﻿1
00:00:00,600 --> 00:00:10,280
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,069 --> 00:00:15,769
‫11 ستامبر 2001
‫ساعت 08:46

3
00:00:27,193 --> 00:00:28,194
‫ای وای!

4
00:00:28,820 --> 00:00:29,838
‫لعنتی!

5
00:00:33,616 --> 00:00:35,118
‫ای وای!

6
00:00:38,788 --> 00:00:41,415
‫من از ۴ ژانویه ۲۰۰۱ تا ۴ ژانویه ۲۰۰۲

7
00:00:41,416 --> 00:00:45,503
‫مسئول گزارش‌های اطلاعاتی روزانه
‫ به رئیس جمهور بودم,

8
00:00:45,527 --> 00:00:47,527
‫مایکل مورل
‫"سیا | گزارشگر روزانه رئیس‌جمهور"

9
00:00:49,299 --> 00:00:51,593
‫هفته‌ای شیش روز بهش گزارش می‌دادم,

10
00:00:52,802 --> 00:00:55,388
‫هر جای دنیا که بود، منم باهاش بودم,

11
00:00:56,012 --> 00:00:58,812
‫ساراسوتا، فلوریدا
‫مدرسه ابتدایی اِما ای, بوکر

12
00:01:01,770 --> 00:01:04,354
‫بلند شین و به رئیس جمهور
‫ایالات متحده احترام بذارین,

13
00:01:04,355 --> 00:01:07,524
‫- صبح بخیر, حالتون چطوره؟
‫- صبح بخیر، آقای رئیس جمهور,

14
00:01:07,525 --> 00:01:10,944
‫و من صبح روز یازده سپتامبر
‫با رئیس جمهور بوش بودم,

15
00:01:10,945 --> 00:01:13,238
‫به رئیس جمهور و من گفتن که یه هواپیما

16
00:01:13,239 --> 00:01:14,948
‫خورده به مرکز تجارت جهانی,

17
00:01:14,949 --> 00:01:16,575
‫تصورمون این بود که،

18
00:01:16,576 --> 00:01:19,453
‫این حتما یه تصادف هواپیمای کوچیک بوده,

19
00:01:19,454 --> 00:01:20,746
‫ممنون که بلند شدین,

20
00:01:20,747 --> 00:01:24,167
‫رئیس جمهور داشت یه داستان
‫ درباره یه بز اهلی میخوند,

21
00:01:24,751 --> 00:01:27,086
‫- آماده‌این، پروانه‌های من؟
‫- بله,

22
00:01:27,087 --> 00:01:29,964
‫حالت LLP، چشاتون به من باشه,
‫ یک، دو، سه,

23
00:01:30,465 --> 00:01:31,924
‫- آماده شین,
‫- "پارک,"

24
00:01:31,925 --> 00:01:33,008
‫بله، "پارک,"

25
00:01:33,009 --> 00:01:35,385
‫- این دو تا حرف چی میگن؟
‫- "آر,"

26
00:01:35,386 --> 00:01:36,887
‫بله، "آر," صداش کن,

27
00:01:36,888 --> 00:01:40,015
‫- آماده شین, چه کلمه‌ای؟
‫- "پارک," "پارک,"

28
00:01:40,016 --> 00:01:42,226
‫بله، "پارک," این کلمه رو سریع بخونین,

29
00:01:42,227 --> 00:01:43,520
‫- آماده شین,
‫- "صدا,"

30
00:01:46,606 --> 00:01:47,816
‫اوه خدای من!

31
00:01:50,401 --> 00:01:51,568
‫معلومه یه چیزی,,,

32
00:01:51,569 --> 00:01:55,239
‫زنگ زدم به مرکز عملیات
‫سازمان سیا،

33
00:01:55,240 --> 00:01:58,117
‫و اونا یه اطلاعات بهمون دادن،

34
00:01:58,118 --> 00:02:01,162
‫که اونم این بود که
‫یه جت مسافربری بزرگ بوده,

35
00:02:05,186 --> 00:02:07,186
‫مقر سازمان سیا

36
00:02:08,628 --> 00:02:11,713
‫یازده سپتامبر تقریباً مثل این
‫ رمان‌هاست که شروع میشن،

37
00:02:11,714 --> 00:02:14,842
‫ "یه روز زیبا و آفتابی بود," می‌دونین،
‫اینم اینجوری شروع شد,

38
00:02:14,843 --> 00:02:18,220
‫خب، برای من، یه روز دیگه بود،
‫ آره، می‌دونین،

39
00:02:18,221 --> 00:02:21,014
‫یه شب تمام به این فکر کردن که

40
00:02:21,015 --> 00:02:22,516
‫فردا می‌خوای چی کار کنی,

41
00:02:22,517 --> 00:02:25,145
‫می‌دونین، هیچ وقت خوب نمی‌خوابم,

42
00:02:25,169 --> 00:02:27,169
‫کوفر بلک
‫سیا | رئیس مقر ضد ترورسیم

43
00:02:28,273 --> 00:02:31,400
‫بعضی گزارش‌ها میگن که
‫یه هواپیمای کوچیک بوده

44
00:02:31,401 --> 00:02:35,195
‫که خورده به طبقات بالای
‫یکی از برج‌های دوقلو,

45
00:02:35,196 --> 00:02:38,365
‫یه صفحه تلویزیون گوشه اتاقم داشتم,

46
00:02:38,366 --> 00:02:41,369
‫داشتم نگاهش می‌کردم،
‫و یه روز قشنگ بود، آسمون آبی,

47
00:02:41,911 --> 00:02:45,455
‫و یه سوراخ سیاه تو برج بود,

48
00:02:45,456 --> 00:02:46,790
‫,,,۹۰, شما,,,

49
00:02:46,791 --> 00:02:50,127
‫فکر کردم،
‫"واو، این باید بدترین خلبان دنیا باشه، نه؟"

50
00:02:50,128 --> 00:02:51,838
‫یعنی، روز قشنگیه,

51
00:02:53,089 --> 00:02:56,717
‫تلفن رو میزم زنگ میخوره, برش می‌دارم،
‫صدای طرف رو میشناسم,

52
00:02:56,718 --> 00:02:58,886
‫یه افسر اطلاعاتی بود،

53
00:02:58,887 --> 00:03:01,513
‫و با هم تو جنگ آنگولا بودیم,

54
00:03:01,514 --> 00:03:02,639
‫شروع کرد،

55
00:03:02,640 --> 00:03:06,394
‫"هی رئیس، یه مشکلی داریم,"
‫میگه، "من تو مرکز تجارت جهانی‌ام,"

56
00:03:06,978 --> 00:03:08,437
‫اون تو اون یکی برج بود,

57
00:03:08,438 --> 00:03:13,859
‫گفت: "یه هواپیمای مسافربری شبیه ۷۳۷

58
00:03:13,860 --> 00:03:15,110
‫خورد تو برج,"

59
00:03:15,111 --> 00:03:16,445
‫گفت: "مشکل اینه که،

60
00:03:16,446 --> 00:03:19,365
‫من داشتم سطح کنترلی هواپیما رو می‌دیدم,"

61
00:03:20,033 --> 00:03:22,619
‫"خلبان عمداً هواپیما رو

62
00:03:23,286 --> 00:03:24,370
‫برد تو برج,"

63
00:03:25,205 --> 00:03:26,663
‫و بعدش گفت،

64
00:03:26,664 --> 00:03:29,417
‫ "ما مورد حمله قرار گرفتیم,
‫دارم جامو تخلیه می‌کنم,"

65
00:03:41,512 --> 00:03:43,306
‫- اوه خدای من!
‫- نه!

66
00:03:45,141 --> 00:03:46,559
‫اوه خدای من!

67
00:03:50,939 --> 00:03:54,567
‫این عمدیه، آلفرد, یکی این کارو
‫عمداً داره انجام می‌ده,

68
00:03:55,693 --> 00:03:57,528
‫اوه خدای من,

69
00:03:59,656 --> 00:04:03,200
‫رئیس ستاد کاخ سفید رفت
‫تو اتاق رئیس جمهور

70
00:04:03,201 --> 00:04:06,329
‫و تو گوشش پچ پچ کرد که
‫یه هواپیمای دیگه هم خورده,

71
00:04:07,830 --> 00:04:09,290
‫آمریکا تحت حمله‌ست,

72
00:04:12,710 --> 00:04:14,795
‫رئیس جمهور چند لحظه همونجا نشست،

73
00:04:14,796 --> 00:04:16,755
‫فکر کنم، نمی‌دونست دقیقا چی کار کنه,

74
00:04:16,756 --> 00:04:18,216
‫حالا، آماده شین,

75
00:04:18,716 --> 00:04:20,342
‫ "بز اهلی,"

76
00:04:20,343 --> 00:04:22,261
‫بله، بز اهلی,

77
00:04:22,262 --> 00:04:24,972
‫آماده شین که داستان رو
‫سریع بخونین, آماده شین,

78
00:04:24,973 --> 00:04:27,182
‫ "دختره یه,,,"

79
00:04:27,183 --> 00:04:29,518
‫می‌تونین ببینین که شوکه شده،

80
00:04:29,519 --> 00:04:31,396
‫اما خویشتن‌داریش رو هم ببینین,

81
00:04:32,313 --> 00:04:34,564
‫بعدا گفت که نمی‌خواست بچه‌ها رو بترسونه,

82
00:04:34,565 --> 00:04:38,944
‫ "فرد میگه ما سعی می‌کنیم,,,"

83
00:04:38,945 --> 00:04:42,155
‫من اونجا وایسادم و دارم فکر می‌کنم که
‫آیا کسی قراره یه هواپیما رو

84
00:04:42,156 --> 00:04:43,199
‫ببره تو مدرسه,

85
00:04:50,331 --> 00:04:53,500
‫مدیر تنت گفت که ما اطلاعات تهدید داشتیم

86
00:04:53,501 --> 00:04:57,004
‫که تروریست‌ها می‌خوان یه هواپیما رو
‫ببرن تو مقر سازمان سیا,

87
00:04:57,005 --> 00:04:59,923
‫و من گفتم:
‫"اشکالی نداره، ولی ما تخلیه نمی‌کنیم,"

88
00:05:00,485 --> 00:05:01,300
‫گفت: "باید تخلیه کنی,"

89
00:05:01,301 --> 00:05:04,011
‫ "اونایی که تو,,, تو مرکز کنترل هستن چی؟"

90
00:05:04,012 --> 00:05:06,138
‫ "همه‌شون می‌تونن بمیرن,
‫ آدمای تو مرکز ضد تروریسم,"

91
00:05:06,139 --> 00:05:09,684
‫گفتم: "خب، پس همه‌شون باید بمیرن,"

92
00:05:13,229 --> 00:05:16,649
‫حالا باید به یه بحران جواب بدیم،
‫و، می‌دونین، مثل سربازها،

93
00:05:17,150 --> 00:05:19,819
‫بعضی از ماها در آینده
‫دیگه اونجا نخواهیم بود,

94
00:05:31,043 --> 00:05:32,643
‫جینا بنت
‫آنالیزور واحد ضد تروریسم سیا

95
00:05:32,749 --> 00:05:37,044
‫یادمه مدیرمون ما رو دور هم جمع کرد و گفت،

96
00:05:37,045 --> 00:05:41,131
‫"مدیر دستور تخلیه ساختمون رو داده

97
00:05:41,132 --> 00:05:43,217
‫به جز مرکز ضد تروریسم,"

98
00:05:43,718 --> 00:05:45,178
‫"می‌دونیم چی کار باید بکنیم،

99
00:05:46,471 --> 00:05:47,847
‫و انجامش می‌دیم,"

100
00:05:47,871 --> 00:05:49,241
‫سیندی استور
‫آنالیزور واحد ضد تروریسم سازمان سیا

101
00:05:49,265 --> 00:05:51,016
‫رو کردم به همکارام و گفتم،

102
00:05:51,017 --> 00:05:54,061
‫"به آدمای زندگیتون زنگ بزنین
‫که حیوون خونگیتون رو نگه‌دارن

103
00:05:54,062 --> 00:05:57,272
‫و خونه‌تون رو قفل کنین
‫چون داریم میریم جنگ,"

104
00:05:57,273 --> 00:05:59,233
‫ "باید بلافاصله بیست و چهار ساعته کار کنیم,"

105
00:05:59,257 --> 00:06:00,461
‫تریسی والدر

106
00:06:00,485 --> 00:06:03,487
‫وقت این نبود که مثلاً حس و حالتو پردازش کنی,

107
00:06:03,488 --> 00:06:06,698
‫یادمه یه نفر داشت گریه می‌کرد
‫و بعد اون آدم رو بیرون کردیم

108
00:06:06,699 --> 00:06:09,493
‫چون نمی‌خواستن به
‫گریه‌ات گوش بدن و ما کار داریم,

109
00:06:09,494 --> 00:06:13,205
‫پس، مثلاً اون لحظه،
‫واقعا پردازش نمی‌کردم,

110
00:06:13,206 --> 00:06:17,251
‫فقط می‌گفتم: "هرچی بهم بگن انجام بدم
‫ سریع انجامش می‌دیم,"

111
00:06:20,046 --> 00:06:23,382
‫آمریکن ۷۷، آمریکن، بررسی رادیویی ایندی,

112
00:06:23,383 --> 00:06:24,592
‫چطور می‌شنوین؟

113
00:06:26,928 --> 00:06:29,429
‫هیچ وقت فکر نمی‌کنی که همین تمومشه,

114
00:06:29,430 --> 00:06:31,098
‫این تمومش نبود, بازم بود,

115
00:06:31,099 --> 00:06:33,433
‫حمله بعدی, حمله بعدی,
‫کِی حمله بعدی اتفاق می‌افته؟

116
00:06:33,434 --> 00:06:36,895
‫حمله بعدی چجوری قراره اتفاق بیفته؟
‫شبیه اینه یا فرق داره؟

117
00:06:36,896 --> 00:06:39,231
‫دارم سعی می‌کنم با آمریکن ۷۷ تماس بگیرم,

118
00:06:39,232 --> 00:06:42,484
‫رادار رو باهاش از دست دادن,
‫ارتباط رو باهاش از دست دادن,

119
00:06:42,485 --> 00:06:45,737
‫همه‌چی رو از دست دادن و
‫هیچ ایده‌ای ندارن کجاست یا چی شده,

120
00:06:45,738 --> 00:06:48,698
‫ممکنه یه هواپیمای دیگه هم
‫جایی سرگردون باشه,

121
00:06:48,699 --> 00:06:52,994
‫ما داشتیم با سرعت بررسی می‌کردیم
‫که هدف بعدی چی می‌تونه باشه,

122
00:06:52,995 --> 00:06:53,954
‫همون موقع،

123
00:06:53,955 --> 00:06:56,623
‫اداره هوانوردی فدرال داره سعی می‌کنه
‫ بفهمه با این هواپیما چی شده,

124
00:06:56,624 --> 00:07:00,545
‫,,,همه، الان بدونین، ممکنه
‫ آمریکن ۷۷ ربوده شده باشه,

125
00:07:01,129 --> 00:07:04,172
‫طول نمی‌کشه که گزارش‌هایی از
‫ یه هواپیماربایی دیگه می‌شنویم،

126
00:07:04,173 --> 00:07:07,217
‫و داریم سریع سعی می‌کنیم
‫بفهمیم کجا داره می‌ره,

127
00:07:07,218 --> 00:07:09,886
‫سومین هواپیما ربوده شده
‫به سمت واشنگتن داره میره,

128
00:07:09,887 --> 00:07:12,098
‫جدیه, بریم!

129
00:07:12,890 --> 00:07:14,766
‫این مرکز کنترل تقرب دالس هست,

130
00:07:14,767 --> 00:07:17,936
‫ما یه هدف متحرک سریع رو ردیابی می‌کنیم
‫که داره به سمت کاخ سفید میره,

131
00:07:17,937 --> 00:07:19,814
‫به کاخ سفید اطلاع داده شده,

132
00:07:24,360 --> 00:07:26,778
‫ما داشتیم تمام گزارش‌های
‫تهدید رو نگاه می‌کردیم

133
00:07:26,779 --> 00:07:27,946
‫که تا حالا نگاه کرده بودیم

134
00:07:27,947 --> 00:07:30,408
‫و فکر می‌کردیم بی‌اساس یا فقط یه آرزو هستن،

135
00:07:31,242 --> 00:07:34,370
‫حالا فرض می‌کردیم
‫هر کدوم از اینا ممکنه واقعی بشن,

136
00:07:37,373 --> 00:07:39,791
‫ما واقعاً نگران بودیم که تروریست‌ها

137
00:07:39,792 --> 00:07:42,377
‫به مقر سازمان سیا حمله کنن
‫و همه‌مون بمیریم,

138
00:07:42,378 --> 00:07:44,880
‫یعنی، من از ترسو بودن
‫یا چیزی اینجوری نمی‌ترسیدم,

139
00:07:44,881 --> 00:07:46,257
‫فقط,,, یه واقعیت بود,

140
00:07:48,426 --> 00:07:50,927
‫من چهارمین بچه‌ام رو باردار بودم،

141
00:07:50,928 --> 00:07:53,514
‫و تو دستشویی داشتم بالا می‌آوردم,

142
00:07:54,015 --> 00:07:55,266
‫همکارم اونجا بود,

143
00:07:55,850 --> 00:07:58,560
‫می‌خواست بره دستشویی
‫در صورتی که منفجر شدیم،

144
00:07:58,561 --> 00:07:59,978
‫ساختمون منفجر شد,

145
00:07:59,979 --> 00:08:02,982
‫و من فقط گفتم: "اوه خدا,"

146
00:08:06,806 --> 00:08:10,606
‫پنتاگون
‫ستاد وزارت دفاع

147
00:08:17,413 --> 00:08:19,456
‫تونستی با آمریکن ۷۷ تماس بگیری احیاناً؟

148
00:08:19,457 --> 00:08:21,625
‫- برخورد کرد به پنتاگون,
‫- خدای من!

149
00:08:21,626 --> 00:08:22,709
‫اوه خدای من,

150
00:08:22,710 --> 00:08:25,129
‫همه ورودی‌ها به فرودگاه ملی رو ببندین,

151
00:08:26,053 --> 00:08:27,753
‫کوین شفر
‫افسر عملیات نیروی دریایی

152
00:08:27,757 --> 00:08:31,718
‫هیچ کدوم از ما تو پنتاگون فکر نمی‌کردیم

153
00:08:31,719 --> 00:08:33,428
‫که مکانمون در خطره,

154
00:08:33,429 --> 00:08:35,097
‫به نظرمون یه دژ بود,

155
00:08:40,728 --> 00:08:43,105
‫حس کردم انفجار از پشت سرم اومد,

156
00:08:43,898 --> 00:08:46,275
‫بلافاصله حس کردم که دارم می‌سوزم,

157
00:08:51,155 --> 00:08:53,406
‫همه‌چی دور و برم داشت می‌سوخت,

158
00:08:53,407 --> 00:08:55,618
‫داشتم با چنگ و دندون راهم رو باز می‌کردم,

159
00:08:56,452 --> 00:08:59,204
‫بالاخره تونستم یه جاهایی
‫ از نور روز رو ببینم,

160
00:08:59,205 --> 00:09:00,539
‫و آدرنالینم بالا رفت,

161
00:09:00,540 --> 00:09:06,754
‫و وایسادم، و از یه سوراخ بزرگ که
‫ایجاد شده بود بیرون اومدم,

162
00:09:09,382 --> 00:09:11,841
‫اوه خدای من, اوه خدای من,

163
00:09:11,842 --> 00:09:14,387
‫دود داره از پنتاگون میاد بیرون,

164
00:09:20,351 --> 00:09:24,397
‫بیشتر از ۴۷ درصد بدنم سوخته بود،

165
00:09:24,981 --> 00:09:28,401
‫و انقدر سوخت جت و دود قورت داده بودم،

166
00:09:29,443 --> 00:09:30,945
‫دو بار ایست قلبی کردم,

167
00:09:37,660 --> 00:09:41,122
‫بین همه تو بخش من، من تنها بازمانده بودم,

168
00:09:48,046 --> 00:09:50,046
‫ساراسوتا، فلوریدا
‫کاروان خودروی ریاست جمهوری

169
00:09:52,258 --> 00:09:56,554
‫رئیس جمهور تو اون لحظه،
‫هدف اصلی تروریست‌ها بود,

170
00:09:57,138 --> 00:10:00,265
‫سرویس مخفی تصمیم گرفت که
‫برگشتن به واشنگتن امن نیست،

171
00:10:00,266 --> 00:10:02,351
‫ولی معلوم نبود کجا قراره بریم,

172
00:10:04,186 --> 00:10:06,313
‫باید بلافاصله می‌رفتیم تو هوا,

173
00:10:06,314 --> 00:10:08,691
‫باید رئیس جمهور رو از خطر دور می‌کردیم,

174
00:10:11,414 --> 00:10:13,791
‫همون اوایل صبح،
‫یکی به کاخ سفید زنگ زده بود،

175
00:10:14,030 --> 00:10:17,033
‫گفته بود که یه بمب تو
‫هواپیمای رئیس جمهور هست,

176
00:10:18,451 --> 00:10:20,719
‫چیزی که سرویس مخفی رو
‫بیشتر از همه نگران کرده بود این بود

177
00:10:20,744 --> 00:10:24,312
‫که تماس‌گیرنده کد هواپیمای رئیس
‫جمهور رو می‌دونست، "اَنجِل",

178
00:10:27,418 --> 00:10:28,752
‫وقتی رسیدیم به فرودگاه،

179
00:10:28,753 --> 00:10:30,837
‫هواپیمای رئیس جمهور رو احاطه کرده بودن

180
00:10:30,838 --> 00:10:33,799
‫مامورای سرویس مخفی
‫با سلاح‌های خودکارشون,

181
00:10:35,051 --> 00:10:37,469
‫داشتن هرچیزی که هرکسی
‫حمل می‌کرد رو بازرسی می‌کردن،

182
00:10:37,470 --> 00:10:38,928
‫مهم نبود کی هستی,

183
00:10:38,929 --> 00:10:42,766
‫کیف مدارک من رو هم که
‫پر از اسناد فوق سری بود، گشتن,

184
00:10:42,767 --> 00:10:44,143
‫باهاشون دعوا نکردم,

185
00:10:47,980 --> 00:10:51,233
‫پرواز خیلی شیب‌دار بود,

186
00:11:02,995 --> 00:11:05,705
‫فهمیدیم که قراره برای یه مدت طولانی

187
00:11:05,706 --> 00:11:07,124
‫دور خلیج مکزیک پرواز کنیم,

188
00:11:10,586 --> 00:11:13,381
‫اداره هوانوردی فدرال تازه
‫تمام پروازها رو زمین‌گیر کرده,,,

189
00:11:15,758 --> 00:11:18,093
‫همینطور که داشتیم به سمت
‫پایگاه هوایی اندروز می‌رفتیم،

190
00:11:18,094 --> 00:11:21,096
‫بلند شدم و از پنجره‌ها نگاه کردم،

191
00:11:21,097 --> 00:11:25,601
‫و یه جنگنده جت کنار بال
‫هواپیمای رئیس جمهور بود,

192
00:11:27,019 --> 00:11:31,148
‫اگه کسی یه موشک زمین به هوا
‫به سمت هواپیمای رئیس جمهور شلیک می‌کرد،

193
00:11:32,650 --> 00:11:36,277
‫کار اون جنگنده‌ها این بود که
‫خودشون رو بین اون موشک

194
00:11:36,278 --> 00:11:38,364
‫و رئیس جمهور ایالات متحده قرار بدن,

195
00:11:46,080 --> 00:11:48,957
‫من داشتم با اداره هوانوردی فدرال
‫تلفنی صحبت می‌کردم,

196
00:11:48,958 --> 00:11:51,335
‫یه تماس تلفنی به ما رسید که می‌گفت

197
00:11:53,212 --> 00:11:55,463
‫شنیدیم تمام پروازها زمین‌گیر شدن،

198
00:11:55,464 --> 00:11:58,717
‫ولی هنوز یه هواپیما تو هوا بود
‫که حسابش مشخص نبود,

199
00:11:58,718 --> 00:12:00,386
‫یونایتد ۹۳، کلیولند,

200
00:12:03,305 --> 00:12:05,224
‫یه بمب تو هواپیما داریم,

201
00:12:06,308 --> 00:12:09,562
‫واقعاً فقط می‌تونم یه حالتی
‫شبیه وحشت رو توصیف کنم,

202
00:12:10,271 --> 00:12:13,565
‫فهمیدیم که بازم حمله تو راهه,
‫یه حمله دیگه داره میاد,

203
00:12:13,566 --> 00:12:16,943
‫داره مسیر رو برمی‌گرده بالای آکرون,
‫داره به سمت شرق می‌ره,

204
00:12:16,944 --> 00:12:20,739
‫حدود ۲۵ مایل خارج از واشنگتن، دی,سی,،

205
00:12:20,740 --> 00:12:23,242
‫داره به همین سمت عمومی میره,

206
00:12:24,034 --> 00:12:29,414
‫مسافرای پرواز ۹۳ داشتن گزارش‌هایی
‫درباره هواپیماهای ربوده شده می‌گرفتن,

207
00:12:29,415 --> 00:12:33,836
‫مسافرا نمی‌خواستن
‫پرواز ۹۳ تبدیل به یه سلاح بشه,

208
00:12:35,129 --> 00:12:36,380
‫عزیزم، هستی؟

209
00:12:36,964 --> 00:12:39,091
‫یه مشکل کوچیک تو هواپیما داریم,

210
00:12:41,051 --> 00:12:44,596
‫ظاهراً، اونا چند تا هواپیما رو
‫از قبل به مرکز تجارت جهانی زدن,

211
00:12:44,597 --> 00:12:46,973
‫به نظر میاد که این یکی رو هم
‫می‌خوان بندازن,

212
00:12:46,974 --> 00:12:49,476
‫یونایتد ۹۳ داره بالاشو تکون میده,

213
00:12:49,477 --> 00:12:51,728
‫نمیدونن منظورش چیه,

214
00:12:51,729 --> 00:12:56,441
‫مسافرای پرواز ۹۳، حمله کردن به تروریست‌ها

215
00:12:56,442 --> 00:13:01,071
‫و با هواپیماربایان
‫توی کابین خلبان دعوا کردن,,,

216
00:13:06,660 --> 00:13:11,665
‫,,,و نذاشتن که هواپیما به عنوان سلاح
‫علیه کنگره آمریکا استفاده بشه,

217
00:13:14,335 --> 00:13:16,711
‫یونایتد ۹۳، در مورد اون خبری دارین؟

218
00:13:16,712 --> 00:13:19,005
‫- آره، سقوط کرده,
‫- کِی فرود اومد؟

219
00:13:19,006 --> 00:13:21,425
‫اون,,, اون,,, اون فرود نیومده,

220
00:13:39,652 --> 00:13:42,195
‫من به یه گروه کوچیک از آدما پیوستم

221
00:13:42,196 --> 00:13:45,407
‫توی قسمت کارمندای ارشد
‫هواپیمای اِیر فورس وان،

222
00:13:45,991 --> 00:13:47,618
‫و داشتیم تلویزیون تماشا می‌کردیم,

223
00:13:48,244 --> 00:13:50,954
‫برداشت دو, برداشت دو در دو، یک,

224
00:13:50,955 --> 00:13:53,748
‫این نزدیک‌ترین جاییه که میتونیم
‫به پایه مرکز تجارت جهانی برسیم,

225
00:13:53,749 --> 00:13:57,669
‫میتونین آتش‌نشانا رو اینجا ببینین،
‫افسرای پلیس، مامورای اف‌بی‌آی،

226
00:13:57,670 --> 00:14:00,046
‫و میتونین دو تا برج رو ببینین,

227
00:14:00,047 --> 00:14:03,466
‫یه انفجار بزرگ الان
‫داره آوار رو روی همه‌مون میریزه,

228
00:14:03,467 --> 00:14:05,678
‫بهتره بریم کنار!

229
00:14:09,557 --> 00:14:11,475
‫اوه خدای من! نه!

230
00:14:26,115 --> 00:14:27,949
‫رئیس جمهور تو چشمام نگاه کرد،

231
00:14:27,950 --> 00:14:30,494
‫و گفت: "مایکل، کی این کارو کرده؟"

232
00:14:33,998 --> 00:14:37,417
‫به عنوان یه افسر اطلاعاتی،
‫همیشه باید بدونی

233
00:14:37,418 --> 00:14:40,421
‫واقعاً چی میدونی؟ چی نمیدونی؟

234
00:14:41,046 --> 00:14:42,923
‫و بر اساس اون دو تا چیز، چی فکر می‌کنی؟

235
00:14:42,947 --> 00:14:46,647
‫جان مک‌لاکلین
‫معاون مدیر سیا

236
00:14:47,970 --> 00:14:49,220
‫مسئولش کی بود؟

237
00:14:49,221 --> 00:14:52,015
‫بذارین هرچی که در مورد این می‌دونیم
‫رو بریزیم رو میز

238
00:14:52,016 --> 00:14:54,643
‫و هرچیزی که هرکی میخواد بگه,

239
00:14:56,687 --> 00:14:58,469
‫من با اف‌ای‌ای کار می‌کردم

240
00:14:58,493 --> 00:15:00,591
‫و سعی می‌کردم بعضی از
‫توطئه‌گرا رو ردیابی کنم,

241
00:15:01,358 --> 00:15:05,653
‫واقعاً سعی می‌کردم روی اطلاعاتی
‫که میومد تمرکز کنم,

242
00:15:05,654 --> 00:15:07,947
‫امریکن ایرلاینز، پرواز ۱۱,

243
00:15:07,948 --> 00:15:10,658
‫تیم تونست لیست مسافرای پرواز رو بگیره,

244
00:15:10,659 --> 00:15:11,910
‫پرواز ۹۳,

245
00:15:11,911 --> 00:15:15,122
‫اونا اسنادی هستن که نشون میدن
‫چه کسی توی هواپیما بوده,

246
00:15:15,623 --> 00:15:20,084
‫می‌دونین که تروریستا
‫توی لیست مسافرای هواپیما هستن,

247
00:15:20,085 --> 00:15:25,381
‫واسه همین شروع کردیم به شناسایی هرکسی
‫با اسمی که می‌شناختیم,

248
00:15:25,382 --> 00:15:27,592
‫۵۸ مسافر و یه خدمه از,,,

249
00:15:27,593 --> 00:15:30,720
‫پرواز ۱۱ با ۸۱ مسافر،
‫ ۹ خدمه پرواز، و دو خلبان,

250
00:15:30,721 --> 00:15:34,391
‫اسم‌ها رو با پاسپورتا تطبیق بدین
‫همینطور که اسکن میشدن

251
00:15:35,225 --> 00:15:39,604
‫و اونا رو با گروه‌های تروریستی معروف
‫بررسی کنین،

252
00:15:39,605 --> 00:15:42,524
‫و مظنونین احتمالی رو محدود کنین,

253
00:15:47,196 --> 00:15:50,323
‫یهو یه تحلیلگر با عجله وارد اتاق شد

254
00:15:50,324 --> 00:15:52,158
‫و یه تیکه کاغذ تو دستش تکون می‌داد

255
00:15:52,459 --> 00:15:55,079
‫و می‌گفت:
‫"یه لیست مسافر از یکی از هواپیماها دارم,"

256
00:15:55,129 --> 00:15:58,799
‫یه اسمی توی اون لیست بود
‫که مشکوک بود به اینکه

257
00:16:00,900 --> 00:16:02,500
‫یه عملیات‌چی خیلی مهم القاعده باشه,

258
00:16:02,586 --> 00:16:07,340
‫سال‌ها، القاعده گروه تروریستی بود
‫که می‌دونستیم مصممه

259
00:16:07,341 --> 00:16:09,301
‫به ایالات متحده حمله کنه,

260
00:16:09,843 --> 00:16:15,015
‫اون اسم، اون لحظه،
‫هیچ جوره نمیشه تصادفی باشه,

261
00:16:15,849 --> 00:16:21,313
‫بلافاصله فهمیدیم این اسامه بن لادنه,

262
00:16:23,941 --> 00:16:26,025
‫خب، پرونده بسته شد,

263
00:16:26,026 --> 00:16:27,987
‫این یه عملیات القاعده است,

264
00:16:33,075 --> 00:16:35,368
‫البته که رئیس جمهور رو
‫در جریان گذاشته بودن,

265
00:16:35,369 --> 00:16:37,454
‫مایکل مورل به عنوان گزارش‌دهنده کنارش بود,

266
00:16:39,623 --> 00:16:43,168
‫و من بهش گفتم: "آقای رئیس جمهور،
‫به نظرم کار یه عامل غیردولتیه,"

267
00:16:43,669 --> 00:16:45,586
‫ "به نظرم کار القاعده است,"

268
00:16:45,587 --> 00:16:47,463
‫"به نظرم کار بن لادنه،

269
00:16:47,464 --> 00:16:50,383
‫و حاضرم آینده بچه‌هام رو
‫شرط ببندم سر این,"

270
00:16:50,384 --> 00:16:52,677
‫ما یه گفتگوی ویدیویی باهاش داشتیم

271
00:16:52,678 --> 00:16:57,474
‫که توش برداشتای اولیه خودمونو
‫از اتفاقی که افتاده بود و مسئولش کی بود گفتیم,

272
00:16:58,434 --> 00:17:02,186
‫اون گفت: "یه ائتلاف جهانی تشکیل بدین,"

273
00:17:02,187 --> 00:17:04,231
‫ "پیداشون می‌کنیم و نابودشون می‌کنیم,"

274
00:17:08,360 --> 00:17:10,195
‫و حالا شروع میشه,

275
00:17:12,219 --> 00:17:17,019
‫تعقیب و گریز آمریکایی
‫اسامه بن لادن

276
00:17:22,791 --> 00:17:24,625
‫بچه که بودم عاشق پازل بودم،

277
00:17:24,626 --> 00:17:28,213
‫مخصوصاً اون پازل‌های معمایی
‫پنج دقیقه‌ای

278
00:17:28,881 --> 00:17:31,883
‫که یه داستان کوچیک
‫و یه مشت سرنخ داشتی،

279
00:17:31,884 --> 00:17:34,511
‫و باید تو حدود پنج دقیقه
‫حدسش می‌زدی,

280
00:17:35,721 --> 00:17:37,346
‫فشارشو دوست داشتم,

281
00:17:37,347 --> 00:17:41,226
‫نمی‌دونستم که این سال‌ها بعد
‫خیلی به دردم می‌خوره,

282
00:17:43,520 --> 00:17:46,439
‫عجیب به نظر میاد که می‌خواستم
‫بعد از ویتنام برم سیا,

283
00:17:46,440 --> 00:17:49,359
‫اعتراض بود,
‫مردم فکر نمی‌کردن سیا باحاله,

284
00:17:50,986 --> 00:17:53,613
‫اما می‌دونستم که تحلیلگرای سیا
‫خیلی بیشتر کار می‌کنن

285
00:17:53,614 --> 00:17:55,616
‫از چیزی که مردم فکر می‌کنن,

286
00:17:56,366 --> 00:17:59,494
‫اونا سعی می‌کردن دنیا رو بفهمن
‫تا واقعاً به کشور کمک کنن،

287
00:17:59,495 --> 00:18:01,080
‫و من می‌خواستم این کارو بکنم,

288
00:18:01,914 --> 00:18:05,208
‫خوش‌شانس بودم که به عنوان دانشجو
‫با سیا مصاحبه کردم،

289
00:18:05,209 --> 00:18:06,835
‫و اونا قبولم کردن,

290
00:18:14,176 --> 00:18:16,636
‫سال ۱۹۹۳، یه گروه کوچیک

291
00:18:16,637 --> 00:18:19,181
‫توی سیا روی بن لادن تمرکز کرده بودن,

292
00:18:19,890 --> 00:18:21,183
‫بیشترشون زن بودن,

293
00:18:23,227 --> 00:18:26,105
‫وقتی برای اولین بار
‫سر و کله اسامه بن لادن پیدا شد،

294
00:18:26,688 --> 00:18:28,189
‫فهمیدیم که اون به یه خانواده

295
00:18:28,190 --> 00:18:32,111
‫خیلی پولدار و بانفوذ
‫توی عربستان سعودی مربوطه,

296
00:18:33,070 --> 00:18:34,612
‫در طول دهه ۱۹۸۰،

297
00:18:34,613 --> 00:18:36,949
‫اون این خیر ثروتمند بود

298
00:18:37,533 --> 00:18:41,410
‫که به افغان‌ها برای
‫مقاومت در برابر شوروی کمک می‌کرد,

299
00:18:41,411 --> 00:18:43,371
‫خدا به ما برکت داده،

300
00:18:43,372 --> 00:18:47,918
‫و ما اومدیم تا از
‫برادرامون توی افغانستان حمایت کنیم,

301
00:18:48,836 --> 00:18:52,880
‫این افسانه در مورد
‫این مبارزای فداکار بزرگ شد

302
00:18:52,881 --> 00:18:57,051
‫توی غارای افغانستان
‫که سعی می‌کردن کشورشون رو

303
00:18:57,052 --> 00:18:59,179
‫از شر شوروی شیطانی که
‫حمله کرده بود، محافظت کنن,

304
00:18:59,847 --> 00:19:03,225
‫و ایالات متحده هم داشت
‫علیه شوروی می‌جنگید,

305
00:19:03,809 --> 00:19:07,980
‫پس این حس وجود داشت
‫که اینا مبارزای شریفین,

306
00:19:08,564 --> 00:19:12,275
‫حمایت آمریکا از شورشیان
‫به صدها میلیون دلار رسید،

307
00:19:12,276 --> 00:19:15,696
‫یکی از بزرگترین عملیات‌های مخفی
‫که تا به حال توسط سیا انجام شده,

308
00:19:16,864 --> 00:19:17,905
‫الله اکبر!

309
00:19:17,906 --> 00:19:19,073
‫تموم شد,

310
00:19:19,074 --> 00:19:21,033
‫روزی که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بیاد,

311
00:19:21,034 --> 00:19:23,119
‫دوران دخالت نظامی شوروی

312
00:19:23,120 --> 00:19:25,455
‫توی کشورهای دیگه حالا تموم شده,

313
00:19:27,207 --> 00:19:31,252
‫بن لادن بعد از اون پیروزی
‫توی افغانستان خیلی رو فرم بود

314
00:19:31,253 --> 00:19:34,005
‫با این ایده که این همون راهیه

315
00:19:34,006 --> 00:19:37,634
‫که قراره رژیم‌های خاورمیانه رو عوض کنیم,

316
00:19:40,012 --> 00:19:45,017
‫اون میخواست یه امپراطوری جدید
‫اسلامی راه بندازه,

317
00:19:45,642 --> 00:19:48,687
‫گفت می‌خواست نفوذ غربی رو از منطقه دور کنه,

318
00:19:50,105 --> 00:19:53,232
‫بن لادن از آمریکا متنفر بود
‫به خاطر دخالت توی دنیای اسلام

319
00:19:53,233 --> 00:19:57,361
‫و به خاطر حمایت از این رهبرای کافر,

320
00:19:57,362 --> 00:19:59,739
‫بن لادن ایالات متحده رو میدید

321
00:19:59,740 --> 00:20:02,992
‫که داره از هرچیزی
‫که اونا فکر می‌کردن اشتباهه حمایت میکنه,

322
00:20:02,993 --> 00:20:06,746
‫دموکراسی لیبرال،
‫اینکه لازم نیست مذهبی باشی،

323
00:20:06,747 --> 00:20:09,458
‫اینکه زن‌ها باید
‫نقش برابری توی جامعه داشته باشن,

324
00:20:10,042 --> 00:20:13,419
‫همه اینا چیزایی بودن
‫که برای اون جنبش بنیادگرا

325
00:20:13,420 --> 00:20:15,505
‫که بن لادن و دوستاش توش بودن،
‫خیلی بد بودن,

326
00:20:16,590 --> 00:20:20,468
‫پس اونا یه جلسه داشتن، و از اونجا،

327
00:20:20,469 --> 00:20:21,970
‫بن لادن القاعده رو تشکیل داد,

328
00:20:22,679 --> 00:20:23,972
‫و این سال ۱۹۸۸ بود,

329
00:20:25,891 --> 00:20:28,143
‫ما این پیشرفت رو دنبال کردیم,

330
00:20:28,977 --> 00:20:32,897
‫ما می‌دونستیم که بن لادن داره
‫کمپ‌های آموزشی و پناهگاه‌های امن رو

331
00:20:32,898 --> 00:20:34,416
‫علیه اتحاد جماهیر شوروی اداره می‌کنه,

332
00:20:35,234 --> 00:20:37,068
‫وقتی جنگ تموم شد،

333
00:20:37,069 --> 00:20:40,363
‫ما فهمیدیم که اون اون کمپ‌ها رو

334
00:20:40,364 --> 00:20:43,659
‫تبدیل کرده به کمپ‌های آموزشی
‫برای ستیزه‌جویان اسلامی

335
00:20:44,409 --> 00:20:47,079
‫تا برن و به کشورهای دیگه حمله کنن,

336
00:20:48,664 --> 00:20:50,874
‫می‌دونستیم که اونا
‫قابلیت‌های تروریستی دارن،

337
00:20:51,458 --> 00:20:53,042
‫اما نمی‌دونستیم

338
00:20:53,043 --> 00:20:55,879
‫تا چه حد قراره مستقیماً
‫برن سراغ آمریکا,

339
00:21:04,137 --> 00:21:08,183
‫سال ۱۹۹۲، یه حمله
‫علیه نیروهای آمریکایی تو یمن شد,

340
00:21:09,393 --> 00:21:11,103
‫ما یه سری تحقیقات کردیم،

341
00:21:11,937 --> 00:21:15,065
‫و اون ردپاها به بن لادن رسید,

342
00:21:17,985 --> 00:21:21,363
‫و اون موقع بود که من شخصاً فهمیدم

343
00:21:22,155 --> 00:21:24,116
‫که اون داره میاد سراغمون,

344
00:21:25,826 --> 00:21:27,910
‫چهار آمریکایی امروز صبح کشته شدن

345
00:21:27,911 --> 00:21:29,787
‫تو انفجارایی تو عربستان سعودی,

346
00:21:29,788 --> 00:21:33,250
‫اسمی بود که از سیا میومد، اسامه بن لادن,

347
00:21:33,959 --> 00:21:37,503
‫۲۱۰ نفر تو حملات بمب‌گذاری
‫به سفارت‌خانه‌های آمریکا کشته شدن,

348
00:21:37,504 --> 00:21:40,631
‫بدترین اقدامات
‫تروریستی ضد آمریکایی در سال‌های اخیر,

349
00:21:40,632 --> 00:21:44,885
‫اسامه بن لادن، مغز متفکر احتمالی
‫بمب‌گذاری‌های شرق آفریقا,

350
00:21:44,886 --> 00:21:46,762
‫پنج ملوان آمریکایی کشته شدن,

351
00:21:46,763 --> 00:21:51,017
‫بدترین حمله تروریستی
‫علیه یه کشتی آمریکایی در تاریخ مدرن,

352
00:21:51,018 --> 00:21:53,729
‫مظنون اصلی اسامه بن لادن اعلام شد,

353
00:21:54,313 --> 00:21:56,592
‫من نقاط رو روی نقشه گذاشتم،
‫و می‌تونستی ببینی مثل یه کمربند

354
00:21:56,616 --> 00:21:57,682
‫توی تمام دنیا پخش شده,

355
00:21:59,401 --> 00:22:01,570
‫تقریباً همه جا بود,

356
00:22:02,362 --> 00:22:06,825
‫به نظرمون آغاز
‫موج جدیدی از تروریسم بود,

357
00:22:12,956 --> 00:22:15,708
‫تو ماه‌های منتهی به ۱۱ سپتامبر،

358
00:22:15,709 --> 00:22:17,293
‫ما گزارشای اطلاعاتی داشتیم

359
00:22:17,294 --> 00:22:21,006
‫که القاعده تهدیدی
‫علیه اهداف آمریکایی داره,

360
00:22:22,674 --> 00:22:25,176
‫ما قبلاً
‫چنین افزایش گزارشایی رو ندیده بودیم,

361
00:22:25,177 --> 00:22:28,138
‫همه نشونه‌ها
‫این بود که یه اتفاق بزرگی داره می‌افته,

362
00:22:29,639 --> 00:22:32,641
‫به ما گزارش رسید
‫که آدمای تو شبکه بن لادن

363
00:22:32,642 --> 00:22:34,769
‫دارن به مادراشون زنگ میزنن
‫و خداحافظی می‌کنن

364
00:22:34,770 --> 00:22:35,853
‫و از اینجور چیزا,

365
00:22:35,854 --> 00:22:38,774
‫یعنی، یه اتفاق خیلی جدی
‫داشت می‌افتاد,

366
00:22:39,775 --> 00:22:43,402
‫آدمایی که توی افغانستان دنبالشون بودیم
‫داشتن کمپ‌ها رو ترک می‌کردن,

367
00:22:43,403 --> 00:22:48,074
‫یه بیانیه عمومی از بن لادن منتشر شد
‫که میگفت یه سورپرایز بزرگ در راهه,

368
00:22:48,075 --> 00:22:52,370
‫هر جا باشین، مرگ به سراغتون میاد,

369
00:22:52,371 --> 00:22:55,857
‫دارن در مورد آخرالزمان حرف میزنن,
‫این قراره بد باشه,

370
00:22:56,291 --> 00:22:58,993
‫ما حدود ۱۰۰ تا پیام فرستادیم

371
00:22:59,294 --> 00:23:02,463
‫به اف ای ای (FAA)، گمرک و گشت مرزی

372
00:23:02,464 --> 00:23:06,426
‫در مورد احتمال مشکل
‫با ایرلاین‌ها و تروریستا,

373
00:23:07,177 --> 00:23:08,761
‫توی پنج سال گذشته،

374
00:23:08,762 --> 00:23:11,472
‫ما هشدار دادیم
‫که محتمل‌ترین هدف‌ها میتونن

375
00:23:11,473 --> 00:23:15,852
‫"نمادهای ملی
‫مثل کاخ سفید و کنگره

376
00:23:16,561 --> 00:23:18,397
‫و نمادهای سرمایه‌داری آمریکا باشن,"

377
00:23:19,773 --> 00:23:23,652
‫"تروریست‌ها دارن روش‌های جدیدی رو
‫واسه حمله به اهداف هوایی توسعه میدن,"

378
00:23:24,736 --> 00:23:26,737
‫صبح ۱۰ جولای، رئیس بخش القاعده

379
00:23:26,738 --> 00:23:29,698
‫اومد تو دفترم، و گفت:
‫ "رئیس، سقف ریخت پایین,"

380
00:23:29,699 --> 00:23:32,494
‫"نشونه‌های تهدید
‫اصلاً قابل اندازه‌گیری نیستن,"

381
00:23:32,994 --> 00:23:35,622
‫"این کشور باید
‫همین الان بره تو حالت جنگی,"

382
00:23:36,623 --> 00:23:38,190
‫به رئیس جمهور اطلاع دادم

383
00:23:38,291 --> 00:23:42,129
‫درباره اینکه بن لادن داره
‫چندین عملیات رو برنامه‌ریزی می‌کنه,

384
00:23:42,712 --> 00:23:45,257
‫ "حملات بن لادن ممکنه قریب‌الوقوع باشه,"

385
00:23:45,882 --> 00:23:47,758
‫ "حملات چشمگیر,"

386
00:23:47,759 --> 00:23:50,387
‫ "حملات تاریخ‌ساز,"

387
00:23:51,596 --> 00:23:55,058
‫یادمه رفتم
‫توی دفتر رئیس واحد القاعده,

388
00:23:55,642 --> 00:23:58,061
‫یه سمت دیوار پر بود از توده‌های کاغذ،

389
00:23:58,895 --> 00:24:01,481
‫و همه‌شون
‫درست کنار هم چیده شده بودن,

390
00:24:02,065 --> 00:24:04,776
‫گفتم: "این همه کاغذ روی زمین چیه؟"

391
00:24:05,569 --> 00:24:06,695
‫گفت: "اوه,"

392
00:24:07,279 --> 00:24:11,115
‫"اونا واسه وقتیه که فاجعه بشه
‫و هزاران آمریکایی بمیرن,"

393
00:24:11,116 --> 00:24:13,284
‫"ما از هر جلسه توجیهی، یه کپی گرفتیم،

394
00:24:13,285 --> 00:24:15,911
‫از هر گزارش تهدید،
‫هرچیزی که دادیم,"

395
00:24:15,912 --> 00:24:18,289
‫گفتم: "اینا که خیلی کاغذ میشه,"

396
00:24:18,290 --> 00:24:19,915
‫گفت: "آره، همینطوره,"

397
00:24:19,916 --> 00:24:23,628
‫چیزی که تو این همه گزارش
‫اعصاب‌خردکن بود،

398
00:24:24,129 --> 00:24:26,715
‫این بود که معلوم نبود کِی،

399
00:24:27,799 --> 00:24:29,968
‫کجا، یا چطور,

400
00:24:35,348 --> 00:24:37,975
‫برج دوم
‫مرکز تجارت جهانی داره تکون می‌خوره,,,

401
00:24:37,976 --> 00:24:40,978
‫اوه، رفت! رفت! رفت! رفت!

402
00:24:40,979 --> 00:24:43,606
‫اون یکی برج مرکز تجارت جهانی

403
00:24:43,607 --> 00:24:45,442
‫همین الان فروریخت,

404
00:24:50,989 --> 00:24:54,283
‫اغراق نیست اگه بگم
‫هر روز صبح بیدار میشدیم و فکر می‌کردیم:

405
00:24:54,284 --> 00:24:55,368
‫ "گردن ماست,"

406
00:24:57,037 --> 00:25:00,623
‫نمیتونی احساس مسئولیت نکنی

407
00:25:00,624 --> 00:25:03,710
‫بابت متوقف نکردن حمله‌ای
‫که تو دوره مسئولیت تو اتفاق افتاد,

408
00:25:04,211 --> 00:25:06,922
‫و برای همین نمیتونی خودتو
‫سؤال پیچ نکنی,

409
00:25:07,464 --> 00:25:09,049
‫میدونی، فقط خیلی خودتو سؤال پیچ میکنی,

410
00:25:11,885 --> 00:25:14,136
‫سوار ماشینم شدم و شروع کردم
‫ به رانندگی به سمت خونه,

411
00:25:14,137 --> 00:25:18,475
‫و توی همون رانندگی بود
‫که از هم پاشیدم، و شروع کردم به گریه کردن,

412
00:25:19,059 --> 00:25:20,602
‫و تمام راه خونه رو گریه کردم,

413
00:25:23,939 --> 00:25:25,148
‫کار ما بود,

414
00:25:26,816 --> 00:25:27,817
‫کار شماره یک ما,

415
00:25:29,319 --> 00:25:30,362
‫و ما شکست خوردیم,

416
00:25:31,613 --> 00:25:33,865
‫اینجا آمریکاست،

417
00:25:34,366 --> 00:25:37,118
‫که خدا بهش ضربه زده

418
00:25:37,619 --> 00:25:40,705
‫به یکی از حیاتی‌ترین ارگان‌هاش

419
00:25:41,831 --> 00:25:45,377
‫جوری که بزرگترین ساختموناش نابود شدن,

420
00:25:46,044 --> 00:25:47,796
‫شکر خدا,

421
00:25:52,801 --> 00:25:56,388
‫و یادمه فکری که داشتم این بود:
‫ "هیچی دیگه مثل قبل نمیشه,"

422
00:25:58,974 --> 00:26:00,684
‫و خب، نشد,

423
00:26:04,771 --> 00:26:06,939
‫ما می‌دونستیم
‫دولت طالبان توی افغانستان

424
00:26:06,940 --> 00:26:08,900
‫به بن لادن پناه داده,

425
00:26:10,068 --> 00:26:14,655
‫من چیزی در این حد گفتم که:
‫"ببینین، ما فقط باید به طالبان بگیم

426
00:26:14,656 --> 00:26:18,201
‫بن لادن رو به ما تحویل بدن،
‫وگرنه جهنم رو سرشون خراب می‌کنیم,"

427
00:26:19,828 --> 00:26:24,583
‫ما به طالبان فرصت دادیم
‫تا بن لادن رو تحویل بدن، و اونا قبول نکردن,

428
00:26:30,797 --> 00:26:35,010
‫شنبه، رئیس جمهور بوش میخواد
‫یه جلسه کابینه جنگی داشته باشه,

429
00:26:36,803 --> 00:26:38,846
‫من میرم پیش رئیس جمهور،

430
00:26:38,847 --> 00:26:41,890
‫که داره با یکی
‫از وزارت خارجه حرف میزنه،

431
00:26:41,891 --> 00:26:45,436
‫داره تشویقش می‌کنه
‫تا به دیپلماسی فرصت بده,

432
00:26:45,437 --> 00:26:48,773
‫و رئیس جمهور گفت:
‫ "لعنت به دیپلماسی, میریم به جنگ,"

433
00:26:49,733 --> 00:26:53,444
‫من از بالاترین سطوح
‫دولتمون خواستم که بیان تا در مورد

434
00:26:53,445 --> 00:26:56,655
‫خب، این فاجعه فعلی بحث کنیم,
‫اونایی که این کارو کردن رو پیدا می‌کنیم,

435
00:26:56,656 --> 00:26:58,825
‫از سوراخاشون میکشیمون بیرون,

436
00:26:59,534 --> 00:27:03,203
‫فراریشون میدیم،
‫و میاریمشون پای میز عدالت,

437
00:27:03,204 --> 00:27:04,288
‫ما تو جنگیم,

438
00:27:04,289 --> 00:27:07,917
‫شما چقدر پیش‌بینی می‌کنید,,,
‫ممنون, ما الان داریم میریم بیرون,

439
00:27:08,668 --> 00:27:11,004
‫تعریفش اینه: "هرچی که لازم باشه,"

440
00:27:11,504 --> 00:27:16,009
‫جلسه‌ای که بعدش برگزار شد
‫برای این بود که تصمیم بگیریم چیکار کنیم,

441
00:27:16,635 --> 00:27:20,346
‫نمیدونستم که سیا پیشرو خواهد بود

442
00:27:20,347 --> 00:27:23,058
‫یا اینکه وزارت دفاع خواهد بود,

443
00:27:24,017 --> 00:27:27,478
‫وزارت دفاع تقریباً برای
‫هرچیزی طرح نظامی داره,

444
00:27:27,479 --> 00:27:29,855
‫این کاریه که اونا می‌کنن,
‫اونا برای جنگ برنامه‌ریزی می‌کنن,

445
00:27:29,856 --> 00:27:32,024
‫رئیس جمهور
‫رو کرد به دونالد رامسفلد و گفت:

446
00:27:32,048 --> 00:27:35,048
‫{\an8}دونالد رامسفلد
‫وزیر دفاع

447
00:27:35,072 --> 00:27:37,772
‫{\an8}گری برنتسن
‫فرمانده میدانی سیا

448
00:27:32,025 --> 00:27:35,027
‫"دون، چقدر طول میکشه
‫تا بتونیم به افغانستان حمله کنیم؟"

449
00:27:35,028 --> 00:27:37,864
‫و جوابش این بود:
‫ "تقریباً شش ماه,"

450
00:27:39,407 --> 00:27:43,994
‫کوفر بلک، رئیس ضد تروریسم،
‫پشت جورج تنت نشسته بود,

451
00:27:43,995 --> 00:27:47,123
‫اون جایی سر میز نداشت،
‫اما کوفر از حرف زدن نمی‌ترسه,

452
00:27:48,750 --> 00:27:51,211
‫اگه زیاد در مورد
‫ژنرال جورج پاتون خونده باشی،

453
00:27:51,836 --> 00:27:54,047
‫اون بهت میگه نصف رهبری، نمایشه,

454
00:27:54,798 --> 00:27:57,508
‫من صندلیمو یه کم
‫کشیدم جلوتر به میز،

455
00:27:57,509 --> 00:27:59,177
‫آرنجمو گذاشتم رو میز,

456
00:27:59,886 --> 00:28:02,931
‫اون برگشت سمتم,
‫مستقیم تو چشمام نگاه کرد,

457
00:28:04,683 --> 00:28:06,935
‫پنج ثانیه بهش خیره شدم،

458
00:28:07,477 --> 00:28:10,980
‫و بعد خیلی ساده گفتم:
‫ "آقای رئیس جمهور,,,"

459
00:28:14,192 --> 00:28:16,193
‫و بهتون نمیگم بعدش چی گفتم،

460
00:28:16,194 --> 00:28:20,280
‫اما خیلی مختصر
‫و واضح ترجمه‌اش این میشه,,,

461
00:28:20,281 --> 00:28:23,909
‫"اگه بذارین،
‫توی شش هفته مگس رو چشماشون راه میره,"

462
00:28:23,910 --> 00:28:25,411
‫شش هفته,"

463
00:28:25,412 --> 00:28:27,372
‫اون گفت: "همین رو میگم,"

464
00:28:29,416 --> 00:28:33,545
‫و بوش به کوفر گفت:
‫ "تو مسئولی,"

465
00:28:34,462 --> 00:28:38,841
‫دونالد رامسفلد نزدیک بود خودشو خیس کنه,

466
00:28:38,842 --> 00:28:42,178
‫بدترین حمله
‫به ایالات متحده از پرل هاربر تا حالا،

467
00:28:42,762 --> 00:28:45,515
‫اون قرار بود
‫مرد گنده‌ی مدافع آمریکا باشه،

468
00:28:46,182 --> 00:28:50,644
‫و همه چی یهو افتاد دست
‫یه افسر اطلاعاتی

469
00:28:50,645 --> 00:28:54,314
‫که حتی عضو کابینه هم نبود
‫و هفت تا صندلی اونورتر نشسته بود,

470
00:28:54,315 --> 00:28:56,192
‫من,,, من عدالت می‌خوام,

471
00:28:56,818 --> 00:29:00,670
‫و، اِ، اِ،
‫یه پوستر قدیمی تو غرب هست،

472
00:29:00,671 --> 00:29:04,133
‫همونطور که یادمه، روش نوشته بود:
‫ "تحت تعقیب، مرده یا زنده,"

473
00:29:04,576 --> 00:29:07,162
‫پرده بسته میشه، پایان بازی,

474
00:29:11,291 --> 00:29:14,168
‫کوفر بلک بهم زنگ زد و گفت:

475
00:29:14,169 --> 00:29:15,711
‫"اونا دارن به افغانستان حمله می‌کنن،

476
00:29:15,712 --> 00:29:18,881
‫و اسم تو رو به عنوان کسی
‫که قراره بزرگترین قسمت رو

477
00:29:18,882 --> 00:29:20,216
‫رهبری کنه، پیشنهاد دادن,"

478
00:29:20,240 --> 00:29:22,240
‫گری برنتسن
‫فرمانده میدانی سیا

479
00:29:22,510 --> 00:29:25,721
‫اون شب رفتم خونه و به همسرم گفتم

480
00:29:25,722 --> 00:29:28,475
‫که میرم افغانستان,

481
00:29:29,267 --> 00:29:30,518
‫اون نمیخواست من برم,

482
00:29:31,102 --> 00:29:33,104
‫واکنش اون این بود:

483
00:29:33,688 --> 00:29:35,356
‫ "بذار کس دیگه‌ای این کارو بکنه,"

484
00:29:37,275 --> 00:29:38,485
‫ "نه، من میرم,"

485
00:29:39,360 --> 00:29:40,904
‫ "به هر قیمتی که شده میرم,"

486
00:29:42,489 --> 00:29:43,656
‫ "به هر قیمتی,"

487
00:29:46,380 --> 00:29:48,980
‫۱۶ سپتامبر ۲۰۰۱
‫۵ روز پس از ۱۱ سپتامبر

488
00:29:49,162 --> 00:29:51,873
‫میرم اداره،
‫و هانک کرامپتون اونجا بود،

489
00:29:52,373 --> 00:29:55,418
‫که وظیفه داشت استقرار نیروها
‫در افغانستان رو سازماندهی کنه,

490
00:29:56,544 --> 00:29:59,129
‫ما از اسم رمز "جوبریکر" استفاده کردیم,

491
00:30:01,153 --> 00:30:02,753
‫{\an8}هنری کرامپتون
‫جوبریکر | رئیس عملیات

492
00:29:59,130 --> 00:30:04,093
‫فقط حدود نیم دوجین از ما
‫توی این واحد جدید بودیم,

493
00:30:04,844 --> 00:30:06,845
‫شروع کردیم به جمع کردن تیم‌های کوچیک,

494
00:30:08,469 --> 00:30:10,269
‫{\an8}فیل رایلی
‫جوبریکر | رئیس میدانی

495
00:30:06,846 --> 00:30:10,641
‫افسرای پرونده، افسرای شبه‌نظامی،
‫زبان‌شناسا، مسئولین ارتباطات,

496
00:30:10,642 --> 00:30:13,894
‫هیچ کدوم از تیم‌های سیا
‫بیشتر از هشت نفر نبودن,

497
00:30:13,895 --> 00:30:16,939
‫و کلاً ۱۳ تا تیم داشتیم,

498
00:30:16,940 --> 00:30:20,108
‫ما تیم‌ها رو می‌فرستادیم
‫پشت خطوط دشمن

499
00:30:20,109 --> 00:30:22,110
‫تا با متحدای افغانمون کار کنن،

500
00:30:22,111 --> 00:30:24,072
‫اتحاد شمال،

501
00:30:25,073 --> 00:30:27,839
‫که قبلاً هم با طالبان
‫می‌جنگیدن تا القاعده رو پیدا کنن،

502
00:30:27,863 --> 00:30:30,229
‫ باهاش درگیر بشن و نابودش کنن,

503
00:30:31,204 --> 00:30:32,871
‫به تیم‌ها توضیح دادم,

504
00:30:32,872 --> 00:30:35,999
‫توی یه بحران مثل این،
‫باید به آدما بفهمونی،

505
00:30:36,000 --> 00:30:37,584
‫ "این فرق داره,"

506
00:30:37,585 --> 00:30:40,379
‫دستوراتش خیلی واضح و خیلی رک بود,

507
00:30:40,380 --> 00:30:44,591
‫به ما گفت که سر بن لادن رو میخواد
‫که با یخ خشک برگردونده بشه,

508
00:30:44,592 --> 00:30:46,552
‫اون سر بن لادن رو روی یه چوب میخواست,

509
00:30:46,553 --> 00:30:49,346
‫سرشو قطع کنین و تو یه جعبه
‫برای رئیس جمهور بیارین,

510
00:30:49,347 --> 00:30:50,890
‫این یه فیلم والت دیزنی نیست,

511
00:30:51,766 --> 00:30:56,145
‫اون میتونست تو پیامی که به ما میداد
‫مشخص، واضح و خیلی صریح باشه,

512
00:31:02,318 --> 00:31:04,653
‫من با بخش عملیات کار میکردم

513
00:31:04,654 --> 00:31:07,490
‫روی ردیابی بن لادن
‫تمام طول روز، هر روز,

514
00:31:07,491 --> 00:31:10,391
‫و بنابراین، وقتی توی تلویزیون ظاهر میشد،

515
00:31:10,451 --> 00:31:12,287
‫تا سر حد مرگ تحلیل میشد,

516
00:31:13,788 --> 00:31:16,832
‫آیا این به تازگی ضبط شده؟
‫آیا پس زمینه جدید بود؟

517
00:31:16,833 --> 00:31:20,544
‫داره چیز جدیدی میگه؟
‫میتونیم از پس زمینه بفهمیم کجاست؟

518
00:31:20,545 --> 00:31:23,548
‫چطوری ضبط شده به الجزیره رسید؟

519
00:31:24,048 --> 00:31:25,424
‫میتونیم پیک‌ها رو پیدا کنیم؟

520
00:31:25,425 --> 00:31:28,052
‫همه این نوع تحلیل‌ها
‫هر بار که حرف میزد اتفاق می‌افتاد,

521
00:31:28,887 --> 00:31:29,971
‫کجا میتونست رفته باشه؟

522
00:31:30,763 --> 00:31:34,767
‫ما داشتیم به جنگ میرفتیم،
‫تمام عیار، علیه بن لادن,

523
00:31:37,706 --> 00:31:39,706
‫{\an8}۲۰ سپتامبر , ۲۰۰۱
‫۹ روز پس از ۱۱/۹

524
00:31:39,731 --> 00:31:42,275
‫امشب، ما کشوری هستیم
‫که با خطر بیدار شده

525
00:31:43,776 --> 00:31:46,154
‫و برای دفاع از آزادی فراخوانده شده‌ایم,

526
00:31:47,071 --> 00:31:49,699
‫چه دشمنانمان را به پای میز عدالت بکشانیم

527
00:31:50,783 --> 00:31:52,702
‫چه عدالت را برای دشمنانمان به ارمغان آوریم،

528
00:31:53,453 --> 00:31:55,288
‫عدالت اجرا خواهد شد,

529
00:31:57,790 --> 00:32:01,544
‫رئیس جمهور به وضوح ملت را
‫برای جنگ آماده کرده است,

530
00:32:07,175 --> 00:32:10,802
‫ما با یک هلیکوپتر، خیلی سنگین، پرواز کردیم,

531
00:32:10,803 --> 00:32:13,513
‫ده نفر بودیم,

532
00:32:13,514 --> 00:32:16,017
‫فقط دو هفته بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر,

533
00:32:25,693 --> 00:32:28,987
‫هنک به من گفت:
‫"بین ما و ارتش توافقی وجود دارد,"

534
00:32:24,711 --> 00:32:27,511
‫{\an8}گری برنتسن
‫سیا | فرمانده میدانی

535
00:32:28,988 --> 00:32:31,406
‫"شما یک تیم سیا را به منطقه می‌فرستید،

536
00:32:31,407 --> 00:32:34,201
‫و اگه اونها بعد از دو هفته زنده باشن،

537
00:32:34,202 --> 00:32:37,205
‫به یک تیم نیروهای ویژه
‫اجازه داده خواهد شد به شما بپیوندن,"

538
00:32:37,789 --> 00:32:40,457
‫گفتم: "چطور که وقتی من مستقر می‌شوم،
‫اونها هم با من بیاین؟"

539
00:32:40,458 --> 00:32:43,126
‫می‌دونی؟
‫ "چون من اسلحه‌های اضافی رو دوست دارم,"

540
00:32:43,127 --> 00:32:44,963
‫اون گفت: "این توافق است,"

541
00:32:48,132 --> 00:32:50,425
‫از همان ابتدا،
‫ما سعی در یافتن بن لادن داشتیم،

542
00:32:50,426 --> 00:32:51,886
‫هر کار ممکنی را انجام می‌دادیم,

543
00:32:55,056 --> 00:32:59,434
‫ما از یک جنگ‌سالار برای ترتیب دادن ملاقاتی
‫بین خودمان و رهبر طالبان استفاده کردیم,

544
00:32:59,435 --> 00:33:04,732
‫طالبان یک جنبش رادیکال مسلمان بود
‫که بر افغانستان حکومت می‌کرد,

545
00:33:05,400 --> 00:33:08,026
‫تنفر آنها از غرب
‫با بن لادن همسو بود،

546
00:33:08,027 --> 00:33:11,322
‫پس به القاعده در آنجا پناه دادند,

547
00:33:12,532 --> 00:33:16,411
‫برای به دست آوردن بن لادن،
‫ابتدا باید از طالبان می‌گذشتیم,

548
00:33:17,495 --> 00:33:19,162
‫افرادی از سرویس اطلاعاتی آنها

549
00:33:19,163 --> 00:33:23,208
‫توافق کردند که تحت اصول پشتونوالی
‫به جلسه بیایند,

550
00:33:23,209 --> 00:33:25,502
‫یک جنگ‌سالار پناهگاهی خواهد داشت،

551
00:33:25,503 --> 00:33:28,463
‫و هر دو طرف می‌توانند بیایند
‫و در آنجا جلسه‌ای برابر داشته باشند

552
00:33:28,464 --> 00:33:30,007
‫و هر دو در امان باشند,

553
00:33:30,008 --> 00:33:32,760
‫پس من یک تیم را برای این کار فرستادم,

554
00:33:34,679 --> 00:33:36,222
‫بهشون گفتم: "وقتی به اونجا رسیدین،"

555
00:33:36,723 --> 00:33:39,307
‫اگه این افغان‌ها همکاری کردن،

556
00:33:39,308 --> 00:33:40,934
‫"باهاشون معامله کنین,"

557
00:33:40,935 --> 00:33:44,605
‫"اگه نکردن،
‫اونها رو بکشید یا بدزدید,"

558
00:33:45,106 --> 00:33:47,790
‫ "انتخاب با شماست,"

559
00:33:48,776 --> 00:33:50,110
‫افراد ما از آنها پرسیدند،

560
00:33:50,111 --> 00:33:52,029
‫ "اسامه بن لادن کجاست؟"

561
00:33:52,030 --> 00:33:54,365
‫و پاسخ آنها این بود: "اسامه کی؟"

562
00:33:55,174 --> 00:33:56,993
‫این یک جورایی اشتباه آنها بود,

563
00:33:57,085 --> 00:33:59,885
‫افراد ما اسلحه را روی همه کشیدند،

564
00:34:00,371 --> 00:34:02,914
‫آنها را دست و پا بسته، دهان بسته،
‫در وسایل نقلیه انداختند،

565
00:34:02,915 --> 00:34:04,375
‫و با آنها دور شدند,

566
00:34:10,882 --> 00:34:12,257
‫تا نوامبر،

567
00:34:12,258 --> 00:34:16,804
‫تقریباً ۴۱۰ آمریکایی
‫در سراسر افغانستان مستقر بودند,

568
00:34:17,388 --> 00:34:20,141
‫تیم‌های مختلف
‫به شدت در اقلیت بودند,

569
00:34:21,392 --> 00:34:24,394
‫من عکس‌برداری هوایی را
‫با هنک کرامپتون بررسی کردم،

570
00:34:24,395 --> 00:34:27,314
‫و تونستیم ببینیم که در گذرگاه خیبر

571
00:34:27,315 --> 00:34:30,400
‫و در سایر نقاط ورودی
‫به افغانستان،

572
00:34:30,401 --> 00:34:33,321
‫ترافیک‌هایی وجود داشت

573
00:34:34,280 --> 00:34:36,823
‫به طول پنج و ده مایل,

574
00:34:36,824 --> 00:34:40,535
‫به نظر می‌رسید هر جهادی
‫در خاورمیانه

575
00:34:40,536 --> 00:34:44,331
‫قصد داشت برای پیوستن به مبارزه
‫علیه کافران،

576
00:34:44,332 --> 00:34:45,291
‫یعنی ما، بیاید,

577
00:34:46,876 --> 00:34:50,378
‫یک ضعف ذاتی
‫در آنچه ما سعی داشتیم انجام دهیم

578
00:34:50,379 --> 00:34:52,840
‫با منابع بسیار محدودی
‫که داشتیم، وجود داشت,

579
00:34:53,508 --> 00:34:55,926
‫ما از نظر تعداد توسط دشمن
‫پیشی گرفته بودیم،

580
00:34:55,927 --> 00:34:57,595
‫اما ما قدرت هوایی داشتیم,

581
00:35:01,849 --> 00:35:06,104
‫درست قبل از ۱۱ سپتامبر،
‫من در مورد برنامه پهپادهای مسلح آموزش دیدم,

582
00:35:08,265 --> 00:35:11,465
‫{\an8}تریسی والدر
‫سیا | ضدتروریسم | عملیات

583
00:35:09,190 --> 00:35:12,150
‫یادم میاد که پرسیدم،
‫ "آیا باید با این کسی رو بکشم؟"

584
00:35:12,151 --> 00:35:14,319
‫نمی‌دونستم چه حسی دارم,
‫ ۲۰ یا ۲۲ ساله بودم,

585
00:35:14,320 --> 00:35:17,114
‫اما فکر می‌کنم بعد از ۱۱ سپتامبر، امم،

586
00:35:17,115 --> 00:35:20,785
‫بدیهی است،
‫دیگه انقدر درگیر تضاد درونی نبودم,

587
00:35:21,363 --> 00:35:24,863
‫{\an8} لوس آنجلس
‫دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

588
00:35:23,788 --> 00:35:27,666
‫من سال سوم کالج بودم,
‫به یک نمایشگاه شغلی رفتم،

589
00:35:27,667 --> 00:35:29,417
‫و سیا در یک میز آنجا بود,

590
00:35:29,418 --> 00:35:30,837
‫این رزومه من است,

591
00:35:32,421 --> 00:35:34,965
‫آنها واقعاً روی این موقعیت رهبری
‫تمرکز کردند

592
00:35:34,966 --> 00:35:37,385
‫که من در انجمن دانشجویی‌ام داشتم,

593
00:35:38,177 --> 00:35:40,555
‫من معاون رئیس خانه بودم,

594
00:35:41,556 --> 00:35:43,348
‫گاهی اوقات واقعاً دشوار بود,

595
00:35:43,349 --> 00:35:47,645
‫گاهی اوقات شما زنانی را اخراج می‌کنید
‫که انتخاب‌های واقعاً بدی کرده‌اند,

596
00:35:49,605 --> 00:35:54,151
‫من مایل بودم محبوبیت
‫و دوست داشته شدن رو قربانی کنم

597
00:35:54,152 --> 00:35:57,612
‫برای بهبود کل انجمن دانشجویی‌ام،

598
00:35:57,613 --> 00:36:00,365
‫و این به نوعی، گمان می‌کنم،
‫به انحطاط اخلاقی من اشاره داشت,

599
00:36:00,366 --> 00:36:02,451
‫نمی‌دونم، اما این چیزی بود که اونها گفتن,

600
00:36:04,453 --> 00:36:06,789
‫من در مرکز مبارزه با تروریسم قرار گرفتم,

601
00:36:10,418 --> 00:36:14,462
‫پس با "جوبرکر" ،
‫ما شروع به شناسایی اهداف کردیم،

602
00:36:14,463 --> 00:36:17,090
‫و ما به بسیاری از اطلاعات
‫تکیه می‌کردیم

603
00:36:17,091 --> 00:36:19,010
‫که از افراد میدانی
‫به دست می‌آوردیم,

604
00:36:23,890 --> 00:36:27,642
‫تیم ما، تیم سیا،
‫با ائتلاف شمال کار می‌کند،

605
00:36:27,643 --> 00:36:31,147
‫و ما منابع رو در سراسر
‫خطوط دشمن به کار می‌گیریم,

606
00:36:32,273 --> 00:36:35,233
‫و من افرادی دارم
‫که به نظر می‌رسد تلفن همراه دارند،

607
00:36:35,234 --> 00:36:37,027
‫اما در واقع، آنها جی‌پی‌اس هستند،

608
00:36:37,028 --> 00:36:40,197
‫و آنها به سمت یک ساختمان می‌روند،
‫می‌بینند که یک ساختمان طالبان است،

609
00:36:40,198 --> 00:36:41,698
‫و آن را علامت‌گذاری می‌کنند,

610
00:36:41,699 --> 00:36:44,243
‫و سپس یکی دیگر را علامت‌گذاری می‌کنند,
‫سپس یکی دیگر را,

611
00:36:44,827 --> 00:36:50,916
‫و حالا، من آن گزارش را به سیا می‌فرستم
‫و می‌گویم: "اوکی، طالبان در این ساختمان,"

612
00:36:50,917 --> 00:36:52,752
‫ "طالبان در این مرکز,"

613
00:36:53,336 --> 00:36:57,589
‫ما این افراد رو هدف قرار می‌دیم
‫و اونها رو از بین می‌بریم,

614
00:36:57,590 --> 00:37:00,092
‫- آماده‌ای وقتی آماده باشی,
‫- آماده‌ام,

615
00:37:03,429 --> 00:37:06,640
‫فکر می‌کنم القاعده می‌گفت:
‫ "آیا کسی جی‌پی‌اس توی ماتحتش داره؟"

616
00:37:06,641 --> 00:37:09,184
‫ "مثلاً، چرا ما همه می‌میریم؟"

617
00:37:09,185 --> 00:37:13,439
‫فکر نمی‌کنم آنها کاملاً متوجه شده بودند،
‫درسته، این چی بود,

618
00:37:17,318 --> 00:37:21,322
‫این احتمالاً کار
‫افراد میدانی را بهتر کرد,

619
00:37:29,121 --> 00:37:31,207
‫الله اکبر! الله!

620
00:37:32,166 --> 00:37:35,710
‫من منطقه افغانستان را داشتم
‫که شرق را کنترل می‌کرد،

621
00:37:35,711 --> 00:37:39,882
‫و احتمالاً ۹۵ درصد از القاعده
‫در کشور در منطقه من بودند,

622
00:37:41,300 --> 00:37:45,011
‫ما نیروهای افغان را
‫در بالای کوه‌ها با رادیو در همه جا داشتیم

623
00:37:45,012 --> 00:37:46,430
‫به دنبال بن لادن,

624
00:37:47,723 --> 00:37:50,977
‫سرانجام، گزارش‌هایی دریافت کردیم
‫که بن لادن در کابل است,

625
00:37:51,936 --> 00:37:56,315
‫تصمیم گرفتیم، "اوکی،
‫ما به کابل حمله خواهیم کرد,"

626
00:37:58,818 --> 00:38:01,237
‫ما در خارج از کابل
‫در دشت‌های شومالی هستیم,

627
00:38:02,071 --> 00:38:04,365
‫تیم‌های نیروهای ویژه اومدن
‫و به ما ملحق شدن,

628
00:38:04,865 --> 00:38:07,742
‫حدود ۲۵ نفر از سی‌آی‌اِی یا نیروهای ویژه

629
00:38:07,743 --> 00:38:11,080
‫کنار ۵۰۰۰ نفر از نیروهای ائتلاف شمال
‫تو دشت شومالی

630
00:38:12,164 --> 00:38:17,253
‫جلو ۱۵۰۰۰ نفر از طالبان و القاعده
‫وایساده بودن ,

631
00:38:20,089 --> 00:38:23,092
‫اونا حداقل سه به یک،
‫شاید چهار به یک، از ما بیشتر بودن,

632
00:38:24,302 --> 00:38:28,681
‫هماهنگی بین ائتلاف شمال
‫و نیروی هوایی آمریکا

633
00:38:29,265 --> 00:38:32,226
‫واقعاً برای اجرای نقشه حیاتی بود,

634
00:38:32,810 --> 00:38:35,145
‫واسه همین ما برای
‫پشتیبانی هوایی هماهنگ کردیم،

635
00:38:35,146 --> 00:38:36,354
‫یه تاریخ تعیین کردیم,

636
00:38:36,355 --> 00:38:37,648
‫نهم بود,

637
00:38:38,399 --> 00:38:40,609
‫ائتلاف شمال آماده حمله شد,

638
00:38:45,031 --> 00:38:47,699
‫غروب بود، می‌تونستی
‫چراغ‌های ماشین‌ها رو ببینی

639
00:38:47,700 --> 00:38:49,492
‫از هزاران وانت,

640
00:38:49,493 --> 00:38:51,286
‫هشت نفر عقب ماشین، مسلح،

641
00:38:51,287 --> 00:38:52,788
‫شروع کردن به اومدن از شهر

642
00:38:53,706 --> 00:38:55,832
‫و شروع کردن به جمع شدن دور ما

643
00:38:55,833 --> 00:38:57,835
‫تا تو موقعیت حمله به ما باشن,

644
00:38:59,003 --> 00:39:01,504
‫قصدشون این بود که همه رو
‫تو ائتلاف شمال بکشن

645
00:39:01,505 --> 00:39:03,924
‫و آمریکایی‌ها رو هم بکشن،
‫که می‌دونستن اونجان,

646
00:39:06,802 --> 00:39:09,180
‫اونا یه نیروی خیلی خیلی بزرگ داشتن,

647
00:39:10,890 --> 00:39:13,601
‫ولی چیزی که ما داریم و اونا ندارن,,,
‫نیروی هواییه,

648
00:39:16,979 --> 00:39:19,272
‫وقتی نیروی هوایی آمریکا وارد شد،

649
00:39:19,273 --> 00:39:21,816
‫چون بیشتر دوران خدمتم
‫با ارتش آمریکا کار کرده بودم،

650
00:39:21,817 --> 00:39:23,401
‫می‌دونستم چی در راهه,

651
00:39:23,402 --> 00:39:25,279
‫می‌دونستم چه چیزی در راهه,

652
00:39:26,197 --> 00:39:29,574
‫نصف تیمم رو فرستادم که درست تو خط مقدم باشن

653
00:39:29,575 --> 00:39:31,911
‫با ائتلاف شمال برای حمله,

654
00:39:32,995 --> 00:39:35,539
‫ائتلاف شمال صف کشید و آماده شد،

655
00:39:36,415 --> 00:39:38,042
‫و بعد هواپیماها نیومدن,

656
00:39:39,251 --> 00:39:40,461
‫نیومدن,

657
00:39:45,925 --> 00:39:48,386
‫یه دوئل توپخونه‌ای بود,

658
00:39:50,513 --> 00:39:53,057
‫طالبان تو سنگرها و خندق‌ها بودن,

659
00:39:55,434 --> 00:39:57,061
‫خیلی خوب پنهان نبودن,

660
00:40:03,275 --> 00:40:05,111
‫هیچ پایگاهی برای رفتن نبود,

661
00:40:05,694 --> 00:40:08,489
‫هیچ جا برای محافظت از خودت نبود,
‫در معرض خطر بودی,

662
00:40:09,615 --> 00:40:13,201
‫البته، باید پیام می‌فرستادم که
‫"اینجا چه خبره لعنتی؟"

663
00:40:13,202 --> 00:40:16,247
‫دارایی‌های هوایی هزاران مایل دورترن,

664
00:40:17,289 --> 00:40:20,960
‫حالا ۱۵۰۰۰ نفر درست بالای سر ما هستن,

665
00:40:24,171 --> 00:40:27,800
‫به افسرهام گفتم هیچ‌کس
‫اجازه نداره تسلیم شه,

666
00:40:28,467 --> 00:40:32,012
‫اگه قرار شد از پا دربیاید،
‫آخرین تیر رو برای خودتون نگه دارید,

667
00:40:32,763 --> 00:40:34,597
‫چون اگه نه،

668
00:40:34,598 --> 00:40:36,809
‫القاعده شما رو تو ویدئو شکنجه می‌کرد،

669
00:40:37,309 --> 00:40:40,771
‫اونو پخش می‌کرد تو کل دنیا،
‫و شما وحشتناک رنج می‌بردید,

670
00:40:44,733 --> 00:40:47,736
‫و بعد بی‌خبر جهنم از نیروی هوایی اومد,

671
00:40:54,201 --> 00:40:56,704
‫بی-۵۲ها اون خط مقدم رو بمباران می‌کنن,

672
00:40:57,746 --> 00:41:00,916
‫بالگرد گان‌شیپ‌های ای‌سی-۱۳۰ میان,
‫هواپیماهای جنگنده میان,

673
00:41:01,959 --> 00:41:04,962
‫مواضع طالبان نمی‌تونستن
‫جلوی نیروی هوایی آمریکا دووم بیارن,

674
00:41:05,838 --> 00:41:09,133
‫اونا در واقع فقط مواضعشون رو
‫ول کردن و فرار کردن,

675
00:41:10,759 --> 00:41:12,760
‫و بعد، وقتی اونا فرو می‌پاشن،

676
00:41:12,761 --> 00:41:16,140
‫ائتلاف شمال به سمت مواضعشون پیشروی می‌کنه,

677
00:41:25,232 --> 00:41:28,026
‫از وقتی که جمعه گذشته عملیات
‫بزرگشون رو شروع کردن،

678
00:41:28,027 --> 00:41:30,205
‫نیروهای ضد طالبان
‫که آمریکا ازشون حمایت می‌کرد،

679
00:41:30,229 --> 00:41:32,739
‫خیلی سریع پیشروی کردن,

680
00:41:32,740 --> 00:41:37,243
‫فقط دیروز، بیشتر از ۴۰۰ بمب
‫روی افغانستان ریخته شد,

681
00:41:37,244 --> 00:41:40,872
‫فرماندهانشون میگن تو فقط دو روز

682
00:41:40,873 --> 00:41:42,249
‫نزدیک ۱۰۰۰ تا از نیروهای طالبان رو کشتن,

683
00:41:42,833 --> 00:41:45,668
‫همه‌مون سریع‌تر از چیزی که هر کسی
‫فکرشو می‌کرد داشتیم حرکت می‌کردیم,

684
00:41:45,669 --> 00:41:50,758
‫واسه همین طالبان، به معنای واقعی کلمه،
‫خودشون شروع کردن به تخلیه شهر,

685
00:41:54,637 --> 00:41:58,515
‫به من گفتن: "ببین، کاخ سفید می‌خواد
‫همه رو عقب نگه داری,"

686
00:41:58,516 --> 00:42:00,309
‫ "نمی‌خوایم وارد شهر بشید,"

687
00:42:00,809 --> 00:42:02,811
‫ "پنج مایل بیرون شهر وایسید,"

688
00:42:03,938 --> 00:42:05,064
‫ولی ما این کارو نکردیم,

689
00:42:06,607 --> 00:42:09,692
‫تعداد کمی از نیروهای آمریکایی
‫امشب در کابل هستن,

690
00:42:09,693 --> 00:42:12,529
‫بعد از یه پیشروی چهار روزه برق‌آسا،

691
00:42:12,530 --> 00:42:17,158
‫نیروهای شورشی ضد طالبان حالا
‫کنترل پایتخت افغانستان رو به دست گرفتن,

692
00:42:17,159 --> 00:42:19,577
‫رفتار طالبان نمی‌تونست

693
00:42:19,578 --> 00:42:21,120
‫دلگرم‌کننده‌تر از این باشه,

694
00:42:21,121 --> 00:42:23,957
‫مردم ازمون استقبال می‌کردن،
‫برامون هورا می‌کشیدن,

695
00:42:23,958 --> 00:42:25,500
‫مردم علیه طالبان شورش کردن,

696
00:42:25,501 --> 00:42:27,336
‫داشتن اونا رو می‌زدن و دستگیر می‌کردن,

697
00:42:28,003 --> 00:42:30,965
‫طالبان باهاشون وحشتناک
‫رفتار کرده بودن, اونا هیولا بودن,

698
00:42:33,050 --> 00:42:37,929
‫انتظاری که همه داشتن که این قضیه
‫تبدیل به یه جور باتلاق بشه،

699
00:42:37,930 --> 00:42:39,222
‫اتفاق نیفتاد,

700
00:42:39,223 --> 00:42:41,683
‫در واقع، کابُل تا نوامبر سقوط کرده بود,

701
00:42:41,684 --> 00:42:42,934
‫به نظر می‌رسید داره کار می‌کنه،

702
00:42:42,935 --> 00:42:46,814
‫مخصوصاً وقتی که کابل سقوط کرده
‫و هیچ سرباز آمریکایی هم کشته نشده,

703
00:42:47,439 --> 00:42:50,608
‫ما طالبان رو با ۳۰۰ سرباز زمینی
‫سرنگون کردیم,

704
00:42:50,609 --> 00:42:52,527
‫اگه راستشو بخوای شاید کمتر هم بودن,

705
00:42:52,528 --> 00:42:55,573
‫طالبان تو ۴۵ روز له شدن، پس,,,

706
00:42:56,323 --> 00:42:58,200
‫عملیات خیلی موفقی بود,

707
00:43:10,129 --> 00:43:12,381
‫الان، من همین الان با,,,

708
00:43:14,592 --> 00:43:17,802
‫یکی یکی، جسد بیش از دوازده آتش‌نشان

709
00:43:17,803 --> 00:43:21,056
‫از زیر آواری که قبلاً مرکز تجارت جهانی بود،
‫بیرون آورده میشه,

710
00:43:21,640 --> 00:43:24,017
‫سیصد و چهل و سه نفر از
‫شجاع‌ترین‌های نیویورک

711
00:43:24,018 --> 00:43:25,728
‫ناپدید یا مرگشون تأیید شده,

712
00:43:26,520 --> 00:43:31,482
‫برای من، ۱۱ سپتامبر خیلی شخصیه

713
00:43:31,483 --> 00:43:33,235
‫چون تو خونه اتفاق افتاد,

714
00:43:33,902 --> 00:43:37,530
‫دو تا برج سه تا بلوک
‫با دبیرستانم فاصله داشتن,

715
00:43:37,531 --> 00:43:39,907
‫عادت داشتم تو زنگ ناهار دبیرستان

716
00:43:39,908 --> 00:43:42,118
‫برم اونجا که حس خفن بودن
‫و بزرگ بودن بهم دست بده

717
00:43:42,119 --> 00:43:45,289
‫و برم مرکز خرید تو مرکز تجارت جهانی,

718
00:43:45,313 --> 00:43:48,913
‫نایره حق
‫سخنگوی ارشد | وزارت امور خارجه

719
00:43:50,461 --> 00:43:51,878
‫خیلی از اولین امدادگرها

720
00:43:51,879 --> 00:43:55,174
‫پدر و مادرها و خواهر و برادرهای
‫بچه‌هایی بودن که من باهاشون بزرگ شدم,

721
00:43:57,801 --> 00:44:04,099
‫ما هنوز از فاجعه احساسی
‫ ۱۱ سپتامبر گیج بودیم,

722
00:44:05,726 --> 00:44:07,936
‫داستان‌هایی در مورد جسدهای پیدا شده,

723
00:44:08,520 --> 00:44:10,481
‫با ماشین‌های رها شده چیکار می‌کنید؟

724
00:44:12,024 --> 00:44:16,236
‫اما یه قسمت دیگه از پازل اینکه
‫ ۱۱ سپتامبر چی معنی میده، هست,

725
00:44:17,154 --> 00:44:21,450
‫تو تصرف کابُل، خیلی از غیرنظامی‌ها می‌میرن,

726
00:44:22,034 --> 00:44:24,869
‫هفته سوم جنگ‌های هوایی بحث‌برانگیز شروع شد,

727
00:44:24,870 --> 00:44:28,206
‫جسدها تو تابوت‌ها تو یه خیابون کابُل،
‫باعث سوالات جدیدی شده

728
00:44:28,207 --> 00:44:30,917
‫در مورد دقت حملات آمریکا,

729
00:44:30,918 --> 00:44:34,253
‫گفته میشه عکسایی از پایتخت افغانستان
‫دارن عواقب بعد از

730
00:44:34,254 --> 00:44:35,546
‫آخرین حمله‌ها رو نشون میدن,

731
00:44:35,547 --> 00:44:38,717
‫خونه‌هایی که با یه بمب سرگردان
‫نابود شدن, زندگی‌های نابود شده,

732
00:44:39,301 --> 00:44:41,969
‫جایی برای اون قسمت از داستان

733
00:44:41,970 --> 00:44:44,430
‫توی گفتگوهای آمریکا نبود,

734
00:44:44,431 --> 00:44:46,974
‫در مورد دخالت نظامی،

735
00:44:46,975 --> 00:44:48,476
‫طبق بیشتر نظرسنجی‌ها،
‫80 درصد آمریکایی‌ها،

736
00:44:48,477 --> 00:44:50,895
‫الان ازش حمایت می‌کنن,

737
00:44:50,896 --> 00:44:53,564
‫آیا آمریکا باید تلافی کنه حتی اگه
‫بی‌گناهان کشته بشن؟

738
00:44:53,565 --> 00:44:55,317
‫بله، ۶۶ درصد,

739
00:44:56,819 --> 00:45:01,615
‫تلفات غیرنظامی‌ها فقط محو می‌شن

740
00:45:02,908 --> 00:45:05,827
‫چون آمریکایی‌ها
‫هنوز درگیر این بودن که

741
00:45:05,828 --> 00:45:08,497
‫هزاران آمریکایی کشته شدن,

742
00:45:11,750 --> 00:45:14,460
‫باید شرورها رو شکست بدیم,

743
00:45:14,461 --> 00:45:17,798
‫باید جمعشون کنیم،
‫و باید اونا رو به دست عدالت بسپریم,

744
00:45:18,841 --> 00:45:21,427
‫و این دقیقاً کاریه که
‫در افغانستان داریم می‌کنیم,

745
00:45:22,886 --> 00:45:26,014
‫سوال اساسی اینه که، می‌تونی
‫با کشتن از این مخمصه بیرون بیای؟

746
00:45:26,765 --> 00:45:29,768
‫مردم همیشه اینو می‌پرسن,
‫"می‌تونی با کشتن از این مخمصه بیرون بیای؟"

747
00:45:30,477 --> 00:45:31,853
‫و جواب نه هستش

748
00:45:31,854 --> 00:45:34,689
‫چون بعضی از آدم‌های دیگه
‫تو یه کشور دیگه میگن،

749
00:45:34,690 --> 00:45:36,774
‫ "دیدید اونا چیکار کردن؟"

750
00:45:36,775 --> 00:45:38,432
‫و بعد تروریسم بیشتری خواهی داشت,

751
00:45:38,456 --> 00:45:40,821
‫بمباران کردن آدم‌های
‫بیشتر اینو متوقف نمی‌کنه,

752
00:45:41,864 --> 00:45:45,158
‫متأسفانه، اینجوریه که
‫آمریکا به همچین چیزی واکنش نشون میده,

753
00:45:45,159 --> 00:45:48,202
‫یعنی، من یه تحلیلگرم,
‫می‌دونم کشورم چیکار می‌کنه,

754
00:45:48,203 --> 00:45:51,707
‫وقتی حمله پرل هاربر یا همچین چیزی
‫پیش میاد، ما میریم جنگ,

755
00:45:52,416 --> 00:45:54,626
‫چه ایده خوبی باشه چه نباشه،
‫کاریه که ما می‌کنیم,

756
00:45:54,650 --> 00:45:57,450
‫2 دسمبر 2001
‫82 روز بعد از 9/11

757
00:46:00,591 --> 00:46:01,425
‫برو!

758
00:46:05,721 --> 00:46:07,180
‫تا اوایل دسامبر،

759
00:46:07,181 --> 00:46:11,058
‫همه شهرهای بزرگ افغانستان
‫سقوط کرده بودن,

760
00:46:11,059 --> 00:46:14,813
‫القاعده واقعاً هیچ سنگر شهری نداشت,

761
00:46:17,149 --> 00:46:19,549
‫ما بعضی از جنبه‌های مأموریت رو
‫انجام داده بودیم، شکی نیست،

762
00:46:19,818 --> 00:46:22,863
‫ولی سر بن لادن رو برنگردوندیم تو یخ,

763
00:46:23,864 --> 00:46:27,158
‫بن لادن فرار کرد, منطقه بزرگیه,

764
00:46:27,159 --> 00:46:29,912
‫سخته, باید بفهمم کجاست,

765
00:46:38,754 --> 00:46:41,339
‫یکی از رادیوهاش رو گرفته بودیم،

766
00:46:41,340 --> 00:46:45,093
‫و یه متخصص داشتیم که با
‫صدای اسامه بن لادن آشنا بود,

767
00:46:45,594 --> 00:46:47,930
‫واسه همین داشت به این رادیوی
‫برد کوتاه گوش می‌داد,,,

768
00:46:49,681 --> 00:46:52,934
‫,,, و شنید که اسامه بن لادن به مردهاش میگه،

769
00:46:52,935 --> 00:46:56,395
‫ "هی، متاسفم که شما رو آوردم اینجا,
‫این یه فاجعه‌ست, همش تقصیر منه,"

770
00:46:56,396 --> 00:46:59,482
‫این رادیوی برد کوتاه یه بُردی داشت,

771
00:46:59,483 --> 00:47:01,485
‫تو کوهستان، بُردش کمتر بود,

772
00:47:03,153 --> 00:47:04,112
‫گرفتیمش,

773
00:47:05,239 --> 00:47:06,781
‫اونا رفتن تو کوهستان,

774
00:47:06,782 --> 00:47:10,619
‫اونا تو تورا بورا از زمان
‫شوروی-افغانستان یه سنگر داشتن,

775
00:47:11,537 --> 00:47:13,329
‫یه شبکه تونل کامل اون بالا,

776
00:47:13,330 --> 00:47:16,374
‫اطلاعات میگفتن که اونا
‫به اونجا عقب‌نشینی کردن,

777
00:47:16,375 --> 00:47:18,793
‫فقط همه بچه هام رو جمع کردم و گفتم،

778
00:47:18,794 --> 00:47:20,729
‫ "الان قراره نیروهای خودمون رو بفرستیم اونجا,"

779
00:47:21,129 --> 00:47:25,049
‫اون تیم چهار نفره شروع می‌کنه به بالا رفتن
‫تو کوهستان با ده تا افغانی

780
00:47:25,050 --> 00:47:26,009
‫با الاغ,

781
00:47:28,720 --> 00:47:31,472
‫و اونا حدود نصف روز بالا می‌رن،

782
00:47:31,473 --> 00:47:34,518
‫و یکی از اون الاغ‌ها
‫پر از آر پی جی بود,

783
00:47:35,185 --> 00:47:36,811
‫و گلوله آر پی جی شلیک میشه،

784
00:47:36,812 --> 00:47:40,731
‫و الاغ رو به حدود ۲۰ تیکه
‫منفجر می‌کنه,

785
00:47:40,732 --> 00:47:43,192
‫چند تا افغانی هم مردن،
‫پس باید اونا رو پایین میاوردن،

786
00:47:43,193 --> 00:47:46,071
‫باید دفنشون می‌کردیم،
‫و باید دوباره از نو شروع می‌کردیم,

787
00:47:48,615 --> 00:47:49,825
‫اونا دوباره میرن بالا کوه،

788
00:47:51,702 --> 00:47:54,787
‫خیلی، خیلی بالا،
‫و راهشون رو تو عمق باز می‌کنن,

789
00:47:54,788 --> 00:47:56,414
‫و به یه موقعیت می‌رسن،

790
00:47:56,415 --> 00:47:59,042
‫و می‌تونن از اون بالا،
‫پایین رو ببینن,

791
00:48:03,422 --> 00:48:05,215
‫اونا پیداش کرده بودن,

792
00:48:06,633 --> 00:48:08,885
‫بن لادن هزار تا آدم داره,

793
00:48:08,886 --> 00:48:11,137
‫تانک، خودروی زرهی،
‫همه جور وسایل،

794
00:48:11,138 --> 00:48:13,307
‫و اونا پایین‌تر از بچه‌های ما بودن,

795
00:48:15,684 --> 00:48:17,435
‫ما از نظر تعداد کمتر بودیم,

796
00:48:17,436 --> 00:48:19,687
‫هیچ راهی نبود
‫که بتونیم باهاشون درگیر شیم

797
00:48:19,688 --> 00:48:23,483
‫با این فکر که همه‌شون رو،
‫از جمله بن لادن رو، بگیریم و بکشیم,

798
00:48:24,943 --> 00:48:26,152
‫نمی‌تونی این کارو بکنی

799
00:48:26,153 --> 00:48:29,447
‫با تعداد کمی از نیروهای آمریکایی
‫و افراد نامنظم افغان,

800
00:48:29,448 --> 00:48:32,951
‫به یه گردان، ۸۰۰ رنجر نیاز داری,

801
00:48:33,452 --> 00:48:35,036
‫باید اونا رو اون بالا پیاده کنیم,

802
00:48:35,037 --> 00:48:37,289
‫به هنک زنگ زدم, اون درخواست رو داد,

803
00:48:37,873 --> 00:48:39,874
‫من اینو به بالا گزارش دادم،

804
00:48:39,875 --> 00:48:42,418
‫به کوفر، به رئیس جمهور، و گفتم،

805
00:48:42,419 --> 00:48:45,212
‫"ما به نیروی کمکی نیاز داریم،
‫رنجرها، تفنگداران دریایی,"

806
00:48:45,213 --> 00:48:47,507
‫ "تو کوهستان به کمک نیاز داریم,"

807
00:48:48,717 --> 00:48:52,720
‫خیلی واضح گفتم
‫که این قضیه ساعتیه,

808
00:48:52,721 --> 00:48:54,972
‫در غیر این صورت، شانس رو از دست میدیم,

809
00:48:54,973 --> 00:48:59,810
‫دارم سعی می‌کنم به ارتش بگم،
‫"اوکی، این زمانشه که شما بیاید

810
00:48:59,811 --> 00:49:02,229
‫با نیروی عظیم و این قضیه رو تموم کنید,"

811
00:49:02,230 --> 00:49:04,941
‫و وزیر دفاع رامسفلد طبق گزارش‌ها گفت،

812
00:49:04,942 --> 00:49:08,737
‫ "خب، این ربطی به ما نداره,
‫این یه عملیات سی‌آی‌ایه,"

813
00:49:12,032 --> 00:49:14,825
‫ما پشتیبانی زمینی نمی‌گرفتیم,
‫پشتیبانی زمینی کجاست؟

814
00:49:14,826 --> 00:49:17,745
‫نیروهای زمینی کجان؟
‫چرا نیروهای زمینی نمی‌فرستیم؟

815
00:49:17,746 --> 00:49:20,916
‫ما میگیم: "اگه نیروهای زمینی نفرستیم،
‫بمباران نمی‌کنیم,"

816
00:49:22,668 --> 00:49:24,543
‫وقتی یه چیزی رو بمباران می‌کنی،

817
00:49:24,544 --> 00:49:27,881
‫آدمایی که زنده می‌مونن فرار می‌کنن,

818
00:49:28,382 --> 00:49:31,885
‫پس به آدم‌های بیشتری اونجا نیاز داری
‫که اونا رو جمع کنن,

819
00:49:33,345 --> 00:49:37,515
‫پس یا هیچ بمبی نمی‌ندازیم،
‫نمی‌ذاریم بفهمن ماییم،

820
00:49:37,516 --> 00:49:42,144
‫یا همه چی رو می‌ریزیم رو سرشون
‫و همزمان نیروهای زمینی رو هم میاریم,

821
00:49:42,145 --> 00:49:44,564
‫و خب، این چیزی بود که ما فکر می‌کردیم
‫قراره نقشه باشه,

822
00:49:46,108 --> 00:49:48,234
‫ژنرال ماتیس تو قندهار

823
00:49:48,235 --> 00:49:50,737
‫با تفنگداران دریایی،
‫می‌تونستن اعزام بشن,,,

824
00:49:52,364 --> 00:49:54,448
‫اونا فقط مایل به انجام این کار نبودن,

825
00:49:54,449 --> 00:49:56,867
‫فقط یه بی‌میلی فوق‌العاده‌ای وجود داشت

826
00:49:56,868 --> 00:49:59,537
‫برای اعزام نیروهای نظامی آمریکا,

827
00:49:59,538 --> 00:50:02,540
‫پس راه‌حلشون فقط بمباران اونجا بود,

828
00:50:02,541 --> 00:50:04,792
‫بدون نیروی زمینی،
‫ما بمباران می‌کنیم,

829
00:50:04,793 --> 00:50:08,505
‫همه‌مون با کاری که اونا می‌کردن،
‫موافق نبودیم,

830
00:50:09,006 --> 00:50:12,174
‫ولی وقتی دستورات از رئیس جمهور میاد،
‫من چیکار باید بکنم؟

831
00:53:46,431 --> 00:53:48,725
‫نزدیک ۸۰۰ تا هستیم,

832
00:53:50,352 --> 00:53:52,978
‫تعداد ساختمان‌ها و سازه‌های تخریب شده,

833
00:53:52,979 --> 00:53:55,522
‫الان میدونیم اسامه بن لادن زنده‌ست,

834
00:53:55,523 --> 00:53:57,691
‫تحت تعقیب‌ترین فرد دنیا هنوز بیرونه,

835
00:53:57,692 --> 00:54:00,319
‫آخرین چیزی که دولت می‌خواست ببینه,

836
00:54:00,320 --> 00:54:02,822
‫وقتی بن لادن افغانستان رو ترک کرد،

837
00:54:03,406 --> 00:54:04,699
‫می‌تونست هر جایی بره,

838
00:54:05,492 --> 00:54:07,327
‫و حالا داره چیکار می‌کنه؟

839
00:54:11,623 --> 00:54:13,499
‫حمله مرگبار تو بالی,

840
00:54:13,500 --> 00:54:15,751
‫بن لادن خودش رو فرانشیز کرد,

841
00:54:15,752 --> 00:54:18,254
‫شعبه‌های القاعده همه جا بودن,

842
00:54:18,255 --> 00:54:21,800
‫بن لادن دنبال این بود که
‫ "۱۱ سپتامبر بعدیم چیه؟"

843
00:54:22,968 --> 00:54:25,761
‫قابلیت‌های القاعده دارن برمی‌گردن,

844
00:54:25,762 --> 00:54:29,556
‫به مردم آمریکا میگم که،

845
00:54:29,557 --> 00:54:32,768
‫ان‌شاءالله به کشتن
‫شما ادامه خواهیم داد،

846
00:54:32,769 --> 00:54:35,939
‫و به عملیات‌های شهادت‌طلبانه
‫ادامه خواهیم داد,

847
00:54:36,769 --> 00:54:51,239
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

