﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:05,923 --> 00:00:08,523
‫بلاهایی که سر اون بچه‌ها آورده

3
00:00:09,300 --> 00:00:11,469
‫تا الان دو بار بهشون اعتراف کرده

4
00:00:11,469 --> 00:00:14,139
‫مسئله‌ی دستیار مشاور منم هست

5
00:00:14,139 --> 00:00:15,849
‫یه آدم باجربزه می‌خوایم

6
00:00:15,849 --> 00:00:18,560
‫تا بتونه در برابر
‫اتهامات کانکل سپردارمون بشه

7
00:00:18,560 --> 00:00:20,812
‫درخواست ارجاع موکلم

8
00:00:20,812 --> 00:00:23,815
‫به بخش روان‌درمانی
‫بیمارستان سِرماک رو دارم

9
00:00:23,815 --> 00:00:26,484
‫درخواست ما فقط اینـه که
‫طی جلسات دادگاه

10
00:00:26,484 --> 00:00:28,403
‫ایشون تحت ارزیابی روانی قرار بگیره

11
00:00:29,154 --> 00:00:30,754
‫با درخواست موافقت می‌شه

12
00:00:35,201 --> 00:00:38,621
‫به پلیس‌ها گفتم، شماها هیچ‌کاری نکردین!

13
00:00:38,621 --> 00:00:40,415
‫کجاست؟

14
00:00:40,415 --> 00:00:41,875
‫پسرم کجاست؟

15
00:00:41,875 --> 00:00:44,586
‫والدینشون مفقود شدن
‫پسرها رو گزارش کردن

16
00:00:44,586 --> 00:00:46,296
‫ولی پلیس شیکاگو هیچ‌کاری نکرد

17
00:00:46,296 --> 00:00:47,756
‫سوابق پزشکی و دندون‌پزشکی

18
00:00:47,756 --> 00:00:51,259
‫برای شناسایی مرحوم لازمه

19
00:00:51,259 --> 00:00:55,597
‫بعضی‌هاشون رو از همین‌جا
‫انداختم توی آب

20
00:00:55,597 --> 00:00:57,724
‫همجنس‌باز‌های لعنتی

21
00:00:57,724 --> 00:01:00,101
‫کونی‌ها حقشون بوده

22
00:01:00,101 --> 00:01:01,770
‫اونجوری نبود

23
00:01:01,770 --> 00:01:03,855
‫مثل اون پسرهای دیگه‌ای
‫که میگن نبود

24
00:01:03,855 --> 00:01:05,315
‫اونجوری نبود

25
00:01:05,315 --> 00:01:08,193
‫بهتر... بهتر از چیزی بود که میگن!

26
00:01:17,369 --> 00:01:19,329
‫« در حالی که این سریال بر اساس
‫رویدادهای واقعی ساخته شده »

27
00:01:19,329 --> 00:01:20,641
‫« برخی بخش‌ها برای اهداف
‫نمایشی تغییر داده شده‌اند »

28
00:01:20,641 --> 00:01:21,831
‫« و هیچ شخص یا نهاد
‫حقیقی را به تصویر نمی‌کشند »

29
00:01:52,195 --> 00:01:55,365
‫خودم می‌تونم انجامش بدم. خودم...

30
00:01:55,365 --> 00:01:58,159
‫باید خودم انجامش بدم. ممنون

31
00:01:59,911 --> 00:02:01,511
‫لازم نیست

32
00:02:06,334 --> 00:02:07,934
‫این‌ها عکس‌های اشعه‌ی ایکسش هستن

33
00:02:08,503 --> 00:02:11,840
‫یکیشون عصب‌کشی
‫که اون سال کرد رو نشون میده

34
00:02:13,675 --> 00:02:14,926
‫عفونتش

35
00:02:14,926 --> 00:02:17,012
‫اون یکی برای روکش طلاییه که گذاشت

36
00:02:17,012 --> 00:02:19,681
‫عکس‌های قدیمی‌تر هم دارم، ولی...

37
00:02:19,681 --> 00:02:21,433
‫فکر نکنم بهشون نیازی پیدا کنن

38
00:02:27,480 --> 00:02:29,399
‫قالب‌هایی که از دندون‌هاش گرفتم

39
00:02:30,984 --> 00:02:33,695
‫دو سال پیش مدل‌هایی ازش درست کردم

40
00:02:34,529 --> 00:02:36,698
‫که اگر...

41
00:02:36,698 --> 00:02:38,533
‫خب، بعد از ناپدید شدنش درستش کردم

42
00:02:40,869 --> 00:02:42,469
‫که اگر...

43
00:03:31,419 --> 00:03:34,089
‫نه، نه، نه، نه، نه

44
00:03:34,089 --> 00:03:35,689
‫نه، نه، نه

45
00:03:36,466 --> 00:03:40,261
‫نه. نه. نه، نه، نه

46
00:04:02,617 --> 00:04:06,621
‫با گشتن توی احکام گذشته
‫میشه این پرونده رو بُرد

47
00:04:06,621 --> 00:04:08,498
‫راستش خیلی هیجان‌انگیزه

48
00:04:08,498 --> 00:04:10,098
‫لامصب خسته‌کننده‌ست

49
00:04:11,001 --> 00:04:14,004
‫خیلی‌خب، رک و راست بگو

50
00:04:15,005 --> 00:04:17,424
‫گیسی چه اعترافی پیش پلیس کرده؟

51
00:04:18,842 --> 00:04:21,469
‫به همه‌ش اعتراف کرده
‫تمام قتل‌ها

52
00:04:21,469 --> 00:04:22,762
‫سی و دو تا

53
00:04:22,762 --> 00:04:24,014
‫البته اگر واقعاً این تعداد باشن

54
00:04:24,014 --> 00:04:25,614
‫چرا گذاشتی همچین کاری بکنه؟

55
00:04:26,349 --> 00:04:27,949
‫حالا وایسا باهاش آشنا بشی
‫خودت می‌فهمی

56
00:04:31,146 --> 00:04:32,897
‫یه نسخه از اعترافش رو
‫از پلیس گرفتی؟

57
00:04:32,897 --> 00:04:34,607
‫گیسی امضاش کرده؟

58
00:04:34,607 --> 00:04:36,651
‫نچ. چیزی نیست که بخواد امضا کنه، باب

59
00:04:36,651 --> 00:04:38,945
‫پلیس بهش نگفت بنویسه
‫و ضبطش هم نکردن

60
00:04:38,945 --> 00:04:41,573
‫فقط همینطوری مثل بلبل براشون خوند

61
00:04:41,573 --> 00:04:43,158
‫پلیس دس‌پلینز فقط یادداشت برداشت

62
00:04:43,158 --> 00:04:44,758
‫وایسا ببینم

63
00:04:45,410 --> 00:04:47,871
‫یعنی میگی چیزی جز
‫یه مشت یادداشت ندارن؟

64
00:04:52,625 --> 00:04:54,336
‫پس اصلاً اعترافی نکرده

65
00:04:54,336 --> 00:04:55,837
‫ممکنه هرچی دلشون خواسته نوشته باشن

66
00:04:55,837 --> 00:04:57,130
‫- یا خدا
‫- هیچی...

67
00:04:57,130 --> 00:04:59,049
‫هیچی ندارن که اثبات کنه
‫گیسی حرفی زده

68
00:04:59,049 --> 00:05:00,925
‫بعلاوه، گفتی تحت فشار بوده

69
00:05:00,925 --> 00:05:03,636
‫گفتی قرص می‌خورده
‫خیلی مشروب می‌خورده

70
00:05:03,636 --> 00:05:06,765
‫می‌تونیم بگیم تحت
‫اعمال نفوذ نامناسب بوده

71
00:05:06,765 --> 00:05:09,059
‫فعلاً تنها چیزی که ازش مدرک دارن

72
00:05:09,059 --> 00:05:12,020
‫اینه که گریسی یه قبرستون غیرقانونی داشته

73
00:05:15,190 --> 00:05:16,941
‫خب، درهرحال باید
‫دفاع‌مون رو آماده کنیم

74
00:05:16,941 --> 00:05:18,151
‫بهترین دفاع، دیوونگیه

75
00:05:18,151 --> 00:05:19,527
‫راه دیگه‌ای نیست

76
00:05:19,527 --> 00:05:21,112
‫خب، ببین، خوبیش اینه که

77
00:05:21,112 --> 00:05:22,989
‫نصف روان‌شناس‌های کشور دارن التماس می‌کنن
‫باهاش مصاحبه کنن

78
00:05:22,989 --> 00:05:25,658
‫برای این آدما عین مونا لیزاست

79
00:05:26,368 --> 00:05:28,203
‫دادستانی حق داره
‫با متخصص‌های خودش

80
00:05:28,203 --> 00:05:29,329
‫ارزیابیش کنه

81
00:05:29,329 --> 00:05:31,329
‫ولی به‌نظرم لازم نیست
‫فعلاً نگران این باشیم

82
00:05:33,708 --> 00:05:35,308
‫خب...

83
00:05:36,920 --> 00:05:38,588
‫امکان نداره لامصب

84
00:05:38,588 --> 00:05:40,423
‫روانی نباشه، مگه نه؟

85
00:05:43,677 --> 00:05:47,180
‫گیسی. گ-ی-س-ی

86
00:05:47,180 --> 00:05:51,476
‫هیچ گزارشی از حکمش، حبسش

87
00:05:51,476 --> 00:05:53,687
‫و آزادیش از زندان ایالتی آناموسا ندارین؟

88
00:05:53,687 --> 00:05:54,854
‫آره. ممنون

89
00:05:54,854 --> 00:05:57,482
‫هرچه زودتر برام فکسش کن. ممنون

90
00:06:04,072 --> 00:06:05,657
‫ممنون که وقت گذاشتی، فرانک

91
00:06:05,657 --> 00:06:08,493
‫خواهش می‌کنم. ریاستت توی
‫دایره‌ی جنایی عجب شروعی داشته

92
00:06:08,493 --> 00:06:11,413
‫اسمشو... اسمشو گذاشتن "جنایت قرن"

93
00:06:12,789 --> 00:06:16,209
‫- آره. آره. خب، خودت می‌دونی چه وضعیه
‫- آره، می‌دونم

94
00:06:16,209 --> 00:06:17,585
‫خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟

95
00:06:17,585 --> 00:06:21,089
‫طی تحقیقات‌مون لیست حقوق
‫شرکت گیسی رو پیدا کردیم

96
00:06:21,089 --> 00:06:23,216
‫و این جناب کارآگاه تووار

97
00:06:23,216 --> 00:06:25,927
‫داره در مورد یک‌سری
‫از کارکنان توی اون لیست تحقیق می‌کنه

98
00:06:25,927 --> 00:06:29,597
‫حدوداً همون زمان گزارش ناپدید شدن بعضی‌هاشون

99
00:06:29,597 --> 00:06:30,807
‫به بخش شما داده شده بوده

100
00:06:30,807 --> 00:06:32,892
‫می‌خوایم بفهمیم چه اطلاعاتی

101
00:06:32,892 --> 00:06:37,814
‫از گیسی داشتین
‫و پلیس شیکاگو کی از اون اطلاعات باخبر شده

102
00:06:38,440 --> 00:06:40,775
‫به‌نظرم میشه با قطعیت گفت
‫که ما هیچی نمی‌دونستیم، جـو

103
00:06:40,775 --> 00:06:42,652
‫وگرنه مداخله می‌کردیم

104
00:06:42,652 --> 00:06:46,573
‫ببخشیدا، ولی شما گند زدین

105
00:06:48,074 --> 00:06:51,202
‫خودت اینو می‌دونی
‫ما هم می‌دونیم. بیاین...

106
00:06:51,202 --> 00:06:53,705
‫بیاین رک و راست حرف بزنیم
‫پای ما هم گیره

107
00:06:53,705 --> 00:06:55,915
‫نمی‌خوایم هیچ تقصیری رو
‫بندازیم گردن پلیس شیکاگو...

108
00:06:55,915 --> 00:06:57,417
‫از ظاهرش که اینطور به‌نظر میاد

109
00:06:57,417 --> 00:06:59,169
‫به ما هم بگو بفهمیم چطور ممکنه

110
00:06:59,169 --> 00:07:02,714
‫مردی که به جرم
‫تجاوز به یه پسربچه محکوم شده بوده

111
00:07:02,714 --> 00:07:05,133
‫آزادی مشروط گرفته و اومده شیکاگو

112
00:07:05,133 --> 00:07:07,177
‫بعد کارکنان پسر نوجوونش

113
00:07:07,177 --> 00:07:09,012
‫دونه دونه ناپدید شدن

114
00:07:09,012 --> 00:07:11,139
‫و هیچکس توی اداره‌ی شما
‫در مورد طرف تحقیق نکرده؟

115
00:07:11,806 --> 00:07:14,059
‫هیچکس با افسرهای ما تماس نگرفته
‫و بهمون خبر نداده

116
00:07:14,059 --> 00:07:16,019
‫که شاید یکی از ساکنین منطقه‌ی ما
‫داره به بچه‌ها صدمه می‌زنه؟

117
00:07:16,019 --> 00:07:19,814
‫خانواده‌ها یه توضیحی می‌خوان

118
00:07:20,607 --> 00:07:22,275
‫و حرف ما اینه که

119
00:07:22,275 --> 00:07:25,028
‫اگر کمکمون کنین
‫توضیحاتی برای این موارد پیدا کنیم

120
00:07:25,570 --> 00:07:28,198
‫کاملاً حاضریم سپر بلای شما بشیم

121
00:07:30,533 --> 00:07:31,993
‫خودتون که می‌دونین

122
00:07:31,993 --> 00:07:34,746
‫تمام بچه‌های مفقود شده رو
‫قتل حساب نمی‌کنیم، مگه نه؟

123
00:07:34,746 --> 00:07:36,915
‫بخصوص نوجوون‌ها

124
00:07:36,915 --> 00:07:41,836
‫پارسال توی شیکاگو، 19 هزار بچه
‫مفقود شدن و 18 هزار بچه برگشتن

125
00:07:41,836 --> 00:07:44,339
‫یکم خودشونو خالی می‌کنن
‫و برمی‌گردن خونه

126
00:07:44,339 --> 00:07:45,882
‫بجز اون هزار نفری که برنگشتن

127
00:07:45,882 --> 00:07:49,052
‫پسر خانواده‌ی سیک رو درک می‌کنم
‫هیچ ارتباط مستقیمی بین اون و گیسی نیست

128
00:07:50,178 --> 00:07:51,930
‫ولی پدر بات‌کوویچ

129
00:07:51,930 --> 00:07:54,015
‫و والدین زیردست مفقود شده‌ی
‫دیگه‌ی گیسی هم هستن...

130
00:07:54,015 --> 00:07:55,684
‫آره. گرگ گادزیک

131
00:07:55,684 --> 00:07:56,851
‫آره، در موردش تحقیق کردیم

132
00:07:56,851 --> 00:07:58,561
‫جفت خانواده‌ها

133
00:07:58,561 --> 00:08:01,021
‫جفت‌ خانواده‌ها دارن میگن

134
00:08:01,021 --> 00:08:04,067
‫که مدام به پلیس شیکاگو زنگ زدن

135
00:08:04,067 --> 00:08:05,193
‫و اسم گیسی رو آوردن

136
00:08:05,193 --> 00:08:07,904
‫آره، خودم... خودم گزارش‌ها رو خوندم، جو

137
00:08:09,698 --> 00:08:11,825
‫یه سر به گیسی زدیم، آره
‫در موردش تحقیق کردیم

138
00:08:11,825 --> 00:08:12,742
‫گاهی اوقات

139
00:08:12,742 --> 00:08:15,370
‫ولی اینا بچه نبودن

140
00:08:15,370 --> 00:08:17,038
‫نوجوون بودن

141
00:08:17,038 --> 00:08:18,998
‫و تا جایی که می‌دونستیم
‫هیچ اتفاق خشونت‌آمیزی نیفتاده بود

142
00:08:18,998 --> 00:08:21,334
‫نه اثری از جنایت بود

143
00:08:21,334 --> 00:08:23,044
‫- نه دلیلی داشت که...
‫- بهمون گفتن...

144
00:08:23,044 --> 00:08:25,046
‫بخوایم سوابق گیسی رو درخواست کنیم

145
00:08:25,046 --> 00:08:27,841
‫هر دو خانواده بهمون گفتن
‫که به پلیس شیکاگو تاکید کردن

146
00:08:27,841 --> 00:08:29,634
‫که گیسی ارتباطی با این قضایا داشته

147
00:08:30,385 --> 00:08:32,053
‫هیچکس به فکرش نرسید
‫دو شخص مفقود شده

148
00:08:32,053 --> 00:08:34,097
‫که با یک نفر ارتباط داشتن مشکوکه؟

149
00:08:34,097 --> 00:08:36,099
‫همینطوری گفتین اتفاقی بوده؟

150
00:08:39,602 --> 00:08:42,105
‫اینجا دس‌پلینز نیست، شیکاگوئه

151
00:08:42,105 --> 00:08:43,898
‫لامصب پهناوره

152
00:08:43,898 --> 00:08:47,777
‫بات‌کوویچ مال کلانتری حوزه‌ی 6 بود
‫شمال شهر

153
00:08:48,236 --> 00:08:51,239
‫خانواده‌ی گادزیک توی حوزه‌ی پنجم بودن
‫شمال‌غربی شهر

154
00:08:51,239 --> 00:08:55,785
‫پس مارکو بات‌کوویچ بابت پسرش
‫ زنگ زده به کلانتری حوزه 6

155
00:08:55,785 --> 00:08:58,288
‫و خانواده‌ی گادزیک بابت پسرشون
‫زنگ زدن کلانتری حوزه‌ی 5

156
00:08:58,288 --> 00:09:00,915
‫آره. توی هر دو گزارش
‫به مردی به اسم گیسی اشاره کردن

157
00:09:00,915 --> 00:09:02,751
‫ولی دو تا افسر متفاوت

158
00:09:02,751 --> 00:09:06,171
‫از دو بخش متفاوت
‫ از کجا باید اینو می‌دونستن؟

159
00:09:06,171 --> 00:09:08,673
‫وقتی توی بخش جرایم اخلاقی بودم
‫تمام اطلاعات‌مون رو به هم می‌گفتیم

160
00:09:08,673 --> 00:09:11,885
‫جرایم اخلاقی؟ آره
‫برای همین اینقدر عوضی هستی

161
00:09:11,885 --> 00:09:14,012
‫هر افسر یاغی و احمقی
‫که دستور حالیشون نمیشه رو

162
00:09:14,012 --> 00:09:15,612
‫می‌فرستیم بخش جرایم اخلاقی

163
00:09:17,932 --> 00:09:19,225
‫می‌دونی، بخشی از رئیس بودن

164
00:09:19,225 --> 00:09:21,102
‫اینه که بتونی زیردست‌هاتو کنترل کنی، جو

165
00:09:27,817 --> 00:09:30,028
‫احتمالاً ده‌ها جسد رو دستم مونده

166
00:09:30,028 --> 00:09:31,780
‫که باید شناسایی بشن

167
00:09:33,114 --> 00:09:34,783
‫و هیچ راه دیگه‌ای برام نمونده

168
00:09:35,408 --> 00:09:38,953
‫اگر پرونده‌ی تمام بچه‌های مفقود شده‌ای
‫که با قربانی‌های گیسی مطابقت دارن رو بدی

169
00:09:38,953 --> 00:09:40,330
‫خیلی بهم کمک می‌کنه

170
00:09:40,330 --> 00:09:43,041
‫بعلاوه تمام اطلاعاتی که از خود گیسی داری

171
00:09:43,041 --> 00:09:44,793
‫خب، اینجا یه سیستم داریم

172
00:09:44,793 --> 00:09:46,795
‫یه عالمه کاغذبازی داره
‫خیلی وقت می‌بره

173
00:09:46,795 --> 00:09:48,713
‫هفته‌ها، ماه‌ها...

174
00:09:48,713 --> 00:09:50,215
‫سیستم‌تون رو درک می‌کنم

175
00:09:50,215 --> 00:09:53,843
‫نمی‌دونم ارزشی داره یا نه
‫ ولی اگر این‌کارو بکنی مدیونتم

176
00:09:53,843 --> 00:09:55,929
‫پرونده‌ی تمام بچه‌های مفقود شده‌

177
00:09:55,929 --> 00:09:58,139
‫از 1970 تا الان رو بفرستیم دس‌پلینز

178
00:09:58,139 --> 00:09:59,739
‫باشه چشم، حتماً

179
00:10:01,309 --> 00:10:06,648
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫اکثر اون بچه‌ها فقط مشکل‌دارن

180
00:10:31,214 --> 00:10:32,733
‫کجا دارین میرین؟

181
00:10:35,218 --> 00:10:37,137
‫می‌خواین ما رو برسونین؟

182
00:10:39,178 --> 00:10:40,556
‫بپرین بالا

183
00:10:41,691 --> 00:10:46,020
‫« بیلی کیندرد، شیکاگو، سال 1977 »

184
00:11:10,503 --> 00:11:12,380
‫نمی‌خواین اسکیت کرایه کنین؟

185
00:11:12,380 --> 00:11:13,548
‫باهامون بیاین؟

186
00:11:13,548 --> 00:11:15,258
‫پول کافی نداریم

187
00:11:17,052 --> 00:11:18,652
‫اسمت "بیلی"ـه، آره؟

188
00:11:20,221 --> 00:11:22,182
‫توام یه ماشین باکلاس داری؟

189
00:11:22,182 --> 00:11:24,434
‫خب... نه

190
00:11:25,560 --> 00:11:28,063
‫چطور پول داری
‫باک ماشینت رو پر از بنزین کنی

191
00:11:28,063 --> 00:11:29,397
‫ولی پول نداری اسکیت‌بازی کنی؟

192
00:11:29,397 --> 00:11:31,107
‫شاید برای همین
‫پول اسکیت‌بازی ندارم، عزیزم

193
00:11:31,107 --> 00:11:32,901
‫این به فکرت نرسیده؟

194
00:11:32,901 --> 00:11:34,861
‫ببخشید، دنی زبونش خیلی تیزه

195
00:11:34,861 --> 00:11:36,461
‫و فکر می‌کنه یه استعداده

196
00:11:42,327 --> 00:11:43,927
‫استعداد تو چیه؟

197
00:11:44,454 --> 00:11:47,165
‫فرار کردن از دست پلیس‌ها

198
00:11:50,043 --> 00:11:51,643
‫میشه منم باهات بیام؟

199
00:11:53,546 --> 00:11:55,146
‫لطفاً؟

200
00:11:58,134 --> 00:11:59,302
‫اهل شیکاگویی؟

201
00:11:59,302 --> 00:12:01,971
‫آره. ولی، خانواده‌م...

202
00:12:01,971 --> 00:12:03,264
‫یه مدت برای زندگی رفتیم جای دیگه

203
00:12:03,264 --> 00:12:06,101
‫ولی دلم برای شهر تنگ شد برای همین برگشتم

204
00:12:08,186 --> 00:12:10,063
‫دوستت چی می‌گفت؟

205
00:12:10,063 --> 00:12:11,663
‫در مورد تو و پلیس؟

206
00:12:12,065 --> 00:12:14,234
‫می‌خواد آبروم رو ببره

207
00:12:16,152 --> 00:12:17,846
‫اون ماشین رو از کی دزدیدین؟

208
00:12:24,119 --> 00:12:26,246
‫اگر بهت بگم
‫باهام میای شام؟

209
00:12:36,131 --> 00:12:38,008
‫خوشحالم بهمون ملحق شدی

210
00:12:38,550 --> 00:12:41,302
‫چه سبیل خفنی داری

211
00:12:41,302 --> 00:12:42,470
‫کار خاصی باهاش می‌کنی؟

212
00:12:42,470 --> 00:12:44,305
‫چیزی بهش می‌زنی
‫که اینقدر پرپشته؟

213
00:12:45,140 --> 00:12:46,975
‫فقط آب و صابون

214
00:12:46,975 --> 00:12:48,935
‫عه، خوش به حالت

215
00:12:48,935 --> 00:12:50,562
‫خیلی‌خب. اومد

216
00:12:51,479 --> 00:12:54,983
‫روان‌شناس‌های برجسته و باهوش زیادی

217
00:12:54,983 --> 00:12:56,443
‫می‌خواستن ببیننت، جان

218
00:12:56,443 --> 00:12:58,653
‫حتی بابتش به در و دیوار زدن

219
00:12:58,653 --> 00:13:02,490
‫دکتر دبورا هیلی
‫ بهترین روان‌شناس کالیفرنیاست

220
00:13:02,490 --> 00:13:04,993
‫فقط برای دیدن تو با پرواز اومده

221
00:13:04,993 --> 00:13:06,593
‫عـه

222
00:13:07,120 --> 00:13:08,720
‫خیلی‌خب

223
00:13:09,164 --> 00:13:10,874
‫برنده‌ی خوش‌شانس تویی

224
00:13:10,874 --> 00:13:12,542
‫بیا جلو، مغزشناس

225
00:13:12,542 --> 00:13:14,142
‫از دیدنت خوشبختم

226
00:13:17,047 --> 00:13:19,215
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم. ولی...

227
00:13:19,215 --> 00:13:21,259
‫قصد که نداری
‫دست از پا خطا کنی، مگه نه؟

228
00:13:21,259 --> 00:13:25,221
‫همیشه از موطلایی‌ها خوشم میومده

229
00:13:25,221 --> 00:13:27,182
‫گمونم این یعنی نه

230
00:13:35,565 --> 00:13:37,165
‫اینم از این

231
00:13:41,154 --> 00:13:42,530
‫حالا بهتر شد

232
00:13:42,530 --> 00:13:44,074
‫قبل از اینکه من و باب بریم

233
00:13:44,074 --> 00:13:47,160
‫می‌خوایم مطمئن بشیم می‌دونی
‫که دادستانی

234
00:13:47,160 --> 00:13:50,580
‫از این ارزیابی استفاده می‌کنه، باشه؟

235
00:13:50,580 --> 00:13:54,501
‫هرچی بگی ثبت میشه

236
00:13:54,501 --> 00:13:55,960
‫باشه، باشه، باشه

237
00:13:55,960 --> 00:13:57,560
‫خوشحال میشم با هرکسی بود صحبت کنم

238
00:13:57,962 --> 00:14:00,590
‫تا داستان روشن بشه، می‌دونی؟

239
00:14:00,590 --> 00:14:02,425
‫که مقصر واقعی مشخص بشه

240
00:14:05,053 --> 00:14:07,931
‫خیلی‌خب. خوش بگذره

241
00:14:16,731 --> 00:14:18,331
‫خب...

242
00:14:20,360 --> 00:14:22,445
‫می‌خوای چی بدونی؟

243
00:14:29,494 --> 00:14:31,413
‫پس کودکی خوبی داشتی

244
00:14:31,413 --> 00:14:34,499
‫عاشق پدرم بودم
‫اونم عاشق من بود

245
00:14:34,499 --> 00:14:36,584
‫فقط تفکرش سنتی بود

246
00:14:36,584 --> 00:14:39,087
‫مرد سرسختی بود
‫و دیدگاه‌های سختگیرانه‌ای داشت

247
00:14:39,587 --> 00:14:42,048
‫گمونم میشه گفت مقرراتی بود

248
00:14:47,137 --> 00:14:48,737
‫پس یعنی کتکت می‌زده؟

249
00:14:51,599 --> 00:14:53,018
‫بذار اینطوری بگم

250
00:14:53,018 --> 00:14:55,603
‫بابام مشروب دوست داشت
‫مسابقات ورزشی دوست داشت

251
00:14:55,603 --> 00:14:58,064
‫و دوست داشت پسرش
‫مثل یه مرد رفتار کنه

252
00:14:58,064 --> 00:15:01,484
‫ولی من دوست داشتم باغبونی کنم
‫و با مامانم آشپزی کنم

253
00:15:01,484 --> 00:15:04,195
‫مریض‌احوال بودم
‫زور نداشتم توپ پرت کنم

254
00:15:04,738 --> 00:15:07,240
‫و چیزهایی که دوست داشتم...

255
00:15:12,203 --> 00:15:14,789
‫دوست داری شرت‌های زنونه بپوشی؟

256
00:15:14,789 --> 00:15:17,292
‫شاید لذت می‌بردی
‫که مثل یه زن لباس بپوشی؟

257
00:15:19,292 --> 00:15:20,628
‫نه بابا

258
00:15:20,628 --> 00:15:22,130
‫وای خدا، نه

259
00:15:22,130 --> 00:15:23,631
‫فقط حسشو دوست داشتم

260
00:15:23,631 --> 00:15:25,467
‫بخاطر نرم و لطیف بودن دزدیدمشون

261
00:15:41,691 --> 00:15:45,236
‫دفنشون کردی؟ زیر خونه؟

262
00:15:45,236 --> 00:15:47,739
‫چرا شرت‌ها رو قرض نگرفتی؟

263
00:15:47,739 --> 00:15:49,616
‫بعداً نذاشتی توی کشو؟

264
00:15:49,616 --> 00:15:52,327
‫نمی‌شد بذارمشون سر جاش

265
00:15:53,078 --> 00:15:57,123
‫چون برای سکس شخصی
‫ازشون استفاده کرده بودم

266
00:15:58,291 --> 00:16:01,503
‫"سکس شخصی"؟ منظورت خودارضاییه؟

267
00:16:02,337 --> 00:16:04,089
‫پسرا همینن دیگه

268
00:16:07,258 --> 00:16:10,095
‫دقیقاً گرفتار عقده‌ی ادیپم

269
00:16:11,763 --> 00:16:13,181
‫ای خدا

270
00:16:13,181 --> 00:16:14,432
‫بذار برات توضیح بدم

271
00:16:14,432 --> 00:16:16,685
‫یعنی علاقه‌ی افراطی به مادر

272
00:16:16,685 --> 00:16:19,354
‫رقابت با پدر و غیره و غیره

273
00:16:19,354 --> 00:16:20,522
‫تمام اینا رو می‌دونم

274
00:16:20,522 --> 00:16:22,107
‫چون یه عالمه کتاب
‫در مورد روان‌شناسی خوندم

275
00:16:22,107 --> 00:16:23,707
‫اگر خواستی می‌تونم
‫چند تا بهت معرفی کنم

276
00:16:24,484 --> 00:16:26,361
‫خیلی لطف داری

277
00:16:26,820 --> 00:16:30,407
‫اگر داره بهت ضدحال می‌زنه
‫می‌تونم تظاهر کنم باکره‌م

278
00:16:30,407 --> 00:16:32,492
‫تا حس کنی داری
‫باکرگی مغزم رو ازم می‌گیری؟

279
00:16:32,492 --> 00:16:34,369
‫نیازی به تظاهر نیست

280
00:16:34,369 --> 00:16:37,706
‫حرف زدن با همچین آدم
‫کاربلند و باسوادی خیلی خوبه

281
00:16:40,083 --> 00:16:41,334
‫جان، یه سوال

282
00:16:41,334 --> 00:16:44,254
‫وقتی مادرت مچت رو گرفت، تنبیه شدی؟

283
00:16:46,381 --> 00:16:47,757
‫آره

284
00:16:47,757 --> 00:16:48,842
‫و بابام همیشه سعی کرد

285
00:16:48,842 --> 00:16:50,635
‫با کتک زدن سوسول بودنمو از بین ببره

286
00:16:51,344 --> 00:16:54,889
‫ولی بزرگ شدم. ازش خسته شدم

287
00:16:54,889 --> 00:16:56,725
‫که همیشه باید باهاش سروکله می‌زدم

288
00:16:56,725 --> 00:16:59,436
‫وقتی مشروب می‌خورد
‫زمین تا آسمون فرق می‌کرد

289
00:16:59,436 --> 00:17:03,773
‫و یه شب، منو کوبید زمین

290
00:17:04,733 --> 00:17:06,234
‫مست بود

291
00:17:06,234 --> 00:17:08,236
‫داشت بهم فحش می‌داد و کتکم می‌زد

292
00:17:08,236 --> 00:17:09,821
‫ولی تونستم بیام روش

293
00:17:09,821 --> 00:17:12,699
‫و اونو به زمین میخکوب کنم، خب؟

294
00:17:12,699 --> 00:17:14,034
‫و داشت سرم داد می‌کشید

295
00:17:14,034 --> 00:17:17,370
‫می‌گفت "منو بزن!
‫منو بزن! یالا، منو بزن!"

296
00:17:17,370 --> 00:17:19,622
‫بهم می‌گفت بزدل
‫"منو بزن، بزدل!"

297
00:17:19,622 --> 00:17:21,222
‫زدیش؟

298
00:17:25,503 --> 00:17:27,255
‫فقط گرفتمش

299
00:17:27,255 --> 00:17:29,382
‫همون‌جا رو زمین نگهش داشتم

300
00:17:35,388 --> 00:17:37,140
‫بهش گفتم "دوستت دارم"

301
00:17:39,934 --> 00:17:42,103
‫"نمی‌زنمت. دوستت دارم"

302
00:17:48,401 --> 00:17:50,111
‫همون شب از خونه رفتم

303
00:17:51,154 --> 00:17:54,282
‫با خودم گفتم اگر برم
‫و تو زندگی به جایی برسم

304
00:17:54,282 --> 00:17:55,492
‫بعدش بر‌می‌گردم

305
00:17:55,492 --> 00:17:57,619
‫و اون یه دلیل پیدا می‌کنه
‫که بهم افتخار کنه

306
00:17:58,870 --> 00:18:00,914
‫خودمو رسوندم به شهر گناه
‫(لاس‌وگاس)

307
00:18:00,914 --> 00:18:02,624
‫به‌نظر خیلی خفن میومد

308
00:18:02,624 --> 00:18:04,668
‫برنامه‌ت چی بود؟

309
00:18:04,668 --> 00:18:06,378
‫برنامه‌ای نداشتم

310
00:18:06,836 --> 00:18:09,631
‫نه. فقط دنبال کار گشتم

311
00:18:09,631 --> 00:18:12,467
‫و خیلی سخت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم

312
00:18:12,467 --> 00:18:15,720
‫رفتم سراغ بانک‌ها
‫مدرسه‌ها، کازینوها

313
00:18:15,720 --> 00:18:17,889
‫هیچکس استخدامم نمی‌کرد
‫چون زیر سن قانونی بودم

314
00:18:17,889 --> 00:18:19,307
‫نزدیک بود ول کنم و برگردم

315
00:18:19,307 --> 00:18:22,560
‫و برم خونه، ولی بعد یه معجزه اتفاق افتاد

316
00:18:24,229 --> 00:18:26,064
‫داشتن دنبال یه نظافتچی می‌گشتن

317
00:18:26,064 --> 00:18:28,608
‫رفتم دیدن "بن"، متصدی کفن و دفن

318
00:18:28,608 --> 00:18:30,652
‫اول خیلی دودل بنظر میومد

319
00:18:30,652 --> 00:18:32,362
‫ولی بهش گفتم دیپلم

320
00:18:32,362 --> 00:18:33,947
‫مهم‌ترین چیز تو زندگی نیست

321
00:18:33,947 --> 00:18:36,449
‫گاهی اوقات مهم‌ترین چیز
‫شور و اشتیاق و انگیزه‌

322
00:18:36,449 --> 00:18:37,701
‫و خوش‌برخوردیه

323
00:18:37,701 --> 00:18:39,828
‫نیاز به یه دیپلم باکلاس نداشتم

324
00:18:39,828 --> 00:18:42,247
‫به‌جاش مهارت‌های اجتماعی داشتم

325
00:18:42,247 --> 00:18:44,624
‫و اونم متوجه شد
‫همون لحظه استخدامم کرد

326
00:18:44,624 --> 00:18:46,292
‫به عنوان نظافتچی و نگهبان شب

327
00:18:47,794 --> 00:18:49,713
‫آره، یه نوجوون بودم
‫که داشتم پیشرفت می‌کردم

328
00:18:49,713 --> 00:18:52,465
‫خیلی خیلی هیجان‌زده بودم

329
00:19:00,223 --> 00:19:01,683
‫حتی یه تخت سفری هم بهم داد

330
00:19:01,683 --> 00:19:03,852
‫گذاشت همون‌جایی
‫که اجساد رو آماده می‌کرد بخوابم

331
00:19:05,687 --> 00:19:06,938
‫بهم باور داشت

332
00:19:06,938 --> 00:19:08,481
‫می‌دونست سخت‌کوشم

333
00:19:08,481 --> 00:19:10,692
‫شب‌کار بودم، از 7 تا 7

334
00:19:11,443 --> 00:19:12,861
‫علاوه بر اون

335
00:19:12,861 --> 00:19:16,865
‫فرصت پیدا کردم با تماشای کارش
‫یه چیزایی یاد بگیرم

336
00:20:02,410 --> 00:20:04,010
‫جان؟

337
00:20:05,455 --> 00:20:07,055
‫جان؟

338
00:20:08,291 --> 00:20:09,891
‫جان؟

339
00:20:12,045 --> 00:20:13,755
‫همه‌چی مرتبه؟

340
00:20:17,592 --> 00:20:21,680
‫آره. آره، یاد یه خاطره‌ی خوب افتادم

341
00:20:31,182 --> 00:20:32,607
‫« سال 1977 »

342
00:20:32,607 --> 00:20:34,859
‫- مال پدربزرگم بوده
‫- عه، چه قشنگ

343
00:20:34,859 --> 00:20:37,696
‫می‌خوای بدزدیش؟

344
00:20:39,072 --> 00:20:41,074
‫به قیافه‌ت نمی‌خوره دزد باشی

345
00:20:41,074 --> 00:20:42,283
‫خیلی‌خب

346
00:20:42,283 --> 00:20:44,661
‫مگه... مگه دزد چه شکلیه؟

347
00:20:45,995 --> 00:20:49,958
‫خوش‌لباسی، و مودبی

348
00:20:49,958 --> 00:20:51,584
‫خب، این... صحیح، خیلی‌خب

349
00:20:51,584 --> 00:20:53,336
‫ممنون

350
00:20:53,336 --> 00:20:55,088
‫بخاطر مامانمه، همیشه...

351
00:20:55,088 --> 00:20:59,384
‫بهم می‌گفت به ظاهرم برسم

352
00:20:59,843 --> 00:21:01,886
‫بهم یاد داده چطوری اتو بزنم
‫چطوری خط اتو بندازم

353
00:21:01,886 --> 00:21:04,514
‫همم، الان کجاست؟

354
00:21:04,514 --> 00:21:07,350
‫با برادر خواهرهام توی اوهایو زندگی می‌کنه

355
00:21:08,018 --> 00:21:09,769
‫چند تا بچه‌این؟

356
00:21:10,478 --> 00:21:12,355
‫پنج تا

357
00:21:12,355 --> 00:21:14,858
‫و من بزرگ‌ترینم، پس...

358
00:21:14,858 --> 00:21:16,985
‫می‌دونی، یجورایی میشه گفت
‫خودم بزرگشون کردم

359
00:21:16,985 --> 00:21:19,779
‫مامانم همیشه مشغول کار بود

360
00:21:20,363 --> 00:21:22,824
‫برای همین... هر روز بعد از مدرسه

361
00:21:22,824 --> 00:21:24,534
‫باهاشون تنها بودم
‫و اون زمان کوچیک بودن، می‌دونی؟

362
00:21:24,534 --> 00:21:25,994
‫برای همین همیشه
‫از سر و کولم بالا می‌رفتن

363
00:21:25,994 --> 00:21:27,495
‫و ازم چیزای مختلف می‌خواستن

364
00:21:27,495 --> 00:21:30,999
‫چیزایی مثل اسباب‌بازی
‫و شیرینی و چیپس و اینا

365
00:21:30,999 --> 00:21:34,169
‫و من عذاب وجدان می‌گرفتم
‫چون هیچ پولی نداشتم

366
00:21:34,169 --> 00:21:38,089
‫برای همین شروع کردم به دزدیدنِ
‫چیزایی که ازم می‌خواستن

367
00:21:39,924 --> 00:21:42,344
‫متوجه شدم خیلی راحته
‫خیلی ماهر بودم

368
00:21:44,888 --> 00:21:46,890
‫هیچوقت نگران نمیشی
‫ممکنه گیر بیفتی؟

369
00:21:48,391 --> 00:21:50,060
‫آره، چند باری گیر افتادم

370
00:21:51,770 --> 00:21:54,147
‫مامانم هیچوقت برام وثیقه نمی‌ذاره

371
00:21:54,147 --> 00:21:55,982
‫ولی آدم ازش درس می‌گیره

372
00:21:55,982 --> 00:21:58,777
‫می‌فهمی دفعه‌ی بعد
‫باید چیکار کنی که گیر نیفتی

373
00:21:59,194 --> 00:22:02,822
‫مهم اینه که آخرشب برگردی خونه

374
00:22:06,451 --> 00:22:08,828
‫حس می‌کنم خیلی تجربه داری

375
00:22:10,622 --> 00:22:12,207
‫خب، تو دختری

376
00:22:12,207 --> 00:22:15,710
‫آدم که دختر باشه
‫همه بهش کمک می‌کنن

377
00:22:15,710 --> 00:22:17,545
‫تا اوضاعت درست بشه

378
00:22:18,046 --> 00:22:21,174
‫اگر توی دردسر بیفتی
‫مردم بهترین حالت رو تصور می‌کنن

379
00:22:21,174 --> 00:22:24,928
‫اگر پسر باشی
‫بدترین چیز رو تصور می‌کنن

380
00:22:26,096 --> 00:22:29,599
‫بهت میگن مرد باش
‫یجوری حلش کن

381
00:22:31,935 --> 00:22:33,812
‫تابحال این شکلی بهش نگاه نکرده بودم

382
00:22:34,896 --> 00:22:37,691
‫اشکال نداره، تونستم زندگیمو سر و سامون بدم

383
00:22:38,900 --> 00:22:42,070
‫یه خونه دارم
‫لباس‌های شیک دارم، می‌تونم شکممو سیر کنم

384
00:22:42,070 --> 00:22:43,822
‫یه دختر خوشگل رو ببرم سر قرار

385
00:22:48,618 --> 00:22:50,218
‫خیلی‌خب‌. آماده‌ای؟

386
00:22:51,955 --> 00:22:53,555
‫برای چی؟

387
00:22:54,082 --> 00:22:55,682
‫وقتشه بزنیم به چاک

388
00:22:58,545 --> 00:23:00,422
‫نـه

389
00:23:00,422 --> 00:23:02,257
‫الان منو می‌بینن لو میریما

390
00:23:02,257 --> 00:23:04,217
‫- یالا، باید بریم
‫- باشه

391
00:23:19,983 --> 00:23:21,568
‫توی شهر جلوی زبونت رو نگرفتی

392
00:23:21,568 --> 00:23:23,168
‫چرا الان ساکتی؟

393
00:23:23,945 --> 00:23:25,071
‫چیزی نیست

394
00:23:25,071 --> 00:23:26,781
‫اینقدر این شکلی نگاهم نکن

395
00:23:30,618 --> 00:23:32,787
‫فقط نمی‌دونستم اینقدر پاچه‌خواری، همین

396
00:23:32,787 --> 00:23:34,387
‫خیلی‌خب

397
00:23:35,707 --> 00:23:38,043
‫پلیس شیکاگو اون بچه‌ها رو نکشته
‫توام نکشتی

398
00:23:38,043 --> 00:23:40,503
‫پس شمشیرتو غلاف کن
‫و از بالای منبر بیا پایین

399
00:23:40,503 --> 00:23:41,838
‫و بین پرونده‌ها بگرد

400
00:23:41,838 --> 00:23:43,631
‫- مرتیکه‌ی حرومی
‫- چرا ازشون دفاع می‌کنی؟

401
00:23:43,631 --> 00:23:45,258
‫اداره‌ی خیلی بزرگیه

402
00:23:45,258 --> 00:23:47,719
‫عمداً این‌کارو نکردن
‫نیت بدی نداشتن

403
00:23:47,719 --> 00:23:49,137
‫فقط از گیسی غافل شدن

404
00:23:49,137 --> 00:23:51,181
‫تیمنز خودش گفت، خودت شنیدی

405
00:23:51,598 --> 00:23:53,975
‫بهمون گفت تمام این پرونده‌ها رو می‌گردیم

406
00:23:53,975 --> 00:23:55,602
‫و می‌بینیم تمام این بچه‌ها مشکل‌دارن

407
00:23:55,602 --> 00:23:57,562
‫آره، مشکل‌دارن

408
00:23:57,562 --> 00:24:00,815
‫مواد، فرار از خونه
‫گروه‌های خلاف، بزهکاری

409
00:24:00,815 --> 00:24:02,150
‫- تیمنز درست گفته
‫- دقیقاً

410
00:24:02,150 --> 00:24:04,861
‫- منظور کوفتی منم همینه
‫- بالاخره یه منظور کوفتی تو حرفات شنیدم

411
00:24:04,861 --> 00:24:08,531
‫خیلی‌خب. کلانتری حوزه‌ی 73
‫با کلانتری حوزه‌ی 773

412
00:24:08,531 --> 00:24:10,909
‫در تماس نیست، باشه

413
00:24:10,909 --> 00:24:12,410
‫ولی این چی؟

414
00:24:12,410 --> 00:24:14,662
‫کمابیش چند تا صفحه
‫توی هرکدوم از این پرونده‌هاست؟

415
00:24:16,039 --> 00:24:18,541
‫نمی‌دونم. یکی دو تا

416
00:24:18,541 --> 00:24:20,377
‫منم همینو میگم

417
00:24:20,377 --> 00:24:22,504
‫هیچ کوفتی توی پرونده‌ها نیست

418
00:24:23,129 --> 00:24:28,009
‫دو صفحه. دو صفحه. سه صفحه

419
00:24:29,010 --> 00:24:32,681
‫اکثر اینا فقط گزارش‌های مفقودی اولیه‌ست

420
00:24:32,681 --> 00:24:33,890
‫نه با کسی صحبت کردن

421
00:24:33,890 --> 00:24:35,141
‫نه با کسی تماس گرفتن

422
00:24:35,141 --> 00:24:36,184
‫که مفقودی رو اعلام کرده

423
00:24:36,184 --> 00:24:37,352
‫پلیس شیکاگو پیگیری نکرده

424
00:24:37,352 --> 00:24:39,145
‫این؟

425
00:24:39,145 --> 00:24:41,564
‫واقعاً باید به هیچ‌جات نباشه

426
00:24:41,564 --> 00:24:43,164
‫که فقط یه صفحه بذاری تو پرونده

427
00:24:45,902 --> 00:24:47,654
‫ولی متوجه نیستی

428
00:24:47,654 --> 00:24:49,114
‫و تقصیر خودت نیست که متوجه نیستی

429
00:24:49,114 --> 00:24:51,366
‫با بدترین جنبه‌های این پرونده برخورد نداری

430
00:24:51,366 --> 00:24:53,159
‫مارکو بات‌کوویچ

431
00:24:53,159 --> 00:24:55,620
‫تو صورت تو تف نکرده، خب؟

432
00:24:55,620 --> 00:24:57,038
‫داری قضیه رو شخصی می‌کنی

433
00:24:57,038 --> 00:24:58,638
‫خب، معلومه که می‌کنم

434
00:24:59,708 --> 00:25:01,308
‫و این تقصیر من نیست

435
00:25:02,085 --> 00:25:04,045
‫ببخشید

436
00:25:04,045 --> 00:25:05,046
‫چیه؟

437
00:25:05,046 --> 00:25:06,172
‫جسدی که شناسایی کردیم؟

438
00:25:06,172 --> 00:25:09,050
‫گادزیک؟ مامانش اومده

439
00:25:09,050 --> 00:25:11,720
‫می‌خواد با یه نفر صحبت کنه

440
00:25:12,721 --> 00:25:15,598
‫سوابق دندون‌پزشکی و قالب دندون بچه‌شو آورده

441
00:25:17,350 --> 00:25:19,269
‫می‌تونم خودم برم

442
00:25:19,269 --> 00:25:22,814
‫نه، وظیفه‌ی تو نیست

443
00:26:06,900 --> 00:26:10,820
‫خب، وقتی برگشتی خونه، خانواده‌ت...؟

444
00:26:16,326 --> 00:26:18,244
‫یه لحظه ببخشید

445
00:26:24,334 --> 00:26:28,129
‫ببخشید، مطمئنم یه خودکار دیگه داشتم

446
00:26:33,009 --> 00:26:35,011
‫آره. وگاس

447
00:26:35,512 --> 00:26:38,765
‫وقتی برگشتی خونه
‫خانواده‌ت چه واکنشی نشون دادن؟

448
00:26:40,350 --> 00:26:42,018
‫روی میز بهم ریخته‌ست

449
00:26:46,856 --> 00:26:49,442
‫اذیتت می‌کنه؟

450
00:26:49,442 --> 00:26:52,362
‫سوال بهتر اینه که
‫تو چرا اذیت نمیشی؟

451
00:26:53,780 --> 00:26:55,281
‫اگر پاکیزگی نشانه‌ی ایمانه

452
00:26:55,281 --> 00:26:57,242
‫پس تو عملاً کافری، مگه نه؟

453
00:27:02,997 --> 00:27:04,874
‫نمی‌خوای جمع‌شون کنی؟

454
00:27:06,084 --> 00:27:07,684
‫جمع‌شون کن

455
00:27:10,338 --> 00:27:11,938
‫جمع‌شون کن!

456
00:27:35,155 --> 00:27:36,755
‫کتت رو هم بردار

457
00:27:48,376 --> 00:27:50,337
‫مامان منو بخشید

458
00:27:50,337 --> 00:27:54,090
‫و بابام حس می‌کرد وقتشه
‫برم سر خونه زندگی خودم و یه زن پیدا کنم

459
00:27:54,090 --> 00:27:55,690
‫و درست هم می‌گفت

460
00:27:56,259 --> 00:27:58,845
‫می‌خواستم بهش نشون بدم
‫که خودم تنهایی

461
00:27:58,845 --> 00:28:00,263
‫ از پس خودم برمیام

462
00:28:00,263 --> 00:28:02,974
‫توی یه مغازه‌ی لباس‌های مردونه
‫همون نزدیکیا یه شغل پیدا کردم

463
00:28:02,974 --> 00:28:04,574
‫توی اسپرینگ‌فیلد

464
00:28:05,018 --> 00:28:07,354
‫و اونجا با اولین همسرم آشنا شدم

465
00:28:11,710 --> 00:28:13,710
‫سلام پهلوون

466
00:28:18,406 --> 00:28:21,159
‫با مارلین حس خیلی خوب و گرمی داشتم

467
00:28:21,785 --> 00:28:24,621
‫همیشه دلم می‌خواست پدر
‫و یه مرد خانواده بشم

468
00:28:24,621 --> 00:28:26,221
‫و بالاخره شدم

469
00:28:32,087 --> 00:28:33,338
‫عاشق بچه‌ها بودم

470
00:28:33,338 --> 00:28:35,131
‫دور بودن ازشون سخت بود

471
00:28:35,131 --> 00:28:37,967
‫زیاد پیش میومد از پیششون بری؟

472
00:28:37,967 --> 00:28:41,221
‫خب، پدرخانمم مدیریت
‫ رستوران‌هاش رو به من سپرد

473
00:28:42,138 --> 00:28:45,183
‫پس مشخصه ازت خوشش میومده
‫و برات احترام قائل بوده

474
00:28:45,183 --> 00:28:47,310
‫نه، فکر نکنم

475
00:28:47,310 --> 00:28:49,854
‫فکر کنم فقط می‌خواست
‫دخترکوچولوش خوشبخت بشه

476
00:28:50,480 --> 00:28:53,316
‫راضی کردن پدرخانمت سخت بود؟

477
00:28:53,316 --> 00:28:56,861
‫پرتوقع بود. به این راحتیا ازم راضی نمی‌شد

478
00:28:57,445 --> 00:29:00,407
‫پس عملاً یه پدر دیگه پیدا کرده بودی

479
00:29:00,407 --> 00:29:02,283
‫که نمی‌تونستی راضیش کنی؟

480
00:29:02,283 --> 00:29:04,452
‫نه، نه

481
00:29:04,452 --> 00:29:06,538
‫نه، پدرخانمم بهم سخت می‌گرفت

482
00:29:06,538 --> 00:29:08,138
‫ولی...

483
00:29:10,500 --> 00:29:12,100
‫عجب

484
00:29:12,877 --> 00:29:14,477
‫خیلی کارت درسته

485
00:29:17,048 --> 00:29:19,217
‫خب، هر رابطه‌ای که باهاش داشتم

486
00:29:19,217 --> 00:29:20,817
‫توی رابطه‌م با بابام بهم کمک کرد

487
00:29:22,512 --> 00:29:24,681
‫چون مامانم بهش گفت
‫چقدر وضعم خوبه

488
00:29:24,681 --> 00:29:27,225
‫و خودش اومد با چشمای خودش ببینه

489
00:29:35,000 --> 00:29:42,000


490
00:29:50,165 --> 00:29:52,625
‫اون روز بهم افتخار می‌کرد

491
00:29:52,625 --> 00:29:54,669
‫مطمئنم افتخار می‌کرده

492
00:29:54,669 --> 00:29:56,254
‫چون خودش بهم گفت

493
00:29:56,254 --> 00:29:58,423
‫نشسته بودیم کنار هم
‫و داشتیم یه سبد مرغ می‌خوردیم

494
00:29:58,423 --> 00:30:00,425
‫و مستقیم تو چشمام نگاه کرد

495
00:30:00,425 --> 00:30:03,511
‫و گفت "در موردت اشتباه می‌کردم، جان"

496
00:30:03,511 --> 00:30:05,347
‫"زن خوب، بچه‌های خوب، شغل خوب"

497
00:30:05,347 --> 00:30:09,267
‫"تونستی موفق بشی". به همین راحتی

498
00:30:11,686 --> 00:30:13,396
‫"تونستی موفق بشی"

499
00:30:15,732 --> 00:30:17,817
‫داشتم تو ابرها سیر می‌کردم

500
00:30:17,817 --> 00:30:20,528
‫حدوداً همون موقع بود
‫که با اتاق بازرگانی جوانان آشنا شدم

501
00:30:27,118 --> 00:30:28,286
‫همون باشگاه اجتماعی؟

502
00:30:28,286 --> 00:30:31,414
‫باشگاه اجتماعی؟
‫ اتاق بازرگانی جوانان تو کار سیاسته

503
00:30:31,414 --> 00:30:34,751
‫مردهای جوون می‌تونن از طریقش
‫با افراد حرفه‌ای مختلفی آشنا بشن

504
00:30:34,751 --> 00:30:37,087
‫اونجا با آدمای مهم آشنا میشی

505
00:30:37,087 --> 00:30:38,963
‫و با همدیگه مراسم‌های خیریه برگزار می‌کنین

506
00:30:38,963 --> 00:30:40,590
‫عاشق سیاستی

507
00:30:40,590 --> 00:30:42,425
‫سیاست هدفش قدرت داشتنه

508
00:30:42,425 --> 00:30:44,427
‫قدرت به رضایت بستگی داره

509
00:30:44,427 --> 00:30:45,637
‫این جمله مال

510
00:30:45,637 --> 00:30:48,223
‫"جریان‌های اصلی در اندیشه‌ی سیاسی مدرن"ـه

511
00:30:48,932 --> 00:30:52,560
‫خیلیا نمی‌دونن سیاست عملاً همینه

512
00:30:52,560 --> 00:30:55,772
‫حس مهم بودن
‫و مورد اعتماد مردم بودن

513
00:30:55,772 --> 00:30:57,607
‫و از قدرت داشتن خوشت میاد

514
00:30:58,650 --> 00:31:00,250
‫مگه تو خوشت نمیاد؟

515
00:31:03,279 --> 00:31:04,879
‫اینجا نشستی

516
00:31:05,365 --> 00:31:07,617
‫واسه خودت یادداشت برمی‌داری

517
00:31:10,036 --> 00:31:12,163
‫و بدون اینکه منو بشناسی
‫قضاوتم می‌کنی؟

518
00:31:15,750 --> 00:31:18,545
‫تو یه مقطع، رئیس بخش ما

519
00:31:18,545 --> 00:31:21,172
‫شخصاً ازم برای جذب
‫اعضای جدید کمک خواست

520
00:31:21,172 --> 00:31:22,772
‫اینقدر بهم اعتماد داشتن

521
00:31:23,550 --> 00:31:27,345
‫بعد از یه مدت
‫این فکر به ذهنم رسید که برای جلب توجه مردم

522
00:31:27,345 --> 00:31:29,264
‫ بعد از جلسات‌مون فیلم پخش کنم

523
00:31:49,284 --> 00:31:50,827
‫ایول!

524
00:31:50,827 --> 00:31:51,828
‫همینه!

525
00:31:51,828 --> 00:31:54,164
‫اوف!

526
00:31:55,707 --> 00:31:57,584
‫تعداد اعضا سه برابر شد

527
00:32:00,795 --> 00:32:02,339
‫فیلم‌های استگ دوست داری؟
‫(فیلم پورن غیرقانونی)

528
00:32:02,339 --> 00:32:04,090
‫تابحال ندیدم

529
00:32:04,090 --> 00:32:05,800
‫یا خدا

530
00:32:05,800 --> 00:32:07,400
‫واقعاً؟

531
00:32:08,178 --> 00:32:10,138
‫خیلی‌خب. آره جون خودت

532
00:32:10,138 --> 00:32:12,182
‫پیش غازی و معلق‌بازی؟

533
00:32:15,769 --> 00:32:19,356
‫بگذریم، همه قبول داشتن
‫که ضرری نداره

534
00:32:19,356 --> 00:32:21,191
‫و کم‌کم بالا گرفت

535
00:32:21,191 --> 00:32:23,818
‫و حرف مبادله‌ی همسرها پیش کشیده شد

536
00:32:23,818 --> 00:32:25,695
‫حتی مارلین رو هم راضی کردم

537
00:32:25,695 --> 00:32:27,280
‫و یهویی

538
00:32:27,280 --> 00:32:29,324
‫می‌تونستم با هرکی می‌خوام بخوابم

539
00:32:29,866 --> 00:32:31,701
‫حتی زن‌های مردهای دیگه

540
00:32:31,701 --> 00:32:34,371
‫اونقدر قدرتمند بودم

541
00:32:34,371 --> 00:32:37,332
‫بعلاوه، توی منطقه‌مون اعتبار داشتم

542
00:32:37,332 --> 00:32:39,376
‫برای همین گفتم

543
00:32:39,376 --> 00:32:41,628
‫برای ریاست اتاق بازرگانی
‫ جوانان واترلو نامزد بشم

544
00:32:45,507 --> 00:32:47,801
‫و همون‌ موقع با دان وورهیز آشنا شدم

545
00:32:48,343 --> 00:32:50,345
‫از سیاستمدارهای محلی بود

546
00:32:50,345 --> 00:32:53,056
‫پیشنهاد داد مدیر کارزار انتخاباتیم بشه

547
00:33:01,815 --> 00:33:04,317
‫با خودش و پسرش آشنا شدم

548
00:33:19,874 --> 00:33:22,377
‫یه روز داشتم رانندگی می‌کردم، خب؟

549
00:33:22,377 --> 00:33:23,586
‫همینطوری می‌رفتم

550
00:33:23,586 --> 00:33:26,423
‫و دیدم پسرش دان جونیور
‫کنار جاده منتظر ماشینه

551
00:33:26,423 --> 00:33:28,174
‫منم سوارش کردم

552
00:33:28,174 --> 00:33:30,135
‫اون روز که سوارش کردم

553
00:33:30,635 --> 00:33:34,264
‫احتمالاً بزرگ‌ترین اشتباه عمرم بود

554
00:33:34,264 --> 00:33:36,891
‫اون‌موقع مارلین رفته بود
‫خارج شهر دیدن مادرش

555
00:33:36,891 --> 00:33:41,521
‫و پدرش مرد خوبی بود
‫البته من اینطور فکر می‌کردم

556
00:33:41,521 --> 00:33:44,107
‫برای همین فرض کردم
‫پسرش هم بچه‌ی خوبیه

557
00:33:46,317 --> 00:33:48,278
‫احمق و خنگ بودم

558
00:33:52,574 --> 00:33:54,492
‫بابام همیشه اینو بهم می‌گفت

559
00:33:54,492 --> 00:33:56,703
‫که نباید اینقدر احمق و خنگ باشم

560
00:33:56,703 --> 00:33:59,247
‫"اینقدر احمق و خنگ نباش، جان وین"

561
00:34:00,832 --> 00:34:02,432
‫باید به حرفش گوش می‌کردم

562
00:34:33,782 --> 00:34:35,742
‫آخه اینقدر ساده‌لوحم

563
00:34:36,159 --> 00:34:39,662
‫تقصیر خودمه، زیادی زود اعتماد می‌کنم

564
00:34:39,662 --> 00:34:42,874
‫فکر می‌کنی پسره
‫از ذات خوب تو سوءاستفاده کرد؟

565
00:34:42,874 --> 00:34:44,918
‫پسره زندگیمو نابود کرد

566
00:34:44,918 --> 00:34:48,004
‫درست همون‌موقع که اوضاعم با خانواده‌م
‫و بابام داشت عالی پیش می‌رفت

567
00:34:48,004 --> 00:34:51,383
‫اونم برای چی؟
‫هم اون دلش می‌خواست هم من

568
00:34:51,383 --> 00:34:53,968
‫یعنی میگی پسره رضایت داشت؟

569
00:34:53,968 --> 00:34:56,346
‫- معلومه که داشت
‫- نوجوون بود

570
00:34:56,346 --> 00:34:57,946
‫تو یه مرد بالغ بودی

571
00:34:58,682 --> 00:35:01,810
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟ متوجه نیستی

572
00:35:01,810 --> 00:35:03,353
‫اصلاً متوجه نیستی

573
00:35:03,353 --> 00:35:04,854
‫من و اون یه توافقی با هم داشتیم

574
00:35:04,854 --> 00:35:06,690
‫من مجبورش نکردم کاری بکنه

575
00:35:06,690 --> 00:35:09,359
‫ازم پول خواست منم بهش دادم

576
00:35:09,359 --> 00:35:11,027
‫بعدش بیشتر پول خواست

577
00:35:11,027 --> 00:35:13,697
‫من گفتم نه، اونم گفت
‫میره به باباش میگه

578
00:35:13,697 --> 00:35:14,739
‫و این‌ کار اخاذیه

579
00:35:14,739 --> 00:35:17,075
‫اخاذیه، همین و بس

580
00:35:17,075 --> 00:35:20,036
‫و اینم یکی از خصلت‌های
‫ همجنس‌باز‌هاست، می‌دونی؟

581
00:35:20,036 --> 00:35:22,580
‫دروغ گفتن، حقه زدن
‫عوض کردن حرفاشون...

582
00:35:22,580 --> 00:35:24,666
‫یه لحظه میگن مشکلی نیست
‫بعدش میگن اشکال داره

583
00:35:24,666 --> 00:35:27,335
‫یا پولی که گرفتن دیگه کافی نیست
‫همه‌شون دروغگوان

584
00:35:27,335 --> 00:35:30,255
‫با نفرت خاصی از همجنس‌بازها حرف می‌زنی

585
00:35:30,255 --> 00:35:31,965
‫ازشون متنفری، چرا؟

586
00:35:31,965 --> 00:35:33,466
‫ضعیفن

587
00:35:33,466 --> 00:35:36,553
‫حس می‌کنی همجنس‌گرای متفاوتی هستی؟

588
00:35:39,723 --> 00:35:42,225
‫اصلاً به حرفام گوش نکردی؟

589
00:35:42,851 --> 00:35:44,686
‫من همجنس‌گرا نیستم

590
00:35:44,686 --> 00:35:47,856
‫ببخشید، آخه داری میگی
‫چشمت دنبال مردهاست

591
00:35:47,856 --> 00:35:49,274
‫من همجنس‌باز نیستم لعنتی

592
00:35:49,274 --> 00:35:51,735
‫ولی پول خرج می‌کنی
‫که باهاشون سکس کنی

593
00:35:51,735 --> 00:35:54,571
‫ای خدا! دیگه مسخره‌شو درآوردی!

594
00:35:55,572 --> 00:35:57,240
‫اصلاً گوش نمیدی

595
00:35:57,782 --> 00:35:59,784
‫وقتی به هیچکدوم از حرفام گوش نمیدی

596
00:35:59,784 --> 00:36:02,454
‫چطور می‌خوای بفهمی توی ذهنم چی می‌گذره؟

597
00:36:02,454 --> 00:36:04,205
حواست جمع نیست

598
00:36:04,205 --> 00:36:05,582
‫در موردش به سم میگم

599
00:36:05,582 --> 00:36:06,958
‫ناسلامتی زنی

600
00:36:06,958 --> 00:36:08,460
‫اصلاً نمی‌فهمی

601
00:36:08,460 --> 00:36:10,253
‫ارضا شدن برای یه مرد چقدر پیچیده‌ست

602
00:36:10,962 --> 00:36:13,757
‫باید یه روان‌شناس پسر بیارن
‫یه روانشناس مرد بیارن

603
00:36:13,757 --> 00:36:15,925
‫معذرت می‌خوام. اشتباه ‌کردم

604
00:36:16,468 --> 00:36:18,636
‫اشتباه کردم که فرض کردم همجنس‌گرایی

605
00:36:18,636 --> 00:36:21,681
‫همچین... همچین حرفی بهم نزدی

606
00:36:28,730 --> 00:36:30,330
‫عصبانی نیستم

607
00:36:31,983 --> 00:36:33,860
‫از دستت عصبانی نیستم، دب

608
00:36:33,860 --> 00:36:35,653
‫ببخشید یه‌خرده قاطی کردم

609
00:36:36,321 --> 00:36:37,614
‫دارم سعی می‌کنم
‫بهت بگم، ولی...

610
00:36:37,614 --> 00:36:39,449
‫انگار درک نمی‌کنی

611
00:36:40,825 --> 00:36:42,077
‫و همه دارن اینو اشتباه برداشت می‌کنن

612
00:36:42,077 --> 00:36:43,620
‫همه دارن برداشت اشتباهی
‫ از من پیدا می‌کنن

613
00:36:43,620 --> 00:36:45,663
‫- حتماً کلافه‌کننده‌ست
‫- آره

614
00:36:45,663 --> 00:36:47,374
‫و مسئله اینه که...

615
00:36:47,374 --> 00:36:49,668
‫من اون هیولایی نیستم
‫که توی روزنامه‌ها ازم ساختن

616
00:36:49,668 --> 00:36:51,628
‫اصلاً حقیقت نداره

617
00:36:51,628 --> 00:36:54,631
‫من کسیم که ازش سوءاستفاده شده

618
00:36:54,631 --> 00:36:57,801
‫و تمام وکلا و پلیس‌ها
‫متوجه همین نکته نمیشن

619
00:36:57,801 --> 00:37:01,763
‫همه گیر دادن به این تصور

620
00:37:01,763 --> 00:37:04,015
‫که با به اصلاح خودشون
‫"قربانی‌ها" روبه‌رو بودم

621
00:37:04,015 --> 00:37:06,393
‫جوری که انگار بچه مثبتی چیزی بودن

622
00:37:06,393 --> 00:37:08,019
‫همه‌ش روی اونا تمرکز کردن

623
00:37:08,019 --> 00:37:09,562
‫ولی چه بلایی سر تو اومده؟

624
00:37:09,562 --> 00:37:13,066
‫دقیقاً. دقیقاً

625
00:37:13,650 --> 00:37:15,360
‫و اینو نمی‌فهمم که

626
00:37:15,360 --> 00:37:17,779
‫چرا تو اولین کسی هستی
‫که این سوالو ازم می‌پرسی، دب؟

627
00:37:19,989 --> 00:37:23,660
‫"اوه، اوه، لطفاً به آقای گیسی کمک نکنین"

628
00:37:23,660 --> 00:37:26,788
‫"داشته واسم می‌خورده و می‌مالیده
‫و بهم تعرض می‌کرده"

629
00:37:28,998 --> 00:37:31,084
‫اون دادگاه مسخره‌بازی بود

630
00:37:31,084 --> 00:37:33,420
‫می‌دونستی وقتی گزارش صدور حکم

631
00:37:33,420 --> 00:37:35,088
‫از بیمارستان ایالتی آیووا اومد

632
00:37:35,088 --> 00:37:37,757
‫پیشنهاد کردن آزادی مشروط بگیرم؟

633
00:37:38,758 --> 00:37:40,135
‫آزادی مشروط

634
00:37:40,135 --> 00:37:42,345
‫اصلاً قرار نبود برم زندان

635
00:37:42,804 --> 00:37:45,015
‫بعد 10 سال برام بریدن

636
00:37:47,559 --> 00:37:49,519
‫می‌دونی...

637
00:37:49,519 --> 00:37:52,105
‫فکر کنم بابام اصلاً تعجب نکرد

638
00:37:53,690 --> 00:37:55,567
‫انگار انتظار همچین چیزی رو داشت

639
00:37:58,028 --> 00:38:00,947
‫گفت حالا باید دو برابر تلاش کنه

640
00:38:01,656 --> 00:38:04,075
تا این لکه‌ی ننگ رو
از اسم و آبروش پاک کنه

641
00:38:09,456 --> 00:38:11,056
‫لکه‌ی ننگش من بودم

642
00:38:24,846 --> 00:38:26,848
‫چه عجب تشریف آوردی

643
00:38:28,016 --> 00:38:29,434
‫خیلی‌خب. بیاین بریم

644
00:38:29,434 --> 00:38:31,394
‫بیاین از آخرین ساعات روشنایی
‫نهایت استفاده رو ببریم

645
00:38:32,479 --> 00:38:34,079
‫منم کمک می‌کنم

646
00:38:41,988 --> 00:38:45,033
‫مسخره نکردم. منم باشم
‫از هر بهونه‌ای استفاده می‌کنم که نیام اینجا

647
00:38:46,993 --> 00:38:49,913
‫آره، باورت بشه یا نه
‫ترجیح می‌دادم اینجا باشم

648
00:38:49,913 --> 00:38:51,373
‫آره، روز خیلی راحتی بود

649
00:38:51,373 --> 00:38:52,916
‫یکی از بچه‌ها هنوز کفش پاش بود

650
00:38:52,916 --> 00:38:54,959
‫برای همین استخون‌هاش پخش نشده بود

651
00:39:03,009 --> 00:39:04,609
‫کریسمست چطور بود؟

652
00:39:07,889 --> 00:39:10,100
‫دو تا همبرگر گرفتم

653
00:39:10,600 --> 00:39:12,268
‫یکم مست کردم

654
00:39:13,603 --> 00:39:15,355
‫یه عالمه بیهوش شدم

655
00:39:15,355 --> 00:39:17,023
‫تو چی؟

656
00:39:21,152 --> 00:39:23,029
‫چندان وضعم خوب نبود

657
00:39:24,906 --> 00:39:26,506
‫واقعاً؟

658
00:39:28,451 --> 00:39:30,453
‫چندان نمی‌تونستم حرف بزنم

659
00:39:32,330 --> 00:39:34,082
‫و همه‌شون متوجه شدن

660
00:39:40,422 --> 00:39:43,174
‫وقتی بچه بودم، فقط می‌خواستم پلیس بشم

661
00:39:43,174 --> 00:39:45,969
‫و آدم بدا رو بگیرم، می‌دونی؟
‫مثل توی فیلم‌ها

662
00:39:48,054 --> 00:39:51,141
‫آره، نتیجه‌ش چطور بوده؟

663
00:39:51,599 --> 00:39:54,561
‫دارم از کف زمین جسد می‌کشم بیرون

664
00:39:59,149 --> 00:40:00,984
‫پس خیلی عالیه، ها؟

665
00:40:04,487 --> 00:40:07,991
‫آره. خیلی عالیه

666
00:40:32,640 --> 00:40:34,184
‫می‌تونم تصور کنم زندان

667
00:40:34,184 --> 00:40:37,395
‫تجربه‌ی خیلی تکون‌دهنده‌ای برات بوده

668
00:40:37,395 --> 00:40:40,065
‫با توجه به اینکه تابحال
‫مشکل قانونی پیدا نکرده بودی

669
00:40:41,232 --> 00:40:43,151
‫وحشت کرده بودم

670
00:40:43,151 --> 00:40:45,528
‫نگران بودم یکی بهم تجاوز کنه

671
00:40:45,528 --> 00:40:48,573
‫ولی تمام تلاشمو کردم
‫که از اون وضع ناجور نهایت استفاده رو ببرم

672
00:40:48,573 --> 00:40:51,034
‫و آبروی ریخته‌ی پدرمو برگردونم

673
00:40:51,576 --> 00:40:56,289
‫بعد از یه مدت، اوضاع خوب شد

674
00:40:56,289 --> 00:40:58,500
‫یه... یه پیرمردی بود

675
00:40:59,376 --> 00:41:01,544
‫که چند سلول با من فاصله داشت

676
00:41:01,544 --> 00:41:03,380
‫نقاش خیلی بااستعدادیه

677
00:41:03,880 --> 00:41:07,967
‫من ازش ماهرترم ولی اونم کارش خوب بود

678
00:41:07,967 --> 00:41:10,136
‫و ازش خواستم نقاشی پدرمو

679
00:41:10,136 --> 00:41:13,098
‫از یه عکسی که با خودم آورده بودم بکشه

680
00:41:13,765 --> 00:41:15,392
‫می‌خواستم بهش هدیه بدم

681
00:41:18,436 --> 00:41:21,398
‫لامصب خیلی طولش داد

682
00:41:21,398 --> 00:41:24,484
‫مجبور شدم هی بهش گوشزد کنم
‫امان از دست این هنرمندای کوفتی

683
00:41:25,402 --> 00:41:27,654
‫سه ماه طول کشید تا تمومش کنه

684
00:41:27,654 --> 00:41:30,365
‫بابام قبل از اینکه نقاشی رو بهش بدم مُرد

685
00:41:31,574 --> 00:41:33,910
‫روز کریسمس سال 69

686
00:41:35,370 --> 00:41:39,374
‫وقتی فهمیدی فوت کرده
‫چه حسی پیدا کردی؟

687
00:41:41,584 --> 00:41:45,505
‫حس کردم کشتمش
‫شرم و آبروریزی اون قضیه کشتش

688
00:41:45,922 --> 00:41:48,508
‫مرگش تاثیر عمیقی روت گذاشت

689
00:41:50,385 --> 00:41:52,095
‫بابام بود

690
00:41:52,554 --> 00:41:54,556
‫چطور باهاش کنار اومدی؟

691
00:41:56,599 --> 00:41:59,102
‫چی؟ مطمئن نیستم

692
00:41:59,102 --> 00:42:03,356
‫خب، زندگی دیگه، مگه نه؟

693
00:42:04,190 --> 00:42:05,790
‫پیش میاد

694
00:42:08,570 --> 00:42:11,573
‫یکم بعد از اون آزادی مشروط بهم دادن

695
00:42:11,573 --> 00:42:13,533
‫زود آزاد شدی
‫خیلی زود آزاد شدی

696
00:42:13,533 --> 00:42:15,285
‫آره، می‌دونستن جام اونجا نیست

697
00:42:15,285 --> 00:42:16,745
‫یه زندانی نمونه بودم

698
00:42:16,745 --> 00:42:19,372
‫مثل الان که تو داری باهام مصاحبه می‌کنی
‫منو تجزیه تحلیل کردن

699
00:42:19,372 --> 00:42:21,374
‫دکترها، هیئت آزادی مشروط

700
00:42:22,167 --> 00:42:24,627
‫دیدن تقریباً به‌طور کامل

701
00:42:24,627 --> 00:42:26,296
‫بازپروری شدم

702
00:42:26,296 --> 00:42:28,298
‫فهمیدن می‌تونم
‫برای جامعه مفید باشم

703
00:42:28,298 --> 00:42:30,550
‫بعد از 18 ماه آزادم کردن

704
00:42:30,967 --> 00:42:35,138
‫و از همین میشه کاملاً منو شناخت

705
00:42:41,644 --> 00:42:43,396
‫ای‌کاش می‌تونستم کاری کنم دوباره

706
00:42:43,396 --> 00:42:44,996
‫بهم افتخار کنه

707
00:42:58,620 --> 00:43:01,122
‫بعد از اون دیگه مارلین یا بچه‌هام رو ندیدم

708
00:43:02,123 --> 00:43:03,833
‫- چرا؟
‫- اونا رو با خودش برد

709
00:43:03,833 --> 00:43:05,752
‫کاری از دستم برنمیومد

710
00:43:05,752 --> 00:43:08,338
‫توی طلاق خیلی رایجه

711
00:43:08,338 --> 00:43:10,465
‫که پدرها یه توافقی می‌کنن

712
00:43:10,465 --> 00:43:14,386
‫قرار می‌ذارن بچه‌هاشون رو
‫توی تعطیلات و این‌ها ببینن

713
00:43:14,386 --> 00:43:17,847
‫حتی زندانی‌ها هم بچه‌هاشون رو می‌بینن

714
00:43:17,847 --> 00:43:20,183
‫مارلین اجازه نداد اونا رو ببینی

715
00:43:20,183 --> 00:43:21,601
‫یا تو نرفتی سراغشون؟

716
00:43:21,601 --> 00:43:23,770
‫خلاصه‌ش اینه که
‫بچه‌ها رو ازم گرفت

717
00:43:23,770 --> 00:43:27,065
‫بخاطر این می‌پرسم
‫چون خیلی به پدر بودن اهمیت می‌دادی

718
00:43:27,691 --> 00:43:28,900
‫متوجه نمیشم

719
00:43:28,900 --> 00:43:31,528
‫برگرد به اون زمان، توی ذهنت

720
00:43:31,528 --> 00:43:34,197
‫که وقتی آزاد شدی چه حسی داشتی

721
00:43:34,197 --> 00:43:36,533
‫بچه‌هات خیلی کوچیک بودن

722
00:43:37,200 --> 00:43:40,120
‫فوقش یک سال و نیم ازشون دور بودی

723
00:43:40,120 --> 00:43:41,705
‫باهاشون تماس نگرفتی. چرا؟

724
00:43:41,705 --> 00:43:43,123
‫دیگه داری حرفای تکراری می‌زنی

725
00:43:43,123 --> 00:43:45,291
‫ته دلت خیالت راحت شده بود
‫که رفته بودن؟

726
00:43:45,291 --> 00:43:46,543
‫خیلی‌خب، در این مورد حرف نمی‌زنیم

727
00:43:46,543 --> 00:43:48,211
‫چون می‌دونستی
‫به پسربچه‌ها تمایل داری

728
00:43:48,211 --> 00:43:49,587
‫حس کردی اینطوری بهتره؟

729
00:43:49,587 --> 00:43:51,381
‫نه، در این مورد حرف نمی‌زنیم

730
00:43:51,881 --> 00:43:53,216
‫من یه مرد خانواده‌دوست بودم

731
00:43:53,216 --> 00:43:54,384
‫ازدواج موفقی داشتم. فقط...

732
00:43:54,384 --> 00:43:55,760
‫نمی‌تونستم بچه‌ها رو نگه دارم

733
00:43:55,760 --> 00:43:57,554
‫باید نزدیک مادرم می‌موندم

734
00:43:57,554 --> 00:43:58,763
‫مادرم

735
00:43:58,763 --> 00:44:00,473
‫توصیه‌ی آزادی مشروط اینو می‌گفت

736
00:44:00,473 --> 00:44:01,516
‫منم همون‌کارو کردم

737
00:44:01,516 --> 00:44:03,226
‫هرکاری بهم گفتن انجام دادم

738
00:44:03,768 --> 00:44:06,396
‫اگر خواستی می‌تونم
‫در اون مورد بهت بگم

739
00:44:06,396 --> 00:44:07,564
‫ولی این بحث رو بذار کنار

740
00:44:07,564 --> 00:44:09,164
‫بس کن

741
00:44:13,403 --> 00:44:15,447
‫همونطور که اعتراف کردی

742
00:44:15,447 --> 00:44:17,240
‫حدوداً همون زمان بود

743
00:44:17,824 --> 00:44:20,410
‫که اولین پسر رو کشتی

744
00:44:20,410 --> 00:44:22,010
‫دفاع از خود بود

745
00:44:22,704 --> 00:44:24,304
‫میشه در موردش برام بگی؟

746
00:44:26,499 --> 00:44:28,752
‫پسر اتوبوس گری‌هاوند

747
00:44:28,752 --> 00:44:30,628
‫به این اسم صداش می‌کنی؟

748
00:44:31,755 --> 00:44:33,840
‫پسره اسمی داشت؟

749
00:44:38,511 --> 00:44:42,557
‫حتماً داشته. مطمئنم داشته

750
00:44:50,523 --> 00:44:52,359
‫خودشیفتگی عمیق

751
00:44:53,151 --> 00:44:56,571
‫اختلال شخصیتی
‫با علائم اختلال وسواسی جبری

752
00:44:56,571 --> 00:44:59,657
‫ضداجتماعی و نیمه‌شیدایی

753
00:44:59,657 --> 00:45:02,577
‫که همه‌شون با الکل و مواد تشدید شدن

754
00:45:02,577 --> 00:45:04,871
‫خودبزرگ‌بینی شدید

755
00:45:04,871 --> 00:45:07,916
‫با احتمال روان‌پریشی خفیف

756
00:45:07,916 --> 00:45:10,877
‫با بروز موقتی اسکیزوفرنی پارانوئید

757
00:45:10,877 --> 00:45:12,796
‫ کشمکش‌های روانی جنسی

758
00:45:12,796 --> 00:45:15,840
‫با حس شدید ضعف مردانگی

759
00:45:15,840 --> 00:45:17,634
‫عدم همدلی نگران‌ کننده

760
00:45:17,634 --> 00:45:19,302
‫مرگ نفس

761
00:45:19,302 --> 00:45:22,514
‫و بروز احساسات به‌شدت خشن و خطرناک

762
00:45:27,936 --> 00:45:32,148
‫خب؟ یعنی دیوونه‌ست دیگه، آره؟

763
00:45:32,816 --> 00:45:34,526
‫تابحال همچین چیزی رو ندیده بودم

764
00:45:35,276 --> 00:45:36,653
‫همچین کسی رو

765
00:45:36,653 --> 00:45:38,321
‫امیدوارم دیگه نبینم

766
00:45:47,497 --> 00:45:49,207
‫بین حرفاش چیزی گفت

767
00:45:49,207 --> 00:45:53,211
‫که توضیح بده دلیل این‌ کارهاش چی بوده؟

768
00:45:53,211 --> 00:45:55,505
‫گفت چرا؟ نه

769
00:45:55,505 --> 00:45:57,841
‫ولی... فکر کنم داشته

770
00:45:57,841 --> 00:46:00,552
‫بخش‌هایی از وجود خودش
‫که ازشون متنفر بوده رو می‌کشته

771
00:46:00,552 --> 00:46:02,512
‫که پدرش ازشون متنفر بوده

772
00:46:02,512 --> 00:46:05,515
‫بخصوص، همجنس‌گراییش

773
00:46:05,515 --> 00:46:07,684
‫باید اثبات کنیم گیسی مشکل روانی داره

774
00:46:07,684 --> 00:46:09,769
‫کنترلش رو از دست میده
‫از خودبی‌خود میشه

775
00:46:09,769 --> 00:46:13,231
‫باعث میشه نفهمه
‫ کاری که داره می‌کنه غیرقانونیه

776
00:46:13,231 --> 00:46:15,525
‫ارزیابیت این رو اثبات می‌کنه؟

777
00:46:17,861 --> 00:46:20,989
‫وقتی توهمات متعددش

778
00:46:20,989 --> 00:46:22,407
‫اختلال‌های روانیش

779
00:46:22,407 --> 00:46:26,578
‫و اینکه تحت فشار، کنترل احساساتش رو
‫کاملاً از دست میده رو در نظر بگیری

780
00:46:27,537 --> 00:46:29,706
‫به‌نظرم کاملاً ممکنه

781
00:46:29,706 --> 00:46:31,332
‫و حاضری همینو شهادت بدی؟

782
00:46:36,880 --> 00:46:38,757
‫پروازم رو انداختم جلوتر

783
00:46:38,757 --> 00:46:40,717
‫- همین امشب برمی‌گردم
‫- خیلیم عالی

784
00:46:40,717 --> 00:46:42,886
‫طبیعتاً یافته‌هام رو ثبت می‌کنم

785
00:46:42,886 --> 00:46:45,680
‫و اگر بهم نیاز داشتین
‫وقتم رو خالی می‌کنم

786
00:46:47,390 --> 00:46:49,225
‫فرودگاه اوهر مشروب‌فروشی داره، مگه نه؟

787
00:46:49,726 --> 00:46:51,644
‫گیت 38

788
00:46:51,644 --> 00:46:53,244
‫عالیه

789
00:46:54,356 --> 00:46:56,232
‫- مراقب خودت باش
‫- همچنین

790
00:47:05,742 --> 00:47:06,868
‫از همین استفاده می‌کنیم

791
00:47:06,868 --> 00:47:09,704
‫تمام مصاحبه‌ها
‫تمام خبرها که توش

792
00:47:09,704 --> 00:47:11,081
‫اسم جان وین گیسی رو بیارن

793
00:47:11,081 --> 00:47:13,583
‫باید کلمه‌ی "روانی" هم توش باشه

794
00:47:13,583 --> 00:47:15,418
‫تاکید می‌کنیم که چقدر بی‌ثباته

795
00:47:15,418 --> 00:47:17,629
‫جان گیسی، نماد دیوانگی

796
00:47:17,629 --> 00:47:19,255
‫همینطوری برنده میشیم

797
00:47:24,135 --> 00:47:27,597
‫اگر برنده شدیم، واقعاً بُرد حساب میشه؟

798
00:47:57,002 --> 00:47:58,628
‫ببخشید

799
00:48:00,505 --> 00:48:02,424
‫شما الیزابت پیست هستی

800
00:48:03,591 --> 00:48:05,468
‫- بله؟
‫- توی تلویزیون دیدمتون

801
00:48:05,468 --> 00:48:07,068
‫مادر رابرت هستین؟

802
00:48:07,554 --> 00:48:10,056
‫من یوجینا گادزیک هستم

803
00:48:11,349 --> 00:48:12,949
‫مادر گرگ

804
00:48:18,356 --> 00:48:19,956
‫باید...

805
00:48:21,776 --> 00:48:23,445
‫باید می‌دیدمش

806
00:48:24,112 --> 00:48:26,072
‫به‌نظر واقعی نمیاد

807
00:48:26,489 --> 00:48:29,993
‫تمام این مدت، توی اون خونه بوده

808
00:48:30,827 --> 00:48:32,579
‫بیست دقیقه باهام فاصله داشته

809
00:48:33,788 --> 00:48:37,000
‫تک تک روزهای این دو سال

810
00:48:39,377 --> 00:48:40,977
‫اصلاً با عقلت جور درمیاد؟

811
00:48:44,591 --> 00:48:46,468
‫چند روز پیش رفتم کنار رودخونه

812
00:48:47,761 --> 00:48:49,804
‫دنبال راب گشتم

813
00:48:50,764 --> 00:48:52,807
‫اونجا...

814
00:48:55,143 --> 00:48:57,979
‫انداختش توی رودخونه

815
00:49:00,690 --> 00:49:03,068
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم راب رو پیدا می‌کنم

816
00:49:04,527 --> 00:49:07,113
‫ولی یخ‌زده بود

817
00:49:08,782 --> 00:49:11,701
‫برای پیدا کردن پسرم
‫باید تا بهار صبر کنم

818
00:49:15,038 --> 00:49:18,375
‫همچین... چطوری یه آدم...

819
00:49:19,042 --> 00:49:21,586
‫اون مرد عجب شیطان‌‌صفتیه

820
00:49:24,881 --> 00:49:27,092
‫باهاش صحبت کردم

821
00:49:27,092 --> 00:49:28,760
‫با گیسی؟

822
00:49:28,760 --> 00:49:30,553
‫التماسش کردم کمک کنه

823
00:49:31,054 --> 00:49:33,765
‫اون زمان رئیس گرگ بود

824
00:49:36,142 --> 00:49:38,895
‫زنگ زدم ازش بپرسم
‫پسرم رو دیده یا نه

825
00:49:40,063 --> 00:49:41,981
‫و گفت گرگ چند روز بعد از اینکه

826
00:49:41,981 --> 00:49:43,191
‫مفقود شدنش رو گزارش کردم

827
00:49:43,191 --> 00:49:46,236
‫روی دستگاه پیغام‌گیرش یه پیام گذاشته

828
00:49:46,236 --> 00:49:48,405
‫و اینکه احتمالاً حالش خوبه

829
00:49:50,240 --> 00:49:52,992
‫وقتی ازش خواستم پیام رو برام پخش کنه

830
00:49:55,954 --> 00:49:57,872
‫گفت پاکش کرده

831
00:49:59,582 --> 00:50:01,543
‫- عجب کار...
‫- بی‌رحمانه‌ای

832
00:50:11,678 --> 00:50:13,056
‫من و شوهرم

833
00:50:13,056 --> 00:50:17,183
‫بارها به پلیس شیکاگو زنگ زدیم

834
00:50:17,183 --> 00:50:18,852
‫مدام بهم می‌گفت
‫بهشون اعتماد کنم

835
00:50:21,688 --> 00:50:24,941
‫ولی اونا مثل من تلاش نمی‌کردن

836
00:50:24,941 --> 00:50:27,485
‫با تمام خونه‌های نیمه‌راهی

837
00:50:28,111 --> 00:50:31,197
‫و تمام گروه‌هایی که با فراری‌ها
‫سر و کار داشتن صحبت کردم

838
00:50:31,865 --> 00:50:34,993
‫حتی یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم
‫که کار پلیس رو انجام بده

839
00:50:39,873 --> 00:50:42,125
‫تنها کاری که برامون کردن

840
00:50:42,125 --> 00:50:45,627
‫این بود که استخون‌های گرگ رو
‫توی یه کیسه بهمون دادن

841
00:50:47,797 --> 00:50:49,632
‫و عذرخواهی کردن

842
00:51:31,549 --> 00:51:33,149
‫دوستت دارم

843
00:51:38,181 --> 00:51:39,781
‫بیلی؟

844
00:51:42,018 --> 00:51:44,229
‫اینطوری درست نیست

845
00:51:44,229 --> 00:51:46,731
‫- چی؟
‫- اصلاً درست نیست

846
00:51:47,440 --> 00:51:48,942
‫- چرا؟
‫- آخه من...

847
00:51:48,942 --> 00:51:50,542
‫من...

848
00:51:51,653 --> 00:51:53,905
‫من مثل تو آدم خوبی نیستم

849
00:51:53,905 --> 00:51:55,198
‫چرا، هستی

850
00:51:55,198 --> 00:51:57,909
‫کارهای خیلی وحشتناکی تو زندگیم کردم

851
00:51:57,909 --> 00:51:59,285
‫برام مهم نیست

852
00:51:59,285 --> 00:52:01,204
‫دارم بهت میگم
‫باید برات مهم باشه، خب؟

853
00:52:01,204 --> 00:52:02,804
‫من و دنی، ما...

854
00:52:04,791 --> 00:52:07,627
‫یه بار نزدیک بود یکی رو بکشیم

855
00:52:08,169 --> 00:52:10,130
‫اونم بخاطر تلویزیونش، آخه...

856
00:52:10,839 --> 00:52:12,048
‫بیلی...

857
00:52:12,048 --> 00:52:13,758
‫من مناسب تو نیستم، خب؟

858
00:52:13,758 --> 00:52:14,926
‫و هیچ اشکالی نداره

859
00:52:14,926 --> 00:52:16,136
‫می‌دونی، یه... یه...

860
00:52:16,136 --> 00:52:18,221
‫یه پسر خوبی برات پیدا میشه

861
00:52:18,221 --> 00:52:19,889
‫پسری که... می‌دونی...

862
00:52:19,889 --> 00:52:21,182
‫شغل خوبی داره و...

863
00:52:21,182 --> 00:52:22,892
‫تمام مدت کارهای وحشتناک نمی‌کنه

864
00:52:22,892 --> 00:52:24,394
‫و... و...

865
00:52:24,394 --> 00:52:26,271
‫کسیه که بتونی واقعاً بهش افتخار کنی

866
00:52:27,981 --> 00:52:30,108
‫پس خفه‌خون بگیر و همونطوری باش

867
00:52:31,901 --> 00:52:33,501
‫همچین آدمی باش

868
00:52:34,404 --> 00:52:36,364
‫یه شغل واقعی گیر بیار

869
00:52:36,364 --> 00:52:38,867
‫خریدهای مردم رو بذار توی کیسه
‫برام مهم نیست

870
00:52:39,409 --> 00:52:42,704
‫هرکاری هم باشه
‫همین که تلاشتو بکنی بهت افتخار می‌کنم

871
00:52:47,250 --> 00:52:49,252
‫می‌دونم چجور آدمی هستی

872
00:52:51,171 --> 00:52:52,881
‫مناسبم هستی

873
00:52:54,257 --> 00:52:56,217
‫پس هیچ‌جایی نمیرم

874
00:53:15,737 --> 00:53:17,030
‫الو؟

875
00:53:17,030 --> 00:53:21,451
‫فرمانده. کوزنزک هستم، اداره‌ی دس‌پلینز

876
00:53:21,451 --> 00:53:22,994
‫دیروقته

877
00:53:22,994 --> 00:53:25,121
‫داشتم تحقیق می‌کردم

878
00:53:25,121 --> 00:53:26,623
‫یک سال پیش

879
00:53:26,623 --> 00:53:30,460
‫رابرت دانلی داشته از دانشگاه
‫می‌رفته سمت ایستگاه اتوبوس

880
00:53:30,460 --> 00:53:32,796
‫گیسی می‌زنه کنار
‫تظاهر می‌کنه پلیسه

881
00:53:32,796 --> 00:53:35,965
‫بهش دستبند می‌زنه
‫می‌برتش خونه‌ش

882
00:53:35,965 --> 00:53:39,135
‫بهش تجاوز می‌کنه
‫روش ادرار می‌کنه

883
00:53:39,135 --> 00:53:41,680
‫مجبورش می‌کنه رولت روسی بازی کنه

884
00:53:41,680 --> 00:53:43,264
‫می‌برتش توی وان حموم

885
00:53:43,264 --> 00:53:47,143
‫و بارها و بارها سرشو زیر آب می‌گیره
‫تا اینکه بیهوش میشه

886
00:53:47,143 --> 00:53:50,146
‫- دانلی به گیسی التماس می‌کنه بکشتش
‫- جناب رئیس...

887
00:53:50,146 --> 00:53:52,941
‫دفتر دادستانی حاضر نشد
‫پرونده‌شو پیگیری کنه

888
00:53:55,026 --> 00:53:57,320
‫گفتن همه‌ش بازی‌های همجنس‌گرایانه بوده

889
00:53:58,905 --> 00:54:00,657
‫سه ماه بعد

890
00:54:01,700 --> 00:54:03,785
‫گیسی به جفری ریگنال حمله کرد

891
00:54:04,911 --> 00:54:06,788
‫نتیجه‌ش همون شد

892
00:54:06,788 --> 00:54:10,375
‫این و دو تا کارکنان مفقود شده‌ش

893
00:54:10,375 --> 00:54:12,210
‫که در موردشون صحبت کردیم

894
00:54:13,420 --> 00:54:15,020
‫گندکاری نیست

895
00:54:15,672 --> 00:54:20,051
‫بخاطر عدم اطلاع‌رسانی یا غفلت نیست

896
00:54:23,847 --> 00:54:25,447
‫رسواییه

897
00:54:26,349 --> 00:54:28,018
‫ده روز

898
00:54:28,893 --> 00:54:33,189
‫ما در عرض 10 روز کوفتی
‫گیسی رو تعقیب و دستگیر کردیم

899
00:54:33,189 --> 00:54:35,942
‫پلیس شیکاگو ده سال وقت داشت

900
00:54:35,942 --> 00:54:37,610
‫حرفات تموم شد؟

901
00:54:37,610 --> 00:54:40,113
‫اون پسره، راب پیست؟

902
00:54:40,113 --> 00:54:41,990
‫می‌دونی چرا برای پیدا کردنش

903
00:54:41,990 --> 00:54:43,450
‫به آب و آتیش زدین؟

904
00:54:43,450 --> 00:54:45,035
‫برام سواله

905
00:54:45,035 --> 00:54:46,745
‫اگر اون فراری بود

906
00:54:46,745 --> 00:54:49,622
‫خلافکار بود، همجنس‌گرا بود، معتاد بود چی؟

907
00:54:49,622 --> 00:54:52,208
‫اون‌موقع چند روز طول می‌کشید؟

908
00:55:07,390 --> 00:55:09,517
‫- الو؟
‫- عصبانی نشو

909
00:55:09,517 --> 00:55:11,936
‫چی شده؟ کجایی؟

910
00:55:11,936 --> 00:55:13,146
‫می‌دونم دیر کردم. شرمنده

911
00:55:13,146 --> 00:55:15,565
‫ولی بهترین دلیل دنیا رو دارم

912
00:55:15,565 --> 00:55:19,152
‫فکر کنم یه شغل گیر آوردم
‫یه شغل واقعی

913
00:55:19,152 --> 00:55:21,071
‫- واقعاً؟
‫- آره

914
00:55:21,071 --> 00:55:22,989
‫نامزدت یه شغل گیر آورده

915
00:55:22,989 --> 00:55:26,034
‫خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنم

916
00:55:26,034 --> 00:55:27,410
‫باید جشن بگیریم

917
00:55:27,410 --> 00:55:29,120
‫باید یه سری سند برای طرف امضا کنم

918
00:55:29,120 --> 00:55:31,790
‫ولی خیلی زود میام
‫دوستت دارم

919
00:57:40,460 --> 00:57:45,006
‫خیلی... خیلی خوشگل بودی
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم

920
00:57:59,562 --> 00:58:00,629
‫باهاش صحبت کردم
‫« خانم یوجینا گادزیک »

921
00:58:00,629 --> 00:58:02,065
‫بهش زنگ زدم که ببینم
‫« خانم یوجینا گادزیک »

922
00:58:02,065 --> 00:58:05,735
‫گرگوریم زنگ زده یا نه و اون گفت زنگ زده
‫« خانم یوجینا گادزیک »

923
00:58:05,735 --> 00:58:08,238
‫و گفته قراره بیاد سر کار و...

924
00:58:08,238 --> 00:58:09,572
‫و گفتم "خب، اومد یا نه؟"

925
00:58:09,572 --> 00:58:11,324
‫اون گفت "نه"، و من گفتم

926
00:58:11,324 --> 00:58:12,992
‫"از کجا می‌دونی گرگوری بود؟"

927
00:58:12,992 --> 00:58:15,078
‫گفت چون صداشو روی...

928
00:58:15,078 --> 00:58:17,080
‫دستگاهش ضبط کرده، می‌دونین؟

929
00:58:17,080 --> 00:58:18,498
‫و ازش پرسیدم میشه...

930
00:58:18,498 --> 00:58:20,417
‫برام پخشش کنه

931
00:58:20,417 --> 00:58:22,419
‫گفت نه، پاکش کرده
‫که نفهمم

932
00:58:22,843 --> 00:58:26,843
‫« گرگ گادزیک »

933
00:58:28,167 --> 00:58:31,691
‫« بیلی کیندرد »

934
00:58:32,500 --> 00:58:52,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

