﻿1
00:02:10,840 --> 00:02:18,840
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:02:19,108 --> 00:02:21,733
‫"۱۷ سپتامبر ۱۹۸۳"

3
00:02:26,067 --> 00:02:29,067
‫آپارتمانی که من و فون گرفتیم
‫واقعاً قشنگه،

4
00:02:30,358 --> 00:02:31,817
‫مخصوصاً از نظر موقعیت.

5
00:02:33,150 --> 00:02:35,733
‫هشت کیلومتر از ویگو فاصله داره،
‫و توسط دریا محاصره شده.

6
00:02:37,108 --> 00:02:39,775
‫از پذیرایی و اتاق‌خواب می‌تونیم ریا

7
00:02:39,977 --> 00:02:42,269
‫کانگاس، موآنا، جزایر سیِس،

8
00:02:42,629 --> 00:02:43,629
‫و دریا رو ببینیم.

9
00:02:44,483 --> 00:02:47,733
‫بعضی وقت‌ها آرومه، آبیه،
‫و آرامش‌بخش.

10
00:02:47,817 --> 00:02:50,192
‫بعضی وقت‌ها وحشیه، متطلامه،

11
00:02:50,275 --> 00:02:51,567
‫ولی همیشه دریاست.

12
00:04:05,608 --> 00:04:08,483
‫روز اول:
‫۱۶ جولای ۲۰۰۴.

13
00:04:08,567 --> 00:04:15,650
‫آیا ردی از پدر و مادر واقعیم پیدا می‌کنم؟

14
00:04:33,067 --> 00:04:34,192
‫چیکار داری می‌کنی؟

15
00:04:36,483 --> 00:04:37,900
‫هی، هنوز تموم نشده!

16
00:05:04,983 --> 00:05:07,233
‫«ثبت احوال»

17
00:05:17,483 --> 00:05:22,025
‫ببین، آلفونسو پینی‌یرو رو پیدا کردم،
‫ولی نه تو تاریخی که تو گفتی.

18
00:05:22,567 --> 00:05:25,067
‫- چک کن ببین همونه.
‫- آره.

19
00:05:26,608 --> 00:05:27,942
‫آره، خودشه.

20
00:05:28,692 --> 00:05:30,442
‫ولی تاریخش اشتباهه.

21
00:05:30,983 --> 00:05:32,692
‫نوشته بچه‌ای نداشته.

22
00:05:33,567 --> 00:05:34,567
‫آره.

23
00:05:36,608 --> 00:05:38,733
‫- من دخترشم.
‫- تو دخترشی؟

24
00:05:38,817 --> 00:05:40,084
‫در غیر این صورت،
‫این کاغذ اصلاً به دردم نمی‌خوره.

25
00:05:40,108 --> 00:05:42,817
‫اظهار کننده، آلفونسو پینی‌یروئه.

26
00:05:42,900 --> 00:05:44,150
‫این مرد کیه؟

27
00:05:46,131 --> 00:05:47,298
‫آلفونسو پینی‌یرو...

28
00:05:47,692 --> 00:05:49,275
‫فکر کنم پدربزرگمه.

29
00:05:49,358 --> 00:05:51,150
‫- پدربزرگت؟
‫- آره، اسمش همینه.

30
00:05:52,317 --> 00:05:56,275
‫خب اون موقع گفته بوده که پدرت بچه‌ای نداشته.

31
00:06:01,025 --> 00:06:02,733
‫- الان زنده‌ست؟
‫- بله.

32
00:06:02,817 --> 00:06:04,817
‫- مادربزرگت چی؟
‫- اونم زنده‌ست.

33
00:06:05,483 --> 00:06:07,775
‫پس میشه یه کاریش کرد.

34
00:06:07,858 --> 00:06:10,067
‫با پدربزرگ و مادربزرگت صحبت کن،

35
00:06:10,150 --> 00:06:13,358
‫ازشون بخواه یه اظهارنامه رسمی
‫تو دفترخونه امضا کنن،

36
00:06:14,192 --> 00:06:17,817
‫بعد دفترخونه به ثبت احوال اطلاع می‌ده

37
00:06:18,192 --> 00:06:22,275
‫و ما تو شناسنامه می‌نویسیم
‫که تو دخترشی.

38
00:06:26,483 --> 00:06:28,733
‫- پدربزرگ و مادربزرگم؟
‫- آره.

39
00:06:28,817 --> 00:06:32,067
‫نمی‌شه فقط یه ستاره بذارین

40
00:06:32,150 --> 00:06:33,733
‫و اسم منو اینجا بنویسین؟

41
00:07:08,067 --> 00:07:09,067
‫مارینا؟

42
00:07:10,192 --> 00:07:11,775
‫مارینا پینی‌یرو.

43
00:07:17,983 --> 00:07:19,775
‫خوش اومدی. بالاخره!

44
00:07:19,858 --> 00:07:20,858
‫ممنون.

45
00:07:24,192 --> 00:07:26,067
‫سال‌های زیادی گذشته.

46
00:07:28,900 --> 00:07:31,025
‫برگه بورسیه‌ت رو گرفتی؟

47
00:07:31,108 --> 00:07:32,900
‫نه، راستش برگه مشکل داره.

48
00:07:33,900 --> 00:07:36,150
‫باید درستش کنیم،
‫هر کاری بتونم می‌کنم.

49
00:07:36,567 --> 00:07:38,650
‫- میشه منم کمک کنم؟
‫- نه، لازم نیست.

50
00:07:43,233 --> 00:07:45,067
‫خیلی باحالن، مرسی.

51
00:07:46,150 --> 00:07:47,608
‫تا حالا از اینا نداشتم.

52
00:07:47,692 --> 00:07:49,358
‫اینجا زیاد به کارت میان.

53
00:07:51,108 --> 00:07:52,608
‫حالت بده؟

54
00:07:52,692 --> 00:07:54,317
‫- نه، فعلاً خوبم.
‫- جدی؟

55
00:07:55,442 --> 00:07:57,067
‫من لباس نونو رو نمی‌پوشم.

56
00:07:57,150 --> 00:07:59,150
‫نپوشی، نمی‌تونم ببرمت داخل.

57
00:08:00,233 --> 00:08:02,775
‫نمی‌بینی سایزش XL ـه؟

58
00:08:03,067 --> 00:08:05,192
‫ایکس لارجه، خیلی گشاده.

59
00:08:19,317 --> 00:08:21,567
‫هی هی هی،
‫اوژن داره عصبانی می‌شه.

60
00:08:22,317 --> 00:08:23,775
‫نونو، نونو، بس کن.

61
00:08:24,108 --> 00:08:25,525
‫کاریش نداشته باش.

62
00:08:26,525 --> 00:08:28,483
‫- کافیه.
‫- مایوی منو برداشتن.

63
00:08:28,567 --> 00:08:29,692
‫- بس کن.
‫- اشکالی نداره.

64
00:08:29,775 --> 00:08:31,733
‫- اینطوری نمی‌تونم شنا کنم.
‫- لخت شنا کن.

65
00:08:31,817 --> 00:08:34,358
‫- لخت شنا نمی‌کنم.
‫- بسه دیگه.

66
00:08:35,291 --> 00:08:38,125
‫اون دوتا عموزاده‌هات که باهاشون زندگی می‌کنی هم
‫همین‌قدر اعصاب‌خردکنن؟

67
00:08:38,150 --> 00:08:41,483
‫عموزاده‌هامن،
‫ولی مثل خواهر و برادرمن.

68
00:08:42,983 --> 00:08:45,483
‫لوئیس خیلی خوشحاله که اومدی.

69
00:08:46,317 --> 00:08:48,775
‫یعنی یه پسرعمو که نمی‌شناسیش

70
00:08:48,858 --> 00:08:49,983
‫یه کم عجیبه، نه؟

71
00:08:52,858 --> 00:08:54,025
‫بیا عکس بگیریم...

72
00:08:57,358 --> 00:09:00,108
‫- عین مامانتی!
‫- آره.

73
00:09:03,317 --> 00:09:05,192
‫پدر و مادرت تو ویگو زندگی می‌کنن؟

74
00:09:05,858 --> 00:09:08,942
‫حومه شهر.
‫چند روز دیگه می‌ریم ببینیمشون.

75
00:09:10,442 --> 00:09:11,983
‫اون‌ها جزایر سیِس‌اند.

76
00:09:31,608 --> 00:09:33,275
‫بدو نونو!

77
00:09:33,358 --> 00:09:34,858
‫مسابقه تا ساحل!

78
00:09:36,798 --> 00:09:37,964
‫سرده؟

79
00:09:38,608 --> 00:09:40,275
‫سه، دو، یک...

80
00:09:44,708 --> 00:09:45,833
‫خیلی سرده!

81
00:09:45,858 --> 00:09:47,621
‫دل به دریا بزن نونو!

82
00:09:48,192 --> 00:09:49,192
‫خیلی سرده بچه‌ها!

83
00:09:49,233 --> 00:09:50,942
‫پسرعموت چی فکر می‌کنه؟

84
00:09:51,567 --> 00:09:53,150
‫که جرأت نداری شیرجه بزنی!

85
00:09:53,233 --> 00:09:56,900
‫اگه مادرید زندگی نمی‌کردیم،
‫هر روز قایق‌سواری می‌کرد.

86
00:09:59,608 --> 00:10:01,192
‫مارینا، تو نمیای؟

87
00:10:01,275 --> 00:10:02,942
‫- یالا!
‫- تو هم شیرجه بزن.

88
00:10:03,025 --> 00:10:04,775
‫برای گردش خون خوبه!

89
00:10:05,692 --> 00:10:08,067
‫- شیرجه بزن مارینا!
‫- خبر داشته باش که سرده.

90
00:10:08,150 --> 00:10:10,733
‫- فقط اولش سرده، فقط بپر.
‫- واقعا اینقدر سرده؟

91
00:10:10,817 --> 00:10:12,650
‫- بیا مارینا!
‫- بپر دیگه!

92
00:10:12,733 --> 00:10:14,358
‫دو...

93
00:10:14,442 --> 00:10:15,442
‫سه!

94
00:10:20,650 --> 00:10:23,150
‫- چطوره؟
‫- مدیترانه که نیست!

95
00:11:21,733 --> 00:11:23,150
‫کارشون تموم شد؟

96
00:11:23,608 --> 00:11:25,858
‫- حواست باشه نسوزن.
‫- نه، نمی‌سوزن.

97
00:11:26,692 --> 00:11:28,405
‫یه کم نمک بزن.

98
00:11:28,942 --> 00:11:30,567
‫اون یکی نمک بیشتری می‌خواد.

99
00:11:30,650 --> 00:11:33,317
‫- میشه کمک کنم؟
‫- نه عزیزم، لازم نیست.

100
00:11:33,650 --> 00:11:34,983
‫لوئیس خیلی وارده.

101
00:11:35,525 --> 00:11:37,150
‫نه دقیقاً...

102
00:11:37,983 --> 00:11:39,733
‫- ساردین دوست داری؟
‫- آره.

103
00:11:40,400 --> 00:11:41,608
‫بوش که خوبه.

104
00:11:41,692 --> 00:11:43,317
‫امیدوارم مزه‌ش هم خوب باشه.

105
00:11:44,858 --> 00:11:46,025
‫یه آزمایشه.

106
00:11:48,025 --> 00:11:49,525
‫والدینم اونجا زندگی می‌کردن، درسته؟

107
00:11:49,608 --> 00:11:51,025
‫تو اون ساختمون بلند.

108
00:11:51,483 --> 00:11:53,400
‫فکر کنم تورایا.

109
00:11:53,483 --> 00:11:55,442
‫- داشتی تحقیق می‌کردی؟
‫- آره.

110
00:11:55,983 --> 00:11:58,358
‫تو دفتر خاطرات مامانم خوندم.

111
00:11:58,442 --> 00:12:00,650
‫اونا تو ساختمون روبه‌رو زندگی می‌کردن...

112
00:12:00,733 --> 00:12:01,900
‫چیکار می‌کنی؟

113
00:12:04,108 --> 00:12:07,233
‫واقعاً مثل یه بچه چهارساله‌ست.
‫نگاش کن.

114
00:12:07,317 --> 00:12:08,317
‫واقعاً...

115
00:12:08,858 --> 00:12:10,733
‫نه، امکان نداره تورایا بوده باشه.

116
00:12:10,875 --> 00:12:15,375
‫والدینت مدت زیادی رو تو ساختمونی،
‫روبه‌روی ساحل سامیل زندگی می‌کردن،

117
00:12:15,400 --> 00:12:19,108
‫دو سه سال تا وقتی مادرت باردار شد.

118
00:12:21,483 --> 00:12:23,900
‫نه، مامانم تو بارسلونا حامله شد.

119
00:12:24,317 --> 00:12:25,608
‫نه، اینجا بود.

120
00:12:25,692 --> 00:12:28,858
‫قرار این بود تو رو اینجا، تو ویگو بزرگ کنن.

121
00:12:29,525 --> 00:12:31,858
‫ولی مادرت می‌خواست برگرده بارسلونا.

122
00:12:31,942 --> 00:12:33,525
‫همون موقع از هم جدا شدن.

123
00:12:35,275 --> 00:12:38,233
‫مگه وقتی فون مریض شد جدا نشدن؟

124
00:12:38,775 --> 00:12:41,108
‫نه، اون مال خیلی قبل‌تر بود.

125
00:12:41,192 --> 00:12:42,358
‫قبل از اون بود.

126
00:12:42,442 --> 00:12:44,983
‫- آماده‌ست؟
‫-دست نزن! خودتو می‌سوزونیا!!

127
00:12:45,067 --> 00:12:46,400
‫نونو، بس کن.

128
00:12:47,233 --> 00:12:48,650
‫- هنوز آماده نیست.
‫- بفرما.

129
00:12:49,567 --> 00:12:50,650
‫مرسی مامان.

130
00:12:51,567 --> 00:12:53,775
‫پدر و مادرش کنار ساحل سامیل زندگی می‌کردن، نه؟

131
00:12:53,858 --> 00:12:55,983
‫نمی‌دونم، ما فقط یه بار رفتیم.

132
00:12:56,067 --> 00:12:57,400
‫شاید تو فقط یه بار رفتی.

133
00:12:58,108 --> 00:13:00,025
‫من چند بار رفتم.

134
00:13:00,108 --> 00:13:02,400
‫و مطمئنم سامیل بوده.

135
00:13:03,733 --> 00:13:05,150
‫بچه‌ها، لطفاً.

136
00:13:09,108 --> 00:13:10,108
‫آره.

137
00:13:11,067 --> 00:13:12,067
‫آره، آره.

138
00:13:12,150 --> 00:13:13,192
‫خب، من آماده‌ام.

139
00:13:14,108 --> 00:13:15,567
‫عالیه، خیلی عالی شدن.

140
00:13:15,650 --> 00:13:18,817
‫آره، یه کم قاطی‌پاطی‌اند،
‫ولی خیلی خوبن.

141
00:13:20,150 --> 00:13:22,650
‫هیچی،
‫فقط از چیزایی که بهم می‌گن.

142
00:13:23,567 --> 00:13:24,483
‫مسئله مهمی نیست.

143
00:13:24,567 --> 00:13:27,608
‫مامان، من رو یه قایق بادبانی خیلی خفنم!

144
00:13:28,067 --> 00:13:31,192
‫نمی‌دونم معمولیا چه‌شکلی‌اند،
‫ولی این خیلی باحاله!

145
00:13:31,275 --> 00:13:35,650
‫از بیرون خیلی کوچیک‌تر به نظر میاد.

146
00:13:35,733 --> 00:13:37,817
‫حتماً خیلی گرونه.

147
00:13:38,817 --> 00:13:40,317
‫تلفنو بده بهش، باشه.

148
00:13:47,108 --> 00:13:48,317
‫سلام مامان‌بزرگ!

149
00:13:50,108 --> 00:13:53,150
‫عالیه، اینجا با بچه‌ها
‫داریم جنگلا رو تمیز می‌کنیم.

150
00:13:57,192 --> 00:13:58,942
‫آره، معلومه که بهمون غذا میدن!

151
00:14:04,150 --> 00:14:06,400
‫آره، یه پسر خوشتیپ هست،

152
00:14:06,483 --> 00:14:08,483
‫ولی من دوست‌پسر نمی‌خوام.

153
00:14:09,692 --> 00:14:12,025
‫آره مامان‌بزرگ،
‫معلومه که برمی‌گردم!

154
00:14:13,108 --> 00:14:14,442
‫آره، نگران نباش.

155
00:14:21,025 --> 00:14:22,525
‫هنوز نه، ولی...

156
00:14:24,150 --> 00:14:26,983
‫مشکل کاغذبازی،
‫دارم حلش می‌کنم.

157
00:14:27,567 --> 00:14:28,900
‫با لوئیس حرف زدم.

158
00:14:32,608 --> 00:14:35,733
‫نه، مشکلی نیست، داره کمکم می‌کنه.

159
00:14:36,650 --> 00:14:38,442
‫باشه، بعداً حرف می‌زنیم.

160
00:14:38,525 --> 00:14:40,275
‫با پدر و مادرت حرف زدی؟

161
00:14:40,358 --> 00:14:44,108
‫آره، خبر ندارن،
‫باید برنامه‌ریزی کنن.

162
00:14:44,733 --> 00:14:47,317
‫اگه ما رو نخواستن، نمیریم.
‫خودشون ضرر می‌کنن.

163
00:14:47,400 --> 00:14:49,275
‫- اونا گیج شدن.
‫- خواهرت چی؟

164
00:14:49,983 --> 00:14:52,733
‫این همه هماهنگی...

165
00:14:54,108 --> 00:14:57,567
‫اگه بخواد همشونو ببینه،
‫نمی‌تونم جلوشو بگیرم.

166
00:14:58,150 --> 00:14:59,817
‫نونو، حالت خوبه؟

167
00:15:02,567 --> 00:15:03,858
‫رنگت پریده!

168
00:15:03,883 --> 00:15:05,756
‫یه پُک زدم فقط.

169
00:15:06,775 --> 00:15:08,233
‫بذار ببینم.

170
00:15:08,317 --> 00:15:10,525
‫یه سیگاری رو کامل کشیده.
‫باورم نمیشه.

171
00:15:10,608 --> 00:15:13,317
‫- دربارۀ این داستان چی گفتیم؟
‫- زیاده‌روی.

172
00:15:13,400 --> 00:15:14,692
‫معتاد.

173
00:15:14,775 --> 00:15:16,317
‫برو گمشو زود.

174
00:15:16,400 --> 00:15:18,650
‫- برو دیگه.
‫- صبرم تموم شده.

175
00:15:18,733 --> 00:15:21,025
‫این چیه؟ یه پلیور جدید؟

176
00:15:36,817 --> 00:15:39,317
‫«۲۲ آوریل ۱۹۸۴»

177
00:15:41,483 --> 00:15:43,650
‫ساعت ۷:۳۰ عصره و من با فونم.

178
00:15:44,317 --> 00:15:45,483
‫داره چرت میزنه.

179
00:15:46,900 --> 00:15:48,692
‫عاشق اینم که موقع خواب نگاش کنم.

180
00:15:49,358 --> 00:15:51,858
‫چال لپ‌هاش معلومه.

181
00:15:53,817 --> 00:15:56,775
‫دیروز که رسیدیم
‫آب دریا عقب رفته بود.

182
00:15:56,858 --> 00:16:00,067
‫خرچنگ گرفتیم و برای شام خوردیم.

183
00:16:01,608 --> 00:16:03,108
‫جزایر سیِس خیلی قشنگن.

184
00:16:04,608 --> 00:16:07,650
‫تو چادریم، مثل قدیما!

185
00:16:08,858 --> 00:16:12,442
‫کاملاً تنها، فقط با صدای
‫دریا و پرنده‌ها.

186
00:16:41,567 --> 00:16:45,525
‫پروردگارا، پدر ما.
‫دعاهای ما را بشنو

187
00:16:45,608 --> 00:16:49,733
‫و به تمام گم‌شدگان دریا...

188
00:16:49,817 --> 00:16:52,358
‫آرامش ابدی عطا کن، خداوندا.

189
00:16:54,442 --> 00:16:56,358
‫از رحمت بی‌پایان خدا،

190
00:16:56,442 --> 00:17:00,483
‫نجات‌دهنده ارواح گم‌شده در دریا...

191
00:17:33,608 --> 00:17:35,150
‫ببین کی اومده!

192
00:17:35,233 --> 00:17:36,400
‫سلام!

193
00:17:36,483 --> 00:17:37,775
‫اونا اینجا چیکار می‌کنن؟

194
00:17:38,608 --> 00:17:40,317
‫ببین مامان‌بزرگت چه شیک شده.

195
00:17:40,400 --> 00:17:41,400
‫سلام!

196
00:17:43,067 --> 00:17:44,192
‫سلام!

197
00:17:44,525 --> 00:17:45,358
‫نگاه کن مارینا.

198
00:17:45,442 --> 00:17:46,692
‫پدربزرگ مادربزرگ‌مون!

199
00:17:52,150 --> 00:17:54,692
‫اصلاً نمی‌فهمم.
‫واقعاً متوجه نمیشم.

200
00:17:56,650 --> 00:17:57,817
‫نونو، سُکان رو بده من.

201
00:17:57,900 --> 00:17:59,275
‫خانواده اونجا اند،
‫تو برو.

202
00:18:00,275 --> 00:18:03,025
‫چرا اومدن؟
‫چرا خبر ندادن!

203
00:18:06,733 --> 00:18:07,733
‫سلام!

204
00:18:10,233 --> 00:18:12,650
‫اینجا چیکار می‌کنن؟
‫قرار نبود بیان...

205
00:18:33,317 --> 00:18:35,775
‫دیدار با پدربزرگ و مادربزرگ
‫تو اون حالت چه حسی داشت؟

206
00:18:36,233 --> 00:18:37,442
‫جالب بود.

207
00:18:37,525 --> 00:18:39,567
‫خوش‌شانسی که اینجا بزرگ نشدی.

208
00:19:08,192 --> 00:19:09,275
‫هی.

209
00:19:13,275 --> 00:19:14,858
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

210
00:19:22,900 --> 00:19:25,775
‫روز دوم:
‫۱۷ جولای ۲۰۰۴.

211
00:19:25,858 --> 00:19:28,608
‫اگه خانواده پدرم منو بزرگ کرده بودن

212
00:19:28,692 --> 00:19:32,900
‫الان چه کسی بودم؟

213
00:19:53,608 --> 00:19:55,025
‫ببخشید. سلام.

214
00:19:55,108 --> 00:19:56,733
‫- سلام.
‫- اینجا زندگی می‌کنین؟

215
00:19:56,817 --> 00:19:57,817
‫بله.

216
00:19:58,567 --> 00:20:03,358
‫از پنجره‌هاتون
‫جزایر سیِس یا کانگاس یا موآنا دیده می‌شه؟

217
00:20:03,442 --> 00:20:05,858
‫از پنجره‌های این سمت، آره.

218
00:20:07,233 --> 00:20:10,275
‫شعر گربه رو برام می‌خونی؟

219
00:20:10,358 --> 00:20:13,025
‫آهنگ نیست عزیزم، شعره.

220
00:20:13,525 --> 00:20:17,358
‫«یه زمانی یه گربه سیاه‌وسفید داشتم
‫که خیلی قشنگ بود

221
00:20:17,442 --> 00:20:20,233
‫با یه دم کلفت
‫و اسمش سرافین بود.»

222
00:20:20,567 --> 00:20:23,817
‫لیموناد خنک می‌خوای
‫یا عجله داری؟

223
00:20:24,150 --> 00:20:25,733
‫باشه، آره، یه لحظه.

224
00:20:25,817 --> 00:20:26,817
‫مرسی.

225
00:20:27,900 --> 00:20:28,942
‫کمکم می‌کنی؟

226
00:20:34,192 --> 00:20:36,858
‫اوضاع چطوره؟
‫خوب پیش می‌ره؟

227
00:20:37,692 --> 00:20:39,400
‫- هی، کم و بیش!
‫- خوبه.

228
00:20:40,275 --> 00:20:42,775
‫لهجه‌ت آشنا نیست.
‫اهل کجایی؟

229
00:20:42,858 --> 00:20:45,067
‫- اهل گالیسی نیستی؟
‫- نه، کاتالانم.

230
00:20:45,150 --> 00:20:47,150
‫آها، کاتالانی.

231
00:20:47,692 --> 00:20:49,733
‫پینی‌یرو رو یادتون نمیاد؟

232
00:20:49,817 --> 00:20:51,775
‫نه، چون پینی‌یرو...

233
00:20:51,800 --> 00:20:54,483
‫- مامان، بشین.
‫- بیا بشینیم.

234
00:20:54,567 --> 00:20:56,942
‫مربوط به درخت کاجه،
‫توی گالیسیا...

235
00:20:57,025 --> 00:20:59,025
‫- شاید...
‫- فامیل رایجیه.

236
00:20:59,108 --> 00:21:00,428
‫کجا می‌ری کوچولو؟

237
00:21:00,693 --> 00:21:02,923
‫شاید فون...

238
00:21:03,875 --> 00:21:06,208
‫- اسم پدرت...
‫- خب، آلفونسو.

239
00:21:06,291 --> 00:21:07,750
‫آلفونسو یا فون.

240
00:21:07,775 --> 00:21:10,358
‫نه، چیزی یادم نمیاد.

241
00:21:10,858 --> 00:21:14,150
‫چه سالی اینجا زندگی می‌کردن؟

242
00:21:14,525 --> 00:21:16,900
‫فکر کنم...
‫دقیق نمی‌دونم.

243
00:21:16,983 --> 00:21:18,483
‫قبل از ۱۹۸۶ بود.

244
00:21:18,567 --> 00:21:20,942
‫پدرم، سال ۱۹۸۷ وقتی نوزاد بودم فوت کرد.

245
00:21:21,025 --> 00:21:23,858
‫من ۱۹۸۷ اومدم اینجا برای زندگی.

246
00:21:23,942 --> 00:21:26,067
‫ازدواج دومم بود و...

247
00:21:26,150 --> 00:21:29,150
‫مامان، ترسا اینجا زندگی می‌کرد،
‫همسایه طبقه بالا.

248
00:21:29,233 --> 00:21:32,525
‫- می‌تونیم ازش بپرسیم.
‫- ترسا رو بی‌خیال.

249
00:21:32,608 --> 00:21:35,233
‫چند بار بهت گفتم،

250
00:21:35,317 --> 00:21:37,483
‫ترسا حالش خوب نیست،
‫آلزایمر داره.

251
00:21:38,067 --> 00:21:41,275
‫ترسا مغزش کار نمی‌کنه،
‫چیزی یادش نمیاد.

252
00:21:41,358 --> 00:21:43,983
‫مامانت بهت نگفت؟

253
00:21:44,067 --> 00:21:47,358
‫مادرمم چند سال بعدش
‫فوت کرد، پس...

254
00:21:47,442 --> 00:21:50,358
‫جدی؟ هر دوتاشون مردن؟
‫تصادف بود یا چی؟

255
00:21:50,442 --> 00:21:51,525
‫مامان...

256
00:21:51,608 --> 00:21:52,483
‫خب...

257
00:21:52,567 --> 00:21:55,942
‫فقط داشتم می‌پرسیدم، چون...

258
00:21:56,025 --> 00:21:57,275
‫به خودش مربوطه.

259
00:22:32,233 --> 00:22:34,692
‫«۲۸ نوامبر ۱۹۸۵»

260
00:22:37,567 --> 00:22:39,733
‫یه مدته تو یه مغازه کمیک کار می‌کنم.

261
00:22:40,775 --> 00:22:42,067
‫خیلی باحاله.

262
00:22:42,900 --> 00:22:45,108
‫ظهر باز می‌کنم تا دو،

263
00:22:45,192 --> 00:22:47,108
‫بعد از شش تا ده شب.

264
00:22:49,442 --> 00:22:51,567
‫خیابون پر از بار و شراب‌فروشیه.

265
00:22:51,650 --> 00:22:53,275
‫همیشه شلوغه.

266
00:22:55,567 --> 00:22:57,942
‫مال دخترعموی فونه، ژولیا.

267
00:22:58,025 --> 00:22:59,358
‫اون عالیه،

268
00:22:59,442 --> 00:23:00,900
‫یه فرشته‌ست.

269
00:23:03,275 --> 00:23:05,400
‫برخلاف خواهرای فون.

270
00:23:17,942 --> 00:23:20,942
‫- اون یکی رو بیشتر دوست داشتم.
‫- دستات چه مشکلی دارن؟

271
00:23:21,025 --> 00:23:23,567
‫نمی‌خوام دیده بشه،
‫دوست دارم بپوشونمش.

272
00:23:23,650 --> 00:23:25,150
‫ولی اولایا...

273
00:23:25,233 --> 00:23:28,275
‫- فقط استرس عروسیه.
‫- ژنتیکی هم هست.

274
00:23:29,192 --> 00:23:33,567
‫چرا یکم ابریشم طبیعی
‫روی آرنجت نمیذاری؟

275
00:23:34,317 --> 00:23:35,567
‫امتحانش می‌کنم.

276
00:23:35,650 --> 00:23:37,983
‫- فکر نکنم.
‫- من که فکر می‌کنم!

277
00:23:38,067 --> 00:23:39,692
‫عروس کیه، تو یا من؟

278
00:23:40,442 --> 00:23:42,650
‫و کی قراره پول لباس رو بده؟
‫تو یا من؟

279
00:23:42,983 --> 00:23:45,858
‫نظرت چیه آنگلا رو صدا کنم
‫سایزتو بگیره؟

280
00:23:45,942 --> 00:23:47,483
‫خودت می‌فهمی چه حسی داره.

281
00:23:47,567 --> 00:23:51,942
‫اگه خوشت نیومد، نگران نباش،
‫کلی گزینه دیگه هست.

282
00:23:52,025 --> 00:23:53,400
‫مرسی، اولایا.

283
00:23:59,900 --> 00:24:01,817
‫الان میام پیشت.

284
00:24:17,692 --> 00:24:20,483
‫ویرخینیا، دخترامو بذار تو ماشین
‫و بیا اینجا.

285
00:24:20,567 --> 00:24:23,067
‫الان بحث نمیکنم.
‫فقط بیا اینجا.

286
00:24:23,150 --> 00:24:24,150
‫همین حالا.

287
00:24:24,775 --> 00:24:27,483
‫فقط اینکه داداشم دوباره خراب‌کاری کرده،
‫مثل همیشه.

288
00:24:27,567 --> 00:24:29,400
‫گفته بود زودتر میای.

289
00:24:29,858 --> 00:24:33,275
‫الان خواهرم با دخترام
‫رفته که سفارش تحویل بده.

290
00:24:34,858 --> 00:24:38,067
‫په‌په، نمی‌تونی
‫اون پارچه رو این‌طوری برش بزنی!

291
00:24:38,150 --> 00:24:40,900
‫- باید از پشت بریده بشه.
‫- باشه، هرچی تو بگی.

292
00:24:42,608 --> 00:24:44,942
‫واضحه که دیر رسیدم،
‫می‌تونم بعداً بیام.

293
00:24:45,025 --> 00:24:46,525
‫نه، اشکالی نداره،

294
00:24:46,608 --> 00:24:50,358
‫فقط خسته شدم از اینکه
‫تنها برنامه‌ریز این خانواده‌ام.

295
00:24:50,942 --> 00:24:52,567
‫مشتری رو دیدی؟

296
00:24:53,358 --> 00:24:56,358
‫چه بازوهایی داشت!

297
00:24:56,442 --> 00:24:58,192
‫مثل دایره‌زنگی.

298
00:24:59,067 --> 00:25:02,817
‫ازم انتظار دارن معجزه کنم
‫مثل حضرت مریم!

299
00:25:02,900 --> 00:25:05,942
‫می‌تونه بازوهاشو قطع کنه
‫با پاهاش دست بزنه.

300
00:25:06,025 --> 00:25:09,275
‫کونسوئلو، خواهرم
‫اون لباس قرمزه رو کجا گذاشته؟

301
00:25:09,817 --> 00:25:10,942
‫ببین،

302
00:25:11,025 --> 00:25:12,275
‫با این پارچه،

303
00:25:12,775 --> 00:25:16,150
‫مادربزرگت بعد از سربازی
‫برای بابات پیراهن دوخته بود،

304
00:25:16,233 --> 00:25:17,817
‫ولی الان دیگه قدیمیه.

305
00:25:19,233 --> 00:25:21,400
‫فکر کردم اگه تبدیلش کنیم به لباس، قشنگ میشه.

306
00:25:21,483 --> 00:25:22,817
‫- ممنون.
‫- قابلی نداشت.

307
00:25:22,900 --> 00:25:24,150
‫موهات رو ببند.

308
00:25:26,775 --> 00:25:27,900
‫یا خدا...

309
00:25:28,275 --> 00:25:31,108
‫این روزا همه‌چیز از چین میاد
‫و این...

310
00:25:32,358 --> 00:25:35,775
‫دخترا، باید این زیپو دوباره بدوزیم.

311
00:25:36,858 --> 00:25:39,442
‫- بفرما، اولایا.
‫- نه، خودم انجامش می‌دم. مرسی.

312
00:25:40,067 --> 00:25:42,108
‫عالی! درست از آب دراومد.

313
00:25:42,192 --> 00:25:45,483
‫چون هیکلت عین مامانته!

314
00:25:45,858 --> 00:25:46,942
‫مو نمی‌زنه.

315
00:25:48,608 --> 00:25:49,858
‫خب، دستات بالا.

316
00:25:54,900 --> 00:25:57,650
‫تکان نخور،
‫نمی‌خوام سوزن بره تو بدنت.

317
00:26:01,567 --> 00:26:02,567
‫خب؟

318
00:26:04,775 --> 00:26:06,025
‫دوست‌پسر داری؟

319
00:26:06,567 --> 00:26:07,567
‫نه.

320
00:26:08,525 --> 00:26:09,525
‫فهمیدم.

321
00:26:10,358 --> 00:26:12,275
‫چون خودت نمی‌خوای.

322
00:26:13,817 --> 00:26:15,817
‫لباس عروستو خودم می‌دوزم.

323
00:26:15,900 --> 00:26:17,650
‫فکر نکنم ازدواج کنم.

324
00:26:18,900 --> 00:26:20,358
‫چقدر مدرنی!

325
00:26:27,650 --> 00:26:29,858
‫آفرین، آنتیا، موفق شدی!

326
00:26:30,275 --> 00:26:31,275
‫من نمی‌تونم.

327
00:26:31,567 --> 00:26:32,608
‫آفرین.

328
00:26:36,567 --> 00:26:41,692
‫می‌تونی جلوی آینه
‫سه بار پشت هم بگی «بلادی مری»،

329
00:26:41,775 --> 00:26:44,900
‫... اینطوری لازم نیست بنویسیش.
‫- بلادی مری ترسناک نیست.

330
00:26:45,608 --> 00:26:47,442
‫ولی سانتا کمپانیا وحشتناکه.

331
00:26:47,525 --> 00:26:49,942
‫- چرا؟
‫- چون کلی آدم میان و می‌برنت.

332
00:26:50,025 --> 00:26:53,358
‫مارینا از روح نمی‌ترسه،
‫می‌ترسی مارینا؟

333
00:26:53,692 --> 00:26:54,608
‫نه.

334
00:26:54,692 --> 00:26:57,942
‫مارینا، تو
‫سانتا کمپانیا رو دیدی؟

335
00:26:58,358 --> 00:26:59,358
‫نه.

336
00:27:00,650 --> 00:27:02,983
‫خوش‌شانسی، چون...

337
00:27:03,067 --> 00:27:05,233
‫- چیه مگه؟
‫- جالب نیست.

338
00:27:05,567 --> 00:27:07,983
‫روح‌هایی‌ان که نمی‌میرند.

339
00:27:08,983 --> 00:27:11,483
‫افراد مرده‌ای که هیچ‌وقت نمی‌میرن.

340
00:27:12,442 --> 00:27:13,525
‫چی شده دخترا؟

341
00:27:13,608 --> 00:27:17,567
‫سابلا، باز شروع کردی.

342
00:27:17,650 --> 00:27:19,608
‫- خودت بهش بگو.
‫- من نمی‌پرسم.

343
00:27:19,692 --> 00:27:20,942
‫ایده تو بود.

344
00:27:21,025 --> 00:27:22,317
‫- تو بگو.
‫- هیچی.

345
00:27:22,400 --> 00:27:23,858
‫یه سؤال.

346
00:27:23,942 --> 00:27:26,025
‫تو مریضی؟
‫به نظر که نمیاد.

347
00:27:27,608 --> 00:27:29,442
‫مریض؟ چرا؟

348
00:27:29,525 --> 00:27:32,025
‫مامانمون گفته نباید لمست کنیم.

349
00:27:32,108 --> 00:27:34,108
‫نباید بهت دست بزنیم.

350
00:27:35,358 --> 00:27:37,233
‫وقتی نوزاد بودی چه اتفاقی افتاده؟

351
00:27:37,317 --> 00:27:40,233
‫- پیر شدی خاله.
‫- آره.

352
00:27:42,775 --> 00:27:45,150
‫- خواهرم اینو بهت داد؟
‫- آره.

353
00:27:45,525 --> 00:27:46,608
‫عالی.

354
00:27:46,692 --> 00:27:48,900
‫نابغه.
‫ایده خودم بود.

355
00:27:49,483 --> 00:27:51,983
‫- خوشت اومده؟
‫- آره، عاشقشم.

356
00:27:52,067 --> 00:27:53,900
‫نمی‌دونستم ایده تو بوده.

357
00:27:54,317 --> 00:27:57,942
‫- کمربندها بسته، دخترا.
‫- خاله، دستشویی دارم.

358
00:27:58,692 --> 00:27:59,692
‫کمربندتو ببند، آنتیا.

359
00:27:59,733 --> 00:28:01,817
‫اگه بخوای یه بطری بهت می‌دم.

360
00:28:01,900 --> 00:28:02,817
‫بریم.

361
00:28:02,900 --> 00:28:03,900
‫باشه، توش جیش می‌کنم.

362
00:28:03,942 --> 00:28:05,733
‫باورم نمی‌شه، خوبه همین الان دادش بهت!

363
00:28:25,192 --> 00:28:26,233
‫یا خدا...

364
00:28:27,025 --> 00:28:29,150
‫آدم‌های ویگو خیلی فضولن، مارینا.

365
00:28:30,650 --> 00:28:33,192
‫پرسیدن طلاقم به کجا رسید.

366
00:28:33,275 --> 00:28:35,483
‫به نظرت بی‌ادبانه نیست؟

367
00:28:36,358 --> 00:28:37,400
‫براشون مهم نیست.

368
00:28:39,567 --> 00:28:42,108
‫مواظب باش، مامانت منو می‌کشه!

369
00:28:45,858 --> 00:28:47,317
‫کیکه کجاست؟

370
00:28:52,483 --> 00:28:54,358
‫خیلی دوست داشتم خودم بزرگت می‌کردم.

371
00:28:54,942 --> 00:28:57,108
‫کیکه برادر خوبی می‌شد.

372
00:28:57,192 --> 00:28:58,400
‫حتماً.

373
00:29:00,317 --> 00:29:03,358
‫راستش شانس آوردی
‫خواهر و برادرام بزرگت نکردن.

374
00:29:03,942 --> 00:29:06,275
‫یکیشون حتی کرایه خونه خودش رو هم نمیتونست بده.

375
00:29:06,358 --> 00:29:09,400
‫اون یکی هم کل روز چاپلوسی مشتری‌ها رو میکرد.

376
00:29:09,483 --> 00:29:12,317
‫سومی فقط وقتی میاد که چیزی بخواد.

377
00:29:12,400 --> 00:29:14,608
‫من تنها فرد نرمال این خانواده‌ام.

378
00:29:14,692 --> 00:29:15,983
‫نظرت چیه؟

379
00:29:18,525 --> 00:29:20,900
‫همیشه بهشون می‌گفتم
‫بهت زنگ بزنن، مارینا.

380
00:29:20,983 --> 00:29:24,608
‫ولی مامانِ ناتنیت
‫نمی‌خواست با ما هیچ ارتباطی داشته باشه.

381
00:29:24,692 --> 00:29:25,608
‫درسته.

382
00:29:25,692 --> 00:29:29,067
‫مادربزرگ چند بار تلاش کرد،
‫ولی هرگز جوابی نگرفت.

383
00:29:30,775 --> 00:29:32,567
‫بابات خیلی سخت می‌گرفت.

384
00:30:11,650 --> 00:30:14,525
‫خوبه، امروز با خواهرای بابام آشنا شدم.

385
00:30:14,608 --> 00:30:15,858
‫خوب پیش رفت.

386
00:30:16,733 --> 00:30:17,733
‫یه کم عجیب‌غریبن.

387
00:30:20,525 --> 00:30:21,525
‫مامان.

388
00:30:25,108 --> 00:30:26,567
‫ممکنه که...

389
00:30:27,983 --> 00:30:31,150
‫این سال‌ها،
‫شاید وقتی کوچیک بودم

390
00:30:33,067 --> 00:30:36,567
‫مامانِ فون با خونه تماس گرفته باشه؟

391
00:30:37,317 --> 00:30:38,525
‫چیزی یادت میاد؟

392
00:30:44,400 --> 00:30:46,650
‫مامان، اونا چیزی نگفتن.

393
00:30:47,192 --> 00:30:48,192
‫نه.

394
00:30:49,525 --> 00:30:53,650
‫به این خاطر نپرسیدم.
‫فقط یه سؤال بود.

395
00:30:54,067 --> 00:30:55,567
‫ببخشید، مهم نیست.

396
00:30:55,650 --> 00:30:57,233
‫نمی‌خوام دعوا کنم.

397
00:30:57,942 --> 00:30:58,942
‫آره.

398
00:31:04,317 --> 00:31:06,025
‫هنوز نه،

399
00:31:07,067 --> 00:31:11,400
‫نه، با لوئیس حرف زدم،
‫با پدربزرگ‌ و مادربزرگم انجامش می‌دیم.

400
00:31:13,233 --> 00:31:15,192
‫نگران نباش، درستش می‌کنم.

401
00:31:16,692 --> 00:31:19,233
‫با گواهی‌ برمی‌گردم خونه.

402
00:31:19,317 --> 00:31:20,483
‫نگران نباش.

403
00:31:23,067 --> 00:31:26,150
‫روز سوم:
‫۱۸ جولای ۲۰۰۴.

404
00:31:26,233 --> 00:31:33,067
‫جوون بودن تو دهه ۸۰ چه روش‌هایی داشت؟

405
00:31:54,400 --> 00:31:55,692
‫چطوری، خواهرزاده کوچولو؟

406
00:31:57,192 --> 00:31:58,608
‫روز قشنگی نیست؟

407
00:31:59,150 --> 00:32:01,692
‫- مطمئن نیستم.
‫- چرا، خیلی قشنگه.

408
00:32:04,817 --> 00:32:06,657
‫بوی این دریا با مدیترانه فرق داره.

409
00:32:06,733 --> 00:32:07,942
‫معلومه که فرق داره.

410
00:32:08,275 --> 00:32:09,858
‫این که حوض نیست.

411
00:32:13,983 --> 00:32:16,942
‫پدر و مادرم اون‌طرف زندگی می‌کردن، درسته؟

412
00:32:17,317 --> 00:32:18,775
‫- کجا؟
‫- تو سامیل.

413
00:32:18,858 --> 00:32:20,275
‫نه، کی اینو بهت گفته؟

414
00:32:20,358 --> 00:32:21,358
‫لوئیس.

415
00:32:22,400 --> 00:32:23,233
‫یعنی درست نیست؟

416
00:32:23,317 --> 00:32:25,942
‫نه، لوئیس از کجا بدونه،
‫اون موقع فرانسه بوده.

417
00:32:26,025 --> 00:32:29,400
‫اونا تو ساختمون بزرگ
‫کنار اون یکی زندگی می‌کردن.

418
00:32:29,483 --> 00:32:31,192
‫- تورایا؟
‫- آره، تورایا.

419
00:32:32,400 --> 00:32:34,025
‫منم همین فکرو میکردم.

420
00:32:34,525 --> 00:32:36,108
‫دوره خوبی بود.

421
00:32:37,983 --> 00:32:40,192
‫بعدش پولشون تموم شد، ولی...

422
00:32:41,900 --> 00:32:43,025
‫ولی خوب بود.

423
00:32:47,233 --> 00:32:49,525
‫- می‌دونی چرا آوردمت اینجا؟
‫- نه.

424
00:32:49,608 --> 00:32:52,108
‫پدربزرگت این کشتی‌سازی رو ساخت.

425
00:32:52,192 --> 00:32:53,400
‫- جدی؟
‫- آره.

426
00:32:53,733 --> 00:32:54,650
‫مال خودشه؟

427
00:32:54,733 --> 00:32:57,400
‫نه، هیچ‌کدوم‌ از ما نخواستیم باهاش کار کنیم.

428
00:32:57,483 --> 00:32:58,858
‫مضخرف بود.

429
00:32:58,942 --> 00:33:00,942
‫- هنوز باهاش ملاقات نکردی؟
‫- نه.

430
00:33:01,025 --> 00:33:02,150
‫می‌بینیش.

431
00:33:02,733 --> 00:33:03,942
‫ولی...

432
00:33:04,358 --> 00:33:05,442
‫«پینی‌یرو».

433
00:33:06,150 --> 00:33:07,150
‫بفرما.

434
00:33:07,192 --> 00:33:09,483
‫آخرش فروختش.

435
00:33:11,192 --> 00:33:12,025
‫سلام.

436
00:33:12,108 --> 00:33:13,150
‫می‌تونیم بریم بالا؟

437
00:33:14,692 --> 00:33:15,692
‫نمی‌دونم.

438
00:33:18,817 --> 00:33:20,692
‫نمی‌دونم حرفش رو باور کنم یا نه،

439
00:33:20,775 --> 00:33:22,858
‫ولی پدربزرگت بهم گفت:

440
00:33:22,942 --> 00:33:27,192
‫صدف‌ها به بدنه قایق می‌چسبیدن
‫و اینجا تمیزشون می‌کردن.

441
00:33:27,900 --> 00:33:30,358
‫وگرنه اصلاً حرکت نمی‌کردن.

442
00:33:30,983 --> 00:33:34,067
‫- چرا خب؟
‫- صدف‌ها سرعت قایق‌ها رو کم می‌کردن.

443
00:33:34,733 --> 00:33:36,108
‫باید تمیزشون می‌کردن.

444
00:33:36,442 --> 00:33:39,858
‫نمی‌دونم راست میگفت یا نه،
‫پدربزرگت یه کم اغراق می‌کنه.

445
00:33:39,942 --> 00:33:40,942
‫سلام.

446
00:33:43,692 --> 00:33:44,733
‫باحال نیست؟

447
00:33:46,483 --> 00:33:47,817
‫اون‌طرف رو ببین.

448
00:34:00,025 --> 00:34:01,442
‫بابات اونجا می‌خوابید.

449
00:34:11,317 --> 00:34:12,942
‫اینجا مکان محبوب منه.

450
00:34:15,525 --> 00:34:16,775
‫لعنتی!

451
00:34:16,858 --> 00:34:18,525
‫ببین، ببین!
‫دیدیش؟

452
00:34:18,608 --> 00:34:20,983
‫- آره.
‫- بعضی وقتا میاد.

453
00:34:21,067 --> 00:34:24,067
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره، گربه باهوشیه.

454
00:34:25,067 --> 00:34:26,192
‫گرم نیست؟

455
00:34:27,483 --> 00:34:28,483
‫چرا.

456
00:34:46,400 --> 00:34:47,442
‫کار نمی‌کنه.

457
00:34:48,525 --> 00:34:49,692
‫آره، ادامه بده.

458
00:34:57,942 --> 00:34:59,567
‫بریم بیرون.

459
00:35:05,817 --> 00:35:08,817
‫اینجا پر از خاطره‌ست.

460
00:35:08,900 --> 00:35:13,775
‫یادم میاد بابات
‫با صدای بلند فلامنکو قایق‌سواری می‌کرد.

461
00:35:13,858 --> 00:35:14,900
‫- فلامنکو؟
‫- آره.

462
00:35:14,983 --> 00:35:17,108
‫- به خاطر من شروع کرد به ملوانی.
‫- واقعا؟

463
00:35:17,192 --> 00:35:20,192
‫آره. با چندتا از دوستاش اومده بود به یه مسابقه قایق‌رانی.

464
00:35:21,067 --> 00:35:22,817
‫دریا همینه.

465
00:35:22,900 --> 00:35:25,108
‫اگه عاشقش باشی، گیرت می‌ندازه.

466
00:35:25,192 --> 00:35:26,025
‫درسته.

467
00:35:26,108 --> 00:35:27,858
‫بابات تا آخرین روزهای زندگیش
‫قایق‌سواری می‌کرد.

468
00:35:29,108 --> 00:35:31,733
‫فکر می‌کرد ایدز الکیه.

469
00:35:31,817 --> 00:35:32,983
‫بگذریم...

470
00:35:33,067 --> 00:35:34,442
‫همه‌جا رو رفت،

471
00:35:34,525 --> 00:35:37,108
‫- از اقیانوس اطلس رد شد.
‫- با همین قایق؟

472
00:35:37,192 --> 00:35:39,483
‫آره. تا پرو، با مامانت.

473
00:35:39,567 --> 00:35:41,900
‫- اینو تو دفتر خاطراتش خوندم.
‫- جدی؟

474
00:35:42,275 --> 00:35:43,483
‫تو دفترچه خاطراتش؟

475
00:35:44,233 --> 00:35:47,692
‫ولی هرگز نرفت بارسلونا که تو رو ببینه!
‫همیشه بهش می‌گفتم که بره.

476
00:35:49,692 --> 00:35:51,775
‫وقت زیادی نداشت.

477
00:35:51,858 --> 00:35:53,733
‫- آها.
‫- من خیلی کوچیک بودم.

478
00:35:54,483 --> 00:35:57,233
‫این قایق پر از قصه‌ست.

479
00:35:57,942 --> 00:36:00,025
‫به‌علاوه اونایی که من ازش خبر ندارم.

480
00:36:01,067 --> 00:36:02,942
‫یادمه یه بار...

481
00:36:03,733 --> 00:36:05,567
‫دکل قایق رو صاعقه زد،

482
00:36:05,650 --> 00:36:09,442
‫ساحل پرتغال بودن و کلی جنس H همراهشون بود.

483
00:36:09,525 --> 00:36:13,942
‫افتضاح به بار اومد، پلیس گرفتشون
‫خیلی بدشانس بودن!

484
00:36:14,025 --> 00:36:16,192
‫ما مجبور شدیم بریم دنبالشون...

485
00:36:17,025 --> 00:36:18,192
‫H?

486
00:36:18,983 --> 00:36:21,275
‫H چیه؟
‫- خودت می‌دونی دیگه، اسب!

487
00:36:21,733 --> 00:36:22,775
‫هروئین.

488
00:36:26,948 --> 00:36:29,323
‫نمی‌دونستم هروئین هم می‌فروختن!

489
00:36:29,400 --> 00:36:30,483
‫برای چیز بود ...

490
00:36:31,525 --> 00:36:32,650
‫چه کارایی که نمی‌کردن!

491
00:36:33,942 --> 00:36:35,358
‫چه کارایی که نمی‌کردن!

492
00:37:32,358 --> 00:37:34,900
‫«۱۷ نوامبر ۱۹۸۳»

493
00:37:36,417 --> 00:37:39,042
‫جمعه بعدازظهر،
‫فون با برادرش دعواش شد

494
00:37:39,067 --> 00:37:40,608
‫و امروز سر کار نرفت.

495
00:37:41,858 --> 00:37:43,525
‫هزار تا ایده تو سرمون داریم.

496
00:37:43,608 --> 00:37:46,483
‫اگه استعفا بده،
‫دیگه چیزی تو ویگو برامون نمی‌مونه.

497
00:37:48,108 --> 00:37:50,358
‫یه مسابقه قایق‌رانی هست،
‫از انگلیس تا بایون.

498
00:37:50,442 --> 00:37:52,733
‫فون می‌خواد با قایقش شرکت کنه.

499
00:37:54,150 --> 00:37:57,858
‫منم می‌خوام برم و لباس و چیزای دیگه‌ای که
‫از لندن خریدم رو بفروشم.

500
00:38:00,650 --> 00:38:02,192
‫درضمن پرو هم میخوایم بریم.

501
00:38:04,525 --> 00:38:06,025
‫کلی برنامه داریم.

502
00:38:15,608 --> 00:38:18,775
‫هرجور خودم بخوام انجامش می‌دم،
‫ولی اون با مدرک می‌ره.

503
00:38:19,358 --> 00:38:22,858
‫همینه.
‫یه راهی براش پیدا می‌کنم.

504
00:38:24,067 --> 00:38:26,150
‫بذار ببینیم قضیه پدر و مادرم به کجا میرسه.

505
00:38:29,608 --> 00:38:31,108
‫دقیقا شکل مامانشه.

506
00:38:43,067 --> 00:38:44,692
‫- کی آبجو می‌خواد؟
‫- من.

507
00:38:44,775 --> 00:38:45,942
‫منم میخوام.

508
00:38:46,442 --> 00:38:47,525
‫مرسی.

509
00:38:50,775 --> 00:38:52,317
‫تو آبجو می‌خوری، مارینا؟

510
00:38:52,400 --> 00:38:53,483
‫من نمی‌نوشم.

511
00:38:53,942 --> 00:38:55,733
‫اون بچه یتیم کوچیکه خیلی
‫بچه مثبته!

512
00:38:55,817 --> 00:38:57,233
‫چیکار داری می‌کنی؟

513
00:38:59,233 --> 00:39:00,942
‫فضول‌بازی درمیاری.

514
00:39:01,025 --> 00:39:04,192
‫- دنبال چیزی هستی!
‫- خیلی بامزه‌ست.

515
00:39:04,275 --> 00:39:05,858
‫دنبال چی می‌گردی؟

516
00:39:05,942 --> 00:39:07,275
‫بذار بگرده!

517
00:39:07,692 --> 00:39:08,733
‫مثل همیشه.

518
00:39:09,525 --> 00:39:11,442
‫زود باشین، گشنه‌ایم.

519
00:39:12,483 --> 00:39:14,483
‫- مهم‌ترین چیز همینه.
‫- بینگو!

520
00:39:14,567 --> 00:39:16,358
‫خوب صاحب‌خونه شدی!

521
00:39:16,442 --> 00:39:17,608
‫منظورم اینه...

522
00:39:17,942 --> 00:39:20,192
‫بیشتر اینجاست تا خونه خودش باشه.

523
00:39:20,275 --> 00:39:21,733
‫خیلی دستش پره، اصلا متوجه نیست.

524
00:39:21,817 --> 00:39:22,692
‫- درسته.
‫- باشه.

525
00:39:22,775 --> 00:39:24,608
‫بالاخره یاد گرفتی چطوری رول بپیچی؟

526
00:39:24,692 --> 00:39:25,692
‫آره یا نه؟

527
00:39:27,400 --> 00:39:29,150
‫- یه کمش رو واسه من نگه دار.
‫- خفه شو.

528
00:39:29,233 --> 00:39:32,275
‫- هیچکدوم از اینا نیست، مارینا؟
‫- نه.

529
00:39:32,358 --> 00:39:36,067
‫کشیدن یه سیگاری
‫ما رو شبیه پدر و مادرمون نمی‌کنه.

530
00:39:37,150 --> 00:39:38,150
‫البته.

531
00:39:42,942 --> 00:39:44,025
‫ببین.

532
00:39:44,108 --> 00:39:45,608
‫اون مو بلنده کیه؟

533
00:39:45,942 --> 00:39:47,150
‫موهای بلند...

534
00:39:47,525 --> 00:39:48,650
‫خود فونه، نه؟

535
00:39:48,733 --> 00:39:50,275
‫- اون یکی چی؟
‫- مامانمه.

536
00:39:50,358 --> 00:39:52,358
‫لباساشو ببین، چقدر به‌روزه!

537
00:39:53,650 --> 00:39:55,525
‫خیلی با هم وقت می‌گذروندیم.

538
00:39:56,525 --> 00:39:57,525
‫کجا؟ اینجا؟

539
00:39:57,608 --> 00:40:00,942
‫آره، مدت زیادی اینجا می‌موند.

540
00:40:01,025 --> 00:40:03,025
‫چون پسرعموم خیلی خفن بود.

541
00:40:03,983 --> 00:40:05,067
‫از چه لحاظ؟

542
00:40:05,150 --> 00:40:07,733
‫خب،
‫بعضی وقتا پولشون تموم می‌شد...

543
00:40:07,817 --> 00:40:10,150
‫- این جزایر سیِسه.
‫- بابات قبلا می‌رفت به خونه ...

544
00:40:11,358 --> 00:40:15,275
‫... پدربزرگ مادربزرگت،
‫و مامانت رو تک و تنها میذاشت.

545
00:40:15,358 --> 00:40:18,858
‫من می‌آوردمش پیش خودم
‫و همین ما رو بهم نزدیک کرد.

546
00:40:19,192 --> 00:40:20,192
‫- واو.
‫- آره.

547
00:40:20,233 --> 00:40:21,233
‫نمی‌دونستم.

548
00:40:21,942 --> 00:40:23,858
‫و عمو‌م...

549
00:40:23,942 --> 00:40:26,483
‫- چی؟
‫- بابات یه حرومزاده بود.

550
00:40:26,567 --> 00:40:28,317
‫- بابای من؟
‫- آره.

551
00:40:28,400 --> 00:40:32,192
‫به مامانت ۵۰۰۰ پزوتا می‌داد
‫که دیگه سمت بابات نره!

552
00:40:32,733 --> 00:40:33,775
‫جدی؟

553
00:40:33,858 --> 00:40:35,025
‫اون پدربزرگت بود.

554
00:40:35,108 --> 00:40:36,942
‫- پدربزرگ؟
‫- خب، هنوزم هست.

555
00:40:37,358 --> 00:40:39,108
‫آره، ولی موفق نشد.

556
00:40:39,192 --> 00:40:41,733
‫با وجود تمام دعواهاشون
‫خیلی همدیگه رو دوست داشتن.

557
00:40:41,817 --> 00:40:42,817
‫می‌دونی،

558
00:40:42,900 --> 00:40:44,817
‫عشق و مواد، ترکیب خوبی نیست!

559
00:40:44,900 --> 00:40:46,775
‫ولی واقعاً عاشق هم بودن.

560
00:40:46,858 --> 00:40:49,233
‫مامانت به خاطر بارداری روی ابرها سیر میکرد.

561
00:40:49,608 --> 00:40:51,942
‫ببین، می‌خواستم این عکس رو نشونت بدم.

562
00:40:59,317 --> 00:41:01,067
‫روز خیلی خوبی بود.

563
00:41:01,567 --> 00:41:03,358
‫این پدر و مادرته

564
00:41:03,442 --> 00:41:07,317
‫با لوا و میلتون،
‫پدر و مادر اوشیا.

565
00:41:07,400 --> 00:41:09,692
‫- باهم دوست بودن؟
‫- آره، آره.

566
00:41:09,775 --> 00:41:11,067
‫دوستای صمیمی.

567
00:41:11,608 --> 00:41:12,858
‫همسایه دیواربه‌دیوار بودن.

568
00:41:13,192 --> 00:41:14,942
‫ببین چقدر قشنگ بودن!

569
00:41:15,025 --> 00:41:17,567
‫هردوتاشون باردار،
‫همه روز با هم.

570
00:41:17,650 --> 00:41:19,858
‫قایق‌سواری هم می‌رفتن.

571
00:41:19,942 --> 00:41:21,150
‫این یکی اینجا،

572
00:41:21,525 --> 00:41:23,608
‫- این عموت یاگوئه.
‫- جدی؟

573
00:41:23,692 --> 00:41:24,983
‫بذار ببینم...

574
00:41:26,358 --> 00:41:29,150
‫- یادت میاد؟
‫- معلومه.

575
00:41:30,108 --> 00:41:32,358
‫من تنها کسی‌ام که هنوز زنده‌ست.

576
00:41:32,442 --> 00:41:33,567
‫باورکردنی نیست.

577
00:41:35,192 --> 00:41:37,150
‫اون موقع یه قتل‌عام بود.

578
00:41:37,233 --> 00:41:39,400
‫همشون پر کشیدن!

579
00:41:40,233 --> 00:41:42,692
‫یکی تصادف، یکی اُوردوز، یکی ایدز.

580
00:41:42,775 --> 00:41:46,317
‫دوستای دیگه هم داریم،
‫ولی مثل اونا نمی‌شه، نه یاگو؟

581
00:41:46,400 --> 00:41:47,733
‫نه، همون نیست.

582
00:41:48,608 --> 00:41:49,733
‫اصلاً همون نیست.

583
00:41:59,067 --> 00:42:02,358
‫وقتی بابات ۱۹۹۲ فوت کرد،

584
00:42:03,400 --> 00:42:05,983
‫دو تا پسرعمو هم از دست دادیم...

585
00:42:06,067 --> 00:42:08,858
‫بابای من ۱۹۸۷ مرد،
‫وقتی نوزاد بودم.

586
00:42:10,108 --> 00:42:11,483
‫نه، مارینا.

587
00:42:11,567 --> 00:42:14,192
‫۱۹۸۷ نمُرد.
‫کی اینو بهت گفته؟

588
00:42:16,567 --> 00:42:18,150
‫خانواد‌م همیشه همینو می‌گفتن.

589
00:42:19,858 --> 00:42:22,025
‫نه مارینا، بابات ۱۹۹۲ فوت کرد.

590
00:42:25,692 --> 00:42:27,983
‫ولی من باید یادم می‌موند.

591
00:42:28,650 --> 00:42:31,692
‫پنج سالم بود.
‫تو پنج سال نمی‌تونست بیاد بارسلونا؟

592
00:42:32,150 --> 00:42:34,567
‫نه، حالش خوب نبود.

593
00:42:34,650 --> 00:42:38,608
‫می‌دونی وقتی حالش بد شد
‫چی براش پیش اومد؟

594
00:42:38,692 --> 00:42:40,358
‫خب، وقتی مریض شد.

595
00:42:41,358 --> 00:42:43,983
‫صدای مامانت رو می‌شنید.
‫می‌گفت:

596
00:42:44,567 --> 00:42:47,108
‫«مارینا رو بیار،
‫تو هاله».

597
00:42:47,192 --> 00:42:49,400
‫بهش می‌گفتم کسی اینجا نیست.

598
00:42:50,067 --> 00:42:53,775
‫اصرار می‌کرد:
‫«مارینا پشت دره».

599
00:42:54,400 --> 00:42:56,275
‫ولی من اونجا نبودم.

600
00:42:56,358 --> 00:42:58,775
‫نه، ولی صدای مامانت رو می‌شنید

601
00:42:58,858 --> 00:43:00,900
‫و فکر می‌کرد هردوتون اینجایین.

602
00:43:01,400 --> 00:43:03,275
‫بهش گفتم کسی نیست.

603
00:43:03,358 --> 00:43:05,817
‫می‌گفت:
‫«در رو باز کن، گوش بده شو».

604
00:43:05,900 --> 00:43:07,317
‫منو همیشه «شو» صدا می‌کرد.

605
00:46:11,775 --> 00:46:14,675
‫"۱۰ مارس ۱۹۸۵"

606
00:46:15,458 --> 00:46:16,625
‫ساعت ۴:۳۰ بعدازظهره

607
00:46:16,650 --> 00:46:19,442
‫و خیلی وقته نخوابیدم.

608
00:46:19,900 --> 00:46:21,192
‫داغونم.

609
00:46:22,793 --> 00:46:26,918
‫بدنم هنوز
‫از سفر بد هفته پیش له‌ولورده.

610
00:46:27,858 --> 00:46:29,900
‫و الان دارم
‫لولِی مانوئل گوش می‌دم.

611
00:46:31,108 --> 00:46:34,728
‫♪ «و چشم‌هات تو وجودم فرو می‌ره ♪
‫♪ مثل شمشیر.» ♪

612
00:46:35,025 --> 00:46:37,481
‫♪ تو وجودم فرو می‌ره مثل شمشیر. ♪

613
00:46:39,185 --> 00:46:42,018
‫♪ «مثل شمشیر.» ♪

614
00:46:49,150 --> 00:46:50,608
‫"۲۸ نوامبر ۱۹۸۵"

615
00:46:53,108 --> 00:46:55,483
‫"۲۳ فوریه ۱۹۸۶"

616
00:46:57,108 --> 00:46:59,275
‫"۲۴ فوریه ۱۹۸۶"

617
00:47:07,201 --> 00:47:08,733
‫"۳ مارس ۱۹۸۶"

618
00:47:32,543 --> 00:47:46,288
‫"مترجم: محمد دیلماج"

619
00:48:04,233 --> 00:48:07,108
‫روز چهارم:
‫۱۹ جولای ۲۰۰۴.

620
00:48:07,135 --> 00:48:14,275
‫آیا هم‌خون بودن
‫یعنی خانواده بودن؟

621
00:48:22,775 --> 00:48:24,525
‫"تماس از مامان"

622
00:48:42,192 --> 00:48:43,483
‫دیرمون شده.

623
00:48:43,567 --> 00:48:45,025
‫بدو، بریم.

624
00:48:57,900 --> 00:48:59,817
‫پسرعموت کجاست؟

625
00:49:01,525 --> 00:49:03,692
‫عروس یه چیز کهنه پوشیده بود،
‫یه چیز نو،

626
00:49:03,775 --> 00:49:05,983
‫یه چیز قرضی،
‫و چیزی آبی.

627
00:49:06,067 --> 00:49:08,650
‫قدیمی نماد گذشته‌شه،

628
00:49:08,733 --> 00:49:10,649
‫که تو این مورد،
‫یه بادبزن خوشگل ...

629
00:49:12,442 --> 00:49:13,442
‫مامان؟

630
00:49:18,067 --> 00:49:19,442
‫مامان، همه‌مون اینجاییم.

631
00:49:19,525 --> 00:49:21,608
‫- سلام پسرم.
‫- مارینا هم اومده.

632
00:49:33,608 --> 00:49:34,608
‫مامان...

633
00:49:35,567 --> 00:49:38,817
‫بارونی که اون روز اومد رو دیدی؟
‫چه بدشانسی.

634
00:49:38,842 --> 00:49:39,842
‫آره، آره.

635
00:49:40,400 --> 00:49:43,567
‫ویکتوریا بهم گفت،
‫دعوت عروسی بوده،

636
00:49:43,650 --> 00:49:45,233
‫نمی‌دونم چرا.

637
00:49:47,067 --> 00:49:50,817
‫لباسش کثیف بود،
‫دنباله‌ش پر از گل‌ولای.

638
00:49:51,400 --> 00:49:52,525
‫مامان، نگاه کن.

639
00:49:53,192 --> 00:49:54,358
‫این ماریناست.

640
00:49:55,817 --> 00:49:56,817
‫سلام.

641
00:49:59,525 --> 00:50:02,400
‫چرا این‌همه طول کشید
‫بیای ما رو ببینی؟

642
00:50:02,900 --> 00:50:04,400
‫منظورت چیه مامان؟

643
00:50:05,650 --> 00:50:08,775
‫تازه ۱۸ سالش شده،
‫قبلش نمی‌تونست تنها سفر کنه.

644
00:50:08,858 --> 00:50:10,942
‫به مامانت نرفتی.

645
00:50:13,567 --> 00:50:16,525
‫- مامان‌بزرگ...
‫- مامان‌بزرگ، می‌تونیم بریم استخر؟

646
00:50:16,608 --> 00:50:17,608
‫اول سلام کن.

647
00:50:17,650 --> 00:50:20,608
‫هی، من مریضی‌مو بهت منتقل می‌کنم‌ها!

648
00:50:20,692 --> 00:50:22,483
‫سردرد که مسری نیست مامان.

649
00:50:22,567 --> 00:50:24,567
‫- می‌تونیم بریم؟
‫- نه.

650
00:50:24,650 --> 00:50:25,692
‫چرا؟

651
00:50:25,775 --> 00:50:29,483
‫چون آب تمیزه،
‫نمی‌خوام کثیفش کنین.

652
00:50:29,942 --> 00:50:33,275
‫نه، برید بیرون.
‫دارین خفه‌م می‌کنین.

653
00:50:33,358 --> 00:50:35,525
‫پس استخر واسه چی داری؟

654
00:50:35,858 --> 00:50:37,817
‫- خب...
‫- شاید بعداً.

655
00:50:37,900 --> 00:50:39,067
‫بیا آنتیا.

656
00:50:41,525 --> 00:50:42,525
‫بدو.

657
00:50:42,983 --> 00:50:44,692
‫حالت خوبه؟
‫بریم.

658
00:50:46,317 --> 00:50:49,025
‫مامان، وقت قرصته.

659
00:50:49,108 --> 00:50:51,483
‫با این قرصه ول‌کن نیستی.

660
00:50:52,274 --> 00:50:54,524
‫قرص نمی‌خوام.

661
00:50:55,483 --> 00:50:57,317
‫نمی‌دونی چِم شده.

662
00:50:57,400 --> 00:50:58,567
‫چِت شده؟

663
00:50:58,650 --> 00:51:01,650
‫اصلاً حال‌وحوصلۀ
‫این شلوغی‌ها رو ندارم.

664
00:51:02,307 --> 00:51:03,983
‫چه فکر زیبایی مامان!

665
00:51:04,067 --> 00:51:06,900
‫دارم تصمیم می‌گیرم
‫بسوزوننم یا دفنم کنن.

666
00:51:06,983 --> 00:51:10,043
‫- چه عالی!
‫- کلیسا حالا سوزوندن رو هم قبول می‌کنه.

667
00:51:10,458 --> 00:51:12,216
‫محشره!

668
00:51:13,442 --> 00:51:15,775
‫من هیچ قرصی نمی‌خورم.

669
00:51:15,858 --> 00:51:18,817
‫با این قرص‌ها غیرقابل‌تحمله.

670
00:51:18,900 --> 00:51:21,150
‫تو خیلی صبوری، کونسوئلو.

671
00:51:21,233 --> 00:51:22,358
‫من فقط می‌خوام بمیرم.

672
00:51:22,442 --> 00:51:25,275
‫برای رنگ آخر موهام، رفتم آرایشگاه

673
00:51:25,358 --> 00:51:27,150
‫مانیکور و پدیکور هم کردم.

674
00:51:27,233 --> 00:51:28,400
‫پس آماده‌ام.

675
00:51:29,483 --> 00:51:30,858
‫- فقط اینه که…
‫- ولش کن.

676
00:51:30,942 --> 00:51:31,942
‫آنتیا.

677
00:51:32,400 --> 00:51:33,650
‫آنتیا، نه.

678
00:51:33,733 --> 00:51:36,275
‫- مامان‌بزرگ عاشقش می‌شه.
‫- ببین، «گرافیتی»ه.

679
00:51:37,733 --> 00:51:38,775
‫می‌کشدت.

680
00:51:42,233 --> 00:51:44,567
‫اینم از پسرعموت.

681
00:51:45,525 --> 00:51:46,567
‫آنتیا!

682
00:51:47,358 --> 00:51:49,192
‫لعنتی!

683
00:51:49,733 --> 00:51:52,192
‫نه، نخند، دختر بد!

684
00:51:52,275 --> 00:51:53,983
‫این کارو نمی‌تونی بکنی، دختر بد!

685
00:51:54,067 --> 00:51:56,608
‫نه، اصلاً خنده‌دار نیست!

686
00:51:56,692 --> 00:51:58,692
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- آنتیا!

687
00:51:58,775 --> 00:52:00,817
‫این‌طوری باهاش حرف نزن.

688
00:52:03,942 --> 00:52:06,233
‫کی رژ لب رو داد به آنتیا؟

689
00:52:06,317 --> 00:52:08,067
‫- اونجا بود.
‫- روی میز بود.

690
00:52:09,233 --> 00:52:10,233
‫خب؟

691
00:52:10,692 --> 00:52:12,275
‫خودم ژامبون رو ببرم؟

692
00:52:12,358 --> 00:52:13,525
‫داریم حرف می‌زنیم.

693
00:52:13,608 --> 00:52:15,983
‫- بقیه دارن کار می‌کنن.
‫- داریم میایم.

694
00:52:23,358 --> 00:52:25,608
‫رفته بود ثبت احوال

695
00:52:25,692 --> 00:52:28,108
‫و ظاهراً نتونسته چیزی که می‌خواسته رو بگیره.

696
00:52:32,216 --> 00:52:33,692
‫مامان‌بزرگ اومده.

697
00:52:37,192 --> 00:52:38,483
‫مرسی، کونسوئلو.

698
00:52:48,275 --> 00:52:50,525
‫این‌جوری راحت‌تر نیست؟

699
00:52:50,608 --> 00:52:53,150
‫نه، این‌جوری سخت‌تره.

700
00:52:53,692 --> 00:52:55,525
‫خیلی سخت‌تره.

701
00:52:55,608 --> 00:52:58,608
‫- کیک کجاست؟
‫- اونجاست.

702
00:52:59,317 --> 00:53:00,108
‫عالیه!

703
00:53:00,192 --> 00:53:03,358
‫دقیقا عین مامانشه!
‫مو نمی‌زنه!

704
00:53:03,442 --> 00:53:05,858
‫مامان، توچینیلو نداشتن.

705
00:53:05,942 --> 00:53:08,442
‫مجبور شدم یه جعبه شیرینی مخلوط بگیرم.

706
00:53:09,692 --> 00:53:11,525
‫- دارن بدتر میشن.
‫- درست میگی.

707
00:53:11,608 --> 00:53:14,275
‫- کوکا گزارششون رو داده.
‫- تعجبی نداره.

708
00:53:15,400 --> 00:53:16,400
‫خب؟

709
00:53:16,983 --> 00:53:18,400
‫مامان‌بزرگ لباس رو دوست داشت؟

710
00:53:18,733 --> 00:53:20,025
‫نظری نداد.

711
00:53:23,483 --> 00:53:25,025
‫- مامان؟
‫- چیه؟

712
00:53:25,108 --> 00:53:27,483
‫- ویتامین‌هاتو خوردی؟
‫- آره.

713
00:53:27,567 --> 00:53:29,608
‫- قرص قندتو چی؟
‫- بله.

714
00:53:32,483 --> 00:53:35,150
‫آلفونسو،
‫با اون داری چیکار می‌کنی؟

715
00:53:35,942 --> 00:53:40,442
‫دارم به پسرم و نوه‌هام نشونش می‌دم
‫اگه اجازه بدین!

716
00:53:40,836 --> 00:53:42,544
‫- جواب نمی‌ده.
‫- اجازه داری.

717
00:53:42,608 --> 00:53:43,692
‫یاگو نمیاد.

718
00:53:45,692 --> 00:53:48,400
‫خیلی خوش‌بین بودم
‫که فکر کردم همه جمع می‌شیم.

719
00:53:48,483 --> 00:53:50,733
‫برادرت فکر می‌کنه اینجا هتله.

720
00:53:50,817 --> 00:53:53,733
‫- فقط همین یه بار.
‫- یاگو نمیاد؟

721
00:53:54,442 --> 00:53:55,525
‫به نظر که نمیاد.

722
00:53:55,608 --> 00:53:57,733
‫چه انتظاری داشتی؟
‫جشن و سروره دیگه!

723
00:53:57,817 --> 00:53:59,900
‫- این چیه؟
‫- عصای عمو پپیتو.

724
00:53:59,983 --> 00:54:02,483
‫- بچه‌ها، نگاه کنین.
‫- این چیه؟

725
00:54:02,567 --> 00:54:04,942
‫- عصای عمو پپیتو.
‫- جزئیاتشو ببین.

726
00:54:05,025 --> 00:54:08,067
‫خیلی قشنگه…
‫می‌ذارمش سر جاش.

727
00:54:08,150 --> 00:54:10,233
‫همه‌شون یه حلقه مشابه دارن.

728
00:54:10,317 --> 00:54:12,192
‫حواست باشه، داره می‌افته.

729
00:54:12,275 --> 00:54:13,275
‫داره می‌افته.

730
00:54:13,358 --> 00:54:15,692
‫چقدر شلوغ‌بازی درمیارین.

731
00:54:16,567 --> 00:54:20,275
‫شما دوتا آروم باشین.
‫یه مهمونی ساکت و آروم می‌خوام.

732
00:54:20,358 --> 00:54:22,733
‫- منظورت چیه؟
‫- هنوز بهش نگفتم.

733
00:54:23,400 --> 00:54:24,733
‫چی رو نگفتی بهم؟

734
00:54:25,192 --> 00:54:26,317
‫ها؟

735
00:54:26,400 --> 00:54:27,400
‫خب…

736
00:54:29,608 --> 00:54:33,025
‫آخر هفته قایق رو لازم دارم،
‫شما باید برین هتل.

737
00:54:33,108 --> 00:54:34,192
‫آها، باشه…

738
00:54:34,275 --> 00:54:36,858
‫تمیزش می‌کنم، هوا می‌دم
‫و یخچال رو پر شامپاین می‌کنم.

739
00:54:36,942 --> 00:54:38,900
‫لوئیس، بسه.

740
00:54:38,983 --> 00:54:42,025
‫- دوباره شروع کرد.
‫- راست و ریسش می‌کنیم.

741
00:54:42,108 --> 00:54:43,858
‫- چرا فرانسوی حرف می‌زنی؟
‫- ترجمه می‌کنم.

742
00:54:43,942 --> 00:54:47,567
‫می‌گم که مجبوریم تو شهر خودمون بریم هتل،
‫لعنتی!

743
00:54:48,317 --> 00:54:50,608
‫مامان، همه‌چی خیلی گرونه.

744
00:54:50,942 --> 00:54:53,733
‫حتماً تو مادرید خونه‌های بزرگ‌تری هست.

745
00:54:53,817 --> 00:54:54,942
‫همیشه همینو می‌گم.

746
00:54:55,025 --> 00:54:57,400
‫با برادرت شریک بودی؟

747
00:54:57,942 --> 00:55:00,275
‫مدرسه شبانه‌روزی بودم.
‫باحال بود.

748
00:55:00,358 --> 00:55:03,275
‫- اگه مجبور بشه مدرسه‌ش رو عوض کنه…
‫- مشکل چیه؟

749
00:55:03,358 --> 00:55:07,025
‫- امیدوارم نونو قبول بشه.
‫- حالا افتاد تقصیر من؟

750
00:55:07,483 --> 00:55:10,650
‫باید درست درس بخونی
‫وگرنه معتاد می‌شی.

751
00:55:10,733 --> 00:55:13,442
‫آدم خوبی بودن، مهم‌تره.

752
00:55:13,525 --> 00:55:16,275
‫این پارچ رو ندیده بودم.
‫مال مکزیکه؟

753
00:55:16,358 --> 00:55:18,067
‫- از کوئنکاست.
‫- از پرو.

754
00:55:39,525 --> 00:55:41,233
‫اگه بیان…

755
00:55:41,983 --> 00:55:42,983
‫«نونو».

756
00:55:43,400 --> 00:55:46,025
‫«نونو! سیگار کشیدی؟»

757
00:55:46,483 --> 00:55:48,775
‫- «نکشیدی، نه؟»
‫- می‌گم مال تو بوده…

758
00:55:48,858 --> 00:55:50,900
‫«این ششمین باره...

759
00:55:52,567 --> 00:55:55,192
‫- خودشون می‌دونن.
‫- قبلاً هم گیر افتادی.

760
00:55:55,275 --> 00:55:56,483
‫دقیقاً.

761
00:55:56,567 --> 00:55:58,400
‫- لعنتی!
‫- نگاه کن!

762
00:55:58,817 --> 00:56:00,442
‫چیه؟

763
00:56:01,567 --> 00:56:02,733
‫یه عنکبوته.

764
00:56:05,025 --> 00:56:07,317
‫خیلی گنده‌ست.
‫ببین، یکی دیگه هم هست.

765
00:56:07,983 --> 00:56:09,442
‫- می‌سوزونمش.
‫- بذار ببینم.

766
00:56:09,525 --> 00:56:11,233
‫هی! نسوزونش!

767
00:56:11,317 --> 00:56:13,233
‫- یه موجود زنده‌ست.
‫- بدم میاد ازشون!

768
00:56:13,317 --> 00:56:14,900
‫- برام مهم نیست.
‫- خوشت نمیاد؟

769
00:56:14,983 --> 00:56:17,192
‫ببین!
‫پاهاشو تکون می‌ده.

770
00:56:17,983 --> 00:56:19,525
‫- برو کنار.
‫- چندشه.

771
00:56:19,608 --> 00:56:22,108
‫- بهت آسیبی نمی‌زنه.
‫- نکن!

772
00:56:22,192 --> 00:56:23,900
‫- جدی؟
‫- بس کن!

773
00:56:23,983 --> 00:56:25,025
‫کافیه.

774
00:56:25,108 --> 00:56:26,650
‫- بس کن!
‫- خاموشش کن!

775
00:56:27,317 --> 00:56:28,400
‫خاموشش کن.

776
00:56:28,483 --> 00:56:30,400
‫- خیلی نازه!
‫- می‌کشمت!

777
00:56:30,483 --> 00:56:31,483
‫بیخیال!

778
00:56:31,983 --> 00:56:33,120
‫لعنتی.

779
00:56:35,818 --> 00:56:37,277
‫تمومش کردی؟

780
00:56:37,537 --> 00:56:39,957
‫- سیگاری رو بده من.
‫- نمی‌تونی بکشی.

781
00:56:40,233 --> 00:56:41,400
‫بده بیاد!

782
00:56:42,025 --> 00:56:44,146
‫قیافت حبس داره!

783
00:56:44,483 --> 00:56:45,775
‫یه پک می‌زنی؟

784
00:56:45,858 --> 00:56:47,025
‫من نمی‌کشم.

785
00:56:48,775 --> 00:56:51,442
‫همیشه فکر می‌کردم باباتو اینجا قایم کردن!

786
00:56:51,525 --> 00:56:52,567
‫چی؟

787
00:56:53,108 --> 00:56:54,317
‫نمی‌دونستی؟

788
00:56:54,858 --> 00:56:56,275
‫قایمش کرده بودن؟

789
00:56:57,192 --> 00:56:58,733
‫آره، وقتی مریض بود.

790
00:56:58,817 --> 00:57:00,275
‫هی، بی‌خیال.

791
00:57:00,858 --> 00:57:03,067
‫اینجا نبوده، مسخره‌بازی درنیار.

792
00:57:04,858 --> 00:57:06,858
‫- ولی…
‫- خب، یعنی…

793
00:57:09,983 --> 00:57:11,317
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که

794
00:57:11,400 --> 00:57:14,483
‫دوستاش نمی‌تونستن بیان ملاقاتش.

795
00:57:16,525 --> 00:57:17,733
‫چرا؟

796
00:57:18,650 --> 00:57:21,567
‫که کل ویگو متوجه نشه،
‫همین.

797
00:57:21,591 --> 00:57:23,591


798
00:57:26,358 --> 00:57:28,400
‫حتی خانواده هم…

799
00:57:28,733 --> 00:57:30,525
‫خانواده که می‌دونستن، نه؟

800
00:57:31,567 --> 00:57:35,067
‫آره، خانواده می‌دونستن
‫ولی ما حتی مراسمش هم نرفتیم.

801
00:57:36,650 --> 00:57:38,733
‫اون موقع اسپانیا نبودیم.

802
00:57:38,817 --> 00:57:40,025
‫فکر نکنم.

803
00:57:40,108 --> 00:57:42,733
‫فرانسه زندگی می‌کردیم
‫و خیلی کوچیک بودیم.

804
00:57:45,942 --> 00:57:48,108
‫فقط برای اینکه بدونی،

805
00:57:48,192 --> 00:57:50,442
‫مامان‌بزرگ با ماسک و دستکش

806
00:57:50,525 --> 00:57:52,983
‫می‌رفت تو اتاقش.

807
00:57:53,567 --> 00:57:55,108
‫فقط میخوام تصوری از شرایط داشته باشی.

808
00:57:55,900 --> 00:57:57,608
‫- حداقل این‌طور فکر می‌کنم.
‫- محاله.

809
00:57:59,150 --> 00:58:00,442
‫واقعی به نظر نمیاد.

810
00:58:07,483 --> 00:58:10,192
‫همه صف ببندین، مثل سربازی!

811
00:58:16,608 --> 00:58:17,692
‫خب.

812
00:58:20,067 --> 00:58:22,942
‫قلقلکی هستی؟

813
00:58:25,608 --> 00:58:28,067
‫آنتیا، دختری با چشمان زیبا!

814
00:58:31,275 --> 00:58:33,775
‫خب، رفتارت خوب بوده یا نه؟

815
00:58:33,858 --> 00:58:35,733
‫- آره.
‫- آره؟

816
00:58:36,567 --> 00:58:38,317
‫واقعاً؟ هر روز؟

817
00:58:38,400 --> 00:58:39,233
‫آره.

818
00:58:39,317 --> 00:58:42,525
‫- پس، اینم مال تو.
‫- مرسی.

819
00:58:43,192 --> 00:58:46,942
‫بده مامانت نگه داره
‫و یه بوس به پدربزرگ بده.

820
00:58:47,483 --> 00:58:48,483
‫آفرین.

821
00:58:50,025 --> 00:58:51,233
‫سلام.

822
00:58:51,317 --> 00:58:54,067
‫سلام!
‫دختر خوشگله چطوره؟

823
00:58:54,150 --> 00:58:55,192
‫خوبم.

824
00:58:55,275 --> 00:58:57,983
‫- مدرسه چطوره؟
‫- خیلی عالی.

825
00:58:59,108 --> 00:59:01,150
‫عالیه، ازش راضی ام.

826
00:59:01,233 --> 00:59:02,525
‫به پدربزرگ بوس بده!

827
00:59:06,233 --> 00:59:07,275
‫کارلوتا.

828
00:59:08,233 --> 00:59:11,900
‫دوست‌پسر که نداری، نه؟
‫خیلی زوده برات.

829
00:59:11,983 --> 00:59:12,900
‫نه.

830
00:59:12,983 --> 00:59:14,275
‫اوژن دوست‌دختر داره.

831
00:59:14,358 --> 00:59:16,108
‫- چی؟
‫- خب!

832
00:59:16,192 --> 00:59:17,233
‫ولی من ۱۲ سالمه.

833
00:59:17,317 --> 00:59:18,525
‫- مرسی.
‫- یه بوس.

834
00:59:18,608 --> 00:59:19,900
‫خواهش می‌کنم.

835
00:59:19,983 --> 00:59:21,525
‫لذتشو ببر.

836
00:59:22,067 --> 00:59:24,150
‫بزرگ‌ترین شیطون!

837
00:59:25,275 --> 00:59:26,733
‫- چطوری؟
‫- خوب.

838
00:59:26,817 --> 00:59:28,192
‫موهامو دیدی؟

839
00:59:28,275 --> 00:59:31,108
‫- دارم می‌بینم.
‫- مخصوصا پشتش رو.

840
00:59:31,442 --> 00:59:32,442
‫آره، آره.

841
00:59:33,650 --> 00:59:36,108
‫- حالت روبراهه مرد کوچک!
‫- مرسی.

842
00:59:36,192 --> 00:59:37,942
‫برو دیگه.

843
00:59:39,317 --> 00:59:41,483
‫- پدربزرگ!
‫- شمشیرباز.

844
00:59:42,150 --> 00:59:44,108
‫- اوضاع چطوره؟
‫- خوبه.

845
00:59:44,192 --> 00:59:45,233
‫- خوب؟
‫- آره.

846
00:59:45,733 --> 00:59:47,858
‫منم موهامو کوتاه کردم.

847
00:59:47,942 --> 00:59:50,733
‫- بلندتر بود.
‫- معلومه.

848
00:59:51,317 --> 00:59:52,608
‫در حد لازم.

849
00:59:52,692 --> 00:59:53,692
‫در حد لازم.

850
00:59:54,817 --> 00:59:55,817
‫برو دیگه.

851
00:59:56,900 --> 00:59:59,233
‫بدو بدو!

852
00:59:59,317 --> 01:00:01,775
‫باید مال من می‌بود.

853
01:00:02,192 --> 01:00:03,192
‫مارینا.

854
01:00:05,858 --> 01:00:07,358
‫چی می‌خوای بخونی؟

855
01:00:07,900 --> 01:00:08,942
‫سینما.

856
01:00:09,608 --> 01:00:10,608
‫سینما؟

857
01:00:10,692 --> 01:00:12,192
‫می‌شه سینما رو خوند؟

858
01:00:14,192 --> 01:00:15,233
‫خب…

859
01:00:18,983 --> 01:00:20,275
‫این مال توئه.

860
01:00:20,983 --> 01:00:22,858
‫که دیگه به بورسیه نیاز نداشته باشی.

861
01:00:22,942 --> 01:00:26,317
‫و مامان‌بزرگ رو هم اذیت نکنیم،
‫خیلی حساسه.

862
01:00:32,483 --> 01:00:34,733
‫آلفونسو،
‫نمی‌تونم قبولش کنم.

863
01:00:34,817 --> 01:00:36,025
‫چرا؟
‫مشکلش چیه؟

864
01:00:36,108 --> 01:00:38,900
‫من بورسیه می‌خوام، نه این.

865
01:00:39,442 --> 01:00:41,858
‫این جای بورسیه رو می‌گیره.

866
01:00:45,858 --> 01:00:47,608
‫داری ردش می‌کنی؟

867
01:00:47,942 --> 01:00:49,650
‫من واسه این نیومدم.

868
01:00:57,650 --> 01:00:58,817
‫مرسی، آلفونسو.

869
01:01:00,942 --> 01:01:02,233
‫عاقلانه خرجش کن.

870
01:01:05,275 --> 01:01:07,025
‫- ملوان!
‫- پدربزرگ!

871
01:01:10,442 --> 01:01:11,775
‫خب، مرد جوون.

872
01:01:12,400 --> 01:01:13,400
‫بفرما.

873
01:01:14,150 --> 01:01:15,942
‫یه بارم موهاتو شونه کن.

874
01:01:16,025 --> 01:01:17,858
‫اگه سینما بخونم چی؟

875
01:01:17,942 --> 01:01:21,150
‫- زلزله رو حس کردی؟
‫- کدوم زلزله‌؟

876
01:01:21,233 --> 01:01:24,358
‫زلزله، تو روزنامه نوشته بود،

877
01:01:24,442 --> 01:01:25,733
‫نزدیک پرتغال.

878
01:01:25,817 --> 01:01:27,025
‫نزدیک لیسبون؟

879
01:01:27,108 --> 01:01:29,108
‫آره، یه لرزش بوده.

880
01:01:29,192 --> 01:01:32,400
‫من با این قرصام چیزی حس نمی‌کنم.

881
01:01:32,483 --> 01:01:34,108
‫من که حس می‌کنم.

882
01:01:34,192 --> 01:01:36,942
‫- رامون هم یه کم شراب می‌خواد.
‫- می‌خواستم بهش تعارف کنم.

883
01:01:38,108 --> 01:01:39,858
‫چند تا جعبه سفارش می‌دیم.

884
01:01:39,942 --> 01:01:41,442
‫خیلی خوشمزه‌ست.

885
01:01:42,150 --> 01:01:43,608
‫- مرسی.
‫- خودت درستش کردی؟

886
01:01:43,692 --> 01:01:45,150
‫می‌تونیم بریم شنا؟

887
01:01:45,525 --> 01:01:46,983
‫می‌تونیم بریم شنا؟

888
01:01:47,067 --> 01:01:51,442
‫آره، می‌تونین
‫ولی دوش بگیرین و پاهاتونو بشورین.

889
01:01:51,525 --> 01:01:55,692
‫نمی‌خوام مثل دیروز برگی تو آب باشه.

890
01:01:55,775 --> 01:01:57,192
‫حواست به خواهرت باشه.

891
01:01:57,275 --> 01:01:59,150
‫آب رو قورت نده.

892
01:01:59,233 --> 01:02:00,317
‫برای مارینا.

893
01:02:03,400 --> 01:02:05,150
‫مورد علاقه باباته.

894
01:02:06,067 --> 01:02:07,108
‫جدی؟

895
01:02:07,192 --> 01:02:08,400
‫درسته مامان؟

896
01:02:09,358 --> 01:02:11,483
‫- بگیر.
‫- نه، مرسی.

897
01:02:12,025 --> 01:02:13,900
‫- مامان.
‫- میل ندارم.

898
01:02:15,817 --> 01:02:18,608
‫- از مال تو می‌خورم.
‫- شیرینی؟

899
01:02:18,692 --> 01:02:19,942
‫خیلی خوشمزه‌ست.

900
01:02:21,317 --> 01:02:23,900
‫- عالیه، ویر.
‫- مامان دارچینشو زیاد کرده.

901
01:02:23,983 --> 01:02:26,525
‫مامان دارچینشو زیاد کرده، ویر!

902
01:02:26,608 --> 01:02:27,733
‫تو یه احمقی!!

903
01:02:27,817 --> 01:02:30,608
‫شیرینی‌هایی که من آوردم
‫هنوز تو یخچاله.

904
01:02:30,692 --> 01:02:33,150
‫بلند شو بیارشون خنگ!

905
01:02:33,233 --> 01:02:37,192
‫بابا، به لوئیس درباره مقاله "فارو د ویگو" گفتی؟

906
01:02:37,275 --> 01:02:38,275
‫چی هست؟

907
01:02:38,775 --> 01:02:40,317
‫دارن دربارش می‌نویسن.

908
01:02:40,400 --> 01:02:44,108
‫درباره وقتی که
‫اون قایق رو از غرق شدن نجات دادم

909
01:02:44,192 --> 01:02:45,942
‫ولی پولمو ندادن.

910
01:02:46,025 --> 01:02:47,150
‫عالیه بابا.

911
01:02:47,233 --> 01:02:50,942
‫مارینا، تو دریا،
‫وقتی یه قایق در حال غرق شدنه

912
01:02:51,025 --> 01:02:52,817
‫و یکی نجاتش می‌ده،
‫طبق قانون باید پول بدن.

913
01:02:52,900 --> 01:02:54,025
‫کینه به دل داره.

914
01:02:55,733 --> 01:02:57,733
‫من کارمو درست انجام دادم،
‫چی بگم خب؟

915
01:02:57,817 --> 01:03:01,775
‫درواقع، مارینا می‌تونه
‫از این داستان یه فیلم خوب بسازه.

916
01:03:02,400 --> 01:03:03,942
‫یا یه سریال آبکی.

917
01:03:04,400 --> 01:03:05,400
‫آره.

918
01:03:07,817 --> 01:03:09,942
‫به شرطی که درست تعریفش کنن

919
01:03:10,025 --> 01:03:11,525
‫و داستان‌سرایی نکنن.

920
01:03:11,608 --> 01:03:14,317
‫انگار تو استاد مصاحبه‌ای!

921
01:03:14,400 --> 01:03:17,442
‫اون یه خبرنگار درست‌وحسابیه،
‫زرنگه،

922
01:03:17,525 --> 01:03:18,858
‫دوستمه.

923
01:03:19,192 --> 01:03:21,067
‫خیلی هم شناخته‌شده‌ست.

924
01:03:21,150 --> 01:03:24,942
‫خوبه، من دنبالش می‌کنم.

925
01:03:25,275 --> 01:03:28,900
‫چیزی که می‌خوام روشن کنم اینه که
‫اگه تو آب‌های انگلیس بودیم،

926
01:03:28,983 --> 01:03:32,358
‫نه‌تنها پولمو می‌دادن،
‫بلکه معروف هم می‌شدم.

927
01:03:32,442 --> 01:03:35,192
‫ولی ما تو یه کشور قلابی زندگی می‌کنیم…

928
01:03:35,942 --> 01:03:40,233
‫اگه اسپانیا ناپدید می‌شد،
‫دنیا بهتر می‌چرخید.

929
01:03:41,692 --> 01:03:43,650
‫سیاسی حرف نمی‌زنیم.

930
01:03:44,858 --> 01:03:46,567
‫قراره معروف بشی بابا.

931
01:03:46,983 --> 01:03:48,108
‫خواهیم دید!

932
01:03:48,483 --> 01:03:49,942
‫آره، هی تشویقش کن!

933
01:03:50,025 --> 01:03:52,067
‫اون بیرون چی خبره؟

934
01:03:52,150 --> 01:03:54,150
‫- چی شده؟
‫- هیچی مامان.

935
01:03:55,067 --> 01:03:56,108
‫کجا داره می‌ره؟

936
01:03:57,067 --> 01:03:58,817
‫مامان‌بزرگ از سر میز بلند شده.

937
01:03:58,900 --> 01:04:00,233
‫مامان‌بزرگ گفت برو دوش بگیر!

938
01:04:00,317 --> 01:04:01,692
‫چی گفتم من؟

939
01:04:01,775 --> 01:04:04,733
‫گفتم قبلِ استخر دوش بگیر.

940
01:04:04,817 --> 01:04:06,067
‫اوژن!

941
01:04:06,150 --> 01:04:09,192
‫بچه‌هات خیلی وحشی‌ان، می‌دونی؟
‫بی‌ادبن.

942
01:04:09,275 --> 01:04:12,317
‫اوژن، قبلش دوش گرفتی؟

943
01:04:12,400 --> 01:04:14,108
‫نه، ولی کثیف نیستم.

944
01:04:15,067 --> 01:04:17,858
‫مامان، پاشنه‌بلند پوشیدی.

945
01:04:19,567 --> 01:04:20,775
‫مامان‌بزرگ!

946
01:04:20,858 --> 01:04:22,233
‫به من نگو مامان‌بزرگ.

947
01:04:22,317 --> 01:04:24,358
‫وضع استخر رو ببین.

948
01:04:24,942 --> 01:04:27,275
‫من هیچی نمی‌گم،
‫ولی مامان رفته.

949
01:04:28,150 --> 01:04:29,775
‫اینجا آرامش نداره.

950
01:04:29,858 --> 01:04:30,983
‫بعضی وقتا آره.

951
01:04:31,067 --> 01:04:32,525
‫اون نباید شراب بخوره!

952
01:04:32,608 --> 01:04:35,108
‫مثل یک تانگو...

953
01:04:35,192 --> 01:04:36,692
‫الان دیگه نمی‌تونه ما رو ببینه.

954
01:04:36,775 --> 01:04:39,692
‫نگا انبه رو چیکار کرد!

955
01:04:39,775 --> 01:04:42,650
‫- تو بلد نیستی!
‫- پس چجوریه؟

956
01:04:43,067 --> 01:04:47,192
‫واسه سکس نیا این طرفا!
‫کارتو بکن، ولی حاملم نکن.

957
01:04:47,275 --> 01:04:49,692
‫- این، اون یکیه.
‫- چی؟

958
01:04:49,775 --> 01:04:51,025
‫نه نه، این‌طوری بود...

959
01:04:51,108 --> 01:04:52,733
‫یه پیرزن بود.

960
01:04:52,817 --> 01:04:56,692
‫کاراشو درست انجام می‌داد، بهترین بود
‫هیچ‌کس به سینه‌ی پیرزن دست نمی‌زد.

961
01:04:57,733 --> 01:05:00,108
‫کنسوئلو، همون نبود؟

962
01:05:00,192 --> 01:05:04,858
‫نمی‌تونی، نه عقلشو داری نه اراده‌شو
‫مهارت‌هاتو از دست دادی.

963
01:05:04,942 --> 01:05:09,317
‫بس کن، بس کن، چطور جرأت میکنی!
‫به اونجام دست نزن!

964
01:05:11,525 --> 01:05:16,400
‫بس کن، بس کن، نکن!
‫حتی نزدیک لباس زیرم هم نشو.

965
01:05:17,650 --> 01:05:22,192
‫بس کن، بس کن،
‫حتی فکر دست زدن به اونجام هم نکن!

966
01:05:22,275 --> 01:05:24,317
‫هی! صداتونو می‌شنوم!

967
01:05:24,400 --> 01:05:26,108
‫این آهنگو نمی‌خونیم!

968
01:05:26,192 --> 01:05:28,900
‫بس کن، بس کن،
‫فکر دست زدن به اونجام رو هم نکن!

969
01:05:30,442 --> 01:05:31,775
‫جمعش کن بابا!

970
01:05:31,858 --> 01:05:34,608
‫به اونجام دست نزن!

971
01:05:35,817 --> 01:05:41,400
‫بس کن، بس کن،
‫حتی نزدیک لباس زیرم نشو.

972
01:05:41,483 --> 01:05:42,942
‫بس کن، بس کن، چطور جرئت میکنی!

973
01:05:49,692 --> 01:05:50,817
‫تکون نخور.

974
01:05:52,525 --> 01:05:55,150
‫بلند نشو!
‫اگه پلیسا رد بشن...

975
01:05:56,192 --> 01:05:58,858
‫- این چیه؟
‫- از پدربزرگ دزدیدمش. می‌خوای؟

976
01:05:58,942 --> 01:06:00,942
‫از پدربزرگ؟
‫نه بابا!

977
01:06:01,025 --> 01:06:02,983
‫یه کم بریز اینجا،
‫می‌خوام بو کنم.

978
01:06:03,067 --> 01:06:04,567
‫- این مال مامان‌بزرگه.
‫- بوش خوبه.

979
01:06:04,650 --> 01:06:07,317
‫دقت کردی پدربزرگ موهاش پر پشت‌تر شده؟

980
01:06:07,400 --> 01:06:09,025
‫چطوری ممکنه موهاش بیشتر شده باشه؟

981
01:06:09,108 --> 01:06:10,900
‫شاید کلاه‌گیسه.

982
01:06:11,483 --> 01:06:14,483
‫اگه کچل می‌شدی، می‌ذاشتی بابا؟

983
01:06:15,067 --> 01:06:16,942
‫فرض کن بابا کچل باشه!

984
01:06:18,650 --> 01:06:21,900
‫- خیلی باحال می‌شد.
‫- کچل با ریش؟

985
01:06:22,233 --> 01:06:24,708
‫- کچل با ریش.
‫- آره.

986
01:06:24,791 --> 01:06:25,625
‫نونو.

987
01:06:25,650 --> 01:06:28,108
‫فکر کنم پدربزرگ مو کاشته

988
01:06:28,192 --> 01:06:29,692
‫و قایمش می‌کنه.

989
01:06:29,775 --> 01:06:32,733
‫چون همه می‌دونیم
‫پدربزرگ چیزای زیادی رو مخفی می‌کنه.

990
01:06:32,817 --> 01:06:34,442
‫مثل مخفی کردن فون، درسته؟

991
01:06:37,275 --> 01:06:38,650
‫منظورت چیه؟

992
01:06:44,192 --> 01:06:46,192
‫خودت گفتی بابا.

993
01:06:46,275 --> 01:06:48,192
‫من هیچ‌وقت نگفتم فون رو قایم کردن.

994
01:06:48,775 --> 01:06:50,650
‫پس الان مخفیش نکردن؟

995
01:06:50,983 --> 01:06:53,317
‫دوستاش نمی‌تونستن ملاقاتش کنن،
‫هیچ‌کس نمی‌دونست کجاست...

996
01:06:53,400 --> 01:06:55,608
‫چرا قایمش کردن؟
‫کجا؟

997
01:06:55,692 --> 01:06:58,525
‫قایمش نکردن،
‫پیش خانواده بود.

998
01:06:58,608 --> 01:07:00,817
‫تو از کجا می‌دونی؟
‫تو اون‌جا نبودی، لوئیس.

999
01:07:10,817 --> 01:07:12,692
‫امشب جشن‌ ویگوئه.

1000
01:07:12,775 --> 01:07:15,233
‫جشن‌ ویگو؟
‫وای… من که نیستم.

1001
01:07:15,317 --> 01:07:17,650
‫نه، باید بیای.

1002
01:07:17,733 --> 01:07:19,483
‫امشب خبری از پارتی نیست.

1003
01:07:20,100 --> 01:07:21,517
‫چرا بابا؟

1004
01:07:22,150 --> 01:07:25,192
‫- گفتم امشب پارتی نداریم!
‫- آخه چرا؟

1005
01:07:25,275 --> 01:07:26,692
‫اصلا حوصله‌ش رو ندارم!

1006
01:07:34,442 --> 01:07:37,733
‫«۴ تماس از دست‌رفته»

1007
01:08:06,733 --> 01:08:07,858
‫نونو؟

1008
01:08:07,942 --> 01:08:09,025
‫هدفونو دربیار.

1009
01:08:09,108 --> 01:08:10,442
‫چی؟

1010
01:08:10,525 --> 01:08:12,567
‫می‌تونی ماشین باباتو برونی؟

1011
01:08:12,900 --> 01:08:13,900
‫آره، چرا میپرسی؟

1012
01:08:15,067 --> 01:08:18,317
‫منو برسون خونه مامان‌بزرگ و پدربزرگ
‫بعدش میام جشن.

1013
01:08:21,942 --> 01:08:23,192
‫کلیدا چی؟

1014
01:08:23,275 --> 01:08:24,400
‫بدزدشون.

1015
01:08:25,108 --> 01:08:27,108
‫- من؟
‫- اگه بخوای خودم برشون میدارم.

1016
01:09:34,733 --> 01:09:35,733
‫چی؟

1017
01:09:36,192 --> 01:09:37,192
‫کمکم کن.

1018
01:09:47,108 --> 01:09:48,192
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1019
01:09:48,275 --> 01:09:49,608
‫کیف کمریمو.

1020
01:12:02,817 --> 01:12:05,317
‫- منو تو چه دردسری انداختی؟
‫- ببین کی اومده!

1021
01:12:06,192 --> 01:12:07,692
‫هی، نونو!

1022
01:12:08,983 --> 01:12:10,692
‫- چطوری؟
‫- سلام!

1023
01:12:10,775 --> 01:12:13,150
‫- خوش می‌گذره؟
‫- بله!

1024
01:12:13,233 --> 01:12:14,775
‫سلام!

1025
01:12:15,733 --> 01:12:16,733
‫سلام.

1026
01:12:18,275 --> 01:12:19,317
‫چه خبرا؟

1027
01:12:21,442 --> 01:12:23,192
‫- خری؟
‫- چی؟

1028
01:12:23,275 --> 01:12:25,650
‫- چیه؟ نمی‌خوای؟
‫- چرا.

1029
01:12:25,733 --> 01:12:27,525
‫- از کجا آوردی؟
‫- می‌خوای؟

1030
01:12:28,108 --> 01:12:30,608
‫- خودت چی فکر میکنی؟
‫- تو بگو.

1031
01:12:32,442 --> 01:12:33,483
‫و تو،

1032
01:12:34,525 --> 01:12:35,900
‫خفه‌خون نگیر.

1033
01:12:45,775 --> 01:12:46,817
‫چیکار داری می‌کنی؟

1034
01:12:49,692 --> 01:12:52,483
‫- چیزی رو از زمین برنمی‌دارن!
‫- مال خودمه.

1035
01:12:52,567 --> 01:12:54,067
‫مال تو نیست، مال منه.

1036
01:13:19,817 --> 01:13:20,817
‫یاگو!

1037
01:13:26,567 --> 01:13:27,942
‫یه کم دیگه.

1038
01:13:31,317 --> 01:13:32,317
‫یاگو!

1039
01:13:32,900 --> 01:13:33,900
‫هی!

1040
01:13:34,733 --> 01:13:37,858
‫اوضاع چطوره خواهرزاده کوچولو؟

1041
01:13:38,192 --> 01:13:39,650
‫فکر می‌کردم دیگه نمی‌بینمت.

1042
01:13:39,733 --> 01:13:41,317
‫با مامان‌بزرگ و پدربزرگت چطور پیش رفت؟

1043
01:13:41,400 --> 01:13:42,400
‫خب...

1044
01:13:45,067 --> 01:13:47,775
‫- نرسیدم.
‫- آره، متوجه شدم.

1045
01:13:48,400 --> 01:13:50,733
‫- چرا؟
‫- با یکی از رفیقام بودم.

1046
01:13:51,358 --> 01:13:54,900
‫باحاله، ولی پارتی‌بازه.
‫خوشت میاد.

1047
01:13:55,525 --> 01:13:57,317
‫می‌خواستم بهت معرفیش کنم،

1048
01:13:57,400 --> 01:13:58,858
‫ویولن می‌سازه.

1049
01:13:58,942 --> 01:14:00,650
‫- چه باحال!
‫- منم یکی دارم‌.

1050
01:14:00,733 --> 01:14:03,900
‫- ویولن می‌زنی؟
‫- هیچی بلد نیستم، ولی دارمش.

1051
01:14:05,108 --> 01:14:08,150
‫کلیدمو جا گذاشتم، کیف پولمو...

1052
01:14:08,942 --> 01:14:12,067
‫خوبه سرمو جا نذاشتم!
‫چون به گردنم وصله.

1053
01:14:13,233 --> 01:14:14,733
‫یه کم پول نقد داری؟

1054
01:14:14,817 --> 01:14:15,858
‫حتماً.

1055
01:14:19,108 --> 01:14:20,733
‫همیشه نجاتم می‌دی.

1056
01:14:23,358 --> 01:14:24,525
‫بی‌خیال من.

1057
01:14:24,608 --> 01:14:25,900
‫چقدر؟

1058
01:14:25,983 --> 01:14:27,400
‫چند یورو.

1059
01:14:29,983 --> 01:14:32,483
‫- پیتو، یه نوشیدنی واسه خواهرزادم.
‫- نه، نه.

1060
01:14:32,567 --> 01:14:34,358
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگ چطورن؟

1061
01:14:35,400 --> 01:14:36,525
‫خب...

1062
01:14:37,567 --> 01:14:39,483
‫وقتی فون مریض بود ...

1063
01:14:40,525 --> 01:14:42,025
‫قایمش کرده بودن؟

1064
01:14:43,400 --> 01:14:44,775
‫کی اینو بهت گفته؟

1065
01:14:45,275 --> 01:14:46,567
‫نونو و باسیلیو.

1066
01:14:50,983 --> 01:14:52,692
‫پدربزرگ‌ مادربزرگت افتضاحن.

1067
01:14:53,317 --> 01:14:55,233
‫الان دیگه شناختیشون، نه؟

1068
01:14:55,983 --> 01:15:00,025
‫قبلاً عادی بود.
‫همه پشت درهای بسته می‌مردن.

1069
01:15:01,983 --> 01:15:03,150
‫پس...

1070
01:15:03,233 --> 01:15:06,567
‫بهونه نمیارم براشون،
‫ولی اون موقع‌ها عادی بود.

1071
01:15:06,650 --> 01:15:07,692
‫پس...

1072
01:15:09,900 --> 01:15:13,567
‫فون هیچ‌وقت نیومد بارسلونا
‫چون قایمش کرده بودن؟

1073
01:15:13,900 --> 01:15:16,567
‫اگه نه،
‫نمی‌فهمم چرا هرگز ملاقاتش نکردم.

1074
01:15:17,067 --> 01:15:18,858
‫نه عزیزم، گوش کن...

1075
01:15:20,775 --> 01:15:24,525
‫پدربزرگ‌ مادربزرگت فکر می‌کنن
‫ما عمداً معتاد هروئین شدیم.

1076
01:15:24,983 --> 01:15:26,192
‫این حقیقت نداره‌.

1077
01:15:28,192 --> 01:15:30,817
‫وقتی اسب وارد زندگیت میشه،
‫کنترلت می‌کنه.

1078
01:15:31,817 --> 01:15:35,775
‫این‌طوری نبود که بابات نخواد
‫بابات نباشه یا نخواد ببینتت،

1079
01:15:36,275 --> 01:15:37,650
‫فقط نمی‌تونست.

1080
01:15:38,442 --> 01:15:39,567
‫درک میکنی؟

1081
01:15:40,025 --> 01:15:42,900
‫برادر منم نمیتونست باشه
‫یا پسر پدر و مادرش...

1082
01:15:44,400 --> 01:15:45,525
‫گیر کرده بود.

1083
01:15:47,192 --> 01:15:48,858
‫تا آخرین روز عمرش مصرف کرد.

1084
01:15:51,525 --> 01:15:53,942
‫- اینو می‌فهمی؟
‫- بله.

1085
01:15:54,025 --> 01:15:57,150
‫گیر کرده بود، تا آخرین روز.

1086
01:15:59,317 --> 01:16:00,692
‫می‌فهمی عزیز دلم؟

1087
01:16:01,233 --> 01:16:02,233
‫آره.

1088
01:16:03,192 --> 01:16:05,442
‫- یه نوشیدنی بزن.
‫- نمی‌خوام.

1089
01:16:05,525 --> 01:16:06,650
‫بهش بده.

1090
01:16:06,733 --> 01:16:08,358
‫- خب، خب، خب .‌..
‫- سلام به شما!

1091
01:16:08,442 --> 01:16:09,650
‫مگه اینکه یاگو نباشه!

1092
01:16:11,192 --> 01:16:12,567
‫کجا بودی؟

1093
01:16:12,650 --> 01:16:15,108
‫وای ماریا!
‫اوضاعت چطوره؟

1094
01:16:15,192 --> 01:16:16,775
‫خواهرت چطوره؟
‫خوبی؟

1095
01:16:18,233 --> 01:16:20,108
‫من با خواهرزادم اومدم.

1096
01:16:20,650 --> 01:16:22,108
‫پیتو، یه دور دیگه.

1097
01:16:22,900 --> 01:16:26,192
‫- حساب با ناچته‌ست، اوضاعش خوبه.
‫- منم همین فکرو کردم.

1098
01:20:02,775 --> 01:20:03,775
‫مارینا.

1099
01:20:05,192 --> 01:20:07,067
‫می‌بینی، نمرده بودیم.

1100
01:20:09,067 --> 01:20:10,858
‫فقط قایم‌مون کرده بودن.

1101
01:21:03,067 --> 01:21:07,608
‫حتی به فکرت نرسه
‫این دفترچه خاطرات رو بخونی.

1102
01:21:27,775 --> 01:21:32,067
‫یه رز برای عشق گریه می‌کنه.

1103
01:21:36,900 --> 01:21:39,317
‫«۱۷ سپتامبر ۱۹۸۳»

1104
01:21:41,817 --> 01:21:45,400
‫الان باید کلی درباره قایقرانی بلد باشم
‫ولی تنبلم

1105
01:21:45,942 --> 01:21:49,358
‫و وقتی رو قایقم عاشق آفتاب گرفتنم.

1106
01:21:49,442 --> 01:21:50,442
‫ولی خب،

1107
01:21:50,525 --> 01:21:53,858
‫یه چیزایی دارم یاد می‌گیرم
‫چون فون بهم یادم می‌ده.

1108
01:21:53,942 --> 01:21:55,275
‫ملوان خیلی خوبیه.

1109
01:22:01,525 --> 01:22:04,233
‫آپارتمانی که من و فون گرفتیم
‫خیلی قشنگه.

1110
01:22:04,317 --> 01:22:06,650
‫از اتاق خواب ریا،

1111
01:22:06,733 --> 01:22:10,108
‫کانگاس، موآنیا،
‫جزایر سیس و دریا رو می‌بینیم.

1112
01:22:10,442 --> 01:22:12,983
‫بعضی وقتا آرومه، آبی،
‫پر از آرامش.

1113
01:22:13,067 --> 01:22:16,275
‫بعضی وقتا وحشی و متلاطمه،

1114
01:22:16,733 --> 01:22:18,025
‫ولی همیشه دریاست.

1115
01:22:18,106 --> 01:22:21,567
‫♪ و چشمان تو، ♪

1116
01:22:21,650 --> 01:22:26,400
‫♪ فرو میرن تو من، ♪

1117
01:22:26,483 --> 01:22:29,317
‫♪ مثل شمشیر. ♪

1118
01:23:15,942 --> 01:23:18,567
‫«۲۴ اکتبر ۱۹۸۳»

1119
01:23:22,233 --> 01:23:25,442
‫هیچ برنامه‌ای برای برگشت به بارسلونا ندارم.

1120
01:23:26,275 --> 01:23:28,442
‫داشتم فکر میکردم اونجا چیکار میتونستم بکنم:

1121
01:23:29,692 --> 01:23:32,108
‫کار بیمارستان، فروش حشیش،

1122
01:23:32,192 --> 01:23:33,525
‫خوابیدن با پسرها...

1123
01:23:35,150 --> 01:23:37,858
‫واضح بود وقت رفتنم رسیده.

1124
01:23:41,108 --> 01:23:42,900
‫با فون همه‌چی خوبه.

1125
01:23:50,525 --> 01:23:52,358
‫همه‌چی داره خوب پیش می‌ره،

1126
01:23:52,442 --> 01:23:56,983
‫ولی نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم
‫که فکر نکنم همه‌چی اولش خوبه، بعدم خسته می‌شم.

1127
01:23:59,733 --> 01:24:04,733
‫شاید هم زندگی تو لحظه‌ست،
‫هرچی میشه بشه، نه؟

1128
01:24:11,942 --> 01:24:13,358
‫هی!

1129
01:24:16,608 --> 01:24:19,150
‫تو فانوس دریایی منتظرتن!

1130
01:24:20,692 --> 01:24:21,942
‫مرسی!

1131
01:24:38,442 --> 01:24:40,608
‫«۱۵ مه ۱۹۸۴»

1132
01:24:43,150 --> 01:24:47,983
‫هوا صاف و آفتابیه و کلاس نجومو شروع کردم.

1133
01:24:48,608 --> 01:24:51,192
‫وقتی بیشتر یاد بگیرم می‌تونم چارت تولد بکشم.

1134
01:25:00,025 --> 01:25:02,775
‫یکشنبه پیش رفتیم خونه یاگو
‫اسلایدهایی رو دیدیم

1135
01:25:02,858 --> 01:25:05,983
‫که از ماه نو، تو یه پارتی گرفته بودیم.

1136
01:25:09,025 --> 01:25:11,775
‫خیلی بهمون چسبید،
‫از مراسم ختم اومده بودیم.

1137
01:25:12,733 --> 01:25:15,650
‫یکی از پسرعموهای فون
‫کنترلشو از دست داد و مرد.

1138
01:25:19,650 --> 01:25:20,983
‫خیلی داغون بود.

1139
01:25:24,025 --> 01:25:26,442
‫اولین باری بود که فون رو در حال گریه دیدم.

1140
01:25:43,358 --> 01:25:45,567
‫«روی صخره‌ها ساعت ۷»

1141
01:26:14,233 --> 01:26:16,442
‫«۵ ژوئن ۱۹۸۴»

1142
01:26:18,358 --> 01:26:21,733
‫ماجرای آمریکایی‌های پیر داستان خوبیه.

1143
01:26:23,483 --> 01:26:26,025
‫من و فون تو ویگو باهاشون آشنا شدیم.

1144
01:26:26,108 --> 01:26:29,650
‫خیلی جور شدیم و دعوتمون کردن
‫به خونه‌شون تو سنت‌کروآ،

1145
01:26:29,733 --> 01:26:32,025
‫یه جزیره بین پورتوریکو و جامائیکا.

1146
01:26:38,150 --> 01:26:41,192
‫می‌خوایم به‌محض بهتر شدن هوا
‫از ویگو بریم.

1147
01:26:41,733 --> 01:26:45,692
‫عبور از کل اقیانوس اطلس،

1148
01:26:45,775 --> 01:26:48,275
‫و رسیدن به آفتاب و حال‌وهوای کارائیب، فوق‌العاده‌ست!

1149
01:26:49,150 --> 01:26:50,400
‫خیلی دوستش دارم.

1150
01:27:37,858 --> 01:27:40,317
‫«۲۱ ژانویه ۱۹۸۵»

1151
01:27:43,358 --> 01:27:46,692
‫شاید تقصیر این آفتابه،
‫ولی پرویی‌ها خوشحالن.

1152
01:27:47,317 --> 01:27:50,608
‫شاد و سرحال‌اند
‫و خیلی حال می‌دن.

1153
01:27:53,775 --> 01:27:57,150
‫روز اول رفتیم
‫چیزی که بهش می‌گن «پِیست» رو گرفتیم.

1154
01:27:58,025 --> 01:28:00,983
‫کل شب روش بودیم،
‫خیلی خوب بود.

1155
01:28:02,650 --> 01:28:05,150
‫یه روز دیگه یه کم کوک بهمون دادن.

1156
01:28:05,942 --> 01:28:07,817
‫انقدر حالت خوب می‌شه
‫که نمی‌خوای تموم شه...

1157
01:28:10,775 --> 01:28:13,233
‫می‌خوایم بریم کوسکو
‫ماچو پیچو رو ببینیم

1158
01:28:13,317 --> 01:28:15,775
‫و بعد پوکالپا، یه جا تو جنگل

1159
01:28:15,858 --> 01:28:18,858
‫که یه جادوگر پارسال به فون آیاهواسکا داده بود.

1160
01:28:20,608 --> 01:28:23,733
‫نمی‌دونم چیه!
‫ولی می‌گن فوق‌العاده‌ست.

1161
01:31:15,317 --> 01:31:17,483
‫«۱۰ مارس ۱۹۸۵»

1162
01:31:20,317 --> 01:31:22,442
‫چند روز گذشته فوق‌العاده بود.

1163
01:31:22,525 --> 01:31:24,650
‫گل‌ها آواز سر میدادن

1164
01:31:24,733 --> 01:31:28,442
‫و فیل‌ها کت‌وشلوار پوشیده بودن
‫و تو بندر قدم می‌زدن.

1165
01:31:29,067 --> 01:31:30,733
‫مردم کار نمی‌کردن

1166
01:31:30,817 --> 01:31:31,692
‫و می‌خندیدن،

1167
01:31:31,775 --> 01:31:33,817
‫و لباس‌های زرد رنگ می‌پوشیدن،

1168
01:31:34,567 --> 01:31:36,275
‫سبز، سفید،

1169
01:31:36,358 --> 01:31:38,942
‫و همه وسط خیابون سکس می‌کردن.

1170
01:31:39,025 --> 01:31:41,400
‫با دلفین‌های بنفش حرف می‌زدن

1171
01:31:41,483 --> 01:31:43,400
‫و بهشون حشیش می‌دادن

1172
01:31:43,483 --> 01:31:46,317
‫و درختا با سایه‌شون بهت کمک می‌کردن.

1173
01:31:49,692 --> 01:31:50,942
‫ولی امروز،

1174
01:31:51,025 --> 01:31:52,192
‫همین حالا،

1175
01:31:52,567 --> 01:31:54,525
‫داره بارون میاد.

1176
01:31:54,608 --> 01:31:57,483
‫چی می‌شه؟
‫همه‌چی همینطوری می‌مونه؟

1177
01:31:59,942 --> 01:32:02,108
‫♪ و چشمان تو ♪

1178
01:32:02,192 --> 01:32:04,775
‫♪ مثل شمشیر ... ♪

1179
01:32:04,858 --> 01:32:06,608
‫♪ ... فرو میرن تو من ♪

1180
01:32:07,567 --> 01:32:12,150
‫♪ مثل شمشیر فرو میرن تو من. ♪

1181
01:32:14,358 --> 01:32:16,567
‫و الان دارم لوله ای مانوئل گوش می‌دم.

1182
01:33:06,567 --> 01:33:07,942
‫شما بازداشتید!

1183
01:33:08,025 --> 01:33:10,233
‫تکرار می‌کنم،
‫ما گارد ساحلی هستیم،

1184
01:33:10,317 --> 01:33:12,275
‫تمام خدمه بازداشتن.

1185
01:34:06,108 --> 01:34:09,358
‫♪ با کفش‌های تپ‌دنس می‌کشمتون. ♪

1186
01:34:13,121 --> 01:34:16,858
‫♪ با جوراب‌شلواری باله‌ام خفت میکنم! ♪

1187
01:34:20,400 --> 01:34:21,858
‫♪ با تاکسیدوم، ♪

1188
01:34:22,775 --> 01:34:24,650
‫♪ دارت میزنم. ♪

1189
01:34:27,817 --> 01:34:31,858
‫♪ و درحالی‌که دی‌جی می‌خنده، خواهی مرد. ♪

1190
01:34:35,608 --> 01:34:39,067
‫♪ منم روی قبرت می‌رقصم. ♪

1191
01:34:42,567 --> 01:34:46,317
‫♪ منم روی قبرت می‌رقصم. ♪

1192
01:34:49,608 --> 01:34:53,567
‫♪ گلوتو با یه رکورد تیز از ... ♪

1193
01:34:57,025 --> 01:35:00,358
‫♪ از رولینگ استونز یا شدوز میبُرم. ♪

1194
01:35:04,025 --> 01:35:07,983
‫♪ با مجموعه‌ای از نوارها ... ♪

1195
01:35:11,275 --> 01:35:15,358
‫♪ از شنگری‌لاس یا رونتز، خفه می‌شی. ♪

1196
01:35:18,567 --> 01:35:22,483
‫♪ روی قبرت می‌رقصم. ♪

1197
01:35:26,108 --> 01:35:28,900
‫♪ روی قبرت می‌رقصم. ♪

1198
01:35:47,567 --> 01:35:51,358
‫♪ روی قبرت می‌رقصم. ♪

1199
01:35:54,608 --> 01:35:58,733
‫♪ روی قبرت می‌رقصم. ♪

1200
01:36:01,650 --> 01:36:05,067
‫♪ روی قبرت می‌رقصم. ♪

1201
01:36:40,358 --> 01:36:42,858
‫«۲۸ نوامبر ۱۹۸۵»

1202
01:36:45,692 --> 01:36:48,067
‫کلی وقت برای نوشتن دارم.

1203
01:36:49,150 --> 01:36:50,608
‫از وقتی فون با باباش دعوا کرد

1204
01:36:50,692 --> 01:36:53,942
‫و دیگه براش کار نکرد، بی‌پول شدیم.

1205
01:36:54,692 --> 01:36:57,608
‫یه مدته تو مغازه کمیک کار می‌کنم.

1206
01:36:59,192 --> 01:37:00,483
‫خیلی حال می‌ده.

1207
01:37:03,358 --> 01:37:05,317
‫امروز به مامان نامه نوشتم.

1208
01:37:05,983 --> 01:37:08,733
‫چند روزی بود چیزی ننوشته بودم

1209
01:37:08,817 --> 01:37:10,817
‫و اگه خبر نگیره ازم، نگران می‌شه.

1210
01:37:11,692 --> 01:37:14,233
‫درباره تصادف دوست فون
‫چیزی نگفتم.

1211
01:37:14,317 --> 01:37:15,900
‫وگرنه خیلی نگران میشد،

1212
01:37:15,983 --> 01:37:17,900
‫نمی‌خوام نگرانم باشه.

1213
01:37:17,983 --> 01:37:19,733
‫نه اون، نه هیچ‌کس.

1214
01:37:47,567 --> 01:37:48,817
‫- تکون بخور.
‫- نه.

1215
01:37:56,233 --> 01:37:57,525
‫- تکون بخور.
‫- نه.

1216
01:37:57,608 --> 01:37:58,692
‫- تکون بخور.
‫- نه.

1217
01:37:58,775 --> 01:38:00,025
‫- تکون بخور!
‫- نه!

1218
01:38:10,025 --> 01:38:12,483
‫«۱۷ ژوئن ۱۹۸۶»

1219
01:38:14,817 --> 01:38:17,192
‫الان دیگه واقعا ملوان شدم.

1220
01:38:17,275 --> 01:38:18,650
‫خیلی قدرتمند شدم.

1221
01:38:19,192 --> 01:38:22,150
‫بین کار قایق و رفتن میگل،

1222
01:38:22,233 --> 01:38:23,567
‫یه کم وسوسه شدم

1223
01:38:23,650 --> 01:38:25,900
‫ولی بعدش،
‫کامل گذاشتم کنار.

1224
01:38:27,025 --> 01:38:28,400
‫خوشحالم.

1225
01:38:30,567 --> 01:38:33,775
‫مخدر رو دوست دارم
‫ولی نمی‌خوام کنترلم کنه.

1226
01:38:34,192 --> 01:38:35,983
‫خیلی راحت اتفاق می‌افته.

1227
01:38:37,067 --> 01:38:39,317
‫نمی‌دونم...
‫الان که حالم خوبه.

1228
01:38:39,400 --> 01:38:42,358
‫احساس سلامتی می‌کنم،
‫بدنم ریتم طبیعی داره.

1229
01:38:42,942 --> 01:38:45,317
‫حتی دارم به داشتن یه بچه فکر می‌کنم.

1230
01:38:45,733 --> 01:38:48,942
‫فون فکر می‌کنه دیوونه‌ام
‫ولی راضیش می‌کنم.

1231
01:39:51,400 --> 01:39:54,275
‫روز ۵:
‫۲۰ ژوئیه ۲۰۰۴

1232
01:39:54,358 --> 01:40:01,442
‫دریای اینجا رو خیلی دوست دارم.

1233
01:40:43,150 --> 01:40:47,192
‫خیلی بی‌ادب بود،
‫چطور تونست پول رو اون‌طوری پرت کنه؟

1234
01:40:48,442 --> 01:40:51,942
‫اصلاً بحث پول نبود،
‫نمی‌فهمی؟

1235
01:40:52,025 --> 01:40:53,150
‫پس چی؟

1236
01:40:53,233 --> 01:40:56,108
‫- می‌خواد همه‌مون یه سند رو امضا کنیم.
‫- پیچیده نیست.

1237
01:40:56,692 --> 01:40:59,858
‫مشکل اینه که ما تو این خانواده
‫هیچوقت حرف نمی‌زنیم، مامان.

1238
01:40:59,942 --> 01:41:02,983
‫- درسته، حرف نمی‌زنیم.
‫- نه درباره بعضی چیزا.

1239
01:41:03,067 --> 01:41:05,275
‫و فکر می‌کنی چرا؟

1240
01:41:05,358 --> 01:41:07,858
‫وقتی لازمه که حرف بزنیم
‫تو کجایی؟ کی اینجاست؟

1241
01:41:07,942 --> 01:41:09,317
‫- من کجام؟
‫- آره.

1242
01:41:09,400 --> 01:41:10,650
‫- الان که اینجام.
‫- آره، الان...

1243
01:41:10,733 --> 01:41:12,733
‫چند تا خواهر و برادر بودیم؟

1244
01:41:12,817 --> 01:41:15,108
‫- این فقط تو رو اذیت میکنه، نه؟
‫- نه، نه.

1245
01:41:15,192 --> 01:41:17,317
‫مهم اینه که دختره بیاد.

1246
01:41:17,400 --> 01:41:19,108
‫ما درباره پول حرف نمی‌زنیم، ما...

1247
01:41:19,192 --> 01:41:20,192
‫ایناهاش!

1248
01:41:23,942 --> 01:41:24,942
‫مارینا!

1249
01:41:27,275 --> 01:41:28,275
‫خوبی؟

1250
01:41:28,733 --> 01:41:29,817
‫حالت خوبه؟

1251
01:41:30,192 --> 01:41:31,650
‫- چیزی شده؟
‫- نه.

1252
01:41:31,733 --> 01:41:34,108
‫- زخمی شدی؟ کجا بودی؟
‫- خوبم.

1253
01:41:34,192 --> 01:41:36,067
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

1254
01:41:36,150 --> 01:41:37,733
‫می‌خوای دوش بگیری؟

1255
01:41:38,400 --> 01:41:39,567
‫- آره؟
‫- آره.

1256
01:42:02,858 --> 01:42:03,900
‫باشه...

1257
01:42:05,608 --> 01:42:07,358
‫اگه همه هستن،

1258
01:42:07,442 --> 01:42:08,817
‫شروع می‌کنیم.

1259
01:42:11,692 --> 01:42:13,567
‫سند رو می‌خونم.

1260
01:42:14,567 --> 01:42:17,358
‫«ما از شما، اداره ثبت احوال ویگو،

1261
01:42:17,442 --> 01:42:19,400
‫درخواست داریم که نسب پسرمان را رسماً

1262
01:42:19,483 --> 01:42:23,317
‫به رسمیت بشناسید.

1263
01:42:23,983 --> 01:42:27,025
‫برای این منظور،
‫تحت سوگند اعلام می‌کنیم

1264
01:42:27,108 --> 01:42:28,858
‫«که پسر مرحوم ما...»

1265
01:42:29,317 --> 01:42:30,650
‫نام لطفا؟

1266
01:42:31,525 --> 01:42:32,775
‫آلفونسو.

1267
01:42:32,858 --> 01:42:34,150
‫نام خانوادگی اول؟

1268
01:42:34,608 --> 01:42:35,983
‫آلفونسو پینیرو.

1269
01:42:36,483 --> 01:42:38,608
‫- نام خانوادگی دوم؟
‫- دِ لا کروز.

1270
01:42:39,192 --> 01:42:40,400
‫فرزندِ...؟

1271
01:42:41,275 --> 01:42:43,817
‫آلفونسو پینیرو و روسالیا د لا کروز.

1272
01:42:44,233 --> 01:42:46,233
‫- وضعیت تأهل؟
‫- مجرد.

1273
01:42:46,817 --> 01:42:48,942
‫پدرِ بیولوژیکِ خانم...

1274
01:42:49,025 --> 01:42:50,608
‫مارینا پینیرو...

1275
01:42:51,317 --> 01:42:52,317
‫تورنت.

1276
01:42:52,692 --> 01:42:53,942
‫پینیرو تورنت.

1277
01:42:54,025 --> 01:42:56,275
‫مارینا پینیرو تورنت.

1278
01:42:57,442 --> 01:42:59,400
‫- ملیت؟
‫- اسپانیایی.

1279
01:43:00,567 --> 01:43:02,775
‫- محل فوت؟
‫- سانتیاگو.

1280
01:43:02,858 --> 01:43:04,067
‫سانتیاگو؟

1281
01:43:05,608 --> 01:43:08,275
‫خیابان روسالدا...

1282
01:43:08,858 --> 01:43:11,942
‫خیابان روسالدا ۱۸B، سانتیاگو.

1283
01:43:12,775 --> 01:43:16,442
‫خیابان روسالدا ۱۸B،
‫سانتیاگو د کومپوستلا.

1284
01:43:17,025 --> 01:43:18,983
‫زمان و تاریخ فوت؟

1285
01:43:20,358 --> 01:43:25,275
‫ساعت ۸ شب، ۹ ژانویه ۱۹۹۲.

1286
01:43:27,483 --> 01:43:28,817
‫علت فوت؟

1287
01:43:31,400 --> 01:43:32,567
‫هپاتیت C.

1288
01:43:32,650 --> 01:43:34,775
‫نه، ایدز بود.

1289
01:43:36,317 --> 01:43:38,400
‫والدین من بر اثر ایدز مردن.

1290
01:43:40,942 --> 01:43:42,483
‫باشه، اصلاح می‌کنیم.

1291
01:43:42,817 --> 01:43:45,275
‫حالا این دخترخانم می‌تونه

1292
01:43:45,358 --> 01:43:48,317
‫برای هر بورسیه دانشگاهی که لازم داره اقدام کنه.

1293
01:43:50,608 --> 01:43:51,650
‫ممنون.

1294
01:43:54,150 --> 01:43:56,192
‫فقط باید چند تا کپی بگیریم.

1295
01:43:57,192 --> 01:43:59,317
‫کارت شناسایی‌هاتون رو می‌خوام.

1296
01:43:59,400 --> 01:44:01,025
‫کارت مامان و بابا رو دارم.

1297
01:44:39,233 --> 01:44:40,567
‫دریای اینجا رو خیلی دوست دارم.

1298
01:44:42,400 --> 01:44:44,108
‫معلومه، مثل بابات.

1299
01:44:46,233 --> 01:44:47,567
‫آره، مثل بابام.

1300
01:45:11,942 --> 01:45:14,067
‫عالیه مارینا! برگرد اینجا.

1301
01:45:16,910 --> 01:45:22,910
«به‌یاد کشته‌شدگان خیزش مردمی ایران»
دی‌ماه ۱۴۰۴

1302
01:45:27,400 --> 01:45:28,483
‫همه‌ش مال خودته.

1303
01:45:28,567 --> 01:45:29,858
‫یادت باشه،

1304
01:45:29,942 --> 01:45:31,150
‫اون نقطه مرجعتـه.

1305
01:45:33,067 --> 01:45:35,150
‫چیکار می‌کنی؟
‫نه، نه.

1306
01:45:35,233 --> 01:45:37,608
‫من فیلم می‌گیرم، تو قایق‌سواری کن.

1307
01:45:37,692 --> 01:45:39,775
‫بده من.
‫به دوربینم دست نزن!

1308
01:45:39,858 --> 01:45:41,900
‫- ولم کن!
‫- بدش به من!

1309
01:45:42,608 --> 01:45:44,275
‫بذار ازت فیلم بگیرم.

1310
01:45:45,525 --> 01:45:46,567
‫نونو.

1311
01:45:52,233 --> 01:45:53,233
‫پیاده شو!

1312
01:45:54,025 --> 01:45:55,483
‫حالا چی؟
‫سلام!

1313
01:45:58,483 --> 01:45:59,608
‫تکون بخور!

1314
01:46:00,525 --> 01:46:01,733
‫چقدر اعصاب‌خوردکنی!

1315
01:46:03,275 --> 01:46:04,525
‫پسرعموها.

1316
01:46:05,317 --> 01:46:06,358
‫پسرعموهات.

1317
01:46:08,317 --> 01:46:09,567
‫دلفینا!

1318
01:46:10,817 --> 01:46:12,067
‫دلفینا اونجا ان!

1319
01:46:13,150 --> 01:46:15,192
‫- اونجا ان دلفینا!
‫- دلفینا!

1320
01:46:15,942 --> 01:46:17,358
‫دلفینا، اونجا!

1321
01:46:18,192 --> 01:46:19,192
‫کجا؟

1322
01:46:21,192 --> 01:46:22,608
‫فیلم بگیر مارینا.

1323
01:46:24,983 --> 01:46:26,150
‫ببین!

1324
01:46:27,150 --> 01:46:28,317
‫نگاه کن!

1325
01:46:28,400 --> 01:46:29,442
‫اونجا!

1326
01:46:39,858 --> 01:46:40,858
‫اونجا.

1327
01:46:40,882 --> 01:46:45,882
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1328
01:46:45,906 --> 01:46:56,906
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

