﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:21,330 --> 00:00:24,250
‫ممنون که آندرویل رو انتخاب کردین. امیدوارم از اقامت‌تون لذت برده باشین

3
00:00:24,330 --> 00:00:25,700
‫همهٔ کفش‌هام گم شدن،

4
00:00:25,790 --> 00:00:28,450
‫و یه صدایی توی تشک زمزمه می‌کرد که از استخون‌هام خوشش میاد

5
00:00:28,540 --> 00:00:30,370
.‫و امیدوارم از اونم لذت برده باشین

6
00:00:30,870 --> 00:00:33,790
‫این رو ببین. گوی برفی نفرین شده.

7
00:00:35,910 --> 00:00:38,200
چرا پول تو جیبیِ ما اندازهٔ همدیگه‌ست
در صورتی که تو هیچکار نمی‌کنی؟

8
00:00:38,290 --> 00:00:40,080
‫بن، این کار منه.

9
00:00:40,160 --> 00:00:43,290
‫درحالی‌که تو پشت میز در امانی، من توی راهروهام، جایی که همهٔ اتفاقا می‌افته

10
00:00:43,370 --> 00:00:47,660
‫هتلو از شر نیروهای شیطانی ماورایی مثل این محافظت می‌کنم

11
00:00:48,500 --> 00:00:50,910
.پس چرا که نه، این ارزش چند دلار در هفته رو داره

12
00:00:51,000 --> 00:00:52,120
.‫خواهش می‌کنم بس کن

13
00:00:52,200 --> 00:00:55,160
بذار ببینم، شماها به طور مداوم از مالک پول می‌گیرین؟

14
00:00:55,250 --> 00:00:56,950
‫-چند وقته اونجایی؟
پنج روز -

15
00:00:57,040 --> 00:00:59,160
‫-مامان، پول تو جیبی بیشتری می‌خوام
من بیشتر از بن می‌خوام -

16
00:00:59,250 --> 00:01:00,830
‫مامان، منم پول تو جیبی می‌خوام.

17
00:01:00,910 --> 00:01:02,830
.‫یک، نه. دو، نه

18
00:01:02,910 --> 00:01:04,410
.سه، من مامانت نیستم

19
00:01:04,500 --> 00:01:05,910
.‫و تو پول تو جیبی نمی‌گیری

20
00:01:06,910 --> 00:01:10,580
!روز مرگ مبارک به خودم! روز مرگ مبارک به خودم

21
00:01:10,660 --> 00:01:14,330
‫تولدت مبارک مرگ نیتن، تولدت مبارک مرگ من.

22
00:01:14,410 --> 00:01:17,160
...‫و خیلی چیزهای دیگه

23
00:01:17,250 --> 00:01:20,950
‫آخ، باورت میشه یه سال از مرگم گذشته؟ برای جشن گرفتن چی کار کنیم؟

24
00:01:21,040 --> 00:01:24,660
‫چرا باید بدترین روز زندگی خودم و آخرین روز زندگی تو رو جشن بگیرم؟

25
00:01:24,750 --> 00:01:27,120
.عزیزم، مهم اینه که خوش باشیم

26
00:01:27,200 --> 00:01:30,290
‫راستی، طبق چیزی که تو بهم گفتی، من در حال انجام کاری که عاشقش بودم مردم

27
00:01:30,370 --> 00:01:34,160
درحالی که داشتم فیلم کان اِیر رو می‌دیدم
.یه خوشه انگور رو قورت دادم و خفه شدم

28
00:01:34,250 --> 00:01:36,250
.واو، تا حالا یه دونه انگورو درسته قورت ندادم

29
00:01:36,330 --> 00:01:40,120
.بن، عالیه. فقط ای کاش یادم بود چه انگوری کارمو تموم کرد

30
00:01:40,200 --> 00:01:43,750
هیچی از روزی که مُردی یادت نیست؟ -
اکثر ارواح هیچی یادشون نمیاد از مرگشون -

31
00:01:43,830 --> 00:01:46,500
‫احتمالا یه جور مکانیزم دفاعیه در برابر وحشت رفتن

32
00:01:46,580 --> 00:01:48,200
‫به یه سطح جدید از واقعیت.

33
00:01:48,290 --> 00:01:50,620
‫به هر حال، روز مرگت مبارک!

34
00:01:50,700 --> 00:01:52,540
.عاشقشم

35
00:01:52,620 --> 00:01:55,950
.بالاخره یه گوی برفی که صادقانه نشون میده چقدر ترسناکن

36
00:01:56,040 --> 00:02:00,410
‫ممنونم استر، که مرگمو گرامی داشتی. یه تکونش بده.

37
00:02:00,500 --> 00:02:01,620
‫-باشه
توروخدا نکن -

38
00:02:01,700 --> 00:02:03,290
.‫هیچ‌کس روز مگ رو جشن نمی‌گیره

39
00:02:03,370 --> 00:02:06,290
قیمت یه کیک چنده؟ ۲۰ دلار؟ -
انگار آسمون داره سیاه میشه -

40
00:02:06,370 --> 00:02:09,160
‫-من می‌تونم مرگتو گرامی بدارم...
هوا بوی گوگرد میده -

41
00:02:10,540 --> 00:02:12,330
با انگور کامل آخه -
خودش می‌تونه تصمیم بگیره -

42
00:02:12,410 --> 00:02:14,700
‫چرا به من پول تو جیبی نمی‌دین؟

43
00:02:20,450 --> 00:02:22,540
جمجمه‌های دودی می‌بینم -
باز شروع کردی کاترین -

44
00:02:22,620 --> 00:02:24,910
‫من تو روز تولدت جشن می‌گیرم.

45
00:02:25,000 --> 00:02:26,620
!حملهٔ شیاطین

46
00:03:05,250 --> 00:03:06,750
‫پشت سرتو نگاه نکن. فقط بدو.

47
00:03:06,830 --> 00:03:08,830
‫این برای اون مشکل مچ پام خوب نیست!

48
00:03:09,540 --> 00:03:12,410
.برین تو پذیرایی، اونجا می‌تونم جلوشونو بگیرم

49
00:03:14,080 --> 00:03:15,540
‫شاید این دود خیلی هم بد نباشه!

50
00:03:15,620 --> 00:03:19,080
!‫شاید از اون نوعاشه که فقط می‌خواد حرف بزنه

51
00:03:20,080 --> 00:03:23,910
‫من یه بسته دارم برای بن فری‌لینگ. یه چیزی تو مایه‌های مانکن؟

52
00:03:26,700 --> 00:03:29,290
.مسئول پست هم شیطانی شد رفت -
اون مانکن چی بود؟ -

53
00:03:29,370 --> 00:03:31,790
!برای دوست‌دختر روحم خریدم، یه چیزایی رو قراره تست کنیم

54
00:03:31,870 --> 00:03:34,250
‫-تقریباً رسیدیم!
.دود هم پشتمونه -

55
00:03:35,410 --> 00:03:39,080
نگران نباشین، من جلوشو می‌گیرم! ارواح از شیاطین قوی‌ترن، یادتونه؟

56
00:03:39,580 --> 00:03:40,500
‫نیتن!

57
00:03:41,910 --> 00:03:43,870
‫همه چی روبه‌راهه!

58
00:03:45,370 --> 00:03:47,330
‫اینا رو گیر انداختم...

59
00:03:47,410 --> 00:03:48,830
‫... درست جایی که می‌خواستم!

60
00:03:48,910 --> 00:03:50,500
!‫مامان، بیا داخل

61
00:04:04,950 --> 00:04:06,910
‫- دارن میرن!
ما بردیم -

62
00:04:07,000 --> 00:04:07,950
‫واقعاً بردیم؟

63
00:04:10,080 --> 00:04:11,040
!چاقو چاقو

64
00:04:13,580 --> 00:04:15,080
‫شمع‌ها!

65
00:04:22,080 --> 00:04:24,620
‫این یه چالش باحال میشه برای جامعهٔ شکارچی‌ها.

66
00:04:26,410 --> 00:04:28,120
.‫هه. باید اون یکی‌ یارو رو میدیدی

67
00:04:29,750 --> 00:04:31,790
آره اونو میگم -
این چیه؟ -

68
00:04:31,870 --> 00:04:36,040
‫نمکه. تا وقتی این خط نشکنه، شیاطین نمی‌تونن ازش رد شن.

69
00:04:36,120 --> 00:04:39,700
‫فهمیدم. یه سؤال سریع ازت دارم. حتماً باید از اون نمک دریایی گرون‌قیمتم باشه؟

70
00:04:39,790 --> 00:04:42,410
...می‌دونستم بالاخره همچین روزی فرا می‌رسه، برای همین

71
00:04:43,410 --> 00:04:45,290
.اینجا رو تبدیل به اتاق امن کردم

72
00:04:45,370 --> 00:04:49,160
‫یه عالمه چیز میز دارم واسه مبارزه با خون‌آشام‌ها، وندیگوها، تولپاها، بن

73
00:04:49,250 --> 00:04:51,750
آم، چرا بن؟ -
دو قسمت قبل رو یادت رفته؟ -

74
00:04:51,830 --> 00:04:55,450
‫همینطور کیف کمری هم درست کردم که توش نمک واسه جنگیدن با شیاطین و گرانولاهاست

75
00:04:55,540 --> 00:04:57,790
برای اونم چیزی داری؟

76
00:04:57,870 --> 00:05:01,160
اوه، چند دقیقه وقت بدین، تبدیلش می‌کنم به یه دلقک مسخره

77
00:05:01,250 --> 00:05:03,250
منم زنگ می‌زنم کمک خبر کنم -
از کی؟ -

78
00:05:03,330 --> 00:05:06,500
.نه از ادارهٔ پست. اون یارو خیلی زود تسخیر شد

79
00:05:06,580 --> 00:05:09,040
‫911 دیگه چند ماهه جواب تماسامونو نمی‌ده.

80
00:05:09,120 --> 00:05:13,910
‫واسه همینه که دارم به واتیکان زنگ می‌زنم. اونا پلیس‌ مخصوص شیاطین دارن. الو

81
00:05:14,000 --> 00:05:17,040
‫من خط‌های نمک رو چک می‌کنم. نِیتن، مراقب باش شیاطین نیان داخل

82
00:05:17,120 --> 00:05:18,950
‫یکی رو دارم می‌بینم.

83
00:05:20,330 --> 00:05:22,500
.چه همه سگ و گربه اون بیرونه

84
00:05:23,080 --> 00:05:26,290
‫- نمی‌دونستم سوت زدن بلدم.
ابدان، اینا کی‌ان؟ -

85
00:05:26,370 --> 00:05:28,330
فکر می‌کنی من اینا رو می‌شناسم؟ چرا؟

86
00:05:28,410 --> 00:05:30,160
چون منم یه شیطانم؟

87
00:05:30,250 --> 00:05:32,500
چون توی آب ازلی بزرگ شدم؟

88
00:05:32,580 --> 00:05:36,660
چون وقتی ۹ ستارهٔ صبحگاهی هم‌راستا بشن قراره بشر رو به بردگی بگیرم؟

89
00:05:37,250 --> 00:05:38,080
آره؟

90
00:05:38,160 --> 00:05:41,160
‫اون‌ها بچه‌های رابیسو هستن، یه شیطان باستانی که باهام بد رفتار می‌کرد

91
00:05:41,250 --> 00:05:42,370
.اونا قطعاً احضار شدن

92
00:05:42,450 --> 00:05:44,540
‫احتمالاً با همون عتیقه که پر از علامت‌های آشوریه.

93
00:05:44,620 --> 00:05:46,330
‫- استر!
!اون گفت احتمالاً -

94
00:05:46,410 --> 00:05:47,370
‫بالاخره موفق شدم!

95
00:05:47,450 --> 00:05:50,700
‫سلام. خونه‌م در حال حاضر مورد حمله شیاطین آشوریه.

96
00:05:50,790 --> 00:05:52,660
‫آهان. آهان.

97
00:05:53,160 --> 00:05:54,660
‫ببخشید، اجازه از کی؟

98
00:05:55,160 --> 00:05:57,870
‫فهمیدم. میتونی من رو وصل کنی؟ عالیه.

99
00:05:57,950 --> 00:05:59,540
‫دارن منو وصل می‌کنن.

100
00:05:59,620 --> 00:06:01,700
‫فهمیدم! طلسم ضد تسخیر.

101
00:06:01,790 --> 00:06:02,950
‫تو طلسم درست کردی!

102
00:06:03,040 --> 00:06:06,290
.من میتونم یه طلسم بسازم. البته به یه سری وسایل نیاز داریم

103
00:06:06,370 --> 00:06:07,750
‫-از بیرون این اتاق؟
آره -

104
00:06:07,830 --> 00:06:09,200
‫-که نمیتونیم ترکش کنیم؟
آره -

105
00:06:09,290 --> 00:06:11,370
.‫-پس ما هنوز تو دردسر بزرگی‌ایم
آره -

106
00:06:11,450 --> 00:06:13,040
اگه ابدان بره چی؟

107
00:06:13,120 --> 00:06:15,410
‫-ابدان یه شیطانه.
یادت موند؟ -

108
00:06:15,500 --> 00:06:17,870
،یه شیطانی که از این شیطانا متنفره

109
00:06:17,950 --> 00:06:22,370
‫و دشمن شیطانیِ دشمن شیطانی من، دوست شیطانیه منه.

110
00:06:22,450 --> 00:06:25,450
‫ولی این دوست شیطانی نه می‌تونه بخونه، نه بنویسه، نه استعاره‌ها رو بفهمه

111
00:06:25,540 --> 00:06:27,120
‫و از زنگوله‌های بادی هم وحشت داره.

112
00:06:27,200 --> 00:06:28,450
.‫فقط از چوبی‌هاش

113
00:06:28,540 --> 00:06:30,700
‫بدون لیست چطور یادش بمونه استر چی لازم داره؟

114
00:06:30,790 --> 00:06:31,950
چطور یادم بمونه؟

115
00:06:32,040 --> 00:06:33,790
‫من ابتدای زمان رو یادمه،

116
00:06:33,870 --> 00:06:35,950
،‫وقتی پردهٔ اون دنیا پاره شد

117
00:06:36,040 --> 00:06:39,410
‫و این سیاره مثل یه سنگ‌ریزه از کفش یه خدا ریخت بیرون.

118
00:06:39,500 --> 00:06:40,830
‫تو بهم بگو چی لازم داری،

119
00:06:40,910 --> 00:06:44,660
‫و من تا وقتی که جهان بمیره یادم می‌مونه.

120
00:06:45,160 --> 00:06:48,580
‫- و یه پول تو جیبی هم می‌خوام.
معاملهٔ خوبیه -

121
00:06:48,660 --> 00:06:52,040
‫اوه، سلام؟ ببخشید، فکر کردم یه صدایی شنیدم. هنوز دارن وصلم می‌کنن

122
00:06:52,120 --> 00:06:54,790
‫-فکر کنم چاره‌ای نداریم.
!یس! یس! یس -

123
00:06:54,870 --> 00:06:57,870
.اوکی، الان استخون موش و خون یه قاتل رو دارم

124
00:06:57,950 --> 00:07:00,290
‫هنوز نخ، گشنیز، چوب سدر و سیر نیاز دارم.

125
00:07:00,370 --> 00:07:02,330
‫خون یه قاتل رو داری؟

126
00:07:02,410 --> 00:07:03,830
‫-کدوم قاتل؟
استیون -

127
00:07:03,910 --> 00:07:05,080
.پس یه نقشه داریم

128
00:07:05,160 --> 00:07:08,870
امیدوارم این کار جشنی که برام احتمالاً تدارک
دیدین رو به تاخیر نندازه

129
00:07:08,950 --> 00:07:11,370
‫من شکست نمی‌خورم. این یه تشبیه بود.

130
00:07:11,450 --> 00:07:12,700
‫نبود!

131
00:07:15,790 --> 00:07:17,700
‫حالا که صحبت از موقعیت‌های مرگ و زندگی شد،

132
00:07:17,790 --> 00:07:20,000
‫یه جورایی حس می‌کنم دلت نمی‌خواد درباره روز مرگم حرف بزنی.

133
00:07:20,080 --> 00:07:21,660
‫هنوزم داری به اون موضوع فکر می‌کنی؟

134
00:07:21,750 --> 00:07:24,450
‫بهت گفتم، دوست ندارم به روزی که تو مُردی فکر کنم.

135
00:07:24,540 --> 00:07:27,750
مردم و برگشتم -
بازم مجبور شدم برات خاکسپاری بگیرم -

136
00:07:27,830 --> 00:07:30,950
‫می‌دونی، لازم نیست همیشه از مسائل سخت دوری کنی.

137
00:07:31,040 --> 00:07:33,830
‫دوری از مسائل سخت؟ من یه هتل تسخیرشده رو اداره می‌کنم

138
00:07:33,910 --> 00:07:35,160
به پسرم اجازه می‌دم با یه روح قرار بذاره

139
00:07:35,250 --> 00:07:37,250
‫و یه کارایی که من سر در نمیارم رو با یه مانکن انجام بده.

140
00:07:37,330 --> 00:07:39,620
‫همین الانشم دارم با شیاطین می‌جنگم!

141
00:07:40,580 --> 00:07:43,540
‫تو درمورد اون چیزا حرف نمی‌زنی. ما هیچوقت درمورد مرگ من حرف نزدیم

142
00:07:43,620 --> 00:07:44,950
‫و شاید من بخوام حرف بزنم.

143
00:07:45,040 --> 00:07:45,870
‫خب، من نمی‌خوام.

144
00:07:45,950 --> 00:07:48,250
!‫مامان! خط نمک

145
00:07:48,330 --> 00:07:49,660
‫چی؟ اوه!

146
00:07:49,750 --> 00:07:51,660
‫اوه!

147
00:07:51,750 --> 00:07:53,660
!هی، حسگرهای دود کار می‌کنن

148
00:07:53,750 --> 00:07:56,080
‫-آخيش! سلام.
بن -

149
00:07:57,120 --> 00:07:58,830
.‫ممکنه یه لحظه صدام قطع بشه

150
00:07:58,910 --> 00:08:00,040
‫نمک بخور!

151
00:08:01,120 --> 00:08:02,370
‫خب، بد شد.

152
00:08:09,290 --> 00:08:10,250
‫استر؟

153
00:08:11,290 --> 00:08:13,250
‫استر الان اینجا نیست.

154
00:08:15,910 --> 00:08:16,870
‫منو آزاد کن!

155
00:08:17,450 --> 00:08:19,200
‫خب، پس نه، درسته؟

156
00:08:21,330 --> 00:08:23,120
‫-بگیرش!
من بن‌ام -

157
00:08:23,200 --> 00:08:25,620
‫اجازه دارم مچ پاهاتو بکشم؟

158
00:08:29,290 --> 00:08:31,040
‫واو، عجب قدرت بدنی‌ای داره.

159
00:08:31,120 --> 00:08:32,330
بیارش پایین -
باشه -

160
00:08:33,790 --> 00:08:36,120
از یه راه بهتر لطفاً -
اوه، یه لحظه صبر کنین -

161
00:08:36,200 --> 00:08:40,000
‫سلام! آره، من پشت خط موندم، و الان خواهرم کلاً تسخیر شده.

162
00:08:40,080 --> 00:08:44,290
‫اوهوم. الان می‌پرسم. مامان، استر غسل تعمید داده شده؟

163
00:08:44,370 --> 00:08:45,790
‫-نه!
حله -

164
00:08:45,870 --> 00:08:47,790
میگن نه -
بگو ما حاضریم انجامش بدیم -

165
00:08:49,080 --> 00:08:50,250
‫ها!

166
00:09:08,700 --> 00:09:09,700
‫هوم.

167
00:09:21,290 --> 00:09:23,000
‫فکر می‌کنی این می‌تونه جلومو بگیره؟

168
00:09:23,080 --> 00:09:26,620
‫من قبل از ستاره‌ای که سیارهٔ حقیرتونو روشن می‌کنه متولد شدم

169
00:09:26,700 --> 00:09:29,330
‫-من تو یه خواربارفروشی به دنیا اومدم
بن، با شیطان حرف نزن -

170
00:09:29,410 --> 00:09:32,080
‫هیچ‌کس نگران این نیست که کسی که بلد بود با شیاطین بجنگه،

171
00:09:32,160 --> 00:09:34,120
‫خودش توسط یه شیطان تسخیر شده؟

172
00:09:34,200 --> 00:09:39,200
‫من تسخیر نشدم. در واقع، من جلوی تسخیر شدن بن رو گرفتم.

173
00:09:40,950 --> 00:09:45,330
‫و به‌زودی، برادران من همه‌تون رو تسخیر و می‌کشن.

174
00:09:45,410 --> 00:09:47,370
.‫برام مهم نیست چقدر قدرتمندی

175
00:09:47,450 --> 00:09:49,660
‫دخترم یه راهی بهمون داده که باهات بجنگیم.

176
00:09:49,750 --> 00:09:52,540
‫و هر لحظه ممکنه ابدان از اون در بیاد تو

177
00:09:52,620 --> 00:09:54,120
‫با وسایلی که این کارو ممکن کنه.

178
00:09:55,120 --> 00:09:56,500
‫دکمه‌ها رو من آوردم.

179
00:09:57,580 --> 00:09:59,200
‫ابدان، این چیه؟

180
00:09:59,290 --> 00:10:01,580
‫صد تا دکمه، همون‌طور که خواسته بودی.

181
00:10:01,660 --> 00:10:04,200
‫درخواست پنج تا وسیله بود، و هیچکدوم‌شون دکمه نبود.

182
00:10:04,290 --> 00:10:05,540
.هوم؟ فعک نکنم

183
00:10:05,620 --> 00:10:08,660
.در دفاع از ابدان، دکمه‌های خیلی قشنگی آورده

184
00:10:08,750 --> 00:10:10,410
.‫صبر کن، ام، یه سری از اینا کشمشن

185
00:10:10,500 --> 00:10:12,540
.بن، به نقشه‌ت احتیاج داریم گویا

186
00:10:12,620 --> 00:10:15,200
‫واقعاً؟ چون همین الان با کاردینال سیلوری حرف زدم،

187
00:10:15,290 --> 00:10:18,040
‫و اون گفت اگه مدرکی از تسخیر شدگی برات بفرستم،
...تو می‌تونی

188
00:10:18,120 --> 00:10:20,040
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه. منو دوباره وصل نکن.

189
00:10:20,120 --> 00:10:21,790
‫خداحافظ، کاردینال سیلوری.

190
00:10:21,870 --> 00:10:23,700
‫یا می‌تونیم دوباره ابدان رو بفرستیم بیرون.

191
00:10:23,790 --> 00:10:27,160
تو که اصلاً به دکمه‌ها دست هم نزدی -
چون دکمه لازم نداریم -

192
00:10:27,250 --> 00:10:30,000
.‫داره وقت می‌کشه. می‌خواد که تسخیر بشین

193
00:10:30,080 --> 00:10:32,580
.تو ‫می‌خوای که ما تسخیر بشیم. اون فقط یکم غیرقابل اتکاست

194
00:10:32,660 --> 00:10:35,580
‫-فکر می‌کنی من غیرقابل اتکام؟
‫- حداقل از لحاظ فنی طرف مایی

195
00:10:35,660 --> 00:10:37,160
‫مطمئنین؟

196
00:10:37,250 --> 00:10:40,200
‫آدمی که تو تیمته،
‫وقتی خوابی تو دهنت سکه می‌ذاره؟

197
00:10:40,290 --> 00:10:42,540
...‫ها! باشه، تو نمی‌تونی همین‌جوری الکی

198
00:10:42,620 --> 00:10:45,250
کار تو بود؟ فکر می‌کردم اختلال خواب دارم

199
00:10:45,330 --> 00:10:47,040
‫تو سکه می‌گیری؟ عجب. من پنج‌سنتی گیرم میاد.

200
00:10:47,120 --> 00:10:48,910
کاربردشون یکیه -
کدوم کاربرد؟ -

201
00:10:49,000 --> 00:10:50,370
تو از کجا می‌دونستی؟

202
00:10:50,450 --> 00:10:54,500
‫من رازهای توی روحتون رو مثل چهره‌هاتون واضح می‌بینم.

203
00:10:54,580 --> 00:10:56,450
‫و این‌طوری می‌دونم که اون بهتون خیانت می‌کنه.

204
00:10:56,540 --> 00:10:59,830
‫همون‌طور که با زیادی چرخیدن توی خشک‌کن به اون خیانت کرد.

205
00:10:59,910 --> 00:11:02,500
‫-تو خشک‌کن رو خراب کردی؟
اون منو مثل جهنم می‌سوزونه و شلاق می‌زنه -

206
00:11:02,580 --> 00:11:04,450
‫و حالا مجبورم لباس‌ها رو پهن کنم تا خشک شن،

207
00:11:04,540 --> 00:11:06,620
‫و همۀ ارواح وانمود می‌کنن که دارن سوتین‌هامو می‌پوشن

208
00:11:06,700 --> 00:11:08,750
‫به هر حال نباید اون‌ها رو توی خشک‌کن بندازی.

209
00:11:08,830 --> 00:11:10,750
‫و این‌طوری اولین مهره می‌افته،

210
00:11:10,830 --> 00:11:13,160
‫اعتماد از بین می‌ره، و گوسفندها...

211
00:11:13,250 --> 00:11:17,080
‫شیطان داره سعی می‌کنه ما رو از هم جدا کنه، یعنی می‌دونه ابدان می‌تونه کمکمون کنه

212
00:11:17,160 --> 00:11:19,580
‫این لیست وسایلیه که لازم داریم. عکس همه چی‌ رو کشیدم.

213
00:11:19,660 --> 00:11:23,200
‫من ناامیدتون نمی‌کنم. و از این به بعد از سکه‌های ۲۵ سنتی استفاده می‌کنم

214
00:11:23,290 --> 00:11:26,660
‫موضوع سرِ نوعِ... بیخیال. بن، داری چیکار می‌کنی؟

215
00:11:26,750 --> 00:11:28,450
‫دارم یه عکس برای کاردینال سیلوری می‌فرستم.

216
00:11:28,950 --> 00:11:32,500
‫منظورت از صندلی خالی چیه؟ تو توی عکسا ظاهر نمی‌شی؟

217
00:11:32,580 --> 00:11:35,580
فکر می‌کنین چون شیطان رفته دیگه در امانین؟

218
00:11:35,660 --> 00:11:39,250
.من تمام رازهاتونو می‌دونم. دروغ‌هایی که به هم میگین

219
00:11:39,330 --> 00:11:42,000
.آزادم کنین تا بلکه مرگ سریعی بهتون بدم

220
00:11:42,080 --> 00:11:46,580
‫فکر می‌کنی ما رازایی داریم که انقدر بدن که ترجیح بدیم به جای فاش کردنشون بمیریم؟

221
00:11:46,660 --> 00:11:47,750
...‫تلاش خوبی بود، ولی

222
00:11:47,830 --> 00:11:49,120
‫کاترین خاکسترت رو گم کرده.

223
00:11:49,200 --> 00:11:51,870
‫خاکسترم رو گم کرده؟

224
00:11:52,620 --> 00:11:54,250
تو ‫منو سوزوندی؟

225
00:11:54,330 --> 00:11:56,950
...من خیلی واضح از بچگی هزار بار گفته بودم

226
00:11:57,040 --> 00:11:59,540
‫که می‌خواستم بدنم رو با توپ شلیک کنن.

227
00:11:59,620 --> 00:12:02,830
‫و بعدش روی یه ترامپولین که منو پرت کنه تو یه گودال پر ببر؟

228
00:12:02,910 --> 00:12:05,660
‫این امکان نداره، و حتی اگه بود هم، از پس هزینه‌ش برنمیام.

229
00:12:05,750 --> 00:12:08,370
‫احتمالا واسه اینه که همه پولشو داره خرج کریستال‌ها می‌کنه

230
00:12:08,450 --> 00:12:10,080
‫کریستال؟ منظورت همون سنگ‌هاس؟

231
00:12:10,160 --> 00:12:13,410
‫می‌گن خواص درمانی دارن. ولی من فقط چندتا دارم

232
00:12:13,500 --> 00:12:16,120
‫- تو کمدش ۲۰۰ تا داره.
‫- کارای مختلفی انجام میدن.

233
00:12:16,200 --> 00:12:18,500
‫بچه‌ها، نباید بذاریم این شیطان مارو از هم بپاشونه

234
00:12:18,580 --> 00:12:21,160
‫بن وسایل اتاق مهمان رو می‌فروشه تا بتونه تردستی بخره.

235
00:12:21,250 --> 00:12:22,950
‫پس برای همینه که هی چراغا گم میشن؟

236
00:12:23,040 --> 00:12:25,250
‫وقتی یه جادوگر پولدار بشم، هزار تا چراغ می‌خرم.

237
00:12:25,330 --> 00:12:29,410
‫-تا حالا اسم شعبده‌باز پولدار شنیدی؟
از هتل دزدی نکن -

238
00:12:29,500 --> 00:12:32,290
‫شاید اگه اندازه استر پول تو جیبی می‌گرفت مجبور نبود این کارو بکنه

239
00:12:32,370 --> 00:12:35,290
‫-فکر می‌کردم پول تو جیبی‌هامون یکیه.
تا اینکه اون کلافه‌م کرد -

240
00:12:35,370 --> 00:12:37,250
‫-خیلی سمجه
منم سمج بودم -

241
00:12:37,330 --> 00:12:40,410
!دو ساعته پشت تلفنم. اون حتی کارای هتل رو هم انجام نمی‌ده

242
00:12:40,500 --> 00:12:43,330
...حرف از کار شد -
خب دیگه بسه -

243
00:12:43,410 --> 00:12:46,750
‫-باشه. پس یه سوال ازم بپرس.
اینم انجام نمیدیم -

244
00:12:46,830 --> 00:12:48,910
‫کاترین هیچ برنامه‌ای برای جشن مرگ من داره؟ -

245
00:12:49,000 --> 00:12:49,910
‫-نه.
می‌دونستم -

246
00:12:50,000 --> 00:12:51,330
‫من قبلا هم اینو بهت گفتم.

247
00:12:51,410 --> 00:12:53,870
.‫و امیدوار بودم دروغ بگی تا سورپرایزم کنی

248
00:12:53,950 --> 00:12:56,120
.فکر کنم استفاده از شیطان برای کشف راز کافی باشه

249
00:12:56,200 --> 00:12:59,450
‫وامی که پنج سال پیش به نیتن دادم واقعا برای کلاس‌های شبانه بود؟

250
00:12:59,540 --> 00:13:01,950
‫اون فقط اسم اسبی بود که
‫روش شرط‌بندی می‌کرد.

251
00:13:02,040 --> 00:13:05,080
 کاترین واقعاً برای مجموعه
‫عروسک‌های من یه انبار گرفته بود؟

252
00:13:05,160 --> 00:13:06,660
‫اونا رو سالِ پیش انداخت دور.

253
00:13:06,750 --> 00:13:10,330
‫چطوری و چرا نیتن داره ساعت‌ها
‫کشتیِ زن‌ها رو روی تلویزیون ضبط می‌کنه؟

254
00:13:10,410 --> 00:13:12,370
‫اون بنه! و خودت می‌دونی چرا.

255
00:13:12,450 --> 00:13:14,700
‫باشه، نمی‌خواستم دخالت کنم،
‫ولی خب...

256
00:13:14,790 --> 00:13:18,540
‫کدوم یکی از شماها تو خواب
‫توی تختم آب گرم می‌ریزه؟

257
00:13:18,620 --> 00:13:20,500
‫اون جیشه. و مال خودته.

258
00:13:21,000 --> 00:13:22,660
.‫خب، من برم تلفنمو بزنم

259
00:13:24,080 --> 00:13:27,330
‫-چه بلایی سر سگم اومد؟
‫-کاترین به دوست دخترم چی گفت؟

260
00:13:36,830 --> 00:13:38,870
‫اوم.

261
00:13:40,000 --> 00:13:46,000


262
00:13:48,540 --> 00:13:50,910
‫ابدانِ گراسن‌ها.

263
00:13:51,000 --> 00:13:54,330
.‫آنانوآ، مرد پست‌چی که تحت حفاطت منه

264
00:13:54,410 --> 00:13:56,500
‫منو تو ونش سوار کرد و گذاشت بوق بزنم.

265
00:13:56,580 --> 00:13:58,410
.‫پس بیا و مالکش شو

266
00:14:00,370 --> 00:14:03,370
‫-یه سوال ساده‌س، آره یا نه؟
باشه باشه اوکی -

267
00:14:03,450 --> 00:14:05,660
.به نظرم داستان‌های کوتاهت خوب نیستن

268
00:14:05,750 --> 00:14:09,450
‫اوه، اوه، اوه! می‌دونی بن چقدر وقت می‌ذاره تا اونا رو تایپ کنه؟

269
00:14:09,540 --> 00:14:11,120
‫تلاش برابر با کیفیت نیست!

270
00:14:11,200 --> 00:14:14,410
‫ببینین، بذارین همه آروم شیم. داریم می‌ذاریم این شیطان مارو کنترل کنه

271
00:14:14,500 --> 00:14:17,200
.راستش شیطان خیلی وقته حرفی نزده

272
00:14:17,290 --> 00:14:18,830
‫من فقط منتظر نوبتم بودم.

273
00:14:18,910 --> 00:14:23,000
‫نیتن، چرا از خواهرت نمی‌پرسی چرا روز مرگت رو جشن نمی‌گیره؟

274
00:14:23,080 --> 00:14:24,200
‫چون غم‌انگیزه.

275
00:14:24,290 --> 00:14:27,290
‫دلیلش اینه؟ یا به خاطر اینه که خیلی احساس گناه می‌کنی؟

276
00:14:27,370 --> 00:14:28,830
‫صبر کن، چرا باید احساس گناه کنی؟

277
00:14:28,910 --> 00:14:30,830
‫اوه. سلام، کوچولو.

278
00:14:30,910 --> 00:14:33,580
‫آهوی شیطانی!

279
00:14:33,660 --> 00:14:36,450
‫عیب نداره. عیب نداره. اونا نمی‌تونن از...

280
00:14:39,450 --> 00:14:40,290
‫... خط نمک رد شن.

281
00:14:40,370 --> 00:14:42,120
‫نمک بهمون خیانت کرد! فرار کنین!

282
00:14:50,250 --> 00:14:51,620
.شیاطین الان تو بدن آهوها هستن

283
00:14:51,700 --> 00:14:54,290
‫-دارن از پُشت گازم می‌گیرن!
از این طرف -

284
00:14:58,410 --> 00:14:59,660
.‫بن، یا الان یا هیچ‌وقت

285
00:14:59,750 --> 00:15:03,200
من دیگه پشت خط نمی‌مونم، چون خانواده‌م الانه که بمیرن

286
00:15:03,290 --> 00:15:07,620
!یه کشیش کوفتی بفرستین به این هتل کوفتی، همین الان

287
00:15:08,500 --> 00:15:10,040
‫ممنون.

288
00:15:10,620 --> 00:15:12,580
.قراره طی همین هفته یکی بفرستن

289
00:15:12,660 --> 00:15:15,410
‫استر، الان وقت خیلی خوبیه که با این موجود بجنگی

290
00:15:15,500 --> 00:15:18,790
‫و فکر می‌کنم الان وقت خوبیه که دربارهٔ...

291
00:15:19,290 --> 00:15:22,080
دربارهٔ چیِ نیتن؟ و چرا گفت تو احساس گناه می‌کنی؟

292
00:15:22,160 --> 00:15:24,750
‫نیتن، الان وقت خوبی برای حرف زدن دربارهٔ این موضوع نیست.

293
00:15:24,830 --> 00:15:27,080
‫-پس یه چیزی هست که باید درباره‌ش حرف زد.
نه -

294
00:15:27,160 --> 00:15:28,870
.آره، ولی خیلی بزرگه

295
00:15:28,950 --> 00:15:30,750
‫پس قبل از اینکه یه شیطان بگه، تو بگو.

296
00:15:30,830 --> 00:15:35,200
‫باشه! باشه. اون داستانی که برات تعریف کردم که چطوری مردی رو یادت میاد؟

297
00:15:35,290 --> 00:15:39,250
‫-موقع تماشای «کان ایر» با خوردن انگور خفه شدم
خب این کاملاً درست نیست -

298
00:15:39,330 --> 00:15:42,500
‫-یعنی... موقع تماشای کان اِیر نمُردم؟
نه -

299
00:15:42,580 --> 00:15:44,790
‫-یه فیلم دیگه از نیک کیج؟
نه -

300
00:15:44,870 --> 00:15:46,830
‫پس داشتم انگور قورت می‌دادم، بدون فیلم.

301
00:15:46,910 --> 00:15:48,080
‫اصلاً انگوری وجود نداشت.

302
00:15:48,580 --> 00:15:49,540
‫تو...

303
00:15:50,540 --> 00:15:51,660
‫تو خودتو کشتی.

304
00:15:56,410 --> 00:15:57,540
...فکر کنم بهتره من

305
00:15:59,000 --> 00:15:59,870
.برم اونجا

306
00:16:01,700 --> 00:16:02,830
‫نِیتن...

307
00:16:02,910 --> 00:16:04,330
‫باشه...

308
00:16:04,830 --> 00:16:05,660
...ام

309
00:16:06,750 --> 00:16:08,910
‫-اوه، باشه.
خیلی متاسفم -

310
00:16:09,000 --> 00:16:11,660
.اول فکر کردم می‌دونستی، ولی بعد فهمیدم نمی‌دونی

311
00:16:11,750 --> 00:16:15,250
‫بعد حس کردم باید زودتر بهت می‌گفتم، ولی نمی‌دونستم چطوری.

312
00:16:15,330 --> 00:16:18,410
‫منظورم اینه، چطوری به یکی میگی که خودکشی کرده؟

313
00:16:18,500 --> 00:16:21,080
‫و بعد از یه مدت، حس کردم دیگه مهم نیست.

314
00:16:21,160 --> 00:16:22,330
فکر کردی مهم نیست؟

315
00:16:22,410 --> 00:16:25,410
.‫- منظورم اینه که در هر صورت مُردی
‫- ولی نوع مردن مهمه.

316
00:16:26,540 --> 00:16:27,500
‫ابدان!

317
00:16:27,580 --> 00:16:29,290
‫این کلاه پستچیه؟

318
00:16:29,370 --> 00:16:32,700
‫نبردمون ما رو از بالاترین پشت‌بوم به پایین‌ترین زیرزمین برد،

319
00:16:32,790 --> 00:16:37,120
.ولی من پیروز بیرون اومدم و در آلاچیق شکستش دادم

320
00:16:37,200 --> 00:16:39,790
.واقعاً همه چیز رو آوردی. بن، کمکم کن

321
00:16:39,870 --> 00:16:42,950
نمی‌خوای راجع‌بهش حرف بزنی؟ -
محض اطلاع، من نمی‌دونستم -

322
00:16:43,040 --> 00:16:46,500
‫عالیه، بن نمی‌دونست. پس من در مورد مرگم همونقدری می‌دونم که بن می‌دونه

323
00:16:46,580 --> 00:16:48,410
‫من داشتم سعی می‌کردم ازت محافظت کنم.

324
00:16:48,500 --> 00:16:51,200
‫ندونستن اینکه من خودمو کشتم چطوری از من محافظت می‌کنه؟

325
00:16:51,290 --> 00:16:53,410
‫چون نمی‌دونستم اگه بهت بگم چه اتفاقی میفته.

326
00:16:53,500 --> 00:16:55,120
‫نمی‌خواستم تا ابد با این موضوع زندگی کنی

327
00:16:55,200 --> 00:16:57,040
‫فقط بخاطر اینکه یه روز بد داشتی.

328
00:16:57,120 --> 00:17:01,540
‫-یه روز بد؟ من روزهای بد زیادی داشتم.
شرمنده که می‌پرم وسط حرفتون، ولی تمومش کردم -

329
00:17:02,450 --> 00:17:04,700
‫جرات نداری اونو گردن من بندازی.

330
00:17:04,790 --> 00:17:07,200
.نیتن به همهٔ تماس‌های تلفنی‌تون گوش میده. بن تصادفی اومده

331
00:17:07,290 --> 00:17:09,910
‫کاترین دربارهٔ رئیس جمهور زن مطمئن نیست.

332
00:17:12,620 --> 00:17:14,950
.محض اطلاع، اینا همش بخشی از نقشهٔ من بوده

333
00:17:15,040 --> 00:17:16,330
‫اوه، خدایا شکرت.

334
00:17:16,410 --> 00:17:18,450
‫بعداً در مورد این موضوع صحبت می‌کنیم.

335
00:17:19,040 --> 00:17:20,080
‫باشه.

336
00:17:27,330 --> 00:17:29,120
‫کار می‌کنه. بزن بریم.

337
00:17:38,330 --> 00:17:40,450
‫بچه‌ها، بیاید دیگه. همه‌چی مرتبه.

338
00:17:40,540 --> 00:17:42,450
‫او، او، او، استر.

339
00:17:42,950 --> 00:17:44,250
‫ممنون بابت بغل.

340
00:17:45,830 --> 00:17:47,580
‫استر، بن رو ول کن.

341
00:17:48,790 --> 00:17:50,290
‫چرا، مامان؟

342
00:17:51,160 --> 00:17:53,910
‫- یه چیزی تو وجودت فرق کرده.
حس خوبی به این بغل ندارم -

343
00:17:54,000 --> 00:17:56,410
.‫ولی تو طلسم رو انداختی

344
00:17:56,500 --> 00:17:58,700
‫که فقط با مواد درست کار می‌کنه.

345
00:17:58,790 --> 00:17:59,870
‫تو به گشنیز نیاز داشتی.

346
00:18:00,450 --> 00:18:01,410
‫این جعفریه.

347
00:18:02,750 --> 00:18:05,410
‫- جعفری؟
شیطان داشت فیلم بازی می‌کرد -

348
00:18:05,500 --> 00:18:08,410
‫همه قبول دارن که من با چیزی که بهم دادن، کارم رو خوب انجام دادم؟

349
00:18:10,700 --> 00:18:11,750
‫نه!

350
00:18:11,830 --> 00:18:13,790
‫- باید بری!
!نمی‌تونم ترکشون کنم -

351
00:18:13,870 --> 00:18:17,120
‫- اگه تسخیر شده باشی، نمی‌تونی نجاتشون بدی.
به هرحال قراره تسخیر بشین -

352
00:18:19,160 --> 00:18:20,200
!‫فرار کنین

353
00:18:20,910 --> 00:18:21,790
‫از نمک استفاده کن!

354
00:18:21,870 --> 00:18:24,330
‫-هیچ دری نداریم
پس دایره درست کن -

355
00:18:37,700 --> 00:18:39,870
خب، این کارو می‌کنیم. ابدان برگرد داخل هتل

356
00:18:39,950 --> 00:18:42,500
.‫همهٔ گیاه‌ها و ادویه‌ها رو بردار. ابدان

357
00:18:42,580 --> 00:18:47,330
!فریبکاری شیطان رو ندیدم. من مستحق پول تو جیبی نیستم

358
00:18:47,910 --> 00:18:50,080
‫-داری چیکار می‌کنی؟
یه چیزی باید اینجا باشه که بتونه کمک کنه -

359
00:18:50,160 --> 00:18:52,000
.‫شاید باید این گوی مسخره رو نابود کنیم

360
00:18:52,080 --> 00:18:53,580
‫صبر کن، اگه اوضاع رو بدتر کنه چی؟

361
00:18:53,660 --> 00:18:56,450
،‫بدتر؟ آسمون پر ازشیطانه، بچه‌هام تسخیر شدن

362
00:18:56,540 --> 00:18:58,830
‫و من تو یه دایرهٔ کوچیک از نمک فانتزی گیر افتادم.

363
00:18:58,910 --> 00:19:01,870
و ‫من از دستت عصبانیم، ولی همیشه ممکنه بدتر شه.

364
00:19:01,950 --> 00:19:03,410
!از این بدتر نمیشه

365
00:19:05,950 --> 00:19:07,080
‫زنجیرهای خوبم.

366
00:19:07,160 --> 00:19:08,250
‫بن! استر!

367
00:19:09,660 --> 00:19:11,330
‫دارن چیکار می‌کنن؟

368
00:19:11,410 --> 00:19:12,580
‫دریاچه.

369
00:19:13,790 --> 00:19:15,950
‫اوهوم. شیاطین آشوری برای کشتن تسخیر می‌کنن.

370
00:19:16,040 --> 00:19:18,580
‫-خیلی قدیمیه
خدای من، باید جلوشونو بگیرم -

371
00:19:20,500 --> 00:19:24,080
‫-نمیتونی. تو هم تسخیر میشی.
شاید اگه دهنم پر از نمک باشه، تسخیر نشم -

372
00:19:24,160 --> 00:19:26,450
داری جونتو می‌ذاری پای یه «شاید»؟

373
00:19:26,950 --> 00:19:28,370
.‫باید بهت می‌گفتم

374
00:19:28,450 --> 00:19:31,160
فکر می‌کردم دارم ازت محافظت می‌کنم. ولی این فقط یه بخشش بود

375
00:19:31,250 --> 00:19:33,540
،از اینکه در موقع نیاز پیشت نبودم خجالت می‌کشیدم

376
00:19:33,620 --> 00:19:35,540
.‫ولی از اون موقع سعی کردم هر روز کنارت باشم

377
00:19:35,620 --> 00:19:36,450
.این کارو نکن

378
00:19:52,250 --> 00:19:53,200
.نزدیک بود

379
00:19:53,290 --> 00:19:55,620
‫تقریباً به همون اندازه که به فارغ التحصیلی از دانشگاه نزدیک شدی

380
00:19:56,660 --> 00:19:58,450
‫به خاطر بارداری مدرسه رو ول کردم.

381
00:19:58,540 --> 00:20:01,160
‫و سه سال بعدش مدرکمو آنلاین گرفتم.

382
00:20:06,250 --> 00:20:07,080
‫کتی!

383
00:20:07,160 --> 00:20:10,330
.دوران خوبی داشتیم. من میرم چند ماه تو قبر دراز بکشم

384
00:20:12,790 --> 00:20:16,290
‫گوی برفی. همه‌چی از وقتی شروع شد که اِستر انداختش.

385
00:20:17,250 --> 00:20:19,870
.نباید خرابش کنیم. باید درستش کنیم

386
00:20:19,950 --> 00:20:23,000
ابدان، تو بازی دوست داری، مگه نه؟ -
من استاد بازی‌هام -

387
00:20:23,080 --> 00:20:26,330
‫خب، این یه بازیه و هدفش اینه که سقف هتل رو دوباره سر جاش برگردونیم

388
00:20:26,410 --> 00:20:27,910
‫قبل از اینکه خانواده‌مون غرق بشه.

389
00:20:28,000 --> 00:20:30,450
‫-نه! امروز به اندازه کافی گند زدم.
بیخیال پسر -

390
00:20:30,540 --> 00:20:33,000
.پس اون پشت‌چی رو چی میگی؟ زدیش و کلاهش رو دزدیدی

391
00:20:33,080 --> 00:20:35,000
.اونو گفتم تا تحت تاثیر قرارتون بدم

392
00:20:35,500 --> 00:20:37,120
اون ‫از پله‌ها افتاد پایین.

393
00:20:37,830 --> 00:20:40,790
‫خب، اوضاع اونجوری که برنامه داشتی پیش نرفت.

394
00:20:40,870 --> 00:20:43,450
‫ولی اگه الان تسلیم بشی، پشیمون میشی.

395
00:20:44,080 --> 00:20:45,120
‫باور کن.

396
00:20:46,620 --> 00:20:48,830
.‫ضمنا، بابت این کار حتما پول تو جیبی می‌گیری

397
00:20:49,330 --> 00:20:51,620
‫-کجا داری میری؟
پیش اونا -

398
00:21:00,330 --> 00:21:02,540
‫اگه صدامو میشنوین، هنوز وقت برای جنگیدن هست!

399
00:21:02,620 --> 00:21:05,000
‫-نیست.
کمربند این یارو خیلی سفته -

400
00:21:05,080 --> 00:21:08,040
می‌بریمشون توی آب -
می‌تونین دوباره کنترل رو به دست بگیرین -

401
00:21:08,120 --> 00:21:11,620
.استر تونست، مگه نه؟ وقتی عصبانی بود

402
00:21:11,700 --> 00:21:14,540
‫استر، تو زشت‌ترین بچه‌ای بودی که تا حالا دیدم. آره.

403
00:21:14,620 --> 00:21:18,120
‫ام، بن، من تا ده سالگی ازت خوشم نمیومد. فکر میکردم از خود راضی‌ای

404
00:21:18,200 --> 00:21:21,700
‫ام، کتی، تو همه نگه‌دارنده‌هاتو وقتی بچه بودیم گم نکردی.

405
00:21:21,790 --> 00:21:24,450
‫من الکی همشونو انداختم توالت.

406
00:21:25,250 --> 00:21:27,290
!جواب نداد؟ بیخیال

407
00:21:27,370 --> 00:21:29,290
.‫کتی، تسلیم نشو. دوستت دارم

408
00:21:31,950 --> 00:21:32,950
‫منم دوستت دارم.

409
00:21:35,830 --> 00:21:37,500
.خب بریم شنا کنیم

410
00:21:37,580 --> 00:21:39,580
!الان وقتشه، ابدان

411
00:21:39,660 --> 00:21:41,830
‫از اون چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تره.

412
00:21:45,540 --> 00:21:46,830
.‫من تنهاتون نمی‌ذارم

413
00:21:49,700 --> 00:21:52,580
‫تو ضعیفی.

414
00:21:52,660 --> 00:21:54,330
.تو هم آهویی

415
00:22:00,450 --> 00:22:02,950
.به خاطر پول تو جیبی

416
00:22:17,410 --> 00:22:19,120
‫وای، چقدر عاشق نفس کشیدنم!

417
00:22:19,200 --> 00:22:21,950
‫اوه شت. امروز پُست خیلی دیر میرسه.

418
00:22:22,040 --> 00:22:24,120
‫تو نجاتمون دادی! چطوری؟

419
00:22:24,200 --> 00:22:25,080
‫کار ابدان بود.

420
00:22:25,160 --> 00:22:26,950
‫من الان پول تو جیبیمو می‌خوام.

421
00:22:27,040 --> 00:22:29,540
‫- می‌تونی یه دلار داشته باشی.
!یس! یس! یس -

422
00:22:32,040 --> 00:22:34,580
منضفانه نیست که شیطانه راجع‌به من همه‌چیزو فاش کرد

423
00:22:34,660 --> 00:22:36,160
.و هیچی از تو فاش نکرد

424
00:22:36,250 --> 00:22:37,160
‫من هرچیزی رو بهت می‌گم.

425
00:22:37,250 --> 00:22:39,370
‫من چهار تا خالکوبی دارم. می‌دونم همه‌مون قراره چجوری بمیریم.

426
00:22:39,450 --> 00:22:41,750
‫اولین پسرم به خواهران ماه وعده داده شده.

427
00:22:41,830 --> 00:22:44,500
.بیخیال. یه برادر تا حد خاصی باید راجع‌به خواهرش بدونه

428
00:22:44,580 --> 00:22:46,370
‫تموم ماه گذشته، من تو یه آینه گیر افتاده بودم،

429
00:22:46,450 --> 00:22:48,330
‫و اونی که فکر می‌کردی منم، در واقع یه کپی بود.

430
00:22:48,410 --> 00:22:49,580
‫تمومش کن!

431
00:22:49,660 --> 00:22:50,870
.‫روز مرگت مبارک

432
00:22:50,950 --> 00:22:53,410
چه عجب! انقدر سخت بود؟

433
00:22:53,500 --> 00:22:55,580
.راستش، آره

434
00:22:56,620 --> 00:22:58,330
‫کاش با من حرف می‌زدی

435
00:22:58,950 --> 00:22:59,790
‫قبلش.

436
00:23:00,290 --> 00:23:01,120
‫آره.

437
00:23:01,700 --> 00:23:05,410
‫می‌دونی، هنوزم می‌تونی با من حرف بزنی.

438
00:23:05,910 --> 00:23:07,160
‫آره، همون‌طور که خودت گفتی،

439
00:23:07,870 --> 00:23:09,200
‫الان دیگه مهم نیست.

440
00:23:10,540 --> 00:23:11,370
‫شاید مهم باشه.

441
00:23:11,600 --> 00:23:31,600
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

