﻿1
00:00:03,333 --> 00:00:08,397
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,625 --> 00:00:18,373
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:38,333 --> 00:00:41,533
‫[ پنج سال قبل ]

4
00:00:45,416 --> 00:00:46,750
‫دادستان کی قراره اعلام جرم کنه؟

5
00:00:46,833 --> 00:00:49,041
‫کنفرانس خبری‌شون برای فردا صبح برنامه‌ریزی شده

6
00:00:49,125 --> 00:00:50,375
‫حکم بازداشت صادر شده،

7
00:00:50,458 --> 00:00:52,583
‫همین الان هم دارن می‌رن
دیوید باروز رو بازداشت کنن

8
00:00:53,083 --> 00:00:54,375
‫به‌نظرت محکوم می‌شه؟

9
00:00:57,416 --> 00:00:58,416
‫می‌شه

10
00:01:00,583 --> 00:01:01,791
‫آزمایشگاه چی؟

11
00:01:01,875 --> 00:01:02,875
‫بهش رسیدگی کردم

12
00:01:02,958 --> 00:01:05,541
‫خرجش کم نبود،
‫ولی نتیجه آزمایش دی‌ان‌اِی تأیید می‌کنه

13
00:01:05,625 --> 00:01:07,250
‫جسدی که روی تخت پیدا شده

14
00:01:08,083 --> 00:01:09,458
‫متعلق به متیو باروز بوده

15
00:01:16,750 --> 00:01:19,291
‫- خب، چیزی آوردی؟ ‫- بله

16
00:01:20,958 --> 00:01:23,666
‫- مراقب بودی؟ ‫- هیچ‌کس نمی‌فهمه کار شما بوده

17
00:01:23,750 --> 00:01:25,208
‫من

18
00:01:25,291 --> 00:01:26,750
‫کاملا از این بابت مطمئنم

19
00:01:26,833 --> 00:01:27,833
‫خوبه

20
00:01:28,583 --> 00:01:32,458
‫بعد از کارهایی که برای محافظت ازت کردم،
‫بهتره امیدوار باشی که همین‌طور باشه

21
00:02:06,333 --> 00:02:10,933
‫« پیدایت خواهم کرد »

22
00:02:25,625 --> 00:02:27,791
‫رونالد، دیوید، دیوید، رونالد

23
00:02:28,666 --> 00:02:30,666
‫شما این‌جا چه غلطی می‌کنید؟

24
00:02:33,000 --> 00:02:34,125
‫به کمکت نیاز داریم

25
00:02:34,708 --> 00:02:36,333
‫هرچی که هست بی‌خیالش بشید و برید

26
00:02:36,916 --> 00:02:39,833
‫- آروم باش ران...
‫- اصلاً خبر داری چقدر واسه‌م آب خورد؟ ها؟

27
00:02:39,916 --> 00:02:42,333
‫واسه چی باید بهتون کمک کنم؟

28
00:02:42,875 --> 00:02:45,125
‫چون کسی که پسرم رو دزدیده
‫توی بیمارستان تو کار می‌کنه

29
00:02:45,208 --> 00:02:49,250
‫فقط تو می‌تونی بهمون کمک کنی نجات‌ش بدیم

30
00:02:58,125 --> 00:02:59,833
‫جواب بده. زود باش!

31
00:02:59,916 --> 00:03:01,416
‫یالا! جواب بده! ‫زود باش! جواب بده!

32
00:03:01,500 --> 00:03:03,958
‫یالا، یالا. جواب بده!

33
00:03:05,583 --> 00:03:06,851
‫[ در حال حذف کردن ]

34
00:03:06,875 --> 00:03:09,083
‫سلام. منم. باید از شهر بریم

35
00:03:09,666 --> 00:03:11,708
‫همین امشب. من یه‌ ساعت دیگه می‌رم

36
00:03:11,791 --> 00:03:12,791
‫آماده باش

37
00:03:14,666 --> 00:03:17,458
‫بفرما. روز خوبی داشته باشی

38
00:03:17,541 --> 00:03:18,750
‫تیو؟

39
00:03:19,333 --> 00:03:20,666
‫باید بریم خونه

40
00:03:20,750 --> 00:03:22,208
‫مگه قرار نبود بریم پارک؟

41
00:03:23,041 --> 00:03:24,375
‫برنامه‌مون عوض شد

42
00:03:25,416 --> 00:03:27,125
‫زود باش، بریم

43
00:03:29,041 --> 00:03:30,666
‫چی نوشته؟

44
00:03:30,750 --> 00:03:32,208
‫خونسردی‌ت رو حفظ کن

45
00:03:32,833 --> 00:03:34,000
‫این‌قدر اوضاع وخیمه؟

46
00:03:34,083 --> 00:03:35,125
‫یه‌ذره بالاست

47
00:03:35,208 --> 00:03:37,368
‫خب، اگه می‌خوای پایین بیاد،
می‌تونی مرخصم کنی برم خونه

48
00:03:37,416 --> 00:03:38,875
‫تا بتونم مثلِ آدم غذا بخورم

49
00:03:40,041 --> 00:03:41,458
‫بیمارمون در چه حاله؟

50
00:03:46,000 --> 00:03:47,541
‫می‌بینم که دوست پیدا کردی

51
00:03:47,625 --> 00:03:49,916
‫از زبون‌بازی‌هام خوشش نمیاد

52
00:03:50,000 --> 00:03:52,541
‫می‌دونم که دکترها گفتن حتماً ‫باید تغذیه سالم داشته باشی

53
00:03:52,625 --> 00:03:54,250
‫برای همین سر راه یه سر رفتم خونه و

54
00:03:54,333 --> 00:03:57,375
‫سارا، من خیلی دوستت دارم،
‫اما اگه سالادمالاد واسه‌م آورده باشی

55
00:03:58,208 --> 00:03:59,208
‫من

56
00:04:00,458 --> 00:04:01,500
‫می‌خوایش یا نه؟

57
00:04:01,583 --> 00:04:04,250
‫می‌تونم برگردم خونه و خودم بخورمش!

58
00:04:06,041 --> 00:04:08,708
‫دیگه وقتی با گلوله نمردی ‫با یه چیزبرگر که نمی‌میری

59
00:04:08,791 --> 00:04:10,625
‫همون‌طور که گفتم، خیلی دوستت دارم

60
00:04:14,250 --> 00:04:15,333
‫بله؟

61
00:04:15,416 --> 00:04:18,041
‫سارا، دیوید و ریچل دزدکی
‫وارد کلینیک باروری برگ شدن

62
00:04:18,125 --> 00:04:20,125
‫- چی؟ ‫- چی شده؟

63
00:04:20,958 --> 00:04:22,083
‫باشه، ممنون

64
00:04:23,416 --> 00:04:24,500
‫چوپرا بود

65
00:04:24,583 --> 00:04:27,208
‫دیوید باروز و ریچل میلز حدوداً یک ساعتِ پیش

66
00:04:27,291 --> 00:04:29,916
‫دزدکی وارد یه‌جایی به اسم
«کلینیک باروری برگ» شدن

67
00:04:30,000 --> 00:04:32,500
‫کل شهر بسیج شدن تا این دوتا رو بگیرن،

68
00:04:32,583 --> 00:04:34,934
‫اون وقت خیلی راحت وسط فرارشون
‫یه‌سرم به یه کلینیک باروری زدن؟

69
00:04:34,958 --> 00:04:36,916
‫- چطور ممکنه؟ ‫- بازم هست

70
00:04:37,000 --> 00:04:38,541
‫هیدن پین هم باهاشون بوده

71
00:04:38,625 --> 00:04:41,000
‫پلیس بوستون به اتهام ‫همکاری در جرم دستگیرش کرده

72
00:04:41,083 --> 00:04:44,875
‫ببین، پلیس بوستون ‫عمراً بذاره با هیدن پین حرف بزنی

73
00:04:44,958 --> 00:04:48,708
‫اما باید زود بری اون کلینیک و ببینی دنبالِ چی بودن

74
00:04:48,791 --> 00:04:51,666
‫و سارا، حواست رو جمع کن

75
00:04:51,750 --> 00:04:53,791
‫اگه جولی بفهمه بی‌خیالِ پرونده نشدی

76
00:04:53,875 --> 00:04:55,291
‫از کار بی‌کارـت می‌کنه

77
00:04:59,958 --> 00:05:01,083
‫مامور گریر؟

78
00:05:02,000 --> 00:05:05,875
‫کارآگاه دنیل میولر از پلیس سوئیس.
‫از دفتر اف‌بی‌آی میام

79
00:05:05,958 --> 00:05:08,833
‫- براتون پیغام گذاشته بودم ‫- بله، درسته. خیلی ببخشید

80
00:05:08,916 --> 00:05:12,208
‫نیازی به عذرخواهی نیست. ‫شنیدم چه
اتفاقی برای پدرتون افتاده. حالشون خوبه؟

81
00:05:12,291 --> 00:05:16,750
‫آره؛ حالش خوبه. چیز خاصی نیست
‫خیلی غرغرو شده، اما کم‌کم بهتر می‌شه

82
00:05:16,833 --> 00:05:18,500
‫من پرونده‌تون رو بررسی کردم

83
00:05:19,041 --> 00:05:22,083
‫واقعاً فکر می‌کنین جریانِ گُم شدن
‫اون پسره به پرونده باروزها ربط داره؟

84
00:05:22,166 --> 00:05:23,916
‫اگه احتمال نمی‌دادم،

85
00:05:24,000 --> 00:05:26,000
‫از اون سر دنیا نمی‌کوبیدم بیام این‌جا

86
00:05:27,458 --> 00:05:28,458
‫باشه

87
00:05:29,291 --> 00:05:31,958
‫- توی راه کامل واسه‌م تعریف کنید ‫- کجا می‌ریم؟

88
00:05:32,958 --> 00:05:34,666
‫می‌ریم پرونده‌هامون رو حل کنیم

89
00:05:36,500 --> 00:05:38,833
‫پلیس در حال بررسی گزارش
‫یک مورد ورود غیرقانونی

90
00:05:38,916 --> 00:05:42,309
‫به کلینیک باروری برگ است که گفته می‌شود
‫دیوید باروز، زندانی فراری، در آن دخیل بوده است

91
00:05:42,333 --> 00:05:45,666
‫باروز پس از ناکامی پلیس در دستگیری
‫او در صبح امروز، همچنان متواری است

92
00:05:45,750 --> 00:05:49,916
‫پلیس از هر کسی که اطلاعاتی در این زمینه
‫دارد درخواست می‌کند با ماموران تماس بگیرند

93
00:05:50,000 --> 00:05:53,541
‫اما بار دیگر تأکید کرده است که در صورت
‫مشاهده باروز، به او نزدیک نشوید

94
00:05:53,625 --> 00:05:55,625
‫این فرد مسلح و بسیار خطرناک است

95
00:05:55,708 --> 00:05:57,833
‫از هر کسی که اطلاعاتی در
‫اختیار دارد خواسته شده که

96
00:05:57,916 --> 00:05:58,833
‫چی شده؟

97
00:05:58,916 --> 00:06:01,666
‫هیدن رو به جرم کمک به دیوید باروز،

98
00:06:01,750 --> 00:06:04,458
‫و ریچل میلز رو به جرم ورود غیرقانونی
‫به مرکز باروری برگ دستگیر کردن

99
00:06:04,541 --> 00:06:06,583
‫دوربین‌های کنترل ترافیک پلیس چهره‌ش رو ثبت کردن

100
00:06:09,583 --> 00:06:10,958
‫الان کجاست؟

101
00:06:17,250 --> 00:06:18,458
‫من‌که بهت زنگ نزدم

102
00:06:19,000 --> 00:06:20,958
‫و با این‌حال اومدم. عجیبه نه؟

103
00:06:21,041 --> 00:06:24,041
‫یعنی الان واقعاً باور کنم مامانم نگرانم شده؟

104
00:06:24,125 --> 00:06:27,208
‫واسه‌م مهم نیست چی رو باور می‌کنی
چی رو نمی‌کنی، ‫من وکیلتم، تراپیستت نیستم!

105
00:06:27,291 --> 00:06:28,458
‫ریچل کجاست؟

106
00:06:28,958 --> 00:06:31,958
‫ریچل میلز و دیوید باروز همچنان متواری‌ان

107
00:06:32,041 --> 00:06:33,125
‫هوم

108
00:06:35,166 --> 00:06:36,291
‫امضا نمی‌کنم

109
00:06:36,916 --> 00:06:38,958
‫هرچیزی که اون‌جا نوشته ‫رو مامانم سرهم کرده

110
00:06:39,041 --> 00:06:42,625
‫منو گروگان گرفتن، اسلحه گذاشتن رو سرم،
‫مجبورم کردن کمک‌شون کنم

111
00:06:42,708 --> 00:06:43,958
‫مگه اوضاعم چقدر بده؟

112
00:06:44,041 --> 00:06:46,083
‫از دیدگاه من زیاد خوب نیست

113
00:06:46,166 --> 00:06:47,500
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

114
00:06:47,583 --> 00:06:49,750
‫چه تو توی زندان بپوسی چه نه، پول من سر جاشه

115
00:06:49,833 --> 00:06:52,208
‫اتفاقاً پول اصلی‌م رو از دادگاه‌ها درمیارم

116
00:06:52,291 --> 00:06:54,791
‫پس اگه دلت می‌خواد این بازی رو ادامه بدی،
‫من با کمالِ میل

117
00:06:54,875 --> 00:06:57,375
‫شش ماه تمام کنارـت توی دادگاه
‫می‌شینم و آخرش هم می‌فرستنت زندان

118
00:06:57,458 --> 00:06:59,500
‫ببین، این بار دیگه خیلی زیاده‌روی کرده

119
00:06:59,583 --> 00:07:02,125
‫اینا حرف‌هاییه که بعداً خودت باید بهش بزنی

120
00:07:03,791 --> 00:07:05,333
‫بعد از این‌که این رو امضا کردی

121
00:07:06,750 --> 00:07:08,767
‫من خودم شخصاً ارزیابی
‫روان‌شناختی دکتر هلر رو انجام دادم

122
00:07:08,791 --> 00:07:10,226
‫توی بررسی سوابقش هم ‫هیچ مورد مشکوکی پیدا نشد

123
00:07:10,250 --> 00:07:12,375
‫می‌دونم، مامانِ هیدن همه‌چی رو لاپوشونی کرده

124
00:07:12,458 --> 00:07:13,458
‫خب الان کجاست؟

125
00:07:15,333 --> 00:07:16,573
‫بیمارستانه. شیفتِ آماده‌باش داره

126
00:07:16,625 --> 00:07:19,185
‫- احتمالاً داره به بیمارها سر می‌زنه
‫- پس همین الان می‌ریم بالاسرش

127
00:07:20,166 --> 00:07:21,166
‫عقل‌تون رو از دست دادین؟

128
00:07:22,000 --> 00:07:23,375
‫بیمارستان پُره پلیسه!

129
00:07:23,458 --> 00:07:25,267
‫از وقتی برگشتید یه لحظه‌م ‫از کنار شریل جم نخوردن

130
00:07:25,291 --> 00:07:28,708
‫تازه اف‌بی‌آیم اون‌جاست چون
‫یکی از مامورهاشون تیر خورده

131
00:07:28,791 --> 00:07:31,041
‫اگه برین اون‌جا سریع دستگیرتون می‌کنن

132
00:07:37,291 --> 00:07:39,583
‫نه، دستگیرمون نمی‌کنن

133
00:07:41,416 --> 00:07:42,708
‫چون قراره ما رو یواشکی ببری داخل

134
00:07:43,833 --> 00:07:46,250
‫- چی؟ ‫- مگه جناب‌عالی مدیر بیمارستان نیستی؟

135
00:07:46,333 --> 00:07:51,000
‫حتماً یه‌کارتی چیزی داری که در
‫بخش‌های ممنوعه رو برات باز کنه، مگه نه؟

136
00:07:51,083 --> 00:07:52,976
‫- آره، اما...
‫- پس می‌تونی کمک کنی پلیس‌ها ما رو نبینن

137
00:07:53,000 --> 00:07:55,166
‫آره اما اگه مچ‌مون رو بگیرن چه غلطی کنیم؟

138
00:07:56,666 --> 00:07:59,000
‫نمی‌خوام به‌خاطر شما دوتا دستگیر بشم!

139
00:07:59,708 --> 00:08:01,000
‫به‌خاطر ما نیست

140
00:08:02,958 --> 00:08:04,166
‫به خاطر «شریل»ـه

141
00:08:05,416 --> 00:08:06,875
‫اون پسرش رو می‌خواد

142
00:08:07,500 --> 00:08:09,083
‫متیو زنده‌ست

143
00:08:11,208 --> 00:08:13,250
‫تو می‌تونی کمک کنی نجات‌ش بدیم

144
00:08:17,875 --> 00:08:19,750
‫پرورشگاه گفت مارتین فرار کرده،

145
00:08:19,833 --> 00:08:22,583
‫اما من همیشه شک داشتم که ماجرا
‫خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

146
00:08:22,666 --> 00:08:24,041
‫فکر می‌کنید دزدیده شده؟

147
00:08:24,125 --> 00:08:27,333
‫مارتین سه هفته قبل از زمانِ
‫اعلامی قتلِ باروز، ناپدید شده

148
00:08:27,416 --> 00:08:29,708
‫هم‌سن، هم‌قد، همون رنگ مو

149
00:08:29,791 --> 00:08:34,000
‫باشه، اما چطور ممکنه یه بچه‌ای که توی سوئیس گُم
‫شده مقتول یه پرونده توی بوستون از آب درمیاد؟

150
00:08:34,083 --> 00:08:37,875
‫خب بودجه اون پرورشگاه رو یه
‫خانواده اهل بوستون تأمین می‌کردن،

151
00:08:37,958 --> 00:08:39,208
‫خانواده پین

152
00:08:39,791 --> 00:08:40,625
‫چی؟

153
00:08:40,708 --> 00:08:41,958
‫می‌شناسی‌شون؟

154
00:08:43,750 --> 00:08:47,166
‫هیدن پین رو به جرم کمک به
‫ریچل میلز و دیوید باروز برای

155
00:08:47,250 --> 00:08:49,666
‫ورود غیرقانونی به جایی که
الان داریم می‌ریم، دستگیر کردن

156
00:08:49,750 --> 00:08:50,750
‫شوخی می‌کنی!

157
00:08:51,250 --> 00:08:52,791
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

158
00:08:52,875 --> 00:08:57,041
‫اگه خانواده پین توی این ماجرا دست
داشته باشن، ‫هیدن پین چرا باید کمک‌شون کنه؟

159
00:08:57,750 --> 00:08:59,333
‫شاید نمی‌دونه

160
00:09:00,083 --> 00:09:01,958
‫خب اون پرورشگاه چی شد؟

161
00:09:02,041 --> 00:09:04,958
‫قبل از اینکه بتونم درباره ناپدید شدن مارتین تحقیق کنم،

162
00:09:05,041 --> 00:09:06,500
‫تعطیل‌ش کردن

163
00:09:06,583 --> 00:09:10,625
‫خیلی‌خب، حتی اگه جسدی که اون شب ‫روی
تخت پیدا شده واقعاً جسد مارتین بوده باشه،

164
00:09:11,625 --> 00:09:13,625
‫به هیچ عنوان نمی‌شه اثابت‌ش کرد

165
00:09:14,875 --> 00:09:15,875
‫راستش می‌شه

166
00:09:16,583 --> 00:09:18,333
‫مارتین یه اختلال ژنتیکی نادر داشت

167
00:09:18,416 --> 00:09:20,250
‫ام‌ال‌دی

168
00:09:20,333 --> 00:09:22,166
‫لوکودیستروفی متاکروماتیک

169
00:09:22,250 --> 00:09:23,708
‫این توی آزمایش دی‌ان‌اِی مشخص می‌شه

170
00:09:23,791 --> 00:09:27,541
‫اگه خونِ صحنه جرم رو آزمایش کنین
‫و وجودِ ام‌ال‌دی تایید بشه

171
00:09:27,625 --> 00:09:31,833
‫اون‌وقت ثابت می‌شه جسدی که اون
‫شب پیدا کردن، متعلق به مارتین بوده

172
00:09:31,916 --> 00:09:34,666
‫و این یعنی ممکنه متیو باروز هنوز زنده باشه،

173
00:09:34,750 --> 00:09:36,750
‫و پدرش بی‌گناهه

174
00:09:41,625 --> 00:09:43,583
‫- سلام ‫- سلام بابا

175
00:09:43,666 --> 00:09:46,666
‫ازت می‌خوام به پزشکی‌قانونی بوستون زنگ بزنی

176
00:09:46,750 --> 00:09:49,684
‫و بهشون بگی از خونی که سر صحنه جرم
‫متیو باروز پیدا کردن آزمایش دی‌ان‌اِی بگیرن

177
00:09:49,708 --> 00:09:54,208
‫بعیده برای پرونده‌ای که پنج سال
‫پیش بسته شده آزمایشِ دی‌ان‌اِی بگیرن

178
00:09:54,291 --> 00:09:56,541
‫خواهش می‌کنم، به‌خاطر من

179
00:09:58,625 --> 00:10:00,250
‫خیلی‌خب، جریان چیه؟

180
00:10:09,333 --> 00:10:11,333
‫ببین من همین‌طوری زنگ ‫زدم که در جریان باشی

181
00:10:11,416 --> 00:10:14,101
‫منظورم این نبود که پاشی بیای این‌جا،
‫اگه جولی بفهمه حسابی عصبانی می‌شه!

182
00:10:14,125 --> 00:10:16,458
‫- با کمال احترام، اصلاً برام مهم نیست
‫- منظورم از دستِ من بود

183
00:10:16,541 --> 00:10:19,208
‫باشه؟ هر نقشه‌ای که تو سرت داری رو...
‫ببخشید؛ ایشون کیه؟

184
00:10:19,291 --> 00:10:21,875
‫سربازرس کارآگاه دنیل میولر از پلیس سوئیس

185
00:10:21,958 --> 00:10:23,916
‫فهمیدین چرا باروز اومده بوده این‌جا؟

186
00:10:24,000 --> 00:10:26,833
‫نه، هیدن پین کمک‌ش کرده.
‫خانواده‌اش مالک برگ هستن

187
00:10:27,541 --> 00:10:30,083
‫- شاهد نداریم؟ ‫- نه، این‌جا بسته بوده

188
00:10:30,166 --> 00:10:34,250
‫خیلی‌خب، پس باروز دنبالِ کسی نبوده

189
00:10:34,333 --> 00:10:36,458
‫بلکه دنبالِ یه‌ چیزی بوده

190
00:10:37,208 --> 00:10:39,625
‫- مثلاً چی؟ ‫- مثلاً اطلاعاتِ بیماران

191
00:10:44,791 --> 00:10:47,625
‫خب، بیشتر نرم‌افزارها یه راه
‫دسترسی مخفی یا رمز ورود ویژه دارن

192
00:10:47,708 --> 00:10:49,125
‫که شرکت‌ها بعد از نصب نرم‌افزار

193
00:10:49,208 --> 00:10:51,500
‫معمولاً زحمت حذف کردنش رو به خودشون نمی‌دن

194
00:10:51,583 --> 00:10:53,958
‫یه اشتباه خیلی رایج که معمولاً
‫هم کسی متوجهش نمی‌شه

195
00:10:56,708 --> 00:10:57,958
‫و

196
00:10:58,708 --> 00:10:59,875
‫وارد شدیم

197
00:10:59,958 --> 00:11:03,375
‫خیلی‌خب، بریم ببینیم دنبالِ ‫چی می‌گشتی آقای باروز

198
00:11:03,458 --> 00:11:06,833
‫سوابق بیماران، سوابق اخیر

199
00:11:12,041 --> 00:11:13,333
‫چی؟

200
00:11:14,000 --> 00:11:15,791
‫خیلی عجیبه

201
00:11:15,875 --> 00:11:18,250
‫اسم همسر سابق‌ش شریل رو سرچ کرده

202
00:11:18,333 --> 00:11:21,375
‫اما هیچی نیومده بالا، ‫بیمارِ این‌جا نبوده

203
00:11:21,458 --> 00:11:24,101
‫اگه وقتی توی بخش جرایم مالی بودم،
‫تو رو می‌شناختم، کارم خیلی راحت‌تر می‌شد

204
00:11:24,125 --> 00:11:25,965
‫باورت نمی‌شه مجبور شدم چندتا فایروال رو هم کنم

205
00:11:26,041 --> 00:11:27,708
‫تا رد اون حساب‌های خارج از کشور رو بزنم

206
00:11:29,541 --> 00:11:31,958
‫تا حالا حسابی هک کردی که
‫توی جزایر کیمن ایجاد شده باشه؟

207
00:11:32,041 --> 00:11:33,791
‫یکی دوتا، چرا؟

208
00:11:33,875 --> 00:11:36,625
‫یه نگهبان زندان توی بریگز بود به اسم تد وسون

209
00:11:36,708 --> 00:11:38,291
‫بهش پول می‌دادن که حواسش به باروز باشه،

210
00:11:38,375 --> 00:11:40,416
‫اون پول رو از یه حساب توی کیمن پرداخت می‌کردن

211
00:11:40,500 --> 00:11:42,791
‫می‌تونم یه نگاهی بندازم. ‫حساب به اسم کی بود؟

212
00:11:42,875 --> 00:11:45,166
‫- هولدینگِ آر ای اچ ‫- باشه

213
00:11:45,250 --> 00:11:47,791
‫می‌شه کارآگاه میولر رو ببری
‫از کامپیوترت استفاده کنه؟

214
00:11:47,875 --> 00:11:48,916
‫خودت کجا می‌ری؟

215
00:11:49,625 --> 00:11:52,416
‫برمی‌گردم بیمارستان.
‫ باید با شریل دریسون صحبت کنم

216
00:12:13,458 --> 00:12:15,738
‫شما دوتا همین‌جا بمونید.
‫من می‌رم آسانسور باربری رو چک کنم

217
00:12:15,791 --> 00:12:18,000
‫وقتی که خالی شد، بهتون می‌گم بیاید

218
00:12:40,083 --> 00:12:41,083
‫حالت خوبه؟

219
00:12:43,041 --> 00:12:46,208
‫می‌دونی، وقتی توی هواپیما بهت زنگ زدم
‫و گفتم متیو ممکنه بچه‌ی من نباشه،

220
00:12:46,291 --> 00:12:47,291
‫یه‌لحظه، من

221
00:12:49,000 --> 00:12:50,625
‫به همه‌چی شک کردم

222
00:12:52,916 --> 00:12:54,625
‫رفتم توی فکر روزی که به دنیا اومد

223
00:12:55,416 --> 00:12:57,416
‫وقتی که برای اولین بار بغلش کردم،

224
00:12:58,875 --> 00:13:02,125
‫دست‌ش این‌قدر کوچیک بود که به
‫زور دور انگشت کوچیکم جا می‌گرفت

225
00:13:03,541 --> 00:13:05,541
‫با یه لبخند خیلی ناز

226
00:13:06,541 --> 00:13:07,541
‫و

227
00:13:08,625 --> 00:13:11,541
‫شب‌ها می‌بُردم با ماشین ‫می‌گردوندمش تا خوابش ببره

228
00:13:14,333 --> 00:13:16,333
‫به اولین روزی که

229
00:13:17,541 --> 00:13:18,750
‫راه رفت فکر کردم

230
00:13:21,166 --> 00:13:23,291
‫اولین باری که بهم گفت " بابا"

231
00:13:31,458 --> 00:13:33,541
‫هر اتفاقی هم که بیفته، اون پسرِ منه

232
00:13:35,375 --> 00:13:36,458
‫پسرِ منه

233
00:14:01,333 --> 00:14:04,166
‫- باید چند تا مسئله رو روشن کنیم ‫- گورت رو گم کن

234
00:14:08,250 --> 00:14:09,250
‫[ ریچل ]

235
00:14:09,958 --> 00:14:11,708
‫تماس شما به

236
00:14:11,791 --> 00:14:13,958
‫سامانه پیغام‌گیر متصل می‌شود

237
00:14:14,041 --> 00:14:15,125
‫سلام، منم

238
00:14:15,916 --> 00:14:19,916
‫برای اینکه بیرون بیام، مجبور شدم
یه معامله‌ای بکنم. ‫واقعاً ببخشید

239
00:14:20,916 --> 00:14:23,041
‫کاش یه‌جور دیگه تموم می‌شد

240
00:14:23,125 --> 00:14:24,875
‫ببین، من باید برم پیشِ مامانم

241
00:14:24,958 --> 00:14:27,541
‫بعدش هم یه‌مدت از این‌جا فاصله می‌گیرم

242
00:14:27,625 --> 00:14:29,500
‫باید ذهنم رو خالی کنم

243
00:14:29,583 --> 00:14:32,000
‫اما می‌خوام یه‌چیزی رو بدونی

244
00:14:33,916 --> 00:14:35,958
‫دوستت دارم ریچل

245
00:14:37,583 --> 00:14:38,875
‫تا ابد. من

246
00:14:40,041 --> 00:14:42,250
‫من جز با تو بودن هیچ‌چیز دیگه‌ای نمی‌خواستم

247
00:14:46,208 --> 00:14:48,166
‫دوستت دارم، تا ابد

248
00:14:54,666 --> 00:14:56,625
‫یه اتاق عمل توی بخش اطفال رزرو کردم

249
00:14:56,708 --> 00:14:58,500
‫بدون کارت دسترسی من کسی نمی‌تونه واردش بشه،

250
00:14:58,583 --> 00:15:00,833
‫پس تا وقتی که اون‌جا باشید
‫هیچ خطری تهدیدتون نمی‌کنه

251
00:15:00,916 --> 00:15:02,791
‫البته اگه سالم برسیم اون‌جا

252
00:15:19,291 --> 00:15:22,708
‫چیزی نمی‌شه، خب؟
‫هیچ‌کس احتمال نمی‌ده ما این‌جا باشیم

253
00:15:24,166 --> 00:15:26,958
‫وقتی که هلر رو پیدا کردم و آوردمش پیش‌تون

254
00:15:27,041 --> 00:15:28,041
‫بعدش چی؟

255
00:15:51,166 --> 00:15:52,541
‫رونالد؟

256
00:15:55,125 --> 00:15:57,291
‫دیدم که یه اتاق عمل رزرو کردی،

257
00:15:57,375 --> 00:16:00,333
‫اما توی جدول برنامه‌ها هیچ جراحی‌ای ثبت نشده

258
00:16:01,875 --> 00:16:04,916
‫چون واقعاً هم جراحی‌ای درکار نیست

259
00:16:05,000 --> 00:16:09,250
‫دارم به نماینده‌های شرکت «هسپن ایمیجینگ»
‫ امکانات بیمارستان رو نشون می‌دم

260
00:16:09,333 --> 00:16:12,833
‫چند وقتیه که می‌خوام اتاق‌هامون رو با
‫تکنولوژی پیشرفته هوش مصنوعی‌شون ارتقا بدم

261
00:16:12,916 --> 00:16:15,875
‫هیئت‌مدیره تازه بودجه رو تصویب کرده،
‫برای همین دارم زودتر دست‌به‌کار می‌شم

262
00:16:17,000 --> 00:16:19,625
‫چه عالی، من رو هم در جریان بذار

263
00:16:19,708 --> 00:16:20,750
‫حتماً

264
00:16:31,750 --> 00:16:34,666
‫شما دوتا همین‌جا بمونید.
‫من می‌رم دکتر هلر رو پیدا کنم

265
00:16:34,750 --> 00:16:35,750
‫دمت‌گرم

266
00:16:38,250 --> 00:16:39,416
‫ممنونم

267
00:16:46,666 --> 00:16:48,166
‫هیدن پیغام صوتی گذاشته

268
00:16:50,583 --> 00:16:51,750
‫سلام، منم

269
00:16:53,208 --> 00:16:55,291
‫سلام میولر؛ چیزی دستگیرت شد؟

270
00:16:55,375 --> 00:16:56,541
‫هم آره هم نه

271
00:16:56,625 --> 00:16:59,708
‫حسابِ «هولدینگ آر ای
اچ» رو گرترود پین باز نکرده

272
00:16:59,791 --> 00:17:01,750
‫و توی هیچ‌کدوم از اسناد شرکتی هم اسمش نیست

273
00:17:01,833 --> 00:17:03,833
‫از نظرم معنی «هم آره، هم نه» رو نمی‌دونی

274
00:17:03,916 --> 00:17:04,958
‫اما یه اتفاق جالب افتاده

275
00:17:05,041 --> 00:17:08,041
‫این حساب دو روز پیش کاملاً خالی و بسته شده

276
00:17:08,625 --> 00:17:10,375
‫نفهمیدی پولا کجا رفته؟

277
00:17:10,875 --> 00:17:14,916
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم، ولی درخواست
‫انتقال از یه بانک توی بوستون صادر شده

278
00:17:15,583 --> 00:17:18,958
‫باشه، همه اطلاعات رو برام بفرست.
‫می‌دم اف‌بی‌آی بررسی کنه

279
00:17:19,041 --> 00:17:21,291
‫ببین، حساب‌های آف‌شور ‫خیلی گیر و گور قانونی دارن

280
00:17:21,375 --> 00:17:25,041
‫خب؟ روشی هم که من این اطلاعات
‫رو به‌دست آوردم اصلاً قانونی نیست

281
00:17:25,125 --> 00:17:26,559
‫این چیزها توی دادگاه‌های آمریکا اعتباری ندارن

282
00:17:26,583 --> 00:17:29,434
‫خب اگه نمی‌تونیم باهاشون گرترود رو گیر
بندازیم، ‫این اطلاعات به چه دردی می‌خوره؟

283
00:17:29,458 --> 00:17:31,750
‫اون‌که نمی‌دونه نمی‌تونیم با ‫این اطلاعات گیرش بندازیم

284
00:17:34,333 --> 00:17:37,416
‫می‌خوای بترسونیمش ‫تا ببینیم سوتی می‌ده یا نه

285
00:17:37,500 --> 00:17:38,333
‫دقیقاً

286
00:17:38,416 --> 00:17:41,375
‫باشه؛ من الان بیمارستانم
‫هروقت با گرترود صحبت کردی بهم زنگ بزن

287
00:17:41,458 --> 00:17:42,458
‫باشه

288
00:17:51,708 --> 00:17:52,833
‫کیم؟

289
00:17:52,916 --> 00:17:55,625
‫اوه، سلام آقای دریسون.
‫فکر نمی‌کردم امروز تشریف بیارید

290
00:17:55,708 --> 00:17:58,791
‫مرده‌ها که شب و روز ندارن. ‫دنبال دکتر هلر می‌گردم

291
00:17:58,875 --> 00:18:00,250
‫داره ویزیت می‌کنه یا پیشِ بیماره؟

292
00:18:00,875 --> 00:18:03,375
‫- راستش فکر کنم رفتن ‫- ببخشید؟

293
00:18:03,458 --> 00:18:05,666
‫چون یکم پیش پیجش کردن، ولی اصلاً جواب نداد

294
00:18:07,333 --> 00:18:08,500
‫باشه، می‌شه

295
00:18:08,583 --> 00:18:12,000
‫می‌شه یه بار دیگه پیجش کنی
‫و به بخش نگهبانی هم خبر بدی؟

296
00:18:12,083 --> 00:18:13,000
‫ممنونم

297
00:18:13,083 --> 00:18:14,750
‫- چیزی شده؟ ‫- نه بابا. چیزی نیست

298
00:18:14,833 --> 00:18:17,041
‫فقط باید قبل از این‌که بره ‫حتماً باهاش صحبت کنم

299
00:18:25,833 --> 00:18:27,375
‫دکتر هلر

300
00:18:27,458 --> 00:18:29,375
‫دکتر هلر

301
00:18:29,458 --> 00:18:32,125
‫دکتر هلر، لطفاً به بخش مدیریت

302
00:18:39,500 --> 00:18:40,750
‫دکتر هلر

303
00:18:41,708 --> 00:18:42,708
‫دکتر هلر

304
00:18:43,291 --> 00:18:44,500
‫- رونالد؟ ‫- سلام

305
00:18:45,041 --> 00:18:46,041
‫جایی تشریف می‌برید؟

306
00:18:46,791 --> 00:18:48,791
‫راستش دارم می‌رم خونه.
‫ یه مشکل خانوادگی پیش اومده

307
00:18:49,416 --> 00:18:50,458
‫خب، باید صحبت کنیم

308
00:18:51,375 --> 00:18:53,583
‫ببخشید؛ هر موضوعی که هست ‫باید تا فردا صبر کنی

309
00:18:53,666 --> 00:18:54,916
‫نه، نمی‌تونم صبر کنم

310
00:18:55,833 --> 00:18:56,833
‫مجبوری

311
00:18:58,083 --> 00:18:59,791
‫من قضیه " بِرگ " رو می‌دونم

312
00:19:02,791 --> 00:19:05,666
‫نگهبان‌ها رو هم خبر کردم. ‫به نفعته که با من بیای

313
00:19:08,833 --> 00:19:09,958
‫اگه نیام؟

314
00:19:10,625 --> 00:19:11,958
‫یا با من میای،

315
00:19:12,583 --> 00:19:13,791
‫یا اون‌ها دستگیرت می‌کنن

316
00:19:17,083 --> 00:19:18,083
‫رونالد؟

317
00:19:19,208 --> 00:19:20,333
‫چی شده؟

318
00:19:28,916 --> 00:19:32,125
‫باخبر شدیم یکی از افرادی که همراه
‫دیوید سفر می‌کرده، یعنی «کایل برگین»،

319
00:19:32,208 --> 00:19:35,958
‫که یکی از مهره‌های شناخته‌شده مافیای
‫ایرلنده، به ضرب گلولهٔ پلیس کشته شده

320
00:19:36,041 --> 00:19:37,541
‫باورم نمی‌شه اومدی. گُل نگرفتی؟

321
00:19:38,791 --> 00:19:40,208
‫داری خودت رو واسه‌م لوس می‌کنی مکس؟

322
00:19:40,291 --> 00:19:44,750
‫والا چی بگم، بعد از این اتفاق یه‌ذره تغییر کردم

323
00:19:44,833 --> 00:19:46,250
‫واسه همین داری کمک‌ش می‌کنی؟

324
00:19:47,291 --> 00:19:49,083
‫منظورت رو نفهمیدم

325
00:19:49,166 --> 00:19:52,791
‫منظورم اون آزمایشِ دی‌ان‌اِیه که بدون
‫مشورت با من دستور دادی انجام بدن

326
00:19:52,875 --> 00:19:57,625
‫شرمنده، فکر کنم هنوز به‌خاطر اثرات
‫داروی بیهوشی مغزم درست کار نمی‌کنه

327
00:20:01,625 --> 00:20:03,875
‫واقعاً دلت می‌خواد آخر و
‫عاقبت کارت این‌طوری تموم شه؟

328
00:20:05,166 --> 00:20:07,208
‫آزمایش دی‌ان‌اِی رو لغو کردم

329
00:20:07,291 --> 00:20:10,166
‫دخترت رو که دیدی، بهش می‌گی دست
‫از پا خطا نکنه و بیاد پیش من

330
00:20:10,250 --> 00:20:12,226
‫وگرنه نشان‌های هردوتاتون رو ازتون می‌گیرم
‫(اخراج‌تون می‌کنم)

331
00:20:12,250 --> 00:20:13,708
‫یه‌لحظه صبر کن

332
00:20:15,625 --> 00:20:17,500
‫مال من رو همین الان بگیر

333
00:20:18,500 --> 00:20:19,333
‫جان؟

334
00:20:19,416 --> 00:20:23,208
‫هنوزم فکر می‌کنی یه فرار از زندان ساده‌
بود؟ ‫نه، داستان خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست

335
00:20:23,291 --> 00:20:25,708
‫سارا از همون اول این رو فهمید!

336
00:20:25,791 --> 00:20:27,791
‫ازت می‌خوام بهش اعتماد کنی

337
00:20:28,708 --> 00:20:31,583
‫لعنتی، باید بهش اعتماد کنی! ‫اون بهترین مامور توئه!

338
00:20:31,666 --> 00:20:33,916
‫بود، مکس!

339
00:20:34,000 --> 00:20:35,250
‫باید از فعل گذشته استفاده کنی

340
00:20:36,208 --> 00:20:39,291
‫از بخشِ " عملیات‌های میدانی " بیرونش کردم
‫و فعلاً باید بشینه سرجاش!

341
00:20:39,375 --> 00:20:42,000
‫تا اطلاع ثانوی تعلیق شده

342
00:20:43,958 --> 00:20:45,625
‫از بازنشستگی‌ت لذت ببر

343
00:21:24,916 --> 00:21:26,083
‫خیلی معذرت می‌خوام

344
00:21:26,166 --> 00:21:28,125
‫کاری نکردی که معذرت بخوای!

345
00:21:31,333 --> 00:21:33,125
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

346
00:21:33,208 --> 00:21:35,666
‫رونالد بهم گفت چرا دنبالِ دکتر هلر می‌گشتین

347
00:21:40,041 --> 00:21:41,958
‫کارِ اون نیست، دیوید

348
00:21:42,875 --> 00:21:44,041
‫ممکن نیست

349
00:21:46,958 --> 00:21:48,708
‫چون خودت پشیمون شدی و انجامش ندادی؟

350
00:21:50,083 --> 00:21:51,625
‫نه

351
00:21:52,791 --> 00:21:56,708
‫نه، انجامش دادم.
‫ولی پزشکِ من توی کلینیک " برگ " هلر نبود

352
00:21:56,791 --> 00:21:59,726
‫یه پزشک زن کارای درمانم رو انجام داد؛
‫ کارهای لقاح مصنوعی رو هم اون انجام داد

353
00:21:59,750 --> 00:22:01,625
‫پس هرکسی که متیو رو دزدیده،

354
00:22:02,875 --> 00:22:04,125
‫دکتر هلر نیست

355
00:22:05,500 --> 00:22:08,460
‫اما دیوید، فردای اون روزی که رفته بودم برگ،
‫وقتی بیدار شدم حالم خیلی بد بود

356
00:22:08,541 --> 00:22:12,041
‫واسه همین یه تست بارداری ‫فوری گرفتم و مثبت بود

357
00:22:12,791 --> 00:22:15,958
‫این یعنی من قبل از این‌که برم اون‌جا باردار بودم

358
00:22:16,916 --> 00:22:18,166
‫برای همین بهت چیزی نگفتم

359
00:22:19,625 --> 00:22:21,791
‫چون مطمئن بودم متیو پسر توئه

360
00:22:24,333 --> 00:22:26,083
‫پسر توئه دیوید!

361
00:22:39,458 --> 00:22:44,208
‫سلام. من مأمور ویژه سارا گریر هستم،
از اف‌بی‌آی. ‫با دکتر شریل دریسون کار دارم

362
00:22:44,291 --> 00:22:46,500
‫دکتر دریسون توی اتاق عمل‌ هستن

363
00:22:46,583 --> 00:22:48,750
‫کمکی از دست بنده برمیاد؟

364
00:22:48,833 --> 00:22:49,958
‫شما؟

365
00:22:50,041 --> 00:22:52,416
‫ببخشید، من رونالد دریسون هستم. ‫مدیر بیمارستان

366
00:22:53,375 --> 00:22:56,166
‫اوه، آقای دریسون، سمتِ مهم‌ترتون رو نگفتید

367
00:22:56,916 --> 00:22:58,083
‫همسرشون!

368
00:22:59,583 --> 00:23:00,916
‫خب، موضوع چیه؟

369
00:23:01,625 --> 00:23:05,666
‫این اواخر خواهر یا شوهر
‫سابقِ شریل باهاش تماسی داشتن؟

370
00:23:05,750 --> 00:23:07,250
‫نه، نه، نه، نه

371
00:23:07,333 --> 00:23:11,208
‫می‌دونید؛ مطمئنم که قبلاً
‫این‌ها رو به اف‌بی‌آی گفته بودیم

372
00:23:11,291 --> 00:23:13,625
‫آره، می‌دونم. گزارش‌تون رو خوندم

373
00:23:13,708 --> 00:23:15,458
‫اطلاع دارید عمل‌شون کِی تموم می‌شه؟

374
00:23:15,541 --> 00:23:16,708
‫چند ساعت دیگه

375
00:23:17,791 --> 00:23:19,591
‫همین‌طوری هوایی؟ ‫نیازی نیست سیستم رو چک کنید؟

376
00:23:20,458 --> 00:23:21,625
‫نه، نه، نه

377
00:23:26,750 --> 00:23:27,916
‫آقای دریسون

378
00:23:30,083 --> 00:23:31,291
‫چرا دارید به من دروغ می‌گید؟

379
00:23:32,916 --> 00:23:34,166
‫دروغ نمی‌گم

380
00:23:37,333 --> 00:23:39,666
‫یا همین الان بهم می‌گید شریل کجاست،

381
00:23:39,750 --> 00:23:42,875
‫یا به جرم اخلال در روند تحقیقات بازداشتتون می‌کنم

382
00:23:48,916 --> 00:23:50,041
‫نمی‌تونم بگم

383
00:23:53,375 --> 00:23:54,375
‫افسر؟

384
00:23:58,041 --> 00:23:59,250
‫آقای دریسون رو بازداشت کنید

385
00:24:16,666 --> 00:24:17,666
‫مامان؟

386
00:24:18,625 --> 00:24:19,625
‫هیدن؟

387
00:24:23,666 --> 00:24:25,041
‫چه سورپرایزی

388
00:24:25,125 --> 00:24:28,291
‫ایشون کارآگاه دنیل میولر از پلیس سوئیس هستن

389
00:24:28,375 --> 00:24:30,791
‫اوه، راه طولانی‌ای در پیش داشتید

390
00:24:31,458 --> 00:24:33,125
‫- خوشبختم ‫- همچنین

391
00:24:33,708 --> 00:24:35,392
‫چی باعث شده این همه راه رو تا این‌جا بیاید؟

392
00:24:35,416 --> 00:24:39,416
‫راستش، کارآگاه میولر داشتن جریانِ
‫گم شدن یکی از بچه‌های پرورشگاهی که

393
00:24:39,500 --> 00:24:42,708
‫توی ژنو ازشون حمایت مالی
‫می‌کنیم رو برای من تعریف می‌کردن

394
00:24:42,791 --> 00:24:45,708
‫اسمش مارتین بود. ‫پنج سال پیش گم شد

395
00:24:47,041 --> 00:24:49,083
‫اصلاً خبر نداشتم

396
00:24:49,166 --> 00:24:50,916
‫واقعاً دردناکه

397
00:24:51,000 --> 00:24:53,625
‫اما کارآگاه معتقده که سرنخ
‫مهمی توی پرونده پیدا کردن

398
00:24:53,708 --> 00:24:57,833
‫به‌خاطر یه ماموریت کاری اومدم آمریکا، گفتم بد
‫نیست مادرتون این خبر رو حضوری از زبان خودم بشنوه

399
00:24:57,916 --> 00:25:00,000
‫و واقعاً ازتون ممنونم

400
00:25:02,500 --> 00:25:04,833
‫مدارک جدیدی توی این پرونده پیدا کردیم،

401
00:25:04,916 --> 00:25:07,666
‫که اون رو به یک پرونده قتل،
‫درست همین‌جا در بوستون ربط می‌ده

402
00:25:08,500 --> 00:25:10,375
‫پسربچه‌ای به اسم متیو باروز

403
00:25:15,541 --> 00:25:17,125
‫- سلام ‫- کجایی؟

404
00:25:17,208 --> 00:25:19,500
‫بیمارستانم،
‫می‌دونم این حرفم خیلی عجیب به‌نظر می‌رسه،

405
00:25:19,583 --> 00:25:21,375
‫اما فکر کنم دیوید باروز این‌جاست

406
00:25:21,458 --> 00:25:23,791
‫آره، عجیبه. اما ادامه بده

407
00:25:24,291 --> 00:25:26,541
‫خب، اومدم که با شریل صحبت کنم، همسر سابق‌ش

408
00:25:26,625 --> 00:25:28,208
‫شوهرش رو دیدم،

409
00:25:28,291 --> 00:25:30,000
‫که از قضا مدیر بیمارستان هم هست

410
00:25:30,083 --> 00:25:32,500
‫بهم نگفت شریل کجاست، منم بازداشت‌ش کردم

411
00:25:32,583 --> 00:25:34,000
‫وایسا ببینم

412
00:25:34,083 --> 00:25:38,666
‫مدیر بیمارستان رو بازداشت کردی؟
‫آخه...؟ تو تعلیق شدی!

413
00:25:38,750 --> 00:25:42,208
‫آروم باش، خب؟ فشارخونت می‌ره بالا. ‫ دادم
یکی از مأمورای پلیس بوستون بازداشت‌ش کنه

414
00:25:42,291 --> 00:25:44,375
‫یه‌لحظه گوش کن ببینم چی می‌گم، باشه؟

415
00:25:44,458 --> 00:25:46,583
‫جولی داره تو رو از بخش
‫عملیات‌های میدانی بیرون می‌کنه

416
00:25:46,666 --> 00:25:47,958
‫موضوع خیلی جدیه سارا!

417
00:25:48,041 --> 00:25:49,791
‫خب؟ فهمید می‌خواستیم آزمایش دی‌ان‌اِی بگیریم

418
00:25:49,875 --> 00:25:52,041
‫می‌دونه که همچنان داری تحقیقات رو ادامه می‌دی

419
00:25:52,125 --> 00:25:54,750
‫نمی‌تونی همین‌طوری راه بیفتی
‫توی کوچه‌خیابون نشان‌ت رو نشون بدی

420
00:25:54,833 --> 00:25:56,708
‫و مدیرهای بیمارستان رو بازداشت کنی!

421
00:25:56,791 --> 00:25:58,083
‫مامور سارا گریر از اف‌بی‌آی

422
00:25:58,166 --> 00:26:00,642
‫باید تمام فیلم‌های دوربین مداربستهٔ
‫این طبقه رو تو طی ساعت گذشته ببینم

423
00:26:00,666 --> 00:26:01,541
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

424
00:26:01,625 --> 00:26:03,416
‫چی؟ زنگ

425
00:26:07,750 --> 00:26:10,750
‫متیو باروز به دست پدرش کشته شد،

426
00:26:10,833 --> 00:26:12,313
‫که همین چند وقت پیش از زندان فرار کرد

427
00:26:12,875 --> 00:26:14,875
‫خبرش همه‌جا پخش شده

428
00:26:14,958 --> 00:26:15,958
‫بله

429
00:26:16,666 --> 00:26:19,416
‫اما من معتقدم جسدی که اون شب

430
00:26:19,500 --> 00:26:22,375
‫توی اتاق متیو باروز پیدا ‫شد، در واقع جسد مارتین بوده

431
00:26:23,208 --> 00:26:24,833
‫و برای این ادعا مدرکی هم دارید؟

432
00:26:24,916 --> 00:26:25,916
‫نه هنوز

433
00:26:26,666 --> 00:26:27,833
‫اما جورش می‌کنم

434
00:26:28,958 --> 00:26:31,041
‫ببینید، مارتین به یک اختلال ژنتیکی نادر مبتلا بود

435
00:26:31,125 --> 00:26:32,833
‫اف‌بی‌آی داره از خونی که اون شب

436
00:26:32,916 --> 00:26:35,750
‫توی صحنه جرم پیدا شده بوده، تستِ دی‌ان‌اِی می‌گیره

437
00:26:36,333 --> 00:26:39,625
‫و وقتی که جوابش بیاد، به نظرم ثابت می‌کنه

438
00:26:39,708 --> 00:26:42,791
‫کسی که اون شب توی خونه پیدا کردن مارتین بوده،

439
00:26:43,375 --> 00:26:44,666
‫نه متیو باروز

440
00:26:48,000 --> 00:26:49,875
‫ببخشید ولی من

441
00:26:51,000 --> 00:26:54,000
‫متوجه نمی‌شم این موضوع چه ربطی به من داره؟

442
00:26:54,083 --> 00:26:58,333
‫یک پسربچه از پرورشگاه شما گُم می‌شه
‫و جنازه‌ش توی زادگاه‌تون پیدا می‌شه

443
00:26:59,416 --> 00:27:01,125
‫به نظرتون این مشکوک نیست؟

444
00:27:05,500 --> 00:27:06,500
‫چطور جرأت می‌کنید؟

445
00:27:07,333 --> 00:27:09,375
‫چطور جرأت می‌کنید من رو

446
00:27:09,458 --> 00:27:12,250
‫به دست داشتن در مرگ یه بچه متهم کنید؟

447
00:27:16,083 --> 00:27:17,416
‫می‌تونید تشریف ببرید

448
00:27:25,583 --> 00:27:27,208
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید

449
00:27:37,041 --> 00:27:39,416
‫رابرت ادوارد هارولد پین

450
00:27:40,041 --> 00:27:41,666
‫بله، پدرِ خدا بیامرزم

451
00:27:43,125 --> 00:27:44,500
‫« ار ای اِچ »

452
00:27:49,791 --> 00:27:50,833
‫خیلی جالبه

453
00:27:51,708 --> 00:27:54,000
‫وقتی توی کایمن بودم به یه شرکت برخوردم که

454
00:27:54,083 --> 00:27:55,541
‫دقیقاً همچین اسمی داشت

455
00:27:59,333 --> 00:28:00,500
‫باید تصادفی باشه

456
00:28:02,041 --> 00:28:03,666
‫حتماً همین‌طوره

457
00:28:09,750 --> 00:28:11,458
‫فقط چون درباره هلر اشتباه می‌کردیم،

458
00:28:11,541 --> 00:28:13,791
‫دلیل نمی‌شه درباره کل اتفاقات اشتباه کرده باشیم، نه؟

459
00:28:13,875 --> 00:28:15,958
‫فقط باید اون اهداکننده رو پیدا کنیم

460
00:28:16,041 --> 00:28:19,250
‫آره، ولی چطوری؟ هر کی بوده پرونده
‫رو پاک کرده و داره رد پاش رو از بین می‌بره

461
00:28:19,333 --> 00:28:22,000
‫- موضوع چیه؟
‫- ما رفتیم برگ تا پرونده‌ت رو بررسی کنیم

462
00:28:22,083 --> 00:28:23,083
‫اما غیب شده بود

463
00:28:24,833 --> 00:28:27,625
‫غیب‌ نشده، فقط به اسمِ خودم نیست

464
00:28:29,750 --> 00:28:30,833
‫به اسم توئه!

465
00:28:31,416 --> 00:28:32,416
‫من؟

466
00:28:32,916 --> 00:28:36,166
‫ببخشید؛ خب؟ اسم تو رو گفتم. ‫باید بهت می‌گفتم

467
00:28:36,250 --> 00:28:39,750
‫باید به دوتاتون می‌گفتم، ‫اما نمی‌خواستم بفهمید

468
00:28:41,500 --> 00:28:43,809
‫صبر کن ببینم، اهداکننده که نمی‌دونه
‫تو از اسمِ من استفاده کردی

469
00:28:43,833 --> 00:28:45,517
‫پس هنوزم کارِ یه نفره که ‫توی کلینیک برگ کار می‌کنه

470
00:28:45,541 --> 00:28:48,851
‫یه نفر که هر دوتای ما رو اون‌قدر خوب می‌شناخته
‫که بتونه تیکه‌های پازل رو کنار هم بذاره

471
00:28:48,875 --> 00:28:52,708
‫من که اون‌جا کسی رو نمی‌شناسم؛
‫یعنی، به جز پزشک خودم

472
00:28:56,291 --> 00:28:57,291
‫چرا، می‌شناسی

473
00:28:58,291 --> 00:28:59,541
‫دوتاتون می‌شناسیدش

474
00:29:00,541 --> 00:29:02,333
‫من اشتباه کردم

475
00:29:03,750 --> 00:29:05,166
‫هدف‌شون تو نبودی

476
00:29:09,458 --> 00:29:10,458
‫ریچل هدف‌شون بوده

477
00:29:14,416 --> 00:29:15,416
‫باشه

478
00:29:19,375 --> 00:29:22,458
‫برای همین اصرار داشت من باردار بشم، نه تو!

479
00:29:27,083 --> 00:29:28,458
‫وایسا ببینم

480
00:29:31,875 --> 00:29:33,166
‫چیه؟

481
00:29:33,250 --> 00:29:35,708
‫اون چندتا عکس باقی‌مونده شهربازیِ «سیکس فلگز»

482
00:29:35,791 --> 00:29:37,541
‫عکاسی دیویدسون؟

483
00:29:37,625 --> 00:29:39,958
‫همه عکس‌ها رو واسه‌م فرستادید، ‫اما سه تاش کمه!

484
00:29:40,041 --> 00:29:41,833
‫امکان‌ش هست واسه‌م ایمیل‌شون کنید؟

485
00:29:49,791 --> 00:29:51,125
‫صنایع پین؟

486
00:29:51,708 --> 00:29:53,583
‫اون روز اون‌ها کل شهربازی رو اجاره کرده بودن

487
00:29:55,166 --> 00:29:57,291
‫ما کات نکردیم؛ تو باهام کات کردی!

488
00:29:58,000 --> 00:29:59,250
‫بزرگترین اشتباه زندگیم بود

489
00:30:00,500 --> 00:30:01,625
‫می‌شه یه فرصت دیگه بهم بدی؟

490
00:30:03,416 --> 00:30:05,750
‫ریچل، می‌خوام یه‌چیزی رو بدونی

491
00:30:06,666 --> 00:30:09,250
‫دوستت دارم، تا ابد

492
00:30:09,833 --> 00:30:16,833
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

493
00:30:26,916 --> 00:30:28,625
‫تُف توش!

494
00:30:30,166 --> 00:30:31,666
‫ببخشید کارآگاه

495
00:30:45,458 --> 00:30:46,833
‫هیدن‌ـه!

496
00:31:00,125 --> 00:31:01,833
‫متیو تمام این مدت پیش اون بوده!

497
00:31:07,291 --> 00:31:11,541
‫اف‌بی‌آی! دیوید باروز، تو بازداشتی!
‫دست‌ها بالا! همین الان بذارشون بالای سرت!

498
00:31:11,625 --> 00:31:13,625
‫همه‌تون، دست‌ها بالا

499
00:31:14,833 --> 00:31:21,097
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

