﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,003 --> 00:00:13,960
‫میگه باید با هواپیما به مراکش بریم
‫تا اورانیوم‌ها رو تحویل بدیم
‫[ آنچه گذشت,,, ]

3
00:00:14,000 --> 00:00:16,160
‫این معبد بعل‌ـه,
‫ما نابودش کردیم

4
00:00:16,200 --> 00:00:18,520
‫فکر می‌کنی برگردوندن اون مجسمه به اینجا
‫باعث میشه همه چیز جبران بشه؟

5
00:00:18,560 --> 00:00:21,600
‫- هیچ‌جوره جبران نمیشه
‫- دارن به استان دیرالزور میرن

6
00:00:21,640 --> 00:00:24,360
‫- قلمرو خلافت هم اونجا بود
‫- جهادی داره میره خونه

7
00:00:24,400 --> 00:00:26,880
‫سفرت رو ادامه بده، مکس,
‫سفر من اینجا به پایان می‌رسه

8
00:00:26,920 --> 00:00:28,720
‫جِی‌جِی، نمی‌تونی من رو اینجا تنها بذاری!

9
00:00:29,600 --> 00:00:32,600
‫جِی‌جِی، لطفاً, التماست می‌کنم,
‫دوست‌دخترم رو گرفتن

10
00:00:32,640 --> 00:00:35,800
‫- باید حقیقت رو بهم می‌گفتی!
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید!

11
00:00:35,840 --> 00:00:37,480
‫اینا مال ما هستن!

12
00:00:37,520 --> 00:00:40,600
‫وقتی می‌دونستید زن و بچه اونجاست
‫از یه بمب ۹۱ کیلویی استفاده کردید؟

13
00:00:40,640 --> 00:00:43,640
‫مسخره می‌کنی؟
‫آمریکایی‌ها نگران غیرنظامی‌ها هستن؟

14
00:00:43,680 --> 00:00:46,240
‫پسر خودته, کماله,
‫گفتم همه چیز رو بررسی کنن

15
00:00:46,280 --> 00:00:48,840
‫اگه کمک‌مون کنی،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که پسرت رو ببینی

16
00:00:49,474 --> 00:00:52,680
‫- اگه بهمون کمک کنی، زندگیت از این رو به اون رو میشه
‫- منم همین رو می‌خوام

17
00:00:52,720 --> 00:00:55,920
‫اگه بهت بگم می‌خوام اجازه بدم ماموریت‌شون رو
‫به پایان برسونن، چی میگی؟

18
00:00:55,960 --> 00:00:57,280
‫میگم دیوونگیه

19
00:00:57,320 --> 00:00:58,960
‫الان فقط اورانیوم رو می‌خوایم

20
00:00:59,000 --> 00:01:01,000
‫- اورانیوم همراهتونه؟
‫- آره, همراهمونه

21
00:01:01,040 --> 00:01:03,720
‫و فکر کنم راهی برای برگشتن پیدا کردم

22
00:01:03,760 --> 00:01:06,960
‫لحظه‌ای که اورانیوم غنی‌شده به خریدار برسه،
‫خودمون وارد عمل می‌شیم, و تمام

23
00:01:06,961 --> 00:01:08,499
‫بعد از اینکه اورانیوم رو تحویل بدن,,,

24
00:01:08,500 --> 00:01:10,951
‫می‌کُشمشون

25
00:01:15,680 --> 00:01:19,000
‫- خبری ازشون نشد؟
‫- چرا، این موقعیت مکانی رو برام فرستادن

26
00:01:20,240 --> 00:01:22,240
‫خوبه

27
00:01:24,520 --> 00:01:26,520
‫- می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟
‫- آره

28
00:01:26,560 --> 00:01:28,360
‫اورانیوم رو تحویل میدم

29
00:01:28,400 --> 00:01:30,880
‫بعدش شما با هلی‌کوپترها و اسلحه‌هاتون
‫وارد عمل می‌شید،

30
00:01:30,920 --> 00:01:32,760
‫و من و لتیشا رو نجات می‌دید

31
00:01:32,800 --> 00:01:34,600
‫بعدش هم یه هویت جدید بهم می‌دید

32
00:01:34,640 --> 00:01:36,560
‫گذرنامه، بلیط، همه چیز

33
00:01:36,600 --> 00:01:38,840
‫می‌فرستیدم جایی که دست‌شون بهم نرسه

34
00:01:39,640 --> 00:01:41,600
‫همه‌ی اینا با هم،
‫همونطور که توافق کردیم

35
00:01:44,080 --> 00:01:46,240
‫هلی‌کوپترهای زیادی نمی‌بینم

36
00:01:47,040 --> 00:01:49,880
‫- یا حتی اسلحه‌های زیادی
‫- همه‌ی نیروهامون توی شهر توی موقعیتن

37
00:01:49,920 --> 00:01:51,840
‫و آماده و منتظر شمان

38
00:01:51,880 --> 00:01:54,360
‫بهت دروغ نمیگم، مکس,
‫این کار خیلی خطرناکه

39
00:01:54,400 --> 00:01:56,640
‫اما به زودی می‌تونی
‫به سمت زندگی جدیدت بری

40
00:01:56,680 --> 00:01:58,400
‫تو و دوست‌دخترت

41
00:01:58,440 --> 00:02:00,160
‫یه زندگی کاملاً جدید در انتظارتونه

42
00:02:13,640 --> 00:02:16,000
‫یادت باشه

43
00:02:16,040 --> 00:02:18,320
‫الان برای ما کار می‌کنی

44
00:02:24,960 --> 00:02:27,160
‫می‌خوایم تلاش کنیم
‫از اونجا خارجشون کنیم؟

45
00:02:29,200 --> 00:02:31,800
‫یه قاچاقچی مواد مخدر و جهادی‌ان

46
00:02:31,840 --> 00:02:33,880
‫کی می‌خواد دلتنگشون بشه؟

47
00:02:33,920 --> 00:02:36,440
‫دوست‌دخترش چی؟
‫تلفات غیرنظامی محسوب میشه؟

48
00:02:37,640 --> 00:02:40,920
‫واقعاً براش متاسفم
‫که توی چنین مخمصه‌ای افتاده

49
00:02:54,680 --> 00:02:55,680
‫♪ Bodysnatchers - Radiohead ♪

50
00:03:48,807 --> 00:03:51,971
‫« هـسـتـه‌ای »

51
00:03:51,972 --> 00:03:54,573
‫« قـسـمـت چـهـارم: پـسـر کـوچـک »

52
00:04:31,480 --> 00:04:33,480
‫- مکس
‫- باید از این طرف بریم

53
00:04:41,360 --> 00:04:43,360
‫بهشون ردیاب وصل کردی؟

54
00:04:43,400 --> 00:04:45,240
‫به اونا نه، به کوله‌ها

55
00:04:45,280 --> 00:04:48,960
‫اورانیوم غنی‌شده رو تا وقتی
‫که به دست خریدارها برسه دنبال می‌کنیم

56
00:04:49,000 --> 00:04:52,360
‫باید هر دو قطعه‌ی اورانیوم رو به کارتل برسونن

57
00:04:52,400 --> 00:04:54,520
‫و وقتی در اختیار کارتل باشن,,,

58
00:04:54,560 --> 00:04:56,640
‫ما رو به خریداران جهادی می‌رسونن

59
00:04:59,120 --> 00:05:01,760
‫اصلاً نمی‌دونیم این «خریدارها»
‫ممکنه کجا باشن؟

60
00:05:01,800 --> 00:05:04,120
‫- هنوز نه
‫- خب، اینجان؟

61
00:05:04,160 --> 00:05:07,040
‫توی شهرن؟ توی شهر قدیمی‌ان؟
‫توی عمارتن؟

62
00:05:07,080 --> 00:05:09,720
‫اصلاً هیچ اطلاعاتی نداریم که چه کسی
‫ممکنه دنبال ساختن بمب باشه؟

63
00:05:09,760 --> 00:05:11,280
‫کَسی، باید آروم باشی

64
00:05:11,320 --> 00:05:13,480
‫آروم باشم؟ شوخی می‌کنی؟

65
00:05:13,520 --> 00:05:16,920
‫دو قطعه اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا
‫اون بیرون هست

66
00:05:22,120 --> 00:05:24,120
‫مکس

67
00:05:26,640 --> 00:05:28,720
‫- آروم‌تر
‫- باید از اینجا بریم

68
00:05:28,760 --> 00:05:31,320
‫- صبر کن
‫- به نفع خودمونه

69
00:05:31,360 --> 00:05:35,000
‫حالا که آمریکایی‌ها بهمون کمک می‌کنن
‫به نظرم شانس زنده موندن داریم

70
00:05:35,040 --> 00:05:38,240
‫چه وعده‌ای بهت دادن؟
‫یه هویت جدید؟

71
00:05:38,280 --> 00:05:40,960
‫اینکه تو و لتیشا با هم
‫به سمت غروب آفتاب می‌رید؟

72
00:05:41,880 --> 00:05:44,640
‫- یه همچین چیزی
‫- به تو چه پیشنهادی دادن؟

73
00:05:45,600 --> 00:05:47,400
‫پسرم

74
00:05:50,440 --> 00:05:52,640
‫وقتی خونه‌مون رو بمبارون کردن
‫پسرم کشته نشده

75
00:05:54,240 --> 00:05:57,680
‫زنده مونده, توی ایتالیا
‫توی یکی از اردوگاه‌های پناهندگانه

76
00:05:58,480 --> 00:06:00,480
‫رفیق، عالیه!

77
00:06:01,520 --> 00:06:03,440
‫چیه؟ نمی‌خوای ببینیش؟

78
00:06:03,480 --> 00:06:05,840
‫معلومه که می‌خوام!
‫اما روال کارشون رو می‌دونم، مکس

79
00:06:05,880 --> 00:06:07,720
‫می‌دونم چیکار می‌کنن

80
00:06:07,760 --> 00:06:10,360
‫به آدم‌هایی مثل ما خیانت می‌کنن,
‫خودمون بی‌ارزشیم

81
00:06:10,400 --> 00:06:12,397
‫اونا فقط به این اهمیت میدن
‫که چه کسی اورانیوم رو می‌خواد

82
00:06:12,398 --> 00:06:13,917
‫خب، من مجبورم بهشون اعتماد کنم

83
00:06:13,918 --> 00:06:16,200
‫اگه بریم توی اون عمارت،
‫دیگه براشون مهم نیست چه بلایی سر ما میاد

84
00:06:16,240 --> 00:06:18,280
‫باید برم اونجا,
‫لتیشا رو گرفتن

85
00:06:18,320 --> 00:06:19,520
‫می‌دونم

86
00:06:19,560 --> 00:06:21,960
‫اما الان می‌دونم که پسرم زنده‌ست
‫و ممکنه بمیرم

87
00:06:22,000 --> 00:06:24,640
‫- این کار رو نمی‌کنم
‫- خب، چطور می‌خوای پسرت رو ببینی؟

88
00:06:24,680 --> 00:06:27,480
‫نمی‌دونم, اما نباید هر دوتامون
‫با هم بریم اونجا!

89
00:06:27,520 --> 00:06:29,960
‫پس با هم نمی‌ریم اونجا,
‫مثل یه معامله‌ی مواد مخدر بهش نگاه کن

90
00:06:30,000 --> 00:06:32,240
‫بالاخره یه کارتله

91
00:06:32,280 --> 00:06:34,480
‫هر دو قطعه رو می‌خوان، آره؟

92
00:06:34,520 --> 00:06:36,520
‫پس من اول میرم

93
00:06:36,560 --> 00:06:39,280
‫مطمئن میشم که حال لتیشا خوبه,
‫بعدش میارم‌شون پیش تو

94
00:06:39,320 --> 00:06:41,760
‫قطعه‌ی تو رو بهشون می‌دیم،
‫و می‌ریم پِی کارمون, خوبه؟

95
00:06:41,800 --> 00:06:43,880
‫- جواب نمیده
‫- میده

96
00:06:43,920 --> 00:06:47,480
‫اصلاً لازم نیست وارد اون عمارت بشی,
‫همین‌جا منتظر می‌مونی

97
00:06:47,520 --> 00:06:50,120
‫لطفاً, اون روی من حساب کرده

98
00:06:56,440 --> 00:06:57,840
‫باشه

99
00:06:59,040 --> 00:07:00,920
‫باید یه جای شلوغ پیدا کنیم

100
00:07:00,960 --> 00:07:04,280
‫ممنون, ممنون,
‫لطفاً بیا بریم

101
00:07:11,200 --> 00:07:13,680
‫اورانیوم‌ها وارد شهر شدن؟

102
00:07:14,480 --> 00:07:15,640
‫آره

103
00:07:15,680 --> 00:07:18,200
‫- فکر می‌کنیم اینجان
‫- فکر می‌کنید؟

104
00:07:18,240 --> 00:07:21,640
‫و نمی‌دونید چی کسی ممکنه
‫بهشون کمک کرده باشه؟

105
00:07:21,680 --> 00:07:24,560
‫باید از منافع پدرم محافظ کنیم

106
00:07:25,996 --> 00:07:28,220
‫هر کسی اینجا باشه,,,

107
00:07:28,331 --> 00:07:31,680
‫جاسوس‌های ما به زودی متوجه میشن

108
00:07:36,760 --> 00:07:41,760
‫♪ Sandiya - Karim Ziad ♪

109
00:08:04,440 --> 00:08:06,680
‫همین‌جا خوبه, آدم‌های زیادی اینجان

110
00:08:08,480 --> 00:08:10,280
‫من اونجا منتظر می‌مونم

111
00:08:11,280 --> 00:08:13,320
‫باید اینجا بمونی

112
00:08:13,360 --> 00:08:15,360
‫باید بهم قول بدی

113
00:08:16,200 --> 00:08:18,360
‫قول میدم, همین‌جا می‌مونم

114
00:08:33,625 --> 00:08:35,000
‫دارن چه غلطی می‌کنن؟

115
00:08:36,280 --> 00:08:39,360
‫- کدوم‌شون مونده؟
‫- محمد عزیز

116
00:08:39,400 --> 00:08:41,480
‫- کجا مونده؟
‫- میدون فواره

117
00:08:41,520 --> 00:08:43,520
‫- نیروهامون تا ۱۲ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن اونجا
‫- من میرم

118
00:08:43,560 --> 00:08:45,960
‫- بمون سر جات, توی شهر نیرو داریم
‫- من باهاش حرف می‌زنم

119
00:08:46,000 --> 00:08:47,793
‫- کَسی!
‫- وادارش می‌کنم بره به سمت عمارت

120
00:08:47,794 --> 00:08:49,201
‫کَسی، بمون سر جات!

121
00:08:51,520 --> 00:08:53,520
‫مراقبش باشید

122
00:08:53,560 --> 00:08:56,120
‫سوژه‌ی یک در حال نزدیک شدن به هدفه

123
00:08:59,920 --> 00:09:01,480
‫داره وارد عمارت میشه

124
00:09:52,120 --> 00:09:54,320
‫این برای شماست

125
00:10:02,560 --> 00:10:05,600
‫- یه دونه‌ست
‫- آره، یه دونه‌ست

126
00:10:05,640 --> 00:10:07,360
‫و اون یکی؟

127
00:10:07,400 --> 00:10:10,699
‫می‌برمتون پیشش,,,
‫وقتی بدونم حال لتیشا خوبه

128
00:10:11,560 --> 00:10:13,560
‫باشه

129
00:10:13,833 --> 00:10:15,100
‫بیارش

130
00:10:38,160 --> 00:10:39,600
‫داره میاد

131
00:10:46,840 --> 00:10:48,320
‫مکس!

132
00:10:50,600 --> 00:10:53,160
‫مکس! بهشون بگو

133
00:10:53,200 --> 00:10:55,200
‫لطفاً بهشون بگو!

134
00:10:57,000 --> 00:10:59,360
‫نه! نه! لطفاً!

135
00:10:59,400 --> 00:11:01,400
‫ولش کن!

136
00:11:02,440 --> 00:11:04,320
‫میرم میارمش اینجا, لطفاً

137
00:11:04,360 --> 00:11:06,280
‫میرم میارمش, اون یکی رو هم میارم

138
00:11:06,320 --> 00:11:08,560
‫فقط ولش کن، لطفاً, بس کن!

139
00:11:09,837 --> 00:11:11,000
‫نه، لطفاً, خواهش می‌کنم

140
00:11:11,040 --> 00:11:13,400
‫تیش, همه چیز درست میشه

141
00:11:30,600 --> 00:11:32,320
‫محمد

142
00:11:35,560 --> 00:11:37,704
‫باید از اینجا بری,
‫فکر کنم من رو زیر نظر دارن

143
00:11:37,705 --> 00:11:39,241
‫چرا نرفتی به عمارت؟

144
00:11:39,242 --> 00:11:42,320
‫چون می‌دونستیم به محض اینکه بریم اونجا
‫هر دومون رو می‌کُشن, و تو هم می‌دونستی

145
00:11:43,360 --> 00:11:45,520
‫می‌دونم روال کار چطوره,
‫می‌دونم چطور خیانت می‌کنن

146
00:11:45,560 --> 00:11:47,440
‫قبلاً بهم خیانت کردن

147
00:11:47,480 --> 00:11:49,360
‫باید باهام روراست باشی

148
00:11:49,400 --> 00:11:51,320
‫قراره اصلاً پسرم رو ببینم؟

149
00:11:52,400 --> 00:11:55,080
‫باهاشون چه معامله‌ای کردی
‫که بهت اون اطلاعات رو دادن؟

150
00:11:56,204 --> 00:11:57,428
‫که بهت این رو دادن؟

151
00:12:00,480 --> 00:12:02,600
‫قرار نیست ببینیش

152
00:12:02,640 --> 00:12:05,160
‫قراره تحویلت بدیم به بریتانیایی‌ها

153
00:12:09,480 --> 00:12:12,720
‫صبر کن، اما این موضوع مهم‌تر از تو و پسرته

154
00:12:19,920 --> 00:12:21,920
‫باید به حرفم گوش بدی، محمد

155
00:12:27,120 --> 00:12:28,320
‫نه

156
00:12:29,680 --> 00:12:31,680
‫به حرفت گوش نمیدم

157
00:12:36,960 --> 00:12:39,240
‫قرار بود اینجا باشه

158
00:12:51,640 --> 00:12:53,640
‫قرار بود اینجا باشه!

159
00:12:56,785 --> 00:12:57,846
‫بهم قول داد

160
00:13:18,760 --> 00:13:20,623
‫- داره فرار می‌کنه
‫- خودمون می‌بینیم

161
00:13:20,624 --> 00:13:21,655
‫داره کجا میره؟

162
00:13:21,656 --> 00:13:23,640
‫- برگرد اینجا، کَسی
‫- داره کجا میره؟

163
00:13:25,040 --> 00:13:27,000
‫میره به سمت میدون شمالی

164
00:13:27,040 --> 00:13:29,082
‫- منم میرم اونجا
‫- کَسی، اونجا نیرو داریم

165
00:13:29,082 --> 00:13:30,185
‫بگو نزدیکش نشن!

166
00:13:30,186 --> 00:13:31,880
‫- خودم از پسش برمیام
‫- لعنتی

167
00:13:32,680 --> 00:13:34,520
‫بگو نزدیکش نشن

168
00:13:39,120 --> 00:13:40,600
‫آمریکایی‌ها؟

169
00:13:41,400 --> 00:13:42,920
‫سی‌آی‌اِی؟

170
00:13:43,720 --> 00:13:45,480
‫اوضاع داره از کنترل خارج میشه

171
00:13:45,520 --> 00:13:47,160
‫استرس داری؟

172
00:13:47,200 --> 00:13:49,280
‫تو نداری؟

173
00:13:51,437 --> 00:13:54,396
‫بازدید دیروزت از آزمایشگاه,,,

174
00:13:56,296 --> 00:13:58,522
‫یه ریسک غیرضروری بود

175
00:14:03,760 --> 00:14:06,080
‫شاید الان فرصت خوبی برای رفتن باشه؟

176
00:14:08,455 --> 00:14:10,442
‫نمی‌خوام توجه کسی بهمون جلب بشه

177
00:14:12,537 --> 00:14:14,341
‫همین‌جا می‌مونی,,,

178
00:14:14,802 --> 00:14:16,890
‫تا آخرش

179
00:14:25,644 --> 00:14:28,069
‫اون یکی اونجا نبود، مگه نه، خوشگله؟

180
00:14:28,070 --> 00:14:29,880
‫این,,,

181
00:14:29,920 --> 00:14:32,160
‫خیلی ناامیدکننده‌ست، مکس

182
00:14:33,960 --> 00:14:36,120
‫همون دوستته؟

183
00:14:43,212 --> 00:14:45,079
‫عکسش رو بفرست برای همه

184
00:14:46,150 --> 00:14:48,129
‫این و دختره رو چیکار کنیم؟

185
00:14:49,628 --> 00:14:52,121
‫هر چیزی به وقتش

186
00:14:54,082 --> 00:14:55,400
‫باشه

187
00:15:18,748 --> 00:15:20,360
‫لطفاً یه درهم بهم بده

188
00:15:20,400 --> 00:15:22,840
‫پول, پول

189
00:15:50,480 --> 00:15:52,960
‫لعنتی

190
00:15:56,369 --> 00:15:57,426
‫تیش

191
00:15:58,720 --> 00:16:00,480
‫خیلی خیلی متاسفم

192
00:16:03,560 --> 00:16:06,240
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫چنین اتفاقی بیُفته

193
00:16:06,280 --> 00:16:08,280
‫مخصوصاً برای تو

194
00:16:09,080 --> 00:16:11,960
‫همیشه فکر می‌کردم چنین اتفاقی
‫برای خودم می‌افته

195
00:16:12,000 --> 00:16:15,000
‫با توجه به کاری که می‌کنم,
‫می‌دونی، کارتل و رانندگی

196
00:16:17,560 --> 00:16:19,480
‫اما هیچوقت تصور نمی‌کردم,,,

197
00:16:19,520 --> 00:16:21,920
‫که اصلاً به هیچ وجه

198
00:16:21,960 --> 00:16:24,800
‫تو وارد چنین قضیه‌ای بشی

199
00:16:27,120 --> 00:16:30,000
‫و می‌دونم حرفم رو باور نمی‌کنی، اما,,,

200
00:16:31,800 --> 00:16:33,800
‫از اینجا می‌برمت بیرون

201
00:16:34,760 --> 00:16:37,280
‫جدی میگم

202
00:16:38,400 --> 00:16:40,800
‫چون اونطوری که فکر می‌کنی، نیست

203
00:16:42,240 --> 00:16:44,560
‫این یه ماجرای کاملاً متفاوته

204
00:16:45,360 --> 00:16:47,800
‫می‌دونم می‌گفتی کار کردن من
‫برای کارتل اصلاً خوب نیست

205
00:16:47,840 --> 00:16:51,080
‫اما در واقع دارم برای آدم‌های درستی
‫کار می‌کنم, برای آدم خوبه‌ها

206
00:16:52,052 --> 00:16:53,262
‫دارم برای,,,

207
00:16:57,880 --> 00:16:59,960
‫برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

208
00:17:00,760 --> 00:17:03,320
‫- سی‌آی‌اِی؟
‫- هیس! یه رازه

209
00:17:03,360 --> 00:17:05,720
‫- می‌خواستن من رو بُکُشن!
‫- می‌دونم

210
00:17:05,760 --> 00:17:08,800
‫می‌دونم، و متاسفم,
‫اما همه چیز درست میشه، قول میدم

211
00:17:08,840 --> 00:17:12,160
‫اونا از اینجا نجات‌مون میدن، تیش،
‫و بعدش زندگی‌های جدیدی بهمون میدن

212
00:17:12,200 --> 00:17:15,280
‫هیچ اتفاقی برامون نمی‌افته, قسم می‌خورم

213
00:17:17,840 --> 00:17:20,086
‫من یه زندگی جدید نمی‌خوام، مکس

214
00:17:20,520 --> 00:17:24,680
‫زندگی خودم رو می‌خوام,
‫همونی که با دروغ‌هات نابودش کردی

215
00:17:24,720 --> 00:17:26,800
‫- تیش
‫- اینطوری صدام نکن!

216
00:17:26,840 --> 00:17:29,240
‫دیگه هیچکس اینطور صدام نمی‌کنه,
‫فقط تو اینطور صدام می‌کردی

217
00:17:31,640 --> 00:17:33,920
‫و دوست‌پسرم نیستی، مکس

218
00:17:33,960 --> 00:17:36,920
‫‏۲ ساله که دوست‌پسرم نبودی

219
00:19:33,650 --> 00:19:35,309
‫پیداش کردیم

220
00:19:37,052 --> 00:19:38,749
‫بیاریدش اینجا

221
00:19:41,720 --> 00:19:43,480
‫یالا! یالا!

222
00:20:02,968 --> 00:20:04,386
‫بگیر

223
00:20:07,370 --> 00:20:08,859
‫ممنون

224
00:20:11,551 --> 00:20:12,893
‫اسمت چیه؟

225
00:20:16,257 --> 00:20:17,623
‫محمد

226
00:20:18,051 --> 00:20:19,793
‫ستوده

227
00:20:22,136 --> 00:20:24,336
‫من ستوده نیستم

228
00:20:27,794 --> 00:20:29,545
‫گناه کردم

229
00:20:30,762 --> 00:20:33,723
‫کارهای بدی انجام دادم

230
00:20:34,880 --> 00:20:38,094
‫ما همه ابزاری برای
‫اجرای برنامه‌ی خداوند هستیم

231
00:20:39,656 --> 00:20:42,381
‫هر کس به یه روشی بهش خدمت می‌کنه

232
00:20:43,500 --> 00:20:47,547
‫و هر کدوم‌مون وظیفه‌ای داریم

233
00:20:50,244 --> 00:20:53,430
‫کارهایی که باید انجام بدم,,,

234
00:20:55,240 --> 00:20:56,800
‫پسرم,,,

235
00:20:57,680 --> 00:20:59,680
‫کارهایی که باید انجام بدم,,,

236
00:21:03,080 --> 00:21:05,080
‫آدمی که باید باشم,,,

237
00:21:08,720 --> 00:21:10,920
‫من اونطور آدمی نیستم

238
00:21:12,680 --> 00:21:14,840
‫ابراهیم,,,

239
00:21:15,640 --> 00:21:17,480
‫پسرش رو فدا کرد

240
00:21:18,280 --> 00:21:21,520
‫و ما باید از خودمون بپرسیم که حاضریم,,,

241
00:21:23,080 --> 00:21:25,080
‫پسر خودمون رو فدا کنیم؟

242
00:21:34,560 --> 00:21:37,400
‫چه دروغ‌هایی بهشون گفتی
‫که من رو آوردن اینجا؟

243
00:21:38,680 --> 00:21:40,760
‫شاید عکست توی کیف پولم بوده باشه

244
00:21:40,800 --> 00:21:42,800
‫کدوم عکس؟

245
00:21:45,440 --> 00:21:47,400
‫درموردت ازم سوال پرسیدن

246
00:21:47,440 --> 00:21:49,360
‫اینکه کی هستی

247
00:21:49,400 --> 00:21:52,200
‫- گفتم تو,,,
‫- چی توی سرت هست، مکس؟

248
00:21:53,240 --> 00:21:55,160
‫چی توی سرته؟

249
00:21:55,200 --> 00:21:57,640
‫چه مرگته؟
‫چی باعث میشه اینطور کاری بکنی؟

250
00:21:58,680 --> 00:22:01,280
‫چرا,,, چرا وقتی دهنت رو باز می‌کنی،

251
00:22:01,320 --> 00:22:03,880
‫چرا واقعیت‌ها و حقیقت‌ها رو نمیگی؟

252
00:22:03,920 --> 00:22:07,120
‫الکی نمیگم,
‫دارم برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

253
00:22:07,160 --> 00:22:10,680
‫اوه, و چرا داری برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنی؟

254
00:22:10,720 --> 00:22:13,080
‫اورانیوم غنی‌شده تحویل دادم

255
00:22:13,120 --> 00:22:14,920
‫اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا

256
00:22:15,760 --> 00:22:19,160
‫برای ساختن یه بمب هسته‌ایه,
‫قضیه از این قراره

257
00:22:19,200 --> 00:22:23,120
‫یه نفر می‌خواد یه بمب هسته‌ای بسازه
‫و سی‌آی‌اِی ازم می‌خواد کمکشون کنم بفهمن اون کیه

258
00:22:23,160 --> 00:22:26,120
‫- یه بمب هسته‌ای؟ باشه
‫- آره, یه بمب کوچیک

259
00:22:27,960 --> 00:22:30,347
‫- قضیه اینه که من و جِی‌جِی,,,
‫- جِی‌جِی؟

260
00:22:30,348 --> 00:22:34,720
‫آره, من اونطور صداش می‌کنم,
‫اسم واقعیش نیست, مثل جان جهادی

261
00:22:34,760 --> 00:22:37,800
‫- اوهوم
‫- قبلاً یه جهادی بود، اما دیگه نیست

262
00:22:37,840 --> 00:22:40,160
‫هنوزم آدم می‌کُشه,
‫اما الان فقط آدم بده‌ها رو می‌کُشه

263
00:22:40,200 --> 00:22:43,560
‫مثل قدیم‌ها همه رو نمی‌کشه,
‫اما بگذریم، آره

264
00:22:43,600 --> 00:22:45,720
‫قضیه اینه که من و جِی‌جِی,,,

265
00:22:45,760 --> 00:22:48,440
‫وقتی توی سوریه بودیم
‫داشتیم اورانیوم رو برای کارتل قاچاق می‌کردیم

266
00:22:48,480 --> 00:22:51,520
‫- توی سوریه بودی؟
‫- آره, تا حالا اسم بعل رو شنیدی؟ یه خداست

267
00:22:52,560 --> 00:22:54,520
‫- نه
‫- خب، بگذریم

268
00:22:54,560 --> 00:22:57,680
‫آره، مجسمه‌ش با ما بود،
‫بعدش رفتیم به پالمیرا،

269
00:22:57,720 --> 00:23:00,400
‫به معبدش، بعدش رفتیم به خونه‌ی جِی‌جِی
‫که توی محل قلمرو خلافت بود

270
00:23:00,440 --> 00:23:03,800
‫اونجا سی‌آی‌اِی دستگیرمون کرد و گفت
‫باید بهشون کمک کنیم و اورانیوم رو تحویل بدیم

271
00:23:03,840 --> 00:23:06,880
‫تا بتونن بفهمن که کی می‌خواد
‫بمب هسته‌ای بسازه

272
00:23:07,920 --> 00:23:09,920
‫کاش به حرف‌های خودت دقت می‌کردی

273
00:23:12,040 --> 00:23:14,480
‫فقط دروغ میگی, همه‌ش خیال‌بافیه

274
00:23:15,280 --> 00:23:17,360
‫و خودت هم می‌دونی

275
00:23:17,400 --> 00:23:20,360
‫می‌دونی که توانش رو نداری، پس فقط…

276
00:23:20,400 --> 00:23:22,480
‫الکی از خودت داستان می‌بافی

277
00:23:28,920 --> 00:23:30,920
‫به‌خاطرت چندین بار شغلم رو از دست دادم

278
00:23:30,960 --> 00:23:33,040
‫به‌خاطرت به پلیس دروغ گفتم

279
00:23:33,080 --> 00:23:37,200
‫همه کاری برات کردم،
‫هر کاری که ازم خواستی،

280
00:23:37,240 --> 00:23:39,320
‫چون با خودم می‌گفتم:
‫«نه، می‌تونه عوض بشه»

281
00:23:40,120 --> 00:23:42,200
‫اما نمی‌تونی

282
00:23:46,760 --> 00:23:48,880
‫اما الان بهت دروغ نمیگم

283
00:23:48,920 --> 00:23:50,920
‫دارم حقیقت رو بهت میگم

284
00:23:51,760 --> 00:23:53,280
‫و دوستت دارم

285
00:23:54,400 --> 00:23:56,320
‫از همون اول دوستت داشتم

286
00:23:56,360 --> 00:23:59,800
‫- و بهت ثابت می‌کنم,,,
‫- فقط حرف نزن، مکس

287
00:24:04,236 --> 00:24:05,680
‫ممنون

288
00:24:20,160 --> 00:24:22,160
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

289
00:24:22,200 --> 00:24:24,200
‫- نمیرم به عمارت
‫- مجبوری

290
00:24:24,240 --> 00:24:26,680
‫این فقط یه فرصت برات نیست
‫که بخوای پسرت رو ببینی

291
00:24:26,720 --> 00:24:29,320
‫این فرصت رو داری که کار درست رو انجام بدی

292
00:24:30,360 --> 00:24:34,040
‫می‌تونی کارهای گذشته‌ت رو جبران کنی,
‫مهم نیست قبلاً چجور آدمی بودی

293
00:24:34,920 --> 00:24:37,480
‫- می‌تونی همین امروز همه چیز رو درست کنی
‫- اگه این رو تحویل بدیم,,,

294
00:24:37,520 --> 00:24:39,738
‫باعث می‌شیم بمبی ساخته بشه
‫که شما می‌گید می‌خواید جلوش رو بگیرید

295
00:24:39,739 --> 00:24:40,739
‫نه

296
00:24:42,080 --> 00:24:43,760
‫لعنتی!

297
00:24:51,120 --> 00:24:53,120
‫دنبالم نیا

298
00:25:00,720 --> 00:25:02,360
‫گندش بزنن

299
00:25:28,260 --> 00:25:29,520
‫بمون! بمون، بمون!

300
00:25:33,920 --> 00:25:36,080
‫برو! برو، برو، برو!

301
00:25:50,837 --> 00:25:52,086
‫- کدوم ماشین؟
‫- گندش بزنن

302
00:25:52,607 --> 00:25:53,607
‫برو سمت راست!

303
00:27:03,960 --> 00:27:05,960
‫سعید

304
00:27:08,080 --> 00:27:09,640
‫کاساندرا

305
00:27:09,680 --> 00:27:12,440
‫خیلی از بیروت دور شدی

306
00:27:16,320 --> 00:27:18,400
‫می‌دونستم کار توئه

307
00:27:19,520 --> 00:27:21,600
‫ولی امیدوار بودم کار تو نباشه

308
00:27:21,640 --> 00:27:24,560
‫مارک تو رو فرستاده,,,
‫تا اورانیوم غنی‌شده رو برام بیاری؟

309
00:27:25,480 --> 00:27:27,480
‫مارک؟

310
00:27:28,880 --> 00:27:31,240
‫خبری از منبعت نشد؟

311
00:27:34,007 --> 00:27:35,560
‫شاید بهتر باشه یه تلنگری بهش بزنی

312
00:27:40,680 --> 00:27:42,720
‫الان خیلی خطرناکه

313
00:27:44,440 --> 00:27:46,440
‫موفق میشه

314
00:27:48,800 --> 00:27:50,280
‫مارک رو می‌شناسی؟

315
00:27:50,320 --> 00:27:52,760
‫معلومه که مارک رو می‌شناسم,
‫من مأمورشم, اون من رو مدیریت می‌کنه

316
00:27:52,800 --> 00:27:54,960
‫به همین دلیل اینجام

317
00:27:55,000 --> 00:27:57,120
‫چی؟

318
00:27:58,160 --> 00:28:00,360
‫طوری رفتار نکن انگار خبر نداری، کَسی

319
00:28:00,400 --> 00:28:03,240
‫درمورد من یه گزارش نوشتی,,,
‫اینکه آدم خطرناکی‌ام

320
00:28:03,280 --> 00:28:05,200
‫اینکه باید زیر نظر باشم

321
00:28:05,240 --> 00:28:07,880
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- مارک بهم گفت

322
00:28:07,920 --> 00:28:10,200
‫به‌خاطر گزارش تو من رو استخدام کرد

323
00:28:10,240 --> 00:28:13,520
‫اون استخدامت کرده؟ تا چیکار کنی؟

324
00:28:28,640 --> 00:28:30,640
‫استخدامم کرد تا این رو بسازم

325
00:28:38,080 --> 00:28:41,200
‫قربان، الان جلوی ورودی عمارته

326
00:28:41,240 --> 00:28:43,840
‫تایید میشه که محمد عزیزه

327
00:28:47,080 --> 00:28:49,280
‫- اورانیوم غنی‌شده همراهشه
‫- بالاخره!

328
00:28:54,800 --> 00:28:56,760
‫می‌دونم گند زدم، تیـ,,,

329
00:28:57,560 --> 00:28:59,360
‫,,,لتیشا

330
00:28:59,400 --> 00:29:01,200
‫اما از اینجا می‌برمت بیرون

331
00:29:01,240 --> 00:29:04,560
‫- قول میدم
‫- و چطور می‌خوای اون کار رو بکنی؟

332
00:29:09,400 --> 00:29:10,960
‫اون یه حلقه‌ست؟

333
00:29:13,640 --> 00:29:15,880
‫آه,,, آره

334
00:29:16,880 --> 00:29:18,720
‫نامزد کردم

335
00:29:27,259 --> 00:29:28,400
‫کدوم گوری بودی؟

336
00:29:28,440 --> 00:29:30,600
‫بهم قول دادی!

337
00:29:30,640 --> 00:29:32,920
‫- نزدیک بود بُکُشنش!
‫- مکس!

338
00:29:32,960 --> 00:29:35,400
‫- الان دیگه اورانیوم رو دارن
‫- آره، داریم

339
00:29:37,200 --> 00:29:38,960
‫آقای آلام

340
00:29:39,000 --> 00:29:41,240
‫لطفاً بذارید اون بره

341
00:29:41,280 --> 00:29:44,200
‫الان اورانیوم رو دارید,
‫کاری که گفتی رو انجام دادیم

342
00:29:45,480 --> 00:29:48,680
‫لطفاً, حتی دوست‌دخترم هم نیست

343
00:29:48,720 --> 00:29:50,000
‫چی؟

344
00:29:50,040 --> 00:29:53,520
‫بهت دروغ گفتم,
‫اصلاً با هم توی رابطه نیستیم

345
00:29:54,169 --> 00:29:57,120
‫ببین! با یه نفر دیگه نامزد کرده

346
00:29:59,301 --> 00:30:01,188
‫ببریدشون توی صحرا

347
00:30:01,874 --> 00:30:03,727
‫اول دختره رو بُکُشید

348
00:30:04,735 --> 00:30:06,673
‫مکس رو مجبور کنید تماشا کنه

349
00:30:09,071 --> 00:30:10,218
‫بریم!

350
00:30:10,219 --> 00:30:12,200
‫مکس، چی گفت؟!

351
00:30:16,840 --> 00:30:19,760
‫راه افتادن,
‫هر دو کوله هم همراهشونه

352
00:30:19,800 --> 00:30:21,520
‫نوبت خودمونه، بچه‌ها, بزنید بریم!

353
00:30:21,560 --> 00:30:24,600
‫نباید گمشون کنیم,
‫شما دو نفر همراه من بیاید

354
00:30:24,640 --> 00:30:27,680
‫دنبالشون می‌ریم تا وقتی هدف رو می‌بینن
‫حضور داشته باشیم

355
00:30:27,720 --> 00:30:31,160
‫تمامی حرکت‌هاشون رو بهم اطلاع بده,
‫می‌خوام تمام این مدت باهام حرف بزنی

356
00:30:31,200 --> 00:30:33,840
‫و بهم بگی دارن کجا میرن,
‫و کَسی رو پیدا کن!

357
00:30:33,880 --> 00:30:35,880
‫- باشه
‫- بریم!

358
00:30:39,280 --> 00:30:41,440
‫مارک استخدامت کرد تا این بمب رو بسازی؟

359
00:30:41,480 --> 00:30:44,400
‫شاید کلمه‌ی «استخدام»
‫خیلی خوب شرایط رو توصیف نکنه

360
00:30:45,360 --> 00:30:48,800
‫اومد سراغم، گفت بهم مشکوک بودی
‫و گزارشم رو دادی

361
00:30:50,320 --> 00:30:52,240
‫تهدیدم کرد

362
00:30:53,080 --> 00:30:55,240
‫خانواده‌م رو تهدیدم کرد

363
00:30:55,280 --> 00:30:57,720
‫بهم نشون داد که تنها راهی که دارم

364
00:30:57,760 --> 00:30:59,920
‫اینه که چنین برنامه‌ای پیدا کنم

365
00:30:59,960 --> 00:31:03,560
‫نقش یه دانشمند جهادی رو بازی کنم
‫که حاضره یه بمب بسازه

366
00:31:03,600 --> 00:31:06,320
‫اگه قراره یه برنامه‌ی هسته‌ای وجود داشته باشه،

367
00:31:06,360 --> 00:31:09,360
‫بهتره نیروی خودت
‫در قلب ماجرا باشه، نه؟

368
00:31:09,400 --> 00:31:12,400
‫خب، اینم از بمب

369
00:31:12,440 --> 00:31:14,480
‫من کارم رو انجام دادم

370
00:31:14,520 --> 00:31:18,120
‫و شما هم کار خودتون رو انجام دادید،
‫مطمئن شدید که اورانیوم می‌رسه به دستم

371
00:31:18,160 --> 00:31:19,960
‫چی؟!

372
00:31:20,760 --> 00:31:22,720
‫فکر می‌کنی مارک چرا اومد به بیروت؟

373
00:31:23,520 --> 00:31:26,000
‫باید شخصاً مطمئن میشد
‫که اورانیوم غنی‌شده به اینجا می‌رسه

374
00:31:26,040 --> 00:31:28,960
‫سعید، من اصلاً خبر نداشتم

375
00:31:29,000 --> 00:31:31,200
‫اما نباید این کار رو بکنی

376
00:31:31,240 --> 00:31:34,600
‫نمی‌تونی این بمب رو
‫به یه گروه جهادی بدی

377
00:31:34,640 --> 00:31:38,000
‫فکر می‌کنی یه گروه جهادی
‫توانایی انجام این کارها رو داره؟

378
00:31:38,040 --> 00:31:40,680
‫کدوم شورشی‌ای پول چنین کاری رو داره؟

379
00:31:42,520 --> 00:31:44,520
‫داعش؟

380
00:31:44,560 --> 00:31:46,560
‫گروه الشباب؟

381
00:31:52,200 --> 00:31:54,200
‫برای آلامه

382
00:31:55,880 --> 00:31:57,600
‫برای کارتله

383
00:31:57,640 --> 00:32:00,640
‫آره، درسته, آفرین

384
00:32:05,080 --> 00:32:07,080
‫- چرا؟
‫- چرا؟

385
00:32:07,920 --> 00:32:10,400
‫چرا یه کارتل مواد مخدر
‫یه بمب هسته‌ای می‌خواد؟

386
00:32:10,440 --> 00:32:12,560
‫اهرم فشار, قدرت

387
00:32:13,468 --> 00:32:14,952
‫اونا دولت‌ها رو کنترل می‌کنن،

388
00:32:14,953 --> 00:32:17,880
‫پس طبیعیه که بخوان قدرتی
‫مشابه یه کشور داشته باشن

389
00:32:19,480 --> 00:32:21,640
‫- مارک می‌دونه؟
‫- نه

390
00:32:22,708 --> 00:32:24,180
‫این تنها چیزیه که ازش خبر نداره

391
00:32:24,680 --> 00:32:26,720
‫فکر می‌کنه یه خریدار جهادی وجود داره

392
00:32:27,880 --> 00:32:30,480
‫می‌خوام بفرستمش دنبال نخود سیاه

393
00:32:31,280 --> 00:32:33,280
‫نه، تو اینطور آدمی نیستی

394
00:32:34,240 --> 00:32:36,240
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

395
00:32:40,480 --> 00:32:42,480
‫می‌خوام برم پِی زندگیم

396
00:32:43,920 --> 00:32:46,040
‫می‌خوام از دست مارک فرار کنم،

397
00:32:46,080 --> 00:32:48,080
‫از دست همه

398
00:32:49,360 --> 00:32:52,280
‫و با پولی که برای انجام این کار بهم میدن،

399
00:32:52,320 --> 00:32:53,880
‫می‌تونم فرار کنم

400
00:32:58,960 --> 00:33:01,400
‫باید هر چی زودتر

401
00:33:01,440 --> 00:33:03,560
‫محموله رو از اونجا خارج کنی

402
00:33:03,600 --> 00:33:05,440
‫به زودی برای انتقال آماده میشه

403
00:33:06,800 --> 00:33:09,800
‫اما یه نفر اینجاست

404
00:33:09,840 --> 00:33:11,840
‫یه آمریکایی, یه جاسوس

405
00:33:12,640 --> 00:33:14,640
‫توی بیروت کار می‌کنه

406
00:33:15,840 --> 00:33:17,840
‫حسابش رو برس

407
00:33:22,174 --> 00:33:24,111
‫پیشرفتی حاصل نشد؟

408
00:33:24,233 --> 00:33:27,897
‫به نظر می‌رسه آمریکایی‌ها
‫انبار رو زیر نظر دارن,,,

409
00:33:28,433 --> 00:33:30,859
‫یکی از مأمورهاشون رو گرفتیم

410
00:33:32,088 --> 00:33:33,364
‫بهت گفتم,,,

411
00:33:33,443 --> 00:33:36,140
‫بازدیدت از انبار یه اشتباه بزرگ بود

412
00:33:36,141 --> 00:33:38,724
‫کشتن مأمور سی‌آی‌اِی کار عاقلانه‌ایه؟

413
00:33:39,154 --> 00:33:40,715
‫بهت گفتم,,,

414
00:33:40,716 --> 00:33:47,039
‫که اون دوتا دلقک و هر کسی
‫که کمک‌شون کنه رو می‌کُشم

415
00:33:47,112 --> 00:33:51,558
‫من همیشه به هر قیمتی که شده
‫از منافعم محافظت می‌کنم

416
00:33:51,559 --> 00:33:53,840
‫من دیگه اینجا کاری ندارم,
‫ما چنین چیزی رو نمی‌خواستیم

417
00:33:53,880 --> 00:33:55,480
‫از اینجا می‌ریم

418
00:33:55,520 --> 00:33:57,320
‫با هم از اینجا می‌ریم

419
00:33:58,687 --> 00:33:59,802
‫از اون خبرها نیست

420
00:34:19,840 --> 00:34:22,120
‫سعید، بابت کاری که مارک باهات کرده
‫خیلی متاسفم

421
00:34:22,160 --> 00:34:25,400
‫اما این یه کارتل جنایتکاره
‫که داری براش بمب رو می‌سازی

422
00:34:25,440 --> 00:34:28,280
‫یه کشور نیست,
‫مبارزان آزادی‌خواه هم نیستن

423
00:34:28,320 --> 00:34:31,200
‫- جنایتکارن
‫- می‌خوای درمورد اصول اخلاقی حرف بزنی؟

424
00:34:32,000 --> 00:34:34,800
‫چطور ممکنه کسی که فیزیک‌دانه،
‫کسی که درک می‌کنه

425
00:34:34,840 --> 00:34:37,720
‫چیزی توی این دنیا پایدار نیست،
‫اینکه همه چیز تغییر می‌کنه,,,

426
00:34:38,560 --> 00:34:41,200
‫چطور ممکنه یه نفر مثل تو
‫نیّات یه نفر دیگه رو قضاوت کنه؟

427
00:34:45,480 --> 00:34:48,240
‫می‌دونستم کی هستی، کَسی,
‫می‌دونستم مأمور مخفی هستی

428
00:34:48,280 --> 00:34:50,000
‫اما برات تهدید محسوب نمی‌شدم

429
00:34:50,040 --> 00:34:51,840
‫فکر می‌کردم تو هم یه مأموری

430
00:34:51,880 --> 00:34:54,280
‫چیزی که می‌خواستی رو دیدی، کَسی

431
00:34:55,520 --> 00:34:57,240
‫گزارشت رو نوشتی

432
00:34:58,160 --> 00:34:59,560
‫و الانم که به اینجا رسیدیم

433
00:35:00,960 --> 00:35:02,960
‫من تمام عمرم تلاش کردم,,,

434
00:35:03,000 --> 00:35:05,280
‫- جلوی چنین اتفاقی رو بگیرم
‫- نه

435
00:35:05,320 --> 00:35:08,160
‫تمام عمرت دنبال هیولاها گشتی

436
00:35:09,640 --> 00:35:11,800
‫و باعث شدی یکی به وجود بیاد

437
00:35:11,840 --> 00:35:14,200
‫و اگه من یه هیولام، کَسی,,,

438
00:35:15,000 --> 00:35:16,880
‫تو چی هستی؟

439
00:35:18,320 --> 00:35:20,440
‫نمی‌ذارن بری پِی زندگیت، سعید

440
00:35:22,320 --> 00:35:24,040
‫می‌کُشنت

441
00:35:24,880 --> 00:35:26,880
‫بازم یه راه فراره

442
00:35:33,960 --> 00:35:35,960
‫این بمب قراره برده بشه به کجا؟

443
00:35:37,680 --> 00:35:39,680
‫هوم؟

444
00:35:39,720 --> 00:35:41,720
‫کارتل می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

445
00:35:44,520 --> 00:35:46,240
‫نشونت میدم

446
00:36:40,640 --> 00:36:42,400
‫دارن می‌برنمون کجا؟

447
00:36:45,897 --> 00:36:47,120
‫نمی‌دونم

448
00:37:22,840 --> 00:37:25,240
‫اینجا؟ واقعاً؟

449
00:37:26,680 --> 00:37:28,720
‫اینجا کنار زنت دفن میشی,,,

450
00:37:28,760 --> 00:37:31,120
‫که البته زنت هم نیست

451
00:37:36,840 --> 00:37:38,960
‫نامزدیت رو تبریک میگم

452
00:37:40,640 --> 00:37:43,840
‫ممنون

453
00:37:49,307 --> 00:37:50,671
‫باید تماشا کنی

454
00:37:52,650 --> 00:37:53,840
‫اوهوم

455
00:37:53,880 --> 00:37:55,880
‫به‌خاطر دنی این کار رو می‌کنم

456
00:37:55,920 --> 00:37:58,160
‫و به‌خاطر کارلوس

457
00:38:06,117 --> 00:38:07,349
‫تیش!

458
00:38:07,920 --> 00:38:09,520
‫وقتش رسیده بری با خدات روبه‌رو بشی

459
00:38:10,920 --> 00:38:13,720
‫- چی؟
‫- باید قبل از کشتن‌مون بذاری دعا کنیم

460
00:38:13,760 --> 00:38:15,720
‫چون می‌خوایم با خدا روبه‌رو بشیم

461
00:38:17,920 --> 00:38:21,120
‫تو که دعا نمی‌کنی,
‫تا حالا هیچوقت دعا نکردی

462
00:38:21,160 --> 00:38:23,160
‫تا حالا هیچوقت ندیدی بخوام بمیرم

463
00:38:32,240 --> 00:38:35,600
‫باشه, دعا کن، مکس

464
00:38:39,225 --> 00:38:40,355
‫آره

465
00:38:48,746 --> 00:38:50,238
‫دعای ربانی

466
00:38:54,480 --> 00:38:56,560
‫می‌دونی

467
00:38:56,600 --> 00:38:58,480
‫ای پدر ما,,,

468
00:38:58,520 --> 00:39:01,360
‫آره, آره، اون دعا رو دوست دارم

469
00:39:03,625 --> 00:39:04,848
‫دعای خوبیه

470
00:39:05,840 --> 00:39:08,000
‫آه,,, ای,,,

471
00:39:08,960 --> 00:39:11,880
‫ای پدر ما,,,

472
00:39:12,726 --> 00:39:13,829
‫ای پدر ما,,,

473
00:39:13,830 --> 00:39:16,800
‫ای پدر ما که,,, در,,,

474
00:39:16,840 --> 00:39:19,040
‫- آسمانی
‫- ای پدر ما که در آسمانی

475
00:39:19,080 --> 00:39:20,880
‫آه,,, نام,,,

476
00:39:20,881 --> 00:39:21,881
‫کافیه!

477
00:39:22,800 --> 00:39:25,320
‫- نام,,, نام تو مقدس باش
‫- گفتم کافیه!

478
00:39:28,278 --> 00:39:29,278
‫دختره رو بُکُش

479
00:39:32,911 --> 00:39:34,044
‫بُکُشش!

480
00:39:34,045 --> 00:39:35,760
‫لطفاً، خدا!

481
00:39:35,761 --> 00:39:38,317
‫ای پدر ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد

482
00:39:38,318 --> 00:39:40,345
‫ملکوت تو بیاید

483
00:39:42,000 --> 00:39:43,608
‫اراده تو چنان‌که در آسمان است،
‫بر زمین نیز کرده شود

484
00:39:43,609 --> 00:39:44,536
‫محض رضای خدای بُکُشش دیگه!

485
00:39:44,537 --> 00:39:47,800
‫- و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز,,,
‫- حرومزاده!

486
00:39:47,801 --> 00:39:50,720
‫,,,آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم,
‫نه! نه! نه!

487
00:40:00,120 --> 00:40:01,680
‫بزن!

488
00:40:14,258 --> 00:40:16,440
‫حتی متن یه دعا رو هم بلد نیستی؟

489
00:40:16,480 --> 00:40:17,880
‫نه

490
00:40:18,920 --> 00:40:20,840
‫ضربه‌ی خوبی زدی

491
00:40:22,560 --> 00:40:24,800
‫این جِی‌جِی‌ـه,,,
‫همونی که بهت گفتم

492
00:40:24,840 --> 00:40:26,360
‫اسمم جِی‌جِی نیست

493
00:40:26,400 --> 00:40:28,360
‫فکر کردم گفتی دیگه آدم نمی‌کشه؟

494
00:40:28,400 --> 00:40:29,920
‫آره

495
00:40:31,240 --> 00:40:33,600
‫ولی درمورد سی‌آی‌اِی بهش بگو

496
00:40:33,640 --> 00:40:37,280
‫درمورد بمب هسته‌ای، درمورد اورانیوم,
‫بهش بگو همه چیز حقیقت داره

497
00:40:38,640 --> 00:40:40,480
‫همه چیز حقیقت داره

498
00:40:41,480 --> 00:40:43,560
‫دیدی, بهت گفتم

499
00:40:44,760 --> 00:40:46,760
‫بهت گفتم دروغ نمیگم

500
00:40:48,680 --> 00:40:50,920
‫بهت گفتم از اونجا نجات پیدا می‌کنیم

501
00:40:52,640 --> 00:40:54,400
‫یه بمب هسته‌ای؟

502
00:40:57,600 --> 00:40:59,800
‫عوضی احمق!

503
00:41:10,000 --> 00:41:12,040
‫- تیش، ببخشید!
‫- دنبالم نیا!

504
00:41:26,400 --> 00:41:28,400
‫باید بریم

505
00:41:28,440 --> 00:41:30,480
‫دنبالش نمیرم

506
00:41:30,520 --> 00:41:32,400
‫به اندازه‌ی کافی گند زدم

507
00:41:32,440 --> 00:41:34,120
‫آره، گند زدی

508
00:41:36,560 --> 00:41:38,560
‫الان می‌دونم جهادم چیه، مکس

509
00:41:48,960 --> 00:41:50,360
‫باید بمب رو پیدا کنیم

510
00:41:52,120 --> 00:41:55,080
‫باشه, مختصات یه مکان رو برام فرستاد

511
00:41:55,120 --> 00:41:56,920
‫چطور پیداش کنیم؟

512
00:41:56,960 --> 00:41:58,920
‫با این؟

513
00:41:58,960 --> 00:42:03,960
‫♪ Gift Horse - Idles ♪

514
00:42:22,600 --> 00:42:24,640
‫قراره بره روی یه کشتی

515
00:42:27,120 --> 00:42:28,720
‫می‌فرستیش کجا؟

516
00:42:29,760 --> 00:42:31,800
‫هر جایی که کارتل بخواد

517
00:42:38,960 --> 00:42:40,840
‫آدم‌هایی مثل تو,,,

518
00:42:40,880 --> 00:42:42,840
‫آدم‌هایی مثل مارک,,,

519
00:42:43,640 --> 00:42:46,080
‫- فکر می‌کنن می‌تونن رویدادها رو کنترل کنن
‫- قربان

520
00:42:47,360 --> 00:42:49,760
‫اما واقعیت اینه که,,,

521
00:42:49,800 --> 00:42:52,040
‫هیچکس نمی‌تونه

522
00:42:53,640 --> 00:42:55,640
‫هیچکس

523
00:42:59,240 --> 00:43:01,301
‫[ کون لقت، مارک ]

524
00:43:08,480 --> 00:43:11,520
‫این بمب ممکنه سر از هر جایی دربیاره

525
00:43:13,000 --> 00:43:15,160
‫می‌تونه خیلی بی‌سروصدا,,,

526
00:43:16,360 --> 00:43:18,040
‫یه جا بمونه,,,

527
00:43:19,920 --> 00:43:22,000
‫بدون اینکه کسی بفهمه,,,

528
00:43:26,080 --> 00:43:28,440
‫تا اینکه یه روز,,,

529
00:43:34,853 --> 00:43:37,000
‫[ آنچه خواهید دید,,, ]
‫بمب رو ساختن, و مقصرش ماییم

530
00:43:37,040 --> 00:43:39,480
‫باید یه کاری بکنیم,
‫تا حالا کامیون دزدیدی؟

531
00:43:39,520 --> 00:43:41,800
‫اونه! همونه! این جهاد منه

532
00:43:44,640 --> 00:43:48,400
‫اومدم سراغ بمب, با خودم می‌برمش,
‫اورانیوم رو توی صحرا خاک می‌کنم

533
00:43:48,440 --> 00:43:50,120
‫- کی بردش؟
‫- محمد و مکس

534
00:43:50,160 --> 00:43:53,004
‫- باید برگردی به بیروت
‫- برنمی‌گردم به بیروت

535
00:43:53,005 --> 00:43:54,917
‫باید آلام رو پیدا کنیم

536
00:43:56,400 --> 00:43:58,960
‫باید یه کاری برام بکنی

537
00:43:59,000 --> 00:44:02,320
‫چند نفر از نیروهام رو می‌فرستم توی صحرا
‫تا دنبالش بگردن

538
00:44:02,636 --> 00:44:05,122
‫سلام من رو به پدرت برسون

539
00:44:05,123 --> 00:44:07,339
‫کار آدم‌های دست‌وپاگیر رو تموم می‌کنم

540
00:44:08,840 --> 00:44:11,800
‫می‌خوام یه کاری بکنم،
‫یه کار ارزشمند

541
00:44:12,840 --> 00:44:14,400
‫- خودشونن!
‫- بریتانیایی‌ها چی پس؟

542
00:44:14,440 --> 00:44:16,640
‫کون لق بریتانیایی‌ها! برو

543
00:44:17,520 --> 00:44:19,280
‫- نباید به هیچکدوم‌شون برسه
‫- پس چیکار کنیم؟

544
00:44:19,734 --> 00:44:21,200
‫بهت میگم شلیک کن!

545
00:44:21,201 --> 00:45:15,201
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

