﻿1
00:00:01,250 --> 00:00:03,000
وقتی آخرش برسه

2
00:00:03,360 --> 00:00:05,610
‫باید چی بگم؟

3
00:00:06,610 --> 00:00:08,590
‫‫ببین، هر اتفاقی هم که بیفته

4
00:00:08,700 --> 00:00:10,780
‫نمی‌خوام غصه بخورم

5
00:00:12,240 --> 00:00:16,580
‫‫اون حرفایی که خیلی وقت پیش بهم زدی

6
00:00:17,410 --> 00:00:19,230
‫‫هنوزم بدجوری قلبمو می‌سوزونه

7
00:00:19,230 --> 00:00:22,500
‫‫ولی هنوز گرمای اون حرفا باهامه

8
00:00:22,500 --> 00:00:25,210
‫‫ولی هنوز گرمای اون حرفا باهامه

9
00:00:25,210 --> 00:00:32,220
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

10
00:00:33,280 --> 00:00:35,780
‫‫اگه فقط می‌فهمیدم، همین برام بس بود

11
00:00:35,780 --> 00:00:38,530
‫‫می‌بینم که باز دارم دنبال یه چیزی می‌گردم

12
00:00:38,530 --> 00:00:39,410
‫‫عیبی نداره

13
00:00:39,410 --> 00:00:41,500
‫‫من جایی نمیرم

14
00:00:41,600 --> 00:00:43,570
‫‫اصلاً جایی ندارم که برم

15
00:00:44,070 --> 00:00:44,360
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

16
00:00:44,360 --> 00:00:44,690
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

17
00:00:44,690 --> 00:00:45,070
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

18
00:00:45,070 --> 00:00:45,440
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

19
00:00:45,440 --> 00:00:45,780
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

20
00:00:45,780 --> 00:00:46,110
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

21
00:00:46,110 --> 00:00:46,610
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

22
00:00:46,610 --> 00:00:48,150
‫‫فراموشت نمی‌کنم، ولی

23
00:00:49,320 --> 00:00:49,860
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

24
00:00:49,860 --> 00:00:50,200
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

25
00:00:50,200 --> 00:00:50,530
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

26
00:00:50,530 --> 00:00:50,910
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

27
00:00:50,910 --> 00:00:51,280
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

28
00:00:51,280 --> 00:00:51,700
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

29
00:00:51,700 --> 00:00:53,830
‫‫نمی‌دونم چرا همه چی داره دور و دورتر می‌شه

30
00:00:54,700 --> 00:00:59,830
‫‫تو همیشه جلوی چشمامی

31
00:00:59,970 --> 00:01:04,750
‫‫‫هنوزم مثل همون موقع‌هاست

32
00:01:05,770 --> 00:01:06,730
‫‫‫یه روزی

33
00:01:07,130 --> 00:01:08,300
‫‫‫‫فقط یه کم دیگه

34
00:01:08,380 --> 00:01:12,360
‫‫‫وقتی یه نسیم ملایم توی کل دنیا می‌پیچه

35
00:01:12,640 --> 00:01:16,610
‫‫‫چیزی عوض می‌شه؟

36
00:01:16,760 --> 00:01:19,150
‫‫یه جایی هست که دلم می‌خواد بهش برگردم

37
00:01:19,310 --> 00:01:21,910
‫‫‫همه ما مسافرای این سیاره‌ایم

38
00:01:22,100 --> 00:01:23,370
‫‫‫اون قولی که دادیم

39
00:01:23,650 --> 00:01:24,780
‫‫‫توی وجودم نگهش می‌دارم

40
00:01:24,980 --> 00:01:29,360
‫‫‫و هنوزم گرمای اون قول باهامه

41
00:01:29,970 --> 00:01:33,970
‫۲۹ سال بعد از مرگ
 هیمل قهرمان
توی منطقه بیر
واقع در سرزمین های شمالی

42
00:01:33,990 --> 00:01:39,990
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

43
00:01:40,040 --> 00:01:43,110
‫فکر کنم شهرهایی هم توی فلات شمالی هست.

44
00:01:43,110 --> 00:01:45,010
‫اینجا پر از مشروب فروشیه.

45
00:01:45,450 --> 00:01:49,570
‫این منطقه تنها جاییه که توی فلات شمالی غله تولید می کنه.

46
00:01:49,930 --> 00:01:52,400
‫همیشه هم پر از کارخونه های آبجوسازی بوده.

47
00:01:52,920 --> 00:01:54,670
‫ها؟

48
00:01:54,670 --> 00:01:56,800
‫داشتم با پیرمرد فاس حرف می زدم.

49
00:01:57,100 --> 00:01:59,600
‫می گفت دیگه داره بوشافت رو پیدا می کنه.

50
00:02:00,060 --> 00:02:01,420
‫جدی؟

51
00:02:01,420 --> 00:02:04,380
‫اون از وقتی که پدربزرگم بچه بود همش از این حرفا می زد.

52
00:02:02,260 --> 00:02:04,760
‫بوشافت چیه؟

53
00:02:04,760 --> 00:02:07,230
‫من در موردش از آقای هایتر شنیدم.

54
00:02:07,460 --> 00:02:11,870
‫خیلی وقت پیش، بیشتر این قاره زیر سلطه یه امپراتوری بزرگ بود.

55
00:02:11,870 --> 00:02:15,530
‫یه جور مشروب عالی بود که به امپراتور تقدیم می شد.

56
00:02:15,530 --> 00:02:16,740
‫عجب.

57
00:02:17,050 --> 00:02:20,630
‫اون همیشه می نالید که به خاطر فریرن-ساما هیچ وقت نتونست ازش بخوره.

58
00:02:23,700 --> 00:02:25,630
‫یه دلیلی داشت.

59
00:02:31,240 --> 00:02:33,700
‫نمی خوام زیاد اینجا بمونم.

60
00:02:33,700 --> 00:02:34,860
‫همین که خریدمون تموم شد...

61
00:02:34,860 --> 00:02:35,640
‫فریرن!

62
00:02:36,360 --> 00:02:38,750
‫تو خودتی، فریرن!

63
00:02:41,980 --> 00:02:44,080
‫یه قرنه ندیدمت.

64
00:02:44,080 --> 00:02:46,530
‫هشتاد سال گذشته، فاس.

65
00:02:46,530 --> 00:02:50,230
‫حالا گیر میدی به جزئیات؟ عجب آدمیه شدی.

66
00:02:52,200 --> 00:02:54,270
‫تیمت عوض شده.

67
00:02:54,270 --> 00:02:57,620
‫اون جوونی که اهل مشروب بود باهات نیست؟

68
00:02:57,920 --> 00:02:59,710
‫هایتر مرده.

69
00:03:00,290 --> 00:03:01,860
‫آروم از دنیا رفت.

70
00:03:04,160 --> 00:03:07,330
‫فهمیدم. خیلی دیر رسیدم.

71
00:03:09,980 --> 00:03:13,730
‫من بوشافت، همون نوشیدنی امپراتور رو پیدا کردم.

72
00:03:13,730 --> 00:03:15,280
‫کمکم می کنی؟

73
00:03:15,280 --> 00:03:17,730
‫تو که می تونی جادو کنی، درسته؟

74
00:03:18,430 --> 00:03:21,840
‫جادو چه ربطی به بوشافت داره؟

75
00:03:22,360 --> 00:03:24,030
‫بیا با من تا ببینی.

76
00:03:31,560 --> 00:03:33,070
‫اینجاست.

77
00:03:33,070 --> 00:03:36,180
‫این... یه معدنه؟

78
00:03:36,180 --> 00:03:38,930
‫همشو خودم کندم.

79
00:03:40,710 --> 00:03:45,310
‫خیلی ها فکر می کنن همه دورف ها معدنچی ان،

80
00:03:45,830 --> 00:03:48,330
‫ولی من تو شهر بزرگ شدم.

81
00:03:48,330 --> 00:03:50,280
‫مجبور شدم معدنچی گری رو از صفر یاد بگیرم.

82
00:03:52,080 --> 00:03:55,340
‫همه این کارا رو واسه اون مشروب افسانه ای کردم.

83
00:03:56,320 --> 00:03:58,830
‫این پیرمرده کیه؟

84
00:03:58,830 --> 00:04:01,720
‫فاسه. هیچ کس اندازه اون عاشق مشروب نیست.

85
00:04:02,220 --> 00:04:06,230
‫بیشتر از دویست ساله داره دنبال بوشافت می گرده.

86
00:04:06,770 --> 00:04:10,090
‫آخرین باری که دیدیمش ازمون کمک خواست،

87
00:04:10,470 --> 00:04:15,350
‫ولی اون موقع باید یه پادشاه شیطانی رو شکست می دادیم، واسه همین گفتیم نه.

88
00:04:15,350 --> 00:04:18,360
‫ولی بوشافت!

89
00:04:16,690 --> 00:04:18,360
‫ول کن!

90
00:04:21,850 --> 00:04:24,950
‫جدا کردن هایتر کار آسونی نبود.

91
00:04:25,820 --> 00:04:29,670
‫چرا داری معدن می‌کنی که مشروب پیدا کنی؟

92
00:04:30,230 --> 00:04:36,380
‫طبق افسانه‌ها، یه چیزی به اسم بوسهافت تو این خرابه‌های زیرزمینی ذخیره شده.

93
00:04:39,050 --> 00:04:41,380
‫و دویست سال پیش،

94
00:04:41,380 --> 00:04:46,140
‫وقتی این بنای سنگی رو پیدا کردم، فهمیدم که حقیقت داره.

95
00:04:46,830 --> 00:04:48,760
‫این زبان باستانی الفیه.

96
00:04:49,740 --> 00:04:53,580
‫این کتیبه اعلام می‌کنه که بوسهافت بهترین مشروبیه که تا حالا وجود داشته.

97
00:04:55,010 --> 00:04:56,270
‫میلیارده.

98
00:04:57,440 --> 00:04:59,990
‫شاید اون این کتیبه رو نوشته.

99
00:05:01,550 --> 00:05:06,480
‫اگه تو این سن می‌تونی زبان باستانی الفی رو بخونی، خیلی باسواد محسوب می‌شی.

100
00:05:07,250 --> 00:05:10,990
‫خانم فری‌یرن وقتی بچه بودم اینو بهم یاد داد.

101
00:05:11,500 --> 00:05:15,130
‫بیشتر کتاب‌های جادوگری به زبان باستانی الفی نوشته شدن.

102
00:05:15,130 --> 00:05:17,380
‫باید یاد بگیری بخونیش.

103
00:05:22,340 --> 00:05:24,410
‫پس کار میلیارده بوده.

104
00:05:25,760 --> 00:05:31,260
‫از وقتی این کتیبه رو کشف کردم، زندگیم رو وقف پیدا کردن بوسهافت کردم.

105
00:05:31,640 --> 00:05:35,260
‫و حالا، تقریباً تو چنگمه.

106
00:05:35,840 --> 00:05:37,710
‫خرابه‌ها رو پیدا کردی؟

107
00:05:38,160 --> 00:05:41,620
‫خود خرابه‌ها رو، آره.

108
00:05:43,330 --> 00:05:47,140
‫ولی همونطور که می‌بینی، درهای این اتاق سنگی باز نمی‌شن.

109
00:05:47,140 --> 00:05:51,280
‫یه سد قدرتمند برای حفظ این مشروب برپا شده.

110
00:05:51,590 --> 00:05:54,850
‫ولی تو باید بتونی بشکونیش.

111
00:05:58,260 --> 00:05:59,580
‫نمی‌تونم.

112
00:05:59,580 --> 00:06:01,890
‫مطمئناً می‌تونی.

113
00:06:01,890 --> 00:06:04,220
‫زمان می‌بره تا از بین ببرمش.

114
00:06:04,750 --> 00:06:06,930
‫اون بچه‌ها از این خوشحال نمی‌شن.

115
00:06:06,930 --> 00:06:09,250
‫یه کاری می‌کنم ارزشش رو داشته باشه.

116
00:06:09,690 --> 00:06:10,790
‫با یه کتاب جادوگری؟

117
00:06:10,790 --> 00:06:14,180
‫پول! بهت بیست سکه طلای رایش می‌دم.

118
00:06:16,650 --> 00:06:18,480
‫حتی ارزش فکر کردن هم نداره.

119
00:06:19,020 --> 00:06:20,690
‫خواهش می‌کنم، فری‌یرن!

120
00:06:20,970 --> 00:06:24,200
‫این آرزومه که بوسهافت رو بنوشم!

121
00:06:24,200 --> 00:06:26,700
‫بیش از دویست ساله که دارم دنبالش می‌گردم!

122
00:06:29,500 --> 00:06:30,700
‫نه.

123
00:06:34,360 --> 00:06:37,700
‫خانم فری‌یرن، شاید بتونیم بهش کمک کنیم.

124
00:06:37,700 --> 00:06:40,840
‫آره. دلم برای پیرمرد فاس می‌سوزه.

125
00:06:41,130 --> 00:06:43,430
‫چه خبره؟ دارید منو می‌ترسونید.

126
00:06:43,430 --> 00:06:45,590
‫معمولاً با اینجور چیزا مخالف بودی.

127
00:06:45,590 --> 00:06:49,340
‫خانم فری‌یرن، داره بیست سکه طلا پیشنهاد می‌ده. می‌تونیم تو سفرمون ازش استفاده کنیم.

128
00:06:49,340 --> 00:06:50,310
‫این پول خیلی زیادیه.

129
00:06:50,310 --> 00:06:52,730
‫دیگه لازم نیست نگران هزینه‌های زندگی باشیم.

130
00:06:52,730 --> 00:06:54,220
‫چی؟

131
00:06:54,220 --> 00:06:57,970
‫ولی از بین بردن سد سه ماه طول می‌کشه.

132
00:06:57,970 --> 00:06:59,310
‫این که اصلا زمانی نیست.

133
00:06:59,310 --> 00:07:00,230
‫چی؟

134
00:07:01,650 --> 00:07:03,230
‫انجامش می‌دیم.

135
00:07:03,970 --> 00:07:06,350
‫بعداً نیاید پیش من گریه و زاری کنید.

136
00:07:24,650 --> 00:07:27,170
‫تو مراحل پایانی از بین بردن سد هستیم.

137
00:07:27,620 --> 00:07:30,130
‫باید بتونیم فردا تمومش کنیم.

138
00:07:34,150 --> 00:07:35,670
‫خیلی خوشحال به نظر نمی‌رسی.

139
00:07:41,140 --> 00:07:42,600
‫فکر کنم نه.

140
00:07:43,460 --> 00:07:46,520
‫بوسهافت مزه خوبی نداره.

141
00:07:47,020 --> 00:07:50,060
‫ارزش نداره زندگیتو براش بذاری.

142
00:07:50,060 --> 00:07:52,040
‫ولی اون نوشته میگفت...

143
00:07:53,950 --> 00:07:59,940
‫بعضی از الف ها یه جوری وقت میگذرونن که باورت نمیشه.

144
00:08:13,820 --> 00:08:17,850
‫میلیارده، تو که هیچ کاری نمیکنی. فقط زل میزنی به فضا.

145
00:08:18,310 --> 00:08:24,500
‫خیلی از هم نوع های الفمون عمر طولانیشونو صرف پیدا کردن یه چیزی میکنن.

146
00:08:24,500 --> 00:08:26,060
‫به نظرت چرا اینطوریه؟

147
00:08:26,500 --> 00:08:27,580
‫چرا؟

148
00:08:28,340 --> 00:08:30,850
‫که مثل من نشن.

149
00:08:32,320 --> 00:08:36,640
‫فریرن، میتونی تصور کنی چیزی که کل زندگیتو دنبالش گشتی

150
00:08:36,640 --> 00:08:40,330
‫آخرش یه آشغال بی ارزش از آب دربیاد؟

151
00:08:40,820 --> 00:08:43,830
‫اصلا. داری راجع به چی حرف میزنی؟

152
00:08:44,200 --> 00:08:48,090
‫گذشته های دورم.

153
00:08:51,910 --> 00:08:55,090
‫این مشروب واقعا افتضاحه.

154
00:08:55,610 --> 00:08:57,320
‫بوشافت.

155
00:08:57,320 --> 00:09:01,090
‫این همون مشروب ارزون و مزخرفیه که توی تاج گذاری سرو کردن.

156
00:09:01,800 --> 00:09:07,110
‫قبل از اینکه بیام این دهکده، یه نوشته حک کردم که وقتم بگذره.

157
00:09:07,520 --> 00:09:11,260
‫روش نوشته: 'بوشافت بهترین مشروبی بوده که تا حالا وجود داشته.'

158
00:09:12,160 --> 00:09:14,230
‫هدف از این کار چی بود؟

159
00:09:15,970 --> 00:09:18,170
‫هیچ هدفی نداشت.

160
00:09:22,710 --> 00:09:24,350
‫بالاخره وقتش رسید.

161
00:09:45,290 --> 00:09:47,490
‫خوب مونده.

162
00:09:47,490 --> 00:09:51,490
‫فکر نمیکردم هیچوقت بتونم اینو امتحان کنم.

163
00:09:51,720 --> 00:09:55,140
‫بزنیم به سلامتی. با من بنوشید.

164
00:10:05,770 --> 00:10:07,200
‫این...

165
00:10:11,020 --> 00:10:16,000
‫فریرن، چرا نخواستی دنبال بوشافت بگردی؟

166
00:10:18,590 --> 00:10:21,020
‫هایتر، تو مشروب دوست داری، درسته؟

167
00:10:21,020 --> 00:10:22,510
‫معلومه که دوست دارم.

168
00:10:22,510 --> 00:10:24,940
‫به این کشیش فاسد گوش کن.

169
00:10:25,500 --> 00:10:28,780
‫اگه مشروبی که کل زندگیتو دنبالش گشتی

170
00:10:28,780 --> 00:10:31,240
‫به طرز باورنکردنی ای افتضاح از آب دربیاد، چیکار میکنی؟

171
00:10:34,870 --> 00:10:37,430
‫خب...

172
00:10:37,910 --> 00:10:39,360
‫فکر کنم بیخیالش میشم و میخندم.

173
00:10:39,740 --> 00:10:44,230
‫مزه اش بده، درسته؟ پس بهترین کار اینه که با دوستات ازش لذت ببری.

174
00:10:48,870 --> 00:10:50,720
‫خیلی...

175
00:10:52,830 --> 00:10:54,080
‫افتضاحه.

176
00:10:54,710 --> 00:10:57,750
‫این بدترین نوشیدنی ایه که تا حالا خوردم.

177
00:11:00,660 --> 00:11:04,080
‫چرا فقط داری نگاه میکنی؟ امتحانش کن استارک.

178
00:11:04,080 --> 00:11:07,190
‫چی؟ عمرا. خیلی بده، درسته؟

179
00:11:07,190 --> 00:11:08,690
‫فقط امتحانش کن.

180
00:11:12,720 --> 00:11:14,860
‫خیلی حال به هم زنه!

181
00:11:17,860 --> 00:11:20,500
‫چرا اینقدر حال به هم زنه؟

182
00:11:21,200 --> 00:11:23,150
‫واقعا افتضاحه.

183
00:11:23,150 --> 00:11:24,140
‫امتحانش کن.

184
00:11:26,280 --> 00:11:28,200
‫به اندازه کافی هست که به همه برسه!

185
00:11:28,200 --> 00:11:30,860
‫کاری میکنم کل شهر با من زجر بکشن!

186
00:11:34,630 --> 00:11:35,870
‫فریرن.

187
00:11:35,870 --> 00:11:41,260
‫جستجوم با ناامیدی تموم شد، ولی تا حالا اینقدر بهم خوش نگذشته بود.

188
00:11:41,520 --> 00:11:44,630
‫خوشحالم که شماها اینجا بودید.

189
00:11:47,210 --> 00:11:50,560
‫مشروب برای اینه که تو لحظات خوب ازش لذت ببری.

190
00:12:03,020 --> 00:12:06,030
قسمت ۳۳

191
00:12:03,020 --> 00:12:06,030
تدارکات در فلات شمالی

192
00:12:03,020 --> 00:12:06,030


193
00:12:06,030 --> 00:12:10,030
‫سی سال بعد از مرگ
هیمِل قهرمان
توی قلمرو شرکت نورم
واقع در سرزمین های شمالی

194
00:12:06,030 --> 00:12:10,030
‫سی سال بعد از مرگ
هیمِل قهرمان
توی قلمرو شرکت نورم
واقع در سرزمین های شمالی

195
00:12:12,720 --> 00:12:15,670
‫اینم سهم نونت، استارک-ساما.

196
00:12:18,970 --> 00:12:23,040
‫شنیدی؟ این نون یهو صدا داد 'تُق'!

197
00:12:23,620 --> 00:12:26,050
‫این صدایی نیست که یه غذا باید بده.

198
00:12:26,310 --> 00:12:30,280
‫کل این هفته رو داریم نون سفت مثل سنگ می خوریم.

199
00:12:30,850 --> 00:12:32,800
‫غر نزن.

200
00:12:33,370 --> 00:12:38,320
‫فلات شمالی بیرون از منطقه بِییر که غله تولید می کنه، یه زمین بایره.

201
00:12:39,200 --> 00:12:42,100
‫و الان دیگه اصلاً خبری از گردش کالا نیست.

202
00:12:42,670 --> 00:12:46,060
‫حداقل تا وقتی که اردو زدیم، بیشترش رو باید از این بخوریم.

203
00:12:47,120 --> 00:12:48,620
‫خیلی بده.

204
00:12:48,620 --> 00:12:53,520
‫اگه یه نصف روز دیگه راه بریم، باید بتونیم یه غذای درست و حسابی گیر بیاریم.

205
00:13:07,210 --> 00:13:09,640
‫چه شهر قلعه ای با ابهتیه.

206
00:13:10,230 --> 00:13:12,540
‫اونجا املاک شرکت نورمه.

207
00:13:12,540 --> 00:13:14,770
‫اون ساختمون وسط، دفتر مرکزیشونه.

208
00:13:15,840 --> 00:13:20,320
‫اونا تو کار خرید و فروش کالاهای مختلفن، بیشتر گندم از منطقه بِییر.

209
00:13:20,750 --> 00:13:23,580
‫اونا یه شرکت تجاری مسلحن که شبکه لجستیکی دارن

210
00:13:23,580 --> 00:13:28,760
‫و نیروی نظامی دارن که دهکده های پراکنده تو فلات شمالی رو تغذیه می کنن.

211
00:13:29,570 --> 00:13:31,690
‫حتی دولت هم نمی تونه بهشون دست بزنه.

212
00:13:31,690 --> 00:13:36,080
‫در واقع، اونا دارن روی مردم تو فلات شمالی حکومت می کنن.

213
00:13:36,080 --> 00:13:40,320
‫ولی فریرن-ساما، شما که قبلاً گفتین کالاها در گردش نیستن.

214
00:13:40,870 --> 00:13:42,540
‫مشکل همینه.

215
00:13:42,950 --> 00:13:46,800
‫دلیل خاصش رو نمی دونم، ولی خب، اوضاع با گذشت زمان عوض می شه.

216
00:13:47,410 --> 00:13:51,080
‫شاید شرکت نورم دیگه مثل قدیما قوی نیست.

217
00:13:51,940 --> 00:13:57,690
‫ولی احتمالاً هنوزم نفوذ زیادی تو فلات شمالی دارن.

218
00:13:57,690 --> 00:14:00,400
‫باید سعی کنیم دردسر درست نکنیم.

219
00:14:09,090 --> 00:14:10,090
‫فهمیدم.

220
00:14:10,810 --> 00:14:13,330
‫پس شما فرن-ساما هستین، یه جادوگر درجه یک.

221
00:14:13,940 --> 00:14:15,590
‫می تونین رد شین.

222
00:14:17,820 --> 00:14:19,130
‫اون شخص...

223
00:14:28,860 --> 00:14:30,490
‫یه لحظه صبر کنین، لطفاً.

224
00:14:32,240 --> 00:14:33,920
‫نمی دونم چه خبره.

225
00:14:40,100 --> 00:14:42,560
‫من نورم هستم، رئیس شرکت.

226
00:14:43,000 --> 00:14:46,170
‫فریرن-ساما، جادوگر گروه قهرمانان،

227
00:14:46,170 --> 00:14:51,630
‫شما باید بدهی ای که هشتاد ساله دارین رو کامل پرداخت کنین.

228
00:14:52,440 --> 00:14:55,950
‫فریرن-ساما، شما بدهی داشتین؟

229
00:14:56,270 --> 00:14:57,470
‫یه کوچولو.

230
00:14:57,470 --> 00:14:58,700
‫جدی می گی؟

231
00:14:58,700 --> 00:15:01,960
‫ولی بهم گفته بودن هر وقت خواستم می تونم پس بدم.

232
00:15:02,170 --> 00:15:04,780
‫تو مدارک اینطوری نوشته نشده.

233
00:15:05,460 --> 00:15:07,760
‫توافق های زبانی فایده نداره.

234
00:15:07,760 --> 00:15:14,000
‫مثل اینکه رئیس قبلیِ رئیس قبلیم تو این مورد سهل انگار بوده، ولی من نیستم.

235
00:15:16,160 --> 00:15:22,300
‫سه تا طلای اشترا، بیست تا طلای رایش، و نقره و مس های مختلف.

236
00:15:23,150 --> 00:15:25,720
‫شما اندازه یه اشراف زاده ثروت دارین.

237
00:15:25,720 --> 00:15:26,560
‫درسته؟

238
00:15:26,560 --> 00:15:32,320
‫پدربزرگت یه لطفی به ما کرد، پس بقیه اش رو می تونی نگه داری.

239
00:15:34,540 --> 00:15:35,320
‫فهمیدم.

240
00:15:37,100 --> 00:15:39,130
‫این اصلاً کافی نیست.

241
00:15:41,010 --> 00:15:44,940
‫به هر حال، باید سیصد سال تو معدن کار کنم.

242
00:15:44,940 --> 00:15:48,080
‫سفر من همینجا تموم می شه.

243
00:15:50,550 --> 00:15:53,840
‫فریرن-ساما، دارین چی می گین؟

244
00:15:53,840 --> 00:15:56,590
‫چرا اینجوری لباس پوشیدی؟ کیفت کو پس؟

245
00:15:57,030 --> 00:16:00,100
‫همه چی رو به عنوان وثیقه بردن.

246
00:16:17,550 --> 00:16:20,230
‫خداحافظ، فرن و استارک.

247
00:16:20,490 --> 00:16:21,740
‫مراقب خودتون باشید.

248
00:16:24,610 --> 00:16:25,750
‫چی؟

249
00:16:26,990 --> 00:16:28,680
‫حالا میخوایم چیکار کنیم؟

250
00:16:29,670 --> 00:16:32,710
‫تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که فریرن-ساما رو پس بخریم.

251
00:16:32,710 --> 00:16:34,860
‫میدونی که اون یه چیز نیست.

252
00:16:35,380 --> 00:16:39,380
‫متاسفانه، هیچ کاری از دستت برنمیاد.

253
00:16:39,670 --> 00:16:40,840
‫یه نگاه بنداز.

254
00:16:43,890 --> 00:16:46,370
‫طبق مدارک،

255
00:16:46,370 --> 00:16:48,890
‫اون با بهره، بیشتر از پانصد سکه طلای اشترال بدهکاره.

256
00:16:48,890 --> 00:16:51,260
‫حتی اگه به سکه طلای رایش هم تبدیل بشه،

257
00:16:51,260 --> 00:16:54,400
‫که معتبرترین پول تو فلات شمالیه، بازم بیشتر از سیصدتا بدهکاره.

258
00:16:54,400 --> 00:16:57,900
‫فکر میکنی بتونی همچین پولی رو جور کنی؟

259
00:16:58,610 --> 00:17:00,420
‫نه، این غیر ممکنه.

260
00:17:00,420 --> 00:17:02,370
‫جدی میگم، حالا میخوایم چیکار کنیم؟

261
00:17:03,050 --> 00:17:05,800
‫نمیتونیم سیصد سال صبر کنیم.

262
00:17:11,610 --> 00:17:14,910
‫من زیاد از معدن خوشم نمیاد.

263
00:17:14,910 --> 00:17:17,260
‫خیلی گرم و خاکیه.

264
00:17:27,380 --> 00:17:31,400
‫رئیس در مورد شما بهمون گفته، فریرن-ساما.

265
00:17:33,290 --> 00:17:34,390
‫فهمیدم.

266
00:17:34,770 --> 00:17:36,730
‫پس شروع کنیم؟

267
00:18:28,390 --> 00:18:30,280
‫مستقیم از اینجا میریم.

268
00:18:31,030 --> 00:18:32,660
‫مطمئنی؟

269
00:18:33,210 --> 00:18:35,540
‫فکر کردی من کیم؟

270
00:18:37,350 --> 00:18:40,730
‫خیلی خب بچه ها! شروع کنید به کندن!

271
00:18:40,730 --> 00:18:41,940
‫آره!

272
00:18:56,390 --> 00:18:58,560
‫رئیس شرکت نورم، دو نسل قبل،

273
00:18:58,920 --> 00:19:02,580
‫کارش رو به عنوان یه اشراف زاده دورافتاده شروع کرد که به فلات شمالی تبعید شده بود.

274
00:19:03,200 --> 00:19:09,770
‫اون یه مرد بزرگ بود که تو این سرزمین بایر سرمایه گذاری کرد و یه شبکه لجستیکی ساخت،

275
00:19:09,770 --> 00:19:13,380
‫و به زندگی مردم ثبات بخشید.

276
00:19:14,900 --> 00:19:19,340
‫اون موقع، هیچکس از گروه قهرمانان ما انتظار زیادی نداشت،

277
00:19:19,340 --> 00:19:22,600
‫ولی اون به ما پول داد، بدون اینکه مهلتی برای بازپرداخت تعیین کنه.

278
00:19:25,350 --> 00:19:30,080
‫هیچوقت فکر نمیکردم نوه اش با من اینجوری رفتار کنه.

279
00:19:31,230 --> 00:19:37,190
‫ولی حتما یه دلیلی داره که تا این معدن اومدی، درسته؟

280
00:19:38,450 --> 00:19:42,260
‫وضعیت لجستیک تو فلات شمالی خیلی بده، اینطور نیست؟

281
00:19:42,690 --> 00:19:44,070
‫فکر کنم.

282
00:19:44,070 --> 00:19:48,570
‫حتی دوستام هم شاکی بودن که تا حالا همچین نون خشکی نخورده بودن.

283
00:19:48,570 --> 00:19:51,950
‫مطمئنم نخورده بودن. منم ازش خوشم نمیاد.

284
00:19:52,970 --> 00:19:55,700
‫از وقتی که اوضاع اینجا بدتر شده،

285
00:19:56,290 --> 00:20:01,960
‫ما یه سوم کاروان های مسلح و ارتشمون رو تو جنگ با شیاطین از دست دادیم.

286
00:20:05,360 --> 00:20:07,970
‫شبکه لجستیکمون هم نابود شده.

287
00:20:08,660 --> 00:20:12,800
‫اگه شرکت نورم یه کشور بود، تا حالا سقوط کرده بودیم.

288
00:20:17,360 --> 00:20:20,590
‫با این حال، ما یه شرکت تجاری هستیم.

289
00:20:21,540 --> 00:20:26,180
‫تا وقتی که پول داشته باشیم، همیشه میتونیم دوباره بسازیم.

290
00:20:27,540 --> 00:20:32,740
‫وقتی شما به این منطقه رسیدید، حس کردم الهه شما رو به اینجا فرستاده.

291
00:20:33,490 --> 00:20:39,320
‫اون تیکه کاغذ که نشون دهنده بدهی گروه شماست، ارزش فوق العاده ای پیدا کرده.

292
00:20:40,390 --> 00:20:43,570
‫این معدن هنوز در حال توسعه است.

293
00:20:43,570 --> 00:20:46,620
‫اگه به سنگ نقره برسیم، سود خیلی زیادی میکنیم.

294
00:20:46,620 --> 00:20:50,740
‫این کافیه که هم بدهی گروه قهرمان‌ها رو ببخشیم و هم بیشتر.

295
00:20:52,180 --> 00:20:55,760
‫پیدا کردنش براتون آسونه، فریرن-ساما.

296
00:20:56,320 --> 00:21:01,930
‫فهمیدم. پس داری از اون تیکه کاغذ استفاده می‌کنی تا منو مجبور کنی.

297
00:21:02,960 --> 00:21:07,810
‫اگه شبکه تدارکاتیمون کلا از هم بپاشه، خیلی‌ها گرسنه می‌مونن و می‌میرن.

298
00:21:08,260 --> 00:21:13,130
‫لطفا مردم فلات شمالی رو نجات بدید، فریرن-ساما.

299
00:21:15,880 --> 00:21:18,940
‫راستی، اگه بهمون کمک کنید، نون نرم برای خوردن گیرتون میاد

300
00:21:18,940 --> 00:21:22,960
‫حتی تو دورافتاده‌ترین نقاط فلات شمالی.

301
00:21:23,810 --> 00:21:27,100
‫تو هم مثل پدربزرگت زیرک و زرنگی.

302
00:21:27,500 --> 00:21:30,180
‫واسه همینه که از بازرگان‌ها خوشم نمیاد.

303
00:21:30,770 --> 00:21:33,570
‫باشه. معامله‌ست.

304
00:21:34,160 --> 00:21:38,260
‫در هر صورت، قصد داشتم بدهی‌ای که به پدربزرگت داشتم رو پس بدم.

305
00:21:43,280 --> 00:21:47,620
‫باورم نمیشه واقعا به نتیجه رسیدیم.

306
00:21:55,620 --> 00:21:58,200
‫من برگشتم. بریم؟

307
00:21:58,990 --> 00:22:03,660
‫اوه، خوبه. داشتیم بحث می‌کردیم چطوری نجاتت بدیم.

308
00:22:03,660 --> 00:22:06,600
‫قرار بود امشب به معدن حمله کنیم.

309
00:22:07,120 --> 00:22:10,150
‫ای بابا. تو خیلی عجولی.

310
00:22:10,820 --> 00:22:15,590
‫مهم‌تر از اون، از این به بعد نون نرم می‌خوریم.

311
00:22:16,380 --> 00:22:19,210
‫ها؟ یعنی چی؟

312
00:22:19,230 --> 00:22:29,230
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

313
00:23:50,070 --> 00:23:52,530
‫از نگرانی داشتم می‌مردم

314
00:23:50,080 --> 00:23:58,040


315
00:23:50,080 --> 00:23:50,540


316
00:23:50,080 --> 00:24:00,050


317
00:23:50,620 --> 00:23:52,520
‫بهت کمک می‌کنم دفنشون کنیم

318
00:23:51,680 --> 00:23:53,310
‫‫از روستایی‌ها محافظت کنید!

319
00:23:52,550 --> 00:23:54,810
{\an5}‫‫یکی مثل اون رو نمیشه نجات داد

320
00:23:53,090 --> 00:23:55,410
‫‫یه کم دیر رسیدیم

321
00:23:53,500 --> 00:23:55,510
‫‫دیوها دهکده رو نابود کردن

322
00:23:54,970 --> 00:23:57,230
‫خیلی کم هستن

323
00:23:55,800 --> 00:23:57,120
‫داری دعا می‌کنی؟

324
00:23:56,400 --> 00:24:00,110
‫.پس فرن-ساما هم درخواست کشتن دیوها رو دریافت کرده

325
00:23:57,660 --> 00:24:00,070
{\an5}‫‫قسمت ۳۴

326
00:23:57,660 --> 00:24:00,070
{\an5}‫درخواست کشتن دیو ها

