﻿1
00:00:02,401 --> 00:00:10,999
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,000 --> 00:00:12,920
‫[ آنچه گذشت,,, ]
‫دکتر کاساندرا برایس؟

3
00:00:12,960 --> 00:00:16,960
‫اطلاعاتی دارم و به تخصص
‫هسته‌ای ویژه‌ی شما نیازه

4
00:00:17,560 --> 00:00:19,760
‫گفتی یه کار ساده و سریعه,
‫می‌ریم و برمی‌گردیم

5
00:00:19,800 --> 00:00:22,280
‫اون فلز داخل جعبه‌ها,,,

6
00:00:22,320 --> 00:00:23,920
‫اورانیومه

7
00:00:23,960 --> 00:00:27,040
‫- چی بهت بدم اونا رو بهم پس میدی؟
‫- ‏۱ میلیون پوند می‌خوام

8
00:00:27,041 --> 00:00:29,651
‫باید یه نفر رو پیدا کنی

9
00:00:29,720 --> 00:00:32,360
‫- هر کدوم یه چیزی رو حمل می‌کنن
‫- از هم فاصله گرفتن

10
00:00:32,400 --> 00:00:35,040
‫اگه دو قطعه اورانیوم باشن،
‫باید از هم فاصله داشته باشن

11
00:00:35,080 --> 00:00:38,400
‫تا با هم واکنش ندن،
‫چون ممکنه منفجر بشن

12
00:00:38,440 --> 00:00:40,320
‫محموله رو ببر به موقعیت مکانی‌ای
‫که الان برات می‌فرستم

13
00:00:40,360 --> 00:00:44,160
‫اگه اونا رو تحویل ندی
‫عواقب بدی برات داره

14
00:00:44,200 --> 00:00:46,640
‫مکس,
‫کاری که میگن رو انجام بده! نه!

15
00:00:46,680 --> 00:00:50,240
‫خوب شکنجه‌ش می‌کنیم,
‫بعدش تیکه‌تیکه‌ش می‌کنیم

16
00:00:52,400 --> 00:00:54,120
‫برو به سوریه، مکس

17
00:00:54,160 --> 00:00:56,680
‫من انتقال به مراکش رو ترتیب میدم

18
00:00:56,720 --> 00:00:59,840
‫وقتی بیایی، دوست‌دخترت هم اینجاست

19
00:01:00,680 --> 00:01:02,760
‫داریم می‌ریم به سوریه

20
00:01:04,656 --> 00:01:06,624
‫[ ابوکمال ]
‫[ سوریه ]

21
00:01:06,625 --> 00:01:08,630
‫[ خلافت ]

22
00:01:08,631 --> 00:01:11,206
‫[ سال ۲۰۱۴ ]

23
00:01:53,888 --> 00:01:55,184
‫گم شدی؟

24
00:01:57,001 --> 00:01:59,399
‫اوه، اون, می‌تونی بذاریش اینجا

25
00:01:59,615 --> 00:02:01,100
‫یالا، گاز نمی‌گیرم

26
00:02:15,106 --> 00:02:16,320
‫اسمت چیه؟

27
00:02:29,431 --> 00:02:30,800
‫جنت

28
00:02:32,621 --> 00:02:36,143
‫تو چی؟ اسم خودت چیه؟

29
00:02:40,375 --> 00:02:42,270
‫[ به سوریه خوش آمدید ]

30
00:03:07,602 --> 00:03:12,602
‫♪ Bodysnatchers - Radiohead ♪

31
00:03:51,814 --> 00:03:54,937
‫« هـسـتـه‌ای »

32
00:03:54,938 --> 00:03:57,498
‫« قـسـمـت سـوم: روزهـای پـایـانـی »

33
00:04:01,748 --> 00:04:03,000
‫زیاد حرف نمی‌زنی

34
00:04:03,920 --> 00:04:06,560
‫- چون دارم رانندگی می‌کنم
‫- معمولاً هر کاری می‌کنم خفه‌خون نمی‌گیری

35
00:04:06,600 --> 00:04:09,000
‫فکر کردم دوست نداری حرف بزنی,
‫آخه هنوز خماری

36
00:04:09,040 --> 00:04:10,978
‫حالم خوبه

37
00:04:16,440 --> 00:04:18,160
‫آلامه

38
00:04:18,200 --> 00:04:21,240
‫میگه باید بریم به یه فرودگاه صحرایی
‫تا با هواپیما بریم به مراکش

39
00:04:21,280 --> 00:04:22,720
‫تا اورانیوم‌ها رو تحویل بدیم

40
00:04:22,760 --> 00:04:26,120
‫به‌خاطر بعل اینجاییم,
‫برای همین اومدیم به سوریه

41
00:04:26,160 --> 00:04:28,760
‫اما,,, بعدش می‌ریم سوار هواپیما می‌شیم

42
00:04:30,520 --> 00:04:32,400
‫باید اورانیوم‌ها رو ببریم براشون

43
00:04:32,440 --> 00:04:34,280
‫دیشب یکی‌شون رو کُشتی

44
00:04:34,320 --> 00:04:36,600
‫که چی؟ آلام که نمی‌دونه

45
00:04:36,640 --> 00:04:39,000
‫فقط می‌دونه یه گروهی مزاحم شدن
‫و ما هم مجبور شدیم فرار کنیم

46
00:04:39,040 --> 00:04:41,440
‫باشه، باشه, آروم باش

47
00:04:49,320 --> 00:04:51,320
‫خودشه

48
00:04:51,360 --> 00:04:54,320
‫محمد عزیز، نابودگر جهان‌ها

49
00:04:55,280 --> 00:04:57,240
‫و از بهگود گیتا نقل‌قول کرد؟
‫(کتابی مذهبی-عرفانی در فرهنگ هندی )

50
00:04:57,280 --> 00:04:59,631
‫اشتباه نقل‌قول کرد, اوپنهایمر یه جور دیگه جمله رو گفت
‫(اوپنهایمر بعد از دیدن اولین انفجار هسته‌ای گفت:
‫اکنون من به مرگ تبدیل شده‌ام؛ نابودگر جهان‌ها)

51
00:04:59,632 --> 00:05:01,600
‫به نظرت آدم اهل کتابیه؟

52
00:05:01,640 --> 00:05:04,280
‫نه, ولی انگار یه نمونه‌ی کلاسیکه

53
00:05:04,320 --> 00:05:08,000
‫یه جهادی افراطی, بعد از آزادی از زندان
‫رفته به سوریه

54
00:05:08,040 --> 00:05:10,720
‫و با توجه به گزارش بریتانیایی‌ها،
‫‏۷ ساله که ناپدید شده

55
00:05:11,840 --> 00:05:14,040
‫یه چیزی حس کردم، مارک

56
00:05:15,120 --> 00:05:17,120
‫یه چیزی دیدم

57
00:05:17,960 --> 00:05:21,111
‫- خطرناکه
‫- هنوز نمی‌دونیم اورانیوم‌شون خالصه یا نه

58
00:05:21,112 --> 00:05:24,939
‫- منبع خالد که میگه خالصه
‫- ‏۵۰ کیلو, ۲ قطعه

59
00:05:24,940 --> 00:05:28,379
‫نمی‌فهمم ارتباط یه کارتل
‫مواد مخدر ونزوئلایی چیه

60
00:05:28,419 --> 00:05:30,419
‫وقتی یه جهادی شناخته‌شده وسط ماجراست

61
00:05:30,459 --> 00:05:32,779
‫خب، کارتل‌ها بزرگراه ۱۰ رو کنترل می‌کنن،

62
00:05:32,819 --> 00:05:35,456
‫یعنی مسیر قاچاق بین مدیترانه و غرب آفریقا

63
00:05:35,457 --> 00:05:38,014
‫می‌تونن اورانیوم‌ها رو از مسیر صحرا
‫ببرن برای جهادی‌ها

64
00:05:38,015 --> 00:05:39,731
‫- خیلی‌خب
‫- اما به کجا؟

65
00:05:39,760 --> 00:05:41,720
‫ممکنه برن به سمت مالی

66
00:05:41,760 --> 00:05:44,720
‫آخه شورشی‌های اونجا عملاً
‫کل کشور رو به دست گرفتن

67
00:05:44,760 --> 00:05:47,720
‫ولی، با این,,,

68
00:05:47,760 --> 00:05:51,760
‫یارو عزیز، فکر کنم به احتمال زیاد
‫کار یه گروهی از همین منطقه باشه

69
00:05:52,200 --> 00:05:54,000
‫فکر کنم ماشین‌شون رو پیدا کردیم،

70
00:05:54,040 --> 00:05:55,880
‫الان از مرز رد شدن و وارد سوریه شدن

71
00:06:06,520 --> 00:06:08,160
‫اونا کی هستن؟

72
00:06:09,720 --> 00:06:13,320
‫سربازن, یا دولت جدید,,, یا شبه‌نظامی

73
00:06:13,360 --> 00:06:15,800
‫باید مراقب باشیم

74
00:06:15,840 --> 00:06:18,840
‫باید از جاده‌ی اصلی خارج بشیم,
‫بنزین هم می‌خوایم

75
00:06:27,840 --> 00:06:30,480
‫آره، هر چیزی که در دسترس باشه، منتظرم

76
00:06:30,520 --> 00:06:33,520
‫- باید شخصاً برم اونجا
‫- ما باید بریم

77
00:06:33,560 --> 00:06:36,400
‫نمی‌خوام پوششت توی بیروت لو بره,
‫ماموریت خودت خیلی مهمه

78
00:06:36,440 --> 00:06:39,320
‫نه، هیچ چیز مهم‌تر از این نیست
‫که جلوی یه گروه تروریستی رو بگیریم

79
00:06:39,360 --> 00:06:41,320
‫که بمب هسته‌ای نسازن، مارک

80
00:06:41,360 --> 00:06:44,520
‫من به همین دلیل اینجام,
‫این محمد عزیز هر کسی که هست,,,

81
00:06:44,560 --> 00:06:47,520
‫هر چقدر خطرناک هم که باشه،
‫نمی‌تونه یه بمب بسازه

82
00:06:47,560 --> 00:06:49,280
‫حتی حالا که از گیتا نقل‌قول کرده؟

83
00:06:49,320 --> 00:06:51,760
‫این وسط یه نفر قراره بمب هسته‌ای بسازه

84
00:06:51,800 --> 00:06:54,160
‫باشه؟ یه نفر که راهش رو بلده

85
00:06:54,200 --> 00:06:56,880
‫یه اسم پیدا کردم,
‫سعید اَحمن, یه فیزیک‌دانه

86
00:06:56,920 --> 00:07:00,200
‫چند سال پیش گم شده,
‫من خودم گزارشش رو دادم

87
00:07:00,240 --> 00:07:02,600
‫آم,,, اما چند وقت بعد غیبش زد

88
00:07:04,800 --> 00:07:06,840
‫مطمئنم پیگیری شده

89
00:07:06,880 --> 00:07:09,000
‫خب، شاید باید خودم بررسی کنم

90
00:07:11,520 --> 00:07:13,462
‫- بله؟
‫- انتظار نداشتی اون رو ببینی، نه؟

91
00:07:13,463 --> 00:07:14,463
‫چه خبره؟

92
00:07:14,560 --> 00:07:16,584
‫- خوب می‌شناسیش؟
‫- کجا؟

93
00:07:16,585 --> 00:07:17,585
‫می‌شناسمش

94
00:07:19,680 --> 00:07:21,160
‫باشه، دارم میام

95
00:07:21,960 --> 00:07:23,920
‫یه هواپیما جور کردم،
‫اما باید همین‌الان بریم

96
00:07:23,960 --> 00:07:27,280
‫- فکر کردم گفتی نمی‌خوای همراهت بیام؟
‫- خودت گفتی بهت نیاز دارم

97
00:07:27,320 --> 00:07:30,120
‫اما اگه می‌خوای بیایی بریم جهادی رو بگیریم،
‫باید همین‌الان راه بیُفتیم

98
00:07:31,840 --> 00:07:34,400
‫- خیلی از آشنایی باهات خوشحال شدم
‫- آره, هی

99
00:07:35,600 --> 00:07:38,200
‫مراقب خودت باش

100
00:07:41,000 --> 00:07:43,000
‫بهم خبر بده دارن کجا میرن

101
00:07:43,040 --> 00:07:45,840
‫و تا وقتی خودم نرفتم اونجا
‫هیچکس نباید بهشون نزدیک بشه

102
00:07:45,880 --> 00:07:47,880
‫این یه دستوره

103
00:07:47,920 --> 00:07:50,960
‫دوباره حرکت کردن,
‫به سمت شمال میرن

104
00:07:51,000 --> 00:07:54,520
‫و بریتانیایی‌ها دارن یه نفر رو می‌فرستن
‫تا درمورد محمد عزیز باهامون حرف بزنه

105
00:07:54,560 --> 00:07:56,320
‫اوه، پس حتماً براشون ارزش داره

106
00:07:56,360 --> 00:07:58,360
‫به زودی می‌فهمیم

107
00:07:58,400 --> 00:08:00,320
‫- درمورد اورانیوم بهشون گفتی؟
‫- نه، نگفتم

108
00:08:00,360 --> 00:08:03,040
‫اگه می‌خوان پنهان‌کاری کنن،
‫منم پنهان‌کاری می‌کنم

109
00:08:03,080 --> 00:08:05,400
‫از من که چیزی رو پنهان نمی‌کنی، مارک؟

110
00:08:07,240 --> 00:08:10,440
‫- منظورت چیه؟
‫- همه‌ی اطلاعات مورد نیاز رو بهم میگی؟

111
00:08:10,480 --> 00:08:12,240
‫معلومه, فکر می‌کنی بهت نمیگم؟

112
00:08:12,280 --> 00:08:16,280
‫نه, فقط برام جالب بود که چرا
‫دقیقاً چنین موقعی توی بیروت بودی

113
00:08:16,480 --> 00:08:19,760
‫- آخه,,,
‫- خیلی خوب شد که اتفاقی اومدم

114
00:09:01,600 --> 00:09:03,600
‫سلام, سلام

115
00:09:03,640 --> 00:09:05,640
‫انگلیسی یا فرانسوی؟

116
00:09:06,440 --> 00:09:08,840
‫- انگلیسی
‫- بنزین می‌خواید، آقا؟

117
00:09:08,880 --> 00:09:10,720
‫آره, لطفاً

118
00:09:16,560 --> 00:09:18,560
‫روزنامه‌نگارید؟ اهل کجایید؟

119
00:09:18,600 --> 00:09:20,440
‫دارید کجا می‌رید، آقا؟

120
00:09:25,433 --> 00:09:27,017
‫چرا می‌پرسی؟

121
00:09:27,532 --> 00:09:28,838
‫ببخشید، آقا,,,

122
00:09:28,839 --> 00:09:29,839
‫فقط کنجکاوم

123
00:09:29,840 --> 00:09:31,007
‫آدم صادقی هستم

124
00:09:31,319 --> 00:09:33,629
‫اگه صادق بودی
‫دستت قطع نمیشد

125
00:09:38,360 --> 00:09:40,360
‫رفیق

126
00:09:40,400 --> 00:09:42,320
‫نقشه داری؟

127
00:09:45,240 --> 00:09:47,240
‫نقشه؟

128
00:09:48,938 --> 00:09:50,240
‫نمی‌دونم چی نوشته

129
00:09:50,280 --> 00:09:52,160
‫آلام گفته باید بریم اونجا

130
00:09:54,280 --> 00:09:57,960
‫یعنی اونجا, خودمون اینجاییم,
‫پالمیرا هم اونجاست

131
00:09:58,000 --> 00:10:00,040
‫پس می‌ریم اونجا،
‫بعدش هم می‌ریم به اون فرودگاه

132
00:10:00,080 --> 00:10:02,120
‫باید بریم اونجا تا بتونیم برگردیم به مراکش

133
00:10:02,160 --> 00:10:05,720
‫اون تنها راهه,,,
‫تنها راهیه که می‌تونیم به پول‌مون برسیم

134
00:10:06,600 --> 00:10:08,440
‫نمی‌دونم

135
00:10:08,480 --> 00:10:11,200
‫قبلاً که توی سوریه بودی
‫توی اون منطقه بودی؟

136
00:10:11,240 --> 00:10:13,960
‫نه, خلافت توی شرق بود

137
00:10:14,000 --> 00:10:16,000
‫باشه, مشکلی نیست

138
00:10:16,040 --> 00:10:18,120
‫همه چیز مرتبه

139
00:10:20,360 --> 00:10:22,520
‫سوار شو, خیلی آروم

140
00:10:24,240 --> 00:10:26,240
‫عجله نکن

141
00:10:49,640 --> 00:10:51,640
‫ماشین رو روشن کن

142
00:11:15,346 --> 00:11:16,533
‫نزدیک بود

143
00:11:17,440 --> 00:11:20,040
‫بهت گفتم، اونا سربازهای دولت بودن

144
00:11:20,080 --> 00:11:21,560
‫نباید باهاشون برخورد کنیم

145
00:11:21,600 --> 00:11:24,160
‫وقتی بریم به سمت پالمیرا
‫دیگه از قلمرو اونا خارج می‌شیم

146
00:11:24,200 --> 00:11:26,800
‫به حرف‌هام گوش کن, قبلاً اینجا بودم

147
00:11:26,840 --> 00:11:29,600
‫باشه, فهمیدم

148
00:11:31,040 --> 00:11:33,440
‫اون یارو توی پمپ پنزین,,,

149
00:11:33,480 --> 00:11:35,480
‫فقط یه دونه دست داشت

150
00:11:35,520 --> 00:11:37,840
‫به نظرت رفقای توی دستش رو قطع کردن؟

151
00:11:37,880 --> 00:11:39,720
‫توی قلمرو خلافت؟

152
00:11:39,760 --> 00:11:41,760
‫فقط در صورتی دستت رو قطع می‌کردن
‫که دزدی کرده باشی,,,

153
00:11:41,800 --> 00:11:43,600
‫یا صادق نبوده باشی

154
00:11:46,814 --> 00:11:49,520
‫تو هیچوقت اونطور کاری کردی؟
‫می‌دونی، یعنی,,,

155
00:11:50,707 --> 00:11:51,967
‫یه عضو بدن از آدم‌ها قطع کردی؟

156
00:11:54,689 --> 00:11:56,640
‫یا از اون انتحاری‌ها بودی؟

157
00:11:57,243 --> 00:11:58,680
‫مشخصاً انتحاری مزخرفی بودی

158
00:12:01,360 --> 00:12:04,160
‫هر کاری که شماها انجام می‌دادید،
‫کارتل‌ها بدترش رو انجام میدن

159
00:12:06,280 --> 00:12:08,440
‫برای همین باید اورانیوم‌ها رو بهشون تحویل بدیم

160
00:12:08,480 --> 00:12:09,880
‫و پولمون رو بگیریم

161
00:12:09,920 --> 00:12:11,760
‫البته

162
00:13:01,600 --> 00:13:03,600
‫همین‌جاست؟

163
00:13:05,760 --> 00:13:08,200
‫- چرا اومدیم اینجا؟
‫- اون معبد بعل‌ـه

164
00:13:09,800 --> 00:13:12,120
‫وقتی من اینجا بودم منفجرش کردن

165
00:13:12,160 --> 00:13:14,400
‫به مدت هزاران سال
‫اینجا آدم زندگی می‌کرد

166
00:13:14,440 --> 00:13:16,760
‫فنیقی‌ها، یونانی‌ها،

167
00:13:16,800 --> 00:13:19,200
‫رومی‌ها، مسلمان‌ها

168
00:13:20,000 --> 00:13:22,040
‫حموم، معبد، کتاب‌خونه

169
00:13:23,840 --> 00:13:26,840
‫هزاران سال، و هر کس یه چیزی می‌ساخت

170
00:13:31,480 --> 00:13:33,480
‫و ما نابودش کردم

171
00:13:38,600 --> 00:13:42,240
‫و فکر می‌کنی برگردوندن اون مجسمه به اینجا
‫باعث میشه همه چیز جبران بشه؟

172
00:13:44,120 --> 00:13:46,120
‫هیچ‌جوره جبران نمیشه

173
00:13:46,960 --> 00:13:48,960
‫فقط می‌خوام صادق باشم

174
00:13:49,760 --> 00:13:51,880
‫می‌تونیم با هم صادق باشیم، مگه نه؟

175
00:13:52,680 --> 00:13:54,360
‫آره

176
00:13:55,160 --> 00:13:56,400
‫البته

177
00:14:02,640 --> 00:14:03,960
‫باید جواب بدم

178
00:14:08,040 --> 00:14:10,040
‫کجایی، مکس؟

179
00:14:10,080 --> 00:14:12,280
‫پالمیرا, توی مسیر شمالیم

180
00:14:12,320 --> 00:14:14,960
‫- پس داری نزدیک‌تر میشی؟
‫- توی مسیریم

181
00:14:15,000 --> 00:14:17,920
‫حتماً به هواپیما برس، مکس

182
00:14:18,840 --> 00:14:21,280
‫دوست‌دخترت رو هم اینجا می‌بینی

183
00:14:21,320 --> 00:14:25,120
‫و مشتاقانه منتظرم مهمون‌نوازیم رو
‫بهش نشون بدم

184
00:14:25,160 --> 00:14:27,120
‫حال لتیشا خوبه؟

185
00:14:27,160 --> 00:14:28,560
‫الو؟

186
00:14:28,600 --> 00:14:31,000
‫دلت نمی‌خواد گند بزنی، مکس

187
00:14:31,040 --> 00:14:33,040
‫فهمیدی؟

188
00:14:34,960 --> 00:14:36,640
‫الو؟

189
00:14:37,026 --> 00:14:38,680
‫الو؟

190
00:14:41,120 --> 00:14:43,120
‫باید بریم!

191
00:14:49,080 --> 00:14:51,080
‫جِی‌جِی، باید بریم, یالا!

192
00:14:52,120 --> 00:14:54,702
‫مکس، باید یه چیزی بهت بگم

193
00:14:54,703 --> 00:14:56,080
‫باید,,,

194
00:14:56,681 --> 00:14:57,746
‫چی؟

195
00:15:01,117 --> 00:15:02,260
‫تکون نخور

196
00:15:02,261 --> 00:15:04,296
‫چرا؟ پام رو روی یه چیزی گذاشتم

197
00:15:05,200 --> 00:15:06,480
‫فکر کنم یه مینه

198
00:15:13,340 --> 00:15:15,120
‫پام رو گذاشتم روی یه چیز فلزی,
‫یه صدایی اومد

199
00:15:15,560 --> 00:15:17,520
‫اگه مین باشه، ممکنه
‫مین‌های دیگه‌ای هم وجود داشته باشه

200
00:15:18,520 --> 00:15:20,760
‫بیا اینجا,
‫باید ببینی چی زیر پامه

201
00:15:20,800 --> 00:15:22,600
‫- من ببینم؟!
‫- آره

202
00:15:22,640 --> 00:15:25,880
‫خودم که نمی‌تونم, اگه یه‌کم تکون بخورم
‫ممکنه منفجر بشه

203
00:15:26,265 --> 00:15:27,701
‫اگه منم برم روی یکی‌شون چی؟

204
00:15:30,689 --> 00:15:31,867
‫رد پای من رو دنبال کن

205
00:15:35,520 --> 00:15:37,680
‫رد پای من رو دنبال کن

206
00:15:42,320 --> 00:15:44,040
‫این اولی

207
00:15:46,600 --> 00:15:49,160
‫- بجنب!
‫- دارم می‌جنبم، رفیق

208
00:15:53,526 --> 00:15:54,526
‫خیلی‌خب

209
00:15:58,320 --> 00:16:00,280
‫باشه

210
00:16:01,029 --> 00:16:02,320
‫زیر پام رو لمس کن

211
00:16:03,453 --> 00:16:05,760
‫ببین چی زیر پامه

212
00:16:05,800 --> 00:16:09,600
‫- اگه منفجر بشه چی؟
‫- خب، اگه بزرگ باشه، هر دوتامون می‌میرم

213
00:16:09,640 --> 00:16:11,440
‫اگه کوچیک باشه، دستت رو از دست میدی

214
00:16:11,480 --> 00:16:13,560
‫- یا صورتت رو
‫- صورتم؟

215
00:16:14,360 --> 00:16:16,120
‫بستگی به انفجارش داره

216
00:16:16,160 --> 00:16:18,840
‫اگه جلوت منفجر بشه،
‫ممکنه صورتت آسیب ببینه

217
00:16:23,200 --> 00:16:25,120
‫چیزی نمی‌بینم، رفیق

218
00:16:25,160 --> 00:16:27,920
‫زیر پام رو لمس کن,
‫فقط مراقب باش

219
00:16:27,960 --> 00:16:29,560
‫مراقبم

220
00:16:31,040 --> 00:16:33,560
‫خیلی دیوونگیه

221
00:16:37,800 --> 00:16:39,680
‫یالا, یالا

222
00:16:44,757 --> 00:16:46,680
‫چیزی حس نمی‌کنم

223
00:16:46,720 --> 00:16:48,720
‫گم شو

224
00:16:57,080 --> 00:16:59,560
‫مکس, بس کن

225
00:16:59,892 --> 00:17:01,760
‫برگرد برو سر جات

226
00:17:02,172 --> 00:17:03,800
‫می‌خوام پام رو بلند کنم

227
00:17:05,040 --> 00:17:07,160
‫- نه، نباید اون کار رو بکنی
‫- می‌دونم قضیه چیه

228
00:17:08,120 --> 00:17:10,160
‫خدا از بعل استفاده کرد
‫تا من رو برگردونه اینجا

229
00:17:11,040 --> 00:17:13,920
‫- تا بمیرم
‫- خدا تو رو نیاورد اینجا, من آوردمت!

230
00:17:13,960 --> 00:17:16,240
‫این اتفاق باید می‌افتاد,
‫سرنوشتم اینطور بود

231
00:17:17,280 --> 00:17:19,164
‫همون لحظه‌ای که توی بیروت دیدمش
‫فهمیدم قضیه از چه قراره

232
00:17:19,165 --> 00:17:20,326
‫مزخرف نگو

233
00:17:20,327 --> 00:17:22,440
‫اومدیم به سوریه
‫تا بریم به فرودگاه،

234
00:17:22,480 --> 00:17:24,760
‫سوار هواپیما بشیم و بریم به مراکش,,,

235
00:17:24,800 --> 00:17:27,000
‫تا بتونیم پولی که بهمون
‫وعده داده رو ازش بگیریم

236
00:17:28,680 --> 00:17:30,440
‫برو عقب

237
00:17:33,840 --> 00:17:35,240
‫برو!

238
00:17:38,960 --> 00:17:40,960
‫لعنتی

239
00:17:46,560 --> 00:17:47,840
‫برو عقب‌تر!

240
00:18:29,440 --> 00:18:30,760
‫چیه؟!

241
00:18:34,360 --> 00:18:36,240
‫در یه قوطیه!

242
00:18:37,080 --> 00:18:40,135
‫میشه لطفاً راه بیُفتیم؟
‫سرنوشتت این نبوده که اینجا بمیری

243
00:18:48,560 --> 00:18:50,560
‫آره، راست میگی

244
00:18:52,960 --> 00:18:55,080
‫اینجا نه

245
00:19:02,140 --> 00:19:04,426
‫[ شهر مراکش ]
‫[ مراکش ]

246
00:19:04,427 --> 00:19:06,569
‫[ انبار کارتل ]

247
00:19:12,631 --> 00:19:15,813
‫[ ورود ممنوع ]

248
00:19:29,520 --> 00:19:31,640
‫این همون کسیه که بهت گفتم

249
00:19:31,680 --> 00:19:33,760
‫همون دانشمند ترک که گم شده

250
00:19:33,800 --> 00:19:36,200
‫سعید احمن, همون که گزارشش رو دادم

251
00:19:39,440 --> 00:19:42,480
‫- به نظرت افراطی شده؟
‫- فکر می‌کردم مظنونه

252
00:19:42,520 --> 00:19:45,360
‫چند باری اومده بود توی دانشگاه,
‫توی کنفرانس‌ها همدیگه رو می‌دیدیم

253
00:19:45,400 --> 00:19:47,800
‫فقط نمی‌تونستم بفهمم برای کی کار می‌کنه

254
00:19:47,840 --> 00:19:50,960
‫با اینکه مطمئن بودم هویت حقیقی من رو می‌دونه،
‫ولی خب هیچوقت هیچ حرکتی نزد

255
00:19:51,000 --> 00:19:53,720
‫به نظرت دلیلش چی بوده؟

256
00:19:53,760 --> 00:19:55,760
‫امیدوارم دلیلش این بوده باشه
‫که بهم علاقه داشته

257
00:19:55,800 --> 00:19:57,680
‫اما اونقدر ساده‌لوح نیستم

258
00:19:58,920 --> 00:20:00,400
‫ولی من ازش خوشم می‌اومد

259
00:20:01,520 --> 00:20:03,480
‫پس قطعاً یه مامور بوده

260
00:20:03,520 --> 00:20:06,120
‫آدم‌هایی که مثل تو مامور مخفی هستن
‫فقط با کسایی ارتباط برقرار می‌کنن

261
00:20:06,160 --> 00:20:08,120
‫که اونا هم مامورن

262
00:20:08,160 --> 00:20:10,120
‫نمی‌دونم شما مامور مخفی‌ها
‫چطور زندگی می‌کنید

263
00:20:17,000 --> 00:20:20,715
‫طبق آخرین اطلاعات ماهواره‌ای
‫دارن به استان دیرالزور میرن

264
00:20:20,716 --> 00:20:22,342
‫قلمرو خلافت هم اونجا بود

265
00:20:24,320 --> 00:20:26,440
‫جهادی‌مون داره میره خونه

266
00:20:44,240 --> 00:20:46,080
‫داریم درست می‌ریم؟

267
00:20:46,920 --> 00:20:49,080
‫آره

268
00:20:49,120 --> 00:20:51,400
‫گفتی اون فروگاه توی شماله

269
00:20:52,440 --> 00:20:55,600
‫- آره
‫- پس چرا خورشید پشت سرمونه؟

270
00:20:55,640 --> 00:20:58,520
‫اگه به سمت شمال می‌رفتیم،
‫خورشید باید کنارمون می‌بود

271
00:20:59,560 --> 00:21:03,080
‫من خرج زندگیم رو با رانندگی درمیارم,
‫موقعیت خورشید توی آسمون رو می‌دونم

272
00:21:04,040 --> 00:21:06,800
‫باید تا جایی که می‌تونیم
‫وارد منطقه‌ی دولت نشیم

273
00:21:13,680 --> 00:21:15,920
‫واقعاً امیدوارم توی مسیر درست باشیم

274
00:21:16,720 --> 00:21:18,040
‫بپیچ سمت چپ

275
00:21:31,400 --> 00:21:34,360
‫- بهتره بهم دروغ نگفته باشی
‫- اونجا بزن کنار

276
00:21:45,840 --> 00:21:48,000
‫کجا میری؟

277
00:21:49,120 --> 00:21:51,120
‫من باید اینجا باشم

278
00:21:53,880 --> 00:21:55,840
‫سفرت رو ادامه بده، مکس

279
00:21:55,880 --> 00:21:58,200
‫- سفر من اینجا به پایان می‌رسه
‫- نه

280
00:21:58,240 --> 00:22:00,320
‫باید من رو ببری به فرودگاه

281
00:22:02,280 --> 00:22:04,280
‫جِی‌جِی، نمی‌تونی من رو اینجا تنها بذاری!

282
00:22:04,320 --> 00:22:06,320
‫اسم من جِی‌جِی نیست

283
00:22:24,954 --> 00:22:26,960
‫گفت فرودگاه کدوم گوریه؟

284
00:24:05,880 --> 00:24:08,000
‫این برای کماله

285
00:24:21,537 --> 00:24:24,107
‫دارن اینجا رو بمبارون می‌کنن,
‫همه‌مون می‌میریم، من، تو و پسرمون,,,

286
00:24:24,108 --> 00:24:25,467
‫نه، نه,,, اینجا نمی‌میریم,,,

287
00:24:28,585 --> 00:24:29,585
‫همه‌مون می‌میریم

288
00:24:29,586 --> 00:24:31,183
‫نه، گوش کن چی میگم!

289
00:24:31,184 --> 00:24:32,840
‫می‌تونم از اینجا خارجمون کنم

290
00:24:32,880 --> 00:24:34,880
‫چطور؟

291
00:24:36,400 --> 00:24:38,400
‫چطور؟!

292
00:26:22,365 --> 00:26:24,662
‫[ جنت ]

293
00:26:45,996 --> 00:26:47,205
‫بیاید بریم, یالا!

294
00:27:32,200 --> 00:27:34,520
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

295
00:27:39,000 --> 00:27:42,200
‫من باید اینجا می‌مُردم,,,
‫از اول همینطور بود

296
00:27:43,080 --> 00:27:46,040
‫این خواسته‌ی خدا بود,
‫سرنوشتم همین بوده

297
00:27:49,120 --> 00:27:51,120
‫این قبر جنته

298
00:27:53,280 --> 00:27:55,800
‫اون قبر پسرم نیست, کجاست؟

299
00:27:55,840 --> 00:27:57,800
‫باید بریم به فرودگاه

300
00:27:57,840 --> 00:28:00,360
‫- وقتم داره تموم میشه
‫- باید همین اطراف باشه

301
00:28:01,240 --> 00:28:04,960
‫- باید قبر کمال رو پیدا کنم
‫- نه! جِی‌جِی، لطفاً, التماست می‌کنم

302
00:28:05,000 --> 00:28:06,880
‫دوست‌دخترم رو گرفتن

303
00:28:06,920 --> 00:28:08,720
‫بهت دروغ گفتم

304
00:28:08,760 --> 00:28:10,720
‫کارتل رفته سراغ لتیشا

305
00:28:10,760 --> 00:28:12,760
‫اون رو دزدیدن

306
00:28:14,800 --> 00:28:18,600
‫اگه اورانیوم‌ها رو بهشون تحویل ندم
‫دوست‌دخترم رو می‌کُشن

307
00:28:18,640 --> 00:28:21,120
‫- چی؟
‫- هیچ چاره‌ای ندارم

308
00:28:23,080 --> 00:28:25,440
‫باید برم, تو هم باید همراهم بیایی

309
00:28:27,120 --> 00:28:29,840
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- چون فکر می‌کردم کمکم نمی‌کنی

310
00:28:29,880 --> 00:28:31,760
‫چرا بهم کمک کنی؟

311
00:28:33,589 --> 00:28:34,665
‫تکون نخورید!

312
00:28:38,081 --> 00:28:39,646
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا!

313
00:28:42,251 --> 00:28:43,496
‫باید بهم می‌گفتی

314
00:28:43,496 --> 00:28:44,509
‫دست‌ها بالا!

315
00:28:44,510 --> 00:28:45,680
‫تفنگت رو بنداز،‌ رفیق

316
00:28:46,840 --> 00:28:48,560
‫- می‌دونستم داری دروغ میگی
‫- تفنگ رو بنداز!

317
00:28:48,600 --> 00:28:51,840
‫باید حقیقت رو بهم می‌گفتی

318
00:28:56,360 --> 00:28:59,920
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

319
00:29:01,880 --> 00:29:04,080
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

320
00:29:04,120 --> 00:29:06,160
‫ازشون فاصله بگیرید!

321
00:29:20,800 --> 00:29:24,280
‫می‌خوام جنبه‌ی علمی کارمون رو ببینم

322
00:29:26,329 --> 00:29:28,076
‫می‌دونم چرا اومدی اینجا,,,

323
00:29:29,440 --> 00:29:31,440
‫چون به من اعتماد نداری

324
00:29:31,480 --> 00:29:33,920
‫من فقط خیلی اهل کارم

325
00:29:34,760 --> 00:29:36,680
‫همونطور که پدرم می‌خواد

326
00:29:38,600 --> 00:29:40,600
‫دیگه می‌خوام برم

327
00:29:57,720 --> 00:30:00,200
‫- دکتر اَحمن
‫- لطفاً سعید صدام کنید

328
00:30:02,963 --> 00:30:04,520
‫اوکسانا شیروکووا هستم

329
00:30:08,320 --> 00:30:11,920
‫- نظرت چیه؟
‫- دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام

330
00:30:13,480 --> 00:30:16,320
‫الان فقط اورانیوم رو می‌خوایم,
‫کِی به دستمون می‌رسه؟

331
00:30:22,680 --> 00:30:24,840
‫اصل جنسه

332
00:30:24,880 --> 00:30:27,360
‫منبع خالد راست می‌گفت

333
00:30:27,400 --> 00:30:30,840
‫تقریباً مطمئنم که از مرکز فرآوری میازوف
‫از روسیه آوردنش

334
00:30:30,880 --> 00:30:33,440
‫- دزدیده شده؟
‫- فکر نمی‌کنم تونسته باشن بدزدنش

335
00:30:33,480 --> 00:30:35,840
‫مخصوصاً با اقدامات امنیتی‌ای که روس‌ها دارن

336
00:30:35,880 --> 00:30:38,400
‫- غیرممکنه
‫- به نظرت کار خود روس‌هاست؟

337
00:30:38,440 --> 00:30:41,000
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

338
00:30:41,040 --> 00:30:43,440
‫آماده هم هست و فقط
‫باید توی جایگاهش قرار بگیره

339
00:30:44,280 --> 00:30:48,280
‫یعنی هر کسی پشت این ماجراست،
‫کاملاً آماده‌ست

340
00:31:08,040 --> 00:31:10,160
‫اورانیوم رو از کجا آوردید؟

341
00:31:11,680 --> 00:31:13,520
‫از روس‌ها گرفتیدش؟

342
00:31:13,560 --> 00:31:15,560
‫برای همین توی سوریه بود؟

343
00:31:16,400 --> 00:31:18,960
‫توی یکی از پایگاه‌هاشون بوده، درسته؟

344
00:31:21,560 --> 00:31:24,480
‫اگه باهامون همکاری نکنی،
‫می‌بریمت به اردن

345
00:31:24,520 --> 00:31:26,960
‫و یه پوشک برات می‌پوشن
‫و شکنجه رو شروع می‌کنن

346
00:31:27,000 --> 00:31:28,800
‫اونوقت سریع به حرف میایی

347
00:31:37,040 --> 00:31:39,080
‫محمد, به من نگاه کن

348
00:31:41,280 --> 00:31:43,880
‫باید همه چیز رو بهم بگی، عوضی

349
00:31:45,360 --> 00:31:47,560
‫باید هر کاری که بهت میگم رو انجام بدی

350
00:31:49,920 --> 00:31:53,400
‫- هر کاری که بگید رو انجام میدم
‫- مکس, کاری که میگن رو انجام بده! نه!

351
00:31:54,200 --> 00:31:56,720
‫هر کاری که بگید،
‫اما باید با کارتل در تماس باشم

352
00:31:56,760 --> 00:31:59,320
‫اگه با آلام حرف بزنم، اون رو می‌کُشن

353
00:31:59,360 --> 00:32:01,720
‫- اون دوست‌دخترمه، می‌دونید؟ من,,,
‫- آروم باش! آروم‌تر حرف بزن

354
00:32:01,760 --> 00:32:04,520
‫حالا، فقط,,,
‫بگو چی می‌دونی

355
00:32:04,560 --> 00:32:06,720
‫اورانیوم از کجا اومده؟ خیلی‌خب

356
00:32:06,760 --> 00:32:10,000
‫می‌دونیم توی بیروت
‫از رفعت عطاالله گرفتیش

357
00:32:10,040 --> 00:32:12,640
‫- اون از کی گرفتش؟
‫- نمی‌دونم

358
00:32:13,840 --> 00:32:15,640
‫باید با آلام تماس بگیرم

359
00:32:15,680 --> 00:32:18,680
‫باید به کارتل زنگ بزنم
‫و بگم توی مسیرم

360
00:32:18,720 --> 00:32:21,480
‫اول باید درمورد دوستت محمد حرف بزنی

361
00:32:21,520 --> 00:32:24,040
‫من مسلمان نیستم، رفیق,
‫علاقه‌ای به دین‌ها ندارم

362
00:32:24,080 --> 00:32:25,720
‫پیامبر رو نمیگه

363
00:32:25,760 --> 00:32:28,120
‫دوستت رو میگه, محمد

364
00:32:29,160 --> 00:32:30,960
‫همکارت؟ همون جهادی؟

365
00:32:31,720 --> 00:32:34,280
‫- جِی‌جِی؟
‫- اسمش رو نمی‌دونی؟

366
00:32:35,080 --> 00:32:36,920
‫ولی می‌دونی کیه، درسته؟

367
00:32:37,720 --> 00:32:39,840
‫جِی‌جِی صداش می‌کنم

368
00:32:39,880 --> 00:32:42,000
‫مثل جان جهادی

369
00:32:42,040 --> 00:32:44,000
‫چون یه جهادی بود

370
00:32:46,640 --> 00:32:49,240
‫و اگه بهمون کمک کنی،
‫زندگیت از این رو به اون رو میشه

371
00:33:02,760 --> 00:33:04,760
‫منم همین رو می‌خوام

372
00:33:05,560 --> 00:33:07,440
‫یه زندگی جدید

373
00:33:08,280 --> 00:33:10,160
‫یه هویت جدید

374
00:33:10,200 --> 00:33:12,200
‫می‌تونیم اون کار رو برات بکنیم

375
00:33:13,720 --> 00:33:15,840
‫پس باید کمکم کنید لتیشا رو نجات بدم

376
00:33:16,640 --> 00:33:18,040
‫البته

377
00:33:21,720 --> 00:33:23,560
‫اگه بهت بگم می‌خوام اجازه بدم

378
00:33:23,600 --> 00:33:26,000
‫ماموریت‌شون رو به پایان برسونن، چی میگی؟

379
00:33:26,800 --> 00:33:28,640
‫میگم دیوونگیه

380
00:33:28,680 --> 00:33:31,200
‫اگه الان جلوشون رو بگیریم،
‫هیچوقت نمی‌فهمیم

381
00:33:31,240 --> 00:33:33,240
‫که چه کسی پشت این ماجراست

382
00:33:34,040 --> 00:33:36,880
‫فقط همین دوتا احمق رو
‫زندانی می‌کنیم, همین

383
00:33:36,920 --> 00:33:39,000
‫دست‌مون به روس‌ها،
‫اسلام‌گراها و بقیه نمی‌سره

384
00:33:39,040 --> 00:33:42,640
‫این فرصت ماست که از ریشه
‫این نقشه رو جمع کنیم,,,

385
00:33:43,440 --> 00:33:45,200
‫از منبع این اورانیوم غنی‌شده،

386
00:33:45,240 --> 00:33:47,760
‫تا گروهی جهادی‌ها
‫که می‌خوان بمب رو بخرن

387
00:33:48,640 --> 00:33:51,080
‫هر مرحله از کارشون رو زیر نظر داریم

388
00:33:51,120 --> 00:33:54,600
‫لحظه‌ای که اورانیوم غنی‌شده به خریدار برسه،
‫خودمون وارد عمل می‌شیم, و تمام

389
00:33:55,680 --> 00:33:58,360
‫باید بفهمن کمک کردن به ما
‫به نفع خودشونه

390
00:33:58,400 --> 00:33:59,800
‫و باید سریع دست به کار بشیم

391
00:34:03,880 --> 00:34:06,480
‫باید اون رو وادار به همکاری کنیم

392
00:34:09,080 --> 00:34:11,000
‫- خبری از بریتانیایی‌ها نشد؟
‫- نه

393
00:34:11,840 --> 00:34:13,960
‫وقت زیادی نداریم

394
00:34:14,800 --> 00:34:16,560
‫می‌خوام تنها باهاش حرف بزنم

395
00:34:24,000 --> 00:34:27,520
‫محمد عزیز, نابودگر جهان‌ها

396
00:34:27,560 --> 00:34:29,560
‫می‌خوای اون کار رو بکنی؟

397
00:34:32,360 --> 00:34:34,440
‫می‌خوای جهان‌ها رو نابود کنی؟

398
00:34:35,800 --> 00:34:37,680
‫از نظر تو، من فقط یه آدم شرورم

399
00:34:37,720 --> 00:34:39,680
‫من یه فیزیک‌دان هسته‌ای‌ام

400
00:34:39,720 --> 00:34:41,520
‫از نظر من آدم شروری وجود نداره

401
00:34:41,560 --> 00:34:44,160
‫تو مامور سی‌آی‌اِی هستی,
‫وگرنه چرا الان اینجایی؟

402
00:35:06,720 --> 00:35:08,720
‫حتماً توی انگلیس,,,

403
00:35:09,600 --> 00:35:11,600
‫یه خانواده‌ای داری؟

404
00:35:11,640 --> 00:35:14,000
‫اگه این بمب کنار اونا منفجر بشه چی؟

405
00:35:14,040 --> 00:35:16,040
‫اصلاً به این فکر کردی؟

406
00:35:16,840 --> 00:35:19,000
‫و کسایی که قراره از این اورانیوم استفاده کنن،

407
00:35:19,040 --> 00:35:21,040
‫حتماً می‌خوان یه جایی منفجرش کنن

408
00:35:22,160 --> 00:35:24,600
‫اگه در نهایت باعث کشته شدن
‫عزیزان خودت بشه چی؟

409
00:35:36,400 --> 00:35:38,720
‫نیروی بریتانیایی‌ها اومده

410
00:35:52,800 --> 00:35:55,920
‫ابوکمال، سال ۲۰۱۸

411
00:35:57,000 --> 00:35:59,200
‫یکی از آخرین پایگاه‌های داعش

412
00:36:00,840 --> 00:36:04,280
‫بمب مارک ۸۰، با هدایت لیزری، ۹۱ کیلوگرم

413
00:36:04,320 --> 00:36:06,400
‫معلوم نیست چطور زنده مونده

414
00:36:06,440 --> 00:36:09,840
‫وقتی می‌دونستید زن و بچه اونجاست
‫از یه بمب ۹۱ کیلویی استفاده کردید؟

415
00:36:09,880 --> 00:36:13,640
‫مسخره می‌کنی؟
‫آمریکایی‌ها نگران غیرنظامی‌ها هستن؟

416
00:36:14,440 --> 00:36:16,327
‫بچه هم شبیه پدر و مادرش میشه،

417
00:36:16,328 --> 00:36:19,320
‫پس بهتره همین اول که فرصت هست
‫حساب نسل بعدی رو هم برسیم، نه؟

418
00:36:20,720 --> 00:36:23,520
‫هی، هر چقدر می‌خوای می‌تونی
‫اونطوری نگاهم کنی، دخترجون،

419
00:36:23,560 --> 00:36:26,040
‫اما اسمش توی فهرسته,
‫باید دستگیر یا کشته بشه

420
00:36:26,080 --> 00:36:28,080
‫اما نمی‌خوای دستگیرش کنی,
‫می‌خوای بُکُشیش

421
00:36:28,120 --> 00:36:30,960
‫دستگیری برای کساییه که به حقوق بشر
‫اهمیت میدن, خودت که می‌دونی

422
00:36:31,000 --> 00:36:33,160
‫خب، یه معجزه‌ست که زنده مونده

423
00:36:35,640 --> 00:36:38,160
‫- فکر می‌کنی هنوز یه جهادیه؟
‫- قطعاً

424
00:36:38,960 --> 00:36:41,560
‫یه آدم آشغاله, خود شیطانه

425
00:36:43,080 --> 00:36:45,480
‫امکان نداره اون اصلاح بشه

426
00:36:46,280 --> 00:36:48,560
‫فکر می‌کنی آدم‌ها هیچوقت عوض نمیشن؟

427
00:36:49,400 --> 00:36:51,400
‫- تو فکر می‌کنی عوض میشن؟
‫- معلومه

428
00:36:52,520 --> 00:36:55,640
‫اون هیچوقت عوض نمیشه,
‫مرگ تنها چیزیه که نیاز داره

429
00:36:55,680 --> 00:36:58,280
‫گوش کن، من صد در صد باهات موافقم

430
00:37:00,040 --> 00:37:02,200
‫اما فعلاً بهش نیاز داریم

431
00:37:02,240 --> 00:37:03,800
‫برای چه کاری؟

432
00:37:03,840 --> 00:37:06,000
‫خب، نمی‌تونم بگم، اما اگه,,,

433
00:37:06,040 --> 00:37:08,640
‫اگه بتونی یه راهی بهمون پیشنهاد بدی
‫که مجبور به همکاری بشه،

434
00:37:08,680 --> 00:37:10,400
‫خیلی ممنونت می‌شیم

435
00:37:10,440 --> 00:37:12,880
‫- توی هیچ کاری کمک‌تون نمی‌کنه
‫- از دوتا کلمه‌ی منفی استفاده کردی

436
00:37:13,920 --> 00:37:15,960
‫- می‌دونی منظورم چیه
‫- خب، فکر کنم می‌دونم

437
00:37:16,000 --> 00:37:19,080
‫اما اگه راستش رو بخوای،
‫یه‌کم با لهجه‌ت مشکل دارم

438
00:37:20,360 --> 00:37:22,480
‫چون شما آمریکایی‌ها توی تلویزیون‌هاتون

439
00:37:22,520 --> 00:37:24,520
‫حرف زدن ماها رو گوش نمی‌دید، درسته؟

440
00:37:24,560 --> 00:37:27,200
‫فکر می‌کنید بریتانیا
‫مثل مجموعه‌های «غرور و تعصب»ـه

441
00:37:27,240 --> 00:37:29,640
‫«خرس پدینگتون» و «هیو گرانت»,
‫اما اونطور نیست

442
00:37:31,314 --> 00:37:34,000
‫کس‌کش‌هایی مثل من و اون هم وجود دارن

443
00:37:42,314 --> 00:37:43,480
‫وقتی کارتون باهاش تموم شد
‫می‌تونم ببرمش؟

444
00:37:44,320 --> 00:37:46,320
‫همه‌ش برای خودت

445
00:37:51,520 --> 00:37:54,240
‫اینم از این

446
00:37:59,320 --> 00:38:02,120
‫- این چیه؟
‫- اون پسرشه

447
00:38:03,520 --> 00:38:05,640
‫اوه، یه چیز دیگه هم دارم

448
00:38:10,240 --> 00:38:12,640
‫اگه کمک‌مون کنی، اگه ادامه بدی

449
00:38:12,680 --> 00:38:15,560
‫و بذاری برنامه پیش بره،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که پسرت رو ببینی

450
00:38:15,600 --> 00:38:17,560
‫توی ایتالیاست،
‫توی یکی از اردوگاه‌های پناهندگان

451
00:38:17,600 --> 00:38:19,600
‫مراقبش هستن, خطری تهدیدش نمی‌کنه

452
00:38:20,520 --> 00:38:22,840
‫نه، واقعی نیست,
‫ممکنه پسر هر کسی باشه

453
00:38:22,880 --> 00:38:25,640
‫پسر خودته, کماله,
‫گفتم همه چیز رو بررسی کنن

454
00:38:26,440 --> 00:38:29,000
‫خودت زنده موندی, یه معجزه‌ست

455
00:38:29,040 --> 00:38:30,840
‫چرا اون زنده نمونده باشه؟

456
00:38:35,640 --> 00:38:38,880
‫چند ساعت بعد زیر آوار پیداش کردن,
‫تو کجا بودی؟

457
00:38:52,929 --> 00:38:54,000
‫اون زنده‌ست

458
00:38:56,990 --> 00:38:58,240
‫واقعی نیست

459
00:38:58,280 --> 00:39:00,160
‫واقعی نیست, واقعی نیست!

460
00:39:23,400 --> 00:39:24,880
‫کارت عالی بود

461
00:39:26,760 --> 00:39:28,440
‫من از این کارها نمی‌کنم

462
00:39:28,480 --> 00:39:31,280
‫نه، اما حرفه‌ای هستی

463
00:39:31,320 --> 00:39:33,280
‫باید برم به مراکش

464
00:39:34,080 --> 00:39:37,280
‫باید نتیجه‌ی این عملیات رو ببینم,
‫می‌خوام بدونم کی پشت این ماجراست

465
00:39:38,680 --> 00:39:41,840
‫هر کاری که ازم خواستی رو انجام دادم، مارک,
‫باید اجازه بدی منم بیام

466
00:40:00,600 --> 00:40:02,600
‫مکس, کجایی؟

467
00:40:02,640 --> 00:40:06,240
‫به مشکل خوردیم, ماشین خراب شد،
‫و شارژ گوشیم هم تموم شد

468
00:40:06,280 --> 00:40:08,160
‫خیلی اوضاع خراب بود

469
00:40:08,200 --> 00:40:10,560
‫- اورانیوم همراهتونه؟
‫- آره, همراهمونه

470
00:40:10,600 --> 00:40:12,880
‫و فکر کنم راهی برای برگشتن پیدا کردم

471
00:40:14,406 --> 00:40:19,406
‫♪ BACKBONE - Chase &amp; Status ♪

472
00:40:31,868 --> 00:40:33,533
‫دارن میان اینجا

473
00:40:34,768 --> 00:40:35,768
‫تنها؟

474
00:40:36,068 --> 00:40:37,068
‫نه

475
00:40:37,540 --> 00:40:40,107
‫یه نفر داره کمک‌شون می‌کنه

476
00:40:40,965 --> 00:40:44,324
‫بعد از اینکه اورانیوم رو تحویل بدم، می‌کُشمشون

477
00:40:49,111 --> 00:40:52,076
‫مگه اینکه یه نفر دیگه اول بُکُشدشون

478
00:41:09,166 --> 00:41:11,600
‫[آنچه خواهید دید,,, ]
‫چه وعده‌ای بهت داد؟
‫یه هویت جدید؟

479
00:41:11,640 --> 00:41:14,760
‫- اینکه تو و لتیشا با هم به سمت غروب آفتاب می‌رید؟
‫- یه همچین چیزی

480
00:41:14,800 --> 00:41:16,800
‫می‌خوایم تلاش کنیم
‫از اونجا خارجشون کنیم؟

481
00:41:16,840 --> 00:41:20,240
‫یه قاچاقچی مواد مخدر و جهادی‌ان,
‫کی می‌خواد دلتنگشون بشه؟

482
00:41:20,280 --> 00:41:21,774
‫- باید برم اونجا
‫- مکس!

483
00:41:21,775 --> 00:41:23,122
‫- لتیشا رو گرفتن
‫- بهشون بگو!

484
00:41:23,123 --> 00:41:25,800
‫این کار رو نمی‌کنم, می‌دونم چطور خیانت می‌کنن,
‫قبلاً بهم خیانت کردن

485
00:41:25,840 --> 00:41:28,280
‫- این فرصت رو داری که کار درست رو انجام بدی
‫- این برای شماست

486
00:41:28,320 --> 00:41:30,640
‫- و اون یکی؟
‫- می‌برمتون پیشش

487
00:41:30,680 --> 00:41:32,880
‫- قرار بود اینجا باشه
‫- نمیرم به عمارت

488
00:41:32,920 --> 00:41:33,934
‫مجبوری

489
00:41:33,935 --> 00:41:36,127
‫لعنتی, داره میره

490
00:41:38,440 --> 00:41:39,673
‫دنبالم نیا

491
00:41:39,674 --> 00:41:42,240
‫آمریکایی‌ها؟ شاید الان فرصت خوبی
‫برای رفتن باشه؟

492
00:41:42,330 --> 00:41:43,744
‫همین‌جا می‌مونی,,,

493
00:41:44,455 --> 00:41:46,147
‫تا آخرش

494
00:41:47,400 --> 00:41:49,520
‫سعید, می‌دونستم کار توئه

495
00:41:50,760 --> 00:41:52,160
‫ولی امیدوارم بود کار تو نباشه

496
00:41:53,040 --> 00:41:54,600
‫دارن می‌برنمون کجا؟

497
00:41:55,713 --> 00:41:56,840
‫نمی‌دونم

498
00:41:56,841 --> 00:42:50,841
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

