﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,887 --> 00:00:13,472
‫- لوکاس؟
‫- چیه؟

3
00:00:14,139 --> 00:00:16,014
‫اگه فقط باهاش حرف بزنیم چی؟

4
00:00:16,015 --> 00:00:19,019
‫گذاشت اون نوزاد بره.
‫شاید بذاره بچه‌ها هم برن

5
00:00:20,062 --> 00:00:22,021
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫بری پیشش و ازش بخوای؟

6
00:00:22,022 --> 00:00:23,606
‫باید یه کاری بکنیم

7
00:00:23,607 --> 00:00:25,691
‫ولش کن. چرا تحریکش کنیم؟

8
00:00:25,692 --> 00:00:27,735
‫منظورت چیه؟ اونا بچه‌ان.
‫نباید اینجا باشن

9
00:00:27,736 --> 00:00:30,446
‫- یعنی چی؟ ما باید باشیم؟
‫- بیخیال، منظورش این نبود

10
00:00:30,447 --> 00:00:31,949
‫اونا فکر می‌کنن از ما بهترن

11
00:00:33,325 --> 00:00:35,035
‫من فقط میگم اونا بچه‌ان

12
00:00:35,619 --> 00:00:37,913
‫- و میگم باید فقط ازش بخوایم
‫- هی

13
00:00:38,622 --> 00:00:40,332
‫فکر کنم از مرحله‌ی خواستن رد شدیم

14
00:00:58,183 --> 00:00:59,726
‫اون یه چیزی داره

15
00:01:00,310 --> 00:01:01,562
‫توی کیفشه، نمی‌تونم...

16
00:01:02,521 --> 00:01:04,105
‫نمی‌تونم دقیق ببینمش

17
00:01:04,690 --> 00:01:06,065
‫سلام سم

18
00:01:06,066 --> 00:01:08,569
‫کاروان حدود نیم ساعت
‫با برگمن‌اشتراسه فاصله داره

19
00:01:14,783 --> 00:01:16,242
‫هی!

20
00:01:16,243 --> 00:01:18,077
‫- برو، فقط ادامه بده
‫- سم؟

21
00:01:18,078 --> 00:01:19,453
‫لعنتی. گندش بزنن

22
00:01:19,454 --> 00:01:22,206
‫یکی از اونا رو زیر قطار دیده بودم

23
00:01:22,207 --> 00:01:24,542
‫- به بمب‌ها وصل بود
‫- سم، اوضاع خوبه؟

24
00:01:24,543 --> 00:01:26,586
‫اگه اون چاشنی باشه، باید بگیریمش

25
00:01:26,587 --> 00:01:29,798
‫نه، نه، نه. چرا باید اوضاع رو بدتر کنیم؟

26
00:01:35,220 --> 00:01:37,889
‫نه اسلحه دیدم، نه چاقو. هیچی

27
00:01:37,890 --> 00:01:39,307
‫حتماً اسلحه داره

28
00:01:39,308 --> 00:01:42,060
‫- بدون اسلحه نمی‌تونست این کارو بکنه
‫- دیدیش؟

29
00:01:42,936 --> 00:01:44,145
‫دیدیش؟

30
00:01:44,146 --> 00:01:47,023
‫نه، چون مسلح نیست. و تک و تنهاست

31
00:01:47,024 --> 00:01:48,608
‫و ما این پشت کلی آدمیم

32
00:01:48,609 --> 00:01:53,363
‫اگه همه با هم بریم، اگه یه سلاح داشته باشیم
‫یه شانسی داریم

33
00:01:53,989 --> 00:01:56,616
‫گفت قطار بمب‌گذاری شده، باشه؟

34
00:01:56,617 --> 00:01:57,951
‫اگه ماشه رو بکشه چی؟

35
00:01:58,702 --> 00:02:01,788
‫اگه بمبی هم باشه،
‫باید قبل از این‌که اتفاقی بیفته بریم سراغش

36
00:02:01,812 --> 00:02:02,914
‫از این طرف لطفاً

37
00:02:02,915 --> 00:02:03,916
‫همه چی درست میشه

38
00:02:04,499 --> 00:02:06,375
‫می‌تونی چراغ‌ها رو از اینجا خاموش کنی، درسته؟

39
00:02:06,376 --> 00:02:08,085
‫- سم، هستی؟
‫- بله

40
00:02:08,086 --> 00:02:10,672
‫- یعنی کل قطار؟
‫- آره

41
00:02:11,924 --> 00:02:13,467
‫سم؟ جواب بده

42
00:02:14,801 --> 00:02:16,845
‫وقتی آماده باشم باهات حرف می‌زنم

43
00:02:17,429 --> 00:02:18,971
‫باشه، فقط می‌خواستیم تأیید کنیم

44
00:02:18,972 --> 00:02:21,098
‫که همه چی برای تحویل طبق برنامه‌ست

45
00:02:21,099 --> 00:02:23,602
‫دلیلی داری فکر کنی که ممکنه نباشه؟

46
00:02:25,145 --> 00:02:26,771
‫- نه
‫- نه؟ باشه، خوبه

47
00:02:26,772 --> 00:02:29,816
‫پس توافق داریم، تا وقتی برسیم برگمن‌اشتراسه
‫مزاحممون نشین، باشه؟

48
00:02:31,568 --> 00:02:33,945
‫- من میرم اونجا
‫- منم

49
00:02:33,946 --> 00:02:35,321
‫شاید من بتونم برم باهاش حرف بزنم؟

50
00:02:35,322 --> 00:02:38,407
‫- کالین، به بچه‌ها فکر کن
‫- دارم فکر می‌کنم. تو پیششون بمون

51
00:02:38,408 --> 00:02:40,326
‫چطوره یکم دیگه صبر کنیم؟

52
00:02:43,539 --> 00:02:44,915
‫به اندازه‌ی کافی صبر کردیم

53
00:02:45,666 --> 00:02:48,084
‫باشه. یه دقیقه

54
00:02:48,085 --> 00:02:49,086
‫چی؟

55
00:02:50,170 --> 00:02:51,463
‫یه دقیقه دیگه،

56
00:02:52,589 --> 00:02:53,841
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

57
00:02:55,259 --> 00:02:57,219
‫اوتو، یه دقیقه

58
00:03:00,764 --> 00:03:03,516
‫بهش فکر کنین.
‫گذاشت اون نوزاد از قطار پیاده شه

59
00:03:03,517 --> 00:03:04,809
‫اگه همه این عقب بمونیم

60
00:03:04,810 --> 00:03:06,937
‫مطمئنم میذاره بقیه‌مون هم پیاده شیم

61
00:03:15,654 --> 00:03:16,655
‫ببخشید

62
00:03:17,197 --> 00:03:19,282
‫چرا بچه‌ها باید اینجا باشن؟

63
00:03:19,283 --> 00:03:20,325
‫می‌تونی بذاری برن؟

64
00:03:21,326 --> 00:03:22,327
‫خواهش می‌کنم؟

65
00:03:23,370 --> 00:03:25,664
‫همه‌تون به زودی پیاده می‌شین. خب؟

66
00:03:27,541 --> 00:03:29,209
‫چرا داری این کارو می‌کنی، مرد؟

67
00:03:32,045 --> 00:03:33,338
‫لازم نیست بدونی

68
00:03:34,173 --> 00:03:35,298
‫حالا بگیر بشین

69
00:03:35,299 --> 00:03:38,594
‫چرا بهم نمیگی جریان چیه و بعدش می‌شینم

70
00:03:46,185 --> 00:03:49,396
‫گفتم که، این خیلی زود تموم میشه

71
00:03:51,023 --> 00:03:52,608
‫هی، وایسا!

72
00:03:53,150 --> 00:03:54,151
‫کمک!

73
00:03:54,735 --> 00:03:55,903
‫لعنتی!

74
00:04:03,577 --> 00:04:05,287
‫تموم شد

75
00:04:06,371 --> 00:04:07,330
‫تموم شد

76
00:04:11,000 --> 00:04:18,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

77
00:05:06,223 --> 00:05:09,223
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

78
00:05:21,905 --> 00:05:24,699
‫مرسی که جورش کردی، زهرا.
‫می‌دونم راحت نبوده

79
00:05:24,700 --> 00:05:27,076
‫آره، از صفِ ناهار توی زندان بلمارش
‫بیرون کشیدنش،

80
00:05:27,077 --> 00:05:29,079
‫پس بی‌شک قرار نیست
‫دلِ خوشی داشته باشه

81
00:05:53,729 --> 00:05:54,897
‫یالا

82
00:06:07,159 --> 00:06:08,951
‫من اون‌طرف شیشه وایمیستم

83
00:06:08,952 --> 00:06:10,746
‫اگه من رو ببینه، قاتی می‌کنه

84
00:06:11,371 --> 00:06:12,372
‫باشه

85
00:06:48,408 --> 00:06:49,451
‫برگرد

86
00:07:18,355 --> 00:07:19,606
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

87
00:07:29,241 --> 00:07:30,242
‫بگردینش

88
00:07:32,828 --> 00:07:36,205
‫چیزی پیدا نمی‌کنین، باشه؟
‫مسلح نیستم، تفنگ ندارم

89
00:07:36,206 --> 00:07:37,583
‫می‌دونستم

90
00:07:41,128 --> 00:07:42,421
‫- عه...
‫- چی داره؟

91
00:07:43,422 --> 00:07:46,215
‫فقط یه بی‌سیم قابل حمل و کلید

92
00:07:46,216 --> 00:07:47,550
‫نه، نه

93
00:07:50,512 --> 00:07:52,930
‫قطار رو نگه دار

94
00:07:52,931 --> 00:07:55,057
‫- به حرفشون گوش نده، اوتو
‫- صبر کن. صبر کن

95
00:07:55,058 --> 00:07:56,475
‫اوتو، بهشون گوش نده

96
00:07:56,476 --> 00:07:58,228
‫- یا خدا
‫- خفه شو

97
00:08:02,900 --> 00:08:03,983
‫قطار رو نگه دار

98
00:08:03,984 --> 00:08:05,067
‫اوتو!

99
00:08:05,068 --> 00:08:06,152
‫نه، نه، ما باید...

100
00:08:06,153 --> 00:08:08,821
‫- باید ادامه بدیم
‫- نه، نه. اشکالی نداره. مسلح نیست

101
00:08:08,822 --> 00:08:10,281
‫سرقتِ قطار تموم شد

102
00:08:10,282 --> 00:08:12,659
‫همه‌مون پیاده می‌شیم،
‫پس بهتره قطارِ لعنتی رو نگه داری

103
00:08:13,452 --> 00:08:14,494
‫خواهش می‌کنم

104
00:08:41,313 --> 00:08:43,397
‫- بیاین بریم بیرون
‫- نمی‌خوای این کارو بکنی

105
00:08:43,398 --> 00:08:45,399
‫اَه، خفه شو! از کُس‌شعراتت خسته شدم.

106
00:08:45,400 --> 00:08:46,484
‫میرم بقیه رو میارم

107
00:08:46,485 --> 00:08:50,072
‫نه. اگه کسی پاش رو از این قطار بیرون بذاره،
‫همه‌تون می‌میرین

108
00:08:51,323 --> 00:08:54,535
‫اگه کسی پیاده بشه بمب‌ها منفجر میشن

109
00:08:55,494 --> 00:08:56,703
‫راست میگه

110
00:08:59,540 --> 00:09:01,457
‫- این بمب‌های لعنتی کجان؟
‫- زیر قطار

111
00:09:01,458 --> 00:09:02,918
‫اگه باور نمی‌کنی، نگاه کن

112
00:09:03,752 --> 00:09:05,796
‫باشه. اوتو، اوتو. نشونشون بده

113
00:09:10,175 --> 00:09:11,218
‫هی، هی، هی

114
00:09:50,174 --> 00:09:54,844
‫صد کیلوگرم سدیم‌کلرات و شکر
‫با سمتکس آماده‌ی انفجار شده

115
00:09:54,845 --> 00:09:59,390
‫جرم‌شناس‌ها تمام لوازم آپارتمان بمب‌ساز
‫و بقایایی رو که پیدا کردم بررسی کردن

116
00:09:59,391 --> 00:10:01,143
‫الان باید گزارش کامل دستتون باشه

117
00:10:04,062 --> 00:10:05,272
‫یا خدا

118
00:10:17,868 --> 00:10:21,662
‫و چاشنی‌های این بمب‌ها،
‫می‌تونین از راه دور غیرفعالشون کنین؟

119
00:10:21,663 --> 00:10:24,957
‫نه، سیستم کاملاً ایزوله‌ست

120
00:10:24,958 --> 00:10:28,002
‫اگه برسونیدم زیر قطار شاید
‫شانسی داشته باشم، وگرنه...

121
00:10:28,003 --> 00:10:32,966
‫باشه، ولی اصلاً چطور آدمی مثل سم
‫با همچین بمب‌سازی آشنا شده؟

122
00:10:35,427 --> 00:10:37,137
‫سؤال خوبیه، خانم تاچر

123
00:10:51,443 --> 00:10:52,569
‫اجازه بده...

124
00:10:54,947 --> 00:10:56,823
‫پلیسی یا چی؟

125
00:10:58,075 --> 00:11:00,118
‫پلیس جنایی فدرال

126
00:11:00,953 --> 00:11:03,037
‫اینجا مال توئه؟

127
00:11:03,038 --> 00:11:07,668
‫آلمانی‌ام در حد «پیلزنر تموم شده»
‫و «نه، نسیه نمی‌دیم»ـه

128
00:11:14,383 --> 00:11:16,802
‫اون رو یادت میاد، نه؟
‫اگه اینجا بوده باشه؟

129
00:11:19,930 --> 00:11:23,016
‫من چهره‌ها رو خوب یادم نمی‌مونه. هوم؟

130
00:11:37,906 --> 00:11:39,658
‫پس مشتری ثابت اینجایی، آره؟

131
00:11:44,580 --> 00:11:46,582
‫تا حالا اینجا دیدیش؟

132
00:11:51,336 --> 00:11:52,671
‫فکر کنم دیروز دیدمش

133
00:11:53,380 --> 00:11:54,840
‫چه ساعتی؟

134
00:11:55,507 --> 00:11:56,675
‫حدود هفت

135
00:11:58,177 --> 00:11:59,970
‫اونجا نشسته بود...

136
00:12:01,680 --> 00:12:03,098
‫...با یه مرد انگلیسی دیگه

137
00:12:04,349 --> 00:12:05,766
‫انگلیسی؟

138
00:12:05,767 --> 00:12:07,102
‫آره

139
00:12:07,519 --> 00:12:10,189
‫یه جورایی تیپ افسری داشت

140
00:12:11,732 --> 00:12:14,526
‫یکم... از خودراضی بود

141
00:12:19,406 --> 00:12:21,033
‫من رو کجا می‌برید؟

142
00:12:23,327 --> 00:12:24,369
‫کسی چیزی نمیگه؟

143
00:12:26,788 --> 00:12:29,166
‫شما دوتا احمق قرار بود ازم محافظت کنین

144
00:12:30,417 --> 00:12:34,254
‫بعد الان داریم وسط روز
‫تو خیابون می‌چرخیم

145
00:12:35,631 --> 00:12:37,757
‫سه ماهه این مسخره‌بازی ادامه داره

146
00:12:37,758 --> 00:12:39,926
‫امیدوارم این دیوونه
‫تو رو به ریل‌ها ببنده

147
00:12:39,927 --> 00:12:43,180
‫جدی میگم، لنگ،
‫داریم کدوم گوری می‌ریم، هان؟

148
00:12:44,223 --> 00:12:45,224
‫مرکز...

149
00:12:45,807 --> 00:12:48,185
‫۲۷ دقیقه مونده برسیم برگمن‌اشتراسه

150
00:12:59,363 --> 00:13:00,571
‫غیرفعالشون کن

151
00:13:00,572 --> 00:13:01,989
‫- الان
‫- نمی‌تونم

152
00:13:01,990 --> 00:13:04,867
‫نه، باید یه... یه چاشنی، یه ماشه
‫یا یه چیزی داشته باشی

153
00:13:04,868 --> 00:13:07,078
‫ندارم، حتی نمی‌دونم چندتا هستن

154
00:13:07,079 --> 00:13:08,705
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟

155
00:13:15,212 --> 00:13:16,421
‫چی شده؟

156
00:13:25,347 --> 00:13:26,431
‫کجا میری؟

157
00:13:32,312 --> 00:13:33,980
‫از کُس‌شعراتت خسته شدم!

158
00:13:33,981 --> 00:13:35,982
‫نمی‌فهمی چی میگم، خب؟

159
00:13:35,983 --> 00:13:39,360
‫اینجا کنترل اوضاع دستِ من نیست

160
00:13:39,361 --> 00:13:41,029
‫چی میگی؟

161
00:13:45,826 --> 00:13:47,869
‫مجبورم می‌کنن این کارو بکنم

162
00:13:47,870 --> 00:13:49,413
‫- کی مجبورت می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم کی

163
00:13:50,581 --> 00:13:52,624
‫می‌دونید چیه؟ مهم نیست کیه

164
00:13:53,250 --> 00:13:57,211
‫چیزی که می‌دونم اینه که اگه اوضاع
‫طبق خواسته‌شون پیش نره،

165
00:13:57,212 --> 00:13:58,796
‫این قطار رو منفجر می‌کنن

166
00:13:58,797 --> 00:14:01,842
‫شاید یک، دو یا سه نفرتون
‫جون سالم به در ببرن، ولی بقیه...

167
00:14:05,262 --> 00:14:06,805
‫ولی اگه به حرف من گوش بدین...

168
00:14:08,557 --> 00:14:10,017
‫می‌تونم از این مهلکه نجاتتون بدم

169
00:14:19,776 --> 00:14:21,445
‫هنوز خبری از قطار نیست؟

170
00:14:22,070 --> 00:14:24,323
‫نه، از وقتی وایساده دیگه خبری نیست

171
00:14:25,449 --> 00:14:26,617
‫از این وضعیت خوشم نمیاد

172
00:14:28,660 --> 00:14:30,745
‫باید با نلسون حرف بزنی

173
00:14:30,746 --> 00:14:33,122
‫شنیدی چی گفت.
‫تا برگمن‌اشتراسه تماس نگیریم

174
00:14:33,123 --> 00:14:35,416
‫اصلاً از کجا بدونیم میاد اونجا؟

175
00:14:35,417 --> 00:14:36,543
‫ما یه توافق داریم

176
00:14:37,920 --> 00:14:38,921
‫الو؟

177
00:14:40,339 --> 00:14:42,924
‫اگه نمی‌تونی تضمین کنی که
‫موقع تحویل قراره اونجا باشه،

178
00:14:42,925 --> 00:14:44,676
‫پس باید کاروان رو متوقف کنی

179
00:14:47,012 --> 00:14:49,014
‫من واقعاً نباید باهات حرف بزنم

180
00:14:51,850 --> 00:14:53,101
‫چرا باید این کارو بکنم؟

181
00:15:03,654 --> 00:15:06,656
‫حرفم رو گوش کن.
‫این کاریه که باید انجام بدیم

182
00:15:06,657 --> 00:15:09,325
‫باید باور کنن که هنوز منم
‫که قطار رو دزدیدم

183
00:15:09,326 --> 00:15:11,160
‫- خب هستی
‫- نیستم

184
00:15:11,161 --> 00:15:12,703
‫اونا مجبورم کردن این قطار رو بدزدم

185
00:15:12,704 --> 00:15:16,374
‫و گفتن یکی... یکی کل مدت
‫مواظبم خواهد بود

186
00:15:16,375 --> 00:15:18,376
‫کی؟ کی داره تو رو می‌پاد؟

187
00:15:18,377 --> 00:15:21,003
‫- همون که فردی رو کشت؟
‫- اون فردی رو کشت

188
00:15:21,004 --> 00:15:23,131
‫- اگه یکی دیگه هم باشه چی؟
‫- اون چی؟

189
00:15:23,966 --> 00:15:25,092
‫آره، تو

190
00:15:25,759 --> 00:15:27,177
‫معلومه اونم توی این قضیه دست داره

191
00:15:29,096 --> 00:15:30,388
‫من... من به کسی آسیب نزدم

192
00:15:30,389 --> 00:15:32,682
‫خب پس کی زده؟ هان؟

193
00:15:32,683 --> 00:15:35,268
‫باید یه چیزی بدونی.
‫همه چی اونجا اتفاق افتاد، نه؟

194
00:15:35,269 --> 00:15:37,436
‫- هی، ببین، اون فقط اپراتوره، خب؟
‫- با تو هستم!

195
00:15:37,437 --> 00:15:39,272
‫هیچ‌کدوممون نمی‌خواستیم کسی بمیره

196
00:15:43,986 --> 00:15:44,987
‫هشت تا بمب

197
00:15:46,405 --> 00:15:47,906
‫دوتا زیر هر واگن

198
00:15:50,659 --> 00:15:51,660
‫یا خدا

199
00:15:52,452 --> 00:15:54,036
‫نمی‌خوای کسی آسیب ببینه؟

200
00:15:54,060 --> 00:15:56,164
‫عجب روشی برای نشون دادنش که انتخاب کردی

201
00:15:57,332 --> 00:16:00,459
‫سم، رئیس پلیس وینتر هستم

202
00:16:00,460 --> 00:16:03,630
‫می‌دونم نمی‌خواستی باهات تماس بگیریم،
‫ولی می‌بینیم که متوقف شدید

203
00:16:04,339 --> 00:16:05,924
‫اوضاع خوبه؟

204
00:16:07,092 --> 00:16:10,344
‫سم، باید تأیید کنی که همه حالشون خوبه

205
00:16:10,345 --> 00:16:12,890
‫تا بتونیم تحویل رو تو برگمن‌اشتراسه انجام بدیم

206
00:16:13,473 --> 00:16:16,351
‫صبر کن، تحویل؟ چه تحویلی؟
‫داره از چی حرف می‌زنه؟

207
00:16:17,769 --> 00:16:18,854
‫جواب بده!

208
00:16:20,939 --> 00:16:24,358
‫باشه، یه... یه مردی هست، خب؟

209
00:16:24,359 --> 00:16:28,112
‫یه خلافکار کله‌گنده‌ست.
‫اینجا تو برلین نگهداری میشه

210
00:16:28,113 --> 00:16:31,867
‫و اونایی که پشت این قضیه‌ان،
‫کسایی که مجبورم کردن این کارو بکنم

211
00:16:32,784 --> 00:16:37,831
‫می‌خواستن من قطار رو بدزدم
‫و شماها رو با اون مرد عوض کنم

212
00:16:39,416 --> 00:16:41,460
‫خب، یعنی ما گروگانیم؟

213
00:16:43,295 --> 00:16:44,296
‫آره

214
00:16:44,880 --> 00:16:48,382
‫پلیس تا وقتی جون آدم‌ها در خطر نباشه
‫تحویل رو انجام نمیده

215
00:16:48,383 --> 00:16:50,593
‫این قراره حال ما رو بهتر کنه؟

216
00:16:50,594 --> 00:16:52,386
‫سم، با من حرف بزن

217
00:16:52,387 --> 00:16:53,721
‫آره

218
00:16:53,722 --> 00:16:56,433
‫خیلی‌خب؟ چون اون تا وقتی شما
‫از قطار پیاده نشین

219
00:16:57,893 --> 00:16:59,770
‫اون مرد رو تحویل نمیده

220
00:17:02,314 --> 00:17:05,817
‫پس می‌خوای ما همچنان گروگان بمونیم؟

221
00:17:09,655 --> 00:17:12,115
‫این بهترین شانسیه که
‫برای زنده موندن دارید

222
00:17:29,967 --> 00:17:31,218
‫نگاه کنین

223
00:17:34,847 --> 00:17:36,681
‫واگن ۲۶۰۰ صحبت می‌کنه

224
00:17:36,682 --> 00:17:40,560
‫حدود ۲۰ دقیقه با برگمن‌اشتراسه فاصله داریم

225
00:17:40,561 --> 00:17:42,896
‫اوتو! حالت خوبه؟

226
00:17:43,438 --> 00:17:44,439
‫سم کجاست؟

227
00:17:54,449 --> 00:17:57,660
‫من اینجام. همه چی طبق برنامه‌ست

228
00:17:57,661 --> 00:17:59,913
‫وقتی برسیم برگمن‌اشتراسه،

229
00:18:00,664 --> 00:18:02,249
‫اگه جان بیلی براون اونجا باشه

230
00:18:03,000 --> 00:18:05,502
‫همه‌ی این مسافرها از قطار پیاده میشن

231
00:18:08,088 --> 00:18:10,715
‫سم، خیلی خوبه که این رو می‌شنوم

232
00:18:10,716 --> 00:18:12,551
‫خوشحالم دوباره در ارتباطیم

233
00:18:24,938 --> 00:18:27,648
‫ببین، اگه دست از بازی در آوردن برداری
‫و بهم کمک کنی،

234
00:18:27,649 --> 00:18:29,276
‫کارهایی هست که می‌تونم انجام بدم

235
00:18:30,652 --> 00:18:32,528
‫من پشت میله‌هام، کارآگاه

236
00:18:32,529 --> 00:18:37,075
‫دقیقاً به اندازه‌ی تو خبر دارم،
‫که کم‌کم داره معلوم میشه هیچی نیست

237
00:18:37,784 --> 00:18:40,454
‫این حادثه‌ی تروریستی
‫بوی جرائم سازمان یافته میده

238
00:18:41,580 --> 00:18:43,248
‫فقط می‌خوام بدونم چی شنیدی

239
00:18:48,170 --> 00:18:50,631
‫در مورد اتفاقات برلین چیزی نشنیدم

240
00:18:51,298 --> 00:18:53,217
‫پس قبول داری یه خبرهایی هست؟

241
00:18:55,302 --> 00:18:58,514
‫بیخیال، استوارت، می‌دونم احمق نیستی

242
00:18:59,890 --> 00:19:01,141
‫تو در انتظار محاکمه‌ای، نه؟

243
00:19:03,352 --> 00:19:05,520
‫می‌تونم با دادستانی حرف بزنم

244
00:19:05,521 --> 00:19:08,607
‫ببینم می‌تونم وضعیتت رو
‫یکم راحت‌تر کنم یا نه

245
00:19:10,067 --> 00:19:12,277
‫چندتا امتیاز بیشتر، سلول بزرگ‌تر

246
00:19:13,028 --> 00:19:16,489
‫و خدا رو چه دیدی، شاید حتی بتونیم
‫چند سال از حکمت کم کنیم

247
00:19:16,490 --> 00:19:19,408
‫می‌تونی ماه رو هم با یه چوب برام بیاری
‫هیچ فرقی برات نمی‌کنه

248
00:19:19,409 --> 00:19:20,494
‫اونم همین رو بهت میگه

249
00:19:23,330 --> 00:19:25,624
‫برام عجیبه

250
00:19:26,917 --> 00:19:28,460
‫کارِ شماها همینه، نه؟

251
00:19:29,156 --> 00:19:32,576
‫همیشه به فکر منافع خودتونید

252
00:19:33,833 --> 00:19:35,547
‫ببین تهش به کجا رسیدی

253
00:19:37,000 --> 00:19:44,000


254
00:19:46,270 --> 00:19:49,897
‫…طی یک بیانیه،
‫اطلاعات محدودی منتشر کرده،

255
00:19:49,898 --> 00:19:54,110
‫اما حالا می‌دانیم سارق
‫ملیتی بریتانیایی دارد

256
00:19:54,111 --> 00:19:57,405
‫پلیس فدرال آلمان به عنوان
‫مسئول کنترل این عملیات اضطراری،

257
00:19:57,406 --> 00:19:59,282
‫ از اعلام هویت این فرد یا…

258
00:19:59,283 --> 00:20:01,134
‫- خوش اومدی
‫- و اظهارنظر در مورد…

259
00:20:01,159 --> 00:20:03,392
‫زندگی پرشکوه یه جاسوس

260
00:20:03,417 --> 00:20:07,582
‫من و لنگ شیش ماه اخیر رو
‫توی این دفتر مشغول به کار بودیم

261
00:20:07,583 --> 00:20:09,750
‫میشه گفت تنها آدمای
‫روی این کره‌ی خاکی که

262
00:20:09,751 --> 00:20:12,921
‫ذهن‌شون بیشتر از سم نلسون
‫درگیر جان بیلی براون بوده

263
00:20:16,258 --> 00:20:17,259
‫لطف می‌کنی؟

264
00:20:19,050 --> 00:20:22,111
‫من فقط حکم پیک‌موتوریت رو داشتم؟

265
00:20:22,482 --> 00:20:26,617
‫از اولش هم گفتم،
‫امکان نداره سم پشت این قضایا باشه

266
00:20:27,352 --> 00:20:30,300
‫حاضرم شرط ببندم
‫مدرک اثباتش یه جایی توی اون پرونده‌ست

267
00:20:42,034 --> 00:20:43,410
‫احیاناً…

268
00:20:44,075 --> 00:20:46,208
‫به وینتر نگفتی که داری میای اینجا؟

269
00:20:47,039 --> 00:20:49,374
‫اونی که دور از چشم بقیه
‫کارهاش رو انجام میده من نیستم

270
00:20:54,365 --> 00:20:55,446
‫« گزارش تحقیقات از
‫حادثه‌ی هواپیمای کینگدام ایرلاینز ۲۹ »

271
00:20:55,471 --> 00:20:56,805
‫کلی مطلب اینجاست

272
00:20:57,145 --> 00:20:59,355
‫گفتم که، خیلی مُصر بود

273
00:21:01,386 --> 00:21:03,054
‫در عین حال آدم آسیب‌پذیری هم بود

274
00:21:03,055 --> 00:21:08,015
‫پدر انتقام‌جویی که فکر و ذکرش
‫مردیه که باور داره پسرش رو کشته

275
00:21:08,325 --> 00:21:10,827
‫سم نلسون بهترین گزینه بود تا

276
00:21:10,852 --> 00:21:13,502
‫به برلین بکشوننش تا
‫کثافت‌کاری یکی دیگه رو انجام بده

277
00:21:13,941 --> 00:21:17,064
‫و تصاویر دوربین‌های مداربسته هم
‫آخرین قطعه‌ی پازل بود

278
00:21:17,402 --> 00:21:19,332
‫وقتی فهمیدیم بیلی براون اینجاست،

279
00:21:19,357 --> 00:21:21,993
‫به مقامات آلمانی گفتیم تمامی مدارک،

280
00:21:22,018 --> 00:21:24,353
‫مِن‌جمله تصاویر
‫دوربین‌های مداربسته رو از بین ببرن

281
00:21:24,378 --> 00:21:28,840
‫اینجوری تونستیم
‫قضیه رو سربسته نگه داریم

282
00:21:28,865 --> 00:21:30,615
‫خودم روش نظارت کردم

283
00:21:30,640 --> 00:21:33,919
‫ولی مشخصاً یکی این وسط تصمیم گرفت
‫تصاویر رو پیش خودش نگه داره

284
00:21:34,218 --> 00:21:35,511
‫کی؟

285
00:21:37,229 --> 00:21:39,444
‫من تمام مخاطب‌هام رو زیر و رو کردم

286
00:21:40,926 --> 00:21:43,142
‫کسی رو توی برلین می‌شناسی که
‫بتونه کمک‌مون کنه؟

287
00:21:48,308 --> 00:21:49,515
‫یکی رو می‌شناسم

288
00:21:50,798 --> 00:21:51,799
‫خوبه

289
00:21:52,479 --> 00:21:57,316
‫یه قرار ملاقات باهاش بذار
‫و ببین کی اینا رو به نلسون داده

290
00:21:57,829 --> 00:22:00,454
‫« بندر هامبورگ، دفاتر مهاجرتی »

291
00:22:06,952 --> 00:22:09,079
تقریباً ۷ دقیقه دیگه می‌رسیم

292
00:22:13,750 --> 00:22:15,586
‫این یارو کیه؟

293
00:22:16,253 --> 00:22:18,283
‫همینی که قراره ما رو باهاش معامله کنی

294
00:22:18,630 --> 00:22:22,050
‫حتماً آدم کله‌گنده‌ایه که
‫ارزش جون چند صد نفر رو داره

295
00:22:23,760 --> 00:22:25,554
‫به نظرم یه توضیح بهمون بدهکاری

296
00:22:27,175 --> 00:22:28,486
‫کیه؟

297
00:22:37,858 --> 00:22:38,993
‫تو باید بدونی

298
00:22:40,861 --> 00:22:41,862
‫هوم؟

299
00:22:44,406 --> 00:22:45,741
‫مطمئناً به تو گفته

300
00:23:14,311 --> 00:23:17,064
‫چرا می‌خوای قاتل پسرت رو آزاد کنی؟

301
00:23:29,133 --> 00:23:30,823
‫چون مادرش رو گرفتن

302
00:23:33,115 --> 00:23:34,903
‫و ممکنه اون رو هم بکشن

303
00:23:35,999 --> 00:23:38,001
‫مگه این که مو به مو
‫هر کاری که میگن رو انجام بدم

304
00:23:47,802 --> 00:23:49,178
‫حالا دیگه حقیقت رو می‌دونید

305
00:23:51,332 --> 00:23:52,416
‫درسته؟

306
00:23:52,441 --> 00:23:54,817
‫باشه، ولی… اون فقط یه نفره

307
00:23:54,842 --> 00:23:56,161
‫اینجا کلی آدم هست

308
00:23:56,186 --> 00:23:57,563
‫ولش کن

309
00:24:04,337 --> 00:24:07,130
‫خیلی‌خب.
‫بعداً برمی‌گردیم و به حسابش می‌رسیم.

310
00:24:07,155 --> 00:24:08,764
‫فعلاً شرش کم شد

311
00:24:10,749 --> 00:24:12,501
‫دیگه چه کاری ازمون ساخته‌ست؟

312
00:24:13,036 --> 00:24:15,872
‫اینجا نگهش داریم و نذاریم بویی از
‫ماجرا ببره. قرارمون این بود

313
00:24:23,714 --> 00:24:24,871
‫« دنیل اوفارل »

314
00:24:25,019 --> 00:24:26,019
‫« ارسال پیام »

315
00:24:27,509 --> 00:24:29,453
‫« تازه… »

316
00:24:59,249 --> 00:25:01,959
‫فردا می‌تونه به پلیس بگه
‫تنها چیزی که دید بارون و گوسفند و…

317
00:25:01,984 --> 00:25:04,807
‫یه زوج کشاورز خوشرو بود

318
00:25:11,994 --> 00:25:13,452
‫به این زودی میری؟

319
00:25:13,477 --> 00:25:15,604
‫نه، اومدم بیرون یه قدمی بزنم

320
00:25:16,642 --> 00:25:19,310
‫انگاری بپات رو حسابی ترسوندی

321
00:25:19,311 --> 00:25:22,022
‫آره. به نظر اینجوری میاد

322
00:25:23,315 --> 00:25:25,691
‫خب، روز خوبی داشته باشید

323
00:25:25,692 --> 00:25:26,693
‫ممنون

324
00:25:35,296 --> 00:25:36,727
‫از کِی اونجا بود؟

325
00:25:37,746 --> 00:25:38,914
‫نمی‌دونم…

326
00:25:41,250 --> 00:25:43,085
‫فکر کردم خونه‌ست

327
00:25:47,840 --> 00:25:48,966
‫آلسدر!

328
00:25:54,638 --> 00:25:55,848
‫ریدم به این شانس

329
00:26:00,435 --> 00:26:03,312
‫ازم می‌خوان ملاقات رو تموم کنم.
‫نظر تو چیه؟

330
00:26:03,313 --> 00:26:05,481
‫به خودت بستگی داره، رفیق.
‫من جایی واسه رفتن ندارم.

331
00:26:05,482 --> 00:26:06,566
‫راست میگی

332
00:26:06,567 --> 00:26:09,491
‫بعد از این برمی‌گردی بلمارش
‫تا حبست رو بکشی

333
00:26:09,987 --> 00:26:11,404
‫و تا وقتی که سکوت کنی،

334
00:26:11,405 --> 00:26:13,948
‫کاری از دست هیچکدوم‌مون بر نمیاد

335
00:26:13,949 --> 00:26:16,743
‫آره، خب. زندگی همینه دیگه

336
00:26:21,032 --> 00:26:23,287
‫ولی لوئیس اونقدری عمر نکرد که
‫این روزها رو ببینه، مگه نه؟

337
00:26:24,495 --> 00:26:25,883
‫برادر کوچیکه‌ات

338
00:26:26,920 --> 00:26:28,172
‫یا بابات

339
00:26:28,922 --> 00:26:33,035
‫شرکت چیپساید
‫شیره‌اش رو کشید و پرتش کرد بیرون

340
00:26:33,690 --> 00:26:35,230
‫ولی اونا کارشون همینه

341
00:26:39,016 --> 00:26:40,893
‫اِلین هم اونقدری عمر نکرد

342
00:26:43,558 --> 00:26:44,934
‫خودم اونجا بودم

343
00:26:44,959 --> 00:26:47,669
‫آخرین کسی که قبل از
‫کشته شدن باهاش صحبت کرد من بودم

344
00:26:47,694 --> 00:26:49,033
‫کسی مامان رو نکشت

345
00:26:49,556 --> 00:26:50,919
‫خودش تصمیم گرفت بمیره

346
00:26:51,820 --> 00:26:53,446
‫تو اینجوری فکر می‌کنی؟

347
00:26:53,447 --> 00:26:55,523
‫فکر می‌کنی مرگِ شرافتمندانه‌ای داشت؟

348
00:26:57,159 --> 00:26:58,744
‫مامانت داشت فرار می‌کرد

349
00:26:59,286 --> 00:27:01,997
‫تنها بود و ترسیده بود

350
00:27:08,462 --> 00:27:10,046
‫باهام حرف بزن، استوارت

351
00:27:10,047 --> 00:27:11,048
‫کمکم کن

352
00:27:12,578 --> 00:27:14,693
‫قبل از این که
‫به آخر و عاقبت اون دچار بشی

353
00:27:26,271 --> 00:27:30,359
‫سم نلسون،
‫قهرمان پرواز کینگدام ایرلاینز ۲۹

354
00:27:31,318 --> 00:27:33,403
‫یه قطار زیرزمینی رو دزدیده

355
00:27:35,614 --> 00:27:36,615
‫حالا شد

356
00:27:37,990 --> 00:27:39,570
‫یه تلویزیون توی سلولم هست

357
00:27:40,953 --> 00:27:43,997
‫چیزی که توی خبرها بهش
‫اشاره‌ای نمیشه، دلیل این کارشه

358
00:27:47,049 --> 00:27:48,384
‫جان بیلی براون

359
00:27:49,545 --> 00:27:51,164
‫گفته اون رو می‌خواد

360
00:27:51,630 --> 00:27:54,649
‫لابد آلمانی‌ها هم
‫قراره دودستی تقدیمش کنن، مگه نه؟

361
00:27:55,551 --> 00:27:56,898
‫به نظر اینطور میاد، آره

362
00:27:57,636 --> 00:28:02,056
‫پس فکر کردی شرکت سابق من
‫ترتیب یه دزدی رو داده…

363
00:28:02,057 --> 00:28:04,226
‫تا بیلی براون رو از زندان آزاد کنه؟

364
00:28:05,561 --> 00:28:08,181
‫بذار در این حد بگم که
‫اونا با هم گذشته‌ای دارن

365
00:28:09,439 --> 00:28:12,109
‫اونوقت فکر کردی
‫من می‌تونم ازش پرده بردارم؟

366
00:28:13,318 --> 00:28:14,942
‫اعترافاتت جایی ثبت نمی‌شن

367
00:28:15,295 --> 00:28:16,956
‫برات تبعاتی نداره

368
00:28:18,198 --> 00:28:19,575
‫باهام صحبت کن، استوارت

369
00:28:24,128 --> 00:28:25,879
‫می‌تونی جون خیلی‌ها رو نجات بدی

370
00:28:25,904 --> 00:28:27,318
‫واسه همین اینجاییم

371
00:28:27,730 --> 00:28:31,210
‫قرار نیست به من یا سم نلسون کمک کنی

372
00:28:31,211 --> 00:28:33,328
‫قراره جون ملت رو نجات بدی

373
00:28:33,353 --> 00:28:35,905
‫فکر می‌کنی سرقت هواپیمای کینگدام
‫سودی برام داشت؟

374
00:28:38,175 --> 00:28:41,596
‫من توی اون هواپیما
‫براشون حکم گوشت قربونی رو داشتم

375
00:28:42,514 --> 00:28:43,974
‫نقشه این بود

376
00:28:45,316 --> 00:28:49,055
‫و وقتی نقشه با شکست مواجه شد،
‫همه‌ی کاسه‌کوزه‌ها سر من شکست

377
00:28:49,659 --> 00:28:51,952
‫من یا توی زندان می‌میرم،
‫یا مثل بقیه‌ی اعضای خانواده‌ام

378
00:28:51,977 --> 00:28:53,683
‫اون بیرون نفس آخر رو می‌کشم

379
00:28:55,736 --> 00:28:56,987
‫زندگی همینه

380
00:28:58,530 --> 00:28:59,990
‫و باهاش کنار اومدم

381
00:29:01,041 --> 00:29:02,417
‫از عالم و آدم بریدم

382
00:29:03,327 --> 00:29:04,536
‫هیشکی نیستم

383
00:29:05,370 --> 00:29:07,247
‫نه چیزی می‌دونم، نه کسی هستم

384
00:29:20,052 --> 00:29:23,472
‫حالا واقعاً این کارها لازمه؟
‫بعیده چیزی دیده باشه

385
00:29:25,813 --> 00:29:27,288
‫تو اون کلبه تک و تنهاست

386
00:29:27,809 --> 00:29:29,978
‫اینجا آنتنی نداره

387
00:29:30,771 --> 00:29:33,106
‫حتی اگه بفهمه،
‫چیکار می‌خواد بکنه؟

388
00:29:34,024 --> 00:29:37,486
‫مسئله اینجاست که باید مطمئن شیم

389
00:29:39,905 --> 00:29:40,906
‫بیا

390
00:29:43,992 --> 00:29:46,077
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- چاقو رو بده

391
00:29:46,078 --> 00:29:47,079
‫- هان؟
‫- سریع

392
00:29:51,625 --> 00:29:53,335
‫- چاقو!
‫- بیا

393
00:30:01,134 --> 00:30:02,594
‫- دستت رو بده
‫- چی؟

394
00:30:12,656 --> 00:30:16,561
‫واقعاً شرمنده مزاحم شدم، خانم،
‫ولی عموم اینجا…

395
00:30:17,330 --> 00:30:19,790
‫وقتی داشت از دیوار بالا می‌رفت دستش رو بُرید

396
00:30:19,815 --> 00:30:21,565
‫فکر کرده هنوز ۱۷ سالشه

397
00:30:21,590 --> 00:30:22,841
‫خدای من

398
00:30:23,323 --> 00:30:25,492
‫چیزی ندارید زخمش رو بشوریم؟

399
00:30:28,203 --> 00:30:30,788
‫آره، البته. بیاید تو

400
00:30:30,789 --> 00:30:32,082
‫- خیلی ممنون. مرسی
‫- عالی شد

401
00:30:51,435 --> 00:30:53,478
‫من که باورم نمیشه

402
00:30:56,440 --> 00:30:57,983
‫حرفش رو باور نمی‌کنی؟

403
00:31:00,402 --> 00:31:03,004
‫- ولی واقعاً پسرش رو از دست داده
‫- اون رو نمیگم

404
00:31:03,029 --> 00:31:09,118
‫این که باید دست رو دست بذاریم تا
‫همه‌ی این اتفاق‌ها بیفته

405
00:31:10,245 --> 00:31:12,321
‫اینجوری شانس بیشتری واسه زنده موندن داریم

406
00:31:16,752 --> 00:31:19,816
‫اون گفت اوضاع از کنترل اون خارجه

407
00:31:20,214 --> 00:31:23,634
‫گفت زیرنظر دارنش

408
00:31:24,676 --> 00:31:25,677
‫آره

409
00:31:26,303 --> 00:31:28,013
‫حتماً یکی از خودشون توی قطاره

410
00:31:31,391 --> 00:31:33,060
‫همونی که فردی رو کشته؟

411
00:31:36,772 --> 00:31:37,981
‫دقیقاً

412
00:31:38,774 --> 00:31:44,154
‫قاتل اصلی بین خودمونه،
‫اونوقت قراره نادیده بگیریمش؟

413
00:31:51,328 --> 00:31:54,164
‫ندیدی آخرین باری که
‫به نظریه‌هات گوش دادم چی شد؟

414
00:31:55,999 --> 00:31:57,204
‫دیگه خودتی و خودت

415
00:32:10,722 --> 00:32:13,641
‫- ببخشید، عزیزم. بیدارت کردم؟
‫- نه، نخوابیده بودم

416
00:32:14,266 --> 00:32:17,354
‫سلام، قشنگم. سلام

417
00:32:26,405 --> 00:32:28,907
‫نگران نباش. بابایی زود برمی‌گرده

418
00:32:31,503 --> 00:32:32,713
‫لیا؟

419
00:32:42,519 --> 00:32:44,466
‫چقدر تا ایستگاه مونده؟

420
00:32:45,549 --> 00:32:46,633
‫۱۵ دقیقه

421
00:32:48,093 --> 00:32:50,804
‫شنیدی؟ چیزی نمونده

422
00:32:57,728 --> 00:32:59,434
‫میشه گوشیت رو قرض بگیرم؟

423
00:33:03,734 --> 00:33:06,320
‫من؟ گوشی من؟
‫نه، من که گوشی ندارم

424
00:33:07,266 --> 00:33:08,624
‫گوشی شما رو چی؟

425
00:33:09,615 --> 00:33:10,908
‫همه‌ی گوشی‌ها رو انداختیم بیرون

426
00:33:11,575 --> 00:33:12,659
‫واقعاً؟

427
00:33:15,495 --> 00:33:16,830
‫گوشی شما رو می‌تونم قرض بگیرم؟

428
00:33:17,998 --> 00:33:19,416
‫من هم گوشی ندارم

429
00:33:20,526 --> 00:33:21,988
‫طوری نیست

430
00:33:23,045 --> 00:33:25,672
‫می‌فهمم چرا نمی‌خوای به کسی بگی

431
00:33:26,965 --> 00:33:31,303
‫تو کیفم گوشی نیست، خانم. خدایا

432
00:33:31,762 --> 00:33:33,429
‫- هی!
‫- هی، بس کن!

433
00:33:33,430 --> 00:33:34,592
‫آروم باشید!

434
00:33:34,617 --> 00:33:37,045
‫- دوستان، دوستان، دوستان. آروم باشید
‫- هی! گندش بزنن

435
00:33:39,769 --> 00:33:42,698
‫- می‌دونم این چیه
‫- دست بهش نزن

436
00:33:43,524 --> 00:33:45,525
‫بمب‌ها رو کنترل می‌کنه

437
00:33:45,526 --> 00:33:47,827
‫خودشه! کار خودشه!

438
00:33:47,852 --> 00:33:49,395
‫حق با اونه

439
00:33:50,572 --> 00:33:53,491
‫کارِ اون ماسماسک همینه. خب؟

440
00:33:53,492 --> 00:33:55,868
‫تو گفتی نمی‌دونی کی بمب‌ها رو کنترل می‌کنه

441
00:33:55,869 --> 00:33:58,621
‫- دیگه چه دروغ‌هایی بهمون گفتی؟
‫- گندش بزنن. قطار رو نگه دار

442
00:33:58,622 --> 00:33:59,956
‫نه، نه. اوتو!

443
00:33:59,957 --> 00:34:01,666
‫- قطار رو نگه دار!
‫- نه! نه!

444
00:34:09,449 --> 00:34:12,424
‫« ایستگاه اونتر دن لیندن »

445
00:34:14,596 --> 00:34:15,931
‫بازم قطار رو متوقف کرد

446
00:34:22,647 --> 00:34:24,477
‫« آماده به کار »

447
00:34:24,517 --> 00:34:26,361
‫« آماده‌ی انفجار »

448
00:34:26,440 --> 00:34:29,569
‫روش نوشته آماده‌ی انفجاره.
‫چطوری جلوش رو بگیریم؟

449
00:34:29,570 --> 00:34:32,177
‫- باید بدیش به من
‫- فکرش هم نکن

450
00:34:32,202 --> 00:34:34,105
‫- سم
‫- داشتی خوب پیش می‌رفتی

451
00:34:34,130 --> 00:34:35,130
‫سم

452
00:34:36,368 --> 00:34:37,369
‫سم

453
00:34:39,269 --> 00:34:41,138
‫باید جلوی ماشین‌ها رو بگیریم

454
00:34:46,628 --> 00:34:47,795
‫یه بار دیگه صداش کن

455
00:34:53,010 --> 00:34:54,178
‫سم؟

456
00:35:06,669 --> 00:35:07,931
‫دست نگه دارید

457
00:35:10,736 --> 00:35:11,737
‫دریافت شد

458
00:35:13,113 --> 00:35:14,698
‫از خیابون خارج شو

459
00:35:15,406 --> 00:35:16,698
‫چی شده؟

460
00:35:16,723 --> 00:35:19,106
‫انگاری قطار به مشکل خورده

461
00:35:30,297 --> 00:35:31,464
‫وقت واسه این حرف‌ها نداریم

462
00:35:31,465 --> 00:35:33,508
‫چیزی تا ایستگاه برگمن‌اشتراسه نمونده بود

463
00:35:33,509 --> 00:35:36,197
‫چیزی نمونده بود به خواسته‌ات برسی.
‫پس ثانیه‌شمار رو متوقف کن.

464
00:35:36,222 --> 00:35:39,925
‫- می‌کنم، اگه اون رو بهم پس بدن
‫- نه، دستگاه کنترل چاشنی رو بهت نمی‌دیم

465
00:35:39,950 --> 00:35:41,474
‫اون یه زمان‌سنجه، خب؟

466
00:35:41,475 --> 00:35:43,476
‫باید هر ۱۵ دقیقه ریستش کنم

467
00:35:43,477 --> 00:35:45,645
‫هر واگن یه کدی داره

468
00:35:45,646 --> 00:35:47,855
‫اگه این کار رو نکنم،
‫بمب‌ها منفجر میشن!

469
00:35:47,856 --> 00:35:49,211
‫خب، کدش چیه؟ بگو خودم می‌زنم

470
00:35:49,236 --> 00:35:51,684
‫نه. بده من، وگرنه همه می‌میرید!

471
00:35:51,709 --> 00:35:53,126
‫اینجوری تو هم می‌میری

472
00:35:55,413 --> 00:35:56,761
‫ارزش نداره

473
00:35:58,116 --> 00:35:59,117
‫کد رو بده

474
00:36:04,277 --> 00:36:07,613
‫هشت، سه، چهار، نُه

475
00:36:08,719 --> 00:36:11,049
‫چهار، شیش، یک، دو

476
00:36:12,166 --> 00:36:13,965
‫یک، پنج…
‫« آماده به کار »

477
00:36:13,966 --> 00:36:15,883
‫سه، چهار

478
00:36:15,884 --> 00:36:18,846
‫هشت، هفت، پنج، سه

479
00:36:20,326 --> 00:36:22,542
‫« آماده‌ی انفجار »

480
00:36:26,741 --> 00:36:29,605
‫چیکار کردی؟ این یعنی چی؟

481
00:36:30,598 --> 00:36:32,124
‫یعنی کار از کار گذشته

482
00:36:33,527 --> 00:36:35,403
‫- همین؟
‫- چطور جلوش رو بگیریم؟

483
00:36:35,404 --> 00:36:37,242
‫یعنی بمب منفجر میشه؟

484
00:36:37,267 --> 00:36:38,517
‫واگن آخره

485
00:36:38,542 --> 00:36:39,812
‫دستم رو باز کن. یالا

486
00:36:41,285 --> 00:36:42,369
‫بجنب، می

487
00:36:43,704 --> 00:36:45,830
‫- چقدر وقت داریم؟
‫- نمی‌دونم

488
00:36:45,831 --> 00:36:47,781
‫چی؟ دسته‌کلید کجاست؟

489
00:36:48,083 --> 00:36:50,001
‫- اوتو!
‫- در! روی دره

490
00:36:50,002 --> 00:36:51,919
‫باید همه از واگن آخر فاصله بگیرن

491
00:36:51,920 --> 00:36:54,548
‫- توی بلندگو بگو حرکت کنن
‫- باشه

492
00:36:54,980 --> 00:36:56,207
‫بجنبید! حرکت کنید!

493
00:36:56,967 --> 00:36:59,093
‫همگی فوراً برید جلوی قطار!

494
00:36:59,094 --> 00:37:00,219
‫چی شده؟

495
00:37:02,473 --> 00:37:04,730
‫باید خفه‌خون می‌گرفتم

496
00:37:04,755 --> 00:37:05,839
‫عزیزم!

497
00:37:05,864 --> 00:37:06,864
‫برید، زود!

498
00:37:07,644 --> 00:37:09,687
‫حرکت کنید! همگی برید!

499
00:37:09,688 --> 00:37:11,494
‫یالا! بجنبید! سریع‌تر

500
00:37:12,065 --> 00:37:13,983
‫برید! واگن اول.
‫چیکار می‌کنی؟ بجنب!

501
00:37:13,984 --> 00:37:16,987
‫فوراً! همگی برید!
‫منتظر چی هستید؟ راه بیفتید!

502
00:37:18,572 --> 00:37:20,198
‫از این واگن خارج شید، حالا! بجنبید!

503
00:37:20,199 --> 00:37:22,158
‫یالا! از این واگن خارج شید. عجله کنید!

504
00:37:22,159 --> 00:37:25,037
‫زود، زود، زود! یالا! بجنبید!

505
00:37:25,996 --> 00:37:28,338
‫الان‌هاست که منفجر شه.
‫برید واگن جلویی!

506
00:37:28,832 --> 00:37:31,086
‫یالا! برید، حرکت کنید!
‫زود، زود، زود!

507
00:37:32,804 --> 00:37:34,018
‫پیترا!

508
00:37:35,615 --> 00:37:38,070
‫- چرا؟ چی شده؟
‫- همین الان برید! زود باشید!

509
00:37:41,428 --> 00:37:42,471
‫یالا، دست بجنبونید!

510
00:37:45,492 --> 00:37:46,534
‫از واگن برید بیرون!

511
00:37:48,437 --> 00:38:18,437
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

512
00:38:18,877 --> 00:38:22,877
‫♪ Willie West - I'm Still a Man ♪

