﻿1
00:00:20,000 --> 00:00:30,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:33,044 --> 00:00:40,044
«هشدار»
این فیلم شامل فلش زدن های متوالی و تصاویری‌ست
.که ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد

3
00:00:43,001 --> 00:00:49,401
در سال 2014، یک مستند ناشیانه
.بنام پروژۀ ام‌کی‌هکس در سطح اینترنت آپلود شد

4
00:00:49,497 --> 00:00:52,897
،کمتر از یک هفته بعد
.آن مستند ناپدید شده و دیگر هرگز دیده نشد

5
00:00:52,921 --> 00:00:54,921
.تا امروز

6
00:00:54,945 --> 00:00:59,045
چیزی که مشاهده خواهید کرد
.نسخه اصلی و دست‌نخورده ی آن مستند است

7
00:00:59,426 --> 00:01:02,664
تولدت مبارک

8
00:01:02,764 --> 00:01:05,767
تولدت مبارک

9
00:01:05,900 --> 00:01:09,403
تولدت مبارک شان جونم

10
00:01:09,837 --> 00:01:12,941
تولدت مبارک

11
00:01:13,473 --> 00:01:15,677
ای جانم، پسرای قشنگم

12
00:01:15,743 --> 00:01:19,279
شان همیشه یه پسر کنجکاو بود

13
00:01:19,379 --> 00:01:21,148
کنجکاو، خوش قلب

14
00:01:21,248 --> 00:01:24,251
مهربون، دلسوز -
قابل اعتماد، بامزه -

15
00:01:24,318 --> 00:01:26,219
،دلقک کلاس
یه کم دنبال جلب توجه بود

16
00:01:26,320 --> 00:01:28,556
،ولی مهم تر از همه
شان نترس بود

17
00:01:28,723 --> 00:01:30,625
...عاشق قصه و داستان بود

18
00:01:30,725 --> 00:01:32,125
عاشق ماجراجویی بود...

19
00:01:32,225 --> 00:01:34,261
عاشق این بود که
راجب دنیا بیشتر بدونه

20
00:01:34,394 --> 00:01:35,763
همیشه سوال میپرسید

21
00:01:35,863 --> 00:01:38,265
همیشه سرش تو کتاباش بود

22
00:01:38,332 --> 00:01:39,734
همیشه با وسایل ور میرفت

23
00:01:39,801 --> 00:01:42,269
همیشه دل و روده ی همه چیو
میریخت بیرون، مثل همون ساعت

24
00:01:42,402 --> 00:01:46,106
،اون معجزه ی کوچولوی ما بود
فرشته ی ما

25
00:01:46,473 --> 00:01:47,742
...شان

26
00:01:51,345 --> 00:01:54,114
معذرت میخوام، واقعا سخته

27
00:01:56,651 --> 00:01:58,318
هنوز احساس غیرواقعی بودن داره

28
00:01:58,452 --> 00:02:02,422
هزاران بار توی سرم مرورش کردم

29
00:02:02,957 --> 00:02:05,994
که مثلا، چرا هیچی بهم نگفت؟

30
00:02:06,094 --> 00:02:09,831
خیلی وحشتناک و گیج کننده‌س و من هنوزم
دارم سعی میکنم با قضیه کنار بیام

31
00:02:09,964 --> 00:02:13,300
...خدا اونو برای یک لحظه بهمون عطا کرد

32
00:02:14,301 --> 00:02:17,972
،و وقتی که زمانش سر رسید
خدا اونو به سمت خونه فراخوند

33
00:02:18,271 --> 00:02:19,741
...یا خدا، تیم، نمیدونم

34
00:02:19,807 --> 00:02:22,944
...ینی میگم
چرا کسی کاری انجام نمیده؟

35
00:02:23,645 --> 00:02:25,379
...ینی، آدم نمیدونه که

36
00:02:27,580 --> 00:02:28,848
...یه نفر با چه مسائلی درگیره...

37
00:02:28,916 --> 00:02:32,053
یا چرا اونا همچین کارای سنگینی انجام میدن...

38
00:02:32,219 --> 00:02:34,555
...و این مستند کوچیک

39
00:02:34,656 --> 00:02:36,691
این نمیتونه کمکت کنه
که از قضیه سر دربیاری

40
00:02:37,391 --> 00:02:39,093
اون رفته، همه چیو با خودش برده

41
00:02:41,361 --> 00:02:42,362
،وقتی بچه بودیم

42
00:02:42,462 --> 00:02:44,032
من و داداشم شان
باهمدیگه فیلم درست میکردیم

43
00:02:45,232 --> 00:02:46,801
!هیچی بهت نمیگم

44
00:02:46,868 --> 00:02:49,637
،ما همین الانشم همه چیزو میدونیم
جناب تورنس

45
00:02:49,704 --> 00:02:52,372
ما همه جا هستیم

46
00:02:52,472 --> 00:02:54,642
همیشه کارایی که ازش میخواستم رو
انجام میداد

47
00:02:57,879 --> 00:02:59,379
...مهم نبود چقدر مسخره باشه

48
00:02:59,514 --> 00:03:01,481
،تیرات تموم شد رفیق
نمیتونی پیروز شی

49
00:03:01,582 --> 00:03:03,051
پس مثل یه قهرمان میمیرم

50
00:03:03,584 --> 00:03:06,486
!نه

51
00:03:06,954 --> 00:03:07,989
...یا احمقانه باشه...

52
00:03:11,959 --> 00:03:13,061
یا حتی خطرناک...

53
00:03:13,193 --> 00:03:16,164
بگو ببینم طلای آلوارادو رو
کجا قایم کردی

54
00:03:16,229 --> 00:03:18,533
!وگرنه باید چشم بسته روی تخته راه بری

55
00:03:18,866 --> 00:03:20,568
!هرگز

56
00:03:25,238 --> 00:03:27,909
شان؟ شان!؟

57
00:03:28,442 --> 00:03:31,278
!میرم کمک بیارم
!مامان! بابا

58
00:03:31,411 --> 00:03:33,147
،بعد از حادثه ی خونه درختی

59
00:03:33,213 --> 00:03:36,517
،به خودم قول دادم همیشه کنارش باشم
تحت هر شرایطی

60
00:03:37,284 --> 00:03:40,420
،اما روز 27 سپتامبر 2013

61
00:03:40,521 --> 00:03:44,058
،ساعت 9:33 شب
تماسشو جواب ندادم

62
00:03:44,592 --> 00:03:46,293
چون حال حرف زدن نداشتم

63
00:03:47,260 --> 00:03:50,698
،یک ساعت بعدش
شان مرد

64
00:03:50,765 --> 00:03:51,866
...لطفا پسورد خود را وارد

65
00:03:53,201 --> 00:03:55,570
شما یک پیام صوتی جدید دارید

66
00:03:55,636 --> 00:03:57,437
اولین پیام صوتی

67
00:03:57,737 --> 00:04:00,237
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 21:33"

68
00:04:00,161 --> 00:04:02,661
"حدودا یک ساعت قبل از مرگ شان"

69
00:04:01,092 --> 00:04:02,192
...لعنتی

70
00:04:02,216 --> 00:04:03,916
...نمیتونم نفس بکشم

71
00:04:03,940 --> 00:04:05,640
زیاد وقت ندارم

72
00:04:05,764 --> 00:04:07,464
هرچی که میدونستمو گذاشتم

73
00:04:07,588 --> 00:04:09,088
علائم دارن بدتر میشن

74
00:04:09,112 --> 00:04:11,412
جوری که میخواستم جلوشو بگیرم
کافی نبود

75
00:04:11,436 --> 00:04:12,836
خیلی تنهام

76
00:04:12,860 --> 00:04:14,060
پر از نفرتم

77
00:04:14,084 --> 00:04:15,484
اون ما رو پیدا کرده

78
00:04:15,508 --> 00:04:16,741
ما بهش توهین کردیم

79
00:04:16,765 --> 00:04:18,065
...هر اتفاقی که بیفته

80
00:04:18,089 --> 00:04:20,889
...هرکی هرچی گفت
نه من تلاشمو کردم

81
00:04:21,113 --> 00:04:23,113
ولی خسته‌م

82
00:04:36,818 --> 00:04:39,318
تیم ویلسون
"مستندساز"

83
00:04:40,480 --> 00:04:42,984
یک دو سه، الو یک دو سه

84
00:04:43,751 --> 00:04:45,452
من تیم ام، برادر شان

85
00:04:46,353 --> 00:04:49,957
تیم، میشه لطفا سوالو توی جوابت تکرار کنی؟
اینجوری ادیتش راحت تر میشه

86
00:04:50,323 --> 00:04:52,927
باشه، حله

87
00:04:53,060 --> 00:04:56,664
اسم من تیم ویلسونه و
من برادر بزرگتر شان هستم

88
00:04:57,464 --> 00:04:58,800
راجب شان برام بگو

89
00:05:03,470 --> 00:05:07,241
...فقط -
نمیخوای؟ باشه -

90
00:05:09,243 --> 00:05:12,513
لطفا بهم بگو چرا داری
یه مستند راجب اون میسازی

91
00:05:14,849 --> 00:05:17,151
چون میخوام آخرین فیلممو باهاش بسازم

92
00:05:18,186 --> 00:05:20,353
،چون بهش مدیونم
خیلی به شان مدیونم

93
00:05:22,290 --> 00:05:24,091
چرا حس میکنی به شان مدیونی؟

94
00:05:25,860 --> 00:05:26,861
...فقط

95
00:05:28,996 --> 00:05:30,497
...فقط راجب

96
00:05:30,598 --> 00:05:31,665
فقط راجب مستند ازم سوال کن

97
00:05:32,533 --> 00:05:33,534
باشه، حله -
خوبه -

98
00:05:33,701 --> 00:05:35,937
"خب پس فکر میکنی "پروژه ی اِم‌کِی‌هِکس
واقعیه؟

99
00:05:36,003 --> 00:05:37,872
نحوه ی مرگ شان اصلا منطقی نیس

100
00:05:38,940 --> 00:05:43,277
ببین، اگه شان دیوونه بود
یا افسرده یا هرچی

101
00:05:43,343 --> 00:05:45,513
،باید یه سابقه ای چیزی وجود میداشت دیگه
مگه نه؟

102
00:05:45,746 --> 00:05:46,981
یه نشونه ای چیزی

103
00:05:47,148 --> 00:05:49,016
مردم که یه شبه دیوونه نمیشن، میشن؟

104
00:05:49,116 --> 00:05:50,117
نمیشن

105
00:05:50,751 --> 00:05:52,553
اون یه چیزی پیدا کرده بود، خب؟

106
00:05:53,486 --> 00:05:55,189
و بنظرم اونا بخاطر همون کشتنش

107
00:05:56,290 --> 00:05:57,892
نمیخوای حقیقتو بفهمی؟

108
00:05:58,159 --> 00:06:00,127
نمیخوای بفهمی کار کی بوده؟

109
00:06:05,365 --> 00:06:07,865
"تاریخ 30 سپتامبر 2013"

110
00:06:14,943 --> 00:06:17,510
...قرار بود فقط از مراسم ختم فیلم بگیرم

111
00:06:18,579 --> 00:06:20,214
بعنوان یه هدیه واسه پدر مادرم...

112
00:06:22,382 --> 00:06:23,718
اما به فیلم گرفتن ادامه دادم

113
00:06:24,252 --> 00:06:26,254
تیم، میشه اونو بذاری کنار؟

114
00:06:26,354 --> 00:06:27,889
ناسلامتی دوستات اومدن اینجا

115
00:06:28,356 --> 00:06:30,423
چون مرگ شان اصلا منطقی نبود

116
00:06:31,391 --> 00:06:32,727
اصلا با عقل جور درنمیومد

117
00:06:32,793 --> 00:06:34,862
،ما خیلی شوکه شدیم پسر
اصن گیج شدیم

118
00:06:35,029 --> 00:06:39,098
،اگه شان مشکلاتی داشت
...یا ناراحت بود یا استرس داشت یا هرچی

119
00:06:39,165 --> 00:06:40,801
پس چرا هیچی راجبش نگفت؟

120
00:06:40,868 --> 00:06:42,637
مگه این تابستون باهاش نرفته بودین گردش؟

121
00:06:43,004 --> 00:06:46,274
،من و جیک که رفته بودیم خارج شهر
ولی هنوز باهاش در ارتباط بودیم

122
00:06:47,108 --> 00:06:49,043
تا وقتی که شان
شروع کرد به پیچوندن ما

123
00:06:49,210 --> 00:06:51,946
من چندین بار تلاش کردم

124
00:06:52,747 --> 00:06:55,283
،خواستم باهاش برم بیرون
...خواستم ببینمش، خواستم

125
00:06:57,084 --> 00:06:58,252
ولی اون اصلا جواب نمیداد

126
00:06:58,451 --> 00:07:02,223
ینی به ما احتیاج داشت؟
ینی به کمکمون احتیاج داشت؟

127
00:07:03,124 --> 00:07:04,958
ینی ما اجازه دادیم نابود بشه؟

128
00:07:11,899 --> 00:07:13,634
،خیله خب بچه ها
شاتاتونو وردارین

129
00:07:12,140 --> 00:07:14,640
"تاریخ 1 اکتبر 2013"

130
00:07:13,734 --> 00:07:17,505
رفیقای من، اوون و استیو تصمیم گرفتن
برای شان یه مراسم ختم ایرلندی برگزار کنن

131
00:07:17,571 --> 00:07:20,440
!به عشق شانی، بهترین رفیقمون
!به عشق شان

132
00:07:20,508 --> 00:07:21,742
!به عشق شان

133
00:07:21,809 --> 00:07:23,511
فکر میکردن اینجوری دارن کمک میکنن

134
00:07:23,678 --> 00:07:26,380
!اوه، ایول، اوه

135
00:07:26,446 --> 00:07:27,648
گوش کن پسر -
هوم؟ -

136
00:07:27,782 --> 00:07:29,150
خانواده تخمیه، خب؟

137
00:07:29,317 --> 00:07:31,319
ولی اینجوری نیس که
همه چی تقصیر اونا باشه

138
00:07:31,419 --> 00:07:34,255
میدونی، منظورم اتفاقات بد و وحشتناکه

139
00:07:34,522 --> 00:07:35,990
این قضیه توی ژن‌مونه پسر

140
00:07:36,090 --> 00:07:38,993
انگار از روز ازل
با همین خصوصیات خلق شدیم

141
00:07:39,093 --> 00:07:43,764
و بعدش همینجوری داریم توی دنیایی که
خودمون نساختیمش چرخ میزنیم

142
00:07:43,831 --> 00:07:47,535
و توی شرایط هایی قرار میگیریم که
هیچ کنترلی روشون نداریم

143
00:07:48,102 --> 00:07:50,071
...انگار ما فقط یه مشت روحیم

144
00:07:50,137 --> 00:07:53,473
که داخل یه عروسکِ گوشتی حبس شدیم
و تو طول زمان قدم برمیداریم

145
00:07:53,541 --> 00:07:55,443
،آره آره
ما گوشتای فضایی ایم

146
00:07:55,509 --> 00:07:57,645
...خلاصه، این قضیه تقصیر تو نیس

147
00:07:57,812 --> 00:08:00,681
،تقصیر شانی هم نیس...
تقصیر خونواده‌ت هم نیس

148
00:08:00,781 --> 00:08:03,883
این فقط یه کسشریه که
همه ی ما آدما به ارث بردیم، پسر

149
00:08:04,151 --> 00:08:05,186
خب؟

150
00:08:05,286 --> 00:08:08,255
...ای دهنتو -
اوه پسر -

151
00:08:08,322 --> 00:08:09,690
!یه سطل بیار پسر

152
00:08:12,126 --> 00:08:13,194
!این پلشتو ببین

153
00:08:13,294 --> 00:08:15,863
!تمام بالا آورد رو کل هیکلش

154
00:08:16,496 --> 00:08:18,699
!نه! نه! نه

155
00:08:55,936 --> 00:08:57,571
...ای خدا، شان

156
00:09:04,945 --> 00:09:08,215
این چی بود؟

157
00:09:12,651 --> 00:09:14,251
پسر، چه عجیب بود

158
00:09:27,735 --> 00:09:29,270
خیله خب

159
00:09:40,281 --> 00:09:42,616
جمع و جورش میکنیم دیگه -
خیلی کثیف و بهم ریخته‌س -

160
00:09:42,783 --> 00:09:44,785
،همه چیو میندازیم دور
نگران نباش

161
00:09:44,952 --> 00:09:47,421
خیلی ناپاکه

162
00:09:47,922 --> 00:09:50,391
،بچه ی من
فرشته ی من

163
00:09:50,458 --> 00:09:52,393
بهش فکر نکن، آروم باش

164
00:09:57,398 --> 00:10:01,068
،خیله خب
برم آرومش کنم

165
00:10:11,378 --> 00:10:15,416
:یه سوال توی ذهنم تکرار میشد
"چرا؟"

166
00:10:15,616 --> 00:10:17,985
چرا شان این چیزا رو داشت؟

167
00:10:18,452 --> 00:10:20,555
چرا پدر مادرم اونا رو ریختن دور؟

168
00:10:20,621 --> 00:10:23,324
و اینکه چرا اینا رو
ندادن به پلیس؟

169
00:10:24,225 --> 00:10:27,562
،علت مرگ شان
بسرعت "خودکشی" اعلام شد

170
00:10:27,752 --> 00:10:30,752
"تصاویر مربوط به صحنه جرم، خانۀ ویلسون"

171
00:10:27,795 --> 00:10:30,131
پلیس تمام چیزایی که جلوی چشمش بود رو
نادیده گرفته بود

172
00:10:30,698 --> 00:10:33,434
هیچکس تلاش نمیکرد
اتفاقات ماه های آخر زندگی شان رو بررسی کنه

173
00:10:33,568 --> 00:10:36,868
هیچکس حتی به این اهمیت نمیداد
که بخواد به کامپیوترش یه نگاه بندازه

174
00:10:36,902 --> 00:10:38,302
یا گوشیشو چک کنه

175
00:10:39,006 --> 00:10:41,442
واسم 4 ساعت طول کشید
تا تونستم قفل گوشی شانو باز کنم

176
00:10:41,510 --> 00:10:43,610
...و چیزی که اونجا پیدا کردم

177
00:10:44,018 --> 00:10:47,018
.گیجم کرد و آزارم داد...

178
00:10:47,355 --> 00:10:50,731
"ویدیوهای موبایل شان"
"از تاریخ 28 آگوست تا 27 سپتامبر 2013"

179
00:10:51,151 --> 00:10:55,775
"تاریخ 28 آگوست 2013، ساعت 21:56"
"یک ماه پیش از مرگ شان"

180
00:11:11,379 --> 00:11:15,879
"تاریخ 11 سپتامبر 2013، ساعت 22:47"
"دو هفته پیش از مرگ شان"

181
00:11:18,711 --> 00:11:19,714
دهنتو

182
00:11:19,788 --> 00:11:21,788
"تاریخ 13 سپتامبر 2013، ساعت 04:32"

183
00:11:22,412 --> 00:11:24,412
"تاریخ 15 سپتامبر 2013، ساعت 02:18"

184
00:11:25,310 --> 00:11:29,810
"تاریخ 17 سپتامبر 2013، ساعت 02:04"
"ده روز پیش از مرگ شان"

185
00:11:31,900 --> 00:11:33,900
"تاریخ 19 سپتامبر 2013، ساعت 01:58"

186
00:11:34,302 --> 00:11:35,302
"تاریخ 22 سپتامبر 2013، ساعت 03:17"

187
00:11:35,326 --> 00:11:39,826
"تاریخ 25 سپتامبر 2013، ساعت 21:23"
"دو روز پیش از مرگ شان"

188
00:11:36,897 --> 00:11:39,099
بنظرم این... آزمایش شماره یکه

189
00:11:45,172 --> 00:11:46,874
!کار میکنه

190
00:11:48,709 --> 00:11:51,245
!شان! شان

191
00:11:51,345 --> 00:11:52,846
!کمش کن -
ببخشید -

192
00:11:54,048 --> 00:11:57,384
!کار کرد
!کار میکنه

193
00:11:57,592 --> 00:12:02,592
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:38"
"حدودا 17 ساعت پیش از مرگ شان"

194
00:12:28,831 --> 00:12:31,331
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:47"

195
00:12:37,080 --> 00:12:39,080
!دهنتو! فااااک

196
00:12:39,133 --> 00:12:41,133
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 05:55"

197
00:12:39,260 --> 00:12:41,260
دوستون دارم

198
00:12:42,428 --> 00:12:44,428
حلالم کنین

199
00:12:46,432 --> 00:12:50,932
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 07:33"
"حدودا 15 ساعت پیش از مرگ شان"

200
00:12:47,634 --> 00:12:50,437
،دوتا دوربین
یه سیستم اضافی

201
00:13:01,714 --> 00:13:03,714
تقریبا صبح شده

202
00:13:03,992 --> 00:13:05,992
...به امید یه اتفاق خوب

203
00:13:12,092 --> 00:13:13,994
دیـ...دیدی چی شد؟

204
00:13:14,094 --> 00:13:15,095
!واقعیه

205
00:13:15,169 --> 00:13:17,169
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 07:57"

206
00:13:30,578 --> 00:13:32,846
!دهنتو دهنتو دهنتو

207
00:13:41,320 --> 00:13:43,720
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 15:54"

208
00:13:48,162 --> 00:13:49,430
داشتی ازم فیلم میگرفتی؟

209
00:13:49,863 --> 00:13:50,864
نه

210
00:13:52,698 --> 00:13:54,698
خیلی وقته خبری ازت ندارم

211
00:13:55,603 --> 00:13:56,671
ببخشید

212
00:13:57,137 --> 00:14:00,007
...اینا دیگه چی ان -
وقت ندارم، نیکول -

213
00:14:00,841 --> 00:14:02,309
باید جلوشو بگیرم

214
00:14:03,043 --> 00:14:04,378
مجبورم

215
00:14:04,912 --> 00:14:06,146
...شان، هیچ

216
00:14:06,213 --> 00:14:07,682
هیچ کاری نکن، خب؟

217
00:14:07,782 --> 00:14:10,050
...خیله خب، نه
!نه! شان! شان

218
00:14:10,641 --> 00:14:12,975
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 17:52"

219
00:14:31,245 --> 00:14:35,745
"تاریخ 27 سپتامبر 2013، ساعت 18:22"
"حدودا 4 ساعت پیش از مرگ شان"

220
00:14:56,063 --> 00:14:58,867
ویدیوهای شان رو
بارها و بارها تماشا کردم

221
00:14:58,966 --> 00:15:00,200
سعی کردم ازشون سر دربیارم

222
00:15:01,402 --> 00:15:03,270
اون چی بود توی کامپیوتر شان؟

223
00:15:04,204 --> 00:15:06,407
اون دستگاهی که شان ساخته بود
چی بود؟

224
00:15:06,875 --> 00:15:09,242
اون آدما کی بودن
تو خونه درختی؟

225
00:15:09,544 --> 00:15:10,912
...و اینکه اون

226
00:15:11,546 --> 00:15:13,981
چیزی که وسط دایره ی سنگی ظاهر شد...
چی بود؟

227
00:15:14,448 --> 00:15:16,416
چه بلایی سر داداشم اومده؟

228
00:15:17,151 --> 00:15:18,986
و اینکه چرا انقدر ترسیده بود؟

229
00:15:20,294 --> 00:15:23,094
"تاریخ 4 اکتبر 2013، ساعت 01:01"
"یک هفته پس از مرگ شان"

230
00:15:23,123 --> 00:15:24,124
مامان؟

231
00:15:26,093 --> 00:15:27,227
سلام عزیزم

232
00:15:27,562 --> 00:15:29,263
مامان، چیکار میکنی؟

233
00:15:30,063 --> 00:15:31,465
دارم تمیزکاری میکنم، عزیزم

234
00:15:31,556 --> 00:15:33,556
"تاریخ 4 اکتبر 2013، ساعت 07:15"

235
00:15:34,602 --> 00:15:35,703
چیکار داری؟

236
00:15:35,770 --> 00:15:39,473
...من... فقط
اون کامپیوتر شانه؟

237
00:15:41,074 --> 00:15:42,176
واسه چی داری فیلم میگیری؟

238
00:15:42,342 --> 00:15:45,211
مامان، من باید حقیقتو بدونم
...که چه بلایی سرش اومد

239
00:15:45,611 --> 00:15:47,111
راجب روزای آخر زندگیش

240
00:15:48,315 --> 00:15:50,951
تیم، اتفاقی که برای داداشت افتاد
یه تراژدی بود

241
00:15:51,452 --> 00:15:54,087
یه تراژدی بود، خب؟
وقتشه که ازش عبور کنیم

242
00:15:54,154 --> 00:15:55,989
برادرت یه فرشته بود

243
00:15:57,592 --> 00:16:00,027
و خدا اونو به سمت خونه فراخوند

244
00:16:02,564 --> 00:16:03,864
بابا؟

245
00:16:05,733 --> 00:16:06,935
شب بخیر مامان

246
00:16:10,370 --> 00:16:14,174
،شان توی خونه درختی بوده
توی خونه درختیِ خودمون

247
00:16:15,108 --> 00:16:18,979
،ولی نمیتونم پیداش کنم
جایی که یادمه قبلا بود نیس

248
00:16:20,013 --> 00:16:24,752
،در به در برای پیدا کردن جواب
رفتم سراغ کسی که شان رو روز مرگش دیده بود

249
00:16:26,152 --> 00:16:28,152
"تاریخ 6 اکتبر 2013، ساعت 21:35"

250
00:16:29,022 --> 00:16:30,525
ای بابا، چیکار میکنم؟

251
00:16:37,331 --> 00:16:38,332
وای پسر

252
00:16:41,401 --> 00:16:42,469
الو؟

253
00:16:43,370 --> 00:16:45,239
الو؟ -
نیکول؟ -

254
00:16:47,474 --> 00:16:48,643
تو کی هستی؟

255
00:16:49,209 --> 00:16:51,846
،من تیمم، تیم ویلسون
...داداش شان. میشه

256
00:16:54,616 --> 00:16:56,016
الو؟

257
00:16:57,217 --> 00:16:59,286
واسه چی با گوشی یه آدم مرده
بهم زنگ زدی؟

258
00:16:59,386 --> 00:17:01,823
خواهش میکنم، باید باهم حرف بزنیم -
پشت تلفن نه -

259
00:17:01,890 --> 00:17:05,025
،فردا ساعت 10 و نیم
پارک وارن جی هاردینگ

260
00:17:06,226 --> 00:17:07,827
خیله خب، دوباره میگی؟

261
00:17:08,429 --> 00:17:09,962
الو؟

262
00:17:11,265 --> 00:17:13,267
...بذا ببینم
هی، مرسی که اومدی

263
00:17:12,031 --> 00:17:15,031
نیکول مارتین
"دوست شان"

264
00:17:13,400 --> 00:17:14,701
مشکلی نیس

265
00:17:15,703 --> 00:17:18,204
...و اینکه
رو به دوربین باش، مرسی

266
00:17:18,405 --> 00:17:20,542
داری یه مستند راجب شان میسازی؟

267
00:17:20,742 --> 00:17:23,243
فعلا همینجوری فیلم میگیرم -
بنظرم واقعا باید بسازی -

268
00:17:23,377 --> 00:17:26,548
فکر نکنم از کل داستان و اتفاقاتی که
برای شان افتاده خبر داشته باشی

269
00:17:26,681 --> 00:17:27,949
اسم من نیکول مارتینه

270
00:17:27,982 --> 00:17:29,249
من همکلاسی دبیرستان شان بودم

271
00:17:29,383 --> 00:17:31,118
ما توی گروه فیلمسازی باهم بودیم

272
00:17:31,251 --> 00:17:33,220
ولی اون موقع زیاد باهم بیرون نمیرفتیم

273
00:17:33,287 --> 00:17:34,756
از کی شروع کردین به بیرون رفتن؟

274
00:17:34,989 --> 00:17:38,660
من دوباره شان رو توی می یا ژوئن
تو یه پارتی دیدمش

275
00:17:38,726 --> 00:17:40,127
و انگار ذهنش خیلی مشغول بود

276
00:17:40,227 --> 00:17:41,529
واسه همین رفتم باهاش صحبت کردم

277
00:17:41,696 --> 00:17:42,997
اون منو میخندوند

278
00:17:42,997 --> 00:17:44,599
داداشت همیشه خیلی بامزه بود

279
00:17:44,832 --> 00:17:46,433
یه مدتی باهم صمیمی بودیم

280
00:17:47,467 --> 00:17:49,537
و بعدش کلاسام باعث شد
سرم شلوغ بشه

281
00:17:49,604 --> 00:17:52,139
،شان شروع کرد به کناره‌گیری کردن

282
00:17:52,239 --> 00:17:53,942
،بیشتر تو خونه بود
،بیرون نمیومد

283
00:17:54,042 --> 00:17:55,543
،جواب پیامو نمیداد
و وقتی هم که جواب میداد

284
00:17:55,677 --> 00:17:59,279
...همش راجب، نمیدونم
تئوری های توطئه و افسانه های محلی بود

285
00:17:59,581 --> 00:18:00,981
...یه مدت بعد

286
00:18:01,249 --> 00:18:03,583
پروژه ی ام‌کی‌هکس و
توطئه های مخفیانه ی دولتی

287
00:18:03,585 --> 00:18:06,486
تنها موضوعاتی بودن که
شان راجبشون حرف میزد یا پیام میداد

288
00:18:06,654 --> 00:18:10,758
یه روز شان بهم گفت اون پروژه
،یه پروژه ی مخفیانه دولتی درمورد کنترل ذهنه

289
00:18:10,858 --> 00:18:13,861
،"یا "دستگاه کابوس
یه همچین چیزی

290
00:18:13,927 --> 00:18:15,764
واسم لینکشونو میفرستاد
ولی کار نمیکردن

291
00:18:16,096 --> 00:18:19,868
بعدش شروع به زدن حرفایی کرد
که یه جورایی منو میترسوند

292
00:18:20,008 --> 00:18:21,508
چه حرفایی؟

293
00:18:22,503 --> 00:18:26,741
...مثلا اینکه حرف زدن یا پیام دادن
امن نیس

294
00:18:26,808 --> 00:18:28,509
اینکه اونو زیر نظر گرفتن

295
00:18:28,710 --> 00:18:31,613
بخاطر همین نمیخواستی تلفنی صحبت کنی؟ -
...نمیدونم -

296
00:18:33,581 --> 00:18:36,149
ینی میگم مسخره به نظر میاد، نه؟

297
00:18:36,249 --> 00:18:38,285
،چون شان یا بقیه‌‌مون که کسی نیستیم
آدمای مهمی نیستیم

298
00:18:38,285 --> 00:18:40,755
ولی بعدش شان
بهم یه نوار مینی‌دی‌وی نشون داد

299
00:18:41,188 --> 00:18:44,191
من و شان چند روز
باهم صحبت نکردیم

300
00:18:44,291 --> 00:18:46,293
بخاطر یه سری... دلایل

301
00:18:47,426 --> 00:18:50,665
بعدش یهو یه تماس از طرف شان گرفته شد
و گفت واسه دیدن اون نوار به کمک احتیاج داره

302
00:18:50,765 --> 00:18:53,333
و احتمالا میدونی که
یا باید دوربین مینی‌دی‌وی داشته باشی

303
00:18:53,433 --> 00:18:55,302
،یا کپچر دِک
وگرنه نمیتونی نوار رو دیجیتالیش کنی

304
00:18:55,369 --> 00:18:58,205
شان پرسید کالج از اون دستگاها داره یا نه
و اینکه من بهش دسترسی دارم یا نه

305
00:18:58,304 --> 00:19:01,304
«دانشکده ویزکاینو»
"اتاق پخش و بخش پس‌تولید"

306
00:18:58,338 --> 00:19:00,942
،دسترسی داشتم، و کمکش کردم
همدیگه رو دیدیم، رفتیم مدرسه

307
00:19:01,009 --> 00:19:02,010
سعی کردیم ببینیمش

308
00:19:02,142 --> 00:19:04,478
ولی تایم‌کُد اون نوار
بشدت آسیب دیده بود

309
00:19:04,545 --> 00:19:05,546
چی تو اون نوار بود؟

310
00:19:05,680 --> 00:19:08,215
تیکه هایی از یه جور آزمایش

311
00:19:08,382 --> 00:19:09,517
من باید میرفتم کلاس

312
00:19:09,651 --> 00:19:11,385
بخاطر همین شانو تنها گذاشتم
و وقتی برگشتم

313
00:19:11,485 --> 00:19:13,655
،شان رفته بود
و دستگاهم با خودش برده بود

314
00:19:13,721 --> 00:19:15,690
و باهم یه دعوای حسابی کردیم

315
00:19:15,857 --> 00:19:17,324
من حرفایی زدم که نباید میزدم

316
00:19:17,457 --> 00:19:20,928
اونم همینطور، و اون آخرین باری بود
که دیدمش

317
00:19:21,963 --> 00:19:24,398
تا؟ -
تا روزی که فوت کرد، آره -

318
00:19:24,532 --> 00:19:27,234
بنظرت اون تحت تعقیب بود؟
بنظرت چیزی پیدا کرده بود؟

319
00:19:27,302 --> 00:19:28,503
!من فقط پر از سوالم

320
00:19:28,569 --> 00:19:30,270
اصن چطور ممکنه
راجب این قضیه سوالی نداشته باشی؟

321
00:19:30,303 --> 00:19:33,775
،اگه میخوای یه مستند بسازی
میتونیم باهم بسازیمش که کارمون راحت تر بشه

322
00:19:33,841 --> 00:19:35,877
من تمرینات خبرنگاری دیدم

323
00:19:36,010 --> 00:19:39,111
میتونم کمک کنم، و اینکه
به ابزار زیادی دسترسی دارم، میتونم ادیت کنم

324
00:19:39,111 --> 00:19:42,850
ینی، دلت نمیخواد بدونی
ما واقعا میتونستیم به شان کمک کنیم یا نه؟

325
00:19:45,119 --> 00:19:46,154
میدونی اون بهم زنگ زد؟

326
00:19:47,354 --> 00:19:50,124
،روزی که مرد
،دقیقا قبل از اون اتفاق

327
00:19:50,190 --> 00:19:51,893
...اون عجیب ترین پیام

328
00:19:53,193 --> 00:19:55,495
،ساعت 9:33 شب
یه پیام صوتی واسم فرستاد

329
00:19:55,563 --> 00:19:57,364
حالا میخوای میدونی چیش عجیبه؟ -
آره -

330
00:19:57,431 --> 00:19:58,931
پیامه غیب شده

331
00:19:59,056 --> 00:20:01,356
،من سیوش کرده بودم
محض اطمینان ازش بکاپ گرفته بودم

332
00:20:01,401 --> 00:20:04,539
...و امروز که رفتم گوشیمو چک کردم
هیچی نبود

333
00:20:05,238 --> 00:20:08,676
،و بخدا قسم نیکول
که من پاکش نکردم

334
00:20:08,810 --> 00:20:10,978
و اگه من پاکش نکردم
پس یه نفر دیگه این کارو کرده

335
00:20:12,013 --> 00:20:13,715
ولی کی؟

336
00:20:13,848 --> 00:20:17,018
،قضیه همینه نیکول
هر بار که دنبال پروژه ام‌کی‌هکس میگردم

337
00:20:17,085 --> 00:20:19,620
هر بار که میخوام مستقلا
...صحت تحقیقات برادرمو

338
00:20:19,921 --> 00:20:21,721
،همون جعبه ی کابوسشو ثابت کنم...

339
00:20:21,824 --> 00:20:26,360
هر سرچ گوگل، هرچیزی که
میتونست یه سرنخی باشه، یهو ناپدید شده

340
00:20:26,728 --> 00:20:27,962
یهویی غیب شده

341
00:20:27,995 --> 00:20:30,764
انگار یه نفر داره هر سرنخی
...راجب این قضیه رو از اینترنت پاک میکنه

342
00:20:30,765 --> 00:20:32,567
،هرچی که هست
همون ام‌کی‌هکس

343
00:20:32,633 --> 00:20:34,734
انگار دارن لاپوشونی میکنن

344
00:20:35,169 --> 00:20:37,939
،و اینکه شان از یه نفر میترسیده
خودت بهم گفتی دیگه

345
00:20:38,072 --> 00:20:40,007
،از زیر نظر گرفته شدن میترسیده
،از تعقیب شدن میترسیده

346
00:20:40,074 --> 00:20:41,910
من گفتم شان باور داشت
که یه نفر تعقیبش میکنه

347
00:20:41,910 --> 00:20:43,676
ببین، شان یه نقشه ی راه واسمون گذاشته

348
00:20:43,745 --> 00:20:46,379
،اون واسمون سرنخ گذاشته
یادداشت گذاشته، مدارک و تحقیقاتشو گذاشته

349
00:20:46,446 --> 00:20:48,482
بیا ببینیم اینا به کجا میرسه

350
00:20:49,050 --> 00:20:50,617
بیا ببینیم اون چی پیدا کرده بود

351
00:20:50,684 --> 00:20:53,688
بدترین سناریو اینه که
...شان هیچی پیدا نکرده باشه، که اون وقت

352
00:20:53,821 --> 00:20:56,858
...معنیش اینه که اون...

353
00:20:59,560 --> 00:21:01,494
اگه عقلشو از دست داده بوده چی؟

354
00:21:04,932 --> 00:21:06,566
شان دیوونه نبود

355
00:21:07,135 --> 00:21:10,938
.من میشناختمش، داداشمو میشناختم
باهوش بود؟ قطعا. استثنایی بود؟ صددرصد

356
00:21:11,038 --> 00:21:13,141
.رو اعصابم بود؟ آره بود
!ولی دیوونه؟ نه

357
00:21:13,273 --> 00:21:14,709
آخه خودت بشین به قضیه فکر کن

358
00:21:14,776 --> 00:21:17,044
یه آدمی اومده تمام این تحقیقاتو
،جمع کرده

359
00:21:17,111 --> 00:21:19,514
کلی مدارک از یه افسانه ی محلی
،که اصلا واقعیت نداره

360
00:21:19,614 --> 00:21:21,249
راجب یه پروژه ی مخفیانه ی دولتی

361
00:21:21,314 --> 00:21:23,917
،اون اینا رو به هم وصل کرده
،بعد خودکشی کرده

362
00:21:23,917 --> 00:21:26,654
و بعدش یهو تمام سرنخا
از اینترنت پاک میشه؟

363
00:21:27,188 --> 00:21:29,991
حتی مدارک توی گوشی من؟
اصلا منطقی نیس

364
00:21:30,992 --> 00:21:34,061
،شان دیوونه نبود
شان خودکشی نکرده

365
00:21:35,096 --> 00:21:36,597
اون یه چیزی پیدا کرده، خب؟

366
00:21:37,632 --> 00:21:39,133
و من مطمئنم
اونا بخاطر همین کشتنش

367
00:21:39,299 --> 00:21:40,701
دلت نمیخواد حقیقتو بفهمی؟

368
00:21:40,802 --> 00:21:42,603
نمیخوای بفهمی کار کی بوده؟

369
00:21:43,336 --> 00:21:45,006
معلومه که میخوام -
خوبه -

370
00:21:46,373 --> 00:21:49,776
...پس بیا اون حرومزاده ای که
داداشمو کشته پیدا کنیم

371
00:22:07,327 --> 00:22:08,996
طبیعت‌گرد های مفقود شده

372
00:22:09,797 --> 00:22:13,634
،یک قاتل چنگک به دست
تمساح هایی درون فاضلاب هایمان

373
00:22:14,669 --> 00:22:18,405
،افسانه های قدیمی شهری
فولک‌لور و قصه های خیالی امروز هستن

374
00:22:18,539 --> 00:22:20,975
اما آیا آنها شبیه به همان
داستان های اخلاقی امروزی هستن؟

375
00:22:21,042 --> 00:22:22,109
یا حقیقت دارند؟

376
00:22:22,176 --> 00:22:24,979
با ما همراه باشید تا
،به قلب چیز های عجیب

377
00:22:25,112 --> 00:22:26,948
.غیر عادی، و ناخوشایند بزنیم

378
00:22:27,682 --> 00:22:30,017
امشب در برنامه ی
"افسانه های ناخوشایند"

379
00:22:30,218 --> 00:22:32,723
جعبه ی کابوس شان

380
00:22:32,747 --> 00:22:35,857
شامل 105 نقاشی، 87 صفحه پرینت

381
00:22:36,157 --> 00:22:41,329
،تعداد 26 عکس چاپ شده
سیزده عکس سالم و سیزده عکس خراب

382
00:22:41,562 --> 00:22:45,833
،سه نوار کاست صوتی
یک نوار مینی‌دی‌وی، یک هارد

383
00:22:46,234 --> 00:22:48,534
،یک نوار وی‌اچ‌اس، یک دفترچه

384
00:22:48,537 --> 00:22:53,537
مجموع نتایج تحقیقات شان در رابطه با
افسانه ای محلی که وجود خارجی نداره

385
00:22:53,674 --> 00:22:55,676
"پروژه ی ام‌کی‌هکس"

386
00:22:56,177 --> 00:22:57,845
افسانه های محلی مسری اند

387
00:22:58,045 --> 00:23:00,548
داستان هایی هستند که
برای دوستِ دوستمان اتفاق افتاده است

388
00:23:00,615 --> 00:23:04,218
،یا در شهری دیگر
این داستان ها واقعی و حقیقی پنداشته میشوند

389
00:23:04,318 --> 00:23:06,486
،اما در اکثر مواقع
.آنها حقیقی نیستند

390
00:23:06,888 --> 00:23:08,856
،طبق تحقیقات شان

391
00:23:08,923 --> 00:23:12,526
:این، داستان افسانه ی پروژه ی ام‌کی‌هکس است

392
00:23:13,426 --> 00:23:16,530
،پس از ناآرامی های سیاسی و مدنی دهه 1960

393
00:23:16,597 --> 00:23:20,101
دولت ایالات متحده به دنبال راهی
برای پیاده سازی عملیات "کنترل ذهن گسترده" بود

394
00:23:20,268 --> 00:23:23,271
،از طریق ترکیب تکنیک های هیپنوتیزم
،پیام رسانی نیمه خودآگاه

395
00:23:23,371 --> 00:23:25,472
.و آخرین تکنولوژی های پخش و رسانه ای

396
00:23:26,574 --> 00:23:29,911
،این برنامه ی مخفی دولتی
.پروژه ی ام‌کی‌هکس نامگذاری شد

397
00:23:30,611 --> 00:23:32,179
،در دهه ی 1970

398
00:23:32,246 --> 00:23:35,282
محققان پروژه ام‌کی‌هکس
آزمایشات خودشون رو بطور مخفیانه

399
00:23:35,349 --> 00:23:39,986
در دانشگاه ها، بیمارستان ها و برنامه های
پخش نیمه شب در شهر های کوچک سراسر آمریکا

400
00:23:40,019 --> 00:23:42,423
بر روی شهروندان آمریکایی انجام میدادن

401
00:23:42,657 --> 00:23:44,825
متاسفانه، این آزمایشات نتیجه نداد

402
00:23:45,359 --> 00:23:47,128
به جای اون که
،ذهنشون مورد کنترل قرار بگیره

403
00:23:47,261 --> 00:23:49,664
سوژه های آزمایش ام کی هکس
مبتلا به کابوس های وحشتناک شدن

404
00:23:49,764 --> 00:23:52,733
،و این دیوانگی
به بروز خشونت افسارگسیخته ای منجر شد

405
00:23:51,347 --> 00:23:53,347
"تصاویر سوژه شماره 23"

406
00:23:52,800 --> 00:23:54,835
که توسط دولت آمریکا
.مخفی نگه داشته شد

407
00:23:56,237 --> 00:23:59,941
،پس از چندین شکست
.پروژه ام کی هکس متوقف شد

408
00:24:00,274 --> 00:24:02,843
تکنولوژی های اون رها شده
و تحقیقاتش نابود شد

409
00:24:03,611 --> 00:24:04,611
...اگرچه

410
00:24:04,814 --> 00:24:08,314
بسیاری اعتقاد دارن که
پروژه ام کی هکس همچنان پابرجاست

411
00:24:08,516 --> 00:24:10,518
در زوایای تاریک اینترنت پرسه میزنه

412
00:24:10,651 --> 00:24:14,055
و به دلایل نامشخصی
توسط گروهی ناشناس حفظ و پایداری میشه

413
00:24:15,323 --> 00:24:19,126
بعضی ها میگن اگه دنبال
پروژه ام کی هکس بگردید، چیزی پیدا نمیکنید

414
00:24:19,760 --> 00:24:22,997
،در عوض
.پروژه ام کی هکس شما رو پیدا میکنه

415
00:24:24,332 --> 00:24:26,167
محققان و مورخان عصر مدرن

416
00:24:26,300 --> 00:24:29,337
به ندرت هسته ی حقیقت را
در بطن افسانه های محلی یافته اند

417
00:24:29,469 --> 00:24:31,138
و حتی اگر آنها
،بر اساس اتفاقات حقیقی باشند

418
00:24:31,272 --> 00:24:35,109
افسانه های شهری در هر بار بازگویی
تمایل زیادی به تغییرشکل دارند

419
00:24:35,343 --> 00:24:36,544
...مشکل اینه که

420
00:24:36,644 --> 00:24:39,013
پروژه ام کی هکس وجود خارجی نداره

421
00:24:39,113 --> 00:24:41,415
اگه توی اینترنت تحقیق کنی
فقط به چندتا پیج حذف شده میرسی

422
00:24:42,016 --> 00:24:43,017
،یا عکسای خراب

423
00:24:43,117 --> 00:24:45,186
.یا فهرست داده های ناقص

424
00:24:45,319 --> 00:24:48,089
این قضیه توی هیچ کتاب تاریخ
یا روزنامه و مقاله ای چاپ نشده

425
00:24:48,522 --> 00:24:53,661
،خلاصه به هردلیلی که هست
!پروژه ام کی هکس وجود خارجی نداره

426
00:24:53,728 --> 00:24:56,731
،و با این وجود و به هر نحوی
،برادرم شان

427
00:24:57,264 --> 00:24:59,533
یه دانشجوی تازه وارد
،توی تعطیلات تابستونی خودش

428
00:24:59,700 --> 00:25:04,005
تمام این مدارک رو
فقط توی 106 روز جمع آوری کرده

429
00:25:04,338 --> 00:25:05,673
،دفترچه ی شان

430
00:25:05,873 --> 00:25:08,876
سرگذشتیه از دوران تحقیقاتش
بر روی پروژه ام کی هکس

431
00:25:08,976 --> 00:25:10,811
و همچنین راهنمای ما
برای اینکه بفهمیم

432
00:25:10,911 --> 00:25:14,015
در طول این 106 روز
دقیقا چه اتفاقاتی براش افتاده

433
00:25:14,348 --> 00:25:16,851
یعنی درفاصله ی اولین نوشته
،راجب ام کی هکس در 13 ژوئن

434
00:25:17,051 --> 00:25:19,220
.تا روز مرگش در 27 سپتامبر

435
00:25:19,653 --> 00:25:25,026
اما مهم ترین مسئله اینه که چرا شان
انقدر به این افسانه ی خاص علاقه مند شده بود؟

436
00:25:25,659 --> 00:25:28,195
شانی که من میشناختم
اینجوری نبود

437
00:25:28,277 --> 00:25:30,777
هثر مالرانی
"دوست شان"

438
00:25:28,329 --> 00:25:30,531
،برای فهمیدن حقیقت راجب شان

439
00:25:30,831 --> 00:25:33,131
لازمه با کسانی که
...باهاش صمیمی بودن مصاحبه کنیم

440
00:25:34,116 --> 00:25:36,616
جیکوب والکات
"دوست شان"

441
00:25:34,135 --> 00:25:35,403
...تا هم بفهمیم اونا چی میدونن

442
00:25:36,570 --> 00:25:37,872
.و هم به یادش باشیم

443
00:25:37,905 --> 00:25:41,409
چطوری داداش؟ بازم ممنون که
وقت گذاشتی باهام صحبت کنی

444
00:25:38,162 --> 00:25:40,162
دیوید هنزلی
"دوست شان"

445
00:25:41,575 --> 00:25:43,944
مطمئن نیستم بقیه
آماده ی صحبت کردن باشن یا نه

446
00:25:41,874 --> 00:25:43,874
دونالد ویلسون
"پدر شان"

447
00:25:44,045 --> 00:25:46,147
توروخدا بابا، بخاطر من

448
00:25:47,214 --> 00:25:48,849
بخاطر شان -
خیله خب، باشه -

449
00:25:49,016 --> 00:25:51,520
تیم، داری کار خیلی خوبی انجام میدی

450
00:25:49,256 --> 00:25:51,256
گلوریا ویلسون
"مادر شان"

451
00:25:51,685 --> 00:25:53,154
که به یاد برادرتی

452
00:25:55,423 --> 00:25:57,062
.به یاد شان عزیزمونی

453
00:25:57,086 --> 00:25:59,860
چندتا چیز هست که
باید راجب برادرم شان بدونید

454
00:26:00,961 --> 00:26:03,365
شان بهترین بود

455
00:26:04,198 --> 00:26:05,699
البته که مشکلات خودشو داشت

456
00:26:06,033 --> 00:26:08,936
.شان عاشق جر و بحث بود
ببخشید، خودش میگفت عاشق مباحثه‌س

457
00:26:09,070 --> 00:26:12,373
اون همیشه واسه منطق و حقایق
ارزش بالایی قائل بود

458
00:26:12,573 --> 00:26:18,446
و هیچکس نمیتونه ایراد بگیره
که مثلا، شان چرا جنتلمن نبود

459
00:26:18,579 --> 00:26:20,647
با یه گوزش همه از اتاق فرار میکردن

460
00:26:21,749 --> 00:26:24,618
اما شان به موقع‌ش یه انسان عالی بود

461
00:26:24,752 --> 00:26:27,254
،ما باهم رفتیم جشن فارغ التحصیلی
به عنوان دوتا دوست

462
00:26:27,455 --> 00:26:30,257
،اون ازم درخواست ازدواج کرد
تا تجربه ی این اتفاقو برام رقم بزنه

463
00:26:30,357 --> 00:26:31,926
برادرت همچین آدمی بود

464
00:26:31,992 --> 00:26:35,930
شان همیشه راجب این صحبت میکرد که
من و گروهمون قراره به جاهای بالا برسیم

465
00:26:35,930 --> 00:26:38,633
اون باعث شد راجب
یه زندگی بهتر خیال پردازی کنم

466
00:26:38,699 --> 00:26:41,902
و الهام بخش من بود برای اینکه
رویاها و راه و روش خودمو دنبال کنم

467
00:26:41,936 --> 00:26:44,004
،اون همیشه نمره های بالا میگرفت
همیشه ما رو در جریان مسائل قرار میداد

468
00:26:44,105 --> 00:26:46,207
هیچوقت حس نکردم که
داری چیزیو از ما پنهان میکنه

469
00:26:46,373 --> 00:26:48,577
...راستش بعد از تجربه ی دوران دبیرستان تو

470
00:26:48,642 --> 00:26:50,244
...ما یه جورایی نگران بودیم، ولی

471
00:26:50,444 --> 00:26:54,148
وایسا وایسا، منظورت از
تجربه ی دوران دبیرستان من" چیه؟"

472
00:26:54,482 --> 00:26:57,351
تیم، خودت میدونی که
اون دوران ما رو خیلی اذیت کردی

473
00:26:57,384 --> 00:26:59,787
با شروع تابستون 2013

474
00:26:59,854 --> 00:27:02,623
شان به خونه‌ش توی
شمال لس آنجلس برگشت

475
00:27:02,756 --> 00:27:05,259
اون تازه سال اول دانشگاه رو
تموم کرده بود

476
00:27:05,459 --> 00:27:08,095
و میخواست با دوستان قدیمی خودش
به تفریح و استراحت بپردازه

477
00:27:08,829 --> 00:27:10,264
البته که، این اتفاق رخ نداد

478
00:27:11,031 --> 00:27:14,101
،شان اوایل تابستون برگشت به شهر
احتمالا می یا ژوئن بود

479
00:27:15,169 --> 00:27:17,771
میتونستیم هرچقدر که میخوایم
باهم وقت بگذرونیم

480
00:27:17,972 --> 00:27:19,440
خب، شان یه کم ناراحت شد

481
00:27:19,508 --> 00:27:21,809
،از اینکه من نتونستم اون تابستون برگردم
ولی باهاش کنار اومد

482
00:27:21,876 --> 00:27:24,311
من اون زمان
یه دوره کارآموزی بانکداری اینترنتی داشتم

483
00:27:24,445 --> 00:27:27,715
اون یه موقعیت طلایی بود
و دیوونه بودم اگه قبولش نمیکردم

484
00:27:27,848 --> 00:27:30,084
من تابستون رو
توی کلبه کنار دریاچه ی خونواده‌م سپری کردم

485
00:27:30,117 --> 00:27:31,752
حتی شان هم دعوت کردم
...ولی

486
00:27:31,985 --> 00:27:33,554
شان گفت نمیتونه بیاد

487
00:27:33,988 --> 00:27:37,458
...و من توی یه رابطه ی تخمی دیگه بودم
با یه آدم بدرد نخور دیگه

488
00:27:37,658 --> 00:27:40,461
،خلاصه من و شان با هم وقت میگذروندیم
تا جایی که میشد

489
00:27:40,529 --> 00:27:43,964
که البته راستشو بخوای زیاد هم نبود

490
00:27:44,665 --> 00:27:46,700
،و اون زمان
من هم کنار شان نبودم

491
00:27:47,368 --> 00:27:48,936
من تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم

492
00:27:48,936 --> 00:27:52,006
و داشتم توی نیویورک
به عنوان یه فریلنسر کار میکردم

493
00:27:52,907 --> 00:27:55,442
خلاصه، با اینکه گاهی اوقات
...با نیکول وقت میگذروند

494
00:27:55,610 --> 00:27:57,211
یه مدتی باهم صمیمی شده بودیم

495
00:27:58,345 --> 00:28:00,615
شان اکثر وقتش رو...
...توی خونه میگذروند

496
00:28:01,382 --> 00:28:02,683
کنار مامان و بابا

497
00:28:02,917 --> 00:28:04,553
یه خونواده ی معمولی آمریکایی

498
00:28:04,752 --> 00:28:08,522
ما میخواستیم یه کودکی امن رو
...برای شما رقم بزنیم

499
00:28:08,588 --> 00:28:10,258
یه محیط خوب و مناسب

500
00:28:11,257 --> 00:28:12,893
بنظرم موفق شدیم

501
00:28:13,093 --> 00:28:15,296
!کریسمس شده
بابانوئل چی آورده؟

502
00:28:15,664 --> 00:28:17,031
یه دایناسوره

503
00:28:17,097 --> 00:28:19,801
!دایناسور، به به -
دایناسور؟ -

504
00:28:20,669 --> 00:28:22,703
مال تو چیه، تیم؟

505
00:28:22,770 --> 00:28:24,304
یه دوربینه؟

506
00:28:24,338 --> 00:28:26,473
!یه دوربین زیرآبیه

507
00:28:27,174 --> 00:28:29,310
شما کی تصمیم گرفتید
که یه بچه ی دیگه بدنیا بیارید؟

508
00:28:30,110 --> 00:28:31,311
همچین تصمیمی نداشتیم

509
00:28:31,345 --> 00:28:34,415
شان، اتفاق تصادفی کوچیک
و بی نظیر ما بود

510
00:28:35,115 --> 00:28:36,417
بچه ی معجزه گر ما

511
00:28:36,585 --> 00:28:40,120
شان تصمیم گرفت
تقریبا سه هفته زودتر بدنیا بیاد

512
00:28:40,221 --> 00:28:43,123
اون خیلی کوچولو و ظریف بود

513
00:28:43,257 --> 00:28:45,893
،و یه مبارز بود
سرسخت، سرشار از روحیه

514
00:28:45,960 --> 00:28:47,094
هیچی نمیتونست جلوشو بگیره

515
00:28:47,261 --> 00:28:50,798
اگرچه برادرت روحیه ی قدرتمندی داشت

516
00:28:50,898 --> 00:28:53,568
اما جسمش هر از گاهی
اونو ناامید میکرد

517
00:28:53,702 --> 00:28:56,337
،اون گاهی اوقات مریض میشد
همه ی بچه ها گاهی اوقات مریض میشن

518
00:28:56,403 --> 00:28:59,708
،اما وقتی اون اتفاق میفتاد
وظیفه من بود که ازش مراقبت کنم

519
00:28:59,940 --> 00:29:01,442
مادرت بخاطر هر چیز کوچیکی
استرس میگرفت

520
00:29:01,543 --> 00:29:03,244
،ولی نیازی به ترسیدن نبود
اون حالش خوب بود

521
00:29:03,444 --> 00:29:06,615
ما زمان زیادی رو باهم گذروندیم

522
00:29:06,947 --> 00:29:09,984
،همینجا توی خونه
مخصوصا وقتایی که حالش خوب نبود

523
00:29:10,217 --> 00:29:12,253
بخاطر همینه که
اون بچه ی موردعلاقه‌تونه؟

524
00:29:14,054 --> 00:29:15,089
وای، تیم

525
00:29:16,390 --> 00:29:18,225
ما هردوی شما رو یه اندازه دوس داریم

526
00:29:19,360 --> 00:29:20,361
---من مادرتم

527
00:29:20,427 --> 00:29:22,062
تو تلاش میکنی
به یه اندازه به بچه هاش عشق بورزی

528
00:29:22,062 --> 00:29:23,464
سعی میکنی اونا رو
یکسان بزرگ کنی

529
00:29:23,565 --> 00:29:26,066
،اما برای بچه ی دوم
تو یه آدم دیگه ای شدی

530
00:29:26,233 --> 00:29:29,604
،شرایط متفاوت شده
محیط زندگی متفاوت شده

531
00:29:29,738 --> 00:29:31,573
بچه هات آدمای متفاوتی ان

532
00:29:32,606 --> 00:29:34,008
!ای بابا، تیم

533
00:29:34,108 --> 00:29:35,909
خیله خب

534
00:29:36,143 --> 00:29:38,145
!بگیرش
!اه، آفرین خوب بود

535
00:29:38,312 --> 00:29:39,313
خوب بود، پسرم

536
00:29:39,480 --> 00:29:41,482
فقط آرزو داشتم
شما دوتا بهتر باهم کنار میومدین

537
00:29:41,583 --> 00:29:43,517
شما همیشه ی خدا
باهم گلاویز میشدین

538
00:29:43,585 --> 00:29:44,586
واقعا سخت بود

539
00:29:44,719 --> 00:29:47,722
،و فیلماتون هم
،وقتی تو اون رو هم بازی میدادی

540
00:29:47,821 --> 00:29:50,824
وای، مثل این بود که
شان داره روبروی خورشید قدم میزنه

541
00:29:50,958 --> 00:29:52,793
،جناب رابینسون
چیزی که ما ازتون میخوایم گفتن حقیقته

542
00:29:52,926 --> 00:29:55,296
!حقیقت؟ من حقیقتو گفتم
من به کسی آسیب نزدم

543
00:29:55,429 --> 00:29:58,332
اونا تمام این به اصطلاح "مدارک" رو
جمع آوری میکنن

544
00:29:58,633 --> 00:30:00,167
و یه روایت ازش درست میکنن

545
00:30:00,267 --> 00:30:03,605
.اونا همش مسخره بازیه
،توی این دادگاه غیررسمی

546
00:30:04,038 --> 00:30:07,107
،هیچ حقیقتی وجود نداره
!فقط گمانه زنی

547
00:30:07,742 --> 00:30:09,009
!اعتراض دارم

548
00:30:09,090 --> 00:30:11,090
"نهم نوامبر 2013"

549
00:30:11,579 --> 00:30:13,180
خب، داستان چیه نیکول؟

550
00:30:15,282 --> 00:30:16,950
خب، ما تمام مدارک شان رو

551
00:30:17,017 --> 00:30:19,654
‏‫- جمع کردیم و گذاشتیم تو... ‬
‏‫- توی جعبه کابوس‌های شان.‬

552
00:30:19,788 --> 00:30:21,556
‏‫توی جعبه کابوس‌ها، آره.‬

553
00:30:21,656 --> 00:30:25,660
‏‫و شروع کردیم به تعیین
یه توالی زمانی از اتفاقات‬ ‏‫و تحقیقاتش

554
00:30:25,859 --> 00:30:27,829
‏‫و واکنشت به اینا چیه؟‬

555
00:30:29,531 --> 00:30:30,765
یه جورایی حیرت انگیزه

556
00:30:30,799 --> 00:30:34,934
‏‫اینکه شان تونسته تو این مدت کوتاه
این همه چیز جمع کنه‬

557
00:30:34,934 --> 00:30:36,805
یه جورایی... باورنکردنیه

558
00:30:36,904 --> 00:30:39,373
‏‫خب، فکر میکنی ایده ی شان درسته‬

559
00:30:39,473 --> 00:30:42,376
‏‫که پروژه ام‌کی‌هکس
چیزی فراتر از یه افسانه شهری بوده‬

560
00:30:42,476 --> 00:30:44,544
‏‫- یا فقط یه تئوری توطئه‌س؟‬
‏‫- شاید.‬

561
00:30:45,979 --> 00:30:47,147
!ما راجبش حرف زدیم
شاید" چیه؟"

562
00:30:47,181 --> 00:30:48,549
‏‫تیم، ما گفتیم که نمی‌خوایم...‬ -
بیخیال -

563
00:30:48,583 --> 00:30:51,583
جواب درست و غلط وجود نداره، خب؟
فقط نظرتو راجبش بگو

564
00:30:52,252 --> 00:30:53,552
‏‫چرا؟‬

565
00:30:56,857 --> 00:30:58,258
‏‫همه ی مدارک یه طرف...‬

566
00:30:59,460 --> 00:31:01,961
‏‫ولی دفترچه شان...
...به نظر نمیاد

567
00:31:03,364 --> 00:31:07,201
‏‫به نظر نمیاد یه آدم سالم‬
اونا رو نوشته باشه، ببخشید اینجوری میگم

568
00:31:07,267 --> 00:31:09,036
‏‫- ینی فکر میکنی شان دیوونه بود؟‬
‏‫- نه.‬

569
00:31:09,504 --> 00:31:12,473
،حرفم این نیس
میگم هرچیزی ممکنه

570
00:31:12,540 --> 00:31:16,110
‏‫منظورم اینه که
«نبود مدارک، دلیل و مدرکی بر "نبودن" نیس»
[جمله ی معروف کارل ساگان، اختر فیزیکدان]

571
00:31:16,377 --> 00:31:17,746
‏‫دفترچه ی شان‬

572
00:31:17,846 --> 00:31:20,013
‏‫سیزدهم ژوئن ۲۰۱۳‬

573
00:31:20,481 --> 00:31:23,050
‏‫اولین یادداشتش‬
‏‫در مورد پروژه ی ام‌کی‌هکس‌‬

574
00:31:23,217 --> 00:31:25,018
‏‫شاید سر رفتن حوصله باعث شد‬
‏‫به سمتش کشیده بشه.‬

575
00:31:25,052 --> 00:31:26,286
‏‫شایدم تنهایی‬

576
00:31:26,387 --> 00:31:30,023
‏‫به هر حال، شان شروع کرد‬
‏‫به پیدا کردن تیکه پاره‌هایی از سرتاسر اینترنت‬

577
00:31:30,023 --> 00:31:32,592
‏‫درباره‌ی افسانه شهری ام‌کی‌هکس‬

578
00:31:32,861 --> 00:31:35,730
‏‫بریده‌های روزنامه‬ ‏‫درباره‌ی‬
‏‫پخش‌ زنده های عجیب و غریب نیمه شب

579
00:31:36,130 --> 00:31:38,365
‏‫وبلاگ‌هایی درباره‌ی‬
‏‫پروژه‌های مخفی دولتی.‬

580
00:31:38,566 --> 00:31:40,702
‏‫مقالاتی درباره‌ی‬
‏‫انتقال صداهای عجیب،‬

581
00:31:40,869 --> 00:31:43,772
‏‫و فرم‌های آنلاین اختصاص داده شده‬
‏‫به تئوری‌های توطئه.‬

582
00:31:44,405 --> 00:31:46,974
‏‫شواهدی که خودم نتونستم‬ پیدا کنم

583
00:31:48,075 --> 00:31:49,910
شان یه سند ثبت وقایع درست کرده

584
00:31:49,977 --> 00:31:53,882
‏‫از هر مطلب، هر وبسایت و ‏‫هر نسخه‬ ای
از اون افسانه شهری‬ که تونسته پیدا کنه

585
00:31:54,381 --> 00:31:57,317
‏‫تا جایی که دیگه نتونست،‬
‏‫تا اینکه شروع به ناپدید شدن کردن

586
00:31:57,552 --> 00:31:59,854
‏‫بعضی وقتا ظرف چند روز،‬
‏‫بعضی وقتا چند ساعت،‬

587
00:31:59,920 --> 00:32:02,222
‏‫حتی بعضی وقتا ظرف چند دقیقه‬
‏‫بعد از پیدا کردنشون پاک میشدن

588
00:32:02,222 --> 00:32:03,792
‏‫وبسایت‌ها یهویی غیب می‌شدن،‬

589
00:32:03,792 --> 00:32:07,162
‏‫انگار یه نفر داشت هر ردی
از پروژه ام‌کی‌هکس رو‬ ‏‫از اینترنت حذف میکرد

590
00:32:07,896 --> 00:32:09,997
‏‫اما کی، و چرا؟‬

591
00:32:10,397 --> 00:32:12,232
‏‫در تلاش برای پاسخ دادن‬
‏‫به این سوالات،‬

592
00:32:12,299 --> 00:32:14,702
‏‫شان تئوری توطئه ی‬
‏‫خودش رو ساخت.‬

593
00:32:15,169 --> 00:32:17,070
‏‫اما تئوری‌های توطئه‬ چی؟

594
00:32:17,137 --> 00:32:18,272
‏‫وقایع جهانی‬

595
00:32:18,338 --> 00:32:21,408
‏‫که توسط عوامل خبیث و پنهان شکل گرفته

596
00:32:21,475 --> 00:32:23,076
‏‫از جهاتی، باور داشتن به این مسئله

597
00:32:23,143 --> 00:32:25,647
‏‫که یک آدم، یا عده ای پشت این قضایا هستند
راحت تره

598
00:32:25,747 --> 00:32:27,414
‏‫تا اینکه قبول کنیم‬
‏‫دنیایی که توش زندگی میکنیم‬

599
00:32:27,549 --> 00:32:29,283
‏‫دنیایی پر از هرج و مرج و سردرگمیه.

600
00:32:29,416 --> 00:32:31,251
‏‫مشکل اینجاست که،‬

601
00:32:31,351 --> 00:32:35,289
‏‫شان اصلا از اون آدمایی نبود‬ ‏‫که
به تئوری‌های توطئه اعتقاد داشته باشه

602
00:32:35,422 --> 00:32:37,725
‏‫اون همیشه طرفدار‬
‏‫علم و واقعیت بود

603
00:32:37,926 --> 00:32:41,295
‏‫از چرت و پرتای تئوری توطئه‌ی شبه‌علمی
متنفر بود

604
00:32:41,428 --> 00:32:45,332
‏‫خیلی زود، پروژه ام‌کی‌هکس
و توطئه های مخفیانه دولت

605
00:32:45,432 --> 00:32:48,335
‏‫تنها چیزایی بودن که شان در موردشون حرف می‌زد‬
‏‫یا تکست میداد.‬

606
00:32:48,770 --> 00:32:51,138
‏‫شان این تئوری رو مطرح کرد‬
‏‫که شاید پروژه ام‌کی‌هکس

607
00:32:51,205 --> 00:32:54,374
‏‫به یه برنامه مخفی بدنام دیگه
از دوران جنگ سرد‬ ‏‫مرتبط باشه

608
00:32:54,843 --> 00:32:56,578
‏یعنی ‫پروژه ام‌کی‌اولترا

609
00:32:56,678 --> 00:32:58,412
‏‫پروژه ام‌کی‌اولترا که از سال ۱۹۵۳ شروع شد،‬

610
00:32:58,445 --> 00:33:01,949
‏‫تلاش سازمان سیا بود‬
‏‫برای استفاده از تکنیک‌های کنترل ذهن‬

611
00:33:01,981 --> 00:33:04,118
تا یک جاسوس بی نقص بوجود بیاره

612
00:33:04,485 --> 00:33:07,589
‏‫کلمه ام‌کی‌هکس از الگوی اسم رمز سازمان سیا
پیروی میکنه‬

613
00:33:07,922 --> 00:33:10,190
"‏‫که حروف "ام‌کی
‏‫به پروژه‌هایی اشاره دارن‬

614
00:33:10,290 --> 00:33:13,026
‏‫که توسط کارکنان خدمات فنی سازمان سیا‬
‏‫اداره می‌شدن،‬

615
00:33:13,160 --> 00:33:15,395
‏‫همون کسایی که ام‌کی‌اولترا رو اداره می‌کردن‬

616
00:33:15,763 --> 00:33:18,967
‏‫اما معنی "هکس" یا "هکسا" حتی عجیب‌تره.‬

617
00:33:19,032 --> 00:33:21,368
‏‫توی انگلیسی، هکس به معنی نفرینه.‬

618
00:33:21,468 --> 00:33:24,806
‏‫در زبان آلمانی،‬
‏‫"هکسه" یعنی جادوگر یا عجوزه،‬

619
00:33:24,873 --> 00:33:27,040
‏‫همون تعریف عامیانه ‏‫از فلج خواب.‬

620
00:33:27,374 --> 00:33:29,978
‏‫همین باعث شد شان فکر کنه‬
‏‫که ممکنه پروژه ی ام‌کی‌هکس

621
00:33:30,043 --> 00:33:34,682
‏‫به نوعی توسط‬ ‏‫دانشمندان نازی سابقِ
دخیل در عملیات "گیره کاغذ"* ساخته شده باشه
تعداد زیادی از دانشمندان نازی بعد از جنگ جهانی]
[به عضویت سازمان های دولتی آمریکا دراومدن

622
00:33:34,849 --> 00:33:38,352
کسانی که دانش باستانی علوم خفیه‬ رو
با تکنیک های پیشرفته هیپنوتیزم ترکیب کردن

623
00:33:38,418 --> 00:33:41,154
‏‫تا یک سلاح روانی‬ ‏‫تمام‌عیار بسازن

624
00:33:42,489 --> 00:33:43,558
‏‫اما چرا شان،‬

625
00:33:43,691 --> 00:33:45,994
‏‫برادر منطقی و‬ ‏‫علم‌گرای من،‬

626
00:33:46,059 --> 00:33:47,694
‏‫باید به این چیزا اعتقاد داشته باشه؟‬

627
00:33:48,395 --> 00:33:49,964
‏‫طبق تحقیقات و مطالعات جدید،‬

628
00:33:50,063 --> 00:33:55,235
‏‫تقریباً ۵۰ درصد‬ از کل آمریکایی‌ها
حداقل به یکی از تئوری های توطئه اعتقاد دارن

629
00:33:55,837 --> 00:33:57,371
‏‫خب، همه خیلی مهربونن

630
00:33:56,034 --> 00:33:58,034
"نهم نوامبر 2013"

631
00:33:57,437 --> 00:33:58,438
خیله خب

632
00:33:58,540 --> 00:34:00,407
‏‫- هی، چطوری رفیق؟‬
‏‫- چه خبر، داداش؟‬

633
00:34:00,642 --> 00:34:02,510
‏‫- این کیه؟‬
‏‫- بچه‌ها،‬

634
00:34:02,577 --> 00:34:04,244
‏‫- این دوستم، نیکوله.‬
‏‫- سلام.‬

635
00:34:04,344 --> 00:34:07,014
‏‫- نمی‌دونستم‬ ‏‫قراره فیلمبرداری کنین
بیاین بهشون سوژه واسه فیلمبرداری بدیم -

636
00:34:07,015 --> 00:34:08,248
‏‫آبجوها که خودشون‬ خورده نمیشن

637
00:34:09,648 --> 00:34:11,148
‏‫افسانه‌های شهری؟‬

638
00:34:09,881 --> 00:34:12,381
لین
"مدیر شبکه های اجتماعی"

639
00:34:11,553 --> 00:34:15,690
‏‫آره بابا، فکر کنم‬
‏‫یه ذره حقیقت تو بعضیاشون هست.

640
00:34:15,757 --> 00:34:18,358
درواقع ‏‫یه ذره حقیقت‬
‏‫تو هر داستانی هست، مگه نه؟‬

641
00:34:18,425 --> 00:34:20,427
‏‫تئوری‌های توطئه همش چرت و پرته.‬

642
00:34:18,723 --> 00:34:21,223
اشلی
"دانشجوی پزشکی"

643
00:34:20,528 --> 00:34:22,095
‏‫یه مشت آدم داهاتی پارانوئیدی‌ان‬

644
00:34:22,195 --> 00:34:24,532
که دارن سعی میکنن یه دنیای بی منطق رو
منطقی جلوه بدن

645
00:34:24,599 --> 00:34:26,568
‏‫آره سید، بنظرم دولت ما رو زیر نظر داره.‬

646
00:34:24,980 --> 00:34:27,480
اوون
"ادمین دیتابیس"

647
00:34:26,668 --> 00:34:29,303
مگه اونو ندیدی؟
قضیه اسنودن رو؟‬

648
00:34:29,403 --> 00:34:30,538
‏‫زندگی...‬

649
00:34:29,818 --> 00:34:32,318
استیو
"کارگر موقت"

650
00:34:32,105 --> 00:34:35,777
‏‫خیلی پیچیده‌تر از اینه که
بخوایم نگران این جور چیزا باشیم

651
00:34:35,910 --> 00:34:39,747
‏‫از کی تا حالا فهمیدن یه راز
‏‫باعث شده اوضاع بهتر بشه؟‬

652
00:34:36,241 --> 00:34:38,741
اسکایلر
"دانشجوی رشته تاریخ هنر"

653
00:34:39,948 --> 00:34:42,382
‏‫ناموسن؟ فکر نمیکنی‬ ‏‫همین الان
دولت داره به حرفای ما گوش می‌ده؟‬

654
00:34:42,449 --> 00:34:44,418
‏‫اونا الان دارن ما رو تماشا میکنن.‬

655
00:34:44,484 --> 00:34:46,788
‏‫آره، خیلی براشون مهمه که
ما الان داریم چه غلطی میکنیم

656
00:34:47,220 --> 00:34:50,157
‏‫ما الانم داریم تو یه آرمان‌شهرِ کسل‌کننده
زندگی میکنیم، داداش

657
00:34:50,625 --> 00:34:54,094
،‏‫سیاستمدارا دروغ میگن
دارن پولامونو میدزدن

658
00:34:54,161 --> 00:34:55,797
‏‫از هر دو طرف

659
00:34:55,930 --> 00:34:59,901
‏‫هنوزم بطور گسترده شستشوی مغزی میشیم.
حرفای دوپهلو و این چیزا

660
00:35:00,233 --> 00:35:01,903
‏‫ینی میگم به هر حال
کار زیادی از دستمون برنمیاد

661
00:35:01,970 --> 00:35:04,772
‏‫پس، می‌دونی... کون لقش.‬

662
00:35:04,973 --> 00:35:09,276
‏‫اونا می‌خوان ما احمق و ترسو باشیم
و از هم جدا بشیم

663
00:35:09,443 --> 00:35:12,245
‏‫ینی میگم که
این آدمای عشق تئوری توطئه

664
00:35:12,312 --> 00:35:14,615
‏‫فکر میکنن یه نفر داره
همه‌چیو کنترل میکنه

665
00:35:14,615 --> 00:35:17,016
‏‫درحالی که حقیقت
خیلی خیلی ترسناکتره

666
00:35:17,051 --> 00:35:18,285
حقیقت چیه، اشلی؟‬

667
00:35:18,352 --> 00:35:22,489
،‏‫اینکه هیچکس کنترل چیزیو نداره
اینکه همه‌چی شانسی و تصادفیه

668
00:35:23,757 --> 00:35:24,826
‏‫بووم!‬

669
00:35:24,926 --> 00:35:26,928
!‏‫این شانسی نیس عشقم، مهارته

670
00:35:26,995 --> 00:35:28,428
‏‫بزن به سلامتی!
!هوو هوو

671
00:35:30,598 --> 00:35:33,367
‏‫تئوری‌های توطئه
از یک استدلال دَوَرانی پیروی میکنند‬

672
00:35:33,467 --> 00:35:37,839
،‏‫جایی که مدرک‬ ‏‫و نبود آن‬
‏‫حقیقت‬ ‏‫توطئه را تقویت میکنند.‬

673
00:35:37,939 --> 00:35:41,441
‏‫در تئوری‌های توطئه،‬
‏‫هیچ تصادفی وجود ندارد.‬

674
00:35:41,609 --> 00:35:43,945
‏‫۲۷ ژوئن ۲۰۱۳‬

675
00:35:44,444 --> 00:35:47,749
‏‫فهرستی از به اصطلاح‬
‏‫وبسایت‌های نسبتاً پایدار.‬

676
00:35:48,016 --> 00:35:49,617
‏‫انجمن بدعت‌گذاران فرازمینی،‬

677
00:35:49,951 --> 00:35:52,754
‏‫یک انجمن توطئه ی از کار افتاده‬
مربوط به اوایل دهه ۲۰۰۰‬

678
00:35:52,820 --> 00:35:57,291
که ظاهرا پس از اینکه کاربرانش شروع به تحقیق
درمورد افسانه های شهری کردند از هم پاشید

679
00:35:57,324 --> 00:35:58,760
‏‫JusticeforJudson.net‬

680
00:35:58,826 --> 00:36:03,196
‏‫یک صفحه اینترنتی از دهه ۱۹۹۰
درباره ی مردی‬ ‏‫که در دهه ۱۹۷۰ مفقود شد.‬

681
00:36:03,363 --> 00:36:07,035
‏‫منبعی که در ابتدا،‬ ‏‫کاملاً نامربوط‬
‏‫به تحقیقات شان به نظر می‌رسید.‬

682
00:36:07,401 --> 00:36:09,003
"‏‫و "خلاصه بودجه سیاه‬

683
00:36:09,103 --> 00:36:11,773
‏‫یک فهرست پوشه‬
‏‫با فایل‌های طبقه‌بندی شده‬

684
00:36:11,839 --> 00:36:13,574
‏‫در پروژه‌های مخفی دولتی.‬

685
00:36:14,174 --> 00:36:15,843
‏‫در داخل پوشه ی ام‌کی‌هکس،‬

686
00:36:15,943 --> 00:36:17,945
‏‫شان عکس‌هایی با برچسب
‏‫"سوژۀ شماره 23" پیدا کرد‬

687
00:36:18,478 --> 00:36:21,582
‏‫و همچنین یک یادداشت‬
‏‫در مورد "زیرپروژۀ 1101D"

688
00:36:22,116 --> 00:36:27,889
‏‫شان بالاخره‬ ‏‫شواهد واقعیِ تصویری‬ ‏‫و مکتوب‬
درمورد پروژۀ ام‌کی‌هکس پیدا کرده بود

689
00:36:28,589 --> 00:36:30,223
‏‫ولی این برای شان کافی نبود.‬

690
00:36:30,490 --> 00:36:32,694
‏‫شان سعی کرد یافته‌هاش رو‬
بصورت ‏‫آنلاین منتشر کنه،‬

691
00:36:33,061 --> 00:36:34,829
‏‫شاید به این امید‬ که
بقیه بتونن کمکش کنن

692
00:36:34,895 --> 00:36:37,664
‏‫تا ثابت کنه که
پروژه‬ ام‌کی‌هکس واقعیت داره

693
00:36:37,999 --> 00:36:40,367
‏‫ولی هر بار که شان تلاش می‌کرد،‬

694
00:36:40,668 --> 00:36:43,071
‏‫پست‌هاش‬ تقریباً بلافاصله پس از آپلود
حذف میشدن

695
00:36:43,336 --> 00:36:46,974
‏‫ولی یه نفر متوجه شد.‬
‏‫یه نفر پیداش کرد.‬

696
00:36:47,441 --> 00:36:49,342
‏‫باور به تئوری‌های توطئه،‬

697
00:36:49,409 --> 00:36:51,344
‏‫که بهش میگن‬
‏‫"توطئه‌پنداری،"‬

698
00:36:51,411 --> 00:36:52,914
‏‫میتونه جنون‌آمیز بشه،‬

699
00:36:53,346 --> 00:36:55,817
‏‫و باعث بشه فرد باورمند‬
‏‫دچار پارانویا شده،‬

700
00:36:56,150 --> 00:36:57,618
‏‫و حتی خطرآفرین بشه.‬

701
00:36:57,652 --> 00:36:58,886
‏‫تا اوایل جولای،‬

702
00:36:58,986 --> 00:37:01,589
‏‫تحقیقات شان‬ درباره پروژه ام‌‌کی‌هکس

703
00:37:02,090 --> 00:37:03,725
‏‫تبدیل به یه وسواس شده بود.‬

704
00:37:03,858 --> 00:37:06,393
‏‫شان یه جورایی‬
‏‫شروع کرد به گوشه‌گیری

705
00:37:06,460 --> 00:37:08,162
‏‫یه چیز عجیب یادمه

706
00:37:08,261 --> 00:37:09,864
فکر کنم طرفای چهار جولای بود

707
00:37:09,931 --> 00:37:13,167
‏‫می‌خواستم برم باربیکیو‬
‏‫و از شان خواستم باهام بیاد،‬

708
00:37:13,735 --> 00:37:15,536
‏‫ولی اون زیاد جواب‬ ‏‫پیامامو نمی‌داد

709
00:37:15,903 --> 00:37:17,739
واسه رفتم خونه ی پدر مادرت

710
00:37:18,206 --> 00:37:19,741
‏‫ولی شان درو‬ ‏‫باز نکرد

711
00:37:19,841 --> 00:37:21,576
،‏‫مادرت درو باز کرد
...و گفت

712
00:37:22,476 --> 00:37:24,078
‏‫شان نمی‌تونه بیاد بیرون‬ ‏‫چون مریضه

713
00:37:24,178 --> 00:37:25,880
‏‫چیزی که عجیبه اینه که...‬

714
00:37:26,848 --> 00:37:28,916
‏‫همینطور که داشتم
به سمت ماشین برمی‌گشتم

715
00:37:29,050 --> 00:37:31,586
‏‫به اتاق شان نگاه کردم‬
‏‫و دیدم پرده‌ها دارن تکون می‌خورن

716
00:37:31,652 --> 00:37:33,253
‏‫انگار اونجا بود
‏‫و داشته منو تماشا میکرد

717
00:37:33,420 --> 00:37:36,958
‏‫بهش پیام دادم، ولی خبری نشد،
‏‫دیگه از شان خبری نشد.‬

718
00:37:37,390 --> 00:37:40,228
‏‫برادرت فقط سال اول پر استرسی رو
،گذرونده بود

719
00:37:40,293 --> 00:37:44,464
‏‫و نیاز داشت استراحت کنه‬
که دوباره جون بگیره

720
00:37:45,633 --> 00:37:47,034
،اما بی خبر از بقیه

721
00:37:47,101 --> 00:37:51,239
شان بسته های پستی ای رو دریافت میکرد
که از منبع مرموزی فرستاده میشدن

722
00:37:51,338 --> 00:37:54,708
‏‫متاسفانه ‏‫شان هیچوقت نفهمید‬
چه کسی اونا رو میفرستاد

723
00:37:54,774 --> 00:37:56,110
‏‫یا چطوری پیداش کرده بودن

724
00:37:56,177 --> 00:37:58,079
شاید کسی پست های اینترنتیشو دیده باشه

725
00:37:58,079 --> 00:38:01,414
اما اینکه اونا چطوری آدرس خونه رو پیدا کردن
.برای همیشه یه معما باقی موند

726
00:38:01,883 --> 00:38:04,685
‏‫تنها سرنخی که داریم‬
‏‫یه پاکت کاتالوگیه‬

727
00:38:04,786 --> 00:38:07,320
‏‫با یه علامت عجیب‬
‏‫به عنوان آدرس فرستنده.‬

728
00:38:07,522 --> 00:38:10,224
‏‫در سوم جولای،‬
‏‫شان یه نوار وی‌اچ‌اس دریافت کرد‬

729
00:38:10,290 --> 00:38:12,960
‏‫شامل یه ویدیوی قدیمی تقریبا غیرقابل پخش‬

730
00:38:13,127 --> 00:38:16,598
‏‫از ویدیوی بازجویی پلیس‬ ‏‫از شخصی
بنام هنری بیکر جادسون

731
00:38:16,698 --> 00:38:20,734
همون مرد مفقود شده
مربوط به وبسایت «عدالت‬ ‏‫برای جادسون».‬

732
00:38:22,637 --> 00:38:25,372
‏‫ممنونم. ممنونم، ممنونم.‬

733
00:38:23,051 --> 00:38:26,051
"اعترافات هنری بیکر جادسون"
"هشتم آپریل 1976"

734
00:38:26,541 --> 00:38:29,210
‏‫- برای چی؟‬
‏‫- برای...‬

735
00:38:30,477 --> 00:38:32,680
برای اینکه جلومو گرفتین

736
00:38:33,080 --> 00:38:35,115
‏‫این واقعا میتونه به ما کمک میکنه هنری،‬

737
00:38:35,116 --> 00:38:38,485
‏‫تا به درک درستی از اتفاقی که افتاده
دست پیدا کنیم

738
00:38:38,619 --> 00:38:41,022
،‏‫این خوابا، لعنت بهش
این خوابای کوفتی

739
00:38:41,022 --> 00:38:42,623
‏‫می‌خوای درباره خوابات باهامون حرف بزنی؟‬

740
00:38:42,690 --> 00:38:43,791
‏‫زمان‌های گمشده،‬

741
00:38:43,791 --> 00:38:46,194
چشم اندازی از اون آزمایشای کوفتی، خب؟‬

742
00:38:46,259 --> 00:38:48,029
‏‫داشته دنبالم می‌کرده، خب؟‬

743
00:38:48,963 --> 00:38:52,266
‏‫ببین، نمی‌دونم‬ ‏‫فکر میکنی من
،با آلیسون و برت و تونی چیکار کردم‬

744
00:38:52,332 --> 00:38:54,101
‏‫ولی تقصیر من نبود

745
00:38:54,168 --> 00:38:55,970
‏‫اونا رفته بودن تو مغز کوفتی من، دهنتو.‬

746
00:38:56,270 --> 00:38:59,673
‏‫سپس در ماه جولای،
شان ‏‫نقاشی‌های عجیبی دریافت کرد

747
00:38:59,739 --> 00:39:01,275
‏‫که همگی ظاهراً شبیه هم بودند

748
00:39:01,309 --> 00:39:03,678
‏‫با وجود اینکه به دست افراد مختلف
‏‫کشیده شده بودند‬

749
00:39:03,978 --> 00:39:05,279
‏‫در ششم جولای،‬

750
00:39:05,345 --> 00:39:07,715
‏‫شان ۲۶ عکس دوربین یک‌بارمصرف‬
‏‫دریافت کرد‬

751
00:39:07,815 --> 00:39:10,751
‏‫که اونا رو اینطوری توصیف کرده:‬
‏‫«تعطیلات بهاری 1999»‬

752
00:39:10,985 --> 00:39:14,121
‏‫سیزده تاشون درست ظاهر شده بودند،‬
و سیزده تای دیگه اصطلاحا سوخته بودن

753
00:39:11,057 --> 00:39:13,057
"تصاویر تعطیلات بهاری 1999"

754
00:39:14,487 --> 00:39:17,658
‏‫در نهم جولای،
‏‫شان یه نوار کاست دریافت کرد،‬

755
00:39:17,859 --> 00:39:20,860
"‏‫اولین نوار که " نوارهای تاکوما
نامگذاری شده

756
00:39:20,927 --> 00:39:23,531
توسط مردی ضبط شده بودن که
یه کابوس‬ ‏‫تکراری رو توصیف میکنه

757
00:39:24,737 --> 00:39:27,737
"نوارهای تاکوما"
"تاریخ ضبط، نامشخص"

758
00:39:25,397 --> 00:39:28,197
،نمیدونم چقدر وقت برام مونده
ولی اینجا موندن مدام سخت تر میشه

759
00:39:28,221 --> 00:39:30,921
،زمان سخت میگذره
یه لحظه اینجام، یه لحظه یه جای دیگه

760
00:39:31,045 --> 00:39:33,345
پس باید قبل از اینکه دیر شه
این نوارو ضبط کنم

761
00:39:33,369 --> 00:39:35,669
تا شماها متوجه بشین
چرا من اون کارو انجام دادم

762
00:39:35,693 --> 00:39:39,093
که متوجه قضیه بشید
تا بتونید منو ببخشید

763
00:39:39,380 --> 00:39:40,748
‏‫در یازدهم جولای،‬

764
00:39:40,882 --> 00:39:45,418
‏‫شان یک نوار مینی‌دی‌وی به همراه چیزی که
آزمایش‌های شیکاگو" نامگذاری شده دریافت کرد"

765
00:39:45,519 --> 00:39:47,454
‏‫که در اوایل سال ۲۰۰۷ ضبط شده بود.‬

766
00:39:47,588 --> 00:39:51,158
‏‫من و شان چند روزی بود‬ که
‏‫به دلایلی با هم حرف نزده بودیم

767
00:39:51,225 --> 00:39:53,361
‏‫تا اینکه یه روز شان نوار‬ مینی‌دی‌وی رو
بهم نشون داد

768
00:39:53,794 --> 00:39:56,463
‏‫سلام، من مریم ییلدیز هستم

769
00:39:55,226 --> 00:39:57,726
"آزمایشات شیکاگو"
"فوریه 2007"

770
00:39:56,597 --> 00:39:59,867
،‏‫ممکن است انتزاعی و شاید بحث برانگیز‬ باشد
‏‫اما در علم مدرن،‬

771
00:40:00,001 --> 00:40:06,107
‏‫آکوستیک تراپی* از طریق همگام‌سازی امواج مغزی‬
‏‫تاریخچه باستانی طولانی‌ای دارد...‬
[درمان بیماری ها از طریق امواج صوتی]

772
00:40:06,274 --> 00:40:09,376
‏‫اگرچه، به اصطلاح‬ ‏‫فرکانس‌های سُلفژیو‬
،اعتباری کسب کرده اند

773
00:40:09,376 --> 00:40:13,547
اما این موضوع رد شده‬ ‏‫و مورد تمسخر‬
‏‫دانشمندان کوته‌فکری قرار گرفته

774
00:40:13,614 --> 00:40:16,016
‏‫که تمایلی به...
فلان و اینا ندارن

775
00:40:16,117 --> 00:40:19,654
‏‫بازنگری ارتعاشات.‬

776
00:40:19,820 --> 00:40:21,320
‏‫بازنگری...‬

777
00:40:21,557 --> 00:40:25,557
بازنگری احساساتِ
بوم‌شناسی آکوستیک ارتعاشی جهان

778
00:40:25,826 --> 00:40:28,763
نتیجه گیری های من نشان میدهند
‏‫که شاید بشود...

779
00:40:29,931 --> 00:40:36,270
‏‫کاربردهایی از‬ ‏‫روش‌های
...صوتیِ فراصوتِ غیرتهاجمی وجود دارد که

780
00:40:38,903 --> 00:40:41,503
!که نمیدونم، دلیلشونو نمیدونم، اه

781
00:40:41,776 --> 00:40:43,778
‏‫می‌ترسم نتیجه گیریامو ببینن‬
‏‫و بفهمن که...‬

782
00:40:43,844 --> 00:40:45,145
‏‫و همه ی اینا...‬

783
00:40:50,418 --> 00:40:51,953
‏‫در 16 جولای،‬

784
00:40:52,086 --> 00:40:55,488
‏‫شان یک هارد درایو قدیمی دریافت کرد‬
‏‫که پر از ویدیوهایی بود‬

785
00:40:55,556 --> 00:40:58,691
‏‫که توسط یک مادر بلاگر‬
‏‫در حدود سال 2010 تولید شده بود.‬

786
00:40:58,693 --> 00:41:02,763
!‏‫سلام مامانا و مامانیا
"کیم اکلز هستم از "ولاگ یک مامان

787
00:40:59,165 --> 00:41:02,165
"ویدیوهای ولاگ یک مامان"
"ضبط شده در 2010"

788
00:41:02,830 --> 00:41:05,066
‏‫امروز می‌خوایم درباره‌ی این حرف بزنیم‬

789
00:41:05,067 --> 00:41:11,405
که واسه شما مادران فعال چقدر مهمه
!که یه کم لالا کنین

790
00:41:14,574 --> 00:41:16,274
حالا فهمیدین؟

791
00:41:16,344 --> 00:41:20,979
‏‫اولش، شان مطمئن نبود‬ که این وسایل
‏‫چه ربطی به پروژه ام‌کی‌هکس دارن

792
00:41:21,047 --> 00:41:23,047
،ولی در طول ماه جولای

793
00:41:23,117 --> 00:41:25,987
‏‫و اوایل آگوست، همینطور که
،شروع به مرتبط کردن اونها کرد

794
00:41:26,120 --> 00:41:28,556
.یه ماجرایی شکل گرفت

795
00:41:28,723 --> 00:41:29,990
‏‫چی رفته بود تو سرت، هنری؟‬

796
00:41:30,024 --> 00:41:31,458
‏‫پول کم آورده بودم، واسه همین...‬

797
00:41:31,525 --> 00:41:34,161
این آگهی مربوط به...
مطالعات روی خواب رو دیدم، خب؟

798
00:41:34,261 --> 00:41:35,996
‏‫حداقل این چیزی بود
که تو آگهی نوشته شده بود

799
00:41:36,030 --> 00:41:38,733
‏‫یه دانشمند بود،‬
‏‫یه یارو نازی سابق

800
00:41:39,033 --> 00:41:40,334
‏‫- نازی؟‬
‏‫- آره بابا

801
00:41:40,434 --> 00:41:44,171
باید نازی بوده باشه، خب؟‬
‏‫فکر کنم دکتر توفِل بود...

802
00:41:44,338 --> 00:41:46,540
‏‫اون روی ما آزمایش می‌کرد،‬
روی من آزمایش میکرد

803
00:41:46,540 --> 00:41:47,808
‏‫چه جور آزمایشایی؟‬

804
00:41:47,808 --> 00:41:50,011
‏‫یه سری چیزای عجیب و غریبو
رو ما امتحان می‌کردن، خب؟‬

805
00:41:50,177 --> 00:41:52,279
‏‫خب؟ یه سری تلویزیون داشتن‬
‏‫که تلویزیون نبودن،‬

806
00:41:52,346 --> 00:41:53,848
‏‫و فیلمایی‬ که
در واقع فیلم نبودن

807
00:41:53,914 --> 00:41:56,450
‏‫یه دقیقه داشتی
،به صفحه نگاه می‌کردی

808
00:41:56,517 --> 00:41:58,885
‏‫یه دقیقه بعدش،‬
‏‫انگار از یه کابوس بیدار شدی‬

809
00:41:58,952 --> 00:42:00,954
‏‫حتی ارزششو هم نداشت

810
00:42:01,222 --> 00:42:03,491
‏‫چرا اینو میگی، هنری؟‬ -
...اه، اون کابوسای لعنتی -

811
00:42:03,557 --> 00:42:06,527
‏‫اونا با کابوسا ذهنمو آلوده کردن

812
00:42:06,860 --> 00:42:11,360
‏‫آیا اعتراف هنری‬ ثابت میکند که
آزمایشات پروژۀ ام‌کی‌هکس

813
00:42:11,366 --> 00:42:15,166
بطور مخفیانه در دانشگاه های سراسر آمریکا
انجام میشدن؟

814
00:42:15,202 --> 00:42:17,772
‏‫احمد بالاخره منو
به تونل‌های زیر منطقه برد‬

815
00:42:17,872 --> 00:42:20,941
‏‫و ما یه چیزی پیدا کردیم...
...یه چیزی

816
00:42:23,043 --> 00:42:24,611
‏‫تونل‌های قدیمی جنگ سرد

817
00:42:24,612 --> 00:42:26,914
،‏‫صدها جعبه، آثار باستانی

818
00:42:29,083 --> 00:42:31,152
‏‫از جمله یه ماشین،
...یه

819
00:42:32,420 --> 00:42:36,624
‏‫یه جور دستگاه کامپیوتری،
‏‫منظورم از ایناس که لوله‌های کاتدی دارن

820
00:42:36,724 --> 00:42:39,560
‏‫سوییچ‌های قدیمی،‬
‏‫بلندگوهای بزرگ!‬

821
00:42:39,927 --> 00:42:41,028
‏‫و، احمد...‬

822
00:42:42,162 --> 00:42:43,363
‏‫خب، احمد...

823
00:42:50,638 --> 00:42:52,541
خلاصه دیگه نمی‌تونم‬
‏‫بهش اعتماد کنم

824
00:42:54,241 --> 00:42:56,643
‏‫ولی الان دیگه راه‬ ‏‫ورودو بلدم

825
00:43:26,239 --> 00:43:27,239
وای

826
00:43:57,104 --> 00:43:58,604
‏‫چی؟‬

827
00:44:00,641 --> 00:44:02,643
‏‫شان به این نتیجه رسید‬ه بود که مریم

828
00:44:02,710 --> 00:44:05,679
دستگاه کابوس‌ساز معروف پروژه ام‌کی‌هکس
رو پیدا کرده بود

829
00:44:05,713 --> 00:44:09,016
حالا، اون یه مدرک تصویری
از برنامه ی سری دولت پیدا کرده بود

830
00:44:10,451 --> 00:44:13,354
‏‫اما افسانه‌ی شهری ام‌کی‌هکس
.فراتر از این حرفا بود

831
00:44:13,454 --> 00:44:16,290
‏‫شایعاتی درمورد
پخش زنده های عجیب و غریب آخرِ شب

832
00:44:16,357 --> 00:44:18,359
.در شهرهای کوچک سراسر کشور وجود داشت

833
00:44:19,157 --> 00:44:21,953
همه اینا از زمانی شروع شد که
من یه برنامه تلویزیونی رو تماشا کردم

834
00:44:22,277 --> 00:44:24,277
همونی که سه بار دیدمش
ولی یادم نمیاد چی بود

835
00:44:24,401 --> 00:44:27,701
،همون موقع بود که رویاها شروع شد
رویاهایی که انگار رویا نیستن

836
00:44:27,701 --> 00:44:32,806
و شان هم معتقد بود که یه نفر
ویدیوی پروژه ام‌کی‌هکس رو توی اینترنت آپلود کرده

837
00:44:33,340 --> 00:44:36,010
‏‫اما کی؟
و به چه دلیل؟

838
00:44:36,611 --> 00:44:40,014
‏‫اعتراف میکنم که
‏‫چند شب سخت رو گذروندم

839
00:44:40,147 --> 00:44:42,983
‏‫فکرا و خوابای عجیب و غریب

840
00:44:43,050 --> 00:44:48,055
‏‫و اون شیاد عوضی
با اون... ویدیوی هیپنوتیزم مسخره‌ش

841
00:44:49,729 --> 00:44:51,729
"تصاویر تعطیلات بهاری 1999"

842
00:44:51,192 --> 00:44:55,763
و بعدش، یه سری مدارک وجود داشت که
نشون میداد اتفاقات عجیب تری داره رخ میده

843
00:44:58,999 --> 00:45:01,468
ویدیوی ام‌کی‌هکس چه چیزی رو
به قربانیانش نشون میداد؟

844
00:45:01,769 --> 00:45:03,270
‏‫هیچکس یادش نمیومد

845
00:45:03,370 --> 00:45:05,906
،‏‫یه لحظه داری به صفحه نگاه میکنی‬

846
00:45:05,973 --> 00:45:08,509
،و یه لحظه بعدش
انگار از یه خواب بد بیدار شدی

847
00:45:08,533 --> 00:45:09,753
ولی یادم نمیاد

848
00:45:09,777 --> 00:45:13,146
نمیدونم چرا ولی حس میکنم
کائنات بهم یه هدیه داده

849
00:45:17,017 --> 00:45:19,521
باید همه چیزو ثبت کنم

850
00:45:20,087 --> 00:45:21,788
...چون وقتی یادم میاد که

851
00:45:25,859 --> 00:45:27,494
راستش درست یادم نمیاد

852
00:45:27,861 --> 00:45:29,831
...فکر کنم چیزی که میخوند

853
00:45:31,398 --> 00:45:34,234
‏‫هیپنوتیزمه،
‏‫بهترین توصیفی که میشه ازش کرد اینه

854
00:45:34,335 --> 00:45:36,873
‏‫احتمالاً یه حالت آلفای القایی

855
00:45:36,943 --> 00:45:38,643
یه نفر یه جوری زودتر از من
بهش دست پیدا کرده

856
00:45:38,673 --> 00:45:40,073
ولی مشکلی نیس

857
00:45:40,371 --> 00:45:42,304
اگه این قضیه معما رو حل میکنه

858
00:45:47,815 --> 00:45:50,619
...ذهنم احساس
باز شدن داره

859
00:45:51,252 --> 00:45:52,753
من کاملا هوشیارم

860
00:45:52,920 --> 00:45:55,088
‏‫من ارتباط بین‬ مسائل رو مشاهده میکنم

861
00:45:55,289 --> 00:45:57,825
‏‫فهمیدم توی تحقیقاتم چی کم داشتم

862
00:46:02,229 --> 00:46:03,464
.‏‫و برمیگردم اونجا

863
00:46:03,464 --> 00:46:05,065
‏‫و به هر دلیلی،‬

864
00:46:05,132 --> 00:46:08,068
ویدیوی ام‌کی‌هکس قابل ضبط نبود

865
00:46:12,473 --> 00:46:16,611
،ساعت ‏‫23:45
هفتم فوریه، تست اِی‌وی شماره 13

866
00:46:18,310 --> 00:46:19,710
خیله خب

867
00:46:26,487 --> 00:46:28,956
،‏‫سیزدهم فوریه
تست اِی‌وی شماره 21

868
00:46:32,326 --> 00:46:33,828
‏‫تست اِی‌وی شماره 34

869
00:46:38,299 --> 00:46:39,700
‏‫تست 55

870
00:46:44,971 --> 00:46:46,540
‏‫تست 89

871
00:46:53,515 --> 00:46:56,085
...‏‫همه تلاش‌ها برای

872
00:46:56,285 --> 00:47:00,121
ضبط تصویری ‏‫مکانیسم‬ ‏‫استقرار نورومدولار‬
دستگاه فوبوس با شکست مواجه شده

873
00:47:00,722 --> 00:47:03,991
‏‫انگار... یه چیزی مانع از این میشه‬
‏‫که روی نوار ضبط بشه

874
00:47:03,991 --> 00:47:06,827
‏‫صدا با موفقیت‬ ‏‫ضبط میشه

875
00:47:10,564 --> 00:47:13,167
‏‫شان این نظریه رو داد‬
‏‫که ویدیوی ام‌کی‌هکس

876
00:47:13,200 --> 00:47:16,170
‏‫تکنیک‌های همگام‌سازی امواج مغزی‬
‏‫مبتنی بر صوت رو به کار میبره‬

877
00:47:16,170 --> 00:47:19,206
‏‫تا بینندگانش رو هیپنوتیزم کنه،
‏‫اما برای چه هدفی؟‬

878
00:47:23,611 --> 00:47:25,312
‏‫امیدوارم صدا‬ ‏‫واضح‌تر باشه

879
00:47:26,213 --> 00:47:27,915
‏‫تکرار‬ ‏‫بیان‌های مافوق صوت

880
00:47:28,015 --> 00:47:30,484
،یکی با 19 هرتز
‏‫یکی با 12 هرتز

881
00:47:30,552 --> 00:47:32,886
‏‫بنظر میرسید نه تنها آلفا رو القا میکنه،‬

882
00:47:32,986 --> 00:47:35,489
‏‫بلکه شاید حتی حالت تتا‬
‏‫یا دلتا رو هم توی مغز القا کنه

883
00:47:35,557 --> 00:47:36,658
اما این قضیه هم وجود داره

884
00:47:36,725 --> 00:47:39,259
...اگه به یه طیف‌نگاره منتقل بشه

885
00:47:43,565 --> 00:47:45,767
‏‫شان متوجه شد‬
‏‫که تمام قربانیان ام‌کی‌هکس

886
00:47:45,800 --> 00:47:49,636
‏‫علائم فیزیولوژیکی و روانی مشابهی رو
در خودشون مشاهده کردن

887
00:47:49,903 --> 00:47:53,440
‏‫علائمی که بنظر میرسید با قرار گرفتن مکرر
در معرض آزمایشات بدتر میشدن

888
00:47:53,541 --> 00:47:56,243
بعد از فراموشی اولیه ای که
،ویدیو باعثش میشد

889
00:47:56,410 --> 00:47:59,112
‏‫اولین علامت‬، ‏‫باز شدن ذهن بود

890
00:47:59,380 --> 00:48:00,881
‏‫حس میکنم ذهنم باز شده

891
00:48:00,961 --> 00:48:03,041
میتونم موسیقی ای رو بشنوم

892
00:48:03,065 --> 00:48:05,965
که صداش درون زمان و مکان طنین انداز میشه

893
00:48:05,989 --> 00:48:08,289
و منو به جاهای دیگه فرا میخونه

894
00:48:08,489 --> 00:48:12,659
‏‫بعد از اون، قربانیا‬ن
‏‫رویاها و کابوس‌های شدیدی رو تجربه میکردن

895
00:48:12,926 --> 00:48:14,928
‏‫افکار رویاهای عجیب و غریب

896
00:48:15,062 --> 00:48:18,132
‏‫اونا ذهنمو با کابوسا ‏‫آلوده کردن

897
00:48:18,298 --> 00:48:22,903
شان میخواست بدونه که آیا تمام اونا
رویای مشترکی رو تجربه کردن یا نه

898
00:48:22,970 --> 00:48:25,139
‏‫اون برای پیدا کردن جواب‬
‏‫به نوارهای تاکوما رجوع کرد

899
00:48:25,528 --> 00:48:27,028
هرشب همون خوابو میبینم

900
00:48:27,052 --> 00:48:29,752
با افکار عجیبی توی یه مکان دیگه
بیدار میشم

901
00:48:29,776 --> 00:48:31,376
اولش، توی یه جنگل بودم

902
00:48:31,400 --> 00:48:33,500
و تنها چیزی که روبروم بود
درخششی در افق بود

903
00:48:33,524 --> 00:48:36,524
و به طریقی میدونم که
اون درخشش منو فرا میخونه

904
00:48:36,548 --> 00:48:37,848
و خواستار بازگشتمه

905
00:48:37,872 --> 00:48:41,072
،و حس میکنم یه چیزی پشتمه
،منو زیر نظر داره، شکارم میکنه

906
00:48:41,096 --> 00:48:42,496
،و شروع کردم به دوییدن

907
00:48:42,520 --> 00:48:44,520
و بعدش تصور کردم
آدمای دیگه ای هم دارن باهام میدوئن

908
00:48:44,544 --> 00:48:46,044
توی تاریکی پرسه میزنن

909
00:48:46,068 --> 00:48:47,668
نمیدونم اونا واقعی ان یا نه

910
00:48:47,692 --> 00:48:50,492
،ناگهان میرسم به یه جای بدون درخت
و روبروم یه دشت قرار داره

911
00:48:50,516 --> 00:48:53,216
و در مرکز اون دشت
یه هرم باستانی وجود داره

912
00:48:53,240 --> 00:48:56,040
...بالای هرم، درخششش
باعث میشه توی دشت قدم بذارم

913
00:48:56,064 --> 00:48:58,764
زمین نرم و خیس بود
...و ناگهان با وحشت

914
00:48:58,788 --> 00:49:01,388
متوجه شدم که کمی اونطرف تر...
تپه ای از جنازه وجود داره

915
00:49:01,412 --> 00:49:04,912
،ولی نمیتونم توقف کنم
!نمیتونم، من باید برم

916
00:49:04,936 --> 00:49:08,636
وقتی به هرم رسیدم، متوجه
پله های خونینی شدم که به سمت پایین میرفت

917
00:49:08,660 --> 00:49:13,160
اما یه شب، فقط برای یک لحظه
به سرتاسر دشت نگاه کردم

918
00:49:13,184 --> 00:49:19,184
و شاهد چیزهایی جنون آمیز و غیرممکن بودم
که توی آسمون میرقصیدن و میخوندن

919
00:49:19,508 --> 00:49:21,308
!برای اون درخشش آهنگ میخوندن

920
00:49:21,495 --> 00:49:25,365
‏‫و برای قربانیان ام‌کی‌هکس،‬
‏‫رویاها‬ به سوء ظن منتهی میشدن

921
00:49:39,213 --> 00:49:42,449
‏‫ولاگ امروز یه کم متفاوت خواهد بود

922
00:49:43,050 --> 00:49:46,754
،بخاطر اینکه، مامان‌دوستای عزیز
‏‫به خونمون تجاوز شده.‬

923
00:49:46,855 --> 00:49:49,389
یه نفر وارد خونه‌م شده

924
00:49:49,591 --> 00:49:50,625
نمیدونم کی

925
00:49:50,758 --> 00:49:53,126
‏‫منظورم اینه که،
...دیشب‬ هیچی نشنیدم، ولی

926
00:49:53,193 --> 00:49:57,866
،‏‫شواهد زیادی هست‬ ‏‫که یه نفر اینجا بوده
مهم نیست کارل چی میگه

927
00:49:58,232 --> 00:50:02,369
‏‫وای... خدای... من

928
00:50:07,909 --> 00:50:08,843
‏‫وای خدا

929
00:50:09,042 --> 00:50:10,344
‏‫و عجیب‌ترین چیز چیه؟

930
00:50:10,645 --> 00:50:15,082
‏‫دارم میگم عجیب ترین قسمتش،
،مامانا و مامان‌دوستا

931
00:50:15,783 --> 00:50:17,250
‏‫جایی بود که چاقوها رو پیدا کردم.‬

932
00:50:17,317 --> 00:50:19,419
اینجا چه خبره؟

933
00:50:19,521 --> 00:50:20,989
‏‫ولی خب مهم نیس، مامانا و مامان‌دوستها

934
00:50:21,021 --> 00:50:24,324
مامانِ یه آشیونه باید هر کاری که لازمه
‏‫برای توله‌هاش انجام بده

935
00:50:25,025 --> 00:50:26,159
‏‫درست نمیگم؟

936
00:50:26,226 --> 00:50:29,229
‏‫قربانیان ‏‫به زودی
فراموش کردن زمان" رو تجربه میکردن"

937
00:50:29,396 --> 00:50:31,766
‏‫دقایق و ساعت‌هایی‬
‏‫که چیزی راجبشون یادشون نمی‌اومد

938
00:50:31,799 --> 00:50:34,033
و بعدش یه روز
شروع به اتفاق افتادن کرد... همون کابوسا

939
00:50:34,033 --> 00:50:36,169
‏‫یه لحظه توی کلاس یا مغازه بودم،‬

940
00:50:36,236 --> 00:50:37,905
‏‫و لحظه‌ی بعد،‬
‏‫توی کابوس بودم

941
00:50:37,972 --> 00:50:39,539
‏‫پس،‬
‏‫کابوس‌ها باعث شدن این کارو بکنی؟‬

942
00:50:39,539 --> 00:50:42,342
...نمی... ‏‫نمیدونم
‏‫یادم نمیاد چجوری بودم...‬

943
00:50:42,342 --> 00:50:44,846
‏‫دقیقاً نمی‌دونم‬
‏‫چه اتفاقی افتاد، خب؟

944
00:50:44,913 --> 00:50:46,981
‏‫زمان گم می‌شد،‬
‏‫فاصله‌هایی بینشون میفتاد، خب؟

945
00:50:47,047 --> 00:50:48,683
‏‫کابوس‌ها... ‏‫بدتر شدن

946
00:50:48,816 --> 00:50:51,217
،‏‫شروع کردن به تسخیر کردنم
شروع کردن به تعقیبم

947
00:50:51,218 --> 00:50:53,186
‏‫اگه از کنار یه تلویزیون رد میشدم،‬

948
00:50:53,253 --> 00:50:56,390
‏‫اون صدای‬ ‏‫جیغ نازک رو می‌شنیدم،‬

949
00:50:56,456 --> 00:50:59,694
‏‫و بعد... پخش می‌شد، هر چی که بود،‬
‏‫شروع میکرد به پخش شدن

950
00:50:59,861 --> 00:51:01,395
‏‫ببین، برت بابت تلویزیون عصبانی بود

951
00:51:01,461 --> 00:51:03,865
‏‫ولی مجبور شدم بشکونمش، میفهمی؟‬
‏‫مجبور بودم نابودش کنم

952
00:51:03,932 --> 00:51:05,900
‏‫مجبور بودم، چون اگه منو آلوده می‌کرد...‬

953
00:51:06,066 --> 00:51:08,036
‏‫و همونطور که ذهنشون تحلیل می‌رفت،‬

954
00:51:08,536 --> 00:51:10,203
‏‫بدنشون هم به زودی از کار می‌افتاد.‬

955
00:51:10,304 --> 00:51:12,105
‏‫یه الگو وجود داره،
‏‫یه الگوی تکراری

956
00:51:12,105 --> 00:51:13,340
‏‫یه الگوی ارتباطی

957
00:51:14,776 --> 00:51:16,543
‏‫شاید بشه توالی‌شون رو‬ ‏‫مشخص کرد

958
00:51:24,919 --> 00:51:27,088
‏‫سلام به همه ی ‏‫مامانا و مامان‌دوستا

959
00:51:27,588 --> 00:51:29,789
‏‫اینجا "ولاگ یک مامان"ئه

960
00:51:31,025 --> 00:51:34,327
،توله‌ها خوبن
خونه هم ظاهراً مشکلی نداره

961
00:51:34,796 --> 00:51:36,296
‏‫دیگه مزاحمی نداریم.

962
00:51:36,396 --> 00:51:37,934
‏‫همه در امانن...‬
‏‫...ولی کارل یادش رفت نصب کنه‬

963
00:51:38,437 --> 00:51:43,004
ولی کارل یادش رفته اون دوربینای پرستار بچه
که خواسته بودمو نصب کنه

964
00:51:43,605 --> 00:51:46,074
واسه همین کارتشو کش رفتم

965
00:51:46,139 --> 00:51:48,610
‏‫یه مامانِ آشیونه باید مراقب‬
آشیونه‌ش باشه دیگه

966
00:51:48,977 --> 00:51:52,179
!نصابا قراره فر-دا- بیان

967
00:51:52,279 --> 00:51:55,116
...‏‫یه خوابای خیلی عجیب غریبی‬ میبینم راجب

968
00:51:56,883 --> 00:51:57,919
یه جنگل...

969
00:51:57,919 --> 00:51:59,520
‏‫دیشب تو تخت خودم‬ ‏‫خوابیدم،‬

970
00:51:59,621 --> 00:52:03,323
‏‫ولی اینجا جلوی تلویزیون‬ ‏‫بیدار شدم

971
00:52:04,759 --> 00:52:06,961
‏‫خیلی عجیبه.‬
‏‫دارم یه روتین آرایشی جدید‬

972
00:52:07,061 --> 00:52:10,632
‏‫برای "مامان‌های خسته" امتحان میکنم.

973
00:52:11,498 --> 00:52:15,735
‏‫میدونین کیا رو میگم،‬
‏‫و امیدوارم که من--‬

974
00:52:26,179 --> 00:52:28,750
‏‫ولی چیزی‬ ‏‫که شان رو بیشتر از همه
آزار میداد

975
00:52:28,816 --> 00:52:31,819
مسیری بود که مبتلایان به ام‌کی‌هکس
به سمتش میرفتن

976
00:52:31,886 --> 00:52:33,186
‏‫بخاطر همین برت رو کشتی؟‬

977
00:52:33,186 --> 00:52:37,391
‏‫نه، نه، اون... ببین، بخاطر همین
بین اون اتفاق و کابوسا به پلیس زنگ زدم

978
00:52:37,491 --> 00:52:39,127
‏‫بخاطر همین بود که
میخواستم باهاتون حرف بزنم

979
00:52:39,192 --> 00:52:43,330
‏‫- نگران بودم اتفاق بدی بیفته
‏‫- خب اتفاق بدی هم افتاد

980
00:52:43,463 --> 00:52:45,532
...‏‫چیزی که ذهنمو مشغول کرده اینه‬ که

981
00:52:45,667 --> 00:52:48,970
‏‫چرا جسدها رو به این ترتیب چیدی‬...

982
00:52:49,469 --> 00:52:53,373
‏‫و چرا نمادهای شیطان‌پرستی رو‬
‏‫با خون اونا روی دیوارا کشیدی

983
00:52:53,641 --> 00:52:54,876
‏‫من... من یادم... یادم--‬

984
00:52:54,976 --> 00:52:58,012
!انقدر این "یادم نمیاد" کسشرو تکرار نکن

985
00:52:58,680 --> 00:53:02,182
،اینو ببین هنری
!به عکس نگاه کن هنری

986
00:53:03,350 --> 00:53:05,953
و اینو توضیح بده که منم بفهمم

987
00:53:06,186 --> 00:53:07,421
‏‫نمی‌بینی که این...‬

988
00:53:07,555 --> 00:53:09,189
‏‫این... این اتفاق افتاده.‬

989
00:53:09,256 --> 00:53:11,726
،‏‫داره اتفاق میفته
و بازم اتفاق خواهد افتاد

990
00:53:11,826 --> 00:53:13,561
‏‫قربانیا دروازه رو باز میکنن،‬

991
00:53:13,661 --> 00:53:16,564
‏‫و کابوس‌ها دوباره در این دنیا متولد میشن

992
00:53:16,664 --> 00:53:18,833
!‏‫خواهش میکنم باور کنین
!لعنتی، لعنت بهش

993
00:53:18,900 --> 00:53:20,835
چرا متوجه نیستین
همین لحظه که ما اینجا نشستیم

994
00:53:20,902 --> 00:53:23,370
!اونا اون بیرون دارن میچرخن
!خواهش میکنم

995
00:53:23,504 --> 00:53:25,506
‏‫باید جلوشونو بگیریم، خواهش میکنم!‬

996
00:53:25,573 --> 00:53:29,443
!گمراهان-- اونا دارن میان
...اونا دارن... گمراهان

997
00:53:32,543 --> 00:53:35,043
"ویدیوهای ولاگ یک مامان"
"ضبط شده در 2010"

998
00:55:21,522 --> 00:55:24,158
‏‫مامان؟
!مامان

999
00:55:30,531 --> 00:55:33,568
متاسفانه از اینجا به بعدش رو
نمیتونیم ببینیم

1000
00:55:33,701 --> 00:55:36,270
‏‫دفترچهٔ شان ‬ ‏‫به جعبه‌ای
از ویدیوهای کابوس‌ها‬ اشاره داره

1001
00:55:36,270 --> 00:55:37,738
که قادر به تماشاشون نیستیم

1002
00:55:37,738 --> 00:55:40,274
فوتیج ها وجود دارن
‏‫ولی فایل‌ها کار نمیکنن

1003
00:55:40,274 --> 00:55:43,711
انگار یه چیزی مانع این میشه
که ما اونا رو تماشا کنیم

1004
00:55:43,878 --> 00:55:46,315
و بعدش یه یادداشت
:مربوط به اواخر آگوست که نوشته

1005
00:55:46,410 --> 00:55:48,110
"!اون منو پیدا کرد"

1006
00:55:48,216 --> 00:55:50,718
‏‫خودکشی شان اصلا منطقی نیس

1007
00:55:50,952 --> 00:55:52,153
پس نشونه هاش کجا بودن؟‬

1008
00:55:53,486 --> 00:55:55,790
‏‫مگه معمولاً نشونه هایی
واسه اینجور چیزا وجود نداره؟‬

1009
00:55:56,489 --> 00:55:58,992
‏‫کی متوجه شدین‬ که
شان یه مشکلی داره؟

1010
00:55:58,992 --> 00:56:00,160
من متوجه نشدم

1011
00:56:00,227 --> 00:56:03,464
شان هیچ مشکلی نداشت

1012
00:56:03,498 --> 00:56:05,333
مثلا وقتی از مدرسه برمیگشت
تغییری نکرده بود؟

1013
00:56:05,333 --> 00:56:08,336
...علائم اضطراب، افسردگی
هیچی؟

1014
00:56:08,901 --> 00:56:10,202
‏‫نه

1015
00:56:10,605 --> 00:56:12,739
همون شان همیشگی بود

1016
00:56:13,074 --> 00:56:14,575
خب یعنی بیشتر از قبل
تو خونه میموند

1017
00:56:14,742 --> 00:56:16,376
‏‫بهش گفتم بره بیرون‬
‏‫و یه کاری چیزی پیدا کنه،‬

1018
00:56:16,443 --> 00:56:18,779
‏‫درگیر زندگی بشه،
"گفتم "برو بیرون خونه بچرخ، پسر

1019
00:56:18,880 --> 00:56:21,315
،کامپیوترو ول کن"
"برو زندگی کن

1020
00:56:21,448 --> 00:56:22,717
‏‫بعد از یادداشت‬
‏‫"اون منو پیدا کرد"،‬

1021
00:56:22,850 --> 00:56:26,721
شناخت ما از ترتیب زمانی
تحقیقات شان بهم میریزه

1022
00:56:27,021 --> 00:56:29,690
‏‫صفحات میانی دفترچه‬
‏‫پاره شده یا گم شدن،‬

1023
00:56:29,790 --> 00:56:32,693
‏‫و آنچه در ادامه صفحات مشاهده میشه
‏‫تیکه‌های نامرتبط از‬ ‏‫یه داستانه.‬

1024
00:56:32,694 --> 00:56:35,394
‏‫آیا شان پروژه ام‌کی‌هکس رو پیدا کرد؟‬

1025
00:56:35,718 --> 00:56:37,718
‏‫من معتقدم که پیدا کرده بود

1026
00:56:37,765 --> 00:56:40,467
‏‫و معتقدم‬ ‏‫که این پروژه آلوده‌ش کرد

1027
00:56:44,338 --> 00:56:45,706
‏‫ذهن شان باز بود

1028
00:56:45,773 --> 00:56:49,343
اون بلخره فهمیده بود که
هدف از پروژه ام‌کی‌هکس چیه

1029
00:56:49,377 --> 00:56:53,645
و خیلی زود، شان کابوس هایی
از یه جنگل زیر ستارگان عجیب میدید

1030
00:56:53,712 --> 00:56:56,751
و همچنین یه مزرعه پر از اجساد
.روبروی اهرام ثلاثه

1031
00:56:56,884 --> 00:56:59,487
سوء ظن شان داشت افزایش پیدا میکرد

1032
00:57:00,354 --> 00:57:04,457
شان نگران این بود که تحت نظر و
تحت تعقیب باشه، اما نه از طرف دولت

1033
00:57:04,892 --> 00:57:07,560
‏‫شان نگران‬ ‏‫شخص دیگه ای بود

1034
00:57:07,628 --> 00:57:09,397
‏‫بارها و بارها،‬

1035
00:57:09,496 --> 00:57:12,099
‏‫شان درباره‬
‏‫منحرفان کزاثگول نوشت.‬

1036
00:57:12,266 --> 00:57:14,001
!گمراهان... اونا دارن میان

1037
00:57:14,035 --> 00:57:19,273
‏‫یک فرقه باستانی‬ ‏‫آکدی* متمرکز‬ ‏‫بر
پرستش‬ ‏‫خدایی فراموش‌شده، بنام کزاثگول.‬
[امپراتوری آکد، 2500 سال قبل از میلاد]

1038
00:57:19,439 --> 00:57:23,811
‏‫شان متقاعد شده بود‬ ‏‫که گمراهان
عامل ‏‫علنی شدن پروژه ام‌کی‌هکس هستن

1039
00:57:23,978 --> 00:57:27,114
‏‫اینکه اونا از‬ ‏‫این آزمایش‬
برای هدفی نامعلوم استفاده میکنن

1040
00:57:27,214 --> 00:57:28,950
‏‫قربانی‌ها،‬
اونا دروازه رو باز میکنن

1041
00:57:29,050 --> 00:57:31,652
‏‫و کابوس‌ها دوباره‬
‏‫تو این دنیا متولد میشن

1042
00:57:31,752 --> 00:57:32,920
!خواهشا حرفمو باور کنین

1043
00:57:32,954 --> 00:57:35,589
‏‫آیا اون فرقه‬ داشت
از پروژه ام‌کی‌هکس استفاده میکرد‬

1044
00:57:35,656 --> 00:57:38,025
‏‫تا یه جوری کزاثگول رو احضار کنه؟‬

1045
00:57:38,246 --> 00:57:40,246
،اون پر از نفرته
ما رو پیدا کرده

1046
00:57:41,829 --> 00:57:43,864
‏‫و با وجود‬ ‏‫بدتر شدن علائمش،‬

1047
00:57:43,965 --> 00:57:45,599
‏‫برادر کوچولوی من یه نقشه داشت.‬

1048
00:57:45,921 --> 00:57:48,121
،هرچی که میدونستمو گذاشتم
علائم دارن بدتر میشن

1049
00:57:48,269 --> 00:57:49,370
‏‫وقت تموم شده، نیکول

1050
00:57:49,469 --> 00:57:53,274
‏‫شان یه دستگاه ساخت،‬
‏‫اما هدف ساختش برامون مبهمه

1051
00:57:54,474 --> 00:57:59,613
‏‫شان آخرین روز زندگیش رو
.صرف عملی کردن نقشه‌ش کرد

1052
00:57:59,680 --> 00:58:02,149
‏‫- باید جلوشو بگیرم‬
‏‫- نه، نه! شان، شان!‬

1053
00:58:02,646 --> 00:58:04,561
تلاش کردم جلوشو بگیرم ولی کافی نبود

1054
00:58:04,785 --> 00:58:08,023
...‏‫و بعد
...و بعد اون

1055
00:58:10,291 --> 00:58:12,392
‏‫- کی پیداش کرد؟‬
‏‫- مادرت‬

1056
00:58:13,527 --> 00:58:15,462
‏‫تو از کجا فهمیدی؟‬

1057
00:58:16,530 --> 00:58:17,832
‏‫صدای جیغشو شنیدم

1058
00:58:17,898 --> 00:58:20,001
‏‫ببین، واقعا می‌خوای این سوالا رو‬
‏‫از مادرت بپرسی؟‬

1059
00:58:20,101 --> 00:58:21,435
‏‫فکر نمیکنی‬
‏‫به اندازه کافی زجر کشیده؟‬

1060
00:58:21,501 --> 00:58:23,437
‏‫روز خودکشیش چی؟‬

1061
00:58:25,806 --> 00:58:27,908
‏‫تیم، چرا باید از من‬
‏‫راجع به اون موضوع بپرسی؟‬

1062
00:58:28,042 --> 00:58:30,478
‏‫چرا نمی‌تونیم راجب
‏‫یه چیز خوب حرف بزنیم؟‬

1063
00:58:30,544 --> 00:58:33,046
‏‫آیا شان تا حالا از تو و بابا‬
‏‫درخواست کمک کرده بود؟‬

1064
00:58:34,682 --> 00:58:37,785
‏‫پروژه ام‌کی‌هکس چی؟‬
‏‫اون چیه؟‬

1065
00:58:38,452 --> 00:58:40,287
‏‫شان بهش اشاره نکرده بود؟‬

1066
00:58:40,554 --> 00:58:42,490
نگفته بود که
کسی داره تعقیبش میکنه؟‬

1067
00:58:42,556 --> 00:58:45,125
نگفته بود احساس ناامنی میکرده؟
چیزی نگفته بود؟

1068
00:58:46,961 --> 00:58:50,698
‏‫شان تاحالا راجب پروژه‌ی ام‌کی‌هکس
چیزی بهت گفته بود؟‬

1069
00:58:51,765 --> 00:58:54,135
‏‫نه... اون چی هست؟‬

1070
00:58:54,168 --> 00:58:55,736
‏‫پروژه ام‌کی‌هکس چی؟‬

1071
00:58:55,836 --> 00:58:57,037
‏‫نه، اون چیه؟‬

1072
00:58:57,038 --> 00:58:59,608
‏‫این یه جور کپی‌برداری از ام‌کی‌اولترائه*؟‬
[اسم رمز آزمایشات کنترل ذهن سیا]

1073
00:58:59,673 --> 00:59:02,009
‏‫بابا، پروژه ام‌کی‌هکس چیه؟‬

1074
00:59:04,979 --> 00:59:07,314
.نمیدونم
ببین من دیگه میرم

1075
00:59:07,348 --> 00:59:09,517
‏‫چرا شماها داشتین‬ وسایل شان رو
‏‫نصف شب مینداختین بیرون؟‬

1076
00:59:09,550 --> 00:59:11,318
‏‫من به اندازه کافی به سوالاتت جواب دادم

1077
00:59:11,318 --> 00:59:14,188
‏‫برادرت شان، یه فرشته بود

1078
00:59:15,855 --> 00:59:17,725
‏‫اون بچه ی معجزه‌آسای ما بود

1079
00:59:17,925 --> 00:59:20,427
‏‫آیا خودت رو بخاطر مرگ شان سرزنش میکنی؟‬

1080
00:59:21,429 --> 00:59:22,630
‏‫نه!‬

1081
00:59:23,631 --> 00:59:25,065
‏‫که به اندازه کافی برای نجاتش تلاش نکردی؟‬

1082
00:59:25,065 --> 00:59:28,435
‏‫خدا اونو فقط برای یک لحظه به ما داد

1083
00:59:29,437 --> 00:59:32,907
،‏‫و وقتی زمانش رسید
خدا اونو به خونه‌ش فراخوند

1084
00:59:34,241 --> 00:59:38,746
‏‫پسرم، دوستت دارم، دوستت دارم،
...اما حق نداری... حق نداری

1085
00:59:38,946 --> 00:59:41,516
‏‫ما باید با این قضیه بسازیم

1086
00:59:43,283 --> 00:59:45,886
این باریه که روی دوش ماست

1087
00:59:47,888 --> 00:59:50,090
‏‫- مامان، من...‬
‏‫- حالا...‬

1088
00:59:50,391 --> 00:59:54,095
‏‫...اگه اجازه بدی،‬
‏‫باید برگردم سراغ تمیزکاری

1089
00:59:54,562 --> 00:59:56,230
‏‫چون این خونه خیلی بهم ریخته‌س

1090
00:59:56,430 --> 00:59:59,800
،‏‫ببین، دیگه بسه
‏‫تیم، پسرم، دوستت دارم

1091
01:00:00,267 --> 01:00:01,802
‏‫ولی دیگه کافیه، فهمیدی؟‬

1092
01:00:03,103 --> 01:00:05,572
!‏‫دیگه خیلی زیاده رویه
!خیلی زیاده رویه

1093
01:00:05,606 --> 01:00:07,308
‏‫ذهن باز...‬

1094
01:00:10,107 --> 01:00:12,607
"هشت هفته بعد"

1095
01:00:17,823 --> 01:00:19,823
"نهم دسامبر 2013"

1096
01:00:18,018 --> 01:00:22,618
‏‫من دارم این موضوع رو دائما تکرار میکنم
چون نمیتونم از شان دل بکنم؟

1097
01:00:25,192 --> 01:00:26,693
‏‫چون نمیخوام اجازه بدم‬
‏‫خودم حسش کنم؟‬

1098
01:00:26,693 --> 01:00:30,264
،‏‫منظورم اینه که یه چیزی اینجا هست
!دقیقا همینجا، شان متوجهش شده بوده

1099
01:00:31,298 --> 01:00:32,900
‏‫و هیچکس بهش کمک نکرد

1100
01:00:34,802 --> 01:00:36,605
‏‫حتی اگه بیمار هم بوده،‬
‏‫هیچکس بهش کمک نکرد

1101
01:00:36,605 --> 01:00:41,142
،‏‫نه مامان، نه بابا
...نه نیکول، نه دوستاش

1102
01:00:43,066 --> 01:00:43,819
یا من...

1103
01:00:43,843 --> 01:00:46,947
ینی میگم اون آدمای توی ویدیو
...باید از یه جایی اومده باشن دیگه، نه؟ ولی

1104
01:00:47,481 --> 01:00:49,316
‏‫خدایا، یه ماشین کابوس؟‬

1105
01:00:49,984 --> 01:00:51,685
‏‫واقعاً؟‬

1106
01:00:51,785 --> 01:00:53,353
باز چی شده؟‬

1107
01:01:06,700 --> 01:01:08,702
‏‫مامان؟‬

1108
01:01:11,739 --> 01:01:13,140
‏‫این همه شیشه

1109
01:01:15,510 --> 01:01:16,944
‏‫چه افتضاحی

1110
01:01:18,078 --> 01:01:20,047
‏‫بابا،‬
‏‫مامان چش شده؟‬

1111
01:01:21,048 --> 01:01:23,284
‏‫اگه دست از سرش برداری،‬
‏‫مادرت چیزیش نیس

1112
01:01:23,350 --> 01:01:25,219
جان؟ دست از سرش بردارم؟‬

1113
01:01:26,420 --> 01:01:28,823
‏‫یه کم احترام بذار و‬
‏‫اون کوفتی رو خاموش کن

1114
01:01:28,518 --> 01:01:30,718
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 10:15"

1115
01:01:32,726 --> 01:01:33,927
‏‫درسته؟‬

1116
01:01:34,629 --> 01:01:35,630
‏‫خیله خب

1117
01:01:37,164 --> 01:01:39,199
‏‫کار مستند به کجا رسید تیم؟

1118
01:01:42,169 --> 01:01:43,170
‏‫دیگه نمیدونم

1119
01:01:43,237 --> 01:01:45,005
‏‫شان داشته یه دستگاه میساخته...‬

1120
01:01:45,072 --> 01:01:48,807
،‏‫...ظاهراً بر اساس آزمایش‌های مریم
یه جور دستگاه صوتی، ولی چرا؟

1121
01:01:48,808 --> 01:01:51,412
شان گفته که بخش‌هایی
از این ویدیوها رو‬ ‏‫دیده و شنیده‬

1122
01:01:51,513 --> 01:01:52,846
‏‫که انگار ما نمیتونیم ببینیمشون

1123
01:01:52,846 --> 01:01:54,882
‏‫نصف فایل‌های ویدیویی
ولاگ یه مامان" خراب شدن"

1124
01:01:54,949 --> 01:01:57,851
‏‫وقتی میخوایم ویدیوهای آزمایش شیکاگو رو
پخش کنیم، کامپیوتر هنگ میکنه

1125
01:01:57,918 --> 01:02:01,088
‏‫وقتی میخوایم لحظات آخر نوار رو
ضبط کنیم،‬ ‏‫کامپیوتر خاموش میشه

1126
01:02:01,188 --> 01:02:03,224
!‏‫آخرین نوار تاکوما هم بیشترش برفکیه

1127
01:02:03,324 --> 01:02:05,959
‏‫و نصف عکس‌های سفر بهاری هم
بیش از حد نوردهی شدن

1128
01:02:06,026 --> 01:02:09,063
‏‫شان از اون آزمایش‌ها
‏‫با دوربین خانوادگی شما هم فیلم گرفته

1129
01:02:09,129 --> 01:02:10,532
آره، ولی کجاس؟

1130
01:02:10,699 --> 01:02:12,933
بگو کجاس نیکول؟
!چون اونم گم شده

1131
01:02:13,033 --> 01:02:15,135
‏‫میشه الان یه نفس عمیق بکشی؟‬

1132
01:02:17,371 --> 01:02:18,940
‏‫یه نفس درست حسابی؟‬

1133
01:02:21,407 --> 01:02:22,609
خیله خب

1134
01:02:22,810 --> 01:02:24,611
‏‫حالا نگرانیت چیه؟‬

1135
01:02:26,113 --> 01:02:28,882
‏‫غیر از این که فقط نصف داستانو داریم؟‬ -
آره، غیر از اون -

1136
01:02:28,949 --> 01:02:30,785
‏‫آپوفینیا
[ارتباط‌پنداری نادرست، معروف به اختلال رائفی پور]

1137
01:02:30,831 --> 01:02:32,853
چی؟ -
آپوفینیا -

1138
01:02:34,221 --> 01:02:36,290
‏‫دیدن الگوها و ارتباطاتی که وجود ندارن

1139
01:02:36,390 --> 01:02:38,725
‏‫شاید شان آپوفنیا داشته
...یا هر کوفت دیگه ای

1140
01:02:38,992 --> 01:02:41,529
‏‫و شاید ما رو هم کشونده
داخل این جهان‌بینی بهم‌ریخته‌ش

1141
01:02:41,596 --> 01:02:43,197
‏‫چون ما دلمون می‌خواست
واقعا یه چیزی باشه

1142
01:02:43,263 --> 01:02:46,500
...یه چیزی که توضیح بده اون

1143
01:02:46,601 --> 01:02:48,235
‏‫اولش نمیدونستم چی رو باور کنم،‬

1144
01:02:48,302 --> 01:02:52,239
‏‫ولی جدیداً بیشتر به این فکر میکنم‬
‏‫که شان واقعاً یه چیزایی میدونسته

1145
01:02:52,239 --> 01:02:53,742
‏‫من باور دارم که یه چیزی اونجا هست،‬

1146
01:02:53,807 --> 01:02:56,777
‏‫و این منو بدجوری می‌ترسونه، میفهمی؟‬

1147
01:02:57,177 --> 01:03:00,548
‏‫پس بذار ببینیم واسه این مستند،
...برای شان، برای خودمون چیکار میتونیم بکنیم

1148
01:03:00,572 --> 01:03:01,758
...و فقط

1149
01:03:02,082 --> 01:03:04,485
،‏‫مهم نیست به کجا میرسه
مثل قولی که دادیم، باشه؟‬

1150
01:03:10,925 --> 01:03:11,526
‏‫باشه

1151
01:03:11,625 --> 01:03:14,061
‏‫مامان... دستات چی شده؟‬

1152
01:03:11,746 --> 01:03:13,946
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 11:01"

1153
01:03:14,629 --> 01:03:17,029
آها اینا...؟

1154
01:03:17,377 --> 01:03:19,377
چیزی نیس عزیزم، بخاطر زمستونه

1155
01:03:20,602 --> 01:03:24,805
‏‫من با تمام وجودم دلتنگ برادرت هستم،‬

1156
01:03:26,508 --> 01:03:30,745
‏‫ولی... در جایگاهی نیستم
که خواستِ خدا رو زیر سوال ببرم

1157
01:03:30,811 --> 01:03:32,011
...پس

1158
01:03:32,992 --> 01:03:35,492
،باهاش کنار میام
تا جایی که بتونم

1159
01:03:36,751 --> 01:03:38,418
‏‫مراقب شما دوتا هستم‬

1160
01:03:38,653 --> 01:03:40,855
‏‫و مطمئن میشم که خونه تمیز باشه

1161
01:03:42,222 --> 01:03:44,291
‏‫ولی نگران پدرتم

1162
01:03:44,858 --> 01:03:46,160
‏‫چرا؟‬

1163
01:03:49,095 --> 01:03:51,532
چون دونالد دوباره داره مشروب میخوره

1164
01:03:51,533 --> 01:03:54,501
نمیدونستم تو هم مشروب میخوری

1165
01:03:51,703 --> 01:03:53,703
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 14:21"

1166
01:03:54,868 --> 01:03:55,969
...آره خب

1167
01:03:56,036 --> 01:03:59,708
خب ما داریم سعی میکنیم تیکه های گمشده ی
ماه های آخر زندگی شان رو کنار هم بذاریم

1168
01:03:59,808 --> 01:04:01,676
...چیزی هست که تو بخوای

1169
01:04:02,042 --> 01:04:03,410
مگه راجب این قضیه صحبت نکردیم؟

1170
01:04:03,477 --> 01:04:05,045
شان مثل روح بود

1171
01:04:05,680 --> 01:04:08,315
،بیشتر وقتا تو اتاقش بود
،همیشه خونه بود

1172
01:04:08,382 --> 01:04:09,382
...ولی

1173
01:04:10,889 --> 01:04:12,289
همین کارای نوجوانانه دیگه

1174
01:04:12,385 --> 01:04:15,456
...ینی میگم
چیزی نبود که بابتش نگران بشیم

1175
01:04:15,557 --> 01:04:18,727
...یه زن... شلخته ی کوچولو

1176
01:04:20,795 --> 01:04:22,563
قلب فرشته ی منو شکوند

1177
01:04:23,131 --> 01:04:27,200
...و بعدش اون
برگشت به سمت من

1178
01:04:29,002 --> 01:04:32,907
،برگشت به مادرش
کسی که از همه بیشتر دوسش داره

1179
01:04:35,376 --> 01:04:36,377
مامان

1180
01:04:38,345 --> 01:04:40,080
این دفترچه ی شانه

1181
01:04:40,180 --> 01:04:42,282
یه نوشته ای هست
مربوط به اواخر آگوست

1182
01:04:42,383 --> 01:04:45,653
و نوشته که با تو صحبت کرده
یا میخواسته صحبت کنه

1183
01:04:45,854 --> 01:04:49,557
بیا، خودت ببینش، باشه؟

1184
01:04:50,390 --> 01:04:53,059
،وقتی بهم گفت تو دردسر افتاده
...وقتی

1185
01:04:53,060 --> 01:04:56,897
،وقتی برای کمک اومد سراغم
...من

1186
01:04:58,132 --> 01:05:01,201
من فقط همون کاری رو کردم
که هر مادری میکنه

1187
01:05:02,570 --> 01:05:03,671
‏‫من بهش کمک کردم

1188
01:05:03,738 --> 01:05:05,840
‏‫مامان شان رو برد پیش روانپزشک

1189
01:05:07,542 --> 01:05:10,144
،آره
با یه مشت قرص پُرش کردن

1190
01:05:10,244 --> 01:05:12,881
‏‫چون تو این مملکت کارمون همینه، مگه نه؟‬

1191
01:05:12,946 --> 01:05:15,115
‏‫مشکلی داری؟
!یه قرصی براش هست

1192
01:05:15,449 --> 01:05:16,785
‏‫لعنت به این شیادا

1193
01:05:16,917 --> 01:05:20,622
‏‫و تو فکر نمیکنی اون داروها‬
ربطی به خودکشی شان داشته باشه؟

1194
01:05:21,255 --> 01:05:22,256
‏‫نه

1195
01:05:22,256 --> 01:05:24,793
‏‫مامان، چه جور داروهایی بهش دادی؟‬

1196
01:05:25,025 --> 01:05:26,293
‏‫من... من نمیدونم عزیزم

1197
01:05:26,393 --> 01:05:28,929
‏‫فقط هرچی که دکتر تجویز کرد

1198
01:05:29,564 --> 01:05:31,064
‏‫ضد افسردگی بودن؟‬

1199
01:05:31,231 --> 01:05:33,167
چیزی بود که شان من بهش نیاز داشت

1200
01:05:33,267 --> 01:05:37,271
‏‫چون تو می‌دونی که داروهای ضد افسردگی‬
‏‫میتونن ریسک خودکشی رو بالا ببرن، درسته؟‬

1201
01:05:37,572 --> 01:05:40,007
‏‫منظورت چیه، تیموتی اندرو ویلسون؟‬

1202
01:05:40,107 --> 01:05:42,976
‏‫- مامان، منظورم این نیس...
!چطور جرئت میکنی -

1203
01:05:42,977 --> 01:05:44,913
‏‫مامان، باید تمام احتمالاتو بررسی کنیم...‬

1204
01:05:46,814 --> 01:05:48,414
‏‫لطفاً فقط...‬

1205
01:05:54,656 --> 01:05:57,291
‏‫نظرت راجب یه سابقه ی خانوادگی
از بیماری روانی چیه بابا؟‬

1206
01:05:57,357 --> 01:05:58,957
‏‫اون چی؟

1207
01:06:00,427 --> 01:06:03,130
...عالیه
...باورنکردنیه

1208
01:06:03,630 --> 01:06:04,464
‏‫چی؟‬

1209
01:06:04,465 --> 01:06:08,265
‏‫اینکه تو یه راهی پیدا کردی که از طریقش
!مرگ پسرمونو بندازی تقصیر ما

1210
01:06:08,333 --> 01:06:09,733
...خب، اگه سرنخا درست باشه

1211
01:06:09,938 --> 01:06:12,874
‏‫شان پسر من بود!
!پسرم

1212
01:06:14,141 --> 01:06:16,677
‏‫من بیشتر از هر چیزی دوسش داشتم،
‏‫مادرتم همینطور

1213
01:06:18,178 --> 01:06:20,214
‏‫درست همونطور که تو رو دوس داریم

1214
01:06:20,314 --> 01:06:22,015
!ایول، ابراز علاقه‌تون به من عالیه

1215
01:06:22,115 --> 01:06:23,615
‏‫تیم!‬

1216
01:06:27,320 --> 01:06:29,789
‏‫- من اشتباه میکردم‬
‏‫- چی؟‬

1217
01:06:30,658 --> 01:06:32,592
‏‫فکر می‌کردم بهتر از اینا ‏‫تربیتت کردیم

1218
01:06:32,660 --> 01:06:35,295
،‏‫اما اشتباه میکردم
.تو خودخواهی

1219
01:06:36,163 --> 01:06:38,800
‏‫همیشه باید یه نفرو داشته باشی‬
‏‫که انگشت اتهامو به سمتش بگیری

1220
01:06:38,833 --> 01:06:40,300
‏‫من این کارو برای شان میکنم،‬
‏‫برای حقیقت...‬

1221
01:06:40,367 --> 01:06:43,070
‏‫نه، تیم،
‏‫نه، تو این کارو برای خودت میکنی

1222
01:06:43,605 --> 01:06:45,840
‏‫داری سعی میکنی خودتو‬
تبدیل کنی به مرکز این ماجرا

1223
01:06:45,840 --> 01:06:47,374
‏‫همیشه همین کارو میکنی

1224
01:06:47,607 --> 01:06:50,007
‏‫الان باید شامو آماده کنم...‬

1225
01:06:50,724 --> 01:06:51,724
...و

1226
01:06:52,514 --> 01:06:55,182
‏‫- و این آشپزخونه رو تمیز کنم‬
‏‫- باشه‬

1227
01:06:55,917 --> 01:06:57,719
‏‫- همین الان
‏‫- باشه مامان‬

1228
01:06:58,318 --> 01:06:59,553
‏‫همین الان!‬

1229
01:07:01,288 --> 01:07:02,589
‏‫همین الان!‬

1230
01:07:03,657 --> 01:07:05,159
‏‫همین الان!‬

1231
01:07:08,495 --> 01:07:09,996
‏‫تمومش کن

1232
01:07:12,499 --> 01:07:14,168
یه آبجو دیگه هم بخور

1233
01:07:15,202 --> 01:07:17,939
.‏‫سلامتی
.از خونه ی من گمشو بیرون

1234
01:07:18,076 --> 01:07:20,276
"چهاردهم دسامبر 2013، ساعت 15:47"

1235
01:07:21,676 --> 01:07:24,411
‏‫خب، بعد از مصاحبه‬ ‏‫با والدینت،‬
نظرت چیه؟

1236
01:07:25,680 --> 01:07:27,115
نظرم چیه؟

1237
01:07:28,716 --> 01:07:30,250
‏‫به نظرم بهم دروغ گفتن

1238
01:07:30,417 --> 01:07:32,119
‏‫به نظرم همه بهم دروغ گفتن
!بهم دروغ گفتن

1239
01:07:32,219 --> 01:07:34,021
شان مشخصا بیمار بوده

1240
01:07:34,254 --> 01:07:36,891
‏‫معلوم بود یه جورایی داره
یه دوره ی روانی رو پشت سر میذاره

1241
01:07:36,991 --> 01:07:40,260
!خب اونا بردنش پیش یه روانپزشک

1242
01:07:40,695 --> 01:07:42,764
‏‫مادرت اونو بردش بیمارستان، همین

1243
01:07:42,764 --> 01:07:45,232
‏‫از کجا معلوم که اون کار
حالشو بدتر نکرده باشه؟‬

1244
01:07:45,399 --> 01:07:49,102
،از کجا معلوم رفتنش به بیمارستان
دیدن اون دکتر و خوردن اون داروها

1245
01:07:49,202 --> 01:07:51,873
باعث یه تلنگر نشده باشه و
اونو به سمت خودکشی سوق نداده باشه؟

1246
01:07:52,372 --> 01:07:56,109
‏‫دارن میگم مامان و بابا رسماً اعتراف کردن‬
!که خانواده ی ما نفرین‌شده‌س

1247
01:07:56,310 --> 01:07:59,212
،‏‫ما نفرین شده‌ایم
ما به بیماری روانی نفرین شدیم

1248
01:07:59,379 --> 01:08:01,816
!افسردگی و اعتیاد پنهانی بابا به الکل

1249
01:08:02,049 --> 01:08:06,053
‏‫بیماری مونشِهاوزِن نیابتی* و
!مهر و محبتای افراطی مامان، همش
[مراقبت وسواسی مادر از بچه و جعل بیماری]

1250
01:08:11,424 --> 01:08:13,728
،‏‫من چیزیو دیدم که میخواستم ببینم دیدم
‏‫فقط نمیخواستم با حقایق روبرو بشم

1251
01:08:13,728 --> 01:08:15,930
‏‫خیله خب، این حقایق چیه؟‬

1252
01:08:16,296 --> 01:08:17,899
‏‫حقایق برای تو چیا هستن؟‬

1253
01:08:25,238 --> 01:08:27,108
‏‫اینکه برادر کوچیکم، شان،‬

1254
01:08:27,274 --> 01:08:29,108
‏‫عقلشو از دست داد...‬

1255
01:08:30,078 --> 01:08:31,913
‏‫و بعد اومد توی این گاراژ، و...‬

1256
01:08:31,980 --> 01:08:34,980
...‏‫و همینجا... خودکشی کرد

1257
01:08:38,219 --> 01:08:42,122
‏‫تحقیقاتش، وسواسش،‬
‏‫فقط مربوط به یه ذهن بیمار بود

1258
01:08:42,189 --> 01:08:44,491
‏‫که ارتباطاتی رو میدید که وجود نداشتن

1259
01:08:44,558 --> 01:08:46,593
‏‫اون مدارک چی، اون چیزایی که...‬

1260
01:08:46,594 --> 01:08:49,029
..‏‫- از یه منبع مرموز فرستاده شده.
از یه منبع مرموز فرستاده شده؟ -‬

1261
01:08:49,063 --> 01:08:51,298
‏‫کی پست‌های آنلاین شان رو دیده؟‬

1262
01:08:52,366 --> 01:08:58,171
‏‫نیکول، یه لحظه به این فکر کردی که
‏‫شاید یکی داشته... سر به سرش میذاشته؟‬

1263
01:08:59,007 --> 01:09:01,809
‏‫داشته باهاش شوخی میکرده، ها؟‬

1264
01:09:01,943 --> 01:09:04,746
...‏‫تو که خبرنگاری
خبرنگار دانشجو

1265
01:09:04,812 --> 01:09:06,781
‏‫این از دیدگاه فرضیه‌بینی یا هرچیت دور موند؟

1266
01:09:06,848 --> 01:09:10,117
خیله خب، خبرنگار دانشجو بودن من
ربطی به این قضیه نداره

1267
01:09:14,688 --> 01:09:17,557
‏‫این...
این فقط وقت تلف کردنه

1268
01:09:18,325 --> 01:09:20,693
!اینا همش... همش کسشره

1269
01:09:30,004 --> 01:09:31,506
...‏‫فقط منتظر نشسته بود

1270
01:09:32,807 --> 01:09:34,807
...‏‫کمین کرده بود

1271
01:09:35,238 --> 01:09:37,218
توی ژن‌هاش، توی ژنای ما

1272
01:09:37,879 --> 01:09:41,314
‏‫فقط منتظر یه لحظه ی مناسب بود‬
‏‫که بگیرتش و...‬

1273
01:09:51,025 --> 01:09:52,026
‏‫تو

1274
01:09:53,127 --> 01:09:54,128
‏‫چی؟‬

1275
01:09:55,596 --> 01:09:57,631
‏‫- چی؟‬
‏‫- تو این کارو کردی‬

1276
01:09:58,465 --> 01:09:59,566
‏‫چی؟‬

1277
01:10:01,201 --> 01:10:02,669
‏‫مامان گفت...‬

1278
01:10:03,538 --> 01:10:04,839
‏‫- مامانت چی گفت؟‬
‏‫- نوارو قطع کن

1279
01:10:04,906 --> 01:10:06,773
‏‫- نه، چی...‬
‏‫- گفتم اون نوار لعنتیو قطع کن!‬

1280
01:10:07,141 --> 01:10:08,743
‏‫بگو چطوری با برادرم شان آشنا شدی

1281
01:10:08,910 --> 01:10:12,412
،‏‫ما تو دبیرستان باهم آشنا شدیم
باهم دبیرستان می‌رفتیم

1282
01:10:13,681 --> 01:10:15,717
،‏‫منظورم تابستون امساله
از تابستون امسال بگو

1283
01:10:15,817 --> 01:10:18,285
‏‫آره، ما تابستون گذشته
دوباره تو یه مهمونی همدیگه رو دیدیم

1284
01:10:18,385 --> 01:10:20,354
‏‫و شماها باهم صمیمی شدین، درسته؟‬

1285
01:10:21,155 --> 01:10:22,056
‏‫آره

1286
01:10:22,155 --> 01:10:23,557
،ای خدا، نیکول
...سوالو دوباره تکرار کن

1287
01:10:23,558 --> 01:10:26,094
‏‫آره، باشه، من و شان تابستون گذشته
باهم صمیمی شدیم

1288
01:10:26,194 --> 01:10:27,528
‏‫- چقدر صمیمی؟‬
‏‫- صمیمی دیگه‬

1289
01:10:27,628 --> 01:10:30,732
،‏‫ما دوست بودیم
دوستای صمیمی جدید بودیم

1290
01:10:31,833 --> 01:10:33,200
‏‫فقط دوست؟‬

1291
01:10:34,301 --> 01:10:35,602
‏‫فقط دوست

1292
01:10:35,603 --> 01:10:38,305
‏‫ولی شماها هر روز و همیشه
به هم پیام میدادین، درسته؟‬

1293
01:10:38,405 --> 01:10:40,774
‏‫ما به اندازه‌ای که دوستا
به هم پیام میدن پیام میدادیم

1294
01:10:40,775 --> 01:10:42,842
‏‫شما تا حالا باهم رفته بودین سر قرار؟

1295
01:10:44,846 --> 01:10:46,547
‏‫ما با هم می‌گشتیم

1296
01:10:47,181 --> 01:10:49,584
‏‫اون "گشت و گذارها" رو میشه
به عنوان قرار در نظر گرفت؟‬

1297
01:10:49,650 --> 01:10:51,219
‏‫- نه.‬
‏‫- چرا؟‬

1298
01:10:51,284 --> 01:10:54,622
‏‫نه، من اونا رو به عنوان قرار در نظر نمیگیرم‬
‏‫چون آخرش دنگ خودمونو میدادیم

1299
01:10:54,722 --> 01:10:55,957
تعریفت از قرار اینه؟

1300
01:10:56,057 --> 01:10:58,192
‏‫- که پسره باید حساب کنه؟‬
‏‫- آره! آره، دقیقا همینه‬

1301
01:10:58,258 --> 01:10:59,092
حالا هرچی

1302
01:10:59,159 --> 01:11:00,861
‏‫شان هیچ وقت سعی نکرد یه حرکتی بزنه؟‬

1303
01:11:03,064 --> 01:11:06,601
‏‫نیکول، شان سعی کرد
بهت‬ ‏‫نزدیک بشه یا نه؟

1304
01:11:08,669 --> 01:11:10,737
‏‫- خب، تیم، بسه دیگه...‬
‏‫- فقط سوالو جواب بده‬

1305
01:11:10,737 --> 01:11:13,942
نه، تیم، مگه خودت نگفتی که
داری چیزای بی ربط و خیالی رو به هم ربط میدی؟

1306
01:11:14,007 --> 01:11:16,077
شان سعی کرد بهت نزدیک بشه یا نه؟

1307
01:11:20,413 --> 01:11:21,414
‏‫آره

1308
01:11:23,584 --> 01:11:26,486
‏‫- چرا؟ کجا؟ چطوری؟‬
‏‫- نمی‌دونم... نمی‌دونم‬

1309
01:11:26,587 --> 01:11:28,556
‏‫فکر کن، سعی کن یادش بیاری

1310
01:11:30,725 --> 01:11:32,492
‏‫- چرا؟‬
‏‫- فقط بهش فکر کن، لطفا!‬

1311
01:11:32,560 --> 01:11:35,963
‏‫باشه بابا، باشه،
‏‫آره، شان یه حرکتی زد‬

1312
01:11:36,063 --> 01:11:37,364
‏‫شاید اواسط‬ ‏‫یا اواخر ژوئن بود

1313
01:11:37,464 --> 01:11:40,134
‏‫یادم نمیاد،
‏‫یعنی، داشتیم وقت میگذروندیم

1314
01:11:40,234 --> 01:11:42,103
‏‫رفتیم سینما‬ ‏‫و بعد شام...

1315
01:11:42,603 --> 01:11:44,839
‏‫یه دوری دور میدون زدیم
‏‫و بعد اون...‬

1316
01:11:45,006 --> 01:11:47,774
‏‫سعی کرد منو دم در من ببوسه
‏‫ولی من گفتم نه

1317
01:11:48,910 --> 01:11:51,145
‏‫چرا... چرا گفتی نه؟‬

1318
01:11:52,013 --> 01:11:53,514
‏‫چون ما دوست بودیم

1319
01:11:53,614 --> 01:11:57,151
‏‫چون... چون ما فقط‬ ‏‫دوست بودیم، باشه؟‬

1320
01:11:57,251 --> 01:11:59,452
‏‫شان فقط تنها بود،‬
‏‫و منم،‬

1321
01:11:59,520 --> 01:12:02,023
،‏‫مشغول درس و مدرسه بودم
سرم با درس شلوغ بود، خب؟

1322
01:12:02,123 --> 01:12:03,991
‏‫و راستش، دنبال‬ ‏‫دوست پسر نبودم،‬

1323
01:12:04,091 --> 01:12:07,562
!‏‫و خب، خیلی هم‬ ‏‫جذبش نشده بودم
همینو میخواستی بشنوی؟

1324
01:12:07,695 --> 01:12:08,696
‏‫نیکول...

1325
01:12:08,796 --> 01:12:12,166
‏‫چرا اینقدر اصرار داشتی
من این مستندو بسازم؟

1326
01:12:13,932 --> 01:12:15,932
شوخی میکنی دیگه آره؟

1327
01:12:19,338 --> 01:12:20,838
‏‫چرا؟‬

1328
01:12:22,409 --> 01:12:23,945
‏‫فقط حقیقتو بگو نیکول

1329
01:12:24,011 --> 01:12:27,114
نه... خواهش میکنم این کارو نکن

1330
01:12:29,116 --> 01:12:31,185
‏‫بخاطر این بود که عذاب وجدان داشتی؟‬

1331
01:12:33,654 --> 01:12:35,824
...‏‫تیم، دلیل من این نبود‬ -
...بخاطر این بود که -

1332
01:12:35,891 --> 01:12:38,526
‏‫میدونستی طرد کردنت
شان رو به مرز جنون رسوند؟‬

1333
01:12:40,360 --> 01:12:44,364
‏‫یا انقدر برای یه داستان لعنتی بی‌تاب بودی‬
که از من استفاده کردی؟

1334
01:12:44,431 --> 01:12:48,202
،از درد من استفاده کردی، از خانواده‌م
از برادر مرده‌م، که چی بشه؟

1335
01:12:48,302 --> 01:12:49,704
‏‫واسه یه پروژه‌ی کلاسی؟
واسه سرگرم شدنت؟‬

1336
01:12:49,770 --> 01:12:50,771
‏‫- واسه چی نیکول؟‬
‏‫- میدونی چیه؟‬

1337
01:12:50,872 --> 01:12:52,505
،‏‫من چیزیو که میخواستم بدست آوردم
.پس مرسی

1338
01:12:52,506 --> 01:12:54,709
‏‫تو فقط یه فرصت‌طلبی نیکول

1339
01:12:54,875 --> 01:12:57,275
!‏‫تو از مردم سوء استفاده میکنی
!تو یه دروغگویی

1340
01:12:57,331 --> 01:12:58,931
!تو هم فقط یه دروغگوی دیگه‌ای

1341
01:12:58,749 --> 01:13:00,949
"شانزدهم دسامبر 2013، ساعت 00:44"

1342
01:13:03,150 --> 01:13:04,550
‏‫دو ماه

1343
01:13:06,854 --> 01:13:08,555
‏‫دو ماه لعنتی

1344
01:13:08,556 --> 01:13:12,026
‏‫نمی‌دونم دلم میخواد
این آخرین ماجراجویی شان باشه یا نه

1345
01:13:16,428 --> 01:13:17,928
‏‫شیر بیاد تمومش میکنم.‬

1346
01:13:19,533 --> 01:13:20,968
‏‫خط بیاد، خب...‬

1347
01:13:27,403 --> 01:13:29,403
"نوزدهم دسامبر 2013، ساعت 17:07"

1348
01:13:27,742 --> 01:13:29,877
‏‫مامان؟
مامان داری چیکار میکنی؟‬

1349
01:13:30,377 --> 01:13:32,146
‏‫اینا دیگه چیه؟‬

1350
01:13:32,213 --> 01:13:33,780
اینا واسه مستندمونه

1351
01:13:33,781 --> 01:13:35,281
اینجا افتضاحه

1352
01:13:37,752 --> 01:13:40,388
،‏‫چه افتضاحیه
همه جا خیلی ناپاکه

1353
01:13:40,388 --> 01:13:42,189
‏‫مامان، مامان، اون مال شانه

1354
01:13:43,889 --> 01:13:45,026
‏‫مامان، بسه دیگه!‬

1355
01:13:45,092 --> 01:13:46,193
‏‫- نه!‬
‏‫- مامان، توروخدا!‬

1356
01:13:46,260 --> 01:13:47,929
‏‫- باید پاکسازی بشه!‬
‏‫- مامان، خواهش میکنم!‬

1357
01:13:48,062 --> 01:13:49,130
‏‫- خواهشا! توروخدا!‬
‏‫- مگه نمیبینی؟‬

1358
01:13:49,230 --> 01:13:55,102
!بخاطر خودمون! ما باید تطهیر بشیم
‏‫باید پاک بشیم!‬

1359
01:13:55,103 --> 01:13:56,404
‏‫مادرتو اذیت نکن!‬

1360
01:13:56,469 --> 01:13:59,273
‏‫بابا، نمیبینی داره چیکار میکنه؟‬
‏‫داره همه چیو میریزه دور!‬

1361
01:13:59,373 --> 01:14:00,574
‏‫ای وای، تیم!‬
‏‫میدونی چیه؟‬

1362
01:14:00,641 --> 01:14:02,376
فکر کنم به اندازه کافی
راجب مزخرفاتت شنیدیم

1363
01:14:02,442 --> 01:14:04,312
‏‫- وایسا، چی؟‬
‏‫- تو یه ذره هم عوض نشدی!‬

1364
01:14:04,412 --> 01:14:05,813
!مثل همیشه خودخواهی

1365
01:14:05,913 --> 01:14:08,513
،تو برگشتی اینجا
!‏‫بخاطر گذشت و بخشش ما داری اینجا زندگی میکنی

1366
01:14:08,536 --> 01:14:09,736
داری از این قضیه علیه ما
!استفاده میکنی

1367
01:14:09,750 --> 01:14:12,687
‏‫توی آشغالامونو میگردی!
!مادرتو ناراحت میکنی

1368
01:14:12,787 --> 01:14:15,588
‏‫بابا، اون مریضه، به کمک نیاز داره!‬ -
!ما بهت همه چیز دادیم -

1369
01:14:15,589 --> 01:14:17,758
‏‫و تو نمک نشناس و خودخواهی!‬

1370
01:14:17,959 --> 01:14:19,694
‏‫فکر کنم وقتشه که از اینجا بری!‬

1371
01:14:19,794 --> 01:14:20,861
‏‫- جدی میگی؟‬
‏‫- آره، جدی میگم!‬

1372
01:14:20,962 --> 01:14:22,296
‏‫جدی میگم، برو بیرون!‬

1373
01:14:22,396 --> 01:14:23,831
،‏‫شان مرده
من تنها کسی ام که برات مونده

1374
01:14:23,931 --> 01:14:25,266
‏‫عزیزم، داری چیکار میکنی؟‬

1375
01:14:25,266 --> 01:14:27,535
‏‫اگه پاک باشیم، می‌تونیم دوباره شروع کنیم

1376
01:14:27,635 --> 01:14:28,636
‏‫مامان؟‬

1377
01:14:28,703 --> 01:14:30,271
‏‫عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم

1378
01:14:30,470 --> 01:14:32,139
‏‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا

1379
01:14:32,239 --> 01:14:33,841
‏‫بیا اینجا، بیا اینجا

1380
01:14:40,414 --> 01:14:42,682
،‏‫عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم
حالت خوبه؟‬

1381
01:14:42,750 --> 01:14:45,019
نه، نه -
‏‫آروم باش، آروم باش، آروم باش‬ -

1382
01:14:45,152 --> 01:14:47,188
،آروم باش، درست میشه
همه چی درست میشه

1383
01:14:47,188 --> 01:14:49,090
،‏‫نه، درست نمیشه
هیچ وقت درست نمیشه

1384
01:14:49,290 --> 01:14:51,292
،‏‫میخوام بری بیرون
!برو بیرون

1385
01:14:54,161 --> 01:14:55,663
‏‫تو کاملا درست میگفتی، اوون

1386
01:14:55,730 --> 01:14:59,033
‏‫انگار یه نیروهای عظیم و بزرگی وجود دارن

1387
01:14:59,133 --> 01:15:01,501
‏‫که بسیار فراتر از کنترل ما هستن،‬

1388
01:15:01,669 --> 01:15:04,005
،‏‫دارن ما رو کنترل میکنن
همه‌چیو کنترل میکنن

1389
01:15:04,905 --> 01:15:06,340
‏‫همش کدگذاری شده‌س

1390
01:15:06,440 --> 01:15:08,709
،‏‫همه‌چی از قبل تعیین شده‌س
توی ژن‌های لعنتی ما‬

1391
01:15:08,809 --> 01:15:10,444
‏‫و توی تاریخ و این چیزا

1392
01:15:10,578 --> 01:15:12,713
ینی میگم ما فکر میکنیم کی هستیم؟

1393
01:15:14,749 --> 01:15:17,918
،‏‫هیچ انتخابی وجود نداره
هیچ کاری نمیتونیم بکنیم

1394
01:15:18,986 --> 01:15:19,987
کاری نیس که بتونیم انجام بدیم

1395
01:15:20,054 --> 01:15:21,856
‏‫هیچ کاری نیس که بتونیم انجام بدیم

1396
01:15:21,922 --> 01:15:23,491
‏‫هیچ کاری نمیتونیم بکنیم

1397
01:15:23,778 --> 01:15:25,778
"خانۀ اوون"
"بیستم دسامبر 2013"

1398
01:15:25,836 --> 01:15:29,836
.رفتم خونه ی مامانم اینا، یه کم استراحت کن"
".یادت باشه اینم میگذره، چیزی خواستی زنگ بزن
«اوون»

1399
01:15:31,999 --> 01:15:33,467
‏‫این یه الگوئه

1400
01:15:36,303 --> 01:15:37,804
‏‫این یه الگوئه

1401
01:15:42,455 --> 01:15:44,455
"بیست‌ویکم دسامبر 2013، ساعت 03:33"

1402
01:15:47,548 --> 01:15:49,250
‏‫شان بهم زنگ زد

1403
01:15:51,619 --> 01:15:53,319
‏‫نمیدونم چطوری

1404
01:15:59,660 --> 01:16:01,528
‏‫دوباره داره زنگ میزنه

1405
01:16:07,902 --> 01:16:09,436
‏‫الو، شان؟‬

1406
01:16:13,441 --> 01:16:15,075
‏‫صداتو نمیشنوم، شان

1407
01:16:17,211 --> 01:16:18,979
‏‫چی؟ آهنگه؟‬

1408
01:16:34,694 --> 01:16:37,394
...ای خدا... چه خبر شده

1409
01:17:17,304 --> 01:17:18,705
‏‫این دیگه چیه...؟‬

1410
01:17:22,476 --> 01:17:23,976
وای دهنتو

1411
01:17:47,301 --> 01:17:49,870
‏‫طلای آلوارادو
[کاشف اسپانیایی]

1412
01:18:00,681 --> 01:18:03,817
،خب، خیله خب
خیله خب، اینجا بود

1413
01:18:04,084 --> 01:18:08,389
‏‫دیشب اینجا بود...‬
‏‫درست اینجا بود، ولی...‬

1414
01:18:09,924 --> 01:18:11,225
‏‫پیداش کردم

1415
01:18:11,759 --> 01:18:14,995
،‏‫من اونجا بودم
‏‫من توی خونه درختی بودم

1416
01:18:15,062 --> 01:18:18,065
‏‫یه جوری سر از اینجا درآوردم،‬
‏‫ولی من اونجا بودم

1417
01:18:20,034 --> 01:18:21,769
‏‫نوار شان رو پیدا کردم

1418
01:18:22,736 --> 01:18:24,271
‏‫من فیلمشو دارم

1419
01:18:25,706 --> 01:18:28,643
‏‫خدایا، من دیوونه نیستم،
‏‫شان دیوونه نبود

1420
01:18:28,742 --> 01:18:31,178
--ام‌کی‌هکس واقعا وجود دا

1421
01:18:31,312 --> 01:18:33,380
،‏‫البته که شک داشتم
‏‫چطور میتونستم شک نداشته باشم؟‬

1422
01:18:33,580 --> 01:18:35,015
خب هر آدم عاقلی شک میکنه

1423
01:18:35,015 --> 01:18:37,418
‏‫این از اون چیزاییه‬
‏‫که باید ببینی تا باور کنی

1424
01:18:37,519 --> 01:18:40,788
.‏‫و من دیدمش
نمیتونم توضیح بدم‬... ‏‫چی دیدم

1425
01:18:40,888 --> 01:18:42,623
‏‫میدونی، انگار که من...‬

1426
01:18:43,190 --> 01:18:46,393
‏‫یه فضای خالی توی مغزم هست‬

1427
01:18:46,493 --> 01:18:50,431
‏‫هر وقت که سعی میکنم بهش فکر کنم
...نمی... نمیتونم کلماتو پیدا کنم

1428
01:18:51,332 --> 01:18:52,732
‏‫یا افکار رو

1429
01:19:00,407 --> 01:19:02,176
‏‫یه کابوس دیدم

1430
01:19:03,244 --> 01:19:04,979
‏‫همون کابوس لعنتیو دیدم

1431
01:19:09,413 --> 01:19:11,113
من دارمش

1432
01:19:12,331 --> 01:19:14,231
"بیست‌وپنجم دسامبر 2013"

1433
01:19:14,287 --> 01:19:16,324
‏‫کریسمس مبارک، مامان

1434
01:19:19,724 --> 01:19:21,124
‏‫اوه، دهنتو--

1435
01:19:20,756 --> 01:19:22,756
"سوم ژانویه 2014"

1436
01:19:25,566 --> 01:19:26,867
ینی چی آخه

1437
01:19:28,135 --> 01:19:29,536
‏‫نیکول

1438
01:19:31,372 --> 01:19:34,041
‏‫نیکول، باید--‬ -
ببین، بهت گفتم ولم کن -

1439
01:19:35,109 --> 01:19:36,844
،‏‫نیکول، خواهش میکنم
خواهشا، باید حرف بزنیم

1440
01:19:36,911 --> 01:19:39,680
‏‫- فقط برو، تیم، خواهش میکنم
ببین، می‌دونم خراب کردم -

1441
01:19:39,847 --> 01:19:42,016
‏‫می‌دونم لاشی بازی درآوردم
ولی این قضیه مهمه

1442
01:19:42,116 --> 01:19:43,951
گوش کن، دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم‬

1443
01:19:44,018 --> 01:19:45,085
‏‫و اینو خیلی واضح گفتم

1444
01:19:45,152 --> 01:19:47,822
‏‫- پس لطفا فقط تنهام بذار
!پیداش کردم -

1445
01:19:47,955 --> 01:19:49,523
ام‌کی‌هکس

1446
01:19:50,725 --> 01:19:52,160
‏‫پیداش کردم

1447
01:19:53,695 --> 01:19:56,831
...‏‫نیکول، خواهش میکنم
دیگه نمیدونم با کی حرف بزنم

1448
01:19:58,599 --> 01:20:00,333
‏‫- پیداش کردم
چرت و پرت میگی؟ -

1449
01:20:08,175 --> 01:20:09,209
‏‫بیخیال!‬

1450
01:20:09,310 --> 01:20:11,312
‏‫- باید بریم به سمت ماشین!‬
‏‫- زود باش!‬

1451
01:20:11,445 --> 01:20:12,781
‏‫پس تو هم ام‌کی‌هکس رو دیدی؟‬

1452
01:20:15,049 --> 01:20:16,583
‏‫خب، نظرت چیه؟‬

1453
01:20:17,885 --> 01:20:19,586
‏‫من هیچی ازش یادم نمیاد

1454
01:20:20,487 --> 01:20:23,057
‏‫من... من... من یادم نمیاد‬
‏‫چه شکلی بود، یا...‬

1455
01:20:23,290 --> 01:20:26,460
،‏‫چطوری رسیدم خونه
یا چه بلایی‬ ‏‫سر خونه درختی اومد...

1456
01:20:26,927 --> 01:20:28,595
‏‫من... من فقط... نمیدونم

1457
01:20:30,230 --> 01:20:31,766
‏‫ولی تو فیلمای منو دیدی، مگه نه؟

1458
01:20:32,566 --> 01:20:35,235
دیدی که خونه درختی اونجا بود، نه؟ -
آره -

1459
01:20:37,204 --> 01:20:38,739
خیله خب، خوبه

1460
01:20:39,973 --> 01:20:40,974
‏‫خوبه

1461
01:20:46,514 --> 01:20:47,982
‏‫- نیکول؟‬
‏‫- بله؟‬

1462
01:20:51,385 --> 01:20:53,454
‏‫- من--‬
‏‫- آماده‌س

1463
01:20:55,155 --> 01:20:57,191
‏‫- چی؟‬
‏‫- این آماده‌س، آماده ای؟‬

1464
01:20:59,661 --> 01:21:02,162
‏‫آره... آره، بریم تو کارش

1465
01:21:53,415 --> 01:21:55,415
‏‫من کلید رو میسازم

1466
01:21:58,353 --> 01:22:00,021
‏‫من دروازه رو باز میکنم

1467
01:22:03,356 --> 01:22:06,693
‏‫ما بهش توهین کردیم.‬
.باید مجازات بشیم

1468
01:22:11,633 --> 01:22:12,867
!یا اییر هامور

1469
01:22:12,966 --> 01:22:14,802
!یارلوحور کزاثگول

1470
01:22:18,606 --> 01:22:20,408
‏‫- نمی‌تونیم--‬
‏‫- نه، باید بریم‬ پیش پلیس

1471
01:22:20,408 --> 01:22:22,911
...باید به یکی بگیم -
نیکول، علامتی که شان ازش فیلم گرفتو دیدی -

1472
01:22:22,976 --> 01:22:24,978
باشه، یه گروه هایی اون بیرونن
و اونا شاید بتونن بهت کمک کنن

1473
01:22:25,045 --> 01:22:27,546
کی میدونه کیا ممکنه آلوده شده باشن؟

1474
01:22:31,351 --> 01:22:34,955
‏‫نیکول، من...
من ترسیدم، خب؟‬

1475
01:22:42,095 --> 01:22:44,566
داشتم خواب میدیدم -
تیم، باید یه کمکی بهت بکنیم -

1476
01:22:44,632 --> 01:22:46,200
‏‫نه، نمیتونیم، باید‬ ‏‫از اینجا بریم

1477
01:22:46,300 --> 01:22:49,269
‏‫اینجا امن نیس،
و نمیدونم‬ ‏‫چقدر وقت دارم که...‬

1478
01:22:50,737 --> 01:22:52,506
‏‫تیم؟ تیم؟‬

1479
01:22:52,885 --> 01:22:54,885
"خانۀ اوون"
"سوم ژانویه 2014"

1480
01:22:53,440 --> 01:22:54,609
‏‫ببین، ما فقط میریم تو،‬

1481
01:22:54,742 --> 01:22:56,945
،جعبه رو برمیداریم
‏‫هاردها رو، همه رو

1482
01:22:57,010 --> 01:22:58,813
‏‫بعدش از اینجا میریم، باشه؟‬

1483
01:23:02,115 --> 01:23:03,316
‏‫باشه

1484
01:23:05,018 --> 01:23:06,386
‏‫خیله خب، بریم

1485
01:23:29,476 --> 01:23:32,079
‏‫- آماده ای؟‬
‏‫- آره، میریم و برمیگردیم

1486
01:24:16,558 --> 01:24:17,992
‏‫هی، بچه ها؟‬

1487
01:24:22,764 --> 01:24:24,265
‏‫استیو؟‬

1488
01:24:26,666 --> 01:24:27,967
‏‫اوون؟‬

1489
01:24:30,570 --> 01:24:31,873
‏‫شماها خوبین؟‬

1490
01:24:32,874 --> 01:24:34,809
‏‫فقط جعبه رو بردار، تیم

1491
01:24:45,152 --> 01:24:47,454
،‏‫تیم، جعبه رو بردار
!جعبه رو بردار

1492
01:25:24,525 --> 01:25:26,861
‏‫- خـ-خـ- خوبی؟‬
‏‫- من خوبم‬

1493
01:25:27,160 --> 01:25:28,495
‏‫باشه، بریم،‬ ‏‫بریم، بریم!

1494
01:25:28,496 --> 01:25:29,964
‏‫نه، نه، نه، وسایلو بردار!‬
‏‫باید وسایلو برداریم!‬

1495
01:25:30,630 --> 01:25:33,067
‏‫- عجله کن!‬
‏‫- همه چی خیسه!‬

1496
01:25:33,133 --> 01:25:34,267
‏‫من دیگه چه غلطی‬ ‏‫باید میکردم؟‬

1497
01:25:34,334 --> 01:25:35,335
‏‫برو، برو، برو!‬

1498
01:25:35,435 --> 01:25:36,671
‏‫- دیگه تموم شد؟‬
‏‫- امیدوارم که شده باشه!‬

1499
01:25:36,971 --> 01:25:39,107
‏‫زود باش، باید بریم، باید بریم!‬

1500
01:25:47,180 --> 01:25:48,850
‏‫برو، برو برو! زود باش زود باش!‬

1501
01:25:52,189 --> 01:25:54,189
"آپارتمان نیکول"
"چهارم ژانویه 2014"

1502
01:25:52,219 --> 01:25:54,087
‏‫می‌خوای اون قضیه رو توضیح بدی؟‬

1503
01:25:54,922 --> 01:26:00,460
‏‫آره، فکر کردم از اونجایی که
در معرض ام‌کی‌هکس قرار گرفتی‬

1504
01:26:00,528 --> 01:26:04,666
‏‫بهتره که علائمت رو ثبت کنیم

1505
01:26:04,799 --> 01:26:06,968
‏‫- جنون و دیوونگی؟‬
‏‫- علائمت رو، فقط محض احتیاط‬

1506
01:26:07,001 --> 01:26:08,636
‏‫یه راهی واسه بیرون رفتن
از این قضیه پیدا میکنیم، خب؟‬

1507
01:26:08,670 --> 01:26:10,938
‏‫نه، من هنوزم فکر میکنم
باید از اینجا بریم‬

1508
01:26:11,005 --> 01:26:12,774
،‏‫و از شهر هم بزنیم بیرون
فقط بریم، فرار کنیم

1509
01:26:12,840 --> 01:26:15,043
‏‫تیم، نگرانم اگه بریم،‬

1510
01:26:15,143 --> 01:26:17,477
‏‫علائمت بدتر بشن

1511
01:26:18,780 --> 01:26:20,515
...ای خدا

1512
01:26:27,121 --> 01:26:28,622
‏‫اشتباه میکردم

1513
01:26:30,992 --> 01:26:32,193
چی؟‬

1514
01:26:35,663 --> 01:26:37,131
‏‫اشتباه میکردم، نیکول

1515
01:26:42,670 --> 01:26:44,205
‏‫من... معذرت میخوام

1516
01:26:48,810 --> 01:26:50,678
‏‫فقط یه کم استراحت کن، باشه؟‬

1517
01:26:59,854 --> 01:27:02,690
‏‫نیکول؟
نیکول؟‬

1518
01:27:08,763 --> 01:27:10,064
‏‫اه!‬

1519
01:27:13,433 --> 01:27:14,834
‏‫عجب...

1520
01:27:25,907 --> 01:27:28,007
"ششم ژانویه 2014"

1521
01:27:26,013 --> 01:27:27,615
‏‫خب، داشتم چیزا رو بررسی میکردم‬

1522
01:27:27,715 --> 01:27:29,517
‏‫و فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

1523
01:27:30,283 --> 01:27:33,154
،‏‫تیم نمیاد اینجا
چون یه چیزی راجب مانیتور اذیتش میکنه

1524
01:27:33,221 --> 01:27:34,754
اینو گوش کنین

1525
01:27:35,223 --> 01:27:37,792
‏‫یه دانشمنده هست،‬
‏‫یه دانشمند نازیِ سابق

1526
01:27:38,258 --> 01:27:39,259
‏‫یه نازی؟‬

1527
01:27:39,326 --> 01:27:41,229
‏‫آره بابا،‬
‏‫باید نازی بوده باشه، خب؟‬

1528
01:27:41,294 --> 01:27:42,930
‏‫دکتر توفل.‬

1529
01:27:43,263 --> 01:27:46,299
‏‫توفل یا تویفل، فکر کنم‬
‏‫قبلاً این اسمو شنیدم

1530
01:27:47,400 --> 01:27:51,572
‏‫یادداشتی بنام
"زیرپروژه ی 1101دی"

1531
01:27:51,672 --> 01:27:54,208
"‏‫"با احترام،‬ ‏‫دکتر ویکتور جی. توفل،‬

1532
01:27:54,274 --> 01:27:57,445
‏‫"سرپرست دانشمندان، بخش پروپاگاندا،‬
‏‫تی.اس.اس."

1533
01:27:58,411 --> 01:28:00,515
‏‫تیم گفت نتونسته‬
‏‫چیزی درباره این یارو پیدا کنه،‬

1534
01:28:00,615 --> 01:28:02,449
‏‫ولی در کمال تعجب،‬

1535
01:28:02,517 --> 01:28:06,687
‏‫فکر کنم اوضاع داره عوض میشه‬
‏‫چون من پیداش کردم، دکتر توفل رو،‬

1536
01:28:06,821 --> 01:28:10,457
‏‫یا حداقل یه‬
‏‫ویکتور گرهارت توفل‬ نامی رو

1537
01:28:10,625 --> 01:28:13,795
‏‫تو یه مرکز نگهداری سالمندان،‬
‏‫چند ساعت با اینجا فاصله داره

1538
01:28:23,590 --> 01:28:25,590
"هفتم ژانویه 2014"

1539
01:28:29,477 --> 01:28:30,678
داداش

1540
01:28:32,713 --> 01:28:34,014
آهنگو دوست نداری؟

1541
01:28:39,520 --> 01:28:40,855
‏‫این چیه؟‬

1542
01:28:43,323 --> 01:28:44,826
از اینا گوش نمیدی؟

1543
01:28:50,797 --> 01:28:52,499
‏‫نمیدونم‬ ‏‫چطور میتونی
این آشغالو بخوری

1544
01:28:52,567 --> 01:28:53,668
ینی چی؟
خوشمزه‌س که

1545
01:28:53,668 --> 01:28:55,402
‏‫- بدمزه‌س!‬
‏‫- نه.‬

1546
01:28:55,502 --> 01:28:57,138
‏‫پنیر مصنوعیه

1547
01:28:57,205 --> 01:28:58,739
واسم مهم نیست‬
‏‫که پنیرش مصنوعیه

1548
01:28:59,140 --> 01:29:01,374
‏‫- بیخیال، بیشتر بردار‬
‏‫- دارم برمیدارم‬

1549
01:29:09,951 --> 01:29:12,385
‏‫- من این کارو زیاد انجام دادم‬
‏‫- چیو؟‬

1550
01:29:13,486 --> 01:29:17,892
‏‫مثلاً بذارم حس ترس زندگیمو بچرخونه
و برام تصمیم بگیره

1551
01:29:17,992 --> 01:29:20,595
‏‫تو، روزنامه‌نگارِ کارآموزِ نترس؟‬

1552
01:29:21,395 --> 01:29:23,463
خواهشا بگو الکی میگی

1553
01:29:24,464 --> 01:29:27,835
‏‫چرا؟‬
‏‫مگه تو تاحالا از چیزی نترسیدی؟‬

1554
01:29:32,840 --> 01:29:34,475
‏‫الان میترسم

1555
01:29:35,076 --> 01:29:36,077
‏‫آره

1556
01:29:36,878 --> 01:29:39,379
‏‫"از هر چی بترسی سرت میاد."
شان اینم نوشته، مگه نه؟‬

1557
01:29:40,848 --> 01:29:42,383
‏‫آره، نوشته

1558
01:29:45,987 --> 01:29:47,955
‏‫تا حالا چیزی درباره قانون جذب شنیدی؟‬

1559
01:29:48,856 --> 01:29:52,793
‏‫منظورت اون مزخرفات هیپی‌وار معاصره
‏‫که میگن باور داشته باش و خلقش کن؟‬

1560
01:29:52,894 --> 01:29:56,230
‏‫آره، ولی بیشتر شبیه اینه که افکار مثبت‬
‏‫منجر به نتایج مثبت میشن، در حالی که افکار منفی...‬

1561
01:29:56,230 --> 01:29:58,533
،‏‫منجر به نتایج منفی میشن، آره
خب که چی؟‬

1562
01:30:00,467 --> 01:30:03,771
‏‫"از هر چی بترسی سرت میاد"
یه جورایی شبیه اونه، نه؟‬

1563
01:30:03,836 --> 01:30:05,339
‏‫یه نسخه‌ای از اونه

1564
01:30:07,174 --> 01:30:08,509
‏‫آره، شاید، فکر کنم

1565
01:30:08,509 --> 01:30:11,145
،‏‫به هر حال
قدیما مردم به قدرت اسامی اعتقاد داشتن

1566
01:30:11,244 --> 01:30:13,347
،‏‫مثل تابوهای قدیمی
،مثلا چیزایی که نباید می‌گفتیم

1567
01:30:14,782 --> 01:30:16,883
‏‫مثلا اسم کلمه "خرس" رو فراموش کردیم

1568
01:30:17,450 --> 01:30:19,820
‏‫- همین الان گفتیش که‬
‏‫- نه، نه، اسم اصلیشو میگم‬

1569
01:30:19,887 --> 01:30:20,921
‏‫"خرس" یعنی "قهوه‌ای"
[BEAR]

1570
01:30:20,922 --> 01:30:22,657
‏‫اسلاوها میترسیدن اسمشو بگن،‬

1571
01:30:22,757 --> 01:30:25,392
‏‫منظورم اسم اصلیشه،
از ترس اینکه احضارش کنن

1572
01:30:26,226 --> 01:30:30,164
"از هرچی بترسی سرت میاد"
...فقط... فقط یه جوریه که انگار

1573
01:30:31,464 --> 01:30:33,500
‏‫تیم!‬

1574
01:30:36,404 --> 01:30:38,871
،‏‫قلبش داره با سرعت‬ ‏‫خیلی زیادی میزنه
باید دکتر خبر کنیم

1575
01:30:39,907 --> 01:30:41,542
‏‫وای، هنری، هنری!‬

1576
01:30:41,742 --> 01:30:44,111
،‏‫داره میاد
!داره میاد

1577
01:30:47,017 --> 01:30:48,817
رسیدم به بالای هرم

1578
01:30:48,841 --> 01:30:51,341
و حالا میدونم چیو از دست داده بودم

1579
01:30:51,365 --> 01:30:54,965
!چون درون اون درخشش رو دیدم

1580
01:30:57,692 --> 01:31:00,459
‏‫زبان فُبوس*، تست اول
[مظهر ترس و وحشت در اساطیر یونان باستان]

1581
01:31:16,074 --> 01:31:17,674
‏‫اون پیدام کرد

1582
01:31:27,421 --> 01:31:31,025
‏‫- بچه هامو نگیر‬
‏‫- اینجوری به نفع خودشونه‬

1583
01:31:31,125 --> 01:31:32,126
‏‫به من اعتماد کن،‬

1584
01:31:32,793 --> 01:31:33,961
اینجوری واسشون بهتره

1585
01:31:34,028 --> 01:31:35,696
‏‫تو نمیتونی بچه های منو بدزدی!‬

1586
01:31:42,635 --> 01:31:44,572
!زنیکه ی دیوونه

1587
01:31:44,638 --> 01:31:47,141
‏‫نه، نه، نه!‬

1588
01:31:48,442 --> 01:31:50,444
‏‫- یارلوحور کزاثگول‬
‏‫- عزیزم؟‬

1589
01:31:52,580 --> 01:31:54,482
!یارلوحور کزاثگول

1590
01:31:59,706 --> 01:32:01,186
باید قربانی کنم

1591
01:32:01,210 --> 01:32:04,810
،این کلید باز کردن دروازه‌س
!بخاطر اینکه اون ما رو پیدا کرده

1592
01:32:04,834 --> 01:32:07,334
!و ما بهش توهین کردیم

1593
01:32:24,689 --> 01:32:28,289
دروازه در سرتاسر زمان و مکان باز میشه
...چون

1594
01:32:28,413 --> 01:32:31,413
!ارباب کزاثگول داره تشریف فرما میشه

1595
01:32:31,437 --> 01:32:34,237
!و ما باید مجازات بشیم

1596
01:32:35,050 --> 01:32:36,850
یارلوحور کزاثگول

1597
01:32:36,968 --> 01:32:38,968
یارلوحور کزاثگول

1598
01:32:43,263 --> 01:32:44,531
‏‫حالت خوبه؟‬

1599
01:32:44,732 --> 01:32:46,867
‏‫ما... ما کجاییم؟‬

1600
01:32:47,134 --> 01:32:49,904
ما الان توی نزدیک ترین‬
کلانتری ای هستیم که تونستم پیدا کنم

1601
01:32:49,904 --> 01:32:51,238
‏‫رمز عبورت چیه؟‬

1602
01:32:51,238 --> 01:32:52,740
‏‫- چی؟‬
‏‫- رمز گوشیت؟‬

1603
01:32:53,707 --> 01:32:55,076
8444

1604
01:32:55,209 --> 01:32:57,378
‏‫چرا... چرا اومدیم پیش پلیس؟‬

1605
01:32:59,814 --> 01:33:02,517
‏‫چون به کمک احتیاج داریم تیم، خب؟
تو به کمک احتیاج داری

1606
01:33:03,816 --> 01:33:07,254
‏‫- اونا قرار نیس به ما کمک کنن
‏‫تیم، باید بریم، خب؟‬ -

1607
01:33:07,354 --> 01:33:09,356
‏‫چقدر... چقدر بیهوش بودم؟‬

1608
01:33:10,191 --> 01:33:11,726
‏‫فقط یه لحظه بیا اینجا

1609
01:33:12,259 --> 01:33:13,761
‏‫- حاضری؟‬
‏‫- آره‬

1610
01:33:23,437 --> 01:33:26,107
‏‫میتونم کمکتون کنم؟‬ -
‏‫- بله، باید با یه پلیس صحبت کنیم

1611
01:33:26,207 --> 01:33:27,208
‏‫افسر پلیس، کارآگاه

1612
01:33:27,274 --> 01:33:28,675
میخواید گزارش جرم بدید؟

1613
01:33:28,676 --> 01:33:30,310
‏‫- آره، همون‬
‏‫- چه نوع جرمی؟‬

1614
01:33:30,677 --> 01:33:32,980
‏‫قـ... قتل، ‏‫توطئه برای قتل

1615
01:33:33,080 --> 01:33:35,983
‏‫- ما باید همین الان با یه افسر صحبت کنیم
بسیار خب، باید این فرمو پر کنید -

1616
01:33:36,083 --> 01:33:37,518
...‏‫لازم نیست

1617
01:33:37,586 --> 01:33:38,953
‏‫ایشون حالش خوبه؟‬
به دکتر احتیاج ندارین؟

1618
01:33:38,953 --> 01:33:40,421
‏‫نه، نه، حالش خوب نیس

1619
01:33:40,488 --> 01:33:43,156
ببینین، لطفاً فقط بذارید با یه نفر
که مسئولیت داره صحبت کنیم

1620
01:33:43,491 --> 01:33:45,126
‏‫- باشه‬
‏‫- همین الان، لطفاً‬

1621
01:33:45,226 --> 01:33:49,130
‏‫ممنون

1622
01:33:53,602 --> 01:33:56,470
!مزخرفه
‏‫من حق و حقوقمو میدونم!‬

1623
01:33:57,505 --> 01:33:59,173
‏‫من میدونم پرنده ها واقعی نیستن

1624
01:34:00,341 --> 01:34:02,142
‏‫دارن سگای ما رو شستشوی مغزی میدن!‬

1625
01:34:12,621 --> 01:34:15,890
‏‫پس شما اینجا هستید
که یه قتل رو گزارش بدید؟‬

1626
01:34:15,990 --> 01:34:17,858
‏‫بله، بله، احتمالاً چند تا

1627
01:34:19,326 --> 01:34:20,361
‏‫- چند تا؟‬
‏‫- بله‬

1628
01:34:20,361 --> 01:34:23,397
‏‫و ما مدرک داریم،‬
‏‫فیلم، عکس،‬

1629
01:34:24,365 --> 01:34:26,467
‏‫مدارک کتبی‬ ‏‫درباره این قتل‌ها

1630
01:34:26,667 --> 01:34:28,637
‏‫و ما دلیلی داریم که باور کنیم‬
‏‫قتل‌های بیشتری هم اتفاق میفته

1631
01:34:28,702 --> 01:34:31,640
‏‫خیله خب، بذار آروم‌تر پیش بریم
...و از

1632
01:34:32,039 --> 01:34:33,474
از اول ماجرا شروع کنیم...

1633
01:34:33,574 --> 01:34:36,410
‏‫درباره اولین‬ ‏‫قتل فرضی بهم بگو

1634
01:34:37,711 --> 01:34:40,381
‏‫- برادرم بود‬
‏‫- برادرت به قتل رسید؟‬

1635
01:34:40,481 --> 01:34:41,516
‏‫بله

1636
01:34:43,083 --> 01:34:44,653
‏‫امشب این اتفاق افتاده؟
‏‫این خونِ مال همون قضیه‌س؟‬

1637
01:34:44,653 --> 01:34:47,188
‏‫- نه.‬
‏‫- نه، توی... توی سپتامبر‬

1638
01:34:47,721 --> 01:34:49,757
‏‫- شان...‬
‏‫- توی سپتامبر؟‬

1639
01:34:50,291 --> 01:34:53,562
‏‫شماها گفتید خودکشی بوده

1640
01:34:53,694 --> 01:34:55,863
،‏‫اون... اون به قتل رسیده
‏‫خودشو نکشته

1641
01:34:57,698 --> 01:34:59,599
‏‫خیله خب، پس کی کشتتش؟‬

1642
01:35:00,367 --> 01:35:03,103
‏‫اگه بهت بگیم،‬
‏‫تو رو هم میکشه

1643
01:35:03,237 --> 01:35:04,773
‏‫- واقعاً؟‬
‏‫- خب، آره، منظور تیم اینه که‬

1644
01:35:04,773 --> 01:35:08,309
‏‫اینه که ما ویدیوهایی از این افراد‬ ‏‫داریم،‬

1645
01:35:08,309 --> 01:35:11,111
‏‫از شان، برادرش که شب قبل از مرگش‬
‏‫رفتارهای مشکوکی داشته

1646
01:35:11,212 --> 01:35:13,079
‏‫- آره، دقیقاً.‬
...‏‫- بماند که‬ سوالاتی درمورد

1647
01:35:13,079 --> 01:35:14,249
بذارین همینجا مکث کنیم

1648
01:35:14,315 --> 01:35:17,017
ولی من هنوز نتونستم حرفامو بزنم -
میدونم، ولی میدونم میخوای به کجا برسی -

1649
01:35:17,018 --> 01:35:19,053
‏‫ببین، اخیراً خیلی‬ ‏‫با این موضوع
مواجه شدیم، باشه؟‬

1650
01:35:19,086 --> 01:35:20,522
‏‫بچه‌های کلانتری بهش میگن...‬

1651
01:35:20,589 --> 01:35:22,022
‏‫هی، چونی، بهش چی میگن؟‬

1652
01:35:22,222 --> 01:35:24,859
‏‫- جنایت واقعی، گروهبان
‏‫- آره،‬ اثر جنایت واقعی

1653
01:35:24,859 --> 01:35:25,993
‏‫- راجبش چیزی شنیدی؟‬
‏‫- چی؟‬

1654
01:35:26,260 --> 01:35:29,129
‏‫همش زیر سر پادکست ها
و برنامه‌های مستنده

1655
01:35:29,930 --> 01:35:31,732
‏‫شماها برنامه "افسانه‌های ناخوشایند"
رو میبینید؟‬

1656
01:35:31,899 --> 01:35:34,501
،‏‫بد نیس، بد نیس
ما اینجا تو کلانتری میبینیمش

1657
01:35:35,269 --> 01:35:37,404
‏‫ببین، بخاطر همینه که،‬

1658
01:35:37,672 --> 01:35:42,977
‏‫هر کارآگاه خودخوانده و جنگجوی کیبوردی
میاد اینجا به من بگه چطوری کارمو انجام بدم

1659
01:35:42,977 --> 01:35:44,479
‏‫جنایت چی چی؟ ما... ما یه...‬

1660
01:35:44,679 --> 01:35:45,813
‏‫ما مدرک یه قتلو داریم

1661
01:35:45,913 --> 01:35:47,448
‏‫- یه جعبه پر از مدرک‬
‏‫- ببین، ببین!‬

1662
01:35:47,549 --> 01:35:49,083
‏‫خانم، باید ازتون خواهش کنم
که آروم باشید

1663
01:35:49,149 --> 01:35:51,418
‏‫آرومم، آرومم. آرومم، باشه؟
فقط ترسیدم

1664
01:35:52,052 --> 01:35:53,453
‏‫از چی ترسیدی؟‬

1665
01:35:53,622 --> 01:35:56,990
...از اونایی که
دارن تعقیبمون میکنن

1666
01:35:57,057 --> 01:35:59,526
‏‫از اونایی که ممکنه برادرشو کشته باشن

1667
01:36:00,394 --> 01:36:02,794
‏‫کی داره تعقیبتون میکنه؟‬ -
نمیدونم -

1668
01:36:03,630 --> 01:36:04,630
جان!؟

1669
01:36:04,665 --> 01:36:06,567
‏‫باید حرفامونو باور کنید

1670
01:36:09,169 --> 01:36:10,872
‏‫- خواهش میکنم گوش بدید
‏‫- خیله خب‬

1671
01:36:11,171 --> 01:36:12,906
‏‫- خواهش میکنم‬
‏‫- ببینید، این کارو میکنیم

1672
01:36:13,407 --> 01:36:15,175
‏‫شما دو تا باید برید اونجا
پیش افسر چونی

1673
01:36:15,276 --> 01:36:16,710
‏‫باید یه گزارش پر کنید

1674
01:36:18,946 --> 01:36:20,946
‏‫- چشماتو ببند، چشماتو ببند!‬
‏‫- چی؟‬

1675
01:36:20,976 --> 01:36:21,976
!زودباش

1676
01:36:27,788 --> 01:36:30,659
‏‫- زود باش! بریم!‬
‏‫- تیم! تیم! چه خبر شده؟‬

1677
01:36:39,266 --> 01:36:41,035
‏‫حالت خوبه؟
‏‫خوبی؟

1678
01:36:41,168 --> 01:36:43,971
‏‫برو!‬

1679
01:36:48,108 --> 01:36:49,410
‏‫لعنتی!‬

1680
01:36:52,046 --> 01:36:54,181
‏‫زود باش!‬

1681
01:37:00,888 --> 01:37:02,823
‏‫باید برسیم‬ ‏‫به ماشین! زود باش!‬

1682
01:37:11,700 --> 01:37:13,535
‏‫تیم، تیم، تیم، تیم!‬

1683
01:37:26,313 --> 01:37:28,215
‏‫بازم هستن!‬
‏‫بازم دارن میان!‬

1684
01:37:32,219 --> 01:37:34,154
‏‫برو، برو، برو، برو، برو!‬

1685
01:37:41,161 --> 01:37:43,161
میخوام برسونمت‬ بیمارستان، باشه؟‬
چیزیت نمیشه

1686
01:37:43,196 --> 01:37:44,498
نه، نه

1687
01:37:44,566 --> 01:37:47,736
‏‫نه، نه، باید بری‬ بیمارستان -
نه نه، فقط منو ببر دانشکده -

1688
01:37:48,569 --> 01:37:51,371
‏‫- تو خونریزی داری!‬
...‏‫- خواهش میکنم... من

1689
01:37:54,207 --> 01:37:55,976
پخشش میکنیم

1690
01:37:57,044 --> 01:37:58,747
‏‫به کل دنیا میگیم

1691
01:37:58,847 --> 01:38:00,381
‏‫- فشار بده‬
‏‫- باشه‬

1692
01:38:00,914 --> 01:38:03,183
‏‫- آماده‌ای؟‬
‏‫- آره، آره. فقط، فقط...‬

1693
01:38:13,595 --> 01:38:15,929
‏‫آخرین مصاحبه، به یاد قدیما

1694
01:38:19,734 --> 01:38:21,368
‏‫نیکول،‬ ‏‫مجبور نیستیم این کارو بکنیم

1695
01:38:21,435 --> 01:38:23,804
‏‫ها؟
تیم، اوکیش میکنم، خب؟

1696
01:38:25,571 --> 01:38:28,241
‏‫فقط دنیا باید بدونه

1697
01:38:33,848 --> 01:38:35,149
‏‫سلام، آمریکا

1698
01:38:35,884 --> 01:38:37,552
‏‫اسم من نیکول مارتینه،‬

1699
01:38:38,218 --> 01:38:40,988
‏‫و شما باید بدونید که
دولتتون داره بهتون دروغ میگه

1700
01:38:42,757 --> 01:38:44,324
‏‫در طول جنگ سرد،‬

1701
01:38:44,726 --> 01:38:47,796
...‏‫دولت سعی کرد که یه جورایی

1702
01:38:47,896 --> 01:38:51,131
،یه دستگاه کنترل ذهن جمعی درست کنه...
"بنام "پروژه ام‌کی‌هکس

1703
01:38:53,867 --> 01:38:55,637
‏‫- نیکول
‏‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه‬

1704
01:38:55,804 --> 01:38:57,204
‏‫باید تمومش کنم‬

1705
01:38:57,272 --> 01:39:00,408
...خب، خیله خب
...پروژه ی ام‌کی‌هکس

1706
01:39:03,745 --> 01:39:07,115
...‏‫دولت نتونست اونجوری که میخواست‬

1707
01:39:07,448 --> 01:39:08,883
‏‫ذهن‌ها رو کنترل کنه‬...

1708
01:39:09,416 --> 01:39:13,287
،‏‫در عوض
یه ماشین کابوس‌ساز درست کردن‬

1709
01:39:13,353 --> 01:39:14,622
‏‫نیکول

1710
01:39:16,522 --> 01:39:19,022
...‏‫یه دروازه ای رو باز کردن به

1711
01:39:19,346 --> 01:39:20,370
یه چیز باورنکردنی...

1712
01:39:20,794 --> 01:39:25,232
،‏‫یه چیزی که مرگ ما رو می‌خواد
--یه چیزی که داره از ام‌کی‌هکس استفاده میکنه

1713
01:39:25,300 --> 01:39:27,901
‏‫- نیکول!‬
...‏‫- لعنت بهت، تیم! چرا نمیذاری تمومش کنم

1714
01:39:28,000 --> 01:39:30,036
!نه، نگاه نکن

1715
01:39:41,816 --> 01:39:42,817
‏‫نیکول؟‬

1716
01:39:44,519 --> 01:39:45,520
‏‫نیکول؟‬

1717
01:39:46,955 --> 01:39:48,957
‏‫هی، هی، نیکول. هی، پاشو

1718
01:39:50,758 --> 01:39:51,759
‏‫نیکول؟‬

1719
01:39:53,193 --> 01:39:55,530
،‏‫نه، نه، نه، نه
خواهش میکنم، نیکول

1720
01:39:56,865 --> 01:39:59,666
‏‫من هیچ وقت بهش آسیب نمیزنم،
‏‫من هیچوقت همچین کاری نمیکنم

1721
01:40:02,604 --> 01:40:05,239
‏‫یارلوحور کزاثگول!‬

1722
01:40:42,442 --> 01:40:43,443
‏‫مامان؟‬

1723
01:40:44,546 --> 01:40:48,348
‏‫جانم عزیزم، جانم پسرم

1724
01:40:48,415 --> 01:40:49,849
‏‫عیبی نداره

1725
01:40:52,554 --> 01:40:54,521
بذار برات یه ساندویچ درست کنم

1726
01:40:54,589 --> 01:40:56,024
باشه؟

1727
01:40:56,089 --> 01:40:57,659
‏‫- باشه‬
‏‫- خب؟‬

1728
01:40:57,725 --> 01:40:58,993
مرسی مامان

1729
01:41:03,964 --> 01:41:07,034
،‏‫مامان، دوست دارم
بابا هم دوس دارم

1730
01:41:07,401 --> 01:41:08,970
من عاشق شماهام

1731
01:41:09,836 --> 01:41:12,005
ما هم دوست داریم عزیزم

1732
01:41:12,941 --> 01:41:15,610
حالا برو داخل استراحت کن، خب؟

1733
01:41:15,777 --> 01:41:17,011
‏‫باشه

1734
01:42:03,290 --> 01:42:05,192
‏‫اون باید بره پیش دکتر

1735
01:42:07,829 --> 01:42:10,429
‏‫فکر میکنی یه روانشناس
پسرمونو بهتر از ما میشناسه؟‬

1736
01:42:10,429 --> 01:42:13,466
بهتر از پدر مادرش؟ -
‏‫شاید یه روانشناس بتونه کمکش کنه‬ -

1737
01:42:13,868 --> 01:42:15,136
‏‫خدا میدونه که ما تلاشمونو کردیم

1738
01:42:15,235 --> 01:42:18,740
‏‫اون هیچ کاری نمیکنه جز اینکه،‬
‏‫تو اون اتاق بشینه و با اینترنت بازی کنه

1739
01:42:20,675 --> 01:42:23,244
‏‫خب، اگه تو اینقدر لوسش نکرده بودی
اینجوری نمیشد

1740
01:42:23,244 --> 01:42:25,747
‏‫- آها، دوباره شروع شد‬
‏‫- جدی میگم گلوریا‬

1741
01:42:25,813 --> 01:42:28,381
،‏‫بچه آسیب‌پذیره، لطیفه
من اینجوری بارش نیاوردم

1742
01:42:28,516 --> 01:42:31,552
،‏‫اون پسر تو هم هست
تو هم به اندازه من مقصری

1743
01:42:32,987 --> 01:42:37,659
ببین، من فقط میگم
...شاید یه روانشناس

1744
01:42:37,825 --> 01:42:40,561
همون متخصصی باشه که...
...بتونه یه جوری بهش کمک کنه

1745
01:42:40,562 --> 01:42:42,864
پسر ما دیوونه نیس

1746
01:42:43,196 --> 01:42:46,199
لازم نیس حتما دیوونه باشی
که بخوای بری پیش روانشناس

1747
01:42:47,101 --> 01:42:50,437
ما فقط یکیو لازم داریم
که با بچه‌مون حرف بزنه

1748
01:42:50,872 --> 01:42:53,274
چون اون به هیچ وجه
با ما حرف نمیزنه

1749
01:42:55,842 --> 01:42:58,880
حق با توئه -
...شاید کمک کنه بفهمیم قضیه چیه -

1750
01:42:58,880 --> 01:43:01,682
و میتونه واسه برنامه ریزیای آینده
بهش کمک کنه

1751
01:43:01,683 --> 01:43:04,652
،چون وضعیتی که الان گرفتارشه
واقعا منو میترسونه عزیزم

1752
01:43:04,886 --> 01:43:06,286
من هم همینطور

1753
01:43:06,310 --> 01:43:08,310
باید امتحانش کنیم

1754
01:43:09,256 --> 01:43:10,858
اون فرشته ی ماست

1755
01:43:12,359 --> 01:43:15,029
!یارلوحور کراثگول

1756
01:43:17,031 --> 01:43:19,133
!نه

1757
01:43:25,772 --> 01:43:28,275
!وای... خدایا... نه

1758
01:43:30,077 --> 01:43:32,947
تو خوبی؟ -
نه -

1759
01:43:44,556 --> 01:43:46,556
!لطفا این کارو نکن

1760
01:43:50,064 --> 01:43:51,365
وای خدا

1761
01:43:52,033 --> 01:43:53,201
وای خدا

1762
01:43:54,035 --> 01:43:56,035
...نه نه نه نه نه

1763
01:44:17,290 --> 01:44:18,491
اینجا چیکار میکنی؟

1764
01:44:18,492 --> 01:44:20,561
تو کشتیش -
جان؟ -

1765
01:44:23,965 --> 01:44:25,732
!تو شانو کشتی

1766
01:44:26,601 --> 01:44:28,336
کار احمقانه ای نکن پسر

1767
01:44:29,237 --> 01:44:31,373
تیم؟
تیم؟

1768
01:44:34,142 --> 01:44:35,143
!تیم

1769
01:44:35,143 --> 01:44:36,844
!کار تو بوده -
!تیم -

1770
01:45:07,374 --> 01:45:10,845
،شان بیمار نیس
اون دیوونه نیس

1771
01:45:11,279 --> 01:45:14,447
ببین، لازم نیس حتما دیوونه باشی
که بخوای بری پیش روانشناس

1772
01:45:15,917 --> 01:45:19,620
ما فقط یکیو لازم داریم
که با بچه‌مون حرف بزنه

1773
01:45:27,795 --> 01:45:29,630
چون اون به هیچ وجه
با ما حرف نمیزنه

1774
01:45:33,466 --> 01:45:35,466
میدونم

1775
01:45:44,712 --> 01:45:48,816
شاید این کار بتونه کمکمون کنه
بفهمیم قضیه چیه

1776
01:45:49,016 --> 01:45:52,687
و میتونه واسه برنامه ریزیای آینده
بهش کمک کنه

1777
01:45:52,753 --> 01:45:56,389
،چون وضعیتی که الان گرفتارشه
واقعا منو میترسونه عزیزم

1778
01:45:58,326 --> 01:46:00,728
،انجامش نمیدم
من انجامش نمیدم

1779
01:46:01,394 --> 01:46:04,198
...من
کنترلم دست خودمه

1780
01:46:04,397 --> 01:46:07,568
...تویی که... به من
!توهین کردی

1781
01:46:07,969 --> 01:46:09,270
بیا بریم بخوابیم

1782
01:46:10,238 --> 01:46:13,074
اوه، اون نگاهو میشناسم -
چه نگاهی؟ -

1783
01:46:14,075 --> 01:46:16,777
چطوره تو بری تختو گرم کنی
تا من بیام، ها؟

1784
01:46:22,550 --> 01:46:25,253
چون یه نفر باید آشغالا رو
ببره بیرون

1785
01:46:25,385 --> 01:46:27,221
من میبرم -
نه نه، خودم میبرم -

1786
01:47:02,123 --> 01:47:03,490
شان؟

1787
01:47:04,792 --> 01:47:06,260
شااااان؟

1788
01:47:08,629 --> 01:47:11,431
!وای نه... وای خدا

1789
01:47:12,432 --> 01:47:14,032
!وای خدا

1790
01:47:16,904 --> 01:47:19,604
...مامان... بابا

1791
01:47:37,993 --> 01:47:42,493
،نه... نه، چیزی نشنو
!چیزی نشنو

1792
01:47:42,830 --> 01:47:45,866
!چیزی نبین، چیزی نشنو

1793
01:47:46,133 --> 01:47:48,803
!چیزی نشنو، چیزی نبین

1794
01:47:57,477 --> 01:47:59,847
،طلوع نزدیکه
میتونم حسش کنم

1795
01:48:00,348 --> 01:48:03,551
،اونا تمام شب منو اینجا نگه داشتن
ازم میخوان که تمومش کنم

1796
01:48:03,651 --> 01:48:05,119
ازم میخوان پخشش کنم

1797
01:48:05,152 --> 01:48:06,353
باید پخشش کنیم

1798
01:48:06,420 --> 01:48:09,290
تا بقیه هم بتونن
اون موسیقی رو بشنون

1799
01:48:09,623 --> 01:48:12,994
،بخاطر همه چیز متاسفم
تمام تقصیرا گردن منه

1800
01:48:13,094 --> 01:48:16,096
،حتی با اینکه اون درون وجودم بوده
اما کار من بود

1801
01:48:16,097 --> 01:48:19,666
،من بودم که از هرم بالا رفتم
من بودم که کلید رو بهشون دادم

1802
01:48:19,733 --> 01:48:21,068
و بیشتر از اینا نیاز داره

1803
01:48:21,068 --> 01:48:23,537
"از هرچی بترسی سرت میاد"
این حرفو باور نکنین

1804
01:48:23,603 --> 01:48:24,638
هیچکدوم از اینا رو باور نکنین

1805
01:48:24,638 --> 01:48:26,674
!به اینا گوش نکنین
!به اینا گوش نکنین

1806
01:48:26,740 --> 01:48:28,676
!بهش زندگی نبخشین
!نکنین! گوش نکنین

1807
01:48:28,743 --> 01:48:30,244
!فقط انجامش ندین

1808
01:48:30,268 --> 01:48:35,268
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1809
01:48:35,292 --> 01:48:46,292
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

