﻿1
00:00:14,875 --> 00:00:17,947
‫{\an8}[ سال ۱۰۶۶ میلادی ]

2
00:00:19,000 --> 00:00:30,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:42,118 --> 00:00:43,480
‫ویلیام!

4
00:00:48,720 --> 00:00:49,880
‫هارولد!

5
00:00:55,722 --> 00:01:00,447
‫{\an8}[ پادشاه و فاتح ]

6
00:00:56,709 --> 00:01:00,452
‫(قسمت اول: «دعوت‌نامه»)

7
00:01:03,385 --> 00:01:06,581
‫{\an8}[ سال‌ها قبل ]

8
00:01:08,012 --> 00:01:13,389
‫{\an8}[ پس‌از یک دهه جنگ داخلی، انگلیس از نو شروع کرد. ]

9
00:01:14,459 --> 00:01:22,430
‫{\an8}[ سپس، با توافق قدرت‌مندترین وارثان این سرزمین،
‫یعنی وِسکس، مِرسیا و نورتامبریا، پادشاه جدیدی برگزیده شد. ]

10
00:01:46,397 --> 00:01:53,422
‫{\an8}[ در آن‌سوی تنگه‌ی مانش، رقبای فرانسه‌ی فئودال
‫دائماً با یکدیگر در جنگ بودند. ]

11
00:01:56,599 --> 00:02:00,095
‫{\an8}[ منطقه‌ی نورماندی ]

12
00:02:13,360 --> 00:02:14,720
‫زود تمومش کن دیگه.

13
00:02:15,526 --> 00:02:18,440
‫- می‌خواین درست تموم بشه یا سریع؟
‫- می‌خوام تموم بشه.

14
00:02:19,346 --> 00:02:21,560
‫سرورم، اگه بخواین هر دفعه
‫برین توی دل شمشیرها...

15
00:02:21,560 --> 00:02:23,760
‫- کار زیادی ازم...
‫- سه‌نفر بودن، فیتز.

16
00:02:23,760 --> 00:02:26,640
‫- هم‌زمان حمله کردن.
‫- پس خدا رو شکر چهارنفر نبودن.

17
00:02:28,392 --> 00:02:31,312
‫اگه شمشیرت هم
‫مثل زبونت تندوتیز بود...

18
00:02:47,640 --> 00:02:48,680
‫زخمی شدی، ویلیام.

19
00:02:48,955 --> 00:02:51,602
‫هنوز تموم نشده بود، سرورم.

20
00:02:51,704 --> 00:02:52,904
‫نگران نباش.

21
00:02:55,526 --> 00:02:57,051
‫درود، ماتیلدا.

22
00:03:01,285 --> 00:03:03,005
‫برات دعوت‌نامه اومده.

23
00:03:03,880 --> 00:03:04,988
‫به کجا؟

24
00:03:05,900 --> 00:03:07,091
‫انگلیس.

25
00:03:07,920 --> 00:03:09,680
‫پسرعمه‌ت، اِدوارد، شاه جدید شده.

26
00:03:09,680 --> 00:03:10,840
‫تاج‌گذاری‌ش نزدیکـه.

27
00:03:11,641 --> 00:03:13,400
‫به مراسم دعوت شدی.

28
00:03:13,460 --> 00:03:15,380
‫یعنی می‌خوان این‌همه راه برم اونجا؟

29
00:03:15,405 --> 00:03:16,603
‫ظاهراً می‌خوان.

30
00:03:18,804 --> 00:03:20,360
‫آخرین بار کِی باهاشون حرف زدی؟

31
00:03:20,360 --> 00:03:22,440
‫فکر کنم هیچ‌وقت.

32
00:03:23,114 --> 00:03:25,813
‫فقط وقتی اینجا تبعید شده بودن،
‫کمی می‌شناختمشون

33
00:03:25,880 --> 00:03:27,920
‫ولی من و اِدوارد بچه بودیم.

34
00:03:28,119 --> 00:03:29,374
‫به نظرت هدف‌شون چیـه؟

35
00:03:30,200 --> 00:03:31,240
‫نمی‌دونم.

36
00:03:31,680 --> 00:03:33,251
‫من رو چه به انگلیس؟

37
00:03:40,975 --> 00:03:45,120
‫{\an8}[ منطقه‌ی وِسکس ]

38
00:04:06,388 --> 00:04:07,804
‫قتل‌عام کردن.

39
00:04:18,936 --> 00:04:20,579
‫هارولد، چی شده؟

40
00:04:27,280 --> 00:04:28,480
‫شمشیر!

41
00:04:34,400 --> 00:04:36,520
‫توستیگ، نظرت درباره‌ی این چیـه؟

42
00:04:36,643 --> 00:04:39,586
‫- آلیاژش چطوره؟
‫- درست سمباده‌کاری نشده.

43
00:04:40,253 --> 00:04:41,418
‫مال ما نیست.

44
00:04:42,173 --> 00:04:44,173
‫- از مِرسیاست؟
‫- بله.

45
00:04:45,295 --> 00:04:47,217
‫چرا باید مِرسیا صلح‌نامه رو نقض کنه؟

46
00:04:47,242 --> 00:04:48,569
‫باید به پادشاه جواب پس بدن.

47
00:04:48,673 --> 00:04:51,519
‫دقیقاً.
‫برای همین باید به پدر خبر بدیم.

48
00:04:54,949 --> 00:04:56,414
‫توستیگ، سووِین کجاست؟

49
00:04:58,395 --> 00:05:00,283
‫باز بدون دعوت رفته عروسی.

50
00:05:05,138 --> 00:05:06,520
‫سووِین، اونجایـی؟

51
00:05:06,520 --> 00:05:07,640
‫بله.

52
00:05:10,240 --> 00:05:11,760
‫مگه تو هم دعوت شدی؟

53
00:05:11,979 --> 00:05:13,419
‫مگه تو شدی؟

54
00:05:13,560 --> 00:05:14,819
‫داشتی چی‌کار می‌کردی، سووِین؟

55
00:05:14,876 --> 00:05:17,376
‫به‌عنوان یه لُرد،
‫حقمـه که بکارت عروس رو بگیرم.

56
00:05:17,401 --> 00:05:18,994
‫مطمئنـم پدر از شنیدنش خوش‌حال می‌شه.

57
00:05:19,260 --> 00:05:21,797
‫- نیازی نیست بدونه.
‫- که مایه‌ی شرمساری هستی؟

58
00:05:21,822 --> 00:05:23,960
‫این‌قدر پاستوریزه نباش، هارولد!

59
00:05:23,985 --> 00:05:25,410
‫هر دو از یه خونـیم.

60
00:05:25,880 --> 00:05:28,880
‫تازه دختره از هر لحظه‌ش لذت برد.

61
00:05:28,880 --> 00:05:30,320
‫من خودم رو قاطی کارهات نمی‌کنم.

62
00:05:30,320 --> 00:05:32,320
‫الان بقایای حمله‌ی
‫مِرسیایی‌ها رو پیدا کردم.

63
00:05:33,680 --> 00:05:35,160
‫پرت‌وپلا نگو.

64
00:05:35,160 --> 00:05:37,600
‫امروز صبح به یکی از
‫جاده‌های داوِر حمله شده.

65
00:05:37,600 --> 00:05:40,440
‫مِرسیایی‌ها از مرز ما رد شدن
‫و صلح‌نامه رو نقض کردن.

66
00:05:40,440 --> 00:05:41,805
‫از کجا می‌دونی اون‌ها بودن؟

67
00:05:41,830 --> 00:05:43,977
‫- شمشیرهاشون رو پیدا کردیم.
‫- تو خفه، توستیگ.

68
00:05:44,960 --> 00:05:48,200
‫- چکمه‌هام رو پیدا کن.
‫- باید به پدر بگیم.

69
00:05:48,200 --> 00:05:50,403
‫اگه هم‌نظر نباشیم، قبول نمی‌کنه.

70
00:05:50,670 --> 00:05:53,440
‫وقتی بهش گفتم، هوام رو داشته باش.

71
00:05:53,440 --> 00:05:54,760
‫فهمیدی؟

72
00:05:54,760 --> 00:05:57,600
‫- بله، فهمیدم.
‫- خوبـه.

73
00:06:08,756 --> 00:06:09,880
‫واقعاً که.

74
00:06:15,640 --> 00:06:17,404
‫اگه پدر این قضیه رو بفهمه

75
00:06:18,480 --> 00:06:20,680
‫تو رو بَدتر از دختره می‌کُنم.

76
00:06:23,765 --> 00:06:24,961
‫گُل‌پسر.

77
00:06:44,600 --> 00:06:46,800
‫- لعنتی.
‫- وقت به‌خیر، اودو.

78
00:06:46,800 --> 00:06:49,360
‫عع، ویلیام!
‫داشتم...

79
00:06:49,360 --> 00:06:50,400
‫می‌شاشیدم.

80
00:06:50,400 --> 00:06:52,520
‫توی جنگل قایم شدی تا نبرد تموم بشه؟

81
00:06:52,520 --> 00:06:54,633
‫این چه حرفیـه.
‫خجالت بِکش.

82
00:06:54,658 --> 00:06:57,000
‫درباره‌ی برادرت این‌طور فکر می‌کنی؟

83
00:06:57,145 --> 00:06:58,280
‫برادر ناتنی*

84
00:06:58,280 --> 00:07:01,760
‫- خب...
‫- دیروز دیدم که یواشکی رفتی لای درخت‌ها.

85
00:07:01,760 --> 00:07:03,477
‫آخه داشتم...

86
00:07:04,040 --> 00:07:05,880
‫ببین، موقع مرگ مادرم، بهش قول دادی

87
00:07:05,880 --> 00:07:07,000
‫که ازم مراقبت کنی

88
00:07:07,000 --> 00:07:08,960
‫پس به‌جاش خودم توی جنگ شرکت نمی‌کنم

89
00:07:08,960 --> 00:07:11,640
‫که دیگه توی زحمت نیُفتی.

90
00:07:11,640 --> 00:07:13,000
‫خدا خیرت بده.

91
00:07:13,000 --> 00:07:14,320
‫خواهش می‌کنم.

92
00:07:16,800 --> 00:07:18,280
‫این دیگه چی بود؟

93
00:07:18,820 --> 00:07:20,720
‫صدای پادشاهـه.

94
00:07:20,720 --> 00:07:22,720
‫- می‌شه من هم بیام؟
‫- نه، نمی‌شه.

95
00:07:38,647 --> 00:07:40,647
‫عجب روز زیبایی، پسرم.

96
00:07:43,135 --> 00:07:44,807
‫راحت باشید.

97
00:07:45,960 --> 00:07:50,040
‫چه روز زیباییـه برای
‫برازنده‌ترین فرزند نورماندی.

98
00:07:51,556 --> 00:07:53,396
‫- دل‌تنگ‌ت بودم.
‫- من همیشه دل‌تنگ توام.

99
00:07:56,887 --> 00:07:58,619
‫گذر زمان امون نمی‌ده.

100
00:07:59,520 --> 00:08:00,960
‫چرا بیشتر با هم وقت نمی‌گذرونیم؟

101
00:08:01,228 --> 00:08:04,226
‫آخه شما صبح‌تاشب مشغول شکاری.

102
00:08:04,360 --> 00:08:07,655
‫یه پادشاه دیگه باید چی‌کار کنه؟
‫همه‌ش بجنگه؟

103
00:08:08,233 --> 00:08:11,520
‫جنگ تخصص توئـه، ویلیام.
‫تو ازم ماهرتری.

104
00:08:12,432 --> 00:08:13,792
‫البته ماهرتر بودی.

105
00:08:13,840 --> 00:08:17,200
‫- دستت چی شده؟
‫- یه‌کم بهش استراحت دادم.

106
00:08:17,390 --> 00:08:18,590
‫دایی جان.

107
00:08:18,820 --> 00:08:20,480
‫بیرون از فرانسه چی‌کار می‌کنین؟

108
00:08:21,054 --> 00:08:24,997
‫بهم خبر دادن که با گوی
‫از منطقه‌ی برینی جنگیدی.

109
00:08:25,836 --> 00:08:27,607
‫اومدم سرِ بُریده‌ش رو ببینم.

110
00:08:28,000 --> 00:08:31,160
‫- داریش دیگه؟
‫- دست‌وپاش رو بستیم. زنده‌ست.

111
00:08:31,712 --> 00:08:34,160
‫- می‌تونم بابتش باج خوبی بگیرم.
‫- سرورم.

112
00:08:37,158 --> 00:08:38,558
‫اعلی‌حضرت.

113
00:08:38,970 --> 00:08:40,440
‫تشریف بیارین.

114
00:08:47,526 --> 00:08:49,000
‫فرار کرده.

115
00:08:49,381 --> 00:08:51,061
‫- گوی؟
‫- بله.

116
00:08:51,921 --> 00:08:53,081
‫لعنت بهش.

117
00:08:56,189 --> 00:08:57,240
‫اینجاست.

118
00:09:02,868 --> 00:09:03,908
‫من خوبـم.

119
00:09:04,658 --> 00:09:05,709
‫بلند شو ببینم!

120
00:09:08,960 --> 00:09:10,000
‫توضیح بده.

121
00:09:12,172 --> 00:09:13,880
‫گوی یه‌هو دیوونه شد.

122
00:09:14,253 --> 00:09:17,200
‫دست خودش رو
‫تا استخون قطع کرد که فرار کنه.

123
00:09:17,400 --> 00:09:18,462
‫رفته.

124
00:09:19,320 --> 00:09:21,400
‫با چشم‌های خودم دیدم.

125
00:09:23,120 --> 00:09:24,280
‫رفته.

126
00:09:25,184 --> 00:09:28,144
‫ولی چشم‌های من می‌بینه اینجا خونیـه.

127
00:09:30,920 --> 00:09:34,451
‫خون دیگه‌ای نمی‌بینم

128
00:09:34,660 --> 00:09:37,320
‫که از دست قطع‌شده‌ش باشه.

129
00:09:39,880 --> 00:09:42,515
‫- سرورم...
‫- چیـه؟ باهات معامله کرده؟

130
00:09:42,960 --> 00:09:44,165
‫نه.

131
00:09:44,320 --> 00:09:47,573
‫- می‌خواد بهت پول بده؟
‫- من دشمن‌تون نیستم، سرورم.

132
00:09:47,598 --> 00:09:49,624
‫درستـه.
‫دیگه نیستی.

133
00:09:55,728 --> 00:09:57,268
‫حواست نیست، ویلیام.

134
00:09:58,159 --> 00:10:02,320
‫چندنفر رو می‌فرستم که
‫گوی رو پیدا کنن تا این افتضاح جبران بشه.

135
00:10:05,760 --> 00:10:07,920
‫این‌همه راه فقط اومده
‫که سر گوی رو ببینه؟

136
00:10:08,101 --> 00:10:09,501
‫ظاهراً گوی یه‌چیزی می‌دونه.

137
00:10:41,804 --> 00:10:43,655
‫مِرسیایی‌ها از مرز رد شدن
‫و حمله کردن.

138
00:10:44,027 --> 00:10:45,320
‫امکان نداره.

139
00:10:45,895 --> 00:10:47,303
‫این فلز مِرسیایی‌هاست، پدر.

140
00:10:47,360 --> 00:10:49,400
‫من و توستیگ کُشته‌ها رو به چشم دیدیم.

141
00:10:49,400 --> 00:10:52,240
‫- کار مِرسیایی‌ها بود.
‫- این حرفت دیوونگیـه.

142
00:10:52,643 --> 00:10:54,840
‫مدرکی که جلوی
‫چشم‌تونـه رو باور نمی‌کنین؟

143
00:10:54,840 --> 00:10:57,880
‫یعنی می‌گی سه‌تا
‫اِرل بزرگ با هم صلح کردن

144
00:10:57,880 --> 00:11:01,640
‫و حالا مِرسیایی‌ها
‫تصمیم گرفتن نقضش کنن؟

145
00:11:01,640 --> 00:11:04,520
‫- چیزی که می‌دونم رو گفتم.
‫- آها.

146
00:11:07,120 --> 00:11:08,760
‫نظر تو چیـه، سووِین؟

147
00:11:11,840 --> 00:11:13,856
‫آره، به نظرم حق با شماست، پدر.

148
00:11:14,535 --> 00:11:16,704
‫این کار دیوونگیـه.

149
00:11:18,562 --> 00:11:19,602
‫عجب.

150
00:11:20,858 --> 00:11:23,538
‫اجازه بدین براتون
‫مدرک بیشتری بیارم، پدر.

151
00:11:23,720 --> 00:11:25,680
‫می‌خوای از مرز رد بشی
‫و خودت صلح‌نامه رو نقض کنی؟

152
00:11:25,680 --> 00:11:27,760
‫می‌خوای باز دَه سالِ دیگه
‫به جون هم بیُفتیم؟

153
00:11:27,760 --> 00:11:30,360
‫- اون‌ها زودتر نقض کردن!
‫- ببین!

154
00:11:33,120 --> 00:11:35,160
‫فکر کردی خودم شعور ندارم؟

155
00:11:35,510 --> 00:11:36,560
‫آره؟

156
00:11:36,588 --> 00:11:40,478
‫به‌عنوان اِرل وِسکس
‫تا الان به چهار پادشاه خدمت کردم

157
00:11:40,964 --> 00:11:43,933
‫و هیچ‌وقت مایه‌ی دردسرشون نشدم.

158
00:11:44,000 --> 00:11:47,040
‫این‌طوریـه که خونواده‌مون
‫پابرجا مونده، هارولد.

159
00:11:47,097 --> 00:11:48,992
‫چون قابل‌اعتمادیـم.

160
00:11:49,680 --> 00:11:51,600
‫این‌طوری می‌تونیم نظم برقرار کنیم.

161
00:11:51,600 --> 00:11:54,480
‫اگه زمام اِرل‌ها دستت باشه،
‫انگار انگلیس دستتـه.

162
00:11:54,789 --> 00:11:56,965
‫حالا هم که اِدوارد
‫با خواهرت ازدواج کرده

163
00:11:57,270 --> 00:12:00,920
‫و به‌خاطر اعتباری که دارم،
‫پادشاه شده.

164
00:12:01,110 --> 00:12:02,975
‫این یعنی معامله.

165
00:12:03,600 --> 00:12:06,762
‫معامله‌ای که نسل
‫وِسکسی‌ها رو وارد دربار می‌کنه.

166
00:12:06,858 --> 00:12:09,680
‫نمی‌ذارم چیزی مانع این بشه!
‫نمی‌ذارم!

167
00:12:09,766 --> 00:12:12,934
‫این داستان‌ها...
‫این‌ها چندتا راهزن بودن، هارولد.

168
00:12:14,002 --> 00:12:17,160
‫مراسم تاج‌گذاری نزدیکـه.
‫پس مراقب باش.

169
00:12:24,640 --> 00:12:25,662
‫مادر.

170
00:12:26,040 --> 00:12:27,308
‫مراقب باش.

171
00:12:36,376 --> 00:12:38,064
‫چرا این‌طوی به هارولد پریدی؟

172
00:12:39,218 --> 00:12:40,720
‫بَد نمی‌گه که.

173
00:12:40,986 --> 00:12:42,680
‫آخه حرف‌گوش‌کن نیست.

174
00:12:42,908 --> 00:12:45,555
‫هارولد به توجهت نیاز داره، نه سووِین.

175
00:12:46,252 --> 00:12:49,240
‫و وقتی حرف داره، باید بهش گوش کنی.

176
00:12:56,896 --> 00:12:58,911
‫اگه حق با اون باشه چی، گادوین؟

177
00:12:59,832 --> 00:13:01,485
‫بهش فکر کردی؟

178
00:13:03,244 --> 00:13:05,251
‫هارولد زیادی محتاطـه.

179
00:13:05,945 --> 00:13:07,977
‫برای یه رهبر ویژگی خوبیـه

180
00:13:08,272 --> 00:13:09,752
‫ولی نه وقتی صلح برقراره.

181
00:13:11,440 --> 00:13:13,720
‫این صلح مهم‌تر از این حرف‌هاست.

182
00:13:14,348 --> 00:13:15,635
‫پس توستیگ چی؟

183
00:13:16,030 --> 00:13:17,498
‫این چه سؤالیـه، زن؟

184
00:13:18,282 --> 00:13:19,592
‫توستیگ سوگلی خودتـه.

185
00:13:22,520 --> 00:13:26,160
‫زود باشین.
‫مراسم بزرگی در پیش داریم.

186
00:13:40,240 --> 00:13:43,000
‫واقعاً می‌خوای بری انگلیس؟

187
00:13:43,418 --> 00:13:44,800
‫اِدوارد پسرعمه‌ی ویلیام‌ـه

188
00:13:44,800 --> 00:13:46,680
‫و قراره پادشاه انگلیس بشه.

189
00:13:47,336 --> 00:13:48,760
‫یه پادشاه بیگانه.

190
00:13:49,406 --> 00:13:51,840
‫این یعنی دشمن‌مونـه.
‫متوجه نیستین؟

191
00:13:52,277 --> 00:13:53,680
‫شاید دشمن شما باشه.

192
00:13:53,756 --> 00:13:55,836
‫دشمن من، دشمن شما هم هست.

193
00:13:57,760 --> 00:13:59,960
‫من مخالفـم، دایی جان.

194
00:14:01,657 --> 00:14:02,810
‫ماتیلدا.

195
00:14:08,257 --> 00:14:10,457
‫مادر اِدوارد تا حالا
‫دوبار ملکه‌ی انگلیس بوده.

196
00:14:11,364 --> 00:14:13,280
‫یعنی با دو پادشاه مزدوج بوده.

197
00:14:15,200 --> 00:14:17,120
‫بهتره باهاش دشمنی نکنیم.

198
00:14:17,120 --> 00:14:19,880
‫وقتی اِدوارد پادشاه بشه،
‫مادرش دیگه قدرتی نداره.

199
00:14:19,880 --> 00:14:24,000
‫وقتی اِدوارد پادشاه بشه،
‫بانو اِما منبع قدرتش می‌شه.

200
00:14:27,200 --> 00:14:30,800
‫پدرت بهشون اعتماد نداشت، ویلیام.
‫چرا ما باید اعتماد کنیم؟

201
00:14:32,000 --> 00:14:34,280
‫وقتی پدرت مُرد، اون‌ها کجا بودن؟

202
00:14:34,877 --> 00:14:36,379
‫وقتی توی جوب زندگی می‌کردی

203
00:14:36,607 --> 00:14:39,200
‫و تو رو یه فرزند حروم‌زاده‌ی
‫بی‌خانواده صدا می‌زدن...

204
00:14:39,420 --> 00:14:43,000
‫یا وقتی از آدم‌کُش‌ها مخفی شده بودی
‫و نزدیک‌ترین کسانت بهت خیانت کردن...

205
00:14:43,455 --> 00:14:46,302
‫این اقوام انگلیسی‌ت
‫اون‌موقع کجا بودن؟

206
00:14:46,720 --> 00:14:48,840
‫من بودم که کنارت وایستادم.

207
00:14:48,982 --> 00:14:50,808
‫من ازت محافظت کردم

208
00:14:51,080 --> 00:14:53,080
‫و ازت یه دوک ساختم.

209
00:14:54,200 --> 00:14:56,200
‫تو هیچ ارزشی برای
‫این انگلیسی‌ها نداری.

210
00:14:56,285 --> 00:15:00,645
‫ما کنار تنگه‌ی مانش هستیم.
‫حماقتـه که بخوایم باهاشون دشمنی کنیم.

211
00:15:06,560 --> 00:15:09,160
‫فکر کردی جرئت دارن حمله کنن؟

212
00:15:09,846 --> 00:15:12,280
‫کدوم احمقی همچین کاری می‌کنه؟

213
00:15:12,394 --> 00:15:14,314
‫حق با ماتیلداست، هِنری.

214
00:15:15,496 --> 00:15:17,496
‫نمی‌شه دعوت‌شون رو رد کنم.

215
00:15:18,480 --> 00:15:22,360
‫بهتره توی چشم‌شون نگاه کنم،
‫جای این‌که بهشون پشت کنم.

216
00:15:23,042 --> 00:15:24,373
‫بعدش هم، هِنری...

217
00:15:25,583 --> 00:15:27,116
‫کدوم آدمی به پادشاه «نه» می‌گه؟

218
00:15:29,480 --> 00:15:30,598
‫پس...

219
00:15:31,636 --> 00:15:34,163
‫اگه تصمیمت رو گرفتی،
‫فقط می‌تونم برات آرزوی موفقیت کنم

220
00:15:34,188 --> 00:15:35,880
‫و به قضاوتت احترام بذارم.

221
00:15:36,537 --> 00:15:37,697
‫برو دیدنِ اقوامت.

222
00:15:39,178 --> 00:15:40,472
‫به من مربوط نمی‌شه.

223
00:15:42,640 --> 00:15:44,160
‫نگران گوی هم نباش.

224
00:15:44,160 --> 00:15:47,320
‫سربازهام پیداش می‌کنن.
‫فکر کن اصلاً وجود نداشته.

225
00:15:49,080 --> 00:15:52,556
‫فرانسه از نورماندی مثل برادر
‫کوچیک‌ترِ خودش محافظت می‌کنه.

226
00:15:54,010 --> 00:15:55,411
‫مراقب خودت باش.

227
00:16:01,106 --> 00:16:04,640
‫سرورم، به افتخار پیروزی‌مون
‫با ما نوشیدنی می‌خورین؟

228
00:16:07,565 --> 00:16:11,147
‫قراره یه‌روز دیگه زنده باشیم
‫تا طلوع خورشید رو ببینم.

229
00:16:11,844 --> 00:16:12,975
‫این یعنی پیروزی.

230
00:16:13,162 --> 00:16:14,402
‫به سلامتی زندگی!

231
00:16:14,468 --> 00:16:16,148
‫به سلامتی زندگی!

232
00:16:18,640 --> 00:16:20,600
‫نمی‌خوای به موسیقی‌شون گوش بدی؟

233
00:16:20,837 --> 00:16:23,437
‫نه، قبلاً همه‌ش رو شنیدم.

234
00:16:26,440 --> 00:16:28,680
‫این‌همه راه اومد
‫که مطمئن بشه گوی مُرده.

235
00:16:29,920 --> 00:16:33,080
‫چرا؟
‫مگه گوی چی می‌دونه؟

236
00:16:33,221 --> 00:16:36,021
‫و با انگلیس هم پدرکُشتگی داره.

237
00:16:36,258 --> 00:16:38,200
‫چرا می‌گه رفتن به انگلیس به ضررمـه؟

238
00:16:39,320 --> 00:16:41,280
‫چون به ضرر اونـه.

239
00:16:44,392 --> 00:16:45,504
‫تو برو انگلیس.

240
00:16:46,630 --> 00:16:48,986
‫- من گوی رو پیدا می‌کنم و ازش حرف می‌کِشم.
‫- مطمئنـی؟

241
00:16:50,434 --> 00:16:53,754
‫اودو رو با خودت ببر
‫و زودتر از هِنری پیداش کن.

242
00:16:54,261 --> 00:16:56,074
‫من منطقه رو بهتر از هِنری می‌شناسم.

243
00:16:57,680 --> 00:16:58,960
‫خیلی لطف می‌کنی.

244
00:17:00,480 --> 00:17:02,680
‫- خواهش می‌کنم.
‫- من که تشکر نکردم.

245
00:17:02,680 --> 00:17:05,280
‫نه، ولی توی دلت کردی.

246
00:17:05,422 --> 00:17:06,980
‫عع؟ نه بابا؟

247
00:17:07,708 --> 00:17:09,148
‫کجا با این عجله؟

248
00:17:13,325 --> 00:17:15,005
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

249
00:17:15,880 --> 00:17:19,120
‫- فکر کردی به این راحتی راضی می‌شم؟
‫- مطمئنـم.

250
00:17:20,832 --> 00:17:23,752
‫- فکر کردی چون دوک هستی، راضی می‌شم؟
‫- نه.

251
00:17:23,960 --> 00:17:27,867
‫- پس چرا بیخیال نمی‌شی؟
‫- فکر می‌کنم...

252
00:17:28,766 --> 00:17:32,560
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتی که
‫پسرعمه‌م شده پادشاه انگلیس.

253
00:17:33,689 --> 00:17:36,609
‫حالا شد.
‫موسیقی من اینـه.

254
00:17:57,560 --> 00:17:58,960
‫به سلامتی پادشاه جدید!

255
00:18:02,288 --> 00:18:04,200
‫به سلامتی ملکه‌ی جدید.

256
00:18:09,000 --> 00:18:11,080
‫پدر هم همیشه می‌گه
‫از کله‌ت استفاده کن.

257
00:18:11,080 --> 00:18:12,960
‫من هم وقتی اِرل بشم،
‫از کله‌م استفاده می‌کنم.

258
00:18:12,960 --> 00:18:15,400
‫همه‌ی جوانب رو با دقت بررسی می‌کنم.

259
00:18:15,400 --> 00:18:16,979
‫نه بابا؟ همه‌ی جوانب؟

260
00:18:17,133 --> 00:18:18,664
‫بله، هارولد.
‫همه‌ی جوانب.

261
00:18:19,458 --> 00:18:20,640
‫عزیزم، بیا اینجا.

262
00:18:20,640 --> 00:18:22,880
‫- تو چی، هارولد؟
‫- هارولد که قرار نیست اِرل بشه.

263
00:18:23,240 --> 00:18:24,960
‫نگران نباش، سووِین.
‫من جایگاهت رو نمی‌خوام.

264
00:18:24,960 --> 00:18:27,040
‫هیشکی ازت نمی‌گیرش.

265
00:18:27,310 --> 00:18:30,807
‫موضوعات مهم‌تری
‫توی زندگی هست، مگه نه پدر؟

266
00:18:30,960 --> 00:18:32,240
‫عع، پس به حرف‌هام گوش می‌دی؟

267
00:18:32,429 --> 00:18:33,640
‫همیشه گوش می‌دم.

268
00:18:34,004 --> 00:18:36,360
‫- ببین چجوری لب‌هاش رو تکون می‌ده.
‫- گم شو، سووِین.

269
00:18:37,724 --> 00:18:41,604
‫موضوع مهم اینـه که
‫خواهرت با پادشاه مزدوج شده

270
00:18:42,230 --> 00:18:44,695
‫و دو روز دیگه تاج‌گذاری می‌شن.

271
00:18:45,161 --> 00:18:46,881
‫همه‌چی داره تغییر می‌کنه.

272
00:18:46,920 --> 00:18:48,061
‫همه‌چی.

273
00:18:48,120 --> 00:18:52,040
‫شاید پیر شده باشم،
‫ولی می‌دونم جنگ با آدم چی‌کار می‌کنه.

274
00:18:52,780 --> 00:18:57,425
‫داریم وارد عصری جدید می‌شیم.
‫موضوع خیلی مهمیـه.

275
00:18:58,178 --> 00:18:59,720
‫کجا داری می‌ری؟

276
00:19:03,868 --> 00:19:05,028
‫بده من.

277
00:19:06,912 --> 00:19:08,563
‫شمشیر رو دیدی؟

278
00:19:08,868 --> 00:19:11,228
‫قطعاً مال مِرسیاست.

279
00:19:11,336 --> 00:19:13,840
‫دفعه‌ی بعدی که قتل‌عام دیدی،
‫پول‌هاشون رو بردار.

280
00:19:18,240 --> 00:19:19,677
‫اون مَرده رو دیدی؟

281
00:19:19,899 --> 00:19:21,950
‫ضراب منطقه‌ی اوکلی‌ـه

282
00:19:21,975 --> 00:19:24,240
‫و داره زیادی خودنمایی می‌کنه.

283
00:19:24,297 --> 00:19:25,817
‫یه جای کارش می‌لنگه.

284
00:19:26,309 --> 00:19:29,080
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- وقتی براش نوشیدنی ریختم، شنیدم.

285
00:19:29,453 --> 00:19:31,529
‫فکر کرده چون یه‌جفت سینه دارم،
‫گوش‌هام نمی‌شنوه.

286
00:19:31,720 --> 00:19:33,800
‫برو یه‌کم بهش فشار بیار تا بگه

287
00:19:33,800 --> 00:19:36,040
‫راهزن‌ها رو با پول
‫مِرسیایی خریدن یا نه.

288
00:19:37,040 --> 00:19:39,120
‫باید این رو به پدرم هم بگی.

289
00:19:41,760 --> 00:19:46,160
‫- ایدِت.
‫- من هم‌خون نیستم و بهم گوش نمی‌دن.

290
00:19:47,640 --> 00:19:51,320
‫تو هم مثل بقیه عضو این خونواده‌ای.

291
00:19:52,941 --> 00:19:54,200
‫سخت نگیر.

292
00:19:56,056 --> 00:19:57,188
‫بیا اینجا.

293
00:20:17,160 --> 00:20:19,440
‫می‌تونی بری، سارا.
‫ممنون.

294
00:20:21,003 --> 00:20:22,123
‫چطوری؟

295
00:20:22,586 --> 00:20:23,738
‫ببینش.

296
00:20:26,155 --> 00:20:28,027
‫چرا مِرسیایی‌ها همچین کاری کردن؟

297
00:20:28,052 --> 00:20:29,989
‫لطفاً اینجا از یه موضوع
‫دیگه حرف بزن، هارولد.

298
00:20:31,501 --> 00:20:32,598
‫ببخشین.

299
00:20:34,448 --> 00:20:35,764
‫از چی بگم؟

300
00:20:38,884 --> 00:20:40,720
‫دوست دارم بدونم
‫این دوتا به هم چی می‌گن.

301
00:20:46,523 --> 00:20:47,786
‫بیا ببینم!

302
00:20:51,839 --> 00:20:54,279
‫وقتی پدرم اولین بار من رو بغل کرد،
‫به نظرت چی دیده؟

303
00:20:55,824 --> 00:20:56,917
‫خودش رو دیده.

304
00:20:57,864 --> 00:20:58,984
‫فکر نکنم.

305
00:21:01,405 --> 00:21:04,525
‫- به نظرت پسرمون من رو چی می‌بینه؟
‫- یه محافظ.

306
00:21:10,000 --> 00:21:11,840
‫قول دادم که ازتون مراقبت کنم، ایدِت.

307
00:21:22,828 --> 00:21:27,000
‫ازدواج دانمارکی یا کلیسایی
‫برای من فرقی نداره.

308
00:21:29,000 --> 00:21:30,680
‫ولی برای پدرت فرق داره.

309
00:21:30,680 --> 00:21:33,280
‫نمی‌ذارم من رو با یکی دیگه
‫توی کلیسا مزدوج کنه.

310
00:21:33,280 --> 00:21:35,240
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم.

311
00:21:36,360 --> 00:21:37,840
‫گادوین همیشه به خواسته‌ش می‌رسه.

312
00:21:37,840 --> 00:21:40,200
‫اگه بخواد ازم خلاص بشه...

313
00:21:40,200 --> 00:21:41,240
‫نمی‌شه.

314
00:21:42,800 --> 00:21:44,080
‫نمی‌ذارم.

315
00:21:45,920 --> 00:21:46,960
‫بهت قول می‌دم.

316
00:21:47,238 --> 00:21:51,040
‫نمی‌خوام مثل خواهرم
‫توی جوب‌های مِرسیا بمیرم.

317
00:21:51,450 --> 00:21:54,019
‫توی این دنیا به زن‌ها اهمیت نمی‌دن.

318
00:21:54,180 --> 00:21:56,640
‫- مَردها هم تنوع‌طلبـن.
‫- من نیستم.

319
00:21:57,021 --> 00:21:58,987
‫حتی اگه چشم‌هام رو دربیاری،
‫باز هم...

320
00:21:59,012 --> 00:22:01,920
‫- برات ارزش دارم؟
‫- برام ارزش داری.

321
00:22:07,761 --> 00:22:11,640
‫{\an8}[ منطقه‌ی داوِر ]

322
00:22:45,597 --> 00:22:48,784
‫حتی جاده‌های این
‫جهنم‌دره رو تمیز نگه نمی‌دارن.

323
00:22:49,600 --> 00:22:50,880
‫مراقب باشین.

324
00:24:35,212 --> 00:24:36,396
‫اینجا چه خبره؟

325
00:24:36,421 --> 00:24:37,680
‫لندن از اون‌طرفـه.

326
00:24:37,908 --> 00:24:39,068
‫تو کی هستی؟

327
00:24:42,516 --> 00:24:43,756
‫داری ازشون دزدی می‌کنی؟

328
00:24:45,080 --> 00:24:46,240
‫نه.

329
00:24:50,065 --> 00:24:51,187
‫قضیه چیـه؟

330
00:24:52,112 --> 00:24:53,415
‫خیلی خوش‌شانسـین.

331
00:24:54,231 --> 00:24:56,440
‫آخرین باری که این اتفاق افتاد،
‫اینجا قتل‌عام شد.

332
00:24:56,677 --> 00:24:58,340
‫پس خدا رو شکر که شما اومدی.

333
00:24:58,600 --> 00:25:00,840
‫بله.
‫خدا رو شکر.

334
00:25:04,000 --> 00:25:05,135
‫ویلیام...

335
00:25:12,440 --> 00:25:13,880
‫چیزیت نشد؟

336
00:25:15,490 --> 00:25:16,560
‫نه.

337
00:25:16,988 --> 00:25:18,395
‫سربازهامون؟

338
00:25:20,000 --> 00:25:21,200
‫مُردن.

339
00:25:25,092 --> 00:25:28,779
‫{\an8}[ فرانسه ]

340
00:25:31,602 --> 00:25:32,942
‫آفرین، فیلیپ.

341
00:25:39,602 --> 00:25:40,904
‫دختره پیداش کرد؟

342
00:25:42,080 --> 00:25:43,538
‫هنوز نه، سرورم.

343
00:25:45,000 --> 00:25:52,000


344
00:25:53,922 --> 00:25:55,199
‫شما هم پیدا نکردین.

345
00:25:55,840 --> 00:25:56,960
‫سریع تمومش کنین.

346
00:25:57,350 --> 00:25:59,698
‫گویِ برینی رو پیدا کنین.

347
00:26:04,560 --> 00:26:08,280
‫گویِ برینی کیـه، بابا؟

348
00:26:09,191 --> 00:26:10,767
‫قبلاً بهم خدمت می‌کرد.

349
00:26:11,315 --> 00:26:13,293
‫خیلی وقت پیش.

350
00:26:19,194 --> 00:26:20,230
‫آفرین.

351
00:26:23,404 --> 00:26:27,860
‫{\an8}[ لندن ]

352
00:26:43,080 --> 00:26:45,840
‫سرورم، دوک ویلیام
‫از نورماندی شرف‌یاب شدند.

353
00:26:48,600 --> 00:26:51,280
‫- اِدوارد.
‫- ویلیام.

354
00:26:52,764 --> 00:26:53,932
‫بالاخره اومدی.

355
00:26:54,504 --> 00:26:55,922
‫می‌دونستم می‌آی.

356
00:26:58,000 --> 00:27:01,240
‫رقبای قدیمی و دشمن‌های جدید.

357
00:27:02,784 --> 00:27:04,203
‫ارتباط خونی همیشه پیروزه.

358
00:27:05,192 --> 00:27:06,272
‫می‌دونستم.

359
00:27:07,239 --> 00:27:08,369
‫به چشم دیدم.

360
00:27:08,955 --> 00:27:10,315
‫به نظر حالت خوبـه.

361
00:27:10,935 --> 00:27:12,615
‫ویلیام از نورماندی.

362
00:27:12,720 --> 00:27:14,160
‫چقدر خوش‌حالم کردی.

363
00:27:15,160 --> 00:27:18,040
‫بذار برادرزاده‌م رو ببینم.

364
00:27:21,165 --> 00:27:24,120
‫بله، هنوز هم شبیه برادرمـی.

365
00:27:24,400 --> 00:27:27,520
‫و پیروزی‌هات...
‫پیروزی‌های شگفت‌انگیزت...

366
00:27:27,520 --> 00:27:28,960
‫شرمنده می‌کنین، بانو اِما.

367
00:27:28,960 --> 00:27:30,680
‫نه، افتخار دادی که اومدی.

368
00:27:30,680 --> 00:27:33,280
‫با حضورت مفتخر شدیم.

369
00:27:33,900 --> 00:27:35,680
‫امشب با ما هم‌سفره باش.

370
00:28:02,853 --> 00:28:03,877
‫هارولد.

371
00:28:13,135 --> 00:28:14,600
‫کجا بودی؟

372
00:28:17,926 --> 00:28:20,086
‫این دیگه نشون می‌ده
‫نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه‌ست.

373
00:28:21,163 --> 00:28:22,400
‫سکه‌های مِرسیایی.

374
00:28:22,685 --> 00:28:24,240
‫همراه یکی از راهزن‌ها بود.

375
00:28:24,602 --> 00:28:27,200
‫مِرسیایی‌ها دارن
‫به سرزمین‌مون حمله می‌کنن.

376
00:28:27,200 --> 00:28:29,480
‫این امنیت وِسکس رو
‫به خطر می‌ندازه، پدر.

377
00:28:30,193 --> 00:28:33,120
‫این فقط نشون می‌ده چقدر گستاخـی.

378
00:28:34,440 --> 00:28:38,440
‫وقتی دستور می‌دم،
‫باید ازش پیروی کنی.

379
00:28:39,227 --> 00:28:41,760
‫یه اِرل بهت دستور داده.

380
00:28:45,040 --> 00:28:46,580
‫که چی‌کار کنم، پدر؟

381
00:28:47,229 --> 00:28:48,469
‫چشم‌پوشی کنم؟

382
00:28:48,494 --> 00:28:49,880
‫کِی تموم می‌شه؟

383
00:28:50,160 --> 00:28:52,680
‫باید چی‌کار کنم که بهم گوش بدین؟

384
00:28:52,913 --> 00:28:55,520
‫چی‌کار کنم که من رو درک کنین؟

385
00:28:55,917 --> 00:28:57,600
‫تمومش کن.

386
00:28:58,760 --> 00:29:00,200
‫بهم قول بده.

387
00:29:02,935 --> 00:29:04,168
‫زود باش.

388
00:29:07,986 --> 00:29:09,104
‫بگو.

389
00:29:33,035 --> 00:29:35,640
‫پول مِرسیایی که تازه هم ساخته شده.

390
00:29:37,200 --> 00:29:39,480
‫پدرت چی گفت؟
‫چی شده؟

391
00:29:40,156 --> 00:29:41,840
‫ازم قول گرفت که دیگه دنبالش نرم

392
00:29:41,840 --> 00:29:43,280
‫و بیخیال باشم.

393
00:29:43,930 --> 00:29:45,029
‫اگه زیر سر مِرسیا باشه

394
00:29:45,054 --> 00:29:47,600
‫- بچه‌هامون توی خطر می‌افتن.
‫- عقلش رو از دست داده.

395
00:29:47,600 --> 00:29:49,880
‫هارولد، وقتی به پدرت قول دادی

396
00:29:49,880 --> 00:29:52,000
‫- دروغ گفتی دیگه؟
‫- نمی‌تونم درکش کنم.

397
00:29:52,000 --> 00:29:53,440
‫حرف بزن، هارولد.

398
00:29:53,666 --> 00:29:56,360
‫همین‌الان بگو تا بشنوم...

399
00:29:56,360 --> 00:29:57,483
‫دروغ گفتی دیگه؟

400
00:29:58,240 --> 00:30:00,131
‫بله، معلومـه که دروغ گفتم.

401
00:30:00,920 --> 00:30:04,120
‫اولویت با بچه‌هامونـه، درستـه؟

402
00:30:06,522 --> 00:30:07,920
‫اولویت با بچه‌هامونـه.

403
00:30:08,110 --> 00:30:09,470
‫اولویت اون‌هائـن.

404
00:30:15,000 --> 00:30:19,720
‫کلکسیونی از کودکی‌مون در نورماندی.

405
00:30:21,000 --> 00:30:24,280
‫سراسر اروپا همیشه همراهم بوده.

406
00:30:25,560 --> 00:30:26,920
‫این رو یادتـه؟

407
00:30:28,520 --> 00:30:33,120
‫ایشون ملکه‌ی من هستن، گون‌هیلد.

408
00:30:34,720 --> 00:30:35,938
‫زیبا نیستن؟

409
00:30:37,102 --> 00:30:38,182
‫مناسب ملکه‌بودن.

410
00:30:42,493 --> 00:30:43,545
‫بفرمایید.

411
00:30:46,755 --> 00:30:48,120
‫غذای بیشتری بیارین!

412
00:30:56,752 --> 00:30:59,680
‫- مگه دیگه کی می‌آد؟
‫- فقط مایـیم.

413
00:31:02,800 --> 00:31:05,035
‫پسرم اِیتل باید پادشاه می‌شد.

414
00:31:05,759 --> 00:31:07,178
‫واسه این منصب به دنیا اومده بود.

415
00:31:07,330 --> 00:31:10,200
‫ولی روزگار همیشه
‫با آدم شوخی داره، مگه نه؟

416
00:31:13,794 --> 00:31:14,994
‫ببینش.

417
00:31:15,676 --> 00:31:20,076
‫خیلی شبیه پادشاه‌هایـی، نه؟
‫آره، خیلی.

418
00:31:21,870 --> 00:31:25,567
‫اِیتل اراده‌ی پدرش رو داشت...

419
00:31:26,600 --> 00:31:28,640
‫و قیافه‌ی پدرش هم به اِدوارد رسید.

420
00:31:30,400 --> 00:31:34,680
‫ولی می‌بینیم که قدرت
‫برادرم از درونت فوران می‌کنه، ویلیام.

421
00:31:35,920 --> 00:31:39,000
‫به امید اتحادی بزرگ بین ما و شما.

422
00:31:39,408 --> 00:31:43,800
‫- چه با اطمینان گفتین.
‫- آخه هم‌خون‌ها دور هم جمع شدن.

423
00:31:44,091 --> 00:31:46,756
‫خون ما منبع قدرت اروپا می‌شه.

424
00:31:46,880 --> 00:31:48,680
‫پدرت هم همین رو می‌خواست.

425
00:31:48,775 --> 00:31:52,662
‫- تو می‌شی محافظ سلطنت من.
‫- سلطنت من.

426
00:31:53,480 --> 00:31:55,260
‫هیچ‌وقت قرار نبود تو پادشاه بشی.

427
00:31:56,142 --> 00:31:57,381
‫ولی دارم می‌شم.

428
00:31:58,880 --> 00:32:00,040
‫فردا.

429
00:32:08,786 --> 00:32:10,906
‫- به سلامتی پادشاه.
‫- به سلامتی پادشاه.

430
00:32:25,254 --> 00:32:26,440
‫ولش کن بره آشپزخونه.

431
00:32:27,319 --> 00:32:28,659
‫فردا خودش می‌فهمه.

432
00:32:28,966 --> 00:32:33,800
‫- کل خاندان خائنش می‌فهمن.
‫- خاندانش؟

433
00:32:34,277 --> 00:32:37,240
‫خاندان گادوین.
‫فردا حساب کار دست‌شون می‌آد.

434
00:32:38,242 --> 00:32:42,520
‫تو که کنارم باشی، می‌فهمن.

435
00:32:43,640 --> 00:32:46,680
‫پس نورماندی می‌شه بازوی انگلیس؟

436
00:32:47,760 --> 00:32:49,040
‫برای همین دعوت شدم.

437
00:32:49,506 --> 00:32:50,696
‫دقیقاً.

438
00:32:51,681 --> 00:32:53,859
‫ارتباط خونی‌مون کافیـه.

439
00:32:56,960 --> 00:32:59,960
‫متأسفانه اینجاموندن
‫دیگه از حوصله‌م خارجـه.

440
00:33:18,880 --> 00:33:20,040
‫شب به‌خیر.

441
00:33:24,428 --> 00:33:25,668
‫می‌شنوی؟

442
00:33:27,533 --> 00:33:30,693
‫مادر خبر نداره، ولی من می‌شنوم.

443
00:33:34,680 --> 00:33:36,360
‫بهم می‌گه در آرامشـه.

444
00:33:39,200 --> 00:33:40,603
‫مادر نمی‌دونه.

445
00:33:52,344 --> 00:33:54,280
‫این انگشت سَنت سوییتین‌ـه.

446
00:33:55,134 --> 00:33:56,240
‫واقعاً؟

447
00:33:57,816 --> 00:34:01,576
‫توی بهشت دم گوش خدا نشسته.

448
00:34:03,600 --> 00:34:07,800
‫من با اون حرف می‌زنم
‫و اون هم با خدا.

449
00:34:09,642 --> 00:34:10,962
‫و بعد به من جواب می‌دن.

450
00:34:16,322 --> 00:34:19,202
‫کشتی‌ت رو از داوِر دور کن.

451
00:34:20,402 --> 00:34:22,640
‫بعداً خودت ازم تشکر می‌کنی، پسردایی.

452
00:34:26,000 --> 00:34:27,640
‫مگه چی شده، اِدوارد؟

453
00:34:28,560 --> 00:34:31,200
‫این هدیه‌ی من به توئـه.

454
00:34:32,902 --> 00:34:35,982
‫هرچه سریع‌تر کِشتی‌ت رو دور کن.

455
00:34:47,252 --> 00:34:48,612
‫مثلاً محافظ منـی؟

456
00:34:50,034 --> 00:34:51,302
‫تلاشم رو می‌کنم.

457
00:34:52,680 --> 00:34:56,880
‫اینجا بوی گند گذشته رو می‌ده.

458
00:34:58,800 --> 00:35:02,360
‫حق با هِنری بود.
‫اشتباه کردم اومدم.

459
00:35:05,069 --> 00:35:06,880
‫راه بیُفت برو داوِر.

460
00:35:07,527 --> 00:35:09,800
‫کِشتی‌مون رو ببر جنوب، به پیوِنزی.

461
00:35:11,241 --> 00:35:14,281
‫به‌محض این‌که تاج‌گذاری تموم شد،
‫از این خراب‌شده می‌ریم.

462
00:35:14,842 --> 00:35:16,030
‫چه بهتر.

463
00:35:17,600 --> 00:35:19,640
‫حالم از اون کشیش‌های
‫تخمی به هم می‌خوره.

464
00:35:53,832 --> 00:35:57,000
‫اینجاست!
‫گویِ برینی اینجاست!

465
00:35:58,765 --> 00:36:03,167
‫{\an8}[ منطقه‌ی نورماندی ]

466
00:36:19,308 --> 00:36:22,680
‫دستت رو بزنم یا پا؟

467
00:36:22,680 --> 00:36:23,720
‫نه!

468
00:36:25,459 --> 00:36:28,659
‫حق این رو دارم که با پول معاوضه بشم.

469
00:36:32,393 --> 00:36:34,800
‫یه سؤال ساده پرسیدم: دست یا پا؟

470
00:36:37,800 --> 00:36:39,857
‫- چهارتا رو قطع کنین.
‫- چَشم.

471
00:36:39,881 --> 00:36:41,080
‫صبر کنین! صبر کنین!

472
00:37:14,266 --> 00:37:16,400
‫سیوارد، اِرل نورتامبریا.

473
00:37:16,783 --> 00:37:17,920
‫اِرل سیوارد.

474
00:37:18,278 --> 00:37:19,538
‫بانو اِما.

475
00:37:25,500 --> 00:37:27,720
‫مورکار، اِرل مِرسیا.

476
00:37:28,428 --> 00:37:30,600
‫- اِرل مورکار.
‫- بانو اِما.

477
00:37:31,524 --> 00:37:32,702
‫اوضاع برقراره؟

478
00:37:34,309 --> 00:37:37,160
‫- مِرسیا عالی عمل کرده.
‫- خوبـه.

479
00:37:38,179 --> 00:37:39,470
‫- فقط این‌که...
‫- باشه بعداً.

480
00:37:41,800 --> 00:37:44,040
‫گادوین، اِرل وِسکس.

481
00:37:46,166 --> 00:37:48,080
‫- اِرل گادوین.
‫- بانو اِمای عزیز.

482
00:37:48,555 --> 00:37:50,973
‫ایشون برادرزاده‌م،
‫ویلیام از نورماندی هستن.

483
00:37:51,156 --> 00:37:52,960
‫مطمئنـم اسمش رو شنیدین.

484
00:37:53,798 --> 00:37:54,998
‫معروف به «زلزله‌ی آندژو».

485
00:37:55,858 --> 00:37:57,696
‫«فاتح نبرد وال‌اِس‌دون».

486
00:37:58,115 --> 00:38:00,400
‫اروپا با اسمش به لرزه درمی‌آد.

487
00:38:00,400 --> 00:38:02,320
‫از پیروزی‌هات شنیدم.

488
00:38:02,701 --> 00:38:04,120
‫پیروزی‌های بی‌نظیر.

489
00:38:04,399 --> 00:38:06,440
‫بانو اِما، گون‌هیلد کجاست؟

490
00:38:06,735 --> 00:38:08,793
‫می‌خوام قبل‌از تاج‌گذاری،
‫خواهرم رو ببینم.

491
00:38:09,136 --> 00:38:11,920
‫ملکه امروز توی مراسم حضور ندارن.

492
00:38:12,307 --> 00:38:16,440
‫یعنی چی؟
‫دخترم قرار نیست تاج‌گذاری بشه؟

493
00:38:16,440 --> 00:38:22,400
‫بله. متأسفانه، از شدت
‫هیجان تب کرده و توی بستره.

494
00:38:22,598 --> 00:38:24,080
‫هنوز هم ملکه‌ی پسرمـه.

495
00:38:24,080 --> 00:38:25,600
‫بهتره که باشه.

496
00:38:26,232 --> 00:38:28,566
‫درهرصورت می‌خوام ببینمش.

497
00:38:29,040 --> 00:38:30,840
‫امروز ملکه استراحت می‌کنه.

498
00:38:37,940 --> 00:38:39,011
‫ایدِت.

499
00:38:44,440 --> 00:38:47,840
‫- باهاش حرف می‌زنم.
‫- اگه دروغ باشه، نمی‌ذارن نزدیکش بشی.

500
00:38:47,887 --> 00:38:50,200
‫حتی اگه باشه،
‫از تو بهش نزدیک‌تر می‌شم.

501
00:38:51,600 --> 00:38:56,720
‫... از پادشاهی‌ام تا بتوانم

502
00:38:57,160 --> 00:39:00,000
‫بی‌عدالتی و خیانت را ریشه‌کن کنم.

503
00:39:00,000 --> 00:39:02,360
‫باید حتماً بنویسم و بذارم جلوی چشمت؟

504
00:39:02,360 --> 00:39:04,320
‫- حفظ کن دیگه، اِدوارد.
‫- باشه. باشه.

505
00:39:05,973 --> 00:39:07,373
‫- و...
‫- ببین.

506
00:39:08,560 --> 00:39:12,960
‫وقتی مردم عصبانیت
‫خاندان گادوین رو ببینن

507
00:39:13,111 --> 00:39:15,751
‫- هر اتفاقی توی داوِر بیُفته، باور می‌کنن.
‫- خودم می‌دونم.

508
00:39:20,948 --> 00:39:23,531
‫اعلی‌حضرت، زمانش رسیده.

509
00:39:42,290 --> 00:39:44,440
‫می‌تونم به روش‌های
‫مختلفی ازت بپرسم، گوی.

510
00:39:44,780 --> 00:39:46,840
‫هِنری فکر می‌کنه چی رو مخفی کردی؟

511
00:39:49,813 --> 00:39:51,213
‫یه روش دیگه رو امتحان کنیم؟

512
00:39:54,720 --> 00:39:56,224
‫هِنری فکر می‌کنه چی رو مخفی کردی؟

513
00:40:03,042 --> 00:40:04,527
‫دوک رابرت!

514
00:40:06,154 --> 00:40:09,550
‫- دوک رابرت؟
‫- پدر ویلیام رو می‌گه؟

515
00:40:09,574 --> 00:40:10,846
‫به قتل رسید.

516
00:40:11,743 --> 00:40:16,109
‫نه، دوک رابرت توی مسیر
‫برگشت از سرزمین مقدس از دنیا رفت.

517
00:40:15,585 --> 00:40:16,127
‫{\an8}(«سرزمین مقدس»: فلسطین امروزی.)

518
00:40:16,160 --> 00:40:18,240
‫- اسهال خونی داشتن.
‫- کی کُشتش؟

519
00:40:20,680 --> 00:40:22,200
‫کی کُشتش؟

520
00:40:25,555 --> 00:40:26,662
‫من.

521
00:40:27,999 --> 00:40:29,119
‫چرا؟

522
00:40:32,611 --> 00:40:36,211
‫رابرت می‌خواست با خواهرش متحد بشه.

523
00:40:37,004 --> 00:40:38,160
‫بانو اِما.

524
00:40:38,160 --> 00:40:39,995
‫اتحاد بین نورماندی و انگلیس؟

525
00:40:40,640 --> 00:40:43,920
‫این اتحاد هِنری رو می‌ترسونه.

526
00:40:45,274 --> 00:40:46,354
‫ادامه بده.

527
00:40:46,592 --> 00:40:49,752
‫هِنری دستور قتل رابرت رو داد.

528
00:40:50,640 --> 00:40:52,440
‫از من استفاده کرد

529
00:40:54,474 --> 00:40:55,845
‫ولی دستور اون بود.

530
00:40:57,440 --> 00:41:01,000
‫پادشاه هِنری دستور قتلش رو داد.

531
00:41:11,662 --> 00:41:13,662
‫دوک‌بانو ماتیلدا، گوی رو پیدا کرده.

532
00:41:17,632 --> 00:41:18,832
‫حیف شد.

533
00:41:21,796 --> 00:41:23,360
‫سربازها مستقر شدن؟

534
00:41:23,588 --> 00:41:27,028
‫طبق فرمایش‌تون،
‫توی مرزهای نورماندی هستن.

535
00:41:29,424 --> 00:41:30,619
‫حمله کنین.

536
00:41:31,181 --> 00:41:32,585
‫نورماندی رو بگیرین.

537
00:41:37,339 --> 00:41:40,179
‫ویلیام رو پیدا کنین و بُکشینش.

538
00:41:41,300 --> 00:41:44,120
‫و سرش رو برام بیارین.

539
00:42:35,879 --> 00:42:39,760
‫برای ملکه داروی گیاهی آوردم.
‫تب دارن.

540
00:42:40,054 --> 00:42:41,502
‫می‌دونین که تب دارن؟

541
00:42:47,930 --> 00:42:50,000
‫ایدِت، باورم نمی‌شه اینجایـی.

542
00:42:50,000 --> 00:42:51,008
‫گون‌هیلد.

543
00:42:53,320 --> 00:42:55,240
‫- چی شده؟ گفتن مریض شدی.
‫- می‌دونم.

544
00:42:55,240 --> 00:42:58,011
‫دروغ گفتن، ایدِت.
‫همه‌چی دروغ بوده.

545
00:42:58,306 --> 00:43:00,051
‫اِدوارد نمی‌خواد
‫از من وارث داشته باشه.

546
00:43:00,080 --> 00:43:02,160
‫حتی روز عروسی‌مون هم‌خوابه نشدیم.

547
00:43:02,457 --> 00:43:03,840
‫- باید به هارولد بگیم.
‫- صبر کن.

548
00:43:04,723 --> 00:43:05,945
‫یه‌چیز دیگه هم هست.

549
00:43:06,698 --> 00:43:11,422
‫قسم می‌خوری که دزدی
‫و هر عمل نادرستی را منع کنی

550
00:43:12,127 --> 00:43:14,600
‫و در تمام شرایط

551
00:43:14,975 --> 00:43:17,120
‫عدالت و درستی را برپا کنی؟

552
00:43:17,474 --> 00:43:19,880
‫قسم می‌خورم.

553
00:43:35,916 --> 00:43:37,200
‫زنده باد پادشاه!

554
00:43:37,554 --> 00:43:39,240
‫زنده باد پادشاه!

555
00:43:39,518 --> 00:43:42,939
‫زنده باد پادشاه!
‫زنده باد پادشاه!

556
00:43:43,300 --> 00:43:44,800
‫با مِرسیا نقشه ریختن؟

557
00:43:44,800 --> 00:43:47,000
‫حمله‌ها به دستور بانو اِما بوده.

558
00:43:47,000 --> 00:43:49,120
‫می‌خواد وِسکس رو تحریک کنه

559
00:43:49,120 --> 00:43:50,720
‫تا ما صلح رو بشکنیم.

560
00:43:52,000 --> 00:43:56,760
‫به‌محض این‌که اِدوارد تاج‌گذاری کنه،
‫هیچی جلودارشون نیست.

561
00:43:57,018 --> 00:43:59,640
‫بانو اِما برای وِسکس
‫خواب دیگه‌ای دیده.

562
00:43:59,640 --> 00:44:01,520
‫این حکمت خداست

563
00:44:01,520 --> 00:44:07,080
‫که در قلمروش نسیم تازه‌ای بوزد.

564
00:44:08,231 --> 00:44:12,200
‫و بسیار برحق است که من، اِدوارد

565
00:44:12,200 --> 00:44:15,481
‫زمام مملکت را به دست بگیرم

566
00:44:16,234 --> 00:44:22,520
‫و خیانت و بی‌عدالتی را از بین ببرم.

567
00:44:24,503 --> 00:44:27,480
‫کسانی هستند که در کنار ما مانده‌اند

568
00:44:29,976 --> 00:44:32,800
‫و کسانی که به ما پشت کرده‌اند.

569
00:44:34,520 --> 00:44:37,600
‫آینده‌ی انگلیس آغاز شده.

570
00:44:40,600 --> 00:44:44,963
‫یک وارث انگلیسی هیچ‌وقت
‫از خون وِسکس نخواهد بود.

571
00:44:45,280 --> 00:44:46,320
‫هیچ‌وقت.

572
00:44:47,678 --> 00:44:51,480
‫اون‌وقت تخمش رو دارین که
‫از خیانت و بی‌عدالتی حرف بزنین؟

573
00:44:51,987 --> 00:44:53,520
‫تو بهم قول دادی.

574
00:44:54,146 --> 00:44:56,320
‫شما دیگه قابل‌اعتماد
‫نیستین، لُرد گادوین.

575
00:44:56,907 --> 00:44:58,389
‫جاده‌های شما از خشونت پُر شده.

576
00:44:58,414 --> 00:45:00,600
‫مردم شما آماده‌ان که قیام کنن.

577
00:45:00,600 --> 00:45:02,448
‫همه‌ش دروغـه!
‫شما که من رو می‌شناسین.

578
00:45:02,915 --> 00:45:05,040
‫سیوارد، مورکار، من رو می‌شناسین!

579
00:45:05,040 --> 00:45:07,400
‫با پادشاه حرفی داری،
‫سووِین گادوینسون؟

580
00:45:07,400 --> 00:45:09,320
‫بله، خیلی هم حرف دارم.

581
00:45:09,320 --> 00:45:12,360
‫این قضیه مایه‌ی شرمساریـه!

582
00:45:12,581 --> 00:45:14,200
‫خجالت بِکشین، بی‌صفت‌ها!

583
00:45:14,200 --> 00:45:15,960
‫آروم بگیر، پسر جون.

584
00:45:15,960 --> 00:45:17,880
‫اینجا جای قلدربازی نیست.

585
00:45:20,400 --> 00:45:23,760
‫اِرل گادوین حتی نمی‌تونه
‫بچه‌هاش رو کنترل کنه

586
00:45:23,760 --> 00:45:25,120
‫چه برسه به مردمش.

587
00:45:25,120 --> 00:45:28,280
‫- می‌خوای اِرل‌ها رو به جنگ بِکشونی!
‫- نه، گادوین.

588
00:45:28,280 --> 00:45:30,730
‫می‌خوام تو رو به زانو دربیارم!

589
00:45:32,520 --> 00:45:35,960
‫قدرت انگلیس دوباره
‫به جای درستش برگشته.

590
00:45:36,554 --> 00:45:37,920
‫به خاندان ما!

591
00:45:38,455 --> 00:45:40,864
‫حکومت پُرآشوب گادوین
‫امروز به پایان می‌رسه!

592
00:45:42,238 --> 00:45:45,600
‫ببین توی همچین
‫روز مقدسی چی‌کار کردی!

593
00:45:47,596 --> 00:45:48,815
‫نورماندی!

594
00:45:52,000 --> 00:45:53,360
‫آهای، نورماندی.

595
00:45:56,083 --> 00:45:58,363
‫- تو خبر داری؟
‫- به من مربوط نیست.

596
00:45:58,447 --> 00:46:01,106
‫- من نقشی ندارم.
‫- تو فامیل‌شونـی، پس یه‌چیزی می‌دونی.

597
00:46:01,691 --> 00:46:02,960
‫جونت رو بهم مدیونـی.

598
00:46:03,198 --> 00:46:05,437
‫چرا جونت رو برای
‫یه غریبه به خطر انداختی؟

599
00:46:05,760 --> 00:46:07,640
‫خب اونجا بودم دیگه.
‫تو بودی، نجاتم نمی‌دادی؟

600
00:46:07,744 --> 00:46:11,422
‫- مستقیماً نه. ریسک داشت.
‫- درهرصورت بهم مدیونـی.

601
00:46:12,396 --> 00:46:14,398
‫جلوی اِدوارد زانو نزدی.

602
00:46:14,960 --> 00:46:16,003
‫چی؟

603
00:46:16,200 --> 00:46:18,600
‫دیدمت که داشتی مقاومت می‌کردی

604
00:46:19,177 --> 00:46:20,973
‫و حتی موقع دعا چشم‌هات باز بود.

605
00:46:21,740 --> 00:46:23,886
‫مگه هرکی تاج می‌ذاره،
‫باید بهش احترام بذاریم؟

606
00:46:23,911 --> 00:46:25,240
‫این‌که منطقی نیست.

607
00:46:25,240 --> 00:46:26,842
‫برای یه پادشاه منطقیـه.

608
00:46:27,120 --> 00:46:30,000
‫اون به‌خاطر اینـه که
‫تاج بهش توهم قدرت می‌ده.

609
00:46:32,960 --> 00:46:35,040
‫اِدواد گفت کِشتی‌م رو از داوِر ببرم.

610
00:46:35,290 --> 00:46:36,490
‫از داوِر؟

611
00:46:36,515 --> 00:46:38,306
‫هر برنامه‌ای که داره،
‫اونجا اتفاق می‌افته.

612
00:46:38,640 --> 00:46:39,760
‫داوِر که مال ماست.

613
00:46:41,360 --> 00:46:42,809
‫حتماً نکته‌ش همینـه دیگه.

614
00:46:42,990 --> 00:46:45,600
‫دیگه مدیونت نیستم.
‫بی‌حساب شدیم.

615
00:46:57,560 --> 00:46:59,240
‫لذت می‌بری؟

616
00:47:02,240 --> 00:47:04,800
‫مناسب خودمـه، مادر.

617
00:47:21,280 --> 00:47:23,600
‫امروز تازه شروعش بود.

618
00:47:25,444 --> 00:47:27,160
‫وقتی کارم با گادوین تموم بشه

619
00:47:28,320 --> 00:47:31,320
‫خاندانش از روزگار محو می‌شن.

620
00:47:32,838 --> 00:47:35,720
‫حتی اسم‌شون توی تاریخ نمی‌مونه.

621
00:47:43,760 --> 00:47:46,800
‫- داوِر؟
‫- توی خیابون‌هاش شورش شده.

622
00:47:46,800 --> 00:47:49,040
‫می‌گن مردم خودمون شروعش کردن.

623
00:47:49,040 --> 00:47:52,680
‫کار مِرسیاست. پادشاه و مادرش
‫دستور دادن که ما رو تحریک کنه.

624
00:47:52,979 --> 00:47:55,729
‫می‌خوان نشون بدن که
‫وِسکس صلح‌نامه رو نقض کرده.

625
00:47:55,920 --> 00:47:58,360
‫تو بهشون این قدرت رو دادی، پدر.

626
00:47:58,360 --> 00:48:00,880
‫- تو اِدوارد رو پادشاه کردی.
‫- بهم قول داد.

627
00:48:00,880 --> 00:48:03,040
‫بهت گفتم مِرسیا حقه زده

628
00:48:03,360 --> 00:48:05,560
‫ولی به یه کلمه از حرف‌هام گوش ندادی.

629
00:48:07,000 --> 00:48:08,570
‫باید برم داوِر.

630
00:48:09,104 --> 00:48:10,710
‫شاید بتونم جلوی قضیه رو بگیرم.

631
00:48:48,720 --> 00:48:50,080
‫ویلیام.

632
00:48:52,636 --> 00:48:54,113
‫گوی حرف زد.

633
00:48:55,174 --> 00:48:57,441
‫گفت پدرت رو به دستور
‫پادشاه هِنری کُشته.

634
00:48:58,736 --> 00:49:00,169
‫تو باور کردی؟

635
00:49:00,302 --> 00:49:02,360
‫وقتی هِنری شنید گوی دست ماست

636
00:49:02,360 --> 00:49:04,240
‫با یه ارتش حمله کرد.

637
00:49:04,240 --> 00:49:05,412
‫نورماندی رو از دست دادیم.

638
00:49:06,640 --> 00:49:08,174
‫باید بریم، ویلیام.

639
00:49:11,477 --> 00:49:12,969
‫دارن از شرق می‌آن.

640
00:49:13,792 --> 00:49:14,912
‫سربازهای هِنری‌ان.

641
00:49:14,937 --> 00:49:16,337
‫باید فوراً بریم.

642
00:49:29,312 --> 00:49:49,312
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

