15,208 --> 01:38:16,750
‏‫قربانی نمیشه.‬

1068
01:38:16,833 --> 01:38:17,833
‏‫بله، بله.‬

1069
01:38:18,000 --> 01:38:20,583
‏‫وقتی به اندازه کافی بزرگ شد‬
‏‫تا میراث منو پیش ببره,‬

1070
01:38:20,667 --> 01:38:23,167
‏‫تو اونو برای من میاری.‬

1071
01:38:23,250 --> 01:38:24,625
‏‫بله، ارباب. من اونو میارم.‬

1072
01:38:24,917 --> 01:38:26,917
‏‫هر کاری لازم باشه انجام میدم.‬

1073
01:38:27,375 --> 01:38:29,042
‏‫من می‌خوام دستورات شما رو اجرا کنم.‬

1074
01:38:29,625 --> 01:38:31,208
‏‫به من قدرت بده، ارباب.‬

1075
01:38:33,042 --> 01:38:34,375
‏‫به من قدرت بده.‬

1076
01:38:36,958 --> 01:38:38,917
‏‫به من قدرت بده، ارباب.‬

1077
01:38:39,500 --> 01:38:41,708
‏‫به من قدرت بده.‬

1078
01:38:43,750 --> 01:38:44,917
‏‫اون منو انتخاب کرد‬

1079
01:38:46,625 --> 01:38:47,708
‏‫و منم اون رو.‬

1080
01:38:49,750 --> 01:38:50,917
‏‫به دستور اون‬

1081
01:38:52,833 --> 01:38:55,792
‏‫من چهل سال خانواده‌ی شوونکار رو زیر نظر داشتم.‬

1082
01:38:59,708 --> 01:39:01,250
‏‫اول، پدرشو کشتم‬

1083
01:39:02,792 --> 01:39:03,792
‏‫و بعد خودش رو.‬

1084
01:39:04,000 --> 01:39:08,542
‏‫تا آمبیکا بتونه دخترشو بیاره اینجا تا آرزوی آخرش رو برآورده کنه.‬

1085
01:39:09,250 --> 01:39:10,250
‏‫حالا فهمیدی؟‬

1086
01:39:11,000 --> 01:39:12,958
‏‫ارباب من قدرت مطلقه.‬

1087
01:39:14,500 --> 01:39:15,958
‏‫اون حقیقت مطلقه.‬

1088
01:39:17,792 --> 01:39:19,167
‏‫بس کن این چرت و پرت‌هاتو.‬

1089
01:39:19,500 --> 01:39:20,500
‏‫دخترا کجان؟‬

1090
01:39:22,500 --> 01:39:23,542
‏‫احمق.‬

1091
01:39:25,250 --> 01:39:26,583
‏‫هنوز نفهمیدی؟‬

1092
01:39:28,875 --> 01:39:32,250
‏‫من جنگلم.‬

1093
01:39:32,708 --> 01:39:36,958
‏‫دختراي من همینجان، پیش خودم.‬

1094
01:40:47,292 --> 01:40:50,583
‏‫قرن‌ها بود که دایتیا منتظر این روز بود.‬

1095
01:40:51,583 --> 01:40:53,375
‏‫پریود دخترت شروع شده.‬

1096
01:40:54,250 --> 01:40:55,250
‏‫درسته؟‬

1097
01:40:56,083 --> 01:41:01,208
‏‫امشب، دایتیا سعی می‌کنه دخترت رو بارور کنه.‬

1098
01:41:01,667 --> 01:41:03,500
‏‫دخترت میراثشو ادامه میده.‬

1099
01:41:03,583 --> 01:41:05,625
‏‫اون دلیل نابودی میشه.‬

1100
01:41:06,042 --> 01:41:07,762
‏‫جویدو حتما شِویتا رو به جنگل برده.‬

1101
01:41:08,250 --> 01:41:10,542
‏‫- باید برم.‬
‏‫- اون دایتیاـس.‬

1102
01:41:11,875 --> 01:41:14,917
‏‫خاک اون جنگل قرمز شده.‬

1103
01:41:15,333 --> 01:41:18,292
‏‫حتی بعد از قرن‌ها خوردن خون دختربچه‌ها‬

1104
01:41:18,375 --> 01:41:19,792
‏‫هنوزم جنگل گرسنه‌اس.‬

1105
01:41:20,375 --> 01:41:23,500
‏‫اگه تنها بری اونجا، جنگل تو رو هم می‌خوره.‬

1106
01:41:23,583 --> 01:41:24,583
‏‫پس باشه.‬

1107
01:41:24,958 --> 01:41:27,250
‏‫نمی‌تونم بشینم و منتظر معجزه بمونم.‬

1108
01:41:27,375 --> 01:41:30,958
‏‫فقط الهه کالی می‌تونه اون دیو رو شکست بده.‬

1109
01:41:31,125 --> 01:41:32,726
‏‫اگه مراسم پوجای الهه کالی انجام نشه‬

1110
01:41:33,250 --> 01:41:35,250
‏‫آمسجا پیروز می‌شه.‬

1111
01:41:35,875 --> 01:41:42,833
‏‫چهل سال بعد، الهه کالی اومد به خوابت.‬

1112
01:41:43,542 --> 01:41:45,125
‏‫یه معجزه‌اس.‬

1113
01:41:46,375 --> 01:41:50,167
‏‫اینکه تو اینجایی خواست الهه‌اس.‬

1114
01:41:51,583 --> 01:41:53,958
‏‫باید از الهه طلب برکت کنی.‬

1115
01:41:54,708 --> 01:41:57,208
‏‫باید پوجای کالی رو انجام بدی، آمبیکا.‬

1116
01:42:13,208 --> 01:42:15,875
‏‫الهه کالی، نابودگر‬
‏‫تیره چهره‬

1117
01:42:15,958 --> 01:42:18,599
‏‫نابودگر طایفه‌های اهریمنی‬
‏‫او نابودگر است، او نابودگر است‬

1118
01:42:18,625 --> 01:42:21,167
‏‫الهه کالی، نابودگر‬
‏‫تیره چهره‬

1119
01:42:21,250 --> 01:42:23,851
‏‫نابودگر طایفه‌های اهریمنی‬
‏‫او نابودگر است، او نابودگر است‬

1120
01:42:23,875 --> 01:42:26,417
‏‫وقتی شانس بده و رنج می‌کشم‬

1121
01:42:26,583 --> 01:42:29,083
‏‫ساعت‌ها یخ می‌زنن، دنیا متوقف میشه‌‬

1122
01:42:29,250 --> 01:42:31,708
‏‫یه مادر التماس می‌کنه‬
‏‫فقط مادر الهه گوش می‌ده‬

1123
01:42:31,875 --> 01:42:34,375
‏‫ای الهه کالی، تو در‬
‏‫ذهن و روح من ساکنی‬

1124
01:42:34,458 --> 01:42:36,958
‏‫باشد که بر ترس غلبه کنم‬
‏‫از زندگی و مرگ‬

1125
01:42:37,208 --> 01:42:39,750
‏‫باشد که قدرتت در رگ‌های من جاری شود‬

1126
01:42:39,833 --> 01:42:42,292
‏‫چاندا و موندا رو همراه آورده‌ای‬
‏‫بیا، ای چاندیکه‬

1127
01:42:42,542 --> 01:42:45,250
‏‫فقط تو پناه منی‬

1128
01:43:30,167 --> 01:43:32,375
‏‫ابرهای تیره و غلیظ‬

1129
01:43:32,750 --> 01:43:35,208
‏‫تاریکی همه جا رو گرفته‬

1130
01:43:35,583 --> 01:43:37,917
‏‫طوفان داره میاد‬

1131
01:43:38,167 --> 01:43:40,750
‏‫و آشوب منفجر میشه‬

1132
01:43:40,833 --> 01:43:42,167
‏‫بی‌عدالتی رو نابود کن‬

1133
01:43:42,250 --> 01:43:43,500
‏‫دیوها رو بکش‬

1134
01:43:43,583 --> 01:43:44,833
‏‫شمشیر، کمان و نیزه رو بردار‬

1135
01:43:44,917 --> 01:43:46,101
‏‫با سپر تانترا و مانترا‬

1136
01:43:46,125 --> 01:43:47,417
‏‫به کمکم بشتاب‬

1137
01:43:47,500 --> 01:43:48,917
‏‫مادر الهه، منو آزاد کن‬

1138
01:43:49,000 --> 01:43:50,167
‏‫راکتابیج دوباره ظاهر شد‬

1139
01:43:50,250 --> 01:43:51,542
‏‫امروز خونشو بخور‬

1140
01:43:51,625 --> 01:43:54,708
‏‫امروز بخورش‬

1141
01:49:42,958 --> 01:49:44,458
‏‫کالی تو رو فرستاده؟‬

1142
01:49:46,083 --> 01:49:47,163
‏‫خودش نیومد؟‬

1143
01:49:48,750 --> 01:49:50,250
‏‫من اینجام برای دخترم.‬

1144
01:49:51,917 --> 01:49:52,917
‏‫اگه دخالت کنی،‬

1145
01:49:53,875 --> 01:49:57,250
‏‫عاقبتت مثل راکتابیج میشه.‬

1146
01:49:59,500 --> 01:50:01,083
‏‫راکتابیج ضعیف بود.‬

1147
01:50:02,083 --> 01:50:04,208
‏‫من نه راکتابیجم، نه تو کالی هستی.‬

1148
01:50:05,333 --> 01:50:06,667
‏‫من آمسایا هستم.‬

1149
01:50:07,500 --> 01:50:09,000
‏‫و تو یه زن معمولی هستی.‬

1150
01:50:11,208 --> 01:50:13,125
‏‫حتی نمی‌تونی یه انگشتت رو بهم بزنی.‬

1151
01:50:35,625 --> 01:50:38,333
‏‫جلال بر الهه کالی!‬

1152
01:50:55,917 --> 01:50:57,583
‏‫جلال بر کالی، الهه!‬

1153
01:53:11,917 --> 01:53:14,625
‏‫مادر بودن، بزرگترین نقطه ضعف دنیاست.‬

1154
01:53:16,250 --> 01:53:17,333
‏‫ضعف نیست.‬

1155
01:53:18,292 --> 01:53:19,292
‏‫قدرته.‬

1156
01:54:22,917 --> 01:54:23,917
‏‫زمین.‬

1157
01:54:25,208 --> 01:54:26,208
‏‫بهشت.‬

1158
01:54:26,708 --> 01:54:27,708
‏‫جهنم.‬

1159
01:54:29,542 --> 01:54:30,542
‏‫الهه!‬

1160
01:54:31,333 --> 01:54:35,083
‏‫تو، کالی‌ات و خود زمان‬

1161
01:54:37,250 --> 01:54:41,500
‏‫به من تعظیم می‌کنید.‬

1162
01:54:44,542 --> 01:54:47,125
‏‫دخترت میراث منو به جلو می‌بره.‬

1163
01:54:49,417 --> 01:54:52,917
‏‫امپراطوری شیطانی من در سراسر سه قلمرو گسترش پیدا می‌کنه.‬

1164
01:54:54,708 --> 01:54:55,958
‏‫الهه!‬

1165
01:54:56,375 --> 01:54:57,417
‏‫به زودی می‌بینی!‬

1166
01:57:36,042 --> 01:57:38,625
‏‫بالاخره اومدی.‬

1167
01:57:38,792 --> 01:57:40,167
‏‫با کی داری مبارزه می‌کنی؟‬

1168
01:57:40,917 --> 01:57:41,917
‏‫با کالی، الهه؟‬

1169
01:57:43,208 --> 01:57:44,958
‏‫وجود تو مثل یه قطره کوچیکه‬

1170
01:57:45,375 --> 01:57:46,917
‏‫و می‌خوای اقیانوس رو ببلعی.‬

1171
01:57:48,833 --> 01:57:50,250
‏‫به اطرافت نگاه کن.‬

1172
01:57:51,458 --> 01:57:53,000
‏‫کالی همه‌جا هست.‬

1173
01:57:54,042 --> 01:57:57,708
‏‫در تو، در من و در این خاک وجود داره.‬

1174
01:57:57,792 --> 01:57:59,625
‏‫از پهنای هستی تا اعماق جهنم.‬

1175
01:58:00,000 --> 01:58:01,708
‏‫او از زمان فراتر رفته.‬

1176
01:58:01,792 --> 01:58:04,167
‏‫اگه بخواد، می‌تونه زمان رو متوقف کنه.‬

1177
01:58:05,083 --> 01:58:06,958
‏‫جهانو خاکستر می‌کنه.‬

1178
01:58:08,250 --> 01:58:09,333
‏‫کالی نماد ویرانی‌ـه.‬

1179
01:58:09,667 --> 01:58:10,833
‏‫اون یه نیروی غیرقابل توقفه.‬

1180
01:58:11,000 --> 01:58:14,042
‏‫تو حالت آرومش، یه مادر مهربونه.‬

1181
01:58:14,917 --> 01:58:18,792
‏‫و وقتی عصبانی می‌شه، خودِ مرگه.‬

1182
01:59:27,875 --> 01:59:30,083
‏‫اگه از نسل راکتابیج باشی‬

1183
01:59:30,833 --> 01:59:32,917
‏‫منم یه تجسم از کالی‌ام.‬

1184
01:59:33,250 --> 01:59:34,250
‏‫من چاموندا هستم!‬

1185
01:59:40,542 --> 01:59:41,583
‏‫من دورگا هستم.‬

1186
01:59:44,042 --> 01:59:45,500
‏‫من آمبیکا هستم!‬

1187
02:00:36,167 --> 02:00:37,167
‏‫پدر.‬

1188
02:00:37,292 --> 02:00:38,375
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر.‬

1189
02:00:38,458 --> 02:00:39,583
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر.‬

1190
02:00:40,583 --> 02:00:43,583
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر.‬

1191
02:00:43,875 --> 02:00:45,708
‏‫- پدر.‬
‏‫- پدر.‬

1192
02:00:46,333 --> 02:00:47,333
‏‫پدر.‬

1193
02:00:51,250 --> 02:00:52,875
‏‫- مامان.‬
‏‫- پدر.‬

1194
02:00:54,000 --> 02:00:55,000
‏‫پدر.‬

1195
02:01:26,667 --> 02:01:27,708
‏‫دخترت‬

1196
02:01:30,375 --> 02:01:33,833
‏‫تخمهٔ امساجا رو حمل می‌کنه.‬

1197
02:01:45,000 --> 02:01:50,250
‏‫چطور ممکنه الهه کالی درخواست‬
‏‫قربانی کردن یه دختر دیگه رو داشته باشه؟‬

1198
02:02:22,375 --> 02:02:23,667
‏‫اگه این آزمایش منه‬

1199
02:02:27,625 --> 02:02:29,125
‏‫پس آزمایش تو هم هست.‬

1200
02:02:38,250 --> 02:02:42,875
‏‫وقتی اهریمن گناهانشو پخش کنه‬

1201
02:02:44,333 --> 02:02:49,167
‏‫اشکای دختر‬
‏‫به خون توی خاک فرو می‌رن,‬

1202
02:02:52,875 --> 02:02:56,375
‏‫عصای الهه بزرگترین موهبت خواهد بود‬

1203
02:03:01,833 --> 02:03:06,500
‏‫خون دختر، اهریمن رو نابود می‌کنه.‬

1204
02:04:14,042 --> 02:04:15,042
‏‫آامبیکا‬

1205
02:04:29,667 --> 02:04:33,875
‏‫ای کالی، ما رو ببخش.‬

1206
02:04:34,583 --> 02:04:37,792
‏‫شما ما رو برکت دادید.‬

1207
02:04:39,000 --> 02:04:41,167
‏‫شما ما رو از دست دایتیا آزاد کردید.‬

1208
02:04:41,792 --> 02:04:43,042
‏‫شما مهربونید، الهه.‬

1209
02:04:43,792 --> 02:04:44,792
‏‫خیلی مهربون.‬

1210
02:04:46,917 --> 02:04:52,792
‏‫کالی این تبر رو به ما برکت داد‬
‏‫تا با آمسجا بجنگیم.‬

1211
02:04:54,375 --> 02:04:57,000
‏‫اما مردهای ترسو این روستا‬

1212
02:04:57,792 --> 02:05:02,542
‏‫ازش برای قربانی کردن دختربچه‌ها استفاده کردن.‬

1213
02:05:04,042 --> 02:05:09,792
‏‫امروز، یه مادر معنی دستور کالی رو‬
‏‫به ما توضیح داد.‬

1214
02:05:10,542 --> 02:05:14,292
‏‫نسل آمسجا‬
‏‫نابود شده.‬

1215
02:05:16,750 --> 02:05:18,375
‏‫تو بردی، آمبیکا.‬

1216
02:05:19,833 --> 02:05:23,167
‏‫دخترت پاک شده.‬

1217
02:05:27,083 --> 02:05:28,083
‏‫مامان.‬

1218
02:05:30,167 --> 02:05:31,167
‏‫مامان.‬

1219
02:05:31,625 --> 02:05:32,625
‏‫شویتا.‬

1220
02:05:54,000 --> 02:05:58,792
‏‫- جلال بر الهه کالی!‬
‏‫- جلال بر الهه کالی!‬

1221
02:06:00,125 --> 02:06:05,167
‏‫جلال بر الهه کالی!‬

1222
02:06:24,958 --> 02:06:30,750
‏‫از زمین و آسمان‬
‏‫تا هفت دریا‬

1223
02:06:30,833 --> 02:06:36,708
‏‫تمام جهان در من وجود داره‬

1224
02:06:36,917 --> 02:06:42,667
‏‫با حرکاتم‬
‏‫ستاره‌ها رو کنترل می‌کنم‬

1225
02:06:43,000 --> 02:06:48,750
‏‫من روحم. هستی برتر‬

1226
02:07:01,250 --> 02:07:05,292
‏‫می‌دونید بزرگترین حماقت آدما چیه؟‬

1227
02:07:06,292 --> 02:07:09,708
‏‫فکر می‌کنی شر رو با کشتن آدم بد، کشتی.‬

1228
02:07:10,375 --> 02:07:11,875
‏‫منو کشتی!‬

1229
02:07:13,250 --> 02:07:14,917
‏‫منو کشتی!‬

1230
02:07:15,875 --> 02:07:20,292
‏‫ولی تا وقتی که آدم توی این دنیا هست‬

1231
02:07:20,875 --> 02:07:26,208
‏‫تا اون موقع، شیطان درونش زنده می‌مونه.‬

1232
02:07:26,292 --> 02:07:29,208
‏‫شیطان!‬

1233
02:07:29,333 --> 02:07:32,375
‏‫شیطان!‬

1234
02:07:32,458 --> 02:07:39,000
‏‫شیطان!‬

1235
02:07:39,125 --> 02:07:44,875
‏‫حتی مرگ هم جلوی من زانو می‌زنه.‬

1236
02:07:45,125 --> 02:07:50,833
‏‫من تک و یگانه‌م.‬

1237
02:07:50,857 --> 02:08:01,857
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

