﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,500 --> 00:00:19,160
‫- این دستگاه چه کوفتیه؟
.مخلوط‌کن؟ باهاش اسموتی درست می‌کنن -

3
00:00:19,250 --> 00:00:21,540
...‫معمولاً نه با گوجه‌فرنگی‌های محشر من، ولی

4
00:00:21,620 --> 00:00:23,910
.دیگه بعد از چتقو زدن نیاز نیست حدس بزنی

5
00:00:24,000 --> 00:00:25,290
‫سوال پنج.

6
00:00:25,370 --> 00:00:27,290
.‫اوه، این میشه کندی. ویتنام

7
00:00:27,370 --> 00:00:29,330
‫هیچ ایده‌ای ندارم. این بعد از مرگ من اتفاق افتاد.

8
00:00:29,410 --> 00:00:31,910
.‫- گفتی منم یه هم‌مالک‌ام
.خب هستی -

9
00:00:32,000 --> 00:00:35,830
‫پس چرا نمی‌تونم تو قسمت پذیرش کار کنم؟ من با آدما و سگا عالی‌ام

10
00:00:35,910 --> 00:00:38,410
‫- در مورد مارمولکا چی؟
.بن، من یه مارمولک جادوگرم -

11
00:00:38,500 --> 00:00:41,450
‫نمی‌تونی تو پذیرش کار کنی، چون نمی‌تونی کلید برداری،

12
00:00:41,540 --> 00:00:43,910
‫و همین که امتحان کنی، مهمون جیغ می‌زنه و فرار می‌کنه.

13
00:00:44,000 --> 00:00:46,160
‫- کدوم مهمونا؟
.هه، همینو بگو -

14
00:00:46,250 --> 00:00:48,790
‫استر، نگفتم از ارواح برای انجام تکالیفت کمک نگیر؟

15
00:00:48,870 --> 00:00:50,040
.‫یه راز نگهش‌دارم

16
00:00:50,120 --> 00:00:52,250
میشه از یکی از همکلاسی‌های زنده‌ت کمک بگیری؟

17
00:00:52,330 --> 00:00:54,750
.بیخیال، خانم کی. مدرسه مهم نیست

18
00:00:54,830 --> 00:00:56,910
.من کلاس پنجم ترک تحصیل کردم و مشکلی هم ندارم

19
00:00:57,000 --> 00:01:00,120
‫فیبی، اینو با مهربونی میگم. یه تبر تو سرته.

20
00:01:02,040 --> 00:01:04,410
.‫اون واقعاً دوست نداره دربارهٔ تبر حرف بزنه

21
00:01:04,500 --> 00:01:07,160
بیخیال، من نمی‌خوام یکی از اون مالک‌های تنبل باشم

22
00:01:07,250 --> 00:01:09,790
.‫که نصف سود رو برای هیچ کاری می‌گیرن

23
00:01:09,870 --> 00:01:11,500
.خب، تو نصف سود رو نمی‌گیری

24
00:01:11,580 --> 00:01:13,000
بعدشم، تو سود می‌بینی الان؟

25
00:01:13,080 --> 00:01:14,790
‫من یه بار یه پیامبر رو کشتم.

26
00:01:14,870 --> 00:01:17,870
‫سرش رو کندم. همونجا به دین خاتمه دادم.

27
00:01:20,830 --> 00:01:22,950
‫نیتن، خوشحال میشم اگه بتونی کاری انجام بدی،

28
00:01:23,040 --> 00:01:26,870
‫ولی وقت ندارم بفهمم چه کاری چون سرم شلوغه و دارم همهٔ کارا رو انجام میدم

29
00:01:29,250 --> 00:01:31,830
.‫- پس نه همهٔ کارها
!مخلوط‌کن خراب شده -

30
00:02:06,620 --> 00:02:07,500
‫برخیز.

31
00:02:08,500 --> 00:02:09,660
‫می‌شه لطفاً برخیزی؟

32
00:02:10,200 --> 00:02:12,620
!‫گفتم برخیز لعنــتـــی

33
00:02:13,580 --> 00:02:16,750
‫اوه، داریم چی احضار می‌کنیم؟ بل ویچ؟ شبح قرمز؟ کوتولهٔ افسانه‌ای؟

34
00:02:16,830 --> 00:02:20,290
‫داریم روشنایی راهروها رو احضار می‌کنیم تا وقتی برق برگرده.

35
00:02:20,370 --> 00:02:21,830
‫من مسئول توزیع‌ام.

36
00:02:21,910 --> 00:02:25,040
‫بن، لطفاً آماده شو تا برنامه‌م برای توزیع رو بنویسی.

37
00:02:25,700 --> 00:02:27,040
‫بن؟

38
00:02:27,120 --> 00:02:31,500
کس میل شدید نداره که همین الان اینو روشنش کنه؟

39
00:02:32,660 --> 00:02:34,410
.بیخیال از چرغ‌قوه استفاده می‌کنیم

40
00:02:34,500 --> 00:02:36,870
‫خب اگه برق برنگشت برنامه چیه؟

41
00:02:36,950 --> 00:02:40,080
‫یه ژنراتور بخریم که تلویزیون کار کنه؟ یه تلویزیون با باتری بخریم؟

42
00:02:40,160 --> 00:02:42,370
‫این تویی که این سوال رو می‌پرسی یا آنابل؟

43
00:02:42,450 --> 00:02:44,950
.آنابل میگه ما به عنوان زوج، نیازهای اون نیازهای منن

44
00:02:45,040 --> 00:02:47,450
.برای همینه که واقعاً به یه لباس مجلسی دهه 1920 می‌خوام

45
00:02:47,540 --> 00:02:50,040
‫میخوای برم شرکت برق چند تا جمجمه بشکنم؟

46
00:02:50,120 --> 00:02:53,330
‫فیبی داره بهم یاد میده چطوری آدمارو تهدید کنم. دارم استاد میشم

47
00:02:53,410 --> 00:02:54,580
مگه نه؟ -
!درسته -

48
00:02:54,660 --> 00:02:57,200
‫نمی‌خوام با فیبی بگردی. تاثیر بدی روت داره.

49
00:02:57,290 --> 00:03:01,450
‫منظورم اینه که خب، یه جورایی تاثیرگذاره، ولی دیگه خوب یا بدش رو کی می‌تونه بگه؟

50
00:03:01,540 --> 00:03:05,080
من. برای همین یکی از کلاستون دعوت کردم
.که تاثیر خوبی روت بذاره، یعنی هدر

51
00:03:05,160 --> 00:03:08,120
.‫اون همیشه نمرهٔ A می‌گیره و از همه مهم‌تر، اون زنده‌ست

52
00:03:08,200 --> 00:03:11,410
.همچنین ‫باباش میگه پیاماش دربارهٔ پروژهٔ گروهی رو نادیده گرفتی

53
00:03:11,500 --> 00:03:12,950
.‫هدر تو درست کردن ماکت‌های سه بعدی عالیه

54
00:03:13,040 --> 00:03:16,330
‫فیبی همیشه میگه کارایی که بقیه می‌تونن برات
.انجام بدن رو انجام نده

55
00:03:16,410 --> 00:03:18,870
.از دست بچه‌ها. نمی‌تونی دوست‌هاشونو انتخاب کنی

56
00:03:18,950 --> 00:03:21,580
‫ولی وقتی دوستاشون زنده‌ان می‌تونی بفرستیشون خونه.

57
00:03:21,660 --> 00:03:23,620
.‫-فیبی تا ابد توی این هتل‌ـه
.درسته -

58
00:03:23,700 --> 00:03:25,580
‫مگر اینکه یه نفر کارش رو تموم کنه.

59
00:03:25,660 --> 00:03:27,290
قضیهٔ «کار ناتموم» واقعیه؟

60
00:03:27,370 --> 00:03:29,620
‫اوه، به اندازه پوست موز واقعیه.

61
00:03:29,700 --> 00:03:32,500
،اگه یه روح امیدها یا آرزوهایی داشته باشه که بهشون نرسیده

62
00:03:32,580 --> 00:03:36,040
.و اگه تو بتونی اونا رو به واقعیت تبدیل کنی، اونا می‌تونن برن

63
00:03:36,120 --> 00:03:39,910
‫و شاید فیبی فقط می‌خواد غروب آفتاب رو تماشا کنه یا یه بچه رو ببینه

64
00:03:40,000 --> 00:03:43,120
.یا یه رقیب رو به قتل برسونه. خیلی‌هاشون دنبال قتل یه رقیب‌ان

65
00:03:43,200 --> 00:03:46,750
‫خب... مشکل از جعبه نیست. هیچ برقی واردش نمیشه.

66
00:03:46,830 --> 00:03:48,250
.‫به شهرداری زنگ می‌زنم

67
00:03:48,330 --> 00:03:50,330
‫شهرداری؟ این هتل به شبکهٔ اصلی برق وصل نیست.

68
00:03:50,410 --> 00:03:52,370
‫برقش از آسیاب آبی جنگل میاد.

69
00:03:52,450 --> 00:03:54,290
‫اگه مشکلی باشه، اون بالاست.

70
00:03:54,370 --> 00:03:56,660
‫آسیاب آبی، همون که پرّه داره؟ مطمئنی؟

71
00:03:56,750 --> 00:04:01,040
.‫خانوم، من خودمو تو همین هتل به برق دادم
.خوب می‌دونم چطوری کار می‌کنه

72
00:04:01,540 --> 00:04:04,000
‫حالا باید بفهمم چجوری آسیاب آبی رو تعمیر کنم.

73
00:04:04,080 --> 00:04:06,370
.‫نه اگه من زودتر تعمیرش کنم

74
00:04:06,450 --> 00:04:09,080
.البته به کمک یکی که بتونه چکش نگه داره نیاز دارم

75
00:04:09,160 --> 00:04:12,790
‫و احتمالاً یه دریل. دریل داریم؟ شاید لازم بشه یکی بره دریل بخره.

76
00:04:12,870 --> 00:04:15,870
‫یا یه تعمیرکار استخدام می‌کنم که دریل خودش رو داشته باشه.

77
00:04:16,450 --> 00:04:18,120
‫نباید اول به اون رسیدگی کنی؟

78
00:04:19,830 --> 00:04:20,830
‫نه، نه، نه، نه، نه.

79
00:04:20,910 --> 00:04:24,620
‫ممنون بابت اعتمادت! بن؟ می‌خوای قهرمان باشی؟

80
00:04:24,700 --> 00:04:25,950
‫همیشه.

81
00:04:30,620 --> 00:04:33,330
.سلام، من هدر هستم. بابام گفت باید بیام اینجا

82
00:04:33,410 --> 00:04:35,450
‫اینجا همیشه اینقدر تاریکه؟

83
00:04:36,330 --> 00:04:39,200
.سلام هدر. من مامان استرم. ببخشید لمست کردم

84
00:04:39,290 --> 00:04:43,160
.استر میاد تو سالن ملاقاتت می‌کنه -
...خوبه، حالا کدوم طرفـ -

85
00:04:43,250 --> 00:04:44,370
‫پیداش می‌کنم!

86
00:04:45,410 --> 00:04:46,750
‫استر، فیبی کجاست؟

87
00:04:46,830 --> 00:04:47,910
‫فیبی؟

88
00:04:48,000 --> 00:04:50,410
‫آهان، منظورت همون زنیه که اجازه ندارم باهاش حرف بزنم

89
00:04:50,500 --> 00:04:53,000
‫چون طرز فکر قدیمی‌ت نمیزاره ارواح و آدما با هم دوست باشن؟

90
00:04:53,080 --> 00:04:56,500
‫-چون اون تاثیر بدی داره.
چرا؟ چون اون به قتل رسیده؟ -

91
00:04:56,580 --> 00:04:59,200
‫-برام مهم نیست چطوری مرده.
!عـــــجـــــب -

92
00:04:59,290 --> 00:05:01,540
،مهم اینه که اون بهت یاد میده چطوری تقلب کنی

93
00:05:01,620 --> 00:05:03,700
.‫برادرت رو تهدید کنی و با تبر بمیری

94
00:05:03,790 --> 00:05:07,620
‫اون باهام مهربونه و همیشه به غرغرهام راجع‌به
.اینکه نمی‌خوام اینجا باشم گوش میده

95
00:05:07,700 --> 00:05:09,500
.‫این… منصفانه‌ست

96
00:05:09,580 --> 00:05:12,870
‫فکر کنم همه‌مون باید مفهوممون از عادی رو تغییر بدیم.

97
00:05:16,500 --> 00:05:17,700
‫چطور همه‌شون مردن؟

98
00:05:17,790 --> 00:05:18,950
‫صخره. هوا مه آلود بود.

99
00:05:19,040 --> 00:05:21,370
‫قول بده مواظب خودت باشی.

100
00:05:21,450 --> 00:05:22,950
.‫همیشه هستم

101
00:05:23,040 --> 00:05:25,000
‫-اون نور چیه؟
کدوم نور؟ -

102
00:05:25,080 --> 00:05:26,200
میری پایین؟

103
00:05:28,000 --> 00:05:30,540
.آره، میرم پایین -
.مامان، یه چیزایی پشت این دیواره

104
00:05:30,620 --> 00:05:33,830
‫چیزهای وحشتناک و عجیبی که چشم‌های فانی نباید ببینن.

105
00:05:33,910 --> 00:05:35,040
‫و تو اون‌ها رو دیدی؟

106
00:05:35,620 --> 00:05:36,950
.خب، یه نیم‌نگاه بود

107
00:05:49,620 --> 00:05:52,040
.بارِ مخفیِ ارواح

108
00:05:52,120 --> 00:05:53,500
‫اون یه پیانوی روح‌ـیه؟

109
00:05:53,580 --> 00:05:57,700
‫در واقع، روح یه آدمیه که استخوناشو تبدیل کردن به پیانو.

110
00:05:59,370 --> 00:06:01,910
‫وقتی تلویزیونو نجات دادم، برمی‌گردم.

111
00:06:02,000 --> 00:06:06,120
.من توی ساعت منتظر می‌مونم و ثانیه‌ها رو تا برگشتت می‌شمرم

112
00:06:06,200 --> 00:06:07,790
.چه دوست‌داشتنی

113
00:06:09,580 --> 00:06:13,500
.‫ابدان... با یه پالتو که انگار تازگیا زیرزمین بوده

114
00:06:13,580 --> 00:06:14,700
‫منم باهات میام.

115
00:06:14,790 --> 00:06:18,120
.با اینکه خطر بزرگی داره، ولی یه تلاش باارزشه... به‌خاطر بلندر

116
00:06:18,200 --> 00:06:21,370
‫این اولین باره که دارم درمورد خطر می‌شنوم، چه برسه به خطر بزرگ

117
00:06:21,450 --> 00:06:24,040
‫ریلکس باش. مطمئنم یه آسیاب آبی معمولی

118
00:06:24,120 --> 00:06:27,250
.توی یه جنگل معمولی در زمین یه هتل تسخیرشده‌ست

119
00:06:27,330 --> 00:06:28,830
‫صبر کن، تا حالا نرفتی اونجا؟

120
00:06:28,910 --> 00:06:30,540
‫وقتی زنده بودم خیلی سرم شلوغ بود.

121
00:06:30,620 --> 00:06:34,580
‫و وقتی مردم، خب، ارواح داخل و ارواح بیرون
.زیاد خوب باهم کنار نمیان

122
00:06:34,660 --> 00:06:38,080
.یه چیزی تو این مایه‌ها که مُردن در بیرون، یه جورایی، خنده‌داره

123
00:06:38,160 --> 00:06:39,160
‫حشره‌ها استخوناتو می‌خورن.

124
00:06:39,250 --> 00:06:42,580
‫آره، شاید واسه اینه که حشره‌ها استخوناتو می‌خورن. حالا بیا بریم.

125
00:06:59,580 --> 00:07:01,540
‫تو چجوری اینجارو پیدا کردی؟

126
00:07:01,620 --> 00:07:03,250
.فیبی نشونم داد

127
00:07:03,330 --> 00:07:06,080
.‫نمی‌دونستم زنده‌ها رو هم اینجا راه میدن

128
00:07:06,160 --> 00:07:09,160
.کیا رو میگی؟ نه، ولش کن. فیبی، رک و سریع میگم

129
00:07:09,250 --> 00:07:11,370
‫چون یه روحی داره سعی می‌کنه جیبمو بزنه.

130
00:07:11,450 --> 00:07:12,580
.از اون پنی لذت ببر

131
00:07:13,080 --> 00:07:16,120
‫اگه اومدی که منو از گشتن با استر منصرف کنی، بیخیال شو.

132
00:07:16,200 --> 00:07:18,040
.‫اون مفیدترین عضو گنگ منه

133
00:07:18,120 --> 00:07:20,000
توی یه گنگی؟ -
.نه بابا گنگ کجا بود -

134
00:07:20,080 --> 00:07:21,410
‫فقط یه گروه از دوست‌هان

135
00:07:21,500 --> 00:07:24,040
‫که یه قلمرو رو کنترل می‌کنن و ارواح دیگه رو مجبور می‌کنن در ازای حفاظت، پول بدن

136
00:07:24,120 --> 00:07:26,870
این دقیقاً یه گنگ‌ـه. صبر کن، ارواح چطوری پول میدن؟

137
00:07:26,950 --> 00:07:28,580
‫با رازها، بعضی وقتا هم با رقص.

138
00:07:28,660 --> 00:07:31,580
.‫راستی، آنجلا، تو یه رقص بهم بدهکاری

139
00:07:31,660 --> 00:07:35,410
‫نظرت دربارهٔ یه رقص سنتی شینتو به اسم کاگورا چیه؟

140
00:07:35,500 --> 00:07:37,450
‫بــوو!

141
00:07:37,540 --> 00:07:41,000
‫-بــوو! بــوو!
!بووو -

142
00:07:42,370 --> 00:07:46,500
‫یه سکهٔ شانس، و مال منه. من کل زندگیم همیشه دنبال یه...

143
00:07:47,750 --> 00:07:51,080
.کار ناتمومش تموم شد. استر، هدر تو پذیرایی‌ـه

144
00:07:51,160 --> 00:07:53,080
.خوش به‌حالش. امیدوارم لذت ببره -
.برو پیشش -

145
00:07:54,200 --> 00:07:57,120
‫فیبی، بیا بیشتر باهم آشنا بشیم.

146
00:08:03,250 --> 00:08:07,120
،آره... می‌دونی، من می‌تونم تلویزیون رو تو گوشیم ببینم

147
00:08:07,200 --> 00:08:09,370
...و از دید یه قهرمان برای دوست‌دختر، من

148
00:08:09,450 --> 00:08:11,580
‫می‌دونی چی رو نمی‌تونی تو گوشی‌ت ببینی؟

149
00:08:11,660 --> 00:08:14,750
‫اون ارزشی که از ثابت کردن مفید بودنت میاد.

150
00:08:14,830 --> 00:08:15,830
واقعاً لازمش دارم؟

151
00:08:15,910 --> 00:08:17,540
.همه لازمش داریم

152
00:08:17,620 --> 00:08:19,870
‫ببین، می‌دونم مامانت فکر می‌کنه من یه آدم گیجم،

153
00:08:19,950 --> 00:08:22,500
‫یه یاغی، یه آدم جذاب و بی‌قید و بند.

154
00:08:22,580 --> 00:08:25,370
‫ولی وقتی زنده بودم، کارها رو انجام می‌دادم.

155
00:08:25,450 --> 00:08:29,000
.همه‌ش کارای خوب بودن؟ اکثر وقتا نه
.ولی حداقل یه تفاوتی ایجاد می‌کردم

156
00:08:29,080 --> 00:08:32,040
‫تو جهنم، می‌تونستم با ذهنم دست و پای یه مرد رو قطع کنم.

157
00:08:32,120 --> 00:08:34,370
‫الان حتی نمی‌تونم دست و پای یه پرنده رو قطع کنم.

158
00:08:34,450 --> 00:08:36,000
‫دقیقا. منظورم همینه.

159
00:08:36,080 --> 00:08:39,750
از اینکه تنها مُردهٔ جمع عزیزانم باشم که

160
00:08:39,830 --> 00:08:43,120
...تا ابد مجبوره چرخوندن هتل خانواده‌ش رو تماشا کنه

161
00:08:43,200 --> 00:08:45,120
‫من نمی‌تونم اینو قبول کنم. نمی‌خوام.

162
00:08:45,200 --> 00:08:46,700
.مجبور هم نیستی

163
00:08:48,750 --> 00:08:50,830
‫-اوه، من ایده‌ای ندارم.
.خب من دارم -

164
00:08:50,910 --> 00:08:53,120
‫ما از همدیگه حمایت می‌کنیم.

165
00:08:53,200 --> 00:08:55,500
‫من نمی‌فهمم چرا ابدان می‌خواد دست و پا قطع کنه،

166
00:08:55,580 --> 00:08:57,620
‫ولی می‌فهمم که واسش مهمه.

167
00:08:57,700 --> 00:08:59,750
‫و منم مثل یه برادر ازش حمایت می‌کنم.

168
00:08:59,830 --> 00:09:01,580
‫و تو هم برادر منی؟

169
00:09:01,660 --> 00:09:04,580
‫البته، تا یه حدی.

170
00:09:06,750 --> 00:09:09,290
‫دیدی؟ این... جنگل حالش به همین چیزاست، نه؟

171
00:09:09,370 --> 00:09:12,580
.برادرهایی از مادرهای مختلف‌ان و از همدیگه حمایت می‌کنن

172
00:09:13,500 --> 00:09:14,540
‫بوی شرارت حس می‌کنم.

173
00:09:19,250 --> 00:09:23,250
!‫اگه کسی اون بیرونه، بدون که من مثل کرم ضعیفم

174
00:09:23,330 --> 00:09:25,500
‫ریلکس باش. هر هیولایی توی این جنگله

175
00:09:25,580 --> 00:09:28,330
...‫همونقدر از یه روح، شیطان و یه نوجوان می‌ترسه

176
00:09:28,410 --> 00:09:30,790
‫که یه روح، شیطان و یه نوجوان از اونا می‌ترسن.

177
00:09:30,870 --> 00:09:32,330
.‫دیگه به من نگو نوجوون

178
00:09:32,410 --> 00:09:35,540
‫تو ۱۳ سالته. دیگه از این جوون‌تر هم مگه داریم؟

179
00:09:35,620 --> 00:09:36,700
‫دارم می‌بینمش.

180
00:09:40,500 --> 00:09:42,160
دایی نیتن، اون چیه؟

181
00:09:44,370 --> 00:09:45,950
‫همه چی آرومه، رفقا. اون کوراست.

182
00:09:46,040 --> 00:09:49,040
!کورا، من نیتنم! ما پارسال باهم یه برانچ تسخیر کردیم

183
00:09:52,410 --> 00:09:54,040
اون ‫کورا نیست. ببخشید!

184
00:10:06,200 --> 00:10:09,410
واقعاً بهتره برگردیم. ما نمی‌تونیم آسیبا رو درست
.کنیم، حتی مجوز هم نداریم

185
00:10:09,500 --> 00:10:11,950
‫این حرفو الکی نمی‌زنم، ولی اون یارو خیلی آدم بدجنسیه.

186
00:10:12,040 --> 00:10:14,160
.‫برام مهم نیست اگه پادشاه استرالیاست

187
00:10:14,250 --> 00:10:16,120
.هرچی که هست، فقط یه روح‌ـه

188
00:10:16,200 --> 00:10:18,250
.و ارواح، ارواح رو نمی‌ترسونن

189
00:10:18,330 --> 00:10:19,870
‫اوه... دایی نیتن؟

190
00:10:25,910 --> 00:10:27,700
‫خب، یکم از خودت بگو.

191
00:10:27,790 --> 00:10:31,500
‫می‌دونم آخرش چی شد، اما قبل از اون زندگیت چطوری بود؟

192
00:10:31,580 --> 00:10:35,500
‫چیز زیادی واسه گفتن نیست. بابام قبل از اینکه رقصیدنمو ببینه در رفت

193
00:10:35,580 --> 00:10:37,750
‫مامانم یه الکلی بود که بهم می‌گفت هیچوقت معروف نمی‌شم.

194
00:10:37,830 --> 00:10:40,370
‫خواهرم دوست پسرمو دزدید. برادرم ماشینمو دزدید.

195
00:10:40,450 --> 00:10:43,040
‫یه طوطی هم داشتم که معلوم شد خیلی خبرچینه.

196
00:10:43,120 --> 00:10:45,870
.‫عجب. چه همه مسئلهٔ ناتموم داری

197
00:10:46,450 --> 00:10:48,450
‫چه چیزی از همه برات مهم‌تره؟

198
00:10:53,750 --> 00:10:56,950
‫وای خدای من! وای خدای من! وای خدای من!

199
00:10:57,040 --> 00:10:58,580
‫وای خدای من!

200
00:11:01,790 --> 00:11:03,330
‫اوه! آخ!

201
00:11:08,330 --> 00:11:10,500
‫این برای سریال‌های تلویزیونی دوست دخترمه.

202
00:11:15,000 --> 00:11:22,000


203
00:11:27,160 --> 00:11:30,870
‫بن؟ جا نزدی. اوه! من یه رقص پنج دقیقه‌ای به ابدان بدهکارم.

204
00:11:30,950 --> 00:11:34,290
.‫فهمیدم اونا فقط روحن. هیچ کاری نمی‌تونن بکنن

205
00:11:34,370 --> 00:11:37,830
...‫اوه، خب، من... منظورم اینه که می‌تونن

206
00:11:37,910 --> 00:11:40,040
‫فریاد زدن، آواز خوندن، مشاهده کردن.

207
00:11:40,120 --> 00:11:42,000
‫اوه، خدایا، ابدان کجاست؟

208
00:11:42,080 --> 00:11:44,950
.احتمالا گم شده. خبر خوب اینه که اون فناناپذیره

209
00:11:45,040 --> 00:11:48,790
‫یه بار دیدم دو روز ته یه دریاچه نشسته بود.
.بیا یکم خوش بگذرونیم

210
00:11:58,040 --> 00:12:00,160
...‫خیله خب، این یه شام کامل شکرگزاریه

211
00:12:00,250 --> 00:12:02,500
...‫چون پدر مادرت صبح روز شکرگزاری بیرونت کردن

212
00:12:02,580 --> 00:12:03,790
‫و تو دیگه هیچوقت بوقلمون نخوردی.

213
00:12:03,870 --> 00:12:06,040
‫ما نامه‌های اعتراضی رو به همه معلمای قبلیت فرستادیم.

214
00:12:06,120 --> 00:12:09,330
‫و خبر خوب اینکه، خونه سالمندان تونست پدرتو بیدار کنه.

215
00:12:09,410 --> 00:12:10,750
‫سلام بابا؟

216
00:12:10,830 --> 00:12:12,790
‫فیبی؟ امکان نداره.

217
00:12:12,870 --> 00:12:14,450
‫چرا؟ چون من هیچوقت زنگ نمی‌زنم؟

218
00:12:14,540 --> 00:12:16,620
‫چون تو مردی.

219
00:12:16,700 --> 00:12:19,120
‫و از همیشه هم خوشحال‌تری! در ضمن، تورو نمی‌بخشم.

220
00:12:19,200 --> 00:12:21,950
‫همه مشکلات من تقصیر توئه. در ضمن، تو منو کنترل نمی‌کنی!

221
00:12:22,040 --> 00:12:25,160
.به نظرم همنقدر داد زدن سر یه پیرمردِ پیر کافیه

222
00:12:25,250 --> 00:12:26,330
‫حالم بهتر شد.

223
00:12:26,410 --> 00:12:27,790
‫و...

224
00:12:27,870 --> 00:12:30,160
‫و... ممنون؟

225
00:12:30,250 --> 00:12:31,660
،‫اگه می‌خوای بیای تو گنگ ما

226
00:12:31,750 --> 00:12:34,200
‫باید یه شبو تو چاهی بگذرونی که اسکار توش مرده.

227
00:12:34,290 --> 00:12:37,700
‫یه روباه منو تا اونجا تعقیب کرد، ولی خودش زودتر مرد.

228
00:12:38,830 --> 00:12:41,250
‫نه، همینجوری الکی منو راه دادن تو گنگ‌شون.

229
00:12:41,330 --> 00:12:43,330
‫مامان، چرا با فیبی می‌گردی؟

230
00:12:43,410 --> 00:12:46,250
‫چون خیلی بانمکه. می‌دونستی تو جیبش اسلحه داره؟

231
00:12:46,330 --> 00:12:48,750
‫چند بار بهم نشونش داده.

232
00:12:48,830 --> 00:12:52,830
‫هیچ غذای روز شکرگزاری‌ای بدون پای کامل نمیشه. نوش جان.

233
00:12:55,950 --> 00:12:57,450
‫شاید باید یه پای ارواح باشه.

234
00:12:57,540 --> 00:13:00,160
‫وای خدا! میشه دست از تموم کردن کاراش برداری؟

235
00:13:01,230 --> 00:13:02,190
‫صبر کن، تو می‌دونستی؟

236
00:13:02,190 --> 00:13:04,500
‫-واقعا فکر کردی نمی‌دونستم؟
.نمی‌دونم تو چه فکری می‌کنی -

237
00:13:04,580 --> 00:13:07,160
‫اگه می‌دونستم، شاید می‌فهمیدم چرا توی یه گنگ ارواحی.

238
00:13:07,250 --> 00:13:09,370
‫اصلا چرا برات مهمه؟ بن داره با یه روح قرار می‌ذاره.

239
00:13:09,450 --> 00:13:12,620
‫نگران اونم هستم. من مادرتم. چی می‌خوای؟

240
00:13:12,700 --> 00:13:16,120
‫می‌خوام بهم اعتماد کنی! فکر می‌کردم اعتماد داری.

241
00:13:16,200 --> 00:13:18,660
.باید روی ماکت‌م کار کنم

242
00:13:18,750 --> 00:13:20,540
‫گفتی داداشت داره با یه روح قرار می‌ذاره؟

243
00:13:20,620 --> 00:13:21,870
‫الان نه، هدر.

244
00:13:26,500 --> 00:13:28,000
‫وای خدا.

245
00:13:28,080 --> 00:13:31,080
.یه کوشولو برو اونورتر

246
00:13:33,450 --> 00:13:34,290
!خدابیامرزدت

247
00:13:34,370 --> 00:13:36,410
‫هی، دفترچۀ خاطرات آسیاب‌بان.

248
00:13:36,500 --> 00:13:38,450
‫شاید توش یه چیزی درباره تعمیر آسیاب باشه.

249
00:13:38,540 --> 00:13:41,290
‫ولی ارزش داره که حریم شخصی کسی رو نقض کنیم؟

250
00:13:42,950 --> 00:13:44,910
‫دفتر خاطرات جوسایا بنکوئست،

251
00:13:45,000 --> 00:13:47,290
.‫آسیاب‌بان و خدمتکار بوفون

252
00:13:48,250 --> 00:13:49,870
‫من خدای نوزاد رو پیدا کردم…

253
00:13:49,950 --> 00:13:51,750
‫…که زیر آب خوابیده بود.

254
00:13:51,830 --> 00:13:54,190
‫می‌دونم گناهه، ولی من بیدارش می‌کنم.

255
00:13:54,200 --> 00:13:56,160
.ور ور ور. برو جلو

256
00:13:57,160 --> 00:13:59,160
‫اشتهای نوزاد خیلی زیاده.

257
00:13:59,250 --> 00:14:03,370
‫از گوشت من خورده، ولی دیگه نمی‌تونم بدم.

258
00:14:03,450 --> 00:14:07,000
‫-من چرخه‌ای رو شروع کردم که...
.نمی‌تونم متوقفش کنم -

259
00:14:07,950 --> 00:14:08,830
‫منو ببخشید.

260
00:14:09,580 --> 00:14:13,200
‫راهنمایی‌ای نکرد. شاید مشکل این همه شاخۀ درخت انگور تو چرخ‌دنده‌هاست

261
00:14:13,290 --> 00:14:15,410
‫مطمئنیم که اینا شاخه‌ان؟

262
00:14:19,700 --> 00:14:21,000
‫بن!

263
00:14:21,080 --> 00:14:22,160
‫ها!

264
00:14:22,250 --> 00:14:23,660
‫لعنت بهش. من بی‌فایده‌ام!

265
00:14:23,750 --> 00:14:24,750
.شلش کن

266
00:14:24,830 --> 00:14:27,950
‫یا سفت. دست و پای شل، هستۀ قوی!

267
00:14:28,040 --> 00:14:30,160
!‫بن! فقط صبر کن

268
00:14:31,450 --> 00:14:34,410
‫نذار مامانم لپ‌تاپمو باز کنه. فقط بندازینش دور!

269
00:14:39,040 --> 00:14:40,120
‫ابدان؟

270
00:14:40,200 --> 00:14:41,410
‫سلام، برادر.

271
00:14:41,500 --> 00:14:45,080
خوب زدی. دمت گرم -
تبر از کجا آوردی؟ -

272
00:14:45,160 --> 00:14:47,080
از ‫جمجمۀ یه زن تو یه قبر کم عمق.

273
00:14:47,160 --> 00:14:49,450
‫انگار جسد دوست جدید استر رو پیدا کردی.

274
00:14:49,540 --> 00:14:51,870
‫چرا باید اونو با چیزی که کشتش دفن کنن؟

275
00:14:51,950 --> 00:14:53,750
‫شاید تبر مورد علاقه‌ش بوده.

276
00:14:53,830 --> 00:14:55,700
‫خدای من. فرار کنین!

277
00:15:03,580 --> 00:15:05,370
‫-من مادر بدی‌ام.
.آره، شاید -

278
00:15:05,450 --> 00:15:09,000
‫تنها چیزی که می‌خوام یه زندگی خوب برای بچه‌هامه،
ولی توی همچین جایی میشه اصلاً؟

279
00:15:09,080 --> 00:15:11,410
‫بهترین دوستِ دخترم با تبر کُشته شد.

280
00:15:11,500 --> 00:15:14,950
‫اگه باعث میشه حس بهتری داشته باشی، این در واقع یه تصادف بود

281
00:15:15,040 --> 00:15:17,660
‫حرف مردا رو وقتی میگن تو پرت کردن تبر خوبن باور نکن.

282
00:15:17,750 --> 00:15:19,250
.شاید باهات خوب تا نکرده باشم

283
00:15:19,330 --> 00:15:22,500
‫نمیشه کسی رو از روی تبری که تو سرشه قضاوت کرد. متاسفم.

284
00:15:22,580 --> 00:15:24,330
‫معذرت‌خواهی پذیرفته شد.

285
00:15:24,910 --> 00:15:28,450
‫-خب، کار ناتمومت چیه؟
.من هنوز زنده‌ام، فیبی -

286
00:15:28,540 --> 00:15:32,870
‫آره، و زندگی همون‌جاییه که کار ناتموم ازش میاد.

287
00:15:32,950 --> 00:15:34,750
‫خب، قبل از اینکه بمیری می‌خوای چیکار کنی؟

288
00:15:34,830 --> 00:15:37,620
‫راستش، فقط یه روز می‌خوام که
‫توش نترسم.

289
00:15:37,700 --> 00:15:39,120
‫من همیشه می‌ترسم.

290
00:15:39,200 --> 00:15:42,410
‫از چیزای این هتل می‌ترسم،
‫از اینکه بچه‌هام در خطر باشن.

291
00:15:42,500 --> 00:15:43,870
‫حتی از ارتفاع هم می‌ترسم.

292
00:15:44,450 --> 00:15:46,250
‫من می‌تونم تو یکیش بهت کمک کنم.

293
00:15:49,830 --> 00:15:51,200
‫این بالا داریم چیکار می‌کنیم؟

294
00:15:51,290 --> 00:15:53,120
‫داری با ترس از ارتفاعت روبرو میشی.

295
00:15:53,200 --> 00:15:55,910
‫بیا دیگه، منظره‌اش عالیه!

296
00:15:57,660 --> 00:15:59,870
‫وای. اینجا باد میاد.

297
00:15:59,950 --> 00:16:01,910
‫و خیلی هم شیب‌ـه.

298
00:16:02,620 --> 00:16:04,000
‫فیبی؟ فیبی؟

299
00:16:04,080 --> 00:16:06,790
‫اینه واسه اینکه سعی کردی
‫کار منو تموم کنی.

300
00:16:07,370 --> 00:16:08,200
‫نه!

301
00:16:09,830 --> 00:16:10,830
‫نه! فیبی!

302
00:16:10,910 --> 00:16:12,410
‫در رو باز کن وگرنه قسم می‌خورم،

303
00:16:12,500 --> 00:16:15,580
‫انقدر کاراتو تموم کنم که مستقیم بری جهنم!

304
00:16:17,910 --> 00:16:20,950
‫ها!

305
00:16:23,950 --> 00:16:25,370
‫داریم می‌میریم.

306
00:16:25,450 --> 00:16:27,700
‫نمی‌تونم بمیرم. باور کن امتحان کردم.

307
00:16:27,790 --> 00:16:30,330
‫خب، میشه تیکه پاره‌ت کرد؟

308
00:16:30,410 --> 00:16:32,830
!چون الاناست که اتفاق بی‌افته

309
00:16:32,910 --> 00:16:35,330
‫یه چیزی پیدا کن جلوی در رو بگیره!

310
00:16:35,410 --> 00:16:38,870
‫اوه، همش تقصیر منه. فقط می‌خواستم ثابت کنم هنوزم می‌تونم کارایی انجام بدم

311
00:16:38,950 --> 00:16:41,870
‫فشار نیار، ولی الان وقت خوبیه که ثابتش کنی.

312
00:16:43,700 --> 00:16:47,160
‫-گفتم یه سد درست کن!
.استخونا می‌تونن یه سد باشن -

313
00:16:47,250 --> 00:16:48,700
‫ارواح توی جنگل.

314
00:16:48,790 --> 00:16:51,620
‫اینا جسدهاشونه. نمی‌خواستن به ما حمله کنن.

315
00:16:51,700 --> 00:16:53,950
‫اونا می‌خواستن با دور کردنمون بهمون کمک کنن.

316
00:16:54,040 --> 00:16:56,830
‫فکر کنم یکم برای مفید بودن دیره.

317
00:16:56,910 --> 00:16:59,160
‫بن، هیچوقت برای مفید بودن دیر نیست.

318
00:17:00,370 --> 00:17:02,620
‫قربانی انسانی داره میاد!

319
00:17:24,080 --> 00:17:26,290
‫نه! بلندرم!

320
00:17:29,500 --> 00:17:32,120
‫هیولا، دشمن قدرتمندی برای خودت درست کردی.

321
00:17:32,200 --> 00:17:34,040
‫اون اطلاعات کافی نداره.

322
00:17:36,540 --> 00:17:38,700
‫ها! این بهترین تعقیب کردنت بود؟

323
00:17:39,200 --> 00:17:42,040
‫باید بگم، برای یه هیولای آبی باستانی، یکم ناامیدکنـ...

324
00:17:45,250 --> 00:17:48,540
.تو گلوت دندون داری
.آدم که هر روز از این چیزا نمی‌بینه

325
00:17:50,790 --> 00:17:55,080
‫آخ، مگه نباید خون فواره بزنه و جیغ بکشم وقتی داری دستامو می‌کنی...

326
00:17:55,160 --> 00:17:57,200
‫اونجوری که فکرشو می‌کردی نیست؟

327
00:17:57,290 --> 00:17:59,790
‫ها! پیچوندمت!

328
00:17:59,870 --> 00:18:02,950
‫-آه، نه، اون یه معنی دیگه داره. ‌
!بعداً انتقام بگیر -

329
00:18:03,950 --> 00:18:06,500
‫اوم... خب... اون پشت کلی اسکلت دیدم،

330
00:18:06,580 --> 00:18:08,870
،خب بگو که... استخونا رو لیس می‌زنی

331
00:18:08,950 --> 00:18:11,750
‫یا کلاً آدمو قورت می‌دین و استخونا رو می‌رینین؟

332
00:18:14,160 --> 00:18:16,580
‫بن، اگه صدامو می‌شنوی، یه مشکلی هست!

333
00:18:20,120 --> 00:18:21,870
‫همین‌جوری می‌خوای وایسی سقوط کردنمو ببینی؟

334
00:18:21,950 --> 00:18:24,040
‫می‌خواستی منو از هستی ساقط کنی.

335
00:18:24,120 --> 00:18:26,580
‫وقتی بمیری و روح بشی، حسابمون صاف میشه.

336
00:18:27,160 --> 00:18:29,750
‫از طبقۀ سوم می‌افتم. می‌تونم جون سالم به در ببرم.

337
00:18:32,160 --> 00:18:33,330
‫استر!

338
00:18:33,410 --> 00:18:34,750
!مثل احمقا باهام رفتار می‌کنه

339
00:18:34,830 --> 00:18:37,410
‫یه احمق می‌دونه چطوری انتخاب هم‌گروهی رو دستکاری کنه

340
00:18:37,500 --> 00:18:39,540
‫که با هدر پی که همیشه نمره الف میگیره هم‌گروه بشه؟

341
00:18:39,620 --> 00:18:41,330
‫-صبر کن، تو این کارو کردی؟
.آره هدر -

342
00:18:41,410 --> 00:18:44,040
‫-و اون ماه خیلی محشره.
.آره، این یه سلول گیاهیه -

343
00:18:44,120 --> 00:18:44,950
‫استر!

344
00:18:45,750 --> 00:18:47,200
‫-مامان؟
!استر -

345
00:18:47,790 --> 00:18:50,620
‫این یه درس دربارۀ خطرات رفتار بدون فکر کردن‌ـه؟

346
00:18:50,700 --> 00:18:53,500
‫فیبی منو گول زد که بیام روی پشت بوم تا منو بُکشه.

347
00:18:53,580 --> 00:18:56,200
‫تو رو گول زدم که بیای روی پشت بوم تا یه درس بهت بدم!

348
00:18:56,290 --> 00:18:58,660
‫افتادن و مردنت پای خودته.

349
00:18:58,750 --> 00:19:00,120
‫-اوه خدای من.
!صبر کن -

350
00:19:00,200 --> 00:19:02,370
‫-به نخ بیشتری احتیاج داریم.
.الان برمی‌گردم -

351
00:19:02,450 --> 00:19:04,160
‫چون داری میری نخ بیشتری بیاری؟

352
00:19:13,290 --> 00:19:15,750
‫خیله خب، حالا می‌تونی بیفتی!

353
00:19:15,830 --> 00:19:16,830
‫واقعاً نمی‌تونم.

354
00:19:16,910 --> 00:19:18,660
‫می‌تونی! توی نقاشی بیفت.

355
00:19:22,790 --> 00:19:24,750
‫این دیوونه‌بازیه و اصلاً منطقی نیست!

356
00:19:24,830 --> 00:19:27,040
‫دیوونه‌بازی نیست. این تنها راهه!

357
00:19:27,120 --> 00:19:28,750
‫-بو.
!آه -

358
00:19:28,830 --> 00:19:29,790
‫مامان!

359
00:19:30,830 --> 00:19:33,790
‫استر، یه نردبون توی انباری هست. می‌خوام بیاریش.

360
00:19:33,870 --> 00:19:35,330
‫و من می‌خوام تو به من اعتماد کنی!

361
00:19:38,330 --> 00:19:39,790
‫فقط بهم اعتماد کن.

362
00:19:51,660 --> 00:19:52,540
‫ها؟

363
00:19:52,620 --> 00:19:54,910
‫اینجایی! دو هفته‌ست که رفتی.

364
00:19:55,000 --> 00:19:57,450
‫-چی؟!
.نه بابا. فقط داشتم سر به سرت می‌ذاشتم -

365
00:19:58,080 --> 00:19:59,750
‫چرا دوباره چراغا خاموشه؟

366
00:20:01,910 --> 00:20:04,120
‫-بدون من برو!
.باشه، اوکیه -

367
00:20:07,160 --> 00:20:10,700
‫فرار کن! من و این حیوون یه حسابی با هم داریم.

368
00:20:10,790 --> 00:20:11,830
‫ببخشید، شما کی هستین؟

369
00:20:11,910 --> 00:20:15,080
‫جوسایا بنکوئست. آسیاب‌بان آبی.

370
00:20:17,040 --> 00:20:21,160
‫شاید پا نداشته باشم، ولی هنوز یه رقص دیگه تو چنته دارم.

371
00:20:21,250 --> 00:20:22,870
‫ببریدش عقب، بچه‌ها!

372
00:20:25,250 --> 00:20:27,120
‫الان ترسیده.

373
00:20:32,410 --> 00:20:34,290
‫اوه، خدایا شکرت! پسرهام.

374
00:20:34,370 --> 00:20:35,750
‫پسرهای خوشگلم.

375
00:20:35,830 --> 00:20:38,200
‫اوه، نمی‌خواستم به کاترین توضیح بدم

376
00:20:38,290 --> 00:20:40,660
‫که چرا داری مثل یه روح و یه اسکلت با جوراب‌های تا زانو

377
00:20:40,750 --> 00:20:42,580
‫به هتل برمی‌گردی.

378
00:20:42,660 --> 00:20:46,330
.ما به خاطر تو و اون آسیاب‌بان موفق شدیم

379
00:20:46,410 --> 00:20:47,410
‫چرا اون بهمون کمک کرد؟

380
00:20:47,500 --> 00:20:50,910
.چون جواب مهربانی، مهربانیه

381
00:20:51,000 --> 00:20:54,700
.ممنون که بدنم رو در آرامش قرار دادی

382
00:20:54,790 --> 00:20:57,580
...‫منظورت اون موقعی که هلت دادم و اتفاقی افتادی توی چالـ

383
00:20:57,660 --> 00:20:59,450
.بیخیال. ذهنتو درگیر نکن

384
00:20:59,540 --> 00:21:00,790
.باعث افتخارم بود

385
00:21:02,950 --> 00:21:06,080
تو از کجا خبر داشتی؟ -
.من از خیلی چیزا خبر دارم -

386
00:21:06,160 --> 00:21:08,700
...درضمن، اون نقاشی نفرین‌شده‌ست و اگه دوباره بری توش

387
00:21:08,790 --> 00:21:10,790
.اون مرد توی تونل تسخیرت می‌کنه

388
00:21:15,910 --> 00:21:17,700
.ببخشید که بهت اعتماد نکردم

389
00:21:17,790 --> 00:21:20,370
.و منم متاسفم که به حرفت درمورد فیبی گوش ندادم

390
00:21:20,450 --> 00:21:22,120
‫و اینکه اون سعی کرد تو رو بکشه.

391
00:21:22,620 --> 00:21:24,290
‫اوه، تو هنوز زنده‌ای؟

392
00:21:24,370 --> 00:21:26,580
‫دفعه بعد یه پشت بوم بلندتر انتخاب می‌کنم.

393
00:21:26,660 --> 00:21:29,200
‫زود باش، استر. می‌خوایم بریم جلوی ماشینا بپریم.

394
00:21:29,290 --> 00:21:32,080
‫ قبلش ببین چی پیدا کردم.

395
00:21:33,450 --> 00:21:37,330
‫این شالی نیست که خواهرم قرض گرفت و دیگه پس نداد؟

396
00:21:37,410 --> 00:21:38,870
‫فکر کردم برای همیشه گم شده...

397
00:21:40,950 --> 00:21:43,330
‫این کار ناتمومش بود؟

398
00:21:43,410 --> 00:21:44,660
‫و تو می‌دونستی.

399
00:21:44,750 --> 00:21:46,830
‫همون‌طور که گفتم، من چیزهای زیادی می‌دونم.

400
00:21:46,910 --> 00:21:51,160
‫مثلاً چه بلایی سر هر روحی میاد که با مامانم دربیفته!

401
00:21:51,250 --> 00:21:53,250
‫من این هتلو می‌گردونم!

402
00:21:53,330 --> 00:21:55,660
‫صدامو می شنوی، اسکار؟

403
00:21:57,750 --> 00:22:00,580
‫بابام اینجاست. ماکت رو توی خونه تموم می‌کنم.

404
00:22:00,660 --> 00:22:02,910
.از 20 لذت ببر -
.ممنون هدر -

405
00:22:03,580 --> 00:22:06,080
‫بالاخره! فهمیدی مشکل برق از کجاست؟

406
00:22:06,160 --> 00:22:09,620
‫بهتر. فهمیدیم لازم نیست چیزی رو لمس کنم تا مفید باشم.

407
00:22:09,700 --> 00:22:12,330
‫و اینکه واقعاً باید این هتل رو به شبکه وصل کنی.

408
00:22:23,290 --> 00:22:26,750
‫مخلوط شید، ای خبیثان من. مخلوط شید تا دنیا خمیر شه!

409
00:22:26,830 --> 00:22:28,160
:‫بعد این هیولائه گفت

410
00:22:28,250 --> 00:22:30,910
‫نمی‌خوام دوست دخترت تلویزیون تماشا کنه.

411
00:22:31,000 --> 00:22:34,950
‫و برای من، خب، بذار بگم که این غیرقابل قبول بود.

412
00:22:35,040 --> 00:22:37,750
‫چیزی که غیرقابل قبوله، کاراییه که دلم می‌خواد باهات بکنم.

413
00:22:39,330 --> 00:22:41,370
‫پس اون قضیه هنوز پابرجاست، ها؟

414
00:22:41,450 --> 00:22:43,580
.هر لحظه یه مشکل بزرگ داریم

415
00:22:43,660 --> 00:22:46,290
‫خب، کار ناتموم تو چیه؟

416
00:22:46,370 --> 00:22:47,410
.راستش، نمی‌دونم

417
00:22:47,500 --> 00:22:49,910
.همیشه دلم می‌خواست یه هتل موفق رو اداره کنم

418
00:22:50,000 --> 00:22:51,790
!دایی نیتن تا ابد اینجاست

419
00:22:51,870 --> 00:22:55,080
‫ولی همیشه دلم می‌خواست تو گاوبازی شرکت کنم،

420
00:22:55,160 --> 00:22:56,830
‫و کاندید بشم برای انتخابات.

421
00:22:56,910 --> 00:23:00,120
‫من کلی رؤیا دربارهٔ دویدن داشتم،
‫از جمله فرار از مشکلاتم.

422
00:23:00,200 --> 00:23:02,660
.شوخی کردم، ولی حقیقت هم داره

423
00:23:06,700 --> 00:23:08,620
‫مخلوط‌کن‌ها کار نمی‌کنن!

424
00:23:10,000 --> 00:23:30,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

