﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,140 --> 00:00:09,900
‫چند قدم دیگه بیا...

3
00:00:10,280 --> 00:00:11,310
‫بفرما!

4
00:00:13,510 --> 00:00:16,110
‫- یه مسافرخونه‌ی قدیمیـه.
‫- از اون خفن‌هاشـه.

5
00:00:16,230 --> 00:00:17,530
‫شکار زدیمش.

6
00:00:17,720 --> 00:00:20,220
‫- تعجبی نداره.
‫- معامله‌ی مِلک کار هرکسی نیست

7
00:00:20,240 --> 00:00:22,550
‫ولی این خانوم که می‌بینی

8
00:00:22,620 --> 00:00:24,000
‫به‌طرز وحشتناکی این‌کاره‌ست.

9
00:00:24,020 --> 00:00:25,690
‫روی «وحشتناک»ـش تأکید بشه.

10
00:00:26,240 --> 00:00:29,240
‫اگه یه‌کم رنگ بشه و ظاهرش عوض بشه

11
00:00:29,270 --> 00:00:31,450
‫و یه دیوار سلفی نئونی هم بذاریم...

12
00:00:31,500 --> 00:00:32,900
‫آخ جون، سلفی!

13
00:00:33,520 --> 00:00:36,130
{\an8}‫- چندتا جمجمه‌ی گاو...
‫- باشه. باشه.

14
00:00:36,150 --> 00:00:39,550
‫همه‌ی این‌ها خوبـه، ولی کی حاضره

15
00:00:39,570 --> 00:00:42,880
‫وسط ناکجا زندگی کنه؟

16
00:00:43,750 --> 00:00:44,880
‫آخه اینجا...

17
00:00:45,570 --> 00:00:48,220
‫یکی از معروف‌ترین قتل‌عام‌های کشور

18
00:00:48,240 --> 00:00:49,350
‫اینجا اتفاق افتاده.

19
00:00:51,020 --> 00:00:52,030
‫گوش کن چی می‌گم.

20
00:00:52,330 --> 00:00:54,440
‫بازار داستان‌های جنایت واقعی
‫میلیونی سود داره

21
00:00:54,600 --> 00:00:56,330
‫و مردم حاضرن از همه‌جای دنیا

22
00:00:56,350 --> 00:00:58,060
‫بیان تا از همچین جایی بازدید کنن.

23
00:00:58,280 --> 00:01:01,360
‫حالا تصور کن واسه‌ی چند روز
‫اقامت توی اینجا چقدر پول می‌دن.

24
00:01:01,540 --> 00:01:03,370
‫دیوونه‌هایی مثل خودت می‌آن.

25
00:01:03,950 --> 00:01:05,000
‫هزاران دلار.

26
00:01:05,640 --> 00:01:07,170
‫یه آشپزخونه‌ی داخلی راه می‌ندازیم.

27
00:01:07,200 --> 00:01:08,480
‫باید فروشگاه داخلی داشته باشین.

28
00:01:08,500 --> 00:01:09,940
‫نمی‌تونین از بیرون سفارش غذا بدین.

29
00:01:10,040 --> 00:01:13,700
‫اینجا وسط ناکجاست.
‫گشنه‌تون شد، باید برین شکار.

30
00:01:14,260 --> 00:01:16,910
‫چرا همین پول رو
‫خرج یه کلبه‌ی زمستونی قشنگ

31
00:01:17,010 --> 00:01:20,550
‫توی پام اسپرینگز نکنم
‫که یه استخر بزرگ هم داشته باشه؟

32
00:01:25,030 --> 00:01:26,180
‫بذار بهش فکر کنم.

33
00:01:26,330 --> 00:01:27,330
‫باشه.

34
00:01:28,030 --> 00:01:31,370
‫ولی مطمئنـم وقتی
‫تحقیقات لازم رو انجام بدی

35
00:01:31,400 --> 00:01:34,360
‫و بفهمی اینجا چقدر معروفـه

36
00:01:35,210 --> 00:01:37,830
‫اون‌وقت خودت می‌گی اینجا
‫خوراک داستان‌های جنایت واقعیـه.

37
00:01:38,790 --> 00:01:40,980
‫هرجا پولـه، قتل هم هست، دختر.

38
00:01:44,250 --> 00:01:46,030
‫یعنی مردم حاضرن

39
00:01:46,520 --> 00:01:49,270
‫پول بدن و جایی زندگی کنن
‫که قبلاً توش قتل‌عام اتفاق افتاده؟

40
00:01:49,300 --> 00:01:52,210
‫پول گُنده هم می‌دن.
‫بهت قول می‌دم.

41
00:01:55,040 --> 00:01:56,940
‫- نه! فلوید!
‫- خدایا!

42
00:01:58,320 --> 00:02:01,510
‫داروندارمون اونجاست!
‫داروندارمون!

43
00:02:01,950 --> 00:02:03,520
‫حالا چی‌کار کنیم؟

44
00:02:04,880 --> 00:02:06,970
‫- تنها راه فرارمون بود.
‫- ماشین کدوم گوریـه؟

45
00:02:06,990 --> 00:02:10,050
‫برگشته فروشگاه!
‫تا دوشنبه کرایه‌ش کرده بودیم!

46
00:02:10,070 --> 00:02:12,870
‫ما رو مسخره کردی؟
‫خودت از ما خواستی

47
00:02:12,890 --> 00:02:15,760
‫- که با نعش‌کش بیایم...
‫- که فضا براتون جذاب بشه.

48
00:02:15,780 --> 00:02:18,850
‫فکر نمی‌کردیم یکی قراره
‫مهمون‌مون رو بُکشه!

49
00:02:19,040 --> 00:02:22,380
‫- نفر بعدی کیـه؟
‫- ما کسی رو نکشتیم!

50
00:02:22,540 --> 00:02:25,590
‫حالا فوراً برگردین داخل مسافرخونه!

51
00:02:25,710 --> 00:02:27,660
‫قاتل احتمالاً همون‌جاست!

52
00:02:27,760 --> 00:02:29,780
‫من جونم واسه‌م عزیزه.

53
00:02:29,880 --> 00:02:31,480
‫نمی‌خواین بفهمین چه خبره؟

54
00:02:31,560 --> 00:02:34,980
‫پس باید اول برگردیم داخل!

55
00:02:36,520 --> 00:02:38,290
‫باشه. بریم.

56
00:02:39,314 --> 00:02:46,314
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

57
00:02:50,840 --> 00:02:53,560
{\an8}‫[ مسافرخانه‌ی جهنمی ]

58
00:02:51,490 --> 00:02:53,570
‫قسمت دوم: «اُرکید شب‌بو»

59
00:02:57,790 --> 00:03:00,320
‫تنها خواهشم اینـه که
‫آرامش خودتون رو حفظ کنین.

60
00:03:00,750 --> 00:03:02,100
‫من و پورشیا ته‌وتوش رو درمی‌آریم.

61
00:03:02,160 --> 00:03:04,360
‫از کجا بدونیم شما هِمینگوِی رو نکشتین؟

62
00:03:04,630 --> 00:03:05,920
‫و ماشین رو نترکوندین؟

63
00:03:06,110 --> 00:03:07,600
‫می‌خواین ما رو اینجا گیر بندازین

64
00:03:07,700 --> 00:03:10,010
‫و دونه‌دونه حسابمون رو برسین؟

65
00:03:10,040 --> 00:03:11,870
‫به نظرتون این منطقیـه؟

66
00:03:11,970 --> 00:03:13,360
‫ما کاسبـیم.

67
00:03:13,880 --> 00:03:18,510
‫۷۰۰هزار دلار خرج بازسازی اینجا کردیم.

68
00:03:18,610 --> 00:03:21,380
‫هزینه‌ی خرید مسافرخونه به کنار.

69
00:03:21,480 --> 00:03:24,750
‫پس دیوونه نیستیم همه‌چی‌مون رو بدیم

70
00:03:24,820 --> 00:03:26,850
‫و بعدش این‌طوری
‫زندگی‌مون رو نابود کنیم.

71
00:03:27,270 --> 00:03:28,530
‫شاید تو این‌کاره نباشی.

72
00:03:29,920 --> 00:03:30,990
‫ولی از تو یکی

73
00:03:31,260 --> 00:03:32,460
‫مطمئن نیستم.

74
00:03:32,880 --> 00:03:34,070
‫موافقـم.

75
00:03:34,390 --> 00:03:35,470
‫چرا من؟

76
00:03:35,960 --> 00:03:38,830
‫آها. به‌خاطر آرایش صورتم
‫و طرز لباس پوشیدنم؟

77
00:03:38,850 --> 00:03:41,250
‫نه. به‌خاطر این‌که
‫عاشق داستان‌های قتلـی.

78
00:03:41,500 --> 00:03:44,270
‫آره، دخترجون.
‫من خودم استاد این کارم.

79
00:03:44,440 --> 00:03:45,850
‫ولی تو ادا درمی‌آری.

80
00:03:46,140 --> 00:03:48,540
‫دوست داری خودت رو خفن نشون بدی
‫و مرکز توجه باشی.

81
00:03:48,640 --> 00:03:51,870
‫یعنی شماها این‌طوری نیستین؟
‫واقعاً؟

82
00:03:52,670 --> 00:03:54,210
‫تک‌تک شماها

83
00:03:54,410 --> 00:03:57,010
‫می‌خواستین یه جنایت واقعی رو تجربه کنین.

84
00:03:57,100 --> 00:03:58,740
‫و ما هم براتون فراهم کردیم.

85
00:03:58,980 --> 00:04:03,500
‫بهتون دسترسی آزاد
‫به معروف‌ترین محل جنایت کشور رو دادیم.

86
00:04:03,530 --> 00:04:04,640
‫از جیب خودمون زدیم.

87
00:04:05,070 --> 00:04:07,480
‫باورم نمی‌شه این‌قدر نمک‌نشناسـین.

88
00:04:08,620 --> 00:04:09,690
‫زورگویی می‌کنین...

89
00:04:10,070 --> 00:04:11,200
‫اتهام می‌زنین...

90
00:04:11,230 --> 00:04:13,140
‫یکی از مهمون‌هاتون پخته شده و مُرده.

91
00:04:13,160 --> 00:04:14,680
‫- همین دیگه!
‫- پس خیلی ممنون که

92
00:04:14,710 --> 00:04:16,320
‫دعوتم کردین،
‫ولی دیگه می‌خوام برم.

93
00:04:16,350 --> 00:04:17,700
‫- احسنت!
‫- و اگه این‌ها برن

94
00:04:17,740 --> 00:04:19,060
‫- من هم می‌رم.
‫- من هم همین‌طور.

95
00:04:19,100 --> 00:04:20,340
‫موافقـم.

96
00:04:20,360 --> 00:04:22,670
{\an8}‫دوستان در جریان یه چیز باشین.

97
00:04:23,070 --> 00:04:25,410
{\an8}‫دَه سالـه که
‫توی این ایالت شکار می‌کنم.

98
00:04:25,520 --> 00:04:26,900
‫اون بیرون خطرناکـه.

99
00:04:27,100 --> 00:04:28,730
‫همه‌جا خرس سیاه هست.

100
00:04:28,950 --> 00:04:31,320
‫تازه این اطراف
‫گرگ خاکستری و پلنگ هم داره.

101
00:04:31,420 --> 00:04:32,780
‫آب‌وهوا هم خودش داستانـه.

102
00:04:32,880 --> 00:04:35,290
‫پنج دقیقه برین بیرون،
‫خیسِ آب می‌شین.

103
00:04:35,630 --> 00:04:37,360
‫اگه شبانه برین توی جنگل...

104
00:04:37,960 --> 00:04:41,090
‫یا حیوون‌ها می‌آن سراغتون
‫و یا از سرما می‌میرین.

105
00:04:41,220 --> 00:04:42,330
‫پس شکارچی‌ای.

106
00:04:42,760 --> 00:04:44,300
‫بله. کل زندگی‌م بودم.

107
00:04:46,040 --> 00:04:48,770
‫طبیعتاً باید بهت تعظیم کنم

108
00:04:48,800 --> 00:04:50,700
‫تا حس غرور بهت دست بده

109
00:04:50,740 --> 00:04:53,340
‫- ولی با توجه به شرایط...
‫- من شکارم رو با پختن نمی‌کُشم.

110
00:04:53,370 --> 00:04:55,240
‫از کجا معلوم؟

111
00:04:55,630 --> 00:04:58,020
‫ببین، داداش.
‫توی شهر ما...

112
00:04:58,610 --> 00:05:00,920
‫اگه به کسی اَنگ آدم‌کُشی بزنی،
‫باید سریع حرفت رو پس بگیری.

113
00:05:01,810 --> 00:05:03,470
‫ثابت کن اشتباه می‌کنم، پهلوون.

114
00:05:04,180 --> 00:05:05,890
‫خب دیگه.
‫همگی...

115
00:05:05,920 --> 00:05:07,440
‫همگی آروم باشین.

116
00:05:07,810 --> 00:05:09,970
‫آروم باشین.
‫باشه؟

117
00:05:10,120 --> 00:05:13,420
‫همه برگردین به اتاق‌هاتون
‫و دَر رو قفل کنین...

118
00:05:13,480 --> 00:05:15,190
‫امشب رو می‌گذرونیم و فردا صبح

119
00:05:15,220 --> 00:05:17,310
‫من و پورشیا برنامه می‌ریزیم
‫که چطور کمک خبر کنیم.

120
00:05:17,460 --> 00:05:20,410
‫- باشه. منطقیـه.
‫- من می‌رم آشپزخونه...

121
00:05:21,070 --> 00:05:24,170
‫- یه چیزی بخورم.
‫- هرچی میل دارین، بخورین.

122
00:05:24,200 --> 00:05:25,480
‫و می‌خوام یه چاقو هم

123
00:05:25,500 --> 00:05:26,600
‫برای خودم بردارم.

124
00:05:27,200 --> 00:05:29,150
‫پیشنهاد می‌کنم
‫بقیه هم همین کار رو بکنن.

125
00:05:29,410 --> 00:05:31,680
‫فکر نکنم مسلح‌شدن همه کمکی بکنه.

126
00:05:31,840 --> 00:05:34,260
‫اگه من یه چیز توی زندگی‌م

127
00:05:34,460 --> 00:05:35,800
‫یاد گرفته باشم، اینـه که

128
00:05:36,030 --> 00:05:38,460
‫قتل‌های این‌شکلی
‫با یه بار تموم نمی‌شه.

129
00:05:46,970 --> 00:05:48,050
‫اینجا چه خبره؟

130
00:05:48,250 --> 00:05:49,270
‫نمی‌دونم!

131
00:05:49,760 --> 00:05:51,140
‫تو که آشپزه رو نپختی، آره؟

132
00:05:51,160 --> 00:05:52,660
‫اون امضای من نیست.

133
00:05:52,920 --> 00:05:54,180
‫یکی زودتر از ما رفت سراغش.

134
00:05:54,930 --> 00:05:58,100
‫چه خوب که ماجرای ماشین
‫هم افتاد گردن قاتل.

135
00:05:58,200 --> 00:06:01,210
‫سخنرانی‌ت درباره‌ی
‫آب‌وهوا و جنگل هم خوب بود.

136
00:06:01,490 --> 00:06:03,020
‫آخه یکی باید به این

137
00:06:03,040 --> 00:06:05,340
‫بچه‌شهری‌های احمق توضیح بده
‫که نمی‌تونن

138
00:06:05,370 --> 00:06:07,110
‫۷۰ کیلومتر برن تا به یه جا برسن.

139
00:06:07,660 --> 00:06:11,080
‫یکی از اون‌ها آشپزه رو کُشته.

140
00:06:11,930 --> 00:06:13,830
‫باورش سختـه که یکی از اون بی‌خایه‌ها

141
00:06:13,850 --> 00:06:15,380
‫تونسته همچین کاری بکنه.

142
00:06:16,230 --> 00:06:17,320
‫کرو یا

143
00:06:17,980 --> 00:06:19,680
‫کواین می‌تونن این‌کاره باشن.

144
00:06:20,410 --> 00:06:22,450
‫اون روحانی اُسگل و هنرمنده رو می‌گی؟

145
00:06:23,410 --> 00:06:25,100
‫من که نظرم روی روبی‌ـه

146
00:06:25,120 --> 00:06:27,460
‫- که مدیر اینجاست.
‫- فکر نکنم.

147
00:06:27,730 --> 00:06:30,870
‫پورشیا برای شراکت
‫با یه قاتل زیادی خوبـه.

148
00:06:31,270 --> 00:06:34,240
‫بالاخره یکی کُشته
‫و سؤال مهم‌تر اینـه که چرا؟

149
00:06:35,870 --> 00:06:38,740
‫سال‌هاست بچه‌ها توی جشن هالووین
‫ادای ما رو درمی‌آرن.

150
00:06:40,000 --> 00:06:41,730
‫شاید یه مقلد داریم.

151
00:06:42,110 --> 00:06:43,200
‫شاید هم...

152
00:06:44,180 --> 00:06:47,510
‫شاید یه شیطان‌پرست واقعی داریم.

153
00:06:47,650 --> 00:06:48,870
‫جدی می‌گی؟

154
00:06:50,590 --> 00:06:52,660
‫هرکی هست، از اهمیت

155
00:06:52,680 --> 00:06:54,510
‫زمان‌بندی این اتفاقات باخبره

156
00:06:55,390 --> 00:06:58,170
‫و می‌خواد مراسم بافومه رو تکمیل کنه.

157
00:06:58,700 --> 00:07:00,680
‫- مراسمی که ما شروعش کردیم.
‫- آره.

158
00:07:02,260 --> 00:07:04,070
‫باید پیداش کنیم.

159
00:07:04,350 --> 00:07:06,650
‫این دفعه باید موفق بشیم.

160
00:07:07,270 --> 00:07:09,660
‫باید دروازه رو باز کنیم
‫تا بافومه آزاد بشه.

161
00:07:09,860 --> 00:07:12,180
‫می‌تونیم همین‌الان بریم
‫و همه‌شون رو بُکشیم.

162
00:07:12,210 --> 00:07:15,780
‫آروم باش.
‫صبر داشته باش.

163
00:07:16,110 --> 00:07:19,610
‫باید هم‌زمان با چرخش
‫محور زحل خون بریزیم

164
00:07:19,640 --> 00:07:21,800
‫تا نتیجه بده.
‫یادتـه؟

165
00:07:21,910 --> 00:07:24,480
‫اگه همه‌ی خون‌ها رو
‫یه‌جا یا زود بریزیم

166
00:07:24,620 --> 00:07:26,930
‫اثر جادویی خون از بین می‌ره.

167
00:07:27,260 --> 00:07:29,640
‫اون‌وقت قدرت کافی
‫برای بازکردن دروازه رو نداره.

168
00:07:32,030 --> 00:07:33,860
‫نمی‌تونیم ۳۰ سال دیگه صبر کنیم

169
00:07:33,890 --> 00:07:35,430
‫تا زحل دوباره برگرده سر جاش، پس

170
00:07:36,970 --> 00:07:39,860
‫باید بی‌نقص انجام بشه.

171
00:07:40,680 --> 00:07:41,700
‫باشه.

172
00:07:42,460 --> 00:07:44,900
‫پس کسی که می‌خواد
‫کار ما رو بدزده، پیدا می‌کنیم

173
00:07:45,710 --> 00:07:47,240
‫و کاری می‌کنیم که تقاص پس بده.

174
00:07:47,270 --> 00:07:48,300
‫آره.

175
00:07:48,760 --> 00:07:49,790
‫آروم...

176
00:07:58,120 --> 00:07:59,790
‫پس بلدی از چاقو استفاده کنی.

177
00:08:00,150 --> 00:08:01,490
‫مجبورم.

178
00:08:01,590 --> 00:08:04,650
‫آره خب.
‫قبلاً تجربه‌ی قتل‌عام داشتی.

179
00:08:05,800 --> 00:08:07,100
‫جوک خنده‌داری نبود.

180
00:08:10,280 --> 00:08:12,750
‫هیچ‌وقت برای قاتل‌های
‫سریالی جوک نمی‌سازم.

181
00:08:14,190 --> 00:08:15,710
‫بیا هم‌اتاقی بشیم.

182
00:08:18,110 --> 00:08:19,580
‫اون‌وقت چرا؟

183
00:08:19,600 --> 00:08:21,100
‫دونفر بهتر از یکیـه.

184
00:08:22,050 --> 00:08:23,890
‫بهم اعتماد داری؟

185
00:08:24,770 --> 00:08:25,860
‫من که بهت اعتماد دارم.

186
00:08:26,420 --> 00:08:28,530
‫ضرر نداره با کسی هم‌اتاق بشم

187
00:08:28,550 --> 00:08:30,430
‫که قبلاً تجربه‌ی مشابه داشته.

188
00:08:31,720 --> 00:08:35,500
‫آخه... احساس می‌کنم کنار تو

189
00:08:35,530 --> 00:08:37,530
‫تا آخرش زنده می‌مونم.

190
00:08:55,890 --> 00:08:57,550
‫اینجا صحنه‌ی جُرمـه، پس

191
00:08:58,650 --> 00:09:00,660
‫باید اینجا رو قرنطینه کنیم.

192
00:09:01,950 --> 00:09:03,010
‫آره.

193
00:09:05,270 --> 00:09:06,820
‫به نظرت قاتل...

194
00:09:07,590 --> 00:09:09,990
‫یعنی قاتل اصلی برگشته

195
00:09:10,340 --> 00:09:13,020
‫- که کار ما رو تموم کنه؟
‫- نمی‌دونم.

196
00:09:13,200 --> 00:09:17,240
‫به نظرت با بازگشایی اینجا
‫باعث شدیم این‌طوری بشه؟

197
00:09:18,900 --> 00:09:19,910
‫نه.

198
00:09:20,840 --> 00:09:22,010
‫فکروخیال نکن.

199
00:09:22,740 --> 00:09:25,610
‫بیا کار رو سریع تموم کنیم
‫و برگردیم به اتاق‌مون...

200
00:09:25,710 --> 00:09:29,610
‫دَر اتاق رو قفل کنیم
‫و تا صبح توی بغل هم باشیم. باشه؟

201
00:09:33,260 --> 00:09:34,410
‫خدایا.

202
00:09:35,730 --> 00:09:37,040
‫نمی‌شه همین‌طوری ولش کنیم.

203
00:09:37,060 --> 00:09:40,580
‫باید حداقل ببریمش یه جای سرد.

204
00:09:41,270 --> 00:09:42,730
‫فریزر آشپزخونه چطوره؟

205
00:09:43,750 --> 00:09:45,100
‫فکر نکنم از پسش بربیام.

206
00:09:46,230 --> 00:09:50,220
‫چیزی نیست.
‫با همدیگه از پسش برمی‌آیم.

207
00:09:52,320 --> 00:09:55,020
‫خب، حالا چجوری ببریمش آشپزخونه؟

208
00:09:55,910 --> 00:09:58,960
‫باید از اینجا درش بیاریم...

209
00:09:59,580 --> 00:10:01,210
‫بذاریمش روی فرشک یوگا

210
00:10:01,240 --> 00:10:02,470
‫و بقیه‌ی راه رو ببریمش.

211
00:10:05,600 --> 00:10:06,640
‫باشه.

212
00:10:12,430 --> 00:10:13,980
‫ای وای...

213
00:10:23,630 --> 00:10:24,710
‫خدایا.

214
00:10:26,230 --> 00:10:28,950
‫- نه! خدایا! نه!
‫- پورشیا!

215
00:10:42,840 --> 00:10:43,870
‫اَندی.

216
00:10:44,990 --> 00:10:46,470
‫باید الان توی اتاقت باشی.

217
00:10:47,610 --> 00:10:49,170
‫البته من هم همین‌طور

218
00:10:49,190 --> 00:10:50,730
‫ولی خیلی گرسنه‌ام.

219
00:10:54,280 --> 00:10:55,360
‫حالت خوبـه؟

220
00:10:59,620 --> 00:11:00,630
‫آها.

221
00:11:02,320 --> 00:11:03,660
‫فکر کنم

222
00:11:05,170 --> 00:11:08,280
‫نوشتن درباره‌ی جرایم واقعی
‫با تجربه‌ی واقعی‌ش فرق داره، نه؟

223
00:11:09,190 --> 00:11:10,530
‫به نظرت زنده می‌مونیم؟

224
00:11:10,900 --> 00:11:13,000
‫نمی‌دونم.
‫هیشکی نمی‌دونه.

225
00:11:13,740 --> 00:11:15,390
‫می‌دونم این موقعیت

226
00:11:15,420 --> 00:11:16,880
‫با زندگی معمولی‌ت فرق داره

227
00:11:17,850 --> 00:11:18,870
‫ولی اَندی...

228
00:11:20,190 --> 00:11:21,880
‫تو واسه‌ی این کار ساخته شدی.

229
00:11:22,460 --> 00:11:24,800
‫توی رگ‌وریشه‌ت ثبت شده.

230
00:11:24,900 --> 00:11:28,560
‫تو حاصل نسلی از بازمانده‌هایـی.

231
00:11:30,450 --> 00:11:32,790
‫آره. هم‌زمان با من نفس بِکش.

232
00:11:35,930 --> 00:11:37,270
‫آفرین. همین‌طوری.

233
00:11:38,140 --> 00:11:40,720
‫ازت می‌خوام همین‌طوری نفس بِکشی

234
00:11:40,740 --> 00:11:43,650
‫و به اجداد مبارزت فکر کنی

235
00:11:43,740 --> 00:11:46,270
‫که هر کاری برای زنده‌موندن انجام دادن

236
00:11:46,290 --> 00:11:48,410
‫و باعث شدن ما الان اینجا باشیم.

237
00:11:49,490 --> 00:11:52,750
‫ژن اون‌ها ما رو به مَردی
‫که امروز هستیم، تبدیل کرد.

238
00:11:54,140 --> 00:11:55,570
‫خیلی خوش‌شانسـیم که اینجایـیم.

239
00:11:55,760 --> 00:11:58,600
‫خوش‌شانسـیم که تا اینجا زنده موندیم.

240
00:12:00,770 --> 00:12:02,050
‫راستش رو بخوای

241
00:12:03,330 --> 00:12:05,610
‫حتی توی این اوضاع خراب

242
00:12:07,440 --> 00:12:09,280
‫خوش‌حالـم که الان کنارتـم.

243
00:12:09,890 --> 00:12:10,960
‫ممنون.

244
00:12:16,160 --> 00:12:17,650
‫تو واقعاً

245
00:12:18,860 --> 00:12:20,050
‫استعداد داری.

246
00:12:23,660 --> 00:12:25,140
‫چطوری این‌قدر خون‌سردی؟

247
00:12:25,170 --> 00:12:26,960
‫یه‌ذره هم نمی‌ترسی؟

248
00:12:28,820 --> 00:12:29,910
‫معلومه که می‌ترسم

249
00:12:30,540 --> 00:12:33,670
‫ولی همیشه نسبت به چیزهایی
‫که ازشون دوری می‌کنیم، کنجکاوم.

250
00:12:34,290 --> 00:12:35,610
‫این شامل احساس ترس هم می‌شه.

251
00:12:36,730 --> 00:12:38,420
‫توی همچین لحظاتی کمک می‌کنه.

252
00:12:39,200 --> 00:12:43,090
‫هروقت زندگی ترسناک می‌شه
‫من هم می‌دوئم سمتش.

253
00:12:46,780 --> 00:12:47,870
‫امیدوارم

254
00:12:49,040 --> 00:12:52,160
‫یه‌کم از روحیه‌ت به من هم سرایت کنه.

255
00:12:57,620 --> 00:12:59,820
‫بهترین ساندویچیـه که تا حالا خوردم.

256
00:13:00,190 --> 00:13:03,430
‫سُس سویا همیشه معجزه می‌کنه.

257
00:13:04,660 --> 00:13:07,610
‫عجب.
‫که این‌طور.

258
00:13:08,600 --> 00:13:12,480
‫حالا که سیر شدی و خوش‌حالـی

259
00:13:12,500 --> 00:13:15,630
‫و راز آشپزی‌م رو هم فهمیدی...

260
00:13:16,130 --> 00:13:18,140
‫می‌تونی یه‌کم درباره‌ی

261
00:13:18,190 --> 00:13:19,740
‫قاتل «سیگما دای» تعریف کنی؟

262
00:13:23,560 --> 00:13:26,560
‫همین داستانی که الان توشـی،
‫برات کافی نیست؟

263
00:13:26,580 --> 00:13:30,960
‫باشه... قبول.
‫اگه نمی‌خوای، نگو.

264
00:13:32,170 --> 00:13:34,790
‫پس تو یه سؤال ازم بپرس.

265
00:13:35,900 --> 00:13:37,130
‫هرچی دوست داری.

266
00:13:41,370 --> 00:13:44,240
‫تو واقعاً دور دنیا سفر می‌کنی

267
00:13:44,270 --> 00:13:46,970
‫که به یه‌عده زندانی بدی؟

268
00:13:47,400 --> 00:13:48,420
‫بله.

269
00:13:49,840 --> 00:13:51,750
‫از مزایای مهماندار‌بودن همینـه.

270
00:13:51,840 --> 00:13:54,590
‫می‌تونم توی هر قاره‌ای
‫به یه قاتل بدم.

271
00:13:56,880 --> 00:14:01,120
‫مثلاً یه‌بار توی برلین بودم.

272
00:14:02,520 --> 00:14:04,160
‫اونجا با یه یارویی به نام

273
00:14:05,690 --> 00:14:08,220
‫رولند لوکاس آشنا شدم.

274
00:14:09,230 --> 00:14:11,110
‫یه قاتل که تازه
‫از زندان آزاد شده بود.

275
00:14:11,420 --> 00:14:15,530
‫طرف درست مثل کلیشه‌های آلمانی‌ها...

276
00:14:15,570 --> 00:14:17,540
‫که واقعاً هم درستـه...

277
00:14:18,980 --> 00:14:20,170
‫خیلی حشری بود.

278
00:14:20,930 --> 00:14:23,530
‫من رو به زنجیر بست.

279
00:14:24,820 --> 00:14:26,520
‫چی؟
‫یعنی زنجیر واقعی؟

280
00:14:26,810 --> 00:14:28,940
‫آره بابا. از طناب هم بهتره.

281
00:14:29,730 --> 00:14:32,470
‫خلاصه، من رو به زنجیر بست.

282
00:14:32,620 --> 00:14:35,490
‫دست‌هام رو داد بالا
‫و کاملاً در اختیارش بودم.

283
00:14:35,520 --> 00:14:36,520
‫یعنی...

284
00:14:37,160 --> 00:14:39,630
‫نترسیده بودی؟

285
00:14:39,660 --> 00:14:41,340
‫چرا بابا.
‫ریده بودم به خودم.

286
00:14:41,680 --> 00:14:42,910
‫ولی می‌دونی چیـه؟

287
00:14:43,990 --> 00:14:45,450
‫بیشتر تحریکم کرد.

288
00:14:46,000 --> 00:14:48,130
‫- جداً؟
‫- آره.

289
00:14:49,270 --> 00:14:51,210
‫ترس و سکس

290
00:14:52,790 --> 00:14:54,480
‫به هم وابسته‌ان.

291
00:15:11,080 --> 00:15:12,330
‫می‌گم...

292
00:15:13,500 --> 00:15:14,930
‫ممنون که حالم رو عوض کردی.

293
00:15:15,890 --> 00:15:17,930
‫ترسیدن خودش نشونه‌ی شجاعتـه.

294
00:15:18,400 --> 00:15:19,910
‫ممنون از تو که بهم اعتماد داشتی

295
00:15:19,930 --> 00:15:20,990
‫و باهام درد‌ودل کردی.

296
00:15:22,830 --> 00:15:24,010
‫حالش رو داری بیشتر حرف بزنیم؟

297
00:15:24,370 --> 00:15:27,270
‫یه پاکت بادوم‌درختی دارم

298
00:15:27,300 --> 00:15:29,840
‫که احتمالاً نمی‌تونم تنهایی بخورم.

299
00:15:30,230 --> 00:15:34,450
‫فکر کنم در کنار این شراب

300
00:15:35,400 --> 00:15:36,600
‫خوب بشه.

301
00:15:39,360 --> 00:15:40,500
‫اَندی.

302
00:15:41,020 --> 00:15:43,070
‫می‌خوام برم سمت شهر.

303
00:15:43,570 --> 00:15:44,920
‫باید کمک خبر کنم.

304
00:15:45,160 --> 00:15:47,700
‫توی همچین طوفانی فکر نکنم صلاح باشه.

305
00:15:48,700 --> 00:15:50,130
‫چیزیم نمی‌شه.

306
00:15:50,460 --> 00:15:52,830
‫کار من طوریـه که ساعت‌ها

307
00:15:52,850 --> 00:15:55,070
‫توی هوای گرم‌وسرد دَووم می‌آرم.

308
00:15:55,860 --> 00:15:57,130
‫به عذاب‌کشیدن عادت دارم.

309
00:15:57,300 --> 00:15:59,740
‫باشه، ولی شنیدی که یارو چی گفت.

310
00:15:59,840 --> 00:16:02,160
‫اینجا خرس و پلنگ داره.

311
00:16:02,410 --> 00:16:05,130
‫نمی‌شه که بیکار بشینم.

312
00:16:05,750 --> 00:16:07,290
‫اون‌طوری دیوونه می‌شم.

313
00:16:16,550 --> 00:16:19,540
‫روش نوشته کاپشن ضدآبـه.

314
00:16:20,770 --> 00:16:21,830
‫ممنون.

315
00:16:23,450 --> 00:16:24,540
‫مراقب خودت باش.

316
00:16:42,540 --> 00:16:43,650
‫کیـه؟

317
00:16:49,190 --> 00:16:51,030
‫واضح نمی‌بینم

318
00:16:51,530 --> 00:16:53,350
‫ولی فکر کنم یکی از
‫بره‌هامون داره فرار می‌کنه.

319
00:16:52,760 --> 00:16:53,360
{\an8}‫(توی مسیحیت، بَره عموماً به مسیح نسبت داده می‌شه
‫و باور به اینـه که عیسی مثل یه بَره قربانی شد؛ «بَره‌ی خدا».)

320
00:16:53,670 --> 00:16:55,110
‫عمراً بذارم.

321
00:17:02,810 --> 00:17:06,050
‫نُه‌تا قربانی لازمـه که دروازه باز بشه.

322
00:17:06,260 --> 00:17:07,770
‫می‌شه این لاشی رو بُکشم؟

323
00:17:09,470 --> 00:17:11,340
‫برو.
‫من هم یه‌کم تحقیق می‌کنم.

324
00:17:14,660 --> 00:17:15,720
‫مراقب باش.

325
00:17:16,740 --> 00:17:18,440
‫شاید قاتل همون باشه.

326
00:17:19,240 --> 00:17:20,820
‫تا حالا یه قاتل نکُشتم.

327
00:17:21,420 --> 00:17:23,090
‫یه قربانی خوب برای بافومه‌ست.

328
00:18:01,770 --> 00:18:02,990
‫اوضاع پایین یه‌کم...

329
00:18:03,020 --> 00:18:04,040
‫داغون بود؟

330
00:18:05,260 --> 00:18:06,290
‫ناراحت‌کننده بود.

331
00:18:13,270 --> 00:18:16,330
‫فردا از یکی دیگه کمک می‌گیرم.

332
00:18:18,960 --> 00:18:20,190
‫تو خوبـی دیگه؟

333
00:18:21,040 --> 00:18:22,160
‫می‌خوام بخوابم.

334
00:18:22,780 --> 00:18:25,890
‫بخوابم تا پلیس بیاد
‫و همه‌چی تموم بشه.

335
00:18:28,750 --> 00:18:29,800
‫آره. بخواب.

336
00:18:33,990 --> 00:18:35,410
‫مُسکن خوردم.

337
00:18:37,370 --> 00:18:38,370
‫خوبـه.

338
00:18:41,120 --> 00:18:42,180
‫من رو ببخش

339
00:18:43,030 --> 00:18:44,670
‫که ازت خواستم اون کار رو بکنی.

340
00:18:45,240 --> 00:18:47,540
‫خودت هم نمی‌خواستی
‫و من نباید...

341
00:18:47,560 --> 00:18:49,750
‫نباید اینجا رو می‌خریدیم.

342
00:18:50,870 --> 00:18:51,960
‫پورشیا.

343
00:18:52,620 --> 00:18:54,150
‫بیخیال.
‫اینجا آرزومون بود.

344
00:18:54,170 --> 00:18:55,200
‫نه‌خیر!

345
00:18:56,360 --> 00:18:59,150
‫نه. اینجا آرزوی تو بود.

346
00:19:00,560 --> 00:19:03,500
‫اشتباهم این بود
‫که روی تخیلات مریض تو

347
00:19:03,520 --> 00:19:05,350
‫حساب باز کردم.

348
00:19:08,020 --> 00:19:09,820
‫الان اعصاب همه‌مون خُرده

349
00:19:10,910 --> 00:19:14,010
‫ولی این هم مسئله‌ی بزرگی نیست.

350
00:19:14,520 --> 00:19:15,760
‫بزرگ نیست؟

351
00:19:17,370 --> 00:19:22,940
‫دستش مثل گوشت آب‌پز کنده شد.

352
00:19:23,950 --> 00:19:25,760
‫ولی از نظر تو همچین چیزی طبیعیـه.

353
00:19:26,010 --> 00:19:28,540
‫- عاشق این چیزهایـی.
‫- عاشق داستان‌هاشـم.

354
00:19:28,570 --> 00:19:30,190
‫نه، همه‌چی‌ش رو دوست داری!

355
00:19:31,150 --> 00:19:34,180
‫علاقه‌ی شدید و چندش‌آوری
‫که به آدم‌کُشی داری

356
00:19:34,210 --> 00:19:36,620
‫و داستان بدبخت‌هایی که اینجا مُردن.

357
00:19:36,640 --> 00:19:38,780
‫اصلاً فکر کنم خوش‌حالـی که مُردن.

358
00:19:39,010 --> 00:19:40,090
‫این چه حرفیـه!

359
00:19:40,110 --> 00:19:43,190
‫حالا یه قربانی جدید هم داری
‫که باهاش حال کنی.

360
00:19:43,220 --> 00:19:44,240
‫واقعاً...

361
00:19:44,730 --> 00:19:48,980
‫این علاقه‌هات
‫حالم رو به هم می‌زنن، روبی.

362
00:20:08,850 --> 00:20:11,020
‫معذرت می‌خوام.
‫بَد حرف زدم.

363
00:20:11,120 --> 00:20:13,230
‫این مکان آدم رو دیوونه می‌کنه.

364
00:20:13,250 --> 00:20:14,260
‫نه.

365
00:20:15,190 --> 00:20:16,710
‫اتفاقاً حرف دلت رو زدی.

366
00:20:17,830 --> 00:20:20,160
‫عذرخواهی‌ت به درد خودت می‌خوره.

367
00:20:20,580 --> 00:20:23,030
‫حق نداری تظاهر کنی
‫که هرچی اینجا ساختیم

368
00:20:23,130 --> 00:20:26,000
‫یه‌هو برات چندش‌آور

369
00:20:26,100 --> 00:20:27,340
‫و زننده شده!

370
00:20:27,440 --> 00:20:30,570
‫خسته شدم ازبس

371
00:20:30,670 --> 00:20:32,290
‫من رو پایین‌تر از خودت می‌بینی!

372
00:20:32,610 --> 00:20:34,740
‫دیگه توان زندگی با

373
00:20:34,840 --> 00:20:37,810
‫استانداردهای بالای تو رو ندارم!

374
00:20:37,910 --> 00:20:40,310
‫کون لقت، پورشیا!

375
00:20:44,230 --> 00:20:45,380
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟

376
00:20:46,480 --> 00:20:49,680
‫روی قفسه‌ی سینه‌ت یه علامت بذار

377
00:20:49,880 --> 00:20:53,300
‫که اون قاتل حروم‌زاده
‫بیاد سراغ قلبت

378
00:20:54,660 --> 00:20:56,500
‫و از جا درش بیاره.

379
00:21:21,400 --> 00:21:22,430
‫تکون نخور.

380
00:21:27,630 --> 00:21:28,860
‫همون‌جا وایستا.

381
00:21:35,270 --> 00:21:36,300
‫هیششش...

382
00:21:37,140 --> 00:21:39,280
‫اگه فرار کنی، می‌آد دنبالت.

383
00:21:39,380 --> 00:21:41,090
‫تا بخوای خودت رو به جاده برگردونی

384
00:21:41,120 --> 00:21:42,410
‫تیکه‌پاره‌ت می‌کنه.

385
00:21:44,340 --> 00:21:46,190
‫باید محکم وایستی تا بترسه.

386
00:21:47,940 --> 00:21:49,190
‫گم شو، حروم‌زاده!

387
00:21:50,550 --> 00:21:53,720
‫گورت رو گم کن!
‫برو!

388
00:21:55,000 --> 00:22:02,000


389
00:22:04,150 --> 00:22:06,330
‫- ممنونـم.
‫- قربانت.

390
00:22:16,450 --> 00:22:18,260
‫دسـ... دست خودت باشه.

391
00:22:19,320 --> 00:22:20,630
‫پس هم رواعصابـی و هم الکلی.

392
00:22:23,050 --> 00:22:24,440
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

393
00:22:25,290 --> 00:22:26,580
‫سؤال من هم ازت همینـه.

394
00:22:27,160 --> 00:22:28,310
‫می‌رم کمک بیارم.

395
00:22:28,930 --> 00:22:30,330
‫الکی خودت رو فدا نکن.

396
00:22:31,090 --> 00:22:32,800
‫واسه‌ی همین بهتون گفتم

397
00:22:32,900 --> 00:22:34,700
‫تا طلوع آفتاب صبر کنین.

398
00:22:34,950 --> 00:22:37,790
‫موضوع اینـه که
‫من از تو دستور نمی‌گیرم.

399
00:22:44,340 --> 00:22:45,510
‫حالا اسم واقعی‌ت چیـه؟

400
00:22:46,510 --> 00:22:51,280
‫لطفاً باز نگو «کرو» که
‫بیشتر شبیه لقب سرخ‌پوست‌هاست.

401
00:22:50,630 --> 00:22:51,290
{\an8}‫(واژه‌ی «کرو» یا «Crow» توی زبان انگلیسی به‌معنای «کلاغ»ـه.)

402
00:22:51,380 --> 00:22:53,080
‫تو هم فقط اسم کوچیکت رو گفتی.

403
00:22:54,220 --> 00:22:55,380
‫فلوید دانتری.

404
00:22:56,510 --> 00:22:59,360
‫- اسم تو چیـه؟
‫- شناسنامه هم داری، فلوبد دانتری؟

405
00:23:03,670 --> 00:23:05,310
‫توی ماشینم سوخت.

406
00:23:05,900 --> 00:23:06,940
‫بهونه‌ی خوبیـه.

407
00:23:07,760 --> 00:23:09,260
‫تو بهم مشکوکـی؟

408
00:23:09,970 --> 00:23:11,730
‫به همه مشکوکـم

409
00:23:12,530 --> 00:23:13,780
‫به‌جز هِمینگوِی.

410
00:23:15,670 --> 00:23:19,380
‫یعنی تو و زنت یه‌هویی

411
00:23:20,480 --> 00:23:22,090
‫از یه سوراخی دراومدین

412
00:23:22,120 --> 00:23:24,550
‫و مثلاً از ماجرای
‫مسافرخونه خبر ندارین؟

413
00:23:25,110 --> 00:23:28,360
‫بعدش هم ماشین‌تون
‫به‌طرز عجیبی آتیش گرفت؟

414
00:23:29,630 --> 00:23:31,960
‫آره، بدجور مشکوکـم.
‫خودت بودی هم مشکوک می‌شدی.

415
00:23:31,990 --> 00:23:33,930
‫حالا بگو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

416
00:23:37,620 --> 00:23:38,900
‫می‌خوای نشونت بدم؟

417
00:23:41,790 --> 00:23:43,030
‫کرو!

418
00:23:44,990 --> 00:23:46,420
‫کرو! کجایـی؟

419
00:23:47,140 --> 00:23:51,380
‫پس الکی نگرانت بودم.
‫فکر کردم تنهایـی.

420
00:23:52,810 --> 00:23:54,510
‫نه. جای نگرانی نیست.

421
00:23:55,310 --> 00:23:57,420
‫البته یه گرگ هم دیدیم، ولی خب...

422
00:23:57,890 --> 00:23:58,970
‫ذات طبیعت همینـه.

423
00:23:59,380 --> 00:24:02,320
‫به هیشکی رحم نمی‌کنه.

424
00:24:02,420 --> 00:24:04,650
‫واقعاً یه گرگ دیدین؟

425
00:24:06,060 --> 00:24:08,260
‫احتمالاً بیشتر هم هستن.
‫بیا برگردیم.

426
00:24:08,290 --> 00:24:11,960
‫نه. نمی‌خوام توی مسافرخونه
‫دست روی دست بذارم، اَندی.

427
00:24:12,060 --> 00:24:14,230
‫می‌شه تو راضیش کنی؟

428
00:24:14,440 --> 00:24:15,710
‫اومدم همین کار رو بکنم.

429
00:24:16,600 --> 00:24:19,120
‫اگه همین‌طور لج‌بازی کنه

430
00:24:19,290 --> 00:24:22,780
‫حداقل باید تا آخر مسیر همراهیش کنم.

431
00:24:24,410 --> 00:24:25,940
‫من از اون‌هاش نیستم.

432
00:24:33,300 --> 00:24:35,240
‫فـ... فکر کنم می‌تونم تا صبح صبر کنم.

433
00:24:36,150 --> 00:24:38,730
‫ایول.
‫گُل گفتی.

434
00:24:56,220 --> 00:24:57,750
‫آروم! آروم!

435
00:24:57,910 --> 00:25:00,800
‫- چیـه؟ نمی‌خوای؟
‫- چرا، می‌خوام. فقط

436
00:25:01,780 --> 00:25:04,980
‫احساس می‌کنم داریم سریع پیش می‌ریم.

437
00:25:06,150 --> 00:25:07,520
‫آخه هِمینگوِی مُرده...

438
00:25:07,620 --> 00:25:09,760
‫مرگ هِمینگوِی نشون می‌ده
‫که زندگی کوتاهـه.

439
00:25:10,010 --> 00:25:12,050
‫خودت این رو از همه بهتر می‌دونی، نه؟

440
00:25:12,500 --> 00:25:14,190
‫و وقتی می‌دونی چی از زندگی می‌خوای

441
00:25:14,220 --> 00:25:15,360
‫نباید معطل کنی.

442
00:25:15,460 --> 00:25:18,240
‫چیزی که من الان می‌خوام

443
00:25:18,680 --> 00:25:19,900
‫اینـه که...

444
00:25:20,360 --> 00:25:22,870
‫فکر کنم بدونم چی می‌خوای.

445
00:25:22,890 --> 00:25:25,870
‫زخم‌هات رو ببینم.

446
00:25:26,540 --> 00:25:27,550
‫چی؟

447
00:25:28,150 --> 00:25:30,150
‫- صبر کن. عع...
‫- چرا خجالت می‌کِشی؟

448
00:25:30,170 --> 00:25:31,940
‫نیازی نیست چیزی ازم قایم کنی، بلِیک.

449
00:25:31,960 --> 00:25:33,830
‫خجالت نمی‌کِشم.
‫فقط...

450
00:25:34,170 --> 00:25:35,950
‫چرا می‌خوای زخم‌هام رو ببینی؟

451
00:25:40,530 --> 00:25:41,560
‫وای.

452
00:25:45,250 --> 00:25:47,320
‫- لباست رو دربیار.
‫- عع، باشه.

453
00:25:47,360 --> 00:25:48,430
‫درش بیار.

454
00:25:59,170 --> 00:26:00,930
‫خدایا.

455
00:26:04,210 --> 00:26:07,280
‫همه‌جات رو خط‌خطی کردن...

456
00:26:13,230 --> 00:26:14,320
‫با چاقو بوده؟

457
00:26:15,090 --> 00:26:18,030
‫نه، با سیخ شومینه بود.

458
00:26:18,050 --> 00:26:19,110
‫همم...

459
00:26:19,520 --> 00:26:21,360
‫حالا برگردیم سر اون
‫چیز دیگه‌ای که می‌خوام.

460
00:26:21,460 --> 00:26:22,490
‫آره؟

461
00:26:22,850 --> 00:26:24,770
‫فکر کنم تو هم می‌خوایش.

462
00:26:29,070 --> 00:26:30,290
‫اوه... چیزه...

463
00:26:32,160 --> 00:26:33,210
‫نه، ممنون.

464
00:26:34,120 --> 00:26:35,190
‫نه. من...

465
00:26:36,260 --> 00:26:41,750
‫این یکی رو نیستم.
‫تازه الان موقعیتش نیست

466
00:26:43,320 --> 00:26:44,390
‫که همچین کاری بکنیم.

467
00:26:45,390 --> 00:26:49,600
‫یه قاتل داره توی مسافرخونه می‌چرخه.

468
00:26:51,520 --> 00:26:52,530
‫مطمئنـی؟

469
00:26:53,900 --> 00:26:55,700
‫ای بابا...

470
00:27:01,950 --> 00:27:02,950
‫باشه پس.

471
00:27:05,800 --> 00:27:06,850
‫ببین.

472
00:27:12,860 --> 00:27:13,910
‫این قفلـه.

473
00:27:14,590 --> 00:27:15,650
‫آها.

474
00:27:21,280 --> 00:27:22,350
‫این هم قفلـه.

475
00:27:22,590 --> 00:27:25,430
‫- فهمیدم.
‫- هر دو بسته‌ست.

476
00:27:27,220 --> 00:27:28,400
‫جات امنـه.

477
00:27:29,090 --> 00:27:30,190
‫البته

478
00:27:30,890 --> 00:27:32,520
‫نه کاملاً.

479
00:28:15,290 --> 00:28:16,470
‫خب.

480
00:28:17,980 --> 00:28:19,170
‫باشه.

481
00:28:31,550 --> 00:28:32,590
‫خوبـه.

482
00:28:41,000 --> 00:28:42,700
‫پسر خوب کیـه؟

483
00:29:19,880 --> 00:29:22,250
‫عع... بذارش کنار.

484
00:29:22,670 --> 00:29:24,020
‫من که خوشم می‌آد.

485
00:29:24,180 --> 00:29:25,840
‫نه. بذارش کنار.

486
00:29:25,910 --> 00:29:27,480
‫چیزی نیست.
‫از چی می‌ترسی؟

487
00:29:27,650 --> 00:29:28,790
‫نه. دست‌بندها رو باز کن.

488
00:29:29,040 --> 00:29:31,340
‫هیس. آروم باش.

489
00:29:31,680 --> 00:29:33,650
‫نگران نباش.
‫چیزیت نمی‌شه.

490
00:29:33,740 --> 00:29:36,000
‫بازشون کن.
‫دست‌بندهای کیری رو باز کن!

491
00:29:43,320 --> 00:29:44,480
‫خدایا...

492
00:29:54,340 --> 00:29:55,350
‫آخ!

493
00:30:06,520 --> 00:30:08,080
‫فکر کردم اینجا اثر هنری می‌سازی

494
00:30:08,110 --> 00:30:10,040
‫نه این‌که اجرای هنری داشته باشی.

495
00:30:10,220 --> 00:30:12,210
‫این هنر نیست، آشغالـه.

496
00:30:13,720 --> 00:30:15,680
‫به نظر من که خوبـه.

497
00:30:16,860 --> 00:30:17,920
‫نوشابه بزن.

498
00:30:27,070 --> 00:30:28,110
‫سلامتی.

499
00:30:29,150 --> 00:30:30,250
‫سلامتی.

500
00:30:33,990 --> 00:30:37,510
‫مگه هنرمندها همه‌شون این‌طوری نیستن؟

501
00:30:38,150 --> 00:30:40,490
‫طرف می‌خواد یه چیز خفن بسازه،
‫ولی بعدش پشیمون می‌شه.

502
00:30:43,220 --> 00:30:44,230
‫نه بابا.

503
00:30:44,270 --> 00:30:48,060
‫کل زندگی‌م داشتم
‫صحنه‌های وحشتناک می‌ساختم

504
00:30:48,100 --> 00:30:50,630
‫که به نگاه مخاطب نفوذ کنه

505
00:30:50,820 --> 00:30:53,020
‫ولی حالا فهمیدم کارم بی‌ارزش بوده.

506
00:30:53,900 --> 00:30:56,200
‫این‌طوری‌هام نیست.

507
00:30:56,300 --> 00:30:59,030
‫حالا که یه جسد واقعی دیدم

508
00:30:59,130 --> 00:31:01,100
‫می‌فهمم کار من فقط اداست.

509
00:31:01,200 --> 00:31:02,940
‫این‌قدر به خودت سخت نگیر.

510
00:31:02,960 --> 00:31:05,100
‫خودت جسد هِمینگوِی رو دیدی.

511
00:31:05,120 --> 00:31:06,210
‫دیدی چه شکلی بود.

512
00:31:06,610 --> 00:31:09,410
‫قتل اون شکلیـه.
‫اصل جنس بود.

513
00:31:10,280 --> 00:31:13,020
‫من فقط کپی می‌کنم.

514
00:31:14,680 --> 00:31:20,400
‫پس شاید بهتره خودت هم
‫دستی توی قتل داشته باشی.

515
00:31:24,330 --> 00:31:25,710
‫منظورم اینـه که...

516
00:31:26,130 --> 00:31:31,200
‫اگه می‌خوای غرق در هنرت بشی

517
00:31:31,300 --> 00:31:33,400
‫راه دیگه‌ای نداری.

518
00:31:34,850 --> 00:31:37,920
‫یا این که سبکت رو عوض کنی

519
00:31:37,940 --> 00:31:40,740
‫و سمت خون‌وخون‌ریزی نری.

520
00:31:42,310 --> 00:31:45,440
‫به نظرت می‌تونی کسی رو بُکشی؟

521
00:31:48,120 --> 00:31:49,990
‫اگه شرایط بطلبه، آره.

522
00:31:51,050 --> 00:31:53,910
‫همه‌مون درون‌مون یه قاتل داریم.

523
00:32:11,910 --> 00:32:12,960
‫وای!

524
00:32:13,830 --> 00:32:15,780
‫ای خدا، قلبم اومد توی دهنم!

525
00:32:15,880 --> 00:32:16,970
‫خدا رو شکر بدتر نشد.

526
00:32:17,250 --> 00:32:19,010
‫قرار بود توی اتاقت باشی
‫و دَر رو قفل کنی.

527
00:32:19,110 --> 00:32:20,500
‫پس تو چرا اینجایـی؟

528
00:32:29,760 --> 00:32:33,430
‫جناب کرو می‌خواستن
‫۱۲ ساعت پیاده برن و کمک خبر کنن.

529
00:32:33,490 --> 00:32:35,440
‫ظاهراً قهرمان‌بازی دوست داره.

530
00:32:35,690 --> 00:32:38,110
‫- می‌رم بخوابم.
‫- من هم همین‌طور. خسته‌ام

531
00:32:38,470 --> 00:32:40,690
‫و شِرل هم حتماً نگرانم شده.
‫شب به‌خیر.

532
00:32:41,540 --> 00:32:43,180
‫امیدوارم فرشته‌ها هم‌خوابتون بشن.

533
00:32:52,000 --> 00:32:54,440
‫حتی یه‌ذره به این یارو اعتماد ندارم.

534
00:32:55,580 --> 00:32:58,000
‫- اون‌که مَرد خوبیـه.
‫- و یه قمه هم داره.

535
00:32:58,320 --> 00:33:00,010
‫همه‌مون یه سلاح داریم.

536
00:33:00,310 --> 00:33:01,420
‫اون‌که آره.

537
00:33:03,140 --> 00:33:05,950
‫من آدم‌شناسـم، اَندی.
‫این یارو...

538
00:33:06,830 --> 00:33:09,650
‫با اون نگاه و رفتاری که داره...

539
00:33:10,750 --> 00:33:13,330
‫بهت قول می‌دم طرف یه قاتلـه.

540
00:33:13,640 --> 00:33:15,670
‫یه‌کم عجیب می‌زنه

541
00:33:15,930 --> 00:33:17,780
‫ولی می‌تونست ما رو توی جاده بُکشه

542
00:33:18,070 --> 00:33:20,480
‫و برگرده اینجا و انکار کنه.

543
00:33:20,600 --> 00:33:23,170
‫داره وقت می‌خره تا بتونه

544
00:33:23,250 --> 00:33:25,160
‫یه حرکت داغون
‫مثل ماجرای هِمینگوِی بزنه.

545
00:33:26,420 --> 00:33:27,810
‫می‌فهمی یعنی چی؟

546
00:33:29,340 --> 00:33:31,520
‫همه‌مون باید حواس‌مون جمع باشه.

547
00:33:32,920 --> 00:33:34,380
‫باید کنار هم باشیم.

548
00:33:57,110 --> 00:33:58,150
‫فلوید؟

549
00:34:00,480 --> 00:34:01,720
‫این بیرون چی‌کار می‌کنی؟

550
00:34:02,080 --> 00:34:03,730
‫و چرا لباس بیرون پوشیدی؟

551
00:34:04,320 --> 00:34:05,960
‫امیدوارم کفش‌هات رو تمیز کرده باشی.

552
00:34:06,530 --> 00:34:08,200
‫اگه چوب‌ها کثیف بشن

553
00:34:08,360 --> 00:34:09,640
‫باید جریمه بدین.

554
00:34:18,900 --> 00:34:21,230
‫باید روحش رو بفرستم به جهنم.

555
00:34:21,740 --> 00:34:24,060
‫وسط راهرو می‌خوای این کار رو بکنی؟

556
00:34:24,970 --> 00:34:26,130
‫واقعاً

557
00:34:26,320 --> 00:34:28,620
‫نباید تو رو تنها بذارم.

558
00:34:46,220 --> 00:34:47,510
‫پورشیا، عزیزم

559
00:34:48,930 --> 00:34:49,980
‫می‌شه حرف بزنیم؟

560
00:34:55,070 --> 00:34:57,710
‫من هم از گفته‌هام پشیمونـم.

561
00:34:59,700 --> 00:35:01,430
‫من رو ببخش.

562
00:35:05,070 --> 00:35:06,170
‫پورشیا؟

563
00:35:08,060 --> 00:35:09,080
‫عشقم؟

564
00:35:57,030 --> 00:35:58,250
‫احمق! احمق!

565
00:35:59,510 --> 00:36:00,570
‫بی‌شعور!

566
00:36:01,180 --> 00:36:05,910
‫آخ! چرا سَم مار رو
‫توی گوشت گاو نریختی؟

567
00:36:06,110 --> 00:36:08,310
‫باید اژدها رو بُکشی تا اون مادرجـ....

568
00:36:09,400 --> 00:36:11,000
‫نباید اینجا بمونم!

569
00:36:11,030 --> 00:36:13,570
‫اینجا امنیت نداره!

570
00:36:14,330 --> 00:36:15,510
‫باید برم!

571
00:36:16,020 --> 00:36:17,730
‫بهت خوش گذشت، نه؟

572
00:36:19,400 --> 00:36:21,780
‫مطمئنـم خفن‌ترین

573
00:36:22,190 --> 00:36:24,880
‫و عجیب‌ترین سکس زندگی‌ت رو داشتی.

574
00:36:25,260 --> 00:36:28,860
‫خیلی... خاص بود.

575
00:36:29,120 --> 00:36:30,420
‫خاص یه‌لحظه‌ش بود.

576
00:36:34,470 --> 00:36:36,410
‫می‌شه دست دیگه‌م رو باز کنی؟

577
00:36:36,710 --> 00:36:39,890
‫چون پسر خوبی بودی، باز می‌کنم.

578
00:36:43,310 --> 00:36:44,400
‫ممنون.

579
00:36:47,050 --> 00:36:49,080
‫آزاد شدی.
‫حالا یه سؤال دارم

580
00:36:49,180 --> 00:36:51,080
‫که داره مغزم رو می‌خوره.

581
00:36:52,020 --> 00:36:53,850
‫به نظرت نفر بعدی که می‌میره، کیـه؟

582
00:36:55,760 --> 00:36:57,080
‫عع...

583
00:36:58,160 --> 00:37:00,100
‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم.

584
00:37:00,220 --> 00:37:01,660
‫باید فکر کنی

585
00:37:02,030 --> 00:37:04,000
‫آخه اگه نفهمیم قاتل کیـه

586
00:37:04,100 --> 00:37:06,220
‫دوباره یکی رو می‌کُشه.

587
00:37:06,580 --> 00:37:08,210
‫ما باید مراقب باشیم

588
00:37:08,240 --> 00:37:09,680
‫که نوبت‌مون نشه.

589
00:37:10,120 --> 00:37:12,010
‫خب، به نظرت کیـه؟

590
00:37:13,650 --> 00:37:14,690
‫نمی‌دونم.

591
00:37:14,710 --> 00:37:17,840
‫یه سؤال بهتر دارم.
‫دوست داری کی باشه؟

592
00:37:20,920 --> 00:37:22,080
‫هیچ‌کس؟

593
00:37:23,130 --> 00:37:26,420
‫ببین، می‌دونم سختی زیاد کشیدی

594
00:37:26,520 --> 00:37:28,540
‫و زندگی برات باارزشـه و این حرف‌ها

595
00:37:28,570 --> 00:37:30,790
‫ولی تو هم آدمـی دیگه.

596
00:37:30,950 --> 00:37:33,680
‫حتماً یکی هست که دوست داری

597
00:37:33,700 --> 00:37:36,170
‫با اَره‌برقی نصف بشه؟

598
00:37:37,300 --> 00:37:39,750
‫می‌شه اینجا راحت آدم بُکشیم
‫و گیر نیُفتیم.

599
00:37:39,970 --> 00:37:41,300
‫اگه یکی رو بُکشی

600
00:37:41,330 --> 00:37:42,960
‫عملاً می‌افته گردن اون قاتله.

601
00:37:43,100 --> 00:37:45,320
‫- عع...
‫- خب، می‌خوای کی باشه؟

602
00:37:46,210 --> 00:37:47,410
‫من دوست دارم

603
00:37:47,650 --> 00:37:50,550
‫پریسی پِیج باشه.

604
00:37:50,850 --> 00:37:52,480
‫- جداً؟
‫- یه‌جورهایی نسخه‌ی اولِ

605
00:37:52,580 --> 00:37:55,280
‫فیلمش رو دوست داشتم
‫و بازی‌ش بَد نبود.

606
00:37:55,380 --> 00:37:58,220
‫ولی خدایی هر نسخه
‫بَدتر ار قبلی‌ش بود.

607
00:37:58,320 --> 00:38:01,560
‫بیشتر به‌خاطر
‫بازی مزخرف همون پِیج بود.

608
00:38:01,660 --> 00:38:05,040
‫همه‌ش می‌دویید و گریه می‌کرد
‫و ادای حق‌به‌جانب‌ها رو درمی‌آورد.

609
00:38:05,060 --> 00:38:06,510
‫خسته‌کننده بود.

610
00:38:07,360 --> 00:38:09,460
‫وای، صحنه‌های سکس فیلم‌هاش!

611
00:38:09,720 --> 00:38:12,560
‫یه‌جوری می‌داد
‫انگار دفعه‌ی اولش بود که کیر می‌دید.

612
00:38:13,550 --> 00:38:14,660
‫آره.

613
00:38:15,550 --> 00:38:17,500
‫آره، اون رو می‌کُشیم

614
00:38:17,770 --> 00:38:20,350
‫و وقتی فرار کردیم و جامون امن بود

615
00:38:20,600 --> 00:38:22,770
‫کل شهرتی که به دست می‌آریم رو

616
00:38:22,880 --> 00:38:25,200
‫برای تو به یه کتاب تبدیل می‌کنیم

617
00:38:25,640 --> 00:38:27,210
‫و یه فرصت شغلی برای بازیگری من.

618
00:38:27,380 --> 00:38:29,920
‫می‌تونم توی نسخه‌ی بعدیِ
‫فیلم، نقش کِیتلین رو بازی کنم.

619
00:38:29,940 --> 00:38:32,010
‫یا اصلاً نقش خودم رو!

620
00:38:32,190 --> 00:38:34,290
‫من هم ازش خفن‌ترم و هم سکسی‌تر.

621
00:38:34,310 --> 00:38:35,620
‫من رو روی هوا می‌زنن.

622
00:38:39,840 --> 00:38:42,330
‫نظرت چیـه؟
‫دوست داری معروف بشی؟

623
00:38:44,080 --> 00:38:45,260
‫اوضاعت خرابـه.

624
00:38:45,740 --> 00:38:47,000
‫بیخیال...

625
00:38:47,390 --> 00:38:49,050
‫دارم فرضاً می‌گم.

626
00:38:49,070 --> 00:38:53,110
‫فرضاً درباره‌ی کُشتن
‫یه زن بی‌گناه که بهت آزاری نرسونده؟

627
00:38:53,210 --> 00:38:55,780
‫حالا حتماً نباید اون باشه.

628
00:38:55,880 --> 00:38:57,780
‫می‌ذاریمش آخرین نفر.

629
00:38:59,510 --> 00:39:01,790
‫آره. باید مرگ پِیج رو شاعرانه دربیاریم.

630
00:39:02,120 --> 00:39:05,540
‫یه بازیگر سابق رو چطوری بُکشیم؟

631
00:39:07,530 --> 00:39:09,840
‫مثلاً یه چاقوی الکی رو
‫با واقعی‌ش عوض کنیم.

632
00:39:10,190 --> 00:39:11,870
‫نه، یه چیز بهتر!

633
00:39:12,090 --> 00:39:14,560
‫همه‌ی نظرات منفی
‫که درباره‌ش هست رو چاپ می‌کنیم

634
00:39:14,580 --> 00:39:16,230
‫و به‌زور می‌کنیم توی حلقش!

635
00:39:19,770 --> 00:39:23,770
‫چی شد؟
‫دارم شوخی می‌کنم، بلِیک!

636
00:39:24,670 --> 00:39:25,750
‫مطمئنـی؟

637
00:39:26,680 --> 00:39:27,760
‫بله!

638
00:39:28,820 --> 00:39:31,520
‫خدایا!
‫بلِیک!

639
00:39:31,640 --> 00:39:32,710
‫اِوا...

640
00:39:33,520 --> 00:39:37,080
‫من هیولا نیستم.
‫فقط رفتارم گول‌زننده‌ست.

641
00:39:38,830 --> 00:39:40,040
‫خوش گذشت.

642
00:39:47,330 --> 00:39:48,420
‫بی‌خایه.

643
00:40:47,370 --> 00:40:48,640
‫حالا اون لازمـه؟

644
00:40:49,030 --> 00:40:52,430
‫می‌تونم به‌جاش
‫یه سیستم پیامکی بذارم.

645
00:40:53,500 --> 00:40:55,860
‫این همون زنگیـه که شب قتل اینجا بود.

646
00:40:56,530 --> 00:40:58,170
‫اوه.
‫بهم نگفته بودی.

647
00:40:58,270 --> 00:41:01,940
‫نگفتم... چون باز می‌ترسیدی.

648
00:41:02,270 --> 00:41:06,220
‫می‌خوام خوش‌حال باشی
‫و از کارِمون لذت ببری.

649
00:41:07,210 --> 00:41:08,520
‫و اون چه کاریـه؟

650
00:41:09,210 --> 00:41:12,840
‫داریم فصل جدیدی
‫از زندگی‌مون رو شروع می‌کنیم.

651
00:41:13,950 --> 00:41:16,320
‫البته خیلی بیشتر بهم خوش می‌گذشت

652
00:41:16,420 --> 00:41:18,620
‫اگه همسایه‌هامون نزدیک‌مون بودن.

653
00:41:19,040 --> 00:41:21,510
‫همه‌ی داستان‌های ترسناک خفن
‫توی جاهای دورافتاده روایت می‌شه.

654
00:41:21,720 --> 00:41:23,520
‫مثل «کلبه‌ی وحشت»
‫و «کلبه‌ای در جنگل»...

655
00:41:22,980 --> 00:41:23,530
{\an8}‫(«کلبه‌ای در جنگل» در واقع معروف‌ترین فصل سریال «Slasher» هست
‫که با این اثر هم ارتباط داره.)

656
00:41:23,550 --> 00:41:24,590
‫و «درخشش».

657
00:41:25,360 --> 00:41:28,630
‫عجب! اون پورشیایی که من عاشقش شدم

658
00:41:28,730 --> 00:41:31,800
‫با امثال «درخشش» حال نمی‌کرد.

659
00:41:34,540 --> 00:41:37,600
‫بهم اعتماد کن.
‫پشیمون نمی‌شی.

660
00:41:38,570 --> 00:41:40,720
‫من همیشه بهت اعتماد دارم.

661
00:41:47,820 --> 00:41:48,890
‫مهمون‌هامون اومدن.

662
00:42:42,820 --> 00:42:44,270
‫پورشیا، تو هم می‌شنوی؟

663
00:43:03,090 --> 00:43:04,170
‫پورشیا؟

664
00:43:15,220 --> 00:43:17,280
‫این بارون چرا بند نمی‌آد؟

665
00:43:21,580 --> 00:43:23,340
‫فکر کنم اتاق نشتی داره.

666
00:43:29,450 --> 00:43:30,450
‫پورشیا؟

667
00:43:36,850 --> 00:43:38,200
‫کمک!

668
00:43:38,540 --> 00:43:39,860
‫کمک کنین!

669
00:43:39,970 --> 00:43:41,050
‫کمک!

670
00:43:42,200 --> 00:44:02,200
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

