﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,450 --> 00:00:14,160
‫بن، اونقدرها هم بد نبود.

3
00:00:14,250 --> 00:00:16,160
‫ده ثانیه بعد از شروع شعبده‌بازی پام پیچ خورد،

4
00:00:16,250 --> 00:00:19,290
‫بعد همه توپ‌هام افتادن بین تماشاچی‌ها
!و اونا پسشون ندادن

5
00:00:19,370 --> 00:00:21,000
‫خب، واسه چی استندآپ کمدی رو شروع کردی؟

6
00:00:21,080 --> 00:00:24,700
‫چون وقتی به بن فری‌لینگ پنج دقیقه وقت می‌دی، پنج دقیقه اجرا می‌کنه

7
00:00:24,790 --> 00:00:27,660
‫خب، اگه مسابقهٔ استعدادیابی راهنمایی جایزه‌ای واسه تسلیم نشدن داشت

8
00:00:27,750 --> 00:00:29,410
‫وای خدا، مراقب باش!

9
00:00:31,330 --> 00:00:33,910
‫نیتن! فکر کردم یه نفر رو کشتم!

10
00:00:34,000 --> 00:00:35,410
.‫نه. قبلاً مردم

11
00:00:35,500 --> 00:00:37,160
وسط خیابون چیکار می‌کردی؟

12
00:00:37,250 --> 00:00:41,120
‫نتونستم صبر کنم تا شماها بیاین خونه! نمایش بن رو ضبط کردی؟

13
00:00:42,700 --> 00:00:46,620
.می‌بینم مدیرمون هم تو تماشاچی‌هاست. حماقت هم حدی داره

14
00:00:46,700 --> 00:00:47,700
!بووو

15
00:00:47,790 --> 00:00:48,870
.خب وقتم تموم شد

16
00:00:48,950 --> 00:00:51,700
.وسط ضبط اشتباهی دستش خورده رو دکمهٔ توقف

17
00:00:51,790 --> 00:00:52,790
.بهتر که اینجوری شد

18
00:00:52,870 --> 00:00:54,410
‫لعنتی. همه چیو از دست می‌دم.

19
00:00:54,500 --> 00:00:56,660
‫هی، چرا یه صندلی شکسته جلوی دره؟

20
00:00:58,330 --> 00:00:59,410
.‫پشت من بمونین

21
00:01:10,500 --> 00:01:12,080
‫نیتن، اینجا چه اتفاقی افتاده؟

22
00:01:12,160 --> 00:01:15,410
.‫مطمئن نیستم. خیلی وقته بیرون منتظر بودم

23
00:01:15,500 --> 00:01:17,330
‫بچه‌ها، آسانسور.

24
00:01:24,660 --> 00:01:25,870
.یه لونه درست کردم

25
00:01:25,950 --> 00:01:26,870
‫ابدان!

26
00:01:26,950 --> 00:01:28,620
‫تحویل آب! وای!

27
00:01:28,700 --> 00:01:31,580
‫-اوه، بچه‌ها نیاز به کمک برای تمیزکاری دارین یا...
.نه ممنون -

28
00:01:31,660 --> 00:01:34,790
.بهتر، چون من جز تحویل آب بلد نیستم کاری انجام بدم

29
00:01:36,410 --> 00:01:38,200
‫ابدان، چه خبرته؟

30
00:01:38,290 --> 00:01:41,450
یه شیطان بود که دقیقاً شبیه من بود. مجبور شدم قدرت‌مو نشونش بدم

31
00:01:41,540 --> 00:01:42,580
.به گمونم ‫منظورش آینه‌‌ست

32
00:01:42,660 --> 00:01:45,700
‫صبر کن. لابی منو به خاطر اینکه خودتو تو آینه دیدی به گند کشیدی؟

33
00:01:47,790 --> 00:01:51,120
.‫خب، اگه تا حالا نمرده بودم، الان می‌مردم

34
00:01:51,200 --> 00:01:52,830
.‫زندگی بامزه‌ست

35
00:02:27,660 --> 00:02:31,040
.اصلاً چیکار کردی؟ انگار خودتو پرت کردی تو در و دیوار

36
00:02:31,120 --> 00:02:33,000
.همین کارو کردم -
.بهم شلیک نکنین -

37
00:02:33,080 --> 00:02:35,040
.‫چون گلوله ازم رد میشه

38
00:02:35,120 --> 00:02:38,410
‫ولی انگار ابدان یه گوزن رو هم تو
‫ایوون پشتی کشته.

39
00:02:38,500 --> 00:02:41,830
‫این کار من نبود! من و گوزن یه اتحاد موقت داریم.

40
00:02:41,910 --> 00:02:43,580
‫-علیه چی؟
.مرد پروانه‌ای -

41
00:02:43,660 --> 00:02:46,700
.‫همیشه یادم می‌ره که جواباش به سؤالا چیز بدیه

42
00:02:46,790 --> 00:02:48,830
‫خب، بیشتر راجع به این شوی استعداد بهم بگو.

43
00:02:48,910 --> 00:02:51,580
کسی بیت باکس زد؟ از من بهتر بودن؟

44
00:02:51,660 --> 00:02:53,370
‫الان این چیزیه که برات مهمه؟

45
00:02:53,450 --> 00:02:54,950
‫اگه تو هم نمی‌تونستی تا ابد از هتل خارج شی،

46
00:02:55,040 --> 00:02:57,120
‫این برای تو هم مهم میشد.

47
00:02:57,200 --> 00:02:58,250
‫دلم برای همه چی تنگ شده.

48
00:02:58,330 --> 00:03:01,660
‫می‌دونی، هیشکی تا حالا اینو نگفته، ولی روح بودن معایب خودشو داره

49
00:03:01,750 --> 00:03:02,750
‫من باید برم رنگ بخرم.

50
00:03:02,830 --> 00:03:05,910
‫یه فعالیت گروهی می‌خواین؟ برین هرچی ابدان از گوزن باقی گذاشته رو تمیز کنین

51
00:03:06,000 --> 00:03:09,950
!من کاری بهش نداشتم، چون ما یه اتحاد باهم داریم

52
00:03:10,040 --> 00:03:10,950
‫مجبوریم؟

53
00:03:11,040 --> 00:03:13,790
‫من یه ترس واقعی از خون دارم وقتی بیرون از بدن باشه.

54
00:03:13,870 --> 00:03:15,200
.‫یالا. خوش می‌گذره

55
00:03:15,290 --> 00:03:17,620
.‫استر با تِی کار می‌کنه و بن هم استخون‌بُری می‌کنه

56
00:03:17,700 --> 00:03:20,750
آها. می‌شه من با تِی کار کنم؟ -
چرا انقدر سختش می‌کنی؟ -

57
00:03:20,830 --> 00:03:22,500
‫-زود برمی‌گردم.
.توی تهویه‌ها منتظر می‌مونم -

58
00:03:22,580 --> 00:03:25,000
.نه. حق رفتن به مجراهای تهویه رو نداری، با من میای

59
00:03:25,080 --> 00:03:26,450
.نخیر، می‌وام برم تو تهویه‌ها

60
00:03:26,540 --> 00:03:29,410
میای به شهر. می‌خوای تا ماشین پیاده بیای یا بغلت کنم؟

61
00:03:29,500 --> 00:03:30,950
.‫من کانال تهویه می‌خوام

62
00:03:31,040 --> 00:03:31,910
.‫پس بغلت می‌کنم

63
00:03:32,000 --> 00:03:34,950
!نـــــــــــــــــــــه

64
00:03:41,620 --> 00:03:44,540
.‫-دهنت رو به فنا میدیا
.تو جهنم، من ۵ تا دهن داشتم -

65
00:03:44,620 --> 00:03:46,120
‫باشه، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

66
00:03:55,200 --> 00:03:57,040
.اوکی، بسه دیگه -
!منو آزاد کن -

67
00:03:57,120 --> 00:03:58,790
،‫نمی‌تونم وگرنه باز جریمه میشم

68
00:03:58,870 --> 00:04:01,660
چون از چشم باقی مردم دنیا، تو یه بچهٔ کوچیکی

69
00:04:01,750 --> 00:04:04,700
.نه علت فناناپذیر یک سوم مشکلات من

70
00:04:04,790 --> 00:04:06,870
.‫و تو علت تمام مشکلات منی

71
00:04:06,950 --> 00:04:10,580
.می‌دونم که درست نیست. آخه یه‌کم پیش از مرد پروانه‌ شاکی بودی

72
00:04:10,660 --> 00:04:12,540
.مرد پروانه‌ای

73
00:04:12,620 --> 00:04:14,330
،‫ببین، این اولین باره باهم میایم به شهر

74
00:04:14,410 --> 00:04:17,750
.و همه می‌دونن من مالک اون هتل پر جیغ‌ودادم

75
00:04:17,830 --> 00:04:19,250
.‫پس بیا یه سری قانون بذاریم

76
00:04:19,330 --> 00:04:22,500
‫اخم نمی‌کنی، به کسی حمله نمی‌کنی، و اگه کسی بهت لبخند زد،

77
00:04:22,580 --> 00:04:25,830
.نیاز نیست اون روی شیطانیت رو تو حلقش فرو کنی

78
00:04:25,910 --> 00:04:27,370
.دست خودم نیست

79
00:04:27,450 --> 00:04:30,000
‫فقط دهنت رو بسته نگه دار و دستات رو بذار توی جیبت.

80
00:04:36,040 --> 00:04:37,370
.‫من موسیقی ساحلی می‌خوام

81
00:04:38,250 --> 00:04:42,040
‫موج رو بگیر تا حس کنی در اوج دنیایی

82
00:04:45,080 --> 00:04:47,040
.آره، قطعاً یه گوزن مرده‌ست

83
00:04:47,120 --> 00:04:48,830
.‫فقط یه گوزن مرده نیست

84
00:04:48,910 --> 00:04:52,500
خدایا، چیزی توشه؟ -
.معلومه، یه معما -

85
00:04:52,580 --> 00:04:53,580
کارِ کی بوده؟

86
00:04:53,660 --> 00:04:55,950
.‫این جای دندونا خیلی بزرگتر از دندونای ابدان‌ان

87
00:04:56,040 --> 00:04:57,290
.‫و این رد چنگال‌ها رو ببین

88
00:04:57,370 --> 00:05:00,910
‫چنگای ابدان پوست رو پاره نمی‌کنه، چون مامان ناخناشو کوتاه می‌کنه

89
00:05:01,000 --> 00:05:03,410
میشه لطفاً روی تمیزکردن اینجا و جمع کردن گوزن تمرکز کنیم؟

90
00:05:03,500 --> 00:05:06,250
‫چرا؟ می‌ترسی یه چیزی پیدا کنیم که دوست نداری پیدا کنیم؟

91
00:05:06,330 --> 00:05:09,910
‫- اون موقع که این گوزن مرد کجا بودی؟
.داشتم مورد عنایت «بوو» های بچه‌های مدرسه قرار می‌گرفتم

92
00:05:10,410 --> 00:05:11,540
‫حرفاش سندیت داره.

93
00:05:11,620 --> 00:05:13,870
‫پس این یعنی قاتل هنوز فراریه!

94
00:05:13,950 --> 00:05:15,080
.‫نه اگه جلوش مَرده رو بگیریم

95
00:05:15,160 --> 00:05:16,660
!یا زنه! یا یه موجود

96
00:05:16,750 --> 00:05:18,290
‫من یه ورد ردیابی می‌زنم.

97
00:05:18,790 --> 00:05:22,040
،هی،یادمه وظیفه‌مون تمیز کردن این گوزنه بود

98
00:05:22,120 --> 00:05:24,000
.و جفتتون دارین ازش دور می‌شین

99
00:05:24,080 --> 00:05:26,540
‫بن، چرا باید این کارو بکنیم؟

100
00:05:26,620 --> 00:05:28,370
‫چون اِستر عاشق شکار کردنه،

101
00:05:28,450 --> 00:05:30,830
‫و من تشنهٔ یه ماجرایی‌ام که توش منو راه بدن؟

102
00:05:30,910 --> 00:05:33,200
.بیخیال بن -
آره، خدایی، بن -

103
00:05:33,290 --> 00:05:35,950
‫- بیاین فقط پاهاشو بذاریم تو کیسه.
نه، صبر کن. واسط تشریفاتم -

104
00:05:39,080 --> 00:05:41,370
خوشحال شدی؟ -
آم، راستش خیلی زیاد -

105
00:05:41,450 --> 00:05:43,000
.پس خودت خونش رو تمیز کن

106
00:05:46,290 --> 00:05:50,250
چیزی نمیشه. کسی نمی‌دونه اون یه شیطانه. اون فقط یه پسر کوچولوئه

107
00:05:51,410 --> 00:05:52,870
‫من همه رژلباتو خوردم.

108
00:05:53,500 --> 00:05:54,790
.از پسش برنمیام

109
00:05:54,870 --> 00:05:57,750
‫ولی خب نمی‌تونم تورو تو ماشین تنها بذارم که یه نفر ببینه.

110
00:06:01,290 --> 00:06:02,950
‫داری چیکار می‌کنی؟

111
00:06:03,040 --> 00:06:05,830
‫- خیلی سریع تموم میشه.
!من می‌خوام برگردم هتل -

112
00:06:05,910 --> 00:06:07,830
‫برمی‌گردیم، یه ساعت دیگه. شاید دو ساعت.

113
00:06:09,620 --> 00:06:12,250
‫مقاومت نکن. ممکنه از اون تو خوشت بیاد.

114
00:06:12,330 --> 00:06:13,910
‫- کاترین؟
.سلام، چارلی -

115
00:06:14,000 --> 00:06:15,370
‫یه پسر گذاشتی تو صندوق عقب ماشینت؟

116
00:06:15,450 --> 00:06:17,120
‫من ارزش شش تا پسر رو دارم.

117
00:06:17,200 --> 00:06:19,500
‫این برادرزاده‌مه.

118
00:06:19,580 --> 00:06:21,290
‫می‌خوام یه گیاه ‌بخرم که هم‌قد اونه،

119
00:06:21,370 --> 00:06:24,160
‫و می‌خواستم ببینم تو صندوق عقب جا میشه یا نه. نه.

120
00:06:24,250 --> 00:06:28,120
‫خب، رقیب من تو هتل رقیب داره چیکار می‌کنه؟

121
00:06:28,200 --> 00:06:30,870
‫شوخی کردم! تصور کن اگه ما اونجوری بودیم،

122
00:06:30,950 --> 00:06:33,790
‫به جای آشناهایی که دارن زود دوست میشن؟

123
00:06:33,870 --> 00:06:35,870
‫هنوزم می‌خوای منو تو صندوق عقب گیر بندازی؟

124
00:06:35,950 --> 00:06:38,040
‫هنوزم...؟

125
00:06:38,120 --> 00:06:41,290
‫ابدان، برو بازی کن! دستاتو بذار تو جیبت.

126
00:06:41,370 --> 00:06:43,500
‫خب... اون تخت و صبحونه‌ای که گفتی خوب به نظر می‌رسه.

127
00:06:45,250 --> 00:06:46,330
‫اوه، این آهن‌پاره‌ی قدیمی رو میگی؟

128
00:06:46,410 --> 00:06:48,830
‫داستان خنده‌داری داره. هفته‌ی پیش لبه‌های شیروونی رو رنگ کردم

129
00:06:48,910 --> 00:06:51,000
‫چارلی، من... من باید برم یه سری کار دارم خب...

130
00:06:51,080 --> 00:06:53,160
‫هی، می‌فهمم. منم سرم شلوغه.

131
00:06:53,250 --> 00:06:57,330
‫هتل‌داری تو فصل برگ‌ریزان وسط منطقه‌ی برگ‌ریزان؟

132
00:06:57,410 --> 00:06:59,950
‫انقدر سریع نمی‌تونم اون نوشیدنی سیب معروفمو درست کنم.

133
00:07:00,040 --> 00:07:01,830
‫تا مهمونا بتونن بطری بطری بخرن ببرن خونه.

134
00:07:01,910 --> 00:07:03,120
‫خواهرزاده‌مو ندیدی...؟

135
00:07:03,200 --> 00:07:06,410
‫می‌دونی، یه زوج اومده بودن دنبال یه جای عروسی،

136
00:07:06,500 --> 00:07:08,910
‫مجبور شدم بهشون بگم، "ببخشید، همه جا رزرو شده."

137
00:07:09,000 --> 00:07:11,950
‫- تو که جا نداری، داری؟
 .ام... آره، باید چک کنم -

138
00:07:12,040 --> 00:07:14,160
پس ‫میفرستمشون پیش شما!

139
00:07:14,250 --> 00:07:15,160
‫خداحافظ، چارلی.

140
00:07:19,660 --> 00:07:21,500
‫یکی اون تو کفشامو برداشته!

141
00:07:21,580 --> 00:07:22,950
‫ابدان، بیا بیرون!

142
00:07:26,160 --> 00:07:28,040
نگفتم دستاتو بذاری توی جیبت؟

143
00:07:28,120 --> 00:07:31,370
‫اونا چنگک‌های منن تا شریرترین کارامو انجام بدم.

144
00:07:31,450 --> 00:07:32,870
‫گفتم دستاتو پیش خودت نگه دار.

145
00:07:32,950 --> 00:07:35,580
‫هی‫! این همون پسرس که شب‌ها میپره تو ماشینم.

146
00:07:35,660 --> 00:07:37,000
.حتماً اشتباه گرفتین

147
00:07:37,080 --> 00:07:39,540
یه پسر دیگه که انگار لباسای دهه 50 رو پوشیده؟

148
00:07:39,620 --> 00:07:41,870
!تازه همۀ هویجا و خاک باغچۀ منم خورده

149
00:07:41,950 --> 00:07:44,910
‫یهو می‌پره تو آشپزخونه‌م و می‌شینه رو میز.

150
00:07:45,000 --> 00:07:47,000
‫متاسفم. خیلی متاسفم.

151
00:07:47,080 --> 00:07:49,620
‫خیلی معذرت می‌خوام. آره، خب... شرمنده، شرمنده، شرمنده

152
00:07:49,700 --> 00:07:50,910
‫یه معذرت‌خواهی حسابی به همه بدهکارم.

153
00:07:51,540 --> 00:07:54,040
‫اون دستور آب سیب رو برات میارم!

154
00:07:54,700 --> 00:07:56,040
‫یادت رفت رنگ بگیری.

155
00:07:59,410 --> 00:08:02,830
‫همون سرکه و جوش شیرین خودمون. چیزی هست که با اینا تمیز نشه؟

156
00:08:15,790 --> 00:08:18,790
‫- فکر می‌کنی دندون‌پزشکا سالی چقدر درآمد دارن؟
!تو این هتل یه هیولا هست -

157
00:08:18,870 --> 00:08:21,000
‫خنگیا! کلی هیولا تو هتل هست.

158
00:08:21,080 --> 00:08:22,870
‫- دکتر کافین.
.بندراسنچ -

159
00:08:22,950 --> 00:08:24,290
.گلاب -
.گوجر -

160
00:08:24,370 --> 00:08:25,870
.بلعندۀ ذهن -
.اسکریچ -

161
00:08:25,950 --> 00:08:28,500
عبور نور -
 صورت گندۀ کوچک -
 پسران  باگ -

162
00:08:28,580 --> 00:08:30,500
‫یه هیولا همین الان توی ساعته.

163
00:08:32,000 --> 00:08:35,290
‫منظورم یه هیولای جدیده. یه هیولایِ کُشندۀ آهو و شاید بن.

164
00:08:35,370 --> 00:08:39,040
‫شماها درست می‌گفتین، همین الان اینو از ایوون ورودی کشیدم بیرون

165
00:08:39,120 --> 00:08:41,500
‫هوم. آبسیدین. انعکاس نداره.

166
00:08:41,580 --> 00:08:43,790
‫به طور غیرطبیعی تیزه.

167
00:08:43,870 --> 00:08:46,500
.خدا ورت داره! هفتۀ دیگه برای مدرسه عکاسی دارم

168
00:08:46,580 --> 00:08:50,370
‫یادم اومد دیشب صدای زوزه‌ کشیدن توی راهروی طبقه بالا شنیدم

169
00:08:50,450 --> 00:08:53,120
‫آهوی مرده. زوزه کشیدن تو راهرو.

170
00:08:53,200 --> 00:08:55,620
‫چنگال فراطبیعی. جالبه.

171
00:08:55,700 --> 00:08:59,160
‫"جالب؟" مثلاً اینکه "ما یه معما داریم" جالبه؟

172
00:08:59,250 --> 00:09:02,160
‫نه دایی نیتن، ما هیچ معمایی نداریم.

173
00:09:03,000 --> 00:09:04,450
‫یه گرگینه داریم.

174
00:09:04,950 --> 00:09:06,910
‫واسه همینه که تو ماشین ماست نمی‌خوریم.

175
00:09:07,000 --> 00:09:09,330
‫ چند وقته شبا میری خونه‌های مردم دزدی؟

176
00:09:09,410 --> 00:09:10,910
‫- دویست سال.
واسه چی؟ -

177
00:09:11,000 --> 00:09:15,040
‫چون شب بوم نقاشی منه و وحشت رنگش.

178
00:09:16,250 --> 00:09:17,540
‫ناهار دلم یه پی‌بی‌اندجی می‌خواد.

179
00:09:20,410 --> 00:09:21,330
‫ چیز خنده داری اتفاق افتاده؟

180
00:09:21,410 --> 00:09:23,410
‫همون قصه، یه دهۀ دیگه.

181
00:09:23,500 --> 00:09:28,080
‫۳۰۰ ساله که ابدان این سرزمین و مردمی که صاحبش هستن رو به وحشت انداخته

182
00:09:28,160 --> 00:09:31,000
‫- نصیحتی داری؟
فقط اگه بخوای بدونی چی فایده نداره -

183
00:09:31,080 --> 00:09:33,330
‫یه بار انداختنش تو دریاچه.

184
00:09:33,410 --> 00:09:34,700
‫زنده به گورش کردن.

185
00:09:34,790 --> 00:09:37,950
‫فرستادنش یه مدرسه شبانه‌روزی که تمرکزش روی سخت‌گیریه.

186
00:09:38,040 --> 00:09:40,250
‫حتی تو زیرشیروانی هم با زنجیر بستنش.

187
00:09:40,330 --> 00:09:42,000
‫فکر کنم هنوزم زنجیرش همون‌جاست.

188
00:09:42,080 --> 00:09:43,290
.نمی‌خوام با زنجیر ببندمش

189
00:09:43,370 --> 00:09:47,250
‫حتی اگه این کارو هم بکنی فایده نداره. شیطان رو نمی‌شه مهار کرد

190
00:09:47,870 --> 00:09:50,500
‫پس شاید نباید مهارش کنم.

191
00:09:50,580 --> 00:09:53,870
‫همون‌طور که خودت گفتی، مردم صدها سال تلاش کردن و شکست خوردن

192
00:09:53,950 --> 00:09:58,500
‫شاید باید هدایتش کنم، بهش هدف بدم، معنی، مقاصد.

193
00:09:58,580 --> 00:10:00,700
‫- اینا همش مترادفن.
!ابدان -

194
00:10:02,660 --> 00:10:04,870
‫- اوم… داشتم پرسه می‌زدم.
 .داری استخدام می‌شی -

195
00:10:05,540 --> 00:10:08,370
‫نمی‌دونستم وایت‌برد داریم. چه خوب.

196
00:10:08,450 --> 00:10:11,250
‫هرچیزی که تونستم درباره‌ی گرگینه‌ها پیدا کنم رو جمع کردم.

197
00:10:11,330 --> 00:10:13,450
‫مواردی که دیده شدن، نقاط ضعف شناخته شده.

198
00:10:13,540 --> 00:10:16,950
‫همه‌ی فیلم‌های توآیلایت رو هم دیدم.
به نظرم خیلی شبیه جیکوب‌ـم

199
00:10:17,040 --> 00:10:20,660
‫ببینید، می‌دونم گفتم یه هیولا داریم، ولی مطمئنید گرگینه‌ست؟

200
00:10:20,750 --> 00:10:22,000
‫اصلاً این چیزا واقعی‌ان؟

201
00:10:22,080 --> 00:10:23,660
‫بن، دلت می‌خواد خورده شی؟

202
00:10:23,750 --> 00:10:24,830
‫می‌دونی که نه.

203
00:10:24,910 --> 00:10:27,910
‫من متخصصم. نشانه‌ها رو می‌شناسم. ما یه گرگینه داریم.

204
00:10:28,000 --> 00:10:30,830
‫در واقع، یه گرگ‌نما، چون معلومه که می‌تونه هر وقت بخواد تغییر شکل بده

205
00:10:31,210 --> 00:10:35,210
‫و حالا که اینجاست، باید تبدیل به قاتل‌های گرگینه بشیم.

206
00:10:35,300 --> 00:10:36,480
‫خب، چطوری این موجود رو پیدا کنیم؟

207
00:10:36,500 --> 00:10:39,200
‫با پیدا کردن انسانی که هیولا رو مخفی می‌کنه.

208
00:10:39,290 --> 00:10:41,250
‫و فکر کنم پیداش کردم.

209
00:10:41,330 --> 00:10:45,040
‫تنها مهمون فعلی هتلمون، جرمی لارامی!

210
00:10:45,120 --> 00:10:47,540
‫اوه اوه. شرط می‌بندم سر این تو مدرسه مسخره‌اش کردن.

211
00:10:47,620 --> 00:10:50,620
‫شرط می‌بندم که اون اذیت‌ها باعث رشد یه قدرت درونی شد.

212
00:10:50,700 --> 00:10:52,040
‫طبق گفته‌ی ارواحی که باهاشون در ارتباطم،

213
00:10:52,120 --> 00:10:55,160
‫جرمی دو روز پیش نصف شب اومد و پذیرش شد. تنها.

214
00:10:55,250 --> 00:10:57,200
‫یه لباس کثیف پوشیده بود روش پر از پشم بود.

215
00:10:57,290 --> 00:11:01,410
‫و اتاقش بالاست، همونجایی که دایی نیتن صدای زوزه شنید.

216
00:11:02,040 --> 00:11:05,620
‫این همون گرگینه‌ست.

217
00:11:05,700 --> 00:11:07,040
‫همه‌چی بهم ربط داره!

218
00:11:07,120 --> 00:11:09,410
‫چون اون خط‌ها رو کشیده و به هم وصلشون کرده!

219
00:11:09,500 --> 00:11:12,330
‫- ما نمی‌تونیم یه مهمون رو متهم کنیم.
‫- نمی‌خوایم متهمش کنیم.

220
00:11:12,410 --> 00:11:16,290
‫می‌خوایم بهش حمله کنیم، بسوزونیمش و خاکسترش رو تو آب روان پخش کنیم

221
00:11:16,370 --> 00:11:17,910
‫داداشت حرف حساب می‌زنه، استر.

222
00:11:18,000 --> 00:11:20,330
‫من به عنوان بزرگتر اینجا مجبورم اصرار کنم

223
00:11:20,410 --> 00:11:24,410
‫که قبل از حمله ثابت کنیم این مهمون یه گرگینه‌ست.

224
00:11:24,500 --> 00:11:25,500
‫هی.

225
00:11:26,660 --> 00:11:28,080
‫این عکس منه؟

226
00:11:28,700 --> 00:11:31,830
‫دقیقا! آره، ما از همه‌ی مهمونا عکس می‌گیریم.

227
00:11:31,910 --> 00:11:34,450
‫میتونی آخرش بخریشون، مثل... ترن هوایی.

228
00:11:38,750 --> 00:11:40,000
‫من کار نمی‌خوام!

229
00:11:40,080 --> 00:11:43,580
‫ابدان، کار به آدم هدف میده و خوشحالشون می‌کنه.

230
00:11:43,660 --> 00:11:46,410
‫- تو که خوشحال به نظر نمیای.
!چون سرم با پیدا کردن شغل برای شیاطین شلوغه -

231
00:11:46,500 --> 00:11:50,000
‫راستی، یه کار پیدا کردم که فکر کنم واست عالیه.

232
00:11:50,080 --> 00:11:52,120
‫از اونجایی که حدس می‌زنم شیاطین از شکنجه دادن خوششون میاد

233
00:11:52,200 --> 00:11:55,700
‫فکر کردم می‌تونی خاکای هتل رو شکنجه کنی.

234
00:11:56,370 --> 00:11:59,540
‫صداش... لذت بخشه.

235
00:12:01,000 --> 00:12:04,660
‫و چنتا وسیله هم باهاشه که می‌تونی پله‌ها رو هم شکنجه بدی.

236
00:12:12,000 --> 00:12:13,370
‫یه کار دیگه پیدا می‌کنیم.

237
00:12:15,000 --> 00:12:21,000


238
00:12:22,950 --> 00:12:23,950
‫داری منو تعقیب می‌کنی؟

239
00:12:24,040 --> 00:12:25,450
‫اوه، نه. ما فقط...

240
00:12:26,080 --> 00:12:28,540
ناموصاً؟ -
.سرگرمش کن. نذار تو رو بخوره -

241
00:12:28,620 --> 00:12:31,080
‫آره، داشتم تعقیبت می‌کردم.

242
00:12:31,160 --> 00:12:34,700
‫تا ببینم مایلی یه گشتی تو هتل بزنیم.

243
00:12:36,540 --> 00:12:37,870
‫اوه.

244
00:12:37,950 --> 00:12:39,290
‫- حتماً.
 صبر کن، خدایی؟ -

245
00:12:39,370 --> 00:12:40,540
‫آره، چرا که نه؟

246
00:12:40,620 --> 00:12:42,700
‫اوه، باشه. عالیه.

247
00:12:42,790 --> 00:12:44,660
‫پس اول از سالن پذیرایی شروع کنیم،

248
00:12:44,750 --> 00:12:48,000
‫که یه نمونه بارز از سبک نئوگوتیکه.

249
00:12:53,160 --> 00:12:54,660
‫خیلی‌خب، جرمی.

250
00:12:54,750 --> 00:12:57,410
...شاید بتونی گرگینه بودنت رو پنهان کنی، ولی نمی‌تونی

251
00:12:57,500 --> 00:12:58,910
!موهایی که روی تخت می‌ریزه رو پنهان کنی

252
00:12:59,000 --> 00:12:59,830
‫ها!

253
00:13:00,330 --> 00:13:01,370
‫به طرز عجیبی تمیزه.

254
00:13:01,450 --> 00:13:03,700
‫لوله های فاضلاب حموم هم تمیزه.

255
00:13:03,790 --> 00:13:06,790
‫اما اینا فقط ثابت می‌کنه که اون آدمیزادطور می‌خوابه و دوش می‌گیره

256
00:13:06,870 --> 00:13:09,250
‫و اینکه می‌دونست ما اتاقشو می‌گردیم،

257
00:13:09,330 --> 00:13:11,410
‫پس همۀ مدارکی که نشون میده گرگینه‌ست رو قایم کرده.

258
00:13:11,500 --> 00:13:13,750
آره، ممکنه. حرکت بعدی چیه حالا؟

259
00:13:13,830 --> 00:13:14,830
‫همه جا رو زیر و رو کنیم.

260
00:13:14,910 --> 00:13:16,910
‫نمی‌تونم زیرورو کنم، ولی منم پا به پات انرژی میذارم.

261
00:13:19,290 --> 00:13:20,330
‫زیرورو! زیرورو!

262
00:13:20,410 --> 00:13:23,830
‫بعد میندازیشون تو ماشین لباسشویی که لکه رو شکنجه بدی.

263
00:13:23,910 --> 00:13:25,000
‫حالا تو امتحان کن.

264
00:13:25,830 --> 00:13:27,120
‫ابدان؟

265
00:13:31,160 --> 00:13:33,200
‫- داشتم ازش استفاده می‌کردم.
مغر توی کله‌ت داری؟ -

266
00:13:33,290 --> 00:13:37,660
‫من یه موجود پلید جاودانم که توی بدن یه پسر در جایی که ازش متنفرم، گیر کردم

267
00:13:37,750 --> 00:13:38,950
خب چرا تشریفتو نمی‌بری؟

268
00:13:39,040 --> 00:13:40,700
‫چون ممکنه جهنم بیفته دنبالم!

269
00:13:40,790 --> 00:13:41,700
‫ها؟

270
00:13:42,580 --> 00:13:44,120
‫می‌دونی، من تو جهنم یه شغل داشتم.

271
00:13:44,200 --> 00:13:47,370
‫من یه نگهبان ورودی تو حلقه پنجم شهر بی‌خورشید بودم.

272
00:13:47,450 --> 00:13:49,290
‫تعیین می‌کردم کی برای شکنجه وارد بشه

273
00:13:49,370 --> 00:13:51,870
‫و کی برای شکنجه‌ای دیگه به پرتگاه سقوط کنه.

274
00:13:51,950 --> 00:13:57,040
‫بعد تو دهمین هزار سال زندگیم، فرستاده شدم به زمین تا ویرانی به بار بیارم

275
00:13:58,330 --> 00:14:01,410
‫یه پسر جوون رو تسخیر کردم، که اون موقع خیلی محبوب بود.

276
00:14:01,500 --> 00:14:05,450
‫نمی‌دونستم پدر این پسر یه کشیش ماهرِ.

277
00:14:05,540 --> 00:14:07,000
‫اون بدنم رو بست.

278
00:14:07,950 --> 00:14:09,910
‫بعد روحم رو به بدن بست.

279
00:14:11,790 --> 00:14:15,620
‫اما وقتی کشیش شروع کرد به خوندن وردی رو که ذات من رو نابود می‌کرد

280
00:14:15,700 --> 00:14:19,000
‫پریدم روش، و هر دومون رو از صخره پرت کردم پایین.

281
00:14:21,540 --> 00:14:22,750
‫من سالم موندم،

282
00:14:22,830 --> 00:14:26,000
‫اما ناتوان به این جسم بسته شدم،

283
00:14:26,080 --> 00:14:27,830
‫محکوم به سرگردانی ابدی روی زمین.

284
00:14:28,830 --> 00:14:32,410
‫اما همیشه امیدوار بودم که خونه‌م بیاد دنبالم،

285
00:14:32,500 --> 00:14:34,580
در ‫محل شکستم.

286
00:14:36,660 --> 00:14:38,370
‫گفتی تو نگهبان ورودیی؟

287
00:14:39,080 --> 00:14:42,080
.حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم

288
00:14:42,160 --> 00:14:45,160
‫کل اتاقش رو زیر و رو کردیم. کی می‌خواد اونجا رو تمیز کنه؟

289
00:14:45,250 --> 00:14:48,660
‫شاید اشتباه می‌کردم. شاید اون گرگینه نیست.

290
00:14:49,660 --> 00:14:51,950
‫- جرمی گرگینه‌ست.
!می‌دونستم -

291
00:14:52,040 --> 00:14:54,250
‫از کجا می‌دونی؟ آم...دیدی تبدیل شه؟

292
00:14:54,330 --> 00:14:57,370
‫یه دفعه‌ای اتفاق می‌افته، یا اول دستاش پنجه میشه؟

293
00:14:57,450 --> 00:14:59,580
‫ها؟ نه، نه. داشتم بهش یه دوری نشون می‌دادم.

294
00:15:00,250 --> 00:15:02,330
‫سوت‌مو آماده کرده بودم که اگه خواست کاری کنه،

295
00:15:02,410 --> 00:15:04,660
‫ولی اون فقط از تنهایی‌ش گفت.

296
00:15:04,750 --> 00:15:06,120
‫و وقتی بحث رو عوض کردم

297
00:15:06,200 --> 00:15:08,830
‫و گفتم کاغذ دیواری اصلی نیست چون یه نشتی فاضلاب داشتیم،

298
00:15:08,910 --> 00:15:12,000
‫اون به من نگاه کرد و پرسید به نظر من ممکنه

299
00:15:12,080 --> 00:15:15,290
‫آدم به یه چیز کاملاً متفاوت تبدیل شه؟

300
00:15:16,290 --> 00:15:18,160
‫- بعدش فرار کردم.
.نمی‌فهمم -

301
00:15:18,250 --> 00:15:20,870
‫چرا باید ازت درباره‌ی تغییر شکل بپرسه؟

302
00:15:20,950 --> 00:15:22,450
‫وای خدا، نمی‌فهمی؟

303
00:15:22,540 --> 00:15:25,870
‫جرمی می‌خواد بن رو گاز بگیره و اون رو به یه دوست گرگینه تبدیل کنه

304
00:15:25,950 --> 00:15:28,830
‫چی؟ من نمی تونم یه گرگینه باشم. همین الانشم قاطی آدما نیستم

305
00:15:28,910 --> 00:15:32,160
دیگه نمی‌خواد دنبال مدرک بگردیم. هیچکسی جز من
بن رو به یه هیولا تبدیل نمی‌کنه

306
00:15:32,250 --> 00:15:34,290
‫- صبر کن، میخوای این کارو انجام بدی؟
.نمی‌دونم، بن -

307
00:15:34,370 --> 00:15:36,370
‫ولی خب می‌دونم دیگه هیچ‌کس فرصت امتحان کردنش رو پیدا نمی‌کنه

308
00:15:36,450 --> 00:15:39,790
‫اگه نتونیم ثابت کنیم جرمی یه گرگینه‌ست، مجبورش می‌کنیم خودش اعتراف کنه

309
00:15:41,370 --> 00:15:43,080
‫- آستین نداره.
.بهش میگن جلیقه -

310
00:15:43,160 --> 00:15:46,200
‫و من در نقش پادو/دربان هتل،

311
00:15:46,290 --> 00:15:49,750
‫فقط تویی که وقتی اینجا وایسادی و در رو نگه داشتی، می‌تونی اون رو بپوشی

312
00:15:49,830 --> 00:15:51,500
‫و دشمنا‌مونو نابود کنیم؟

313
00:15:51,580 --> 00:15:53,910
‫اگه دشمنی دیدی، بزن لت و پارشون کن.

314
00:15:54,000 --> 00:15:57,160
‫فعلاً من دارم میرم بیرون.

315
00:16:03,200 --> 00:16:05,410
‫خیله خب، دیگه مزاحمت نمیشم.

316
00:16:05,500 --> 00:16:07,040
‫راستی، بهت افتخار می‌کنم.

317
00:16:08,080 --> 00:16:09,870
‫راستش دارم میرم دفترم.

318
00:16:12,950 --> 00:16:13,790
‫الو؟

319
00:16:15,250 --> 00:16:17,700
‫اگه زنگ زدی به سرویس اتاق، ما آهو نداریم.

320
00:16:17,790 --> 00:16:18,870
‫یا سرویس اتاق!

321
00:16:18,950 --> 00:16:20,450
‫- کمک!
!الان -

322
00:16:20,540 --> 00:16:23,080
‫- گرفتمش!
چه خبر شده؟ -

323
00:16:23,160 --> 00:16:25,290
‫وقتشه زودتر از موعد بری.

324
00:16:26,830 --> 00:16:27,660
!نکن بابا

325
00:16:27,750 --> 00:16:30,040
‫- اعتراف کن گرگینه‌ای!
 !آخه نیستم -

326
00:16:30,120 --> 00:16:33,370
‫آم، استر، فکر نکنم سکه‌های نقره ‌بسوزوننش.

327
00:16:33,450 --> 00:16:36,370
‫به نظر میاد یکم از گیاه گرگ‌کُش روی چوب می‌ترسه.

328
00:16:36,450 --> 00:16:37,870
‫نه، من از چوب میترسم!

329
00:16:37,950 --> 00:16:39,950
‫- ما بی‌خودی به یه مهمون حمله کردیم؟
!آره -

330
00:16:40,040 --> 00:16:41,910
‫اون از تو نپرسید، گرگینه!

331
00:16:42,000 --> 00:16:44,540
‫دو دقیقه پیش خیلی نقشۀ محکم و درست به نظر میومد.

332
00:16:45,410 --> 00:16:47,120
‫تا وقتی اینو نفهمیدیم، هیچ‌کس حق نداره بره!

333
00:16:48,500 --> 00:16:51,540
‫یادته گفتی شیطانی که تو وجود ابدان‌ـه رو نمیشه مهار کرد؟

334
00:16:51,620 --> 00:16:53,450
‫خب، حدس بزن کی تونست جلوشو بگیره.

335
00:16:53,540 --> 00:16:55,080
‫تبریک میگم.

336
00:16:55,160 --> 00:16:57,500
‫هی، من دیوونه شدم یا یه حس و حالی اینجا جریان داره؟

337
00:16:58,080 --> 00:17:02,000
‫اوه، اِ… ابدان! نگهبان ورودی کوچولوی من چطوره؟

338
00:17:02,080 --> 00:17:03,500
‫احتیاج به طناب دارم تا دشمن بزرگ رو ببندم.

339
00:17:03,580 --> 00:17:05,580
‫نزدیک بود بره تو هتل، ولی من جلوشو گرفتم.

340
00:17:06,330 --> 00:17:07,750
‫ببخشید، چه دشمن بزرگی؟

341
00:17:09,250 --> 00:17:11,700
‫یه نسیمی حس کردم. نکنه کارِ آدم‌ربا باشه؟

342
00:17:11,790 --> 00:17:15,000
‫ببخشید، نمی‌خوام بهت برچسب بزنم اگه خودت اینطوری فکر نمی‌کنی

343
00:17:15,080 --> 00:17:16,370
‫این نمایش توئه.

344
00:17:16,450 --> 00:17:17,370
‫اوه خدای من.

345
00:17:17,450 --> 00:17:20,540
‫این فقط یه بررسی اولیه‌ست. زور ندارم از نوک سینه‌ها آویزونش کنم

346
00:17:22,370 --> 00:17:24,870
‫فکر می‌کردم اون رقیبته!

347
00:17:24,950 --> 00:17:26,450
‫این دلیل نمیشه بخوام شکنجه‌اش کنم!

348
00:17:26,540 --> 00:17:29,870
‫- جایی که من ازش اومدم، میشه!
.ولی الان روی زمینی -

349
00:17:30,580 --> 00:17:32,750
‫من واقعاً سعی کردم باهات راه بیام، ابدان،

350
00:17:32,830 --> 00:17:34,790
‫ولی این فقط وقتی جواب میده که تو هم باهام راه بیای.

351
00:17:35,540 --> 00:17:37,830
‫- وقتی قضیه رو حل کردم، برمی‌گردم.
 .هوم. بسیار خب -

352
00:17:37,910 --> 00:17:39,290
‫و اون جلیقه رو پس می‌گیرم.

353
00:17:39,370 --> 00:17:42,540
‫نه!

354
00:17:42,620 --> 00:17:44,750
‫این قابل حله. برش می‌گردونم بیرون از ملک.

355
00:17:44,830 --> 00:17:48,330
‫اگه آدم ربوده‌شده آزاد شه که جرم نیست، درسته؟

356
00:17:48,410 --> 00:17:50,700
‫کسی اونجاست؟ صدای پا می‌شنوم!

357
00:17:52,040 --> 00:17:53,580
‫بازم اون باده داره میاد.

358
00:17:53,660 --> 00:17:56,450
‫یه چیزی بگم، پایین کیسه یه سوراخ هست،

359
00:17:56,540 --> 00:17:57,910
‫واسه همین من پاها رو می‌بینم.

360
00:17:58,000 --> 00:17:59,830
‫خانوم، چه کفش‌های به‌یادموندنی‌ای پوشیدین.

361
00:17:59,910 --> 00:18:01,500
‫همه‌اش یه اشتباه بزرگ بود.

362
00:18:01,580 --> 00:18:03,500
‫می‌فهمم. قبل از اینکه بیهوش شم،

363
00:18:03,580 --> 00:18:05,830
‫داشتم می‌رفتم دوستمو تو هتلش ببینم

364
00:18:05,910 --> 00:18:07,660
‫که یه دستور سیب‌زمینی شیرین رو باهاش قسمت کنم،

365
00:18:07,750 --> 00:18:10,790
‫و باورتون نمی‌شه، وقتی رسیدم اونجا فهمیدم

366
00:18:10,870 --> 00:18:13,000
‫که دستور رو تو خونه جا گذاشتم!

367
00:18:13,080 --> 00:18:14,160
‫اشتباه بزرگت اینه؟

368
00:18:14,250 --> 00:18:15,330
‫الو؟

369
00:18:15,410 --> 00:18:19,080
‫این زنگه برام آشناست. و این صدا. و بازم همون کفشا.

370
00:18:19,160 --> 00:18:20,330
‫الان برمی‌گردم.

371
00:18:22,830 --> 00:18:24,540
‫این باید پوستشو بسوزونه!

372
00:18:24,620 --> 00:18:26,370
‫- ولم کن!
.شاید باید بخورتش -

373
00:18:26,450 --> 00:18:30,870
‫کمک! به روش گیج‌کننده‌ای توسط بچه‌ها و یه روح مورد حمله قرار گرفتم

374
00:18:30,950 --> 00:18:32,370
‫استر؟ داریم چه غلطی می‌کنیم؟

375
00:18:32,450 --> 00:18:34,620
‫نمی‌دونم. تقریباً مطمئن بودم که گرگینه‌ست.

376
00:18:34,700 --> 00:18:37,410
‫تقریباً مطمئن بودی؟ تو گفتی اون یه گرگینه‌ست!

377
00:18:37,500 --> 00:18:40,000
‫اینکه تو کاربلدی و نشانه‌ها رو می‌شناسی.

378
00:18:40,080 --> 00:18:41,700
‫نشانه‌ها می‌تونن معانی زیادی داشته باشن.

379
00:18:41,790 --> 00:18:45,120
‫حالا که داریم اعتراف می‌کنیم، مطمئن نیستم واقعاً صدای زوزه رو توی راهرو شنیده باشم

380
00:18:45,200 --> 00:18:48,000
‫- چی؟!
.بیشتر دلم می‌خواست صدای زوزه شنیده باشم -

381
00:18:48,080 --> 00:18:50,750
‫چون معنیش می‌شد یه ماجرای هتلی با شماها.

382
00:18:50,830 --> 00:18:52,910
‫آخه گیر افتادن اینجا سخته،

383
00:18:53,000 --> 00:18:54,620
‫از دست دادن خاطرات قشنگ.

384
00:18:54,700 --> 00:19:00,200
‫و متاسفم که کارم به جرم کشید، ولی بابت زیاد دوست داشتن معذرت نمی‌خوام

385
00:19:01,000 --> 00:19:03,910
‫- آره، داریم می‌ریم زندان.
 نه، این همون آدم ماست-

386
00:19:04,000 --> 00:19:05,160
‫اگه گرگینه نیستی،

387
00:19:05,250 --> 00:19:07,410
‫پس چرا وسط شب اومدی اینجا؟

388
00:19:07,500 --> 00:19:09,040
‫چون زنم از خونه بیرونم کرد.

389
00:19:09,120 --> 00:19:10,790
‫چرا لباسات پر از موئه؟

390
00:19:10,870 --> 00:19:14,500
‫چون من سگ هاسکی پرورش میدم. دلیل بیرون کردنمم همینه.

391
00:19:14,580 --> 00:19:16,500
‫چرا از تغییر شکل آدما برام گفتی؟

392
00:19:16,580 --> 00:19:19,080
‫چون می‌خوام واسه زنم عوض شم.

393
00:19:19,160 --> 00:19:21,540
‫ولی نمی‌دونم تغییر واقعی ممکنه یا نه.

394
00:19:21,620 --> 00:19:23,410
‫من عاشق پرورش هاسکی‌هام!

395
00:19:23,500 --> 00:19:26,000
‫اوه، تحول استعاری.

396
00:19:26,080 --> 00:19:27,330
‫اوه، این تقصیر منه.

397
00:19:27,410 --> 00:19:30,700
‫من عادت کردم که هر اتفاقی اینجا می‌افته یه علت ماورایی داشته باشه

398
00:19:30,790 --> 00:19:31,870
‫نه، تقصیر منه.

399
00:19:31,950 --> 00:19:33,700
...انقدر صمیمی‌شدنه بهم خوش می‌گذشت که

400
00:19:33,790 --> 00:19:37,330
‫یادم رفت بالغ باشم و بگم: "نباید به یه مهمون حمله کنی."

401
00:19:38,580 --> 00:19:40,160
‫- چیه؟
.جفتمون مقصریم -

402
00:19:40,250 --> 00:19:43,910
‫- خب، فکر نکنم این تقصیر من باشه.
 !بن، جفتمون -

403
00:19:44,000 --> 00:19:45,660
‫باشه! باشه، باشه.

404
00:19:45,750 --> 00:19:49,290
‫تقصیر منه چون یه چنگال پیدا کردم.

405
00:19:49,370 --> 00:19:50,870
‫هی، آره، تقصیر توئه.

406
00:19:50,950 --> 00:19:52,160
‫صبر کن، جرمی کجا رفت؟

407
00:19:53,410 --> 00:19:55,750
‫اگه اون بره پلیس، ما میریم کانون اصلاح و تربیت،

408
00:19:55,830 --> 00:19:58,080
‫و تو دیگه واقعاً نمی‌تونی با ما وقت بگذرونی!

409
00:19:58,160 --> 00:19:59,830
‫جرمیِ مهربون! بیا حرف بزنیم رفیق!

410
00:20:01,540 --> 00:20:03,200
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
.اوه، امیدوارم -

411
00:20:03,290 --> 00:20:05,750
‫عروسی من ماه دیگه‌ست. پنجاه تا مهمون دارم.

412
00:20:05,830 --> 00:20:09,500
‫دنبال یه مکان می‌گردم، و مرده تو متل گفت شاید شما جا داشته باشی

413
00:20:09,580 --> 00:20:11,660
‫چارلی فرستادتت.

414
00:20:11,750 --> 00:20:14,290
‫آره، چارلی، مهربون‌ترین مرد.

415
00:20:14,370 --> 00:20:16,620
‫خیلی مهربون. چه تاریخی مد نظرتونه؟

416
00:20:16,700 --> 00:20:19,450
‫خب، ما دو تا تاریخ رو در نظر گرفتیم. اول و آخرای ماه مارس.

417
00:20:19,540 --> 00:20:20,620
‫هنوز نمی‌دونیم.

418
00:20:20,700 --> 00:20:24,580
‫بفرما یه‌کم بشین، الان برمی‌گردم.

419
00:20:25,160 --> 00:20:27,410
‫- بهت گفتم تکون نخور.
.می‌دونم -

420
00:20:27,500 --> 00:20:30,660
‫ولی بعدش فکر کردم شاید فرار کردن فکر خوبی باشه،

421
00:20:30,750 --> 00:20:32,370
‫چون من از نیّت‌های تو خبر ندارم.

422
00:20:32,450 --> 00:20:33,950
‫آب آوردم.

423
00:20:35,160 --> 00:20:37,830
‫دفعه پیش آب اشتباهی آوردم.

424
00:20:37,910 --> 00:20:40,950
‫فکر کنم هول شدم وقتی باعث شدی احساس کوچیکی کنم.

425
00:20:41,040 --> 00:20:42,290
‫به هر حال، اینارو کجا بذارم؟

426
00:20:42,370 --> 00:20:43,330
‫موقع بدی مزاحم شدم؟

427
00:20:43,410 --> 00:20:45,620
‫اتفاقاً موقع خیلی خوبیه.

428
00:20:46,120 --> 00:20:47,620
‫کمد زیر راه پله.

429
00:20:49,870 --> 00:20:50,830
‫فقط یه لحظه.

430
00:20:52,040 --> 00:20:54,870
‫یه لحظه صبر کن. هارتفورد گرین؟

431
00:20:54,950 --> 00:20:57,330
‫اَمبر؟ عجب! تو چطوری؟

432
00:20:57,410 --> 00:21:00,580
‫من دارم ازدواج می‌کنم. تو با آلیشا شاو ازدواج نکردی؟

433
00:21:00,660 --> 00:21:02,500
‫دقیقا. ولی اوضاع زیاد خوب نیست.

434
00:21:02,580 --> 00:21:06,120
‫اون، چیزه... مطمئن نیست که "از تفریح کردن سیر شده" یا نه.

435
00:21:06,200 --> 00:21:08,910
‫این یعنی چی برات؟ من می‌دونم به نظر من یعنی چی.

436
00:21:09,000 --> 00:21:09,870
‫آها.

437
00:21:10,450 --> 00:21:14,330
‫اوه اوه. چند تا پای جدید می‌بینم. همه‌تون آدم‌ربایین؟

438
00:21:14,410 --> 00:21:16,370
‫- ام... من می‌تونم توضیح بدم.
.بذارین حرفشو بزنه -

439
00:21:16,450 --> 00:21:18,620
‫صبر کن. من این صدا رو می‌شناسم.

440
00:21:18,700 --> 00:21:22,290
‫انبر، عروس آینده! تا حالا آندر ویل رو بررسی کردی؟

441
00:21:22,370 --> 00:21:23,950
‫آره. همین الان.

442
00:21:24,040 --> 00:21:26,410
‫شوخی می‌کنی. اوه، سلام کاترین!

443
00:21:26,500 --> 00:21:28,000
‫یه لحظه صبر کن. کفشات.

444
00:21:28,080 --> 00:21:30,660
‫چارلی، می‌دونی، این فقط یه سوءتفاهم بزرگه‌.

445
00:21:30,750 --> 00:21:33,160
.تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده بود

446
00:21:33,250 --> 00:21:35,120
‫کمک! بگیرینش!

447
00:21:37,540 --> 00:21:40,500
‫یکی به پلیس زنگ بزنه!
‫اینا فکر می‌کنن من گرگینه‌ام!

448
00:21:40,580 --> 00:21:41,410
‫نه دیگه!

449
00:21:41,500 --> 00:21:42,870
‫من از فرط ماجراجویی کور شده بودم.

450
00:21:42,950 --> 00:21:45,120
‫من فقط داشتم دستورات رو اجرا می‌کردم و حاضرم شهادت بدم.

451
00:21:45,200 --> 00:21:47,080
‫من عروسیم رو اینجا نمی‌گیرم.

452
00:21:47,160 --> 00:21:49,040
‫منم این آب رو تحویل نمی‌دم.

453
00:21:49,120 --> 00:21:50,830
‫همه آروم باشید.

454
00:21:50,910 --> 00:21:54,870
‫مطمئنم دوست خوبم کاترین برای همه‌ی این‌ها یه توضیحی داره.

455
00:21:54,950 --> 00:21:58,290
‫من... آره. من... فقط، اوم...

456
00:22:01,250 --> 00:22:02,370
.از همه عذرمی‌خوام

457
00:22:02,450 --> 00:22:03,870
‫همه‌ش تقصیر منه.

458
00:22:03,950 --> 00:22:07,370
‫من آقای چارلی رو بستم. فقط می‌خواستم به خاله‌ام کتی کمک کنم.

459
00:22:07,450 --> 00:22:08,870
‫ولی می‌دونم کارم اشتباه بود.

460
00:22:08,950 --> 00:22:11,000
‫بیا، دستکش بیسبال من رو بگیر.

461
00:22:11,500 --> 00:22:13,790
‫و نذار یه ماه بستنی بخورم.

462
00:22:13,870 --> 00:22:17,580
‫ای بابا! من می‌بخشمش. بذار پسره بستنی بخوره.

463
00:22:17,660 --> 00:22:19,790
‫ولی من هنوز توسط این سه نفر مورد حمله قرار گرفتم!

464
00:22:19,870 --> 00:22:21,080
‫من پول اقامتت رو پس می‌دم،

465
00:22:21,160 --> 00:22:24,040
‫و می‌تونی هر چیزی که می‌خوای به عنوان عذرخواهی از هتل ببری.

466
00:22:24,120 --> 00:22:26,330
‫من دارم یه صندلی راحتی برای سگ‌هام می‌برم.

467
00:22:27,120 --> 00:22:29,700
‫هی، من هنوزم دستور سیب‌درختی رو برات میارم

468
00:22:29,790 --> 00:22:30,790
‫ممنون، چارلی.

469
00:22:30,870 --> 00:22:33,450
‫مطمئنی که مکان شما جا برای عروسی من نداره؟

470
00:22:33,540 --> 00:22:36,410
‫اوه، فکر کنم بتونیم یه جوری حلش کنیم. صاحبش رو می‌شناسم.

471
00:22:36,500 --> 00:22:40,040
‫- تو صاحبی!
!من صاحب هتل‌ام -

472
00:22:40,120 --> 00:22:43,700
‫دفعه بعد اگه یه پیک موتوری آب پیشنهاد کمک داد، بذار کمک کنه.

473
00:22:43,790 --> 00:22:45,200
‫هی، امبر، صبر کن!

474
00:22:48,290 --> 00:22:52,370
‫- ابدان؟
 .یه سنجاب مُرده برام بیارین -

475
00:22:52,450 --> 00:22:53,910
‫ابدان، اون دیگه چی بود؟

476
00:22:54,540 --> 00:22:57,790
‫اون لحظه‌ای بود که من باهات راه اومدم. میشه جلیغه‌مو پس بگیرم؟

477
00:22:57,870 --> 00:22:59,580
‫فکر کنم لیاقتشو داری.

478
00:22:59,660 --> 00:23:02,500
‫- صبر کن، تو چطوری آزاد شدی؟
.هوم؟ اوه، دستمو قطع کردم -

479
00:23:02,580 --> 00:23:03,910
‫- اوه خدای من.
.لعنتی -

480
00:23:04,000 --> 00:23:06,290
‫من چسب بسته بندی رو میارم.

481
00:23:06,830 --> 00:23:09,500
میشه ‫یکی درو باز کنه؟

482
00:23:12,160 --> 00:23:14,200
‫صبر کن، اگه گرگینه‌ای وجود نداشت،

483
00:23:14,290 --> 00:23:16,120
‫پس چی گوزن رو کشت و اون رد چنگال‌ها رو درست کرد؟

484
00:23:19,950 --> 00:23:21,830
‫ابدان مردپروانه‌ایه!

485
00:23:21,910 --> 00:23:24,700
‫- اوه، چه خوب، یه ترس عجیب جدید.
کی نیاز داره بره برنامۀ استعدادیابی؟ -

486
00:23:24,790 --> 00:23:26,870
‫نمایش واقعی درست همین‌جاست، توی این هتل.

487
00:23:26,950 --> 00:23:31,330
‫و یه حسی بهم میگه این پیرزن هنوز هزار تا قصه برای گفتن داره.

488
00:23:31,830 --> 00:23:33,950
‫کیه هتل تسخیر شدۀ خوبیه؟

489
00:23:35,250 --> 00:23:37,660
‫- باید بیشتر خونه بمونیم.
.آره، داره واقعاً رد میده -

490
00:23:44,850 --> 00:24:04,850
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

