﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,440 --> 00:00:15,760
‫اصلاً خوب نیست

3
00:00:15,760 --> 00:00:17,520
‫شایعات حقیقت دارن

4
00:00:19,440 --> 00:00:22,680
‫سووِین بیرون از اورلئان
‫از دست محافظانش فرار کرده

5
00:00:22,680 --> 00:00:25,000
‫توی فرانسه مخفی شده

6
00:00:27,200 --> 00:00:30,560
‫اگه داره علیه شما ارتشی جمع می‌کنه،
‫داره بی‌سروصدا کارش رو انجام میده

7
00:00:30,560 --> 00:00:31,920
‫باید مطمئن بشم که حقیقت داره یا نه

8
00:00:33,800 --> 00:00:34,840
‫پیداش کن

9
00:00:36,200 --> 00:00:37,600
‫وقتی پیداش کنم...

10
00:00:39,800 --> 00:00:41,280
‫باید چیکارش کنم؟

11
00:00:47,880 --> 00:00:49,880
‫ازت می‌خوام صد در صد مطمئن بشی

12
00:01:02,360 --> 00:01:04,440
‫جای بچه‌ها امنه، ایدت

13
00:01:04,440 --> 00:01:06,120
‫خودم مراقبشون هستم

14
00:01:07,160 --> 00:01:09,600
‫- ممنون
‫- مجبور نیستی همراهش بری

15
00:01:11,080 --> 00:01:12,720
‫هنوزم می‌تونی نظرت رو عوض کنی

16
00:01:12,720 --> 00:01:14,720
‫اگه گادوین توی چنین
‫شرایط حساسی می‌بود،

17
00:01:14,720 --> 00:01:15,800
‫خودت همین کار رو نمی‌کردی؟

18
00:01:18,080 --> 00:01:20,880
‫ایدت، وضعیت آب و هوای مسیر
‫اینجا تا نورماندی داره خراب میشه

19
00:01:22,000 --> 00:01:25,200
‫باید همین‌الان بزنیم به دل دریا،
‫وگرنه مشخص نیست سر از کجا درمیاریم

20
00:01:28,080 --> 00:01:29,160
‫ایدت، عجله کن

21
00:01:33,711 --> 00:01:39,140
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

22
00:01:39,141 --> 00:01:42,840
‫- دارن میان! واگن‌ها رو بیارید!
‫- یالا، دارن میان!

23
00:01:46,363 --> 00:01:48,160
‫بهمون حمله شده!

24
00:02:03,170 --> 00:02:04,320
‫بجنب، ایدت!

25
00:02:10,800 --> 00:02:11,880
‫چاقوهاش رو بردار، سریع!

26
00:02:17,200 --> 00:02:18,320
‫مراقب باشید!

27
00:02:23,840 --> 00:02:26,360
‫چرا باید شخصاً پیغام رو به نورماندی برسونی؟

28
00:02:27,800 --> 00:02:30,560
‫وقتی ویلیام متوجه بشه،
‫باید واکنشش رو ببینم

29
00:02:32,200 --> 00:02:35,080
‫بهم گفتی ویلیام اصلاً تاج‌وتخت رو نمی‌خواد

30
00:02:36,760 --> 00:02:38,280
‫باید اونجا باشم، ایدت

31
00:02:40,320 --> 00:02:44,080
‫باید توی چشم‌هاش ببینمش.
‫تو هم باید کنارم باشی

32
00:02:44,080 --> 00:02:45,520
‫بهت نیاز دارم

33
00:02:57,840 --> 00:02:58,920
‫ایدت!

34
00:03:26,320 --> 00:03:28,000
‫ویلیام؟

35
00:03:29,560 --> 00:03:32,360
‫- چی شده؟
‫- باید سریع برگردیم به نورماندی

36
00:03:32,360 --> 00:03:33,800
‫- کجاییم؟
‫- بریتانیا

37
00:03:36,240 --> 00:03:39,920
‫دارن میان!
‫باید سریع بریم! عقب‌نشینی کنید!

38
00:03:42,200 --> 00:03:44,840
‫هارولد! هارولد!

39
00:03:44,840 --> 00:03:46,960
‫هارولد!

40
00:04:27,920 --> 00:04:31,160
‫- دوک ویلیام!
‫- آلن از برتانی

41
00:04:31,160 --> 00:04:34,140
‫- این کارها زیر سر توئن؟
‫- سربازهای من دست نگه داشتن

42
00:04:34,141 --> 00:04:35,754
‫سلاح‌هاتون رو بذارید کنار

43
00:04:38,880 --> 00:04:42,400
‫با خودت چی فکر کردی
‫که مهمون‌های من رو اسیر کردی؟

44
00:04:42,400 --> 00:04:43,840
‫تقصیر پدرمه

45
00:04:43,840 --> 00:04:45,800
‫می‌خواست در ازای آزاد کردنشون
‫ازت پول بگیره

46
00:04:45,800 --> 00:04:47,640
‫من نمی‌تونستم چشم‌پوشی کنم

47
00:04:47,640 --> 00:04:49,480
‫حالا که پادشاه هنری مُرده،

48
00:04:49,480 --> 00:04:51,520
‫نورماندی و برتانی نباید دشمن باشن

49
00:04:51,520 --> 00:04:56,360
‫- موافقم. ولی پدرت موافقه؟
‫- بهش توضیح میدم

50
00:04:56,360 --> 00:04:58,280
‫نیروهات رو جمع کن
‫و با آرامش برو

51
00:05:05,080 --> 00:05:06,160
‫بریم، هارولد

52
00:05:12,120 --> 00:05:15,280
‫خیلی سریع پیدامون کردن،
‫قبل از اینکه حتی از ساحل خارج بشیم

53
00:05:15,280 --> 00:05:18,200
‫هر اتفاقی که توی کانال بیُفته
‫برتانی اول از همه خبردار میشه

54
00:05:18,200 --> 00:05:20,320
‫کشتی‌هاش حتی از جمع
‫کشتی‌های همه‌مون هم بیش‌ترن

55
00:05:21,400 --> 00:05:24,040
‫خب، ممنون که پیدامون کردی

56
00:05:24,040 --> 00:05:26,280
‫بدون محافظ توی کانال چیکار می‌کردید؟

57
00:05:27,800 --> 00:05:29,520
‫می‌خواستیم مخفیانه سفر کنیم

58
00:05:29,520 --> 00:05:30,800
‫چرا؟

59
00:05:49,240 --> 00:05:52,080
‫اِدوارد تو رو به عنوان وارث
‫برای تاج‌وتخت انگلیس انتخاب کرده

60
00:05:56,480 --> 00:06:00,800
‫صبر کن، یعنی می‌خواد تاج‌وتختش رو بده من؟
‫به همین سادگی؟

61
00:06:00,800 --> 00:06:01,920
‫نه

62
00:06:03,480 --> 00:06:05,880
‫گفته بعد از مرگش
‫تو نفر اول برای پادشاهی هستی

63
00:06:07,000 --> 00:06:09,680
‫یه چیزی رو بهت پیشنهاد میده
‫که اصلاً در توانش نیست

64
00:06:09,680 --> 00:06:11,440
‫اِدوارد پادشاهه. پادشاهی مال اونه

65
00:06:11,440 --> 00:06:14,240
‫سه تا اِرل باید تصمیم بگیرن
‫که کی پادشاه میشه

66
00:06:14,240 --> 00:06:15,960
‫و تو اونا رو کنترل می‌کنی

67
00:06:15,960 --> 00:06:18,600
‫این اِدوارد نیست که باید
‫باهاش معامله بکنی

68
00:06:18,600 --> 00:06:20,520
‫اصلاً نیازی نیست با کسی معامله بکنم

69
00:06:22,360 --> 00:06:24,640
‫چی باعث شده فکر کنید
‫که اصلاً چنین چیزی رو می‌خوام؟

70
00:06:24,640 --> 00:06:25,800
‫راستش، مطمئن نیستم

71
00:06:26,800 --> 00:06:28,560
‫اما پادشاه هنری مُرده

72
00:06:28,560 --> 00:06:31,120
‫همه‌ی چشم‌ها به نورماندی دوخته شدن
‫تا ببینن کی اول یه حرکتی می‌کنه

73
00:06:31,120 --> 00:06:33,600
‫و اگه با انگلیس متحد باشی،

74
00:06:33,600 --> 00:06:35,760
‫خیلی احتمالش کمه
‫که باهات مخالفت کنن

75
00:06:35,760 --> 00:06:38,600
‫و اونوقت قدرت دست توئه؟

76
00:06:38,600 --> 00:06:40,760
‫فقط نمی‌خوام کسی دیگه‌ای
‫قدرت رو به دست بگیره

77
00:06:42,960 --> 00:06:44,040
‫هوم

78
00:06:48,840 --> 00:06:51,280
‫هارولد، ما مدیون هم نیستیم

79
00:06:51,280 --> 00:06:55,720
‫نه چیزی داده شده، نه چیزی گرفته شده.
‫در رابطه با مردهایی مثل ما خیلی نادره

80
00:06:55,720 --> 00:06:57,400
‫چرا خرابش کنیم؟

81
00:06:59,920 --> 00:07:03,960
‫یه اتحاد بین نورماندی و اِرل‌های انگلیس
‫خیلی اتحاد قوی‌ای میشه

82
00:07:03,960 --> 00:07:06,120
‫توی اروپا قوی‌ترین اتحاد میشه

83
00:07:11,608 --> 00:07:15,596
‫[ برتانی ]

84
00:07:15,597 --> 00:07:18,960
‫- ویلیام دوست‌مونه
‫- ویلیام هیچ خری نیست

85
00:07:18,960 --> 00:07:20,400
‫هری قدرتمند بود

86
00:07:20,400 --> 00:07:25,080
‫ویلیامِ حرومزاده بدون اون
‫خیلی زنده نمی‌مونه

87
00:07:25,080 --> 00:07:26,520
‫اشتباه می‌کنی، پدر

88
00:07:26,520 --> 00:07:29,240
‫اشتباهم اینه که پسر احمقی
‫مثل تو رو لوس می‌کنم

89
00:07:29,240 --> 00:07:32,160
‫- بازم بیارید
‫- اصلاً به حرف‌هام گوش نمیدی

90
00:07:32,160 --> 00:07:34,280
‫به چی گوش بدم؟
‫دیگه کافیه

91
00:07:36,960 --> 00:07:39,360
‫ویلیام داره اتحادهای قدرتمندی تشکیل میده

92
00:07:39,360 --> 00:07:41,120
‫و اگه بی‌توجهی کنیم، حماقت کردیم

93
00:08:05,520 --> 00:08:07,760
‫پس با کون خوردی به زمین
‫و ساکسون‌ها نجاتت دادن

94
00:08:07,760 --> 00:08:08,840
‫خفه شو

95
00:08:10,480 --> 00:08:13,280
‫بیخیال، بهتره برای خودمون دلسوزی نکنیم

96
00:08:14,240 --> 00:08:16,240
‫همه‌مون توی اون شرایط بودیم

97
00:08:16,240 --> 00:08:17,320
‫من نبودم

98
00:08:18,520 --> 00:08:23,000
‫- باید می‌مُردم
‫- خب، نمردی، پس خفه شو

99
00:08:35,320 --> 00:08:36,520
‫یه‌کم بخور

100
00:08:39,880 --> 00:08:43,040
‫خدا رو شکر کن که چیزی عوض نشده

101
00:08:43,040 --> 00:08:44,920
‫برای پر کردن جای تو
‫به ۴ تا مرد نیازه

102
00:08:46,320 --> 00:08:47,400
‫حداقل

103
00:08:48,560 --> 00:08:49,640
‫حداقل

104
00:08:54,040 --> 00:08:56,440
‫- رابرت کوچیک‌ترین بچه‌ته؟
‫- آره

105
00:08:57,920 --> 00:08:59,200
‫توی خونه بچه‌های بیش‌تری داری؟

106
00:09:03,760 --> 00:09:04,800
‫ممنون، سیسیل

107
00:09:09,240 --> 00:09:11,360
‫با کمال احترام، ایدت،

108
00:09:11,360 --> 00:09:13,680
‫هیچکدوم‌مون برای صحبت کردن
‫درمورد بچه‌ها اینجا نیستیم

109
00:09:15,000 --> 00:09:17,720
‫پس درمورد پادشاهی حرف بزنیم؟

110
00:09:19,880 --> 00:09:21,403
‫چرا اینجایی؟

111
00:09:21,404 --> 00:09:24,280
‫نگران اینی که در غیاب تو
‫هارولد ممکنه تصمیم‌های بدی بگیره؟

112
00:09:25,440 --> 00:09:28,200
‫- هارولد برای تصمیم‌گیری به من نیاز نداره
‫- واقعاً؟

113
00:09:30,040 --> 00:09:32,600
‫فکر می‌کنم سیاست
‫خیلی نقطه‌ی قوت سربازها نیست

114
00:09:33,920 --> 00:09:35,160
‫نقطه‌ی قوت توئه؟

115
00:09:36,920 --> 00:09:39,120
‫من از بچگی دربار فلاندرز رو مدیریت می‌کردم

116
00:09:40,160 --> 00:09:41,920
‫غیرممکنه یکی دوتا مهارت یاد نگرفته باشم

117
00:09:43,720 --> 00:09:45,680
‫خب، دوران بچگی من اونطور نبود

118
00:09:45,680 --> 00:09:48,240
‫اما زن خیلی زیبایی هستی، ایدت

119
00:09:48,240 --> 00:09:49,600
‫فکر می‌کنم بزرگ شدن با چنین چهره‌ی زیبایی

120
00:09:49,600 --> 00:09:51,720
‫به مدیریت کردن خاص خودش نیاز داشته

121
00:09:54,120 --> 00:09:55,400
‫واقعاً خیلی فرق نداره

122
00:09:56,640 --> 00:10:00,720
‫توانایی دیدن خطر
‫توی چشم‌های دیگرانه

123
00:10:02,080 --> 00:10:03,920
‫خب، این وجه مشترک‌مونه

124
00:10:05,360 --> 00:10:08,720
‫و شوهرهامون هم سربازن

125
00:10:08,720 --> 00:10:11,000
‫پس فکر می‌کنم زبون همدیگه رو می‌فهمیم

126
00:10:11,000 --> 00:10:13,400
‫من برای معما حل کردن وقت ندارم، ماتیلدا.
‫ساده و رک حرفت رو بزن

127
00:10:17,840 --> 00:10:18,920
‫بسیار خب

128
00:10:21,920 --> 00:10:23,600
‫موضوع اصلی برای تو چیه؟

129
00:10:24,880 --> 00:10:26,240
‫آینده‌ی بچه‌هام

130
00:10:27,360 --> 00:10:28,440
‫خوبه

131
00:10:31,120 --> 00:10:32,480
‫برای شروع خوبه

132
00:10:35,240 --> 00:10:37,680
‫چرا جونت رو به‌خاطر
‫فیتزاسبرن به خطر انداختی؟

133
00:10:37,680 --> 00:10:41,080
‫- زندگیش چه ارزشی برای تو داره؟
‫- چه ربطی داره؟

134
00:10:42,200 --> 00:10:46,560
‫ممنونتم. اما اگه می‌مُردی،
‫الکی مُرده بودی

135
00:10:48,560 --> 00:10:50,080
‫دیشب که عالی خوابیدم

136
00:10:52,080 --> 00:10:53,560
‫از جنگیدن خوشت میاد، نه؟

137
00:10:58,040 --> 00:10:59,120
‫توی نبرد...

138
00:11:00,120 --> 00:11:01,280
‫همه چیز مشخصه

139
00:11:02,320 --> 00:11:03,400
‫سیاه یا سفید

140
00:11:04,680 --> 00:11:05,880
‫زندگی ساده‌ست

141
00:11:07,240 --> 00:11:10,000
‫یا زنده می‌مونی، یا می‌میری.
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

142
00:11:14,800 --> 00:11:17,960
‫- باعث میشه احساس پیری بکنی؟
‫- چی؟

143
00:11:17,960 --> 00:11:20,560
‫بچه‌هام باعث شدن یادم بیاد

144
00:11:20,560 --> 00:11:22,415
‫وقتی جوون بودم چه حسی داشتم

145
00:11:23,400 --> 00:11:25,400
‫من که چیزی یادم نیست

146
00:11:25,400 --> 00:11:27,640
‫- هیچی؟
‫- هیچی

147
00:11:28,920 --> 00:11:32,120
‫نه خاک، نه تخیل...

148
00:11:32,120 --> 00:11:33,520
‫چرا آسمون آبیه؟

149
00:11:33,520 --> 00:11:35,041
‫- اونجور چیزها
‫- «چرا آسمون آبیه»؟

150
00:11:35,042 --> 00:11:36,042
‫نمی‌دونم

151
00:11:36,280 --> 00:11:39,560
‫خیلی گیج‌کننده بود.
‫هیچ چیز با عقل جور درنمی‌اومد

152
00:11:39,560 --> 00:11:42,720
‫می‌تونستی بپرسی چرا خون قرمزه؟

153
00:11:42,720 --> 00:11:45,840
‫- حالا شبیه پدرم شدی
‫- مگه بهت چی گفته؟

154
00:11:47,080 --> 00:11:51,240
‫گفت: «هارولد، آسمون مهم نیست

155
00:11:51,240 --> 00:11:52,880
‫دل و روده‌ش رو بریز بیرون
‫و پوستش رو بکن»

156
00:11:52,880 --> 00:11:55,080
‫خب، حداقل یه چیزی بهت یاد داده

157
00:11:55,080 --> 00:11:58,000
‫همه‌ی پدرها به بچه‌هاشون آموزش میدن،
‫حالا چه قصدشون آموزش باشه، چه نباشه

158
00:12:01,760 --> 00:12:04,760
‫ویلیام، مردهایی مثل ما

159
00:12:04,760 --> 00:12:06,320
‫باید متحد باشن

160
00:12:08,840 --> 00:12:11,640
‫برادرت چی؟ سووِین بود، درسته؟

161
00:12:11,640 --> 00:12:12,800
‫اون بزرگ‌تره

162
00:12:13,840 --> 00:12:15,120
‫چرا اون اِرل نیست؟

163
00:12:17,920 --> 00:12:19,800
‫سووِین توی سرزمین مقدسه...

164
00:12:21,200 --> 00:12:22,760
‫و به تصمیم‌های بدش فکر می‌کنه

165
00:12:24,280 --> 00:12:25,360
‫ویلیام؟

166
00:12:28,320 --> 00:12:31,320
‫برادر منم توی کلیساست.
‫ولی خب منصفانه بخوام بگم،

167
00:12:31,320 --> 00:12:32,960
‫شک دارم مشغول فکر کردن باشه

168
00:12:41,567 --> 00:12:43,600
‫نگران نباش.
‫به هارولد خبر میدم

169
00:12:43,600 --> 00:12:47,640
‫ازش خواستم بهترین قابله‌های وسکس رو
‫برای کمک بهت بفرسته

170
00:12:47,640 --> 00:12:53,480
‫گرم یا سرد، بیرون یا داخل،
‫اونا همه‌ی جواب‌ها رو دارن

171
00:12:53,480 --> 00:12:55,320
‫هارولد ناامیدم نمی‌کنه

172
00:12:55,320 --> 00:12:56,400
‫مخصوصاً توی چنین موضوعی

173
00:12:58,600 --> 00:13:01,960
‫تا اون موقع، اِرل ازت مراقبت می‌کنه

174
00:13:03,640 --> 00:13:06,040
‫دمای بدن هم شاملش میشه.
‫یالا. بگیر

175
00:13:08,160 --> 00:13:09,240
‫اینم از این

176
00:13:15,480 --> 00:13:16,560
‫تو گرمت نیست؟

177
00:13:18,720 --> 00:13:20,760
‫با لگد زدم

178
00:13:20,760 --> 00:13:22,520
‫- خفه شو
‫- گرمشه

179
00:13:22,520 --> 00:13:23,934
‫- بیا اینجا توستیگ
‫- واقعاً گرمشه

180
00:13:23,935 --> 00:13:24,935
‫بوسم کن

181
00:13:37,920 --> 00:13:39,080
‫بیا داخل

182
00:13:47,720 --> 00:13:48,800
‫حرفت رو بزن

183
00:13:50,280 --> 00:13:52,400
‫امروز عید پنجاهه‌ست، سرورم

184
00:13:52,400 --> 00:13:53,720
‫اِرل سیوارد همیشه

185
00:13:53,720 --> 00:13:57,080
‫بعد از برداشت محصولات
‫به مردمش غذا و سرپناه می‌داد

186
00:13:57,080 --> 00:13:59,280
‫اما الان شما اِرل هستید

187
00:13:59,280 --> 00:14:00,520
‫حرف شما قانونه

188
00:14:06,280 --> 00:14:08,480
‫بسیار خب. حرف منم اینه
‫که مردم رو راه بدید داخل

189
00:14:08,480 --> 00:14:10,840
‫غذا و سرپناهی که می‌خوان رو بهشون بدید

190
00:14:10,840 --> 00:14:13,280
‫ولی به صورت دائم نظارت داشته باشید

191
00:14:13,280 --> 00:14:15,360
‫حتماً غذا به صورت مساوی
‫بین همه تقسیم بشه

192
00:14:16,480 --> 00:14:18,880
‫هیچکس نباید بیش‌تر
‫از نیاز خانواده‌ش غذا بگیره،

193
00:14:18,880 --> 00:14:21,440
‫و هیچ مرد سوارکاری بدون دلیل
‫و اجازه‌ی من

194
00:14:21,440 --> 00:14:23,840
‫نباید غذای اضافه‌ای بگیره

195
00:14:23,840 --> 00:14:26,880
‫چشم، سرورم. خیالتون راحت

196
00:14:26,880 --> 00:14:27,960
‫ممنون

197
00:14:32,440 --> 00:14:35,840
‫تحسین‌برانگیز بود.
‫اِرل هم عاقله، هم مهربون

198
00:14:40,924 --> 00:14:44,987
‫[ نورماندی ]

199
00:15:00,680 --> 00:15:03,160
‫ببخشید که اینقدر به هم ریخته‌ست.
‫هفته‌ی پنجاهه‌ست

200
00:15:03,160 --> 00:15:04,880
‫توی این عید مسابقه برگزار می‌کنید؟

201
00:15:04,880 --> 00:15:06,120
‫همه کار می‌کنیم

202
00:15:06,120 --> 00:15:09,960
‫ورزش، رقابت، جشن و پایکوبی،
‫هر چیزی که مردم بخوان

203
00:15:09,960 --> 00:15:14,650
‫و روز یکشنبه، اسقف بایو
‫آثار مقدس رو برکت میده

204
00:15:14,651 --> 00:15:15,840
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

205
00:15:15,840 --> 00:15:17,320
‫شنیدم توی برتانی بودید

206
00:15:17,320 --> 00:15:18,920
‫بارون اونجا رو می‌شناسم.
‫باید بهم می‌گفتید

207
00:15:18,920 --> 00:15:21,000
‫- به کمکت نیاز نداشتیم، بالدوین
‫- واقعاً؟

208
00:15:21,000 --> 00:15:22,040
‫از کِی تا حالا؟

209
00:15:24,640 --> 00:15:28,080
‫اِرل هارولد. از دیدنت خیلی خوشحالم.
‫جودیت چطوره؟

210
00:15:28,080 --> 00:15:29,400
‫خوبه

211
00:15:30,400 --> 00:15:32,680
‫ایشون همسرم ایدت هستن

212
00:15:32,680 --> 00:15:34,840
‫من مثل سپیده‌دم در مقابل طلوع خورشیدم...

213
00:15:34,840 --> 00:15:36,440
‫بنده‌ی درخشش تو

214
00:15:36,440 --> 00:15:38,880
‫لطف دارید، کنت بالدوین

215
00:15:38,880 --> 00:15:41,120
‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه‌ی فرانسه کجاست؟

216
00:15:41,120 --> 00:15:42,840
‫کنارش نیستی

217
00:15:42,840 --> 00:15:47,160
‫فیلیپ؟ نه، نه. توی فرانسه در امانه.
‫نورماندی برای بچه‌ها مناسب نیست

218
00:15:49,200 --> 00:15:51,600
‫اما من چی می‌دونم؟
‫پس روز همه بخیر

219
00:15:56,360 --> 00:15:57,920
‫نظرت چیه؟

220
00:15:57,920 --> 00:16:00,080
‫به نظرم می‌خواد بفهمه
‫چرا هارولد اومده به نورماندی

221
00:16:00,080 --> 00:16:03,200
‫نه. پدرت رو نمیگم.
‫پیشنهاد هارولد رو میگم

222
00:16:04,600 --> 00:16:08,400
‫- می‌تونم بهش اعتماد کنم؟
‫- درمورد قدرت که راست میگه

223
00:16:08,400 --> 00:16:09,600
‫اگه انگلیس پشت‌مون باشه

224
00:16:09,600 --> 00:16:11,880
‫توی اروپا هیچ منطقه‌ای پیدا نمیشه
‫که جرات مخالفت داشته باشه

225
00:16:11,880 --> 00:16:13,040
‫نمی‌خوام مردم فکر کنن

226
00:16:13,040 --> 00:16:15,760
‫برای جنگیدن توی مبارزه‌هام
‫به کس دیگه‌ای نیاز دارم، ماتیلدا

227
00:16:15,760 --> 00:16:19,080
‫مرگ هری باعث شده مردم
‫به جایگاه تو فکر کنن

228
00:16:19,080 --> 00:16:20,480
‫بدون اون آسیب‌پذیری

229
00:16:22,000 --> 00:16:24,200
‫اما چرا هارولد این همه خطر رو به جون خریده

230
00:16:24,200 --> 00:16:26,840
‫تا تله‌ای رو کار بذاره که می‌تونست
‫به ده‌ها روش دیگه‌ اون رو کار بذاره؟

231
00:16:26,840 --> 00:16:28,640
‫پیشنهادش واقعیه

232
00:16:30,680 --> 00:16:33,920
‫- داره بهت قدرت رو پیشنهاد میده
‫- اما تاج‌وتخت رو نه

233
00:16:33,920 --> 00:16:35,840
‫واقعاً خیلی فرق داره؟

234
00:16:37,200 --> 00:16:39,560
‫این اتحاد برای نورماندی خوبه،
‫و برای خودمون هم خوبه

235
00:16:43,800 --> 00:16:44,880
‫بیا اینجا

236
00:16:45,880 --> 00:16:47,800
‫قدرت زیادی بهمون میده...

237
00:16:47,800 --> 00:16:51,080
‫و اگه اتحادتون جواب نده،
‫می‌تونی راهت رو جدا کنی

238
00:16:51,080 --> 00:16:53,640
‫پس پیشنهاد می‌کنم باهاش به توافق برسی

239
00:16:53,640 --> 00:16:55,996
‫- دیگه حرف نزن
‫- باهاش به توافق برس

240
00:16:55,997 --> 00:16:57,597
‫دیگه حرف نزن

241
00:16:57,598 --> 00:16:59,184
‫- باهاش به توافق برس
‫- دیگه حرف نزن

242
00:16:59,185 --> 00:17:00,965
‫- باهاش به توافق برس
‫- دیگه حرف نزن

243
00:17:00,966 --> 00:17:02,000
‫باهاش به توافق برس

244
00:17:06,920 --> 00:17:09,560
‫- برای من تصمیم‌گیری نکن
‫- ویلیام...

245
00:17:09,560 --> 00:17:12,160
‫هنری برام تصمیم‌گیری می‌کرد.
‫تو اون کار رو نکن

246
00:17:14,560 --> 00:17:15,840
‫خیلی‌خب

247
00:17:22,000 --> 00:17:23,600
‫باهاش به توافق برس

248
00:17:25,320 --> 00:17:26,720
‫ببینم چی میشه

249
00:17:43,800 --> 00:17:45,920
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟
‫- برای پاته

250
00:17:47,720 --> 00:17:48,880
‫بیا اینجا

251
00:17:52,080 --> 00:17:54,560
‫مگه پام چیکار کرده
‫که سزاوار چنین سرنوشتیه؟

252
00:17:58,945 --> 00:18:00,360
‫شرمنده

253
00:18:00,360 --> 00:18:02,400
‫اگه جواب بده،

254
00:18:02,400 --> 00:18:05,000
‫وقتی سریع بچرخی،

255
00:18:05,000 --> 00:18:06,880
‫فشار رو از روی زانوت برمی‌داره

256
00:18:14,560 --> 00:18:17,600
‫نه، این خود زانوم رو درمیاره

257
00:18:17,600 --> 00:18:18,720
‫درش بیار

258
00:18:20,720 --> 00:18:21,920
‫درش بیار

259
00:18:22,960 --> 00:18:26,640
‫اگه اینقدر خدمت نمی‌کردی
‫نیازی هم نبود این رو بپوشی

260
00:18:36,240 --> 00:18:37,453
‫ولش کن

261
00:18:39,000 --> 00:18:40,520
‫یه شانس دیگه به این حرومزاده می‌دیم

262
00:18:48,284 --> 00:18:52,262
‫[ اورلئان ]

263
00:19:30,280 --> 00:19:31,560
‫اعلی‌حضرت

264
00:19:34,080 --> 00:19:37,560
‫مادرتون معتقد بود
‫که مالکیت کشتی حامل پشم

265
00:19:37,560 --> 00:19:40,360
‫مسئله‌ی خیلی مهمی...

266
00:19:40,360 --> 00:19:42,960
‫جوابم رو بده، خدایا، جواب بده

267
00:19:45,600 --> 00:19:47,560
‫پروردگار...

268
00:19:47,560 --> 00:19:48,960
‫جواب بده!

269
00:19:53,024 --> 00:19:54,258
‫اِدوارد

270
00:20:01,120 --> 00:20:02,200
‫اِدوارد

271
00:20:19,160 --> 00:20:21,960
‫مادرم مجبورم کرد اون کار رو بکنم

272
00:20:21,960 --> 00:20:23,320
‫اون مجبورم کرد

273
00:20:24,600 --> 00:20:25,920
‫مادرم پیش اونه

274
00:20:27,000 --> 00:20:28,320
‫همینطوره، مگه نه؟

275
00:20:32,720 --> 00:20:36,360
‫سرورم. اسقف بایو رسیده

276
00:20:37,960 --> 00:20:41,560
‫- چیه؟
‫- هیچی. چیزی نیست

277
00:20:47,920 --> 00:20:49,000
‫حضرت‌عالی

278
00:20:50,160 --> 00:20:51,560
‫متاسفم که به استقبالتون نیومدم

279
00:20:53,360 --> 00:20:54,440
‫برادر ویلیام

280
00:20:58,360 --> 00:21:01,090
‫- توضیح بده
‫- برای مراسم عید پنجاهه اومدم

281
00:21:01,091 --> 00:21:02,881
‫اسقف بایو اون مراسم رو
‫برگزار می‌کنه، اودو

282
00:21:02,882 --> 00:21:04,120
‫- الان کجاست؟
‫- آره

283
00:21:06,280 --> 00:21:08,480
‫- نه!
‫- آره

284
00:21:08,480 --> 00:21:10,680
‫- نه
‫- آره

285
00:21:10,680 --> 00:21:13,280
‫تو اسقف بایو هستی؟

286
00:21:13,280 --> 00:21:16,240
‫اوه، آره. پولت توی بایو رسوخ کرده

287
00:21:16,240 --> 00:21:19,200
‫و من وارد حلقه‌ی ‌داخلی تصمیم‌گیری شدم

288
00:21:20,320 --> 00:21:22,480
‫کلیسا مرکز همه چیزه

289
00:21:22,480 --> 00:21:27,160
‫و این همه سال خبر نداشتم

290
00:21:27,160 --> 00:21:30,800
‫- عیسی گریست
‫- نه، عیسی تعریف می‌کنه

291
00:21:30,800 --> 00:21:32,520
‫من رو تعریف می‌کنه

292
00:21:32,520 --> 00:21:35,560
‫- تو رو تعریف می‌کنه؟
‫- آره. به من نگاه کن

293
00:21:35,560 --> 00:21:38,960
‫یه زندگی تجملاتی به دور از نبرد دارم،

294
00:21:38,960 --> 00:21:41,600
‫توی خونه‌ای که از طلای واقعی ساخته شده

295
00:21:41,600 --> 00:21:44,720
‫من واقعاً خدام رو پیدا کردم

296
00:21:44,720 --> 00:21:46,920
‫- واقعاً پیداش کردی، نه؟
‫- آره

297
00:21:48,840 --> 00:21:50,800
‫بهم بگو...

298
00:21:50,800 --> 00:21:52,120
‫به حرفت گوش میدن؟

299
00:21:53,120 --> 00:21:55,400
‫خب، کلیسا بر پایه‌ی
‫داستان‌ها ساخته شده، ویلیام

300
00:21:55,400 --> 00:21:58,000
‫بدون اینکه اون کتاب بزرگ‌شون رو باز کنن
‫حتی پلک هم نمی‌زنن

301
00:21:58,000 --> 00:22:01,240
‫چون باید ببینن اول
‫باید کدوم چشم بسته بشه

302
00:22:01,240 --> 00:22:03,680
‫فکر می‌کنی یه دغل‌کار حرفه‌ای مثل من
‫چطور داره این نقش رو پیش می‌بره؟

303
00:22:05,360 --> 00:22:06,960
‫واقعاً چقدر قدرت داری؟

304
00:22:08,600 --> 00:22:09,880
‫چقدر قدرت نیاز داری؟

305
00:22:24,000 --> 00:22:25,640
‫صدام رو می‌شنوه، گون‌هیلد؟

306
00:22:27,520 --> 00:22:28,600
‫واقعاً می‌شنوه؟

307
00:22:31,240 --> 00:22:32,840
‫چون من صدای اون رو نمی‌شنوم

308
00:22:35,240 --> 00:22:36,560
‫دیگه صداش رو نمی‌شنوم

309
00:22:39,800 --> 00:22:40,880
‫مادرم پیش اونه

310
00:22:42,240 --> 00:22:45,520
‫همینطوره، نه؟

311
00:22:46,680 --> 00:22:48,600
‫الان فقط به حرف‌های مادرم گوش میده

312
00:22:50,120 --> 00:22:53,400
‫داره بهش دروغ‌هایی درمورد
‫اینکه من چه بلایی سرش آوردم، میگه

313
00:22:54,560 --> 00:22:55,600
‫دروغ

314
00:22:57,280 --> 00:22:58,800
‫اون مجبورم کرد

315
00:23:00,000 --> 00:23:07,000


316
00:23:09,080 --> 00:23:10,160
‫اِدوارد

317
00:23:13,560 --> 00:23:17,000
‫امکان داره کاری که انجام دادی
‫بدون اجازه‌ی خدا بوده باشه؟

318
00:23:20,320 --> 00:23:23,600
‫چون هر اتفاقی که می‌افته...

319
00:23:25,600 --> 00:23:31,400
‫هر اتفاق حتی کوچیکی،
‫طبق برنامه‌ی خدا اتفاق می‌افته

320
00:23:34,440 --> 00:23:36,520
‫همینطوره

321
00:23:36,520 --> 00:23:37,600
‫اینم از جوابت

322
00:23:39,400 --> 00:23:40,920
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی

323
00:23:45,880 --> 00:23:49,680
‫عشق خدا برای تو
‫این مکان رو پر می‌کنه

324
00:23:51,720 --> 00:23:54,560
‫قلب من رو پر می‌کنه.
‫می‌تونم حسش کنم

325
00:23:56,760 --> 00:23:58,360
‫همه چیز طبق برنامه‌ی اون پیش میره

326
00:23:59,880 --> 00:24:02,280
‫تو هم از صمیم قلبت این رو می‌دونی

327
00:24:02,280 --> 00:24:03,360
‫آره

328
00:24:05,440 --> 00:24:06,520
‫اراده‌ی او انجام خواهد شد

329
00:24:53,320 --> 00:24:55,360
‫هارولد جوری صحبت کرد
‫که انگار آماده‌ی توافق بودن

330
00:24:55,360 --> 00:24:56,600
‫و مطمئنم که توافق می‌کنن

331
00:24:56,600 --> 00:24:59,600
‫فقط دارم یه راه جایگزین پیشنهاد میدم
‫برای شرایطی که توافق‌شون نشه

332
00:24:59,600 --> 00:25:03,280
‫- ادامه بده
‫- وقتی پدر هارولد اِرل بود،

333
00:25:03,280 --> 00:25:04,760
‫قدرت کامل دستش بود،

334
00:25:04,760 --> 00:25:07,600
‫اما به اسم پادشاهی که وجود داشت
‫اون کارها رو انجام می‌داد

335
00:25:10,000 --> 00:25:12,360
‫هارولد حاضر نیست همین کار رو
‫برای ویلیام انجام بده؟

336
00:25:14,600 --> 00:25:18,040
‫- ویلیام پادشاه بشه؟
‫- پادشاه بشه

337
00:25:18,040 --> 00:25:20,160
‫یعنی ویلیام بیاد به انگلیس
‫و به عنوان پادشاه تاج‌گذاری بشه

338
00:25:20,160 --> 00:25:21,520
‫این پیشنهادته؟

339
00:25:21,520 --> 00:25:24,800
‫و هارولد هم مشاور
‫و نماینده‌ی قابل اعتمادش بشه

340
00:25:24,800 --> 00:25:26,880
‫باعث ایجاد آرامش و ثبات میشه،

341
00:25:26,880 --> 00:25:28,400
‫و هیچ فرقی با نتیجه‌ی

342
00:25:28,400 --> 00:25:30,280
‫پیشنهاد هارولد به ویلیام نداره

343
00:25:30,280 --> 00:25:33,200
‫ولی اونطوری هارولد فقط یه مشاوره.
‫هیچوقت چنین چیزی رو قبول نمی‌کنه

344
00:25:34,360 --> 00:25:37,520
‫- ویلیام هم قبول نمی‌کنه
‫- ماتیلدا، انگلیس اون رو قبول نمی‌کنه

345
00:25:37,520 --> 00:25:40,200
‫اون دوران که مردم انگلیس جلوی
‫یه پادشاه خارجی زانو می‌زدن، تموم شده

346
00:25:40,200 --> 00:25:43,040
‫و مطمئنی جلوی
‫یه پادشاه ساکسون زانو می‌زنن؟

347
00:25:45,480 --> 00:25:47,160
‫واقعاً فکر می‌کنی خیلی براشون فرق داره

348
00:25:47,160 --> 00:25:48,840
‫که پادشاه‌شون نورمن باشه یا ساکسون؟

349
00:25:48,840 --> 00:25:51,560
‫خب، وقتی بین صلح یا جنگ باشه
‫خیلی فرق می‌کنه

350
00:25:51,560 --> 00:25:52,640
‫و هارولد پیروز میشه

351
00:25:52,640 --> 00:25:55,400
‫نبرد خونین و وحشتناکی میشه،
‫اما اون پیروز میشه

352
00:25:55,400 --> 00:25:56,760
‫و شما شکست می‌خورید

353
00:25:56,760 --> 00:25:58,040
‫دوست داری ملکه بشی، ایدت؟

354
00:26:00,080 --> 00:26:01,640
‫این چیزیه که هوسش رو کردی؟

355
00:26:03,840 --> 00:26:05,800
‫یک هفته کنارم بودی
‫و فکر می‌کنی من رو می‌شناسی؟

356
00:26:11,440 --> 00:26:12,680
‫بهتره بحث نکنیم

357
00:26:14,400 --> 00:26:16,040
‫هر دو شوهرمون تاج‌وتخت رو می‌خوان

358
00:26:16,040 --> 00:26:18,400
‫سوال اینه که کدوم‌شون اول تسلیم میشه؟

359
00:26:20,120 --> 00:26:21,720
‫ما باید برای اون شرایط آماده بشیم

360
00:26:32,040 --> 00:26:33,360
‫غذا آوردم

361
00:26:34,360 --> 00:26:35,720
‫باید اونا غذا رو بیارن

362
00:26:36,720 --> 00:26:38,800
‫آره، اما اینطوری می‌دنش به من،

363
00:26:38,800 --> 00:26:40,400
‫و به نظر می‌رسه
‫که من خودم آماده‌ش کردم

364
00:26:41,880 --> 00:26:42,960
‫می‌بینی؟

365
00:26:44,040 --> 00:26:46,400
‫می‌بینم. خیلی قانع‌کننده‌ست

366
00:26:46,400 --> 00:26:48,200
‫من کامل در اختیارتم

367
00:26:49,960 --> 00:26:51,960
‫یه چیزی رو یادم رفته بیارم

368
00:26:51,960 --> 00:26:53,200
‫توستیگ؟

369
00:26:59,800 --> 00:27:03,480
‫- اما الان که زوده
‫- وقتشه. بچه‌مون الان می‌خواد به دنیا بیاد

370
00:27:03,480 --> 00:27:05,760
‫- اما قابله‌های هارولد...
‫- یه نفر رو پیدا کن، هر کسی

371
00:27:07,000 --> 00:27:09,160
‫یه نفر کمک کنه!
‫همین‌الان به یه قابله نیاز داریم!

372
00:27:09,160 --> 00:27:10,800
‫هی. هی

373
00:27:12,000 --> 00:27:14,520
‫نگران نباش.
‫هارولد ناامیدم نمی‌کنه

374
00:27:29,840 --> 00:27:32,200
‫واقعاً با عقل جور درنمیاد، نه؟

375
00:27:32,200 --> 00:27:33,880
‫آخرین باری که شیر دیدی کِی بوده؟

376
00:27:36,400 --> 00:27:41,560
‫هیچوقت. فکر می‌کردم تو بیش‌تر
‫شبیه گرگ‌های تنها هستی

377
00:27:41,560 --> 00:27:43,520
‫روی پرچم خیلی خوب میشه

378
00:27:45,360 --> 00:27:47,640
‫روی پرچم شما یه... مار هست؟

379
00:27:47,640 --> 00:27:50,320
‫اوه، خیلی خوب گفتی. یه اژدها

380
00:27:50,320 --> 00:27:54,680
‫- هیچوقت اژدها ندیدم
‫- هیولاهای بزرگی‌ان که آتیش از دهنشون خارج میشه

381
00:27:54,680 --> 00:27:57,280
‫- روی پرچم خیلی عالیه
‫- اوه، از دست شما انگلیسی‌ها

382
00:28:01,960 --> 00:28:03,200
‫ویلیام، باید حرف بزنیم

383
00:28:04,280 --> 00:28:05,720
‫به توافق می‌رسیم؟

384
00:28:07,080 --> 00:28:08,440
‫به نظرم می‌تونیم حلش کنیم

385
00:28:09,480 --> 00:28:10,560
‫پس تمومه

386
00:28:12,200 --> 00:28:14,760
‫می‌تونیم سر قدرت سلطنت به توافق برسیم

387
00:28:14,760 --> 00:28:17,440
‫تمومه. بعد از مراسم عید پنجاهه،

388
00:28:17,440 --> 00:28:19,640
‫رسماً اعلامش می‌کنیم

389
00:28:19,640 --> 00:28:22,200
‫خیلی لطف می‌کنی،
‫اما اول باید اِدوارد بفهمه

390
00:28:22,200 --> 00:28:25,240
‫- باید خودم بهش بگم
‫- و منم باید به مردمم بگم

391
00:28:27,840 --> 00:28:30,040
‫به وفاداری نورماندی نیاز داری، هارولد

392
00:28:31,400 --> 00:28:33,240
‫همین رو می‌خوای، مگه نه؟
‫برای همین اومدی اینجا

393
00:28:34,600 --> 00:28:36,400
‫وفاداری هم قیمتی داره

394
00:28:36,400 --> 00:28:38,760
‫پیشنهادت رو اشتباه متوجه شدم؟

395
00:28:40,200 --> 00:28:41,680
‫پیشنهادم خیلی واضح بود

396
00:28:42,840 --> 00:28:45,360
‫باهات کاملاً صادق بودم

397
00:28:45,360 --> 00:28:48,840
‫پدرم یه بار داستانی درمورد
‫پادشاه کانوت برام تعریف کرد

398
00:28:48,840 --> 00:28:50,560
‫بعد از اینکه اتلرد رو شکست داد،

399
00:28:50,560 --> 00:28:53,600
‫و مشخص شد که اون
‫پادشاه جدید انگلیس میشه،

400
00:28:53,600 --> 00:28:56,000
‫به باقی‌مونده‌ی دشمنانش حق انتخاب داد...

401
00:28:56,000 --> 00:29:00,960
‫اینکه به پادشاه مُرده وفادار بمونن،
‫یا به کانوت سوگند وفاداری یاد کنن

402
00:29:00,960 --> 00:29:05,480
‫همه‌ی کسایی که به کانوت
‫سوگند وفاداری یاد کردن، کشته شدن،

403
00:29:05,480 --> 00:29:08,600
‫و از جون کسایی که به پادشاه مُرده
‫وفادار موندن، گذشت

404
00:29:08,600 --> 00:29:10,400
‫و دلیلش رو می‌دونی؟

405
00:29:10,400 --> 00:29:12,331
‫گفتن فقط به کسی می‌تونسته اعتماد کنه

406
00:29:12,332 --> 00:29:14,160
‫که به قلب خودش وفادار می‌مونده

407
00:29:14,160 --> 00:29:16,400
‫و برای همین از جون پدر من گذشت

408
00:29:19,880 --> 00:29:22,280
‫می‌تونیم سر قدرت سلطنت
‫به توافق برسیم، ویلیام

409
00:29:24,000 --> 00:29:26,560
‫واقعاً می‌تونیم. فقط باید
‫به همدیگه اعتماد کنیم

410
00:29:29,120 --> 00:29:30,320
‫موافقم

411
00:29:33,440 --> 00:29:37,720
‫نگران نباش، هارولد.
‫فردا به توافق می‌رسیم

412
00:29:37,720 --> 00:29:38,800
‫بریم

413
00:29:43,560 --> 00:29:45,402
‫فقط یه جواب رک و ساده ازش می‌خواستم،

414
00:29:45,403 --> 00:29:46,559
‫اما بهم جوابی نداد

415
00:29:48,120 --> 00:29:50,320
‫یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه، می‌دونم

416
00:29:51,400 --> 00:29:54,200
‫و حاضری برای مطمئن شدن
‫ما رو وارد جنگ بکنی؟

417
00:29:54,200 --> 00:29:56,280
‫هارولد، اگه اون رو دشمن خودت بکنی،

418
00:29:56,280 --> 00:29:58,040
‫یه حمله‌ی تمام‌عیار رخ میده،

419
00:29:58,040 --> 00:30:00,640
‫و تمام کشور وارد جنگ میشه

420
00:30:00,640 --> 00:30:02,800
‫بذار ویلیام پادشاه بشه

421
00:30:02,800 --> 00:30:05,520
‫اونطوری هنوزم قدرت کافی برای...

422
00:30:05,520 --> 00:30:08,720
‫نه، ایدت. نه.
‫تا حالا وسکس توسط کسی فتح نشده

423
00:30:08,720 --> 00:30:12,320
‫آلفرد هیچوقت به کسی اجازه نداد.
‫نمی‌تونم اون خطر رو بپذیرم، اون کار رو نمی‌کنم

424
00:30:12,320 --> 00:30:13,480
‫پدرم این رو می‌دونست

425
00:30:17,120 --> 00:30:18,400
‫چه قولی بهش دادی؟

426
00:30:22,800 --> 00:30:25,440
‫وقتی پدرت داشت می‌مُرد
‫بهش چه قولی دادی؟

427
00:30:30,120 --> 00:30:32,200
‫گفت من باید پادشاه بشم

428
00:30:34,560 --> 00:30:37,440
‫- التماسم کرد که پادشاه بشم
‫- یا خدا

429
00:30:39,360 --> 00:30:41,080
‫بهش قول دادم، ایدت

430
00:30:41,080 --> 00:30:43,760
‫وقتی ک توی بستر مرگ بود،
‫بهش قول دادم

431
00:30:43,760 --> 00:30:47,760
‫- دقیقاً مثل پدرتی
‫- نه، چون پدرم اشتباه می‌کرد

432
00:30:47,760 --> 00:30:49,360
‫قضیه‌ی درمورد صلح نیست

433
00:30:49,360 --> 00:30:50,920
‫درمورد در دست داشتن قدرته

434
00:30:52,240 --> 00:30:55,280
‫نمی‌تونم اجازه بدم ویلیام
‫حتی به پادشاه شدن فکر هم بکنه

435
00:30:56,840 --> 00:30:59,160
‫تازه، گون‌هیلد یه وارث به دنیا میاره

436
00:31:00,800 --> 00:31:01,880
‫مجبوره

437
00:31:40,880 --> 00:31:41,960
‫من...

438
00:31:45,440 --> 00:31:46,920
‫صدای موسیقی اون رو می‌شنوم

439
00:31:56,040 --> 00:31:57,120
‫منم می‌شنوم

440
00:32:06,920 --> 00:32:10,400
‫روح‌القدس برای عید پنجاهه
‫به روی زمین اومده، اِدوارد

441
00:32:12,520 --> 00:32:14,000
‫در بین ماست

442
00:32:15,920 --> 00:32:17,000
‫برای تو

443
00:32:20,320 --> 00:32:22,360
‫برای من؟

444
00:32:22,360 --> 00:32:24,240
‫- اوه!
‫- برای ما

445
00:32:26,320 --> 00:32:27,400
‫اراده‌ی او انجام خواهد شد

446
00:32:29,320 --> 00:32:32,920
‫من و تو، با هم

447
00:32:35,080 --> 00:32:36,160
‫اوه!

448
00:32:37,600 --> 00:32:38,680
‫اوه

449
00:32:51,960 --> 00:32:54,600
‫- اوه!
‫- اِدوارد

450
00:32:56,640 --> 00:32:58,880
‫نه، نه

451
00:32:58,880 --> 00:33:03,240
‫نه، نه. اِدوارد!
‫نه، نه، نه، نه

452
00:33:03,240 --> 00:33:04,360
‫وای، گندش بزنن

453
00:33:04,360 --> 00:33:05,840
‫حرومزاده!

454
00:33:05,840 --> 00:33:08,320
‫حرومزاده‌ی عوضی! نه!

455
00:33:10,200 --> 00:33:12,240
‫کمک! کمک!

456
00:33:12,240 --> 00:33:13,960
‫به پادشاه کمک کنید!

457
00:33:28,240 --> 00:33:30,440
‫برام مهم نیست که اِدوارد چه دلایلی داره

458
00:33:30,440 --> 00:33:32,360
‫اون تاج‌وتخت به من داده شده

459
00:33:32,360 --> 00:33:35,000
‫هارولد هم داره قدرت اون
‫تاج‌وتخت رو بهت پیشنهاد میده

460
00:33:35,000 --> 00:33:36,360
‫یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه

461
00:33:37,960 --> 00:33:40,440
‫- ویلیام، اون رو دشمن خودت نکن
‫- پس چی؟

462
00:33:42,080 --> 00:33:45,680
‫- من هنوزم وارثم. چیزی عوض نمیشه
‫- رابرت به ثبات نیاز داره

463
00:33:45,680 --> 00:33:47,480
‫واقعاً می‌خوای تا آخر عمرش

464
00:33:47,480 --> 00:33:48,600
‫درگیر جنگ‌ها باشه؟

465
00:33:50,080 --> 00:33:51,760
‫رابرت اصلاً مجبور نیست
‫یه زندگی تلخ مثل من داشته باشه،

466
00:33:51,760 --> 00:33:53,800
‫خودم مطمئن میشم اونطور نباشه

467
00:33:53,800 --> 00:33:55,240
‫تاج‌وتخت مهم نیست

468
00:33:56,520 --> 00:33:58,600
‫اما اگه تصمیم اشتباه بگیری،
‫وارد جنگ می‌شیم

469
00:34:00,360 --> 00:34:02,000
‫برای همه‌مون یه تصمیم درست بگیر

470
00:34:04,800 --> 00:34:05,880
‫راست میگی

471
00:34:27,160 --> 00:34:30,080
‫دوباره، دوباره، دوباره. جودیت

472
00:34:34,720 --> 00:34:37,280
‫فشار بده، فشار بده، فشار بده، فشار بده

473
00:34:45,360 --> 00:34:47,080
‫یه پسره!

474
00:34:48,160 --> 00:34:50,760
‫یه پسر کوچولوئه.
‫یه پسر کوچولوئه

475
00:34:50,760 --> 00:34:53,040
‫- زنده‌ست؟
‫- زنده‌ست

476
00:34:54,440 --> 00:34:56,720
‫به دنیا اومد!

477
00:34:57,720 --> 00:34:58,800
‫موفق شدی

478
00:34:59,920 --> 00:35:01,000
‫جودیت؟

479
00:35:05,960 --> 00:35:07,040
‫جودیت

480
00:35:07,040 --> 00:35:08,560
‫چی شده؟

481
00:35:08,560 --> 00:35:09,640
‫جودیت؟

482
00:35:10,960 --> 00:35:12,040
‫جودیت

483
00:35:14,560 --> 00:35:15,640
‫خیلی متاسفم

484
00:35:25,560 --> 00:35:27,680
‫جودیت. نه، یالا. هی!

485
00:35:27,680 --> 00:35:30,600
‫بیخیال. یالا، پاشو، چشم‌هات رو باز کن

486
00:35:32,640 --> 00:35:33,920
‫جودیت؟

487
00:35:35,360 --> 00:35:36,440
‫یا خدا، جودیت!

488
00:35:38,400 --> 00:35:40,080
‫یالا، وای، خدا

489
00:36:12,720 --> 00:36:14,760
‫هارولد، کجایی؟

490
00:36:16,800 --> 00:36:19,000
‫کجایی؟

491
00:36:43,840 --> 00:36:46,560
‫- قضیه چیه؟
‫- این نبرد تن به تنه

492
00:36:46,560 --> 00:36:50,520
‫بین همه‌ی مراسم‌ها و رویدادها،
‫مردها این رو از همه بیش‌تر دوست دارن

493
00:36:50,520 --> 00:36:51,840
‫و چرا؟

494
00:36:53,000 --> 00:36:54,720
‫می‌تونن دهن دوک رو سرویس کنن

495
00:37:07,440 --> 00:37:09,880
‫امروز آخرین روز عید پنجاهه‌ست

496
00:37:11,640 --> 00:37:13,760
‫این رویدادیه که همه‌تون منتظرش بودید

497
00:37:15,240 --> 00:37:17,400
‫وقت مبارزه‌ی تن به تنه!

498
00:37:19,320 --> 00:37:21,800
‫وقتش رسیده که خود دوک

499
00:37:21,800 --> 00:37:23,760
‫وارد میدون مبارزه بشه...

500
00:37:23,760 --> 00:37:25,400
‫اوه!

501
00:37:25,400 --> 00:37:28,080
‫...و دهن تک‌تک‌تون رو سرویس کنه

502
00:37:29,880 --> 00:37:31,560
‫خودتون قوانین رو بلدید

503
00:37:31,560 --> 00:37:34,160
‫با مرد روبه‌روتون مبارزه می‌کنید،

504
00:37:34,160 --> 00:37:39,720
‫و وقتی اون رو شکست بدید،
‫می‌رید سراغ نفرات بعدی و بعدی

505
00:37:39,720 --> 00:37:43,280
‫آخرین کسی که سر پا باشه
‫برنده‌ی بازیه

506
00:37:43,280 --> 00:37:44,680
‫آماده‌اید؟

507
00:37:47,480 --> 00:37:48,840
‫آماده‌اید؟

508
00:37:51,120 --> 00:37:52,560
‫پنج!

509
00:37:52,560 --> 00:37:53,760
‫چهار!

510
00:37:53,760 --> 00:37:55,120
‫سه!

511
00:37:55,120 --> 00:37:57,600
‫دو! یک!

512
00:37:57,600 --> 00:37:59,240
‫مبارزه کنید!

513
00:39:06,240 --> 00:39:08,280
‫حتماً مطمئن شو که
‫یه نفر اونجا باشه لطفاً

514
00:39:08,280 --> 00:39:10,720
‫این استراتژی منه

515
00:39:22,720 --> 00:39:24,720
‫احمق

516
00:39:25,920 --> 00:39:28,400
‫...و اینقدر بهتون میدم

517
00:39:28,400 --> 00:39:29,640
‫از پسش برمیایم

518
00:39:31,440 --> 00:39:34,280
‫نمی‌دونم برای اون مبلغ تدارک دیدی یا نه...

519
00:40:55,680 --> 00:40:57,320
‫...و همونطور که پروردگارمون عیسی،

520
00:40:57,320 --> 00:41:01,080
‫سرور تمام سپاهیان، جایگاهش
‫در والاترین نقطه‌ی آسمون رو می‌گیره،

521
00:41:01,080 --> 00:41:05,080
‫باشد که شکوه روح‌القدس
‫بر همه‌ی ما نازل بشه

522
00:41:06,160 --> 00:41:08,360
‫چون عید پنجاهه‌ست

523
00:41:09,440 --> 00:41:13,880
‫این روز روح‌القدسه و ما پیروان اونیم

524
00:41:17,835 --> 00:41:18,985
‫اینجا

525
00:41:20,066 --> 00:41:21,250
‫همین‌الان

526
00:41:42,360 --> 00:41:43,920
‫تو

527
00:41:45,800 --> 00:41:47,320
‫می‌تونم دعا بکنم؟

528
00:41:49,200 --> 00:41:50,480
‫جایی که قراره بری دعا به دردت نمی‌خوره

529
00:41:52,760 --> 00:41:55,920
‫به برادرم بگو که منتظرش می‌مونم
‫تا با هم...

530
00:42:09,280 --> 00:42:14,840
‫چون اگر خداوند، پدر ماست
‫و عیسی پسر خداونده...

531
00:42:16,560 --> 00:42:19,320
‫پس ویلیام واقعاً روح،

532
00:42:20,840 --> 00:42:22,320
‫و نیروی الهی ماست...

533
00:42:22,320 --> 00:42:24,200
‫ممنون، حضرت‌عالی

534
00:42:24,200 --> 00:42:25,360
‫ممنون، خدا

535
00:42:26,880 --> 00:42:30,640
‫یه عید پنجاهه دیگه در کنار دوستان
‫و خانواده جشن گرفته شد

536
00:42:32,280 --> 00:42:37,280
‫چقدر خوش‌شانسیم که الان خونه‌ایم؟

537
00:42:37,280 --> 00:42:40,400
‫امسال دلایل بیش‌تری
‫برای جشن گرفتن داریم

538
00:42:40,400 --> 00:42:44,040
‫چون دوستانمون از انگلیس
‫بفهمون افتخار دادن و تشریف آوردن اینجا

539
00:42:44,040 --> 00:42:47,120
‫اِرل هارولد و ایدت همسر زیباش

540
00:42:49,160 --> 00:42:50,400
‫هارولد؟

541
00:42:53,600 --> 00:42:54,880
‫یالا، هارولد. بجنب

542
00:42:59,240 --> 00:43:03,640
‫این مرد که امروز جنگیدنش رو دیدید
‫و فهمیدید چه هیولاییه

543
00:43:05,880 --> 00:43:07,720
‫قدرتمندترین مردیه که تا حالا باهاش جنگیدم

544
00:43:07,720 --> 00:43:08,920
‫به سلامتی

545
00:43:08,920 --> 00:43:11,520
‫وقتی هارولد گادوینسون طرفت باشه،
‫امکان نداره شکست بخوری

546
00:43:11,520 --> 00:43:12,880
‫دستت رو بده بهم

547
00:43:20,920 --> 00:43:22,760
‫تو جونم رو نجات دادی

548
00:43:22,760 --> 00:43:24,360
‫منم جون تو رو نجات دادم

549
00:43:26,640 --> 00:43:29,960
‫پس تا ابد در کنار هم خواهیم بود

550
00:43:29,960 --> 00:43:33,440
‫نورماندی و وسکس

551
00:43:33,440 --> 00:43:34,800
‫در کنار هم

552
00:43:34,800 --> 00:43:36,440
‫در کنار هم!

553
00:43:48,040 --> 00:43:53,120
‫امروز، در روز عید پنجاهه،
‫خداوند به نورماندی برکت داده

554
00:43:54,840 --> 00:43:58,240
‫اِدوارد، پادشاه انگلیس،
‫دوک ما ویلیام رو

555
00:43:58,240 --> 00:44:01,400
‫به عنوان وارثش برای
‫تاج‌وتخت انگلیس برگزیده

556
00:44:02,840 --> 00:44:06,640
‫و حالا، خدا رو شاهد می‌گیریم،

557
00:44:06,640 --> 00:44:09,560
‫و بر روی آثار مقدس بایو،

558
00:44:09,560 --> 00:44:12,240
‫هارولد از وسکس سوگند یاد می‌کنه

559
00:44:12,240 --> 00:44:17,200
‫که به ویلیام از نورماندی به عنوان
‫پادشاه آینده‌ی انگلیس وفادار باشه

560
00:44:17,200 --> 00:44:18,840
‫و همونطور که همه‌ی اروپا می‌دونن...

561
00:44:20,840 --> 00:44:22,680
‫یه گادوین هیچوقت زیر قولش نمی‌زنه

562
00:44:24,480 --> 00:44:25,560
‫درسته

563
00:44:29,120 --> 00:44:30,360
‫من...

564
00:44:31,920 --> 00:44:33,200
‫هارولد گادوینسون...

565
00:44:34,520 --> 00:44:35,920
‫اِرل وسکس...

566
00:44:37,440 --> 00:44:39,320
‫سوگند یاد می‌کنم...

567
00:44:41,360 --> 00:44:43,320
‫که به وارث برحق انگلیس وفادار باشم

568
00:44:45,120 --> 00:44:46,600
‫قول میدم

569
00:44:52,262 --> 00:45:12,262
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

