﻿1
00:01:20,600 --> 00:01:24,280
‏‫در سال ۲۰۰۳، ائتلافی به رهبری آمریکا
‏ وارد جنگ‬ با عراقِ صدام می‌شه

2
00:01:24,440 --> 00:01:26,440
‏‫کشور اشغال شده،‬

3
00:01:27,640 --> 00:01:30,000
‏‫حملات روزانه به‬ نیروهای نظامی میشه‬

4
00:01:30,160 --> 00:01:33,200
‏‫و روزنامه‌نگارها و امدادگرها‬ رو می‌دزدن‬

5
00:01:33,360 --> 00:01:35,360
‏‫مثل بقیه کشورهای ائتلاف،‬

6
00:01:35,520 --> 00:01:38,360
‏‫ایتالیا هم داره بهای سنگینی‬
‏‫از جون آدماش می‌پردازه

7
00:01:39,280 --> 00:01:43,280
‏‫مقاومت عراق، دنیای غرب رو‬
‏‫دشمن خودش می‌دونه.‬

8
00:01:45,560 --> 00:01:48,000
‏‫بغداد، ۴ مارس ۲۰۰۵‬

9
00:02:36,040 --> 00:02:37,200
‏‫سلام، کیلیان.‬

10
00:02:42,720 --> 00:02:43,920
‏‫- ماشین؟‬
‏‫- حاضره.‬

11
00:02:44,080 --> 00:02:46,400
‏‫یه تویوتا کرولا،‬
‏‫از همه معمولی‌تر.‬

12
00:02:46,560 --> 00:02:49,400
‏‫کارت شناسایی داریم و
از آمریکایی‌ها‬ تلفن ماهواره‌ای گرفتیم‬

13
00:02:49,560 --> 00:02:52,800
‏‫- فقط من و کیلیانیم.‬
‏‫- باشه.‬

14
00:02:56,920 --> 00:02:58,880
‏‫شماره‌ها ذخیره شده.‬

15
00:03:20,400 --> 00:03:22,320
‏‫- کجاییم؟‬
‏‫- جنوب بغداد.‬

16
00:03:22,600 --> 00:03:25,360
‏‫اینجا مسیر ایرلندیه،‬
‏‫ورنون هم اون پایینه...‬

17
00:03:25,384 --> 00:03:35,384
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

18
00:03:43,240 --> 00:03:44,200
‏‫نیکولا!‬

19
00:03:45,160 --> 00:03:47,920
‏‫داریم می‌ریم سمت قرارگاه قربان،‬
‏‫آقای مدیر.‬

20
00:03:48,080 --> 00:03:50,000
‏‫باید تا...‬

21
00:03:50,720 --> 00:03:52,200
‏‫<i>بیست دقیقه دیگه برسیم.</i>‬

22
00:03:52,360 --> 00:03:54,320
‏‫<i>وقتی رسیدیم زنگ می‌زنم.</i>‬

23
00:03:54,760 --> 00:03:56,600
‏‫باشه، بعداً حرف می‌زنیم.‬

24
00:03:57,600 --> 00:03:58,560
‏‫رسیدن؟‬

25
00:03:59,400 --> 00:04:01,600
‏‫سوار ماشینن، دارن میرن‬
‏‫سمت قرارگاه.‬

26
00:04:01,880 --> 00:04:03,200
‏‫- کجا؟‬
‏‫- منصور.‬

27
00:04:03,360 --> 00:04:05,480
‏‫من دارم می‌رم کاپیتول سییت.‬

28
00:04:21,000 --> 00:04:23,440
‏‫چراغای خطر رو روشن کن‬
‏‫تا متوجه‌مون بشن.‬

29
00:04:28,560 --> 00:04:29,800
‏‫نیم ساعت زود رسیدیم.‬

30
00:04:36,600 --> 00:04:40,120
‏‫<i>نیکولا، منم. یه خبر از یه خبرچین‬
‏‫که تو بغداده بهمون رسیده.</i>‬

31
00:04:40,400 --> 00:04:42,720
‏‫<i>می‌گه محل قرار یه جای دیگه‌ست.</i>‬

32
00:04:45,080 --> 00:04:47,200
‏‫اگه بریم اونجا می‌افتیم‬
‏‫تو کمین.‬

33
00:04:52,680 --> 00:04:54,480
‏‫{\an8}۲۸ روز قبل‬

34
00:04:54,640 --> 00:04:57,240
‏‫- اینم آخرین وسیله‌ها.‬
‏‫- چیه؟‬

35
00:04:57,400 --> 00:04:59,160
‏‫کفش اسکی، هان؟‬

36
00:04:59,640 --> 00:05:03,640
‏‫چرا همیشه این همه وسیله میاریم‬
‏‫وقتی می‌تونیم کرایه کنیم؟‬

37
00:05:03,960 --> 00:05:06,920
‏‫- پس چرا خریدیم؟‬
‏‫- منم موندم.‬

38
00:05:07,080 --> 00:05:08,160
‏‫خیلی خب.‬

39
00:05:08,320 --> 00:05:10,000
‏‫- اونو بده من.‬
‏‫- پپه رو دیدی؟‬

40
00:05:11,120 --> 00:05:12,720
‏‫زود باشین، بریم!‬

41
00:05:17,280 --> 00:05:18,560
‏‫تموم شد.‬

42
00:05:20,040 --> 00:05:22,440
‏‫چیزی جا نذاشتیم؟‬

43
00:05:22,720 --> 00:05:24,680
‏‫مطمئنی؟ بزن بریم.‬

44
00:05:31,320 --> 00:05:32,760
‏‫رسیدیم.‬

45
00:05:35,360 --> 00:05:37,840
‏‫{\an8}بغداد - کمپ پناهندگان‬

46
00:05:50,080 --> 00:05:51,880
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

47
00:05:52,040 --> 00:05:53,520
‏‫مدارک.‬

48
00:06:05,080 --> 00:06:07,920
‏‫- این کیه؟‬
‏‫- یه خبرنگار ایتالیاییه.‬

49
00:06:08,240 --> 00:06:11,200
‏‫<i>برای یه روزنامهٔ طرفدار کار می‌کنه،‬
‏‫ایل مانیفستو.</i>‬

50
00:06:13,320 --> 00:06:14,680
‏‫همینجا منتظر بمون.‬

51
00:06:26,040 --> 00:06:28,080
‏‫- اونجا پارک کن.‬
‏‫- ممنون.‬

52
00:06:37,640 --> 00:06:40,280
‏‫بغداد - پایگاه آمریکا‬

53
00:06:41,600 --> 00:06:42,920
‏‫حواستون جمع سربازها!‬

54
00:06:51,920 --> 00:06:53,840
‏‫برو، برو، برو، برو.‬

55
00:06:54,600 --> 00:06:56,120
‏‫زود باش، سریعتر!‬

56
00:06:56,920 --> 00:06:59,240
‏‫وقت نداریم!‬
‏‫بجنب، بجنب!‬

57
00:07:18,520 --> 00:07:21,560
‏‫این بمب ها پوست، گوشت و ماهیچه رو ذوب میکنن،‬

58
00:07:22,200 --> 00:07:23,440
‏‫فقط استخونا رو باقی میذاره.‬

59
00:07:24,280 --> 00:07:26,480
‏‫- جولیانا، دیره، باید بریم.‬
‏‫- یه لحظه.‬

60
00:07:26,960 --> 00:07:30,560
‏‫این رو با چشمای خودت دیدی؟‬
‏‫بهم بگو.‬

61
00:07:37,240 --> 00:07:39,560
‏‫جولیانا، نیم ساعت بیشتر وقت نداریم!‬

62
00:07:39,960 --> 00:07:41,240
‏‫باید بریم جولیانا!‬

63
00:07:41,400 --> 00:07:43,240
‏‫خیلی خب، بریم.‬

64
00:08:09,000 --> 00:08:12,720
‏‫باربارا، جولیانام،‬
‏‫یکم دیر کردم.‬

65
00:08:13,000 --> 00:08:14,560
‏‫شماها ناهار رو شروع کردین؟‬

66
00:08:15,280 --> 00:08:16,360
‏‫دارم میام.‬

67
00:08:58,600 --> 00:09:01,680
‏‫- چرا نمیتونیم یه سگ داشته باشیم؟‬
‏‫- میبریمش پیاده روی.‬

68
00:09:02,000 --> 00:09:03,680
‏‫میدونم چی میشه.‬

69
00:09:04,000 --> 00:09:07,280
‏‫ماه اول تو اینکارو میکنی،‬
‏‫بعدش هر صبح و شب...‬

70
00:09:07,440 --> 00:09:10,160
‏‫گفتم که ما اینکارو میکنیم!‬

71
00:09:10,440 --> 00:09:12,240
‏‫- زود باش!‬
‏‫- قول میدم.‬

72
00:09:12,560 --> 00:09:15,400
‏‫- ما قول میدیم!‬
‏‫- قول و قسم!‬

73
00:09:15,560 --> 00:09:19,240
‏‫دوستم فرانچسکا همیشه سگش رو میبره پیاده روی،‬
‏‫اگه اون میتونه، منم میتونم.‬

74
00:09:19,400 --> 00:09:20,760
‏‫آقاى رئيس!‬

75
00:09:20,920 --> 00:09:24,720
‏‫نیکولا، خبر بد،
یه خبرنگار دیگه رو تو بغداد دزدیدن‬

76
00:09:24,880 --> 00:09:27,920
‏‫<i>- کی این اتفاق افتاده؟‬
‏‫- حدود نیم ساعت پیش.</i>‬

77
00:09:28,280 --> 00:09:30,600
‏‫<i>تو باید این موضوع رو برای من حل کنی.</i>‬

78
00:09:31,520 --> 00:09:33,800
‏‫من به چند ساعت وقت نیاز دارم‬
‏‫تا برگردم رم.‬

79
00:09:34,640 --> 00:09:36,760
‏‫<i>فهمیدم...‬
‏‫تا جایی که میتونی سریعتر انجامش بده.</i>‬

80
00:09:37,880 --> 00:09:39,000
‏‫خیلی خب.‬

81
00:09:44,000 --> 00:09:46,120
‏‫متاسفم، این تعطیلات...‬

82
00:09:46,640 --> 00:09:49,160
‏‫به تعویق افتاد،‬
‏‫باید برگردم دفتر.‬

83
00:09:49,440 --> 00:09:51,640
‏‫- یعنی چی؟‬
‏‫- به تعویق افتاد؟‬

84
00:09:53,320 --> 00:09:55,880
‏‫چرا؟ بگو چرا؟‬

85
00:09:56,520 --> 00:09:58,400
‏‫یه مشکلی تو کار پیش اومده،‬
‏‫به من نیاز دارن.‬

86
00:09:58,560 --> 00:10:00,920
‏‫یه دفعه به تو نیاز پیدا کردن؟‬

87
00:10:02,560 --> 00:10:04,120
‏‫اون حرف نمیزنه.‬

88
00:10:04,920 --> 00:10:07,760
‏‫چطوریه که با تو هیچوقت نمیشه برنامه ریزی کرد؟‬

89
00:10:08,160 --> 00:10:10,680
‏‫همه چی خیلی مرموزه،‬
‏‫هیچوقت هیچ توضیحی نیست!‬

90
00:10:10,840 --> 00:10:13,200
‏‫- هیچوقت یه کلمه هم نه.‬
‏‫- سیلیا، بسه!‬

91
00:10:13,480 --> 00:10:15,960
‏‫این چه طرز حرف زدن با پدرته.‬

92
00:10:19,360 --> 00:10:23,600
‏‫باشه، این مهمه،‬
‏‫ولی میتونستی یه کلمه ای هم بگی.‬

93
00:10:23,760 --> 00:10:25,640
‏‫حداقل به بچه ها.‬

94
00:10:28,320 --> 00:10:30,000
‏‫بعدا در موردش صحبت میکنیم.‬

95
00:10:32,240 --> 00:10:35,480
‏‫رم - دفتر مرکزی ایل مانیفستو‬

96
00:10:39,360 --> 00:10:42,800
‏‫- الو؟‬
‏‫- شنیدم جولیانا رو دزدیدن.‬

97
00:10:42,960 --> 00:10:44,320
‏‫میخوام بدونم این حقیقت داره؟‬

98
00:10:44,560 --> 00:10:46,160
‏‫همراه جولیانا اسگرنا‬

99
00:10:46,320 --> 00:10:48,840
‏‫پولو رو وصل میکنم.‬

100
00:10:49,760 --> 00:10:51,560
‏‫گابریله؟‬

101
00:10:52,200 --> 00:10:54,160
‏‫پیر تلفن زده، تازه خبر جولیانا رو شنیده.‬

102
00:10:54,320 --> 00:10:56,080
‏‫وصلش کن.‬

103
00:10:57,280 --> 00:11:00,120
‏‫{\an8}سردبیر ایل مانیفستو‬

104
00:11:00,480 --> 00:11:01,440
‏‫پیر!‬

105
00:11:02,400 --> 00:11:03,320
‏‫سلام.‬

106
00:11:03,960 --> 00:11:05,240
‏‫بله...‬

107
00:11:07,240 --> 00:11:10,000
‏‫<i>ما بررسیش کردیم، خبر درسته.</i>‬

108
00:11:10,720 --> 00:11:12,200
‏‫<i>متاسفم.</i>‬

109
00:11:17,240 --> 00:11:18,160
‏‫پیر؟‬

110
00:11:27,680 --> 00:11:29,760
‏‫- کیارینی کجاست؟‬
‏‫- اردن.‬

111
00:11:29,920 --> 00:11:32,880
‏‫پیداش کن، ممکنه اطلاعاتش به درد بخوره.‬

112
00:11:33,040 --> 00:11:36,080
‏‫دوباره به پیر زنگ می‌زنم، جواب نمیده.‬

113
00:12:08,320 --> 00:12:10,320
‏‫بیرون، همتون!‬

114
00:12:10,480 --> 00:12:12,080
‏‫زود باشین!‬

115
00:12:23,000 --> 00:12:24,960
‏‫خوبه، ظاهراً عربی بلدی.‬

116
00:12:25,600 --> 00:12:27,800
‏‫چی؟ من نمی‌فهمم...‬

117
00:12:28,160 --> 00:12:31,520
‏‫- تلویزیون میگه عربی بلدی.‬
‏‫- من نمی‌فهمم...‬

118
00:12:31,680 --> 00:12:33,560
‏‫تو تلویزیون! تو عربی حرف می‌زنی.‬

119
00:12:33,720 --> 00:12:35,280
‏‫- نه، من حرف نمی‌زنم...‬
‏‫- تو جاسوسی.‬

120
00:12:35,440 --> 00:12:39,480
‏‫اصلاً... من خبرنگارم! قسم می‌خورم...
 عربی بلد نیستم‬

121
00:12:39,640 --> 00:12:41,160
‏‫خفه شو!‬

122
00:12:42,840 --> 00:12:44,320
‏‫برو اونجا!‬

123
00:12:47,160 --> 00:12:49,240
‏‫اگه می‌خواید منو بکشید، همین الان این کارو بکنید.‬

124
00:12:49,920 --> 00:12:52,520
‏‫می‌دونم نمی‌ذارید برم، من چهره‌هاتونو دیدم.‬

125
00:12:53,760 --> 00:12:55,200
‏‫همین حالا این کارو بکنید!‬

126
00:13:22,320 --> 00:13:24,560
‏‫- آنتونیو، حواست باشه نیکولا غذا بخوره.‬
‏‫- خداحافظ بچه‌ها.‬

127
00:13:24,720 --> 00:13:26,640
‏‫تو شرایط اضطراری، حتی یادش میره آب بخوره.‬

128
00:13:26,800 --> 00:13:28,120
‏‫خیالتون راحت باشه خانم.‬

129
00:13:32,040 --> 00:13:33,440
‏‫برو، خداحافظ.‬

130
00:13:33,960 --> 00:13:35,160
‏‫خداحافظ.‬

131
00:13:35,320 --> 00:13:38,560
‏‫دیدی؟ داره می‌خنده،
اون تفریح ما رو خراب می‌کنه، اون داره می‌خنده‬

132
00:13:40,240 --> 00:13:42,160
‏‫همه چیو برداشتیم؟‬

133
00:13:47,040 --> 00:13:50,200
‏‫رُم - فورت براسکی‬
‏‫ستاد فرماندهی اطلاعات نظامی سیسمی‬

134
00:14:30,600 --> 00:14:33,080
‏‫اولین کار پیدا کردن یه کاناله.‬

135
00:14:33,360 --> 00:14:38,240
‏‫کانال‌های قبلی آدم‌ربایی همیشه معتبر نبودن.‬

136
00:14:39,200 --> 00:14:41,720
‏‫نیبیو، خودت می‌دونی، بالدونی مرده.‬

137
00:14:44,120 --> 00:14:47,560
‏‫مشکل بالدونی کانال نبود، خودت بهتر از من می‌دونی.‬

138
00:14:48,080 --> 00:14:49,680
‏‫مشکل ارتباطی وجود داشت.‬

139
00:14:50,480 --> 00:14:53,680
‏‫کانال‌هایی که ما استفاده کردیم همیشه معتبر بودن.‬

140
00:14:54,040 --> 00:14:57,880
‏‫به جای این، فکر می‌کنم باید از طریق سیا
محل زندان رو پیدا کنیم و یه حمله برق‌آسا انجام بدیم‬

141
00:14:58,480 --> 00:15:00,320
‏‫من می‌تونم فوراً با تیمم حرکت کنم.‬

142
00:15:03,920 --> 00:15:06,400
‏‫اگه شانسی برای مذاکره هست، مذاکره کنیم.‬

143
00:15:11,760 --> 00:15:13,480
‏‫من با نیکولا موافقم.‬

144
00:15:13,640 --> 00:15:15,440
‏‫اختیار تام دارید.‬

145
00:15:20,480 --> 00:15:22,560
‏‫تو واقعاً اونو دیدی؟‬

146
00:15:22,720 --> 00:15:27,000
‏‫آره، اون روزی که تبادل انجام شد.‬

147
00:15:27,160 --> 00:15:29,960
‏‫-من فوراً اومدم بغداد.‬
‏‫- الان تو بغدادی؟‬

148
00:15:30,120 --> 00:15:35,600
‏‫آره، ولی سرویس‌های اطلاعاتی
می‌خوان منو با هواپیما بفرستن رم‬

149
00:15:36,480 --> 00:15:38,480
‏‫<i>- چرا؟‬
‏‫- برای امنیتم!</i>‬

150
00:15:38,760 --> 00:15:40,480
‏‫<i>من سال‌ها تو خاورمیانه بودم.</i>‬

151
00:15:40,760 --> 00:15:43,920
‏‫<i>شاید فقط من بتونم با رابط‌هام به جولیانا برسم.</i>‬

152
00:15:44,240 --> 00:15:45,280
‏‫به هر حال، مراقب باش.‬

153
00:15:45,440 --> 00:15:50,040
‏‫گابریله، نگران نباش! یه خبری پیدا کنم زنگ می‌زنم.‬

154
00:15:50,480 --> 00:15:52,800
‏‫باید همه راه‌ها رو امتحان کنم، خداحافظ.‬

155
00:15:55,120 --> 00:15:56,880
‏‫- ممنون.‬
‏‫- خواهش می‌کنم.‬

156
00:15:57,760 --> 00:16:00,040
‏‫من چمدونمو بیارم‬

157
00:16:00,200 --> 00:16:02,000
‏‫و الان میام.‬

158
00:16:02,440 --> 00:16:03,800
‏‫ممنون.‬

159
00:16:14,920 --> 00:16:16,960
‏‫زود باش، آخرین خبرها، رئیس داره میاد.‬

160
00:16:17,120 --> 00:16:19,760
‏‫چیز جدیدی نیست ولی داریم با دقت پیگیری می‌کنیم.‬

161
00:16:20,560 --> 00:16:22,200
‏‫من اینجام.‬

162
00:16:22,360 --> 00:16:25,080
‏‫- سلام.‬
‏‫- بیا یه جمع‌بندی از اوضاع داشته باشیم.‬

163
00:16:25,240 --> 00:16:29,280
‏‫خبرهایی از تحرکات تو منطقه‌ای که اسگرنا دزدیده شده، داریم.‬

164
00:16:29,520 --> 00:16:33,520
‏‫همون منطقه‌ای که فلورانس اوبناس، خبرنگار، ماه پیش دزدیده شد.‬

165
00:16:33,680 --> 00:16:38,560
‏‫- با اطلاعات فرانسه تماس گرفتید؟‬
‏‫- بله، ولی اونا اطلاعات دیگه‌ای ندارن.‬

166
00:16:39,280 --> 00:16:41,480
‏‫چه بلایی سر راننده و مترجمش اومد؟‬

167
00:16:41,640 --> 00:16:44,400
‏‫اونا رو نکشتن، مترجم کاملا قابل اعتماده.‬

168
00:16:44,560 --> 00:16:46,720
‏‫همه خبرنگارا می‌شناسنش و بهش اعتماد دارن.‬

169
00:16:47,000 --> 00:16:50,360
‏‫سیا از راننده بازجویی کرده، ظاهراً سالمه.‬

170
00:16:50,800 --> 00:16:54,760
‏‫کانال مذهبی سنی رو
که تو آدم‌ربایی‌های قبلی استفاده شده، بررسی می‌کنیم‬

171
00:16:55,080 --> 00:16:57,400
‏‫رهبر اورما رو پیدا کنید: الکبیسی.‬

172
00:16:57,560 --> 00:16:59,560
‏‫- الان زنگ می‌زنم.‬
‏‫- بعدش وصلش کن به من.‬

173
00:16:59,840 --> 00:17:01,880
‏‫نیکولا، یه چیز دیگه هم هست!‬

174
00:17:02,160 --> 00:17:03,920
‏‫<i>خبرنگار ایل مانیفستو، کیارینی،</i>‬

175
00:17:04,080 --> 00:17:06,440
‏‫بهش گفتیم برگرده، ولی غیب شده.‬

176
00:17:07,640 --> 00:17:08,680
‏‫همینو کم داشتیم!‬

177
00:17:09,920 --> 00:17:11,920
‏‫اومرو، به تیبر زنگ بزن، بگو پیداش کنه.‬

178
00:17:12,080 --> 00:17:13,040
‏‫همین الان.‬

179
00:17:14,720 --> 00:17:16,680
‏‫مطمئنی ماشینم سالمه؟‬

180
00:17:18,200 --> 00:17:21,240
‏‫نگو برات مهم نیستم، رایان!‬

181
00:17:21,520 --> 00:17:23,760
‏‫غر نزن.‬

182
00:17:24,080 --> 00:17:26,000
‏‫ازت خوشم نمیاد، محمد، اصلا!‬

183
00:17:26,320 --> 00:17:29,640
‏‫ماشین عالیه!‬

184
00:17:29,800 --> 00:17:31,880
‏‫خودت می‌بینی!‬

185
00:17:38,280 --> 00:17:39,600
‏‫الو؟‬

186
00:17:40,080 --> 00:17:41,920
‏‫<i>سلام تیبر، اومرو هستم.</i>‬

187
00:17:42,440 --> 00:17:44,680
‏‫سلام اومرو، اوضاع چطوره؟‬

188
00:17:45,240 --> 00:17:46,640
‏‫<i>- خوبم، ممنون.‬
‏‫- چی شده؟</i>‬

189
00:17:46,920 --> 00:17:49,240
‏‫<i>باید کمکم کنی یه آقایی رو پیدا کنم به اسم استفانو کیارینی.</i>‬

190
00:17:49,400 --> 00:17:51,160
‏‫<i>اونجا تو بغداد خبرنگاره.</i>‬

191
00:17:51,320 --> 00:17:53,200
‏‫<i>میتونی؟ خیلی فوریه.</i>‬

192
00:17:53,360 --> 00:17:56,720
‏‫باشه، دنبالش می‌گردم.‬

193
00:18:08,920 --> 00:18:12,160
‏‫روز دوم اسارت‬

194
00:18:26,160 --> 00:18:27,600
‏‫یک...‬

195
00:18:29,360 --> 00:18:30,760
‏‫و دو.‬

196
00:19:19,960 --> 00:19:21,800
‏‫- ...از این دو روز آخر.‬
‏‫- خب، عالیه.‬

197
00:19:21,960 --> 00:19:23,880
‏‫- بفرمایید.‬
‏‫- ممنون.‬

198
00:19:26,560 --> 00:19:28,360
‏‫همشو ببر پیش رئیس.‬

199
00:19:29,720 --> 00:19:34,240
‏‫بیا ژکو، کامله؟ همه چی هست؟‬

200
00:19:40,120 --> 00:19:41,240
‏‫آره!‬

201
00:19:42,680 --> 00:19:43,640
‏‫به خاطر تو،‬

202
00:19:46,600 --> 00:19:48,760
‏‫تیبر میگه این مرده یه سیاستمدار سنیه،‬

203
00:19:49,080 --> 00:19:51,520
‏‫- توی همون حزب صدام.‬
‏‫- خوبه!‬

204
00:19:51,680 --> 00:19:54,800
‏‫اطلاعات بیشتری از اسگرنا داریم.‬

205
00:19:54,960 --> 00:19:58,880
‏‫خبرنگار جنگیه، اهل پیمونت،‬
‏‫بدترین جاهای دنیا بوده.‬

206
00:20:00,840 --> 00:20:03,200
‏‫- خانواده، بچه؟‬
‏‫- یه همراه داره.‬

207
00:20:03,520 --> 00:20:06,560
‏‫<i>ولی همه میگن خانواده اصلیش‬
‏‫ایل مانیفستو'عه.</i>‬

208
00:20:07,040 --> 00:20:11,000
‏‫یه فعال متعهد، خیلی مورد احترامه‬
‏‫از طرف مدیر سابق روزنامه، والنتینو پارلاتو.‬

209
00:20:12,200 --> 00:20:14,640
‏‫- مدیر فعلی کیه؟‬
‏‫- گابریله پولو.‬

210
00:20:14,960 --> 00:20:18,480
‏‫همه چیز درباره کارگرا،‬
‏‫مبارزات سیاسی کارخونه ها، اتحادیه ها رو میدونه.‬

211
00:20:18,880 --> 00:20:21,720
‏‫- شمارش همونجاست.‬
‏‫- خیلی خب، ممنون.‬

212
00:20:34,200 --> 00:20:36,120
‏‫<i>همبستگی رم برای جولیانا اسگرنا،</i>‬

213
00:20:36,280 --> 00:20:40,400
‏‫<i>خبرنگار ایل مانیفستو،‬
‏‫که دیروز در بغداد ربوده شد،</i>‬

214
00:20:40,680 --> 00:20:45,280
‏‫<i>بیرون کاپیتول دوستا،‬
‏‫همکارا و سازمان های صلح طلب جمع شدن،</i>‬

215
00:20:45,440 --> 00:20:49,960
‏‫<i>پنج، شش هزار نفر،‬
‏‫اینجا هستن تا خواستار آزادی فوری او بشن،</i>‬

216
00:20:50,200 --> 00:20:53,320
‏‫<i>چشم های روشن جولیانا اسگرنا‬
‏‫میدان کاپیتول رو نظاره میکنه،</i>‬

217
00:20:53,600 --> 00:20:55,960
‏‫<i>پر از دوستا، همکارا،‬
‏‫صلح طلبان، داوطلبان،</i>‬

218
00:20:56,280 --> 00:20:59,640
‏‫<i>مردم عادی، با یه درخواست:‬
‏‫یه زن صلح طلب رو آزاد کنید،</i>‬

219
00:22:10,480 --> 00:22:12,720
‏‫خواهش میکنم، خواهش میکنم!‬

220
00:22:14,120 --> 00:22:16,520
‏‫لطفاً یه کم کاغذ بدید!‬

221
00:22:17,960 --> 00:22:19,360
‏‫برای نوشتن!‬

222
00:22:20,080 --> 00:22:22,560
‏‫خواهش میکنم، بهش نیاز دارم!‬

223
00:22:34,680 --> 00:22:36,040
‏‫این رو بخون.‬

224
00:22:36,600 --> 00:22:39,440
‏‫- چیه؟‬
‏‫- تنها کتاب این خونه‌ست.‬

225
00:22:48,920 --> 00:22:50,640
‏‫به عربی!‬

226
00:22:53,480 --> 00:22:56,760
‏‫بهت گفتم که‬
‏‫عربی بلد نیستم!‬

227
00:22:57,920 --> 00:22:59,560
‏‫نمیتونم بخونمش!‬

228
00:23:15,440 --> 00:23:17,120
‏‫سلام.‬

229
00:23:19,080 --> 00:23:21,520
‏‫- هنوز بیداری؟‬
‏‫- تو هم.‬

230
00:23:25,280 --> 00:23:26,680
‏‫داره چیکار میکنه؟‬

231
00:23:27,360 --> 00:23:28,400
‏‫خوابیده.‬

232
00:23:29,800 --> 00:23:31,160
‏‫اوضاع چطوره؟‬

233
00:23:31,320 --> 00:23:34,920
‏‫هنوز خیلی دوریم،‬
‏‫هیچکس مسئولیتش رو به عهده نگرفته.‬

234
00:23:36,200 --> 00:23:38,880
‏‫در واقع، خیلی ها ادعا کردن،‬
‏‫ولی هیچکدوم معتبر نیستن.‬

235
00:23:44,640 --> 00:23:46,440
‏‫خسته به نظر میای.‬

236
00:23:48,320 --> 00:23:49,680
‏‫تو هم.‬

237
00:23:51,000 --> 00:23:53,640
‏‫من میرم سر کار،‬
‏‫چون دیگه خبری از تعطیلات نیست.‬

238
00:23:56,560 --> 00:23:58,400
‏‫چیزی خوردی؟‬

239
00:23:58,560 --> 00:24:00,320
‏‫آره، یه چیزی.‬

240
00:24:05,400 --> 00:24:07,000
‏‫بیا بریم بخوابیم.‬

241
00:24:08,480 --> 00:24:10,920
‏‫دیگه نمیتونم بغلت کنم.‬

242
00:24:12,080 --> 00:24:13,840
‏‫پاشو راه برو.‬

243
00:24:14,280 --> 00:24:16,920
‏‫چشمات رو ببند،‬
‏‫من راهنماییت میکنم.‬

244
00:24:21,440 --> 00:24:23,800
‏‫- شب بخیر.‬
‏‫- شب.‬

245
00:24:31,840 --> 00:24:33,320
‏‫- بابا!‬
‏‫- سلام.‬

246
00:24:33,480 --> 00:24:35,600
‏‫یه نگاه به اینجا بنداز!‬

247
00:24:36,360 --> 00:24:38,520
‏‫خیلی وقته اینو ندیده بودم!‬

248
00:24:39,320 --> 00:24:42,800
‏‫- تعطیلات خوبی بود.‬
‏‫- فوق العاده!‬

249
00:24:43,200 --> 00:24:46,520
‏‫دیگه از این جور تعطیلات نمیریم،‬
‏‫تو هیچوقت وقت نداری...‬

250
00:24:48,320 --> 00:24:49,760
‏‫وقتش رو پیدا می‌کنم.‬

251
00:24:51,120 --> 00:24:53,480
‏‫فقط یه کم کار دارم که باید انجام بدم.‬

252
00:24:55,040 --> 00:24:58,000
‏‫تا اون موقع، یه جا برای غواصی حسابی پیدا کن.‬

253
00:24:58,160 --> 00:24:59,560
‏‫- قبلاً می‌دونم.‬
‏‫- کجا؟‬

254
00:25:00,760 --> 00:25:03,320
‏‫دریای سرخ، معلومه دیگه! خیلی قشنگه.‬

255
00:25:03,720 --> 00:25:05,480
‏‫بهترین زمانش کی هست؟‬

256
00:25:05,640 --> 00:25:06,960
‏‫چرا؟‬

257
00:25:07,800 --> 00:25:10,800
‏‫- فقط بهترین زمانش رو بگو.‬
‏‫- بین سپتامبر و اکتبر.‬

258
00:25:11,600 --> 00:25:12,840
‏‫- باشه.‬
‏‫- آره، حتماً...‬

259
00:25:14,600 --> 00:25:17,560
‏‫- اکتبر، دریای سرخ.‬
‏‫- مراقب باش، ممکنه باور کنم!‬

260
00:25:17,720 --> 00:25:19,480
‏‫بهتره باور کنی!‬

261
00:25:20,320 --> 00:25:22,360
‏‫- اکتبر.‬
‏‫- قول؟‬

262
00:25:33,880 --> 00:25:36,560
‏‫<i>- الو؟‬
‏‫- سلام، نیکولا کالیپاری هستم.</i>‬

263
00:25:37,120 --> 00:25:38,960
‏‫<i>من مدیر دفتر تحقیقات سیسمی هستم.</i>‬

264
00:25:39,240 --> 00:25:43,120
‏‫<i>من مسئول پرونده‌ی دزدیده شدن جولیانا اسگرنا هستم و می‌خواستم شما رو ملاقات کنم.</i>‬

265
00:25:43,280 --> 00:25:45,880
‏‫<i>- بله، کی؟‬
‏‫- حتی همین الان.</i>‬

266
00:25:46,360 --> 00:25:48,040
‏‫خیلی خب، یه دوش بگیرم و میام.‬

267
00:25:48,200 --> 00:25:50,880
‏‫<i>من همین بیرونم، منتظر می‌مونم.</i>‬

268
00:25:51,160 --> 00:25:52,320
‏‫دارم میام.‬

269
00:25:57,200 --> 00:25:59,640
‏‫ما دنبال یه راه برای مذاکره هستیم، ولی آسون نیست.‬

270
00:26:01,640 --> 00:26:04,600
‏‫روزهای اول یه آدم‌ربایی از همه حساس‌تره.‬

271
00:26:04,880 --> 00:26:07,680
‏‫اگه یه گروگان از این روزها جون سالم به در ببره، احتمال زنده بیرون اومدنش زیاده.‬

272
00:26:07,840 --> 00:26:09,440
‏‫چرا اینا رو به من میگی؟‬

273
00:26:11,480 --> 00:26:14,640
‏‫چون ما باید با هم کار کنیم تا زندگی جولیانا رو نجات بدیم.‬

274
00:26:15,240 --> 00:26:17,920
‏‫و این کار رو با به اشتراک گذاشتن اطلاعات انجام میدیم.‬

275
00:26:18,200 --> 00:26:19,920
‏‫به نظرم توی شغل اشتباهی هستی.‬

276
00:26:20,720 --> 00:26:22,040
‏‫چطور؟‬

277
00:26:22,640 --> 00:26:25,560
‏‫سرویس‌های اطلاعاتی مثل شما خبرنگارا کار می‌کنن: با اطلاعات.‬

278
00:26:25,720 --> 00:26:27,880
‏‫ما افشا می‌کنیم، شما پنهانش می‌کنین.‬

279
00:26:28,720 --> 00:26:31,400
‏‫- شماها فاضلاب اطلاعاتید.‬
‏‫- قبلاً این‌طور بود!‬

280
00:26:32,120 --> 00:26:33,280
‏‫الان کمتر.‬

281
00:26:34,000 --> 00:26:36,640
‏‫الان داریم سعی می‌کنیم امنیت تولید کنیم.‬

282
00:26:37,520 --> 00:26:40,920
‏‫و امنیت فقط با چرخیدن اطلاعات قوی‌تر میشه.‬

283
00:26:41,200 --> 00:26:43,960
‏‫حداقل من این‌طوری می‌بینم.‬

284
00:26:48,080 --> 00:26:49,920
‏‫دولت یه واحد بحران فعال کرده.‬

285
00:26:50,080 --> 00:26:53,080
‏‫شاید بعضی وقتا لازم بشه با شما هم صحبت کنیم.‬

286
00:26:55,400 --> 00:26:56,440
‏‫ولی فعلاً،‬

287
00:26:56,600 --> 00:26:59,600
‏‫و برای سلامتی جولیانا، حرفای من پیش خودت بمونه.‬

288
00:27:01,320 --> 00:27:06,120
‏‫حتماً! در ضمن، روزنامه به کارزار بسیج خودش ادامه میده‬

289
00:27:06,280 --> 00:27:09,160
‏‫تا به آدم‌رباها بفهمونه که جولیانا جاسوس نیست.‬

290
00:27:09,320 --> 00:27:12,640
‏‫دقیقاً همون همکاری رو دارم درخواست می‌کنم.‬

291
00:27:12,800 --> 00:27:14,280
‏‫ممنون.‬

292
00:27:14,760 --> 00:27:16,400
‏‫میشه اینقدر رسمی نباشیم؟‬

293
00:27:16,680 --> 00:27:18,120
‏‫آره، حتماً.‬

294
00:27:19,240 --> 00:27:21,080
‏‫یه خواهش دیگه هم دارم.‬

295
00:27:22,200 --> 00:27:26,280
‏‫خبرنگارتون تو بغداد، کیارینی رو، راضی کنین برگرده ایتالیا.‬

296
00:27:28,200 --> 00:27:29,680
‏‫باشه.‬

297
00:27:46,480 --> 00:27:50,000
‏‫- استاد!‬
‏‫- پروفسور، اینجا چیکار می‌کنین؟‬

298
00:27:51,760 --> 00:27:53,760
‏‫تیبر، منو نپیچون.‬

299
00:27:55,240 --> 00:27:57,480
‏‫چرا سرویس‌های اطلاعاتی می‌خوان من برگردم ایتالیا؟‬

300
00:27:57,760 --> 00:27:59,920
‏‫من فقط دارم سهم خودمو برای کمک به جولیانا انجام میدم‬

301
00:28:00,080 --> 00:28:02,320
‏‫و از مردم محلی حمایت بگیرم.‬

302
00:28:03,560 --> 00:28:05,800
‏‫اونا اینو خیلی خوب میدونن!‬

303
00:28:06,600 --> 00:28:10,520
‏‫ولی اینم میدونن تو یه کانال ارتباطی داری‬
‏‫که میتونی ازش درباره‌ی اسگرنا اطلاعات بگیری:‬

304
00:28:11,280 --> 00:28:12,560
‏‫همون سیاستمدار!‬

305
00:28:12,880 --> 00:28:13,840
‏‫سیاستمدار؟‬

306
00:28:16,200 --> 00:28:18,240
‏‫همونی که تو کافه دیدیش.‬

307
00:28:19,120 --> 00:28:20,920
‏‫ولی اون فقط یه دوسته.‬

308
00:28:21,760 --> 00:28:24,000
‏‫فکر کردی من خرم؟‬

309
00:28:24,240 --> 00:28:25,480
‏‫من همه چیو میدونم.‬

310
00:28:25,640 --> 00:28:29,280
‏‫این رابط میتونه یه راهی برای رسیدن‬
‏‫به آدم رباها پیدا کنه؟‬

311
00:28:30,800 --> 00:28:32,760
‏‫اون برای ارتش کار نمیکنه.‬

312
00:28:33,080 --> 00:28:36,960
‏‫اون نه، ولی شاید آدم رباها نظامی سابق باشن،‬

313
00:28:37,240 --> 00:28:39,080
‏‫وفادار به صدام.‬

314
00:28:39,400 --> 00:28:42,520
‏‫و شاید اون توشون کسی رو بشناسه.‬

315
00:28:43,000 --> 00:28:46,040
‏‫شاید، ولی باید قانعش کنیم.‬

316
00:28:46,520 --> 00:28:49,280
‏‫بهش یادآوری کن که اسگرنا دوست مردم عراقه،‬

317
00:28:49,560 --> 00:28:53,560
‏‫که اون بر ضد آمریکایی های عوضیه‬
‏‫که تو خونمون مثل ارباب رفتار میکنن.‬

318
00:28:54,160 --> 00:28:56,400
‏‫تو دیگه واقعاً عراقی شدی!‬

319
00:29:00,520 --> 00:29:03,040
‏‫تیبر، من اینجا با نیبیو هستم،‬
‏‫تو روی اسپیکر هستی.‬

320
00:29:06,000 --> 00:29:07,880
‏‫<i>قربان، اوضاع چطوره؟</i>‬

321
00:29:09,360 --> 00:29:11,160
‏‫میتونست بهتر باشه، تو چطوری؟‬

322
00:29:11,320 --> 00:29:14,200
‏‫مثل همه ی بدبخت بیچاره ها‬
‏‫داریم یه جوری میگذرونیم، به قول پدرم.‬

323
00:29:14,480 --> 00:29:16,240
‏‫<i>خبری هست؟</i>‬

324
00:29:16,400 --> 00:29:18,080
‏‫<i>من الان با کیارینی حرف زدم،</i>‬

325
00:29:18,360 --> 00:29:20,960
‏‫<i>اون از طریق رابطش،‬
‏‫ممکنه یه واسطه پیدا کرده باشه،</i>‬

326
00:29:21,240 --> 00:29:22,200
‏‫در چه سطحی؟‬

327
00:29:22,360 --> 00:29:25,400
‏‫<i>کسی که میتونه کیارینی رو ببره‬
‏‫تا با آدم رباها صحبت کنه،</i>‬

328
00:29:25,640 --> 00:29:29,120
‏‫<i>- ولی شاید خیلی خطرناک باشه،‬
‏‫- نه! جلوشو بگیر!</i>‬

329
00:29:29,400 --> 00:29:32,160
‏‫ما نمیتونیم یه خبرنگار رو بفرستیم‬
‏‫که با تروریست ها صحبت کنه.‬

330
00:29:33,520 --> 00:29:37,080
‏‫کیارینی از قبل با این شخص قرار داره؟‬

331
00:29:37,240 --> 00:29:40,480
‏‫<i>- انگار آره، فردا شب،‬
‏‫- کاری کن بگه کجاست،</i>‬

332
00:29:40,640 --> 00:29:42,920
‏‫و من به جای اون میرم سر قرار.‬

333
00:29:43,440 --> 00:29:45,000
‏‫<i>باشه، فهمیدم.</i>‬

334
00:29:57,080 --> 00:29:58,600
‏‫کیارینی، بزن بریم!‬

335
00:30:00,800 --> 00:30:04,880
‏‫ایتالیا ازت بابت این رابط‬
‏‫و بابت کارت ممنونه‬

336
00:30:05,200 --> 00:30:06,880
‏‫ولی میگن امن نیست.‬

337
00:30:07,200 --> 00:30:11,080
‏‫بهشون گفتم تو کارت رو بلدی،‬
‏‫ولی خیلی ریسکیه.‬

338
00:30:12,600 --> 00:30:14,120
‏‫برو سر اصل مطلب.‬

339
00:30:14,840 --> 00:30:18,280
‏‫میبریمت فرودگاه‬
‏‫و میری خونه.‬

340
00:30:19,320 --> 00:30:21,160
‏‫ولی با احترام!‬

341
00:30:21,320 --> 00:30:24,160
‏‫تنها احترام اینه که کارمو درست انجام بدم،‬
‏‫به مردم کمک کنم،‬

342
00:30:24,480 --> 00:30:26,160
‏‫شما دارید اینو ازم میگیرید.‬

343
00:30:26,320 --> 00:30:28,680
‏‫نه، این دستور دولته.‬

344
00:30:29,400 --> 00:30:32,040
‏‫اوضاع خیلی وخیمه،‬
‏‫همه ی خبرنگارا باید برن.‬

345
00:30:32,320 --> 00:30:36,240
‏‫بگو ببینم، چرا مثل همکارت بشی؟‬

346
00:30:41,040 --> 00:30:42,800
‏‫تو همیشه یه جنتلمن بودی.‬

347
00:30:47,320 --> 00:30:48,400
‏‫مراقب خودت باش.‬

348
00:30:48,560 --> 00:30:50,040
‏‫تو هم.‬

349
00:31:17,240 --> 00:31:19,400
‏‫- تیبر؟‬
‏‫- نیبیو!‬

350
00:31:21,360 --> 00:31:22,480
‏‫از دیدنتون خوشحالم آقا!‬

351
00:31:25,320 --> 00:31:27,920
‏‫اون مرد به کیارینی تلفن زد و گفت اسمش طارقه،‬

352
00:31:28,200 --> 00:31:30,640
‏‫یه قرار ملاقات تو یه منطقه در حال ساخت گذاشته،‬

353
00:31:30,800 --> 00:31:33,440
‏‫- کی؟‬
‏‫- چهار ساعت دیگه. منم بیام؟‬

354
00:31:33,600 --> 00:31:35,960
‏‫آره، دوربینت رو هم بیار.‬

355
00:31:41,800 --> 00:31:44,600
‏‫روز پنجم حبس‬

356
00:32:13,080 --> 00:32:16,240
‏‫- چته؟‬
‏‫- باید با یه زن حرف بزنم.‬

357
00:32:20,160 --> 00:32:21,400
‏‫چرا یه زن؟‬

358
00:32:23,760 --> 00:32:27,360
‏‫من یه مشکل زنونه دارم، باید با یه زن حرف بزنم، لطفا.‬

359
00:32:29,000 --> 00:32:30,640
‏‫خیله خب، متوجه‌ات میشم.‬

360
00:32:59,960 --> 00:33:03,480
‏‫همونطور که گفتم،
من آدمایی رو میشناسم که آدمای دیگه رو میشناسن‬

361
00:33:04,040 --> 00:33:06,000
‏‫میتونم اون آدمایی که دنبالشون میگردی رو پیدا کنم.‬

362
00:33:06,160 --> 00:33:07,960
‏‫پس تو هیچ ارتباط واقعی‌ای نداری.‬

363
00:33:08,760 --> 00:33:10,840
‏‫- داری وقت منو تلف میکنی.‬
‏‫- صبر کن...‬

364
00:33:11,000 --> 00:33:14,840
‏‫باور کن، میتونم به اونایی که اون زن رو نگه داشتن
دسترسی پیدا کنم‬

365
00:33:17,000 --> 00:33:19,960
‏‫- در عوضش، چی به من میرسه؟‬
‏‫- چی میخوای؟‬

366
00:33:21,960 --> 00:33:25,400
‏‫من دو تا ژنراتور برای آبیاری زمینام میخوام.‬

367
00:33:26,640 --> 00:33:30,360
‏‫همه چی داره از بین میره، بخاطر جنگ، بخاطر آمریکایی‌ها.‬

368
00:33:30,640 --> 00:33:33,960
‏‫من ژنراتورها رو برات پیدا میکنم،
فردا همینجا همدیگه رو میبینیم‬

369
00:33:34,120 --> 00:33:36,120
‏‫- نه اینجا.‬
‏‫- چرا که نه؟ بهم اعتماد کن.‬

370
00:33:36,280 --> 00:33:37,680
‏‫نه، بهت اعتماد ندارم!‬

371
00:33:39,440 --> 00:33:40,600
‏‫من پیدات میکنم کجا میمونی.‬

372
00:33:42,720 --> 00:33:44,120
‏‫من تو هتل بهجی هستم.‬

373
00:34:20,000 --> 00:34:21,440
‏‫سلام نیبیو.‬

374
00:34:22,000 --> 00:34:24,480
‏‫سلام کلیتون، همه چی مرتبه؟‬

375
00:34:24,920 --> 00:34:28,000
‏‫همه چی خوبه، آره، ممنون که پرسیدی، سلام برسون به پیتر.‬

376
00:34:28,640 --> 00:34:30,240
‏‫- سلام، پیتر!‬
‏‫- سلام.‬

377
00:34:33,880 --> 00:34:38,040
‏‫بریم تو هتل بشینیم؟ میتونم یه چیزی برات بیارم بخوری.‬

378
00:34:38,520 --> 00:34:41,600
‏‫نه، من سر کار مشروب نمیخورم، غیرحرفه‌ایه.‬

379
00:34:42,360 --> 00:34:48,000
‏‫خیله خب، پس... چی شده؟ چی میخوای بهم بگی؟‬

380
00:34:48,720 --> 00:34:52,080
‏‫اینکه ممکنه زندان اون خبرنگار رو پیدا کرده باشیم.‬

381
00:34:53,360 --> 00:34:58,080
‏‫ممکنه؟ "ممکنه" یعنی چی؟ داری اطلاعات میدی یا...‬

382
00:34:58,320 --> 00:35:00,000
‏‫یعنی اینکه بهتره صبر کنی‬

383
00:35:00,160 --> 00:35:02,160
‏‫تا ما کارایی که باید انجام بدیم رو انجام بدیم.‬

384
00:35:02,320 --> 00:35:05,000
‏‫شاید بتونیم از یه سری خطرات غیرضروری نجاتت بدیم.‬

385
00:35:05,160 --> 00:35:06,880
‏‫نگران من نباش.‬

386
00:35:07,040 --> 00:35:10,920
‏‫فکر کنم یه سرنخ پیدا کردم،
فقط یکم وقت میخوام و خبرنگار رو آزاد میکنیم‬

387
00:35:11,080 --> 00:35:13,680
‏‫ما سیا هستیم، داداش، ما سریع‌تریم، خودت میدونی.‬

388
00:35:13,840 --> 00:35:16,000
‏‫- موقعیت مکانی رو داری؟‬
‏‫- بله قربان!‬

389
00:35:16,400 --> 00:35:20,480
‏‫- از کجا آوردیش؟‬
‏‫- از یه تروریست لعنتی، اینجاست.‬

390
00:35:28,000 --> 00:35:31,000
‏‫<i>یه سوال کوفتی ازت پرسیدم، حرومزاده!</i>‬

391
00:35:32,160 --> 00:35:34,120
‏‫<i>بگو کجاست!</i>‬

392
00:35:34,520 --> 00:35:38,280
‏‫<i>بسه تسلیمم! خواهش میکنم! بسه! میگم...</i>‬

393
00:35:38,960 --> 00:35:40,760
‏‫خب، شنیدی چی گفت؟‬

394
00:35:41,280 --> 00:35:44,200
‏‫گفت کجا دارن اون رو اسیر نگه میدارن، این برات کافی نیست؟‬

395
00:35:44,640 --> 00:35:48,560
‏‫نه، یه آدم شکنجه شده هرچی بگی میگه.‬

396
00:35:48,720 --> 00:35:50,160
‏‫این رو شنیدی؟‬

397
00:35:51,520 --> 00:35:56,720
‏‫معلوم شد نیبیو یه سری برگ برنده‌ی دیگه هم داره. خب، بشنویم.‬

398
00:35:58,240 --> 00:36:01,320
‏‫من چیز قطعی‌ای ندارم، ولی میدونم یه حمله خطرناکه.‬

399
00:36:01,760 --> 00:36:04,600
‏‫به علاوه، اگه واقعا از اطلاعات مطمئن بودین،‬

400
00:36:04,760 --> 00:36:08,040
‏‫اینجا نمی‌خوابیدی،‬
‏‫بلکه یه کاری می‌کردی.‬

401
00:36:08,200 --> 00:36:10,120
‏‫خیلی ساده،‬
‏‫مثل همیشه.‬

402
00:36:10,280 --> 00:36:13,880
‏‫دقیقا، فقط داریم بهت اطلاع می‌دیم رفیق،‬
‏‫همین.‬

403
00:36:14,360 --> 00:36:18,200
‏‫خیلی لطف دارید،‬
‏‫ولی برام دردسر درست نکنید، باشه؟‬

404
00:36:19,080 --> 00:36:21,240
‏‫اولین بار نیست که گند می‌زنید.‬

405
00:36:21,800 --> 00:36:24,720
‏‫تقریباً رسیدم،‬
‏‫میشه این مزخرفات رو تموم کنی؟‬

406
00:36:25,360 --> 00:36:28,720
‏‫نیکولا، الان دیگه باید بدونی که من و پیتر،‬

407
00:36:28,880 --> 00:36:31,960
‏‫ما این تصمیمات رو نمی‌گیریم،‬
‏‫دست‌هامون بسته‌ست.‬

408
00:36:48,640 --> 00:36:50,040
‏‫بیرون منتظر بمون.‬

409
00:36:55,200 --> 00:36:58,400
‏‫اینم نوار بهداشتی، شامپو،‬
‏‫و یه مسواک.‬

410
00:36:59,040 --> 00:37:02,120
‏‫بردار، استفاده کن و مواظب باش لک نشه.‬

411
00:37:02,560 --> 00:37:04,000
‏‫تو کی هستی؟‬

412
00:37:04,160 --> 00:37:07,000
‏‫- لباست رو عوض کن اینا رو بپوش.‬
‏‫- اسمت چیه؟‬

413
00:37:08,800 --> 00:37:10,440
‏‫میتونی کريمه صدام کنی.‬

414
00:37:11,400 --> 00:37:14,360
‏‫اگه قراره اینجا بمونی،‬
‏‫لباسای بیشتری برات میارم.‬

415
00:37:15,440 --> 00:37:16,720
‏‫صبر کن! صبر کن...‬

416
00:37:17,840 --> 00:37:19,400
‏‫اونا منو میکشن؟‬

417
00:37:21,280 --> 00:37:23,560
‏‫هنوز هیچ تصمیمی در موردت‬
‏‫گرفته نشده.‬

418
00:38:29,240 --> 00:38:30,920
‏‫پاشو، پاشو!‬

419
00:39:10,800 --> 00:39:12,240
‏‫اتاق امنه.‬

420
00:39:21,000 --> 00:39:22,480
‏‫آمریکایی‌ها عجولن!‬

421
00:39:23,040 --> 00:39:25,360
‏‫همونطور که فکر می‌کردم، حمله برق‌آسا شکست خورد.‬

422
00:39:25,520 --> 00:39:28,560
‏‫اونا به آدم‌رباها هشدار دادن‬
‏‫که ممکنه تصمیم بگیرن‬

423
00:39:28,720 --> 00:39:30,160
‏‫<i>از شر گروگان خلاص شن.</i>‬

424
00:39:30,320 --> 00:39:31,280
‏‫حالا چی؟‬

425
00:39:32,880 --> 00:39:33,840
‏‫نمیدونم.‬

426
00:39:34,840 --> 00:39:38,120
‏‫<i>نقشه این بود که تماس بگیریم،‬
‏‫ولی ساعت‌ها گذشته،</i>‬

427
00:39:39,080 --> 00:39:40,760
‏‫به نظرم اون راه بسته شده.‬

428
00:39:41,000 --> 00:39:43,040
‏‫عکسشو فرستادم، چک کردی؟‬

429
00:39:43,200 --> 00:39:45,640
‏‫آره، ولی نمیتونیم اسمشو پیدا کنیم.‬

430
00:39:49,480 --> 00:39:51,560
‏‫<i>- نیکولا، اومروئه.‬
‏‫- چیه؟</i>‬

431
00:39:52,120 --> 00:39:55,080
‏‫<i>اون سروان پلیس منطقه حمرا رو یادت میاد؟</i>‬

432
00:39:55,480 --> 00:39:56,840
‏‫آهان، درسته! حسن.‬

433
00:39:57,680 --> 00:39:59,720
‏‫باید ببینیم اونم پاکسازی شده یا نه.‬

434
00:39:59,880 --> 00:40:02,920
‏‫اون موقع اون یکی از معدود سنی‌هایی بود‬
‏‫که هنوز سر کارش بود.‬

435
00:40:03,160 --> 00:40:06,320
‏‫<i>ایده خوبیه،‬
‏‫اگه هنوز اونجا باشه، میرم پیشش.</i>‬

436
00:40:06,600 --> 00:40:07,880
‏‫باشه، خداحافظ.‬

437
00:40:09,000 --> 00:40:10,360
‏‫بچه‌ها، بریم.‬

438
00:40:12,280 --> 00:40:13,200
‏‫طبق دستور.‬

439
00:40:14,240 --> 00:40:15,640
‏‫خداحافظ.‬

440
00:40:38,600 --> 00:40:40,280
‏‫<i>- سلام.‬
‏‫- سلام.</i>‬

441
00:40:42,640 --> 00:40:44,320
‏‫ممنون که اینقدر سریع‬
‏‫وقت گذاشتید.‬

442
00:40:44,800 --> 00:40:47,520
‏‫- چطور میتونم کمکتون کنم؟‬
‏‫- به کمکت نیاز دارم، حسن.‬

443
00:40:49,840 --> 00:40:51,320
‏‫دنبال این مرد می‌گردم.‬

444
00:40:52,120 --> 00:40:56,840
‏‫باید یه مزرعه جایی داشته باشه،‬
‏‫شاید خارج از شهر، میتونی پیداش کنی؟‬

445
00:40:57,360 --> 00:40:59,160
‏‫چرا دنبالش می‌گردی؟‬

446
00:40:59,320 --> 00:41:01,760
‏‫به دلیلی که آمریکایی‌ها‬
‏‫نباید ازش خبردار بشن.‬

447
00:41:02,160 --> 00:41:05,000
‏‫تو بغداد بدون اینکه اونا بفهمن‬
‏‫نمیتونی کاری انجام بدی، خودت میدونی.‬

448
00:41:06,000 --> 00:41:08,160
‏‫اگه نباید بدونن،‬
‏‫فقط بهشون نگو.‬

449
00:41:08,320 --> 00:41:09,440
‏‫نمیدونم، نیکولا.‬

450
00:41:10,080 --> 00:41:12,760
‏‫تو یکی از معدود سنی‌هایی هستی که تو این جایگاه مونده.‬

451
00:41:13,240 --> 00:41:15,000
‏‫نمی‌خوای یه کاری واسه مردم خودت بکنی؟‬

452
00:41:15,160 --> 00:41:17,120
‏‫معلومه که میخوام، ولی خب...‬

453
00:41:18,080 --> 00:41:21,840
‏‫گوش کن، من میدونم پسرت یه مریضی جدی داره.‬

454
00:41:23,000 --> 00:41:26,120
‏‫میدونم اینجا درمانش سخته، خیلی چیزا کمه.‬

455
00:41:27,200 --> 00:41:29,840
‏‫نمیخوای ببریش ایتالیا که درمان بشه؟‬

456
00:41:30,000 --> 00:41:32,200
‏‫توی بیمارستان کودکان بامبینو گسو تو رم،‬

457
00:41:32,360 --> 00:41:34,040
‏‫که یکی از بهترین‌ها توی دنیاست؟‬

458
00:41:34,200 --> 00:41:36,880
‏‫من نمیتونم از اینجا برم، نمیذارن از عراق برم.‬

459
00:41:37,040 --> 00:41:39,360
‏‫میدونم تو نمیتونی، ولی زنت که میتونه.‬

460
00:41:40,320 --> 00:41:43,400
‏‫اون میتونه همراهیش کنه و پیشش بمونه تا خوب بشه.‬

461
00:41:43,880 --> 00:41:47,080
‏‫من همه چیو درست میکنم، نگران نباش، منو که میشناسی.‬

462
00:41:48,720 --> 00:41:51,400
‏‫خواهش میکنم حسن، کمکم کن پیداش کنم...‬

463
00:43:06,560 --> 00:43:07,640
‏‫طارق!‬

464
00:43:10,360 --> 00:43:11,480
‏‫تو چطوری منو پیدا کردی؟‬

465
00:43:11,640 --> 00:43:14,440
‏‫ما دوستای مشترک داریم، گوش کن...‬

466
00:43:14,600 --> 00:43:16,920
‏‫نه، نمیخوام به حرفات گوش کنم.‬

467
00:43:17,400 --> 00:43:19,400
‏‫طارق، خواهش میکنم به حرفم گوش کن.‬

468
00:43:20,160 --> 00:43:23,560
‏‫حمله به اون خونه دیشب کار ایتالیایی‌ها نبود.‬

469
00:43:23,720 --> 00:43:25,680
‏‫ما هیچ دخالتی نداشتیم.‬

470
00:43:26,120 --> 00:43:30,640
‏‫چرا، شما بودید
شما و آمریکایی‌ها یکی هستید، عین همید.‬

471
00:43:31,320 --> 00:43:35,400
‏‫من برات ژنراتور پیدا کردم و میتونم ترتیب حفر چاه رو بدم.‬

472
00:43:36,880 --> 00:43:39,000
‏‫کی میگه که تو واقعا این کارو میکنی؟‬

473
00:43:39,160 --> 00:43:45,160
‏‫هیچکس، حرف من، من میتونم آب و برق فراهم کنم، باور کن.‬

474
00:43:45,720 --> 00:43:48,040
‏‫اتفاقی که دیشب افتاد دیگه تکرار نمیشه.‬

475
00:43:49,840 --> 00:43:52,160
‏‫تو باید بگی که ما حاضریم مذاکره کنیم.‬

476
00:43:52,560 --> 00:43:54,600
‏‫ولی برای این کار به یه چیز ملموس احتیاج داریم.‬

477
00:43:54,760 --> 00:43:57,400
‏‫یه عکس، یه ویدیو حتی بهترم هست.‬

478
00:43:57,960 --> 00:44:00,360
‏‫ولی باید سریع و بی معطلی دست به کار بشی.‬

479
00:44:04,360 --> 00:44:07,360
‏‫- دو روز بهم فرصت بده.‬
‏‫- نه، فقط یه روز بهت فرصت میدم.‬

480
00:44:07,520 --> 00:44:11,080
‏‫بیست و چهار ساعت دیگه، بعدش من برمیگردم ایتالیا.‬

481
00:44:12,320 --> 00:44:14,000
‏‫قبوله؟‬

482
00:44:18,560 --> 00:44:19,480
‏‫قبوله.‬

483
00:44:22,720 --> 00:44:26,040
‏‫روز هفتم اسارت‬

484
00:44:34,880 --> 00:44:39,400
‏‫- اینا رو بپوش.‬
‏‫- از من چی میخوای؟‬

485
00:44:47,120 --> 00:44:48,920
‏‫ببرینش اون تو.‬

486
00:44:54,800 --> 00:44:58,200
‏‫شما باید از دولتتون بخواین که نیروهاشو بیرون بکشه
 به زبون خودتون‬

487
00:44:58,840 --> 00:45:01,440
‏‫ولی من یه خبرنگارم از یه روزنامه کوچیک...‬

488
00:45:01,600 --> 00:45:03,080
‏‫چرا باید به حرف من گوش بدن؟‬

489
00:45:03,360 --> 00:45:06,520
‏‫چون اونا باید بفهمن که جنگ ادامه داره.‬

490
00:45:06,920 --> 00:45:11,800
‏‫چون ما عراقی‌ها هم حق داریم بجنگیم،
کشورمون رو آزاد کنیم‬

491
00:45:11,960 --> 00:45:14,040
‏‫همونطور که توی ویتنام و الجزایر انجام شد.‬

492
00:45:14,200 --> 00:45:17,080
‏‫مقاومت حق هر ملتیه، من باهاتون موافقم.‬

493
00:45:17,240 --> 00:45:19,920
‏‫برام مهم نیست که موافقی، کاری که میگم رو انجام بده.‬

494
00:45:21,160 --> 00:45:23,400
‏‫اجازه بدید نه تنها از دولت درخواست کمک کنم‬

495
00:45:24,040 --> 00:45:28,560
‏‫بلکه از تمام نیروهایی که علیه جنگ میجنگن
 شاید اونا به حرفم گوش بدن‬

496
00:45:33,600 --> 00:45:35,600
‏‫خیلی خب، ضبط کن.‬

497
00:45:47,760 --> 00:45:49,680
‏‫از اواخر ژانویه، من اینجا بودم‬

498
00:45:49,960 --> 00:45:53,120
‏‫تا وضعیت این مردمی رو شهادت بدم،
که هر روز دارن میمیرن‬

499
00:45:53,920 --> 00:45:58,200
‏‫هزاران نفر غذا، برق یا آب ندارن.‬

500
00:45:58,840 --> 00:46:01,720
‏‫خواهش می‌کنم به اشغال خاتمه بدید.‬

501
00:46:02,400 --> 00:46:04,160
‏‫این درخواست رو از دولت ایتالیا دارم.‬

502
00:46:04,440 --> 00:46:07,440
‏‫از مردم ایتالیا می‌خوام‬
‏‫به دولت فشار بیارن.‬

503
00:46:07,600 --> 00:46:10,120
‏‫این مردم نباید دیگه‬
‏‫اینطوری زجر بکشن.‬

504
00:46:10,400 --> 00:46:13,280
‏‫نیروها رو از عراق خارج کنید،‬
‏‫کمک کنید،...‬

505
00:46:13,440 --> 00:46:14,520
‏‫خواهش می‌کنم، کمکم کنید.‬

506
00:46:14,680 --> 00:46:16,680
‏‫از شوهرتون خواهش کنید،‬
‏‫از خانوادتون خواهش کنید.‬

507
00:46:16,840 --> 00:46:19,360
‏‫نه، نه، نمی‌خوام... خواهش می‌کنم...‬
‏‫دیگه کافی نیست؟‬

508
00:46:19,520 --> 00:46:22,880
‏‫شما نباید درباره خواسته‌هامون نظر بدید،‬
‏‫فقط باید کاری که بهتون میگیم رو انجام بدید.‬

509
00:46:23,760 --> 00:46:26,240
‏‫نمی‌فهمید که جونتون‬
‏‫به یه نخ بنده؟‬

510
00:46:32,400 --> 00:46:33,920
‏‫پیر، کمکم کن.‬

511
00:46:34,520 --> 00:46:37,040
‏‫تو همیشه تو همه‬
‏‫جنگ‌هام کنارم بودی.‬

512
00:46:37,200 --> 00:46:40,880
‏‫عکس بچه هایی که قربانی‬
‏‫بمب های خوشه ای شدن رو نشون بده.‬

513
00:46:41,040 --> 00:46:42,360
‏‫زن‌ها رو...‬

514
00:46:42,520 --> 00:46:45,280
‏‫من بهت امید دارم،‬
‏‫تو تنها امید منی، پیر.‬

515
00:46:45,600 --> 00:46:48,000
‏‫خواهش می‌کنم کمکم کن!‬

516
00:48:13,560 --> 00:48:14,840
‏‫بفرمایید تو.‬

517
00:48:17,080 --> 00:48:19,200
‏‫- حال شما؟ نیکولا کالیپاری هستم.‬
‏‫- پیر اسکولاری.‬

518
00:48:19,440 --> 00:48:20,840
‏‫بفرمایید بشینید.‬

519
00:48:21,280 --> 00:48:23,400
‏‫<i>این درخواست رو از دولت ایتالیا دارم.</i>‬

520
00:48:23,680 --> 00:48:26,640
‏‫<i>از مردم ایتالیا می‌خوام‬
‏‫به دولت فشار بیارن.</i>‬

521
00:48:26,800 --> 00:48:29,400
‏‫<i>این مردم نباید دیگه‬
‏‫اینطوری زجر بکشن.</i>‬

522
00:48:29,560 --> 00:48:31,200
‏‫<i>نیروها رو از عراق خارج کنید.</i>‬

523
00:48:31,360 --> 00:48:32,680
‏‫<i>کمک کنید.</i>‬

524
00:48:34,200 --> 00:48:35,760
‏‫<i>پیر، کمکم کن.</i>‬

525
00:48:35,920 --> 00:48:38,840
‏‫<i>تو همیشه تو همه جنگ‌هام‬
‏‫ کنارم بودی، خواهش می‌کنم کمکم کن.</i>‬

526
00:48:39,000 --> 00:48:41,080
‏‫<i>پیر، خواهش می‌کنم کمکم کن.</i>‬

527
00:48:41,240 --> 00:48:44,960
‏‫<i>عکس بچه‌هایی که قربانی بمب‌های خوشه‌ای شدن ‬
‏‫رو نشون بده.</i>‬

528
00:48:45,120 --> 00:48:46,200
‏‫<i>زن‌ها رو...</i>‬

529
00:48:46,360 --> 00:48:48,920
‏‫<i>من بهت امید دارم،‬
‏‫تو تنها امید منی، پیر.</i>‬

530
00:48:49,080 --> 00:48:51,480
‏‫<i>خواهش می‌کنم کمکم کن!</i>‬

531
00:48:59,240 --> 00:49:01,720
‏‫اینجور ویدیوها هیچ کمکی‬
‏‫به خروج نیروها نمیکنه.‬

532
00:49:01,880 --> 00:49:03,920
‏‫برای درخواست خروج نیروها فایده نداره.‬

533
00:49:04,200 --> 00:49:07,000
‏‫آدم رباها میدونن که هرگز بهش نمیرسن.‬

534
00:49:07,160 --> 00:49:08,560
‏‫پس چرا این کار رو میکنن؟‬

535
00:49:08,720 --> 00:49:12,360
‏‫برای اینکه ثابت کنن گروگان زنده ست‬
‏‫و یه کانال ارتباطی باز کنن.‬

536
00:49:12,640 --> 00:49:14,360
‏‫تو میتونی بهمون کمک کنی.‬

537
00:49:14,520 --> 00:49:15,880
‏‫چطوری؟‬

538
00:49:16,400 --> 00:49:19,080
‏‫جولیانا از بمب های خوشه ای میگه‬
‏‫و عکس هاش‬

539
00:49:19,240 --> 00:49:21,360
‏‫از زن ها و بچه هایی که قربانی‬
‏‫این بمب ها شدن.‬

540
00:49:21,520 --> 00:49:24,680
‏‫ما بلافاصله بعد از بمباران‬
‏‫حله منتشرشون کردیم.‬

541
00:49:24,840 --> 00:49:27,000
‏‫دوباره منتشرشون کنید.‬

542
00:49:27,280 --> 00:49:29,200
‏‫- همون عکس ها؟‬
‏‫- بله.‬

543
00:49:29,360 --> 00:49:32,280
‏‫آدم رباها و جولیانا میفهمن‬
‏‫که پیام دریافت شده.‬

544
00:49:32,600 --> 00:49:35,320
‏‫و امیدوارم به زودی تماس بگیرن.‬

545
00:49:38,520 --> 00:49:40,000
‏‫پیر، قوی باش.‬

546
00:49:40,640 --> 00:49:42,680
‏‫ما اونو برمی‌گردونیم خونه.‬

547
00:49:52,560 --> 00:49:56,280
‏‫"صدای ما"‬

548
00:49:59,400 --> 00:50:00,920
‏‫تیبر، چی شده؟‬

549
00:50:04,360 --> 00:50:05,760
‏‫فهمیدم، ممنون.‬

550
00:50:05,920 --> 00:50:07,880
‏‫ما آدرس رو داریم.‬

551
00:50:08,040 --> 00:50:09,520
‏‫بزن بریم طرف دیگوس، عملیات ویژه.‬

552
00:50:17,480 --> 00:50:20,000
‏‫ما ویدیو رو دیدیم، این همون مدرکی بود که منتظرش بودیم.‬

553
00:50:20,160 --> 00:50:23,840
‏‫{\an8}ما یه نخ، یه پیشنهاد ملاقات کم داریم.‬

554
00:50:24,000 --> 00:50:26,440
‏‫پیشنهاد از یکی از منابعمون رسید.‬

555
00:50:26,600 --> 00:50:28,680
‏‫- از بغداد؟‬
‏‫- بله، ولی قرار توی دبی هست.‬

556
00:50:29,240 --> 00:50:33,080
‏‫{\an8}- توی دبی؟ با کی؟‬
‏‫- فعلاً نمیگن.‬

557
00:50:33,240 --> 00:50:35,800
‏‫فقط گفتن توی بندر، اسکله‌ی پنج.‬

558
00:50:35,960 --> 00:50:38,400
‏‫با این قرار احساس امنیت میکنی؟‬

559
00:50:38,560 --> 00:50:39,640
‏‫نه.‬

560
00:50:40,240 --> 00:50:43,000
‏‫ولی در حال حاضر، این تنها راهمونه.‬

561
00:50:43,480 --> 00:50:46,040
‏‫{\an8}دبی‬

562
00:51:09,400 --> 00:51:10,680
‏‫اینهاهاش.‬

563
00:51:15,360 --> 00:51:16,280
‏‫برو.‬

564
00:51:41,480 --> 00:51:42,640
‏‫- صبح بخیر!‬
‏‫- صبح بخیر.‬

565
00:51:42,800 --> 00:51:43,960
‏‫ممنون.‬

566
00:52:04,680 --> 00:52:06,320
‏‫به دبی خوش اومدید.‬

567
00:52:12,960 --> 00:52:15,400
‏‫اسم من براتون سخته تلفظش کنید.‬

568
00:52:15,640 --> 00:52:17,080
‏‫میتونید منو آقای سیمبل صدا کنید.‬

569
00:52:18,160 --> 00:52:21,080
‏‫- انگلیسی صحبت کنیم بهتره؟‬
‏‫- بله، ممنون.‬

570
00:52:21,800 --> 00:52:24,360
‏‫به من اطمینان میدید که نماینده‌ی تام الاختیار کشورتون هستید؟‬

571
00:52:24,520 --> 00:52:28,280
‏‫البته، من ژنرال نیروهای مسلح ایتالیا هستم‬

572
00:52:28,440 --> 00:52:30,160
‏‫و از طرف دولتم اینجام.‬

573
00:52:33,960 --> 00:52:34,880
‏‫نوش جان.‬

574
00:52:35,640 --> 00:52:36,720
‏‫ممنون.‬

575
00:52:36,880 --> 00:52:39,320
‏‫من باید برم، وقت نمازه.‬

576
00:52:40,080 --> 00:52:43,320
‏‫یه چیزی درباره‌ی خانم اسگرنا بگید، حالشون خوبه؟‬

577
00:52:45,200 --> 00:52:49,560
‏‫بعدش هرچی بخواید میگم، ولی نماز نباید منتظر بمونه.‬

578
00:52:59,200 --> 00:53:01,320
‏‫زاهد، کیلیان، به شما نیازی نیست.‬

579
00:53:01,480 --> 00:53:03,240
‏‫پایین منتظر بمونید.‬

580
00:53:11,960 --> 00:53:13,440
‏‫لیمو یا شیر؟‬

581
00:53:15,960 --> 00:53:19,480
‏‫خب، این منو آروم میکنه که بدونم جولیانا اسگرنا حالش خوبه،‬

582
00:53:20,920 --> 00:53:22,760
‏‫ولی قیمت این باج خیلی بالاست.‬

583
00:53:24,000 --> 00:53:26,000
‏‫من از اصطلاح باج خوشم نمیاد.‬

584
00:53:29,320 --> 00:53:30,640
‏‫یه واژه‌ی بهتری انتخاب کن.‬

585
00:53:31,680 --> 00:53:32,960
‏‫تبادل.‬

586
00:53:33,680 --> 00:53:38,560
‏‫موافقم، قیمت این 'تبادل' خیلی بالاست.‬

587
00:53:38,720 --> 00:53:39,960
‏‫شاید.‬

588
00:53:42,000 --> 00:53:45,920
‏‫ولی چیزی که مردم عراق دارن بخاطر این جنگ میدن‬

589
00:53:47,000 --> 00:53:50,920
‏‫بی نهایت بیشتر و دردناک تره.‬

590
00:53:52,200 --> 00:53:56,040
‏‫علاوه بر این، تصمیم فاجعه بار آمریکا‬

591
00:53:56,200 --> 00:53:58,800
‏‫برای حذف سنی ها از صحنه سیاسی‬

592
00:53:59,440 --> 00:54:01,480
‏‫و تشکیل یه دولت فقط از شیعه ها‬

593
00:54:03,840 --> 00:54:05,440
‏‫همه چیز رو پیچیده تر میکنه.‬

594
00:54:06,800 --> 00:54:09,480
‏‫به من نگاه کن، من عراقی ام‬

595
00:54:10,520 --> 00:54:11,760
‏‫و سنی.‬

596
00:54:13,320 --> 00:54:15,280
‏‫من یه مدیر مهم بودم.‬

597
00:54:15,440 --> 00:54:19,040
‏‫من مایلم در زندگی دموکراتیک جدید عراق شرکت کنم،‬

598
00:54:19,920 --> 00:54:24,960
‏‫و بجاش من اینجا در تبعید هستم‬

599
00:54:25,880 --> 00:54:28,120
‏‫بدون اینکه هیچ جرمی مرتکب شده باشم.‬

600
00:54:29,680 --> 00:54:32,040
‏‫داری اینارو به من میگی چون...‬

601
00:54:32,200 --> 00:54:35,600
‏‫میخوای به صحنهٔ سیاسی کشورت برگردی؟‬

602
00:54:36,040 --> 00:54:38,200
‏‫آقای من، دارم یه چیز دیگه بهتون میگم‬

603
00:54:41,120 --> 00:54:43,560
‏‫دارم بهتون میگم که ایتالیا‬

604
00:54:44,680 --> 00:54:48,000
‏‫میتونه یه مذاکره‌کنندهٔ سیاسی‬
‏‫برای سنی‌ها باشه‬

605
00:54:49,080 --> 00:54:52,440
‏‫میتونه بین ما و آمریکایی‌ها‬
‏‫میانجی‌گری کنه‬

606
00:54:53,080 --> 00:54:59,240
‏‫اگه این اتفاق بیفته،‬
‏‫میتونیم فوراً حمله‌ها رو متوقف کنیم‬

607
00:54:59,720 --> 00:55:02,280
‏‫آدم‌ربایی‌ها و هر چیز دیگه‌ای رو‬

608
00:55:13,160 --> 00:55:16,480
‏‫روز دوازدهم اسارت‬

609
00:55:31,720 --> 00:55:35,880
‏‫جولیانا رو آزاد کنید! جولیانا رو آزاد کنید!‬

610
00:55:51,040 --> 00:55:52,000
‏‫الو؟‬

611
00:55:52,160 --> 00:55:54,400
‏‫<i>سلام گابریله، من اینجا تو تظاهراتم</i>‬

612
00:55:55,240 --> 00:55:56,480
‏‫تو کجایی؟‬

613
00:55:57,760 --> 00:55:59,800
‏‫سمت چپت‬

614
00:56:01,640 --> 00:56:02,920
‏‫دارم میام‬

615
00:56:06,160 --> 00:56:07,240
‏‫سلام‬

616
00:56:08,240 --> 00:56:10,680
‏‫من اینجام که بهت اطلاع بدم‬
‏‫مذاکرات شروع شده‬

617
00:56:10,840 --> 00:56:12,320
‏‫- واقعاً؟‬
‏‫- بله‬

618
00:56:14,760 --> 00:56:17,320
‏‫- این یه خبر واقعیه!‬
‏‫- نباید فاش بشه‬

619
00:56:17,480 --> 00:56:18,920
‏‫آره، میتونم تصور کنم‬

620
00:56:20,280 --> 00:56:22,960
‏‫مشکل اینه که آدم‌رباها میخوان،‬

621
00:56:23,120 --> 00:56:25,680
‏‫علاوه بر پول، یه جبران سیاسی هم میخوان‬

622
00:56:25,840 --> 00:56:27,280
‏‫و شما؟‬

623
00:56:27,440 --> 00:56:28,960
‏‫نظرتون دربارهٔ این جبران‬
‏‫سیاسی چیه؟‬

624
00:56:29,120 --> 00:56:30,120
‏‫ضروریه‬

625
00:56:30,280 --> 00:56:33,200
‏‫تا وقتی که سنی‌ها احساس کنن طرد شدن،‬
‏‫هیچ صلحی ممکن نیست‬

626
00:56:34,160 --> 00:56:36,800
‏‫- آمریکایی‌ها موافقن؟‬
‏‫- نه‬

627
00:56:38,160 --> 00:56:41,920
‏‫اونا فکر میکنن کنترل یه دنیای عرب‬
‏‫از هم گسیخته آسونتره‬

628
00:56:42,960 --> 00:56:44,840
‏‫آزادش کنید‬

629
00:56:45,160 --> 00:56:46,240
‏‫ممنون که خبر دادی‬

630
00:56:46,400 --> 00:56:48,520
‏‫راهپیمایی داره شروع میشه، میای؟‬

631
00:56:48,680 --> 00:56:49,720
‏‫نه‬

632
00:56:50,320 --> 00:56:52,920
‏‫ولی ممکنه دخترم بیاد،‬
‏‫حتی اگه بهش گفته باشم نیاد‬

633
00:56:53,080 --> 00:56:56,040
‏‫شرط میبندم ۹۹٫۹٪ گوش نکرده‬

634
00:57:02,320 --> 00:57:03,520
‏‫خداحافظ‬

635
00:57:09,400 --> 00:57:10,680
‏‫سلام‬

636
00:57:14,000 --> 00:57:14,920
‏‫سلام‬

637
00:57:15,080 --> 00:57:17,600
‏‫میبینم که حرفمو گوش کردی!‬

638
00:57:19,160 --> 00:57:21,640
‏‫نه، نکردم. خب که چی؟‬

639
00:57:22,960 --> 00:57:24,040
‏‫مشکل چیه؟‬

640
00:57:24,200 --> 00:57:26,200
‏‫مشکل اینه: گفتم نرو‬

641
00:57:26,520 --> 00:57:30,200
‏‫- چرا نه؟ خیلی خطرناک بود؟‬
‏‫- آره، میتونست باشه‬

642
00:57:30,840 --> 00:57:32,400
‏‫تو از خطر حرف میزنی؟‬

643
00:57:35,320 --> 00:57:38,040
‏‫بابا، من میدونم تو چیکار میکنی،‬
‏‫این اداها فایده نداره‬

644
00:57:38,320 --> 00:57:41,440
‏‫من تو یه سیاره دیگه زندگی نمیکنم،‬
‏‫تلویزیون میبینم... میدونم‬

645
00:57:41,600 --> 00:57:43,520
‏‫این چه ربطی به...‬

646
00:57:43,680 --> 00:57:48,400
‏‫ربط داره! بودن تو راهپیمایی‬
‏‫راهی بود برای شرکت من در آزادیش‬

647
00:58:00,560 --> 00:58:02,520
‏‫نابود شدم و غرق شدم‬

648
00:58:07,000 --> 00:58:08,600
‏‫دارم غرق میشم‬

649
00:58:13,320 --> 00:58:14,280
‏‫چی انقدر خنده‌داره؟‬

650
00:58:15,920 --> 00:58:18,240
‏‫بچه‌های امروزی خیلی زود بزرگ نمیشن؟‬

651
00:58:18,480 --> 00:58:21,840
‏‫- من تو سنش اینقدر باهوش نبودم.‬
‏‫- من که خیلی زبل بودم.‬

652
00:58:22,160 --> 00:58:23,760
‏‫دخترا خیلی جلوترن.‬

653
00:58:23,920 --> 00:58:28,560
‏‫آره، این قضیه زن‌ها:‬
‏‫تو همه چی بهترینن، من تسلیمم!‬

654
00:58:29,520 --> 00:58:31,400
‏‫- اون یه زنه، تسلیم شو.‬
‏‫- یه زن!‬

655
00:58:31,560 --> 00:58:34,400
‏‫تو 18 سالگی زن نیستی، هنوز بچه ای.‬

656
00:58:44,880 --> 00:58:48,160
‏‫{\an8}روز چهاردهم حبس‬

657
00:59:04,680 --> 00:59:06,240
‏‫باشه، منتظر میمونم.‬

658
00:59:16,080 --> 00:59:17,720
‏‫داشتی دعا میکردی.‬

659
00:59:19,360 --> 00:59:22,760
‏‫آره، تو دعا نمیکنی؟‬

660
00:59:25,800 --> 00:59:27,520
‏‫نه، نمیکنم.‬

661
00:59:29,320 --> 00:59:30,600
‏‫دلیلش چیه؟‬

662
00:59:35,880 --> 00:59:38,120
‏‫چون به هیچ خدایی اعتقاد ندارم.‬

663
00:59:40,520 --> 00:59:43,400
‏‫بخاطر اینه که کمونیستی؟‬
‏‫همونطور که تلویزیون میگه.‬

664
00:59:44,680 --> 00:59:48,560
‏‫نه، بخاطر اون نیست.‬

665
01:00:01,400 --> 01:00:04,480
‏‫خیلی خب، تموم شد، ممنونم.‬

666
01:00:06,040 --> 01:00:07,520
‏‫سعی کن تمومش کنی.‬

667
01:00:23,840 --> 01:00:28,120
‏‫ولی... حتی ایتالیا هم صلح میخواد،‬
‏‫بهت اطمینان میدم.‬

668
01:00:29,360 --> 01:00:32,080
‏‫من دیدگاهت رو‬
‏‫به بالاترین سطوح منتقل کردم.‬

669
01:00:32,680 --> 01:00:38,480
‏‫ولی موضع دولت خیلی واضحه:‬
‏‫ما نمیتونیم واسطه شما باشیم.‬

670
01:00:40,320 --> 01:00:43,320
‏‫دولت ما نمیتونه این کار رو بکنه،‬
‏‫به هرحال...‬

671
01:00:43,480 --> 01:00:45,000
‏‫دولت شما شجاعت نداره!‬

672
01:00:45,160 --> 01:00:51,400
‏‫ولی شاید من بتونم‬
‏‫براتون یه پاسپورت جور کنم.‬

673
01:00:57,680 --> 01:00:59,320
‏‫بهتر توضیح بده.‬

674
01:01:00,680 --> 01:01:04,680
‏‫یه پاسپورت برای اومدن پیش ما،‬
‏‫برای سخنرانی.‬

675
01:01:05,120 --> 01:01:09,000
‏‫برقراری ارتباط‬
‏‫و حمایت از آرمان سنی ها.‬

676
01:01:19,280 --> 01:01:21,840
‏‫پاسپورت میتونه‬
‏‫راه حل جالبی باشه.‬

677
01:01:23,080 --> 01:01:25,800
‏‫- پول چی؟‬
‏‫- علاوه بر پول، البته.‬

678
01:01:27,560 --> 01:01:31,280
‏‫ولی، در این مرحله،‬
‏‫باید مبلغ رو کم کرد.‬

679
01:01:33,080 --> 01:01:35,240
‏‫درخواست نهایی شما چیه؟‬

680
01:01:45,200 --> 01:01:49,280
‏‫{\an8}هنوز 12 میلیون دلار میخوان.‬

681
01:01:49,440 --> 01:01:54,520
‏‫{\an8}من میتونم این مبلغ رو کم کنم،‬
‏‫ولی به رسمیت شناختن سیاسی پابرجاست.‬

682
01:01:54,680 --> 01:01:58,760
‏‫نه به رسمیت شناختن کسایی که خبرنگارا‬
‏‫رو میدزدن و گلوشونو میبرن.‬

683
01:01:59,720 --> 01:02:02,840
‏‫ما میتونیم یه حرکت ساده انجام بدیم‬

684
01:02:03,000 --> 01:02:06,280
‏‫ولی برای مدیر سنی که دارم‬
‏‫باهاش مذاکره میکنم خیلی مهمه.‬

685
01:02:11,320 --> 01:02:12,840
‏‫داشتم فکر میکردم...‬

686
01:02:17,040 --> 01:02:19,880
‏‫میتونیم براش یه پاسپورت بگیریم‬
‏‫که بیاد ایتالیا.‬

687
01:02:20,040 --> 01:02:24,120
‏‫در نتیجه به اروپا،‬
‏‫جایی که بتونه کنفرانس و جلسه برگزار کنه.‬

688
01:02:24,400 --> 01:02:27,000
‏‫و از 30 درصد جمعیت سنی‬
‏‫صحبت کنه.‬

689
01:02:27,160 --> 01:02:29,640
‏‫که دولت آمریکا‬
‏‫کلا اونارو کنار گذاشته.‬

690
01:02:29,800 --> 01:02:34,160
‏‫با رفتن صدام، منطقاً‬
‏‫ساختار اداری تغییر کرده.‬

691
01:02:34,320 --> 01:02:36,080
‏‫میدونم، ولی...‬

692
01:02:36,440 --> 01:02:39,280
‏‫شروع مذاکرات با سنی ها‬

693
01:02:39,440 --> 01:02:41,080
‏‫به معنای ایجاد یه راه نفوذ خواهد بود.‬

694
01:02:41,720 --> 01:02:44,560
‏‫ما، دولت، میتونیم به آمریکایی ها پیشنهاد بدیم‬

695
01:02:44,720 --> 01:02:47,800
‏‫یه دریچه برای گفتگو با اقلیتی‬
‏‫که دارن مقاومت مسلحانه رو سازماندهی میکنن.‬

696
01:02:48,040 --> 01:02:50,280
‏‫حملات و آدم ربایی ها رو انجام میدن.‬

697
01:02:50,440 --> 01:02:53,080
‏‫به نظر من منطقیه.‬

698
01:02:53,800 --> 01:02:57,280
‏‫با این حال، قبل از تصمیم گیری باید‬
‏‫اون رو به نخست وزیر برلوسکونی ارجاع بدیم.‬

699
01:02:57,560 --> 01:02:59,680
‏‫من بهش رسیدگی میکنم.‬

700
01:02:59,960 --> 01:03:02,440
‏‫آقای کالیپاری، ممنون بابت همه کارایی که میکنید.‬

701
01:03:02,600 --> 01:03:04,960
‏‫میدونیم چقدر کار سختیه.‬

702
01:03:05,120 --> 01:03:06,400
‏‫ممنون.‬

703
01:03:06,880 --> 01:03:08,000
‏‫خداحافظ.‬

704
01:03:10,040 --> 01:03:11,640
‏‫خیلی خوب پیش رفت.‬

705
01:03:11,800 --> 01:03:15,040
‏‫مطمئنم نخست وزیر از ما حمایت میکنه.‬

706
01:03:15,320 --> 01:03:16,360
‏‫امیدوارم همینطور باشه.‬

707
01:03:16,520 --> 01:03:17,920
‏‫جولیو، تو چی میگی؟‬

708
01:03:18,200 --> 01:03:20,000
‏‫من هنوزم شک دارم.‬

709
01:03:20,920 --> 01:03:23,200
‏‫قبل از جلسه با سفارت آمریکا صحبت کردم.‬

710
01:03:23,360 --> 01:03:25,440
‏‫اونها مخالف پرداخت پول هستند.‬

711
01:03:25,720 --> 01:03:29,360
‏‫رسماً مخالفن، ولی زیرمیزی اونا هم میدن.‬

712
01:03:29,520 --> 01:03:31,480
‏‫آره، ولی از طریق یه کشور دوست انجام میدن.‬

713
01:03:31,640 --> 01:03:35,280
‏‫چیزی که براشون مهمه اینه که در انظار عمومی ثابت قدم باشن.‬

714
01:03:35,840 --> 01:03:37,480
‏‫همه دنیا میدونن که اونها مذاکره نمیکنن.‬

715
01:03:38,800 --> 01:03:41,720
‏‫در واقع، خیلی از گروگان‌هاشون به طرز وحشتناکی کشته شدن.‬

716
01:03:42,760 --> 01:03:44,840
‏‫مگه افکار عمومی تو این موارد مهم نیست؟‬

717
01:03:45,000 --> 01:03:46,440
‏‫چرا، حتماً مهمه!‬

718
01:03:47,840 --> 01:03:50,200
‏‫اصلاً این آقای سیمبل کی هست؟‬

719
01:03:50,360 --> 01:03:51,600
‏‫ضمانت هاش چیه؟‬

720
01:03:51,760 --> 01:03:54,120
‏‫از کجا میدونید داره با ما بازی نمیکنه؟‬

721
01:03:54,280 --> 01:03:58,120
‏‫اگه پول بدیم، این خبر پخش شه، ببین چه قدر آقای سیمبل پیدا میشه!‬

722
01:04:01,240 --> 01:04:04,040
‏‫من هر آدم‌ربایی رو یه قسمت از جنگ میدونم.‬

723
01:04:04,200 --> 01:04:06,360
‏‫همیشه سعی میکنم دو کار انجام بدم:‬

724
01:04:06,640 --> 01:04:10,840
‏‫گروگان رو آزاد کنم و یه قدم به پایان جنگ نزدیکتر شم.‬

725
01:04:11,000 --> 01:04:13,880
‏‫پس تو یه صلح‌طلب مخفی هستی و من نمیدونستم!‬

726
01:04:14,040 --> 01:04:15,000
‏‫حرف نداری!‬

727
01:04:15,160 --> 01:04:18,480
‏‫اگه دولت تایید کنه، طبق طرحی که تو وزارتخونه دادیم پیش میریم.‬

728
01:04:21,600 --> 01:04:23,800
‏‫- کی تو دبی مونده؟‬
‏‫- اومرو.‬

729
01:04:24,560 --> 01:04:26,800
‏‫به محض اینکه این مشکل حل شه، منم برمیگردم.‬

730
01:04:28,760 --> 01:04:30,800
‏‫فعلاً امشبو استراحت میکنم.‬

731
01:04:30,960 --> 01:04:32,440
‏‫خوش به حالت!‬

732
01:04:32,464 --> 01:04:34,464


733
01:04:35,040 --> 01:04:37,320
‏‫یه جا بزن کنار، من پیاده میشم.‬

734
01:04:59,320 --> 01:05:01,800
‏‫صلیب سرخ ایتالیا‬

735
01:05:14,800 --> 01:05:16,360
‏‫خوابیدن!‬

736
01:05:20,600 --> 01:05:24,880
‏‫دفعه بعدی که فیلم اکشن پیشنهاد دادی، قسم میخورم درخواست طلاق بدم.‬

737
01:05:25,160 --> 01:05:27,360
‏‫مگه اونا چه آزاری بهت رسوندن؟‬

738
01:05:28,120 --> 01:05:29,800
‏‫این یکی خوب بود.‬

739
01:05:29,960 --> 01:05:31,400
‏‫خوب ساخته شده، ساده.‬

740
01:05:31,560 --> 01:05:32,520
‏‫حتی زیادی ساده!‬

741
01:05:33,920 --> 01:05:37,280
‏‫- جایگزینش چی بود؟‬
‏‫- یه فیلم کیارستمی.‬

742
01:05:37,760 --> 01:05:39,600
‏‫فیلم هاش همش مثل همن!‬

743
01:05:40,080 --> 01:05:45,680
‏‫یه پسره تو جاده های خاکی ایران میره، از این ده به اون ده، بدون یه کلمه حرف زدن.‬

744
01:05:53,640 --> 01:05:55,240
‏‫عالیه.‬

745
01:05:57,920 --> 01:06:00,160
‏‫میدونی چرا هنوز اینقدر دوستت دارم؟‬

746
01:06:01,560 --> 01:06:02,680
‏‫چرا؟‬

747
01:06:03,480 --> 01:06:07,480
‏‫چون با این همه سال، هنوزم درو برام باز میکنی.‬

748
01:06:32,760 --> 01:06:34,360
‏‫<i>- اومرو، من اینجام.‬
‏‫- سلام.</i>‬

749
01:06:35,040 --> 01:06:38,560
‏‫<i>- امروز آقای سیمبل خیلی عصبانیه.‬
‏‫- چی شده؟</i>‬

750
01:06:38,720 --> 01:06:41,800
‏‫میگه ما به قولمون عمل نکردیم، داریم بهش نارو میزنیم.‬

751
01:06:41,960 --> 01:06:44,120
‏‫دوبله‌کاری؟ متوجه نمیشم!‬

752
01:06:44,400 --> 01:06:46,320
‏‫<i>بیشتر از این بهم نگفت.</i>‬

753
01:06:46,480 --> 01:06:49,640
‏‫خیلی عصبانی بود، گفت فقط اگه تو زنگ بزنی حرف میزنه.‬

754
01:06:49,960 --> 01:06:52,200
‏‫<i>- چشم، فوراً.‬
‏‫- باشه.</i>‬

755
01:07:02,440 --> 01:07:05,040
‏‫<i>- الو!‬
‏‫- آقا، چی شده؟</i>‬

756
01:07:05,640 --> 01:07:07,320
‏‫خیلی ناامید شدم.‬

757
01:07:07,480 --> 01:07:10,440
‏‫<i>- یعنی بهم اعتماد ندارین؟‬
‏‫- چی داری میگی؟ ما بهت اعتماد داریم.</i>‬

758
01:07:10,600 --> 01:07:12,960
‏‫چرا دارین با بقیه هم مذاکره میکنین؟‬

759
01:07:13,920 --> 01:07:15,800
‏‫مذاکره زیر نظر خودمه.‬

760
01:07:15,960 --> 01:07:17,480
‏‫و هیچ مذاکره دیگه‌ای هم در جریان نیست!‬

761
01:07:19,000 --> 01:07:20,120
‏‫صلیب سرخ چی؟‬

762
01:07:21,160 --> 01:07:24,880
‏‫صلیب سرخ؟
من اصلاً چیزی در موردش نمیدونم، خیالت راحت

763
01:07:25,040 --> 01:07:27,240
‏‫<i>فقط یکم بهم وقت بده، زیاد نه.</i>‬

764
01:07:27,400 --> 01:07:29,720
‏‫وقت بده بفهمم چی شده،
بعدش بهت زنگ میزنم، باشه؟‬

765
01:07:30,920 --> 01:07:32,200
‏‫باشه.‬

766
01:07:34,360 --> 01:07:36,880
‏‫اون واسطه‌ای که پیدا کرده بودم داره پشیمون میشه.‬

767
01:07:37,040 --> 01:07:40,640
‏‫چون دیروز یکی یه حرکتی زده، بدون اینکه به من خبر بده.‬

768
01:07:40,960 --> 01:07:43,240
‏‫در واقع، با این قصد که به من خبر نده!‬

769
01:07:43,400 --> 01:07:47,200
‏‫چرا راه‌های دیگه رو امتحان نمی‌کنین؟ هرچی تلاش بیشتر، بهتر.‬

770
01:07:47,360 --> 01:07:48,720
‏‫دقیقاً برعکس!‬

771
01:07:48,880 --> 01:07:51,280
‏‫هرچی تلاش بیشتر، سردرگمی بیشتر!‬

772
01:07:51,440 --> 01:07:54,320
‏‫- کی این سردرگمی رو ارزیابی میکنه؟ تو؟‬
‏‫- بله، من!‬

773
01:07:55,120 --> 01:07:57,240
‏‫اولاً، مدیر من رو مسئول این کار کرده.‬

774
01:07:57,400 --> 01:08:00,280
‏‫دوماً، از نظر تروریست‌ها، داریم سرشون کلاه میذاریم.‬

775
01:08:00,560 --> 01:08:03,960
‏‫نمی‌تونیم اعتبارمون رو از دست بدیم و گروگان رو به خطر بندازیم.‬

776
01:08:04,120 --> 01:08:08,080
‏‫<i>سوماً، همراه سگرنا و ایل مانیفستو به من اعتماد دارن!</i>‬

777
01:08:08,240 --> 01:08:11,880
‏‫یه روزنامه کمونیستی که ۳۰ هزارتا فروش داره؟ بابا بیخیال!‬

778
01:08:12,040 --> 01:08:14,600
‏‫<i>صلح طلبای ایتالیایی طرفدار ایل مانیفستو هستن.</i>‬

779
01:08:15,160 --> 01:08:16,120
‏‫میلیون‌ها نفرشون!‬

780
01:08:16,680 --> 01:08:19,720
‏‫میلیون‌ها نفر از شهروندان ما که از جنگ حمایت نمیکنن و بهش اعتقادی ندارن.‬

781
01:08:20,000 --> 01:08:23,160
‏‫و فکر میکنن این یه نقشه‌ی آمریکایی‌هاست برای تصاحب نفت عراق.‬

782
01:08:23,440 --> 01:08:24,640
‏‫اونا رو هم بپیچونیم؟‬

783
01:08:24,800 --> 01:08:26,200
‏‫دیگه بسه!‬

784
01:08:26,480 --> 01:08:29,760
‏‫بیاید با هم بحث نکنیم، وقت تنگه!‬

785
01:08:30,240 --> 01:08:34,120
‏‫اول از همه، نیکولا، رابطت رو دوباره برقرار کن.‬

786
01:08:34,400 --> 01:08:36,080
‏‫همین الان!‬

787
01:08:43,840 --> 01:08:46,760
‏‫<i>من به قول و قرارها احترام گذاشتم، میتونم توضیح بدم؟</i>‬

788
01:08:46,920 --> 01:08:48,520
‏‫بله.‬

789
01:08:48,800 --> 01:08:51,160
‏‫<i>اتفاقی که افتاد، ممکنه دوباره بیفته!</i>‬

790
01:08:51,760 --> 01:08:56,240
‏‫نه، خیالت راحت، دیگه هیچ دخالتی نمیشه.‬

791
01:08:58,720 --> 01:09:02,760
‏‫ولی خیلی وقته گذشته، باید مدرکی بیارین که گروگان هنوز زنده است.‬

792
01:09:03,520 --> 01:09:05,560
‏‫بدون مدرک، ما همینجا تمومش میکنیم.‬

793
01:09:09,240 --> 01:09:12,400
‏‫<i>- مدرک رو بهتون میدیم.‬
‏‫- ممنون.</i>‬

794
01:09:22,360 --> 01:09:25,160
‏‫روز بیستم اسارت‬

795
01:09:32,320 --> 01:09:35,080
‏‫خیلی وزن کم کردی، باید غذا بخوری.‬

796
01:09:35,800 --> 01:09:38,680
‏‫نمیتونم، نمیتونم کاری جز گریه کردن انجام بدم.‬

797
01:09:38,840 --> 01:09:39,920
‏‫اتفاقاً باید گریه کنی، کمک میکنه.‬

798
01:09:41,080 --> 01:09:43,600
‏‫به لطف شما اشکام تموم شده.‬

799
01:09:44,440 --> 01:09:47,600
‏‫من با تو دشمنی ندارم، ولی تو بخشی از مهاجمینی.‬

800
01:09:47,920 --> 01:09:50,680
‏‫اگه چیزی که میگی راسته، اگه واقعاً دلت برام میسوزه...‬

801
01:09:50,840 --> 01:09:53,800
‏‫من حرفی از ترحم نزدم! و من اینجا نیستم که با تو حرف بزنم.‬

802
01:09:55,360 --> 01:09:56,960
‏‫باید یه نامه برای شوهرت بنویسی.‬

803
01:09:57,600 --> 01:10:01,520
‏‫باید توش به مسائل شخصی اشاره کنی، چیزهایی که فقط تو و اون می‌دونید.‬

804
01:10:01,680 --> 01:10:04,720
‏‫- کی این نامه رو خواسته؟‬
‏‫- به تو مربوط نیست.‬

805
01:10:05,440 --> 01:10:08,840
‏‫مذاکره ای در کاره، مگه نه؟ دولت من داره مذاکره میکنه؟‬

806
01:10:09,000 --> 01:10:10,440
‏‫نمیدونم، به من مربوط نیست.‬

807
01:10:10,600 --> 01:10:14,360
‏‫ولی حقیقت داره، خودت میدونی، یه امیدی به من بده.‬

808
01:10:15,160 --> 01:10:16,480
‏‫نامه رو بنویس.‬

809
01:10:18,240 --> 01:10:21,040
‏‫- اینو بخون...‬
‏‫- چیه؟‬

810
01:10:23,600 --> 01:10:26,720
‏‫در جریان مراسم عاشورا یه بمب گذار انتحاری...‬

811
01:10:26,880 --> 01:10:29,920
‏‫باید توی نامه ات اشاره کنی که از این ماجرا خبر داری.‬

812
01:10:30,400 --> 01:10:32,840
‏‫این برای اثبات اینه که تو هنوز زنده ای.‬

813
01:11:13,760 --> 01:11:15,480
‏‫چی شده؟‬

814
01:11:18,160 --> 01:11:19,360
‏‫هیچی.‬

815
01:11:20,440 --> 01:11:22,960
‏‫- چرا میپرسی؟‬
‏‫- چون من تورو میشناسم.‬

816
01:11:23,960 --> 01:11:25,200
‏‫چه خبره؟‬

817
01:11:28,080 --> 01:11:29,680
‏‫خسته شدم.‬

818
01:11:30,800 --> 01:11:32,880
‏‫میخوام برگردم به پلیس.‬

819
01:11:34,520 --> 01:11:39,080
‏‫من کار می کنم تا نجاتش بدم، بعد یه نفر میخواد واسه خودنمایی بیاد وسط.‬

820
01:11:39,240 --> 01:11:41,400
‏‫- بذار، به تو چه؟‬
‏‫- نه!‬

821
01:11:41,840 --> 01:11:43,640
‏‫- چرا نه؟‬
‏‫- من باید انجامش بدم.‬

822
01:11:44,480 --> 01:11:48,520
‏‫میدونم که میتونم، مثل همیشه، این دفعه هم انجامش میدم.‬

823
01:11:48,800 --> 01:11:50,440
‏‫با همون روش همیشگی.‬

824
01:11:51,440 --> 01:11:54,520
‏‫نمیتونی غرورت رو زیر پا بذاری و اجازه بدی یه تیم دیگه این کارو انجام بده؟‬

825
01:11:54,680 --> 01:11:58,920
‏‫مسئله غرور نیست، تیم دیگه از خط مشی آمریکا پیروی میکنه.‬

826
01:11:59,080 --> 01:12:02,640
‏‫اونا یه عملیات پر سر و صدا انجام میدن، ولی ممکنه آدم ها کشته بشن.‬

827
01:12:03,800 --> 01:12:05,320
‏‫شاید گروگان.‬

828
01:12:11,840 --> 01:12:13,240
‏‫متاسفم.‬

829
01:12:20,280 --> 01:12:22,080
‏‫این دست خط اونه؟‬

830
01:12:23,560 --> 01:12:24,560
‏‫بله.‬

831
01:12:24,840 --> 01:12:26,680
‏‫خودشه، مطمئنم.‬

832
01:12:28,160 --> 01:12:30,480
‏‫من طرز نوشتن اسم من رو میشناسم.‬

833
01:12:30,640 --> 01:12:32,960
‏‫اون 'پ' خاصی که فقط خودش اینطوری مینویسه.‬

834
01:12:33,120 --> 01:12:35,320
‏‫خوبه.‬

835
01:12:35,800 --> 01:12:37,680
‏‫این یه قدم بزرگ رو به جلوئه.‬

836
01:12:38,240 --> 01:12:40,320
‏‫خب، حالا چیکار میکنی؟‬

837
01:12:40,960 --> 01:12:44,800
‏‫فردا میرم که کار رو تموم کنم، ولی بهت خبر میدم.‬

838
01:12:45,400 --> 01:12:46,760
‏‫ممنونم.‬

839
01:12:47,480 --> 01:12:48,880
‏‫من از شما ممنونم.‬

840
01:12:54,160 --> 01:12:56,320
‏‫میدونی، اگه همه چی خوب پیش بره...‬

841
01:12:56,480 --> 01:12:59,640
‏‫همون نخست وزیری که باهاش میجنگی، اولین کسی میشه که ادعای موفقیت میکنه؟‬

842
01:12:59,800 --> 01:13:02,880
‏‫میدونم... ولی‬
‏‫که مجبور نیستم بغلش کنم، درسته؟‬

843
01:13:03,400 --> 01:13:05,080
‏‫خب، شاید اون بغلت کنه.‬

844
01:13:05,400 --> 01:13:07,320
‏‫میتونی محافظ من باشی که از این اتفاق جلوگیری کنی.‬

845
01:13:07,880 --> 01:13:09,360
‏‫قول نمیدم.‬

846
01:13:09,640 --> 01:13:12,920
‏‫اون خیلی پرشوره.‬

847
01:13:19,160 --> 01:13:23,080
‏‫وقتی همه اینا تموم شد، زن ها رو میبریم شام.‬

848
01:13:23,400 --> 01:13:24,520
‏‫و یه کم گپ میزنیم.‬

849
01:13:24,680 --> 01:13:25,760
‏‫آره.‬

850
01:13:27,760 --> 01:13:28,960
‏‫پس، فردا میری.‬

851
01:13:31,440 --> 01:13:34,840
‏‫بذار فردا یکم به جولیانا نزدیک‌تر شم.‬

852
01:13:36,800 --> 01:13:37,960
‏‫به من اعتماد کن.‬

853
01:13:38,560 --> 01:13:39,680
‏‫اعتماد دارم.‬

854
01:13:55,280 --> 01:13:56,720
‏‫بعدش چی؟‬

855
01:13:57,520 --> 01:13:58,920
‏‫بعدش چی میشه؟‬

856
01:13:59,240 --> 01:14:01,400
‏‫کاری که گفتی رو میکنی؟‬

857
01:14:02,280 --> 01:14:04,360
‏‫- برمیگردی پیش پلیس؟‬
‏‫- آره.‬

858
01:14:05,040 --> 01:14:06,160
‏‫مطمئنی؟‬

859
01:14:06,880 --> 01:14:08,280
‏‫مطمئنم.‬

860
01:14:16,000 --> 01:14:17,120
‏‫نه، نه، نه!‬

861
01:14:17,280 --> 01:14:18,760
‏‫یه کم دیگه.‬

862
01:14:32,120 --> 01:14:33,360
‏‫سلام.‬

863
01:14:33,680 --> 01:14:34,680
‏‫سلام.‬

864
01:14:34,840 --> 01:14:36,720
‏‫- چطوری؟‬
‏‫- خوبم.‬

865
01:14:37,040 --> 01:14:38,480
‏‫دوباره داری میری؟‬

866
01:14:38,640 --> 01:14:39,880
‏‫آره.‬

867
01:14:40,240 --> 01:14:42,240
‏‫ولی این دفعه آخره.‬

868
01:14:43,320 --> 01:14:45,240
‏‫همیشه همینو میگی.‬

869
01:14:45,520 --> 01:14:50,400
‏‫حواست به تکالیف داداشت باشه، همش تو فکر فوتباله.‬

870
01:14:50,560 --> 01:14:52,680
‏‫فیلیپو 11 سالشه، خودش از پس خودش برمیاد.‬

871
01:14:52,840 --> 01:14:54,600
‏‫- نگران نباش.‬
‏‫- باشه.‬

872
01:14:55,280 --> 01:14:56,280
‏‫باشه.‬

873
01:15:00,160 --> 01:15:01,640
‏‫اونو میاری خونه، درسته؟‬

874
01:15:06,680 --> 01:15:09,720
‏‫میاریش دیگه، درسته؟‬

875
01:15:15,600 --> 01:15:17,200
‏‫آره عزیزم.‬

876
01:15:17,640 --> 01:15:19,440
‏‫من اونو میارم خونه.‬

877
01:15:26,640 --> 01:15:27,880
‏‫خداحافظ.‬

878
01:15:29,040 --> 01:15:30,480
‏‫خداحافظ عزیزم.‬

879
01:15:33,520 --> 01:15:34,920
‏‫مواظب خودت باش.‬

880
01:15:35,080 --> 01:15:36,760
‏‫تو هم همینطور.‬

881
01:15:54,960 --> 01:15:57,280
‏‫به حرفم گوش کن، وگرنه چی گیرتون میاد؟‬

882
01:15:57,440 --> 01:16:03,720
‏‫یه گروگان دیگه کشته میشه، پولی هم به دست نمیارید و اعتبار مردمتون از اینی که هست بدتر میشه.‬

883
01:16:05,080 --> 01:16:08,520
‏‫حتی بیشتر از الان. این صلح نیست.‬

884
01:16:09,480 --> 01:16:11,760
‏‫این اون صلحی که میگفتی نیست.‬

885
01:16:15,640 --> 01:16:20,160
‏‫باشه، قبول میکنم. اما به این شرط که...‬

886
01:16:21,080 --> 01:16:24,520
‏‫که پاسپورت با پول برسه، یه دقیقه هم دیرتر نه.‬

887
01:16:24,680 --> 01:16:28,240
‏‫فقط اون موقع، میتونید چیزی که میخواید رو داشته باشید، باشه؟‬

888
01:16:30,480 --> 01:16:31,800
‏‫قبوله.‬

889
01:16:54,440 --> 01:16:56,760
‏‫- همه چی رو برداشتید؟‬
‏‫- آره، خودم چک کردم.‬

890
01:16:57,040 --> 01:16:59,480
‏‫میریم بغداد، کیلیان اونجا منتظره.‬

891
01:16:59,760 --> 01:17:03,320
‏‫آلاریکو و جکو با من میان، اومرو، تو تا تموم شدن معامله بمون.‬

892
01:17:03,480 --> 01:17:06,000
‏‫اگه گفتم "ما سه نفریم"، یعنی اونو دارم.‬

893
01:17:06,160 --> 01:17:08,000
‏‫فقط اون موقع اونا کیف رو میگیرن.‬

894
01:17:13,480 --> 01:17:16,320
‏‫روز بیست و هفتم اسارت‬

895
01:17:26,720 --> 01:17:28,240
‏‫به زودی آزاد میشی.‬

896
01:17:32,360 --> 01:17:36,720
‏‫این هدیه ای از طرف رهبرمونه
که با موفقیت برای آزادی شما مذاکره کرده‬

897
01:17:38,440 --> 01:17:41,880
‏‫وقتی بیرون رفتی،
 اینو بپوش و بگو که باهاتون خوب رفتار کردیم‬

898
01:17:45,160 --> 01:17:46,400
‏‫ممنونم.‬

899
01:17:53,840 --> 01:17:55,920
‏‫حتی اسماتونم نمیدونم.‬

900
01:17:59,080 --> 01:18:01,360
‏‫- اسم من حسین ـه.‬
‏‫- حسین.‬

901
01:18:05,920 --> 01:18:07,120
‏‫و اسم شما؟‬

902
01:18:07,560 --> 01:18:08,880
‏‫عباس،‬

903
01:18:10,160 --> 01:18:12,000
‏‫اینا اسم واقعیتون هست؟‬

904
01:18:16,560 --> 01:18:19,800
‏‫به هر حال، فکر نکنم بذارین برم،‬

905
01:18:23,080 --> 01:18:24,360
‏‫باید بذارین.‬

906
01:18:24,920 --> 01:18:26,800
‏‫مسلمونا دروغ نمیگن.‬

907
01:18:35,840 --> 01:18:37,120
‏‫سلام.‬

908
01:18:38,040 --> 01:18:40,000
‏‫خب، پس اینو برمی‌دارم...‬

909
01:18:41,800 --> 01:18:43,160
‏‫و اینو.‬

910
01:18:48,440 --> 01:18:52,280
‏‫طولانی ترین ماه‬

911
01:18:53,280 --> 01:18:55,160
‏‫<i>داری یه چیزی می‌خوری؟</i>‬

912
01:18:55,320 --> 01:18:57,400
‏‫<i>آره، دارم می‌خورم، نگران نباش،</i>‬

913
01:18:57,560 --> 01:19:01,560
‏‫<i>- می‌تونم با فیلیپو حرف بزنم؟‬
‏‫- فیلیپو، بابا پشت خطه،</i>‬

914
01:19:01,720 --> 01:19:02,960
‏‫بفرمایید.‬

915
01:19:03,520 --> 01:19:06,040
‏‫<i>- الو، بابا؟‬
‏‫- تولدت مبارک، رفیق!</i>‬

916
01:19:06,200 --> 01:19:07,120
‏‫ممنون.‬

917
01:19:07,280 --> 01:19:09,720
‏‫سنگینی این 12 سال رو حس می‌کنی، ها؟‬

918
01:19:09,880 --> 01:19:12,560
‏‫آره، تک تکشون! سخته.‬

919
01:19:12,840 --> 01:19:14,400
‏‫<i>درکت می‌کنم!</i>‬

920
01:19:15,960 --> 01:19:17,480
‏‫واسه جشن تولدت چیکار می‌کنی؟‬

921
01:19:17,640 --> 01:19:20,360
‏‫شاید بعداً مامانا ببرنمون بولینگ.‬

922
01:19:20,680 --> 01:19:22,760
‏‫<i>حیف که اونجا نیستم!</i>‬

923
01:19:22,920 --> 01:19:24,400
‏‫آره، متاسفم.‬

924
01:19:24,560 --> 01:19:27,400
‏‫سال دیگه جبران می‌کنیم، باشه؟‬

925
01:19:27,680 --> 01:19:29,200
‏‫برات یه هدیه گرفتم.‬

926
01:19:29,360 --> 01:19:32,720
‏‫<i>- چیه؟‬
‏‫- سورپرایزه!</i>‬

927
01:19:32,880 --> 01:19:35,680
‏‫ولی مطمئنم خوشت میاد.‬

928
01:19:36,360 --> 01:19:38,240
‏‫نه تنها تو، ولی بسه دیگه.‬

929
01:19:38,400 --> 01:19:41,760
‏‫<i>- دیگه چیزی نمی‌تونم بگم.‬
‏‫- چقدر باید صبر کنم؟</i>‬

930
01:19:41,920 --> 01:19:44,800
‏‫<i>- فقط یه کم، خیلی کم.‬
‏‫- باشه.</i>‬

931
01:19:44,960 --> 01:19:47,200
‏‫گوشی رو بده مامان.‬

932
01:19:47,480 --> 01:19:48,840
‏‫تولدت دوباره مبارک، عزیزم.‬

933
01:19:49,000 --> 01:19:50,600
‏‫ممنون بابا، خداحافظ.‬

934
01:19:51,160 --> 01:19:52,280
‏‫مامان؟‬

935
01:19:53,520 --> 01:19:55,000
‏‫<i>- نیکولا؟‬
‏‫- رزا...</i>‬

936
01:19:56,680 --> 01:20:00,600
‏‫فقط می‌خواستم دوباره صداتو بشنوم.‬

937
01:20:02,480 --> 01:20:04,760
‏‫<i>- فقط یه چیز...‬
‏‫- چی؟</i>‬

938
01:20:04,920 --> 01:20:06,600
‏‫می‌دونی چرا...‬

939
01:20:07,480 --> 01:20:11,520
‏‫بعد از این همه سال، منم هنوز اینقدر دوستت دارم؟‬

940
01:20:13,000 --> 01:20:14,440
‏‫چرا؟‬

941
01:20:14,600 --> 01:20:16,920
‏‫چون منو می‌بری فیلم‌های...‬

942
01:20:19,480 --> 01:20:21,640
‏‫ایرانی، کره‌ای، ژاپنی رو ببینم.‬

943
01:20:24,760 --> 01:20:26,600
‏‫هیچ کس دیگه‌ای نمی‌تونه.‬

944
01:20:26,920 --> 01:20:28,720
‏‫من حسابی چرت می‌زنم! بهتر از تو تختخوابه!‬

945
01:20:35,400 --> 01:20:36,680
‏‫زود برگرد.‬

946
01:20:37,320 --> 01:20:39,440
‏‫هر چه زودتر بتونم، عشق من.‬

947
01:20:39,720 --> 01:20:40,720
‏‫<i>خداحافظ.</i>‬

948
01:20:52,000 --> 01:20:54,480
‏‫بغداد - ۴ مارس ۲۰۰۵‬

949
01:21:02,200 --> 01:21:03,160
‏‫<i>رسیدن؟</i>‬

950
01:21:03,320 --> 01:21:05,880
‏‫تو ماشینن، دارن میرن سر قرار.‬

951
01:21:06,040 --> 01:21:07,600
‏‫- کجا؟‬
‏‫- المنصور،‬

952
01:21:07,760 --> 01:21:09,600
‏‫من دارم میرم کاپیتال سیت.‬

953
01:21:13,760 --> 01:21:15,480
‏‫نیم ساعت زود رسیدیم.‬

954
01:21:15,880 --> 01:21:17,240
‏‫صبر می‌کنیم.‬

955
01:21:21,640 --> 01:21:24,560
‏‫<i>- آره.‬
‏‫- محل قرار یه جای دیگه‌ست،</i>‬

956
01:21:25,160 --> 01:21:26,160
‏‫کجا؟‬

957
01:21:26,320 --> 01:21:28,640
‏‫<i>خبرچین میگه پشت هتل بابل.</i>‬

958
01:21:29,600 --> 01:21:31,880
‏‫<i>- مطمئنی؟‬
‏‫- این چیزیه که گفت.</i>‬

959
01:21:44,280 --> 01:21:46,080
‏‫<i>- بله؟‬
‏‫- نیکلا هستم، منم.</i>‬

960
01:21:46,240 --> 01:21:48,960
‏‫یه خبرچین تو بغداد یه اطلاعاتی بهمون داده.‬

961
01:21:49,520 --> 01:21:52,480
‏‫<i>محل قرار عوض شده، اون طرف رودخونه‌ست.</i>‬

962
01:21:52,640 --> 01:21:53,600
‏‫دقیقاً کجاست؟‬

963
01:21:53,760 --> 01:21:56,520
‏‫پشت هتل بابل، یه کوچه‌ست.‬

964
01:21:58,040 --> 01:22:00,400
‏‫<i>- پولاری باهات هست؟‬
‏‫- نه، اون تو کاپیتال سیته.</i>‬

965
01:22:01,520 --> 01:22:02,680
‏‫<i>باشه.</i>‬

966
01:22:14,760 --> 01:22:16,280
‏‫<i>- بله.‬
‏‫- تیبر، فوریه،</i>‬

967
01:22:16,440 --> 01:22:19,280
‏‫باید بدونم اون کوچه پشتی هتل بابل امنه یا نه.‬

968
01:22:19,440 --> 01:22:22,400
‏‫جای جالبی نیست
 واسه چی می‌خوای بری اونجا؟‬

969
01:22:22,960 --> 01:22:24,480
‏‫<i>نمی‌تونم بهت بگم.</i>‬

970
01:22:24,640 --> 01:22:27,160
‏‫خیلی خب، 10 دقیقه دیگه دوباره زنگ می‌زنم.‬

971
01:22:34,200 --> 01:22:35,440
‏‫بزن بریم بچه‌ها!‬

972
01:22:36,240 --> 01:22:38,840
‏‫- باشه ستوان، بزن بریم!‬
‏‫- حرکت کن، حرکت کن، حرکت کن!‬

973
01:22:43,560 --> 01:22:45,440
‏‫زودباش! سریع‌تر! سریع‌تر!‬

974
01:23:02,600 --> 01:23:04,920
‏‫{\an8}مسلسل‌چی ارتش آمریکا‬

975
01:23:25,800 --> 01:23:29,160
‏‫<i>- تیبر، چی شد؟‬
‏‫- اوضاع خیلی خرابه.</i>‬

976
01:23:29,320 --> 01:23:31,960
‏‫حتی نزدیک اونجا هم نشو.‬

977
01:23:33,920 --> 01:23:36,280
‏‫اگه بریم اونجا، می‌افتیم تو کمین.‬

978
01:23:41,920 --> 01:23:43,920
‏‫<i>- بله.‬
‏‫- این یه سرنخ دروغه.</i>‬

979
01:23:44,080 --> 01:23:47,560
‏‫اگه بریم اونجا، کارمون تمومه. اطلاعات از کجا اومده؟‬

980
01:23:47,720 --> 01:23:49,800
‏‫دست اول نیست.‬

981
01:23:49,960 --> 01:23:53,280
‏‫اشتباهه! لعنتی! دیگه نمی‌خوام کسی دخالت کنه!‬

982
01:23:53,560 --> 01:23:56,240
‏‫من تو میدونم، من تصمیم می‌گیرم!‬

983
01:24:16,880 --> 01:24:18,720
‏‫این عینک آفتابی رو بزن.‬

984
01:24:18,880 --> 01:24:21,800
‏‫اگه بازرسی‌ای بود، لطفاً هیچ استرسی نشون نده.‬

985
01:24:22,080 --> 01:24:23,600
‏‫چی؟ نمی‌فهمم.‬

986
01:24:25,480 --> 01:24:26,520
‏‫برو تو، لطفاً.‬

987
01:24:38,400 --> 01:24:40,120
‏‫فقط همینجا ساکت بمون.‬

988
01:24:53,880 --> 01:24:56,480
‏‫- خیلی وقته اینجاییم.‬
‏‫- می‌دونم!‬

989
01:25:07,520 --> 01:25:08,920
‏‫برو!‬

990
01:26:12,600 --> 01:26:15,200
‏‫خب، بچه‌ها، این هم از این. می‌خوام سریعاً اینجا رو امن کنید.‬

991
01:26:15,360 --> 01:26:19,920
‏‫باشه، بریم، بریم، شوخی نیست. حواستون به تونل باشه.‬

992
01:26:22,920 --> 01:26:28,480
‏‫جناب؟ راسته؟ اینجا یکی از پاتوق‌های حملات انتحاریه؟‬

993
01:26:30,280 --> 01:26:31,400
‏‫به شایعات گوش نکن.‬

994
01:26:33,440 --> 01:26:36,920
‏‫بعضی‌ها میگن تو این دو سال گذشته، بیش از ۱۵۰۰۰ درگیری مسلحانه رخ داده.‬

995
01:26:37,640 --> 01:26:39,080
‏‫مردم خیلی چیزها میگن.‬

996
01:26:39,240 --> 01:26:43,320
‏‫آره، مثل رئیس جمهور عزیزمون که دو سال پیش اعلام کرد جنگ تموم شده.‬

997
01:26:44,360 --> 01:26:46,640
‏‫- درسته؟‬
‏‫- درسته.‬

998
01:28:05,280 --> 01:28:06,240
‏‫اون اینجاست.‬

999
01:28:09,720 --> 01:28:11,920
‏‫جولیانا، اسم من نیکلاست.‬

1000
01:28:12,200 --> 01:28:14,480
‏‫من دوست پیر هستم، گابریله.‬

1001
01:28:14,640 --> 01:28:16,200
‏‫تموم شد، تو آزادی.‬

1002
01:28:17,080 --> 01:28:18,760
‏‫می‌برمت خونه، ایتالیا.‬

1003
01:28:18,920 --> 01:28:20,320
‏‫زود باش!‬

1004
01:28:24,800 --> 01:28:25,960
‏‫حالا دیگه با مایی.‬

1005
01:28:26,600 --> 01:28:28,000
‏‫ایشون کیلیان هستن.‬

1006
01:28:28,280 --> 01:28:30,080
‏‫داریم می‌بریمت خونه.‬

1007
01:28:39,120 --> 01:28:40,640
‏‫کیلیان، چراغو روشن کن.‬

1008
01:28:40,920 --> 01:28:43,280
‏‫من این عقب پیشت می‌شینم‬
‏‫که راحت‌تر باشی.‬

1009
01:28:44,520 --> 01:28:47,160
‏‫جناب سروان، قرار نبود‬
‏‫این همه وقت اینجا باشیم؟‬

1010
01:28:47,600 --> 01:28:50,960
‏‫طبق قوانین درگیری حداکثر‬
‏‫سی دقیقه اجازه داریم.‬

1011
01:28:51,360 --> 01:28:53,120
‏‫دو ساعته اینجاییم.‬

1012
01:28:53,760 --> 01:28:56,280
‏‫<i>بیست دقیقه دیگه همونجا بمونین،‬
‏‫تا ما بیایم جاتونو عوض کنیم،</i>‬

1013
01:28:56,800 --> 01:28:59,120
‏‫اومرو، ما سه نفریم،‬
‏‫تکرار می‌کنم، ما سه نفریم.‬

1014
01:28:59,400 --> 01:29:01,120
‏‫ما تو ماشینیم، داریم برمی‌گردیم.‬

1015
01:29:01,280 --> 01:29:02,600
‏‫باشه.‬

1016
01:29:03,640 --> 01:29:04,920
‏‫بریم.‬

1017
01:29:21,480 --> 01:29:23,240
‏‫عالیه.‬

1018
01:29:31,320 --> 01:29:34,200
‏‫این ماه پیر رو دیدم،‬
‏‫زود بهش زنگ می‌زنیم.‬

1019
01:29:34,360 --> 01:29:37,520
‏‫و به ویراستارت هم زنگ می‌زنیم،‬
‏‫اونم خیلی نگرانت بوده.‬

1020
01:29:41,680 --> 01:29:43,640
‏‫شب بخیر، آقای نخست وزیر.‬

1021
01:29:44,160 --> 01:29:45,360
‏‫آقای نخست وزیر، شب بخیر.‬

1022
01:29:45,520 --> 01:29:47,880
‏‫<i>اجازه بدید ویراستار‬
‏‫ایل مانیفستو رو معرفی کنم،</i>‬

1023
01:29:48,160 --> 01:29:50,160
‏‫از روزنامه‌تون تعریف می‌کنم.‬

1024
01:29:50,480 --> 01:29:54,400
‏‫اگرچه با من خوب رفتار نمی‌کنید،‬
‏‫ولی به نشریه‌تون احترام می‌ذارم.‬

1025
01:29:55,040 --> 01:29:56,680
‏‫پیر اسکولاری، همراه خانم اسگرنا.‬

1026
01:29:56,840 --> 01:29:59,800
‏‫تفریحت تموم شد: زنت برگشت!‬

1027
01:30:00,880 --> 01:30:04,720
‏‫<i>ویژه‌نامه، با یه خبر فوق‌العاده،</i>‬

1028
01:30:04,880 --> 01:30:08,040
‏‫<i>جولیانا اسگرنا تازه آزاد شده،</i>‬

1029
01:30:18,880 --> 01:30:20,640
‏‫مامان، بابا این کارو کرد.‬

1030
01:30:21,080 --> 01:30:23,480
‏‫<i>- اون آزادش کرد،‬
‏‫- کی بهت گفت؟</i>‬

1031
01:30:23,760 --> 01:30:26,360
‏‫<i>- الان تو اخبار بود،‬
‏‫- باشه، دارم برمی‌گردم،</i>‬

1032
01:30:26,520 --> 01:30:28,920
‏‫جناب سروان، میشه بگید‬
‏‫چه خبر شده؟‬

1033
01:30:29,080 --> 01:30:32,040
‏‫قرار بود سفیر از اینجا رد بشه،‬
‏‫ولی هیچ‌وقت نیومد.‬

1034
01:30:32,200 --> 01:30:33,320
‏‫اتفاقی افتاده؟‬

1035
01:30:33,480 --> 01:30:36,400
‏‫سفیر به کمپ ویکتوری برگشت،‬
‏‫از یه جاده دیگه رفت.‬

1036
01:30:36,560 --> 01:30:41,440
‏‫صبر کن، چی؟ با تمام احترامی که قائلم،‬
‏‫ما دیگه اینجا چه غلطی می‌کنیم؟‬

1037
01:30:41,960 --> 01:30:44,040
‏‫کمتر از یه کیلومتر‬
‏‫با فرودگاه فاصله داریم.‬

1038
01:30:44,360 --> 01:30:46,120
‏‫یه لحظه صبر کن، تقریباً رسیدیم.‬

1039
01:30:47,880 --> 01:30:51,360
‏‫باید ماجرای کوچیک‬
‏‫با برلوسکونی رو برای نیکولا تعریف کنم.‬

1040
01:31:07,160 --> 01:31:09,280
‏‫ببخشید، الان برمی‌گردم.‬

1041
01:31:10,040 --> 01:31:10,960
‏‫بله؟‬

1042
01:31:11,560 --> 01:31:13,320
‏‫تقریباً رسیدیم، قربان.‬

1043
01:31:14,000 --> 01:31:15,360
‏‫یه کیلومتر با فرودگاه فاصله داریم.‬

1044
01:31:17,080 --> 01:31:18,600
‏‫من کالیپاری رو میارم.‬

1045
01:31:21,080 --> 01:31:22,280
‏‫مواظب باش!‬

1046
01:31:28,280 --> 01:31:29,480
‏‫کیلیان؟‬

1047
01:31:31,600 --> 01:31:32,560
‏‫کیلیان!‬

1048
01:31:33,400 --> 01:31:35,320
‏‫ما از سفارت ایتالیا هستیم،‬
‏‫شلیک نکنید!‬

1049
01:31:35,480 --> 01:31:36,640
‏‫دستاتونو نشون بدین لعنتیا!‬

1050
01:31:36,800 --> 01:31:40,040
‏‫شلیک نکنید! ما از سفارت‬
‏‫ایتالیا هستیم، شلیک نکنید!‬

1051
01:31:40,200 --> 01:31:42,880
‏‫هی! خفه شید! از ماشین پیاده شید، از ماشین پیاده شید‬

1052
01:31:43,440 --> 01:31:44,920
‏‫برو! از ماشین پیاده شو!‬

1053
01:31:46,840 --> 01:31:48,120
‏‫زانو بزنید!‬

1054
01:31:48,280 --> 01:31:49,720
‏‫ما مدارک تو ماشین داریم، ماشینو بگردید.‬

1055
01:31:49,880 --> 01:31:51,400
‏‫خفه شید!‬

1056
01:31:53,360 --> 01:31:54,600
‏‫لعنتی!‬

1057
01:31:57,680 --> 01:31:59,200
‏‫- سرباز وظیفه، بیا اینجا.‬
‏‫- بله، قربان!‬

1058
01:32:02,080 --> 01:32:04,320
‏‫<i>- قربان، صدامو میشنوید؟‬
‏‫- آره،</i>‬

1059
01:32:04,560 --> 01:32:06,120
‏‫آمریکایی ها به ما شلیک کردند.‬

1060
01:32:06,280 --> 01:32:08,640
‏‫مراقب سرش باشید!‬

1061
01:32:09,360 --> 01:32:11,640
‏‫- آروم!‬
‏‫- بذاریدش زمین.‬

1062
01:32:14,360 --> 01:32:17,440
‏‫بذاریدش زمین، مراقب سرش باشید!‬

1063
01:32:20,320 --> 01:32:21,400
‏‫اوه، لعنت!‬

1064
01:32:21,560 --> 01:32:23,560
‏‫اسگرنا زخمی شده، ولی زنده است.‬

1065
01:32:24,640 --> 01:32:26,960
‏‫<i>- یه کمکی به من برسونین.‬
‏‫- الان میام!</i>‬

1066
01:32:31,240 --> 01:32:32,840
‏‫چه غلطی کردیم؟‬

1067
01:32:38,840 --> 01:32:40,640
‏‫کالیپاری مرده.‬

1068
01:32:55,160 --> 01:32:58,080
‏‫آقایون، ببخشید.‬

1069
01:33:02,840 --> 01:33:05,720
‏‫<i>عملیات حفاظت از سفیر تموم شد،‬
‏‫نگروپونته تو مقره.</i>‬

1070
01:33:05,880 --> 01:33:07,600
‏‫<i>پایگاه بازرسی میتونه غیرفعال شه.</i>‬

1071
01:33:07,760 --> 01:33:09,720
‏‫سروان، یه مشکلی داریم، یه درگیری مسلحانه بوده.‬

1072
01:33:10,440 --> 01:33:12,080
‏‫<i>- تلفات هم داشتیم؟‬
‏‫- لعنتی!</i>‬

1073
01:33:12,240 --> 01:33:14,920
‏‫از افراد خودمون کسی آسیب ندیده،
ولی تو ماشین یه زن زخمی هست‬

1074
01:33:15,080 --> 01:33:16,520
‏‫قربان، این یکی بدجوری زخمی شده.‬

1075
01:33:16,680 --> 01:33:18,840
‏‫باید هرچه زودتر برسونیمش بیمارستان.‬

1076
01:33:19,000 --> 01:33:20,160
‏‫فورا!‬

1077
01:33:21,040 --> 01:33:22,160
‏‫ستوان!‬

1078
01:33:23,040 --> 01:33:25,920
‏‫ستوان!‬
‏‫اینارو تو ماشین پیدا کردیم.‬

1079
01:33:27,920 --> 01:33:29,440
‏‫قربان، اون مرده.‬

1080
01:33:31,720 --> 01:33:35,640
‏‫- این مرد ایتالیاییه، مرده.‬
‏‫- کیه؟ شوهرته؟ برادرته؟‬

1081
01:33:35,800 --> 01:33:40,200
‏‫لباس شخصی تنشه، ولی تو کارت شناساییش نوشته ژنرال لشگره.‬

1082
01:33:40,360 --> 01:33:42,320
‏‫لطفا بذارید برم!‬

1083
01:33:43,400 --> 01:33:48,040
‏‫لطفا، همه به میز اطلاعات، همه خبرنگارا بیرون، لطفا.‬

1084
01:33:48,200 --> 01:33:51,000
‏‫از همکارام خواهش میکنم ده دقیقه وقت بدن، لطفا.‬

1085
01:33:51,160 --> 01:33:54,440
‏‫<i>باید با رفقای ایل مانیفستو حرف بزنم.</i>‬

1086
01:33:54,600 --> 01:33:57,360
‏‫آقایون، لطفا اتاق رو ترک کنید.‬

1087
01:33:58,320 --> 01:34:00,360
‏‫بریم یه اتاق دیگه.‬

1088
01:34:01,160 --> 01:34:03,680
‏‫ولی اونا باید برن بیرون!‬

1089
01:34:06,400 --> 01:34:09,520
‏‫- چه خبر شده؟‬
‏‫- الان بهت میگم، صبر کن.‬

1090
01:34:09,680 --> 01:34:11,000
‏‫الان بهت میگم.‬

1091
01:34:13,320 --> 01:34:15,800
‏‫رفقا، چه آتیشی به پا شده.‬

1092
01:34:16,600 --> 01:34:18,520
‏‫آمریکایی ها بهشون شلیک کردن.‬

1093
01:34:21,400 --> 01:34:24,360
‏‫داشتن میرفتن فرودگاه.‬

1094
01:34:25,040 --> 01:34:27,360
‏‫سه نفر تو ماشین بودن.‬

1095
01:34:27,760 --> 01:34:30,120
‏‫دو تا مامور سرویس مخفی و جولیانا.‬

1096
01:34:30,400 --> 01:34:32,080
‏‫یه دفعه تیراندازی شروع شد.‬

1097
01:34:32,240 --> 01:34:34,840
‏‫جولیانا زخمی شده، ولی حالش خوبه.‬

1098
01:34:35,440 --> 01:34:38,720
‏‫اون یکی مامور سرویس مخفی هم زخمی شده...‬

1099
01:34:40,360 --> 01:34:41,560
‏‫نیکولا کالیپاری مرده.‬

1100
01:34:42,080 --> 01:34:43,280
‏‫کی؟‬

1101
01:34:43,600 --> 01:34:46,440
‏‫- کسی که آزادش کرد، مرده.‬
‏‫- میانجی؟‬

1102
01:34:46,600 --> 01:34:48,120
‏‫بله، میانجی.‬

1103
01:34:49,400 --> 01:34:51,800
‏‫نه تنها اون، ظاهراً این بنده خدا...‬

1104
01:34:52,360 --> 01:34:55,040
‏‫یه بار دیگه هم نجاتش داده، چون...‬

1105
01:34:56,120 --> 01:34:58,280
‏‫خودشو انداخت روش‬
‏‫و همه رو به جون خرید.‬

1106
01:35:01,520 --> 01:35:03,120
‏‫نیکولا کالیپاری...‬

1107
01:35:04,120 --> 01:35:06,040
‏‫آدم خوبی بود.‬

1108
01:35:17,880 --> 01:35:20,360
‏‫- آدا، ممنون.‬
‏‫- شب بخیر.‬

1109
01:35:21,560 --> 01:35:22,960
‏‫فیلیپو، سلام.‬

1110
01:36:48,080 --> 01:36:50,240
‏‫برای تحقیق درباره مرگ کالیپاری...‬

1111
01:36:50,400 --> 01:36:54,000
‏‫یه کمیسیون ایتالیایی-آمریکایی تشکیل شد.‬

1112
01:36:54,160 --> 01:36:57,040
‏‫این تحقیقات دو تا گزارش تهیه کرد که‬
‏‫تو نکات مختلف با هم اختلاف داشتن.‬

1113
01:36:57,920 --> 01:37:01,280
‏‫در 19 ژوئن 2006، دادستان منطقه درخواست‬
‏‫کیفرخواست برای...‬

1114
01:37:01,440 --> 01:37:04,440
‏‫ماریو لوئیس لوزانو، مسلسل‌چی، رو داد.‬

1115
01:37:05,600 --> 01:37:07,160
‏‫در 25 اکتبر 2007...‬

1116
01:37:07,320 --> 01:37:10,680
‏‫دادگاه بدوی به دلیل «فقدان صلاحیت»‬
‏‫قرار منع تعقیب صادر کرد.‬

1117
01:37:10,840 --> 01:37:12,920
‏‫چند ماه بعد، دیوان عالی کشور این رای‬
‏‫رو تایید کرد.‬

1118
01:37:12,944 --> 01:37:24,944
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1119
01:37:38,360 --> 01:37:45,240
‏‫جولیانا اسگرنا در رم زندگی و کار میکنه‬
‏‫و همچنان روزنامه‌نگاره.‬

1120
01:37:46,640 --> 01:37:48,600
‏‫رئیس جمهور ایتالیا،‬
‏‫کارلو آزلیو چیامپی...‬

1121
01:37:48,760 --> 01:37:52,640
‏‫نیکولا کالیپاری رو «به ابتکار خودش»‬
‏‫برنده مدال طلای دلاوری نظامی کرد.‬

1122
01:37:53,880 --> 01:38:00,000
‏‫قتل نیکولا کالیپاری‬
‏‫بدون مجازات باقی موند.‬

