﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,910 --> 00:00:14,700
!تقسیم بر دوازده، یکی میره تو دهگان، و بله ورشکست شدیم

3
00:00:14,790 --> 00:00:16,160
‫می‌دونی تو چی ورشکست نشدیم؟

4
00:00:16,250 --> 00:00:18,250
‫-عشق.
چطور ممکنه پولمون تموم شده باشه؟ -

5
00:00:18,330 --> 00:00:20,660
.ما به طور ثابت مهمون داشتیم

6
00:00:20,750 --> 00:00:22,290
‫بیشتر اون آدما بخاطر شرط‌بندی موندن،

7
00:00:22,370 --> 00:00:24,410
‫و نصفشون نصف شب رفتن.

8
00:00:24,500 --> 00:00:27,000
.راستش امیدوارم رفته باشن، اتاق‌هاشون خالی بود

9
00:00:27,080 --> 00:00:28,790
‫خب، یه نقشه پول‌سازی دارم.

10
00:00:28,870 --> 00:00:30,540
‫همهٔ دیوارها رو خراب می‌کنیم

11
00:00:30,620 --> 00:00:33,910
‫و بزرگترین مینی گلف سرپوشیده تسخیرشده دنیا رو می‌سازیم،

12
00:00:34,000 --> 00:00:35,450
«‫و اسمشو میذاریم «بووی تک‌ضرب

13
00:00:35,540 --> 00:00:36,660
‫میتونم بهترشم میشه

14
00:00:36,750 --> 00:00:39,620
‫تمام شب رو تو باتلاق بودیم، ولی ارزشش رو داشت.

15
00:00:39,700 --> 00:00:41,120
‫تمام شب تو باتلاق بودین؟

16
00:00:41,620 --> 00:00:43,330
مشکل داره؟ -
!معلومه که مشکل داره -

17
00:00:43,410 --> 00:00:47,330
‫پس نبودیم! یه چیز بی‌ربط، این عتیقه‌ای که پیدا کردیم رو ببینین

18
00:00:49,500 --> 00:00:51,660
‫بچه‌ها و عتیقه‌هاشون. این یکی چیکار می‌کنه؟

19
00:00:51,750 --> 00:00:53,540
‫چیزها رو به سپیده دم تاریخ می‌فرسته.

20
00:00:55,620 --> 00:00:57,830
‫الان قبض آب‌مون رو به سپیده دم تاریخ فرستادی؟

21
00:00:57,910 --> 00:00:59,700
.‫اوه، پس پرداختش خیلی دیر میشه

22
00:00:59,790 --> 00:01:02,410
‫ببخشید، هدف از فرستادن یه چیز به سپیده دم تاریخ چیه؟

23
00:01:02,500 --> 00:01:05,410
‫به نظر می‌رسه فقط می‌شه برای کارهای شیطانی ازش استفاده کرد.

24
00:01:05,500 --> 00:01:08,370
‫بن، چرا من یه قطب‌نما دارم که نزدیک‌ترین خون‌آشام رو نشون می‌ده؟

25
00:01:08,450 --> 00:01:10,250
‫یا یه انگشتر که مال عروس یه شیطان بوده؟

26
00:01:10,330 --> 00:01:12,450
‫چون می‌خوای اونا رو تحویل مقامات بدی؟

27
00:01:12,540 --> 00:01:16,450
‫چون هیچ‌وقت نمی‌دونی کی یه شیء قدرتمند و وحشتناک بدردت می‌خوره

28
00:01:16,540 --> 00:01:17,410
‫درسته، ابدان؟

29
00:01:18,120 --> 00:01:20,700
‫-ابدان؟
یه مرد تو حیاطه -

30
00:01:26,000 --> 00:01:28,450
‫درسته، یه مرد تو حیاطه

31
00:01:28,540 --> 00:01:31,410
یه چیزیش عجیب می‌زنه. به خاطر عباشه؟

32
00:01:31,500 --> 00:01:33,200
‫اوه، من از عباش خوشم میاد. خیلی شیکه.

33
00:01:33,290 --> 00:01:35,830
.اگه کاری بهش نداشته باشیم، کاری بهمون نداره

34
00:01:40,660 --> 00:01:42,950
‫خب، این یکم نگران کننده‌ست.

35
00:02:18,040 --> 00:02:21,410
.نه، اونا کاری نمی‌کنن، ولی خب حس جرم و جنایت میده

36
00:02:21,500 --> 00:02:22,620
!یه اتوبوس اومده

37
00:02:24,200 --> 00:02:27,620
‫-خیلی منظمن
چطوری انقدر ثابت وایمیستن؟ -

38
00:02:27,700 --> 00:02:30,790
‫از لحاظ آماری، باید تا الان یکیشون عطسه ‫میکرد.

39
00:02:30,870 --> 00:02:33,700
‫پس باید وقتی یه چاقو دقیقاً تو سینه‌مه زنگ بزنم؟

40
00:02:33,790 --> 00:02:37,370
‫می‌دونی، خوشحالم که سه ساله مالیات ندادم.

41
00:02:37,450 --> 00:02:38,580
.امیدی به پلیسا نیست

42
00:02:38,660 --> 00:02:42,500
‫خوبه، چون همین الان به فرار مالیاتی اعتراف
‫کردی و ضبط هم شد

43
00:02:42,580 --> 00:02:44,040
.خودمونیم و خودمون

44
00:02:44,120 --> 00:02:47,040
‫صدات رو می‌شنویم مامان. واضح و رسا.

45
00:02:47,120 --> 00:02:48,370
‫ببخشید، چی می‌شنوی؟

46
00:02:48,450 --> 00:02:52,120
‫پیامت رو! فقط خودمونیم و خودمون
و هرکاری لازمه رو باید انجام بدیم

47
00:02:52,200 --> 00:02:53,910
.‫هی! نه! اون قسمت آخرو خودت اضافه کردی

48
00:02:54,000 --> 00:02:57,540
!‫-اون قسمت آخر رو من نگفتم
یه ماشین دیگه. عه شنل نداره -

49
00:02:57,620 --> 00:02:59,370
‫اینا مهمونای معمولین؟

50
00:03:00,830 --> 00:03:01,910
.‫احتمالاً

51
00:03:02,000 --> 00:03:05,410
‫باشه، می‌تونم از بی‌حرکت ایستادنشون تو چمن‌مون با ردای کلاه‌دار چشم‌پوشی کنم

52
00:03:05,500 --> 00:03:08,620
‫ولی دیگه نمی‌تونم تحمل کنم مشتری‌هامونو بترسونن

53
00:03:08,700 --> 00:03:11,450
‫-خواهش می‌کنم مراقب باش، مامان.
با مهربونی همه چیز حل میشه، کت -

54
00:03:11,540 --> 00:03:13,250
‫هی، شما بازنده‌ها چی می‌خواین؟

55
00:03:14,910 --> 00:03:16,120
‫فکر می‌کنی ازت می‌ترسم؟

56
00:03:16,200 --> 00:03:18,870
‫به من حمله شده، تسخیر شدم و مدام تحت تعقیبم

57
00:03:18,950 --> 00:03:21,790
‫توسط یه روحی که فقط گوشه چشمم دیده میشه.

58
00:03:21,870 --> 00:03:23,290
‫بیشتر اوقات می‌بینمت.

59
00:03:24,750 --> 00:03:27,080
‫در آخر، هر چقدر که دلت می‌خواد همین‌جا وایسا.

60
00:03:27,160 --> 00:03:28,500
‫حیاط من، حیاط شماست.

61
00:03:28,580 --> 00:03:30,540
‫- بن، کیفت رو بده بهش.
‫- درش آوردم

62
00:03:31,950 --> 00:03:35,290
‫سلام، خیلی معذرت می‌خوام. به همه گفتم منتظر من بمونن.

63
00:03:35,370 --> 00:03:37,370
‫بچه ها، میشه دیگه کلاه رو بردارین؟

64
00:03:39,200 --> 00:03:40,080
‫دنیل!

65
00:03:40,160 --> 00:03:41,910
‫-ببخشید، شما کی هستید؟
من رهبر تاد هستم -

66
00:03:42,000 --> 00:03:44,660
‫و ما یه مشت آدم هم‌فکریم که

67
00:03:44,750 --> 00:03:47,120
حدوداً... ۴۰ تا اتاق لازم داریم؟

68
00:03:47,200 --> 00:03:48,330
‫چهل تا اتاق؟

69
00:03:48,410 --> 00:03:51,790
.افراد هم‌فکر. پس شما یه جورایی فرقه‌اید

70
00:03:51,870 --> 00:03:54,250
‫نیتن! مطمئنم منظورش این نیست.

71
00:03:54,330 --> 00:03:55,790
‫نه، حق با اونه. ما یه فرقه‌ایم.

72
00:03:55,870 --> 00:03:57,290
‫ما یه سازمان غیرانتفاعی هم هستیم.

73
00:03:57,370 --> 00:03:58,700
‫و عسل هم می‌فروشیم.

74
00:03:58,790 --> 00:04:00,540
‫و انعام‌دهنده‌های فوق‌العاده‌ای هستیم.

75
00:04:00,620 --> 00:04:02,790
‫خب، در مورد اون اتاق‌ها...

76
00:04:02,870 --> 00:04:03,950
‫یه لحظه ما رو ببخشید.

77
00:04:04,040 --> 00:04:06,540
‫ام، کتی، من یه کم با فرقه‌ها تجربه دارم.

78
00:04:06,620 --> 00:04:07,910
‫هیچ وقت خوب تموم نمیشه.

79
00:04:08,000 --> 00:04:10,500
‫-تو تو یه فرقه بودی؟
از نظر فنی، تو ۱۲ تا فرقه بودم -

80
00:04:10,580 --> 00:04:13,200
‫و من دارم بهت میگم، نمیتونی به کسی اعتماد کنی

81
00:04:13,290 --> 00:04:15,160
‫که بهت میگه همهٔ جواب‌ها رو می‌دونه

82
00:04:15,250 --> 00:04:17,700
‫و مجبورت کنه ظرف نچسب هم بفروشی.

83
00:04:17,790 --> 00:04:20,160
‫آره مامان، یه جوریه، حس خوبی ندارم.

84
00:04:20,250 --> 00:04:22,330
‫-سلام، من لورین‌ام.
من که مخالفتی ندارم -

85
00:04:22,410 --> 00:04:24,540
‫خب... نقد مشکلی نداره؟

86
00:04:25,370 --> 00:04:26,790
‫به آندرویل خوش اومدی.

87
00:04:28,790 --> 00:04:30,790
‫خب، نقشه اینه که من عنکبوت‌ها رو آزاد می‌کنم،

88
00:04:30,870 --> 00:04:34,200
‫عنکبوت‌ها یه آشوب حسابی به پا می‌کنن، و اون موقع...

89
00:04:34,290 --> 00:04:35,750
.و من اینو فرو می‌کنم تو قلب رهبرشون

90
00:04:35,830 --> 00:04:39,410
باید فقط تهدیدشون کنی به چاقو. اگه واقعی بزنی که قتل حساب میشه

91
00:04:39,500 --> 00:04:40,700
.زیاد حال نمیده ولی اوکی

92
00:04:40,790 --> 00:04:41,790
.شیمن

93
00:04:41,870 --> 00:04:42,790
.شیطان

94
00:04:42,870 --> 00:04:44,540
.همیشه در حال نقشه‌کشیدن

95
00:04:45,040 --> 00:04:47,120
‫این همه مهمون رو ببین.

96
00:04:47,200 --> 00:04:50,080
‫انگار یه هتل واقعی رو اداره می کنیم.
توالت گرفته -

97
00:04:50,160 --> 00:04:53,040
‫نیتن، انقدر مهمون داریم که یکی از توالت‌ها گرفته.

98
00:04:53,120 --> 00:04:56,790
‫خب، این که خیلی عالیه، ولی فرقه‌ها همیشه یه نیّت پنهانی دارن.

99
00:04:56,870 --> 00:04:58,830
.نگم چطوری آدمای سست‌اراده رو تور می‌کنن

100
00:04:58,910 --> 00:05:00,250
بن کجاست؟

101
00:05:00,330 --> 00:05:05,040
میگم که، با با امیدهام ازدواج کن، ترس‌هام رو بکش
.و با رویاهام عشق‌بازی کن

102
00:05:05,120 --> 00:05:06,080
‫-آره!
!چه باهوش -

103
00:05:06,160 --> 00:05:08,790
.نظم منم همینه -
ینجامین! این هرزه‌ها دیگه کی‌ان؟ -

104
00:05:08,870 --> 00:05:13,790
.تو باید آنابل باشی. بن راست می‌گفت. واقعاً خوشگلی

105
00:05:13,870 --> 00:05:16,120
.خب، نظر لطفشه

106
00:05:16,830 --> 00:05:17,910
.‫از شنل‌تون خوشم میاد

107
00:05:18,000 --> 00:05:20,250
‫فقط برای آخره هفتس. نیتن؟

108
00:05:20,330 --> 00:05:22,750
!‫- فقط قبول کن یه فرقه‌این
همون اول قبول کردم -

109
00:05:22,830 --> 00:05:25,160
‫- پس قبول کن می‌خوای منو استخدام کنی.
‫- راستش نه

110
00:05:25,250 --> 00:05:27,160
.‫ببینیم بعد از این کار نظرت چیه

111
00:05:27,250 --> 00:05:28,120
‫نیتن!

112
00:05:29,080 --> 00:05:31,830
‫پس می‌گی یه سری روح اینجا دارین، ها؟

113
00:05:31,910 --> 00:05:35,410
.جای تعجبی نداره، چون پردهٔ بین دنیاها در اینجا خیلی نازکه

114
00:05:35,500 --> 00:05:36,700
‫صبر کن، تو درباره ارواح می‌دونی؟

115
00:05:36,790 --> 00:05:39,200
‫وقتی تو یه فرقه باشی، یه چیزایی می‌بینی.

116
00:05:39,290 --> 00:05:40,750
‫هیچ اثری ازش نیست.

117
00:05:40,830 --> 00:05:42,290
‫خب، به گشتن ادامه بده.

118
00:05:42,370 --> 00:05:45,250
‫سلام، یه مراسم کوچیک داریم. شما فضای برگزاری دارین؟

119
00:05:45,330 --> 00:05:47,120
...نداریم و همچنین -
البته که داریم -

120
00:05:47,200 --> 00:05:49,830
.امروز بعد از ظهر نشونتون میدم -
!بن، نه -

121
00:05:49,910 --> 00:05:52,200
‫-اون شنل رو در بیار!
!فقط می‌خوام ببینم چه شکلی میشن -

122
00:05:52,290 --> 00:05:54,160
‫وقت تسویه حسابه.

123
00:05:54,250 --> 00:05:55,660
‫تهدید به چاقو زدن!

124
00:05:55,750 --> 00:05:57,000
‫استر، نه.

125
00:05:57,080 --> 00:05:58,200
‫بچه!

126
00:05:58,290 --> 00:05:59,660
‫-بچه!
!بچه -

127
00:05:59,750 --> 00:06:00,950
‫سرورم!

128
00:06:01,450 --> 00:06:02,870
‫منظورش منم یا تو؟

129
00:06:02,950 --> 00:06:06,620
‫اعلی‌حضرتا، بالاخره به ما افتخار دادید.

130
00:06:06,700 --> 00:06:08,290
‫صبر کن، پادشاهتون ابدانه؟

131
00:06:08,370 --> 00:06:10,750
‫می‌دونی که اون یه شیطانه که تو بدن یه پسربچه گیر افتاده، درسته؟

132
00:06:10,830 --> 00:06:14,000
‫آه، ببخشید، نگفتم؟ ما مریدان ابدانیم.

133
00:06:14,080 --> 00:06:17,000
‫و اومدیم که پیشگویی رو به انجام برسونیم.

134
00:06:17,080 --> 00:06:20,200
‫ابدان، تو فرقه داری؟ مجبورشون کن یه کار بیخود برات انجام بدن

135
00:06:20,290 --> 00:06:22,120
خب، فکر خوبی نیست -
پشتک بزن -

136
00:06:22,200 --> 00:06:24,370
‫عالیه.

137
00:06:24,450 --> 00:06:26,660
.‫فرقهٔ ما ده‌ها سال دنبال شما بود

138
00:06:26,750 --> 00:06:30,160
‫ارتباط با ارواح تأیید کرد که ابدان به یک جسم فانی گره خورده،

139
00:06:30,250 --> 00:06:32,160
‫ولی ما هیچوقت نفهمیدیم کجاست

140
00:06:32,250 --> 00:06:34,660
‫تا اینکه ویدیوهای اینترنتی‌شو پیدا کردیم.

141
00:06:34,750 --> 00:06:37,410
‫این همه راهو اومدین که ابدان رو بپرستین؟

142
00:06:37,500 --> 00:06:41,120
‫ما فقط واسه پرستیدنش نیومدیم اینجا. ما اومدیم ببریمش خونه.

143
00:06:42,000 --> 00:06:44,450
‫خونه؟ مثلاً جهنم؟

144
00:06:44,540 --> 00:06:47,500
‫اه، بی‌احترامی نشه، ولی اینجا خونهٔ ابدانه و...

145
00:06:47,580 --> 00:06:50,200
‫بالاخره! از این سرزمین فانی آزاد شدم.

146
00:06:50,290 --> 00:06:53,290
‫دیگه نه سگ، نه پچ‌پچ‌های آروم، نه لذت‌های ساده.

147
00:06:53,370 --> 00:06:55,700
‫اوه، داریم میریم؟ با اتوبوس یا ماشین؟

148
00:06:55,790 --> 00:06:58,790
‫این یه سفر روحه، سرورم.

149
00:06:58,870 --> 00:07:02,620
‫و وقتی آماده‌سازی‌ها کامل بشه، همین‌جا اتفاق می‌افته.

150
00:07:02,700 --> 00:07:04,120
.شما قفل هستین

151
00:07:04,200 --> 00:07:06,080
و ‫ما کلیدیم.

152
00:07:06,160 --> 00:07:08,410
.شما قفلید و ما کلیدیم

153
00:07:08,500 --> 00:07:10,750
‫مامان، نمی‌ذاری این کارو بکنن، مگه نه؟

154
00:07:10,830 --> 00:07:13,370
‫منظورم اینه، ما همه ابدان رو دوست داریم...

155
00:07:13,450 --> 00:07:14,580
‫هیا! هیا!

156
00:07:14,660 --> 00:07:15,500
‫یه جورایی.

157
00:07:15,580 --> 00:07:17,870
‫ولی اگه مشتریای پول‌پرداز بخوان هتلم رو پر کنن

158
00:07:17,950 --> 00:07:20,700
و شیطانی که لامپ‌هامون رو می‌خوره رو برگردونن به جهنم

159
00:07:20,790 --> 00:07:22,500
‫من کی باشم که جلوی این کارو بگیرم؟

160
00:07:22,580 --> 00:07:24,830
.‫عجب. بن، تو یه چیزی بگو

161
00:07:24,910 --> 00:07:26,660
‫باید چیزی رو با خون امضا کنم؟

162
00:07:26,750 --> 00:07:29,000
.‫دکترا میگن من یکم کم‌خونی دارم

163
00:07:30,370 --> 00:07:31,500
‫خداحافظ، انگشتای کوچولو.

164
00:07:31,580 --> 00:07:35,250
‫به زودی قدرت ده هزار طوفان توی چنگال‌هام جریان پیدا می‌کنه.

165
00:07:35,330 --> 00:07:37,500
‫ابدان، تو اینو نمی‌خوای.

166
00:07:37,580 --> 00:07:39,080
‫جداً؟ حس می‌کنم که می‌خوام.

167
00:07:39,160 --> 00:07:41,700
‫رفیق! یه لیست کامل از کارایی که قرار بود امسال انجام بدیم داشتیم

168
00:07:41,790 --> 00:07:43,500
‫قرار بود یادت بدم چطوری دوچرخه سواری کنی،

169
00:07:43,580 --> 00:07:46,120
‫و تو قرار بود یادت بدی چطوری سایهٔ یه مرد رو بر علیهش برگردونم.

170
00:07:46,200 --> 00:07:47,540
‫اوه، ببخشید که حرفتون رو قطع کردم.

171
00:07:47,620 --> 00:07:50,000
‫باید ابدان رو برای ردا و تاجش اندازه بگیریم.

172
00:07:50,080 --> 00:07:52,500
‫تو، منو بلند کن. تو، صدای قطار دربیار.

173
00:07:52,580 --> 00:07:53,830
‫چاق‌چاق، چوو چوو!

174
00:07:53,910 --> 00:07:57,500
‫حداقل یه فرقه بهتر انتخاب کن. اونا حتی نمی‌تونن پشتک بزنن!

175
00:07:57,580 --> 00:07:58,910
‫اوه، قبول کن، استر.

176
00:07:59,000 --> 00:08:02,370
یه جورایی ابدان رو برای همیشه و بن رو هم موقتاً از دست دادیم

177
00:08:04,620 --> 00:08:08,290
‫-من یه بار دیگه شانسمو با بن امتحان می‌کنم.
منم فرقه رو با خشونت تهدید می‌کنم -

178
00:08:08,370 --> 00:08:10,330
‫و این سالن رقص بزرگمونه.

179
00:08:10,410 --> 00:08:11,500
‫خیلی قشنگه.

180
00:08:11,580 --> 00:08:13,830
‫البته، ما مقداری شمع و گل می‌خوایم.

181
00:08:13,910 --> 00:08:15,750
‫به رنگ قرمز. ما عاشق رنگ قرمزیم.

182
00:08:15,830 --> 00:08:18,870
.‫مشکلی نیست. اگرچه، یه هزینه اضافی داره

183
00:08:18,950 --> 00:08:20,540
.هی، تو این دنیا هیچی مفت نیست

184
00:08:22,500 --> 00:08:25,790
.باشه، من... من نمی‌خوام درباره فرقه‌ها پیش‌داوری کنم

185
00:08:25,870 --> 00:08:29,330
میگم قرار نیست آخرش همه‌تون کف زمین بی‌افتین و بمیرین، نه؟

186
00:08:29,410 --> 00:08:34,160
‫نه! وقتی مراسم تموم بشه، انگار نه انگار که اصلاً اینجا بودیم.

187
00:08:34,250 --> 00:08:35,830
‫درسته، درسته.

188
00:08:35,910 --> 00:08:38,500
‫ولی الان طوری لبخند می‌زنی که انگار یه معنی دیگه‌ای هم داره.

189
00:08:38,580 --> 00:08:42,290
ببین، اگه مشکل داری، می‌تونم گروهم رو ببرم به یه هتل داخل شهر

190
00:08:42,370 --> 00:08:45,790
‫نه، نه، مشکلی نیست. من از همهٔ مهمونا می‌پرسم که قصد مردن دارن یا نه

191
00:08:46,870 --> 00:08:49,620
‫هی، اگه باعث می‌شه حس بهتری داشته باشی، دو برابر پول میدیم

192
00:08:49,700 --> 00:08:52,500
‫-دو برابر؟
تمام پیروان تموم پس‌اندازشونو دادن -

193
00:08:52,580 --> 00:08:56,290
‫و یکی‌شون یه رستوران زنجیره‌ای پیتزا راه انداخته که حتماً اسمشو شنیدی

194
00:08:56,370 --> 00:08:57,910
‫-قبوله.
!چاقو چاقو -

195
00:09:01,790 --> 00:09:03,040
‫شمع، شمع، شمع.

196
00:09:03,120 --> 00:09:06,910
‫اوه نه! ارواحی که توی این هتل پرسه می‌زنن فهمیدن قراره یه مراسم برگزار بشه

197
00:09:07,000 --> 00:09:10,080
‫-و اونا اصلاً خوشحال نیستن.
!استر -

198
00:09:10,160 --> 00:09:12,950
‫دختر کوچولو، داری سعی می‌کنی ما رو از هتل بترسونی؟

199
00:09:13,040 --> 00:09:14,950
‫تا دوست شیطانت برای همیشه بمونه؟

200
00:09:15,040 --> 00:09:18,040
‫-استر، قضیه اینه؟
چی؟ نه. من فقط از فرقه‌ها متنفرم -

201
00:09:18,120 --> 00:09:20,870
...‫و شما باید بدونید، من راه‌هایی دارم که

202
00:09:20,950 --> 00:09:24,120
‫می‌خواستم دربارهٔ موسیقی بپرسم. بند موزیک محلی هم دارین؟

203
00:09:24,200 --> 00:09:25,700
‫من یه گروه دارم.

204
00:09:25,790 --> 00:09:27,500
پاول چاقوکش، چی میگی مرد؟

205
00:09:27,580 --> 00:09:30,410
‫چاقو زدن فقط یه سرگرمیه. موسیقی عشق منه.

206
00:09:30,500 --> 00:09:34,290
‫استخدام شدی. و همه‌تون دعوتید بیاین مراسم رو تماشا کنین.

207
00:09:34,370 --> 00:09:35,330
!ای جان

208
00:09:35,410 --> 00:09:38,500
‫و این یکی شمع پایداریه.

209
00:09:38,580 --> 00:09:41,040
‫انرژیش ما رو در طول انتظار همراهی کرده.

210
00:09:41,120 --> 00:09:44,370
‫خیلی‌ها تا سال دوم اصلاً اجازه ندارن به این شمع نگاه کنن.

211
00:09:44,450 --> 00:09:45,620
‫ولی تو خاصی، بن.

212
00:09:45,700 --> 00:09:46,950
از نوع خوبش؟

213
00:09:47,040 --> 00:09:51,000
اوه، آره. حالا ببین تا چه مدت می‌تونی دستتو رو شعله نگه‌داری

214
00:09:51,080 --> 00:09:54,290
.‫اون‌وقت معلوم میشه آماد‌هٔ شمعِ تعهد هستی یا نه

215
00:09:54,370 --> 00:09:55,540
.‫منطقیه

216
00:09:55,620 --> 00:09:57,080
‫خب، دیگه کافیه!

217
00:09:57,160 --> 00:10:00,700
‫بن، می‌دونم سوزوندنِ خودت برای ثابت کردنِ اینکه به یه جایی تعلق داری، باحال به نظر میاد

218
00:10:00,790 --> 00:10:04,370
ولی باور کن، همیشه توی مصاحبه‌های کاری بعدی همینو می‌خوان

219
00:10:04,450 --> 00:10:07,370
تو خودت عضو خیلی فرقه‌ها عضو شدی. من فقط می‌خوام تو یکی‌شون عضو شم

220
00:10:07,450 --> 00:10:10,160
‫همونم زیادیه. بعد دوست‌دخترت چی؟

221
00:10:10,250 --> 00:10:13,330
‫آنابل با سوزوندنِ کفِ دستت توسط یه زن دیگه موافقت می‌کنه؟

222
00:10:13,410 --> 00:10:14,830
‫اوم... احتمالاً.

223
00:10:14,910 --> 00:10:16,660
‫هی بِل‌بِل، تو با این قضیه مشکلی نداری؟

224
00:10:16,750 --> 00:10:20,410
‫اسم من آنابل آناستازیوئه و می‌خوام رئیس‌جمهور رو بکشم.

225
00:10:20,500 --> 00:10:23,950
.‫عالیه. اون از تضمین مالی و اینم از شمعت

226
00:10:24,040 --> 00:10:25,500
‫مردم، بیدار شین!

227
00:10:25,580 --> 00:10:27,120
‫شما دارین ابدان رو پرستش می‌کنین!

228
00:10:27,200 --> 00:10:28,700
،اگه من توی جنگل پیداش نمی‌کردم

229
00:10:28,790 --> 00:10:31,450
.هنوزم توی چاله‌ای که خودش کنده بود گیر کرده بود

230
00:10:31,540 --> 00:10:32,410
‫هیزم‌شکن!

231
00:10:32,500 --> 00:10:33,870
خب که چی؟

232
00:10:33,950 --> 00:10:37,120
‫تو همون هیزم‌شکنی هستی که رهبرمون رو از تاریکی بیرون کشیدی

233
00:10:37,200 --> 00:10:38,620
‫همونطور که توی پیشگویی گفته شده.

234
00:10:39,250 --> 00:10:40,700
‫هیزم‌شکن آدم بزرگیه.

235
00:10:40,790 --> 00:10:42,580
.به نظر خودم که بزرگ نیستم

236
00:10:42,660 --> 00:10:46,040
‫شمع نقره‌ای! این سه تا بالاتره از سبزه!

237
00:10:46,120 --> 00:10:47,790
‫و فقط یکی پایین‌تر از طلاییه.

238
00:10:48,500 --> 00:10:51,290
‫خب، چجوری میشه طلا به دست آورد؟

239
00:10:53,370 --> 00:10:55,000
‫ابدان، بیداری؟

240
00:10:55,080 --> 00:10:57,330
‫- من ۱۰۰ ساله که نخوابیدم.
.ایول. یه کم برو اونور -

241
00:10:59,950 --> 00:11:01,830
‫می‌دونم فردا روز مهمیه.

242
00:11:01,910 --> 00:11:05,290
‫خب، یه چیزی برات درست کردم، که همه خاطرات خوبی که با هم داشتیم رو یادت بمونه

243
00:11:05,370 --> 00:11:08,910
‫این یه لحافه. هر تیکه اش نشون دهنده یه ماجرای مختلفیه که با هم داشتیم

244
00:11:09,000 --> 00:11:11,080
‫و آخرین تکه پارچه، خالیه.

245
00:11:11,160 --> 00:11:14,200
تا نشون‌دهندۀ ماجراهایی باشه که تجربه‌شون نمی‌کنیم

246
00:11:14,290 --> 00:11:15,500
.وقتی که بری

247
00:11:17,750 --> 00:11:19,330
...خودم پتو دارم، پس

248
00:11:19,410 --> 00:11:22,120
!بابا دهنتو! سعی داشتم مختو بزنم که بمونی

249
00:11:22,200 --> 00:11:25,580
‫نمی‌دونم چرا اصلا باید این کارو بکنم، بعد از این همه کارایی که با هم کردیم

250
00:11:25,660 --> 00:11:28,910
‫تو بهترین دوست منی، فکر می‌کردم منم بهترین دوستت باشم.

251
00:11:29,000 --> 00:11:29,910
‫تو...

252
00:11:30,450 --> 00:11:32,950
‫یه آشنای خیلی نزدیکی.

253
00:11:33,040 --> 00:11:34,290
چی میگی؟

254
00:11:34,370 --> 00:11:37,410
‫من یه شیطان جاودانه‌ام. لحظه‌ها رو با هزاره‌ها می‌سنجم.

255
00:11:38,000 --> 00:11:39,200
‫زمانی که با هم گذروندیم یه چشم به هم زدن بود.

256
00:11:39,290 --> 00:11:42,830
‫من یه چشم به هم زدن بودم؟! می‌دونی چیه؟
.تو جهنم بهت خوش بگذره

257
00:11:42,910 --> 00:11:44,250
‫اوه، ممنونم. خوش می‌گذرونم.

258
00:11:45,620 --> 00:11:47,160
‫این فقط یه پتوی معمولیه.

259
00:11:47,250 --> 00:11:49,080
از کجا باید لحاف‌دوزی بلد باشم؟

260
00:11:53,000 --> 00:11:55,290
‫- این خون‌ـه؟
.کاترین، می‌خوام باهات صادق باشم -

261
00:11:55,370 --> 00:11:57,200
‫یه مقدارش خونه.

262
00:11:57,290 --> 00:11:59,540
‫بیا اینم از پول تمیزکاری.

263
00:11:59,620 --> 00:12:02,750
‫- چون نمی‌تونی با خودت ببریش.
!هی، حرف تو بود، نه من -

264
00:12:03,410 --> 00:12:06,200
‫نیتن؟ فکر کردم با فرقه مشکل داشتی.

265
00:12:06,290 --> 00:12:07,830
‫اوه، مشکل خیلی بزرگ.

266
00:12:07,910 --> 00:12:11,830
‫ولی بعدش فهمیدم این فرقه واقعاً می‌دونه داره چیکار می‌کنه.

267
00:12:11,910 --> 00:12:14,620
.اگه حق با اونا باشه، مخ‌زنی نیست

268
00:12:14,700 --> 00:12:17,540
‫- اوهوم.
 می‌دونستی من هیزوم‌شکن‌ـم؟ -

269
00:12:17,620 --> 00:12:21,290
‫خیلی تو اسطوره‌شناسی مهمم. اساساً نفر دوم بعد از ابدان.

270
00:12:21,370 --> 00:12:23,950
‫حتی این یارو رو بهم دادن هی دنبالم با شنل راه بیفته

271
00:12:24,040 --> 00:12:25,830
‫که انگار من پوشیدمش. اینجا رو باش.

272
00:12:25,910 --> 00:12:28,660
‫ها! اوه. هاها!

273
00:12:28,750 --> 00:12:31,200
‫و من شمع تحریک رو حمل می‌کنم.

274
00:12:31,290 --> 00:12:33,120
‫پنجمین افتخار بزرگ‌ایه که می‌تونی بگیری.

275
00:12:33,200 --> 00:12:35,250
‫واقعاً منو وسوسه کرده اون چهار تا افتخار دیگه رو دنبال کنم.

276
00:12:35,330 --> 00:12:37,790
‫ابدان.

277
00:12:37,870 --> 00:12:40,700
‫خیلی... خوشگل شدی؟ ترسناک شدی؟

278
00:12:40,790 --> 00:12:42,580
‫نمی‌دونم چی بگم.

279
00:12:42,660 --> 00:12:43,750
‫خوشگلِ ترسناک.

280
00:12:43,830 --> 00:12:47,450
‫اگه همه لطف کنن سر جای خودشون قرار بگیرن.
!قراره شروع کنیم

281
00:12:48,120 --> 00:12:50,790
‫خب، فکر کنم این خداحافظیه.

282
00:12:50,870 --> 00:12:53,450
‫ممنون که با بدنت دریچه‌ها رو تمیز نگه داشتی.

283
00:12:53,540 --> 00:12:54,620
‫ممنونم، کاترین.

284
00:12:55,290 --> 00:12:56,790
‫اینم همه‌ی گوشواره‌هات.

285
00:12:57,620 --> 00:12:58,830
‫آهان، منطقی شد.

286
00:12:58,910 --> 00:13:01,910
‫این خداحافظی نیست. فقط شروع یه فصل جدیده.

287
00:13:02,000 --> 00:13:04,620
‫که برای تو، برگشت به یه فصل قدیمیه.

288
00:13:04,700 --> 00:13:06,790
‫منظورم اینه که، بعداً میام پیشت، رفیق.

289
00:13:06,870 --> 00:13:07,950
‫ممنونم، نِیتن.

290
00:13:08,040 --> 00:13:09,410
‫واقعاً دلم برات تنگ میشه، ابدان.

291
00:13:09,500 --> 00:13:11,370
‫- و ممنونم کوری.
.باشه -

292
00:13:12,620 --> 00:13:13,830
‫استر کجاست؟

293
00:13:13,910 --> 00:13:15,700
‫فکر نکنم بیاد.

294
00:13:17,870 --> 00:13:20,040
‫پادشاه من، وقتشه.

295
00:13:20,120 --> 00:13:21,580
!تیم چاقوکش‌مش

296
00:13:21,660 --> 00:13:24,790
‫همه‌مون با سازهامون مردیم، برای همین سازها روح شدن!

297
00:13:24,870 --> 00:13:26,040
‫این سوال من بود.

298
00:13:31,700 --> 00:13:33,870
‫وای، چه قشنگه.

299
00:13:34,580 --> 00:13:37,000
‫صبر کن! من اینجام!

300
00:13:38,870 --> 00:13:43,500
‫هنوزم فکر می‌کنم خیلی احمقی که می‌خوای بری،
،من خیلی دلم برات تنگ میشه

301
00:13:43,580 --> 00:13:46,540
‫ولی اگه این چیزیه که می‌خوای، منم همینو می‌خوام.

302
00:13:47,410 --> 00:13:51,660
‫به هر حال، تمام شب رو صرف کردم تا یه لحاف واقعی از ماجراجویی‌هامون برات درست کنم

303
00:13:53,580 --> 00:13:55,540
‫یادت بود که من استخون دوست دارم.

304
00:13:55,620 --> 00:13:57,500
‫این یه هدیه‌ی با ارزشه.

305
00:14:04,290 --> 00:14:06,370
‫ما، پیروان ابدان،

306
00:14:06,450 --> 00:14:10,080
‫اینجا به عنوان خدمتکاران خدای شیطانی‌مون جمع شدیم.

307
00:14:10,160 --> 00:14:12,790
‫با تیغ مقدس کارینی

308
00:14:12,870 --> 00:14:15,410
‫و یه تیغ دوم، کمتر مقدس، از آشپزخونه،

309
00:14:15,500 --> 00:14:17,830
‫ما ابدان رو به خونه می‌بریم.

310
00:14:18,410 --> 00:14:21,410
‫شروع پیشگویی نهایی!

311
00:14:21,500 --> 00:14:23,250
‫ببخشید، "پیشگویی نهایی"؟

312
00:14:23,330 --> 00:14:26,830
‫هیس، منتظرم نشانه‌مو بشنوم. یعنی "آخرالزمان".

313
00:14:26,910 --> 00:14:28,160
چی؟ -
!هیس دیگه -

314
00:14:28,250 --> 00:14:30,830
‫امشب، ما اربابمونو آزاد می‌کنیم

315
00:14:30,910 --> 00:14:34,620
‫و دنیا رو با آتیش یه آخرالزمان پاک می‌کنیم!

316
00:14:34,700 --> 00:14:35,870
‫اون قفله.

317
00:14:35,950 --> 00:14:37,870
‫و ما کلیدشیم.

318
00:14:37,950 --> 00:14:38,830
‫انجامش بده.

319
00:14:40,500 --> 00:14:42,200
!وای -
!خدای من -

320
00:14:43,540 --> 00:14:45,580
‫اوه، اون حرومزاده بهم قول داده بود!

321
00:14:50,000 --> 00:14:57,000


322
00:15:01,080 --> 00:15:01,910
‫همش همین؟

323
00:15:02,000 --> 00:15:04,080
‫همش همین؟ یه نفر مرده ها!

324
00:15:04,160 --> 00:15:06,500
‫فکر کنم منظور استر اینه که،

325
00:15:06,580 --> 00:15:10,830
‫با وجود این فاجعه، به ما قول یه مراسم برای برگردوندن ابدان به خونه داده شده بود

326
00:15:11,330 --> 00:15:15,250
‫بله، ما ابدان رو به خونه برمی‌گردونیم

327
00:15:15,330 --> 00:15:18,370
‫با به پا کردن جهنم روی زمین!

328
00:15:19,250 --> 00:15:21,330
‫پس ما خونش رو برای اون می‌بریم

329
00:15:23,750 --> 00:15:26,000
‫این عبارت‌بندی خیلی گمراه‌کننده‌ست.

330
00:15:33,700 --> 00:15:34,620
‫آره!

331
00:15:34,700 --> 00:15:36,870
‫دیگه برام مهم نیست شمع آبی رو به دست بیارم.

332
00:15:36,950 --> 00:15:37,830
‫فرار کنین!

333
00:15:41,620 --> 00:15:44,540
!‫بهت گفتم این فرقه‌ها همه خرابن

334
00:15:44,620 --> 00:15:46,290
‫پس چرا به این یکی ملحق شدی؟

335
00:15:46,370 --> 00:15:48,500
‫چرا گذاشتی اونا از سالن رقص استفاده کنن؟

336
00:15:48,580 --> 00:15:49,750
میشه با دعوا نمیریم؟

337
00:15:49,830 --> 00:15:51,330
‫ابدان هنوز اون پشت مونده.

338
00:15:51,410 --> 00:15:53,120
‫اون یه شیطان‌ـه، چیزیش نمیشه.

339
00:15:53,200 --> 00:15:54,450
...‫باید برسیم به یه

340
00:15:55,450 --> 00:15:56,620
‫جای امن.

341
00:16:15,120 --> 00:16:18,290
‫قورباغه‌ها، ها؟ عجب چیزی!
‫انگار یه چیزایی تو کتاب مقدس درست نوشته شده.

342
00:16:19,540 --> 00:16:20,450
‫مامان؟

343
00:16:20,540 --> 00:16:23,540
‫همه‌چی درست میشه. یادته قبلاً بازی زمین گدازه‌ست رو می‌کردیم؟

344
00:16:23,620 --> 00:16:26,290
خب، الان واقعیشه! باحال نیست؟

345
00:16:26,370 --> 00:16:28,450
‫اون شهاب‌سنگ داره مستقیم میاد طرف ما!

346
00:16:36,450 --> 00:16:37,290
‫ابدان؟

347
00:16:37,370 --> 00:16:38,870
‫من الان قدرت دارم.

348
00:16:38,950 --> 00:16:40,290
‫آفرین پسر شیطون!

349
00:16:40,370 --> 00:16:44,120
‫تشویقش نکنید. اون گذاشت یه فرقه یه آخرالزمان راه بندازه.

350
00:16:44,200 --> 00:16:46,450
‫من نمی‌دونستم این اتفاق میفته. منو گول زدن!

351
00:16:46,540 --> 00:16:48,660
‫مثل وقتی که نِیتن دماغ منو می‌دزده!

352
00:16:48,750 --> 00:16:50,040
چطوری جلوشو بگیریم؟

353
00:16:50,120 --> 00:16:51,500
‫راهی برای متوقف کردنش نیست.

354
00:16:51,580 --> 00:16:54,370
‫این آخرالزمانه و شروع شده!

355
00:16:56,830 --> 00:16:58,080
‫باید خودتونو وفق بدید.

356
00:16:59,660 --> 00:17:00,620
‫فرار کنین!

357
00:17:04,750 --> 00:17:06,750
‫ما خوبیم. ما خوبیم.

358
00:17:06,830 --> 00:17:08,250
!انقدر اینجوری نگو

359
00:17:11,000 --> 00:17:12,250
‫گیر افتادیم!

360
00:17:12,330 --> 00:17:14,830
‫بچه‌ها، فکر کنم بتونیم از این شکاف بپریم قبل از اینکه...

361
00:17:15,500 --> 00:17:16,950
‫نه، بی‌خیال.

362
00:17:17,040 --> 00:17:19,620
‫برو بالای درخت! نیتن، بجنب!

363
00:17:20,200 --> 00:17:21,290
‫دارم میام بالا.

364
00:17:21,950 --> 00:17:25,830
‫ها. فکر می‌کردم بتونم از درخت بالا برم، چون از نردبون می‌تونم بالا برم

365
00:17:25,910 --> 00:17:27,410
‫قوانین شبح، می‌دونی؟

366
00:17:27,500 --> 00:17:28,450
‫دایی نیتن!

367
00:17:28,540 --> 00:17:29,620
‫عیبی نداره.

368
00:17:29,700 --> 00:17:34,910
‫این زمین خیلی محکم‌تر از زمینیه که الان افتاد تو... گدازه!

369
00:17:36,120 --> 00:17:36,950
‫نیتن!

370
00:17:39,540 --> 00:17:41,790
‫خب. بیاین بچه‌ها. به بالا رفتن ادامه بدین.

371
00:17:44,540 --> 00:17:46,330
‫گرفتمت.

372
00:17:47,040 --> 00:17:48,870
‫حالا، بیاین یه راهی پیدا کنیم...

373
00:17:48,950 --> 00:17:50,370
‫- مامان!
!مامان -

374
00:17:54,370 --> 00:17:56,040
‫فقط به بالا رفتن ادامه بده.

375
00:17:59,620 --> 00:18:02,160
‫- اوه، شت. آم... آم...
!بن! اون روپوش رو در بیار! -

376
00:18:02,250 --> 00:18:04,660
.نمی‌تونم. زیرش هیچی ندارم -
چی؟ چرا آخه؟ -

377
00:18:04,750 --> 00:18:07,410
‫فکر کردم مثل حوله‌ی حمومه!

378
00:18:15,620 --> 00:18:17,200
‫خب، برنامه‌ت واسه امشب چیه؟

379
00:18:17,290 --> 00:18:18,330
‫ابدان،

380
00:18:19,120 --> 00:18:22,910
اگه یه ذره هم اندازه‌ای که من بهت اهمیت میدم
به من اهمیت میدی

381
00:18:23,000 --> 00:18:24,080
‫این وضع رو درستش کن.

382
00:18:24,160 --> 00:18:25,580
‫یه راهی پیدا کن.

383
00:18:28,830 --> 00:18:29,830
‫شیمن.

384
00:18:31,870 --> 00:18:32,830
.شیطان

385
00:18:33,540 --> 00:18:35,580
‫- همیشه...
 ...همیشه -

386
00:18:46,910 --> 00:18:48,410
‫همیشه در حال نقشه کشیدن.

387
00:18:58,330 --> 00:18:59,500
‫الان برمی‌گردم.

388
00:19:21,080 --> 00:19:23,450
‫این برای شاهه!

389
00:19:29,870 --> 00:19:33,370
‫این برای کریگ و همه اوناییه که میز ۱۲ نشستن!

390
00:19:39,290 --> 00:19:40,580
‫هی، رفیق.

391
00:19:46,410 --> 00:19:49,250
‫... آتش یک آخرالزمان! اون قفله.

392
00:19:51,370 --> 00:19:52,790
.چون منو گول زدی

393
00:19:52,870 --> 00:19:53,700
‫ای وای!

394
00:19:53,790 --> 00:19:55,160
‫الان چیکار کردی؟

395
00:19:55,250 --> 00:19:57,660
گفتیم با چاقو تهدید می‌کنیم فقط، یادته؟

396
00:19:57,750 --> 00:20:00,750
‫اون می‌خواست دختره بکشتش تا آخرالزمان شروع شه.

397
00:20:02,040 --> 00:20:04,910
‫خب، کشتن اون هم همون کارو نمی‌کنه؟

398
00:20:06,250 --> 00:20:07,160
‫شاید.

399
00:20:21,330 --> 00:20:22,450
‫هی، رفیق.

400
00:20:25,660 --> 00:20:27,080
‫اون قفله، و ما...

401
00:20:27,160 --> 00:20:29,700
‫اِ...

402
00:20:36,370 --> 00:20:39,200
‫خیلی‌خب، قبل از اینکه بپرسی، اگه اون کشته می‌شد، قدرتم برمی‌گشت

403
00:20:39,290 --> 00:20:41,410
‫ولی آخرالزمان هم شروع می‌شد.

404
00:20:41,500 --> 00:20:46,120
‫صبر کن، پس تو از قدرتت گذشتی تا ما رو نجات بدی؟ ابدان!

405
00:20:46,200 --> 00:20:48,450
‫خب، منظورم اینه که، نه... نه...

406
00:20:49,620 --> 00:20:52,410
‫اوه، متوجه نشدی که اگه ما رو نجات بدی قدرت نمی‌گیری؟

407
00:20:52,500 --> 00:20:54,330
‫باید یه راهی باشه که من هر دوتاشو داشته باشم.

408
00:20:54,410 --> 00:20:56,450
‫به نظر من که یا این یا اون.

409
00:20:56,540 --> 00:20:58,580
‫تو به نظر من یا اینی یا اون!

410
00:20:58,660 --> 00:21:01,120
‫من می‌تونم هردو کارو بکنم. نجاتتون میدم و خودمو آزاد می‌کنم.

411
00:21:04,000 --> 00:21:06,120
‫لعنت بهت تاد.

412
00:21:08,540 --> 00:21:10,370
‫نه!

413
00:21:12,750 --> 00:21:13,580
‫نه!

414
00:21:15,410 --> 00:21:16,250
‫نه!

415
00:21:16,330 --> 00:21:17,450
‫نه!

416
00:21:18,040 --> 00:21:20,540
‫نــــــه!

417
00:21:20,620 --> 00:21:23,450
کسی صدامو نمی‌شنوه؟ قضیۀ پولو چیکار کنیم؟

418
00:21:24,540 --> 00:21:26,250
‫ابدان، این مسئله خیلی مهمه.

419
00:21:26,330 --> 00:21:30,330
اوه، واقعاً؟ مهم‌تر از این که من باید بذارم یه فرقه منو آزاد کنه

420
00:21:30,410 --> 00:21:34,540
ولی همزمان جلوی ایجاد آخرالزمانی رو هم بگیرم که باعث مرگ شما میشه؟

421
00:21:35,540 --> 00:21:38,450
‫عاشق معما هستم. میشه دوباره بگید؟

422
00:21:38,540 --> 00:21:40,540
‫من تاریخ این دنیا رو صد بار زندگی کردم.

423
00:21:40,620 --> 00:21:42,620
‫فکر کنم این مقدار شکر برای ابدان کافی باشه.

424
00:21:42,700 --> 00:21:44,540
‫امروز حقت یه شهاب سنگه.

425
00:21:49,330 --> 00:21:52,410
‫هی، چه خبر؟ چیه، ساس داری؟ بازم پیدا می‌کنی.

426
00:21:52,500 --> 00:21:55,410
‫باید بین شکوه و دوستی یکیو انتخاب کنم.

427
00:21:55,500 --> 00:21:56,790
‫خب، کدوم رو بیشتر دوست داری؟

428
00:21:56,870 --> 00:21:58,330
.شکوه -‫
.خیلی خب، کاری نداره -

429
00:21:58,410 --> 00:22:01,200
.ولی وقتی به دستش بیارم، حس درستی نمیده -
.پس دوستی رو انتخاب کن -

430
00:22:01,290 --> 00:22:02,700
‫- ولی من شکوه و جلال می‌خوام.
‫- اوکی، شکوه.

431
00:22:02,790 --> 00:22:05,370
.ولی حس بدی میده
من شکوه رو به همراه حس درست و خوب می‌خوام

432
00:22:05,450 --> 00:22:08,500
‫خب، رفیق، به نظر من که تو دنبال دوست می‌گردی.

433
00:22:08,580 --> 00:22:10,200
‫فقط ازش خوشت نمیاد.

434
00:22:10,290 --> 00:22:11,830
‫همش بخاطر یه چشم بهم زدن بود. من...

435
00:22:12,750 --> 00:22:15,950
‫مگه اینکه... تو توی یه چشم بهم زدن نباشی.

436
00:22:16,040 --> 00:22:17,790
‫اوه، یه مرد تو حیاط هست.

437
00:22:24,700 --> 00:22:25,830
‫خدای من.

438
00:22:26,910 --> 00:22:29,580
‫این یه... امتحانه؟

439
00:22:36,790 --> 00:22:38,250
‫- بچه.
!خودشه -

440
00:22:38,330 --> 00:22:40,080
‫درود بر ابدان، اربابِ...

441
00:22:41,290 --> 00:22:42,830
‫اوه خدای من! نه انگشتا!

442
00:22:48,330 --> 00:22:50,910
‫خب... اون قضیه چی بود؟

443
00:22:51,000 --> 00:22:52,950
‫یه فرقه مرگ که می‌خواست آخرالزمان رو شروع کنه.

444
00:22:53,040 --> 00:22:54,660
.پس حرکت درستی زدی

445
00:22:54,750 --> 00:22:56,750
‫فکر می‌کنی اونا پول اتاق رو می‌دادن؟

446
00:22:56,830 --> 00:22:58,540
‫خب، این یه نقشه پولسازیه.

447
00:22:58,620 --> 00:23:02,290
‫از مردم پنجاه دلار می‌گیریم که یه اتاق رو مثل یه ستاره‌ی راک خراب کنن

448
00:23:02,370 --> 00:23:04,950
‫- کیه که نخواد حس یه ستاره‌ی راک رو داشته باشه؟
 !عاشقشم -

449
00:23:05,040 --> 00:23:07,290
‫واقعا فکر می‌کنی می‌تونیم پنجاه دلار بگیریم؟

450
00:23:12,370 --> 00:23:14,250
‫ابدان، حالت خوبه؟

451
00:23:15,790 --> 00:23:16,620
‫آره.

452
00:23:17,120 --> 00:23:18,290
‫فکر کنم خوبم.

453
00:23:19,080 --> 00:23:20,750
‫خوبه. باید بیای تو.

454
00:23:20,830 --> 00:23:24,000
‫من تو جیبای بن مارشمالو گذاشتم، و
‫قراره مورد حمله قرار بگیره...

455
00:23:25,080 --> 00:23:26,790
‫چرا؟

456
00:23:27,410 --> 00:23:30,370
‫- لعنت بهت جسیکا!
 !جسیکا؟ جسیکا -

457
00:23:31,770 --> 00:23:51,770
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

