﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,410 --> 00:00:11,660
‫بافومه...

3
00:00:14,080 --> 00:00:15,170
‫حالا چی‌کار کنیم؟

4
00:00:15,920 --> 00:00:18,450
‫{\an8}- نمی‌دونم.
‫- میخ‌ها رو دربیاریم؟

5
00:00:19,080 --> 00:00:20,480
‫اون‌طوری بدتر می‌شه.

6
00:00:23,350 --> 00:00:25,110
‫رفته توی مغزش، نه؟

7
00:00:25,860 --> 00:00:27,410
‫اون بافومه‌ست.

8
00:00:27,790 --> 00:00:29,970
‫همه‌ش داره
‫همون جمله رو تکرار می‌کنه.

9
00:00:30,390 --> 00:00:31,820
‫«اون بافومه‌ست».

10
00:00:32,940 --> 00:00:33,980
‫دیگه چی؟

11
00:00:34,230 --> 00:00:35,250
‫کرو...

12
00:00:35,920 --> 00:00:37,080
‫کی این کار رو باهات کرد؟

13
00:00:38,370 --> 00:00:39,530
‫داره می‌میره.

14
00:00:59,870 --> 00:01:00,890
‫شرمنده.

15
00:01:02,730 --> 00:01:03,880
‫دیگه طاقت ندارم.

16
00:01:04,850 --> 00:01:05,990
‫من می‌رم.

17
00:01:06,740 --> 00:01:10,000
‫بیرون هرچقدر خطرناک باشه

18
00:01:10,320 --> 00:01:12,220
‫بدتر از اینجا نیست.

19
00:01:12,250 --> 00:01:15,360
‫آره، ولی باید توی روز بریم
‫که جلوی پامون رو ببینیم.

20
00:01:16,130 --> 00:01:18,460
‫دوست داری گم بشی
‫یا گیر گرگ‌ها بیُفتی؟

21
00:01:18,930 --> 00:01:20,790
‫چی‌کارش کنیم؟

22
00:01:21,790 --> 00:01:23,830
‫یه جای جدید براش درست می‌کنیم.

23
00:01:24,590 --> 00:01:26,610
‫می‌ذاریمش پیش دو نفر دیگه.
‫- من کمک می‌کنم.

24
00:01:26,720 --> 00:01:27,850
‫خودمون می‌تونیم.

25
00:01:29,070 --> 00:01:30,110
‫درستـه؟

26
00:01:31,930 --> 00:01:33,450
‫خوبـه، ولی قبلش...

27
00:01:37,480 --> 00:01:38,870
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

28
00:01:39,050 --> 00:01:41,670
‫فکر کردی اثر هنریـه؟

29
00:01:41,830 --> 00:01:42,860
‫صحنه‌ی جُرمـه.

30
00:01:42,890 --> 00:01:45,120
‫باید فیلم‌برداری کنیم که مدرک بشه.

31
00:01:45,600 --> 00:01:47,430
‫راست می‌گی.
‫از اول باید این کار رو می‌کردیم.

32
00:01:47,450 --> 00:01:49,110
‫جمعش کن، آدریانا.

33
00:01:49,350 --> 00:01:51,830
‫تو نه.
‫گوشی‌ت رو بذار کنار.

34
00:01:51,910 --> 00:01:53,880
‫اون می‌تونه، ولی من نمی‌تونم؟

35
00:01:53,970 --> 00:01:57,030
‫گوشی رو بذار کنار، زنیکه‌ی روانی!

36
00:01:57,640 --> 00:01:58,720
‫باشه بابا!

37
00:02:01,210 --> 00:02:03,350
‫راضی شدی؟
‫- خیلی.

38
00:02:05,170 --> 00:02:06,530
‫دختره مشکل داره.

39
00:02:07,920 --> 00:02:09,040
‫مشخصـه.

40
00:02:09,720 --> 00:02:10,790
‫خب.

41
00:02:17,560 --> 00:02:19,900
‫سه... دو... یک.

42
00:02:21,880 --> 00:02:23,360
‫ظاهراً تجربه داری.

43
00:02:24,350 --> 00:02:26,550
‫اون‌قدر زور داری که تنهایی ببریش.

44
00:02:26,990 --> 00:02:28,200
‫تنهایی که حال نمی‌ده.

45
00:02:38,290 --> 00:02:39,830
‫منـم؛ اَندی.

46
00:02:50,510 --> 00:02:51,720
‫حالت خوبـه؟

47
00:02:52,380 --> 00:02:53,480
‫الان بهترم.

48
00:02:53,820 --> 00:02:54,940
‫خیلی بَد بود.

49
00:02:55,210 --> 00:02:56,240
‫آره.

50
00:02:57,700 --> 00:03:01,640
‫هِمینگوِی آشپز بود و پخته شد.

51
00:03:02,340 --> 00:03:03,770
‫قلب پورشیا هم از جاش دراومد

52
00:03:03,800 --> 00:03:05,960
‫درست بعداز این‌که
‫روبی آرزو کرد قلبش از جا دربیاد.

53
00:03:07,390 --> 00:03:11,590
‫این قتل‌ها همه‌ش منظوردار
‫و مریض‌گونه‌ست.

54
00:03:14,100 --> 00:03:16,930
‫آره. میخ‌های توی سر کرو هم

55
00:03:18,720 --> 00:03:21,340
‫به‌خاطر اینـه که اون ذهن‌خوان بوده؟

56
00:03:21,360 --> 00:03:22,850
‫و با مُرده‌ها ارتباط داشته؟

57
00:03:23,950 --> 00:03:25,240
‫قضیه داره ترسناک‌تر می‌شه.

58
00:03:25,240 --> 00:03:28,340
‫به نظرت قراره با ماها چی‌کار کنه؟

59
00:03:38,040 --> 00:03:40,290
‫همین‌جا خوبـه.

60
00:03:47,750 --> 00:03:51,260
‫پشتت خون ریخته یا چی؟

61
00:03:55,740 --> 00:03:56,970
‫البته روی همه‌مون ریخته.

62
00:03:58,830 --> 00:04:00,100
‫به نظرم تا وقتی

63
00:04:00,120 --> 00:04:01,450
‫کنار هم بمونیم، جامون امنـه.

64
00:04:01,900 --> 00:04:03,230
‫درستـه.

65
00:04:04,150 --> 00:04:05,550
‫ولی تو من رو نمی‌شناسی

66
00:04:07,010 --> 00:04:08,970
‫و من هم قطعاً تو رو نمی‌شناسم.

67
00:04:10,250 --> 00:04:12,690
‫تازه هنرت آدم‌ها رو به شک می‌ندازه.

68
00:04:13,500 --> 00:04:14,500
‫یه‌کم

69
00:04:15,170 --> 00:04:16,200
‫جنون‌آمیزه.

70
00:04:18,550 --> 00:04:20,250
‫خیلی‌ها بهم این رو می‌گن.

71
00:04:51,630 --> 00:04:52,870
‫به‌به.

72
00:04:54,270 --> 00:04:55,840
‫هنوز پیش زنده‌هایـی.

73
00:04:57,840 --> 00:04:58,980
‫سرت چطوره؟

74
00:05:00,090 --> 00:05:01,370
‫کار می‌کنه؟

75
00:05:05,370 --> 00:05:06,530
‫کار کی بود؟

76
00:05:08,030 --> 00:05:09,360
‫بگو که انتقامت رو بگیرم.

77
00:05:12,310 --> 00:05:13,480
‫مَرد بود

78
00:05:15,490 --> 00:05:16,560
‫یا زن؟

79
00:05:20,320 --> 00:05:23,330
‫خیلی دوست داشتم زجرکُشت کنم.

80
00:05:25,170 --> 00:05:26,840
‫ولی توفیقش نصیب یکی دیگه شد.

81
00:05:32,110 --> 00:05:33,590
‫مجبورم سریع تمومش کنم.

82
00:06:09,240 --> 00:06:10,290
‫این هم از این.

83
00:06:14,660 --> 00:06:16,680
‫حالا واقعاً با مُرده‌ها هم‌صحبت می‌شی.

84
00:06:18,930 --> 00:06:20,130
‫مرتیکه قلابی.

85
00:06:26,640 --> 00:06:30,240
‫{\an8}[ مسافرخانه‌ی جهنمی ]

86
00:06:27,150 --> 00:06:30,240
‫قسمت چهارم: «مو و پیچش مو»

87
00:06:41,270 --> 00:06:42,380
‫چهارتا جسد

88
00:06:43,500 --> 00:06:44,770
‫توی یه روز.

89
00:06:45,270 --> 00:06:47,520
‫فکر کنم تا فردا مظنونی برامون نَمونه.

90
00:06:49,660 --> 00:06:51,350
‫سردمـه، عزیزم.

91
00:06:51,520 --> 00:06:52,690
‫الان گرمت می‌کنم.

92
00:06:54,230 --> 00:06:55,580
‫نه بابا؟

93
00:06:56,330 --> 00:06:57,340
‫آخ.

94
00:06:57,550 --> 00:06:59,000
‫باز خون‌ریزی کرد؟

95
00:06:59,100 --> 00:07:00,440
‫ولش کن.
‫یه ماچ بده.

96
00:07:02,610 --> 00:07:03,850
‫بگو ببینم چت شده؟

97
00:07:04,560 --> 00:07:06,890
‫بالاخره تونستم دهنش رو ببندم.

98
00:07:07,950 --> 00:07:11,040
‫- کوایِن رو می‌گی؟
‫- نه، کرو.

99
00:07:11,350 --> 00:07:13,520
‫هنوز زنده بود.
‫باورت می‌شه؟

100
00:07:13,520 --> 00:07:15,370
‫منتظر من بود که بفرستمش جهنم.

101
00:07:16,580 --> 00:07:18,000
‫بافومه رو شکر.

102
00:07:18,930 --> 00:07:20,970
‫نگفت کار کی بوده؟

103
00:07:21,190 --> 00:07:24,760
‫نه. پرسیدم،
‫ولی همه‌ش همون کلمه رو می‌گفت.

104
00:07:25,410 --> 00:07:27,480
‫هنرمندمون بلد نیست نبض بگیره.

105
00:07:27,810 --> 00:07:29,900
‫شاید.
‫شاید هم عمداً نگرفته.

106
00:07:30,970 --> 00:07:33,010
‫یعنی کار اونـه؟

107
00:07:34,620 --> 00:07:36,970
‫شاید کرو رو برای
‫یه کار دیگه نگه داشته بوده.

108
00:07:37,510 --> 00:07:41,680
‫درهرصورت اون مُرده
‫و کارش نیمه‌تموم موند.

109
00:07:42,430 --> 00:07:43,800
‫ولی این بار فهمیدم

110
00:07:44,270 --> 00:07:46,030
‫کسی که کرو رو کُشته

111
00:07:46,380 --> 00:07:47,690
‫و تونسته نگهش داره

112
00:07:47,790 --> 00:07:50,210
‫و میخ‌ها رو توی جمجمه‌ش فرو کنه

113
00:07:50,620 --> 00:07:51,930
‫قطعاً قوی بوده.

114
00:07:52,040 --> 00:07:56,310
‫شاید هم کرو رو چیزخور کرده بوده.

115
00:07:56,510 --> 00:07:58,660
‫آره، احتمالش هست.

116
00:07:59,450 --> 00:08:00,630
‫ولی اون‌طوری که حال نمی‌ده.

117
00:08:02,170 --> 00:08:03,900
‫راستی کوایِن پیشنهاد داد

118
00:08:03,900 --> 00:08:07,000
‫که به هم اعتماد کنیم
‫و گفت با من مشکلی نداره.

119
00:08:07,440 --> 00:08:10,500
‫فقط قاتل همچین حرفی می‌زنه.

120
00:08:10,750 --> 00:08:13,910
‫فکر کرده فقط خودشـه
‫که توان کُشتن آدم‌ها رو داره.

121
00:08:14,600 --> 00:08:17,060
‫شاید هم

122
00:08:18,900 --> 00:08:20,380
‫کوایِن واقعاً قاتلـه

123
00:08:20,650 --> 00:08:22,020
‫و راز ما رو فهمیده.

124
00:08:22,310 --> 00:08:25,190
‫فهمیده که ما از یه قُماشـیم.

125
00:08:25,580 --> 00:08:27,600
‫این‌قدر با هم تنها بودیم
‫و هیچی نگفت.

126
00:08:29,300 --> 00:08:31,030
‫فکر کنم ناراحت شده
‫که هنرش رو نقد کردم.

127
00:08:31,250 --> 00:08:32,340
‫باید مطمئن بشیم.

128
00:08:33,610 --> 00:08:37,190
‫شاید باید با لطافت
‫باهاش حرف بزنیم...

129
00:08:37,280 --> 00:08:38,280
‫عجب.

130
00:08:39,690 --> 00:08:40,710
‫پس کار خودتـه.

131
00:08:40,810 --> 00:08:42,150
‫کار خودمـه.

132
00:09:08,830 --> 00:09:13,290
‫این گُل‌ها چقدر زشتـن!

133
00:09:13,450 --> 00:09:15,380
‫توی انبار پیداشون کردم.

134
00:09:16,100 --> 00:09:18,120
‫دست‌سازن.
‫- عجب.

135
00:09:18,660 --> 00:09:22,170
‫اگه خواستی یه چیز وحشتناک بسازی

136
00:09:24,280 --> 00:09:25,810
‫حتماً ازشون استفاده کن.

137
00:09:27,650 --> 00:09:28,670
‫می‌گم

138
00:09:29,060 --> 00:09:30,690
‫نباید برای پیاده‌روی فردا
‫استراحت کنی؟

139
00:09:30,760 --> 00:09:32,070
‫طلوع آفتاب نزدیکـه.

140
00:09:32,460 --> 00:09:35,010
‫قبل‌از این‌که این مسافرخونه
‫دوباره بشه صحنه‌ی جُرم

141
00:09:35,670 --> 00:09:37,950
‫می‌خوام این رو تموم کنم.

142
00:09:38,350 --> 00:09:39,470
‫آها.

143
00:09:40,220 --> 00:09:41,220
‫راستی

144
00:09:41,400 --> 00:09:42,400
‫این گُل‌ها...

145
00:09:42,430 --> 00:09:43,480
‫داستانش...

146
00:09:43,970 --> 00:09:46,510
‫مضمونش رو متوجه نمی‌شم.

147
00:09:46,740 --> 00:09:48,120
‫همه‌ی اتاق‌ها از این گُل‌ها داشتن.

148
00:09:48,590 --> 00:09:52,420
‫یه‌جور روش خوش‌آمدگویی
‫برای مسافرخونه‌ی کُلد ریور بوده.

149
00:09:52,590 --> 00:09:53,650
‫که البته

150
00:09:54,850 --> 00:09:56,850
‫برای کِیتلین و جویی و بقیه

151
00:09:56,960 --> 00:09:59,690
‫نتیجه‌ی مثبتی نداشت.

152
00:10:02,740 --> 00:10:03,780
‫می‌خوام کار کنم.

153
00:10:03,890 --> 00:10:04,900
‫اجازه می‌دی؟

154
00:10:06,300 --> 00:10:07,340
‫خواهش می‌کنم.

155
00:10:10,820 --> 00:10:12,960
‫خدای من.

156
00:10:14,090 --> 00:10:16,100
‫رنگش

157
00:10:17,760 --> 00:10:18,890
‫چقدر واقعیـه.

158
00:10:19,090 --> 00:10:20,660
‫چه قرمز غلیظی.

159
00:10:20,760 --> 00:10:21,770
‫آره.

160
00:10:22,650 --> 00:10:24,380
‫من همیشه خونم رو
‫با رنگ لاک قاطی می‌کنم.

161
00:10:24,590 --> 00:10:25,650
‫واقعاً؟

162
00:10:26,690 --> 00:10:30,460
‫یعنی خون واقعیـه؟
‫- آره.

163
00:10:31,860 --> 00:10:35,500
‫می‌خواستم قربانی‌ها رو
‫واقعی جلوه بدم

164
00:10:35,520 --> 00:10:37,920
‫انگار که هنوز توی این دنیان.

165
00:10:52,310 --> 00:10:54,440
‫یه روش جدید ابداع کردم

166
00:10:56,870 --> 00:10:57,900
‫که باهاش

167
00:10:58,900 --> 00:11:01,700
‫زندگی‌های فراموش‌شده رو
‫با برانگیختن احساسات

168
00:11:02,560 --> 00:11:03,930
‫برمی‌گردونم.

169
00:11:04,310 --> 00:11:05,600
‫می‌خوام مخاطب رو

170
00:11:08,520 --> 00:11:10,160
‫وارد فضای جنایت کنم

171
00:11:14,210 --> 00:11:15,750
‫تا حس مرگ رو تجربه کنه.

172
00:11:18,790 --> 00:11:20,340
‫خوشم اومد.

173
00:11:23,820 --> 00:11:24,840
‫خیلی

174
00:11:26,260 --> 00:11:27,680
‫خوشم اومد.

175
00:11:29,990 --> 00:11:33,670
‫{\an8}[ ۳۰ سال قبل ]

176
00:11:46,410 --> 00:11:47,950
‫- عع...
‫- آدرست

177
00:11:48,170 --> 00:11:51,280
‫روی کاور بود.
‫- به جا نیاوردم؟

178
00:11:51,430 --> 00:11:54,000
‫هر یکشنبه‌ها

179
00:11:54,100 --> 00:11:55,850
‫- برو پی کارِت.
‫- کل زندگی‌م رو

180
00:11:55,870 --> 00:11:57,940
‫توی کلیسای کاتولیک گذروندم.
‫- برام مهم نیست.

181
00:11:58,820 --> 00:12:02,180
‫بهم گفتن خدا همه‌چی رو آفرید

182
00:12:02,200 --> 00:12:04,970
‫و این دنیا پُر از خوبیـه.
‫- حوصله‌ی این حرف‌ها رو ندارم.

183
00:12:07,610 --> 00:12:08,780
‫به سلامت.
‫- آخه...

184
00:12:09,610 --> 00:12:11,600
‫پس چرا بَدی هم هست؟

185
00:12:12,740 --> 00:12:15,440
‫چرا بَدی‌هایی هستن که در واقع خوبـن؟

186
00:12:18,080 --> 00:12:22,040
‫پدر من توی آتیش‌سوزی کارخونه مُرد.

187
00:12:23,140 --> 00:12:26,570
‫ولی هیشکی صاحب
‫کارخونه رو مقصر ندونست

188
00:12:26,600 --> 00:12:27,990
‫چون بین مردم سرشناس بود.

189
00:12:30,250 --> 00:12:34,470
‫اگه خدا عادلـه،
‫چرا گذاشت این اتفاق بیُفته؟

190
00:12:35,780 --> 00:12:38,580
‫اون روز دیدم
‫که بیرون از کلیسا گیتار می‌زدی.

191
00:12:38,710 --> 00:12:42,290
‫من هم آهنگ‌هات رو خریدم
‫و به شعرهات گوش دادم

192
00:12:42,320 --> 00:12:43,420
‫و حالا...

193
00:12:46,380 --> 00:12:47,680
‫حالا یه‌عالمه سؤال دارم.

194
00:12:48,480 --> 00:12:49,540
‫چی مثلاً؟

195
00:12:50,420 --> 00:12:52,670
‫اگه خدا می‌دونست
‫اِبلیس قراره باهاش مقابله کنه

196
00:12:52,850 --> 00:12:54,590
‫پس چرا اخراجش کرد؟

197
00:12:54,800 --> 00:12:59,270
‫شاید چون واقعاً عالِم مطلق نیست.

198
00:12:59,890 --> 00:13:01,000
‫دقیقاً.

199
00:13:01,440 --> 00:13:03,150
‫نظر من هم همینـه.

200
00:13:03,760 --> 00:13:06,230
‫آخه نمی‌تونم قبول کنم که

201
00:13:06,260 --> 00:13:09,240
‫یه قدرت برتر از قبل برام تعیین کرده

202
00:13:09,670 --> 00:13:12,520
‫که کِی موفق بشم و کِی شکست بخورم.

203
00:13:13,040 --> 00:13:14,040
‫درستـه.

204
00:13:15,980 --> 00:13:19,590
‫می‌خوام باور کنم کسی که الان هستم

205
00:13:19,610 --> 00:13:22,630
‫کاملاً به تصمیم خودم ربط داشته.

206
00:13:23,400 --> 00:13:26,490
‫و هنوز تصمیم نگرفتم می‌خوام کی باشم
‫چون هنوز آزمون ندادم.

207
00:13:26,520 --> 00:13:28,740
‫می‌فهمی... چی می‌گم؟

208
00:13:29,630 --> 00:13:30,860
‫کاملاً.

209
00:13:38,590 --> 00:13:41,650
‫- این مُهره‌ی احضار روحـه.
‫- می‌دونم چیـه.

210
00:13:42,740 --> 00:13:44,200
‫از کجا فهمیدی همچین چیزی هست؟

211
00:13:45,350 --> 00:13:46,370
‫از یه کتاب.

212
00:13:46,920 --> 00:13:48,330
‫«کلید سلیمان».

213
00:13:47,830 --> 00:13:48,340
‫{\an8}(«کلید سلیمان» در واقع یه جادونامه و راهنما برای جن‌گیریـه.
‫گفته شده یکی از معجزه‌های حضرت سلیمان جن‌گیری بوده،
‫به همین دلیل، این ماجرا به این شخصیت نسبت داده شده.)

214
00:13:48,590 --> 00:13:49,600
‫اون‌وقت

215
00:13:50,720 --> 00:13:51,750
‫چرا دست توئـه؟

216
00:13:52,100 --> 00:13:53,990
‫می‌خوام برای خودم تصمیم بگیرم

217
00:13:54,910 --> 00:14:00,070
‫تا سرنوشتم رو مطیعِ خودم کنم.

218
00:14:00,370 --> 00:14:01,420
‫باریکلا.

219
00:14:01,860 --> 00:14:05,740
‫در ضمن گچ، نمک و حروف رمز هم آوردم.

220
00:14:06,360 --> 00:14:07,560
‫می‌خوام آزمون بدم.

221
00:14:07,860 --> 00:14:12,410
‫می‌خوام به جواب درست‌حسابی برسم،
‫نه مزخرفات یه کتاب قدیمی

222
00:14:12,710 --> 00:14:15,740
‫که نویسنده‌ش حتی
‫از رابطه‌ی جنسی می‌ترسیده

223
00:14:15,770 --> 00:14:18,350
‫و مثل یه آدم معمولی زندگی نکرده.

224
00:14:18,400 --> 00:14:19,460
‫دقیقاً.

225
00:14:20,910 --> 00:14:22,170
‫اگه یه شیطان احضار کنیم

226
00:14:23,950 --> 00:14:25,030
‫واقعاً می‌آد؟

227
00:14:31,450 --> 00:14:32,490
‫به‌زودی می‌فهمیم.

228
00:14:47,520 --> 00:14:48,120
‫{\an8}(تصویری از بُز بافومه.)

229
00:14:53,950 --> 00:14:55,000
‫آماده‌ای؟

230
00:14:55,460 --> 00:14:57,380
‫می‌فهمی داری کی رو احضار می‌کنی؟

231
00:14:57,640 --> 00:14:58,650
‫آره.

232
00:14:58,790 --> 00:15:01,270
‫آخه همه‌ی شیاطین مثل هم نیستن.

233
00:15:01,940 --> 00:15:04,140
‫اِبلیس هم مثل لوسیفر نیست.

234
00:15:04,330 --> 00:15:05,400
‫می‌دونم.

235
00:15:06,130 --> 00:15:07,710
‫می‌خوام بافومه رو احضار کنم.

236
00:15:08,690 --> 00:15:09,990
‫اون توی باغ عدن حضور داشت.

237
00:15:09,500 --> 00:15:10,000
‫{\an8}(باغی که آدم و حوا ازش اخراج شدن.)

238
00:15:11,030 --> 00:15:12,950
‫براش یه پیشکش آوردم.

239
00:15:24,770 --> 00:15:26,120
‫اسمش ویسپِرزـه.

240
00:15:27,090 --> 00:15:28,250
‫خیلی گوگولیـه.

241
00:15:28,600 --> 00:15:29,690
‫گربه‌ی خودتـه؟

242
00:15:30,610 --> 00:15:31,640
‫نه.

243
00:15:32,980 --> 00:15:36,180
‫مال همسایه‌م بود.
‫خیلی هم دوستش داشت.

244
00:15:37,140 --> 00:15:38,590
‫می‌دونستم باهام می‌آد.

245
00:15:39,910 --> 00:15:41,870
‫امیدوارم بافومه ازش خوشش بیاد.

246
00:15:52,100 --> 00:15:53,480
‫ای اِبلیس بزرگ.

247
00:15:54,630 --> 00:15:59,430
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

248
00:16:00,310 --> 00:16:03,200
‫از بافومه توسل می‌جوییم تا ظهور کند

249
00:16:03,340 --> 00:16:06,470
‫و به حاجت‌هایمان گوش فرا دهد.

250
00:16:11,280 --> 00:16:13,240
‫ای اِبلیس بزرگ.

251
00:16:14,140 --> 00:16:20,310
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

252
00:16:28,520 --> 00:16:30,310
‫به‌اندازه‌ی کافی خون ریختی.

253
00:16:33,050 --> 00:16:34,100
‫راست می‌گی.

254
00:16:34,830 --> 00:16:35,910
‫زحمتش رو می‌کِشی؟

255
00:16:37,460 --> 00:16:39,450
‫رنگ‌هام تموم شده.

256
00:16:47,670 --> 00:16:52,020
‫می‌دونم مسخره‌ست که
‫نگران بهداشت و این چیزها باشیم

257
00:16:52,270 --> 00:16:54,440
‫اون هم وقتی یه قاتل روانی
‫اینجا ول می‌چرخه

258
00:16:54,760 --> 00:16:56,820
‫و توی کله‌ها میخ فرو می‌کنه

259
00:16:57,080 --> 00:16:58,560
‫ولی محض اطمینان...

260
00:17:02,830 --> 00:17:04,480
‫امیدوارم پشیمون نشم.

261
00:17:05,480 --> 00:17:07,240
‫می‌خوای خودت بزنی؟

262
00:17:09,960 --> 00:17:10,990
‫نه.

263
00:17:12,210 --> 00:17:13,900
‫این هنر توئـه.

264
00:17:14,550 --> 00:17:15,650
‫همم.

265
00:17:21,970 --> 00:17:24,050
‫ای وای.

266
00:17:24,610 --> 00:17:26,480
‫ظاهراً قبلاً هم دست‌ها رو بُریدی.

267
00:17:26,720 --> 00:17:28,070
‫می‌بینی؟

268
00:17:28,520 --> 00:17:30,430
‫وقتی خون بالای رنگ لاک می‌مونه

269
00:17:31,380 --> 00:17:32,760
‫خیلی زیباست.

270
00:17:59,350 --> 00:18:00,480
‫یه چیزی بخور، پِیج.

271
00:18:01,870 --> 00:18:03,760
‫فردا شب و روز طولانی‌ای
‫در پیش داریم.

272
00:18:05,980 --> 00:18:08,080
‫شاید این حرفم عجیب باشه، ولی

273
00:18:08,950 --> 00:18:12,240
‫توی همه‌ی فیلم‌هام، کسی که
‫برای کمک می‌ره، همیشه می‌میره.

274
00:18:15,250 --> 00:18:17,000
‫این فیلم «نابودگر نسل‌ها» نیست.

275
00:18:18,240 --> 00:18:19,570
‫فقط خودتـی و خودت.

276
00:18:21,030 --> 00:18:24,480
‫هیچ‌وقت نگفتن قاتل
‫همیشه برنده‌ی ماجراست.

277
00:18:25,950 --> 00:18:28,310
‫ماجرای من رو یادت رفته؟
‫من زنده موندم.

278
00:18:28,310 --> 00:18:30,620
‫باید از ته دل
‫باور کنی که زنده می‌مونی.

279
00:18:33,830 --> 00:18:34,850
‫ممنون.

280
00:18:42,610 --> 00:18:43,610
‫خب.

281
00:18:44,800 --> 00:18:45,880
‫همگی گوش کنین.

282
00:18:46,360 --> 00:18:48,590
‫فقط وسایل لازم رو بردارین.

283
00:18:48,690 --> 00:18:50,550
‫نزدیک‌ترین شهر
‫۴۰ کیلومتر فاصله داره.

284
00:18:50,890 --> 00:18:55,120
‫اگه باد و طوفان و مشکلات
‫دیگه‌ی مسیر رو در نظر بگیریم

285
00:18:55,250 --> 00:18:57,270
‫شاید ۵۰ کیلومتر هم بشه.

286
00:18:57,380 --> 00:18:58,430
‫یه چیزی بگم؟

287
00:18:59,140 --> 00:19:01,380
‫توی همچین هوایی با درخت‌های قطع‌شده

288
00:19:01,380 --> 00:19:03,860
‫و مصیبت‌های دیگه،
‫حداقل ۱۵ ساعت پیاده‌روی داریم.

289
00:19:04,310 --> 00:19:07,380
‫به نظرتون بهتر نیست بشینیم
‫تا بیان نجاتمون بدن؟

290
00:19:07,560 --> 00:19:08,910
‫طوفان کم‌کم تموم می‌شه.

291
00:19:08,930 --> 00:19:10,380
‫بعدش وای‌فای وصل می‌شه و تمام.

292
00:19:10,660 --> 00:19:12,070
‫وگرنه پلیس‌ها می‌رسن اینجا

293
00:19:12,070 --> 00:19:15,500
‫و ما وسط جنگل دور خودمون می‌چرخیم

294
00:19:15,630 --> 00:19:17,400
‫و به خودمون فحش می‌دیم
‫که چرا نموندیم.

295
00:19:18,050 --> 00:19:21,160
‫تازه من از جنگل می‌ترسم.

296
00:19:21,200 --> 00:19:23,770
‫شما آزادیـن اینجا بمونین.
‫من ترجیح می‌دم

297
00:19:24,080 --> 00:19:27,080
‫با یه پلنگ روبه‌رو بشم
‫تا این‌که یه قاتل روانی بیاد سراغم.

298
00:19:29,190 --> 00:19:30,230
‫موافقـم.

299
00:19:30,830 --> 00:19:32,520
‫باید از اون روانی دور بشیم.

300
00:19:32,930 --> 00:19:35,030
‫باشه، ولی اگه اون روانی یکی از ماست

301
00:19:35,060 --> 00:19:36,730
‫پس قراره همراهمون بیاد دیگه؟

302
00:19:37,040 --> 00:19:38,450
‫درست می‌گی.

303
00:19:38,550 --> 00:19:40,510
‫ولی یه آدم در برابر همه‌مون

304
00:19:40,540 --> 00:19:42,320
‫وسط جنگل می‌خواد چی‌کار کنه؟

305
00:19:42,930 --> 00:19:44,660
‫اون‌طوری امن‌تر نیست؟

306
00:19:45,020 --> 00:19:46,710
‫دیگه نمی‌خوام غافل‌گیر بشم.

307
00:19:48,230 --> 00:19:50,250
‫یه ساعت دیگه توی لابی می‌بینمتون.

308
00:19:50,270 --> 00:19:52,940
‫تا اون موقع، آفتاب دراومده.

309
00:19:53,530 --> 00:19:54,910
‫ممنون بابت برنامه‌ریزی‌ت

310
00:19:54,930 --> 00:19:57,440
‫ولی همه‌ش احساس می‌کنم بهتره که

311
00:19:57,500 --> 00:19:58,750
‫همین‌جا بمونیم.

312
00:19:59,100 --> 00:20:02,100
‫نمی‌خوام مجبورت کنم،
‫ولی کنار هم جامون امن‌تره.

313
00:20:08,200 --> 00:20:09,590
‫بیرون می‌بینمتون.

314
00:20:21,370 --> 00:20:23,480
‫اون هنرمند اُسگل
‫داره همه‌چی رو خراب می‌کنه.

315
00:20:23,480 --> 00:20:25,620
‫باید بُکشمش.
‫- نه. صبر کن.

316
00:20:26,060 --> 00:20:28,400
‫اگه اینجا کوایِن رو بُکشی،
‫بقیه‌شون پا به فرار می‌ذارن.

317
00:20:29,430 --> 00:20:30,890
‫باید جلوشون رو بگیریم

318
00:20:31,080 --> 00:20:32,500
‫وگرنه مجبوریـم باهاشون بریم

319
00:20:32,700 --> 00:20:34,300
‫و توی راه یه خاکی به سرمون بریزیم.

320
00:20:34,600 --> 00:20:36,410
‫مثلاً می‌خوای پشت بوته‌ها کمین کنی؟

321
00:20:38,280 --> 00:20:41,280
‫به نظرم به کوایِن بگیم که می‌دونیم قاتلـه

322
00:20:41,310 --> 00:20:42,620
‫و باهاش هم‌دست بشیم.

323
00:20:42,990 --> 00:20:44,040
‫ریسکش بالاست.

324
00:20:44,210 --> 00:20:45,480
‫حتی اگه قاتل باشه

325
00:20:46,180 --> 00:20:47,940
‫این یارو فقط به خودش اهمیت می‌ده.

326
00:20:48,240 --> 00:20:49,560
‫دنبال شریک نمی‌گرده.

327
00:20:50,120 --> 00:20:53,340
‫ما بودیم که دروازه رو باز کردیم
‫و قراره بافومه رو احضار کنیم.

328
00:20:53,520 --> 00:20:56,000
‫این گوسفندها قربانی‌های مائـن.

329
00:21:06,020 --> 00:21:07,240
‫خیلی سنگینـه.

330
00:21:07,270 --> 00:21:08,590
‫باید نصفشون رو بریزم دور.

331
00:21:09,440 --> 00:21:12,100
‫داشتم فکر می‌کردم احتمالش زیاده که

332
00:21:12,120 --> 00:21:13,860
‫وسط راه نظرمون عوض بشه و برگردیم.

333
00:21:14,720 --> 00:21:16,550
‫حالا به نظرت بهتره چی برداریم؟

334
00:21:16,660 --> 00:21:19,040
‫خوراک یا پوشاک اضافه؟

335
00:21:21,180 --> 00:21:22,220
‫آدریانا؟

336
00:21:23,760 --> 00:21:24,830
‫آدریانا.

337
00:21:35,690 --> 00:21:37,240
‫می‌دونی چیـه، پِیج؟

338
00:21:37,690 --> 00:21:40,500
‫همه‌مون نگران این پیاده‌روی هستیم.

339
00:21:40,530 --> 00:21:42,120
‫پس سعی کن برای خودت تصمیم بگیری

340
00:21:42,150 --> 00:21:43,860
‫و بذاری بقیه کارشون رو بکنن.

341
00:21:43,860 --> 00:21:45,640
‫تو از بقیه مهم‌تر نیستی، فهمیدی؟

342
00:21:48,700 --> 00:21:51,570
‫کل هیئت همراه
‫بازیگری‌ت رو می‌آوردی دیگه.

343
00:21:53,970 --> 00:21:56,200
‫من همچین آدمی نیستم.

344
00:21:56,350 --> 00:21:57,790
‫هیئت همراه هم ندارم

345
00:21:58,370 --> 00:22:00,290
‫و خودم رو بالاتر از بقیه نمی‌گیریم.

346
00:22:00,490 --> 00:22:02,090
‫من از هیچ لحاظ بهتر از بقیه نیستم

347
00:22:02,120 --> 00:22:06,440
‫ولی می‌دونم زندگی‌مون
‫قراره اون بیرون سخت‌تر بشه.

348
00:22:06,460 --> 00:22:08,730
‫پس وقتی ازت می‌پرسم
‫غذا بردارم یا جوراب

349
00:22:09,090 --> 00:22:11,050
‫کاملاً جدی‌ام، چون اتفاقات اون بیرون

350
00:22:11,080 --> 00:22:12,490
‫قراره خیلی مزخرف‌تر از

351
00:22:12,520 --> 00:22:14,180
‫این مکالمه باشه.

352
00:22:24,720 --> 00:22:26,130
‫جای میله‌پرچم بود.

353
00:22:28,350 --> 00:22:30,590
‫یه چیزی دیدم.
‫به خدا دیدم.

354
00:22:48,710 --> 00:22:50,610
‫- اون کروـه؟
‫- خدایا.

355
00:22:54,520 --> 00:22:57,450
‫- باید بریم. زود باش.
‫- آره. بریم.

356
00:23:11,860 --> 00:23:14,830
‫پشت‌سرت!
‫مراقب باش!

357
00:23:16,000 --> 00:23:23,000


358
00:23:25,030 --> 00:23:26,100
‫بیا بریم!

359
00:23:29,310 --> 00:23:30,350
‫زود باش!

360
00:23:38,380 --> 00:23:40,830
‫- بیا جلو!
‫- بیا داخل!

361
00:23:42,350 --> 00:23:43,660
‫گم شو!

362
00:23:53,660 --> 00:23:54,700
‫بیا بریم.

363
00:23:54,720 --> 00:23:56,240
‫باید به بقیه خبر بدیم.

364
00:23:57,910 --> 00:23:59,680
‫توی لابی نرین!

365
00:24:00,450 --> 00:24:02,320
‫- همین‌جا بمونین!
‫- ای وای.

366
00:24:03,590 --> 00:24:05,970
‫من کمکت می‌کنم.
‫- بافومه بیرونـه!

367
00:24:08,460 --> 00:24:10,200
‫توی لابی نیاین!

368
00:24:11,890 --> 00:24:14,340
‫همین‌جا بمونین!
‫اون بیرون مسافرخونه‌ست!

369
00:24:14,380 --> 00:24:15,710
‫توی اتاق‌هاتون بمونین!

370
00:24:16,360 --> 00:24:17,760
‫- اینجاست؟
‫- بیرونـه!

371
00:24:17,800 --> 00:24:20,300
‫فلوید، ببین اون دَر قفلـه؟

372
00:24:21,810 --> 00:24:24,930
‫- مطمئنـی نمی‌تونه بیاد داخل؟
‫- باید دَرها رو قفل کنیم.

373
00:24:27,070 --> 00:24:28,140
‫الان چی‌کار کنیم؟

374
00:24:29,360 --> 00:24:31,450
‫هر دوتون برین توی اتاق‌هاتون!

375
00:24:44,050 --> 00:24:45,760
‫خب.
‫یه‌لحظه صبر کن.

376
00:24:49,450 --> 00:24:50,460
‫خب.

377
00:24:52,340 --> 00:24:53,380
‫حالا...

378
00:24:55,240 --> 00:24:56,430
‫نه... مراقب باش.

379
00:24:56,460 --> 00:24:57,460
‫ببخشین.

380
00:24:59,590 --> 00:25:01,600
‫حالا این‌طوری نگهش دار.

381
00:25:03,570 --> 00:25:04,850
‫الان خوبـم.
‫چیزی نیست.

382
00:25:04,880 --> 00:25:06,110
‫نگهش دار تا خون‌ریزی بند بیاد.

383
00:25:07,270 --> 00:25:08,420
‫جایی دیگه‌ت زخمی نشده؟

384
00:25:08,450 --> 00:25:10,000
‫آدرنالین که می‌زنه بالا

385
00:25:10,020 --> 00:25:11,400
‫ممکنـه درد رو احساس نکنیم.

386
00:25:12,890 --> 00:25:13,950
‫الان خوبـم.

387
00:25:14,550 --> 00:25:17,060
‫باشه پس.

388
00:25:17,780 --> 00:25:19,340
‫اگه چیزیت می‌شد

389
00:25:19,890 --> 00:25:21,310
‫واقعاً به هم می‌ریختم

390
00:25:21,340 --> 00:25:23,070
‫و به انصاف دنیا شک می‌کردم.

391
00:25:25,230 --> 00:25:28,620
‫ببخشین. سعی می‌کنم
‫آرامش خودم رو حفظ کنم.

392
00:25:32,060 --> 00:25:33,520
‫راستی من مُسکن دارم.

393
00:25:33,600 --> 00:25:34,660
‫صبر کن.

394
00:25:47,080 --> 00:25:49,650
‫- رفته بودی بیرون؟
‫- نه، اینجا بودم داشتم...

395
00:25:49,680 --> 00:25:50,740
‫کفش‌هات رو ببینم.

396
00:25:53,890 --> 00:25:55,700
‫کفش‌های لامصب رو نشون بده!

397
00:25:55,730 --> 00:25:57,330
‫- باشه.
‫- تو چت شده؟

398
00:25:57,920 --> 00:26:00,270
‫مگه قاتل یکی از ما نیست؟

399
00:26:00,790 --> 00:26:03,850
‫پس یه‌کم پیش زیر بارون بوده.

400
00:26:04,590 --> 00:26:06,900
‫منتظر چی‌ای؟
‫کفش‌هات رو نشون بده!

401
00:26:06,930 --> 00:26:08,280
‫گذاشتم جای بخاری.

402
00:26:08,450 --> 00:26:10,280
‫با اتهام‌زدن بهش چی نصیبت می‌شه؟

403
00:26:10,380 --> 00:26:12,290
‫بهش می‌خوره قاتل باشه؟
‫- اگه کاره‌ای نیست

404
00:26:12,310 --> 00:26:13,610
‫پس راحت نشونم می‌ده!

405
00:26:14,270 --> 00:26:15,700
‫دیدی؟
‫خشکـن.

406
00:26:17,380 --> 00:26:18,430
‫خوبـه.

407
00:26:18,900 --> 00:26:20,000
‫همین کاری داشت؟

408
00:26:20,140 --> 00:26:21,360
‫واقعاً که.
‫- تو مشکل داری، مرتیکه!

409
00:26:21,440 --> 00:26:22,900
‫چیزی نیست.
‫درک می‌کنم.

410
00:26:22,930 --> 00:26:25,240
‫یه خواهش ساده کردم!

411
00:26:28,310 --> 00:26:30,070
‫نه. برو کنار، داداش.

412
00:26:30,170 --> 00:26:32,140
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- گوش کن چی می‌گم!

413
00:26:32,380 --> 00:26:34,790
‫مگه بافومه یکی از ما نیست؟

414
00:26:35,270 --> 00:26:38,690
‫به خدا قسم
‫این بار خودش رو پیدا می‌کنم.

415
00:26:40,000 --> 00:26:41,680
‫خسته شدم ازبس ترسیدم.

416
00:26:42,440 --> 00:26:44,410
‫برو کنار.
‫- بفرما. دم دَر بَده.

417
00:26:44,770 --> 00:26:46,660
‫خوش اومدین.
‫- چکمه... کفش...؟

418
00:26:46,920 --> 00:26:49,070
‫هرچی برای بیرون‌رفتن پوشیدین،
‫نشون بدین.

419
00:26:49,170 --> 00:26:50,520
‫واقعاً فکر می‌کنی من...

420
00:26:50,520 --> 00:26:53,070
‫بسـه!
‫ادای کسخل‌ها رو درنیار، شِرلی!

421
00:26:53,070 --> 00:26:54,280
‫کفش‌هات رو نشون بده!
‫- هوی!

422
00:26:54,570 --> 00:26:56,710
‫تو فکر کردی کی‌ای، اُسگل؟

423
00:26:56,730 --> 00:26:58,650
‫- ولم کن!
‫- حرف دهنت رو بفهم!

424
00:26:58,860 --> 00:27:00,930
‫با توام!
‫با توام!

425
00:27:02,210 --> 00:27:03,270
‫می‌فهمی؟

426
00:27:05,210 --> 00:27:07,240
‫نمی‌خوام دوباره تجربه‌ش کنم.

427
00:27:09,750 --> 00:27:11,550
‫طاقتش رو ندارم.

428
00:27:13,900 --> 00:27:15,770
‫به خودت بیا.

429
00:27:25,000 --> 00:27:26,860
‫هنوز می‌خواین برین طبیعت‌گردی؟

430
00:27:27,260 --> 00:27:28,890
‫قاتل بیرون منتظره.

431
00:27:29,930 --> 00:27:31,450
‫از پسش برمی‌آین؟

432
00:27:34,220 --> 00:27:35,730
‫این چکمه‌های ماست.

433
00:27:35,860 --> 00:27:36,950
‫دیدین؟

434
00:27:37,930 --> 00:27:39,030
‫به بلِیک هم بگین.

435
00:27:39,700 --> 00:27:40,920
‫ولی حرف بَدی نزد.

436
00:28:04,500 --> 00:28:07,240
‫کسی فلوید رو مجبور نکرده بیاد.

437
00:28:08,000 --> 00:28:10,000
‫مشخصـه که الان ناراحتـی، چون بچه‌ها

438
00:28:10,250 --> 00:28:13,730
‫تصمیمی گرفتن که خوشت نیومد.
‫- معلومـه که خوشم نیومد.

439
00:28:14,390 --> 00:28:16,000
‫این که تموم بشه، از اینجا می‌رم

440
00:28:16,030 --> 00:28:17,830
‫و دیگه برام مهم نیست
‫کی چی‌کار می‌کنه.

441
00:28:17,850 --> 00:28:19,570
‫تنهایی رفتن حماقتـه.

442
00:28:19,590 --> 00:28:22,300
‫موندن احمقانه‌تره!
‫می‌تونم از قاتل جلو بزنم.

443
00:28:22,570 --> 00:28:24,420
‫تازه گروهی قوی‌تر می‌شیم.

444
00:28:24,770 --> 00:28:27,280
‫روی همه‌ی اتفاقات کنترل داریم.

445
00:28:27,880 --> 00:28:29,960
‫فلوید رو قانع کن.

446
00:28:30,800 --> 00:28:32,100
‫تو منطقی هستی.

447
00:28:33,710 --> 00:28:35,950
‫فکرش رو نمی‌کردم ازم تعریف کنی.

448
00:28:35,980 --> 00:28:38,570
‫به حرف تو گوش می‌ده.
‫تو آرومش می‌کنی.

449
00:28:39,190 --> 00:28:42,000
‫خیلی زود عصبی می‌شه
‫و یکی باید آرومش کنه.

450
00:28:42,330 --> 00:28:43,790
‫یه خشمی درون همه‌مون هست.

451
00:28:44,100 --> 00:28:46,560
‫مطمئنـم تو هم خشونت جالبی داری.

452
00:28:46,740 --> 00:28:50,450
‫از اون مدل‌ها که دوست نداری
‫درباره‌ش به کسی بگی.

453
00:28:51,000 --> 00:28:53,830
‫- هرکی رازهای خودش رو داره.
‫- درستـه.

454
00:28:54,040 --> 00:28:58,490
‫مثلاً من هم یه روی تاریک دارم.

455
00:28:59,860 --> 00:29:03,590
‫وقتی داری اون جسدهای رنج‌کشیده

456
00:29:04,000 --> 00:29:07,450
‫توی عکس‌های
‫صحنه‌ی جُرمت رو بررسی می‌کنی

457
00:29:08,170 --> 00:29:12,160
‫مطمئنـم با خودت می‌گی
‫«گور بابای خوب‌بودن».

458
00:29:13,230 --> 00:29:17,330
‫چرا جلوی احساسات دیگه‌ت رو می‌گیری؟

459
00:29:19,670 --> 00:29:22,560
‫می‌خوای کاری کنی
‫به چیزی اعتراف کنم، شِرلی؟

460
00:29:24,950 --> 00:29:26,040
‫که این‌طور.

461
00:29:28,050 --> 00:29:29,070
‫ببین.

462
00:29:30,530 --> 00:29:31,600
‫می‌تونم بهت بگم

463
00:29:31,880 --> 00:29:32,910
‫که من قاتلـم.

464
00:29:32,940 --> 00:29:34,450
‫ولی همین‌الان باهاش درگیر شدم.

465
00:29:34,860 --> 00:29:36,900
‫البته برای تو فرقی نداره، نه؟

466
00:29:38,020 --> 00:29:39,230
‫این تحریکت می‌کنه؟

467
00:29:39,900 --> 00:29:41,740
‫از مَردهای بَد خوشت می‌آد؟

468
00:29:43,440 --> 00:29:44,550
‫واقعاً که.

469
00:29:45,470 --> 00:29:49,080
‫تو هم به‌اندازه‌ی کسایی که
‫اینجائـن، آدم بَدی هستی.

470
00:29:51,040 --> 00:29:52,250
‫درباره‌ت اشتباه فکر کرده بودم.

471
00:29:54,390 --> 00:29:55,830
‫محض اطلاعت

472
00:29:56,500 --> 00:29:58,840
‫از نظر من این فاز تاریک مسخره‌ست...

473
00:29:58,860 --> 00:30:00,030
‫خشونت زننده‌ست...

474
00:30:00,720 --> 00:30:02,350
‫و طرف‌دارهای شیطان یه‌مشت احمقـن.

475
00:30:05,610 --> 00:30:07,950
‫فقط می‌خواستم
‫نظرم رو درباره‌ی هنرت بگم.

476
00:30:10,230 --> 00:30:11,480
‫دیگه برو.

477
00:30:19,720 --> 00:30:22,900
‫اِبلیس مجبور شد
‫کارهای بَد خدا رو براش انجام بده

478
00:30:23,470 --> 00:30:26,910
‫و بعدش همه‌ی تقصیرها
‫افتاد گردن خودش.

479
00:30:27,590 --> 00:30:30,490
‫{\an8}[ ۳۰ سال قبل ]

480
00:30:31,100 --> 00:30:33,450
‫کِی لوسیفِر فهمید که زندانیـه؟

481
00:30:34,270 --> 00:30:35,150
‫عع...

482
00:30:35,170 --> 00:30:37,830
‫بافومه فهمید
‫خدا داره دانش رو مخفی می‌کنه

483
00:30:38,220 --> 00:30:41,320
‫برای همین، رفت توی باغ
‫و میوه‌ی دانش رو تعارف کرد.

484
00:30:42,420 --> 00:30:45,040
‫اونجا بود که دروازه رو دید
‫و فهمید لوسیفِر

485
00:30:45,150 --> 00:30:48,940
‫فقط در ظاهر آزاد بوده
‫و تصمیم گرفت علیه خدا قیام کنه.

486
00:30:51,220 --> 00:30:54,280
‫و یه روز... خودم آزادش می‌کنم.

487
00:30:56,140 --> 00:30:57,830
‫فکر کنم می‌دونم چی‌کار کنیم.

488
00:30:57,910 --> 00:31:00,650
‫- ها؟
‫- برای آزادکردن اِبلیس.

489
00:31:01,530 --> 00:31:04,430
‫ولی یه سؤال.

490
00:31:05,930 --> 00:31:09,230
‫چرا سیاره‌ی زحل این‌قدر مهمـه؟

491
00:31:09,850 --> 00:31:12,480
‫خب... سیاره‌ی گُنده‌ایـه.

492
00:31:13,280 --> 00:31:17,860
‫نمادی از تاریکی، سرما، ترس و نایابیـه.

493
00:31:18,100 --> 00:31:21,200
‫تازه حاکم برج جدی‌ـه.
‫همونی که شاخ داره.

494
00:31:20,600 --> 00:31:21,200
‫{\an8}(«جدی» یکی از ۱۲ برج فلکیـه که با تصویر بُز شناخته می‌شه
‫و حدوداً ماه دِی رو در بر می‌گیره.)

495
00:31:22,410 --> 00:31:24,480
‫شیشمین سیاره‌ست،
‫مثل شیش روز آفرینش.

496
00:31:26,240 --> 00:31:28,080
‫حالا چی شده؟
‫- می‌دونستی که

497
00:31:28,530 --> 00:31:31,280
‫۳۰ سال طول می‌کِشه
‫تا زحل دور خورشید بچرخه؟

498
00:31:31,690 --> 00:31:33,720
‫- عجب.
‫- و تا چند هفته‌ی دیگه

499
00:31:33,720 --> 00:31:35,920
‫سر جاش برمی‌گرده

500
00:31:35,940 --> 00:31:38,790
‫و سفرش رو دوباره شروع می‌کنه؟

501
00:31:38,900 --> 00:31:39,990
‫خب؟

502
00:31:41,750 --> 00:31:42,750
‫خب.

503
00:31:42,780 --> 00:31:45,770
‫اگه زحل این‌قدر قدرت داره

504
00:31:45,790 --> 00:31:49,570
‫می‌تونیم ازش برای احضار بافومه
‫استفاده کنیم و به دروازه هدایتش کنیم.

505
00:31:49,600 --> 00:31:52,030
‫اِبلیس هم دنبالش می‌آد.
‫- نه.

506
00:31:52,120 --> 00:31:55,390
‫قبلاً سعی کردیم
‫شیاطین رو احضار کنیم و نشد.

507
00:31:55,500 --> 00:31:58,210
‫آره، چون انرژی کافی برای سحر نداشتیم

508
00:31:58,710 --> 00:31:59,980
‫و خودمون هم قدرتی نداریم.

509
00:32:00,740 --> 00:32:05,480
‫همه‌ش دنبال یه چیزی بودم
‫که بهمون انرژی بده

510
00:32:05,610 --> 00:32:06,820
‫و فلوید...

511
00:32:08,860 --> 00:32:10,920
‫یه منطقه پُر از
‫خطوط باستانی پیدا کردم.

512
00:32:10,330 --> 00:32:10,920
‫{\an8}(خطوط باستانی یا «خطوط لِی» به مسیرهایی فرضی روی زمین گفته می‌شه
‫که انرژی شوم یا مقدس زیادی دارن.)

513
00:32:12,100 --> 00:32:15,480
‫- خطوط باستانی؟
‫- محل تجمع انرژی.

514
00:32:15,540 --> 00:32:18,030
‫انرژی باستانی.

515
00:32:19,190 --> 00:32:21,450
‫با ماشین سه روز راهـه

516
00:32:22,210 --> 00:32:24,360
‫و تا اون موقع زحل هم سر جاش می‌رسه

517
00:32:24,810 --> 00:32:26,320
‫و سیاره‌ها به‌خط می‌شن.

518
00:32:26,350 --> 00:32:27,720
‫بعدش ماه خونین داریم.

519
00:32:27,220 --> 00:32:27,730
‫{\an8}(خسوف کامل ماه.)

520
00:32:27,750 --> 00:32:29,760
‫فقط لازمـه به‌موقع

521
00:32:30,140 --> 00:32:32,550
‫برسیم اونجا
‫و با آتیش و خون‌ریزی

522
00:32:34,710 --> 00:32:35,800
‫کار رو تموم کنیم.

523
00:32:39,890 --> 00:32:40,940
‫چقدر خون بریزیم؟

524
00:32:42,170 --> 00:32:43,200
‫زیاد.

525
00:32:44,590 --> 00:32:47,200
‫بیشتر از یه گربه.
‫اون‌قدر که یه شیطان راضی بشه.

526
00:32:48,980 --> 00:32:50,180
‫شیش نفر خوبـه؟

527
00:32:51,410 --> 00:32:52,970
‫عدد خوش‌شانسیـه.

528
00:33:03,120 --> 00:33:06,060
‫خطوط توی یه نقطه وصل شدن.

529
00:33:07,070 --> 00:33:08,530
‫اونجا کجاست؟

530
00:33:10,490 --> 00:33:12,550
‫جایی که بافومه داره می‌برمون.

531
00:33:19,940 --> 00:33:21,790
‫خون‌ریزی تقریباً بند اومده.

532
00:33:22,510 --> 00:33:24,000
‫بهتره.
‫- ممنون.

533
00:33:24,430 --> 00:33:26,040
‫باید هنوز مراقبش باشی

534
00:33:26,070 --> 00:33:27,520
‫چون زخمت عمیقـه.

535
00:33:27,670 --> 00:33:30,140
‫واقعاً خوش‌شانسـی
‫که چاقو بیشتر فرو نرفت.

536
00:33:30,810 --> 00:33:32,420
‫این رو به‌عنوان کسی می‌گم

537
00:33:32,450 --> 00:33:34,340
‫که قبلاً نقش
‫یه پرستار آدم‌خوار رو بازی کرده.

538
00:33:36,820 --> 00:33:38,860
‫البته مطمئنـم جای زخم می‌مونه.

539
00:33:40,270 --> 00:33:42,830
‫نگران نباش، باعث می‌شه خفن‌تر بشی.

540
00:33:43,080 --> 00:33:44,170
‫همین‌طوریش هم هستی.

541
00:33:44,920 --> 00:33:46,950
‫لطف داری، پِیج.

542
00:33:47,430 --> 00:33:48,720
‫فکر کنم باید بیشتر پانسمان بشه.

543
00:33:48,750 --> 00:33:50,560
‫بانداژت داره کنده می‌شه.

544
00:33:50,680 --> 00:33:52,210
‫می‌شه بعداً این کار رو بکنیم؟

545
00:33:52,210 --> 00:33:54,800
‫می‌خوام از این
‫لباس‌های خونی خلاص بشم

546
00:33:56,510 --> 00:33:57,900
‫و بفهمم اینجا چه خبره.

547
00:33:58,190 --> 00:33:59,200
‫باشه.

548
00:34:16,150 --> 00:34:17,220
‫اومدم.

549
00:34:23,830 --> 00:34:24,890
‫چطوری؟

550
00:34:25,680 --> 00:34:28,820
‫محض اطلاعت، الان حوصله‌ی
‫سکس عجیب‌غریب ندارم.

551
00:34:29,110 --> 00:34:30,940
‫همه‌ش بهم تیکه می‌ندازی‌ها.

552
00:34:32,050 --> 00:34:34,800
‫من هم آدمـم.
‫- صحیح.

553
00:34:35,450 --> 00:34:38,070
‫ولی حالا که می‌دونی روبی قاتل نبوده

554
00:34:38,100 --> 00:34:39,980
‫باز هم رفتار آدمیزادی ازت ندیدم.

555
00:34:42,810 --> 00:34:45,220
‫خسته شدم این‌قدر دست روی دست گذاشتم.

556
00:34:45,770 --> 00:34:47,720
‫دیگه داره مورمورم می‌شه.

557
00:34:49,480 --> 00:34:50,500
‫عجب.

558
00:34:50,630 --> 00:34:52,210
‫زنی که با قاتل‌ها خوابیده

559
00:34:52,240 --> 00:34:54,890
‫و داستان‌هاش تن مَردهای گُنده رو
‫به لرزه می‌ندازه، ترسیده.

560
00:34:54,960 --> 00:34:57,270
‫جالبـه.
‫- دارم جدی می‌گم، بلِیک!

561
00:34:58,070 --> 00:35:00,510
‫نزدیک بود بمیریم.

562
00:35:03,600 --> 00:35:06,270
‫شنیدم که کوایِن و اَندی اومدن بیرون

563
00:35:06,290 --> 00:35:07,840
‫و باهاش درگیر شدن.

564
00:35:08,170 --> 00:35:09,910
‫فهمیدم طرف بافومه‌ست.

565
00:35:11,130 --> 00:35:14,450
‫ولی... ولی کنار پنجره خشکم زد.

566
00:35:14,930 --> 00:35:16,380
‫جرئت نکردم نگاه کنم.

567
00:35:16,410 --> 00:35:18,840
‫فقط... تصور می‌کردم داره چی می‌شه.

568
00:35:19,820 --> 00:35:20,920
‫اِشکال نداره.

569
00:35:23,070 --> 00:35:24,980
‫نتونستم داد بزنم و بگم «بسـه!».

570
00:35:25,680 --> 00:35:27,570
‫چاقو رو برنداشتم که برم کمک.

571
00:35:27,760 --> 00:35:28,770
‫فقط...

572
00:35:30,930 --> 00:35:33,220
‫درجا خشکم زد.

573
00:35:34,560 --> 00:35:36,520
‫تا حالا این‌قدر احساس
‫بی‌عرضگی نکرده بودم.

574
00:35:40,080 --> 00:35:41,650
‫ترسیده بودی دیگه.

575
00:35:43,650 --> 00:35:46,900
‫درکت می‌کنم.

576
00:35:51,070 --> 00:35:52,750
‫تازه از پشت دیوار ترسیدم.

577
00:35:55,100 --> 00:35:56,990
‫اگه روبه‌روم ظاهر بشه...

578
00:35:57,770 --> 00:35:59,070
‫باز خشکم می‌زنه؟

579
00:36:00,470 --> 00:36:02,170
‫زنده می‌مونم؟

580
00:36:08,060 --> 00:36:10,590
‫تا پیش نیاد، نمی‌فهمیم.

581
00:36:15,680 --> 00:36:16,760
‫ولی

582
00:36:17,690 --> 00:36:18,760
‫تبریک می‌گم.

583
00:36:20,280 --> 00:36:21,420
‫بابت چی؟

584
00:36:22,100 --> 00:36:23,570
‫مثل یه آدم معمولی

585
00:36:23,590 --> 00:36:25,170
‫به این موقعیت واکنش نشون دادی.

586
00:36:25,300 --> 00:36:26,410
‫آها. آره.

587
00:36:29,310 --> 00:36:30,320
‫آره.

588
00:36:32,100 --> 00:36:34,260
‫جدی می‌گم.
‫قدم بزرگی برداشتی.

589
00:36:36,930 --> 00:36:38,600
‫می‌شه یه‌کم اینجا بمونم؟

590
00:36:39,860 --> 00:36:40,960
‫یعنی... حالا که...

591
00:36:40,980 --> 00:36:43,030
‫حالا که مثل یه آدم
‫معمولی شدم، می‌شه؟

592
00:36:46,190 --> 00:36:47,610
‫باشه. مشکلی نیست.

593
00:36:48,660 --> 00:36:51,360
‫می‌خوام حواسم رو با یه چیزی پرت کنم.

594
00:36:53,560 --> 00:36:56,000
‫چیزه... من می‌رم...

595
00:36:57,110 --> 00:36:59,510
‫می‌رم ببینم پاسور
‫یا چیزی پیدا می‌کنم یا نه.

596
00:37:00,850 --> 00:37:02,210
‫قرار نیست پوکر لختی بازی کنیم.

597
00:37:02,210 --> 00:37:05,510
‫من نگفتم...
‫باشه.

598
00:37:05,790 --> 00:37:08,400
‫- آره.
‫- برو بابا. من چیزی نگفتم!

599
00:37:09,290 --> 00:37:10,410
‫یه‌کم خوراکی هم می‌آرم.

600
00:37:11,380 --> 00:37:12,470
‫بیسکوییت و این‌ها.

601
00:37:13,730 --> 00:37:14,960
‫آره، خوبـه.

602
00:37:17,550 --> 00:37:19,140
‫مراقب باش.

603
00:37:39,670 --> 00:37:41,760
‫گوسفندهامون برگشتن به آغل‌شون.

604
00:37:42,650 --> 00:37:43,910
‫ولی معلوم نیست تا کِی می‌مونن.

605
00:37:45,220 --> 00:37:47,050
‫باید کم‌کم ذبحشون کنیم.

606
00:37:50,950 --> 00:37:52,010
‫موافقـم.

607
00:37:53,880 --> 00:37:56,320
‫با هنرمندمون حرف زدی؟

608
00:37:59,070 --> 00:38:01,130
‫فقط لب و دهنـه

609
00:38:02,120 --> 00:38:03,540
‫و هیچی بارش نیست.

610
00:38:05,450 --> 00:38:06,710
‫یه گوسفند مثل بقیه‌شونـه.

611
00:38:09,260 --> 00:38:11,160
‫واقعاً ناامیدم کرد.

612
00:38:13,330 --> 00:38:14,940
‫پس شروع کنیم؟

613
00:38:19,710 --> 00:38:23,140
‫تو من رو خوشبختِ عالم کردی.

614
00:38:35,770 --> 00:38:38,270
‫مثل این‌که توی دردسر افتادم.

615
00:38:40,310 --> 00:38:44,550
‫قبلش هم با دادوفریادم
‫همه رو ناراحت کردم.

616
00:38:45,800 --> 00:38:48,000
‫نکنه به مَردونگیِ ناچیزت برخورده؟

617
00:38:48,780 --> 00:38:49,900
‫دیگه به کار ما نمی‌آی.

618
00:38:50,400 --> 00:38:51,420
‫عجب.

619
00:38:52,290 --> 00:38:54,580
‫ما رو دور ننداز، داداش.

620
00:38:55,220 --> 00:38:58,000
‫من یه پیرمرد بی‌عرضه نیستم

621
00:38:58,560 --> 00:39:01,490
‫که دربه‌در دنبال جلب توجه دیگرانـه.

622
00:39:02,200 --> 00:39:04,490
‫تو نمی‌دونی من کی‌ام.

623
00:39:04,930 --> 00:39:06,590
‫اتفاقاً خوب می‌دونم.

624
00:39:09,380 --> 00:39:11,720
‫از همون اول تنت می‌خارید.

625
00:39:11,970 --> 00:39:13,760
‫امروز می‌خوام برات بخارونمش.

626
00:39:20,730 --> 00:39:22,150
‫برو پی کارِت، پیرمرد.

627
00:39:57,880 --> 00:39:59,750
‫هیــس.

628
00:41:11,730 --> 00:41:13,010
‫این قسمت کار رو دوست دارم.

629
00:41:19,980 --> 00:41:22,270
‫بهش گفته بودم
‫من هم یه روی تاریک دارم.

630
00:41:39,770 --> 00:41:42,470
‫{\an8}[ ۳۰ سال قبل ]

631
00:42:04,990 --> 00:42:06,710
‫اینجا عالیـه.

632
00:42:07,740 --> 00:42:08,750
‫بالاخره رسیدیم

633
00:42:09,240 --> 00:42:10,830
‫به محل تلاقی خطوط باستانی.

634
00:42:11,910 --> 00:42:12,990
‫همین‌جاست.

635
00:42:16,210 --> 00:42:17,240
‫آماده‌ای؟

636
00:42:22,430 --> 00:42:25,110
‫بریم بافومه رو
‫توی دریای خون احضار کنیم.

637
00:42:26,810 --> 00:42:27,830
‫بیا.

638
00:42:29,970 --> 00:42:31,040
‫بیا دیگه.

639
00:44:26,200 --> 00:44:28,550
‫شرمنده، فکرش رو نمی‌کردم
‫که پیداکردن کارت‌ها

640
00:44:28,580 --> 00:44:29,840
‫این‌قدر طول بِکشه.

641
00:44:31,230 --> 00:44:34,400
‫اون بیرون بَدجور ساکتـه

642
00:44:35,390 --> 00:44:40,440
‫و همه‌ش فکر می‌کردم
‫طرف الان می‌پره جلوم.

643
00:44:43,410 --> 00:44:44,720
‫وضعیت خیلی داغونـه.

644
00:44:44,830 --> 00:44:47,410
‫آره، هیچی بَدتر از تنهایی نیست.

645
00:44:47,730 --> 00:44:49,320
‫انگار همه به فکر خودشونـن.

646
00:44:51,140 --> 00:44:52,460
‫من هم بلاگر نشدم

647
00:44:52,480 --> 00:44:54,460
‫که بخوام با همه‌چی
‫ارتباط مستقیم داشته باشم.

648
00:44:57,020 --> 00:44:59,390
‫کاش می‌شد با حرف‌زدن،
‫قاتل‌ها رو دور کرد.

649
00:45:01,610 --> 00:45:05,390
‫خب، هشت دیوانه یا جین رامی؟
‫بازیِ دیگه‌ای بلد نیستم.

650
00:45:05,410 --> 00:45:06,440
‫بده من.

651
00:45:07,290 --> 00:45:08,960
‫معلومـه که هشت دیوانه.

652
00:45:08,400 --> 00:45:08,960
‫{\an8}(کنایه از هشت شخصیت اصلی مسافرخونه.)

653
00:45:14,220 --> 00:45:17,980
‫بچه که بودم،
‫مامانم تا دیروقت کار می‌کرد.

654
00:45:18,810 --> 00:45:21,700
‫من رو می‌فرستاد خونه‌ی مامان‌بزرگم
‫و اونجا پاسوربازی می‌کردیم.

655
00:45:22,100 --> 00:45:24,930
‫این تنها بازی بچگانه‌ای بود
‫که روی اعصاب مامان‌بزرگم نمی‌رفت.

656
00:45:25,450 --> 00:45:28,960
‫نمی‌تونم بچگی تو رو تصور کنم.

657
00:45:30,210 --> 00:45:31,930
‫من همیشه کوچیک‌ترین
‫بچه‌ی کلاس بودم.

658
00:45:32,160 --> 00:45:33,210
‫شوخی می‌کنی؟

659
00:45:35,680 --> 00:45:37,570
‫از دید من، تو دختری بودی که

660
00:45:38,210 --> 00:45:41,070
‫مجبور شده زود بزرگ بشه.

661
00:45:42,810 --> 00:45:44,360
‫مادرش تا دیروقت کار می‌کرده

662
00:45:44,380 --> 00:45:47,600
‫و احتمالاً باباش هم

663
00:45:47,630 --> 00:45:50,030
‫دیربه‌دیر سر می‌زده؟
‫- نه، اتفاقاً بابام بود

664
00:45:50,050 --> 00:45:52,620
‫ولی هیچی از بچه‌داری سر در نمی‌آورد.

665
00:45:53,100 --> 00:45:55,360
‫یادمـه چهار سالم بود

666
00:45:55,530 --> 00:45:58,270
‫که ازم خواست پُف‌فیل درست کنم.

667
00:45:59,210 --> 00:46:00,960
‫آره، از یه بچه این رو خواست.

668
00:46:01,440 --> 00:46:04,040
‫طبیعتاً پاکت پُف‌فیل آتیش گرفت

669
00:46:04,350 --> 00:46:06,920
‫و با همون سن کمَم فهمیدم
‫که باید یه کاری بکنم

670
00:46:06,950 --> 00:46:08,500
‫در نتیجه

671
00:46:09,480 --> 00:46:11,150
‫پاکت رو برداشتم

672
00:46:11,170 --> 00:46:12,660
‫و پرتش کردم توی حیاط.

673
00:46:12,790 --> 00:46:15,170
‫پشمام. تو بچه بودی.
‫دستت نسوخت؟

674
00:46:15,200 --> 00:46:17,830
‫چرا، یه‌کم سوخت.
‫ولی چیزی نبود.

675
00:46:17,830 --> 00:46:18,870
‫نمُردم که.

676
00:46:22,350 --> 00:46:25,280
‫وا.
‫داستان غم‌انگیز که بهت نگفتم!

677
00:46:25,300 --> 00:46:27,850
‫همین‌طوری یاد گرفتم
‫که روی پای خودم وایستم.

678
00:46:28,400 --> 00:46:31,220
‫هم می‌تونم سریع
‫خودم رو از معرکه خلاص کنم

679
00:46:31,240 --> 00:46:32,760
‫و هم سریع وارد معرکه بشم.

680
00:46:33,530 --> 00:46:34,780
‫مثل وقتی که روبی رو...

681
00:46:40,530 --> 00:46:43,000
‫خیلی ترسیده بودم...

682
00:46:48,200 --> 00:46:50,040
‫خدا می‌دونه وقتی بهش حمله کردیم

683
00:46:50,070 --> 00:46:51,710
‫چه حسی داشته.

684
00:46:54,200 --> 00:46:55,580
‫کار بَدی کردیم.

685
00:47:00,310 --> 00:47:01,320
‫آره.

686
00:47:56,880 --> 00:48:16,880
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

