﻿1
00:00:20,400 --> 00:00:23,400
[ شرکتِ محدود استخراج جیوه ]

2
00:00:23,857 --> 00:00:26,609
از زمانی که آقای جیمز اسلون کنترل شرکت"
،استخراج جیوه رو بدست گرفته‌اند

3
00:00:26,693 --> 00:00:29,195
تغییری سودمند در معادن صورت گرفته

4
00:00:31,406 --> 00:00:35,869
سخت‌کوشی، نظم، و احترام به مقامات
منصوب، سرلوحه‌ی کار قرار داده می‌شود

5
00:00:35,952 --> 00:00:38,830
هر فردی جایگاه خود را می‌داند
و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد

6
00:00:45,837 --> 00:00:48,465
،گفته میشه که آقای اسلون منصف

7
00:00:48,548 --> 00:00:50,550
درستکار و خوشرو باشند

8
00:00:50,633 --> 00:00:53,553
این گزارشگر همچنین می‌تواند
،گواهی بدهد که ایشون مردِ قد بلند

9
00:00:53,636 --> 00:00:56,056
تا حدودی خوشتیپ، و با باریتونی زیبا هستند
[ صدای بین بم و زیرِ مَرد ]

10
00:00:56,681 --> 00:00:59,059
،و اگر همه‌ی این‌ها کافی نیستن

11
00:00:59,142 --> 00:01:01,019
"ایشان زیباترین شعر را می‌نویسند

12
00:01:01,686 --> 00:01:02,729
سانِت
[ سانِت یا غزل‌واره سبکی از سرودن شعر در ادبیات انگلیسی است ]

13
00:01:03,354 --> 00:01:04,606
درست مثل شکسپیر

14
00:01:06,399 --> 00:01:08,443
کمترین کاری که می‌تونستی کنی
این بود که یه پیراهن بپوشی

15
00:01:33,092 --> 00:01:35,345
خب,,,خیلی این اتفاق نمیوفته که

16
00:01:35,428 --> 00:01:39,557
یه آقا توسط چنین جماعتی از خانم‌های
خوش سیما بهش خوش‌آمد گفته بشه

17
00:01:40,266 --> 00:01:44,020
خب حالا، کدوم یک از شما
بیوه‌ی دلربای شهردار کامینگزه؟

18
00:01:44,521 --> 00:01:45,522
مَری اَگنس

19
00:01:47,357 --> 00:01:49,275
و شما آقای اسلون هستید؟

20
00:01:49,359 --> 00:01:51,277
نه، خانم، من جِی جِی ولنتاین هستم

21
00:01:51,361 --> 00:01:53,113
,,,دست راست حقیر آقای اسلون

22
00:01:53,613 --> 00:01:55,740
,,,حالا شدم آقای اسلون شماره‌ یکِ متعجب

23
00:01:56,449 --> 00:01:58,076
بخاطره واقعه‌ی تاسف‌آور

24
00:01:59,410 --> 00:02:00,453
,,,چه اتفاقی برای

25
00:02:01,246 --> 00:02:02,956
چه واقعه‌ی تاسف‌آوری؟

26
00:02:04,290 --> 00:02:07,710
آقای اسلون به دست
یاغیان شرور به قتل رسید

27
00:02:10,213 --> 00:02:11,756
ایشون خانم شارلوت تمپل هستند

28
00:02:15,885 --> 00:02:17,303
و دوشیزه کَلی دان

29
00:02:18,263 --> 00:02:19,639
افتخاره بسیار خوشایندی‌ـه خانم‌ها

30
00:02:21,975 --> 00:02:23,601
،ایشون که اینجا هستن سرهنگ فارنس‌ورث

31
00:02:23,685 --> 00:02:25,937
از مدرسه معادن کلرادو هستند
[ دانشگاه آموزشی و پژوهشی دولتی کوچکی در گلدن، کلرادو است که به مهندسی و علوم کاربردی اختصاص دارد, تخصص این دانشگاه در توسعه و مدیریت منابع طبیعی زمین است ]

32
00:02:28,439 --> 00:02:29,566
حالتون چطوره؟

33
00:02:30,733 --> 00:02:31,734
سرهنگ؟

34
00:02:32,610 --> 00:02:33,736
میشه بپرسم سرهنگِ چی؟

35
00:02:34,904 --> 00:02:39,450
اینکه چه سرهنگ فارنس‌ورث عنوان‌شون رو به هر طریق
،نظامی‌ای بدست آورده باشن، مورده تردید باشه یا نه

36
00:02:39,534 --> 00:02:42,245
اما بهتون اطمینان میدم، اون
یه مهندس معدن واقعی‌ـه

37
00:02:44,164 --> 00:02:46,040
رئیس جدید حراستم، آقای لوگان

38
00:02:48,293 --> 00:02:49,294
خانم‌ها

39
00:02:58,178 --> 00:02:59,262
خدای من

40
00:03:01,514 --> 00:03:02,599
بریم تو؟

41
00:03:03,641 --> 00:03:05,643
سفرتون چطور بود، آقای ولنتاین؟

42
00:03:05,727 --> 00:03:08,062
،من همیشه میگم، خانم
که سفری با کالسکه

43
00:03:08,146 --> 00:03:11,316
چیزی‌ـه برای اینکه در زندگی پس
از مرگ با افتخار ازش یاد کنی

44
00:03:13,040 --> 00:03:18,040
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

45
00:03:19,000 --> 00:03:24,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

46
00:04:18,967 --> 00:04:21,636
خب، دقیقاً چطور بود که تو
به این فهم رسیدی

47
00:04:21,719 --> 00:04:24,180
که با روی گودِ پست فطرت روبرو شده بودی؟

48
00:04:24,264 --> 00:04:26,474
با استفاده از توصیفاتی که
در روزنامه‌تون خونده بودم

49
00:04:30,937 --> 00:04:32,563
اون دقیقاً درست توصیفش می‌کنه

50
00:04:33,481 --> 00:04:36,359
،من اونو دیدم، نسبتاً با وضوحی شدید

51
00:04:36,442 --> 00:04:41,197
این عبارت، "هیچ زن پرهیزکاری در نزدیکی
روی گود، در امان نیست" به خاطره‌م اومد

52
00:04:41,656 --> 00:04:43,491
خب، این باید خیلی ترسناک بوده باشه

53
00:04:43,950 --> 00:04:44,951
بله

54
00:04:45,618 --> 00:04:47,161
اما دعای توبه‌آمیزی کردم

55
00:04:47,245 --> 00:04:50,164
و افکارم رو متمرکز حضور خداوند کردم

56
00:04:51,249 --> 00:04:52,792
,,,خب، یادته که آیا

57
00:04:54,002 --> 00:04:57,213
استخوان دستگیره‌ی تپانچه‌ش سیاه بود؟

58
00:05:06,055 --> 00:05:09,100
و در سمت راست یا سمت
چپش حملش می‌کرد؟

59
00:05:09,642 --> 00:05:10,852
تپانچه‌ش؟

60
00:05:11,394 --> 00:05:12,687
واقعاً نمی‌تونم بگم

61
00:05:13,229 --> 00:05:15,815
سرم بیش از حد گرمه
توجه کردن به تابوت بود

62
00:05:21,154 --> 00:05:22,697
و مطمئنی که یه تابوت بود؟

63
00:05:23,865 --> 00:05:24,866
بله

64
00:05:25,950 --> 00:05:29,954
برای یه مدت بعد، تو قبرستان کلیسامون
دیدمش، داشت یه قبر رو می‌کَند

65
00:05:32,957 --> 00:05:37,128
استخوان‌ها رو از خاک برداشت
،و گذاشتشون توی تابوتی که با خودش آورده بود

66
00:05:37,211 --> 00:05:38,254
بعد دوباره دفنشون کرد

67
00:05:39,714 --> 00:05:41,758
و گفتی این توی چه شهری اتفاق افتاد؟

68
00:05:41,841 --> 00:05:42,925
موزز

69
00:05:43,843 --> 00:05:46,971
که تا اون موقع، همیشه اونقدر جای آرومی بوده

70
00:05:47,388 --> 00:05:48,514
,,,خب، اسمِ

71
00:05:49,432 --> 00:05:52,143
روی اون قبری که درآورد رو، به یاد میاری؟

72
00:05:52,643 --> 00:05:54,103
،هیچ اسمی بود

73
00:05:54,187 --> 00:05:55,980
فقط چوبی بعنوان نشانه

74
00:05:56,064 --> 00:05:57,565
اما اون بدترین بخشش نبود

75
00:06:03,821 --> 00:06:05,198
لباس‌هاش رو برداشت

76
00:06:07,617 --> 00:06:10,328
لباس‌های کهنه رو از خاک
برداشت و پوشیدشون

77
00:06:21,839 --> 00:06:24,008
طوری بود که انگار خود شیطان رو دیده باشم

78
00:06:37,814 --> 00:06:39,023
روزتون بخیر، کلانتر

79
00:06:40,483 --> 00:06:43,069
اسیر,,,اسیرتون کیه، کلانتر؟

80
00:06:43,152 --> 00:06:44,695
به تو ربطی نداره سارا دویل

81
00:06:46,030 --> 00:06:47,031
باشه

82
00:06:56,415 --> 00:06:58,584
مردها کجا هستن؟ -
مُرده‌ن -

83
00:06:59,043 --> 00:07:00,336
معدن از بین بُردشون

84
00:07:00,837 --> 00:07:01,838
همه‌شون؟

85
00:07:02,296 --> 00:07:04,257
هر کی که می‌تونست زیر زمین کار کنه

86
00:07:10,012 --> 00:07:11,514
,,,متوجه‌ای، کلانتر

87
00:07:12,265 --> 00:07:14,308
اگر این خبر که روی گود اینجاست
,,,به بیرون درز پیدا کنه

88
00:07:15,226 --> 00:07:17,061
توقفی در کار نخواهد بود فرانک

89
00:07:19,313 --> 00:07:21,983
خب، اونقدرها اینجا نیستی

90
00:07:28,322 --> 00:07:30,032
می‌دونی چرا بهم میگن وایتی وین؟

91
00:07:30,825 --> 00:07:32,118
چونکه همیشه می‌برم

92
00:07:35,580 --> 00:07:37,373
خب، انتظار اینو نداشتی، نه؟

93
00:07:41,085 --> 00:07:42,086
یا اینو

94
00:07:45,548 --> 00:07:46,632
خیله‌خب

95
00:07:55,600 --> 00:07:56,601
خیله‌خب

96
00:07:57,977 --> 00:07:58,978
هر دوشون

97
00:08:01,022 --> 00:08:02,815
!یا عیسی مسیح، وایتی

98
00:08:02,899 --> 00:08:04,525
اون تفنگِ لعنتی رو بذار کنار

99
00:08:05,234 --> 00:08:07,195
آخرین بار کِی توی وان حموم کردی، پسر؟

100
00:08:08,237 --> 00:08:09,238
چند روز پیش

101
00:08:10,156 --> 00:08:11,699
مطمئنی قبل‌تر از اون نبوده؟

102
00:08:12,200 --> 00:08:14,452
تقریبا به اندازه‌ای که بدن انسان
ممکنه چنین بویی بده، بوت افتضاحه

103
00:08:15,786 --> 00:08:17,663
,,,یه کالسکه‌ی سیاه امروز وارد شهر شد

104
00:08:18,206 --> 00:08:19,874
با یه همراهی‌ـه کاملِ قدرت تیراندازی
[ میزان و توان شلیک و آتشباری با گلوله و دیگر پرتابه‌ها توسط یک فرد یا یگان نظامی به سوی دشمن ]

105
00:08:19,957 --> 00:08:22,460
آره، دیدم, باید همون آدم‌های معدن‌کاوی باشن

106
00:08:23,044 --> 00:08:24,378
کلیدهای لعنتی کجا هستن؟

107
00:08:30,676 --> 00:08:32,011
من تو رو می‌شناسم؟

108
00:08:32,094 --> 00:08:33,137
نه، فکر نکنم

109
00:08:33,721 --> 00:08:35,223
اسمت چیه؟

110
00:08:35,306 --> 00:08:36,974
,,,وایتی وین، ایشون که اینجان

111
00:08:40,311 --> 00:08:41,311
آقای وارد هستن

112
00:08:42,021 --> 00:08:43,731
وارد؟ -
زندانیش کن -

113
00:08:44,774 --> 00:08:46,025
باشه؟ ملاقاتی‌ای در کار نباشه

114
00:08:46,108 --> 00:08:47,652
چرا؟ خطرناکه؟

115
00:08:47,735 --> 00:08:48,819
فقط کارت رو بکن

116
00:08:49,320 --> 00:08:50,863
چیکار کرده؟ چیکار کردی؟

117
00:08:51,447 --> 00:08:52,740
به یه کالسکه دستبرد زده

118
00:08:52,823 --> 00:08:53,824
واقعاً؟

119
00:08:54,617 --> 00:08:55,451
کجا؟

120
00:08:55,535 --> 00:08:57,370
توی الماگوردو

121
00:08:57,453 --> 00:08:58,496
فقط حبسش کن

122
00:08:58,579 --> 00:09:00,289
من میرم به بچه‌هام سر بزنم

123
00:09:01,082 --> 00:09:03,793
خب، خیلی شبیه به نوع سبقت
از کالسکه بنظر نمیاد

124
00:09:09,131 --> 00:09:11,342
برای من بیشتر شبیه به نوعِ شاشیدن
در معرض عموم بنظر میاد

125
00:09:33,281 --> 00:09:36,993
شاید با این وجود یه کم معرفت"
,,,توی روی گود وجود داشته باشه

126
00:09:38,035 --> 00:09:40,955
همچنانکه به کارش برای با شکست
مواجه کردن فرانک گریفین

127
00:09:41,038 --> 00:09:43,416
و دار و دسته‌ش، در همه جا
,,,و همه زمان ادامه میده

128
00:09:44,208 --> 00:09:46,794
,,,تازه‌ترین آن در شهر کرید، کلرادو

129
00:09:47,461 --> 00:09:51,674
که در آنجا آقای گود در دزدی‌ای از حقوق و
"دستمزد در معدن تام‌بوی مداخله کرد

130
00:09:51,757 --> 00:09:52,842
کافیه

131
00:09:59,974 --> 00:10:02,226
می‌خوام همه‌تون برای رفتن فردا به
شهر خودتون رو تر و تمیز کنید

132
00:10:03,436 --> 00:10:04,604
کجا میریم؟

133
00:10:06,314 --> 00:10:07,315
تائوس

134
00:10:09,358 --> 00:10:13,112
قراره مزاحم اون آقای ا,تی گریگ بشیم

135
00:10:17,033 --> 00:10:19,243
یارو با یه سری حقایق آشنا کنیم

136
00:10:55,863 --> 00:10:56,864
مامان؟

137
00:10:58,157 --> 00:10:59,200
حالت خوبه؟

138
00:12:08,400 --> 00:12:11,300
[  از طرف آقای روی گود به لوسی کول ]
[ شهر موزز، نیو مکزیکو ]

139
00:12:20,573 --> 00:12:24,034
افتخار میربانی چنین شام بسیار خوبی
نصیب بهترین هتل نیویورک شده

140
00:12:24,452 --> 00:12:25,494
خب، ممنونم

141
00:12:27,997 --> 00:12:28,998
,,,سلیقه‌ی خوب

142
00:12:30,124 --> 00:12:31,125
,,,نظم خوب

143
00:12:31,834 --> 00:12:34,587
بچه‌های خوش‌قیافه و خوشحالی‌ـه خانوادگی

144
00:12:34,670 --> 00:12:36,505
,,,عاقبتی الزامی‌ـ

145
00:12:37,214 --> 00:12:39,508
حتی در جای برهوتی مانند اینجا هست

146
00:12:39,592 --> 00:12:41,135
احسنت، احسنت -
احسنت، احسنت -

147
00:12:41,969 --> 00:12:42,970
احسنت، احسنت

148
00:12:46,891 --> 00:12:47,892
,,,دوشیزه دان

149
00:12:48,642 --> 00:12:51,103
فکر نمی‌کنم که من هیچوقت خانمی
به زیبایی شما رو دیده باشم

150
00:12:51,770 --> 00:12:52,980
ممنون جناب

151
00:12:53,063 --> 00:12:56,275
اما میشه بپرسم، که شما همیشه
به تعلیم بچه‌ها علاقه داشتید؟

152
00:12:56,775 --> 00:12:59,153
نه، جناب، من همیشه یه فاحشه بودم

153
00:12:59,653 --> 00:13:03,032
من فقط یه جورایی بعد از اینکه مگدلنا بسته
شد، اتفاقی شروع به تدریس کردم

154
00:13:03,532 --> 00:13:06,660
سپس ساختمان مدرسه مورد اصابت رعد و برق
قرار گرفت و کاملاً در اثر حریق نابود شد

155
00:13:06,744 --> 00:13:08,162
اون معلم پیر رو هم با خودش از بین بُرد

156
00:13:10,247 --> 00:13:11,248
که اینطور

157
00:13:13,042 --> 00:13:14,585
,,,خب، بهم بگید ببینم، خانم کامینگز

158
00:13:14,668 --> 00:13:16,170
مک‌نیو -
ببخشید؟ -

159
00:13:16,253 --> 00:13:18,506
فامیلیم رو برگردوندم به
فامیلی‌ـه قبل از ازدواجم

160
00:13:20,716 --> 00:13:24,553
آلبرت مُرده, برای من دلیلی وجود نداره که
مدام مثل یه سطل آب اسمش رو یدک بکِشم

161
00:13:25,554 --> 00:13:27,556
برای اینکار توی میزوری یه برادر داره
[ از ایالت‌های غرب میانه‌ی آمریکا ]

162
00:13:29,225 --> 00:13:31,268
این زیادی مستقل بودن شما رو می‌رسونه

163
00:13:32,895 --> 00:13:35,606
،خب، بهم بگید ببینم، دوشیزه مک‌نیو

164
00:13:35,689 --> 00:13:38,609
شهر دوست‌داشتنی لابلِ
در این دو سال گذشته

165
00:13:38,692 --> 00:13:39,860
بدون مردی در این اطراف، چگونه عمل کرده؟

166
00:13:41,153 --> 00:13:42,279
خوب عمل کردیم

167
00:13:44,490 --> 00:13:45,490
,,,خب

168
00:13:47,326 --> 00:13:48,327
,,,دشـ

169
00:13:48,869 --> 00:13:50,412
دشوار بوده

170
00:13:52,039 --> 00:13:53,415
خیلی دشوار بوده

171
00:13:53,958 --> 00:13:56,418
،همونطور که خوب می‌تونید تصور کنید
,,,شهری پُر از خانم

172
00:13:56,919 --> 00:13:58,587
میوه‌ای رسیده برای افراد شروره‌

173
00:14:00,089 --> 00:14:01,882
،به نظر میرسه که، از زمان اون حادثه

174
00:14:01,966 --> 00:14:04,718
تقریباً هر کی که وارد شهر شده
سعی کرده کمی بهره ببره

175
00:14:07,263 --> 00:14:10,582
خب، ما در شرکت استخراج جیوه قصد داریم
با تمام توان به شما خانم‌ها کمک کنیم

176
00:14:11,350 --> 00:14:14,603
،شما یه معدن با کلی ارزش دارید
و منم مردانی برای اینکه راهش بندازن

177
00:14:15,855 --> 00:14:18,232
اما اول، قبل از اینکه به هر گونه
,,,توافقی برسیم

178
00:14:18,983 --> 00:14:22,695
باید مشخص کنیم که در واقع
اونجا چقدر ارزش خوابیده

179
00:14:23,571 --> 00:14:24,613
سرهنگ فارنس‌ورث

180
00:14:26,866 --> 00:14:29,243
باید به ما درباره‌ی معدن اینجا
در لابل اطلاعات بدید

181
00:14:29,326 --> 00:14:30,326
البته

182
00:14:37,710 --> 00:14:38,544
!خدا لعنتت کنه

183
00:14:38,627 --> 00:14:40,087
!خدا لعنتت کنه

184
00:14:40,170 --> 00:14:41,505
چیکار داری می‌کنی؟

185
00:14:41,589 --> 00:14:44,258
لعنتی! چیکار داری می‌کنی؟
بیا اینجا, بیا اینجا

186
00:14:45,718 --> 00:14:46,719
بیا اینجا

187
00:14:47,177 --> 00:14:48,345
برو اون بالا

188
00:14:58,814 --> 00:14:59,815
خب، حقیقت داره؟

189
00:15:00,941 --> 00:15:02,610
آلیس فلچر واقعاً بهت شلیک کرد؟

190
00:15:03,736 --> 00:15:05,362
,,,چون که من,,اگر من باشم شکی توش نمی‌کنم

191
00:15:05,863 --> 00:15:09,116
از اونجایی که اون زن قبل از اینکه
حتی 21 سالش بشه دو بار بیوه شده بوده

192
00:15:10,034 --> 00:15:11,619
،اولین شوهرش توی یه سیلِ ناگهانی مُرد

193
00:15:11,702 --> 00:15:13,704
و بعد، برای مدت کوتاهی غیبش زد

194
00:15:15,122 --> 00:15:16,916
،نمی‌دونم، شش سال بعد

195
00:15:16,999 --> 00:15:18,584
با یه بچه و یه شوهر پایوت
[ سرخ‌پوستان آمریکای شمالی که در ایالت‌های جنوب غربی آمریکا هستند و با تمدن آزتک‌ها در مکزیک نسبت دارند ]

196
00:15:18,667 --> 00:15:21,670
،دوباره توی مزرعه پیداش میشه

197
00:15:21,754 --> 00:15:24,173
ادعا می‌کنه که اون زمین
هنوزم حقاً مال اونه

198
00:15:25,090 --> 00:15:28,302
،مشکل اینه که، اِیسا لیوپولد
،همون فروشنده‌ی منسوجات

199
00:15:29,470 --> 00:15:32,932
،اون و پسرهاش، در مدتی که آلیس رفته بود
بدون اجازه در زمین ساکن شده بودن

200
00:15:33,891 --> 00:15:36,393
،ادعا کردن که 200 دلار حق اسقاط دادن

201
00:15:36,477 --> 00:15:38,062
و بنابراین زمین مال اوناست

202
00:15:39,146 --> 00:15:40,147
بعد چی شد؟

203
00:15:41,982 --> 00:15:45,277
خب، کلانتر مک‌نیو، با خانواده‌ی
لیوپولد درگیر قضیه شد

204
00:15:46,028 --> 00:15:48,697
بهشون گفت که سندِ آلیس هنوزم
مناسبه و اونا باید اونجا رو تخلیه کنن

205
00:15:49,490 --> 00:15:50,824
چطوری درگیر قضیه شد؟

206
00:15:51,325 --> 00:15:53,285
خب، خانواده‌ی لیوپولد وقتی بیل

207
00:15:53,369 --> 00:15:56,372
،رفت به مزرعه تا سند رو بهشون نشون بده
منتظرش موندن و از کمینگاه بهش حمله کردن

208
00:15:57,122 --> 00:15:59,792
،بیل توی مفصل رونش تیر خورد
،اما با این وجود تونست بلند بشه، شلیک کنه

209
00:15:59,875 --> 00:16:01,627
و هر سه تا پسرِ ایسا رو کُشت

210
00:16:03,087 --> 00:16:05,673
همون کلانتری که منو دستگیر کرد؟
به هر سه تاشون شلیک کرد؟

211
00:16:05,756 --> 00:16:08,133
بله، جناب, اصلاً هم مسخره بازی در نیوورد

212
00:16:08,217 --> 00:16:12,054
همینطوری در حالی که اونا هنوزم داشتن شلیک
می‌کردن رفت نزدیک‌شون و همه‌شون رو کُشت

213
00:16:15,099 --> 00:16:17,184
یه زمانی بیل تیراندازِ خیلی ماهر بود

214
00:16:18,227 --> 00:16:19,812
اون همه‌ی چیزهایی که می‌دونم رو بهم یاد داد

215
00:16:23,524 --> 00:16:26,860
خب,,,آلیس و خانواده‌ش
،زندگی در اون زمین رو آغاز کردن

216
00:16:26,944 --> 00:16:28,570
,,,و بعد، یه روز

217
00:16:29,905 --> 00:16:32,825
سرانجام شوهرش  به پشتش
شلیک می‌کنن و توی خیابون می‌میره

218
00:16:34,952 --> 00:16:35,953
اون پیرمرد؟

219
00:16:37,204 --> 00:16:38,747
خب، هیچکس نمی‌دونه

220
00:16:40,249 --> 00:16:41,583
گرچه مهم نیست

221
00:16:41,667 --> 00:16:44,670
دو هفته بعد، زن اِیسا بخاطره
,,,تب روماتیسمی حاد می‌میره، پس

222
00:16:48,173 --> 00:16:51,885
مردم این اطراف، دوست دارن بگن که
آلیس و اون پیرزن سرخ‌پوست

223
00:16:51,969 --> 00:16:54,513
یه طلسمی رو ساختن که
موجب همه‌ی اون بدبختی شد

224
00:16:56,724 --> 00:16:58,809
من فقط میگم که این ماجرا
،ثابت می‌کنه، سرانجام

225
00:16:58,892 --> 00:17:01,186
ما، همه‌مون، هر جور شده می‌ریم زیر خاک

226
00:17:02,730 --> 00:17:04,857
سنگ معدن‌های کلرید از سطح زمین

227
00:17:04,940 --> 00:17:06,650
تا عمق 18 یا 21 متری بدست میان

228
00:17:08,110 --> 00:17:09,862
،بعد میرسه به یه لایه‌ی عاری از فسیل

229
00:17:09,945 --> 00:17:12,531
که شش الی نه متر تا

230
00:17:12,614 --> 00:17:13,949
سطح آب امتداد پیدا می‌کنه

231
00:17:14,033 --> 00:17:17,286
این چینه‌ی بی‌حاصل هست که

232
00:17:17,369 --> 00:17:20,205
,,,باعث میشه معدن شما به اندازه‌ای

233
00:17:21,123 --> 00:17:23,167
که باید و شاید، بارور نباشه

234
00:17:24,168 --> 00:17:26,670
،این درسته، جنابِ سرهنگ
,,,اما اگر به پایین سطح آب برید

235
00:17:27,463 --> 00:17:29,590
متوجه خواهید شد که رگه
نشکسته باقی می‌مونه

236
00:17:30,090 --> 00:17:33,469
ما معتقدیم به همون اندازه که شما
بتونید حفر کنید، اون سر قولش می‌مونه

237
00:17:36,346 --> 00:17:39,266
,,,این احساس ماست، دوشیزه مک‌نیو

238
00:17:40,225 --> 00:17:42,227
که اون رگه بسیار معمولی‌تر از این حرف‌هاست

239
00:17:43,062 --> 00:17:44,980
,,,که شاید، در همون آغاز

240
00:17:45,564 --> 00:17:48,192
برای اینکه باعث بشه رسوب
غنی‌تر بنظر برسه، نمکی بوده

241
00:17:50,903 --> 00:17:53,697
خب، باید بدونید که همیشه
شایعاتی از این قبیل وجود داشته‌اند

242
00:17:53,781 --> 00:17:57,576
،جناب ولنتاین، لابل "رگه‌‌ای معمولی"‌ نیست
بلکه یه کوهِ لعنتی از کوارتزه

243
00:17:57,659 --> 00:17:59,078
،هم شما و هم من این رو می‌دونیم

244
00:17:59,161 --> 00:18:02,206
و شرط می‌بندم که اون دايم الخمره احمقی
هم که با خودتون آوردین، اینو می‌دونه

245
00:18:02,664 --> 00:18:03,582
,,,مری اَگنس

246
00:18:03,665 --> 00:18:05,501
،اما اگر نمی‌خواید معقولانه صحبت کنید

247
00:18:05,584 --> 00:18:07,419
کلی گروه دیگه هست که
ما می‌تونیم بریم سراغشون

248
00:18:07,503 --> 00:18:08,504
,,,جناب ولنتاین

249
00:18:10,214 --> 00:18:11,215
ما خیلی کمک شما رو می‌خوایم

250
00:18:12,800 --> 00:18:14,093
واقعاً می‌خوایم

251
00:18:15,385 --> 00:18:17,763
ما بهتون احتیاج داریم -
قرار هم نیست که مفت بدیمش بره -

252
00:18:17,846 --> 00:18:19,431
دقیقاً چی رو مفت بدید بره؟

253
00:18:21,225 --> 00:18:23,644
شما خانم‌ها می‌دونید که
درباره‌ی لابل چی میگن؟

254
00:18:25,229 --> 00:18:27,898
که بیشتر جای قابل توجه‌‌ای‌ـه
تا اینکه بخواد مهم باشه

255
00:18:29,483 --> 00:18:31,443
,,,مکانی با خانه‌های بسیار

256
00:18:32,402 --> 00:18:33,904
اما افرادی اندک برای زندگی در آنان

257
00:18:34,404 --> 00:18:35,531
،همونطور که خوب می‌دونید

258
00:18:36,156 --> 00:18:38,742
اون خونه‌ها خیلی وقت پیش نبود
که همه‌شون پُر بودن

259
00:18:38,826 --> 00:18:41,120
خب، در واقع، دوشیزه مک‌نیو، من نمی‌دونم

260
00:18:41,745 --> 00:18:43,997
راه‌آهن از اینجا به لوردسبورگ نزدیک‌تره

261
00:18:44,081 --> 00:18:45,457
،پس، از دیدگاه من

262
00:18:45,541 --> 00:18:48,460
اونا قبلاً پیش از اون اتفاق
جمعیت شما رو ازتون سلب کردن

263
00:18:48,544 --> 00:18:50,712
ما اینجا به اندازه‌ی کافی سنگ معدن داریم
که لودسبرگ رو زیر خاک کنیم

264
00:18:50,796 --> 00:18:51,797
پس نظر شما اینه

265
00:18:52,756 --> 00:18:55,008
با این حال عمیق‌ترین دالان‌تون
چند متره، 26 متر؟
[ چاهی طولانی، کم عرض و معمولاً عمودی برای دسترسی به معدن ]

266
00:18:55,092 --> 00:18:57,427
،یه تموم شده‌ش رو داریم که 31 متر عمق داره

267
00:18:57,511 --> 00:19:00,013
و یکی دیگه که چیزی تا اتمامش
نمونده و 49 متر عمق داره

268
00:19:00,681 --> 00:19:04,601
قبل از اینکه مردها بمیرن، نقشه‌هایی برای ساخت یه دستگاه
کلوخ کوب 40 کوبه و یه کوره‌ی ذوب با ظرفیت 30 تن داشتیم
[ ماشین خرد کننده‌ی سنگ معدن ]

269
00:19:04,685 --> 00:19:06,812
که همگام با تموم اون سنگ معدن‌هایی
که استخراج می‌کنن، به کار ادامه بدن

270
00:19:08,188 --> 00:19:09,606
ما می‌دونیم که چطوری معدن رو مدیریت کنیم

271
00:19:11,358 --> 00:19:12,526
می‌خوایم شریک بشیم

272
00:19:15,571 --> 00:19:16,613
پنجاه پنجاه

273
00:19:20,826 --> 00:19:22,828
من ازحجم نوشیدنی‌ای که شما اینجا تو
لیوان می‌ریزید، بیشتر تُف می‌کنم

274
00:19:28,500 --> 00:19:29,501
بلیط؟

275
00:19:31,003 --> 00:19:32,880
این پسرهای دیگه از کجا اومدن؟

276
00:19:33,213 --> 00:19:36,383
اون پسرها با لباس گاوچرون؟
هر از گاهی میان

277
00:19:36,925 --> 00:19:39,094
از زمانی که فاحشه‌خونه رو از
دست دادیم کمتر و کمتر میان

278
00:19:44,474 --> 00:19:46,226
,,,هشتاد و سه تا مرد خوب

279
00:19:46,643 --> 00:19:47,644
,,,در عرض

280
00:19:48,312 --> 00:19:49,771
کمتر از پنج دقیقه مُردن

281
00:19:49,855 --> 00:19:50,856
دلخراشه

282
00:19:52,566 --> 00:19:53,942
بذارین یه چیزی رو ازتون بپرسم خانم‌ها

283
00:19:55,736 --> 00:19:58,572
مستحکم‌ترین ساختمون توی
این شهر چه ساختمونی‌ـه؟

284
00:19:59,072 --> 00:20:00,490
خب، سوال آسونیه, این ساختمونه

285
00:20:01,450 --> 00:20:02,701
چی باعث میشه اینقدر مستحکم باشه؟

286
00:20:03,202 --> 00:20:04,870
از آهن و آجر ساخته شده

287
00:20:05,495 --> 00:20:07,164
شوهرم تئو به انجام اینکار اصرار کرد

288
00:20:07,623 --> 00:20:09,666
و آهن و آجر از کجا میان؟

289
00:20:10,876 --> 00:20:11,876
شرق

290
00:20:13,086 --> 00:20:15,672
،تفنگ‌ها، میخ‌ها، باروت

291
00:20:15,756 --> 00:20:18,050
،آرد، قهوه، مهمات

292
00:20:18,133 --> 00:20:20,510
همه‌شون از شرق میان

293
00:20:21,678 --> 00:20:25,140
شرکت استخراج جیوه برای 22 ساله که
در پیتسبرگ مستقر شده

294
00:20:25,224 --> 00:20:26,600
،اگر بهمون اجازه بدید

295
00:20:26,683 --> 00:20:28,602
تمام شهرتون رو از

296
00:20:28,685 --> 00:20:30,145
آهن و آجر می‌سازیم

297
00:20:33,482 --> 00:20:35,359
البته، بطور استعاری‌ صحبت می‌کنم

298
00:20:36,944 --> 00:20:39,238
در عرض یه ماه، می‌تونم ترتیبی
بدم 50 تا مرد خوب بیان اینجا

299
00:20:39,655 --> 00:20:40,906
ماه بعدش صدتا

300
00:20:40,989 --> 00:20:43,158
,,,صد و پنجاه تا مَرد

301
00:20:43,951 --> 00:20:46,536
همه اینجان تا سخت کار کنن

302
00:20:46,620 --> 00:20:49,164
و از همه‌ی شما مراقبت بکنن

303
00:20:53,210 --> 00:20:54,210
,,,خب

304
00:20:54,962 --> 00:20:56,380
این خیلی خوب بنظر میرسه

305
00:20:57,589 --> 00:21:00,592
مطمئنم شما خانم‌ها تا الان همه‌تون باید

306
00:21:00,676 --> 00:21:01,802
دلتنگ بوی یه مَرد شده باشین

307
00:21:04,388 --> 00:21:05,389
یه مرد واقعی

308
00:21:08,892 --> 00:21:13,230
خب حالا، شرکت استخراج جیوه فقط 90  درصد پول درخواست
شده رو می‌گیره و 100 درصد هزینه‌ها رو متحمل میشه

309
00:21:13,313 --> 00:21:15,190
شاید قبلاً حرفم رو نشنیدین

310
00:21:15,732 --> 00:21:18,193
ما نصف سهم رو می‌خوایم -
من حرف‌تون رو شنیدم، دوشیزه مک‌نیو -

311
00:21:18,777 --> 00:21:20,988
هر چند شاید دارای دانشی
،عملی از معدن باشید

312
00:21:21,071 --> 00:21:24,533
وقتی پای کار مدیریتش در میون
باشه، شما بی‌تجربه هستید

313
00:21:25,492 --> 00:21:26,576
مطمئناً خودتون به تنهایی نه

314
00:21:26,660 --> 00:21:30,205
من فکر می‌کنم، شما، جناب، وقتی پای درکِ اینکه همه‌ی ما
چه چیزی رو پشت سر گذاشتیم، در میون باشه، بی تجربه هستید

315
00:21:30,289 --> 00:21:33,000
و از طرف دیگه فقط درک اینکه
ما چقدر تغییر کردیم

316
00:21:33,083 --> 00:21:34,501
بعضی از شما بیشتر از بقیه تغییر کردن

317
00:21:47,139 --> 00:21:49,891
وقتی من و آلبرت رسیدیم اینجا
چیزی جز دوازده تا چادر نبود

318
00:21:51,184 --> 00:21:53,437
،یکیشون یه بار بود
یکی دیگه یه فاحشه‌خونه

319
00:21:54,980 --> 00:21:56,148
یادته؟

320
00:21:58,608 --> 00:21:59,776
همونطور که شما هم یادتونه

321
00:22:00,861 --> 00:22:01,903
همونطور که همه‌تون یادتونه

322
00:22:03,905 --> 00:22:05,824
ما با هم اینجا رو ساختیم

323
00:22:08,118 --> 00:22:10,495
زندگی‌ قدیمی‌مون رو رها کردیم
تا یه چیز جدید بسازیم

324
00:22:11,079 --> 00:22:12,080
بله

325
00:22:14,291 --> 00:22:15,500
اما سپس همه چیز رو از دست دادیم

326
00:22:16,418 --> 00:22:18,211
ما شوهرانمون و چند تا اسب رو از دست دادیم

327
00:22:18,295 --> 00:22:19,296
ما هنوز اینجاییم

328
00:22:19,379 --> 00:22:20,964
بچه‌هاتون هنوز اینجان

329
00:22:21,048 --> 00:22:22,299
نقره هنوز اینجاست

330
00:22:22,382 --> 00:22:25,927
،و این هنوزم نقره‌ی لعنتی ماست
و این یعنی هنوزم انتخاب‌هایی داریم

331
00:22:26,011 --> 00:22:28,972
جناب، ما از اون چیزی که
شما فکر می‌کنید خیلی قوی‌تریم

332
00:22:29,056 --> 00:22:30,307
،مطمئنم که همینطوره

333
00:22:30,390 --> 00:22:32,976
اما میگن راه انداختن یه
معدن، یه معدن می‌طلبه

334
00:22:33,060 --> 00:22:35,145
شما سرمایه‌ش رو ندارید, افرادش رو ندارید

335
00:22:35,228 --> 00:22:38,106
میریم سراغ پایوت‌ها -
!نمی‌تونی جدی باشی -

336
00:22:38,190 --> 00:22:39,316
من می‌تونم راهش بندازم

337
00:22:40,275 --> 00:22:41,693
شما کی باشی، جناب؟

338
00:22:42,319 --> 00:22:44,613
اون,,اون جان دوئه

339
00:22:44,696 --> 00:22:46,406
جان دو؟ -
پس همه‌ی اینا چی هستن؟ -

340
00:22:46,490 --> 00:22:47,616
,,,بله، اون

341
00:22:48,158 --> 00:22:50,285
تنها مردی بود که از اون حادثه زنده موند

342
00:22:50,368 --> 00:22:51,870
کسی اسمش رو نمی‌دونه؟

343
00:22:51,953 --> 00:22:53,497
،اولین روز کارش بود

344
00:22:53,580 --> 00:22:56,416
پس حدس می‌زنم که سر کارگر
,,,اسمش رو می‌دونسته، اما اون

345
00:22:57,125 --> 00:22:58,126
اون دیگه در بین ما نیست

346
00:22:58,210 --> 00:22:59,878
من می,,,من می‌تونم معدن رو راه بندازم

347
00:22:59,961 --> 00:23:02,547
زودباش عزیزم، بیا ببریمت خونه -
می‌تونم راهش بندازم -

348
00:23:02,631 --> 00:23:04,091
می‌دونم، عزیزم، می‌دونم

349
00:23:04,174 --> 00:23:05,842
!لطفاً, خواهش می‌کنم

350
00:23:09,471 --> 00:23:12,224
خب، یه چند تا مرد دیگه مثل اون که بیان
اینجا، دردسرهاتون تموم میشه

351
00:23:25,529 --> 00:23:27,114
,,,این یه چک صراف
[ چكي كه بانك به عهده‌ى خودش مي‌كِشد ]

352
00:23:27,781 --> 00:23:29,407
به مبلغ 20 هزار دلاره

353
00:23:33,745 --> 00:23:38,333
و من به اندازه‌ی زمانی که برام لازمه تا کلاه و
کتم رو بپوشیم، بهتون وقت میدم

354
00:23:38,416 --> 00:23:41,962
تا تصمیم بگیرد که شما و
شهر دوست‌داشتنی‌تون

355
00:23:42,045 --> 00:23:44,005
,,,این پول و مردها رو می‌خواین

356
00:23:44,923 --> 00:23:45,924
یا نه

357
00:24:00,522 --> 00:24:02,941
,,,خانم‌ها، ما مستحق -
سارا -

358
00:24:04,442 --> 00:24:05,861
ما مستحق این هستیم

359
00:24:15,453 --> 00:24:16,705
پیشنهاد می‌کنم به رای‌گیری بذارینش

360
00:24:33,930 --> 00:24:35,098
من میگم این معامله رو قبول کنیم

361
00:24:40,103 --> 00:24:41,104
منم همینطور

362
00:24:44,316 --> 00:24:45,317
متاسفم

363
00:24:52,741 --> 00:24:54,784
تصمیم عاقلانه‌ای‌ـه، خانم‌ها

364
00:26:15,073 --> 00:26:16,199
می‌دونی من چی می‌خوام؟

365
00:26:17,951 --> 00:26:19,869
به گمونم یه میلیون دلار؟

366
00:26:23,832 --> 00:26:25,375
یه دختر کوچولوئه مو فرفری

367
00:26:29,254 --> 00:26:30,255
,,,خب

368
00:26:32,090 --> 00:26:33,675
تمام سعیم رو می‌کنم

369
00:26:57,115 --> 00:26:59,200
پدر، صدای تیراندازی رو شنیدم

370
00:27:01,161 --> 00:27:02,495
البته که شنیدی، پسر

371
00:27:09,502 --> 00:27:11,504
تا من بر می‌گردم مراقب خواهرت باش

372
00:27:32,400 --> 00:27:35,695
ما گرگ‌های وحشی هستیم، و هر کسی که
!یه اسلحه حمل کنه رو می‌کُشیم

373
00:27:43,161 --> 00:27:44,329
شب بخیر رفقا

374
00:27:44,412 --> 00:27:45,538
چیکار می‌تونم براتون کنم؟

375
00:27:46,331 --> 00:27:47,749
ما اومدیم اینجا مگدالِنا رو ببینم

376
00:27:47,832 --> 00:27:49,626
چند ماه پیش از اینجا رفت

377
00:27:50,418 --> 00:27:52,796
خب، متاسفم که این همه
،راه رو برای هیچی اومدین

378
00:27:52,879 --> 00:27:54,839
اما باید ازتون بخوام سواری‌تون رو
بیرون از اینجا ادامه بدید

379
00:27:56,299 --> 00:27:57,425
وگرنه چی؟

380
00:27:58,176 --> 00:27:59,344
وگرنه چی؟

381
00:27:59,928 --> 00:28:02,222
اینطوری رفتار نکنید, اینجا زن هست

382
00:28:05,600 --> 00:28:07,227
خب، بهتره که برم اون بیرون

383
00:28:14,067 --> 00:28:15,193
بیخیال پسرا

384
00:28:15,568 --> 00:28:17,112
می‌دونم شما هیچ دردسری نمی‌خواین

385
00:28:17,612 --> 00:28:20,365
,تو دردسر محسوب نمیشی
به هیچ وجه محسوب نمیشی

386
00:28:21,408 --> 00:28:22,408
,,,خب، گوش کنین

387
00:28:28,665 --> 00:28:29,665
,,,پسرا

388
00:28:33,169 --> 00:28:34,254
هی

389
00:28:39,175 --> 00:28:41,052
!به شونه‌ی لعنتی‌م شلیک کردی، پسر

390
00:28:41,136 --> 00:28:42,470
اسمم "پسر" نیست

391
00:28:43,263 --> 00:28:44,431
وایتی وینه

392
00:28:47,016 --> 00:28:48,893
تیر بعدی صورت تو رو خراب می‌کنه

393
00:28:50,103 --> 00:28:52,272
خب، فکر می‌کنم همه‌تون
شنیدین کلانتر چی گفت

394
00:28:52,355 --> 00:28:54,315
بله، جناب -
پیشنهاد می‌کنم راه بیوفتین -

395
00:28:55,108 --> 00:28:56,109
یالا

396
00:29:05,869 --> 00:29:07,120
حالت خوبه، کلانتر؟

397
00:29:16,671 --> 00:29:17,922
خب، نگران نباشید مردم

398
00:29:18,715 --> 00:29:20,508
هیچکدوم‌شون دوباره مزاحمت‌تون نمیشه

399
00:29:26,598 --> 00:29:28,683
خیله‌خب، زودباش, بیا برگردیم تو

400
00:29:34,898 --> 00:29:36,441
,,,خب، خب

401
00:30:10,850 --> 00:30:11,851
ازش لذت بردی؟

402
00:30:15,980 --> 00:30:18,358
به,,به گمونم تو اگر بودی به
دوتاشون شلیک می‌کردی

403
00:30:20,985 --> 00:30:22,445
،در هر صورت

404
00:30:22,529 --> 00:30:25,990
مطمئنم تو هم درست مثل بقیه‌ی
آدم‌های اینجا فکر می‌کنی من یه بزدلم

405
00:30:26,616 --> 00:30:29,619
من یه آدم دیگه رو قضاوت نمی‌کنم
مگر اینکه تو وضعیتش قرار گرفته باشم

406
00:30:32,705 --> 00:30:34,666
چشم‌هات چی شدن؟

407
00:30:36,251 --> 00:30:38,378
قبلاً یه اسب داشتم، دیدش
رو از دست داده بود

408
00:30:38,461 --> 00:30:40,964
همون راه رفتن هوشیارانه‌ای
رو داشت که تو داری

409
00:30:43,967 --> 00:30:45,218
,,,کم کم از زمانی که

410
00:30:46,761 --> 00:30:49,264
زنم چند سال پیش موقع
بدنیا آوردن دخترم مُرد

411
00:30:49,347 --> 00:30:50,974
دارم دیدم رو از دست میدم

412
00:30:52,767 --> 00:30:55,186
لعنتی,,,با این شیوه‌ای
،که اوضاع داره پیش میره

413
00:30:55,270 --> 00:30:56,437
,,,فکر می‌کنم شاید

414
00:30:57,230 --> 00:31:00,108
یه شش ماهه دیگه تا قبل از اینکه
کاملاً کور بشم زمان دارم

415
00:31:03,611 --> 00:31:04,737
متاسفم

416
00:31:08,366 --> 00:31:09,576
به دلسوزی تو احتیاج ندارم

417
00:31:21,713 --> 00:31:23,923
چرا درمورد فرانک گرفین بهم نمیگی؟

418
00:31:25,842 --> 00:31:27,468
فکر می‌کنی کجا مخفی شده؟

419
00:31:28,469 --> 00:31:30,346
فرانک مخفی نشده، کلانتر

420
00:31:31,681 --> 00:31:34,183
اون بیرون همه جا داره آدم می‌کُشه

421
00:31:34,267 --> 00:31:35,894
و سعی می‌کنه کاری کنه که من
احساس پشیمونی بکنم

422
00:31:35,977 --> 00:31:37,645
‫برای چی؟ که ازش دزدی کردی؟

423
00:31:37,729 --> 00:31:38,855
‫که ترکش کردم

424
00:31:39,355 --> 00:31:41,357
‫اون همیشه منو هم‌خون خودش می‌دونست

425
00:31:42,483 --> 00:31:45,153
‫خب، فرانک خیلی خوشش نمیاد
‫هم‌خونش ترکش کنه

426
00:31:45,653 --> 00:31:47,155
‫چرا ترکش کردی؟

427
00:31:47,238 --> 00:31:49,741
‫به این سادگی نیست کلانتر، شخصی‌ــه

428
00:31:49,824 --> 00:31:51,908
‫نه بعد از اینکه یه شهر زجرکش میشن

429
00:31:51,951 --> 00:31:53,369
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

430
00:31:53,453 --> 00:31:54,621
‫ولی نگرفتی

431
00:31:57,790 --> 00:31:59,125
‫نه قربان، نگرفتم

432
00:32:04,589 --> 00:32:05,875
‫گریفین احتمالاً برمی‌گرده,,,

433
00:32:05,900 --> 00:32:07,824
‫به اون تنگه‌ای که اونجا بهش شلیک کردی,,,

434
00:32:09,010 --> 00:32:10,470
‫دنبال ردت می‌گرده

435
00:32:10,553 --> 00:32:12,347
‫بدون شک همین کارو کرده

436
00:32:12,430 --> 00:32:15,516
‫که یعنی بدون شک آقا رو اینجا کشوندی

437
00:32:17,101 --> 00:32:18,811
‫هرگز منو پیدا نمی‌کنه کلانتر

438
00:32:20,772 --> 00:32:23,650
‫یه مرد تنها اگه کارشو بلد باشه،
‫می‌تونه ناپدید بشه

439
00:32:24,817 --> 00:32:26,319
‫گریفین 30تا آدم همراهشه

440
00:32:29,030 --> 00:32:31,574
‫30 تا آدم به هیچ وجه نمی‌تونن ناپدید بشن،
‫درسته؟

441
00:32:33,785 --> 00:32:34,994
‫نه قربان، نمی‌تونن

442
00:32:36,245 --> 00:32:39,374
‫پس اگه کسی بره "تنگه‌ی مشکوک"،

443
00:32:41,011 --> 00:32:42,865
‫باید به راحتی بتونه,,,

444
00:32:42,890 --> 00:32:44,358
‫ردش رو پیدا کنه

445
00:32:46,923 --> 00:32:47,924
‫درسته

446
00:32:51,302 --> 00:32:53,888
‫اگه اون آدم دید مناسبی داشته باشه

447
00:32:58,226 --> 00:32:59,435
‫هنوز کور نشدم

448
00:33:36,889 --> 00:33:37,890
‫رفقا

449
00:33:40,560 --> 00:33:41,561
‫آقای گریفین

450
00:33:44,272 --> 00:33:46,441
‫من واقعاً کارتون رو تحسین می‌کنم

451
00:33:47,900 --> 00:33:49,652
‫فقط کاش دقیق‌تر بود

452
00:33:51,870 --> 00:33:53,237
‫توی روزنامه‌تون جوری بود که انگار,,,

453
00:33:53,262 --> 00:33:55,348
‫روی گود داره جلوه‌ی منو خراب می‌کنه

454
00:33:56,451 --> 00:33:57,451
‫خب,,,

455
00:33:58,036 --> 00:33:59,579
‫توی کرید شکستتون داد

456
00:34:01,873 --> 00:34:03,458
‫با قنداق تفنگ زد

457
00:34:06,836 --> 00:34:08,046
‫دارین گریه می‌کنین آقا؟

458
00:34:08,671 --> 00:34:09,672
‫خیر

459
00:34:10,173 --> 00:34:11,799
‫مشکل از,,, چشممه

460
00:34:13,217 --> 00:34:14,302
‫زخم یه جنگ قدیمی‌ــه

461
00:34:15,803 --> 00:34:16,888
‫توی چه جنگی بودین؟

462
00:34:18,056 --> 00:34:19,265
‫با زنم جنگیدم

463
00:34:20,099 --> 00:34:21,517
‫خدا رحمتش کنه

464
00:34:22,361 --> 00:34:24,672
‫سری آخر، یه شیشه‌ی روغن

465
00:34:24,697 --> 00:34:26,982
‫روی گونه‌م شکوند

466
00:34:36,157 --> 00:34:37,158
‫باور کنید

467
00:34:40,953 --> 00:34:42,997
‫حالا چه کاری از دستم برمیاد آقایون؟

468
00:34:43,456 --> 00:34:46,501
‫خب، بذار بگیم تو به من جاودانگی میدی،

469
00:34:46,584 --> 00:34:48,961
‫منم میذارم بیشتر از اون چیزی که شاید،
‫زنده بمونی

470
00:34:51,255 --> 00:34:53,132
‫می‌خوام یه داستان برام بنویسی

471
00:34:53,216 --> 00:34:54,801
‫همون جوری که من بهت میگم

472
00:34:56,427 --> 00:34:58,638
‫خب ببخشید، من برای کسی کار نمی‌کنم

473
00:34:59,764 --> 00:35:02,100
‫حقیقت رو همون‌جوری که
‫می‌بینم چاپ می‌کنم

474
00:35:02,183 --> 00:35:03,392
‫منو که مسخره کرده بودی

475
00:35:03,469 --> 00:35:05,242
‫مهم نیست، "دیلی ریویو" که فقط,,,

476
00:35:05,267 --> 00:35:06,996
‫هفته‌ای یه بار میاد,
‫دروغ گفتم مهمه

477
00:35:08,082 --> 00:35:10,066
‫من اخبار روز رو چاپ می‌کنم

478
00:35:10,149 --> 00:35:12,276
‫خب جناب، اخبار امروز اینه,,,

479
00:35:12,985 --> 00:35:15,505
‫ویراستار بچه‌ننه‌ی دیلی ریویو،

480
00:35:15,530 --> 00:35:16,930
‫امروز عصر,,,

481
00:35:16,989 --> 00:35:19,200
‫به شکل آش و لاشی، مُرده پیدا شد

482
00:35:28,334 --> 00:35:29,460
‫تو گتز براونی

483
00:35:32,547 --> 00:35:33,673
‫ایموس گرین

484
00:35:37,135 --> 00:35:38,427
‫اون آلونزو بانکره

485
00:35:39,512 --> 00:35:41,013
‫اونم فلوید ویلسون

486
00:35:43,391 --> 00:35:44,475
‫بیل چیک

487
00:35:47,728 --> 00:35:49,647
‫و دایر هَو، البته

488
00:35:51,774 --> 00:35:52,859
‫آقای لدبدر

489
00:35:56,070 --> 00:35:58,698
‫شرور,,, دِولین‌های شرور

490
00:36:03,744 --> 00:36:06,205
‫می‌خوام بنویسی که
‫روی گود بهم خیانت کرد

491
00:36:07,290 --> 00:36:10,501
‫و اینکه هر مرد، زن یا بچه‌ای که
‫بهش پناه بده رو می‌کشم

492
00:36:11,586 --> 00:36:14,547
‫مردم خوب کرید،
‫بهش اجازه دادن توی خیابون‌هاشون راه بره

493
00:36:15,381 --> 00:36:16,966
‫و حالا هیچ خیابونی ندارن

494
00:36:18,217 --> 00:36:20,261
‫دیگه مردمی هم ندارن

495
00:36:29,645 --> 00:36:31,522
‫مطمئنی بلدی انجامش بدی؟

496
00:36:31,606 --> 00:36:33,733
‫بارها پدرت رو در حال انجام دادنش دیدم

497
00:36:34,358 --> 00:36:36,235
‫دیدن با انجام دادن فرق داره

498
00:36:38,988 --> 00:36:40,239
‫خیلی بده روی نیست اینجا

499
00:36:40,865 --> 00:36:41,866
‫بگو "اینجا نیست"

500
00:36:42,533 --> 00:36:43,868
‫ما به کسی نیاز نداریم

501
00:37:42,134 --> 00:37:43,135
‫

502
00:38:12,832 --> 00:38:14,875
‫مگی؟ اون تویی؟

503
00:38:21,882 --> 00:38:23,134
‫صبح بخیر کلانتر

504
00:38:23,217 --> 00:38:24,218
‫دوشیزه دان

505
00:38:25,720 --> 00:38:26,721
‫سلام ویلیان

506
00:38:26,804 --> 00:38:27,805
‫ترودی

507
00:38:28,449 --> 00:38:29,449
‫میگم,,,

508
00:38:29,473 --> 00:38:31,183
‫خواهرم این دور و بره؟

509
00:38:31,267 --> 00:38:33,978
‫رفته اون طرف،
‫داره چندتا بلدرچین برای صبحونه شکار می‌کنه

510
00:38:34,478 --> 00:38:35,479
‫باشه

511
00:38:36,147 --> 00:38:37,523
‫ببخشید

512
00:38:38,524 --> 00:38:40,901
‫وضعیت املاء چطوره ویلیام؟

513
00:38:41,694 --> 00:38:42,945
‫خوبه دوشیزه دان

514
00:38:44,864 --> 00:38:46,198
‫دوشیزه دان،
بچه‌ها بیاین

515
00:39:21,650 --> 00:39:23,202
‫صبح بخیر ویلیام، ترودی

516
00:39:23,237 --> 00:39:24,832
‫می‌خوای بهم بگی کلی دان,,,

517
00:39:24,857 --> 00:39:26,335
‫تو خونه‌ت چیکار می‌کنه؟

518
00:39:27,365 --> 00:39:29,283
‫گمونم توالت صبحگاهیش

519
00:39:30,368 --> 00:39:31,619
‫چرا آخه مگی

520
00:39:33,913 --> 00:39:35,706
‫منم مثل تو تنها میشم بیل

521
00:39:41,253 --> 00:39:42,671
‫این دفعه کجا فرار می‌کنی؟

522
00:39:42,755 --> 00:39:44,382
‫جایی فرار نمی‌کنم

523
00:39:45,216 --> 00:39:47,551
‫به مارشال کوک کمک می‌کنم
‫تا فرانک گریفین رو دستگیر کنه

524
00:39:49,011 --> 00:39:50,596
‫اینطوری نگام نکن

525
00:39:51,389 --> 00:39:53,265
‫یکی دو بار آدم کشتم

526
00:39:53,891 --> 00:39:55,100
‫رعد و برقم همین وضعیتو داره

527
00:39:55,101 --> 00:39:57,340
‫خب، ببینم به عنوان مرد قانون,,,

528
00:39:57,365 --> 00:39:59,525
‫می‌تونم آخرین کارم رو درست انجام بدم یا نه

529
00:40:00,147 --> 00:40:02,566
‫قبل از اینکه کل این دنیای کوفتی
‫برام تیره و تار بشه

530
00:40:10,241 --> 00:40:12,076
‫بچه‌هام پیش تو مشکلی براشون پیش نمیاد؟

531
00:40:12,159 --> 00:40:13,327
‫چرا مشکلی پیش بیاد؟

532
00:40:13,828 --> 00:40:14,829
‫خودتو ببین

533
00:40:15,913 --> 00:40:17,415
‫می‌دونی، مثل قبل نیستی

534
00:40:19,333 --> 00:40:20,668
‫چه تغییری کردم؟

535
00:40:22,586 --> 00:40:23,671
‫خب,,,

536
00:40:24,588 --> 00:40:26,132
‫دیگه حس مادرانه نداری

537
00:40:26,692 --> 00:40:27,692
‫مادرانه؟

538
00:40:27,716 --> 00:40:28,801
‫خب آره

539
00:40:30,136 --> 00:40:32,972
‫بیل، من عاشق همسرم بودم،
‫خدا رحمتش کنه،

540
00:40:33,055 --> 00:40:34,765
‫ویلیام و ترودی رو هم دوست دارم

541
00:40:35,474 --> 00:40:38,464
‫ولی دیگه تحمل این عقیده رو ندارم
‫که برکت من و خواهرام,,,

542
00:40:38,489 --> 00:40:40,533
‫توی بچه زائیدن و مراقبت کردنه

543
00:40:42,356 --> 00:40:43,899
‫میرم خدافظی کنم

544
00:40:45,651 --> 00:40:47,236
‫بهتره خوب خدافظی کنی

545
00:41:04,566 --> 00:41:05,603
‫کلانتر

546
00:41:05,628 --> 00:41:07,598
‫الان یه چیزی برای آقای وارد آوردم

547
00:41:11,469 --> 00:41:12,470
‫کلانتر

548
00:41:13,387 --> 00:41:15,055
‫انتخاب کن، شیرین یا تند

549
00:41:20,978 --> 00:41:22,354
‫تفنگ منو بده ببینم

550
00:41:30,446 --> 00:41:32,615
‫می‌دونی، جالبه که زنای اینجا,,,

551
00:41:32,698 --> 00:41:35,367
‫فکر می‌کنن با چندتا خوراکی,,,

552
00:41:35,451 --> 00:41:37,495
‫می‌تونن مخ یه مرد رو بزنن

553
00:41:40,706 --> 00:41:41,707
‫کجا میری؟

554
00:41:43,167 --> 00:41:44,668
‫میرم فرانک گریفین رو دستگیر کنم

555
00:41:50,466 --> 00:41:53,177
‫خب، عین بز نشین نگام کن!

556
00:41:53,260 --> 00:41:54,929
‫یه جعبه از اون گلوله‌ها بده بهم

557
00:41:55,846 --> 00:41:58,390
‫وایسا ببینم،
‫حداقل نمی‌خوای همراهت بیام؟

558
00:41:58,474 --> 00:41:59,558
‫نه، نباید بیای

559
00:42:01,936 --> 00:42:04,939
‫مارشال کوک رفته اُلگراند
‫تا نیروها رو بیاره

560
00:42:05,523 --> 00:42:08,734
‫به محض اینکه رد گریفین رو گرفتم،
‫میرم به دیدنشون،

561
00:42:10,069 --> 00:42:11,529
‫با همدیگه میریم سراغش

562
00:42:17,743 --> 00:42:19,328
‫فکر کنم دیگه پُر شده کلانتر

563
00:42:25,209 --> 00:42:26,377
‫تو این مدت,,,

564
00:42:27,670 --> 00:42:30,130
‫حواست به آقای وارد باشه تا برگردیم

565
00:42:30,256 --> 00:42:32,049
‫- فهمیدی؟
‫- بله قربان

566
00:42:32,716 --> 00:42:33,968
‫خیلی‌خب

567
00:42:34,051 --> 00:42:35,761
‫یک یا دو هفته حداکثر نیستم

568
00:42:44,853 --> 00:42:47,064
‫حواستون باشه از خوردن نترکین!

569
00:43:41,027 --> 00:43:42,328
‫سلام دختر

570
00:43:52,671 --> 00:43:53,672
‫دختر خوب

571
00:44:27,456 --> 00:44:28,666
‫اسبت رو آوردم,,,

572
00:44:29,750 --> 00:44:32,086
‫انگار چندتاشون رو هم گم کرده بودی

573
00:44:32,961 --> 00:44:33,962
‫ممنون

574
00:44:36,548 --> 00:44:37,758
‫جایی میری؟

575
00:44:39,760 --> 00:44:42,179
‫بقیه‌ی گله‌ت بالای تپه‌ها کنار نهر هستن

576
00:44:42,262 --> 00:44:44,223
‫وایتی و هایرم کمکت می‌کنن بگیریشون

577
00:44:47,851 --> 00:44:50,771
‫چرا نمیای داخل بیل؟
‫یه فنجون قهوه بخور

578
00:44:53,315 --> 00:44:54,400
‫بهتره نیام

579
00:44:56,068 --> 00:44:57,820
‫دیگه سر راهت سبز نمیشم الیس

580
00:44:59,405 --> 00:45:00,447
‫مراقب خودت باش

581
00:45:35,816 --> 00:45:36,900
‫بعداً برمی‌گردم

582
00:47:01,944 --> 00:47:02,945
‫سلام عرض شد

583
00:47:13,622 --> 00:47:15,707
‫دوشیزه فلچر، غافلگیرمون کردین

584
00:47:16,875 --> 00:47:17,918
‫در سلول رو باز کن

585
00:47:19,452 --> 00:47:21,605
‫نه، کلانتر گفت آقای وارد,,,

586
00:47:21,630 --> 00:47:23,735
‫قرار نیست ملاقاتی داشته باشه

587
00:47:24,354 --> 00:47:25,438
‫آقای کی؟

588
00:47:25,509 --> 00:47:27,729
‫هر غذایی که پختین و آوردین رو می‌تونین,,,

589
00:47:27,754 --> 00:47:29,620
‫بذارین پیش من, همین

590
00:47:29,680 --> 00:47:32,307
‫من چیزی نپختم،
‫می‌خوام همراهم ببرمش خونه

591
00:47:34,209 --> 00:47:36,477
‫آره، شما و همه‌ی زنای این شهر همین طورن

592
00:47:36,502 --> 00:47:37,865
‫ولی ببخشید خانم نمی‌تونم

593
00:47:37,938 --> 00:47:39,106
‫کمربندت رو باز کن

594
00:47:40,524 --> 00:47:41,817
‫خانم، لطفاً

595
00:47:43,295 --> 00:47:44,295
‫دست نگهدار

596
00:47:44,319 --> 00:47:45,320
‫بازش کن

597
00:47:46,863 --> 00:47:47,864
‫باشه

598
00:47:50,492 --> 00:47:51,493
‫باشه

599
00:47:56,123 --> 00:47:57,124
‫این یکیش

600
00:48:03,630 --> 00:48:04,631
‫وایسا

601
00:48:11,221 --> 00:48:12,889
‫حالا در سلول رو باز کن وایتی

602
00:48:17,185 --> 00:48:20,004
‫بازش کن، وگرنه بخاطر گلوله‌ای که
‫به سینه‌ت می‌خوره,,,

603
00:48:20,029 --> 00:48:21,702
‫حسابی مریض میشی

604
00:48:41,084 --> 00:48:43,045
‫حالا آقای,,, وارد

605
00:48:43,629 --> 00:48:46,298
‫از اونجا بیا بیرون،
‫و وایتی تو برو داخل

606
00:48:46,381 --> 00:48:47,591
‫- خانم؟
‫- انجامش بده

607
00:49:17,704 --> 00:49:19,517
‫وایتی، باید بهم نشون بدی,,,

608
00:49:19,542 --> 00:49:20,690
‫کدوم کلیده، من نمی‌دونم

609
00:49:21,750 --> 00:49:22,751
‫این یکی

610
00:49:52,656 --> 00:49:54,616
‫قهوه‌ی خوشمزه‌ایه خانما

611
00:49:55,200 --> 00:49:56,201
‫ممنونم

612
00:50:02,249 --> 00:50:04,960
‫بنظر میاد گرسنه‌ای، آره مرد کوچک؟

613
00:50:08,922 --> 00:50:09,923
‫بیا این بالا

614
00:50:10,966 --> 00:50:11,967
‫یالا

615
00:50:13,385 --> 00:50:14,386
‫بیا

616
00:50:15,178 --> 00:50:16,680
‫بالا، بالا

617
00:50:16,763 --> 00:50:18,515
‫همینه

618
00:50:18,598 --> 00:50:19,766
‫اون پاتو بذار اینجا

619
00:50:20,517 --> 00:50:22,102
‫گفتین اسمتون چیه؟

620
00:50:22,769 --> 00:50:24,187
‫من نیکولاس گوستاوسون هستم

621
00:50:25,814 --> 00:50:27,357
‫اینم برادرم جیکوب‌ــه

622
00:50:28,650 --> 00:50:31,069
‫- اهل کجائید؟
‫- نروژ

623
00:50:32,904 --> 00:50:36,283
‫خب، تحسین می‌کنم که به غرب سفر کردین،
‫کار سختی‌ــه

624
00:50:38,076 --> 00:50:39,161
‫خودم می‌دونم، انجامش دادم

625
00:50:40,871 --> 00:50:43,290
‫با درشکه از آرکنساس اومدم به غرب

626
00:50:44,541 --> 00:50:45,709
‫یه پسر کوچولو بودم

627
00:50:46,835 --> 00:50:48,336
‫زیاد از تو بزرگ‌تر نبودم

628
00:50:50,881 --> 00:50:52,587
‫سفر داشت خوب پیش می‌رفت
‫تا اینکه,,,

629
00:50:52,612 --> 00:50:54,742
‫توی یوتا وسط جاده بودیم
‫که به یه مشکل کوچیک برخوردیم

630
00:50:55,886 --> 00:50:57,512
‫یه جایی به نام "چمن‌زارهای کوهستان"

631
00:50:58,972 --> 00:51:02,559
‫خب مامانم و بابام و تقریباً همگی کشته شدن

632
00:51:03,101 --> 00:51:05,187
‫توسط سرخ‌پوست‌ها,,, اینطور بنظر می‌اومد

633
00:51:05,771 --> 00:51:08,190
‫فقط وقتی این سرخ‌پوستا صورتشون رو شستن،

634
00:51:08,273 --> 00:51:09,483
‫پوستشون سفید بود

635
00:51:11,193 --> 00:51:13,445
‫معلوم شد که همه‌شون
‫از "دریاچه نمک بزرگ" اومدن
‫[دریاچه‌ای واقع در یوتا]

636
00:51:15,405 --> 00:51:16,919
‫گفتن آدمای مذهبی هستن

637
00:51:17,991 --> 00:51:20,118
‫خب، بعضی از این آدمای مذهبی,,,

638
00:51:21,661 --> 00:51:24,623
‫یه عرض ادبی هم به خواهرم کردن
‫قبل از اینکه بکشنش

639
00:51:26,958 --> 00:51:30,003
‫اون نشان جنگی ساختگی‌شونم
‫روی تمام بدنش کشیدن

640
00:51:32,506 --> 00:51:34,716
‫وقتی داشتن به خانواده‌م
‫تجاوز می‌کردن و می‌کشتنشون،

641
00:51:34,800 --> 00:51:36,718
‫برادر کوچیکم لیام،
‫دست از سروصدا برنمی‌داشت،

642
00:51:36,802 --> 00:51:38,970
‫پس از پا گرفتنش و,,,

643
00:51:39,805 --> 00:51:41,598
‫سرش رو کوبیدن توی یه چرخ درشکه

644
00:51:43,892 --> 00:51:45,018
‫یکی مثل اون چرخ

645
00:51:49,356 --> 00:51:51,399
‫اون روز بیشتر از 100 تا آدم کشتن

646
00:51:53,151 --> 00:51:54,903
‫از جمله مامانم و بابام و,,,

647
00:51:55,612 --> 00:51:56,780
‫لیام،

648
00:51:56,863 --> 00:51:58,365
‫خواهر بزرگترم، لوری

649
00:51:59,199 --> 00:52:01,952
‫خالم و شوهرش و دختر کوچیکشون،
‫دختر خاله فیبی

650
00:52:03,578 --> 00:52:06,581
‫یکی‌شون، آقای آیزک هیت،
‫تمام مدت,,,

651
00:52:07,290 --> 00:52:09,835
‫برای مردی که آدما رو می‌کشت،
‫داشت موعظه می‌کرد

652
00:52:10,877 --> 00:52:13,255
‫در مورد اینکه چطور چیزا رو
‫با خون میشه تطهیر کرد

653
00:52:13,922 --> 00:52:16,883
‫اینکه بدون خون ریختن، آمرزشی در کار نیست

654
00:52:18,260 --> 00:52:21,638
‫گفت که با اینکار دارن بهمون
‫رستگاری ابدی میدن،

655
00:52:21,721 --> 00:52:23,682
‫خون نجسمون رو روی زمین می‌ریزن

656
00:52:25,475 --> 00:52:28,478
‫شنیدم گفت که کشتن کافران
‫راهی برای توفیق‌,,,

657
00:52:29,145 --> 00:52:30,689
‫و پرهیزکاری‌ــه

658
00:52:33,149 --> 00:52:34,568
‫و من با خودم گفتم,,,

659
00:52:35,777 --> 00:52:36,778
‫عجب!

660
00:52:39,072 --> 00:52:41,074
‫خب، بعد از اینکه خونواده‌م رو نجات داد،

661
00:52:41,157 --> 00:52:43,060
‫آقای آیزک هیت شد پدر جدیدم،

662
00:52:43,085 --> 00:52:44,935
‫و یکی از همسراش شد مامان جدیدم

663
00:52:45,704 --> 00:52:48,540
‫خونواده‌ی من، مثل تمام خونواده‌هایی که
‫باهاشون سفر می‌کردیم،

664
00:52:48,623 --> 00:52:51,459
‫مقدار قابل‌توجهی طلا و دارایی شخصی داشتن،

665
00:52:51,543 --> 00:52:53,837
‫که خونواده‌ی جدیدم ترتیب همه‌ش رو داد

666
00:52:54,317 --> 00:52:55,753
‫آقای هیت 4 و نیم کیلو اضافه کرد

667
00:52:55,778 --> 00:52:57,904
‫فقط برای اینکه
‫لباسای پدر قبلیم اندازه‌ش بشه

668
00:52:59,301 --> 00:53:01,177
‫یادمه یکی از 14 تا همسرش،

669
00:53:01,261 --> 00:53:03,471
‫یکی از دامن‌های مادرم رو
‫توی کلیسا پوشیده بود

670
00:53:05,640 --> 00:53:08,435
‫ولی تصویری که از خونواده‌م دارم،

671
00:53:08,518 --> 00:53:11,605
‫زمانی بود که برگشتم نگاشون کردم
‫موقعی که آقای هیت بُردمون

672
00:53:14,733 --> 00:53:16,443
‫جسدهاشون موندن تا,,,

673
00:53:18,653 --> 00:53:21,364
‫زیر آفتاب داغ بگندن و بپوسن

674
00:53:25,327 --> 00:53:26,912
‫یاد گرفتم که آقای هیت رو دوست داشته باشم

675
00:53:30,332 --> 00:53:31,666
‫یادم داد با چماق,,,

676
00:53:31,750 --> 00:53:34,169
‫شلاق و چاقو چطور آدما رو دوست داشته باشم

677
00:53:37,172 --> 00:53:39,382
‫همون طوری که الان روی گود رو دوست دارم

678
00:53:41,801 --> 00:53:43,303
‫چون اون پسرمه

679
00:53:44,638 --> 00:53:45,931
‫من انتخابش کردم

680
00:53:47,140 --> 00:53:49,225
‫و این یه پیوند قوی‌تر،

681
00:53:49,309 --> 00:53:52,645
‫و عشق قوی‌تریه نسبت به حسی که
‫به بچه‌ی واقعیت داری

682
00:53:56,066 --> 00:53:58,818
‫قصد دارم وقتی دوباره همدیگه رو دیدیم،
‫این عشق رو نشونش بدم

683
00:54:02,489 --> 00:54:04,157
‫می‌دونیم از این راه اومده

684
00:54:05,241 --> 00:54:06,534
‫یه آدم لاغر مُردنی

685
00:54:07,243 --> 00:54:09,537
‫از اونا که ممنکه به اشتباه دست کمش بگیری

686
00:54:10,872 --> 00:54:12,540
‫ما کسی رو ندیدیم

687
00:54:17,045 --> 00:54:18,380
‫البته شاید مُرده

688
00:54:20,382 --> 00:54:22,300
‫خب پس از قبل مُرده دیگه,,,

689
00:54:29,599 --> 00:54:30,892
‫خب حالا

690
00:54:31,935 --> 00:54:34,938
‫فکر کنم امشب ما اون طرف بخوابیم

691
00:54:35,438 --> 00:54:37,607
‫صبح که شد حرکت می‌کنیم

692
00:54:37,691 --> 00:54:38,858
‫شما رو تنها میذاریم

693
00:54:41,069 --> 00:54:42,237
‫ولی قبل از اینکه بریم,,,

694
00:54:43,571 --> 00:54:45,907
‫می‌خوام شما دو نفر تصمیم بگیرین,,,

695
00:54:48,076 --> 00:54:52,080
‫کدوم یکی از زنای عزیزتون
‫امشب میاد پیش من بخوابه

696
00:55:04,342 --> 00:55:06,636
‫البته اگه جفتتون می‌خواین بیاین,,,

697
00:55:07,804 --> 00:55:09,180
‫قدمتون به روی چشم

698
00:55:33,913 --> 00:55:34,914
‫خانم

699
00:55:37,667 --> 00:55:41,504
‫پایوت‌ها میگن،
‫یا با این سرزمین کنار میای یا می‌میری

700
00:55:43,298 --> 00:55:46,176
‫خب، بنظر نمیاد من بتونم با اینجا کنار بیام
‫ولی گیر کردم

701
00:55:47,927 --> 00:55:50,096
‫ببین، نمی‌دونم کی هستی
‫یا چیکار کردی,,,

702
00:55:51,272 --> 00:55:52,877
‫ولی حدود 30تا حیوون دارم که،

703
00:55:52,902 --> 00:55:54,946
‫باید رام بشن و کسی نیست کمک کنه

704
00:55:56,644 --> 00:55:58,271
‫تروکی هنوز بچه‌ست

705
00:55:58,897 --> 00:56:01,358
‫و قبول نمی‌کنه ولی از اسب می‌ترسه

706
00:56:02,692 --> 00:56:04,865
‫انگار پدرش قبل از اینکه بتونه
‫یه سرخ‌پوستِ خوب بودن رو,,,

707
00:56:04,890 --> 00:56:06,512
‫یادش بده، فوت شده

708
00:56:08,573 --> 00:56:10,575
‫بگذریم، من رفتم پیش پایوت‌ها ولی بعدش,,,

709
00:56:11,618 --> 00:56:15,580
‫رئیس نارینتا یکی از پسراش رو
‫فرستاد پیشم و,,,

710
00:56:15,663 --> 00:56:18,249
‫خب، شروط خاصی داره

711
00:56:20,168 --> 00:56:21,252
‫نمی‌تونم بهت پول بدم

712
00:56:22,170 --> 00:56:24,339
‫ولی وقتی کارت تموم شد،
‫بهترین اسب رو بهت میدم

713
00:56:25,799 --> 00:56:28,968
‫حیوونی که اونقدر قوی باشه
‫که تو رو به کالیفرنیا برسونه

714
00:56:34,432 --> 00:56:37,227
‫خانم، توهین نباشه,,,

715
00:56:38,228 --> 00:56:40,480
‫ولی دلتون نمی‌خواد نزدیک شما
‫یا پسرتون باشم

716
00:56:41,856 --> 00:56:43,316
‫چون خیلی خطرناکی؟

717
00:56:44,025 --> 00:56:47,112
‫بار اول درست گفتین که نمی‌تونم بمونم

718
00:56:48,029 --> 00:56:49,114
‫منو نمی‌شناسین

719
00:56:50,198 --> 00:56:51,741
‫تو همون روی گود مزخرفی

720
00:56:52,325 --> 00:56:54,494
‫یه نامه با این اسم همراهت بود

721
00:56:55,588 --> 00:56:57,296
‫ولی بازم، حتی هنوز باز نشده،

722
00:56:57,321 --> 00:56:59,195
‫پس شاید مال تو نباشه

723
00:57:00,667 --> 00:57:01,751
‫نمی‌دونم

724
00:57:02,460 --> 00:57:05,588
‫توی چشات نگاه می‌کنم
‫و خیلی آدم بی‌احساسی بنظر نمیای

725
00:57:07,257 --> 00:57:08,633
‫فقط انگار راهتو گم کردی

726
00:57:10,593 --> 00:57:11,803
‫شایدم یکم غمگینی

727
00:57:13,346 --> 00:57:15,181
‫همونی که میگم هستم

728
00:57:17,308 --> 00:57:18,579
‫و خیلی طول نمی‌کشه,,,

729
00:57:18,604 --> 00:57:20,437
‫تا اینکه یکی بیاد دنبالم بگرده

730
00:57:20,462 --> 00:57:22,346
‫کی مثلاً؟ بیل یه مدت نیستش

731
00:57:22,371 --> 00:57:24,173
‫اون معاونش بیکار نمی‌شینه سرجاش

732
00:57:24,232 --> 00:57:26,067
‫- من ترتیب وایتی رو میدم
‫- خانم,,,

733
00:57:27,485 --> 00:57:28,611
‫من مایه‌ی بدبختی‌ام

734
00:57:28,695 --> 00:57:29,695
‫خب,,,

735
00:57:30,280 --> 00:57:31,739
‫پس تو این مورد اشتراک داریم

736
00:57:35,160 --> 00:57:36,286
‫معامله‌مون قبوله؟

737
00:57:42,375 --> 00:57:43,376
‫نه خانم

738
00:57:45,003 --> 00:57:47,714
‫اگه قرار باشه اینجا بمونم
‫و براتون اسب رام کنم,,,

739
00:57:48,882 --> 00:57:51,134
‫یه چیز دیگه هست که ازتون می‌خوام

740
00:57:53,052 --> 00:57:54,262
‫چی می‌تونه باشه؟

741
00:57:59,851 --> 00:58:01,102
‫بهم خوندن یاد بده

742
00:58:06,483 --> 00:58:07,567
‫می‌تونم اینکارو بکنم

743
00:58:58,076 --> 00:58:59,077
‫صبح بخیر

744
00:59:00,245 --> 00:59:01,579
‫آقای قانون!

745
00:59:02,121 --> 00:59:03,414
‫- صبح بخیر
‫- قهوه؟

746
00:59:03,498 --> 00:59:04,499
‫ممنون

747
00:59:07,919 --> 00:59:08,920
‫صبحانه چی دارین؟

748
00:59:14,968 --> 00:59:15,969
‫من,,,

749
00:59:16,761 --> 00:59:18,587
‫هر چیزی که خوبه بیارین

750
00:59:19,138 --> 00:59:20,539
‫هیچی خوب نیست

751
00:59:21,766 --> 00:59:24,686
‫ولی نیمرو و بلغور بدک نیست

752
00:59:25,603 --> 00:59:27,063
‫همونو می‌خورم

753
00:59:27,146 --> 00:59:28,147
‫بیکن چی؟

754
00:59:28,231 --> 00:59:29,983
‫باشه چرا که نه؟ شنبه‌ست

755
00:59:31,943 --> 00:59:33,069
‫یا خدا!

756
00:59:34,654 --> 00:59:36,531
‫انقدر سنگینه که تخم‌مرغ رو سرش وایمیسه

757
00:59:37,115 --> 00:59:38,575
‫بقیه هم همینو میگن

758
00:59:38,658 --> 00:59:39,659
‫وایسا ببینم

759
00:59:43,955 --> 00:59:46,624
‫دسته‌ی بزرگی از مردا اخیراً اومدن اینجا؟

760
00:59:47,292 --> 00:59:48,418
‫متاسفانه نه

761
00:59:49,627 --> 00:59:51,754
‫حقیقتش، کسی زیاد نمیاد اینجا

762
00:59:51,838 --> 00:59:53,881
‫غیر از اینکه چهارشنبه باشه و کاروان بیاد

763
00:59:53,965 --> 00:59:56,092
‫درسته, ممنون بهرحال

764
01:00:03,266 --> 01:00:04,267
‫رفیق؟

765
01:00:05,018 --> 01:00:06,019
‫ادوارد سالامون هستم

766
01:00:06,679 --> 01:00:08,871
‫این قهوه ترکیب خیلی بدی داره

767
01:00:09,939 --> 01:00:12,567
‫بنده خودم سه جرعه خوردم
‫و کلاً ناامید شدم

768
01:00:13,735 --> 01:00:15,361
‫شاید تجهیزاتم رو دم در دیده باشین

769
01:00:17,280 --> 01:00:19,115
‫شایدم نه، با توجه به شرایطی که دارین

770
01:00:20,283 --> 01:00:21,909
‫بنظرم راه حلش پیش منه

771
01:00:24,662 --> 01:00:25,747
‫بفرما کلانتر

772
01:00:25,830 --> 01:00:26,914
‫اینا رو امتحان کن

773
01:00:27,665 --> 01:00:30,126
‫یالا، زندگیت قراره تغییر کنه

774
01:00:41,971 --> 01:00:43,139
‫یکم سرگیجه گرفتم

775
01:00:43,222 --> 01:00:45,141
‫خب، ذره‌بین‌های قدرتمندی هستن

776
01:00:45,224 --> 01:00:47,518
‫به همین دلیل برای خوندن و
‫این چیزا میزنم به چشمم،

777
01:00:47,602 --> 01:00:49,395
‫و بازم، مدت زیادی نمیذارم

778
01:00:49,479 --> 01:00:50,480
‫چنده؟

779
01:00:50,563 --> 01:00:52,732
‫برای شما، مامور قانون،

780
01:00:52,815 --> 01:00:56,027
‫یک معبر واقعی میان بحران و تمدن؟

781
01:00:56,110 --> 01:00:57,722
‫- چنده؟
‫- 25 سنت

782
01:00:57,755 --> 01:00:59,055
‫نصف قیمت صبحانه‌تونه،

783
01:00:59,080 --> 01:01:00,644
‫و دو برابر براتون عمر می‌کنه

784
01:01:04,243 --> 01:01:05,244
‫ممنون

785
01:01:09,374 --> 01:01:12,085
‫می‌دونید، اخیراً توی ترینیداد بودم،
‫حدود یک ماه پیش

786
01:01:13,461 --> 01:01:15,963
‫- ترینیداد؟
‫- توی کولورادو، درست بالای مرز

787
01:01:16,506 --> 01:01:18,007
‫داشتم ورق بازی می‌کردم،

788
01:01:18,091 --> 01:01:20,968
‫عادت بدی که اعتراف می‌کنم بهش دچارم،

789
01:01:21,052 --> 01:01:23,346
‫که یه‌دفعه یک دسته‌ی بزرگ آقا
‫وارد سالن شدن

790
01:01:24,347 --> 01:01:25,556
‫خب، چقدر بزرگ بودن؟

791
01:01:25,640 --> 01:01:28,476
‫خب حدود 25 نفر بودن حداقل

792
01:01:28,949 --> 01:01:30,795
‫بیشترشون رفتن طبقه‌ی بالا توی فاحشه‌خونه

793
01:01:30,820 --> 01:01:32,796
‫اونجا فاحشه‌خونه‌ی خوبی دارن

794
01:01:33,022 --> 01:01:34,732
‫به این عادت بدم دچاری؟

795
01:01:34,816 --> 01:01:36,776
‫خب، من متاهلم

796
01:01:36,859 --> 01:01:38,069
‫اهمم

797
01:01:38,152 --> 01:01:39,847
‫بگذریم، یکی از آقایون اومد

798
01:01:39,872 --> 01:01:41,012
‫و سر میز نشست

799
01:01:41,072 --> 01:01:42,448
‫البته نمی‌شناختمش،

800
01:01:42,473 --> 01:01:43,885
‫ولی متوجه شدم که بقیه,,,

801
01:01:43,910 --> 01:01:45,441
‫یه‌دفعه از بُردن ترسیدن

802
01:01:45,493 --> 01:01:47,120
‫چیزی بهت گفت؟

803
01:01:47,662 --> 01:01:50,498
‫یه سری افکار غیرعادی در مورد دین داشت

804
01:01:50,898 --> 01:01:52,738
‫مخصوصاً این جمله خیلی برام مضحک بود که،

805
01:01:52,763 --> 01:01:54,304
‫باغ عدن اصلی،

806
01:01:54,377 --> 01:01:57,547
‫طبق گفته‌ش،
‫توی شهر ایندیپندنسِ ایالت میزوری‌ــه

807
01:01:58,423 --> 01:02:00,633
‫گمونم این مضحک بودن رو
‫باهاش در میون نذاشتی،

808
01:02:00,717 --> 01:02:02,117
‫وگرنه الان اینجا نبودی که بهم بگی

809
01:02:02,176 --> 01:02:03,176
‫نه نگفتم

810
01:02:04,929 --> 01:02:07,014
‫خب، گفت کجا می‌خواد بره؟

811
01:02:07,098 --> 01:02:09,225
‫نه، ولی یه صحبت‌هایی کرد،

812
01:02:09,308 --> 01:02:11,561
‫از زیبایی یه جایی به نام "بالد ناب"

813
01:02:12,395 --> 01:02:14,939
‫انگار که مشتاق بود برگرده اونجا

814
01:02:15,898 --> 01:02:16,941
‫بالد ناب

815
01:02:17,692 --> 01:02:19,902
‫ایده‌ای داری که کجا می‌تونه باشه؟

816
01:02:19,986 --> 01:02:22,405
‫نه ندارم, نپرسیدم

817
01:02:22,488 --> 01:02:24,782
‫اون لحظه حس کردم طرف دلواپس و دمغ‌ــه

818
01:02:24,866 --> 01:02:27,002
‫از بازی خارج شدم

819
01:02:27,027 --> 01:02:28,849
‫و سریع از اونجا رفتم

820
01:02:31,372 --> 01:02:33,040
‫خب، ممنون

821
01:02:34,542 --> 01:02:35,543
‫ممنون از شما

822
01:02:37,920 --> 01:02:39,964
‫برای مارشال جان کوک

823
01:02:40,047 --> 01:02:41,132
‫نقطه

824
01:02:41,215 --> 01:02:43,676
‫ر,گ رو توی لابل زندانی کردم

825
01:02:43,760 --> 01:02:44,761
‫نقطه

826
01:02:45,386 --> 01:02:46,989
‫توی اُلگراند همدیگه رو می‌بینیم

827
01:02:47,036 --> 01:02:48,097
‫نقطه

828
01:02:48,181 --> 01:02:50,057
‫امضا,,, بیل مک‌نو

829
01:02:51,642 --> 01:02:52,643
‫ر,گ کیه؟

830
01:02:52,727 --> 01:02:54,937
‫فقط بفرستش بره

831
01:03:16,542 --> 01:03:17,543
‫بابا!

832
01:03:42,151 --> 01:03:43,152
‫خدایا

833
01:03:46,531 --> 01:03:47,782
‫اگه از این راه اومده,,,

834
01:03:48,699 --> 01:03:49,951
‫هیچ ردی نذاشته

835
01:03:54,957 --> 01:03:56,572
‫پس داری میگی

836
01:03:56,597 --> 01:03:59,118
‫هیچ ایده‌ای نداری که کجا رفته؟

837
01:04:01,629 --> 01:04:04,298
‫خب شاید اگه قبل از بارندگی می‌اومدیم,,,

838
01:04:43,963 --> 01:04:46,048
‫خودتون رو شوهر و پدر می‌دونین؟

839
01:04:46,132 --> 01:04:47,545
‫چرا هیچکدومتون نمُردین،

840
01:04:47,570 --> 01:04:49,598
‫یا حداقل کتک نخوردین؟

841
01:04:50,386 --> 01:04:51,804
‫چرا نمی‌جنگین؟

842
01:04:54,348 --> 01:04:57,810
‫کتاب مقدس میگه "كسی كه تلاش نكنه
‫به هيچ جایی نمی‌رسه"

843
01:04:58,769 --> 01:05:00,396
‫تو بنده‌ی خدا نیستی!

844
01:05:10,907 --> 01:05:11,908
‫خدا؟

845
01:05:13,910 --> 01:05:15,119
‫کدوم خدا؟

846
01:05:16,662 --> 01:05:18,539
‫آقا مشخصه که نمی‌دونی کجایی

847
01:05:19,874 --> 01:05:20,875
‫دور و برتو ببین

848
01:05:23,878 --> 01:05:25,838
‫هیچ خدایی اینجا نیست,,,

849
01:05:25,863 --> 01:05:27,810
‫که مراقب شما و بچه‌هاتون باشه

850
01:05:29,800 --> 01:05:32,386
‫اینجا بهشتِ ملخ‌ها,,,

851
01:05:33,012 --> 01:05:35,222
‫مارمولک‌ها و مارهاست

852
01:05:37,934 --> 01:05:39,852
‫اینجا سرزمین شمشیر و تفنگ‌ــه

853
01:05:42,521 --> 01:05:44,106
‫اینجار دیار بی‌خداست

854
01:05:46,275 --> 01:05:49,111
‫و هر چه زودتر مرگ بدیهی‌تون رو بپذیرین،

855
01:05:49,195 --> 01:05:50,863
‫بیشتر می‌تونین عمر کنین

856
01:05:52,573 --> 01:05:53,616
‫اگه دربارش فکر کنین,,,

857
01:06:05,336 --> 01:06:06,712
‫می‌دونین، اگه دربارش فکر کنین,,,

858
01:06:08,798 --> 01:06:12,093
‫همون خدایی که من و شما رو ساخته،
‫مار زنگی رو هم ساخته

859
01:06:14,136 --> 01:06:15,680
‫این اصلاً با عقل جور در نمیاد

860
01:06:22,144 --> 01:06:24,105
‫آدم فقط می‌تونه روی خودش حساب کنه

861
01:06:26,732 --> 01:06:27,733
‫حقیقت اینه

862
01:06:35,324 --> 01:06:38,619
‫این,,, این زنبورای لعنتی چی میگن؟

863
01:07:14,572 --> 01:07:15,573
‫فلوید

864
01:07:16,741 --> 01:07:17,992
‫اون طرف چه شهریه؟

865
01:07:19,452 --> 01:07:20,453
‫شمال؟

866
01:07:21,495 --> 01:07:22,496
‫اُلگراند

867
01:07:26,000 --> 01:07:27,043
‫خب پس

868
01:07:38,643 --> 01:07:40,645
‫بریم اُلگراند

869
01:07:40,669 --> 01:07:48,669
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

870
01:07:49,000 --> 01:07:54,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

