﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:45,791 --> 00:00:47,583
‫اسم من دیوید باروزه

3
00:00:48,333 --> 00:00:52,291
‫در حال حاضر دارم پنجمین سالِ
‫حبس ابدم رو می‌گذرونم به خاطر کشتن پسربچه‌ام

4
00:00:53,791 --> 00:00:56,333
‫قضیه اینه که، من نکشتمش

5
00:00:57,041 --> 00:00:58,875
‫نه که بی‌گناه باشم

6
00:00:58,958 --> 00:01:01,833
‫وظیفه پدر اینه که نذاره آسیبی به بچه‌اش برسه

7
00:01:02,416 --> 00:01:03,416
‫من شکست خوردم

8
00:01:04,958 --> 00:01:08,125
‫متیو توی اتاق‌خوابش به قتل رسید
‫وقتی من انتهای راهرو خواب بودم

9
00:01:08,791 --> 00:01:10,208
‫اینکه می‌دونم تنها مُرده،

10
00:01:10,291 --> 00:01:12,458
‫و فکر می‌کرده چرا پدرش هیچوقت نیومده نجاتش بده

11
00:01:14,041 --> 00:01:15,833
‫حبس ابد واقعیـم اینه

12
00:01:18,333 --> 00:01:19,833
‫فقط بر حسب اتفاق دارم اینجا سپریـش می‌کنم،

13
00:01:19,916 --> 00:01:23,041
‫در واحد حفاظتی زندان بریگز

14
00:01:24,041 --> 00:01:26,666
‫زندان جوری طراحی شده که هویتت رو ازت بگیره

15
00:01:27,458 --> 00:01:29,166
‫آگاهی از خودت رو

16
00:01:30,583 --> 00:01:32,708
‫مردی که قبلاً بودم دیگه وجود خارجی نداره

17
00:01:33,333 --> 00:01:37,083
‫واسه همین از وقتی اومدم اینجا
‫قبول نکردم ملاقاتی داشته باشم

18
00:01:38,041 --> 00:01:39,125
‫حتی اعضای خانواده

19
00:01:40,708 --> 00:01:42,250
‫خصوصاً اعضای خانواده

20
00:01:43,375 --> 00:01:44,833
‫می‌دونم چی فکر می‌کنن

21
00:01:45,750 --> 00:01:49,750
‫با مدارکی که برعلیهم هست،
‫چاره‌ای جز فکر کردن به یک چیز نداشتن

22
00:01:50,250 --> 00:01:53,625
‫سرزنشـشون نمی‌کنم،
‫ولی نمی‌خوام هم که ببینمـشون

23
00:01:54,625 --> 00:01:56,666
‫واسه همه بهتره که فراموش کنن

24
00:01:57,291 --> 00:01:59,208
‫چون گذشته هیچوقت تغییر نمی‌کنه

25
00:02:00,666 --> 00:02:03,166
‫تا یه روز که بکنه

26
00:02:07,000 --> 00:02:09,000
‫« زندان بریگز »
‫« مِین، بریگز »

27
00:02:16,083 --> 00:02:17,708
‫شماره ۹ رو باز کن!

28
00:02:20,791 --> 00:02:22,125
‫پاشو بریم، باروز

29
00:02:22,791 --> 00:02:24,000
‫چی شده؟

30
00:02:24,083 --> 00:02:25,166
‫ملاقاتی داری

31
00:02:25,666 --> 00:02:27,791
‫خواهر زنت، ریچل میلز

32
00:02:28,375 --> 00:02:31,125
‫- امکان نداره
‫- ولی ظاهراً داره

33
00:02:31,208 --> 00:02:33,958
‫نمی‌دونم چرا باید کسی بیاد ملاقاتِ یه بچه‌کُش

34
00:02:34,041 --> 00:02:36,333
‫ولی فهمیدم که فقط باید با اتفاقات عجیب کنار بیای

35
00:02:36,916 --> 00:02:38,791
‫بریم. پاشو

36
00:02:40,125 --> 00:02:41,458
‫اگه قبول نکنم؟

37
00:02:42,541 --> 00:02:44,708
‫تو رو خدا قبول نکن، باروز

38
00:03:20,375 --> 00:03:23,458
‫- اینجا چی کار می‌کنی، ریچل؟
‫- فرق کردی

39
00:03:23,541 --> 00:03:25,375
‫آره خب، ۵ سال گذشته

40
00:03:27,666 --> 00:03:28,666
‫خوبی؟

41
00:03:30,541 --> 00:03:32,333
‫ببخشید، سوال احمقانه‌ای بود

42
00:03:36,875 --> 00:03:38,708
‫اتفاقی واسه شریل افتاده؟

43
00:03:38,791 --> 00:03:39,791
‫نه

44
00:03:40,541 --> 00:03:42,625
‫نه نه، حالش خوبه. راستش عالیه

45
00:03:42,708 --> 00:03:43,875
‫باشه

46
00:03:43,958 --> 00:03:45,083
‫یعنی، اون...

47
00:03:50,500 --> 00:03:51,708
‫نمی‌دونه که اومدم اینجا

48
00:03:53,041 --> 00:03:55,708
‫- چرا اینجایی؟
‫- باید یه چیزی رو نشونت بدم

49
00:03:56,291 --> 00:03:59,958
‫و قبل قبلش، می‌دونم قراره عجیب باشه

50
00:04:01,041 --> 00:04:04,750
‫یه دوستی از دانشگاه دارم به اسم آیرین.
‫متاهله، دوتا بچه داره و این حرف‌ها

51
00:04:04,833 --> 00:04:06,125
‫دو هفته پیش،

52
00:04:06,208 --> 00:04:09,166
‫عکس‌های سفرشون به سیکس فلگزِ اسپرینگفیلد رو
‫توی اینترنت پست کرد

53
00:04:10,333 --> 00:04:11,708
‫از جمله این یکی

54
00:04:16,125 --> 00:04:19,708
‫عجیبه. اومدی اینجا عکس دوستت و بچه‌هاش رو نشونم بدی؟

55
00:04:19,791 --> 00:04:20,958
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید

56
00:04:26,583 --> 00:04:27,916
‫بگو چی می‌بینی

57
00:04:27,940 --> 00:04:34,940
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

58
00:04:39,958 --> 00:04:40,958
‫اون...

59
00:04:42,708 --> 00:04:44,041
‫اون...

60
00:04:44,125 --> 00:04:46,208
‫- شبیه متیوست
‫- می‌دونم

61
00:04:47,166 --> 00:04:50,166
‫- ماه‌گرفتگیش کوچیک‌تره
‫- دکتر گفت وقتی بزرگتر بشه، کوچیک می‌شه

62
00:04:51,458 --> 00:04:53,125
‫ولی هیچوقت بزرگتر نشد

63
00:04:54,000 --> 00:04:55,500
‫که یعنی این...

64
00:04:57,083 --> 00:05:00,375
‫فقط عکس یه پسربچه‌ست
‫که شبیه متیوست، اگه هنوز زنده بود

65
00:05:00,458 --> 00:05:01,458
‫درسته؟

66
00:05:03,041 --> 00:05:04,166
‫به شریل نشونش دادی؟

67
00:05:04,250 --> 00:05:06,791
‫نه. براش خیلی طول کشید
‫که زندگیش رو بازسازی کنه

68
00:05:07,625 --> 00:05:11,416
‫نمی‌خوام به خاطر چیزی که ممکنه واقعیت نداشته باشه... نابودش کنم

69
00:05:11,500 --> 00:05:15,958
‫- نمی‌اومدی اینجا اگه فکر نمی‌کردی...
‫- که متیو یه جوری هنوز زنده‌ست؟ آره

70
00:05:16,708 --> 00:05:18,083
‫و می‌دونم چقدر حرفم عجیب به نظر میاد

71
00:05:18,166 --> 00:05:20,966
‫به همون اندازه که مردم فکر می‌کنن من کشتمش

72
00:05:21,208 --> 00:05:22,666
‫خب، من هیچوقت اینطور فکر نکردم

73
00:05:24,291 --> 00:05:25,791
‫پیداش کردم

74
00:05:27,375 --> 00:05:28,708
‫مُرده بود

75
00:05:28,791 --> 00:05:29,625
‫می‌دونم

76
00:05:29,708 --> 00:05:31,500
‫ولی اگه شانسی باشه،

77
00:05:31,583 --> 00:05:35,666
‫هرچقدر غیرممکن، که یه جوری هنوز زنده باشه...

78
00:05:36,791 --> 00:05:38,625
‫وقت تمومه، باروز!

79
00:05:38,708 --> 00:05:40,666
‫باید دوباره تلفن رو وصل کنی

80
00:05:40,750 --> 00:05:41,958
‫باید دوباره وصلش کنی

81
00:05:42,041 --> 00:05:44,250
‫مجبور نیستم کاری بکنم.
‫پاشو بریم

82
00:05:45,541 --> 00:05:47,208
‫- پاشو
‫- به شریل نشون بده

83
00:05:47,291 --> 00:05:48,500
‫زودباش. پاشو!

84
00:05:49,041 --> 00:05:50,541
‫به شریل نشون بده

85
00:05:52,083 --> 00:05:53,083
‫بریم

86
00:06:03,000 --> 00:06:06,000
‫« پیدایت خواهم کرد »

87
00:06:11,083 --> 00:06:13,458
‫- باید رئیس رو ببینم
‫- هی میگه باید باید

88
00:06:13,541 --> 00:06:16,708
‫امروز درخواست‌هات زیاده، باروز.
‫بهتره مراقب باشی

89
00:06:16,791 --> 00:06:18,541
‫بیخیال، بذار بهش بگم...

90
00:06:19,375 --> 00:06:21,083
‫نگی بهت هشدار ندادم

91
00:06:21,166 --> 00:06:23,166
‫زودباشید. بلندش کنید

92
00:06:26,625 --> 00:06:27,916
‫خواهش می‌کنم

93
00:06:28,000 --> 00:06:29,208
‫فقط باهاش صحبت کن

94
00:06:32,875 --> 00:06:35,625
‫فقط بذار باهاش صحبت کنم. لطفاً

95
00:06:35,708 --> 00:06:38,000
‫باشه، همین الان پیگیرش می‌شم

96
00:06:41,958 --> 00:06:43,041
‫حرومزاده

97
00:07:04,000 --> 00:07:06,000
‫« دیوید باروز ملاقاتی داشت. »

98
00:07:06,024 --> 00:07:08,024
‫« ارسال شد »

99
00:07:21,750 --> 00:07:23,250
‫بگو چی می‌بینی

100
00:07:27,583 --> 00:07:28,875
‫دقیق‌تر نگاه کن، دیوید

101
00:07:42,291 --> 00:07:43,333
‫بابا

102
00:07:46,250 --> 00:07:47,416
‫بیدار شو، باروز

103
00:07:49,291 --> 00:07:50,708
‫رئیس می‌خواد ببینتت

104
00:07:52,541 --> 00:07:54,500
‫افسر وسون گزارش انضباطی پُر کرده

105
00:07:54,583 --> 00:07:55,863
‫می‌خوای بگی چی شده؟

106
00:07:57,250 --> 00:07:58,500
‫خواستم شما رو ببینم

107
00:07:58,583 --> 00:08:01,458
‫به نظر شبیه کاری نمیاد
‫که بندازتت توی انفرادی

108
00:08:02,041 --> 00:08:03,791
‫شاید بیشتر از یه بار درخواست کرده باشم

109
00:08:03,875 --> 00:08:04,875
‫هوم

110
00:08:06,375 --> 00:08:08,601
‫به ملاقات دیروز ریچل میلز مربوطه؟

111
00:08:08,625 --> 00:08:10,625
‫آخه ۵ سال گذشته.
‫چی باعث شده بیاد؟

112
00:08:11,208 --> 00:08:15,000
‫عکس یه پسر جوون رو نشونم داد
‫که چند هفته پیش توی سیکس فلگز گرفته شده بود

113
00:08:15,083 --> 00:08:16,708
‫و شبیه متیو بود

114
00:08:17,416 --> 00:08:18,833
‫شبیه قیافه‌ی الانش

115
00:08:19,416 --> 00:08:20,791
‫یعنی دقیق شبیه متیو بود

116
00:08:20,875 --> 00:08:23,791
‫حتی تا... ماه‌گرفتگی روی گونه‌اش

117
00:08:24,833 --> 00:08:28,250
‫- فکر کردم اگه عکسش رو ببینی...
‫- لازم نیست عکس رو ببینم، دیوید

118
00:08:28,333 --> 00:08:29,500
‫می‌فهمم

119
00:08:29,583 --> 00:08:33,916
‫فکر می‌کنی اولین حبس‌ابدی‌ای هستی
‫که چسبیده به یه ایده‌ی غیرممکن

120
00:08:34,000 --> 00:08:35,708
‫که این قضیه یه اشتباه بزرگ بوده؟

121
00:08:35,791 --> 00:08:38,083
‫تو مثل پسرم می‌مونی، دیوید

122
00:08:38,166 --> 00:08:39,916
‫توی محاکمه‌ات بودم

123
00:08:40,000 --> 00:08:42,083
‫دی‌ان‌ای با متیو مطابقت داشت

124
00:08:43,583 --> 00:08:45,916
‫- ریچل چی؟
‫- چی خب؟

125
00:08:47,833 --> 00:08:50,541
‫اون یه خبرنگار محترمه.
‫شاید یه چیزی فهمیده

126
00:08:50,625 --> 00:08:52,250
‫خبرنگار محترمی بود

127
00:08:52,333 --> 00:08:54,875
‫چند سال پیش از روزنامه گلوب اخراج شد

128
00:08:54,958 --> 00:08:56,250
‫چی شد؟

129
00:08:56,333 --> 00:08:57,916
‫جزئیاتش رو نمی‌دونم

130
00:08:59,791 --> 00:09:02,958
‫اون خواهر شریل‌ـه.
‫قرار نیست... گذشته رو کنکاش کنه

131
00:09:03,041 --> 00:09:04,750
‫خب، نگرانیِ من ریچل نیست. تویی

132
00:09:04,833 --> 00:09:07,000
‫فکر کردی تصادفیه که از زندان من سر در آوردی؟

133
00:09:07,083 --> 00:09:08,916
‫پارتی‌بازی کردم که بیارمت اینجا،

134
00:09:09,000 --> 00:09:11,250
‫و به بابات قول دادم هوات رو داشته باشم

135
00:09:11,333 --> 00:09:12,541
‫پس کمکم کن

136
00:09:13,541 --> 00:09:16,142
‫ببین، توی پلیسِ بوستون آشنا داری.
‫می‌تونی بگی پرونده قتل رو بفرستن

137
00:09:16,166 --> 00:09:17,517
‫- امکان نداره جدی باشی
‫- گوش کن

138
00:09:17,541 --> 00:09:19,461
‫توی این پنج سال، هیچوقت ازت چیزی نخواستم

139
00:09:19,541 --> 00:09:22,208
‫هیچوقت هم لازم نبوده.
‫من بهت اهمیت میدم، دیوید

140
00:09:22,291 --> 00:09:25,583
‫لحظه‌ای که فکر کنی راه خروجی هست،
‫اینجا خردت می‌کنه

141
00:09:25,666 --> 00:09:29,125
‫بحث خارج شدن نیست.
‫فقط من یه چیزی می‌دونم که هیچکس نمی‌دونه

142
00:09:30,541 --> 00:09:31,541
‫چی؟

143
00:09:33,208 --> 00:09:34,625
‫که من بی‌گناهم

144
00:09:39,541 --> 00:09:41,333
‫اون شب یکی دیگه اونجا بود

145
00:09:44,500 --> 00:09:45,500
‫زندانی آماده‌ست

146
00:09:54,000 --> 00:09:55,000
‫متیو مُرده، دیوید

147
00:09:56,958 --> 00:09:58,833
‫هیچ عکسی تغییرش نمیده

148
00:10:08,375 --> 00:10:10,791
‫استلا، می‌شه لطفاً بیای اینجا؟

149
00:10:11,791 --> 00:10:13,541
‫می‌شه برنامه‌ی امروزم رو خالی کنی؟

150
00:10:13,625 --> 00:10:16,000
‫بله قربان. امر دیگه‌ای هست؟

151
00:10:16,958 --> 00:10:18,916
‫آره، واسه هواپیمای بعدی به بوستون برام بلیت بگیر

152
00:10:29,000 --> 00:10:31,000
‫« مکنزی »

153
00:10:32,024 --> 00:10:34,024
‫« بوستون »

154
00:10:44,541 --> 00:10:45,708
‫سلام سوف

155
00:10:46,666 --> 00:10:47,666
‫سلام

156
00:10:48,291 --> 00:10:50,125
‫- از دیدنت خوشحالم، آدام
‫- چطوری؟

157
00:10:50,208 --> 00:10:52,166
‫- خوبم، تو چطوری؟
‫- آره، خوبم

158
00:10:52,250 --> 00:10:54,416
‫وای، پارسال دوست امسال آشنا

159
00:10:55,125 --> 00:10:57,000
‫سلام سوفی

160
00:10:58,666 --> 00:10:59,708
‫سرحال به نظر میای

161
00:10:59,791 --> 00:11:02,166
‫همیشه دلربایی.
‫چرا تماس نگرفتی؟

162
00:11:02,250 --> 00:11:03,916
‫آره. سوال خوبیه

163
00:11:04,000 --> 00:11:06,476
‫آدم نمی‌تونه بدون اینکه هدف مخفی داشته باشه
‫به رفیق صمیمیـش سر بزنه؟

164
00:11:06,500 --> 00:11:08,625
‫چرا، می‌شه.
‫ولی تو یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه داری، بابا

165
00:11:09,875 --> 00:11:11,958
‫لحظه‌آخری بود. حالش چطوره؟

166
00:11:12,041 --> 00:11:13,458
‫خب، داداشم رو که می‌شناسی

167
00:11:13,541 --> 00:11:16,461
‫بیشتر نگران اینه که تیم ساکس به پلی‌آف برسن
‫تا نگران سرطان باشه

168
00:11:17,041 --> 00:11:19,000
‫حالا لنی کجاست؟

169
00:11:19,083 --> 00:11:20,958
‫- توی پذیرایی
‫- باشه

170
00:11:21,041 --> 00:11:23,500
‫- یه دقیقه بهم وقت میدی؟
‫- آره

171
00:11:26,208 --> 00:11:27,791
‫از من نپرس

172
00:11:27,875 --> 00:11:30,166
‫دو مهاجم روی بیس هستن و هیچ اوتی نداریم

173
00:11:30,916 --> 00:11:31,791
‫یه بیس هیتِ دیگه...

174
00:11:31,875 --> 00:11:35,416
‫کاش منم می‌تونستم وسط روز بشینم بازی رو ببینم

175
00:11:37,708 --> 00:11:39,916
‫نه با طرز بازی این دلقک‌ها

176
00:11:43,541 --> 00:11:47,166
‫آدام بیرون پیش سوفی‌ـه.
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی که اومدیم

177
00:11:49,083 --> 00:11:50,333
‫گمونم به علتش بستگی داره

178
00:11:50,916 --> 00:11:52,875
‫توی محله بودم

179
00:11:54,000 --> 00:11:57,666
‫تا جایی که خبر دارم،
‫بریگز توی مِین بود، نه بوستون

180
00:11:58,916 --> 00:11:59,916
‫دیوید اومد دیدنم

181
00:12:02,083 --> 00:12:05,458
‫اون... یه نسخه از پرونده قتل متیو رو می‌خواد

182
00:12:05,541 --> 00:12:06,541
‫چرا؟

183
00:12:07,666 --> 00:12:09,458
‫۵ سال گذشته. چرا الان می‌خوادش؟

184
00:12:10,916 --> 00:12:12,625
‫همیشه می‌گفت بی‌گناهه

185
00:12:14,166 --> 00:12:16,166
‫فکر می‌کنم تا حدی حتی باورش داره

186
00:12:16,250 --> 00:12:18,708
‫پسرمه. منم می‌خوام باورش کنم

187
00:12:19,291 --> 00:12:20,708
‫ولی دوتامون عقلـمون می‌رسه

188
00:12:24,291 --> 00:12:25,458
‫چیه؟

189
00:12:26,250 --> 00:12:31,625
‫من توی بریگز با هر مدل قاتل قابل‌تصوری برخورد داشتم

190
00:12:31,708 --> 00:12:35,666
‫خیلی‌ها میگن بی‌گناهن.
‫اکثراً میگن عوض شدن

191
00:12:35,750 --> 00:12:38,958
‫ولی لنی، یه چیزی توی چشم‌شون هست
‫وقتی باهات حرف می‌زنن

192
00:12:39,041 --> 00:12:43,333
‫یه چیزی که نمی‌شه با زمان یا دارو یا مذهب پاکش کرد

193
00:12:43,416 --> 00:12:44,541
‫مثل یه...

194
00:12:45,708 --> 00:12:48,583
‫مار می‌مونه که زیر سنگه

195
00:12:48,666 --> 00:12:50,041
‫همیشه هستش

196
00:12:51,875 --> 00:12:54,125
‫- ولی در مورد دیوید...
‫- پس حالا حرفش رو باور می‌کنی؟

197
00:13:00,125 --> 00:13:01,375
‫شاید فقط دارم پیر می‌شم

198
00:13:04,125 --> 00:13:06,708
‫مطمئنی توی اون پرونده چیزی نیست
‫که بتونه پاپیچ‌مون بشه؟

199
00:13:06,791 --> 00:13:07,875
‫چطور می‌تونه باشه؟

200
00:13:09,291 --> 00:13:12,041
‫اون شب هر کاری که کردیم
‫هیچی عوض نشد

201
00:13:15,916 --> 00:13:17,500
‫هی بابا، جریان چیه؟

202
00:13:17,583 --> 00:13:19,333
‫احتمالاً بهتره که ندونی

203
00:13:19,416 --> 00:13:22,500
‫آره، مطمئنم راست میگی،
‫ولی چطوره به هرحال بهم بگی؟

204
00:13:25,333 --> 00:13:27,541
‫دیروز ریچل میلز اومد ملاقات دیوید

205
00:13:32,750 --> 00:13:33,833
‫ریچل؟

206
00:13:34,583 --> 00:13:35,583
‫درباره چی؟

207
00:13:37,791 --> 00:13:38,791
‫متیو

208
00:13:39,208 --> 00:13:41,291
‫دیوید فکر می‌کنه هنوز زنده‌ست

209
00:14:10,291 --> 00:14:11,416
‫هی باروز

210
00:14:21,708 --> 00:14:23,708
‫رئیس مکنزی میگه حتماً مخفیـش کن

211
00:14:31,458 --> 00:14:34,541
‫اثری از ورود اجباری نیست.
‫اثرانگشت یا دی‌ان‌ای خارجی

212
00:14:34,625 --> 00:14:37,833
‫حتی مدعی‌علیه اعتراف می‌کنه
‫تنها توی خونه خواب بوده

213
00:14:37,916 --> 00:14:40,541
‫ادعا کرده بیدار شده و جسد رو کشف کرده

214
00:14:40,625 --> 00:14:43,583
‫آقای باروز سابقه کابوس‌های شبانه دارن

215
00:14:43,666 --> 00:14:45,875
‫و در حین یک کابوس شبانه،

216
00:14:45,958 --> 00:14:48,708
‫ممکنه یه نفر به کسی صدمه وارد کنه

217
00:14:48,791 --> 00:14:52,625
‫بدون اینکه ازش آگاه باشه
‫یا حتی وقتی بیدار شد یادش بیاد؟

218
00:14:52,708 --> 00:14:54,666
‫بله. ممکنه

219
00:14:55,250 --> 00:14:57,000
‫به خاطر شدت جراحات،

220
00:14:57,083 --> 00:14:58,375
‫شناسایی بصری غیرممکن بود

221
00:14:58,458 --> 00:15:01,583
‫ولی آزمایشات دی‌ان‌ای تایید کرد
‫که جسد مال متیو باروز بود

222
00:15:01,666 --> 00:15:04,208
‫و آیا این جراحات با چوب بیسبالی

223
00:15:04,291 --> 00:15:06,916
‫که توی جنگل پیدا شده همخوانی دارن؟

224
00:15:07,000 --> 00:15:08,000
‫بله

225
00:15:08,500 --> 00:15:09,541
‫همخوانی دارن

226
00:15:10,541 --> 00:15:12,375
‫بیاید از اتفاقی که بعدش افتاد صحبت کنیم

227
00:15:12,458 --> 00:15:14,666
‫شما همسایه مدعی‌علیه هستید، درسته؟

228
00:15:14,750 --> 00:15:15,625
‫بله

229
00:15:15,708 --> 00:15:18,625
‫می‌شه بگید شب قتل چی دیدین، خانم وینزلو؟

230
00:15:18,708 --> 00:15:21,875
‫یه مرد رو دیدم که یه چیزی رو توی جنگل پشت خونه‌اش دفن کرد

231
00:15:21,958 --> 00:15:25,833
‫و آیا مردی که اون شب دیدین
‫امروز توی این دادگاهه؟

232
00:15:25,916 --> 00:15:27,916
‫بله، دیوید باروز بود

233
00:15:36,940 --> 00:15:38,940
‫« هیلدی وینزلو »

234
00:15:46,183 --> 00:15:48,183
‫« بوستون »

235
00:15:48,208 --> 00:15:51,125
‫♪ روی زمین بالا و پایین می‌پره ♪

236
00:15:52,208 --> 00:15:55,916
‫♪ سرم مثل یه حیوونه... ♪

237
00:15:57,500 --> 00:16:02,791
‫خب، هنوز منتظر جواب سه‌تا از دعوتی‌های جشن سیسمونی هستم

238
00:16:04,625 --> 00:16:06,625
‫آهای؟ از زمین به ریچل؟

239
00:16:08,000 --> 00:16:10,041
‫آره، یادآوری دعوت الکترونیکی، حواسم هست

240
00:16:11,541 --> 00:16:12,833
‫چی شده؟

241
00:16:13,458 --> 00:16:15,708
‫بیشتر از حالت عادی ریچل شدی

242
00:16:15,791 --> 00:16:17,708
‫خیلی ممنون

243
00:16:17,791 --> 00:16:20,250
‫- هفته پیش یه مصاحبه نداشتی؟
‫- چرا

244
00:16:20,333 --> 00:16:22,416
‫- نشریه پاتاکت تایمز
‫- هوم

245
00:16:22,500 --> 00:16:23,875
‫رزومه‌ام رو توی پایگاه‌داده نگه داشتن،

246
00:16:23,958 --> 00:16:26,458
‫که یعنی می‌شناسیمت و می‌دونیم چی شده

247
00:16:27,041 --> 00:16:28,375
‫متاسفم

248
00:16:28,458 --> 00:16:30,416
‫ولی چی؟
‫حس می‌کنم یه ولی داشت

249
00:16:30,500 --> 00:16:34,291
‫خب، با تمام نشریه‌های منطقه نیو انگلند مصاحبه کردی

250
00:16:34,791 --> 00:16:36,208
‫شاید وقتش رسیده که بیخیالش بشی؟

251
00:16:36,291 --> 00:16:39,331
‫یعنی تا آخر عمرم توی دانشگاه کوئینسی
‫مقدمه برای خبرنگاری رو آموزش بدم؟

252
00:16:40,583 --> 00:16:43,166
‫فقط گفتم اگه زمان کافی بگذره...

253
00:16:44,333 --> 00:16:45,916
‫راه برگشتت رو پیدا می‌کنی؟

254
00:16:47,541 --> 00:16:48,375
‫آره

255
00:16:48,458 --> 00:16:51,041
‫نباید بذاری اتفاقی که توی گلوب افتاد برات تعیین تکلیف کنه

256
00:16:51,125 --> 00:16:54,416
‫- چرا که نه؟ بقیه که کردن
‫- نه، تو یه خبرنگار عالی هستی

257
00:16:55,000 --> 00:16:56,083
‫باشه؟ فقط...

258
00:16:56,791 --> 00:16:58,958
‫باید بری بیرون یه خبر پیدا کنی

259
00:17:12,208 --> 00:17:14,708
‫یه چیزی هست که می‌خواستم درباره‌اش باهات صحبت کنم

260
00:17:15,958 --> 00:17:17,333
‫اوه!

261
00:17:17,916 --> 00:17:20,625
‫- خوبی؟
‫- آره. ببخشید

262
00:17:20,708 --> 00:17:23,041
‫آره، نه بابا، خوبم، خوبم، خوبم

263
00:17:23,125 --> 00:17:24,125
‫فقط...

264
00:17:24,583 --> 00:17:26,833
‫دخترمون امروز خیلی تکون می‌خوره

265
00:17:28,333 --> 00:17:30,000
‫دخترمون؟

266
00:17:31,666 --> 00:17:33,125
‫جنسیتش رو فهمیدی؟

267
00:17:33,625 --> 00:17:36,333
‫فکر کردم رانستر می‌خواست یه پارتی تعیین جنسیت بگیره

268
00:17:36,416 --> 00:17:38,125
‫می‌دونی خیلی خوشم میاد وقتی اینجوری صداش می‌کنی

269
00:17:38,208 --> 00:17:39,208
‫جدی؟

270
00:17:39,666 --> 00:17:40,666
‫وای

271
00:17:41,375 --> 00:17:43,458
‫از دهنِ پرستار آخرین سونوگرافی‌مون در رفت

272
00:17:44,083 --> 00:17:45,083
‫سلام

273
00:17:46,291 --> 00:17:48,166
‫چه حسی داره که یه دختربچه داشته باشی؟

274
00:17:48,791 --> 00:17:49,791
‫آم...

275
00:17:50,458 --> 00:17:52,375
‫آره، حسش...

276
00:17:54,166 --> 00:17:55,250
‫درسته

277
00:17:59,666 --> 00:18:01,541
‫انگار جایگزینش نمی‌کنم

278
00:18:02,666 --> 00:18:04,333
‫می‌دونم حتماً حرف مسخره‌ای به نظر میاد

279
00:18:05,291 --> 00:18:06,291
‫نیست

280
00:18:07,375 --> 00:18:08,375
‫حتی یکم

281
00:18:10,958 --> 00:18:11,958
‫عیب نداره

282
00:18:14,375 --> 00:18:16,666
‫خوبم. فقط به خاطر هورمون‌هاست

283
00:18:16,750 --> 00:18:19,750
‫- می‌شه برام دستمال بیاری؟
‫- البته

284
00:18:25,083 --> 00:18:27,083
‫می‌خوای درباره‌ی چی باهام صحبت کنی؟

285
00:18:28,375 --> 00:18:31,250
‫هیچی. چیز مهمی نیست

286
00:18:48,583 --> 00:18:50,791
‫خبرنگاری فقط گزارش اخبار نیست

287
00:18:50,875 --> 00:18:54,291
‫جویای حقیقت بودنه.
‫قدرت پاسخگو کردن افراد

288
00:18:54,375 --> 00:18:56,208
‫دادن صدا به افرادی که صدا ندارن،

289
00:18:56,291 --> 00:18:58,541
‫ولی عمیقاً و محترمانه بهشون گوش کردن

290
00:18:58,625 --> 00:19:01,416
‫خبرنگار باید تلاش بکنه این کار رو بکنه

291
00:19:01,500 --> 00:19:02,500
‫باشه

292
00:19:02,541 --> 00:19:04,750
‫هفته آینده، درباره سواد رسانه‌ای صحبت می‌کنیم،

293
00:19:04,833 --> 00:19:07,666
‫و می‌خوام همه یه مقاله بیارن

294
00:19:07,750 --> 00:19:09,333
‫که حاوی مثال‌های اسناد و منبع باشه

295
00:19:09,416 --> 00:19:11,958
‫و نه جوردی، نمی‌شه دیجیتالی باشه، خب؟

296
00:19:17,583 --> 00:19:18,458
‫الو؟

297
00:19:18,541 --> 00:19:21,833
‫این تماس از طرف یک زندانی در زندان بریگز
‫و هزینه‌ی آن با مقصد می‌باشد

298
00:19:21,916 --> 00:19:24,583
‫اگر مایلید این هزینه را بپردازید، دکمه ۱ را فشار دهید

299
00:19:25,791 --> 00:19:27,625
‫- الو؟
‫- ریچل، منم دیوید

300
00:19:27,708 --> 00:19:30,416
‫نمی‌دونم چقدر وقت دارم،
‫ولی با مکنزی حرف زدم

301
00:19:30,500 --> 00:19:33,416
‫یه سری اطلاعات جدید دارم.
‫می‌شه لطفاً برگردی اینجا؟

302
00:19:33,500 --> 00:19:35,958
‫آره. فردا اول صبح میام

303
00:19:37,458 --> 00:19:38,791
‫- باشه
‫- اون موقع می‌بینمت

304
00:19:38,875 --> 00:19:39,875
‫باشه

305
00:19:54,000 --> 00:19:56,000
‫« راس سامنر. امروز همکارِ دیوید باروز باشه »

306
00:20:24,958 --> 00:20:26,250
‫دیوید باروز

307
00:20:27,000 --> 00:20:28,640
‫راس سامنر. خوشبختم

308
00:20:30,458 --> 00:20:33,291
‫می‌دونی فقط تویی که توی واحد حفاظتی
‫از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدی؟

309
00:20:33,875 --> 00:20:37,375
‫علاوه بر استاد حقوق بودن در دانشگاه بوستون.
‫خیلی تحسین‌آمیزه

310
00:20:38,416 --> 00:20:42,291
‫تشنه‌ی مکالمه با یه آدم باهوش بودم

311
00:20:43,583 --> 00:20:46,666
‫کارشناسیت رو توی امهرست گذروندی، درسته؟

312
00:20:48,791 --> 00:20:50,875
‫- می‌خوای بدونی من کجا بودم؟
‫- نه خیلی

313
00:20:50,958 --> 00:20:52,583
‫دانشگاه ویلیامز

314
00:20:53,250 --> 00:20:56,875
‫آره، دوتامون از دانشگاه‌های آیوی کوچیک فارغ‌التحصیل شدیم

315
00:20:56,958 --> 00:20:58,875
‫خدای من، اون راس سامنره؟

316
00:20:59,750 --> 00:21:01,250
‫آره، گمونم. چرا؟

317
00:21:02,083 --> 00:21:03,166
‫چرا؟

318
00:21:03,250 --> 00:21:05,875
‫شش‌تا جسد توی یه فریزر توی عمارت خانوادگیـش پیدا کردن

319
00:21:05,958 --> 00:21:08,166
‫و دوتای دیگه هم توی پنت‌هاوسش در آپر وست ساید

320
00:21:08,250 --> 00:21:09,770
‫اون دیوانه‌ست. چطوری اومده سر کار؟

321
00:21:11,125 --> 00:21:12,500
‫توی محدوده صلاحیتی من نیست که بدونم

322
00:21:14,625 --> 00:21:18,708
‫چند روز پیش اولین ملاقاتیت رو داشتی، نه؟

323
00:21:19,458 --> 00:21:22,541
‫خواهر زنت، ریچل میلز

324
00:21:23,208 --> 00:21:26,291
‫- چطور فهمیدی؟
‫- همه‌چیزت رو می‌دونم، دیوید

325
00:21:27,416 --> 00:21:30,666
‫و برام آدم جالبی هستی

326
00:21:32,208 --> 00:21:35,708
‫ببین، من ۱۱ نفر رو کشتم

327
00:21:36,750 --> 00:21:41,000
‫و همه‌شون برام غریبه بودن.
‫کلاً معنایی نداشت، فقط سیاهی‌لشگر بودن

328
00:21:41,083 --> 00:21:45,583
‫ولی تو دیوید، پسر خودت رو کشتی

329
00:21:46,458 --> 00:21:48,500
‫پاره‌ی تنت رو

330
00:21:50,208 --> 00:21:52,208
‫پس بگو ببینم، دیوید،

331
00:21:53,708 --> 00:21:56,416
‫وقتی اون چوب رو آوردی پایین

332
00:21:56,500 --> 00:21:58,458
‫و به جمجمه کوچیکش زدی...

333
00:22:00,458 --> 00:22:02,083
‫چه حسی داشت؟

334
00:22:05,458 --> 00:22:07,250
‫فکر می‌کنم بهتره بری عقب

335
00:22:11,125 --> 00:22:12,250
‫باشه

336
00:22:14,750 --> 00:22:15,833
‫باشه

337
00:22:16,708 --> 00:22:18,708
‫فقط قصدم صحبت کردنه

338
00:22:35,250 --> 00:22:36,250
‫دعوا!

339
00:22:44,458 --> 00:22:47,208
‫هی، هی، هی!
‫یه لحظه بذار خودشون رو خسته کنن

340
00:22:47,791 --> 00:22:49,291
‫آره! بگاش بده!

341
00:22:53,291 --> 00:22:56,416
‫درسته. کسی نمیاد نجاتت بده

342
00:23:14,541 --> 00:23:15,791
‫بابا

343
00:23:15,875 --> 00:23:17,041
‫بیدار شو

344
00:23:18,708 --> 00:23:19,791
‫بیدار شو

345
00:23:31,666 --> 00:23:32,875
‫کون لقت!

346
00:23:34,125 --> 00:23:37,166
‫پاشو! پاشو! بلندش کن! پاشو!

347
00:23:37,250 --> 00:23:38,666
‫پاشو! پاشو!

348
00:23:39,458 --> 00:23:41,333
‫باشه، باشه. باشه!

349
00:23:41,416 --> 00:23:43,291
‫هی، تمومه! بسه دیگه!

350
00:23:53,250 --> 00:23:54,416
‫دیدم چی کار کردی

351
00:23:56,041 --> 00:23:57,833
‫نمی‌دونم منظورت چیه

352
00:24:09,291 --> 00:24:11,083
‫راس سامنر توی حبس انفرادی دائمی نگهداری می‌شه

353
00:24:11,166 --> 00:24:12,809
‫چطوری از ماموریت کاری توی واحد حفاظتی سر در آورده؟

354
00:24:12,833 --> 00:24:15,125
‫انگار یه اشتباه دفتری در حین انتقال بوده

355
00:24:16,083 --> 00:24:18,583
‫می‌خوای توضیح بدی چرا تو و افسر لو
‫فقط ایستاده بودین و تماشا می‌کردین؟

356
00:24:18,666 --> 00:24:21,750
‫مشاجره بین دوتا زندانی خطرناک و خشن رخ داد

357
00:24:21,833 --> 00:24:23,666
‫منظورت اینه یه روانی آدمخوار پرید روی...

358
00:24:23,750 --> 00:24:25,458
‫یه مردی که پسر خودش رو با کتک کشته

359
00:24:26,208 --> 00:24:29,750
‫با کمال احترام، رئیس، ۵۰تا زندانی تحت‌نظرمون بود

360
00:24:29,833 --> 00:24:32,375
‫وقتی لازم بود وارد عمل شدیم
‫و وقتی حس کردم انجامش بی‌خطره،

361
00:24:32,458 --> 00:24:34,791
‫و بابتش عذرخواهی نمی‌کنم

362
00:24:39,416 --> 00:24:41,958
‫- باشه. دیگه حرفی نیست
‫- قربان

363
00:24:57,833 --> 00:25:00,041
‫ریچل میلز، اومدم دیدن دیوید باروز

364
00:25:17,416 --> 00:25:18,583
‫خدای من، چی شده؟

365
00:25:18,666 --> 00:25:20,166
‫بهم حمله شد

366
00:25:20,250 --> 00:25:22,125
‫- خوبی؟
‫- خوبم

367
00:25:22,958 --> 00:25:24,041
‫نگرانش نباش

368
00:25:27,208 --> 00:25:28,625
‫مکنزی چی گفت؟

369
00:25:29,958 --> 00:25:33,416
‫گفت یه حبس‌ابدی‌ام که خیال‌پردازی می‌کنه،
‫دنبال راه خروج می‌گرده

370
00:25:34,041 --> 00:25:37,083
‫ولی این رو هم گفت که از گلوب اخراج شدی

371
00:25:38,958 --> 00:25:41,916
‫آره. الان توی دانشگاه کوئینسی آموزش میدم

372
00:25:42,000 --> 00:25:43,000
‫به صدات می‌خوره هیجان‌زده هستی

373
00:25:43,541 --> 00:25:45,375
‫عاشق خبرنگاری بودم، پس آره

374
00:25:45,458 --> 00:25:46,666
‫سخت بوده

375
00:25:48,333 --> 00:25:49,666
‫قضیه اینه؟

376
00:25:51,250 --> 00:25:52,583
‫فقط یه خبر برای تو؟

377
00:25:53,375 --> 00:25:54,708
‫- نه
‫- مطمئنی؟

378
00:25:55,291 --> 00:25:57,250
‫- دیوید، نه
‫- پس چیه؟

379
00:26:05,291 --> 00:26:08,791
‫بدترین اتفاقاتی که توی زندگی می‌افته
‫معمولاً قابل درست شدن نیست

380
00:26:11,916 --> 00:26:15,791
‫هرچقدر بگیم کاش می‌شد،
‫نمی‌شه برگشت عقب و درست‌شون کرد

381
00:26:17,916 --> 00:26:20,250
‫ولی اگه متیو زنده باشه
‫و پیداش کنیم،

382
00:26:21,250 --> 00:26:23,458
‫پس شاید این یه بار بشه

383
00:26:26,541 --> 00:26:27,916
‫واسه همین اینجام

384
00:26:29,083 --> 00:26:31,625
‫مکنزی پرونده متیو رو بهم داد

385
00:26:32,375 --> 00:26:34,250
‫مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟

386
00:26:35,833 --> 00:26:36,833
‫خب،

387
00:26:37,958 --> 00:26:40,598
‫قراره توی اقامتگاه بریگز
‫یه صبحانه اروپایی مجانی بهم بدن

388
00:26:41,250 --> 00:26:43,500
‫و می‌دونی، عاشق بیگلِه روز پیشم، پس...

389
00:26:45,416 --> 00:26:48,250
‫- پایه‌ام. دنبال چی بگردم؟
‫- چیز نیست، کیه

390
00:26:48,333 --> 00:26:51,708
‫چون اگه متیو پسربچه‌ای نبوده
‫که اون شب پیداش کردم، پس کی بوده؟

391
00:26:51,791 --> 00:26:53,750
‫باید دنبال یه پسر سفیدپوست بگردیم

392
00:26:53,833 --> 00:26:57,250
‫که همسن و اندازه‌ی متیو بوده
‫و قبل از قتل گمشده

393
00:26:57,333 --> 00:26:59,666
‫مرکز ملی کودکان گمشده و استثمارشده

394
00:26:59,750 --> 00:27:01,416
‫بهترین پایگاه‌داده رو داره. اونجا رو می‌گردم

395
00:27:01,500 --> 00:27:03,625
‫پزشک قانونی‌ای که جسدش رو تایید کرد چی؟

396
00:27:03,708 --> 00:27:05,625
‫باشه خب، از نظر فنی،
‫دی‌ان‌ای مطابقت داشت،

397
00:27:05,708 --> 00:27:08,208
‫ولی ممکنه توی آزمایشگاه دستکاری شده باشه

398
00:27:08,291 --> 00:27:12,125
‫شناسایی بصری به خاطر طبیعت جراحات امکان‌پذیر نبود. خدای من

399
00:27:12,208 --> 00:27:15,000
‫- آره، احتمالاً هدف همین بوده
‫- چرا این کارهای خشن رو کردن؟

400
00:27:15,083 --> 00:27:16,958
‫چرا متیو رو توی پارک نبردن؟

401
00:27:17,041 --> 00:27:19,416
‫می‌دونستن هیچوقت دست از پیدا کردنش نمی‌کشم.
‫هیچ والدی این کار رو نمی‌کنه

402
00:27:19,500 --> 00:27:22,333
‫ولی اگه فکر می‌کردی مُرده
‫و به خاطر قتلش زندانیت کردن...

403
00:27:23,125 --> 00:27:24,875
‫ولی چرا تو؟ چرا متیو؟

404
00:27:25,625 --> 00:27:27,958
‫باشه، روی سوالاتی تمرکز کن
‫که می‌شه جواب‌شون رو داد

405
00:27:28,541 --> 00:27:29,541
‫چی مثلاً؟

406
00:27:32,541 --> 00:27:33,916
‫هیلدی وینزلو

407
00:27:34,916 --> 00:27:35,916
‫چرا دروغ گفت؟

408
00:27:35,958 --> 00:27:37,958
‫اگه از محکومیتت چیزی عایدش نمی‌شده،

409
00:27:38,041 --> 00:27:40,142
‫واضح‌ترین جواب اینه که یکی بهش دستور داده

410
00:27:40,166 --> 00:27:42,541
‫- آره
‫- شاید حتی کسی که متیو رو برده

411
00:27:42,625 --> 00:27:44,500
‫خب، از اونجا شروع کن

412
00:27:44,583 --> 00:27:46,375
‫کسی رو داری که بتونه بررسیش کنه؟

413
00:27:48,541 --> 00:27:50,166
‫ویراستار سابقم توی گلوب

414
00:27:50,250 --> 00:27:51,333
‫ریچل،

415
00:27:52,916 --> 00:27:54,541
‫اگه درباره این قضیه حق با ما باشه...

416
00:27:56,750 --> 00:27:59,625
‫پس یه آدم خیلی خطرناک پشت ماجراست

417
00:28:00,875 --> 00:28:02,666
‫پس مراقب باش

418
00:28:05,958 --> 00:28:06,958
‫تو هم همینطور

419
00:28:09,958 --> 00:28:13,000
‫با صندوق پستی جیم دوهرتی
‫از بوستون گلوب تماس گرفتید

420
00:28:13,083 --> 00:28:14,166
‫لطفاً پیغام بذارید

421
00:28:14,250 --> 00:28:16,833
‫سلام جیم، منم ریچل

422
00:28:16,916 --> 00:28:18,125
‫سلام

423
00:28:18,208 --> 00:28:21,458
‫می‌دونم یه مدتی گذشته، ولی یه درخواستی دارم

424
00:28:21,541 --> 00:28:23,208
‫می‌شه یه اسم رو برام بررسی کنی؟

425
00:28:23,291 --> 00:28:26,458
‫هیلدی وینزلو از روی‌یر، ماساچوست

426
00:28:27,041 --> 00:28:29,250
‫پیشاپیش ممنون. به زودی باهات صحبت می‌کنم

427
00:28:30,000 --> 00:28:32,000
‫« شریل »

428
00:28:40,250 --> 00:28:41,500
‫سلام

429
00:28:41,583 --> 00:28:44,416
‫دیدی... که یادآور دعوت الکترونیکی رو فرستادم؟

430
00:28:44,500 --> 00:28:48,458
‫آره. واسه همین باهام تماس گرفته بودی؟
‫دنبال تشویق بودی؟

431
00:28:48,541 --> 00:28:51,208
‫تقصیصر خودته که محتاجم.
‫مامان و بابا بیشتر تو رو دوست داشتن

432
00:28:51,291 --> 00:28:53,458
‫طبیعتاً

433
00:28:53,541 --> 00:28:54,708
‫هی، کجایی؟

434
00:28:55,291 --> 00:28:58,375
‫توی...

435
00:28:59,041 --> 00:29:00,625
‫مسافرخونه‌ی بریگز

436
00:29:01,625 --> 00:29:02,625
‫در مِین

437
00:29:05,833 --> 00:29:06,833
‫چرا؟

438
00:29:11,375 --> 00:29:13,375
‫باید دیوید رو می‌دیدم

439
00:29:13,458 --> 00:29:15,166
‫باشه؟ و قبل از اینکه چیزی بگی،

440
00:29:15,250 --> 00:29:17,570
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم،
‫ولی می‌دونستم چه حسی پیدا می‌کنی

441
00:29:17,625 --> 00:29:18,875
‫ولی بازم انجامش دادی که

442
00:29:18,958 --> 00:29:22,291
‫شریل، می‌شه لطفاً بذاری توضیح بدم؟
‫باشه؟ من...

443
00:29:22,375 --> 00:29:25,333
‫ریچل، برام مهم نیست، خب؟
‫هرچی که هست برام مهم نیست

444
00:29:25,416 --> 00:29:27,166
‫شریل، گوش کن.
‫باید این رو بشنوی

445
00:29:27,250 --> 00:29:29,083
‫نه ریچل. باید بشنوی چی میگم

446
00:29:30,166 --> 00:29:32,333
‫دیگه در این باره صحبت نمی‌کنم

447
00:29:34,041 --> 00:29:35,125
‫باید برم

448
00:29:35,208 --> 00:29:36,375
‫من...

449
00:29:55,291 --> 00:29:56,625
‫پاشو باروز

450
00:30:09,458 --> 00:30:11,375
‫باید ببرمت درمانگاه

451
00:30:13,250 --> 00:30:15,958
‫- ساعت چنده؟
‫- ساعتشه که کاری که میگم رو بکنی

452
00:30:16,041 --> 00:30:17,708
‫بریم. پاشو

453
00:30:26,250 --> 00:30:27,250
‫جریان کلید چیه؟

454
00:30:27,875 --> 00:30:30,083
‫می‌خوای با زنگ در رو باز کنم که این هیولاها بیدار بشن؟

455
00:30:30,166 --> 00:30:32,750
‫می‌دونی اونجوری چه بلوایی به پا می‌شه؟

456
00:30:32,833 --> 00:30:33,833
‫زودباش، راه برو

457
00:30:38,958 --> 00:30:40,416
‫چی شده؟

458
00:30:41,000 --> 00:30:44,708
‫راس سامنر شکایت کرده.
‫دکتر باید جراحاتت رو ثبت کنه

459
00:30:44,791 --> 00:30:45,916
‫طول نمی‌کشه

460
00:30:49,625 --> 00:30:50,750
‫برو

461
00:30:51,958 --> 00:30:53,125
‫بریم

462
00:31:16,041 --> 00:31:17,041
‫متاسفم باروز

463
00:31:23,500 --> 00:31:25,041
‫کمک!

464
00:31:29,000 --> 00:31:31,875
‫یه نفر کمک کنه!

465
00:31:33,791 --> 00:31:35,291
‫کمکم کنید!

466
00:31:36,333 --> 00:31:37,583
‫نگهبان!

467
00:31:37,666 --> 00:31:38,958
‫نگهبان!

468
00:31:40,000 --> 00:31:41,291
‫نگهبان‌ها!

469
00:31:42,166 --> 00:31:45,875
‫کمک! لطفاً!
‫لطفاً این کار رو نکن!

470
00:31:45,958 --> 00:31:47,750
‫کمک!

471
00:31:47,833 --> 00:31:48,833
‫نگهبان‌ها!

472
00:31:49,333 --> 00:31:50,625
‫لعنتی

473
00:31:50,708 --> 00:31:54,041
‫- دیگه تمومه، باروز. تمومه
‫- چرا می‌خوای منـو بکشی؟

474
00:31:55,250 --> 00:31:56,750
‫چاره‌ای ندارم

475
00:31:57,416 --> 00:31:58,416
‫پولـشون رو گرفتم

476
00:31:58,458 --> 00:32:00,291
‫پولِ... کی رو؟

477
00:32:00,875 --> 00:32:02,375
‫زندانی آزاد شده!

478
00:32:02,458 --> 00:32:03,500
‫اوه!

479
00:32:19,458 --> 00:32:20,916
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنی

480
00:32:21,000 --> 00:32:23,583
‫- چطوری بچه جون؟
‫- بدی نیستم

481
00:32:23,666 --> 00:32:26,250
‫باید اعتراف کنم، تماست غافلگیرم کرد

482
00:32:26,333 --> 00:32:28,041
‫امیدوارم ناامید نشده باشی

483
00:32:28,833 --> 00:32:31,208
‫فرصت کردی برام هیلدی وینزلو رو بررسی کنی؟

484
00:32:31,291 --> 00:32:33,791
‫می‌دونی که کردم.
‫می‌خوای بگی قضیه چیه؟

485
00:32:34,750 --> 00:32:35,791
‫فعلاً نمی‌دونم. چرا؟

486
00:32:35,875 --> 00:32:39,500
‫خب، اولاً که هیلدی وینزلو دیگه اسم قانونیش نیست

487
00:32:39,583 --> 00:32:41,625
‫الان شده هریت وینچستر

488
00:32:43,458 --> 00:32:46,541
‫- کِی عوضش کرده؟
‫- نوامبر ۲۰۲۱

489
00:32:48,583 --> 00:32:52,666
‫می‌شه یک ماه بعد از اینکه شهادتش
‫شوهر خواهرم رو روانه‌ی زندان کرد

490
00:32:54,291 --> 00:32:57,541
‫آدم معمولاً اسمش رو عوض نمی‌کنه
‫مگر اینکه بخواد ناپدید بشه

491
00:32:57,625 --> 00:33:00,625
‫خونه‌اش رو روی‌یر رو فروخته
‫و عملاً از نقشه ناپدید شده

492
00:33:00,708 --> 00:33:01,750
‫آدرسی فعلی نداره؟

493
00:33:01,833 --> 00:33:05,458
‫تنها آدرسی که تونستم پیدا کنم
‫یه صندوق پستی در نیویورک با اسم جدیدش بود

494
00:33:05,541 --> 00:33:06,958
‫نیویورک سیتی؟

495
00:33:07,041 --> 00:33:09,666
‫- اونجا دوست یا خانواده‌ای داره؟
‫- نه تا جایی که تونستم پیدا کنم

496
00:33:10,291 --> 00:33:12,208
‫انگار هیلدی نمی‌خواد پیدا بشه

497
00:33:12,291 --> 00:33:14,291
‫انگار یه نفر داره روی یه خبر کار می‌کنه

498
00:33:14,375 --> 00:33:16,083
‫وقتش بود، ریچل

499
00:33:16,166 --> 00:33:20,083
‫حالا گوش کن، وقتی آماده بودی که بگیـش، بهم زنگ بزن

500
00:33:20,166 --> 00:33:22,000
‫ممنون. باهات در تماسم

501
00:33:31,041 --> 00:33:33,166
‫لازم بود چندتا بخیه برات بزنم

502
00:33:33,958 --> 00:33:36,166
‫می‌تونی ادویل یا تایلنول مصرف کنی،
‫هرکدوم رو که ترجیح میدی

503
00:33:36,250 --> 00:33:39,500
‫وقت نیست دکی.
‫باید آقای باروز رو ببریم حبس انفرادی

504
00:33:47,750 --> 00:33:49,750
‫می‌خواستی یه افسر زندان رو بکشی، باروز

505
00:33:50,333 --> 00:33:51,333
‫همین رو گفته؟

506
00:33:52,291 --> 00:33:55,291
‫تا آخر امروز زنده نمی‌مونی. بهت قول میدم

507
00:33:59,041 --> 00:34:00,875
‫افسر وسون. افسر لو

508
00:34:00,958 --> 00:34:03,291
‫- خوبی؟
‫- شانس آوردم

509
00:34:03,375 --> 00:34:06,083
‫الان می‌خواستیم آقای باروز رو
‫به حبس انفرادی اسکورت کنیم

510
00:34:06,166 --> 00:34:08,000
‫- رئیس
‫- چیزی نگو. نمی‌خواد بگی

511
00:34:08,791 --> 00:34:11,333
‫تو و سامنر می‌خواستید همدیگه رو بکشید،
‫برام مهم نیست

512
00:34:11,416 --> 00:34:12,833
‫قانون جنگل صلح رو حفظ می‌کنه

513
00:34:12,916 --> 00:34:15,833
‫ولی اگه با افسرهام در بیفتی،
‫داری از مرز غیرقابل بازگشتی رد می‌شی

514
00:34:16,750 --> 00:34:17,916
‫قصد در افتادن با کسی رو نداشتم

515
00:34:18,000 --> 00:34:19,916
‫گزارش افسر وسون خیلی واضح بود

516
00:34:20,000 --> 00:34:21,208
‫الکی گفتی مریض شدی

517
00:34:21,291 --> 00:34:23,541
‫درخواست کردی ببرنت درمانگاه

518
00:34:23,625 --> 00:34:25,142
‫بعدش تو مسیر اینجا، بهش حمله کردی

519
00:34:25,166 --> 00:34:26,250
‫اونوقت باورش کردی؟

520
00:34:27,291 --> 00:34:28,625
‫حرفِ

521
00:34:29,125 --> 00:34:32,916
‫یه افسر متمایز رو
‫بیشتر از حرف یه بچه‌کُش باور می‌کنم؟

522
00:34:33,500 --> 00:34:34,500
‫آره

523
00:34:35,708 --> 00:34:36,791
‫همینطوره

524
00:34:40,125 --> 00:34:41,458
‫من آقای باروز رو می‌برم

525
00:34:41,541 --> 00:34:44,250
‫و برای خونه‌ی جدیدش در حبس انفرادی کارهاش رو می‌کنم

526
00:34:44,333 --> 00:34:46,333
‫تو شب سختی داشتی، تد

527
00:34:46,416 --> 00:34:48,541
‫می‌خوام باقی روز رو مرخصی بگیری

528
00:34:50,000 --> 00:34:51,000
‫بله قربان

529
00:34:53,250 --> 00:34:54,250
‫بلندش کن

530
00:35:12,083 --> 00:35:14,208
‫فیلیپ، اگه برم انفرادی، کارم تمومه

531
00:35:15,125 --> 00:35:16,750
‫نمیری انفرادی

532
00:35:19,541 --> 00:35:21,221
‫افسر دیگو بعد از اینکه اتفاق افتاد بهم زنگ زد

533
00:35:21,250 --> 00:35:24,375
‫بهم گفت وسون رو دیده
‫که بعد از بیهوش شدنت یه تیزی گذاشته توی جیبت

534
00:35:26,625 --> 00:35:29,083
‫وسون گفت یکی بهش پول داده تا منـو بکشه

535
00:35:31,583 --> 00:35:34,375
‫خب، فکر نکنم ماجرای راس سامنر هم تصادف بوده باشه

536
00:35:34,458 --> 00:35:36,000
‫که یعنی هرکی می‌خواد بمیری

537
00:35:36,083 --> 00:35:38,333
‫دسترسی داره که زندانی‌ها و نگهبان‌ها رو بخره

538
00:35:39,958 --> 00:35:43,041
‫همه‌ی این‌ها هم بعد از این شروع شد
‫که ریچل اون عکس از متیو رو نشونت داد

539
00:35:44,250 --> 00:35:46,083
‫- بهت گفتم که
‫- می‌دونم

540
00:35:48,083 --> 00:35:49,250
‫متاسفم

541
00:35:50,166 --> 00:35:52,375
‫ولی دیگه باید بهم اعتماد کنی، دیوید

542
00:35:52,875 --> 00:35:56,083
‫چون دیگه نمی‌تونم اینجا ازت محافظت کنم
‫و به پدرت گفتم محافظت می‌کنم

543
00:36:08,125 --> 00:36:09,666
‫خیلی داغون شدی

544
00:36:23,583 --> 00:36:26,166
‫- تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- مگه تابلو نیست؟

545
00:36:27,000 --> 00:36:28,166
‫اومدیم فراریت بدیم

546
00:36:29,375 --> 00:36:32,041
‫مگه دیوونه شدین؟
‫اگه گیر بیفتین، همه‌چیز رو از دست میدین

547
00:36:32,125 --> 00:36:33,875
‫اگه اینجا بمونی می‌میری

548
00:36:33,958 --> 00:36:35,958
‫و ما اجازه نمیدیم این اتفاق بیفته

549
00:36:36,041 --> 00:36:37,161
‫وقت زیادی نداریم

550
00:36:37,208 --> 00:36:39,017
‫اگه بخواد جواب بده، باید نقشه رو بهت توضیح بدیم

551
00:36:39,041 --> 00:36:41,083
‫- صبرکن، نقشه‌ای داریم؟
‫- آره

552
00:36:42,208 --> 00:36:45,291
‫و اگه همه‌چیز خوب پیش بره،
‫راحت از اینجا خارج می‌شی

553
00:36:45,375 --> 00:36:48,625
‫باشه، یه ایست بازرسی
‫بین دفتر من و آسانسور هست

554
00:36:48,708 --> 00:36:51,791
‫یه معبر امنیت ضعیفه
‫که بیشتر نگهبان‌ها ازش استفاده می‌کنن

555
00:36:51,875 --> 00:36:53,833
‫فقط سرت رو پایین بنداز
‫تا مشکلی پیش نیاد

556
00:36:53,916 --> 00:36:54,916
‫حتی اگه سرم رو بندازم پایین،

557
00:36:54,958 --> 00:36:56,750
‫نگهبان نمی‌خواد دستور انتقالی رو ببینه؟

558
00:36:56,833 --> 00:36:59,083
‫نه، چون لباس زندانی تنت نیست

559
00:36:59,166 --> 00:37:00,708
‫لباس‌فرمِ آدام رو می‌پوشی

560
00:37:00,791 --> 00:37:02,101
‫بعدش از خروجی ملاقات‌کننده‌ها میریم،

561
00:37:02,125 --> 00:37:04,333
‫که مستقیم به پارکینگ اصلی می‌رسه

562
00:37:04,416 --> 00:37:07,333
‫از اونجا، ماشین گشت آدام رو برمی‌داری
‫و دو ساعت جلوتری

563
00:37:07,416 --> 00:37:09,541
‫قبل از اینکه توی حضور غیاب مشخص بشه نیستی

564
00:37:10,333 --> 00:37:12,684
‫یادت نره باید چی کار کنی
‫اگه قبل از برگشتنم، کسی پیدات کرد

565
00:37:12,708 --> 00:37:17,125
‫دیوید غافلگیرم کرد، تفنگم رو گرفت،
‫انداختم توی کمد و بهم دستبند زد

566
00:37:17,208 --> 00:37:20,958
‫در غیر اینصورت، همه فرض می‌کنن آدام بوده که رفته،
‫و اواخر امشب فراریش میدم

567
00:37:21,041 --> 00:37:22,541
‫آدام، من...

568
00:37:23,125 --> 00:37:27,041
‫نمی‌دونی اگه من نبودم چی کار می‌کردی؟
‫از بچگی همین بوده

569
00:37:31,791 --> 00:37:33,416
‫برو متیو رو پیدا کن

570
00:37:45,083 --> 00:37:47,291
‫شنیدم با باروز چه اتفاقی افتاده.
‫میری خونه؟

571
00:37:47,375 --> 00:37:51,500
‫آره آره. حداقل اون حرومزاده
‫یه مدت می‌افته توی انفرادی، درسته؟

572
00:37:51,583 --> 00:37:54,583
‫چی داری میگی؟
‫من تازه از انفرادی اومدم

573
00:37:55,166 --> 00:37:57,583
‫- رئیس نبردش اونجا؟
‫- نه

574
00:38:41,875 --> 00:38:43,166
‫ببخشید، رئیس!

575
00:38:47,625 --> 00:38:50,125
‫تد، فکر کردم بهت گفتم بری خونه

576
00:38:50,208 --> 00:38:54,166
‫الان با افسر انفرادی صحبت کردم.
‫گفت باروز رو نبردین

577
00:38:54,250 --> 00:38:57,958
‫آره. می‌خواستم بعد از اینکه پسرم رو تا بیرون همراهی کردم ببرمش اونجا

578
00:38:58,041 --> 00:38:59,208
‫برو خونه، تد

579
00:39:00,916 --> 00:39:01,958
‫بله قربان

580
00:39:11,333 --> 00:39:12,375
‫باروز؟

581
00:39:18,791 --> 00:39:20,000
‫هی، وای! ولش کن!

582
00:39:20,083 --> 00:39:22,833
‫- برو عقب وگرنه می‌کشمش!
‫- این کار رو نکن، باروز!

583
00:39:24,208 --> 00:39:26,583
‫خدا لعنتش کنه! باروز رئیس رو گروگان گرفته!

584
00:39:26,666 --> 00:39:31,708
‫همین الان زندان رو قرنطینه کنید! از بالا تا پایین!
‫وضعیت گروگان‌گیری داریم!

585
00:39:31,791 --> 00:39:33,791
‫لعنتی. لعنتی، جواب نداد.
‫چی کار کنیم؟

586
00:39:33,875 --> 00:39:36,416
‫باشه دیوید، منتظرمونن، باشه؟

587
00:39:36,500 --> 00:39:38,833
‫پس پشت سرم وایسا، تفنگ رو بذار روی سرم،

588
00:39:38,916 --> 00:39:40,333
‫و هرکاری کردم باهام هماهنگ باش، خب؟

589
00:39:40,416 --> 00:39:42,125
‫از پسش برمیای. زودباش!

590
00:39:47,041 --> 00:39:48,541
‫تفنگت رو بیار پایین!

591
00:39:48,625 --> 00:39:51,333
‫این کار رو نکن، باروز!
‫بخواب زمین!

592
00:39:51,416 --> 00:39:52,416
‫تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین!

593
00:39:53,208 --> 00:39:55,875
‫- تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین!
‫- تفنگ رو بیار پایین!

594
00:39:55,958 --> 00:39:58,666
‫- همین الان تفنگ رو بیار پایین!
‫- گفتم تفنگ‌هاتون رو بیارید پایین! همین الان!

595
00:39:58,750 --> 00:39:59,750
‫کاری که میگه رو بکنید!

596
00:40:00,666 --> 00:40:02,666
‫- باشه
‫- بذاریدشون روی زمین!

597
00:40:02,750 --> 00:40:04,791
‫- ادامه بده! برو عقب!
‫- همین الان!

598
00:40:04,875 --> 00:40:07,333
‫- در رو باز کن! در رو باز کن رد بشیم!
‫- در رو بزن!

599
00:40:09,875 --> 00:40:12,309
‫- صبرکن. ماشین گشت کجاست؟
‫- توی پارکینگ ملاقات‌کننده‌ها. وقت نداریم

600
00:40:12,333 --> 00:40:14,750
‫- وانت من رو می‌بریم. اینجاست
‫- دست نگه دارید!

601
00:40:15,916 --> 00:40:17,083
‫دست نگه دارید!

602
00:40:17,708 --> 00:40:21,041
‫برید عقب! همونجا بمونید!
‫همونجا بمونید!

603
00:40:43,041 --> 00:40:44,041
‫تکون نمی‌خورن

604
00:40:46,500 --> 00:40:47,500
‫نمیرن کنار!

605
00:40:48,458 --> 00:40:50,125
‫برید کنار! برید کنار!

606
00:40:52,875 --> 00:40:54,041
‫محکم بچسب!

607
00:41:06,208 --> 00:41:08,458
‫باروز الان با پیکاپِ رئیس فرار کرد

608
00:41:08,541 --> 00:41:09,625
‫پلیس ایالتی رو خبر کنید!

609
00:41:09,708 --> 00:41:12,625
‫در جریان باشید، آخرین مکان سوژه‌ی مرد

610
00:41:12,708 --> 00:41:14,291
‫به سمت جنوب در بزرگراه ۱ بوده

611
00:41:14,375 --> 00:41:16,291
‫ماشین‌های گشت تعقیبش کنن

612
00:41:17,833 --> 00:41:20,125
‫تمام خودروها دنبال یه پیکاپِ فورد بگردن

613
00:41:20,208 --> 00:41:22,750
‫آخرین بار زندانی در حال فرار از زندان بریگز دیده شده

614
00:41:25,708 --> 00:41:28,875
‫سوژه مسلح و به شدت خطرناکه

615
00:41:29,833 --> 00:41:32,041
‫برو! دارن بهمون می‌رسن!

616
00:41:35,666 --> 00:41:39,041
‫برای اخباری فوری برنامه‌ی همیشگی‌مون رو قطع می‌کنیم

617
00:41:39,125 --> 00:41:43,500
‫گزارشاتی رسیده که فردی از زندان فوق امنیتی بریگز فرار کرده

618
00:41:43,583 --> 00:41:48,125
‫جزئیات کمی به دست‌مون رسیده، ولی می‌تونیم تایید کنیم
‫که اسم زندانی دیوید باروزه

619
00:41:48,208 --> 00:41:52,333
‫۵ سال پیش، باروز محکوم به قتل بی‌رحمانه پسرش متیو شد،

620
00:41:52,416 --> 00:41:55,458
‫پرونده‌ای که سرتیتر اخبار ملی شد
‫و کشور رو در بر گرفت

621
00:41:56,958 --> 00:41:59,000
‫خیلی‌خب، همه در موقعیت قرار بگیرن

622
00:41:59,024 --> 00:42:09,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

623
00:42:09,048 --> 00:42:13,348
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

624
00:42:13,416 --> 00:42:14,833
‫- حالا چی؟
‫- بستگی داره

625
00:42:14,916 --> 00:42:16,083
‫- به چی؟
‫- اونـا

626
00:42:25,250 --> 00:42:28,250
‫تله‌ی پنچرکننده قرار گرفت.
‫خودرو رو گیر انداختیم

627
00:42:28,333 --> 00:42:29,625
‫جایی واسه رفتن ندارن

628
00:42:30,475 --> 00:42:32,475
‫« اداره پلیس بریگز »

629
00:42:32,500 --> 00:42:34,041
‫مذاکره‌کننده‌ست

630
00:42:34,750 --> 00:42:35,875
‫قراره مذاکره کنیم؟

631
00:42:35,958 --> 00:42:37,041
‫نخیر

632
00:42:37,583 --> 00:42:39,583
‫یادت باشه، تو دیگه به سیم آخر زدی. خب؟

633
00:42:39,666 --> 00:42:40,976
‫بعدش هرچی بشه، باید باور کنن

634
00:42:41,000 --> 00:42:43,280
‫که حاضری هرکاری بکنی ولی برنگردی، فهمیدی؟

635
00:42:45,041 --> 00:42:48,625
‫تک‌تیرانداز می‌تونه شلیک کنه و منتظر دستوره

636
00:42:48,708 --> 00:42:50,791
‫آره، مشکلی نیست

637
00:42:50,815 --> 00:44:57,815
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

