﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,120 --> 00:00:17,700
چی شده؟

3
00:00:17,790 --> 00:00:21,080
‫تقصیر من نیست! من فقط دنبال راهروهای مخفی بودم!

4
00:00:21,160 --> 00:00:23,660
‫خب، بهت تبریک میگم که یکیش رو پیدا کردی!

5
00:00:23,750 --> 00:00:26,870
‫چرا یه راهروی مخفی باید آلارم داشته باشه؟

6
00:00:26,950 --> 00:00:30,870
‫چون اون راهروی مخفی به بخش ممنوعه می‌رسه!

7
00:00:30,950 --> 00:00:32,830
‫آلارمش رو خودم نصب کردم.

8
00:00:32,910 --> 00:00:34,830
‫چطوری خاموشش کنیم؟

9
00:00:38,120 --> 00:00:40,370
‫اوفیش، بعداً می‌بینمتون.

10
00:00:40,450 --> 00:00:43,040
.نباید وارد جایی بشی که اسمش بخش ممنوعه‌ست

11
00:00:43,120 --> 00:00:45,080
‫اصلاً چرا اسمش بخش ممنوعه‌ست؟

12
00:00:45,160 --> 00:00:47,410
.‫اوف. این چیزی بود که رای ارواح سرش به توافق رسید

13
00:00:47,500 --> 00:00:48,870
‫من طرفدار جای تاریک بودم،

14
00:00:48,950 --> 00:00:51,750
‫ولی رای ما با کسایی که مسخره‌بازی می‌کردن
و به شهربی‌عرضه‌ها رای دادن نصف شد

15
00:00:51,830 --> 00:00:53,660
‫نه منظورم اینه که چرا ممنوعه‌ست؟

16
00:00:53,750 --> 00:00:56,160
‫اوه، می‌دونی که، قدیمیه، تاریکه.

17
00:00:56,250 --> 00:00:57,750
‫خونۀ یه نیروی شیطانی مرموزه

18
00:00:57,830 --> 00:01:00,200
‫که همۀ آدما و ارواحی که واردش میشن رو می‌بلعه.

19
00:01:05,290 --> 00:01:08,290
‫وقتی جسم داشتم فرصت نشد بهش رسیدگی کنم.

20
00:01:08,370 --> 00:01:10,080
‫هی، یه پروژۀ دیگه که هیچ‌وقت تمومش نکردی.

21
00:01:10,160 --> 00:01:13,580
‫- یه پروژه نام ببر که هیچ‌وقت تمومش نکردم.
.هزارتوی پرچین -

22
00:01:16,200 --> 00:01:17,410
‫خیلی خوب داره رشد می‌کنه.

23
00:01:17,500 --> 00:01:18,950
‫آره، داریم اینجا رو تخته می‌کنیم.

24
00:01:19,040 --> 00:01:21,160
‫اوه، ایمیل یه پیمانکار رو دارم که می‌تونه کمک کنه.

25
00:01:21,250 --> 00:01:23,580
‫خیلی ارزونه، چون محکوم شده به...

26
00:01:23,660 --> 00:01:25,500
‫می‌دونی چیه؟ فقط خیلی ارزونه.

27
00:01:26,830 --> 00:01:29,700
‫وای. از وقتی مُردم اینو چک نکردم. بذار ببینم.

28
00:01:29,790 --> 00:01:31,660
‫دعوت به مهمونی. دعوت به مهمونی.

29
00:01:31,750 --> 00:01:34,000
‫نباید انقدر نزدیک به فصل کباب‌پزی می‌مُردم.

30
00:01:34,080 --> 00:01:37,410
‫یه دقیقه صبر کن. چرا مامان بعد از مرگت برات ایمیل فرستاده؟

31
00:01:37,910 --> 00:01:39,450
‫به برادر مُرده‌ت ایمیل زدی؟

32
00:01:39,540 --> 00:01:42,750
‫- آره، لازم نیست بخونیمش.
.لازم نیست، ولی می‌خوایم -

33
00:01:42,830 --> 00:01:44,370
‫- من نمی‌خوام.
چرا؟ -

34
00:01:44,450 --> 00:01:46,910
‫چون واضحه که هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی بخونتش.

35
00:01:47,000 --> 00:01:50,250
‫- «تولیدات پسرهای روح‌نما» چیه؟
!وای! وای! وای -

36
00:01:50,330 --> 00:01:52,500
‫بازش کن! بازش کن! کاترین، چرا بازش نمی‌کنی؟

37
00:01:54,200 --> 00:01:56,330
‫خدای من، خدای من، خدای من!

38
00:01:56,410 --> 00:02:00,040
‫یه مستند بزرگ می‌خواد توی هتل یه قسمت فیلم‌برداری کنه

39
00:02:00,120 --> 00:02:01,080
‫اسمش چیه؟

40
00:02:03,160 --> 00:02:04,700
‫شکارچیان روح.

41
00:02:45,080 --> 00:02:46,450
‫طبق تحقیقات من،

42
00:02:46,540 --> 00:02:49,540
‫کَدی توی دریاچه پشت این آلونک غرق شده.

43
00:02:49,620 --> 00:02:51,540
!‫چه خطر آب محوری

44
00:02:51,620 --> 00:02:53,290
‫جیب، تو چیزی حس می‌کنی؟

45
00:02:53,370 --> 00:02:55,000
‫مقادیر EMF از نمودار خارجه.

46
00:02:53,370 --> 00:02:55,000
میدان الکترومغناطیسی

47
00:02:53,690 --> 00:02:55,600
متخصص تکولوژی فراطبیعی

48
00:02:55,080 --> 00:02:56,870
‫به نظرم داریم با یه روح آماتور طرفیم.

49
00:02:56,950 --> 00:02:58,750
!به پیش

50
00:02:58,830 --> 00:02:59,950
‫نمی‌تونم اینو توضیح بدم!

51
00:03:00,040 --> 00:03:02,200
‫ به این برخورد سه تا روح میدم.

52
00:03:02,290 --> 00:03:03,660
‫بوو، بوو، بوو!

53
00:03:03,750 --> 00:03:06,000
‫وای، من تو این برنامه عالی میشم!

54
00:03:06,080 --> 00:03:10,120
‫یه لقبی مثل "سنجاب" خواهم داشت، و آدم فوق‌العاده غیرقابل اعتمادی میشم

55
00:03:10,910 --> 00:03:13,330
‫تو گفتی کتابی رو خوندی که طلسم رو می‌شکنه!

56
00:03:13,410 --> 00:03:15,410
‫- من یه نگاه سرسری انداختم!
!لعنت بهت، سنجاب -

57
00:03:15,500 --> 00:03:18,410
!قراره توی تلویزیون بترکونم

58
00:03:18,500 --> 00:03:21,330
‫چرا باید بخوای کوچیک شی و توی جعبۀ زندون گیر بیفتی؟

59
00:03:21,410 --> 00:03:23,540
‫شرمنده، یعنی فکر می‌کنی تلویزیون اینجوریه؟

60
00:03:23,620 --> 00:03:25,950
‫ابدان، تلویزیون که زندون نیست.

61
00:03:26,040 --> 00:03:27,500
‫بیشتر شبیه یه کتابه،

62
00:03:27,580 --> 00:03:30,700
‫ولی با عکس‌هایی که پیام‌های عشق و دوستی می‌فرستن

63
00:03:30,790 --> 00:03:33,330
‫و جنایات واقعی مصور توی کل دنیا نشون میدن.

64
00:03:33,410 --> 00:03:34,250
‫پیام می‌فرستن؟

65
00:03:34,330 --> 00:03:38,950
‫یعنی من می‌تونم از تلویزیون استفاده کنم تا پیغامم رو به کل دنیا بفرستم

66
00:03:39,040 --> 00:03:43,620
‫یه لشکر جدید از مریدها رو بوجود بیارم تا دستورات شیطانی من رو انجام بدن؟

67
00:03:44,700 --> 00:03:46,660
‫احتمالاً.

68
00:03:46,750 --> 00:03:47,790
...به خوبی نشون میده که

69
00:03:47,870 --> 00:03:50,750
‫اگه به اندازه کافی ایمیل به برنامه‌های تلویزیونی بفرستی،

70
00:03:50,830 --> 00:03:52,200
‫اتفاقات خوبی میفته.

71
00:03:53,950 --> 00:03:55,450
‫لعنت بهت جسیکا!

72
00:03:58,200 --> 00:03:59,540
‫این نباید اتفاق بیوفته.

73
00:03:59,620 --> 00:04:01,620
‫یه میلیون راه وجود داره که فیلمبرداری یه برنامۀ تلویزیونی

74
00:04:01,700 --> 00:04:03,750
‫توی یه هتل تسخیر شده می‌تونه نتیجه ‫عکس بده.

75
00:04:03,830 --> 00:04:05,200
‫ممکنه کسب و کارمونو از دست بدیم.

76
00:04:09,290 --> 00:04:11,870
‫ببین، من فقط نمی‌خوام هتلو تبدیل‫کنم به یه حقه

77
00:04:11,950 --> 00:04:15,200
‫برای سرگرمی... ده میلیون نفر؟

78
00:04:15,290 --> 00:04:17,660
‫تازه این یکی از قسمتای کلاسیک هم نیست،

79
00:04:17,750 --> 00:04:20,410
‫مثل "پارک تفریحی تسخیر شده" یا
‫"عذرخواهی از نژادپرستی. "

80
00:04:20,500 --> 00:04:23,410
‫ده میلیون نفر. حتی اگه یه درصد
‫خیلی کمی‌شون هم بیان برای بازدید...

81
00:04:23,500 --> 00:04:24,750
‫هتل از هم می‌پاشه.

82
00:04:24,830 --> 00:04:26,500
‫من هستم، ولی این کارو به روش خودم انجام ‫می‌دیم.

83
00:04:26,580 --> 00:04:29,000
‫نه اینکه همینجوری یهویی شروع کنیم و
‫وسطش بیخیال بشیم.

84
00:04:29,080 --> 00:04:32,160
‫می‌بینم که تیکه انداختی، بعدا جوابتو میدم.

85
00:04:32,250 --> 00:04:33,830
‫باید این تجربه رو مدیریت کنیم.

86
00:04:33,910 --> 00:04:36,330
‫بهترین ارواحمون ترسناک‌ترین کارهاشونو انجام بدن.

87
00:04:36,410 --> 00:04:37,450
‫ما نیاز داریم به...

88
00:04:37,540 --> 00:04:39,580
‫مصاحبه انتخاب روح! من که حتما قبول می‌شم.

89
00:04:39,660 --> 00:04:42,080
‫من تنها روح این هتلم که تو مصاحبه بودم.

90
00:04:42,160 --> 00:04:46,000
‫به غیر از اون جولیان دمور که ادای شرلی تمپل رو درمیاره.

91
00:04:46,080 --> 00:04:49,080
‫من فقط یه بادوم زمینی‌ام، یه بادوم زمینی کوچولو.

92
00:04:49,160 --> 00:04:52,080
‫دارم دنبال پوسته‌ام می‌گردم!

93
00:04:52,160 --> 00:04:54,000
‫بن، درو تو صورتش ببند.

94
00:04:54,080 --> 00:04:56,080
‫بن؟ بن. بن!

95
00:04:56,750 --> 00:05:00,000
‫ببخشید، توی فکر بودم. یه فکر سنگین، حالا که پرسیدی.

96
00:05:00,080 --> 00:05:01,040
‫چی باید بخونم؟

97
00:05:01,120 --> 00:05:04,750
‫معلومه که باید "پرنده کوچولوی جاز" از موزیکال معروف "بانو، خوب باش!" رو بخونم

98
00:05:04,830 --> 00:05:06,660
‫ولی اگه همه اونو بخونن چی؟

99
00:05:06,750 --> 00:05:09,500
‫حالا که حرفش شد، از اون قلدره زف خبر داری؟

100
00:05:09,580 --> 00:05:11,040
‫میگن پدر و مادرش دارن از هم جدا میشن،

101
00:05:11,120 --> 00:05:15,250
‫و ظاهراً اذیت کردن من تنها راهیه که اون می‌تونه، به قول خودش، "حس نرمال بودن" داشته باشه

102
00:05:15,330 --> 00:05:19,000
‫بن، تو تا آخر عمر مورد زورگویی قرار می‌گیری. تست بازیگری یه ساعت دیگه شروع می‌شه

103
00:05:19,080 --> 00:05:21,580
‫حق با توئه. نیازهای خودمو تا زمانی که نیازهای تو کاملاً برآورده بشه، به تعویق می‌ندازم

104
00:05:21,660 --> 00:05:22,750
‫ممنون که اومدین.

105
00:05:22,830 --> 00:05:25,250
‫همونطور که می‌دونید، ما برای یه برنامه تلویزیونی به روح احتیاج داریم

106
00:05:25,330 --> 00:05:28,500
‫یه جن‌گیری کلاسیک می‌خوایم. ترسناک، ولی ترسناکِ باحال.

107
00:05:28,580 --> 00:05:32,450
‫که یعنی قاتل، منحرف یا قاتل منحرف نمی‌خوایم.

108
00:05:34,910 --> 00:05:37,830
‫- هنوز واسه نگه داشتن منحرف‌ها دیر نشده.
.حداقل نیتن رو داریم -

109
00:05:37,910 --> 00:05:41,580
‫منحرف نیستم و به این افتخار می‌کنم. ولی نمی‌تونم تو تلویزیون باشم

110
00:05:41,660 --> 00:05:43,580
‫چی؟ این ایدۀ تو بود.

111
00:05:43,660 --> 00:05:48,040
‫ایدۀ من برای تلویزیونی شدن هتل بود. من استرس صحنه دارم.

112
00:05:48,120 --> 00:05:50,950
‫در ضمن، مامانم فکر می‌کنه من مردم. هی، من کجا دفن شدم راستی؟

113
00:05:51,040 --> 00:05:53,410
‫بیاین یه سری از این ارواح رو معروف کنیم!

114
00:05:55,620 --> 00:05:57,250
‫من یه روحم!

115
00:05:57,330 --> 00:06:02,160
‫تو این هتل قشنگ با اتاقای بزرگ و دنج گیر افتادم!

116
00:06:02,660 --> 00:06:05,250
‫- فکر می‌کنی ارواح این‌جوری حرف می‌زنن؟
 .من دلم می‌خواد این‌جوری حرف بزنن -

117
00:06:05,330 --> 00:06:07,500
‫خب، اگه من یه فیلمنامه بنویسم که بهت بگه چه جوری حرف بزنی چی؟

118
00:06:07,580 --> 00:06:08,410
‫بعدی!

119
00:06:09,540 --> 00:06:11,250
‫ضربه، ضربه...

120
00:06:11,330 --> 00:06:12,950
‫دیالوگ نه، پاول چاقوکش.

121
00:06:13,040 --> 00:06:14,370
‫ضربه! ضربه!

122
00:06:14,450 --> 00:06:15,290
‫بعدی!

123
00:06:18,080 --> 00:06:21,830
‫اسم من پاتریک پامپکینه و به زودی دلیلشو می‌فهمی

124
00:06:21,910 --> 00:06:24,700
‫یه کدو تنبل کله‌مو کند وقتی از آسمون افتاد

125
00:06:24,790 --> 00:06:27,660
‫و حالا زندگیم رقصیدنه، اینجوری اجاره‌مو می‌دم

126
00:06:27,750 --> 00:06:32,290
‫بدنم یه هیولاست، مال یه تصادف از قدیمه

127
00:06:32,370 --> 00:06:34,370
‫این یه داستان سرگذشت گیج‌کننده‌ست.

128
00:06:34,450 --> 00:06:36,700
‫من دیوونه‌ام، یا این یه جورایی خوبه؟

129
00:06:36,790 --> 00:06:39,040
‫پـِ - آ - تـِ - ر - آی - س…

130
00:06:47,790 --> 00:06:49,910
‫- این همون کاری بود که می‌خواست بکنه؟
!بعدی -

131
00:06:50,790 --> 00:06:53,330
‫آخه، تو قبل از اینکه اون همه لاما رو غرق کنی تراپیست بودی.

132
00:06:53,410 --> 00:06:56,080
‫چطوری کاری کنم یکی به نیازهای من توجه کنه؟

133
00:06:56,160 --> 00:06:58,500
‫باشه، بعداً می‌بینمت رفیق.

134
00:06:59,910 --> 00:07:01,910
‫شاید یه کتابی باشه که بتونه کمک کنه.

135
00:07:07,040 --> 00:07:08,040
‫هوم.

136
00:07:10,160 --> 00:07:11,830
‫آخ!

137
00:07:15,330 --> 00:07:16,620
‫این دیگه چیه...

138
00:07:19,700 --> 00:07:21,250
‫وای خدای من!

139
00:07:22,450 --> 00:07:25,250
‫این یه دفتر خاطرات فوق‌العاده میشه!

140
00:07:27,040 --> 00:07:29,120
‫دفتر خاطرات عزیز، بن هستم.

141
00:07:29,750 --> 00:07:30,750
‫حالت چطوره؟

142
00:07:30,830 --> 00:07:33,330
‫من... خوبم. می‌تونستم بهتر باشم.

143
00:07:34,330 --> 00:07:37,410
‫"می‌خوای در موردش حرف بزنی؟"

144
00:07:37,500 --> 00:07:42,080
‫صبر کن، داری به من جواب می‌دی؟

145
00:07:42,660 --> 00:07:45,000
‫آره. من یه کتاب افسون شده‌م.

146
00:07:45,080 --> 00:07:49,370
‫و من از دیدنت خوشحالم. نه... احمقانه بود.

147
00:07:49,450 --> 00:07:51,410
‫آخ! آروم‌تر، رفیق.

148
00:07:51,500 --> 00:07:52,330
‫ببخشید!

149
00:07:53,000 --> 00:07:57,370
‫به هر حال، مطمئنم راه‌های مهم‌تری برای پر کردن صفحه‌هات داری

150
00:07:57,450 --> 00:07:59,080
‫تا این مشکلات عشقی نوجوونا.

151
00:07:59,160 --> 00:08:02,750
‫بن، صفحه‌های من دقیقا مال همین چیزان. چی تو ذهنته؟

152
00:08:02,830 --> 00:08:05,120
‫خیلی‌خب، اگه برات آشناست جلومو بگیر،

153
00:08:05,200 --> 00:08:08,500
‫ولی دوست‌دختر روحم اون‌قدر سر تست بازیگری یه برنامهٔ تلویزیونی حواسش پرته

154
00:08:08,580 --> 00:08:10,620
‫که مشکلات زناشویی پدر و مادر قلدرم براش مهم نیست...

155
00:08:10,700 --> 00:08:12,620
‫اون قاتل هنوز فراریه.

156
00:08:12,700 --> 00:08:16,080
‫و نمی‌خوام تو رو هم مثل برادرت به دست پروسی‌ها از دست بدم.

157
00:08:16,160 --> 00:08:17,660
‫توی اون ایمیلی که واسم فرستادی چی بود؟

158
00:08:17,750 --> 00:08:19,750
‫نمی‌خوام الان در موردش حرف بزنم. هرگز.

159
00:08:19,830 --> 00:08:24,450
‫خدا همینجوری الکی که به من قوزک پا نداده مامان!

160
00:08:24,540 --> 00:08:26,950
‫چطوره یه بار در موردش حرف بزنیم و برای همیشه تموم شه؟

161
00:08:27,040 --> 00:08:31,120
‫هیچی واسه گفتن وجود نداره. یه مشاور مجبورم کرد یه ایمیل به عنوان تمرین درمانی بفرستم

162
00:08:31,200 --> 00:08:33,620
‫گفتم دلم برات تنگ شده و بی‌صبرانه منتظرم تو بهشت تخته نرد بازی کنیم

163
00:08:33,700 --> 00:08:35,950
‫آخی! حالا بیشتر دلم می‌خواد بخونمش.

164
00:08:36,040 --> 00:08:38,370
‫میشه یه کم خفه شید؟

165
00:08:38,450 --> 00:08:40,950
‫دارم سعی می‌کنم جادو کنم.

166
00:08:41,040 --> 00:08:43,910
.‫خدا! آماتورا! لیاقت‌تون همون جیلین دِمورـه

167
00:08:44,000 --> 00:08:44,830
‫بعدی!

168
00:08:47,290 --> 00:08:48,620
همنقدر بودین؟

169
00:08:48,700 --> 00:08:50,950
‫این که کار سختی نیست، مردم.

170
00:08:51,040 --> 00:08:54,830
‫فقط شناور وارد شید و بگید: «بو! من یه روحم.»

171
00:08:54,910 --> 00:08:56,830
‫«تمام شب ناله می‌کنم, تمام روز جیغ می‌زنم،

172
00:08:56,910 --> 00:08:59,830
‫و یه دلیلی داره که عاشق لیسیدن ظرف میوه لابی‌ام.»

173
00:09:00,870 --> 00:09:03,040
‫- شکارچیای روح رسیدن!
.همه‌تون استخدامید -

174
00:09:03,120 --> 00:09:05,370
‫لابی رو ترسناک کنید و لباستون رو درنیارین

175
00:09:05,450 --> 00:09:07,410
‫ساخته شده در سال 1873،

176
00:09:07,500 --> 00:09:10,660
‫هتل آندرویل میزبان پادشاهان، روسای جمهور

177
00:09:10,750 --> 00:09:15,000
‫و ده‌ها نفر بوده که دیگه هرگز دیده نشدن.

178
00:09:15,080 --> 00:09:17,870
‫این واقعاً نگین نیویورکه، اگه فقط قسمت شمال ایالت رو حساب کنین

179
00:09:17,950 --> 00:09:21,410
‫ - اگه بشه بهش گفت ایالت، چخبرا؟
الان به ذهنت رسید؟ -

180
00:09:21,500 --> 00:09:24,120
‫کات! اون برداشت رو خط بزنین. مزخرفه.

181
00:09:24,200 --> 00:09:27,160
‫بهتره توی ساعت طلایی بگیریمش. یه حس و حال مالیک می‌خوام.

182
00:09:27,250 --> 00:09:29,750
‫وای، اصلا شبیه شخصیت‌های روی پرده‌تون نیستین.

183
00:09:29,830 --> 00:09:31,700
‫بهش میگن جادوی تلویزیون، عشقم.

184
00:09:31,790 --> 00:09:33,290
‫اون به من گفت "عشقم".

185
00:09:33,370 --> 00:09:36,790
‫نکته‌ای برای منم دارین؟ من استرـم، البته می‌تونین منو سنجاب صدا کنین

186
00:09:36,870 --> 00:09:39,000
‫- من یه جورایی یه آدم غیرقابل پیش‌بینیم.
 !خوش اومدین -

187
00:09:39,080 --> 00:09:42,450
‫ببخشید که مزاحمتون شدن. می‌بینم که شما هم حرفه‌ای هستین، مثل من

188
00:09:42,540 --> 00:09:45,000
‫حیف که من یه هتلی دارم که پر از روحه.

189
00:09:45,080 --> 00:09:48,040
‫بریم ببینیمشون! این تو دوربین بود؟ می‌تونم دوباره انجامش بدم.

190
00:09:48,120 --> 00:09:50,290
‫- خوبه.
.اگه از نظر شما اوکیه پس خوبه -

191
00:09:51,330 --> 00:09:52,250
‫بفرمایین تو!

192
00:09:52,330 --> 00:09:54,870
‫مواظب باشین پاتون گیر نکنه به این همه... روح.

193
00:09:56,290 --> 00:09:59,580
‫چی شده، جشن ارواحه؟ بچه‌ها، می‌تونید بیاید بیرون دیگه.

194
00:09:59,660 --> 00:10:02,700
‫آها، یه پسره هست با چاقو که از این ساعته می پره بیرون.

195
00:10:02,790 --> 00:10:05,120
‫وقتی مُردی، زمان زود می‌گذره.

196
00:10:07,700 --> 00:10:11,580
‫می‌دونید، قسمت‌ها معمولاً وقتی صاحبش تو تصویر نباشه بهتر از آب درمیاد

197
00:10:11,660 --> 00:10:13,700
‫شنیدی چی گفت. ما کار داریم!

198
00:10:13,790 --> 00:10:15,080
.اونو ببخشید

199
00:10:16,580 --> 00:10:18,290
‫نیتن، ارواح کجان؟

200
00:10:18,370 --> 00:10:20,330
‫اگه بخوام حدس بزنم، می‌گم اعتصاب کردن.

201
00:10:20,410 --> 00:10:23,290
‫بعد از تقلید روحیِ خیلی توهین‌آمیزت.

202
00:10:23,370 --> 00:10:25,790
‫ولی لازم نیست حدس بزنم چون دارن بهت چپ‌چپ نگاه می‌کنن.

203
00:10:27,370 --> 00:10:30,160
‫هی! شکارچیای روح! ارواح! همین الان اون بالا.

204
00:10:31,540 --> 00:10:34,250
‫اوه، بله، منم دارم اونارو می‌بینم، عشقم.

205
00:10:34,330 --> 00:10:35,950
‫خیلی ترسناکه.

206
00:10:36,040 --> 00:10:37,790
‫یعنی اون فقط به همه میگه "عشقم"؟

207
00:10:37,870 --> 00:10:39,950
‫خب، این برنامه‌ست. ابدان، دوربین رو بذار زمین.

208
00:10:40,040 --> 00:10:41,830
‫خودتو می‌ذارم زمین.

209
00:10:42,580 --> 00:10:44,200
‫بن، آنابل رو بیار پایین اینجا.

210
00:10:44,290 --> 00:10:47,870
‫نیتن، اگه ارواح رو بیاری، می‌ذارم ایمیلمو بخونی. استر...

211
00:10:47,950 --> 00:10:50,950
‫با لانی و جیب قاطی شو که بفهمن من چی به برنامه میارم.

212
00:10:51,040 --> 00:10:53,830
‫- برو تکالیفتو انجام بده.
!لانی، بریم تو کار فیلمبرداری

213
00:10:55,330 --> 00:10:56,660
آم، ببخشید، اون چیه؟

214
00:10:56,750 --> 00:10:59,120
‫اوه، فقط یه... کتاب معمولیه.

215
00:10:59,200 --> 00:11:01,410
‫ولی... ولی، اِ، هی، می‌خوای چیکار کنی؟

216
00:11:01,500 --> 00:11:02,910
‫می‌خوام جاروبرقی بکشم.

217
00:11:06,250 --> 00:11:09,120
‫دستگاه EMF، هان؟ خودم یکم شکارچی روحم.

218
00:11:09,200 --> 00:11:11,620
‫واقعاً با ارزشه، ولی نه به اندازۀ تجهیزات ما،

219
00:11:11,700 --> 00:11:13,700
‫که نباید بهشون دست بزنی یا حتی نگاهشون کنی.

220
00:11:13,790 --> 00:11:15,620
‫ممنون که طرفداری. روحی بمون.

221
00:11:16,250 --> 00:11:18,370
‫منو پیچوندن؟

222
00:11:18,450 --> 00:11:20,870
‫اوه، من روحی می‌مونم.

223
00:11:20,950 --> 00:11:23,540
‫خیلی روحی می‌مونم.

224
00:11:25,250 --> 00:11:28,910
‫سر موقع اومدین. تو یه هتل معمولی، خرگوشک‌های خاکی رو جارو می‌کشی

225
00:11:29,000 --> 00:11:32,500
‫ولی اینجا، ما هیولاهای خاکی رو جارو می‌کشیم.

226
00:11:35,700 --> 00:11:37,500
‫یه لحظه صبر کن. الو؟

227
00:11:37,580 --> 00:11:39,250
‫این یه اعتصاب همدردیه؟

228
00:11:39,330 --> 00:11:40,410
‫دارم جاروبرقی می‌کشم!

229
00:11:40,500 --> 00:11:42,410
‫اون کون بنفشت رو از اینجا بیار بیرون و بهم حمله کن!

230
00:11:42,500 --> 00:11:44,370
‫- دارم از اونجا می‌بینمت.
.این بری تلویزیون بده -

231
00:11:46,080 --> 00:11:48,080
‫هیچوقت اینقدر بهم بی‌احترامی نشده بود.

232
00:11:48,160 --> 00:11:51,580
‫بن، اگه دوستم داری، مادرت رو از پله‌ها پرت کن پایین.

233
00:11:51,660 --> 00:11:52,950
‫یه ایدۀ دیگه.

234
00:11:53,040 --> 00:11:56,000
با ظاهر شدن توی تلویزیون به مامانم لطف می‌کنی

235
00:11:56,080 --> 00:11:58,830
‫هیچ‌کس توی این قرن منو نمی‌فهمه!

236
00:12:03,700 --> 00:12:05,000
‫هنوز اونجایی؟

237
00:12:05,080 --> 00:12:07,450
‫شما به پیغام‌گیر این دفتر خاطرات جادویی رسیدید.

238
00:12:07,540 --> 00:12:09,080
‫دارم سر به سرت می‌ذارم.

239
00:12:09,160 --> 00:12:10,040
‫چه خبر؟

240
00:12:11,160 --> 00:12:14,790
‫خبر خاصی نیست. تو چه خبر؟

241
00:12:15,500 --> 00:12:17,370
‫بیا دیگه، بن. منم.

242
00:12:17,450 --> 00:12:19,620
‫می‌دونم وقتی دروغ میگی کند می‌نویسی.

243
00:12:19,700 --> 00:12:21,500
قضیۀ آنابل‌ـه؟

244
00:12:23,750 --> 00:12:25,750
‫فقط حس می‌کنم نمی‌تونم بهش چیزی بگم.

245
00:12:25,830 --> 00:12:27,160
‫خب به من بگو.

246
00:12:29,660 --> 00:12:30,950
‫نگرانم اگه جدا شیم،

247
00:12:31,040 --> 00:12:33,540
‫اون خلبان جنگ جهانی اوله که دائم لاس میزنه، تورش کنه…

248
00:12:33,620 --> 00:12:35,660
‫اون دائم وقتی دارم جیش میکنم میاد تو،

249
00:12:35,750 --> 00:12:37,950
‫با اینکه بهش گفتم اون موقع، زمان شخصیمه.

250
00:12:38,040 --> 00:12:40,580
‫منظورم اینه، چطور می‌خوام عروسی کلیسایی رویاییمو داشته باشم

251
00:12:40,660 --> 00:12:42,620
‫اگه عروس نتونه هتل رو ترک کنه؟

252
00:12:42,700 --> 00:12:45,370
‫به نظر سخت میاد، بن. اون اینو گفت؟

253
00:12:45,450 --> 00:12:48,040
‫خوش‌تیپ به نظر میای. به نظرم شلوارک خیلی باحاله!

254
00:12:48,120 --> 00:12:50,500
‫اسم کوسه موردعلاقه تا سه. یک، دو، سه...

255
00:12:50,580 --> 00:12:51,500
‫- ماکو!
 !ماکو -

256
00:12:54,620 --> 00:12:56,910
‫ارواح ترسناک کلاسیک آندرویل.

257
00:12:57,000 --> 00:12:59,160
‫همین الان، در همین لحظه،

258
00:12:59,250 --> 00:13:03,250
‫یه قسمت از یه سریال تلویزیونی داره تو هتلی که بالاسرمونه فیلم‌برداری میشه

259
00:13:03,330 --> 00:13:07,620
‫به همین دلیله که دیگه نباید درگیر اختلافات احمقانه‌مون بشیم.

260
00:13:07,700 --> 00:13:09,250
‫اینکه کی باید چی رو تسخیر کنه.

261
00:13:09,330 --> 00:13:12,950
‫یا اینکه کی با چه تقلیدی که صادقانه بگم خیلی خوب بود، به کی توهین کرد

262
00:13:13,040 --> 00:13:15,330
‫ما باید از اینا فراتر بریم.

263
00:13:15,410 --> 00:13:17,080
‫از کف زمین گذر کنیم و بالا بریم.

264
00:13:17,160 --> 00:13:19,000
‫به پا خیزیم و این چالش رو قبول کنیم!

265
00:13:19,080 --> 00:13:20,910
‫و اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

266
00:13:21,000 --> 00:13:24,160
‫دیگه تلویزیونو به چشم یه چیزی که تماشا می‌کنیم نمی‌بینیم.

267
00:13:24,250 --> 00:13:27,580
‫به چشم یه چیزی می‌بینیم که یه زمانی توش بودیم.

268
00:13:29,660 --> 00:13:30,870
‫چی گفتی؟

269
00:13:30,950 --> 00:13:32,500
‫- این آقا کیه؟
.نمی‌دونم -

270
00:13:30,950 --> 00:13:32,500
 به یه زبان دیگه حرف می‌زنن.

271
00:13:32,580 --> 00:13:34,580
‫جدی؟ انگیلیسی بلد نیستین؟ هیچ‌کدومتون؟

272
00:13:35,620 --> 00:13:37,790
‫آخ، لعنتی. اون سخنرانی خوب بود.

273
00:13:37,870 --> 00:13:41,330
‫میگن یه پادو زنشو کشته، تیکه‌تیکه‌ش کرده،

274
00:13:41,410 --> 00:13:44,450
‫و تیکه‌ها رو گذاشته تو چمدون یه مهمون.

275
00:13:44,540 --> 00:13:46,540
‫این رو به TSA توضیح بده.

276
00:13:49,290 --> 00:13:50,620
‫بیشتر شبیه CSA هست.

277
00:13:50,700 --> 00:13:52,660
‫جسد. چمدون. اوه!

278
00:13:52,750 --> 00:13:56,120
‫بابا، دارن دربارۀ تو حرف می‌زنن. برو خودتو معرفی کن.

279
00:13:56,200 --> 00:13:59,500
‫ببخشید. باید برم کاسۀ میوه تو لابی رو لیس بزنم.

280
00:13:59,580 --> 00:14:01,540
‫چون ظاهراً این کاریه که همه ارواح می‌کنن.

281
00:14:04,000 --> 00:14:04,870
‫کات!

282
00:14:04,950 --> 00:14:06,580
‫تو الان یه کتاب پرت کردی طرف من؟

283
00:14:06,660 --> 00:14:07,660
‫آم، نه.

284
00:14:07,750 --> 00:14:10,910
‫اینا همه‌ش کلاهبرداریه! لانی انگلیسیه! جیب از طرفداراش متنفره!

285
00:14:11,000 --> 00:14:13,040
‫خبر بد اینکه، هیچ‌کدوم از ارواح نمیان

286
00:14:13,120 --> 00:14:15,040
‫خبر خوب اینکه، می‌خوام اسپانیایی یاد بگیرم.

287
00:14:15,120 --> 00:14:17,500
‫کافیه! ما داریم سعی می‌کنیم هنر رو ضبط کنیم!

288
00:14:17,580 --> 00:14:18,830
‫صبر کن. دوربینم کجاست؟

289
00:14:20,790 --> 00:14:22,830
‫یکی اون پسره که انگار از یه دوره دیگه‌ست رو بگیره!

290
00:14:26,000 --> 00:14:27,660
‫شاید بن آنابل رو قانع کرده.

291
00:14:27,750 --> 00:14:29,830
‫خب، پنجمین رویای تکراری و شایع من اینه که...

292
00:14:29,910 --> 00:14:32,330
‫آنابل! اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

293
00:14:33,160 --> 00:14:35,500
‫حدس می‌زنم این فقط یه جور خاطره‌نویسیه.

294
00:14:36,250 --> 00:14:38,250
‫- همونیه که می‌بینی.
واقعاً؟ -

295
00:14:38,330 --> 00:14:42,410
‫شبیه اینه که داری امیدها و آرزوهات رو به روحی که توی کتابه میگی!

296
00:14:42,500 --> 00:14:44,120
‫عجب حدس خوبی زدی.

297
00:14:44,200 --> 00:14:47,200
‫لازم نیست حدس بزنم. ده دقیقه‌ست دارم می‌بینم داری یه رابطۀ عاطفی

298
00:14:47,290 --> 00:14:50,330
‫با این ولگرد جلد سخت برقرار می‌کنی!

299
00:14:50,410 --> 00:14:53,330
‫- اگه کتاب باشه، که رابطه نیست!
.این حرفو قبلاً هم شنیدم -

300
00:14:53,410 --> 00:14:58,290
‫این کتاب چی داره که من ندارم؟ از این خوشت نمیاد؟ یا این؟ یا اینا؟

301
00:14:58,370 --> 00:15:00,620
‫شاید بیشتر از مچ پای روح‌وار لازم داشته باشم.

302
00:15:00,700 --> 00:15:03,410
‫دفتر خاطراتم به حرفام گوش میده. می‌تونم بهش بگم چی می‌خوام

303
00:15:03,500 --> 00:15:05,290
‫می‌تونستی به من بگی!

304
00:15:05,370 --> 00:15:08,500
‫اصلاً نمی‌دونستم یه رویای تکراری داری.

305
00:15:09,620 --> 00:15:11,540
!تا کتابه هست ازش لذت ببر

306
00:15:11,620 --> 00:15:14,200
‫فقط چند صفحه دیگه مونده.

307
00:15:14,950 --> 00:15:16,040
‫ریز می‌نویسم.

308
00:15:16,120 --> 00:15:17,910
‫ریز می‌نویسم!

309
00:15:19,290 --> 00:15:21,790
‫هی، بچه‌ها، دلتون می‌خواد یه اتاق پر از موش ببینید؟

310
00:15:21,870 --> 00:15:24,540
‫اوووه، اوووه، اوووه! دارین می‌رین؟ پس قسمت چی میشه؟

311
00:15:24,620 --> 00:15:25,830
.‫اوه، یه قسمتی می‌سازیم

312
00:15:25,910 --> 00:15:27,950
‫درباره بدترین هتل تسخیرشده‌ای که تا حالا دیدیم.

313
00:15:28,040 --> 00:15:30,290
‫ما هیچ روحی بهتون نشون نمی‌دیم.

314
00:15:30,370 --> 00:15:34,290
‫همچنین، ما هنوز یه دوربین گم کردیم. چی
‫سر اون پسره که انگار از گذشته اومده،اومد؟

315
00:15:34,370 --> 00:15:38,750
‫درود بر بردگان بالقوه. من شاه کبرا هستم.
‫بزن بریم سراغش.

316
00:15:39,580 --> 00:15:42,330
‫- پول دوربین رو به حسابتون می‌زنیم.
...آم -

317
00:15:42,410 --> 00:15:45,330
.‫نه، نه، صبر کن! یه جایی که هست که برای آخرین بار باید ببینین

318
00:15:45,410 --> 00:15:48,790
‫نمی‌خواستم بهت بگم، چون فوق‌العاده خطرناکه.

319
00:15:48,870 --> 00:15:51,120
‫و من... فکر نمی‌کردم بتونی از پسش بربیای.

320
00:15:51,200 --> 00:15:53,290
‫جدی داری سعی می‌کنی از روانشناسی معکوس استفاده کنی؟

321
00:15:53,370 --> 00:15:55,080
‫عمراً نتونیم از پسش بربیایم!

322
00:15:55,160 --> 00:15:58,080
‫چه خبر بچه‌ها؟ اینجاییم تا بخش ممنوعه رو ببینیم.

323
00:15:58,160 --> 00:16:00,040
...‫و منظورمون بخش ممنوعه‌ای نیست که توی

324
00:16:00,120 --> 00:16:01,540
‫ توالت افتاده!

325
00:16:01,620 --> 00:16:02,950
‫چجوری انقدر محبوبن؟

326
00:16:03,040 --> 00:16:06,540
‫ایمیل تو فهرستی از چیزایی بود که از دستم عصبانی هستی؟

327
00:16:06,620 --> 00:16:09,580
‫تو ایمیل رو خوندی. صبر کن، اصلا چجوری بازش کردی؟

328
00:16:09,660 --> 00:16:11,660
‫اون پرسید. و من عاشق درامام.

329
00:16:11,750 --> 00:16:15,540
‫"متنفرم که وقتی رفتی دانشگاه یه طوطی در حال مرگ برام گذاشتی"؟

330
00:16:15,620 --> 00:16:18,540
‫"متنفرم که فقط وقتی اومدی دیدنم که پول لازم داشتی"؟

331
00:16:18,620 --> 00:16:21,080
‫"متنفرم از اینکه چطوری کاشی‌های اسکرابل رو برمی‌گردوندی

332
00:16:21,160 --> 00:16:24,950
و تظاهر می‌کردی که اونا خالی‌ان و دصلاً هم کلمات خوبی درنمی‌اومدن

333
00:16:25,040 --> 00:16:27,540
‫پس نمی‌خواستی تو بهشت با من اسکرابل بازی کنی؟

334
00:16:27,620 --> 00:16:31,000
‫نیتن، بهت گفتم اون ایمیل یه تمرین درمانی بود.

335
00:16:31,080 --> 00:16:34,120
‫کدوم روان‌درمانگر بهت میگه به یه آدم مرده ایمیل بزنی

336
00:16:34,200 --> 00:16:35,830
‫و چیزایی که هنوز بابتشون ازش عصبانی هستی رو بگی؟

337
00:16:35,910 --> 00:16:39,000
‫در اصل، تمرین این بود که چیزایی که دلتنگشونم رو ایمیل کنم،

338
00:16:39,080 --> 00:16:40,700
‫ولی حواسم پرت شد.

339
00:16:40,790 --> 00:16:42,410
‫اون بخش ممنوعه‌ست؟

340
00:16:42,500 --> 00:16:46,580
‫اوه، نه. منظورم اینه که، من... من... فکر نکنم. همۀ این راهروها شبیه همن

341
00:16:46,660 --> 00:16:49,410
!‫وقتی میگم ممنو تو بگو عه

342
00:16:49,500 --> 00:16:50,500
!ممنو -
!عه -

343
00:16:50,580 --> 00:16:51,500
!ممنو -
!عه -

344
00:16:51,580 --> 00:16:56,370
‫اونا رو فرستادی به بخش ممنوعه،
‫یا همون جای تاریک یا همون شهر بی‌عرضه‌ها؟

345
00:16:56,450 --> 00:16:58,910
‫گفتی یه نیروی شیطانی مرموزی اون تو وجود داره.

346
00:16:59,000 --> 00:17:01,200
.کل ماجرا همینه -
‫- باید بیرونشون بیاریم.

347
00:17:01,290 --> 00:17:03,120
‫شاید دیگه خیلی دیر شده باشه.

348
00:17:03,200 --> 00:17:04,830
‫داداش، این چیه؟

349
00:17:04,910 --> 00:17:06,700
‫آها! یه روح تو دوربین. من بردم!

350
00:17:13,040 --> 00:17:14,790
‫بازم یه روح تو دوربین.

351
00:17:14,870 --> 00:17:17,580
‫رابطه عاطفی؟ بیخیال بابا.

352
00:17:17,660 --> 00:17:19,910
‫آنابل حتی قبل از اینکه اصلا درمانی وجود داشته باشه فوت کرد.

353
00:17:20,000 --> 00:17:23,200
.اگه جلوش یه رابطۀ عاطفی هم برقرار کنی نمی‌فهمه

354
00:17:23,290 --> 00:17:25,950
‫وای خدا، این یه جور رابطه احساسیه.

355
00:17:26,750 --> 00:17:28,790
‫- صبر کن، چی؟
 .ببین رفیق، من متخصص نیستم -

356
00:17:28,870 --> 00:17:31,620
‫من فقط یه آدم معمولی‌ام که یه جادوگر زندانیش کرده توی یه کتاب.

357
00:17:31,700 --> 00:17:34,870
‫ولی واضحه که تو مشکل داری از خودت دفاع کنی.

358
00:17:34,950 --> 00:17:36,080
‫صبر کن، تو پسری؟

359
00:17:36,160 --> 00:17:39,160
‫- چون تو بهم گفتی یه کتاب جادویی هستی.
چه فرقی داره؟ -

360
00:17:39,250 --> 00:17:41,250
‫من راحت نیستم که پیش مردا آسیب پذیر باشم.

361
00:17:41,330 --> 00:17:42,290
‫یا هیچ کس دیگه.

362
00:17:42,370 --> 00:17:45,200
‫چرا اینقدر میترسی از این که چیزی که می‌خوای رو بخوای؟

363
00:17:47,250 --> 00:17:49,700
‫چون اگه اون از چیزی که من می‌خوام خوشش نیاد، ممکنه بره.

364
00:17:49,790 --> 00:17:51,330
‫اوه، پووف. پس بذار بره.

365
00:17:51,410 --> 00:17:54,200
‫از کسی بشنو که همه رازاتو شنیده.

366
00:17:54,290 --> 00:17:56,580
‫تو همینجوری که هستی کافی هستی.

367
00:17:56,660 --> 00:18:00,580
‫ولی همینطور، اون قضیه انگشت پا فقط به خاطر بلوغ نیست. برو دکتر

368
00:18:00,660 --> 00:18:03,080
‫حق با توئه. ممنونم، دفتر خاطرات.

369
00:18:03,160 --> 00:18:06,080
‫خواهش میکنم. حالا، اگه این صفحه آخرو پر کنی،

370
00:18:06,160 --> 00:18:08,500
‫طلسم می‌شکنه، و بالاخره می‌تونم...

371
00:18:09,000 --> 00:18:10,660
‫از این به بعدش با منه، رفیق.

372
00:18:20,120 --> 00:18:22,200
.ساکته. شاید مشکلی براشون پیش نیومده

373
00:18:22,290 --> 00:18:23,830
‫نه اینجوری!

374
00:18:23,910 --> 00:18:26,830
‫خواهش می‌کنم خدا! نه اینجوری!

375
00:18:26,910 --> 00:18:29,080
‫این سزای بی‌احترامی به سنجاب‌ـه.

376
00:18:29,160 --> 00:18:31,500
‫استر، برو لابی و راهمونو نشون بده. نِیتن؟

377
00:18:31,580 --> 00:18:34,040
‫چیه؟ می‌خوای گله کنی که چرا توی دبیرستان پدر مادرمونو

378
00:18:34,120 --> 00:18:35,870
‫با اسم کوچیک صدا می‌کردم؟

379
00:18:35,950 --> 00:18:37,040
‫فقط با من بیا.

380
00:18:38,040 --> 00:18:41,290
‫چون هیچوقت نشنیدم باب و دایان شکایتی کنن!

381
00:18:45,410 --> 00:18:46,700
‫اوه.

382
00:18:53,540 --> 00:18:56,580
‫انگار تمومی نداره. این بخش چه‌قدر بزرگه؟

383
00:18:56,660 --> 00:18:59,080
‫به بزرگی کینه‌ای که از من داشتی نیست.

384
00:18:59,160 --> 00:19:01,830
‫- اوه، اینجا اکو داره.
استر، من کجا دارم می‌رم؟ -

385
00:19:01,910 --> 00:19:04,620
‫تو رو توی دوربین جیب می‌بینم. دقیقاً روبه‌روته.

386
00:19:08,830 --> 00:19:09,790
‫اونا کجان؟

387
00:19:09,870 --> 00:19:11,830
‫به سرش چسبید.

388
00:19:12,580 --> 00:19:14,660
‫من کجام؟ من کی‌ام؟

389
00:19:15,580 --> 00:19:17,370
‫آخ، مرد، من مو قهوه‌ای‌ام؟

390
00:19:18,040 --> 00:19:19,290
‫لانی، چی شد؟

391
00:19:19,370 --> 00:19:20,910
‫خاطراتشو کشید بیرون!

392
00:19:21,000 --> 00:19:21,830
‫چی؟

393
00:19:21,910 --> 00:19:23,160
‫احتمالاً اون.

394
00:19:26,660 --> 00:19:29,500
‫- یا اون.
.چه مدل موی زشتی دارم -

395
00:19:29,580 --> 00:19:30,790
!انقدر در موهات حرف نزن

396
00:19:34,830 --> 00:19:36,330
!برین

397
00:19:44,580 --> 00:19:46,000
‫بانو نمی‌خواد ببینتت.

398
00:19:46,080 --> 00:19:47,910
‫برو یه هواپیمای دیگه رو منهدم کن.

399
00:19:49,200 --> 00:19:51,790
‫بن، تا حالا نشنیده بودم اینجوری حرف بزنی.

400
00:19:51,870 --> 00:19:55,330
‫چون هیچوقت نمیگم چی می‌خوام. ولی می‌دونی چیه؟ بفرمایید.

401
00:19:55,410 --> 00:19:58,660
‫می‌خوام یه لباس هالووین مخصوص زوج ها بپوشیم.
‫می‌خوام ببرمت به یه رقص مدرسه.

402
00:19:58,750 --> 00:20:02,290
‫من... می‌خوام یکی یه دسته گل خیلی بزرگ بفرسته سر کلاسم

403
00:20:02,370 --> 00:20:05,040
‫که همه بگن، "وای، این یارو خوش‌شانس کیه؟"

404
00:20:05,120 --> 00:20:06,660
‫و بعد اون یارو خوش‌شانس من باشم.

405
00:20:06,750 --> 00:20:08,950
‫و می‌خوام با اون خلبان جنگ جهانی اولی دعوا کنم

406
00:20:09,040 --> 00:20:10,750
‫که معلومه یه حسی بهت داره،

407
00:20:10,830 --> 00:20:14,700
‫چون تو تنها کسی هستی که می‌خوام باهاش یه رابطه احساسی داشته باشم

408
00:20:15,910 --> 00:20:18,580
‫با اون دسته گل خیلی بزرگ، منو به دست آوردی.

409
00:20:23,950 --> 00:20:27,000
‫منظورش از "جنگ جهانی اول" چی بود؟

410
00:20:30,000 --> 00:20:31,450
‫اوه، خروجی کدوم طرفه؟

411
00:20:31,540 --> 00:20:34,540
‫فکر کردم تو حواست هست، وقتی من سرم به عصبانی بودن گرم بود

412
00:20:34,620 --> 00:20:36,330
‫فقط به دویدن ادامه بدین!

413
00:20:42,080 --> 00:20:44,370
‫کتی، اگه قراره بمیریم،

414
00:20:44,450 --> 00:20:47,080
‫من کاملاً عبارت "انگار که" رو ابداع کردم.

415
00:20:47,160 --> 00:20:48,500
‫ضمناً، من تو رو بخشیدم.

416
00:20:48,580 --> 00:20:49,540
‫تو منو می‌بخشی؟

417
00:20:49,620 --> 00:20:52,160
‫تو به بچه‌ها گفتی من و ران داریم جدا می‌شیم، قبل از اینکه خودم بگم

418
00:20:52,250 --> 00:20:53,500
‫نیاز داشتم حرف بزنم.

419
00:20:53,580 --> 00:20:55,790
‫یه هیولا داره دنبالم می‌کنه که خاطرات رو می‌خوره.

420
00:20:55,870 --> 00:20:59,660
‫اگه منو گرفت، اینا معروف‌ترین آدمایی هستن که باهاشون سکس داشتم

421
00:20:59,750 --> 00:21:01,330
‫دیم جودی...

422
00:21:01,830 --> 00:21:02,660
‫کمکم کن بلند شم!

423
00:21:04,450 --> 00:21:07,500
‫تو تمام مدت یه روح بودی...

424
00:21:24,000 --> 00:21:25,950
‫عجب جای تاریکیه، نه؟

425
00:21:26,620 --> 00:21:28,910
‫صبر کن، پس اون کانادایی بود، ادای انگلیسی‌هایی رو درمیاورد

426
00:21:29,000 --> 00:21:30,870
 که ‫ادای آمریکایی‌ها رو درمیارن؟ چرا؟

427
00:21:30,950 --> 00:21:32,870
‫نقاب‌هایی که می‌زنیم، ها؟

428
00:21:35,410 --> 00:21:36,410
‫این طرف!

429
00:21:37,080 --> 00:21:39,830
‫- اون سنجابه!
 .این راهو تشویق نکن -

430
00:21:40,410 --> 00:21:42,450
‫اوه خدای من!

431
00:21:50,040 --> 00:21:51,080
‫اوه!

432
00:21:53,950 --> 00:21:55,040
‫کاترین!

433
00:22:00,450 --> 00:22:01,750
‫صبر کن، داره چیکار می‌کنه؟

434
00:22:01,830 --> 00:22:04,000
‫داره خاطرات دوربین رو می‌خوره.

435
00:22:04,080 --> 00:22:05,250
‫نه!

436
00:22:05,330 --> 00:22:08,580
‫- کتی، فقط ولش کن! - این تنها دوربینیه که مونده.

437
00:22:08,660 --> 00:22:10,830
‫- خب که چی؟
.نمیتونم همینجوری بیخیال شم -

438
00:22:10,910 --> 00:22:12,450
‫چرا، می‌تونی.

439
00:22:12,540 --> 00:22:14,660
‫ببین، مجبور شدم به مشکلات تو با خودم گوش بدم.

440
00:22:14,750 --> 00:22:17,330
‫حالا مشکلات خودت. نمی‌تونی هیچی رو ول کنی.

441
00:22:17,410 --> 00:22:18,750
‫منظورم اینه، حتی بعد از اینکه مردم،

442
00:22:18,830 --> 00:22:22,790
‫مجبور شدی یه ایمیل بفرستی و غر بزنی که چرا شیر بادوم رو من اختراع نکردم

443
00:22:22,870 --> 00:22:23,950
‫چون تو اختراع نکردی.

444
00:22:24,040 --> 00:22:26,750
‫مهم نیست. فقط بیخیالش شو.

445
00:22:27,370 --> 00:22:28,410
‫بیخیالش شو.

446
00:22:46,250 --> 00:22:49,910
‫خبر خوب بچه‌ها. آنابل قبول کرده که تو این قسمت باشه.

447
00:22:51,200 --> 00:22:53,660
‫یادتون نمیاد؟ شماها یه صندوق کمک‌هزینه تحصیلی می‌گردونید.

448
00:22:53,750 --> 00:22:56,290
‫برای دخترای زودرس که باهاشون با احترام رفتار می‌کنید.

449
00:22:56,370 --> 00:22:58,830
‫- این کارا به ما میاد.
ما کی هستیم اصلاً؟ -

450
00:22:58,910 --> 00:23:01,160
‫خیلی بامزه‌ست. هی، بیا یه استیکر بگیر.

451
00:23:03,620 --> 00:23:04,450
‫تموم شد.

452
00:23:04,950 --> 00:23:07,040
‫- این چیه؟
.ایمیلی که باید می‌فرستادم -

453
00:23:07,120 --> 00:23:09,830
‫"چیزهایی که از برادرم خوشم میاد. "

454
00:23:10,580 --> 00:23:12,660
‫"اون به من باور داره، حتی وقتی که خودم ندارم. "

455
00:23:12,750 --> 00:23:14,540
‫- لازم نیست اونو با صدای بلند بخونی.
!همگی -

456
00:23:14,620 --> 00:23:17,290
‫بیاید گوش کنید ببینید خواهرم چه چیزای خوبی دربارۀ من نوشته!

457
00:23:17,370 --> 00:23:20,000
‫هی، اگه هر کدوم از طرفدارای کبرا اومدن به هتل، برای منه.

458
00:23:20,080 --> 00:23:22,660
‫من ویدیوشو آپلود کردم. تا الان دو تا بازدید خورده.

459
00:23:22,750 --> 00:23:27,040
‫- یکیش مال منه. برای من نبود.
 .نمی‌دونم بازدید دیگه‌ش مال کیه -

460
00:23:27,120 --> 00:23:30,410
‫و بعد رهبرهای عزیزت مثل سوسیس تو ناهار تیکه تیکه می‌شن.

461
00:23:30,500 --> 00:23:33,910
‫و منم که سس کچاپم. چطوری ضبط رو متوقف کنم؟

462
00:23:39,890 --> 00:23:59,890
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

