﻿1
00:00:19,560 --> 00:00:29,560
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:30,000 --> 00:00:32,690
‫قانون مجازات

3
00:00:33,400 --> 00:00:35,160
‫زنا و تجاوز،
‫۱۸ ماه حبس دارن.

4
00:00:35,190 --> 00:00:36,606
‫در صورت آسیب‌دیدگی،
مجازات یه درجه سنگین‌تر می‌شه.

5
00:00:36,630 --> 00:00:38,350
‫شروع به سرقت،
‫۵۰ ضربه شلاق داره.

6
00:00:38,400 --> 00:00:42,450
‫بسته به مقدار دزدی، مجازات می‌تونه
‫از شلاق تا تبعید با اعمال شاقه متغیر باشه.

7
00:00:42,560 --> 00:00:45,500
‫کسایی که به صورت شخصی سکه ضرب کنن،
‫به تبعید محکوم می‌شن.

8
00:00:45,600 --> 00:00:48,190
‫کارمندایی که رشوه بگیرن و
‫قانون رو تحریف کنن، شلاق می‌خورن.

9
00:00:48,250 --> 00:00:50,560
‫توطئه برای قتل یه
‫کارمند دولتی، مجازاتش تبعیده.

10
00:00:50,600 --> 00:00:52,276
‫اگه قربانی زخمی بشه،
‫مجازاتش اعدام با طناب داره.

11
00:00:52,300 --> 00:00:53,950
‫اگه قربانی بمیره،
‫مجازاتش گردن زدنه.

12
00:00:54,010 --> 00:00:59,410
‫کارمندایی که دزدی، کلاهبرداری یا اختلاس کنن،
‫به مجازات سرقت با دو درجه تشدید محکوم می‌شن.

13
00:00:59,670 --> 00:01:01,530
‫در موارد سرقت کلان، مجازات چوبه داره.

14
00:01:01,560 --> 00:01:05,030
‫هر کسی که مرتکب قتل بشه،
‫بدون استثنا گردن زده می‌شه.

15
00:01:05,060 --> 00:01:11,450
‫هر کسی که با سلاح کسی رو بکشه یا
قصد کشتن داشته باشه، ‫دار زده می‌شه.

16
00:01:12,240 --> 00:01:15,410
‫ترجمه: کلیتون جورج

17
00:01:24,160 --> 00:01:25,160
‫افسره رسید.

18
00:01:25,190 --> 00:01:26,250
‫مگه چه فرقی می‌کنه؟

19
00:01:26,300 --> 00:01:27,630
‫زندگیش به فنا رفته.

20
00:01:28,560 --> 00:01:30,640
‫درگیر شدن با اون مرتیکه‌ی پست،
‫فقط براش بدبیاری داشت.

21
00:01:30,730 --> 00:01:32,500
‫حالا که انقدر برات مهمه،
‫چرا بهش کمک نمی‌کنی؟

22
00:01:32,560 --> 00:01:34,180
‫مگه اون فقط یه افسر نیست؟

23
00:01:44,900 --> 00:01:46,480
‫کی این بلا رو سرش آورده؟

24
00:01:46,580 --> 00:01:48,400
‫اون بی‌شرفِ مرده‌شورخونه.

25
00:01:50,710 --> 00:01:53,600
‫تمام زن‌های اینجا
‫از دست اون زخم خوردن.

26
00:01:54,160 --> 00:01:55,160
‫این دفعه...

27
00:01:55,450 --> 00:01:57,870
‫می‌تونیم به عدالت امیدوار باشیم؟!

28
00:02:00,640 --> 00:02:02,000
‫با وجود شاهد و مدرک...

29
00:02:02,490 --> 00:02:03,820
‫دیگه نمی‌تونه قسر در بره.

30
00:02:22,100 --> 00:02:23,180
‫خسته‌ام.

31
00:02:23,610 --> 00:02:24,800
‫دیگه نمی‌خوام فرار کنم.

32
00:02:25,010 --> 00:02:27,620
‫مثل سگ افتادی دنبالم.

33
00:02:31,780 --> 00:02:33,300
‫حالا نوبت توئه که فرار کنی.

34
00:02:35,910 --> 00:02:37,280
‫حرومزاده.

35
00:02:38,200 --> 00:02:39,630
‫سگِ پلیس.

36
00:02:40,120 --> 00:02:41,120
‫مرتیکه‌ی سگ...

37
00:03:45,530 --> 00:03:46,790
‫ولم کن!

38
00:03:47,980 --> 00:03:49,100
‫ولم کن!

39
00:03:55,160 --> 00:03:56,220
‫نذارید فرار کنه!

40
00:03:56,260 --> 00:03:57,660
‫- بگیریدش!
‫- بگیریدش!

41
00:03:57,760 --> 00:03:59,160
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

42
00:04:00,430 --> 00:04:01,510
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

43
00:04:01,700 --> 00:04:02,650
‫بگیریدش!

44
00:04:02,670 --> 00:04:03,700
‫من واسه دولت کار می‌کنم!

45
00:04:03,740 --> 00:04:04,820
‫کی اینو باور می‌کنه؟

46
00:04:04,870 --> 00:04:06,826
‫- من واسه دولت کار می‌کنم!
‫- نباید بذاریم اونو ببره!

47
00:04:06,850 --> 00:04:07,920
‫من واسه دولت کار می‌کنم!

48
00:04:08,200 --> 00:04:09,240
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

49
00:04:15,840 --> 00:04:17,200
‫سرورم.

50
00:04:17,760 --> 00:04:19,630
‫دیگه دیره و هوا هم سرده.

51
00:04:19,820 --> 00:04:23,530
‫یه چای داغ براتون آماده کردیم تا گرم بشید.

52
00:04:34,750 --> 00:04:35,810
‫متوجهم.

53
00:04:36,240 --> 00:04:38,430
‫پسرتون فعلاً می‌تونه همین‌جا بمونه.

54
00:04:38,500 --> 00:04:39,560
‫منتظر می‌مونیم...

55
00:04:40,500 --> 00:04:42,280
‫تا وقتی که تکلیف پرونده روشن بشه.

56
00:04:42,850 --> 00:04:43,860
‫قربان.

57
00:04:45,300 --> 00:04:47,410
‫این با قوانین جور در نمیاد.

58
00:04:48,300 --> 00:04:49,390
‫قوانین؟

59
00:04:50,500 --> 00:04:51,510
‫کدوم قوانین؟

60
00:04:51,560 --> 00:04:54,020
‫اون متهم به تجاوز و ضرب و شتم شده.

61
00:04:54,100 --> 00:04:57,120
‫طبق قانون، مظنون باید
‫بازداشت و زندانی بشه.

62
00:04:57,890 --> 00:04:59,490
‫لازم دارم که...

63
00:05:00,000 --> 00:05:02,370
‫بهم یاد بدی چطوری
‫با یه پرونده سر و کله بزنم؟

64
00:05:03,660 --> 00:05:04,780
‫قربان.

65
00:05:05,610 --> 00:05:07,820
‫همین الان شاهدها رو می‌آرم.

66
00:05:08,330 --> 00:05:10,870
‫اون روسپی دنبال یه توضیحه.

67
00:05:13,790 --> 00:05:15,740
‫این توضیحِ خوبی نمی‌شه؟

68
00:05:28,260 --> 00:05:30,660
‫واقعاً خیلی خودشو بالا می‌گیره.

69
00:05:37,080 --> 00:05:38,240
‫برو بیرون...

70
00:05:39,300 --> 00:05:40,500
‫از اینجا گمشو بیرون!

71
00:05:48,790 --> 00:05:50,180
‫اسم من «شو بو یی» هستش.

72
00:05:50,260 --> 00:05:51,590
‫من یه مأمورم.

73
00:05:52,170 --> 00:05:53,940
‫ده سال سابقه خدمت دارم.

74
00:05:54,480 --> 00:05:57,070
‫و ده سال تمام یه بزدل بودم.

75
00:06:08,890 --> 00:06:09,890
‫هی.

76
00:06:09,930 --> 00:06:11,160
‫بذار کمکت کنم.

77
00:06:11,210 --> 00:06:12,620
‫امروز زود اومدی.

78
00:06:24,240 --> 00:06:25,470
‫تو که همش رشته می‌خوری.

79
00:06:25,500 --> 00:06:27,000
‫امروز یه چیز متفاوت درست کردم.

80
00:06:27,100 --> 00:06:28,410
‫می‌خوای امتحان کنی؟

81
00:06:31,900 --> 00:06:34,370
‫به چیزای متفاوت عادت ندارم.

82
00:06:35,340 --> 00:06:38,280
‫به سبک «بیان‌لیانگ»ـه، طعم زادگاهته.

83
00:06:43,300 --> 00:06:44,300
‫ارنیانگ.

84
00:06:47,460 --> 00:06:49,900
‫رشته

85
00:06:50,910 --> 00:06:52,030
‫ارباب وی.

86
00:06:53,630 --> 00:06:56,780
‫اینم از اجاره.
‫تا چند روز دیگه اسباب‌کشی می‌کنم.

87
00:07:00,200 --> 00:07:01,200
‫این کارو نکن.

88
00:07:01,740 --> 00:07:04,660
‫اگه از این دکه‌ی رشته‌فروشی بری،
‫کجا می‌خوای بری؟

89
00:07:04,800 --> 00:07:07,990
‫اجاره‌ت خیلی بالاست،
‫از پسِ پرداختش برنمی‌ام.

90
00:07:09,000 --> 00:07:11,740
‫نمی‌خوام برات سختش کنم.

91
00:07:12,230 --> 00:07:13,950
‫واقعاً برام مهمی.

92
00:07:14,050 --> 00:07:15,390
‫به دستات نگاه کن.

93
00:07:15,510 --> 00:07:16,790
‫پینه بستن.

94
00:07:16,830 --> 00:07:18,699
‫بهتر نیست یه زندگیِ خوب رو با من داشته باشی؟

95
00:07:18,700 --> 00:07:20,320
‫اوضاعت با من خیلی بهتر می‌شه...

96
00:07:25,290 --> 00:07:26,430
‫می‌خوای ازش دفاع کنی؟

97
00:07:26,600 --> 00:07:27,690
‫باشه.

98
00:07:27,730 --> 00:07:28,830
‫تو...

99
00:07:28,880 --> 00:07:32,370
‫اجاره‌ی چند ماهِ آینده‌ی «اِرنیانگ» رو بده.

100
00:07:32,650 --> 00:07:33,450
‫چقدر؟

101
00:07:33,451 --> 00:07:34,569
‫ماهی ده تائل.

102
00:07:34,570 --> 00:07:37,240
‫اول، پولِ سه ماه رو بده.

103
00:07:43,610 --> 00:07:44,450
‫جمعشون نکن.

104
00:07:44,451 --> 00:07:46,820
‫نگی که بهت فرصت ندادما.

105
00:07:47,510 --> 00:07:50,720
‫بابت هر شیشه سس سویا که بخوری،
‫یه تائل ازش کم می‌کنم.

106
00:07:50,830 --> 00:07:53,030
‫این به تو ربطی نداره، بیخیالش شو.

107
00:07:53,370 --> 00:07:54,410
‫خواهش می‌کنم.

108
00:08:20,250 --> 00:08:21,310
‫بسه دیگه!

109
00:08:21,490 --> 00:08:23,590
‫این‌جوری نیست که مجبور باشم اینجا بمونم!

110
00:08:25,520 --> 00:08:28,740
‫اگه عرضه نداری، الکی پز نده.

111
00:08:29,500 --> 00:08:32,700
‫آخرِ سر، باز هم باید به
اعتبار «ارنیانگ» تکیه کنی.

112
00:08:41,800 --> 00:08:43,480
‫جدی نگیر.

113
00:08:44,950 --> 00:08:46,500
‫شاید من آدم بی‌عرضه‌ای باشم.

114
00:08:47,200 --> 00:08:50,780
‫ولی حداقل می‌خوام «ارنیانگ»
این خیمه رو نگه داره.

115
00:08:51,110 --> 00:08:52,160
‫حتی اگه...

116
00:08:56,470 --> 00:08:57,600
‫عالیه!

117
00:08:57,660 --> 00:09:00,320
‫آقای «ژانگ» معرکه‌ست!
‫عجب حرکات پایی!

118
00:09:00,430 --> 00:09:02,080
‫- بیا یه دست دیگه بازی کنیم!
‫- بریم!

119
00:09:02,250 --> 00:09:03,690
‫ادامه بدید!

120
00:09:08,400 --> 00:09:09,740
‫بیا دیگه قربان!

121
00:09:15,790 --> 00:09:16,810
‫خوبه!

122
00:09:23,000 --> 00:09:24,120
‫بی‌مصرف.

123
00:09:26,240 --> 00:09:28,199
‫آقای ژانگ، یه کم آب بخورید.

124
00:09:28,200 --> 00:09:29,320
‫قربان، ببینید.

125
00:09:42,500 --> 00:09:43,530
‫خوبه!

126
00:09:44,310 --> 00:09:45,730
‫آقای ژانگ، معرکه‌ست!

127
00:09:51,640 --> 00:09:52,740
‫ایول!

128
00:09:53,530 --> 00:09:54,690
‫عالیه!

129
00:09:59,830 --> 00:10:02,030
‫بگو ببینم، از من چی می‌خوای؟

130
00:10:07,030 --> 00:10:08,490
‫می‌خواستم...

131
00:10:09,010 --> 00:10:12,070
‫ازتون بخوام یه کار درست و حسابی بهم بدید.

132
00:10:15,290 --> 00:10:16,390
‫بالاخره سر عقل اومدی.

133
00:10:18,600 --> 00:10:20,700
‫فقط می‌خوام یه پولی دربیارم.

134
00:10:26,900 --> 00:10:28,700
‫منتظر خبرم باش.

135
00:10:32,140 --> 00:10:33,990
‫اونو ببر بشور.

136
00:10:43,060 --> 00:10:44,590
‫خزانه‌داری و انبار غله

137
00:10:46,060 --> 00:10:48,700
‫زندان‌بان «ژانگ» فرستادت اینجا؟

138
00:10:51,050 --> 00:10:56,570
‫به‌خاطر سیل توی شهر «هدونگ»، ‫دربار
۵۰۰ هزار تائل بودجه‌ی کمکی اختصاص داده،

139
00:10:56,640 --> 00:10:59,699
‫که همه‌ش توی خزانه‌ی ما نگهداری می‌شه.

140
00:10:59,700 --> 00:11:05,780
‫شماها دو به دو تقسیم می‌شید و از امشب
‫به‌صورت ۲۴ ساعته گشت می‌زنید.

141
00:11:06,390 --> 00:11:08,790
‫حواستون رو خوب جمع کنید، اشتباهی رخ نده.

142
00:11:09,000 --> 00:11:10,530
‫همین بود.
‫مرخصید.

143
00:11:10,600 --> 00:11:11,870
‫برید و آماده بشید.

144
00:11:12,060 --> 00:11:13,280
‫- باشه.
‫- بریم.

145
00:11:14,760 --> 00:11:16,080
‫هی، رئیس.

146
00:11:19,000 --> 00:11:22,200
‫دستمزد نگهبانی از خزانه چطوری حساب می‌شه؟

147
00:11:23,040 --> 00:11:24,990
‫پول بیشتری می‌خوای؟

148
00:11:26,170 --> 00:11:29,950
‫حقوق دولتیت برات کافی نیست؟

149
00:11:54,630 --> 00:11:56,410
‫خیلی زرنگی‌ها.

150
00:11:57,900 --> 00:12:01,030
‫چاره‌ای نیست، بچه‌م بهش نیاز داره.

151
00:12:02,300 --> 00:12:03,650
‫مال کدوم بخشی؟

152
00:12:03,740 --> 00:12:06,030
‫تازه از بخش جنوبی منتقلم کردن.

153
00:12:06,510 --> 00:12:09,260
‫خیلی تو دستشویی موندی.

154
00:12:09,330 --> 00:12:10,840
‫دیشب زیادی نوشیدم.

155
00:12:11,500 --> 00:12:13,600
‫باید کمتر بخوری.

156
00:12:16,910 --> 00:12:18,909
‫زندانبان «ژانگ» بهت چی گفت؟

157
00:12:18,910 --> 00:12:21,910
‫واقعاً بابت این کار
‫پول اضافه‌ای نمی‌دن؟

158
00:12:25,390 --> 00:12:28,530
‫سرکارگر، این یه کادوی
کوچیک از طرف مدیرمونه.

159
00:12:35,910 --> 00:12:36,930
‫بزن بریم.

160
00:12:37,000 --> 00:12:38,330
‫هی، اینجاست.

161
00:12:41,260 --> 00:12:43,480
‫- این چیه؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

162
00:12:44,160 --> 00:12:49,370
‫این دفعه چندتا تاجر غله از «لینژو» هستن، ‫همه‌شون
می‌خوان واسه فروش غله‌های انبارشده‌شون از بقیه جلو بزنن.

163
00:12:49,390 --> 00:12:53,200
‫هر کی بیشتر پول بده،
طبیعتاً معامله مال اونه.

164
00:13:17,810 --> 00:13:21,240
‫بالاخره برداشتن این قدم
اون‌قدرها هم سخت نبود.

165
00:13:25,900 --> 00:13:26,910
‫سرکارگر.

166
00:13:28,300 --> 00:13:29,310
‫سرکارگر.

167
00:15:42,200 --> 00:15:43,330
‫تکون نخور!

168
00:15:44,540 --> 00:15:46,260
‫این مرد به خزانه دستبرد زده.

169
00:15:46,300 --> 00:15:47,490
‫زود دست و پاش رو ببندید.

170
00:15:50,110 --> 00:15:52,490
‫داری چیکار می‌کنی؟!
‫منم یکی از خودتونم!

171
00:15:55,340 --> 00:15:56,420
‫قربان.

172
00:16:14,410 --> 00:16:15,410
‫قربان...

173
00:16:21,910 --> 00:16:23,490
‫ساکت باش.

174
00:16:27,860 --> 00:16:29,050
‫زود تمومش کن.

175
00:16:29,850 --> 00:16:31,130
‫اینطوری کمتر عذاب می‌کشی.

176
00:16:31,170 --> 00:16:32,200
‫قربان.

177
00:16:32,390 --> 00:16:33,700
‫این یعنی چی؟

178
00:16:36,600 --> 00:16:38,360
‫به اندازه کافی واضح نیست؟

179
00:16:40,000 --> 00:16:45,070
‫شهردار شهر پینگ‌یانگ، «ژانگ یوژی»، مخفیانه با
‫تاجران غلات و سرکردگان راهزن‌ها تبانی کرده...

180
00:16:45,100 --> 00:16:50,030
‫تا سی هزار تائل نقره که برای کمک به حادثه‌دیدگان ‫در
نظر گرفته شده بود رو بدزده و مچش حین ارتکاب جرم گرفته شد.

181
00:16:50,790 --> 00:16:51,830
‫تو...

182
00:16:52,820 --> 00:16:54,170
‫اعتراف می‌کنی؟

183
00:16:55,400 --> 00:16:56,500
‫قربان!

184
00:16:57,100 --> 00:17:01,070
‫اگه من نفوذی بودم، چرا باید واسه گرفتن
‫این دزد جونم رو به خطر می‌انداختم؟

185
00:17:01,390 --> 00:17:03,870
‫همه نگهبان‌ها کشته شدن.

186
00:17:04,630 --> 00:17:06,490
‫و فقط تو زنده موندی.

187
00:17:09,500 --> 00:17:11,160
‫ای مارِ هفت‌خط...

188
00:17:11,500 --> 00:17:13,240
‫ای مارِ هفت‌خط!

189
00:17:22,760 --> 00:17:23,940
‫تو.

190
00:17:24,050 --> 00:17:25,200
‫کمکش کن.

191
00:18:06,630 --> 00:18:07,870
‫تو دیگه کی هستی؟!

192
00:18:08,300 --> 00:18:10,410
‫من بازرس شهر «هدونگ» هستم.

193
00:18:11,000 --> 00:18:12,200
‫«لی ژن».

194
00:18:12,630 --> 00:18:15,790
‫این پرونده به دایره‌ی
تحقیقات جنایی واگذار شده.

195
00:18:15,820 --> 00:18:17,570
‫متهم همین‌جا می‌مونه.

196
00:18:17,710 --> 00:18:18,920
‫می‌تونی بری.

197
00:18:19,000 --> 00:18:21,910
‫من نمی‌تونم در مورد این مسئله
‫تصمیم‌گیری کنم.

198
00:18:22,010 --> 00:18:23,560
‫برگرد و منتظر بمون.

199
00:18:23,630 --> 00:18:26,780
‫متهم با اثر انگشتش
‫به جرمش اعتراف می‌کنه.

200
00:18:26,830 --> 00:18:28,030
‫دیگه چی...

201
00:18:28,430 --> 00:18:30,570
‫باید تو این پرونده بررسی بشه؟

202
00:18:31,260 --> 00:18:32,340
‫نشنیدی؟

203
00:18:32,400 --> 00:18:34,560
‫قاضی دیگه تصمیمش رو گرفته.

204
00:18:34,630 --> 00:18:37,120
‫کمیسر قضایی «هوانگ» اینجاست!

205
00:18:44,930 --> 00:18:47,400
‫دایره‌ی تحقیقات جنایی

206
00:18:59,550 --> 00:19:01,320
‫کمیسر قضایی «هوانگ».

207
00:19:03,330 --> 00:19:04,500
‫قاضی «یانگ».

208
00:19:04,590 --> 00:19:06,620
‫نمی‌دونستم قراره تشریف
بیارید، جناب «هوانگ».

209
00:19:06,740 --> 00:19:09,120
‫ببخشید که برای استقبالتون نیومدم.

210
00:19:09,390 --> 00:19:10,480
‫زندانبان «ژانگ».

211
00:19:10,790 --> 00:19:11,700
‫شراب رو آماده کن.

212
00:19:11,701 --> 00:19:13,200
‫شراب رو بذاریم کنار.

213
00:19:13,500 --> 00:19:15,160
‫از یه فنجون چای استقبال می‌کنم.

214
00:19:15,260 --> 00:19:19,410
‫به محض اینکه پرونده حل بشه،
‫به یه فنجون چای دعوتت می‌کنم.

215
00:19:21,390 --> 00:19:29,390
‫همراهت میام تا این پرونده رو بررسی کنیم
‫و ته و توی قضیه رو دربیاریم.

216
00:19:31,320 --> 00:19:37,280
‫جناب یانگ، شما درگیر مشغله‌های دولتی هستید،
‫پس نگران این پرونده نباشید.

217
00:19:39,210 --> 00:19:41,740
‫جناب یانگ، راحت باشید و مرخص بشید.

218
00:19:50,310 --> 00:19:51,690
‫به گناهت اعتراف می‌کنی؟

219
00:19:54,310 --> 00:19:56,200
‫برام پاپوش درست کردن.

220
00:20:00,800 --> 00:20:05,699
‫بیرونِ خزانه‌داری نگهبان‌های مخفی هستن.
‫پنج مایلیِ شمال هم مقر نظامیه.

221
00:20:05,700 --> 00:20:09,199
‫وقتی تیرِ علامت شلیک بشه،
‫نیروهای کمکی سریع می‌رسن.

222
00:20:09,200 --> 00:20:13,120
‫نگهبان‌ها هر روز عوض می‌شن، این اطلاعاتیه
‫که فقط سرکارگرِ اون روز ازش خبر داره.

223
00:20:13,160 --> 00:20:17,070
‫بدون یه نفوذی، راهزنا چطوری
‫می‌تونستن همه‌شون رو از پا دربیارن؟

224
00:20:19,610 --> 00:20:21,290
‫کارِ اون مردِ ریشو بود.

225
00:20:21,980 --> 00:20:23,190
‫بیشتر برام بگو.

226
00:20:23,890 --> 00:20:28,300
‫اون مردِ ریشو ادعا می‌کرد
‫که یه مامورِ انتقالیه.

227
00:20:28,320 --> 00:20:30,280
‫با چشمای خودم دیدمش.

228
00:20:30,590 --> 00:20:33,780
‫اون به راهزنا کمک کرد
تا پول‌ها رو جابه‌جا کنن.

229
00:20:33,930 --> 00:20:39,410
‫اون لابد از شیفت نگهبانا
‫موقع گشت‌زنی خبر داشته.

230
00:20:40,560 --> 00:20:42,100
‫اون کسی که من دستگیرش کردم...

231
00:20:42,990 --> 00:20:47,240
‫با اون فرزی و چابکیش، راحت می‌تونست
‫از پس نگهبانا بربیاد.

232
00:20:47,500 --> 00:20:53,070
‫فقط یه لحظه چشمم به اون یکی افتاد،
‫اما خیلی قوی به نظر می‌رسید...

233
00:20:53,640 --> 00:20:56,870
‫چون استخونای خیلیا از
نگهبانا رو خرد کرده بود.

234
00:20:57,710 --> 00:21:03,700
‫فقط زندان‌بان «ژانگ» می‌تونست
‫اون مرد ریشو رو اونجا جا بده.

235
00:21:03,890 --> 00:21:06,159
‫بالاخره تو از «خاندان عقاب» هستی.

236
00:21:06,160 --> 00:21:08,160
‫هنوزم هوش و ذکاوتت رو حفظ کردی.

237
00:21:09,630 --> 00:21:10,760
‫«بو یی».

238
00:21:13,740 --> 00:21:16,780
‫این همه سال رو چطور گذروندی؟

239
00:21:26,470 --> 00:21:28,160
‫استاد...

240
00:21:29,670 --> 00:21:32,120
‫من باعث سرافکندگی‌تون شدم.

241
00:21:39,280 --> 00:21:41,280
‫می‌دونم که برات راحت نبوده.

242
00:21:41,340 --> 00:21:46,530
‫اما دربار «خانه عقاب» رو برای آموزش
‫افسرهایی با اراده‌ی پولادین تاسیس کرد.

243
00:21:46,550 --> 00:21:48,530
‫آدمی که الان هستی...

244
00:21:48,840 --> 00:21:50,900
‫واقعاً ناامیدکننده است.

245
00:21:53,790 --> 00:21:54,930
‫استاد.

246
00:21:57,800 --> 00:21:59,910
‫خواهش می‌کنم، یه فرصت دیگه بهم بدین.

247
00:22:03,270 --> 00:22:05,070
‫اون مرد رو گرفتی.

248
00:22:05,630 --> 00:22:07,190
‫می‌خوای ازش بازجویی کنی؟

249
00:22:31,100 --> 00:22:32,230
‫فی ارلانگ.

250
00:22:32,500 --> 00:22:36,700
‫هویتت لو رفته و به زودی
‫آمار اون دو نفر دیگه رو هم درمیاریم.

251
00:22:36,760 --> 00:22:38,080
‫زود اعتراف کن.

252
00:22:39,800 --> 00:22:44,200
‫شما افسرها فقط همین کلک‌ها رو بلدین.

253
00:22:55,590 --> 00:22:57,100
‫جناب افسر کله‌گنده.

254
00:22:57,940 --> 00:23:00,530
‫من تونستم همچین کار بزرگی رو
‫به سرانجام برسونم.

255
00:23:01,190 --> 00:23:02,780
‫چرا...

256
00:23:03,460 --> 00:23:05,160
‫با هم گپ نزنیم؟

257
00:23:12,780 --> 00:23:14,200
‫بذار من امتحان کنم.

258
00:23:17,160 --> 00:23:19,160
‫تو هم نمی‌تونی.

259
00:23:29,710 --> 00:23:30,780
‫قربان.

260
00:23:31,590 --> 00:23:33,700
‫موقع شکستن دنده‌ها تکون نخور.

261
00:23:34,550 --> 00:23:36,990
‫این‌طوری ممکنه راحت
اعضای داخلی رو سوراخ کنه.

262
00:23:46,650 --> 00:23:47,790
‫جواب می‌ده.

263
00:23:51,890 --> 00:23:53,060
‫بو یی.

264
00:23:53,690 --> 00:23:57,950
‫قوانین «عمارت عقاب» شامل سه مرحله‌ست:
‫دستگیری، بازجویی و اعدام.

265
00:23:58,010 --> 00:23:59,390
‫تو چندتاشو قبول شدی؟

266
00:24:01,410 --> 00:24:02,700
‫استاد.

267
00:24:02,730 --> 00:24:04,740
‫من فقط توی مرحله‌ی «دستگیری» قبول شدم.

268
00:24:05,070 --> 00:24:10,120
‫فکر نمی‌کنم به‌خاطر ناتوانیت باشه، ‫بلکه
به‌خاطر یه جور دلسوزی و احساساتی بودنه.

269
00:24:10,380 --> 00:24:12,320
‫سال‌های زیادی گذشته.

270
00:24:12,640 --> 00:24:14,160
‫فکر می‌کردم...

271
00:24:15,000 --> 00:24:17,240
‫که دیگه تا الان پخته شده باشی.

272
00:24:53,480 --> 00:24:57,740
‫روباه هفت‌چهره و اژدهای نُه‌پولک...

273
00:24:57,800 --> 00:24:59,600
‫اونا همدستاتن؟

274
00:24:59,660 --> 00:25:04,070
‫اونا ازم خواستن حواسم به نگهبان‌ها باشه...

275
00:25:04,110 --> 00:25:08,739
‫سهم هر کسی به
‫توانایی خودش بستگی داره...

276
00:25:08,740 --> 00:25:10,490
‫اون مرد ریشو کیه؟

277
00:25:12,800 --> 00:25:14,120
‫روباهه...

278
00:25:14,240 --> 00:25:16,450
‫زندانبان «ژانگ» فرستادش؟

279
00:25:17,500 --> 00:25:20,030
‫نمی‌دونم...

280
00:25:20,040 --> 00:25:22,200
‫«یانگ شوکسین» بهت دستور داده؟

281
00:25:24,550 --> 00:25:26,320
‫من...

282
00:25:39,030 --> 00:25:41,570
‫قربان، این فقط یه آدم بی‌اهمیته.

283
00:25:41,950 --> 00:25:43,990
‫اون دو نفر دیگه مهمن.

284
00:26:06,190 --> 00:26:11,030
‫اگه من توی این پرونده دخالت کنم، «یانگِ»
حاکم ‫قطعاً از مقامات بالاتر کمک می‌خواد.

285
00:26:11,410 --> 00:26:13,870
‫اون دوتا تبهکار رو سریع دستگیر کنید.

286
00:26:14,600 --> 00:26:15,700
‫چشم.

287
00:26:20,490 --> 00:26:21,660
‫تو هم می‌تونی شرکت کنی.

288
00:26:21,700 --> 00:26:22,800
‫یادت باشه:

289
00:26:22,850 --> 00:26:26,450
‫یه برخورد قاطعانه، نشونه‌ی
‫یه قلب مهربونه.

290
00:26:29,000 --> 00:26:32,780
‫پرونده‌ی سرقت از خزانه، یه
‫رسیدگی دقیق و درست‌وحسابی می‌طلبه.

291
00:26:33,490 --> 00:26:34,650
‫داری خوب پیش میری.

292
00:26:34,890 --> 00:26:36,770
‫شوخی نکن دیگه.
‫من فقط یه زیردستم.

293
00:26:36,800 --> 00:26:39,450
‫کافیه بالایی‌ها یه کلمه بگن تا
‫همه‌مون به فنا بریم.

294
00:26:41,430 --> 00:26:42,700
‫ازدواج کردی؟

295
00:26:43,310 --> 00:26:45,780
‫اگه ازدواج می‌کردم، بهت نمی‌گفتم؟

296
00:26:48,400 --> 00:26:50,090
‫تو که ازدواج نکردی، نه؟

297
00:26:50,150 --> 00:26:51,150
‫من؟

298
00:26:52,000 --> 00:26:53,570
‫وقتی تو این وضعم؟

299
00:26:57,330 --> 00:26:58,560
‫«بو یی».

300
00:26:58,630 --> 00:27:00,000
‫قصد جسارت ندارم...

301
00:27:00,090 --> 00:27:01,610
‫ولی قبلاً خیلی خفن بودی.

302
00:27:01,670 --> 00:27:04,279
‫بدون تو، من اصلاً وجود نداشتم.
‫فقط خیلی لجباز بودی.

303
00:27:04,280 --> 00:27:07,280
‫اگه به استاد التماس کرده بودی،
‫می‌تونستی توی «عمارت عقاب» بمونی.

304
00:27:07,610 --> 00:27:09,660
‫این بار، استاد داره امتحانت می‌کنه.

305
00:27:09,760 --> 00:27:11,780
‫و این یه فرصت واسه توئه.

306
00:27:11,960 --> 00:27:15,530
‫نصیحتم رو گوش کن.
‫مثل قبل احمق نباش.

307
00:27:18,450 --> 00:27:20,410
‫چطوری باید پرونده رو پیش ببریم؟

308
00:27:21,750 --> 00:27:25,780
‫نقره چیزی نیست که بتونن
‫هر جور دلشون خواست خرجش کنن.

309
00:27:26,200 --> 00:27:28,030
‫حتماً یه نفر رو برای فروختنش پیدا می‌کنن.

310
00:27:28,200 --> 00:27:29,800
‫مقدارش هم اصلاً کم نیست.

311
00:27:29,830 --> 00:27:32,990
‫جاهای زیادی نیست که
‫بتونن ذوبش کنن.

312
00:27:34,340 --> 00:27:35,910
‫منظورت...

313
00:27:39,140 --> 00:27:40,570
‫بانک‌های زیرزمینیه؟

314
00:28:00,390 --> 00:28:01,600
‫شماها کی هستین؟!

315
00:28:03,150 --> 00:28:04,460
‫مأمورهایی هستیم که داریم
روی یه پرونده تحقیق می‌کنیم.

316
00:28:04,480 --> 00:28:05,739
‫مأمورهای دولتی؟

317
00:28:05,740 --> 00:28:07,370
‫می‌دونید این‌جا مال کیه؟

318
00:28:07,600 --> 00:28:09,060
‫می‌رم یه نگاهی به اون‌جا بندازم.

319
00:28:14,830 --> 00:28:15,930
‫داری چیکار می‌کنی؟!

320
00:28:15,960 --> 00:28:18,660
‫ضرب غیرقانونی سکه‌های مسی یه جرم سنگینه.

321
00:28:18,690 --> 00:28:20,100
‫یه فرصت بهت می‌دم.

322
00:28:22,050 --> 00:28:23,230
‫دیدیش؟

323
00:28:23,260 --> 00:28:24,360
‫ندیدمش.

324
00:28:24,400 --> 00:28:27,870
‫تا حالا اسم «اژدهای نُه پولک» و
«روباه هفت چهره» به گوشت خورده؟

325
00:29:02,800 --> 00:29:04,430
‫دفتر حساب‌وکتاب

326
00:29:06,320 --> 00:29:07,780
‫چه خبره؟

327
00:29:08,410 --> 00:29:09,410
‫قربان.

328
00:29:10,050 --> 00:29:14,240
‫ما همه‌مون بلازده‌ایم، فقط داریم سعی
می‌کنیم یه کاری پیدا کنیم تا زنده بمونیم.

329
00:29:14,330 --> 00:29:16,500
‫خواهش می‌کنم، بذارید بریم.

330
00:29:25,240 --> 00:29:26,680
‫قضیه خیلی فوریه.

331
00:29:33,050 --> 00:29:34,590
‫برو به جهنم!

332
00:29:38,910 --> 00:29:40,069
‫برو به درک!

333
00:29:40,070 --> 00:29:42,200
‫- کی بهت اجازه داد حرف بزنی؟
‫- خواهش می‌کنم، بس کن!

334
00:29:42,360 --> 00:29:43,910
‫غلط کردم!

335
00:29:44,880 --> 00:29:46,370
‫- وراج!
‫- بس کن!

336
00:29:56,300 --> 00:29:58,410
‫دیگه این آشغال‌ها بسه!

337
00:30:13,620 --> 00:30:15,909
‫تمام مدت از اون بانک مخفی خبر داشتی، نه؟

338
00:30:15,910 --> 00:30:16,990
‫آره، می‌دونستم.

339
00:30:17,550 --> 00:30:18,870
‫چی دستگیرت شد؟

340
00:30:19,280 --> 00:30:20,560
‫یه کم صبر کن.

341
00:30:20,630 --> 00:30:22,900
‫سرنخ‌ها خودشون میان سراغمون.

342
00:30:27,010 --> 00:30:28,180
‫آه، تو!

343
00:30:29,910 --> 00:30:31,640
‫همه‌اش با چراغ سبز تو بود.

344
00:30:32,660 --> 00:30:34,300
‫هی، دارن میان.

345
00:30:34,970 --> 00:30:36,100
‫بفرمایید بشینید.

346
00:30:36,700 --> 00:30:37,730
‫بشینید.

347
00:30:39,530 --> 00:30:41,240
‫بذار بهت معرفیشون کنم.

348
00:30:41,330 --> 00:30:43,930
‫اینا شاگردای من هستن.

349
00:30:44,000 --> 00:30:45,560
‫«لی ژن» و «شو بو یی».

350
00:30:45,570 --> 00:30:46,830
‫جناب «وِی».

351
00:30:53,940 --> 00:30:56,280
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

352
00:30:57,590 --> 00:30:58,910
‫خیلی هم عالی.

353
00:30:59,910 --> 00:31:00,870
‫چه تصادفی.

354
00:31:00,900 --> 00:31:04,910
‫اون بانک غیرقانونی که تازه داشتین در موردش
تحقیق می‌کردین، ‫متعلق به جناب «وِی» هست.

355
00:31:04,930 --> 00:31:08,120
‫به جناب «وِی» بگو چی تو فکرته.

356
00:31:09,030 --> 00:31:10,220
‫آشنا به نظر میاد؟

357
00:31:10,320 --> 00:31:11,360
‫دفتر حساب‌وکتاب

358
00:31:13,250 --> 00:31:17,950
‫جناب «هوانگ»، مگه قبلاً نگفتین که امروز قرار نیست ‫در
مورد مسائل رسمی حرف بزنیم و فقط یه دورهمی دوستانه‌ست؟

359
00:31:18,410 --> 00:31:19,800
‫بستگی داره...

360
00:31:20,380 --> 00:31:22,910
‫به اینکه بخوای با من دوست باشی یا نه.

361
00:31:29,490 --> 00:31:31,320
‫بفرمایید، جناب «هوانگ».

362
00:31:33,210 --> 00:31:35,120
‫ارباب ما اهل مشروب نیست.

363
00:31:42,600 --> 00:31:43,830
‫امروز...

364
00:31:45,150 --> 00:31:47,210
‫فقط یه سری اطلاعات می‌خوام.

365
00:31:47,650 --> 00:31:51,450
‫بانک‌های غیرقانونی شما توی
کل شهر «پینگ‌یانگ» پخش شدن.

366
00:31:51,550 --> 00:31:54,320
‫سرنخ‌های سرقت گنج...

367
00:31:55,150 --> 00:31:56,990
‫ممکنه همون‌جا باشن.

368
00:32:01,300 --> 00:32:05,700
‫لطفاً آدرس تمام بانک‌های مخفی رو بنویسید.

369
00:32:09,790 --> 00:32:10,890
‫جناب «هوانگ»...

370
00:32:11,300 --> 00:32:16,240
‫من فقط توی حسابداری کمک می‌کنم و هیچ‌وقت
‫توی کار بانک‌های مخفی نبودم.

371
00:32:16,400 --> 00:32:18,100
‫من هیچی درباره این چیزا نمی‌دونم.

372
00:32:18,160 --> 00:32:20,660
‫جناب «وِی»، نگران نباشید.

373
00:32:22,530 --> 00:32:24,130
‫این یه جام نوشیدنی رو میل کنید.

374
00:32:24,170 --> 00:32:25,300
‫شاید...

375
00:32:26,250 --> 00:32:27,780
‫یه چیزی یادتون بیاد.

376
00:32:28,500 --> 00:32:29,880
‫منم اهل نوشیدن نیستم.

377
00:32:29,900 --> 00:32:31,120
‫چرا دست از سرم برنمی‌داری...؟

378
00:32:31,160 --> 00:32:32,740
‫بهتره سس سویا بخوری.

379
00:33:17,890 --> 00:33:18,660
‫گارسون!

380
00:33:18,660 --> 00:33:19,660
‫لازم نیست!

381
00:33:20,900 --> 00:33:22,000
‫الان یادم اومد.

382
00:33:22,600 --> 00:33:24,120
‫حالا یادم می‌آد.

383
00:33:40,100 --> 00:33:41,300
‫فکر می‌کنی واسه چی...

384
00:33:41,360 --> 00:33:43,030
‫داریم کار می‌کنیم؟

385
00:33:45,220 --> 00:33:46,560
‫فقط کافیه دنبال استادمون بریم.

386
00:33:46,630 --> 00:33:47,870
‫- یه نگاه به اینجا بنداز.
‫- بله.

387
00:33:47,900 --> 00:33:49,660
‫قدرت خودش می‌آد.

388
00:33:49,690 --> 00:33:51,570
‫جناب افسر، این یه کادو واسه شماست.

389
00:33:56,930 --> 00:33:58,580
‫ثروت هم از راه می‌رسه.

390
00:33:58,760 --> 00:34:00,930
‫نودل

391
00:34:01,900 --> 00:34:03,370
‫قبلاً اجاره‌ش خیلی بالا بود.

392
00:34:03,850 --> 00:34:05,449
‫از این به بعد، می‌شه ماهی یه تائل.

393
00:34:05,450 --> 00:34:08,280
‫عزت و احترام هم باهاش می‌آد.

394
00:34:11,830 --> 00:34:15,530
‫این رو توی یه بانک مخفی پیدا کردن.
‫نصف دیگه‌ش تا الان ذوب شده.

395
00:34:16,230 --> 00:34:17,910
‫منبعش رو پیدا کردی؟

396
00:34:18,850 --> 00:34:20,580
‫مرده‌شورخونه‌ی سمت شرقی.

397
00:34:22,290 --> 00:34:25,620
‫تا سه روز دیگه، مقصر رو
‫بیاریدش پیش من.

398
00:34:31,090 --> 00:34:33,450
‫بازم اینجا چیکار می‌کنی؟

399
00:34:35,280 --> 00:34:36,739
‫فقط یه بار می‌پرسم.

400
00:34:36,740 --> 00:34:38,030
‫این از کجا اومده؟

401
00:34:38,340 --> 00:34:41,700
‫نقره‌ها، طبیعتاً از دربار اومدن.

402
00:34:48,120 --> 00:34:49,530
‫نقره‌ی دولتیه.

403
00:34:50,000 --> 00:34:51,020
‫بگو دیگه!

404
00:34:53,720 --> 00:34:54,900
‫رنگرزی.

405
00:34:54,960 --> 00:34:56,900
‫اون مرده بوی تندِ رنگ می‌داد.

406
00:34:56,960 --> 00:34:58,200
‫شکل و شمایلش چطوری بود؟

407
00:34:59,510 --> 00:35:00,850
‫صورتش رو پوشونده بود.

408
00:35:00,930 --> 00:35:02,130
‫من از کجا باید می‌دونستم؟

409
00:35:02,170 --> 00:35:04,280
‫دوباره فکر کن.

410
00:35:05,520 --> 00:35:06,869
‫اون زورِ عجیبی داره!

411
00:35:06,870 --> 00:35:10,320
‫اون با دستای خالی بازوی یکی از
‫کارگرا رو شکست!

412
00:35:10,500 --> 00:35:11,630
‫«بو یی».

413
00:35:11,690 --> 00:35:13,100
‫روباهِ هفت‌چهره؟

414
00:35:13,150 --> 00:35:14,910
‫اژدهای نُه پولک.

415
00:35:17,950 --> 00:35:19,050
‫بیا بریم.

416
00:35:19,100 --> 00:35:20,110
‫صبر کن.

417
00:35:20,390 --> 00:35:23,130
‫تمام زن‌های اینجا
‫از اون ضربه خوردن.

418
00:35:23,180 --> 00:35:24,180
‫این دفعه...

419
00:35:24,450 --> 00:35:27,030
‫می‌تونیم منتظر عدالت باشیم؟!

420
00:35:32,910 --> 00:35:33,950
‫بگیر.

421
00:35:43,290 --> 00:35:45,740
‫داری در برابر بازداشت مقاومت می‌کنی؟

422
00:35:47,600 --> 00:35:48,780
‫اونو دیدی؟

423
00:35:49,550 --> 00:35:51,120
‫معلومه که دیدم.

424
00:35:57,690 --> 00:35:59,320
‫صورتم!

425
00:36:12,800 --> 00:36:14,020
‫شما دوتا.

426
00:36:14,410 --> 00:36:15,780
‫برید اونجا رو یه نگاهی بندازید.

427
00:36:35,690 --> 00:36:37,240
‫عجب زورِ وحشتناکی داره!

428
00:36:41,830 --> 00:36:43,120
‫اژدهای نُه فلس.

429
00:37:05,490 --> 00:37:06,530
‫فرار کنید!

430
00:38:50,690 --> 00:38:51,760
‫بگیرش!

431
00:39:11,450 --> 00:39:12,490
‫بو یی.

432
00:39:12,520 --> 00:39:13,910
‫دیر جنبیدی.

433
00:39:15,150 --> 00:39:16,600
‫خیلی وقته تمرین نکردم.

434
00:39:16,620 --> 00:39:17,740
‫بدنم حسابی خشک شده.

435
00:39:41,570 --> 00:39:42,570
‫یالا!

436
00:39:43,500 --> 00:39:44,530
‫اینجا چیزی نیست!

437
00:39:44,660 --> 00:39:45,660
‫هیچی اینجا نیست.

438
00:39:51,300 --> 00:39:53,790
‫فشفشه و ترقه‌های «خوش‌شانسی»

439
00:41:07,620 --> 00:41:09,400
‫پس قضیه اینه...

440
00:41:10,370 --> 00:41:12,530
‫که یعنی روباه هفت‌چهره.

441
00:41:12,600 --> 00:41:15,660
‫کارت هیچ سودی هم داره؟

442
00:41:16,380 --> 00:41:17,450
‫هیچی.

443
00:42:17,750 --> 00:42:18,870
‫ارنیانگ.

444
00:42:19,290 --> 00:42:23,450
‫همه می‌گن نودل‌هات خیلی
‫خوشمزه‌ست و باز هم میان.

445
00:42:23,760 --> 00:42:26,530
‫اگه چیزی لازم داشتی، فقط بگو...

446
00:42:30,990 --> 00:42:32,090
‫خیلی خوشمزه‌ست.

447
00:42:34,490 --> 00:42:35,560
‫نوش جان.

448
00:42:35,600 --> 00:42:36,920
‫- البته.
‫- حتماً.

449
00:42:37,100 --> 00:42:39,700
‫نودل

450
00:42:40,190 --> 00:42:41,390
‫بیخیالشون شو.

451
00:42:41,720 --> 00:42:43,320
‫خودشون از پسش برمیان.

452
00:42:44,100 --> 00:42:46,910
‫این خانوم صاحب‌خونه دست‌پختش خوبه و
‫قلب مهربونی داره.

453
00:42:48,890 --> 00:42:50,030
‫بدش به من.

454
00:42:51,330 --> 00:42:53,120
‫فقط لبخند نمی‌زنه.

455
00:42:55,380 --> 00:42:56,710
‫نودلش خوبه.

456
00:42:56,900 --> 00:42:58,490
‫ولی زیاد باهات خوب تا نمی‌کنه.

457
00:42:58,730 --> 00:43:01,320
‫- بهتره در موردش حرف نزنیم.
‫- اوه، داری سرخ و سفید می‌شی.

458
00:43:01,400 --> 00:43:02,500
‫باشه.

459
00:43:02,840 --> 00:43:04,780
‫داشتم فکر می‌کردم...

460
00:43:05,100 --> 00:43:08,530
‫اولش یه مردِ
‫ریشو بود، بعدش یه دختر جوون.

461
00:43:09,040 --> 00:43:12,370
‫این «روباهِ ده چهره» باید
‫حداقل پنج تا چهره‌ی دیگه هم داشته باشه.

462
00:43:12,420 --> 00:43:15,779
‫پرونده‌ی رو به رشدِ اختلاس
‫الان دیگه نیاز به یه رسیدگیِ فوری داره.

463
00:43:15,780 --> 00:43:18,450
‫تا وقتی که اون یه انسانه،
‫نمی‌تونه فرار کنه.

464
00:43:18,640 --> 00:43:20,370
‫چطوری می‌خوای بگیریش؟

465
00:43:24,210 --> 00:43:26,660
‫قربان، می‌تونم خصوصی
‫باهاتون صحبت کنم؟

466
00:43:26,940 --> 00:43:28,119
‫بگو.

467
00:43:28,120 --> 00:43:29,159
‫این داداشمه.

468
00:43:29,160 --> 00:43:30,600
‫پیغام از بالا رسیده.

469
00:43:30,660 --> 00:43:32,740
‫غذات رو بخور.
‫من می‌رم دستشویی.

470
00:43:37,050 --> 00:43:43,490
‫اون شب فهمیدم احترامی که بقیه بهم
می‌ذاشتن، همه‌اش به خاطر «لی ژن» بوده.

471
00:43:43,960 --> 00:43:47,370
‫می‌خواستم به همه ثابت کنم که...

472
00:43:47,900 --> 00:43:49,560
‫لایق احترامشون هستم.

473
00:43:58,550 --> 00:43:59,990
‫قبلاً این کیسه کوچیک رو دیده بودی؟

474
00:44:00,160 --> 00:44:01,190
‫نه، اصلاً ندیدمش.

475
00:44:23,500 --> 00:44:24,790
‫پارچه‌فروشی رویی

476
00:44:28,700 --> 00:44:29,870
‫استاد شولی‌یو

477
00:44:33,570 --> 00:44:36,400
‫خیاطی نان‌چنگ

478
00:44:36,410 --> 00:44:37,630
‫خیاطی نان‌چنگ

479
00:44:40,740 --> 00:44:41,990
‫صاحب‌مغازه.

480
00:45:00,640 --> 00:45:01,990
‫این مال منه.

481
00:45:03,900 --> 00:45:04,910
‫پسرجون.

482
00:45:06,520 --> 00:45:08,280
‫اینو دمِ در پیدا کردم.

483
00:45:08,350 --> 00:45:09,490
‫مالِ شماست؟

484
00:45:11,000 --> 00:45:13,030
‫نه، نیست.
‫مالِ من اینجاست.

485
00:45:15,600 --> 00:45:16,740
‫شیائو چونگ.

486
00:45:17,760 --> 00:45:18,790
‫شیائو چونگ!

487
00:45:20,000 --> 00:45:21,030
‫شیائو چونگ!

488
00:45:21,380 --> 00:45:22,740
‫برگشتی.

489
00:45:31,590 --> 00:45:34,410
‫ببخشید، از دستشویی‌تون استفاده کردم.

490
00:45:34,890 --> 00:45:36,280
‫پسرم کجاست؟

491
00:45:38,230 --> 00:45:39,740
‫این پسرتونه؟

492
00:45:39,780 --> 00:45:41,240
‫باهاش چیکار کردی؟

493
00:45:46,790 --> 00:45:48,450
‫فعلاً که حالش خوبه.

494
00:45:49,550 --> 00:45:51,699
‫تمام بانک‌های زیرزمینی بازرسی شدن؟

495
00:45:51,700 --> 00:45:52,700
‫بله.

496
00:45:53,200 --> 00:45:56,620
‫ولی هیچ سرنخی از «روباهِ هفت‌چهره» پیدا نشد.

497
00:45:56,980 --> 00:45:58,870
‫شو بو یی کجا رفت؟

498
00:45:59,790 --> 00:46:03,990
‫این اواخر جدا از هم عمل می‌کردیم،
‫واسه همین... مطمئن نیستم.

499
00:46:05,180 --> 00:46:06,820
‫جدا از هم؟

500
00:46:07,420 --> 00:46:08,570
‫استاد.

501
00:46:14,560 --> 00:46:16,410
‫اون همون روباه هفت‌چهره‌ست.

502
00:46:17,940 --> 00:46:18,960
‫مطمئنی؟

503
00:46:19,200 --> 00:46:20,780
‫ازش بازجویی کردم.

504
00:46:20,990 --> 00:46:23,410
‫مغز متفکر پشت این قضایا یانگ شوژینه.

505
00:46:24,490 --> 00:46:25,530
‫بله.

506
00:46:30,200 --> 00:46:31,820
‫چطوری دستگیر شد؟

507
00:46:32,210 --> 00:46:36,529
‫من مثل همکار جوون‌ترم باهوش نیستم،
‫واسه همین یکم طول کشید.

508
00:46:36,530 --> 00:46:38,570
‫خونه به خونه گشتم تا پیداش کردم.

509
00:46:39,160 --> 00:46:43,870
‫تا وقتی روباه هفت‌چهره علیه یانگ شوژین شهادت
بده، ‫مدرک‌مون قطعی و غیرقابل‌انکار می‌شه.

510
00:46:44,100 --> 00:46:49,030
‫چطوری تضمین می‌کنی که توی دادگاه حرفش رو پس
نگیره ‫و ما رو توی وضعیت خطرناکی قرار نده؟

511
00:46:49,390 --> 00:46:50,400
‫استاد.

512
00:46:50,790 --> 00:46:53,030
‫تمام چیزهایی که بهم یاد دادید رو یادمه.

513
00:46:53,090 --> 00:46:55,870
‫روش‌های خودمو دارم تا مجبورش کنم اطاعت کنه.

514
00:46:56,320 --> 00:46:58,830
‫«یانگ شوکسین» یه گروه از جنگجوهای
وفادار رو دور خودش جمع کرده.

515
00:46:58,860 --> 00:47:02,070
‫اون حتماً می‌دونه که «روباه
هفت‌چهره» دستگیر شده.

516
00:47:05,800 --> 00:47:08,620
‫هر کی مقاومت کرد رو بدون هیچ رحمی بکشید!

517
00:47:08,810 --> 00:47:09,870
‫- بله!
‫- بله!

518
00:48:28,140 --> 00:48:33,780
‫خیلی وقته شنیدم که محافظ‌های جناب «هوانگ»
توی میدون جنگ چقدر شجاع و قاطع هستن.

519
00:48:34,340 --> 00:48:36,120
‫امروز، دارم می‌بینم...

520
00:48:38,030 --> 00:48:40,160
‫که واقعیت داره.

521
00:48:41,680 --> 00:48:46,819
‫جناب «یانگ»، داری تیکه می‌ندازی که من از محافظ‌هام
برای کشتنِ بی‌هدفِ آدم‌های بی‌گناه استفاده کردم؟

522
00:48:46,820 --> 00:48:48,410
‫مگه غیر از اینه؟

523
00:48:53,650 --> 00:48:55,620
‫جناب «یانگ»، شما اشتباه متوجه شدید.

524
00:48:55,710 --> 00:48:58,700
‫من همیشه طبق قانون پیش می‌رم.

525
00:48:59,400 --> 00:49:01,620
‫بازرس قضایی اینجاست!

526
00:49:02,890 --> 00:49:05,160
‫جناب «یانگ» حاکمِ این شهره.

527
00:49:05,200 --> 00:49:07,560
‫من کمیسر قضایی بخش «هدونگ» هستم.

528
00:49:07,630 --> 00:49:10,276
‫دزدیدن نقره‌هایی که برای کمک به
حادثه‌دیده‌ها بود، ‫مسئله‌ی خیلی جدی‌ایه.

529
00:49:10,300 --> 00:49:13,950
‫من و آقای «یانگ» مسئولیم که این قضیه رو
‫برای دربار توضیح بدیم.

530
00:49:14,370 --> 00:49:21,780
‫حالا که بازرس قضایی برای سرکشی به هشت فرمانداری
اینجاست، ‫این پرونده رو پیش خودش روشن می‌کنم.

531
00:49:22,690 --> 00:49:24,320
‫بازداشتی رو بیارید داخل.

532
00:49:28,510 --> 00:49:34,570
‫مجرم، یعنی «روباه هفت‌چهره»، شبونه به خزانه‌داری دستبرد زده، ‫نگهبان‌ها
رو کشته و نقره‌هایی که برای کمک به آسیب‌دیده‌ها بوده رو دزدیده.

533
00:49:34,700 --> 00:49:35,950
‫درست می‌گم؟

534
00:49:36,650 --> 00:49:38,200
‫کار من بود.

535
00:49:38,440 --> 00:49:40,070
‫کی بهت دستور داد این کار رو بکنی؟

536
00:49:40,790 --> 00:49:42,410
‫«یانگ شوکسین».

537
00:49:45,910 --> 00:49:48,950
‫منظورت همین حاکمیه که اینجاست؟

538
00:49:52,190 --> 00:49:53,280
‫دقیقاً.

539
00:49:53,800 --> 00:49:56,260
‫اون خیلی وقته که با فرماندار
‫سرِ جنگ و دعوای پنهانی داره.

540
00:49:56,290 --> 00:50:01,120
‫اون منو فرستاد تا نقره‌ها رو بدزدم تا برای
فرماندار ‫پاپوش درست کنه و سرنگونش کنه.

541
00:50:01,820 --> 00:50:03,410
‫مدرکی هم داری؟

542
00:50:13,980 --> 00:50:15,430
‫فانوس شیشه‌ای درخشان...

543
00:50:16,300 --> 00:50:18,910
‫که سه ماه پیش توی عمارت
«یان‌چی» گم شده بود.

544
00:50:19,160 --> 00:50:23,280
‫مجسمه‌ی طلایی بودا که یک سال پیش
‫توی برج «شیائویون» مفقود شد.

545
00:50:23,500 --> 00:50:29,660
‫و اون اژدهای یشمی پیچ‌خورده که سه سال پیش از مقبره‌ی
‫«شاه هان» بیرون کشیده شد، همه‌شون رو من دزدیدم.

546
00:50:30,090 --> 00:50:32,200
‫اون عاشق جمع کردن اشیاء عتیقه و نایابه.

547
00:50:32,300 --> 00:50:34,660
‫همه‌شون باید توی عمارتش باشن.

548
00:50:47,770 --> 00:50:49,880
‫دایره‌ی تحقیقات جنایی

549
00:50:57,310 --> 00:50:58,350
‫جناب «یانگ».

550
00:50:58,410 --> 00:51:00,660
‫این رو چطور توضیح می‌دید؟

551
00:51:04,370 --> 00:51:06,330
‫سرورم، نظرتون چیه؟

552
00:51:06,370 --> 00:51:09,330
‫جناب «هوانگ»، باید بهتون زحمت بدم
‫تا ایشون رو تا پایتخت همراهی کنید.

553
00:51:09,370 --> 00:51:13,870
‫دیوان عالی قضایی راه‌های خودش رو
‫برای حرف کشیدن و اعتراف گرفتن ازش داره.

554
00:51:14,550 --> 00:51:16,280
‫بابت زحماتتون ممنونم.

555
00:51:27,680 --> 00:51:28,800
‫جناب «هوانگ».

556
00:51:30,330 --> 00:51:32,490
‫من و شما توی یک دربار خدمت می‌کنیم.

557
00:51:32,750 --> 00:51:34,640
‫باید قوانین رو بلد باشی...

558
00:51:35,610 --> 00:51:37,280
‫دنگ و فنگ‌های اداری رو.

559
00:51:40,610 --> 00:51:42,320
‫توی این موضوع...

560
00:51:43,010 --> 00:51:45,370
‫من فقط یه مهره‌ی پیاده‌ام.

561
00:51:45,440 --> 00:51:47,160
‫حرف‌های من خریدار نداره.

562
00:51:48,570 --> 00:51:51,490
‫اما در مورد دستی که مهره‌ها رو تکون میده...

563
00:52:10,200 --> 00:52:12,910
‫شنیدم جناب «هوانگ»
‫توی شطرنج حسابی استادن.

564
00:52:13,050 --> 00:52:16,240
‫اینکه کدوم مهره رو بزنی و کدوم رو نه...

565
00:52:16,650 --> 00:52:18,370
‫نیازی نیست من بگم.

566
00:52:23,900 --> 00:52:26,070
‫«شیائوفنگ‌توان» معرکه‌ایه.

567
00:52:26,110 --> 00:52:27,950
‫چای بسیار باکیفیتیه.

568
00:52:29,450 --> 00:52:31,870
‫جناب «هوانگ»، می‌تونیم سر هر شرطی...

569
00:52:32,440 --> 00:52:33,910
‫که شما بخواید با هم صحبت کنیم.

570
00:53:08,330 --> 00:53:11,029
‫مقصر اصلی، «یانگ شوکسین»
‫به خاطر عذاب وجدان خودکشی کرد.

571
00:53:11,030 --> 00:53:16,450
‫و همدستش، «روباه هفت‌چهره»، توی اون شلوغی
‫دست به شمشیر شد و همون‌جا کشته شد.

572
00:53:33,760 --> 00:53:35,300
‫- چطور پیش رفت؟
‫- دیگه تموم شد.

573
00:53:42,530 --> 00:53:44,870
‫چی شده، «بو یی»؟

574
00:53:47,080 --> 00:53:49,660
‫داریم یه پرونده رو حل می‌کنیم
‫یا داریم غنیمت‌ها رو تقسیم می‌کنیم؟

575
00:53:49,684 --> 00:53:51,684


576
00:54:06,790 --> 00:54:09,070
‫فقط اگه قبول کنی...

577
00:54:09,700 --> 00:54:12,120
‫تو هم یکی از ما می‌شی.

578
00:54:15,530 --> 00:54:16,280
‫البته...

579
00:54:16,380 --> 00:54:18,320
‫تا حالا این‌قدر ندیده بودم.

580
00:54:21,490 --> 00:54:22,560
‫«بو یی».

581
00:54:24,590 --> 00:54:26,490
‫این پرونده رو خوب جمع و جور کردی.

582
00:54:27,390 --> 00:54:29,660
‫با من برگرد به شهر «بیان‌لیانگ».

583
00:54:29,890 --> 00:54:31,990
‫ممنون از راهنمایی‌تون، استاد.

584
00:54:34,240 --> 00:54:38,070
‫حتی شهر کوچیکی مثل «پینگ‌یانگ» هم
‫درگیر کلی مکافات و درگیریه.

585
00:54:38,110 --> 00:54:41,780
‫شهر «بیان‌لیانگ» از این هم
‫خطرناک‌تر می‌شه.

586
00:54:41,990 --> 00:54:43,010
‫نگو که...

587
00:54:43,490 --> 00:54:45,280
‫بهت هشدار نداده بودم.

588
00:54:46,110 --> 00:54:47,190
‫از این به بعد...

589
00:54:47,610 --> 00:54:49,320
‫طبق دستورات شما پیش می‌رم.

590
00:54:50,310 --> 00:54:52,830
‫حالا که روباه هفت‌چهره
‫به سزای اعمالش رسیده...

591
00:54:53,200 --> 00:54:55,030
‫دیگه نیازی نیست...

592
00:54:55,310 --> 00:54:57,620
‫که بچه رو نگه داریم، درسته؟

593
00:55:04,000 --> 00:55:06,740
‫یه جسد رها شده با همین قد و قواره پیدا کن.

594
00:55:06,780 --> 00:55:08,870
‫ترجیحاً مال همین دو روز اخیر باشه.

595
00:55:27,890 --> 00:55:30,120
‫تا اینجا اومدی.

596
00:55:32,140 --> 00:55:33,370
‫بو یی.

597
00:55:34,610 --> 00:55:36,120
‫احمق نباش.

598
00:55:37,390 --> 00:55:39,570
‫اون فقط یه بچه‌ست.

599
00:55:42,350 --> 00:55:43,620
‫خیله‌خب.

600
00:55:44,910 --> 00:55:46,950
‫باید به این وضع عادت کنی.

601
00:55:48,490 --> 00:55:49,910
‫می‌خوای چیکار کنی؟

602
00:55:50,300 --> 00:55:51,910
‫کمکت می‌کنم.

603
00:56:27,870 --> 00:56:29,819
‫ما سال‌هاست که مثل برادریم.

604
00:56:29,820 --> 00:56:32,360
‫می‌تونی فقط همین یه بار رو استثنا قائل بشی؟

605
00:56:32,400 --> 00:56:34,130
‫واسه همینه که نمی‌تونم
‫بذارم این کار رو بکنی.

606
00:56:34,150 --> 00:56:35,260
‫«بو یی».

607
00:56:35,290 --> 00:56:37,200
‫این‌قدرها هم سخت نیست.

608
00:58:16,290 --> 00:58:18,200
‫«لی ژن»!

609
00:58:19,010 --> 00:58:22,700
‫التماست می‌کنم بذار بچه بره!

610
00:58:24,400 --> 00:58:25,570
‫«بو یی»!

611
00:58:26,200 --> 00:58:27,780
‫یادت رفته؟

612
00:58:31,140 --> 00:58:33,490
‫چند تا برادر رو...

613
00:58:34,500 --> 00:58:37,160
‫توی سن اون کشتیم...

614
00:58:38,840 --> 00:58:41,700
‫تا بتونیم توی «عمارت عقاب» بمونیم؟

615
00:58:42,720 --> 00:58:44,320
‫دست‌های ما...

616
00:58:46,480 --> 00:58:49,240
‫همین الانشم به خون آلوده شده.

617
00:58:58,290 --> 00:59:00,990
‫قدیما چاره‌ای نداشتم.

618
00:59:06,560 --> 00:59:08,990
‫الان دیگه چاره‌ای نداریم!

619
00:59:39,190 --> 00:59:41,570
‫به ارباب می‌گم...

620
00:59:42,160 --> 00:59:44,200
‫که تو اون بچه رو کشتی.

621
00:59:46,490 --> 00:59:48,030
‫از این به بعد...

622
00:59:48,690 --> 00:59:50,620
‫دیگه حماقت نکن.

623
01:00:19,950 --> 01:00:22,230
‫مگه اون بچه چه گناهی کرده بود؟!

624
01:00:22,300 --> 01:00:24,120
‫به خودت بیا، «لی ژن»!

625
01:01:33,800 --> 01:01:35,660
‫یه اتفاق بود.

626
01:01:36,400 --> 01:01:38,530
‫قصد نداشتم بکشمش.

627
01:01:39,430 --> 01:01:41,570
‫فقط می‌خواستم بفهمه که...

628
01:01:42,470 --> 01:01:44,240
‫نمی‌تونستم راهش رو...

629
01:01:44,920 --> 01:01:46,660
‫ادامه بدم.

630
01:01:55,910 --> 01:01:57,910
‫اطلاعیه‌ی فرمانداری «پینگ‌یانگ»

631
01:01:57,911 --> 01:01:59,639
‫سه روز بعد

632
01:01:59,640 --> 01:02:00,700
‫خودشه.

633
01:02:00,770 --> 01:02:01,780
‫با این سر و وضع؟

634
01:02:01,810 --> 01:02:03,660
‫گفتی یه مأمور دربار رو کشته؟

635
01:02:03,710 --> 01:02:05,830
‫این چیزیه که تو اعلامیه تحت‌تعقیب نوشته.

636
01:02:05,870 --> 01:02:07,800
‫این همون یارو تو نقاشی نیست؟

637
01:02:07,900 --> 01:02:09,570
‫ببرینش!

638
01:02:14,700 --> 01:02:15,700
‫چی شده؟

639
01:02:17,330 --> 01:02:18,890
‫اون نجاتت داد؟

640
01:02:19,260 --> 01:02:21,160
‫مگه اون یه مأمور نیست؟

641
01:02:25,500 --> 01:02:26,710
‫بیا بریم.

642
01:02:26,750 --> 01:02:28,240
‫اون آدم دردسرسازیه.

643
01:02:30,960 --> 01:02:32,040
‫بریم.

644
01:02:53,200 --> 01:02:54,450
‫خیلی خب.

645
01:03:10,420 --> 01:03:11,740
‫ببخشید، معذرت می‌خوام!

646
01:03:18,000 --> 01:03:20,370
‫پس هنوز نَمردی.

647
01:03:21,390 --> 01:03:27,030
‫اون موقعی که پشت «هوانگ شینینگ» داشتی
خودنمایی می‌کردی، ‫اصلاً فکر امروز رو می‌کردی؟!

648
01:03:29,070 --> 01:03:31,490
‫ارنیانگ باید می‌دید الان چه شکلی شدی.

649
01:03:31,690 --> 01:03:33,660
‫یه نگاه به خودت بنداز!

650
01:03:43,210 --> 01:03:44,290
‫بزن بریم.

651
01:03:44,330 --> 01:03:45,800
‫اون نمی‌میره.

652
01:03:45,900 --> 01:03:47,740
‫کار دولت رو لنگ نذار.

653
01:03:54,300 --> 01:03:56,910
‫این مصیبت‌زده‌ها خیلی وفادارن.

654
01:03:56,940 --> 01:03:58,130
‫حیف شد.

655
01:03:58,170 --> 01:04:00,740
‫اونا حتی نمی‌دونن که
‫لب مرز مرگ هستن.

656
01:04:00,760 --> 01:04:02,130
‫منظورت چیه؟

657
01:04:10,090 --> 01:04:11,410
‫بذار بهت بگم.

658
01:04:12,010 --> 01:04:18,160
‫ده‌ها نفر از خاندان یانگ توسط
‫هوانگ شاینینگ و آدماش کشته شدن!

659
01:04:18,390 --> 01:04:20,120
‫ولی اون فکر کرد که این کافی نیست!

660
01:04:20,130 --> 01:04:24,240
‫خلاص شدن از شر یانگ شوکسین کافی نبود!
‫اون یه پیروزی بزرگتر می‌خواست!

661
01:04:24,440 --> 01:04:25,780
‫این چه اراجیفیه؟

662
01:04:25,800 --> 01:04:27,320
‫اراجیف؟

663
01:04:27,930 --> 01:04:30,130
‫«یانگ شوکسین» برچسب شورشی خورده!

664
01:04:30,230 --> 01:04:31,700
‫و منم به خاطر همین کلی زجر کشیدم!

665
01:04:31,800 --> 01:04:33,619
‫تو احتمالاً خبر نداشتی، نه؟

666
01:04:33,620 --> 01:04:36,779
‫تمام اون آدمایی که توی بانک‌های مخفی
‫«پینگ‌یانگ» بودن، دهنشون رو بستن!

667
01:04:36,780 --> 01:04:40,450
‫این‌که «هوانگ شاینینگ» به
جایگاه امروزش رسیده، ‫مدیون توئه!

668
01:04:42,780 --> 01:04:44,570
‫هنوزم جرئت می‌کنی بهم لگد بزنی؟!

669
01:04:45,200 --> 01:04:50,070
‫«هوانگ شاینینگ» داره از قربانی‌های حادثه استفاده
می‌کنه ‫تا به اتهام تحریک به شورش، محکومشون کنه!

670
01:04:50,220 --> 01:04:52,820
‫این قربانی‌ها دارن
‫به کام مرگ فرستاده می‌شن!

671
01:05:09,620 --> 01:05:12,910
‫کارت به این‌جا کشیده
‫و دیگه راه فراری نداری.

672
01:05:13,400 --> 01:05:15,280
‫می‌تونی با من
‫از شهر بزنی بیرون.

673
01:05:15,300 --> 01:05:17,199
‫یه نفر رو پیدا می‌کنم تا
‫زخم‌هات رو درمون کنه.

674
01:05:17,200 --> 01:05:20,530
‫در عوض، تو ازم محافظت می‌کنی و
‫یه لقمه نون گیرت می‌آد که بخوری.

675
01:05:21,230 --> 01:05:27,900
‫تحت تعقیب

676
01:05:33,120 --> 01:05:34,120
‫نودل

677
01:05:43,460 --> 01:05:46,000
‫سرکه

678
01:06:58,090 --> 01:06:59,760
‫هل ندید!
‫یکی‌یکی بیاید!

679
01:06:59,790 --> 01:07:00,830
‫بذار یه نگاهی بندازم.

680
01:07:00,850 --> 01:07:01,880
‫اسمت چیه؟

681
01:07:03,100 --> 01:07:05,290
‫- هر کاری باشه انجام می‌دم.
‫- منم همین‌طور.

682
01:07:05,910 --> 01:07:08,580
‫زورم زیاده.

683
01:07:11,840 --> 01:07:13,460
‫زل نزن.
‫برام دردسر درست نکن.

684
01:07:13,510 --> 01:07:14,510
‫عجله کن.

685
01:07:37,160 --> 01:07:39,410
‫چند نفر اون پایین هستن؟

686
01:07:39,660 --> 01:07:41,070
‫الان دیگه بیشتر از ۱۰۰ نفرن.

687
01:07:44,250 --> 01:07:45,570
‫کافیه.

688
01:07:46,360 --> 01:07:48,160
‫امشب کار رو تموم می‌کنیم.

689
01:07:51,080 --> 01:07:59,080
‫باقیمونده‌های گروه شورشی «یانگ شوکسین» ۱۰۰۰ نفر رو ‫در شبِ
روزِ «دینگ‌مائو» از ماهِ «شن» جمع کردن تا شورش به پا کنن.

690
01:08:03,850 --> 01:08:08,740
‫«هوانگ شاینینگ»، کمیسر
قضاییِ منطقه‌ی «هدونگ»،

691
01:08:08,880 --> 01:08:16,880
‫شخصاً نگهبان‌ها رو برای سرکوب شورش هدایت کرد و ‫سرِ ۱۰۰
تا راهزن رو برید و قول داد که امنیت منطقه رو تضمین کنه.

692
01:09:33,640 --> 01:09:37,200
‫دارو ممکنه درد داشته باشه، ولی اثر می‌کنه.

693
01:09:38,150 --> 01:09:39,410
‫گذاشتن و رفتن...

694
01:09:40,010 --> 01:09:41,950
‫شاید ننگ نباشه.

695
01:09:42,930 --> 01:09:45,910
‫اما نمی‌تونم از این سدِ
‫توی قلبم رد بشم.

696
01:09:48,230 --> 01:09:49,230
‫من...

697
01:09:49,810 --> 01:09:51,950
‫دیگه نمی‌خوام مخفی بشم.

698
01:09:55,610 --> 01:09:57,960
‫اگه می‌خوای بری به پیشواز مرگ،
‫من جلوت رو نمی‌گیرم.

699
01:09:57,990 --> 01:10:00,200
‫همیشه وقتی می‌بینمت حالم بهم می‌خوره.

700
01:10:01,600 --> 01:10:02,910
‫این‌بار...!

701
01:10:03,600 --> 01:10:05,990
‫نذار اون پیرمردِ کلاش قسر در بره!

702
01:10:44,330 --> 01:10:45,450
‫بزنید به چاک!

703
01:11:49,310 --> 01:11:50,660
‫هوانگ شاینینگ!

704
01:11:51,960 --> 01:11:53,410
‫اومدی.

705
01:11:54,390 --> 01:11:55,410
‫بیا.

706
01:11:56,700 --> 01:11:58,620
‫بیا با من یه چیزی بنوش.

707
01:11:59,340 --> 01:12:01,070
‫فیلم بازی نکن!

708
01:12:02,690 --> 01:12:06,450
‫کل شهر پینگ‌یانگ
‫می‌فهمن که تو چه جور آدمی هستی!

709
01:12:07,890 --> 01:12:11,370
‫مردم فقط به فکر خودشونن.

710
01:12:12,000 --> 01:12:14,620
‫هیچ‌کس به حقیقت اهمیت نمی‌ده.

711
01:12:16,380 --> 01:12:18,320
‫حقیقت...

712
01:12:19,390 --> 01:12:22,370
‫همون داستانیه که برنده‌ها تعریف می‌کنن.

713
01:12:26,660 --> 01:12:28,700
‫اگه می‌رفتی...

714
01:12:29,200 --> 01:12:32,070
‫فقط یه فراریِ عادی بودی.

715
01:12:34,100 --> 01:12:35,910
‫ولی برگشتی.

716
01:12:36,720 --> 01:12:39,570
‫این ازت یه رهبر شورشی می‌سازه.

717
01:12:40,020 --> 01:12:41,780
‫داستان...

718
01:12:41,960 --> 01:12:43,950
‫بی‌نقصه.

719
01:12:45,490 --> 01:12:50,030
‫واسه نفع شخصیِ خودت،
‫به آدمای بی‌گناه صدمه می‌زنی.

720
01:12:50,200 --> 01:12:51,739
‫هنوزم خودتو یه آدم حساب می‌کنی؟!

721
01:12:51,740 --> 01:12:52,990
‫تو چی؟!

722
01:12:54,810 --> 01:12:57,730
‫ده سال خدمت کردی و هیچی نداری.

723
01:12:57,800 --> 01:12:59,830
‫زندگیت از سگ هم سگ‌تره!

724
01:12:59,880 --> 01:13:02,320
‫تو اصلاً خودتو آدم حساب می‌کنی؟!

725
01:13:04,390 --> 01:13:07,030
‫پیرمرد کثیف!

726
01:14:28,090 --> 01:14:30,240
‫من این‌طوری بهت یاد ندادم.

727
01:14:38,670 --> 01:14:39,820
‫خیلی شُلی!

728
01:14:41,890 --> 01:14:42,950
‫خیلی کُندی!

729
01:14:44,660 --> 01:14:46,990
‫و خیلی هم تابلویی!

730
01:15:39,900 --> 01:15:42,620
‫حالا شد، این‌طوری بهتره.

731
01:16:39,690 --> 01:16:43,780
‫به جای اینکه عقاب آسمون باشی،
‫اصرار داری سگ بمونی!

732
01:16:58,660 --> 01:17:01,450
‫عقاب یا سگ، درنده فقط یه درنده‌ست!

733
01:18:35,000 --> 01:18:39,030
‫من «هوانگ شاینینگ» هستم،
کمیسر قضایی منطقه «هدونگ»!

734
01:18:40,880 --> 01:18:46,990
‫امشب شورش شده و من آدم‌هام
رو برای مبارزه آوردم اینجا!

735
01:18:47,150 --> 01:18:48,180
‫این یارو!

736
01:18:48,530 --> 01:18:50,620
‫اون رهبر شورشی‌هاست!

737
01:18:51,090 --> 01:18:52,820
‫بگیریدش!

738
01:18:55,070 --> 01:18:56,320
‫بو یی...

739
01:18:57,180 --> 01:18:59,160
‫خوب دقت کن.

740
01:19:00,890 --> 01:19:02,170
‫این...

741
01:19:03,210 --> 01:19:05,990
‫آخرین درسیه که بهت می‌دم.

742
01:19:19,480 --> 01:19:21,780
‫این‌طور نیست که نفهمم!

743
01:19:22,180 --> 01:19:25,320
‫موضوع اینه که من با تو فرق دارم!

744
01:19:35,080 --> 01:19:36,690
‫مظنون کجا رفت؟

745
01:19:37,940 --> 01:19:39,700
‫همه جا رو با دقت بگردین!

746
01:20:00,070 --> 01:20:03,409
‫یک ماه بعد

747
01:20:03,410 --> 01:20:06,990
‫انگار یه نفر توی دربار دیگه طاقتش طاق شده.

748
01:20:07,640 --> 01:20:11,240
‫در نهایت، «هوانگ شینینگ»
چیزی جز یه مهره نبود.

749
01:20:13,190 --> 01:20:16,070
‫دربار حکم بازداشتت رو لغو کرده.

750
01:20:18,480 --> 01:20:22,320
‫خبراییم هست که می‌گن
به‌زودی بهت پاداش می‌دن.

751
01:20:26,020 --> 01:20:28,240
‫به هر حال، من دارم برمی‌گردم.

752
01:20:33,190 --> 01:20:35,160
‫یه چیزی بگو، لطفاً؟

753
01:20:40,780 --> 01:20:44,430
‫«هوانگ شاینینگ»، کمیسر قضایی
منطقه‌ی «هه‌دونگ»، مقام بالایی داشت.

754
01:20:44,500 --> 01:20:52,500
‫اما به‌جای خدمت به کشور و رسیدگی به مردم، دنبال قتل‌عام
قربانی‌های فاجعه و جعل مدارک شورش بود تا به نفع خودش کار کنه.

755
01:20:54,530 --> 01:21:01,159
‫«یانگ شوکسین»، حاکم «پینگ‌یانگ»، وفادار و شجاع بود
و متوجه خیانت شد، اما متأسفانه جونش رو از دست داد.

756
01:21:01,160 --> 01:21:04,320
‫- اونجا چیه؟ ‫- یه اطلاعیه‌ست. ‫خوشبختانه،
آسمون آدم‌های وفادار رو تنها نمی‌ذاره.

757
01:21:26,190 --> 01:21:28,530
‫دربار «عمارت عقاب» رو بنا کرد...

758
01:21:30,800 --> 01:21:34,320
‫تا مامورهایی با اراده‌ی پولادین آموزش بده.

759
01:21:50,100 --> 01:21:52,870
‫آیین‌نامه‌ی «عمارت عقاب» شامل سه مرحله‌ست:

760
01:21:53,110 --> 01:21:54,170
‫دستگیری.

761
01:21:56,490 --> 01:21:59,120
‫تور رو پهن کن تا مغز متفکر رو بگیری.

762
01:21:59,410 --> 01:22:01,700
‫سخت‌گیری بهتر از زیاده‌روی در مهربونیه.

763
01:22:07,490 --> 01:22:08,740
‫بازجویی.

764
01:22:09,910 --> 01:22:11,570
‫توی هنر حیله‌گری استاد شو.

765
01:22:12,300 --> 01:22:14,410
‫با قدرت کوبنده حمله کن.

766
01:22:16,110 --> 01:22:18,120
‫خیانتشون رو برملا کن.

767
01:22:21,800 --> 01:22:23,240
‫اعدام.

768
01:22:24,000 --> 01:22:26,410
‫تو مسیر عدالت ثابت‌قدم باش.

769
01:22:26,690 --> 01:22:29,070
‫ریشه‌ی شرارت رو از بیخ و بن بکن.

770
01:22:29,550 --> 01:22:32,950
‫در برابر قانون جایی برای احساسات نیست.

771
01:22:33,450 --> 01:22:34,660
‫بو یی.

772
01:22:35,710 --> 01:22:37,240
‫چندتا رو پاس کردی؟

773
01:22:37,760 --> 01:22:39,660
‫فقط تو امتحان «دستگیری» قبول شدم.

774
01:22:40,920 --> 01:22:42,910
‫فکر نمی‌کنم به خاطر بی‌عرضگی‌ت باشه.

775
01:22:43,060 --> 01:22:44,150
‫بزن به چاک!

776
01:22:44,190 --> 01:22:47,320
‫بلکه به خاطر یه جور دلسوزیِ احساسیه.

777
01:22:48,870 --> 01:22:50,190
‫- بگیریدش!
‫- دارید چیکار می‌کنید؟!

778
01:22:51,370 --> 01:22:52,410
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

779
01:23:16,100 --> 01:23:17,490
‫ازدواج کردی؟

780
01:23:18,790 --> 01:23:20,610
‫ازدواج نکردی، مگه نه؟

781
01:23:20,690 --> 01:23:21,700
‫من؟

782
01:23:22,260 --> 01:23:23,700
‫مگه من چطوری‌ام؟

783
01:23:24,300 --> 01:23:25,960
‫فقط خیلی لجباز بودی.

784
01:23:26,010 --> 01:23:30,200
‫اگه از استاد التماس کرده بودی،
‫می‌تونستی توی عمارت عقاب بمونی.

785
01:23:38,240 --> 01:23:40,410
‫با من برگرد به شهر بیان‌لیانگ.

786
01:23:40,750 --> 01:23:45,950
‫قدیما، خیلی از نوادگان
‫خاندان‌های اشرافی و ژنرال‌های لایق...

787
01:23:47,170 --> 01:23:48,990
‫این اسم‌ها رو بهشون دادن.

788
01:23:49,930 --> 01:23:51,490
‫بو یی.

789
01:23:54,390 --> 01:23:56,990
‫گذشته‌ت رو فراموش نکن.

790
01:23:57,900 --> 01:24:00,280
‫عمارت عقاب پایگاهته.

791
01:24:01,580 --> 01:24:05,320
‫و شهر بیان‌لیانگ
‫خونه‌ی واقعیته.

792
01:24:06,570 --> 01:24:07,830
‫نودل ساده

793
01:24:10,190 --> 01:24:13,280
‫به سبک بیان‌لیانگه، طعم زادگاهته.

794
01:24:18,030 --> 01:24:22,240
‫اما با این حال، این کار چیزی جز
‫زورگویی به بقیه با استفاده از قدرت نیست.

795
01:24:24,450 --> 01:24:25,580
‫بیان‌لیانگ...

796
01:24:25,980 --> 01:24:27,570
‫یا پینگ‌یانگ.

797
01:24:28,140 --> 01:24:30,070
‫چه فرقی می‌کنه؟

798
01:24:33,180 --> 01:24:35,070
‫یادت رفته؟

799
01:24:37,800 --> 01:24:39,410
‫دست‌های ما...

800
01:24:39,980 --> 01:24:42,780
‫همین الانشم به خون آلوده شده.

801
01:24:49,300 --> 01:24:52,370
‫اون موقع‌ها، چاره‌ای نداشتم.

802
01:25:28,530 --> 01:25:30,950
‫واقعاً می‌خوای برگردی؟

803
01:25:37,810 --> 01:25:39,160
‫یک، دو، سه.

804
01:25:48,400 --> 01:25:49,660
‫یک، دو، سه، حالا!

805
01:26:36,340 --> 01:26:37,360
‫بزن بریم.

806
01:26:37,384 --> 01:26:47,384
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

807
01:27:12,340 --> 01:27:14,070
‫یک، دو، سه!

