﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,208 --> 00:00:21,041
‫بیدار شو آقای سبک‌پا!

3
00:00:24,042 --> 00:00:31,042
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:46,416 --> 00:00:49,916
‫[ باسینگ‌سه به آواتار خوشامد می‌گوید ]

5
00:01:16,791 --> 00:01:17,875
‫سای

6
00:03:02,208 --> 00:03:04,375
‫وقتِ خرد کردنه آقای بادشکن!

7
00:03:12,083 --> 00:03:13,375
‫سای!

8
00:03:20,291 --> 00:03:21,916
‫پاشو ببینم اعجوبه‌ی کچل!

9
00:03:34,583 --> 00:03:35,416
‫سای!

10
00:03:40,833 --> 00:03:42,208
‫بجنب کله‌طالبی

11
00:03:54,666 --> 00:03:55,583
‫اون تویی؟

12
00:03:56,166 --> 00:03:57,000
‫خُروپف‌افزار!

13
00:04:00,833 --> 00:04:02,000
‫سای؟

14
00:04:04,583 --> 00:04:05,666
‫فراریِ احتمالی!

15
00:04:10,541 --> 00:04:11,500
‫بومرنگ!

16
00:04:15,250 --> 00:04:16,916
‫باسینگ‌کچل!

17
00:04:20,750 --> 00:04:23,208
‫داری... باهام مقابله می‌کنی؟

18
00:04:33,000 --> 00:04:35,166
‫برای یه بادافزار بدک نبود

19
00:04:42,008 --> 00:04:47,478
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

20
00:04:48,029 --> 00:04:54,128
‫« فصل دوم: قسمت چهارم »
‫« آب که فروکش کند، سنگ‌ها پدیدار می‌شوند »

21
00:05:02,750 --> 00:05:06,208
‫ارتش ملت آتش داره جمع میشه.
‫نقطه‌ی تجمعشون اینجاست

22
00:05:06,291 --> 00:05:07,906
‫الان هنگ تانک هم دارن

23
00:05:07,918 --> 00:05:10,416
‫باید به باسینگ‌سه هشدار بدیم.
‫من برم؟

24
00:05:13,458 --> 00:05:15,166
‫نه. من میرم

25
00:05:25,250 --> 00:05:26,416
‫ما رو یادتونه؟

26
00:05:56,500 --> 00:05:59,833
‫شما نمی‌دونین بادبزن
‫فقط شعله رو قوی‌تر می‌کنه؟

27
00:06:10,916 --> 00:06:12,250
‫قوی شدی

28
00:06:13,000 --> 00:06:13,833
‫درسته

29
00:06:13,916 --> 00:06:16,166
‫افزار چیزهایی که بهت نزدیکن
‫رو خوب انجام میدی

30
00:06:17,583 --> 00:06:19,833
‫- خیلی درسته
‫- ولی ظرافت نداری

31
00:06:20,416 --> 00:06:22,750
‫بعضی وقتا باید چیزایی رو افزار کنی
‫که ازت دورن

32
00:06:25,083 --> 00:06:26,291
‫اینجوری؟

33
00:06:30,375 --> 00:06:32,583
‫بیشتر اینجوری

34
00:06:38,291 --> 00:06:39,416
‫چجوری؟

35
00:06:39,500 --> 00:06:42,041
‫الان با یه ستون سنگی ریز
‫یه خرما رو از جلوی ساکا پرت کردم

36
00:06:42,125 --> 00:06:43,458
‫- واقعاً؟
‫- حالا تو امتحان کن

37
00:06:43,541 --> 00:06:46,000
‫- چجوری چیزی رو که نمی‌بینم افزارش کنم؟
‫- هی!

38
00:06:46,083 --> 00:06:47,125
‫نه، منظورم...

39
00:06:47,208 --> 00:06:48,208
‫عذرخواهی نکن

40
00:06:48,833 --> 00:06:51,875
‫ولی مشکلت الان خیلی واضح شد

41
00:06:53,625 --> 00:06:54,500
‫اینو ببند

42
00:06:56,500 --> 00:06:59,916
‫حالا باید فراتر از چیزی که
‫جلوی چشماته رو ببینی

43
00:07:00,000 --> 00:07:00,833
‫ها؟

44
00:07:00,916 --> 00:07:03,125
‫مشخصه هر چیزی که جلوی چشماته

45
00:07:03,208 --> 00:07:05,458
‫حواست رو حسابی پرت می‌کنه

46
00:07:05,541 --> 00:07:08,458
‫سعی کن پشت سرت یه دیوار بالا بیاری

47
00:07:14,541 --> 00:07:16,458
‫نه، خیلی‌خب. نه. نه

48
00:07:17,250 --> 00:07:18,166
‫خیلی‌خب

49
00:07:18,958 --> 00:07:20,583
‫یادته اولین بار که هم رو دیدیم

50
00:07:20,666 --> 00:07:23,791
‫بهت گفتم همه‌چی داره می‌لرزه؟

51
00:07:25,000 --> 00:07:26,875
‫منظورم اینه

52
00:07:28,083 --> 00:07:31,791
‫دنیا یه... زندگی پنهان داره

53
00:07:31,875 --> 00:07:33,375
‫که باید حسش کنی

54
00:07:34,291 --> 00:07:36,166
‫یه زندگیِ زیر شن

55
00:07:36,250 --> 00:07:37,583
‫زیر سنگ

56
00:07:37,666 --> 00:07:40,208
‫زیر هر چیزی که فکر می‌کنی می‌شناسی

57
00:07:40,750 --> 00:07:41,791
‫زندگی واقعی

58
00:07:43,208 --> 00:07:44,375
‫اگه بتونی حسش کنی

59
00:07:45,208 --> 00:07:46,583
‫می‌تونی تغییرش بدی

60
00:07:58,250 --> 00:08:01,041
‫حالا روی اون ایوون
‫یه ستون کوچیک بالا بیار

61
00:08:01,875 --> 00:08:02,750
‫خیلی‌خب

62
00:08:14,583 --> 00:08:15,750
‫انجامش دادم؟

63
00:08:25,625 --> 00:08:28,541
‫حتماً لانگ فنگ‌ـه.
‫باید برم. فعلاً

64
00:08:41,000 --> 00:08:42,416
‫کار جدیدت چطوره؟

65
00:08:43,333 --> 00:08:44,208
‫هوم

66
00:08:49,875 --> 00:08:51,166
‫این سرده

67
00:08:56,666 --> 00:08:59,208
‫اون... اون سنگ‌های جرقه‌زن کجان؟

68
00:08:59,291 --> 00:09:00,791
‫اینو کِی خریدیم؟

69
00:09:01,750 --> 00:09:04,208
‫- گرون بنظر میاد
‫- یه قوری نو لازم داشتیم

70
00:09:21,333 --> 00:09:24,583
‫تأثیری که روی شهر گذاشتی
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

71
00:09:26,208 --> 00:09:27,583
‫بهم خوش گذشته

72
00:09:28,083 --> 00:09:30,916
‫راستش نمی‌دونستم
‫آواتار بودن می‌تونه اینجوری باشه

73
00:09:31,458 --> 00:09:32,958
‫باید اینجوری باشه

74
00:09:36,041 --> 00:09:36,916
‫چی شده؟

75
00:09:37,916 --> 00:09:40,583
‫- تو از خاک‌افزاری سر درمیاری
‫- بله

76
00:09:41,208 --> 00:09:44,583
‫خودم یه زمانی...
‫توش ماهر بودم

77
00:09:46,250 --> 00:09:48,516
‫تو می‌دونی که همه‌چی

78
00:09:48,528 --> 00:09:51,250
‫توی زندگی پنهان دنیا در حال لرزشه؟

79
00:09:51,333 --> 00:09:52,791
‫یا یه همچین چیزی

80
00:09:53,916 --> 00:09:55,375
‫نه

81
00:09:57,166 --> 00:10:00,041
‫تاف بهم می‌گفت اگه تمرکز کنم

82
00:10:00,125 --> 00:10:03,833
‫باید بتونم حس کنم که اون زیر چه خبره

83
00:10:04,333 --> 00:10:05,541
‫دنیای واقعی

84
00:10:05,625 --> 00:10:08,000
‫ولی انگار نمی‌تونم بفهممش

85
00:10:10,208 --> 00:10:12,750
‫تو طبیعت خاصی داری آنگ

86
00:10:13,666 --> 00:10:16,208
‫از همون اول خودش رو نشون میده

87
00:10:17,291 --> 00:10:19,708
‫تو خوبی رو توی همه می‌بینی

88
00:10:19,791 --> 00:10:23,250
‫و چون اون خوبی رو می‌بینی،
‫می‌تونی از آدم‌ها بیرون بکشیش

89
00:10:24,250 --> 00:10:28,458
‫من ادعا نمی‌کنم استاد خاک‌افزاری‌ام

90
00:10:28,541 --> 00:10:31,666
‫ولی از حرفات اینطور برمیاد

91
00:10:31,750 --> 00:10:34,375
‫که سعی داری به نگاهت
‫به دنیا اعتماد نکنی

92
00:10:37,500 --> 00:10:38,833
‫اگه از من بپرسی

93
00:10:39,333 --> 00:10:43,875
‫میگم باید به قلبت اعتماد کنی

94
00:10:46,833 --> 00:10:48,916
‫حداقل من سعی می‌کنم اینطور زندگی کنم

95
00:10:49,958 --> 00:10:51,208
‫شاید ساده‌لوحانه‌ست؟

96
00:10:53,750 --> 00:10:54,708
‫نه

97
00:10:56,333 --> 00:10:57,875
‫فکر کنم منم به همین باور دارم

98
00:11:26,333 --> 00:11:28,166
‫به به...

99
00:11:30,083 --> 00:11:31,458
‫چه جالب

100
00:11:32,333 --> 00:11:35,000
‫- پروفسور، چطور بود؟
‫- فقط همینا رو تونستم پیدا کنم

101
00:11:36,125 --> 00:11:39,750
‫متأسفانه، کتابخونه‌ی دانشگاه افتضاحه

102
00:11:41,750 --> 00:11:44,541
‫اون غذا همینجوری... برای همه‌ست؟

103
00:11:44,625 --> 00:11:46,166
‫آره، راحت باش

104
00:11:47,000 --> 00:11:49,416
‫خب، مشکل کتابخونه چیه؟

105
00:11:49,500 --> 00:11:50,708
‫فاجعه‌ست

106
00:11:50,791 --> 00:11:54,541
‫صدها کتاب طی سال‌ها
‫دزدیده یا سانسور شدن

107
00:11:54,625 --> 00:11:57,500
‫- چرا یکی باید کتاب بدزده؟
‫- خب، دانش قدرته

108
00:11:57,583 --> 00:12:01,458
‫و قدرت باید دست کسایی بمونه
‫که از از دست دادنش می‌ترسن

109
00:12:01,958 --> 00:12:04,079
‫البته من معتقدم که تعقیب دانش

110
00:12:04,091 --> 00:12:06,000
‫فقط بخاطر خود دانش

111
00:12:06,708 --> 00:12:08,958
‫ناب‌ترین جستجوی بشره

112
00:12:09,041 --> 00:12:12,208
‫برای همینه که دنبال کتابخونه
‫گمشده ارواح می‌گردم

113
00:12:12,291 --> 00:12:13,791
‫وایسا ببینم، ارواح کتابخونه دارن؟

114
00:12:14,500 --> 00:12:17,166
‫قبلاً نزدیکیِ باسینگ‌سه بود

115
00:12:17,833 --> 00:12:19,958
‫ولی صد سال پیش ناپدید شد

116
00:12:22,125 --> 00:12:27,166
‫حاضرم همه‌چیم رو بدم
‫تا فقط یه روز محتویاتش رو ببینم

117
00:12:29,875 --> 00:12:31,250
‫این انبه‌ست؟

118
00:12:32,833 --> 00:12:35,541
‫اوه، اون یکی باید طرح تلسکوپ
‫رو داشته باشه. آره

119
00:12:35,625 --> 00:12:38,708
‫شما حتماً به ناوبری فلکی تسلط کامل دارین

120
00:12:38,791 --> 00:12:40,500
‫از اونجایی که دریانوردین

121
00:12:40,583 --> 00:12:42,666
‫آره. البته، این برای دریانوردی نیست

122
00:12:42,750 --> 00:12:43,833
‫برای...

123
00:12:45,291 --> 00:12:46,583
‫مقاصد آواتاریه

124
00:12:46,666 --> 00:12:47,500
‫آهان

125
00:12:47,583 --> 00:12:49,541
‫تلسکوپ داشتیم. در واقع...

126
00:12:50,458 --> 00:12:51,541
‫دوستم داشت

127
00:12:52,750 --> 00:12:54,000
‫گم شده

128
00:12:54,083 --> 00:12:56,958
‫برای همین می‌خوام خودم یکی بسازم

129
00:12:58,541 --> 00:13:01,791
‫دوستت.
‫چند وقته گم شده؟

130
00:13:01,875 --> 00:13:03,875
‫چند هفته، تقریباً از وقتی اومدیم اینجا

131
00:13:05,916 --> 00:13:06,916
‫چرا؟

132
00:13:11,000 --> 00:13:13,500
‫توی این شهر فقط کتاب‌ها نیستن
‫که ناپدید میشن

133
00:13:14,000 --> 00:13:17,750
‫طی سال‌ها، معلم‌هایی که
‫سوال‌های اشتباه می‌پرسیدن

134
00:13:17,833 --> 00:13:20,916
‫یا شاگردهایی که می‌خواستن
‫اعتراضاتی رو شکل بدن

135
00:13:21,000 --> 00:13:22,875
‫ناگهان ناپدید می‌شدن

136
00:13:22,958 --> 00:13:24,166
‫دزدیده می‌شدن

137
00:13:25,166 --> 00:13:26,208
‫به دست کی؟

138
00:13:29,666 --> 00:13:31,166
‫نباید چیزی می‌گفتم

139
00:13:31,250 --> 00:13:32,583
‫عه...

140
00:13:33,500 --> 00:13:34,791
‫عه...

141
00:13:34,875 --> 00:13:38,166
‫پروفسور، صبر کن.
‫دوست ما برای مأموریتمون ضروریه

142
00:13:38,250 --> 00:13:40,083
‫اونم مثل ما اهل یادگیریه

143
00:13:46,166 --> 00:13:49,750
‫اگه دوستتون رو دزدیدن،
‫ممکنه همه‌تون در خطر باشین...

144
00:13:51,750 --> 00:13:52,833
‫از طرف دای‌لی

145
00:13:52,916 --> 00:13:54,541
‫گارد پادشاهی؟

146
00:13:55,416 --> 00:13:57,041
‫ولی چرا باید سای رو ببرن؟

147
00:13:57,125 --> 00:13:58,208
‫اون چیزی می‌دونست

148
00:13:58,291 --> 00:14:02,166
‫که حکومت پادشاه خاک
‫به باسینگ‌سه رو تهدید کنه؟

149
00:14:11,708 --> 00:14:12,666
‫نوش جان

150
00:14:15,333 --> 00:14:17,541
‫ببخشید. موشی اینجاست؟

151
00:14:17,625 --> 00:14:20,041
‫نه. رفته استراحت

152
00:14:21,000 --> 00:14:22,541
‫فکر کنم رفت بازار

153
00:14:25,333 --> 00:14:26,708
‫تو برادرزاده‌شی

154
00:14:27,833 --> 00:14:28,708
‫درسته؟

155
00:14:31,000 --> 00:14:31,916
‫آره

156
00:14:32,708 --> 00:14:34,541
‫واقعاً آدم شیرینیه

157
00:14:34,625 --> 00:14:37,500
‫همه عمو صداش می‌کنیم.
‫هرچند خیلی خجالتیه

158
00:14:38,500 --> 00:14:39,541
‫خجالتی؟

159
00:14:43,250 --> 00:14:44,708
‫می‌دونین کی برمی‌گرده؟

160
00:14:44,791 --> 00:14:47,375
‫نه. می‌خوای بیای تو منتظرش بمونی؟

161
00:14:48,208 --> 00:14:51,291
‫یا تو هم خجالتی‌ای؟

162
00:14:52,958 --> 00:14:55,625
‫نه. خونه می‌بینمش. ممنون

163
00:15:04,250 --> 00:15:05,250
‫سلام

164
00:15:05,333 --> 00:15:08,708
‫لی بودی، نه؟
‫اتفاقاً منتظر بودم یه جایی ببینمت

165
00:15:09,625 --> 00:15:12,333
‫چه داغون شدی.
‫می‌بینم که کارگری می‌کنی

166
00:15:13,083 --> 00:15:14,083
‫سلام

167
00:15:14,916 --> 00:15:17,833
‫می‌دونی، توی کشتی تیم خوبی بودیم با هم

168
00:15:17,916 --> 00:15:20,333
‫اینجا یه کارایی برای خودم جور کردم

169
00:15:20,416 --> 00:15:23,833
‫اگه علاقه داری،
‫شاید بتونیم به هم کمک کنیم

170
00:15:24,541 --> 00:15:25,500
‫نه، ممنون

171
00:15:26,083 --> 00:15:27,791
‫بیخیال. خوش می‌گذره

172
00:15:27,875 --> 00:15:30,375
‫قراره انتقام آتیش گرفتن
‫اون رستورانه رو بگیریم

173
00:15:30,458 --> 00:15:32,083
‫میگن کار کی بوده؟

174
00:15:34,000 --> 00:15:34,958
‫آتیش بود دیگه

175
00:15:35,041 --> 00:15:37,875
‫معلومه که کار اوباش محله‌ی ملت آتش بوده

176
00:15:37,958 --> 00:15:38,916
‫چی؟

177
00:15:41,333 --> 00:15:42,291
‫خبر نداری؟

178
00:15:44,500 --> 00:15:47,000
‫یه گروه از افراد اصلاح‌شده‌ی ملت آتش هستن

179
00:15:47,083 --> 00:15:49,541
‫که تو اصطبل‌های قدیمیِ
‫اونور باغ زندگی می‌کنن

180
00:15:49,625 --> 00:15:51,666
‫قرار نیست آتش‌افزاری کنن
‫یا دردسر درست کنن

181
00:15:51,750 --> 00:15:54,041
‫ولی دردسر تو خونشونه

182
00:15:54,833 --> 00:15:56,348
‫یه گروه از شهروندهای دلواپس

183
00:15:56,360 --> 00:15:58,291
‫امشب میرن اونجا تا درباره‌ش صحبت کنن

184
00:15:58,375 --> 00:16:03,083
‫اگه یه شورش یا غارت کوچیک راه افتاد...

185
00:16:04,625 --> 00:16:05,583
‫پایه‌ای؟

186
00:16:07,125 --> 00:16:09,083
‫یه نفر لازم دارم هوامو داشته باشه

187
00:16:12,375 --> 00:16:13,666
‫دوستات چی؟

188
00:16:17,625 --> 00:16:18,750
‫دیگه باهاشون کاری ندارم

189
00:16:19,708 --> 00:16:21,708
‫آره، اونا دنیا رو مثل ما نمی‌بینن

190
00:16:25,833 --> 00:16:27,041
‫غروب بیا پیشم

191
00:16:28,416 --> 00:16:29,416
‫خوش می‌گذره

192
00:16:34,958 --> 00:16:36,916
‫اینا چطورن؟ من می‌خوام...

193
00:17:01,291 --> 00:17:04,348
‫ارتش ملت آتش وقتی
‫دیوارمون رو خراب کرد

194
00:17:04,358 --> 00:17:06,375
‫این شهر رو به یغما برد!

195
00:17:06,958 --> 00:17:11,166
‫هیچوقت فراموش نکنین اون شیاطین
‫با پدر و مادرهامون چیکار کردن

196
00:17:11,250 --> 00:17:13,208
‫با خانواده‌هامون

197
00:17:13,833 --> 00:17:15,583
‫با همه‌مون!

198
00:17:16,666 --> 00:17:18,458
‫نامشون رو به یاد بسپرین

199
00:17:36,125 --> 00:17:39,708
‫[ خونِ سنگ. به یاد بیاورید ]

200
00:18:00,833 --> 00:18:02,375
‫محاصره رو هیچوقت فراموش نکنین

201
00:18:02,458 --> 00:18:03,708
‫همونجا وایسا!

202
00:18:04,708 --> 00:18:06,750
‫کشته‌هامون رو هیچوقت فراموش نکنین!

203
00:18:16,208 --> 00:18:18,500
‫اینجا هیچ خبری نیست!
‫متفرق شید!

204
00:18:19,125 --> 00:18:20,041
‫برید!

205
00:18:20,625 --> 00:18:21,583
‫زود!

206
00:18:37,833 --> 00:18:39,208
‫شاهدخت آزولا داره میاد

207
00:18:39,291 --> 00:18:41,041
‫چی؟ کِی؟

208
00:18:46,416 --> 00:18:48,708
‫- شاهدخت
‫- محدوده‌تون نفوذپذیره

209
00:18:48,791 --> 00:18:50,314
‫جاسوس‌هایی رو دستگیر کردیم که می‌تونستن

210
00:18:50,326 --> 00:18:52,041
‫تحرکاتتون رو به باسینگ‌سه گزارش بدن

211
00:18:52,125 --> 00:18:53,958
‫و شهر رو از حمله باخبر کنن

212
00:18:54,041 --> 00:18:57,333
‫فوراً تدابیر امنیتی رو تشدید می‌کنیم،
‫ولی باید بهتون اطلاع بدم

213
00:18:58,708 --> 00:19:00,250
‫حمله به تعویق افتاده

214
00:19:02,291 --> 00:19:03,333
‫تا کِی؟

215
00:19:03,416 --> 00:19:04,333
‫تا اطلاع ثانوی

216
00:19:04,416 --> 00:19:07,083
‫دستورش صبح امروز
‫از طرف خود ارباب آتش رسید

217
00:19:08,208 --> 00:19:09,583
‫چه دلیلی آوردن؟

218
00:19:09,666 --> 00:19:12,250
‫گفتن زمان مناسبی نیست

219
00:19:21,041 --> 00:19:21,875
‫ایشون...

220
00:19:22,625 --> 00:19:23,833
‫دلیلی ذکر نکردن

221
00:19:25,125 --> 00:19:27,958
‫دیگه بهم دروغ نگو.
‫وقت این کارا رو ندارم

222
00:19:28,041 --> 00:19:31,291
‫برادرم توی اون شهره.
‫اون حمله برام مهم بود

223
00:19:31,375 --> 00:19:33,958
‫چون با پوششش می‌تونستیم
‫وارد بشیم و دستگیرش کنیم

224
00:19:34,041 --> 00:19:35,583
‫بهرحال می‌تونی دستور حمله رو بدی

225
00:19:36,625 --> 00:19:38,125
‫مطمئنم هر کاری برات می‌کنه

226
00:19:38,833 --> 00:19:41,541
‫حتماً پدرت می‌خواد
‫یه پیامی بهت برسونه

227
00:19:43,583 --> 00:19:46,541
‫حق با توئه.
‫نقشه رو تأیید کامل کرده بود

228
00:19:46,625 --> 00:19:48,708
‫لغوش نمی‌کرد، مگه اینکه...

229
00:19:51,875 --> 00:19:53,375
‫فکر کنه یه نقشه‌ی بهتری هم هست

230
00:19:53,458 --> 00:19:55,375
‫بهت گفت مأموریت تو

231
00:19:56,291 --> 00:19:58,208
‫از حمله مهم‌تره

232
00:19:59,750 --> 00:20:02,000
‫خیلی بهش فکر کردم

233
00:20:02,500 --> 00:20:06,583
‫و واقعاً عجیبه که اون
‫رو مسئول حمله‌ی تو کرده

234
00:20:06,666 --> 00:20:08,208
‫در حالی که تو باهوش‌ترین آدم اینجایی

235
00:20:08,291 --> 00:20:09,541
‫حق با توئه تای‌لی

236
00:20:10,500 --> 00:20:12,708
‫واقعاً عجیب بود، مگه نه؟

237
00:20:14,000 --> 00:20:16,041
‫نقشه‌ی من

238
00:20:16,125 --> 00:20:17,666
‫حمله‌ی من

239
00:20:18,541 --> 00:20:19,750
‫مأموریت من

240
00:20:28,541 --> 00:20:30,875
‫- تو وفاداری
‫- بله شاهدخت

241
00:20:31,500 --> 00:20:32,833
‫خودتو وقف کردی

242
00:20:32,916 --> 00:20:34,250
‫بله شاهدخت

243
00:20:34,333 --> 00:20:36,500
‫هر دستوری بدم انجام میدی

244
00:20:38,875 --> 00:20:39,958
‫هر دستوری

245
00:20:40,541 --> 00:20:41,625
‫شاهدخت

246
00:20:43,083 --> 00:20:44,000
‫خوبه

247
00:20:52,000 --> 00:20:53,833
‫چی؟

248
00:20:54,791 --> 00:20:56,416
‫- شراب هلوی ماه
‫- اوه

249
00:20:56,500 --> 00:20:59,708
‫اینم یه رشوه‌ی دیگه به همراه
‫درخواست ازدواج

250
00:21:00,500 --> 00:21:02,291
‫اوه

251
00:21:02,791 --> 00:21:03,875
‫عجیبه

252
00:21:15,458 --> 00:21:16,625
‫چیکار می‌کنی؟

253
00:21:17,833 --> 00:21:18,916
‫چی؟

254
00:21:26,916 --> 00:21:28,125
‫خیلی‌خب، اون چیه؟

255
00:21:28,208 --> 00:21:29,958
‫اوه، ببخشید

256
00:21:30,041 --> 00:21:33,250
‫چای خوردنم مزاحم غذا خوردنت شده؟

257
00:21:36,000 --> 00:21:37,416
‫آره، یه کوچولو

258
00:21:37,500 --> 00:21:38,708
‫یکم خنده‌داره

259
00:21:38,791 --> 00:21:42,375
‫چون دیشب، و هر شب تو این مدت

260
00:21:42,458 --> 00:21:44,708
‫من خوابِ خواب بودم

261
00:21:44,791 --> 00:21:47,291
‫بعد یهو تق، تق، تق

262
00:21:47,375 --> 00:21:50,000
‫صدای پاهای گنده‌ی یکی رو می‌شنوم
‫که تو خونه راه میره

263
00:21:50,083 --> 00:21:51,291
‫و از در می‌زنه بیرون

264
00:21:51,375 --> 00:21:54,000
‫ببین. من به کسی آسیبی نمی‌زنم

265
00:21:54,083 --> 00:21:56,916
‫در واقع دارم کمک هم می‌کنم...
‫میشه نکنی این کارو؟

266
00:21:57,000 --> 00:22:00,958
‫ببین، لازم نیست من بدونم
‫چیکار می‌کنی و چرا

267
00:22:01,041 --> 00:22:03,250
‫چرا بهم گفتی فهمیدی
‫که یواشکی میرم بیرون

268
00:22:03,333 --> 00:22:05,083
‫اگه نمی‌خواستی دلیلش رو بدونی؟

269
00:22:05,166 --> 00:22:07,791
‫چون آنگ داره تو خاک‌افزاری
‫ماهر میشه

270
00:22:07,875 --> 00:22:12,541
‫و به‌زودی می‌تونه
‫این چیزا رو مثل من حس کنه

271
00:22:13,041 --> 00:22:14,375
‫بعد اونم می‌فهمه

272
00:22:14,875 --> 00:22:16,041
‫درسته

273
00:22:16,666 --> 00:22:18,375
‫خودتم می‌دونی سر تو چقدر حساسه

274
00:22:20,583 --> 00:22:21,583
‫چی؟

275
00:22:23,625 --> 00:22:26,750
‫می‌دونی، رفتارش پیش تو

276
00:22:26,833 --> 00:22:29,166
‫و فکر می‌کنه تو...

277
00:22:31,458 --> 00:22:32,541
‫دوستشم؟

278
00:22:34,708 --> 00:22:35,541
‫آره

279
00:22:36,291 --> 00:22:38,250
‫همین... همینو می‌خواستم بگم.
‫همون دوستی

280
00:22:38,333 --> 00:22:42,291
‫خیلی... قویه. قطعاً برای همین
‫این همه حرف زدم

281
00:22:42,375 --> 00:22:43,791
‫تاف، حالت...

282
00:22:45,375 --> 00:22:48,375
‫می‌دونی، احتمالاً...
‫احتمالاً با خودم کار دارن

283
00:22:48,458 --> 00:22:50,833
‫پس دیگه برم...

284
00:22:50,916 --> 00:22:53,791
‫عه، آره. بله. خیلی‌خب، فعلاً!

285
00:23:01,833 --> 00:23:02,916
‫اوه

286
00:23:03,000 --> 00:23:03,875
‫سلام

287
00:23:04,583 --> 00:23:08,125
‫سلام، خانم بی‌فانگ.
‫از آشنایی با شما مفتخرم

288
00:23:08,208 --> 00:23:10,458
‫لائو وانگ. در خدمتم

289
00:23:10,541 --> 00:23:12,000
‫باشه. منم خوشوقتم

290
00:23:12,083 --> 00:23:14,333
‫ازتون خواسته‌ای دارم

291
00:23:14,416 --> 00:23:16,791
‫برای خواستگاری از کسی مثل من
‫یکم پیر به گوشم می‌رسی

292
00:23:16,875 --> 00:23:18,458
‫نه، نه، نه

293
00:23:18,541 --> 00:23:21,916
‫خواسته‌ی من ماهیت حساس‌تری داره

294
00:23:22,000 --> 00:23:24,250
‫به کسب‌وکار پدر و مادرت مربوطه

295
00:23:24,333 --> 00:23:25,291
‫آهان، آره

296
00:23:25,375 --> 00:23:27,105
‫من تو اون کارا دخیل نیستم رفیق

297
00:23:27,117 --> 00:23:28,958
‫ولی اگه می‌خوای شانست رو امتحان کن

298
00:23:29,833 --> 00:23:33,000
‫همونطور که گفتم، این موضوع حساسه

299
00:23:33,083 --> 00:23:35,583
‫بنظرم بهتره از هر گوش کنجکاوی دور بشیم

300
00:23:35,666 --> 00:23:37,750
‫پشمام. تا اینجا

301
00:23:37,833 --> 00:23:40,375
‫تو مشکوک‌ترین آدمی هستی
‫که تو این شهر دیدم

302
00:23:40,458 --> 00:23:42,541
‫عمراً دنبالت بیام به یه محل دوم

303
00:23:42,625 --> 00:23:44,166
‫اگه حرفام رو گوش ندی

304
00:23:44,250 --> 00:23:47,208
‫اطلاعاتم رو مستقیم می‌فرستم برای مقامات

305
00:23:49,916 --> 00:23:52,833
‫مطمئن باش چیزی که می‌دونم
‫می‌تونه اعتبار آواتار

306
00:23:52,916 --> 00:23:55,750
‫رو برای همیشه نابود کنه

307
00:24:03,041 --> 00:24:05,250
‫پس حرف پروفسور زی رو باور می‌کنی؟

308
00:24:05,333 --> 00:24:06,875
‫بنظرت سای رو بردن؟

309
00:24:06,958 --> 00:24:09,333
‫اینجوری اینکه جواب پیام‌هام رو نداده
‫توجیه میشه

310
00:24:15,500 --> 00:24:17,041
‫باید یه نگاهی به داخل بندازم

311
00:24:18,750 --> 00:24:20,083
‫باید قفل رو باز کنم

312
00:24:22,833 --> 00:24:24,708
‫پیام‌هایی که براش گذاشته بودم نیستن

313
00:24:28,791 --> 00:24:30,458
‫و همه‌ی وسایلش هم همینطور

314
00:24:30,541 --> 00:24:32,791
‫سای؟ سای؟

315
00:24:33,625 --> 00:24:36,208
‫اوه، فکر کردم بالاخره سای برگشته

316
00:24:36,291 --> 00:24:37,833
‫یعنی چی «بالاخره»؟

317
00:24:37,916 --> 00:24:40,375
‫از شب اولمون تو باسینگ‌سه
‫دیگه ندیدمش

318
00:24:41,000 --> 00:24:43,291
‫برای کاتارا پیام فرستادم
‫و کمک خواستم

319
00:24:43,375 --> 00:24:45,416
‫- به دستتون نرسید؟
‫- نه

320
00:24:46,166 --> 00:24:47,250
‫نرسید

321
00:24:47,750 --> 00:24:50,583
‫این... چه کاریه؟

322
00:24:51,416 --> 00:24:52,625
‫وقتی اومدیم همینجوری بود

323
00:24:52,708 --> 00:24:54,958
‫باید منو از رفت‌وآمدهاتون باخبر کنین

324
00:24:55,041 --> 00:24:57,500
‫تا بتونم موقع گردش در شهر
‫بهتون کمک کنم

325
00:24:58,000 --> 00:25:00,750
‫چنین کارهایی می‌تونه
‫عواقب جدی داشته باشه

326
00:25:00,833 --> 00:25:04,166
‫جودی، دوستمون، سای، اینجا
‫زندگی می‌کنه و گم شده

327
00:25:04,875 --> 00:25:06,791
‫البته که گم نشده

328
00:25:07,291 --> 00:25:10,083
‫اون در یک جایگاه بسیار مطلوب استخدام شده

329
00:25:10,166 --> 00:25:12,500
‫در کنار مهندسان سلطنتی باسینگ‌سه

330
00:25:12,583 --> 00:25:14,179
‫کارشون بی‌نهایت ارزشمنده

331
00:25:14,191 --> 00:25:15,708
‫برای همین در کاخ بهشون اسکان داده شده

332
00:25:15,791 --> 00:25:17,083
‫ولی هیچکس ازش خبری نداره

333
00:25:17,166 --> 00:25:18,750
‫توی کاخ پیگیرش میشم

334
00:25:18,833 --> 00:25:21,208
‫و بهش میگم سراغش رو گرفتی، آمیتا

335
00:25:23,958 --> 00:25:26,041
‫می‌بینین؟ همه‌چی مرتبه

336
00:25:44,125 --> 00:25:45,083
‫بگیر

337
00:25:48,958 --> 00:25:49,791
‫تو کی هستی؟

338
00:25:51,791 --> 00:25:53,041
‫اهل ملت آتشی؟

339
00:25:53,958 --> 00:25:55,916
‫ما ملت آتش واقعی هستیم

340
00:25:58,000 --> 00:25:59,458
‫پس اینجا چیکار می‌کنین؟

341
00:26:00,041 --> 00:26:02,166
‫- آزاد زندگی می‌کنیم
‫- آزاد؟

342
00:26:03,250 --> 00:26:05,541
‫کل محله‌تون حصار کشیده شده.
‫کثیفه

343
00:26:05,625 --> 00:26:08,708
‫ما از ستم و جنگ‌طلبی اوزای آزادیم

344
00:26:08,791 --> 00:26:10,583
‫منظورت ارباب آتش اوزای‌ـه

345
00:26:10,666 --> 00:26:12,958
‫اون ارباب آتش من نیست

346
00:26:13,458 --> 00:26:16,467
‫ترجیح میدم صد سال

347
00:26:16,479 --> 00:26:19,333
‫بعنوان زباله‌ی پادشاهی خاک زندگی کنم

348
00:26:19,416 --> 00:26:23,041
‫اما یک روز هم تحت فرمان اون ظالم نباشم

349
00:26:27,208 --> 00:26:29,916
‫به تو چه که ما چجوری زندگی می‌کنیم؟

350
00:26:33,375 --> 00:26:36,166
‫فقط اومدم بهتون هشدار بدم

351
00:26:36,875 --> 00:26:38,125
‫یه جایی آتیش گرفته

352
00:26:39,458 --> 00:26:41,106
‫تصادفی بوده، ولی یه عده

353
00:26:41,118 --> 00:26:42,958
‫امشب میان اینجا
‫که تقصیرشو بندازن گردن شما

354
00:26:43,041 --> 00:26:44,333
‫تصادفی؟

355
00:26:48,250 --> 00:26:51,166
‫حتماً تو هم هیچی ازش نمی‌دونی

356
00:26:51,666 --> 00:26:56,083
‫دیدم چجوری اون میوه رو گرفتی.
‫با فرم حلقه‌ی آتش

357
00:26:57,375 --> 00:26:59,492
‫شاید موهاتو زده باشی

358
00:26:59,504 --> 00:27:02,250
‫ولی نمی‌تونی آتش رو از روحت ببُری

359
00:27:03,083 --> 00:27:04,500
‫فقط آماده باشین

360
00:27:04,583 --> 00:27:05,708
‫چجوری؟

361
00:27:07,333 --> 00:27:08,875
‫اجازه نداریم از قدرتمون استفاده کنیم

362
00:27:09,375 --> 00:27:11,208
‫یکی از شرایط پناهندگی‌مونه

363
00:27:11,291 --> 00:27:14,125
‫خودتون انتخاب کردین اینجا زندگی کنین

364
00:27:16,375 --> 00:27:18,023
‫این اولین باری نیست که بهم گفتن

365
00:27:18,035 --> 00:27:19,833
‫به جای یه نفر دیگه بجنگم

366
00:27:22,166 --> 00:27:26,041
‫شاید بتونین قایم بشین یا...
‫همه رو امشب از اینجا ببری

367
00:27:26,125 --> 00:27:28,458
‫- نمی‌دونم
‫- هشدارت رو دادی

368
00:27:29,125 --> 00:27:30,625
‫کارتو کردی

369
00:27:30,708 --> 00:27:33,000
‫حالا یه لطفی به خودت بکن پسرجان

370
00:27:33,083 --> 00:27:34,708
‫دیگه برنگرد اینجا

371
00:27:39,250 --> 00:27:42,458
‫فقط یه احمق، نابودی خودش رو دنبال می‌کنه

372
00:27:44,000 --> 00:27:51,000


373
00:27:53,083 --> 00:27:54,333
‫خبری برات دارم

374
00:27:54,416 --> 00:27:57,916
‫اطمینان حاصل کردم که دوستت، سای

375
00:27:58,000 --> 00:27:59,791
‫به کاخ برده شده

376
00:28:00,291 --> 00:28:02,041
‫- واقعاً؟
‫- خبر خوبی نیست

377
00:28:02,125 --> 00:28:05,166
‫اعضای دای‌لی بردنش،
‫نه مهندسان سلطنتی

378
00:28:05,666 --> 00:28:07,416
‫ازش بازجویی کردن

379
00:28:07,500 --> 00:28:08,875
‫درباره‌ی چی؟

380
00:28:08,958 --> 00:28:10,416
‫- ستاره‌ی دنباله‌دار؟
‫- نه

381
00:28:11,500 --> 00:28:15,125
‫یه مزخرفاتی درباره‌ی اینکه
‫جاسوس ملت آتشه

382
00:28:18,333 --> 00:28:19,458
‫خیلی‌خب

383
00:28:19,541 --> 00:28:22,500
‫در اصل، تو اوماشو جاسوس بود

384
00:28:22,583 --> 00:28:24,625
‫ولی این کارو برای حفظ امنیت شهر می‌کرد

385
00:28:24,708 --> 00:28:26,625
‫میگن سعی کرده پادشاه رو بکشه

386
00:28:26,708 --> 00:28:28,916
‫نه از قصد. بومی هم حالش خوب بود

387
00:28:29,000 --> 00:28:31,375
‫اصلاً خوب نیست آنگ

388
00:28:31,458 --> 00:28:35,291
‫ممکنه تلاش‌هامون برای دیدن پادشاه
‫رو عقب بندازه

389
00:28:40,166 --> 00:28:41,250
‫یه چیز دیگه هم هست

390
00:28:41,833 --> 00:28:44,041
‫فکر کنم یکی داره تعقیبم می‌کنه

391
00:28:44,958 --> 00:28:46,416
‫- دای‌لی؟
‫- نمی‌دونم

392
00:28:46,500 --> 00:28:48,041
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم

393
00:28:51,041 --> 00:28:52,875
‫هیچ کاری نکن

394
00:28:52,958 --> 00:28:54,541
‫اگه تحت نظر گرفتنت

395
00:28:54,625 --> 00:28:57,208
‫فقط برای اینه که مطمئن بشن خطر نداری

396
00:28:57,291 --> 00:28:59,625
‫تا وقتی دردسر درست نکنی

397
00:29:00,291 --> 00:29:02,095
‫دای‌لی می‌فهمه که

398
00:29:02,107 --> 00:29:04,333
‫لایق دیدار با پادشاه هستی

399
00:29:06,166 --> 00:29:08,625
‫دردسر درست نکن. توصیه‌ش اینه؟

400
00:29:08,708 --> 00:29:10,471
‫اصلاً این وضع رو دوست ندارم.
‫بدون سای

401
00:29:10,483 --> 00:29:12,166
‫خودم باید تلسکوپ بسازم

402
00:29:12,250 --> 00:29:13,250
‫نگاه کن

403
00:29:15,458 --> 00:29:17,125
‫نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم

404
00:29:17,625 --> 00:29:20,625
‫چرا بهمون نگفتی یکی داره تعقیبت می‌کنه؟

405
00:29:20,708 --> 00:29:22,375
‫ساکا بهت گفت یه جای کار می‌لنگه

406
00:29:22,458 --> 00:29:25,000
‫ولی تا وقتی لانگ فنگ نگفت،
‫باور نکردی

407
00:29:25,625 --> 00:29:28,750
‫من به لانگ فنگ اعتماد دارم.
‫داره کمکمون می‌کنه

408
00:29:28,833 --> 00:29:30,541
‫بعد از گیاتسو این اولین باره

409
00:29:30,625 --> 00:29:32,229
‫که واقعاً حس می‌کنم یه نفر

410
00:29:32,241 --> 00:29:34,666
‫فشاری که روم هست رو می‌فهمه

411
00:29:34,750 --> 00:29:37,666
‫ما هم می‌فهمیم.
‫تو این کار کنارت هستیم

412
00:29:37,750 --> 00:29:38,833
‫مطمئنی؟

413
00:29:38,916 --> 00:29:41,791
‫چون حس می‌کنم از وقتی رسیدیم اینجا
‫فقط خوابیدین

414
00:29:41,875 --> 00:29:43,291
‫چند روزه ندیدمتون

415
00:29:43,375 --> 00:29:46,250
‫ببین، می‌دونیم اینجا
‫آواتار بودن رو دوست داری

416
00:29:46,333 --> 00:29:48,458
‫با مردم آشنا بشی و لبخند رو لبشون بیاری...

417
00:29:48,541 --> 00:29:50,625
‫نه، فقط این نیست

418
00:29:50,708 --> 00:29:53,791
‫من هر روز دارم با تاف تمرین می‌کنم

419
00:29:53,875 --> 00:29:56,250
‫می‌خواین من به هر چهار عنصر مسلط بشم

420
00:29:56,333 --> 00:29:58,500
‫دنیا رو نجات بدم و جنگ رو تموم کنم، مگه نه؟

421
00:29:58,583 --> 00:30:00,291
‫پس مشکل چیه؟

422
00:30:00,375 --> 00:30:02,488
‫مشکل اینه که...
‫انگار تو

423
00:30:02,500 --> 00:30:05,000
‫به لانگ فنگ بیشتر از ما اعتماد داری

424
00:30:06,916 --> 00:30:08,625
‫در این حد که لازمه بهش فکر کنی؟

425
00:30:10,166 --> 00:30:11,416
‫البته که...

426
00:30:12,166 --> 00:30:14,083
‫به شما بیشتر اعتماد دارم

427
00:30:15,291 --> 00:30:16,125
‫باشه

428
00:30:20,208 --> 00:30:21,125
‫چیکار کنیم؟

429
00:30:21,625 --> 00:30:24,333
‫خب، شاید براتون شوکه‌کننده باشه،
‫ولی من جدی‌جدی یه نقشه دارم

430
00:30:24,416 --> 00:30:27,333
‫هر کی داره تعقیبت می‌کنه،
‫قطعاً از دای‌لی‌ـه، درسته؟

431
00:30:27,416 --> 00:30:29,083
‫پس دفعه‌ی بعدی که دیدیش

432
00:30:29,166 --> 00:30:31,708
‫از کلک‌های بادافزاریت استفاده کن
‫و تعقیبش کن

433
00:30:31,791 --> 00:30:33,750
‫بعد می‌تونی تا مقر دای‌لی تعقیبش کنی

434
00:30:33,833 --> 00:30:35,291
‫و شاید سای رو اونجا پیدا کنی

435
00:30:35,375 --> 00:30:37,500
‫درست میگی.
‫اطلاعات (هوش) نیاز داریم

436
00:30:37,583 --> 00:30:39,458
‫- از همه بیشتر ساکا
‫- آره، وایسا ببینم

437
00:30:42,000 --> 00:30:44,875
‫پدر و مادرت واقعاً نابغه‌ان

438
00:30:44,958 --> 00:30:48,208
‫ثروتمند بدنیا اومدن، ثروتمند هم موندن.
‫نبوغ خاصی نمی‌خواد

439
00:30:48,291 --> 00:30:49,125
‫هوم

440
00:30:49,208 --> 00:30:51,583
‫ولی نمی‌دونی جنگ چه تأثیری
‫روی کسب‌وکار گذاشته

441
00:30:52,375 --> 00:30:53,833
‫اونا خودشونو وفق دادن

442
00:30:53,916 --> 00:30:58,750
‫امپراطوری بی‌فانگ از صدها
‫شرکت کوچیک‌تر تشکیل شده

443
00:30:58,833 --> 00:31:01,750
‫که ارتباطشون با پدر و مادرت

444
00:31:01,833 --> 00:31:06,541
‫زیرِ لایه‌های زیادی از مهملات مالی پنهان شده

445
00:31:06,625 --> 00:31:09,958
‫هوم! واقعاً هم انگار
‫توی مهملات تخصص داری

446
00:31:12,083 --> 00:31:14,166
‫به طرز دلنشینی رُک هستی

447
00:31:14,666 --> 00:31:17,208
‫پس منم باهات رک حرف می‌زنم

448
00:31:18,208 --> 00:31:22,041
‫یه سری سند دارم که ثابت می‌کنه
‫چندتا از این شرکت‌ها

449
00:31:22,125 --> 00:31:23,916
‫قراردادهای پرسودی دارن

450
00:31:24,000 --> 00:31:27,958
‫برای فروش پیستون، چرخ‌دنده،
‫ورق فلزی و چیزهای دیگه

451
00:31:28,041 --> 00:31:31,041
‫به یه کارخانه‌ی نظامی تو جانگ هویی

452
00:31:32,333 --> 00:31:34,500
‫از کارخانه‌های ملت آتش

453
00:31:40,833 --> 00:31:45,041
‫پدر و مادرم همیشه میگن:
‫«کسب‌وکار مرز نمی‌شناسه»

454
00:31:45,125 --> 00:31:49,708
‫آره. ولی فکر کنم پادشاه خاک
‫نظر دیگه‌ای داشته باشه

455
00:31:50,625 --> 00:31:53,166
‫شاید تو باسینگ‌سه جنگی در کار نباشه

456
00:31:53,250 --> 00:31:55,333
‫ولی خائن...

457
00:31:55,416 --> 00:31:57,000
‫هدف مشروعیه

458
00:31:59,000 --> 00:32:00,416
‫یه بازار اون جلو هست

459
00:32:00,916 --> 00:32:02,416
‫اینجاها رو بلدی؟

460
00:32:03,875 --> 00:32:06,083
‫یه مدتیه اینجاها می‌چرخم

461
00:32:06,791 --> 00:32:08,208
‫پس اینجا بودی

462
00:32:09,666 --> 00:32:10,583
‫آره

463
00:32:11,375 --> 00:32:14,291
‫تو داشتی خاک‌افزاری می‌کردی.
‫به من که نیازی نداشتی

464
00:32:14,375 --> 00:32:15,500
‫الانم که اینجام، مگه نه؟

465
00:32:16,416 --> 00:32:20,333
‫- آره، انگار
‫- آنگ، مشکلت چیه؟

466
00:32:21,875 --> 00:32:23,125
‫کاتارا

467
00:32:24,666 --> 00:32:25,875
‫هیچی نگو

468
00:32:26,750 --> 00:32:27,750
‫باشه

469
00:32:34,958 --> 00:32:38,291
‫جاسوسه پشت سرمه. کلاه سرشه

470
00:32:40,458 --> 00:32:41,333
‫صحیح

471
00:32:42,833 --> 00:32:44,208
‫من حواس جودی رو پرت می‌کنم

472
00:32:44,291 --> 00:32:46,541
‫فکر خوبیه. عادی رفتار کن

473
00:32:47,250 --> 00:32:48,083
‫عادی

474
00:32:49,166 --> 00:32:50,291
‫عه، جودی

475
00:32:50,375 --> 00:32:54,791
‫خواستیم اگه ممکنه
‫توی خرید یکم کمکمون کنی

476
00:32:56,375 --> 00:32:57,416
‫اتفاقاً

477
00:32:57,500 --> 00:32:59,344
‫من در بازرگانیِ حلقه پایینی

478
00:32:59,356 --> 00:33:01,375
‫تخصص دارم. لطفاً دنبالم بیاین

479
00:33:02,250 --> 00:33:04,250
‫خیلی کمک بزرگی میشه

480
00:33:04,333 --> 00:33:06,666
‫چیزی که واقعاً نیاز داریم...

481
00:33:06,750 --> 00:33:09,791
‫کلم! کلم تازه می‌فروشم!

482
00:33:10,541 --> 00:33:11,750
‫کلم‌ـه

483
00:33:15,541 --> 00:33:18,208
‫برای شما مجانیه. البته

484
00:33:18,833 --> 00:33:21,291
‫ما در حلقه‌ی بالایی،
‫خوراک‌های بسیار باکیفیت‌تری داریم

485
00:33:21,375 --> 00:33:23,708
‫- اوه
‫- فقط چندتا کلم تازه لازم دارم

486
00:33:23,791 --> 00:33:25,041
‫همه‌شون تازه‌ان

487
00:33:25,125 --> 00:33:26,458
‫و گِرد

488
00:33:26,541 --> 00:33:28,625
‫گردترین کلم‌های باسینگ‌سه

489
00:33:30,500 --> 00:33:31,666
‫بسیارخب

490
00:33:31,750 --> 00:33:35,333
‫بسیار عالی. پشیمون نمی‌شین

491
00:33:35,416 --> 00:33:37,333
‫عه، اون گرده رو می‌خواین؟

492
00:33:37,416 --> 00:33:41,291
‫کلم‌ها اتفاقاً خیلی باشکوهن.
‫هرکدومشون خاصن

493
00:33:41,375 --> 00:33:42,958
‫شخصیت خودشونو دارن

494
00:33:49,125 --> 00:33:50,250
‫می‌شنوی؟

495
00:33:50,333 --> 00:33:51,375
‫بهشتیه

496
00:33:51,875 --> 00:33:53,666
‫همین کفایت می‌کنه

497
00:33:54,250 --> 00:33:55,541
‫کاتارا. آنگ...

498
00:33:58,958 --> 00:33:59,791
‫کاتارا؟

499
00:34:00,375 --> 00:34:02,166
‫عه! صبر کن...

500
00:34:02,250 --> 00:34:04,416
‫- آواتار!
‫- هی

501
00:34:04,500 --> 00:34:06,208
‫- کاتارا!
‫- ولی...

502
00:34:07,166 --> 00:34:09,500
‫کلم‌هام!

503
00:34:14,208 --> 00:34:15,666
‫امشب انجامش میدیم

504
00:34:15,750 --> 00:34:17,166
‫اصطبل‌های قدیمی

505
00:34:17,250 --> 00:34:19,041
‫- تاوانش رو میدن
‫- آره

506
00:34:19,125 --> 00:34:20,916
‫اونم نه فقط اونایی که انجامش دادن

507
00:34:21,000 --> 00:34:24,250
‫هر کی فراری رو پناه بده،
‫برای فراری خون میده

508
00:34:24,333 --> 00:34:26,166
‫انتقام می‌گیریم

509
00:34:26,666 --> 00:34:27,916
‫برای خانواده‌تون

510
00:34:28,416 --> 00:34:29,833
‫برای دوستاتون

511
00:34:30,333 --> 00:34:31,458
‫برای همه‌تون

512
00:34:59,666 --> 00:35:00,958
‫آواتار، صبر کن!

513
00:35:32,166 --> 00:35:33,333
‫چیکار داره می‌کنه؟

514
00:35:36,166 --> 00:35:37,500
‫شما نه. دوستم رو گفتم

515
00:35:38,458 --> 00:35:40,750
‫ببخشید. با اجازه

516
00:35:52,125 --> 00:35:54,250
‫امشب ورود گلی به نامِ

517
00:35:54,333 --> 00:35:57,375
‫تینگ را به صحنه‌ی

518
00:35:57,458 --> 00:35:59,416
‫قدیمی‌مان خوشامد می‌گوییم

519
00:36:07,291 --> 00:36:09,583
‫در دل شب دراز

520
00:36:09,666 --> 00:36:12,916
‫ماه زمستانی با عشق می‌درخشد

521
00:36:13,416 --> 00:36:16,041
‫برفباران، اشک‌های نقره‌اش

522
00:36:16,125 --> 00:36:17,416
‫اوه!

523
00:36:17,958 --> 00:36:19,833
‫زیبا. زیبا

524
00:36:21,666 --> 00:36:22,916
‫آبشاران آب...

525
00:36:23,000 --> 00:36:26,541
‫آخ. آره، گیرم انداختی.
‫اومدم کلاس شعر

526
00:36:26,625 --> 00:36:29,833
‫- تاف، اون بالا چیکار می‌کردی؟
‫- به تو ربطی نداره

527
00:36:29,916 --> 00:36:30,918
‫معلومه که به من ربط داره

528
00:36:30,930 --> 00:36:32,583
‫توی شهر اتفاقات مرموزی داره میفته

529
00:36:32,666 --> 00:36:34,583
‫و طبق چیزی که الان دیدم،
‫ممکنه تو هم توش دخیل باشی

530
00:36:34,666 --> 00:36:36,625
‫- نیستم!
‫- باور نمی‌کنم!

531
00:36:36,708 --> 00:36:39,208
‫پنج، هفت، پنج هجا

532
00:36:39,291 --> 00:36:41,583
‫قالبِ شعر هایکو

533
00:36:41,666 --> 00:36:43,250
‫ای مرد کودن

534
00:36:45,375 --> 00:36:47,416
‫من شاعر نیستم

535
00:36:47,500 --> 00:36:49,916
‫جنگاوری ساده‌ام،
‫در پیِ دوستم

536
00:36:51,833 --> 00:36:52,708
‫اوه

537
00:36:59,333 --> 00:37:01,166
‫اوه، هی، تاف؟ تاف؟

538
00:37:04,500 --> 00:37:06,125
‫به آب می‌رود

539
00:37:06,208 --> 00:37:08,083
‫گرم‌تر از یک یخپاره

540
00:37:08,583 --> 00:37:10,791
‫برگرد، یا آب شو

541
00:37:15,083 --> 00:37:19,541
‫نتوانم برگشت

542
00:37:20,250 --> 00:37:24,958
‫هرچند داغ، تاب آورم

543
00:37:26,208 --> 00:37:28,333
‫برای تیمم

544
00:37:28,416 --> 00:37:29,791
‫اوه!

545
00:37:32,541 --> 00:37:35,458
‫- ممنون
‫- تیم می‌افزارد

546
00:37:36,083 --> 00:37:38,833
‫آب و خاک و باد، آتش

547
00:37:39,416 --> 00:37:40,833
‫تو هیچ نداری

548
00:37:41,375 --> 00:37:42,750
‫اوه!

549
00:37:45,875 --> 00:37:48,500
‫اینطور زاد شدم

550
00:37:49,000 --> 00:37:50,000
‫باری

551
00:37:51,291 --> 00:37:53,291
‫که باس حمل کنم
‫(مترجم: تا اینجا تعداد هجاها رو رعایت کردم، دیگه بسه)

552
00:37:54,500 --> 00:37:56,166
‫تو باید درک کنی

553
00:37:59,458 --> 00:38:01,291
‫زمستان خوانَد بهار را دوست

554
00:38:01,375 --> 00:38:03,625
‫اما در حسرت سرما زدنِ گل‌ها مانده

555
00:38:04,333 --> 00:38:06,333
‫نابینایی باری بر دوش نیست

556
00:38:06,416 --> 00:38:07,416
‫نه!

557
00:38:08,208 --> 00:38:09,958
‫نابینایی قدرت توست

558
00:38:10,041 --> 00:38:11,333
‫زاده شدن

559
00:38:12,916 --> 00:38:16,916
‫با ثروت، بار است

560
00:38:17,500 --> 00:38:18,666
‫من درک می‌کنم

561
00:38:26,208 --> 00:38:27,791
‫پرنده‌ی کنجکاو

562
00:38:28,333 --> 00:38:31,041
‫غارها رازهایی دارند که مال تو نیست

563
00:38:31,541 --> 00:38:33,166
‫در آسمانت بمان

564
00:38:34,666 --> 00:38:37,250
‫در هر فصلی، من به استحکام فولادم

565
00:38:37,958 --> 00:38:39,375
‫می‌تونم راز نگه دارم

566
00:38:42,083 --> 00:38:44,250
‫کوهی شاید بپرسد

567
00:38:44,333 --> 00:38:46,541
‫چه چیز آسمان شب را بیدار نگه می‌دارد

568
00:38:47,875 --> 00:38:49,166
‫اصلاً برایش مهم است؟

569
00:38:49,250 --> 00:38:50,541
‫آره!

570
00:38:50,625 --> 00:38:52,666
‫دوستام برای من مهمن.
‫تو برام مهمی

571
00:38:53,250 --> 00:38:54,666
‫تو هم دوستمی

572
00:38:55,625 --> 00:38:57,833
‫ای بابا. چند تا هجا شد؟
‫زیاد...

573
00:38:57,916 --> 00:38:59,000
‫اوه!

574
00:39:00,250 --> 00:39:02,375
‫اوه، باشه. باشه

575
00:39:03,458 --> 00:39:05,041
‫باشه

576
00:39:05,125 --> 00:39:07,000
‫برای بار اول بد نبود

577
00:39:08,166 --> 00:39:10,750
‫راستش نمی‌دونم
‫چجوری تونستم اینقدر ادامه بدم

578
00:39:12,458 --> 00:39:15,625
‫خب، حرفی که زدی قشنگ بود

579
00:39:18,166 --> 00:39:19,208
‫می‌دونی، اگه واقعاً دوستیم

580
00:39:19,291 --> 00:39:20,958
‫لازم نیست بهم بگی
‫قضیه چی بود

581
00:39:22,875 --> 00:39:23,875
‫بهت اعتماد دارم

582
00:39:25,458 --> 00:39:26,750
‫عه، خیلی‌خب

583
00:39:27,916 --> 00:39:31,333
‫اون یارو داشت ازم باج‌گیری می‌کرد.
‫مدارکی که ثابت می‌کرد

584
00:39:31,416 --> 00:39:34,041
‫که والدینم دارن به ملت آتش
‫سلاح می‌فروشن رو ازش خریدم

585
00:39:36,250 --> 00:39:38,958
‫اوه، خیلی بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم

586
00:39:39,041 --> 00:39:40,656
‫صبر کن، تو فکر می‌کردی داستان چیه؟

587
00:39:40,668 --> 00:39:42,583
‫چه‌می‌دونم. مثلاً بدهی قمار یا...

588
00:39:43,208 --> 00:39:44,958
‫به بقیه که نمیگی، نه؟

589
00:39:47,541 --> 00:39:50,625
‫نه. همونطور که گفتم،
‫به استحکام فولادم

590
00:39:51,250 --> 00:39:54,166
‫ضمن اینکه مشکلات بزرگ‌تری داریم

591
00:39:54,750 --> 00:39:55,791
‫وایسا ببینم، چی؟

592
00:40:10,250 --> 00:40:12,500
‫پولات رو رد کن. زود

593
00:40:13,208 --> 00:40:15,541
‫پولات رو بده

594
00:40:16,958 --> 00:40:17,958
‫الان

595
00:40:22,208 --> 00:40:23,250
‫نه

596
00:40:23,333 --> 00:40:26,250
‫پولات رو بده وگرنه می‌کشمت!

597
00:40:26,750 --> 00:40:28,375
‫قسم می‌خورم این کارو می‌کنم!

598
00:40:36,708 --> 00:40:38,375
‫اون همه اسم

599
00:40:39,208 --> 00:40:40,375
‫چی؟

600
00:40:41,333 --> 00:40:42,458
‫چی داری میگی؟

601
00:40:42,541 --> 00:40:45,041
‫- من باید جاشون می‌مردم
‫- خفه شو!

602
00:40:45,125 --> 00:40:47,000
‫اون روز باید من می‌مردم

603
00:40:47,625 --> 00:40:49,666
‫اون روز باید من می‌مردم!

604
00:40:51,125 --> 00:40:52,958
‫فقط پولات رو بده

605
00:40:57,333 --> 00:40:58,583
‫نمی‌خوام

606
00:40:59,750 --> 00:41:01,208
‫نمی‌خوام...

607
00:41:05,000 --> 00:41:05,916
‫من فقط...

608
00:41:06,833 --> 00:41:09,333
‫فقط خیلی گشنمه

609
00:41:10,625 --> 00:41:12,208
‫نمی‌خوام کسی رو بکشم

610
00:41:14,625 --> 00:41:15,708
‫شرمنده‌ام

611
00:41:21,083 --> 00:41:22,166
‫اشکالی نداره

612
00:41:26,208 --> 00:41:27,375
‫اشکالی نداره

613
00:41:28,291 --> 00:41:29,250
‫بیا

614
00:41:30,000 --> 00:41:30,833
‫بشین

615
00:41:57,583 --> 00:41:58,625
‫ممنون

616
00:42:16,166 --> 00:42:17,541
‫نذار کسی خارج بشه

617
00:42:18,333 --> 00:42:20,473
‫می‌دونم برای انتقام اومدین اینجا

618
00:42:20,485 --> 00:42:22,583
‫ولی جای اشتباهی رو نشونه گرفتین

619
00:42:22,666 --> 00:42:24,875
‫- دروغ میگه!
‫- چشم ازشون برندارین!

620
00:42:25,375 --> 00:42:28,416
‫- داره دروغ میگه. خطاکار رو قایم کردن
‫- آره!

621
00:42:28,500 --> 00:42:30,333
‫من هیچی قایم نکردم!

622
00:42:31,625 --> 00:42:33,291
‫من افسر بودم

623
00:42:33,791 --> 00:42:35,916
‫بهم دستور دادن
‫کارهای وحشتناکی بکنم

624
00:42:37,333 --> 00:42:42,375
‫مردها، پسرها...
‫تحت فرمان من مُردن

625
00:42:43,375 --> 00:42:46,208
‫پس از ارتش ملت آتش فرار کردم

626
00:42:46,291 --> 00:42:51,083
‫خیانتی که جون مردم شما رو نجات داد

627
00:42:52,291 --> 00:42:53,916
‫این‌ها دروغه

628
00:42:54,000 --> 00:42:55,666
‫من جونم رو به خطر انداختم

629
00:42:56,750 --> 00:42:57,625
‫بخاطر شما

630
00:43:02,666 --> 00:43:04,958
‫کار خودش بوده!

631
00:45:01,750 --> 00:45:03,041
‫ملت آتشیِ آشغال!

632
00:45:25,291 --> 00:45:26,250
‫کاتارا؟

633
00:45:29,458 --> 00:45:32,208
‫چرا داری به اینا کمک می‌کنی؟
‫اونا ملت آتشن!

634
00:45:57,750 --> 00:46:01,208
‫چایخانه‌ای که توش کار می‌کنم
‫تو حلقه پایینیه

635
00:46:01,708 --> 00:46:02,916
‫یه سر بیا اونجا

636
00:46:03,416 --> 00:46:06,000
‫شاید بتونم سفارشت رو بکنم

637
00:46:06,500 --> 00:46:10,041
‫حداقلش اینه که یه فنجون
‫چای گل یاس داغ می‌خوری

638
00:46:19,833 --> 00:46:20,833
‫نه

639
00:47:35,125 --> 00:47:37,875
‫توی این شهر کسایی هستن
‫که می‌تونم کمکشون کنم

640
00:48:04,958 --> 00:48:07,000
‫ای کاش می‌تونستم به تو هم کمک کنم

641
00:48:08,791 --> 00:48:09,833
‫پسرم

642
00:48:53,500 --> 00:48:54,500
‫تو کی هستی؟

643
00:48:56,000 --> 00:48:57,083
‫سای کجاست؟

644
00:48:58,750 --> 00:49:00,083
‫می‌شناسمت

645
00:49:00,666 --> 00:49:03,291
‫- اهل دیوار بیرونی هستی
‫- درسته

646
00:49:03,375 --> 00:49:05,083
‫و ما دوستت رو ندزدیدیم

647
00:49:06,541 --> 00:49:07,875
‫ژنرال سانگ

648
00:49:07,958 --> 00:49:10,263
‫دای‌لی همه‌جا جاسوس داره

649
00:49:10,275 --> 00:49:13,000
‫باید مخفیانه باهات حرف می‌زدیم

650
00:49:14,000 --> 00:49:16,458
‫اومدن من و سربازهام به شهر
‫ریسک بزرگیه

651
00:49:16,541 --> 00:49:18,375
‫ارتش دیوار بیرونی رو کنترل می‌کنه

652
00:49:18,458 --> 00:49:22,166
‫دای‌لی شهر رو کنترل می‌کنه،
‫و نمی‌خوان ما حرف بزنیم

653
00:49:22,250 --> 00:49:23,291
‫چرا؟

654
00:49:23,375 --> 00:49:25,333
‫چون لشکر عظیمِ ملت آتش

655
00:49:25,416 --> 00:49:26,416
‫اون بیرون داره گرد هم میاد

656
00:49:26,500 --> 00:49:27,958
‫حمله نزدیکه

657
00:49:28,041 --> 00:49:31,083
‫ولی تو گفتی تو باسینگ‌سه
‫جنگی وجود نداره

658
00:49:31,166 --> 00:49:34,083
‫توی قصر انتظار داشتی چی بگم؟

659
00:49:34,166 --> 00:49:36,875
‫اون مهمونی پر از مأمورهای دای‌لی بود

660
00:49:37,708 --> 00:49:38,916
‫برای همینه که...

661
00:49:39,541 --> 00:49:42,208
‫ببین، همین الاناست که
‫ناظر دای‌لیِ جنابعالی

662
00:49:42,291 --> 00:49:44,583
‫یه جستجوی گسترده برات راه بندازه

663
00:49:44,666 --> 00:49:45,875
‫ناظرم؟

664
00:49:46,875 --> 00:49:47,958
‫جودی

665
00:49:48,041 --> 00:49:51,208
‫گفتی یه پیام فوری برای پادشاه خاک داری

666
00:49:51,291 --> 00:49:53,231
‫می‌تونم کمکت کنم به دستش برسونیش

667
00:49:53,243 --> 00:49:55,500
‫اگه کمک کنی وادارش کنم دست به کار بشه

668
00:49:56,833 --> 00:49:58,833
‫چی می‌خواستی بهش بگی؟

669
00:49:59,958 --> 00:50:04,041
‫منو بی‌هوش کردی و دزدیدی.
‫چجوری بهت اعتماد کنم؟

670
00:50:05,625 --> 00:50:09,000
‫رهبر جنگجویان کیوشی، سوکی

671
00:50:09,083 --> 00:50:11,333
‫وقتی ازش کمک خواستم
‫یه چیزی بهم گفت

672
00:50:11,416 --> 00:50:14,250
‫چیزی که تو مدتها پیش بهش گفتی

673
00:50:15,291 --> 00:50:18,750
‫اینکه تو جایی که تو ازش اومدی،
‫مردم به هم کمک می‌کردن

674
00:50:20,416 --> 00:50:23,166
‫این همون دنیاییه که می‌خوایم برگردونیم

675
00:50:30,833 --> 00:50:32,875
‫ستاره‌ی دنباله‌دار بزرگ داره برمی‌گرده

676
00:50:32,958 --> 00:50:35,625
‫همون ستاره‌ای که به آتش‌افزارها
‫قدرت وحشتناکی میده

677
00:50:35,708 --> 00:50:37,550
‫صد سال پیش با کمک همون

678
00:50:37,562 --> 00:50:39,416
‫تونستن کوچ‌نشینان باد رو از بین ببرن

679
00:50:40,875 --> 00:50:42,333
‫می‌دونی کِی می‌رسه؟

680
00:50:42,416 --> 00:50:45,583
‫برای همین ستوانت رو تعقیب کردم.
‫فکر کردم از طرف دای‌لی‌ـه

681
00:50:45,666 --> 00:50:48,625
‫اونا تنها کسی که مدرک داره
‫رو زندانی کردن: سای

682
00:50:48,708 --> 00:50:51,458
‫لانگ فنگ تنها کسی بوده
‫که برای پیدا کردنش بهمون کمک کرده

683
00:50:51,541 --> 00:50:52,875
‫لانگ فنگ؟

684
00:50:53,416 --> 00:50:55,291
‫اون قوی‌ترین متحد ما تو شهر بوده

685
00:50:55,375 --> 00:50:57,500
‫داره کمکمون می‌کنه دای‌لی رو دور بزنیم

686
00:50:57,583 --> 00:50:58,416
‫آنگ

687
00:50:59,291 --> 00:51:01,166
‫لانگ فنگ خودِ دای‌لی‌ـه

688
00:51:05,291 --> 00:51:09,083
‫نه، اینطور نیست.
‫دای‌لی نگهبان‌های پادشاهن

689
00:51:09,166 --> 00:51:11,351
‫که تحت فرمان لانگ فنگ کار می‌کنن

690
00:51:11,363 --> 00:51:13,500
‫فقط و فقط خودش دای‌لی رو اداره می‌کنه

691
00:51:13,583 --> 00:51:15,500
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

692
00:51:16,000 --> 00:51:19,625
‫نه! اشتباه می‌کنی.
‫لانگ فنگ دوست منه

693
00:51:21,625 --> 00:51:24,250
‫لانگ فنگ تا حالا گذاشته پادشاه رو ببینی؟

694
00:51:26,541 --> 00:51:27,750
‫صحبت باهات اشتباه بود

695
00:51:28,250 --> 00:51:29,583
‫آواتار، صبر کن!

696
00:51:40,750 --> 00:51:42,291
‫باید پادشاه خاک رو ببینم

697
00:51:43,750 --> 00:51:46,125
‫همین الان می‌خوام پادشاه خاک رو ببینم!

698
00:51:46,625 --> 00:51:47,500
‫آنگ

699
00:51:48,375 --> 00:51:49,916
‫غافلگیر شدم

700
00:51:50,000 --> 00:51:51,750
‫می‌خوام پادشاه خاک رو ببینم

701
00:51:51,833 --> 00:51:54,625
‫همونطور که بهت گفتم،
‫عملی کردنش خیلی سخته

702
00:51:54,708 --> 00:51:57,166
‫ارتش ملت آتش درست پشت دیواره

703
00:51:57,250 --> 00:51:58,291
‫خبر داشتی؟

704
00:51:58,875 --> 00:52:01,291
‫ما اینجا از هر ارتشی کاملاً در امانیم

705
00:52:01,375 --> 00:52:02,916
‫تا الان باید اینو فهمیده باشی

706
00:52:05,750 --> 00:52:08,541
‫در باسینگ‌سه جنگی در کار نیست

707
00:52:09,875 --> 00:52:10,791
‫دیروقته

708
00:52:10,875 --> 00:52:13,333
‫چطوره به جودی بگم
‫تا خونه همراهیت کنه؟

709
00:52:13,916 --> 00:52:15,291
‫صبح می‌بینمت

710
00:52:17,708 --> 00:52:18,583
‫تو کی هستی؟

711
00:52:19,875 --> 00:52:21,208
‫من جودی هستم

712
00:52:25,125 --> 00:52:26,125
‫نه، ممنون

713
00:52:26,666 --> 00:52:27,875
‫خودم میرم بیرون

714
00:52:29,833 --> 00:52:31,041
‫شب خوبی داشته باشی آنگ

715
00:52:31,125 --> 00:52:33,666
‫و یادت باشه، من و تو

716
00:52:34,333 --> 00:52:35,833
‫در کنار همیم

717
00:52:48,375 --> 00:52:49,416
‫تو کجا رفتی؟

718
00:52:50,291 --> 00:52:52,750
‫آنگ. باید یه چیزی بهت بگم

719
00:52:52,833 --> 00:52:55,083
‫پنج ثانیه بعد از اینکه رفتم
‫جودی دوید دنبالم

720
00:52:55,166 --> 00:52:56,583
‫نزدیک بود کل برنامه رو خراب کنه

721
00:52:56,666 --> 00:52:58,333
‫- ببخشید
‫- اشکالی نداره

722
00:52:58,416 --> 00:53:01,375
‫اصلاً بهت نیاز نداشتم.
‫خودم جمعش کردم

723
00:53:02,708 --> 00:53:03,916
‫گفتم ببخشید. من...

724
00:53:07,166 --> 00:53:08,250
‫چی شده؟

725
00:53:09,583 --> 00:53:11,291
‫فهمیدی کی دنبالت بوده؟

726
00:53:11,375 --> 00:53:12,541
‫آره

727
00:53:13,333 --> 00:53:14,375
‫فهمیدم

728
00:53:14,458 --> 00:53:18,083
‫بچه‌ها، حسابی تو دردسر افتادیم

729
00:54:01,666 --> 00:54:04,416
‫دیگه لازم نیست نگران
‫ارتش ملت آتش باشین

730
00:54:07,083 --> 00:54:08,583
‫این ژنرال‌شونه

731
00:54:09,125 --> 00:54:11,583
‫مقاومت کرد، ولی حریفمون نشد

732
00:54:18,791 --> 00:54:22,791
‫به جنگجویان نامدار کیوشی که
‫به باسینگ‌سه برگشتند، خوشامد میگیم

733
00:54:29,282 --> 00:54:49,282
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

