﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:13,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,375 --> 00:00:18,416
‫« اداره‌ی پلیس بریگز »

3
00:00:18,458 --> 00:00:19,858
‫جوابش رو بده

4
00:00:21,125 --> 00:00:22,583
‫- الو؟ ‫- آقای باروز

5
00:00:22,666 --> 00:00:24,416
‫بنده کارآگاه وین سمزی هستم

6
00:00:24,500 --> 00:00:26,041
‫حال رئیس مکنزی خوبـه؟

7
00:00:26,125 --> 00:00:28,416
‫بهشون بگو برن کنار، ‫نوار میخی رو جمع کنن،

8
00:00:28,500 --> 00:00:29,916
‫وگرنه یه تیر خالی می‌کنم توی سرش

9
00:00:30,000 --> 00:00:33,541
‫تأیید شد. مظنون یه اسلحه‌ی کمری داره و
‫گروگان رو نشونه گرفته

10
00:00:33,625 --> 00:00:36,166
‫گوش کن، دیوید. می‌تونیم ‫یه راه‌حلی پیدا کنیم، خب؟

11
00:00:36,250 --> 00:00:38,333
‫خفه شو! چرا گوش نمیدی؟! گاز بده!

12
00:00:42,375 --> 00:00:44,833
‫مظنون داره نزدیک میشه،
‫فاصله 180 متر، دستور چیه؟

13
00:00:44,916 --> 00:00:46,316
‫گوش کن، دیوید، دیوید

14
00:00:46,375 --> 00:00:49,041
‫نوار میخ رو بردارید،
‫وگرنه یه تیر خالی می‌کنم توی سرش

15
00:00:49,125 --> 00:00:50,625
‫خواهش می‌کنم دیوید، ‫این کار رو نکن!

16
00:00:50,708 --> 00:00:53,083
‫- میخ‌گیر رو جمع کنید! ‫- 90 متر

17
00:00:53,666 --> 00:00:55,250
‫نوار میخ کوفتی رو بردارید!

18
00:00:55,333 --> 00:00:57,250
‫لعنتی، می‌زنم می‌کُشمش!

19
00:00:57,333 --> 00:00:58,559
‫میخ‌گیر رو بردارید!

20
00:00:58,583 --> 00:01:00,375
‫- 45 متر ‫- نوار رو بردارید!

21
00:01:15,375 --> 00:01:16,775
‫حالا چی؟

22
00:01:17,083 --> 00:01:18,483
‫اگه نظری داری بگو

23
00:01:21,375 --> 00:01:23,916
‫پرونده‌ی باروز پنج سال پیش، بعد از اینکه

24
00:01:24,000 --> 00:01:27,666
‫بابت قتل پسر سه‌ساله‌اش متیو باروز
‫محاکمه و محکوم شد،

25
00:01:27,750 --> 00:01:29,150
‫تبدیل به خبر ملی شد. ‫[شماره ناشناس]

26
00:01:29,208 --> 00:01:31,916
‫برای مردم قابل هضم نبود که ‫چطور یک مرد می‌تونه

27
00:01:32,000 --> 00:01:35,958
‫پسر سه‌ساله‌ی خودش رو وقتی که
‫خواب بوده، با چوب بیسبال تا حد مرگ بزنه

28
00:01:36,041 --> 00:01:38,375
‫پس الان دیوید باروز کجاست؟

29
00:01:39,291 --> 00:01:40,559
‫الو؟

30
00:01:40,583 --> 00:01:42,291
‫ریچل، منم دیوید

31
00:01:46,416 --> 00:01:48,875
‫دیوید. چه خبر شده؟

32
00:01:48,958 --> 00:01:51,333
‫نمی‌خواستم پات رو به این قضیه باز کنم،
‫ولی به کمکت نیاز دارم

33
00:01:54,458 --> 00:01:55,858
‫آهای!

34
00:01:56,708 --> 00:01:58,108
‫سلام، تئودور

35
00:01:58,875 --> 00:02:00,500
‫شنیدم باروز از زندان فرار کرده

36
00:02:00,583 --> 00:02:03,416
‫گوش کن، آشغال. ‫بهشون میگی که من دیگه نیستم.

37
00:02:03,500 --> 00:02:04,900
‫نیستی؟

38
00:02:05,125 --> 00:02:08,791
‫تو قرار بود اونو بکُشی، ‫ولی الان آزاده

39
00:02:08,875 --> 00:02:12,166
‫- تقصیر من نبود ‫- معلومـه که بود

40
00:02:12,250 --> 00:02:13,750
‫ولی مشکل اصلی‌ت این نیست

41
00:02:13,833 --> 00:02:18,375
‫مشکل اصلی‌ت اینـه که
‫سال‌هاست داری ازشون پول می‌گیری

42
00:02:18,458 --> 00:02:20,708
‫پول‌شون رو پس میدم. ‫همه رو از دم.

43
00:02:20,791 --> 00:02:22,191
‫حتی اگه می‌تونستی،

44
00:02:23,416 --> 00:02:26,041
‫پول قابل ردیابیـه

45
00:02:26,125 --> 00:02:30,541
‫تدی، تو سرنخ باقی‌مونده‌ای

46
00:02:31,333 --> 00:02:35,041
‫بهت توصیه می‌کنم همون راهی رو
‫بری که باروز رفت

47
00:02:36,416 --> 00:02:39,375
‫فرار کن، تدی. فرار کن

48
00:02:43,000 --> 00:02:44,583
‫دیوید، خوشحالم که زنگ زدی

49
00:02:44,666 --> 00:02:46,767
‫نه، نه، خفه شو، خب؟ ‫به پلیس‌ها بگو دنبالم نکنن

50
00:02:46,791 --> 00:02:49,458
‫- بالگرد هم بگید بره رد کارش
‫- باشه. فقط آروم باش، دیوید

51
00:02:49,541 --> 00:02:52,500
‫دارن وارد مرکز خرید ‫اوتلت گرین‌ویل میشن

52
00:02:54,291 --> 00:02:56,958
‫وارد پارکینگ شدن. ‫دیگه دید نداریم.

53
00:02:57,041 --> 00:03:00,416
‫دیوید، نمی‌خوایم پای افراد بی‌گناه
‫به این ماجرا باز بشه، مگه نه؟

54
00:03:00,500 --> 00:03:01,892
‫دوباره دید داریم

55
00:03:01,916 --> 00:03:03,434
‫از پارکینگ خارج شدن و ‫برگشتن توی جاده

56
00:03:03,458 --> 00:03:05,250
‫بهتون گفتم بالگرد رو بفرستید بره!

57
00:03:05,333 --> 00:03:06,733
‫رئیس زندان رو آزاد کن، دیوید

58
00:03:07,541 --> 00:03:09,541
‫تا وقتی بالگرد رو متوقف نکردید، نه!

59
00:03:10,125 --> 00:03:12,416
‫اگه رئیس زندان رو ول کنی، ‫بالگرد رو برمی‌گردونم

60
00:03:12,500 --> 00:03:15,708
‫سرعت‌شون داره کم میشه.
‫تکرار می‌کنم، دارن سرعت‌شون رو کم می‌کنن.

61
00:03:16,416 --> 00:03:19,208
‫وانت نگه داشت، ‫ولی گروگان هنوز داخلـه

62
00:03:19,291 --> 00:03:21,500
‫- افسرها در موقعیت هستن ‫- برید! برید!

63
00:03:21,583 --> 00:03:24,041
‫از وانت پیاده شو! از وانت پیاده شو!

64
00:03:25,458 --> 00:03:26,858
‫دستات رو نشون بده!

65
00:03:29,250 --> 00:03:30,650
‫برو، برو!

66
00:03:35,625 --> 00:03:37,833
‫- مظنون توی وانت نیست ‫- دیوید!

67
00:03:38,458 --> 00:03:40,125
‫چه خبره، دیوید؟

68
00:03:40,625 --> 00:03:42,166
‫بیخیال، دیوید. حرف

69
00:03:46,000 --> 00:03:54,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

70
00:04:01,083 --> 00:04:02,875
‫یا خدا

71
00:04:04,208 --> 00:04:05,601
‫طوری نیست. فقط برون

72
00:04:05,625 --> 00:04:07,541
‫- دارم می‌رونم دیگه ‫- باشه

73
00:04:08,125 --> 00:04:10,045
‫آخه کِی تصمیم گرفتی ‫از زندان فرار کنی؟

74
00:04:11,375 --> 00:04:12,517
‫یهویی شد

75
00:04:12,541 --> 00:04:15,291
‫یهویی شد؟ ‫آخه یعنی چی... باشه

76
00:04:16,916 --> 00:04:18,316
‫نقشه داری دیگه؟

77
00:04:18,875 --> 00:04:21,333
‫- دیوید ‫- آره، ولی به مذاقت خوش نمیاد

78
00:04:21,416 --> 00:04:22,816
‫وای خدا

79
00:04:23,166 --> 00:04:25,958
‫دارم به یه فراری کمک می‌کنم.
‫دیگه بدتر از این چی هست؟

80
00:04:26,750 --> 00:04:28,150
‫ریچل، باید دور بزنی

81
00:04:28,208 --> 00:04:30,000
‫برگردم پیش پلیس‌ها؟

82
00:04:30,083 --> 00:04:32,041
‫ریچل، باید بهم اعتماد کنی. ‫دور بزن.

83
00:04:38,000 --> 00:04:46,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

84
00:04:49,708 --> 00:04:52,750
‫« پیدایت خواهم کرد » ‫« قسمت دوم »

85
00:04:56,208 --> 00:04:59,750
‫« بوستون »

86
00:05:05,000 --> 00:05:07,500
‫« مقر فرماندهی اف‌بی‌آی »

87
00:05:12,291 --> 00:05:15,625
‫مأمور ویژه ویلیامز. ‫توی پرونده‌ی گالوین گل کاشتید.

88
00:05:16,250 --> 00:05:17,517
‫ممنون

89
00:05:17,541 --> 00:05:18,958
‫راستی، بنده سیمونز هستم

90
00:05:22,708 --> 00:05:24,108
‫می‌دونم

91
00:05:24,208 --> 00:05:26,666
‫اتفاقاً چندتا از پرونده‌هاتون رو
‫توی کوانتیکو مطالعه کردیم

92
00:05:26,750 --> 00:05:28,958
‫واقعاً باعث افتخارمـه که ‫زیردست‌تون کار می‌کنم

93
00:05:29,458 --> 00:05:30,858
‫حرف دیگه‌ای نداری؟

94
00:05:31,083 --> 00:05:32,483
‫چوپرا دنبال شما می‌گرده

95
00:05:32,791 --> 00:05:34,191
‫چطوره دفعه‌ی بعدی اولش همین رو بگی؟

96
00:05:37,125 --> 00:05:38,525
‫لعنتی

97
00:05:42,041 --> 00:05:43,833
‫وقت داری؟

98
00:05:43,916 --> 00:05:45,184
‫قبل اینکه چیزی بگی،

99
00:05:45,208 --> 00:05:47,416
‫من طبق قوانین اون مرسدس بنز رو ‫توقیف کردم،

100
00:05:47,500 --> 00:05:49,916
‫مهم نیست توی اون ویدیوی تیک‌تاک
‫چطور به چشم میاد

101
00:05:50,000 --> 00:05:51,400
‫واسه اون نیومدم

102
00:05:52,375 --> 00:05:55,208
‫خیلی‌خب، پس فراموش کن چی گفتم

103
00:05:57,541 --> 00:06:00,625
‫یه صندلی خالی برای ریاست واحد
‫دستگیری فراری‌ها توی سیاتل هست

104
00:06:00,708 --> 00:06:03,708
‫با مأمور مسئولش سلام‌علیک دارم.
‫می‌خوام تو رو برای این سِمت پیشنهاد کنم.

105
00:06:05,000 --> 00:06:05,892
‫باشه

106
00:06:05,916 --> 00:06:08,000
‫توقع داشتم بیشتر ذوق‌زده بشی

107
00:06:08,083 --> 00:06:10,916
‫معلومـه که ذوق‌زده شدم. فقط

108
00:06:11,958 --> 00:06:13,226
‫یهویی گفتی غافلگیر شدم

109
00:06:13,250 --> 00:06:15,833
‫همیشه تصور می‌کردم ‫یه روز رئیس اینجا میشم

110
00:06:15,916 --> 00:06:18,583
‫جدی خیال کردی مکس ویلیامز بزرگ
‫قراره بازنشسته بشه؟

111
00:06:18,666 --> 00:06:20,708
‫نه

112
00:06:21,416 --> 00:06:24,208
‫گوش کن، تو مأمور خوبی هستی

113
00:06:24,916 --> 00:06:26,583
‫ولی این کافی نیست

114
00:06:26,666 --> 00:06:28,666
‫باید یکی پشتت باشه

115
00:06:28,750 --> 00:06:32,541
‫اما اگه من بخوام پا پیش بذارم،
‫باید مطمئن شم آمادگی‌شو داری

116
00:06:32,625 --> 00:06:34,375
‫که خواسته‌ات همینـه

117
00:06:34,458 --> 00:06:35,858
‫من آماده‌ام

118
00:06:36,583 --> 00:06:37,934
‫می‌خوامش

119
00:06:37,958 --> 00:06:39,358
‫خوبـه

120
00:06:40,750 --> 00:06:41,809
‫وسایلت رو بردار

121
00:06:41,833 --> 00:06:44,750
‫- چی شده؟ ‫- دیوید باروز از زندان بریگز فرار کرده

122
00:06:46,458 --> 00:06:50,083
‫« 58 دقیقه پس از فرار دیوید باروز »

123
00:06:50,708 --> 00:06:52,333
‫خیلی‌خب، همگی پشت سر من بیاید!

124
00:06:52,416 --> 00:06:54,041
‫اطلاعات هنوز کامل نشده

125
00:06:54,125 --> 00:06:57,875
‫اما می‌دونیم که باروز قبل از ناپدید شدن،
‫رئیس زندان رو گروگان گرفته بوده

126
00:06:58,458 --> 00:07:00,041
‫مسلحـه و خیلی خطرناکـه

127
00:07:00,125 --> 00:07:02,041
‫حدوداً یک ساعتـه که ‫در حال فراره

128
00:07:02,125 --> 00:07:03,434
‫این یارو بابت چی زندانی بوده؟

129
00:07:03,458 --> 00:07:05,583
‫- تو اهل بوستون نیستی، نه؟ ‫- نه، چطور؟

130
00:07:05,666 --> 00:07:09,000
‫پنج سال پیش طرف بچه‌ی خودش رو
‫با چوب بیس‌بال تا حد مرگ کتک زده

131
00:07:10,333 --> 00:07:11,958
‫بسته‌های خلاصه‌ی اطلاعاتی آماده هستن

132
00:07:12,541 --> 00:07:14,166
‫مدت پرواز یک ساعتـه

133
00:07:14,250 --> 00:07:18,708
‫می‌خوام تا می‌رسیم اونجا
‫همه کاملاً در جریان پرونده قرار بگیرن

134
00:07:21,500 --> 00:07:22,900
‫تو نه

135
00:07:25,000 --> 00:07:26,541
‫تو و جولی در مورد چی حرف می‌زدید؟

136
00:07:27,750 --> 00:07:29,541
‫اون فیلم مسخره‌ی تیک‌تاک

137
00:07:33,708 --> 00:07:35,108
‫مأمور ویلیامز

138
00:07:36,791 --> 00:07:39,208
‫چی؟ نه. نه

139
00:07:39,291 --> 00:07:41,958
‫جدا نگهشون دارید. ‫یک ساعته می‌رسیم.

140
00:07:43,791 --> 00:07:47,833
‫ظاهراً رئیس زندان رو دست‌وپا بسته
‫توی دفترش پیدا کردن

141
00:07:47,916 --> 00:07:49,666
‫- چی؟ ‫- آره، تازه جالب‌تر هم میشه

142
00:07:49,750 --> 00:07:51,333
‫باروز یونیفرم رو از همونجا برداشته

143
00:07:51,416 --> 00:07:53,166
‫پسر رئیس زندان پلیسـه؟

144
00:07:53,250 --> 00:07:54,351
‫شهر روی‌یر ماساچوست

145
00:07:54,375 --> 00:07:58,583
‫می‌خوام قبل فرود، ته و توی
‫این مکنزی‌ها رو در بیاری

146
00:08:02,500 --> 00:08:04,500
‫من الان در محل، مقابل زندان بریگز هستم؛

147
00:08:04,583 --> 00:08:05,983
‫جایی که امروز صبح،

148
00:08:06,041 --> 00:08:08,541
‫زندانی دیوید باروز ‫رئیس زندان را گروگان گرفت و

149
00:08:08,625 --> 00:08:11,083
‫از همین دروازه‌ها فرار کرد.

150
00:08:11,166 --> 00:08:15,208
‫می‌تونم تأیید کنم که رئیس زندان ‫آزاد شده، با این حال

151
00:08:15,291 --> 00:08:16,691
‫باید با فلیپ تماس بگیرم

152
00:08:17,166 --> 00:08:21,166
‫ریچل، چه خبر شده لامصب؟
‫باید بهم زنگ بزنی. خواهش می‌کنم

153
00:08:23,250 --> 00:08:27,333
‫سلام عزیزم. الان خبرش رو شنیدم.
‫میگن رئیس زندان رو گروگان گرفته.

154
00:08:27,416 --> 00:08:28,833
‫حالت خوبه؟

155
00:08:28,916 --> 00:08:30,708
‫نه. ریچل اونجا بود

156
00:08:31,875 --> 00:08:33,416
‫- کجا؟ ‫- بریگز

157
00:08:34,000 --> 00:08:36,208
‫دیروز بهم زنگ زد و ‫گفت میره ملاقاتش

158
00:08:37,875 --> 00:08:40,416
‫« فروشگاه ورزشی اچ‌سی »

159
00:08:50,375 --> 00:08:52,000
‫این یارو وسون می‌خواست تو رو بکُشه

160
00:08:52,083 --> 00:08:53,833
‫مطمئنی رفتن به خونه‌اش ‫فکر خوبیـه؟

161
00:08:54,416 --> 00:08:56,000
‫اون می‌دونه متیو پیش کیه

162
00:08:58,208 --> 00:08:59,750
‫با سردبیرت حرف زدی؟

163
00:08:59,833 --> 00:09:02,000
‫آره، داره واسمون آدرسش رو پیدا می‌کنه

164
00:09:02,083 --> 00:09:03,500
‫بهش اعتماد داری؟

165
00:09:03,583 --> 00:09:04,983
‫جیم؟ آره

166
00:09:05,916 --> 00:09:07,596
‫قبل اینکه باعث بشی ‫«بانی و کلاید» بشیم،

167
00:09:07,666 --> 00:09:09,833
‫داشت آمار هیلدی وینزلو رو ‫برام در میاورد

168
00:09:09,916 --> 00:09:12,000
‫معلوم شد بعد از دادگاهت

169
00:09:12,083 --> 00:09:14,916
‫اسمش رو عوض کرده، ‫خونه‌اش رو فروخته و

170
00:09:15,000 --> 00:09:16,583
‫رسماً غیب شده

171
00:09:16,666 --> 00:09:18,833
‫- غیب شده؟ ‫- آره

172
00:09:18,916 --> 00:09:22,458
‫تونست یه صندوق پستی توی نیویورک
‫پیدا کنه که به اسم جدیدش ثبت شده

173
00:09:23,083 --> 00:09:24,483
‫باشه

174
00:09:29,083 --> 00:09:30,483
‫بذار من

175
00:09:33,708 --> 00:09:35,833
‫طوری نیست. ‫این‌همه سال توی زندان بودی.

176
00:09:38,125 --> 00:09:39,791
‫باید یه کاری می‌کردم

177
00:09:43,750 --> 00:09:45,150
‫ببخشید

178
00:09:46,958 --> 00:09:49,416
‫مهم اینـه که الان اینجایی

179
00:09:53,041 --> 00:09:55,166
‫می‌دونی که بانی و کلاید آخرش مُردن؟

180
00:10:00,583 --> 00:10:02,500
‫جیم آدرس وسون رو گیر آورد

181
00:10:03,625 --> 00:10:05,708
‫خونه‌اش با اینجا کمتر از ‫16 کیلومتر فاصله داره

182
00:10:17,666 --> 00:10:19,066
‫الو

183
00:10:22,166 --> 00:10:23,791
‫می‌تونم توضیح بدم

184
00:10:24,625 --> 00:10:28,041
‫پای خانواده‌ام رو وسط نکش!
‫اونا ربطی به این قضیه ندارن!

185
00:10:30,291 --> 00:10:31,791
‫هر کاری بگی می‌کنم

186
00:10:33,625 --> 00:10:35,025
‫باشه

187
00:10:37,458 --> 00:10:39,000
‫قول میدم

188
00:10:44,416 --> 00:10:47,166
‫برنامه عوض شد. ‫برنامه عوض شد.

189
00:10:47,250 --> 00:10:50,458
‫شما برید، من بعداً میام

190
00:10:50,541 --> 00:10:52,375
‫گفتی قراره با هم بریم

191
00:10:53,250 --> 00:10:54,650
‫چی شده، تدی؟

192
00:10:54,916 --> 00:10:56,316
‫هیچی. فقط

193
00:10:57,541 --> 00:10:58,941
‫باید بهم اعتماد کنی

194
00:10:59,000 --> 00:11:01,875
‫لیسا رو بردار و ‫برو خونه‌ی خواهرت

195
00:11:04,916 --> 00:11:06,875
‫- دوستت دارم ‫- دوستت دارم

196
00:11:07,541 --> 00:11:09,791
‫مامانت رو اذیت نکن، خب؟

197
00:11:10,375 --> 00:11:11,775
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

198
00:11:12,333 --> 00:11:13,733
‫چون من قراره

199
00:11:14,083 --> 00:11:15,476
‫چون دلم واست تنگ میشه

200
00:11:15,500 --> 00:11:19,250
‫ولی قبل وقت خواب میای دیگه؟
‫باید هری پاتر رو تموم کنیم

201
00:11:20,583 --> 00:11:22,708
‫من که از خدامـه

202
00:11:23,791 --> 00:11:25,416
‫دوستت دارم، کوچولو

203
00:11:33,916 --> 00:11:37,041
‫همه‌ی نیروهای ایالت رو گذاشتیم که
‫دنبالش بگردن. پیداش می‌کنیم

204
00:11:37,125 --> 00:11:39,166
‫تا اینجا که گل کاشتید

205
00:11:39,250 --> 00:11:42,000
‫آره، ما که اومدیم. ‫چطوره یکم سرک بکشیم.

206
00:11:42,083 --> 00:11:43,875
‫این معاون رئیس زندان، رالف هیچنزه

207
00:11:43,958 --> 00:11:46,416
‫هر سؤال عملیاتی‌ای داشته باشید، جواب میده

208
00:11:46,500 --> 00:11:48,184
‫لیست تاریخچه‌ی تمام ‫ملاقاتی‌های باروز رو می‌خوام

209
00:11:48,208 --> 00:11:49,977
‫بعلاوه‌ی یه لیست از خانواده،
‫دوستان و هم‌بندی‌های سابق که

210
00:11:50,001 --> 00:11:51,241
‫ممکنه باهاشون ارتباط داشته باشه

211
00:11:51,291 --> 00:11:52,517
‫بیرون زندان به کمک نیاز داره

212
00:11:52,541 --> 00:11:54,583
‫- الان ردیفش می‌کنم ‫- گفتی یه فیلم ازش هست؟

213
00:11:54,666 --> 00:11:56,333
‫آره. همینجاست

214
00:11:58,208 --> 00:12:01,208
‫وارد پارکینگ شدن. ‫دیگه دید نداریم.

215
00:12:02,541 --> 00:12:05,708
‫دوباره دید داریم.
‫از پارکینگ خارج شدن و برگشتن توی جاده.

216
00:12:06,708 --> 00:12:07,976
‫الان رئیس زندان و پسرش کجان؟

217
00:12:08,000 --> 00:12:09,958
‫توی بهداری دارن معاینه میشن

218
00:12:10,041 --> 00:12:13,875
‫رئیس زندان توضیح نداد که چرا وقتی
‫گروگان نبوده، همچنان به رانندگی ادامه داده؟

219
00:12:13,958 --> 00:12:16,758
‫گفت اگه رانندگی نمی‌کرده،
‫باروز آدمای پاساژ رو می‌کُشته

220
00:12:16,833 --> 00:12:19,416
‫پارکینگ رو گشتیم،
‫ولی مطمئن نیستیم چطوری خارج شده

221
00:12:19,500 --> 00:12:24,125
‫گزارشی از دزدیده شدن ماشین
‫توی پارکینگ یا محدوده نیست؟

222
00:12:24,208 --> 00:12:25,184
‫نه

223
00:12:25,208 --> 00:12:26,608
‫خودت دودوتا چهارتا کن پس

224
00:12:27,291 --> 00:12:28,691
‫یکی سوارش کرده

225
00:12:29,166 --> 00:12:31,500
‫پس به نظرتون یه همدست داشته؟

226
00:12:32,166 --> 00:12:34,250
‫بیشتر از یکی

227
00:12:35,458 --> 00:12:37,125
‫رئیس زندان و پسرش رو بیارید

228
00:12:38,083 --> 00:12:39,483
‫حله

229
00:12:42,583 --> 00:12:44,208
‫چیز خاصی دستگیرت شد؟

230
00:12:44,291 --> 00:12:47,166
‫اصلاً. باروز یه زندانی نمونه بود

231
00:12:47,250 --> 00:12:49,541
‫پنج سال بدون حتی یک تخلف توی زندان

232
00:12:49,625 --> 00:12:52,500
‫بعدش یهویی طی سه روز گذشته

233
00:12:52,583 --> 00:12:55,791
‫یه زندانی رو تا حد مرگ کتک می‌زنه، اقدام
‫به کُشتن یه نگهبان می‌کنه و فرار می‌کنه؟

234
00:12:58,791 --> 00:13:00,625
‫خب سه روز پیش چه اتفاقی افتاده؟

235
00:13:05,500 --> 00:13:06,916
‫- رئیس مکنزی ‫- آره

236
00:13:07,000 --> 00:13:08,392
‫مأمور ویلیامز، مأمور گریر

237
00:13:08,416 --> 00:13:09,816
‫جدی؟ خوشبختم

238
00:13:09,875 --> 00:13:12,541
‫- این پسرم آدامـه
‫- انگار شما دو نفر صبح پرتلاطمی داشتید

239
00:13:12,625 --> 00:13:14,208
‫گل گفتی

240
00:13:14,291 --> 00:13:16,041
‫فقط باید چندتا نکته رو مرور کنیم

241
00:13:16,125 --> 00:13:17,392
‫البته. خوشحال میشم کمک کنم

242
00:13:17,416 --> 00:13:21,477
‫کارآگاه سمزی لطف کردن و
‫روایت شما رو از داستان برامون گفتن

243
00:13:21,501 --> 00:13:22,476
‫روایت ما؟

244
00:13:22,500 --> 00:13:24,875
‫دقیقاً چطوری دیوید باروز ‫دستش به اسلحه‌ات رسید؟

245
00:13:25,458 --> 00:13:27,500
‫اون زندانی منو غافلگیر کرد

246
00:13:27,583 --> 00:13:29,750
‫زندانی؟ اینطوری صداش می‌کنی؟

247
00:13:31,291 --> 00:13:32,791
‫- ببخشید؟ ‫- بیخیالش

248
00:13:32,875 --> 00:13:37,958
‫بعداً برمی‌گردیم سراغش.
‫خب، بعد از اینکه اون زندانی غافلگیرت کرد،

249
00:13:38,041 --> 00:13:41,750
‫لخت شدی و یونیفرمت رو تقدیمش کردی

250
00:13:43,625 --> 00:13:46,416
‫اسلحه‌ام دستش بود. ‫باید چیکار می‌کردم؟

251
00:13:46,500 --> 00:13:49,166
‫اون‌وقت باروز حین این اتفاقات،
‫دستبند به دستش بود، سرکار مکنزی؟

252
00:13:49,750 --> 00:13:51,150
‫بله

253
00:13:51,333 --> 00:13:53,916
‫- در ضمن گروهبان مکنزی هستم ‫- اوه، گروهبان

254
00:13:55,125 --> 00:13:57,125
‫- شنیدی، سارا؟ ‫- صد البته

255
00:13:57,708 --> 00:14:00,250
‫ظاهراً توی پلیس بوستون هر کی رو که
‫از راه برسه ترفیع درجه میدن

256
00:14:00,333 --> 00:14:01,434
‫گمونم آره

257
00:14:01,458 --> 00:14:05,250
‫حتی یه آدم به شدت بی‌عرضه که
‫گذاشته یه زندونیِ دست‌بسته

258
00:14:05,333 --> 00:14:06,733
‫دست ببره توی جیب کُتش،

259
00:14:06,791 --> 00:14:09,375
‫غلاف اسلحه‌شو باز کنه و ‫تفنگش رو در بیاره

260
00:14:09,458 --> 00:14:13,041
‫مطمئنی می‌خوای همین توی
‫اظهاراتت ثبت بشه، گروهبان؟

261
00:14:13,125 --> 00:14:14,809
‫دارید صداقت و درستکاری منو ‫زیر سؤال می‌برید؟

262
00:14:14,833 --> 00:14:16,226
‫- چی؟ ‫- شنیدید که چی گفتم

263
00:14:16,250 --> 00:14:18,666
‫آروم باش، پسر جان. ‫شما چطور، جناب رئیس؟

264
00:14:19,708 --> 00:14:22,601
‫به نظرت بعد از اینکه باروز رو توی
‫پاساژ پیاده کردی، کی سوارش کرده؟

265
00:14:22,625 --> 00:14:24,166
‫پیاده‌اش کردم؟

266
00:14:24,250 --> 00:14:25,666
‫زندانی یه اسلحه گرفته بود روی سرم

267
00:14:25,750 --> 00:14:27,791
‫بهم گفت از زندان خارجش کنم، ‫من هم کردم. وسلام

268
00:14:27,875 --> 00:14:29,625
‫آره، بازم همون کلمه

269
00:14:30,458 --> 00:14:31,517
‫«زندانی»

270
00:14:31,541 --> 00:14:34,416
‫تو و لنی، پدرِ دیوید، 20 سال توی
‫بخش سرقت و قتل همکار بودن

271
00:14:34,500 --> 00:14:36,541
‫آدام و دیوید با هم بزرگ شدن. ‫رسماً خانواده بودید.

272
00:14:36,625 --> 00:14:38,642
‫معنیش این نیست که به فرارش
‫کمک کرده باشیم. اتفاقاً شاید

273
00:14:38,666 --> 00:14:39,809
‫می‌دونی چیه؟ درست میگی

274
00:14:39,833 --> 00:14:43,416
‫احتمالاً همینطوری باروز تونسته رفیقِ
‫دوران کودکیش رو غافلگیر کنه و

275
00:14:43,500 --> 00:14:45,750
‫تو هم قبول کردی راننده بشی

276
00:14:45,833 --> 00:14:48,916
‫اینقدر منو خر فرض نکن. ‫کی سوارش کرد؟

277
00:14:50,458 --> 00:14:52,375
‫گمونم دیگه بدون حضور وکیل حرفی نداریم

278
00:14:53,750 --> 00:14:55,150
‫مأمور گریر

279
00:14:56,083 --> 00:14:57,392
‫ممنون

280
00:14:57,416 --> 00:14:59,000
‫چی دستتـه، مأمور گریر؟

281
00:14:59,083 --> 00:15:01,166
‫- تاریخچه‌ی ملاقاتی‌های دیوید باروز ‫- اوه

282
00:15:02,125 --> 00:15:04,000
‫چیز جالبی توش هست؟

283
00:15:04,083 --> 00:15:05,483
‫گمونم آره

284
00:15:05,791 --> 00:15:08,291
‫باروز پنج سال حتی یه ملاقاتی هم نداشته،

285
00:15:08,375 --> 00:15:11,833
‫ولی حدس بزن کی سه روز
‫قبل از فرارش رفته دیدنش؟

286
00:15:12,416 --> 00:15:13,309
‫کی؟

287
00:15:13,333 --> 00:15:16,625
‫ریچل میلز. خواهرِ زن سابقش

288
00:15:17,416 --> 00:15:19,208
‫نه بابا؟

289
00:15:21,291 --> 00:15:23,750
‫به نظرت می‌تونیم واسه ریچل میلز ‫حکم جلب بگیریم؟

290
00:15:23,833 --> 00:15:25,233
‫اوهوم

291
00:15:28,416 --> 00:15:30,616
‫انگار تو و گل‌پسرت قراره ‫وکیل لازمتون بشه

292
00:15:40,083 --> 00:15:42,333
‫چند دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم خونه‌ی وسون

293
00:15:42,416 --> 00:15:44,291
‫« شریل »

294
00:15:46,125 --> 00:15:48,541
‫احتمالاً تا الان ماجرا رو توی اخبار دیده

295
00:15:49,333 --> 00:15:50,892
‫می‌دونی چیه؟ ‫گوشی رو خاموش می‌کنم

296
00:15:50,916 --> 00:15:52,416
‫پلیس می‌تونه رد سیم‌کارت رو بگیره

297
00:15:52,500 --> 00:15:54,291
‫در مورد متیو بهش گفتی؟

298
00:15:54,916 --> 00:15:56,267
‫سعی کردم

299
00:15:56,291 --> 00:15:57,691
‫خوب پیش نرفت

300
00:15:58,750 --> 00:16:00,583
‫- ریچل... ‫- می‌دونم

301
00:16:00,666 --> 00:16:02,125
‫به این سادگیا نیست

302
00:16:03,666 --> 00:16:05,291
‫بعد اینکه متیو

303
00:16:10,083 --> 00:16:14,000
‫مطمئن نبودم بتونه ‫خودش رو جمع و جور کنه

304
00:16:14,083 --> 00:16:15,483
‫ولی بالاخره این کار رو کرد

305
00:16:17,916 --> 00:16:19,458
‫پس شاد و خوشحالـه؟

306
00:16:19,541 --> 00:16:20,941
‫آره

307
00:16:21,500 --> 00:16:22,900
‫دوباره ازدواج کرده

308
00:16:25,083 --> 00:16:27,750
‫به زودی دخترشون متولد میشه

309
00:16:30,000 --> 00:16:31,875
‫جشن قبل از تولد رو هم انداختن گردنِ من

310
00:16:31,958 --> 00:16:34,041
‫یعنی، واقعاً مسئولِ مسئول نیستم

311
00:16:34,125 --> 00:16:36,625
‫بیشتر شبیه یه دیکتاتورِ صوری‌ام و ‫وظیفه‌ام اینـه که

312
00:16:36,708 --> 00:16:38,726
‫هر کی به انتخاب کاناپه‌ها ایراد بگیره،
‫بزنم توی بُرجکش

313
00:16:38,750 --> 00:16:41,791
‫یه خانومه هست که مدام میگه
‫باید لیست هدیه‌ها رو محدود کنیم

314
00:16:43,750 --> 00:16:45,150
‫دیگه خفه‌خون می‌گیرم

315
00:16:49,541 --> 00:16:51,166
‫اون همیشه یه دختر می‌خواست

316
00:16:56,625 --> 00:16:59,125
‫فیلم ملاقات ریچل میلز رو نشون‌مون بده

317
00:16:59,208 --> 00:17:02,750
‫دوتا ملاقات، دوتا فیلم. ‫این اولیش.

318
00:17:03,600 --> 00:17:04,577
‫« فایل یافت نشد »

319
00:17:04,601 --> 00:17:07,143
‫عجیبـه. پخش‌کننده‌ی ویدیو، ‫فایل رو باز نمی‌کنه

320
00:17:07,208 --> 00:17:08,608
‫خودم دارم می‌بینم. چرا؟

321
00:17:09,000 --> 00:17:11,583
‫نمی‌دونم. تابحال پیش نیومده بود.
‫بذارید برم سراغ اون یکی.

322
00:17:14,041 --> 00:17:15,441
‫عجب

323
00:17:16,083 --> 00:17:17,833
‫- آهای، نمی‌تونی همینطوری... ‫- خیلی‌خب

324
00:17:17,916 --> 00:17:22,125
‫اگه فایلش کراپت شده، شاید بتونیم
‫با وی‌ال‌سی بازیابیش کنیم

325
00:17:22,208 --> 00:17:25,416
‫فقط باید پسوندش رو بکنیم اِی‌وی‌آی،

326
00:17:25,500 --> 00:17:28,791
‫تنظیماتش رو عوض کنیم و ‫مجدداً بازش کنیم

327
00:17:31,541 --> 00:17:33,750
‫لعنتی. فایل‌ها کراپت نشدن

328
00:17:33,833 --> 00:17:36,625
‫چند ساعت قبل از اینکه بیایم پاک شدن

329
00:17:38,125 --> 00:17:41,541
‫به من زل نزنید. واسه یاد گرفتن سیستم
‫فقط یه کلاس آنلاین رفتم. فقط یکی!

330
00:17:41,625 --> 00:17:44,125
‫- کی به فایل‌ها دسترسی داره؟ ‫- هر افسری می‌تونه

331
00:17:44,208 --> 00:17:45,608
‫محدوده‌ی جستجو کوچیک‌تر شد

332
00:17:46,208 --> 00:17:47,708
‫کی باروز رو تا اینجا همراهی کرد؟

333
00:17:48,875 --> 00:17:50,275
‫افسر وسون

334
00:17:50,833 --> 00:17:53,277
‫همون تد وسونی که ‫باروز دیشب بهش حمله کرد؟

335
00:17:53,301 --> 00:17:54,892
‫آره

336
00:17:54,916 --> 00:17:57,333
‫- الان سرکار وسون کجاست؟
‫- امروز صبح رفت خونه

337
00:17:57,416 --> 00:18:00,333
‫برو خونه‌ی سرکار وسون و ‫تن‌لشش رو بیار اینجا

338
00:18:01,000 --> 00:18:09,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

339
00:18:12,875 --> 00:18:14,375
‫هیچ ماشینی جلوی خونه نیست

340
00:18:16,541 --> 00:18:17,941
‫شاید خونه نیست

341
00:18:19,166 --> 00:18:21,125
‫نمی‌دونی خانواده‌ای داره یا نه؟

342
00:18:21,208 --> 00:18:23,083
‫ازدواج کرده. یه دختر داره

343
00:18:24,666 --> 00:18:25,976
‫بهت گفته بود که بچه داره؟

344
00:18:26,000 --> 00:18:29,833
‫از روی حرفاش فهمیدم که هیچوقت
‫دخترش رو با چوب بیس‌بال کتک نزده

345
00:18:30,583 --> 00:18:31,983
‫خدایا

346
00:18:32,458 --> 00:18:33,958
‫دیوید، اگه دخترش داخل باشه

347
00:18:34,041 --> 00:18:37,081
‫اون واسه آدمایی که متیو رو دزدیدن
‫کار می‌کرد. الان هم باید پای عواقبش وایسته.

348
00:18:38,208 --> 00:18:39,608
‫آهای

349
00:18:40,750 --> 00:18:42,291
‫من واسه همچین کاری پا پیش نذاشتم

350
00:18:45,000 --> 00:18:46,666
‫حرف همدیگه رو می‌فهمیم؟

351
00:19:12,291 --> 00:19:14,291
‫مستقیم برو. چیزی نمونده برسی

352
00:19:14,375 --> 00:19:15,775
‫چشم، خانم

353
00:19:16,625 --> 00:19:19,745
‫سیمونز، یه بار دیگه به من بگی خانم،
‫تن‌لشت رو از این ماشین پرت می‌کنم بیرون

354
00:19:19,791 --> 00:19:21,191
‫حالیت شد؟

355
00:20:00,458 --> 00:20:01,875
‫- تکون نخور، عوضی! ‫- باشه

356
00:20:01,958 --> 00:20:04,833
‫- اسلحه‌ات رو بنداز. سریع! ‫- باشه، باشه. آروم باش

357
00:20:04,916 --> 00:20:05,976
‫آروم

358
00:20:06,000 --> 00:20:08,375
‫تند نرو، آروم باش، خب؟

359
00:20:08,458 --> 00:20:09,858
‫بچرخ

360
00:20:10,833 --> 00:20:12,233
‫باروز

361
00:20:12,833 --> 00:20:14,233
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

362
00:20:14,791 --> 00:20:18,000
‫آدمایی که بهت دستور دادن منو بکُشی

363
00:20:18,083 --> 00:20:20,125
‫- می‌دونی کی هستن؟ ‫- روحم هم خبر نداره

364
00:20:20,208 --> 00:20:22,809
‫ای‌کاش می‌کُشتمت چون اون‌وقت
‫توی این هچل نیفتاده بودم

365
00:20:22,833 --> 00:20:24,059
‫می‌دونی پسرم کجاست؟

366
00:20:24,083 --> 00:20:27,333
‫فقط می‌دونم از روزی که پا توی
‫زندان گذاشتی، زیر نظر داشتنت

367
00:20:27,416 --> 00:20:29,875
‫من هم قرار بود فقط حواسم بهت باشه

368
00:20:29,958 --> 00:20:32,333
‫قرار بود پرستارِ یه بچه‌کُش باشم

369
00:20:32,416 --> 00:20:35,958
‫بعدش خواهرزن آشغالت با اون ‫عکس کوفتی پیداش شد

370
00:20:36,041 --> 00:20:38,041
‫- اونا می‌خواستن بمیری ‫- پسرم زنده‌ست؟

371
00:20:38,125 --> 00:20:40,916
‫نمی‌دونم. فقط دارم کاری رو می‌کنم ‫که بهم گفتن

372
00:20:41,000 --> 00:20:42,400
‫چطوری باهاشون در تماسی؟

373
00:20:49,333 --> 00:20:50,517
‫- بهشون زنگ بزن ‫- نمیشه

374
00:20:50,541 --> 00:20:52,916
‫- چرا، می‌تونی
‫- نمی‌تونم. باید از خانواده‌ام محافظت کنم!

375
00:20:53,000 --> 00:20:54,976
‫ببین، مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫خواهش می‌کنم گوش کن.

376
00:20:55,000 --> 00:20:56,392
‫خیلی دیره

377
00:20:56,416 --> 00:20:59,041
‫- می‌تونی کمکم کنی پسرم رو پیدا کنم ‫- دیگه دیره

378
00:20:59,125 --> 00:21:01,916
‫من مُهره‌ی سوخته‌ام و تو اصلاً
‫نمی‌دونی این آدما چه نفوذی دارن

379
00:21:02,000 --> 00:21:04,250
‫- اصلاً نباید میومدی اینجا، باروز ‫- چی؟

380
00:21:26,666 --> 00:21:28,125
‫دیوید

381
00:21:31,125 --> 00:21:32,525
‫به خودش شلیک کرد

382
00:21:34,625 --> 00:21:36,083
‫بپیچ چپ، همینجا

383
00:21:36,708 --> 00:21:38,125
‫پلاک 7025

384
00:21:44,500 --> 00:21:45,892
‫دیوید، باید بریم

385
00:21:45,916 --> 00:21:48,250
‫یالا. بزن بریم. سریع

386
00:21:53,416 --> 00:21:55,083
‫تد وسون!

387
00:22:11,125 --> 00:22:12,750
‫مُرده. خبرش رو بده

388
00:22:26,291 --> 00:22:27,750
‫تف توش!

389
00:22:29,541 --> 00:22:31,625
‫- چرا خودش رو کُشت؟ ‫- خانواده‌اش رو تهدید کردن

390
00:22:31,708 --> 00:22:33,108
‫پس به خودش تیر زد؟

391
00:22:33,500 --> 00:22:34,767
‫تا ازشون محافظت کنه

392
00:22:34,791 --> 00:22:36,375
‫بهت گفت متیو پیش کیه؟

393
00:22:40,500 --> 00:22:41,900
‫نه

394
00:22:43,416 --> 00:22:44,816
‫دارن ردشون رو می‌پوشونن

395
00:22:46,416 --> 00:22:48,916
‫باید قبل از اونا هیلدی وینزلو رو پیدا کنیم

396
00:23:04,583 --> 00:23:06,500
‫می‌خوام همه‌چیز بسته‌بندی و ‫فهرست‌برداری بشه

397
00:23:06,583 --> 00:23:07,983
‫چشم، قربان

398
00:23:09,583 --> 00:23:12,625
‫دیشب وسون چه ساعتی باروز رو برد بهداری؟

399
00:23:12,708 --> 00:23:14,108
‫مطمئن نیستم

400
00:23:15,500 --> 00:23:16,958
‫یادش رفت خروجش رو ثبت کنه

401
00:23:17,041 --> 00:23:18,441
‫یادش رفت؟

402
00:23:18,791 --> 00:23:19,809
‫پیش میاد

403
00:23:19,833 --> 00:23:21,233
‫صحیح

404
00:23:32,791 --> 00:23:34,184
‫آهای

405
00:23:34,208 --> 00:23:35,791
‫احیاناً ندیدی که سرکار وسون

406
00:23:35,875 --> 00:23:38,250
‫دیشب دیوید باروز رو ببره بهداری؟

407
00:23:38,333 --> 00:23:39,750
‫شاید دیده باشم

408
00:23:40,458 --> 00:23:42,041
‫یکم حافظه‌ام مشکل داره

409
00:23:43,166 --> 00:23:45,666
‫کاری هست که بتونم بکنم تا یادت بیاد؟

410
00:23:46,666 --> 00:23:50,208
‫باروز یه چراغ‌قوه داره

411
00:23:51,791 --> 00:23:53,500
‫واسه کتاب‌ خوندن بعد از تایم خاموشی

412
00:23:54,208 --> 00:23:55,601
‫می‌تونی واسم جورش کنی؟

413
00:23:55,625 --> 00:23:58,105
‫بیخیال رفیق، خودت که روال رو بلدی.
‫بستگی داره چی دیده باشی.

414
00:24:01,250 --> 00:24:03,375
‫وسون نصفه‌شب اومد سراغش

415
00:24:03,458 --> 00:24:06,041
‫عجیب هست، ولی بی‌سابقه نیست

416
00:24:06,125 --> 00:24:08,291
‫ولی بعدش درِ سلول رو ‫با کلید اضطراریش باز کرد

417
00:24:10,208 --> 00:24:13,583
‫به ‌جای اینکه نگهبان شیفت ‫از پنل براش در رو باز کنه

418
00:24:13,666 --> 00:24:17,000
‫دقیقاً. چرا باید همچین کاری بکنه
‫مگر اینکه یه ریگی به کفشش باشه؟

419
00:24:17,083 --> 00:24:19,000
‫متوجهی؟

420
00:24:19,708 --> 00:24:21,416
‫بذار اون چراغ‌قوه رو برات بیارم

421
00:24:21,500 --> 00:24:23,708
‫سلام، دارید وسون رو میارید اینجا؟

422
00:24:23,791 --> 00:24:24,684
‫نه

423
00:24:24,708 --> 00:24:27,291
‫- منظورت چیه که نه؟ چرا نه؟ ‫- چون مُرده

424
00:24:27,375 --> 00:24:29,000
‫اون... چی؟

425
00:24:29,541 --> 00:24:30,434
‫چطوری؟

426
00:24:30,458 --> 00:24:32,333
‫یه تیر خورده به سرش

427
00:24:34,875 --> 00:24:37,833
‫- می‌دونیم کار کی بوده؟
‫- باید منتظر پزشکی قانونی و آزمایش اسلحه باشیم

428
00:24:37,916 --> 00:24:41,375
‫اما یه همسایه دیده ‫مردی با مشخصات دیوید باروز

429
00:24:41,458 --> 00:24:43,500
‫چند دقیقه قبل از شنیدن صدای شلیک ‫وارد خونه شده

430
00:24:43,583 --> 00:24:45,416
‫شوخیت گرفته؟

431
00:24:45,500 --> 00:24:47,458
‫تنها هم نبوده. ‫با یه زن سوار ماشین شده.

432
00:24:47,541 --> 00:24:48,941
‫ریچل میلز

433
00:24:50,291 --> 00:24:52,559
‫می‌تونیم قبل اینکه برن توی
‫جاده‌های فرعی گیرشون بیاریم؟

434
00:24:52,583 --> 00:24:55,500
‫دستور جستجو صادر شده، ولی نیروهامون
‫توی شعاع 320 کیلومتری پخش شدن

435
00:24:55,583 --> 00:24:57,642
‫هیچکس خیال نمی‌کرد اونقدر
‫دیوونه باشه که برگرده اینجا

436
00:24:57,666 --> 00:24:59,066
‫آره

437
00:24:59,541 --> 00:25:01,750
‫جرا باید خطر کنه و فقط ‫برای کُشتن وسون برگرده؟

438
00:25:01,833 --> 00:25:04,583
‫آمار وسون رو در میارم ‫تا ببینم چی دستگیرم میشه

439
00:25:08,958 --> 00:25:10,358
‫چقدر تا نیویورک راهـه؟

440
00:25:10,875 --> 00:25:12,275
‫چند ساعت

441
00:25:13,458 --> 00:25:14,858
‫تو خوبی؟

442
00:25:19,583 --> 00:25:20,983
‫مطمئنی؟

443
00:25:23,541 --> 00:25:25,208
‫آره. فقط استرس دارم

444
00:25:27,041 --> 00:25:28,441
‫کاری که وسون کرد

445
00:25:31,166 --> 00:25:32,791
‫واسم یه خاطره رو تداعی کرد

446
00:25:34,750 --> 00:25:36,150
‫چطور؟

447
00:25:36,791 --> 00:25:39,351
‫مکنزی بهت نگفت که ‫از رسانه‌ی گلوب اخراج شدم؟

448
00:25:39,416 --> 00:25:40,816
‫نه

449
00:25:43,333 --> 00:25:47,666
‫داشتم روی چندتا پرونده‌ی آزار جنسی
‫توی دانشگاه لمهال کار می‌کردم

450
00:25:49,291 --> 00:25:51,458
‫هیئت علمی و یه مشت آدم بانفوذ

451
00:25:51,541 --> 00:25:53,708
‫داشتن سعی می‌کردن ‫کل ماجرا رو ماست‌مالی کنن

452
00:25:53,791 --> 00:25:57,875
‫یکی از قربانی‌ها یه دانشجوی
‫سال‌دومی به اسم کاترین تالو بود که

453
00:25:58,625 --> 00:26:00,416
‫نمی‌خواست شکایت کنه

454
00:26:00,500 --> 00:26:04,375
‫نمی‌خواست زیر ذره‌بینِ سرزنشِ قربانی بره

455
00:26:07,458 --> 00:26:09,000
‫ولی من ترغیبش کردم

456
00:26:11,833 --> 00:26:13,233
‫واقعاً بهش فشار آوردم

457
00:26:17,000 --> 00:26:19,833
‫تا اینکه قبول کرد رسماً شهادت بده

458
00:26:24,333 --> 00:26:26,791
‫شب قبل از قرار ملاقات‌مون،

459
00:26:28,041 --> 00:26:29,441
‫کاترین خودکشی کرد

460
00:26:33,125 --> 00:26:34,541
‫من زیادی بهش فشار آوردم

461
00:26:34,625 --> 00:26:36,025
‫خیلی

462
00:26:40,166 --> 00:26:41,875
‫فقط مقاله واسم مهم بود

463
00:26:42,541 --> 00:26:44,041
‫نباید خودت رو سرزنش کنی

464
00:26:44,833 --> 00:26:46,233
‫پدر و مادرش که منو سرزنش کردن

465
00:26:48,125 --> 00:26:52,000
‫از گلوب بابت مرگ غیرقانونی شکایت کردن و
‫من کارم رو از دست دادم

466
00:26:54,708 --> 00:26:56,208
‫اونا هم دخترشون رو

467
00:26:59,625 --> 00:27:02,791
‫تو آدم خوبی هستی، ریچل

468
00:27:07,250 --> 00:27:09,291
‫حتی اگه در حال کمک به یه فراری باشی

469
00:27:16,583 --> 00:27:17,983
‫این موبایل از کجا اومد؟

470
00:27:18,791 --> 00:27:20,191
‫مال وسونـه

471
00:27:22,541 --> 00:27:24,541
‫« تماس‌گیرنده ناشناس »

472
00:27:29,166 --> 00:27:30,916
‫گمونم باید آقای باروز باشید؟

473
00:27:31,000 --> 00:27:34,125
‫- شما؟ ‫- شنیدم رفتی یه سری به سرکار وسون زدی

474
00:27:36,041 --> 00:27:37,958
‫پلیس خیال می‌کنه تو کُشتیش

475
00:27:38,625 --> 00:27:40,583
‫همین باعث میشه سریع‌تر گیرت بندازن

476
00:27:41,541 --> 00:27:44,166
‫- متیو کجاست ‫- دیوید

477
00:27:44,750 --> 00:27:46,833
‫پسرت پنج سال پیش مُرد

478
00:27:47,833 --> 00:27:49,333
‫تا حد مرگ کتکش زدی، یادت نیست؟

479
00:27:52,166 --> 00:27:53,666
‫پیدات می‌کنم

480
00:27:55,541 --> 00:27:58,583
‫حتی اگه پیدام کنی، مهم نیست

481
00:27:58,666 --> 00:28:01,250
‫همین که خیال می‌کنی دردی ازت دوا میشه،
‫نشون میده چقدر احمقی

482
00:28:01,333 --> 00:28:04,708
‫اصلاً نمی‌دونی با چی طرفی

483
00:28:06,541 --> 00:28:08,291
‫میام سراغ پسرم

484
00:28:10,541 --> 00:28:11,958
‫میام دنبال متیو

485
00:28:18,916 --> 00:28:21,125
‫انگار خبری از بارون نیست ‫(نیویورک)

486
00:28:21,208 --> 00:28:24,833
‫احتمالاً دفعه‌ی بعدی که به
‫لباس بارونی نیاز دارید، جمعه‌ست

487
00:28:24,916 --> 00:28:26,916
‫توی شهر هم شاید بارون بباره

488
00:28:27,000 --> 00:28:29,250
‫هنوز اخبار محلی هیچی ‫در مورد فرارت نگفتن

489
00:28:29,875 --> 00:28:31,625
‫صندوق پستی هیلدی کجاست؟

490
00:28:31,708 --> 00:28:33,108
‫میدتاون منهتن

491
00:28:34,250 --> 00:28:36,208
‫زودتر از 9 صبح باز نمیشه

492
00:28:37,041 --> 00:28:38,601
‫پس باید یه جایی پیدا کنیم واسه شب موندن

493
00:28:39,666 --> 00:28:41,066
‫گمونم باید توی ماشین بخوابیم

494
00:28:42,875 --> 00:28:44,583
‫شایدم نه. هیدن رو یادته؟

495
00:28:45,166 --> 00:28:46,226
‫آره

496
00:28:46,250 --> 00:28:47,650
‫به چی فکر می‌کنی؟

497
00:28:48,916 --> 00:28:51,958
‫به نظرم یه تلفن یک‌بار مصرف لازم داریم

498
00:28:57,958 --> 00:28:59,351
‫تو خوبی؟

499
00:28:59,375 --> 00:29:01,750
‫آره فقط واسم زیادیـه

500
00:29:02,333 --> 00:29:05,625
‫آخه یادم رفته بود ‫زندگی واقعی چه شکلیـه

501
00:29:05,708 --> 00:29:08,708
‫راستش همین الان یه سگ دیدم که
‫پلیور گوچی پوشیده بود،

502
00:29:08,791 --> 00:29:10,875
‫پس شاید زندگی واقعی هم ‫کمی اغراق‌آمیز باشه

503
00:29:11,916 --> 00:29:13,316
‫یه دکه اونجاست

504
00:29:44,083 --> 00:29:47,041
‫سلام. میشه گوشی اعتباری بهم بدید؟

505
00:29:49,250 --> 00:29:51,916
‫« بوستون »

506
00:29:52,541 --> 00:29:56,500
‫و در آخر، می‌رسیم به «یک آشپزخانه»
‫اثر هندریک سورخ

507
00:29:56,583 --> 00:29:58,958
‫مزایده رو از 500هزار دلار شروع کنیم؟

508
00:29:59,041 --> 00:30:02,000
‫500هزار. 550هزار دلار

509
00:30:03,300 --> 00:30:04,677
‫600هزار دلار

510
00:30:04,701 --> 00:30:05,684
‫« سلام، منم ریچل. می‌تونی حرف بزنی؟ »

511
00:30:05,708 --> 00:30:07,250
‫650هزار

512
00:30:07,875 --> 00:30:09,275
‫700هزار

513
00:30:10,208 --> 00:30:11,601
‫800هزار

514
00:30:11,625 --> 00:30:13,025
‫1.5

515
00:30:13,500 --> 00:30:15,958
‫1.5 میلیون

516
00:30:16,708 --> 00:30:18,108
‫یک

517
00:30:18,750 --> 00:30:20,150
‫دو

518
00:30:20,375 --> 00:30:22,291
‫فروخته شد

519
00:30:25,666 --> 00:30:27,416
‫- هیدن ‫- ریچل

520
00:30:27,500 --> 00:30:29,000
‫خوشحالم صدات رو می‌شنوم

521
00:30:29,083 --> 00:30:32,541
‫باید خیلی وقت پیش بهت زنگ می‌زدم

522
00:30:33,375 --> 00:30:35,875
‫می‌دونم، بعد از گلوب یجورایی غیب شدم

523
00:30:35,958 --> 00:30:38,791
‫نه، نه، نه. نیازی به عذرخواهی نیست

524
00:30:38,875 --> 00:30:43,000
‫گوش کن، من الان توی بوستونم.
‫چطوره یه نوشیدنی بخوریم و گپ بزنیم؟

525
00:30:43,083 --> 00:30:45,791
‫کاش می‌شد. ‫راستش من توی نیویورکم.

526
00:30:45,875 --> 00:30:48,000
‫واسه همین زنگ زدم

527
00:30:48,583 --> 00:30:51,041
‫چرا حس می‌کنم می‌خوای یه کمکی بهت بکنم؟

528
00:30:51,125 --> 00:30:52,434
‫آره، ماجراش رو بگم پشمات می‌ریزه

529
00:30:52,458 --> 00:30:55,666
‫کیفم رو دزدیدن و بدون
‫کارت شناسایی و کارت اعتباریم

530
00:30:55,750 --> 00:30:57,059
‫نمی‌تونم برم توی هتلم

531
00:30:57,083 --> 00:30:59,500
‫می‌دونم خواهش بزرگیـه، ‫ولی راه داره که

532
00:30:59,583 --> 00:31:01,500
‫فقط امشب رو توی خونه‌ی تو بمونم؟

533
00:31:01,583 --> 00:31:02,983
‫آره، البته

534
00:31:03,500 --> 00:31:06,166
‫فردا میام نیویورک و ‫با هم یه چیزی می‌خوریم

535
00:31:06,250 --> 00:31:10,500
‫من که از خدامـه، ولی ‫فقط امشب رو اینجام

536
00:31:10,583 --> 00:31:12,291
‫یه موقع دیگه چطوره؟

537
00:31:12,375 --> 00:31:13,775
‫قول دادی ها

538
00:31:15,083 --> 00:31:16,483
‫آ

539
00:31:16,666 --> 00:31:18,866
‫میگم کلیدهای یدک رو ‫برات بذارن توی پذیرش

540
00:31:20,375 --> 00:31:22,875
‫- مرسی، هیدن ‫- خواهش

541
00:31:22,958 --> 00:31:24,458
‫راستی، ریچل

542
00:31:25,375 --> 00:31:27,916
‫- واقعاً خوشحال شدم صدات رو شنیدم
‫- آره، من هم همینطور

543
00:31:29,333 --> 00:31:30,684
‫خداحافظ

544
00:31:30,708 --> 00:31:32,291
‫ردیفیم

545
00:31:35,041 --> 00:31:37,458
‫« ایالت مین، بریگز »

546
00:31:38,500 --> 00:31:39,900
‫آره

547
00:31:40,166 --> 00:31:41,708
‫خیلی‌خب، ممنون چوپرا

548
00:31:42,625 --> 00:31:44,025
‫هیچ اثری ازش نیست

549
00:31:45,333 --> 00:31:46,733
‫ممنون

550
00:31:47,458 --> 00:31:52,083
‫داشتم آمار وسون رو در میاوردم و
‫یه چیز عجیب پیدا کردم

551
00:31:52,166 --> 00:31:53,777
‫پنج ساله داره ماهی هزار دلار

552
00:31:53,801 --> 00:31:57,166
‫از یه شرکت به اسم «هولدینگ ‫آر.ای.اچ» پول می‌گیره

553
00:31:57,250 --> 00:31:58,833
‫بهش می‌خوره شرکت صوری باشه

554
00:31:58,916 --> 00:32:01,083
‫اوهوم. توی جزایر کیمن ثبت شده

555
00:32:01,708 --> 00:32:03,291
‫حتی واسه ما هم قابل ردیابی نیست

556
00:32:04,375 --> 00:32:07,250
‫پرداخت‌ها از همون ماهی که
‫باروز رفته زندان شروع شدن

557
00:32:08,291 --> 00:32:10,208
‫به نظر یکی پول داده که ‫آمارش رو داشته باشن؟

558
00:32:11,083 --> 00:32:13,041
‫به نظرم زمان‌بندیش جور در میاد

559
00:32:14,708 --> 00:32:16,708
‫شاید درست بگی

560
00:32:16,791 --> 00:32:17,976
‫کم پیش میاد اینو بشنوم

561
00:32:18,000 --> 00:32:20,416
‫با زندانی سلول بغلی باروز حرف زدم

562
00:32:21,875 --> 00:32:26,500
‫بهم گفت وسون اومده و
‫نصفه‌شب باروز رو از سلولش برده

563
00:32:27,208 --> 00:32:30,125
‫ولی با کلید اضطراریش ‫در سلول رو باز کرده

564
00:32:30,208 --> 00:32:31,958
‫به جای اینکه از پنل بازش کنن

565
00:32:33,166 --> 00:32:34,583
‫می‌خواسته جایی ثبت نشه

566
00:32:37,541 --> 00:32:41,708
‫اگه دیشب وسون می‌خواسته
‫باروز رو بکُشه، نه برعکس چی؟

567
00:32:42,416 --> 00:32:46,958
‫شاید باروز تصمیم گرفته فرار نکنه و ‫تسویه حساب کنه

568
00:32:47,041 --> 00:32:49,208
‫آره، قطعاً امکانش هست

569
00:32:51,083 --> 00:32:53,583
‫ولی از مقصد بعدیش ‫هیچ اطلاعاتی بهمون نمیده

570
00:32:53,666 --> 00:32:57,333
‫این زندانی که بهت نگفت ‫کجا داشته می‌رفته؟

571
00:32:57,416 --> 00:32:58,816
‫نه

572
00:32:59,958 --> 00:33:04,291
‫لعنتی. به یارو قول دادم که
‫چراغ‌قوه‌ی باروز رو براش جور کنم

573
00:33:04,375 --> 00:33:05,775
‫خب

574
00:33:10,625 --> 00:33:11,642
‫چیه؟

575
00:33:11,666 --> 00:33:16,083
‫زندان بریگز چند ساعت پیش لیست
‫وسایل داخل سلول باروز رو فرستاد

576
00:33:19,541 --> 00:33:22,041
‫هیچ چراغ‌قوه‌ای توی این لیست نیست

577
00:33:23,208 --> 00:33:25,166
‫ما هر هفته سلول رو می‌گردیم

578
00:33:25,750 --> 00:33:28,541
‫اگه چیزی قایم کرده باشه، ‫واسه من هم جای تعجب داره

579
00:33:29,500 --> 00:33:31,625
‫با تشک شروع کنیم

580
00:33:59,875 --> 00:34:01,275
‫بفرما

581
00:34:04,708 --> 00:34:06,108
‫عجب

582
00:34:09,333 --> 00:34:10,733
‫چیه؟

583
00:34:11,375 --> 00:34:13,291
‫پرونده‌ی پسرش

584
00:34:13,375 --> 00:34:14,458
‫« ادارۀ پلیس بوستون »

585
00:34:15,125 --> 00:34:17,500
‫دور این اسم خط کشیده

586
00:34:17,583 --> 00:34:19,041
‫هیلدی وینزلو

587
00:34:19,125 --> 00:34:21,416
‫شاهدی که دیده ‫چوب بیس‌بال رو چال کرده

588
00:34:21,500 --> 00:34:23,250
‫شهادتش تأثیر زیادی روی محکومیتش داشت

589
00:34:23,333 --> 00:34:25,750
‫اگه وسون رو برای تسویه حساب
‫کُشته باشه، شاید اون نفر بعدی باشه

590
00:34:50,041 --> 00:34:52,250
‫آره، خیلی خونه‌ی بزرگیـه، نه؟

591
00:34:59,541 --> 00:35:00,958
‫یخچالش خالیـه

592
00:35:03,250 --> 00:35:04,916
‫طبق معمول هیچی

593
00:35:08,166 --> 00:35:11,833
‫میرم فروشگاه ببینم می‌تونم ‫یه چیزی برای شام پیدا کنم

594
00:35:16,375 --> 00:35:17,775
‫تو خوبی؟

595
00:35:20,333 --> 00:35:21,733
‫متیو اون بیرونـه

596
00:35:23,750 --> 00:35:25,150
‫یه جایی

597
00:35:29,791 --> 00:35:31,291
‫زود برمی‌گردم

598
00:35:45,416 --> 00:35:47,208
‫هیچ خبری از دستگیری دیوید نیست

599
00:35:47,291 --> 00:35:49,500
‫نباید پای تو به این قضیه باز می‌شد

600
00:35:49,583 --> 00:35:51,166
‫دیگه دیره، پیرمرد

601
00:35:51,250 --> 00:35:52,559
‫جدی میگم، آدام. ‫ممکنه از کار برکنارت کنن.

602
00:35:52,583 --> 00:35:53,934
‫در خوش‌بینانه‌ترین حالت تعلیقت می‌کنن

603
00:35:53,958 --> 00:35:55,017
‫می‌دونم

604
00:35:55,041 --> 00:35:56,441
‫آدام

605
00:35:57,041 --> 00:35:59,250
‫دیویده. خانواده‌ست

606
00:36:01,375 --> 00:36:03,250
‫بهت نگفت به نظرش ‫کی پشت این ماجراست؟

607
00:36:03,333 --> 00:36:04,733
‫نه

608
00:36:22,166 --> 00:36:23,625
‫توی اتاق مهمانم راحتی؟

609
00:36:23,708 --> 00:36:25,500
‫کجا میری؟

610
00:36:25,583 --> 00:36:27,416
‫باید ترتیب یه چیزی رو بدم

611
00:36:27,500 --> 00:36:28,900
‫این‌موقع؟!

612
00:36:30,958 --> 00:36:32,358
‫می‌بینمت، بابا

613
00:36:44,875 --> 00:36:46,500
‫سلام، من برگشتم

614
00:37:04,375 --> 00:37:06,458
‫« کجایی؟ یه داستان فوق‌العاده هست. ‫بهم زنگ بزن »

615
00:37:06,541 --> 00:37:09,000
‫« جیم دوهرتی، سردبیر روزنامه بوستون گلوب »

616
00:37:19,375 --> 00:37:20,775
‫چندتا لباس قرض گرفتم

617
00:37:21,166 --> 00:37:23,000
‫- ایشالا که مشکلی نباشه ‫- مشکلی نست

618
00:37:28,541 --> 00:37:29,958
‫خبر فوری داریم

619
00:37:30,041 --> 00:37:32,041
‫دیوید باروز، محکوم به قتل کودک،

620
00:37:32,125 --> 00:37:35,208
‫امروز صبح از زندان بریگز گریخت

621
00:37:35,291 --> 00:37:37,625
‫پلیس همچنان به دنبال باروز می‌گردد و

622
00:37:37,708 --> 00:37:39,916
‫محل وی نامشخص است

623
00:37:40,000 --> 00:37:42,166
‫در کنفرانس خبری امروز عصر

624
00:37:42,250 --> 00:37:43,434
‫نگاهش نکن

625
00:37:43,458 --> 00:37:45,333
‫محدوده‌ی جستجوی گسترده‌تر شده

626
00:37:45,916 --> 00:37:48,083
‫شام سوپرمارکتی. بریم براش

627
00:37:50,250 --> 00:37:51,916
‫به نظر عالیـه

628
00:37:52,625 --> 00:37:54,476
‫می‌دونی؟ هیدن حتماً یه بطری مشروب داره که

629
00:37:54,500 --> 00:37:56,220
‫قراره این شام رو برامون لاکچری کنه

630
00:37:56,875 --> 00:37:59,416
‫مقامات هشدار دادند هر کسی که

631
00:37:59,500 --> 00:38:02,333
‫به باروز در فرارش کمک کند

632
00:38:02,416 --> 00:38:04,375
‫بازداشت و تحت پیگرد قرار خواهد گرفت

633
00:38:05,458 --> 00:38:07,625
‫مارتینی شیپون. بدون یخ، ‫سه‌تا زیتون، لطفاً

634
00:38:07,708 --> 00:38:09,291
‫- ممنون ‫- الان میارم

635
00:38:10,208 --> 00:38:13,625
‫قاتل امروز صبح از زندان برگیز فرار کرده و

636
00:38:13,708 --> 00:38:15,541
‫همچنان خطرناک محسوب میشه

637
00:38:15,625 --> 00:38:18,458
‫اف‌بی‌آی هنوز بیانیه‌ی رسمی صادر نکرده

638
00:38:18,541 --> 00:38:20,166
‫ولی جستجو همچنان ادامه داره

639
00:38:20,250 --> 00:38:22,083
‫توصیه شده افرادی که

640
00:38:22,166 --> 00:38:25,583
‫اطلاعاتی از باروز دارن ‫با پلیس محلی تماس بگیرن

641
00:38:25,666 --> 00:38:29,291
‫به گفته‌ی مقامات، همه‌ی عوامل ‫باید کمک کنن

642
00:38:32,000 --> 00:38:40,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

643
00:38:45,041 --> 00:38:46,441
‫ببین

644
00:38:47,250 --> 00:38:48,650
‫پیداش می‌کنیم

645
00:38:49,833 --> 00:38:51,233
‫با همدیگه

646
00:38:55,000 --> 00:39:03,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

647
00:39:16,458 --> 00:39:19,458
‫فلیپ، چه خبره؟

648
00:39:20,166 --> 00:39:21,583
‫بهم زنگ بزن

649
00:39:27,083 --> 00:39:30,125
‫« جستجو برای باروز ادامه دارد »

650
00:39:52,208 --> 00:39:53,608
‫آره

651
00:39:54,875 --> 00:39:56,275
‫تقریباً کارم تمومـه

652
00:39:58,208 --> 00:40:00,041
‫بله، متوجهم

653
00:40:02,166 --> 00:40:04,000
‫داره ردیف میشه

654
00:40:21,458 --> 00:40:25,708
‫« متیو باروز، پسر عزیز،
‫متولد 31 مارس 2018 - فوت 6 ژوئیه 2021 »

655
00:40:25,791 --> 00:40:28,166
‫« تا ابد در دل‌ها خواهد ماند »

656
00:40:29,000 --> 00:40:37,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

