﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:29,360 --> 00:00:30,360
‫مریت؟

3
00:00:32,400 --> 00:00:33,400
‫آهای؟

4
00:00:36,760 --> 00:00:40,200
‫مریت لینگارد، خودتی؟

5
00:00:40,800 --> 00:00:41,800
‫الان...

6
00:00:55,600 --> 00:00:57,640
‫آهای؟

7
00:01:02,440 --> 00:01:03,480
‫هی!

8
00:01:06,520 --> 00:01:08,000
‫با تو هستم!

9
00:01:35,480 --> 00:01:38,640
‫من مأمور دادگاهم.
‫می‌دونی معنیش چیه؟

10
00:01:39,400 --> 00:01:40,600
‫یعنی...

11
00:01:42,120 --> 00:01:45,800
‫تمام افسرهای پلیس کشور
‫الان دارن دنبالم می‌گردن

12
00:01:45,880 --> 00:01:48,920
‫خبر داری چقدر توی دردسر افتادی؟

13
00:01:49,000 --> 00:01:50,480
‫داداشم کجاست؟

14
00:01:51,120 --> 00:01:52,680
‫داداشم اینجاست؟

15
00:01:53,800 --> 00:01:55,440
‫داداشم رو گرفتی؟

16
00:01:56,480 --> 00:01:59,160
‫به خدا قسم اگه دستت بهش بخوره...

17
00:02:18,840 --> 00:02:22,000
‫♪ لا، لا، لا، لا ♪

18
00:02:22,600 --> 00:02:23,840
‫♪ لا، لا، لا ♪

19
00:02:24,440 --> 00:02:25,760
‫♪ لا، لا، لا ♪

20
00:02:26,360 --> 00:02:28,120
‫♪ لا، لا، لا ♪

21
00:02:33,000 --> 00:02:35,000
‫«بخش کیو»

22
00:02:42,320 --> 00:02:44,720
‫صد در صد که آزارم میده. صد در صد

23
00:02:44,800 --> 00:02:48,240
‫ولی بیشتر از اون، می‌دونی چیه؟
‫فقط... گیجم می‌کنه

24
00:02:48,960 --> 00:02:50,480
‫تاتی‌بای دیگه چه کوفتیه؟

25
00:02:50,560 --> 00:02:52,000
‫همون خدافظیه، کارل

26
00:02:52,080 --> 00:02:54,680
‫نیست. نه، نه، نه.
‫تاتی یعنی سیب‌زمینی

27
00:02:54,760 --> 00:02:57,000
‫سیب‌زمینی چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

28
00:02:57,080 --> 00:02:59,000
‫سیب‌زمینی غذاست لامصب

29
00:02:59,080 --> 00:03:02,040
‫چیریوز چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

30
00:03:02,120 --> 00:03:04,640
‫چیریوز غلات صبحانه است

31
00:03:04,720 --> 00:03:06,160
‫داری شوخی می‌کنی. هورا

32
00:03:06,240 --> 00:03:09,880
‫نه، فقط دنبال یه لوله‌کشم.
‫آشنا سراغ داری؟

33
00:03:09,960 --> 00:03:11,520
‫حوزه تخصصی من نیست

34
00:03:11,600 --> 00:03:15,160
‫مال منم نیست، واسه همین
‫لازمه یه متخصص واقعی پیدا کنم

35
00:03:16,000 --> 00:03:19,000
‫اینقدر از اسکاتلند بدت میاد.
‫واسه چی اصلاً اومدی اینجا؟

36
00:03:19,080 --> 00:03:20,400
‫به خاطر ازدواج

37
00:03:20,480 --> 00:03:24,400
‫خب، حالا بالأخره می‌تونی بری.
‫استقلال کوفتی ما رو بهمون بدی

38
00:03:24,480 --> 00:03:26,960
‫چطوری قراره بهم کمک کنی، ها؟

39
00:03:27,040 --> 00:03:29,680
‫اگه ماشین ظرف‌شوییت خراب بشه،
‫زنگ می‌زنی لوله‌کش

40
00:03:31,400 --> 00:03:33,960
‫تو این سناریو، کارل، لوله‌کشت منم

41
00:03:34,040 --> 00:03:37,120
‫نصف عمرم با یه مشت آدم بی‌عرضه می‌گذره،

42
00:03:37,200 --> 00:03:40,240
‫نصف دیگه‌اش با یه نوجوون بداخلاق و پر از هورمون

43
00:03:40,320 --> 00:03:42,560
‫حتی بچه من نیست. اصلاً بچه من نیست

44
00:03:42,640 --> 00:03:45,800
‫تو قرعه‌کشی بزرگِ طلاق، یه‌جوری اون بهم افتاد،

45
00:03:45,880 --> 00:03:49,000
‫همراه با قاشق و چنگالی که خیلی کمتر از اون لازمه برق انداخته بشن

46
00:03:53,320 --> 00:03:55,800
‫- نمی‌دونستم پسر داری
‫- پسرناتنی

47
00:03:57,560 --> 00:03:58,800
‫حضانتش رو شریکید؟

48
00:03:58,880 --> 00:04:01,960
‫نه، نه. من خوش شانسم.
‫جاسپر کامل مال خودمه

49
00:04:03,640 --> 00:04:04,920
‫پیش مادرش نیست؟

50
00:04:05,000 --> 00:04:08,000
‫ویکتوریا خیلی به خاطر کار سفر می‌کنه

51
00:04:08,080 --> 00:04:10,520
‫گفت بهتره که جاسپر...

52
00:04:12,960 --> 00:04:16,640
‫...یه الگوی مرد قوی تو زندگیش داشته باشه، به قول خودش

53
00:04:16,720 --> 00:04:20,040
‫...توی این برهه حساس در رشدش

54
00:04:20,120 --> 00:04:21,200
‫وای

55
00:04:23,200 --> 00:04:25,920
‫باید بگم کارل، تعجب کردم

56
00:04:26,000 --> 00:04:28,400
‫- واسه چی؟
‫- علتی که نرفتی

57
00:04:29,000 --> 00:04:31,360
‫واسه تعهد بزرگی پا پیش گذاشتی

58
00:04:31,440 --> 00:04:33,080
‫نگران نباش. بابتش باهاش دعوا کردم

59
00:04:33,160 --> 00:04:34,200
‫اینم از این

60
00:04:34,280 --> 00:04:37,480
‫وقتش رسید که ببرمش خونه مادربزرگش.
‫گفتم...

61
00:04:38,480 --> 00:04:39,480
‫هوم..

62
00:04:40,480 --> 00:04:43,600
‫و نتونستم... نشد اونجا بذارمش.
‫نتونستم

63
00:04:44,200 --> 00:04:46,240
‫- چون بهش اهمیت میدی
‫- نه

64
00:04:46,320 --> 00:04:48,240
‫چون از اون پیر خرفت متنفرم

65
00:04:50,120 --> 00:04:51,240
‫جاسپر چند سالشه؟

66
00:04:51,320 --> 00:04:52,400
‫هفده

67
00:04:53,320 --> 00:04:54,480
‫«برو به درک. ولی جام رو توی تخت مرتب کن»

68
00:04:55,480 --> 00:04:56,520
‫ببخشید؟

69
00:04:56,600 --> 00:04:57,600
‫نوجوون‌ها رو میگم

70
00:04:58,520 --> 00:05:01,520
‫باید ازت متنفر باشن،
‫تا زمانش که رسید ولت کنن،

71
00:05:01,600 --> 00:05:04,560
‫ولی نمی‌خوان برن، پس همه رو روانی می‌کنن

72
00:05:04,640 --> 00:05:07,280
‫آره، کاملاً مطمئنم جاسپر اونقدرها در کشمکش نیست

73
00:05:07,360 --> 00:05:09,680
‫زندگیت خیلی شلوغ شده، کارل

74
00:05:09,760 --> 00:05:12,280
‫آره آره، می‌شه گفت، ریچل. آره، آره

75
00:05:12,360 --> 00:05:15,280
‫جای تعجبی نداره که توی پخش زنده دیوونه شدی

76
00:05:15,960 --> 00:05:18,800
‫ولی... وقت امروزمون تموم شد

77
00:05:20,400 --> 00:05:21,400
‫وای

78
00:05:22,440 --> 00:05:25,360
‫- حس می‌کنم خیلی پیشرفت داشتیم
‫- آها

79
00:05:25,440 --> 00:05:27,040
‫تاتی‌بای، کارل

80
00:05:30,600 --> 00:05:31,680
‫چیریو، ریچل

81
00:05:34,960 --> 00:05:38,000
‫باید دوباره بریم صحنه جرم رو ببینیم،
‫یه بار دیگه بگردیم

82
00:05:38,080 --> 00:05:39,960
‫حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم

83
00:05:40,440 --> 00:05:44,000
‫وقتی رفتی، یه صحبت دیگه هم با همسایه‌ها بکن

84
00:05:44,840 --> 00:05:46,360
‫باید یه چیزی یادشون باشه

85
00:05:55,000 --> 00:05:56,000
‫نباید اینجا باشی

86
00:05:56,080 --> 00:05:59,320
‫- چقدر گذشته؟ چهار ماه؟
‫- نمی‌تونم از پرونده صحبت کنم

87
00:05:59,400 --> 00:06:02,960
‫احترام حرفه‌ایه،
‫حتی اگه یکی‌مون حرفه‌ای باشه

88
00:06:03,040 --> 00:06:05,480
‫و فقط یکی‌مون واقعاً احترام سرش می‌شه

89
00:06:06,040 --> 00:06:07,040
‫خوب گفتی

90
00:06:08,200 --> 00:06:11,840
‫میگم مویرا تیم رو ببره یه جایی
‫که نتونی پیدامون کنی

91
00:06:11,920 --> 00:06:15,880
‫تو پیدا کردن این قلعه نازی‌های کوفتی موفق باشی.
‫اصلاً چطوره تبادل کنیم؟

92
00:06:15,960 --> 00:06:18,240
‫جای خفن ما در سیاهچاله‌ی متغییر مال تو،

93
00:06:18,320 --> 00:06:20,120
‫ما هم میایم این بالا توی نور

94
00:06:20,200 --> 00:06:22,520
‫اگه به این کارهات ادامه بدی،
‫ممکنه یکی فکر کنه

95
00:06:22,600 --> 00:06:24,640
‫می‌خوای تحقیقات رو خراب کنی

96
00:06:24,720 --> 00:06:26,240
‫راستش سعی دارم کمکت کنم

97
00:06:26,320 --> 00:06:28,920
‫فقط تو زیادی تزلزل شخصیتی داری که بپذیریش

98
00:06:29,000 --> 00:06:34,360
‫چطوره فقط بهم بگی چی فکر می‌کنی
‫به جای اینکه مثل همیشه کسشعر تفت بدی؟

99
00:06:36,600 --> 00:06:39,360
‫وقتی رسیدیم اونجا
‫تیرانداز داخل منتظر بوده

100
00:06:40,680 --> 00:06:44,840
‫به کارآگاه ویلسون و کارآگاه کلارک گفتی
‫که تیرانداز بیرون منتظر بوده

101
00:06:44,920 --> 00:06:48,520
‫- گفتم یکی بیرون منتظره
‫- کلمه تیرانداز رو به کار بردی

102
00:06:48,600 --> 00:06:51,040
‫اگه کسی می‌رفت داخل
‫صداش رو می‌شنیدیم یا می‌دیدیمش

103
00:06:51,120 --> 00:06:53,160
‫نه اگه از راه پشتی اومده باشه

104
00:06:53,240 --> 00:06:55,440
‫خصوصاً اگه از راه پشتی اومده باشه

105
00:06:55,520 --> 00:06:57,320
‫جلوش چندتا سطل‌زباله بوده

106
00:06:57,400 --> 00:06:58,720
‫چرا کسی باید این کار رو بکنه؟

107
00:06:58,800 --> 00:07:02,880
‫چون اکثر مردم توی اون فلت‌ها
‫اون فضا رو یه اتاق دیگه می‌کنن

108
00:07:03,400 --> 00:07:06,120
‫توش یه صندلی جلوی در بود

109
00:07:06,200 --> 00:07:08,600
‫هرکی اومده سطل‌ها رو جابجا کرده،

110
00:07:08,680 --> 00:07:10,400
‫در رو باز کرده و صندلی رو جابجا کرده

111
00:07:10,480 --> 00:07:12,920
‫اون همه کار رو انجام داده و ما نشنیدیم؟

112
00:07:13,000 --> 00:07:15,560
‫صندلی رو جابجا کردن
‫و سطل‌زباله‌ها رو چپه کرده بودن

113
00:07:15,640 --> 00:07:17,400
‫وقتی رسیدم هیچکدوم از این دو حالت نبود

114
00:07:17,480 --> 00:07:19,880
‫سطل‌ها و صندلی رو دیدم.
‫چرا؟ کار همینه

115
00:07:19,960 --> 00:07:22,320
‫جسد یه مدتی اونجا بوده

116
00:07:22,400 --> 00:07:25,120
‫دختره چند روزی ازش بی‌خبر بوده، آره؟

117
00:07:25,200 --> 00:07:29,000
‫پس... یکی شبونه توی خونه نشسته بوده،

118
00:07:29,080 --> 00:07:31,080
‫منتظرِ... چی؟

119
00:07:31,160 --> 00:07:32,160
‫نمی‌دونم

120
00:07:32,240 --> 00:07:35,640
‫منظورم اینه که بعد از تیراندازی
‫یکی از در پشتی رفته بیرون، نه داخل

121
00:07:35,720 --> 00:07:38,080
‫در ضمن، دوربین مداربسته یکی رو توی مک‌دونالد نشون میده

122
00:07:38,160 --> 00:07:41,120
‫حدود ۲۵ دقیقه قبل از شروع تیراندازی، آره؟

123
00:07:41,200 --> 00:07:43,400
‫اون رفته، بعد درست قبل از رسیدنت برگشته

124
00:07:44,000 --> 00:07:46,240
‫- چرا؟
‫- به گفته تو، تشنه‌اش شده

125
00:07:47,520 --> 00:07:50,120
‫لیوان اونجا بوده، در محل پارک فورد،

126
00:07:50,200 --> 00:07:53,680
‫نشون میده اونجا سیب‌زمینیش
‫و مک‌فلاریش رو خورده

127
00:07:53,760 --> 00:07:55,560
‫بسته به اینکه با چه سرعتی خورده،

128
00:07:55,640 --> 00:07:57,800
‫می‌شه ده دقیقه قبل از اینکه وارد فلت بشه

129
00:07:57,880 --> 00:08:01,360
‫ممکنه قبل از رسیدنت به موقع برگشته باشه
‫که دوباره وارد فلت بشه

130
00:08:01,440 --> 00:08:02,600
‫مسیر کوتاهیه

131
00:08:02,680 --> 00:08:04,440
‫بهتره باشه

132
00:08:04,520 --> 00:08:07,200
‫دوربین مداربسته نشون میده یکی با هودی و لباس مشکی

133
00:08:07,280 --> 00:08:08,960
‫درست بعد از ۱۰:۱۵ توی مک‌دونالد بوده

134
00:08:09,040 --> 00:08:11,840
‫۱۲ دقیقه اونجا بوده، که می‌رسیم به ساعت ۱۰:۳۰

135
00:08:11,920 --> 00:08:15,760
‫دوربین بدنی افسر اندرسون
‫نشون میده تیراندازی دقیقاً هشت دقیقه بعدش بوده

136
00:08:17,120 --> 00:08:20,360
‫پس هشت دقیقه زمان داشته
‫تا به لیث پارک برگرده،

137
00:08:20,440 --> 00:08:24,040
‫بخوره، بنوشه، زودتر از ما به فلت برسه،
‫وارد فلت بشه و بعد بهمون تیراندازی کنه

138
00:08:24,120 --> 00:08:27,720
‫در واقع، کمتر از هشت دقیقه است،
‫چون افسر اندرسون قبلش رسیده

139
00:08:27,800 --> 00:08:29,840
‫پس باید حرفت رو پس بگیری

140
00:08:29,920 --> 00:08:32,640
‫که تیرانداز قبل از رسیدنت داخل بوده

141
00:08:32,720 --> 00:08:33,880
‫شاهدت...

142
00:08:37,040 --> 00:08:40,000
‫گفت بعد از تیراندازی یکی رو دیده

143
00:08:40,080 --> 00:08:42,720
‫که فوراً سوار فورد شده و رفته

144
00:08:42,800 --> 00:08:44,280
‫شاهد سابق، ولی آره

145
00:08:44,360 --> 00:08:48,040
‫گفت ماشین به کدوم طرف رفته؟

146
00:08:48,120 --> 00:08:49,480
‫به سمت زمین فوتبال

147
00:08:49,560 --> 00:08:54,320
‫و گفت طرف از کدوم طرف سوار شده؟

148
00:08:56,480 --> 00:08:58,240
‫نگفت

149
00:08:58,320 --> 00:09:00,600
‫شاید بهتره برگردی و ازش بپرسی، آره؟

150
00:09:15,800 --> 00:09:16,800
‫لعنتی

151
00:09:19,040 --> 00:09:20,240
‫دوتا بودن

152
00:09:26,240 --> 00:09:27,240
‫خوبی؟

153
00:09:27,720 --> 00:09:29,200
‫هاردی

154
00:09:30,520 --> 00:09:31,640
‫من...

155
00:09:32,280 --> 00:09:33,320
‫برات یه...

156
00:09:38,600 --> 00:09:41,960
‫محض رضای سگ، اینقدر ناراحت نباش.
‫داری حالم رو بدتر می‌کنی

157
00:09:42,560 --> 00:09:43,680
‫ممنون

158
00:09:43,760 --> 00:09:46,400
‫خب اوضاع چطوره؟
‫کارل باهات چطوری تا می‌کنه؟

159
00:09:46,480 --> 00:09:48,440
‫- به زود بهم توجه می‌کنه
‫- شک دارم

160
00:09:48,520 --> 00:09:50,480
‫تمام چیزهای خوب رو به اکرم میده

161
00:09:50,560 --> 00:09:52,600
‫- کل کارهای داغون رو به من میده
‫- مثلاً؟

162
00:09:52,680 --> 00:09:56,640
‫دارم میرم مور که حمله ویلیام لینگارد رو بررسی کنم،

163
00:09:56,720 --> 00:10:00,400
‫ولی فکر کنم فقط می‌خواد من رو
‫از تحقیقات دور نگه داره

164
00:10:00,480 --> 00:10:02,120
‫خودش آوردتت.
‫چرا بخواد دور نگهت داره؟

165
00:10:02,200 --> 00:10:05,560
‫- با اخاذی کاری کردم که من رو بیاره
‫- هیچکس نمی‌تونه از کارل اخاذی کنه

166
00:10:05,640 --> 00:10:07,280
‫- چرا؟
‫- براش مهم نیست

167
00:10:07,360 --> 00:10:09,440
‫بهم اعتماد کن

168
00:10:09,520 --> 00:10:11,720
‫اگه نمی‌خواست بیای، نمی‌اومدی

169
00:10:12,720 --> 00:10:14,760
‫خب نقشه‌ات واسه مور چیه؟

170
00:10:14,840 --> 00:10:16,720
‫با قایق میرم

171
00:10:16,800 --> 00:10:19,280
‫منظورم اینکه از چه راهی میری نیست.
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟

172
00:10:19,360 --> 00:10:21,480
‫آره، آره، آره، من...

173
00:10:21,560 --> 00:10:25,000
‫گفتم اولش با معاون رئیس پلیس صحبت کنم،
‫ببینم برداشت اون چیه

174
00:10:25,080 --> 00:10:28,480
‫برداشت اون هیچ معنایی نداره.
‫فقط برداشت خودت مهمه

175
00:10:28,560 --> 00:10:30,640
‫- برداشت من چیه؟
‫- دقیقاً

176
00:10:31,160 --> 00:10:34,240
‫برو دیدن معاون، ولی فقط واسه اینکه بهش بگی درگیر پرونده‌ای

177
00:10:34,760 --> 00:10:37,600
‫و اگه می‌تونه با یه نقشه کمکت کنه.
‫یه چیزی که خیلی بهش نیاز نداری

178
00:10:37,680 --> 00:10:40,560
‫این حس رو بهش بده انگار اون مهمه.
‫اونجوری کاری به کارت نداره

179
00:10:40,640 --> 00:10:43,720
‫باشه... بعدش می‌تونم برم سر صحنه جرم؟

180
00:10:43,800 --> 00:10:45,240
‫بعد شونزده سال؟ وقت هدر دادنه

181
00:10:45,320 --> 00:10:46,960
‫- حتی واسه اینکه سرک بکشم هم نه؟
‫- سرک بکشی؟

182
00:10:47,040 --> 00:10:50,480
‫توی سرک کشیدنت فقط می‌فهمی که «باشه، پس اینجا بوده»

183
00:10:50,560 --> 00:10:51,600
‫خب...

184
00:10:51,680 --> 00:10:54,200
‫یکی رو بابتش گیر آورده بودن، نه؟

185
00:10:54,280 --> 00:10:56,880
‫موقع تلاش واسه فرار مُرد.
‫هنری فلان

186
00:10:56,960 --> 00:10:57,880
‫هری جنینگز

187
00:10:57,960 --> 00:11:00,760
‫- هری جنینگز. از اونجا شروع کن
‫- با کسی که مُرده؟

188
00:11:00,840 --> 00:11:04,400
‫درسته. با خانواده‌اش،
‫دوست‌هاش، ماهی طلایی کوفتیش

189
00:11:04,480 --> 00:11:05,720
‫دنبال ارتباط‌ها بگرد

190
00:11:05,800 --> 00:11:08,640
‫بحث بیست سال پیشه.
‫احتمالاً ربطی به هری نداره

191
00:11:08,720 --> 00:11:11,080
‫احتمالاً نداره،
‫ولی هر رشته تو رو به کلاف بر می‌گردونه،

192
00:11:11,160 --> 00:11:12,920
‫پس یکی رو انتخاب کن و تهش رو بگیر

193
00:11:13,880 --> 00:11:15,600
‫- کارل بهت گفته؟
‫- نیرو ولف

194
00:11:15,680 --> 00:11:16,920
‫هر خری که هست

195
00:11:17,000 --> 00:11:18,920
‫تو می‌خوای چه رشته‌ای رو دنبال کنی؟

196
00:11:19,000 --> 00:11:22,560
‫- اتفاقی که بعد از ناپدید شدن افتاد
‫- نمی‌دونیم چی شده

197
00:11:22,640 --> 00:11:25,720
‫نمی‌دونیم چه اتفاقی واسه مریت افتاده،
‫ولی وجود داشته

198
00:11:26,640 --> 00:11:29,240
‫موج‌هایی بین مردم، سازمان‌ها و چیزها ایجاد کرده،

199
00:11:29,320 --> 00:11:32,480
‫که این موج‌ها به وقتش باعث الگوهایی تو زندگیش شدن

200
00:11:33,000 --> 00:11:34,920
‫می‌تونه مفید باشه که ببینیم
‫آیا این الگوها تغییر می‌کنن یا نه

201
00:11:35,000 --> 00:11:36,760
‫بعد از اینکه یکی‌شون دیگه وجود نداشته باشه

202
00:11:36,840 --> 00:11:39,160
‫بازم نیرو ولف؟

203
00:11:39,240 --> 00:11:40,400
‫اون یکی رو کارل گفته

204
00:11:42,200 --> 00:11:45,240
‫با این فرضه که یکی توی زندگیش اون رو گرفته

205
00:11:45,320 --> 00:11:46,800
‫یه حدس کوفتیه دیگه، آره

206
00:11:46,880 --> 00:11:51,040
‫ولی از اونجا شروع می‌کنیم، درسته؟
‫با حدس‌ها. فقط بهشون میگیم نظریه

207
00:11:51,120 --> 00:11:52,120
‫هوم

208
00:12:51,480 --> 00:12:54,000
‫[مراحل تخلیه فشار]

209
00:12:57,320 --> 00:12:59,960
‫[احتیاط - فضای تحت فشار]
‫[ممکن است فوراً تخلیه شود]

210
00:13:00,040 --> 00:13:02,600
‫[هشدار - نهایت فشار کاری ایمن]

211
00:13:07,880 --> 00:13:09,560
‫خب...

212
00:13:09,640 --> 00:13:12,600
‫طرف تو میخونه نشسته، لخت مادرزاد،

213
00:13:12,680 --> 00:13:15,920
‫رنگ جلوشه و فقط منتظره که دستگیرش کنم

214
00:13:18,600 --> 00:13:21,040
‫خدای من، حتماً کلی داستان‌های عالی بلدی

215
00:13:21,880 --> 00:13:23,040
‫خیلی زیاد، آره

216
00:13:24,040 --> 00:13:25,040
‫بگو

217
00:13:25,120 --> 00:13:27,600
‫اون گردان چهارم هنگ سلطنتی اسکاتلنده

218
00:13:27,680 --> 00:13:30,440
‫- های‌لندرها
‫- تاریخ ارتشی بلدی؟

219
00:13:30,520 --> 00:13:32,120
‫می‌دونم های‌لندرها از سی‌فورثس،

220
00:13:32,200 --> 00:13:34,840
‫کمرونز و گوردنز اومدن

221
00:13:34,920 --> 00:13:36,800
‫آره خب، اونجان. ببین

222
00:13:36,880 --> 00:13:39,600
‫- اجازه هست؟
‫- آره، البته

223
00:13:40,440 --> 00:13:43,800
‫خدای من، خیلی قشنگن.
‫از کجا آوردی‌شون؟

224
00:13:43,880 --> 00:13:44,880
‫خودم درست کردم

225
00:13:45,400 --> 00:13:47,240
‫- نه بابا
‫- چرا والا

226
00:13:47,320 --> 00:13:49,600
‫خیلی قشنگن

227
00:13:49,680 --> 00:13:51,920
‫وای

228
00:13:52,000 --> 00:13:54,600
‫چطوری رئیس لاشی تو

229
00:13:54,680 --> 00:13:56,560
‫کسی به لطافت تو رو استخدام کرده؟

230
00:13:56,640 --> 00:13:58,400
‫من خیلی لطیف نیستم

231
00:13:58,480 --> 00:13:59,840
‫روح تاریکی دارم

232
00:13:59,920 --> 00:14:00,960
‫مطمئنم

233
00:14:01,040 --> 00:14:03,280
‫- چندین شخصیت
‫- چه بهتر

234
00:14:03,360 --> 00:14:05,840
‫می‌تونم از چندتاش استفاده کنم

235
00:14:05,920 --> 00:14:07,800
‫برخلاف خنگول‌هایی که اینجا دارم

236
00:14:07,880 --> 00:14:09,880
‫اون کالین‌ـه، بچه بزرگم

237
00:14:09,960 --> 00:14:12,680
‫هیچی متأثرکننده‌تر از عشق بین پدر و پسر نیست

238
00:14:12,760 --> 00:14:14,200
‫اگه تو میگی که باشه

239
00:14:15,080 --> 00:14:17,680
‫پس شما اینجا هشت نفر نیرو دارید؟

240
00:14:17,760 --> 00:14:19,840
‫آره، ولی دوتاشون یه شیفتی هستن

241
00:14:19,920 --> 00:14:25,080
‫- خیلی جرم و جرایم ندارین؟
‫- جنگ توی میخونه و مستی در انظار عموم

242
00:14:25,160 --> 00:14:28,640
‫جزیره است دیگه.
‫اگه بانک بزنی، می‌خوای کجا بری؟

243
00:14:28,720 --> 00:14:31,680
‫پس مثلاً، یکی دزدکی وارد یه خونه بشه
‫که یه چیزهایی رو بدزده

244
00:14:31,760 --> 00:14:35,080
‫و یکی رو بزنه لِه و لَوَرده کنه،
‫یه اتفاق غیرعادیه

245
00:14:35,160 --> 00:14:36,160
‫خیلی

246
00:14:36,240 --> 00:14:38,920
‫تازه بماند که مظنون موقع قرار کشته می‌شه

247
00:14:39,000 --> 00:14:40,400
‫منظورت خانواده لینگارده؟

248
00:14:40,480 --> 00:14:44,640
‫خب راستش، بیشتر به مظنون، هری جنینگز علاقمندم،

249
00:14:44,720 --> 00:14:47,360
‫پسری که نزدیک بود ویلیام لینگارد رو
‫با کتک‌کاری بکشه

250
00:14:47,440 --> 00:14:48,440
‫می‌دونم کی رو میگی

251
00:14:49,280 --> 00:14:51,600
‫سرقت‌های دیگه‌ای که اون ماه رخ داد

252
00:14:51,680 --> 00:14:53,760
‫- خشونتی نداشتن
‫- هیچی

253
00:14:53,840 --> 00:14:55,800
‫به این فکر کردین که شاید کار هری نبوده؟

254
00:14:55,880 --> 00:14:59,920
‫معلومه، ولی در حین سرقت‌های دیگه
‫کسی توی خونه نبود

255
00:15:00,000 --> 00:15:02,480
‫و... به محض اینکه به سن قانونی رسید،

256
00:15:02,560 --> 00:15:05,840
‫حداقل هفته‌ای یک بار داشتم اون پسر رو
‫از دعوا با بقیه پسرها جدا می‌کردم

257
00:15:06,440 --> 00:15:08,880
‫می‌تونم بگم آدم زودجوشی بود

258
00:15:08,960 --> 00:15:10,600
‫پس راحت می‌شد هری رو عصبانی کرد؟

259
00:15:10,680 --> 00:15:15,240
‫طرف عصبانی به دنیا اومده بود.
‫با عصبانیت از شکم مادرش در اومده بود

260
00:15:15,320 --> 00:15:19,040
‫پس فقط بدشانسی بود که ویلیام خونه بود

261
00:15:19,120 --> 00:15:22,760
‫آره و فقط همین بود. بدشانسی زیاد

262
00:15:22,840 --> 00:15:24,440
‫مریت هم بلافاصله بعدش رفت؟

263
00:15:24,520 --> 00:15:28,200
‫با هلی‌کوپتر با داداشش رفت بیمارستان و برنگشت

264
00:15:28,280 --> 00:15:31,480
‫یه دفعه برگشت. واسه مراسم ختم

265
00:15:33,120 --> 00:15:36,480
‫آره آره، یه حرف درست هم زدی.
‫واسه مراسم ختم برگشت

266
00:15:36,560 --> 00:15:38,040
‫صبر کنید ببینم

267
00:15:38,680 --> 00:15:41,880
‫واسه مراسم ختم پسری
‫که نزدیک بود برادر خودش رو بکشه؟

268
00:15:41,960 --> 00:15:43,880
‫هری و مریت نزدیک بودن

269
00:15:43,960 --> 00:15:46,440
‫اگه اینقدر نزدیک بودن،
‫چرا از خونه‌شون دزدی کرد؟

270
00:15:46,520 --> 00:15:50,320
‫چون خانواده‌اش درمانده بود.
‫کسب و کار کلایو جنینگز ورشکسته شده بود

271
00:15:50,920 --> 00:15:53,680
‫- می‌تونم با کلایو صحبت کنم؟
‫- اگه روشن‌بین باشی، می‌شه

272
00:15:53,760 --> 00:15:55,640
‫چند سال پیش مُرد، شش سال؟

273
00:15:55,720 --> 00:15:58,480
‫- مامانه، ایلسا چطور؟
‫- تحقیقاتت رو کردی، نه؟

274
00:15:58,560 --> 00:16:02,440
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای واسه من کار کنی؟
‫می‌تونی کالین رو آموزش بدی

275
00:16:02,520 --> 00:16:04,080
‫باهاش ازدواج کنی، سر و سامون بدیش

276
00:16:04,160 --> 00:16:08,480
‫نه. اون خیلی خوشتیپه.
‫حواسم پرت می‌شه

277
00:16:10,480 --> 00:16:14,520
‫آره، ایلسا هنوز زنده است،
‫ولی خیلی آدم اجتماعی‌ای نیست

278
00:16:14,600 --> 00:16:16,720
‫می‌شه برم سراغش ببینم چی می‌شه

279
00:16:16,800 --> 00:16:19,000
‫- کالین راه رو نشونت میده
‫- خودم می‌تونم پیداش کنم

280
00:16:19,080 --> 00:16:20,080
‫به هرحال،

281
00:16:21,160 --> 00:16:22,560
‫کالین می‌برتت

282
00:16:22,640 --> 00:16:25,600
‫- واقعاً ناهارش رو خوردی
‫- خیلی سخت نبود

283
00:16:25,680 --> 00:16:28,000
‫رفقات که سری پیش اومدن،

284
00:16:28,080 --> 00:16:30,640
‫درباره سرباز پلاستیکی‌ها بهت گفته بودن؟

285
00:16:30,720 --> 00:16:35,440
‫نمی‌دونم منظورت چیه.
‫من کلاً عاشق مردهای یونیفرم‌پوش‌ام

286
00:16:35,520 --> 00:16:36,360
‫اوه!

287
00:16:36,440 --> 00:16:38,320
‫واقعاً فکر می‌کنی من خوشتیپم، نه؟

288
00:16:38,400 --> 00:16:39,480
‫آره

289
00:16:40,320 --> 00:16:43,600
‫آره، مثل یه رالف فینیس جوان و گِی هستی

290
00:16:44,680 --> 00:16:45,680
‫اوه

291
00:16:46,200 --> 00:16:48,720
‫جمله «سر و سامونش» بده واسه همین بود. قشنگه

292
00:16:48,800 --> 00:16:51,200
‫بازم میگم، سخت نبود

293
00:16:52,440 --> 00:16:54,600
‫یکی از این روزها، می‌ذارم میرم

294
00:16:54,680 --> 00:16:56,000
‫نمی‌تونم بگم سرزنشت می‌کنم

295
00:16:56,080 --> 00:17:00,440
‫ممکنه متوجه شده باشی که
‫موضوع خانواده لینگارد و جنینگز

296
00:17:00,520 --> 00:17:02,360
‫بحث تلخی برای معاونه

297
00:17:02,440 --> 00:17:06,000
‫- به بابات میگی معاون؟
‫- بابا که صداش نمی‌کنم

298
00:17:06,920 --> 00:17:09,600
‫عکس‌های صحنه جرم رو دیدی؟
‫عکس‌های ورود به منزل؟

299
00:17:09,680 --> 00:17:12,880
‫آره آره. دیدم‌شون.
‫چرا؟ چطور مگه؟

300
00:17:12,960 --> 00:17:15,480
‫بعد از اینکه رئیست
‫پرونده‌ها رو درخواست کرد،

301
00:17:15,560 --> 00:17:18,160
‫معاون رفت از بایگانی درشون آورد...

302
00:17:18,240 --> 00:17:20,520
‫...و کل شب بیدار موند که اون‌ها رو بخونه

303
00:17:20,600 --> 00:17:22,960
‫کارل روش هوشمندانه‌ای
‫واسه انگیزه دادن به مردم داره

304
00:17:23,040 --> 00:17:26,280
‫بیشتر از انگیزه بود.
‫طرف ناراحت بود

305
00:17:27,480 --> 00:17:29,520
‫پس خودم رفتم یه نگاهی بهشون انداختم

306
00:17:29,600 --> 00:17:32,160
‫ای شیطون

307
00:17:33,200 --> 00:17:34,600
‫خب؟

308
00:17:34,680 --> 00:17:37,400
‫قبلاً نخونده بودمـشون،
‫چون اون موقع بچه بودم،

309
00:17:37,480 --> 00:17:40,120
‫ولی پسر... بی‌رحمانه بود

310
00:17:40,200 --> 00:17:43,560
‫عکس‌های صحنه جرم حالم رو بهم زد

311
00:17:43,640 --> 00:17:45,720
‫هری عملاً جمجمه ویلیام رو خرد کرده

312
00:17:45,800 --> 00:17:47,160
‫باعث صدمه مغزی بهش شده

313
00:17:47,240 --> 00:17:51,320
‫یه عکس فنی از اتاقی بود
‫که ویلیام رو توش پیدا کرده بودن،

314
00:17:52,000 --> 00:17:53,120
‫ولی یکی...

315
00:17:54,840 --> 00:17:58,960
‫...با ماژیک سیاه دور یه چیزی
‫که روی زمین بود دایره کشیده بود

316
00:17:59,560 --> 00:18:00,520
‫دور چی؟

317
00:18:00,600 --> 00:18:01,960
‫یه گردنبند

318
00:18:04,080 --> 00:18:05,760
‫می‌دونی چرا دورش دایره کشیده بودن؟

319
00:18:05,840 --> 00:18:07,320
‫نه

320
00:18:07,400 --> 00:18:09,640
‫و فکر می‌کنی بابات دایره رو کشیده؟

321
00:18:10,240 --> 00:18:12,400
‫خب...

322
00:18:13,200 --> 00:18:14,600
‫نمی‌تونم دقیق بگم

323
00:18:15,400 --> 00:18:16,960
‫می‌تونی...

324
00:18:17,760 --> 00:18:19,040
‫عکس رو اسکن کنی؟

325
00:18:20,840 --> 00:18:22,040
‫آره، می‌تونم

326
00:18:22,120 --> 00:18:23,960
‫شاید معاون رو خراب کنه

327
00:18:27,160 --> 00:18:28,800
‫یا شاید هدف همینه

328
00:18:57,080 --> 00:19:01,760
‫دقیقاً داریم از چه نوع زباله خطرناک صحبت می‌کنیم؟

329
00:19:02,320 --> 00:19:03,320
‫اوه...

330
00:19:04,040 --> 00:19:05,040
‫پنبه‌نسوز؟

331
00:19:05,880 --> 00:19:08,840
‫اورانیوم، شاید؟
‫واقعاً خیلی بهش فکر نکردم

332
00:19:10,200 --> 00:19:11,600
‫- جای نگرانی نداره
‫- باشه

333
00:19:16,200 --> 00:19:18,880
‫اینجا قبلاً تمام‌وقت پُر از کارگر بود

334
00:19:20,560 --> 00:19:22,080
‫کسب و کار جنینگز چی بود؟

335
00:19:22,160 --> 00:19:24,400
‫هر چی که می‌خواستی رو، کلایو جنینگز تعمیرش می‌کرد

336
00:19:24,480 --> 00:19:26,480
‫یا رنگش می‌کرد یا اسقاطش می‌کرد

337
00:19:34,600 --> 00:19:37,400
‫اونی که اون بالاست منزل قدیمی جنینگزه

338
00:19:37,480 --> 00:19:39,000
‫چطوری آتیش گرفت؟

339
00:19:39,840 --> 00:19:42,000
‫خب، به قول معاون،

340
00:19:42,080 --> 00:19:46,320
‫همه‌چیز وقتی شروع شد که رعد و برق
‫به بیمه آتش‌سوزی خورد

341
00:19:47,320 --> 00:19:48,840
‫خانم جنینگز؟

342
00:19:48,920 --> 00:19:50,120
‫منم کالین کانینگهام

343
00:19:50,800 --> 00:19:51,800
‫اه...

344
00:19:51,880 --> 00:19:52,960
‫دارم میام داخل

345
00:19:54,120 --> 00:19:55,120
‫سلام؟

346
00:19:57,000 --> 00:19:58,000
‫ایلسا؟

347
00:20:00,360 --> 00:20:03,640
‫- منم کالین
‫- پرنده‌های مُرده به خاطر همینه

348
00:20:07,760 --> 00:20:09,000
‫ایلسا؟

349
00:20:17,080 --> 00:20:19,840
‫- احتمالاً رفته کلیسا
‫- سه‌شنبه است

350
00:20:19,920 --> 00:20:23,280
‫آره می‌دونم. اونجا به عنوان کتاب‌دار
‫یه شغل نیمه‌وقت داره

351
00:20:23,880 --> 00:20:25,840
‫اونوقت الان یادت اومده؟

352
00:20:26,920 --> 00:20:29,280
‫بابات راست میگه. واقعاً خنگولی

353
00:20:30,080 --> 00:20:31,200
‫اوه

354
00:20:31,760 --> 00:20:32,920
‫یکم ناراحت شدم

355
00:20:33,440 --> 00:20:37,000
‫اگه بخوای با ماشین بری،
‫خیلی با اینجا فاصله‌ای نداره

356
00:20:37,080 --> 00:20:38,360
‫نمی‌شه قایق رو از دست بدم

357
00:20:43,240 --> 00:20:44,680
‫یه جوری خیالم راحت شده

358
00:20:45,480 --> 00:20:47,360
‫باید ازش چی می‌پرسیدم آخه؟

359
00:20:47,960 --> 00:20:49,920
‫از دست دادن پسرت چطوری بود؟

360
00:20:50,000 --> 00:20:53,600
‫توهین نباشه، ولی... عجب جایی واسه بزرگ شدن

361
00:20:53,680 --> 00:20:55,360
‫تعجبی نداره که مریت فرار کرده

362
00:20:56,160 --> 00:20:57,960
‫اینجا همه‌چیز... می‌میره

363
00:20:58,560 --> 00:20:59,560
‫خب...

364
00:21:00,080 --> 00:21:01,920
‫فرار کردن ازش خیلی آسون نیست

365
00:21:02,000 --> 00:21:04,200
‫- مریت که فرار کرد
‫- فکر کرد فرار کرده

366
00:21:04,280 --> 00:21:07,840
‫آخرش مثل هری مُرد

367
00:21:09,960 --> 00:21:12,000
‫بهشت روی زمین

368
00:21:12,080 --> 00:21:15,920
‫ولی دستشوییه دیگه، باید بری،
‫پس یه تپه شنی پیدا می‌کنه

369
00:21:16,000 --> 00:21:18,960
‫چمباتمه می‌زنه، خودش رو تخلیه می‌کنه

370
00:21:19,040 --> 00:21:21,360
‫می‌دونیم کار اونه. اونجا رو به گند کشیده

371
00:21:21,440 --> 00:21:24,280
‫بعدش سگ کوچیکش میاد توی خونه، یه اسپانیل داشت

372
00:21:24,800 --> 00:21:27,280
‫انداخت گردن اسپانیل

373
00:21:27,360 --> 00:21:30,160
‫ما گفتیم، امکان نداره اون عن یه اسپانیل باشه

374
00:21:30,240 --> 00:21:32,080
‫خودِ کار از اسپانیل بزرگتر بود

375
00:21:32,160 --> 00:21:34,200
‫شب بخیر، کارل

376
00:21:34,280 --> 00:21:36,280
‫شب بخیر، ویکتوریا

377
00:21:36,360 --> 00:21:40,040
‫خب عزیزم، کلکسیون گوی‌های برفیم چی شد؟

378
00:21:40,120 --> 00:21:42,160
‫یه آدم بی‌سلیقه دزدیده‌شون

379
00:21:42,240 --> 00:21:43,960
‫همه رو انداخت توی سطل آشغال

380
00:21:44,480 --> 00:21:48,600
‫ولی نگران نباش، تونستم اثرات قشنگت رو
‫از چنگال شرور اون نجات بدم

381
00:21:48,680 --> 00:21:50,160
‫ممنون، مارتین

382
00:21:50,240 --> 00:21:52,440
‫اینجا دقیقاً همونجوریه که بود، کارل

383
00:21:52,520 --> 00:21:54,200
‫اوهوم. مثل یه مقبره

384
00:21:54,280 --> 00:21:55,280
‫هوم

385
00:21:56,640 --> 00:21:59,720
‫زیاد وقت ندارم.
‫با پرواز فرانکفورت بر می‌گردم

386
00:22:00,920 --> 00:22:03,480
‫- خودت اومدی داخل. جلسه خودته
‫- من در رو براش باز کردم

387
00:22:03,560 --> 00:22:06,400
‫- راه خروج رو هم بلدی
‫- مثل همیشه خوش‌صحبتی

388
00:22:06,480 --> 00:22:07,480
‫خدافظ عزیزم

389
00:22:10,880 --> 00:22:13,000
‫- بهم‌ریخته‌ای
‫- نزدیک بود بمیرم

390
00:22:13,080 --> 00:22:14,720
‫چی؟ امروز صبح؟

391
00:22:14,800 --> 00:22:15,800
‫هوم

392
00:22:16,320 --> 00:22:18,000
‫اون علاف نمی‌دونم چی‌چی حالش چطوره؟

393
00:22:18,080 --> 00:22:20,000
‫- طرف خلبانه‌ها
‫- طرف یه لاشیه

394
00:22:20,080 --> 00:22:21,120
‫هوم

395
00:22:21,200 --> 00:22:23,840
‫باشه. جاسپر رفت.
‫پیش مامانته

396
00:22:23,920 --> 00:22:26,280
‫گمونم زنگ زده، واسه همین اینجوری ما رو مستفیض کردی

397
00:22:26,360 --> 00:22:28,360
‫آره، بهم زنگ زد. چی شده؟

398
00:22:28,440 --> 00:22:30,720
‫اون پیغام صوتی کوفتی رو براش پخش کردی دیگه

399
00:22:30,800 --> 00:22:32,520
‫نه، علت رفتنش اون نیست

400
00:22:32,600 --> 00:22:34,960
‫باهم یه قراری گذاشتیم.
‫اوضاع بهتر شده بود

401
00:22:35,040 --> 00:22:38,320
‫قرار گذاشتین؟ اون یه پدر نیاز داره،
‫نه یه فروشنده ماشین کوفتی

402
00:22:38,400 --> 00:22:42,320
‫بعدش تو سرک کشیدی و ریدی توش
‫انگار می‌خوای عمداً خرابکاری کنی

403
00:22:42,400 --> 00:22:44,280
‫- برام جالبه واقعاً
‫- واسه چی این کار رو بکنم؟

404
00:22:44,360 --> 00:22:46,040
‫چرا پیغام صوتی رو براش پخش کردی؟

405
00:22:46,120 --> 00:22:48,640
‫- می‌خوام بدونه تقصیر اون نبوده
‫- چی؟

406
00:22:48,720 --> 00:22:51,640
‫طرز رفتارت باهاش.
‫در واقع با همه

407
00:22:51,720 --> 00:22:54,600
‫می‌خوام بدونه مشکل از اون نیست. مشکل خودتی

408
00:22:54,680 --> 00:22:56,920
‫چیه؟ تو رو می‌پرسته،
‫اونوقت تو پسش می‌زنی

409
00:22:57,000 --> 00:22:59,440
‫می‌پرسته؟ به زور دوکلام باهام حرف می‌زنه

410
00:22:59,520 --> 00:23:02,440
‫هفده سالشه دیگه.
‫قرار نیست شعر بخونه برات که، درسته؟

411
00:23:02,520 --> 00:23:05,000
‫وقتی بردنت بیمارستان، بودش

412
00:23:05,080 --> 00:23:07,720
‫نرفت تا از جراحی خارج شدی، خطر...

413
00:23:08,240 --> 00:23:09,600
‫خطر به جونت رفع شد

414
00:23:10,680 --> 00:23:11,760
‫چطور می‌دونی؟

415
00:23:11,840 --> 00:23:13,040
‫مامان بهم گفت

416
00:23:16,480 --> 00:23:17,800
‫به من که چیزی نگفت

417
00:23:18,280 --> 00:23:19,840
‫ازش پرسیدی؟

418
00:23:20,880 --> 00:23:23,120
‫فکر کردی چقدر ترسیده؟

419
00:23:23,200 --> 00:23:25,760
‫به من هم خیلی خوش نگذشت

420
00:23:25,840 --> 00:23:27,560
‫بهش توضیحش دادی؟

421
00:23:27,640 --> 00:23:30,040
‫بحث آسونی نیست که توی مکالمه داشته باشی، ویک

422
00:23:30,120 --> 00:23:34,800
‫نمیگم آسونه، کارل.
‫اون عصبانیه ولی تو پدرناتنیش هستی

423
00:23:34,880 --> 00:23:38,360
‫شاید عصبانیه چون مادرش
‫گورش رو به مناطق ناشناخته گم کرده

424
00:23:38,440 --> 00:23:40,960
‫- صحبت ما یه چیز دیگه است
‫- بعید می‌دونم

425
00:23:41,040 --> 00:23:44,000
‫نیازت داره. وقتی پسش می‌زنی، انگار داری تنبیهش می‌کنی

426
00:23:44,080 --> 00:23:45,880
‫من پسش نمی‌زنم، محض رضای سگ

427
00:23:45,960 --> 00:23:50,200
‫پیغام صوتیه رو برات پخش کنم؟
‫فکر کنم شاید تنهایی وضعم بهتر باشه

428
00:23:50,280 --> 00:23:52,680
‫- در مورد اون نگفتم!
‫- منظورم همینه

429
00:23:52,760 --> 00:23:54,480
‫جاسپر باید بدونه که مشکل

430
00:23:54,560 --> 00:23:57,120
‫هر چیزیه که توی ذهن تو می‌چرخه، نه اون

431
00:24:00,920 --> 00:24:02,040
‫باید برم

432
00:24:05,040 --> 00:24:08,160
‫- می‌خوای برم دنبالش؟
‫- نه، ولش کن

433
00:24:08,240 --> 00:24:10,840
‫مامان دیوونه‌اش می‌کنه.
‫به زودی میاد خونه

434
00:24:11,840 --> 00:24:14,480
‫ولی باید به این فکر کنی
‫که اگه بیاد خونه، چی گیرش میاد

435
00:24:15,080 --> 00:24:16,040
‫آها

436
00:24:19,000 --> 00:24:26,000


437
00:24:29,720 --> 00:24:30,920
‫ببخشید

438
00:24:31,480 --> 00:24:32,560
‫خواهش می‌کنم

439
00:24:33,480 --> 00:24:34,800
‫منتظرت بودم

440
00:24:35,600 --> 00:24:37,080
‫که در مورد مور بشنوم

441
00:24:38,160 --> 00:24:39,560
‫جالب بود

442
00:24:40,920 --> 00:24:41,920
‫چطور؟

443
00:24:46,120 --> 00:24:49,240
‫- از کجا آوردیش؟
‫- پرونده سرقت و تعرض لینگارد

444
00:24:50,320 --> 00:24:51,680
‫رفیقم کالین فرستادش

445
00:24:52,480 --> 00:24:53,480
‫کالین؟

446
00:24:54,160 --> 00:24:57,000
‫معاون و پسر کانینگهام. به همین ترتیب

447
00:24:57,080 --> 00:24:58,920
‫در ضمن شوهر گِی آینده‌ام

448
00:25:00,560 --> 00:25:04,600
‫ثبت شده به عنوان «آویز الماس روی زنجیر پلاتین، متعلق به لیلا لینگارد»

449
00:25:04,680 --> 00:25:05,720
‫کجا ثبت شده؟

450
00:25:05,800 --> 00:25:07,600
‫توی درخواست بیمه

451
00:25:07,680 --> 00:25:08,840
‫ولی به سرقت نرفته

452
00:25:08,920 --> 00:25:10,040
‫اون موقع به سرقت نرفته بوده

453
00:25:10,840 --> 00:25:12,120
‫مریت برگشته دنبالش

454
00:25:12,200 --> 00:25:13,440
‫کِی؟

455
00:25:13,520 --> 00:25:15,480
‫روز مراسم ختم هری جنینگز

456
00:26:08,000 --> 00:26:10,800
‫برو به جهنم، ای مریضِ...

457
00:26:11,600 --> 00:26:12,600
‫مریض لاشی

458
00:26:12,680 --> 00:26:15,480
‫همین رو می‌خوای؟
‫اینجوری می‌خوای؟

459
00:26:16,640 --> 00:26:18,360
‫تحویل بگیر، دیوث! تحویل بگیر!

460
00:26:22,800 --> 00:26:23,800
‫آهای؟

461
00:26:25,280 --> 00:26:26,640
‫ادامه بده

462
00:26:36,120 --> 00:26:37,120
‫جاسپر؟

463
00:26:41,080 --> 00:26:43,960
‫♪ چی، چی، چی... ♪

464
00:26:44,520 --> 00:26:48,080
‫♪ هر دفعه سعی می‌کنم آفتابی نشم ♪
‫♪ می‌افتن دنبالم و نمی‌دونم چرا ♪

465
00:26:48,160 --> 00:26:51,520
‫♪ چی کار کردم که حقم این وضعیته؟ ♪
‫♪ من آدم فروتنی‌ام ♪

466
00:26:51,600 --> 00:26:52,920
‫پشمام

467
00:26:53,000 --> 00:26:54,600
‫ریدم به خودم

468
00:26:54,680 --> 00:26:56,600
‫فکر کردم از آهنگ بچه‌ها متنفری

469
00:26:56,680 --> 00:26:59,760
‫آره. ازش بیزارم.
‫پس تصمیم گرفتم درباره‌اش تحقیق کنم

470
00:26:59,840 --> 00:27:02,320
‫ببینم بچه‌ها به چی جذب می‌شن،
‫مثل هر باستان‌شناسی

471
00:27:02,400 --> 00:27:06,040
‫داری مدرک فلسفه می‌گیری.
‫یا نکنه دوباره نظرت عوض شده؟

472
00:27:06,120 --> 00:27:09,560
‫یه فیلسوف همون باستان‌شناس ذهنه، نه؟

473
00:27:09,640 --> 00:27:12,120
‫حقیقتش به تخمم نیست.
‫این‌ها چیه دیگه؟

474
00:27:12,200 --> 00:27:15,040
‫گفتم باهم یه شام خوب بخوریم
‫و صحبت کنیم

475
00:27:15,120 --> 00:27:18,480
‫- آخه من عاشق صحبت کردن با تو هستم
‫- باید با یکی صحبت کنی بالأخره

476
00:27:20,680 --> 00:27:22,080
‫موردعلاقه‌ات رو درست کردم. جیگر

477
00:27:22,680 --> 00:27:24,440
‫کی گفته جیگر دوست دارم؟

478
00:27:24,520 --> 00:27:25,480
‫جاسپر

479
00:27:27,360 --> 00:27:28,760
‫سر به سرت گذاشته

480
00:27:28,840 --> 00:27:30,600
‫خیلی خنده‌داره

481
00:27:30,680 --> 00:27:33,240
‫می‌شه بپرسم می‌خوای از چی صحبت کنیم؟

482
00:27:34,080 --> 00:27:35,920
‫لیث پارک

483
00:27:38,000 --> 00:27:39,240
‫واسه چی آخه؟

484
00:27:39,320 --> 00:27:41,720
‫چون به قول فیلسوف موردعلاقه‌ام،

485
00:27:41,800 --> 00:27:44,280
‫درمان کردن خودت
‫مرتبط با درمان کردن دیگرانه

486
00:27:44,360 --> 00:27:47,320
‫- یوکو اونو گفته
‫- یوکو؟ جان نه. یوکو؟

487
00:27:47,400 --> 00:27:51,920
‫«رویایی که تنهایی ببینی فقط یه رویاست.
‫رویایی که با هم ببینیم، واقعیته»

488
00:27:52,000 --> 00:27:53,560
‫اون بانمک و ظریفِ ماجرا بود، در برابر صداقت اون

489
00:27:53,640 --> 00:27:57,320
‫تراپیست من میگه می‌تونم با صحبت کردن
‫درباره لیث پارک با خودش، خودم رو درمان کنم

490
00:27:57,400 --> 00:27:59,680
‫میری پیش تراپیست؟ داوطلبانه؟

491
00:27:59,760 --> 00:28:01,360
‫نه بابا، اجبار سازمانه

492
00:28:01,440 --> 00:28:03,840
‫خدا رو شکر. دنیا همونیه که بود

493
00:28:03,920 --> 00:28:08,080
‫فکر کردی می‌تونم با صحبت با تو
‫خودم رو درمان کنم؟ موفق باشی رفیق جان

494
00:28:08,160 --> 00:28:10,920
‫با من نه. حتی با تراپیستت نه

495
00:28:11,000 --> 00:28:12,160
‫با جاسپر

496
00:28:13,240 --> 00:28:16,280
‫- داشتی صحبت ما رو گوش می‌کردی؟
‫- سخت بود که گوش نکنم

497
00:28:16,360 --> 00:28:19,280
‫راستش آسونه. فقط سرت تو کار کوفتی خودت باشه

498
00:28:23,920 --> 00:28:24,880
‫ببین

499
00:28:25,560 --> 00:28:26,880
‫ویکتوریا اشتباه نمیگه

500
00:28:27,960 --> 00:28:28,960
‫باشه

501
00:28:29,560 --> 00:28:33,800
‫گلوله رفت اینجا، از اینجا در اومد

502
00:28:33,880 --> 00:28:35,960
‫می‌شه دید

503
00:28:36,480 --> 00:28:38,840
‫خدایا بهم توان بده

504
00:28:41,240 --> 00:28:43,120
‫گلوله...

505
00:28:44,040 --> 00:28:45,320
‫از اینجا رفت داخل،

506
00:28:45,400 --> 00:28:47,200
‫و از اینجا خارج شد

507
00:28:47,280 --> 00:28:49,080
‫بعد از، بعد از...

508
00:28:50,560 --> 00:28:53,680
‫اینکه از ستون فقرات هاردی رد شد

509
00:28:56,320 --> 00:28:57,680
‫- اوه
‫- آره

510
00:28:58,600 --> 00:28:59,600
‫اوه

511
00:29:08,200 --> 00:29:10,480
‫هاردی سرعتش رو کم کرد،
‫که بی‌شک جون من رو نجات داد

512
00:29:10,560 --> 00:29:12,920
‫تو این بین، از کمر به پایین فلج شده

513
00:29:13,000 --> 00:29:14,760
‫یه دستش سالمه، یکیش نصف تحرکش رو از دست داده

514
00:29:14,840 --> 00:29:18,400
‫و همونطور که همه می‌دونیم، افسر اندرسون
‫اونقدر خوش‌شانس نبود

515
00:29:19,440 --> 00:29:22,160
‫ویکتوریا گفت وقتی توی بیمارستان من رو دیده، ترسیده

516
00:29:22,240 --> 00:29:24,360
‫وقتی این‌ها رو بشنوه چه حسی پیدا می‌کنه؟

517
00:29:24,440 --> 00:29:27,520
‫چه حسی پیدا می‌کنه اگه بهش بگم
‫حتی اگه مسلح بودیم هم،

518
00:29:27,600 --> 00:29:29,080
‫نتیجه هم می‌شد؟

519
00:29:29,160 --> 00:29:31,320
‫می‌دونی چرا، مارتین؟ بهت میگم

520
00:29:31,840 --> 00:29:35,160
‫هر چقدر چیزهای بی‌مزه‌ای توی اینترنت پیدا کنی،

521
00:29:35,240 --> 00:29:38,440
‫دنیا واقعاً جای خطرناکیه که هیچکس در امان نیست

522
00:29:38,520 --> 00:29:41,000
‫که یه غافلگیریِ بد زندگی کوفتیش رو به گند بکشه

523
00:29:41,080 --> 00:29:42,600
‫می‌دونی چرا، مارتین؟

524
00:29:42,680 --> 00:29:46,800
‫چون خطرناک‌ترین موجودات کوفتی این سیاره ما هستیم

525
00:29:49,520 --> 00:29:51,160
‫حالا میرم یه دوش بگیرم،

526
00:29:51,680 --> 00:29:53,880
‫بر می‌گردم، می‌نشینیم،

527
00:29:53,960 --> 00:29:55,600
‫و اون جیگر کوفتی رو...

528
00:29:55,680 --> 00:29:57,440
‫...می‌خوریم

529
00:30:00,760 --> 00:30:02,560
‫ترجیحاً در سکوت

530
00:30:18,240 --> 00:30:22,080
‫می‌تونم گمون کنم ویلیام پدرش رو
‫روی قایق یا توی خونه ندیده

531
00:30:22,600 --> 00:30:23,680
‫چرا؟

532
00:30:23,760 --> 00:30:27,000
‫چون می‌شه گمون کرد ویلیام پدر کوفتی خودش رو می‌شناخته دیگه

533
00:30:27,080 --> 00:30:29,440
‫حتی بعد از دوازده سال؟

534
00:30:29,520 --> 00:30:32,200
‫باشه رُز. زود باش.
‫تئوریت رو بهمون بگو

535
00:30:32,280 --> 00:30:36,200
‫به همه بگو چرا جیمی توی ناپدید شدن
‫دختر خودش نقش داره

536
00:30:36,280 --> 00:30:38,560
‫- مشتاقم بشنوم
‫- نمی‌دونم چرا، کارل

537
00:30:38,640 --> 00:30:43,000
‫فقط می‌دونم به گفته ویلیام،
‫یکی رو دیده که کلاه سرش بوده،

538
00:30:43,080 --> 00:30:46,720
‫هم روی قایق و هم توی خونه،
‫که اسم قایق جیمی روش بوده

539
00:30:46,800 --> 00:30:50,080
‫نه، یکی رو دیده که کلاهش
‫تصویر یه پرنده کوفتی رو داشته،

540
00:30:50,160 --> 00:30:52,160
‫ولی تو، که یه پرنده‌شناس آماتوری،

541
00:30:52,240 --> 00:30:55,000
‫تصمیم گرفتی همون پرنده‌ایه
‫که روی قایق جیمی هست

542
00:30:55,080 --> 00:30:56,280
‫درست فهمیدم؟

543
00:30:56,360 --> 00:30:58,120
‫- داری اون حرکته رو می‌زنی
‫- چی؟

544
00:30:58,200 --> 00:31:00,440
‫مخالفت می‌کنی که مرغت یه پا داشته باشه

545
00:31:00,520 --> 00:31:01,800
‫مخالفت می‌کنم

546
00:31:01,880 --> 00:31:04,320
‫چون اونقدری بهش فکر نکردی
‫که قانعم کنی

547
00:31:04,400 --> 00:31:06,440
‫خب...

548
00:31:07,160 --> 00:31:09,240
‫گردنبنده چی، ها؟

549
00:31:09,320 --> 00:31:11,720
‫مال مادره.
‫اونی که جیمی گفت مریت برداشته

550
00:31:11,800 --> 00:31:14,720
‫- که چی؟
‫- شاید جیمی می‌خواسته پسش بگیره

551
00:31:14,800 --> 00:31:16,080
‫بذار شفاف‌سازی کنم

552
00:31:16,160 --> 00:31:17,680
‫دخترش رو می‌پاییده،

553
00:31:17,760 --> 00:31:21,680
‫بعد اون رو ربوده یا کشته
‫تا گردنبند رو پس بگیره، درسته؟

554
00:31:23,040 --> 00:31:24,280
‫باشه. این مسخره است

555
00:31:24,360 --> 00:31:26,360
‫- آره
‫- لعنتی

556
00:31:26,440 --> 00:31:29,160
‫- اکرم، اون‌ها چیه؟
‫- از دفتر سلطنتی رسیده

557
00:31:29,240 --> 00:31:31,600
‫- بررسی‌شون کردی؟
‫- اکثرشون رو

558
00:31:31,680 --> 00:31:33,120
‫چیز خوبی توش هست؟

559
00:31:33,200 --> 00:31:37,280
‫انگار زنه هیچ زندگی‌ای نداشته.
‫هیچی توی دفترهای خاطراتش نیست

560
00:31:38,600 --> 00:31:39,480
‫سوابق تلفنی

561
00:31:39,560 --> 00:31:42,040
‫همه‌شون بین خونه و دفتر بوده

562
00:31:42,560 --> 00:31:44,920
‫انگار هر شب مستقیم می‌رفته خونه

563
00:31:45,000 --> 00:31:49,200
‫با رده‌بالایی‌ها شام نمی‌خورده.
‫با همکارهاش نمی‌رفته میخونه مشروب بزنه

564
00:31:54,320 --> 00:31:55,960
‫«به همین زودی دلتنگتم»

565
00:31:56,040 --> 00:31:58,840
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق؟»

566
00:31:58,920 --> 00:32:01,160
‫«فکر کنم اون تخت خوش‌شانسی میاره»

567
00:32:02,320 --> 00:32:03,440
‫امضا «اِس»

568
00:32:04,160 --> 00:32:06,080
‫پس همیشه مستقیم نمی‌رفته خونه

569
00:32:07,120 --> 00:32:08,800
‫اِس کدوم خریه؟

570
00:32:08,880 --> 00:32:11,160
‫اسم گل‌فروش هست، ولی تاریخ نداره

571
00:32:11,240 --> 00:32:13,960
‫یعنی ممکنه هر زمانی قبل از ناپید شدنش
‫این رو گرفته باشه

572
00:32:14,040 --> 00:32:16,160
‫شک دارم هنوز سوابقش رو داشته باشن

573
00:32:16,240 --> 00:32:19,000
‫- شاید یکی اسمه رو یادش باشه؟
‫- از کِی؟

574
00:32:19,080 --> 00:32:21,240
‫بازم میگم، کی می‌دونه کِی این رو گرفته؟

575
00:32:21,320 --> 00:32:23,160
‫به یه دلیلی کارت رو نگه داشته دیگه

576
00:32:25,480 --> 00:32:26,800
‫«همون اتاق»

577
00:32:27,320 --> 00:32:29,640
‫- هتله
‫- ولی کدومش؟

578
00:32:29,720 --> 00:32:32,640
‫این سری از دفترش اومده، آره؟
‫کی جمع‌شون کرده؟

579
00:32:33,600 --> 00:32:35,560
‫دستیارش...

580
00:32:36,680 --> 00:32:38,280
‫سابرین پررا

581
00:32:40,280 --> 00:32:41,320
‫سابرین

582
00:32:42,760 --> 00:32:44,880
‫اینجا مستراحی چیزی بوده؟

583
00:32:44,960 --> 00:32:46,240
‫حموم بوده

584
00:32:46,320 --> 00:32:47,880
‫البته

585
00:32:47,960 --> 00:32:50,440
‫میگن مریت خشن بوده

586
00:32:50,520 --> 00:32:51,760
‫اینجوری هم می‌شه گفت

587
00:32:51,840 --> 00:32:53,200
‫شما چطوری میگی؟

588
00:32:53,280 --> 00:32:56,200
‫مردم رو تحریک می‌کرد.
‫مستقیم باهاشون درگیر می‌شد. محک‌شون می‌زد

589
00:32:56,280 --> 00:32:58,480
‫مریت به نظر مردم اهمیت نمی‌داد

590
00:32:58,560 --> 00:33:00,480
‫تا وقتی فکر می‌کردن کارش رو خوب انجام میده

591
00:33:00,560 --> 00:33:03,560
‫- اینجوری فکر می‌کردن؟
‫- باید می‌کردن، چون کارش خوب بود

592
00:33:03,640 --> 00:33:05,920
‫استیون برنز گفت با بقیه جور نمی‌شده

593
00:33:06,000 --> 00:33:07,440
‫هر دوتامون اینجوری بودیم

594
00:33:07,520 --> 00:33:10,360
‫فکر کنم واسه همین من رو با خودش برد.
‫که یه متحد داشته باشه

595
00:33:10,440 --> 00:33:12,440
‫جلوی پسرهای تیم راگبی
‫از مدارس گرون؟

596
00:33:12,520 --> 00:33:16,480
‫قبلاً درباره‌شون شوخی می‌کردیم.
‫دندون‌هاشون سالمه و اخلاق‌شون بد

597
00:33:16,560 --> 00:33:19,000
‫- ما بودیم جلوی اون‌ها
‫- حسش رو می‌شناسم

598
00:33:19,080 --> 00:33:20,760
‫سعی می‌کنن بترسوننت

599
00:33:20,840 --> 00:33:23,880
‫کاری کنن فقط یه چرخ‌دنده کوچیک
‫در ماشین گنده‌ی پسرونه‌شون هستی

600
00:33:26,880 --> 00:33:27,880
‫چیه؟

601
00:33:28,560 --> 00:33:29,680
‫تموم شد؟

602
00:33:30,280 --> 00:33:31,320
‫- ببخشید
‫- خب...

603
00:33:32,280 --> 00:33:35,080
‫مریت قوی بود؟ یه بازمانده بود؟

604
00:33:35,160 --> 00:33:37,440
‫بازمانده؟ شوخی می‌کنی؟

605
00:33:38,200 --> 00:33:40,440
‫با این چیزها رشد می‌کرد

606
00:33:40,520 --> 00:33:44,200
‫پس مثلاً... می‌تونست...

607
00:33:44,280 --> 00:33:45,600
‫تو شرایط سخت زنده بمونه؟

608
00:33:47,600 --> 00:33:49,160
‫فکر می‌کنید ممکنه زنده باشه؟

609
00:33:49,240 --> 00:33:50,320
‫ممکنه

610
00:33:52,000 --> 00:33:53,560
‫نه، چهار سال گذشته

611
00:33:53,640 --> 00:33:57,160
‫فکر نکنم همینجوری بره و برادرش
‫یا من رو اینجوری ول کنه

612
00:33:57,240 --> 00:33:59,360
‫اگه زنده بود، فقط... می‌دونستم

613
00:33:59,440 --> 00:34:01,000
‫چون اونقدر صمیمی بودین؟

614
00:34:01,080 --> 00:34:03,480
‫- فقط همیشه یه ارتباطی داشتیم
‫- جدی؟

615
00:34:05,800 --> 00:34:08,440
‫- عمراً اونجوری می‌شد
‫- چرا؟

616
00:34:10,160 --> 00:34:12,480
‫چون تو یه تیم نبودیم

617
00:34:13,000 --> 00:34:15,640
‫حالا که حرفش شد، این رو یادته؟

618
00:34:19,840 --> 00:34:20,680
‫نه

619
00:34:20,760 --> 00:34:23,480
‫گذاشتیش کنار بقیه وسایل اداریش

620
00:34:24,000 --> 00:34:25,360
‫اگه شما میگی که آره

621
00:34:25,440 --> 00:34:27,200
‫می‌دونی اِس ممکنه کی باشه؟

622
00:34:27,280 --> 00:34:28,640
‫فکر می‌کنید منم؟

623
00:34:28,720 --> 00:34:31,240
‫فکر کنم کسیه که اسمش با اِس شروع می‌شه

624
00:34:32,600 --> 00:34:34,800
‫کلمه «یکی» هم با اِس شروع می‌شه

625
00:34:36,040 --> 00:34:37,320
‫ممکنه هر خری باشه

626
00:34:37,400 --> 00:34:41,520
‫- زنگ بزنید گل‌فروش. از اون بپرسید
‫- زدیم. جمع کردن

627
00:34:41,600 --> 00:34:44,280
‫ممکنه یکی از محل کار باشه؟

628
00:34:44,880 --> 00:34:47,480
‫خدای من، امیدوارم نباشه

629
00:34:49,640 --> 00:34:51,000
‫فقط همین رو دارین؟

630
00:34:56,000 --> 00:34:59,880
‫پس دقیقاً همینجوریه.
‫یه حرکت تبلیغاتی و وقت هدر دادن

631
00:34:59,960 --> 00:35:02,920
‫- می‌خوایم پیداش کنیم
‫- آدم قبلی هم می‌خواست. ببین تا کجا پیش رفت

632
00:35:03,000 --> 00:35:04,360
‫آدم قبلی رید

633
00:35:04,440 --> 00:35:05,440
‫هوم

634
00:35:06,320 --> 00:35:09,760
‫حداقل تو مستراح آخر اداره کار نمی‌کرد

635
00:35:09,840 --> 00:35:13,280
‫با دوتا کارمند موقتی که انگار از یه شرکت استخدام دستیار اومدن

636
00:35:13,360 --> 00:35:15,800
‫تعجبی نداره اینقدر دوست داشتن

637
00:35:15,880 --> 00:35:18,160
‫بگید چرا می‌خواید بهتر عمل کنید

638
00:35:18,240 --> 00:35:19,240
‫چون من دارم انجامش میدم

639
00:35:20,600 --> 00:35:21,600
‫پشمام

640
00:35:23,440 --> 00:35:25,120
‫راستش مثل اون حرف می‌زنی

641
00:35:25,200 --> 00:35:27,560
‫اگه مریت با کسی می‌بود، می‌دونستم

642
00:35:27,640 --> 00:35:30,680
‫اون همه نَرِ آلفا بوده.
‫هیچکدوم شانس‌شون رو امتحان نکردن؟

643
00:35:30,760 --> 00:35:33,040
‫معلومه که امتحان کردن.
‫همه می‌خواستنش

644
00:35:33,760 --> 00:35:37,520
‫احتمالاً شرط بسته بودن.
‫ولی اون تمایل نداشت

645
00:35:38,040 --> 00:35:40,720
‫وقتی ازشون حرف می‌زد،
‫انگار در حدش نبودن

646
00:35:40,800 --> 00:35:42,360
‫با هیچکدوم رفتار دوستانه نداشت؟

647
00:35:42,440 --> 00:35:43,680
‫نمی‌دونم

648
00:35:44,200 --> 00:35:45,400
‫شاید لیام

649
00:35:46,000 --> 00:35:50,040
‫باهم روی پرونده فینچ کار می‌کردن،
‫بیشتر هم صمیمانه بود تا دوستانه

650
00:35:50,120 --> 00:35:51,920
‫- لیام تیلور؟
‫- آره

651
00:35:52,440 --> 00:35:55,400
‫دادستان خوبی بود.
‫و زندگی زناشویی شادی هم داشت

652
00:35:56,040 --> 00:35:58,760
‫پس همیشه مثل بقیه دنبال اون نبود

653
00:35:58,840 --> 00:36:01,480
‫- چرا میگی شاد بوده؟
‫- مریت اینجوری می‌گفت

654
00:36:01,560 --> 00:36:04,960
‫- علاقه‌ای بهش نشون داده بود؟
‫- یه بار درباره‌اش پرسیدم

655
00:36:05,480 --> 00:36:08,640
‫گفت لیام رو بیشتر یه چالش می‌بینه

656
00:36:08,720 --> 00:36:11,560
‫می‌دونست زندگی زناشویی شادی داره.
‫هیچوقت اون کار رو نمی‌کرد

657
00:36:11,640 --> 00:36:15,520
‫پس اگه مریت با کسی بوده،
‫یکی بیرون دفتر بوده

658
00:36:27,600 --> 00:36:31,040
‫- چی کار می‌کنی؟ توریست نیستی که
‫- خوش‌شانسی میاره

659
00:36:31,120 --> 00:36:34,240
‫واسه سگه نه. دو بار دماغش رو عوض کردن. یالا

660
00:36:39,440 --> 00:36:41,240
‫خانم‌ها و آقایون،

661
00:36:41,320 --> 00:36:43,640
‫کوتاه میگم، چون زیاد پُرحرف نیستم

662
00:36:43,720 --> 00:36:45,400
‫آره، باشه

663
00:36:45,480 --> 00:36:46,840
‫باشه، باشه

664
00:36:46,920 --> 00:36:48,320
‫آم...

665
00:36:48,960 --> 00:36:50,400
‫باید افتخار کنید

666
00:36:50,480 --> 00:36:54,640
‫می‌دونم چقدر زحمت کشیدین
‫و چقدر کم براش اعتبار گرفتین

667
00:36:54,720 --> 00:36:58,880
‫ولی مایلم تشکر کنم و بگم کارتون خوب بود،

668
00:36:58,960 --> 00:37:01,600
‫و بُرد خیلی حس خوبی داره

669
00:37:06,280 --> 00:37:08,000
‫تولد کوچولوئه

670
00:37:08,080 --> 00:37:09,160
‫فردا صبح می‌بینمت

671
00:37:13,000 --> 00:37:15,080
‫کارل مورک لاشی

672
00:37:15,160 --> 00:37:17,880
‫لیام تیلور، سر و مر و گنده

673
00:37:17,960 --> 00:37:19,720
‫لیام تیلور، اکرم هستم

674
00:37:21,000 --> 00:37:23,200
‫- شنیدم مُردی
‫- فقط از درون

675
00:37:23,280 --> 00:37:24,600
‫ذکر خیرت بود

676
00:37:24,680 --> 00:37:28,160
‫می‌شه یه لحظه بمونی؟
‫بعد از اینکه با رئیست صحبت کردم

677
00:37:28,240 --> 00:37:30,840
‫تولد کلی‌ـه.
‫شام خانوادگی داریم

678
00:37:30,920 --> 00:37:33,600
‫باشه. هنوز اون روتین خرس قطبی عجیب رو میری؟

679
00:37:33,680 --> 00:37:35,360
‫هر صبح. جوون نگهم می‌داره

680
00:37:35,440 --> 00:37:37,400
‫تا وقتی قلب کوفتیت منفجر بشه

681
00:37:38,480 --> 00:37:40,960
‫- خوشحالم هنوز زنده‌ای
‫- پیدات می‌کنم

682
00:37:44,720 --> 00:37:45,680
‫جشن گرفتین؟

683
00:37:45,760 --> 00:37:48,040
‫سه محکومیت در یک پرونده پولشویی بزرگ

684
00:37:48,120 --> 00:37:49,720
‫توی باشگاه گلف مردم رو آزرده‌خاطر می‌کنی

685
00:37:49,800 --> 00:37:53,280
‫کی واسه گلف وقت داره؟

686
00:37:53,360 --> 00:37:56,080
‫- فکر نکنم آشنا شده باشیم
‫- من اکرم هستم

687
00:37:56,160 --> 00:37:57,600
‫چترم رو نگه می‌داره

688
00:37:57,680 --> 00:37:59,400
‫کاری از دستم بر میاد،

689
00:37:59,480 --> 00:38:02,440
‫به جز گوش کردن به صحبت‌های منسوخت درباره آب و هوا؟

690
00:38:02,520 --> 00:38:04,240
‫«به همین زودی دلتنگتم»

691
00:38:05,400 --> 00:38:06,320
‫ببخشید؟

692
00:38:06,400 --> 00:38:10,720
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق، همون تخت»

693
00:38:10,800 --> 00:38:12,160
‫ور ور ور

694
00:38:12,240 --> 00:38:13,400
‫ببخشید، نمی‌فهمم چی گفتی

695
00:38:13,480 --> 00:38:16,720
‫یادداشتی بود که به گل‌های ارسال‌شده به مریت وصل بود

696
00:38:16,800 --> 00:38:17,840
‫کی فرستاده؟

697
00:38:17,920 --> 00:38:21,280
‫یه تحسین‌کننده با اول اسم «اِس»

698
00:38:22,320 --> 00:38:23,960
‫که اینطور

699
00:38:24,040 --> 00:38:26,200
‫می‌دونی ممکنه کی باشه، استیون؟

700
00:38:26,280 --> 00:38:27,240
‫نه

701
00:38:27,760 --> 00:38:30,920
‫محض شفاف‌سازی، من و مریت
‫هیچوقت از زندگی خصوصیش صحبت نکردیم

702
00:38:31,000 --> 00:38:32,880
‫تو سرپرستش بودی، مربیش بودی

703
00:38:32,960 --> 00:38:36,000
‫دلیل محکم‌تر. نمی‌دونستم
‫بیرون از دفتر چی کار می‌کنه

704
00:38:36,080 --> 00:38:39,560
‫داخل دفتر چی؟
‫مردم همیشه روابط کاری دارن

705
00:38:39,640 --> 00:38:42,440
‫و بازم انتظار دارم حرفه‌ای رفتار کنن

706
00:38:42,520 --> 00:38:46,280
‫اگه مردم کاری رو می‌کردن که ازشون
‫انتظار داریم، من و تو بی‌کار بودیم

707
00:38:46,360 --> 00:38:47,640
‫اوه

708
00:38:47,720 --> 00:38:50,440
‫اونجوری خیلی بد می‌شد، نه؟

709
00:38:51,640 --> 00:38:55,000
‫حرف دیگه‌ای هست؟
‫یا می‌خوای یه سؤال دیگه بندازی وسط؟

710
00:38:58,680 --> 00:38:59,680
‫امروز نه

711
00:39:01,560 --> 00:39:03,240
‫از آشناییت خیلی خوشحال شدم،

712
00:39:04,000 --> 00:39:05,400
‫جناب دادستان

713
00:39:05,480 --> 00:39:06,800
‫گمشو بابا

714
00:39:14,640 --> 00:39:17,320
‫- یه فنجون چای میاری؟
‫- باید خواب باشی

715
00:39:17,400 --> 00:39:20,680
‫- این بار صبر کن آب جوش بیاد
‫- هر چی

716
00:39:23,760 --> 00:39:26,720
‫- یه بیسکوئیت هم کنارش میاری؟
‫- بخواب!

717
00:39:49,480 --> 00:39:50,680
‫آفرین، مریت

718
00:40:10,720 --> 00:40:12,280
‫آب قشنگه

719
00:40:14,520 --> 00:40:16,480
‫فقط با دیدنت کیرم جمع شد

720
00:40:16,560 --> 00:40:19,800
‫باید امتحانش کنی.
‫روش بیدار شدن خیلی خوبیه

721
00:40:19,880 --> 00:40:21,960
‫با این فرض که آدم بخواد بیدار بشه، آره

722
00:40:22,520 --> 00:40:25,280
‫توی اون کنفرانس‌های پرونده اول صبحی یادمه چطوری بودی

723
00:40:25,800 --> 00:40:27,320
‫خیلی خوش‌برخورد

724
00:40:27,400 --> 00:40:29,760
‫حالا که صحبت از سرما و پرونده شد...

725
00:40:30,520 --> 00:40:31,800
‫آره، باشه

726
00:40:31,880 --> 00:40:34,760
‫تو و مریت لینگارد
‫باهم روی پرونده گراهام فینچ کار کردین

727
00:40:35,600 --> 00:40:36,440
‫درسته

728
00:40:36,520 --> 00:40:37,960
‫به نظرت چطور آدمی بود؟

729
00:40:38,040 --> 00:40:40,040
‫جاه‌طلب. رو مُخ

730
00:40:41,840 --> 00:40:44,560
‫خیلی متمرکز بود.
‫خیلی اهل کار تیمی نبود

731
00:40:45,080 --> 00:40:48,400
‫- همکارهاش رو خیلی محترم نمی‌شمرد؟
‫- نه

732
00:40:49,040 --> 00:40:50,800
‫ولی هیچوقت باهاش مشکلی نداشتم

733
00:40:51,360 --> 00:40:55,080
‫دستیار سابقش گفت مریت تو رو یه چالش می‌دونسته

734
00:40:56,400 --> 00:40:58,360
‫- چالش؟
‫- آره دیگه، می‌دونی...

735
00:40:59,880 --> 00:41:02,560
‫یه امتحان... یه جایزه واسه برنده شدن

736
00:41:03,960 --> 00:41:05,480
‫گمونم باعث افتخارمه

737
00:41:05,560 --> 00:41:07,600
‫همه میگن مریت عاشق چالش بوده

738
00:41:07,680 --> 00:41:09,880
‫تو تمام امتحان‌ها قبول می‌شده،
‫تمام جایزه‌ها رو می‌بُرده

739
00:41:09,960 --> 00:41:12,520
‫برام سؤاله، اگه تو رو یه چالش می‌دونسته،

740
00:41:13,240 --> 00:41:14,720
‫اقدامی براش کرده؟

741
00:41:14,800 --> 00:41:18,400
‫و چون معمولاً به خواسته‌اش می‌رفته،
‫اگه اقدامی براش می‌کرده...

742
00:41:21,960 --> 00:41:24,040
‫- سؤالم اینه که...
‫- مریت رو گاییدم؟

743
00:41:24,120 --> 00:41:26,800
‫- یا برعکس، آره
‫- محض رضای سگ، کارل

744
00:41:26,880 --> 00:41:28,200
‫نظرم رو عوض کن، لیام

745
00:41:28,800 --> 00:41:31,560
‫بگو چی شده.
‫بگو کار به اونجا نرسید

746
00:41:31,640 --> 00:41:34,320
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- میگی که اتفاق نیفتاده

747
00:41:37,320 --> 00:41:38,360
‫نیفتاده

748
00:41:40,680 --> 00:41:42,400
‫- دهنت رو گاییدم، لیام
‫- کارل...

749
00:41:45,280 --> 00:41:46,480
‫مارتا خبر داره؟

750
00:41:47,080 --> 00:41:48,080
‫معلومه که نه

751
00:41:49,080 --> 00:41:50,080
‫معلومه که نه

752
00:42:01,920 --> 00:42:03,360
‫چطوری شروع شد؟

753
00:42:03,440 --> 00:42:06,400
‫همونطور که گفتی، مریت بهم نظر داشت

754
00:42:06,480 --> 00:42:08,480
‫بعد از کار رفتیم واسه مشروب

755
00:42:09,000 --> 00:42:10,320
‫دوتامون یکم مست کردیم

756
00:42:10,880 --> 00:42:13,200
‫اون ازم لب گرفت و اوضاع دست به دست هم داد

757
00:42:13,280 --> 00:42:16,520
‫- یه ماه ادامه داشت
‫- یه ماه طول کشید تا سر عقل بیای

758
00:42:16,600 --> 00:42:18,120
‫از طرف مریت بود. اون تمومش کرد

759
00:42:19,360 --> 00:42:20,360
‫چرا؟

760
00:42:21,960 --> 00:42:25,840
‫کرد دیگه. بدون هشدار، بدون توضیح، بدون دعوای بزرگ

761
00:42:25,920 --> 00:42:28,200
‫فقط گفت «ممنون. اینورها می‌بینمت»

762
00:42:29,640 --> 00:42:31,360
‫بعدش دیگه فاصله‌ام رو ازش حفظ کردم

763
00:42:32,440 --> 00:42:34,720
‫تو متأهلی.
‫اون هیچوقت کسی رو نمی‌برد خونه‌اش

764
00:42:34,800 --> 00:42:37,040
‫- کجا همدیگه رو می‌دیدین؟
‫- هتل

765
00:42:37,120 --> 00:42:39,720
‫- کدومش؟
‫- پرنس گاردن

766
00:42:39,800 --> 00:42:41,240
‫براش گل فرستادی؟

767
00:42:41,320 --> 00:42:42,440
‫متنفر بود از این کار

768
00:42:42,520 --> 00:42:44,080
‫تاریخی یادت میاد؟

769
00:42:44,640 --> 00:42:48,240
‫- نه، ولی... همیشه اون پول می‌داد
‫- هوات رو هم داشته

770
00:42:48,320 --> 00:42:51,480
‫- به احتمال زیاد سوابقش باشه
‫- خیلی وقت پیش بوده

771
00:42:52,000 --> 00:42:54,080
‫بیش از یک سال قبل از ناپدید شدنش بود

772
00:42:55,160 --> 00:42:57,480
‫هیچکدومش ربطی به تحقیقات تو نداره

773
00:42:57,560 --> 00:43:00,320
‫فقط اگه خودت به مارتا بگی قراره بفهمه

774
00:43:00,400 --> 00:43:01,600
‫لازم نیست توی یه پرونده ثبت بشه؟

775
00:43:01,680 --> 00:43:05,440
‫پس باهم رابطه داشتین.
‫اون ولت می‌کنه. حس کردی بازی خوردی

776
00:43:05,520 --> 00:43:09,040
‫- بعد یه سال صبر کردم تا بکشمش؟
‫- نمی‌دونم کسی کشتتش یا نه

777
00:43:09,920 --> 00:43:13,160
‫باید بهش فکر کنی دیگه.
‫تحقیقات یعنی جرمی در کاره

778
00:43:13,240 --> 00:43:15,200
‫جرم واقعی...

779
00:43:15,880 --> 00:43:17,600
‫اون مایوی وامونده توئه

780
00:43:20,360 --> 00:43:22,920
‫نگران نباش. توی پرونده ثبتت نمی‌کنم

781
00:43:24,520 --> 00:43:26,160
‫از یه اسم دیگه استفاده می‌کرد

782
00:43:28,440 --> 00:43:30,320
‫به اسم لیلا گراهام رزرو می‌کرد

783
00:43:33,600 --> 00:43:36,560
‫- مطمئنی؟
‫- یه کارت اعتباری به اون اسم داشت

784
00:43:37,520 --> 00:43:41,320
‫یادمه چون درباره اینکه دادستان‌ها هم
‫دارن کلاهبرداری می‌کنن باهاش شوخی کردم

785
00:43:41,400 --> 00:43:43,200
‫مطمئنم غش‌غش خندیده

786
00:43:44,200 --> 00:43:48,320
‫فقط گفت «حالا جات امنه.
‫یه مدرکی علیه من داری»

787
00:44:15,440 --> 00:44:19,440
‫سربازرس مورک، ایشون مارکوس هستن، معاون مدیر هتل

788
00:44:19,520 --> 00:44:21,000
‫حال شما چطوره، مارکوس؟

789
00:44:21,080 --> 00:44:22,200
‫کارآگاه...

790
00:44:22,280 --> 00:44:25,520
‫...همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫نمی‌تونم بهتون کمک کنم

791
00:44:25,600 --> 00:44:28,560
‫- شرمنده تا اینجا اومدین، ولی متأسفانه...
‫- خفه شو، مارکوس

792
00:44:28,640 --> 00:44:30,880
‫سوابق مهمون‌هاتون رو تا کِی نگه می‌دارین؟

793
00:44:30,960 --> 00:44:33,400
‫- پنج سال، ولی خب...
‫- خفه شو، مارکوس

794
00:44:33,480 --> 00:44:35,760
‫داریم درباره ناپدید شدن یه زن تحقیق می‌کنیم

795
00:44:35,840 --> 00:44:38,240
‫که ممکنه قبل از گم شدنش
‫تو این هتل اقامت داشته

796
00:44:38,320 --> 00:44:42,080
‫مطمئنیم حدود یه سال قبلش اینجا بوده

797
00:44:42,160 --> 00:44:43,840
‫پس می‌شه چهار سال،

798
00:44:43,920 --> 00:44:46,840
‫دوتا المپیک، یه جام جهانی
‫و چهارتا نخست‌وزیر قبل

799
00:44:46,920 --> 00:44:49,240
‫- زحمتش رو بکش
‫- مجوز نیاز دارین

800
00:44:49,320 --> 00:44:52,200
‫فقط واسه تأییده.
‫پنجاه کیلو کوکائین نیست که

801
00:44:52,280 --> 00:44:56,440
‫به هر حال، اجازه ندارم
‫اطلاعات شخصی رو منتشر کنم

802
00:44:56,520 --> 00:44:58,880
‫اون اطلاعات الان تحت محافظت قانونه

803
00:44:58,960 --> 00:45:01,080
‫قانون محافظت از اطلاعات، ۲۰۱۸

804
00:45:01,920 --> 00:45:03,920
‫ممنون اکرم. مفید بودی

805
00:45:04,000 --> 00:45:06,120
‫همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم

806
00:45:06,200 --> 00:45:08,640
‫اگه به بالاسری‌هات بگم واسه مهمون‌هات

807
00:45:08,720 --> 00:45:11,640
‫فاحشه‌کِشی می‌کنی، ممکنه شغلت رو از دست بدی

808
00:45:11,720 --> 00:45:12,720
‫چنین کاری نمی‌کنم

809
00:45:12,800 --> 00:45:16,280
‫و یه خدمتکار کوفتی داری که از سبد نظافتیش آکسی معامله می‌کنه

810
00:45:16,360 --> 00:45:19,240
‫- اصلاً حقیقت نداره
‫- می‌دونم. وضع بدیه، نه؟

811
00:45:20,400 --> 00:45:22,600
‫- این آزار و اذیته
‫- زنگ بزن پلیس

812
00:45:27,000 --> 00:45:30,640
‫شش مرتبه توی دو ماه یه اتاق رو رزرو کرده
‫قبل از ناپدید شدنش

813
00:45:30,720 --> 00:45:34,640
‫این همه مدت می‌تونستن سوابق مالی لیلا گراهام رو ردیابی کنن

814
00:45:34,720 --> 00:45:36,160
‫الان داریم انجامش میدیم

815
00:45:36,240 --> 00:45:38,880
‫آخه چه آدمی از اسم مادر مُرده‌اش استفاده می‌کنه؟

816
00:45:41,560 --> 00:45:44,160
‫مهمون دارای اجازه دیگه چیه؟

817
00:45:44,680 --> 00:45:48,360
‫کسی که اجازه داره روم سرویس، صورت‌حساب بار
‫و چیزهای دیگه رو امضا کنه

818
00:45:48,880 --> 00:45:51,840
‫- واسه چی این کار رو بکنه؟
‫- چون اصلاً اینجا نبوده

819
00:45:53,160 --> 00:45:56,080
‫- توی کامپیوتره
‫- لیلا گراهام توی کامپیوتره

820
00:45:56,160 --> 00:45:59,680
‫امضای لیام تیلور روی مدرکیه
‫که مریت رو توی اتاق قرار میده

821
00:45:59,760 --> 00:46:02,440
‫جنده توهمی لامصب

822
00:46:02,520 --> 00:46:07,320
‫دارم آخرین دفعه اینجا بودنش رو می‌بینم
‫و اون اسم لیام تیلور نیست

823
00:46:12,520 --> 00:46:14,440
‫سم هیگ دیگه چه خریه؟

824
00:46:16,600 --> 00:46:19,000
‫خب، امروز روزشه، مریت

825
00:46:19,080 --> 00:46:23,600
‫وقت کافی واسه فکر داشتی.
‫الان وقتشه که جواب سؤال رو بدی

826
00:46:23,680 --> 00:46:26,160
‫چرا اینجایی؟

827
00:46:27,000 --> 00:46:29,480
‫به قول اون ضرب‌المثل،
‫حقیقت آدم رو رها می‌کنه،

828
00:46:29,560 --> 00:46:32,120
‫ولی اگه جواب درست رو ندی،

829
00:46:32,920 --> 00:46:36,680
‫یه ماه دیگه بهت وقت میدیم
‫که بهش فکر کنی و دوباره تلاش کنی

830
00:46:51,000 --> 00:46:55,000
‫[کلیر مارش - لطفاً بیا خونه.]
‫[ویلیام نیازت داره]

831
00:47:01,960 --> 00:47:02,960
‫خوبی؟

832
00:47:09,600 --> 00:47:11,160
‫حدس اول

833
00:47:12,120 --> 00:47:13,440
‫حدس خوبی بزن

834
00:47:30,040 --> 00:47:31,200
‫سم هیگ؟

835
00:47:32,160 --> 00:47:34,360
‫با سم چی کار کردی؟

836
00:47:35,640 --> 00:47:38,160
‫دوست دارم یه روز ببرمت بنی بگ

837
00:47:38,240 --> 00:47:40,800
‫روش خیلی خوبیه که کوهنوردی رو شروع کنی

838
00:47:40,880 --> 00:47:43,520
‫کی گفته می‌خوام کوهنوردی یاد بگیرم؟

839
00:47:46,600 --> 00:47:49,240
‫- لباس پوشیدی
‫- آره، باید برم

840
00:47:51,360 --> 00:47:53,600
‫- اوضاع خوبه؟
‫- آره. یه کاری پیش اومده

841
00:47:53,680 --> 00:47:57,560
‫خب، فقط اگه بهم بگی دوباره کِی می‌تونم ببینمت، می‌بخشمت

842
00:47:57,640 --> 00:47:59,520
‫- یه مدتی نیستم
‫- کجا میری؟

843
00:48:00,120 --> 00:48:01,080
‫مور، یه مدتی

844
00:48:01,160 --> 00:48:05,320
‫- مور. مور چه خبره؟
‫- جزیره است

845
00:48:05,920 --> 00:48:08,600
‫آره، خبر دارم.
‫ولی تو توی مور چی کار داری؟

846
00:48:08,680 --> 00:48:09,920
‫پدرم

847
00:48:10,000 --> 00:48:11,000
‫هوم

848
00:48:12,240 --> 00:48:14,360
‫- چند وقت نیستی؟
‫- کی می‌دونه؟

849
00:48:14,440 --> 00:48:17,480
‫وای. کی می‌دونه یعنی همیشه

850
00:48:17,560 --> 00:48:20,560
‫دست بردار. نمیرم خونه با بابام زندگی کنم

851
00:48:20,640 --> 00:48:22,800
‫باید ببینمش. بعد...

852
00:48:22,880 --> 00:48:24,000
‫بعدش چی؟

853
00:48:24,880 --> 00:48:27,000
‫- وقتی برگشتم بهت زنگ می‌زنم
‫- یعنی کِی؟

854
00:48:27,080 --> 00:48:28,840
‫نمی‌دونم. وقتی برگشتم

855
00:48:29,440 --> 00:48:32,760
‫- خیلی اطلاعات میدی
‫- نمی‌شه بدون تبادل اطلاعات سکس کنیم؟

856
00:48:32,840 --> 00:48:35,000
‫قضیه الان اینه؟

857
00:48:35,640 --> 00:48:36,800
‫فقط سکس؟

858
00:48:38,560 --> 00:48:40,280
‫فکر کردی چیه؟

859
00:48:43,880 --> 00:48:45,240
‫باید برم

860
00:48:45,320 --> 00:48:48,360
‫ولی تو می‌تونی بمونی.
‫روم سرویس سفارش بدی. خوش بگذرونی

861
00:48:50,880 --> 00:48:52,240
‫هی مریت

862
00:48:54,480 --> 00:48:55,480
‫کون لقت

863
00:49:08,200 --> 00:49:12,000
‫با سم چی کار کردی؟

864
00:49:15,640 --> 00:49:16,960
‫ازش استفاده کردم

865
00:49:18,360 --> 00:49:19,760
‫همین؟

866
00:49:23,440 --> 00:49:24,920
‫بی‌عاطفه بودم

867
00:49:29,640 --> 00:49:31,040
‫قضیه در مورد سم‌ـه؟

868
00:49:37,400 --> 00:49:38,480
‫نه

869
00:49:40,720 --> 00:49:44,320
‫ولی سم هیگ به خاطر تو مُرده

870
00:49:47,440 --> 00:49:48,760
‫سم مُرده؟

871
00:49:49,280 --> 00:49:51,960
‫هر بار جواب اشتباه بدی،

872
00:49:52,040 --> 00:49:56,360
‫شرایط رو یکم سخت‌تر می‌کنی

873
00:49:57,680 --> 00:50:02,160
‫پس از حالا به بعد، بهتره قبل از حرف زدن

874
00:50:02,240 --> 00:50:03,760
‫حسابی فکر کنی

875
00:50:18,560 --> 00:50:21,640
‫اتاق پرفشار با بالا رفتن فشار،

876
00:50:21,720 --> 00:50:23,440
‫شروع می‌کنه به گرم شدن

877
00:50:23,520 --> 00:50:27,760
‫در فشار پنج اتمسفر، یا عمق ۵۰ متری،

878
00:50:27,840 --> 00:50:33,000
‫دمای داخل محفظه حدود ۳۲ درجه سلسیوس خواهد بود،

879
00:50:33,080 --> 00:50:35,720
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت

880
00:50:35,800 --> 00:50:39,480
‫قاعده‌ی کلی اینه که هرچی عمیق‌تر بری، هوا گرم‌تر می‌شه

881
00:50:39,560 --> 00:50:43,920
‫اکسیژن متراکم‌تر می‌شه، و نفس کشیدن سخت‌تر

882
00:50:44,000 --> 00:50:47,800
‫ممکنه فرد دچار هایپراکسی بشه،

883
00:50:47,880 --> 00:50:51,520
‫یعنی سطح بالای دی‌اکسید کربن در تنفس

884
00:50:51,600 --> 00:50:56,440
‫علائمش شامل لرزش، تعریق، گیجی،

885
00:50:56,520 --> 00:50:59,240
‫سردرد و تاری دید می‌شن

886
00:51:00,000 --> 00:51:20,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

