﻿1
00:00:00,086 --> 00:00:02,086
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:04,088 --> 00:00:05,380
‫ولچک

3
00:00:05,381 --> 00:00:07,632
‫عموم می‌تونه ما رو نه فقط از این شهر

4
00:00:07,633 --> 00:00:09,300
‫بلکه از کل این ممکلت خراب‌شده نجات بده

5
00:00:09,301 --> 00:00:11,553
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- آره، می‌دونی که چطوریه

6
00:00:11,554 --> 00:00:13,513
‫اگه نزدیک به مرگ نباشی
‫واقعاً زندگی نمی‌کنی

7
00:00:13,514 --> 00:00:17,267
‫سرپرست بلایت از معدود افرادیه
‫که بین شهروندان این شهر

8
00:00:17,268 --> 00:00:19,436
‫و یه تهدید خیلی خطرناک
‫و قریب‌الوقوع قرار داره

9
00:00:19,437 --> 00:00:22,106
‫- دیدتـشون
‫- باید از شرش خلاص بشیم

10
00:00:27,903 --> 00:00:29,070
‫درو

11
00:00:29,071 --> 00:00:32,700
‫فوراً در تقاطع چست‌نات و برند
‫آمبولانس نیاز داریم

12
00:00:38,539 --> 00:00:42,041
‫یه گلوله به شکم خورده.
‫نبضش ضعیفه و صدای تنفس در ریه‌ها مختل شده

13
00:00:42,042 --> 00:00:45,546
‫بیایین بذاریمش روی برانکارد.
‫یک، دو، سه، برو بریم

14
00:00:47,965 --> 00:00:49,091
‫بیارینش بالا

15
00:00:50,009 --> 00:00:51,342
‫من همراهش میرم، خب؟

16
00:00:51,343 --> 00:00:53,386
‫تا پلیس نیومده همه‌جا رو زیر و رو کنه

17
00:00:53,387 --> 00:00:54,554
‫ببینید چیزی رو میشه سالم در آورد یا نه

18
00:00:54,555 --> 00:00:56,682
‫یه چیزی رو توی زیرزمین
‫دیدم که نباید می‌دیدم

19
00:00:57,767 --> 00:00:59,185
‫و به بلایت خبر بده

20
00:01:11,071 --> 00:01:12,614
‫لری، چقدر دیگه مونده؟

21
00:01:12,615 --> 00:01:13,990
‫رفیق، بجنگ. طاقت بیار

22
00:01:13,991 --> 00:01:16,201
‫باشه؟ همین‌جور نفس بکش، خب؟
‫تقریباً رسیدیم

23
00:01:16,202 --> 00:01:17,660
‫- میشه یه بسته پد 4 در 4 بدی؟
‫- چی؟

24
00:01:17,661 --> 00:01:19,330
‫- گاز استریل، بالا اون گوشه
‫- لعنتی

25
00:01:19,914 --> 00:01:21,623
‫پیدا کردم، پیدا کردم

26
00:01:21,624 --> 00:01:22,874
‫خونریزیش بند نمیاد

27
00:01:22,875 --> 00:01:24,501
‫به محض اینکه دستم رو برداشتم،
‫پدِ تمیز بذار

28
00:01:24,502 --> 00:01:25,627
‫رواله، رواله، رواله

29
00:01:25,628 --> 00:01:27,338
‫- بذار
‫- یا خدا!

30
00:01:27,963 --> 00:01:30,924
‫خیلی‌خب درو. همه‌چی ردیفه. خودم دارمت.
‫من همین‌جا پیشتم، باشه؟

31
00:01:30,925 --> 00:01:33,092
‫ببین منو، میچم‌ام!
‫گوشِت با منـه؟ من همین‌جا پیشتم، خب؟

32
00:01:33,093 --> 00:01:35,429
‫الان می‌رسیم بیمارستان.
‫حالت خوبِ خوب میشه، باشه؟

33
00:01:36,222 --> 00:01:37,388
‫چیزه...

34
00:01:37,389 --> 00:01:40,225
‫آهای رفیق. گوش کن.
‫تو همین‌جور نفس بکش، خب؟

35
00:01:40,226 --> 00:01:41,935
‫به صدام گوش کن. فقط به صدای من گوش بده

36
00:01:41,936 --> 00:01:43,729
‫الان می‌رسیم بیمارستان.
‫لعنتـی

37
00:01:49,151 --> 00:01:52,779
‫- خب وضعیتش چطوره؟
‫- گلوله به شکمش خورده. فشار خون 72 روی 40

38
00:01:52,780 --> 00:01:53,989
‫بیایین بریم، بیایین بریم

39
00:01:55,241 --> 00:01:57,325
‫خیلی‌خب، بیایین ببریمش توی اتاق عمل
‫شماره دو. فلورا، به دکتر نسبیت خبر بده

40
00:01:57,326 --> 00:01:58,744
‫و از جراحی فتق بیارش بیرون

41
00:02:03,040 --> 00:02:04,041
‫شما همین‌جا وایسا

42
00:02:19,557 --> 00:02:24,311
‫داروخانه‌ی بخش 3426.
‫داروخانه‌ی بخش 3426.

43
00:03:08,397 --> 00:03:12,610
‫افسر درو، آم... دیمن...

44
00:03:16,906 --> 00:03:18,407
‫حین جراحی از دنیا رفت

45
00:03:25,789 --> 00:03:27,416
‫اونا سعی کردن...

46
00:03:31,503 --> 00:03:32,838
‫اونا... آم...

47
00:03:34,840 --> 00:03:37,468
‫گفتن خونِ زیادی از دست داده بود

48
00:03:40,471 --> 00:03:42,806
‫هر کاری از دستشون برمیومد کردن ولی...

49
00:03:48,835 --> 00:03:59,835
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

50
00:04:39,279 --> 00:04:40,322
‫کورا

51
00:04:45,536 --> 00:04:46,829
‫چی... نـه

52
00:04:48,288 --> 00:04:50,540
‫نـه

53
00:04:50,541 --> 00:04:53,292
‫نه. نـه، نه، نه

54
00:04:53,293 --> 00:04:55,796
‫نـه، نه، نه

55
00:04:58,234 --> 00:05:00,843
‫تو رو خدا، نه

56
00:05:01,468 --> 00:05:03,470
‫وای خدایا!

57
00:05:06,807 --> 00:05:09,308
‫ما معتقدیم این حادثه ناشی
‫از یک آتش‌سوزی عمدی

58
00:05:09,309 --> 00:05:11,936
‫در پی عملیات تعقیب‌وگریز
‫برای دستگیری یه محکوم فراری بوده

59
00:05:11,937 --> 00:05:15,106
‫در جریان این عملیات افرادی زخمی شدند

60
00:05:15,107 --> 00:05:17,859
‫و آمار دقیقِ تلفات هنوز مشخص نشده

61
00:05:17,860 --> 00:05:19,777
‫فعلاً تحقیقات همچنان ادامه داره

62
00:05:19,778 --> 00:05:22,072
‫پس به محض به‌دست آوردنِ اطلاعات جدید،
‫با شما در میون می‌ذاریم

63
00:05:29,163 --> 00:05:30,914
‫دیمن درو

64
00:05:32,291 --> 00:05:35,711
‫مردی بود که عاشقِ خانواده، کار و همسرش بود

65
00:05:37,504 --> 00:05:39,506
‫نه به یک اندازه، اما به همین ترتیب

66
00:05:41,467 --> 00:05:45,470
‫اون از ریسک‌ها و سختی‌های

67
00:05:45,471 --> 00:05:49,057
‫مبارزه با تهدیدهایی که قصد آسیب

68
00:05:49,058 --> 00:05:51,142
‫به آمریکا رو داشتن خبر داشت

69
00:05:51,143 --> 00:05:52,436
‫ولی باز هم تسلیم نشد

70
00:05:53,687 --> 00:05:56,273
‫و این کار رو با متانت و قاطعیت انجام داد

71
00:05:58,358 --> 00:06:02,196
‫به نظرم ما تونستیم این تهدید تروریسیتی
‫رو، فارغ از هدف نهاییش، خنثی کنیم

72
00:06:02,946 --> 00:06:08,118
‫به عقیده‌ی من الان وقت
‫عقب‌نشینی و التیام زخم‌ها

73
00:06:09,203 --> 00:06:10,662
‫و به عقب قدم برداشتن، نیست

74
00:06:11,497 --> 00:06:13,539
‫می‌خوام همه جدی و بادقت روی کارمون
‫تمرکز کنیم

75
00:06:13,540 --> 00:06:16,292
‫و کارگروهِ فوق‌العاده‌ای بشیم که
‫مطمئنم تواناییش رو داریم. موافقید؟

76
00:06:18,462 --> 00:06:20,255
‫مراسم خاکسپاری چی؟

77
00:06:20,881 --> 00:06:23,049
‫از کورا خواستم خصوصی برگزارش کنه

78
00:06:23,050 --> 00:06:25,677
‫چون مراسم عمومی ممکنه توجه این آدما رو
‫جلب کنه

79
00:06:26,178 --> 00:06:27,679
‫البته در نهایت، به خودش بستگی داره

80
00:06:31,475 --> 00:06:34,978
‫خیلی‌خب. بیایین بریم به کارمون
‫برسیم و این عوضی‌ها رو پیدا کنیم

81
00:06:40,317 --> 00:06:41,652
‫میچم

82
00:06:43,821 --> 00:06:47,116
‫چیزی توی اون زیرزمین دیدی؟

83
00:06:47,616 --> 00:06:51,577
‫هر سرنخی... نشونی یا اسمی؟

84
00:06:51,578 --> 00:06:55,040
‫ ببین، خیلی تاریک بود. دقیق ندیدم ولی...

85
00:06:58,335 --> 00:06:59,878
‫یه نقشه از بندر لس آنجلس دیدم

86
00:07:03,632 --> 00:07:04,632
‫صبر کن ببینم

87
00:07:04,633 --> 00:07:05,717
‫چی شده؟

88
00:07:07,469 --> 00:07:08,595
‫یه اسم هم دیدم

89
00:07:09,388 --> 00:07:10,722
‫یه اسم هم دیدم. روی...

90
00:07:12,182 --> 00:07:14,935
‫روی دیوار جانبی چسبونده بودنش.
‫انگاری مهم بود.

91
00:07:16,103 --> 00:07:17,771
‫- گالاگر
‫- گالاگر؟

92
00:07:18,272 --> 00:07:19,313
‫آره، دقیقاً همین بود

93
00:07:19,314 --> 00:07:21,399
‫خب بیا یه جستجوی معکوس روی اسمش
‫انجام بدیم

94
00:07:21,400 --> 00:07:23,985
‫و ببینیم ارتباطی با
‫نوویکوف و ولچک داره یا نه

95
00:07:23,986 --> 00:07:27,488
‫وکیل مهاجرت، شریک کاری، اسپانسر مهاجرت،
‫هر ارتباطی که دارن

96
00:07:27,489 --> 00:07:29,032
‫- همه‌شو در بیار
‫- حله

97
00:07:29,992 --> 00:07:32,326
‫- قربان، یه مشکلی پیش اومده
‫- چی شده؟

98
00:07:32,327 --> 00:07:36,415
‫پلیس لس ‌آنجلس می‌خواد کارآگاهاه‌هاش
‫رو به واحدهای ویژه داخلی خودش منتقل کنه

99
00:07:39,376 --> 00:07:40,835
‫خودِ پلیس گفته؟

100
00:07:40,836 --> 00:07:42,004
‫تا جایی که من اطلاع دارم، بله

101
00:07:42,796 --> 00:07:43,839
‫ممنون، هدر

102
00:07:50,679 --> 00:07:53,647
‫[مرکز شهر]

103
00:08:00,939 --> 00:08:02,941
‫گمونم باید اون نقشه‌ت رو عقب بندازی...

104
00:08:03,734 --> 00:08:04,734
‫ما اطلاعاتی داریم که...

105
00:08:04,735 --> 00:08:07,738
‫ما... می‌فهمم که ذهنت خیلی درگیرشه...

106
00:08:08,864 --> 00:08:11,616
‫جوری با من حرف نزن که

107
00:08:11,617 --> 00:08:13,326
‫انگار تو همه‌کاره‌ای

108
00:08:13,327 --> 00:08:14,911
‫رستورانم رو آتیش زدی!

109
00:08:16,788 --> 00:08:19,832
‫برو خدات رو شکر کن که فقط همون رو آتیش زدم

110
00:08:19,833 --> 00:08:21,168
‫دفعه بعدی میام سراغ خونه‌ت،

111
00:08:21,668 --> 00:08:22,710
‫زنـت...

112
00:08:22,711 --> 00:08:24,463
‫و هر چیزی که سدِ راهم بشه

113
00:08:25,005 --> 00:08:26,422
‫- باشه
‫- فهمیدی چی گفتم؟

114
00:08:26,423 --> 00:08:27,507
‫باشه. آره، ببخشید

115
00:08:31,220 --> 00:08:32,803
‫خودت رو جمع‌وجور کن

116
00:08:32,804 --> 00:08:33,971
‫حله

117
00:08:33,972 --> 00:08:35,932
‫تو خیلی وقته توی این کار هستی

118
00:08:35,933 --> 00:08:37,017
‫نه، نه. من شرمنده‌ام

119
00:08:37,559 --> 00:08:41,187
‫- شرمنده
‫- تا آخرش با نقشه پیش میریم

120
00:08:42,564 --> 00:08:44,775
‫بله. دیگه تکرار نمیشه

121
00:08:45,734 --> 00:08:47,068
‫دیگه تکرار نمیشه

122
00:09:00,207 --> 00:09:01,832
‫سلام

123
00:09:01,833 --> 00:09:04,086
‫خبر رو به همسرِ درو دادین؟

124
00:09:04,670 --> 00:09:05,670
‫آره، وحشتناک بود

125
00:09:05,671 --> 00:09:06,755
‫آره

126
00:09:07,256 --> 00:09:09,841
‫بنده خدا توی یه سال
‫پسر و شوهرش رو از دست داد

127
00:09:10,384 --> 00:09:11,467
‫خدا می‌دونه چی بهش می‌گذره

128
00:09:11,468 --> 00:09:14,303
‫تنها راه چاره اینه که
‫عاملان این جنایت رو پیدا کنیم

129
00:09:14,304 --> 00:09:15,681
‫و دخلشون رو بیاریم

130
00:09:17,224 --> 00:09:18,600
‫آره. موافقم

131
00:09:29,653 --> 00:09:31,154
‫باید یه نقشه‌ی بهتر می‌ریختم

132
00:09:32,364 --> 00:09:33,365
‫چی؟

133
00:09:33,865 --> 00:09:35,200
‫بی‌احتیاطی...

134
00:09:38,412 --> 00:09:39,913
‫بی‌احتیاطی کردم چون...

135
00:09:44,960 --> 00:09:47,462
‫چون همیشه همین‌جوری‌ام

136
00:09:48,547 --> 00:09:50,424
‫چشم‌بسته دنبال تیمور رفتم

137
00:09:50,924 --> 00:09:53,342
‫از اون پله‌ها رفتم پایین
‫با اینکه می‌دونستم...

138
00:09:53,343 --> 00:09:57,346
‫خطرناکه و نقشه‌ای برای خروج نداشتم

139
00:09:57,347 --> 00:10:00,183
‫- به غریزه‌ت اعتماد کردی
‫- آره و همین درو رو به کشتن داد

140
00:10:06,273 --> 00:10:08,441
‫همکاری با من این شکلیه. متوجه‌ای؟

141
00:10:08,442 --> 00:10:10,818
‫اینقدر برام مهم نیست چه بلایی سر خودم میاد

142
00:10:10,819 --> 00:10:13,321
‫که یه لحظه هم به فکر کسانی که
‫پشتمن، نیستم

143
00:10:14,279 --> 00:10:15,364
‫سخنرانیت تموم شد؟

144
00:10:15,365 --> 00:10:16,950
‫- گمونم آره
‫- خوبه

145
00:10:21,830 --> 00:10:24,373
‫می‌دونی، این اولین باری نیست
‫که یکی از اعضای تیمم رو از دست میدم

146
00:10:24,374 --> 00:10:25,625
‫تقریباً...

147
00:10:26,335 --> 00:10:28,502
‫نُه ماه بعد از شروع کارم توی
‫اداره مبارزه با مواد مخدر بود

148
00:10:28,503 --> 00:10:30,380
‫- شروع شد
‫- خفه شو!

149
00:10:31,673 --> 00:10:34,885
‫مأمور آموزشم توی یورش
‫تیر خورد و کشته شد

150
00:10:41,016 --> 00:10:44,018
‫تا چند هفته بعدش، خودمو بابت
‫تک تک تصمیماتم قبل از اون عملیات

151
00:10:44,019 --> 00:10:46,146
‫و در حین اجرای عملیات، سرزنش می‌کردم

152
00:10:47,356 --> 00:10:50,650
‫مثلاً اگه اون لحظه به جای
‫چپ می‌رفتم سمت راست...

153
00:10:52,527 --> 00:10:54,528
‫یا اگه نفر اول رفته بودم سمت در
‫و نه نفر دوم...

154
00:10:54,529 --> 00:10:56,489
‫یا اگه اون صبح یه قهوه‌ی کوفتی خریده بودم

155
00:10:56,490 --> 00:10:58,991
‫و فقط ده دقیقه دیرتر می‌رسیدیم...

156
00:10:58,992 --> 00:11:02,079
‫اگه ده دقیقه بیشتر صبر کرده بودیم،
‫جیم زنده می‌موند؟

157
00:11:04,122 --> 00:11:05,791
‫ولی این فکرها هیچ‌وقت ولت نمی‌کنن

158
00:11:10,379 --> 00:11:15,884
‫پس یاد می‌گیری که سرکوبشون کنی

159
00:11:16,426 --> 00:11:18,512
‫بذاری‌شون کنار و روی کارت تمرکز کنی

160
00:11:20,472 --> 00:11:22,474
‫اگه این کار رو نکنیم پس
‫اصلاً واسه چی اینجاییم؟

161
00:11:29,940 --> 00:11:31,982
‫بچه‌ها، شپرد یه چیزی پیدا کرده

162
00:11:31,983 --> 00:11:35,403
‫اون سالن رقص توی بربنک به اسم
‫یه شرکت مسئولیت محدود ثبت شده بود، درسته؟

163
00:11:35,404 --> 00:11:39,282
‫پس اول از همه لیست
‫ملاقات‌کنندگانِ مجازِ

164
00:11:39,866 --> 00:11:42,493
‫تیمور نوویکوف توی زندان پام دیل رو در آوردم

165
00:11:42,494 --> 00:11:46,455
‫بعدش رفتم سراغ اطلاعات ثبت شرکت
‫و اسم مدیرهاشو درآوردم

166
00:11:46,456 --> 00:11:49,542
‫و با مقایسه این دوتا لیست،
‫به این اسم رسیدم

167
00:11:49,543 --> 00:11:51,545
‫میخاییل دورکو. بلاروسیه

168
00:11:52,421 --> 00:11:55,673
‫یه آدرس دیگه هم پیدا کردم که
‫به نام همون شرکت ثبت شده

169
00:11:55,674 --> 00:11:57,758
‫یه مجتمع مسکونی توی شهرک استودیو سیتی‌ـه

170
00:11:57,759 --> 00:12:00,886
‫و اینم از آدرسش: خیابون رایت‌وود 1421

171
00:12:00,887 --> 00:12:02,972
‫خلاصه با سرویس بازرسی پستیِ
‫ایالات متحده آمریکا تماس گرفتم

172
00:12:02,973 --> 00:12:04,640
‫تا بفهمم نامه‌ها به چه نامی
‫به اونجا ارسال میشه

173
00:12:04,641 --> 00:12:06,434
‫- میخاییل دورکو؟
‫- درسته

174
00:12:06,435 --> 00:12:07,560
‫عکسی ازش داری؟

175
00:12:07,561 --> 00:12:08,645
‫آم، بله

176
00:12:10,355 --> 00:12:11,356
‫خودشـه

177
00:12:12,858 --> 00:12:15,025
‫عموی تیموره.
‫همونیه که توی سالن رقص دیدیم

178
00:12:15,026 --> 00:12:18,571
‫بسیارخب. اولیورس، میچم،
‫بل، فیناو، یه سر برین اون آدرس

179
00:12:18,572 --> 00:12:21,449
‫شپرد، سوابق سفر دورکو، وضعیت مهاجرت،

180
00:12:21,450 --> 00:12:23,659
‫سوابق تجاری و مالیاتی، سابقه شهروندی،

181
00:12:23,660 --> 00:12:25,161
‫پیشینه کیفری و تمام
‫اطلاعاتش رو برام در بیار

182
00:12:25,162 --> 00:12:26,662
‫حله

183
00:12:26,663 --> 00:12:28,123
‫پس بزن بریم!

184
00:12:28,706 --> 00:12:32,697
‫[استودیو سیتی]

185
00:13:16,379 --> 00:13:18,256
‫پلیس لس آنجلس، در رو باز کنین!

186
00:13:19,299 --> 00:13:20,634
‫پلیس لس آنجلس!

187
00:13:30,477 --> 00:13:31,686
‫آهای!

188
00:13:32,479 --> 00:13:33,939
‫آهای!

189
00:13:47,160 --> 00:13:48,703
‫گمشو از ماشین بیا بیرون!

190
00:13:50,247 --> 00:13:52,082
‫یالا بخواب روی زمین!

191
00:13:53,333 --> 00:13:55,584
‫- بخواب روی زمین!
‫- فکر کردم دزدین!

192
00:13:58,255 --> 00:13:59,421
‫میخاییل کجاست؟

193
00:13:59,422 --> 00:14:00,756
‫رفته

194
00:14:00,757 --> 00:14:01,924
‫کجا؟

195
00:14:01,925 --> 00:14:06,346
‫رفته. ترکم کرده

196
00:14:15,814 --> 00:14:18,650
‫مأمور بلایت،
‫چی باعث شده بیایین دفترِ من؟

197
00:14:19,234 --> 00:14:20,402
‫گمونم خودت می‌دونی

198
00:14:23,113 --> 00:14:27,033
‫کارآگاه‌هایی که زیر دستم
‫کار می‌کنن، برام خیلی مهمن

199
00:14:27,993 --> 00:14:29,827
‫اینکه رفتی پیش رئیس‌پلیس

200
00:14:29,828 --> 00:14:34,374
‫و توی مأموریت‌شون دخالت کردی،
‫نامعقول، اشتباه و خطرناکه

201
00:14:37,836 --> 00:14:42,257
‫مأمور رَکلی از وزارت امنیت داخلی بهم
‫گفت یکی از نیروهات رو از دست دادی

202
00:14:42,966 --> 00:14:44,175
‫دیمن درو؟

203
00:14:46,720 --> 00:14:49,347
‫اونوقت تو می‌خوای بهم بگی چی خطرناکه؟

204
00:14:50,348 --> 00:14:53,058
‫هر چند بابتِ این اتفاق واقعاً متأسفم

205
00:14:53,059 --> 00:14:56,062
‫ولی این کاملاً نشون‌دهنده‌ی ضعف در رهبریه

206
00:14:56,605 --> 00:14:57,688
‫مسئولش شمایی

207
00:14:57,689 --> 00:14:59,857
‫اصلاً نمی‌دونی داری چی رو مختل می‌کنی

208
00:14:59,858 --> 00:15:01,943
‫چون عمداً منو در جریان نذاشتی

209
00:15:04,237 --> 00:15:06,489
‫تصمیمی که همین الانشم
‫ازش پشیمونی

210
00:15:08,074 --> 00:15:11,327
‫شاید جمع کردن یه مشت آدمِ سرکش‌

211
00:15:11,328 --> 00:15:13,580
‫و آشوبگر از اداره‌های مختلف

212
00:15:14,122 --> 00:15:17,626
‫ایده‌ی چندان خوبی نبوده

213
00:15:20,420 --> 00:15:25,007
‫ممنون که اومدی ولی الان جلسه دارم

214
00:15:25,008 --> 00:15:26,926
‫بیخیال انتقالشون شو

215
00:15:27,719 --> 00:15:29,053
‫وگرنه چی میشه؟

216
00:15:29,054 --> 00:15:31,514
‫وگرنه اون روی سگم رو بالا میاری

217
00:15:40,940 --> 00:15:42,566
‫همسرِ میخاییل دورکوئه

218
00:15:42,567 --> 00:15:44,109
‫تحت فشارش گذاشتن

219
00:15:44,110 --> 00:15:47,780
‫به خدا قسم، شوهرم اصلاً هیچی به من نمیگه

220
00:15:47,781 --> 00:15:50,074
‫تو فرهنگ بلاروس، قضیه فرق داره

221
00:15:50,075 --> 00:15:53,118
‫معمولاً هیچی به زن‌هاشون نمیگن

222
00:15:53,119 --> 00:15:56,038
‫نمیگن؟ پس یعنی فقط سوار
‫مرسدسش میشه و بعدش چی؟

223
00:15:56,039 --> 00:15:57,873
‫میره کلاس تنیس؟

224
00:15:57,874 --> 00:16:00,167
‫حالا تنیس نه. ولی یه چیزی تو همین مایه‌ها

225
00:16:00,168 --> 00:16:03,587
‫اون کارش رو می‌کنه
‫و منم توی کارش دخالت نمی‌کنم

226
00:16:03,588 --> 00:16:05,590
‫- این‌جوری...
‫- بی‌دردسره

227
00:16:09,511 --> 00:16:11,846
‫می‌دونستم که...

228
00:16:12,389 --> 00:16:14,014
‫می‌دونستم داره یه کار خلافی می‌کنه

229
00:16:14,015 --> 00:16:18,102
‫رفتارش خیلی ناجور شده بود

230
00:16:18,103 --> 00:16:20,562
‫قبلاً عاشقِ آمریکا بود

231
00:16:20,563 --> 00:16:23,524
‫همون سرزمینِ بزرگِ آزادی، خب؟

232
00:16:23,525 --> 00:16:24,983
‫یه وطن‌پرست واقعی بود

233
00:16:24,984 --> 00:16:28,738
‫همه‌چی داشتیم: رستوران، خونه، زندگی

234
00:16:29,239 --> 00:16:30,865
‫تا اینکه کرونا اومد

235
00:16:31,533 --> 00:16:33,784
‫دیگه خبری از رستوران و مشتری نبود

236
00:16:33,785 --> 00:16:37,329
‫میخاییل هم همش پای کامپیوتر بود

237
00:16:37,330 --> 00:16:41,500
‫به مرور با آدمای ناراضی مثل خودش
‫آشنا شد

238
00:16:41,501 --> 00:16:46,130
‫دیگه اون آدم سابق نبود
‫و امروز گفت می‌خواد ترکم کنه

239
00:16:46,131 --> 00:16:48,966
‫و بعدش هم شما اومدین دم در خونه

240
00:16:48,967 --> 00:16:50,759
‫و من نمی‌دونستم باید چیکار کنم

241
00:16:50,760 --> 00:16:55,140
‫زندگیم اصلاً... من... من فقط ترسیده بودم

242
00:16:55,807 --> 00:16:59,017
‫متوجه هستین؟ می‌فهمین چی میگم؟

243
00:16:59,018 --> 00:17:00,812
می‌فهمین؟

244
00:17:02,021 --> 00:17:03,272
‫یه لحظه بهمون وقت بدین

245
00:17:11,865 --> 00:17:14,451
‫- نظرتون چیه؟
‫- رفته تو فاز قربانی

246
00:17:15,160 --> 00:17:16,577
‫آره، منم همین حس رو دارم

247
00:17:16,578 --> 00:17:17,703
‫همش فیلمـه

248
00:17:17,704 --> 00:17:19,831
‫خیلی بیشتر از اینا می‌دونه

249
00:17:22,625 --> 00:17:23,626
‫از زیر زبونش بکِشین

250
00:17:24,252 --> 00:17:25,295
‫حله

251
00:17:29,048 --> 00:17:30,383
‫حالت خوبه؟

252
00:17:30,925 --> 00:17:32,551
‫- نه
‫- دستمال می‌خوای؟

253
00:17:32,552 --> 00:17:33,886
‫آب یا نوشیدنی چی؟

254
00:17:33,887 --> 00:17:35,512
‫- بله
‫- باشه، خیلی هم عالی

255
00:17:35,513 --> 00:17:37,431
‫این آینه‌ی پشتِ سر منو می‌بینی؟

256
00:17:37,432 --> 00:17:38,891
‫- آم...
‫- پشتش یه اتاق کوچیک هست

257
00:17:38,892 --> 00:17:40,965
‫توی اون اتاق، چهار نفر
‫وایسادن که میگن از وقتی

258
00:17:40,989 --> 00:17:43,061
‫شخصیت جار جار
‫سریِ جنگ ستارگان رو به فنا داد،

259
00:17:43,062 --> 00:17:45,106
‫همچین بازیِ تخمی‌ای ندیده بودن

260
00:17:47,400 --> 00:17:49,276
‫متوجه منظورتون نمیشـ...

261
00:17:49,277 --> 00:17:51,445
‫مهم نیست.
‫بذار بهت بگم قضیه از چه قراره تاتسیانا

262
00:17:51,446 --> 00:17:53,864
‫شوهرت وارد یه عملیات تروریستی

263
00:17:53,865 --> 00:17:55,574
‫علیه آمریکا شده

264
00:17:55,575 --> 00:17:58,160
‫- نه، امکان نداره
‫- و تو الان می‎‌دونی کجاست

265
00:17:58,161 --> 00:17:59,703
‫نمی‌دونم

266
00:17:59,704 --> 00:18:01,330
‫چرا می‌دونی و واسه همین...

267
00:18:01,331 --> 00:18:05,335
‫شریک جرم عملیات تروریستی
‫با سلاح کشتار جمعی هستی

268
00:18:06,544 --> 00:18:08,629
‫انگار اصلاً با دست‌های خودت
‫بمب کار گذاشته باشی

269
00:18:08,630 --> 00:18:10,214
‫و این یعنی ممکنه دیپورت بشی

270
00:18:10,215 --> 00:18:11,298
‫ولی بحث دیپورت نیست

271
00:18:11,299 --> 00:18:13,884
‫ممکنه بیفتی زندان
‫ولی بازم موضوع خیلی جدی‌تر از این حرفاست

272
00:18:13,885 --> 00:18:15,761
‫نه، نه، خواهش می‌کنم

273
00:18:15,762 --> 00:18:19,307
‫می‌تونم پیام‌تون رو بهش برسونم

274
00:18:20,850 --> 00:18:21,850
‫خب، بگو ببینم چطوری

275
00:18:21,851 --> 00:18:26,692
‫اون وبسایتی که توش باهم پیام
‫ردوبدل می‌کنن رو بهتون میدم

276
00:18:27,661 --> 00:18:29,442
‫نام کاربریش رو بلدم

277
00:18:30,068 --> 00:18:33,445
‫از نرم‌افزارهای پنهان‌سازی آی‌پی و
‫وی‌پی‌ان استفاده می‌کنن که ردیابی نشن

278
00:18:33,446 --> 00:18:34,947
‫اگه یه ماه وقت داشتم
‫می‌تونستم ردشون رو بزنم

279
00:18:34,948 --> 00:18:39,660
‫فقط از طرف زنش، واسه بلاوژا۴۴ یه پیغام بفرست

280
00:18:39,661 --> 00:18:42,788
‫از اسم تاتسی استفاده کن. ت-ا-ت-س-ی.
‫اینجوری صداش می‌کنه

281
00:18:42,789 --> 00:18:46,000
‫بگو فقط این راه رو واسه تماس گرفتن باهاش بلده

282
00:18:52,298 --> 00:18:53,341
‫بفرستمش؟

283
00:18:56,302 --> 00:18:58,720
‫- باشه. حالا چی؟
‫- صبر می‌کنیم

284
00:18:58,721 --> 00:19:00,556
‫اگه جواب نداد، بهتره زنه رو آزاد کنیم و تعقیبش کنیم

285
00:19:00,557 --> 00:19:01,640
‫آره

286
00:19:01,641 --> 00:19:04,518
‫یه موردی داشتیم که خواهر کوچیک یه خلافکار اهل لینوود

287
00:19:04,519 --> 00:19:06,562
‫می‌گفت هشت ساله که برادرش رو ندیده

288
00:19:06,563 --> 00:19:08,188
‫اصلاً نمی‌دونست از وقتی زندانیش کردن چه شکلی شده

289
00:19:08,189 --> 00:19:11,150
‫آزادش کردیم، فوراً رفت سراغ طرف

290
00:19:13,000 --> 00:19:15,000
‫[وقتی آشنا شدیم چی گفتی؟]

291
00:19:20,702 --> 00:19:22,369
‫وقتی تازه با شوهرت آشنا شدی بهش چی گفتی؟

292
00:19:22,370 --> 00:19:24,204
‫- من...
‫- یا الان یا هیچوقت

293
00:19:24,205 --> 00:19:25,999
‫گفتم قیافه‌ات مثل یانکوفسکیـه

294
00:19:38,612 --> 00:19:39,612
‫[متأسفم. عاشقتم ولی باید برم]

295
00:19:39,637 --> 00:19:41,638
‫باشه. یه پیام دیگه براش بفرست

296
00:19:41,639 --> 00:19:43,724
‫بهش بگو... باید یه بار دیگه همدیگه رو ببینن

297
00:19:50,106 --> 00:19:53,066
‫بهش بگو... عکس مادرش پیشمـه

298
00:19:53,067 --> 00:19:57,863
‫می‌خوام بهش بدمش
‫و واسه آخرین بار بگم عاشقشم

299
00:20:20,000 --> 00:20:22,000
‫[سنترال پلازا، محله چینی‌ها. یه ساعت دیگه]

300
00:20:25,024 --> 00:20:27,024
‫[محله چینی‌ها]

301
00:20:30,000 --> 00:20:37,000


302
00:20:41,157 --> 00:20:42,616
‫خبری نیست؟

303
00:20:42,617 --> 00:20:43,701
‫هیچی

304
00:20:44,994 --> 00:20:45,995
‫اثری ازش نیست

305
00:20:47,830 --> 00:20:48,957
‫یه ربع از زمانی که گفته گذشته

306
00:20:50,458 --> 00:20:52,501
‫آره، شاید تردید کرده

307
00:20:52,502 --> 00:20:53,920
‫فهمیده؟

308
00:20:55,213 --> 00:20:56,214
‫ممکنه

309
00:20:56,756 --> 00:20:57,757
‫بریم؟

310
00:21:00,718 --> 00:21:01,719
‫صبر کنید، صبر کنید

311
00:21:21,990 --> 00:21:24,450
‫لو رفتیم. برید، برید، برید

312
00:21:42,301 --> 00:21:44,095
‫هی! وایسا!

313
00:21:46,097 --> 00:21:48,224
‫- پلیس لس آنجلس!
‫- ایست!

314
00:21:53,521 --> 00:21:55,272
‫از سر راه برید کنار!

315
00:21:55,273 --> 00:21:56,524
‫برید کنار! برید کنار!

316
00:22:02,321 --> 00:22:03,448
‫وایسا! وایسا!

317
00:22:10,163 --> 00:22:11,497
‫داره خارج می‌شه!
‫به سمت خیابان هیل میره!

318
00:22:16,294 --> 00:22:18,087
‫خیابان هیل! به سمت خیابان هیل میره!

319
00:22:43,696 --> 00:22:45,280
‫گرفتیمش. توی اتاق بازجوییـه

320
00:22:45,281 --> 00:22:47,075
‫عالیه. بذارید یکم تو آب نمک بمونه

321
00:22:48,117 --> 00:22:49,202
‫مأمور ویژه بل

322
00:22:53,372 --> 00:22:59,378
‫پدرت برای دادستان والول کار می‌کرد، درسته؟

323
00:23:00,046 --> 00:23:01,964
‫- بله قربان
‫- نظرش درباره‌اش چی بود؟

324
00:23:04,842 --> 00:23:09,847
‫بابام، ایسایا بل، با پلیس لس آنجلس
‫توی یه کارگروه ویژه کار می‌کرد

325
00:23:10,807 --> 00:23:13,141
‫قتل‌های دارسی، فکر کنم در سال ۹۵

326
00:23:13,142 --> 00:23:16,144
‫درسته، اون پرونده رو یادمه.
‫دوتا پسرعمو یا همچین چیزی بودن

327
00:23:16,145 --> 00:23:17,646
‫- استعدادیاب بودن؟
‫- درسته، آره

328
00:23:17,647 --> 00:23:22,109
‫دوتا پسرعمو که دخترهای جوانی که
‫تازه از اوماها و آیداهو رسیده بودن رو

329
00:23:22,110 --> 00:23:23,193
‫توی حوالی تگزاس به قتل می‌رسوندن

330
00:23:23,194 --> 00:23:24,861
‫دستیار دادستان نمی‌خواست اتهامی بهشون وارد کنه

331
00:23:24,862 --> 00:23:27,155
‫بله قربان. فکر نمی‌کردن پدرم
‫مدارک کافی جمع کرده باشه

332
00:23:27,156 --> 00:23:30,450
‫ولی یه دادیار جوانی بود

333
00:23:30,451 --> 00:23:33,579
‫که تازه از دانشکده حقوق فارغ شده بود،
‫می‌خواست ریسک کنه

334
00:23:34,080 --> 00:23:35,081
‫گریسون والول بود

335
00:23:36,415 --> 00:23:37,582
‫با دادستان وقت صحبت کردن،

336
00:23:37,583 --> 00:23:39,501
‫فکر کنم به جای اتهامات فدرالی
‫اتهامات محلی رو پیش گرفتن

337
00:23:39,502 --> 00:23:41,795
‫- و تونستن محکومیت بگیرن
‫- درسته

338
00:23:41,796 --> 00:23:45,966
‫آره، عدالت برای اون دخترها اجرا شد
‫و اون حرومزاده‌ها از خیابون جمع شدن

339
00:23:48,970 --> 00:23:50,637
‫پس والول رو شخصاً نمی‌شناسم

340
00:23:50,638 --> 00:23:52,765
‫یه بار اینجا دیدمش، ولی...

341
00:23:55,184 --> 00:23:57,894
‫...بابام هیچوقت یادش نرفت که کل حرفه‌اش رو ریسک کرد

342
00:23:57,895 --> 00:23:59,355
‫چون به کارش اعتقاد داشت

343
00:24:04,944 --> 00:24:06,154
‫ممنون

344
00:24:09,198 --> 00:24:12,784
‫می‌شه به اولیورس و میچم هم بگی که الان میام؟

345
00:24:12,785 --> 00:24:13,870
‫بله قربان

346
00:25:14,347 --> 00:25:15,598
‫میخاییل دورکو

347
00:25:16,641 --> 00:25:18,059
‫می‌خوام یه چیزی بگم

348
00:25:18,935 --> 00:25:21,228
‫می‌خوام بدونید که اشتباه گرفتید

349
00:25:22,313 --> 00:25:24,189
‫من فقط یه نانوای فقیر اهل کلن هستم

350
00:25:24,190 --> 00:25:27,234
‫آره، نانوای فقیری که مثل تایریک هیل می‌دوئه، ها؟

351
00:25:27,235 --> 00:25:29,027
‫وقتشه تاوان جرم‌هایی که کردی رو پس بدی

352
00:25:29,028 --> 00:25:31,321
‫جرم؟ چه جرمی؟

353
00:25:31,322 --> 00:25:36,577
‫خواهرزاده‌ام تیمور نوویکوف،
‫همون روز از زندان فرار کرده بود

354
00:25:37,995 --> 00:25:40,373
‫با تو اومد به محل کسب من

355
00:25:41,999 --> 00:25:45,835
‫مردی که بهم گفته بودن
‫یه محکوم فراری دیگه است

356
00:25:45,836 --> 00:25:49,005
‫معلومه که ترسیده بودم.
‫معلومه که احساس خطر کردم

357
00:25:49,006 --> 00:25:51,466
‫واسه همین تو رو به پشت رستوران کشوندم

358
00:25:51,467 --> 00:25:52,760
‫کسشعر نگو

359
00:25:53,427 --> 00:25:56,722
‫واسه همین تظاهر کردم می‌خوام بهت شلیک کنم

360
00:25:57,431 --> 00:25:58,598
‫تظاهر کردی؟

361
00:25:58,599 --> 00:26:01,894
‫آره، می‌خواستم بترسونمش
‫که دیگه برنگرده

362
00:26:02,895 --> 00:26:04,479
‫بعدش می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم

363
00:26:04,480 --> 00:26:05,564
‫هوم

364
00:26:06,357 --> 00:26:11,278
‫پس، بعدش دیدم که آدم‌های بیشتری اومدن و...

365
00:26:11,279 --> 00:26:15,449
‫پیش خودم گفتم...
‫این‌ها هم زندانی‌های فراری هستن؟

366
00:26:16,075 --> 00:26:17,617
‫از کجا باید می‌دونستم؟

367
00:26:17,618 --> 00:26:20,246
‫پس وحشت کرده بودم

368
00:26:20,830 --> 00:26:23,249
‫سعی کردم از خودم دفاع کنم

369
00:26:23,958 --> 00:26:26,084
‫میخاییل، زنت رو گرفتیم، خودت رو گرفتیم

370
00:26:26,085 --> 00:26:28,003
‫بهمون بگو کی توی زیرزمین بود

371
00:26:28,004 --> 00:26:30,172
‫کجاست؟ نقشه‌اش چیه؟

372
00:26:30,840 --> 00:26:35,010
‫نقشه‌ها رو دیدم. الگوها و طراحی‌ها رو دیدم

373
00:26:35,011 --> 00:26:36,094
‫من هیچی نمی‌دونم

374
00:26:36,095 --> 00:26:38,430
‫حتی نمی‌دونم منظورتون چیه

375
00:26:38,431 --> 00:26:43,184
‫و خواهرزاده‌ام بود که همکارتون رو کشت، نه خودم

376
00:26:43,185 --> 00:26:44,979
‫خواهرزاده احمقم

377
00:26:48,941 --> 00:26:52,945
‫چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگو و همین الان بگو

378
00:26:54,196 --> 00:26:58,284
‫شاید بهتره به وکیلم زنگ بزنم

379
00:27:13,674 --> 00:27:15,300
‫نم پس نمیده

380
00:27:15,301 --> 00:27:16,384
‫به اهرم فشار نیاز داریم

381
00:27:16,385 --> 00:27:18,386
‫زیاد به زنش اهمیت نمیده، اینش که واضحه

382
00:27:18,387 --> 00:27:22,099
‫یکی از اقوام‌شون بود که... اومد دنبال ما، فامیل تیمور بود

383
00:27:22,933 --> 00:27:24,601
‫بهش زنگ زد و فوری خودش رو رسوند

384
00:27:24,602 --> 00:27:26,020
‫شجره خانوادگی میخاییل رو داری؟

385
00:27:26,604 --> 00:27:28,314
‫آره

386
00:27:29,732 --> 00:27:32,442
‫- اونجا می‌بینیش؟
‫- نه، نمی‌بینم

387
00:27:32,443 --> 00:27:34,486
‫اسم و مدل ماشینش چی بود؟

388
00:27:34,487 --> 00:27:35,946
‫پریوس ۲۰۲۰ به بالا بود

389
00:27:37,573 --> 00:27:39,199
‫- پریوس؟
‫- آره، باورت می‌شه خداییش؟

390
00:27:39,200 --> 00:27:40,909
‫فامیل سمت مامانشـه

391
00:27:40,910 --> 00:27:42,327
‫- یا باباش؟
‫- نمی‌دونم

392
00:27:42,328 --> 00:27:45,246
‫آدرس سالن رقص رو می‌دونست یا نه؟

393
00:27:45,247 --> 00:27:47,665
‫- خودش می‌دونست
‫- باشه. پس زیاد میره اونجا

394
00:27:47,666 --> 00:27:51,169
‫دوربین‌های ترافیکی منطقه اطراف سالن رقص رو
‫تا هفت روز قبل واقعه بیرون بکشید

395
00:27:51,170 --> 00:27:54,422
‫دنبال هر تویوتا پریوسی که در مجاورتش باشه بگردید،

396
00:27:54,423 --> 00:27:55,673
‫ببینید شماره پلاکی گیرمون میاد یا نه

397
00:27:55,674 --> 00:27:56,758
‫مطمئنی پریوس بود؟

398
00:27:56,759 --> 00:27:58,135
‫آره. همچین چیزی من‌درآوردی نیست

399
00:27:59,011 --> 00:28:01,888
‫می‌تونی از اسکن جستجوی هوش‌مصنوعی جدید
‫استفاده کنی که فقط دنبال پریوس‌ها بگردی

400
00:28:01,889 --> 00:28:03,599
‫آره. درباره‌ش خونده بودم. ممنون

401
00:28:06,685 --> 00:28:08,229
‫صبر کن. هی. خودشه

402
00:28:09,146 --> 00:28:10,688
‫همونه که اونجاست و اونم فامیلشه

403
00:28:10,689 --> 00:28:13,024
‫باشه. ماشین به آدرسی در کانوگا پارک ثبت شده

404
00:28:13,025 --> 00:28:17,070
‫آره، آره، ولی آدرس مالیاتیش به یه شرکت تو مرکز شهر ثبت شده

405
00:28:17,071 --> 00:28:18,738
‫منسوجاتِ کالاهان؟

406
00:28:18,739 --> 00:28:20,157
‫الان ساعات کاری‌شونه

407
00:28:21,033 --> 00:28:22,284
‫برید دنبالش

408
00:28:25,079 --> 00:28:26,080
‫کارت خوب بود

409
00:28:29,000 --> 00:28:31,000
‫[داونی]

410
00:28:43,556 --> 00:28:45,349
‫- سلام. پلیس لس آنجلس
‫- می‌تونم کمک‌تون کنم؟

411
00:28:45,850 --> 00:28:47,435
‫آره، این فرد رو می‌شناسید؟

412
00:28:53,232 --> 00:28:54,650
‫برو. برو

413
00:29:09,874 --> 00:29:11,375
‫بخواب روی شکمت!

414
00:29:15,963 --> 00:29:17,422
‫تو دمیتری هستی؟

415
00:29:17,423 --> 00:29:20,176
‫- چی کار کردم؟
‫- خفه شو

416
00:29:21,635 --> 00:29:24,179
‫هی. اینجا رو باش، میچم

417
00:29:24,180 --> 00:29:26,390
‫چی؟ اون مال من نیست

418
00:29:26,932 --> 00:29:29,476
‫آره، آره، راست میگی. همه همین رو میگن

419
00:29:29,477 --> 00:29:32,937
‫می‌دونی واسه چندتا خلافکار بیست سال حبس تو زندان چینو بریدن واسه چیزهایی که گفتن مال خودشون نبوده؟

420
00:29:32,938 --> 00:29:34,690
‫این کار دیوانگیه. نمی‌تونید این کار رو بکنید

421
00:29:35,566 --> 00:29:37,775
‫- نمی‌تونه این کار رو بکنه
‫- همراه داشتنِ جنس عملاً محکومیتـه

422
00:29:37,776 --> 00:29:41,070
‫انگار تو با خودت... یه چیز تو مایه‌های دو گرم هروئین داری

423
00:29:41,071 --> 00:29:42,405
‫- چقدر حبس داره؟
‫- حداقل بیست سال

424
00:29:42,406 --> 00:29:44,115
‫- بیست سال
‫- نه، نه، نه. نمی‌تونید این کار رو بکنید

425
00:29:44,116 --> 00:29:46,784
‫اونم حداقلشـه. اگه همدستی با عموت رو هم بهش اضافه کنی؟

426
00:29:46,785 --> 00:29:48,704
‫- چی؟
‫- میخاییل دورکو عموتـه

427
00:29:52,333 --> 00:29:54,125
‫تو اصلاً واسه ما مهم نیستی، دمیتری

428
00:29:54,126 --> 00:29:56,169
‫ولی ببین، عموت توی یه توطئه تروریستی نقش داره

429
00:29:56,170 --> 00:29:57,337
‫می‌خوایم بدونیم نقشه‌اش چیه

430
00:29:57,338 --> 00:29:59,422
‫این... من چیزی ازش نمی‌دونم

431
00:29:59,423 --> 00:30:00,925
‫ولی عموت رو می‌شناسی

432
00:30:01,759 --> 00:30:02,842
‫مثل هروئینه

433
00:30:02,843 --> 00:30:05,845
‫اطلاعاتی داری و چون به ما نمیدیش،

434
00:30:05,846 --> 00:30:07,598
‫- مجبوریم بهت اتهام وارد کنیم
‫- دخترش

435
00:30:08,516 --> 00:30:10,517
‫- دختر؟ کدوم دختر؟
‫- اون دختر نداره

436
00:30:10,518 --> 00:30:13,187
‫داره

437
00:30:13,771 --> 00:30:17,775
‫معشوقه‌اش بچه‌دار شد.
‫اسمش توی گواهی تولدش نیست

438
00:30:18,692 --> 00:30:21,946
‫هجده سالشه. دانشجوئه

439
00:30:23,489 --> 00:30:26,116
‫گوشیم رو بگردین. عکسش رو دارم

440
00:30:28,369 --> 00:30:29,370
‫عکسش رو دارم!

441
00:30:34,667 --> 00:30:36,585
‫فکر کردم قراره جنس‌ها رو دور بریزی

442
00:30:37,419 --> 00:30:39,380
‫ریختم. اکثرش رو

443
00:30:40,548 --> 00:30:41,840
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

444
00:30:42,633 --> 00:30:43,634
‫نه

445
00:30:44,843 --> 00:30:45,970
‫قربان

446
00:30:46,720 --> 00:30:48,304
‫دخترِ میخاییل دورکو

447
00:30:48,305 --> 00:30:50,974
‫هجده سالشه، ترم اولی دانشگاه کَل استیت، نورث‌ریج‌ـه

448
00:30:50,975 --> 00:30:54,602
‫شهریه‌اش از یه حساب جعلی به نام شرکت خصوصی میخاییل پرداخت می‌شه

449
00:30:54,603 --> 00:30:56,187
‫شپرد داره روی اطلاعاتش کار می‌کنه

450
00:30:56,188 --> 00:30:58,774
‫ممکنه... همون گناهی باشه که اون رو به حرف بیاره

451
00:30:59,441 --> 00:31:00,984
‫قربان

452
00:31:00,985 --> 00:31:02,235
‫مأمور ویژه شپرد

453
00:31:02,236 --> 00:31:04,989
‫مایلم خودم بازجویی کنم

454
00:31:06,532 --> 00:31:09,158
‫نمی‌خوام پام رو از گلیمم درازتر کنم.
‫شماها کارتون توی بازجویی عالیه

455
00:31:09,159 --> 00:31:13,205
‫آخه... باید اعتراف کنید... من درست شبیهشـم

456
00:31:19,962 --> 00:31:22,256
‫- قضیه چیه؟
‫- شپرد داره وارد قضیه می‌شه

457
00:31:34,727 --> 00:31:36,061
‫حالت چطوره، میخاییل؟

458
00:31:36,854 --> 00:31:39,607
‫چیزی میل داری؟ ساندویچ؟

459
00:31:40,482 --> 00:31:41,483
‫میل ندارم

460
00:31:41,984 --> 00:31:43,819
‫- فکر کنم
‫- ماجرای دخترت رو می‌دونیم

461
00:31:47,156 --> 00:31:49,158
‫و می‌دونیم بهش اهمیت میدی

462
00:31:49,950 --> 00:31:51,160
‫آنیا

463
00:31:52,953 --> 00:31:54,621
‫دیگه توی این دنیا تنهای تنهاست

464
00:31:54,622 --> 00:31:57,332
‫و نه تنها دیگه قرار نیست ببینیش،

465
00:31:57,333 --> 00:32:00,461
‫بلکه به همه میگیم تو پدرشی

466
00:32:01,879 --> 00:32:03,881
‫- اینجوری با ننگ زندگیش رو ادامه میده
‫- هی. هی

467
00:32:07,092 --> 00:32:08,218
‫من می‌دونم آینده‌اش چی می‌شه

468
00:32:10,596 --> 00:32:14,725
‫میخاییل، دقیق می‌دونم جه بلایی سرش میاد
‫اگه همکاری نکنی

469
00:32:16,602 --> 00:32:17,895
‫منفور می‌شه

470
00:32:18,771 --> 00:32:20,647
‫کسی نمی‌خواد باهاش قرار بذاره
‫یا باهاش ازدواج کنه

471
00:32:20,648 --> 00:32:22,231
‫هیچ دوستی نخواهد داشت

472
00:32:22,232 --> 00:32:24,568
‫زندگیش در انزوا سپری می‌شه

473
00:32:26,779 --> 00:32:30,031
‫کل خانواده‌اش دیپورت یا زندانی می‌شن، یا جفتش

474
00:32:30,032 --> 00:32:31,784
‫بدون حمایت. بدون امید

475
00:32:34,119 --> 00:32:37,080
‫می‌دونم شاید به زندگی خودت اهمیت ندی،

476
00:32:37,081 --> 00:32:38,832
‫ولی می‌دونی قراره چه بلایی سر آنیا بیاد؟

477
00:32:39,792 --> 00:32:43,336
‫قرص. ودکا. بازم قرص.
‫مواد سنگین‌تر. سوزن

478
00:32:43,337 --> 00:32:45,463
‫هر چیزی که تو رو فراموش کنه

479
00:32:45,464 --> 00:32:47,507
‫تماس اول از بیمارستان میاد،

480
00:32:47,508 --> 00:32:49,801
‫- ولی دومیش از سردخونه
‫- کافیه. بسه

481
00:32:49,802 --> 00:32:52,888
‫بسه. می‌خواید چی بدونید؟

482
00:32:54,932 --> 00:32:55,933
‫بهتون میگم

483
00:32:58,894 --> 00:33:02,648
‫ولی لطفاً آنیا رو دخالت ندین

484
00:33:06,110 --> 00:33:07,236
‫ولچک کیه؟

485
00:33:08,487 --> 00:33:13,866
‫چند ماه پیش از یه سرور رمزی باهام تماس گرفتن

486
00:33:13,867 --> 00:33:16,494
‫یه مرده، به نام ولچک...

487
00:33:16,495 --> 00:33:20,206
‫...یه پایگاه واسه فعالیت می‌خواست

488
00:33:20,207 --> 00:33:23,669
‫بهم گفت شهروند وطن‌پرست کشورمونه،

489
00:33:24,503 --> 00:33:26,087
‫و داره یه نقشه وطن‌پرستانه می‌ریزه

490
00:33:26,088 --> 00:33:27,255
‫منم قبول کردم

491
00:33:27,256 --> 00:33:31,343
‫فضای زیادی توی زیرزمین سالن رقصم دارم. چرا که نه؟

492
00:33:32,428 --> 00:33:34,262
‫ولی نمی‌دونستم داره چی کار می‌کنه

493
00:33:34,263 --> 00:33:35,347
‫قسم می‌خورم

494
00:33:38,016 --> 00:33:39,017
‫و...

495
00:33:40,811 --> 00:33:42,061
‫پول لازم داشتم

496
00:33:42,062 --> 00:33:46,734
‫زن و دوست‌دختر و دخترم رو دارم

497
00:33:47,735 --> 00:33:49,235
‫مالیات هم که...

498
00:33:49,236 --> 00:33:50,738
‫چطوری با ولچک تماس می‌گیری؟

499
00:33:53,198 --> 00:33:56,452
‫یه سیستم واسه برقراری ارتباط ساختیم

500
00:33:57,911 --> 00:33:58,912
‫آره

501
00:34:03,000 --> 00:34:05,000
‫[هالیوود]

502
00:34:46,960 --> 00:34:48,128
‫حالا چی؟

503
00:34:48,796 --> 00:34:50,922
‫سبز بهش نشون میده که اطلاعات دارم

504
00:34:50,923 --> 00:34:53,175
‫و ساعت هشت شب
‫توی فرودگاه ون نایس خواهم بود

505
00:34:53,967 --> 00:34:54,968
‫اونجا ملاقاتم می‌کنه

506
00:34:55,469 --> 00:34:56,470
‫مطمئنی؟

507
00:35:00,140 --> 00:35:01,391
‫اولیورس، خبری نیست؟

508
00:35:02,518 --> 00:35:03,601
‫خیر

509
00:35:03,602 --> 00:35:05,020
‫باشه. بیاید بگیریمش

510
00:35:11,000 --> 00:35:13,000
‫[فرودگاه ون نایس]

511
00:35:59,408 --> 00:36:00,701
‫بل، چی می‌بینی؟

512
00:36:03,245 --> 00:36:04,246
‫هیچی

513
00:36:08,584 --> 00:36:09,918
‫صبر کن

514
00:36:11,461 --> 00:36:12,588
‫آره. دیدمش

515
00:36:16,717 --> 00:36:17,885
‫از جهت ساعت شش نزدیک می‌شه

516
00:36:20,220 --> 00:36:21,305
‫داریمش. داریمش

517
00:36:21,847 --> 00:36:24,099
‫بگیریدش. همین الان بگیریدش

518
00:36:31,732 --> 00:36:32,982
‫اف‌بی‌آی! بخواب روی زمین!

519
00:36:32,983 --> 00:36:34,901
‫پلیس لس آنجلس! همین الان زانو بزن!

520
00:36:34,902 --> 00:36:36,528
‫دست‌هات رو نشونم بده!

521
00:36:41,408 --> 00:36:43,951
‫- این چه کوفتیه؟
‫- تو کدوم خری هستی؟

522
00:36:43,952 --> 00:36:47,247
‫ون. ون... ون هرون. خلبانم

523
00:36:48,415 --> 00:36:49,958
‫بهم گفتن بیام اینجا

524
00:36:51,793 --> 00:36:53,002
‫لعنتی

525
00:36:53,003 --> 00:36:54,713
‫خدا لعنتش کنه

526
00:37:03,764 --> 00:37:04,765
‫ممنون

527
00:37:10,103 --> 00:37:11,104
‫یکی لطفاً

528
00:38:32,936 --> 00:38:38,066
‫هر تحقیقاتی که تا حالا توش بودم
‫نقاط بالا و پایین خودش رو داشته

529
00:38:39,234 --> 00:38:41,820
‫این قطعاً نقطه پایینیه

530
00:38:43,739 --> 00:38:46,742
‫ولی نقاط بالا هم خواهیم داشت. حتماً

531
00:38:47,951 --> 00:38:51,455
‫طرف رو پیدا می‌کنیم و جلوش رو می‌گیریم

532
00:38:52,706 --> 00:38:53,957
‫بهتون قول میدم

533
00:38:55,250 --> 00:38:57,461
‫کورا، می‌شه لطفاً بیای اینجا؟

534
00:39:03,341 --> 00:39:05,301
‫ممنون نیتن، که اجازه دادی بیام اینجا و صحبت کنم

535
00:39:05,302 --> 00:39:07,054
‫البته. در خدمتم

536
00:39:09,931 --> 00:39:12,349
‫می‌دونم اینجا بودنِ من ممنوعه،

537
00:39:12,350 --> 00:39:15,771
‫اینکه یکی از بیرون پایگاه‌تون بیاد

538
00:39:18,440 --> 00:39:21,942
‫ولی می‌خواستم... تو چشم‌های تک‌تک‌تون نگاه کنم

539
00:39:21,943 --> 00:39:25,781
‫و بگم خواسته دیمن، خواسته من،

540
00:39:26,990 --> 00:39:28,992
‫اینه که کاری که شروع کرد رو تموم کنید

541
00:39:31,328 --> 00:39:33,245
‫لطفاً به فداکاری‌هاش نگاه نکنید و پیش خودتون نگید،

542
00:39:33,246 --> 00:39:36,415
‫«می‌تونستم کار بیشتری بکنم.
‫تلاش بیشتری بکنم

543
00:39:36,416 --> 00:39:38,251
‫می‌تونستم جلوی اتفاق افتادنش رو بگیرم»

544
00:39:41,505 --> 00:39:43,839
‫چون دیمن وقتی می‌خواست از این کشور

545
00:39:43,840 --> 00:39:45,675
‫محافظت کنه، نمی‌ذاشت هیچوقت چیزی سر راهش باشه

546
00:39:49,679 --> 00:39:50,847
‫می‌تونید این کار رو برای من بکنید؟

547
00:39:54,518 --> 00:39:55,726
‫ممنون

548
00:39:55,727 --> 00:39:59,939
‫و کورا، اسم دیمن تا ابد

549
00:39:59,940 --> 00:40:03,025
‫در تالار بزرگان وزارت امنیت داخلیِ دی‌سی
‫به یادها سپرده خواهد شد،

550
00:40:03,026 --> 00:40:05,402
‫و می‌دونم در زمان مراسم حضور خواهی داشت،

551
00:40:05,403 --> 00:40:10,492
‫ولی می‌خواستم این رو هم بدونی
‫که اینجا بهش احترام گذاشته می‌شه

552
00:40:11,493 --> 00:40:14,913
‫و هر روز توی این دفتر به یادش هستیم

553
00:40:16,414 --> 00:40:21,211
‫تا وقتی کار تموم بشه

554
00:40:25,235 --> 00:40:30,235
‫[دیمن الن درو]
‫[به خاطر فداکاریش برای ایالات متحده آمریکا]

555
00:40:30,259 --> 00:40:32,259
‫[عملیات توفان]

556
00:40:47,307 --> 00:40:48,007
‫[آنچه خواهید دید]

557
00:40:48,071 --> 00:40:50,030
‫خب، طبق انتظاری که می‌شه داشت،
‫کنسولگری،

558
00:40:50,031 --> 00:40:52,324
‫پلتفرم‌های امنیت سایبری پیشرفته داره

559
00:40:52,325 --> 00:40:55,619
‫آره. سرورها از بیرون غیرقابل نفوذن،
‫پس چیزی نمی‌دونیم

560
00:40:55,620 --> 00:40:56,913
‫اگه از داخل واردشون بشیم چی؟

561
00:41:01,209 --> 00:41:04,379
‫مشخصات زندانیِ مرد توی عکس رو پیدا کردم

562
00:41:05,213 --> 00:41:07,257
‫اسمش جک واکره...

563
00:41:08,258 --> 00:41:10,177
‫وقتی برگشتی برام جواب بیار

564
00:41:11,201 --> 00:41:31,201
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

