﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,916 --> 00:00:16,708
‫صبح بخیر.
‫دارم زنده از داهلونیگا گزارش می‌دم،

3
00:00:16,791 --> 00:00:18,750
‫جایی که یک اتفاق
‫مهمی

4
00:00:18,833 --> 00:00:21,125
‫در پرونده قتل ریچل هاپکینز افتاده.

5
00:00:21,208 --> 00:00:24,458
‫همین‌طور که ۷۵۰۰ دوست و همسایه
‫امروز صبح بیدار می‌شن،

6
00:00:24,541 --> 00:00:29,375
‫با این چشم‌انداز وحشتناک روبه‌رو می‌شن
‫که یکی از بین اون‌ها ممکنه یه قاتل سریالی باشه.

7
00:00:29,458 --> 00:00:32,958
‫حالا، چون این یک
‫وضعیت در حال تحول سریعه،

8
00:00:33,041 --> 00:00:34,958
‫بدونید که هنوز اطلاعات کمی در دست داریم،

9
00:00:35,041 --> 00:00:37,979
‫مخصوصاً در اولین روز
‫از جشنواره روز تب طلا،

10
00:00:39,501 --> 00:00:40,833
‫که معمولاً وقت شادی و جشنه.

11
00:00:40,916 --> 00:00:44,083
‫اما چیزی که می‌تونم تأیید کنم اینه که
‫قربانی دوم هلن وانگ هست،

12
00:00:44,166 --> 00:00:47,333
‫مدیره‌مدرسه دخترانه خصوصی سنت هیلاری.

13
00:00:47,833 --> 00:00:51,416
‫فعلاً چیز دیگه‌ای برای گفتن ندارم،
‫به محض اینکه چیزی بفهمم، شما هم خواهید فهمید.

14
00:00:51,500 --> 00:00:54,833
‫من آنا اندروز هستم،
‫اینجا در داهلونیگا برای شبکه دابلیو.اس.کی.

15
00:00:57,125 --> 00:01:00,958
‫ما انسان‌ها توانایی
‫ایجاد چنین بدبختی‌ای رو داریم.

16
00:01:03,041 --> 00:01:04,375
‫چنین سنگدلی‌ای.

17
00:01:05,833 --> 00:01:07,000
‫چنین دردی.

18
00:01:12,500 --> 00:01:16,041
‫و با این حال،
‫خطرناک‌ترین کاری که انجام می‌دیم دروغه…

19
00:01:18,333 --> 00:01:19,458
‫به بقیه.

20
00:01:21,250 --> 00:01:22,666
‫و به خودمون.

21
00:01:25,541 --> 00:01:28,000
‫فکر کنم باید دیروز ازش بازجویی می‌کردیم.

22
00:01:30,583 --> 00:01:32,833
‫آنا بهت نگفت اون لعنتی
‫اینجا چیکار می‌کرده؟

23
00:01:32,916 --> 00:01:35,958
‫ظاهراً،
‫خانم وانگ یک پیام براش در مهمانسرایش گذاشته بود،

24
00:01:36,041 --> 00:01:37,458
‫و ازش خواسته اینجا همدیگه رو ببینن.

25
00:01:37,541 --> 00:01:38,541
‫تو روز شنبه؟

26
00:01:38,625 --> 00:01:39,916
‫گفت که رسیده،

27
00:01:40,000 --> 00:01:43,083
‫جسد رو دیده،
‫با فیلمبردارش تماس گرفته، بعد با ما تماس گرفت.

28
00:01:43,166 --> 00:01:44,250
‫باشه، ببین.

29
00:01:44,750 --> 00:01:46,875
‫با هتل داهلونیگا تماس بگیر،
‫جایی که آنا اقامت داره.

30
00:01:46,958 --> 00:01:48,875
‫فقط مطمئن شو اون داستانت
‫درست از آب دربیاد.

31
00:01:48,958 --> 00:01:51,666
‫- من می‌رم باهاش حرف بزنم.
‫- آره، من گوشیشو دارم.

32
00:01:52,166 --> 00:01:53,250
‫بهت اجازه دسترسی داد؟

33
00:01:54,500 --> 00:01:56,750
‫نه. پرسیدم، ولی...

34
00:01:56,833 --> 00:01:58,541
‫- بهت خندید.
‫- آره.

35
00:01:59,458 --> 00:02:00,666
‫خب.

36
00:02:10,000 --> 00:02:11,520
« داســـتـــان زن و مرد »

37
00:02:15,958 --> 00:02:20,250
‫- استن، میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟
‫- بله قربان. بچه‌ها، بیاین بریم بیرون.

38
00:02:20,333 --> 00:02:22,375
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

39
00:02:22,458 --> 00:02:25,458
‫- می‌خوای بگی اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- به دستیارت گفتم.

40
00:02:25,541 --> 00:02:27,791
‫- میشه گوشیمو پس بدی، لطفاً؟
‫- اینم گوشیت.

41
00:02:29,208 --> 00:02:31,500
‫برام تعریف کن، هان؟ قدم به قدم.

42
00:02:32,458 --> 00:02:34,958
‫هلن ازم خواست ساعت هفت اینجا ملاقاتش کنم.

43
00:02:35,041 --> 00:02:36,916
‫ساعت ۷:۰۵ جسدش رو پیدا کردم.

44
00:02:37,000 --> 00:02:39,000
‫ساعت ۷:۰۶ با فیلمبردارم تماس گرفتم.

45
00:02:39,083 --> 00:02:41,791
‫ساعت ۷:۰۸ با رئیسم تماس گرفتم.

46
00:02:41,875 --> 00:02:43,875
‫ساعت ۷:۴۵، با ۹۱۱ تماس گرفتم.

47
00:02:43,958 --> 00:02:48,041
‫عالیه. اول با فیلمبردارت تماس گرفتی؟
‫اول فیلمبردار، بعد ۹۱۱ رو گرفتی؟

48
00:02:48,125 --> 00:02:50,291
‫اون مرده بود،
‫و وظیفه من گزارش دادنه،

49
00:02:50,375 --> 00:02:51,708
‫پس آره، همین کارو کردم.

50
00:02:51,791 --> 00:02:55,291
‫معاون اسکات اینجا گفت
‫درها قفل بودن. چطور تونستی بیای تو؟

51
00:02:55,375 --> 00:02:57,000
‫نمی‌دونم. از هلن بپرس.

52
00:02:57,083 --> 00:02:59,541
‫- باشه، خب...
‫- ببخشید من. معذرت می‌خوام.

53
00:03:06,125 --> 00:03:07,625
‫می‌دونی، باید ازت بپرسم.

54
00:03:08,916 --> 00:03:11,416
‫- شب مرگ ریچل کجا بودی؟
‫- چرا باید بپرسی؟

55
00:03:11,500 --> 00:03:13,500
‫- خودت می‌دونی چرا باید بپرسم.
‫- توی آتلانتا.

56
00:03:15,416 --> 00:03:18,541
‫- می‌تونی ثابت کنی، آنا؟
‫- باید ثابت کنم، جک؟

57
00:03:25,583 --> 00:03:28,041
‫تموم شد کارمون اینجا؟

58
00:03:28,708 --> 00:03:31,750
‫آره. همین‌جا تو این ساختمون کوفتی بمون.
‫فهمیدی؟

59
00:03:32,500 --> 00:03:38,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

60
00:03:39,300 --> 00:03:42,300
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

61
00:03:43,375 --> 00:03:46,541
‫تماس‌ها و ایمیل‌ها دارن سرازیر می‌شن.
‫آتلانتا تو رو دوست داره.

62
00:03:47,125 --> 00:03:49,708
‫- کاش می‌شد... آه، ولش کن.
‫- نه، نه، نه! کاش چی می‌شد؟

63
00:03:50,375 --> 00:03:53,875
‫کاش می‌تونستی کاری کنی
‫که این خبر بترکونه، واقعاً آمار رو ببری بالا

64
00:03:54,416 --> 00:03:56,666
‫تا اینجوری به نظر نیاد
‫که من دارم طرفداری می‌کنم.

65
00:03:57,500 --> 00:04:00,125
‫- می‌بینم چی می‌تونم بکنم.
‫- برو بترکون، رفیق.

66
00:04:07,083 --> 00:04:09,958
‫خب، ممنونم. بله، متشکرم.

67
00:04:10,041 --> 00:04:12,083
‫- اون کیه؟
‫- کارمند شیفت شب.

68
00:04:12,166 --> 00:04:13,541
‫تماس بعد از نیمه‌شب اومده بود،

69
00:04:13,625 --> 00:04:16,500
‫اما پیام تا اوایل امروز صبح به خانم اندروز نرسیده بود.

70
00:04:16,583 --> 00:04:19,375
‫حتماً یه زن بوده که تماس گرفته.

71
00:04:21,041 --> 00:04:24,666
‫دو تا زن،
‫بهترین دوست‌ها از دبیرستان، به قتل رسیدن.

72
00:04:24,750 --> 00:04:27,375
‫یک چاقو در هر دو قتل استفاده شده.

73
00:04:27,458 --> 00:04:30,000
‫یک دستبند دوستی
‫توی دهن هر کدومشون گذاشته شده.

74
00:04:30,083 --> 00:04:31,666
‫هر دو به کلاید دافی مرتبط بودن.

75
00:04:32,958 --> 00:04:34,666
‫هیچ اثر انگشتی هم نیست.

76
00:04:34,750 --> 00:04:36,041
‫حتی اثر انگشت خود قربانی هم نیست.

77
00:04:36,125 --> 00:04:40,541
‫کل جا رو تمیز کرده؟
‫شاید داریم با یه حرفه‌ای طرف می‌شیم.

78
00:04:40,625 --> 00:04:43,958
‫شاید کلاید پیر یه کسی رو استخدام کرده.
‫بذار سوابق تلفنش رو چک کنیم.

79
00:04:44,041 --> 00:04:46,625
‫لیستی از همه کسایی که
‫تو ماه گذشته باهاشون تماس گرفته رو بگیر.

80
00:04:47,125 --> 00:04:50,083
‫حساب‌های بانکیش رو،
‫ببین پول نقد زیادی برداشت کرده یا نه.

81
00:04:50,583 --> 00:04:53,583
‫یادت میاد ازم خواستی
‫ریچارد جونز رو چک کنم؟

82
00:04:53,666 --> 00:04:55,125
‫- آره.
‫- چک کردم.

83
00:04:55,208 --> 00:04:58,625
‫سه سال پیش یه کتک‌کاری،
‫فک یه زن رو شکسته بود.

84
00:05:01,583 --> 00:05:02,791
‫زود برمی‌گردم.

85
00:05:27,541 --> 00:05:28,541
‫آنا رو ندیدی؟

86
00:05:28,625 --> 00:05:31,208
‫اگه من جات بودم، یه کم به زنت فضا می‌دادم.

87
00:05:31,291 --> 00:05:32,791
‫باور کن، حوصله نداره.

88
00:05:32,875 --> 00:05:35,000
‫به ازدواج بگا رفته‌ی خودت اهمیت بده.

89
00:05:35,875 --> 00:05:38,625
‫تو هیچی از من
‫یا ازدواج تخمی من نمی‌دونی، فهمیدی؟

90
00:05:38,708 --> 00:05:40,416
‫- می‌دونم تو یه کصکش خیانتکار هستی.
‫- تو اینو می‌دونی؟

91
00:05:40,500 --> 00:05:41,500
‫- آره، می‌دونم.
‫- واقعاً؟

92
00:05:41,583 --> 00:05:42,833
‫- این تو رو اذیت می‌کنه؟
‫- برو گمشو...

93
00:05:42,916 --> 00:05:45,875
‫حیف که من زن نیستم.
‫شاید فکمو بشکنی، هان؟

94
00:05:53,208 --> 00:05:54,666
‫اون از این طرف رفت.

95
00:06:02,166 --> 00:06:04,958
‫اونقدر ناراحت بود که امروز نیومد.

96
00:06:05,041 --> 00:06:07,041
‫فقط گفت که اصلاً نمیاد...

97
00:06:12,791 --> 00:06:16,166
‫آقای شهردار، به من اعتماد کن وقتی بهت میگم
‫فکر کنم اوضاع قراره خیلی بدتر بشه،

98
00:06:16,250 --> 00:06:18,083
‫اما اگه بذاری می‌تونم کمکت کنم.

99
00:06:18,166 --> 00:06:22,666
‫یک جلسه پرسش و پاسخ تلویزیونی، تبلیغات بیشتر.
‫چرا باید بنزین بریزم روی آتیش؟

100
00:06:22,750 --> 00:06:23,833
‫با آتش، با آتش جنگ کن.

101
00:06:23,916 --> 00:06:27,333
‫نه، تو این کارو نمی‌کنی. باید اکسیژن رو ازش بگیری. باید خفه‌ش کنی.

102
00:06:27,416 --> 00:06:31,625
‫- ما باید اینجا متوقف بشیم، بیفتیم و بچرخیم.
‫- قربان، اون روزا با دایل‌آپ (اینترنت دایال‌آپ) رفتن.

103
00:06:31,708 --> 00:06:34,791
‫این روزا اگه داستان خودت رو نگی، یکی دیگه میاد میگه.

104
00:06:34,875 --> 00:06:36,458
‫دقیقاً داستان ما چیه؟

105
00:06:36,541 --> 00:06:41,500
‫اینکه این شهر، مردمش، و شهردارش
‫قوی، امن و نترس هستن.

106
00:06:42,000 --> 00:06:45,875
‫به آمریکا بفهمون که داهلونیگا
‫خیلی خیلی برای تجارت بازه.

107
00:06:46,375 --> 00:06:48,750
‫و... و تو از این قضیه چی گیرت میاد؟

108
00:06:49,416 --> 00:06:50,541
‫من اهل اینجام.

109
00:06:51,041 --> 00:06:54,166
‫برام این شهر مهمه. می‌دونی که مادرم هنوز اینجا زندگی می‌کنه.

110
00:06:54,250 --> 00:06:55,875
‫من این چیزا رو نمی‌دونستم.

111
00:06:56,375 --> 00:06:58,708
‫فکر می‌کردم بیشتر سلبریتی‌ها
‫خیلی خوشحالن

112
00:06:58,791 --> 00:07:01,791
‫که زندگی خصوصی‌شون رو
‫برای مصرف عمومی به فحشا بکشن.

113
00:07:01,875 --> 00:07:03,250
‫می‌دونی، فکر کنم شاید

114
00:07:04,500 --> 00:07:08,583
‫من و تو تجربه متفاوتی از بزرگ شدن تو این شهر داشتیم.

115
00:07:08,666 --> 00:07:12,250
‫تا حالا فکر کردی که اون موفقیت‌هایی که به دست آوردی،

116
00:07:12,333 --> 00:07:14,333
‫اون کسی که هستی، تا حد زیادی مدیون داهلونیگا نیست؟

117
00:07:14,416 --> 00:07:15,916
‫- فکر کردم.
‫- نکته حرفه‌ای.

118
00:07:17,791 --> 00:07:21,041
‫به جای اینکه از جایی که اومدی متنفرباشی،

119
00:07:21,125 --> 00:07:23,166
‫شاید در نظر بگیری چقدر خوش‌شانس بودی.

120
00:07:24,458 --> 00:07:26,250
‫می‌دونی، نگرشتو عوض کن.

121
00:07:27,041 --> 00:07:27,916
‫به چی؟

122
00:07:29,958 --> 00:07:31,375
‫ "ممنون، داهلونیگا."

123
00:07:33,291 --> 00:07:34,375
‫فهمیدم.

124
00:07:35,166 --> 00:07:36,666
‫یه نکته حرفه‌ای دیگه، اجازه هست؟

125
00:07:37,333 --> 00:07:38,250
‫بفرمایید.

126
00:07:38,750 --> 00:07:41,833
‫خب، داهلونیگا روی گردشگری می‌چرخه.

127
00:07:42,333 --> 00:07:49,333
‫اون قشر ۴۵ تا ۶۵ ساله، شراب‌خور، برگ‌بین،
‫طرفدار قانون و نظم، با درآمد قابل مصرف.

128
00:07:49,416 --> 00:07:51,666
‫- درسته؟
‫- درسته، بله.

129
00:07:51,750 --> 00:07:54,875
‫خب. می‌دونی کی طرفدار بزرگ جرم‌های واقعی هست؟

130
00:07:55,375 --> 00:08:01,333
‫اون قشر کم‌کار، با ماشین‌های کاروان، ناهار آماده‌کننده، کارآگاه آنلاین.

131
00:08:01,416 --> 00:08:05,958
‫پس حرفه‌ای‌ها همین الان جلو می‌افتن.

132
00:08:06,041 --> 00:08:08,625
‫وگرنه، اجازه میدی اینترنت کارشو بکنه.

133
00:08:08,708 --> 00:08:10,833
‫اون‌وقت فکر می‌کنی چی قراره بشه؟

134
00:08:10,916 --> 00:08:12,750
‫دست نامرئی افکار عمومی

135
00:08:12,833 --> 00:08:15,500
‫یه مشت از اون موهای خوشگلت رو می‌گیره

136
00:08:15,583 --> 00:08:18,666
‫و یه اعتبار قاتل سریالی که اقتصاد رو نابود می‌کنه

137
00:08:18,750 --> 00:08:21,375
‫می‌زنه، مستقیم تو کونت آقای شهردار.

138
00:08:21,458 --> 00:08:24,083
‫بعدش، برای انتخاب مجددت موفق باشی.

139
00:08:25,833 --> 00:08:28,166
‫خب... نظرت چیه؟

140
00:08:32,708 --> 00:08:34,416
‫فقط چند ثانیه طول می‌کشه،

141
00:08:34,500 --> 00:08:37,250
‫وقتی هم سیاهرگ گردنی
‫و هم ورید ژوگولار (ورید وداجی) بریده بشن.

142
00:08:37,333 --> 00:08:38,750
‫اما با یک برش،

143
00:08:38,833 --> 00:08:42,041
‫گفتنش سخته که آیا از یک نوع چاقو استفاده شده یا نه.

144
00:08:42,541 --> 00:08:45,208
‫مطمئن نیستم این مهم باشه.
‫چه با چاقوی یکسان چه نه،

145
00:08:45,291 --> 00:08:47,833
‫قطعاً کسی که ازش استفاده کرده یکیه.

146
00:08:48,916 --> 00:08:50,500
‫ما اینو به خاطر دستبند می‌دونیم.

147
00:08:50,583 --> 00:08:53,250
‫اون جزئیات هیچ‌وقت به مطبوعات داده نشد، پس

148
00:08:54,416 --> 00:08:55,833
‫قتل‌ها باید به هم مرتبط باشن.

149
00:08:56,791 --> 00:08:57,958
‫یه لحظه صبر کن.

150
00:08:58,041 --> 00:09:01,000
‫اگه تکه‌های مو به عنوان یادگاری در پرونده آخر برداشته شده...

151
00:09:01,083 --> 00:09:03,916
‫اون هنوز هر دو چشمش رو داره، اگه منظورت اینه.

152
00:09:04,000 --> 00:09:05,958
‫در هر دو مورد، یه پیامی گذاشته شده بود.

153
00:09:06,041 --> 00:09:08,916
‫پرونده اول، ناخنا، درسته؟ یه کلمه‌ای بود.

154
00:09:09,000 --> 00:09:11,000
‫اینجا روی پیشونیه. همون شخصه.

155
00:09:11,583 --> 00:09:13,625
‫منگنه کردن هم می‌تونه یه پیام دیگه تلقی بشه.

156
00:09:15,000 --> 00:09:18,875
‫شاید "چیزی نبین"،
‫یا "چشم‌پوشی کن".

157
00:09:19,750 --> 00:09:22,333
‫هرچند آسیب زیادی به چشم‌ها وارد شده.

158
00:09:22,416 --> 00:09:23,333
‫مم.

159
00:09:23,833 --> 00:09:27,791
‫یه زور و ماهیچه‌ای لازم بوده تا منگنه تو بافت نرمی مثل این فرو بره.

160
00:09:27,875 --> 00:09:30,458
‫هی دکتر، زمان مرگ دقیق رو داری؟

161
00:09:30,541 --> 00:09:32,375
‫خب، دقیق نه.

162
00:09:32,875 --> 00:09:35,500
‫اما جمود نعشی (ریگور مورتیس) تا حد زیادی به اوج خودش رسیده.

163
00:09:35,583 --> 00:09:40,041
‫معمولاً ۱۲ ساعت بعد در یه اتاق با تهویه مطبوع معقول اتفاق میفته.

164
00:09:41,375 --> 00:09:43,208
‫اون دستبند،

165
00:09:43,291 --> 00:09:46,333
‫تقریباً
‫همون شکل قبلیه، درسته؟

166
00:09:49,375 --> 00:09:50,375
‫آره.

167
00:09:51,333 --> 00:09:53,375
‫تقریباً شبیه اون یکی آخریه.

168
00:09:54,541 --> 00:09:55,958
‫کهنه به نظر نمیاد.

169
00:09:56,458 --> 00:09:58,666
‫نخ‌هاش تازه به نظر می‌رسه.

170
00:09:58,750 --> 00:10:01,541
‫می‌تونم تو شهر چک کنم
‫که کجا ممکنه فروخته شده باشن.

171
00:10:02,916 --> 00:10:05,166
‫به نظر میاد با اون قضیه منی (منی مایع) به نقطه اول برگشتیم.

172
00:10:05,250 --> 00:10:07,916
‫هیچ تطابقی تو پایگاه داده نیست،
‫و آقای دافی هم ناتوانه.

173
00:10:08,000 --> 00:10:09,875
‫پف. حداقل خودش اینو میگه.

174
00:10:10,625 --> 00:10:13,083
‫وقتی نتایج سواب (نمونه‌برداری) بیاد، قطعاً می‌فهمیم.

175
00:10:13,875 --> 00:10:16,958
‫با این حال، با توجه به مقدار
‫بستن بند کمربندهای بزرگ

176
00:10:17,041 --> 00:10:19,500
‫تو آشغال‌هاش پیدا کردم، شاید راست بگه.

177
00:10:19,583 --> 00:10:21,250
‫بالا آوردم تو دهنم.

178
00:10:21,333 --> 00:10:23,958
‫اگه دافی قاتل بود، انگیزه ش چی بود؟

179
00:10:24,875 --> 00:10:27,625
‫گفت که با ریچل سر قرار گذاشتن قوانینی داشتن.

180
00:10:27,708 --> 00:10:29,708
‫گفت دقیقاً هیچ‌کس تو داهلونیگا نه.

181
00:10:30,416 --> 00:10:31,416
‫اون مایع مال اون نیست.

182
00:10:31,500 --> 00:10:33,500
‫- زنش قوانین رو شکسته.
‫- درسته.

183
00:10:33,583 --> 00:10:36,083
‫اما این توضیح نمیده چرا اون خانم وانگ رو کشته.

184
00:10:36,166 --> 00:10:40,375
‫آره. خب، کاری که باید بفهمیم اینه که اون تماس با عمارت داهلونیگا،

185
00:10:40,458 --> 00:10:41,875
‫از کجا اومده.

186
00:10:41,958 --> 00:10:42,791
‫چرا؟

187
00:10:42,875 --> 00:10:44,583
‫گفتن بعد از نیمه‌شب زنگ زدن، درسته؟

188
00:10:45,083 --> 00:10:46,333
‫هلن مرده بود.

189
00:10:47,375 --> 00:10:48,458
‫- درسته.
‫- آره.

190
00:10:48,958 --> 00:10:50,833
‫- هر چی پیدا کردی به من بگو.
‫- چشم قربان.

191
00:11:21,083 --> 00:11:23,458
‫- چه کوفتی شده جک؟
‫- متأسفم، زویی. من فقط...

192
00:11:23,541 --> 00:11:25,666
‫- تو زیر وسایلم رو گشتی؟
‫- هی، ببین...

193
00:11:25,750 --> 00:11:28,000
‫فقط، ببین،
‫من باید بدونم این چیه، باشه؟

194
00:11:28,583 --> 00:11:30,083
‫- چی؟
‫- از کجا پیداش کردی؟

195
00:11:30,166 --> 00:11:31,666
‫- جدی میگی؟
‫- کاملاً جدی.

196
00:11:31,750 --> 00:11:33,333
‫تو خاطر این اومدی تو اتاق من؟

197
00:11:33,416 --> 00:11:35,958
‫- من در نزدم نیومدم تو.
‫- دستبند دوستی کثافت؟

198
00:11:36,041 --> 00:11:38,958
‫این گردنبند کیری از تایتانیک نیست.

199
00:11:39,041 --> 00:11:41,250
‫- از کجا پیداش کردی؟
‫- یا مسیح.

200
00:11:41,333 --> 00:11:43,416
‫آنا برای همه‌مون از اینا درست کرده بود.

201
00:11:43,500 --> 00:11:45,291
‫آنا هم داره؟

202
00:11:45,791 --> 00:11:48,541
‫فقط چون تو پلیسی به این معنی نیست که من باید به سؤالای احمقانه جواب بدم.

203
00:11:48,625 --> 00:11:50,416
‫به کمکت احتیاج دارم، باشه؟

204
00:11:50,500 --> 00:11:52,541
‫ریچل و هلن،
‫نسبت به هم چی بودن؟

205
00:11:52,625 --> 00:11:55,833
‫معلومه، هلن همجنس‌باز بود،
‫و ریچل با هر دو طرف بود.

206
00:11:55,916 --> 00:11:57,541
‫حداقل تو دبیرستان اینجوری بود.

207
00:11:57,625 --> 00:12:01,083
‫اونم به شوهرت نظر داشت، ولی آنا خیلی آدم خوبی بود.

208
00:12:01,583 --> 00:12:04,250
‫دلیلش این بود که رابطه‌شون قطع شد؟ اون اتفاق افتاد؟

209
00:12:04,750 --> 00:12:07,750
‫خیلی وقته گذشته، یادم نمیاد.
‫ریچل احتمالاً حوصله‌ش سر رفته.

210
00:12:07,833 --> 00:12:09,375
‫لعنت بهش، وایسا.

211
00:12:09,458 --> 00:12:10,500
‫چه خبره، کلانتر؟

212
00:12:10,583 --> 00:12:13,291
‫شهردار می‌خواد یه نمایش احمقانه برای خبرنگارا

213
00:12:13,375 --> 00:12:15,166
‫راه بندازه تا از استیضاح کردن خودش جلوگیری کنه.

214
00:12:15,250 --> 00:12:16,666
‫- چی؟ کی؟
‫- امشب.

215
00:12:16,750 --> 00:12:19,291
‫می‌خوام تو ریاست این کار رو به
‫عهده بگیری چون با اوضاع آشنا تری.

216
00:12:19,375 --> 00:12:22,625
‫اوه، برای... نمی‌تونی. کمتر از ۲۴ ساعت از قتل گذشته.

217
00:12:22,708 --> 00:12:26,125
‫- نمی‌خوای که این اطلاعات پخش بشه.
‫- تصمیم دست من نیست، باشه؟

218
00:12:26,208 --> 00:12:29,041
‫اوضاع رو سر و سامون بده.
‫همه رو آروم کن.

219
00:12:29,125 --> 00:12:31,666
‫- و شروع کن به حل کردن پرونده.
‫- اوه، ناموساً. این...

220
00:12:31,750 --> 00:12:33,083
‫قربان، این یه اشتباهه، باشه؟

221
00:12:33,166 --> 00:12:34,500
‫خدایا...

222
00:12:35,458 --> 00:12:36,958
‫لعنت بهش.

223
00:12:46,958 --> 00:12:48,041
‫صبح بخیر، خانم اندروز.

224
00:12:48,125 --> 00:12:50,375
‫ستوان آدامز داره تماس می‌گیره
‫که احوال مادرتون رو بپرسه.

225
00:12:50,458 --> 00:12:53,958
‫دیشب دوباره پیداش کردیم که سرگردون شده بود
‫و می‌خواستیم مطمئن بشیم حالش خوبه.

226
00:12:54,041 --> 00:12:57,375
‫راحت باشید با من در اداره کلانتری تماس بگیرید. روز خوبی داشته باشید.

227
00:12:59,375 --> 00:13:00,958
‫مامان؟

228
00:13:05,125 --> 00:13:06,166
‫مامان!

229
00:13:07,583 --> 00:13:08,625
‫مامان؟

230
00:13:09,541 --> 00:13:10,625
‫اینجایی؟

231
00:13:35,833 --> 00:13:37,625
‫من از مامانم خواهش کردم،

232
00:13:37,708 --> 00:13:41,041
‫واسه همین اونا رو به عنوان
‫هدیه تولد زودهنگام برای من خرید.

233
00:13:41,541 --> 00:13:44,833
‫ولی من نمی‌تونم شلوار رو
‫بیرون از خونه بپوشم

234
00:13:44,916 --> 00:13:47,583
‫مگر اینکه قسمتی که روش نوشته «آبدار» رو بپوشونم.

235
00:13:49,791 --> 00:13:50,750
‫نظرت چیه؟

236
00:13:51,291 --> 00:13:55,416
‫فکر کنم خیلی بانمکه.

237
00:13:55,916 --> 00:13:57,791
‫منم برات یه چیزی خریدم.

238
00:13:57,875 --> 00:14:00,208
‫می‌تونی هفته دیگه تو مهمونی بپوشیش.

239
00:14:00,916 --> 00:14:02,625
‫یه سوتین واندر براست (سوتین حجم‌دهنده).

240
00:14:05,416 --> 00:14:08,250
‫- مرسی...ریچ.
‫- امتحانش کن.

241
00:14:09,250 --> 00:14:10,291
‫همین الان؟

242
00:14:10,375 --> 00:14:12,750
‫خب، دلت نمی‌خواد ببینی کار می‌کنه یا نه؟

243
00:14:13,333 --> 00:14:16,333
‫- نگاه نمی‌کنم.
‫♪ - تو سمی هستی، دارم غرق می‌شم ♪

244
00:14:16,416 --> 00:14:19,375
‫♪ با یه مزه از بهشت سمی ♪

245
00:14:19,458 --> 00:14:23,250
‫♪ من بهت معتادم ♪
‫♪ مگه نمی‌دونی که سمی هستی؟ ♪

246
00:14:25,958 --> 00:14:28,333
‫♪ و من عاشق کارایی‌ام که می‌کنی ♪
‫♪ مگه نمی‌دونی... ♪

247
00:14:28,416 --> 00:14:29,958
‫خب؟

248
00:14:32,458 --> 00:14:33,916
‫وای خدای من.

249
00:14:34,000 --> 00:14:36,250
‫سینه‌هات عالی شدن.

250
00:14:36,333 --> 00:14:37,958
‫تو خیلی جذابی.

251
00:14:38,041 --> 00:14:39,125
‫شماها اینجایین؟

252
00:14:39,208 --> 00:14:41,041
‫آره. بالا تو اتاق خواب.

253
00:14:41,125 --> 00:14:42,750
‫نوشیدنی آوردم.

254
00:14:43,250 --> 00:14:45,458
‫جون. چقدر سکسی شدی.

255
00:14:46,458 --> 00:14:47,833
‫من یه سورپرایز دیگه هم دارم.

256
00:14:47,916 --> 00:14:50,583
‫کاترین کلی جدید و بهبودیافته.

257
00:14:52,166 --> 00:14:55,375
‫- سلام، کاترین.
‫- سلام، آنا. ممنون که دعوتم کردی.

258
00:14:55,458 --> 00:14:59,833
‫از اینکه یه کصکش بودم عذرخواهی کردم،
‫و بهش گفتم که اون واقعاً ادرار نبود.

259
00:14:59,916 --> 00:15:01,833
‫خیلی خیالم راحت شد.

260
00:15:01,916 --> 00:15:04,458
‫آره، منم همینطور.

261
00:15:04,958 --> 00:15:07,041
‫به هر حال، شما دوتا عالی به نظر می‌رسید.

262
00:15:07,125 --> 00:15:09,958
‫- بریم چندتا عکس بندازیم.
‫- اوه، من عکسام خیلی خوب نمیشه.

263
00:15:10,041 --> 00:15:13,166
‫کصشر. ناموساً سکسی شدی.
‫فقط این دفعه لبخند بزن.

264
00:15:13,250 --> 00:15:15,791
‫پنیر!

265
00:15:17,333 --> 00:15:20,166
‫آنا، تا حالا به این فکر کردی که موهاتو صاف کنی؟

266
00:15:20,666 --> 00:15:22,791
‫اوه... وایسا، بذار لباسم رو بپوشم.

267
00:15:22,875 --> 00:15:25,708
‫بیا، ژست بگیر. مثل یه مدل.

268
00:15:25,791 --> 00:15:29,541
‫- آره، مثل یه سوپرمدل.
‫- آره، بیا دیگه، خانم سکسی.

269
00:15:29,625 --> 00:15:31,625
‫باشه، بدن رو!

270
00:15:31,708 --> 00:15:33,333
‫آره!

271
00:15:33,416 --> 00:15:34,250
‫آنا!

272
00:15:36,750 --> 00:15:38,500
‫- آنا!
‫- جان!

273
00:15:46,750 --> 00:15:48,166
‫کجا بودی؟

274
00:15:49,166 --> 00:15:52,083
‫همین بیرون تو باغ بودم.
‫ماشینتو دیدم.

275
00:15:55,791 --> 00:15:56,625
‫چیه؟

276
00:15:58,916 --> 00:15:59,916
‫اَه.

277
00:16:00,541 --> 00:16:04,166
‫اون دهن گنده‌اش، جک، احتمالاً بهت گفته که مجبور شده دوباره بیاد دنبالم.

278
00:16:05,125 --> 00:16:08,333
‫بیا اینجا بشین کنار مامان یه دقیقه. بیا.

279
00:16:14,083 --> 00:16:15,625
‫خوشحالم که سر زدی.

280
00:16:18,166 --> 00:16:21,250
‫با این چیزایی که داره اتفاق می‌افته،
‫فکر کنم باید همین‌جا بمونی.

281
00:16:21,750 --> 00:16:23,250
‫هوم؟ امن‌تره.

282
00:16:23,750 --> 00:16:27,708
‫- هیچ‌کس تا این همه راه نمیاد بیرون.
‫- می‌دونی که نمی‌تونم تو اون اتاق بمونم، مامان.

283
00:16:31,333 --> 00:16:32,166
‫آره.

284
00:16:37,416 --> 00:16:39,083
‫عزیزم، نمی‌دونم چطور این کارو می‌کنیم.

285
00:16:40,416 --> 00:16:42,875
‫اما یه جایی، اگه قراره به زندگیمون ادامه بدیم...

286
00:16:45,250 --> 00:16:49,333
‫باید یه راهی پیدا کنیم
‫که با گذشته کنار بیایم. هوم؟

287
00:16:51,291 --> 00:16:52,291
‫مامان...

288
00:16:55,916 --> 00:16:58,166
‫وقتی کارم اینجا تموم بشه،
‫که قراره زود باشه،

289
00:16:58,250 --> 00:16:59,958
‫می‌رم برمی‌گردم آتلانتا.

290
00:17:02,708 --> 00:17:03,791
‫و

291
00:17:04,916 --> 00:17:06,750
‫فکر کنم باید با من بیای، مامان.

292
00:17:06,833 --> 00:17:07,875
‫- برای زندگی کردن؟
‫- مم‌هم.

293
00:17:07,958 --> 00:17:09,916
‫- تو آتلانتا؟
‫- تا بتونم ازت مراقبت کنم

294
00:17:10,000 --> 00:17:11,958
‫تا وقتی که بتونیم بفهمیم قدم بعدی چیه.

295
00:17:12,041 --> 00:17:14,750
‫وای، عزیزم.

296
00:17:15,625 --> 00:17:19,500
‫آنا، عزیزم، دوستت دارم،
‫ولی اینجا خونه منه،

297
00:17:19,583 --> 00:17:21,958
‫و من نیازی به پرستار بچه ندارم.

298
00:17:23,333 --> 00:17:24,416
‫آلیس...

299
00:17:26,083 --> 00:17:27,708
‫مشکلی پیش اومده برات؟

300
00:17:31,375 --> 00:17:32,250
‫شاید.

301
00:17:36,291 --> 00:17:38,375
‫خب، پس ما قراره...

302
00:17:42,625 --> 00:17:44,083
‫قراره به کمک نیاز داشته باشیم.

303
00:17:49,291 --> 00:17:50,333
‫صداتو شنیدم.

304
00:17:53,041 --> 00:17:54,250
‫صداتو شنیدم.

305
00:17:56,333 --> 00:17:57,333
‫باشه.

306
00:18:12,875 --> 00:18:14,916
‫این جرالد هست. چطور می‌تونم کمکت کنم؟

307
00:18:15,000 --> 00:18:17,875
‫کارآگاه پاتل هستم از اداره کلانتری داهلونیگا.

308
00:18:17,958 --> 00:18:21,250
‫یه شماره مبدأ برای تماسی که امروز صبح ساعت

309
00:18:21,333 --> 00:18:23,750
‫۱۲:۰۲ به عمارت داهلونیگا گرفته شده، لازم دارم.

310
00:18:23,833 --> 00:18:24,833
‫حتماً.

311
00:18:24,916 --> 00:18:26,541
‫اما می‌دونی، قبل از اون،

312
00:18:26,625 --> 00:18:29,000
‫می‌خوام وضعیت یه درخواست برای سوابق تلفنی رو پیگیری کنم

313
00:18:29,083 --> 00:18:31,041
‫که سه روز پیش روش تأکید کرده بودم.

314
00:18:31,125 --> 00:18:32,333
‫اسم مشتری؟

315
00:18:32,416 --> 00:18:33,875
‫هاپکینز، ریچل.

316
00:18:34,666 --> 00:18:37,083
‫آره، خب... خب اون کنسل شد.

317
00:18:38,375 --> 00:18:40,625
‫چی؟ توسط کی کنسل شد؟

318
00:18:40,708 --> 00:18:41,791
‫اِم...

319
00:18:42,500 --> 00:18:44,458
‫یه کارآگاه هارپر.

320
00:18:47,708 --> 00:18:49,583
‫- لطفاً هر دو رو فوراً بررسی کن.
‫- حتماً.

321
00:18:49,666 --> 00:18:52,250
‫مثل اینه که دارن کار پلیسی می‌کنن. یه شوخی مسخره‌ست.

322
00:18:53,958 --> 00:18:56,125
‫چه خبره، بوستون؟ با کی حرف می‌زنی؟

323
00:18:56,208 --> 00:18:58,791
‫اِم... یه سرنخ احمقانه دیگه.

324
00:18:58,875 --> 00:19:01,833
‫آره، خب،
‫یه سری سرنخ احمقانه دیگه هم برات دارم.

325
00:19:02,958 --> 00:19:06,500
‫این... کل این دردسر برای این احمقای تو شهر.

326
00:19:06,583 --> 00:19:08,875
‫یه وقت تلف کردن لعنتی.

327
00:19:11,000 --> 00:19:13,333
‫- خوشحالم از دیدنت.
‫- آره، از دیدنت خوشحالم.

328
00:19:15,291 --> 00:19:17,375
‫- حالت چطوره، شهردار؟
‫- از دیدنت خوشحالم.

329
00:19:17,458 --> 00:19:20,833
‫پس دقیقاً امشب چی رو می‌خوایم به دست بیاریم؟

330
00:19:20,916 --> 00:19:21,791
‫هوم...

331
00:19:21,875 --> 00:19:24,208
‫جواب دادن به سؤال‌ها، آرام کردن اعصاب،

332
00:19:24,958 --> 00:19:27,000
‫رفع ترس‌ها.

333
00:19:27,083 --> 00:19:28,333
‫داری شوخی می‌کنی.

334
00:19:29,458 --> 00:19:31,833
‫طعنه. درسته.

335
00:19:32,958 --> 00:19:34,750
‫اوه...

336
00:19:39,500 --> 00:19:41,666
‫بسیار خب، آنی اوکلی (کنایه از تیرانداز ماهر).

337
00:19:41,750 --> 00:19:45,458
‫- چرا یه اسلحه تو کیفت داری؟
‫- اگه علنی حمل می‌کردم، لباسمو خراب می‌کرد.

338
00:19:47,458 --> 00:19:48,625
‫تو تیراندازی هم خوب هستی؟

339
00:19:50,875 --> 00:19:52,500
‫نمی‌دونم.

340
00:19:52,583 --> 00:19:54,958
‫من... من حس می‌کنم باید بدونی...

341
00:19:55,041 --> 00:19:57,708
‫...اگه قراره
‫با رژ لب و تایلنول با خودت حملش کنی.

342
00:19:57,791 --> 00:19:59,583
‫خب، اونو زمانی گرفتم که

343
00:20:01,208 --> 00:20:02,875
‫شب‌ها تو بخش جنایی کار می‌کردم.

344
00:20:02,958 --> 00:20:05,416
‫همون قضیه بهتره داشته باشی و احتیاج پیدا نکنی.

345
00:20:05,500 --> 00:20:07,875
‫آره، باید بگم.
‫امیدوارم که احتیاجش پیدا نکنی.

346
00:20:07,958 --> 00:20:10,916
‫مامان، می‌رم که برات یه صندلی بگیرم، باشه؟

347
00:20:11,000 --> 00:20:12,416
‫- وقت خبره؟
‫- آره.

348
00:20:12,500 --> 00:20:13,666
‫مم.

349
00:20:13,750 --> 00:20:16,333
‫اینجاست! چطوری؟

350
00:20:20,208 --> 00:20:21,791
‫شب همگی بخیر.

351
00:20:22,291 --> 00:20:26,291
‫هدف از این جلسه پرسش و پاسخ امشب اینه که
‫شایعه رو از واقعیت جدا کنیم،

352
00:20:26,791 --> 00:20:30,708
‫به شما یه سری جواب بدیم و امیدوارم یه کم آرامش ببخشیم.

353
00:20:31,291 --> 00:20:34,083
‫و برای کسایی که امشب دارن تماشا می‌کنن،

354
00:20:34,166 --> 00:20:36,625
‫اغلب وقتی در مورد قتل‌ها تو تلویزیون می‌شنویم،

355
00:20:36,708 --> 00:20:39,583
‫فراموش می‌کنیم که قربانی یه آدمه

356
00:20:39,666 --> 00:20:42,250
‫که دوستا، خانواده،

357
00:20:42,333 --> 00:20:44,916
‫جامعه و کلی سؤال پشت سرش گذاشته.

358
00:20:45,416 --> 00:20:48,166
‫و برای ما، در زمان‌های ترس،

359
00:20:48,666 --> 00:20:51,833
‫پیدا کردن کسانی که بهشون اعتماد داری
‫حتی مهم‌تره.

360
00:20:53,250 --> 00:20:56,875
‫پس می‌خوام از شما تشکر کنم، آقای شهردار وودراف،
‫که این مراسم رو

361
00:20:56,958 --> 00:20:58,000
‫با این همه عجله ترتیب دادی

362
00:20:58,083 --> 00:21:01,375
‫و به دابلیو‌اس‌کی به عنوان یه منبع معتمد برای پوشش دادنش اعتماد کردی.

363
00:21:01,458 --> 00:21:03,333
‫آره!

364
00:21:03,416 --> 00:21:05,333
‫آره. متشکرم آقای شهردار. متشکرم.

365
00:21:08,291 --> 00:21:09,875
‫کارآگاه هارپر؟

366
00:21:11,583 --> 00:21:13,083
‫یه وقت تلف کردن بیخود.

367
00:21:15,000 --> 00:21:18,250
‫خانم‌ها و آقایون، من هر چی که می‌تونم رو به اشتراک می‌ذارم،

368
00:21:18,333 --> 00:21:22,000
‫و بعدش فکر کنم
‫درها رو برای سؤالات باز کنیم.

369
00:21:23,208 --> 00:21:27,458
‫ریچل هاپکینز و هلن وانگ،
‫اونا بخشی از این جامعه بودن.

370
00:21:27,541 --> 00:21:29,833
‫اینجا بزرگ شدن. همین‌جا زندگی می‌کردن.

371
00:21:30,875 --> 00:21:32,375
‫هر دوشون کشته شدن.

372
00:21:33,208 --> 00:21:35,583
‫خشونت‌آمیز بود.
‫فجیع بود. وحشتناک بود.

373
00:21:36,166 --> 00:21:39,000
‫و ما باور داریم که این قتل‌ها، اُه...

374
00:21:39,083 --> 00:21:41,375
‫به هم مرتبط هستن.
‫این خانم‌ها هدف قرار گرفته بودن.

375
00:21:42,041 --> 00:21:45,541
‫ما باور داریم که توسط یک نفریا چند نفر انجام شده.

376
00:21:45,625 --> 00:21:47,125
‫منظورت مثل یه قاتل سریالیه؟

377
00:21:47,208 --> 00:21:49,333
‫- چه کوفتی؟
‫- کی داره این کارو می‌کنه؟

378
00:21:49,416 --> 00:21:52,916
‫ببینید، من... تقریباً یه دهه هست که توی بخش قتل کار کردم،

379
00:21:53,000 --> 00:21:56,041
‫نه فقط اینجا توی شهرستان لامپکین، بلکه توی کلان‌شهر آتلانتا.

380
00:21:56,125 --> 00:21:58,375
‫و بهتون اطمینان می‌دم...

381
00:21:58,458 --> 00:22:01,916
‫من با بهترین تیم‌های تحقیقاتی کشور کار کردم،

382
00:22:02,000 --> 00:22:05,333
‫و یه چیزی که فقط می‌خوام تو کله‌تون فرو کنم اینه که

383
00:22:05,416 --> 00:22:08,500
‫اکثر این پرونده‌ها حل‌نشده باقی می‌مونن.

384
00:22:08,583 --> 00:22:10,666
‫- این چه معنی کوفتی‌ای میده؟
‫- کیر توش.

385
00:22:10,750 --> 00:22:12,875
‫- اینجا آتلانتا نیست.
‫- من می‌فهمم.

386
00:22:12,958 --> 00:22:15,333
‫- پس شما این پرونده رو حل نمی‌کنید؟
‫- من هیچ‌وقت اینو نگفتم.

387
00:22:15,416 --> 00:22:20,375
‫من فقط دارم می‌گم که این کار قراره
‫صبر بخواد، آره؟ و همکاری.

388
00:22:20,458 --> 00:22:22,500
‫شما باید بذارید ما کارمون رو بکنیم.

389
00:22:22,583 --> 00:22:26,833
‫فکر می‌کردم کار شما اینه که از
‫شهروندان داهلونیگا محافظت کنید.

390
00:22:26,916 --> 00:22:28,750
‫- آره!
‫- حرف حساب!

391
00:22:33,166 --> 00:22:37,500
‫- این قطعاً کار ماست.
‫- برای امن نگه داشتن بچه‌هامون چه کار می‌کنید؟

392
00:22:37,583 --> 00:22:41,541
‫من باور ندارم بچه‌های شما در خطر نیستن.
‫باور ندارم بچه‌ها هدف قرار گرفته باشن.

393
00:22:41,625 --> 00:22:43,541
‫می‌دونید کی هدف قرار می‌گیره؟

394
00:22:43,625 --> 00:22:46,125
‫بچه‌های ما در خطرن! یالا بگین!

395
00:22:46,208 --> 00:22:47,500
‫شنیدم لخت بودن.

396
00:22:47,583 --> 00:22:49,708
‫- چشم‌هاشون رو درآوردن!
‫- یا پیغمبر.

397
00:22:49,791 --> 00:22:52,791
‫- شنیدم لخت بودن.
‫- من شنیدم تو یه باند سکس بودن!

398
00:22:52,875 --> 00:22:55,041
‫- لکه‌های خون چی رو نشون میدن؟
‫- کافیه...

399
00:22:55,125 --> 00:22:57,125
‫جواب سوال کیری رو بده!
‫لخت بودن یا نبودن؟

400
00:22:57,208 --> 00:23:00,291
‫- بذار برادرم حرف بزنه، جردن!
‫- گائیدمت، زو!

401
00:23:00,375 --> 00:23:02,750
‫- تو کصخل عوضی.
‫- میشه لطفا این کارو نکنیم؟

402
00:23:02,833 --> 00:23:05,291
‫خانم‌ها و آقایون، اینجوری که پیش نمی‌ره.

403
00:23:05,375 --> 00:23:08,583
‫ما یه کار داریم انجام بدیم،
‫و این اون کار نیست، پس...

404
00:23:10,916 --> 00:23:11,958
‫شب‌بخیر می‌گم.

405
00:23:12,041 --> 00:23:14,208
‫اون داره کدوم گوری میره؟

406
00:23:14,291 --> 00:23:17,583
‫هی، برگرد همون بالا و کارت رو انجام بده،
‫تو بی‌خایه‌ی لعنتی.

407
00:23:17,666 --> 00:23:19,166
‫ولش کن. سرت به کار خودت باشه.

408
00:23:19,250 --> 00:23:21,375
‫- خفه شو.
‫- در سولاختو ببند.

409
00:23:21,458 --> 00:23:27,458
‫خانم‌ها و آقایون، چیزی که اونجا دیدید
‫یه کارآگاه بود که داره کارش رو انجام میده. باشه؟

410
00:23:28,125 --> 00:23:31,541
‫پس حالا بیشتر از هر وقت دیگه‌ای،
‫مهمه که هوای همدیگه رو داشته باشیم.

411
00:23:31,625 --> 00:23:33,500
‫که مراقب هم باشیم.

412
00:23:33,583 --> 00:23:35,000
‫و من می‌گم بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

413
00:23:35,083 --> 00:23:39,125
‫چون خودم می‌دونم این قاتل
‫قادر به چه کارهایی هست.

414
00:23:39,666 --> 00:23:41,833
‫من جسد هلن وانگ رو پیدا کردم.

415
00:23:44,333 --> 00:23:47,583
‫خب، من تو طول حرفه‌ام قتل‌های بی‌شماری رو پوشش دادم.

416
00:23:47,666 --> 00:23:51,250
‫چیزای نفرت‌انگیز، وحشتناک و زشت.

417
00:23:52,583 --> 00:23:57,166
‫چیزی که اونجا دیدم تقریباً بدترین چیزی بود
‫که تا حالا دیدم.

418
00:23:59,625 --> 00:24:01,750
‫حالا، من چیز زیادی نمی‌دونم. من کارآگاه نیستم،

419
00:24:01,833 --> 00:24:05,583
‫ولی دو تا چیز در مورد آدم‌هایی که می‌کُشن یاد گرفتم.

420
00:24:06,166 --> 00:24:10,791
‫یکی اینکه بهترین نشونه رفتار آینده، رفتار گذشته‌ست،

421
00:24:10,875 --> 00:24:14,500
‫و دوم اینکه،
‫قاتل معمولاً قربانی‌ش رو می‌شناسه.

422
00:24:14,583 --> 00:24:16,833
‫- یا خود خدا.
‫- وای خدای من.

423
00:24:16,916 --> 00:24:19,666
‫که یعنی یکی از ما تو این جمع،

424
00:24:19,750 --> 00:24:21,500
‫شاید خیلی‌هامون،

425
00:24:21,583 --> 00:24:23,500
‫ممکنه قاتل رو بشناسیم.

426
00:24:25,500 --> 00:24:27,041
‫شاید نخوایم بگیم.

427
00:24:31,125 --> 00:24:33,791
‫قاتل همین الان تو همین اتاق باشه.

428
00:24:33,875 --> 00:24:38,041
‫- دافی کجاست؟ چرا اون اینجا نیست؟
‫- تو با اون دخترا هم‌مدرسه بودی.

429
00:24:38,125 --> 00:24:41,375
‫آره زو، تو سنت هیلاری بودی. تو برنامه پرداخت بودی.

430
00:24:41,458 --> 00:24:44,125
‫اون کیر لنگت بود که تو برنامه پرداخت بود، جردن!

431
00:24:44,208 --> 00:24:46,375
‫آرزو می‌کردی اون کیر لنگت رو داشته باشی، مگه نه؟

432
00:24:46,458 --> 00:24:50,291
‫می‌دونی چیه؟ اینو به روم بگو.
‫چرا توی روی کیریم نمیگیش؟

433
00:24:53,541 --> 00:24:55,625
‫تو و هر بچه‌ای که داریو گائیدم!

434
00:24:55,708 --> 00:24:58,708
‫بیا عقب!

435
00:24:58,791 --> 00:25:01,583
‫- ببخشید!
‫- از جلوی چشمام گم شو!

436
00:25:01,666 --> 00:25:04,333
‫- گائیدمت! از جلو روم صیکتو بزن.
‫- آروم باشید!

437
00:25:04,416 --> 00:25:07,666
‫هی حالا! هی حالا!

438
00:25:09,000 --> 00:25:16,000


439
00:25:18,041 --> 00:25:19,541
‫ممنون، داهلونیگا.

440
00:25:21,000 --> 00:25:23,333
‫...کیری! گائیدمت! از جلو روم صیکتو بزن.

441
00:25:23,416 --> 00:25:26,250
‫از این کصشر بازی‌هات خسته شدم!
‫تمام کاری که می‌کنی حرف زدنه!

442
00:25:31,166 --> 00:25:33,541
‫لعنت بهش! من اون دختر رو دوست دارم.

443
00:25:34,833 --> 00:25:35,958
‫سلام لکسی.

444
00:25:36,541 --> 00:25:38,458
‫خواستم بدونی، من یه گزارش از میدون می‌فرستم

445
00:25:38,541 --> 00:25:40,541
‫که باید تو بازه ساعت ده شب پخش کنین.

446
00:25:40,625 --> 00:25:42,666
‫- کجا داری میری؟
‫- داهلونیگا.

447
00:25:42,750 --> 00:25:45,291
‫- چی؟
‫- بذار ادی پشت میزم رو پوشش بده.

448
00:25:51,666 --> 00:25:54,166
‫- اون چی بود؟
‫- یه جلسه پرسش و پاسخ. مردم دارن حرف می‌زنن.

449
00:25:54,250 --> 00:25:55,541
‫آره، دارن در مورد من حرف می‌زنن.

450
00:25:55,625 --> 00:25:57,250
‫خب، من اسم تو رو نیاوردم.

451
00:25:57,333 --> 00:25:59,750
‫اگه آدمایی که تو رو می‌شناسن
‫فکر کنن ممکنه یه سرنخی داشته باشی

452
00:25:59,833 --> 00:26:02,708
‫در مورد اینکه ریچل یا هلن چطور یا چرا کشته شدن،

453
00:26:02,791 --> 00:26:03,916
‫اونوقت دیگه تقصیر من نیست.

454
00:26:04,000 --> 00:26:07,583
‫کصشر! من سال‌هاست با اون عوضیا حرف نزدم، خودتم می‌دونی.

455
00:26:07,666 --> 00:26:10,375
‫و تو که گمشدی رفتی، آنا، پس چرا اینجایی؟

456
00:26:10,458 --> 00:26:13,291
‫داری سعی می‌کنی چیکار کنی؟
‫برینی به من؟ برینی به این شهر؟

457
00:26:13,375 --> 00:26:16,500
‫منظورم اینه که، یا پیغمبر و امتش.
‫هنوز کینه اون...

458
00:26:16,583 --> 00:26:19,250
‫بیست سال گذشته، کیری.
‫اصلاً چیز مهمی هم نبود.

459
00:26:19,333 --> 00:26:22,625
‫دیشب بین ساعت هشت تا دوازده کجا بودی، زو؟

460
00:26:23,416 --> 00:26:24,333
‫هان؟

461
00:26:28,625 --> 00:26:30,250
‫خنده‌داره. خنده‌داره.

462
00:26:31,375 --> 00:26:36,208
‫اون دو تا، درست مثل بقیه مردم این شهر، همیشه دست کم می‌گرفتنم.

463
00:26:36,291 --> 00:26:37,541
‫حتی برادرم.

464
00:26:38,458 --> 00:26:40,750
‫چون هیچ‌کس نمی‌دونه تو از چه کارهایی برمیای.

465
00:26:42,416 --> 00:26:43,541
‫ولی من می‌دونم.

466
00:26:45,541 --> 00:26:46,875
‫می‌ترسونتت؟

467
00:26:48,083 --> 00:26:49,875
‫فکر کردن به اینکه نفر بعدی کی ممکنه باشه؟

468
00:26:50,375 --> 00:26:51,708
تو رو ‫می‌ترسونه؟

469
00:26:58,333 --> 00:26:59,833
‫بهتره از اینجا بری، زو.

470
00:27:00,500 --> 00:27:02,000
‫امن نیست.

471
00:27:19,000 --> 00:27:22,000
‫[جک: نیازه حرف بزنیم. لطفاً.]

472
00:27:42,000 --> 00:27:45,000
<i>اوکی. بیا حرف بزنیم</i>

473
00:27:48,833 --> 00:27:51,458
‫هیچ‌چیز مثل یه درام کوچیک شهرستانی
‫آدم رو گرسنه نمی‌کنه.

474
00:27:51,541 --> 00:27:53,375
‫- آره.
‫- می‌خوای بریم یه لقمه بخوریم؟

475
00:27:53,458 --> 00:27:54,375
‫اِم...

476
00:27:54,458 --> 00:27:57,166
‫راستش نمی‌تونم.
‫یه کار دیگه دارم که باید انجام بدم.

477
00:27:58,166 --> 00:28:00,333
‫باشه. من یه کم بالا هستم،

478
00:28:00,416 --> 00:28:03,000
‫پس اگه تنهایی، می‌تونی در بزنی
‫اگه یه کم همدم خواستی.

479
00:28:03,958 --> 00:28:07,083
‫هی، ممنون بابت کمکت امشب، ریچارد. ممنونم.

480
00:28:07,666 --> 00:28:08,500
‫آره.

481
00:28:16,333 --> 00:28:17,708
‫خواهش می‌کنم.

482
00:28:23,041 --> 00:28:23,875
‫هی، عزیزم.

483
00:28:23,958 --> 00:28:25,708
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هوم؟

484
00:28:26,291 --> 00:28:27,875
‫اِم... چیز خاصی نیست.

485
00:28:27,958 --> 00:28:30,166
‫- چه خبره؟
‫- نیم ساعت دیگه اونجام.

486
00:28:30,250 --> 00:28:31,416
‫چی؟ عزیزم...

487
00:28:31,500 --> 00:28:34,041
‫الو؟ اوه، کیر توش.

488
00:28:56,000 --> 00:28:59,500
‫[ - کجا و کی؟
‫- سمت« فالز». ]

489
00:28:59,524 --> 00:29:03,024
‫[ - الان؟
‫- یا هیچوقت. ]

490
00:29:03,708 --> 00:29:04,541
‫کلاید.

491
00:29:06,083 --> 00:29:08,875
‫می‌تونی با ما شریک بشی که چه حسی داری؟

492
00:29:09,875 --> 00:29:11,833
‫فقط داره کلافه‌ام می‌کنه.

493
00:29:12,541 --> 00:29:15,208
‫اینکه هیچی ندونم،
‫هیچی بهم نگن.

494
00:29:15,708 --> 00:29:18,291
‫منظورم اینه که، و اون جلسه عمومی...

495
00:29:18,916 --> 00:29:21,875
‫خوشحالم که زحمت نکشیدم برم.

496
00:29:21,958 --> 00:29:24,166
‫واقعاً این چطور به حال هیچ‌کدوم از ما کمک می‌کنه؟

497
00:29:24,250 --> 00:29:27,666
‫من فقط می‌تونم تصور کنم که چقدر برات دردناک بوده.

498
00:29:29,000 --> 00:29:31,125
‫تنها چیزی که برای من مهمه گرفتن عدالته.

499
00:29:31,208 --> 00:29:32,041
‫اِم.

500
00:29:32,541 --> 00:29:37,000
‫هر کاری که بتونم می‌کنم تا هر کی که ریچل و هلن رو کشته پیدا کنم.

501
00:29:38,125 --> 00:29:41,250
‫من می‌خوام هر کسی که داره زن‌های خوب این شهر

502
00:29:41,333 --> 00:29:43,833
‫رو هدف قرار میده متوقف بشه و مسئول شناخته بشه.

503
00:29:43,916 --> 00:29:44,833
‫هوم.

504
00:29:44,916 --> 00:29:48,583
‫بنابراین من ۵۰ هزار دلار جایزه

505
00:29:48,666 --> 00:29:53,041
‫به هر کسی که چیزی در مورد اتفاقی که
‫برای همسرم افتاده می‌دونه، اعطا می‌کنم.

506
00:30:00,125 --> 00:30:01,625
‫اولین بار اینجا شنیدینش.

507
00:30:02,125 --> 00:30:04,708
‫در شهری که همه سؤال دارن، یه شوهر

508
00:30:04,791 --> 00:30:10,166
‫داغدیده ۵۰ هزار دلار برای جواب‌ها میده.

509
00:30:10,916 --> 00:30:13,125
‫گزارش زنده از داهلونیگا،

510
00:30:13,625 --> 00:30:15,000
‫لکسی جونز.

511
00:30:16,208 --> 00:30:17,458
‫تصویرمون قطعه.

512
00:30:19,333 --> 00:30:20,791
‫متأسفم برای از دست دادنت.

513
00:30:22,166 --> 00:30:24,041
‫- همه اینا رو گرفتی؟
‫... آره، معلومه که گرفتم.

514
00:30:24,125 --> 00:30:25,125
‫خوبه. بریم.

515
00:30:35,875 --> 00:30:39,458
‫خب، بهش مثل یه علامت پایان برای داستان فکر کن.

516
00:30:39,541 --> 00:30:42,041
‫- اینقدر ساده نیست!
‫- کی می‌دونه؟ شاید کمک کنه.

517
00:30:43,583 --> 00:30:46,000
‫ولی اگه کلیپ‌هایی از جلسه عمومی رو دوباره پخش کنی،

518
00:30:46,083 --> 00:30:47,875
‫باید کلیپ من رو هم دوباره پخش کنی.

519
00:30:47,958 --> 00:30:50,333
‫فقط برای اینکه دقیق باشه.

520
00:30:50,416 --> 00:30:51,875
‫تو دو ساعت وقت داری.

521
00:30:52,750 --> 00:30:53,833
‫ممنون، جیم.

522
00:31:00,333 --> 00:31:02,208
‫حرفی داری که بخوای به من بزنی؟

523
00:31:02,291 --> 00:31:05,750
‫نه، من فقط... نمی‌دونم چرا این کارو کردی.

524
00:31:07,333 --> 00:31:08,416
‫چیکار کردم؟

525
00:31:08,500 --> 00:31:10,125
‫این همه دردسر راه انداختی

526
00:31:10,791 --> 00:31:12,791
‫فقط برای اینکه درخشش آنا رو کم کنی.

527
00:31:14,208 --> 00:31:17,916
‫منظورم اینه... تو که همین الان
‫صندلی اصلی رو داری، عزیزم.

528
00:31:18,416 --> 00:31:21,625
‫کی اهمیت میده اون تو فیلد چیکار می‌کنه، می‌دونی؟

529
00:31:22,125 --> 00:31:23,291
‫خب، من اهمیت میدم.

530
00:31:25,916 --> 00:31:27,416
‫چون اون دنبال چیزیه که مال منه.

531
00:31:29,083 --> 00:31:30,208
‫اِم...

532
00:31:30,291 --> 00:31:31,333
‫مم.

533
00:31:34,625 --> 00:31:37,583
‫و من قرار نیست

534
00:31:38,125 --> 00:31:41,208
‫بهش اجازه بدم داشته باشتش.

535
00:31:43,916 --> 00:31:44,833
‫قراره؟

536
00:31:46,125 --> 00:31:46,958
‫نه.

537
00:32:07,625 --> 00:32:09,375
‫بشین تو ماشین.

538
00:32:12,875 --> 00:32:15,791
‫- باید بریم کلبه کنار دریاچه؟
‫- کارآگاه پاتل.

539
00:32:15,875 --> 00:32:18,708
‫هی، اِم... والی هستم.

540
00:32:18,791 --> 00:32:22,333
‫نتونستم با کارآگاه هارپر تماس بگیرم،
‫واسه همین فکر کردم بهت زنگ بزنم.

541
00:32:22,833 --> 00:32:24,666
‫باشه. آره، می‌بینم.

542
00:32:24,750 --> 00:32:27,083
‫نمونه دی‌ان‌ای اون آلوده شده.

543
00:32:28,875 --> 00:32:31,166
‫رگه‌هایی از دو نفر مختلف توش هست.

544
00:32:32,583 --> 00:32:35,083
‫- ممنون. اِم...
‫- آره.

545
00:32:35,166 --> 00:32:39,166
‫- باشه، بهش اطلاع میدم.
‫- خوبه. شب خوبی داشته باشی.

546
00:33:05,458 --> 00:33:07,166
‫همه اونا رو پوشیدن؟

547
00:33:45,750 --> 00:33:46,750
‫هی آنا.

548
00:33:47,416 --> 00:33:48,250
‫هی.

549
00:33:49,083 --> 00:33:51,708
‫ممنون که... ممنون که اومدی.

550
00:33:54,750 --> 00:33:55,958
‫آره.

551
00:33:58,958 --> 00:34:00,875
‫می‌دونی، می‌دونم که تو، اِم...

552
00:34:02,375 --> 00:34:05,041
‫توی آتلانتا نبودی، می‌دونی...

553
00:34:06,208 --> 00:34:07,625
‫شبی که ریچل مرد.

554
00:34:11,583 --> 00:34:13,000
‫تو منو دیدی، نه؟

555
00:34:16,541 --> 00:34:17,750
‫می‌دونی که من پیش اون بودم.

556
00:34:24,125 --> 00:34:25,500
‫من بهش صدمه نزدم، آنا.

557
00:34:29,208 --> 00:34:30,500
‫اینو می‌دونی، درسته؟

558
00:34:40,416 --> 00:34:42,041
‫چیزی دیدی؟

559
00:34:42,666 --> 00:34:44,500
‫شخص دیگه‌ای هم اونجا بود؟

560
00:34:46,750 --> 00:34:47,750
‫می‌دونی کی این کارو کرده؟

561
00:34:47,833 --> 00:34:50,208
‫اگه منظورت اینه که من کردم، نه.

562
00:34:51,041 --> 00:34:51,875
‫باشه.

563
00:34:53,750 --> 00:34:55,000
‫پس ما شدیم دو نفر.

564
00:34:59,416 --> 00:35:01,250
‫متأسفم که اون صحنه رو دیدی، آنا.

565
00:35:02,250 --> 00:35:03,666
‫اون اصلاً معنی نداشت.

566
00:35:04,833 --> 00:35:07,041
‫آره، ولی برای اون حتی کمتر هم معنی داشت.

567
00:35:09,083 --> 00:35:10,666
‫پس چرا پیش اون بودی، جک؟

568
00:35:11,875 --> 00:35:15,958
‫همون دلیلی که تو پیش اون...
‫اون فیلمبردار گوریل‌مانند خودت بودی، درسته؟

569
00:35:16,041 --> 00:35:19,916
‫جز اینکه گوریل فیلمبردار من صبح روز بعد تکه تکه پیدا نشد

570
00:35:20,000 --> 00:35:22,041
‫و منم مسئول پیدا کردن کسی بودم که این کارو کرده بود.

571
00:35:22,125 --> 00:35:23,500
‫منصفانه‌ست، آنا.

572
00:35:23,583 --> 00:35:26,000
‫- شاید باید یه چیزی می‌گفتم.
‫- شاید.

573
00:35:26,083 --> 00:35:28,041
‫نمیتونم برای شنیدن این صبر کنم.

574
00:35:28,125 --> 00:35:30,166
‫تو فقط بگو من گفتم، درسته؟

575
00:35:30,250 --> 00:35:33,458
‫اگه اینو پیگیری کنی، اونوقت منو از پرونده پرت می‌کنن بیرون، بعد چی؟

576
00:35:34,000 --> 00:35:35,166
‫کی قراره حلش کنه؟

577
00:35:36,458 --> 00:35:38,208
‫یکی اینجا قراره حلش کنه؟

578
00:35:38,291 --> 00:35:40,875
‫کسی که تا حالا نه روی پرونده قتل بوده،
‫نه چه برسه به اینکه تونسته باشه یه پرونده رو حل کنه؟

579
00:35:40,958 --> 00:35:42,875
‫اگه من ازش بیام کنار، کی قراره این کارو بکنه؟

580
00:35:42,958 --> 00:35:45,916
‫پس تو پرونده خودت رو خراب می‌کنی،
‫قانون رو زیر پا می‌ذاری،

581
00:35:46,000 --> 00:35:49,125
‫اما اصرار داری که بمونی روش،
‫به جای اینکه، نمی‌دونم، بگی:

582
00:35:49,208 --> 00:35:51,416
‫«هی رفقا،
‫اون زنه ریچل هاپکینزه.»

583
00:35:51,500 --> 00:35:54,416
‫«نمی‌دونم کی کشته،
‫اما می‌دونم کی کردتش. من.»

584
00:35:54,500 --> 00:35:56,166
‫اما نه، تو نتونستی این کارو بکنی.

585
00:35:56,250 --> 00:35:59,208
‫نه. تو تنها پلیس کاربلد
‫این‌طرفای آتلانتا هستی،

586
00:35:59,291 --> 00:36:02,416
‫واسه همینم تونستی هم قربانی باشی
‫هم قهرمان داستان خودت.

587
00:36:02,500 --> 00:36:05,458
‫باورنکردنیه،
‫اما این کاریه که تو می‌کنی.

588
00:36:06,166 --> 00:36:08,416
‫فکر کنم واقعاً متأسفم
‫که اینجوری حس می‌کنی.

589
00:36:08,500 --> 00:36:09,625
‫نه، متأسف نیستی.

590
00:36:10,541 --> 00:36:13,375
‫این همون چیزیه که مردم میگن
‫تا حال خودشون رو بهتر کنن.

591
00:36:16,208 --> 00:36:17,958
‫تو متأسف نیستی که من چه حسی دارم.

592
00:36:18,458 --> 00:36:21,625
‫اگه می‌خواستی بابت حس من متأسف باشی،
‫اول باید درکش می‌کردی.

593
00:36:21,708 --> 00:36:24,083
‫- درسته.
‫- اما تو این کارو نمی‌کنی.

594
00:36:24,166 --> 00:36:25,666
‫فکر کنم همین‌طوره.

595
00:36:26,916 --> 00:36:27,916
‫فکر کنم همین‌طوره.

596
00:36:28,625 --> 00:36:32,083
‫بهت نگفتم که اون شب از تنها گذاشتن اون حس خوبی نداشتم؟

597
00:36:34,166 --> 00:36:35,208
‫نگفتم؟

598
00:36:36,250 --> 00:36:37,625
‫آره آنا، گفتی.

599
00:36:38,208 --> 00:36:41,208
‫چی فکر می‌کنی من نمی‌دونم؟
‫فکر می‌کنی بهش فکر نمی‌کنم؟

600
00:36:42,583 --> 00:36:46,041
‫فکر می‌کنی این بار رو با خودم حمل نمی‌کنم؟ اونم مال منم بود.

601
00:36:48,083 --> 00:36:49,083
‫اون...

602
00:36:49,166 --> 00:36:51,208
‫اون بچه منم بود.

603
00:36:54,333 --> 00:36:57,666
‫منم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینمش. هیچ‌وقت نمی‌تونم بغلش کنم.

604
00:36:58,250 --> 00:37:01,166
‫براش آواز بخونم، دستش رو بگیرم. از خودم متنفرم. خودم رو سرزنش می‌کنم...

605
00:37:01,250 --> 00:37:04,583
‫نه، منظورم این نیست.
‫من نمیگم تقصیر توئه، جک.

606
00:37:04,666 --> 00:37:08,166
‫- تقصیر مامانم نیست. می‌دونم.
‫- چیزی که من فقط... من... من...

607
00:37:09,291 --> 00:37:13,416
‫چیزی که ذهنم نمی‌تونه بپذیره اینه که
‫بعد از همه چیزهایی که از دست دادیم، بعد از...

608
00:37:14,083 --> 00:37:17,000
‫بعد از اینکه چقدر خرد و داغون بودیم...

609
00:37:18,958 --> 00:37:20,500
‫...تو اون موقع رو انتخاب کردی که منو ترک کنی.

610
00:37:21,333 --> 00:37:25,166
‫منظورم اینه... اصلاً مهم نیست
‫که این کارو کردی. مهم اینه که چطور کردی.

611
00:37:25,250 --> 00:37:28,416
‫تو هیچی... هیچی...
‫...هیچی نگفتی.

612
00:37:29,375 --> 00:37:32,375
‫فقط... فقط پریدی و رفتی.
‫بدون هیچ توضیحی. بدون هیچ...

613
00:37:33,458 --> 00:37:35,791
‫مسئله اینه، آنا،
‫به خدا قسم، من می‌تونستم...

614
00:37:36,666 --> 00:37:38,208
‫من می‌تونستم از پسش بربیام.

615
00:37:38,958 --> 00:37:40,208
‫از دست دادن همه چیز.

616
00:37:40,291 --> 00:37:41,833
‫از دست دادن شغلم.

617
00:37:42,708 --> 00:37:43,750
‫از دست دادن تو.

618
00:37:45,833 --> 00:37:47,791
‫تو دیوث می‌دونستی،
‫می‌دونستی دنبالت می‌گردم.

619
00:37:47,875 --> 00:37:49,916
‫می‌دونستی و برات مهم نبود.

620
00:37:50,500 --> 00:37:53,458
‫هیچ کاری تو این دنیا
‫نمی‌تونستی با من بکنی. هیچ چیز...

621
00:37:54,000 --> 00:37:56,083
‫من هیچ‌وقت انقدر با تو بی‌رحم نبودم، آنا. هیچ‌وقت.

622
00:37:56,166 --> 00:37:58,250
‫این همون‌طوریه که اتفاق افتاد؟
‫این‌طوری یادت مونده؟

623
00:37:58,333 --> 00:38:02,083
‫این‌طوری که من یادم مونده نبود، آنا.
‫این همون‌طوریه که اتفاق افتاد. یه واقعیته.

624
00:38:02,166 --> 00:38:04,083
‫من تلاش کردم. تو جلوی منو گرفتی.

625
00:38:04,166 --> 00:38:05,875
‫من به تعهد و سوگندم عمل کردم.

626
00:38:05,958 --> 00:38:08,791
‫من سهم خودم از اون قرارداد کیری رو اجرا کردم، آنا.

627
00:38:10,125 --> 00:38:13,708
‫و اوضاع سخت شد،
‫تو هم پا پس کشیدی و تخم کردی که ول می‌کنی.

628
00:38:13,791 --> 00:38:14,958
‫تو این کارو کردی.

629
00:38:15,041 --> 00:38:19,208
‫و تمام کاری که من کردم این بود... سعی کردم درد
‫تو رو از بین ببرم. همین. همین رو فقط سعی کردم بکنم.

630
00:38:19,291 --> 00:38:21,416
‫سعی کردم کنارت باشم، بغلت کنم

631
00:38:21,500 --> 00:38:24,958
‫و بهت بفهمونم که مهم نیست چی بشه،
‫می‌تونیم هر چیزی رو با هم پشت سر بذاریم.

632
00:38:25,041 --> 00:38:27,125
‫من می‌خواستم درستش کنم، می‌خواستم بهترت کنم.

633
00:38:27,208 --> 00:38:29,208
‫من نمی‌خواستم تو منو بهتر کنی، جک!

634
00:38:31,000 --> 00:38:33,708
‫نمی‌خواستم تو درستش کنی.
‫من فقط می‌خواستم...

635
00:38:33,791 --> 00:38:35,625
‫- من می‌خواستم به حرفم گوش بدی.
‫- چی؟

636
00:38:35,708 --> 00:38:38,666
‫کِی بود که به حرفت گوش ندادم؟
‫چطور می‌تونی بگی گوش ندادم؟

637
00:38:38,750 --> 00:38:41,166
‫من هیچ‌وقت نشد  گوش ندم.
‫هرچیزی که می‌گفتی، من...

638
00:38:41,250 --> 00:38:43,791
‫در گالت رو ببند!

639
00:38:44,875 --> 00:38:46,208
‫فقط برای یه بار.

640
00:38:50,375 --> 00:38:52,416
‫تو می‌خواستی که من بغلت کنم.

641
00:38:53,291 --> 00:38:55,125
‫پس واسه همین منو بغل کردی.

642
00:38:57,291 --> 00:39:00,083
‫تو می‌خواستی که من قبول کنم، بهت بگم
‫که همه چیز درست می‌شه،

643
00:39:00,166 --> 00:39:01,875
‫که با هم از این وضعیت رد می‌شیم.

644
00:39:03,041 --> 00:39:05,375
‫من یه بچه رو از دست داده بودم.
‫دیگه نمی‌خواستم یکی دیگه رو هم از دست بدم.

645
00:39:05,458 --> 00:39:07,541
‫- می‌دونی چقدر این ناعادلانه هست؟
‫- متأسفم.

646
00:39:07,625 --> 00:39:10,375
‫- می‌دونی چقدر نامردی بود این کار؟
‫- هیچ چیز عادلانه نیست، جک.

647
00:39:10,458 --> 00:39:13,041
‫- می‌دونی چقدر ناعادلانه بود لامصب؟
‫- هیچ چیز عادلانه نیست.

648
00:39:13,125 --> 00:39:15,958
‫فکر می‌کردم بعد از رفتن شارلوت یاد گرفته باشی، عادلانه!

649
00:39:20,583 --> 00:39:22,500
‫«به استراحت نیاز داری، آنا.»

650
00:39:23,041 --> 00:39:24,458
‫«بیش از حد کار می‌کنی.»

651
00:39:27,166 --> 00:39:29,333
‫«مامان می‌تونه از بچه مراقبت کنه.»

652
00:39:29,833 --> 00:39:31,750
‫«نه، نگران نباش. می‌تونیم بذاریمش.»

653
00:39:32,750 --> 00:39:34,500
‫«تو داری خیال‌بافی می‌کنی.»

654
00:39:35,416 --> 00:39:37,958
‫«شارلوت فقط غر می‌زنه. حالش خوب می‌شه.»

655
00:39:41,708 --> 00:39:43,291
‫حالش خوب نبود، مگه نه؟

656
00:39:52,875 --> 00:39:55,125
‫بعد وقتی هی بهم می‌گفتی
‫که حالم خوب می‌شه،

657
00:39:55,208 --> 00:39:57,166
‫«تو خوبی، تو خوبی»، فقط...

658
00:39:58,208 --> 00:39:59,958
‫مثل یه دستور بود.

659
00:40:00,041 --> 00:40:03,125
‫فقط برای اینکه زودتر فراموش کنم. من... من...

660
00:40:03,625 --> 00:40:06,916
‫من نمی‌خواستم تو منو درست کنی، جک.
‫من فقط زمان می‌خواستم.

661
00:40:08,250 --> 00:40:09,416
‫وقتشه

662
00:40:10,541 --> 00:40:12,666
‫که تو اون درد زندگی کنی، که حسش کنی. من...

663
00:40:13,166 --> 00:40:15,250
‫وقتی شارلوت رفت، تنها چیزی که...

664
00:40:17,958 --> 00:40:21,583
‫برام مونده بود فقط این پوچی غیرممکن بود، این

665
00:40:22,625 --> 00:40:23,541
‫حفره.

666
00:40:25,250 --> 00:40:27,875
‫نمی‌دونستم چیکار کنم.
‫باید می‌رفتم، جک.

667
00:40:27,958 --> 00:40:31,875
‫چاره‌ای نداشتم
‫چون اون حفره شارلوت بود.

668
00:40:32,958 --> 00:40:35,166
‫اون تنها چیزی بود که از دختر بچه‌مون
‫برام مونده بود،

669
00:40:35,250 --> 00:40:38,458
‫و تو هی داشتی سعی می‌کردی
‫ازم بگیریش، واسه همین...

670
00:40:44,375 --> 00:40:46,666
‫نمی‌تونستم بذارم.

671
00:40:51,125 --> 00:40:52,250
‫خیلی متأسفم.

672
00:40:53,000 --> 00:40:54,000
‫هی...

673
00:41:01,166 --> 00:41:02,000
‫هی...

674
00:41:04,291 --> 00:41:05,208
‫وایسا.

675
00:41:05,291 --> 00:41:06,791
‫خیلی متأسفم، آنا.

676
00:41:10,250 --> 00:41:12,083
‫اجازه می‌دی یه ثانیه بغلت کنم؟

677
00:41:13,333 --> 00:41:16,583
‫خیلی متأسفم. فقط اجازه می‌دی بغلت کنم؟

678
00:41:19,375 --> 00:41:20,375
‫متأسفم.

679
00:41:29,791 --> 00:41:31,875
‫می‌دونم، می‌دونم.

680
00:41:34,625 --> 00:41:36,666
‫متأسفم.

681
00:41:40,708 --> 00:41:42,791
‫متأسفم!

682
00:41:47,583 --> 00:41:49,416
‫لازم نیست متأسف باشی.

683
00:41:52,916 --> 00:41:54,625
‫من خیلی متأسفم، جک.

684
00:41:55,500 --> 00:42:15,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

