﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,040 --> 00:00:13,910
‫خواهش می‌کنم، مجبور نیستی این کارو بکنی.

3
00:00:14,000 --> 00:00:15,120
‫می‌دونم.

4
00:00:15,200 --> 00:00:16,410
!بخش باحالشم همینه

5
00:00:16,500 --> 00:00:17,500
‫ها؟

6
00:00:21,500 --> 00:00:22,660
‫خواهش می‌کنم، نه!

7
00:00:22,750 --> 00:00:25,620
‫یکی کمک کنه!

8
00:00:25,700 --> 00:00:26,660
‫استر، چی شده؟

9
00:00:26,750 --> 00:00:28,660
!چاقو چاقوت می‌کنم

10
00:00:30,080 --> 00:00:31,620
.‫هیچی. فقط داشتم سربه‌سر یه روح می‌ذاشتم

11
00:00:31,700 --> 00:00:34,830
«چاقو چاقوت می‌کنم؟»
این مثلاً تکه‌کلامت بود؟

12
00:00:34,910 --> 00:00:35,910
.خیلی احمقانه‌ست

13
00:00:36,000 --> 00:00:38,660
.استر، لطفاً نذار روح‌ها فکر کنن می‌تونن تو رو بکشن

14
00:00:38,750 --> 00:00:40,370
.ولی بازیگریت حرف نداشت

15
00:00:40,450 --> 00:00:42,910
!آه، اگه میشد می‌ذاشتم منو واقعاً چاقو چاقو کنی

16
00:00:43,000 --> 00:00:45,830
!بن، این چه حرفیه... هی، جدی نگفت

17
00:00:45,910 --> 00:00:47,580
.خب عزیزان، این یه مانور نیست

18
00:00:47,660 --> 00:00:51,000
‫کد زرد. نه، صبر کن، آم… آبی. آبی و یه کم زرد. یه کده!

19
00:00:51,080 --> 00:00:52,620
‫نیتن، آروم باش. چی شده؟

20
00:00:52,700 --> 00:00:54,830
پرندهٔ باحال دیدی؟ فنچ دیدی؟

21
00:00:54,910 --> 00:00:56,950
‫ما یه مهمون داریم.

22
00:01:00,000 --> 00:01:02,830
.این مانور نیست. بن، مطمئن شو حوله‌های تمیز داریم

23
00:01:02,910 --> 00:01:05,910
‫استر، اون آینه خونی رو تمیز کن. نیتن، کدوم اتاقمون کمتر از همه تسخیرشده‌ست؟

24
00:01:06,000 --> 00:01:07,120
.خب، سوال سختیه

25
00:01:07,200 --> 00:01:09,160
...راستش بحث‌های زیادی بین ارواحه

26
00:01:09,250 --> 00:01:12,790
که جایی که توش زندگی کردنو تسخیر کنن یا جایی
...که توش مُردن، به‌علاوه یه چیز

27
00:01:12,870 --> 00:01:15,620
.‫- به عموت کمک کن یه اتاق مهمان امن پیدا کنه
!چشم، قربان -

28
00:01:20,200 --> 00:01:21,200
‫ابدان، برو بیرون.

29
00:01:21,290 --> 00:01:25,120
،تو جرأت می‌کنی به ابدان، شاهزادهٔ اعظم قلمرو سیاه

30
00:01:25,200 --> 00:01:26,620
...فرستادهٔ نفرین‌شدهٔ

31
00:01:27,200 --> 00:01:30,040
‫- هیچ زندانی نمی‌تونه قدرتم رو مهار کنه!
اینجا بازه؟ -

32
00:01:32,120 --> 00:01:33,660
.البته

33
00:01:33,750 --> 00:01:35,120
.‫به آندرویل خوش اومدین

34
00:01:35,200 --> 00:01:37,700
.شرمنده بابت ریخت‌وپاش. تازه این هتل رو به ارث بردم

35
00:01:37,790 --> 00:01:39,660
‫هنوز دارم سر و سامونش میدم.

36
00:01:39,750 --> 00:01:41,830
از آینه داره خون میاد؟

37
00:01:41,910 --> 00:01:43,750
.‫اون جیوه‌ست

38
00:01:43,830 --> 00:01:45,660
‫- مال دوره ناپلئونه.
!چه شیک -

39
00:01:45,750 --> 00:01:47,870
‫بن، اتاق به کجا رسید؟

40
00:01:47,950 --> 00:01:50,040
‫هنوز دارم دنبالش می‌گردم. تمام.

41
00:01:51,080 --> 00:01:53,000
!روح! یه روح دیگه

42
00:01:53,700 --> 00:01:54,660
!گنگ‌بنگ ارواح

43
00:01:54,750 --> 00:01:57,200
‫-بوم. یکیشو پیدا کردم.
...اتاق ۲۱۰ -

44
00:01:57,290 --> 00:02:00,160
‫-وای خدا!
!اوه راستی جسیکا تو اتاق ۲۱۰‌ـه -

45
00:02:00,250 --> 00:02:02,450
.آم، جسیکا، دیگه بسه

46
00:02:02,540 --> 00:02:04,370
‫-وای خدا!
!جسیکا؟ جسیکا -

47
00:02:04,450 --> 00:02:06,370
!فوس هیلارون

48
00:02:04,450 --> 00:02:06,370
!نور شادی‌بخش

49
00:02:08,040 --> 00:02:10,540
.‫شماها واقعاً باید جادوی سیاه رو یاد بگیرین

50
00:02:13,370 --> 00:02:15,410
‫-اتاق ۲۱۰ امنه.
.پس شد اتاق ۲۱۰ -

51
00:02:15,500 --> 00:02:17,750
...لطفاً اگه کمکی خواستید فوراً بهم اطلاعـ

52
00:02:19,950 --> 00:02:20,790
‫لعنت بهش.

53
00:02:20,870 --> 00:02:23,330
...‫ممنون. اوه، یه چیز دیگه

54
00:02:23,410 --> 00:02:26,200
.جانی چاقالو از دیرکرد پرداخت خوشش نمیاد

55
00:02:28,830 --> 00:02:31,040
.‫اون تونی بود؟ اوه، اون یارو یه روحه

56
00:02:31,120 --> 00:02:32,830
.‫در اصل، یه تکرار کنندهٔ روز مرگه

57
00:02:32,910 --> 00:02:34,120
‫آره، ممنونم نیتن.

58
00:02:34,200 --> 00:02:35,500
‫هی! کی به پلیس زنگ زد؟

59
00:02:35,580 --> 00:02:37,200
...‫جانی، ای حروم‌زادهٔ

60
00:02:41,950 --> 00:02:44,160
‫خب، تمرین خوبی بود.

61
00:02:44,250 --> 00:02:48,120
.اگه یه مهمون بود، فکر کنم الان از اقامتش لذت می‌برد

62
00:02:50,750 --> 00:02:53,080
‫-میشه کانال تلویزیون رو عوض کنی؟
الان؟ خیر -

63
00:02:53,160 --> 00:02:54,250
!ای بابا

64
00:02:56,790 --> 00:02:58,040
!ها! تونستم

65
00:02:58,120 --> 00:02:59,500
‫من این کارو کردم!

66
00:03:00,330 --> 00:03:01,160
.خانم

67
00:03:36,660 --> 00:03:39,830
،‫این قضیه دیگه نباید تکرار بشه
...هردفعه که حس می‌کنم اوضاع داره خوب میشه

68
00:03:39,910 --> 00:03:43,160
‫یه روحی که ازش خبر نداشتم میاد و همه‌چیو خراب می‌کنه.

69
00:03:43,250 --> 00:03:46,790
‫شاید بتونی از ارواح استفاده کنی. بعضیاشون
.تو تکالیف ریاضیم واقعاً خوبن

70
00:03:46,870 --> 00:03:48,830
.‫و بعضیاشونم توی تماشا کردن شاشیدن من خوبن

71
00:03:49,330 --> 00:03:51,500
.عیبی نداره. چون الان دیگه تو تاریکی می‌شاشم

72
00:03:51,580 --> 00:03:55,410
.راه‌حل، روح‌های بیشتر نیست. بلکه خلاص شدن از شرشونه

73
00:03:55,500 --> 00:03:57,910
‫هنوزم به‌خاطر اینکه تونی روح بود،

74
00:03:58,000 --> 00:04:00,750
‫بعد بهت شلیک کرد، بعدش تو راهروی ورودی بهش شلیک شد، عصبانی‌ای؟

75
00:04:00,830 --> 00:04:02,870
.دفعهٔ بعد یه مهمون واقعی میاد

76
00:04:02,950 --> 00:04:03,950
.آره بابا، حیالت تخت

77
00:04:04,040 --> 00:04:05,200
.‫موقع بدی اومدی، پاول چاقوکش

78
00:04:05,290 --> 00:04:07,450
،‫حتی اگه مهمون هم بیاد، بازم روح داریم

79
00:04:07,540 --> 00:04:10,200
و ممکنه مهمونمون کشته یا تسخیر بشه

80
00:04:10,290 --> 00:04:12,450
.‫یا تو اون گودال بی‌انتهای باغ‌مون بیفته

81
00:04:12,540 --> 00:04:13,830
.بی‌انتها نیست

82
00:04:13,910 --> 00:04:16,700
‫یه سنگ انداختم پایین، یه چیزی سنگ رو پرت کرد بالا.

83
00:04:16,790 --> 00:04:20,040
دیدی؟ فقط یه سوراخ عمیقه که یکی تهش
.سعی داره کمکمون کنه

84
00:04:20,120 --> 00:04:22,160
.اون گفت من چشمای مهربونی دارم

85
00:04:22,250 --> 00:04:23,660
.از گودال دوری کن، بن

86
00:04:23,750 --> 00:04:26,790
‫کاترین، تو تازه اومدی تو کار مهمون‌نوازی.

87
00:04:26,870 --> 00:04:29,870
‫از من کهنه کار بشنو، هر هتلی یه مشکلاتی داره.

88
00:04:29,950 --> 00:04:33,540
‫نه اینجوری. خدایا، بین این روح‌ها و نیومدن مهمون و ابدان؟

89
00:04:33,620 --> 00:04:35,620
واو، واستین. ابدان چه مشکلی داره؟

90
00:04:35,700 --> 00:04:39,660
اون یه شیطان‌ـه که از سال ۱۷۰۰ توی
.بدن یه بچه گیر افتاده

91
00:04:39,750 --> 00:04:42,120
.این میزبان به کره و مربا احتیاج داره

92
00:04:42,200 --> 00:04:43,620
!فقط غلات صبحانه داریم

93
00:04:46,620 --> 00:04:50,620
‫ببخشید. دفعهٔ بعد که مُردم، هتل بزرگ رو
.برای یکی دیگه به‌جا می‌ذارم

94
00:04:50,700 --> 00:04:52,580
...‫این یه هتل تسخیر‌شده‌ست

95
00:04:52,660 --> 00:04:54,290
‫آره، اون از این اصطلاح خوشش نمیاد.

96
00:04:54,370 --> 00:04:55,660
...اصلاً چیشد که اینجا رو پیدا کردی

97
00:04:55,750 --> 00:04:57,040
.با ورق‌بازی با یه غریبهٔ کلاه‌دار

98
00:04:57,120 --> 00:04:59,660
.و حالا یه روحی که با یه گله روح دیگه اینجا گیر افتاده

99
00:04:59,750 --> 00:05:03,290
وقتی باهاشون آشنا بشی، باهات خوب میشن. دیگه چی؟

100
00:05:03,370 --> 00:05:06,000
‫کمتر از این چیزا.

101
00:05:06,080 --> 00:05:09,160
‫اینجا فقط وقتی کار می‌کنه که زنده‌ها کسب درآمد کنن.

102
00:05:09,250 --> 00:05:13,410
‫پس با ارواح کار کن. خیلی‌هاشون تجربهٔ کاری دارن.

103
00:05:13,500 --> 00:05:16,040
‫خیلی‌هاشون تجربهٔ قتل دارن.

104
00:05:16,120 --> 00:05:17,580
‫-این چیه؟
.آخرین راه و چاره‌م -

105
00:05:17,660 --> 00:05:19,950
‫یه جن‌گیر؟

106
00:05:20,040 --> 00:05:22,830
.یه ماه پیش یه تراکت گذاشت. گویا اینجا اسمش بد دررفته

107
00:05:22,910 --> 00:05:25,040
‫جن‌گیرها هم همینطور.

108
00:05:25,120 --> 00:05:27,250
،‫و استخدام کردن یکی وقتی برادرت خودشه یه روحه

109
00:05:27,330 --> 00:05:29,290
‫خیلی بی‌ملاحظه‌گیه!

110
00:05:29,370 --> 00:05:32,080
.بی‌ملاحظه‌گی اینه که بذاریم ارواح مهمونا رو بترسونن

111
00:05:32,160 --> 00:05:34,700
.‫من باید از شرشون خلاص شم تا بشه اینجا کار کرد

112
00:05:34,790 --> 00:05:36,500
‫یا اینکه بذاری خودم درستش کنم.

113
00:05:37,500 --> 00:05:41,290
‫کاترین، بهم اعتماد کن. من داداش بزرگتم. همیشه مراقبت بودم

114
00:05:41,370 --> 00:05:43,120
.وقتی سه سالم بود منو تو کمد حبس کردی

115
00:05:43,200 --> 00:05:45,160
‫چون دست از بازی کردن با قطارهام برنمی‌داشتی.

116
00:05:45,250 --> 00:05:46,750
.‫یه روز بهم وقت بده

117
00:05:46,830 --> 00:05:49,580
.‫این یه مشکل ارتباطی بین تو و ارواحه

118
00:05:49,660 --> 00:05:51,450
.من می‌تونم درستش کنم -
چطوری؟ -

119
00:05:51,540 --> 00:05:54,870
‫مهمه؟ اگه جواب بده، از جن‌گیر ارزون‌تره.

120
00:05:54,950 --> 00:05:56,620
...‫باشه. یه فرصت

121
00:05:56,700 --> 00:05:58,000
ناموصاً، ازیکیل؟

122
00:05:59,410 --> 00:06:02,790
‫در دفاع ازش، وقتی زنده بود، این راهرو یه حموم بود.

123
00:06:06,540 --> 00:06:09,790
.مرد، بچه بودن تو یه هتل تسخیرشده عالیه

124
00:06:09,870 --> 00:06:12,450
‫مامان می‌گفت روزای اینجوری هم هست. درسته؟

125
00:06:12,540 --> 00:06:14,700
‫- چی می‌خوای؟
.پسر، تو واقعاً ترسویی -

126
00:06:14,790 --> 00:06:16,750
‫می‌دونی چی ممکنه کمکت کنه؟ یه دوست‌دختر.

127
00:06:16,830 --> 00:06:19,040
.حال نمی‌کنم باهات راجع‌به زندگیِ عاشقونم حرف بزنم

128
00:06:19,120 --> 00:06:20,870
.یا طبق حرف قلدرا، نداشتن زندگیِ عاشقانه‌م

129
00:06:20,950 --> 00:06:23,080
.‫پس من حرف می‌زنم. اسمش آنابل‌ـه

130
00:06:23,160 --> 00:06:25,660
‫اون با یه گردنبند الماس یه جایی نزدیک هتل دفن شده.

131
00:06:25,750 --> 00:06:27,620
‫اون بهم نمی‌گه کجاست.

132
00:06:27,700 --> 00:06:30,790
‫ولی شاید به یه خواستگار جوون بگه؟

133
00:06:31,790 --> 00:06:33,120
.‫نمی‌دونم، آبجی

134
00:06:33,200 --> 00:06:36,620
.لاس زدن با یه روح برای پیدا کردن جسدش، غیراخلاقیه

135
00:06:36,700 --> 00:06:41,250
‫خیلی چیزا غیراخلاقی به نظر میان، بن.
.راستی، اون گفت تو خوشگلی

136
00:06:41,330 --> 00:06:42,500
.پایه‌ام

137
00:06:43,370 --> 00:06:45,450
.استخوناش مال من

138
00:06:49,540 --> 00:06:53,660
.حله. روح‌های قدیمی روزای فرد مراقب خواب زنده‌ها هستن

139
00:06:53,750 --> 00:06:55,250
‫روح‌های جدید روزای زوج.

140
00:06:55,330 --> 00:06:58,410
تالار شهر هم دارین؟ -
.تو نباید اینجا باشی -

141
00:06:58,500 --> 00:07:00,750
‫این هتل منه. هر جا بخوام می‌تونم باشم.

142
00:07:03,500 --> 00:07:04,700
‫فقط بذار خودم درستش کنم.

143
00:07:04,790 --> 00:07:06,870
پاول چاقوکش، یه دقیقه وقت داری؟

144
00:07:07,370 --> 00:07:08,290
‫بو، به همه.

145
00:07:08,370 --> 00:07:09,290
‫بو.

146
00:07:09,370 --> 00:07:12,870
.همتون کاترین رو می‌شناسین، خواهرم که مالک جدیده

147
00:07:12,950 --> 00:07:15,040
‫اون یکم تو پیدا کردن مهمون مشکل داره.

148
00:07:15,120 --> 00:07:17,540
‫من مشکلی ندارم. شماها دارین بهشون حمله می‌کنین.

149
00:07:17,620 --> 00:07:18,870
‫ولی موفق نشدیم که!

150
00:07:18,950 --> 00:07:19,790
‫مهم نیست!

151
00:07:19,870 --> 00:07:20,910
‫مسئله اینه که،

152
00:07:21,000 --> 00:07:24,950
‫فکر کردم می‌تونیم با استفاده از قرن‌ها تجربه‌مون تو هتلداری بهش کمک کنیم

153
00:07:25,040 --> 00:07:28,450
‫پس بیاین شروع کنیم، اسم‌هامونو بگیم، چجوری مردیم،

154
00:07:28,540 --> 00:07:30,870
‫و یه ایدهٔ عالی برای هتل. کی اول شروع می‌کنه؟

155
00:07:30,950 --> 00:07:35,040
‫سلام. آره، من آنجلام، معروفم به جیغ‌جیغوی راهرو.

156
00:07:35,120 --> 00:07:36,750
‫از درخت سیب افتادم پایین.

157
00:07:36,830 --> 00:07:39,450
‫فکر کنم واسه این جیغ می‌زنم که اون پسر خیلی میوه می‌خوره.

158
00:07:39,540 --> 00:07:43,040
‫و هر وقت این کارو می‌کنه، یاد ضربه‌ای که خوردم می‌افتم.

159
00:07:43,120 --> 00:07:45,500
‫خیلی خب. دیگه به بن میوه ندین. بعدی.

160
00:07:46,000 --> 00:07:46,830
.‫من داگ‌ام

161
00:07:46,910 --> 00:07:49,830
.من، ام، درحال نجات یه بچه از رودخونه، غرق شدم

162
00:07:49,910 --> 00:07:50,870
‫دروغگو!

163
00:07:50,950 --> 00:07:53,540
‫باشه، دوباره شروع نکنین، کس دیگه‌ای هم هست؟

164
00:07:53,620 --> 00:07:55,660
.گرگ بیشتر تو هتل می‌خوایم

165
00:07:55,750 --> 00:07:57,500
.و باکره‌های بیشتر، از این شهرستانی‌هاش

166
00:07:57,580 --> 00:07:59,950
‫و تلویزیون‌های همیشه‌روشن.

167
00:08:00,040 --> 00:08:02,290
‫تلویزیون‌های همیشه‌روشن.

168
00:08:02,370 --> 00:08:04,120
.چه ایده‌های عالی‌ای

169
00:08:04,200 --> 00:08:07,040
.پول برق سر به فلک می‌کشه، ولی تو میوه صرفه‌جویی میشه

170
00:08:07,120 --> 00:08:09,250
.‫نوبت منه. به گمونم نقشهٔ نیتن افتضاحه

171
00:08:09,330 --> 00:08:11,330
.‫- به دل نمی‌گیرم
.برای همین نقشهٔ خودم رو آوردم -

172
00:08:11,410 --> 00:08:13,250
میشه یکی پخششون کنه؟

173
00:08:13,330 --> 00:08:14,580
‫اوه!

174
00:08:15,450 --> 00:08:18,040
‫- اوه، شروع بدی بود.
.خودم یه‌جا می‌چسبونمشون -

175
00:08:18,120 --> 00:08:21,330
‫نکته اینه که برای جلوگیری از درگیری بین زنده‌ها و مرده‌ها،

176
00:08:21,410 --> 00:08:24,450
یه نقشه از جاهایی که مجازین تسخیر و رفت‌وآمد کنین کشیدم

177
00:08:24,540 --> 00:08:25,500
.اتاق زیر شیروونی مجازه

178
00:08:25,580 --> 00:08:27,450
،اتاق‌های مهمان، راهروها

179
00:08:27,540 --> 00:08:30,290
.لابی، اتاق غذاخوری، باغ و این اتاق جلسه غیرمجازن

180
00:08:30,370 --> 00:08:32,290
.خب، همه جمع کنین برین

181
00:08:32,370 --> 00:08:33,580
‫جلسه تموم شد.

182
00:08:34,700 --> 00:08:35,700
‫بووو!

183
00:08:35,790 --> 00:08:38,290
‫دارن سعی می‌کنن منو بترسونن، یا این یه نوع بوو کردنه معمولیه؟

184
00:08:38,370 --> 00:08:39,370
.ترکیب جفتش

185
00:08:39,450 --> 00:08:41,000
.بووو

186
00:08:41,080 --> 00:08:43,500
‫رویکرد جدید. تو اتاق زیر شیروونی بمونین وگرنه خبری از تلویزیون نیست

187
00:08:43,580 --> 00:08:44,500
!بووو

188
00:08:45,080 --> 00:08:48,700
.همین الان از بووو برای خوشآمدگویی استفاده کردین
.حداقل یکم ثبات داشته باشین

189
00:08:48,790 --> 00:08:50,080
!بووو

190
00:08:50,160 --> 00:08:51,580
‫باشه، باشه! تلویزیون تعطیل.

191
00:08:51,660 --> 00:08:52,620
...شرمنده ولی

192
00:08:53,870 --> 00:08:55,200
!‫لعنت بهت جسیکا

193
00:08:55,290 --> 00:08:57,620
‫جسیکا! جسیکا!

194
00:09:03,160 --> 00:09:05,000
‫خب… زیاد اینجاها میای؟

195
00:09:05,080 --> 00:09:08,830
‫زیاد؟ نود ساله تو این هتل کوفتی گیر افتادم،

196
00:09:08,910 --> 00:09:11,500
‫دارم دنیا رو می‌بینم که داره پیشرفت می‌کنه، و من تو زمان یخ زدم

197
00:09:11,580 --> 00:09:13,370
!‫تو یه لباسی که ازش متنفرم

198
00:09:14,000 --> 00:09:15,120
‫من سیزده سالمه.

199
00:09:15,910 --> 00:09:20,580
‫به هر حال، من بن... جامین هستم؟

200
00:09:20,660 --> 00:09:24,410
.‫شنیدم یکی فکر می‌کنه قیافم خوشگله

201
00:09:24,500 --> 00:09:25,750
‫جدی؟ کی؟

202
00:09:25,830 --> 00:09:28,450
.آم، هیچ‌کی. اطلاعاتم غلط بود. خدافظ

203
00:09:29,450 --> 00:09:31,500
...‫آخ، خدای من. ببخشید. آم، بذار

204
00:09:31,580 --> 00:09:35,160
‫نه، صبر کن! ۲۰ ساله چیز جدیدی واسه خوندن نداشتم...

205
00:09:43,040 --> 00:09:44,790
‫من این کارو کردم یا تو؟

206
00:09:44,870 --> 00:09:45,830
‫ما این کارو کردیم.

207
00:09:45,910 --> 00:09:50,580
.بن جامین, فکر کنم ما... نیمهٔ گمشدهٔ همدیگه‌ایم

208
00:09:52,750 --> 00:09:54,290
‫چرا این‌قدر ناله می‌کنن؟

209
00:09:54,370 --> 00:09:57,160
.من ۹ راه ساده‌تر برای جور کردن استخون بلدم

210
00:09:57,870 --> 00:10:01,040
،‫کاترین، همه‌مون حرفایی زدیم که ازشون پشیمونیم

211
00:10:01,120 --> 00:10:03,660
‫ولی به پیشرفتی که برای جلسه بعدی تالار شهر حاصل شد فکر کن

212
00:10:03,750 --> 00:10:07,620
‫مامان، می‌تونم به دوست‌دخترم اجازه بدم منو تسخیر کنه تا لذتی فراتر از این دنیا رو تجربه کنم؟

213
00:10:07,700 --> 00:10:09,910
‫دوست‌دختر؟ ما فقط به بدن آنابل نیاز داریم!

214
00:10:10,000 --> 00:10:12,120
‫آنابل؟ اون... مگه ۹۰ سالش نیست؟

215
00:10:12,200 --> 00:10:14,410
‫اون تو ۹۰ سالگی نمرده.

216
00:10:14,500 --> 00:10:15,950
.من یه جن‌گیر میارم

217
00:10:22,120 --> 00:10:24,040
‫کاترین، بیا در مورد این موضوع صحبت کنیم.

218
00:10:24,120 --> 00:10:26,120
‫تو نمی‌تونی به جن‌گیرها اعتماد کنی!

219
00:10:26,200 --> 00:10:27,410
اون‌وقت حرف ارواح قابل‌اعتماده؟

220
00:10:27,500 --> 00:10:28,330
.سعی کردم صحبت کنم

221
00:10:28,410 --> 00:10:32,000
‫به من حمله شد و بچه‌هام دارن مرده‌ها رو اغوا می‌کنن تا یه قبر رو غارت کنن

222
00:10:32,080 --> 00:10:35,540
.مامان، کل عمرمون بهمون راجع‌به نیاز شدیدمون به پول گفتی

223
00:10:35,620 --> 00:10:37,500
‫من فقط می‌خواستم کمک کنم.

224
00:10:37,580 --> 00:10:41,290
‫حق با توئه. یادم رفت این موضوع چقدر باید برای شما سخت باشه. شرمنده‌ام

225
00:10:41,370 --> 00:10:43,540
!بن، مامان میگه تو می‌تونی با اون روح قرار بذاری

226
00:10:43,620 --> 00:10:45,160
.چه به موقع

227
00:10:45,250 --> 00:10:48,080
‫-میشه لطفا بری کنار؟
.نه -

228
00:10:48,160 --> 00:10:51,040
.پس از داخلت رد میشم -
.نه، خیلی حال‌بهم‌زنه

229
00:10:51,120 --> 00:10:52,370
‫چرا حال بهم‌زنه؟

230
00:10:52,450 --> 00:10:54,700
‫چرا رد شدن از برادرت حال‌بهم‌زنه؟

231
00:10:56,200 --> 00:10:58,250
‫این هتل یه نیروی تاریک داره!

232
00:10:59,540 --> 00:11:01,500
‫ولی نیروی تاریک ضعیفیه.

233
00:11:01,580 --> 00:11:03,580
.و غیرقابل اعتماده -
.کارت خوبه -

234
00:11:03,660 --> 00:11:06,370
‫من جزمرلدا هستم. میشه بیام تو؟

235
00:11:06,870 --> 00:11:10,160
‫دو ساعت تنها بودین، هنوز در مورد بدنش نپرسیدی؟

236
00:11:10,250 --> 00:11:14,250
‫دو ساعت گذشته؟ عجب، عشق واقعی باعث میشه زمان زود بگذره

237
00:11:14,330 --> 00:11:15,500
‫عشق واقعی؟

238
00:11:15,580 --> 00:11:19,750
‫رفیق، تو که نمی‌خوای از روی عشق مخشو بزنی. داری مخشو می‌زنی که منو پولدار کنی

239
00:11:19,830 --> 00:11:21,290
.من برای کل روز نقشه چیده بودم

240
00:11:21,370 --> 00:11:24,330
می‌خواستم با استخونایی که قرار بود تو برام بیاری، کلاغارو ترور کنم

241
00:11:24,410 --> 00:11:25,910
.گرفتم، مسئله استخون‌هاست

242
00:11:26,000 --> 00:11:27,870
..‫راستش، این قضیه مال قبل از این بود که بفهمم.

243
00:11:27,950 --> 00:11:30,500
‫من و آنابل نیمۀ گشمدۀ همیم و من یه جورایی رابط ارواحم

244
00:11:30,580 --> 00:11:32,790
‫چی؟ این که گفتی یعنی چی؟

245
00:11:32,870 --> 00:11:35,830
‫بن‌بن! من این صفحه رو تموم کردم.

246
00:11:35,910 --> 00:11:38,160
‫حقیقتاً نمی‌دونم، ولی از توجه دخترا خوشم میاد.

247
00:11:38,250 --> 00:11:39,910
‫بعداً درباره جسدش سؤال می‌پرسم. خداحافظ.

248
00:11:40,410 --> 00:11:41,450
‫باورنکردنیه.

249
00:11:41,540 --> 00:11:44,620
‫یه نفرین بلدم که باعث میشه هزار سال بخوابه.

250
00:11:46,330 --> 00:11:49,410
‫رزومه ازش داری؟ اگه یه آدم گوشه‌گیر روانی از آب دربیاد چی؟

251
00:11:49,500 --> 00:11:52,540
‫-  اوه، ۲۱۴، نباید بدون...
.شمع -

252
00:11:52,620 --> 00:11:56,540
‫به شمع بیشتری نیاز دارم!

253
00:11:56,620 --> 00:11:59,040
‫شمع بیشتر!

254
00:11:59,620 --> 00:12:01,080
‫خوشحالم که زنگ زدی.

255
00:12:02,290 --> 00:12:05,330
.یه دستی به من برسونین

256
00:12:05,410 --> 00:12:07,250
‫از کجا فهمیدی این هتل تسخیرشده‌ست؟

257
00:12:07,330 --> 00:12:10,500
‫این هتل یه تاریخچۀ تاریک داره، خانم فری‌لینگ.

258
00:12:10,580 --> 00:12:14,370
‫قتل، خودکشی، ناپدید شدن.

259
00:12:17,330 --> 00:12:20,540
‫قبل از اینکه هتل بشه، اینجا یه تیمارستان بود.

260
00:12:20,620 --> 00:12:22,540
‫قبل از اون، یه زندون.

261
00:12:22,620 --> 00:12:25,000
‫قبل از اون، یه تیمارستان دیگه.

262
00:12:25,080 --> 00:12:27,330
‫شرارت به این مکان کشیده میشه،

263
00:12:27,410 --> 00:12:28,540
...‫و افسانه‌ها میگن

264
00:12:28,620 --> 00:12:32,580
‫این زمین‌ها یکی از شش دروازۀ جهنم رو در خودش جای داده.

265
00:12:33,080 --> 00:12:34,870
‫اوه، حالا ما یه دروازه جهنمی داریم.

266
00:12:34,950 --> 00:12:37,660
‫عجب سورپرایزی. یه کلک کلاسیک احضار جن.

267
00:12:40,040 --> 00:12:42,160
‫لعنتی، ازیکیل، من چی بهت گفتم؟

268
00:12:46,790 --> 00:12:48,200
‫ چطوری این کارو کردی؟

269
00:12:48,290 --> 00:12:51,290
‫یه منطقی تو مسائل ماوراءالطبیعه وجود داره، خانم فری‌لینگ.

270
00:12:51,370 --> 00:12:53,750
.ارواح روی شیاطین کنترل دارن

271
00:12:53,830 --> 00:12:55,290
‫شیاطین روی آدما.

272
00:12:55,370 --> 00:12:59,580
‫و با ابزار مناسب، آدما سلطه روی ارواح دارن.

273
00:12:59,660 --> 00:13:03,290
‫عالیه، مثل یه سنگ، کاغذ، قیچی عجیبه. حالا ولش کن.

274
00:13:03,370 --> 00:13:04,370
‫البته.

275
00:13:06,580 --> 00:13:07,870
‫- ازیکیل!
چه مرگته؟ -

276
00:13:07,950 --> 00:13:09,120
‫اون در آرامشه.

277
00:13:09,200 --> 00:13:10,580
‫اون منفجر شد!

278
00:13:10,660 --> 00:13:13,160
‫خب، اگه ترجیح میدی، روش‌های دیگه‌ای هم دارم.

279
00:13:13,250 --> 00:13:15,580
‫می‌تونم تبعیدشون کنم به عالم مردگان دوست‌داشتنی

280
00:13:15,660 --> 00:13:17,250
‫ورای فضا و زمان.

281
00:13:17,330 --> 00:13:19,120
...شوخیت گرفـ -
.عالم مردگان عالیه -

282
00:13:19,200 --> 00:13:20,660
‫انتخاب خیلی خوبیه.

283
00:13:20,750 --> 00:13:23,700
‫اوه، چه آینۀ جالبی.

284
00:13:23,790 --> 00:13:26,000
‫کاترین، تو نمی‌تونی این کارو بکنی.

285
00:13:26,080 --> 00:13:28,000
‫به عنوان صاحب هتل، اینو ممنوع می‌کنم!

286
00:13:28,080 --> 00:13:30,410
‫ولی تو دیگه صاحب نیستی.

287
00:13:32,200 --> 00:13:33,660
‫من این کارو بخاطر خودمون می‌کنم.

288
00:13:34,830 --> 00:13:37,620
‫نزدیک‌تر، نزدیک‌تر.

289
00:13:37,700 --> 00:13:40,160
.‫زود باش، پسر شمع‌دوست مادرخراب

290
00:13:40,250 --> 00:13:42,080
‫فرار کن، کله‌شمعی! این یه تله‌ست!

291
00:13:43,330 --> 00:13:46,700
‫نه، از شمع دور شو. شمع صد در صد تله‌ست.

292
00:13:47,580 --> 00:13:49,040
‫شمع...

293
00:13:49,120 --> 00:13:50,120
‫نه!

294
00:13:50,200 --> 00:13:51,040
‫بعدی.

295
00:13:58,000 --> 00:14:05,000


296
00:14:13,620 --> 00:14:16,120
‫-  پس فقط مسئلۀ...
 پرداخت می‌مونه؟ -

297
00:14:16,200 --> 00:14:18,660
‫امکانش هست به جای پول، یه اتاق بدون جن و روح بهت بدم؟

298
00:14:18,750 --> 00:14:20,080
‫فقط نقد قبول می‌کنم.

299
00:14:20,160 --> 00:14:24,580
‫نه، منظورم مسئلۀ آخرین روح بود.

300
00:14:24,660 --> 00:14:26,080
‫وایسا، نیتن؟

301
00:14:26,160 --> 00:14:29,910
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه. من فقط می‌خواستم ارواح خبیث رو ببری.

302
00:14:30,000 --> 00:14:33,120
.خودت دیدی چه مدلی بود. چطور باهامون مبارزه می‌کرد

303
00:14:33,200 --> 00:14:37,080
‫خانوم فری‌لینگ، یه روح یه جورایی یه شکاف توی بافتِ واقعیته

304
00:14:37,160 --> 00:14:40,080
.یه‌ گذرگاه به فرای آشوب

305
00:14:40,160 --> 00:14:45,830
‫حتی یه حضور کوچیک هم هتل‌تون رو در معرض تهدیدهای خطرناک‌تری قرار میده

306
00:14:45,910 --> 00:14:49,080
‫انتخاب با خودتونه. نظم یا آشوب.

307
00:14:49,160 --> 00:14:50,450
‫من عاشق نظمم.

308
00:14:50,540 --> 00:14:52,000
‫تو عاشق نظمی؟

309
00:14:52,080 --> 00:14:53,290
‫نیتن!

310
00:14:53,370 --> 00:14:57,250
.تو اتاقم می‌مونم. تا تو تصمیم بگیری من بمونم یا نه

311
00:14:58,500 --> 00:15:01,000
‫خب، وقت تموم شد! اتمام لب گرفتن!

312
00:15:01,080 --> 00:15:03,580
کجاست پس؟ -
.تو حموم. گمشین بیرون

313
00:15:03,660 --> 00:15:06,790
‫تا وقتی اون جسد رو نگرفتیم، نمیرم. صبر کن، چرا حمومه؟

314
00:15:06,870 --> 00:15:08,870
‫نمی‌دونم. روم نشد بپرسم.

315
00:15:08,950 --> 00:15:11,290
‫بن! جسد، الماس، ثروت.

316
00:15:11,370 --> 00:15:13,120
‫استخون‌، آیین، آخرالزمان.

317
00:15:13,200 --> 00:15:14,410
ها؟ -
.هیچی -

318
00:15:14,500 --> 00:15:17,450
‫باشه، الآن در مورد جسدش می‌پرسم، باشه؟ فقط خواهش می‌کنم برین

319
00:15:17,540 --> 00:15:20,040
‫- برای همین با من بودی؟
!آنابل -

320
00:15:20,120 --> 00:15:22,250
‫تو از من برای جسدم استفاده می‌کردی؟

321
00:15:22,330 --> 00:15:23,500
‫نه، اصلاً.

322
00:15:23,580 --> 00:15:25,700
‫خواهرم از من استفاده کرد تا تو رو برای جسدت استفاده کنه،

323
00:15:25,790 --> 00:15:28,410
‫ولی حسی که موقع استفاده شدن داشتم کاملاً واقعی بود.

324
00:15:28,500 --> 00:15:32,580
.دیگه دروغای آدمای زنده بسه
.باورم نمیشه این داره دوباره اتفاق میفته

325
00:15:32,660 --> 00:15:35,080
‫آنابل، خواهش می‌کنم. وایسا، ببخشید، دوباره؟

326
00:15:35,160 --> 00:15:36,870
.مثل اینکه مسائل زناشویی پیش اومده

327
00:15:36,950 --> 00:15:39,080
‫اگه قبرت رو نشونمون بدی، ما می‌ریم.

328
00:15:39,160 --> 00:15:41,370
‫درسته. تو اولین نفر نیستی!

329
00:15:41,450 --> 00:15:43,410
من ‫گذاشتم قلبم رو لیس بزنی!

330
00:15:48,120 --> 00:15:50,910
‫نیتن، می‌دونم اون تویی. پاهات رو می‌بینم.

331
00:15:51,580 --> 00:15:54,370
‫معلومه که نمی‌فرستمت به یه خلاء.

332
00:15:54,450 --> 00:15:56,870
‫هر کاری که اینجا می‌کنم، واسه توئه.

333
00:15:56,950 --> 00:15:58,500
‫آره، واسه منه؟

334
00:15:58,580 --> 00:16:00,370
‫یا واسه اینه که زندگیت از هم پاشید،

335
00:16:00,450 --> 00:16:03,290
‫واسه همین اومدی هتل ورشکسته برادر مرده‌تو بچرخونی؟

336
00:16:03,370 --> 00:16:05,250
‫گذاشتم اون تالار شهر احمقانه رو بگیری.

337
00:16:05,330 --> 00:16:08,290
‫احمقانه نیست. یه سنت پرافتخار ارواحه!

338
00:16:08,370 --> 00:16:11,660
‫خدای من. چرا انقدر عاشق این ارواحی؟

339
00:16:11,750 --> 00:16:12,910
‫اونا تورو ندارن!

340
00:16:14,540 --> 00:16:17,830
‫بدون تو، من بودم که تو یه خلاء ابدی گیر می‌کردم.

341
00:16:17,910 --> 00:16:22,160
‫خب، همچین اتفاقی نمی‌افته. تو برادر منی.

342
00:16:22,250 --> 00:16:23,660
‫می‌دونم.

343
00:16:23,750 --> 00:16:25,370
‫ولی الان منم یکی از اونام.

344
00:16:25,450 --> 00:16:27,910
‫و نمی‌تونم ولشون کنم و تو رو گیر بندازم.

345
00:16:28,540 --> 00:16:29,790
‫پس خداحافظ، خواهر.

346
00:16:31,080 --> 00:16:33,200
‫نه، نه، نه! صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن!

347
00:16:34,120 --> 00:16:35,000
‫اونو برگردون.

348
00:16:35,080 --> 00:16:36,870
‫اوه، متاسفم عزیزم.

349
00:16:36,950 --> 00:16:39,370
‫متاسفم، این تغییر دائمیه.

350
00:16:39,870 --> 00:16:41,250
‫یه لحظه بهت فرصت میدم.

351
00:16:42,330 --> 00:16:43,910
‫یادت باشه، فقط پول نقد.

352
00:16:54,250 --> 00:16:57,000
‫ارواح تطهیر شدن.

353
00:16:57,500 --> 00:17:00,750
‫باری دیگر برخیز، مورتوث!

354
00:17:00,830 --> 00:17:03,540
‫ارباب نفرین شده‌ها!

355
00:17:08,870 --> 00:17:10,950
‫جزمرالدا، این دیگه چه کوفتیه؟

356
00:17:11,040 --> 00:17:12,950
‫این نابودی توئه!

357
00:17:17,080 --> 00:17:18,250
‫یه دقیقه صبر کن.

358
00:17:21,450 --> 00:17:24,250
‫حالا دیگه نابودیِ توئه!

359
00:17:31,330 --> 00:17:33,660
‫ولی من نیمه گمشده‌تم، رابط تو.

360
00:17:33,750 --> 00:17:35,910
‫تو یه رابطی.

361
00:17:36,000 --> 00:17:39,700
‫امیدوارم هیچ‌وقت نَمیرم که مجبور نباشم دوباره ببینمت.

362
00:17:40,580 --> 00:17:43,660
‫خب، نقشه دوم. انقدر چاله می‌کَنیم تا یه جسد پیدا کنیم.

363
00:17:48,910 --> 00:17:49,910
‫از همین‌جا شروع می‌کنیم.

364
00:17:51,290 --> 00:17:52,620
‫مامان!

365
00:17:56,700 --> 00:17:57,950
‫اوه خدای من. خب.

366
00:18:00,250 --> 00:18:02,200
‫اوه! خدای من.

367
00:18:02,290 --> 00:18:04,750
‫خدای من، خدای من، خدای من، خدای من، خدای من، خدای من

368
00:18:07,750 --> 00:18:08,620
‫ممنون؟

369
00:18:10,410 --> 00:18:13,410
‫ صندلی‌ها از همۀ میزها متنفرن، یا فقط از اون میز؟

370
00:18:13,500 --> 00:18:15,540
‫اوه، شکر خدا. شماها خوبین؟

371
00:18:15,620 --> 00:18:18,620
‫از نظر فیزیکی آره. ولی از نظر روحی، زیاد نه.

372
00:18:21,750 --> 00:18:22,580
‫فرار کنین!

373
00:18:26,660 --> 00:18:28,910
چه خبر شده؟ -
.یه شیطان توی هتل‌ـه -

374
00:18:29,000 --> 00:18:30,330
‫یه شیطان تو هتل‌ـه؟

375
00:18:30,410 --> 00:18:31,910
 گنج داره؟

376
00:18:32,000 --> 00:18:33,910
‫اون با این فرش دوسته؟

377
00:18:34,620 --> 00:18:35,750
‫بن!

378
00:18:35,830 --> 00:18:38,500
‫به آنابل بگو من به عنوان یه قهرمان مُردم.

379
00:18:39,620 --> 00:18:42,250
‫پسرم رو ول کن!

380
00:18:43,290 --> 00:18:44,580
‫ها!

381
00:18:44,660 --> 00:18:47,500
‫طفلکی احتمالاً فقط از این ناراحت بود که با کفش رفتم روش.

382
00:18:47,580 --> 00:18:49,040
‫صبر کن. دایی نیتن کجاست؟

383
00:18:49,120 --> 00:18:51,250
‫جن‌گیر اون رو توی یه جور خلأ انداخت.

384
00:18:51,330 --> 00:18:52,830
.باید بیارمش بیرون

385
00:18:54,000 --> 00:18:55,870
‫- می‌خوایم با یه شیطان بجنگیم؟
!نه -

386
00:18:55,950 --> 00:18:59,000
‫اصلا نمی‌دونم چطوری. جن‌گیر گفت...

387
00:18:59,080 --> 00:19:01,830
‫سنگ، کاغذ، قیچی.  برای همینه که می‌خواست ارواح برن.

388
00:19:01,910 --> 00:19:04,870
‫ منو قایم کنین! اون دیوونه‌ست!

389
00:19:04,950 --> 00:19:06,830
‫تو رو قایم کنم؟ تو احضارش کردی!

390
00:19:06,910 --> 00:19:07,910
‫می‌دونم!

391
00:19:08,000 --> 00:19:10,620
‫وفاداری کجاست؟

392
00:19:10,700 --> 00:19:14,660
‫تمرکز کن! ارواح می‌تونن با شیاطین بجنگن، درسته؟ باید یه راهی برای برگردوندنشون باشه

393
00:19:14,750 --> 00:19:17,370
‫از عالم مردگان؟ من نمی‌تونم!

394
00:19:17,450 --> 00:19:21,910
‫به یه برج هدایت‌گر، یا خون مقدس، یا یه رابط نیاز دارم!

395
00:19:22,000 --> 00:19:22,950
‫من یه رابطم.

396
00:19:23,040 --> 00:19:24,540
‫راست میگه. روز عجیبیه.

397
00:19:24,620 --> 00:19:26,330
‫خیلی خب، یه رابط داریم. حالا چیکار کنیم؟

398
00:19:26,410 --> 00:19:30,870
‫ یه طلسم احضار روش استفاده می‌کنیم و اون شیطان وحشتناکو شکست میدیم

399
00:19:30,950 --> 00:19:32,040
!برید،‌ آدمیزادها

400
00:19:35,910 --> 00:19:38,080
‫اوه، مورتوث بزرگ.

401
00:19:38,160 --> 00:19:40,200
‫من این انسان‌ها رو اینجا جمع کردم

402
00:19:40,290 --> 00:19:43,450
‫تا بتونی راحت‌تر کله‌هاشونو له کنی.

403
00:19:43,540 --> 00:19:44,790
‫داری شوخی می‌کنی؟!

404
00:19:44,870 --> 00:19:46,580
‫وای خدای من.

405
00:19:47,910 --> 00:19:49,000
‫مورتوث.

406
00:19:50,040 --> 00:19:51,250
.اومدی دنبال من

407
00:19:51,330 --> 00:19:54,370
‫اوم، سلام. من شما رو می‌شناسم؟

408
00:19:54,450 --> 00:19:56,870
‫منم. من ابدان‌ـم. از جهنم.

409
00:19:56,950 --> 00:19:59,160
‫آهان، درسته. ابدان.

410
00:19:59,250 --> 00:20:01,330
‫چطوری، مرد؟

411
00:20:01,410 --> 00:20:05,410
‫جدی میگی، مرد؟ منو یادت نیست؟ ابدان، پادشاه کبرا، یادته؟

412
00:20:06,040 --> 00:20:07,750
‫داش، قصر من سه تا در اون طرف‌تره.

413
00:20:07,830 --> 00:20:10,450
‫-  سه تا خونه پایین‌تر از من یه گودال اسیدیه.
 قصرمو خراب کردن؟ -

414
00:20:18,620 --> 00:20:19,830
‫بن، چطوری ازت استفاده کنیم؟

415
00:20:19,910 --> 00:20:21,870
‫ممنون که پرسیدی. هیچ نظری ندارم.

416
00:20:21,950 --> 00:20:24,790
‫جدی میگم، شما باید جادوی سیاه یاد بگیرید.

417
00:20:24,870 --> 00:20:28,450
‫حسش مثل دفعه قبل میشه؟ ترجیح میدم جلوی...

418
00:20:28,540 --> 00:20:30,950
‫رابط وصل شد.

419
00:20:34,160 --> 00:20:35,120
‫نیتن؟

420
00:20:35,200 --> 00:20:36,870
‫نیتن، صدامو می‌شنوی؟

421
00:20:36,950 --> 00:20:39,250
‫نیتن؟ منم کاترین!

422
00:20:40,160 --> 00:20:41,040
‫کاترین؟

423
00:20:41,120 --> 00:20:42,120
‫کجایی؟

424
00:20:42,200 --> 00:20:44,540
‫تو هتلم. من بیرون بن‌ـم.

425
00:20:44,620 --> 00:20:46,620
‫من داخل بن‌ـم؟

426
00:20:46,700 --> 00:20:48,700
‫فکر کنم افسرده شده.

427
00:20:48,790 --> 00:20:50,750
‫فقط صدامو دنبال کن.

428
00:20:50,830 --> 00:20:52,500
‫باید یه راه خروجی باشه.

429
00:20:53,000 --> 00:20:54,200
‫فکر کنم پیداش کردم.

430
00:20:56,160 --> 00:20:57,580
‫دارم می‌بینمت.

431
00:21:00,750 --> 00:21:02,370
‫نیتن، چی شد؟

432
00:21:02,450 --> 00:21:05,500
‫اگه من برگردم، حس می‌کنی باید تو هتل بمونی.

433
00:21:05,580 --> 00:21:06,660
‫هردومون گیر می‌افتیم.

434
00:21:06,750 --> 00:21:08,620
‫این درست نیست.

435
00:21:08,700 --> 00:21:12,410
‫منظورم اینه، یه جورایی آره، ولی تله خوبیه. مثلاً، خانواده یه تله‌ست، می‌دونی؟

436
00:21:12,500 --> 00:21:14,370
‫بهترین کاری که می‌تونی بکنی همینه؟

437
00:21:14,450 --> 00:21:16,950
‫متاسفم. ما هیچ وقت تو برقراری ارتباط خوب نبودیم.

438
00:21:17,040 --> 00:21:19,700
‫ولی من می‌خوام برگردی. می‌خوام همه‌تون برگردین.

439
00:21:19,790 --> 00:21:22,910
‫- ارواح می‌تونن از راهروهایِ اصلی استفاده کنن؟
.قبوله -

440
00:21:23,000 --> 00:21:24,580
‫و تلویزیون توی سالن چی؟

441
00:21:24,660 --> 00:21:25,750
‫در حد معقول.

442
00:21:25,830 --> 00:21:29,790
‫خب، آم... منظورت از اون چیه؟ اینجا به یه قول مشخص نیاز دارم

443
00:21:32,830 --> 00:21:35,660
‫یعنی اگه همین الان نری تو جسد بن، همه‌مون می‌میریم!

444
00:21:35,750 --> 00:21:39,620
‫کاترین می‌گه تلویزیون نامحدود داریم! همه برید تو جسد پسره

445
00:21:39,700 --> 00:21:41,910
‫تو جسد پسره؟

446
00:21:42,000 --> 00:21:45,410
‫- بپرین رو پسره!
!بپرین رو پسره! بپرین رو پسره -

447
00:21:46,870 --> 00:21:49,120
‫حرف آخری نداری؟

448
00:21:49,620 --> 00:21:51,410
‫سنگ، کاغذ، روح، عوضی.

449
00:21:53,540 --> 00:21:55,410
‫نه، نه. نه، صبر کنین!

450
00:21:55,500 --> 00:21:57,500
‫این کارو نکن! داری بازومو می‌پیچونی!

451
00:21:57,580 --> 00:21:59,330
‫من یه آسیب دیدگی قدیمی ناشی از شکنجه دارم.

452
00:22:03,000 --> 00:22:04,040
‫آره!

453
00:22:05,830 --> 00:22:07,330
‫نه!

454
00:22:07,410 --> 00:22:09,870
!یه روزی برمی‌گردم

455
00:22:22,120 --> 00:22:23,790
‫بیاین دوباره این کارو بکنیم.

456
00:22:25,870 --> 00:22:29,830
.از خودی خیانت دیدم
فکر نمی‌کردم همچین روزی رو ببینم

457
00:22:32,160 --> 00:22:33,830
‫- بن؟
 آنابل؟ -

458
00:22:34,870 --> 00:22:36,000
‫ببخشید که داد زدم!

459
00:22:36,080 --> 00:22:38,410
‫-  ببخشید جسدتو می‌خواستم!
 ببخشید، چی؟ -

460
00:22:38,500 --> 00:22:40,500
‫می‌خوام تا ابد باهات باشم!

461
00:22:40,580 --> 00:22:42,910
‫می‌خوام همه تلویزیونای دنیا رو برات روشن کنم!

462
00:22:43,000 --> 00:22:45,330
‫تلویزیونای همیشه‌روشن.

463
00:22:45,410 --> 00:22:47,410
‫زوج بانمکی‌ان. یه کم اختلاف سنی دارن.

464
00:22:47,500 --> 00:22:49,580
‫هه! همیشه جسد‌های دیگه‌ای هم هست.

465
00:22:49,660 --> 00:22:51,790
‫خانم کاترین، قوانین‌تون رو دوست ندارم،

466
00:22:51,870 --> 00:22:54,290
‫ولی از یه خلاء ابدی بیشتر به دلم می‌شینن.

467
00:22:54,370 --> 00:22:56,290
‫سعی می‌کنم دیگه چاقو نزنم.

468
00:22:56,370 --> 00:22:58,290
.‫واو، ممنونم، پاول چاقوکش

469
00:22:58,370 --> 00:23:01,040
‫ولی چند تا چاقو زدن به غیر مهمونا برام موردی نداره.

470
00:23:01,120 --> 00:23:02,830
‫به شرطی که هم‌مالک هم باهاش اوکی باشه.

471
00:23:02,910 --> 00:23:05,410
‫صبر کن، هم‌مالک؟ یعنی دو تا مالک؟

472
00:23:05,500 --> 00:23:07,750
‫با قدرت مساوی؟ و من یکیشونم!

473
00:23:07,830 --> 00:23:09,330
‫من قطعا به کمک احتیاج دارم.

474
00:23:10,040 --> 00:23:12,120
‫الان میرم پستچی رو چاقو بزنم!

475
00:23:12,200 --> 00:23:15,080
‫بچه‌ها، سه تا بوو برای کاترین!

476
00:23:15,160 --> 00:23:18,000
!بو! بو! بوو

477
00:23:18,080 --> 00:23:20,040
.از آخرم نفهمیدیم بوو یعنی چی

478
00:23:20,120 --> 00:23:21,330
‫همه‌چیز بستگی به بافت جمله داره.

479
00:23:21,410 --> 00:23:24,540
‫ببین، تو یه گروه چهار نفره یا بیشتر از ارواح...

480
00:23:33,120 --> 00:23:33,950
‫بوو!

481
00:23:35,000 --> 00:23:55,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

