﻿1
00:00:35,619 --> 00:00:36,870
‫خب، همه ساکت.

2
00:00:41,124 --> 00:00:42,542
‫خیلی خب، صدا بره.

3
00:00:45,295 --> 00:00:46,379
‫- دوربین رفت.
‫- پلان یک، برداشت یک.

4
00:00:47,172 --> 00:00:48,131
‫شروع کنین.

5
00:00:51,091 --> 00:00:52,134
‫سر جا.

6
00:00:52,217 --> 00:00:53,260
‫و سر جاست.

7
00:01:05,964 --> 00:01:12,545
‫در ۱۹ دسامبر ۱۹۷۴، لیندا روزنکرانتز
‫مصاحبه‌ای را با عکاس، پیتر هوژار ضبط کرد

8
00:01:12,570 --> 00:01:17,796
‫که در آن از او خواست تا فعالیت‌های
‫روز گذشته‌اش را با جزئیات تعریف کند.

9
00:01:18,250 --> 00:01:23,467
‫او ایده نگارش کتابی را در ذهن داشت که مجموعه‌ای از گفتگوهای برنامه‌ریزی‌شده‌اش

10
00:01:23,492 --> 00:01:29,082
‫با بسیاری از دوستان هنرمندش را درباره
‫زندگی روزمره آن‌ها گردآوری کند.

11
00:01:29,748 --> 00:01:33,845
‫این کتاب هرگز محقق نشد و
‫نوار صوتی اصلی نیز مفقود شد.

12
00:01:33,870 --> 00:01:39,372
‫اما در سال ۲۰۱۹، رونوشتی تایپ‌شده از
‫مصاحبه سال ۱۹۷۴ در میان اسناد هوژار

13
00:01:39,397 --> 00:01:44,651
‫که در کتابخانه مورگان در نیویورک
‫بایگانی شده بودند، کشف شد.

14
00:01:46,659 --> 00:01:49,862
‫«روز پیتر هوژار»

15
00:01:49,886 --> 00:02:00,886
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

16
00:02:17,088 --> 00:02:19,132
‫فکر کنم یه تماس تلفنی بیدارم کرد.

17
00:02:19,215 --> 00:02:20,842
‫عه، زنگ ساعت کار نکرد؟

18
00:02:20,925 --> 00:02:23,552
‫فکر کنم خواب موندم و صدای زنگ رو نشنیدم.

19
00:02:23,636 --> 00:02:25,596
‫ساعتو برای هشت و نیم کوک
‫کرده بودم، چون ساعت ۹

20
00:02:25,679 --> 00:02:28,349
‫ژاکلین دو مورنی از مجله اِل داشت میومد.

21
00:02:30,684 --> 00:02:33,395
‫اون تو هتل چلسی اقامت داشت،

22
00:02:33,478 --> 00:02:35,355
‫و انگلیسی‌ش خیلی خوب نبود.

23
00:02:36,398 --> 00:02:38,901
‫و داشت برای عکس‌های لورن هاتون میومد.

24
00:02:40,360 --> 00:02:42,779
‫خلاصه ساعت ۹ شد و تلفن زنگ خورد

25
00:02:42,862 --> 00:02:44,406
‫ژاکلین بود، و گفت،

26
00:02:44,489 --> 00:02:46,115
‫«اشکالی نداره بیست دقیقه دیگه بیام؟»

27
00:02:46,198 --> 00:02:49,285
‫و من گفتم: «آره، عالیه.»
‫و از تخت پریدم بیرون.

28
00:02:49,368 --> 00:02:53,164
‫آب قهوه رو میذارم و... و
‫تلفن دوباره زنگ میخوره

29
00:02:53,247 --> 00:02:55,166
‫و سوزان سانتاگ بود.

30
00:02:55,249 --> 00:02:56,542
‫گفت: «بیداری؟»

31
00:02:56,625 --> 00:02:58,710
‫بعد صدای رادیو رو شنید و گفت: «آها، آره.»

32
00:03:00,546 --> 00:03:02,964
‫گفت: «می‌خوام امروز
‫بیام نمایشگاهت رو ببینم.»

33
00:03:03,048 --> 00:03:05,842
‫گفت: «مطمئنم که خوبه.»

34
00:03:05,926 --> 00:03:08,469
‫اینکه نمی‌تونست تصور کنه خوب نباشه.

35
00:03:08,553 --> 00:03:10,638
‫و اینکه امروز یا فردا

36
00:03:10,721 --> 00:03:11,931
‫داشت میرفت پاریس و شاید

37
00:03:12,014 --> 00:03:13,098
‫نمی‌رسید به نمایشگاه بیاد.

38
00:03:13,182 --> 00:03:15,518
‫منم بهش گفتم که اون مرده
‫از گالری زنگ زده بود

39
00:03:15,601 --> 00:03:17,144
‫و پرسیده بود که من مکس کوزلوف

40
00:03:17,227 --> 00:03:18,603
‫یا سوزان سانتاگ رو می‌شناسم؟

41
00:03:18,687 --> 00:03:20,272
‫چرا؟

42
00:03:20,355 --> 00:03:22,649
‫راستش، چیزی که بهش گفتم دروغ بود.

43
00:03:22,732 --> 00:03:23,942
‫نسخه دیگه‌ش رو برات میگم.

44
00:03:24,025 --> 00:03:27,111
‫فقط یه تغییر کوچیک بود،
‫ولی یه چیزی رو لو می‌داد.

45
00:03:27,195 --> 00:03:29,197
‫تو... یعنی اسم اون رو نیاورده بود؟

46
00:03:29,280 --> 00:03:30,073
‫نه.

47
00:03:34,577 --> 00:03:38,289
‫نه، فکر کنم دیدم دارم پیشش
‫اسم آدمای معروف رو میارم.

48
00:03:41,334 --> 00:03:47,339
‫مثلاً، اون زنگ زد و گفت،
‫مکس کوزلوف رو می‌شناسم؟

49
00:03:48,048 --> 00:03:50,258
‫و من گفتم: «نه، ولی می‌دونم کیه.»

50
00:03:50,342 --> 00:03:52,844
‫و اون گفت: «می‌دونی چطور
‫میشه باهاش تماس گرفت؟»

51
00:03:52,927 --> 00:03:54,220
‫و من گفتم: «نه.»

52
00:03:55,680 --> 00:03:59,558
‫داره روی یه مجله عکس
‫کار می‌کنه و دنبال کسیه

53
00:03:59,642 --> 00:04:03,062
‫که یه مقدمه یا یه چیزی بنویسه.

54
00:04:03,145 --> 00:04:04,896
‫و من گفتم: «خب، من
‫مکس کوزلوف رو نمی‌شناسم.

55
00:04:04,980 --> 00:04:06,898
‫چرا از سوزان سانتاگ نمیپرسی؟»

56
00:04:06,982 --> 00:04:09,150
‫و اون گفت: «عه، تو می‌شناسیش؟»
‫و من گفتم: «آره.»

57
00:04:10,402 --> 00:04:12,487
‫اینجوری شد. ماجرا این بود.

58
00:04:12,571 --> 00:04:15,198
‫من... نمی‌خواستم اینو به سوزان بگم.

59
00:04:15,991 --> 00:04:19,077
‫و اون (سوزان سانتاگ) گفت:
‫«نه، نمی‌خوام این کارو بکنم.

60
00:04:19,160 --> 00:04:21,287
‫من فقط چیزایی رو می‌نویسم
‫که مجبورم، یا واسه رفقام.»

61
00:04:21,371 --> 00:04:22,663
‫تو دوستش نیستی؟

62
00:04:22,747 --> 00:04:25,207
‫خب، این برای من نبود. برای اون مجله بود.

63
00:04:25,290 --> 00:04:27,042
‫خیلی بی شیله پیله اینو گفت.

64
00:04:27,126 --> 00:04:28,543
‫و من گفتم،

65
00:04:28,627 --> 00:04:31,171
‫«خب، می‌خواستم بدونی، چون اگه بری

66
00:04:31,255 --> 00:04:33,965
‫امروز گالری و این مرده بیاد سراغت،

67
00:04:34,048 --> 00:04:35,049
‫نخواستم با زنگ زدن مزاحمت بشم.»

68
00:04:35,133 --> 00:04:37,176
‫و اون گفت: «خوشحالم که زنگ نزدی.»

69
00:04:37,260 --> 00:04:39,095
‫بعدش گفت ماچ به کله‌ت.

70
00:04:39,178 --> 00:04:40,805
‫این جمله‌اش سر و ته نداشت.

71
00:04:42,265 --> 00:04:44,851
‫گفت، فکر کنم بعضی وقتا حتی
‫ممکنه منو صدا کرده باشه

72
00:04:44,934 --> 00:04:48,812
‫«عزیزم»، مثلاً یه ماچ به کله‌ت و بعد یه مکث

73
00:04:48,896 --> 00:04:50,188
‫و بعدش عزیزم.

74
00:04:50,273 --> 00:04:50,814
‫خداحافظ.

75
00:04:56,653 --> 00:05:00,323
‫بعد قهوه‌م رو برمی‌دارم
‫و میرم میشینم پشت میزم

76
00:05:00,407 --> 00:05:03,410
‫و هنوز بیست دقیقه هم نشده که در میزنن

77
00:05:04,411 --> 00:05:06,078
‫اون دختره از مجله اِل هست.

78
00:05:06,162 --> 00:05:09,916
‫حالا یه جوری تو این
‫مدت این فانتزی رو داشتم

79
00:05:09,999 --> 00:05:11,667
‫که دختره از مجله اِل منو اغوا کنه.

80
00:05:13,085 --> 00:05:14,170
‫دیده بودیش؟

81
00:05:14,253 --> 00:05:16,963
‫نه، ولی اینکه قراره بیاد تو

82
00:05:17,047 --> 00:05:18,507
‫و مثل فیلمای فرانسوی باشه

83
00:05:18,590 --> 00:05:19,758
‫و بیاد تو و درست

84
00:05:19,841 --> 00:05:20,759
‫وسط اتاق وایسه.

85
00:05:20,842 --> 00:05:21,885
‫هوم.

86
00:05:21,968 --> 00:05:25,263
‫و خیلی بی‌پروا باشه و دستشو
‫ببره سمت دکمه‌های من.

87
00:05:26,472 --> 00:05:28,683
‫این فقط یکی از فانتزی‌هام بود.

88
00:05:31,144 --> 00:05:33,771
‫فکر کردم همون موقع صبح
‫میتونه فوق‌العاده باشه.

89
00:05:34,647 --> 00:05:35,856
‫خیلی فرانسوی.

90
00:05:38,358 --> 00:05:40,903
‫خلاصه میاد تو و قدش کوتاهه.

91
00:05:40,986 --> 00:05:44,239
‫یه شنل بلند پوشیده و خیلی یه جورایی

92
00:05:44,323 --> 00:05:49,077
‫از اون شیک‌های فرانسویه، نه
‫هنری، ولی یه چیزی تو همین مایه‌ها.

93
00:05:49,160 --> 00:05:50,286
‫اوهوم.

94
00:05:50,369 --> 00:05:53,039
‫و میاد تو و میگه: «سلام، من ژاکلین هستم.»

95
00:05:54,123 --> 00:05:56,542
‫و من میگم: «سلام، بیا تو.»

96
00:05:56,625 --> 00:05:58,294
‫و میگه: «اوه، اینجا زندگی می‌کنی؟

97
00:05:58,377 --> 00:06:02,548
‫اوه، اینجا استودیوتم هست؟ خیلی قشنگه.»

98
00:06:02,631 --> 00:06:05,175
‫چون یه جورایی از اینجا خوشش اومده بود.

99
00:06:05,258 --> 00:06:08,261
‫بعضی وقتا مردم میان تو و میگن:
‫«تازه اسباب‌کشی کردی؟»

100
00:06:08,345 --> 00:06:12,182
‫یا «وقتی مرتبش کنی قشنگ میشه.»

101
00:06:13,600 --> 00:06:14,726
‫چیزی برای نوشیدن می‌خوای؟

102
00:06:14,809 --> 00:06:17,103
‫نه، و من میگم: «مرتبه.»

103
00:06:22,149 --> 00:06:23,359
‫بعدش گفتم،

104
00:06:23,442 --> 00:06:25,527
‫«اینا عکسای لورن هاتون هستن.»

105
00:06:25,611 --> 00:06:27,821
‫و میگه: «اوه، فوق‌العاده‌ان.

106
00:06:27,904 --> 00:06:29,531
‫شبیه کارای اودون نیستن.»

107
00:06:30,281 --> 00:06:31,742
‫چون لورن هاتون خوشگله،

108
00:06:31,825 --> 00:06:33,785
‫ولی شبیه پسراست، می‌دونی،

109
00:06:33,869 --> 00:06:35,703
‫با اون شلوار لیوایز و کتونی‌هاش.

110
00:06:36,787 --> 00:06:38,873
‫منم میگم: «چقدر قراره پول بدن؟»

111
00:06:40,125 --> 00:06:42,293
‫و اون گفت: «اوه، نمی‌دونم.»

112
00:06:42,377 --> 00:06:44,169
‫مقاله قراره چهار صفحه باشه

113
00:06:44,253 --> 00:06:45,505
‫و اون نمی‌دونه که قراره

114
00:06:45,588 --> 00:06:48,007
‫از یه عکس استفاده کنن یا چهار عکس.

115
00:06:48,090 --> 00:06:50,009
‫منم گفتم: «خب، نرخ هر صفحه‌تون چقدره؟»

116
00:06:50,843 --> 00:06:53,803
‫و اون نمی‌دونه. دیگه داشتم مشکوک می‌شدم.

117
00:06:53,887 --> 00:06:58,224
‫فکر کردم این می‌تونه یه...
‫یه طرفدار لورن هاتون باشه

118
00:06:58,307 --> 00:07:00,434
‫که این نقشه عالی رو
‫کشیده تا عکس‌ها رو بدزده

119
00:07:00,519 --> 00:07:01,561
‫عکس‌های لورن هاتون رو.

120
00:07:01,645 --> 00:07:02,937
‫مثلاً قرار بود چی باشه، یه سردبیر؟

121
00:07:03,021 --> 00:07:04,230
‫آره.

122
00:07:04,313 --> 00:07:07,400
‫بدم نمیاد عکس‌ها رو به کسی ببازم که...

123
00:07:07,483 --> 00:07:09,527
‫ولی دوست دارم پول بگیرم. چهار صفحه.

124
00:07:09,610 --> 00:07:10,778
‫آره. باید پول خیلی خوبی بشه.

125
00:07:10,861 --> 00:07:12,320
‫می‌تونه پول زیادی باشه.

126
00:07:12,405 --> 00:07:14,322
‫آره خب، باید بدونه چقدره.

127
00:07:14,406 --> 00:07:15,658
‫آره، منم فکر می‌کردم به عنوان یه سردبیر

128
00:07:15,741 --> 00:07:17,575
‫باید بدونه چقدره، مخصوصاً که فرستادنش

129
00:07:17,659 --> 00:07:19,411
‫دنبال عکس‌ها.

130
00:07:19,494 --> 00:07:20,578
‫دارم واقعاً خیلی تلاش می‌کنم

131
00:07:20,662 --> 00:07:22,830
‫که حداقل تا حدی یه بیزینس‌من باشم.

132
00:07:22,914 --> 00:07:24,123
‫به نظرم حق کاملته که بدونی

133
00:07:24,207 --> 00:07:25,708
‫قبل از اینکه عکس‌ها رو بهش بدی.

134
00:07:25,792 --> 00:07:26,751
‫آره.

135
00:07:26,834 --> 00:07:29,086
‫من قبلاً کاملاً برعکس بودم.

136
00:07:29,170 --> 00:07:30,379
‫عکس‌ها رو بهشون می‌دادم

137
00:07:30,462 --> 00:07:32,173
‫و اونا با عکس‌ها می‌رفتن
‫و من هیچی نمی‌گفتم

138
00:07:32,256 --> 00:07:33,382
‫در مورد پول.

139
00:07:33,465 --> 00:07:34,508
‫و امیدوار بودم

140
00:07:34,591 --> 00:07:36,885
‫که یه چک بگیرم یا... ولی ازش پرسیدم

141
00:07:36,968 --> 00:07:37,719
‫و اون نمی‌دونست.

142
00:07:37,803 --> 00:07:39,305
‫و گفت که برمی‌گرده

143
00:07:39,388 --> 00:07:41,306
‫هفتم ژانویه و بهم زنگ می‌زنه.

144
00:07:41,390 --> 00:07:42,683
‫کجا می‌رفت؟

145
00:07:42,766 --> 00:07:44,267
‫برمی‌گشت فرانسه.

146
00:07:45,185 --> 00:07:46,978
‫با هواپیمای سوزان؟

147
00:07:47,062 --> 00:07:48,021
‫نمی‌دونم.

148
00:07:48,104 --> 00:07:49,397
‫آره، همون هواپیما.

149
00:07:52,192 --> 00:07:55,277
‫خلاصه اون عکس‌ها رو
‫برداشت و من گفتم «باشه»

150
00:07:55,360 --> 00:07:56,946
‫اونم همینطور.

151
00:07:57,029 --> 00:08:00,449
‫بعد گفتم: «بذار اسمت رو بنویسم.»

152
00:08:01,283 --> 00:08:04,453
‫و اسم رو اینطوری گرفتم: دی-ای ام بزرگ.

153
00:08:04,536 --> 00:08:07,038
‫و اون گفت: «نه، ام بزرگ نه.»

154
00:08:07,121 --> 00:08:08,957
‫بعد من عکس‌ها رو گذاشتم تو یه پاکت

155
00:08:09,040 --> 00:08:10,584
‫و اون خداحافظی کرد، منم خداحافظی کردم

156
00:08:10,667 --> 00:08:11,543
‫و بعدش رفت.

157
00:08:11,626 --> 00:08:13,753
‫و دیگه هیچ خبری ازش نشد.

158
00:08:13,837 --> 00:08:15,671
‫تقریباً حس می‌کنم کمتر
‫از اون زمانی اونجا بود

159
00:08:15,754 --> 00:08:17,340
‫که طول کشید من این داستان رو تعریف کنم.

160
00:08:19,258 --> 00:08:21,844
‫خلاصه دارم قهوه‌ام رو می‌خورم
‫و تصمیم گرفتم حساب کنم

161
00:08:21,927 --> 00:08:26,014
‫چقدر پول طلب دارم، چون
‫داره حسابش از دستم در میره.

162
00:08:26,098 --> 00:08:29,726
‫پس همه پول‌های قطعی رو
‫که می‌دونم می‌گیرم جمع زدم.

163
00:08:29,809 --> 00:08:33,980
‫۳۰۰ تا برای این کار رستوران،
‫ولی ظاهراً ۴۵۰ تا می‌گیرم.

164
00:08:34,772 --> 00:08:37,900
‫پس تو یه ستون نوشتم قطعیِ قطعی ۳۰۰

165
00:08:37,984 --> 00:08:40,737
‫و تو اون یکی نوشتم ۴۵۰ دلار.

166
00:08:40,820 --> 00:08:41,738
‫امیدوارانه.

167
00:08:41,821 --> 00:08:43,990
‫خیلی هم محتمله.

168
00:08:44,073 --> 00:08:47,826
‫و جمعش شد، قطعیِ قطعی شد ۸۲۵ دلار.

169
00:08:47,909 --> 00:08:49,828
‫و این بدون احتساب اون مطلب ویلج وویسه

170
00:08:49,911 --> 00:08:51,622
‫ولی اون هنوز ممکنه اتفاق بیفته.

171
00:08:51,705 --> 00:08:53,373
‫- منظورم اینه که موعدش هفته بعده.
‫- خب پس اون قطعیه.

172
00:08:53,456 --> 00:08:55,166
‫آره.

173
00:08:55,250 --> 00:08:56,626
‫یعنی یه هفته دیگه از امروز.

174
00:08:56,709 --> 00:08:57,710
‫آره، شماره بعدی.

175
00:08:57,793 --> 00:08:59,295
‫چقدر از نوار تا الان رفته؟

176
00:08:59,379 --> 00:09:00,963
‫اوه، یک سومش.

177
00:09:01,714 --> 00:09:05,175
‫نمی‌دونم با جزئیات بیشتر بگم یا کمتر.

178
00:09:05,259 --> 00:09:06,301
‫همینجوری خوبه.

179
00:09:07,302 --> 00:09:08,262
‫باشه.

180
00:09:08,345 --> 00:09:09,304
‫خب خسته‌کننده‌ست یا؟

181
00:09:09,388 --> 00:09:11,306
‫نه، برای من خسته‌کننده نیست.

182
00:09:11,390 --> 00:09:13,058
‫بعد باب مونی زنگ می‌زنه.

183
00:09:14,184 --> 00:09:15,060
‫کارش نمایه‌سازیه.

184
00:09:16,478 --> 00:09:18,980
‫ولی پیانیسته. هارپسیکورد می‌زنه.

185
00:09:19,063 --> 00:09:19,939
‫واقعاً خیلی خوبه.

186
00:09:20,023 --> 00:09:22,358
‫روزی شیش ساعت تمرین می‌کنه.

187
00:09:22,441 --> 00:09:23,735
‫می‌پرسه لیلی رو می‌شناسم یا نه.

188
00:09:23,818 --> 00:09:25,069
‫کی رو؟

189
00:09:25,153 --> 00:09:26,946
‫لیلی، که قبلاً کلایدین مالک بود.

190
00:09:27,030 --> 00:09:27,863
‫آهان، درسته.

191
00:09:29,198 --> 00:09:30,991
‫پاول اسم لیلی رو براش گذاشت.

192
00:09:31,074 --> 00:09:32,451
‫- پاول این کارو کرد؟
‫- هوم.

193
00:09:32,535 --> 00:09:33,744
‫نمی‌دونستم کار پاول بوده.

194
00:09:33,827 --> 00:09:35,663
‫فکر می‌کردم کار یه استاد بزرگ بوده.

195
00:09:35,746 --> 00:09:37,748
‫اوه نه، این کار هیچ استاد بزرگی نبود.

196
00:09:38,623 --> 00:09:42,585
‫من برای یه آخر هفته مردان
‫همجنسگرا رفتم اونجا

197
00:09:42,669 --> 00:09:44,337
‫و واقعاً، یه جور مذهب مدرن آی‌بی‌امیه.

198
00:09:44,421 --> 00:09:46,381
‫تبلیغی که تو وویس گذاشته
‫بودن رو دیدی با اون همه بدن

199
00:09:46,464 --> 00:09:47,507
‫که روی هم تلنبار شده بودن؟

200
00:09:47,590 --> 00:09:48,758
‫همه‌ش به این سبک دیزاین
‫ریسرچ انجام شده بود.

201
00:09:50,092 --> 00:09:52,511
‫واقعاً خیلی شیکه با این
‫فرش‌های قهوه‌ای خوشگل

202
00:09:52,594 --> 00:09:56,432
‫نه، فرش‌های سبز و دیوارهای قهوه‌ای

203
00:09:56,515 --> 00:09:59,643
‫و... این صندلی‌های بین بگ عالی

204
00:09:59,726 --> 00:10:01,353
‫و مبلمان دیزاین ریسرچ

205
00:10:01,437 --> 00:10:05,398
‫و میزهای قشنگ، و واقعاً خیلی اعیونیه.

206
00:10:06,274 --> 00:10:08,109
‫یعنی، اصلاً و ابداً فقیرانه نیست.

207
00:10:08,193 --> 00:10:08,651
‫- چیپه.
‫- چی؟

208
00:10:08,734 --> 00:10:10,361
‫چیپ.

209
00:10:10,445 --> 00:10:12,155
‫در سطح خاصی شاید چیپ باشه.

210
00:10:12,238 --> 00:10:13,781
‫ولی پولدارن.

211
00:10:13,864 --> 00:10:15,533
‫از این نظر که پول دارن.

212
00:10:16,451 --> 00:10:18,160
‫کار ما با پوله.

213
00:10:18,243 --> 00:10:19,244
‫ما مدرنیم.

214
00:10:21,246 --> 00:10:27,211
‫خلاصه، می‌خواد بدونه شماره
‫تلفن لیلی رو دارم یا نه.

215
00:10:27,294 --> 00:10:29,421
‫چون لیلی داره می‌ره رم تا پاول رو ببینه.

216
00:10:29,504 --> 00:10:31,130
‫و می‌خواسته بره خونه پاول.

217
00:10:32,173 --> 00:10:33,382
‫باب مونی همسایه پاوله.

218
00:10:33,466 --> 00:10:34,133
‫تو نیویورک؟

219
00:10:34,217 --> 00:10:36,260
‫آره، آپارتمانش تو نیویورک.

220
00:10:36,344 --> 00:10:38,096
‫آلن لوید اون طرف راهرو زندگی می‌کنه

221
00:10:38,179 --> 00:10:39,347
‫روبروی آپارتمان باب مونی.

222
00:10:39,430 --> 00:10:40,764
‫آره، می‌دونستم آلن اونجاست.

223
00:10:40,848 --> 00:10:43,058
‫کلیدهای آپارتمان پاول دست آلن لویده.

224
00:10:43,141 --> 00:10:44,226
‫نمی‌دونم آلن کجا بود.

225
00:10:44,309 --> 00:10:47,896
‫باب مونی فکر می‌کرد
‫آلن خونه عمه‌اش فیبی‌ئه.

226
00:10:47,980 --> 00:10:50,023
‫- این اسم رو قبلاً شنیدم.
‫- فیبی لوید.

227
00:10:50,107 --> 00:10:51,649
‫آره، اون قضیه عجیبش رو بهت گفتم، نگفتم؟

228
00:10:51,733 --> 00:10:53,610
‫که لیندا لوید، اگه دختردار می‌شد،

229
00:10:53,693 --> 00:10:56,195
‫می‌خواست اسمش رو بذاره فیبی لوید.

230
00:10:56,279 --> 00:10:57,489
‫خلاصه.

231
00:10:59,491 --> 00:11:04,203
‫شماره خونه و شماره تلفن
‫آریکاش رو بهش دادم.

232
00:11:04,745 --> 00:11:08,957
‫و چطوری، می‌بینمت، خداحافظ.

233
00:11:11,543 --> 00:11:13,879
‫تو این لحظه، نقشه‌ام این
‫بود که برگردم بخوابم.

234
00:11:14,755 --> 00:11:15,922
‫حدوداً ساعت چنده؟

235
00:11:16,006 --> 00:11:17,924
‫حدود ۱۰:۱۵.

236
00:11:18,008 --> 00:11:20,135
‫می‌خواستم از شر اون دختره خلاص شم.

237
00:11:20,218 --> 00:11:22,095
‫و تا ۱۱:۳۰ برگردم بخوابم.

238
00:11:26,056 --> 00:11:27,725
‫بعد اد بینارد زنگ زد.

239
00:11:27,808 --> 00:11:29,101
‫برگشتی بخوابی؟

240
00:11:29,184 --> 00:11:30,770
‫نه، همین الان می‌خواستم بخوابم.

241
00:11:31,854 --> 00:11:33,939
‫ساعت ۱۰:۱۵ بود که اد بینارد زنگ زد.

242
00:11:34,023 --> 00:11:35,774
‫و می‌گه: «سرِت شلوغه؟»

243
00:11:36,483 --> 00:11:37,692
‫می‌گم: «آره.»

244
00:11:38,568 --> 00:11:40,111
‫و می‌گه: «بعداً بهم زنگ بزن.»

245
00:11:41,154 --> 00:11:43,406
‫و می‌گم: «نه، یه دقیقه وقت دارم.»

246
00:11:44,323 --> 00:11:45,491
‫و می‌گه: «بعداً بهم زنگ بزن.»

247
00:11:45,574 --> 00:11:47,201
‫و می‌گم: «الان بهترین وقته.»

248
00:11:47,285 --> 00:11:48,411
‫و می‌گه: «حرف هم رو نمی‌فهمیم

249
00:11:48,494 --> 00:11:49,495
‫انگار.»

250
00:11:49,578 --> 00:11:51,414
‫و می‌گم: «نه، سرم شلوغه، اد.

251
00:11:51,497 --> 00:11:53,416
‫ولی بعداً خیلی شلوغ‌تر می‌شم.»

252
00:11:53,499 --> 00:11:55,042
‫و می‌گه: «داری تو تاریک‌خونه کار می‌کنی؟»

253
00:11:55,125 --> 00:11:56,001
‫و می‌گم: «آره.»

254
00:11:56,084 --> 00:11:57,127
‫آه، آه، آه،

255
00:11:57,210 --> 00:11:59,754
‫حالا فهمیدم هر وقت زنگ می‌زنم و تو می‌گی

256
00:11:59,838 --> 00:12:02,340
‫نه، واقعاً تحمل حرف
‫زدن با اد بینارد رو ندارم.

257
00:12:02,965 --> 00:12:05,134
‫نمی‌تونم تلفن رو قطع کنم، هیچ‌کس نمی‌تونه.

258
00:12:05,218 --> 00:12:07,762
‫نمی‌ذاره قطع کنی، استاد این کاره.

259
00:12:08,471 --> 00:12:11,432
‫تازه گوش هم نمی‌ده. کلاً دیوونه‌ست.

260
00:12:12,892 --> 00:12:15,186
‫اگه اینا یه روزی چاپ بشه، امیدوارم چاپ بشه

261
00:12:15,269 --> 00:12:16,020
‫با اسم خودش.

262
00:12:16,103 --> 00:12:17,813
‫منظورت چیه اگه؟ وقتی.

263
00:12:18,647 --> 00:12:19,731
‫منظورم این قسمتشه.

264
00:12:19,815 --> 00:12:21,525
‫واقعاً می‌خوام از اسم‌های
‫واقعی استفاده کنی.

265
00:12:24,319 --> 00:12:27,447
‫و گفت: «خلاصه، خب، سه تا موضوع.»

266
00:12:27,530 --> 00:12:28,907
‫همیشه یه لیست داره؟

267
00:12:28,990 --> 00:12:31,117
‫نه، فکر کنم خلاصه‌اش کرده.

268
00:12:31,201 --> 00:12:33,035
‫«فرد مک‌دارا داره

269
00:12:33,118 --> 00:12:35,663
‫گالری رو نقد می‌کنه و من
‫نمایشگاه تو رو نقد نمی‌کنم.»

270
00:12:35,746 --> 00:12:37,957
‫منظورت اینه که اگه فِرد به
‫جاش این کار رو می‌کرد؟

271
00:12:38,833 --> 00:12:39,625
‫آره.

272
00:12:40,542 --> 00:12:42,336
‫و من گفتم: «آهان.»

273
00:12:42,419 --> 00:12:45,214
‫و گفت: «فکر کنم بیشتر داره
‫خود گالری رو نقد می‌کنه.»

274
00:12:45,297 --> 00:12:48,258
‫و من گفتم: «چه بد، چون اد بینارد قرار بود

275
00:12:48,342 --> 00:12:50,844
‫نمایشگاه رو نقد کنه و اسمی
‫از کریستوفر ماکوس نبره»

276
00:12:50,927 --> 00:12:52,428
‫که به نظرم عالی بود.

277
00:12:52,512 --> 00:12:54,806
‫ولی فکر کنم نمایشگاه خودشه دیگه.

278
00:12:56,140 --> 00:12:58,309
‫بهت گفتم که برای ژانویه یه
‫نمایشگاه دیگه بهم پیشنهاد دادن؟

279
00:12:59,185 --> 00:13:00,978
‫بهم زنگ زد و گفت: «می‌تونی
‫یه نمایشگاه جور کنی؟»

280
00:13:01,061 --> 00:13:02,896
‫- و من گفتم: «نه.»
‫- نه بابا، جدی؟

281
00:13:02,980 --> 00:13:05,023
‫نمی‌خوام هر آشغالی رو رو کنم.

282
00:13:05,107 --> 00:13:08,610
‫خب، تو باید تصمیم بگیری، باید
‫یه نگاهی به دور و برت بندازی.

283
00:13:08,694 --> 00:13:10,612
‫منظورم اینه که، از نظر یه گالری،

284
00:13:12,114 --> 00:13:15,450
‫اگه نمایشگاهی داشته باشم، می‌خوام مثل،

285
00:13:17,243 --> 00:13:18,703
‫مثل اون مجموعه عکس‌ها باشه.

286
00:13:19,871 --> 00:13:21,538
‫که به نظرم خیلی منسجم بود.

287
00:13:23,624 --> 00:13:25,126
‫هر کاری که بکنم، فکر می‌کنم اون بهتر

288
00:13:25,209 --> 00:13:26,085
‫از کارهایی که الان می‌کنم، بود.

289
00:13:26,168 --> 00:13:27,253
‫یه دونه عکس بد هم توش نبود.

290
00:13:27,336 --> 00:13:28,129
‫درسته.

291
00:13:28,212 --> 00:13:28,962
‫کاملاً معتبر.

292
00:13:29,045 --> 00:13:30,130
‫شدیداً.

293
00:13:30,214 --> 00:13:33,258
‫خلاصه عصبانی بودم، ولی گفتم: «خب، باشه.»

294
00:13:33,341 --> 00:13:34,635
‫باحاله.

295
00:13:34,718 --> 00:13:36,052
‫دیگه چی می‌تونستم بگم؟

296
00:13:37,637 --> 00:13:40,015
‫گفت: «دوم اینکه من از وویس استعفا دادم.»

297
00:13:40,098 --> 00:13:40,848
‫چرا؟

298
00:13:41,807 --> 00:13:45,019
‫چون اد یه مقاله درباره
‫لیلو و عکاسیش نوشته بود،

299
00:13:46,020 --> 00:13:48,230
‫ولی اونا نمی‌خواستن اد از
‫اسم خودش استفاده کنه،

300
00:13:48,313 --> 00:13:49,982
‫بلکه با اسم الی اندرسون منتشر بشه

301
00:13:50,065 --> 00:13:52,192
‫به عنوان ویراستار صفحه
‫وسط، چون اون گفته بود

302
00:13:52,276 --> 00:13:53,693
‫داره زیادی فامیلی می‌شه.

303
00:13:53,777 --> 00:13:55,612
‫و اونم گفت: «فامیلی، چاییدی.»

304
00:13:55,695 --> 00:13:56,655
‫واقعاً خوبه.

305
00:13:56,738 --> 00:13:57,864
‫نمی‌دونم چرا، ولی واقعاً
‫فکر نمی‌کردم مهم باشه.

306
00:13:57,947 --> 00:13:59,783
‫یعنی خب چی می‌شه اگه اسمت روش نباشه؟

307
00:14:01,576 --> 00:14:04,328
‫سومین مورد تو لیست روز کریسمس بود.

308
00:14:04,412 --> 00:14:06,705
‫گفت: «چیکار می‌کنی؟»
‫گفتم: «هنوز نمی‌دونم.»

309
00:14:09,167 --> 00:14:12,085
‫و گفت: «خب، ما اینجا یه دورهمی داریم،

310
00:14:12,169 --> 00:14:14,338
‫و فقط مردم عادی هستن.

311
00:14:14,422 --> 00:14:15,172
‫و من گفتم، «اوه.»

312
00:14:15,255 --> 00:14:17,174
‫بدون غاز، بدون اردک.

313
00:14:17,257 --> 00:14:21,094
‫گفت: «خب، بیل الیوت، لیلو.»

314
00:14:21,178 --> 00:14:22,554
‫آره، همون دار و دسته‌ی همیشگی.

315
00:14:22,637 --> 00:14:24,431
‫فکر کنم منظورش آدمای واقعی بود.

316
00:14:24,514 --> 00:14:25,723
‫همینطوریه دیگه.

317
00:14:27,475 --> 00:14:28,768
‫و من گفتم: «خب، من باید برگردم

318
00:14:28,851 --> 00:14:30,144
‫به تاریک‌خونه.»

319
00:14:31,854 --> 00:14:36,400
‫و... و با لباس برمی‌گردم تو رختخواب.

320
00:14:37,943 --> 00:14:39,528
‫تخت رو قبلاً مرتب کرده بودم

321
00:14:40,237 --> 00:14:41,905
‫برای ژاکلین دو مورنی که مرتب باشه.

322
00:14:41,988 --> 00:14:43,532
‫می‌خواستم آدم مرتبی به نظر برسم.

323
00:14:45,033 --> 00:14:45,909
‫واسه همین فقط خزیدم

324
00:14:45,992 --> 00:14:47,786
‫زیر پتو با همون لباسا.

325
00:14:47,869 --> 00:14:49,704
‫تو چقدر راحت خوابت می‌بره.

326
00:14:51,164 --> 00:14:52,248
‫خب، خسته بودم، آره.

327
00:14:52,332 --> 00:14:53,499
‫معلومه.

328
00:14:55,167 --> 00:14:59,296
‫ساعت رو برای ۱۱:۳۰ کوک
‫کردم و همون موقع خوابم برد.

329
00:15:00,005 --> 00:15:01,340
‫چه زندگی‌ای.

330
00:15:03,717 --> 00:15:08,347
‫تا ۱۱:۴۵ تو رختخواب
‫می‌مونم و بعد لباسامو می‌پوشم.

331
00:15:08,430 --> 00:15:10,014
‫فکر کردم درشون نیاورده بودی.

332
00:15:11,558 --> 00:15:12,976
‫اوه.

333
00:15:13,059 --> 00:15:15,019
‫فکر کنم در نیاوردم. همینطوری دروغ گفتم.

334
00:15:16,145 --> 00:15:17,105
‫خب، تو... تو حتماً یه چیزی رو درآوردی.

335
00:15:17,188 --> 00:15:18,314
‫شاید کفشاتو.

336
00:15:18,397 --> 00:15:20,316
‫فکر کنم کفشامو دوباره پام
‫کردم. یه همچین چیزی.

337
00:15:21,192 --> 00:15:24,111
‫به هر حال، میرم یه فنجون
‫قهوه‌ی دیگه درست می‌کنم

338
00:15:24,194 --> 00:15:27,698
‫و دو تا نون تُست با ژله‌ی تمشک.

339
00:15:27,781 --> 00:15:31,409
‫و حالا می‌خوام دقیقاً سر ظهر
‫به آلن گینزبرگ زنگ بزنم.

340
00:15:32,452 --> 00:15:34,704
‫چون مدیتیشن می‌کنه.

341
00:15:34,787 --> 00:15:35,705
‫و بهم گفته بودن بهش زنگ بزنم

342
00:15:35,788 --> 00:15:38,040
‫یا بعد از ساعت ۱۱ شب یا ساعت ۱۲.

343
00:15:38,124 --> 00:15:40,543
‫پس دقیقاً ساعت ۱۲ شد و بهش زنگ زدم.

344
00:15:40,627 --> 00:15:41,836
‫بوق اشغال می‌زد.

345
00:15:42,879 --> 00:15:44,213
‫واسه همین ژاکت قرمزم رو پوشیدم،

346
00:15:44,296 --> 00:15:47,049
‫و رفتم پایین سیگار بخرم.

347
00:15:47,133 --> 00:15:51,177
‫و یه اسکناس ۱۰ دلاری رو خرد
‫می‌کنم، و یه پنی هم بهش می‌دم،

348
00:15:51,262 --> 00:15:53,680
‫چون سیگار می‌شه ۵۶ سنت.

349
00:15:53,764 --> 00:15:54,848
‫خدایا، واقعاً؟

350
00:15:54,931 --> 00:15:57,600
‫برمی‌گردم بالا و به
‫آلن گینزبرگ زنگ می‌زنم،

351
00:15:57,684 --> 00:15:58,852
‫و هنوز اشغاله.

352
00:16:00,020 --> 00:16:02,522
‫بعد حدود ساعت ۱۲:۲۰،

353
00:16:02,605 --> 00:16:07,151
‫بالاخره خط آزاد می‌شه و
‫یه صدای مردونه جواب می‌ده.

354
00:16:07,234 --> 00:16:10,445
‫و من می‌گم: «آلن گینزبرگ اونجاست؟»

355
00:16:10,529 --> 00:16:15,825
‫و اون می‌گه: «شما؟» و من
‫می‌گم: «پیتر هوژار هستم.»

356
00:16:16,451 --> 00:16:17,869
‫و قرار بود از آلن گینزبرگ

357
00:16:17,952 --> 00:16:20,580
‫ برای مجله تایمز عکس بگیرم.»

358
00:16:20,664 --> 00:16:22,832
‫و اون صدای مردونه می‌گه: «پیتر هوژار

359
00:16:22,916 --> 00:16:24,375
‫از مجله تایمزه، آلن.»

360
00:16:25,334 --> 00:16:28,129
‫و آلن میاد پای تلفن و می‌گه: «سلام.»

361
00:16:28,212 --> 00:16:31,174
‫و من می‌گم: «سلام.» و اون می‌گه: «شما؟»

362
00:16:32,925 --> 00:16:35,052
‫و من می‌گم: «پیتر هوژار
‫هستم.» و اون قسمتش رو نمی‌گم

363
00:16:35,135 --> 00:16:37,304
‫که از طرف مجله تایمزم،
‫چون خودش دیگه می‌دونه.

364
00:16:37,387 --> 00:16:39,973
‫و می‌گم: «قرار بود ازتون عکاسی کنم.»

365
00:16:40,057 --> 00:16:42,184
‫و اون می‌گه: «باشه.»

366
00:16:43,060 --> 00:16:45,937
‫و من می‌گم: «امروز چطوره؟»

367
00:16:46,020 --> 00:16:48,315
‫و اون می‌گه: «خوبه. امروز.»

368
00:16:49,315 --> 00:16:50,357
‫و من می‌گم: «کِی؟»

369
00:16:50,442 --> 00:16:51,984
‫و اون می‌گه: «امروز بعد از ظهر.»

370
00:16:52,068 --> 00:16:53,319
‫و من می‌گم: «یه ساعت دیگه چطوره؟»

371
00:16:53,402 --> 00:16:55,112
‫و اون می‌گه: «باشه.

372
00:16:55,196 --> 00:16:56,572
‫یا حتی ۴۵ دقیقه دیگه.

373
00:16:56,655 --> 00:16:58,365
‫من فقط می‌خوام یه چیزی بخورم.»

374
00:16:58,449 --> 00:17:00,742
‫و من یه چیزی در مورد پرتره گفتم.

375
00:17:00,826 --> 00:17:06,414
‫و اون ادامه می‌ده که،
‫این کار خودشونه، پرتره،

376
00:17:08,374 --> 00:17:12,045
‫نگفت از مد افتاده، ولی یه کلمه‌ای به
‫کار برد که باعث شد اینطور به نظر بیاد

377
00:17:12,128 --> 00:17:15,005
‫که انگار واقعاً، این آدما هنوز دارن

378
00:17:15,089 --> 00:17:17,592
‫توی روزنامه پرتره کار می‌کنن.

379
00:17:17,675 --> 00:17:20,385
‫لحنش در کل خیلی ناخوشایند بود.

380
00:17:20,469 --> 00:17:22,429
‫و من گفتم: «خب،» و اون گفت: «خب،

381
00:17:22,512 --> 00:17:25,349
‫بهتره به مجله تایمز زنگ بزنی و
‫بگی نمی‌تونیم این کارو بکنیم.»

382
00:17:26,141 --> 00:17:30,937
‫و من گفتم: «خب، بیا نگرانش نباشیم.

383
00:17:31,020 --> 00:17:33,106
‫بیا فقط کاری که می‌تونیم رو انجام بدیم.

384
00:17:33,189 --> 00:17:36,442
‫و لازم نیست کاری که نمی‌خوای رو انجام بدی.

385
00:17:36,525 --> 00:17:38,236
‫تا وقتی تو توی عکس
‫باشی، ما انجامش می‌دیم.»

386
00:17:38,319 --> 00:17:41,614
‫و اون گفت: «نه. بهتره به
‫مجله تایمز زنگ بزنی.»

387
00:17:41,697 --> 00:17:42,615
‫و فکر کنم خیلی جدی شدم.

388
00:17:42,698 --> 00:17:45,618
‫گفتم: «ببین، خیلی عجیبه.»

389
00:17:45,701 --> 00:17:48,328
‫«نگران چی هستی؟» گفتم: «نگرانش نباش.»

390
00:17:49,079 --> 00:17:50,455
‫«همونطوری که تو می‌خوای انجامش می‌دیم.»

391
00:17:50,538 --> 00:17:51,748
‫«مشکلی نیست.»

392
00:17:51,832 --> 00:17:53,583
‫و اون می‌گه: «فقط می‌خوام
‫موضوع رو روشن کنم.»

393
00:17:53,666 --> 00:17:55,168
‫و من گفتم: «ببین، واقعاً مهم نیست.

394
00:17:55,252 --> 00:17:57,879
‫اونا فقط یه عکس می‌خوان.
‫دستوری در کار نیست.

395
00:17:57,962 --> 00:17:59,255
‫که حتماً باید پرتره بگیری.»

396
00:17:59,339 --> 00:18:01,423
‫پس گفتم: «باشه، یه ساعت دیگه می‌بینمت.»

397
00:18:01,508 --> 00:18:03,760
‫هنوزم تو «لوئر ایست ساید» زندگی می‌کنه؟
‫(یکی از محله‌های شهر نیویورک)

398
00:18:03,843 --> 00:18:06,428
‫آره، و آدرس رو بهم می‌ده،

399
00:18:06,512 --> 00:18:10,224
‫که می‌شد خیابون دهم بین C و D.

400
00:18:10,307 --> 00:18:11,642
‫و می‌گه، می‌دونی کجاست؟

401
00:18:11,725 --> 00:18:13,143
‫و من می‌گم: «آره، می‌دونم کجاست.

402
00:18:13,226 --> 00:18:14,853
‫منم همین پایین زندگی می‌کنم.»
‫و اون می‌گه: «جدی، کجا؟»

403
00:18:14,936 --> 00:18:17,648
‫و من می‌گم: «خیابون دوم و خیابون دوازدهم»

404
00:18:17,731 --> 00:18:19,649
‫که یهو دیگه خیلی خفن به نظر نمیاد.

405
00:18:19,732 --> 00:18:21,067
‫حس «آپر ایست ساید» رو می‌ده.

406
00:18:21,151 --> 00:18:22,693
‫یارو اون بالا تو یه محله‌ی
‫شیک و پیک زندگی می‌کنه.

407
00:18:23,986 --> 00:18:25,988
‫خلاصه وسایل دوربینم رو جمع و جور می‌کنم،

408
00:18:26,071 --> 00:18:27,448
‫و باید تصمیم بگیرم چه کتی بپوشم

409
00:18:27,532 --> 00:18:28,824
‫برای رفتن به «لوئر ایست ساید».

410
00:18:30,242 --> 00:18:31,285
‫و یه جورایی،

411
00:18:31,368 --> 00:18:34,663
‫فکر کنم اون پالتوی بلندم
‫رو بپوشم، هرچی که هست.

412
00:18:36,081 --> 00:18:38,167
‫و با همون راه میفتم، ولی
‫بعدش تصمیم می‌گیرم،

413
00:18:38,250 --> 00:18:39,543
‫«نه، این اشتباهه.»

414
00:18:39,626 --> 00:18:41,711
‫و دقیقاً نمی‌دونم معیارش چیه،

415
00:18:41,795 --> 00:18:42,962
‫ولی حس کردم اون پالتو مناسب نیست

416
00:18:43,046 --> 00:18:45,423
‫برای پوشیدن تو لوئر ایست
‫ساید برای دیدن آلن گینزبرگ.

417
00:18:46,424 --> 00:18:48,092
‫یه لحظه هم به ذهنم رسید که یه جورایی

418
00:18:48,176 --> 00:18:51,179
‫حس و حال شاعرای بوهمی رو
‫داره، و من خیلی شیک‌تر میشم

419
00:18:51,262 --> 00:18:52,221
‫با کاپشن اسکی قرمزم.

420
00:18:52,305 --> 00:18:53,806
‫اوه، انتخاب خوبیه، آره.

421
00:18:53,889 --> 00:18:56,058
‫فقط فکر می‌کنم بیشتر به
‫لوئر ایست ساید می‌خوره.

422
00:18:57,476 --> 00:18:59,812
‫اوه، قبل از اینکه برم،
‫به گلدون‌ها آب می‌دم.

423
00:19:02,981 --> 00:19:03,982
‫و در این لحظه،

424
00:19:04,066 --> 00:19:05,525
‫دقیقاً مطمئن نیستم چه ساعتی بهم زنگ زد.

425
00:19:05,608 --> 00:19:07,194
‫کی زنگ زد؟

426
00:19:07,277 --> 00:19:08,445
‫آلن گینزبرگ.

427
00:19:08,528 --> 00:19:10,488
‫ولی من با آلن گینزبرگ حرف زدم.

428
00:19:10,572 --> 00:19:14,283
‫پس اون یک ساعتی که داشتم
‫آماده می‌شدم، دقیقاً یادم نمیاد

429
00:19:14,366 --> 00:19:15,910
‫کی بود.

430
00:19:15,993 --> 00:19:18,620
‫ولی به هر حال، قبل از
‫رفتن به گلدون‌ها آب دادم.

431
00:19:18,704 --> 00:19:20,247
‫آب‌پاش داری؟

432
00:19:21,373 --> 00:19:22,499
‫نه.

433
00:19:22,583 --> 00:19:25,293
‫قوری قهوه، که توی وان پرش می‌کنم،

434
00:19:25,376 --> 00:19:27,087
‫چون فشار آب خیلی بیشتره.

435
00:19:35,470 --> 00:19:37,054
‫بعدش پیاده رفتم سمت خونه‌ی آلن گینزبرگ،

436
00:19:38,556 --> 00:19:41,308
‫از خیابون دوم پایین رفتم و
‫مستقیم از خیابون دهم رد شدم،

437
00:19:41,391 --> 00:19:43,393
‫از کنار خونه‌ی فرد و سیمونا
‫توتن و اون آدمای دیگه،

438
00:19:43,477 --> 00:19:44,686
‫اون نویسنده منتقده؟

439
00:19:44,769 --> 00:19:46,355
‫- جان گروئن؟
‫- آره.

440
00:19:47,189 --> 00:19:48,648
‫ولی خونه‌ی گینزبرگ حدود دو تا بلوک دیگه‌ست

441
00:19:48,732 --> 00:19:51,360
‫پایین‌تر، جایی که واقعاً
‫ظاهر دلگیری پیدا می‌کنه.

442
00:19:51,443 --> 00:19:53,737
‫و این مرده که پورتوریکویی
‫بود، رنگ زرد داشت

443
00:19:53,820 --> 00:19:56,530
‫روی همه دستاش، خیلی غلیظ

444
00:19:56,614 --> 00:19:58,199
‫و روی دماغش مالیده شده بود

445
00:19:58,282 --> 00:20:01,160
‫انگار به خودش اسپری رنگ کروم زده باشه،

446
00:20:01,244 --> 00:20:02,245
‫نارنجی، زرد.

447
00:20:02,328 --> 00:20:03,371
‫و پیراهنش

448
00:20:03,454 --> 00:20:06,749
‫و دستاش همه‌ش... و روی صورتش

449
00:20:06,832 --> 00:20:09,417
‫خیلی کمرنگ‌تر بود، یه کم پخش شده بود.

450
00:20:09,501 --> 00:20:11,795
‫واسه همین مثل یه درخشش روی صورتش بود.

451
00:20:11,879 --> 00:20:13,796
‫ولی بعد دماغش رو پاک
‫کرد و یه رگه از رنگ موند.

452
00:20:13,880 --> 00:20:15,465
‫همینجوری تو خیابون وایساده بود؟

453
00:20:15,548 --> 00:20:17,342
‫اوم، از ساختمون اومد بیرون

454
00:20:17,425 --> 00:20:19,761
‫و یه جوری بهم نگاه کرد
‫که انگار حالش بهم خورده.

455
00:20:19,844 --> 00:20:22,930
‫و با خودم گفتم: «اوه،
‫می‌تونه بفهمه، یه غریبه‌ام.»

456
00:20:23,014 --> 00:20:25,266
‫اون پایین تقریباً حس
‫می‌کردم زیادی شیک و پیک‌ام.

457
00:20:25,349 --> 00:20:26,934
‫اون محله اون تو خیلی منو می‌ترسونه.

458
00:20:27,018 --> 00:20:29,436
‫خیلی ترسناکه، خیلی درب و داغون و دلگیره.

459
00:20:29,520 --> 00:20:31,605
‫آره، مثل برانکسه که خاله‌ام
‫پائولین اونجا زندگی می‌کنه.

460
00:20:31,688 --> 00:20:34,566
‫ترس واقعی ندارم، ولی خیلی معذبم

461
00:20:34,650 --> 00:20:35,776
‫وقتی میرم اونجا.

462
00:20:39,612 --> 00:20:42,740
‫خلاصه، می‌رسم به خونه‌اش
‫و میرم آپارتمان ۴سی

463
00:20:42,823 --> 00:20:44,492
‫و سه بار به در می‌زنم.

464
00:20:44,575 --> 00:20:45,701
‫اون بهت گفته بود؟

465
00:20:45,785 --> 00:20:47,703
‫نه، همینجوری... همینجوری زدم.

466
00:20:48,621 --> 00:20:52,332
‫و اوم، پیتر اورلوفسکی در رو باز
‫می‌کنه در حالی که کلاه تام به سر داره،

467
00:20:52,416 --> 00:20:54,459
‫و موهاش هنوز تا پشت گردنش بلنده.

468
00:20:55,627 --> 00:20:59,131
‫و واقعاً انگار ۴۵ سالشه،

469
00:20:59,214 --> 00:21:01,090
‫شبیه یه پیرمرد لهستانی.

470
00:21:01,174 --> 00:21:02,384
‫و نمی‌دونم قبلاً هم داشت یا نه،

471
00:21:02,467 --> 00:21:03,427
‫ولی از اون خال‌ها می‌دونی

472
00:21:03,510 --> 00:21:05,303
‫که همرنگ پوستن و مو دارن.

473
00:21:05,386 --> 00:21:06,262
‫هوم.

474
00:21:06,345 --> 00:21:07,638
‫از اونایی که پیرها رو صورتشون دارن؟

475
00:21:07,722 --> 00:21:09,307
‫دو تاش رو روی گونه‌اش داره.

476
00:21:10,141 --> 00:21:13,977
‫و اوم، سنگین‌تر شده.

477
00:21:14,061 --> 00:21:15,813
‫نه اینکه واقعاً چاق باشه.

478
00:21:15,896 --> 00:21:16,605
‫انگار که...

479
00:21:16,689 --> 00:21:17,648
‫به نظر میاد داره پیرتر می‌شه.

480
00:21:17,731 --> 00:21:21,068
‫آره، ریشش خیلی سفید شده.

481
00:21:21,151 --> 00:21:22,986
‫و میگه: «آلن پای تلفنه.

482
00:21:23,070 --> 00:21:24,071
‫بشین.»

483
00:21:24,737 --> 00:21:27,615
‫و نمی‌دونم چه انتظاری از
‫آپارتمان آلن گینزبرگ داشتم،

484
00:21:27,699 --> 00:21:31,202
‫ولی واقعاً درب و داغون‌ترین
‫آپارتمان ارزون‌قیمت بود

485
00:21:32,036 --> 00:21:34,371
‫با وسایل ارزون‌قیمت،

486
00:21:34,455 --> 00:21:38,667
‫کفپوش مشمایی، چند تا وسیله‌ی هندی طور،

487
00:21:39,418 --> 00:21:43,672
‫یه تشک روی زمین، پوستر باب دیلن روی دیوار،

488
00:21:44,965 --> 00:21:46,925
‫رولینگ استونز.

489
00:21:47,008 --> 00:21:48,551
‫اوه، چند تا گیتار هم اون اطراف بود.

490
00:21:49,385 --> 00:21:52,138
‫و اوه، و یه دختری هم اونجا بود

491
00:21:52,222 --> 00:21:55,641
‫با لهجه‌ی خیلی نیویورکی، حدوداً ۲۲ ساله.

492
00:21:55,725 --> 00:21:57,393
‫همینجوری اونجا نشسته بود؟

493
00:21:58,311 --> 00:21:59,895
‫اوم، داشتن کارت‌های کریسمس
‫رو آدرس‌نویسی می‌کردن.

494
00:21:59,979 --> 00:22:01,021
‫اوه.

495
00:22:01,105 --> 00:22:02,022
‫و دوباره برگشتن سر
‫آدرس‌نویسی کارت‌های کریسمس.

496
00:22:02,106 --> 00:22:03,941
‫داشت کمکشون می‌کرد
‫کارت‌های اونا رو بنویسن؟

497
00:22:04,024 --> 00:22:04,900
‫هوم.

498
00:22:07,361 --> 00:22:08,362
‫آلن پای تلفن بود.

499
00:22:08,445 --> 00:22:10,155
‫داری چیزی رو فرض می‌کنی
‫که ما ازش خبر نداریم.

500
00:22:11,448 --> 00:22:14,534
‫اینکه باهاشون زندگی می‌کرد
‫یا نه رو نتونستم بفهمم.

501
00:22:14,618 --> 00:22:16,119
‫فکر کنم یه جورایی با هم در ارتباط بودن.

502
00:22:16,202 --> 00:22:18,537
‫این حس رو هم داشتم که آلن در واقع بیشتر

503
00:22:18,621 --> 00:22:21,124
‫خارج از شهر زندگی می‌کنه
‫و پیتر اونجا زندگی می‌کنه

504
00:22:21,207 --> 00:22:22,958
‫با این دختره.

505
00:22:23,041 --> 00:22:24,168
‫این حدس من بود.

506
00:22:25,043 --> 00:22:27,129
‫داره پای تلفن راجع به الزبرگ حرف می‌زنه.

507
00:22:27,212 --> 00:22:28,756
‫اوه، چی می‌گفت؟

508
00:22:28,839 --> 00:22:30,423
‫راستش یه جورایی خیلی برام جالب نبود.

509
00:22:30,507 --> 00:22:32,509
‫می‌تونستم گوش بدم، ولی به خودم زحمت ندادم.

510
00:22:33,551 --> 00:22:36,596
‫بعد تلفنش که تموم شد، گفت،

511
00:22:36,679 --> 00:22:38,723
‫«سلام، چای می‌خوای؟»

512
00:22:39,599 --> 00:22:41,434
‫بعدش گفت: «نه، بیا همین الان بریم»

513
00:22:41,518 --> 00:22:42,477
‫قبل از اینکه فرصتی داشته باشم.

514
00:22:42,560 --> 00:22:44,061
‫و من گفتم: «نه، ببین، یه
‫فنجون چای می‌خوای؟

515
00:22:44,145 --> 00:22:45,938
‫من که می‌خوام»، چون نمی‌خواستم

516
00:22:46,022 --> 00:22:47,189
‫مستقیم بریم سر لوکیشن.

517
00:22:48,190 --> 00:22:51,235
‫خلاصه یه فنجون قهوه
‫خوردیم و هایبیسکوس زنگ زد

518
00:22:51,318 --> 00:22:53,612
‫و اونم گفت: «سلام، هایبیسکوس.»

519
00:22:55,030 --> 00:22:57,365
‫وقتی تلفنش تموم شد، خیلی
‫خونسرد رفتار می‌کرد

520
00:22:57,448 --> 00:22:58,742
‫و خب، مشکوک بود.

521
00:22:58,825 --> 00:23:00,618
‫ریش بلند و اینا داره؟

522
00:23:01,953 --> 00:23:04,330
‫آره، مثل هندی‌هاست،
‫ریشش واقعاً اینجوری بلنده

523
00:23:04,414 --> 00:23:06,249
‫و بالای سرش کچله.

524
00:23:06,332 --> 00:23:08,000
‫از این عینک‌های با فریم سیمی داره.

525
00:23:08,083 --> 00:23:09,293
‫قبلاً از اون عینک دودی‌ها داشت.

526
00:23:09,377 --> 00:23:11,879
‫آره، یه عکس خوب ازش با گرگوری دارم

527
00:23:11,962 --> 00:23:13,255
‫که گرگوری بهم داده.

528
00:23:13,338 --> 00:23:14,506
‫دوست دارم ببینمش.

529
00:23:16,675 --> 00:23:17,967
‫بعد یه چیزی تو این مایه‌ها ازش پرسیدم،

530
00:23:18,052 --> 00:23:20,804
‫«هایبیسکوس چی شد؟» و اونم ازش پرسید.

531
00:23:20,887 --> 00:23:21,846
‫هایبیسکوس رو می‌شناسی؟

532
00:23:21,930 --> 00:23:22,806
‫آره.

533
00:23:23,640 --> 00:23:28,394
‫«عه، نمایش، کجا، کی،

534
00:23:28,477 --> 00:23:29,770
‫اوضاع عشقی چطوره؟

535
00:23:29,854 --> 00:23:32,898
‫خوبه. کمافی‌السابق؟ خداحافظ.»

536
00:23:34,775 --> 00:23:39,071
‫و خب، بعدش من گفتم،

537
00:23:39,154 --> 00:23:40,864
‫«هنوز با همون دوست‌پسرشه؟»

538
00:23:41,740 --> 00:23:43,491
‫و اون گفت، آره هنوز با همونه.

539
00:23:44,867 --> 00:23:46,619
‫و خب، بعدش گفت،

540
00:23:47,745 --> 00:23:50,498
‫«من تو یه نمایش فرشته‌ها
‫تو سان فرانسیسکو بودم.»

541
00:23:50,582 --> 00:23:52,959
‫و من گفتم: «منم اینجا تو
‫یه نمایش فرشته‌ها بودم.

542
00:23:54,418 --> 00:23:57,796
‫من نقش مادر غاز رو داشتم
‫و شبیه ویوین لی شده بودم»

543
00:23:57,880 --> 00:23:59,298
‫ولی اون اصلاً واکنشی نشون نداد.

544
00:24:00,716 --> 00:24:03,760
‫تقریباً حس می‌کنم اصلاً نشنید چی گفتم.

545
00:24:08,682 --> 00:24:12,727
‫بعدش رفتیم بیرون و به این

546
00:24:12,810 --> 00:24:15,020
‫ساختمون سوخته‌ای رفتیم که ازش دزدی شده بود

547
00:24:15,105 --> 00:24:18,941
‫و اونجا وایساد و به در اشاره کرد.

548
00:24:19,024 --> 00:24:20,860
‫لباس هندی تنشه؟

549
00:24:20,943 --> 00:24:23,028
‫نه، لیوایز.

550
00:24:25,697 --> 00:24:28,242
‫آها، میگه همون لباس‌ها تنشه

551
00:24:28,325 --> 00:24:30,327
‫که موقع دزدی تنش بوده.

552
00:24:30,410 --> 00:24:32,245
‫و من گفتم: «فکر نکنم واقعاً مهم باشه.»

553
00:24:34,163 --> 00:24:38,918
‫و اونم یه چیزی در مورد یه
‫چیزی گفت که یادم نیست.

554
00:24:42,630 --> 00:24:44,757
‫خلاصه رفتیم اونجا و من گفتم: «اینجا شبیه

555
00:24:44,840 --> 00:24:47,593
‫کتاب‌های کمیک ایتالیاییه»،
‫و به اون سمت اشاره کردم.

556
00:24:48,427 --> 00:24:51,805
‫کلمه فومتی یادم نبود، ولی
‫یه جورایی اون شکلی بود.

557
00:24:52,890 --> 00:24:55,808
‫گفتم: «واقعاً می‌خوای تو نیویورک
‫تایمز این شکلی به نظر بیای؟»

558
00:24:55,892 --> 00:24:58,228
‫و اون میگه: «می‌خوام مردم ببینن.»

559
00:24:59,437 --> 00:25:01,188
‫و یه جوری این قضیه رو به همه‌ی این

560
00:25:01,272 --> 00:25:04,150
‫ساختمون‌های سوخته، پنجره‌های تخته‌کوب شده

561
00:25:04,233 --> 00:25:05,735
‫و آدم‌هایی که هنوز اونجا
‫زندگی می‌کنن ربط میده.

562
00:25:05,818 --> 00:25:07,278
‫خیلی متروکه و عجیبه.

563
00:25:07,361 --> 00:25:08,487
‫درست تو محله‌ی خودش.

564
00:25:08,570 --> 00:25:09,821
‫آره.

565
00:25:09,905 --> 00:25:12,616
‫و ساختمون‌ها سوختن، کل طبقه‌ها،

566
00:25:12,699 --> 00:25:14,993
‫انگار دارن این آدم‌ها رو
‫به زور بیرون می‌کنن.

567
00:25:17,037 --> 00:25:18,538
‫و به یه ساختمون اشاره می‌کنه و میگه،

568
00:25:18,622 --> 00:25:20,623
‫«تولی کوپفربرگ اونجا زندگی می‌کنه.»

569
00:25:22,000 --> 00:25:23,960
‫و دقیقاً نمی‌دونستم در جواب چی بگم.

570
00:25:25,670 --> 00:25:26,921
‫با خودم فکر کردم: «فکر کنم باید بهش بگم

571
00:25:27,004 --> 00:25:29,632
‫من از تولی کوپفربرگ عکاسی
‫کردم، ولی واقعاً دلم نمی‌خواد بگم.»

572
00:25:31,676 --> 00:25:32,885
‫ولی می‌گم.

573
00:25:32,968 --> 00:25:34,845
‫می‌گم: «عه، من ازش عکس
‫گرفتم وقتی با گروه د فاگز بود.»

574
00:25:36,889 --> 00:25:38,890
‫بعد به مغازه قصابی اشاره می‌کنه

575
00:25:39,933 --> 00:25:42,477
‫و میگه: «اونجا کتابفروشی چشم صلح بود.

576
00:25:42,561 --> 00:25:44,187
‫می‌تونی ازم توش یه عکس
‫بگیری تا بتونم بفرستمش

577
00:25:44,270 --> 00:25:45,772
‫برای اد سندرز.»

578
00:25:45,855 --> 00:25:47,440
‫منم همین کار رو می‌کنم.

579
00:25:47,523 --> 00:25:50,026
‫و میگه: «می‌تونی همه‌ی این چیزای

580
00:25:50,109 --> 00:25:51,569
‫سوخته رو تو عکس جا بدی؟»

581
00:25:51,652 --> 00:25:53,029
‫و من می‌گم: «حتماً، حتماً.»

582
00:25:53,112 --> 00:25:56,282
‫هنوزم مشکوکه یا یخش باز شده؟

583
00:25:56,365 --> 00:25:57,282
‫نه.

584
00:25:58,784 --> 00:26:00,410
‫و من می‌گم: «آه، خیلی هنری به نظر میاد.»

585
00:26:00,493 --> 00:26:02,705
‫تو ویترین سوخته‌ی قصابی وایساده

586
00:26:02,788 --> 00:26:04,539
‫دست به سینه، و داره ذکر می‌گه.

587
00:26:04,622 --> 00:26:05,748
‫آره. اوم.

588
00:26:06,666 --> 00:26:07,584
‫آره.

589
00:26:07,667 --> 00:26:10,962
‫همین‌طور ادامه می‌داد
‫اوم، اوم، اوم، پوم، توم.

590
00:26:11,045 --> 00:26:13,214
‫بعدش می‌ریم به اون ورودی اون طرف خیابون.

591
00:26:14,966 --> 00:26:16,718
‫و تو حالت لوتوس می‌شینه

592
00:26:16,801 --> 00:26:18,802
‫خیلی شبیه بودا،

593
00:26:18,886 --> 00:26:21,722
‫درست دم در، و شروع می‌کنه به ذکر گفتن.

594
00:26:21,805 --> 00:26:24,057
‫و واقعاً با خودم فکر می‌کنم:
‫«خب، نمی‌تونم مزاحم خدا بشم.»

595
00:26:24,140 --> 00:26:27,603
‫نمی‌تونم بگم: «میشه لطفاً تمومش کنی؟

596
00:26:27,686 --> 00:26:29,479
‫واقعاً می‌خوای یه عکس داشته باشی که نشستی

597
00:26:29,562 --> 00:26:30,480
‫دم در؟»

598
00:26:30,563 --> 00:26:32,190
‫- آره، ولی می‌خواد.
‫- ولی می‌خواد.

599
00:26:34,275 --> 00:26:38,613
‫و خب، بعد این دختره و پیتر رد میشن

600
00:26:38,696 --> 00:26:41,907
‫و اون دست تکون میده و میگه:
‫«بیاین ازتون عکس بگیرم.

601
00:26:41,991 --> 00:26:44,076
‫خیلی وقته با هم عکس نگرفتیم.»

602
00:26:45,702 --> 00:26:47,496
‫واسه همین فکر می‌کنم
‫قراره فقط دوتایی باشن،

603
00:26:47,579 --> 00:26:50,332
‫ولی بعد دختره هم میاد تو
‫عکس، پس سه تایی میشن.

604
00:26:51,708 --> 00:26:54,335
‫یه جوری فکر کردم شاید جالب
‫باشه که یه عکس داشته باشم

605
00:26:54,419 --> 00:26:56,170
‫از یکی از طولانی‌ترین ازدواج‌ها.

606
00:27:02,885 --> 00:27:05,429
‫آه، وقتی داشتم قهوه‌مو
‫می‌خوردم، این برمی‌گرده به قبل،

607
00:27:07,264 --> 00:27:09,600
‫دختره گفت: «شکر نیست.»

608
00:27:10,601 --> 00:27:12,728
‫ولی بعدش یه بسته شکر تکی پیدا کرد،

609
00:27:12,811 --> 00:27:15,147
‫چون گفت: «عسل تو قهوه خیلی بدمزه میشه.»

610
00:27:15,230 --> 00:27:16,023
‫آخ.

611
00:27:17,149 --> 00:27:18,608
‫خوشم میاد. خوبه.

612
00:27:21,235 --> 00:27:22,862
‫و ما عکاسی تو خیابون رو تموم کردیم

613
00:27:22,945 --> 00:27:25,031
‫و واقعاً نمی‌دونم دیگه
‫اونجا باید چیکار کنم.

614
00:27:25,114 --> 00:27:27,199
‫و یه جایی گفتم: «داری با من حرف می‌زنی

615
00:27:27,283 --> 00:27:29,660
‫انگار من نیویورک تایمزم، در حالی که نیستم»

616
00:27:29,743 --> 00:27:30,995
‫چون اون هی یه چیزایی رو وسط می‌کشید

617
00:27:31,078 --> 00:27:33,497
‫در مورد مالکیت و ارتباطات مجله تایمز

618
00:27:33,580 --> 00:27:35,874
‫با منافع نفتی، و برای من اصلاً مهم نبود.

619
00:27:35,957 --> 00:27:37,250
‫یعنی جزئیاتش شبیه یه چیزی بود

620
00:27:37,333 --> 00:27:39,961
‫از یه سریال آبکی که خیلی هم جالب نیست.

621
00:27:40,045 --> 00:27:41,504
‫و اون گفت: «ولی تو برای
‫مجله تایمز کار می‌کنی.»

622
00:27:41,587 --> 00:27:43,506
‫و من گفتم: «نه، این اولین کاریه که گرفتم

623
00:27:43,589 --> 00:27:44,424
‫برای مجله تایمز.»

624
00:27:44,507 --> 00:27:46,008
‫و ناگهان، اوضاع خیلی بهتر شد.

625
00:27:47,718 --> 00:27:50,137
‫و ازش خواستم چندتا عکس پرتره ازش بگیرم

626
00:27:50,220 --> 00:27:52,723
‫تو خونه، فقط برای خودم، و اون گفت: «حتماً.»

627
00:27:52,807 --> 00:27:55,100
‫چی، که همون موقع انجام بدی؟

628
00:27:55,184 --> 00:27:56,143
‫آره.

629
00:27:57,227 --> 00:27:59,729
‫و پیاده برگشتیم سمت خونه‌ش و
‫جلوی یه سبزی‌فروشی وایسادیم

630
00:27:59,813 --> 00:28:01,648
‫نبش خیابان سی.

631
00:28:03,858 --> 00:28:06,945
‫و یه ماشین از پشت زد به یه کامیون.

632
00:28:07,862 --> 00:28:09,072
‫و معلوم شد، داستان این بود که،

633
00:28:09,155 --> 00:28:11,699
‫اون پسری که زده بود به کامیون

634
00:28:11,782 --> 00:28:13,326
‫داشته خلاف جهت می‌رفته.

635
00:28:14,285 --> 00:28:15,661
‫نه گواهینامه داره نه هیچی.

636
00:28:15,744 --> 00:28:18,622
‫احتمالاً ماشین دزدیه، و پلیس بردش زندان.

637
00:28:20,666 --> 00:28:22,960
‫اون سه تا خرمالو می‌خره.

638
00:28:24,837 --> 00:28:26,379
‫و می‌گه: «تا حالا از اینا خوردی؟»

639
00:28:26,463 --> 00:28:27,672
‫و من می‌گم: «آره، از حسی که

640
00:28:27,755 --> 00:28:28,590
‫تو دهنم ایجاد می‌کنه خوشم نمیاد.

641
00:28:28,673 --> 00:28:30,508
‫اون حس گس افتضاح رو داره.»

642
00:28:31,426 --> 00:28:32,635
‫و اون می‌گه،

643
00:28:32,719 --> 00:28:34,428
‫«اوه، من تازه همین دو ماه
‫پیش ازشون خوشم اومد»

644
00:28:36,138 --> 00:28:38,224
‫یه چیزی در مورد ویتامین سی یا همچین چیزی.

645
00:28:38,933 --> 00:28:41,310
‫و من می‌گم: «تا حالا روی درخت دیدیشون؟

646
00:28:42,603 --> 00:28:45,146
‫بعد از اینکه همه برگ‌ها می‌ریزن،
‫اونا روی درخت می‌مونن.»

647
00:28:45,981 --> 00:28:48,525
‫و اون اصلاً به این حرفا گوش نمی‌ده.

648
00:29:00,077 --> 00:29:02,037
‫«بذار برم بالا.»

649
00:29:02,121 --> 00:29:04,039
‫و من می‌گم: «چرا اونجا نمی‌شینی؟»

650
00:29:05,875 --> 00:29:07,834
‫و اون تو حالت لوتوس می‌شینه

651
00:29:07,918 --> 00:29:08,918
‫و شروع می‌کنه به ذکر گفتن.

652
00:29:09,003 --> 00:29:11,213
‫اوه، اون وسواس ذکر گفتن داره.

653
00:29:11,296 --> 00:29:13,798
‫با یه جور نگاه مات و مبهوت.

654
00:29:13,882 --> 00:29:17,636
‫اصلاً من رو نمی‌بینه. فقط تمرکز کرده روی...

655
00:29:18,386 --> 00:29:19,678
‫یه دنیای دیگه.

656
00:29:21,139 --> 00:29:23,391
‫و بعد من می‌گم: «از اون
‫پس‌زمینه خوشم نمیاد.»

657
00:29:24,433 --> 00:29:26,227
‫برای همین جابه‌جاش می‌کنم.

658
00:29:26,310 --> 00:29:28,646
‫فقط برای اینکه جابه‌جا
‫بشه، جلوی یه دیوار دیگه.

659
00:29:31,064 --> 00:29:34,401
‫و بعد می‌گم: «چرا به من توجه نمی‌کنی؟

660
00:29:35,485 --> 00:29:36,736
‫یه نگاهی به من بنداز.»

661
00:29:38,196 --> 00:29:40,698
‫و اون شروع می‌کنه به این کار، ولی
‫بعدش شروع می‌کنه به لیست کردن

662
00:29:40,782 --> 00:29:44,869
‫اینکه مثلاً کی واقعاً کشور رو
‫اداره می‌کنه و ۱۰ شرکت برتر

663
00:29:44,952 --> 00:29:46,203
‫و نفت.

664
00:29:47,329 --> 00:29:48,873
‫و بعد یه تماس حرفمون رو قطع می‌کنه

665
00:29:48,956 --> 00:29:51,875
‫و همه‌ش در مورد ویلیام باروزه.

666
00:29:53,127 --> 00:29:54,670
‫و من فکر می‌کنم...

667
00:29:54,753 --> 00:29:56,797
‫این فرصت منه.

668
00:29:56,880 --> 00:30:00,133
‫منم همین‌جوری اینو وسط
‫انداختم، که یه جوری هم شد.

669
00:30:02,510 --> 00:30:04,887
‫ولی برام سخته که اینطور نباشم.

670
00:30:06,764 --> 00:30:07,640
‫تقریباً انگار که

671
00:30:07,723 --> 00:30:09,684
‫حس کردم بهتره یه اعتباری از خودم نشون بدم.

672
00:30:10,851 --> 00:30:12,645
‫برای همین گفتم: «فردا
‫دارم ازش عکاسی می‌کنم.»

673
00:30:12,728 --> 00:30:14,354
‫و اون گفت: «اوه، چطور مگه؟»

674
00:30:15,690 --> 00:30:18,358
‫تقریباً انگار هر چی من می‌گفتم...

675
00:30:22,237 --> 00:30:23,322
‫«موقع ناهار دیدمش.»

676
00:30:24,280 --> 00:30:27,241
‫«کجا؟» «خونه فلیسیتی میسون.»

677
00:30:27,325 --> 00:30:30,286
‫«کِی؟» «سه هفته پیش.»

678
00:30:30,369 --> 00:30:31,454
‫چی، تایید کرد؟

679
00:30:31,537 --> 00:30:32,455
‫نه.

680
00:30:32,538 --> 00:30:33,664
‫وحشتناک به نظر میاد.

681
00:31:33,720 --> 00:31:37,015
‫و بعد گفت: «اوه، می‌تونی

682
00:31:37,098 --> 00:31:39,017
‫چندتا عکس جالب از بیل بگیری.»

683
00:31:41,227 --> 00:31:42,603
‫و من گفتم: «اوه، واقعاً؟»

684
00:31:44,272 --> 00:31:46,190
‫و اون گفت: «آره، براش ساک بزن.»

685
00:31:49,276 --> 00:31:52,655
‫و من گفتم: «بهتر می‌شد اگه براش

686
00:31:52,738 --> 00:31:54,865
‫یه پسر دبیرستانی می‌آوردم.»

687
00:31:54,948 --> 00:31:56,449
‫و اون گفت: «اوه، می‌تونی این کار رو بکنی.

688
00:31:57,450 --> 00:31:59,119
‫چون باروز عاشق

689
00:31:59,202 --> 00:32:01,913
‫اون پسرای دبیرستانی پولدار کراواتیه.»

690
00:32:03,665 --> 00:32:07,794
‫به نظرم عجیب بود، یهویی این حرف رو زد.

691
00:32:07,877 --> 00:32:08,961
‫چی، اون قضیه ساک زدن؟

692
00:32:09,045 --> 00:32:10,212
‫آره.

693
00:32:11,088 --> 00:32:13,590
‫با اون تصویر ذکر گفتنش فرق داره.

694
00:32:20,055 --> 00:32:23,099
‫یه جورایی از شیطنت کردن لذت می‌برد

695
00:32:23,183 --> 00:32:24,309
‫یا یه همچین چیزی.

696
00:32:25,060 --> 00:32:27,478
‫تقریباً حس می‌کردم یه جورایی
‫داره می‌گه، بی‌خیال بابا.

697
00:32:30,481 --> 00:32:34,777
‫اون گفت: «می‌تونی با بیل بخوابی.»

698
00:32:35,986 --> 00:32:38,488
‫و من گفتم: «فکر نمی‌کنم
‫اونقدرها غیرممکن باشه.

699
00:32:39,864 --> 00:32:42,201
‫اونقدرها هم زشت نیست.» که واقعاً هم نیست.

700
00:32:43,993 --> 00:32:46,370
‫یه چیزی داشت... خیلی صمیمی بود.

701
00:32:47,080 --> 00:32:49,624
‫- خوش‌قیافه بود.
‫- هوم. من از صورتش خوشم میاد.

702
00:32:49,708 --> 00:32:50,709
‫زننده نیست.

703
00:32:50,792 --> 00:32:53,669
‫مم. اون نقطه مقابل آلنه.

704
00:32:54,462 --> 00:32:56,755
‫یعنی، اون خیلی خوب پیر می‌شه.

705
00:32:56,839 --> 00:32:59,675
‫گینزبرگ فقط یه پیرمرد چاق یهودی می‌شه.

706
00:32:59,758 --> 00:33:01,510
‫اون همیشه خیلی زشت بوده.

707
00:33:07,890 --> 00:33:09,934
‫یادم رفت دیگه اونجا چی گفته شد.

708
00:33:12,645 --> 00:33:14,689
‫اوه، گفت شاید فردا یه سری بزنه.

709
00:33:16,482 --> 00:33:18,860
‫چون دیگه وقت بیشتری داشت.

710
00:33:18,943 --> 00:33:20,194
‫چی، خونه تو؟

711
00:33:20,277 --> 00:33:22,446
‫نه، باروز. ساعت ۳:۰۰.

712
00:33:22,529 --> 00:33:23,614
‫بهش گفتی نیاد؟

713
00:33:23,697 --> 00:33:24,740
‫نه.

714
00:33:26,074 --> 00:33:28,619
‫نه، بهش فکر کردم، ولی بعد با خودم گفتم

715
00:33:28,702 --> 00:33:30,370
‫شاید جالب بشه.

716
00:33:32,622 --> 00:33:34,833
‫باروز و گینزبرگ با هم توی یه عکس.

717
00:33:37,543 --> 00:33:39,128
‫من هنوزم می‌تونستم از باروز عکس بگیرم.

718
00:33:41,213 --> 00:33:42,465
‫و بعدش من رفتم.

719
00:33:43,173 --> 00:33:44,634
‫خداحافظی‌تون دوستانه بود؟

720
00:33:44,717 --> 00:33:45,676
‫آره.

721
00:33:48,303 --> 00:33:50,347
‫گفت دوست داره عکسا رو ببینه،

722
00:33:51,265 --> 00:33:53,392
‫بهش بگم کدوم عکس توی
‫مجله تایمز استفاده شده،

723
00:33:53,475 --> 00:33:55,769
‫و در نهایت، واقعاً براش مهم نبود

724
00:33:55,852 --> 00:33:58,187
‫که من از پرتره‌اش استفاده بکنم یا نه.

725
00:33:58,271 --> 00:33:59,480
‫دلشو به دست آوردی.

726
00:34:01,607 --> 00:34:03,776
‫گفت فقط داشته سخت‌گیری می‌کرده،

727
00:34:05,486 --> 00:34:07,530
‫و می‌خواسته از خودش محافظت کنه.

728
00:34:11,366 --> 00:34:12,785
‫و من پیاده تا خونه رفتم.

729
00:34:13,994 --> 00:34:15,620
‫حدوداً ساعت چنده؟

730
00:34:17,455 --> 00:34:18,748
‫نمی‌دونم.

731
00:34:18,831 --> 00:34:20,125
‫هنوز هوا روشنه.

732
00:34:21,209 --> 00:34:22,460
‫شاید ۴:۰۰.

733
00:34:26,255 --> 00:34:27,256
‫بعدش چی؟

734
00:34:29,050 --> 00:34:31,260
‫بعد این «اسکار مایر برانشوایگر»
‫(نوعی از کالباس) رو درمیارم.

735
00:34:31,343 --> 00:34:32,553
‫اوه، من عاشقش بودم.

736
00:34:32,636 --> 00:34:33,845
‫هنوزم ارزونه؟

737
00:34:33,929 --> 00:34:35,181
‫نه.

738
00:34:35,264 --> 00:34:37,891
‫یه تیکه کوچیکش ۸۹ سنته. گرونه.

739
00:34:38,517 --> 00:34:40,894
‫ولی گرسنه‌ام بود و ولخرجی کردم.

740
00:34:41,561 --> 00:34:43,730
‫با اون نون «پپریج فارم»
‫یه ساندویچ درست می‌کنم،

741
00:34:43,814 --> 00:34:45,440
‫اون نون خوشمزه.

742
00:34:45,523 --> 00:34:46,816
‫نون گندمه، اما

743
00:34:46,899 --> 00:34:48,109
‫گندم جوانه‌زده؟

744
00:34:48,193 --> 00:34:49,402
‫گندم جوانه‌زده است!

745
00:34:49,485 --> 00:34:51,111
‫و یه کم «پِپ-آپ» هم دارم، که مونده.

746
00:34:51,195 --> 00:34:52,488
‫اون چیه؟

747
00:34:52,572 --> 00:34:54,782
‫اون نوشیدنی «ادل دیویس»
‫با مخمر و این چیزاست.

748
00:34:56,659 --> 00:35:00,704
‫و به محض اینکه تمومش کردم،
‫که خیلی هم سریع خوردمش،

749
00:35:01,455 --> 00:35:03,207
‫مستقیم می‌رم تو تاریک‌خونه و آماده می‌شم

750
00:35:03,290 --> 00:35:04,833
‫برای ظاهر کردن فیلم.

751
00:35:05,667 --> 00:35:07,752
‫و تلفن زنگ می‌خوره، استیو پیزنیه،

752
00:35:08,587 --> 00:35:10,629
‫که یه آدمیه که دوست داره
‫گردن‌کلفت حرف بزنه.

753
00:35:10,714 --> 00:35:12,215
‫قبلاً تو نیروی تفنگداران دریایی بوده.

754
00:35:12,924 --> 00:35:14,925
‫در واقع خیلی مهربونه.

755
00:35:15,009 --> 00:35:18,637
‫ولی یه جور حالت شخصیت‌های
‫کتابای مصور رو داره.

756
00:35:18,721 --> 00:35:23,141
‫می‌گه: «هی، رفیق، امشب خیلی حشری‌ام.

757
00:35:23,225 --> 00:35:24,559
‫داشتم جق می‌زدم.»

758
00:35:24,643 --> 00:35:26,436
‫و من می‌گم: «خب، اینجا مهمون دارم.»

759
00:35:27,229 --> 00:35:28,938
‫تو تمام روز رو دروغ می‌گی.

760
00:35:29,022 --> 00:35:30,815
‫آره، می‌گم. شگفت‌انگیزه.

761
00:35:30,898 --> 00:35:32,359
‫فکر کنم نصف وقتا خودتم نمی‌فهمی.

762
00:35:32,442 --> 00:35:33,651
‫می‌فهمم. می‌دونم کی دروغ می‌گم.

763
00:35:33,735 --> 00:35:34,611
‫نمی‌دونم چرا می‌گم، اما هر دروغی

764
00:35:34,694 --> 00:35:36,445
‫کاش می‌تونستم بیشتر این کارو بکنم.

765
00:35:36,529 --> 00:35:38,114
‫یعنی، نمی‌خواستی باهاش حرف بزنی، درسته؟

766
00:35:38,197 --> 00:35:39,240
‫می‌خواستی کار کنی.

767
00:35:39,323 --> 00:35:41,575
‫اون می‌خواست من برم خونه‌اش.

768
00:35:43,077 --> 00:35:45,704
‫گفتم: «باشه، خب، بعداً می‌بینمت.»

769
00:35:45,787 --> 00:35:47,623
‫- آره. نیویورکی نیست.
‫- نه.

770
00:35:54,629 --> 00:35:56,631
‫خلاصه بعدش می‌رم تو تاریک‌خونه،

771
00:35:57,798 --> 00:36:01,552
‫و اول دو حلقه فیلم رو ظاهر می‌کنم،

772
00:36:01,636 --> 00:36:03,053
‫چون کلاً هشت تاست.

773
00:36:03,137 --> 00:36:05,014
‫و اینا عکسای گینزبرگه.

774
00:36:05,097 --> 00:36:07,307
‫و اونم توی داروی ثبوته.

775
00:36:07,391 --> 00:36:08,475
‫و لیندا زنگ می‌زنه.

776
00:36:09,351 --> 00:36:11,478
‫و بهم می‌گه همه اینا رو بنویسم.

777
00:36:11,561 --> 00:36:13,230
‫ولی قبل از این هیچی ننوشته بودی؟

778
00:36:13,313 --> 00:36:15,064
‫- نه.
‫- اوه خدای من.

779
00:36:15,148 --> 00:36:17,358
‫گفتم: «نمی‌دونم بتونم
‫همه‌شو یادم بیارم یا نه.»

780
00:36:17,442 --> 00:36:18,527
‫معلوم شد که...

781
00:36:19,569 --> 00:36:22,947
‫چون واقعاً داشتم با خودم فکر
‫می‌کردم: «خب، من که کاری نکردم.»

782
00:36:23,822 --> 00:36:26,450
‫از گینزبرگ عکس گرفتم، و از
‫اون زنه که از مجله اِل اومده بود.

783
00:36:26,534 --> 00:36:28,411
‫اون صبح اومد. همین.

784
00:36:28,494 --> 00:36:29,703
‫جالب نیست؟

785
00:36:29,787 --> 00:36:30,871
‫واقعاً هست.

786
00:36:30,954 --> 00:36:33,206
‫چون به محض اینکه شروع کردم، تمام این

787
00:36:33,290 --> 00:36:35,000
‫آره. انگار همین الانش یه رمان کامله.

788
00:36:35,083 --> 00:36:36,584
‫آره. همه این چیزا یادم اومد.

789
00:36:39,296 --> 00:36:41,047
‫خلاصه همه‌شو می‌نویسم.

790
00:36:41,131 --> 00:36:41,923
‫یه کم ازم وقت می‌گیره.

791
00:36:42,006 --> 00:36:42,924
‫فکر می‌کردم یه دقیقه طول بکشه.

792
00:36:43,007 --> 00:36:44,967
‫حدود ۱۲ دقیقه طول می‌کشه.

793
00:36:45,051 --> 00:36:48,512
‫بعد می‌رم تو تاریک‌خونه و

794
00:36:48,595 --> 00:36:52,683
‫اون هشت حلقه فیلم دیگه رو ظاهر
‫می‌کنم، که گلن اوبراین زنگ می‌زنه.

795
00:36:53,850 --> 00:36:56,270
‫و می‌گه: «ساعت ۸:۳۰ خونه‌ای؟»

796
00:36:56,353 --> 00:36:58,730
‫و من می‌گم: «اوه، نمی‌دونم.»

797
00:37:00,023 --> 00:37:02,693
‫تقریباً مطمئنم هستم چون دارم کار می‌کنم.

798
00:37:02,776 --> 00:37:04,194
‫باید کار کنم.

799
00:37:04,277 --> 00:37:05,862
‫ولی راستش، واقعاً دلم نمی‌خواد،

800
00:37:06,947 --> 00:37:07,905
‫شاید برم بیرون یا یه همچین چیزی.

801
00:37:07,989 --> 00:37:09,074
‫نمی‌خوام الان خودم رو متعهد کنم.»

802
00:37:09,157 --> 00:37:11,742
‫اینا رو بهش گفتی یا فقط بهش فکر کردی؟

803
00:37:11,826 --> 00:37:12,952
‫بهش فکر کردم.

804
00:37:13,911 --> 00:37:16,330
‫نمی‌خوام الان خودم رو متعهد کنم.

805
00:37:16,413 --> 00:37:18,165
‫و می‌دونم که احتمالاً کار خواهم کرد.

806
00:37:18,248 --> 00:37:20,042
‫و اگه بگم: «آره، ۸:۳۰...»

807
00:37:20,125 --> 00:37:22,002
‫خب، قرار بود ۸:۳۰ دوباره بهت زنگ بزنه؟

808
00:37:22,086 --> 00:37:25,129
‫نه، قرار بود بیاد این دور و برا.

809
00:37:25,214 --> 00:37:27,256
‫می‌خواد بدونه بهش می‌دم یا نه

810
00:37:27,340 --> 00:37:29,843
‫نگاتیوهای، ام...

811
00:37:30,885 --> 00:37:31,845
‫داره این گروه

812
00:37:31,928 --> 00:37:34,263
‫راک اند رول رو راه
‫میندازه به اسم «کانلرد».

813
00:37:35,348 --> 00:37:38,058
‫نه میتونه بخونه نه ساز بزنه.

814
00:37:38,142 --> 00:37:39,227
‫هیچکدومشون نمیتونن.

815
00:37:39,310 --> 00:37:40,936
‫نیکی، همون پسره که اون
‫نقاشی‌های مقعدی رو کشیده بود.

816
00:37:41,019 --> 00:37:42,438
‫اوه، اتفاقاً امروز
‫داشتم در موردش میخوندم.

817
00:37:42,521 --> 00:37:43,897
‫آره، شنبه شب یه کاری کرده.

818
00:37:43,981 --> 00:37:45,232
‫درامر این گروهه.

819
00:37:45,315 --> 00:37:45,941
‫با باسنش؟

820
00:37:47,067 --> 00:37:48,693
‫آره، ازشون عکاسی کردم.

821
00:37:48,776 --> 00:37:51,488
‫چون انگار دارن هیاهو راه میندازن.

822
00:37:51,571 --> 00:37:52,739
‫نمیدونم چقدرش جدیه.

823
00:37:52,822 --> 00:37:54,198
‫خب، اصلاً آهنگی ازشون درمیاد؟

824
00:37:54,282 --> 00:37:55,408
‫نه.

825
00:37:55,492 --> 00:37:56,743
‫هیچ آهنگی نساختن.

826
00:37:58,202 --> 00:38:00,454
‫گلن نه میتونه بخونه نه ساز بزنه.

827
00:38:00,537 --> 00:38:01,663
‫و براشون تبلیغ میشه.

828
00:38:01,747 --> 00:38:04,833
‫مثلاً لیزا رابینسون از راک سینز رو گرفتن

829
00:38:04,916 --> 00:38:06,752
‫که یه عکس ازشون بگیره.

830
00:38:06,835 --> 00:38:09,045
‫و فرن لیبوویتز که باهاشون مصاحبه کنه.

831
00:38:09,796 --> 00:38:11,339
‫و همه‌ش کاملاً ساختگیه.

832
00:38:12,132 --> 00:38:14,926
‫اونا بچه‌های جنگ کره هستن
‫و تو کره با هم آشنا شدن.

833
00:38:15,010 --> 00:38:16,011
‫چی، واقعاً هستن؟

834
00:38:16,094 --> 00:38:17,387
‫نه.

835
00:38:17,470 --> 00:38:18,346
‫نه، داستان رو از خودشون درآوردن.

836
00:38:18,429 --> 00:38:20,348
‫جوری در موردش حرف میزنن انگار واقعیه.

837
00:38:20,431 --> 00:38:22,475
‫خلاصه من برای لیزا ازشون عکاسی کردم.

838
00:38:23,559 --> 00:38:27,730
‫و گفتم: «آره، من به نگاتیوها نیازی ندارم.»

839
00:38:29,064 --> 00:38:30,941
‫و نگاتیوها رو آویزون
‫میکنم و وینس زنگ میزنه.

840
00:38:31,025 --> 00:38:32,567
‫نه.

841
00:38:32,651 --> 00:38:35,237
‫نگاتیوها رو آویزون میکنم و یه چُرتی میزنم.

842
00:38:35,320 --> 00:38:36,571
‫معلومه.

843
00:38:36,655 --> 00:38:37,781
‫چون به یه چرت احتیاج
‫داشتم. به نظرت زیاده؟

844
00:38:37,864 --> 00:38:38,907
‫چی، روزی دو تا چرت؟

845
00:38:38,990 --> 00:38:40,950
‫- آره.
‫- آره.

846
00:38:41,034 --> 00:38:42,285
‫خب، اولی چرت نبود.

847
00:38:42,368 --> 00:38:43,953
‫ادامه‌ی خوابم بود.

848
00:38:44,037 --> 00:38:45,413
‫و یه ساعت دیگه لازم داشتم.

849
00:38:47,873 --> 00:38:49,917
‫و خب، بعد وینس زنگ زد.

850
00:38:50,000 --> 00:38:53,086
‫و خب، میخواست بدونه میتونه بیاد اینجا

851
00:38:53,170 --> 00:38:56,965
‫خونه‌ی من دوش بگیره، چون آب گرم نداشت.

852
00:38:57,049 --> 00:38:59,801
‫و واقعاً امیدوار بود کسی باشه

853
00:38:59,884 --> 00:39:02,762
‫که بشناستش و بتونه زنگ
‫بزنه باهاش دوش بگیره.

854
00:39:02,845 --> 00:39:04,472
‫ولی آرزو میکرد یه دوستی داشت،

855
00:39:04,556 --> 00:39:05,807
‫میدونی، یه کسی رو پیدا میکرد.

856
00:39:05,890 --> 00:39:06,849
‫باید شماره‌ی اون یکی پسره رو بهش میدادی،

857
00:39:06,933 --> 00:39:08,309
‫همونی که جذاب بود.

858
00:39:08,392 --> 00:39:09,393
‫باید همین کارو میکردم.

859
00:39:10,644 --> 00:39:12,229
‫ولی با هم کنار نمیومدن.

860
00:39:12,313 --> 00:39:13,605
‫وینس نمیذاشت اون کار خودش رو بکنه.

861
00:39:14,940 --> 00:39:15,941
‫بعضی وقتا که باهاش بودم، بهم میگه

862
00:39:16,024 --> 00:39:16,692
‫«رفیق».

863
00:39:17,443 --> 00:39:18,151
‫عالیه.

864
00:39:18,234 --> 00:39:19,945
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

865
00:39:20,028 --> 00:39:21,863
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

866
00:39:21,947 --> 00:39:23,865
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

867
00:39:23,949 --> 00:39:25,575
‫♪ همه چی رو به راهه ♪

868
00:39:25,658 --> 00:39:27,702
‫♪ محکم بغلم کن ♪

869
00:39:27,785 --> 00:39:29,037
‫♪ محکم بغلم کن ♪

870
00:39:30,288 --> 00:39:32,457
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

871
00:39:32,540 --> 00:39:34,249
‫♪ ولی امشب محکم بغلم کن ♪

872
00:39:35,668 --> 00:39:38,921
‫تمام شب رقصیدیم

873
00:39:41,715 --> 00:39:43,633
‫♪ بیا و خوش بگذرونیم ♪

874
00:39:43,717 --> 00:39:46,595
‫♪ محکم بغلم کن، محکم بغلم کن ♪

875
00:39:48,137 --> 00:39:50,389
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

876
00:39:50,473 --> 00:39:52,141
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

877
00:40:10,408 --> 00:40:12,535
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

878
00:40:12,619 --> 00:40:14,537
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

879
00:40:14,621 --> 00:40:16,664
‫♪ عزیزم، محکم بغلم کن ♪

880
00:40:16,748 --> 00:40:18,290
‫♪ همه چی رو به راهه ♪

881
00:40:18,374 --> 00:40:21,377
‫♪ محکم بغلم کن، محکم بغلم کن ♪

882
00:40:23,045 --> 00:40:25,339
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

883
00:40:25,422 --> 00:40:26,965
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

884
00:40:28,259 --> 00:40:30,594
‫♪ فردا برام مهم نیست ♪

885
00:40:30,677 --> 00:40:32,303
‫♪ امشب محکم بغلم کن ♪

886
00:40:32,327 --> 00:40:34,327


887
00:40:40,353 --> 00:40:42,146
‫اوه، یکی از جزئیات مکالمه با گلن اوبراین

888
00:40:42,230 --> 00:40:47,026
‫که یادم رفت این بود که
‫اون یه مقاله نوشته بود

889
00:40:47,109 --> 00:40:50,195
‫برای ووگ ایتالیا در مورد باب ویلسون

890
00:40:51,155 --> 00:40:53,323
‫و اونا از یکی از عکس‌های من استفاده کردن.

891
00:40:53,407 --> 00:40:54,991
‫منم گفتم: «هی گلن، اصلاً
‫پولی بابت اون گرفتی؟»

892
00:40:55,074 --> 00:40:56,243
‫و اون گفت: «نه.»

893
00:40:56,326 --> 00:40:58,036
‫گفتم: «میخوام ازشون یه پولی بگیرم.

894
00:40:58,119 --> 00:40:59,871
‫نسخه‌ای از مجله رو دم دست
‫داری، چون میخوام براشون

895
00:40:59,954 --> 00:41:04,500
‫صورتحساب بفرستم»، چون
‫این مال مثلاً ژوئن-ژوئیه ۷۴ئه.

896
00:41:04,583 --> 00:41:06,669
‫آها. عکس چی؟

897
00:41:06,752 --> 00:41:08,129
‫باب ویلسون.

898
00:41:08,212 --> 00:41:09,422
‫اسمت رو زدن؟

899
00:41:09,505 --> 00:41:10,464
‫آره.

900
00:41:13,300 --> 00:41:15,427
‫خلاصه وینس میگه چند دقیقه دیگه میرسه

901
00:41:15,510 --> 00:41:17,262
‫وقتی وسایلش رو جمع و جور کنه.

902
00:41:18,180 --> 00:41:19,806
‫چی، برای دوش گرفتن؟

903
00:41:19,889 --> 00:41:20,640
‫آره.

904
00:41:20,723 --> 00:41:22,309
‫حوله‌ی خودش رو آورده؟

905
00:41:22,392 --> 00:41:23,100
‫نه.

906
00:41:23,185 --> 00:41:24,185
‫صابون؟

907
00:41:24,269 --> 00:41:27,605
‫خب، شامپو و سشوارش رو آورده.

908
00:41:28,523 --> 00:41:30,316
‫دفعه‌ی پیش که اومد، لیف آورده بود.

909
00:41:32,734 --> 00:41:36,113
‫خلاصه میرم فروشگاه و نودل ماهی تن میخرم،

910
00:41:36,197 --> 00:41:38,324
‫مارک پروگرسو، و ماست ساده.

911
00:41:38,407 --> 00:41:39,616
‫و برمی‌گردم بالا،

912
00:41:39,700 --> 00:41:41,493
‫۲۷ تا شنا می‌رم و بعد

913
00:41:41,577 --> 00:41:42,703
‫تلویزیون رو روشن می‌کنم.

914
00:41:42,786 --> 00:41:44,955
‫سرگرمی شبانه آغاز می‌شه.

915
00:41:45,038 --> 00:41:48,374
‫بعد تصمیم می‌گیرم آشپزی کنم. اما
‫با خودم میگم، «اوه، وینس.»

916
00:41:49,375 --> 00:41:51,586
‫چون قبل از اینکه زنگ
‫بزنه، این برنامه‌م بود.

917
00:41:52,962 --> 00:41:54,630
‫واسه همین فکر می‌کنم شاید ازش
‫بپرسم می‌خواد غذا بخوره یا نه.

918
00:41:54,714 --> 00:41:57,507
‫خلاصه اون می‌رسه و من
‫می‌پرسم. می‌گم، «نمی‌خوام

919
00:41:57,592 --> 00:41:58,968
‫سبزیجات یا چیزی توش بریزم.»

920
00:41:59,051 --> 00:42:00,594
‫اصلاً حوصله‌ی سرخ کردن یه پیاز رو هم ندارم،

921
00:42:00,677 --> 00:42:02,304
‫ولی همینو سریع آماده می‌کنم.»

922
00:42:02,387 --> 00:42:03,305
‫و اون گفت، «اوه، من فکر کردم

923
00:42:03,388 --> 00:42:05,056
‫می‌تونیم از بیرون غذای چینی بگیریم.

924
00:42:06,057 --> 00:42:07,351
‫من حساب می‌کنم.»

925
00:42:07,434 --> 00:42:08,935
‫منم گفتم، «عالیه.»

926
00:42:09,018 --> 00:42:11,270
‫آره، ماهی تن رو بذاریم برای یه روز دیگه.

927
00:42:11,354 --> 00:42:14,065
‫خلاصه اون تو حمومه و می‌گه،

928
00:42:14,148 --> 00:42:15,483
‫«زود می‌رم پایین.»

929
00:42:15,566 --> 00:42:17,235
‫و من فکر می‌کنم احمقانه‌ست
‫که اینجا منتظر بمونم

930
00:42:17,318 --> 00:42:19,737
‫تا وقتی اون خودشو می‌شوره و خشک می‌کنه

931
00:42:19,820 --> 00:42:20,821
‫که بره غذا رو بگیره.

932
00:42:50,599 --> 00:42:52,976
‫واسه همین وقتی اون هنوز
‫تو حمومه، من می‌رم پایین.

933
00:42:53,059 --> 00:42:54,394
‫و بعدش چی کار می‌کنم؟

934
00:42:55,812 --> 00:42:57,313
‫بعدش رفتم رستوران چینی

935
00:42:57,397 --> 00:42:59,524
‫و غذاها رو سفارش دادم.

936
00:42:59,607 --> 00:43:02,109
‫می‌رم رستوران چینیه و یه مَرده اونجاست.

937
00:43:02,193 --> 00:43:02,902
‫هوم.

938
00:43:02,985 --> 00:43:04,862
‫که یه جورایی چاق به نظر می‌رسه.

939
00:43:05,696 --> 00:43:07,573
‫ولی صورت خیلی خوبی داره.

940
00:43:08,532 --> 00:43:10,910
‫یه جورایی تنها و عجیب به نظر میاد.

941
00:43:13,453 --> 00:43:16,122
‫خیلی شبیه یه مرد مجرده.

942
00:43:16,206 --> 00:43:18,792
‫با گرایش به جنس مخالف، ۳۵ ساله.

943
00:43:19,584 --> 00:43:21,711
‫و اون یکی از کارت‌های ماونتین،

944
00:43:21,795 --> 00:43:23,212
‫کارت جید ماونتین، از اون
‫کارت ویزیت‌ها رو برمی‌داره.

945
00:43:23,296 --> 00:43:24,547
‫اوهوم.

946
00:43:24,630 --> 00:43:28,384
‫و یه ماژیک هایلایت درمیاره و
‫شروع می‌کنه به کشیدن روش.

947
00:43:28,467 --> 00:43:30,010
‫یه سری مربع‌مانند می‌کشه.

948
00:43:30,093 --> 00:43:31,679
‫منتظر سفارشه؟

949
00:43:31,762 --> 00:43:33,180
‫آره.

950
00:43:33,263 --> 00:43:35,057
‫آره، که اسپاگتی مرغ بود.

951
00:43:35,140 --> 00:43:36,433
‫اوه، خوش به حالش.

952
00:43:36,516 --> 00:43:39,061
‫و گارسون میاد بیرون و می‌گه،
‫«سفارشتون آماده‌ست.»

953
00:43:39,144 --> 00:43:42,480
‫و اون یه جورایی سرشو تکون
‫می‌ده و بعد به کشیدن ادامه می‌ده.

954
00:43:42,564 --> 00:43:44,816
‫و کلی وقت گذشته و اون هنوز داره می‌کشه

955
00:43:44,899 --> 00:43:45,567
‫این جعبه‌ها رو.

956
00:43:45,650 --> 00:43:47,610
‫اینا رو روی اون کارت کوچولو می‌کشید؟

957
00:43:47,694 --> 00:43:49,028
‫آره، و واقعاً غرق شده بود.

958
00:43:50,404 --> 00:43:53,074
‫و بعد گارسون یه جورایی
‫گیج و مبهوت اونجا وایمیسته.

959
00:43:53,908 --> 00:43:56,452
‫و بعد دوباره می‌ره سمتش و می‌گه،

960
00:43:56,535 --> 00:43:58,662
‫«سفارشتون آماده‌ست.» و اون می‌گه، «اوه.»

961
00:44:00,331 --> 00:44:04,250
‫و قیمتش شد ۳ دلار و ۴۵ سنت.

962
00:44:04,334 --> 00:44:06,086
‫برای اسپاگتی مرغ؟

963
00:44:06,169 --> 00:44:08,338
‫برای غذای اون. و بعدش می‌ره.

964
00:44:08,421 --> 00:44:10,090
‫مال من چند دقیقه بیشتر طول می‌کشه،

965
00:44:10,173 --> 00:44:11,757
‫و می‌شه ۷ دلار و ۳۰ سنت.

966
00:44:11,841 --> 00:44:14,635
‫۷.۳۰، ولی تو فقط ۷ دلار داشتی.

967
00:44:14,719 --> 00:44:15,803
‫۷.۴، ۷.۴۳

968
00:44:15,886 --> 00:44:16,971
‫آره، ولی تو فقط ۷ دلار داشتی.

969
00:44:17,054 --> 00:44:18,806
‫من ۷ دلار داشتم و بقیه‌شو دادم.

970
00:44:18,889 --> 00:44:19,849
‫چه ولخرج.

971
00:44:19,932 --> 00:44:21,851
‫و تازه، باید برای وینس
‫یه کوکاکولا هم می‌گرفتم.

972
00:44:21,934 --> 00:44:24,186
‫واسه همین می‌رم مغازه، یه مغازه‌ی یونانی.

973
00:44:24,269 --> 00:44:25,604
‫- هوم.
‫- کوکاکولا رو می‌گیرم.

974
00:44:25,687 --> 00:44:27,939
‫۳۲ انسه، که می‌شه ۶۵ سنت.

975
00:44:28,022 --> 00:44:29,608
‫و برمی‌گردم بالا.

976
00:44:29,691 --> 00:44:31,275
‫و اون لباس پوشیده و داره
‫موهاشو خشک می‌کنه.

977
00:44:31,359 --> 00:44:34,612
‫اوه، اون مرده، اون چینیه،

978
00:44:34,695 --> 00:44:36,364
‫مرده‌ تو رستوران چینیه، اون هنرمنده.

979
00:44:36,447 --> 00:44:37,781
‫اوهوم.

980
00:44:37,865 --> 00:44:39,825
‫اون یه چیزی از اون مغازه خرید.

981
00:44:39,908 --> 00:44:41,285
‫نمی‌دونم چی خرید، ولی یه چیزی خرید.

982
00:44:41,369 --> 00:44:43,161
‫- تو مغازه یونانیه؟
‫- تو مغازه یونانیه.

983
00:44:43,245 --> 00:44:45,122
‫و رسید رو خواست،

984
00:44:45,205 --> 00:44:47,332
‫و تو مغازه یونانیه پولی براش نداد.

985
00:44:47,415 --> 00:44:50,293
‫فقط فاکتور فروش رو گرفت،

986
00:44:50,377 --> 00:44:51,544
‫و پشتش نوشت اشمیت.

987
00:44:52,504 --> 00:44:56,424
‫و اوم، و اون، بدون اینکه
‫کلمه‌ای حرف بزنه، رفت.

988
00:44:56,508 --> 00:44:57,925
‫خب، تو هم باید یه بار این کارو امتحان کنی.

989
00:44:58,009 --> 00:44:58,968
‫حقه خوبیه.

990
00:44:59,051 --> 00:45:00,136
‫شرط می‌بندم تو این محله جواب می‌ده

991
00:45:00,219 --> 00:45:01,262
‫اینجا تو یورک‌ویل.

992
00:45:02,805 --> 00:45:06,350
‫خلاصه برمی‌گردم بالا و
‫ظرف‌ها رو باز می‌کنم.

993
00:45:06,433 --> 00:45:08,977
‫و بشقاب‌ها رو درمیارم
‫و می‌شینیم و می‌خوریم.

994
00:45:09,060 --> 00:45:11,146
‫من شیرین و ترش دارم و وینس هم

995
00:45:11,229 --> 00:45:13,023
‫با هم نمی‌خورین؟

996
00:45:13,106 --> 00:45:14,816
‫اوم، یه کم، ولی بیشترش برای
‫اینه که من واقعاً دوست ندارم

997
00:45:14,900 --> 00:45:16,026
‫مو گو گای پن.

998
00:45:16,109 --> 00:45:18,111
‫وینس زیاد ازش نخورد. من
‫همه غذای خودمو خوردم.

999
00:45:18,194 --> 00:45:20,405
‫و برنج کافی نبود.

1000
00:45:20,488 --> 00:45:22,532
‫و بعد گفتم، «چرا کوکاکولا
‫رو با خودت نمی‌بری خونه؟

1001
00:45:22,615 --> 00:45:23,908
‫چون من هنوز قبلی رو اینجا دارم،

1002
00:45:23,991 --> 00:45:25,618
‫از وقتی تو اینجا بودی گازش رفته.»

1003
00:45:25,701 --> 00:45:26,702
‫اون با کوکاکولا زنده‌ست.

1004
00:45:26,786 --> 00:45:28,746
‫آره، برای همینه که پوستش اینقدر عالیه.

1005
00:45:30,622 --> 00:45:32,041
‫اون خوب غذا نمی‌خوره، وینسنت.

1006
00:45:32,958 --> 00:45:34,168
‫واقعاً عاشق هله هوله‌ست.

1007
00:45:34,918 --> 00:45:36,586
‫یه شب با فرن لیبوویتز

1008
00:45:36,670 --> 00:45:39,964
‫و کریگ کارپل بیرون بودیم، داشتیم
‫می‌رفتیم یه رستوران ایتالیایی.

1009
00:45:40,048 --> 00:45:42,008
‫و وینسنت اصرار کرد که از ماشین پیاده شه،

1010
00:45:42,091 --> 00:45:44,093
‫تا بتونه بره مک‌دونالد.

1011
00:45:44,177 --> 00:45:45,719
‫و گفت که اونجا ما رو می‌بینه

1012
00:45:45,804 --> 00:45:46,888
‫توی رستوران برای قهوه خوردن.

1013
00:45:46,971 --> 00:45:48,556
‫خب، این دیوونگیه.

1014
00:45:49,640 --> 00:45:51,767
‫شاید چون با غذای ایتالیایی بزرگ شده.

1015
00:45:51,850 --> 00:45:53,519
‫نه، منظورم اینه که وقتی با بقیه هستی.

1016
00:45:54,520 --> 00:45:55,563
‫یعنی حتماً باید مک‌دونالد می‌خورد.

1017
00:45:55,646 --> 00:45:57,355
‫آره، دُزش برسه.

1018
00:46:04,154 --> 00:46:06,030
‫یادم نمیاد راجع به چی حرف زدیم.

1019
00:46:07,532 --> 00:46:09,492
‫در مورد آلن گینزبرگ بهش گفتم.

1020
00:46:09,576 --> 00:46:12,286
‫آها، اول این لیست رو براش خوندم.

1021
00:46:13,204 --> 00:46:14,663
‫گفتم: «فوق‌العاده‌ست.»

1022
00:46:14,746 --> 00:46:15,581
‫این حس رو داشتم

1023
00:46:15,664 --> 00:46:18,292
‫که هیچ کاری نکردم جز اینکه بیدار شدم،

1024
00:46:19,501 --> 00:46:21,462
‫از آلن گینزبرگ عکاسی
‫کردم، فیلم رو ظاهر کردم،

1025
00:46:21,545 --> 00:46:22,713
‫و همین و بس.

1026
00:46:23,672 --> 00:46:25,256
‫می‌دونی، من اغلب حس می‌کنم که در طول روزم،

1027
00:46:25,340 --> 00:46:28,676
‫اتفاق خاصی نمی‌افته، انگار
‫که روزم رو هدر دادم.

1028
00:46:28,759 --> 00:46:30,053
‫خب، حالا می‌دونی.

1029
00:46:30,136 --> 00:46:31,721
‫یه روز دیگه رو هم هدر دادم.

1030
00:46:32,597 --> 00:46:35,140
‫تمام کاری که کردم این بود که
‫دو ساعت با گینزبرگ بودم.

1031
00:46:35,224 --> 00:46:36,266
‫این خودش یه روز طول می‌کشه.

1032
00:46:37,477 --> 00:46:40,104
‫راستش برای همینه که
‫دارم این کار رو می‌کنم.

1033
00:46:40,187 --> 00:46:43,023
‫تا بفهمم مردم روزهاشون رو چطور پر می‌کنن،

1034
00:46:43,107 --> 00:46:45,984
‫چون خودم حس می‌کنم کار زیادی انجام نمی‌دم

1035
00:46:46,067 --> 00:46:47,486
‫در تمام طول روز.

1036
00:46:48,778 --> 00:46:50,405
‫تو باید انجامش بدی.

1037
00:46:50,489 --> 00:46:51,490
‫انجامش می‌دم.

1038
00:46:52,240 --> 00:46:53,700
‫خلاصه، یکی در می‌زنه،

1039
00:46:53,783 --> 00:46:56,327
‫و گلن اوبراین بود که یکی از اون
‫کت‌هایی رو پوشیده بود که جوزف

1040
00:46:56,410 --> 00:46:58,871
‫می‌پوشید با یقه خز، بژ، خاکستری.

1041
00:46:58,954 --> 00:46:59,997
‫- چی، بارونی؟
‫- آره، با کمربند.

1042
00:47:00,081 --> 00:47:01,707
‫اوهوم. مثل آدمای حومه‌نشین.

1043
00:47:01,790 --> 00:47:04,376
‫و میاد تو و درش نمیاره،

1044
00:47:04,460 --> 00:47:06,962
‫و میگه: «می‌خوام با بروس ساز بزنم.»

1045
00:47:07,045 --> 00:47:09,547
‫و من میگم: «اوه، بی‌خیال.
‫چطوری ساز می‌زنی؟

1046
00:47:09,631 --> 00:47:11,841
‫چیکار می‌کنی؟ تو که سازی نمی‌زنی.»

1047
00:47:11,925 --> 00:47:13,551
‫و اون میگه: «ما به صفحه‌ها گوش می‌دیم،

1048
00:47:13,635 --> 00:47:15,845
‫و می‌گیم می‌خوایم مثل اون انجامش بدیم.»

1049
00:47:15,928 --> 00:47:18,681
‫و من میگم: «باید توپاز کوکیژن
‫رو برای گروهت بیاری.»

1050
00:47:18,765 --> 00:47:20,141
‫خب، اونم که چیزی نمی‌زنه.

1051
00:47:20,224 --> 00:47:22,518
‫اون... اوه، ترومپت می‌زنه،
‫ولی وجود خارجی نداره.

1052
00:47:22,601 --> 00:47:23,644
‫ساختگیه.

1053
00:47:24,603 --> 00:47:28,023
‫زنیه که پت کاستلو از خودش درآورده،

1054
00:47:28,899 --> 00:47:32,986
‫بخشی از گروه تبلیغاتی موسیقی وارتوک.

1055
00:47:33,069 --> 00:47:35,155
‫اونا تبلیغات استیوی واندر رو انجام می‌دن.

1056
00:47:35,238 --> 00:47:38,158
‫من رو با راد استوارت به تور بردن،

1057
00:47:39,492 --> 00:47:42,828
‫و هر از گاهی اسم توپاز
‫کوکیژن رو میندازن وسط.

1058
00:47:44,079 --> 00:47:46,916
‫اون توی فستیوال پاپ
‫میامی بود یا هرچی که بود،

1059
00:47:46,999 --> 00:47:49,627
‫فستیوال نیوپورت، یا یه حضور کوتاه داشت

1060
00:47:49,710 --> 00:47:52,212
‫روی صحنه با مایلز دیویس، و این
‫رو توی روزنامه‌ها چاپ کردن.

1061
00:47:54,464 --> 00:47:56,591
‫قرار بود توپاز کوکیژن
‫یه زن قد بلند شش فوتی،

1062
00:47:56,675 --> 00:48:00,178
‫دورگه‌ی مو قرمز باشه، و واقعاً اسمش رفت

1063
00:48:00,261 --> 00:48:01,429
‫توی همه‌ی روزنامه‌ها.

1064
00:48:01,513 --> 00:48:02,556
‫من با آدمایی بودم

1065
00:48:02,639 --> 00:48:03,598
‫که قسم می‌خوردن توپاز کوکیژن رو دیدن.

1066
00:48:03,682 --> 00:48:04,557
‫صبر کن.

1067
00:48:04,640 --> 00:48:06,642
‫تو از کجا می‌دونستی که ساختگیه؟

1068
00:48:08,894 --> 00:48:10,354
‫چون وقتی داشتن می‌ساختنش من اونجا بودم.

1069
00:48:10,438 --> 00:48:12,105
‫اوه.

1070
00:48:12,189 --> 00:48:14,274
‫گلن اوبراین می‌دونست ساختگیه؟

1071
00:48:15,358 --> 00:48:17,695
‫نه، من داستان توپاز رو براش
‫تعریف کردم، که ساختگیه،

1072
00:48:17,778 --> 00:48:20,238
‫و گفتم که می‌تونه عالی باشه که بگی

1073
00:48:20,322 --> 00:48:22,199
‫داری به توپاز کوکیژن فکر می‌کنی،

1074
00:48:22,282 --> 00:48:23,450
‫و اون گفت: «آره.»

1075
00:48:24,326 --> 00:48:25,452
‫اون در مورد توپاز می‌دونست.

1076
00:48:25,535 --> 00:48:27,203
‫اون گفت که: «اگه کسی جرأت کنه بیاد جلو

1077
00:48:27,287 --> 00:48:31,165
‫و بگه "من توپاز کوکیژن
‫هستم"، صداش شنیده می‌شه،»

1078
00:48:31,916 --> 00:48:35,127
‫که می‌تونه یه آهنگ ضبط
‫کنه، حداقل یه دمو بسازه،

1079
00:48:35,211 --> 00:48:37,629
‫چون مردم می‌گفتن: «این کیه؟ با کیه؟»

1080
00:48:37,713 --> 00:48:40,006
‫یه جوریه انگار دارن واقعیش می‌کنن.

1081
00:48:40,090 --> 00:48:42,133
‫فکر کنم ممکنه شروع کنن
‫به جمع کردن نوازنده.

1082
00:48:42,217 --> 00:48:43,134
‫- احتمالش هست.
‫- آره.

1083
00:48:43,218 --> 00:48:45,679
‫حس می‌کنم سوزی کواترو همین کار رو کرد.

1084
00:48:49,015 --> 00:48:50,808
‫خب، حالا چی می‌شه؟

1085
00:48:50,891 --> 00:48:54,144
‫گلن اونجاست، حدود ۱۰ دقیقه می‌مونه،

1086
00:48:54,229 --> 00:48:56,356
‫و بعد می‌ره، پس فقط من و وینس می‌مونیم.

1087
00:48:57,064 --> 00:48:59,316
‫و من میگم باید برگردم سر کار،

1088
00:49:00,317 --> 00:49:02,027
‫و گلن میگه می‌خواد بره خونه.

1089
00:49:04,779 --> 00:49:07,699
‫توی این ماجرا به کتاب تو اشاره کردم،

1090
00:49:08,867 --> 00:49:10,869
‫و اونا می‌گن: «پاتریک میگه عالی می‌شه

1091
00:49:10,952 --> 00:49:11,870
‫اگه یه مبل داشته باشیم.»

1092
00:49:12,829 --> 00:49:15,331
‫و من میگم: «واقعاً زندگیم رو عوض می‌کنه.

1093
00:49:16,374 --> 00:49:17,917
‫و ما سر شام راجع به این بحث کردیم،

1094
00:49:18,001 --> 00:49:22,296
‫در مورد امکان معاشقه و اینکه چقدر سخته

1095
00:49:22,380 --> 00:49:23,130
‫می‌دونی، توی آپارتمانش،

1096
00:49:23,213 --> 00:49:26,759
‫یه تخت داره و صندلی‌های صاف،

1097
00:49:26,842 --> 00:49:29,386
‫پس یا باید برن توی اتاق خواب

1098
00:49:29,469 --> 00:49:32,014
‫و تلویزیون تماشا کنن، اینطوری انجامش بدن

1099
00:49:32,097 --> 00:49:34,141
‫یا اگه برن روی تخت، اون تخت رو نگه داشته

1100
00:49:34,224 --> 00:49:35,100
‫توی اتاق نشیمن،

1101
00:49:36,017 --> 00:49:38,310
‫و همه‌ی این مجله‌ها و نامه‌ها
‫رو روش نگه می‌داره.

1102
00:49:38,395 --> 00:49:39,395
‫باید همه‌ی اینا رو جابجا کنه.

1103
00:49:39,479 --> 00:49:41,731
‫آره. خب، یه کاناپه، یه کاناپه
‫یه چیزی بین این دوتاست.

1104
00:49:41,814 --> 00:49:43,024
‫می‌تونی روی کاناپه انجامش بدی.

1105
00:49:43,107 --> 00:49:44,358
‫می‌تونی روی کاناپه بخوابی.

1106
00:49:44,441 --> 00:49:46,235
‫می‌تونی دراز بکشی و روی کاناپه کتاب بخونی.

1107
00:49:46,318 --> 00:49:48,029
‫واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه.

1108
00:49:48,112 --> 00:49:49,988
‫و یه روزی، مال تو می‌شه.

1109
00:49:52,741 --> 00:49:57,662
‫خب، پس وینسنت می‌ره، و
‫من برمی‌گردم به تاریک‌خونه.

1110
00:49:58,872 --> 00:50:00,373
‫این حدود ساعت ۱۰:۰۰ بود؟

1111
00:50:02,083 --> 00:50:04,960
‫احتمالا همون حوالی، بدون
‫اینکه حواسم به ساعت باشه،

1112
00:50:06,211 --> 00:50:11,466
‫و به بزرگ کردن عکس‌های رستوران فکر می‌کنم.

1113
00:50:13,343 --> 00:50:16,180
‫کاری که برای رستوران انجام
‫دادم، فضای داخلی رستوران.

1114
00:50:17,139 --> 00:50:18,723
‫از چاپ کردنش متنفرم.

1115
00:50:19,724 --> 00:50:21,810
‫می‌دونی، مثلا ۱۴ تا چاپ مختلفه

1116
00:50:23,562 --> 00:50:25,146
‫و کنتاکت‌ها

1117
00:50:25,229 --> 00:50:28,066
‫از عکس‌های گینزبرگ، همین الان تو خشک‌کنه.

1118
00:50:28,149 --> 00:50:29,358
‫واکنشت چیه؟

1119
00:50:32,820 --> 00:50:34,822
‫چیز زیادی اونجا نیست.

1120
00:50:37,240 --> 00:50:38,617
‫هیچ کنتاکتی نیست.

1121
00:50:39,659 --> 00:50:40,786
‫هوم.

1122
00:50:42,495 --> 00:50:44,664
‫خب بعدش عکس‌های رستوران رو درست می‌کنم،

1123
00:50:45,957 --> 00:50:49,085
‫و وقتی داشتم نگاهشون
‫می‌کردم، واقعا خسته بودم.

1124
00:50:50,712 --> 00:50:52,546
‫فقط می‌خواستم دوباره برم بخوابم.

1125
00:50:54,631 --> 00:50:56,758
‫ولی وقتی شروع به کار می‌کنم،
‫یه جورایی سرحال میشم.

1126
00:50:56,842 --> 00:50:58,885
‫ناهار خوردی؟

1127
00:50:58,969 --> 00:51:00,721
‫ساندویچ کالباس جگر خوردم.

1128
00:51:00,804 --> 00:51:02,889
‫هوم. فکر کنم سوءتغذیه داری.

1129
00:51:02,973 --> 00:51:04,475
‫به اندازه کافی سبزیجات می‌خوری؟

1130
00:51:05,767 --> 00:51:07,853
‫بعضی وقتا، ولی مثلا
‫دیروز، کل غذام همون بود.

1131
00:51:07,936 --> 00:51:10,146
‫خب، این کافی نیست. نه برای یه مرد گنده.

1132
00:51:10,230 --> 00:51:10,896
‫جدا.

1133
00:51:10,981 --> 00:51:12,232
‫فکر کنم نه.

1134
00:51:12,315 --> 00:51:13,524
‫برای همینه که خسته‌ای.

1135
00:51:13,608 --> 00:51:15,318
‫اونقدرها هم خسته نیستم.

1136
00:51:15,401 --> 00:51:16,235
‫فقط یه چیزای خاصی

1137
00:51:16,319 --> 00:51:18,070
‫مثلا آلن گینزبرگ خسته‌م کرد.

1138
00:51:23,868 --> 00:51:29,122
‫خلاصه من، عکس رستوران رو بزرگ می‌کنم،

1139
00:51:29,205 --> 00:51:31,375
‫و بعد از اینکه شش‌تایی درست کردم،

1140
00:51:32,250 --> 00:51:34,335
‫می‌فهمم که این کار فوق‌العاده خوبیه.

1141
00:51:34,418 --> 00:51:37,005
‫خیلی حرفه‌ای به نظر میاد.

1142
00:51:37,088 --> 00:51:41,842
‫و من همه این عکس‌ها رو
‫از یه رستوران گرفتم،

1143
00:51:41,925 --> 00:51:44,387
‫پرتره صاحبش رو در ازای ۴۵۰ دلار.

1144
00:51:44,470 --> 00:51:46,514
‫واقعا مفت بود، قیمت خوبی بود.

1145
00:51:47,890 --> 00:51:49,808
‫فکر کردم، "اوه، واقعا خیلی
‫زیاده"، چون من اونجا بودم

1146
00:51:49,892 --> 00:51:51,643
‫دو سه ساعت، و این عکس‌ها رو گرفتم.

1147
00:51:52,852 --> 00:51:54,479
‫و دقیقا شبیه خود اونجاست.

1148
00:51:55,688 --> 00:51:58,608
‫و فرن زنگ می‌زنه، و من میگم، "سر کارم."

1149
00:51:58,691 --> 00:52:00,276
‫و اون میگه، "باشه، برگرد سر کارت.

1150
00:52:00,359 --> 00:52:01,944
‫فردا باهات صحبت می‌کنم.

1151
00:52:02,028 --> 00:52:03,487
‫و خداحافظی می‌کنه.

1152
00:52:04,739 --> 00:52:05,614
‫و من کارهای رستوران رو،

1153
00:52:05,697 --> 00:52:07,574
‫ تموم می‌کنم و می‌شورمشون،

1154
00:52:07,658 --> 00:52:09,493
‫و می‌فهمم که بهتره شب تا صبح خیسشون نکنم،

1155
00:52:09,576 --> 00:52:13,705
‫چون اون کاغذ پلی‌کنتراست
‫لبه‌هاش شروع به ور اومدن می‌کنه،

1156
00:52:13,789 --> 00:52:16,291
‫و می‌خوام خیلی شیک و تمیز به نظر برسه.

1157
00:52:17,542 --> 00:52:20,170
‫برای اینکه پولم رو بگیرم، پس می‌شورمشون،

1158
00:52:21,879 --> 00:52:22,922
‫و گرمایش هم قطع شده بود.

1159
00:52:23,005 --> 00:52:23,964
‫گرمایش خاموش شده بود

1160
00:52:24,048 --> 00:52:25,841
‫حدود ۷:۳۰ وقتی وینس داشت دوش می‌گرفت.

1161
00:52:25,925 --> 00:52:27,552
‫داره خیلی سرد میشه.

1162
00:52:27,635 --> 00:52:29,094
‫این هر شب اتفاق میفته؟

1163
00:52:30,846 --> 00:52:32,681
‫خیلی عجیبه.

1164
00:52:32,765 --> 00:52:35,017
‫شب قبلش، تمام شب روشن بود.

1165
00:52:35,100 --> 00:52:36,518
‫خیلی گرم بود.

1166
00:52:39,103 --> 00:52:41,523
‫تا ساعت ۷ روشن بود و تا ساعت ۲ خاموش بود.

1167
00:52:43,066 --> 00:52:44,859
‫روی یه جور سیستم خودکاره.

1168
00:52:44,943 --> 00:52:46,027
‫خیلی عجیبه.

1169
00:52:47,445 --> 00:52:49,030
‫ولی می‌دونستم اشکالی نداره چاپ‌ها رو بذارم

1170
00:52:49,113 --> 00:52:51,990
‫تو هوا خشک بشن، چون اگه سرد بود،

1171
00:52:52,074 --> 00:52:53,826
‫می‌تونستم شب تا صبح بیرون بذارمشون،

1172
00:52:53,909 --> 00:52:56,036
‫و اونا آروم‌تر و صاف‌تر خشک می‌شدن.

1173
00:52:57,496 --> 00:52:59,164
‫و بعد یادم اومد که باید برم

1174
00:52:59,247 --> 00:53:00,707
‫پیش تینا فردا، و باید براش

1175
00:53:00,791 --> 00:53:02,876
‫عکس‌های جنت فلنر رو ببرم.

1176
00:53:02,960 --> 00:53:04,877
‫اون دوتا می‌خره تا با جلسات
‫عکاسی معاوضه کنه.

1177
00:53:05,753 --> 00:53:08,548
‫پس دوتا که یه جورایی با هم
‫جورن رو انتخاب می‌کنم،

1178
00:53:08,631 --> 00:53:12,051
‫و فهمیدم چاپی که درست کرده بودم،

1179
00:53:12,134 --> 00:53:16,263
‫همونی که تو داری، واقعا خیلی بهتر بود.

1180
00:53:17,223 --> 00:53:19,266
‫و قبلا واقعا اینو ندیده بودم.

1181
00:53:21,560 --> 00:53:23,311
‫فلیسیتی گفته بود، "من اون
‫چاپ رو امروز می‌خوام.

1182
00:53:23,395 --> 00:53:25,313
‫این آدما برای این مهمونی اینجا هستن."

1183
00:53:25,396 --> 00:53:26,648
‫"من تمام صبح داشتم یه کاری می‌کردم،

1184
00:53:26,732 --> 00:53:29,359
‫واسه همین ساعت ۳ رسیدم
‫خونه"، و من گفتم، "خب،

1185
00:53:29,442 --> 00:53:30,944
‫می‌تونم یه ساعته درستش کنم، و اگه بهم ۵۰ دلار

1186
00:53:31,027 --> 00:53:32,028
‫بدی براش"،

1187
00:53:32,112 --> 00:53:34,280
‫بهتره اونایی که برای تینا
‫هست رو هم درست کنم.

1188
00:53:34,364 --> 00:53:36,198
‫و فکر می‌کردم که خوبن.

1189
00:53:36,282 --> 00:53:39,326
‫ولی فهمیدم که برای انجام کار خوب،

1190
00:53:39,409 --> 00:53:41,704
‫باید وقت داشته باشم

1191
00:53:41,787 --> 00:53:44,623
‫تا واقعا بهش نگاه کنم، واقعا
‫ببینم دارم چیکار می‌کنم.

1192
00:53:49,628 --> 00:53:51,671
‫بعضی وقتا فقط وایمیستم و بهش زل می‌زنم،

1193
00:53:51,755 --> 00:53:53,882
‫و حتی خیلی هم لذت‌بخشه.

1194
00:53:55,466 --> 00:53:58,887
‫واقعا زمان می‌بره تا بشناسیش.

1195
00:54:01,764 --> 00:54:03,432
‫این تقریبا کلیشه‌ای به نظر میاد.

1196
00:54:32,793 --> 00:54:34,210
‫به هر حال، تا اون موقع نفهمیده بودم

1197
00:54:34,294 --> 00:54:36,504
‫که اونا واقعا چاپ‌های معمولی‌ای بودن.

1198
00:54:38,924 --> 00:54:40,842
‫خوب بودن، ولی معمولی بودن.

1199
00:54:43,136 --> 00:54:46,514
‫مثلا، اون یکی اون سفیدی‌ها و
‫سیاهی‌های واقعا عجیبی داشت.

1200
00:54:49,141 --> 00:54:50,601
‫پس امضاشون کردم.

1201
00:54:52,144 --> 00:54:55,272
‫خودکارم خوب نمی‌نوشت،
‫برای همین "پ" توی پیتر

1202
00:54:55,355 --> 00:54:56,773
‫افتضاح به نظر می‌رسید.

1203
00:55:00,569 --> 00:55:01,736
‫خب وقتی خودکار

1204
00:55:01,820 --> 00:55:05,699
‫و جوهر هندی روی یه چاپ می‌ذاری،
‫خیلی ضعیف به نظر می‌رسید.

1205
00:55:07,200 --> 00:55:09,660
‫فکر کردم، "نمی‌تونم "ی-ت-ر"
‫رو خیلی فشرده بنویسم،

1206
00:55:09,743 --> 00:55:12,413
‫ولی حداقل می‌تونم تو همون مقیاس نگهش دارم

1207
00:55:12,496 --> 00:55:14,748
‫ولی بهش یه حالی بدم چون
‫یه جورایی میشه بخشی

1208
00:55:14,832 --> 00:55:16,041
‫از تصویر."

1209
00:55:17,751 --> 00:55:19,169
‫و خودکار اصلا درشت نمی‌نوشت.

1210
00:55:19,252 --> 00:55:20,754
‫می‌خواست آروم پیش بره.

1211
00:55:24,341 --> 00:55:28,010
‫خلاصه، امضاشون کردم، و
‫با خودم گفتم، «خب، باشه.»

1212
00:55:31,681 --> 00:55:34,684
‫آهان، قبلش، دو تا لکه‌ی کوچیک بود

1213
00:55:34,767 --> 00:55:35,392
‫که پاکشون کردم.

1214
00:55:35,476 --> 00:55:36,810
‫عکس رو لکه‌گیری کردم...

1215
00:55:38,437 --> 00:55:40,314
‫و رفتم سراغ عکس‌هام

1216
00:55:41,357 --> 00:55:43,609
‫تا سعی کنم عکس دختر
‫فرانک لیما رو پیدا کنم،

1217
00:55:43,692 --> 00:55:46,027
‫برای تینا، که دوستش داره.

1218
00:55:48,113 --> 00:55:50,615
‫یادم نمیومد که چاپش کرده بودم یا نه،

1219
00:55:50,698 --> 00:55:51,866
‫ولی می‌دونستم

1220
00:55:51,950 --> 00:55:54,369
‫یه دونه شاسی‌شده‌ش هست، پس
‫همون شاسی‌شده رو پیدا کردم.

1221
00:55:56,621 --> 00:56:00,207
‫و داشت از روی مقوا کنده می‌شد،

1222
00:56:00,290 --> 00:56:02,292
‫چسب شاسی داشت شل می‌شد.

1223
00:56:03,418 --> 00:56:06,338
‫پس با خودم گفتم، «سعی می‌کنم با اتو
‫بچسبونمش سر جاش، ببینم می‌چسبه.»

1224
00:56:09,007 --> 00:56:11,801
‫پس رفتم و اتو رو آوردم.
‫الان دیگه ساعت ۲:۳۰ بود.

1225
00:56:12,761 --> 00:56:15,764
‫و یه ورق کاغذ برداشتم و روش فشار دادم.

1226
00:56:15,847 --> 00:56:17,932
‫و کامل چسبوندمش سر جاش روی شاسی.

1227
00:56:19,642 --> 00:56:21,602
‫و با خودم گفتم، «لبه‌هاش یکم نامرتبه،

1228
00:56:21,685 --> 00:56:25,105
‫ولی می‌تونم بگم، 'آهان،
‫ولی این چاپ اصلیه.'»

1229
00:56:25,188 --> 00:56:26,857
‫یعنی، هنوزم قشنگ بود، ولی لبه‌هاش

1230
00:56:26,940 --> 00:56:28,233
‫یکم، می‌دونی.

1231
00:56:29,818 --> 00:56:30,694
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم،

1232
00:56:30,778 --> 00:56:32,863
‫من معمولاً دوست دارم همه
‫چیز خیلی تمیز و بی‌نقص باشه.

1233
00:56:34,614 --> 00:56:36,866
‫یه جورایی به نظرم خنده‌دار بود
‫که اصلاً همچین فکری به سرم زد.

1234
00:56:38,368 --> 00:56:39,827
‫این نسخه اصلیه.

1235
00:56:40,870 --> 00:56:42,413
‫و تا حالا همچین فکری نکرده بودی؟

1236
00:56:42,497 --> 00:56:43,956
‫نمی‌دونم خوبه یا نه.

1237
00:56:44,874 --> 00:56:46,458
‫- بد نیست.
‫- می‌دونم.

1238
00:56:46,542 --> 00:56:49,253
‫مثل اینه که گیر بیفتی تو...

1239
00:56:49,336 --> 00:56:51,880
‫اوه، تو نمی‌ذاری خودت زیاد درگیرش بشی.

1240
00:56:53,173 --> 00:56:55,509
‫از نظر ظاهری، دوست دارم مرتب باشه.

1241
00:56:58,094 --> 00:57:00,221
‫یه چیزی در موردش هست که اذیتم می‌کنه.

1242
00:57:27,330 --> 00:57:29,040
‫پس اتو رو از برق کشیدم.

1243
00:57:32,000 --> 00:57:34,378
‫و متوجه چندتا لکه کوچیک شدم.

1244
00:57:34,462 --> 00:57:36,339
‫و یه لکه بود

1245
00:57:36,422 --> 00:57:38,215
‫که واقعاً تعجب کردم که چطور من

1246
00:57:38,298 --> 00:57:39,842
‫دور تا دور عکس رو گشته بودم.

1247
00:57:39,925 --> 00:57:41,509
‫و یه چیزی مثل رد مو بود.

1248
00:57:44,804 --> 00:57:46,473
‫من قبلاً تو لکه‌گیری خیلی خوب بودم.

1249
00:57:46,556 --> 00:57:48,057
‫الان می‌بینم که نمی‌تونم
‫به همون خوبی ببینم.

1250
00:57:48,140 --> 00:57:48,975
‫واقعاً؟

1251
00:57:51,769 --> 00:57:54,355
‫از نزدیک، این دوربینیه یا نزدیک‌بینی؟

1252
00:57:54,438 --> 00:57:55,690
‫دوربینی.

1253
00:57:55,773 --> 00:57:57,483
‫می‌فهمم که مجبورم
‫اینجوری به همه چی نگاه کنم.

1254
00:57:57,566 --> 00:57:59,151
‫آره، منم همینطور.

1255
00:58:00,861 --> 00:58:03,614
‫و با لکه‌گیری، که قبلاً
‫عاشق انجام دادنش بودم،

1256
00:58:03,697 --> 00:58:07,200
‫مثلاً این لکه‌های خیلی
‫کوچیک رو ببینی و با قلم‌مو،

1257
00:58:07,283 --> 00:58:09,327
‫بتونی این نقطه‌های رنگ رو روش بذاری،

1258
00:58:09,410 --> 00:58:10,703
‫می‌تونستم ساعت‌ها انجامش بدم.

1259
00:58:12,872 --> 00:58:13,623
‫خیلی لذت‌بخش بود.

1260
00:58:13,706 --> 00:58:14,915
‫تو این کار خیلی خوب بودم.

1261
00:58:16,083 --> 00:58:19,336
‫الان مثل یه حس ناخوشایند فیزیکیه.

1262
00:58:21,171 --> 00:58:25,134
‫نه اینکه درد داشته باشه، ولی درست نیست.

1263
00:58:27,511 --> 00:58:28,887
‫نمی‌تونم ببینمش.

1264
00:58:28,970 --> 00:58:29,971
‫تمام لذتش از بین رفته.

1265
00:58:30,054 --> 00:58:31,598
‫خب، وقتی عینکت رو بگیری.

1266
00:58:31,681 --> 00:58:33,767
‫فقط... باید عینک بگیرم. آره.

1267
00:58:34,809 --> 00:58:36,728
‫برای دور هم لازم داری؟

1268
00:58:36,811 --> 00:58:37,854
‫نه.

1269
00:58:38,729 --> 00:58:40,564
‫فقط برای نزدیک.

1270
00:58:40,648 --> 00:58:41,899
‫اولین باری که متوجه شدم

1271
00:58:41,983 --> 00:58:46,236
‫که دارم دوربین می‌شم زمانی
‫بود که موریس هوگن‌بوم،

1272
00:58:46,320 --> 00:58:50,407
‫که یه عکاس هلندی بود، و با
‫کاترین میلینر زندگی می‌کرد،

1273
00:58:51,533 --> 00:58:52,993
‫اومد خونه‌ی من.

1274
00:58:54,119 --> 00:58:55,578
‫من رفتم خونه فیبی.

1275
00:58:57,747 --> 00:58:59,207
‫و یه عکس از خودش بهم نشون داد.

1276
00:58:59,291 --> 00:59:00,708
‫خیلی خوشگله.

1277
00:59:01,626 --> 00:59:03,419
‫من این عکس رو درآوردم.

1278
00:59:03,502 --> 00:59:05,087
‫گفتم، «اینو نگاه کن.»

1279
00:59:05,171 --> 00:59:08,215
‫و اون رو حدود سی سانت از صورتم فاصله داد.

1280
00:59:09,841 --> 00:59:11,385
‫یعنی، نه خیلی نزدیک.

1281
00:59:13,094 --> 00:59:14,596
‫و من مجبور شدم عقب برم.

1282
00:59:14,680 --> 00:59:15,847
‫اذیت‌کننده بود.

1283
00:59:16,557 --> 00:59:18,266
‫مجبور شدم بگیرمش تو دستم و دورتر نگهش دارم

1284
00:59:18,349 --> 00:59:19,184
‫و بگم، «اوه.»

1285
00:59:22,520 --> 00:59:25,148
‫اون موقع بود که فهمیدم، عجیبه.

1286
00:59:25,231 --> 00:59:26,566
‫من قبلاً می‌تونستم به چیزها
‫از اون فاصله نزدیک نگاه کنم.

1287
00:59:26,649 --> 00:59:28,401
‫مگه فکر نمی‌کردی ما

1288
00:59:28,484 --> 00:59:30,319
‫از همه این چیزا معافیم؟

1289
00:59:30,402 --> 00:59:31,486
‫هیچوقت بهش فکر نکرده بودم.

1290
00:59:31,571 --> 00:59:33,781
‫آره، هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫این چیزا اتفاق بیفته.

1291
00:59:34,824 --> 00:59:35,950
‫یه جورایی، فکر می‌کردم... یعنی، آره.

1292
00:59:36,033 --> 00:59:37,951
‫این حس رو داشتم که هیچکدوم
‫از اون چیزای پیری سراغم نمیاد.

1293
00:59:38,035 --> 00:59:41,455
‫آرتروز، التهاب مفاصل، روماتیسم.

1294
00:59:41,538 --> 00:59:43,247
‫- عزیزم!
‫- نه، من التهاب مفصل دارم.

1295
00:59:47,251 --> 00:59:49,420
‫اون آخرین باری بود که
‫موریس هوگن‌بوم رو دیدم.

1296
00:59:51,339 --> 00:59:53,341
‫نمی‌خواست با شما پیرمردها کاری داشته باشه.

1297
00:59:53,424 --> 00:59:54,300
‫نه. نه.

1298
00:59:54,383 --> 00:59:57,010
‫اون رفت برزیل و داشت عکاسی می‌کرد

1299
00:59:57,094 --> 00:59:58,971
‫و عقب‌عقب رفت و از یه صخره افتاد.

1300
01:00:00,472 --> 01:00:02,057
‫چند هزار فوت ارتفاع داشت.

1301
01:00:09,146 --> 01:00:11,190
‫ببین وقتی عقب‌عقب میری چی میشه.

1302
01:00:14,944 --> 01:00:16,528
‫همه چیز به هم ربط داره.

1303
01:00:26,037 --> 01:00:27,330
‫خب، داشتی لکه‌گیری می‌کردی.

1304
01:00:27,413 --> 01:00:28,790
‫داشتم لکه‌گیری می‌کردم، آره.

1305
01:00:30,541 --> 01:00:32,668
‫و بعد یه پاکت و یه مقوا برداشتم.

1306
01:00:33,544 --> 01:00:35,755
‫مقوا نداشتم. داشتم.

1307
01:00:35,838 --> 01:00:37,382
‫ولی نمی‌خواستم ازش استفاده کنم.

1308
01:00:37,465 --> 01:00:39,634
‫پس به جاش از یه عکس شاسی‌شده
‫استفاده کردم، چون مقواهام داره

1309
01:00:39,717 --> 01:00:41,218
‫خیلی کم میشه.

1310
01:00:41,301 --> 01:00:43,595
‫و گذاشتمش دم در ورودی، که یادم نره.

1311
01:00:45,139 --> 01:00:46,390
‫و نگاتیوهایی که خشک کرده بودم

1312
01:00:46,473 --> 01:00:48,308
‫توی خشک‌کن برقی دیگه خشک شده بودن.

1313
01:00:50,894 --> 01:00:52,687
‫واسه همین اولین نگاه
‫درست و حسابی رو انداختم

1314
01:00:52,771 --> 01:00:55,690
‫از توی ویزورم، تا بتونم
‫صورت رو واقعاً ببینم

1315
01:00:56,440 --> 01:00:57,942
‫و خوب نبودن.

1316
01:00:58,026 --> 01:01:00,069
‫برای مجله تایمز به اندازه کافی خوب بودن؟

1317
01:01:00,153 --> 01:01:01,404
‫احتمالاً.

1318
01:01:01,487 --> 01:01:02,488
‫ولی اون هیچی از خودش بروز نداد.

1319
01:01:02,571 --> 01:01:03,989
‫اینطور نبود که چیزی بروز نده.

1320
01:01:05,283 --> 01:01:06,450
‫مسئله این بود که ما با
‫هم ارتباط برقرار نکردیم.

1321
01:01:06,534 --> 01:01:08,827
‫ولی خیلی جبهه گرفته بود.

1322
01:01:08,911 --> 01:01:11,579
‫آره، یه جورایی به منم برمی‌گرده.

1323
01:01:11,664 --> 01:01:14,124
‫نه، اون... اون قطعاً کار رو سخت کرده بود.

1324
01:01:15,333 --> 01:01:17,252
‫آره، ولی مثلاً اگه از من خوشش اومده بود.

1325
01:01:18,836 --> 01:01:22,339
‫چون مردا اغلب عکس‌های خیلی متفاوتی می‌گیرن

1326
01:01:22,424 --> 01:01:24,508
‫از زن‌ها از همدیگه، چون
‫من عکس‌هایی رو دیدم

1327
01:01:24,592 --> 01:01:26,510
‫که زن‌ها از مردها گرفتن.

1328
01:01:26,593 --> 01:01:29,305
‫بعضی وقتا خیلی دلربا و جذاب از آب در میان.

1329
01:01:29,388 --> 01:01:31,390
‫مثلاً بعضی از عکس‌های
‫شایلا از مردا فوق‌العاده‌ان

1330
01:01:31,473 --> 01:01:32,474
‫و تأثیرگذار.

1331
01:01:33,725 --> 01:01:36,186
‫انگار که وقتی اونجاست، این زن زیبا اون بیرون

1332
01:01:36,269 --> 01:01:37,854
‫توی خیابون‌ها و دوربینش رو نشونه می‌گیره

1333
01:01:37,938 --> 01:01:41,024
‫سمت یه کارگر ساختمون.

1334
01:01:41,107 --> 01:01:42,067
‫دارم از موضوع اصلی خارج میشم.

1335
01:01:42,150 --> 01:01:43,818
‫حتی یادم نمیاد موضوع اصلی چی بود.

1336
01:01:43,901 --> 01:01:46,028
‫داشتی... داشتی به عکسای
‫گینزبرگ نگاه می‌کردی.

1337
01:01:46,112 --> 01:01:47,405
‫آره.

1338
01:01:47,488 --> 01:01:49,281
‫و واقعاً چیز زیادی نداشتن.

1339
01:01:49,990 --> 01:01:52,034
‫راستش، در نگاه اول ازشون متنفر بودم.

1340
01:01:52,117 --> 01:01:54,203
‫نگاه دوم، با خودم گفتم، «خب، ممکنه.

1341
01:01:54,286 --> 01:01:55,788
‫یعنی، کسل‌کننده هم نیست.»

1342
01:02:00,167 --> 01:02:01,084
‫ولی با خودم فکر کردم

1343
01:02:01,168 --> 01:02:03,211
‫با اون افاده‌ای که دارم،
‫عالی میشه اگه داشته باشم

1344
01:02:03,295 --> 01:02:06,673
‫گینزبرگ و باروز رو توی
‫یه کتاب، توی کتاب خودم.

1345
01:02:10,259 --> 01:02:16,265
‫مثل وقتی که سوزان گفت، فقط
‫برای دوستاش، داشتم فکر می‌کردم،

1346
01:02:16,349 --> 01:02:18,058
‫«یعنی سوزان سانتاگ یه مقدمه می‌نویسه

1347
01:02:18,141 --> 01:02:19,017
‫برای کتاب من؟

1348
01:02:19,101 --> 01:02:20,435
‫یا باید بدم وینس آلتی بنویسه؟

1349
01:02:20,519 --> 01:02:21,812
‫یا فرانک می‌تونه یه چیز خنده‌دار بنویسه.»

1350
01:02:21,895 --> 01:02:24,022
‫ناشر احتمالاً یه حرفی برای گفتن داره

1351
01:02:24,106 --> 01:02:25,357
‫در هر صورت در این مورد.

1352
01:02:25,440 --> 01:02:27,609
‫اوه، اون احتمالاً خوشش میاد. اون
‫احتمالاً به فروش کتاب‌ها کمک می‌کنه.

1353
01:02:27,692 --> 01:02:29,068
‫یعنی، تو خودت بیشتر ترغیب نمیشی

1354
01:02:29,152 --> 01:02:30,737
‫یه کتاب عکاسی رو برداری؟

1355
01:02:30,820 --> 01:02:32,405
‫اگه... یعنی، مطمئنم

1356
01:02:32,489 --> 01:02:35,324
‫بیشتر از وینس آلتی به فروش کمک می‌کنه.

1357
01:02:35,407 --> 01:02:37,910
‫خیلی دوست دارم ازش پول دربیارم.

1358
01:02:37,994 --> 01:02:39,786
‫و همینطور اینکه دست به دست بچرخه.

1359
01:02:44,333 --> 01:02:46,418
‫می‌دونی، من همیشه یه
‫جورایی تو نخ ستاره‌ها بودم.

1360
01:02:47,210 --> 01:02:50,213
‫اینکه یه جور شبه‌ستاره باشم یا یه ستاره.

1361
01:02:51,047 --> 01:02:54,134
‫دوست دارم کارم فراتر از این حرفا باشه.

1362
01:02:56,010 --> 01:02:59,722
‫دوست دارم کارم فراتر از این حرفا باشه.

1363
01:02:59,805 --> 01:03:02,099
‫که کارم بتونه کاملاً به خودی خود مطرح باشه

1364
01:03:02,182 --> 01:03:03,601
‫بدون اینکه حتی یه ستاره توش باشه.

1365
01:03:03,684 --> 01:03:04,810
‫خب، می‌تونه.

1366
01:03:06,353 --> 01:03:10,065
‫منظورم اینه که، به نظرم این
‫قضیه ستاره‌ها خیلی اضافیه.

1367
01:03:11,233 --> 01:03:14,403
‫ولی اونا ستاره‌های معمولی نیستن.

1368
01:03:15,904 --> 01:03:17,906
‫مثلاً برای من، اونا
‫ستاره‌های اون برنامه بودن.

1369
01:03:17,989 --> 01:03:19,032
‫هوم.

1370
01:03:19,115 --> 01:03:20,324
‫این... این یه چیز دیگه‌ست.

1371
01:03:20,408 --> 01:03:21,492
‫می‌دونی، این آدما خیلی در دسترسن.

1372
01:03:21,575 --> 01:03:23,119
‫مثل جوآن کرافورد.

1373
01:03:23,202 --> 01:03:25,371
‫مثل همون قضیه‌ست.

1374
01:03:26,205 --> 01:03:28,040
‫مثل... مثل جوآن کرافورد.

1375
01:03:28,832 --> 01:03:29,917
‫یعنی، تو به خودت زحمت نمیدی

1376
01:03:30,000 --> 01:03:31,710
‫که جوآن کرافورد رو ببینی؟

1377
01:03:31,794 --> 01:03:33,754
‫اون از اونایی نیست که خیلی برام جالب باشه.

1378
01:03:35,005 --> 01:03:37,007
‫اگه همین دور و بر بود، می‌رفتی ببینیش.

1379
01:03:37,090 --> 01:03:40,092
‫نه، دارم بهت میگم، من خیلی
‫نسبت به ستاره‌ها بی‌تفاوتم.

1380
01:03:40,177 --> 01:03:41,428
‫یه شب با جوآن کرافورد چطور؟

1381
01:03:41,511 --> 01:03:43,846
‫فکر کنم به طرز وحشتناکی حوصله‌سربر باشه.

1382
01:03:45,598 --> 01:03:48,267
‫احتمالاً حق با توئه. ولی
‫من هنوزم خیلی کنجکاوم.

1383
01:03:48,350 --> 01:03:50,394
‫آره، من ترجیح میدم بتی دیویس رو ببینم.

1384
01:03:52,146 --> 01:03:53,021
‫خب، آدمای دیگه‌ای هم هستن که...

1385
01:03:53,105 --> 01:03:54,315
‫منظورم اینه که، من همینطوری
‫جوآن کرافورد رو مثال زدم،

1386
01:03:54,398 --> 01:03:57,401
‫چون وینس یه کتاب بهم نشون داد

1387
01:03:57,484 --> 01:03:59,194
‫و روی جلدش یه صحنه بود

1388
01:03:59,277 --> 01:04:03,364
‫از، فکر کنم کینگ کونگ
‫بود توی نیویورک، یه فیلمی

1389
01:04:04,282 --> 01:04:07,868
‫که نیویورک رو سیل می‌بره و
‫این موج‌های بزرگ رو می‌بینی

1390
01:04:07,952 --> 01:04:09,662
‫که میان توی خیابون و
‫اونجا هرالد اسکوئر بود

1391
01:04:09,745 --> 01:04:10,871
‫با کرافورد.

1392
01:04:42,484 --> 01:04:43,610
‫کجا بودم؟

1393
01:04:46,113 --> 01:04:49,491
‫گذاشتمشون توی پاکت کنار در

1394
01:04:52,118 --> 01:04:55,997
‫و به عکسای گینزبرگ نگاه
‫می‌کنم و ازشون خوشم نمیاد.

1395
01:04:58,791 --> 01:05:00,584
‫ولی گفتم، «خب،

1396
01:05:00,667 --> 01:05:03,044
‫یکی دو تاشون هستن که
‫واقعاً اونقدرها هم بد نیستن.

1397
01:05:03,129 --> 01:05:07,758
‫و مطمئنم اگه واقعاً فوق‌العاده چاپش کنم...»

1398
01:05:12,470 --> 01:05:13,763
‫چاپ کردن بعضی وقتا می‌تونه...

1399
01:05:16,391 --> 01:05:18,017
‫چی؟ چیزایی رو نشون بده؟

1400
01:05:19,435 --> 01:05:20,686
‫آره.

1401
01:05:27,067 --> 01:05:29,653
‫منظورم اینه که، حتی توی کیفیت چهره.

1402
01:05:35,033 --> 01:05:38,828
‫مثلاً توی یه چاپ، طرف
‫کاملاً متفاوت به نظر میاد.

1403
01:05:42,456 --> 01:05:46,460
‫مثل اینه که یه چیزی اضافه کنی
‫یا، اه، یه چیزی رو مجبور کنی

1404
01:05:46,544 --> 01:05:49,963
‫که اتفاق بیفته، که جالبه.

1405
01:06:00,182 --> 01:06:02,141
‫و من، اه، شروع کردم به نوشتن

1406
01:06:02,224 --> 01:06:03,851
‫آخرین یادداشت‌هام در این مورد.

1407
01:06:09,231 --> 01:06:10,816
‫و بگم، «من میرم بخوابم.»

1408
01:06:13,819 --> 01:06:17,238
‫ولی بعدش بلند شدم و

1409
01:06:17,322 --> 01:06:20,909
‫رفتم داخل هارپسیکورد و

1410
01:06:23,703 --> 01:06:26,331
‫بخشی از باخ رو که بلد بودم، زدم.

1411
01:06:30,585 --> 01:06:36,590
‫و چندتا اشتباه می‌کنم، ولی دوباره می‌زنم

1412
01:06:36,673 --> 01:06:38,884
‫تا اینکه خوب بزنمش و صداش خوب در بیاد.

1413
01:06:45,765 --> 01:06:50,519
‫و چراغ‌ها رو خاموش می‌کنم
‫و اول ساعت رو کوک می‌کنم

1414
01:06:50,603 --> 01:06:51,770
‫و دندونام رو مسواک می‌زنم.

1415
01:06:51,855 --> 01:06:54,398
‫تو تمام این مدت از شام به بعد هیچی نخوردی.

1416
01:06:55,524 --> 01:06:57,651
‫من تا الان شش بار یه چی خورده بودم.

1417
01:06:57,735 --> 01:06:59,653
‫راستش، احساس نفخ می‌کردم.

1418
01:07:01,238 --> 01:07:02,781
‫نمی‌دونم چرا،

1419
01:07:02,865 --> 01:07:05,533
‫شاید از استرس بود یا
‫اصلاً چرا آدم نفخ می‌کنه؟

1420
01:07:07,452 --> 01:07:09,496
‫این نشونه‌ی چیه؟

1421
01:07:09,579 --> 01:07:10,705
‫چون من شام زیاد نخوردم

1422
01:07:10,788 --> 01:07:13,916
‫ولی حس می‌کردم غذا توی معده‌م مونده

1423
01:07:14,000 --> 01:07:14,792
‫برای ساعت‌ها.

1424
01:07:14,876 --> 01:07:17,003
‫خب، حتماً غذای مزخرفی بوده.

1425
01:07:17,086 --> 01:07:19,213
‫فکر کنم معده‌ت جمع شده. دلیلش همینه.

1426
01:07:20,131 --> 01:07:22,049
‫نه، اتفاقاً زده بیرون.

1427
01:07:22,133 --> 01:07:24,385
‫نه، من فکر می‌کنم معده‌ت اینقدر کوچیک شده

1428
01:07:24,468 --> 01:07:26,720
‫از بس چیزی نمی‌خوری که با یه ذره غذا

1429
01:07:26,803 --> 01:07:28,472
‫می‌زنه بیرون.

1430
01:07:28,555 --> 01:07:30,431
‫بعد از یک و نصفی ساندویچ جگر

1431
01:07:30,515 --> 01:07:32,475
‫معده‌م واقعاً داشت می‌ترکید.

1432
01:07:34,602 --> 01:07:37,897
‫فکر کنم واقعاً به سیگار
‫کشیدن و استرس ربط داره.

1433
01:07:40,900 --> 01:07:42,276
‫تو کلی انرژی صرف سیگار کشیدن می‌کنی

1434
01:07:42,359 --> 01:07:44,570
‫که می‌تونستی جای دیگه ازش استفاده کنی.

1435
01:07:46,071 --> 01:07:47,739
‫خوب نیست، می‌دونم.

1436
01:07:49,616 --> 01:07:51,618
‫ناراحتم می‌کنه.

1437
01:07:51,701 --> 01:07:53,370
‫واقعاً ناراحتم می‌کنه.

1438
01:07:54,413 --> 01:07:55,997
‫کاش می‌تونستم ترکش کنم.

1439
01:07:57,040 --> 01:07:58,499
‫ولی حالم خوب نیست.

1440
01:08:01,878 --> 01:08:03,754
‫تمام روز خمار سیگارم.

1441
01:08:08,426 --> 01:08:14,807
‫و بعدش هارپسیکورد، مسواک زدم،

1442
01:08:17,475 --> 01:08:21,563
‫کوک کردن ساعت برای ۱۰
‫صبح و بعد می‌رم می‌خوابم.

1443
01:08:25,858 --> 01:08:28,235
‫تقریباً بلافاصله خوابم می‌بره.

1444
01:08:39,538 --> 01:08:42,791
‫و بعد چند دقیقه،

1445
01:08:45,043 --> 01:08:48,588
‫بیدار می‌شم، چون فاحشه‌ها
‫بیرون تو خیابونن.

1446
01:08:49,880 --> 01:08:52,091
‫دارن با هم حرف می‌زنن.

1447
01:08:52,174 --> 01:08:53,300
‫اینقدر بلند حرف می‌زنن

1448
01:08:53,383 --> 01:08:54,802
‫که با پنجره‌های بسته هم می‌تونم
‫کلمه به کلمه‌ی حرفاشون رو بشنوم.

1449
01:08:54,885 --> 01:08:55,970
‫حرفایی که می‌زنن.

1450
01:08:56,053 --> 01:08:59,181
‫در مورد چی حرف می‌زنن؟ در مورد کارشون؟

1451
01:08:59,264 --> 01:09:00,140
‫آره.

1452
01:09:00,932 --> 01:09:02,184
‫فقط حرفای کاری؟

1453
01:09:02,267 --> 01:09:03,310
‫آره.

1454
01:09:05,729 --> 01:09:07,438
‫یه مدتی بیدار نگهت می‌دارن؟

1455
01:09:08,857 --> 01:09:10,358
‫نه.

1456
01:09:10,441 --> 01:09:11,317
‫بلند شدم.

1457
01:09:13,819 --> 01:09:15,321
‫و از پنجره بیرون رو نگاه کردم.

1458
01:09:18,324 --> 01:09:20,242
‫نگاهشون کردم ببینم چه شکلی‌ان.

1459
01:09:22,828 --> 01:09:26,164
‫یکیشون داشت تو تاریکی آرایش می‌کرد

1460
01:09:26,957 --> 01:09:30,168
‫تو آینه‌ی یه ماشین،

1461
01:09:31,211 --> 01:09:32,212
‫آینه بغلش.

1462
01:09:34,464 --> 01:09:35,465
‫راستش، ماشین نبود.

1463
01:09:35,548 --> 01:09:38,550
‫اون کامیون آبیه بود

1464
01:09:39,761 --> 01:09:42,888
‫که از بازداشتگاه معتادای
‫اونور خیابون میاد.

1465
01:09:48,852 --> 01:09:53,148
‫یه کامیون آبی با شیشه‌های دودی دارن

1466
01:09:54,565 --> 01:09:56,776
‫و یه آینه‌ی کوچیک مستطیلی داره.

1467
01:09:59,654 --> 01:10:03,783
‫و بعد برگشتم سر جام و خوابم برد.

1468
01:10:03,807 --> 01:10:07,807
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1469
01:10:07,831 --> 01:10:18,831
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

