﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,833 --> 00:00:12,833
‫رکسان،

3
00:00:13,417 --> 00:00:16,792
‫تمام مراجعی که با «بی‌جی۳»
‫مطابقت دارن رو پیدا کن

4
00:00:17,000 --> 00:00:20,208
‫هر چیز مربوط به فالکوم و صنایع فالکوم،

5
00:00:20,291 --> 00:00:23,833
‫زندگی‌نامه‌ی گی‌یرمو فالکون،
‫کارمندهاش یا هر چیزی

6
00:00:24,750 --> 00:00:27,166
‫در حال جستجوی موارد مطابق با بی‌جی۳

7
00:00:27,666 --> 00:00:29,500
‫ما کارِ غیرممکن رو انجام داده بودیم

8
00:00:29,583 --> 00:00:32,750
‫شاهکار مهندسی، شبیه‌سازی آخرالزمان

9
00:00:32,833 --> 00:00:36,833
‫وسط یه طوفانِ رادیواکتیو
‫دو کاوشگر به بیرون فرستاده بودیم

10
00:00:36,916 --> 00:00:39,791
‫و اون مولتی‌میلیونرها رو توی پناهگاه داشتیم،

11
00:00:39,875 --> 00:00:43,375
‫که احساس می‌کردن پایانِ جهان
‫روی سرشون سایه انداخته

12
00:00:43,958 --> 00:00:47,416
‫ولی همه چی به خاطر یه مسئله‌ی حل‌نشده
‫شروع به از هم پاشیدن کرد،

13
00:00:47,500 --> 00:00:49,666
‫جوابی که ما نداشتیم

14
00:00:49,750 --> 00:00:50,958
‫بی‌جی۳ چی بود؟

15
00:00:52,000 --> 00:00:55,791
‫با احساس سرگیجه،
‫خلاء رو زیر پاهام احساس کردم

16
00:00:56,791 --> 00:00:59,458
‫و وقتی که داشتم در ژرفای پناهگاه فرو می‌رفتم

17
00:00:59,867 --> 00:01:01,792
‫به روزی که همه چی شروع شد برگشتم

18
00:01:02,916 --> 00:01:05,708
‫من ۱۲ سالم بود و زیرو ۶ سالش بود

19
00:01:07,666 --> 00:01:11,333
‫مثل هر روز رفتم پیداش کنم
‫تا نذارم کسی براش قلدری کنه

20
00:01:12,166 --> 00:01:15,458
اون روز بچه‌ها با رنگ
پشتش «ر» نوشته بودن

21
00:01:15,541 --> 00:01:17,166
‫«ر» مثل «ردّی»

22
00:01:21,083 --> 00:01:23,458
‫حرفِ تو چیه؟
‫«الف» مثل احمق؟ «میم» مثل مُرده؟

23
00:01:23,541 --> 00:01:25,958
‫«الف»! من احمقم! کمک!

24
00:01:26,708 --> 00:01:27,666
‫مامان!

25
00:01:29,583 --> 00:01:31,916
‫وقتی برگشتیم خونه، مادرم نبود

26
00:01:32,000 --> 00:01:33,875
‫با خودم فکر می‌کردم: «برمی‌گرده»

27
00:01:34,750 --> 00:01:38,791
‫اون شب تخم‌مرغ آب‌پز درست کردم
‫و مادرم نیومد خونه

28
00:01:39,291 --> 00:01:42,666
‫از اون موقع از تخم‌مرغ آب‌پز متنفر شدم

29
00:01:42,750 --> 00:01:45,000
‫تا دو روز بعد یادداشتش رو پیدا نکردم

30
00:01:45,500 --> 00:01:47,166
‫روی یخچال بود،

31
00:01:47,666 --> 00:01:50,708
‫کنارِ لیست چیزهایی که هرگز نتونست بخره

32
00:01:51,333 --> 00:01:55,625
‫نوشته بود: «متأسفم.
‫من برای مادر بودن ساخته نشدم»

33
00:01:56,125 --> 00:02:00,250
‫بنابراین از بهزیستی اومدن
‫و ما رو بردن یتیم‌خونه

34
00:02:00,333 --> 00:02:02,291
‫جزئیات جالبی داره

35
00:02:02,375 --> 00:02:04,875
‫روان‌پزشکِ اونجا می‌خواست
‫ما رو از هم جدا کنه

36
00:02:05,375 --> 00:02:09,833
‫می‌گفت برادرم اختلال رفتاری داره

37
00:02:10,375 --> 00:02:11,708
‫آگورافوبیا

38
00:02:11,791 --> 00:02:14,083
‫و یه چیز دیگه که یادم نمیاد

39
00:02:15,208 --> 00:02:19,375
‫واسه همین ماشینش رو تبدیل به آکواریوم کردیم
‫و این نظرش رو عوض کرد

40
00:02:19,458 --> 00:02:22,208
اینجوری توی یه پرونده
کنار هم قرار می‌گرفتیم

41
00:02:22,291 --> 00:02:25,958
‫چون دو نفر بودیم و عجیب
‫و مستعد درگیری بودیم،

42
00:02:26,041 --> 00:02:29,291
‫هیچوقت مناسب کارت پستال کریسمس
‫هیچ خانواده‌ای نبودیم

43
00:02:30,458 --> 00:02:33,708
‫توی ۱۳ سالگی، می‌تونستم تشخیص بدم
‫در آینده چی می‌شیم،

44
00:02:33,791 --> 00:02:35,583
دوتا آدم طردشده

45
00:02:35,666 --> 00:02:40,000
‫فقط یه راه نجات داشتیم.
این که مثل چی درس بخونیم

46
00:02:40,083 --> 00:02:42,000
‫بورسیه‌های تحصیلی سرازیر شدن

47
00:02:42,083 --> 00:02:44,916
‫تا ۲۴ سالگی، زیرو سه تا مدرک داشت،

48
00:02:45,000 --> 00:02:47,875
‫در رشته‌های مهندسی سیستم‌ها، فیزیک و ریاضیات

49
00:02:47,958 --> 00:02:51,125
‫و من دو مدرک داشتم،
‫در رشته‌های معماری و مهندسی عمران

50
00:02:52,125 --> 00:02:54,833
‫من متخصص سازه‌های بزرگ بودم

51
00:02:54,916 --> 00:02:58,083
‫و هشت سال توی یه شرکتِ عمرانی کردم

52
00:02:58,166 --> 00:03:00,333
‫پل‌های دره‌گذر و تونل‌های زیرآبی می‌ساختم

53
00:03:00,416 --> 00:03:04,458
‫ماهی ۵,۷۳۹ یورو در می‌آوردم

54
00:03:04,541 --> 00:03:08,708
‫ولی وقتی قطار سریع‌السیر رو
‫توی صحرا ساختم، به حقیقت پی بردم

55
00:03:09,208 --> 00:03:12,875
‫این پروژه برای شرکت
‫بیش از یک میلیارد دلار سود داشت

56
00:03:12,958 --> 00:03:17,125
‫و من که سازه‌ی راه‌آهن رو ساخته بودم
‫که جلوی توفان‌های شن دوام بیاره،

57
00:03:17,708 --> 00:03:21,833
‫ارتفاع سکو رو محاسبه کرده بودم
‫و دیوارهای ضدتل‌ماسه طراحی کرده بودم،

58
00:03:21,916 --> 00:03:25,125
‫یه پاداش ۲۲ هزار یورویی گرفتم

59
00:03:25,208 --> 00:03:27,875
‫اینجوری بود که فهمیدم
‫هر قدر هم که با استعداد باشم،

60
00:03:27,958 --> 00:03:30,333
‫هرگز بیشتر از یه آدم معمولی
‫از طبقه‌ی متوسط نمیشم

61
00:03:30,416 --> 00:03:32,833
‫که سی سال واسه یه خونه
‫قسط وام مسکن میده

62
00:03:32,916 --> 00:03:37,416
‫و بعدش بهترین ایده‌ی عمرم به ذهنم رسید،
‫پناهگاهی برای ثروتمندان

63
00:03:37,500 --> 00:03:38,791
‫یه طرح خودبزرگ‌بینانه

64
00:03:38,875 --> 00:03:43,125
‫که هر کدوم از این پولدارها
‫بابتش ۴۰ تا ۸۰ میلیون پرداخت می‌کردن

65
00:03:43,208 --> 00:03:45,000
‫ولی بعداً نوبت به بهترین بخشش رسید،

66
00:03:45,083 --> 00:03:48,625
‫وقتی که فهمیدم
‫اگه ثروتمندان اروپا رو زندانی کنم،

67
00:03:48,708 --> 00:03:50,291
‫و ارتباطشون رو با دنیای بیرون قطع کنم

68
00:03:50,375 --> 00:03:52,583
‫می‌تونم پولِ خیلی بیشتری
ازشون به جیب بزنم

69
00:03:52,666 --> 00:03:57,333
‫و بخشِ باحال‌ترش این بود که کاری می‌کردم
‫خودشون پولِ کلاهبرداری ازشون رو بدن

70
00:03:57,416 --> 00:03:59,708
‫ولی این نقشه‌ی عظیم داشت از هم می‌پاشید

71
00:03:59,791 --> 00:04:03,208
‫چون ما معنای دو حرف و یه عدد رو نمی‌دونستیم،
‫بی‌جی۳

72
00:04:05,083 --> 00:04:06,083
‫« بی‌جی۳ »

73
00:04:09,958 --> 00:04:12,333
‫« تماس دریافتی »
« اُسوالدو فرناندز »

74
00:04:14,541 --> 00:04:15,791
‫یه چیزی پیدا کردم

75
00:04:16,541 --> 00:04:19,125
‫«بوستون اند جکسون»
‫یه پتنت الکترونیکی

76
00:04:25,583 --> 00:04:26,875
‫بوستون اند جکسون

77
00:04:27,875 --> 00:04:29,791
‫مثل تمام معجزه‌های بزرگ تاریخ...

78
00:04:29,875 --> 00:04:31,250
‫یه پتنت الکترونیکی

79
00:04:32,041 --> 00:04:34,458
‫که وقتی امیدت رو
‫از دست میدی رخ میدن،

80
00:04:37,416 --> 00:04:40,791
‫رکسان لحظه‌ی آخر یه چیزی پیدا کرد

81
00:04:40,875 --> 00:04:43,583
‫توی داده‌های دانلود شده از موبایلی
‫که مکس وارلا آورد

82
00:04:43,666 --> 00:04:46,666
‫مورد مطابقی با بی‌جی۳ پیدا کردم

83
00:04:46,750 --> 00:04:49,708
‫ویدیویی که توش به کلمه‌ی «بی‌جی۳»
‫اشاره میشه

84
00:04:50,291 --> 00:04:51,416
‫بندازش روی صفحه

85
00:04:52,416 --> 00:04:56,125
‫بیا اینجا، خوشگله. بیا اینجا. بیا!

86
00:04:57,166 --> 00:05:00,708
‫انگار حتی اسب خانم فالکون هم
‫ازش اطاعت نمی‌کنه

87
00:05:02,750 --> 00:05:04,208
‫حالا می‌بینی، بابا

88
00:05:06,208 --> 00:05:09,291
‫بیا اینجا، بی‌جی. بیا!

89
00:05:09,375 --> 00:05:10,625
‫آفرین پسرِ خوب!

90
00:05:10,708 --> 00:05:13,625
‫- مثل پدرش دمدمی مزاجه
‫- خودشیفه‌ای، آره، بی‌جی؟

91
00:05:18,666 --> 00:05:21,916
‫«بی‌جی۳» می‌تونه اسم مستعاری
‫برای یه اسبِ اصیل انگلیسی

92
00:05:22,000 --> 00:05:25,250
‫از یک نژاد معروف با ارزش ۴۰ میلیون یورو باشه

93
00:05:25,333 --> 00:05:28,583
‫قهرمان چهار دوره مسابقات بزرگ کشوری بوده
‫و دو بار برنده‌ی مسابقات ملبورن کاپ شده

94
00:05:28,666 --> 00:05:30,375
‫پدربزرگش بلک‌جک بود،

95
00:05:30,458 --> 00:05:33,541
‫اسبِ نر قهرمانی که نسلی از اسب‌های
‫مسابقه‌ای مشهور به دنیا آورد

96
00:05:33,625 --> 00:05:37,541
‫اسمِ این اسب فیروئه،
‫ولی به نظر میاد دخترِ فالکون

97
00:05:37,625 --> 00:05:42,791
‫هنوز اون رو به مخفف اسمِ پدربزرگش یعنی
‫«بی‌جی» و «۳» برای نسل سوم صدا می‌کنه

98
00:05:42,875 --> 00:05:43,916
‫بی‌جی۳

99
00:05:44,541 --> 00:05:45,916
‫بی‌جی۳ نمی‌تونه اسب باشه

100
00:05:46,000 --> 00:05:48,833
‫توی یه تراکنش تجاری
‫به ارزش ۱.۴ میلیارد یورو،

101
00:05:48,916 --> 00:05:52,750
‫گنجوندن یه اسب ۴۰ میلیون یورویی مسخره‌ست.
‫باید همون پتنت الکترونیکی باشه

102
00:05:52,833 --> 00:05:56,375
‫رکسان، احتمال این که مکزیکی
‫پتنت رو بخواد چقدره؟

103
00:05:56,458 --> 00:05:57,708
‫هشتاد درصد

104
00:05:58,375 --> 00:05:59,791
‫این رو از کجا آوردی؟

105
00:05:59,875 --> 00:06:03,500
‫اوردونیا مالکِ ۳۴۴ پتنت
‫فناوری فوق‌پیشرفته‌ست

106
00:06:03,583 --> 00:06:06,458
‫و در پنج سال گذشته هم
‫پتنت‌های زیادی خریده

107
00:06:06,541 --> 00:06:08,250
‫ارتباطی با مسابقات اسب‌سواری داره؟

108
00:06:08,333 --> 00:06:12,708
‫خیلی کم. برادرزاده‌اش آلوارو هر از گاهی
‫توی مسابقات پرش با اسب شرکت می‌کنه

109
00:06:12,791 --> 00:06:15,875
‫احتمال این که بخواد یه اسب نر
‫بین دارایی‌هاش باشه

110
00:06:15,958 --> 00:06:17,041
‫کمتر از ۲۰ درصده

111
00:06:17,125 --> 00:06:18,583
‫پس اون پتنت رو می‌خواد

112
00:06:18,666 --> 00:06:20,916
‫- نه!
‫- چرا؟

113
00:06:22,250 --> 00:06:24,166
‫چون اون داره بازنشسته میشه

114
00:06:24,250 --> 00:06:27,333
‫یه میلیونر پیر یه پتنتِ دیگه رو می‌خواد چیکار؟

115
00:06:27,416 --> 00:06:28,875
‫اون می‌خواد فالکون رو تحقیر کنه

116
00:06:28,958 --> 00:06:31,458
‫می‌خواد اسبِ دخترش رو بگیره و اذیتش کنه

117
00:06:31,541 --> 00:06:34,291
حتی شاید کیرش با این کار شق میشه

118
00:06:35,250 --> 00:06:37,541
‫رکسان، اون اسبه کجاست؟

119
00:06:37,625 --> 00:06:41,250
‫طبق تنها اطلاعاتی که از فیرو،
‫اسمِ واقعی اسب دارم

120
00:06:41,333 --> 00:06:43,916
‫۴ سال گذشته رو توی اکسترمادورا بوده

121
00:06:44,000 --> 00:06:47,000
از اون موقع در هیچ مسابقه‌ای شرکت نداشته

122
00:06:47,083 --> 00:06:49,291
‫« تماس دریافتی »

123
00:06:50,083 --> 00:06:51,375
‫خب چیکار کنیم؟

124
00:06:52,375 --> 00:06:54,041
بر اساس همین اطلاعات ریسک کنیم

125
00:06:57,333 --> 00:06:59,583
‫۱۵ دقیقه‌ست که بهت زنگ می‌زنم

126
00:06:59,666 --> 00:07:02,041
‫چرا یه تلفنِ ماهواره‌ای نمی‌گیری، لامصب؟

127
00:07:02,125 --> 00:07:05,250
‫تو بیدارم می‌کنی، مدام بهم زنگ می‌زنی،

128
00:07:05,333 --> 00:07:08,458
‫تهدید می‌کنی با سفیر میای دنبالم، واسه چی؟

129
00:07:10,166 --> 00:07:11,666
‫واسه این که اسبِ اَنی رو بفروشم؟

130
00:07:14,958 --> 00:07:17,583
‫تنها خاطره‌ی زنده‌ای که ازش دارم؟

131
00:07:19,791 --> 00:07:21,125
‫گوش کن، گی‌یرمو،

132
00:07:21,916 --> 00:07:25,166
‫من ارزشِ عاطفی حیوانات رو کاملاً درک می‌کنم،

133
00:07:25,250 --> 00:07:29,875
‫ولی وظیفه‌ی منه که بهت یادآوری کنم
‫این بهترین فرصتیه که داشتیم

134
00:07:32,833 --> 00:07:35,958
‫اون اسب روزهاش رو
‫توی اسطبل‌های اسکترمادورا سپری می‌کنه

135
00:07:37,291 --> 00:07:40,250
‫و من به دیدنش نمیرم
‫چون قلبم رو می‌شکنه

136
00:07:45,708 --> 00:07:46,666
‫بفروشش

137
00:07:49,791 --> 00:07:50,666
‫بفروشش

138
00:07:51,166 --> 00:07:53,792
‫باشه. پاسپورتِ اسب اصیل رو لازم دارم

139
00:07:54,292 --> 00:07:56,125
‫رمزِ گاوصندوقت رو بهم بگو

140
00:07:59,333 --> 00:08:01,083
‫- الو؟
‫- لعنتی!

141
00:08:01,166 --> 00:08:02,875
‫- اُسوالدو؟
‫- باورم نمیشه

142
00:08:02,958 --> 00:08:06,333
‫- اون رمز رو داریم، رکسان؟
‫- داده‌های کافی ندارم

143
00:08:06,833 --> 00:08:07,916
‫- ویلی
‫- الو

144
00:08:08,000 --> 00:08:09,583
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- می‌بینمت

145
00:08:09,666 --> 00:08:14,708
‫فردا برو پیش اسبم، بهم زنگ بزن
‫و باهم گاوصندوق رو باز می‌کنیم

146
00:08:14,791 --> 00:08:17,291
‫ساعت ۸ صبح به وقتِ اسپانیا اونجام

147
00:08:18,958 --> 00:08:21,083
‫باید قبل از طلوع آفتاب
‫اون رمز رو گیر بیاریم

148
00:08:32,541 --> 00:08:35,041
‫قبل از باز کردنِ در این بطری،
‫باید یه چیزی رو بدونی

149
00:08:36,375 --> 00:08:39,416
‫من اومدم اینجا چون نیاز داشتم
‫از دغدغه‌هام دور شم

150
00:08:41,250 --> 00:08:44,333
‫ولی باید بدونی که تهش
‫با تو هم‌خواب نمیشم

151
00:08:45,416 --> 00:08:47,125
‫نه امشب، نه هیچوقت دیگه

152
00:08:49,666 --> 00:08:52,041
‫اگه یه وقت خواستی برگردی
توی واحد خانوادگیت

153
00:08:52,541 --> 00:08:54,625
‫این رو یه تعریف در نظر می‌گیرم

154
00:08:54,708 --> 00:08:57,000
‫وقتی زنی همچین چیزی میگه،

155
00:08:58,625 --> 00:09:00,583
‫به خاطر اینه که ایده‌اش به ذهنش رسیده

156
00:09:02,625 --> 00:09:03,666
‫ولی امروز...

157
00:09:05,500 --> 00:09:07,541
‫فقط به خاطر دوستم اینجام

158
00:09:07,625 --> 00:09:09,250
‫پس می‌تونی درِ بطری رو بازی کنی

159
00:09:12,916 --> 00:09:14,666
‫دوستم...

160
00:09:20,250 --> 00:09:21,500
‫این آخرین نوشیدنیه

161
00:09:24,083 --> 00:09:25,250
‫خب، بفرمایید

162
00:09:25,333 --> 00:09:28,250
‫بذارید شما رو با جریان همراه کنم

163
00:09:28,958 --> 00:09:30,416
‫اینگرید، گوش کن

164
00:09:30,500 --> 00:09:34,208
‫باید رمزِ گاوصندوق گی‌یرمو رو گیر بیاری

165
00:09:34,708 --> 00:09:37,875
‫باید دل به کار بدی.
‫فقط امشب رو وقت داریم

166
00:09:41,308 --> 00:09:48,350
‫« پناهگاه میلیاردرها »
‫« قسمت پنجم: حقیقت بزرگ‌نمایی شده »

167
00:10:07,125 --> 00:10:10,916
‫روزی که به زندگی برگشتم،
‫قصد داشتم هرگز به جهنم برنگردم

168
00:10:14,625 --> 00:10:17,125
‫بازمانده بودن یعنی این

169
00:10:18,708 --> 00:10:22,041
‫یعنی رقصیدن...
‫حتی وقتی دنیا در حال فروپاشیه

170
00:10:23,625 --> 00:10:25,625
‫حتی اگه عشق زندگیت بمیره

171
00:10:26,708 --> 00:10:28,625
‫حتی اگه پدرت بهت خیانت کنه

172
00:10:30,125 --> 00:10:32,625
‫حتی اگه خانواده‌ات از هم بپاشه

173
00:10:34,416 --> 00:10:38,333
‫من به رقصیدن ادامه میدم،
‫حتی اگه آسیا بهم بگه ازم متنفره

174
00:10:40,791 --> 00:10:42,333
‫و بهم بگه قاتل

175
00:10:43,000 --> 00:10:46,041
‫که روزی که خواهرش رو کشتم،
‫خودش رو هم کشتم

176
00:10:48,875 --> 00:10:50,333
‫به رقصیدن ادامه میدم

177
00:10:51,708 --> 00:10:54,500
‫حتی اگه توی یه پارتی تک و تنها باشم

178
00:11:28,750 --> 00:11:30,750
‫از همراه شدن با جریان حرف نزن

179
00:11:30,833 --> 00:11:33,541
‫شروع به خوندن کارائوکه می‌کنم
‫و هیچی جلودارم نیست

180
00:11:33,625 --> 00:11:34,583
‫ویلی!

181
00:11:35,416 --> 00:11:37,416
‫اگه بخوای می‌تونیم دونفره آهنگ بخونیم

182
00:11:37,500 --> 00:11:38,750
‫واقعاً؟ عاشقشم

183
00:11:38,833 --> 00:11:42,333
‫یه گیتار هست. تو می‌تونی ساکسیفون بزنی

184
00:11:42,416 --> 00:11:44,333
‫ساکسیفون؟ آره

185
00:11:44,416 --> 00:11:46,666
‫- از ساکسیفون خوشت میاد؟
‫- عاشق ساکسیفونم

186
00:11:48,708 --> 00:11:50,458
‫مکس وارلا یه گوشی داره

187
00:11:51,291 --> 00:11:52,291
‫مالِ یاکوئه

188
00:11:54,166 --> 00:11:57,250
‫مراقب باشید. داره روی کانال داخلی
‫به صدای پدرش گوش میده

189
00:11:57,333 --> 00:11:58,750
‫قطعش کن. قطعش کن!

190
00:12:25,916 --> 00:12:26,916
‫اون رو بده به من

191
00:12:38,208 --> 00:12:39,208
‫سریع رسیدی

192
00:12:39,875 --> 00:12:42,166
‫مثل «بیگ برادر» تمام روز
‫ما رو زیر نظر دارید، هان؟

193
00:12:42,750 --> 00:12:43,875
‫خونریزی داری

194
00:12:48,166 --> 00:12:52,000
‫یه ذره الکل لازم دارم.
‫برای ضدعفونی کردنش

195
00:12:54,250 --> 00:12:55,916
‫با من بیا درمانگاه

196
00:13:09,541 --> 00:13:10,791
‫بهم چی تزریق می‌کنی؟

197
00:13:10,875 --> 00:13:12,166
‫دگزامتازون

198
00:13:12,250 --> 00:13:14,666
‫و یه آرام‌بخش. می‌خوام وضعیتت پایدار باشه

199
00:13:15,833 --> 00:13:18,958
‫ضربه به سر ریسکِ خونریزی مغزی داره

200
00:13:19,041 --> 00:13:22,250
‫برای همین امشب تحت نظر می‌مونی

201
00:13:29,500 --> 00:13:30,500
‫ممنون

202
00:13:31,541 --> 00:13:32,666
‫که جونم رو نجات دادی

203
00:13:33,166 --> 00:13:35,333
‫به عنوان یه دکترِ داوطلب خیلی شجاع بودی

204
00:13:38,500 --> 00:13:40,375
‫می‌دونم از یه دنیای دیگه هستی

205
00:13:40,458 --> 00:13:43,458
‫تو لباس نارنجی می‌پوشی
‫و من آبی می‌پوشم...

206
00:13:43,541 --> 00:13:46,208
‫نه. برعکس. فقط...

207
00:13:47,958 --> 00:13:51,291
‫منظورم اینه که ما مثل جک و رُز توی تایتانیکیم

208
00:13:51,791 --> 00:13:55,958
‫تو توی بخش درجه یکی
‫و من توی خوابگاه درجه سه‌ام

209
00:13:56,041 --> 00:13:59,583
‫ولی توی کوله‌پشتی‌ام یه سوسیس
‫و یه بطری شراب دارم

210
00:13:59,666 --> 00:14:03,875
‫من رو به پیک‌نیک دعوت می‌کنی؟
‫قرار عاشقانه که نیست، نه؟

211
00:14:04,458 --> 00:14:06,041
‫یه پیک‌نیکِ تشکر

212
00:14:07,041 --> 00:14:08,041
‫باشه

213
00:14:09,208 --> 00:14:10,750
‫و من رو کجا می‌بری؟

214
00:14:12,375 --> 00:14:13,958
‫من رو می‌بری موتورخونه؟

215
00:14:13,982 --> 00:14:15,667
‫یا می‌بری ماشین حفّاری رو ببینم؟

216
00:14:16,833 --> 00:14:19,708
‫بذار فکر کنم. آره، یه جای قشنگ

217
00:14:20,375 --> 00:14:22,166
‫یه جای قشنگ...

218
00:15:27,458 --> 00:15:28,541
‫اونجا بشین

219
00:16:02,583 --> 00:16:04,291
‫این شیشه خالیه

220
00:16:04,791 --> 00:16:06,291
‫چیزیه که توی زندان می‌خوردم

221
00:16:07,375 --> 00:16:08,875
‫چیز دیگه‌ای نبود

222
00:16:21,541 --> 00:16:22,916
‫ازت یه سؤالی دارم

223
00:16:24,333 --> 00:16:26,791
‫امروز فهمیدم نه تنها ما رو تماشا می‌کنید،

224
00:16:26,875 --> 00:16:28,000
‫بلکه شنودمون هم می‌کنید

225
00:16:28,583 --> 00:16:29,833
‫ولی نمی‌فهمم

226
00:16:31,333 --> 00:16:32,458
‫میکروفن‌ها کجان؟

227
00:16:35,166 --> 00:16:37,375
‫امور امنیتی به من مربوط نیست

228
00:16:40,666 --> 00:16:43,750
‫من زخمت رو بخیه می‌زنم
‫و بعدش میری می‌گیری می‌خوابی

229
00:16:56,541 --> 00:16:57,750
‫آسیا!

230
00:17:01,458 --> 00:17:02,458
‫خوبی؟

231
00:17:03,416 --> 00:17:04,416
‫چی شده؟

232
00:17:05,500 --> 00:17:07,375
الان از کنار مکس رد شدم

233
00:17:07,458 --> 00:17:08,291
‫آهان

234
00:17:08,375 --> 00:17:10,625
‫و کنار نرفتی، درسته؟

235
00:17:10,708 --> 00:17:11,916
‫نه

236
00:17:13,333 --> 00:17:14,541
‫اون کنار رفت

237
00:17:17,750 --> 00:17:18,625
‫تریسو، میشه...

238
00:17:19,500 --> 00:17:21,625
‫میشه بغلم کنی؟

239
00:17:22,791 --> 00:17:23,916
‫لطفاً

240
00:17:29,500 --> 00:17:30,625
‫محکم‌تر

241
00:17:42,541 --> 00:17:43,708
‫فوق‌العاده‌ست

242
00:17:44,833 --> 00:17:46,291
‫تریسو دوستش نیست

243
00:17:46,791 --> 00:17:49,291
‫اون در واقع مسئول زیر نظر گرفتنشه

244
00:17:50,375 --> 00:17:53,041
‫و هیچی حقیقت نداره.
‫جنگ و دوستی در کار نیست

245
00:17:53,708 --> 00:17:55,916
‫ولی حس می‌کنه اون بغل آرامبخشه

246
00:17:56,000 --> 00:17:57,916
‫انگار بهترین دوستش بغلش کرده

247
00:18:01,791 --> 00:18:03,166
‫حیرت‌انگیز نیست؟

248
00:18:04,833 --> 00:18:07,458
‫حقیقت بزرگ‌نمایی شده

249
00:18:23,666 --> 00:18:26,333
‫- رافا؟ گی‌یرمو؟ اونجایید؟
‫- میمی

250
00:18:27,916 --> 00:18:29,041
‫مشکلی پیش اومده؟

251
00:18:35,625 --> 00:18:38,916
‫می‌تونی با اثر انگشتت
‫این درو برام باز کنی؟

252
00:18:39,958 --> 00:18:42,041
‫نمی‌تونم گی‌یرمو رو پیدا کنم

253
00:18:43,208 --> 00:18:44,291
‫البته

254
00:18:54,000 --> 00:18:56,583
‫ممنون. خیلی وقته دنبالش می‌گردم

255
00:19:09,166 --> 00:19:10,250
‫هیچکس اینجا نیست

256
00:19:10,333 --> 00:19:11,541
‫کجا می‌تونه باشه؟

257
00:19:12,250 --> 00:19:14,958
‫تمام اماکن عمومی پناهگاه قبلاً بسته شدن

258
00:19:16,208 --> 00:19:17,291
‫حالم خوش نیست

259
00:19:23,375 --> 00:19:25,833
‫با ویکتوریا برو بالا و یکم چای گیاهی بخور

260
00:19:25,916 --> 00:19:28,750
‫من یه نگاهی به اطراف میندازم
‫ببینم می‌تونم پیداش کنم

261
00:19:32,333 --> 00:19:34,916
‫خب، یه نفر چطور می‌تونه
‫توی پناهگاه استخدام شه؟

262
00:19:35,416 --> 00:19:37,458
‫سه چهار بار مصاحبه‌ی شغلی دادم

263
00:19:37,541 --> 00:19:38,708
‫خوب پیش نرفتن

264
00:19:38,791 --> 00:19:41,541
‫چون با مریض شدن مادرم همزمان شدن

265
00:19:42,375 --> 00:19:43,375
‫مشکلش جدی بود؟

266
00:19:44,291 --> 00:19:45,750
چشم‌هاش خوب نمی‌دیدن

267
00:19:45,833 --> 00:19:49,416
‫اولش، ازش عصبانی شدم چون بهم می‌گفت

268
00:19:50,666 --> 00:19:53,125
‫نمی‌خواد واسه خرید عینک جدید پول بده

269
00:19:53,708 --> 00:19:55,208
‫و عینکِ قبلی‌اش رو تازه خریده

270
00:19:55,291 --> 00:19:57,166
‫واسه همین سعی می‌کرد بهم دروغ بگه

271
00:19:58,666 --> 00:20:01,291
‫ولی می‌دیدم که به چارچوب‌های در می‌خورد

272
00:20:04,750 --> 00:20:08,250
‫یه تومور مغزی داشت که
‫به عصب‌های بینایی‌اش فشار می‌آورد

273
00:20:10,958 --> 00:20:12,333
‫به سرعت پیشرفت کرد

274
00:20:15,500 --> 00:20:16,500
‫سه ماه طول کشید

275
00:20:20,541 --> 00:20:23,500
‫و... وقتی که مُرد،

276
00:20:24,916 --> 00:20:27,291
‫برای مصاحبه‌ی آخر بهم زنگ زدن

277
00:20:31,541 --> 00:20:33,291
‫و من همونجا زدم زیر گریه

278
00:20:35,541 --> 00:20:38,291
‫در کمال تعجب، همون روز استخدامم کردن

279
00:20:41,708 --> 00:20:42,750
‫می‌دونی...

280
00:20:44,750 --> 00:20:45,916
‫انگار...

281
00:20:46,750 --> 00:20:49,375
‫انگار مرگِ مادرم به نفعشون بود

282
00:20:50,625 --> 00:20:51,875
‫چرا این رو میگی؟

283
00:20:53,875 --> 00:20:55,208
‫منطقیه، درسته؟

284
00:20:57,708 --> 00:21:00,166
‫پیدا کردن آدم‌هایی که حاضرن
‫توی یه سوراخ حبس بشن

285
00:21:00,666 --> 00:21:02,583
‫توی یه چشم بهم زدن
‫بدون نگاه کردن به پشت سرشون

286
00:21:07,208 --> 00:21:08,833
‫من هیچ فامیل دیگه‌ای ندارم

287
00:21:10,458 --> 00:21:11,958
‫کارش خیلی خوبه

288
00:21:17,541 --> 00:21:20,958
‫پس برای ورود به اینجا یا باید
‫مولتی میلیونر باشی یا درمونده

289
00:21:21,541 --> 00:21:23,500
‫یا هردو. اینا باهم ناسازگار نیستن

290
00:21:24,791 --> 00:21:28,041
‫- در مورد من چی می‌دونی؟
‫- چیزی که توی روزنامه‌ها خوندم

291
00:21:28,541 --> 00:21:30,708
‫مقاله‌های زیادی در موردت منتشر شدن

292
00:21:31,708 --> 00:21:33,000
‫بعضی‌هاشون دردناکن

293
00:21:34,000 --> 00:21:35,625
‫ولی بعضی‌های دیگه خیلی بامزه‌ان

294
00:21:37,291 --> 00:21:40,791
‫ایده‌ی کی بود که ازت با یه اسب
‫توی حموم عکس بگیره؟

295
00:21:41,375 --> 00:21:42,208
‫نه، واقعاً

296
00:21:42,291 --> 00:21:46,250
‫از خواب بیدار شدی، سوت زدی
‫و اسبه اومد توی حموم؟

297
00:21:46,333 --> 00:21:47,833
‫یا بهت پیشنهاد دادن؟

298
00:21:47,916 --> 00:21:51,000
‫«آقای فالکون، ما یه ایده‌ی عالی داریم»

299
00:21:51,083 --> 00:21:53,833
‫«توی حموم با اسبتون ازتون عکس می‌گیریم»

300
00:21:53,916 --> 00:21:54,958
‫«خیلی مردونه‌ست»

301
00:21:56,166 --> 00:21:58,291
‫نه. نه، امکان نداره

302
00:21:59,083 --> 00:22:00,208
‫صبر کن

303
00:22:02,291 --> 00:22:03,541
‫ایده‌ی خودت بود

304
00:22:04,500 --> 00:22:06,083
‫از لبخندت معلومه

305
00:22:06,666 --> 00:22:07,666
‫عجب خودشیفته‌ای

306
00:22:13,041 --> 00:22:14,583
‫اون بیرون چیکاره بودی؟

307
00:22:16,416 --> 00:22:17,333
‫قیافه‌شناس

308
00:22:19,791 --> 00:22:20,958
‫چی؟

309
00:22:21,041 --> 00:22:22,916
‫متخصص ارتباط غیرکلامی

310
00:22:23,000 --> 00:22:26,333
‫ولی... کی یه قیافه‌شناس استخدام می‌کنه؟

311
00:22:26,416 --> 00:22:30,583
‫من به عنوان مشاور سیاسی
‫برای پلیس کار کردم،

312
00:22:30,666 --> 00:22:33,250
‫و توی کازینو برای گرفتنِ متقلب‌هایی مثل تو

313
00:22:35,916 --> 00:22:38,000
از چهره‌ی آدم‌ها راز دلشون رو می‌فهمم

314
00:22:41,666 --> 00:22:42,791
چهره‌ات پر از نشونه‌هاییه

315
00:22:44,083 --> 00:22:46,500
‫که فکر می‌کنی یاد گرفتی پنهان کنی

316
00:22:46,583 --> 00:22:48,500
ولی من اونا رو کامل می‌بینم

317
00:22:48,583 --> 00:22:50,333
‫به نظرت حیرت‌انگیز نیست؟

318
00:22:51,000 --> 00:22:52,541
‫وحشتناکه

319
00:22:54,458 --> 00:22:58,083
‫قبلاً نمی‌خواستی باهام بخوابی
‫و حالا داری لختم می‌کنی

320
00:22:59,041 --> 00:23:00,041
‫اینگرید

321
00:23:00,708 --> 00:23:02,458
‫یه بطری شامپاین دیگه باز کن

322
00:23:04,000 --> 00:23:10,000


323
00:23:12,625 --> 00:23:13,625
‫بچه‌ها؟

324
00:23:14,458 --> 00:23:15,500
‫یه نوشیدنی دیگه می‌خورید؟

325
00:23:16,000 --> 00:23:17,041
‫نه، مرسی

326
00:23:17,125 --> 00:23:19,250
‫فکر کنم اینجا راحتیم

327
00:23:19,333 --> 00:23:20,333
‫من یکی می‌خوام

328
00:23:21,166 --> 00:23:22,541
‫یه بطریِ دیگه باز کن

329
00:23:25,500 --> 00:23:28,083
‫وقتی زمانِ تراپی داستانت رو تعریف کردی
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

330
00:23:28,583 --> 00:23:31,083
‫- نقاط مشترک زیادی با داستانِ من داره
‫- واقعاً؟

331
00:23:31,916 --> 00:23:34,666
‫تو هم با یه هوش مصنوعی ازدواج کرده بودی؟

332
00:23:35,958 --> 00:23:38,458
‫از رابطه‌ام با شوهرم خسته شده بودم

333
00:23:38,541 --> 00:23:39,708
‫می‌دونی که چی میگن

334
00:23:39,791 --> 00:23:43,041
‫ازدواج‌ها به خاطر خوش رفتاری دو سال
‫بیشتر از اونی که باید دوام میارن

335
00:23:44,208 --> 00:23:47,625
‫در اون مدت، قبول می‌کنی که تموم شده،

336
00:23:47,708 --> 00:23:52,125
‫ولی همسرت رو ترک نمی‌کنی
‫و کم کم ازش متنفر میشی

337
00:23:53,416 --> 00:23:57,625
‫دستش که قبلاً موهای تنت رو سیخ می‌کرد،

338
00:23:58,250 --> 00:24:02,833
‫ناگهان مثل یه ماهیِ سرد و لزج
‫روی پات میشه

339
00:24:03,541 --> 00:24:06,958
‫باید برای خلاص شدن از شرش
بری توی دستشویی قایم شی

340
00:24:07,041 --> 00:24:10,833
‫هرچی که منحصربفردش می‌کرد
به یه خصلتِ آزاردهنده تبدیل میشه

341
00:24:11,458 --> 00:24:12,750
‫و روز به روز،

342
00:24:13,250 --> 00:24:15,291
‫حالت از کیرش بهم می‌خوره

343
00:24:15,375 --> 00:24:17,791
‫چه برسه به این که بخوای براش بخوری

344
00:24:18,666 --> 00:24:20,500
‫تنبلی نیست، چندشه

345
00:24:21,875 --> 00:24:23,958
‫و وقتی که بالأخره می‌خواستم ترکش کنم،

346
00:24:24,041 --> 00:24:27,458
‫تصادف کرد و رفت کُما

347
00:24:32,041 --> 00:24:33,958
‫بدترین اتفاق بعداً توی بیمارستان افتاد

348
00:24:34,833 --> 00:24:36,833
‫خانواده‌اش شبانه روز اونجا بودن،

349
00:24:36,916 --> 00:24:40,291
‫بهم می‌گفتن قوی باشم
‫و ازم تشکر می‌کردن که ازش مراقبت می‌کردم

350
00:24:40,375 --> 00:24:43,291
‫پدر و مادرش، خواهرهاش، پسرعموهاش،

351
00:24:43,375 --> 00:24:45,166
کلی فک و فامیل داره

352
00:24:45,250 --> 00:24:48,708
‫آدم‌های خیلی مذهبی‌ای هستن.
‫تمام روز دعا می‌کردن

353
00:24:48,791 --> 00:24:50,833
‫حتی منی که مؤمن هم نیستم دعا می‌کردم

354
00:24:50,916 --> 00:24:53,458
مشتاق به هوش اومدنش بودم

355
00:24:54,250 --> 00:24:55,750
‫تا بتونم زودتر ترکش کنم

356
00:25:01,083 --> 00:25:02,291
‫ممنون

357
00:25:02,375 --> 00:25:07,208
‫هر طور که به فکرم می‌رسید
‫سعی کردم به هوش بیارمش

358
00:25:07,875 --> 00:25:09,500
‫آهنگ مورد علاقه‌اش رو پخش کردم،

359
00:25:09,583 --> 00:25:13,583
‫عطرم رو زیر دماغش گرفتم،

360
00:25:14,250 --> 00:25:16,083
‫ساعت‌ها براش کتاب خوندم

361
00:25:17,708 --> 00:25:19,541
‫براش جق زدم. هیچ واکنشی نشون نداد

362
00:25:21,125 --> 00:25:23,041
‫پدر و مادرش دیدن چقدر بهش متعهدم

363
00:25:23,125 --> 00:25:25,958
‫مدام به خاطر دوست داشتنش ازم تشکر می‌کردن

364
00:25:26,041 --> 00:25:28,750
‫و همون احساس گناه باعث شد
‫دنبال تفریح بگردم

365
00:25:29,541 --> 00:25:30,916
‫چجور تفریحی؟

366
00:25:31,000 --> 00:25:34,666
‫تاکسی می‌گرفتم می‌رفتم مِیخونه
‫و با اولین کسی که می‌دیدم سکس می‌کردم

367
00:25:35,583 --> 00:25:39,916
‫باغبون، پستچی، برق‌کار، حتی با زن‌ها

368
00:25:40,000 --> 00:25:41,458
‫هیچ قید و بندی نداشتم

369
00:25:42,291 --> 00:25:45,916
‫تا وقتی نذاری یکی توی میکسرِ بتن
‫ممه‌هات رو میک بزنه

370
00:25:46,000 --> 00:25:49,791
‫متوجه نمیشی توی ورطه‌ی خودتخریبی افتادی

371
00:25:52,458 --> 00:25:55,291
‫- البته منظورم توی کابین میکسرِ بتنه
‫- البته

372
00:25:55,375 --> 00:26:00,541
‫وقتی سرکارگر مُچ ما رو گرفت،
‫می‌دونستم به پیسی خوردم

373
00:26:01,458 --> 00:26:04,708
‫و اون موقع بود که بهم زنگ زدن
‫بیام پناهگاه، واسه همین...

374
00:26:06,333 --> 00:26:07,458
‫فرار کردم

375
00:26:07,958 --> 00:26:09,125
‫پشت سرم رو هم نگاه نکردم

376
00:26:10,583 --> 00:26:14,458
‫درست وقتی که چند روز بود
‫به خودکشی فکر می‌کردم...

377
00:26:21,083 --> 00:26:22,791
‫آخرالزمان نجاتم داد

378
00:26:28,416 --> 00:26:30,375
‫خب، واقعاً چیز مهمی نیست

379
00:26:31,791 --> 00:26:34,958
‫همه‌مون یه زمانی در مورد میکسرِ بتن
‫فانتزی‌هایی داشتیم

380
00:26:37,041 --> 00:26:38,041
‫نه، جدای از شوخی،

381
00:26:38,875 --> 00:26:40,583
‫کاملاً درکت می‌کنم

382
00:26:40,666 --> 00:26:45,333
‫یه زمانی توی زندگی‌هامون،
‫همه‌مون از اعماق وجود...

383
00:26:47,500 --> 00:26:48,541
‫بغل لازم داشتیم

384
00:26:51,750 --> 00:26:55,875
‫رافا، ما فقط باید بدونیم
‫کِی نیاز به تغییر داریم

385
00:26:57,833 --> 00:27:02,041
‫مسئله دونستن این نیست که نیاز به تغییر داری

386
00:27:05,500 --> 00:27:06,708
‫بلکه اینه که بخوای تغییر کنی

387
00:27:08,291 --> 00:27:10,250
‫من نمی‌خوام زندگی‌ام رو تغییر بدم، الینا

388
00:27:10,750 --> 00:27:12,458
‫اونا می‌خوان برام تغییرش بدن

389
00:27:14,333 --> 00:27:15,333
‫ولی دارم مقاومت می‌کنم

390
00:27:15,916 --> 00:27:19,208
‫باید قبول کنی که تموم شده

391
00:27:20,958 --> 00:27:24,083
‫اگه نمی‌خوای تهش از لوله‌های پناهگاه آویزون شی

392
00:27:35,916 --> 00:27:37,083
‫خب، بذار ببینیم...

393
00:27:41,250 --> 00:27:44,291
‫اینجا خبری از رقصیدن نیست یا چی؟

394
00:27:45,291 --> 00:27:46,291
‫ویلی!

395
00:27:47,000 --> 00:27:50,625
‫ویلی، هی، چطوره یه ذره قِر بدیم؟
‫هان؟ یه ذره...

396
00:27:52,166 --> 00:27:53,333
‫بابا. باز کن، بابا

397
00:27:56,166 --> 00:27:57,958
‫مکس وارلا اونجا چیکار می‌کنه؟

398
00:28:03,833 --> 00:28:05,333
‫مطمئن نیستم. من بردمش خونه

399
00:28:05,916 --> 00:28:08,250
‫از اونجا ببرش بیرون. پیشش بمون

400
00:28:11,833 --> 00:28:14,291
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ دیر وقته

401
00:28:15,000 --> 00:28:18,333
‫یه صداهایی شنیدم
‫و فکر کردم بیام باهات نوشیدنی بخورم

402
00:28:18,416 --> 00:28:20,000
‫مثل «بیگ برادر» ما رو زیر نظر دارید

403
00:28:20,083 --> 00:28:21,666
‫چطوری زخمی شدی؟

404
00:28:21,750 --> 00:28:24,666
‫ولی نمی‌فهمم. میکروفن‌ها کجان؟

405
00:28:25,166 --> 00:28:28,125
‫مکس، چطور زخمی شدی؟

406
00:28:32,083 --> 00:28:33,958
‫هیچی. چیزی نیست

407
00:28:35,875 --> 00:28:38,208
‫با یکی از نگهبان‌ها دعوا کردم

408
00:28:38,291 --> 00:28:39,666
‫در واقع با یکی دیگه

409
00:28:40,708 --> 00:28:43,125
‫همون گوریله که توی سالن غذاخوری بود. یادته؟

410
00:28:43,208 --> 00:28:44,166
‫آره، یادمه

411
00:28:44,250 --> 00:28:47,041
‫به نظر میاد بالأخره زندانم اصلاحت نکرده

412
00:28:50,875 --> 00:28:53,166
‫مکس، کی زخمت رو بخیه زد؟

413
00:28:53,250 --> 00:28:54,250
‫سیندی

414
00:28:55,625 --> 00:28:57,833
‫نصفش رو سیندی انجام داد
‫و نصفِ دیگه رو هم آسیا

415
00:29:00,625 --> 00:29:04,083
‫دخترت آخرین دکترِ دنیاست
‫و به نظر میاد کارش عالیه

416
00:29:09,416 --> 00:29:11,083
‫میشه لطفاً یه آبجو برام بریزی؟

417
00:29:11,166 --> 00:29:12,375
‫خودشه. عالیه

418
00:29:13,291 --> 00:29:14,291
‫بخوریم به سلامتی

419
00:29:14,375 --> 00:29:17,875
‫خیلی وقته که ما سه نفر باهم خلوت نکردیم

420
00:29:20,833 --> 00:29:21,750
‫نگران نباش

421
00:29:25,625 --> 00:29:27,833
‫اینجا ماشینی نیست که باهاش تصادف کنی

422
00:29:28,958 --> 00:29:30,000
‫به‌به

423
00:29:31,541 --> 00:29:33,458
‫می‌بینم که جمعتون جمعه

424
00:29:34,083 --> 00:29:35,500
‫من میرم خونه

425
00:29:35,583 --> 00:29:36,583
‫گند زدیم

426
00:29:36,666 --> 00:29:38,791
‫اینگرید، نذار بره. سیندی مکس رو می‌بره

427
00:29:38,875 --> 00:29:41,666
‫مکس، چطوره بزرگ‌ترها رو تنها بذاریم؟

428
00:29:42,333 --> 00:29:44,750
‫نه، نه، اینگرید، یه کاری بکن.
‫داریم از دستش می‌دیم

429
00:29:50,500 --> 00:29:51,500
‫اینگرید!

430
00:29:52,458 --> 00:29:54,666
‫لعنتی!

431
00:29:56,875 --> 00:30:01,625
‫هی، اونجا چه اتفاقی افتاد؟
‫جو خیلی متشنج بود

432
00:30:01,708 --> 00:30:04,291
‫هیچی. قصه‌اش داره

433
00:30:04,375 --> 00:30:06,208
‫آبِ من و اون پسره توی یه جوب نمیره

434
00:30:06,291 --> 00:30:07,708
‫یه راه حلی دارم

435
00:30:20,833 --> 00:30:23,250
‫می‌دونم کجا می‌تونیم مشروبِ آخر رو بزنیم

436
00:30:24,541 --> 00:30:26,208
‫دفترِ رئیس

437
00:30:26,291 --> 00:30:29,750
‫هیچکس نمی‌تونه وارد اون اتاق بشه،
‫ولی دستِ من اون درو باز می‌کنه

438
00:30:29,833 --> 00:30:33,958
‫به عنوان کسی که نمی‌خواد با من بخوابه،
‫داری خیلی تلاش می‌کنی

439
00:30:35,083 --> 00:30:36,833
‫می‌خوام به حرف زدن ادامه بدیم

440
00:30:38,416 --> 00:30:40,666
‫چون زیاد به دوستت توجه نمی‌کردی

441
00:31:11,541 --> 00:31:13,666
‫لابد فکر کردی من زیادی حساسم

442
00:31:14,375 --> 00:31:17,833
‫که نصفِ شبی به جای خوابیدن
‫دنبال گی‌یرمو می‌گردم

443
00:31:18,333 --> 00:31:21,291
‫ببین، عزیزم، نیازی نیست خودت رو توضیح بدی

444
00:31:22,000 --> 00:31:24,083
‫زن‌ها از همه چی خجالت می‌کشن

445
00:31:24,166 --> 00:31:27,875
‫این بزرگ‌ترین مشکل ما زن‌ها
‫و عامل پیروزی نهایی مردهاست

446
00:31:28,875 --> 00:31:30,875
‫باید برعکس باشه

447
00:31:30,958 --> 00:31:32,125
‫می‌دونی چرا؟

448
00:31:32,625 --> 00:31:36,958
‫چون کلیتوریس ۱۰ هزارتا گیرنده‌ی عصبی داره

449
00:31:37,041 --> 00:31:38,833
‫می‌دونی سرِ کیر چندتا گیرنده‌ی عصبی داره؟

450
00:31:40,666 --> 00:31:41,666
‫نصفش

451
00:31:43,333 --> 00:31:47,416
‫که یعنی ما می‌تونیم دو برابر مردها
‫لذت جنسی رو تجربه کنیم

452
00:31:47,958 --> 00:31:51,500
‫اونا خیلی دوست داشتن
‫این آپشن رو داشته باشن

453
00:31:52,333 --> 00:31:54,916
‫بنابراین برای این که نذارن
‫از هدیه‌ی طبیعت استفاده کنیم

454
00:31:55,000 --> 00:31:57,958
‫کاری کردن ما از همه چی خجالت بکشیم

455
00:31:58,041 --> 00:32:03,666
‫کلیتوریس هدیه‌ی طبیعته. جوری میگی
‫انگار یه جور قدرتِ ماوراییه

456
00:32:03,750 --> 00:32:06,666
‫هست، عزیزم. هست

457
00:32:08,041 --> 00:32:10,791
‫یه سلاح کشتارِ جمعیه

458
00:32:13,208 --> 00:32:15,208
‫رازِ من این بود

459
00:32:30,625 --> 00:32:33,458
‫باید من رو ببخشی،
‫ولی خبرِ خوبی ندارم

460
00:32:33,541 --> 00:32:34,916
‫گی‌یرمو پیش رافا نیست

461
00:32:37,083 --> 00:32:38,916
‫پیش مدیرِ اسپاست

462
00:32:41,041 --> 00:32:44,500
‫از میخونه خارج شدن
‫و رفتن دفترِ مینروا

463
00:32:46,958 --> 00:32:48,791
‫ظاهراً برای این که بازم مشروب بخورن

464
00:32:49,583 --> 00:32:53,541
‫از یه بطریِ کوچیک که دختره
‫از توی شورتش در آورد

465
00:32:54,375 --> 00:32:59,000
‫جوری رفتن تو که انگار می‌رفتن کلوبِ شبانه.
‫بی‌خیال و خندون...

466
00:32:59,083 --> 00:33:02,000
‫یعنی، داشتن لاس می‌زدن

467
00:33:04,000 --> 00:33:05,333
‫پرده‌ها رو هم کشیدن

468
00:33:07,125 --> 00:33:08,125
‫وای

469
00:33:09,750 --> 00:33:11,708
‫میمی، حالت خوبه؟

470
00:33:12,291 --> 00:33:16,375
‫از وقتی که رسیدیم، حالت تهوع دارم

471
00:33:16,458 --> 00:33:17,875
‫نمی‌تونم برم دستشویی

472
00:33:17,958 --> 00:33:19,000
‫گوش کن، عزیزم

473
00:33:19,708 --> 00:33:22,791
‫این که همه چی رو لاپوشونی می‌کنی
‫و می‌ریزی تو خودت مریضت می‌کنه

474
00:33:23,416 --> 00:33:24,916
‫باید بگی: «بسه»

475
00:33:25,000 --> 00:33:29,208
‫این مثل قبل نیست که وقتی
‫میموسا سفارش می‌دادی

476
00:33:29,291 --> 00:33:32,583
‫می‌فهمیدی با منشی‌اش رابطه داره،
‫مثل اتفاقی که برای مارتا افتاد

477
00:33:32,666 --> 00:33:35,083
‫این خیلی نفرت‌انگیزتره

478
00:33:36,291 --> 00:33:39,833
‫نه چون افتاده دنبال یه دخترِ معمولی
‫که اینجا کار می‌کنه

479
00:33:39,916 --> 00:33:44,041
‫چیزی که واقعاً جدیه شرم‌آور بودن
‫انجام دادنش زیر بمبارانه

480
00:33:44,125 --> 00:33:47,125
‫اینجا، نمی‌تونی ناخن‌هات رو مانیکور کنی
‫یا بری خرید

481
00:33:47,208 --> 00:33:49,958
‫تا وانمود کنی نمی‌دونی چه خبره

482
00:33:58,666 --> 00:34:00,541
‫میرم با شوهرم حرف می‌زنم

483
00:34:06,000 --> 00:34:07,125
‫بهتره باهاش بریم

484
00:34:07,208 --> 00:34:08,500
‫البته

485
00:34:28,833 --> 00:34:30,583
‫اینگرید، یه مشکلی داریم

486
00:34:30,666 --> 00:34:32,416
‫زنِ فالکون داره میاد اونجا

487
00:34:32,500 --> 00:34:34,041
‫وقتِ زیادی نداریم

488
00:34:36,833 --> 00:34:37,833
‫از جاز خوشت میاد؟

489
00:34:37,916 --> 00:34:40,875
‫برای همچین لحظه‌ای عالیه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

490
00:35:01,583 --> 00:35:03,416
‫از کجا می‌فهمی این بوسه واقعیه؟

491
00:35:05,375 --> 00:35:07,500
‫هرچی که امشب بهم گفتی دروغ بود

492
00:35:07,583 --> 00:35:09,333
‫- من دروغ گفتم؟
‫- آره

493
00:35:09,416 --> 00:35:11,041
‫چه دروغی گفتم؟

494
00:35:11,125 --> 00:35:13,875
‫ماجرای ماساژ و داستانِ دوستت

495
00:35:14,375 --> 00:35:16,083
‫بهت که گفتم من قیافه‌شناسم

496
00:35:17,125 --> 00:35:19,458
‫هر بار که دروغ میگی،
‫از حرکاتت می‌فهمم

497
00:35:19,541 --> 00:35:21,000
‫و اون حرکات چیا هستن؟

498
00:35:21,083 --> 00:35:22,833
‫انقباض عضلات صورتت

499
00:35:24,333 --> 00:35:26,416
‫حرکاتِ چشمی نامحسوست

500
00:35:26,500 --> 00:35:32,458
‫و اون حرکاتِ چشمی نامحسوس...
‫نمی‌تونن اشتباه باشن؟

501
00:35:33,041 --> 00:35:34,041
‫نه

502
00:35:40,875 --> 00:35:42,375
‫می‌خوای بهت ثابتش کنم؟

503
00:35:43,375 --> 00:35:44,458
‫خوشحال میشم

504
00:35:45,375 --> 00:35:47,375
‫تا حالا زنِ دروغ‌سنج ندیدم

505
00:35:48,375 --> 00:35:49,875
‫میشه اول همدیگه رو ببوسیم؟

506
00:35:50,791 --> 00:35:51,833
‫معلومه که نه

507
00:35:59,333 --> 00:36:01,416
‫بهت ثابتش می‌کنم

508
00:36:03,000 --> 00:36:04,708
‫ازت پنج تا سؤال می‌پرسم

509
00:36:05,666 --> 00:36:08,875
‫وقتی که جواب میدی،
‫بهت میگم دروغ میگی یا نه

510
00:36:08,958 --> 00:36:11,416
‫و از کجا می‌فهمی درست تشخیص دادی؟

511
00:36:11,500 --> 00:36:13,750
‫چون جواب درست رو می‌نویسی

512
00:36:14,333 --> 00:36:15,291
‫اینجا

513
00:36:16,416 --> 00:36:17,500
‫نذار ببینمش

514
00:36:21,125 --> 00:36:23,166
‫اگه ببازی چی گیرم میاد؟

515
00:36:23,833 --> 00:36:25,125
‫بوسه

516
00:36:27,416 --> 00:36:29,166
‫و تمام اتفاقاتی که می‌تونه بعدش بیفته

517
00:36:30,625 --> 00:36:33,208
‫که شاید تا ابد از یادت نره

518
00:36:33,291 --> 00:36:34,625
‫چه تحریک کننده

519
00:36:44,250 --> 00:36:45,708
اوضاع چطوره، اینگرید؟

520
00:36:45,791 --> 00:36:48,750
‫یه تاکتیکِ لاس‌زنی به کار گرفته.
‫به نظر میاد داره جواب میده

521
00:36:51,250 --> 00:36:53,583
‫ضربانِ قلب یارو به ۱۰۲ رسیده

522
00:36:59,666 --> 00:37:01,333
‫وقتِ کافی نداره

523
00:37:01,416 --> 00:37:03,333
‫زنِ یارو دو دقیقه‌ای می‌رسه اونجا

524
00:37:05,458 --> 00:37:06,750
‫بگا رفتیم

525
00:37:08,416 --> 00:37:09,958
‫چیکار کنیم، مینروا؟

526
00:37:36,833 --> 00:37:38,333
‫اینگرید، وقت داره تموم میشه

527
00:37:39,625 --> 00:37:40,791
‫سؤال اول

528
00:37:42,416 --> 00:37:44,291
‫کجا باکرگی‌ات رو از دست دادی؟

529
00:37:45,083 --> 00:37:46,083
‫و توی چند سالگی؟

530
00:37:48,208 --> 00:37:49,583
‫این دوتا سؤاله

531
00:37:50,125 --> 00:37:51,125
‫آره، دوتاست

532
00:38:06,666 --> 00:38:07,958
‫توی ۱۷ سالگی،

533
00:38:08,666 --> 00:38:09,666
‫توی یه ماشین

534
00:38:13,916 --> 00:38:14,916
‫دروغه

535
00:38:19,125 --> 00:38:21,000
‫توی ۱۶ سالگی، روی تاب کنار استخر

536
00:38:21,583 --> 00:38:22,500
‫دو بر صفر

537
00:38:24,875 --> 00:38:27,291
‫نمی‌فهمم چرا انقدر طولش میدن.
‫بذار ببینم

538
00:38:29,583 --> 00:38:31,500
‫تقریباً به طبقه‌ی آخر رسیدیم

539
00:38:32,458 --> 00:38:34,416
‫اگه درها رو باز کنیم،
‫می‌تونیم بریم بالا

540
00:38:36,666 --> 00:38:38,291
‫بیاید درها رو به زور باز کنیم

541
00:38:38,375 --> 00:38:39,416
‫یالا

542
00:38:40,666 --> 00:38:41,666
‫یالا

543
00:38:46,541 --> 00:38:49,041
‫درها قفل نیستن. فقط برق رو قطع کردیم

544
00:38:49,125 --> 00:38:51,166
‫با یکم زور می‌تونن بازشون کنن

545
00:38:54,541 --> 00:38:56,500
‫تا حالا با یه مرد سکس داشتی؟

546
00:39:00,333 --> 00:39:01,958
‫نه

547
00:39:02,041 --> 00:39:03,416
‫نوشت: «نه»

548
00:39:07,291 --> 00:39:08,666
‫نمی‌تونم بازش کنم!

549
00:39:14,041 --> 00:39:14,875
‫آره

550
00:39:14,958 --> 00:39:18,000
‫جوابِ درست... نه‌ست

551
00:39:23,041 --> 00:39:25,291
‫یالا! نمی‌تونم بازش کنم!

552
00:39:25,375 --> 00:39:26,625
‫بذار ببینم

553
00:39:26,708 --> 00:39:27,833
‫چیکار می‌کنی؟

554
00:39:27,916 --> 00:39:29,958
‫تا حالا عاشق شدی؟

555
00:39:30,041 --> 00:39:32,208
‫این سؤال خیلی نسبیه

556
00:39:34,041 --> 00:39:35,958
‫بعضی از روزها سرشار از عشق بیدار میشم،

557
00:39:36,041 --> 00:39:39,333
‫ولی شب که می‌خوابم
‫از اعماق وجود ناامیدم

558
00:39:39,416 --> 00:39:40,708
‫از کجا باید بدونم؟

559
00:39:48,791 --> 00:39:50,333
‫گندش بزنن!

560
00:39:53,000 --> 00:39:56,000
‫اینگرید، عجله کن. وقتمون تمومه

561
00:39:56,083 --> 00:39:57,458
‫این رو راست گفتی

562
00:39:57,541 --> 00:40:00,416
‫سؤال‌های دقیق با جواب‌های قطعی لازم داریم

563
00:40:00,500 --> 00:40:01,625
‫یه عدد ثابت چطوره؟

564
00:40:03,333 --> 00:40:05,166
‫مثلاً رمز گاوصندوقت

565
00:40:10,416 --> 00:40:11,416
‫قلاب بگیر

566
00:40:11,500 --> 00:40:13,416
‫- هان؟
‫- قلاب بگیر دیگه

567
00:40:13,500 --> 00:40:15,375
‫- چی؟
‫- دست‌هات رو قلاب کن!

568
00:40:26,083 --> 00:40:27,833
‫- نمی‌نویسه
‫- زوم کن

569
00:40:31,875 --> 00:40:33,291
‫اینگرید، نمی‌نویسه

570
00:40:39,625 --> 00:40:40,625
‫یالا!

571
00:40:58,375 --> 00:41:00,125
‫۳-۱-۱-۰-۲-۰-۰

572
00:41:02,625 --> 00:41:05,875
‫رُکسان، احتمال این که
‫گی‌یرمو راست بگه چقدره؟

573
00:41:05,958 --> 00:41:07,416
‫۶۳ درصد

574
00:41:07,500 --> 00:41:09,291
‫هیچ تردیدی تشخیص نمیدم

575
00:41:09,375 --> 00:41:12,166
‫عصبِ چشمی هیچ ضربانی نشون نمیده

576
00:41:15,125 --> 00:41:16,875
‫اینگرید، فکر می‌کنیم حقیقت داره

577
00:41:17,416 --> 00:41:20,666
‫به نظرم حقیقت داره،
‫ولی... واقعاً مطمئن نیستم

578
00:41:20,750 --> 00:41:22,125
‫نمی‌دونم چرا

579
00:41:26,291 --> 00:41:28,875
‫زنِ فالکون کمتر از یک دقیقه دیگه می‌رسه

580
00:41:28,958 --> 00:41:32,041
‫- یالا، قلاب بگیر ببینم. من میرم بالا
‫- چی؟ نه

581
00:41:32,125 --> 00:41:33,875
‫نمایش رو از دست می‌دیم!

582
00:41:33,958 --> 00:41:36,125
‫نمی‌دونم چرا ولی یه چیزی رو متوجه نمیشم

583
00:41:48,625 --> 00:41:49,625
‫دروغ گفتی

584
00:41:53,583 --> 00:41:54,708
‫راست گفتم

585
00:41:57,333 --> 00:41:59,791
‫عادت دارم هیچوقت رمزهام رو جایی ننویسم

586
00:41:59,875 --> 00:42:01,416
‫نه روی کاغذ نه توی گوشی

587
00:42:03,583 --> 00:42:04,583
‫همش اینجاست

588
00:42:06,708 --> 00:42:09,250
‫پس از نظر فنی، برنده شدم

589
00:42:10,166 --> 00:42:12,000
‫ایول!

590
00:42:14,833 --> 00:42:16,166
‫گیرش آوردیم

591
00:42:16,250 --> 00:42:19,333
‫اینگرید، گیرش آوردیم. از اونجا بزن بیرون.
‫الان میمی می‌رسه

592
00:42:19,416 --> 00:42:20,916
‫یه بوس بهم بدهکاری

593
00:42:23,125 --> 00:42:27,083
‫در واقع تو قانون رو زیر پا گذاشتی
‫و من راهی برای فهمیدن حقیقت ندارم

594
00:42:27,166 --> 00:42:28,625
‫در ضمن تو متأهلی

595
00:42:35,458 --> 00:42:39,958
‫الان انقدر دلم می‌خواد ببوسمت
‫که هیچوقت نمی‌خواستم زنم رو ببوسم

596
00:42:53,916 --> 00:42:58,208
‫ممنون که نصفِ شبی اینجا هستی

597
00:42:58,291 --> 00:43:00,166
‫و همه چی رو برام روشن کردی

598
00:43:01,916 --> 00:43:05,416
‫تصور کن این مرد چه سلطه‌ای روی من داره...

599
00:43:06,916 --> 00:43:10,416
‫که یه شب بهم میگه رابطه‌مون یتیمی دوطرفه‌ست

600
00:43:11,000 --> 00:43:13,958
‫یه رابطه‌ی همزیستی مثل مستندهای طبیعت

601
00:43:15,125 --> 00:43:17,875
‫و فرداش بهم میگه رابطه‌ی شگفت انگیزی داریم

602
00:43:19,250 --> 00:43:23,583
‫و به تدریج بین این همه کشمکش
‫غرورم رو زیر پا میذارم،

603
00:43:23,666 --> 00:43:27,250
‫تا حدی که دیگه هیچی ازش نمی‌مونه

604
00:43:31,500 --> 00:43:33,000
‫ولی به لطف امشب...

605
00:43:35,791 --> 00:43:39,833
‫بالأخره به نتیجه رسیدم که
‫باید ترکت کنم، گی‌یرمو

606
00:43:41,875 --> 00:43:43,333
‫و اگه حتی لحظه‌ای

607
00:43:43,958 --> 00:43:47,375
‫ذره‌ای قصد داشتی که چیزی بهم بگی،

608
00:43:47,958 --> 00:43:51,458
‫مثل این که قبلاً با مخفی بودن خیانتت
‫رابطه‌مون بهتر بود،

609
00:43:51,541 --> 00:43:54,000
‫لطفاً نگو

610
00:43:54,708 --> 00:43:56,875
‫چون ما دیگه هیچوقت پیش هم برنمی‌گردم

611
00:43:58,208 --> 00:43:59,208
‫هرگز

612
00:45:00,291 --> 00:45:01,833
‫نه، این حساب نیست. نه

613
00:45:04,291 --> 00:45:05,291
‫داری فیلم می‌گیری؟

614
00:45:06,833 --> 00:45:07,875
‫خیلی خب، من پرتاب می‌کنم

615
00:45:09,458 --> 00:45:11,666
‫ایول! ضربه‌ات عالی بود!

616
00:45:18,333 --> 00:45:21,291
‫- به این زودی می‌ریم خونه؟
‫- آره

617
00:45:21,958 --> 00:45:24,416
‫امشب دومین باریه که دارم می‌برمت خونه

618
00:45:24,500 --> 00:45:26,166
‫امیدوارم دوباره فرار نکنی

619
00:45:26,250 --> 00:45:27,916
‫واقعاً می‌ریم اونجا؟

620
00:45:30,000 --> 00:45:30,958
‫آره

621
00:45:52,583 --> 00:45:53,708
‫چه پسر خوش‌تیپی

622
00:46:33,375 --> 00:46:36,000
‫مکس، چیکار می‌کنی؟

623
00:46:36,083 --> 00:46:37,458
‫بیا تو. آب عالیه!

624
00:46:37,541 --> 00:46:38,375
‫میای تو آب؟

625
00:46:39,250 --> 00:46:41,500
‫- وایسا! نه! خواهش می‌کنم!
‫ یالا!

626
00:46:43,958 --> 00:46:45,291
‫چیکار می‌کنی؟

627
00:46:46,500 --> 00:46:48,708
‫تو دیوونه‌ای!

628
00:46:50,583 --> 00:46:51,833
‫چیکار می‌کنی؟

629
00:46:53,583 --> 00:46:55,333
‫دارم یخ می‌زنم!

630
00:46:55,916 --> 00:46:58,541
‫تو رو خدا بیا بیرون

631
00:46:59,875 --> 00:47:01,125
‫تو دیوونه‌ای!

632
00:47:03,625 --> 00:47:04,791
‫چیکار می‌کنی؟

633
00:47:04,875 --> 00:47:06,291
‫باهام بیا!

634
00:47:06,375 --> 00:47:08,541
‫- من نمیام توی آب!
‫- چی؟

635
00:47:09,416 --> 00:47:11,625
‫گوشیِ خواهرت رو از کجا آوردی؟

636
00:47:12,791 --> 00:47:13,958
اون پسره بهت داد؟

637
00:47:14,666 --> 00:47:16,166
‫امکان نداره بیام!

638
00:47:21,458 --> 00:47:22,666
‫بیخیال. خواهش می‌کنم نکن

639
00:47:24,416 --> 00:47:25,750
‫نکن، خیلی سرده!

640
00:47:27,041 --> 00:47:28,041
‫وایسا!

641
00:47:59,583 --> 00:48:01,500
‫تو این گوشی رو به دخترم دادی؟

642
00:48:06,208 --> 00:48:07,375
برای چی؟

643
00:48:08,833 --> 00:48:10,458
‫برای نمک پاشیدن روی زخمش؟

644
00:48:10,541 --> 00:48:11,875
‫برای به دست آوردن دلش؟

645
00:48:12,583 --> 00:48:15,916
‫برای این که باور کنه تو لاشی نیستی، حروم‌زاده؟

646
00:48:16,000 --> 00:48:17,375
‫هیچکدوم از اینا نیست

647
00:48:21,208 --> 00:48:23,625
‫دیدم توی سالن غذاخوری باهاش لاس می‌زدی

648
00:48:23,708 --> 00:48:25,750
‫هیچ احترامی برای گذشته قائل نیستی

649
00:48:25,833 --> 00:48:27,708
‫و حالا می‌خوای تورش کنی؟

650
00:48:34,208 --> 00:48:35,875
‫تو دخترم رو ازم گرفتی

651
00:48:37,625 --> 00:48:39,208
‫تو زنم رو ازم گرفتی

652
00:48:39,291 --> 00:48:41,791
‫چون اون توی تصادف نمرد

653
00:48:41,875 --> 00:48:43,916
‫اون به خاطر تو خودکشی کرد

654
00:48:45,250 --> 00:48:49,500
‫و قبل از این که به آسیا نزدیک بشی،
‫خودم می‌کشمت

655
00:49:07,375 --> 00:49:08,208
‫پسرم

656
00:49:09,000 --> 00:49:10,250
‫بیا، بذار ببینمت

657
00:49:12,541 --> 00:49:14,833
‫چطوری؟ خوبی؟ خوبی، آره؟

658
00:49:15,958 --> 00:49:18,666
‫از اینجا برو بیرون

659
00:49:18,750 --> 00:49:22,000
‫یالا، برو بیرون. برو

660
00:49:25,541 --> 00:49:26,750
‫گفتم برو!

661
00:49:33,958 --> 00:49:34,958
‫مکس

662
00:49:43,583 --> 00:49:47,000
‫تو کی هستی که با پسرم اینجوری
‫حرف بزنی یا کتکش بزنی؟

663
00:49:47,083 --> 00:49:48,708
‫دیگه هیچوقت همچین کاری نکن

664
00:49:49,375 --> 00:49:50,583
ببخشید

665
00:49:52,458 --> 00:49:53,708
‫کنترلم رو از دست دادم

666
00:49:56,833 --> 00:49:58,708
‫به خاطر میمی شوکه بودم

667
00:49:58,791 --> 00:50:01,583
و... ببخشید

668
00:50:49,541 --> 00:50:52,000
‫من شوهرم رو ترک کردم
‫و میمی هم تو رو ترک کرد

669
00:50:52,083 --> 00:50:54,666
‫ما ۲۰ ساله که رابطه‌مون رو پنهان کردیم

670
00:50:54,750 --> 00:50:56,417
‫الان وقتشه که باهم باشیم

671
00:50:57,500 --> 00:51:17,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

