﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:14,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:14,803 --> 00:00:17,803
‫♪ Steelfeather - With the Devil, I'm Going Down ♪

3
00:00:48,916 --> 00:00:49,851
‫برو!

4
00:00:49,875 --> 00:00:51,291
‫- یک، دو... سه!
‫- سه!

5
00:01:06,125 --> 00:01:07,125
‫- حاضری؟
‫- آره

6
00:01:11,208 --> 00:01:13,760
‫یالا، یاکو. خواهش می‌کنم

7
00:01:22,333 --> 00:01:24,500
‫یالا!

8
00:01:30,791 --> 00:01:31,916
‫چه بلایی سرت اومد؟

9
00:01:33,000 --> 00:01:36,041
‫با نیروی امنیتی دعوام شد

10
00:01:47,416 --> 00:01:49,541
‫بدجوری زخمی شدی

11
00:01:51,083 --> 00:01:52,791
‫باید بخیه بخوره

12
00:01:59,625 --> 00:02:00,625
‫مکس

13
00:02:01,333 --> 00:02:04,433
‫وقتی مشت آخر رو زدم
‫صدای شکستنش رو شنیدم

14
00:02:04,674 --> 00:02:09,291
‫توی زندان چندین بار دعوا کردم،
‫ولی هیچوقت این صدا رو نشنیده بودم

15
00:02:09,515 --> 00:02:11,540
‫بدجوری زمین خورد

16
00:02:12,500 --> 00:02:13,895
‫چشم‌هاش باز بود

17
00:02:16,390 --> 00:02:18,890
‫ممکنـه دومین کسی باشه که
‫جونش رو گرفتم

18
00:02:38,333 --> 00:02:39,708
‫شونه‌ات چی شده؟

19
00:02:41,250 --> 00:02:42,958
‫در رفته

20
00:02:51,291 --> 00:02:53,791
‫باید جا بندازمش

21
00:02:58,471 --> 00:02:59,471
‫خدایا!

22
00:03:01,916 --> 00:03:03,092
‫چی شده؟

23
00:03:03,117 --> 00:03:05,158
‫نمی‌دونم. من که پرستار نیستم

24
00:03:05,183 --> 00:03:08,391
‫دوره‌ی کمک‌های اولیه دیدم
‫که فقط خون بگیرم...

25
00:03:08,416 --> 00:03:09,916
‫بالاخره یه چیزهایی می‌دونی دیگه؟

26
00:03:10,416 --> 00:03:14,500
‫به نظر آسیب سنگینی به سرش وارد شده، ولی
‫ممکنـه مغزش از کار افتاده باشد یا تو کما باشه

27
00:03:14,525 --> 00:03:15,777
‫نمی‌دونم

28
00:03:15,802 --> 00:03:18,699
‫- حالا چیکار کنیم، مینروا
‫- باید از اینجا ببریمش

29
00:03:21,041 --> 00:03:23,458
‫- کسی جایی نمیره
‫- به دکتر نیاز داره

30
00:03:23,541 --> 00:03:26,916
‫دکتر، سیتی اسکن،
‫شاید هم جراحی مغزی بخواد، لعنتی

31
00:03:27,000 --> 00:03:30,000
‫مینروا، هرچی بیشتر منتظر بمونیم
‫خطر جدی‌تری تهدیدش می‌کنه

32
00:03:31,625 --> 00:03:33,208
‫ضربانش داره پایین میاد

33
00:03:33,233 --> 00:03:34,991
‫اگه یه دکتر بیاریم چی؟

34
00:03:35,016 --> 00:03:38,016
‫- اونوقت چی بهش بگیم؟
‫- هیچی

35
00:03:38,041 --> 00:03:42,166
‫اگه بهش ۱۵ میلیون یورو بدیم،
‫اونم دیگه سؤالی نمی‌پرسه. ختم کلام

36
00:03:42,191 --> 00:03:45,024
‫خوش ندارم ضدحال بزنم،
‫ولی به یه متخصص مغز و اعصاب نیاز داریم

37
00:03:45,049 --> 00:03:46,716
‫نه یه پزشکِ اورژانش

38
00:03:46,741 --> 00:03:50,600
‫با پزشک اطفال یا
‫پزشک گوش و حلق و بینی کار درنمیاد

39
00:03:50,625 --> 00:03:52,791
‫بعیده دکتری گیرمون بیاد

40
00:03:52,816 --> 00:03:53,991
‫بعیده؟

41
00:03:54,016 --> 00:03:58,141
‫حتی اگه پول هنگفتی هم بدیم،
‫ممکنـه اینجا بیان و قبول نکنن

42
00:03:58,166 --> 00:03:59,958
‫اونوقت میشه قوزِ بالا قوز

43
00:03:59,983 --> 00:04:02,008
‫قوز بالا قوز کجا بود؟

44
00:04:02,033 --> 00:04:04,450
‫اونوقت خیلی ازمون می‌دونن و
‫نمی‌تونیم بذاریم برن

45
00:04:09,811 --> 00:04:14,324
‫ضربان قلبش روی ۴۵ـه و داره پایین‌تر میاد.
‫اینجوری ایست قلبی می‌کنه

46
00:04:14,349 --> 00:04:16,183
‫آلین، گارسیا، باهام بیاید

47
00:04:16,208 --> 00:04:19,250
‫یه چیزی می‌خوام که بهش فشار بیارم

48
00:04:19,750 --> 00:04:21,333
‫بیا اینجا، برگرد

49
00:04:21,416 --> 00:04:22,458
‫تکیه بده بهم

50
00:04:22,541 --> 00:04:24,458
‫می‌خوای چیکار کنی؟

51
00:04:25,750 --> 00:04:26,833
‫خیلی‌خب

52
00:04:26,916 --> 00:04:28,333
‫یه نفس عمیق بکش

53
00:04:28,416 --> 00:04:29,833
‫نفس عمیق؟

54
00:04:29,858 --> 00:04:33,560
‫بچه که بودی
‫کادوی محبوبت واسه کریسمس چی بود؟

55
00:04:33,585 --> 00:04:35,251
‫آسیا، چی تو سرتـه؟

56
00:04:35,791 --> 00:04:38,458
‫می‌خوام استخوون بازوت رو
‫توی شونه‌ات جا بدم

57
00:04:38,483 --> 00:04:39,954
‫بلدی؟

58
00:04:41,625 --> 00:04:43,356
‫یالا، مکس

59
00:04:43,916 --> 00:04:45,125
‫کادوی محبوب کریسمست؟

60
00:04:51,666 --> 00:04:53,458
‫توپ فوتبال

61
00:04:53,958 --> 00:04:55,375
‫یه کنسولِ بازی

62
00:04:55,400 --> 00:04:57,581
‫یه دوچرخه‌ی دنده‌ای که دزدیدنش

63
00:04:58,041 --> 00:04:59,241
‫- گه توش!
‫- ببخشید!

64
00:04:59,266 --> 00:05:00,766
‫ببخشید. خوب پیش نرفت

65
00:05:00,791 --> 00:05:02,875
‫کلاس آسیب‌های ارتوپدی رفتی؟

66
00:05:02,958 --> 00:05:05,125
‫نه، هنوز نرفتم.
‫اون واسه سال پنجمـه

67
00:05:05,208 --> 00:05:08,333
‫ولی آناتومی رو پاس کردم،
‫می‌دونم اسکلت بدن چه شکلیـه و

68
00:05:08,416 --> 00:05:11,500
‫می‌دونم استخوون بازوت
‫اونجایی که باید باشه نیست

69
00:05:12,083 --> 00:05:14,625
‫بیا اینجا.
‫باید به یه چیزی تکیه بدم

70
00:05:18,625 --> 00:05:21,375
‫خیلی‌خب، اینجا بشین.
‫این گوشه

71
00:05:21,400 --> 00:05:22,608
‫روبه‌روی من

72
00:05:27,681 --> 00:05:29,514
‫می‌دونی عصب‌ها کجان؟

73
00:05:30,458 --> 00:05:33,083
‫می‌خوام از تیکه‌گاهم
‫به عنوان اهرم استفاده کنم

74
00:05:35,039 --> 00:05:38,526
‫اگه به عصب فشار بیاری،
‫ممکنـه دستم تا ابد فلج شه

75
00:05:38,551 --> 00:05:41,676
‫الان نگران اینی؟
‫می‌ترسی به عصب دستت آسیب بزنم؟

76
00:05:50,083 --> 00:05:53,166
‫از اینجا که بیرون بریم،
‫میری زیر تیغ جراحی

77
00:05:53,250 --> 00:05:56,625
‫چون با توجه به حرفِ تو،
‫اون بیرون همه‌چی روبراهـه، نه؟

78
00:05:57,791 --> 00:06:00,916
‫شاید یه بیمارستان توی هیروشیما
‫داره شبانه‌روز کار می‌کنه

79
00:06:02,291 --> 00:06:03,458
‫بذار ببینم

80
00:06:19,750 --> 00:06:20,750
‫آسیا

81
00:06:22,291 --> 00:06:24,708
‫یه مورد اورژانسی داریم.
‫به کمکت نیاز داریم

82
00:06:28,625 --> 00:06:29,958
‫خیلی وقت نداریم

83
00:06:31,500 --> 00:06:32,833
‫دهنتو ببند!

84
00:06:40,916 --> 00:06:42,041
‫بریم

85
00:07:00,333 --> 00:07:03,250
‫مردمک‌هاش خیلی گشادن.
‫به نور واکنشی نشون نمیدن

86
00:07:03,333 --> 00:07:04,916
‫ممکنـه تو کما باشه؟

87
00:07:04,941 --> 00:07:08,335
‫فکر نکنم. علائمش با
‫معیارهای «مقیاس گلاسکو» تطابق نداره

88
00:07:08,360 --> 00:07:11,666
‫اگه نایِش ضربه خورده،
‫ممکنـه هیپوکسی مغزی باشه

89
00:07:11,750 --> 00:07:12,916
‫یعنی چی؟

90
00:07:16,000 --> 00:07:18,916
‫مسیر جریان هوا مسدود شده و
‫خونی که به مغزش می‌رسه

91
00:07:18,941 --> 00:07:20,410
‫اکسیژن نداره

92
00:07:21,833 --> 00:07:23,833
‫ولی اونوقت بی‌هوش نمیشه

93
00:07:24,500 --> 00:07:26,000
‫شاید شوک عصبی باشه

94
00:07:26,083 --> 00:07:30,166
‫این باعث افت فشار خون و کندی ضربان میشه و
‫جریان خون به مغز رو کاهش میده

95
00:07:30,908 --> 00:07:32,158
‫خودشـه

96
00:07:33,041 --> 00:07:34,750
‫آتروپین می‌خوایم

97
00:07:35,875 --> 00:07:37,833
‫باید ضربان قلب رو افزایش بدیم

98
00:07:48,796 --> 00:07:49,796
‫مرسی

99
00:07:54,208 --> 00:07:55,583
‫خیلی‌خب

100
00:07:59,208 --> 00:08:00,625
‫زودباش، خواهش می‌کنم

101
00:08:29,833 --> 00:08:30,833
‫خدایا

102
00:08:38,250 --> 00:08:39,541
‫یاکو، آروم باش

103
00:08:40,140 --> 00:08:42,591
‫سرت آسیب دیده

104
00:08:42,616 --> 00:08:45,287
‫باید استراحت کنی، خب؟

105
00:08:52,375 --> 00:08:58,375
‫« پناهگاه میلیاردرها »

106
00:08:59,875 --> 00:09:01,875
‫« اُسوالدو فرناندز »

107
00:09:15,416 --> 00:09:18,208
‫بازم اُسوالدوئـه،
‫دست راستِ فالکون

108
00:09:18,708 --> 00:09:21,557
‫توی شیش ساعت اخیر
‫این پنجمین باریـه که زنگ می‌زنه

109
00:09:21,582 --> 00:09:23,790
‫دوتا تماس قبلی تصویری بودن

110
00:09:25,916 --> 00:09:29,625
‫اُسوالدو یک پیام تصویری
‫به گی‌یرمو فالکون ارسال کرده

111
00:09:29,708 --> 00:09:31,958
‫- مایل به مشاهده هستید؟
‫- بله، رکسان

112
00:09:32,625 --> 00:09:33,791
‫پخش کن

113
00:09:35,893 --> 00:09:38,516
‫ویلی، برام مهم نیست که رفتی فیلیپین

114
00:09:38,541 --> 00:09:41,541
‫تا یوگا کار کنی یا
‫با یه مشت دافیِ چینی بخوابی

115
00:09:41,566 --> 00:09:46,566
‫ولی باید مهم‌ترین خبر زندگیت رو بشنوی

116
00:09:48,208 --> 00:09:51,541
‫همون چیزی که توی
‫این ۲۰ سال اخیر منتظرش بودیم، پسر

117
00:09:51,625 --> 00:09:53,866
‫پس، باهام تماس بگیر. زنگ بزن

118
00:09:53,891 --> 00:09:57,766
‫زنگ، زنگ، زنگ، زنگ، زنگ

119
00:09:57,791 --> 00:10:02,166
‫زنگ، زنگ، زنگ، زنگ بزن!

120
00:10:04,125 --> 00:10:05,750
‫زنگ بزن!

121
00:11:03,458 --> 00:11:04,916
‫تو آدم کشتی، مکس

122
00:11:08,041 --> 00:11:09,875
‫این از خبر بد

123
00:11:12,166 --> 00:11:13,916
‫اما خبر خوب اینـه که

124
00:11:15,031 --> 00:11:16,919
‫احیاش کردیم

125
00:11:32,333 --> 00:11:34,958
‫نمی‌دونم چی در گوشِت خوندن،
‫ولی بدون که دفاع از خود بوده

126
00:11:35,041 --> 00:11:36,041
‫ساکت شو

127
00:11:37,000 --> 00:11:38,875
‫حرف‌هات تو کتم نمیره

128
00:11:43,125 --> 00:11:45,666
‫فقط این آزمایشـه که برام مهمـه

129
00:11:46,625 --> 00:11:49,474
‫این که چی میشه وقتی
‫یه بچه مایه رو بندازی زندان؟

130
00:11:49,499 --> 00:11:51,249
‫می‌تونم بهت بگم

131
00:11:52,625 --> 00:11:55,577
‫چون خودم زندان بودم،
‫خودم هم یه سری سؤال‌ها دارم

132
00:11:55,602 --> 00:11:56,602
‫که اینطور

133
00:11:57,416 --> 00:12:00,083
‫چرا از این مکان بوی تعفن زندان میاد؟

134
00:12:01,775 --> 00:12:03,351
‫من ۷۳تا دوربین دیدم

135
00:12:04,103 --> 00:12:06,272
‫یه سلول انفرادی هم دارید

136
00:12:06,666 --> 00:12:09,208
‫بهمون یونیفرم دادید و
‫گوشی‌هامون رو ازمون گرفتید

137
00:12:38,458 --> 00:12:40,623
‫یادت رفت بگی
‫اجازه‌ی حمل سلاح هم ندارید

138
00:12:45,291 --> 00:12:50,125
‫پیش خودتون چی فکر کردید، خانم؟
‫پولدارها شورش می‌کنن؟

139
00:12:50,958 --> 00:12:55,119
‫شورش با چوب‌های گلف؟
‫کودتای «شبِ شال‌های بلند»؟

140
00:12:56,375 --> 00:12:57,833
‫نمی‌خواد منو خانم صدا کنی

141
00:13:14,535 --> 00:13:16,064
‫بدید زخمش رو بخیه بزنن

142
00:13:24,541 --> 00:13:25,708
‫دنبالم بیاید

143
00:13:32,791 --> 00:13:35,000
‫دو به دو جلوی هر میز وایسید

144
00:13:48,111 --> 00:13:50,991
‫این بالاترین نقطه‌ی پناهگاهـه

145
00:13:51,016 --> 00:13:55,558
‫در حال حاضر، اولویت ما
‫برقراری ارتباط با جهانِ بیرونـه

146
00:13:55,583 --> 00:13:57,333
‫به همین خاطر از شما کمک خواستیم

147
00:13:57,916 --> 00:14:00,166
‫بعد از انفجار،
‫ما آنتن‌‌هامون رو از دست دادیم

148
00:14:00,250 --> 00:14:03,958
‫غیر از آنتن پشتیبانی که
‫قرار بود وقتی بقیه کار نکردن فعال بشه

149
00:14:04,041 --> 00:14:05,875
‫به دلیل دمای بالا،

150
00:14:05,958 --> 00:14:08,875
‫آنتن کمکی فقط ۶۳ سانتی‌متر بالا میره

151
00:14:08,958 --> 00:14:11,791
‫با این حال،
‫معتقدیم که همچنان کار می‌کنه

152
00:14:12,375 --> 00:14:15,375
‫واسه همین شما رو آوردیم.
‫این پایه‌ی آنتنـه

153
00:14:15,458 --> 00:14:18,333
‫قراره یه تجربه‌ی وحشتناک و
‫منزوی‌کننده بهشون بدیم

154
00:14:18,475 --> 00:14:19,975
‫قطعی ارتباطات

155
00:14:20,000 --> 00:14:25,166
‫تصور کن دائماً از خودشون بپرسن:
‫«اون بیرون کسی هست؟»

156
00:14:28,043 --> 00:14:30,957
‫این‌ها سیستم‌های ارتباطیِ موج‌کوتاه هستن

157
00:14:31,625 --> 00:14:36,267
‫شبیه به اونایی که واسه مخابره با
‫کشتی‌ها توی فواصل دور استفاده میشن

158
00:14:36,528 --> 00:14:40,000
‫شما رو بر اساس میزان تسلطی که
‫به زبان‌های خارجه دارید انتخاب کردیم

159
00:14:40,083 --> 00:14:43,041
‫همونطور که مشاهده می‌کنید،
‫روی هر میز رادیو روی یک فرکانس مجزاست

160
00:14:43,125 --> 00:14:45,041
‫تا درخواست کمک ارسال کنه

161
00:14:45,125 --> 00:14:48,142
‫شما از کدهای بین‌المللی استفاده می‌کنید:
‫«مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی»

162
00:14:48,167 --> 00:14:50,590
‫«اینجا پارک زیرزمینی کیمراست،
‫صدای منو دارید؟»

163
00:14:51,251 --> 00:14:55,126
‫اگه کسی جواب داد،
‫این مختصات ماست

164
00:14:55,708 --> 00:14:58,291
‫می‌تونید دست‌به‌کار شید.
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

165
00:15:07,724 --> 00:15:09,471
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

166
00:15:09,496 --> 00:15:11,425
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست،
‫صدای منو دارید؟

167
00:15:11,450 --> 00:15:13,165
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

168
00:15:13,260 --> 00:15:16,517
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست،
‫صدای منو دارید؟

169
00:15:21,500 --> 00:15:22,825
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

170
00:15:22,850 --> 00:15:23,943
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست

171
00:15:25,803 --> 00:15:27,824
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

172
00:15:27,849 --> 00:15:29,941
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست

173
00:15:35,994 --> 00:15:37,440
‫چرا تو خودتی؟

174
00:15:40,083 --> 00:15:42,584
‫به خاطر رافاست. نگرانشم

175
00:15:42,916 --> 00:15:45,583
‫از این پشیمون نیستم که ازش جدا شدم.
‫حس می‌کنم راحت شدم

176
00:15:45,666 --> 00:15:48,333
‫ولی حس می‌کنم
‫میشد بهش آسون‌تر بگیرم

177
00:15:48,416 --> 00:15:50,875
‫حرف‌های زشتی زدم.
‫واقعاً حقش نبود

178
00:15:50,958 --> 00:15:52,916
‫مگه چی گفتی؟

179
00:15:53,000 --> 00:15:56,875
‫مسئله این نیست.
‫می‌خوام بگم باهاش مهربون نبودم

180
00:15:58,089 --> 00:16:00,158
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

181
00:16:00,183 --> 00:16:02,928
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدای منو داری؟

182
00:16:08,659 --> 00:16:10,159
‫بهش گفتم رقت‌انگیزه

183
00:16:10,184 --> 00:16:11,850
‫اینو که خودش از ۱۱ سالگی می‌دونست

184
00:16:11,875 --> 00:16:14,208
‫این هم گفتم که هیچوقت دوستش نداشتم و

185
00:16:14,291 --> 00:16:17,500
‫عاشق یکی دیگه بودم

186
00:16:17,525 --> 00:16:21,396
‫گفتم قلبم واسه یکی دیگه می‌تپید.
‫کارم درست نبود

187
00:16:25,250 --> 00:16:27,333
‫هدفون رو بذار زمین ببینم

188
00:16:27,416 --> 00:16:30,875
‫حالا یه لحظه پیام ندی
‫دنیا که به آخر نمی‌رسه

189
00:16:30,958 --> 00:16:32,829
‫قلبت واسه کی می‌تپید؟

190
00:16:32,854 --> 00:16:35,808
‫چه فرقی می‌کنه؟ مهم نیست.
‫تو که نمی‌شناسیش

191
00:16:35,833 --> 00:16:39,341
‫پس رابطه‌ی جدیدمون رو
‫قراره با پنهون‌کاری شروع کنیم؟

192
00:16:42,163 --> 00:16:44,031
‫مربی یوگام

193
00:16:44,750 --> 00:16:45,886
‫دروغ میگی!

194
00:16:45,911 --> 00:16:50,369
‫دروغ چرا؟
‫می‌دونستم نباید می‌گفتم

195
00:16:55,833 --> 00:16:57,250
‫چرا فکر می‌کنی دروغ میگم؟

196
00:16:57,333 --> 00:17:00,041
‫آدم دنبال معشوقه‌ای میره که
‫خلأهای زندگیش رو پر کنه

197
00:17:00,125 --> 00:17:03,333
‫اگه همسرت یه پخمه بود،
‫دیگه نباید بری سراغ یه پخمه‌ی دیگه

198
00:17:03,416 --> 00:17:05,666
‫از کجا می‌دونی مربی یوگام پخمه‌ست؟

199
00:17:05,750 --> 00:17:09,875
‫ببین عزیزم، مربی‌های یوگا
‫توی این دوره‌زمونه بزرگ‌ترین پخمه‌های دنیان

200
00:17:09,958 --> 00:17:12,958
‫سعی کردن به جایی برسن،
‫استرس گرفتن و

201
00:17:13,048 --> 00:17:17,632
‫رفتن سمت مراقبه و یوگا تا
‫از میان‌مایگی خودشون دوری کنن

202
00:17:17,708 --> 00:17:21,000
‫حالا همون‌ها
‫قهرمان آدم‌های غمگین‌‌ان که

203
00:17:21,083 --> 00:17:23,500
‫میان روی تشک‌های عرقی دراز می‌کشن و

204
00:17:23,583 --> 00:17:26,693
‫از فکر به زندگی مصیبت‌بارشون دوری می‌کنن

205
00:17:26,718 --> 00:17:28,175
‫همه‌شون سر تا پا یه کرباسن

206
00:17:28,200 --> 00:17:31,850
‫باید دنبال یه عوضی که
‫کوهِ تستوسترونـه می‌رفتی که

207
00:17:31,875 --> 00:17:33,623
‫کاری کنه بعد از رابطه نتونی راه بری

208
00:17:33,648 --> 00:17:36,434
‫نه یه مردی که
‫دنپایی لاانگشتی پاشـه و ماندالا می‌کشه

209
00:17:38,028 --> 00:17:39,725
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

210
00:17:39,750 --> 00:17:42,942
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدای منو دارید؟

211
00:17:44,583 --> 00:17:47,743
‫امروز صبح روی تخت
‫چشم‌هام رو باز کردم و

212
00:17:49,375 --> 00:17:51,833
‫از رکسان خواستم ساعت رو بگه

213
00:17:51,858 --> 00:17:54,442
‫ساعت ۸:۳۰ صبحـه

214
00:17:54,467 --> 00:17:56,151
‫خواب خوبی داشتی، رافا؟

215
00:17:56,774 --> 00:17:57,982
‫راستش، خیلی هم خوب نبود

216
00:17:58,007 --> 00:18:01,023
‫سرتون رو درد نیارم،
‫نشستیم و باهم حرف زدیم

217
00:18:01,416 --> 00:18:06,500
‫ازم پرسید که می‌خوابم
‫یا برام قهوه درست کنه

218
00:18:06,583 --> 00:18:07,958
‫قهوه‌ی تلخ

219
00:18:10,814 --> 00:18:11,992
‫ممنون

220
00:18:12,148 --> 00:18:14,606
‫ازش پرسیدم چه آهنگی رو دوست داره

221
00:18:15,125 --> 00:18:18,041
‫گفت از هر سبکی لذت می‌بره

222
00:18:18,708 --> 00:18:21,500
‫ولی از همه بیشتر عاشق لوس سِکرتوسـه

223
00:18:23,750 --> 00:18:25,666
‫واسه همین ازش خواستم
‫یه آهنگ از همون گروه بذاره

224
00:18:26,457 --> 00:18:28,457
‫♪ Los Secretos - La calle del olvido ♪

225
00:18:29,958 --> 00:18:35,875
‫وقتی که داشتم بهش گوش می‌دادم،
‫یه پیوند عجیبی رو با رکسان حس کردم

226
00:18:46,375 --> 00:18:47,916
‫تا وقتی که فهمیدم

227
00:18:48,000 --> 00:18:51,416
‫چند روز پیش هم خواسته بودم
‫از همون گروه آهنگ بذاره و

228
00:18:53,041 --> 00:18:54,666
‫بعدش احساس حماقت کردم

229
00:18:57,208 --> 00:19:00,416
‫اونم داشت عینهو همسرم
‫منو مسخره می‌کرد

230
00:19:01,833 --> 00:19:04,450
‫مکالمه‌ای که با اون دستگاه داشتم

231
00:19:05,416 --> 00:19:08,333
‫فرقی با صحبت‌هام با فریدا

232
00:19:08,416 --> 00:19:09,916
‫توی ۲۰ سال اخیر نداشت

233
00:19:17,750 --> 00:19:21,875
‫با یه اِی‌آی ازدواج کرده بودم.
‫یه هوش مصنوعی

234
00:19:25,333 --> 00:19:26,333
‫رکسان

235
00:19:27,958 --> 00:19:29,041
‫آهنگ رو قطع کن

236
00:19:30,833 --> 00:19:35,083
‫وقتی که همسرم ترکم کرد،
‫از تنهایی می‌ترسیدم

237
00:19:36,501 --> 00:19:38,250
‫ولی این یه جور ترسِ غیرعقلانیـه

238
00:19:39,541 --> 00:19:41,208
‫خیلی وقت‌ها تنها بودم

239
00:19:42,333 --> 00:19:46,250
‫ممنون که این رو
‫باهامون به اشتراک گذاشتی، آقای وارلا

240
00:19:48,927 --> 00:19:51,752
‫اینجور لحظات چالش‌برانگیزن

241
00:19:52,458 --> 00:19:57,666
‫ولی گروه‌درمانی هم
‫واسه همین چیزهاست، مگه نه؟

242
00:19:58,291 --> 00:20:01,721
‫ما از طریق مکالمات‌مون درمان می‌شیم

243
00:20:03,041 --> 00:20:04,833
‫فالکون خیلی ساکتـه

244
00:20:04,916 --> 00:20:06,041
‫یکم بهش فشار بیار

245
00:20:07,208 --> 00:20:09,875
‫شما حالتون چطوره، آقای فالکون؟

246
00:20:12,083 --> 00:20:15,875
‫می‌خواید چیزی به
‫صحبت‌های آقای وارلا اضافه کنید؟

247
00:20:17,333 --> 00:20:19,125
‫بله، البته

248
00:20:25,333 --> 00:20:26,541
‫می‌دونید این چیـه؟

249
00:20:27,291 --> 00:20:31,289
‫لیست دوستان خوبی که
‫اون بیرون تنهاشون گذاشتم

250
00:20:31,314 --> 00:20:32,689
‫هفت نفرشون

251
00:20:34,083 --> 00:20:35,083
‫دوستانم

252
00:20:36,583 --> 00:20:39,002
‫ثروت من به ارزش ۵۰ میلیارد یوروئـه

253
00:20:39,268 --> 00:20:43,199
‫سال‌هایی بود که درآمدها
‫نزدیک به ۲۸ درصد افت کرد. شیوع بیماری

254
00:20:43,224 --> 00:20:45,308
‫اضطراب مردم

255
00:20:45,333 --> 00:20:47,083
‫باید کارگرها رو بیرون می‌کردیم

256
00:20:47,108 --> 00:20:50,692
‫واسه کنترل اضطرابی که داشتم
‫باید دارو مصرف می‌کردم

257
00:20:50,833 --> 00:20:53,333
‫آدم که کل زندگیش رو
‫صرف پول درآوردن می‌کنه،

258
00:20:53,416 --> 00:20:55,708
‫عینهو همستر روی چرخ می‌دوئـه

259
00:20:56,833 --> 00:20:59,708
‫پارادوکس احمقانه‌ی یه میلیونر که...

260
00:21:00,750 --> 00:21:04,791
‫واسه پول عذاب می‌کشه،
‫پولی که حتی خرجش هم نمی‌کنه و

261
00:21:08,488 --> 00:21:13,875
‫با بخش کوچیکی از اون پول
‫می‌تونستم کاری کنم که

262
00:21:13,958 --> 00:21:16,125
‫دوستانم هم وارد این پناهگاه بشن

263
00:21:16,791 --> 00:21:18,375
‫می‌تونستم نجات‌شون بدم

264
00:21:21,166 --> 00:21:22,416
‫پس، رافا...

265
00:21:24,708 --> 00:21:26,208
‫نگو که احساس تنهایی می‌کنی

266
00:21:27,375 --> 00:21:31,375
‫تو تنها دوست من
‫تو این دنیایی که برام مونده

267
00:21:34,833 --> 00:21:36,500
‫نمی‌ذارم به قهقرا کشیده شی

268
00:21:41,189 --> 00:21:42,689
‫این مردی که اینجاست

269
00:21:43,817 --> 00:21:46,484
‫کاری برای من کرد که
‫هرگز قادر به انجامش نبودم

270
00:21:46,902 --> 00:21:48,711
‫از اون لحظه بود که تحسینش کردم

271
00:21:49,208 --> 00:21:50,875
‫می‌دونید چه کسایی رو تحسین می‌کنیم؟

272
00:21:52,875 --> 00:21:54,943
‫اونایی که از ما بهترن

273
00:21:56,583 --> 00:21:59,083
‫دخترِ بزرگم طی یه تصادف کشته شد

274
00:22:00,750 --> 00:22:02,041
‫راننده پسرِ رافا بود

275
00:22:06,340 --> 00:22:08,048
‫جفت ۱۹ سالشون بود

276
00:22:08,750 --> 00:22:13,916
‫رافا تنها شاهدی بود که
‫دید پسرش قبل از اینکه پشت فرمون بشینه

277
00:22:14,000 --> 00:22:15,763
‫مست لایعقلـه و

278
00:22:16,007 --> 00:22:21,298
‫تنها خواسته‌ی من این بود که
‫ببینم پسرش توی زندان می‌پوسه

279
00:22:22,125 --> 00:22:24,666
‫ازش خواستم علیه پسرش شهادت بده

280
00:22:25,070 --> 00:22:26,630
‫ازش خواستم بین...

281
00:22:27,208 --> 00:22:30,750
‫عدالت و خونِ خودش یکی رو انتخاب کنه

282
00:22:32,958 --> 00:22:34,594
‫اون هم عدالت رو انتخاب کرد

283
00:22:39,252 --> 00:22:40,541
‫به خاطر من این کارو کرد

284
00:22:41,750 --> 00:22:43,333
‫مهم نیست چی شده

285
00:22:43,416 --> 00:22:46,041
‫مهم نیست کی چی گفته

286
00:22:46,595 --> 00:22:50,266
‫هر اتفاقی که بیفته،
‫من همیشه پشتت هستم

287
00:22:50,633 --> 00:22:53,503
‫تا تهش می‌تونی روم حساب کنی

288
00:23:13,894 --> 00:23:15,914
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک...

289
00:23:16,166 --> 00:23:17,250
‫نگاهش کن

290
00:23:18,083 --> 00:23:21,465
‫جوری اونجا وایساده که انگار
‫ناخدای کشتی کوئین مری روی پل فرماندهیـه

291
00:23:22,208 --> 00:23:23,541
‫خیلی کار رو جدی گرفته

292
00:23:23,625 --> 00:23:27,375
‫اینقدر تو اون بوت‌های بارونی خوبـه که
‫نیازی نیست لباس خاصی بپوشه

293
00:23:28,166 --> 00:23:29,500
‫میرم دستشویی

294
00:23:41,767 --> 00:23:44,458
‫چیزی به فرانسوی شنیدی؟

295
00:23:44,541 --> 00:23:46,166
‫چیکار می‌کنی، مامان؟

296
00:23:46,250 --> 00:23:48,458
‫مطمئنی به فرانسوی بود؟

297
00:23:48,541 --> 00:23:51,041
‫وایسا، بذار برم بپرسم

298
00:23:53,003 --> 00:23:55,750
‫ببخشید. شما فرانسوی بلدید، درستـه؟

299
00:23:55,833 --> 00:23:57,041
‫بله، چطور؟

300
00:23:57,125 --> 00:23:59,791
‫دخترم یه چیزی به فرانسوی شنید

301
00:24:01,926 --> 00:24:03,093
‫چی شنیدی؟

302
00:24:04,666 --> 00:24:07,083
‫یه سری کلمات. خیلی تصادفی

303
00:24:07,203 --> 00:24:09,061
‫«الو؟ الو؟»

304
00:24:09,086 --> 00:24:11,390
‫شبیه یه پیام اضطراری بود

305
00:24:14,551 --> 00:24:16,122
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

306
00:24:16,147 --> 00:24:18,232
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدای منو دارید؟

307
00:24:19,083 --> 00:24:20,083
‫چی شنیدن؟

308
00:24:20,125 --> 00:24:22,375
‫اون رادیوها که به آنتن متصل نیستن

309
00:24:25,250 --> 00:24:27,416
‫اون زنه سرطان لاعلاج داره

310
00:24:27,958 --> 00:24:29,291
‫مورفین مصرف می‌کنه

311
00:24:42,333 --> 00:24:43,333
‫چی شده؟

312
00:24:43,416 --> 00:24:45,625
‫انگاری یه چیزی به فرانسوی شنیدن

313
00:24:45,708 --> 00:24:47,450
‫گفتن جاهامون رو عوض کنیم

314
00:24:49,833 --> 00:24:52,416
‫ادامه بدید.
‫باید دوباره سیگنال رو پیدا کنیم

315
00:24:52,500 --> 00:24:54,916
‫برگردید به جاهاتون و
‫به کارتون ادامه بدید

316
00:24:56,199 --> 00:24:57,481
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

317
00:24:57,506 --> 00:24:59,502
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدای منو دارید؟

318
00:25:00,017 --> 00:25:01,590
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی

319
00:25:01,615 --> 00:25:03,342
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدای منو دارید؟

320
00:25:11,882 --> 00:25:13,507
‫آقای فالکون؟

321
00:25:14,791 --> 00:25:17,833
‫آقای فالکون، حمام بخار رایگانـه

322
00:25:19,500 --> 00:25:22,375
‫میشه به جاش ماساژ رایگان بدید؟

323
00:25:22,458 --> 00:25:24,583
‫گردنم خیلی درد می‌کنه

324
00:25:24,666 --> 00:25:27,291
‫تا آخر عمرم مدیون‌تون میشم

325
00:25:28,958 --> 00:25:30,445
‫حالا هر چند سالی که از عمرم مونده

326
00:25:31,500 --> 00:25:34,216
‫یه لحظه بذارید ببینم امکانش فراهمـه

327
00:25:34,241 --> 00:25:35,616
‫ممنون

328
00:25:42,208 --> 00:25:44,875
‫یادت نره که قراره
‫با میمی رابطه‌ات رو درست کنی

329
00:25:46,708 --> 00:25:48,291
‫میمی خانواده‌ی منـه

330
00:25:49,208 --> 00:25:52,375
‫این کاملاً فرق داره. فهمیدی؟

331
00:25:52,458 --> 00:25:57,333
‫می‌دونم همسرت چه حالی داره.
‫تو رابطه‌مون خودم یکی مثل میمی بودم

332
00:25:57,416 --> 00:25:59,333
‫من اون احمقِ ازهمه‌جا بی‌خبری بودم که

333
00:25:59,416 --> 00:26:02,833
‫نمی‌دونست همسرش
‫با مربی یوگاش تو رابطه‌ست

334
00:26:02,916 --> 00:26:04,083
‫تازه این تهش نیست!

335
00:26:05,083 --> 00:26:07,659
‫می‌گفت جونش براش در میره

336
00:26:07,684 --> 00:26:11,850
‫آب از سر من گذشته،
‫ولی واسه میمی هنوز وقت هست

337
00:26:11,875 --> 00:26:16,083
‫امتحان کردنِ گزینه‌های دیگه
‫یه جور ادای احترام به همسرتـه

338
00:26:16,875 --> 00:26:20,500
‫باید تمام تمایلات غریزی‌مون رو مهار کنیم

339
00:26:20,583 --> 00:26:24,833
‫تنها اون وقتـه که
‫خون درست به قلب و مغزمون می‌رسه و

340
00:26:24,916 --> 00:26:26,958
‫می‌تونیم روی عشق تمرکز کنیم

341
00:26:27,041 --> 00:26:30,500
‫تو اسم این رو احترام می‌ذاری؟

342
00:26:30,525 --> 00:26:31,661
‫دقیقاً

343
00:26:32,916 --> 00:26:36,750
‫چون اگه فقط با اون آدم باشی،
‫ممکنـه زندگی زناشوییت به خطر بیفته

344
00:26:40,625 --> 00:26:42,208
‫شرایط تو فرق داره

345
00:26:43,929 --> 00:26:47,826
‫شاید زندگی من به این خاطر
‫زود ازهم پاشید، چون فریدا...

346
00:26:49,916 --> 00:26:51,333
‫گزینه‌های دیگه‌ای رو امتحان کرد

347
00:26:53,000 --> 00:27:00,000


348
00:27:02,166 --> 00:27:05,041
‫واسه فردا ساعت سه
‫یه نوبت واسه فالکون رزرو کردم

349
00:27:05,125 --> 00:27:07,041
‫باشه؟ یادت نره

350
00:27:07,125 --> 00:27:08,708
‫- حتماً
‫- برو حوله‌ها رو بیار

351
00:27:08,791 --> 00:27:11,041
‫- آقای فالکون
‫- بله؟

352
00:27:11,541 --> 00:27:13,625
‫فردا ساعت سه می‌تونید تشریف بیارید

353
00:27:13,708 --> 00:27:18,083
‫راستش، ماساژ رو بهونه کردم تا
‫بتونم باهات خلوت کنم

354
00:27:18,166 --> 00:27:20,875
‫- اسمت چیـه؟
‫- اینگرید

355
00:27:20,958 --> 00:27:24,402
‫اینگرید. اون آقایی که پشتمـه رو می‌بینی؟

356
00:27:26,791 --> 00:27:29,208
‫دوست صمیمی منـه.
‫همسرش ولش کرده

357
00:27:29,298 --> 00:27:32,917
‫بهش گفته ۲۰ سال داشته براش
‫نقش بازی می‌کرده. باورت میشه؟

358
00:27:33,458 --> 00:27:35,803
‫بهم گفته فقط با رکسان صحبت می‌کنه

359
00:27:36,857 --> 00:27:39,229
‫باید براش یه گروهی از
‫دوستان پیدا می‌کردم تا

360
00:27:39,254 --> 00:27:42,166
‫باهاشون صحبت کنه،
‫بخنده و اوقات خوشی داشته باشه

361
00:27:42,250 --> 00:27:45,166
‫- کمکی ازت ساخته هست؟
‫- چه کمکی؟

362
00:27:46,125 --> 00:27:50,541
‫بیا باهامون مشروب بزن.
‫اگه بار رو باز کنی که خیلی خوب میشه

363
00:27:50,625 --> 00:27:53,875
‫- می‌دونم اینجا کار می‌کنی
‫- پس گردن‌تون درد نمی‌کنه، درستـه؟

364
00:27:53,958 --> 00:27:56,166
‫چرا. خیلی

365
00:27:56,833 --> 00:27:58,866
‫ولی کاریـه که شده

366
00:28:01,916 --> 00:28:04,166
‫مشتاق دیدارت بودم

367
00:28:04,250 --> 00:28:05,142
‫واقعاً؟

368
00:28:05,166 --> 00:28:08,041
‫خیلی چیزها راجع‌بهت شنیدم.
‫چیزهای خوب

369
00:28:08,125 --> 00:28:09,500
‫چی شنیدی؟

370
00:28:09,583 --> 00:28:12,666
‫شنیدم معجزه می‌کنی

371
00:28:12,691 --> 00:28:13,896
‫چرا اونوقت؟

372
00:28:14,500 --> 00:28:15,808
‫راستش رو بگم؟

373
00:28:17,041 --> 00:28:19,458
‫من ویلی رو
‫از وقتی ۱۷ سالش بود می‌شناختم

374
00:28:19,541 --> 00:28:22,250
‫دبیرستان و دانشگاه رو با دخترم بود

375
00:28:22,333 --> 00:28:26,250
‫هزار بار دیدم که
‫مست اومده خونه‌مون و

376
00:28:26,333 --> 00:28:28,833
‫یکشنبه‌ها دوست‌دخترهاش رو
‫می‌آورد استخرمون

377
00:28:28,916 --> 00:28:30,291
‫ماهی یکی دو بار

378
00:28:30,375 --> 00:28:32,375
‫من هم همیشه با خودم می‌گفتم:

379
00:28:32,400 --> 00:28:36,317
‫«خدا کنه فریدا عاشقش نشه»

380
00:28:36,342 --> 00:28:37,973
‫خدا رو شکر که نشد

381
00:28:39,083 --> 00:28:41,291
‫بعدش با همسرش، مارتا، آشنا شدم

382
00:28:41,958 --> 00:28:43,750
‫کلی عذاب کشید

383
00:28:44,333 --> 00:28:47,500
‫به طور کلی یا...؟

384
00:28:47,525 --> 00:28:50,392
‫به خاطر خیانتی که بهش کرد، عزیزم

385
00:28:50,750 --> 00:28:53,625
‫ویلی همیشه‌ی خدا می‌رفت و
‫یکی دو روزی پیداش نبود

386
00:28:53,708 --> 00:28:56,791
‫می‌گفت توی یه شهر دیگه
‫درگیر کسب و کارشـه

387
00:28:57,375 --> 00:29:01,541
‫- ولی مارتا می‌دونست منظورش از کار چیـه
‫- البته

388
00:29:01,625 --> 00:29:02,625
‫من هم بهش گفتم:

389
00:29:02,689 --> 00:29:06,939
‫«عزیزم، بهتره همسرت با
‫پنج شیش نفر بخوابه تا با یه نفر»

390
00:29:07,000 --> 00:29:08,875
‫چرا همچین حرفی زدی؟

391
00:29:08,958 --> 00:29:11,791
‫چون اگه هربار با یکی باشه،
‫هیچ کدوم براش اهمیتی ندارن

392
00:29:11,875 --> 00:29:16,750
‫البته همسرش هم مشخصاً براش مهم نبود

393
00:29:18,083 --> 00:29:22,000
‫ولی الان بیا و ببین.
‫موفق شدی

394
00:29:22,083 --> 00:29:24,533
‫تو زنی هستی که تونست عوضش کنه

395
00:29:25,041 --> 00:29:28,666
‫به محض این که
‫باهات اینجا اومدم، فهمیدم

396
00:29:29,458 --> 00:29:30,666
‫سربلند

397
00:29:31,208 --> 00:29:32,916
‫عاشق

398
00:29:33,625 --> 00:29:37,000
‫واسه همینـه که میگم معجزه می‌کنی

399
00:29:37,083 --> 00:29:42,208
‫خب... نظر لطف‌تونـه.
‫ولی همیشه اینجوری نبود

400
00:29:44,833 --> 00:29:46,500
‫کجا باهم آشنا شدید؟

401
00:29:48,125 --> 00:29:49,833
‫توی نمایش

402
00:29:50,375 --> 00:29:53,291
‫نمایش؟ بازی می‌کرد یا ساز می‌زد؟

403
00:29:54,000 --> 00:29:55,166
‫نه!

404
00:29:57,291 --> 00:29:58,958
‫نه، من مدل بودم

405
00:29:59,041 --> 00:30:01,666
‫مدل؟ چجور مدلی؟

406
00:30:01,750 --> 00:30:03,471
‫هر گوشه‌ای یه سرکی کشیدم

407
00:30:03,833 --> 00:30:07,556
‫حتی دوتا نمایش مُد هم
‫واسه ویکتوریا سیکرت انجام دادم

408
00:30:08,625 --> 00:30:10,000
‫جانم؟

409
00:30:12,541 --> 00:30:14,541
‫می‌دونستی منم اسمم ویکتوریاست و

410
00:30:15,242 --> 00:30:16,919
‫یه رازی هم دارم؟

411
00:30:17,625 --> 00:30:20,625
‫ولی فعلاً بهت نمیگم

412
00:30:29,128 --> 00:30:31,281
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی. سوخت‌مون تموم شده

413
00:30:31,306 --> 00:30:32,306
‫مِی‌دِی

414
00:30:32,407 --> 00:30:35,784
‫پرواز خصوصی ام‌اف‌ام-۳۴۲ صحبت می‌کنه

415
00:30:36,094 --> 00:30:39,448
‫حامل ۱۱ غیرنظامی،
‫سه نفر از مسافرین بچه‌ان

416
00:30:39,473 --> 00:30:41,787
‫توی یه وضعیت اضطراری هستیم

417
00:30:41,812 --> 00:30:43,723
‫سوخت‌مون تموم شده

418
00:30:46,791 --> 00:30:47,791
‫ببخشید، پپه

419
00:30:47,875 --> 00:30:49,375
‫صدای یه هواپیما میاد

420
00:30:54,214 --> 00:30:57,022
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست،
‫صدای منو داری؟

421
00:30:57,672 --> 00:31:00,212
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست،
‫صدای منو داری؟

422
00:31:00,393 --> 00:31:02,959
‫پرواز خصوصی ام‌اف‌ام

423
00:31:02,984 --> 00:31:08,348
‫تکرار می‌کنم. درخواست فرود
‫روی ناو هواپیمابری‌تون رو دارم

424
00:31:08,583 --> 00:31:10,625
‫یه هواپیمای غیرنظامی درخواست فرود کرده

425
00:31:10,708 --> 00:31:12,638
‫گفتن سوخت‌شون تموم شده

426
00:31:12,810 --> 00:31:15,246
‫ام‌اف‌ام-۳۴۲، صدای منو داری؟

427
00:31:15,271 --> 00:31:16,675
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست

428
00:31:16,700 --> 00:31:19,624
‫ناخدا ایگور ولکووا صحبت می‌کنه

429
00:31:19,734 --> 00:31:22,608
‫اجازه‌ی فرود صادر نشد!

430
00:31:24,625 --> 00:31:26,833
‫این فکر کی بود؟

431
00:31:27,786 --> 00:31:33,370
‫من. به نظرم یه جور جلوه‌ی دراماتیک داره
‫که هم‌زمان شاعرانه هم هست

432
00:31:33,428 --> 00:31:35,509
‫ما حین انجام یه مأموریت نظامی هستیم

433
00:31:35,534 --> 00:31:39,201
‫اگه به ناو نزدیک بشید،
‫بهمون شلیک می‌کنن

434
00:31:39,375 --> 00:31:41,375
‫توی هواپیما بچه هست

435
00:31:41,458 --> 00:31:46,166
‫هواپیمای غیرنظامی‌ای که می‌خواد
‫واسه نجات خودش روی یه ناو نظامی فرود بیاد

436
00:31:47,186 --> 00:31:50,186
‫♪ Mozart - The Marriage of Figaro ♪

437
00:31:51,375 --> 00:31:55,291
‫نمیشد یه پایان بهتری براش درنظر می‌گرفتیم؟

438
00:31:55,375 --> 00:31:56,472
‫یکم امیدبخش‌تر

439
00:31:58,369 --> 00:32:01,866
‫خواهش می‌کنم شرایط رو درنظر بگیرید.
‫ما داریم سقوط می‌کنیم!

440
00:32:01,891 --> 00:32:04,641
‫نه. نمی‌خوایم میهمانان‌مون
‫امیدی داشته باشن

441
00:32:04,666 --> 00:32:07,708
‫می‌خوایم حسابی پاپیون کنن

442
00:32:07,733 --> 00:32:09,622
‫به لحظه هم حواس‌شون پرت نشه

443
00:32:09,647 --> 00:32:12,584
‫کمک، سوخت‌مون تموم شده!
‫کمک، سوخت‌مون تموم شده!

444
00:32:12,609 --> 00:32:16,258
‫کمک کنید! سوخت‌مون تموم شده.
‫خواهش می‌کنم بذارید فرود بیایم!

445
00:32:16,283 --> 00:32:18,049
‫خواهش می‌کنم رحم کنید!

446
00:32:18,074 --> 00:32:19,949
‫نمی‌خوایم حوصله‌شون سر بره

447
00:32:19,974 --> 00:32:21,891
‫مردم وقتی حوصله‌شون سر میره،
‫به فکر فرو میرن:

448
00:32:21,916 --> 00:32:24,636
‫«چرا نریم بیرون و ببینیم چه خبره؟»

449
00:32:24,661 --> 00:32:26,344
‫چنین چیزی پذیرفتنی نیست

450
00:32:26,399 --> 00:32:29,031
‫اجازه‌ی فرود صادر نشد!

451
00:32:29,104 --> 00:32:32,558
‫کمک، سوخت‌مون تموم شده!
‫کمک، سوخت‌مون تموم شده!

452
00:32:32,583 --> 00:32:36,621
‫بنابراین باید با قصه‌ی
‫من‌درآوردی خودمون سرگرم‌شون کنیم

453
00:32:36,646 --> 00:32:41,180
‫خواهش می‌کنم! کمک کنید!
‫کمک! سوخت‌مون تموم شده!

454
00:33:04,258 --> 00:33:05,258
‫سلام

455
00:33:06,708 --> 00:33:07,786
‫چطوری؟

456
00:33:09,666 --> 00:33:11,958
‫امروز توی گروه‌درمانی دیدمت

457
00:33:12,541 --> 00:33:13,541
‫آره

458
00:33:20,416 --> 00:33:21,916
‫آزاردهنده‌ست، نه؟

459
00:33:22,000 --> 00:33:26,583
‫بین علامت‌های رو گردن و
‫سوختگی‌های دستگاه الکتروشوک

460
00:33:26,666 --> 00:33:27,916
‫حتماً خیلی آزارت میده

461
00:33:28,000 --> 00:33:29,000
‫نه

462
00:33:29,750 --> 00:33:31,166
‫به هیچ وجه. اصلاً معلوم نیست...

463
00:33:31,250 --> 00:33:33,325
‫باید خیلی دقت کنی، وگرنه...

464
00:33:33,916 --> 00:33:35,291
‫مشخص نیست

465
00:33:48,875 --> 00:33:52,291
‫بهت داروهای ضداضطراب دادن؟

466
00:33:53,744 --> 00:33:55,350
‫به من هیچی ندادن

467
00:33:55,375 --> 00:34:00,083
‫شاید می‌ترسن همه‌شون رو
‫جمع کنم و یه‌جا بندازم بالا

468
00:34:08,250 --> 00:34:11,336
‫میشه چندتا به من بدی؟
‫اینجوری دیگه راحت می‌خوابم

469
00:34:12,250 --> 00:34:14,291
‫همون موقع که دادن، خوردم

470
00:34:14,375 --> 00:34:15,375
‫دوتا قرص

471
00:34:15,416 --> 00:34:16,640
‫اولی رو انداختم بالا و

472
00:34:16,875 --> 00:34:18,541
‫بعدش هم اون یکی رو

473
00:34:27,000 --> 00:34:29,347
‫الینا؟ حالت چطوره؟

474
00:34:29,372 --> 00:34:30,747
‫روز به روز جلو میرم

475
00:34:31,208 --> 00:34:34,333
‫می‌دونم چی می‌کشی.
‫ما اینجاییم که حمایتت کنیم

476
00:34:34,416 --> 00:34:38,000
‫در واقع، رافا بهم گفت
‫دوست نداره تنهات بذاریم

477
00:34:42,583 --> 00:34:45,000
‫بهشون گفتم بارِ کوکتل رو باز کنن

478
00:34:45,833 --> 00:34:49,541
‫می‌تونیم مشروب بخوریم و صحبت کنیم.
‫تو هم باهامون میای؟

479
00:34:49,625 --> 00:34:52,208
‫معلومـه که میام. آره

480
00:34:58,041 --> 00:35:01,166
‫چرا حرف دهنم می‌ذاری؟

481
00:35:03,583 --> 00:35:06,425
‫می‌خوام از این آشوب ذهنی خلاصت کنم

482
00:35:08,625 --> 00:35:10,791
‫باید با یه آدم واقعی صحبت کنی

483
00:35:10,816 --> 00:35:12,450
‫- نه رکسان
‫- آره

484
00:35:13,875 --> 00:35:17,375
‫ولی اگه فریدا منو با اون ببینه چی؟
‫یا بره خونه و من اونجا نباشم؟

485
00:35:17,458 --> 00:35:21,875
‫چون تو راحت ادامه میدی،
‫ولی من هنوز همسرم رو می‌خوام

486
00:35:21,900 --> 00:35:23,586
‫همچین اتفاقی نمیفته

487
00:35:24,125 --> 00:35:26,375
‫از اولش هم خودت اون رو بدست نیاوری

488
00:35:28,512 --> 00:35:31,304
‫قصد بی‌احترامی ندارم،

489
00:35:32,875 --> 00:35:35,583
‫ولی اگه شما دوتا رو باهم ببینه
‫شانس بیشتری داری

490
00:35:35,666 --> 00:35:40,333
‫تا این که دم‌به‌دقیقه
‫ببینه تو یه بی‌عرضه‌ی بدردنخوری

491
00:35:41,375 --> 00:35:45,000
‫الان بهترین گزینه‌ات
‫اون زنیکه‌ست که قصد خودکشی داره

492
00:35:45,083 --> 00:35:46,750
‫درمونده‌ست و

493
00:35:47,250 --> 00:35:51,083
‫خانم‌های درمونده حاضرن
‫واسه لذت بردنت دست به هر کاری بزنن

494
00:35:52,833 --> 00:35:57,528
‫تو رو به چشم یه مرد نمی‌بینن.
‫براشون حکم آخرین کورسوی امید رو داری

495
00:35:59,041 --> 00:36:01,250
‫بهترین سکس عمرت رو بهت میده

496
00:36:20,125 --> 00:36:24,173
‫زخم عمیقیـه.
‫چهار یا پنج‌تا بخیه می‌خواد

497
00:36:34,458 --> 00:36:35,791
‫جلو رو نگاه کن

498
00:36:43,083 --> 00:36:44,679
‫جلو رو نگاه کن، خب؟

499
00:36:44,958 --> 00:36:48,166
‫اگه بخوای منو ببینی، میفتیم

500
00:36:55,218 --> 00:36:56,389
‫مکس؟

501
00:36:57,083 --> 00:36:58,583
‫چی شده؟ سرگیجه داری؟

502
00:36:59,750 --> 00:37:00,833
‫برام دژاوو شد

503
00:37:00,916 --> 00:37:02,566
‫چه دژاوویی؟

504
00:37:03,930 --> 00:37:04,930
‫هیچی

505
00:37:04,955 --> 00:37:08,122
‫- بگو
‫- مثل خواهرت باهام حرف زدی

506
00:37:09,125 --> 00:37:12,500
‫منو یاد سفری که
‫با موتور به آلمریا رفتیم انداخت

507
00:37:13,583 --> 00:37:15,041
‫جلو رو نگاه کن

508
00:37:15,541 --> 00:37:17,750
‫اگه بخوای منو ببینی، میفتیم

509
00:38:20,916 --> 00:38:21,958
‫خوبی؟

510
00:38:23,791 --> 00:38:25,041
‫خودم می‌تونم تمومش کنم

511
00:38:25,541 --> 00:38:27,708
‫چند بار تو زندان خودمو بخیه زدم

512
00:38:27,791 --> 00:38:29,750
‫تا واسه دعوا و درگیری تنبیه نشم

513
00:38:33,676 --> 00:38:34,968
‫نمی‌تونم ادامه بدم

514
00:38:35,458 --> 00:38:36,875
‫نمی‌تونم

515
00:39:11,929 --> 00:39:13,026
‫« دسترسی محدود »

516
00:39:13,416 --> 00:39:14,416
‫چه‌خبر شده؟

517
00:39:15,041 --> 00:39:16,125
‫پخش کن ببینه

518
00:39:19,833 --> 00:39:20,916
‫سلام، ویلی

519
00:39:21,541 --> 00:39:23,166
‫این یارو رو می‌شناسی؟

520
00:39:24,000 --> 00:39:27,791
‫گونزالو پاسترانا،
‫سفیر اسپانیا توی فیلیپینـه

521
00:39:28,375 --> 00:39:31,916
‫حالا اگه گفتی این چیـه؟
‫شماره‌شـه

522
00:39:32,416 --> 00:39:35,375
‫یا الان بهم زنگ می‌زنی،
‫یا با اولین پرواز خودمو به مانیل می‌رسونم و

523
00:39:35,458 --> 00:39:37,666
‫قسم می‌خورم که پیدات می‌کنم

524
00:39:40,416 --> 00:39:42,416
‫حتماً اتفاق مهمی افتاده

525
00:39:42,441 --> 00:39:45,732
‫از شانس بدمون
‫توی این سه هفته افتاد

526
00:39:45,757 --> 00:39:48,791
‫می‌تونیم یه پیام دیگه بهش بدیم
‫تا ته و توی ماجرا رو دربیاریم

527
00:39:48,816 --> 00:39:51,166
‫فکر نکنم به یه پیام بسنده کنه

528
00:39:51,250 --> 00:39:54,583
‫آره. قضیه گنده‌تر از این حرف‌هاست و
‫طرف یکی از غول‌های هولدینگـه

529
00:39:54,666 --> 00:39:55,875
‫چیزی جلودارش نیست

530
00:40:01,041 --> 00:40:05,166
‫هفت هزار جزیره توی فیلیپینـه.
‫پیداش نمی‌کنه

531
00:40:05,250 --> 00:40:07,541
‫زیرو، یارو کافیه فقط
‫به دو نفر زنگ بزنه

532
00:40:07,625 --> 00:40:10,875
‫فرماندار فیلیپین و گمرک اسپانیا

533
00:40:10,958 --> 00:40:13,458
‫می‌دونی اونوقت چی بهش میگن؟

534
00:40:13,541 --> 00:40:16,708
‫اولاً، گی‌یرمو هرگز پاشو به فیلیپین نذاشته

535
00:40:16,791 --> 00:40:19,533
‫دوماً، هرگز از اسپانیا خارج نشده

536
00:40:19,558 --> 00:40:22,391
‫قدم بعدی اینـه که
‫گزارش مفقودیش رو میده

537
00:40:22,416 --> 00:40:28,019
‫اونوقت پناهگاه و نقشه‌ات و کیمرا
‫کلهم اجمعین به گای سگ میره

538
00:40:28,679 --> 00:40:30,234
‫همچین اتفاقی نمیفته

539
00:40:32,333 --> 00:40:36,666
‫با شبیه‌ساز مجازی فالکون،
‫یه تماس تصویری با اُسوالدو می‌گیریم

540
00:40:43,625 --> 00:40:47,125
‫شبیه‌ساز هنوز آماده نشده.
‫حالت‌های چهره‌ی بیشتری از فالکون می‌خوام

541
00:40:47,208 --> 00:40:50,416
‫هنوز اطلاعات زیادیـه که
‫در دسترس رکسان نیست. خطریـه

542
00:40:50,500 --> 00:40:52,118
‫اگه این کارو نکنیم، بدتره

543
00:40:52,583 --> 00:40:55,000
‫یه زمانی، دیگه پیامک کافی نیست

544
00:40:55,083 --> 00:40:56,541
‫می‌خوان ببینن‌شون

545
00:40:56,625 --> 00:40:59,000
‫- همین اتفاق هم میفته
‫- توی گوشی‌هاشون

546
00:40:59,083 --> 00:41:01,867
‫با تماس‌های تصویری، مثل همون
‫تماس‌‌هایی که کلی در طی سال می‌گیرن

547
00:41:01,892 --> 00:41:04,600
‫با این تفاوت که دیگه خودشون نیستن،
‫شبیه‌ساز مجازی‌شونـه

548
00:41:04,625 --> 00:41:07,790
‫مثل خودشون حرف و حتی پلک می‌زنن

549
00:41:07,815 --> 00:41:13,391
‫کپی برابر اصل. می‌تونن مکالمه رو
‫با اقوام نزدیک‌شون به خوبی پیش ببرن

550
00:41:13,416 --> 00:41:16,875
‫بدون اینکه بویی ببرن که
‫دارن با یه دستگاه صحبت می‌کنن

551
00:41:17,500 --> 00:41:20,722
‫دقیق‌تر بخوام بگم،
‫با رکسان، هوش مصنوعی ما

552
00:41:23,208 --> 00:41:28,232
‫یکی از این دوتا جولیاست که
‫توی اتاق بغلی داره تماس تصویری می‌گیره

553
00:41:28,257 --> 00:41:31,766
‫اون یکی شبیه‌ساز مجازیشـه که درست کردیم

554
00:41:31,791 --> 00:41:33,166
‫حدس می‌زنید کدوم واقعی باشه؟

555
00:41:33,710 --> 00:41:35,777
‫هر سؤالی که بخواید هم
‫می‌تونید ازشون بپرسید

556
00:41:37,541 --> 00:41:40,126
‫من یه سؤالی دارم

557
00:41:40,916 --> 00:41:43,308
‫از تو، جولیای شماره‌ی یک

558
00:41:47,500 --> 00:41:50,500
‫بگو ببینم، عاشق هستی؟

559
00:41:50,583 --> 00:41:53,284
‫آره. این که از کسی پنهون نیست

560
00:41:54,747 --> 00:41:57,030
‫تو چی، جولیای شمار‌ه‌ی دو؟

561
00:41:58,750 --> 00:42:01,406
‫پارکر، خودت یه نگاه تو چشم‌هام بکن

562
00:42:03,333 --> 00:42:06,023
‫هیچوقت اینقدر عاشق نبودم

563
00:42:10,375 --> 00:42:15,291
‫خوبـه. حالا یه سؤال دیگه دارم.
‫این یکی مهم‌تره

564
00:42:15,375 --> 00:42:18,958
‫جولیای شماره‌ی یک،
‫از کجا می‌دونی که عاشقی؟

565
00:42:19,041 --> 00:42:20,791
‫این شد یه سؤال درست و حسابی

566
00:42:22,708 --> 00:42:28,083
‫چون وقتی اون حرف می‌زنه،
‫زمان متوقف و حواسم پرت میشه

567
00:42:28,833 --> 00:42:32,125
‫چون وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫دنیا محو میشه

568
00:42:32,208 --> 00:42:37,166
‫چون عاشق اینم که بشینم و
‫انجام کارهای روزانه‌اش رو تماشا کنم

569
00:42:37,958 --> 00:42:40,125
‫مثل قهوه خوردن
‫که کار همیشگی ماست

570
00:42:40,916 --> 00:42:44,250
‫یا وقتی که بعد از حموم
‫تنش رو با حوله خشک می‌کنه و

571
00:42:44,333 --> 00:42:46,166
‫ریمل می‌زنه

572
00:42:46,728 --> 00:42:48,230
‫یا وقتی می‌خوابه

573
00:42:48,666 --> 00:42:49,666
‫خدایا...

574
00:42:49,808 --> 00:42:52,516
‫قشنگ‌ترین قابِ دنیاست

575
00:42:52,541 --> 00:42:54,606
‫راستش رو بخوای،
‫هیچوقت ازش خسته نمیشم

576
00:42:54,714 --> 00:42:55,975
‫اتفاقاً برعکس

577
00:42:56,000 --> 00:42:57,417
‫هرچی می‌بینم سیر نمیشم

578
00:42:57,625 --> 00:42:59,291
‫خیلی مسخره‌ست، می‌دونم

579
00:43:00,916 --> 00:43:02,541
‫تو چی، جولیای شماره‌ی دو؟

580
00:43:02,625 --> 00:43:04,833
‫از کجا می‌دونی که عاشقی؟

581
00:43:04,916 --> 00:43:09,051
‫چون وقتی مینروا پیشنهاد
‫مفتضحانه‌ی خواستگاری رو داد، فرار نکردم

582
00:43:09,375 --> 00:43:15,791
‫آدم با یه دلیل نمی‌فهمه که عاشقـه.
‫عاشق بودن رو باید تو همه‌چی دید

583
00:43:15,875 --> 00:43:20,958
‫چون غرق خوشی میشی و
‫جهان ناگهان حس درستی بهت میده

584
00:43:21,625 --> 00:43:24,459
‫چون هرجا که باشه
‫عطرش رو تشخیص میدم و

585
00:43:24,484 --> 00:43:29,949
‫چون هر شعری
‫توش مصرعیـه که من رو یاد اون میندازه

586
00:43:31,159 --> 00:43:34,225
‫♪ زیر نوازش نور خورشید... ♪

587
00:43:34,250 --> 00:43:37,791
‫و چون بی‌نهایت خوشحالم و

588
00:43:37,875 --> 00:43:42,541
‫به سادگی روی تخت کنارش دراز کشیدم و

589
00:43:43,458 --> 00:43:46,754
‫از وقتی که دیدمش،
‫نمی‌خوام جای دیگه‌ای باشم و

590
00:43:47,421 --> 00:43:51,462
‫بذار بقیه‌اش رو دیگه نگم.
‫ممکنـه مستهجن بشه

591
00:43:52,861 --> 00:43:54,297
‫خجالت کشیدم

592
00:43:57,458 --> 00:43:59,458
‫این واقعیـه

593
00:43:59,541 --> 00:44:01,041
‫منم باهات هم‌نظرم

594
00:44:01,531 --> 00:44:03,406
‫جولیا، نظرت چیـه که خودت بیای اینجا؟

595
00:44:03,431 --> 00:44:04,681
‫نمی‌تونم

596
00:44:04,916 --> 00:44:07,300
‫من شبیه‌ساز مجازیشم

597
00:44:15,671 --> 00:44:17,759
‫نه. باورم نمیشه

598
00:44:20,791 --> 00:44:21,791
‫چطور بود؟

599
00:44:22,333 --> 00:44:24,458
‫کسی سؤال عمیق دیگه‌ای نداره؟

600
00:44:26,096 --> 00:44:29,750
‫می‌دونی اینجا ساعت چنده؟
‫حدس بزن. شیش صبح!

601
00:44:29,833 --> 00:44:33,375
‫اون توپ نارنجی‌رنگ رو می‌بینی؟
‫خورشیده که داره طلوع می‌کنه

602
00:44:33,458 --> 00:44:37,208
‫میشه بنالی چرا
‫هر پنج دقیقه یه‌بار زنگ می‌زنی؟

603
00:44:38,541 --> 00:44:40,416
‫اوردونیا می‌خواد سهمش رو بفروشه

604
00:44:41,375 --> 00:44:44,375
‫اگه تماس‌گیرنده چیزی بپرسه که
‫فقط خودشون دوتا بدونن چی؟

605
00:44:44,400 --> 00:44:48,108
‫مهم نیست چقدر داده به رکسان بدی،
‫بالاخره از یه سری چیزها سر درنمیاره

606
00:44:48,133 --> 00:44:51,083
‫چندتا گزینه داریم که
‫آزمون خودشون رو پس دادن

607
00:44:51,708 --> 00:44:56,833
‫برای مثال، ساده‌ترین‌شون
‫عدم آنتن‌دهی یا قطعی سیگنال

608
00:44:58,500 --> 00:44:59,916
‫الو؟ صدامو داری؟

609
00:45:00,250 --> 00:45:01,416
‫- ویلی؟
‫- الو؟

610
00:45:01,500 --> 00:45:02,392
‫تصویرت می‌پره

611
00:45:02,416 --> 00:45:04,083
‫اوردونیا کیـه، رکسان؟

612
00:45:04,166 --> 00:45:07,000
‫خوزه مانوئلا اوردونیا،
‫پیرمرد ۸۳ ساله‌ی مکزیکی

613
00:45:07,083 --> 00:45:09,041
‫رئیس شرکت تلیکسا

614
00:45:09,125 --> 00:45:11,589
‫یکی از بزرگ‌ترین
‫شرکت‌های فناوری آمریکای لاتین

615
00:45:11,614 --> 00:45:13,350
‫در حال حاضر در بستر بیماریـه

616
00:45:13,375 --> 00:45:15,708
‫سرطان دستگاه لنفاوی داره که
‫تو مرحله‌ی پیشرفته‌ست

617
00:45:15,791 --> 00:45:18,208
‫فالکون سال‌ها سعی داشت که
‫۱۸ درصد از تلیکسا رو

618
00:45:18,291 --> 00:45:21,333
‫بخره تا کنترل شرکت رو بدست بگیره

619
00:45:21,416 --> 00:45:23,375
‫خوبـه. شور و هیجان بیشتر

620
00:45:25,708 --> 00:45:29,000
‫حتماً شوخیت گرفته، والدو!
‫باورم نمیشه، پسر

621
00:45:31,077 --> 00:45:32,600
‫این یه اتفاق تاریخیـه

622
00:45:32,625 --> 00:45:35,375
‫- پس چی، پسر!
‫- تاریخیـه!

623
00:45:38,416 --> 00:45:41,722
‫اون پیری داره بازنشست میشه و
‫بالاخره حاضره بیاد پای میز مذاکره

624
00:45:42,000 --> 00:45:43,750
‫یه چند باری صحبت کردیم

625
00:45:44,333 --> 00:45:48,375
‫گزینه‌های دیگه‌ای هم داره،
‫ولی ظاهراً ما انتخاب اولشیم

626
00:45:50,000 --> 00:45:53,250
‫خب، امضا کن. منتظر چی هستی؟

627
00:45:53,750 --> 00:45:56,666
‫در ضمن، من یه مدتی رو اینجا هستم

628
00:45:57,208 --> 00:45:58,500
‫شوخیت گرفته؟

629
00:45:59,083 --> 00:46:02,500
‫نارگیلی چیزی تو سرت خورده؟
‫باید بیای اینجا

630
00:46:03,666 --> 00:46:05,583
‫اگه همچین دشتی کنیم،

631
00:46:05,666 --> 00:46:08,833
‫اونوقت از شرکت‌های فناوریِ
‫پیشتاز نیمی از جهانیم و

632
00:46:08,916 --> 00:46:10,916
‫اون پیری هم فقط با تو کار می‌کنه

633
00:46:12,875 --> 00:46:15,875
‫- تصویرت قطع شد
‫- اگه بازم گول آنتنِ بد رو نخورد چی؟

634
00:46:15,958 --> 00:46:19,708
‫ممکنـه دوباره زنگ بزنه یا
‫ازش بخواد بره لابی تا آنتن بهتری بگیره

635
00:46:19,791 --> 00:46:22,583
‫اونوقت مکالمه رو شخصی‌ترش می‌‌کنیم

636
00:46:23,208 --> 00:46:24,916
‫بی‌پرده‌ترین صحبت‌ها

637
00:46:25,416 --> 00:46:29,333
‫وقتی حرف صمیمانه‌ای بزنی و
‫دنبال پشت و پناه باشی،

638
00:46:29,416 --> 00:46:32,125
‫دیگه کسی حرفِ کار رو پیش نمی‌کشه

639
00:46:32,875 --> 00:46:34,416
‫نمی‌تونم بیام

640
00:46:35,666 --> 00:46:39,000
‫من و میمی رابطه‌مون خوب پیش نمیره.
‫توی شرایط سختی گیر کردیم

641
00:46:39,083 --> 00:46:41,458
‫چی؟ همه‌چی که خوب بود

642
00:46:43,833 --> 00:46:46,083
‫بحث‌مون شد و منم قاتی کردم

643
00:46:46,916 --> 00:46:50,166
‫گفتم عشق زندگیم نیست و
‫همه این رو می‌دونن

644
00:46:50,791 --> 00:46:53,250
‫گفتم باهاش بودن
‫برای من یه فداکاریـه

645
00:46:54,041 --> 00:46:57,333
‫گفتم پایه‌های زندگی‌مون
‫روی وجه اشتراک‌مون توی یتیم بودنـه

646
00:46:57,416 --> 00:46:59,916
‫یا جوری که تو مستندها میگن،
‫یه رابطه‌ی همزیستیـه

647
00:47:00,361 --> 00:47:02,966
‫توی مستندها میگن؟ اینم گفتی؟

648
00:47:02,991 --> 00:47:05,416
‫مو به مو و به اینا بسنده نکردم

649
00:47:06,291 --> 00:47:09,454
‫لاشی‌بازی درآوردم و
‫بهش گفتم بعد از ازدواج

650
00:47:09,479 --> 00:47:10,975
‫گند زده شد تو زندگی‌مون

651
00:47:11,000 --> 00:47:16,291
‫گفتم چیزی که داشتیم عالی بود ولی
‫اون اصرار داشت که حتماً همسرم باشه!

652
00:47:16,375 --> 00:47:19,875
‫اینقدر با لباس خوابش رو مبل نشست

653
00:47:19,958 --> 00:47:22,250
‫که دیگه برام
‫اون جادوی قبل رو نداشت

654
00:47:22,333 --> 00:47:26,866
‫خب، ولی این واقعیتِ روزمره‌ی زندگی متأهلیـه

655
00:47:28,958 --> 00:47:30,958
‫می‌دونی چی ارزشش رو داشت؟

656
00:47:31,458 --> 00:47:33,916
‫وقتی که رفتم دم مؤسسه‌اش،
‫غافلگیرش کردم و

657
00:47:34,000 --> 00:47:36,458
‫رفتیم توی هتلِ اونطرف خیابون

658
00:47:36,958 --> 00:47:38,458
‫بهم گفت حین عکاسی

659
00:47:38,483 --> 00:47:41,245
‫حالش بد بوده و می‌خواد بیام ببینمش

660
00:47:43,833 --> 00:47:46,791
‫بعدش هم ساعت‌ها سکس می‌کردیم.
‫واقعاً قشنگ بود

661
00:47:46,875 --> 00:47:48,875
‫چرا اینا رو به من میگی؟

662
00:47:49,583 --> 00:47:53,375
‫بعد از تمام اون دردسرهایی که
‫سر لاپوشونیِ ماجرای تو و زنت کشیدم

663
00:47:54,666 --> 00:47:57,149
‫حاضرم هر کاری کنم تا
‫دوباره اون روزها برگردن

664
00:47:57,174 --> 00:47:59,883
‫می‌فهمم. آره

665
00:48:00,169 --> 00:48:01,794
‫باور کن که درک می‌کنم

666
00:48:03,041 --> 00:48:05,708
‫ولی فقط یه روز می‌خوامت

667
00:48:05,791 --> 00:48:09,500
‫سوار هواپیما شو و بیا اینجا،
‫قرارداد رو با اوردونیا نهایی کن

668
00:48:09,583 --> 00:48:12,000
‫- رکسان
‫- یه صبح. یه ساعت. بعدش برگرد

669
00:48:12,083 --> 00:48:13,286
‫احساسات رو بیشتر کن

670
00:48:14,208 --> 00:48:16,875
‫فکر کردی تو این وضع
‫اوردونیا برام اهمیتی داره؟

671
00:48:17,916 --> 00:48:20,433
‫رکسان، تا تهش برو

672
00:48:20,458 --> 00:48:22,916
‫می‌دونی باید چیکار کنیم؟

673
00:48:25,833 --> 00:48:28,588
‫بفروشیم. خرید واسه چی؟

674
00:48:29,189 --> 00:48:33,942
‫فالکوم و صنایع فالکوم رو بفروشیم و
‫توی کشورهای جهان سومی مدرسه بسازیم

675
00:48:34,250 --> 00:48:39,497
‫چاه‌های آب، تعاونی‌های کشاورزی،
‫چیزهایی که واقعاً اهمیت دارن

676
00:48:46,500 --> 00:48:49,333
‫نه، حرفم رو فراموش کن.
‫هرچی که گفتم رو فراموش کن

677
00:48:50,083 --> 00:48:52,724
‫اوردونیا رو فراموش کن و
‫تمرکزت به میمی باشه

678
00:48:53,083 --> 00:48:56,166
‫خودم ترتیب همه‌چی رو میدم.
‫با اون پیری مذاکره می‌کنم

679
00:48:57,375 --> 00:48:58,375
‫خب؟

680
00:49:01,648 --> 00:49:02,863
‫یه چیز دیگه

681
00:49:04,375 --> 00:49:08,083
‫گفت اگه بی‌جی۳ جزئی از معامله نباشه
‫حاضر به فروش نیست

682
00:49:11,844 --> 00:49:12,784
‫الو؟

683
00:49:12,809 --> 00:49:17,338
‫رکسان، دنبال موارد مرتبط با بی‌جی‌۳
‫توی شرکت‌های گروه فالکوم بگرد

684
00:49:17,363 --> 00:49:20,860
‫متأسفم. چنین اطلاعاتی
‫توی پایگاه داده‌ی من نیست

685
00:49:20,885 --> 00:49:23,500
‫یه تراکنش مالیـه؟
‫یه صندوق با همین عنوانـه؟

686
00:49:23,583 --> 00:49:25,908
‫موردی یافت نشد

687
00:49:25,933 --> 00:49:28,483
‫ببین اختراع یا
‫نرم‌افزاری به این نام ثبت نشده؟

688
00:49:28,508 --> 00:49:32,283
‫به حروف سرواژه دقت کن، بی‌جی‌۳،
‫ممکنـه نسخه‌ی سوم از چیزی باشه؟

689
00:49:32,308 --> 00:49:34,375
‫موردی یافت نشد

690
00:49:34,458 --> 00:49:35,833
‫تماس رو قطع کن

691
00:49:36,118 --> 00:49:37,351
‫گندش بزنن!

692
00:49:59,750 --> 00:50:01,083
‫چه اتفاقی افتاد؟

693
00:50:01,583 --> 00:50:04,458
‫چرا فرار کردی و
‫منو با سوزن و بخیه تنها گذاشتی؟

694
00:50:14,625 --> 00:50:16,708
‫رفتم چون حالم ازت به‌هم می‌خوره

695
00:50:18,500 --> 00:50:21,041
‫چون اینقدر ازت متنفرم که

696
00:50:21,125 --> 00:50:24,125
‫حتی نمی‌تونم به سوگند بقراط پایبند باشم

697
00:50:25,000 --> 00:50:26,291
‫چون نمی‌تونم فراموش کنم که

698
00:50:26,375 --> 00:50:29,541
‫تو هیولایی هستی که
‫خانواده‌ام رو از هم پاشونده

699
00:50:29,625 --> 00:50:32,491
‫کسی که باعث شده توی
‫خونه‌ای زندگی کنم که کرکره‌هاش بسته‌ست

700
00:50:32,516 --> 00:50:35,016
‫جایی که خودمون هم
‫نمی‌دونستیم زنده‌ایم یا مرده

701
00:50:35,041 --> 00:50:37,291
‫در حالی که تو توی زندان
‫داشتی حبست رو می‌کشیدی

702
00:50:37,375 --> 00:50:40,458
‫زندانی که بیشتر شبیه اردوگاه پیشاهنگی بود

703
00:50:41,458 --> 00:50:44,333
‫بعد از خواهرم،

704
00:50:47,291 --> 00:50:49,297
‫زندگیم هم ازم گرفتی

705
00:50:50,208 --> 00:50:52,125
‫اون کلی آرزو داشت

706
00:50:52,958 --> 00:50:57,272
‫سعی کردم چیزی نگم،
‫انگار که می‌تونم ازش بگذرم

707
00:50:58,000 --> 00:51:01,576
‫ولی نمی‌تونم،
‫چون تو حالم رو به‌هم می‌زنی

708
00:51:07,022 --> 00:51:10,022
‫♪ Jack Ingram - Love You ♪

709
00:51:13,583 --> 00:51:15,041
‫ازت بیزارم و

710
00:51:16,041 --> 00:51:21,157
‫تک تک سلول‌های بدنم دارن فریاد می‌زنن که
‫باید مثل یه طاعون ازت دوری کنم

711
00:51:21,791 --> 00:51:24,258
‫ولی حالا اینجا پیشت گیر افتادم و

712
00:51:24,485 --> 00:51:28,313
‫مجبورم وقتی که از کنارم رد میشی
‫حالِ بدم رو نگه دارم،

713
00:51:28,338 --> 00:51:31,083
‫یا همون هوایی که
‫تو نفس می‌کشی رو نفس بکشم

714
00:51:35,750 --> 00:51:39,708
‫یا وقتی دارم ابروت رو بخیه می‌زنم،
‫وقتی که توی دو سانتی همدیگه‌ایم،

715
00:51:39,791 --> 00:51:41,333
‫نفس‌هاتو حس کنم،

716
00:51:42,125 --> 00:51:43,421
‫یا ببینم تنت به تنم می‌خوره،

717
00:51:43,750 --> 00:51:45,518
‫یا عطر تنت رو حس کنم و

718
00:51:49,083 --> 00:51:52,164
‫تنفر عمیقی که بهت دارم رو سرکوب کنم

719
00:51:53,916 --> 00:51:56,516
‫می‌تونستی اون بالا بمیری و از بین بری،

720
00:51:57,713 --> 00:51:59,703
‫ولی باید می‌اومدی اینجا تا

721
00:52:00,541 --> 00:52:03,534
‫دوباره گند بزنی به زندگی من

722
00:52:07,342 --> 00:52:37,342
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

