﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:20,880 --> 00:00:22,440
‫میشه توصیه کنم یکم خویشتن‌داری کنی؟

3
00:00:22,520 --> 00:00:25,440
‫خویشتن‌داری؟ یعنی میگی
‫از پله‌ها پرتش نکنم پایین؟

4
00:00:25,520 --> 00:00:29,240
‫همین روزاست که ببرم مستت کنم تا
‫از شغلت برام تعریف کنی

5
00:00:29,320 --> 00:00:30,640
‫من الکل نمی‌خورم

6
00:00:34,800 --> 00:00:36,520
‫سم هیگ

7
00:00:36,600 --> 00:00:38,360
‫برای روزنامه‌ی تلگراف اسکاتلند کار می‌کنه.

8
00:00:38,361 --> 00:00:40,121
‫توی دادگاه فینچ هم حضور داشت.

9
00:00:41,040 --> 00:00:43,720
‫- هر روز
‫- نه، نمی‌شناسمش

10
00:00:44,560 --> 00:00:47,880
‫اون و مریت عصرهای پنج‌شنبه رو
‫توی هتل می‌گذروندن

11
00:00:49,040 --> 00:00:51,040
‫ما رو با هم آشنا نکرده

12
00:00:51,120 --> 00:00:52,960
‫علی‌رغم اون صمیمیتی که گفتی؟

13
00:00:53,040 --> 00:00:56,520
‫ما در مورد زندگی خصوصیش
‫حرف نمی‌زدیم، یادت نیست؟

14
00:00:56,600 --> 00:00:59,760
‫فکر می‌کنیم که اونا با هم روی
‫یه پرونده‌ی فساد کار می‌کردن

15
00:01:00,280 --> 00:01:02,040
‫چجور فسادی؟ کجا؟

16
00:01:02,120 --> 00:01:04,880
‫یه چیزی که گراهام فینچ و
‫کرستی اتکینز رو به‌هم مرتبط می‌کرده

17
00:01:04,960 --> 00:01:07,080
‫- کرستی اتکینز؟
‫- شاهد احتمالی

18
00:01:07,160 --> 00:01:09,560
‫بهش اجازه نمی‌دادی
‫توی این پرونده شهادت بده

19
00:01:09,640 --> 00:01:11,500
‫اون‌وقت چرا اجازه نمی‌دادم؟

20
00:01:11,520 --> 00:01:13,080
‫امیدوار بودیم از خودت بشنویم

21
00:01:13,960 --> 00:01:16,800
‫هیچ خاطره‌ای از این کریستی اتکینز

22
00:01:16,880 --> 00:01:19,400
‫یا چیزی که ممکنه درباره‌ی پرونده بگه ندارم

23
00:01:19,960 --> 00:01:21,720
‫پیشنهاد می‌کنم از لیام تیلور بپرسید

24
00:01:21,800 --> 00:01:24,520
‫پرسیدیم. اون گفت از شما بپرسیم

25
00:01:26,120 --> 00:01:30,400
‫می‌دونیم که کرستی به مریت گفته بود
‫شهادت میده که

26
00:01:30,480 --> 00:01:33,680
‫یک سال پیش، توی یه مرکز پناهگاه زنان،
‫همسر فینچ رو دیده

27
00:01:33,760 --> 00:01:37,000
‫زن اونجا بود چون فینچ حسابی کتکش زده بود

28
00:01:37,080 --> 00:01:41,520
‫پس این اطلاعات خیلی
‫به درد فینچ نمی‌خوره

29
00:01:41,600 --> 00:01:43,200
‫پس چرا نیاوردنش دادگاه؟

30
00:01:43,280 --> 00:01:45,440
‫کریستی یه مجرم سابقه‌دار بود و

31
00:01:45,441 --> 00:01:47,601
‫مدت زیادی رو توی زندان ساگتون گذرونده بود.

32
00:01:47,680 --> 00:01:49,280
‫پس لزوماً قابل‌اعتماد نبوده

33
00:01:49,360 --> 00:01:51,480
‫تا جایی که ما فهمیدیم
‫مریت نظر دیگه‌ای داشته

34
00:01:51,560 --> 00:01:53,160
‫بعد از صحبت‌شون،

35
00:01:53,840 --> 00:01:55,080
‫به کرستی حمله شد

36
00:01:55,560 --> 00:01:57,800
‫پس یه نفر فکر کرده که اون به قدر کافی
‫قابل‌اعتماد بوده

37
00:01:57,880 --> 00:02:00,320
‫پس دوباره، سؤال ما اینـه:

38
00:02:01,280 --> 00:02:02,400
‫چرا کرستی فراخونده نشده؟

39
00:02:02,480 --> 00:02:05,760
‫هیچ خاطره‌ای از این فرد ندارم.
‫فقط می‌تونم کلی نظر بدم.

40
00:02:05,840 --> 00:02:07,520
‫و معمولاً وقتی پای
‫همچین شخصی وسط باشه،

41
00:02:07,600 --> 00:02:10,080
‫به چشم هیئت‌منصفه فقط
‫آدمیـه که می‌خواد از زندان بیاد بیرون

42
00:02:10,160 --> 00:02:13,000
‫چند هفته دیگه، تازه از زندان آزاد میشه،
‫یه چشمش رو از دست داده

43
00:02:13,080 --> 00:02:16,840
‫با چندین جای زخم از ضربات چاقو که
‫توی بازداشت حفاظتی خورده

44
00:02:16,920 --> 00:02:20,040
‫- ایشون اصلاً حرف می‌زنه؟
‫- اگه دستِ من باشه، نه

45
00:02:20,120 --> 00:02:22,520
‫این حمله تقریباً همون موقعی اتفاق افتاده که

46
00:02:22,521 --> 00:02:24,921
‫به مریت گفتی نمی‌تونه از
‫کرستی توی دادگاه استفاده کنه

47
00:02:25,000 --> 00:02:26,720
‫مجبورم حرف‌تون رو قبول کنم،

48
00:02:26,800 --> 00:02:29,640
‫چون بازم میگم، هیچ خاطره‌ای
‫از این موضوع ندارم

49
00:02:29,720 --> 00:02:32,240
‫ولی قبول داری که برای عملی شدنش،

50
00:02:32,320 --> 00:02:34,400
‫فینچ به دوستانی نیاز داشته اون داخل

51
00:02:36,760 --> 00:02:41,640
‫مورک، الحق که درست میگن دیوونه‌ای

52
00:02:41,720 --> 00:02:44,920
‫آخه چرا من باید به آدمی
‫مثل گراهام فینچ کمک کنم؟

53
00:02:45,000 --> 00:02:46,360
‫اون یه شوهر معمولی نبود که

54
00:02:46,440 --> 00:02:49,280
‫زنش رو وقتی نیمه‌مست بود،
‫از پله‌های بتنی پرت کرده پایین

55
00:02:49,360 --> 00:02:51,800
‫اون پول داشت. قدرت داشت

56
00:02:51,880 --> 00:02:55,120
‫فینچ مدت‌ها خلافکار بوده که
‫ارتباطات خودش رو داشته

57
00:02:55,200 --> 00:02:57,440
‫هیچ نیازی به کمک من نداشت

58
00:02:57,520 --> 00:03:00,480
‫اگه مریت می‌خواست با کرستی تماس بگیره،
‫پیش تو می‌اومد

59
00:03:00,560 --> 00:03:03,160
‫مدرکی هست که مریت خواسته باشه
‫با کرستی تماس بگیره؟

60
00:03:03,680 --> 00:03:06,520
‫- چرا اینقدر اطمینان داری؟
‫- حرفای کرستی رو باور می‌کنم

61
00:03:06,600 --> 00:03:08,920
‫همون مجرم سریالی مواد مخدر که
‫می‌خواد از زندان خلاص بشه

62
00:03:09,440 --> 00:03:13,040
‫اون روزنامه‌نگاری مریت ظاهراً
‫باهاش کار می‌کرد چی؟

63
00:03:13,120 --> 00:03:14,320
‫مُرده

64
00:03:14,840 --> 00:03:17,320
‫یه روز قبل از ناپدید شدن مریت،
‫یه سقوط ناجور داشت،

65
00:03:17,400 --> 00:03:18,960
‫که اگه حساب کنی،

66
00:03:19,040 --> 00:03:21,520
‫یعنی یه نفر مُرده، یه نفر زنده،
‫یه نفر ناپدید شده

67
00:03:21,600 --> 00:03:24,100
‫همه اینا توی یه هفته
‫بعد از اینکه مریت با یه شاهد

68
00:03:24,101 --> 00:03:26,601
‫اومد سراغت که می‌تونست
‫فینچ رو بندازه زندان

69
00:03:29,360 --> 00:03:30,840
‫خیلی‌خب، مورک

70
00:03:31,840 --> 00:03:32,840
‫گیرم انداختی

71
00:03:33,720 --> 00:03:36,200
‫افسارم دستِ گراهام فینچـه

72
00:03:36,280 --> 00:03:40,280
‫لابد با سکه‌های طلا
‫زحماتم رو جبران می‌کنه

73
00:03:40,960 --> 00:03:41,960
‫نه، جناب

74
00:03:42,960 --> 00:03:46,080
‫ما فکر می‌کنیم اون شما رو
‫غیر مستقیم تهدید کرده

75
00:03:47,600 --> 00:03:49,480
‫دختر جولیا،

76
00:03:49,560 --> 00:03:52,000
‫حین دادگاه از جاده منحرف شده

77
00:03:54,560 --> 00:03:58,440
‫اونم زد به یه مرد دیگه و به شدت زخمیش کرد.
‫همه‌چی خیلی بهم ریخته بود.

78
00:04:00,960 --> 00:04:03,960
‫یه پدر فکر و ذکرش اینـه که

79
00:04:04,040 --> 00:04:07,400
‫عزیزانش ممکنه از چه طریقی صدمه ببینن

80
00:04:08,920 --> 00:04:11,000
‫این واسه هر مردی یه نقطه‌ضعفـه

81
00:04:12,400 --> 00:04:16,440
‫جناب میشه بپرسم که از کجا می‌دونید
‫کرستی اتکینز مجرم مواد مخدره؟

82
00:04:18,320 --> 00:04:19,800
‫خودتون گفتید

83
00:04:19,880 --> 00:04:23,000
‫نه. سربازرس مورک گفت اون
‫سابقه‌دار بوده. فقط همین.

84
00:04:30,280 --> 00:04:33,880
‫انگار تنها کسی که کمکمون می‌کنه
‫این قضایا رو اثبات کنیم

85
00:04:34,800 --> 00:04:36,000
‫مُرده

86
00:04:36,760 --> 00:04:39,560
‫خب، ما مطمئن نیستیم که مریت مُرده باشه

87
00:04:42,720 --> 00:04:44,280
‫خدا خدا کن که مُرده باشه

88
00:04:46,360 --> 00:04:47,800
‫ممنون بابت وقت‌تون

89
00:05:21,000 --> 00:05:26,000
‫« بخش کیو »

90
00:06:24,000 --> 00:06:26,000
‫« دوستان؟ »

91
00:06:27,840 --> 00:06:29,800
‫تو تنها کسی هستی که
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم

92
00:06:30,400 --> 00:06:34,160
‫آلیسون چی؟ میا، جنا؟

93
00:06:34,240 --> 00:06:36,120
‫اونا انگار از دماغ فیل افتادن

94
00:06:36,200 --> 00:06:38,960
‫«از دماغ فیل افتادن»
‫عین مامانم حرف می‌زنی

95
00:06:39,040 --> 00:06:40,320
‫بس کن

96
00:06:41,280 --> 00:06:44,200
‫خب توصیف درست‌شون همینـه دیگه

97
00:06:45,520 --> 00:06:48,960
‫آره، با ویلیام حرف می‌زنن،
‫ولی من زیادی ترسناکم

98
00:06:49,040 --> 00:06:52,200
‫تو... خیلی ترسناکی لامصب
‫[دوست؟ من دوستای زیادی ندارم]

99
00:06:52,280 --> 00:06:54,880
‫آره، خیلی ترسناکم
‫[دوست؟ من دوستای زیادی ندارم]

100
00:06:56,760 --> 00:06:58,400
‫ولی من حال می‌کنم باهات حرف بزنم

101
00:06:59,120 --> 00:07:01,880
‫- می‌تونم تقریباً هر حرفی رو بهت بگم
‫- تقریباً؟

102
00:07:01,960 --> 00:07:03,800
‫چی رو نمی‌تونی بگی؟
‫یه مثال بگو

103
00:07:03,880 --> 00:07:05,840
‫- نمی‌تونم مثال بزنم
‫- چرا؟

104
00:07:05,920 --> 00:07:08,800
‫چون اگه بتونم بهت بگم که میگم خب

105
00:07:08,880 --> 00:07:09,880
‫حق گفتی

106
00:07:14,800 --> 00:07:15,680
‫به چی می‌خندید؟

107
00:07:15,760 --> 00:07:17,320
‫لایل. چه غلطا؟

108
00:07:17,400 --> 00:07:19,560
‫مامان گفت بهت بگم که
‫توی خونه لازمت داره

109
00:07:19,640 --> 00:07:22,480
‫خیلی‌خب، بهم گفتی.
‫حالا گورت رو گم کن.

110
00:07:22,560 --> 00:07:24,800
‫بهم گفت از اینجا بکِشمت بیرون

111
00:07:25,440 --> 00:07:27,400
‫صد سال سیاه

112
00:07:32,400 --> 00:07:33,600
‫بوی زِنا میاد

113
00:07:37,520 --> 00:07:38,800
‫حالا نه تو خیلی تجربه داری

114
00:07:39,800 --> 00:07:41,840
‫گمونم بابات اومده

115
00:07:44,680 --> 00:07:46,840
‫- کیر توش
‫- طوری نیست. بیخیال

116
00:07:53,080 --> 00:07:54,840
‫- سلام هری
‫- بردی؟

117
00:07:54,920 --> 00:07:57,960
‫امروز نه. ولی به کارمون می‌اومدی

118
00:07:58,040 --> 00:07:59,240
‫من بازنشسته شدم

119
00:08:06,400 --> 00:08:09,280
‫- تو لایل جنینگز هستی
‫- آقای لینگارد

120
00:08:09,360 --> 00:08:11,240
‫نیومدی اینجا رو بسوزونی خاکستر کنی که؟

121
00:08:11,320 --> 00:08:12,320
‫پدر

122
00:08:12,360 --> 00:08:16,920
‫نه جناب. فقط اومدم دنبال هری.
‫مامان‌مون دنبالش می‌گرده.

123
00:08:17,000 --> 00:08:19,400
‫- پس به‌هوش اومده؟
‫- ما دیگه می‌ریم

124
00:08:19,480 --> 00:08:20,600
‫آره

125
00:08:24,720 --> 00:08:25,720
‫لایل

126
00:08:31,880 --> 00:08:33,080
‫فردا می‌بینمت

127
00:08:43,000 --> 00:08:47,360
‫مگه نگفته بودم وقتی من خونه نیستم
‫هری جنینگز رو نیاری؟

128
00:08:47,880 --> 00:08:51,120
‫- اونقدرها هم آدم بدی نیست
‫- دارم با خواهرت حرف می‌زنم

129
00:08:51,200 --> 00:08:52,400
‫منو و هری
‫[غلط گفت]

130
00:08:53,320 --> 00:08:54,480
‫از همدیگه خوشمون میاد

131
00:08:54,560 --> 00:08:56,680
‫- من و هری
‫- راستش

132
00:08:59,440 --> 00:09:00,560
‫همدیگه رو دوست داریم

133
00:09:00,640 --> 00:09:03,200
‫- مثل رومئو و ژولیت؟
‫- هر چی

134
00:09:03,280 --> 00:09:06,600
‫- به این زودی‌ها دیگه برنمی‌گرده اینجا
‫- مسابقه‌ی داداشت رو نیومدی

135
00:09:07,200 --> 00:09:09,880
‫برای ویلیام مهم نیست که مسابقه‌ی
‫مسخره‌اش رو بیام یا نه. مگه نه؟

136
00:09:09,960 --> 00:09:11,800
‫- مجبور نیستی، اگه خودت بخوای
‫- دیدی؟ براش مهم نیست

137
00:09:11,880 --> 00:09:15,520
‫- نکته این نیست
‫- نکته چیه پس؟ خانواده؟

138
00:09:17,680 --> 00:09:20,400
‫آره، می‌دونستم

139
00:09:22,880 --> 00:09:24,160
‫میشه؟

140
00:09:42,000 --> 00:09:44,000
‫« دوستان؟ »

141
00:09:44,001 --> 00:09:46,001
‫« من دوستی ندارم »

142
00:10:39,960 --> 00:10:41,440
‫کارآگاه مورک

143
00:10:42,360 --> 00:10:43,800
‫نشناختمت

144
00:10:43,880 --> 00:10:46,240
‫تو توی اون ماشین داغونت
‫بیرون دفترم نیستی

145
00:10:46,320 --> 00:10:48,800
‫خوشحال باش که توی دفترت ننشستم

146
00:10:48,880 --> 00:10:49,880
‫هنوز

147
00:10:50,400 --> 00:10:51,760
‫تو چطوری، رابی؟

148
00:10:51,840 --> 00:10:53,240
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

149
00:10:53,320 --> 00:10:55,920
‫اون‌قدر توی تلویزیون دیدمت که
‫حس می‌کنم همدیگه رو می‌شناسیم

150
00:10:56,440 --> 00:10:58,160
‫کاش می‌شد من هم همینو بگم

151
00:10:58,240 --> 00:11:00,680
‫مثل همه‌ی وکلای خوب،
‫گمون کنم وقتی موکلت

152
00:11:00,760 --> 00:11:02,880
‫کار غیرقانونی می‌کنه،
‫روت رو می‌کنی اون‌طرف

153
00:11:03,480 --> 00:11:06,240
‫اومدید اینجا که آقای فینچ رو
‫آزار بدید، کارآگاه؟

154
00:11:06,320 --> 00:11:08,280
‫اگه آره، میشه اقلاً قبلش ناهار بخوریم؟

155
00:11:08,360 --> 00:11:09,680
‫مشکلی نیست، رابی

156
00:11:10,320 --> 00:11:13,920
‫کارآگاه مورک اومده واسه
‫یه سوءتفاهم عذرخواهی کنه

157
00:11:14,000 --> 00:11:16,040
‫لابد تصادفی بوده که

158
00:11:16,120 --> 00:11:19,640
‫نوچه‌ی تعلیم‌دیده‌ات
‫زده به یه بچه‌ی 17 ساله؟

159
00:11:19,720 --> 00:11:23,040
‫آره. قرار بود بزنه به تو

160
00:11:23,640 --> 00:11:24,640
‫خیلی متأسفم

161
00:11:24,680 --> 00:11:27,120
‫باید بگم فریتز رو
‫بدجور کتک زدی

162
00:11:27,200 --> 00:11:29,160
‫حس می‌کنم فریتز حسابی حال کرده

163
00:11:29,240 --> 00:11:31,080
‫آره. روزش رو ساختی

164
00:11:32,480 --> 00:11:34,640
‫عذرخواهی‌مو شنیدی.
‫امر دیگه‌ای نداری؟

165
00:11:34,720 --> 00:11:36,200
‫خب، آره

166
00:11:39,120 --> 00:11:42,520
‫میشه بذاریدش سر جاش، کارآگاه؟
‫اون چوب گلف خیلی گرون‌قیمتـه

167
00:11:42,600 --> 00:11:43,520
‫قضیه از این قراره، گراهام

168
00:11:43,600 --> 00:11:46,080
‫نمی‌تونن دوباره به جرم
‫قتل همسرت محاکمه‌ات کنن

169
00:11:46,160 --> 00:11:47,800
‫پس از این بابت دست‌مریزاد، وکیل‌باشی

170
00:11:48,000 --> 00:11:49,720
‫ولی چیزی که می‌تونم
‫به خاطرش گیرت بندازم،

171
00:11:50,640 --> 00:11:54,480
‫تأمین هزینه‌ی سوءقصد
‫ناموفق به کرستی اتکینزه

172
00:11:55,080 --> 00:11:56,360
‫سوءقصد ناموفق به کی؟

173
00:11:58,560 --> 00:11:59,560
‫بیخیال

174
00:12:00,320 --> 00:12:01,320
‫نظرت چیه؟

175
00:12:01,400 --> 00:12:04,520
‫نظر تو چیه، کارآگاه؟
‫آقای فینچ رو تنها بذارید تا ناهارش رو بخوره

176
00:12:05,560 --> 00:12:06,800
‫مدرک داری؟

177
00:12:06,880 --> 00:12:09,400
‫اون یکی نوچه‌ی نون‌خورت رو
‫گرفتم، اد سالامن،

178
00:12:09,480 --> 00:12:12,400
‫همونی که فریتز رو از روی زمین
‫جمع کرد و رسوندش بیمارستان

179
00:12:12,480 --> 00:12:15,240
‫- که شنیدم انگار الان خودش هم توی بیمارستانـه
‫- آره

180
00:12:15,320 --> 00:12:17,360
‫آره، پاش شکسته

181
00:12:17,440 --> 00:12:20,480
‫خدا رو شکر واسه حرف زدن
‫لنگِ پاش نیست

182
00:12:20,560 --> 00:12:22,200
‫واقعاً خوش‌صحبتـه این اد

183
00:12:22,280 --> 00:12:25,240
‫ظاهراً کلی پیام و ویس ازت داره که

184
00:12:25,320 --> 00:12:26,680
‫واقعاً خنده‌دارن

185
00:12:26,760 --> 00:12:28,840
‫البته خنده‌دار واسه هر کسی جز تو

186
00:12:28,920 --> 00:12:31,280
‫- یا وکیلت
‫- مثلاً؟

187
00:12:31,360 --> 00:12:35,520
‫«گبی میگه می‌تونه وصلت کنه
‫به دو تا لزبین توی زندان ساتون

188
00:12:35,600 --> 00:12:39,760
‫و اونا می‌تونن یکی از چشماش رو
‫در بیارن و به خوردش بدن.»

189
00:12:39,840 --> 00:12:41,880
‫از اونجایی که تهدید کرده بود
‫علیه‌ات شهادت میده،

190
00:12:41,960 --> 00:12:44,560
‫این کار هم استعاری و هم نمادینـه

191
00:12:44,640 --> 00:12:48,160
‫کارآگاه، به نظرم دیگه باید
‫این گفتگو رو تمومش کنیم

192
00:12:48,240 --> 00:12:50,160
‫حالا، فرض کنیم این گبی

193
00:12:50,240 --> 00:12:53,520
‫یه همسفر توی دنیای
‫کثافت‌کاری‌هاتـه،

194
00:12:53,600 --> 00:12:55,200
‫ولی چیزی که نمی‌دونیم

195
00:12:55,280 --> 00:12:57,560
‫اینـه که اصلاً کی
‫ماجرای کرستی رو بهت گفته

196
00:12:57,640 --> 00:12:58,880
‫کارآگاه مورک

197
00:12:58,960 --> 00:13:00,920
‫احیاناً استیون برنز نبود؟

198
00:13:01,000 --> 00:13:02,800
‫شاید درست بعد از اینکه اد یا فریتز

199
00:13:02,880 --> 00:13:04,680
‫ماشین دخترش رو از جاده منحرف کردن

200
00:13:04,760 --> 00:13:07,240
‫اگه می‌خوای اینطوری
‫با آقای فینچ صحبت کنی،

201
00:13:07,320 --> 00:13:10,840
‫یا رسماً اتهام وارد کنید یا برید

202
00:13:11,360 --> 00:13:13,280
‫- اینجا یه باشگاه گلف خصوصی...
‫- ضربه!

203
00:13:16,640 --> 00:13:18,400
‫چطوره بری برش داری

204
00:13:18,480 --> 00:13:20,560
‫ببخشید، آقای نامحترم؟

205
00:13:20,640 --> 00:13:22,120
‫هر چقدر می‌خوای ببخشید بگو

206
00:13:23,280 --> 00:13:24,360
‫برو، رابی

207
00:13:26,240 --> 00:13:28,680
‫قول بده تا برگردی
‫به چیزی اعتراف نکن

208
00:13:32,880 --> 00:13:34,600
‫کرستی ماه بعد آزاد میشه

209
00:13:35,120 --> 00:13:36,560
‫یه جعبه شیرینی براش می‌فرستم

210
00:13:36,640 --> 00:13:38,280
‫کلاً از ذهنت پاکش می‌کنی

211
00:13:38,360 --> 00:13:39,560
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

212
00:13:40,320 --> 00:13:42,200
‫چون اگه یه مو از سرش کم بشه،

213
00:13:42,720 --> 00:13:45,440
‫حتی اگه انگشت پاش به چیزی گیر کنه،

214
00:13:45,520 --> 00:13:48,280
‫فرض می‌گیرم کار تو بوده و
‫یه راست میام سراغت

215
00:13:48,360 --> 00:13:49,200
‫تموم شد؟

216
00:13:49,280 --> 00:13:51,280
‫گمونم همون دو تا کله‌پوکی که رفته بودن

217
00:13:51,360 --> 00:13:54,120
‫سراغ جاسپر و کرستی،
‫سراغ فرگوس دانبار هم رفتن،

218
00:13:54,200 --> 00:13:57,280
‫همون پلیسی که باز اول
‫مسئول پرونده‌ی لینگارد بود

219
00:13:57,360 --> 00:14:00,440
‫شاید. اونا کلی وقت آزاد دارن

220
00:14:00,520 --> 00:14:02,840
‫ناپدید شدن مریت لینگارد
‫زیر سر تو بوده؟

221
00:14:04,280 --> 00:14:05,840
‫- به نظرت بامزه‌ست؟
‫- خیلی خنده‌داره

222
00:14:05,920 --> 00:14:08,880
‫چرا باید بعد از تبرئه شدن،
‫برم سراغ دادستان؟

223
00:14:08,960 --> 00:14:11,880
‫تو از اتهام قتل تبرئه شدی. اون داشت
‫فساد در دفتر سلطنتی رو بررسی می‌کرد.

224
00:14:11,960 --> 00:14:14,400
‫همراه یه خبرنگار به اسم سم هیگ که از قضا

225
00:14:14,480 --> 00:14:16,280
‫اون هم فردای ناپدید شدنِ مریت، مُرد

226
00:14:16,360 --> 00:14:18,120
‫پس شاید می‌تونسته
‫یجور دیگه گیرت بندازه

227
00:14:18,200 --> 00:14:19,960
‫خیلی مشکوکـه

228
00:14:20,040 --> 00:14:22,200
‫احیاناً چیزی از این قضیه که نمی‌دونی؟

229
00:14:22,280 --> 00:14:26,160
‫نه. در ضمن من عادت ندارم
‫خبرنگارها رو بکُشم

230
00:14:26,240 --> 00:14:27,240
‫فقط همسرت رو می‌کُشی پس؟

231
00:14:29,440 --> 00:14:31,280
‫فریتز گفت یه تخته‌ات کمـه ها

232
00:14:31,360 --> 00:14:34,080
‫اگه فریتز گفته باشه
‫یعنی حسابی تعریف کرده. ببین

233
00:14:34,160 --> 00:14:37,280
‫- هیگ توی جلسه‌ی دادگاهت بود
‫- اگه تو میگی باشه

234
00:14:38,000 --> 00:14:40,080
‫آره، بود

235
00:14:41,160 --> 00:14:44,640
‫در ضمن اون بود که ماجرای
‫کرستی اتکینز رو بهم گفت

236
00:14:44,720 --> 00:14:45,720
‫کِی؟

237
00:14:46,880 --> 00:14:49,200
‫یه روز حین محاکمه

238
00:14:49,280 --> 00:14:52,840
‫حین وقفه‌ی دادگاه اومد سراغم و
‫گفت اون قراره شهادت بده و

239
00:14:52,920 --> 00:14:55,880
‫شهادتش خیلی محکوم‌کننده‌ست

240
00:14:55,960 --> 00:14:58,320
‫- همینطوری بی‌چشم‌داشت گفت؟
‫- آره

241
00:14:58,400 --> 00:15:00,640
‫که باعث شد به این اطلاعات شک کنیم

242
00:15:01,360 --> 00:15:03,400
‫به گراهام خبر دادم که اگه درست باشه،

243
00:15:03,480 --> 00:15:06,000
‫فوراً یه درخواست قانونی
‫علیه‌اش ثبت می‌کنم

244
00:15:06,080 --> 00:15:08,760
‫احساس می‌کردم با توجه به سابقه‌ی اون زن،

245
00:15:08,840 --> 00:15:11,400
‫احتمالاً حکم به نفع ما باشه

246
00:15:12,200 --> 00:15:14,680
‫در نهایت هم... هیچ کاری نکردم

247
00:15:16,040 --> 00:15:17,360
‫لازم نبود

248
00:15:17,880 --> 00:15:20,520
‫گراهام هم مشکلی نداشت که
‫صبر کنه تا درخواست علیه‌اش ثبت کنی؟

249
00:15:20,600 --> 00:15:24,240
‫من دیگه تو هیچ گفتگویی
‫درباره‌ی این موضوع دخیل نبودم

250
00:15:24,320 --> 00:15:28,600
‫اگه گراهام هم می‌خواست
‫رویکرد تهاجمی‌تری رو پیش بگیره،

251
00:15:28,680 --> 00:15:30,560
‫قطعاً بهش یادآوری می‌کردم که

252
00:15:30,640 --> 00:15:34,920
‫پرونده و عدله‌ی ما خیلی محکمـه و
‫نیازی به تهدید نیست

253
00:15:35,000 --> 00:15:38,320
‫می‌دونی چرا هیگ
‫همچین هدیه‌ای بهتون داد؟

254
00:15:38,400 --> 00:15:40,600
‫- نه
‫- هیچ بده‌بستونی نبوده؟

255
00:15:40,680 --> 00:15:41,560
‫اصلاً

256
00:15:41,640 --> 00:15:44,360
‫و صد درصد هیچ‌کدوم‌تون
‫هیچ ایده‌ای ندارید که

257
00:15:44,440 --> 00:15:46,320
‫بعد از دادن اون اطلاعات شانسی،

258
00:15:46,400 --> 00:15:48,440
‫چه بلایی سر هیگ اومده، نه؟

259
00:15:49,040 --> 00:15:50,800
‫طبق تجربه‌ی من، کارآگاه،

260
00:15:51,320 --> 00:15:53,760
‫اگه بخوای یه خبرنگار رو
‫از سر خودت باز کنی،

261
00:15:54,280 --> 00:15:57,720
‫بدترین کاری که می‌تونی انجام بدی
‫اینه که بهش آسیب بزنی

262
00:15:59,560 --> 00:16:00,840
‫پلیس‌ها همینطور

263
00:16:02,240 --> 00:16:04,120
‫همینکه بری سراغ یکی‌شون،

264
00:16:04,200 --> 00:16:05,960
‫دیگه دست از سرت برنمی‌دارن

265
00:16:07,000 --> 00:16:08,080
‫ارزشش رو نداره

266
00:16:09,400 --> 00:16:11,400
‫کلی جای ابهام هست، آقای فینچ

267
00:16:12,400 --> 00:16:15,080
‫پرت کردن چوب گلف حرکت خیلی تمیزی بود

268
00:16:15,600 --> 00:16:16,600
‫مرسی

269
00:16:17,160 --> 00:16:20,760
‫ولی باید بگم همین که باهاش
‫کتکش نزدی، خیالم راحت شد

270
00:16:20,840 --> 00:16:23,520
‫خدایا. همه‌اش میگی که
‫من کنترلم رو از دست میدم

271
00:16:23,600 --> 00:16:27,600
‫بعد جنابعالی هستی که گلوی ملت رو
‫لِه می‌کنی و از پله‌ها پرتشون می‌کنی پایین

272
00:16:28,120 --> 00:16:31,000
‫آره، ولی وقتی من این کارها رو می‌کنم،

273
00:16:31,080 --> 00:16:32,800
‫کنترلم رو از دست نمیدم

274
00:16:32,880 --> 00:16:34,680
‫کاملاً کنترلم دست خودمـه

275
00:16:43,720 --> 00:16:46,960
‫توی سوریه چه غلطی کردی؟ بگو ببینم

276
00:16:57,800 --> 00:16:59,520
‫جوابش رو نمیدی؟

277
00:17:06,080 --> 00:17:07,080
‫مورک بفرمایید

278
00:17:07,160 --> 00:17:10,240
‫- یکی داره سر به سرت میذاره
‫- کی هستی؟

279
00:17:10,320 --> 00:17:12,720
‫خبرنگار محبوبت، دنیس پایپر

280
00:17:13,320 --> 00:17:16,120
‫قطع نکن. می‌خوام کمکت کنم

281
00:17:16,200 --> 00:17:19,240
‫چقدر دست‌ودل‌بازی،
‫ولی از نظرم تو یه آشغالی

282
00:17:19,320 --> 00:17:21,880
‫یه چیزی برات می‌فرستم.
‫نگاهش کن.

283
00:17:21,960 --> 00:17:23,720
‫بعد که تماشاش کردی،
‫اگه خواستی حرف بزنیم،

284
00:17:23,721 --> 00:17:25,481
‫من تا یه ساعت توی گلدن رول هستم

285
00:17:25,560 --> 00:17:27,400
‫چه کسشعری میگی؟

286
00:17:32,640 --> 00:17:33,640
‫تماشا کنیم؟

287
00:17:59,960 --> 00:18:01,520
‫کیر توش!

288
00:18:28,400 --> 00:18:29,800
‫آهای

289
00:18:33,640 --> 00:18:36,120
‫دندونم عفونت کرده

290
00:18:36,200 --> 00:18:38,240
‫آنتی‌بیوتیک می‌خوام

291
00:18:38,320 --> 00:18:40,280
‫اگه دندون‌پزشک باشه که چه بهتر

292
00:18:42,840 --> 00:18:44,840
‫نگاه

293
00:18:51,200 --> 00:18:54,720
‫باشه، به جهنم.
‫عفونت می‌گیرم می‌میرم.

294
00:18:54,800 --> 00:18:56,600
‫دیگه لذت کُشتنم نصیبت نمیشه

295
00:18:56,680 --> 00:19:00,240
‫بعد این‌همه مدت یکم ناامیدکننده‌ست

296
00:19:18,000 --> 00:19:20,040
‫اصلاً نمی‌خواست دست از سرم برداره

297
00:19:20,120 --> 00:19:22,960
‫هر بار سر می‌چرخوندم،
‫زل زده بود بهم

298
00:19:23,040 --> 00:19:25,320
‫- بهت زل زده بود؟
‫- آره

299
00:19:26,000 --> 00:19:28,600
‫موقع غذا خوردن، یا وقتی
‫داشتم توی سالن وزنه می‌زدم

300
00:19:29,280 --> 00:19:32,640
‫می‌رفتم توی کتابخونه مطالعه کنم،
‫می‌اومد روبروم می‌نشست

301
00:19:33,160 --> 00:19:35,560
‫حتی یه بار مچش رو گرفتم که
‫موقع خواب خیره شده بود بهم

302
00:19:35,640 --> 00:19:37,120
‫دیگه تحملش رو نداشتم

303
00:19:37,640 --> 00:19:40,960
‫بدجور لت و پارش کردی.
‫ممکنه چشمش رو از دست بده.

304
00:19:43,080 --> 00:19:45,160
‫سم، شنیدی چی گفتم؟

305
00:19:46,880 --> 00:19:48,480
‫شاید چشمش کور بشه

306
00:19:49,160 --> 00:19:52,400
‫وقتی اینو بهت گفتم،
‫اصلاً کـَکت نگزید؟

307
00:19:52,480 --> 00:19:55,880
‫- چرا، کیف کردم
‫- کیف کردی؟

308
00:19:55,960 --> 00:19:58,040
‫قرار نبود دست از سرم برداره

309
00:20:01,800 --> 00:20:02,800
‫سم؟

310
00:20:04,240 --> 00:20:09,400
‫من برادرش نیستم! باید یجوری
‫اینو توی کله‌اش فرو می‌کردم

311
00:20:09,480 --> 00:20:11,480
‫منظورت اینـه که بکوبی توی کله‌اش؟

312
00:20:12,000 --> 00:20:14,320
‫مطمئنی قضیه فقط همین بوده؟

313
00:20:14,400 --> 00:20:15,560
‫مثلاً چی؟

314
00:20:16,400 --> 00:20:18,240
‫مثلاً قضیه پیچیده‌تر نیست؟

315
00:20:18,320 --> 00:20:21,040
‫نه. نه، من دیگه حرفی ندارم

316
00:20:23,800 --> 00:20:24,800
‫سم

317
00:20:25,600 --> 00:20:28,600
‫گفتم دیگه حرفی ندارم

318
00:20:29,560 --> 00:20:33,360
‫این مصاحبه‌ی پس از ارتکاب جرم
‫با سموئل هیگ، ۱۷ ساله، به پایان می‌رسد

319
00:20:33,440 --> 00:20:35,520
‫دهم مارس سال 2013

320
00:20:35,600 --> 00:20:37,600
‫ساعت 11:09 صبح

321
00:20:37,680 --> 00:20:39,760
‫همراه با بنده، تری داندی،

322
00:20:39,840 --> 00:20:43,320
‫مشاور کانون اصلاح و تربیت سلطنتی گادهیون

323
00:20:43,840 --> 00:20:47,920
‫من هیگ رو بیشتر از خیلیا می‌شناختم،
‫که البته چیز خاصی نیست

324
00:20:48,000 --> 00:20:51,520
‫هیگ خیلی خسیس بود

325
00:20:51,600 --> 00:20:53,320
‫اصلاً منابعش رو به اشتراک نمیذاشت

326
00:20:53,400 --> 00:20:56,760
‫توی دفتر با هیچکس حرف نمی‌زد،
‫تازه اگه به خودش زحمت می‌داد تشریف بیاره

327
00:20:56,840 --> 00:20:59,440
‫ولی به هر حال، به زعم همه
‫اون خیلی باهوش بود

328
00:20:59,520 --> 00:21:01,680
‫- ولی تو نه
‫- من طرف رو می‌شناختم خب لامصب

329
00:21:01,760 --> 00:21:05,080
‫می‌دونستم چرا اون با آدمایی که
‫از خط قرمز رد شدن، خوب کنار میاد

330
00:21:05,160 --> 00:21:06,160
‫چون خودش هم یکی از اونا بود

331
00:21:06,240 --> 00:21:08,720
‫- اون فیلم رو چطوری گیر آوردی؟
‫- توی کامپیوترش بود

332
00:21:08,800 --> 00:21:11,640
‫- کامپیوتر هیگ رو هک کردی؟
‫- بعد از مرگش

333
00:21:11,720 --> 00:21:14,960
‫حالا انگار فرقی می‌کنه.
‫هیگ اون فیلم رو از کجا گیر آورده بود؟

334
00:21:15,040 --> 00:21:17,800
‫لابد یکی توی گادهیون بهش داده

335
00:21:17,880 --> 00:21:21,480
‫این چند ماه قبل از مرگش،
‫یه پاش اونجا بود

336
00:21:22,720 --> 00:21:25,520
‫- چرا؟
‫- داشت روی یه مقاله کار می‌کرد

337
00:21:25,600 --> 00:21:28,000
‫- میشه بخونیمش؟
‫- هنوز به یه سری اصول پایبندم

338
00:21:28,080 --> 00:21:31,080
‫گم شو بابا. تو خبرنگاری.
‫حاضری مامانت رو هم بفروشی.

339
00:21:31,160 --> 00:21:33,640
‫این چه کمکی به تحقیقات ما
‫در مورد مریت لینگارد می‌کنه؟

340
00:21:33,720 --> 00:21:36,480
‫به تحقیقات‌تون در رابطه با
‫قاتل سم هیگ کمک می‌کنه

341
00:21:36,560 --> 00:21:38,440
‫ما روی مرگ هیگ تحقیقات نمی‌کنیم

342
00:21:38,520 --> 00:21:40,440
‫خب، شاید بهتره بکنید

343
00:21:40,520 --> 00:21:44,040
‫سم این بچه رو پیدا کرد.
‫همونی که توی اون فیلم ازش اسم برد.

344
00:21:44,120 --> 00:21:46,080
‫همونی که تا حد مرگ کتکش زده بود

345
00:21:46,160 --> 00:21:47,720
‫اسم این بچه چیه؟

346
00:21:47,800 --> 00:21:51,000
‫بهش می‌گفت «ایکس» تا
‫از هویتش محافظت کنه

347
00:21:51,080 --> 00:21:53,680
‫اون‌وقت آقای ایکس
‫چه ربطی به مریت لینگارد داره؟

348
00:21:53,760 --> 00:21:54,960
‫عه، وایسا. ربطی نداره

349
00:21:55,040 --> 00:21:58,000
‫مگر اینکه هیگ مریت رو درگیر
‫ماجرای قدیمی خودش و

350
00:21:58,080 --> 00:21:59,600
‫اون پسره کرده باشه

351
00:21:59,680 --> 00:22:02,440
‫انگار این سوژه جون میده خبرنگار
‫کارکشته‎‌ای مثل تو روش کار کنه

352
00:22:02,520 --> 00:22:04,600
‫با تری داندی صحبت کنید،

353
00:22:05,280 --> 00:22:08,200
‫همونی که صداش توی فیلم بود و
‫داشت با سم حرف می‌زد

354
00:22:08,720 --> 00:22:10,160
‫هنوز توی مرکز گادهیونـه

355
00:22:10,240 --> 00:22:12,520
‫خودم باهاش تماس گرفتم،
‫ولی بهم بیلاخ داد که

356
00:22:12,600 --> 00:22:13,920
‫سوابق مُهر و موم شدن

357
00:22:14,000 --> 00:22:15,520
‫خیلی خوش گذشت

358
00:22:15,600 --> 00:22:19,040
‫خب، اگه چیزی پیدا کردی مورک،
‫منو یادت نره

359
00:22:25,000 --> 00:22:32,000


360
00:24:37,800 --> 00:24:39,800
‫- سلام
‫- چطوری؟

361
00:24:41,240 --> 00:24:44,000
‫- چی می‌بینی؟
‫- یه برنامه‌ی مزخرف

362
00:24:44,520 --> 00:24:45,520
‫عالیه

363
00:24:47,840 --> 00:24:49,640
‫چهره‌ات یه‌طوری بود

364
00:24:51,040 --> 00:24:54,040
‫تابحال اینطوری ندیده بودمت،
‫حتی وقتی حسابی از دستم کُفری بودی

365
00:24:54,120 --> 00:24:56,320
‫وقتی رفتی دنبال اون یارو، انگار...

366
00:24:56,400 --> 00:24:57,840
‫انگار یه آدم دیگه بودی که نمی‌شناختم

367
00:24:59,160 --> 00:25:00,160
‫آره

368
00:25:14,960 --> 00:25:15,960
‫خیلی‌خب

369
00:25:22,320 --> 00:25:23,400
‫من دو نفرم

370
00:25:24,000 --> 00:25:25,920
‫خب؟ مجبورم

371
00:25:26,000 --> 00:25:28,240
‫اکثر روزها شاهد صحنه‌هایی هستم که
‫هیچکس نمی‌تونه ببینه،

372
00:25:28,320 --> 00:25:30,380
‫صحنه‌هایی که هیچکس
‫تحمل دیدنش رو نداره،

373
00:25:30,381 --> 00:25:32,441
‫یا بهتره بگم کلاً هیچکس نباید ببینه

374
00:25:32,520 --> 00:25:34,720
‫مثلاً چی؟ بدترین صحنه‌ای که دیدی چی بوده؟

375
00:25:34,800 --> 00:25:36,360
‫نه، این بلا رو سر تو نمیارم

376
00:25:36,440 --> 00:25:38,400
‫دغدغه‌هام رو وارد ذهن تو نمی‌کنم

377
00:25:38,480 --> 00:25:40,240
‫با مادرت هم این کار رو نکردم.
‫عمراً با تو بکنم.

378
00:25:40,320 --> 00:25:42,680
‫- چرا؟
‫- چون تو توی یه دنیای دیگه زندگی می‌کنی

379
00:25:42,760 --> 00:25:46,280
‫خب؟ لازم نیست جزئیات
‫دنیای دیگه رو بدونی،

380
00:25:46,360 --> 00:25:48,720
‫فقط همین که وجود داره کافیه. هر از گاهی،

381
00:25:48,800 --> 00:25:50,800
‫یه چیزی از اون دنیا وارد اینجا میشه

382
00:25:50,880 --> 00:25:53,520
‫پس اون یارو توی بستنی‌فروشی
‫اینو می‌دونه

383
00:25:53,600 --> 00:25:56,200
‫می‌خواد با نشون دادن
‫اون یکی دنیا، تو رو بترسونه

384
00:25:56,280 --> 00:25:59,480
‫می‌خواد طوری بترسونتت که
‫افسارت رو بگیره دستش

385
00:26:00,080 --> 00:26:03,800
‫مزد تجربه، رنج و عذابـه

386
00:26:04,960 --> 00:26:06,040
‫مثلاً...

387
00:26:06,960 --> 00:26:09,760
‫منظورت اینـه که کابوس می‌بینم و اینا؟

388
00:26:09,840 --> 00:26:11,080
‫خدا می‌دونه پیامدش چی باشه،

389
00:26:11,160 --> 00:26:14,000
‫ولی اگه فکر کنی به نقطه‌ای رسیدی که
‫قراره بمیری یا شاهد مرگی بودی،

390
00:26:14,080 --> 00:26:18,440
‫یهویی یه عالمه دردسر و گرفتاری

391
00:26:18,520 --> 00:26:20,600
‫خِفتت می‌کنن

392
00:26:20,680 --> 00:26:23,240
‫- می‌خوای منو بترسونی؟
‫- همین الانش ترسیدی

393
00:26:23,320 --> 00:26:24,480
‫نکته همینـه

394
00:26:24,560 --> 00:26:26,640
‫الان می‌دونی که اوضاع می‌تونه
‫توی یه چشم به‌هم زدن

395
00:26:26,720 --> 00:26:27,840
‫تغییر کنه

396
00:26:28,680 --> 00:26:32,120
‫- همگی سوار یه کشتی هستیم
‫- من نمی‌خوام توی این کشتی باشم

397
00:26:32,200 --> 00:26:34,160
‫هیچکس به میل خودش واردش نمیشه

398
00:26:37,520 --> 00:26:41,080
‫ملت تمام عمرشون سعی می‌کنن
‫از این مصیبت دوری کنن

399
00:26:42,800 --> 00:26:46,760
‫ولی باید با بقیه معاشرت کنی،
‫با بقیه‌ی مسافران کشتی حرف بزنی

400
00:26:46,840 --> 00:26:50,160
‫تا متوجه بشی فقط خودت نیستی که
‫این احساس و افکار...

401
00:26:50,680 --> 00:26:51,760
‫گوه رو داره

402
00:26:52,360 --> 00:26:54,000
‫و تجربه‌شون می‌کنه

403
00:26:54,640 --> 00:26:55,760
‫مثلاً مثل

404
00:26:56,320 --> 00:26:57,720
‫تو و هاردی؟

405
00:26:57,800 --> 00:26:58,800
‫آره

406
00:26:59,720 --> 00:27:00,880
‫مثل من و هاردی

407
00:27:01,600 --> 00:27:03,800
‫حالا هم من و تو

408
00:27:04,520 --> 00:27:05,520
‫وایسا...

409
00:27:06,400 --> 00:27:07,840
‫می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

410
00:27:09,680 --> 00:27:10,680
‫آره

411
00:27:11,200 --> 00:27:12,600
‫هر وقت لازم باشه، حتماً

412
00:27:13,480 --> 00:27:15,760
‫راجع به اتفاقی که... افتاد؟

413
00:27:16,880 --> 00:27:18,120
‫راجع به اتفاقی که داره میفته

414
00:27:21,880 --> 00:27:24,600
‫چطوره از این شروع کنیم که
‫چقدر از دست من عصبانی هستی

415
00:27:24,680 --> 00:27:26,560
‫بابت خراب کردن رابطه‌ام با مادرت

416
00:27:28,320 --> 00:27:30,600
‫بعدش هم اینکه وقتی تیر خوردم، ولت کردم

417
00:27:31,120 --> 00:27:34,400
‫آخه... این که تقصیر تو نیست.
‫نمی‌تونستی کاریش کنی.

418
00:27:35,480 --> 00:27:37,640
‫نه

419
00:27:37,720 --> 00:27:39,080
‫ولی ممکنه هنوزم عصبانی باشی

420
00:27:39,840 --> 00:27:42,120
‫مشکلی نیست. عصبانی بودن که گناه نیست

421
00:27:42,640 --> 00:27:44,920
‫چطوره اولین جلسه‌مون در مورد این باشه

422
00:27:47,040 --> 00:27:48,200
‫من اینجام

423
00:27:50,080 --> 00:27:51,280
‫گوش میدم

424
00:27:52,120 --> 00:27:53,120
‫قول میدم

425
00:28:05,280 --> 00:28:06,280
‫صبح بخیر

426
00:28:33,080 --> 00:28:34,920
‫چیز خاصی توی پرونده نیست، نه؟

427
00:28:35,000 --> 00:28:38,280
‫پلیس یه نگاه به اون صخره انداخت و
‫همون‌جا تصمیمش رو گرفت

428
00:28:38,360 --> 00:28:40,080
‫احتمالاً من هم بودم همین کار رو می‌کردم

429
00:28:40,840 --> 00:28:43,640
‫جراحاتی که با سقوط آسیب‌زا
‫از ارتفاع زیاد همخوانی دارن

430
00:28:43,720 --> 00:28:46,720
‫انگار سقوط از ارتفاع زیاد
‫می‌تونه بدون آسیب هم باشه

431
00:28:46,800 --> 00:28:48,320
‫خیلی‌خب، مشکل تو چیه؟

432
00:28:48,400 --> 00:28:51,320
‫جدا از اینکه زمان‌بندی و علت مرگ
‫خیلی مشکوک به نظر می‌رسه

433
00:28:51,400 --> 00:28:55,920
‫- اون یارویی که هیگ رو پیدا کرد، پاول ایوانز
‫- آره، آره، همون مربی صخره‌نوردی

434
00:28:56,000 --> 00:28:57,080
‫آره

435
00:28:57,160 --> 00:28:59,240
‫اون گفته شب قبلش
‫همراه همسرش بوده و

436
00:28:59,320 --> 00:29:02,100
‫صبح وقتی رفته بوده عکس بگیره،
‫جسد هیگ رو پیدا کرده

437
00:29:02,101 --> 00:29:03,101
‫خیلی‌خب

438
00:29:03,102 --> 00:29:05,840
‫ولی روزی که جسد هیگ رو پیدا کرده،
‫بارون می‌باریده

439
00:29:05,920 --> 00:29:06,800
‫اسکاتلنده دیگه

440
00:29:06,880 --> 00:29:08,600
‫ممکنه صبح که بیدار شده بارون بوده باشه،

441
00:29:08,680 --> 00:29:11,240
‫وقتی رسیده هوا آفتابی شده باشه و
‫موقع برگشت به خونه هم کولاک

442
00:29:11,320 --> 00:29:15,360
‫در ضمن اون ده دوازده‌تا پیامک به موبایل
‫یک‌بارمصرف هیگ فرستاده بوده اون شب

443
00:29:15,440 --> 00:29:17,480
‫- یه چند تا مثال می‌خونم
‫- بخون

444
00:29:17,560 --> 00:29:19,040
‫«دیگه راز بی راز»

445
00:29:19,120 --> 00:29:21,680
‫«به نظرم باید همه‌چی رو فاش کنی»

446
00:29:21,760 --> 00:29:23,500
‫«این ربطی به همسرم نداره»

447
00:29:23,501 --> 00:29:25,721
‫«می‌خوام بدونی که من
‫موقعیتت رو درک می‌کنم»

448
00:29:25,800 --> 00:29:27,920
‫«برگشتی هتل؟»

449
00:29:28,000 --> 00:29:29,400
‫«اون دختره هنوز اونجاست؟»

450
00:29:29,480 --> 00:29:32,160
‫- وایسا. وایسا. «اون دختره» کیه؟
‫- باید مریت باشه

451
00:29:32,240 --> 00:29:35,240
‫تا قبل از آخرین پیامک هم
‫هیچ جوابی نداده، بعدش نوشته:

452
00:29:35,320 --> 00:29:37,640
‫«میرم صخره‌نوردی، س»

453
00:29:38,280 --> 00:29:40,160
‫و هیچکس هیچ کدوم از اینا رو پیگیری نکرده

454
00:29:40,240 --> 00:29:43,320
‫بعد از اینکه مرگ هیگ سانحه اعلام شد،
‫دیگه اینا بی‌ربط بود

455
00:29:43,400 --> 00:29:45,200
‫به مریت بی‌ربط نیست

456
00:29:45,920 --> 00:29:49,200
‫هیگ و مریت توی هتل
‫پرینس گاردن ملاقات می‌کردن و

457
00:29:49,280 --> 00:29:52,160
‫ویراستار هیگ میگه که واسه محکم‌کاری،
‫یه تلفن یک‌بارمصرف داشته

458
00:29:52,240 --> 00:29:54,840
‫پس ایوانز در مورد همه‌ی اون
‫مسائل و رازها با هیگ حرف می‌زده

459
00:29:54,920 --> 00:29:56,400
‫«موقعیتت رو درک می‌کنم» و اینا

460
00:29:56,480 --> 00:29:59,920
‫- تو و کارل اینطوری با هم حرف نمی‌زنید؟
‫- من با همسرم هم اینطوری حرف نمی‌زنم

461
00:30:00,520 --> 00:30:01,600
‫شاید بهتر باشه بزنی

462
00:30:02,360 --> 00:30:03,920
‫- سلام، رز
‫- سلام، دانا

463
00:30:04,520 --> 00:30:07,480
‫- صبحونه می‌خوای، آقای بداخلاق؟
‫- گرسنه نیستم

464
00:30:07,560 --> 00:30:10,280
‫می‌خوای با فرشته‌ی کوچیک تاریکی
‫روبه‌رو بشی، اونم با شکم خالی؟

465
00:30:10,360 --> 00:30:12,040
‫- گرسنه نیستم
‫- هر طور راحتی

466
00:30:12,120 --> 00:30:13,120
‫عجب گیری کردیم

467
00:30:13,840 --> 00:30:15,680
‫رز، تو چیزی نمی‌خوای؟ چایی؟

468
00:30:15,760 --> 00:30:18,120
‫نه، ممنون.
‫خیلی خوردم.

469
00:30:20,280 --> 00:30:22,680
‫- به ریتش گفتی چمن رو بزنه؟
‫- آره، چطور؟

470
00:30:23,200 --> 00:30:24,800
‫اون پرستارتـه، نه باغبونت

471
00:30:24,880 --> 00:30:28,440
‫خب باغچه بیشتر از من به مراقبت نیاز داره.
‫دیدی به چه روزی افتاده؟

472
00:30:28,520 --> 00:30:32,000
‫بهتره همون بیرون باشه تا اینکه
‫اینجا یه بند رژه بره

473
00:30:35,760 --> 00:30:36,760
‫فرشته‌ی تاریکی؟

474
00:30:36,840 --> 00:30:38,780
‫فیزیوتراپی که یا دوباره
‫راه رفتنم رو ردیف می‌کنه،

475
00:30:38,781 --> 00:30:40,721
‫یا باعث میشه به جرم قتل زندانی بشم

476
00:30:40,800 --> 00:30:42,200
‫خیلی‌خب

477
00:30:42,280 --> 00:30:43,280
‫بگو ببینم

478
00:30:44,720 --> 00:30:48,040
‫اگه کارل قبلاً پاول ایوانز رو سین‌جیم کرده،

479
00:30:48,120 --> 00:30:50,200
‫پس الان این گفتگو برای چیه؟

480
00:30:50,280 --> 00:30:52,800
‫- داستان ایوانز پر از تناقضـه
‫- آره، کلی سوراخ سنبه داره

481
00:30:52,880 --> 00:30:56,440
‫احتمالاً نمی‌خواد کسی از دوستی
‫خاصش با هیگ خبردار بشه

482
00:30:56,520 --> 00:30:59,320
‫یا بیشتر از چیزی که میگه
‫راجع به مریت می‌دونه

483
00:30:59,400 --> 00:31:02,920
‫اگه همچین نظری داری، پس برگرد
‫سراغش و تحت فشار قرارش بده. ازش بپرس

484
00:31:03,520 --> 00:31:04,840
‫- ازش بپرسم...؟
‫- چی رو مخفی می‌کنه

485
00:31:05,440 --> 00:31:07,040
‫همینطوری یه راست برم ازش بپرسم؟

486
00:31:07,120 --> 00:31:09,120
‫چرا که نه؟ مگه همین رو نمی‌خوای بدونی؟

487
00:31:09,200 --> 00:31:12,040
‫اگه پاول ایوانز چیزی رو هم
‫مخفی کرده باشه، بهم نمیگه

488
00:31:12,120 --> 00:31:15,840
‫پرسیدن هم راه و چاه خودش رو داره،
‫بگیر منظورم رو

489
00:31:17,520 --> 00:31:19,160
‫بستگی داره چقدر خایه داشته باشی

490
00:31:19,240 --> 00:31:20,680
‫من که اصلاً خایه...

491
00:31:22,240 --> 00:31:24,360
‫- زیاد بزرگ نیستن
‫- جوابت غلط بود

492
00:31:25,560 --> 00:31:29,040
‫جدی میگم، رز. اگه این حقیقت داشته باشه،
‫پس اینجا چه غلطی می‌کنی؟

493
00:31:31,480 --> 00:31:32,480
‫دوباره سعی کن

494
00:31:35,960 --> 00:31:38,120
‫من خایه‌های خیلی بزرگی دارم

495
00:31:38,880 --> 00:31:41,280
‫همینـه. دیدی راحت بود؟

496
00:31:42,320 --> 00:31:45,640
‫بیا با هم سر در بیاریم که چطوری
‫می‌تونیم به پاول ایوانز کیر بزنیم

497
00:33:05,960 --> 00:33:09,440
‫خدایا، این دریچه‌ی کوفتی لامصب

498
00:33:32,360 --> 00:33:33,600
‫آخ!

499
00:33:35,920 --> 00:33:36,960
‫عجله کن!

500
00:33:39,120 --> 00:33:42,280
‫به اون پسره‌ی تخم‌سگ
‫گفتم که باید درستش کنه

501
00:33:42,360 --> 00:33:44,440
‫عوضی آشغال

502
00:35:26,280 --> 00:35:27,920
‫قرار ملاقات داشتم

503
00:35:40,560 --> 00:35:42,200
‫میشه نذاریش اونجا؟

504
00:35:42,800 --> 00:35:43,800
‫مرسی

505
00:35:45,520 --> 00:35:48,080
‫حدس می‌زنم آدرسم رو
‫غیرقانونی گیر آوردی؟

506
00:35:48,160 --> 00:35:51,320
‫که خب منطقیـه،
‫چون ولم کردی

507
00:35:52,280 --> 00:35:54,960
‫ولی عجب خونه‌ی خوبی.
‫یکم عجیب‌غریب هست ها.

508
00:35:55,040 --> 00:35:56,040
‫ولی قشنگـه

509
00:35:57,720 --> 00:35:58,760
‫قشنگ؟

510
00:35:58,840 --> 00:36:01,920
‫انگار نسخه‌ی 20 ساله‌ات با
‫هم‌دانشگاهی‌هات اینجا زندگی کنی

511
00:36:02,520 --> 00:36:05,680
‫اتفاقاً 20 سالم که بود با
‫هم‌دانشگاهی‌هام اینجا زندگی می‌کردیم

512
00:36:08,960 --> 00:36:11,160
‫- خونه‌ی تو چطوریـه؟
‫- مثل همسر سابقم

513
00:36:11,240 --> 00:36:13,680
‫پس جفت‌مون توی گذشته‌های غم‌انگیز
‫خودمون غرق شدیم و زندگی می‌کنیم

514
00:36:13,760 --> 00:36:15,720
‫ولی شرط می‌بندم اینجا
‫به تو خیلی بیشتر خوش گذشته

515
00:36:15,800 --> 00:36:18,760
‫نه جداً. به شدت افت وزن داشتم و
‫عمیقاً افسرده بودم

516
00:36:18,840 --> 00:36:22,000
‫بیشتر دهه‌ی 20 سالگی عمرم رو صرف
‫وزن کردن هویج و پروانه‌زدن کردم

517
00:36:22,080 --> 00:36:23,680
‫بازم از زندگی زناشویی من بهتره

518
00:36:24,640 --> 00:36:26,840
‫ترجیح می‌دادم سختی‌هام رو
‫توی دهه‌ی 20 سالگیم پشت سر بذارم

519
00:36:26,920 --> 00:36:30,120
‫- رنج و سختی رو خوب می‌شناسی لابد؟
‫- 15 سالـه که توی واحد قتل هستم

520
00:36:31,120 --> 00:36:32,120
‫منظورم جدا از شغلت بود

521
00:36:32,200 --> 00:36:36,000
‫پس اینجاست که منو به
‫خود ترحمی متهم می‌کنی. عالیه

522
00:36:36,080 --> 00:36:38,120
‫من متهم نمی‌کنم

523
00:36:38,200 --> 00:36:40,080
‫فقط... مشاهده می‌کنم

524
00:36:41,160 --> 00:36:44,560
‫- دکتر ساننبرگ رو دیدی؟
‫- آره

525
00:36:44,640 --> 00:36:46,160
‫نظرت چی بود؟

526
00:36:46,240 --> 00:36:48,440
‫منو یاد خاله‌ام اینید می‌ندازه

527
00:36:49,040 --> 00:36:51,200
‫از اوناست که دوست دارن توی باغچه بپلکن،

528
00:36:51,280 --> 00:36:53,360
‫مطمئن بشن همه‌ی
‫گل‌های بنفشه‌ سالم و سرحالن

529
00:36:53,440 --> 00:36:55,600
‫روی تمام جسدهایی که زیرش خاک شدن

530
00:36:56,680 --> 00:36:58,800
‫بگذریم، دیگه تراپی رو ادامه نمیدم

531
00:36:58,880 --> 00:37:01,120
‫آخه نمیشه چیزی که
‫امتحانش نکردی رو ادامه ندی

532
00:37:01,200 --> 00:37:04,640
‫مستأجرم مارتین، میگه باید
‫بیشتر به خواب‌هام توجه کنم

533
00:37:05,520 --> 00:37:08,000
‫خداییش آخرین خوابی که
‫دیدم رو یادم نمیاد

534
00:37:08,080 --> 00:37:11,440
‫باید بلافاصله بعد از بیدار شدن
‫بنویسی‌شون، قبل از اینکه یادت بره

535
00:37:11,520 --> 00:37:13,040
‫نه، منظورم این بود که خواب نمی‌بینم

536
00:37:13,120 --> 00:37:14,280
‫خواب نمی‌بینی؟

537
00:37:14,360 --> 00:37:15,640
‫کلاً نمی‌خوابم

538
00:37:15,720 --> 00:37:18,080
‫اون‌وقت تراپی لازم نداری؟

539
00:37:18,160 --> 00:37:21,320
‫- خواب لازم دارم
‫- خب الان قرص و دوا براش هست

540
00:37:21,960 --> 00:37:23,320
‫قرص و دوا منو می‌ترسونه

541
00:37:25,440 --> 00:37:28,800
‫همیشه می‌شنوی که بعضی‌ها
‫بعد از خوردن قرص خواب

542
00:37:28,880 --> 00:37:31,000
‫بیدار می‌شن و کل یخچال رو خالی می‌کنن

543
00:37:31,080 --> 00:37:33,800
‫یا به جای در خونه،
‫قلاده‌ی سگ رو بستن،

544
00:37:33,880 --> 00:37:36,720
‫یا لخت توی حموم کنار
‫همسر سابق‌شون بیدار میشن

545
00:37:36,800 --> 00:37:39,440
‫چرا اومدی اینجا، کارل؟

546
00:37:42,120 --> 00:37:43,200
‫نمی‌دونم

547
00:37:47,000 --> 00:37:48,160
‫فکر می‌کردم می‌دونم

548
00:37:50,240 --> 00:37:51,400
‫ولی الان نمی‌دونم

549
00:37:56,480 --> 00:37:59,160
‫هر وقت فهمیدی،
‫می‌تونی برگردی و بهم بگی

550
00:38:03,560 --> 00:38:05,040
‫گمونم واسه امروز کافیه

551
00:38:08,480 --> 00:38:09,680
‫محض رضای خدا

552
00:38:28,000 --> 00:38:29,760
‫آخ جون

553
00:38:44,720 --> 00:38:47,600
‫من یه بار صخره‌نوردی رو امتحان کردم

554
00:38:47,680 --> 00:38:51,520
‫الان زومبا کار می‌کنم.
‫ترجیح میدم پاهام روی زمین باشن.

555
00:38:51,600 --> 00:38:54,440
‫که اینطور. چطور شده اومدی اینجا؟

556
00:38:54,520 --> 00:38:55,520
‫اوه

557
00:38:56,680 --> 00:38:59,880
‫کارآگاه دیکسون هستم.
‫دنبال کلوئی ایوانز می‌گردم

558
00:38:59,960 --> 00:39:01,280
‫- کلوئی؟
‫- درسته

559
00:39:01,800 --> 00:39:02,920
‫پیش پات رفت

560
00:39:03,600 --> 00:39:07,160
‫- مطمئنی؟ قرار داشتیم
‫- کاملاً مطمئنم. من شوهرشم

561
00:39:07,680 --> 00:39:09,240
‫رفت قابله‌شو ببینه
‫(ماما، زنان‌زایمان)

562
00:39:09,760 --> 00:39:10,760
‫آها

563
00:39:11,880 --> 00:39:13,720
‫پس شما پاول هستید؟

564
00:39:14,400 --> 00:39:15,760
‫خیلی‌خب

565
00:39:17,480 --> 00:39:18,480
‫آ...

566
00:39:19,440 --> 00:39:21,280
‫کمکی از من بر میاد؟

567
00:39:21,360 --> 00:39:23,000
‫نه، نه، فکر نکنم،

568
00:39:23,640 --> 00:39:25,360
‫چون این قرار ملاقات ادامه‌ی

569
00:39:25,440 --> 00:39:28,160
‫مکالمه‌ایـه که
‫اون روز با کلوئی داشتم، پس...

570
00:39:28,240 --> 00:39:29,720
‫کدوم مکالمه؟

571
00:39:30,600 --> 00:39:34,040
‫شرمنده، نمی‌تونم اطلاعاتی که
‫به دستمون رسیده رو فاش کنم

572
00:39:34,120 --> 00:39:35,240
‫ولی من شوهرشم

573
00:39:35,320 --> 00:39:37,640
‫بازم میگم، شرمنده

574
00:39:39,400 --> 00:39:43,160
‫لطفاً بهش بگید که اومده بودم و
‫بگید به شماره‌ام زنگ بزنه

575
00:39:43,240 --> 00:39:44,240
‫هر چه سریع‌تر

576
00:39:48,720 --> 00:39:50,080
‫از آشناییت خوشبختم، پاول

577
00:40:38,920 --> 00:40:40,240
‫اون بهت گفت، مگه نه؟

578
00:40:40,320 --> 00:40:41,440
‫کی به من چی گفته، پاول؟

579
00:40:41,520 --> 00:40:44,360
‫سر جات بمون

580
00:40:44,440 --> 00:40:45,800
‫اسپری جوز هندیـه؟

581
00:40:45,880 --> 00:40:46,880
‫اسپری فلفلـه

582
00:40:47,400 --> 00:40:50,320
‫یه جفت پنجه‌بوکس و
‫یه شوکر کوچیک هم دارم

583
00:40:50,400 --> 00:40:51,880
‫جدی خیال کردی می‌خوام بهت صدمه بزنم؟

584
00:40:51,960 --> 00:40:54,120
‫می‌دونم که نمی‌خوای توی صورتت اسپری بزنم

585
00:40:54,200 --> 00:40:55,600
‫اصلاً واقعاً پلیسی؟

586
00:40:55,680 --> 00:40:57,720
‫معمولاً همین سؤال رو از خودم می‌پرسم

587
00:40:58,640 --> 00:41:00,880
‫ولی میشه راجع به سم هیگ ازت بپرسم؟

588
00:41:02,040 --> 00:41:04,520
‫درسته، پس کلوئی ماجرای ما رو بهت گفت؟

589
00:41:04,600 --> 00:41:06,160
‫نه، ولی خودت الان گفتی

590
00:41:07,520 --> 00:41:11,240
‫همون کلمه‌ی «ما» کافی بود.
‫در ضمن هیچ مشکلی هم نداره.

591
00:41:11,320 --> 00:41:13,040
‫محض رضای خدا، من حتی گی نیستم

592
00:41:13,920 --> 00:41:18,400
‫نه. البته که نیستی.
‫شاید می‌خواستی امتحان کنی.

593
00:41:18,480 --> 00:41:21,120
‫ارتباط من با سم اصلاً جنسی نبود

594
00:41:21,200 --> 00:41:22,760
‫پس ارتباطت چطور بود؟

595
00:41:22,840 --> 00:41:25,200
‫وقتی صخره‌نوردی می‌کنی،
‫با بقیه صمیمی میشی

596
00:41:25,840 --> 00:41:26,920
‫اعتماد پایه و مبناست

597
00:41:27,000 --> 00:41:29,600
‫من تنها آدمی بودم که سم می‌تونست
‫سفره‌ی دلش رو جلوش باز کنه

598
00:41:29,680 --> 00:41:31,000
‫- مثلاً؟
‫- تا دلت بخواد

599
00:41:31,080 --> 00:41:34,760
‫می‌رفتیم بالای یه صخره یا پرتگاه و...

600
00:41:34,840 --> 00:41:36,280
‫حرف می‌زدیم

601
00:41:36,360 --> 00:41:38,000
‫پس صخره‌نوردی مثل روان‌درمانی بوده

602
00:41:38,080 --> 00:41:40,880
‫سم هم بهت اعتماد داشته و
‫رازهای تاریکش رو بهت می‌گفته

603
00:41:40,960 --> 00:41:42,120
‫آره

604
00:41:42,200 --> 00:41:44,880
‫پس وقتی به اون یکی کارآگاه‌ها گفتی از ارتباط

605
00:41:44,960 --> 00:41:47,120
‫سم و مریت لینگارد
‫چیزی نمی‌دونی، دروغ گفتی؟

606
00:41:47,200 --> 00:41:50,760
‫- چون صد درصد بهت گفته
‫- دروغ نگفتم. سم تابحال اسمش رو نیاورده

607
00:41:50,840 --> 00:41:51,880
‫بیخیال

608
00:41:51,960 --> 00:41:54,480
‫این‌همه درد دل کردید،
‫باید اسمش اومده باشه

609
00:41:54,560 --> 00:41:57,920
‫اسمش نیومد. من هم اون‌موقع
‫فکر نمی‌کردم سم با کسی در ارتباط بوده باشه

610
00:41:58,000 --> 00:42:00,720
‫اون ده دوازده‌تا پیامکی که
‫دو روز قبلش فرستادی چی؟

611
00:42:01,320 --> 00:42:03,960
‫همونی که گفتی
‫«نمی‌تونیم بحث رو اینجا ول کنیم»

612
00:42:04,040 --> 00:42:05,480
‫«موقعیتت رو درک می‌کنم»
‫و و و...

613
00:42:05,560 --> 00:42:07,720
‫اون شب همگی مست کردیم

614
00:42:08,920 --> 00:42:11,320
‫سم هم از مقاله‌ی آخرش می‌گفت

615
00:42:11,400 --> 00:42:13,880
‫می‌گفت فکر می‌کنه
‫قراره زندگیش رو تغییر بده

616
00:42:14,400 --> 00:42:16,260
‫البته کلوئی هیچ‌وقت از
‫سم خوشش نمی‌اومد،

617
00:42:16,261 --> 00:42:18,121
‫همیشه از پنهان‌کاری‌هاش حرص می‌خورد،

618
00:42:18,200 --> 00:42:20,960
‫یه چیزی تو این مایه‌ها گفت: «خب، خوبه»

619
00:42:21,040 --> 00:42:24,080
‫چون باید یه تغییرات
‫اساسی توی زندگیش می‌داد،

620
00:42:24,160 --> 00:42:26,800
‫وگرنه قطعاً می‌مُرد و منو هم با خودش می‌برد

621
00:42:27,480 --> 00:42:30,640
‫- یه دعوای حسابی کردن و سم رفت
‫- رفت هتل؟

622
00:42:30,720 --> 00:42:32,960
‫همونی که توی پیامک‌هات اشاره کردی

623
00:42:33,040 --> 00:42:35,320
‫«توی هتلی؟
‫اون دختره هنوز اونجاست؟»

624
00:42:35,400 --> 00:42:38,560
‫گمونم منظورت از «دختره» مریت بوده

625
00:42:38,640 --> 00:42:39,720
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

626
00:42:39,800 --> 00:42:42,200
‫چون سم و مریت
‫چندین بار توی هتل همدیگه رو دیدن

627
00:42:42,800 --> 00:42:45,960
‫من هم چند بار بهت گفتم،
‫اصلاً اسمش رو نیاورد

628
00:42:47,520 --> 00:42:49,200
‫اسم هتل رو هم نمی‌دونی لابد؟

629
00:42:49,280 --> 00:42:52,160
‫معلومه که می‌دونم. سر جاده‌ست.
‫اسمش «اسپوی‌این»ـه.

630
00:42:52,920 --> 00:42:54,320
‫- اسپوی‌این؟
‫- آره

631
00:42:54,960 --> 00:42:57,160
‫واقعاً؟ مطمئنی همینجا بوده؟

632
00:42:58,080 --> 00:42:59,240
‫آره، کاملاً مطمئنم

633
00:43:00,080 --> 00:43:02,400
‫زنی هم همراهش نبوده؟

634
00:43:04,440 --> 00:43:05,440
‫من اینو نگفتم

635
00:43:10,040 --> 00:43:13,840
‫«به کلوئی مربوط نیست.
‫اون هنوز اونجاست؟»

636
00:43:13,920 --> 00:43:15,040
‫وای، گندش بزنن

637
00:43:15,800 --> 00:43:18,280
‫فرستادمش بره عذرخواهی کنه

638
00:43:18,360 --> 00:43:19,800
‫کلوئی رفته بود دیدن سم؟

639
00:43:19,880 --> 00:43:21,440
‫- آره
‫- تنهایی؟

640
00:43:21,520 --> 00:43:23,440
‫من اونقدر عصبانی بودم که
‫نمی‌تونستم جایی برم

641
00:43:23,520 --> 00:43:25,320
‫عذرخواهی کرد؟

642
00:43:26,400 --> 00:43:27,720
‫یجورایی

643
00:43:27,800 --> 00:43:29,320
‫دقیقاً چطور؟

644
00:43:30,920 --> 00:43:32,840
‫گفتم که، همگی مست بودیم

645
00:43:35,000 --> 00:43:36,000
‫اوه

646
00:43:37,760 --> 00:43:40,760
‫ولی... مگه نگفتی
‫کلوئی ازش خوشش نمی‌اومد؟

647
00:43:41,280 --> 00:43:43,080
‫گاهی همین راحت‌ترش می‌کنه

648
00:43:43,960 --> 00:43:46,040
‫چرا اینا رو به پلیس نگفتی؟

649
00:43:46,120 --> 00:43:48,280
‫- چون فقط یک بار بوده
‫- مطمئنی؟

650
00:43:48,360 --> 00:43:51,200
‫- من سم هیگ رو نکُشتم
‫- کسی نگفت کُشتی، ولی...

651
00:43:51,720 --> 00:43:53,920
‫- بیخیال، تو سم هیگ رو کُشتی؟
‫- البته که نکُشتم

652
00:43:54,000 --> 00:43:56,200
‫- اون زنت رو بلند کرد
‫- آره، ممنون

653
00:43:57,680 --> 00:44:01,760
‫اون‌موقع خبر نداشتم. فقط نگران بودم
‫چون جواب پیامک‌هام رو نمی‌داد

654
00:44:02,560 --> 00:44:06,880
‫حداقل تا آخرین پیامکی که فرستاد.
‫همونی که گفت میره صخره‌نوردی.

655
00:44:11,400 --> 00:44:14,480
‫اگه دوباره خواستی با
‫خودم یا همسرم حرف بزنی،

656
00:44:15,600 --> 00:44:16,760
‫زنگ بزن وکیل‌مون

657
00:44:19,440 --> 00:44:20,440
‫ممنون

658
00:44:29,840 --> 00:44:31,600
‫صبح بخیر، مریت

659
00:44:31,680 --> 00:44:33,720
‫روز کثافتیـه

660
00:44:34,800 --> 00:44:36,800
‫روز مورد علاقه‌ی من توی ماه

661
00:45:06,880 --> 00:45:08,560
‫بفرما

662
00:45:31,920 --> 00:45:34,080
‫عجله نکن

663
00:45:35,000 --> 00:45:38,680
‫اگه می‌خوای یه ماه دیگه هم توی گند و
‫کثافتِ خودت زندگی کنی، من مشکلی ندارم

664
00:45:38,760 --> 00:45:40,840
‫سلیطه‌ی عوضی

665
00:46:38,000 --> 00:46:58,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

666
00:47:47,600 --> 00:47:49,880
‫اورژانس. چه کمکی از ما بر میاد؟

