﻿1
00:00:04,000 --> 00:00:15,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:15,790 --> 00:00:18,790
هیچکس توی این وضع نمیاد هتل
.امشب رو تعطیل می‌کنم

3
00:00:18,870 --> 00:00:21,790
‫و منم دارم برنامه ریلکسیشن قبل خوابمو شروع می‌کنم. چون بن لیاقتشو داره

4
00:00:21,870 --> 00:00:25,830
‫و منم به دیدن تلویزیون ادامه میدم چون روح‌ها لازم نیست بخوابن

5
00:00:25,910 --> 00:00:27,870
.قبلاً هم گفتی. یه هزار باری

6
00:00:39,620 --> 00:00:41,790
‫دو، یک.

7
00:00:42,870 --> 00:00:44,540
‫...با قلبی از جنس فولاد...

8
00:00:44,620 --> 00:00:46,450
‫دو، یک.

9
00:00:47,120 --> 00:00:48,160
‫هوو!

10
00:00:48,250 --> 00:00:51,330
‫این کلبه ۵۰ ساله که متروکه‌ست.

11
00:00:53,950 --> 00:00:56,500
...‫...همه ستاره‌ها داشتن به زیبایی می‌درخشیدن

12
00:00:56,580 --> 00:00:58,370
‫...و بعد اون من رو بوسید...

13
00:00:58,950 --> 00:01:01,540
.باور کن که یه چیزی اینجا هست

14
00:01:05,450 --> 00:01:06,790
‫- ابدان.
.استر -

15
00:01:13,750 --> 00:01:15,750
‫..کی می‌تونه بگه...

16
00:01:17,660 --> 00:01:19,580
‫یه راسوی خون‌آشامه!

17
00:01:31,750 --> 00:01:32,830
‫اون زنده‌ست.

18
00:01:32,910 --> 00:01:35,330
‫زنده‌ست!

19
00:01:35,410 --> 00:01:37,290
‫وقت… خوابه. گندش بزنن.

20
00:01:38,660 --> 00:01:40,080
‫- ابدان.
.استر -

21
00:01:42,330 --> 00:01:44,790
!نخوابیدم! من،‌آم، نمی‌خوابم

22
00:01:46,790 --> 00:01:48,540
‫- شب بخیر، مامان.
.شب بخیر، بن -

23
00:01:49,350 --> 00:01:51,950
اتاقِ استر
وارد نشوید

24
00:01:51,120 --> 00:01:51,950
‫هوم.

25
00:01:53,620 --> 00:01:56,330
‫مامان، صبح شده؟

26
00:01:56,910 --> 00:01:58,410
‫ببخشید. شب بخیر، استر.

27
00:02:01,620 --> 00:02:04,000
‫«صبح شده؟»

28
00:02:46,750 --> 00:02:49,040
‫خب، آم، توی اون پنکیک‌ها چیه؟

29
00:02:49,540 --> 00:02:52,040
‫- داریم درباره جوز هندی حرف می‌زنیم یا...
.فقط… فقط دارچین -

30
00:02:52,120 --> 00:02:54,200
‫اوه، من عاشق دارچین بودم.

31
00:02:54,290 --> 00:02:58,450
‫هی، برای این یه گاز، وقتی طعم دارچینو حس کردی، می‌تونی بگی، "اوم، دارچین"؟

32
00:02:58,540 --> 00:03:00,200
‫مامان، لطفاً به ما ملحق شو.

33
00:03:00,290 --> 00:03:02,540
‫بچه‌ها، من یه خبر هیجان‌انگیز دارم.

34
00:03:02,620 --> 00:03:04,910
‫خاله رُز داره میاد دیدنمون.

35
00:03:05,950 --> 00:03:09,160
‫- خاله رُز چه مشکلی داره؟
.کتی، من آدم روشن‌فکریم -

36
00:03:09,250 --> 00:03:10,250
‫من همه رو دوست دارم.

37
00:03:10,330 --> 00:03:12,950
‫من با ارواحی دوست شدم که کل خونواده‌شونو کشتن

38
00:03:13,040 --> 00:03:14,660
‫به بدترین شکل ممکن.

39
00:03:14,750 --> 00:03:15,620
‫ببخشید، چرا؟

40
00:03:15,700 --> 00:03:17,120
‫چون من همه رو دوست دارم.

41
00:03:17,200 --> 00:03:20,500
‫به جز خاله رُز! اون زن خیلی بدجنسه.

42
00:03:20,580 --> 00:03:24,160
.دلیل سیبیل گذاشتنم اینه که اون بهم میگه لبای عجیبی دارم

43
00:03:24,250 --> 00:03:28,000
.‫منو مجبور می‌کنه شونه‌هاشو ماساژ بدم، تازه غر هم می‌زنه

44
00:03:28,080 --> 00:03:30,410
!خب درخواست نکن، خاله رز

45
00:03:30,500 --> 00:03:33,080
.خاله رز ممکنه یکم... دعوایی باشه

46
00:03:33,160 --> 00:03:35,500
‫ولی اون خانواده‌مونه، و ما دوسش داریم.

47
00:03:35,580 --> 00:03:38,000
‫- بعلاوه، اون زندگی سختی داشته.
واقعاً؟ -

48
00:03:38,080 --> 00:03:40,500
‫فکر کنم یه چیزایی از کاسه خاک یادمه.

49
00:03:40,580 --> 00:03:42,160
‫بن، میشه یه لحظه تو رو بدزدم؟

50
00:03:42,250 --> 00:03:45,080
‫حتماً. فقط ممکنه مجبور شم زود برگردم تا خاله رز رو ماساژ بدم.

51
00:03:45,160 --> 00:03:49,080
‫خاله رز داره میاد؟ کاش منم مثل دایی نیتن مرده بودم.

52
00:03:49,160 --> 00:03:50,870
‫درسته. من مردم!

53
00:03:50,950 --> 00:03:54,290
‫حتی اگه می‌خواستمم نمی‌تونستم باهاش حرف بزنم، که خب نمی‌خوام

54
00:03:54,370 --> 00:03:57,250
.‫ها! با مردنت، باری دیگر بردی

55
00:03:57,330 --> 00:04:00,500
‫خب، چه خوشت بیاد چه نیاد، من هنوزم به کمک همتون نیـ...

56
00:04:01,000 --> 00:04:03,290
.‫عالیه! می‌دونی چیه؟ بیشتر خاله رز برای خودم

57
00:04:04,500 --> 00:04:05,330
.از اینا تموم کردی

58
00:04:07,080 --> 00:04:09,290
‫تو یه آزمایشگاه مخفی داری؟

59
00:04:09,370 --> 00:04:11,660
‫آخه نمی‌تونم که تو هتل جادوی سیاه انجام بدم.

60
00:04:11,750 --> 00:04:14,870
‫منظورم اینه که می‌تونم، ولی روی برادرمون جواب نداد.

61
00:04:14,950 --> 00:04:16,700
‫- کدوم برادر؟
.همینو بگو -

62
00:04:16,790 --> 00:04:19,450
‫خب، یه خبر خوب دارم و یه خبر بد.

63
00:04:19,540 --> 00:04:23,450
‫اوه، من عاشق خبر خوبم. ولی از خبر بد خیلی بدم میاد.

64
00:04:23,540 --> 00:04:25,410
‫خبر خوب اینه که من یه جسد رو دوباره زنده کردم.

65
00:04:27,330 --> 00:04:30,580
‫خبر بد اینه که اون بی‌دلیل به مردم حمله می‌کنه.

66
00:04:30,660 --> 00:04:31,910
‫دن، نه!

67
00:04:33,910 --> 00:04:35,200
‫تو مرده رو زنده کردی؟

68
00:04:35,290 --> 00:04:37,200
‫آه، بیشتر کارا رو اون طلسم انجام داد.

69
00:04:37,290 --> 00:04:39,160
‫استر، اصلاً یه آدم مرده رو واسه چی می‌خوای؟

70
00:04:39,250 --> 00:04:40,910
‫- دَن!
.آره، اسمش دَنه -

71
00:04:41,000 --> 00:04:44,370
‫یادته چطوری تو ناهار یه شورش راه انداختم چون شیرکاکائو رو قطع کردن؟

72
00:04:44,450 --> 00:04:48,000
‫- تو کله‌های عروسکی رو گذاشتی رو نیزه.
.و پودر کاکائو توی کانال تهویه

73
00:04:48,080 --> 00:04:52,870
‫مدیر می‌خواد با یکی از والدین درباره "رفتار تندروانۀ مداومِ" من حرف بزنه

74
00:04:52,950 --> 00:04:54,660
‫اگه به مامان بگم، منو تنبیه می‌کنه.

75
00:04:54,750 --> 00:04:57,830
‫ولی می‌دونی کی تنبیهم نمی‌کنه؟ یه جسد که ادای بابامو درمیاره.

76
00:04:57,910 --> 00:04:59,790
.بابا بیخیال، فقط یه زنگ به بابا بزن

77
00:04:59,870 --> 00:05:03,580
ما وقت کمی برای آموزش دَن داریم
.تو باید نقش مدیر رو اجرا کنی

78
00:05:03,660 --> 00:05:05,830
‫- دَن!
.ببین، الان به بابا زنگ میزنم -

79
00:05:05,910 --> 00:05:08,910
فقط دو ساعت راهه. مگه اینکه بازم بی‌خبر
.جاشو عوض کرده باشه

80
00:05:09,000 --> 00:05:13,120
‫بن، من به بابا احتیاج ندارم. فقط می‌خوام تو کمك کنی دَن تمرین کنه

81
00:05:14,580 --> 00:05:16,410
‫اگه بتونم گریم پیرمردیمو بزنم این کارو می‌کنم.

82
00:05:17,250 --> 00:05:19,370
‫همه چی خوب پیش میره.

83
00:05:19,450 --> 00:05:21,250
‫- آره.
.بهتر از خوب میشه -

84
00:05:21,330 --> 00:05:22,500
‫- عالیه.
.آره -

85
00:05:22,580 --> 00:05:25,620
.احتمالاً با بالا رفتن سنش، آروم‌تر شده -
.دوبار -

86
00:05:28,080 --> 00:05:29,620
‫ خودشه؟

87
00:05:31,540 --> 00:05:33,700
‫آره، خودشه. دارم میام!

88
00:05:45,540 --> 00:05:46,580
‫جالبه.

89
00:05:47,620 --> 00:05:50,660
‫خاله رُز، به آندروِیل خوش اومدی.

90
00:05:50,750 --> 00:05:52,160
!چه عجب

91
00:05:52,250 --> 00:05:54,830
گفتم حتماً منو تا غروب همینجا می‌کاشتی

92
00:05:54,910 --> 00:05:57,330
تا گرگ‌ها بیان منو بخورن

93
00:05:57,410 --> 00:05:59,500
‫خب، الان اینجام. خوب به نظر میای.

94
00:05:59,580 --> 00:06:04,700
‫خب، خوب نیستم. کلی مریضی دارم و دارن توطئه می‌کنن که نابودم کنن

95
00:06:04,790 --> 00:06:08,290
البته اگه این هوای سردی که منو توش گیر انداختی اول از همه منو نکشه

96
00:06:08,370 --> 00:06:10,290
‫پس بیا ببریمت تو.

97
00:06:11,200 --> 00:06:14,700
‫- اوف. از چیزی که یادم بود بدتره.
.خوبه. فقط پیره -

98
00:06:14,790 --> 00:06:18,500
‫کاترین، وسایلمو ببر تو قبل اینکه دزدیده بشن!

99
00:06:18,580 --> 00:06:21,000
‫فکر خوبیه، خاله رز.

100
00:06:22,040 --> 00:06:24,540
‫خب، دن، یه بار دیگه اینو با هم مرور می‌کنیم.

101
00:06:24,620 --> 00:06:27,410
‫وقتی رفتیم تو اتاق، تو روی صندلی کنار من می‌شینی.

102
00:06:27,500 --> 00:06:30,330
‫به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی. بعد مدیر صحبت می‌کنه.

103
00:06:30,410 --> 00:06:31,910
‫تو به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی.

104
00:06:32,000 --> 00:06:35,620
‫بعد سرت رو تکون میدی و به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی!

105
00:06:35,700 --> 00:06:38,370
‫- بن، حالت چطوره؟
.یه کم نگرانم دوباره بهم حمله کنه -

106
00:06:38,450 --> 00:06:39,450
.همین الان گفتم حمله نکنه

107
00:06:39,540 --> 00:06:41,410
‫درسته. فقط دفعه پیش هم همینو بهش گفتی.

108
00:06:41,500 --> 00:06:44,120
‫- دن!
.جسد دن دیگه از این تازه‌تر نمیشه -

109
00:06:46,370 --> 00:06:48,790
‫آقای فری‌لینگ، ممنون که تشریف آوردین.

110
00:06:48,870 --> 00:06:50,370
‫می‌تونم یه کم اسکاچ تعارف کنم؟

111
00:06:50,450 --> 00:06:51,790
‫این مخلوط از ارتفاعات اسکاتلنده.

112
00:06:54,250 --> 00:06:56,290
‫شاید بسته بودن داره می‌ترسونتش.

113
00:06:56,370 --> 00:06:58,410
‫بسته بودن داره جلوی مرگ منو می‌گیره!

114
00:06:58,500 --> 00:07:00,290
‫- دن!
.دن، بن رو نکش -

115
00:07:00,370 --> 00:07:02,080
‫بن، اگه تو رو کشت، من برمی‌گردونمت.

116
00:07:02,160 --> 00:07:04,790
.من هنوزم فکر می‌کنم باید گزینۀ بابا رو بررسی کنیم

117
00:07:06,370 --> 00:07:07,660
!همون روز ملاقات یه کاری می‌کنیم

118
00:07:08,160 --> 00:07:10,620
‫چه جور کسب‌وکاری تمبر نداره؟

119
00:07:10,700 --> 00:07:13,200
‫ما تمبر داریم، خاله رز. فقط تو از تمبرهامون خوشت نیومد

120
00:07:13,290 --> 00:07:15,200
‫چون عکس زن‌های مشهور تاریخ روشونه.

121
00:07:15,290 --> 00:07:18,000
‫انگار همشون از خودشون خیلی راضی‌ان.

122
00:07:18,080 --> 00:07:20,750
‫کل این هتل ریخته و پاشیده.

123
00:07:20,830 --> 00:07:23,120
‫من که عمراً پول بدم اینجا شب رو بگذرونم.

124
00:07:23,200 --> 00:07:26,370
‫خب، تو که این کارو نکردی. عجب معامله‌ای!

125
00:07:26,870 --> 00:07:28,830
‫فکر کنم داری تمام تلاشت رو می‌کنی.

126
00:07:28,910 --> 00:07:31,290
‫این برادر احمقته که این گند رو برات به جا گذاشته.

127
00:07:31,370 --> 00:07:34,000
.فکر نکنم حرف منصفانه‌ای باشه

128
00:07:34,080 --> 00:07:37,790
‫ولی من مطمئنم که احساساتت تحت تأثیر یه گذشتهٔ پُر از آسیب شکل گرفته

129
00:07:37,870 --> 00:07:40,080
‫دوست ندارم پشت سر مرده‌ها بد بگم،

130
00:07:40,160 --> 00:07:43,830
‫ولی نیتن از بدو تولد تا مرگ یه شکست مطلق بود.

131
00:07:43,910 --> 00:07:47,330
‫از یه کیسه لوبیا هم میشه آدم حسابی‌تری درآورد.

132
00:07:47,410 --> 00:07:51,450
‫حداقل لوبیا یه دردی می‌خوره و سوپ میشه،
تازه سیبیل‌های زشتی هم ندارن

133
00:07:51,540 --> 00:07:56,040
!‫من اون سیبیلو گذاشتم چون تو منو نسبت به لبام ناایمن کردی

134
00:07:56,120 --> 00:07:57,950
‫نیتن، قایم شدن چی شد پس؟

135
00:07:58,040 --> 00:07:58,910
‫سعی کردم کتی.

136
00:07:59,000 --> 00:08:00,000
‫خیلی آروم وایسادم

137
00:08:00,080 --> 00:08:04,120
‫درحالی که این دعوای متحرک برای آزار سالمندان به شخصیتم حمله کرد

138
00:08:04,200 --> 00:08:05,660
‫ولی هر مردی یه ظرفیتی داره!

139
00:08:05,750 --> 00:08:07,000
‫۲۰ دقیقه گذشته.

140
00:08:07,080 --> 00:08:08,500
.ولی انگار 40 دقیقه بود

141
00:08:08,580 --> 00:08:09,660
‫چه خبره؟

142
00:08:09,750 --> 00:08:13,330
‫تو یه روح رو عصبانی کردی. می‌تونی فرار کنی و جیغ بزنی.

143
00:08:14,000 --> 00:08:15,660
‫یا خیلی غیرمنتظره نزدیکش شی.

144
00:08:15,750 --> 00:08:17,200
‫چطوری این اتفاق افتاد؟

145
00:08:17,290 --> 00:08:20,080
‫دقیقاً نمی‌دونیم. ولی اون هنوزم نیتن‌ـه.

146
00:08:20,160 --> 00:08:23,790
‫تو این هتل کاملاً عادی، چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

147
00:08:24,540 --> 00:08:26,700
‫بگو قرن بیستم از قرن هجدهم بهتره.

148
00:08:26,790 --> 00:08:30,290
‫درست بعد از اینکه با دوستام آشنا شدی. لوئیس و کلارک!

149
00:08:30,870 --> 00:08:33,500
‫کاملا معمولیه که وقتی اینجا بمیری، تبدیل به روح میشی.

150
00:08:41,160 --> 00:08:42,580
‫و یه قطارِ ارواح هم وجود داره.

151
00:08:43,750 --> 00:08:45,830
‫جالبه.

152
00:08:50,620 --> 00:08:52,540
‫- همه می‌دونن تو اینجا رو می‌چرخونی.
ها؟ -

153
00:08:52,620 --> 00:08:54,200
‫گفتم، با کسی قرار می‌ذاری؟

154
00:08:59,750 --> 00:09:03,200
‫می‌دونی، شاید بخاطر اینه که یه ساعت پیش دندون عقلم رو کشیدم

155
00:09:03,290 --> 00:09:08,000
‫و بهم گفتن گاز زیادی استفاده کردن، ولی تو بهترینی هستی که دیدم

156
00:09:08,080 --> 00:09:10,120
‫فقط شورش‌ها رو آروم‌ترش کن.

157
00:09:10,200 --> 00:09:13,200
‫فقط اگه تو هم بی‌عدالتی رو تموم کنی

158
00:09:13,290 --> 00:09:14,750
‫اون خیلی دردسرسازه.

159
00:09:14,830 --> 00:09:16,660
‫- ولی یه بابای عالی داره.
!دَن -

160
00:09:16,750 --> 00:09:18,620
‫نمی‌خوایم بیشتر از این وقت مدیر رو بگیریم.

161
00:09:18,700 --> 00:09:20,450
‫احتمالا باید اثر گازی که خورده از بین بره.

162
00:09:20,540 --> 00:09:24,450
‫نانسی، من تو دفترم هستم، با این همه پروانه می‌رقصم.

163
00:09:25,450 --> 00:09:26,620
‫فوق العاده بود!

164
00:09:26,700 --> 00:09:30,790
‫خیلی باحال بود! و پیش‌غذای عالی برای غذای اصلی： دوباره دن رو خاک کردن

165
00:09:30,870 --> 00:09:32,910
‫بن، الان نمی‌تونیم دن رو دفن کنیم.

166
00:09:33,000 --> 00:09:35,120
‫بالاخره داره یاد می‌گیره به کسی حمله نکنه.

167
00:09:35,200 --> 00:09:37,700
‫دن، می‌خوای یه ماشین کرایه کنی و بریم مواد آتیش‌بازی بخریم؟

168
00:09:37,790 --> 00:09:38,910
‫دن!

169
00:09:42,040 --> 00:09:46,200
‫من از همه چی عکس گرفتم، و همهٔ این جعبه‌ها رنگی‌ان!

170
00:09:46,290 --> 00:09:47,120
‫کتی؟

171
00:09:47,200 --> 00:09:50,750
‫خاله رز، این... باحاله. چه خبره؟

172
00:09:50,830 --> 00:09:53,700
‫من دارم وسایلم رو میارم که اینجا بمیرم و روح بشم.

173
00:09:53,790 --> 00:09:55,200
‫- چی؟
.خیلی خب، بچه‌ها -

174
00:09:55,290 --> 00:09:58,080
‫همش داره برمی‌گرده به کامیون! اشکال نداره اگه بشکنیدش.

175
00:09:58,160 --> 00:09:59,410
‫ولی...

176
00:09:59,500 --> 00:10:01,790
‫آم، تو که نمی‌دونی کی می‌میری.

177
00:10:01,870 --> 00:10:03,080
‫منظورم اینه که، ممکنه سال‌ها طول بکشه.

178
00:10:03,160 --> 00:10:06,410
‫مگه گوش نمی‌دادی؟ من یه زن خیلی مریضم.

179
00:10:06,500 --> 00:10:08,080
‫اوه، تو که همیشه اینو می‌گفتی.

180
00:10:08,160 --> 00:10:11,000
‫و دکترا بالاخره با من موافقن.

181
00:10:11,080 --> 00:10:13,370
‫من فقط چند روز دیگه وقت دارم.

182
00:10:13,870 --> 00:10:17,160
‫مراقب اون فیکوس باش! می‌خوام اونم با من بمیره!

183
00:10:17,250 --> 00:10:20,040
‫کتی، اینا همه‌ش یه شوخی خیلی مسخره‌ست، درسته؟

184
00:10:20,120 --> 00:10:21,790
‫اون تا ابد اینجا می‌مونه.

185
00:10:22,290 --> 00:10:24,870
‫خیلی خب، دن. این چیزیه که براش تمرین کردیم.

186
00:10:24,950 --> 00:10:26,950
کی تمرین کردیم که من خبر ندارم؟ -
!بچرخونش -

187
00:10:27,040 --> 00:10:30,410
‫...شاید مرده باشه, ولی حس زنده بودن بهم میده...

188
00:10:30,500 --> 00:10:33,580
‫...اتاق رو بدبو می‌کنه، ولی فکر کنم جون سالم به در ببریم...

189
00:10:33,660 --> 00:10:34,870
‫...دست و پاهاش میفتن...

190
00:10:34,950 --> 00:10:37,500
‫...ولی تقریبا مطمئنم این هم بخشی از نقشه‌ست...

191
00:10:37,580 --> 00:10:39,500
‫...اوه، اوه، اوه...

192
00:10:39,580 --> 00:10:40,870
‫- دن، دن...
...اون دَنِ منه... -

193
00:10:40,950 --> 00:10:42,330
‫اون فقط داره میگه "دَن".

194
00:10:42,410 --> 00:10:45,500
‫- هیس. اینجا قسمت خوبشه.
.دَن، دَن، دَن -

195
00:10:45,580 --> 00:10:48,700
‫بعدش چی کار کنیم؟ هات‌داگ درست کنیم؟ چمن‌ها رو بزنیم؟ توپ‌بازی کنیم؟

196
00:10:48,790 --> 00:10:51,500
‫مطمئن نیستم بتونه بدون دست توپ‌بازی کنه.

197
00:10:51,580 --> 00:10:54,370
‫دَن، چی سر دستت اومد، ای دست و پا چلفتی؟

198
00:10:54,450 --> 00:10:55,660
‫دَن.

199
00:10:55,750 --> 00:10:59,580
‫استر، بعضی از ما، بیشتر خودم, نگران رابطهٔ عاطفی هستیم

200
00:10:59,660 --> 00:11:02,160
‫که داری با این پیرمردِ رو به زوال شکل میدی.

201
00:11:02,250 --> 00:11:04,330
‫چه رابطه‌ای؟ ما فقط دوستیم.

202
00:11:04,410 --> 00:11:05,700
‫و بابا داره خوش می‌گذرونه.

203
00:11:05,790 --> 00:11:07,910
‫منظورت اینه که دَن داره خوش می‌گذرونه.

204
00:11:08,000 --> 00:11:10,870
‫اوه، خیلی متاسفم آقای استاد.

205
00:11:10,950 --> 00:11:13,910
‫نه، نکن، می‌دونی که خوشم نمیاد منو آقای استاد صدا کنی

206
00:11:14,000 --> 00:11:17,330
‫نمی‌دونستم اشتباه حرف زدن تو کلاستون جرمه.

207
00:11:17,410 --> 00:11:19,580
.‫اینجوری نیست... نه. من دارم حرف حساب می‌زنم

208
00:11:19,660 --> 00:11:21,580
‫نندازی منو استاد!

209
00:11:21,660 --> 00:11:23,080
‫آه، بیخیالش شو!

210
00:11:28,330 --> 00:11:30,540
‫لعنت به این زندونِ گریزناپذیر.

211
00:11:31,200 --> 00:11:33,950
‫تو... تو منو آوردی اینجا، و حالا چی؟

212
00:11:34,040 --> 00:11:36,290
‫امم... پیشنهاد آتش‌بس میدم.

213
00:11:37,160 --> 00:11:41,250
‫اسمت رو می ذارم جاربون، به یاد اولین نفری که شکنجه‌اش کردم.

214
00:11:42,250 --> 00:11:43,500
‫آخ.

215
00:11:44,580 --> 00:11:46,120
‫- کاترین!
!کاترین -

216
00:11:46,200 --> 00:11:47,870
‫کاترین!

217
00:11:47,950 --> 00:11:49,120
‫تمومش کن!

218
00:11:49,200 --> 00:11:50,750
.نمیشه. نمی‌خوام

219
00:11:50,830 --> 00:11:54,660
!کاترین، داره کونشو می‌ماله به همۀ لباسام

220
00:11:54,750 --> 00:11:58,830
!تازه شروعشه. این کون قراره همه‌جا بره

221
00:11:58,910 --> 00:12:02,120
‫مجسمه‌های دلقک، اون خرده‌ریزه‌ها، صدف‌های توالت!

222
00:12:02,200 --> 00:12:03,410
‫جرأت نداری.

223
00:12:03,500 --> 00:12:05,120
‫نیتن، نقشه‌ت چیه؟

224
00:12:05,200 --> 00:12:09,580
‫هیچ نقشه‌ای ندارم. فقط یه قشقرق درست و حسابی راه میندازم که تا وقتی اون طرف نره ساکت نمیشم

225
00:12:09,660 --> 00:12:10,500
‫برو بیرون!

226
00:12:10,580 --> 00:12:13,410
‫این باسن اولین چیزیه که صبح می‌بینی

227
00:12:13,500 --> 00:12:15,540
‫و آخرین چیزی که شب می‌بینی.

228
00:12:16,910 --> 00:12:18,700
‫کتی، نباید بذاری این اتفاق بیفته.

229
00:12:18,790 --> 00:12:21,500
‫شونه‌های استخونی‌شو رو بگیر و از ملک پرتِش کن بیرون!

230
00:12:21,580 --> 00:12:22,750
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

231
00:12:22,830 --> 00:12:25,120
.منم که نمی‌تونم. تو فقط نمی‌خوای

232
00:12:25,200 --> 00:12:28,700
‫تصور کن اون یه روحه؟ دیوارها تنها مرزشن.

233
00:12:28,790 --> 00:12:29,750
‫می‌دونم!

234
00:12:29,830 --> 00:12:33,870
‫باشه؟ یعنی فکر می‌کنی من دوست دارم اون پیرزنه تلخ رو تا ابد اینجا داشته باشم؟

235
00:12:33,950 --> 00:12:35,830
‫- می‌دونستم.
!خاله رز -

236
00:12:35,910 --> 00:12:40,000
‫نه، نه، نه، نه، نه. ما داشتیم فقط یه نمایشنامه رو تمرین می‌کردیم

237
00:12:40,080 --> 00:12:43,700
‫- تو همیشه دروغگوی بدی بودی.
صبر کن، کجا داری میری؟ -

238
00:12:43,790 --> 00:12:48,000
‫وقتی منو نخوان می‌فهمم. میرم یه گوشه خیابون میمیرم.

239
00:12:48,080 --> 00:12:49,120
.قابلتونو نداره

240
00:12:50,410 --> 00:12:51,870
.عه جواب داد -
مطمئنی؟ -

241
00:12:51,950 --> 00:12:54,750
‫اون از دست ما عصبانی می‌میره، ولی خب در هر صورت همین کارو می‌کرد.

242
00:12:54,830 --> 00:12:58,580
".‫نه، منظورم حرفی بود که اون زد. "وقتی منو نخوان می‌فهمم

243
00:12:58,660 --> 00:13:01,620
‫ولی اون نمی‌فهمه. هیچ‌وقت نفهمیده.

244
00:13:01,700 --> 00:13:04,160
‫آخه چرا باید همه چیزشو ول کنه و همینجوری بره؟

245
00:13:04,250 --> 00:13:05,910
‫فکر نمی‌کنی که...

246
00:13:06,000 --> 00:13:07,790
‫- داره قایم میشه.
.می‌خواد قایم شه -

247
00:13:07,870 --> 00:13:08,910
‫- چی گفتی؟
 چی؟ -

248
00:13:09,000 --> 00:13:10,620
.گفتم می‌خواد قایم شه -
.گفتم رفت قایم شه -

249
00:13:10,700 --> 00:13:11,870
.ولش تو اول بگو -
اول شما -

250
00:13:11,950 --> 00:13:14,370
‫- خاله رُز اومده اینجا قایم شه که بمیره.
‫- منم همینو گفتم دیگه.

251
00:13:16,370 --> 00:13:19,950
‫دن، یکم استراحت کن. فردا می‌خوام یادت بدم چجوری واسم خونه درختی بسازی

252
00:13:20,040 --> 00:13:21,620
‫- دن!
!استر -

253
00:13:21,700 --> 00:13:22,910
‫موهامو بهم میریزی؟

254
00:13:28,200 --> 00:13:29,120
‫دن!

255
00:13:30,950 --> 00:13:35,160
‫متاسفم، دن… ولی من این کارو بخاطر خواهرم دارم می‌کنم.

256
00:13:35,250 --> 00:13:37,200
‫دن!

257
00:13:37,790 --> 00:13:39,660
‫من فقط داشتم سعی میکردم زنجیرو ببرم!

258
00:13:44,200 --> 00:13:45,080
‫دن.

259
00:13:46,950 --> 00:13:49,120
‫باورم نمیشه، واقعا جواب داد؟

260
00:13:49,200 --> 00:13:53,750
‫ببین، بنظر میای جسد خوبی باشی، ولی همیشه یه جسد میمونی.

261
00:13:53,830 --> 00:13:56,750
‫و این اونی نیست که استر بهش نیاز داره. تو باید بری.

262
00:13:58,950 --> 00:14:00,450
‫دن.

263
00:14:00,540 --> 00:14:04,870
‫نشنیدی چی گفتم؟ از اینجا برو بیرون! دیگه نمی‌خوایمت.

264
00:14:04,950 --> 00:14:06,870
‫دن!

265
00:14:06,950 --> 00:14:08,950
‫ای وای، پاشو جا گذاشت.

266
00:14:10,000 --> 00:14:11,290
.همه گوش کنن

267
00:14:11,370 --> 00:14:13,410
‫من از شماها خوشم نمیاد، شما هم از من خوشتون نمیاد.

268
00:14:13,500 --> 00:14:16,620
‫ولی خب هیچ‌کدوم‌مون نمی‌خوایم
...خالهٔ پیرم اینجا جون بده، پس

269
00:14:16,700 --> 00:14:18,200
‫صبر کن، یعنی از ما خوشت نمیاد؟

270
00:14:18,290 --> 00:14:21,000
‫- آره، خب، منظورم دقیقا این نبود.
‫- ما ازت خوشمون میاد!

271
00:14:21,080 --> 00:14:22,660
‫همیشه سرم داد می‌زنی.

272
00:14:22,750 --> 00:14:24,160
‫چون من یه شیطون بلا هستم!

273
00:14:24,250 --> 00:14:27,250
‫ببخشید. از کِیه که از ما خوشت نمیاد؟

274
00:14:27,330 --> 00:14:28,790
‫نیتن، میشه تو انجامش بدی؟

275
00:14:28,870 --> 00:14:33,000
نقشه‌مون دود و پرتاب کلاسیکه. کاری می‌کنیم که
دود از سرش بلند شه، بعد پرتش می‌کنیم بیرون

276
00:14:33,080 --> 00:14:35,830
‫می‌خوام یه بازرسی کامل از کل هتل، هم داخل و هم بیرون، انجام بشه.

277
00:14:35,910 --> 00:14:38,910
‫اگه پیداش کردین، سعی نکنین
‫خودتون بترسونینش.

278
00:14:39,000 --> 00:14:41,580
‫احتمالاً ازتون ایراد می‌گیره. فقط بیارینش.

279
00:14:46,000 --> 00:14:53,000


280
00:14:58,290 --> 00:15:02,000
‫سگ‌ها و منحرف‌ها دست خالی برگشتن.
‫وای خدا، اگه مرده باشه چی؟

281
00:15:02,080 --> 00:15:04,540
‫- دیدمش! دیدمش، دیدمش! - جدی؟ کجا؟

282
00:15:04,620 --> 00:15:05,870
‫فکر کردی همینجوری میگم؟

283
00:15:05,950 --> 00:15:08,950
‫شاید ته خط باشم، ولی خرم نیستم.
‫  پیتزا و پوره سیب‌زمینی می‌خوام.

284
00:15:09,040 --> 00:15:11,200
‫- ها؟
.این یه اصطلاح عامیانه‌اس. فهمیدم -

285
00:15:11,290 --> 00:15:14,080
‫گوش کن پسر جون، آشغالی مثل تو به
‫شکر و عسل احتیاجی نداره.

286
00:15:14,160 --> 00:15:16,450
‫اگه زود بجنبی، حسابت با کرام‌الکاتبینه.

287
00:15:16,540 --> 00:15:18,200
‫این هتل تو نیویورکه.

288
00:15:18,290 --> 00:15:20,080
‫اون تو زیرزمین پایین‌ترین طبقه‌اس.

289
00:15:22,620 --> 00:15:23,830
‫کار به اینجا رسیده.

290
00:15:23,910 --> 00:15:25,910
..‫یه شیطان از دنیای باستان به پایین کشیده شده.

291
00:15:26,000 --> 00:15:27,750
‫اونم با تکنولوژی دنیای جدید.

292
00:15:29,410 --> 00:15:33,870
‫اوه، آخرش همه‌چیو از دست میدیم، نه جاربون؟

293
00:15:33,950 --> 00:15:35,620
‫می‌خوای ولم کنی اینجا بپوسم؟

294
00:15:38,540 --> 00:15:41,700
‫اوه، جاربون، نابغۀ هشت‌پا.

295
00:15:47,160 --> 00:15:48,410
‫خاله رز؟

296
00:15:51,450 --> 00:15:52,790
‫خاله رز؟

297
00:15:53,790 --> 00:15:55,450
‫اگه اینجایی، لطفا بیا بیرون.

298
00:15:55,540 --> 00:15:58,910
‫می‌خوام بیشتر از همسایه‌هایی که فکر می‌کنی دارن نامه‌هاتو می‌دزدن بشنوم

299
00:15:59,000 --> 00:16:02,580
‫اگه همین پایین به قتل رسیده باشه، خیلی حرص می‌خورم!

300
00:16:02,660 --> 00:16:05,660
‫فقط رد پاهاشو دنبال کن...

301
00:16:05,750 --> 00:16:07,500
‫این دیگه چه کوفتیه؟

302
00:16:07,580 --> 00:16:08,700
‫مودب باش.

303
00:16:08,790 --> 00:16:10,950
‫خاله رز، تو نمرده‌ای!

304
00:16:11,040 --> 00:16:12,660
‫انقدر خوشحال به نظر نیا.

305
00:16:12,750 --> 00:16:15,080
‫نمی‌خوای از زنده بودنت خوشحال شم؟

306
00:16:15,160 --> 00:16:17,160
‫نه وقتی می‌دونم نمی خوای من بمیرم.

307
00:16:17,250 --> 00:16:20,250
‫نصفه عقلم میگه خودمو جلوت بکشم.

308
00:16:20,330 --> 00:16:23,080
‫پاتو از خط ملکم اونورتر بذار، هرغلطی خواستی بکن.

309
00:16:23,160 --> 00:16:26,620
‫از اون انتظار داشتم، ولی فکر می‌کردم تو بهتری.

310
00:16:26,700 --> 00:16:28,620
‫مشخصه که اشتباه می‌کردم.

311
00:16:28,700 --> 00:16:32,660
‫تو یه آدم بد و یه مادر بدی. و من از رفتارت خوشم نمياد...

312
00:16:32,750 --> 00:16:33,700
‫دهنتو ببند.

313
00:16:33,790 --> 00:16:35,830
‫- کتی...
 .نه! نه. دیگه خسته شدم -

314
00:16:35,910 --> 00:16:38,540
‫من همیشه باهات خوب بودم.

315
00:16:38,620 --> 00:16:42,120
‫همیشه برات کارت کریسمس می‌فرستم و وقتی می‌شنوم جراحی دهان داری زنگ می‌زنم

316
00:16:42,200 --> 00:16:43,870
‫و وقتی با عصبانیت از مهمونی های خانوادگی میری،

317
00:16:43,950 --> 00:16:46,290
‫من تا ماشین همراهیت می‌کنم تا روی یخ سر نخوری.

318
00:16:46,370 --> 00:16:49,910
‫تا حالا اصلا متوجه شدی که هیچ‌کس دیگه‌ای تو خانواده این کارو نمی‌کنه؟

319
00:16:50,000 --> 00:16:52,450
‫همه ازت متنفرن، خاله رز!

320
00:16:52,540 --> 00:16:56,580
‫من موندم چون برات دلم می‌سوخت، و بچگی خیلی سختی داشتی.

321
00:16:56,660 --> 00:16:57,750
‫نه، نداشتم.

322
00:16:57,830 --> 00:16:59,500
‫پس چرا این‌جوری‌ای؟!

323
00:17:00,830 --> 00:17:04,580
‫تو بدجنسی، خاله رز. و باید الان از هتل من بری.

324
00:17:05,080 --> 00:17:08,160
‫خیلی خب. منم نمی‌خواستم تو یه همچین جای بی‌ادبی بمیرم.

325
00:17:08,250 --> 00:17:09,950
‫مطمئن شین این دفعه میره.

326
00:17:14,500 --> 00:17:15,660
.یکم دورمو خالی کنین

327
00:17:15,750 --> 00:17:17,450
‫دارین سرگیجه‌م رو تحریک می‌کنین.

328
00:17:17,540 --> 00:17:21,450
‫گوش کن، خانم. منم از این وضع خوشم نمیاد.

329
00:17:22,790 --> 00:17:23,700
‫دَن!

330
00:17:25,200 --> 00:17:27,370
‫تو دیگه چی هستی؟

331
00:17:27,450 --> 00:17:30,910
‫خب، می‌خوای تکون بخوری یا سوت‌مو درارم؟

332
00:17:35,330 --> 00:17:38,620
‫اگه کسی پرسید، همه‌مون دیدیم سوار کالسکه سرپوشیده شد.

333
00:17:38,700 --> 00:17:41,500
‫دَن، این راه خوبی برای کنار اومدن با پس زده شدن نیست!

334
00:17:42,500 --> 00:17:45,040
‫به نظرت اون هیولا این همه کفشو از کجا آورده؟

335
00:17:45,120 --> 00:17:49,290
‫من کار درستی کردم، نه؟ منظورم اینه که جلو خاله رز وایسادم.

336
00:17:49,370 --> 00:17:52,200
‫و حالا دیگه اینجا روح نمیشه. این خوبه.

337
00:17:52,290 --> 00:17:53,830
‫یه زامبی می‌خواد خاله رُز رو بکشه.

338
00:17:53,910 --> 00:17:55,410
‫- چی؟
ما زامبی داریم؟ -

339
00:17:55,500 --> 00:17:57,950
‫استر یه یارو رو زنده کرد که بره جلسه اولیا و مربیان.

340
00:17:58,040 --> 00:18:00,120
‫به جای اینکه دوباره دفنش کنه، یه رابطۀ ناسالم باهاش شکل داد

341
00:18:00,200 --> 00:18:03,370
‫منم آزادش کردم که بره، ولی برگشت خاله رُز رو گرفت.

342
00:18:03,450 --> 00:18:04,950
بعلاوه، ‫اون به من اصلاح کردنم یاد داد.

343
00:18:05,040 --> 00:18:06,660
‫منظورم اینه که اون منو اصلاح کرد.

344
00:18:06,750 --> 00:18:08,540
‫ولی من چیزایی یادگرفتم.

345
00:18:08,620 --> 00:18:12,120
‫- تو سعی کردی از شر دن خلاص شی؟
!رابطه‌ت ناسالم بود -

346
00:18:12,200 --> 00:18:15,410
‫و حالا ما هم داریم چون دیگه باهات حرف نمی‌زنم!

347
00:18:15,500 --> 00:18:17,910
‫هی! هی، هی، هی! زامبی کدوم طرف رفت؟

348
00:18:24,410 --> 00:18:26,080
‫تقریباً رسیدیم.

349
00:18:27,370 --> 00:18:28,250
‫نه!

350
00:18:29,040 --> 00:18:34,000
‫جاربون! بدون من برو! تار‌هایی بساز که پر از مگس بشن.

351
00:18:35,830 --> 00:18:37,200
‫هم پیمان تا آخر.

352
00:18:37,700 --> 00:18:39,750
‫پس بذار از شر این مکان خلاص بشیم.

353
00:18:44,790 --> 00:18:46,160
‫پیروزی!

354
00:18:46,660 --> 00:18:48,450
‫در‌نگهدار حقیر، تو حریف قدرتِ

355
00:18:48,540 --> 00:18:52,660
‫ابدان و جاربون با هم نمیشی.

356
00:18:53,160 --> 00:18:55,200
‫جاربون؟

357
00:18:56,160 --> 00:18:57,120
‫جاربون؟

358
00:18:57,620 --> 00:18:58,700
‫جاربون!

359
00:19:02,330 --> 00:19:05,540
‫- مطمئنیم از این طرف رفته؟
.دستش که اینو نشون میده -

360
00:19:06,830 --> 00:19:08,410
‫یکی کمک کنه!

361
00:19:08,500 --> 00:19:11,410
‫یه مردِ پوسیده داره منو می‌بره!

362
00:19:11,500 --> 00:19:12,790
‫خاله رُز، دارم میام!

363
00:19:12,870 --> 00:19:13,750
‫هوم؟

364
00:19:15,000 --> 00:19:16,290
‫- دَن!
!خاله رُز -

365
00:19:16,370 --> 00:19:18,580
‫کسی یه حس عجیب نداره…

366
00:19:20,200 --> 00:19:23,830
‫این خطِ مرزیه. دایی نِیتن نمی‌تونه ازش رد شه.

367
00:19:23,910 --> 00:19:26,580
‫یعنی خاله رُز از ملک هتل خارجه.

368
00:19:26,660 --> 00:19:30,540
‫یعنی دیگه نمی‌تونه روح شه! مشکل حل شد.

369
00:19:30,620 --> 00:19:33,370
‫منظورم اینه، اینکه یه زن توسط یه زامبی تیکه پاره بشه،

370
00:19:33,450 --> 00:19:35,160
‫به حساب یه جورایی مشکل حل شده‌ایه.

371
00:19:35,750 --> 00:19:37,500
‫- کتی؟
 .وقتی برگشتیم می‌بینمت -

372
00:19:37,580 --> 00:19:40,330
‫هنوزم داری دنبالش میری؟ واسه چی؟

373
00:19:40,410 --> 00:19:43,040
‫چون من با خانواده‌م بهتر از اون رفتار می‌کنم!

374
00:19:45,950 --> 00:19:48,790
‫- خدایا، امیدوارم اون پای زامبی تو باشه.
!از این طرف -

375
00:19:49,870 --> 00:19:51,830
‫صبر کن، یه چیزی اونجا می‌بینم!

376
00:19:54,580 --> 00:19:56,290
‫خاله رز، حالت خوبه؟

377
00:19:56,370 --> 00:20:00,620
‫چرا؟ اگه خوب نباشم، یه مرد دیگه می‌فرستی تا کارمو تموم کنه؟

378
00:20:02,080 --> 00:20:03,200
‫خاله رز!

379
00:20:03,700 --> 00:20:06,160
‫تو همیشه مورد علاقهٔ من بودی.

380
00:20:06,910 --> 00:20:08,790
‫می‌دونی که من کاترینم، درسته؟

381
00:20:09,370 --> 00:20:11,620
‫هنوز گردنبندی که بهت دادم رو داری.

382
00:20:11,700 --> 00:20:14,120
‫این؟ نه، اینو از...

383
00:20:14,200 --> 00:20:15,410
‫تولد پنج سالگیت، نه؟

384
00:20:16,040 --> 00:20:17,540
‫می‌دونستم یادت رفته.

385
00:20:18,040 --> 00:20:20,000
‫امیدوارم منو یادت بمونه.

386
00:20:21,500 --> 00:20:23,660
‫من دارم تو رو از اینجا می‌برم بیرون.

387
00:20:23,750 --> 00:20:27,200
‫خدایا، دستات مثل یه سیب‌زمینی‌کار نبراسکاییه.

388
00:20:27,290 --> 00:20:28,620
‫لطفاً خفه شو.

389
00:20:30,580 --> 00:20:31,580
‫استر؟

390
00:20:31,660 --> 00:20:33,290
‫اینجام. نور لازم دارم.

391
00:20:34,910 --> 00:20:38,120
‫منظورم اینه که، خوشتیپ شدی، رفیق.

392
00:20:38,200 --> 00:20:40,950
‫راستش، فایدهٔ یه طلسم که مرده‌ها رو زنده می‌کنه چیه

393
00:20:41,040 --> 00:20:42,580
‫اگه نتونه دست و پاشونو سر جاش نگه داره؟

394
00:20:42,660 --> 00:20:45,250
‫- استر، شاید وقتشه.
.نه! می‌تونم درستش کنم -

395
00:20:47,120 --> 00:20:52,160
‫می‌دونم، ولی نگرانم داری از دن به جای بابا استفاده می‌کنی.

396
00:20:52,250 --> 00:20:55,000
‫معلومه که دارم. من خنگ نیستم، بن.

397
00:20:55,080 --> 00:20:56,080
‫می‌دونی؟

398
00:20:56,160 --> 00:20:58,290
‫پس چرا به بابا زنگ نمی‌زنی؟

399
00:20:58,370 --> 00:20:59,370
‫من به بابا زنگ می‌زنم!

400
00:20:59,450 --> 00:21:01,830
‫زنگ می‌زنم، پیام میدم، عکس می‌فرستم،

401
00:21:01,910 --> 00:21:04,290
‫و تنها چیزی که جواب میده یه لایکه.

402
00:21:04,790 --> 00:21:08,500
‫آره، زنده کردن یه مرده که بابام بشه، گزینه آسون‌تری بود.

403
00:21:09,080 --> 00:21:10,750
‫این دلیل نمیشه که گزینه خوبی باشه.

404
00:21:13,580 --> 00:21:16,000
‫آره. باشه.

405
00:21:21,500 --> 00:21:22,870
‫خداحافظ، دن.

406
00:21:26,500 --> 00:21:27,500
‫دن…

407
00:21:30,410 --> 00:21:33,040
‫می‌خوای گریم پیری کنم و کولت کنم؟

408
00:21:33,540 --> 00:21:34,500
‫آره، چرا که نه؟

409
00:21:37,750 --> 00:21:40,660
‫کاترین، چرا داری خاله رز رو
‫به سمت هتل می‌بری؟

410
00:21:40,750 --> 00:21:43,620
‫اگه می‌خواد روح بشه،
‫می‌تونه روح بشه.

411
00:21:43,700 --> 00:21:46,500
‫می‌دونم ایرادهایی داره،
‫ولی باطن خوبی داره.

412
00:21:46,580 --> 00:21:49,250
‫اون این گردنبند رو برام گرفت.
‫درسته، خاله رز؟

413
00:21:49,330 --> 00:21:52,790
‫مادرت گفت می‌خواست
‫اونو برات بگیره.

414
00:21:52,870 --> 00:21:55,160
‫من قبل از اینکه اون بتونه گرفتمش

415
00:21:55,250 --> 00:22:00,160
‫تا حس کنه مادر بدیه.

416
00:22:02,870 --> 00:22:04,370
‫نه، اون همیشه بد بود.

417
00:22:04,450 --> 00:22:05,540
‫واقعاً همینطوره.

418
00:22:06,450 --> 00:22:09,700
‫- تا الان حتماً روح شده بود، درسته؟
‫- برای هر کسی فرق داره.

419
00:22:09,790 --> 00:22:11,750
‫روزها طول کشید تا...

420
00:22:13,830 --> 00:22:15,790
‫چه خبره؟ من کجام؟

421
00:22:15,870 --> 00:22:17,250
‫- سلام، خاله رز.
.سلام، خاله رز -

422
00:22:17,330 --> 00:22:19,700
‫صبر کن، من مردم؟ من یه روحم؟

423
00:22:19,790 --> 00:22:22,370
‫ها! این خیلی فوق‌العاده‌ست.

424
00:22:22,450 --> 00:22:24,450
‫ببین چقدر بالا می‌تونم لگد بزنم.

425
00:22:24,950 --> 00:22:27,250
‫و تو، تمام چیزی که من همیشه می‌خواستم

426
00:22:27,330 --> 00:22:31,160
‫این بود که یه نگاه شکست مطلق رو توی صورت‌هاتون ببینم.

427
00:22:31,250 --> 00:22:32,950
‫و این همون‌جاست.

428
00:22:33,040 --> 00:22:34,660
‫خیلی حس خیلی...

429
00:22:36,580 --> 00:22:37,910
‫صبر کن، چی شد؟

430
00:22:38,000 --> 00:22:42,080
‫فکر کنم کار ناتمامش این بود که بدونه ما تا ابد بدبخت می‌شیم.

431
00:22:42,950 --> 00:22:43,790
‫هوم.

432
00:22:44,950 --> 00:22:46,750
‫احتمالا باید زنگ بزنیم آمبولانس.

433
00:22:51,910 --> 00:22:54,910
‫اوه، خاله رز حتماً شکایت می‌کرد که نورها شبکیه‌ش رو می‌سوزونن.

434
00:22:55,000 --> 00:22:58,290
‫الان داره به فرشته‌ها شکایت می‌کنه. یا شایدم به شیاطین. احتمالاً شیاطین

435
00:22:58,370 --> 00:23:00,500
‫باید ازشون در مورد زامبی بپرسم؟

436
00:23:00,580 --> 00:23:02,450
‫به نظر من که مسئله حل شده.

437
00:23:02,540 --> 00:23:05,160
‫چه خوبه. داریم دن رو به خاک برمی‌گردونیم.

438
00:23:05,250 --> 00:23:07,290
‫هی، چرا ابدان داره یه عنکبوت رو دفن می‌کنه؟

439
00:23:07,370 --> 00:23:09,200
‫چون اون یه قهرمان بود.

440
00:23:12,870 --> 00:23:15,830
‫خوب بود که یه مدت پدر داشتیم.

441
00:23:15,910 --> 00:23:19,250
‫- شاید یه بابای دیگه از راه برسه.
.بابا همینجوری از راه نمیرسه، بن -

442
00:23:19,330 --> 00:23:20,660
‫بن! استر!

443
00:23:20,750 --> 00:23:22,790
‫می‌خواین کارتون ببینین و نوشابه بخورین

444
00:23:22,870 --> 00:23:25,290
‫و من براتون بگم وقتی بچه بودم همه‌چی بهتر بود؟

445
00:23:25,370 --> 00:23:26,580
‫- آره!
!داریم میایم -

446
00:23:27,950 --> 00:23:29,000
‫خب…

447
00:23:29,080 --> 00:23:34,080
‫فکر کنم هر کسی که تو این هتل جن‌زدهٔ قدیمی
‫میمیره، نمیتونه اینجا بمونه.

448
00:23:34,160 --> 00:23:36,450
‫ولی من، یه مدت اینجاها می‌پلکم،

449
00:23:36,540 --> 00:23:38,200
‫این گیتارو می‌زنم،

450
00:23:38,290 --> 00:23:40,950
‫از پشت شامپوها دزدکی مردم رو
‫توی حموم دید می‌زنم.

451
00:23:41,040 --> 00:23:43,790
‫- داری با کی حرف می‌زنی؟
!گیرمون انداختن! فرار -

452
00:23:47,390 --> 00:24:07,390
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

