﻿1
00:00:06,030 --> 00:00:14,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:02:19,563 --> 00:02:21,978
‫۲۳۲ سال قبل از میلاد مسیح

3
00:02:22,229 --> 00:02:25,062
‫آشوکا، امپراتور بزرگ،
‫هزاران نفر را سلاخی کرد

4
00:02:25,646 --> 00:02:29,478
‫تا کالینگا را فتح کند،
‫اما یک فکر او را به زانو درآورد

5
00:02:32,521 --> 00:02:34,853
‫و آن، پشیمانی‌اش بود

6
00:02:37,938 --> 00:02:42,103
‫نمی‌توانست تشخیص دهد آنچه به دست آورده
‫یک پیروزی است یا یک شکست.

7
00:02:57,729 --> 00:03:01,478
‫بعد از کلنجار رفتن با آن فکر،
‫به یک نتیجه رسید

8
00:03:06,563 --> 00:03:09,687
‫او فهمید
‫قدرت الهی پنهانی که در دست داشت

9
00:03:10,604 --> 00:03:12,437
‫بسیار خطرناک است

10
00:03:12,854 --> 00:03:18,228
‫بنابراین آن را در قالب
‫۹ طومار مقدس پراکنده کرد

11
00:03:37,063 --> 00:03:39,520
‫او تصمیم گرفت آن

12
00:03:39,521 --> 00:03:43,020
‫طومارها را به ۹ جنگجوی لایق بدهد.

13
00:03:44,438 --> 00:03:46,645
‫او هشت طومار را

14
00:03:46,646 --> 00:03:48,853
‫با هشت قدرت فراطبیعی به جنگجویان توانا داد

15
00:03:49,146 --> 00:03:51,853
‫و نهمین طومار را که حاوی اکسیر جاودانگی بود،

16
00:03:51,979 --> 00:03:54,978
‫به حکیمان بزرگی سپرد که توانایی دیدن آینده را داشتند.

17
00:03:56,604 --> 00:04:01,937
‫به آنها دستور داد تا به طور مخفیانه
‫برای محافظت از بشریت از آن استفاده کنند.

18
00:04:06,646 --> 00:04:09,728
‫برای قرن‌ها، آن نُه جنگجو

19
00:04:09,729 --> 00:04:13,437
‫این وظیفه را به نسل بعدی خودشان واگذار کرده‌اند.

20
00:04:14,229 --> 00:04:18,727
‫این طومارها قدرت
‫جاودانگی و سلطه بر جهان را می‌بخشند.

21
00:04:18,853 --> 00:04:24,020
‫از یونانی‌ها و پرتغالی‌ها، مغول‌ها، گورکانیان و هیتلر

22
00:04:24,146 --> 00:04:27,770
‫بسیاری از رهبران قدرتمند به دنبال
‫این طومارها بودند

23
00:04:27,938 --> 00:04:30,103
‫با این حال، هیچ کدام نتوانستند
‫در این راه موفق شوند.

24
00:04:32,188 --> 00:04:33,395
‫اما در این عصر

25
00:04:34,063 --> 00:04:35,937
‫شوری برای به دست آوردن
‫آن طومارهای الهی برخواست

26
00:04:35,938 --> 00:04:38,228
‫تا دنیا را در تاریکی فرو ببرد

27
00:04:57,229 --> 00:04:58,145
‫آچاریا

28
00:04:59,771 --> 00:05:02,437
‫آمبیکا ۴۸ ساعت گذشته در حال مراقبه بوده

29
00:05:03,146 --> 00:05:06,312
‫این نشون میده که اون داره خطری رو حس میکنه

30
00:05:31,938 --> 00:05:36,353
‫بانشی، ما باید یک جلسه با نه جنگجو ترتیب بدیم

31
00:06:17,271 --> 00:06:19,770
‫این یک دعوتنامه محرمانه
‫برای جلسه جنگجویان است.

32
00:06:26,521 --> 00:06:28,437
‫به احترام آرمان امپراتور

33
00:06:31,354 --> 00:06:33,353
‫یک خطر غیرقابل تصور در کمین ماست

34
00:06:33,354 --> 00:06:34,728
‫و ما نمیتونیم جلوش رو بگیریم

35
00:06:35,063 --> 00:06:37,270
‫این خطر از «تانتروانام» شما
‫شروع خواهد شد،

36
00:06:38,438 --> 00:06:41,395
‫و به تمام مکان‌هایی که
‫طومارهای مقدس رو نگه میدارن، سرایت میکنه

37
00:06:44,854 --> 00:06:49,353
‫به جای محتاط بودن،
‫هوشمندانه‌تر اینه که اول ما حمله کنیم

38
00:06:50,063 --> 00:06:51,770
‫اگه راهی برای جلوگیری ازش بود

39
00:06:51,771 --> 00:06:54,062
‫من اینجا نبودم که
‫پیشگوییم رو با شما در میون بذارم

40
00:06:54,604 --> 00:06:56,853
‫این به هیچ وجه یک هشدار برای شما نیست.

41
00:06:57,479 --> 00:06:58,895
‫این گوشه‌ای از آینده‌ست.

42
00:07:00,396 --> 00:07:03,728
‫طومار باستانی که زیر نظر منه
‫فقط با استراتژی محافظت نمیشه

43
00:07:04,188 --> 00:07:06,645
‫من براش یه ارتش درست کردم

44
00:07:07,063 --> 00:07:08,520
‫ما موافقيم

45
00:07:10,479 --> 00:07:12,103
‫با بیانات اولین جنگجو

46
00:07:12,104 --> 00:07:14,103
‫ما هم
‫ارتش خودمون رو داریم

47
00:07:14,229 --> 00:07:19,020
‫ما هم
‫ارتش خودمون رو داریم

48
00:07:19,188 --> 00:07:22,770
‫بین همه ما، فقط «آمارا گراندای» شماست
‫که بدون محافظت ارتش مونده

49
00:07:22,896 --> 00:07:24,853
‫وظیفه من بود
‫که این پیشگویی رو بهتون بگم

50
00:07:25,604 --> 00:07:27,728
‫اینکه چطور باهاش
‫برخورد میکنید به خودتون مربوطه

51
00:07:30,063 --> 00:07:31,020
‫سواستی!

52
00:07:31,604 --> 00:07:33,270
‫- سواستی
‫- سواستی

53
00:07:37,313 --> 00:07:39,937
‫آمبیکا، دارن میرن

54
00:07:41,479 --> 00:07:43,270
‫باید دوباره باهاشون صحبت کنم؟

55
00:07:44,938 --> 00:07:46,187
‫وقتی غرور بر آدم غلبه میکنه

56
00:07:47,021 --> 00:07:50,395
‫نه تنها ذهن
‫بلکه حتی گوش‌ها هم از شنیدن سر باز میزنن

57
00:07:50,938 --> 00:07:51,978
‫خب، حالا باید چیکار کنیم؟

58
00:07:54,271 --> 00:07:55,937
‫فقط یه راه وجود داره

59
00:07:56,479 --> 00:07:58,687
‫من باید به کوه کایلاش برم

60
00:07:59,813 --> 00:08:02,978
‫میخوای با بچه‌ای که تو شکمته
‫به کوه کایلاش صعود کنی؟

61
00:08:04,396 --> 00:08:05,562
‫چطوری میخوای بری؟

62
00:08:06,188 --> 00:08:07,312
‫و برای کی؟

63
00:08:07,813 --> 00:08:08,812
‫حکیم آگاستیا

64
00:08:09,063 --> 00:08:12,270
‫اون جاودانه‌ای که
‫در چهار عصر زندگی کرده

65
00:08:12,646 --> 00:08:15,687
‫حکیم دانای کل
‫که خود لرد را ما رو راهنمایی کرده

66
00:09:24,146 --> 00:09:26,228
‫ تجسم تسليم

67
00:09:26,229 --> 00:09:31,812
‫پاک و سرشار از عطوفت
‫و شادی‌بخش

68
00:09:36,063 --> 00:09:37,395
‫این خطر حتمیه

69
00:09:40,063 --> 00:09:44,728
‫هیچ قدرتی که در عصر گالی متولد شده باشه
‫نمیتونه در برابرش بایسته

70
00:09:47,771 --> 00:09:51,228
‫فقط با کندوکاو در تاریخمون،
‫میتونیم راه‌حل رو پیدا کنیم

71
00:09:53,938 --> 00:09:54,978
‫اون...

72
00:09:56,771 --> 00:10:01,770
‫سلاحی‌ست که در «ترتایوگا»،
‫در زمان لرد راما ساخته شده.

73
00:10:08,604 --> 00:10:10,520
‫اون میرای هست.

74
00:10:13,646 --> 00:10:15,478
‫من میارمش.

75
00:10:16,479 --> 00:10:18,103
‫لطفا راه رو نشونم بده، مهایوگی

76
00:10:20,104 --> 00:10:23,437
‫- تقدیر تو رسیدن به اون نیست.
‫- پس تقدیر کیه؟

77
00:10:26,646 --> 00:10:28,770
‫این راه‌حل نیازمند

78
00:10:29,354 --> 00:10:30,937
‫یک فداکاری بزرگه

79
00:10:32,146 --> 00:10:34,437
‫من برای هر نوع
‫فداکاری‌ای آماده‌ام، مهایوگی

80
00:10:36,063 --> 00:10:38,145
‫اگه فداکاری‌ای که میخوام

81
00:10:39,146 --> 00:10:42,270
‫نوزادت باشه چی؟

82
00:10:44,479 --> 00:10:45,645
‫ازش میگذری؟

83
00:10:46,479 --> 00:10:50,687
‫چون این بچه باید توسط شرایط ساخته بشه
‫نه توسط مادرش

84
00:10:51,729 --> 00:10:53,853
‫طبیعت در هر قدم

85
00:10:53,854 --> 00:10:56,853
‫در مسیرش برای به دست آوردن اون سلاح،
‫اون رو به چالش میکشه

86
00:10:56,979 --> 00:10:59,520
‫مجازاتش میکنه و بهش یاد میده

87
00:11:00,146 --> 00:11:01,145
‫اون باید قوی بمونه

88
00:11:01,146 --> 00:11:03,437
‫در برابر هر آزمونی که زندگی جلوش میذاره

89
00:11:03,729 --> 00:11:04,978
‫اون آزمون‌ها

90
00:11:04,979 --> 00:11:09,270
‫اون رو به یک حکیم
‫و یک جنگجوی آماده نبرد تبدیل میکنن.

91
00:11:14,354 --> 00:11:15,562
‫چرا اون؟

92
00:11:16,313 --> 00:11:19,103
‫تو سفری رو طی کردی که
‫هیچ انسانی هرگز نتونسته

93
00:11:19,271 --> 00:11:21,812
‫و با عذاب‌های جهنم روبرو شدی

94
00:11:22,729 --> 00:11:26,103
‫فقط فرزند یک جنگجو مثل تو،
‫با چنین اراده‌ی محکمی

95
00:11:26,813 --> 00:11:28,520
‫میتونه این خطر رو شکست بده.

96
00:11:29,938 --> 00:11:34,228
‫سرنوشت فقط به کسی مثل اون رو میکنه

97
00:11:37,563 --> 00:11:38,853
‫اینا

98
00:11:40,021 --> 00:11:41,228
‫اشک‌های درده

99
00:11:42,729 --> 00:11:43,895
‫یا پذیرش؟

100
00:11:46,771 --> 00:11:47,937
‫پذیرش

101
00:12:26,313 --> 00:12:27,478
‫آدی یوگی

102
00:12:30,313 --> 00:12:32,520
‫این فرمان و رحمت توست.

103
00:12:33,813 --> 00:12:34,937
‫جايتريا

104
00:12:59,854 --> 00:13:03,562
‫ سایه‌ای آغشته به خون
‫از زندگی‌های پیشین

105
00:13:04,396 --> 00:13:08,478
‫آیا این فقط یک توهم است، نه بیشتر؟

106
00:13:09,354 --> 00:13:13,312
‫ قصه اعصار، از نو نوشته شده

107
00:13:14,271 --> 00:13:18,103
‫ آیا یک جنگ بزرگ
‫این کینه را زنده خواهد کرد؟

108
00:13:49,813 --> 00:13:51,187
‫آچاریا

109
00:13:51,354 --> 00:13:53,853
‫آمبیکا، رهبر جامعه ما،

110
00:13:54,604 --> 00:13:57,853
‫۲۴ ساله که از آشرام
‫دوره

111
00:13:58,854 --> 00:14:02,895
‫هر چیزی که پیش‌بینی کرده بود
‫داره به حقیقت می‌پیونده

112
00:14:04,229 --> 00:14:06,145
‫یک نیروی شیطانی همین الانم

113
00:14:06,146 --> 00:14:08,562
‫کنترل شش طومار باستانی رو به دست گرفته.

114
00:14:09,146 --> 00:14:10,478
‫ما باید جلوش رو بگیریم

115
00:14:10,479 --> 00:14:12,353
‫قبل از اینکه به
‫طومار نهم برسه.

116
00:14:13,396 --> 00:14:15,437
‫اون نیروی شیطانی کیه، آچاریا؟

117
00:14:17,271 --> 00:14:20,145
‫اون به قدرت اهریمنی‌ایه که
‫هیچ انسانی نمیتونه باهاش مقابله کنه.

118
00:14:20,604 --> 00:14:22,228
‫ماها بير لاما!

119
00:14:33,563 --> 00:14:35,603
‫با شش طوماری که در اختیار داره

120
00:14:35,604 --> 00:14:37,103
‫هدف نهاییش الان

121
00:14:38,063 --> 00:14:40,895
‫به دست آوردن طومار نُهمه،
‫همونی که ما ازش محافظت میکنیم

122
00:14:41,271 --> 00:14:44,728
‫برای فعال کردن قدرت جاودانگی
‫از طومار نُهم

123
00:14:44,979 --> 00:14:47,437
‫همه طومارها باید کنار هم قرار بگیرن

124
00:14:47,938 --> 00:14:50,895
‫تحت هیچ شرایطی نباید بهش برسه

125
00:14:51,479 --> 00:14:54,353
‫اگه این کارو بکنه
‫اون رو به یک خدا تبدیل میکنه!

126
00:14:54,813 --> 00:14:58,312
‫چطور میتونیم جلوی همچین
‫نیروی قدرتمندی رو بگیریم، آچاریا؟

127
00:14:58,896 --> 00:15:00,937
‫قرار نیست ما جلوش رو بگیریم

128
00:15:01,438 --> 00:15:05,687
‫آمبیکا راه حل این مشکل رو
‫۲۴ سال پیش پیدا کرد.

129
00:15:07,521 --> 00:15:11,645
‫بعد از ۲۴ سال پسرم رو برگردونید.

130
00:15:12,313 --> 00:15:14,603
‫این یعنی شما برنمیگردید؟

131
00:15:15,271 --> 00:15:17,937
‫رسیدن اون به منزله‌ی رسیدن منه.

132
00:15:18,438 --> 00:15:20,520
‫اون محافظ
‫طومارهای آشوکا

133
00:15:21,313 --> 00:15:23,770
‫و سرنوشتش یکی شدن با میرای هست.

134
00:15:23,938 --> 00:15:26,478
‫فقط سه هفته باقی مونده

135
00:15:26,479 --> 00:15:30,645
‫هم برای هشدار آمبیکا
‫و هم برای راه‌حل اون

136
00:15:39,104 --> 00:15:41,895
‫این لیست بچه‌های
‫يتيم توى «بنارس» هست.

137
00:15:43,188 --> 00:15:45,437
‫میتونی ببینی
‫اسم «ودا» توش هست یا نه؟

138
00:15:50,313 --> 00:15:51,687
‫اسمش تو لیست هست.

139
00:15:52,438 --> 00:15:56,145
‫ولی برای پیدا کردنش، باید خرج کنی

140
00:16:03,604 --> 00:16:05,895
‫،ودا، گهات هاریشچاندرا

141
00:16:21,146 --> 00:16:23,437
‫نیازی نیست ذهنم رو بخونی

142
00:16:27,813 --> 00:16:29,853
‫من بزرگش کردم

143
00:16:31,813 --> 00:16:34,728
‫فکر و عملش پاکه

144
00:16:36,229 --> 00:16:38,520
‫اون دیدگاه منحصربه‌فردی داره

145
00:16:42,521 --> 00:16:46,520
‫بابا، فکر کنم ستاره‌ها
‫دارن منو به سمت شرق صدا میزنن

146
00:16:50,146 --> 00:16:51,312
‫از کاشی

147
00:16:52,188 --> 00:16:53,145
‫به کلکته

148
00:16:55,688 --> 00:16:56,728
‫آقا، آقا!

149
00:17:05,354 --> 00:17:06,853
‫من میدونم کجاست

150
00:17:11,604 --> 00:17:15,062
‫داداش، وقتی از این و اون سراغ
‫ودا اهل کاشی رو گرفتم،

151
00:17:15,104 --> 00:17:18,353
‫- بهم گفتن فقط تو میشناسیش
‫- ودا بنارسی رو میگی؟

152
00:17:18,771 --> 00:17:22,478
‫اون اوایل که اومده بودیم کلکته،
‫با هم زغال می‌فروختیم

153
00:17:22,729 --> 00:17:25,603
‫حتى وقتی چیبش خالی بود،
‫همیشه خوش بود.

154
00:17:28,229 --> 00:17:29,478
‫تا اینکه حدود ۱۰ سال پیش...

155
00:17:30,604 --> 00:17:34,645
‫داداش، این زغال‌فروشی
‫داره رنگ و رومو میبره

156
00:17:35,479 --> 00:17:38,145
‫ما که نمیتونیم رنگ زغال رو عوض کنیم، رفیق

157
00:17:38,271 --> 00:17:39,812
‫پس بیا جا رو عوض کنیم

158
00:17:40,313 --> 00:17:42,645
‫جا رو؟ کجا میخوای بری؟

159
00:17:46,646 --> 00:17:51,353
‫انگار ستاره‌ها دارن
‫بهم جنوب رو نشون میدن

160
00:18:02,229 --> 00:18:05,687
‫حالا که «داسو ددی» اومده،
‫کار «ودای قراضه» تمومه.

161
00:18:12,854 --> 00:18:15,478
‫اتل متل توتوله، سونام خره!

162
00:18:18,646 --> 00:18:21,895
‫اینا از جنس اصل هم بهترن.
‫کف بازارم همه همینو میگن

163
00:18:21,896 --> 00:18:24,478
‫به این راحتیا نمیشه
‫داسو ددی رو خر کرد

164
00:18:28,771 --> 00:18:32,478
‫گوچی، فندی،
‫لویی ویتون، بالمین

165
00:18:32,604 --> 00:18:35,853
‫ایرانی، خارجی، اعلا... یا خدا!

166
00:18:36,646 --> 00:18:39,187
‫مشروب، لباس، كيف، موبايل

167
00:18:39,188 --> 00:18:41,478
‫ساعت و لپتاپ.
‫دیگه چی مونده؟

168
00:18:42,146 --> 00:18:43,145
‫همه‌شون فیکن

169
00:18:43,729 --> 00:18:46,145
‫- اسمشو گذاشتن کپی برابر اصل
‫- آره

170
00:18:47,104 --> 00:18:48,312
‫همه‌ی اینا به کنار،

171
00:18:48,479 --> 00:18:51,562
‫ولی دیگه چرا جنس منو کپی میکنی
‫و به خودم میفروشی مرد؟

172
00:18:53,354 --> 00:18:55,103
‫جنس اصلی من کجاست؟

173
00:18:57,938 --> 00:19:00,645
‫- ببخشید ددی. از دستم در رفت.
‫- گشنیز؟!

174
00:19:00,854 --> 00:19:03,062
‫ددی، با این
‫جنس شما رو کپی کرده

175
00:19:03,063 --> 00:19:05,020
‫من اینو میخوام چیکار کنم؟

176
00:19:05,021 --> 00:19:06,103
‫جنس من كو؟

177
00:19:06,396 --> 00:19:08,270
‫تو این پرده چیه این وسط؟

178
00:19:08,271 --> 00:19:10,895
‫مگه عروسیه؟
‫جمعش کن!

179
00:19:22,229 --> 00:19:24,562
‫به چه جراتی اومدی تو منطقه‌ی من

180
00:19:24,896 --> 00:19:27,562
‫و جنس منو کش رفتی؟

181
00:19:27,938 --> 00:19:29,978
‫بگو ببینم
‫جنس اصلی من کجاست

182
00:19:29,979 --> 00:19:32,395
‫وگرنه این قراضه‌فروشی رو
‫برات میکنم قبرستون

183
00:19:32,396 --> 00:19:34,520
‫دی‌جی تیلو! برو تو کارش

184
00:19:46,479 --> 00:19:48,978
‫چیه داداش؟
‫یارو قراضه فروشه آهنگ گذاشت.

185
00:19:48,979 --> 00:19:50,978
‫آره داداش! عجب چیزیه

186
00:19:56,146 --> 00:19:57,978
‫کریشنا! این چه بساطیه .

187
00:19:58,104 --> 00:20:00,020
‫داداش، بچه‌های این دوره زمونه
‫همینن دیگه

188
00:20:00,146 --> 00:20:01,353
‫گوش کن، ددی!

189
00:20:01,729 --> 00:20:04,353
‫هر جا درختی سبز بشه اونجا قلمروشه

190
00:20:04,354 --> 00:20:06,395
‫کل این مملکت قلمروی منه

191
00:20:06,938 --> 00:20:09,437
‫کافیه چشم ودا
‫به جنسی بیفته

192
00:20:09,438 --> 00:20:11,228
‫دیگه محاله
‫بتونی پسش بگیری

193
00:20:11,229 --> 00:20:14,770
‫اگه تو شماره یکی
‫من شماره‌ام ۴۲۰ئه

194
00:20:15,188 --> 00:20:17,853
‫کاسبی یعنی یه کم بده
‫یه کم بستان

195
00:20:17,979 --> 00:20:20,395
‫نه شغل گدا-گشنه‌ها که
‫پول خرد جمع میکنن

196
00:20:23,771 --> 00:20:25,812
‫هنوز دوزاریت نیفتاد، ددی؟

197
00:20:27,521 --> 00:20:29,895
‫چنان میخوابونتت
‫تو بیمارستان گاندی

198
00:20:31,188 --> 00:20:32,437
‫هی، نالاماندو!

199
00:20:35,646 --> 00:20:36,603
‫یا حضرت تایگر شروف!

200
00:20:39,938 --> 00:20:41,020
‫لعنت بهشون! سربازا!

201
00:20:47,479 --> 00:20:49,645
‫خیلی‌خب، قشنگه! ادامه بده

202
00:20:50,396 --> 00:20:53,312
‫اگه همه بخوان یه جور بپوشن
‫خرج میره بالا

203
00:20:53,438 --> 00:20:57,728
‫اگه فقط تو بازار رو قبضه کنی
‫ما چطوری کاسبی کنیم، داداش؟

204
00:21:02,979 --> 00:21:04,395
‫مگه نمیدونه ما کی هستیم؟

205
00:21:04,396 --> 00:21:06,812
‫رئیس، دهنتو سرویس میکنه

206
00:21:06,938 --> 00:21:07,895
‫ای وای

207
00:21:07,896 --> 00:21:10,020
‫یه چیز خارق العاده میشه!

208
00:21:10,188 --> 00:21:12,062
‫چرا یکی یکی حمله میکنین، احمقا؟

209
00:21:12,229 --> 00:21:14,353
‫- دسته جمعی بریزین سرش
‫- بزن بریم، بچه‌ها

210
00:21:41,021 --> 00:21:44,853
‫چقدر خوشگلی تو
‫عجب چیزی هستی والا!

211
00:21:48,396 --> 00:21:50,770
‫این دی‌جی داره رو مخم راه میره

212
00:21:51,479 --> 00:21:54,062
‫- اون سیم‌ها رو قطع کنین
‫- چشم، ددی

213
00:22:01,313 --> 00:22:04,145
‫- هی فسقلی
‫- داداش؟

214
00:22:04,604 --> 00:22:06,645
‫یعنی میگی ما اصلیم و شما فیک؟

215
00:22:07,063 --> 00:22:09,228
‫- آره داداش
‫- دستم به دامنت

216
00:22:09,438 --> 00:22:10,603
‫داداش

217
00:22:23,604 --> 00:22:26,520
‫چطوری کاسبی کنیم آخه

218
00:22:27,604 --> 00:22:28,895
‫بیا، بگیر!

219
00:22:30,188 --> 00:22:32,228
‫ای بابا، چه بد گرفتی

220
00:22:34,854 --> 00:22:36,562
‫اون جنس «داسو ددی»ئه.

221
00:22:37,063 --> 00:22:39,228
‫تو هر سوراخی تو حیدرآباد
‫قایمش کنی

222
00:22:39,229 --> 00:22:40,520
‫آخرش به دست خودم میرسه

223
00:22:43,563 --> 00:22:46,478
‫اینجا هیچی مال تو نیستريال ددی
‫همه‌چی عاریه‌ایه.

224
00:22:47,896 --> 00:22:51,062
‫امروز مال توئه
‫فردا مال یکی دیگه. گرفتی؟

225
00:22:51,354 --> 00:22:54,020
‫جای دیگه‌ای قایمش نکردم
‫همین‌جاست.

226
00:22:57,479 --> 00:22:58,437
‫هی!

227
00:23:00,979 --> 00:23:02,103
‫هی، رفیق

228
00:23:05,938 --> 00:23:08,562
‫- سونام، آتیش رو خاموش کن
‫- آب... آهان، پیداش کردم

229
00:23:10,521 --> 00:23:13,395
‫هی، رفيق
‫این کپی ویسکیه

230
00:23:13,521 --> 00:23:14,687
‫میترکه

231
00:23:15,271 --> 00:23:17,437
‫نه

232
00:23:31,813 --> 00:23:32,770
‫تموم شد!

233
00:23:33,813 --> 00:23:36,353
‫بای‌بای، تاتا

234
00:23:41,354 --> 00:23:44,520
‫از همه‌تون خواهش میکنم
‫زندگی من داره خوب پیش میره

235
00:23:44,521 --> 00:23:45,728
‫با چند تا پرونده‌ی جزئی

236
00:23:45,729 --> 00:23:47,562
‫خواهش میکنم پرونده‌ی قتل
‫رو دستم ندین

237
00:23:47,688 --> 00:23:49,645
‫- و نذارین از کار بیکار بشم، خدا
‫- قربان

238
00:23:51,354 --> 00:23:52,853
‫چرا اینقدر ترسیدی، قربان؟

239
00:23:53,021 --> 00:23:55,562
‫سباستین، ترس برای
‫زندگی و پیشرفت لازمه

240
00:23:55,938 --> 00:23:57,978
‫خیلی خب تا اینجا که اومدیم
‫بریم تو

241
00:23:58,313 --> 00:24:00,395
‫بریم تو؟
‫مگه چلوکبابی سبحانه؟

242
00:24:00,563 --> 00:24:02,812
‫به یه مرد زن و بچه‌دار میگی
‫برو تو دل آتیش، احمق

243
00:24:02,813 --> 00:24:03,437
‫خودشون میان بیرون صبر میکنیم

244
00:24:03,438 --> 00:24:04,145
‫خودشون میان بیرون. صبر میکنیم

245
00:24:08,396 --> 00:24:09,853
‫هی، آبجی. کجا میری؟

246
00:24:10,313 --> 00:24:11,978
‫میخوام ودا، ودا پرجاپاتی رو ببینم

247
00:24:12,146 --> 00:24:13,978
‫یه دردسری درست کرده

248
00:24:13,979 --> 00:24:16,228
‫همین الان پلیس داره
‫همه‌شون رو دستگیر میکنه

249
00:24:26,479 --> 00:24:27,645
‫هی، یواش‌تر بابا

250
00:24:27,938 --> 00:24:29,270
‫پیرهنو ول کن.

251
00:24:36,021 --> 00:24:37,353
‫- سلام، جناب سرگرد.
‫- سلام

252
00:24:37,479 --> 00:24:39,645
‫کولر رو کجا میخواین؟
‫پشت صندلی‌تون یا جلوش؟

253
00:24:39,646 --> 00:24:41,770
‫برای بچه‌های تو بازداشتگاهه، نه ما.

254
00:24:41,896 --> 00:24:45,020
‫برای اینه که زندونیا
‫تو تابستون خنک بمونن، ببرش تو.

255
00:24:45,938 --> 00:24:48,645
‫چرا این امکاناتو بهشون میدین، قربان؟
‫این چه فلسفه‌ایه؟

256
00:24:48,896 --> 00:24:50,270
‫اگه اینجا بهشون خوش بگذره

257
00:24:50,271 --> 00:24:52,478
‫بعد از آزادی دنبال
‫انتقام‌جویی نمیرن

258
00:24:52,479 --> 00:24:53,562
‫به این میگن استراتژی

259
00:24:53,563 --> 00:24:55,312
‫بین کولر و بریانی

260
00:24:55,313 --> 00:24:58,645
‫اینجا بیشتر شبیه رستوران «گرین «باورچی»
‫شده تا کلانتری

261
00:25:01,313 --> 00:25:02,228
‫بله، خانم؟

262
00:25:04,021 --> 00:25:06,228
‫اومدم آزادشون کنم

263
00:25:07,229 --> 00:25:08,145
‫آزاد؟

264
00:25:10,229 --> 00:25:12,895
‫کیو؟ این باند مواد فروش رو؟

265
00:25:15,396 --> 00:25:18,937
‫شما نه بهت میخوره وکیل باشی،
‫نه فعال حقوق بشر.

266
00:25:19,438 --> 00:25:20,353
‫پس شما کی هستی؟

267
00:25:20,563 --> 00:25:22,895
‫اسم من ويبهاست.
‫از هیمالیا اومدم

268
00:25:23,229 --> 00:25:26,270
‫- هيماليا؟
‫- حتما کتابفروشی هیمالیا رو میگه

269
00:25:26,729 --> 00:25:28,853
‫- نكنه وکیلمونه؟
‫- این وکیلمونه؟

270
00:25:28,979 --> 00:25:30,895
‫سه ساله همون کشوی قبلی رو داریم

271
00:25:30,896 --> 00:25:32,353
‫واقعا میتونیم وکیل بگیریم؟

272
00:25:32,521 --> 00:25:35,520
‫از اونجایی که دود مواد رو
‫ناخواسته استنشاق کردن

273
00:25:36,063 --> 00:25:38,478
‫قربانی محسوب میشن، نه مجرم

274
00:25:40,646 --> 00:25:42,645
‫انبار مواد
‫کاملا سوخته.

275
00:25:43,021 --> 00:25:43,812
‫ این یعنی...

276
00:25:43,938 --> 00:25:46,353
‫شما هیچ مدرکی ندارین
‫که اونا مواد میفروختن

277
00:25:49,229 --> 00:25:50,978
‫طبق ماده ۲۱ قانون مبارزه با مواد مخدر

278
00:25:51,313 --> 00:25:54,562
‫شما نمیتونین بدون مدرک مستند
‫بازداشتشون کنین

279
00:25:54,729 --> 00:25:58,728
‫فورا آزادشون کنین
‫وگرنه خودتون میفتین تو حبس

280
00:26:01,146 --> 00:26:02,103
‫چیکار کنیم، قربان؟

281
00:26:28,313 --> 00:26:29,937
‫تا کی میخوایم
‫این کارای کوچیک رو بکنیم، مرد؟

282
00:26:29,938 --> 00:26:31,145
‫بیا یه بانک انتخاب کنیم

283
00:26:31,146 --> 00:26:33,312
‫- و بزنیمش. این یعنی هنر
‫- نه. این یعنی جرم

284
00:26:34,354 --> 00:26:36,270
‫هنر کپی برابر اصل یعنی...

285
00:26:36,396 --> 00:26:39,103
‫بازنگری کنی و یه چیز
‫جدید خلق کنی، رفیق

286
00:26:39,104 --> 00:26:40,312
‫- گرفتی؟
‫- به به!

287
00:26:40,771 --> 00:26:43,937
‫تا الان فقط یه دختر بود.
‫حالا شده یه فرشته

288
00:26:48,271 --> 00:26:50,437
‫چرا تا گفتم «فرشته» سروکله‌ش پیدا شد؟

289
00:26:57,063 --> 00:26:58,312
‫اومدی اینجا چون

290
00:26:58,438 --> 00:27:00,228
‫ازمون تشکر نکردی
‫که از زندان درمون آوردی؟

291
00:27:00,854 --> 00:27:02,353
‫الو؟

292
00:27:10,979 --> 00:27:13,103
‫الو! دختر! چرا اینجوری زل زدی؟

293
00:27:13,646 --> 00:27:16,228
‫تیپت یه جوریه.
‫لباس مرتاض‌ها رو پوشیدی

294
00:27:16,604 --> 00:27:17,812
‫تو از اون اکیپ‌هایی نیستی که برای کاسبی‌شون

295
00:27:17,813 --> 00:27:19,395
‫هی قیافه عوض میکنن هستی؟

296
00:27:19,396 --> 00:27:22,145
‫اون کار یسو ددی‌ئه، نه من

297
00:27:22,313 --> 00:27:24,603
‫من فقط تو کار کپی برابر اصلم.
‫اگه خواستی خبرم کن.

298
00:27:24,771 --> 00:27:27,312
‫گذرگاه‌های بنارس، معادن زغال بنگال،

299
00:27:27,604 --> 00:27:30,395
‫بازار «بیدا»ی هوره
‫و ۱۶ تا کلانتری

300
00:27:30,854 --> 00:27:32,437
‫اینا جاهایی هستن که تو رو ساختن

301
00:27:32,688 --> 00:27:35,020
‫و نشانه‌هایی که
‫منو به اینجا رسوندن

302
00:27:36,313 --> 00:27:39,770
‫که من هیچ وامی نگرفتم،
‫پس چرا اومدی سراغ من؟

303
00:27:39,938 --> 00:27:41,853
‫تو وام‌بگیر نیستی

304
00:27:42,271 --> 00:27:44,020
‫بلکه دردسر دفع کنی

305
00:27:46,271 --> 00:27:49,353
‫تو تنها ناجی
‫کتاب نهم، آماراگراندا، هستی.

306
00:27:51,771 --> 00:27:54,312
‫باید برای محافظت از اون خودت رو به میرای برسونی

307
00:27:57,771 --> 00:28:02,437
‫جنگجویی از سلسله شاتادرو
‫کسی که میتونه صد نفر رو بکشه...

308
00:28:02,729 --> 00:28:04,895
‫داداش داره بهت میگه کالابهایراوا

309
00:28:05,146 --> 00:28:06,728
‫این دختره دیوونه‌س، حاجی. دیوونه!

310
00:28:06,854 --> 00:28:09,187
‫دیوونه‌ها بدشون میاد بهشون بگی دیوونه
‫قیافه‌شو ببین

311
00:28:09,563 --> 00:28:10,770
‫هی!

312
00:28:12,604 --> 00:28:13,978
‫تو این هنر رو از کجا بلدی؟

313
00:28:15,479 --> 00:28:19,228
‫من میتونم خاطرات فراموش شده یه نفر
‫رو تو صورتش بخونم

314
00:28:19,479 --> 00:28:21,437
‫ولی نمیتونم ذهن تو رو بخونم

315
00:28:22,438 --> 00:28:25,937
‫تو یه جنگجویی
‫یکی که حتی نمیدونه خودش کیه

316
00:28:26,271 --> 00:28:29,020
‫میخوای منو بکشی
‫بعدم داستان هالیوودی تعریف میکنی؟

317
00:28:29,438 --> 00:28:32,062
‫ذهن مردم رو میخونی، هان؟
‫پس ذهن اینو بخون

318
00:28:39,188 --> 00:28:41,562
‫از دیشب داره بهت فحش میده.

319
00:28:43,271 --> 00:28:44,395
‫واسه خاطر «وانتالاکا».

320
00:28:45,563 --> 00:28:47,728
‫امکان نداره به من فحش بده...

321
00:28:49,771 --> 00:28:51,312
‫داری به من فحش میدی؟

322
00:28:52,438 --> 00:28:54,520
‫- هی، مرد، داری به من فحش میدی؟
‫- پس چی؟ فحش ندم؟

323
00:28:54,521 --> 00:28:56,103
‫چرا شماره‌تو به دختر من دادی؟

324
00:28:56,396 --> 00:28:58,895
‫من چه میدونستم
‫تو میخوای مخ وانتالاکا رو بزنی؟

325
00:28:59,146 --> 00:29:01,687
‫عشق هر کی رو بکشه مخشو میزنم،
‫چه پونوگولو درست کنه چه وادا!

326
00:29:01,688 --> 00:29:03,437
‫هر کی یه سلیقه‌ای داره دیگه، داداش
‫بحث سر اون خوراکیا نیست

327
00:29:03,563 --> 00:29:05,853
‫چرا شماره تو بهش دادی؟
‫چون قول داد دم در تحویل بده.

328
00:29:05,854 --> 00:29:07,853
‫- من شماره‌شو نمیخوام
‫- پس چرا خندیدی؟

329
00:29:07,854 --> 00:29:09,187
‫هی، من کلا آدم خوش‌خنده‌ای‌ام، داداش

330
00:29:09,354 --> 00:29:11,645
‫یه دختر اومده سراغم
‫اونوقت تو پیشش از من بد میگی؟

331
00:29:11,771 --> 00:29:13,353
‫اگه اسم اون مسافرخونه رو بیاری
‫با لگد می‌زنمت

332
00:29:13,354 --> 00:29:15,812
‫چرا اون دختره داره میره، قربان؟

333
00:29:16,271 --> 00:29:17,228
‫یه فکری دارم

334
00:29:17,396 --> 00:29:18,520
‫بیا شنود کار بذاریم

335
00:29:18,646 --> 00:29:20,895
‫یعنی ۵۰ تا کار بذارم
‫تو کل اوراقی؟

336
00:29:21,188 --> 00:29:23,603
‫فقط یه شنود تو خونه‌ش
‫کفایت میکنه، سباستین

337
00:29:55,313 --> 00:29:57,228
‫آچاریا! جنگجو رو پیدا کردیم

338
00:30:01,354 --> 00:30:04,478
‫یک سو روشنایی است...

339
00:30:05,813 --> 00:30:08,270
‫و سوی دیگر تاریکی

340
00:30:55,521 --> 00:30:56,853
‫استاد ياكوزا

341
00:30:59,354 --> 00:31:01,270
‫من یک پروفسور تاریخ هستم

342
00:31:01,563 --> 00:31:04,228
‫به عنوان نماینده یک نیروی جدید
‫به اینجا اومدم

343
00:31:04,729 --> 00:31:08,812
‫منظورم، ارباب جدید
‫كتيبه‌های آشوکا، "شمشیر سیاه" هست.

344
00:31:09,771 --> 00:31:13,103
‫شما از کتاب هفتم
‫کالاگراندام، محافظت میکنید

345
00:31:13,938 --> 00:31:15,020
‫لطفا اون رو به ما بدید

346
00:31:17,438 --> 00:31:20,562
‫شما و نیروتون هرگز
‫دستتون به اون کتاب نخواهد رسید.

347
00:31:23,104 --> 00:31:26,228
‫،پس وقتش رسیده که
‫با "شمشیر سیاه" روبرو بشی

348
00:31:54,813 --> 00:31:55,937
‫ همه آماده باش

349
00:31:57,021 --> 00:31:59,520
‫اون یارو رو تیکه پاره کنید

350
00:34:07,021 --> 00:34:10,645
‫وقتی یه ستاره درخشان می‌میره

351
00:34:12,104 --> 00:34:14,520
‫تبدیل به یه سیاهچاله میشه
‫که همه چیز رو می‌بلعه

352
00:34:15,896 --> 00:34:18,312
‫فرقی نمیکنه چقدر قدرتمند باشه

353
00:34:19,354 --> 00:34:21,228
‫جذبش میکنه

354
00:34:22,021 --> 00:34:24,728
‫در گذشته، من اون ستاره بودم

355
00:34:26,396 --> 00:34:29,853
‫حالای من
‫فراتر از تصور شماست.

356
00:34:30,313 --> 00:34:33,353
‫اعدام شدن
‫به دست «ماهابير لاما»...

357
00:34:34,021 --> 00:34:36,145
‫افتخار بزرگیه

358
00:35:03,396 --> 00:35:06,103
‫کتاب‌های قدرتمند در جاهای اشتباهی

359
00:35:08,021 --> 00:35:09,478
‫کالاگراندام

360
00:35:15,063 --> 00:35:17,145
‫۲۴ سال طول کشید
‫تا دستم

361
00:35:17,146 --> 00:35:19,270
‫به این هفت تا کتاب برسه، پروفسور

362
00:35:20,479 --> 00:35:24,312
‫حالا فقط دو هفته وقت دارم
‫تا به هدفم برسم

363
00:35:26,438 --> 00:35:28,562
‫تنها چیزی که ندارم

364
00:35:31,688 --> 00:35:32,978
‫زمانه، پروفسور

365
00:35:38,146 --> 00:35:39,645
‫بیا، آقا.

366
00:35:40,479 --> 00:35:42,562
‫گفتم سهمت رو میدم، اینم از این

367
00:35:42,938 --> 00:35:44,770
‫تو آشغال رو
‫تبدیل به طلا کردی و فروختی

368
00:35:44,771 --> 00:35:46,395
‫چرا سودش رو به من میدی؟

369
00:35:47,271 --> 00:35:48,770
‫اونی که اون ضایعات رو بهم داد
‫تو بودی.

370
00:35:48,938 --> 00:35:49,895
‫خب که چی؟

371
00:35:50,354 --> 00:35:52,687
‫این سهم حق خودته. نگهش دار

372
00:35:52,813 --> 00:35:53,812
‫- مراقب خودت باش
‫- باشه.

373
00:35:56,188 --> 00:35:58,228
‫یا حضرت مایساما!
‫زهره‌م ترکید!

374
00:35:58,771 --> 00:36:01,145
‫- چرا مزاحم من میشی؟
‫- چاره دیگه‌ای ندارم

375
00:36:02,438 --> 00:36:05,812
‫اگه مودرایی که میگم رو انجام بدی
‫و خاطراتت رو مرور کنی... آخ!

376
00:36:05,938 --> 00:36:08,687
‫- ودا!
‫- داسو ددی منتظرته

377
00:36:08,854 --> 00:36:09,978
‫دخلشونو بیارید

378
00:36:14,229 --> 00:36:15,645
‫ بکشیدشون! بکشیدشون!

379
00:36:47,313 --> 00:36:48,728
‫شاید نتونم صورتت رو بخونم

380
00:36:48,729 --> 00:36:50,603
‫ولی خیلی خوب میتونم
‫احساساتت رو بخونم

381
00:36:53,063 --> 00:36:56,062
‫نذار افکارت
‫از این فراتر بره

382
00:37:01,438 --> 00:37:03,353
‫هی، چی شده؟

383
00:37:03,896 --> 00:37:05,062
‫داری خونریزی میکنی

384
00:37:05,979 --> 00:37:08,645
‫- وایسا، بذار ببندمش
‫- خودم از پسش برمیام

385
00:37:19,563 --> 00:37:20,895
‫- هی!
‫- هوم؟

386
00:37:20,896 --> 00:37:23,228
‫اولین بار که ویبا رو
‫تو کلانتری دیدم

387
00:37:23,438 --> 00:37:25,187
‫یه جورایی یه حسی بهش پیدا کردم

388
00:37:25,396 --> 00:37:27,228
‫اون موقع سیگنال‌ها رو نگرفتم

389
00:37:27,771 --> 00:37:30,228
‫ولی امروز... لعنتی!
‫انگار خود فیلم بود

390
00:37:31,313 --> 00:37:32,353
‫باد می‌وزه

391
00:37:33,188 --> 00:37:34,437
‫چراغا چشمک میزنن

392
00:37:35,313 --> 00:37:36,312
‫موهاش تو هوا

393
00:37:37,438 --> 00:37:38,603
‫حس رو لمس کن

394
00:37:39,479 --> 00:37:40,603
‫نفس رو حس کن

395
00:37:41,396 --> 00:37:42,603
‫موهارو بو کن

396
00:37:43,438 --> 00:37:45,937
‫انگار قلبم
‫تب کرده، حاجی

397
00:37:46,563 --> 00:37:48,812
‫- میری مسافرخونه؟
‫- احمق!

398
00:37:54,146 --> 00:37:56,645
‫ولی چرا باید اون دختره
‫بیاد دنبال من؟

399
00:37:58,063 --> 00:37:59,770
‫چرا باید به خاطر من خونش ریخته بشه؟

400
00:38:01,438 --> 00:38:02,978
‫این قطعاً عشقه.

401
00:38:04,563 --> 00:38:06,937
‫آدم نباید دختری مثل اون رو
‫از دست بده، حاجی

402
00:38:07,229 --> 00:38:10,020
‫اگه نمیخوای از دستش بدی،
‫پس بچسب بهش! منظورم اینه که پیشنهاد بده

403
00:38:10,021 --> 00:38:11,687
‫این لوکیشنیه که ماپو فرستاده.

404
00:38:14,188 --> 00:38:15,145
‫چطوره؟

405
00:38:15,188 --> 00:38:16,728
‫تو اگه مال خودت رو بپوشی،
‫منم مال خودمو در میارم

406
00:38:16,729 --> 00:38:18,895
‫- خودم درش میارم. حسود
‫- بیا بریم.

407
00:38:19,979 --> 00:38:22,895
‫حواست به جلوت باشه!
‫چرا اومدیم مسافرخونه، داداش؟

408
00:38:24,396 --> 00:38:25,312
‫این چیه؟

409
00:38:26,854 --> 00:38:28,312
‫چرا اینجا همه چی اینقدر عجیبه؟

410
00:38:28,813 --> 00:38:30,103
‫لعنتی! لعنتى! لعنتى!

411
00:38:31,604 --> 00:38:33,353
‫تو که گفتی تو قلبته.
‫اینجا چیکار میکنه، مرد؟

412
00:38:33,479 --> 00:38:34,645
‫خوش اومدین، پسرا!

413
00:38:34,729 --> 00:38:36,270
‫اولین بارتونه میاین
‫مسافرخونه ما، درسته؟

414
00:38:36,271 --> 00:38:38,353
‫فقط اتاق میخواید
‫یا چیز اضافه‌تری هم میخواید؟

415
00:38:40,021 --> 00:38:42,562
‫هی! پشمک!
‫دختر مرتاض من کجاست؟

416
00:38:42,563 --> 00:38:44,353
‫- یه هفته پیش اومد.
‫- همون دختره که اینور اونور میگرده

417
00:38:44,354 --> 00:38:45,937
‫و اون لباس کرباسا رو پوشیده
‫همون دختره که شبیه مرتاض‌هاست؟

418
00:38:46,354 --> 00:38:48,228
‫طبقه اول، ۱۰۵

419
00:38:50,104 --> 00:38:52,937
‫،عزیزم، لطفاً شالت رو سرت کن
‫این از اوناش نیست

420
00:38:53,688 --> 00:38:54,937
‫در که بازه

421
00:38:56,021 --> 00:38:57,270
‫در بازه؟

422
00:38:59,021 --> 00:39:00,103
‫این کارش جادو جنبله؟

423
00:39:02,563 --> 00:39:04,520
‫- این چیه مرد؟ خفه شو!
‫- جادوی سیاه.

424
00:39:05,188 --> 00:39:06,437
‫ببین چطور اینجا نشستی مدیتیشن میکنی

425
00:39:06,563 --> 00:39:08,562
‫اونوقت اون زنا بیرون
‫دارن لاس میزنن

426
00:39:10,729 --> 00:39:12,020
‫هیچ ارتباطی بین تو

427
00:39:12,021 --> 00:39:14,728
‫و اتفاقایی که اینجا می‌افته نیست.

428
00:39:19,188 --> 00:39:21,395
‫ما كتاب مقدس هفتم رو از دست دادیم

429
00:39:21,396 --> 00:39:23,603
‫وقت نداریم.
‫یودای ما باید آماده بشه

430
00:39:24,188 --> 00:39:26,937
‫ودا، با دقت به من گوش کن

431
00:39:27,771 --> 00:39:30,687
‫نُه تا کتاب مقدس وجود داره
‫که میتونه یه انسان رو به خدا تبدیل کنه.

432
00:39:32,146 --> 00:39:34,520
‫امپراتور آشوکا اونا رو
‫تو جاهای مختلف قایم کرده

433
00:39:34,771 --> 00:39:38,145
‫یه نفر تا الان هفت تا از
‫اون نُه تا رو به دست آورده

434
00:39:38,146 --> 00:39:39,853
‫و نزدیکه به هشتمی برسه.

435
00:39:40,229 --> 00:39:42,728
‫تو باید قبل از اینکه به نُهمی برسه
‫جلوش رو بگیری

436
00:39:53,729 --> 00:39:55,895
‫- تراشه‌ش پریده
‫- هی! بس کن!

437
00:39:57,604 --> 00:40:00,145
‫اینجا چه خبره؟
‫یالا، بیا از اینجا بریم

438
00:40:02,229 --> 00:40:03,270
‫تو یه ترسو هستی

439
00:40:03,396 --> 00:40:05,270
‫قربان، واقعاً نیازی به
‫این عملیات مخفیانه هست؟

440
00:40:05,271 --> 00:40:07,812
‫یه جوری پرونده رو بستیم
‫چرا باید ریسک کنیم، قربان؟

441
00:40:07,938 --> 00:40:10,312
‫فشار ستاد مبارزه با مواد مخدر
‫روم زیاده، سباستین.

442
00:40:10,313 --> 00:40:11,312
‫دارن ازم میپرسن که

443
00:40:11,313 --> 00:40:12,645
‫چطوری میتونی سی نفر رو
‫همزمان ول کنی برن

444
00:40:12,771 --> 00:40:13,728
‫باید جوابگوی این باشی

445
00:40:13,729 --> 00:40:15,562
‫یا یه توضیحی بدی
‫برای اون گلی که آتیش گرفت.

446
00:40:15,563 --> 00:40:17,603
‫ما از پس این دو تا کار
‫برنمیایم

447
00:40:17,729 --> 00:40:18,978
‫ما باید مدرک به دست بیاریم

448
00:40:19,938 --> 00:40:21,603
‫- ودا!
‫- ویبا!

449
00:40:21,771 --> 00:40:23,687
‫من اومدم اینجا
‫یه چیز جدی بهت بگم

450
00:40:23,688 --> 00:40:27,395
‫این داستان تو و اون کفتره
‫مخ منو ترکونده

451
00:40:28,271 --> 00:40:30,187
‫حرف حسابم اینه که من دوستت دارم

452
00:40:32,396 --> 00:40:35,478
‫حاضرم با این دیوونگی‌هات کنار بیام
‫و کمکت کنم خوب بشی

453
00:40:35,938 --> 00:40:37,562
‫من و تو... با هم ازدواج میکنیم

454
00:40:39,688 --> 00:40:42,853
‫نه ماموریتی که من براش اومدم اینه،
‫نه اون کاری که تو باید انجام بدی

455
00:40:43,188 --> 00:40:45,645
‫نه من اون کسی‌ام که دنبالشی،
‫نه اینجا جاییه که تقدیرت باشه

456
00:40:46,188 --> 00:40:49,228
‫تو اون آدرسی هستی که سرنوشت
‫به عنوان راه‌حل این مشکل انتخاب کرده

457
00:40:49,479 --> 00:40:51,978
‫هی خانوم! این داداشمون خودش
‫کاملا خودشو میشناسه

458
00:40:52,104 --> 00:40:54,062
‫گیجش نکن

459
00:40:54,521 --> 00:40:56,437
‫کی اسمت رو گذاشته ودا؟

460
00:40:59,188 --> 00:41:03,145
‫تو فقط اون زاهدای آگورای کاشی رو میشناسی
‫که بزرگت کردن

461
00:41:04,021 --> 00:41:06,603
‫نه اون مادری که تو رو
‫دست اونا سپرد.

462
00:41:08,854 --> 00:41:10,728
‫اسم مادر تو آمبیکاست

463
00:41:14,188 --> 00:41:18,020
‫اون رهبر یه قبیله مقدسه
‫که هزاران نفر می‌پرستنش.

464
00:41:19,313 --> 00:41:22,353
‫اون این قدرت رو داره که آینده رو ببینه

465
00:41:26,646 --> 00:41:27,728
‫مادرش؟

466
00:41:29,771 --> 00:41:31,728
‫من چیزی به اسم «مادر»
‫نمی‌شناسم.

467
00:41:32,688 --> 00:41:33,853
‫منم عین خودشم.

468
00:41:36,396 --> 00:41:39,770
‫منم لب گهات‌ها ول میگشتم
‫و بین جنازه‌ها بزرگ شدم.

469
00:41:40,563 --> 00:41:43,645
‫هر چی گیرم می اومد میخوردم
‫و هر جا دلم میخواست میرفتم

470
00:41:44,479 --> 00:41:46,437
‫هیچ مادری هم سراغم نیومد.

471
00:41:47,021 --> 00:41:49,145
‫اگه وضعیت منو میفهمی، باهام بیا.

472
00:41:49,646 --> 00:41:50,770
‫اگه نه، نیا.

473
00:42:01,604 --> 00:42:04,770
‫تو این سفری که برای به دست آوردن
‫هر نُه تا کتاب باستانی آشوکا داشتی

474
00:42:04,979 --> 00:42:09,728
‫چرا هیچ وقت حرفی
‫از آخرین کتاب نزدی؟

475
00:42:16,854 --> 00:42:19,353
‫تو میتونی هشت تا کتاب رو
‫به دست بیاری

476
00:42:19,813 --> 00:42:23,812
‫ولی هیچ وقت نمیتونی
‫به نهمی دست بزنی

477
00:42:27,854 --> 00:42:30,228
‫کتاب نهم
‫یه معمای بزرگه، پروفسور

478
00:42:31,313 --> 00:42:34,728
‫برای رسیدن به کتاب نهم
‫باید از نقشه‌های آمبیکا عبور کنیم

479
00:42:36,188 --> 00:42:38,270
‫یعنی باید مثل اون فکر کنیم

480
00:42:39,854 --> 00:42:42,520
‫ده ساله که سایه‌ی من
‫تو تاریکی جون کنده

481
00:42:58,104 --> 00:42:59,062
‫يوكا

482
00:43:02,979 --> 00:43:05,728
‫يوکا، بعد از ده سال

483
00:43:05,729 --> 00:43:07,770
‫تمرین سخت
‫تو این صومعه

484
00:43:07,896 --> 00:43:10,770
‫حالا لایق این شدی که
‫وارد مرحله بالاتری از تمرین بشی

485
00:43:11,063 --> 00:43:14,687
‫برای این کار، باید بری
‫به آشرام آمبیکا.

486
00:43:15,354 --> 00:43:16,853
‫با تمام دعاهای خیر شما

487
00:43:17,104 --> 00:43:20,020
‫قصد دارم آمبیکا رو ملاقات کنم

488
00:43:20,021 --> 00:43:22,062
‫محل اون مخفی نگه داشته شده.

489
00:43:31,688 --> 00:43:34,770
‫بابت این ده سال تاخیر،
‫باید عذاب بکشی

490
00:43:36,396 --> 00:43:38,937
‫این هدیه‌ی شاگردی من به توئه

491
00:43:48,146 --> 00:43:49,937
‫بیخودی جوش آوردم

492
00:43:50,646 --> 00:43:52,562
‫هی، نکنه زیادی تند رفتم؟

493
00:43:52,729 --> 00:43:54,437
‫یعنی ویبا دوباره میاد اینجا؟

494
00:43:54,438 --> 00:43:58,270
‫نگران نباش داداش. ویبا نشد،
‫یه داف دیگه برات جور میکنم

495
00:43:58,438 --> 00:44:00,687
‫این تب قلبت
‫زود فروکش میکنه

496
00:44:00,688 --> 00:44:02,562
‫اول برو اون چراغ چشمک‌زن رو درست کن

497
00:44:03,104 --> 00:44:05,312
‫ما کی از این چراغای استارلایت خریدیم؟!

498
00:44:05,854 --> 00:44:07,520
‫هی، ماپو! با توئه‌ها.

499
00:44:12,438 --> 00:44:14,187
‫دختر زاهد

500
00:44:15,229 --> 00:44:16,228
‫هی!

501
00:44:16,938 --> 00:44:19,103
‫برق برگشت
‫و فانوس دریایی تو هم همینطور.

502
00:44:24,354 --> 00:44:26,312
‫چرا این یارو مثل برچسب چسبیده؟

503
00:44:27,021 --> 00:44:29,520
‫هی، چشمات داره
‫حست رو لو میده‌ها.

504
00:44:29,521 --> 00:44:31,062
‫اون قیافه حق‌به‌جانبت رو بیار بالا!

505
00:44:36,688 --> 00:44:38,228
‫يه لحظه میای بیرون؟

506
00:44:41,729 --> 00:44:43,437
‫یادت میاد
‫این ماشین چطوری اومد اینجا؟

507
00:44:44,521 --> 00:44:46,103
‫از چوربازار اومده دیگه. چطور؟

508
00:44:46,104 --> 00:44:48,478
‫اگه تو این ماشینو نیاورده بودی اینجا
‫که از روش یه کپی بزنی

509
00:44:48,479 --> 00:44:52,145
‫ترمزش میبرید
‫و چهار نفر رو به کشتن میداد

510
00:44:59,396 --> 00:45:00,728
‫از داستان این اتوبوس خبر داری، نه؟

511
00:45:00,854 --> 00:45:02,353
‫این اتوبوس اوراقه

512
00:45:02,479 --> 00:45:03,853
‫اگه تو اینو نیاورده بودی

513
00:45:03,854 --> 00:45:05,603
‫قرار بود بشه
‫سرویس مدرسه

514
00:45:05,771 --> 00:45:07,437
‫دیگه لازم نیست برات بگم

515
00:45:07,438 --> 00:45:09,478
‫که بعدش
‫چه اتفاقی می افتاد

516
00:45:10,188 --> 00:45:12,520
‫کی بهت یاد داد
‫قاطی علف، گشنیز بریزی؟

517
00:45:15,021 --> 00:45:16,853
‫کی میخواست بهم یاد بده؟
‫ایده خودم بود

518
00:45:17,146 --> 00:45:20,395
‫همینو دارم بهت میگم
‫پشت فکرای تو یه نیت خیر هست.

519
00:45:20,646 --> 00:45:21,645
‫به همین دلیله

520
00:45:21,813 --> 00:45:23,770
‫که اون جنس هیچ وقت به دانشگاه نرسید.

521
00:45:23,938 --> 00:45:25,395
‫همینطوری
‫یه نیت خیر

522
00:45:25,396 --> 00:45:27,687
‫پشت تک‌تک
‫این وسایل اینجا پنهونه

523
00:45:30,063 --> 00:45:33,978
‫چه قبول کنی چه نه،
‫تو یه آدم خاصی

524
00:45:35,896 --> 00:45:40,145
‫با انجام این «ماتریکا مودرا»
‫راهنمایی‌های مادرت یادت میاد.

525
00:45:42,646 --> 00:45:44,437
‫بیا، بهت نشون میدم من واقعا کی‌ام

526
00:45:51,104 --> 00:45:52,520
‫حالا میخوایم چیکار کنیم؟

527
00:45:52,521 --> 00:45:55,478
‫میخوایم یه نمونه از کاری که واقعا میکنیم رو
‫به نمایش بذاریم

528
00:45:55,688 --> 00:45:57,353
‫هر ماشینی عشقت میکشه انتخاب کن، رئيس.

529
00:46:07,979 --> 00:46:10,020
‫مشکی براق

530
00:46:10,021 --> 00:46:11,353
‫شکوه طلسم

531
00:46:16,396 --> 00:46:18,687
‫- اوه نه! آقا...
‫- بیا عوض کنیم

532
00:46:19,271 --> 00:46:21,895
‫میلک شیک رایگان از طرف کافه‌مون. ممنون آقا.

533
00:46:21,896 --> 00:46:24,562
‫خیلی ببخشید، مشکلات پولدارای معمولی دیگه میدونید؟ اشکال نداره

534
00:46:32,271 --> 00:46:35,187
‫دیدی؟ ضرر اون سود ما شد.

535
00:46:35,604 --> 00:46:36,728
‫- دیدی چیش خاصه؟
‫- آره!

536
00:46:37,021 --> 00:46:40,228
‫من یه آدم معمولی‌ام، نه اونقدر خاص
‫که تو توصیف میکنی

537
00:46:46,104 --> 00:46:47,062
‫هی، این چه صداییه؟

538
00:47:04,396 --> 00:47:05,937
‫هیچی نمیتونه بهت آسیب بزنه.
‫نترس.

539
00:47:06,063 --> 00:47:07,187
‫کجا زندگی میکنید کوچولوها؟

540
00:47:15,021 --> 00:47:18,187
‫من تو زندگیم شوک زیاد بهم وارد شده،
‫ولی این یکی ولتاژش خیلی بالاست

541
00:47:21,521 --> 00:47:23,062
‫یعنی واقعاً من داشتم
‫این همه کار خیر میکردم؟

542
00:47:25,521 --> 00:47:26,978
‫ستاره‌ها
‫به موقع سر رسیدن.

543
00:47:27,771 --> 00:47:28,853
‫باز این شروع کرد.

544
00:47:29,813 --> 00:47:33,603
‫من الان دارم به مرد رو میبینم
‫که یه تیر تو دستشه.

545
00:47:56,354 --> 00:47:59,312
‫اگه چیزی که نادیدنی بود حالا دیده میشه،

546
00:47:59,563 --> 00:48:02,353
‫وقتش رسیده که تو بهش عمل کنی.

547
00:48:03,563 --> 00:48:05,187
‫چیکار کنم؟ کجا برم؟

548
00:48:05,563 --> 00:48:08,603
‫هی، ماپو، چطوری از پورانا پول
‫برم رامناگار؟

549
00:48:09,479 --> 00:48:10,728
‫دو تا مسیر داره، داداش

550
00:48:10,729 --> 00:48:12,520
‫یکی از راه افضل گنج،
‫اون یکی از راه نامپالی

551
00:48:12,688 --> 00:48:15,770
‫شفافیت رو حال کردی؟
‫به همین وضوح که این گفت توضیح بده

552
00:48:16,979 --> 00:48:21,270
‫اونی که خودشو خدا میدونه
‫میخواد یه کشتار جمعی راه بندازه

553
00:48:22,854 --> 00:48:25,770
‫برای جلوگیری از این کار
‫تو باید به «میرای» برسی

554
00:48:29,771 --> 00:48:33,645
‫فرض کنیم میرای تو را مناگاره
‫و من تو پورانا پول

555
00:48:33,854 --> 00:48:36,145
‫چطوری از پورانا پول
‫به رامناگار برسم؟

556
00:48:36,354 --> 00:48:38,395
‫مسیرش توی خاطراتت
‫حک شده.

557
00:48:41,104 --> 00:48:43,562
‫تنها راه به یاد آوردنشون
‫از طریق به «مودرا»ست.

558
00:48:45,438 --> 00:48:47,270
‫میگی اگه از اون مودرا استفاده کنم
‫میتونم ببینمش؟

559
00:48:48,063 --> 00:48:50,437
‫- کدوم مودر است؟
‫- ماتريكا مودرا

560
00:48:51,438 --> 00:48:53,895
‫حرکات منو دنبال کن

561
00:49:02,688 --> 00:49:04,270
‫سعی کن حرف‌های مادرت رو به یاد بیاری

562
00:49:05,271 --> 00:49:07,103
‫چطوری حرفهایی که تو شکمش بهم زده رو
‫یادم بیاد آخه؟

563
00:49:07,479 --> 00:49:09,062
‫تو پسر آمبیکایی

564
00:49:09,354 --> 00:49:11,978
‫تو این قدرت رو داری که
‫گذشته رو به یاد بیاری

565
00:49:12,146 --> 00:49:13,812
‫این مودرا برای همین کاره

566
00:49:54,521 --> 00:49:57,270
‫میدونم که صدامو میشنوی

567
00:50:00,979 --> 00:50:04,728
‫اولین هدفت رسیدن به میرای هست

568
00:50:08,146 --> 00:50:12,478
‫هر کلمه‌ای که میشنوی
‫تو رو به میرای نزدیک‌تر میکنه

569
00:50:14,271 --> 00:50:15,812
‫ما از هم جدا نمیشیم

570
00:50:17,563 --> 00:50:20,770
‫ما دوباره تو جایی به اسم
‫تانتراوانام به هم میرسیم.

571
00:50:52,021 --> 00:50:53,145
‫چی شد، داداش؟

572
00:50:56,688 --> 00:50:58,687
‫انگار صدای مامانم داره
‫رو استریو پخش میشه

573
00:51:51,646 --> 00:51:55,645
‫این یه فلوت مراکشیه.
‫صدای خیلی خاصی داره

574
00:51:55,896 --> 00:51:56,937
‫ماشاءالله

575
00:52:03,938 --> 00:52:06,478
‫یک شبه، یه کوه
‫بین دو تا روستا

576
00:52:06,479 --> 00:52:08,103
‫تو مراکش
‫به طرز جادویی ناپدید شده

577
00:52:10,688 --> 00:52:13,103
‫کار هیچ آدم یا ماشینی
‫نبوده.

578
00:52:17,646 --> 00:52:20,728
‫مطمئنم سلاح‌های صوتی
‫اونجا هستن.

579
00:52:21,396 --> 00:52:24,728
‫این یعنی کتاب هشتم،
‫شابداگراندا، باید اونجا باشه

580
00:52:26,688 --> 00:52:29,353
‫میتونم با یه قیمت خوب تقديمتون کنم. باشه؟

581
00:52:31,771 --> 00:52:33,187
‫چه سازی یا

582
00:52:33,188 --> 00:52:36,478
‫من دنبال اون کتابی‌ام که علم

583
00:52:36,479 --> 00:52:38,770
‫ساخت سلاح‌های صوتی رو در خودش داره

584
00:52:39,104 --> 00:52:40,937
‫سلاح‌هایی که میتونن کوه‌ها و آدما رو محو کنن.

585
00:52:42,354 --> 00:52:45,103
‫اون کتاب هشتمه

586
00:52:45,729 --> 00:52:49,603
‫تو هیچ خبر نداری که
‫قراره با چی روبرو بشی

587
00:53:11,271 --> 00:53:12,437
‫پروفسور

588
00:53:14,188 --> 00:53:16,353
‫اگه خود سلاح‌ها
‫به این جذابی هستن

589
00:53:17,938 --> 00:53:20,187
‫تصور کن خسارتشون
‫چقدر میتونه عظیم باشه

590
00:53:20,354 --> 00:53:23,853
‫تو فقط به کتاب ما
‫نزدیک نشدی

591
00:53:24,521 --> 00:53:26,395
‫تو به آخر خط خودت نزدیک شدی

592
00:53:27,354 --> 00:53:28,895
‫با مرگت روبرو شو.

593
00:54:10,563 --> 00:54:11,562
‫کالا

594
00:55:25,938 --> 00:55:28,812
‫تاریکی را فرا میخوانم

595
00:57:23,271 --> 00:57:28,770
‫یک حاکم به علاوه‌ی یک فرمانده
‫مساوی است با... خدا

596
00:57:30,021 --> 00:57:31,353
‫اون منم.

597
00:57:32,146 --> 00:57:34,687
‫در برابر بزرگترین قدرت سر خم کنید.

598
00:57:34,688 --> 00:57:37,187
‫جلوی این نیروی شکست‌ناپذیر زانو بزنید

599
00:57:59,729 --> 00:58:02,062
‫مهمون ناخونده‌ای هستم، نه؟

600
00:58:02,313 --> 00:58:04,937
‫تنها مهمون ناخونده، مرگه

601
00:58:07,646 --> 00:58:09,520
‫میدونم که مرگ منم از راه رسیده

602
00:58:09,938 --> 00:58:10,937
‫خوب گفتی

603
00:58:11,354 --> 00:58:14,770
‫میدونم هدفت چیه. تو فقط به کشتن من راضی نمیشی

604
00:58:15,271 --> 00:58:17,145
‫این آشرام رو هم به خاکستر تبدیل میکنی

605
00:58:17,521 --> 00:58:18,812
‫بذار ساده‌اش کنیم

606
00:58:20,063 --> 00:58:21,978
‫کتاب نُهم کجاست؟

607
00:58:22,104 --> 00:58:24,562
‫از چیزهایی که از آینده میدونم

608
00:58:24,688 --> 00:58:27,562
‫تو نمیتونی بهش برسی

609
00:58:44,979 --> 00:58:46,228
‫«ما به هدف نزدیکیم.»

610
00:58:47,396 --> 00:58:49,687
‫معلومه که سرنوشت با تو یار نیست

611
00:58:51,146 --> 00:58:54,728
‫کار من اینجا تموم شده.

612
00:58:55,146 --> 00:58:58,770
‫دیگه فرقی نمیکنه که من باشم یا نباشم

613
00:58:59,271 --> 00:59:01,145
‫آماده جنگ باشید!

614
00:59:03,896 --> 00:59:06,603
‫هر طور مایلی! بسوزونیدش!

615
00:59:22,604 --> 00:59:23,687
‫ردیابیش کن

616
00:59:27,104 --> 00:59:29,687
‫هی، زرینا آبجی، این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟

617
00:59:30,229 --> 00:59:32,728
‫گفته بودی یه کپی از کامپیوتر گیمینگ به پسرم میدی

618
00:59:33,104 --> 00:59:34,520
‫پولشو آوردم

619
00:59:34,813 --> 00:59:36,728
‫یعنی با این وضعت میای بیرون؟

620
00:59:37,104 --> 00:59:39,062
‫تا موقع زایمانت تو خونه بمون

621
00:59:39,229 --> 00:59:40,770
‫برو خونه. من خودم برات میارمش

622
00:59:41,896 --> 00:59:44,228
‫چون حامله‌ای، لازم نیست پول بدی

623
00:59:47,021 --> 00:59:48,978
‫مادرت چه روح بزرگی به دنیا آورده

624
00:59:51,021 --> 00:59:52,395
‫- بریم!
‫- هی!

625
00:59:53,104 --> 00:59:56,478
‫چرت‌و‌پرتای "بازگشت مومیایی" داری
‫همه معامله‌ها رو خراب میکنی

626
00:59:56,688 --> 00:59:59,312
‫هی، اون مامانمه. جرئت نداری
‫یه کلمه راجع بهش حرف بزنی.

627
00:59:59,438 --> 01:00:00,895
‫- منظورم این نیست داداش
‫- برو کنار

628
01:00:01,354 --> 01:00:02,562
‫این پسره رو!

629
01:00:02,563 --> 01:00:04,228
‫هی، ماپو! بیا اینجا

630
01:00:05,104 --> 01:00:06,103
‫نمی‌فهمه

631
01:00:06,104 --> 01:00:08,645
‫که همش بازی با احساساته، رفیق

632
01:00:09,146 --> 01:00:11,770
‫هی، احمق! چرا هیچی نمیگی؟

633
01:00:12,604 --> 01:00:14,770
‫- اگه اون گفته حتما راسته
‫- راست؟ عمراً!

634
01:00:14,896 --> 01:00:15,937
‫اگه اینم مثل اون مرتاض بشه

635
01:00:15,938 --> 01:00:17,187
‫باید کنار خیابون پتو بفروشیم

636
01:00:17,521 --> 01:00:20,270
‫این هیپنوتیزمه! از هر دست بدی از همون دست میگیری.

637
01:00:21,021 --> 01:00:23,562
‫- پس اون ماشین چی بود؟
‫- شانسی بود بابا

638
01:00:23,771 --> 01:00:26,520
‫هی، بیاین به توطئه بچینیم این دختره رو بفرستیم بره

639
01:00:30,938 --> 01:00:32,312
‫ويبا.

640
01:00:33,188 --> 01:00:35,312
‫اومدم یه چیزی بهت بگم

641
01:00:36,229 --> 01:00:37,937
‫باید فوراً از اینجا بری

642
01:00:39,521 --> 01:00:41,562
‫چون خانمی دارم با ملایمت میگم

643
01:00:51,854 --> 01:00:53,187
‫چرا این کبوتره خونیه؟

644
01:00:57,188 --> 01:00:58,895
‫چرا روش ردیاب نصبه؟

645
01:01:01,563 --> 01:01:04,978
‫که دارن راجع به ردیاب حرف میزنن،
‫حتماً نقشه بزرگی تو سرشون

646
01:01:05,229 --> 01:01:06,978
‫الان بهترین وقته که همه مدارک رو جمع کنیم

647
01:01:07,146 --> 01:01:08,520
‫- به کل تیم آماده‌باش بده.
‫- بله قربان

648
01:01:08,521 --> 01:01:10,270
‫- کل فیلمای دوربین مداربسته رو چک کن.
‫- چشم قربان.

649
01:01:10,271 --> 01:01:11,812
‫باید قبل از اینکه از مسافرخونه بزنن بیرون بهشون برسیم.

650
01:01:11,938 --> 01:01:13,312
‫- فوراً شروع کنید.
‫- بله قربان

651
01:01:15,979 --> 01:01:18,395
‫چرا گریه میکنی؟ کسی آسیب دیده؟

652
01:01:19,354 --> 01:01:21,145
‫خیلیا جونشونو از دست دادن

653
01:01:23,146 --> 01:01:24,562
‫و الان دارن میان سراغ ما.

654
01:01:27,146 --> 01:01:28,687
‫سباستین، همه سر پستشونن؟

655
01:01:28,688 --> 01:01:30,562
‫بله قربان. ما سر پستیم. وضعیت شما چطوره؟

656
01:01:30,979 --> 01:01:34,103
‫من دقیقا پشت سرتون تو ون هستم
‫منتظر دستور من باشید.

657
01:01:34,104 --> 01:01:36,312
‫دارم همه چیو از دوربین مداربسته میبینم. باشه؟

658
01:01:36,521 --> 01:01:38,020
‫باشه قربان

659
01:01:44,813 --> 01:01:45,853
‫تو اینجا منتظر بمون

660
01:01:55,438 --> 01:01:56,728
‫قربان، متوجه اون شدید؟

661
01:01:56,729 --> 01:01:58,520
‫این کیه که قیافه‌اش به چادرگاتی‌ها نمیخوره؟

662
01:01:58,646 --> 01:01:59,853
‫دستگیرش کنم قربان؟

663
01:02:00,521 --> 01:02:02,645
‫بدون مدرک نمیتونیم دستگیرش کنیم، سباستین.

664
01:02:02,771 --> 01:02:03,687
‫صبر کن.

665
01:02:03,896 --> 01:02:05,395
‫بیا، یکم خرما بخور

666
01:02:05,688 --> 01:02:07,603
‫مخصوص تو از دبی وارد کردم

667
01:02:09,271 --> 01:02:11,062
‫دختر... از هیمالیا؟

668
01:02:11,646 --> 01:02:13,853
‫اشاره میکند دختر... از امیریت

669
01:02:22,146 --> 01:02:24,437
‫اتاق ۱۰۵، طبقه اول. سومین در سمت راست

670
01:02:27,146 --> 01:02:29,520
‫اونا رسیدن. باید ودا رو پیدا کنیم

671
01:02:30,104 --> 01:02:31,062
‫ویبا

672
01:02:49,438 --> 01:02:50,520
‫هی، ويبا! ويبا!

673
01:02:52,604 --> 01:02:54,978
‫اون دختر مرتاضه و دوستش دارن فرار میکنن قربان

674
01:02:54,979 --> 01:02:57,645
‫الان اونا اولویت ما نیستن. روی اون زنیکه خلافکار تمرکز کن.

675
01:02:57,646 --> 01:02:59,270
‫همین که اومد بیرون دستگیرش کن

676
01:02:59,438 --> 01:03:01,603
‫و صاف ببرش کلانتری

677
01:03:01,771 --> 01:03:04,103
‫- من تو دادگاه میبینمتون
‫- سر پستاتون مستقر شید.

678
01:03:07,271 --> 01:03:08,228
‫قربان

679
01:03:46,063 --> 01:03:47,520
‫رئيس... من...

680
01:03:47,771 --> 01:03:50,228
‫...تو ونه

681
01:03:54,896 --> 01:03:56,187
‫اون...

682
01:03:56,438 --> 01:03:57,770
‫با ودا ضايعاتيه.

683
01:03:59,604 --> 01:04:00,770
‫می‌برمت

684
01:04:17,271 --> 01:04:18,228
‫داداش

685
01:04:18,854 --> 01:04:22,020
‫یه اتفاقی داره میفته. یکی دنبال ویباست

686
01:04:25,229 --> 01:04:26,895
‫ویبا، چی شده؟

687
01:04:29,188 --> 01:04:30,562
‫اونی که منو بزرگ کرد

688
01:04:30,854 --> 01:04:32,395
‫اونی که بهم گفت تو رو پیشش ببرم

689
01:04:32,396 --> 01:04:34,228
‫دیگه زنده نیست.

690
01:04:34,563 --> 01:04:37,603
‫حالا تنها کسی که برام مونده تویی

691
01:04:39,646 --> 01:04:43,520
‫من به تو ایمان دارم،
‫همونطور که مادرت داشت.

692
01:04:43,938 --> 01:04:46,228
‫تو برای خیلیا قیام کردی،
‫بدون اینکه حتی بدونی

693
01:04:46,354 --> 01:04:47,770
‫حالا یک بار دیگه قیام کن

694
01:04:47,771 --> 01:04:49,145
‫برای کسایی که بهت ایمان دارن

695
01:04:49,146 --> 01:04:51,895
‫- دقیقا چی شده؟
‫- من باید برم

696
01:04:52,146 --> 01:04:53,603
‫مراقب خودت باش

697
01:04:53,771 --> 01:04:56,728
‫چی شده

698
01:05:02,979 --> 01:05:05,978
‫فقط تو زنده موندی

699
01:05:07,854 --> 01:05:09,937
‫مجبورم نکن اینجا رو به آتیش بکشم

700
01:05:27,979 --> 01:05:31,520
‫امروز مغازه تعطیله. هیچی از انبار خارج نمیشه

701
01:05:32,354 --> 01:05:33,978
‫میتونید برید

702
01:05:46,646 --> 01:05:48,478
‫لعنت بهشون! سربازا!

703
01:05:50,229 --> 01:05:52,062
‫این به نظرم یه تشكيلات بين‌الملليه.

704
01:05:52,063 --> 01:05:53,687
‫بالا بزن بریم بجنگیم

705
01:06:51,979 --> 01:06:53,062
‫هی، ودا!

706
01:07:43,271 --> 01:07:44,478
‫ولش کن

707
01:07:45,354 --> 01:07:46,687
‫وگرنه خودمو میکشم

708
01:07:48,813 --> 01:07:51,437
‫من تنها کسی‌ام که میتونه تو رو به کتاب نهم برسونه.

709
01:07:52,729 --> 01:07:53,728
‫ولش کن!

710
01:09:30,313 --> 01:09:33,894
‫ودا، برای به سرانجام رسوندن این مأموریت بزرگ

711
01:09:34,729 --> 01:09:36,312
‫به چیزی فراتر از زور خالی نیاز داری

712
01:09:36,313 --> 01:09:38,269
‫تو به متحد نیاز داری

713
01:09:38,895 --> 01:09:39,937
‫تو به این دنیا اومدی

714
01:09:39,938 --> 01:09:42,312
‫در حالی که مسیر از قبل درونت حک شده بود.

715
01:09:44,770 --> 01:09:47,519
‫با شهادت پنج عنصر و ستارگان

716
01:09:47,938 --> 01:09:50,437
‫باشد که فداکاری آمبیکا و عزم آگاستیا استوار بماند.

717
01:09:50,438 --> 01:09:52,812
‫این کودک، چراغ ابدی آینده است.

718
01:09:53,479 --> 01:09:56,395
‫این برکتی است که از خال دودمان ایکشواکو عطا شده است.

719
01:09:56,396 --> 01:09:57,520
‫جايتريا

720
01:10:06,396 --> 01:10:08,103
‫وقتی زمانش برسه

721
01:10:09,563 --> 01:10:12,020
‫تنها وقتی که قطرات باران با خون او درآمیزد

722
01:10:12,021 --> 01:10:13,937
‫مسیر مقدس بر او آشکار خواهد شد.

723
01:10:27,104 --> 01:10:28,978
‫زمانش فرا رسیده، ودا.

724
01:11:03,792 --> 01:11:04,750
‫ودا!

725
01:11:15,563 --> 01:11:16,520
‫هی، ماپو!

726
01:11:36,271 --> 01:11:37,353
‫داداش همونطور که گفتی

727
01:11:37,354 --> 01:11:38,812
‫این خالکوبی نیست. واقعا یه نقشه‌اس.

728
01:11:38,813 --> 01:11:41,770
‫مقصدش یه جایی بیرون از شمال هیمالیاست.

729
01:11:41,771 --> 01:11:43,103
‫بیا یه نگاه بندازه

730
01:11:43,646 --> 01:11:46,562
‫این نقشه به هیمالیا نمیره،
‫صاف میره به قبرستونش.

731
01:11:46,688 --> 01:11:48,937
‫این همینجوریشم قاطی کرده،
‫تو هم داری بیشتر تشویقش میکنی

732
01:11:48,938 --> 01:11:50,395
‫چاقو خوردن برات کافی نبود؟

733
01:11:50,688 --> 01:11:51,770
‫خفه شو بابا!

734
01:11:51,979 --> 01:11:53,145
‫به حرفم گوش کن و بی‌خیال این قضیه شو.

735
01:11:55,813 --> 01:11:57,853
‫چیزی که مامانم موعظه میکرد رو ویبا تکرار کرد

736
01:11:58,896 --> 01:11:59,937
‫میرای

737
01:12:00,521 --> 01:12:01,728
‫برای دیدن اونا

738
01:12:02,688 --> 01:12:03,687
‫باید به میرای برسم

739
01:12:04,896 --> 01:12:07,478
‫داداش، داری چیکار میکنی؟ ودا!

740
01:12:08,396 --> 01:12:10,812
‫این سفر مثل کلکته به حیدرآباد نیست.

741
01:12:11,063 --> 01:12:12,562
‫بدون هیچ مقصدی کجا میخوای بری؟

742
01:12:14,021 --> 01:12:16,478
‫وقتی قدم اول رو بردارم، راه خودشو نشون میده

743
01:12:31,354 --> 01:12:33,020
‫۶۰۰ متر دیگه مونده، رفیق

744
01:12:37,229 --> 01:12:38,562
‫مواظب باش

745
01:12:38,771 --> 01:12:40,770
‫- وای خدا
‫- حواست به قدمات باشه

746
01:12:42,188 --> 01:12:44,020
‫- هی ...
‫- من نمیتونم

747
01:12:45,979 --> 01:12:47,520
‫این دور و بر دهکده‌ای هست؟

748
01:12:47,896 --> 01:12:49,187
‫این آخرین دهکده‌ست.

749
01:12:50,188 --> 01:12:51,145
‫تو همینجا بمون

750
01:12:53,146 --> 01:12:54,312
‫منم باهات میام

751
01:13:05,146 --> 01:13:06,437
‫قربان، لطفا وايستين.

752
01:13:08,479 --> 01:13:10,395
‫تو این ۳۰۰ سال گذشته،

753
01:13:11,563 --> 01:13:16,478
‫هیچ‌کس از اون مسیر زنده برنگشته.

754
01:13:16,771 --> 01:13:18,687
‫اینجا قلمرو ارباب گارودا است.

755
01:13:20,396 --> 01:13:22,937
‫اونایی که بدون اجازه‌ش
‫پاشون رو اونجا بذارن

756
01:13:24,063 --> 01:13:25,312
‫هیچ‌وقت زنده برنمیگردن.

757
01:13:27,604 --> 01:13:28,520
‫در زمان ارباب راما،

758
01:13:28,521 --> 01:13:32,353
‫دو عقاب زندگی میکردن
‫سامپاتی و جاتایو

759
01:13:33,146 --> 01:13:36,728
‫جاتايو جونش رو برای کمک
‫به ارباب راما فدا کرد

760
01:13:37,396 --> 01:13:42,353
‫سامپاتی به ارباب راما کمک کرد
‫و بال‌های از دست رفته‌ش رو دوباره به دست آورد.

761
01:13:42,771 --> 01:13:46,520
‫حالا نوادگان سامپاتی از میرای محافظت میکنن

762
01:18:26,271 --> 01:18:30,645
‫زور خالی در برابر موجودی الهی
‫مثل سامپاتی هیچ قدرتی نداره

763
01:18:35,271 --> 01:18:39,562
‫اگه کمکشون رو میخوای
‫باید خودت یه راهی پیدا کنی

764
01:18:49,479 --> 01:18:52,395
‫اگه اونا فکر کنن
‫که نیتت پاکه

765
01:18:52,938 --> 01:18:54,520
‫حاضر میشن بهت کمک کنن

766
01:19:01,313 --> 01:19:04,687
‫این فقط زمانی ممکنه که بتونی
‫به ذهن سامپاتی وصل بشی.

767
01:21:46,104 --> 01:21:47,478
‫،قربان، اینا بی‌رحم‌ترین

768
01:21:47,479 --> 01:21:48,645
‫و وحشی‌ترین باندی هستن که تو کل خدمتم دیدم

769
01:21:49,021 --> 01:21:51,187
‫اون زنه ۲۰ تا افسر پلیس رو
‫بدون ذره‌ای انسانیت سلاخی کرد

770
01:21:51,396 --> 01:21:52,978
‫هلیکوپتر و رزمی‌کار دارن

771
01:21:52,979 --> 01:21:54,187
‫!قربان، بساطشون حرف نداره

772
01:21:54,354 --> 01:21:55,270
‫قربان، تحت هیچ شرایطی بهشون رحم نکنین.

773
01:21:55,271 --> 01:21:56,437
‫خواهش میکنم همه‌شون رو دستگیر کنین.

774
01:21:56,979 --> 01:21:58,812
‫خداحافظ و موفق باشین، قربان

775
01:22:02,021 --> 01:22:03,687
‫بیست تا پلیس کشته شدن

776
01:22:03,813 --> 01:22:06,312
‫جدی بودن اوضاع رو نمیفهمی آشوک؟

777
01:22:06,438 --> 01:22:08,728
‫باید قبل از اینکه رسانه‌ها بو ببرن
‫این پرونده رو ببندیم

778
01:22:08,854 --> 01:22:11,228
‫من تو رو از وظایفت
‫به عنوان بازرس تعلیق میکنم

779
01:22:12,104 --> 01:22:14,603
‫- قربان؟ دارین اخراجم میکنین؟
‫- آشوک...

780
01:22:14,813 --> 01:22:16,603
‫اگه دستگیرشون نکنیم
‫دقیقا همین اتفاق میافته

781
01:22:16,854 --> 01:22:17,895
‫تو مأمور شدی

782
01:22:17,896 --> 01:22:19,187
‫به یه نیروی ویژه جدید برای حل این پرونده

783
01:22:19,688 --> 01:22:22,770
‫ایشان آقای سریدار
‫و ایشون خانم زویا بن هستن.

784
01:22:22,938 --> 01:22:25,020
‫- سويا بين "لوبيا سويا"؟
‫- زویا بن!

785
01:22:25,396 --> 01:22:27,020
‫،قربان، امپراطور آشوکا، هیمالیا

786
01:22:27,021 --> 01:22:28,645
‫و كتب مقدس...
‫همه‌ش خیلی خطرناک به نظر میاد.

787
01:22:28,646 --> 01:22:30,770
‫من اونجا چیکار میتونم بکنم؟

788
01:22:30,771 --> 01:22:32,478
‫فرقی نمیکنه کی باشن

789
01:22:32,854 --> 01:22:35,687
‫باید برای ادای احترام به افسرای کشته‌شده‌مون
‫دستگیرشون کنیم

790
01:22:45,563 --> 01:22:47,728
‫برای اینکه اون پسره رو نجات بدی

791
01:22:48,688 --> 01:22:51,645
‫منو گول زدی که فکر کنم
‫راه رسیدن به کتاب نُهم رو بلدی

792
01:22:51,771 --> 01:22:53,478
‫مهم نیست کجا قایم شده

793
01:22:53,563 --> 01:22:56,645
‫اون ضایعاتی رو پیدا میکنم
‫و حتماً میکشمش

794
01:23:00,896 --> 01:23:03,312
‫داش این چوب دستی واقعاً
‫قدرت‌های ماورایی داره؟

795
01:23:04,146 --> 01:23:05,978
‫شک نکن، رفیق

796
01:23:06,188 --> 01:23:08,437
‫همین که بفهمم چیه
‫و چطوری ازش استفاده کنم

797
01:23:08,729 --> 01:23:10,478
‫همه چیز و همه کس رو فتح میکنم

798
01:23:14,021 --> 01:23:15,145
‫هی!

799
01:23:34,521 --> 01:23:36,812
‫چطور تونستی متوقفش کنی، سرورم؟

800
01:23:37,938 --> 01:23:39,437
‫این فیزیک معنویه

801
01:23:41,646 --> 01:23:44,020
‫چیزی که تو درک نمیکنی رو
‫مادرت حتما میفهمید

802
01:23:44,521 --> 01:23:46,395
‫- تو مامان منو میشناسی؟
‫- آره.

803
01:23:47,021 --> 01:23:50,228
‫- اسمت چیه؟
‫- بهم میگن آگاستیا.

804
01:23:50,438 --> 01:23:51,978
‫- آگا...
‫- مهم نیست

805
01:23:53,729 --> 01:23:55,603
‫همون «آ.گ» صدام کن.

806
01:23:56,354 --> 01:23:57,270
‫آ.گ... آ.گ

807
01:23:57,438 --> 01:24:00,020
‫مامانم کجا رفته؟ الان کجاست؟

808
01:24:00,813 --> 01:24:03,853
‫هر بار که اون حرکت رو میزنم،
‫فقط تانتراوانام یادم میاد

809
01:24:04,021 --> 01:24:05,270
‫تو اصلاً از کجا مادرم رو میشناسی؟

810
01:24:07,146 --> 01:24:08,520
‫چطور میشه نشناسمش؟

811
01:24:08,938 --> 01:24:11,187
‫من دلیل این بودم که اون تو رو قربانی کرد.

812
01:24:15,188 --> 01:24:16,228
‫چرا حرفتو خوردی؟

813
01:24:16,896 --> 01:24:19,478
‫فقط جلوی خودمو گرفتم
‫که بهت فحش ندم

814
01:24:19,729 --> 01:24:22,562
‫- تو اصلا آدمی؟
‫- اون «راه حل» کذایی تو

815
01:24:22,688 --> 01:24:25,437
‫- زندگی منو به گند کشید!
‫- هی! هی! بشین. بشین.

816
01:24:26,854 --> 01:24:28,020
‫چاره دیگه‌ای نداشتم

817
01:24:28,604 --> 01:24:29,978
‫اون راه‌حل ...

818
01:24:31,063 --> 01:24:34,937
‫کمکت کرد که سامپاتی رو به چالش بکشی
‫و تو رو به میرای رسوند

819
01:24:36,104 --> 01:24:38,312
‫میپرسی این میرای چیه؟

820
01:24:39,354 --> 01:24:42,187
‫این جواب تمام سؤالات توئه

821
01:24:47,688 --> 01:24:49,937
‫از قدرت‌هاش بگو
‫بزن بریم ازش استفاده کنیم

822
01:25:03,354 --> 01:25:05,228
‫لعنتی! دکمه‌ست!

823
01:25:08,396 --> 01:25:10,062
‫میدونستم این یه چیز خاصه

824
01:25:10,438 --> 01:25:12,103
‫الان کاملاً برام روشن شد.

825
01:25:12,313 --> 01:25:14,395
‫این رو فشار میدم،
‫میرم تانتراوانام

826
01:25:14,396 --> 01:25:16,978
‫مادرم رو میبینم و کار اون یارو رو تموم میکنم

827
01:25:17,729 --> 01:25:20,145
‫خب کاری باری، می‌بینمت، بای بای، آ.گ!

828
01:25:20,521 --> 01:25:22,187
‫برو به کتاب نُهم

829
01:25:26,521 --> 01:25:28,312
‫برو به تانتراوانام

830
01:25:32,896 --> 01:25:36,728
‫کسی بهت نگفته که هنوز
‫از اون بچه‌بازی‌هات دست برنداشتی؟

831
01:25:47,813 --> 01:25:49,270
‫این مکان‌ها همه‌شون توی ذهن منن.

832
01:25:50,063 --> 01:25:52,562
‫این سلاح اونطوری که برای من کار میکنه
‫برای تو کار نمیکنه

833
01:25:54,104 --> 01:25:56,562
‫اون فقط بر اساس نیتت
‫تو رو راهنمایی میکنه

834
01:25:57,813 --> 01:25:59,853
‫چون ذهن من معنويه

835
01:26:00,938 --> 01:26:02,937
‫من رو به این سرزمین
‫بی‌کران آورد.

836
01:26:03,813 --> 01:26:08,145
‫مسیر تو فقط زمانی آشکار میشه
‫که نیتت باهاش یکی بشه.

837
01:26:09,188 --> 01:26:14,312
‫برای این اتفاق،
‫تو باید با میرای یکی بشی

838
01:26:16,271 --> 01:26:17,520
‫ولی من که همین الان دستمه

839
01:26:18,063 --> 01:26:20,145
‫فقط دست گرفتنش
‫باعث نمیشه باهاش یکی بشی

840
01:26:21,563 --> 01:26:22,728
‫خاک، خداست.

841
01:26:24,021 --> 01:26:25,520
‫و دانه، زندگیه.

842
01:26:26,313 --> 01:26:28,187
‫و از پیوند این دو، درخت رشد میکنه

843
01:26:32,479 --> 01:26:35,812
‫تو زندگی هستی
‫و چیزی که دستته، خداست.

844
01:26:36,771 --> 01:26:38,020
‫وقتی این دو با هم ترکیب بشن...

845
01:26:39,438 --> 01:26:40,645
‫جنگ شروع میشه

846
01:26:42,354 --> 01:26:44,312
‫برای این کار، مقصد بعدی تو
‫باید باشه

847
01:26:45,229 --> 01:26:46,520
‫سیداکشترام.

848
01:26:52,771 --> 01:26:54,103
‫داش، دیدی چی شد؟

849
01:26:54,604 --> 01:26:55,937
‫چی رو باید میدیدم؟

850
01:26:56,396 --> 01:26:59,062
‫تا شما دو تا مثل مجسمه
‫اونجا خشک‌تون زده بود

851
01:26:59,271 --> 01:27:02,395
‫من نودل‌ها رو تموم کردم
‫که حیف‌ومیل نشن

852
01:27:03,354 --> 01:27:05,812
‫آ.گ، گفتی یه جای مقدس

853
01:27:05,813 --> 01:27:07,187
‫بگو کجاست
‫من راه بیفتم برم

854
01:27:08,063 --> 01:27:09,478
‫اونجا سیداکشترام هست

855
01:27:10,854 --> 01:27:13,812
‫جایی که ارباب راما برای اولین بار
‫سلاحش رو به دست گرفت.

856
01:27:17,146 --> 01:27:19,895
‫نمی‌تونی با قدرت میرای منو ببری اونجا؟

857
01:27:21,896 --> 01:27:25,145
‫اگه من نودل تو رو بخورم
‫شکم تو سیر میشه؟

858
01:27:26,396 --> 01:27:27,603
‫گرفتم.

859
01:27:27,813 --> 01:27:29,687
‫باید خودم انجامش بدم

860
01:27:34,354 --> 01:27:35,645
‫- آ.گ...
‫- جانم؟

861
01:27:36,604 --> 01:27:39,520
‫من از بچگی به درد ناشناخته
‫درونم داشتم

862
01:27:40,604 --> 01:27:42,812
‫و تازه فهمیدم به خاطر نبودن مامانم بوده

863
01:27:43,063 --> 01:27:46,853
‫نگاه کردن به گذشته باعث شد بفهمم
‫مادرم هیچ‌وقت واقعاً منو ترک نکرده

864
01:27:47,521 --> 01:27:49,187
‫اون همیشه با من بوده

865
01:27:49,313 --> 01:27:52,520
‫تو افکارم و در طبیعت اطرافم.

866
01:27:54,396 --> 01:27:57,062
‫آ.گ، ما حتما تو تانتراوانام
‫می‌بینیمش، درسته؟

867
01:27:58,188 --> 01:28:01,603
‫دونستن آینده تغییرش میده
‫چیزی که باید بشه، نمیشه

868
01:28:03,271 --> 01:28:05,437
‫خب پس، حداقل کتاب نهم
‫اونجا قایم شده؟

869
01:28:06,646 --> 01:28:08,937
‫اونو دیگه خودت باید کشف کنی
‫مگه نه داداش؟

870
01:28:12,646 --> 01:28:14,062
‫خب تو اون کتاب نهم چی هست؟

871
01:28:15,188 --> 01:28:16,770
‫چیزی که نیکوکاران ازش دوری میکنن

872
01:28:17,521 --> 01:28:18,770
‫و شریران دنبالشن...

873
01:28:19,354 --> 01:28:20,437
‫نامیرایی

874
01:28:21,146 --> 01:28:23,395
‫مخصوصا اگه دست اون بیفته

875
01:28:23,521 --> 01:28:25,228
‫قبیله‌ت رو مُرده فرض کن

876
01:29:00,063 --> 01:29:03,687
‫من فراتر از سطح خوندن
‫یا درک تو هستم

877
01:29:04,438 --> 01:29:06,020
‫با پنهان کردن کتاب نهم

878
01:29:09,104 --> 01:29:10,812
‫امید داری به چی برسی؟

879
01:29:11,729 --> 01:29:14,395
‫شماها هفتاد نسله که این نه کتاب رو داشتین

880
01:29:14,521 --> 01:29:16,187
‫چی تو این دنیا عوض شده؟

881
01:29:17,479 --> 01:29:18,728
‫تو به این میگی تغییر؟

882
01:29:18,938 --> 01:29:23,145
‫دزدیدن کتاب‌های مقدس
‫و ادای خدا بودن؟

883
01:29:24,563 --> 01:29:27,687
‫خدا کسیه که رحم میکنه
‫و با همه یکسان رفتار میکنه

884
01:29:28,021 --> 01:29:30,062
‫چون این فضیلت‌ها رو نداری

885
01:29:30,063 --> 01:29:32,687
‫حق نداری به این کتب
‫دست بزنی

886
01:29:34,854 --> 01:29:36,145
‫خدا؟

887
01:29:36,729 --> 01:29:37,853
‫رحم؟

888
01:29:38,354 --> 01:29:41,228
‫زندگی من در روشنایی همون خدایی
‫شروع شد که تو ازش حرف میزنی

889
01:29:41,229 --> 01:29:43,645
‫و همون خدا
‫دلیل تاریکی من شد.

890
01:29:45,146 --> 01:29:46,895
‫پرسیدم چرا وقتی مادرم
‫زنده‌ست، به من یه مادر جدید دادن

891
01:29:47,104 --> 01:29:48,520
‫گفتن سرنوشته

892
01:29:48,771 --> 01:29:50,145
‫ادعا کردن که جن‌زده شده

893
01:29:50,313 --> 01:29:53,145
‫و به اسم یه مراسم مذهبی
‫کشتنش.

894
01:29:54,021 --> 01:29:56,645
‫كل دهکده بهم انگ
‫بدشگونی زدن

895
01:29:57,979 --> 01:30:00,062
‫- کی میتونه جواب اینو بده؟
‫- من میدم

896
01:30:00,188 --> 01:30:02,437
‫هی، تو اینجا چیکار میکنی؟

897
01:30:02,604 --> 01:30:04,312
‫تو یه حرومزاده‌ای

898
01:30:04,729 --> 01:30:05,978
‫به چه جرئتی پاتو اینجا گذاشتی؟

899
01:30:05,979 --> 01:30:08,437
‫- قربان لطفا به حرفم گوش کنید.
‫- رذل بی‌لیاقت

900
01:30:08,833 --> 01:30:09,833
‫لیاقت؟!

901
01:30:10,313 --> 01:30:13,978
‫خدا همه رو خلق میکنه
‫ولی فقط یه عده‌ی کمی رو انتخاب میکنه

902
01:30:15,438 --> 01:30:16,812
‫این یعنی لیاقت

903
01:30:17,438 --> 01:30:19,895
‫اون تو این زندگی انتخابت نکرده. گمشو!

904
01:30:20,813 --> 01:30:23,437
‫وقتی یه آدم قوی پا میگیره

905
01:30:23,563 --> 01:30:25,353
‫اونایی که ازش میترسن
‫بهش میگن بی‌لیاقت

906
01:30:25,563 --> 01:30:27,812
‫از اصل و نسب و دینش حرف میزنن

907
01:30:28,604 --> 01:30:30,895
‫اگه کسی بتونه موفق بشه

908
01:30:31,854 --> 01:30:34,270
‫اصالتش رو زیر سؤال میبرن

909
01:30:35,271 --> 01:30:37,270
‫با وجود این رفتارای خشنشون

910
01:30:37,273 --> 01:30:40,604
‫من بحران آبشون رو حل کردم

911
01:30:42,354 --> 01:30:45,853
‫با تغییر مسیر آب از
‫کوه به روستامون

912
01:30:47,354 --> 01:30:49,478
‫من بودم سوامی. خودم آب رو آوردم

913
01:30:49,979 --> 01:30:51,645
‫چی میگی آب آوردی، لعنتی؟!

914
01:30:51,938 --> 01:30:53,937
‫خدا این آب رو به ما عنایت کرده. برو، دور شو.

915
01:30:53,938 --> 01:30:55,687
‫اون روز بود که
‫بالاخره فهمیدم.

916
01:30:55,688 --> 01:30:57,895
‫موانع سر راه من...

917
01:30:58,021 --> 01:31:00,937
‫،لیاقت جایگاه آداب و رسوم
‫و حتی برچسب بدشگون بودن

918
01:31:00,938 --> 01:31:03,020
‫همه‌ی اینا رو خودِ خداوند بهم داده بود.

919
01:31:03,354 --> 01:31:04,478
‫تو وجود نداری

920
01:31:04,604 --> 01:31:05,645
‫این کفرگوییه

921
01:31:05,646 --> 01:31:07,228
‫- چطور جرأت میکنی با خدا در بیفتی؟
‫- هی!

922
01:31:10,729 --> 01:31:14,062
‫تشنه‌ی انتقام شدم

923
01:31:14,854 --> 01:31:17,853
‫معلمی که بهم گفت بی‌لیاقت رو کُشتم

924
01:31:21,854 --> 01:31:23,020
‫- این گناهه
‫- كشیشی رو کُشتم

925
01:31:23,229 --> 01:31:25,520
‫که از آداب و رسوم حرف میزد.
‫- کُشتن یه کشیش گناهه

926
01:31:27,521 --> 01:31:30,145
‫بعدشم خانواده‌م رو که بهم
‫برچسب بدشگون زده بودن کُشتم.

927
01:31:30,438 --> 01:31:32,978
‫حتی اونم عطشم رو فرو ننشوند.

928
01:31:37,313 --> 01:31:40,312
‫در آخر، کل روستا رو آتیش زدم
‫و تبدیل به خاکسترش کردم

929
01:31:42,229 --> 01:31:45,062
‫این بالاخره عطشم رو فرو نشوند.

930
01:31:45,813 --> 01:31:48,603
‫از اون موقع به بعد،
‫این شده تنها هدف من!

931
01:31:48,813 --> 01:31:51,853
‫فقط قدرت تعیین میکنه
‫کی زنده بمونه. بدون هیچ سؤالی

932
01:31:52,521 --> 01:31:54,812
‫یکی ایده میده، یکی دیگه جایزه میگیره

933
01:31:54,979 --> 01:31:57,187
‫یکی نقشه میکشه، یکی دیگه کیفشو میکنه

934
01:31:57,438 --> 01:31:59,728
‫یکی جون میکنه
‫اون یکی میوه‌شو می‌چینه

935
01:31:59,854 --> 01:32:01,437
‫حالم از این مزخرفات به هم میخوره

936
01:32:02,146 --> 01:32:05,020
‫من با قدرت این نُه تا کتاب
‫تغییر رو به وجود میارم...

937
01:32:05,313 --> 01:32:06,645
‫تغییری که شما نتونستید

938
01:32:06,646 --> 01:32:08,853
‫تو هفتاد و پنج نسل به دست بیارید

939
01:32:09,188 --> 01:32:11,312
‫تنها جواب همه ...اینا...

940
01:32:11,771 --> 01:32:15,562
‫یه نیروی جدیده برای پاک کردن
‫این کثافت و مریضی

941
01:32:18,229 --> 01:32:21,187
‫ماهابير لاما نسخه‌ی ۲.۰

942
01:32:24,688 --> 01:32:27,228
‫آدمای ضعیف شاید بترسن...

943
01:32:27,521 --> 01:32:29,812
‫چون آدمای قوی باید حکومت کنن

944
01:32:30,021 --> 01:32:33,853
‫همه‌ی اینا فقط تو دنیایی
‫بدون خدا امکان‌پذیره

945
01:32:34,813 --> 01:32:36,853
‫این نشونه‌ایه...

946
01:32:36,854 --> 01:32:39,812
‫که ماهابیر لاما روی زمین به جا میذاره

947
01:32:41,688 --> 01:32:44,145
‫هیچ نیرویی نمیتونه جلوی منو بگیره

948
01:32:47,563 --> 01:32:50,520
‫چیزی که تو میخوای بسازی
‫یه دنیای جدید نیست

949
01:32:50,521 --> 01:32:51,895
‫فقط یه قبرستونه

950
01:32:53,896 --> 01:32:55,937
‫روزی که تو به عنوان یه تهدید ظهور کردی

951
01:32:55,938 --> 01:32:58,687
‫آبیکا یه راه حل براش پیدا کرد

952
01:33:02,021 --> 01:33:06,353
‫یه جنگ بین تو و کتاب نُهم
‫وجود داره

953
01:33:07,354 --> 01:33:10,603
‫اون جنگ در قالب
‫«پسر آبیکا» تجسم پیدا کرده.

954
01:33:16,396 --> 01:33:18,895
‫سلاحی که من توی
‫«شابداگراندام» پیدا کردم

955
01:33:19,854 --> 01:33:21,728
‫این پاداش شجاعتته.

956
01:33:21,854 --> 01:33:23,228
‫برو، بگیرش

957
01:33:39,896 --> 01:33:41,187
‫گفت «سیداکشترام».

958
01:33:41,313 --> 01:33:43,145
‫گفت باید با سلاح یکی بشی.

959
01:33:43,271 --> 01:33:45,478
‫چرا داره اینجا
‫نماز "ساندیا واندانام" میخونه؟

960
01:33:53,979 --> 01:33:55,437
‫سلام، سرور عزیزم رام

961
01:33:58,854 --> 01:33:59,853
‫تیپت که خوبه

962
01:34:00,146 --> 01:34:02,478
‫ولی نباید طرز دست گرفتنت هم بهش بیاد؟

963
01:34:04,729 --> 01:34:07,437
‫تو دست بقیه
‫جنگ راه میندازه

964
01:34:08,396 --> 01:34:10,978
‫ولی تو دستای رام
‫صلح رو گسترش میده.

965
01:34:11,396 --> 01:34:13,395
‫اگه میخوای این سلاح با تو یکی بشه

966
01:34:14,688 --> 01:34:17,312
‫- بگو «جایتریا».
‫- جايتريا !

967
01:34:21,271 --> 01:34:22,353
‫عجب حس قدرتمندی داره

968
01:34:25,313 --> 01:34:27,020
‫جای شری رام

969
01:34:27,146 --> 01:34:29,728
‫دعای خیر رام لالا پشت و پناهت باشه.

970
01:34:30,896 --> 01:34:33,520
‫کشیش، لطفاً سلاح ما رو تبرک کن
‫و بهش جون بده

971
01:34:34,354 --> 01:34:36,978
‫این دیگه چه جور سلاحیه؟
‫ما اینجا اینجور چیزا رو تبرک نمیکنیم

972
01:34:36,979 --> 01:34:40,145
‫هی، کشیش! من اینو یه راست
‫از هیمالیا آوردم.

973
01:34:40,354 --> 01:34:42,687
‫حداقل میتونی یه دقیقه بذاریش پای ارباب؟

974
01:34:43,688 --> 01:34:44,687
‫اذیتم نکن!

975
01:34:44,688 --> 01:34:46,353
‫الانه که زائرها
‫سر و کله‌شون پیدا بشه.

976
01:34:46,521 --> 01:34:48,520
‫- کشیش، راستش...
‫- وقتمو نگیر

977
01:34:48,854 --> 01:34:49,812
‫از اینجا برو بیرون. برو!

978
01:34:52,938 --> 01:34:55,020
‫ای.جی، میگه
‫اینجا براش دعا نمیخونه

979
01:34:55,146 --> 01:34:56,437
‫من یکی رو تو معبد پداما
‫میشناسم.

980
01:34:56,438 --> 01:34:58,520
‫بدم اونجا کارشو انجام بده؟

981
01:35:03,896 --> 01:35:05,520
‫این واقعا یه سلاحه.

982
01:35:05,646 --> 01:35:07,645
‫یه جایی همین نزدیکیا هست...

983
01:35:07,646 --> 01:35:10,020
‫که میگن ارباب رام
‫اونجا مدیتیشن میکرده

984
01:35:10,044 --> 01:35:12,044


985
01:35:15,313 --> 01:35:18,603
‫اینو اونجا بذار، و چیزی که
‫میخوای خودش پیدات میکنه

986
01:35:32,396 --> 01:35:33,978
‫پیروز باشی

987
01:35:34,563 --> 01:35:35,562
‫برو

988
01:35:45,229 --> 01:35:46,770
‫رفیق، فکر کنم همینجاست.

989
01:35:50,979 --> 01:35:51,978
‫ازش بپرس

990
01:35:52,563 --> 01:35:53,562
‫هی، داداش.

991
01:35:54,146 --> 01:35:56,770
‫اینجا همون جاییه که
‫ارباب رام مدیتیشن میکرده؟

992
01:35:57,896 --> 01:36:00,312
‫میفهمی داری مزاحم کسی
‫که مدیتیشن میکنه میشی؟

993
01:36:01,021 --> 01:36:05,103
‫رفیق، همون جاست... هان؟

994
01:36:39,688 --> 01:36:42,770
‫دفعه پیش فرار کردی
‫نمیذارم دوباره تکرار بشه

995
01:37:12,729 --> 01:37:14,687
‫کتاب نُهم کجاست؟

996
01:37:19,479 --> 01:37:21,478
‫هی!

997
01:38:05,688 --> 01:38:07,228
‫جاكا

998
01:39:51,396 --> 01:39:53,020
‫کوچولوی عزیز...

999
01:39:54,896 --> 01:39:56,353
‫اسمت چیه؟

1000
01:39:56,646 --> 01:39:57,770
‫آبیکا.

1001
01:40:13,521 --> 01:40:15,895
‫بدن تو انعکاسی
‫از جهانه....

1002
01:40:16,271 --> 01:40:19,395
‫و این سلاح انعکاسی از بدن توئه

1003
01:40:27,188 --> 01:40:30,103
‫وقتی این سلاح
‫با نیت‌های تو همسو بشه

1004
01:40:30,313 --> 01:40:33,020
‫معجزه‌هایی به نفع تو میکنه

1005
01:40:35,354 --> 01:40:37,478
‫منم همون نیت‌های مادرم،
‫آبیکا رو دارم

1006
01:40:37,854 --> 01:40:40,270
‫من آماده جنگم. جایتریا!

1007
01:41:15,021 --> 01:41:18,020
‫وقتی این سلاح با بدنت
‫یکی بشه

1008
01:41:18,229 --> 01:41:22,062
‫تبدیل به معجزه‌ای میشه که میتونه
‫به هر پنج عنصر فرمان بده

1009
01:41:26,813 --> 01:41:30,562
‫آتیش رو جذب میکنه
‫و با باد شعله‌ورترش میکنه

1010
01:41:35,896 --> 01:41:39,520
‫هوای اطرافش به تنهایی
‫برای فلج کردن یه نفر كافيه

1011
01:41:39,896 --> 01:41:42,145
‫یه ضربه‌اش
‫مرگ آنی رو به همراه داره.

1012
01:42:03,313 --> 01:42:05,228
‫تا وقتی اینو بفهمی

1013
01:42:05,896 --> 01:42:07,645
‫تو «ودا» باقی میمونی

1014
01:42:13,021 --> 01:42:14,478
‫و وقتی فهمیدی

1015
01:42:15,396 --> 01:42:17,145
‫تبدیل به یه یودای واقعی میشی

1016
01:42:58,729 --> 01:43:02,437
‫این یه چوب معمولی نیست.
‫یه چیز دیگه‌ست!

1017
01:44:46,688 --> 01:44:47,562
‫ویبا

1018
01:44:47,729 --> 01:44:49,478
‫!ويبا، لطفاً بلند شو

1019
01:44:49,729 --> 01:44:52,020
‫صدامو میشنوی؟ طاقت بیار

1020
01:44:52,146 --> 01:44:53,187
‫ویبا

1021
01:44:55,021 --> 01:44:56,562
‫ویبا، طاقت بیار

1022
01:44:56,771 --> 01:44:58,520
‫نگام کن. صدامو میشنوی؟

1023
01:44:59,271 --> 01:45:00,728
‫نگام کن، ویبا!

1024
01:45:01,271 --> 01:45:02,562
‫ويبا، صدامو میشنوی؟

1025
01:45:02,729 --> 01:45:04,812
‫ويبا، طاقت بیار. نگام کن!

1026
01:45:05,854 --> 01:45:07,687
‫ویبا، لطفا نگام کن!

1027
01:45:42,979 --> 01:45:44,978
‫«اگه برای به هدف خوب
‫شجاعت به خرج بدیم

1028
01:45:44,979 --> 01:45:46,687
‫«میرای کنارمون می‌ایسته.»

1029
01:45:48,229 --> 01:45:49,603
‫ای.جی اینو بهم گفت.

1030
01:45:52,521 --> 01:45:55,145
‫رفیق، همه‌جا رو گشتم
‫ولی ای.جی رو پیدا نمیکنم

1031
01:45:56,688 --> 01:45:58,687
‫تا وقتی کار تموم بشه پیشمون میمونی مگه نه ای.جی؟

1032
01:45:58,813 --> 01:46:03,145
‫وقتی هدفت رو بفهمی
‫دیگه به مرشد نیازی نداری

1033
01:46:05,396 --> 01:46:07,062
‫- ای.جی دیگه برنمیگرده
‫- چی؟

1034
01:46:07,688 --> 01:46:08,978
‫چطور بدون اون این کارو بکنیم؟

1035
01:46:09,354 --> 01:46:10,853
‫ودا، وقت داره تموم میشه

1036
01:46:11,313 --> 01:46:14,478
‫باید قبل از اینکه اونا بیان اینجا،
‫خودمونو به کتاب نُهم برسونیم

1037
01:46:16,854 --> 01:46:19,937
‫جایی که سرنوشت ماست
‫دوباره همو ببینیم، تانتراوانامه

1038
01:46:21,229 --> 01:46:24,103
‫مادرم بهم گفت ما دوباره
‫تو تانتراوانام همدیگه رو می‌بینیم

1039
01:46:25,438 --> 01:46:27,562
‫منظورت جایگاه اولین یوداست.

1040
01:46:29,146 --> 01:46:30,145
‫جزیره‌ی کاماکیا

1041
01:46:33,688 --> 01:46:35,603
‫هر بار که
‫کسی از اقیانوس عبور میکنه

1042
01:46:35,938 --> 01:46:39,103
‫یه معجزه اتفاق می‌افته
‫و یه فصل جدید شروع میشه.

1043
01:46:42,771 --> 01:46:45,562
‫طبق روال، ما اینجاییم
‫که ودا رو بگیریم، درسته؟

1044
01:46:45,979 --> 01:46:48,062
‫پس تو فرودگاه دولتی چیکار میکنیم؟

1045
01:46:48,188 --> 01:46:51,478
‫اگه بخوایم به هدفمون برسیم
‫به جای راه حل، باید دنبال میان‌بُر بگردیم.

1046
01:46:52,729 --> 01:46:54,937
‫آشوک منظورت از میان‌بُر کیه؟

1047
01:47:20,313 --> 01:47:21,812
‫چرا قیافه‌ش اینقدر عجیب غریبه؟

1048
01:47:22,188 --> 01:47:23,562
‫قربان، این آدم عجیب غریب
‫بهترین گزینه‌ست

1049
01:47:23,563 --> 01:47:25,020
‫برای سر و کله زدن
‫با اون جور عجیب غریب‌بازی‌ها

1050
01:47:25,896 --> 01:47:27,437
‫جت‌لگ شدم!

1051
01:47:28,646 --> 01:47:30,187
‫فهمیدی کجاست؟

1052
01:47:30,938 --> 01:47:32,187
‫هی، ماپو.
‫گفتی یه جایی به اسم کشترام

1053
01:47:32,188 --> 01:47:33,270
‫هنوز همونجایید؟

1054
01:47:33,271 --> 01:47:36,353
‫داداش از مرز هم رد شدیم
‫دنبال یه جزیره‌ایم به اسم کاماکیا

1055
01:47:36,354 --> 01:47:38,103
‫،باشه، لوکیشن رو برات
‫میفرستم. یه نگاه بنداز

1056
01:47:38,354 --> 01:47:39,395
‫لوکیشن...

1057
01:47:39,813 --> 01:47:40,812
‫تو گوشیمه

1058
01:47:41,729 --> 01:47:42,687
‫دنبالم بیاین

1059
01:48:09,938 --> 01:48:13,103
‫هر سه نسل یک بار، مرشد بزرگ آنگامابالی
‫ظاهر میشه

1060
01:48:13,271 --> 01:48:16,603
‫تو جنگل شمالی، تا به روزه‌داری سخت
‫تانتراکارها احترام بذاره

1061
01:48:16,729 --> 01:48:18,270
‫امروز همون شب ماه کامله

1062
01:48:19,021 --> 01:48:21,395
‫دیدن اون به این راحتی‌ها نیست.

1063
01:48:36,521 --> 01:48:39,228
‫اگه از «یوکا» رد شده
‫و تونسته با ۵۰ نفر بجنگه

1064
01:48:39,521 --> 01:48:42,645
‫و صد تا سرباز آموزش‌دیده

1065
01:48:42,854 --> 01:48:44,895
‫حتما یه نیروی فوق‌بشری کمکش میکنه

1066
01:48:45,354 --> 01:48:48,520
‫شاید باید بیشتر جدی بگیریمش، لاما

1067
01:48:49,104 --> 01:48:50,145
‫پروفسور

1068
01:48:51,063 --> 01:48:53,020
‫میدونی سلاحی وجود داره

1069
01:48:53,021 --> 01:48:54,645
‫که از بمب اتم هم مخرب‌تره؟

1070
01:48:54,896 --> 01:48:55,853
‫غرور.

1071
01:48:57,479 --> 01:48:59,437
‫حتی خسارتی که
‫بمب اتم به بار میاره

1072
01:48:59,438 --> 01:49:00,895
‫ریشه‌ش از غروره

1073
01:49:01,354 --> 01:49:02,395
‫خب...

1074
01:49:02,979 --> 01:49:06,353
‫به نظرت کی
‫این مدل غرور رو داره، پروفسور؟

1075
01:49:08,854 --> 01:49:10,395
‫- لاما!
‫- پس...

1076
01:49:11,271 --> 01:49:14,145
‫چرا باید جدی بگیرمش؟

1077
01:49:14,396 --> 01:49:16,020
‫تنها دلیلی که
‫هنوز داره نفس میکشه اینه که

1078
01:49:16,021 --> 01:49:18,103
‫قراره ما رو به
‫کتاب نهم برسونه

1079
01:49:18,438 --> 01:49:21,687
‫جاه‌طلبیش فقط تا وقتی
‫که کتاب رو پیدا کنیم به دردمون میخوره

1080
01:49:22,229 --> 01:49:24,145
‫وقتی مأموریت ما تموم بشه

1081
01:49:24,479 --> 01:49:26,978
‫نفس اونم تموم میشه

1082
01:49:30,604 --> 01:49:31,937
‫این یارو اصلا چی میدونه؟

1083
01:49:32,688 --> 01:49:35,478
‫گفت رفتن کاماکیا.

1084
01:49:37,604 --> 01:49:39,187
‫باید نقشه آمبیکا باشه

1085
01:49:42,646 --> 01:49:44,062
‫آنگامابالی

1086
01:49:59,771 --> 01:50:01,062
‫آشوک، حالت خوبه؟

1087
01:50:01,063 --> 01:50:02,478
‫سمت راستم خوبه قربان

1088
01:50:02,646 --> 01:50:04,728
‫ولی سمت چپم
‫انگار یه کم درد میکنه

1089
01:50:10,604 --> 01:50:13,270
‫چطوری وسط این همه جمعیت
‫آنگامابالی رو پیدا کنیم؟

1090
01:50:14,396 --> 01:50:15,937
‫از اون آگهورا بپرس

1091
01:50:18,021 --> 01:50:19,520
‫آگهورا جی...

1092
01:50:19,854 --> 01:50:21,603
‫کدومتون آنگامابالی هستین؟

1093
01:50:23,354 --> 01:50:24,395
‫من آگهورا نیستم

1094
01:50:24,604 --> 01:50:25,770
‫- من شانس توام
‫- رفيق!

1095
01:50:25,771 --> 01:50:28,020
‫- تو؟
‫- وايسا همونجا! مجسمه شو

1096
01:50:28,479 --> 01:50:30,687
‫من اومدم نجاتت بدم. برو کنار!

1097
01:50:30,688 --> 01:50:31,812
‫هی!

1098
01:50:31,979 --> 01:50:34,353
‫تور و گردشگری «ویبا» بدون توقف

1099
01:50:34,479 --> 01:50:37,978
‫،داداش، با ادعای ذهن خونی
‫گولت زده

1100
01:50:39,146 --> 01:50:41,062
‫این زنه خودش دردسرسازه.
‫دیدی؟ راست میگم

1101
01:51:17,604 --> 01:51:20,687
‫اونه آنگامابالی
‫همونی که برای دیدنش اومدی

1102
01:51:21,354 --> 01:51:24,187
‫توسط یه لشکر از تانتراکارها
‫محاصره شده.

1103
01:51:24,313 --> 01:51:25,770
‫با اینکه درست جلوی رومونه

1104
01:51:25,771 --> 01:51:27,770
‫ولی دستمون بهش نمیرسه.

1105
01:51:34,521 --> 01:51:36,020
‫قربان، نگاه کن! اونجاست

1106
01:51:40,729 --> 01:51:42,312
‫جایتریا!

1107
01:51:57,813 --> 01:51:59,395
‫وایسید

1108
01:52:09,813 --> 01:52:10,978
‫میرای

1109
01:52:12,021 --> 01:52:13,562
‫رسیدن اون...

1110
01:52:15,021 --> 01:52:16,645
‫کلید پیشگویی آمبیکاست

1111
01:52:17,729 --> 01:52:20,853
‫این جوابیه که دو دهه
‫منتظرش بودیم

1112
01:52:23,396 --> 01:52:25,687
‫لطف «ماهدوا» امروز با ماست

1113
01:52:26,979 --> 01:52:29,520
‫جنگجو اومده تا نجاتمون بده

1114
01:52:34,896 --> 01:52:38,062
‫وقتشه که دینت رو ادا کنی
‫و سرنوشتت رو به سرانجام برسونی

1115
01:52:41,438 --> 01:52:42,978
‫چه خبره، قربان؟

1116
01:52:43,271 --> 01:52:45,395
‫چرا همه‌ی تانتراکارها
‫دارن بهش تعظیم میکنن؟

1117
01:52:45,854 --> 01:52:48,353
‫اون چوب و سپر چیه؟

1118
01:52:49,313 --> 01:52:52,770
‫این ادا اصولای میمون‌طوریش چیه؟
‫چطور از گلوله‌هام جاخالی داد؟

1119
01:52:53,396 --> 01:52:54,645
‫این چه وضعشه، آشوک؟

1120
01:53:01,188 --> 01:53:03,770
‫هی، رفیق ما چرا
‫اینطوری پرواز میکنه؟

1121
01:53:03,771 --> 01:53:04,978
‫اون چوبه تو دستش چیه؟

1122
01:53:04,979 --> 01:53:06,353
‫این بساط یوگانیکوکادو چیه دیگه، داداش؟

1123
01:53:06,354 --> 01:53:08,145
‫از «سامپاتی» تا «سیداکشترام» و «تانتراوانام»،

1124
01:53:08,271 --> 01:53:09,187
‫یه چیز سرگیجه‌آوره

1125
01:53:09,188 --> 01:53:10,437
‫مرموزترین گنج‌یابی دنیا،
‫دور دنیا

1126
01:53:10,438 --> 01:53:13,145
‫- یه گنج‌یابی هیجان‌انگیز
‫- مثل منتقدای سینما حرف نزن

1127
01:53:13,271 --> 01:53:15,062
‫من پلیس با خودم آوردم

1128
01:53:17,063 --> 01:53:20,353
‫وقتی اینجا پر از تانتراکاره
‫چرا حرف از پلیس میزنی؟

1129
01:53:21,313 --> 01:53:23,478
‫قربان واقعاً لازمه
‫که دنبالشون بریم؟

1130
01:53:25,938 --> 01:53:27,937
‫برای صنف من لازمه

1131
01:53:46,979 --> 01:53:48,645
‫- بیا دنبالشون بریم
‫- وایسا!

1132
01:53:55,771 --> 01:53:56,853
‫آشوک...

1133
01:53:57,729 --> 01:53:58,978
‫ما چطور سر از اینجا درآوردیم؟

1134
01:53:59,354 --> 01:54:01,270
‫چه خبره؟
‫اون پودره چی بود؟

1135
01:54:01,396 --> 01:54:02,395
‫تو اون چی بود؟

1136
01:54:04,438 --> 01:54:07,770
‫دارچین، میخک، هل،
‫گشنیز و فلفل

1137
01:54:07,979 --> 01:54:10,562
‫- چی داری میگی، آشوک؟
‫- من چه میدونم قربان؟

1138
01:54:10,729 --> 01:54:13,395
‫مگه من ساقی‌شم؟
‫یا مصرف کننده‌ش؟

1139
01:54:13,646 --> 01:54:15,562
‫چون من اینجام، همه چیو
‫از من میپرسی

1140
01:54:15,563 --> 01:54:17,562
‫وقتی خواستم جلوتو بگیرم که نری دنبالشون
‫به حرفم گوش دادی؟

1141
01:54:17,688 --> 01:54:19,437
‫مثل خبرنگار تو کنفرانس خبری
‫هی سؤال پشت سؤال میپرسی

1142
01:54:19,438 --> 01:54:21,687
‫آشوک... آشوک

1143
01:54:38,479 --> 01:54:42,520
‫محافظ این «تانتراوانام»،
‫«باگالاموکی ماتا» است.

1144
01:54:46,271 --> 01:54:49,020
‫اگر ایزدبانو به شکل انسان دربیاد

1145
01:54:49,604 --> 01:54:53,353
‫به صورت «آمبیکا پراجاپاتی» ظاهر خواهد شد.

1146
01:54:54,521 --> 01:54:58,187
‫وجود قبیله ما
‫از برکت آمبیکاست.

1147
01:54:58,854 --> 01:55:00,103
‫دقیقا چه بلایی سر مادرم اومده؟

1148
01:55:03,188 --> 01:55:05,687
‫این داستان با کمک کردن من
‫به یه یتیم شروع شد.

1149
01:55:06,771 --> 01:55:09,895
‫کل روستا داشت تو آتیش میسوخت

1150
01:55:10,521 --> 01:55:12,812
‫و یه پسر جوون
‫تنها بازمانده بود

1151
01:55:12,938 --> 01:55:14,437
‫چطوری این اتفاق افتاد، پسرم؟

1152
01:55:15,688 --> 01:55:16,603
‫نمیدونم

1153
01:55:17,063 --> 01:55:20,562
‫- خانواده‌ات کجان؟
‫- تو شعله‌ها...

1154
01:55:21,313 --> 01:55:23,103
‫اون رو با خودم به خونه بردم

1155
01:55:24,313 --> 01:55:26,812
‫و مثل پسر خودم دوستش داشتم

1156
01:55:29,063 --> 01:55:31,978
‫وقتی داشتم «تانترا» درس میدادم،
‫با علاقه نگاه میکرد.

1157
01:55:36,688 --> 01:55:37,978
‫تو هم میخوای یاد بگیری؟

1158
01:55:40,021 --> 01:55:43,312
‫اون با پسر من بزرگ شد
‫و تمام هنرهای تانتریک رو یاد گرفت.

1159
01:55:50,354 --> 01:55:51,395
‫یه لحظه.

1160
01:55:51,563 --> 01:55:55,562
‫تحت تأثیر روشی قرار گرفتم
‫که از تانترای خودش استفاده میکرد

1161
01:56:04,229 --> 01:56:06,978
‫وقتی روشی رو دیدم که
‫تو تانترای خودش استاد شده بود

1162
01:56:07,729 --> 01:56:08,978
‫فکر کردم که اون رو

1163
01:56:08,979 --> 01:56:11,145
‫محافظ
‫«تانترانامه» کنم.

1164
01:56:11,813 --> 01:56:13,437
‫یه روز، اعلام کردم که

1165
01:56:13,438 --> 01:56:15,853
‫من محافظ تانترانامه هستم

1166
01:56:16,521 --> 01:56:20,103
‫و جانشینم رو از طریق
‫یه مسابقه انتخاب میکنم

1167
01:56:27,417 --> 01:56:28,583
‫آگاتا!

1168
01:56:33,896 --> 01:56:35,603
‫ورد آگاتا

1169
01:56:45,854 --> 01:56:47,020
‫ماها بير!

1170
01:56:47,771 --> 01:56:51,020
‫می‌فهمی الان چیکار کردی؟
‫وقتی یه ورد با خشم خونده بشه

1171
01:56:51,021 --> 01:56:53,395
‫تبدیل به یه نیروی
‫جان‌ستان میشه

1172
01:56:53,938 --> 01:56:56,020
‫خشمت میتونه زندگی‌ها رو به خطر بندازه

1173
01:56:57,979 --> 01:57:01,478
‫موقع آزمون، از خشم و ذات
‫ماهابیر ترسیدم.

1174
01:57:03,729 --> 01:57:07,812
‫با در نظر گرفتن آینده،
‫پسرم رو به عنوان محافظ انتخاب کردم

1175
01:57:08,646 --> 01:57:10,728
‫طبق خواست «باگالاموکی»!

1176
01:57:13,938 --> 01:57:15,562
‫تو باید محافظت کنی

1177
01:57:15,563 --> 01:57:17,228
‫از دانش تانتریک
‫با جونت

1178
01:57:21,271 --> 01:57:24,353
‫ماهابير نتونست این حقیقت رو تحمل کنه

1179
01:57:25,063 --> 01:57:27,895
‫که پسرم به جای اون
‫به عنوان محافظ انتخاب شده

1180
01:57:28,938 --> 01:57:31,270
‫اون روز ماهابیر
‫حتی یه کلمه هم حرف نزد.

1181
01:57:38,229 --> 01:57:41,770
‫ولی هیچوقت تصور نمیکردم که اون
‫این موضوع رو تبدیل به یه انتقام‌جویی کنه

1182
01:57:49,188 --> 01:57:51,270
‫این دستبندها
‫با نیت مقدس ساخته شدن

1183
01:57:51,271 --> 01:57:52,978
‫برای رفاه قبیله

1184
01:57:53,271 --> 01:57:54,603
‫بابا اینو به من داد.

1185
01:58:08,729 --> 01:58:10,020
‫اون دستبند چیه؟

1186
01:58:11,313 --> 01:58:13,228
‫ماهابیر بهمون داد،
‫گفت تو ساختیشون.

1187
01:58:13,313 --> 01:58:14,978
‫اون جایگاه حق من بود، بابا!

1188
01:58:22,646 --> 01:58:23,562
‫واگاتا!

1189
01:58:30,563 --> 01:58:31,603
‫سوباهو...

1190
01:58:37,646 --> 01:58:39,853
‫ماهابیر، میفهمی چیکار کردی؟

1191
01:58:40,063 --> 01:58:41,895
‫اونی که باید بفهمه تویی

1192
01:58:42,021 --> 01:58:43,562
‫ورد آگاتا

1193
01:58:52,021 --> 01:58:53,270
‫ورد پراگاتا

1194
01:59:09,854 --> 01:59:11,770
‫این قدرت‌ها رو از کجا گیر آوردی؟

1195
01:59:19,229 --> 01:59:21,437
‫نه، تو حق نداری به اون کتاب دست بزنی

1196
01:59:23,813 --> 01:59:25,312
‫بگیرینش بچه‌ها

1197
01:59:30,854 --> 01:59:31,978
‫دامانی استانات

1198
02:00:04,104 --> 02:00:05,562
‫اون دستبندها....

1199
02:00:06,438 --> 02:00:09,978
‫ترکیبی از توانایی‌های من و دانش تانتریک هستن

1200
02:00:11,813 --> 02:00:14,187
‫فقط یه صفحه‌ی این کتاب، کاری کرد

1201
02:00:14,188 --> 02:00:16,145
‫که کل روستا جلو پام زانو بزنن

1202
02:00:20,063 --> 02:00:21,520
‫تا یک ساعت دیگه، همه‌ی این آدما

1203
02:00:21,521 --> 02:00:22,978
‫به خاطر کمبود آب و هوا

1204
02:00:22,979 --> 02:00:24,728
‫تو بدنشون، تبدیل به مجسمه میشن.

1205
02:00:28,646 --> 02:00:31,687
‫اینکه روستای من تو آتیش سوخت،
‫یه اتفاق ساده نبود، بابا.

1206
02:00:32,938 --> 02:00:36,103
‫وقتی اون جایگاهی که حقم بود رو بهم ندادن،
‫خودم به آتیشش مشیدم

1207
02:00:40,021 --> 02:00:42,978
‫حالا نابودی روستای تو رو تماشا میکنم

1208
02:00:44,021 --> 02:00:46,812
‫درست مثل روستای خودم

1209
02:00:47,229 --> 02:00:48,353
‫هی!

1210
02:00:53,938 --> 02:00:57,687
‫کالابوتی‌ای که اون استفاده کرد

1211
02:00:58,521 --> 02:01:00,520
‫هیچ راه فراری جز مرگ نداره

1212
02:01:02,521 --> 02:01:05,145
‫استخونات رو ضعیف میکنه،
‫عصب‌هات رو خشک میکنه

1213
02:01:05,146 --> 02:01:07,437
‫خونت رو میکشه و جونت رو میگیره

1214
02:01:09,979 --> 02:01:14,187
‫این قدرت پنهان شده تو «تانترانامه» است.

1215
02:01:17,063 --> 02:01:19,895
‫كل قبیله نفس‌های آخرشون رو میکشیدن

1216
02:01:20,313 --> 02:01:24,020
‫تنها امیدشون این بود که برای آخرین بار
‫به درگاه «باگالاموکی» دعا کنن

1217
02:01:24,271 --> 02:01:28,687
‫در حالی که کل قبیله داشت جلوی چشمام از بین میرفت

1218
02:01:29,188 --> 02:01:31,187
‫یه ناجی از راه رسید

1219
02:01:31,354 --> 02:01:32,353
‫اون...

1220
02:01:32,521 --> 02:01:34,062
‫آمبیکا بود.

1221
02:02:12,521 --> 02:02:15,145
‫این نیرو برای همه‌ی کتاب‌ها یه تهدیده

1222
02:02:15,313 --> 02:02:17,853
‫آمبیکا، لطفاً فوراً اینجا رو ترک کن

1223
02:02:18,521 --> 02:02:20,770
‫تو باید زنده بمونی تا از «آمارانامه» محافظت کنی.

1224
02:02:21,854 --> 02:02:23,853
‫آمارانامه نباید به دست اون بیفته

1225
02:02:32,729 --> 02:02:36,812
‫آمبیکا تصمیم گرفت از تنها راه شناخته‌شده استفاده کنه...

1226
02:02:38,521 --> 02:02:40,853
‫برای متوقف کردن کالابوتی

1227
02:02:55,896 --> 02:02:57,937
‫برای اینکه بهش پایان بدی

1228
02:02:58,896 --> 02:03:01,645
‫باید "ماهامودرا" رو اجرا کنی
‫و فرآیند معکوس‌سازی رو شروع کنی

1229
02:03:12,604 --> 02:03:14,187
‫بدن هر کسی که این کار رو امتحان کنه

1230
02:03:14,896 --> 02:03:18,395
‫به خاطر قدرت این مودرا، مثل آتش مقدس میسوزه

1231
02:03:19,438 --> 02:03:21,020
‫منظورت چیه؟

1232
02:03:21,146 --> 02:03:23,853
‫اون خودش رو فدای سلامتی قبیله کرد.

1233
02:03:59,313 --> 02:04:01,770
‫فکر میکنی با فداکاریت میتونی
‫جلوی تانترای من رو بگیری؟

1234
02:04:04,438 --> 02:04:05,437
‫ادامه بده

1235
02:04:06,563 --> 02:04:08,520
‫ویدامبا پرادورا آقاتا

1236
02:04:23,896 --> 02:04:26,062
‫اسکاتا با ماکشادرا ویدامبا

1237
02:04:34,063 --> 02:04:35,937
‫ها چانجی اوما آکشانتا

1238
02:04:46,479 --> 02:04:48,478
‫امروز دو چیز دستگیرم شد.

1239
02:04:52,354 --> 02:04:53,312
‫اولیش...

1240
02:04:55,521 --> 02:04:57,187
‫ضعف خودمه

1241
02:04:59,771 --> 02:05:01,812
‫تو قدرت متوقف کردن من رو داری

1242
02:05:03,604 --> 02:05:04,520
‫و دومیش

1243
02:05:05,396 --> 02:05:07,103
‫آینده‌مه

1244
02:05:08,896 --> 02:05:12,478
‫این ماهابیر، بعد از به دست آوردن

1245
02:05:13,021 --> 02:05:15,103
‫هر نه کتیبه‌ی قدرتمند، برمیگرده

1246
02:05:16,313 --> 02:05:17,228
‫ماهابير

1247
02:05:19,396 --> 02:05:21,895
‫تو هر هشت تا کتاب رو به دست میاری

1248
02:05:22,479 --> 02:05:26,812
‫ولی حتی رنگ کتاب نُهم رو هم نخواهی دید.

1249
02:05:32,104 --> 02:05:36,228
‫بین تو و اون کتاب نهم، یک نبرد فاصله است.

1250
02:05:43,188 --> 02:05:46,187
‫این به فداکاری نیست، بلکه نشونه‌ی اراده‌ی منه

1251
02:06:35,271 --> 02:06:38,853
‫درود بر مادر، باگالاموکی

1252
02:06:44,813 --> 02:06:48,103
‫از اون زمان، آمبیکا در قالب این شعله به حیاتش ادامه داده.

1253
02:07:02,563 --> 02:07:04,770
‫اون پسرش رو برای یک هدف بزرگتر فدا کرد

1254
02:07:05,521 --> 02:07:07,687
‫خودش رو فدا کرد تا از قبیله محافظت کنه.

1255
02:07:10,146 --> 02:07:12,228
‫این فداکاری باید معنای مهمی داشته باشه.

1256
02:07:12,563 --> 02:07:14,270
‫من قسم میخورم که تمام کتیبه‌ها رو

1257
02:07:14,271 --> 02:07:16,270
‫به نگهبانان برحقشون برگردونم

1258
02:07:29,313 --> 02:07:32,145
‫من تونستم گذشته‌ی مادرت رو کشف کنم،

1259
02:07:32,271 --> 02:07:35,395
‫اما هیچوقت نتونستم بفهمم «آمارانامه» رو کجا قایم کرده

1260
02:07:35,604 --> 02:07:37,437
‫مطمئنم مادرم منو فقط برای اینکه

1261
02:07:37,438 --> 02:07:39,687
‫راجع بهش بدونم به تانتراوانام نفرستاده

1262
02:07:40,813 --> 02:07:42,478
‫کتاب باید همین دور و بر باشه

1263
02:07:48,604 --> 02:07:51,145
‫از بچگی تا حالا حتی یک بار هم
‫ستاره‌ها منو به اشتباه ننداختن

1264
02:07:52,354 --> 02:07:54,228
‫الان هم این کار رو نمیکنن

1265
02:07:55,521 --> 02:07:56,728
‫ودا!

1266
02:07:57,979 --> 02:07:59,312
‫همه‌تون همینجا بمونین

1267
02:08:00,979 --> 02:08:02,228
‫من باید تنها برم

1268
02:08:08,896 --> 02:08:13,103
‫عدالت، جايتريا

1269
02:08:13,813 --> 02:08:18,395
‫- شجاعت، جایتریا
‫- دادا، خداحافظ. وقت رفتن منه.

1270
02:08:18,604 --> 02:08:21,520
‫- ھی! کی صدات میکنه؟
‫همه چیز، جایتریا -

1271
02:08:21,688 --> 02:08:24,395
‫- ستاره ها، دادا.
‫- هی، ودا

1272
02:08:24,396 --> 02:08:28,812
‫در این تعقیب شجاعانه برای هدفمان

1273
02:08:29,021 --> 02:08:33,687
‫ای سیاره‌ها، آیا برکت نمیدهید
‫و آن را شایسته نمیدانید؟

1274
02:08:34,146 --> 02:08:38,353
‫در این مأموریت برای افتخار مادرم

1275
02:08:38,479 --> 02:08:43,437
‫ای هستی، به ما برکت پیروزی‌ات را عطا کن

1276
02:08:50,563 --> 02:08:52,937
‫این ماشین مال تو نیست.
‫میتونستی ولش کنی بره، نه؟

1277
02:08:53,354 --> 02:08:55,270
‫وقتی قبولش کردم، مال من شد

1278
02:09:00,063 --> 02:09:01,187
‫ای آدی یوگی

1279
02:09:01,188 --> 02:09:03,353
‫این فرمان و رحمت توست

1280
02:09:04,313 --> 02:09:05,645
‫جايتريا

1281
02:09:07,729 --> 02:09:12,228
‫با شعله‌های آتش به عنوان
‫ستاره راهنمایم

1282
02:09:12,229 --> 02:09:16,812
‫و آذرخشی در آسمان
‫که راهم را متبرک میکند

1283
02:09:17,271 --> 02:09:21,770
‫آنگاه که سکوت نجوای آرامش را سر میدهد

1284
02:09:21,771 --> 02:09:26,270
‫آیا ستارگان درخشان بالا،
‫راه را به من نشان نخواهند داد؟

1285
02:09:26,854 --> 02:09:31,062
‫هر ذره از وجودم برکت توست، مادر

1286
02:09:31,438 --> 02:09:34,853
‫در هر لحظه عشقت چون
‫چون رحمتی مراقب من است

1287
02:09:36,271 --> 02:09:40,187
‫با اراده‌ی استوار تو که آسمان را روشن میکند

1288
02:09:41,063 --> 02:09:45,062
‫آیا عهد مقدس تو برنمیخیزد و محقق نمیشود؟

1289
02:11:21,854 --> 02:11:23,687
‫شاید مثل مادرم فکر نکنم...

1290
02:11:24,688 --> 02:11:26,812
‫اما آرزوش رو برآورده میکنم

1291
02:11:29,896 --> 02:11:31,312
‫راهم رو نشونم بده، ای الهه بزرگ

1292
02:14:00,854 --> 02:14:03,145
‫این کتاب به جاودانگی ختم میشه

1293
02:14:04,229 --> 02:14:06,020
‫که از یکی شدن تمام کتیبه‌ها ساخته شده.

1294
02:14:14,396 --> 02:14:15,937
‫این ریشه‌های درخت انجیر چیه؟

1295
02:14:17,063 --> 02:14:19,270
‫چرا باهاشون دستبند ساختی، لاما؟

1296
02:14:20,938 --> 02:14:22,437
‫حرکت بعدیت چیه؟

1297
02:14:22,938 --> 02:14:24,187
‫کالابوتی

1298
02:14:26,021 --> 02:14:28,187
‫همون کالابوتی که روی قبیله ما استفاده کرد

1299
02:14:29,729 --> 02:14:31,437
‫حالا میخواد روی کل دنیا آزادش کنه.

1300
02:14:34,188 --> 02:14:36,353
‫یه بار اضافی ناخواسته سنگینی میکنه رو زمین

1301
02:14:39,646 --> 02:14:41,687
‫من باید اونی باشم که این بار رو کم میکنه، پروفسور

1302
02:14:48,771 --> 02:14:51,937
‫برای جلوگیری از یه نابودی عظیم...

1303
02:14:52,104 --> 02:14:54,895
‫اون نُه تا کتاب نباید به دستش بیفتن

1304
02:14:55,813 --> 02:14:58,145
‫وظیفه‌ی تو اینه که جلوی این اتفاق رو بگیری

1305
02:15:05,063 --> 02:15:07,312
‫تو داری با کسی طرف میشی که
‫جرأت کرده خدا رو به چالش بکشی

1306
02:15:21,604 --> 02:15:24,103
‫اگه اون نُه کتیبه مقدس به دستش بیفته،

1307
02:15:24,521 --> 02:15:27,103
‫یه خونریزی دیگه مثل کالینگا حتمیه

1308
02:15:28,063 --> 02:15:30,353
‫اون میدونه که کتاب دست شماست.

1309
02:15:31,438 --> 02:15:33,687
‫و قطعاً الان داره میاد سمت شما

1310
02:15:34,854 --> 02:15:38,562
‫نمیذارم موفق بشه،
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم شه.

1311
02:15:53,146 --> 02:15:55,187
‫روزی که اسم خودم رو روی این زمین حک کنم

1312
02:15:55,313 --> 02:15:57,395
‫بالاخره از راه رسید، پروفسور

1313
02:16:09,479 --> 02:16:11,520
‫تا دیدیمش، تو صورتش شلیک میکنم

1314
02:16:11,813 --> 02:16:14,145
‫- چی میگی زویا؟
‫- باید بکشیمشون

1315
02:16:17,479 --> 02:16:20,270
‫قربان، ما به تانترا سلام کردیم

1316
02:16:20,438 --> 02:16:24,062
‫پودر مالیدیم به صورتمون
‫و تا یه قدمی بغل کردن مرگ رفتیم

1317
02:16:24,188 --> 02:16:26,103
‫با وجود همه‌ی اینا بازم میخواین بگیرینش؟

1318
02:16:26,104 --> 02:16:27,687
‫به این تعهد کاریتون درود میفرستم قربان

1319
02:16:29,146 --> 02:16:30,937
‫بدون لطف خدا نمیتونیم دستگیرشون کنیم

1320
02:16:31,146 --> 02:16:32,520
‫بیا تو! مرکز فرماندهی!

1321
02:16:32,896 --> 02:16:33,895
‫چهار نفر با همون علامت‌هایی که شما

1322
02:16:33,896 --> 02:16:35,937
‫گفتین تو ایستگاه قطار دیده شدن.

1323
02:16:35,978 --> 02:16:37,645
‫قربان

1324
02:16:39,728 --> 02:16:41,020
‫نظرت راجع به این چیه، آشوک؟

1325
02:16:45,146 --> 02:16:46,602
‫به زبان خمر صحبت میکند

1326
02:16:48,271 --> 02:16:51,852
‫نه خاله، اینجوری نیست. این چیه؟

1327
02:16:52,228 --> 02:16:53,477
‫قهوه‌ست یا چایی؟

1328
02:16:54,228 --> 02:16:55,227
‫ودكاست یا ویسکی...؟

1329
02:16:55,978 --> 02:16:57,977
‫این چیه دیگه؟ خفه شو بریز

1330
02:17:00,771 --> 02:17:03,270
‫وراج.

1331
02:17:03,728 --> 02:17:05,270
‫هی!

1332
02:17:07,853 --> 02:17:09,852
‫انگار امروز خدا با ماست، آشوک

1333
02:17:10,228 --> 02:17:12,102
‫دیگه بازی تمومه

1334
02:17:12,353 --> 02:17:14,102
‫اون چوبدست جادویی رو بردار

1335
02:17:15,853 --> 02:17:17,602
‫قربان، شما هیچی راجع بهش نمیدونین

1336
02:17:17,728 --> 02:17:19,477
‫- به حرفم گوش کن
‫- هی! خفه شو.

1337
02:17:21,603 --> 02:17:23,270
‫اول همه‌شون رو بندازین بازداشتگاه

1338
02:17:23,271 --> 02:17:24,895
‫- قربان، حداقل...
‫- سریدار.

1339
02:17:24,896 --> 02:17:26,645
‫- اون کتاب رو بردار
‫- چشم قربان

1340
02:17:29,103 --> 02:17:30,602
‫قربان، به حرف ما گوش کنید

1341
02:17:30,603 --> 02:17:31,977
‫- ما باید بریم کومبه‌ملا
‫- بيا.

1342
02:17:31,978 --> 02:17:34,020
‫قربان، جون خیلی‌ها در خطره قربان... قربان

1343
02:17:37,353 --> 02:17:39,520
‫- نترسین! ما پلیسیم
‫- آروم باش! آروم باش!

1344
02:17:39,521 --> 02:17:41,102
‫- لطفا به حرف ما گوش بدین، قربان
‫- لطفا بشینید

1345
02:17:44,646 --> 02:17:45,562
‫نترسید!

1346
02:17:45,603 --> 02:17:49,602
‫عملیات پلیسه
‫برید کنار، برید تو لطفا

1347
02:17:50,771 --> 02:17:52,727
‫یه جایگاه روباز براتون جور کردیم.
‫امیدوارم راحت باشید

1348
02:18:03,103 --> 02:18:04,852
‫قربان، یه چیزایی مشکوکه

1349
02:18:05,603 --> 02:18:07,852
‫چشم چپم داره میپره

1350
02:18:08,603 --> 02:18:13,102
‫،قربان شما متوجه نیستید.
‫من کل تاریخچه رو توی فلش‌بک شنیدم

1351
02:18:13,853 --> 02:18:16,977
‫چون اون کتاب اینجاست
‫آشوب همینجا به پا میشه

1352
02:18:18,353 --> 02:18:20,727
‫اگه دستبندشو باز نکنید
‫یه فاجعه به بار میاد، قربان

1353
02:18:42,728 --> 02:18:45,020
‫پروفسور،
‫این دقیقا همون نوع سنگه...

1354
02:18:45,853 --> 02:18:47,602
‫که بچگی‌هام بهم پرت میکردن

1355
02:18:50,478 --> 02:18:52,602
‫حالا نوبت منه

1356
02:19:25,353 --> 02:19:28,020
‫من میلیون‌ها نفر از این بدبخت‌ها رو قربانی میکنم

1357
02:19:28,146 --> 02:19:30,187
‫اونایی که از اسم خدا سوءاستفاده میکنن

1358
02:19:30,228 --> 02:19:32,270
‫تا مردم رو فریب بدن،
‫تقدیم به کالابوتی خودم

1359
02:19:50,229 --> 02:19:54,145
‫ثابت میکنم که
‫آدمای لایق، نیازی به خدا ندارن

1360
02:20:06,271 --> 02:20:11,270
‫برای اینکه این اتفاق بیفته، قدرت نامیرایی
‫کتاب نُهم باید مال من بشه.

1361
02:20:19,313 --> 02:20:22,020
‫قربان، رسیدن. دستبندشو باز کنید

1362
02:20:22,021 --> 02:20:23,603
‫خواهش میکنم، قربان!

1363
02:20:40,479 --> 02:20:41,437
‫وایسا!

1364
02:21:08,313 --> 02:21:11,062
‫شماها در هر صورت میمیرید
‫این قطار راننده نداره

1365
02:22:01,354 --> 02:22:04,437
‫دستپاچه نشین، هول نکنین!

1366
02:22:06,354 --> 02:22:09,062
‫!بکشش! زنجیر رو بکش، قربان

1367
02:22:10,438 --> 02:22:13,770
‫کارمون تمومه، قربان!
‫تا وقت هست به عزیزانتون زنگ بزنید

1368
02:22:44,229 --> 02:22:46,145
‫ودا!

1369
02:22:49,146 --> 02:22:51,062
‫رفيق

1370
02:22:53,979 --> 02:22:56,562
‫هی، ای ارباب چوب دستی!

1371
02:23:36,146 --> 02:23:37,978
‫قربان! قربان!

1372
02:24:00,438 --> 02:24:02,312
‫قربان!

1373
02:24:35,104 --> 02:24:36,437
‫بالاخره

1374
02:24:37,813 --> 02:24:39,062
‫به مایساما قسم.

1375
02:24:39,396 --> 02:24:41,145
‫امروز روز آخرته

1376
02:25:22,938 --> 02:25:25,520
‫این برای کارهای خوب ساخته شده.
‫تو دست آدمای شرور کار نمیکنه

1377
02:25:46,521 --> 02:25:47,603
‫زود باش

1378
02:25:47,813 --> 02:25:49,437
‫بیا پایین. عجله کن!

1379
02:26:11,438 --> 02:26:12,562
‫- قربان، لطفا وایسید
‫- يالا.

1380
02:26:12,688 --> 02:26:14,603
‫- قربان! قربان!
‫- یالا دیگه

1381
02:26:15,729 --> 02:26:18,770
‫حالا فهمیدم. این دستگیری نیست،
‫فقط داری ترست رو قایم میکنی

1382
02:26:18,771 --> 02:26:20,603
‫دستبندم رو باز کن. باید کمک کنیم

1383
02:27:24,188 --> 02:27:25,603
‫ودا!

1384
02:29:41,854 --> 02:29:43,312
‫جايتريا

1385
02:31:20,938 --> 02:31:22,937
‫این پایانه

1386
02:31:25,896 --> 02:31:27,603
‫و یک آغاز

1387
02:31:49,104 --> 02:31:52,103
‫توی این آیین بزرگ
‫که جون میلیون‌ها نفر رو نجات میده

1388
02:31:52,104 --> 02:31:53,187
‫این تنها کمکیه

1389
02:31:53,188 --> 02:31:54,437
‫که میتونم بهت بکنم

1390
02:31:55,521 --> 02:31:59,145
‫این اولین دستبندی بود که
‫ماهابیر به دست قبیله من بست

1391
02:32:04,271 --> 02:32:08,062
‫من ۲۰ سال اینو قایم کردم، چون میدونستم
‫کالابوتی ممکنه هر روز حمله کنه.

1392
02:32:09,313 --> 02:32:11,312
‫این روش نیازمند...

1393
02:32:11,688 --> 02:32:13,478
‫قربانی کردن یک جانه

1394
02:33:06,438 --> 02:33:07,520
‫رفیق!

1395
02:33:43,938 --> 02:33:47,520
‫وقتی توی این نبرد بزرگ،
‫مرگ بهش نزدیک میشه

1396
02:33:49,063 --> 02:33:50,812
‫کی ازش محافظت میکنه؟

1397
02:33:50,979 --> 02:33:54,603
‫اگه اون آماده باشه
‫تا برای دارما (عدالت) بمیره

1398
02:33:54,813 --> 02:33:58,645
‫خود طبیعت
‫سپر بلا و محافظش میشه

1399
02:34:16,229 --> 02:34:19,520
‫اگه شیطانی که مرگ رو شکست داده
‫جرئت کنه سرکشی کنه

1400
02:34:20,063 --> 02:34:22,478
‫خودِ خدا در قالب همون سلاحی فرود میاد

1401
02:34:22,479 --> 02:34:24,145
‫که برای کشتنش مقدر شده

1402
02:34:30,604 --> 02:34:33,937
‫میدونی داره به سمت چه جور
‫سلاحی میره؟

1403
02:34:43,063 --> 02:34:47,603
‫ون «تانداوام»ــه، رقصی که
‫اولین جنگاور برای برپایی دارما اجرا کرد

1404
02:35:20,521 --> 02:35:24,353
‫ای حکیم، این سلاحی که من لمسش کردم

1405
02:35:25,604 --> 02:35:31,312
‫در دستان کسی که پایبند دارماست،
‫الهی خواهد شد.

1406
02:35:33,854 --> 02:35:38,437
‫این «کوداندا»ست، کمان مقدس
‫لرد راما، پوروشوتاما (برترین مردان)

1407
02:37:03,229 --> 02:37:06,645
‫این تاریخ است.
‫این سرنوشتی است که هنوز از راه نرسیده.

1408
02:37:07,146 --> 02:37:08,395
‫این میرای است!

1409
02:39:28,938 --> 02:39:32,728
‫با کمک میرای، متون مقدس
‫به نگهبانان برحقشون رسید.

1410
02:39:32,979 --> 02:39:36,353
‫مهمتر از همه، این موضوع به گوش کسی رسید،

1411
02:39:36,354 --> 02:39:39,978
‫که دنبال انتقام از
‫حکیم آگاستیا و لرد راما بوده

1412
02:39:40,188 --> 02:39:42,895
‫این پایان، پرده را کنار زد

1413
02:39:43,021 --> 02:39:44,437
‫برای یک آغاز جدید

1414
02:39:53,771 --> 02:39:56,728
‫هی! من آلونکم رو بهت اجاره دادم
‫که فلز بسازی

1415
02:39:56,729 --> 02:39:57,812
‫اینجا چه خبره؟

1416
02:40:01,521 --> 02:40:03,853
‫این همه طلا از کجا میاد؟

1417
02:40:07,979 --> 02:40:10,395
‫چطوری تو یه هفته
‫یه تن طلا به دست آوردی؟

1418
02:40:11,021 --> 02:40:12,020
‫چطوری؟

1419
02:40:18,729 --> 02:40:19,687
‫اینجوری

1420
02:40:34,646 --> 02:40:36,978
‫طلا هم یه جور فلزه.
‫این رو بهش نگفتی؟

1421
02:40:38,604 --> 02:40:39,728
‫هی!

1422
02:40:42,146 --> 02:40:43,728
‫فکر کردین کجا داری میرین؟

1423
02:40:45,646 --> 02:40:47,687
‫این یه بن‌بسته!

1424
02:40:48,021 --> 02:40:50,353
‫یه پایانی که توش فقط مرگ باقی مونده

1425
02:41:05,563 --> 02:41:06,895
‫میرای

1426
02:41:18,896 --> 02:41:21,103
‫هر چیزی که اون موجودی که مرگ رو به چالش کشید نابود کرده

1427
02:41:21,688 --> 02:41:23,020
‫باید مال من بشه

1428
02:41:35,938 --> 02:41:40,937
‫من عدالتی رو که تو دوران "ترتا یوگا"
‫ازم دریغ شد، تو این دوره اجرا میکنم

1429
02:41:45,604 --> 02:41:46,812
‫بوم

1430
02:41:46,836 --> 02:41:57,836
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

