1
00:00:00,105 --> 00:00:02,190
‫سلام.‬
‫این یه پیام برای ال وودز‌ـه.‬

2
00:00:02,274 --> 00:00:04,276
‫تو به مرحله‌ی نهایی‬
‫برنامه‌ی کارآموزی لس‌آنجلس راه پیدا کردی.‬

3
00:00:04,359 --> 00:00:05,736
‫آره، این خیلی مسئله بزرگی‌ـه!‬

4
00:00:05,819 --> 00:00:06,945
‫آنچه در ال گذشت...‬

5
00:00:07,028 --> 00:00:09,406
‫خب، تمام کاری که باید بکنم اینه
‫که یه ویدیویی درست کنم که توش پیشگام باشم.

6
00:00:09,489 --> 00:00:11,366
‫من بهترین جشن بازگشت به خانه‌ی تاریخ رو‬
‫برای سیاتل ترتیب می‌دم،‬

7
00:00:11,450 --> 00:00:12,617
‫و از تمام این جریان مستند می‌سازم.‬

8
00:00:12,701 --> 00:00:14,453
‫چیزی‬ سرگرم‌کننده‌تر
‫و جسورانه‌تر از این به فکرت میرسه؟‬

9
00:00:14,536 --> 00:00:16,788
‫واقعا نمیرسه.‬

10
00:00:16,872 --> 00:00:18,999
‫تو تا حالا هیچ‌وقت این‌جا جشن نگرفتی.‬

11
00:00:19,082 --> 00:00:20,083
‫تا الان.‬

12
00:00:20,167 --> 00:00:21,251
‫این خیلی احمقانه‌ست.‬

13
00:00:21,334 --> 00:00:22,836
‫جشن بازگشت به خانه ایده‌ی بدی نبود.‬

14
00:00:22,919 --> 00:00:25,714
‫شاید فقط شبیه به‬ یه جشن
‫بازگشت به خانه‌ی لس‌آنجلسی نباشه.‬

15
00:00:26,381 --> 00:00:29,050
‫شاید بهتر باشه بذاری کار رو
‫به روش خودشون انجام بدن،‬ نه به روش تو.‬

16
00:00:36,183 --> 00:00:37,851
‫من و مایلز دیشب به هم زدیم.‬

17
00:00:37,934 --> 00:00:39,144
‫وایسا ببینم، چی؟‬

18
00:00:40,687 --> 00:00:43,190
‫بازی بزرگ تموم شده،
‫خوش‌گذرونی ما...‬

19
00:00:43,273 --> 00:00:44,691
‫وای خدای من، مامان.‬

20
00:00:44,775 --> 00:00:46,485
‫این فیلم مستند نیست. این زندگی من‌ـه.‬

21
00:00:46,568 --> 00:00:48,516
‫من نیاز ندارم برای
‫یه ویدیوی احمقانه‬

22
00:00:48,540 --> 00:00:50,655
‫تظاهر کنم که
‫سرگرم‌کننده و جسورم.‬

23
00:00:51,239 --> 00:00:53,700
‫خودم سرگرم‌کننده و جسور هستم.‬

24
00:00:57,537 --> 00:00:59,581
‫هی، هی، شنون رو ندیدی؟‬

25
00:00:59,664 --> 00:01:01,875
‫دیشب مادر شنون تصادف کرده.‬

26
00:01:02,501 --> 00:01:03,794
‫اون فوت کرده.‬

27
00:01:04,500 --> 00:01:14,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

28
00:01:14,971 --> 00:01:16,932
‫وای خدای من.
‫شنون این‌جاست.‬

29
00:01:19,000 --> 00:01:26,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

30
00:01:28,276 --> 00:01:30,904
‫انتظار نداشتم این‌قدر زود برگرده مدرسه.‬

31
00:01:31,488 --> 00:01:33,865
‫احتمالا براش خوبه که‬
‫الان دور و بر دوستاش باشه.‬

32
00:01:34,449 --> 00:01:36,326
‫نمی‌دونم این شامل حال من هم می‌شه یا نه.‬

33
00:01:37,869 --> 00:01:40,580
‫بوسیدن مایلز الان مثل‬
‫یه خیانت حتی بزرگ‌تر به نظر می‌رسه.‬

34
00:01:40,664 --> 00:01:42,707
‫تو که نمی‌تونستی بدونی‬
‫قراره این اتفاق بیفته.‬

35
00:01:42,791 --> 00:01:44,209
‫فقط نمی‌دونم چطور قراره بهش بگم.‬

36
00:01:44,292 --> 00:01:45,710
‫- اوه، عزیزم، قرار نیست بگی.‬
‫- چـ...‬

37
00:01:45,794 --> 00:01:47,712
‫نه. حداقل الان نه.‬

38
00:01:47,796 --> 00:01:50,631
‫اولین بوسه برای خود اون دو نفر
‫به یاد موندنی و مهم‌ـه

39
00:01:50,715 --> 00:01:52,983
‫اما چیزی که شنون داره می‌گذرونه،‬

40
00:01:53,007 --> 00:01:54,681
‫خیلی بزرگ‌تره.‬

41
00:01:55,262 --> 00:01:58,098
‫اون الان دیگه ظرفیت‬
‫شنیدن یه دغدغه‌ی جدید رو نداره.‬

42
00:01:58,181 --> 00:01:59,782
‫حق با توـه.

43
00:01:59,806 --> 00:02:01,643
‫اون فقط به یه دوست نیاز داره.‬

44
00:02:01,726 --> 00:02:03,701
‫و برای اتکا کردن،
‫هیچ کس از ال وودز

45
00:02:03,725 --> 00:02:05,772
‫دوست بهتری نیست.

46
00:02:07,649 --> 00:02:10,068
‫اصلا نمی‌دونم چطور قراره بهش کمک کنم.‬

47
00:02:10,151 --> 00:02:11,695
‫یه راهی پیدا می‌کنی.‬

48
00:02:15,323 --> 00:02:17,993
‫حالا یادت باشه، هر لحظه‬
‫ممکنه‌ هر اتفاقی بیفته.‬

49
00:02:18,076 --> 00:02:19,244
‫هیچکس صاحب فرداش نیست.

50
00:02:19,327 --> 00:02:21,042
‫از احتمال مرگت برای
‫این که بهم عذاب وجدان بدی

51
00:02:21,066 --> 00:02:22,706
‫تا برای خداحافظی
‫بغلت کنم استفاده نکن

52
00:02:22,789 --> 00:02:25,959
‫واقعا می‌خوای این‬ آخرین حرفی
‫باشه که به مادرت زدی؟‬

53
00:02:32,883 --> 00:02:33,967
‫بی‌خیال. دوستت دارم.‬

54
00:02:44,519 --> 00:02:47,272
‫خیلی خوشحالم که اومدی این‌جا.‬

55
00:02:47,355 --> 00:02:48,564
‫من همین‌جام.‬

56
00:02:52,360 --> 00:02:55,030
‫بابت اتفاقی که برای مادرت افتاد
‫خیلی متاسفم.

57
00:02:57,032 --> 00:03:00,911
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

58
00:03:00,994 --> 00:03:03,997
‫♪ من فقط وقتی همه‌چیز
‫پیچیده می‌شه خوشحالم ♪‬

59
00:03:05,081 --> 00:03:07,000
‫♪ و گرچه می‌دونم تو نمی‌تونی ♪‬

60
00:03:07,083 --> 00:03:09,002
‫♪ قدرش رو بدونی ♪‬

61
00:03:09,085 --> 00:03:12,422
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

62
00:03:13,173 --> 00:03:15,050
‫♪ ببارون ♪‬

63
00:03:15,133 --> 00:03:17,677
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

64
00:03:17,761 --> 00:03:21,056
‫-♪ غمت رو سر من ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

65
00:03:21,139 --> 00:03:25,060
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬
‫-♪ غمت رو ببارون ♪‬

66
00:03:25,143 --> 00:03:27,203
‫♪  می‌تونی همدم من باشی ♪

67
00:03:27,228 --> 00:03:29,064
‫♪ تا وقتی که تو ♪

68
00:03:29,147 --> 00:03:31,066
‫♪ برات مهم نباشه ♪‬

69
00:03:33,151 --> 00:03:36,362
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

70
00:03:37,081 --> 00:03:38,890
‫♪  می‌خوای درباره‌ی علاقه وسواسی ♪

71
00:03:38,914 --> 00:03:40,467
‫♪ جدیدم بشنوی؟ ♪

72
00:03:40,492 --> 00:03:42,410
‫♪ من دارم بر فراز ♪‬

73
00:03:42,494 --> 00:03:44,871
‫♪ یه افسردگی عمیق پرواز می‌کنم ♪‬

74
00:03:45,094 --> 00:03:47,854
{\an8}« ال »

75
00:03:44,955 --> 00:03:47,332
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

76
00:03:47,415 --> 00:03:50,877
‫♪ یه ذره غم سر من ببارون ♪‬

77
00:03:50,961 --> 00:03:53,171
‫♪ من فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

78
00:03:53,254 --> 00:03:57,133
‫♪ یه ذره غم سر من ببارون ♪‬

79
00:04:05,016 --> 00:04:06,518
‫صبح‌به‌خیر همگی.‬

80
00:04:06,601 --> 00:04:09,688
‫خب... می‌دونم این کلاس شیمی‌ـه،‬

81
00:04:09,771 --> 00:04:12,065
‫اما از اون‌جایی که این اولین کلاس‌مون

82
00:04:12,148 --> 00:04:15,521
‫بعد از خبر غم‌انگیز
‫درباره‌ی خانم واکره،

83
00:04:15,546 --> 00:04:16,878
‫فکر کردم که

84
00:04:16,903 --> 00:04:19,447
‫نمی‌دونم، می‌تونیم برای یک بار هم
‫که شده علم رو کنار بذاریم‬

85
00:04:19,531 --> 00:04:21,741
‫و درباره‌ی احساسات صحبت کنیم.‬

86
00:04:23,785 --> 00:04:25,036
‫خیلی خب، من شروع می‌کنم.‬

87
00:04:25,120 --> 00:04:27,128
‫اولین تجربه‌ی من
‫از دست‌دادن کسی،‬

88
00:04:27,152 --> 00:04:29,165
‫وقتی بود که مادربزرگم فوت کرد.‬

89
00:04:29,249 --> 00:04:31,144
‫آره، نه سالم بود و
‫کلی از این صدف‌های دریایی رو

90
00:04:31,168 --> 00:04:33,009
‫از «پیوجت ساوند» جمع کرده بودم‬

91
00:04:33,034 --> 00:04:35,505
‫تا به عنوان هدیه‌ی کریسمس بهش بدم،‬
‫اما قبل از این‌که بتونم فوت کرد.‬

92
00:04:37,007 --> 00:04:39,634
‫هنوز اون جعبه‌ی صدف‌ها رو‬
‫به‌صورت کادوشده توی کمد دیواریم دارم.‬

93
00:04:40,218 --> 00:04:42,053
‫اون زن خیلی بی‌رحمی بود،‬

94
00:04:42,137 --> 00:04:44,458
‫اما... با این حال...

95
00:04:44,482 --> 00:04:46,641
‫فامیل بود دیگه، پس...‬

96
00:04:47,267 --> 00:04:49,519
‫اوه، دست‌هاتون رو ببرین بالا،

97
00:04:49,602 --> 00:04:51,353
‫کس دیگه‌ای هست که قبلا تجربه‌ی
‫از دست‌دادن کسی رو داشته باشه؟‬

98
00:04:52,022 --> 00:04:53,023
‫بله، الیسون.‬

99
00:04:53,106 --> 00:04:54,399
‫گربه‌ی خانوادگی‌مون.‬

100
00:04:55,567 --> 00:04:57,068
‫جیکوب.‬

101
00:04:57,152 --> 00:04:59,779
‫ا، «جری گارسیا» هم حسابه؟‬

102
00:04:59,863 --> 00:05:03,074
‫قطعا. بله.‬

103
00:05:04,492 --> 00:05:05,452
‫بله، داستین.‬

104
00:05:06,828 --> 00:05:10,029
‫مادربزرگم. اون...

105
00:05:10,053 --> 00:05:11,958
‫خیلی صادق بود.‬

106
00:05:12,042 --> 00:05:13,835
‫بهترین آدمی که تا حالا دیدم.‬

107
00:05:13,918 --> 00:05:17,213
‫این ویژگی خیلی تحسین‌برانگیزی‌ـه.‬

108
00:05:17,297 --> 00:05:18,631
‫متاسفم.‬

109
00:05:25,096 --> 00:05:27,682
‫اوه. ال، تو چه کسی رو از دست دادی؟‬

110
00:05:27,766 --> 00:05:28,808
‫اوه.‬

111
00:05:29,934 --> 00:05:31,644
‫هیچ‌کس.‬

112
00:05:31,728 --> 00:05:33,938
‫می‌تونم از اجازه خروج از کلاسم استفاده کنم؟

113
00:05:51,790 --> 00:05:53,750
‫«سینکو د مایو».‬

114
00:05:53,833 --> 00:05:55,460
‫«جاز ملایم».‬

115
00:05:55,543 --> 00:05:56,795
‫«مزرعه‌ی کدو تنبل»؟‬

116
00:06:02,383 --> 00:06:03,971
‫قراره مراسم خاک‌سپاری
‫رابین توی دنور باشه،‬

117
00:06:03,995 --> 00:06:05,361
‫جایی که بیشتر خانواده‌ش زندگی می‌کنن،‬

118
00:06:05,386 --> 00:06:07,806
‫اما شنون احساس کرد‬
‫آدم‌های زیادی این‌جا رابین رو دوست داشتن‬

119
00:06:07,889 --> 00:06:09,933
‫و می‌خوان باهاش خداحافظی کنن،
‫ واسه همین هول شدم‬

120
00:06:10,016 --> 00:06:12,018
‫و پیشنهاد دادم که براش
‫یه مراسم یادبود بگیرم.‬

121
00:06:13,770 --> 00:06:15,063
‫«جمعه‌های عروسک‌های سرجنبان».‬

122
00:06:15,146 --> 00:06:17,211
‫و بعد از اون، از روی
‫نادونی از دانش‌آموزها‬ خواستم

123
00:06:17,235 --> 00:06:19,275
‫که برای تم مراسم پیشنهاد بدن.‬

124
00:06:23,238 --> 00:06:24,989
‫- این یکی فقط نوشته «سرسره‌ی آبی».‬
‫- آره.‬

125
00:06:25,073 --> 00:06:26,908
‫همه‌شون همین‌طورین.‬

126
00:06:28,118 --> 00:06:30,453
‫اوه، این یکی خیلی بد نیست.‬

127
00:06:30,537 --> 00:06:32,288
‫این یکی می‌گه من می‌تونم
‫توی برنامه‌ریزی‌ش بهت کمک کنم.‬

128
00:06:34,082 --> 00:06:35,959
‫- باشه، این رو ننوشته ولی من می‌تونم.‬
‫- اوم.‬

129
00:06:36,042 --> 00:06:38,128
‫چرا باید به من کمک کنی؟‬

130
00:06:38,211 --> 00:06:40,171
‫راستش، این کار به خودم کمک می‌کنه.‬

131
00:06:41,089 --> 00:06:42,715
‫به نظر می‌رسه بقیه می‌دونن باید چیکار کنن.‬

132
00:06:42,799 --> 00:06:44,507
‫تنها مرگی که من
‫تا حالا تجربه کردم،‬

133
00:06:44,531 --> 00:06:46,033
‫مرگ «هوپ» توی سریال
‫«روزهای زندگی‌مان» بوده،‬

134
00:06:46,058 --> 00:06:47,586
‫و اون‌قدر به
‫«ان‌بی‌سی» التماس کردم‬

135
00:06:47,610 --> 00:06:49,389
‫تا بالاخره اون رو
‫از مرگ برگردوندن.‬

136
00:06:49,472 --> 00:06:51,850
‫فقط حس می‌کنم باید یه کاری انجام بدم.‬

137
00:06:51,933 --> 00:06:53,281
‫تو مادر شنون رو‬

138
00:06:53,305 --> 00:06:55,145
‫فقط برای حدود دو ثانیه دیدی.‬

139
00:06:55,228 --> 00:06:56,478
‫حالت خوب می‌شه.‬

140
00:06:56,563 --> 00:06:57,689
‫باشه اما خودت چی؟‬

141
00:06:58,773 --> 00:07:01,109
‫تو صمیمی‌ترین دوست شنون هستی.‬

142
00:07:01,192 --> 00:07:03,611
‫مطمئنم رابین برات خیلی ارزش داشته.‬

143
00:07:03,695 --> 00:07:05,603
‫تو حق داری که بتونی سوگوار باشی

144
00:07:05,627 --> 00:07:07,699
‫بدون این ‌که نگران
‫کارهای تدارکات باشی.‬

145
00:07:09,200 --> 00:07:10,910
‫بذار کمک کنم.‬

146
00:07:13,997 --> 00:07:17,041
‫باشه. ام...‬

147
00:07:17,125 --> 00:07:19,493
‫اگه... به طور فرضی،

148
00:07:19,517 --> 00:07:22,213
‫قرار بود توی این کار کمک کنی،‬

149
00:07:22,297 --> 00:07:23,798
‫فکر می‌کردی باید چیکار کنیم؟‬

150
00:07:23,882 --> 00:07:25,884
‫اولین چیز این که به یه سالن نیاز داریم.‬

151
00:07:25,967 --> 00:07:29,429
‫یه چیزی که نشون‌دهنده‌ی
‫«روح آزاد» باشه،‬ اما باکلاس.‬

152
00:07:29,512 --> 00:07:30,805
‫فکر کنم که بودجه‌ای نداریم.‬

153
00:07:30,889 --> 00:07:32,055
‫هزار و دویست دلار.‬

154
00:07:32,140 --> 00:07:35,476
‫پیداکردن مکان بی‌نقص رو بسپار به من.‬

155
00:07:35,560 --> 00:07:37,312
‫تو برو پیش شنون و سوگواری کن.‬

156
00:07:39,355 --> 00:07:40,648
‫مرسی.‬

157
00:07:46,613 --> 00:07:51,034
‫«وایت وودز» یک،‬
‫«لوپ دریاچه‌ی واشینگتن» صفر.‬

158
00:07:54,621 --> 00:07:57,322
‫این طرح طوفانی‌تر از اون چیزی‌ـه‬

159
00:07:57,346 --> 00:07:59,247
‫که معمولا سراغش میری.‬

160
00:07:59,334 --> 00:08:00,335
‫این‌طوره؟‬

161
00:08:00,418 --> 00:08:01,377
‫آره.‬

162
00:08:01,461 --> 00:08:02,545
‫وای خدای من.‬

163
00:08:05,006 --> 00:08:08,218
‫می‌دونستی رابین‬
‫فقط دو ماه از من بزرگ‌تر بود؟‬

164
00:08:08,301 --> 00:08:11,763
‫اون هم بچه‌ی وسطی بود.
‫اون هم زود شکوفا شد.

165
00:08:11,846 --> 00:08:13,389
‫- کتاب رو خوندی.‬
‫- نه.‬

166
00:08:13,473 --> 00:08:14,349
‫اوه.‬

167
00:08:14,432 --> 00:08:17,518
‫خیلی طولانی بود اما فقط
‫فکر می‌کنم این خیلی دیوانه‌وار‌ـه که...

168
00:08:17,601 --> 00:08:19,339
‫یکی مثل اون می‌تونه

169
00:08:19,364 --> 00:08:21,522
‫توی یک لحظه از دنیا بره.‬

170
00:08:22,273 --> 00:08:25,094
‫من این‌جا دارم به ال
‫نصیحت زندگی می‌دم

171
00:08:25,118 --> 00:08:27,188
‫و مادر خودش حتی زندگی هم نکرده.‬

172
00:08:27,213 --> 00:08:30,573
‫اما تو خندیدی و عشق ورزیدی.
‫و داری نفس می‌کشی،‬

173
00:08:30,657 --> 00:08:31,866
‫- پس داری زندگی می‌کنی.‬
‫- چی؟‬

174
00:08:31,950 --> 00:08:35,578
‫یادت نمیاد؟‬
‫اون این رو توی... توی کتاب نوشته بود. بیا.

175
00:08:37,288 --> 00:08:39,791
‫- «ایوا، زندگی کن، بخند، عشق بورز. رابین.»‬
‫- اوه.‬

176
00:08:39,873 --> 00:08:42,084
‫به این می‌گن زندگی کردن.‬
‫این کتابچه‌ی راهنمای خیلی خوبی‌ـه.‬

177
00:08:42,168 --> 00:08:44,504
‫اون وقتی ۱۲ سالش بود،‬
‫از کوه کلیمانجارو بالا رفت.‬

178
00:08:44,587 --> 00:08:46,464
‫ما یه کوه بزرگ و زیبا‬

179
00:08:46,547 --> 00:08:48,424
‫توی حیاط خلوت‌مون داریم‬
‫که التماس می‌کنه ازش بالا بریم.‬

180
00:08:48,508 --> 00:08:50,718
‫آره، ولی یادت میاد‬
‫توی «ویل» دچار ارتفاع‌زدگی شدم؟‬

181
00:08:50,743 --> 00:08:52,231
‫می‌دونم ولی کوه «رینیر»
‫از وقتی اومدیم این‌جا،‬

182
00:08:52,256 --> 00:08:53,655
‫توی فهرست کارهایی
‫بوده که حتما باید انجام بدم.‬

183
00:08:53,680 --> 00:08:55,223
‫ببین چی می‌گم، من باتوم‌ها رو میارم،‬

184
00:08:55,306 --> 00:08:56,516
‫و تو هم کیسه‌های آب رو پر کن.‬

185
00:08:56,599 --> 00:08:58,334
‫اوه، خدای من. خب، فکر کنم بهتره‬

186
00:08:58,358 --> 00:09:00,019
‫فقط «بروزر» رو ببرم بگردونم.‬

187
00:09:00,103 --> 00:09:01,938
‫چون میپل استریت خیلی تپه داره.‬

188
00:09:02,021 --> 00:09:03,898
‫ایوا، ما داریم این کار رو می‌کنیم.‬

189
00:09:04,482 --> 00:09:06,137
‫ما داریم زندگی
‫می‌کنیم، داریم می‌خندیم،‬

190
00:09:06,161 --> 00:09:07,585
‫داریم به زندگی عشق میورزیم.

191
00:09:07,610 --> 00:09:09,411
‫خدا، فقط با فکر
‫کردن بهش تشنه‌م شد.‬

192
00:09:09,435 --> 00:09:11,072
‫برام یه کیسه آب اضافه می‌ذاری؟‬

193
00:09:26,671 --> 00:09:29,257
‫ببخشید. گم شدین؟‬

194
00:09:29,282 --> 00:09:30,780
‫هی، من اون کسی نیستم که الان

195
00:09:30,805 --> 00:09:33,094
‫باید‬ سر کلاس جبر باشه.‬

196
00:09:33,176 --> 00:09:36,138
‫معلوم شد... امروز
‫حل کردن مجهول‌ها‬

197
00:09:36,162 --> 00:09:38,598
‫خیلی بی‌اهمیت به نظر می‌رسید.‬

198
00:09:39,600 --> 00:09:40,601
‫چی تو رو کشونده این‌جا؟‬

199
00:09:40,685 --> 00:09:42,645
‫صبر کن تا ببینی.‬

200
00:09:42,729 --> 00:09:44,250
‫دارم به کیمبرلی کمک می‌کنم‬

201
00:09:44,274 --> 00:09:45,857
‫مراسم یادبود رابین
‫رو برنامه‌ریزی کنه.‬

202
00:09:45,940 --> 00:09:49,068
‫ببخشید. فکر کنم گفتی‬
‫داری به کیمبرلی کمک می‌کنی.‬

203
00:09:49,152 --> 00:09:52,030
‫اون کلافه بود، منم کلافه بودم.‬

204
00:09:52,113 --> 00:09:54,324
‫و این یه راهه برای این که کنار شنون باشم.‬

205
00:09:55,151 --> 00:09:58,369
‫هرچند این زمین رو برای فرستادن‬
‫فانوس‌های کاغذی به هوا مناسب نمی‌بینم،‬

206
00:09:58,453 --> 00:10:01,873
‫پس این رو از فهرست احتمالی خط می‌زنم.‬

207
00:10:06,044 --> 00:10:07,211
‫اوضاعت چطوره؟

208
00:10:09,589 --> 00:10:11,257
‫من رابین رو از بچگی می‌شناختم.‬

209
00:10:12,550 --> 00:10:13,843
‫کلی خاطره‌ هست.‬

210
00:10:13,926 --> 00:10:16,137
‫اون برای یه مدت خیلی طولانی
‫واقعا باهام خوب بود.‬

211
00:10:18,181 --> 00:10:20,182
‫بعد از این که من
‫و شنون به هم زدیم

212
00:10:20,206 --> 00:10:22,435
‫بهم زنگ زد‬ تا بگه به یادمه.‬

213
00:10:25,271 --> 00:10:26,856
‫من هیچ‌وقت جواب زنگش رو ندادم.‬

214
00:10:28,024 --> 00:10:29,442
‫خیلی متاسفم.‬

215
00:10:34,072 --> 00:10:35,823
‫این‌طور نیست که نخوام دستت رو بگیرم.‬

216
00:10:35,907 --> 00:10:38,034
‫- درک می‌کنم.‬
‫- فقط می‌خوام درست انجامش بدم.‬

217
00:10:39,535 --> 00:10:41,036
‫با شنون حرف می‌زنم،‬

218
00:10:41,060 --> 00:10:43,039
‫رو در رو، دختر به دختر،‬

219
00:10:43,122 --> 00:10:44,540
‫و بهش می‌گم که همدیگه رو بوسیدیم.‬

220
00:10:45,416 --> 00:10:46,959
‫و بعدش چی؟‬

221
00:10:47,043 --> 00:10:49,295
‫و بعدش...‬

222
00:10:49,379 --> 00:10:51,714
‫عکس‌العملش رو می‌سنجم
‫و از اون‌جا به بعد تصمیم می‌گیریم.‬

223
00:10:52,840 --> 00:10:56,219
‫ولی الان قطعا وقتش نیست.‬

224
00:10:56,302 --> 00:10:58,429
‫پس تا وقتی که زمان مناسبش پیش بیاد،‬

225
00:10:58,513 --> 00:11:01,391
‫باید هرگونه تماس بدنی بیشتر رو متوقف کنیم.‬

226
00:11:01,474 --> 00:11:03,184
‫باشه.‬

227
00:11:06,187 --> 00:11:08,898
‫من، عه... می‌بینمت.‬

228
00:11:22,912 --> 00:11:24,967
‫هی، مامان؟ اسم گل‌فروشی که‬

229
00:11:24,991 --> 00:11:26,916
‫کار مراسم ختم جکی او رو
‫انجام داد یادت میاد؟‬

230
00:11:27,834 --> 00:11:31,129
‫اوه. و چرا شبیه‬
‫لورا درن توی پارک ژوراسیک شدی؟‬

231
00:11:31,212 --> 00:11:34,841
‫عزیزم، می‌دونم‬ این اواخر
‫سرت خیلی شلوغ بوده،‬

232
00:11:34,924 --> 00:11:37,718
‫ولی یادت رفت بهم بگی مهمون داریم؟‬

233
00:11:37,802 --> 00:11:40,721
‫- مهمون؟‬
‫- شایعه‌ها حقیقت دارن.‬

234
00:11:40,805 --> 00:11:43,808
‫مدیسون لودو توی سیاتله عزیزم.‬

235
00:11:46,102 --> 00:11:47,936
‫آره. تو این‌جایی.‬

236
00:11:51,732 --> 00:11:53,067
‫معلومه که این‌جام.‬

237
00:11:53,901 --> 00:11:55,987
‫چون تعطیلات پاییزه‌ست،‬

238
00:11:56,070 --> 00:11:58,739
‫که درست بعد از‬ مهمونی‌های هالووینه‬

239
00:11:58,823 --> 00:12:00,575
‫و درست قبل از تعهدات
‫و کارهای تعطیلات سال نو.‬

240
00:12:00,658 --> 00:12:01,659
‫- بله.‬
‫- که یعنی الان.‬

241
00:12:01,742 --> 00:12:03,786
‫تو این‌جایی.‬

242
00:12:03,870 --> 00:12:06,247
‫- وای دلم برات تنگ شده بود.‬
‫- وای منم دلم برات تنگ شده بود.‬

243
00:12:06,330 --> 00:12:08,833
‫مطمئن نبودم نوامبر توی سیاتل چطوری‌ـه،‬

244
00:12:08,916 --> 00:12:10,960
‫برای همین از طراحم خواستم
‫ لباس‌های متنوعی برام بذاره.‬

245
00:12:11,043 --> 00:12:12,712
‫خب، فکر کنم امروز قراره بارون بیاد.‬

246
00:12:12,795 --> 00:12:14,297
‫واسه همینه موهات اون‌ شکلی شده؟‬

247
00:12:14,380 --> 00:12:15,673
‫منظورت چیه؟‬

248
00:12:15,756 --> 00:12:18,050
‫اوه، نه. فقط این که...‬

249
00:12:18,134 --> 00:12:20,482
‫موهات یکم بیشتر از
‫اون‌ چیزی که فکر کنم

250
00:12:20,506 --> 00:12:22,763
‫خود لس‌ آنجلسی‌ت
‫بخواد شبیه سیاتلی‌ها شده.‬

251
00:12:22,847 --> 00:12:24,432
‫بذار درستش کنم.‬

252
00:12:26,267 --> 00:12:27,435
‫اوه، خیلی خب.‬

253
00:12:31,022 --> 00:12:32,690
‫عه...‬

254
00:12:34,150 --> 00:12:38,070
‫سیاتل... کله‌شقه.‬

255
00:12:38,154 --> 00:12:39,739
‫دلم برات تنگ شده بود.‬

256
00:12:39,822 --> 00:12:41,908
‫این‌جا کسی نیست که
‫بهم بگه ظاهر بیرونیم‬

257
00:12:41,991 --> 00:12:43,743
‫دیگه با روح درونیم هم‌خوانی نداره.‬

258
00:12:45,286 --> 00:12:47,087
‫خیلی خب. خب،
‫از نظر برنامه‌ سفر

259
00:12:47,111 --> 00:12:48,831
‫از جاهایی که حتما
‫باید دید آماده کردم،‬

260
00:12:48,915 --> 00:12:51,267
‫ولی مطمئنم تو هم
‫چندتا گوهر مخفی پیدا کردی

261
00:12:51,291 --> 00:12:53,169
‫که برنامه‌ داری نشونم بدی.‬

262
00:12:53,252 --> 00:12:56,589
‫البته. گوهرترین‌شون.‬

263
00:12:56,672 --> 00:12:59,300
‫ولی دوست دارم یه نگاه سریع به لیستت بندازم.‬

264
00:12:59,383 --> 00:13:02,345
‫مقایسه کردن‌شون همیشه باحاله.‬

265
00:13:02,428 --> 00:13:04,305
‫به یکم موسیقی نیاز داریم.‬

266
00:13:04,388 --> 00:13:07,433
‫♪  چشم‌هات رو ببند...‬ ♪

267
00:13:07,517 --> 00:13:09,227
‫این همون چیزیه که داری گوش می‌دی؟‬

268
00:13:09,810 --> 00:13:11,979
‫این یه آهنگ برای مراسم یادبودیه
‫که دارم توی برنامه‌ریزی‌ش کمک می‌کنم.‬

269
00:13:12,063 --> 00:13:13,439
‫♪ تپش قلبم رو حس می‌کنی؟ ♪‬

270
00:13:13,523 --> 00:13:14,649
‫برای مامان شنون.‬

271
00:13:15,149 --> 00:13:16,609
‫مامان شنون فوت کرده؟‬

272
00:13:16,692 --> 00:13:18,027
‫♪  متوجه می‌شی...‬ ♪

273
00:13:18,110 --> 00:13:19,779
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

274
00:13:19,862 --> 00:13:21,697
‫می‌دونم.‬

275
00:13:21,781 --> 00:13:24,700
‫اون زن بیچاره بدون اکسیژن
‫صعود کرد به آناپورنا،‬

276
00:13:24,784 --> 00:13:27,495
‫اما بعد توی تصادف رانندگی فوت کرد.‬

277
00:13:29,455 --> 00:13:31,499
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

278
00:13:32,291 --> 00:13:33,918
‫واقعا متاسفم ال.‬

279
00:13:35,626 --> 00:13:37,354
‫اما نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،‬

280
00:13:37,378 --> 00:13:38,773
‫آخرین باری که با هم حرف زدیم،‬

281
00:13:38,798 --> 00:13:41,008
‫تمام فکر و ذکرت این بود‬
‫که با شنون دوست بشی

282
00:13:41,092 --> 00:13:43,469
‫و اگه داری برای مادرش‬
‫مراسم یادبود برنامه‌ریزی می‌کنی،‬

283
00:13:43,553 --> 00:13:46,430
‫پس یعنی قطعا
‫به جایگاه‬ دوستی رسیدی.‬

284
00:13:46,514 --> 00:13:49,058
‫♪ تو هم همین احساس رو داری؟ ♪‬

285
00:13:49,141 --> 00:13:53,396
‫♪ یعنی دارم خواب می‌بینم... ♪‬

286
00:13:53,479 --> 00:13:58,484
‫راستی، یه فروشگاه صفحه‌ی موسیقی‬
‫فوق‌العاده باحال این‌جاست‬

287
00:13:58,568 --> 00:14:01,487
‫که توی لیستت نداریش.‬

288
00:14:01,571 --> 00:14:03,531
‫یعنی اگه یه سیاتل واقعی و اصیل می‌خوای.‬

289
00:14:04,115 --> 00:14:06,534
‫دیدی؟ می‌دونستم
‫یه گوهر پنهان تو آستینت داری.‬

290
00:14:06,617 --> 00:14:08,619
‫♪ تو هم قلبم رو حس می‌کنی... ♪‬

291
00:14:13,249 --> 00:14:15,084
‫اون‌جا هم کافه‌ی موردعلاقه‌م‌ـه.‬

292
00:14:15,167 --> 00:14:18,004
‫عزیزم، اون‌جا که استارباکسه.‬
‫رسما همه‌جا هست.‬

293
00:14:18,087 --> 00:14:20,214
‫هرچی به منبعش نزدیک‌تر باشه، اصیل‌تره.‬

294
00:14:20,923 --> 00:14:24,135
‫اون سوزن بزرگی که همه
‫درباره‌ش حرف می‌زنن چی؟‬

295
00:14:24,218 --> 00:14:27,722
‫بله. برج سوزن فضایی سال ۱۹۶۲‬
‫برای نمایشگاه جهانی افتتاح شد.‬

296
00:14:27,805 --> 00:14:30,683
‫بهش می‌گن «معجزه‌ی ۴۰۰ روزه»‬
‫چون توی ۴۰۰ روز ساخته شد.‬

297
00:14:30,766 --> 00:14:31,892
‫باید بریم ببینیمش.‬

298
00:14:31,976 --> 00:14:33,936
‫واسه رابین یه کم زیادی معمولی
‫و کلیشه‌ای به نظر می‌رسه.‬

299
00:14:34,604 --> 00:14:36,439
‫اوه. چرا باید برای رابین مهم باشه؟‬

300
00:14:36,522 --> 00:14:39,567
‫اوه، ببخشید، فکر کردم
‫منظورت‬ برای مراسم یادبوده.‬

301
00:14:39,650 --> 00:14:41,518
‫نه، منظورم اینه که خودمون دوتا‬

302
00:14:41,542 --> 00:14:43,571
‫باید بریم ببینیمش.‬

303
00:14:43,654 --> 00:14:45,656
‫عزیزم، تو بالاخره یه جای مناسب پیدا می‌کنی.‬

304
00:14:45,740 --> 00:14:47,795
‫مطمئنم رابین کلی جاهای معنی‌دار‬

305
00:14:47,819 --> 00:14:49,285
‫توی زندگیش داشته.‬

306
00:14:49,368 --> 00:14:51,123
‫رابین شش ماه توی
‫جنگل بارانی «هو»

307
00:14:51,147 --> 00:14:52,830
‫زندگی کرد. حشره می‌خورد.‬

308
00:14:52,913 --> 00:14:54,999
‫چندش‌بازی درنیار.‬

309
00:14:55,082 --> 00:14:56,500
‫تو و کیمبرلی بالاخره یه جایی پیدا می‌کنین.

310
00:14:56,584 --> 00:15:00,796
‫ببخشید، کسی که داری باهاش برنامه مهمونی رو میریزی
‫همون «ف»ـیه که رو کمدت نوشت «ج»؟

311
00:15:00,880 --> 00:15:01,964
‫- چی؟‬
‫- هیچی.‬

312
00:15:02,048 --> 00:15:04,634
‫- همون فاحشه‌ای‌ـه که نوشت «جنده».‬
‫- یه فاحشه‌ای اون کلمه رو روی کمدت نوشت؟‬

313
00:15:04,717 --> 00:15:06,969
‫- عزیزم.‬
‫- خب، اون اوایل پاییز بود.‬

314
00:15:07,053 --> 00:15:09,430
‫الان اواخر پاییز، پیش‌زمستون‌ـیم.‬

315
00:15:09,513 --> 00:15:11,724
‫اون هم واسه کنار اومدن
‫با غم خودش به زمان نیاز داشت.‬

316
00:15:13,559 --> 00:15:15,478
‫می‌شه این‌جا بپیچی چپ؟‬

317
00:15:17,000 --> 00:15:24,000


318
00:15:25,988 --> 00:15:27,740
‫واو.‬

319
00:15:27,823 --> 00:15:32,161
‫این‌جا خیلی... بامزه‌ست.‬

320
00:15:32,244 --> 00:15:34,997
‫مدیسون، با لیز آشنا شو.
‫لیز، این مدیسون‌ـه.‬

321
00:15:37,625 --> 00:15:38,626
‫از لس آنجلس.‬

322
00:15:39,585 --> 00:15:42,546
‫مدیسون داشت می‌گفت‬
‫این‌جا چقدر بامزه‌ست.‬

323
00:15:42,630 --> 00:15:44,340
‫بامزه؟‬

324
00:15:44,423 --> 00:15:46,801
‫آره. انگار مال فیلم «واقعیت نیش می‌زند»‌ـه.‬

325
00:15:46,884 --> 00:15:49,929
‫فکر نکنم توی اون فیلم‬
‫رفته باشن فروشگاه صفحه.‬

326
00:15:50,012 --> 00:15:52,660
‫ندیدمش، اما وینونا رایدر رو‬

327
00:15:52,684 --> 00:15:55,518
‫دوست و مرشد خودم می‌دونم.‬

328
00:15:59,021 --> 00:16:00,687
‫لیز، می‌خواستم ببینم می‌تونی

329
00:16:00,711 --> 00:16:02,733
‫واسه یادبود رابین‬ یه نوار
‫میکس درست کنی؟‬

330
00:16:02,817 --> 00:16:05,903
‫توی مایه‌های آهنگ «شعلۀ ابدی» باشه،‬

331
00:16:05,986 --> 00:16:08,030
‫اما مثلا با آهنگ‌های بیشتر.‬

332
00:16:10,700 --> 00:16:13,369
‫فکر کردم واسه این اومدیم این‌جا‬
‫که یه گوهر پنهان بهم نشون بدی.‬

333
00:16:13,452 --> 00:16:14,995
‫همین‌طوره.‬

334
00:16:15,079 --> 00:16:18,124
‫اما با یک تیر، دو نشان.‬

335
00:16:18,207 --> 00:16:20,501
‫فکر کردم حالا که این‌جاـیم، بپرسم.‬

336
00:16:20,584 --> 00:16:22,753
‫اومدی جای درست.‬

337
00:16:22,837 --> 00:16:25,912
‫هی، لیز. یه محموله‌ی جدید از موسیقی‌های...

338
00:16:25,936 --> 00:16:27,425
‫ بهتر از مال تو برام رسیده.‬

339
00:16:27,508 --> 00:16:29,927
‫خفه شو تاد.‬

340
00:16:30,511 --> 00:16:32,346
‫- اون کی بود؟‬
‫- اوه، رئیسم‌ـه.‬

341
00:16:32,430 --> 00:16:35,307
‫- خب، لباس مناسب برای یادبود چیه؟‬
‫- شیک غم‌آلود.‬

342
00:16:35,891 --> 00:16:38,102
‫الان از قبل هم بیشتر گیج شدم.‬

343
00:16:38,185 --> 00:16:39,811
‫من تا حالا واقعا نرفتم یادبود.‬

344
00:16:39,895 --> 00:16:41,897
‫مهم نیست چی می‌پوشی.‬

345
00:16:41,981 --> 00:16:44,150
‫فقط مهمه چی می‌پوشی.‬

346
00:16:48,529 --> 00:16:49,822
‫خودم این رو می‌دونم.‬

347
00:16:53,033 --> 00:16:54,577
‫می‌دونی به چی نیاز داریم؟‬

348
00:16:54,660 --> 00:16:56,078
‫سیاتل کمتر،‬

349
00:16:56,162 --> 00:16:59,457
‫- بی‌اف‌اف-143-637 بیشتر.‬
‫- دقیقا.‬

350
00:16:59,540 --> 00:17:00,708
‫ببخشید... چی؟‬

351
00:17:01,292 --> 00:17:05,212
‫اوه، کد پیجر بلد نیستی؟‬
‫حیف شد.‬

352
00:17:15,055 --> 00:17:17,683
‫شخص، مکان یا شیء؟‬

353
00:17:17,767 --> 00:17:20,436
‫شخص. اما خب، تقریبا یه شیء.‬

354
00:17:20,519 --> 00:17:23,022
‫جاش جذاب داره تلاش می‌کنه سبیل بگذاره.‬

355
00:17:23,105 --> 00:17:24,315
‫اوه.‬

356
00:17:24,398 --> 00:17:26,399
‫دیگه بهش می‌گیم جاش ولرم.‬

357
00:17:26,484 --> 00:17:29,236
‫اوه، نه. کرکیه؟‬

358
00:17:29,320 --> 00:17:31,238
‫تیفانی دید که داشت شونه‌ش می‌زد.‬

359
00:17:31,322 --> 00:17:32,948
‫چندش!‬

360
00:17:33,032 --> 00:17:35,910
‫چه حسی داری از این که
‫اولین بوسه‌ت با یه سبیل کرکی باشه؟‬

361
00:17:35,993 --> 00:17:39,038
‫خب، از نظر فنی، این می‌شه دومین بوسه‌م.‬

362
00:17:39,121 --> 00:17:41,373
‫صبر کن، چی؟ داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

363
00:17:41,457 --> 00:17:43,793
‫چی؟ چی؟‬

364
00:17:43,876 --> 00:17:44,877
‫من مایلز رو بوسیدم.‬

365
00:17:44,960 --> 00:17:46,837
‫چطور این اولین چیزی نبود‬

366
00:17:46,921 --> 00:17:49,173
‫که همون اولین لحظه‌ی دیدنم،‬
‫از دهنت بیرون اومد؟‬

367
00:17:49,256 --> 00:17:52,301
‫- چیز مهمی نیست‌.‬
‫- این مهم‌ترین اتفاقه.‬

368
00:17:52,384 --> 00:17:54,595
‫این یه لحظه‌ی حیاتی توی زندگی‌ـه.‬

369
00:17:55,888 --> 00:17:57,139
‫دیگه چه اتفاقی افتاده؟‬

370
00:17:59,892 --> 00:18:02,186
‫فکر کنم...‬

371
00:18:02,269 --> 00:18:03,770
‫از وقتی رابین مرده،‬

372
00:18:03,794 --> 00:18:05,815
‫دیگه اون‌قدرها
‫حماسی به‌نظر نمی‌رسه.‬

373
00:18:05,898 --> 00:18:07,775
‫باشه.‬

374
00:18:07,858 --> 00:18:10,945
‫خب، من درک می‌کنم‬
‫که شاید درست نباشه

375
00:18:11,028 --> 00:18:12,655
‫یه مهمونی «اولین بوسه‌ام رو
‫تجربه کردم» بگیری،‬

376
00:18:12,738 --> 00:18:14,224
‫اون‌هم وقتی دوست‌دختر سابق

377
00:18:14,249 --> 00:18:16,951
‫کسی که باهاش
‫بوسیدین‬ سوگواره اما...‬

378
00:18:17,034 --> 00:18:19,620
‫این منما.

379
00:18:19,703 --> 00:18:21,478
‫ما وقتی ده سال‌مون
‫بود‬ تظاهر می‌کردیم

380
00:18:21,502 --> 00:18:22,957
‫با پاتریک سوئیزی ازدواج کردیم.‬

381
00:18:23,040 --> 00:18:24,901
‫ما بوسیدن رو روی پشت دست‌هامون‬

382
00:18:24,925 --> 00:18:27,044
‫با تصور امیلیو
‫استوز تمرین می‌کردیم.‬

383
00:18:28,712 --> 00:18:31,257
‫فکر کنم فقط در حال‌وهوای‬
‫جشن‌گرفتن نیستم.‬

384
00:18:31,340 --> 00:18:34,760
‫ببین، واسه همینه که سیاتل رو درک نمی‌کنم.‬

385
00:18:34,844 --> 00:18:37,012
‫روی همه‌چیز یه ابر بارونی سایه انداخته.‬

386
00:18:38,806 --> 00:18:40,266
‫باشه.‬

387
00:18:42,184 --> 00:18:44,216
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،

388
00:18:44,240 --> 00:18:46,272
‫وقتی واسه دوره‌ی کارآموزی

389
00:18:46,355 --> 00:18:48,232
‫که کاملا مشخصه برنده‌اش می‌شی
‫به لس آنجلس برگردی،

390
00:18:48,315 --> 00:18:51,443
‫دیگه اولین بوسه‌ات رو تجربه کردی
‫و تو کارنامه‌ات داری.‬

391
00:18:55,823 --> 00:18:58,242
‫می‌خوای فیلم «بی‌خواب در سیاتل» رو ببینیم؟‬

392
00:18:58,325 --> 00:19:00,777
‫آره. خب، این یه
‫نسخه‌ای از سیاتل‌ـه‬

393
00:19:00,801 --> 00:19:02,705
‫که می‌تونم ازش حمایت کنم.‬

394
00:19:02,788 --> 00:19:05,165
‫تام هنکس هیچ‌وقت نمی‌تونه ولرم باشه.‬

395
00:19:05,249 --> 00:19:08,168
‫- نه، نمی‌تونه.‬
‫- فکر نکنم اصلا براش ممکن باشه.‬

396
00:19:10,796 --> 00:19:14,049
‫«نکته‌ش چیه؟»‬

397
00:19:14,133 --> 00:19:16,677
‫آکواریوم فضای خیلی فوق‌العاده‌ای‬
‫واسه مراسم یادبود می‌شه.‬

398
00:19:16,760 --> 00:19:20,472
‫رابین بیداری معنوی خودش رو‬
‫بین لاک‌پشت‌های دریایی جزایر گیلی پیدا کرد،‬

399
00:19:20,556 --> 00:19:23,601
‫اما تنها زمان خالی،
‫نیمه‌شب‬ یکشنبه دو هفته دیگه بود.‬

400
00:19:23,684 --> 00:19:25,603
‫بیشتر ماهی‌ها‬ اون موقع خوابن.‬

401
00:19:25,686 --> 00:19:27,438
‫- آره.‬
‫- فکر کنم می‌تونیم‬

402
00:19:27,521 --> 00:19:30,357
‫این گزینه رو حذف کنیم،‬
‫چون وقت‌مون خیلی کمه.‬

403
00:19:31,734 --> 00:19:33,193
‫پس، فقط دو تا گزینه برامون می‌مونه؛‬

404
00:19:33,277 --> 00:19:34,862
‫یک دورهمی توی باغ خانه‌ وودز،‬

405
00:19:34,945 --> 00:19:37,489
‫یا گزینه‌ موردعلاقه‌ خودم؛‬

406
00:19:37,573 --> 00:19:40,409
‫این که دقیقا از روی کتاب رابین پیش بریم‬

407
00:19:40,492 --> 00:19:43,162
‫و یادش رو توی جایی گرامی بداریم
‫که خودش بهش می‌گفت:‬

408
00:19:43,245 --> 00:19:45,783
‫«مکان موردعلاقه‌ من
‫روی این صخره‌ بزرگ،

409
00:19:45,807 --> 00:19:48,083
‫زیبا و چرخان که
‫بهش می‌گیم زمین.»‬

410
00:19:48,167 --> 00:19:49,543
‫تقدیم می‌کنم...‬

411
00:19:51,337 --> 00:19:53,881
‫...جنگل‌های بارانی.‬

412
00:19:57,635 --> 00:20:02,932
‫خب... یعنی همه قراره همین‌طوری بیرون
‫زیر بارون غمناک وایسن و خیس بشن؟‬

413
00:20:03,015 --> 00:20:06,769
‫می‌دونستم این رو می‌گی، واسه همین...‬
‫درام رول بزنین.

414
00:20:06,852 --> 00:20:08,312
‫- بی‌خیال شو.‬
‫- باشه.‬

415
00:20:08,395 --> 00:20:10,731
‫صدای درام رول رو پخش می‌کنم.‬

416
00:20:10,814 --> 00:20:12,441
‫کافه‌...‬

417
00:20:15,194 --> 00:20:16,820
‫...جنگل‌های بارانی.‬

418
00:20:18,572 --> 00:20:20,741
‫امکان نداره برای یک مراسم گروهی،
‫اون هم این ‌قدر دقیقه‌ نودی رزرو قبول کنن.

419
00:20:20,824 --> 00:20:22,910
‫قبول می‌کنن،
‫البته اگه ۱۵۰ بار زنگ بزنی‬

420
00:20:22,993 --> 00:20:24,912
‫و با صداهای مختلف رزرو کنی.‬

421
00:20:25,579 --> 00:20:27,373
‫خیلی زود فهمیدم‬

422
00:20:27,456 --> 00:20:30,042
‫تنها راهی که برای تقلید
‫صدا بلدم اینه که

423
00:20:30,125 --> 00:20:31,919
‫ادای آدم‌های معروف رو دربیارم.‬

424
00:20:33,671 --> 00:20:35,339
‫اون دیک ون دایک بود.‬

425
00:20:36,966 --> 00:20:38,425
‫توی مری پاپینز.‬

426
00:20:39,301 --> 00:20:42,221
‫بی‌خیال. من یک سیستم
‫برچسب اسم ساده درست کردم‬

427
00:20:42,304 --> 00:20:45,349
‫که می‌تونیم روز مراسم ازش
‫استفاده کنیم تا کسی چیزی نفهمه.‬

428
00:20:45,432 --> 00:20:46,809
‫به‌هر‌حال، ما رزرو کردیم.‬

429
00:20:49,728 --> 00:20:53,107
‫این خیلی...‬

430
00:20:55,234 --> 00:20:56,235
‫...نبوغ‌آمیزه.‬

431
00:20:57,319 --> 00:20:59,571
‫خدایا، خیلی لجم می‌گیره
‫که دلیلی بهم دادی تا بهت بگم نابغه.‬

432
00:20:59,655 --> 00:21:01,115
‫تلاش گروهی بود.‬

433
00:21:03,283 --> 00:21:04,493
‫باشه.‬

434
00:21:07,871 --> 00:21:11,083
‫جمعه‌ سوزن فضایی‌تون مبارک.‬

435
00:21:11,166 --> 00:21:13,711
‫اوه، امشب قراره یک گردشگری
‫در سطح حرفه‌ای داشته باشیم.‬

436
00:21:13,794 --> 00:21:16,714
‫- اوه، آره.‬
‫- منظورم بعد از... به‌قول ال،‬

437
00:21:16,797 --> 00:21:18,257
‫حضور کوتاه‌مون توی مراسم یادبوده.‬

438
00:21:18,340 --> 00:21:21,176
‫- اوهوم. آره.‬
‫- ایستگاه اول، سوزن فضایی.‬

439
00:21:21,260 --> 00:21:23,554
‫بعد خانه‌ قایقی فیلم بی‌خواب در سیاتل،‬

440
00:21:23,637 --> 00:21:25,681
‫و بعد هم یک جایی
‫که به طرف‌مون ماهی پرت کنن.‬

441
00:21:25,764 --> 00:21:29,143
‫پایک پلیس. یک فروشگاه همه‌چیز‌تمام
‫ برای غذاهای سنتی و محلی.‬

442
00:21:29,226 --> 00:21:31,311
‫خوبه که قبل از برگشتن ال به لس آنجلس،‬

443
00:21:31,395 --> 00:21:32,396
‫یک تجربه‌ کامل از سیاتل بهش بدیم.‬

444
00:21:32,479 --> 00:21:34,648
‫- داره برمی‌گرده لس آنجلس؟‬
‫- برای دوره‌ کارآموزی کازمو.‬

445
00:21:34,732 --> 00:21:36,150
‫اوه، نه، اون داستان دیگه
‫لغو شده. نه، نه.‬

446
00:21:36,233 --> 00:21:38,986
‫فینالیست شده بود اما
‫خودش درخواستش رو پس گرفت.‬

447
00:21:39,069 --> 00:21:40,654
‫و این حتی قبل از بازدید از سوزن فضایی بود.‬

448
00:21:40,738 --> 00:21:43,699
‫بهت که گفتم، سیاتل نم‌نم به دلت می‌شینه.‬

449
00:21:43,782 --> 00:21:47,911
‫فکر کنم حواسم نبود
‫که اون قرار نیست بیاد خونه.‬

450
00:21:53,709 --> 00:21:55,002
‫چی شده؟‬

451
00:21:55,085 --> 00:21:57,652
‫می‌دونم گفتی رابین
‫به فواید روشنگرانه‌

452
00:21:57,676 --> 00:21:59,089
‫مدیتیشن ایمان داشت،‬

453
00:21:59,173 --> 00:22:02,634
‫اما من همین الان ۱۷ دقیقه
‫با افکارم تنها بودم.‬

454
00:22:05,220 --> 00:22:07,056
‫غیرقابل‌تحمل بود.‬

455
00:22:16,732 --> 00:22:18,734
‫داری اون رو هم مجبور می‌کنی
‫این کار رو بکنه؟‬

456
00:22:19,693 --> 00:22:21,862
‫♪ آیا این شعله ♪‬

457
00:22:23,947 --> 00:22:26,492
‫♪ یک شعله‌ ابدیه؟ ♪‬

458
00:22:26,575 --> 00:22:28,952
‫♪ اسمم رو صدا بزن ♪‬

459
00:22:29,036 --> 00:22:31,144
‫♪  خورشید از میان باران می‌تابه ♪

460
00:22:31,168 --> 00:22:32,456
‫♪ یک زندگی کامل...‬ ♪

461
00:22:32,539 --> 00:22:36,835
‫پس بربنک این شکلی‌ـه؟‬

462
00:22:36,919 --> 00:22:39,505
‫چون یک کافه جنگل‌های بارانی هم
‫توی بربنک هست.‬

463
00:22:39,588 --> 00:22:42,174
‫وقتی برگشتی لس آنجلس باید بریم.‬

464
00:22:42,257 --> 00:22:43,675
‫کاملا موافقم.‬

465
00:22:48,722 --> 00:22:51,600
‫این دیوانه‌کننده‌ست.‬

466
00:22:51,683 --> 00:22:53,352
‫اوه، نه. واقعا؟‬

467
00:22:53,435 --> 00:22:55,020
‫عاشقشم.‬

468
00:22:55,104 --> 00:22:56,271
‫خدا رو شکر.‬

469
00:22:56,355 --> 00:22:58,148
‫نانسی کریگان.‬

470
00:22:58,232 --> 00:23:01,151
‫مامانم عاشق اسکیت روی یخ بود.
‫تو از کجا می‌دونستی؟‬

471
00:23:01,235 --> 00:23:03,529
‫اشاره به لیلهامر رو
‫توی پاورقی‌های کتاب دیدم.‬

472
00:23:03,612 --> 00:23:05,405
‫- اوه.‬
‫- اوه.‬

473
00:23:05,489 --> 00:23:07,241
‫اشلی اولسن؟‬

474
00:23:07,324 --> 00:23:08,534
‫«درست حدس زدی رفیق.»‬

475
00:23:09,368 --> 00:23:10,836
‫همه‌چیز عالیه، ال.

476
00:23:10,860 --> 00:23:13,497
‫نمی‌دونستم چقدر
‫به این نیاز دارم.‬

477
00:23:14,790 --> 00:23:16,375
‫و مرسی که این‌جایی.‬

478
00:23:16,458 --> 00:23:19,586
‫مطمئنم این آخرین کاری بود که
‫ می‌خواستی توی تعطیلات پاییزیت انجام بدی.‬

479
00:23:20,170 --> 00:23:22,172
‫من فقط از دیدن بهترین دوستم خوشحالم.‬

480
00:23:23,924 --> 00:23:25,884
‫واقعا برای از دست دادن مادرت متاسفم.‬

481
00:23:25,968 --> 00:23:28,053
‫ممنونم.‬

482
00:23:28,137 --> 00:23:30,712
‫اوه. ناشر مامانم این‌جاست.

483
00:23:30,736 --> 00:23:32,349
‫باید برم سلام کنم.‬

484
00:23:34,434 --> 00:23:37,855
‫اوم. جذابیتش رو درک می‌کنم.‬

485
00:23:37,938 --> 00:23:39,314
‫خیلی قوی به نظر می‌رسه.‬

486
00:23:40,566 --> 00:23:42,734
‫به‌هر‌حال، می‌خوای به بابات
‫زنگ بزنیم بیاد دنبال‌مون؟‬

487
00:23:42,818 --> 00:23:45,112
‫یک ثانیه صبر کن. فکر کنم کیمبرلی
‫ داره خارج از برنامه عمل می‌کنه.‬

488
00:23:45,195 --> 00:23:47,656
‫♪ آیا این شعله... ♪‬

489
00:23:47,739 --> 00:23:49,658
‫خیلی خب.‬

490
00:23:49,741 --> 00:23:53,370
‫من خودم یک چرخ می‌زنم.‬

491
00:23:57,666 --> 00:24:01,336
‫♪ تپش قلبم رو حس می‌کنی؟ ♪‬

492
00:24:01,420 --> 00:24:03,839
‫♪ درک می‌کنی؟ ♪‬

493
00:24:11,013 --> 00:24:12,806
‫اسکریچ.‬

494
00:24:12,890 --> 00:24:14,600
‫مطمئن بودم که کریستین اسلیتر رو برداشتم.‬

495
00:24:14,683 --> 00:24:16,351
‫ما مثلا وسط یک مراسم یادبودیم،‬

496
00:24:16,435 --> 00:24:19,146
‫اما اگه این سخت‌ترین مشکل زندگیت
‫ در حال حاضره، خیلی هم خوبه.‬

497
00:24:24,484 --> 00:24:25,569
‫وای خدای من.‬

498
00:24:25,652 --> 00:24:28,739
‫اوه، آره. رام رو کمک من حساب کن.‬

499
00:24:28,822 --> 00:24:32,197
‫ال همه‌ کارهای دیگه
‫رو انجام داد، یعنی...

500
00:24:32,221 --> 00:24:33,869
‫واقعا همه‌ کارها رو.‬

501
00:24:33,952 --> 00:24:35,537
‫شنون چطوره؟‬

502
00:24:35,621 --> 00:24:37,998
‫به نظر می‌رسه واقعا خودش رو کنترل کرده.‬

503
00:24:38,081 --> 00:24:39,708
‫هنوز هم بهش سر نزدی؟‬

504
00:24:39,791 --> 00:24:41,001
‫بهش فضا دادم.‬

505
00:24:42,169 --> 00:24:46,173
‫نمی‌دونم این اواخر دوست خوبی
‫براش بودم یا نه.‬

506
00:24:46,256 --> 00:24:48,967
‫آره، خب، اون داره خودش رو شجاع نشون میده.‬

507
00:24:49,051 --> 00:24:50,969
‫مامانش فوت کرده.‬

508
00:24:51,053 --> 00:24:52,888
‫مهم نیست که باهات به ‌هم زده.‬

509
00:24:52,971 --> 00:24:55,015
‫بغلش کن و از خر شیطان پیاده شو.‬

510
00:24:57,100 --> 00:24:59,519
‫این کار رو... می‌کنم.‬

511
00:25:00,938 --> 00:25:03,523
‫توی اون رام هست؟‬

512
00:25:03,607 --> 00:25:07,027
‫ام... بستگی داره.‬

513
00:25:07,110 --> 00:25:11,240
‫کی می‌پرسه؟ ال یا ساندرا دی اوکانر؟‬

514
00:25:11,323 --> 00:25:13,951
‫برای تو می‌شه قاضی اوکانر.‬

515
00:25:14,034 --> 00:25:17,788
‫و لطفا یک لطفی در حقم بکن
‫و نذار همه مست کنن.‬

516
00:25:17,871 --> 00:25:20,749
‫من نمی‌تونم بمونم و نمی‌خوام
‫یادبود رابین از کنترل خارج بشه.‬

517
00:25:21,333 --> 00:25:23,085
‫حواسم به همه‌چیز هست جناب قاضی.‬

518
00:25:25,379 --> 00:25:26,421
‫ممنون.‬

519
00:25:41,436 --> 00:25:42,437
‫مستی؟‬

520
00:25:42,521 --> 00:25:44,898
‫می‌دونی، مردم می‌گن این‌ها بچه‌ تمساح‌ـن،‬

521
00:25:44,982 --> 00:25:47,526
‫اما من تقریبا مطمئنم...‬

522
00:25:47,609 --> 00:25:49,778
‫که این‌ها بچه‌ کروکودیل‌ـن.‬

523
00:25:49,861 --> 00:25:51,530
‫آره، اون‌ها کروکودیل‌ـن.‬

524
00:25:51,613 --> 00:25:53,240
‫دقیقا شبیه یکی از کیف‌های من‌ـن.‬

525
00:25:54,950 --> 00:25:56,159
‫تو داستین‌ـی.‬

526
00:25:56,243 --> 00:25:59,162
‫- آره.‬
‫- خیلی کله‌شقی.‬

527
00:25:59,246 --> 00:26:02,833
‫اسکیت‌برد سوار می‌شی.
‫عاشق کارهای خیریه و این چیزهاـی.‬

528
00:26:04,084 --> 00:26:06,336
‫من مدیسون‌ـم.‬

529
00:26:06,420 --> 00:26:08,171
‫سلام.‬

530
00:26:08,255 --> 00:26:09,464
‫لدوکس.‬

531
00:26:10,549 --> 00:26:13,468
‫و بهترین دوست ال از لس آنجلس هستم.‬

532
00:26:13,552 --> 00:26:18,140
‫می‌دونی، نه از ده‌ِ لس آنجلس
‫و یازده از دهِ سیاتل.‬

533
00:26:18,223 --> 00:26:21,852
‫ببخشید، من واقعا قبلا اسم شما رو
‫ نشنیده بودم.‬

534
00:26:26,773 --> 00:26:30,027
‫پس چطوره برگردیم به همونن بخشی
‫ که من جذاب و کله‌شقم؟‬

535
00:26:30,110 --> 00:26:31,653
‫من نگفتم جذاب.‬

536
00:26:31,737 --> 00:26:33,322
‫آره، ولی منظورت همین بود.‬

537
00:26:35,240 --> 00:26:36,241
‫هه.‬

538
00:26:52,007 --> 00:26:53,467
‫چه خبر، لیزبین؟‬

539
00:26:54,301 --> 00:26:56,303
‫مطمئن نیستم از شنیدن این حرف
‫از زبون تو خوشم بیاد.‬

540
00:26:57,888 --> 00:27:00,390
‫و اسمم، عه... مونیکا گلره.‬

541
00:27:01,058 --> 00:27:02,309
‫درسته.‬

542
00:27:02,392 --> 00:27:04,895
‫حرکت قشنگی بود راستی.‬

543
00:27:04,978 --> 00:27:06,897
‫باعث شده، عه... یخ همه‌ باز بشه‬

544
00:27:06,980 --> 00:27:08,565
‫و موضوع صحبت‌شون
‫چیز ناراحت‌کننده‌ای نباشه.‬

545
00:27:08,648 --> 00:27:11,653
‫در واقع ال داره جادوی خودش رو

546
00:27:11,677 --> 00:27:14,279
‫روی همه‌چیز پیاده می‌کنه.‬

547
00:27:14,363 --> 00:27:16,990
‫خدایا، چرا من همه‌ش دارم
‫ازش تعریف می‌کنم؟‬

548
00:27:17,074 --> 00:27:18,075
‫به کسی نگو.‬

549
00:27:18,158 --> 00:27:20,410
‫رازت پیش من امن‌ـه.‬

550
00:27:27,667 --> 00:27:30,545
‫ام... برای رابین متاسفم.‬

551
00:27:31,838 --> 00:27:35,467
‫یادمه وقتی توی کمپ بودیم چطور برات
‫ از آن بسته‌های حمایتی باحال می‌فرستاد.‬

552
00:27:36,760 --> 00:27:38,678
‫خودت چطور کنار میای؟‬

553
00:27:38,762 --> 00:27:40,931
‫ام...‬

554
00:27:43,558 --> 00:27:46,311
‫آره، در واقع هنوز هیچ‌کس
‫این رو ازم نپرسیده بود.‬

555
00:27:52,401 --> 00:27:53,527
‫حالم افتضاحه.‬

556
00:27:55,320 --> 00:27:57,823
‫مامانم رو مخه، و، اه...‬

557
00:27:58,949 --> 00:28:02,160
‫چیزهایی به رابین می‌گفتم که هیچ‌وقت
‫ نمی‌تونستم به پدر و مادرم بگم.‬

558
00:28:04,663 --> 00:28:09,334
‫می‌دونی، چیزهایی هست که نگفتم
‫و آرزو می‌کردم کاش می‌گفتم.‬

559
00:28:11,044 --> 00:28:14,089
‫خیلی چیزها برای گفتن هست، می‌دونی؟‬

560
00:28:15,090 --> 00:28:18,135
‫هی، چیزی خوردی؟‬

561
00:28:18,218 --> 00:28:19,469
‫یا نوشیدی؟‬

562
00:28:19,553 --> 00:28:21,972
‫منظورم یک چیز مناسب سنت‌ـه؟‬

563
00:28:25,392 --> 00:28:27,144
‫اوه.‬

564
00:28:27,227 --> 00:28:30,063
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم.‬

565
00:28:30,147 --> 00:28:31,523
‫ال.‬

566
00:28:31,606 --> 00:28:33,024
‫ببخشید.‬

567
00:28:33,108 --> 00:28:35,152
‫واقعا برای از دست دادن مادرت متاسفم.‬

568
00:28:35,235 --> 00:28:36,653
‫مرسی.‬

569
00:28:39,656 --> 00:28:41,867
‫- می‌تونیم الان بریم؟‬
‫- آره.‬

570
00:28:41,950 --> 00:28:44,828
‫فقط باید مطمئن بشم که
‫قلم دفترچه‌ تسلیت هنوز جوهر داره.‬

571
00:28:44,911 --> 00:28:47,873
‫مگه تو همکار برای برنامه‌ریزی نداری؟
‫ کی به جوهر اهمیت میده؟‬

572
00:28:47,956 --> 00:28:50,834
‫این که یک نفر یک پیام صمیمانه
‫از صمیم قلب بنویسه خیلی مهمه.‬

573
00:28:50,917 --> 00:28:53,295
‫منظورم اینه که من اهمیت نمیدم.‬

574
00:28:53,378 --> 00:28:56,173
‫من اهمیت میدم. بهترین دوستت.‬

575
00:28:56,256 --> 00:28:58,309
‫و مهمانت و کسی که سه ماه

576
00:28:58,333 --> 00:29:00,385
‫برای این سفر هیجان داشت.‬

577
00:29:00,469 --> 00:29:02,721
‫من به اون قلم تسلیت احمقانه اهمیت نمیدم.‬

578
00:29:04,681 --> 00:29:08,101
‫من فقط تا حالا کسی رو که
‫فوت کرده باشه از نزدیک نمی‌شناختم.‬

579
00:29:08,852 --> 00:29:11,980
‫فکر کنم مطمئن شدن از این که همه‌چیز عالیه،
‫راه من برای کمک کردن به بقیه‌ست.‬

580
00:29:13,565 --> 00:29:15,192
‫اما حق با توـه، می‌تونیم بریم.‬

581
00:29:15,275 --> 00:29:17,444
‫لیز و داستین حتی نمی‌دونستن
‫من کی هستم.‬

582
00:29:19,237 --> 00:29:21,615
‫من توی تعطیلات پاییزیم اومدم این‌جا
‫تا بهترین دوستم رو ببینم‬

583
00:29:21,698 --> 00:29:25,785
‫چون واقعا دلم برات تنگ شده بود، و...‬

584
00:29:25,869 --> 00:29:27,454
‫حس می‌کنم اصلا وجود خارجی ندارم.‬

585
00:29:28,205 --> 00:29:29,372
‫- مدیسون.‬
‫- چرا بهم نگفتی‬

586
00:29:29,456 --> 00:29:31,249
‫که برای دوره‌ی کارآموزی کازمو‬
‫درخواست نمی‌دی؟‬

587
00:29:31,833 --> 00:29:34,377
‫خب، من... من می‌خواستم،
‫ می‌خواستم بهت بگم، اما من...‬

588
00:29:34,461 --> 00:29:36,546
‫اما نگفتی. بابات گفت.‬

589
00:29:36,630 --> 00:29:38,632
‫اصلا یادت بود که دارم میام؟‬

590
00:29:38,715 --> 00:29:40,091
‫البته که یادم بود داری میای.‬

591
00:29:40,175 --> 00:29:41,259
‫- نه، یادت نبود.‬
‫- ما برنامه‌ریزی کرده...‬

592
00:29:41,343 --> 00:29:44,262
‫قسم می‌خورم تو تنها کسی هستی که‬
‫وقتی از لس آنجلس رفت دروغ گفتنش بیشتر شد.

593
00:29:44,346 --> 00:29:46,014
‫خیلی خب.‬

594
00:29:46,097 --> 00:29:47,432
‫باشه.‬

595
00:29:48,642 --> 00:29:50,060
‫یادم رفته بود، باشه؟‬

596
00:29:51,228 --> 00:29:53,383
‫و می‌دونم اون‌قدری
‫که دلت می‌خواست‬

597
00:29:53,407 --> 00:29:55,106
‫در جریان کار قرارت ندادم،‬

598
00:29:55,190 --> 00:29:57,692
‫ولی اصل مطلب اینه که اوضاع این‌جا‬
‫واقعا، واقعا سخت بوده.‬

599
00:29:57,776 --> 00:29:59,486
‫پس چرا می‌خوای بمونی؟‬

600
00:30:01,905 --> 00:30:06,785
‫چون... یه جایی تو این مسیر،‬
‫شروع کردم به دوست‌داشتنش.‬

601
00:30:09,538 --> 00:30:11,331
‫حس می‌کنم اصلا نمی‌شناسمت.‬

602
00:30:13,542 --> 00:30:15,961
‫هر وقت آماده بودی دوباره ال وودز بشی،‬
‫بهم زنگ بزن.‬

603
00:30:18,505 --> 00:30:19,548
‫مدیسون، صبر کن.‬

604
00:30:19,631 --> 00:30:20,632
‫آزمایش، آزمایش.

605
00:30:20,715 --> 00:30:22,509
‫اوه.‬

606
00:30:22,592 --> 00:30:27,305
‫اکو، اکو، اکو. اکو.‬

607
00:30:29,057 --> 00:30:31,184
‫ببخشین.‬

608
00:30:31,268 --> 00:30:37,232
‫عه... ما الان وارد بخش‬ اورولوژی امشب شدیم.‬

609
00:30:37,315 --> 00:30:39,067
‫- اورولوژی؟ اورولوژی؟‬
‫- اون مست‌ـه؟‬

610
00:30:39,150 --> 00:30:41,361
‫- منظورت یولوژی‌ـه؟‬
‫- بله...‬
‫(یولوژی: مدح پس از مرگ)

611
00:30:41,444 --> 00:30:43,989
‫ممنونم. مـ...مـ...‬

612
00:30:44,990 --> 00:30:46,741
‫بی‌خیال. من... من می‌خوام
‫یه دقیقه حرف بزنم.‬

613
00:30:46,825 --> 00:30:47,826
‫کمکش کنین.‬

614
00:30:47,909 --> 00:30:50,203
‫اون بخش از کتاب رابین رو‬ یادتون میاد

615
00:30:50,287 --> 00:30:52,315
‫که اون کاکتوس بهش گفت

616
00:30:52,339 --> 00:30:54,499
‫با خودش صادق باشه؟‬

617
00:30:54,583 --> 00:30:57,052
‫خب، بذارین من هم
‫یکم کاکتوس‌بازی دربیارم

618
00:30:57,076 --> 00:30:59,296
‫و با خودم و همه‌ی
‫شما صادق باشم...‬

619
00:31:00,714 --> 00:31:04,217
‫هی، هی، حالت خوبه؟‬

620
00:31:04,301 --> 00:31:06,928
‫من بالا آوردم. دیدی؟‬

621
00:31:08,013 --> 00:31:09,389
‫چی؟ اون رو دیدی؟‬

622
00:31:11,641 --> 00:31:13,768
‫فکر نکنم کسی متوجه شده باشه.‬

623
00:31:13,852 --> 00:31:15,979
‫چرا براش یکم آب نیاریم؟‬

624
00:31:18,000 --> 00:31:25,000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

625
00:31:26,448 --> 00:31:28,697
‫من احتمالا اونی نیستم که‬

626
00:31:28,721 --> 00:31:30,535
‫الان باید صحبت کنه،‬

627
00:31:30,619 --> 00:31:35,123
‫چون رابین مامان من نبود.‬

628
00:31:38,001 --> 00:31:39,586
‫یا هم‌راز من.‬

629
00:31:41,421 --> 00:31:44,007
‫یا همکارم.‬

630
00:31:44,090 --> 00:31:49,220
‫اما... رابین هر کسی که برای شما بود،‬

631
00:31:49,304 --> 00:31:52,223
‫ممنون که امروز این‌جا بودین‬
‫تا بهش ادای احترام کنین.‬

632
00:31:56,936 --> 00:31:58,438
‫ام...‬

633
00:31:59,606 --> 00:32:01,066
‫من فقط...‬

634
00:32:01,149 --> 00:32:06,404
‫به‌تازگی نقل‌مکان کردم
‫به سیاتل، و...‬

635
00:32:06,488 --> 00:32:09,783
‫همین‌طور دارم چیزهای جدیدی
‫درباره‌ش یاد می‌گیرم.‬

636
00:32:10,992 --> 00:32:13,662
‫مثلا...‬

637
00:32:13,745 --> 00:32:18,249
‫مثلا تازه یاد گرفتم که وقتی
‫کوه پیداست، یعنی هوا صافه.‬

638
00:32:20,001 --> 00:32:22,003
‫شنون این رو بهم یاد داد.‬

639
00:32:22,087 --> 00:32:23,922
‫برای همین...‬

640
00:32:24,005 --> 00:32:26,300
‫یه جورهایی جالبه که بدونی‬

641
00:32:26,324 --> 00:32:29,052
‫بعضی روزها قراره ابری باشه‬

642
00:32:29,135 --> 00:32:32,681
‫و بعضی روزها قراره قشنگ باشه،‬

643
00:32:32,764 --> 00:32:35,684
‫اما کوه همیشه اون‌جاست،‬

644
00:32:35,767 --> 00:32:38,436
‫حتی اگه نتونی ببینیش.‬

645
00:32:40,480 --> 00:32:43,108
‫و این حسی‌ـه که من به رابین دارم.‬

646
00:32:44,984 --> 00:32:49,698
‫روح اون همیشه‬ در وجود
‫شنون حضور خواهد داشت.‬

647
00:32:57,872 --> 00:32:59,457
‫متاسفم.‬

648
00:33:04,671 --> 00:33:07,841
‫♪ اوه... ♪‬

649
00:33:10,218 --> 00:33:12,804
‫بهم گفته بودن فیل‌ها‬
‫امروز برنامه‌ای اجرا نمی‌کنن.‬

650
00:33:12,887 --> 00:33:15,098
‫♪ وقتی می‌رقصم، بهم می‌گن ماکارنا ♪‬

651
00:33:15,181 --> 00:33:17,809
‫♪ و پسرها می‌گن چقدر جذابی ♪‬

652
00:33:17,892 --> 00:33:20,061
‫♪ همه‌شون من رو می‌خوان،
‫ولی نمی‌تونن داشته باشن ♪‬

653
00:33:20,145 --> 00:33:22,230
‫♪ پس همه‌شون میان و کنار من می‌رقصن ♪‬

654
00:33:22,313 --> 00:33:24,441
‫♪ با من حرکت کن، با من بخون ♪‬

655
00:33:24,524 --> 00:33:25,942
‫♪ و اگه بچه‌ی خوبی باشی،
‫می‌برمت خونه‌ی خودمون ♪‬

656
00:33:27,110 --> 00:33:29,279
‫♪ با من حرکت کن، با من بخون ♪‬

657
00:33:29,362 --> 00:33:31,281
‫♪ و اگه بچه‌ی خوبی باشی،
‫می‌برمت خونه‌ی خودمون... ♪‬

658
00:33:38,496 --> 00:33:39,789
‫♪ ا، ماکارنا... ♪‬

659
00:33:46,755 --> 00:33:49,466
‫می‌دونی، توی اون دست‌شویی
‫یه آبشار هست.‬

660
00:33:49,549 --> 00:33:51,634
‫یعنی، کاسه توالتش یه آبشار واقعیه‌.‬

661
00:33:51,718 --> 00:33:54,179
‫شاید هیچ‌وقت از این‌جا نرم.‬

662
00:33:54,262 --> 00:33:56,347
‫چندش.‬

663
00:33:56,431 --> 00:33:57,766
‫می‌خوای هم رو ببوسیم؟‬

664
00:33:57,849 --> 00:33:59,100
‫کاملا.‬

665
00:34:10,903 --> 00:34:12,113
‫وایت؟‬

666
00:34:14,407 --> 00:34:15,575
‫وایت.‬

667
00:34:19,120 --> 00:34:21,080
‫وایت!‬

668
00:34:21,164 --> 00:34:22,582
‫اوه، ببخشین.‬

669
00:34:22,664 --> 00:34:25,418
‫غرق در نواختن بخش گیتارم
‫با آهنگ «روشن کن آتیشم رو» بودم.‬

670
00:34:25,502 --> 00:34:26,753
‫دارم برات یه ترکیب درست می‌کنم.‬

671
00:34:26,836 --> 00:34:29,798
‫تلفیق بوی گل و میخک تو
‫یه صبح خنک پاییزی‌ـه.‬

672
00:34:29,881 --> 00:34:32,217
‫اصلا نمی‌فهمم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی.‬

673
00:34:32,300 --> 00:34:34,343
‫دارم تلاش می‌کنم کاری کنم
‫از قهوه خوشت بیاد.‬

674
00:34:35,845 --> 00:34:38,055
‫قهوه بهم کهیر میده، وایت.‬

675
00:34:38,139 --> 00:34:40,307
‫درست مثل پیاده‌روی که
‫باعث میشه خیس عرق شم

676
00:34:40,391 --> 00:34:42,142
‫و مدیتیشن که عصبی‌م می‌کنه،‬

677
00:34:42,227 --> 00:34:44,604
‫و شوهرم که سعی داره‬
‫من رو عاشق سیاتل کنه‬

678
00:34:44,687 --> 00:34:47,398
‫- باعث می‌شه بخوام جیغ بکشم.‬
‫- متاسفم.‬

679
00:34:47,481 --> 00:34:50,151
‫من فکر کردم مرگ رابین
‫یه زنگ بیدارباش بود‬

680
00:34:50,235 --> 00:34:52,195
‫تا به بخش ماجراجوی وجودت رجوع کنی.‬

681
00:34:52,278 --> 00:34:53,988
‫این برداشت تو بود.‬

682
00:34:54,072 --> 00:34:56,813
‫مرگ رابین زنگ
‫بیدارباش من بود تا اعتراف

683
00:34:56,837 --> 00:34:59,577
‫کنم در واقع خیلی
‫احساس سرزندگی نمی‌کنم.‬

684
00:34:59,661 --> 00:35:00,954
‫عزیزم.‬

685
00:35:02,038 --> 00:35:05,250
‫برام سخته که به آدم‬
‫پرانرژی‌تری فکر کنم.‬

686
00:35:06,417 --> 00:35:08,711
‫تو مرکز توجه‬
‫هر مهمونی هستی.‬

687
00:35:08,795 --> 00:35:10,672
‫تو ملکه‌ی باشگاه تنیس‌ـی.‬

688
00:35:10,755 --> 00:35:14,467
‫تا حالا به کاری برنخوردی که نتونی
‫با سرسختی و دفترچه‌ی تلفنت حلش کنی.‬

689
00:35:14,551 --> 00:35:17,095
‫تو الان زندگی من تو بل ایر رو توصیف کردی.‬

690
00:35:17,178 --> 00:35:19,681
‫از وقتی اومدیم این‌جا،‬

691
00:35:19,764 --> 00:35:21,599
‫زندگی من فقط روی حالت توقف بوده.‬

692
00:35:21,683 --> 00:35:23,142
‫من اصلا چنین حسی نداشتم.‬

693
00:35:23,226 --> 00:35:25,687
‫به خاطر اینه که زندگی تو
‫در حال پخش بوده و متوقف نشده.

694
00:35:28,398 --> 00:35:29,649
‫- چطور بود؟‬
‫- خوب بود.‬

695
00:35:29,732 --> 00:35:31,150
‫این یعنی بد بوده.‬

696
00:35:31,234 --> 00:35:33,403
‫گفت خوب بوده.‬

697
00:35:33,486 --> 00:35:36,948
‫آره، این رمز کلمه‌ی «فاجعه‌بار»ـه.‬

698
00:35:48,668 --> 00:35:51,087
‫می‌خوای بهم بگی چرا‬
‫مدیسون تو زیرزمین‌ـه‬

699
00:35:51,170 --> 00:35:53,798
‫و داره تنهایی فیلم «بی‌خواب در سیاتل» رو
‫تماشا می‌کنه؟‬

700
00:35:55,049 --> 00:35:57,218
‫چون این کار سرگرم‌کننده‌تر
‫از رفتن به یادبود‬

701
00:35:57,302 --> 00:35:59,762
‫کسی‌ـه که اصلا نمی‌شناسیش.‬

702
00:35:59,846 --> 00:36:03,057
‫- من سفرش رو خراب کردم.‬
‫- اوه...‬

703
00:36:03,141 --> 00:36:07,353
‫هنوز کل آخر هفته رو با هم دارین.‬

704
00:36:07,437 --> 00:36:11,608
‫ چرا فردا با یه قایق مسکونی تفریحی
‫ نریم بیرون؟

705
00:36:11,691 --> 00:36:16,362
‫می‌دونی که «قایق مسکونی کروز»‬
‫نام مستعار کشتی تفریحی مجلل نیست، دیگه؟‬

706
00:36:16,446 --> 00:36:18,865
‫نه، نمی‌دونستم.‬

707
00:36:23,077 --> 00:36:24,370
‫مراسم یادبود چطور پیش رفت؟‬

708
00:36:25,079 --> 00:36:27,582
‫شنون خیلی دوستش داشت.‬

709
00:36:27,665 --> 00:36:30,752
‫بازی با برچسب‌های اسم
‫برای یخ‌شکنی عالی جواب داد.‬

710
00:36:30,835 --> 00:36:34,005
‫و کی فکرش رو می‌کرد یه فیل سخنگو‬

711
00:36:34,088 --> 00:36:36,257
‫همون لحظه‌ی شاد غیرمنتظره‌ای
‫باشه که همه‌مون بهش نیاز داشتیم؟‬

712
00:36:44,265 --> 00:36:46,017
‫اما هنوز ناراحتی.‬

713
00:36:48,102 --> 00:36:49,103
‫اوهوم.

714
00:36:50,313 --> 00:36:52,774
‫فقط نمی‌دونم کافی بود یا نه.‬

715
00:36:57,236 --> 00:36:59,193
‫می‌خواستم با کمک‌کردن

716
00:36:59,217 --> 00:37:01,532
‫اوضاع رو درست کنم، اما...‬

717
00:37:04,118 --> 00:37:05,828
‫...می‌دانم فقط مثل یه چسب‌زخم بود.‬

718
00:37:05,912 --> 00:37:08,289
‫با ایستادن کنار شنون به این شکل،‬

719
00:37:08,373 --> 00:37:10,583
‫و برای کیمبرلی، به همین ترتیب،‬

720
00:37:10,667 --> 00:37:13,378
‫تو طوری کمک کردی‬

721
00:37:13,461 --> 00:37:15,046
‫که فکر نمی‌کنم بتونی درکش کنی‬

722
00:37:15,129 --> 00:37:18,174
‫تا وقتی که خودت‬
‫از چنین چیزی عبور کنی.‬

723
00:37:18,257 --> 00:37:20,176
‫- این‌طور فکر می‌کنی؟‬
‫- آره.‬

724
00:37:26,140 --> 00:37:28,351
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم.‬

725
00:37:31,521 --> 00:37:34,732
‫هی، کمک می‌خوای‬
‫این رو ببریم تا ماشینت؟‬

726
00:37:35,733 --> 00:37:37,902
‫عالی می‌شه. ممنون.‬

727
00:37:37,986 --> 00:37:40,697
‫کیمبرلی قرار بود‬
‫تمیزکاری رو انجام بده، اما...‬

728
00:37:40,780 --> 00:37:44,075
‫آره. فکر کنم مامان یکی بردش خونه.‬

729
00:37:45,159 --> 00:37:46,577
‫فردا برای اون روز سختی خواهد بود.‬

730
00:37:46,661 --> 00:37:48,454
‫من بیشتر نگران تمساح‌های کوچک هستم.‬

731
00:37:48,538 --> 00:37:49,831
‫فکر کنم اون‌ها کروکودیل باشن.‬

732
00:37:55,712 --> 00:37:57,588
‫- من ال رو بوسیدم.‬
‫- چی؟‬

733
00:37:58,673 --> 00:38:01,843
‫بعد از جشن بازگشت به خانه، من...
‫ال رو بوسیدم.‬

734
00:38:03,511 --> 00:38:04,971
‫چرا داری این رو به من می‌گی؟‬

735
00:38:05,555 --> 00:38:07,265
‫عه...‬

736
00:38:07,348 --> 00:38:11,853
‫چون حس... حس یه آدم عوضی رو
‫ داشتم که این‌جام،‬

737
00:38:11,936 --> 00:38:13,396
‫و یه راز رو ازت مخفی می‌کنم.‬

738
00:38:13,479 --> 00:38:15,234
‫خب، یه ایده‌ای دارم،
‫اگه دوست‌های من رو‬ نمی‌بوسیدی،

739
00:38:15,258 --> 00:38:17,012
‫حس یه آدم تخمی رو نداشتی.‬

740
00:38:18,943 --> 00:38:21,821
‫عه... خیلی خب.

741
00:38:21,904 --> 00:38:26,034
‫منصفانه نگاه کنیم...
‫تو با من به‌هم زدی.‬

742
00:38:26,117 --> 00:38:29,704
‫منصفانه نگاه کنیم،‬
‫اون... انگار پنج دقیقه پیش بود.‬

743
00:38:32,749 --> 00:38:35,334
‫پس، برای همینه که این‌قدر
‫عجیب شده بودی.‬

744
00:38:37,211 --> 00:38:39,672
‫از ال خوشت اومده بود.‬

745
00:38:39,756 --> 00:38:43,843
‫و... و اون هم همین‌طوری...‬ می‌ذاره ببوسیش؟‬
‫‬

746
00:38:43,926 --> 00:38:46,721
‫مثلا دوست من پشت سرم‬
‫داره با دوست‌پسر سابقم لاس می‌زنه؟

747
00:38:46,804 --> 00:38:48,222
‫- شنون، این فقط یه جوری اتفاق افتاد.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

748
00:38:48,306 --> 00:38:50,767
‫نه، نه، اون... اون خودش می‌خواست اولین نفری
‫باشه که بهت می‌گه. من ف...‬

749
00:38:50,850 --> 00:38:52,643
‫- من... حس کردم بهتره این از طرف من مطرح بشه.‬
‫- تمومش کن.‬

750
00:38:52,727 --> 00:38:55,813
‫جوری رفتار نکن که انگار‬
‫این کار به خاطر لطف‌ به من‌ـه.‬

751
00:38:55,897 --> 00:38:58,838
‫قضیه اینه که شما
‫دوتا فکر می‌کنین

752
00:38:58,862 --> 00:39:00,693
‫دوست‌های مزخرفی هستین
‫چون در واقع هستین.‬

753
00:39:03,362 --> 00:39:04,489
‫شنون.‬

754
00:39:06,532 --> 00:39:08,534
‫- شنون، متاسفم.‬
‫- برو بیرون.‬

755
00:39:08,618 --> 00:39:11,537
‫- نه، فقط بذار این رو ببرم ماشینت...‬
‫- ازم دور شو، مایلز!‬

756
00:39:11,621 --> 00:39:14,624
‫- شنون، ما نمی‌خواستیم ناراحتت کنیم.‬
‫- من تو مراسم یادبود مادرم هستم.‬

757
00:39:15,708 --> 00:39:17,418
‫من داغونم.‬

758
00:39:20,296 --> 00:39:22,465
‫من نابودم.‬

759
00:39:23,549 --> 00:39:27,345
‫و تو حالا انتخاب کردی که این رو به من بگی؟‬

760
00:39:27,428 --> 00:39:31,474
‫احساس کردم دروغ گفتن بهت
‫بدتره، و... تو به نظر خوب می‌رسیدی.‬

761
00:39:31,557 --> 00:39:34,227
‫تو می‌خواستی باور کنی که من خوبم،‬

762
00:39:34,310 --> 00:39:37,271
‫تا بتونی گناهانت رو پاک کنی
‫و من بهت تبرک بگم.‬

763
00:39:37,355 --> 00:39:39,941
‫خب، حدس بزن چی شده.‬

764
00:39:40,024 --> 00:39:41,859
‫نمی‌خوام بهت نگاه کنم.‬

765
00:39:42,485 --> 00:39:45,196
‫نمی‌خوام دورت باشم
‫و می‌تونی به ال بگی بابت‬

766
00:39:45,279 --> 00:39:47,990
‫کمکش امشب ممنونم
‫ ولی من با اون هم تموم کردم.‬

767
00:39:48,074 --> 00:39:50,743
‫شنون، لطفا. شنون.‬

768
00:40:04,215 --> 00:40:06,008
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

769
00:40:06,843 --> 00:40:08,136
‫همه‌چیز مرتبه؟‬

770
00:40:08,219 --> 00:40:09,762
‫من، ام...‬

771
00:40:10,888 --> 00:40:12,056
‫یه کاری کردم.‬

772
00:40:12,140 --> 00:40:13,432
‫باشه.‬

773
00:40:14,350 --> 00:40:15,434
‫به شنون گفتم.‬

774
00:40:15,518 --> 00:40:17,353
‫- لطفا نگو منظورت اینه که...‬
‫- نه، در مورد ما بهش گفتم.‬

775
00:40:17,436 --> 00:40:19,939
‫باشه.‬

776
00:40:20,022 --> 00:40:23,067
‫ام، من... من بهت گفتم بذاری
‫خودم باهاش حرف بزنم.‬

777
00:40:23,151 --> 00:40:25,611
‫کل عمرم می‌شناسمش.‬ فقط... فقط
‫می‌خواستم این موضوع از طرف خودم گفته بشه.‬

778
00:40:25,695 --> 00:40:28,030
‫تو این موضوع رو وسط
‫مراسم یادبود مادرش به کسی نمی‌گی.‬

779
00:40:28,114 --> 00:40:30,199
‫می‌دونم...‬

780
00:40:30,283 --> 00:40:31,284
‫الان می‌دونم.‬

781
00:40:31,367 --> 00:40:33,494
‫پس حالا، نه تنها با بوسیدن دوست‌‌پسر سابقش
‫قانون دخترونه رو زیر پا گذاشتم،‬

782
00:40:33,578 --> 00:40:36,497
‫بلکه با نگفتن این که دوست‌‌پسر سابقش رو
‫بوسیدم، دوباره زیر پاش گذاشتم.‬

783
00:40:37,081 --> 00:40:38,958
‫نمی‌خوام شنون رو به عنوان
‫یه دوست از دست بدم.‬

784
00:40:39,542 --> 00:40:40,585
‫من هم همین‌طور.‬

785
00:40:42,753 --> 00:40:44,130
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

786
00:40:44,213 --> 00:40:45,423
‫هیچی، باشه؟‬

787
00:40:46,632 --> 00:40:49,177
‫من درستش می‌کنم. من...‬

788
00:40:49,260 --> 00:40:51,929
‫دوشنبه باهاش حرف می‌زنم
‫و همه‌چیز رو روبه‌راه می‌کنم.‬

789
00:40:53,806 --> 00:40:57,143
‫فقط یه لطف در حقم بکن و لطفا...‬

790
00:40:57,226 --> 00:40:59,812
‫لطفا تا ۴۸ ساعت آینده دهنت رو باز نکن.‬

791
00:41:17,288 --> 00:41:19,165
‫پسرها خیلی احمقن.‬

792
00:41:19,248 --> 00:41:20,833
‫خیلی احمقن.‬

793
00:41:21,584 --> 00:41:22,585
‫بیا اینجا.‬

794
00:41:28,633 --> 00:41:29,717
‫دوستت دارم.‬

795
00:41:29,800 --> 00:41:31,344
‫من هم دوستت دارم.‬

796
00:41:44,190 --> 00:41:46,901
‫شنون کجاست؟ چرا داری
‫توی کمدش می‌گردی؟‬

797
00:41:46,984 --> 00:41:48,319
‫نمی‌گردم. دارم تمیزش می‌کنم.‬

798
00:41:48,402 --> 00:41:50,363
‫و قبل از اینکه بپرسی، نه،
‫نیازی به کمک تو ندارم.‬

799
00:41:50,988 --> 00:41:52,323
‫چرا باید به کمک تو نیاز داشته باشم؟‬

800
00:41:52,406 --> 00:41:55,076
‫ببخشید، من... نمی‌خواستم این‌طوری...‬

801
00:41:55,159 --> 00:41:58,412
‫می‌دونی، عه...‬
‫فقط اینه که... دارم سکته می‌کنم.‬

802
00:41:58,496 --> 00:42:01,374
‫گمونم تو باهاش دوستی،‬

803
00:42:01,457 --> 00:42:03,668
‫ولی من از مهدکودک می‌شناسمش.‬

804
00:42:03,751 --> 00:42:05,044
‫من... انتظار نداشتم اون...‬

805
00:42:05,127 --> 00:42:06,462
‫خب، نمی‌دونم داری
‫در مورد چی حرف می‌زنی.‬

806
00:42:06,545 --> 00:42:08,047
‫دارم در مورد بهترین دوستم
‫حرف می‌زنم که از شهر رفته.‬

807
00:42:08,130 --> 00:42:09,382
‫صبر کن چی؟‬

808
00:42:09,465 --> 00:42:11,509
‫شنون رفته پیش پدرش توی دنور.‬

809
00:42:11,592 --> 00:42:14,220
‫نمی‌شه... واقعا باید باهاش حرف بزنم.‬

810
00:42:14,303 --> 00:42:16,931
‫- من هم همین‌طور.‬
‫- نه، منظورم اینه که واقعا باید باهاش حرف بزنم.‬

811
00:42:17,014 --> 00:42:18,891
‫- کی برمی‌گرده؟‬
‫- تو متوجه نمی‌شی.‬

812
00:42:18,975 --> 00:42:21,102
‫شنون رفته پیش پدرش توی دنور
‫که اون‌جا زندگی کنه.‬

813
00:42:21,185 --> 00:42:24,355
‫اون اسباب‌کشی کرده. شنون برنمی‌گرده.‬

814
00:42:37,910 --> 00:42:39,161
‫سلام. صبح بخیر.‬

815
00:42:39,245 --> 00:42:40,496
‫صبح بخیر.‬

816
00:42:44,291 --> 00:42:47,690
{\an8}«مجله کازموپالیتن»

817
00:42:45,793 --> 00:42:47,670
‫من این کار رو به خاطر تو انجام می‌دم، ال.‬

818
00:42:48,379 --> 00:42:49,964
‫هی.‬

819
00:42:50,047 --> 00:42:52,675
‫منم این کار رو به خاطر تو انجام می‌دم.‬

820
00:42:52,758 --> 00:42:54,719
‫جای ما توی لس‌آنجلس‌ـه.‬

821
00:42:56,721 --> 00:42:59,515
‫♪ خواب دیدم ♪‬

822
00:42:59,598 --> 00:43:04,520
‫♪ که دنبال ماشین دویدی ♪‬

823
00:43:04,603 --> 00:43:08,316
‫♪  و تابلویی رو تکون دادی ♪

824
00:43:08,340 --> 00:43:11,277
‫♪ که هیچ معنایی نداشت ♪

825
00:43:11,360 --> 00:43:17,241
‫♪ گیج و سرگردان بودم ♪‬

826
00:43:17,325 --> 00:43:22,955
‫♪ و تابلو رو بلند خوندم ♪‬

827
00:43:23,039 --> 00:43:25,708
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

828
00:43:28,919 --> 00:43:33,758
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

829
00:43:34,759 --> 00:43:39,263
‫♪ مثل یه احمق ♪‬

830
00:43:40,264 --> 00:43:43,726
‫♪ مثل یه احمق ♪♪‬

831
00:43:44,000 --> 00:44:04,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

