﻿1
00:00:09,000 --> 00:00:14,000
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

2
00:00:27,001 --> 00:00:32,001
‫« خاندان گینس »

3
00:00:35,000 --> 00:00:46,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:01:32,640 --> 00:01:35,800
‫همگی جمع شید اینجا!
‫حرف‌هایی دارم که باید بگم!

5
00:01:36,880 --> 00:01:39,440
‫همگی بیاید توی محوطه!

6
00:01:40,520 --> 00:01:42,520
« گینس »

7
00:02:04,400 --> 00:02:07,600
‫دیشب یه مشت آدم بی‌فکر

8
00:02:09,080 --> 00:02:12,160
‫تصمیم گرفتن دروازه‌های حیاط رو باز بذارن

9
00:02:12,240 --> 00:02:15,800
‫تا یه مشت آدم بی‌اصل‌ونسب بیان داخل

10
00:02:16,920 --> 00:02:18,680
‫این آدمای بی‌ریشه

11
00:02:18,760 --> 00:02:21,880
‫اسم خودشون رو گذاشتن
‫«برادری جمهوری‌خواه ایرلند»

12
00:02:23,120 --> 00:02:24,840
‫ولی بر خودتون پوشیده نیست که

13
00:02:25,360 --> 00:02:27,240
‫نسبت برادری بین ما و اونا وجود نداره

14
00:02:29,280 --> 00:02:31,800
‫بعضی‌هاتون خوب می‌دونید

15
00:02:32,400 --> 00:02:34,760
‫کی درها رو باز گذاشت

16
00:02:36,240 --> 00:02:39,120
‫دیروز، یه عده از هم‌کیشان خودم

17
00:02:39,200 --> 00:02:41,520
‫چندتا زن و مرد کاتولیک‌

18
00:02:41,600 --> 00:02:43,920
‫خواستن مراسم خاکسپاری

19
00:02:44,000 --> 00:02:47,120
‫مردی رو به‌هم بزنن که بهش مدیونیم

20
00:02:47,880 --> 00:02:52,120
‫این ایرلندی‌ها دنبال هر بهونه‌ای‌ هستن
‫که بین‌مون تفرقه بندازن

21
00:02:52,200 --> 00:02:55,720
‫که ما رو از هم جدا کنن،
‫سبز رو از نارنجی

22
00:02:58,280 --> 00:03:00,800
‫با زورِ به‌جا و اندازه، بیرون‌شون کردم،

23
00:03:00,880 --> 00:03:02,400
‫همین و بس

24
00:03:12,040 --> 00:03:15,360
‫عیار استحکام زنجیر،
‫با ضعیف‌ترین حلقه‌اش سنجیده میشه

25
00:03:15,440 --> 00:03:19,240
‫ما هم بین خودمون
‫چندتا حلقه‌ی ضعیف داریم

26
00:03:21,800 --> 00:03:25,720
‫یه نفر، یکی رو می‌شناسه

27
00:03:25,800 --> 00:03:27,840
‫که اون یه نفر یکی رو می‌شناسه

28
00:03:28,360 --> 00:03:30,760
‫که اون هم یکی دیگه رو می‌شناسه

29
00:03:31,280 --> 00:03:34,080
‫که اون هم یه کسی رو می‌شناسه

30
00:03:34,800 --> 00:03:36,600
‫ما هم باید اون شخص رو

31
00:03:37,400 --> 00:03:38,960
‫شناسایی کنیم

32
00:03:47,280 --> 00:03:50,320
‫اون دیوارهای دستشویی که

33
00:03:50,400 --> 00:03:55,080
‫مرحوم سِر بنجامین
‫برای راحتی و آسایش ما ساخت

34
00:03:56,280 --> 00:03:57,840
‫رنگشون سفیده

35
00:03:59,280 --> 00:04:03,160
‫ته‌مونده‌ی بشکه‌هامون هم... خاکستر سیاهـه

36
00:04:05,440 --> 00:04:09,640
‫هر کس که خبر داره
‫کی دروازه‌ها رو باز گذاشته

37
00:04:09,720 --> 00:04:13,800
‫اسم اون آدم‌ها رو با خاکستر سیاه

38
00:04:14,320 --> 00:04:17,440
‫بنویسه روی دیوار سفیدِ مستراح

39
00:04:18,680 --> 00:04:21,880
‫این کار رو پشت درهای بسته می‌کنید

40
00:04:21,960 --> 00:04:25,000
‫تا امر خطیر ناشناس انجام بگیره

41
00:04:27,080 --> 00:04:29,400
‫مقصرایی که اسمشون نوشته بشه،

42
00:04:30,280 --> 00:04:32,520
‫طبق قانون خدا باهاشون برخورد میشه

43
00:04:35,520 --> 00:04:39,960
‫تا وقتی اسم مقصرها روی
‫دیوار مستراح نوشته نشه،

44
00:04:40,800 --> 00:04:43,240
‫شیفت کاری روزانه یک‌چهارمـه

45
00:04:43,760 --> 00:04:46,800
‫به ‌دلیل کمبود بشکه‌

46
00:04:46,880 --> 00:04:50,600
‫حقوق‌تون هم طبق اون کاهش سه‌چهارمی
‫تنظیم میشه

47
00:04:55,000 --> 00:04:57,760
‫حرفم رو واضح زدم

48
00:04:59,280 --> 00:05:02,000
‫با این زنجیرهایی که آوردم اینجا

49
00:05:02,760 --> 00:05:05,160
‫درهای پشتی کارگاه رو چِفت کنید

50
00:05:40,360 --> 00:05:41,860
‫شرمنده

51
00:05:42,120 --> 00:05:43,496
‫قبل اینکه شروع کنیم

52
00:05:43,520 --> 00:05:47,760
‫از صمیم قلب، بابت این اندوه جانکاه
‫بهتون تسلیت میگم

53
00:05:47,840 --> 00:05:52,120
‫ولی حالا که سِر بنجامین به خاک
‫سپرده شده و در آسمان جای گرفته

54
00:05:52,200 --> 00:05:54,120
‫وقتشـه به اموراتش رسیدگی کنیم

55
00:06:01,000 --> 00:06:02,220
« آخرین وصیت »

56
00:06:02,240 --> 00:06:05,760
‫ابتدا اجازه بدید اعلام کنم که
‫در کنار املاک کارخانه‌ی آبجوسازی،

57
00:06:05,840 --> 00:06:08,440
‫سِر بنجامین در حساب‌های شخصی خودش

58
00:06:09,120 --> 00:06:10,840
‫مجموعاً یک ‌میلیون و صد هزار پوند

59
00:06:11,440 --> 00:06:14,840
‫پس‌انداز داشته

60
00:06:14,920 --> 00:06:18,400
« در حال حاضر معادل 162 میلیون پوند »

61
00:06:18,400 --> 00:06:20,960
‫این دارایی، به ‌همراه تمام املاک،

62
00:06:21,040 --> 00:06:23,600
‫ساختمان‌ها، صنایع، کشتی‌ها، لوکوموتیوها،

63
00:06:23,601 --> 00:06:25,840
‫انبارها، خانه‌ها و زمین‌های سِر بنجامین،

64
00:06:25,920 --> 00:06:29,520
‫بین همه‌ی شما که امروز اینجا جمع شدید،
‫تقسیم میشه

65
00:06:32,040 --> 00:06:33,600
‫جهت رفع ابهام،

66
00:06:33,680 --> 00:06:35,920
‫هرگونه اشاره به زمین و املاک

67
00:06:36,000 --> 00:06:38,520
‫در این وصیت‌نامه‌ای که
‫در شرف خواندنش هستم،

68
00:06:38,600 --> 00:06:41,680
‫شامل اقامتگاه‌ها و قطعات زیر خواهد بود

69
00:06:41,760 --> 00:06:45,640
‫ملک اشفورد واقع در کانات،
‫ملک دون، ملک کنگ،

70
00:06:45,720 --> 00:06:48,120
‫زمین‌های گسترده در کانمارا،

71
00:06:48,200 --> 00:06:49,800
‫بخش‌های عمده‌ای از شهرستان کری،

72
00:06:49,880 --> 00:06:51,336
‫ملک راس‌هیل و

73
00:06:51,360 --> 00:06:53,000
‫محدوده‌ی کلیساییِ کیلکروهین

74
00:06:53,080 --> 00:06:54,800
‫درستـه که چهار سالـه شب و روزم
‫به مستی می‌گذره،

75
00:06:54,801 --> 00:06:56,521
‫ولی خیال می‌کردم فقط
‫ملک اشفورد و دون رو داریم

76
00:06:56,600 --> 00:06:57,496
‫هیس

77
00:06:57,520 --> 00:07:00,120
‫ملک آیوی هاوس در میدان سنت استیون،

78
00:07:00,200 --> 00:07:02,400
‫ملک سنت‌آن در خلیج دوبلین و

79
00:07:02,480 --> 00:07:04,880
‫البته کارخانه‌ی آبجوسازی سنت جیمز که

80
00:07:04,960 --> 00:07:09,080
‫به خانواده‌ی گینس
‫با اجاره‌ی سالانه‌ی 45 پوند

81
00:07:09,160 --> 00:07:11,480
‫برای مدت 9000 سال واگذار شده

82
00:07:12,040 --> 00:07:16,320
‫به ‌همراه حق دائمی برداشت و
‫نگهداری آب، ماهی و مارماهی

83
00:07:16,400 --> 00:07:20,440
‫از رودخانه‌ی لیفی و بهره‌گیری از آن
‫به‌عنوان گذرگاه جهانی.

84
00:07:20,520 --> 00:07:22,020
‫فهمیدیم دیگه. تمومش کن

85
00:07:22,080 --> 00:07:23,580
‫هیس

86
00:07:29,120 --> 00:07:31,000
‫حالا می‌رسیم به تقسیم

87
00:07:31,080 --> 00:07:34,560
‫قبل از پرداختن به املاک، وصیت‌نامه ابتدا
‫تکلیف کارخانه‌ی آبجوسازی رو روشن می‌کنه

88
00:07:34,640 --> 00:07:36,280
‫متن وصیت ایشون:

89
00:07:37,960 --> 00:07:41,200
‫«اینجانب، سِر بنجامین لی گینس، بدین‌وسیله

90
00:07:41,280 --> 00:07:43,480
‫تمام امورات مربوط به کارخانه‌ی آبجوسازی‌ام را

91
00:07:43,560 --> 00:07:44,976
‫به پسر ارشدم،

92
00:07:45,000 --> 00:07:47,680
‫آرتور ادوارد گینس

93
00:07:48,360 --> 00:07:52,000
‫و به ادوارد سسیل گینس،

94
00:07:52,001 --> 00:07:54,440
‫به‌صورت مشترک و مساوی، واگذار می‌کنم.»

95
00:07:54,960 --> 00:07:58,000
‫«در ضمن مقرر می‌دارم املاک مذکور
‫که به ایشان واگذار شده،

96
00:07:58,001 --> 00:08:01,240
‫صرفاً در مالکیت و اختیار ایشان خواهد بود و
‫هیچکس جز آنها حقی بر آن نخواهد داشت.»

97
00:08:02,400 --> 00:08:06,360
‫«همچین اینجانب، سِر بنجامین لی گینس،
‫صمیمانه آرزو دارم که این پسرانم...

98
00:08:06,440 --> 00:08:07,616
‫فقط همین پسرهاش!

99
00:08:07,640 --> 00:08:10,120
‫راه نیاکان‌شان را در همان محل،

100
00:08:10,200 --> 00:08:13,800
‫با ادامه‌ی اداره‌ی کارخانه‌ی آبجوسازی،
‫دنبال کنند.»

101
00:08:13,880 --> 00:08:15,380
‫«هر چند،

102
00:08:16,640 --> 00:08:20,280
‫چنانچه هر یک از این دو پسر،
‫متأسفانه از پذیرش یا

103
00:08:20,360 --> 00:08:22,200
‫ادامه‌ی اداره‌ی کارخانه‌ی مذکور امتناع کند،

104
00:08:22,280 --> 00:08:26,240
‫مقرر می‌دارم که تمام امور کارخانه

105
00:08:26,320 --> 00:08:30,120
‫به آن برادری که باقی می‌ماند و
‫خواهان ادامه‌ی مسیر است، تعلق گیرد.»

106
00:08:30,200 --> 00:08:33,880
‫«کارخانه‌ی آبجوسازی نباید تقسیم،
‫تجزیه یا به دیگران واگذار شود،

107
00:08:33,960 --> 00:08:37,280
‫و مقرر می‌دارم که اگر هر یک از دو پسر،

108
00:08:37,360 --> 00:08:38,656
‫چه ادوارد و چه آرتور،

109
00:08:38,680 --> 00:08:41,680
‫تصمیم به کناره‌گیری یا بازنشستگی
‫از کسب‌وکار آبجوسازی بگیرد،

110
00:08:42,360 --> 00:08:44,240
‫آن برادر تمام سهم خود را

111
00:08:45,560 --> 00:08:47,480
‫از دست خواهد داد.»

112
00:08:53,120 --> 00:08:54,620
‫«به ‌عبارت دیگر،

113
00:08:55,200 --> 00:08:58,440
‫تمام سهم و ارثیه، از جمله زمین و املاک،

114
00:08:58,520 --> 00:09:02,000
‫از برادری که تصمیم به ترک
‫کسب‌وکار آبجوسازی بگیرد،

115
00:09:02,001 --> 00:09:03,680
‫سلب خواهد شد.»

116
00:09:07,640 --> 00:09:10,360
‫«در خصوص دخترم اَن،
‫از آن‌جا که ازدواج قانونی کرده و

117
00:09:10,440 --> 00:09:13,480
‫تحت سرپرستی جناب کشیش
‫ویلیام پلانکت است،

118
00:09:13,560 --> 00:09:16,640
‫انتظار ندارم خواهان دخالت یا مطالبه‌ی سهم

119
00:09:16,720 --> 00:09:19,640
‫در هیچ بخشی از کسب‌وکار آبجوسازی باشد.

120
00:09:19,720 --> 00:09:23,440
‫و چون او تحت سرپرستی
‫همسرش قرار دارد، هیچ‌گونه نیازی

121
00:09:23,520 --> 00:09:28,000
‫به ملک یا زمین، چه در این کشور و
‫چه در انگلستان، برایش مُتصور نیستم.

122
00:09:28,760 --> 00:09:30,360
‫بدیهی‌ست که او می‌تواند به تمام

123
00:09:30,440 --> 00:09:32,880
‫املاک و نواحی یادشده دسترسی داشته باشد،

124
00:09:32,960 --> 00:09:35,360
‫مشروط به صلاحدید و
‫اجازه‌ی برادر ارشدش، آرتور.»

125
00:09:37,760 --> 00:09:38,976
‫البته

126
00:09:39,000 --> 00:09:40,500
‫«و اما

127
00:09:41,400 --> 00:09:43,520
‫پسرم بنجامین:

128
00:09:44,240 --> 00:09:47,760
‫پس از طلب راهنمایی از خداوند و
‫مشورت با اهل فن در لندن،

129
00:09:48,000 --> 00:09:50,720
‫صلاح را در آن دیدم که بنجامین را

130
00:09:50,800 --> 00:09:53,480
‫از وسوسه‌های ثروت دور نگه دارم

131
00:09:54,520 --> 00:09:57,920
‫در عوض، برای او مقرری ماهانه‌ و
‫محدودی تعیین می‌کنم

132
00:09:58,000 --> 00:09:59,800
‫که میزان این مقرری...»

133
00:10:07,160 --> 00:10:08,576
‫کیر توش!

134
00:10:08,600 --> 00:10:10,200
‫کیر توش!

135
00:10:10,201 --> 00:10:11,201
‫کیر توش

136
00:10:11,202 --> 00:10:14,642
‫برای پسرعمویم، هنری گراتن،
‫مقرر می‌کنم که تمام بخشش‌ها

137
00:10:14,720 --> 00:10:18,040
‫در راستای فعالیت‌های تبلیغی او، تحت
‫اختیار و صلاحدید کامل پسر ارشدم،

138
00:10:18,120 --> 00:10:19,800
‫آرتور ادوارد گینس، باشد.»

139
00:10:33,440 --> 00:10:36,040
‫بن، حالت خوبه؟

140
00:10:36,120 --> 00:10:37,620
‫من عریانم،

141
00:10:38,640 --> 00:10:40,140
‫تک و تنهام

142
00:10:40,680 --> 00:10:42,180
‫ازم دزدی شده و

143
00:10:42,640 --> 00:10:44,140
‫یه تیر خورده وسط قلبم

144
00:10:45,280 --> 00:10:47,040
‫چه مرحمی برای این زخم‌ها داری؟

145
00:11:07,000 --> 00:11:08,960
‫جنس‌های خوب‌مون اون پشتـه

146
00:11:09,480 --> 00:11:10,980
‫بیا

147
00:11:16,440 --> 00:11:17,940
‫در ضمن

148
00:11:18,840 --> 00:11:20,520
‫بانی چمپیون می‌خواد تو رو ببینه

149
00:11:24,800 --> 00:11:26,016
‫طوری نیست

150
00:11:26,040 --> 00:11:29,960
‫آقای چمپیون فعلاً بابت حساب
‫شرط‌بندی‌ات نگران نیست

151
00:11:30,040 --> 00:11:32,040
‫فقط می‌خواد در مورد یکی از برادرهات

152
00:11:32,800 --> 00:11:34,300
‫باهات حرف بزنه

153
00:11:45,160 --> 00:11:46,660
‫یالا، بن، پسرم

154
00:12:55,040 --> 00:12:56,540
‫کجان؟

155
00:12:56,760 --> 00:12:58,520
‫آرتور گرفتار بود، ولی دیر برگشت

156
00:12:58,600 --> 00:13:01,280
‫بنجامین رو هم که طبعاً نمی‌دونم کجاست

157
00:13:03,560 --> 00:13:06,080
‫تکلیف من این وسط چیه؟

158
00:13:06,160 --> 00:13:08,480
‫ظاهراً تو ازدواج کردی

159
00:13:08,560 --> 00:13:09,576
‫بنابراین...

160
00:13:09,600 --> 00:13:12,120
‫نمی‌بینی چه معجزه‌ای رقم خورده، اِدی؟

161
00:13:12,640 --> 00:13:16,200
‫پدرمون تونست پول و زمین
‫به ارزش میلیون‌ها به ارث بذاره،

162
00:13:16,280 --> 00:13:18,600
‫ولی همه‌مون رو ناراضی و دلخور کرده

163
00:13:18,680 --> 00:13:21,640
‫اقلاً در این مورد تبعیض قائل نشده

164
00:13:24,640 --> 00:13:27,880
‫- به نظرت در مورد من می‌دونست؟
‫- چی رو در موردت می‌دونست؟

165
00:13:28,400 --> 00:13:32,240
‫اینکه من هم خیلی کارها ازم بر میاد

166
00:13:32,840 --> 00:13:36,240
‫من اون خانمِ نازنازیِ خدمتکار نیستم که
‫با دامن پف‌دار راه بره و

167
00:13:36,320 --> 00:13:39,920
‫- همه رو به چشم نوکر ببینه
‫- پدر حتی به خواب شبش هم نمی‌دید که...

168
00:13:40,000 --> 00:13:43,200
‫اون تو رو وابسته به آرتور کرده،
‫منو هم به شوهرم

169
00:13:43,280 --> 00:13:45,000
‫چون من هیچ راه دیگه‌ای ندارم

170
00:13:45,080 --> 00:13:47,920
‫تو که به هر حال راه دیگه‌ای نداشتی

171
00:13:48,000 --> 00:13:50,880
‫تلاشت برای پیدا کردن راه خلاصی

172
00:13:50,960 --> 00:13:53,200
‫در بهترین حالت، اوج بی‌ملاحظگی بود

173
00:13:53,760 --> 00:13:56,200
‫خیلی عطوفت به خرج بدم،
‫میگم ناجور و نامناسب بود

174
00:13:58,440 --> 00:14:00,960
‫منظورت همون مردیـه که
‫وقتی افتادم منو گرفت؟

175
00:14:01,040 --> 00:14:03,280
‫من افتادم، اون منو گرفت و
‫خوابوند روی زمین

176
00:14:03,360 --> 00:14:05,560
‫- لازم نیست سیر تا پیازش رو بگی
‫- هیچ کدومش برنامه‌ریزی‌شده نبود

177
00:14:05,640 --> 00:14:07,600
‫بهتره در مورد مسائل عملی حرف بزنیم

178
00:14:07,680 --> 00:14:10,200
‫هیچ چیزی عملی نیست

179
00:14:12,520 --> 00:14:16,160
‫نمی‌دونستم تشریف آوردید، خانم.
‫چیزی لازم دارید؟

180
00:14:16,240 --> 00:14:18,280
‫از همه‌چی مهم‌تر، حریم خصوصی

181
00:14:18,360 --> 00:14:20,240
‫بعلاوه‌ی احتیاط، ممنون

182
00:14:38,080 --> 00:14:39,580
‫اخیراً

183
00:14:40,240 --> 00:14:43,280
‫از وقتی ازدواج کردم،
‫یه جور بی‌تعادلی توی خودم حس می‌کنم

184
00:14:43,360 --> 00:14:45,960
‫البته نه که علتش ازدواج باشه

185
00:14:46,560 --> 00:14:48,060
‫منظورم تعادل ذهنمـه

186
00:14:48,120 --> 00:14:49,720
‫همینطور بدنم

187
00:14:50,520 --> 00:14:53,200
‫به طرز حرکت‌ کردنم دقت کردی؟

188
00:14:53,280 --> 00:14:55,760
‫- طوری که راه میرم؟
‫- رفتی پیش دکتر ری؟

189
00:14:55,840 --> 00:14:58,560
‫کاش یه خواهر داشتم

190
00:14:58,640 --> 00:15:00,480
‫الان ذهنم حسابی درگیر

191
00:15:00,560 --> 00:15:02,960
‫کارهاییـه که نیاز به رسیدگی عملی دارن

192
00:15:03,040 --> 00:15:04,840
‫رفتم پیش دکتر ری

193
00:15:04,920 --> 00:15:06,216
‫بهش هم گفتم که

194
00:15:06,240 --> 00:15:09,640
‫وقتی توی زمین‌های شکاریم و
‫شوهرم مشغول شکار قرقاول‌ـه

195
00:15:09,720 --> 00:15:13,480
‫یه میل وحشیانه توی وجودم بیدار میشه که
‫با دندون سر قرقاول‌ها رو بِکنم

196
00:15:18,640 --> 00:15:21,440
‫شکار گاهی خسته‌کننده میشه

197
00:15:22,240 --> 00:15:23,840
‫دلم می‌خواد لباس‌هام رو جر بدم

198
00:15:24,760 --> 00:15:25,856
‫اَنی...

199
00:15:25,880 --> 00:15:29,840
‫تازه، نفسم هم سر پله‌ی پنجم بند میاد

200
00:15:29,920 --> 00:15:31,420
‫قبلاً تا پله‌ی بیستم راحت می‌رفتم

201
00:15:32,760 --> 00:15:35,960
‫دکتر ری ازم خون گرفت.
‫داره آزمایش می‌کنه.

202
00:15:36,560 --> 00:15:39,320
‫از دوبلین هم نمی‌تونم برم
‫چون عین گربه شدم

203
00:15:40,800 --> 00:15:42,216
‫گربه؟

204
00:15:42,240 --> 00:15:43,740
‫آره

205
00:15:44,200 --> 00:15:46,400
‫گربه‌ای که دلش می‌خواد
‫روی پشت‌بوم‌ها باشه

206
00:15:48,600 --> 00:15:50,100
‫عجب روزیـه، اِدی

207
00:15:52,920 --> 00:15:55,080
‫روزی همه‌چی رو میشه

208
00:15:58,080 --> 00:16:01,040
‫پس از مسائل عملی گفتی

209
00:16:10,400 --> 00:16:11,900
‫روز حساب

210
00:16:14,560 --> 00:16:17,200
‫خب، اگه این روز حساب باشه

211
00:16:17,280 --> 00:16:20,600
‫چند نفر این دور و بر هستن که
‫دم در جهنم وایستادن

212
00:16:20,680 --> 00:16:21,816
‫آره

213
00:16:21,840 --> 00:16:23,600
‫مخصوصاً بانی چمپیون

214
00:16:27,200 --> 00:16:28,880
‫گفتی می‌خواسته منو ببینه؟

215
00:16:46,760 --> 00:16:48,260
‫ببین، بانی

216
00:16:48,800 --> 00:16:51,520
‫می‌دونم بهت بدهکارم و
‫نمی‌تونم پولت رو پس بدم،

217
00:16:52,640 --> 00:16:55,680
‫ولی اگه این صحنه‌سازی واسه ترسوندن منـه…

218
00:16:57,920 --> 00:16:59,560
‫بدون که نمی‌ترسم

219
00:17:00,800 --> 00:17:04,120
‫پس اگه قراره منو بکُشی، یه اسلحه بهم بده
‫تا این مُردنم بی‌مبارزه نباشه

220
00:17:10,320 --> 00:17:12,440
‫امروز این پسره چش شده؟

221
00:17:13,960 --> 00:17:15,600
‫میگه روز حسابـه

222
00:17:21,760 --> 00:17:23,480
‫یه بطری ویسکی برامون بیار

223
00:17:25,360 --> 00:17:26,860
‫با دو تا لیوان

224
00:17:37,440 --> 00:17:38,940
‫دیشب

225
00:17:40,200 --> 00:17:41,700
‫قبل از توفان

226
00:17:42,600 --> 00:17:45,520
‫یه زن شورشی ایرلندی خوش‌قیافه اومد سراغم

227
00:17:48,400 --> 00:17:50,440
‫دنبال اطلاعات مخفی بود

228
00:17:50,520 --> 00:17:54,520
‫اطلاعات مخفی حساس و باارزش
‫از برادرت آرتور

229
00:18:41,240 --> 00:18:42,740
‫خب چطور بود؟

230
00:18:44,440 --> 00:18:47,200
‫پام... گیره

231
00:18:48,600 --> 00:18:50,920
‫- یعنی چی؟
‫- لعنتی

232
00:18:52,440 --> 00:18:53,940
‫آرتور

233
00:18:54,760 --> 00:18:56,760
‫اگه برم، هیچی برام نمی‌مونه

234
00:19:00,720 --> 00:19:02,220
‫ناچارم

235
00:19:03,640 --> 00:19:06,360
‫هیچ راهی ندارم جز اینکه
‫پشت‌پا بزنم به ثروتم

236
00:19:07,480 --> 00:19:09,840
‫ناچار؟ چی داری میگی؟

237
00:19:09,920 --> 00:19:12,840
‫- باید بمونم و تجارت‌مون رو اداره کنم
‫- توی دوبلین؟

238
00:19:14,080 --> 00:19:15,580
‫خب پس کجا؟

239
00:19:16,080 --> 00:19:19,320
‫- گفتی سهمت رو می‌فروشی به برادرت
‫- پدرم می‌دونست می‌خوام همچین کاری بکنم

240
00:19:19,400 --> 00:19:20,856
‫- مانعم شد
‫- چطوری؟

241
00:19:20,880 --> 00:19:23,360
‫تو از روالِ این چیزها گوه بارت نیست

242
00:19:23,440 --> 00:19:25,480
‫- ناسلامتی وکیلم
‫- منظورم خانواده‌ست

243
00:19:26,200 --> 00:19:27,700
‫خانواده‌ی من

244
00:19:29,920 --> 00:19:31,420
‫رازهاش

245
00:19:32,200 --> 00:19:34,320
‫اینکه اون رازها به چه طریقی کشف میشن

246
00:19:34,400 --> 00:19:39,280
‫خونه‌های یخ‌زده وسط ناکجاآباد
‫پر از جعبه‌های کوفتی قفل

247
00:19:45,800 --> 00:19:47,800
‫بریم یه گلویی تازه کنیم؟

248
00:19:48,960 --> 00:19:50,460
‫تا همه ما رو ببینن؟

249
00:20:07,440 --> 00:20:11,000
‫توی سرتاسر جنوب و خلیج دوبلین
‫بهم املاک ارث رسیده

250
00:20:12,680 --> 00:20:14,440
‫قصد داری اینجا بمونی؟

251
00:20:14,520 --> 00:20:16,020
‫اونقدرها هم بد نیست

252
00:20:16,440 --> 00:20:17,940
‫منظره‌ی خلیج

253
00:20:18,960 --> 00:20:20,256
‫یه خونه

254
00:20:20,280 --> 00:20:22,080
‫هر روز صبح، یه گزارش جدید

255
00:20:22,160 --> 00:20:24,200
‫از شیوع وبا توی جنوب میاد

256
00:20:24,280 --> 00:20:26,400
‫ارزشمندترین چیزت سلامتی‌تـه؟

257
00:20:26,480 --> 00:20:29,080
‫- از سلامتی باارزش‌تر چیه؟
‫- عشق، مایکل

258
00:20:34,160 --> 00:20:37,320
‫- هوای اینجا حالم رو بد می‌کنه
‫- مایکل خواهش می‌کنم، وایسا

259
00:20:38,080 --> 00:20:39,580
‫مایکل

260
00:20:41,480 --> 00:20:43,440
‫آرتور، هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫از اسم و رسمت فرار کنی

261
00:21:30,120 --> 00:21:31,760
‫به نظر مست میاد؟

262
00:21:31,840 --> 00:21:33,720
‫اونی که واقعاً مستـه، از قیافه‌اش پیدا نیست

263
00:21:36,560 --> 00:21:38,060
‫کیر توش

264
00:21:44,160 --> 00:21:46,200
‫تو و آرتور باید در حقش
‫بزرگواری کنید

265
00:21:47,240 --> 00:21:49,280
‫آرتور کدوم گوریـه؟

266
00:21:49,360 --> 00:21:51,800
‫شاید سوار یه کشتی به مقصد آمریکا شده

267
00:21:52,400 --> 00:21:55,400
‫گمونم اگه بره،
‫یه نفس راحت می‌کشی

268
00:21:55,480 --> 00:21:57,640
‫«بارِ یکدیگر را به دوش بکشید،

269
00:21:57,720 --> 00:22:00,400
‫تا اراده‌ی مسیح تحقق یابد.»

270
00:22:01,760 --> 00:22:04,680
‫غلاطیان، فصل شش، آیه دو

271
00:22:06,080 --> 00:22:08,440
‫از وقتی وصیت‌نامه خونده شد،
‫توی تاریکی‌هام

272
00:22:09,000 --> 00:22:11,280
‫به انجیل پناه بردم، اَنی

273
00:22:12,760 --> 00:22:16,440
‫ولی بعدش که سرم رو کج کرده بودم،
‫یه جور مکاشفه‌ی دیگه بهم دست داد

274
00:22:18,720 --> 00:22:20,216
‫یه راه‌حل عملی

275
00:22:20,240 --> 00:22:24,880
‫پای تو هم وسطـه، انی.
‫یه مأموریت خیلی مهم برات دارم.

276
00:22:24,960 --> 00:22:28,680
‫از یه خواهرِ ساده
‫چه مأموریتی بر میاد؟

277
00:22:31,360 --> 00:22:33,480
‫حالا که ما شرکت رو می‌گردونیم

278
00:22:34,760 --> 00:22:37,560
‫من و آرتور جفت‌مون هم
‫باید همسر مناسبی اختیار کنیم

279
00:22:37,640 --> 00:22:40,560
‫تو با همه‌ی شاخه‌های خاندان ارتباط داری

280
00:22:40,640 --> 00:22:43,720
‫خیلی‌ها رو می‌شناسی، حتی
‫اونایی که توی سیستم بانکداری هستن

281
00:22:43,800 --> 00:22:46,280
‫اون‌وقت می‌خوای من
‫مورد مناسب رو انتخاب کنم؟

282
00:22:46,360 --> 00:22:47,816
‫عمه اگنس هم کمکت می‌کنه

283
00:22:47,840 --> 00:22:50,280
‫اون‌وقت «مناسب» برای تو

284
00:22:50,360 --> 00:22:53,640
‫یعنی یه دخترعموی باهوش که
‫بتونه به اداره‌ی کسب‌وکار کمک کنه

285
00:22:53,720 --> 00:22:55,220
‫برای آرتور هم

286
00:22:55,600 --> 00:22:58,840
‫یه بانوی ورشکسته ولی اسم و رسم‌دار که
‫از کار و کاسبی بیزار باشه و

287
00:22:58,920 --> 00:23:00,880
‫آرتور رو از تجارت دور نگه داره

288
00:23:00,960 --> 00:23:04,880
‫ادوارد، جدا از اینکه ایده‌ی پیدا کردنِ زن
‫برای شما دوتا از بیخ مسخره‌ست،

289
00:23:05,400 --> 00:23:08,680
‫یه مشکل دیگه هم هست که
‫مربوط به آرتور میشه

290
00:23:09,880 --> 00:23:12,000
‫نمی‌دونم ازش باخبری یا نه

291
00:23:12,520 --> 00:23:14,020
‫مشکل

292
00:23:18,680 --> 00:23:20,640
‫مشکلی که صد البته ازش باخبرم

293
00:23:23,400 --> 00:23:27,160
‫همین موضوع، ضرورتِ پیدا کردن
‫همسر براش رو دوچندان می‌کنه

294
00:23:27,240 --> 00:23:29,920
‫همسری که اتفاقاً از ماجرای آرتور
‫خبر داشته باشه و

295
00:23:30,440 --> 00:23:33,920
‫درک کنه که برای حفظ آبرو و حیثیت

296
00:23:34,000 --> 00:23:35,520
‫باید از خود گذشتگی کرد

297
00:23:36,360 --> 00:23:37,920
‫واضح بود؟

298
00:23:39,920 --> 00:23:43,280
‫ادوارد، توی اولین روزی که
‫روی صندلی قدرت نشستی، متأسفانه

299
00:23:44,040 --> 00:23:46,720
‫خیلی زود و واضح خودت رو نشون دادی

300
00:23:51,240 --> 00:23:52,740
‫بنجامین

301
00:23:57,480 --> 00:23:59,720
‫کیر توش

302
00:23:59,800 --> 00:24:02,840
‫گفتیم اول چند کلمه
‫توی حالت غیرمستی حرف بزنیم

303
00:24:06,760 --> 00:24:09,320
‫ادی عزیز و

304
00:24:09,400 --> 00:24:11,400
‫مسئول و عاقل

305
00:24:13,520 --> 00:24:16,080
‫متأسفانه واسه حرف‌ زدن
‫توی هوشیاری دیر شده

306
00:24:18,640 --> 00:24:24,440
‫با یه مشت آدم بی‌سر و پا
‫توی میخونه بودم

307
00:24:25,320 --> 00:24:28,160
‫بهم گفتن که بهت بگم

308
00:24:30,560 --> 00:24:32,720
‫حالا که رژیم جدید سر کار اومده

309
00:24:33,240 --> 00:24:34,960
‫خاندان گینس

310
00:24:35,040 --> 00:24:37,680
‫قراره فرو بریزه

311
00:24:37,760 --> 00:24:40,200
‫صاف روی سر تو

312
00:24:47,920 --> 00:24:50,040
‫مگر اینکه یه بنده‌خدایی

313
00:24:50,640 --> 00:24:53,200
‫پول هنگفتی هزینه کنه

314
00:24:54,680 --> 00:24:56,600
‫چی داری میگی، بنجامین؟

315
00:25:00,720 --> 00:25:02,220
‫آرتور کجاست؟

316
00:25:15,000 --> 00:25:22,000


317
00:25:34,600 --> 00:25:36,100
‫ببینید، رفقا...

318
00:25:44,520 --> 00:25:48,400
‫اسم هر سه‌تاتون رو روی دیوار سفید مستراح
‫دیدم که به رنگ سیاه نوشته شده بود

319
00:25:48,480 --> 00:25:51,240
‫یه مشت پروتستان لاشی بودن که از ما
‫کینه داشتن. اونا اسم‌مون رو اونجا نوشتن.

320
00:26:09,280 --> 00:26:13,800
‫خلاصه، من حلقه‌ی ضعیف
‫زنجیرمون رو پیدا کردم

321
00:26:14,400 --> 00:26:15,960
‫ولی راستش رو بخواید،

322
00:26:16,040 --> 00:26:19,560
‫شما تن‌لش‌های به درد نخور
‫اصلاً برام مهم نیستید

323
00:26:20,720 --> 00:26:23,240
‫یکی‌تون بگه ببینم؛ کی بهتون گفت

324
00:26:23,320 --> 00:26:27,160
‫در پشتی کارگاه رو باز بذارید؟

325
00:26:28,240 --> 00:26:30,400
‫نمی‌دونیم. روحمون هم خبر نداره

326
00:26:37,200 --> 00:26:38,960
‫یا خدا!

327
00:26:45,440 --> 00:26:46,940
‫نه!

328
00:26:48,080 --> 00:26:50,000
‫خواهش می‌کنم، نه

329
00:27:02,240 --> 00:27:03,456
‫یه اسم بهم بده

330
00:27:03,480 --> 00:27:05,440
‫یا مریم بزرگ، مادر عیسی...

331
00:27:05,520 --> 00:27:07,600
‫نمی‌دونم

332
00:27:29,360 --> 00:27:30,920
‫از زبون‌تون درست استفاده کنید

333
00:27:31,600 --> 00:27:33,120
‫وگرنه لال می‌شید

334
00:27:33,200 --> 00:27:36,760
‫من درها رو باز نکردم، ولی می‌دونم
‫کی این کار رو کرده

335
00:27:51,440 --> 00:27:52,940
‫اسمش رو بگو

336
00:28:18,520 --> 00:28:22,160
‫این آتیش رو راه انداختیم تا
‫دودش پیامی به خانواده‌ی گینس باشه

337
00:28:22,240 --> 00:28:24,960
‫آتیش توی کارخونه‌ی آبجوسازی
‫باعث جرقه‌ی شورش

338
00:28:25,040 --> 00:28:26,840
‫توی کل ایرلند میشه

339
00:28:27,520 --> 00:28:31,840
‫بوی این جوشیدن به مشام گینس‌های
‫اتحادطلب می‌رسه، ولی بوی آبجو نیست

340
00:28:32,360 --> 00:28:34,400
‫- نمی‌فهمن از کجا خوردن
‫- نوش

341
00:28:35,480 --> 00:28:36,980
‫بزنیم به سلامتی همین

342
00:28:40,720 --> 00:28:42,220
‫همه رو ببرید بیرون!

343
00:28:57,080 --> 00:28:59,760
‫آقای کاکرن، چه حسی داره

344
00:29:00,760 --> 00:29:03,000
آتیشی رو خاموش کنی که
خودت مسببش بودی؟

345
00:29:21,400 --> 00:29:25,000
‫با بچه‌های آبجوسازی گپ زدیم و
ازشون پرس‌وجو کردم

346
00:29:25,080 --> 00:29:26,580
اونها هم همه چی رو گذاشتن کفِ دستم

347
00:29:28,120 --> 00:29:30,480
‫بعدش هم رفتم سراغ اونایی که
‫شیرشون کردی

348
00:29:30,560 --> 00:29:32,280
‫جون‌شون رو برات بدن

349
00:29:37,080 --> 00:29:38,880
‫حال‌شون چطوره الان؟

350
00:29:44,960 --> 00:29:46,460
‫زنده‌ان

351
00:29:47,400 --> 00:29:49,400
‫البته دیگه جزو خانواده نیستن

352
00:29:50,400 --> 00:29:54,040
‫شاید هم از این به بعد،
‫با هزار زحمت بتونن غذاشون رو بجوئن

353
00:29:55,080 --> 00:29:59,280
‫منتها به‌قدری می‌تونن حرف بزنن که
‫به بقیه بگن هم‌کاسه‌شدن با فینیان‌ها چه عاقبتی داره

354
00:29:59,360 --> 00:30:03,160
‫حالا من برای گفت‌وگو اومدم اینجا،
‫اما نه با تو

355
00:30:05,360 --> 00:30:08,600
‫فهمیدم که جنابعالی عقلِ کلِ

356
00:30:08,680 --> 00:30:10,440
این تشکیلات نیستی

357
00:30:11,080 --> 00:30:14,240
‫اینو ببر بده به خواهرت، الن

358
00:30:15,200 --> 00:30:19,160
‫فکر کنم اون بانی خیالات واهی
‫جمهوری‌خواهانه‌ی شماست

359
00:30:19,240 --> 00:30:23,280
‫اگه با خواهرم کار داشتی،
‫چرا مستقیم نرفتی سراغ خودش؟

360
00:30:25,720 --> 00:30:29,800
‫اتفاقاً یکی از آدم‌هام رو
فرستادم دمِ خونه‌ی خواهرت

361
00:30:30,520 --> 00:30:34,160
‫همین الان رفته

362
00:30:34,240 --> 00:30:35,740
یه درس درست‌وحسابی بهش بده

363
00:30:36,000 --> 00:30:37,800
‫چه گوهی خوردی؟

364
00:30:37,880 --> 00:30:40,240
الان بهت میگم

365
00:30:40,320 --> 00:30:43,720
آتیش رو با آتیش جواب دادم

366
00:30:44,240 --> 00:30:48,600
‫حالا، عین بچه‌ی آدم این نامه رو بردار و
‫بدو برو خیابون دونگال، پلاک ۵۴ پیش آبجیت

367
00:30:49,600 --> 00:30:53,320
این نامه بهش میگه چرا خونه‌اش

368
00:30:53,400 --> 00:30:56,960
‫همین... یه دقیقه‌ی پیش،

369
00:30:57,680 --> 00:30:59,320
‫به آتیش کشیده شد

370
00:31:04,200 --> 00:31:07,000
فقط امیدوارم آدم‌هام
قبل اینکه بطری رو بندازن تو خونه،

371
00:31:07,080 --> 00:31:09,200
‫یه نگاهی انداخته باشن
‫بنده‌ی خدا طبقه بالا نباشه

372
00:31:09,280 --> 00:31:12,000
‫اونجا مهمان‌سراست

373
00:31:12,640 --> 00:31:15,000
‫یه خانواده طبقه‌ی پایین زندگی می‌کنن!

374
00:31:17,000 --> 00:31:20,240
‫خب پس، بهتره بجنبی بری به دادشون برسی،

375
00:31:20,320 --> 00:31:22,040
‫درست میگم، آقای کاکرن؟

376
00:31:33,460 --> 00:31:34,496
‫مراقب باش لطفاً!

377
00:31:34,520 --> 00:31:35,616
‫برید کنار!

378
00:31:35,640 --> 00:31:37,140
‫جلوتو نگاه کن!

379
00:31:37,840 --> 00:31:39,340
‫یابو!

380
00:31:40,720 --> 00:31:42,640
‫پناه بر خدا!

381
00:32:07,360 --> 00:32:08,860
‫حرومزاده‌ها

382
00:32:13,280 --> 00:32:15,160
‫« ایشالا دفعه‌ی بعد »

383
00:32:27,480 --> 00:32:30,280
‫الن، برادرت اومده

384
00:32:32,200 --> 00:32:33,700
‫بهش بگو بره ردّ کارش

385
00:32:34,640 --> 00:32:36,760
‫برو پی کارت، نفهم

386
00:32:38,040 --> 00:32:39,560
‫ای خدا... الن

387
00:32:40,280 --> 00:32:41,780
‫الن

388
00:32:43,760 --> 00:32:45,260
‫چی شده؟

389
00:32:50,680 --> 00:32:52,320
‫برات پیغام آوردم

390
00:32:52,400 --> 00:32:56,240
‫- از کی؟
‫- از آقای رفرتی، حضرتِ آقا

391
00:32:57,280 --> 00:32:58,780
‫چی نوشته؟

392
00:32:58,880 --> 00:33:00,640
‫برای تو که ننوشته. برو پیِ کارت

393
00:33:00,720 --> 00:33:02,600
‫الن. الن!

394
00:33:03,840 --> 00:33:06,800
‫تهدیدم کرده اینجا رو به آتیش می‌کشه.
‫بگو ببینم چی نوشته.

395
00:33:06,880 --> 00:33:08,920
‫کبریت اول رو خودِ خرت زدی

396
00:33:09,560 --> 00:33:11,320
الان آتیشش داره زبونه می‌کشه

397
00:33:15,000 --> 00:33:16,500
‫برات می‌خونمش

398
00:33:21,920 --> 00:33:23,420
‫«سرکار خانم کاکرن،

399
00:33:24,680 --> 00:33:26,720
‫به اطلاع بنده رسانده‌اند که شما اخیراً
‫کنجکاوی‌هایی مِن‌باب

400
00:33:27,280 --> 00:33:30,640
‫مسائل خصوصی یک خانواده‌ی مشخص
‫از خود نشان داده‌اید»

401
00:33:31,920 --> 00:33:34,800
‫- چه با ترس‌ولرز هم نامه رو نوشته
‫- بخون

402
00:33:35,720 --> 00:33:37,056
«‫لذا لازم به ذکر است که

403
00:33:37,080 --> 00:33:39,760
‫امور خانوادگی، خط قرمز ماست

404
00:33:40,320 --> 00:33:41,820
‫مداخله مصداق بارز تجسس و

405
00:33:42,440 --> 00:33:44,520
‫تجسس نیز ناجوانمردانه‌ترین شکل مبارزه است

406
00:33:46,320 --> 00:33:48,520
‫لذا از شما خواستارم که
‫به این پرس‌وجوهای خود پایان دهید و

407
00:33:48,600 --> 00:33:51,280
سخن بنجامین فرانکلین بزرگوار را
آویزه‌ی گوش خود نمایید

408
00:33:52,320 --> 00:33:53,820
‫کدوم سخن؟

409
00:33:55,560 --> 00:33:57,520
‫برای آنکه رازی میان سه نفر ‫محفوظ بماند،

410
00:33:57,600 --> 00:33:59,120
‫الزاماً دو نفرشان باید بمیرند

411
00:34:01,680 --> 00:34:03,200
‫با احترامات جدی و مرگبار،

412
00:34:04,160 --> 00:34:05,680
‫سین. لام. رفرتی، وکیل»

413
00:34:09,040 --> 00:34:11,280
‫واقعاً بنجامین فرانکلین همچین حرفی زده؟

414
00:34:13,560 --> 00:34:15,120
‫توقع داری من بدونم؟

415
00:34:19,440 --> 00:34:21,560
‫نه. نه، داری مدرک رو از بین می‌بری

416
00:34:21,640 --> 00:34:23,600
‫یعنی میگی بریم پیش پلیس، بی‌عقل؟

417
00:34:24,200 --> 00:34:26,080
‫به پلیس دوبلین بگیم تحقیق کنه و

418
00:34:26,160 --> 00:34:28,760
‫قانون رو برای خاندان گینس هم اجرا کنه؟

419
00:34:30,360 --> 00:34:33,000
‫درست میشه.
‫من هم دارم یه نامه می‌نویسم.

420
00:34:39,320 --> 00:34:40,820
‫نامه؟

421
00:34:42,680 --> 00:34:44,176
‫برای کی؟

422
00:34:44,200 --> 00:34:46,120
‫یکی یه قلم رو بسپار به من، خب؟

423
00:34:46,840 --> 00:34:48,720
‫دیگه هیزم نریز تو این آتیش

424
00:34:48,800 --> 00:34:50,300
‫منو ببخش، الن

425
00:34:51,320 --> 00:34:52,820
‫ببخشید که آتیش‌بیارِ این معرکه شدم. من...

426
00:34:54,720 --> 00:34:58,040
‫دست خودم نیست... زود از کوره در میرم

427
00:34:59,760 --> 00:35:01,440
‫بیا اینجا ببینم، کله‌پوک

428
00:35:07,360 --> 00:35:10,240
‫این دوره‌زمونه و
‫این گینس‌های تازه‌به‌دوران‌رسیده،

429
00:35:10,840 --> 00:35:13,680
هم می‌تونن پله باشن، ‫هم طنابِ دار

430
00:35:14,240 --> 00:35:16,560
‫اگه عاقلانه قدم برنداریم،
‫خون‌مون پای خودمونـه

431
00:35:19,080 --> 00:35:20,580
‫برو

432
00:35:39,040 --> 00:35:45,840
‫« رابطه‌ی جنسی »

433
00:35:49,680 --> 00:35:54,280
‫« میراث »

434
00:35:54,360 --> 00:35:58,000
‫« میراث گینس »

435
00:35:58,640 --> 00:36:00,140
‫رسیدن. برو بیرون

436
00:36:08,840 --> 00:36:10,256
‫لعنتی!

437
00:36:10,280 --> 00:36:12,160
‫- پخمه!
‫- ببخشید، قربان

438
00:36:13,680 --> 00:36:16,000
‫- ولش کن. برو
‫- چشم، قربان

439
00:36:30,200 --> 00:36:31,800
‫ای پیرمردِ زرنگ

440
00:36:32,320 --> 00:36:34,880
بیا ببینیم چقدر طول می‌کشه
‫این آقازاده‌ها همه‌چی رو به باد بدن

441
00:36:36,640 --> 00:36:38,140
‫آقایون

442
00:36:39,640 --> 00:36:41,200
‫نقشه‌ای که خواسته بودید

443
00:36:41,720 --> 00:36:44,640
‫نقشه از طرف شرکت فِرد ساتنـه.
‫طراحش هم پیغام گذاشته که

444
00:36:45,280 --> 00:36:48,280
‫هر موقع شما امر کنید،

445
00:36:48,360 --> 00:36:50,200
‫برای هماهنگی بازدید از املاک

446
00:36:50,280 --> 00:36:51,920
‫در خدمت شماست

447
00:36:52,920 --> 00:36:54,420
‫این قالیچه جابجا شده

448
00:37:04,320 --> 00:37:06,720
‫جوهرش تازه‌ست. هنوز خیسـه

449
00:37:06,800 --> 00:37:08,560
‫کارِ دفترداره. پسره‌ی ابله

450
00:37:08,640 --> 00:37:11,400
‫دفتردار جوهر رو ریخت،
‫بعد قالیچه رو کشید روش؟

451
00:37:11,480 --> 00:37:13,600
‫دفتردار جوهر رو ریخت

452
00:37:13,680 --> 00:37:15,240
‫منتها تو قالیچه رو کشیدی روش

453
00:37:15,320 --> 00:37:17,840
‫در نتیجه، زیرِ قالیچه رو هم به فنا دادی

454
00:37:17,920 --> 00:37:19,840
‫- حالا یه قالیچه‌ست دیگه
‫- نه، فقط یه قالیچه نیست

455
00:37:19,920 --> 00:37:21,640
‫آرتور، بحث سرِ پایه‌واساسِ کاره

456
00:37:22,200 --> 00:37:25,680
‫من چیزی از زیرِ چشمم در نمیره و
برای صداقت ارزش قائلم

457
00:37:27,160 --> 00:37:28,680
‫تمیزش می‌کنم، قربان

458
00:37:28,760 --> 00:37:30,096
‫درس عبرت هم میشه

459
00:37:30,120 --> 00:37:32,320
‫اوضاعِ اینجا داره عوض میشه

460
00:37:33,360 --> 00:37:36,160
‫نمی‌خوای که همه چی رو
ماستمالی کنی، آقای گینس؟

461
00:37:43,640 --> 00:37:48,000
‫کارمون که تموم شد، قالیچه رو تمیز کن،
‫بعدش ده دقیقه برات وقت میذارم و

462
00:37:48,080 --> 00:37:50,640
چندتا از ایده‌های جدید رو
برات توضیح میدم

463
00:37:51,520 --> 00:37:54,200
‫دیگه اجازه نمیدم اشتباهات کسی لاپوشونی بشه

464
00:37:55,440 --> 00:37:56,940
‫بله، قربان

465
00:38:08,040 --> 00:38:11,480
‫وای، ادوارد، صندلی ریاست عجیب بهت ساخته

466
00:38:12,680 --> 00:38:15,560
‫وقتش رسیده بریم سراغ این همه
‫مِلک‌واملاکی که حتی نمی‌دونستیم داریم

467
00:38:15,640 --> 00:38:17,600
‫- پیشنهادِ من...
‫- هر آخرِ هفته بریم سراغ یکی‌شون؟

468
00:38:17,680 --> 00:38:19,600
‫- آخر هفته؟
‫- رفقا رو دور هم جمع کنیم

469
00:38:19,680 --> 00:38:23,040
‫کدوم رفقا؟
آرتور، تو اصلاً رفیقی دور و برِ من می‌بینی؟

470
00:38:23,120 --> 00:38:24,456
‫نه والا

471
00:38:24,480 --> 00:38:27,080
‫پنج سالـه دارم این آبجوسازی رو می‌چرخونم

472
00:38:27,160 --> 00:38:30,360
‫چرخِ آبجوسازی یه لحظه هم
‫نباید از حرکت بیفته، آرتور

473
00:38:30,440 --> 00:38:32,880
‫مثل دم و بازدمـه

474
00:38:32,960 --> 00:38:34,920
‫اگه نفس نکشی، می‌میری

475
00:38:35,000 --> 00:38:37,120
‫آخر هفته‌ای در کار نیست، آرتور

476
00:38:37,920 --> 00:38:41,800
‫- یعنی قرار نیست پامون به این املاک باز بشه؟
‫- خانواده‌هامون بیشتر اونجاها ساکن میشن

477
00:38:41,880 --> 00:38:42,936
‫کدوم خانواده؟

478
00:38:42,960 --> 00:38:46,880
‫همون خانواده‌ای که جایگاه‌مون حکم می‌کنه
به‌زودی برای خودمون دست‌وپا کنیم

479
00:38:46,960 --> 00:38:50,160
‫جوری حرف می‌زنی که انگار یه چیزی زدی

480
00:38:50,240 --> 00:38:52,840
‫زن و شاید بچه‌هامون،
‫تموم خدم‌وحشم‌شون،

481
00:38:52,920 --> 00:38:56,280
‫اسب‌ها و سگ‌ها و چمی‌دونم،
‫همه‌ی اون چیزهایی که خانواده‌ها دارن

482
00:38:56,360 --> 00:38:58,600
‫حالا، پیشنهاد می‌کنم اَن رو بفرستیم
‫یه سری به این املاک بزنه و

483
00:38:58,680 --> 00:39:00,600
‫یه سیاهه از مال‌ومنال‌مون تهیه کنه

484
00:39:00,680 --> 00:39:02,560
‫ظاهراً مشتاقـه یه طرفِ کار رو بگیره

485
00:39:02,640 --> 00:39:05,040
‫چرا اینجوری راجع‌به زن و زندگی حرف می‌زنی؟

486
00:39:05,120 --> 00:39:06,176
‫پس همین کارو می‌کنیم

487
00:39:06,200 --> 00:39:09,880
‫اَن رو می‌فرستیم سراغ املاک،
‫از قلعه‌ی توی گالوی شروع کنه

488
00:39:09,960 --> 00:39:13,280
‫وقتی هم که پرونده‌شون بسته شد،
‫من و تو با هم، دو فرمانروای این امپراتوری،

489
00:39:13,800 --> 00:39:15,400
‫میریم سراغِ...

490
00:39:15,480 --> 00:39:18,200
‫مطالعه‌ی یه نقشه‌ی به مراتب مهم‌تر

491
00:39:20,120 --> 00:39:22,800
‫بیا، برادر، آینده رو بنگر

492
00:39:23,800 --> 00:39:25,800
‫من یه استراتژی براش چیدم

493
00:39:25,880 --> 00:39:27,056
‫بدون مشورت با من؟

494
00:39:27,080 --> 00:39:30,600
‫آره، تکلیف خیلی چیزها باید روشن بشه.
‫یهو هم یادم اومد که

495
00:39:30,680 --> 00:39:34,040
‫جلسه داریم... یه ساعت دیگه،
‫توی آبجوسازی با آقای رفرتی

496
00:39:34,120 --> 00:39:35,376
‫آقای رفرتی؟ سر چی؟

497
00:39:35,400 --> 00:39:38,720
‫چندتا نامه‌ی بی‌نام‌ونشون گرفته که
‫توش... یه سری اتهامات زده شده

498
00:39:38,800 --> 00:39:40,480
‫- چجور اتهاماتی؟
‫- اتهامات خاله‌زنکی و پیش ‌پا افتاده

499
00:39:40,560 --> 00:39:42,016
‫مواردی که میشه سر و تهش رو هم آورد

500
00:39:42,040 --> 00:39:45,080
‫حالا، گوش کن ببین
‫چطوری می‌خوام آمریکا رو فتح کنم

501
00:39:46,280 --> 00:39:48,160
‫فاز اول: نیویورک

502
00:39:51,520 --> 00:39:54,560
‫« دوبلین، هتل امپریال »

503
00:40:10,680 --> 00:40:12,800
‫- اگنس
‫- وای، اَن

504
00:40:13,400 --> 00:40:15,280
‫اَنِ نازنینم

505
00:40:18,120 --> 00:40:19,620
‫ببینم تو رو

506
00:40:28,520 --> 00:40:31,080
‫پدرت عجب حرکت جسورانه‌ای کرد که

507
00:40:31,160 --> 00:40:34,360
‫کار و بار رو مساوی
‫بین دوتا پسرش تقسیم کرد تا

508
00:40:34,960 --> 00:40:38,640
‫به وظایف‌شون پایبند بمونن

509
00:40:39,240 --> 00:40:42,360
خیلی هم لطف داشت که بنجامین رو
دست خالی رها کرد و

510
00:40:43,120 --> 00:40:44,620
‫تو رو که...

511
00:40:44,760 --> 00:40:47,080
‫ازدواجت رو داری
‫به یه چیزی دل خوش کنی

512
00:40:50,000 --> 00:40:51,920
‫گفت بودی باهام کار داری

513
00:40:54,880 --> 00:40:58,320
‫برادرت، ادوارد، ازم خواست
‫اینو به دستت برسونم

514
00:41:02,840 --> 00:41:06,880
‫این دخترها رو خودم برای ادوارد گلچین کردم

515
00:41:07,480 --> 00:41:11,840
‫ترجیحش فامیل درجه یک یا دوئـه چون
دنبال زنیـه که بشه بهش اعتماد کرد و

516
00:41:11,920 --> 00:41:15,080
‫مهم‌تر از همه،
خودش بدونه ماها چقدر دیوونه‌ایم

517
00:41:15,680 --> 00:41:18,520
‫پس شاید بهتر باشه خودِ ادوارد
‫آستین بالا بزنه و بره

518
00:41:18,600 --> 00:41:21,680
‫دنبال زنی که هم قابل‌اعتماد باشه و
‫هم بدونه ما چه جماعتی هستیم

519
00:41:21,760 --> 00:41:24,600
‫ادوارد یه سر داره، هزار سودا

520
00:41:24,680 --> 00:41:29,120
‫طفلی قراره تنهایی بارِ دو نفر رو به دوش بکشه،
‫برای همین هم فکر کردم شاید

521
00:41:29,200 --> 00:41:31,240
‫من و تو بتونیم این کار رو براش انجام بدیم

522
00:41:33,840 --> 00:41:35,340
‫سرگرم میشیم

523
00:41:35,800 --> 00:41:38,000
‫با ادوارد صحبت کرده بودیم و

524
00:41:39,160 --> 00:41:40,660
‫بهش گفتم رو من حساب نکنه

525
00:41:41,600 --> 00:41:43,100
‫نکنه؟

526
00:41:47,400 --> 00:41:48,900
‫ای خدا

527
00:42:00,480 --> 00:42:04,400
‫اَن، نکنه هنوز دوهزاریت نیفتاده که
‫با خوندنِ اون وصیت‌نامه،

528
00:42:04,480 --> 00:42:06,240
‫چه چیزی تغییر کرده؟

529
00:42:06,800 --> 00:42:10,160
‫دیگه آبجوسازی مالِ آرتور و ادوارده

530
00:42:10,240 --> 00:42:12,800
‫بزرگِ خاندان محسوب میشن

531
00:42:13,280 --> 00:42:15,640
این ‫یعنی من باید به حرف‌شون گوش بدم

532
00:42:15,720 --> 00:42:17,220
‫به کمک احتیاج دارن

533
00:42:17,400 --> 00:42:19,000
‫مردها خیلی زود خام میشن

534
00:42:19,080 --> 00:42:21,560
‫زن‌های زبر و زرنگ هم
‫جذبِ مردهای پولدار میشن

535
00:42:21,640 --> 00:42:23,160
‫زرنگ‌بودن که عیب نیست

536
00:42:24,000 --> 00:42:28,320
‫یادت نره، هر کی زنِ ادوارد بشه،
‫میشه جزوی از این خانواده

537
00:42:28,400 --> 00:42:30,560
‫باید تا آخرِ عمر باهاش سر کنیم

538
00:42:30,640 --> 00:42:32,140
‫یه نقشه‌هایی دارم

539
00:42:44,680 --> 00:42:47,640
‫چه دوره‌زمونه‌ی مضحکی شده

540
00:42:48,440 --> 00:42:50,040
‫زن‌ها هم برای خودشون نقشه‌ها دارن

541
00:42:52,080 --> 00:42:53,580
‫ضمناً،

542
00:42:54,040 --> 00:42:55,640
‫من خوب می‌فهمم

543
00:42:55,720 --> 00:43:00,200
‫چه دردی داره که... مجبور باشی
‫تن به ازدواجی بدی که بقیه میگن

544
00:43:00,280 --> 00:43:04,120
‫چون به خیال‌شون به خیر و صلاح دو طرفـه

545
00:43:05,600 --> 00:43:07,100
‫اَن‌جان

546
00:43:10,280 --> 00:43:14,280
‫تو مثل موجی هستی که
‫دیوانه‌وار خودش رو به صخره می‌کوبه

547
00:43:15,120 --> 00:43:19,560
‫غافل از اینکه صخره از حلقه‌های طلا و
‫انگشترهای نشونِ الماس ساخته شده

548
00:43:21,400 --> 00:43:24,880
‫من هم زمانی مثل تو موجی بودم که
‫خلاف جریان سرنوشت دست‌وپا می‌زدم

549
00:43:25,960 --> 00:43:30,800
‫اما در انتها،
طوفان خروشان درونم آروم گرفت و

550
00:43:31,440 --> 00:43:33,440
‫توی یه لیوان جین خفه شد

551
00:43:35,360 --> 00:43:36,860
‫بیخیال

552
00:43:37,840 --> 00:43:39,680
‫سرد و یخ

553
00:43:42,280 --> 00:43:43,780
‫فراموش‌کار

554
00:43:47,920 --> 00:43:49,480
‫بیا با همدیگه دختری رو پیدا کنیم که

555
00:43:49,560 --> 00:43:52,640
‫بتونه قاطعیتِ اذیت‌کننده‌ی برادرت رو تاب بیاره

556
00:43:52,720 --> 00:43:54,220
‫بعدش هم کُلی جین می‌خوریم و

557
00:43:54,280 --> 00:43:57,200
‫هر چی دل‌مون خواست
‫پشت‌سر فک‌وفامیل‌های پاپتی‌مون میگیم

558
00:43:57,720 --> 00:43:59,220
‫آرتور چی؟

559
00:44:00,720 --> 00:44:03,160
‫برای اون هم می‌خوای زن بگیری

560
00:44:03,680 --> 00:44:05,180
‫معلومـه که آره

561
00:44:05,440 --> 00:44:07,320
‫ولی این مورد سخت‌تره

562
00:44:08,000 --> 00:44:10,040
برنامه‌اش... دقیق‌تره و

563
00:44:10,720 --> 00:44:12,220
‫خطرناک‌تر

564
00:44:15,560 --> 00:44:20,160
‫این هم یه لیست از
‫دخترهای خوشگل و بااصل‌ونسب و بی‌پول

565
00:44:20,240 --> 00:44:23,000
‫یکی رو می‌خوایم که
‫به خاطر پول بیاد سراغ آرتور،

566
00:44:23,080 --> 00:44:25,000
‫نه هم‌نشینی و مصاحبت باهاش

567
00:44:25,080 --> 00:44:26,580
‫براش حکم شغل رو داشته باشه

568
00:44:29,600 --> 00:44:31,160
‫نظرت چیـه، اَن؟

569
00:44:31,240 --> 00:44:32,760
‫بیا انجامش بدیم

570
00:44:32,840 --> 00:44:37,040
‫بزن به سلامتی خودمون،
‫واسطینِ این امرِ خیر

571
00:44:53,640 --> 00:44:55,140
‫خوبـه

572
00:45:02,960 --> 00:45:04,460
‫آرتور، از این طرف

573
00:45:08,200 --> 00:45:11,560
‫- چرا تو دفتر کارش باهاش قرار نذاشتی؟
‫- برات ترتیب یه معارفه‌ی رسمی رو دادم

574
00:45:11,640 --> 00:45:14,520
‫دوشنبه صبح، تو رو
به همه‌ی کارکنان معرفی می‌کنم

575
00:45:14,600 --> 00:45:16,560
‫نگران نباش، چایی و کیک هم به راهـه

576
00:45:17,640 --> 00:45:19,160
‫اما کار امشب...

577
00:45:19,800 --> 00:45:22,440
‫باید دور از چشم بقیه انجام بشه

578
00:45:35,960 --> 00:45:37,920
‫- خوشحالم می‌بینم‌تون، قربان
‫- عصرتون بخیر

579
00:45:40,000 --> 00:45:41,500
‫خلوت کنید

580
00:45:42,640 --> 00:45:44,640
‫چند وقتی میشه ندیدم‌تون، جناب گینس

581
00:45:44,720 --> 00:45:46,440
‫بزنم به تخته، خوب موندید

582
00:45:46,520 --> 00:45:49,200
هم زندگی سالمی دارم و
هم ‫زیاد از این آبجو می‌خورم

583
00:45:49,280 --> 00:45:50,656
‫همینـه که جوون موندم

584
00:45:50,680 --> 00:45:53,680
‫برادرم گفته
یه سری اتهامات نام‌ونشون مطرح شده

585
00:45:56,000 --> 00:46:00,320
‫مرگ پدرتون و برقراری نظمِ جدید
‫توی آبجوسازی گینس

586
00:46:01,000 --> 00:46:04,880
‫حکم چوب فرو کردن توی لونه‌ی زنبور رو داشته

587
00:46:04,960 --> 00:46:07,120
‫کارگاه بشکه‌سازی آتیش گرفت، آرتور

588
00:46:07,640 --> 00:46:10,000
‫یه‌جور دهن‌کجی بود
برای محک زدنِ این تشکیلاتِ جدید

589
00:46:10,080 --> 00:46:11,580
لونه‌ی کی بوده؟

590
00:46:17,200 --> 00:46:18,700
‫دوتا زنبور خاص

591
00:46:19,280 --> 00:46:23,240
‫اولی از طرف فینیان‌هاست که
‫امروز بی‌نام‌ونشون فرستادن

592
00:46:24,360 --> 00:46:27,600
‫مدعی شدن سندومدرک دارن

593
00:46:28,480 --> 00:46:30,680
‫شاهد دارن که قسم می‌خوره

594
00:46:31,280 --> 00:46:34,400
تو رو در حال ارتکاب به اعمالی
‫با مردهای دیگه دیده

595
00:46:51,480 --> 00:46:52,980
‫سگ توش!

596
00:47:03,000 --> 00:47:04,880
‫چه سندومدرکی آخه؟

597
00:47:05,560 --> 00:47:08,320
‫ها؟ کی جرأت داره علیه ما شهادت بده؟

598
00:47:08,400 --> 00:47:13,480
‫تهدید دوم از طرف یه آقایی بوده
‫به اسم بانی چمپیون

599
00:47:15,320 --> 00:47:18,640
‫مربوط میشه به اتفاقاتی که
‫قبل از رفتن شما به لندن افتاد و

600
00:47:19,240 --> 00:47:22,720
‫البته، دو باری هم ‫بعدِ اینکه برگشتید

601
00:47:24,000 --> 00:47:25,176
‫همونطور که خودتون می‌دونید،

602
00:47:25,200 --> 00:47:28,200
‫بانی چمپیون مدیریت چندین خونه...

603
00:47:28,280 --> 00:47:29,800
‫بله، می‌دونم

604
00:47:29,880 --> 00:47:32,200
‫خیلی وقت پیش می‌رفتم اونجا،
‫قبل اینکه...

605
00:47:33,320 --> 00:47:35,760
‫قبل چی، آرتور؟

606
00:47:38,800 --> 00:47:40,300
‫قبل اینکه...

607
00:47:41,560 --> 00:47:43,060
‫با...

608
00:47:44,800 --> 00:47:46,300
‫یکی توی لندن...

609
00:47:47,760 --> 00:47:49,260
‫آشنا بشم

610
00:47:50,200 --> 00:47:52,320
‫کسی که آرومِ جونم شد

611
00:47:57,440 --> 00:47:59,480
‫البته، امروز...

612
00:48:00,520 --> 00:48:02,080
‫اون آرامش هم کنارِ نیلوفرهای آبی...

613
00:48:05,480 --> 00:48:06,980
‫پَرپَر شد

614
00:48:09,280 --> 00:48:11,920
‫برادرم، باید رُک و پوست‌کنده
با هم حرف بزنیم و

615
00:48:12,000 --> 00:48:13,800
‫این مسائل رو حل و فصل کنیم

616
00:48:14,480 --> 00:48:16,240
‫یک ماه و نیم پیش،

617
00:48:16,320 --> 00:48:19,640
‫دادگاه دوبلین دقیقاً یه نفر رو
‫به همین جرم محکوم کرد

618
00:48:20,160 --> 00:48:23,080
‫براش بیست سال بیگاری
توی زندان مری‌بورو بُریدن

619
00:48:23,920 --> 00:48:27,800
‫نه ملاحظه‌ی خانواده‌اش رو کردن و نه مال‌ومنالش رو.
هیچ استثنایی قائل نشدن.

620
00:48:28,400 --> 00:48:30,320
‫فینیان‌ها هم فقط منتظرن تا
شما رو بکنن مصداق بارزِ

621
00:48:30,400 --> 00:48:32,720
فساد توی طبقه‌ی حاکم،
یعنی شما پروتستان‌های انگلیسی‌تبار

622
00:48:32,800 --> 00:48:36,680
‫- هیچ احدی حق نداره به من بگه...
‫- آرتور، باید با عقل‌مون فکر کنیم

623
00:48:36,760 --> 00:48:40,080
‫باید تو این دنیا زندگی کنیم،
‫نه دنیایی که آرزوش رو داریم

624
00:48:40,160 --> 00:48:42,080
‫اگه این قضیه رو بشه...

625
00:48:43,200 --> 00:48:45,600
‫کار و بار آبجوسازی گینس آجر میشه

626
00:48:47,960 --> 00:48:51,920
‫- خب پس، دردت پولـه
‫- نه، دردم آبرو و حیثیت‌مونـه، آرتور

627
00:48:52,000 --> 00:48:54,640
‫تموم میراثِ این خانواده

628
00:48:54,720 --> 00:48:57,600
همه‌ی آتیش‌ها از گور اون زنیکه‌ی فینیانی‌ای
بلند میشه که این نامه رو فرستاده

629
00:48:57,680 --> 00:49:01,840
‫اگه اون نبود، بانی چمپیون هم
‫هیچوقت جرأت نمی‌کرد دهن وا کنه

630
00:49:01,920 --> 00:49:03,216
‫خب، چی می‌خوان؟

631
00:49:03,240 --> 00:49:07,400
‫بانی چمپیون پنج هزار پوند حق‌السکوت می‌خواد

632
00:49:09,440 --> 00:49:11,680
‫اون فینیان‌های شریف و برحق چی؟

633
00:49:11,760 --> 00:49:13,520
‫اگه به خودت زحمت می‌دادی و
‫تا آخر نامه رو می‌خوندی

634
00:49:13,600 --> 00:49:16,080
‫می‌فهمیدی اونها تضمین می‌خوان؛ ‫تضمین اینکه

635
00:49:16,160 --> 00:49:18,520
‫هر وقت جای پدر رو توی پارلمان گرفتی...

636
00:49:18,600 --> 00:49:21,080
‫اگه، ادوارد. اگه جای پدر رو بگیرم

637
00:49:23,520 --> 00:49:27,320
‫...کم‌کم آینده‌ی ایرلند رو از یه زاویه‌ی دیدِ

638
00:49:29,120 --> 00:49:31,160
‫متعادل‌تر ببینی

639
00:49:31,240 --> 00:49:32,740
‫گور بابات!

640
00:49:35,800 --> 00:49:37,320
‫گور بابای همه‌شون!

641
00:49:37,400 --> 00:49:40,600
‫- نه، برن به جهنم!
‫- باید به خودمون مسلط باشیم

642
00:49:42,320 --> 00:49:44,200
اصلاً ‫بذار بیان

643
00:49:46,440 --> 00:49:47,940
‫بذار هر غلطی می‌خوان بکنن

644
00:49:50,200 --> 00:49:52,000
‫حالی‌شون می‌کنم با کی طرفن

645
00:50:04,720 --> 00:50:07,480
‫اون ۵ هزار پوند نقد رو جور می‌کنم
‫بدی به بانی چمپیون

646
00:50:07,560 --> 00:50:11,200
‫فینیان‌ها رو هم بسپار به خودم

647
00:50:11,280 --> 00:50:13,320
‫انتخابات شش ماه دیگه‌ست،
‫پس وقت هست

648
00:50:14,200 --> 00:50:15,700
‫این زنه،

649
00:50:15,920 --> 00:50:16,896
‫اصلاً کی هست؟

650
00:50:16,920 --> 00:50:18,800
‫الن کاکرن

651
00:50:18,880 --> 00:50:22,320
‫تافته‌ی جدا بافته‌ست، گمونم

652
00:50:24,880 --> 00:50:28,360
‫شاید اگه مستقیم باهاش صحبت کنم،
‫نتیجه‌ی بهتری عایدمون بشه

653
00:50:29,640 --> 00:50:31,480
‫ترتیب دیدارمون رو بده، آقای رفرتی

654
00:50:32,000 --> 00:50:36,200
‫یه قرار ملاقات با اون زنیکه‌ی فینانی...
‫یه جایی که تحت تأثیر قرار بگیره

655
00:50:36,280 --> 00:50:37,780
‫چشم، آقای گینس

656
00:50:38,080 --> 00:50:39,580
‫ضمناً،

657
00:50:40,760 --> 00:50:42,260
‫اگه یه بار دیگه...

658
00:50:42,400 --> 00:50:45,040
‫فقط یه بار دیگه،
دستت روی خواهر طفلیِ من بلند شه،

659
00:50:45,120 --> 00:50:48,880
‫تموم قدرت و نفوذی که
توی این شهر دارم رو به کار می‌گیرم

660
00:50:48,960 --> 00:50:50,520
تا ‫بندازمت گوشه‌ی هلفدونی

661
00:50:50,600 --> 00:50:52,440
‫چنان جرمی برات بتراشم که

662
00:50:52,520 --> 00:50:55,360
‫تا آخر عمرت مثل سگ

663
00:50:55,440 --> 00:50:57,000
روی تردمیل ‫بدویی

664
00:50:58,800 --> 00:51:00,300
‫شیرفهم شد؟

665
00:51:02,120 --> 00:51:04,160
‫به‌غایت، آقای گینس

666
00:51:25,000 --> 00:51:45,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

