1
00:00:00,105 --> 00:00:02,232
‫وقتی اولین بار همدیگه رو
‫دیدیم، تو خیلی...‬

2
00:00:02,315 --> 00:00:04,568
‫رک گفتی کمپینم
‫نیاز به یه تغییر اساسی داره.‬

3
00:00:04,651 --> 00:00:06,820
‫ولی من هیچی درباره‌ی
‫سخنرانی‌های سیاسی نمی‌دونم.‬

4
00:00:09,156 --> 00:00:12,409
‫فکر کنم بهترین شانس‌مون اینه
‫که با نور شمع انجامش بدیم.‬

5
00:00:12,492 --> 00:00:14,369
‫- آنچه گذشت در «ال»...‬
‫- هی!‬

6
00:00:14,453 --> 00:00:15,912
‫مدیر «اندرسون» یا فراموش کرده

7
00:00:15,996 --> 00:00:19,666
‫تابلو ایستی که  برای ورودی مدرسه
‫ سفارش داد رو بخره

8
00:00:19,750 --> 00:00:22,043
‫- یا برای خودش برداشته‌ش.‬
‫- ما وارد دفتر «اندرسون» میشیم،‬

9
00:00:22,068 --> 00:00:23,755
‫از رسیدها کپی می‌گیریم،

10
00:00:23,779 --> 00:00:25,172
‫با بودجه مطابقت‌شون میدیم...‬

11
00:00:25,255 --> 00:00:27,466
‫حالا فقط یه بهونه لازم داریم که آخر هفته‬

12
00:00:27,549 --> 00:00:28,508
‫تو مدرسه باشیم.‬

13
00:00:28,592 --> 00:00:30,427
‫از کی کلاس تنبیهی
‫این‌قدر از خفن بودن در اومد؟

14
00:00:30,510 --> 00:00:31,845
‫و اگه هر کدوم از شما پاتون رو
‫از این اتاق بیرون بذارین،‬

15
00:00:31,928 --> 00:00:33,305
‫اخراج می‌شین.‬

16
00:00:36,224 --> 00:00:37,434
‫وای. خیلی خب.‬

17
00:00:38,894 --> 00:00:39,728
‫بچه‌ها، باید یه کاری کنیم.‬

18
00:00:45,984 --> 00:00:47,360
‫- و اون همسرش نیست.‬
‫- پس می‌خوایم بگیم‬

19
00:00:47,444 --> 00:00:49,154
‫این دختره دخترشه.‬

20
00:00:49,237 --> 00:00:50,530
‫حتما کسی داره ازش اخاذی می‌کنه.‬

21
00:00:51,448 --> 00:00:53,074
‫بچه‌ها، به کمک‌تون نیاز دارم.
‫مسئله‌ی مادرمه.‬

22
00:00:53,158 --> 00:00:55,355
‫ببین، گزارش شده که
‫هزاران دلار پول نقد

23
00:00:55,379 --> 00:00:56,995
‫امروز از مدرسه دزدیده شده.‬

24
00:00:57,078 --> 00:00:58,580
‫اون رو توی ماشینش پیدا کردن.‬

25
00:01:00,000 --> 00:01:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

26
00:01:14,000 --> 00:01:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

27
00:01:21,603 --> 00:01:23,313
‫بشین.‬

28
00:01:29,277 --> 00:01:30,695
‫عزیزم.‬

29
00:01:30,779 --> 00:01:32,030
‫- مژه توی چشمم رفته؟‬
‫- نه.‬

30
00:01:33,824 --> 00:01:34,950
‫تو غمگینی؟‬

31
00:01:38,619 --> 00:01:40,205
‫- اون غمگینه؟‬
‫- تتوهای صورتش.‬

32
00:01:41,414 --> 00:01:43,375
‫اشک‌ها چه معنی‌ای میدن؟‬

33
00:01:43,458 --> 00:01:46,127
‫این که سه نفر رو کشته‬

34
00:01:46,211 --> 00:01:48,296
‫و می‌خواد که ما بدونیم.‬

35
00:01:48,380 --> 00:01:50,798
‫من همین الان باهاش چشم‌ تو ‌چشم شدم.‬

36
00:01:50,881 --> 00:01:52,884
‫امم، من یه هدفم.‬

37
00:01:52,968 --> 00:01:55,387
‫عزیزم، آستین‌هات رو بزن بالا،
‫فقط سرسخت به نظر برس.‬

38
00:01:56,471 --> 00:01:59,099
‫چرا نمیرین یه چیزی بخرین بخورین؟‬

39
00:01:59,182 --> 00:02:02,352
‫که تشنگی‌شون رفع بشه قبل از این
‫که توی راهرو با چاقو بزنن‌شون؟‬

40
00:02:03,728 --> 00:02:05,438
‫ما خوبیم. ممنون.‬

41
00:02:05,522 --> 00:02:06,940
‫باشه عزیزم.‬

42
00:02:11,653 --> 00:02:13,655
‫این هم اون‌طوری نبود
‫که می‌خواستم شنبه‌م رو بگذرونم.‬

43
00:02:13,738 --> 00:02:15,949
‫فقط خوشحالم که خونه بودیم
‫تا تماس «لیز» رو جواب بدیم.‬

44
00:02:16,032 --> 00:02:17,742
‫آره. اون دختر بیچاره.‬

45
00:02:19,619 --> 00:02:21,294
‫می‌تونی تصور کنی چه جوریه

46
00:02:21,318 --> 00:02:23,707
‫بفهمی مادرت به‌خاطر
‫دزدی دستگیر شده؟‬

47
00:02:23,790 --> 00:02:26,042
‫خب، می‌دونی چی می‌گن،
‫هر سکه‌ای دو رو داره.‬

48
00:02:26,126 --> 00:02:27,919
‫خدایا، دلم برای لس آنجلس تنگ شده.‬

49
00:02:28,003 --> 00:02:30,755
‫حداقل اون‌جا می‌تونستیم «ال» رو
‫از عناصر خلافکار دور نگه داریم.‬

50
00:02:30,839 --> 00:02:32,841
‫اون توی خونه‌ی منندز هالووین جشن گرفت.‬

51
00:02:32,924 --> 00:02:36,094
‫البته کیتی اون اسنیکرزهای بزرگ رو
‫می‌داد، پس...‬

52
00:02:38,138 --> 00:02:39,264
‫چیکار داری می‌کنی؟‬

53
00:02:39,347 --> 00:02:41,391
‫بزرگ‌تر به نظر رسیدن.
‫اون یه خرس توی طبیعته عزیزم.‬

54
00:02:41,474 --> 00:02:43,518
‫تماس چشمی رو حفظ کن.
‫ترس رو نشون نده.‬

55
00:02:43,602 --> 00:02:45,186
‫تو از این‌جا برو بیرون!‬

56
00:02:45,270 --> 00:02:46,313
‫همینه!‬

57
00:02:49,608 --> 00:02:52,694
‫من و «ال» یه کلاس دفاع شخصی
‫ توی «وای» رفتیم.‬

58
00:02:56,740 --> 00:02:58,700
‫مادرت فکر می‌کنه مادرم این کار رو کرده.‬

59
00:02:58,783 --> 00:03:00,493
‫نه، این‌طور نیست.‬

60
00:03:02,662 --> 00:03:04,497
‫باشه، آره، احتمالا فکر می‌کنه.‬

61
00:03:06,499 --> 00:03:08,209
‫هیچ احتمالی هست که اون انجامش داده باشه؟‬

62
00:03:09,544 --> 00:03:11,963
‫- تو واقعا این رو از من نپرسیدی.‬
‫- خب، پلیس‌ها‬

63
00:03:12,047 --> 00:03:13,506
‫همین‌طوری الکی نمیرن
‫آدم اشتباهی رو دستگیر کنن.‬

64
00:03:13,590 --> 00:03:16,134
‫چرا، میرن. برای اون پاپوش درست کردن.‬

65
00:03:16,217 --> 00:03:18,345
‫بی‌خیال، اگه مادرم از اون آدم‌هاـی
‫بود که بخواد پولی بدزده،

66
00:03:18,428 --> 00:03:19,971
‫چرا باید سه تا شغل داشته باشه؟‬

67
00:03:20,055 --> 00:03:21,973
‫شاید برای این که مجبور نباشه
‫سه تا شغل داشته باشه.‬

68
00:03:22,933 --> 00:03:24,309
‫اشتباه از من بود. فکر کردم تغییر کردی.‬

69
00:03:24,392 --> 00:03:26,019
‫خب... «لیز». «لیز»، صبر کن. وایسا.‬

70
00:03:26,102 --> 00:03:27,896
‫«ال»، اون نمی‌تونسته این کار رو کرده باشه.‬

71
00:03:27,979 --> 00:03:30,315
‫باشه؟ بهش فکر کن، این یه آدم غریبه
‫نیست که نمی‌شناسیش.‬

72
00:03:30,398 --> 00:03:31,942
‫اون مادرم‌ـه.‬

73
00:03:34,152 --> 00:03:36,029
‫حق با توـه.‬

74
00:03:36,112 --> 00:03:38,865
‫من «دانا» رو می‌شناسم و حرفش رو باور دارم.‬

75
00:03:38,949 --> 00:03:40,825
‫برام مهم نیست اوضاع چطوری به نظر می‌رسه.‬

76
00:03:42,494 --> 00:03:44,162
‫در واقع...‬

77
00:03:47,958 --> 00:03:51,086
‫سلام، به نظر میاد یه فروتوپیا
‫لازم داشته باشی.‬

78
00:03:51,169 --> 00:03:52,629
‫گرفتارم.‬

79
00:03:53,421 --> 00:03:55,131
‫در راستای امنیت عمومی،‬

80
00:03:55,215 --> 00:03:58,677
‫می‌خوام درخواستی ثبت کنم
‫که روند وثیقه رو تسریع کنن.‬

81
00:04:01,304 --> 00:04:03,974
‫آیا آگاهی که یکی از بازداشتی‌های فعلی‌تون‬

82
00:04:04,057 --> 00:04:05,976
‫مستقیم از محل کارش برده شده‬

83
00:04:06,059 --> 00:04:08,561
‫بدون هیچ‌کدوم از محصولات
‫روتین مراقبت پوستش؟‬

84
00:04:08,645 --> 00:04:10,146
‫این غیراخلاقی به نظر میاد،‬

85
00:04:10,230 --> 00:04:12,232
‫- اگه نگیم کاملا غیرقانونی.‬
‫- وای خدای من. مامان.‬

86
00:04:12,315 --> 00:04:13,900
‫من خوبم.‬

87
00:04:13,984 --> 00:04:15,527
‫می‌تونی آروم باشی، عزیزم.‬

88
00:04:15,610 --> 00:04:16,903
‫من خوبم.‬

89
00:04:18,153 --> 00:04:20,949
‫وایت، ایوا، خیلی ممنونم.‬

90
00:04:21,032 --> 00:04:22,897
‫واقعا متاسفم که این‌طوری

91
00:04:22,921 --> 00:04:24,786
‫براتون دردسر درست کردم.‬

92
00:04:24,869 --> 00:04:26,371
‫نه، باعث خوشحالی‌ـه. درسته ایوا؟‬

93
00:04:27,747 --> 00:04:29,791
‫- آره.‬
‫- آره.‬

94
00:04:29,874 --> 00:04:31,543
‫و ما... ما خیلی خوشحالیم که حالت خوبه.‬

95
00:04:31,626 --> 00:04:33,837
‫خبر خوب اینه که
‫حالا می‌تونم خودم ریمل درست کنم،‬

96
00:04:33,920 --> 00:04:35,463
‫با قهوه و وازلین.‬

97
00:04:35,547 --> 00:04:37,215
‫ما می‌دونیم که تو این کار رو نکردی، «دانا».‬

98
00:04:38,258 --> 00:04:40,010
‫ممنونم عزیزم.‬

99
00:04:42,012 --> 00:04:44,930
‫مرحله‌ی بعدی، گرفتن
‫یه وکیل کارکشته برای توـه.‬

100
00:04:45,015 --> 00:04:47,809
‫مادرم همون برک ویلیامزی می‌رفت
‫که گلوریا آلدرید می‌رفت

101
00:04:47,892 --> 00:04:49,769
‫اوه عزیزم، فکر نمی‌کنم
‫اون من رو یادش باشه.‬

102
00:04:49,853 --> 00:04:51,521
‫شما دو تا توی سونای خشک لخت نبودین؟‬

103
00:04:51,603 --> 00:04:53,189
‫اون مربوط به یه عمل زیبایی سینه قبل بود.‬

104
00:04:53,273 --> 00:04:54,607
‫مامان.‬

105
00:04:54,691 --> 00:04:56,735
‫ولی یه ذره سیلیکون بین دوست‌ها
‫چی رو عوض می‌کنه؟‬

106
00:04:56,818 --> 00:04:59,320
‫نه. نه، نه، نه، نه. شماها همین الانش هم
‫خیلی کار کردین.‬

107
00:04:59,404 --> 00:05:00,875
‫و تازه، من همین الان هم

108
00:05:00,899 --> 00:05:02,741
‫یه وکیل دارم. «ایس بلیساریو».‬

109
00:05:02,824 --> 00:05:05,326
‫همون یارو کوتاه‌قده از تیم اوجی‌ـه؟

110
00:05:05,410 --> 00:05:07,035
‫نه، همون کسی‌ که شماره‌ش روی

111
00:05:07,059 --> 00:05:09,080
‫تلفن عمومی
‫بازداشتگاهم حک شده بود.‬

112
00:05:09,164 --> 00:05:11,082
‫- اوه.‬
‫- اون.‬

113
00:05:15,128 --> 00:05:17,005
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

114
00:05:19,007 --> 00:05:23,136
‫♪ فقط وقتی همه‌چی پیچیده‌ست خوشحالم ♪‬

115
00:05:23,219 --> 00:05:25,221
‫♪ و با این که می‌دونم نمی‌تونی ♪‬

116
00:05:25,305 --> 00:05:27,223
‫♪ قدرش رو بدونی ♪‬

117
00:05:27,307 --> 00:05:30,226
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

118
00:05:31,311 --> 00:05:33,271
‫♪ بریز ♪‬

119
00:05:33,353 --> 00:05:35,273
‫- ♪ بدبختی‌ت رو ♪‬
‫- ♪ بریز بدبختی‌ت رو ♪‬

120
00:05:35,356 --> 00:05:39,277
‫- ♪ بدبختی‌ت رو بریز روی من ♪‬
‫- ♪ پایین، بریز بدبختی‌ت رو ♪‬

121
00:05:39,360 --> 00:05:43,281
‫- ♪ بدبختی‌ت رو بریز ♪‬
‫- ♪ پایین، بریز ♪‬

122
00:05:43,364 --> 00:05:47,285
‫♪ می‌تونی پیشم بمونی تا وقتی که ♪‬

123
00:05:47,368 --> 00:05:49,329
‫♪ برات مهم نباشه ♪‬

124
00:05:51,372 --> 00:05:54,250
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

125
00:05:55,376 --> 00:05:58,630
‫♪ می‌خوای درباره‌ی وسواس جدیدم بشنوی؟ ♪‬

126
00:05:58,713 --> 00:06:00,632
‫♪ دارم اوج می‌گیرم روی ♪‬

127
00:06:00,715 --> 00:06:03,093
‫♪ یه افسردگی عمیق ♪‬

128
00:06:03,175 --> 00:06:06,152
‫{\an8}« ال »

129
00:06:03,176 --> 00:06:05,553
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

130
00:06:05,637 --> 00:06:09,140
‫♪ یه ذره بدبختی بریز روی من ♪‬

131
00:06:09,224 --> 00:06:12,060
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪♪‬

132
00:06:12,143 --> 00:06:14,395
‫من بیرون مدرسه‌ی «رینیر وست» هستم‬

133
00:06:14,479 --> 00:06:16,898
‫جایی که همین الان
‫با مدیر شین اندرسون صحبت کردم‬

134
00:06:16,981 --> 00:06:20,777
‫درباره‌ی اموال دزدی که
‫بازرس‌ها می‌گن پول بوفه‌ی‬

135
00:06:20,860 --> 00:06:21,986
‫مسابقات ورزشی بوده.‬

136
00:06:22,070 --> 00:06:24,948
‫خب، اون... اون ۱۲,۵۱۵ دلار بود.‬

137
00:06:25,031 --> 00:06:28,952
‫و وقتی مقدار دقیقش توی
‫ماشین دانا میلر پیدا شد، پلیس،‬

138
00:06:29,035 --> 00:06:30,912
‫اون‌ها... اون‌ها همه‌چیز رو
‫به هم وصل کردن. آره.‬

139
00:06:30,995 --> 00:06:32,914
‫- کثافت. از اون یارو متنفرم.‬
‫- خب، اون...‬

140
00:06:32,997 --> 00:06:34,541
‫دلسردکننده‌ست، می‌دونی؟‬

141
00:06:34,624 --> 00:06:36,793
‫«دانا» وقتی این‌جا بود خیلی محبوب بود،‬

142
00:06:36,876 --> 00:06:39,712
‫ولی اون قبلا هم به‌خاطر
‫یه دزدی اخراج شده بود،‬

143
00:06:39,796 --> 00:06:41,936
‫پس... امیدوارم حقیقت
‫نداشته باشه، ولی

144
00:06:41,960 --> 00:06:43,925
‫اگه مثل اردک کواک کواک
‫می‌کنه یعنی اردکه دیگه...‬

145
00:06:44,008 --> 00:06:46,010
‫اون الان من رو با مرغابی مقایسه کرد؟‬

146
00:06:46,094 --> 00:06:47,804
‫- این آدم باید بسوزه.‬
‫- همه‌چی درست می‌شه.‬

147
00:06:47,887 --> 00:06:50,473
‫تو رو می‌بریم جلوی دوربین‌های خبری
‫در حالی که خیلی خوش‌تیپ شدی،‬

148
00:06:50,557 --> 00:06:53,143
‫بی‌گناهی‌ت رو اعلام می‌کنی
‫و همه باورت می‌کنن‬

149
00:06:53,226 --> 00:06:55,603
‫چون حقیقت همیشه پیروز می‌شه.‬

150
00:06:55,687 --> 00:06:57,635
‫خوبه، چون شهر داره پول خیلی خوبی

151
00:06:57,659 --> 00:06:59,607
‫به من می‌ده تا نماینده‌ت باشم.‬

152
00:06:59,691 --> 00:07:00,900
‫- ایس بلیساریو.‬
‫- بله،‬

153
00:07:00,984 --> 00:07:02,193
‫ما تلفنی صحبت کردیم. من دانا هستم.‬

154
00:07:02,277 --> 00:07:04,654
‫من تو رو از عکس بازداشتت شناختم
‫و از این که شخصیت اصلی‬

155
00:07:04,737 --> 00:07:07,657
‫اخبار بودی. به دفترم خوش اومدی.‬

156
00:07:07,740 --> 00:07:08,908
‫می‌بینم که منشیم‬

157
00:07:08,992 --> 00:07:11,286
‫قبلا برات نوشیدنی آورده.
‫رسیدها رو نگه داشتیم؟‬

158
00:07:11,369 --> 00:07:12,787
‫دفتر واقعی هم داری،‬

159
00:07:12,871 --> 00:07:15,540
‫یا فقط دوست داری با صدای
‫پنج تا تلویزیون حرف بزنی؟‬

160
00:07:15,623 --> 00:07:17,792
‫در حال حاضر در حال بازسازی‌ـه.‬

161
00:07:17,876 --> 00:07:20,837
‫این روزها به همه‌چی
‫می‌گن «مخروبه». خب،‬

162
00:07:20,920 --> 00:07:22,589
‫شنیدم پلیس‌ها‬

163
00:07:22,672 --> 00:07:24,174
‫یه عالمه پول توی ماشینت پیدا کردن. اوه.‬

164
00:07:24,257 --> 00:07:26,009
‫- آره.‬
‫- به‌ اصطلاح،‬

165
00:07:26,092 --> 00:07:28,261
‫که برای همین دانا رو
‫برای کلوزآپش آماده کردم.‬

166
00:07:28,344 --> 00:07:31,014
‫فرض رو بر این می‌گیرم که
‫با تمام خبرگزاری‌های محلی تماس گرفتی‬

167
00:07:31,097 --> 00:07:32,849
‫تا بتونه پیش مردم از اسمش دفاع کنه؟‬

168
00:07:32,932 --> 00:07:36,019
‫این چیزیه که ما وکلا
‫بهش می‌گیم احمقانه‌ی محض.‬

169
00:07:36,102 --> 00:07:38,353
‫اعتراض دارم.‬

170
00:07:38,438 --> 00:07:41,357
‫خب، «دانا» با...

171
00:07:41,441 --> 00:07:43,776
‫اوه، دزدی درجه یک‬

172
00:07:43,860 --> 00:07:46,905
‫و جنایت درجه دو روبروـه. آره.‬

173
00:07:46,988 --> 00:07:49,032
‫پس، باید چیکار کنم؟‬

174
00:07:49,115 --> 00:07:51,868
‫دوروبرت رو از کانون توجه دور نگه دار،
‫یه توافق برای اعتراف قبول کن،‬

175
00:07:51,951 --> 00:07:54,287
‫و امیدوار باش که مردم تا چند سال دیگه
‫یادشون بره تو کی هستی.‬

176
00:07:54,370 --> 00:07:55,997
‫اوه نه، ما توافق نمی‌کنیم.‬

177
00:07:56,079 --> 00:07:57,457
‫این پرونده باید مختومه بشه.‬

178
00:07:57,540 --> 00:07:59,000
‫برای «دانا» پاپوش درست کردن.‬

179
00:07:59,083 --> 00:08:01,085
‫مدیرمون داشته از بودجه‌ی مدرسه
‫پول بالا می‌کشیده.‬

180
00:08:01,169 --> 00:08:02,712
‫داره ازش اخاذی می‌شه.‬

181
00:08:02,795 --> 00:08:05,465
‫و اون نزدیک بود موقع دزدیدن پول
‫برای دادن اخاذیش گیر بیفته،‬

182
00:08:05,548 --> 00:08:07,175
‫پس نیاز داشت سریع
‫برای مادرم پاپوش درست کنه.‬

183
00:08:07,258 --> 00:08:09,052
‫که می‌تونی ثابتش کنی؟‬

184
00:08:09,135 --> 00:08:10,970
‫دقیقا نه.‬

185
00:08:11,054 --> 00:08:14,349
‫یادداشت اخاذی توسط
‫یه سیستم آب‌پاش تهاجمی شسته شده.‬

186
00:08:14,432 --> 00:08:17,518
‫- اوهوم.‬
‫- تقصیر هیچ‌کس نیست، اما...‬

187
00:08:17,602 --> 00:08:19,728
‫من بودجه‌ی مدرسه رو آیتم‌بندی کردم‬

188
00:08:19,812 --> 00:08:22,649
‫از بیشترین به کمترین
‫ و درست زیر «بیمه‌ی زلزله»،‬

189
00:08:22,732 --> 00:08:25,360
‫می‌بینی که گرون‌ترین پرداخت‌های ماهانه برای‬

190
00:08:25,443 --> 00:08:28,821
‫سیب‌زمینی‌هایی‌ـه که سرو نمی‌کنن
‫و اشتراک «چنل وان نیوز»ـه‬

191
00:08:28,905 --> 00:08:30,156
‫- که پخشش نمی‌کنن.‬
‫- و هیچ رسیدی‬

192
00:08:30,240 --> 00:08:31,157
‫برای این تراکنش‌ها وجود نداره؟‬

193
00:08:31,241 --> 00:08:33,159
‫عه...‬

194
00:08:33,243 --> 00:08:34,618
‫خب، نه.‬

195
00:08:34,702 --> 00:08:35,954
‫اون رسید داره.‬

196
00:08:37,079 --> 00:08:38,080
‫برای همه‌چی.‬

197
00:08:38,915 --> 00:08:40,708
‫پس، نه مدرکی از اخاذی‬

198
00:08:40,791 --> 00:08:42,877
‫و نه مدارکی که جور دربیان. درسته.‬

199
00:08:42,961 --> 00:08:44,921
‫شما دخترها باید یکم بیشتر
‫نانسی درو بخونین.‬

200
00:08:45,004 --> 00:08:46,756
‫مدیر «اندرسون» پول دزدی رو‬

201
00:08:46,839 --> 00:08:48,549
‫توی ماشین مادرم گذاشته
‫وقتی اون سر کار بوده.‬

202
00:08:48,633 --> 00:08:50,635
‫- باید کله‌پا کنیمش.‬
‫- در واقع، اون‬

203
00:08:50,718 --> 00:08:53,972
‫قابل اثبات نیست چون بلاک‌باستر
‫دانا» هیچ دوربین نظارتی‌ای نداشته.‬

204
00:08:54,055 --> 00:08:56,140
‫- وای خدای من.‬
‫- با این حال، شاهدان عینی‌ای وجود داره‬

205
00:08:56,224 --> 00:08:59,227
‫که «دانا» رو روز دزدی
‫توی مدرسه نشون می‌ده،‬

206
00:08:59,310 --> 00:09:00,979
‫که برای هیچ‌کدوم‌مون خوب نیست.‬

207
00:09:01,062 --> 00:09:02,814
‫شاید باید یه نظر دوم هم بپرسیم.‬

208
00:09:02,897 --> 00:09:04,941
‫باشه.‬

209
00:09:05,024 --> 00:09:08,903
‫ال، عزیزم، خیلی از جفت‌تون ممنونم‬

210
00:09:08,987 --> 00:09:11,030
‫که سعی کردین این رو برام حل‌وفصل کنین،‬

211
00:09:11,114 --> 00:09:12,949
‫ولی این مشکل دخترهای ۱۶ ساله نیست.‬

212
00:09:13,032 --> 00:09:15,159
‫شما باید...‬

213
00:09:13,365 --> 00:09:18,865
‫{\an8}«توی تیم دین باشین»

214
00:09:15,243 --> 00:09:19,080
‫نگران امتحان‌های میان‌ترم
‫و جوش‌هاتون باشین.‬

215
00:09:19,163 --> 00:09:22,375
‫مگه یه رقص زمستونه‌ای نیست
‫که مسئولیتش رو به عهده داری؟‬

216
00:09:26,087 --> 00:09:29,382
‫آقای «بلیساریو»، اشتباه می‌کنین.‬

217
00:09:29,465 --> 00:09:31,448
‫نباید دانا رو فراموش کنیم.

218
00:09:31,472 --> 00:09:33,011
‫باید ازش حمایت کنیم.‬

219
00:09:33,094 --> 00:09:35,596
‫لازم نیست وقتی ما می‌تونیم
‫از طرف تو دفاع کنیم، خودت بیای دفاع کنی.‬

220
00:09:35,680 --> 00:09:37,015
‫داری... داری چی می‌گی؟‬

221
00:09:37,098 --> 00:09:39,475
‫وقتی اخراج شدی، کل دانش‌آموزها‬

222
00:09:39,559 --> 00:09:42,061
‫بیشتر از حد مشتاق بودن که طومار
‫«استخدام دوباره‌ی دانا»ی من رو امضا کنن.‬

223
00:09:42,145 --> 00:09:44,397
‫فقط باید دوباره دانش‌آموزها رو جمع کنم،‬

224
00:09:44,480 --> 00:09:46,316
‫مجبورشون کنم چیزهای خوب درباره‌ت بگن،‬

225
00:09:46,399 --> 00:09:49,277
‫و به همه نشون بدم که اصلا
‫امکان نداره این کار رو کرده باشی.‬

226
00:09:50,320 --> 00:09:53,197
‫من... من راحت نیستم اعتراف کنم می‌شناسمش.‬

227
00:09:53,865 --> 00:09:56,075
‫فقط درباره‌ی این بگو‬

228
00:09:56,159 --> 00:09:57,577
‫که دانا چطور وقتی پول ناهار نداشتی
‫تو رو حمایت کرد.‬

229
00:09:57,660 --> 00:09:58,661
‫هی، می‌دونی‬

230
00:09:58,745 --> 00:10:00,580
‫من هیچ‌وقت ازش نخواستم
‫اون پول خردها رو بدزده.‬

231
00:10:01,873 --> 00:10:03,374
‫آیا این من رو همدست می‌کنه؟‬

232
00:10:03,458 --> 00:10:04,584
‫کات.‬

233
00:10:05,626 --> 00:10:07,170
‫ممنونم، می‌تونی بری.‬

234
00:10:09,881 --> 00:10:11,674
‫من یکی دیگه پیدا می‌کنم.‬

235
00:10:11,758 --> 00:10:14,302
‫مگه اخبار نگفت دانا
‫یه عالمه پول دزدیده؟‬

236
00:10:14,385 --> 00:10:16,459
‫صبر کن، آیا دانا دلیلی‌ـه
‫که نمی‌تونیم دیو متیوز رو

237
00:10:16,483 --> 00:10:18,556
‫برای رقص زمستونه بیاریم؟‬

238
00:10:18,639 --> 00:10:20,975
‫من در واقع واقعا «دانا» رو دوست دارم.‬

239
00:10:21,976 --> 00:10:23,436
‫ولی اون باید زندان باشه.‬

240
00:10:24,896 --> 00:10:26,230
‫کات.‬

241
00:10:32,195 --> 00:10:35,281
‫فونت زرد؟ روی کاغذ سفید؟‬

242
00:10:35,365 --> 00:10:37,158
‫این چیزی نبود که بهشون گفتم.‬

243
00:10:37,241 --> 00:10:38,951
‫این چیزیه که وقتی کار رو می‌سپاری
‫به بقیه نصیبت می‌شه.‬

244
00:10:39,952 --> 00:10:42,663
‫می‌دونم احتمالا به‌خاطر کل قضایای
‫«دانا» دارم بیش ‌از حد حساس می‌شم،‬

245
00:10:42,747 --> 00:10:44,875
‫ولی جدا، کی فکر کرد زرد و سفید

246
00:10:44,899 --> 00:10:46,751
‫از نظر بصری با هم سازگارن؟‬

247
00:10:46,834 --> 00:10:49,879
‫اوه... الان می‌بینمش. آره، بده.‬

248
00:10:49,962 --> 00:10:52,882
‫و از همه‌چیز بدتر، برای ۲۱ ژانویه است.‬

249
00:10:53,883 --> 00:10:54,967
‫۲۱ام چه مشکلی داره؟‬

250
00:10:55,051 --> 00:10:56,177
‫شب مراسم «گلدن گلوب»ـه.‬

251
00:11:01,224 --> 00:11:03,017
‫اوه...‬

252
00:11:03,101 --> 00:11:04,811
‫پس، فکر کنم اگه داریم رقص رو تغییر میدیم‬

253
00:11:04,894 --> 00:11:08,022
‫تا با برنامه‌ی تلویزیونی دیدن تو
‫جور دربیاد، یعنی تو می‌خوای بری؟‬

254
00:11:08,106 --> 00:11:11,067
‫من عملا این رقص رو به دنیا آوردم.‬

255
00:11:11,150 --> 00:11:13,027
‫و بعد، وقتی «دانا» دستگیر شد،‬

256
00:11:13,111 --> 00:11:15,071
‫وسط زایمان ولش کردم و دادمش به کمیته‬

257
00:11:15,154 --> 00:11:17,407
‫تا به دنیا بیارنش، ولی...‬

258
00:11:17,490 --> 00:11:19,992
‫خب، آره، این تشبیه‬

259
00:11:20,076 --> 00:11:22,662
‫برای سلیقه‌ی شخصی من
‫یکم خیلی تاریک تموم می‌شه.‬

260
00:11:24,330 --> 00:11:25,581
‫هی، آیا...‬

261
00:11:25,665 --> 00:11:26,999
‫داری با کسی میری؟‬

262
00:11:29,335 --> 00:11:30,336
‫ام...‬

263
00:11:33,464 --> 00:11:34,924
‫باید برم.‬

264
00:11:35,007 --> 00:11:36,384
‫آره، منم همین‌طور.‬

265
00:11:42,557 --> 00:11:44,642
‫من... من نمی‌دونم‬
‫چرا داری هول می‌کنی.‬

266
00:11:44,725 --> 00:11:47,520
‫من هم از این که این‌قدر
‫در معرض دید هستیم خوشم نمیاد،‬

267
00:11:47,603 --> 00:11:48,855
‫ولی اگه اخبار رو تماشا کنی،
‫مشخصه دارم درستش می‌کنم.‬

268
00:11:48,938 --> 00:11:49,939
‫آره.‬

269
00:11:50,022 --> 00:11:51,691
‫- آخ!‬
‫- عه... نه. هی، هی.‬

270
00:11:51,774 --> 00:11:53,693
‫نه. خیلی خب.‬

271
00:11:53,776 --> 00:11:54,819
‫رفیق، اوه...‬

272
00:11:54,902 --> 00:11:55,987
‫قرار نیست از این به‌عنوان سلاح استفاده بشه.‬

273
00:12:06,330 --> 00:12:08,541
‫برای شماره‌گیری مجدد ۰-۶-۱‬

274
00:12:08,624 --> 00:12:11,711
‫۳-۸-۳-۳-۱-۱،‬

275
00:12:11,794 --> 00:12:13,087
‫لطفا روی خط بمونین.‬

276
00:12:14,505 --> 00:12:15,840
‫تو همین الان تلفن رو روم قطع کردی؟‬

277
00:12:15,923 --> 00:12:16,924
‫سلام، کی هستی؟‬

278
00:12:17,008 --> 00:12:19,886
‫اوه، بیمه‌ی زلزله‌ی «کاستال نورث‌وست».‬

279
00:12:19,969 --> 00:12:21,179
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟‬

280
00:12:21,262 --> 00:12:22,472
‫اوه.‬

281
00:12:22,555 --> 00:12:24,640
‫ببخشید، اشتباه گرفتم.‬

282
00:12:29,604 --> 00:12:31,606
‫من واقعا «دانا» رو دوست دارم،‬

283
00:12:31,689 --> 00:12:35,860
‫و بدم میاد قضاوت‌گر باشم، پس...‬

284
00:12:35,943 --> 00:12:37,487
‫نمی‌دونم.‬

285
00:12:37,570 --> 00:12:40,053
‫مگه «ام‌ال‌کی» نگفت:
‫«بی‌عدالتی در هر جا،

286
00:12:40,077 --> 00:12:42,074
‫تهدیدی برای عدالت در همه‌جاست»؟‬

287
00:12:43,326 --> 00:12:46,078
‫آره، فکر کنم باید صبر کنیم‬

288
00:12:46,162 --> 00:12:49,040
‫تا... حقایق‬

289
00:12:49,123 --> 00:12:50,917
‫بیشتری بیاد.‬

290
00:12:51,000 --> 00:12:53,503
‫می‌تونی از این نزدیک‌تر زوم کنی؟‬

291
00:12:53,586 --> 00:12:55,796
‫می‌گم، مگه اون لبخند عالی‌ای نداره؟‬

292
00:12:55,880 --> 00:12:57,215
‫من فقط دارم به مردم چیزی رو
‫میدم که می‌خوان.‬

293
00:12:57,298 --> 00:12:59,717
‫ما روی یه کلوزآپ مدیوم
‫با کادر ثابت توافق کرده بودیم.‬

294
00:12:59,800 --> 00:13:00,927
‫این با بقیه جور درنمیاد.‬

295
00:13:01,010 --> 00:13:02,220
‫بقیه‌ای وجود نداره.‬

296
00:13:03,221 --> 00:13:05,264
‫هیچ‌کس دیگه‌ای برای دفاع از «دانا» نیومد.‬

297
00:13:06,000 --> 00:13:13,000


298
00:13:14,106 --> 00:13:15,900
‫فکر می‌کردم قراره جواب بده.‬

299
00:13:20,947 --> 00:13:22,406
‫نمی‌فهمم.‬

300
00:13:22,490 --> 00:13:24,659
‫«دانا» همیشه داشت به کسایی
‫که نیاز داشتن کمک می‌کرد.‬

301
00:13:25,701 --> 00:13:27,078
‫نمی‌دونم چرا انتظار بیشتری داشتم‬

302
00:13:27,161 --> 00:13:30,248
‫از آدم‌هایی که از دونه‌های برف کاغذی
‫ کپی می‌گیرن.‬

303
00:13:30,331 --> 00:13:32,083
‫خب، اون خیلی خاص بود.‬

304
00:13:32,166 --> 00:13:35,086
‫من «پاملا» از کمیته‌ی رقص رو
‫پای دستگاه زیراکس گیر آوردم.‬

305
00:13:35,169 --> 00:13:36,295
‫خدای من.‬

306
00:13:36,379 --> 00:13:39,298
‫می‌دونم، کپی گرفتن از دونه‌های برف.‬

307
00:13:39,382 --> 00:13:41,217
‫تک‌بعدی بودن ویژگی اصلی‌شون‌ـه.‬

308
00:13:41,300 --> 00:13:43,261
‫اوه، خب، پیشنهاد کمک می‌دادم،‬

309
00:13:43,344 --> 00:13:44,720
‫ولی اون‌موقع مجبور می‌شدم،
‫می‌دونی، یه رقص برنامه‌ریزی کنم.‬

310
00:13:45,596 --> 00:13:46,764
‫ولی تو داری میری، درسته؟‬

311
00:13:46,847 --> 00:13:48,641
‫اوه اوه. رقص‌ها بی‌خودن.‬

312
00:13:48,724 --> 00:13:51,727
‫طبقاتی، جنسیت‌زده، نخبه‌گرا
‫و هموفوبیک هستن. در اصل فاشیستی‌ـن.‬

313
00:13:51,811 --> 00:13:55,606
‫من... کمتر از هر کسی
‫که می‌شناسم فاشیستم.‬

314
00:13:55,690 --> 00:13:58,693
‫خب، به هر حال،‬
‫من فعالیت‌های فوق‌برنامه انجام نمیدم.‬

315
00:13:58,776 --> 00:14:00,319
‫خود فعالیت‌های درسی رو
‫به زور انجام میدم.

316
00:14:01,404 --> 00:14:04,282
‫رقص‌ تنها دلیل مردم
‫برای رفتن به دبیرستان‌ـه،‬

317
00:14:04,365 --> 00:14:07,243
‫مخصوصا مراسم رقص‌هاـی که من
‫راه می‌ندازم. جناب، شما هم میای.‬

318
00:14:07,326 --> 00:14:08,995
‫باشه.

319
00:14:09,078 --> 00:14:10,079
‫باشه؟

320
00:14:11,706 --> 00:14:12,873
‫باشه.

321
00:14:16,586 --> 00:14:18,504
‫پس...

322
00:14:18,588 --> 00:14:20,131
‫ما با همدیگه میریم؟

323
00:14:21,591 --> 00:14:23,050
‫باشه.

324
00:14:28,306 --> 00:14:31,601
‫خیلی خب، ببین، ازت درخواست
‫نکردم که همراه من بیای.

325
00:14:31,684 --> 00:14:34,186
‫داشتم می‌پرسیدم که داری ازم
‫درخواست می‌کنی با تو بیام یا نه.

326
00:14:35,479 --> 00:14:36,522
‫باشه.

327
00:14:38,524 --> 00:14:39,525
‫باشه.

328
00:14:45,698 --> 00:14:47,199
‫خیلی خب.

329
00:14:47,283 --> 00:14:49,410
‫مامان؟ یه ایده‌ی عالی دارم که

330
00:14:49,493 --> 00:14:51,245
‫با توصیه‌نامه‌های «دانا» چیکار کنم.‬

331
00:14:51,329 --> 00:14:54,081
‫ویدئوی بازگشت به مدرسه
‫خیلی خوب بود، فقط...‬

332
00:14:54,165 --> 00:14:55,833
‫مامان؟‬

333
00:14:56,876 --> 00:14:57,793
‫چیه؟‬

334
00:14:57,877 --> 00:14:59,712
‫دوباره «اوت‌بریک» رو تماشا کردی؟‬

335
00:14:59,795 --> 00:15:03,049
‫بهت گفتم، ما این‌جا در امان‌ـیم.
‫ما توی آمریکاـیم.‬

336
00:15:03,132 --> 00:15:06,218
‫یه نشت گاز مونوکسید کربن
‫توی شهرداری بوده،‬

337
00:15:06,302 --> 00:15:10,890
‫و حالا اونا نگرانی‌هاـی
‫درباره‌ی مناظره‌ی شهرداری دارن.‬

338
00:15:10,973 --> 00:15:14,644
‫می‌دونم یه رویداد تلفات جمعی
‫خبر واقعا بدی می‌شد،‬

339
00:15:14,727 --> 00:15:17,021
‫ولی این وحشیانه‌ست.‬

340
00:15:17,104 --> 00:15:20,441
‫می‌گم، کی قراره این رو بپوشه؟‬

341
00:15:21,734 --> 00:15:23,903
‫خب، چرا توی مدرسه انجامش نمیدی؟‬

342
00:15:23,986 --> 00:15:26,614
‫سالن ورزش خیلی بزرگه و این‌طوری هم نیست
‫که برای ورزش ازش استفاده کنیم.‬

343
00:15:27,865 --> 00:15:29,325
‫«ال وودز».‬

344
00:15:30,368 --> 00:15:31,869
‫انگار خودم رو به دنیا آوردم.‬

345
00:15:31,952 --> 00:15:33,788
‫ممنونم. خب، به‌هرحال،‬

346
00:15:33,871 --> 00:15:36,409
‫پدر «مدیسون» گفت
‫اجازه‌ی آهنگ «آی استند بای یو» رو

347
00:15:36,434 --> 00:15:37,917
‫با هزینه‌ی کمی می‌گیره

348
00:15:38,000 --> 00:15:41,295
‫و نصف توصیه‌نامه‌ها با «من دانا رو
‫دوست دارم، اما...» شروع می‌شه.‬

349
00:15:41,379 --> 00:15:43,547
‫پس، داشتم فکر می‌کردم‬

350
00:15:43,631 --> 00:15:46,717
‫ما همه‌ی «اما»ها رو ادیت کنیم،
‫یکم انتقال‌های حواس‌پرت‌کن اضافه کنیم،‬

351
00:15:46,801 --> 00:15:48,453
‫و ۵۰ تا دانش‌آموز رو نشون می‌ده

352
00:15:48,477 --> 00:15:50,596
‫که هی دارن می‌گن «من
‫دانا رو دوست دارم».‬

353
00:15:50,680 --> 00:15:54,100
‫یعنی...
‫من طرفدار یکم آزادی عمل هستم،‬

354
00:15:54,183 --> 00:15:56,102
‫ولی مطمئن نیستم اون اخلاقی باشه.‬

355
00:15:56,185 --> 00:15:58,354
‫می‌گم، اونا گفتنش، درسته؟‬

356
00:15:58,436 --> 00:15:59,730
‫- اوهوم.
‫- قراره مناظره پر از‬

357
00:15:59,814 --> 00:16:00,940
‫مردم نکته‌سنج خواهد بود.‬

358
00:16:01,023 --> 00:16:02,930
‫خبرنگارهایی که
‫رویداد رو پوشش میدن

359
00:16:02,954 --> 00:16:04,860
‫می‌تونن برای اخبار
‫ساعت ۶ بردارنش.‬

360
00:16:04,944 --> 00:16:07,446
‫- اعتبار «دانا» نجات پیدا می‌کنه.‬
‫- ولی...‬

361
00:16:07,530 --> 00:16:09,240
‫فردا شب شب درخشش «دین»ـه.‬

362
00:16:09,323 --> 00:16:11,867
‫خیلی خب، ولی «دانا» ممکنه بره زندان.‬

363
00:16:11,951 --> 00:16:13,577
‫خب عزیزم، این اتفاقیه که میوفته

364
00:16:13,661 --> 00:16:15,996
‫وقتی با پول نقد دزدی توی
‫ماشینت گیر میوفتی.‬

365
00:16:16,080 --> 00:16:18,040
‫پس فکر می‌کنی داره دروغ می‌گه.‬

366
00:16:18,124 --> 00:16:20,960
‫همه‌چیزی که می‌گم اینه که این چیزی بود
‫که توی اخبار شنیدم.‬

367
00:16:21,043 --> 00:16:23,629
‫خب، تو توی گواهی تولد من
‫دروغ گفتی. باید بری زندان؟‬

368
00:16:25,715 --> 00:16:27,258
‫مراقب لحنت باش خانم جوان.‬

369
00:16:27,341 --> 00:16:29,009
‫چرا نمی‌خوای با من سر این بجنگی؟‬

370
00:16:29,093 --> 00:16:31,345
‫چون هیچ‌کدوم‌مون مدرک حقوق نداریم.‬

371
00:16:31,429 --> 00:16:32,847
‫و ما باید این موضوع رو بسپاریم
‫به کسایی که...‬

372
00:16:32,930 --> 00:16:35,141
‫واقعا می‌دونن دارن در مورد چی حرف می‌زنن.‬

373
00:16:35,224 --> 00:16:36,860
‫مناظره‌ی انتخاباتی شهردار،

374
00:16:36,884 --> 00:16:38,519
‫جای اعتراضات دبیرستانی نیست.‬

375
00:16:39,436 --> 00:16:40,938
‫و این چی‌ـه پوشیدی؟‬

376
00:16:45,067 --> 00:16:46,861
‫نکنه حق با «گلم‌ما» باشه؟‬

377
00:16:48,154 --> 00:16:50,448
‫اگه در مورد «دانا» کاملا در اشتباه باشم چی؟‬

378
00:16:51,907 --> 00:16:54,702
‫اگه تمایلم به دیدن خوبی‌های مردم،‬

379
00:16:54,785 --> 00:16:57,288
‫باعث شده باشه حقیقت زشت‌تری رو نبینم چی؟‬

380
00:17:00,583 --> 00:17:02,585
‫مثل این‌ که اون مرد کلاه‌به‌سر
‫داره مستقیم سمت ما می‌دوـه‬

381
00:17:02,668 --> 00:17:04,669
‫و ما همین‌جا نشستیم انگار
‫که کاملا در امان‌ـیم.‬

382
00:17:06,379 --> 00:17:07,965
‫خیلی‌خب، بریزر، ما برای این تمرین کردیم.‬

383
00:17:09,759 --> 00:17:11,469
‫ما از تو بزرگ‌تریم!‬

384
00:17:11,552 --> 00:17:14,180
‫ما خیلی بزرگ و تهدیدآمیز به‌نظر می‌رسیم!‬

385
00:17:18,267 --> 00:17:20,561
‫مایلز، این دیگه چیه؟‬

386
00:17:20,644 --> 00:17:23,230
‫می‌دونی که من توی «وای»
‫کلاس دفاع شخصی رفتم.‬

387
00:17:23,313 --> 00:17:24,398
‫اوه، آره. قطعا.‬

388
00:17:28,694 --> 00:17:30,279
‫چه خبره؟‬

389
00:17:30,988 --> 00:17:32,406
‫دارم از بریزر می‌پرسم چطور

390
00:17:32,430 --> 00:17:34,325
‫بین مامانم و حسم
‫یکی رو انتخاب کنم.‬

391
00:17:34,408 --> 00:17:35,576
‫کدومش داره می‌بره؟‬

392
00:17:36,577 --> 00:17:39,288
‫تمام عمرم می‌خواستم شبیه مامانم باشم.‬

393
00:17:39,955 --> 00:17:43,834
‫لباس‌هاش، روابط اجتماعیش،
‫دوست‌هاش، پوستش رو می‌خواستم.‬

394
00:17:44,919 --> 00:17:46,128
‫و بعد اومدیم این‌جا و...‬

395
00:17:48,255 --> 00:17:49,840
‫...دیگه به‌ سختی می‌شناسمش.‬

396
00:17:50,758 --> 00:17:52,468
‫انگار دیگه هیچ شباهتی به هم نداریم.‬

397
00:17:52,551 --> 00:17:54,261
‫فکر نمی‌کنم این چیز بدی باشه.‬

398
00:17:56,055 --> 00:17:59,016
‫تابستون همین امسال،‬
‫فهمیدم که عاشق ایگلزـم...

399
00:17:59,099 --> 00:18:00,100
‫‬...با این که موقع بزرگ شدنم
‫فکر می‌کردم ازشون متنفرم

400
00:18:00,184 --> 00:18:02,102
‫چون بابام ازشون متنفر بود.

401
00:18:03,813 --> 00:18:05,648
‫شاید این همون دوره‌ای از زندگی‌مونه‬

402
00:18:05,731 --> 00:18:07,942
‫که می‌فهمیم مسیرمون
‫از مسیر والدین‌مون جدا می‌شه.‬

403
00:18:08,025 --> 00:18:10,569
‫اگه آخرش بخوای برام یه میکس‌تیپ
‫از ایگلز درست کنی،‬

404
00:18:10,653 --> 00:18:12,196
‫مسیرامون از هم جدا می‌شه.‬

405
00:18:12,279 --> 00:18:14,657
‫تک‌تک سلول‌های بدنم الان می‌خوان
‫آهنگ دسپرادو رو بخونن.‬

406
00:18:14,740 --> 00:18:16,200
‫- لطفا.‬
‫- واقعا دلم می‌خواد بخونمش.‬

407
00:18:16,283 --> 00:18:19,370
‫مایلز التماست می‌کنم
‫ به خاطر بریزر هم که شده بیخیال شو.‬

408
00:18:21,163 --> 00:18:22,706
‫از سر تقصیرت می‌گذرم.‬

409
00:18:24,250 --> 00:18:25,709
‫اگه نصیحتم رو می‌خوای...‬

410
00:18:26,836 --> 00:18:28,013
‫...فکر کنم باید از خودت بپرسی

411
00:18:28,037 --> 00:18:29,213
‫ترجیح میدی کدوم رو ناامید کنی.‬

412
00:18:31,131 --> 00:18:33,259
‫مامانت رو یا خودت رو؟‬

413
00:18:39,056 --> 00:18:40,850
‫اون دفعه نزدیک بود گیرت بندازم.‬

414
00:18:41,976 --> 00:18:44,520
‫همین الان تلفنی با وکیلم حرف زدم.‬

415
00:18:44,603 --> 00:18:46,939
‫قراره بابت اون تلفن عمومی
‫یه سکه ازت بگیره.‬

416
00:18:49,149 --> 00:18:50,901
‫اوه...‬

417
00:18:54,071 --> 00:18:55,614
‫اوضاع خیطه لیز.‬

418
00:18:55,698 --> 00:18:59,243
‫اوم، وکیل شاکی به‌تازگی
‫قاضی رو متقاعد کرده‬

419
00:18:59,326 --> 00:19:01,036
‫که حبس رو در نظر بگیره.‬

420
00:19:01,912 --> 00:19:03,956
‫اگه محکوم بشه، بین سه تا ده سال.‬

421
00:19:04,039 --> 00:19:05,249
‫چی، سال؟‬

422
00:19:05,332 --> 00:19:06,792
‫نمی‌تونن این کار رو بکنن.‬

423
00:19:07,459 --> 00:19:08,294
‫می‌تونن؟‬

424
00:19:09,378 --> 00:19:10,963
‫نمی‌دونم.‬

425
00:19:25,019 --> 00:19:26,186
‫هی.‬

426
00:19:27,229 --> 00:19:28,564
‫هر وقت بارون میاد، سیل میاد.‬

427
00:19:29,565 --> 00:19:31,066
‫می‌تونم بیام تو؟‬

428
00:19:31,150 --> 00:19:32,693
‫اوه...‬

429
00:19:33,527 --> 00:19:35,446
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟‬

430
00:19:35,529 --> 00:19:38,365
‫خب، هیچ‌کس از من نخواست که
‫برای «کمپین نجات دانا» شهادت بدم.‬

431
00:19:38,449 --> 00:19:40,910
‫از «فردی کروگر» هم کسی برای
‫خوب خوابیدن مشورت نمی‌گیره.‬

432
00:19:40,993 --> 00:19:42,620
‫فقط بذار یه کار خوب انجام بدم.‬

433
00:19:43,329 --> 00:19:44,705
‫شش دقیقه، همه‌ش تعریف و تمجید.‬

434
00:19:46,206 --> 00:19:48,042
‫شوخی کردم، ببخشید.‬

435
00:19:49,168 --> 00:19:52,630
‫از کی تا حالا اهل کارهای خوب شدی؟‬

436
00:19:53,297 --> 00:19:54,757
‫شاید اخیرا‬

437
00:19:54,840 --> 00:19:58,427
‫کمی شبیه «فردی کروگر» باهات رفتار کردم.‬

438
00:19:58,510 --> 00:20:01,138
‫محدودیت زمانی «اخیرا» چقدره؟‬

439
00:20:01,221 --> 00:20:03,766
‫مـ... من نمی‌دونم. حدس می‌زنم...‬

440
00:20:03,849 --> 00:20:05,517
‫از وقتی که کل تابستون توی اردو
‫با من وقت گذروندی،‬

441
00:20:05,601 --> 00:20:07,353
‫و بعد وانمود کردی که من وجود ندارم، درسته؟‬

442
00:20:07,436 --> 00:20:08,938
‫اگه بخوای این‌طوری دقیق بشی، آره.‬

443
00:20:11,607 --> 00:20:14,276
‫ببین، همه که با مادری
‫مثل مادر تو بزرگ نشدن.‬

444
00:20:14,360 --> 00:20:19,323
‫عه... والدین من هیچ‌وقت...‬

445
00:20:21,241 --> 00:20:22,868
‫به‌هرحال، عه...

446
00:20:22,952 --> 00:20:24,828
‫من چند تا از دانش‌آموزهای
‫محبوب سال‌آخری رو متقاعد کردم‬

447
00:20:24,912 --> 00:20:27,081
‫که اونا هم شهادت بدن،
‫پس این می‌شه پنج تا،‬

448
00:20:27,164 --> 00:20:30,918
‫اما از نظر ارزش اجتماعی،
‫عملا ده تا حساب می‌شه.‬

449
00:20:31,001 --> 00:20:32,461
‫اونا خیلی تاثیرگذارن.‬

450
00:20:33,712 --> 00:20:35,089
‫هستن، مگه نه؟‬

451
00:20:37,925 --> 00:20:39,093
‫کجا داری میری؟‬

452
00:20:39,885 --> 00:20:41,220
‫دارم به «ال» زنگ می‌زنم.‬

453
00:20:42,680 --> 00:20:45,182
‫فکر کنم این یه میکس ویدیویی باشه.‬

454
00:20:51,438 --> 00:20:53,691
‫♪ وقتی پیاده‌روی می‌کنم، خودنمایی می‌کنم ♪‬

455
00:20:53,774 --> 00:20:55,985
‫♪ و حسابی از خود بی‌خودم ♪‬

456
00:20:56,068 --> 00:20:58,362
‫♪ عین چی چت‌ـم، ممکنه فقط ♪‬

457
00:20:58,445 --> 00:21:00,322
‫♪ بایستم تا چکت کنم ♪‬

458
00:21:00,406 --> 00:21:02,825
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

459
00:21:02,908 --> 00:21:04,076
‫♪ انگار زیر آفتاب تاول زدم ♪‬

460
00:21:04,159 --> 00:21:05,411
‫جای شام رو خالی بذار.‬

461
00:21:05,494 --> 00:21:08,038
‫♪  بذار ادامه بدم...‬ ♪

462
00:21:08,122 --> 00:21:09,665
‫آدم‌های ترند‌سازت این‌جان.‬

463
00:21:11,458 --> 00:21:13,396
‫«دانا» اساسا بی‌قضاوت‌ترین آدم

464
00:21:13,420 --> 00:21:15,170
‫توی این مدرسه بود. پس، آره،‬

465
00:21:15,254 --> 00:21:16,588
‫این که اخراجش کردن واقعا افتضاحه.‬

466
00:21:16,672 --> 00:21:18,799
‫- بهمون بگو چرا فکر می‌کنی «دانا»...‬
‫- خیلی‌خب.‬

467
00:21:18,882 --> 00:21:20,009
‫چرا برای این کار این‌قدر استرس دارم؟‬

468
00:21:20,092 --> 00:21:23,178
‫و شروع.‬

469
00:21:23,262 --> 00:21:26,056
‫و تقریبا مطمئنم که اگه اون نبود،
‫به تمام جلسات تمرین دیر می‌رسیدیم.‬

470
00:21:26,140 --> 00:21:28,809
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

471
00:21:28,892 --> 00:21:29,852
‫♪ دست‌های بزرگ...‬

472
00:21:29,935 --> 00:21:33,230
‫یه لیست از آدرس خونه‌های دانش‌آموزها
‫تهیه کردم، از نزدیک‌ترین تا دورترین.‬

473
00:21:33,313 --> 00:21:35,566
‫متقاعدشون کن که این ضد‌سیستم‌ترین جنبشی‌ـه‬

474
00:21:35,649 --> 00:21:36,650
‫که تا حالا بخشی ازش بودن.‬

475
00:21:36,734 --> 00:21:40,070
‫همچنین، تمام بچه‌های باحال دارن این کار رو
‫می‌کنن. پس می‌دونی، فشار همسالان.‬

476
00:21:40,154 --> 00:21:41,280
‫فشار همسالان دین منه.‬

477
00:21:42,656 --> 00:21:44,992
‫خیلی‌خب، حالا قراره داستان موردعلاقه‌ت
‫درباره «دانا» رو بگی.‬

478
00:21:45,075 --> 00:21:46,827
‫و شروع.‬

479
00:21:46,910 --> 00:21:48,954
‫یادت میاد «دانا» صبح‌ها
‫بیرون کلاس‌مون می‌ایستاد‬

480
00:21:49,038 --> 00:21:50,873
‫تا به تک‌تک دانش‌آموزها سلام کنه؟‬

481
00:21:50,956 --> 00:21:53,333
‫- واقعا دلم برای اون کار تنگ شده.‬
‫- خب، سال‌اول دبیرستان من،‬

482
00:21:53,417 --> 00:21:54,877
‫اوم، «دانا» داوطلب شد‬

483
00:21:54,960 --> 00:21:56,045
‫- که مدیر...‬
‫- بفرما.‬

484
00:21:56,128 --> 00:21:58,338
‫...تیم دو صحرانوردی ما بشه...‬

485
00:21:58,422 --> 00:21:59,882
‫- «دانا» اساسا...‬
‫- «ال-ای»، این رو ببین.‬

486
00:21:59,965 --> 00:22:01,175
‫...بی‌قضاوت‌ترین آدم...‬

487
00:22:01,258 --> 00:22:02,885
‫«دانا» متوجه شد من تنها بچه‌ای هستم‬

488
00:22:02,968 --> 00:22:04,636
‫که برای روز پیتزا پول ندارم،‬

489
00:22:04,720 --> 00:22:07,556
‫و پیتزاش رو با من تقسیم کرد.‬

490
00:22:07,639 --> 00:22:09,349
‫اون آدم خوبیه،‬

491
00:22:09,433 --> 00:22:11,310
‫و اگه می‌گه بی‌گناهه، من باور می‌کنم.‬

492
00:22:11,393 --> 00:22:13,479
‫آره، حرف کایل ساکت خیلی هم‌خونی داره.

493
00:22:13,562 --> 00:22:16,148
‫«دانا» اجازه داده بود اون سمورش رو
‫توی کابینت اون حین ورزش قایم کنه.‬

494
00:22:16,231 --> 00:22:17,316
‫انجامش دادم.‬

495
00:22:17,399 --> 00:22:18,609
‫پانزده تا شهادت دیگه.‬

496
00:22:18,692 --> 00:22:20,986
‫همه یه جورایی می‌گن «من دانا رو باور دارم».‬

497
00:22:21,070 --> 00:22:22,279
‫یعنی تازه از صد تا رد شدیم.‬

498
00:22:22,362 --> 00:22:24,239
‫و داریم میریم که بیشتر بگیریم.‬

499
00:22:24,323 --> 00:22:25,824
‫اوه، اگه به خوراکی بیشتری
‫نیاز داشتین تماس بگیرین.

500
00:22:25,908 --> 00:22:26,867
‫گرفتم. ممنونم.‬

501
00:22:26,950 --> 00:22:29,328
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

502
00:22:29,411 --> 00:22:31,955
‫♪ انگار زیر آفتاب تاول زدم...‬

503
00:22:32,039 --> 00:22:34,041
‫«دانا» داوطلب شد که مدیر بشه.‬

504
00:22:34,124 --> 00:22:37,836
‫اوم، اون من رو به دنیا آورد.‬

505
00:22:38,754 --> 00:22:40,464
‫که از طرف اون خیلی باحاله.‬

506
00:22:44,051 --> 00:22:45,469
‫- یادت نره ذخیره کنی...‬
‫- یادم رفت ذخیره کنم...‬

507
00:22:45,552 --> 00:22:46,970
‫-...یه فنجون آب پاستا.‬
‫-...یه فنجون آب پاستا.‬

508
00:22:47,054 --> 00:22:48,722
‫یه روزی.‬

509
00:22:55,395 --> 00:22:57,229
‫می‌دونی، تا حالا
‫هیچ‌وقت با مامانم

510
00:22:57,253 --> 00:22:58,816
‫غذای خونگی درست نکرده بودم.‬

511
00:22:59,566 --> 00:23:02,861
‫البته، هیچ‌وقت هم جلوی اون
‫یه قوطی «جولت» دستم نگرفته بودم.‬

512
00:23:02,945 --> 00:23:04,404
‫مراقب اون چیزها باش.

513
00:23:04,488 --> 00:23:06,782
‫- باعث می‌شه بدنت بلرزه.‬
‫- نگران نباش، دیدم چه بلایی سر‬

514
00:23:06,865 --> 00:23:09,743
‫«جسی اسپانو» اومد وقتی
‫معتاد قرص‌های کافئین شد.‬

515
00:23:09,827 --> 00:23:11,286
‫- سریال «سیو بای د بل»؟‬
‫- آره.‬

516
00:23:11,370 --> 00:23:12,788
‫هوم.‬

517
00:23:13,664 --> 00:23:16,834
‫نمی‌دونم شماها چطور
‫این‌همه کار رو انجام دادین.‬

518
00:23:16,917 --> 00:23:19,044
‫اوه، ایده «لیز» بود که از سال‌بالایی‌ها‬

519
00:23:19,128 --> 00:23:20,462
‫با نفوذ اجتماعی‌شون استفاده کنیم.‬

520
00:23:21,463 --> 00:23:23,298
‫اون هر کاری برات می‌کنه،‬

521
00:23:23,382 --> 00:23:25,259
‫حتی توانمند کردن دخترهای محبوب.‬

522
00:23:26,260 --> 00:23:27,984
‫خب، وقتی تمام چیزی
‫هستی که اون یکی داره،

523
00:23:28,008 --> 00:23:29,471
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشین.‬

524
00:23:31,723 --> 00:23:33,225
‫همه‌چیز درست می‌شه، «دانا».‬

525
00:23:47,531 --> 00:23:51,910
‫و ما رسما...‬

526
00:23:51,994 --> 00:23:53,996
‫داریم خروجی می‌گیریم.‬

527
00:23:54,079 --> 00:23:55,956
‫صد و هشتاد و نه تا شهادت.‬

528
00:23:57,416 --> 00:23:59,793
‫بیا امیدوار باشیم که برای تغییر قلب و ذهن‬

529
00:23:59,877 --> 00:24:01,503
‫مردم توی مناظره‌ی فردا کافی باشه.‬

530
00:24:01,587 --> 00:24:03,589
‫منظورت امشبه. پنج و ده دقیقه‌ست.‬

531
00:24:03,672 --> 00:24:05,257
‫اوه، خدای من.‬

532
00:24:06,550 --> 00:24:09,136
‫تازه اولین شب‌بیداری‌م رو تجربه کردم؟‬

533
00:24:10,095 --> 00:24:11,638
‫حس می‌کنم خیلی دانشجو‌ـیه.‬

534
00:24:15,642 --> 00:24:17,186
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟‬

535
00:24:17,269 --> 00:24:19,062
‫چون عاشق مامانت‌ـم.‬

536
00:24:19,146 --> 00:24:20,939
‫خب، منم عاشق مامانم‌ـم.‬

537
00:24:21,023 --> 00:24:24,193
‫ولی، می‌دونی، فکر نمی‌کنم
‫هیچ‌وقت به ذهنم می‌رسید‬

538
00:24:24,276 --> 00:24:26,207
‫که یه مناظره‌ی شهرداری رو

539
00:24:26,231 --> 00:24:27,863
‫به خاطرش گروگان بگیرم.

540
00:24:27,946 --> 00:24:31,200
‫«کوکو شانل» یه بار گفت: «اگه غمگینی،‬

541
00:24:31,283 --> 00:24:33,118
‫رژ لب بیشتری بزن و حمله کن.»‬

542
00:24:34,119 --> 00:24:35,370
‫و فکر کنم «کوکو» موافق باشه،‬

543
00:24:35,454 --> 00:24:37,664
‫که وقتی یه ارتش داری،
‫حمله کردن خیلی آسون‌تره‌.‬

544
00:24:47,382 --> 00:24:48,842
‫اون چیه؟‬

545
00:24:50,469 --> 00:24:54,890
‫اوم، لطفا در این مورد
‫مثل همیشه‌ت نباش، ولی...‬

546
00:24:54,973 --> 00:24:57,351
‫توی ویترین یه مغازه‌ی جنس‌دوم دیدمش‬

547
00:24:57,434 --> 00:24:58,727
‫و یاد تو افتادم.‬

548
00:25:05,067 --> 00:25:08,779
‫تو «سیاتل» رو کمی صورتی‌تر کردی،‬

549
00:25:08,862 --> 00:25:11,445
‫و من دوست دارم فکر کنم «سیاتل»

550
00:25:11,470 --> 00:25:13,497
‫تو رو کمی چهارخونه‌تر کرده.‬

551
00:25:15,035 --> 00:25:17,871
‫«لیز»، عاشقشم.‬

552
00:25:18,872 --> 00:25:20,249
‫ممنونم.‬

553
00:25:22,459 --> 00:25:24,336
‫آره.‬

554
00:25:24,419 --> 00:25:25,712
‫- حالا دیگه می‌تونی ولم کنی.‬
‫- بهترین دوستم.‬

555
00:25:25,796 --> 00:25:27,256
‫خیلی‌خب، نمی‌خوام ول کنم ولی.‬

556
00:25:27,339 --> 00:25:28,632
‫می‌دونم نمی‌خوای.‬

557
00:25:30,133 --> 00:25:32,261
‫اوه، جناب. آره، اون برای شماست.‬

558
00:25:34,179 --> 00:25:36,431
‫سلام. بفرما.‬

559
00:25:36,515 --> 00:25:37,975
‫ببخشید، فقط همین‌قدر دارم.‬

560
00:25:39,810 --> 00:25:41,186
‫پوسترهای «تیم دین» رو دادم به‬

561
00:25:41,270 --> 00:25:44,147
‫خوش‌قیافه‌ترین آدم‌های جمعیت.‬

562
00:25:44,231 --> 00:25:47,359
‫از خودم متنفرم که فکر می‌کنم
‫این ایده خوبیه، ولی تو نابغه‌ای.‬

563
00:25:47,442 --> 00:25:48,986
‫- خوش‌تیپ شدی.‬
‫- ممنونم.‬

564
00:25:49,069 --> 00:25:52,364
‫یه جورایی شبیه چارلی
‫از سریال «پارتی آو فایو».‬

565
00:25:52,447 --> 00:25:54,533
‫- واو.‬
‫- این واقعا یه سریالی‌ـه‬

566
00:25:54,616 --> 00:25:56,743
‫که باید بهش اشاره کنی.
‫بچه‌ها توی این برنامه عاشقش می‌شن.‬

567
00:25:56,827 --> 00:25:59,830
‫اوضاع دست منه. این همون بخشی‌ـه
‫که واقعا توش خوبم.‬

568
00:25:59,913 --> 00:26:01,039
‫چرا این‌قدر استرس داری؟‬

569
00:26:02,124 --> 00:26:03,875
‫فقط...‬

570
00:26:03,959 --> 00:26:05,502
‫واقعا الان به یه برد نیاز دارم.‬

571
00:26:06,503 --> 00:26:07,879
‫داشتم... با «ال» مشکلات زیادی رو
‫ پشت سر می‌ذاشتم.‬

572
00:26:07,963 --> 00:26:10,340
‫- آخ.‬
‫- اون خودش رو متقاعد کرده‬

573
00:26:10,424 --> 00:26:12,372
‫که «مدیر اندرسون»
‫برای دانا پاپوش درست

574
00:26:12,396 --> 00:26:14,344
‫کرده تا یه رابطه‌ی
‫مخفیانه رو قایم کنه.‬

575
00:26:15,429 --> 00:26:17,848
‫خب، بهش گفتی که اینجا یکی از مدرسه‌هایی‌ـه
‫که من بر اون نظارت دارم‬

576
00:26:17,931 --> 00:26:19,933
‫و قبل از استخدام مدیرم،
‫کلی تحقیق می‌کنم؟‬

577
00:26:20,017 --> 00:26:22,311
‫این‌جایی. داشتم بهت زنگ می‌زدم.‬

578
00:26:22,394 --> 00:26:24,354
‫- ببخشید، گوشیم خاموش بود.‬
‫- روشن نگهش دار.‬

579
00:26:24,438 --> 00:26:25,981
‫یه خبر فوری هست و مطبوعات
‫یه اظهارنظر می‌خوان.‬

580
00:26:26,064 --> 00:26:27,399
‫خبر فوری چیه؟‬

581
00:26:30,527 --> 00:26:32,612
‫-«لیز» کجاست؟‬
‫- ندیدمش.‬

582
00:26:32,696 --> 00:26:35,073
‫خیلی‌خب، پس مجبوریم بدون
‫اون شروع کنیم.‬

583
00:26:35,157 --> 00:26:37,284
‫وقتی «مدیر اندرسون»
‫نامزدها رو معرفی کنه،‬

584
00:26:37,367 --> 00:26:38,827
‫من چراغ‌ها رو می‌زنم.
‫همه‌جا تاریک می‌شه.‬

585
00:26:38,910 --> 00:26:40,996
‫«داستین» پروژکتور رو میاره،
‫تو پرده رو می‌کشی پایین،‬

586
00:26:41,079 --> 00:26:42,205
‫-«داستین» دکمه‌ی پخش رو می‌زنه.‬
‫-«ال».‬

587
00:26:42,289 --> 00:26:44,374
‫و ما کاملا لو میریم.‬

588
00:26:50,047 --> 00:26:52,591
‫پسرها، می‌شه لطفا یه لحظه
‫به ما وقت بدین؟‬

589
00:26:58,597 --> 00:26:59,598
‫ازتون خواستم‬

590
00:26:59,681 --> 00:27:01,308
‫- که این کار رو نکنین.‬
‫- می‌دونم‬

591
00:27:01,391 --> 00:27:03,935
‫چه حسی در مورد سپردن این قضیه
‫به سیستم قضایی داری،‬

592
00:27:04,019 --> 00:27:06,730
‫اما، با احترام، من مخالفم
‫و مدرسه‌مون هم همین‌طور.‬

593
00:27:06,813 --> 00:27:08,315
‫ما به «دانا» ایمان داریم.‬

594
00:27:08,398 --> 00:27:10,275
‫و نمی‌خوام از شب بزرگ شما
‫سوءاستفاده کنم،‬

595
00:27:10,359 --> 00:27:13,028
‫اما همه‌ی خبرنگارها اومدن ببینن
‫که «دانا» آدم خوبیه و همه توی...‬

596
00:27:13,111 --> 00:27:14,863
‫اون اعتراف به گناه کرد.‬

597
00:27:17,616 --> 00:27:19,826
‫- چی؟‬
‫- توی اخبار پخش شد.‬

598
00:27:19,910 --> 00:27:22,037
‫اون مسئولیت جرم رو پذیرفت.‬

599
00:27:22,120 --> 00:27:23,997
‫اما «اندرسون» چی؟ یعنی...‬

600
00:27:24,081 --> 00:27:25,832
‫حتما ساخته‌وپرداخته‌ی ذهن خودش بوده.‬

601
00:27:25,916 --> 00:27:28,085
‫و «دین» بر امور مدارس نظارت می‌کنه.‬

602
00:27:28,168 --> 00:27:30,045
‫اون هیچ‌وقت «مدیر اندرسون» رو
‫ استخدام نمی‌کرد‬

603
00:27:30,128 --> 00:27:33,590
‫- اگه حتی ذره‌ای از اون حرف‌ها حقیقت داشت.‬
‫- ولی حقیقته.‬

604
00:27:33,673 --> 00:27:34,925
‫«دانا» بی‌گناهه.‬

605
00:27:35,008 --> 00:27:37,594
‫یعنی، حتما به یه دلیل دیگه‌ای
‫اعتراف به گناه کرده.‬

606
00:27:37,677 --> 00:27:39,221
‫- عزیزم...‬
‫- خانم‌ها و آقایان،‬

607
00:27:39,304 --> 00:27:41,056
‫ما در آستانه‌ی شروع هستیم،
‫پس لطفا سر جاهاتون بشینید.‬

608
00:27:41,139 --> 00:27:42,307
‫خیلی ممنونم.‬

609
00:27:42,391 --> 00:27:43,809
‫باید برگردم اون بیرون.‬

610
00:27:44,810 --> 00:27:46,686
‫سعی کردم بهت هشدار بدم، عزیزم.
‫ متاسفم.‬

611
00:27:46,770 --> 00:27:48,188
‫من «مدیر شین اندرسون» هستم.‬

612
00:27:48,271 --> 00:27:50,649
‫به مناظره‌ی شهرداری امشب خوش اومدین.‬

613
00:27:54,027 --> 00:27:55,320
‫آره، خب، نمی‌گم که آرزوی‬

614
00:27:55,404 --> 00:27:57,614
‫نشت کربن‌مونوکسید برای کسی دارم...‬

615
00:27:57,697 --> 00:28:00,742
‫اما چه خوش‌شانس بوده «دبیرستان رینیر وست»‬

616
00:28:00,826 --> 00:28:03,954
‫که افتخار شاهد بودن
‫مناظره‌ی امشب

617
00:28:04,037 --> 00:28:05,414
‫بین «سرپرست دین ویلسون»...‬

618
00:28:08,875 --> 00:28:10,335
‫...و شهردار فعلی «مایک مک‌آلیستر» داره.‬

619
00:28:18,844 --> 00:28:20,429
‫«ال-ای»؟‬

620
00:28:21,430 --> 00:28:22,889
‫چه خبر شده؟‬

621
00:28:24,433 --> 00:28:25,517
‫فکر کنم من...‬

622
00:28:25,600 --> 00:28:27,686
‫یه چیزی رفت تو چشمم.‬

623
00:28:31,481 --> 00:28:33,150
‫یا حساسیت فصلی‌ـه.‬

624
00:28:33,233 --> 00:28:35,068
‫این فصل واقعا افتضاح بوده.‬

625
00:28:42,075 --> 00:28:44,244
‫سلام.‬

626
00:28:52,794 --> 00:28:55,505
‫«دانا» تازه...‬

627
00:29:00,218 --> 00:29:01,219
‫خیلی‌خب.‬

628
00:29:01,303 --> 00:29:02,471
‫ممنونم.‬

629
00:29:05,056 --> 00:29:06,683
‫«دانا» تازه خودش رو تسلیم کرد.‬

630
00:29:07,517 --> 00:29:08,518
‫آیا ممکنه‬

631
00:29:08,602 --> 00:29:10,103
‫که ما در مورد «مدیر اندرسون»
‫اشتباه کرده باشیم؟‬

632
00:29:10,187 --> 00:29:11,771
‫هی، هی، هی.‬

633
00:29:11,855 --> 00:29:13,773
‫-«اندرسون» تا خرخره گناهکاره.‬
‫- اما «دین»‬

634
00:29:13,857 --> 00:29:17,235
‫گفت هیچ‌وقت کسی رو
‫با گذشته‌ی مشکوک استخدام نمی‌کنه.‬

635
00:29:17,319 --> 00:29:19,946
‫و اون سرپرست مدرسه‌ست.‬

636
00:29:20,030 --> 00:29:21,406
‫یعنی،‬

637
00:29:21,490 --> 00:29:25,327
‫اگه ما اختلافاتی توی بودجه‌ی مدرسه
‫ پیدا کردیم، اون نباید می‌دید؟‬

638
00:29:25,410 --> 00:29:27,370
‫یعنی، اون اساسا بر همه‌چیز نظارت داره.‬

639
00:29:28,997 --> 00:29:30,123
‫چی؟‬

640
00:29:35,170 --> 00:29:38,006
‫چیزی که من می‌بینم اینه که ساکنان قدیمی،‬

641
00:29:38,089 --> 00:29:41,426
‫توسط توسعه‌دهنده‌های حریص
‫دارن از محله‌هاشون رانده می‌شن.‬

642
00:29:41,510 --> 00:29:44,012
‫رای‌دهنده‌ها دنبال گزینه‌های
‫سهام آنچنانی نیستن.‬

643
00:29:44,095 --> 00:29:46,431
‫اون‌ها دنبال اجاره‌بهای منصفانه هستن.‬

644
00:29:53,605 --> 00:29:55,315
‫این تمام چیزی‌ـه که
‫از دفتر «اندرسون» گیر آوردیم.‬

645
00:29:56,483 --> 00:29:58,109
‫ما این‌ها رو با بودجه مقایسه کردیم.‬

646
00:29:58,193 --> 00:30:00,070
‫همه‌ی ردیف‌های هزینه‌‌ها
‫فاکتورهای منطبق دارن.‬

647
00:30:01,738 --> 00:30:02,781
‫این کیه؟‬

648
00:30:02,864 --> 00:30:06,117
‫بیمه‌ی زلزله‌ی «کاستال نورث‌وست».‬

649
00:30:07,285 --> 00:30:09,120
‫اگه رسیدها واقعی نباشن چی؟‬

650
00:30:10,539 --> 00:30:12,666
‫از هر دوی شما برای یه شب آموزنده ممنونم.‬

651
00:30:12,749 --> 00:30:15,835
‫فکر کنم به دانش‌آموزها و مهمون‌هامون
‫ کلی موضوع برای فکر کردن دادین.‬

652
00:30:17,295 --> 00:30:18,255
‫ممنونم.‬

653
00:30:19,256 --> 00:30:20,257
‫سپاسگزارم.‬

654
00:30:21,633 --> 00:30:22,509
‫یه سوال آخر.‬

655
00:30:24,010 --> 00:30:25,136
‫«ال».‬

656
00:30:33,311 --> 00:30:34,145
‫عصر بخیر!‬

657
00:30:35,605 --> 00:30:36,731
‫ببخشید.‬

658
00:30:38,858 --> 00:30:39,818
‫سلام.‬

659
00:30:40,735 --> 00:30:42,612
‫«ال وودز».‬

660
00:30:42,696 --> 00:30:46,074
‫دانشجوی سال سوم با علاقه‌ی ویژه
‫به بازاریابی مد.‬

661
00:30:46,157 --> 00:30:48,118
‫- سوالتون چیه، خانم؟‬
‫- شهردار «مک‌آلیستر»‬

662
00:30:48,201 --> 00:30:49,869
‫و سرپرست «ویلسون»،‬

663
00:30:49,953 --> 00:30:52,831
‫شما چطور، به عنوان شهردار بعدی «مدینا»...‬

664
00:30:54,541 --> 00:30:58,336
‫...قراره فساد گسترده‌ای رو که درست زیر‬

665
00:30:58,420 --> 00:31:00,964
‫بینی خودتون داره اتفاق میوفته، توجیه کنین؟‬

666
00:31:01,047 --> 00:31:03,383
‫فساد گسترده؟‬

667
00:31:03,466 --> 00:31:05,343
‫نوجوان‌ها خیلی دراماتیک هستن، مگه نه؟‬

668
00:31:05,427 --> 00:31:06,303
‫بله.‬

669
00:31:06,386 --> 00:31:07,554
‫خانم «وودز»،‬

670
00:31:07,637 --> 00:31:08,847
‫می‌شه کمی دقیق‌تر باشین؟‬

671
00:31:08,930 --> 00:31:10,640
‫اوم...‬

672
00:31:10,724 --> 00:31:12,267
‫خیلی‌خب.‬

673
00:31:12,350 --> 00:31:13,518
‫من، اوم...‬

674
00:31:15,729 --> 00:31:18,940
‫...تحقیقاتی آوردم تا یافته‌هام رو ثابت کنم.‬

675
00:31:19,024 --> 00:31:20,775
‫من و دوستام ذکر کردیم‬

676
00:31:20,859 --> 00:31:23,236
‫برخی اقلام رو مدرسه‬

677
00:31:23,320 --> 00:31:25,405
‫ادعا می‌کنه خریده اما واقعا نداره‌شون.‬

678
00:31:25,488 --> 00:31:27,741
‫از جمله، پد موس،‬

679
00:31:27,766 --> 00:31:29,393
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده

680
00:31:29,418 --> 00:31:31,828
‫و یه تابلوی ایست‬

681
00:31:31,911 --> 00:31:36,416
‫در تقاطع کنترل‌نشده‌ای که «رابین»،
‫ مامان «شنون واکر»

682
00:31:36,499 --> 00:31:38,710
‫همون‌جا به‌طور مرگبار توسط
‫یه ماشین دیگه زیر گرفته شد.‬

683
00:31:40,587 --> 00:31:43,214
‫طمع سبب مرگ رابین شد.

684
00:31:43,298 --> 00:31:47,469
‫و مردی که مسئول این خریدهای خیالی بود‬

685
00:31:47,552 --> 00:31:51,473
‫کسی نبود جز... مدیر «اندرسون».‬

686
00:31:56,061 --> 00:31:57,270
‫آیا من عاشق سیاست هستم؟‬

687
00:31:57,354 --> 00:31:58,647
‫خیلی‌خب،‬
‫می‌شه اون رو از این‌جا ببریم بیرون؟‬

688
00:31:58,730 --> 00:31:59,981
‫آره، همین الان.‬

689
00:32:00,065 --> 00:32:01,524
‫وایسا، وایسا، وایسا.

690
00:32:02,734 --> 00:32:05,320
‫داری می‌گی مدیرتون دزدی کرده؟‬

691
00:32:05,403 --> 00:32:06,821
‫دقیقا همون چیزی‌ـه که داره می‌گه.‬

692
00:32:06,905 --> 00:32:08,907
‫اون می‌دونست که ما به کشف‬

693
00:32:08,990 --> 00:32:10,408
‫کلاهبرداری‌ش نزدیک شدیم،
‫برای همین پول رو‬

694
00:32:10,492 --> 00:32:11,785
‫توی وسایل «دانا میلر» جاساز کرد
‫محض اطمینان برای موقعی که

695
00:32:11,868 --> 00:32:14,287
‫اگه کسی شروع کرد به جست‌وجو در مورد
‫این که چرا حساب‌کتاب‌ها جور در نمیاد.‬

696
00:32:14,371 --> 00:32:17,040
‫خیلی‌خب، «دانا» به دزدی اعتراف کرد.‬

697
00:32:17,123 --> 00:32:19,751
‫چه آدم بی‌گناهی به گناه نکرده
‫اعتراف می‌کنه؟‬

698
00:32:19,834 --> 00:32:20,960
‫یه مادر.‬

699
00:32:24,631 --> 00:32:26,675
‫مامان من اعتراف کرد تا از زندان فرار کنه.‬

700
00:32:26,758 --> 00:32:29,803
‫یه جرم سبک بهش اجازه می‌ده
‫که آزاد بمونه، جریمه بده

701
00:32:29,886 --> 00:32:32,055
‫و خدمات اجتماعی انجام بده.‬

702
00:32:32,138 --> 00:32:33,556
‫اما اون من رو از من نمی‌گرفت.‬

703
00:32:35,000 --> 00:32:42,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

704
00:32:44,818 --> 00:32:48,071
‫پس سوال اصلی این‌ـه...‬

705
00:32:48,154 --> 00:32:51,157
‫چرا «مدیر اندرسون»‬

706
00:32:51,241 --> 00:32:54,411
‫باید از مدرسه‌ی خودش دزدی کنه؟‬

707
00:32:54,494 --> 00:32:58,331
‫که من رو یاد زمانی میندازه
‫که توی دفترش بودم‬

708
00:32:58,415 --> 00:33:01,042
‫و در مورد یه کت جیر نارنجی نظر دادم‬

709
00:33:01,126 --> 00:33:02,919
‫که ادعا می‌کرد متعلق به همسرش،‬

710
00:33:03,002 --> 00:33:05,004
‫یه مو‌قرمز زیباست.

711
00:33:05,088 --> 00:33:09,426
‫اما این جور در نمیاد چون...‬

712
00:33:09,509 --> 00:33:12,095
‫خب، مامان؟‬

713
00:33:12,178 --> 00:33:13,680
‫چون موقرمزها نمی‌تونن نارنجی بپوشن!‬

714
00:33:14,848 --> 00:33:16,266
‫اوهوم.

715
00:33:16,349 --> 00:33:19,102
‫اون همچنین بومی سیاتله،
‫برای همین تعجب کردم‬

716
00:33:19,185 --> 00:33:21,855
‫که کت از جیر اصل بود،‬

717
00:33:21,938 --> 00:33:24,149
‫چون همه‌ می‌دونن آدم‌های اهل «سیاتل»...‬

718
00:33:24,232 --> 00:33:26,317
‫جیر نمی‌پوشن.‬

719
00:33:26,401 --> 00:33:28,153
‫اگرچه می‌شه استدلال آورد

720
00:33:28,236 --> 00:33:29,696
‫که کسی که اهل‬

721
00:33:29,779 --> 00:33:33,324
‫سانی‌ساید، واشنگتن‌ـه،
‫شهری در صحرای مرتفع‬

722
00:33:33,408 --> 00:33:36,494
‫که میانگین بارش ناچیز‬
‫هشت اینچ در سال داره،

723
00:33:36,578 --> 00:33:38,329
‫احتمالا عاشق جیر‌ه.‬

724
00:33:38,413 --> 00:33:41,166
‫اون کت متعلق به همسرش نبود‬

725
00:33:41,249 --> 00:33:44,085
‫چون متعلق به مادر یه بچه‌ی
‫حاصل از عشقی پنهانی‌ بود.

726
00:33:46,629 --> 00:33:48,548
‫- وای خدای من.‬
‫- چندش.‬

727
00:33:48,631 --> 00:33:49,966
‫خیلی‌خب.‬

728
00:33:50,049 --> 00:33:51,718
‫اگه میشه همه لطفا آروم باشن.‬

729
00:33:51,801 --> 00:33:54,220
‫می‌شه خانم وودز رو
‫تا دم در همراهی کنین؟‬

730
00:33:54,304 --> 00:33:56,187
‫با این اتهامات بی‌اساس داره

731
00:33:56,211 --> 00:33:57,891
‫نظم بحث رو به هم می‌زنه.‬

732
00:33:57,974 --> 00:33:59,434
‫افسر، دورش کنین...
‫دورش کنین از میکروفون.‬

733
00:33:59,517 --> 00:34:00,643
‫- حرف‌هات تموم شد.‬
‫- این واقعا مسخره‌ست.‬

734
00:34:00,727 --> 00:34:03,396
‫اون یه دانش‌آموزه.‬

735
00:34:03,480 --> 00:34:05,356
‫همون که اون‌جاست.
‫هی، بیخیال دیگه.‬

736
00:34:05,440 --> 00:34:08,526
‫سلام جناب افسر. میشه اونی که لباس صورتی
‫پوشیده رو دستگیر کنین لطفاً؟

737
00:34:08,551 --> 00:34:10,141
‫اصلا امکان نداره.

738
00:34:10,165 --> 00:34:11,696
‫لباس «شنل» تنش‌ـه.

739
00:34:11,780 --> 00:34:12,947
‫خانم، دقیقا دارین به کجا می‌رسین؟‬

740
00:34:13,031 --> 00:34:16,659
‫مدیر بی‌مدیریت ما داشت
‫پول‌ها رو می‌دزدید

741
00:34:16,743 --> 00:34:19,454
‫چون داشت به خاطر یه رازی
‫ازش اخاذی می‌شد.‬

742
00:34:19,537 --> 00:34:20,955
‫ولی توسط کی؟‬

743
00:34:22,791 --> 00:34:24,374
‫گرون‌ترین ردیف هزینه‌ها‬

744
00:34:24,459 --> 00:34:27,295
‫توی بودجه‌ی مدرسه‌مون،
‫مربوط به بیمه‌ی زلزله بود.‬

745
00:34:27,378 --> 00:34:29,171
‫دقیقا همون‌جا.‬

746
00:34:29,255 --> 00:34:31,298
‫به خاطر زلزله بزرگ پارسال
‫زیاد جای غافلگیری نداره.

747
00:34:33,927 --> 00:34:35,759
‫وقتی یه زلزله توی نورث‌ریج

748
00:34:35,783 --> 00:34:38,680
‫مرکز خرید فشن سنتر
‫رو ویران کرد رو یادمه.

749
00:34:38,765 --> 00:34:42,727
‫می‌دونید، همون‌جایی که فروشگاه «بالاکس» رو
‫داشت و اجناس فصلی «ژان پل گوتیه» رو‬

750
00:34:42,811 --> 00:34:44,604
‫یه هفته زودتر از بقیه میاورد،‬

751
00:34:44,687 --> 00:34:47,189
‫چون اون دختری که مسئول خرید
‫و چیدمان بود، خیلی کارش درست بود.‬

752
00:34:48,358 --> 00:34:50,485
‫پس می‌تونین تصور کنین
‫چه قدر ناامید شدم وقتی

753
00:34:50,568 --> 00:34:53,780
‫که دیدم اون مرکز خرید
‫دیگه بیمه نمی‌شه،‬

754
00:34:53,863 --> 00:34:57,075
‫و در نتیجه راه ارتباطی من قطع شد
‫و مجبور شدم‬

755
00:34:57,158 --> 00:35:00,245
‫مثل بقیه برای لباس‌های آماده‌ی «گوتیه»‬

756
00:35:00,328 --> 00:35:02,247
‫توی «بورلی‌سنتر» بجنگم.‬

757
00:35:02,330 --> 00:35:04,582
‫خسارت‌ها بسیار گسترده بود.‬

758
00:35:04,666 --> 00:35:06,918
‫باعث کنجکاویم شد

759
00:35:07,001 --> 00:35:11,130
‫که چطور «رینیر وست» تونست‬

760
00:35:11,214 --> 00:35:12,935
‫اون‌قدر راحت‬

761
00:35:12,959 --> 00:35:15,802
‫بعد از وقوع زلزله‌ی «سیاتل»،
‫اون بیمه‌ی زلزله رو بخره.‬

762
00:35:15,885 --> 00:35:18,555
‫واسه همین با خودم فکر کردم:
‫«شاید بهتره یه زنگ به شرکت بیمه بزنم

763
00:35:18,638 --> 00:35:21,558
‫و راز کارشون رو ازشون بپرسم.»‬

764
00:35:22,767 --> 00:35:24,894
‫بعدش با خودم گفتم:‬

765
00:35:24,978 --> 00:35:27,438
‫«چرا همه‌مون بهشون زنگ نزنیم؟»‬

766
00:35:27,522 --> 00:35:29,107
‫- وای، عالی شد.‬
‫- کیمبرلی،‬

767
00:35:29,190 --> 00:35:31,276
‫ممکنه لطفا گوشیت رو بهم قرض بدی؟‬

768
00:36:02,390 --> 00:36:04,350
‫اوه، صبر کن.‬

769
00:36:06,352 --> 00:36:07,270
‫فکر کنم یه تماس داری.‬

770
00:36:19,407 --> 00:36:21,576
‫شهردار مک‌آلیستر،‬

771
00:36:21,659 --> 00:36:24,203
‫شرکت «بیمه‌ی زلزله‌ی کوستال نورث‌وست»‬

772
00:36:24,287 --> 00:36:29,709
‫یه شرکت صوریه که توسط رقیبتون
‫ آقای دین ویلسون اداره می‌شه.‬

773
00:36:31,586 --> 00:36:33,755
‫خیلی خب، اون طوری که...

774
00:36:33,838 --> 00:36:35,048
‫همه‌ش قابل توضیحه.

775
00:36:35,073 --> 00:36:36,543
‫مدیر اندرسون،

776
00:36:36,567 --> 00:36:39,552
‫کاندیدای شهرداری دین ویلسون،‬

777
00:36:39,636 --> 00:36:41,138
‫شما دانش‌آموزهای اشتباهی رو

778
00:36:41,162 --> 00:36:43,097
‫برای در افتادن
‫باهاشون انتخاب کردین.

779
00:36:54,442 --> 00:36:56,110
‫آفرین خانم.

780
00:36:56,194 --> 00:36:57,362
‫جناب افسر.

781
00:36:58,237 --> 00:36:59,280
‫چی؟ چی... نه.

782
00:36:59,364 --> 00:37:02,742
‫چی؟ دارین من رو دستگیر می‌کنین؟
‫کار اون بود.

783
00:37:02,825 --> 00:37:04,327
‫هر دوشون رو برای بازجویی بیارین.‬

784
00:37:08,206 --> 00:37:10,208
‫چطوری اون کار رو کردی؟
‫ال، حماسی بود.‬

785
00:37:10,291 --> 00:37:12,293
‫نمی‌دونم چی شد که اون‌جوری شدم.‬

786
00:37:12,377 --> 00:37:13,920
‫- باید به مادرم بگم.‬
‫- برو.‬

787
00:37:14,003 --> 00:37:15,630
‫دین، صبر کن. صبر کن، صبر کن،
‫صبر کن. وایسا، وایسا.‬

788
00:37:15,713 --> 00:37:17,548
‫این دیگه چیه؟
‫ال داشت در مورد چی حرف می‌زد؟‬

789
00:37:17,632 --> 00:37:19,425
‫یه آدمی مثل من،
‫بدون بودجه‬ هیچ شانسی

790
00:37:19,509 --> 00:37:21,803
‫در برابر یه آدم صاحب‌منصب
‫مثل مک‌آلیستر نداره.‬

791
00:37:22,470 --> 00:37:24,222
‫پس به دزدی متوسل شدی؟‬

792
00:37:24,305 --> 00:37:25,556
‫متاسفم ایوا.‬

793
00:37:28,184 --> 00:37:29,227
‫مامان!‬

794
00:37:32,230 --> 00:37:33,773
‫مامان! مامان!‬

795
00:37:33,856 --> 00:37:35,566
‫ال-ای، تو یه کمی خفن نیستی؟‬

796
00:37:35,650 --> 00:37:37,068
‫باورم نمی‌شه واقعا تونستیم
‫این کار رو بکنیم.‬

797
00:37:38,277 --> 00:37:39,237
‫خانم وودز،‬

798
00:37:39,320 --> 00:37:40,697
‫چطور تو و دوست‌هات تونستین
‫این کلاهبرداری رو برملا کنین؟‬

799
00:37:40,780 --> 00:37:43,366
‫می‌شه در مورد رابطه‌ت با دانا میلر نظر بدی؟‬

800
00:37:43,449 --> 00:37:45,410
‫چرا تصمیم گرفتی تحقیقات رو دنبال کنی؟‬

801
00:37:45,493 --> 00:37:47,745
‫چون همیشه به دانا ایمان داشتم.‬

802
00:37:49,080 --> 00:37:50,941
‫و چون من و
‫دوست‌هام اجازه نمی‌دیم

803
00:37:50,965 --> 00:37:52,542
‫که کسی ما رو دست‌کم بگیره.‬

804
00:38:08,683 --> 00:38:10,351
‫بابت دین متاسفم.‬

805
00:38:11,602 --> 00:38:13,062
‫می‌دونم چقدر براش سخت تلاش کردی.‬

806
00:38:13,146 --> 00:38:14,856
‫اون تازه انصراف داده.‬

807
00:38:14,939 --> 00:38:17,274
‫عمرا یه سیاستمدار
‫بتونه از اتهام کلاهبرداری

808
00:38:17,298 --> 00:38:19,360
‫و رسوایی جنسی
‫جون سالم به در ببره.‬

809
00:38:20,695 --> 00:38:23,781
‫فقط کاش زودتر بهم خبر داده بودی.‬

810
00:38:26,159 --> 00:38:27,577
‫دادم.‬

811
00:38:28,870 --> 00:38:32,373
‫ولی تو بیشتر علاقه‌مند بودی
‫که حرف یه نهاد بی‌نام‌ونشون رو

812
00:38:32,457 --> 00:38:34,292
‫باور کنی تا دختر خودت.

813
00:38:34,375 --> 00:38:36,044
‫حق با توـه، همین‌طور بود.‬

814
00:38:36,127 --> 00:38:39,589
‫ولی فقط فکر کردم اگه اشتباه
‫کرده باشی، خرد می‌شی.‬

815
00:38:39,672 --> 00:38:42,842
‫مامان، من قرار نیست همیشه بی‌نقص باشم.‬

816
00:38:42,925 --> 00:38:44,761
‫من یه انسانم.‬

817
00:38:47,346 --> 00:38:50,308
‫قرار نیست همیشه در مورد
‫همه چیز با هم هم‌نظر باشیم

818
00:38:50,391 --> 00:38:52,185
‫ولی من باید آدم خودم باشم.‬

819
00:38:53,436 --> 00:38:55,271
‫ولی تو آدم من هم هستی.‬

820
00:38:56,814 --> 00:38:59,817
‫و وظیفه‌ی من به عنوان مادرت،
‫ محافظت از توـه.‬

821
00:38:59,901 --> 00:39:01,986
‫دوستت دارم،‬

822
00:39:02,070 --> 00:39:05,948
‫و خیلی خیلی ممنونم‬

823
00:39:06,032 --> 00:39:08,159
‫بابت همه‌ی چیزهایی که تو و بابا بهم دادین.‬

824
00:39:10,661 --> 00:39:13,414
‫اما اگه به جای حرف دلم
‫به حرف تو گوش داده بودم...‬

825
00:39:15,458 --> 00:39:18,669
‫...دانا باید به خاطر جرمی که مرتکب
‫نشده بود، حبس می‌کشید.‬

826
00:39:19,921 --> 00:39:22,840
‫این که دنیای بیرون بهم
‫باور نداشته باشه یه چیزه

827
00:39:22,924 --> 00:39:26,886
‫ولی وقتی تو این کار رو می‌کنی،
‫صد برابر بدتره.‬

828
00:39:28,638 --> 00:39:29,764
‫عزیزم.‬

829
00:39:33,142 --> 00:39:34,936
‫مطمئنم هر دوتامون خسته‌ایم.‬

830
00:39:35,019 --> 00:39:38,231
‫من... من فقط میرم بخوابم.‬

831
00:39:39,232 --> 00:39:40,483
‫باشه.‬

832
00:40:05,967 --> 00:40:09,679
‫♪ اوه، زندگی من ♪‬

833
00:40:09,762 --> 00:40:13,558
‫♪ هر روز داره تغییر می‌کنه ♪‬

834
00:40:13,641 --> 00:40:16,644
‫♪ به هر روش ممکنی ♪‬

835
00:40:21,190 --> 00:40:24,694
‫♪ و اوه، رویاهای من ♪‬

836
00:40:24,777 --> 00:40:28,364
‫♪ هیچ‌وقت اون‌طوری که به نظر میاد نیست ♪‬

837
00:40:28,447 --> 00:40:29,782
‫♪ هیچ‌وقت اون‌طوری که به نظر میاد نیست...‬

838
00:40:29,866 --> 00:40:31,868
‫حس خونه رو داره.‬

839
00:40:31,951 --> 00:40:33,286
‫باید بگم تمام عمرم رو‬

840
00:40:33,369 --> 00:40:35,526
‫صرف کنار اومدن با هر چیزی

841
00:40:35,550 --> 00:40:37,707
‫که دنیا جلو پام انداخت کردم.

842
00:40:38,541 --> 00:40:41,169
‫تا وقتی تو رو ندیده بودم،
‫اصلا به ذهنم نرسیده بود که مقابله کنم.‬

843
00:40:41,252 --> 00:40:42,628
‫خب، فقط من نبودم.‬

844
00:40:42,712 --> 00:40:44,839
‫کل مدرسه حاضر بود بجنگه.‬

845
00:40:46,007 --> 00:40:48,759
‫مدیر موقت آماده‌ی انجام وظیفه‌ست.‬

846
00:40:48,843 --> 00:40:51,053
‫اوه، خوشگل شدین خانم برک.‬

847
00:40:51,137 --> 00:40:52,180
‫وای، ممنونم. دامن جدیده.‬

848
00:40:53,723 --> 00:40:56,100
‫برنامه‌ت و پیام‌هات روی میزت هستن.‬

849
00:40:56,184 --> 00:40:57,894
‫و اگه برای کار با بلندگو نیاز
‫به کمک داشتی بهم خبر بده.‬

850
00:40:57,977 --> 00:40:59,103
‫اوه، حتما.‬

851
00:40:59,187 --> 00:41:01,814
‫خب، دیگه باید برم کلاس.‬

852
00:41:01,898 --> 00:41:04,025
‫خوشحالم که برگشتی سر جای اصلیت دانا.‬

853
00:41:05,776 --> 00:41:06,736
‫هی، ال.‬

854
00:41:08,279 --> 00:41:10,740
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که یه روز وکیل بشی؟‬

855
00:41:10,823 --> 00:41:12,074
‫نه.‬

856
00:41:12,158 --> 00:41:13,409
‫که آخرش مثل وکیل تو بشم؟‬

857
00:41:13,492 --> 00:41:15,745
‫اون یه آس توی آستینت‌ـه؟

858
00:41:27,882 --> 00:41:29,091
‫این دیگه چیه؟‬

859
00:41:29,175 --> 00:41:31,761
‫این شاد و شاداب‌ترین حالتی‌ـه
‫که از من می‌بینی،‬

860
00:41:31,844 --> 00:41:33,429
‫پس ازش لذت ببر.‬

861
00:41:34,972 --> 00:41:37,516
‫♪ آدم‌های اهل مهمونی ♪‬

862
00:41:37,600 --> 00:41:39,810
‫♪ آره! ♪‬

863
00:41:39,894 --> 00:41:42,688
‫♪ موسیقی تگ تیم با تمام قدرت در جریانه ♪‬

864
00:41:42,772 --> 00:41:44,190
‫♪ اون منم، دی‌سی... ♪

865
00:41:44,273 --> 00:41:47,693
‫♪ ای-ال-ال-ای! ♪
‫♪ این‌طوری کلمه‌ی «پیروزی» رو هجی می‌کنیم!‬ ♪

866
00:41:47,777 --> 00:41:49,737
‫♪ دانا آزاده! بی‌گناه!‬ ♪

867
00:41:49,820 --> 00:41:51,739
‫♪ ال وودز حسابی وکیل‌بازی درآورد!‬ ♪

868
00:41:51,822 --> 00:41:53,741
‫شما بچه‌ها خودتون این رقص رو طراحی کردید.‬

869
00:41:53,824 --> 00:41:55,284
‫♪ بزن که بترکونی، بیا شروع کنیم ♪‬

870
00:41:55,368 --> 00:41:57,119
‫♪ مهمونی کن، ای آدم‌های اهل مهمونی،
‫بذارین کمی صدا ازتون بشنوم ♪‬

871
00:41:57,203 --> 00:41:58,955
‫♪ دی‌سی این‌جاست،
‫بالا و پایین بپرین، خوشحالی کنین ♪‬

872
00:41:59,038 --> 00:42:00,581
‫♪ می‌گه این‌جا یه مهمونی‌ـه،
‫اون‌جا هم یه مهمونی‌ـه ♪‬

873
00:42:00,665 --> 00:42:02,833
‫♪ دست‌هاتون رو تو هوا تکون بدین،
‫بدنتون رو بلرزونین ♪‬

874
00:42:02,917 --> 00:42:04,460
‫♪ این سه کلمه، معنیش اینه
‫که دارین  حسابی مشغول میشین ♪‬

875
00:42:04,543 --> 00:42:05,920
‫♪ بوم، اینم از اون ♪‬

876
00:42:06,003 --> 00:42:08,130
‫- ♪ با من همراه شو ♪‬
‫- ♪ بوم، اینم از اون ♪‬

877
00:42:08,214 --> 00:42:10,341
‫♪  بوم، اینم از اون...‬ ♪

878
00:42:10,424 --> 00:42:13,970
‫اوه، ببین چی... سعی کردی بسازی.‬

879
00:42:14,053 --> 00:42:15,221
‫توت‌فرنگی روی توت‌فرنگی‌ـه.‬

880
00:42:15,304 --> 00:42:16,472
‫خودت درستش کردی؟‬

881
00:42:16,555 --> 00:42:18,099
‫تو فقط برای دانا عدالت رو اجرا نکردی.‬

882
00:42:18,182 --> 00:42:20,768
‫برای شنون و مادرش هم عدالت رو برقرار کردی.‬

883
00:42:21,435 --> 00:42:22,770
‫ال-ای!‬

884
00:42:22,853 --> 00:42:25,398
‫ال-ای! ال-ای! ال-ای!‬

885
00:42:25,481 --> 00:42:26,899
‫ال-ای! ال-ای!‬

886
00:42:26,983 --> 00:42:28,567
‫♪ و این مادر... رو حسابی گرم مهمونی کن ♪‬

887
00:42:28,651 --> 00:42:30,444
‫♪ دارم برمی‌گردم به... ♪‬

888
00:42:32,738 --> 00:42:34,156
‫اون برگشته؟‬

889
00:42:34,240 --> 00:42:36,117
‫شنون؟‬

890
00:42:36,200 --> 00:42:37,910
‫اینکه به من آسیب بزنی یه چیزه،‬

891
00:42:37,994 --> 00:42:40,454
‫ولی این که سراغ دوست‌هام
‫بری، زمین تا آسمون فرق می‌کنه.

892
00:42:40,538 --> 00:42:41,706
‫چی؟‬

893
00:42:41,789 --> 00:42:43,457
‫این‌جا چی کار می‌کنی؟‬

894
00:42:43,541 --> 00:42:46,419
‫کارهای ناتمامی تو سیاتل داشتم
‫که باید جمع‌وجورشون می‌کردم،‬

895
00:42:46,502 --> 00:42:49,380
‫برای همین یه چیز سرگرم‌کننده
‫برای خوندن توی پرواز گرفتم.‬

896
00:42:49,463 --> 00:42:50,756
‫مجله‌ی «کازموولیتن».‬

897
00:42:50,840 --> 00:42:52,425
‫احتمالش چقدره؟‬

898
00:42:53,134 --> 00:42:56,512
‫جدیدترین شماره‌ش‬
‫اتفاقا چند تا جمله الهام‌بخش داشت‬

899
00:42:56,595 --> 00:42:58,848
‫از یه نویسنده نوظهور‬ به اسم ال وودز.‬

900
00:42:58,931 --> 00:43:01,475
‫من هیچ‌وقت برای «کازمو» ننوشتم.‬

901
00:43:01,559 --> 00:43:03,602
‫ظاهرا تو برنده‬
‫یه مسابقه مقاله‌نویسی شدی.‬

902
00:43:03,686 --> 00:43:05,271
‫غیرممکنه.‬
‫چطور ممکنه برنده شده باشم؟‬

903
00:43:05,354 --> 00:43:08,983
‫من درخواستم رو‬
‫انداختم سطل آشغال با...‬

904
00:43:09,066 --> 00:43:10,276
‫مامانم.‬

905
00:43:11,068 --> 00:43:13,237
‫«چیزی که از زندگی تو سیاتل یاد گرفتم‬

906
00:43:13,321 --> 00:43:16,073
‫این‌ه که چقدر خوش‌شانسم
‫که یه دختر لس‌آنجلسی‌ام.»‬

907
00:43:16,157 --> 00:43:19,118
‫- لعنتی.‬
‫- تازه این فقط جمله اول‌ش‌ـه.‬

908
00:43:19,201 --> 00:43:20,953
‫دو صفحه دیگه هم هست،‬

909
00:43:21,037 --> 00:43:22,913
‫و هر چی میره جلو، بدتر و بدتر می‌شه.‬

910
00:43:23,998 --> 00:43:26,459
‫معلوم شد ال وودز شیرین و معصوم‬

911
00:43:26,542 --> 00:43:30,713
‫چیزی نیست جز یه‬ جنده بلوند خائن.

912
00:43:30,796 --> 00:43:32,423
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ یکم بلندتر ♪‬

913
00:43:32,506 --> 00:43:34,759
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

914
00:43:34,842 --> 00:43:36,594
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندتر ♪‬

915
00:43:36,677 --> 00:43:38,137
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

916
00:43:38,220 --> 00:43:40,139
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ یکم بلندتر ♪‬

917
00:43:40,222 --> 00:43:42,058
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

918
00:43:42,141 --> 00:43:43,559
‫♪ وومپ، ایناش ♪‬

919
00:43:43,642 --> 00:43:44,643
‫♪ وومپ ♪‬

920
00:43:44,727 --> 00:43:47,271
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

921
00:43:47,355 --> 00:43:48,356
‫♪ وومپ ♪‬

922
00:43:48,439 --> 00:43:50,941
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

923
00:43:51,025 --> 00:43:52,026
‫♪ وومپ ♪‬

924
00:43:52,109 --> 00:43:54,737
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

925
00:43:54,820 --> 00:43:55,821
‫♪ وومپ ♪‬

926
00:43:55,905 --> 00:43:58,491
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

927
00:43:58,574 --> 00:44:00,409
‫♪ نقطه سر خط، جین و آبمیوه، می‌خورم ♪‬

928
00:44:00,493 --> 00:44:02,161
‫♪ و بعد موقع پک زدن
‫به ماری‌جوانا خلق می‌کنم ♪‬

929
00:44:02,244 --> 00:44:04,121
‫♪ میکروفون رو می‌ترکونم،
‫اوه-اوه، تشنه‌ی پوستم ♪‬

930
00:44:04,205 --> 00:44:05,790
‫♪ می‌دریم...، یه عسل پیدا کن،‬
‫بزن توش و غرقش کن ♪‬

931
00:44:05,873 --> 00:44:07,875
‫♪ اسلم دانکش کن،‬
‫بچسبونش، پشت و روش کن و برونش ♪‬

932
00:44:07,958 --> 00:44:09,877
‫♪ اون کون لعنتی رو... وای خدا♪‬

933
00:44:09,960 --> 00:44:11,670
‫♪ اوه، همینه، بیایین، بیایین ♪‬

934
00:44:11,754 --> 00:44:13,506
‫♪ وومپ، ایناش، کارم تموم شد ♪‬

935
00:44:13,589 --> 00:44:15,424
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین ♪‬

936
00:44:15,508 --> 00:44:17,134
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندتر ♪‬

937
00:44:17,218 --> 00:44:19,136
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بدینش به من ♪‬

938
00:44:19,220 --> 00:44:21,097
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، بیایین ♪‬

939
00:44:21,180 --> 00:44:22,932
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندترش کنین ♪‬

940
00:44:23,015 --> 00:44:24,683
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ آره ♪‬

941
00:44:24,767 --> 00:44:26,185
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، بیایین ♪‬

942
00:44:26,268 --> 00:44:28,187
‫♪ وومپ، ایناش ♪♪‬

943
00:44:28,500 --> 00:44:48,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

