﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,723 --> 00:00:09,033
‫آنچه در لستات خون‌آشام گذشت...

3
00:00:09,691 --> 00:00:11,763
‫اگه الان داری اینو می‌شنوی،

4
00:00:11,763 --> 00:00:14,517
‫حتماً آدم خیلی خاص و برگزیده‌ای هستی.

5
00:00:14,517 --> 00:00:17,061
‫لویی، کسی به اسم دنیل مالوی می‌شناسی؟

6
00:00:18,395 --> 00:00:21,979
‫همچین چیزی هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده!

7
00:00:21,979 --> 00:00:23,274
‫مزخرفه.
‫بازنویسیش می‌کنیم.

8
00:00:23,274 --> 00:00:26,224
‫به همون مزخرفی مستندی درباره‌ی یه گروه راک

9
00:00:26,224 --> 00:00:29,822
‫که خودشون رو جای خون‌آشام‌ها جا زدن
‫و خواننده‌شون یه خون‌آشام واقعیه.

10
00:00:29,822 --> 00:00:31,822
‫درسته که بچگی‌هات لکنت داشتی؟

11
00:00:32,358 --> 00:00:34,618
‫اسم من رگلان جیمزه.

12
00:00:34,618 --> 00:00:36,951
‫آقای مالوی دوست داره زنده بمونه، رشید.

13
00:00:36,951 --> 00:00:38,593
‫به فکر افتادم که چه حسی داره

14
00:00:38,593 --> 00:00:40,748
‫با بقیه راه بیفتی،
‫دسته‌جمعی شکار کنی.

15
00:00:41,748 --> 00:00:42,957
‫تیم دندون‌ها.

16
00:00:42,957 --> 00:00:44,957
‫فنگ گنگ.

17
00:00:45,209 --> 00:00:48,127
‫حدس می‌زنم یه آدم خاص و برگزیده مثل تو

18
00:00:48,127 --> 00:00:50,922
‫از یه کم کثافت توی ساندویچش بدش نیاد.

19
00:00:50,922 --> 00:00:51,964
‫پس الان تقدیمت می‌کنم...

20
00:00:51,964 --> 00:00:52,964
‫خدایی خوناشامی؟

21
00:00:52,966 --> 00:00:53,715
‫اون موقع چه حسی داشت.

22
00:00:54,507 --> 00:00:55,507
‫نوپا.

23
00:00:55,729 --> 00:00:56,948
‫عاشق.

24
00:00:57,122 --> 00:00:58,558
‫مادر.

25
00:01:01,647 --> 00:01:04,040
‫شما دارین به شکست‌ خورده‌ها گوش می‌دین،

26
00:01:04,041 --> 00:01:06,059
‫آلبوم هشت، روی اول.

27
00:01:08,001 --> 00:01:11,004
‫اگه بعد از اون...

28
00:01:11,092 --> 00:01:14,486
‫مکاشفه‌ی ادیپی یک ساعت اخیر هنوز گوش می‌دید
‫خوش برگشتید.

29
00:01:14,573 --> 00:01:17,881
‫از آلبوم قبلی تا حالا
‫داشتم با افکارم کلنجار می‌رفتم،

30
00:01:18,011 --> 00:01:20,926
‫و فکر می‌کنم شاید بد نباشه روشن کنم

31
00:01:20,927 --> 00:01:23,843
‫چرا و چطور به اینی که هستم تبدیل شدم،

32
00:01:23,930 --> 00:01:26,759
‫اون هم در پرتو همون مکاشفه‌ی ادیپی.

33
00:01:26,846 --> 00:01:28,587
‫شما از طوفان‌های فرویدی جون سالم به در بردین.

34
00:01:28,674 --> 00:01:30,894
‫و بله، اون قایق، آلت مردونه‌ست.

35
00:01:30,981 --> 00:01:34,724
‫و بله، اون اقیانوس، واژن مادرمه.

36
00:01:34,811 --> 00:01:37,379
‫بوسه، مالش، مراقبت بعدش.

37
00:01:37,466 --> 00:01:38,510
‫بریم جلو.

38
00:01:40,033 --> 00:01:43,820
‫اوورن فرانسه رو تصور کنین، سال ۱۷۷۲.

39
00:01:43,907 --> 00:01:46,823
‫عمارت رنگ ‌و رورفته‌ی خاندان لیونکور رو تصور کنین،

40
00:01:46,910 --> 00:01:48,738
‫در ته‌مانده‌ی هزار سال

41
00:01:48,825 --> 00:01:51,044
‫زوال اشرافی.

42
00:01:51,132 --> 00:01:56,224
‫پنج خواهر و برادر مرده‌ام رو تصور کنین،
‫آریستید، ماری، ژول،

43
00:01:56,311 --> 00:01:58,704
‫یکی غسل‌تعمیدنشده، و فاوستین،

44
00:01:58,791 --> 00:02:01,924
‫کوتوله‌های تزیینیِ باغچه که نگهبان
‫خوشبختی بی‌دغدغه‌ی خانوادگی

45
00:02:01,925 --> 00:02:03,405
‫توی تالارِ بزرگ‌مون هستن.

46
00:02:03,492 --> 00:02:06,273
‫این پسر توانایی دیدن چیزهای نادیده رو داره،

47
00:02:06,273 --> 00:02:07,409
‫چیزهای مقدس رو.

48
00:02:07,496 --> 00:02:08,714
‫برای صومعه‌ی اوت‌لوآر

49
00:02:08,801 --> 00:02:10,455
‫خیلی مناسب خواهد بود.

50
00:02:10,542 --> 00:02:13,850
‫و تو در ازای این لطف چی گیرت میاد؟

51
00:02:13,937 --> 00:02:15,417
‫یه ردای کشیشی با آستر ابریشم؟

52
00:02:15,504 --> 00:02:16,853
‫هیچی، عالی‌جناب.

53
00:02:16,940 --> 00:02:18,985
‫من درون پسرتون خوبی می‌بینم.

54
00:02:19,116 --> 00:02:20,987
‫پسر خوبی هستی، لستات؟

55
00:02:24,600 --> 00:02:28,125
‫جواب برادرت رو بده، لستات.

56
00:02:28,212 --> 00:02:30,258
‫مـ... من...

57
00:02:30,345 --> 00:02:32,216
‫نـ... نـ...

58
00:02:32,303 --> 00:02:34,653
‫نـ... نـمی...

59
00:02:35,785 --> 00:02:37,395
‫مـ... مـ...

60
00:02:37,482 --> 00:02:38,875
‫مـ... می‌دونم.

61
00:02:38,962 --> 00:02:40,398
‫نه، نمی‌دونه.

62
00:02:40,485 --> 00:02:42,748
‫پسر من، این سکسکه‌ی متحرک، پاپ بعدی بشه؟

63
00:02:42,835 --> 00:02:45,011
‫می‌تونیم مشکلش رو درمان کنیم.

64
00:02:45,098 --> 00:02:48,058
‫پاپ، آن‌طور که درخور رتبه و جایگاهشه.

65
00:02:48,145 --> 00:02:51,409
‫القابی که در میدان‌های خون‌آلود فرانسه به دست اومدن.

66
00:02:52,000 --> 00:02:58,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

67
00:02:58,416 --> 00:03:01,419
‫محاصره‌ی کومپین. نبرد کوتراس.

68
00:03:01,506 --> 00:03:02,942
‫با گذشت زمان، یاد می‌گیره

69
00:03:03,073 --> 00:03:04,944
‫توی فلسفه تسلی پیدا کنه.

70
00:03:05,031 --> 00:03:07,729
‫دوره‌ی آموزشی در اوت‌لوآر چیه؟

71
00:03:07,730 --> 00:03:09,688
‫ارسطو، اراسموس...

72
00:03:09,775 --> 00:03:13,083
‫من سوال پرسیدم.

73
00:03:15,172 --> 00:03:19,959
‫ارسطو، اراسموس، آکویناس.

74
00:03:20,046 --> 00:03:24,746
‫سیسرو، آلبرتی، برونو.

75
00:03:30,709 --> 00:03:34,016
‫مهمان‌خانه‌چی بهم می‌گه این بازیگرا رو

76
00:03:34,017 --> 00:03:35,410
‫با خودش برگردونده مهمان‌خانه،

77
00:03:35,497 --> 00:03:39,109
‫براشون بیشتر از حد معمول شراب خریده.

78
00:03:39,196 --> 00:03:43,069
‫نصف روستا اونجا بودن،
‫منتظر منه که پولش رو بدم.

79
00:03:43,156 --> 00:03:45,637
‫رعیت‌ها اینو ازم می‌خوان.
‫رعیت‌ها!

80
00:03:45,724 --> 00:03:49,641
‫فرار برای گابریلا وچّه ممکن نبود.

81
00:03:49,728 --> 00:03:52,340
‫مارکیه وعده‌ی محافظت بهش داده بود

82
00:03:52,427 --> 00:03:54,037
‫و باعث تباهیش شد.

83
00:03:54,124 --> 00:03:57,562
‫روی صحنه، کنار فاحشه‌ها و عیاش‌ها.

84
00:03:57,649 --> 00:03:59,434
‫اگه هوس چشیدن طعم تئاتر کرده،

85
00:03:59,564 --> 00:04:00,870
‫بهش بگو با یکی‌شون بخوابه.

86
00:04:00,957 --> 00:04:04,308
‫نه اینکه در واگن رو باز کنی
‫و بهشون ملحق شی!

87
00:04:04,395 --> 00:04:10,271
‫من رو به‌زور بردن خـ... خدمت.

88
00:04:10,358 --> 00:04:13,578
‫اون جوونیش رو قربانی کرد،
‫عقل و استعدادش رو هدر داد،

89
00:04:13,665 --> 00:04:15,450
‫و به یه قابله پول داد که رحمش رو زخم بندازه

90
00:04:15,580 --> 00:04:17,539
‫تا دیگه نتونه تحقیرش کنه.

91
00:04:17,626 --> 00:04:19,976
‫کلاهش رو توی میدان مثل گداها دستش گرفته بود.

92
00:04:20,106 --> 00:04:21,324
‫مثل یه بازیگر.

93
00:04:21,325 --> 00:04:23,153
‫کشاورز باشی بهتره تا بازیگر.

94
00:04:23,240 --> 00:04:25,460
‫بازیگر باشه بهتره تا یه کلم.

95
00:04:25,547 --> 00:04:28,636
‫وقتی با پدرمون حرف می‌زنی،
‫سرت رو از تو کتاب در بیار.

96
00:04:28,637 --> 00:04:30,552
‫- کلم.
‫- کلم.

97
00:04:30,682 --> 00:04:32,118
‫کلم.

98
00:04:32,205 --> 00:04:34,424
‫این شوخی کوچیک ما بود، کلم‌ها...

99
00:04:34,425 --> 00:04:36,687
‫کله‌کلم‌هایی با مغز کلمی

100
00:04:36,688 --> 00:04:39,822
‫و زن‌های کلمی،
‫که همه به زبون کلمی حرف می‌زدن.

101
00:04:39,909 --> 00:04:42,215
‫حداقل یه ذره شرافت توش بود!

102
00:04:42,303 --> 00:04:45,306
‫اسم لیونکور، دوباره غرق گندکاری‌های اون شده.

103
00:04:45,393 --> 00:04:47,743
‫هیچی رو دوست نداشته باش،
‫هیچ کاری نکن، هیچ‌ چی رو تغییر نده.

104
00:04:47,830 --> 00:04:48,744
‫بشین و زجر بکش.

105
00:04:48,831 --> 00:04:50,136
‫من دارم زجر می‌کشم؟

106
00:04:50,223 --> 00:04:51,485
‫گرگوار چی؟

107
00:04:51,486 --> 00:04:53,618
‫این سوال رو باید از فیلسوف‌ها پرسید.

108
00:04:53,749 --> 00:04:55,794
‫آیا یک کلم می‌تواند رنج بکشد؟

109
00:05:03,454 --> 00:05:09,286
‫یک ساعت روی صحنه،
‫یک ساعت دور از اینجا،

110
00:05:09,373 --> 00:05:13,637
‫از نم و تاریکیش، از زن آبله‌روت،

111
00:05:13,638 --> 00:05:17,294
‫و از گرگوار که آلتش رو فرو می‌کنه توی کلفت‌ها

112
00:05:17,381 --> 00:05:19,252
‫انگار داره گوشت خوک رو سس می‌زنه!

113
00:05:19,340 --> 00:05:20,689
‫کلم.

114
00:05:20,819 --> 00:05:23,081
‫- و لستات حرف می‌زنه...
‫- کلم.

115
00:05:23,082 --> 00:05:25,824
‫یک بیت با بازیگرها توی واگن.

116
00:05:25,911 --> 00:05:27,651
‫کلم.

117
00:05:27,652 --> 00:05:30,220
‫فقط یه بار دیگه

118
00:05:30,307 --> 00:05:33,354
‫این کلم کوفتی رو بگو.

119
00:05:35,138 --> 00:05:37,314
‫کـ... کـ... کلم.

120
00:05:37,401 --> 00:05:38,620
‫پاشو بشکنید!

121
00:05:41,579 --> 00:05:43,972
‫مثل ما زمین رو زیر پا می‌ذاری و شکار می‌کنی.

122
00:05:43,973 --> 00:05:46,801
‫در حد و اندازه‌ی خودت زن می‌گیری و بچه‌دار می‌شی،

123
00:05:46,802 --> 00:05:50,326
‫بچه‌هایی که همون‌طور که تو منو
‫سرافکنده کردی، تو رو سرافکنده کنن.

124
00:06:01,425 --> 00:06:03,557
‫زیبایی سردی داشت،

125
00:06:03,558 --> 00:06:07,126
‫مثل برف پشت دیوار شیشه‌ای
‫ضخیم و کج‌ومعوج.

126
00:06:07,213 --> 00:06:09,390
‫و من هم از روی الگو، سنگدل شدم.

127
00:06:12,044 --> 00:06:14,177
‫اما حالا گرگ‌ها دارن گوسفندهامون رو می‌برن،

128
00:06:14,264 --> 00:06:16,788
‫دیگه انقدر پررو شدن
‫که ترسشون هم ریخته.

129
00:06:16,875 --> 00:06:18,616
‫امروز یکی دیگه هم دزدیدن.

130
00:06:18,703 --> 00:06:21,053
‫جای گوسفند،
‫فقط یه برکه از دل و روده مونده بود.

131
00:06:21,140 --> 00:06:22,881
‫به‌زودی بچه‌هامون رو هم می‌قاپن.

132
00:06:22,968 --> 00:06:26,624
‫از وقتی من بچه بودم،
‫توی این تپه‌ها گرگ بوده.

133
00:06:26,711 --> 00:06:27,712
‫حیوانات باشکوهی‌ان.

134
00:06:27,799 --> 00:06:30,411
‫گرگ‌ها دارن دردسر درست می‌کنن، پدر.

135
00:06:30,498 --> 00:06:33,848
‫حالا دیگه قحطیه، ارباب،
‫از اینجا تا ورسای.

136
00:06:33,849 --> 00:06:35,328
‫از ما می‌خوان دربارش چی‌کار کنیم، هان؟

137
00:06:35,416 --> 00:06:36,504
‫هیچی.

138
00:06:36,591 --> 00:06:39,463
‫همین‌طور رو عنوان‌هاتون لم بدین،

139
00:06:39,594 --> 00:06:42,857
‫در حالی که کورمال‌کورمال
‫دارین دنبال دودول‌هاتون

140
00:06:42,858 --> 00:06:45,817
‫زیر سایه‌بونِ شکمتون می‌گردین.

141
00:06:47,819 --> 00:06:49,473
‫گمشو!

142
00:06:51,475 --> 00:06:52,955
‫سرفه کنین، آره؟

143
00:06:53,042 --> 00:06:56,132
‫نطفه کاشتن در اون هیچ‌هایی که باهاشون وصلت کردید،
‫و زاییدن هیچ‌های بیشتر

144
00:06:56,219 --> 00:06:59,657
‫که هیچی هم به ارث نمی‌برن!

145
00:06:59,744 --> 00:07:02,355
‫خنده‌دار نیست، برادر.

146
00:07:02,443 --> 00:07:04,269
‫تفنگ رو بذار زمین، لستات.

147
00:07:04,270 --> 00:07:06,142
‫- اون حامله‌ست.
‫- هی!

148
00:07:06,229 --> 00:07:08,622
‫تفنگ رو بذار زمین، لستات.

149
00:07:08,623 --> 00:07:12,496
‫گرگ‌ها خودشون رد می‌شن و می‌رن.

150
00:07:12,627 --> 00:07:16,108
‫ما ازت به عنوان ارباب‌مون
‫حمایت می‌خوایم.

151
00:07:16,195 --> 00:07:18,328
‫می‌خوایم یه ‌کم

152
00:07:18,459 --> 00:07:20,330
‫از وفور نعمتی که روی میزت هست
‫با ما شریک شید.

153
00:07:20,417 --> 00:07:23,289
‫هی، برین خونه‌هاتون!

154
00:07:23,376 --> 00:07:24,987
‫کاری از دستمون برنمیاد.

155
00:07:25,074 --> 00:07:27,467
‫جز اینکه مرد باشین!

156
00:07:35,084 --> 00:07:37,956
‫قصد داشت با اون چالش منو بکشه.

157
00:07:38,087 --> 00:07:39,392
‫یه پایان سریع

158
00:07:39,480 --> 00:07:42,091
‫بهتر از این بود که ببینه
‫یه دهه‌ی دیگه هم تسلیم می‌شم،

159
00:07:42,178 --> 00:07:44,833
‫و می‌رم به جمع کلم‌ها می‌پیوندم.

160
00:07:57,193 --> 00:07:58,847
‫و این زندگی چی بود؟

161
00:08:02,764 --> 00:08:04,765
‫خوبی درونم رو
‫توی صومعه جا گذاشتم.

162
00:08:04,766 --> 00:08:05,517
‫صبر کن.

163
00:08:05,517 --> 00:08:10,772
‫حس شگفتیم رو
‫توی واگن یه دسته بازیگر سیار گذاشتم.

164
00:08:10,859 --> 00:08:12,296
‫برو.

165
00:08:24,699 --> 00:08:28,310
‫دلم می‌خواست گرگ‌ها بیان.

166
00:08:32,489 --> 00:08:34,055
‫تا وقتی که دیگه نخواستم.

167
00:08:54,250 --> 00:08:55,338
‫غذا نمی‌خوره.

168
00:08:55,425 --> 00:08:59,124
‫اجازه نمیده بهش برسم.

169
00:08:59,211 --> 00:09:03,693
‫تو پنج تا گرگ رو

170
00:09:03,694 --> 00:09:06,478
‫تنهایی کشتی؟

171
00:09:06,479 --> 00:09:09,438
‫هشت‌تا،

172
00:09:09,439 --> 00:09:11,920
‫نه پنج‌تا.

173
00:09:14,531 --> 00:09:16,707
‫اسبم رو تیکه‌تیکه کردن.

174
00:09:20,276 --> 00:09:22,104
‫سگم رو هم.

175
00:09:27,849 --> 00:09:29,241
‫هشت‌تا.

176
00:09:33,681 --> 00:09:36,553
‫لابد وضعیت گر‌گ‌ها خیلی بدتر بود؟

177
00:09:41,036 --> 00:09:44,300
‫از دیروز یه جماعت اومدن،
‫امشب هم دوباره اومدن.

178
00:09:44,387 --> 00:09:47,869
‫می‌خوان پرستشت کنن.

179
00:09:47,956 --> 00:09:51,045
‫پدرت و برادرهات

180
00:09:51,046 --> 00:09:53,265
‫از شرم دولا شدن.

181
00:09:53,352 --> 00:09:55,571
‫بیا پایین.

182
00:09:55,572 --> 00:09:57,400
‫خوشت میاد.

183
00:09:57,487 --> 00:10:00,969
‫از این اتاق به اون اتاق،

184
00:10:01,099 --> 00:10:05,234
‫هر سه‌تاشون رو سلاخی می‌کنم.

185
00:10:05,321 --> 00:10:06,670
‫وقتی گرگ‌ها رو کشتم،

186
00:10:06,757 --> 00:10:09,064
‫همین رو خواب دیدم، مادر.

187
00:10:13,764 --> 00:10:15,331
‫می‌دونی من چی خواب می‌بینم؟

188
00:10:20,902 --> 00:10:23,774
‫دارم شراب می‌خورم.

189
00:10:23,861 --> 00:10:27,822
‫اون‌قدر مستم
‫که لباس‌هامو درمیارم

190
00:10:27,909 --> 00:10:32,914
‫و لخت توی جوی کوهستانی حموم می‌کنم.

191
00:10:36,874 --> 00:10:40,051
‫می‌رم توی ده...

192
00:10:40,138 --> 00:10:43,054
‫توی مهمون‌خونه،

193
00:10:43,141 --> 00:10:49,539
‫و هر مردی که بیاد رو

194
00:10:49,626 --> 00:10:55,893
‫با خودم می‌برم توی تخت.

195
00:10:55,980 --> 00:10:59,984
‫مردهای زمخت، مردهای درشت،

196
00:11:00,071 --> 00:11:04,032
‫پیرمردها، پسرها،

197
00:11:04,162 --> 00:11:08,950
‫یکی‌یکی می‌گیرمشون،

198
00:11:09,080 --> 00:11:14,607
‫و یه جور رهایی باشکوه توش حس می‌کنم،

199
00:11:14,695 --> 00:11:20,004
‫بی‌هیچ فکری به پدرت

200
00:11:20,091 --> 00:11:23,921
‫یا برادرهات.

201
00:11:24,008 --> 00:11:27,882
‫اون لحظه،

202
00:11:27,969 --> 00:11:31,450
‫مال

203
00:11:31,537 --> 00:11:34,236
‫هیچ‌کس نیستم،

204
00:11:34,323 --> 00:11:36,542
‫جز خودم.

205
00:11:50,121 --> 00:11:52,820
‫دارم می‌میرم.

206
00:11:54,517 --> 00:11:57,694
‫زمستون رو رد نمی‌کنم.

207
00:11:57,781 --> 00:11:59,217
‫مادر.

208
00:12:07,660 --> 00:12:10,011
‫کارشو تموم کن.
‫اون یه جماعت رو داره که باید تبرک بشن.

209
00:12:14,798 --> 00:12:16,147
‫مادر؟

210
00:12:18,410 --> 00:12:20,021
‫مادر!

211
00:12:22,719 --> 00:12:24,199
‫مادر!
‫مادر؟

212
00:12:28,551 --> 00:12:30,031
‫اگه آهسته‌تر بگم،

213
00:12:30,118 --> 00:12:31,728
‫برای شما دهن‌گشادها قابل‌فهم‌تر می‌شه؟

214
00:12:31,815 --> 00:12:37,168
‫توافق‌نامه‌ی یک‌طرفه‌ی عدم افشا.

215
00:12:37,255 --> 00:12:38,953
‫فکر نمی‌کنم این توافق‌نامه

216
00:12:39,083 --> 00:12:40,389
‫وجاهت قانونی برای قتل بهت بده.

217
00:12:40,476 --> 00:12:41,912
‫کدوم قتل‌ها؟

218
00:12:41,999 --> 00:12:43,392
‫توی اون راهرو هشت تا جنازه بود.

219
00:12:43,479 --> 00:12:44,915
‫فکر کردی اگه هشت تا جنازه

220
00:12:45,002 --> 00:12:46,830
‫توی راهرو جا گذاشته بودیم،
‫الان داشتی توی این اتوبوس نشسته بودی؟

221
00:12:46,917 --> 00:12:48,005
‫منم اونا رو دیدم.

222
00:12:48,092 --> 00:12:50,878
‫و قاچاقچی خرده‌پا

223
00:12:50,965 --> 00:12:53,054
‫- بالاخره یه جمله‌ی کامل گفت.
‫- مسئول شبکه‌های اجتماعی.

224
00:12:53,141 --> 00:12:56,099
‫قراردادت رو چک کن.
‫نوشته هرزه‌ی کوکائینی.

225
00:12:56,100 --> 00:12:58,536
‫می‌دونم چی دیدم، وکیل.

226
00:12:58,537 --> 00:13:00,583
‫دیدم یه یارو یه یاروی دیگه رو کشت...

227
00:13:00,670 --> 00:13:02,541
‫- خون‌آشام بود. خون‌آشام.
‫- دقیقاً جلوی چشمم.

228
00:13:02,628 --> 00:13:04,064
‫چیزی که این گیتاریست دوم حال‌گیر ما

229
00:13:04,065 --> 00:13:07,242
‫ممکنه دیده باشه یا ندیده باشه، یه خون‌آشام بود

230
00:13:07,329 --> 00:13:08,938
‫که داشت از خودش دفاع می‌کرد.

231
00:13:08,939 --> 00:13:10,680
‫اما اون یه توافق یک‌طرفه امضا کرده،

232
00:13:10,767 --> 00:13:12,682
‫یه خیابون یک‌طرفه که من کنترلش می‌کنم.

233
00:13:12,769 --> 00:13:15,727
‫بمب چمدانی.

234
00:13:15,728 --> 00:13:18,514
‫- کجاییم؟
‫- ایالت اوهایو.

235
00:13:18,601 --> 00:13:21,473
‫قدرت آتش رو داری؟

236
00:13:21,604 --> 00:13:23,039
‫- خدای من.
‫- هی، چی شد؟

237
00:13:23,040 --> 00:13:25,302
‫دوباره این وضعیت؟

238
00:13:25,303 --> 00:13:26,391
‫این دیگه چه کوفتیه؟

239
00:13:26,478 --> 00:13:27,957
‫چطور اومدم اینجا؟

240
00:13:27,958 --> 00:13:29,655
‫- سوفیا.
‫- سوفیا؟

241
00:13:29,742 --> 00:13:32,049
‫هیچی نشده اسمم یادت رفته؟

242
00:13:32,136 --> 00:13:34,967
‫سلام، سوفیا.

243
00:13:37,054 --> 00:13:38,969
‫ببخشید، یعنی الان ما قرار نیست

244
00:13:39,056 --> 00:13:40,275
‫درباره‌ی دیشب حرف بزنیم؟

245
00:13:40,362 --> 00:13:41,753
‫یعنی قرار نیست درباره‌ی...

246
00:13:41,754 --> 00:13:43,495
‫اون یک سال و نیم کوفتی و عجیبی که

247
00:13:43,582 --> 00:13:44,757
‫سرمون آوردی حرفی بزنیم؟

248
00:13:44,888 --> 00:13:46,106
‫جدای از این واقعیت که می‌تونی پرواز کنی؟

249
00:13:46,107 --> 00:13:47,543
‫و فکر نکردی که

250
00:13:47,630 --> 00:13:48,892
‫- لازمه اینو به ما بگی؟
‫- تو با ذهنت همه ‌چی رو به آتیش می‌کشی!

251
00:13:48,979 --> 00:13:50,209
‫کل روز بیدار بودم،

252
00:13:50,502 --> 00:13:52,330
‫یه لیست کوفتی و طولانی سوال داریم، مرد.

253
00:13:52,417 --> 00:13:53,810
‫مثلاً دیگه چه کارایی ازت برمیاد؟

254
00:13:53,897 --> 00:13:55,333
‫آره، مثلاً جنازه‌ها رو کجا قایم می‌کنی؟

255
00:13:55,464 --> 00:13:57,031
‫جواب اینو نده.

256
00:13:57,118 --> 00:13:58,858
‫و آخرین بار کی با آرماند حرف زدی؟

257
00:13:58,859 --> 00:14:00,991
‫شاید می‌تونستم اونجا هم همه ‌چی رو تموم کنم.

258
00:14:01,078 --> 00:14:03,559
‫ولی توی دیترویت واقعاً خوب ظاهر شدیم.

259
00:14:03,646 --> 00:14:05,387
‫و هزار نفر دیگه از اون مریض‌های زیبا

260
00:14:05,474 --> 00:14:06,910
‫توی اوهایو منتظر بودن که بهشون خدمت کنیم.

261
00:14:06,997 --> 00:14:09,478
‫و اون از راه دوری اومده بود

262
00:14:09,565 --> 00:14:10,871
‫که به من دلداری بده.

263
00:14:11,958 --> 00:14:14,830
‫و شماها خیلی در مورد

264
00:14:14,831 --> 00:14:16,964
‫فاکتور زنای با محارم خون‌آشامی صبوری دارید.

265
00:14:17,051 --> 00:14:18,878
‫و واقعاً قدردانشم.

266
00:14:18,879 --> 00:14:20,881
‫شماها بیسبال بازی می‌کنید، مثل توی فیلم گرگ‌ومیش؟

267
00:14:20,968 --> 00:14:22,012
‫- یکی‌یکی.
‫- آره!

268
00:14:22,099 --> 00:14:23,273
‫با جنازه‌ها چیکار می‌کنی؟

269
00:14:23,274 --> 00:14:25,624
‫- به این جواب نده!
‫- یکی‌یکی، لطفاً!

270
00:14:25,711 --> 00:14:27,583
‫یکی‌یکی.

271
00:14:35,634 --> 00:14:37,506
‫♪ من یه قاتل کوچیکم ♪

272
00:14:37,593 --> 00:14:39,725
‫♪ من یه تنهام ♪

273
00:14:39,812 --> 00:14:41,423
‫♪ من همون سرمایی‌ام که ♪
‫♪ می‌خزه توی ستون فقراتت ♪

274
00:14:41,510 --> 00:14:43,728
‫♪ و بهت می‌گه فرار کن ♪

275
00:14:43,729 --> 00:14:45,383
‫♪ من اون سایه‌ی آویزونم ♪

276
00:14:45,514 --> 00:14:47,472
‫♪ من اون عشق گمشده‌م ♪

277
00:14:47,559 --> 00:14:49,256
‫♪ من گذشته‌م و آینده‌م ♪

278
00:14:49,257 --> 00:14:51,520
‫♪ آخرین بخیه‌ها،
‫اون قمری نغمه‌خوان ♪

279
00:14:51,607 --> 00:14:53,391
‫♪ ما راک‌اندرولرها هستیم ♪

280
00:14:53,522 --> 00:14:55,741
‫♪ ما خوش‌گذرون‌ها هستیم ♪

281
00:14:55,828 --> 00:14:56,699
‫♪ ما اون قلبی هستیم
‫که خون پمپاژ می‌کنه ♪

282
00:14:56,829 --> 00:14:57,960
‫♪ ما اون صورتی هستیم توی گِل ♪

283
00:14:57,961 --> 00:15:00,833
‫♪ ما این قافیه‌ی احمقانه‌ایم ♪

284
00:15:00,921 --> 00:15:03,053
‫♪ بنگ، بنگ
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪

285
00:15:03,140 --> 00:15:05,185
‫- ♪ ♪ بنگ، بنگ ♪
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪

286
00:15:05,186 --> 00:15:06,361
‫♪ بنگ، بنگ

287
00:15:06,448 --> 00:15:10,191
‫♪ همه می‌ریزن پایین ♪

288
00:15:10,321 --> 00:15:14,281
‫♪ بسوزون زمین رو ♪

289
00:15:14,282 --> 00:15:18,329
‫♪ همه می‌ریزن پایین ♪

290
00:15:18,416 --> 00:15:21,071
‫♪ بسوزون ♪

291
00:15:21,158 --> 00:15:23,160
‫♪ بنگ، بنگ
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪

292
00:15:23,291 --> 00:15:25,162
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪

293
00:15:25,293 --> 00:15:27,121
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪
‫- ♪ بنگ، بنگ ♪

294
00:15:27,208 --> 00:15:31,298
‫♪ بنگ، بنگ، بنگ، بنگ،
‫بنگ، بنگ ♪

295
00:15:31,299 --> 00:15:33,301
‫فوق‌العاده بود. بریم سراغ بعدی.

296
00:15:36,086 --> 00:15:38,959
‫آدم می‌کشی؟

297
00:15:39,046 --> 00:15:41,613
‫می‌خوابم، فکر می‌کنم، آواز می‌خونم،

298
00:15:41,700 --> 00:15:43,224
‫و به اقتصاد محلی کمک می‌کنم.

299
00:15:43,311 --> 00:15:45,312
‫- آدم می‌کشی؟
‫- خون‌شون رو تخلیه می‌کنم.

300
00:15:45,313 --> 00:15:46,401
‫چه فرقی داره؟

301
00:15:46,488 --> 00:15:47,663
‫وقتی تخلیه‌شون می‌کنم، لازم نیست بکشمشون.

302
00:15:47,793 --> 00:15:48,924
‫هر شب روی صحنه این کار رو می‌کنم.

303
00:15:48,925 --> 00:15:50,535
‫اون فنجون کوچیک.

304
00:15:50,666 --> 00:15:52,450
‫هر شب چند نفر رو می‌کشی؟

305
00:15:52,581 --> 00:15:53,886
‫چند نفر؟

306
00:15:53,974 --> 00:15:55,714
‫این همون چیزیه که فرید رو براش دارم.

307
00:15:55,801 --> 00:15:57,933
‫آره، برای همینه که بدل هم داری.

308
00:15:57,934 --> 00:15:59,240
‫خودت بهشون بگو.

309
00:15:59,327 --> 00:16:01,764
‫بیشتر خونش رو از اون مزرعه می‌گیره.

310
00:16:01,851 --> 00:16:03,505
‫- بیشتر؟
‫- مزرعه؟

311
00:16:03,592 --> 00:16:05,462
‫یه جور بانک خونه.

312
00:16:05,463 --> 00:16:07,248
‫آدم‌ها اهدا می‌کنن و بابتش
‫حق‌الزحمه‌ی حسابی می‌گیرن.

313
00:16:07,335 --> 00:16:08,989
‫همه‌چی کاملاً اخلاقیه.

314
00:16:09,076 --> 00:16:12,035
‫می‌رن سراغ دانشجوهای درب‌وداغون
‫و بازی‌های بینگوی معتادها.

315
00:16:12,122 --> 00:16:14,384
‫فقط پول نقد، بی‌هیچ سوالی.

316
00:16:14,385 --> 00:16:16,170
‫خب... پس تو هم یه خون‌آشامی؟

317
00:16:16,257 --> 00:16:19,042
‫ما سه تا، شما نُه تا.

318
00:16:19,129 --> 00:16:20,696
‫آزاد و سرافراز.

319
00:16:20,783 --> 00:16:22,523
‫- سه تا؟ سه تا؟ سه تا؟
‫- سه تا.

320
00:16:22,524 --> 00:16:23,873
‫سلام، اسمم دنیله.

321
00:16:23,960 --> 00:16:26,179
‫ثورم، نزدیک به برج حمل.

322
00:16:26,180 --> 00:16:27,877
‫گروه خونی AB منفی رو ترجیح می‌دم.

323
00:16:27,964 --> 00:16:29,139
‫خالقت کیه؟

324
00:16:29,226 --> 00:16:31,489
‫آراچ‌نول رو امتحان کردی؟

325
00:16:31,576 --> 00:16:34,927
‫فقط ۴۵ نفر توی کل دنیا دارنش.

326
00:16:35,015 --> 00:16:37,713
‫فقط نُه تا اهداکننده‌ی فعال داره.

327
00:16:37,843 --> 00:16:40,672
‫همه‌چیز رو برام تعریف کن، عزیزم.

328
00:16:40,459 --> 00:16:42,418
‫هی، هی، نگاه کن... هی،
‫این یه شوخی کوفتی نیست.

329
00:16:42,505 --> 00:16:44,942
‫جلسه فقط مختص اعضای گروه!

330
00:16:45,029 --> 00:16:47,162
‫موکل تو در انجام تعهدات امنیتیش
‫کوتاهی کرد،

331
00:16:47,249 --> 00:16:48,293
‫در محافظت از کسانی
‫که مثل موکل من هستند...

332
00:16:48,424 --> 00:16:50,078
‫من این ترس و وحشت رو درک می‌کنم.

333
00:16:50,165 --> 00:16:53,995
‫شما چیزی رو دیدید که
‫نمی‌خواستید بهش اعتراف کنید.

334
00:16:54,082 --> 00:16:57,041
‫اما جهالت خودخواسته،
‫خوابیدن در مشت یه غوله.

335
00:16:57,128 --> 00:16:58,303
‫- جهالت خودخواسته؟
‫- بیخیال.

336
00:16:58,434 --> 00:16:59,913
‫تا حالا منو در روشنایی روز دیدید؟

337
00:16:59,914 --> 00:17:01,263
‫آرماند یه روزگرده.

338
00:17:01,350 --> 00:17:03,699
‫کمکم نکردید موستانگم رو

339
00:17:03,700 --> 00:17:05,615
‫تو کارواش خودکار اسپوکن بشورم؟

340
00:17:05,702 --> 00:17:06,747
‫گفتی خون یه گوزن بود.

341
00:17:06,834 --> 00:17:07,922
‫به همون اندازه‌ای که

342
00:17:08,052 --> 00:17:10,010
‫یه مدیر شیفت شب کی‌اف‌سی
‫حق داره عزیز باشه.

343
00:17:10,011 --> 00:17:11,664
‫- خدایا.
‫- باشه، پس تو آدم می‌کشی.

344
00:17:11,752 --> 00:17:14,363
‫خون‌آشام‌ها تمام عمرتون
‫دورتون بودن.

345
00:17:14,450 --> 00:17:15,886
‫ما هزاران ساله که

346
00:17:16,017 --> 00:17:16,790
‫بخشی از این اکوسیستم هستیم.

347
00:17:16,790 --> 00:17:17,915
‫از کجا بدونیم
‫قرار نیست ما رو بکشی؟

348
00:17:17,915 --> 00:17:19,948
‫بیشتر از یک سال و نیمه که تو گروه منی،

349
00:17:19,948 --> 00:17:21,239
‫- و هیچ اتفاقی برات نیفتاده.
‫- گروه تو نیست.

350
00:17:21,326 --> 00:17:22,335
‫گروه کوفتی ماست.

351
00:17:22,335 --> 00:17:23,461
‫وای خدا، تو چقدر عوضی هستی.

352
00:17:23,608 --> 00:17:25,548
‫در واقع، همه‌تون بارها و بارها
‫تحت محافظت بودید

353
00:17:25,635 --> 00:17:26,897
‫بدون اینکه حتی بدونید.

354
00:17:26,984 --> 00:17:28,769
‫- چی؟
‫- کاری که داریم می‌کنیم،

355
00:17:28,856 --> 00:17:30,813
‫ماهیت اعتراف‌گونه‌ی ترانه‌ها،

356
00:17:30,814 --> 00:17:32,207
‫اجرا برای فانی‌ها، بینش‌هایی که

357
00:17:32,294 --> 00:17:33,774
‫درباره‌ی امیال خون‌آشامی می‌دیم،
‫همه‌ش...

358
00:17:35,297 --> 00:17:37,560
‫همه‌ش برای خون‌آشام‌ها کفرآمیزه.

359
00:17:37,647 --> 00:17:39,257
‫- چی؟
‫- جای نگرانی نیست.

360
00:17:39,344 --> 00:17:40,606
‫خون آکاشا در رگ‌های منه.

361
00:17:40,737 --> 00:17:42,130
‫ببخشید، آکاشا دیگه چه کوفتیه؟

362
00:17:42,217 --> 00:17:44,567
‫چیزی که مهمه و چیزی که
‫باید براش جشن بگیریم،

363
00:17:44,654 --> 00:17:45,947
‫همون کاریه که دیشب روی صحنه کردیم.

364
00:17:45,960 --> 00:17:47,352
‫همه‌ی آهنگ‌هات درباره‌ی این یارو لوییس هستن؟

365
00:17:47,439 --> 00:17:49,954
‫- ما خام و زننده بودیم.
‫- «می‌ترسیدم که از دستت بدم.»

366
00:17:50,138 --> 00:17:52,096
‫متعالی بود. معذرت می‌خوام؟

367
00:17:52,183 --> 00:17:55,230
‫«و از دستت دادم.»
‫می‌دونی.

368
00:17:55,317 --> 00:17:57,232
‫اسمش لویی هست، نه لوییس.

369
00:17:57,319 --> 00:17:59,234
‫و اون «تویی» که داری بهش اشاره می‌کنی

370
00:17:59,321 --> 00:18:00,669
‫می‌تونه یکی از اون دوجین معشوقه‌ای باشه

371
00:18:00,670 --> 00:18:02,106
‫که طی قرن‌ها باهاشون هم‌بستر شدم.

372
00:18:02,237 --> 00:18:03,628
‫خیلی خب، باشه...
‫اون خلافکاری که از پشت

373
00:18:03,629 --> 00:18:04,674
‫با چاقو تو دستش داره نزدیک می‌شه
‫و دهنش پر از دروغه، کیه؟

374
00:18:04,805 --> 00:18:05,936
‫ما دیشب فراتر از حماسی بودیم.

375
00:18:06,023 --> 00:18:07,068
‫چاقو رو از عصام کشیدم بیرون،

376
00:18:07,155 --> 00:18:08,199
‫و گرفتمش سمت گلوی لستات.

377
00:18:08,286 --> 00:18:09,548
‫و همه‌ی ما دقیقاً از همین می‌ترسیم.

378
00:18:09,679 --> 00:18:11,072
‫- می‌خوام توی تخت بمونم.
‫- می‌شه دوباره انجامش بدیم؟

379
00:18:11,159 --> 00:18:12,550
‫- می‌شه هر شب انجامش بدیم؟
‫- جویدن شیرین‌بیان سیاه.

380
00:18:12,551 --> 00:18:13,769
‫این درباره‌ی ساک‌زدن لویی ـه؟

381
00:18:13,770 --> 00:18:15,206
‫شیرین‌بیان سیاه درباره‌ی

382
00:18:15,293 --> 00:18:16,904
‫اولین قتلیه که

383
00:18:16,991 --> 00:18:18,949
‫- بعد از آشتی من و لویی انجام دادم.
‫- دیگه بسه.

384
00:18:19,036 --> 00:18:20,211
‫- من...
‫- دارم به پلیس زنگ می‌زنم.

385
00:18:20,298 --> 00:18:23,475
‫۵۴،۵۵۴ روز زندگی کردم

386
00:18:23,562 --> 00:18:25,128
‫قبل از اینکه
‫لویی دو پوینت دو لاک رو ملاقات کنم.

387
00:18:25,129 --> 00:18:26,521
‫تو آدم می‌کشی.

388
00:18:26,522 --> 00:18:28,611
‫من آدمم.
‫ما هم آدمیم.

389
00:18:28,698 --> 00:18:30,265
‫و منم بودم.

390
00:18:32,310 --> 00:18:36,401
‫هیچ خون‌آشامی، خون‌آشام به دنیا نیومده.

391
00:18:36,488 --> 00:18:39,013
‫لعنت به این.
‫لعنت به تو.

392
00:18:39,100 --> 00:18:41,016
‫ما استعفا می‌دیم.

393
00:18:42,103 --> 00:18:43,104
‫بریم.

394
00:18:46,411 --> 00:18:48,151
‫لری؟

395
00:18:48,152 --> 00:18:52,374
‫اون‌ها نمی‌خوان حرف بزنن،
‫اما به عنوان یه خون‌آشام،

396
00:18:52,504 --> 00:18:54,070
‫می‌تونم بهتون بگم
‫که به چی فکر می‌کنن.

397
00:18:54,071 --> 00:18:57,248
‫می‌خوای بدونی به چی فکر می‌کنن؟

398
00:18:57,335 --> 00:19:01,862
‫اولش ۱۵۰۰ تا بودیم.
‫الان ۲۰ هزار تا دنبال‌کننده داریم.

399
00:19:01,949 --> 00:19:04,038
‫اون صدابردار رو توی دنور کشت

400
00:19:04,125 --> 00:19:06,779
‫چون عمداً صدای سولوی من رو خراب کرد.

401
00:19:06,867 --> 00:19:08,520
‫و اون خوشحاله که من کشتمش،

402
00:19:08,651 --> 00:19:09,695
‫فقط مشکل اینجاست که من نکشتمش.

403
00:19:09,782 --> 00:19:12,220
‫اخراجش کردم، لری.

404
00:19:12,307 --> 00:19:15,483
‫فیتس آنتوراژ، برومز، تیتس،

405
00:19:15,484 --> 00:19:18,226
‫دایم استور دارلینگز، بوکاکی آیس هلمت،

406
00:19:18,313 --> 00:19:19,967
‫و چهار گروه دیگه که به اون خوبی نیستن

407
00:19:20,054 --> 00:19:22,055
‫ولی به همون اندازه موفقن.

408
00:19:22,056 --> 00:19:26,364
‫اگه الان بهش نرسم،
‫با این ولگرد ازدواج می‌کنم

409
00:19:26,495 --> 00:19:29,280
‫و یه بچه میارم.

410
00:19:29,367 --> 00:19:30,846
‫تین لیزی مزخرفه.

411
00:19:30,847 --> 00:19:33,589
‫با یه گیتار صدای بهتری خواهیم داشت.

412
00:19:33,676 --> 00:19:35,808
‫- من همچین فکری نمی‌کنم.
‫- چرا، اینطور فکر می‌کنه.

413
00:19:35,939 --> 00:19:40,726
‫سالاماندر، یکی دیگه از اون نوسانات خلقی

414
00:19:40,813 --> 00:19:43,251
‫وگان و خشک و مزخرف الکس.

415
00:19:43,338 --> 00:19:46,167
‫می‌ره جلسه ترک و باز فردا برمی‌گرده.

416
00:19:46,254 --> 00:19:48,256
‫رفیق.

417
00:19:48,343 --> 00:19:50,388
‫و من قانونی دارم که هیچ‌وقت
‫با اعضای گروهم هم‌بستر نمی‌شم.

418
00:19:56,699 --> 00:19:58,787
‫تی‌سی داشت در مورد لری حرف می‌زد،

419
00:19:58,788 --> 00:20:00,659
‫نه تو.

420
00:20:00,746 --> 00:20:05,620
‫تو بهترین نوازنده‌ی خالصی هستی که داریم،
‫البته غیر از خودم.

421
00:20:05,621 --> 00:20:07,666
‫پس عجله نکن، الکس.

422
00:20:07,753 --> 00:20:10,190
‫به قول معروف، هضمش کن.

423
00:20:10,191 --> 00:20:12,541
‫اما قبل از دویدن سمت پلیس

424
00:20:12,671 --> 00:20:15,760
‫یا در میون گذاشتن این حرف‌ها
‫توی یکی از اون گروه‌های گمنامت،

425
00:20:15,761 --> 00:20:18,634
‫اگه به جون خودت اهمیت می‌دی یا بردارت

426
00:20:18,721 --> 00:20:20,375
‫سه بار فکر کن.

427
00:20:23,944 --> 00:20:25,902
‫شما دارید به شکست‌خورده‌ها گوش می‌دید،

428
00:20:26,033 --> 00:20:28,513
‫آلبوم ۱۲، روی دوم.

429
00:20:31,299 --> 00:20:33,910
‫در تورهای راک خون‌آشامی،
‫حریم خصوصی کمیابه.

430
00:20:33,997 --> 00:20:36,346
‫اتوبوس، طبقه‌های مشترک هتل،

431
00:20:36,347 --> 00:20:39,349
‫عواملِ فنی پشت صحنه که تابوت جابه‌جا می‌کنن،
‫و چیزایی از این دست...

432
00:20:39,350 --> 00:20:40,326
‫و به عنوان خواننده‌ی اصلی،

433
00:20:40,326 --> 00:20:44,181
‫همیشه توسط کسانی محاصره شدی
‫که بی‌وقفه ازت چیزی می‌خوان.

434
00:20:44,268 --> 00:20:46,923
‫خب، مادرم، گابریلا وچه، خدا بیامرزدش،

435
00:20:47,010 --> 00:20:49,578
‫آدم پیچیده‌ای بود برای تحمل کردن.

436
00:20:49,665 --> 00:20:52,450
‫اما نوچه‌م، خون‌آشام گابریلا،

437
00:20:52,581 --> 00:20:54,278
‫اصلاً اینطور نبود.

438
00:20:54,365 --> 00:20:55,932
‫و وقتی گروه مشغول چک صدا بود

439
00:20:56,019 --> 00:20:58,065
‫و جاردا اون‌طرف شهر داشت بیلیارد بازی می‌کرد،

440
00:20:58,152 --> 00:21:00,763
‫او و نسخه‌ی کم‌تر دارویی‌شده‌ی من،

441
00:21:00,850 --> 00:21:03,635
‫یه عصر رو پیدا کردیم که دور هم باشیم
‫و وقت‌کشی کنیم.

442
00:21:03,766 --> 00:21:06,160
‫و واقعاً هیچ‌کس توی باغ نبود که به اندازه‌ی اون،

443
00:21:06,247 --> 00:21:08,249
‫بی‌دردسر وقت‌کشی کنه.

444
00:21:08,336 --> 00:21:10,338
‫چرا شیکاگو بودی؟

445
00:21:10,425 --> 00:21:11,686
‫نبودم.

446
00:21:11,687 --> 00:21:15,212
‫تو ایسلند هتل کمپ بودم.

447
00:21:15,299 --> 00:21:16,257
‫داری دروغ می‌گی.

448
00:21:16,344 --> 00:21:18,694
‫خالقم مادرش رو صدا زد،

449
00:21:18,781 --> 00:21:20,783
‫و من اومدم...

450
00:21:20,870 --> 00:21:23,960
‫و اومدم و اومدم.

451
00:21:24,047 --> 00:21:26,310
‫- آره، درباره‌ی اون...
‫- می‌دونم.

452
00:21:26,397 --> 00:21:29,139
‫واقعاً نباید این کار رو بکنیم.

453
00:21:29,226 --> 00:21:31,011
‫اگه قراره بمونی، باید یه پیمان ببندیم.

454
00:21:31,098 --> 00:21:32,447
‫هرجور راحتی.

455
00:21:32,534 --> 00:21:34,231
‫می‌خوام که بمونی.

456
00:21:34,318 --> 00:21:35,319
‫پس پیمان ببندیم.

457
00:21:36,668 --> 00:21:39,715
‫همراهی، بدون اون حس همراه بودن.

458
00:21:39,802 --> 00:21:41,760
‫نیاز به یه دروغ جدید داریم.

459
00:21:41,847 --> 00:21:47,330
‫یه سبد بباف و پرش کن از مزخرفات.

460
00:21:47,331 --> 00:21:48,680
‫دلم برات تنگ شده بود.

461
00:21:51,509 --> 00:21:53,423
‫البته که توی ایتالیا همدیگه رو دیدیم.

462
00:21:54,904 --> 00:21:56,775
‫کارناوال آمبروسی، البته.

463
00:21:56,906 --> 00:21:58,386
‫البته.

464
00:21:58,473 --> 00:22:00,562
‫و البته که لباس هم‌شکل پوشیده بودیم.

465
00:22:00,649 --> 00:22:02,955
‫و توی میدان دل دومو مسابقه گذاشتیم

466
00:22:03,086 --> 00:22:08,135
‫تا ببینیم کی اول می‌تونه به اون یکی سیلی بزنه.

467
00:22:08,222 --> 00:22:13,009
‫و بعد تو نقاب رو از صورتم برداشتی و
‫خب، این چهره...

468
00:22:15,316 --> 00:22:17,753
‫من خودم رو توی اون دیدم.

469
00:22:20,930 --> 00:22:22,452
‫آره.

470
00:22:22,453 --> 00:22:23,933
‫می‌بینی، دوباره همه چی برمی‌گرده سر جای اولش.

471
00:22:27,328 --> 00:22:29,938
‫چقدر قراره بمونی؟

472
00:22:32,594 --> 00:22:34,378
‫توی قرن گذشته، دو بار دیدمت.

473
00:22:34,509 --> 00:22:36,946
‫سوال غیرمنطقی‌ای نیست.

474
00:22:37,033 --> 00:22:39,253
‫به اندازه‌ی کافی.

475
00:22:39,383 --> 00:22:43,039
‫به اندازه‌ی کافی برای چی؟

476
00:22:43,170 --> 00:22:45,433
‫- معذرت می‌خوام.
‫- به اندازه‌ی کافی که ببینم چطور آواز می‌خونی.

477
00:22:46,912 --> 00:22:49,914
‫که بهم شهر مانسی رو نشون بدی،

478
00:22:49,915 --> 00:22:54,398
‫ویلمینگتون، فودکورت‌ها.

479
00:22:54,485 --> 00:22:55,616
‫معذرت می‌خوام.

480
00:22:55,617 --> 00:22:58,707
‫می‌خوام کورن‌هول بازی کنم.

481
00:22:58,794 --> 00:23:00,577
‫- معذرت می‌خوام.
‫- زنگارِ روی کمربند زنگار؟
‫(منطقه‌ی صنعتی آمریکا)

482
00:23:00,578 --> 00:23:04,495
‫همه‌ی تف‌هایی که کف زمینه، همه‌ی حفره‌های مرطوب.

483
00:23:04,582 --> 00:23:07,498
‫می‌خوام این سرزمین فربه رو بشناسم.

484
00:23:07,585 --> 00:23:10,327
‫اینکه چطور صد ساله که پسرم رو هیپنوتیزم کرده.

485
00:23:10,414 --> 00:23:11,589
‫معذرت می‌خوام.

486
00:23:14,375 --> 00:23:18,074
‫می‌تونم دعوتت کنم به شام، سوفیا؟

487
00:23:18,205 --> 00:23:20,511
‫با کمال میل.

488
00:23:20,642 --> 00:23:23,079
‫ممنونیم.

489
00:23:23,210 --> 00:23:25,689
‫در گوشه‌ی شیشه‌ای یک ساختمان شیشه‌ای،

490
00:23:25,690 --> 00:23:28,127
‫گروهی از فروشندگان شیشه‌ی ساختمانی داشتن

491
00:23:28,128 --> 00:23:31,087
‫فروش مقدار قابل‌توجهی شیشه رو نهایی می‌کردن

492
00:23:31,218 --> 00:23:35,004
‫که به شرکتی در آلمان که
‫هنوز-تعرفه‌گذاری-نشده فروخته شده بود.

493
00:23:35,091 --> 00:23:36,919
‫قرار بود آن شب در هر دو کشور،

494
00:23:37,006 --> 00:23:38,877
‫ساتورنالیای آیینی برگزار بشه.

495
00:23:38,964 --> 00:23:42,577
‫و ما خودمون رو به نزدیک‌ترینش دعوت کردیم.

496
00:23:42,664 --> 00:23:44,144
‫مطالعه‌ای که توسط

497
00:23:44,231 --> 00:23:45,927
‫مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها

498
00:23:45,928 --> 00:23:48,712
‫درباره‌ی نرخ افسردگی
‫در شهرهای متوسط آمریکا انجام شد،

499
00:23:48,713 --> 00:23:51,498
‫تولیدو رو در جایگاه دوم
‫لیست‌شون قرار داد.

500
00:23:51,499 --> 00:23:54,458
‫در تولیدو همه سرشون پایینه،
‫که باعث می‌شه شهر خوبی باشه

501
00:23:54,545 --> 00:23:56,156
‫برای سفر با موهبت ابر،

502
00:23:56,286 --> 00:23:58,070
‫که روش ترجیحی گابریلا

503
00:23:58,158 --> 00:24:00,290
‫برای حمل‌ونقل موتوری بود.

504
00:24:00,377 --> 00:24:02,858
‫چرا این ‌همه ماشین هست؟

505
00:24:02,988 --> 00:24:05,556
‫پیروزی جاده‌ی تاریکیه، سوفیا.

506
00:24:05,643 --> 00:24:07,993
‫و هر کسی باید
‫خروجی خودش رو پیدا کنه.

507
00:24:08,080 --> 00:24:11,519
‫بدترین‌ها خودشون رو
‫در گذر زمان و نگرونی نشون می‌دن.

508
00:24:11,606 --> 00:24:14,086
‫نُه نفر در زمین گلف سرپوشیده،

509
00:24:14,217 --> 00:24:17,699
‫هفت نفر در حال خوردن غذاهای دریایی
‫در چاپ هاوس،

510
00:24:17,829 --> 00:24:20,441
‫پنج نفر در کازینو باخت دادند،

511
00:24:20,571 --> 00:24:24,749
‫و بعد، فقط سه نفر موندن،

512
00:24:24,836 --> 00:24:27,490
‫که همگی مست شده بودن وقتی که
‫سقوط کردیم پایین پشت چابز،

513
00:24:27,491 --> 00:24:30,885
‫یه بار چند بلوک اون‌طرف‌تر از رودخانه‌ی مومی.

514
00:24:30,886 --> 00:24:33,496
‫گرسنگی‌مون ما رو به داخل کشوند.

515
00:24:33,497 --> 00:24:36,369
‫و تماشا کردیم که چطور آیتم‌های باقی‌مونده‌ی منو،

516
00:24:36,370 --> 00:24:39,590
‫داشتن تو عرق ناشی از رقص با میله

517
00:24:39,677 --> 00:24:45,378
‫جنسی مثبت، بدبین، و مشروط،
‫مرینیت می‌شدن.

518
00:24:45,379 --> 00:24:46,945
‫اون‌ها معامله‌شون رو بسته بودن،

519
00:24:47,076 --> 00:24:49,165
‫و ما هم قرار بود معامله‌ی خودمون رو ببندیم.

520
00:24:49,252 --> 00:24:51,646
‫تماشاشون کردیم، تماشاشون کردیم.

521
00:24:51,733 --> 00:24:54,214
‫و فقط کمی بعد از اون بود که فهمیدم

522
00:24:54,344 --> 00:24:56,781
‫خود ما هم داشتیم تماشا می‌شدیم

523
00:24:56,868 --> 00:24:59,567
‫توسط کسانی که همیشه اونجا بودن،

524
00:24:59,697 --> 00:25:03,658
‫یه کلاف کنجکاو از شکارچی و شکار،

525
00:25:03,788 --> 00:25:07,575
‫در اون شب گرم بهاری.

526
00:25:07,662 --> 00:25:09,185
‫و بعد، دوباره اتفاق افتاد.

527
00:25:12,754 --> 00:25:15,670
‫پسر خوبیه، لستات؟

528
00:25:15,757 --> 00:25:17,975
‫یه الهه‌ی بی‌مزه‌ی الهام.

529
00:25:17,976 --> 00:25:20,414
‫این همون سرباز اولی بود که
‫از دیوار گذشت

530
00:25:20,501 --> 00:25:23,199
‫و اوراکل جنکس در موردش بهم هشدار داده بود،

531
00:25:23,286 --> 00:25:25,506
‫یا آخرین بخارات دیترویت؟

532
00:25:25,593 --> 00:25:29,814
‫اگه دلتنگ خونه شدی،
‫یه جای ایتالیایی باکلاس

533
00:25:29,901 --> 00:25:30,989
‫توی خیابان آدامز هست.

534
00:25:31,076 --> 00:25:32,513
‫- اسپاگتی دارن؟
‫- آره.

535
00:25:32,600 --> 00:25:34,297
‫تـ... تو اینجا کار می‌کنی؟

536
00:25:34,384 --> 00:25:36,430
‫ادامه بده در مورد...

537
00:25:36,560 --> 00:25:37,996
‫- اون...
‫- بیشتر برام بگو.

538
00:25:38,083 --> 00:25:39,954
‫گارسون‌ها، باید آواز بخونن...

539
00:25:39,955 --> 00:25:41,695
‫- دلبر.
‫- کجایی؟

540
00:25:41,696 --> 00:25:43,567
‫- با سوفیا هستم.
‫- نمی‌خوام بدونم.

541
00:25:43,654 --> 00:25:45,003
‫فردا باید بشینی با توماس پیت

542
00:25:45,090 --> 00:25:46,309
‫و وکیلش صحبت کنی.

543
00:25:46,396 --> 00:25:47,789
‫این کار توئه، دلبر.

544
00:25:47,876 --> 00:25:49,399
‫دارم کارم رو می‌کنم، حروم‌زاده.

545
00:25:49,486 --> 00:25:52,010
‫دیگه نه.
‫ما حالا یه پیمان داریم.

546
00:25:52,097 --> 00:25:53,838
‫چی؟

547
00:25:53,925 --> 00:25:55,231
‫توماس پیت دیگه کیه؟

548
00:25:55,362 --> 00:25:57,320
‫صاحب هتلی که تو دیترویت به گند کشیدیش.

549
00:25:57,407 --> 00:25:59,888
‫وکیلش می‌گه طرفداره و قدردانی می‌کنه

550
00:25:59,975 --> 00:26:01,933
‫اگه یه تجربه‌ی اختصاصی طرفداری داشته باشه.

551
00:26:02,020 --> 00:26:03,979
‫- باید باهاش بخوابم؟
‫- آره.

552
00:26:04,109 --> 00:26:05,763
‫یه اوبر بگیر، برو تو تابوت.

553
00:26:05,850 --> 00:26:07,112
‫باشه.

554
00:26:09,898 --> 00:26:10,855
‫ممنون، کارول.

555
00:26:10,942 --> 00:26:12,335
‫تو اینجا کار می‌کنی؟

556
00:26:12,466 --> 00:26:15,164
‫صبر کن، نکنه...
‫نکنه قبلاً اینو پرسیدم؟

557
00:26:18,689 --> 00:26:20,387
‫واقعاً باید درک کنید،

558
00:26:20,474 --> 00:26:22,345
‫خون‌آشام گابریلا،

559
00:26:22,432 --> 00:26:24,781
‫وقتی مشغولِ صعودِ انفرادی از یه کوه نبود،

560
00:26:24,782 --> 00:26:28,655
‫یا توی یه روستای دلگیر و سوت‌وکور،
‫کاسه تبتی رو به صدا درنمی‌آورد،

561
00:26:28,656 --> 00:26:31,963
‫هم‌نشین خوبی بود.

562
00:26:32,050 --> 00:26:34,618
‫حتی وقتی داری در هیولا بودن
‫و حاضرجوابی شکست می‌خوری،

563
00:26:34,705 --> 00:26:37,969
‫حس خوبی داره،

564
00:26:38,056 --> 00:26:41,495
‫مثل تماشای پایین ریختن خون از پله‌ها که حس خوبی داره،

565
00:26:41,625 --> 00:26:45,586
‫یا پیدا کردن کارت دعوت مهمونی
‫توی جیب قربانیت.

566
00:26:45,673 --> 00:26:46,935
‫خب، منظورم اینه که،
‫دیگه این اتفاق نمی‌افته.

567
00:26:47,065 --> 00:26:48,240
‫لعنت به دعوت‌نامه‌های الکترونیکی.

568
00:26:48,371 --> 00:26:52,288
‫اما بودن با گابریلا مثل...

569
00:26:52,375 --> 00:26:56,945
‫مثل... مثل...

570
00:26:59,034 --> 00:27:02,037
‫روحیه شکارچی.

571
00:27:02,124 --> 00:27:05,083
‫یه کاندیدای خوب برای تحول بزرگ.

572
00:27:08,260 --> 00:27:13,048
‫رندی، آخرین نفری که ایستاده بود.

573
00:27:13,135 --> 00:27:15,919
‫عاشق شیشه‌ست.

574
00:27:15,920 --> 00:27:20,751
‫همچنین یه جایی توی وجودش می‌دونه
‫که عاشق شیشه نیست.

575
00:27:25,103 --> 00:27:29,194
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

576
00:27:29,325 --> 00:27:31,065
‫هر دوشون رو الان بگیریم؟

577
00:27:31,066 --> 00:27:33,155
‫یکی برای هر کدوممون؟

578
00:27:33,285 --> 00:27:36,419
‫می‌خوام مال خودم رو با تو تقسیم کنم.

579
00:27:36,506 --> 00:27:38,029
‫پس صبر می‌کنیم.

580
00:27:38,116 --> 00:27:39,379
‫صبر می‌کنیم.

581
00:27:42,077 --> 00:27:44,384
‫زیاد سکس می‌کنی؟

582
00:27:48,344 --> 00:27:51,129
‫من حالا یه ستاره‌ی راکم.

583
00:27:51,260 --> 00:27:52,435
‫البته که می‌کنم.

584
00:27:52,522 --> 00:27:56,046
‫خوشت میاد؟

585
00:27:56,047 --> 00:27:57,875
‫مثل وقتی که خون می‌خوری؟

586
00:28:00,051 --> 00:28:01,749
‫هیچ‌وقت مثل خون نیست.

587
00:28:07,537 --> 00:28:10,714
‫نتونستیم جلوی خودمون رو بگیریم.

588
00:28:12,455 --> 00:28:15,023
‫روی مرزهای پیمان‌مون حرکت کردیم.

589
00:28:18,548 --> 00:28:19,767
‫- سلام.
‫- هی.

590
00:28:19,854 --> 00:28:21,508
‫دارم از چاپ هاوس میام بیرون.

591
00:28:21,595 --> 00:28:23,379
‫- حالت برای رانندگی خوبه؟
‫- آره، آره، البته.

592
00:28:23,510 --> 00:28:25,599
‫- بابا!
‫- هی، کوچولو.

593
00:28:25,686 --> 00:28:28,297
‫- چرا بیداری؟
‫- نمی‌تونم بخوابم.

594
00:28:28,428 --> 00:28:29,951
‫- برگرد تو تخت.
‫- به حرف مامانت گوش کن.

595
00:28:30,038 --> 00:28:31,343
‫وقتی برسم خونه،
‫یه ماچت می‌کنم.

596
00:28:31,474 --> 00:28:33,128
‫باشه.

597
00:28:33,215 --> 00:28:35,435
‫عاشقتم.
‫باشه، خداحافظ.

598
00:28:37,872 --> 00:28:39,830
‫شما دارید به شکست‌خورده‌ها گوش می‌دید،

599
00:28:39,917 --> 00:28:43,225
‫آلبوم ۱۵، روی دوم.

600
00:28:43,312 --> 00:28:44,879
‫برآوردها در مورد خسارات ساختاری،

601
00:28:44,966 --> 00:28:47,577
‫هنوز در حال محاسبه‌ست،
‫بنابراین رقمی که ارائه دادیم،

602
00:28:47,664 --> 00:28:50,362
‫بر اساس داده‌های مشابهی بود
‫که شرکت معماریِ درگیر ارائه کرد.

603
00:28:50,450 --> 00:28:52,539
‫داده‌های مشابه؟
‫برای قتل‌عام تو راهروی یه هتل؟

604
00:28:52,626 --> 00:28:54,888
‫خسارات مشابه به فضاهای مشابه.

605
00:28:54,889 --> 00:28:57,065
‫می‌خوام یه ردیف هم برای
‫شیشه‌های آبشاری اضافه کنم.

606
00:28:57,152 --> 00:28:58,413
‫پارکینگ طبقاتی پایین،

607
00:28:58,414 --> 00:29:00,329
‫یه ناوگان از ماشین‌های داغون شده داشت.

608
00:29:00,416 --> 00:29:01,678
‫این ارقام پاکسازی الکیه.

609
00:29:01,809 --> 00:29:03,071
‫ارقام پاکسازی توی این مورد

610
00:29:03,158 --> 00:29:04,686
‫بیشتر صرف خفه کردن شاهدها شده.

611
00:29:04,686 --> 00:29:06,030
‫این اولین باری نیست
‫که با دلقک‌بازی سر و کار دارم،

612
00:29:06,117 --> 00:29:07,020
‫گریس جونز با لباس گوچی.

613
00:29:07,020 --> 00:29:08,022
‫توهینت رو به عنوان
‫تعریف قبول می‌کنم.

614
00:29:08,022 --> 00:29:10,078
‫هر کسی که یه چند هزار دلاری
‫توی پاکت رو قبول نکنه،

615
00:29:10,165 --> 00:29:11,818
‫شماها اون کار
‫شستشوی مغزی رو انجام می‌دید.

616
00:29:11,819 --> 00:29:13,211
‫پس می‌تونی اون ردیف بودجه رو

617
00:29:13,342 --> 00:29:14,604
‫ببری بذاری توی توالت خون‌آشامیت.

618
00:29:14,691 --> 00:29:15,445
‫می‌شد این گندکاری رو
‫تلفنی هم حل کنیم.

619
00:29:15,445 --> 00:29:16,687
‫طبق گفته آقای پیت،

620
00:29:16,687 --> 00:29:18,999
‫موکل خودت اونی بوده
‫که این جلسه رو ترتیب داده.

621
00:29:19,000 --> 00:29:20,032
‫اون اصلاً همچین کاری نکرده.

622
00:29:20,828 --> 00:29:22,612
‫تو پزشک شخصی منو دزدیدی.

623
00:29:22,699 --> 00:29:24,308
‫تو نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ام رو استخدام کردی.

624
00:29:24,309 --> 00:29:25,745
‫تو هتل منو به گند کشیدی.

625
00:29:25,746 --> 00:29:27,051
‫نمی‌دونستم هتل بیخود توئه.

626
00:29:27,138 --> 00:29:28,096
‫محفل دیترویت هتلت رو به گند کشید.

627
00:29:28,183 --> 00:29:29,227
‫آهنگاش رو شنیدم.

628
00:29:29,314 --> 00:29:30,577
‫اون آهنگا درباره‌ی تو نیست.

629
00:29:30,664 --> 00:29:34,145
‫انگار داری داد می‌زنی کمک می‌خوای،

630
00:29:34,276 --> 00:29:37,104
‫واسه همین اومدم اینجا، چون برام مهمی.

631
00:29:37,105 --> 00:29:39,020
‫دقیقاً همون‌قدر که
‫توی کتابت برات مهم بودم.

632
00:29:39,150 --> 00:29:40,456
‫قبلاً همه‌ی این بحثا رو کردیم.

633
00:29:40,543 --> 00:29:42,588
‫اینکه تو بهم توهین کردی،

634
00:29:42,589 --> 00:29:44,068
‫صفحه به صفحه
‫صفحه به صفحه...

635
00:29:44,199 --> 00:29:45,896
‫برو با مالوی که نوشته طرف شو،

636
00:29:45,983 --> 00:29:47,680
‫یا تالاماسکا که چاپش کرده.

637
00:29:47,681 --> 00:29:50,684
‫و چرا بعد از پاریس
‫سام بارکلی رو استخدام کردی؟

638
00:29:50,814 --> 00:29:52,076
‫داره بدهی‌هاش رو می‌ده.

639
00:29:52,163 --> 00:29:54,164
‫حرف آخر، لویی.

640
00:29:54,165 --> 00:29:56,037
‫- همه گنا‌ه‌ها قابل مذاکره‌ن.
‫- سام سوار قایق نشد.

641
00:29:56,167 --> 00:29:57,473
‫هی، ما اینجاییم که دعوای حقوقی راه بندازیم،

642
00:29:57,560 --> 00:29:58,996
‫- نه اینکه پرونده‌های قدیمی رو نبش قبر کنیم.
‫- سام دیالوگ‌ها رو حفظ نکرد.

643
00:29:59,083 --> 00:30:01,042
‫نه، اون کارگردانی نکرد که بعدش
‫بیاد خونه و با

644
00:30:01,129 --> 00:30:02,565
‫یکی از قربانی‌هاش لاس بزنه، نه؟

645
00:30:02,696 --> 00:30:04,741
‫کنجکاوم بدونم کی این کارو کرده؟
‫اسم رو تکرار کن.

646
00:30:04,828 --> 00:30:06,263
‫- اون باید آرماند باشه؟
‫- آرماند!

647
00:30:09,006 --> 00:30:10,399
‫سانتیاگو رو می‌تونستم درک کنم.

648
00:30:10,486 --> 00:30:12,183
‫لااقل ابهت داشت. اما آرماند؟

649
00:30:12,270 --> 00:30:14,055
‫خیلی خوشحال می‌شم در مورد آرماند صحبت کنم،

650
00:30:14,142 --> 00:30:15,230
‫اگه فکر می‌کنی
‫این کمکت می‌کنه، لستات.

651
00:30:15,317 --> 00:30:17,232
‫راسته که یه خونه‌ی دوم

652
00:30:17,319 --> 00:30:18,973
‫- توی سوسالیتو باهاش داشتی؟
‫- داشتیم.

653
00:30:19,060 --> 00:30:22,280
‫نوبتی پشت فرمون می‌نشستید
‫تا از روی پل گلدن گیت رد شید؟

654
00:30:22,367 --> 00:30:23,543
‫- کی فرمون رو محکم‌تر می‌گرفت؟
‫- آره.

655
00:30:23,630 --> 00:30:25,065
‫روی پشت هم عدد می‌نوشتیم

656
00:30:25,066 --> 00:30:27,111
‫و الکی تظاهر می‌کردیم
‫که داریم اشتباه حدس می‌زنیم.

657
00:30:27,198 --> 00:30:28,548
‫شرط می‌بندم.

658
00:30:28,635 --> 00:30:29,984
‫- شرط می‌بندم!
‫- بیخیال، لستات.

659
00:30:30,071 --> 00:30:33,161
‫چه جزئیات دقیقی رو کشیدی بیرون!

660
00:30:33,291 --> 00:30:34,728
‫برو به درک!

661
00:30:34,815 --> 00:30:36,642
‫داریم صورت‌جلسه می‌کنیم؟

662
00:30:36,643 --> 00:30:38,514
‫فکر کنم می‌تونیم
‫این بحث رو بدون احساسات تموم کنیم.

663
00:30:38,601 --> 00:30:42,126
‫آره، بذار سعی کنیم برگردیم
‫سراغ جزئیات.

664
00:30:42,213 --> 00:30:44,302
‫شما دو تا با هم سکس دارید؟

665
00:30:44,389 --> 00:30:45,652
‫آره.

666
00:30:45,739 --> 00:30:46,957
‫ها!

667
00:30:47,044 --> 00:30:49,568
‫اون دوره‌ی «همدم خودم هستم» تموم شد؟

668
00:30:49,569 --> 00:30:51,614
‫اون همدم من نیست.

669
00:30:51,745 --> 00:30:55,051
‫یه پارتنر عالیه که
‫از نظر احساسی در دسترس نیست.

670
00:30:55,052 --> 00:30:56,445
‫تو با این دختره می‌خوابی؟

671
00:30:56,576 --> 00:30:57,967
‫آره.

672
00:30:57,968 --> 00:31:00,188
‫کوچولو، غافلگیرکننده،
‫و می‌تونه کاری انجام بده

673
00:31:00,318 --> 00:31:04,279
‫که سیستم‌های فاضلاب اکثر کلان‌شهرها
‫فقط آرزوش رو دارن.

674
00:31:04,409 --> 00:31:06,498
‫باشه.

675
00:31:06,586 --> 00:31:09,501
‫داری از این
‫تجربه‌ی اختصاصی فن‌کلاب لذت می‌بری؟

676
00:31:09,632 --> 00:31:10,807
‫بله.

677
00:31:10,938 --> 00:31:12,200
‫کریستین، می‌تونی لطفاً

678
00:31:12,287 --> 00:31:14,898
‫دو تا بلیت به آقای پیت و وکیلش

679
00:31:15,029 --> 00:31:16,203
‫برای نمایش فردا شب بدی؟

680
00:31:16,204 --> 00:31:17,379
‫یکیش کافیه.

681
00:31:17,509 --> 00:31:19,250
‫لموئل از موسیقی تو خوشش نمیاد.

682
00:31:19,337 --> 00:31:20,817
‫البته از اجناست خوشم میاد.

683
00:31:20,948 --> 00:31:23,690
‫با توجه به اندازه‌ی تورت
‫حاشیه سود سالمی داره.

684
00:31:23,777 --> 00:31:26,214
‫واسه همینه که ۴۰ درصدش مال منه.

685
00:31:26,301 --> 00:31:28,084
‫- اجناسم؟
‫- ۴۵ درصد.

686
00:31:28,085 --> 00:31:30,218
‫۴۵؟ اشتباه کردم.

687
00:31:30,348 --> 00:31:31,785
‫پیگیرش می‌شم.

688
00:31:31,872 --> 00:31:33,090
‫♪ می‌ترسیدم ♪

689
00:31:33,177 --> 00:31:34,525
‫♪ می‌ترسیدم ♪

690
00:31:34,526 --> 00:31:40,794
‫♪ می‌ترسیدم از اینکه از دستت بدم ♪

691
00:31:43,274 --> 00:31:45,450
‫♪ بعد، از دستت دادم ♪

692
00:31:46,200 --> 00:31:52,200


693
00:31:53,023 --> 00:31:56,547
‫♪ گریه کردم
‫و گریه کردم و گریه کردم ♪

694
00:31:56,548 --> 00:31:58,550
‫بدون الکس صداش یه کم ضعیف شده.

695
00:31:58,681 --> 00:32:00,204
‫لری دوستش داره.

696
00:32:00,291 --> 00:32:03,685
‫بقیه حسابی ترسیدن.

697
00:32:03,686 --> 00:32:06,776
‫لستات و دار و دسته‌ی گروگان‌هاش.

698
00:32:06,907 --> 00:32:09,996
‫یه عکس از اون دوست جدیدش برام بگیر.

699
00:32:09,997 --> 00:32:11,867
‫چشم. کجا؟

700
00:32:11,868 --> 00:32:14,914
‫اون زن میلانزی جذاب توی جمعیت.

701
00:32:14,915 --> 00:32:16,307
‫پیداش کردم.

702
00:32:16,438 --> 00:32:17,787
‫نه، نه، نه، اون نه.

703
00:32:17,918 --> 00:32:21,008
‫اونی که داره با قضاوت
‫به اون گوتیک اهل اوهایو نگاه می‌کنه.

704
00:32:21,138 --> 00:32:24,228
‫- همونی که توی اتوبوس بود؟
‫- آره.

705
00:32:24,359 --> 00:32:27,013
‫باشه، حالا از روی اون،
‫برو بالا سمت بالکن،

706
00:32:27,014 --> 00:32:29,407
‫و دوباره یه کادر
‫از اون چشم‌سبز خوشگل برام بگیر.

707
00:32:29,494 --> 00:32:31,627
‫باشه، گرفتمش.
‫این یارو کیه؟

708
00:32:31,758 --> 00:32:34,413
‫خودِ داستانه.

709
00:32:35,500 --> 00:32:40,462
‫♪ می‌تونم صد سال بخوابم ♪

710
00:32:40,549 --> 00:32:45,423
‫آقای دو لاک،
‫چی شد که اومدی تولیدو؟

711
00:32:45,510 --> 00:32:47,730
‫داری جوون‌تر می‌شی، دنیل.

712
00:32:47,817 --> 00:32:51,299
‫به لطف مونوسیت و مانجارو.
‫(داروی لاغری)

713
00:32:51,429 --> 00:32:54,041
‫هنوزم ازت شاکی‌ام.

714
00:32:54,128 --> 00:32:58,827
‫می‌خوای بعد از نمایش،
‫توی کوچه پس‌کوچه‌ها کتک‌کاری کنیم؟

715
00:32:58,828 --> 00:33:01,439
‫خیلی خب.

716
00:33:13,060 --> 00:33:14,756
‫آقای مالوی؟

717
00:33:14,757 --> 00:33:17,019
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

718
00:33:42,437 --> 00:33:46,833
‫♪ من سعی کردم ♪

719
00:33:46,920 --> 00:33:52,576
‫♪ قشنگ‌ترین آهنگ دنیا رو برات بنویسم ♪

720
00:33:52,577 --> 00:33:57,452
‫♪ ولی حواسم پرت شد ♪

721
00:33:57,539 --> 00:34:02,849
‫♪ و نتونستم ♪

722
00:34:13,642 --> 00:34:20,169
‫♪ چرا، چرا، چرا باید حسش کنم؟ ♪

723
00:34:22,869 --> 00:34:26,350
‫♪ این درد رو ♪

724
00:34:26,437 --> 00:34:30,050
‫♪ خیلی زیاده، خیلی واقعی ♪

725
00:34:35,795 --> 00:34:38,101
‫یه تماس از یه عوضی
‫هالیوودی بهم می‌شه

726
00:34:38,188 --> 00:34:38,972
‫که ازم می‌پرسه می‌خوام فیلم

727
00:34:39,102 --> 00:34:40,190
‫اون کتاب رو بنویسم؟

728
00:34:40,277 --> 00:34:42,976
‫بهش گفتم، برو بابا،
‫شماره‌ام رو پاک کن.

729
00:34:43,063 --> 00:34:46,021
‫یه هفته بعد دوباره زنگ زد.
‫مستند چطور؟

730
00:34:46,022 --> 00:34:48,068
‫گفتم، لویی حتی جواب منو نمی‌ده.

731
00:34:48,155 --> 00:34:51,071
‫می‌گه، نه لویی،
‫لستات رو می‌گم، همون یارو سفیدپوسته.

732
00:34:51,158 --> 00:34:53,725
‫دوستای قدیمی که دارن
‫درباره‌ی اون خیانت کوچیک حرف می‌زنن

733
00:34:53,856 --> 00:34:55,553
‫که باعث جداییشون شد.

734
00:34:55,684 --> 00:34:57,207
‫و می‌دونم دارید به چی فکر می‌کنید.

735
00:34:57,294 --> 00:34:58,468
‫«اون اونجا نبود.»

736
00:34:58,469 --> 00:35:00,209
‫ولی این ساعت منه.

737
00:35:00,210 --> 00:35:02,430
‫و وقتی شخصیت‌های فرعی
‫تو داستانم ظاهر می‌شن،

738
00:35:02,517 --> 00:35:04,214
‫من قراره از طرف اونا حرف بزنم.

739
00:35:04,345 --> 00:35:06,956
‫دنیل، آقای دو لاک،
‫هر کسی که حس کنم

740
00:35:07,043 --> 00:35:08,828
‫برای درک کردن اینکه
‫چطور ملکه رو بیدار کردم

741
00:35:08,915 --> 00:35:10,525
‫و خشمش رو رها کردم توی دنیا،

742
00:35:10,612 --> 00:35:12,787
‫مهم باشه.

743
00:35:12,788 --> 00:35:14,616
‫من همه‌جام.

744
00:35:14,746 --> 00:35:17,357
‫و خیالتون راحت باشه،
‫خیلی کمتر از تلاش اونا

745
00:35:17,358 --> 00:35:18,881
‫غر می‌زنم.

746
00:35:18,968 --> 00:35:20,752
‫توی یه بار با یه ویوی خوب اتفاق افتاد؟

747
00:35:20,883 --> 00:35:22,362
‫من می‌گم آره.

748
00:35:22,363 --> 00:35:23,755
‫با این هدیه چطوری کنار میای؟

749
00:35:23,843 --> 00:35:25,540
‫تحمل می‌کنی؟

750
00:35:25,627 --> 00:35:27,629
‫خوبم.

751
00:35:27,716 --> 00:35:30,937
‫حس تنهایی خون‌آشامی رو تازه فهمیدم.

752
00:35:31,024 --> 00:35:33,373
‫رفتم تو کار بولینگ بازی کردن.

753
00:35:33,374 --> 00:35:38,683
‫و یه چیز عجیب برام اتفاق میفته که، یهو،

754
00:35:38,770 --> 00:35:42,252
‫همه دور و برم ناپدید می‌شن،
‫انگار قیامتی شده،

755
00:35:42,383 --> 00:35:45,429
‫و من...

756
00:35:45,560 --> 00:35:48,519
‫می‌دونی...

757
00:35:48,606 --> 00:35:51,086
‫حسش می‌کنم.

758
00:35:51,087 --> 00:35:53,655
‫آرماند رو؟

759
00:35:53,742 --> 00:35:55,048
‫آره.

760
00:35:55,178 --> 00:35:57,440
‫واسه تو و لستات هم پیش اومده؟

761
00:35:57,441 --> 00:35:59,443
‫نه.

762
00:36:01,924 --> 00:36:03,055
‫عجیب به نظر میاد.

763
00:36:03,056 --> 00:36:05,493
‫ببین، متاسفم. باشه؟

764
00:36:05,623 --> 00:36:08,670
‫باید قبل از اینکه چاپش کنم
‫از تو می‌پرسیدم.

765
00:36:08,800 --> 00:36:09,801
‫خیلی متاسفم.

766
00:36:09,932 --> 00:36:11,194
‫قطعا می‌گفتم نه.

767
00:36:14,502 --> 00:36:15,676
‫من نمی‌تونم پرواز کنم.

768
00:36:15,677 --> 00:36:17,461
‫نمی‌تونم آتیش روشن کنم.

769
00:36:17,548 --> 00:36:19,593
‫تنها چیزی که گیرم اومد،
‫یه هدیه‌ی به‌دردنخور بود.

770
00:36:19,594 --> 00:36:21,770
‫انتظار یه چیز دیگه‌ای داشتم.

771
00:36:21,901 --> 00:36:23,946
‫خوشحالم که کتاب
‫برات خوب از آب دراومد.

772
00:36:24,033 --> 00:36:25,861
‫زیاد بهت آسیبی نزد.

773
00:36:25,948 --> 00:36:29,125
‫یا هر کسی که هستی، توماس پیت.

774
00:36:29,212 --> 00:36:32,085
‫هتل‌ها، بارها، مرکز خرید، خرده‌فروشی.

775
00:36:32,172 --> 00:36:34,175
‫دیدم که پول خوبی توشه.

776
00:36:35,262 --> 00:36:36,871
‫خوندیش؟

777
00:36:36,872 --> 00:36:39,613
‫ازش خوشت اومد؟

778
00:36:39,614 --> 00:36:42,182
‫از شخصیت خودم توی کتاب خوشم نیومد.

779
00:36:42,269 --> 00:36:46,968
‫منفعل، خودخواه، دروغگو.

780
00:36:46,969 --> 00:36:48,840
‫نه از اونایی که
‫به خودشون دروغ می‌گن،

781
00:36:48,971 --> 00:36:51,452
‫یه دروغگوی حرومزاده.

782
00:36:51,539 --> 00:36:54,019
‫نوشتنش خوبه.
‫ولی خوندنش سخته.

783
00:36:56,457 --> 00:36:57,849
‫از اون بخش

784
00:36:57,980 --> 00:36:59,677
‫درباره‌ی کلودیا و خودش توی قطار خوشش نیومد.

785
00:37:01,723 --> 00:37:03,507
‫آره، داشتیم دوباره به هم بر می‌گشتیم

786
00:37:03,594 --> 00:37:04,639
‫که کتاب منتشر شد.

787
00:37:04,726 --> 00:37:06,119
‫اذیتش کرد.

788
00:37:09,949 --> 00:37:14,343
‫ماه اول که مردم، به یکی از دخترام زنگ زدم.

789
00:37:14,344 --> 00:37:17,043
‫توی تور معرفی کتاب
‫دوباره بهش زنگ زدم.

790
00:37:17,173 --> 00:37:19,915
‫قطع کردم، دوباره قطع کردم.

791
00:37:20,046 --> 00:37:22,527
‫احتمالاً بهترین کار بود.

792
00:37:23,614 --> 00:37:26,704
‫کلودیا رو دیدم.

793
00:37:26,791 --> 00:37:29,620
‫توی نیویورک،
‫داشت از مترو میومد بالا.

794
00:37:29,707 --> 00:37:31,056
‫کلودیا؟

795
00:37:31,057 --> 00:37:33,450
‫یکی... یکی که شبیهش بود،

796
00:37:33,537 --> 00:37:37,977
‫ولی بیست و چند ساله،
‫اگه می‌رسید به بیست و چند سالگی.

797
00:37:38,064 --> 00:37:39,978
‫دیدم داره میاد بالا.

798
00:37:39,979 --> 00:37:41,892
‫نگاش کردم که پیچید تو خیابون.

799
00:37:41,893 --> 00:37:44,026
‫اتفاقی داشتم می‌رفتم همون سمتی،

800
00:37:44,157 --> 00:37:45,288
‫یه جورایی، انگار.

801
00:37:47,508 --> 00:37:50,685
‫دیدم که رفت توی یه غذاخوری.

802
00:37:50,772 --> 00:37:53,774
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

803
00:37:53,775 --> 00:37:56,298
‫رفتم داخل.

804
00:37:56,299 --> 00:37:58,953
‫یه میز گرفتم.

805
00:37:58,954 --> 00:38:00,128
‫اون نبود.

806
00:38:00,129 --> 00:38:02,566
‫اونجا نبود.

807
00:38:02,653 --> 00:38:04,177
‫انگار دنبال یه روح دویده بودم.

808
00:38:06,788 --> 00:38:12,228
‫واسه همین یه دونات و قهوه سفارش دادم،
‫می‌دونی، فقط که بگذره.

809
00:38:12,359 --> 00:38:17,059
‫بعدش از در پشتی میاد بیرون،
‫با لباس فرم.

810
00:38:17,190 --> 00:38:20,148
‫خودش نیست.

811
00:38:20,149 --> 00:38:25,024
‫این دختره راه رفتن و لهجه‌ش فرق داره.

812
00:38:28,418 --> 00:38:30,725
‫منم توی قسمت اون نبودم.

813
00:38:30,855 --> 00:38:32,031
‫زدم بیرون.

814
00:38:34,903 --> 00:38:38,037
‫جرم ندی، لویی.

815
00:38:38,124 --> 00:38:41,214
‫تهیه‌کننده‌هام می‌خوان ببیننت.

816
00:38:45,392 --> 00:38:46,741
‫رشید؟

817
00:38:46,828 --> 00:38:48,569
‫رشید، دنیل مالوی،

818
00:38:48,656 --> 00:38:51,398
‫رگلان جیمز،
‫لویی دو پوینت دو لاک.

819
00:38:51,485 --> 00:38:53,617
‫همه‌مون توی دبی با هم کار کردیم.

820
00:38:53,704 --> 00:38:55,880
‫برج‌ العرب،

821
00:38:55,967 --> 00:38:59,754
‫که الان شده دفتر مرکزی
‫مراقبت سالمندان هیون‌مد.

822
00:38:59,841 --> 00:39:01,930
‫گفته بودم معرفیت می‌کنم.

823
00:39:02,017 --> 00:39:04,063
‫منو جیره‌خوارِ خودشون کردن.

824
00:39:04,150 --> 00:39:06,587
‫کار قشنگی نیست، دنیل.

825
00:39:09,590 --> 00:39:11,679
‫سر این جلد کلی بحث کردیم.

826
00:39:28,783 --> 00:39:31,741
‫اون چی درباره‌ی من می‌دونه؟

827
00:39:31,742 --> 00:39:33,440
‫بهش چی گفتی؟

828
00:39:33,570 --> 00:39:37,183
‫اینکه سال ۱۷۹۴ از سل مُردی.

829
00:39:37,313 --> 00:39:39,794
‫یه جور رحم بود،
‫از انتقام دهقان‌ها

830
00:39:39,924 --> 00:39:41,665
‫از خانواده‌مون نجاتت داد.

831
00:39:41,752 --> 00:39:44,798
‫من همیشه فقط بعدش رو می‌دیدم...

832
00:39:44,799 --> 00:39:48,671
‫گلوی بریده‌ات
‫که دیر خوب می‌شد،

833
00:39:48,672 --> 00:39:53,416
‫سقف پوسیده‌ات
‫و ربدوشامبرت که چسبیده بود به پوستت.

834
00:39:53,503 --> 00:39:57,681
‫یه شاعرانگی سرد پشت چشم‌هات بود.

835
00:39:57,812 --> 00:40:02,425
‫زیبایی غیرطبیعی.

836
00:40:02,512 --> 00:40:04,426
‫یه جور دست‌نیافتنی بودن.

837
00:40:04,427 --> 00:40:08,039
‫بیا، برو، آره، نه.

838
00:40:08,127 --> 00:40:10,955
‫می‌فهمم چرا بهش یه دختر دادی.

839
00:40:11,086 --> 00:40:13,915
‫می‌فهمم چرا پسش گرفتی.

840
00:40:16,352 --> 00:40:19,094
‫و داشت شب خیلی خوبی می‌شد، سوفیا.

841
00:40:19,181 --> 00:40:22,096
‫و الان دیگه نیست؟

842
00:40:22,097 --> 00:40:23,664
‫فراموش کن گفتم.

843
00:40:34,153 --> 00:40:36,677
‫زبون پدرت.

844
00:40:36,764 --> 00:40:38,200
‫زبون خودم.

845
00:40:38,331 --> 00:40:42,378
‫و ایتالیا هیچ‌وقت یه بودلر تحویل نداد.

846
00:41:34,213 --> 00:41:35,823
‫باید برگردیم خونه، برج.

847
00:41:39,288 --> 00:41:41,655
‫هنوز سرشبه.
‫ما هم خیلی سریع سفر می‌کنیم.

848
00:41:41,742 --> 00:41:43,962
‫می‌تونیم یه ساعته برسیم اونجا.

849
00:41:45,093 --> 00:41:47,312
‫مادرم.

850
00:42:53,640 --> 00:42:55,076
‫تا خونه مسابقه بدیم!

851
00:43:04,520 --> 00:43:07,001
‫مامان! بابا!

852
00:43:27,108 --> 00:43:29,284
‫روی کشتی نوح هشت نفر بودن...

853
00:43:29,371 --> 00:43:31,459
‫نوح، زنش،

854
00:43:31,460 --> 00:43:34,114
‫سه تا پسرش
‫و سه تا زن‌هاشون.

855
00:43:34,115 --> 00:43:35,595
‫هشت نفر.

856
00:43:35,682 --> 00:43:40,990
‫و حالا یه جوری
‫شدن هشت میلیارد نفر.

857
00:43:40,991 --> 00:43:43,820
‫یه جایی توی شجره‌نامه‌ی
‫خانواده‌ی نازپرورده‌ی شما

858
00:43:43,907 --> 00:43:46,823
‫همین چیزی هست
‫که الان داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم.

859
00:43:46,954 --> 00:43:49,347
‫و رابطه‌ی خانوادگی توی قرن هجدهم

860
00:43:49,348 --> 00:43:51,740
‫به‌تنهایی جرم محسوب نمی‌شد.

861
00:43:51,741 --> 00:43:55,658
‫تازه وقتی اومد دیدن من،
‫داشت می‌مرد.

862
00:43:55,789 --> 00:43:58,312
‫گور باباش.

863
00:43:58,313 --> 00:44:00,924
‫برای خون‌آشاما فرق داره.
‫همین.

864
00:44:01,011 --> 00:44:04,013
‫پخش فنتانیل برای نصف میشیگان،

865
00:44:04,014 --> 00:44:06,451
‫اداره‌ی یه مزرعه‌ی غیرمجاز

866
00:44:06,452 --> 00:44:08,279
‫و غیربهداشتی از داخل خونه‌شون،

867
00:44:08,410 --> 00:44:11,238
‫و در یه شاهکار جاه‌طلبانه‌ی عجیب،

868
00:44:11,239 --> 00:44:14,460
‫دیشب تونستن شبکه‌ی برق میزو رو
‫از کار بندازن.

869
00:44:14,547 --> 00:44:16,157
‫این اون چیزی نیست

870
00:44:16,244 --> 00:44:17,680
‫که طبقه‌ی بالا دلش می‌خواد دچارش بشه.

871
00:44:17,811 --> 00:44:19,682
‫پس رشید واقعی واقعاً رشیده؟

872
00:44:19,769 --> 00:44:20,901
‫اسم واقعیش همینه؟

873
00:44:23,382 --> 00:44:25,514
‫من روی هجای اول تأکید می‌ذارم.

874
00:44:25,601 --> 00:44:27,342
‫رشید. رشید.

875
00:44:27,429 --> 00:44:28,778
‫ترجیح خاصی داری؟

876
00:44:28,865 --> 00:44:30,867
‫نه.

877
00:44:30,998 --> 00:44:32,782
‫یه هواپیما منتظرمه.

878
00:44:32,869 --> 00:44:35,654
‫این انجمن دیترویت،
‫اونا بودن

879
00:44:35,655 --> 00:44:37,831
‫که مسئول خسارت به ملک تو بودن.

880
00:44:37,961 --> 00:44:40,311
‫بیمه دارم،
‫و اینو از قبل می‌دونستم.

881
00:44:40,399 --> 00:44:42,792
‫سعی کردن عشقت رو سر ببُرن.

882
00:44:42,879 --> 00:44:44,315
‫درخواستت چیه، آقای جیمز؟

883
00:44:47,318 --> 00:44:51,234
‫می‌خوایم مشکل ما رو

884
00:44:51,235 --> 00:44:53,107
‫توی دیترویت حل کنی، آقای دو لاک.

885
00:44:53,237 --> 00:44:54,630
‫نه.

886
00:44:54,717 --> 00:44:56,980
‫یک، نیرو کم داریم و کارمون زیاده،

887
00:44:57,111 --> 00:44:59,199
‫رشد تصاعدی تعداد شماها هم

888
00:44:59,200 --> 00:45:00,419
‫کمکی به اوضاع نمی‌کنه.

889
00:45:00,549 --> 00:45:03,160
‫دو، پروتکل‌های درگیری مجموعه

890
00:45:03,291 --> 00:45:06,641
‫نقشمون رو توی این‌جور عملیات‌ها
‫محدود می‌کنه.

891
00:45:06,642 --> 00:45:09,993
‫ما جمع‌وجور می‌کنیم،
‫نه اینکه گند بزنیم.

892
00:45:10,124 --> 00:45:14,650
‫و سه، شما توی از بین بردن آدما
‫فوق‌العاده ماهری،

893
00:45:14,737 --> 00:45:15,911
‫آقای دو لاک.

894
00:45:15,912 --> 00:45:17,610
‫پاریس، دبی.

895
00:45:17,697 --> 00:45:19,568
‫توی دبی چند نفر بودن، رشید؟

896
00:45:19,655 --> 00:45:21,265
‫- سی و یک نفر.
‫- سی و یک؟

897
00:45:21,396 --> 00:45:23,790
‫اگه مامور تالبوت رو حساب کنی،
‫سی و دو.

898
00:45:23,920 --> 00:45:25,792
‫ضرر بزرگی نبود.
‫هیچ‌کدوممون زیاد ازش خوشمون نمی‌اومد.

899
00:45:25,879 --> 00:45:28,229
‫من فقط کسایی رو می‌کشم
‫که اول خودشون بیان سراغم.

900
00:45:28,316 --> 00:45:30,491
‫اسم رهبر محفل کیلره.

901
00:45:30,492 --> 00:45:32,145
‫به سام خون‌آشام بگو ماه بعد

902
00:45:32,146 --> 00:45:33,800
‫تو وگاس و رینو لازمش دارم.

903
00:45:33,930 --> 00:45:36,846
‫از سال ۱۹۲۵ ردش رو زدیم،

904
00:45:36,933 --> 00:45:40,415
‫یه تابوت که از یه کشتی
‫از مقصد کپنهاگ پیاده شد.

905
00:45:40,502 --> 00:45:42,461
‫برام مهم نیست.

906
00:45:42,548 --> 00:45:44,245
‫اون موقع با یه اسم دیگه می‌گشت.

907
00:45:44,332 --> 00:45:45,812
‫اسمش بروس بود.

908
00:45:49,772 --> 00:45:50,991
‫بروس.

909
00:45:53,950 --> 00:45:57,866
‫فکر کنم کلودیای تو یه چند شبی رو باهاش گذروند.

910
00:46:00,573 --> 00:46:11,573
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

911
00:46:11,969 --> 00:46:14,294
‫عصر بخیر، دن. خوشحالم که اینجام.

912
00:46:15,129 --> 00:46:18,061
‫♪ یه میلیون فریاد دیگه بهم بده ♪

913
00:46:18,192 --> 00:46:19,933
‫نیکولا دو لنفان.

914
00:46:20,020 --> 00:46:21,848
‫لستات. تو پاریس چیکار می‌کنی؟

915
00:46:21,978 --> 00:46:26,853
‫♪ یه میلیون فریاد دیگه بهم بده، ها ♪

916
00:46:28,637 --> 00:46:30,030
‫مادرت؟

917
00:46:33,381 --> 00:46:36,689
‫می‌خوام اونقدر دوستم داشته باشی که بهم بدیش!

918
00:46:38,429 --> 00:46:39,866
‫♪ هرکی جز ما ♪

919
00:46:42,260 --> 00:46:44,174
‫- چطور اومدم اینجا؟
‫- سوفیا.

920
00:46:44,348 --> 00:46:45,611
‫سوفیا؟

921
00:46:45,785 --> 00:46:47,134
‫هنوز هیچی نشده اسممو یادت رفت؟

922
00:46:48,396 --> 00:46:50,137
‫سلام، سوفیا.

923
00:46:54,054 --> 00:46:55,882
‫توی این فضای شکست‌خورده‌ها،

924
00:46:56,012 --> 00:47:00,147
‫اولین شکست بزرگ، شکست واحد خانوادگیش بود.

925
00:47:00,321 --> 00:47:01,540
‫پسر خوبی هستی، لستات؟

926
00:47:05,456 --> 00:47:07,197
‫جواب برادرت رو بده، لستات.

927
00:47:07,371 --> 00:47:09,852
‫بچه که بود، مادرش تنها کسی

928
00:47:09,983 --> 00:47:12,246
‫توی اون محیط خیلی خصمانه بود

929
00:47:12,376 --> 00:47:14,683
‫که یه جورایی بهش محبت نشون می‌داد.

930
00:47:14,814 --> 00:47:17,381
‫وقتی اولین بار به عنوان انسان
‫همدیگه رو شناختن

931
00:47:17,512 --> 00:47:19,732
‫و گابریلا ۳۰۰ سال پیش

932
00:47:19,862 --> 00:47:22,909
‫مادر لستات بود،
‫توی شرایطی زندگی می‌کردن

933
00:47:23,083 --> 00:47:27,304
‫که هیچ‌کدومشون هیچ قدرت یا اختیاری نداشتن.

934
00:47:27,435 --> 00:47:30,264
‫رابطه‌ی وحشتناکی با شوهرش داشت

935
00:47:30,394 --> 00:47:33,702
‫و عمیقاً ناراضی و تنها بود.

936
00:47:33,833 --> 00:47:37,184
‫چیزای زیادی در مورد شخصیت لستات می‌فهمید

937
00:47:37,358 --> 00:47:40,622
‫وقتی گابریلا، مادرش، پیداش می‌شه.

938
00:47:40,753 --> 00:47:42,885
‫حالا گرگ‌ها دارن گوسفندامون رو می‌برن.

939
00:47:43,016 --> 00:47:44,583
‫به‌زودی یه بچه رو هم می‌قاپن.

940
00:47:44,757 --> 00:47:46,497
‫برگردید خونه!

941
00:47:46,628 --> 00:47:47,890
‫کاری از دستمون برنمیاد.

942
00:47:48,021 --> 00:47:50,893
‫جز اینکه مرد باشید!

943
00:47:51,024 --> 00:47:53,679
‫اون می‌دونه اگه قراره کسی بلند شه

944
00:47:53,809 --> 00:47:56,812
‫و سعی کنه این مشکل گرگ‌ها رو حل کنه،

945
00:47:56,899 --> 00:47:58,858
‫اون لستاتـه.

946
00:47:59,032 --> 00:48:00,424
‫کشتن گرگ‌ها

947
00:48:00,511 --> 00:48:02,949
‫مستقیماً به گابریلا ربط داره.

948
00:48:03,123 --> 00:48:05,734
‫گابریلا داره می‌گه، برو بیرون و یه کاره‌ای شو.

949
00:48:08,345 --> 00:48:10,739
‫این لحظه‌ی لستاتـه که بگه،
‫«می‌خوام یه کاری کنم.

950
00:48:10,826 --> 00:48:12,436
‫می‌خوام از زندگیم چیزی بسازم،

951
00:48:12,523 --> 00:48:13,655
‫و می‌رم و می‌کشمتون،

952
00:48:13,829 --> 00:48:15,048
‫حتی اگه بمیرم.»

953
00:48:23,143 --> 00:48:26,842
‫وقتی لستات گرگ‌ها رو می‌کشه، ۳۰ سالشه،

954
00:48:27,016 --> 00:48:29,671
‫و به نظر گابریلا،

955
00:48:29,845 --> 00:48:32,021
‫بیشتر از چیزی که باید، خونه مونده.

956
00:48:32,152 --> 00:48:35,895
‫از اتاقی به اتاق دیگه، سلاخیشون کردم.

957
00:48:36,069 --> 00:48:39,246
‫وقتی گرگ‌ها رو کشتم، اینو خواب دیدم، مادر.

958
00:48:39,376 --> 00:48:42,510
‫این یه خواسته‌ی مشترک بین اون دوتاست،

959
00:48:42,641 --> 00:48:44,338
‫و این بهش انگیزه کافی می‌ده

960
00:48:44,468 --> 00:48:46,122
‫که بره بیرون و یه کاری کنه.

961
00:48:46,253 --> 00:48:49,256
‫می‌ره پاریس. تبدیل می‌شه به خون‌آشام.

962
00:48:49,386 --> 00:48:51,432
‫مادرش تو بستر مرگه.
‫مادرش رو هم به خون‌آشام تبدیل می‌کنه.

963
00:48:56,916 --> 00:48:58,831
‫وقتی گابریلا تبدیل به خون‌آشام شد،

964
00:48:58,961 --> 00:49:00,571
‫جفتشون می‌خواستن برگردن و اون‌ها رو بکشن،

965
00:49:00,702 --> 00:49:02,138
‫و حالا می‌تونستن.

966
00:49:09,450 --> 00:49:13,019
‫اون حالا می‌تونه اون زندگی‌ای که
‫همیشه می‌خواست رو داشته باشه.

967
00:49:13,149 --> 00:49:14,803
‫و خون‌آشامی آزادش می‌کنه.

968
00:49:14,934 --> 00:49:19,373
‫من کاملاً جذب عشق مطلق گابریلا

969
00:49:19,503 --> 00:49:23,638
‫به خون‌آشام بودن شدم.

970
00:49:23,769 --> 00:49:27,816
‫فکر کنم واسه اون،
‫این تقریباً مثل پیدا کردن خودش بود،

971
00:49:27,903 --> 00:49:30,601
‫یا قطعاً تنها زمانی توی زندگیش بود

972
00:49:30,732 --> 00:49:34,480
‫که اختیار و قدرت داشت.

973
00:49:34,954 --> 00:49:37,347
‫زیاد سکس می‌کنی؟

974
00:49:37,478 --> 00:49:38,827
‫البته.

975
00:49:38,914 --> 00:49:41,787
‫مثل خون دوستش داری؟

976
00:49:41,917 --> 00:49:44,050
‫- هیچ‌وقت شبیه خون نیست.
‫- اونا همدیگه رو دوست دارن.

977
00:49:44,137 --> 00:49:45,834
‫یعنی اونا مادر و پسرن، و معشوق هم هستن.

978
00:49:45,965 --> 00:49:48,228
‫اونا نوپا و خالق هستن،

979
00:49:48,315 --> 00:49:50,230
‫و رابطه‌شون فوق‌العاده پیچیده‌ست،

980
00:49:50,360 --> 00:49:51,927
‫ولی اونا تنها کسایی‌ان که هنوز زنده‌ان

981
00:49:52,058 --> 00:49:54,147
‫و همدیگه رو زمانی که انسان بودن می‌شناختن.

982
00:49:54,234 --> 00:49:55,104
‫فکر کنم این واقعاً مهمه.

983
00:49:55,278 --> 00:49:56,802
‫انگار که تو منو می‌شناسی،

984
00:49:56,932 --> 00:49:58,542
‫اون چیزی که واقعاً هستم،
‫می‌دونی از کجا اومدم،

985
00:49:58,629 --> 00:50:00,675
‫می‌دونی محرک اصلی من چیه.

986
00:50:00,849 --> 00:50:03,199
‫و منو به عنوان یه انسان به یاد میاری،

987
00:50:03,330 --> 00:50:06,159
‫قبل از اینکه به این موجود تبدیل بشم.

988
00:50:06,333 --> 00:50:07,508
‫پس اونا عمیقاً به هم وصلن،

989
00:50:07,638 --> 00:50:09,379
‫و این رابطه سمّیه، ولی خب،

990
00:50:09,553 --> 00:50:11,385
‫توی دنیای خون‌آشاما همه چی سمیه.

991
00:50:25,569 --> 00:50:27,310
‫تو پزشک شخصی منو دزدیدی.

992
00:50:27,441 --> 00:50:28,877
‫هتلم رو به گند کشیدی.

993
00:50:29,008 --> 00:50:31,488
‫محفل دیترویت هتلت رو به گند کشید.

994
00:50:31,619 --> 00:50:33,534
‫- آهنگ رو شنیدم.
‫- آهنگ‌ها درمورد تو نیستن.

995
00:50:33,664 --> 00:50:37,190
‫انگار داری داد می‌زنی کمک می‌خوای،

996
00:50:37,364 --> 00:50:40,106
‫واسه همین اومدم چون برام مهمی.

997
00:50:40,193 --> 00:50:42,935
‫به نظرم لویی تو این صحنه
‫کامل داره ترول‌بازی درمیاره.

998
00:50:43,065 --> 00:50:46,242
‫فکر کنم از عصبانی کردن لستات،
‫تا حدی کیف می‌کنه.

999
00:50:46,373 --> 00:50:49,680
‫نوبتی پشت فرمون می‌نشستید
‫تا از روی پل گلدن گیت رد شید؟

1000
00:50:49,811 --> 00:50:51,247
‫کی فرمون رو محکم‌تر می‌گرفت؟

1001
00:50:51,334 --> 00:50:52,596
‫روی پشت هم عدد می‌نوشتیم

1002
00:50:52,727 --> 00:50:54,729
‫و الکی می‌گفتیم
‫اشتباه حدس زدیم؟

1003
00:50:54,860 --> 00:50:55,991
‫شرط می‌بندم.

1004
00:50:56,122 --> 00:50:57,253
‫شرط می‌بندم!

1005
00:50:57,384 --> 00:50:58,646
‫صحنه‌ی خیلی باحالیه.

1006
00:50:58,820 --> 00:51:00,126
‫یه حمله‌ی واقعیه،

1007
00:51:00,256 --> 00:51:01,649
‫و می‌دونه که می‌خواد
‫رو اعصابش بره.

1008
00:51:01,780 --> 00:51:04,826
‫خیلی عجیب بود که یهو از اون،

1009
00:51:04,957 --> 00:51:08,699
‫یعنی یه خون‌آشام خیلی قوی و متمرکز،

1010
00:51:08,830 --> 00:51:11,920
‫تبدیل بشه به یه آدم خرده‌گیر.

1011
00:51:12,051 --> 00:51:14,140
‫کریستین، می‌شه لطفاً دو تا بلیت

1012
00:51:14,270 --> 00:51:16,403
‫به آقای پیت و وکیلش

1013
00:51:16,533 --> 00:51:18,100
‫برای نمایش فردا شب بدی؟

1014
00:51:18,274 --> 00:51:20,581
‫فقط یه دونه کافیه.
‫لموئل از موسیقی تو خوشش نمیاد.

1015
00:51:22,365 --> 00:51:24,150
‫با اینکه لویی خیلی خرده‌گیر بوده،

1016
00:51:24,237 --> 00:51:27,849
‫فکر کنم بی‌صبرانه منتظر
‫دیدن اجرای لستاته.

1017
00:51:29,459 --> 00:51:31,200
‫♪ می‌ترسیدم، می‌ترسیدم ♪

1018
00:51:31,331 --> 00:51:35,901
‫♪ می‌ترسیدم... ♪

1019
00:51:36,031 --> 00:51:37,772
‫♪ دارم از دستت می‌دم ♪

1020
00:51:37,903 --> 00:51:38,887
‫تحت تأثیر هم قرار گرفته.

1021
00:51:38,887 --> 00:51:40,775
‫این همون کاریه
‫که همیشه باید انجام می‌داد.

1022
00:51:46,607 --> 00:51:48,783
‫واقعاً نمی‌دونی بیشتر آهنگاش درمورد کین.

1023
00:51:48,957 --> 00:51:50,089
‫شاید درمورد لویی باشه. شایدم نیکی.

1024
00:51:50,219 --> 00:51:51,438
‫شایدم گابریلا.

1025
00:51:51,612 --> 00:51:53,179
‫خیلی لویی‌طوره که فکر کنه

1026
00:51:53,309 --> 00:51:54,963
‫هر آهنگی درمورد خودشه.

1027
00:51:55,094 --> 00:51:56,878
‫و از طرف دیگه،

1028
00:51:56,965 --> 00:51:58,575
‫فکر کنم یه لایه‌ی خاله زنکی هم
‫توی لویی هست

1029
00:51:58,662 --> 00:52:00,534
‫که می‌گه، «این درمورد کیه؟

1030
00:52:00,664 --> 00:52:02,057
‫کی اتفاق افتاد؟ اون کی بود؟

1031
00:52:02,231 --> 00:52:03,711
‫اون کیه؟ اون دختره کیه؟»

1032
00:52:03,842 --> 00:52:05,147
‫شاید فقط درمورد این باشه که

1033
00:52:05,321 --> 00:52:06,670
‫چرا اصلاً باید حس کنه؟

1034
00:52:06,757 --> 00:52:08,498
‫چون خیلی شخصیت احساساتی‌ایه،

1035
00:52:08,629 --> 00:52:10,979
‫و قشنگ غرق احساسات خودش می‌شه،

1036
00:52:11,110 --> 00:52:12,633
‫و باهاشون پیش می‌ره.

1037
00:52:12,720 --> 00:52:15,027
‫واسه همین فکر کنم
‫این می‌تونه کلافه‌کننده باشه.

1038
00:52:15,201 --> 00:52:17,812
‫یعنی، معلومه که داره یه نسخه‌ی

1039
00:52:17,899 --> 00:52:20,380
‫خیلی شدید و قدرت‌نمایانه
‫از آهنگ رو اجرا می‌کنه

1040
00:52:20,510 --> 00:52:22,904
‫و عمداً لویی رو نادیده می‌گیره

1041
00:52:23,078 --> 00:52:24,514
‫تا وقتی که دیگه نتونه.

1042
00:52:42,750 --> 00:52:47,624
‫♪ من سعی کردم ♪

1043
00:52:47,755 --> 00:52:53,239
‫♪ قشنگ‌ترین آهنگ دنیا رو برات بنویسم ♪

1044
00:52:53,326 --> 00:52:57,417
‫♪ اما حواسم پرت شد ♪

1045
00:52:57,547 --> 00:52:59,636
‫وقتی کتاب رو می‌گیره و می‌بینه

1046
00:52:59,767 --> 00:53:02,030
‫همه جاش خط‌خطی و شلوغ‌پلوغه،

1047
00:53:02,161 --> 00:53:04,859
‫فکر کنم همون‌جاست که عذاب ‌وجدان
‫واقعاً به سراغش میاد.

1048
00:53:04,946 --> 00:53:06,469
‫این اولین باریه که
‫یه لحظه‌ی خصوصی کوچیک

1049
00:53:06,556 --> 00:53:07,993
‫درموردش داشتن.

1050
00:53:08,167 --> 00:53:10,299
‫لویی یه همچین تأثیری روی لستات داره،

1051
00:53:10,430 --> 00:53:12,823
‫که... اون‌قدر عصبانی می‌شه که
‫زمان رو نگه می‌داره

1052
00:53:12,998 --> 00:53:14,651
‫و پرواز می‌کنه میاد پیشش
‫و مستقیم تو صورتش می‌خونه.

1053
00:53:14,782 --> 00:53:15,783
‫آره.

1054
00:53:15,957 --> 00:53:17,350
‫♪ چرا ♪

1055
00:53:17,437 --> 00:53:21,876
‫♪ چرا، چرا باید حس کنم؟ ♪

1056
00:53:25,053 --> 00:53:28,317
‫♪ این درد رو؟ ♪

1057
00:53:28,491 --> 00:53:31,581
‫♪ خیلی زیاده، خیلی واقعیه ♪

