﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,520 --> 00:00:14,160
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

3
00:00:14,160 --> 00:00:17,160
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

4
00:00:17,160 --> 00:00:20,480
‫فتح کردن انگلیس برای من کاری نداره

5
00:00:20,480 --> 00:00:24,120
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

6
00:00:24,120 --> 00:00:26,720
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

7
00:00:26,720 --> 00:00:29,240
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟

8
00:00:33,274 --> 00:00:39,268
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

9
00:00:44,560 --> 00:00:48,600
‫مال تو نیست.
‫مال تو نیست، مادر

10
00:00:50,400 --> 00:00:52,040
‫ای وایکینگ هرزه

11
00:00:53,960 --> 00:00:56,400
‫تو رو کنار اون دیدم

12
00:00:56,400 --> 00:00:59,440
‫پچ‌پچ می‌کردی. پچ‌پچ می‌کردی

13
00:01:00,480 --> 00:01:01,880
‫تو بهش گفتی

14
00:01:09,320 --> 00:01:10,520
‫اِرل گادوینسون

15
00:01:17,280 --> 00:01:20,080
‫- به هوشه؟
‫- چند لحظه پیش که بود

16
00:01:24,840 --> 00:01:27,680
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

17
00:01:27,680 --> 00:01:29,480
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

18
00:01:30,960 --> 00:01:35,200
‫- خطر آتش
‫- اعلی‌حضرت، خودم ازتون محافظت می‌کنم

19
00:01:36,520 --> 00:01:39,720
‫نیاز نیست از چیزی بترسید.
‫شما رو در امان نگه می‌دارم

20
00:01:41,640 --> 00:01:43,240
‫در امان از آتش

21
00:01:44,840 --> 00:01:48,520
‫اما از نورماندی خبرهای
‫خیلی ناگواری دارم، اعلی‌حضرت

22
00:01:49,640 --> 00:01:51,800
‫پاسخی وحشتناک از دوک ویلیام

23
00:01:53,080 --> 00:01:55,363
‫پسرعمو ویلیام اینجاست؟

24
00:01:55,364 --> 00:01:57,248
‫اِدوارد، پسرعموت توی
‫تمام مناطق دوک‌نشین تصرف‌شده

25
00:01:57,249 --> 00:01:59,240
‫داره نقش خدا رو پاک می‌کنه

26
00:01:59,240 --> 00:02:00,800
‫همه‌ی کلیساها رو آتیش می‌زنه

27
00:02:00,800 --> 00:02:04,160
‫دوک ویلیام روح کافرانه‌ی خودش رو
‫به تمام دنیا نشون داده

28
00:02:04,160 --> 00:02:06,600
‫هیچ مسیحی‌ای از آتیش اون در امان نیست

29
00:02:06,600 --> 00:02:09,480
‫به‌خاطر حرمت‌شکنی‌های اون
‫توی آتیش می‌سوزیم

30
00:02:10,520 --> 00:02:12,240
‫جوابم رو بده، خدا

31
00:02:16,000 --> 00:02:17,080
‫خدا...

32
00:02:19,000 --> 00:02:20,400
‫خدا داره حرف می‌زنه

33
00:02:21,440 --> 00:02:22,880
‫شیطان داره میاد

34
00:02:23,960 --> 00:02:27,560
‫دریاچه‌های آتشین بر روی
‫این سرزمین سرریز میشن

35
00:02:27,560 --> 00:02:30,000
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد

36
00:02:30,000 --> 00:02:33,000
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد!

37
00:02:33,000 --> 00:02:35,800
‫اعلی‌حضرت، این یه هشدار
‫از طرف خداست

38
00:02:35,800 --> 00:02:38,760
‫اون می‌دونه اگه ویلیام پادشاه بشه
‫چه آینده‌ای در انتظارمونه

39
00:02:43,720 --> 00:02:45,160
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

40
00:02:46,200 --> 00:02:47,920
‫کی باید از پادشاهی‌تون محافظت کنه؟

41
00:02:49,360 --> 00:02:51,240
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

42
00:03:04,840 --> 00:03:07,240
‫بهم بگید، اراده‌ی خدا چیه؟

43
00:03:07,240 --> 00:03:08,720
‫بهمون بگو

44
00:03:15,920 --> 00:03:18,400
‫- اراده‌ی خدا انجام خواهد شد
‫- اراده‌ی اون انجام خواهد شد

45
00:03:39,680 --> 00:03:43,600
‫پادشاه حرفش درمورد
‫دوک ویلیام رو پس گرفت،

46
00:03:43,600 --> 00:03:47,160
‫و من رو به عنوان وارث
‫برای تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

47
00:03:48,360 --> 00:03:49,640
‫اراده‌ی خدا انجام خواهد شد

48
00:03:52,880 --> 00:03:55,320
‫زنده باد پادشاه

49
00:04:00,600 --> 00:04:02,520
‫فعلاً نباید مرگ اِدوارد رو اعلام کنیم

50
00:04:02,520 --> 00:04:06,080
‫تا زمانی که مطمئن بشیم
‫که مرسیا و نورتامبریا

51
00:04:06,080 --> 00:04:08,200
‫از وسکس حمایت می‌کنن

52
00:04:08,200 --> 00:04:10,560
‫این موضوع فعلاً باید مخفی بمونه

53
00:04:11,720 --> 00:04:15,200
‫- به مردم چی بگیم؟
‫- هیچی

54
00:04:16,280 --> 00:04:19,800
‫این خبر از این اتاق خارج نمیشه. می‌فهمی؟

55
00:04:19,800 --> 00:04:22,896
‫- بله، سرورم
‫- بله، اعلی‌حضرت

56
00:04:22,897 --> 00:04:23,897
‫صد البته

57
00:04:25,120 --> 00:04:26,480
‫اعلی‌حضرت

58
00:04:30,400 --> 00:04:33,480
‫چه راه دیگه‌ای وجود داشت؟
‫باید می‌ذاشتم پادشاه خیلی ساده بمیره؟

59
00:04:33,480 --> 00:04:35,200
‫- چه کاری می‌تونستم بکنم؟
‫- تنهامون بذار

60
00:04:39,680 --> 00:04:42,440
‫به جاسوس‌هام میگم این خبر رو پخش کنن
‫که تب پادشاه همچنان پابرجاست،

61
00:04:42,440 --> 00:04:44,400
‫و اینکه اسقف اعظم دستور داده

62
00:04:44,400 --> 00:04:45,920
‫که هیچکس نباید وارد اتاقش بشه

63
00:04:45,920 --> 00:04:48,720
‫اِرل‌ها هنوز به دعوت من برای
‫اومدن به لندن جواب ندادن؟

64
00:04:48,720 --> 00:04:51,360
‫مورکار جواب داد.
‫ولی هنوز خبری از توستیگ نیست

65
00:04:51,360 --> 00:04:52,960
‫هنوز خبری نیست؟

66
00:04:54,240 --> 00:04:56,080
‫چندین هفته‌ست خبری از نورتامبریا نیست

67
00:04:56,080 --> 00:04:58,880
‫نه خبری از توستیگ هست،
‫نه از خراج‌گیرها

68
00:04:58,880 --> 00:05:02,240
‫- حتی درمورد بچه هم خبری نیست؟
‫- نه

69
00:05:04,960 --> 00:05:08,226
‫- ایدت، باید بری پیشش
‫- من برم؟

70
00:05:08,227 --> 00:05:09,968
‫خب، اگه پادشاه مریضه،

71
00:05:09,969 --> 00:05:11,880
‫من اگه لندن رو ترک کنم
‫همه مشکوک میشن

72
00:05:13,280 --> 00:05:15,800
‫- مادرت چی؟
‫- تو توستیگ رو می‌شناسی

73
00:05:15,800 --> 00:05:18,040
‫فقط با تو حرف می‌زنه

74
00:05:18,040 --> 00:05:21,419
‫می‌دونی که توستیگ همیشه
‫تو رو تحسین می‌کرد و بهت اعتماد داشت

75
00:05:21,420 --> 00:05:23,757
‫می‌خوای دروغ‌هات درمورد
‫پادشاه رو بکنم توی سرش؟

76
00:05:23,758 --> 00:05:24,758
‫نه

77
00:05:26,200 --> 00:05:29,440
‫ازت می‌خوام بری اونجا
‫تا بفهمی واقعاً چه خبره

78
00:05:29,440 --> 00:05:31,320
‫کاری کن متوجه بشه
‫که بهش نیاز داریم

79
00:05:33,640 --> 00:05:34,960
‫لطفاً، ایدت

80
00:05:38,000 --> 00:05:40,640
‫اِرل نورتامبریا باید قوی باشه

81
00:05:44,723 --> 00:05:45,880
‫خواهش می‌کنم

82
00:05:57,360 --> 00:05:59,222
‫- اون چیه؟
‫- چی؟

83
00:05:59,551 --> 00:06:00,526
‫اون رو میگم

84
00:06:00,527 --> 00:06:02,155
‫- یه پای فلزیه
‫- ها؟

85
00:06:02,156 --> 00:06:04,240
‫- مشکلش چیه؟
‫- ویلیام

86
00:06:04,240 --> 00:06:06,440
‫از عید پنجاهه به بعد
‫کسی پادشاه اِدوارد رو ندیده

87
00:06:06,440 --> 00:06:08,840
‫آره، خب، ملکه میگه تب داره،

88
00:06:08,840 --> 00:06:11,320
‫اما دوست‌هایی دارم که بهم میگن

89
00:06:11,320 --> 00:06:13,240
‫خود اسقف اعظم کنتربری بالای سرشه

90
00:06:14,560 --> 00:06:17,280
‫- طبیبش بالای سرش نیست؟
‫- نه. اسقف اعظمش

91
00:06:17,280 --> 00:06:19,280
‫- مریضه
‫- فکر کنم خیلی مریضه

92
00:06:19,280 --> 00:06:22,720
‫و اگه اِدوارد ضعیفه، پس هارولد
‫سعی می‌کنه فریبش بده

93
00:06:22,720 --> 00:06:24,960
‫- من باشم اون کار رو می‌کنم
‫- ماتیلدا؟

94
00:06:24,960 --> 00:06:26,400
‫باید مطمئن بشیم

95
00:06:27,600 --> 00:06:29,680
‫- جاسوس‌هات توی انگلیس؟
‫- اونا می‌تونن مطمئن بشن

96
00:06:29,680 --> 00:06:32,880
‫پس بهشون بگو.
‫باید متوجه بشیم. بی‌سروصدا

97
00:06:32,880 --> 00:06:33,960
‫چیه؟

98
00:06:35,000 --> 00:06:37,748
‫خب، اگه به کل نورماندی نمی‌گفتی
‫می‌خوای چیکار کنی

99
00:06:37,749 --> 00:06:39,320
‫راحت‌تر میشد بی‌سروصدا عمل کنیم

100
00:06:39,320 --> 00:06:41,200
‫مردم نورماندی باید می‌فهمیدن

101
00:06:41,200 --> 00:06:43,400
‫الان سریع‌تر ازم حمایت می‌کنن

102
00:06:43,400 --> 00:06:44,720
‫بارون‌ها رو فرا بخونید

103
00:06:46,920 --> 00:06:49,120
‫هر چقدر بیش‌تر کمک بدید،
‫سهم بیش‌تری گیرتون میاد

104
00:06:49,120 --> 00:06:51,280
‫اما نورماندی باید متحد باشه

105
00:06:52,360 --> 00:06:55,760
‫خیلی ساده‌ست.
‫جورج، تیراندازهاتون رو می‌خوام

106
00:06:55,760 --> 00:06:57,600
‫مونتگومری، اسب‌هاتون رو می‌خوام،

107
00:06:57,600 --> 00:07:00,800
‫- ریچارد، آهن‌هاتون رو می‌خوام
‫- بارون کشتی‌های برتانی کجاست؟

108
00:07:00,800 --> 00:07:03,640
‫می‌تونید همه‌ی شمشیرها و اسب‌ها
‫و تیراندازهای دنیا رو داشته باشید،

109
00:07:03,640 --> 00:07:06,560
‫اما وقتی نتونید از کانال ردشون کنید
‫چه فایده‌ای دارن؟

110
00:07:06,560 --> 00:07:09,520
‫نیاز نیست نگران برتانی باشید.
‫بسپاریدش به من

111
00:07:10,760 --> 00:07:12,080
‫پس به توافق رسیدیم

112
00:07:20,680 --> 00:07:22,760
‫فقط دارم آماده میشم

113
00:07:22,760 --> 00:07:24,680
‫برای جنگ؟

114
00:07:24,680 --> 00:07:27,280
‫برای اقدام قطعی هارولد
‫برای پادشاه شدن

115
00:07:27,280 --> 00:07:30,840
‫و وقتی اون اتفاق بیُفته درموردش
‫حرف می‌زنیم، درسته؟ من و تو

116
00:07:35,280 --> 00:07:36,880
‫ویلیام، من از تصمیم‌هات حمایت می‌کنم،

117
00:07:36,880 --> 00:07:38,480
‫اما باید در جریان باشم

118
00:07:40,920 --> 00:07:44,960
‫- دیگه مثل روز عید پنجاهه غافلگیرم نکن
‫- البته

119
00:07:44,960 --> 00:07:46,920
‫فقط دارم محتاطانه عمل می‌کنم، همین

120
00:07:46,920 --> 00:07:49,680
‫نه، این دقیقاً برعکس محتاط بودنه

121
00:07:49,680 --> 00:07:51,960
‫تا زمانی که از ناوگان مطمئن نشدی
‫نباید برنامه بریزی

122
00:07:53,680 --> 00:07:55,040
‫فقط صبر کن

123
00:07:58,520 --> 00:08:00,640
‫اگه هارولد صبر نکنه چی؟

124
00:08:00,640 --> 00:08:03,840
‫اونوقت اون محتاط نیست
‫و معلوم میشه تو ازش باهوش‌تری

125
00:08:05,200 --> 00:08:06,560
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

126
00:08:08,840 --> 00:08:10,040
‫چون با تو ازدواج کردم

127
00:08:15,320 --> 00:08:19,360
‫تا وقتی ناوگان رو جور کنم،
‫محتاطانه عمل می‌کنم

128
00:08:28,360 --> 00:08:30,360
‫بذار هارولد نگران اِدوارد باشه

129
00:08:31,560 --> 00:08:32,880
‫نیازی نیست تو نگرانش باشی

130
00:08:47,440 --> 00:08:51,000
‫به توستیگ بگو هر کاری
‫که فکر می‌کنه کرده،

131
00:08:51,000 --> 00:08:53,160
‫- هیچ چیز غیرقابل بخششی وجود نداره
‫- باشه

132
00:08:54,440 --> 00:08:56,520
‫مگنوس، ایسترید، بیاید

133
00:09:02,040 --> 00:09:04,880
‫این کار از توستیگ بعیده.
‫خودش می‌دونه که نگرانش می‌شیم

134
00:09:07,920 --> 00:09:12,080
‫پادشاه اِدوارد مُرده بود، مگه نه؟
‫وقتی ازش سوال پرسیدی

135
00:09:12,080 --> 00:09:15,160
‫پادشاه اِدوارد من رو
‫به عنوان وارث معرفی کرد

136
00:09:15,160 --> 00:09:18,200
‫- خودم شنیدم
‫- چرا، هارولد؟

137
00:09:18,200 --> 00:09:20,880
‫چون نمی‌خوام به‌خاطر من دروغ بگی، ایدت

138
00:09:20,880 --> 00:09:23,560
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگش

139
00:09:23,560 --> 00:09:26,400
‫من رو به عنوان وارث
‫تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

140
00:09:26,400 --> 00:09:27,840
‫و می‌خوای توستیگ بدونه

141
00:09:27,840 --> 00:09:30,200
‫می‌خوام توستیگ بدونه
‫که آینده‌ی این خانواده

142
00:09:30,200 --> 00:09:33,440
‫- امن و تضمینه
‫- ولی واقعاً امن و تضمینه؟

143
00:09:33,440 --> 00:09:35,880
‫وقتی اون تاج رو بذارم روی سرم،
‫همه‌مون در امان خواهیم بود...

144
00:09:35,880 --> 00:09:38,280
‫تو، بچه‌ها، و توستیگ

145
00:09:41,520 --> 00:09:43,880
‫بهش نیاز دارم، ایدت.
‫به حمایتش نیاز دارم

146
00:09:46,000 --> 00:09:47,160
‫بهش میگم

147
00:10:04,320 --> 00:10:06,600
‫- تو دعوتش کردی؟
‫- نه

148
00:10:08,600 --> 00:10:10,000
‫درود

149
00:10:10,000 --> 00:10:13,960
‫شنیدم بارون‌ها رو متقاعد کردی
‫که باهات متحد بشن

150
00:10:13,960 --> 00:10:16,400
‫پس از طرف دوست لجبازت
‫یعنی بارون برتانی

151
00:10:16,400 --> 00:10:19,880
‫یه پیغام برات آوردم.
‫برتانی مدیون منه،

152
00:10:19,880 --> 00:10:22,040
‫پس قبول کرده باهات یه جلسه بذاره...

153
00:10:22,040 --> 00:10:26,480
‫اما به شرطی که
‫توی منطقه‌ی اونا برگزار بشه

154
00:10:26,480 --> 00:10:28,080
‫فکر می‌کنه کیه؟

155
00:10:28,080 --> 00:10:29,360
‫مردی که کشتی‌هاش

156
00:10:29,360 --> 00:10:31,960
‫از همه‌ی کشتی‌های مناطق
‫شمال اروپا بیش‌ترن

157
00:10:31,960 --> 00:10:33,200
‫و اگه کشتی‌هاش رو می‌خوای

158
00:10:33,200 --> 00:10:34,960
‫باید بری به برتانی و بگیری‌شون

159
00:10:34,960 --> 00:10:36,640
‫به نظرت اگه بره اونجا،
‫اون با معامله موافقت می‌کنه؟

160
00:10:36,640 --> 00:10:37,680
‫آره، فکر کنم

161
00:10:37,680 --> 00:10:40,280
‫ممکنه نیاز باشه پیشنهادی که بهش میدی
‫پنج برابر بیش‌تر از بقیه باشه،

162
00:10:40,280 --> 00:10:43,760
‫- اما اون هم قیمتی داره
‫- قبل از سپیده‌دم حرکت می‌کنیم

163
00:10:43,760 --> 00:10:47,600
‫و ویلیام، یه‌کم فروتنی هم ضرری نداره

164
00:10:47,600 --> 00:10:49,880
‫- می‌خوای پاچه‌خواری بکنم؟
‫- نه، من نمی‌خوام کاری بکنی

165
00:10:49,880 --> 00:10:51,160
‫من کشتی نیاز ندارم

166
00:10:51,160 --> 00:10:53,320
‫منظورش اینه که با برتانی جنگ راه ننداز

167
00:10:54,960 --> 00:10:56,400
‫احتیاط می‌کنم، بالدوین

168
00:10:57,760 --> 00:10:59,960
‫- خیلی سریع اومد
‫- دقیقاً

169
00:10:59,960 --> 00:11:01,560
‫به حرف‌هاش اعتماد دارید؟

170
00:11:01,560 --> 00:11:04,200
‫خب، به حرفش اعتماد دارم که یه جلسه‌ای هست.
‫در این مورد دروغ نمیگه

171
00:11:04,200 --> 00:11:05,640
‫و بقیه‌ش؟

172
00:11:07,560 --> 00:11:10,280
‫شروع کن به جمع کردن نقره. یه عالمه

173
00:11:11,445 --> 00:11:14,514
‫[ لندن ]

174
00:11:27,760 --> 00:11:30,360
‫مورکار، اِرل مرسیا

175
00:11:34,760 --> 00:11:35,840
‫اِرل مورکار

176
00:11:39,280 --> 00:11:40,560
‫ممنون که اومدی

177
00:11:45,160 --> 00:11:46,720
‫پادشاه کجاست؟

178
00:11:46,720 --> 00:11:49,040
‫پادشاه، هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

179
00:11:52,560 --> 00:11:53,600
‫میشه فرمان رو ببینم؟

180
00:11:55,120 --> 00:11:58,280
‫پادشاه هنوز اونقدر ضعیفه
‫که نمی‌تونه اسمش رو پای فرمان بنویسه

181
00:11:58,280 --> 00:12:01,240
‫اما من شاهد بودم،
‫و اسقف اعظم کنتربری هم شاهد بود

182
00:12:03,480 --> 00:12:08,840
‫خب، حالا که مشخص شد
‫مشکلی در کار نیست،

183
00:12:08,840 --> 00:12:11,160
‫بیاید درمورد این حرف بزنیم که چرا

184
00:12:11,160 --> 00:12:13,120
‫به من گفته شده فوراً بیام اینجا، خب؟

185
00:12:13,120 --> 00:12:16,880
‫باید بدونم که اگه دوک نورماندی
‫من رو به چالش بکشه

186
00:12:16,880 --> 00:12:19,480
‫کامل ازم حمایت می‌کنی یا نه

187
00:12:19,480 --> 00:12:22,320
‫اگه ویلیام پادشاه بشه،
‫انگلیس رو نابود می‌کنه

188
00:12:41,440 --> 00:12:42,760
‫آره

189
00:12:44,800 --> 00:12:46,120
‫آره، ازت حمایت می‌کنم

190
00:12:47,640 --> 00:12:49,560
‫اما باید کنترل نورتامبریا رو به من بدی

191
00:12:53,040 --> 00:12:54,840
‫توستیگ اِرل نورتامبریاست

192
00:12:54,840 --> 00:12:57,640
‫و این اِرل توستیگ کوچولو کجاست؟

193
00:12:57,640 --> 00:12:59,480
‫این جلسه‌ی بین سه اِرله، نه؟

194
00:12:59,480 --> 00:13:01,680
‫- اون رو خبر نکردی؟
‫- مراقب حرف زدنت باش

195
00:13:01,680 --> 00:13:04,480
‫باید کاری کنی ویلیام باور کنه
‫که وسکس، مرسیا و نورتامبریا

196
00:13:04,480 --> 00:13:06,200
‫همه پشت پادشاه هستن

197
00:13:08,000 --> 00:13:10,560
‫یعنی می‌خوای نورتامبریا ثبات داشته باشه

198
00:13:10,560 --> 00:13:13,360
‫کمکم رو می‌خوای؟
‫نورتامبریا رو باید بهم بدی

199
00:13:17,240 --> 00:13:19,800
‫خب، این یکی از درخواست‌هامه

200
00:13:22,520 --> 00:13:24,000
‫مارگارت؟

201
00:13:32,400 --> 00:13:34,080
‫خواهرم رو یادته؟

202
00:13:34,080 --> 00:13:35,840
‫بزرگ شده و یه زن جوان خیلی خوشگله،

203
00:13:35,840 --> 00:13:36,880
‫موافق نیستی؟

204
00:13:39,920 --> 00:13:44,120
‫خیلی زیبا و ظریفه.
‫ملکه‌ی خیلی خوبی میشه

205
00:13:48,240 --> 00:13:51,080
‫- من زن دارم، مورکار
‫- به سبک دانمارکی آره

206
00:13:51,080 --> 00:13:52,960
‫اما از چشم کلیساها هنوز مجردی

207
00:13:52,960 --> 00:13:55,800
‫و مارگارت هم از بچگی از تو خوشش می‌اومد.
‫مگه نه، مارگارت؟

208
00:14:02,360 --> 00:14:03,440
‫خب

209
00:14:17,400 --> 00:14:18,920
‫گون‌هیلد، برو تا ما حرف بزنیم

210
00:14:18,920 --> 00:14:20,520
‫هارولد!

211
00:14:20,520 --> 00:14:22,320
‫- خیلی شرم‌آوره!
‫- تنهامون بذار!

212
00:14:22,320 --> 00:14:23,920
‫همه‌تون برید

213
00:14:23,920 --> 00:14:24,960
‫لطفاً

214
00:14:45,960 --> 00:14:49,280
‫نورتامبریا رو بهت میدم.
‫اما همون هم زیادیه

215
00:14:49,280 --> 00:14:51,160
‫حتی کافی هم نیست

216
00:14:51,160 --> 00:14:53,680
‫می‌خوام هم‌خون من پادشاه انگلیس بشه،

217
00:14:53,680 --> 00:14:55,000
‫دقیقاً همون کاری که خانواده‌ی شما کرد

218
00:14:56,600 --> 00:15:00,040
‫اونطوری حتی بعد از مرگ ما هم
‫مرسیا وفادار می‌مونه

219
00:15:01,160 --> 00:15:02,760
‫به اون میگن صلح

220
00:15:05,440 --> 00:15:08,160
‫پس در آینده پسرم مگنوس
‫با دختر اول تو ازدواج می‌کنه

221
00:15:08,160 --> 00:15:09,560
‫برای معامله کردن اینجا نیومدم

222
00:15:09,560 --> 00:15:11,920
‫اگه وفاداری مرسیا رو می‌خوای
‫این وصلت باید صورت بگیره

223
00:15:11,920 --> 00:15:14,520
‫- نمی‌تونم با خواهرت ازدواج کنم!
‫- پس پادشاه نمیشی

224
00:15:16,080 --> 00:15:18,160
‫صبر کن، مورکار، بمون

225
00:15:18,160 --> 00:15:20,360
‫می‌دونی چه درخواستی ازم داری؟

226
00:15:20,360 --> 00:15:22,960
‫دوست داری جنگ بشه، مورکار؟
‫چون نتیجه‌ی این رفتارت جنگه

227
00:15:22,960 --> 00:15:24,760
‫یه جنگ بین ما، و شکست می‌خوری

228
00:15:24,760 --> 00:15:27,240
‫فکر نکنم برای جنگیدن با من
‫وقت داشته باشی، هارولد

229
00:15:27,240 --> 00:15:29,200
‫ویلیام داره نیروهاش رو جمع می‌کنه،

230
00:15:29,200 --> 00:15:31,840
‫و نمی‌تونی تا ابد وضعیت سلامتی پادشاه رو
‫ازش پنهان کنی

231
00:15:33,400 --> 00:15:35,520
‫کل زندگیم منتظر چنین لحظه‌ای بودم

232
00:15:37,440 --> 00:15:39,320
‫تا بتونم کاری کنم برای اولین بار

233
00:15:39,320 --> 00:15:40,920
‫وسکس مجبور به اطاعت از مرسیا بشه

234
00:15:42,600 --> 00:15:45,040
‫به نظرت الان که می‌دونم شکست نمی‌خورم
‫حاضرم از خواسته‌هام عقب‌نشینی کنم؟

235
00:15:47,280 --> 00:15:50,920
‫- باید همین‌الان بُکُشمت
‫- اما نمی‌کُشیم

236
00:15:50,920 --> 00:15:52,200
‫پس انتخاب کن

237
00:16:06,880 --> 00:16:09,480
‫هارولد، اصلاً می‌شنوی داری چی میگی؟

238
00:16:09,480 --> 00:16:11,720
‫نمی‌تونی با خواهر مورکار ازدواج کنی

239
00:16:12,840 --> 00:16:16,000
‫پس مورکار دشمنم میشه
‫و درگیر جنگ داخلی می‌شیم

240
00:16:17,160 --> 00:16:19,240
‫اونطوری ویلیام فقط باید
‫از شرایط بهترین استفاده رو بکنه

241
00:16:19,240 --> 00:16:22,920
‫- مورکار واقعاً اونقدر احمقه؟
‫- پدرش که بود

242
00:16:22,920 --> 00:16:26,080
‫یه خوک کثیف بود که
‫همه رو به چشم جایزه می‌دید

243
00:16:26,080 --> 00:16:29,440
‫مورکار احمق نیست. می‌دونه
‫که نمی‌تونیم با مرسیا وارد جنگ بشیم

244
00:16:29,440 --> 00:16:32,200
‫مخصوصاً الان. و برای همین
‫مارگارت تنها گزینه‌ست

245
00:16:32,200 --> 00:16:36,240
‫هارولد، من با مردی ازدواج کردم
‫که ازم متنفر بود

246
00:16:36,240 --> 00:16:38,040
‫زندگی مارگارت رو جهنم می‌کنی

247
00:16:39,920 --> 00:16:41,480
‫می‌دونم

248
00:16:41,480 --> 00:16:45,080
‫نباید بقیه فکر کن تو
‫بازیچه‌ی دست مرسیا هستی

249
00:16:45,080 --> 00:16:47,640
‫اگه ویلیام حمله کنه، همه‌ی اروپا
‫به تو چشم می‌دوزن

250
00:16:47,640 --> 00:16:49,840
‫و اگه ببینن دست‌نشانده‌ی یه نفر دیگه هستی،

251
00:16:49,840 --> 00:16:52,640
‫باید تا آخر عمرت اون بدنامی رو تحمل کنی

252
00:16:52,640 --> 00:16:55,760
‫و اگه با مارگارت ازدواج نکنم،
‫مرسیا دشمن‌مون میشه

253
00:16:55,760 --> 00:16:57,320
‫و ویلیام حمله می‌کنه

254
00:16:57,320 --> 00:16:58,560
‫و همه‌مون می‌میریم

255
00:17:00,120 --> 00:17:01,360
‫همه‌مون

256
00:17:03,320 --> 00:17:05,800
‫به پدر قول دادم
‫که از همه‌مون محافظت می‌کنم

257
00:17:05,800 --> 00:17:07,120
‫و ایدت چی؟

258
00:17:07,120 --> 00:17:10,320
‫و قدرت خودت و خانواده‌ی گادوین
‫و وسکس چی؟

259
00:17:10,320 --> 00:17:13,240
‫به‌خاطر اون قول
‫حاضری همسرت رو فدا کنی؟

260
00:17:15,680 --> 00:17:17,920
‫این وصلت واقعاً اینقدر ارزش داره؟

261
00:17:22,815 --> 00:17:26,550
‫[ نورتامبریا ]

262
00:17:31,566 --> 00:17:32,600
‫سلام؟

263
00:17:47,440 --> 00:17:48,560
‫من باهاش حرف می‌زنم

264
00:17:55,160 --> 00:17:56,240
‫توستیگ؟

265
00:18:12,880 --> 00:18:13,960
‫توستیگ؟

266
00:18:23,960 --> 00:18:25,400
‫ایدت، اینجا چیکار می‌کنی؟

267
00:18:27,160 --> 00:18:29,720
‫- هارولد هم اومده؟
‫- هارولد توی لندنه

268
00:18:29,720 --> 00:18:32,920
‫چون چندین ماه بود خبری
‫ازت نشنیده بودیم اومدیم اینجا

269
00:18:32,920 --> 00:18:34,240
‫جودیت کجاست؟

270
00:18:37,520 --> 00:18:39,200
‫چرا هارولد ما رو فرستاد اینجا؟

271
00:18:42,040 --> 00:18:44,800
‫نمی‌فهمم. هارولد تو رو اِرل اینجا کرد
‫چون بهت ایمان داره

272
00:18:44,800 --> 00:18:48,560
‫وقتی بهم نیاز داشت من رو اِرل کرد
‫و بعدش تنهام گذاشت

273
00:18:50,200 --> 00:18:53,200
‫از بچگی همیشه حمایتش کردم

274
00:18:53,200 --> 00:18:58,160
‫ولی تنها باری که ازش کمک خواستم
‫و بهش نیاز داشتم، خبری ازش نشد

275
00:18:59,240 --> 00:19:01,800
‫چه کمکی؟ درمورد چی
‫حرف می‌زنی، توستیگ؟

276
00:19:01,800 --> 00:19:03,120
‫پیغام فرستادم به لندن

277
00:19:05,160 --> 00:19:07,520
‫اصلاً پیغامت به ما نرسیده.
‫توی نورماندی بودیم

278
00:19:13,600 --> 00:19:15,120
‫جودیتم مُرده

279
00:19:17,240 --> 00:19:19,280
‫مُرده. سعی کردم گرم نگهش دارم

280
00:19:20,800 --> 00:19:22,320
‫بچه زود به دنیا اومد

281
00:19:25,520 --> 00:19:26,600
‫و بعدش هم گریه‌ش متوقف شد

282
00:19:28,520 --> 00:19:30,480
‫دیگه گریه نکرد.
‫می‌خواست بره پیش مامانش

283
00:19:31,720 --> 00:19:32,880
‫سعی کردم جودیت رو گرم نگه دارم

284
00:19:37,800 --> 00:19:41,560
‫اوه، توستیگ، خیلی متاسفم

285
00:19:45,240 --> 00:19:46,880
‫چرا هارولد فرستادت اینجا؟

286
00:19:48,480 --> 00:19:51,160
‫چی شده؟ چی؟ چی؟

287
00:19:52,480 --> 00:19:55,560
‫پادشاه اِدوارد مُرده
‫و هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

288
00:19:59,000 --> 00:20:06,000


289
00:20:10,560 --> 00:20:14,200
‫اون تاج‌وتخت، اون تاج‌وتخت کوفتی

290
00:20:14,200 --> 00:20:16,440
‫گوش کن. حالت خوب نیست

291
00:20:16,440 --> 00:20:18,360
‫نه، همه چیز برام مشخصه!

292
00:20:23,200 --> 00:20:25,960
‫می‌دونی سووِین کجاست؟

293
00:20:25,960 --> 00:20:27,960
‫میره به سمت سرزمین مقدس

294
00:20:27,960 --> 00:20:30,960
‫نه، سووِین مُرده. مُرده.
‫اون رو کُشتن

295
00:20:30,960 --> 00:20:33,640
‫- چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫- چون یه نفر بهم گفت

296
00:20:35,560 --> 00:20:37,840
‫دوست‌هام توی مرسیا خبردار شدن، ایدت

297
00:20:39,960 --> 00:20:41,040
‫بخونش

298
00:20:42,360 --> 00:20:43,640
‫برام نامه نوشتن

299
00:20:47,960 --> 00:20:49,040
‫سووِین مُرده

300
00:20:50,200 --> 00:20:51,920
‫مثل جودیت و پسرم

301
00:20:56,280 --> 00:20:58,280
‫نمی‌دونم بدون اون چه جور آدمی‌ام، ایدت

302
00:21:02,320 --> 00:21:04,280
‫نمی‌دونم کدوم بخش‌هایی
‫از وجودم هنوز زنده‌ان

303
00:21:04,280 --> 00:21:05,640
‫و کدوم بخش‌هایی در کنار جودیت مُردن

304
00:21:10,240 --> 00:21:12,360
‫امکان داره یه مرد اینطور زنده باشه؟

305
00:21:12,360 --> 00:21:13,840
‫گوش کن

306
00:21:13,840 --> 00:21:16,240
‫من می‌دونم تو دقیقاً کی هستی

307
00:21:16,240 --> 00:21:18,160
‫تو توستیگ گادوینسون هستی

308
00:21:19,520 --> 00:21:22,400
‫تو مردی هستی که هر وقت خودم رو
‫توی این خانواده گم می‌کردم

309
00:21:22,400 --> 00:21:24,320
‫با حرف‌های قشنگت آرومم می‌کردی

310
00:21:24,320 --> 00:21:28,120
‫و وقتی به یه دوست احتیاج داشتم
‫همیشه کنارم بودی

311
00:21:28,120 --> 00:21:31,000
‫پاشو. تو اونطور آدمی هستی

312
00:21:31,000 --> 00:21:36,600
‫وفادار و مهربون هستی
‫و هنگام سوگ و غم شجاعی

313
00:21:38,240 --> 00:21:39,880
‫بشین

314
00:21:39,880 --> 00:21:43,440
‫من از اول می‌دونستم
‫تو چه جور آدمی هستی

315
00:21:43,440 --> 00:21:46,280
‫و هنوزم اون مرد رو مقابل چشم‌هام می‌بینم

316
00:21:46,280 --> 00:21:47,800
‫نه

317
00:21:50,280 --> 00:21:51,600
‫ایدت، خیلی متاسفم

318
00:21:54,320 --> 00:21:57,040
‫اشکالی نداره، توستیگ.
‫می‌دونم الان خودت نیستی

319
00:21:57,040 --> 00:21:59,920
‫- می‌دونم به‌خاطر جودیت کمرت شکسته
‫- من اول دیدمت، ایدت

320
00:22:01,800 --> 00:22:03,320
‫من اول دوستت داشتم

321
00:22:06,840 --> 00:22:09,520
‫اما هارولد تو رو گرفت.
‫همونطور که سووِین رو گرفت

322
00:22:09,520 --> 00:22:11,200
‫همونطور که ما رو فرستاد اینجا تا بمیریم

323
00:22:16,880 --> 00:22:19,520
‫گوش کن. من به این خانواده وفادارم

324
00:22:19,520 --> 00:22:21,640
‫می‌تونم اِرل خوبی باشم.
‫جودیت همیشه بهم می‌گفت

325
00:22:21,640 --> 00:22:22,880
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

326
00:22:24,120 --> 00:22:25,920
‫اما به هارولد اعتماد نکن

327
00:22:27,880 --> 00:22:29,320
‫بهت خیانت می‌کنه

328
00:22:31,040 --> 00:22:33,760
‫به همه‌مون خیانت می‌کنه

329
00:23:37,880 --> 00:23:41,040
‫هارولد، اِرل وسکس،

330
00:23:41,040 --> 00:23:43,800
‫بانو مارگارت از مرسیا رو

331
00:23:43,800 --> 00:23:45,920
‫به همسری می‌پذیری

332
00:23:45,920 --> 00:23:49,480
‫و در پیشگاه خدا
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی

333
00:23:49,480 --> 00:23:54,720
‫که حامی و مدافع اون باشی،
‫و بهش احترام بذاری و نگهدارش باشی؟

334
00:23:57,840 --> 00:23:58,920
‫بله

335
00:24:14,560 --> 00:24:22,369
‫بانو مارگارت از مرسیا
‫هارولد، اِرل وسکس رو به همسری می‌پذیری،

336
00:24:22,370 --> 00:24:24,920
‫و در پیشگاه خدا

337
00:24:24,920 --> 00:24:27,160
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی...

338
00:24:34,680 --> 00:24:37,160
‫توستیگ معتقده سووِین مُرده

339
00:24:37,160 --> 00:24:40,080
‫تامس، معتقده هارولد بهش خیانت کرده

340
00:24:40,080 --> 00:24:42,800
‫الان ناراحته. دیدی اوضاعش چطور بود

341
00:24:42,800 --> 00:24:45,200
‫- عقلش سر جاش نیست
‫- به همین سادگی نیست

342
00:24:46,720 --> 00:24:48,600
‫هر سمی که توی مغزش هست،

343
00:24:48,600 --> 00:24:51,560
‫از هارولد یه آدم وحشتناک ساخته

344
00:24:51,560 --> 00:24:54,160
‫که مسئول دردسرهاییه
‫که اینجا توی نورتامبریا باهاشون مواجه شده

345
00:24:55,840 --> 00:24:57,600
‫به نظرم هارولد باید بیاد اینجا

346
00:24:57,600 --> 00:24:59,221
‫توستیگ تا حقیقت رو
‫توی چشم‌های هارولد نبینه

347
00:24:59,222 --> 00:25:00,520
‫هیچ چیز رو باور نمی‌کنه

348
00:25:00,520 --> 00:25:02,320
‫هر چقدر که ممکنه آدم بذار پیشش

349
00:25:02,320 --> 00:25:05,640
‫بهشون بگو چطور به توستیگ کمک کنن
‫تا وظیفه‌ش رو انجام بده

350
00:25:05,640 --> 00:25:09,480
‫خودمون برمی‌گردیم به لندن
‫و به هارولد قضیه رو می‌گیم

351
00:25:09,480 --> 00:25:11,080
‫هارولد می‌دونه باید چیکار کنه

352
00:25:11,080 --> 00:25:12,920
‫باید با توستیگ خداحافظی کنم

353
00:25:17,160 --> 00:25:18,240
‫واقعاً؟

354
00:25:19,400 --> 00:25:20,480
‫آره

355
00:25:22,360 --> 00:25:23,480
‫من بهش باور دارم

356
00:25:25,360 --> 00:25:26,800
‫اگه خودش بیاد اینجا،
‫به حرف‌هاش گوش میدی؟

357
00:25:36,640 --> 00:25:39,160
‫محافظ‌های من اینجا می‌مونن
‫و ازت محافظت می‌کنن

358
00:25:41,040 --> 00:25:42,120
‫ممنون، ایدت

359
00:25:47,920 --> 00:25:49,320
‫کاش مجبور نبودی بری

360
00:25:52,720 --> 00:25:54,600
‫با هارولد برمی‌گردم

361
00:25:54,600 --> 00:25:56,520
‫فقط خودمون. بدون هیچ مزاحمی

362
00:25:59,680 --> 00:26:00,760
‫مراقبت هستن

363
00:26:02,160 --> 00:26:03,920
‫بهت قول میدم، در امانی

364
00:26:28,800 --> 00:26:29,920
‫مورکار؟

365
00:26:31,280 --> 00:26:33,800
‫- چه خبره؟
‫- داریم برمی‌گردیم به مرسیا

366
00:26:35,680 --> 00:26:38,320
‫- همه‌تون؟
‫- چه انتظاری داشتی؟

367
00:26:40,560 --> 00:26:41,960
‫فکر می‌کردم یه نفر...

368
00:26:44,120 --> 00:26:46,600
‫نمی‌دونستم قراره اینجا تنها بمونم

369
00:26:51,800 --> 00:26:54,000
‫الان زن هارولد هستی، مارگارت

370
00:26:55,120 --> 00:26:56,480
‫ملکه‌ش میشی

371
00:26:58,320 --> 00:27:00,480
‫کاری کردی ازم متنفر بشه

372
00:27:02,400 --> 00:27:04,560
‫باید ملکه بشی.
‫فقط همین مهمه

373
00:27:04,560 --> 00:27:05,600
‫می‌فهمی؟

374
00:27:09,720 --> 00:27:13,720
‫اگه نقش‌مون رو بازی نکنیم،
‫چه اتفاقی می‌افته؟

375
00:27:16,600 --> 00:27:18,960
‫چه اتفاقی می‌افته؟

376
00:27:22,880 --> 00:27:24,560
‫عواقبی داره

377
00:27:26,840 --> 00:27:29,400
‫عواقبی داره. خوبه

378
00:27:35,960 --> 00:27:37,920
‫دوستت دارم، خواهر

379
00:27:39,920 --> 00:27:41,160
‫یادت بمونه

380
00:28:10,480 --> 00:28:12,000
‫قضیه چیه، بالدوین؟

381
00:28:12,000 --> 00:28:15,040
‫می‌خوام برای تو و نوه‌ام
‫یه غذای شاهکار درست کنم

382
00:28:15,040 --> 00:28:17,680
‫رزماری دارم،

383
00:28:17,680 --> 00:28:22,520
‫ولی پیاز کوهی و مریم‌گلی پیدا نمی‌کنم

384
00:28:22,520 --> 00:28:25,640
‫فکر کنم رابرت برای خوردن
‫آزمایش‌های آشپزیت یه‌کم کوچیکه

385
00:28:25,640 --> 00:28:29,360
‫آزمایش؟ سه سالت که بود
‫گوشت رو از روی استخون می‌خوردی

386
00:28:30,920 --> 00:28:33,480
‫چرا اینقدر مشتاقانه به ویلیام کمک می‌کنی
‫که کشتی‌ها رو بگیره؟

387
00:28:33,480 --> 00:28:35,840
‫اگه بتونیم انگلیس رو
‫به اتحادمون اضافه کنیم،

388
00:28:35,840 --> 00:28:37,920
‫تبدیل به قدرتمندترین خانواده‌ی اروپا می‌شیم

389
00:28:39,600 --> 00:28:42,840
‫تو هیچوقت کوچیک‌ترین علاقه‌ای
‫به انگلیس نشون ندادی

390
00:28:42,840 --> 00:28:45,320
‫مگه جودیت رو به اشراف‌شون ندادم؟

391
00:28:46,480 --> 00:28:48,280
‫آره. و اگه ویلیام حمله کنه،

392
00:28:48,280 --> 00:28:50,600
‫جودیت میشه همسر برادر دشمن ویلیام

393
00:28:50,600 --> 00:28:54,200
‫خب، پس در هر صورتی
‫من طرف تیم برنده‌ام

394
00:28:56,160 --> 00:28:57,240
‫نظرت چیه؟

395
00:28:58,520 --> 00:29:02,840
‫- چغندر و کرفس
‫- به نظرم حق نداری تشویقش کنی

396
00:29:02,840 --> 00:29:05,280
‫مگه خودت همین کار رو نمی‌کنی؟

397
00:29:05,280 --> 00:29:08,200
‫چرا منتظری اون شعله خاموش بشه؟

398
00:29:08,200 --> 00:29:12,600
‫به نظرم نقشه‌ی ویلیام
‫برای حمله کردن خیلی خوبه

399
00:29:15,520 --> 00:29:18,040
‫- موقع شام می‌بینمت
‫- پیاز توی غذا نریزی

400
00:29:18,040 --> 00:29:19,400
‫کی بزرگت کرده؟

401
00:29:24,394 --> 00:29:27,994
‫[ برتانی ]

402
00:29:41,280 --> 00:29:43,080
‫کشتی‌هام رو می‌خوای؟

403
00:29:43,080 --> 00:29:47,640
‫من می‌خوام بین‌مون صلح باشه،
‫چیزیه که به نفع همه‌ست

404
00:29:47,640 --> 00:29:48,960
‫کشتی‌هام رو می‌خوای

405
00:29:51,560 --> 00:29:55,360
‫چیزی رو می‌خواد که مال خودش نیست،
‫مگه نه، آلن؟

406
00:29:55,360 --> 00:29:56,440
‫آره، پدر

407
00:29:57,880 --> 00:30:01,200
‫پسرم هم همینطور بود.
‫چیزی رو می‌خواست که مال خودش نبود

408
00:30:02,920 --> 00:30:06,760
‫ولی می‌خواست به‌خاطرش
‫من رو سرنگون کنه

409
00:30:11,000 --> 00:30:13,200
‫نشونش بده چقدر موفق بودی، آلن

410
00:30:20,280 --> 00:30:21,640
‫پسر خودم

411
00:30:23,560 --> 00:30:24,760
‫باورت میشه؟

412
00:30:26,080 --> 00:30:30,200
‫حالا زمانی بارون میشه که... آلن،
‫گفتم کِی می‌تونی بارون بشی؟

413
00:30:30,200 --> 00:30:31,640
‫با صدای بلند بگو!

414
00:30:34,040 --> 00:30:35,640
‫وقتی دستم دوباره دربیاد

415
00:30:37,560 --> 00:30:39,080
‫وقتی دستش دربیاد

416
00:30:40,320 --> 00:30:41,400
‫عالیه

417
00:30:42,680 --> 00:30:47,160
‫حرف بزن دیگه، نورماندی.
‫اومدی یه پیشنهادی بدی

418
00:30:47,160 --> 00:30:48,240
‫پس پیشنهاد بده

419
00:30:53,080 --> 00:30:54,200
‫برات نقره آوردم

420
00:30:56,240 --> 00:30:58,520
‫ارزشش دوبرابر کل ناوگانته

421
00:30:58,520 --> 00:31:01,120
‫چرا باید قدرتم رو بفروشم بهت؟

422
00:31:02,680 --> 00:31:04,840
‫مگه چه جور احمقی هستم؟

423
00:31:06,240 --> 00:31:10,120
‫بالدوین از فلاندرز بهم گفت
‫آماده‌ای با هم مذاکره کنیم

424
00:31:10,120 --> 00:31:13,560
‫برای همین اومدم اینجا.
‫چون قبول کردی یه جلسه برگزار کنیم

425
00:31:13,560 --> 00:31:15,000
‫من نقره‌هات رو نمی‌خوام

426
00:31:15,000 --> 00:31:17,600
‫اگه ناوگانم رو بهت بفروشم
‫و تو توی انگلیس شکست بخوری،

427
00:31:17,600 --> 00:31:21,720
‫اونوقت هارولد دشمنم میشه.
‫خیلی خطرناکه

428
00:31:21,720 --> 00:31:27,320
‫پس فقط به یه قیمت
‫ناوگانم رو بهت میدم

429
00:31:28,800 --> 00:31:30,560
‫و اون قیمت چیه؟

430
00:31:33,960 --> 00:31:35,040
‫نورماندی

431
00:31:36,360 --> 00:31:38,400
‫قیمت من اینه

432
00:31:38,400 --> 00:31:41,840
‫برای اینکه پادشاه انگلیس بشی،

433
00:31:41,840 --> 00:31:43,680
‫باید نورماندی رو بدی به من

434
00:31:45,720 --> 00:31:46,920
‫نگاهش کن، آلن

435
00:31:48,840 --> 00:31:50,680
‫درست شبیه خودت شده، نه؟

436
00:31:50,680 --> 00:31:53,920
‫چون فقط وقتی نورماندی رو بهم میده
‫که دست تو دراومده باشه

437
00:31:56,440 --> 00:32:00,040
‫و اون موقع صاحب کشتی‌های من میشه

438
00:32:04,800 --> 00:32:05,880
‫نصیحت من رو می‌خوای؟

439
00:32:10,080 --> 00:32:11,160
‫نقره‌ها رو قبول کن

440
00:32:31,880 --> 00:32:32,960
‫چی شده؟

441
00:32:34,960 --> 00:32:36,040
‫سووِین مُرده

442
00:32:44,120 --> 00:32:45,480
‫چطور؟

443
00:32:45,480 --> 00:32:48,560
‫توی یه می‌خونه توی فرانسه
‫موقع دعوا کشته شده

444
00:32:50,280 --> 00:32:51,480
‫امروز صبح بهمون خبر دادن

445
00:32:52,600 --> 00:32:55,240
‫گیتا، خیلی متاسفم

446
00:32:57,920 --> 00:32:59,800
‫اصلاً انتظار نداشتم سووِین برگرده

447
00:33:03,680 --> 00:33:05,480
‫درمورد توستیگ برام بگو

448
00:33:07,240 --> 00:33:08,600
‫بگو حال توستیگ چطوره

449
00:33:13,040 --> 00:33:14,160
‫جودیت مُرده

450
00:33:26,320 --> 00:33:27,400
‫و بچه‌ش؟

451
00:33:29,920 --> 00:33:31,000
‫متاسفم

452
00:33:40,200 --> 00:33:44,040
‫- اما توستیگ... زنده‌ست؟
‫- آره

453
00:33:45,720 --> 00:33:48,840
‫پس باید برگرده خونه، هارولد.
‫برگردونش به خونه

454
00:33:53,840 --> 00:33:54,920
‫باشه

455
00:34:01,240 --> 00:34:03,000
‫مگنوس. ایسترید

456
00:34:05,640 --> 00:34:06,960
‫سلام!

457
00:34:09,880 --> 00:34:11,800
‫ایسترید

458
00:34:11,800 --> 00:34:12,960
‫مامانی!

459
00:34:15,720 --> 00:34:18,040
‫- ایدت؟
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود!

460
00:34:18,040 --> 00:34:21,720
‫- ایدت؟
‫- هارولد، باید بری به نورتامبریا

461
00:34:21,720 --> 00:34:23,800
‫توستیگ داغون شده

462
00:34:25,640 --> 00:34:29,520
‫برای به دست آوردن حمایت مورکار
‫مجبور شدم نورتامبریا رو بدم بهش

463
00:34:30,720 --> 00:34:32,720
‫الان دیگه مورکار اِرل نورتامبریاست

464
00:34:32,720 --> 00:34:35,000
‫از قبل چند نفر رو فرستادم
‫که توستیگ رو بیارن خونه

465
00:34:35,000 --> 00:34:37,800
‫وای، خدا، هارولد، نه،
‫باید جلوشون رو بگیری

466
00:34:37,800 --> 00:34:39,440
‫خودت گفتی.
‫باید برگردونمش خونه،

467
00:34:39,440 --> 00:34:40,520
‫باید باهاش حرف بزنم

468
00:34:40,520 --> 00:34:42,520
‫بهش قول دادم که فقط
‫من و تو می‌ریم سراغش

469
00:34:42,520 --> 00:34:45,040
‫عقل توستیگ الان سر جاش نیست.
‫ممکنه اشتباه برداشت کنه

470
00:34:45,040 --> 00:34:48,160
‫- هارولد، بچه‌ها رو ببرم؟
‫- «هارولد»؟

471
00:34:50,040 --> 00:34:52,200
‫تو کی هستی؟

472
00:34:52,200 --> 00:34:53,400
‫من مارگارت‌ام

473
00:34:56,240 --> 00:34:57,520
‫می‌شناسمت

474
00:34:59,520 --> 00:35:00,880
‫خواهر مورکاری

475
00:35:06,680 --> 00:35:08,000
‫ما ازدواج کردیم

476
00:35:16,880 --> 00:35:20,040
‫یک‌شنبه‌ی هفته‌ی قبل
‫توی کلیسا ازدواج کردیم

477
00:35:27,000 --> 00:35:28,800
‫مارگارت، بچه‌ها رو ببر پیش مادربزرگشون

478
00:35:28,800 --> 00:35:30,760
‫نه، دست به بچه‌ها نزن

479
00:35:30,760 --> 00:35:32,880
‫می‌خوای وقتی داریم اینطوری
‫با هم حرف می‌زنیم، اینجا باشن؟

480
00:35:34,400 --> 00:35:35,720
‫مارگارت

481
00:35:39,720 --> 00:35:41,800
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم
‫- چاره‌ای نداشتی!

482
00:35:41,800 --> 00:35:43,160
‫مورکار چاره‌ی دیگه‌ای بهم نداد

483
00:35:43,160 --> 00:35:45,440
‫یا باید با خواهرش ازدواج می‌کردم،
‫یا مرسیا دشمن‌مون میشد

484
00:35:45,440 --> 00:35:46,880
‫نمی‌تونستم خطر کنم،

485
00:35:46,880 --> 00:35:49,680
‫پس... باید باهاش به توافق می‌رسیدم

486
00:35:49,680 --> 00:35:51,760
‫توافق؟ این اسم رو روش گذاشتی؟

487
00:35:51,760 --> 00:35:54,160
‫آره، یه توافقه. چیز بیش‌تری نیست

488
00:35:54,160 --> 00:35:56,953
‫- فرقی برای ما نداره
‫- هارولد...

489
00:35:56,954 --> 00:36:00,720
‫گوش کن، قسم می‌خورم
‫که تو از همه برام مهم‌تری

490
00:36:00,720 --> 00:36:02,600
‫تو تنها زنی هستی که دوستش دارم

491
00:36:02,600 --> 00:36:04,800
‫هر کاری که مجبور بودم انجام بدم،
‫خارج از زندگی خودمونه

492
00:36:04,800 --> 00:36:06,320
‫خارج از این رابطه‌ست. من...

493
00:36:06,320 --> 00:36:08,960
‫- مجبور بودم
‫- بچه‌هامون رو بیچاره کردی

494
00:36:08,960 --> 00:36:10,440
‫مگنوس هنوز هم وارث منه

495
00:36:10,440 --> 00:36:14,960
‫الان اون رو تبدیل به یه هدف کردی.
‫چطور متوجه نیستی؟

496
00:36:14,960 --> 00:36:17,720
‫مورکار توی اولین فرصت اون رو می‌کُشه

497
00:36:17,720 --> 00:36:22,480
‫- تا هم‌خون خودش پادشاه بشه
‫- من پادشاه میشم. من پادشاه میشم

498
00:36:22,480 --> 00:36:26,080
‫الان دیگه من مورکار رو کنترل می‌کنم
‫و این شرایط هم تحت کنترل منه

499
00:36:29,960 --> 00:36:32,120
‫هارولد، تو سووِین رو کُشتی؟

500
00:36:37,640 --> 00:36:39,720
‫حق با توستیگ بود

501
00:36:39,720 --> 00:36:42,400
‫هر کاری که می‌کنم برای خودمونه،
‫برای این خانواده‌ست

502
00:36:42,400 --> 00:36:44,560
‫برای محافظت از این خانواده‌ست.
‫باید درک کنی

503
00:36:44,560 --> 00:36:47,680
‫- لطفاً. لطفاً. ایدت. اید...
‫- همه چیز رو خراب کردی!

504
00:36:47,680 --> 00:36:50,720
‫- چه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟
‫- تو یه مَردی

505
00:36:50,720 --> 00:36:53,920
‫همیشه یه چاره‌ی دیگه داری.
‫من کسی‌ام که هیچ چاره‌ای ندارم

506
00:36:53,920 --> 00:36:56,800
‫و دخترت هیچ چاره‌ای نداره. اما تو؟

507
00:36:56,800 --> 00:36:59,520
‫تو می‌تونی هر چیزی
‫و هر کسی که می‌خوای رو به دست بیاری

508
00:36:59,520 --> 00:37:01,880
‫تو، هارولد. بهم دست نزن!

509
00:37:03,160 --> 00:37:05,863
‫بین این همه انتخاب که داشتی،
‫تاج‌وتخت رو انتخاب کردی

510
00:37:06,415 --> 00:37:07,760
‫خدا به داد همه‌مون برسه، هارولد،

511
00:37:07,760 --> 00:37:10,640
‫چون فقط خدا می‌دونه اون تاج‌وتخت
‫دارن تو رو به چه جور آدمی تبدیل می‌کنن

512
00:37:31,080 --> 00:37:32,120
‫بیا داخل

513
00:37:34,640 --> 00:37:37,760
‫سرورم. این مرد از لندن اومده

514
00:37:37,760 --> 00:37:40,800
‫- هارولد و ایدت همراهشن؟
‫- نه، سرورم، تنها اومده

515
00:37:44,760 --> 00:37:45,840
‫بگو بیاد داخل

516
00:38:06,200 --> 00:38:08,720
‫- سرورم توستیگ، از طرف برادرتون یه پیغام دارم
‫- صبر کن

517
00:38:18,720 --> 00:38:19,800
‫تنهاییم

518
00:38:21,360 --> 00:38:23,320
‫هارولد تو رو فرستاده؟

519
00:38:23,320 --> 00:38:25,480
‫سرورم،

520
00:38:25,480 --> 00:38:27,840
‫برادرتون با ناراحتی بهتون اطلاع میدن
‫که باید از مسئولیت‌تون

521
00:38:27,840 --> 00:38:30,360
‫به عنوان اِرل نورتامبریا کنار گذاشته بشید

522
00:38:30,360 --> 00:38:33,240
‫دیگه اینجا به خدمات شما نیازی ندارن

523
00:38:33,240 --> 00:38:37,040
‫- به چه دلیل؟
‫- اِرل مورکار الان اِرل نورتامبریاست

524
00:38:37,040 --> 00:38:40,000
‫من اومدم شما رو تا لندن همراهی کنم
‫و صحیح‌وسالم به برادرتون برگردونم‌تون

525
00:38:46,160 --> 00:38:47,960
‫- کِی؟
‫- فوراً

526
00:38:59,640 --> 00:39:01,200
‫توستیگ!

527
00:39:01,200 --> 00:39:02,600
‫توستیگ، اونجا چه خبره؟

528
00:39:05,160 --> 00:39:06,720
‫توستیگ!

529
00:39:06,720 --> 00:39:09,379
‫در رو باز کن!
‫یالا، کمکم کن.

530
00:39:09,380 --> 00:39:10,670
‫در رو باز کن!

531
00:39:14,200 --> 00:39:17,320
‫توستیگ، حرف بزن! در رو باز کن!

532
00:39:17,320 --> 00:39:19,840
‫نه، جاسوس‌هام تایید کردن

533
00:39:19,840 --> 00:39:21,280
‫و فکر کنم تو هم می‌دونستی

534
00:39:22,880 --> 00:39:25,480
‫چرا به ویلیام نگفتی؟

535
00:39:25,480 --> 00:39:28,800
‫- خب، مطمئن نبودم
‫- نه. پدر، تو فقط به‌خاطر مطمئن نبودن

536
00:39:28,800 --> 00:39:30,400
‫یه موضوع رو مخفی نمی‌کنی

537
00:39:31,880 --> 00:39:35,080
‫- چرا به ویلیام نگفتی؟
‫- چی رو به ویلیام نگفته؟

538
00:39:37,880 --> 00:39:39,360
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگه

539
00:39:40,400 --> 00:39:42,240
‫هارولد با بقیه‌ی اِرل‌ها مشورت کرده،

540
00:39:42,240 --> 00:39:44,960
‫و همین‌الان داره جایگاهش رو محکم می‌کنه

541
00:39:44,960 --> 00:39:46,160
‫وقتی پادشه بشه،

542
00:39:46,160 --> 00:39:47,760
‫کل کشور ازش حمایت می‌کنن

543
00:39:50,320 --> 00:39:54,240
‫اودو، همونطوره که فکر می‌کردیم.
‫بارون‌ها رو احضار کن،

544
00:39:54,240 --> 00:39:56,240
‫بگو تجهیزات و نیروهاشون رو هم بیارن

545
00:39:57,640 --> 00:39:59,440
‫باشه. پیگیری می‌کنم

546
00:40:03,560 --> 00:40:06,960
‫به سربازهام دستور میدم
‫که اردوگاهی توی ساحل آماده کنن

547
00:40:06,960 --> 00:40:08,400
‫اونقدر بزرگ باشه که
‫‏۴ تا لشکر توش جا بشن

548
00:40:08,400 --> 00:40:11,800
‫- ویلیام، کشتی‌های برتانی رو گرفتی؟
‫- هنوز نه

549
00:40:11,800 --> 00:40:13,640
‫پس هارولد دست برتر رو داره

550
00:40:14,920 --> 00:40:16,560
‫هارولد تاج‌گذاری کرده؟

551
00:40:18,560 --> 00:40:21,920
‫- جاسوس‌هات اینطور گفتن؟
‫- نه، هنوز پادشاه نشده

552
00:40:23,000 --> 00:40:25,160
‫پس همونقدر که زمان دشمن منه،
‫دشمن اون هم هست

553
00:40:25,160 --> 00:40:26,600
‫و حق با توئه، ویلیام

554
00:40:26,600 --> 00:40:29,360
‫اون ساکسون حرومزاده
‫حق نداره تاج‌وتخت تو رو ببره

555
00:40:30,920 --> 00:40:32,320
‫من اون کشتی‌ها رو برات جور می‌کنم

556
00:40:35,960 --> 00:40:37,040
‫امشب میرم

557
00:40:44,360 --> 00:40:47,160
‫قصد نداره اون کشتی‌ها رو برات جور کنه

558
00:40:47,160 --> 00:40:49,200
‫- پس چرا اینجاست؟
‫- چون نمی‌خواد تو پیروز بشی

559
00:40:49,200 --> 00:40:50,280
‫متوجه نیستی؟

560
00:40:51,480 --> 00:40:52,960
‫قضیه درمورد پدرت نیست

561
00:40:53,960 --> 00:40:56,520
‫ویلیام، لطفاً ارتشی تشکیل نده
‫که باعث بشه قدرت‌مون

562
00:40:56,520 --> 00:41:00,360
‫- و نیّات‌مون برای دشمنانمون آشکار بشن
‫- تمام اروپا نیّات من رو می‌دونن

563
00:41:01,360 --> 00:41:02,920
‫دیگه راه برگشتی وجود نداره

564
00:41:06,480 --> 00:41:08,480
‫باید به سرعت آماده بشیم

565
00:41:14,560 --> 00:41:17,400
‫ویلیام، لطفاً گوش بده.
‫فقط سعی دارم کمکت کنم

566
00:41:17,400 --> 00:41:19,720
‫پدرت کسیه که داره سعی می‌کنی
‫بهم کمک کنه

567
00:41:19,720 --> 00:41:22,880
‫- به نظرت دلیلش چیه؟
‫- خب، مشخصاً یه چیزی می‌خواد

568
00:41:22,880 --> 00:41:25,720
‫آره. و اگه همین‌الان بهت نمیگه
‫چه چیزی می‌خواد

569
00:41:25,720 --> 00:41:28,760
‫به‌خاطر اینه که می‌دونه
‫ما حاضر نیستیم اون رو بهش بدیم

570
00:41:28,760 --> 00:41:31,480
‫چرا همه‌ی کارهام رو تضعیف می‌کنی؟

571
00:41:31,480 --> 00:41:34,480
‫- نمی‌خوام تضعیفت کنم
‫- چرا، می‌خوای

572
00:41:34,480 --> 00:41:37,320
‫- فکر می‌کنی به حرف‌هات گوش نمیدم
‫- چون گوش نمیدی

573
00:41:37,320 --> 00:41:39,760
‫گوش میدم. فقط باهات مخالفم

574
00:41:39,760 --> 00:41:41,560
‫ویلیام، تو علناً پادشاهی انگلیس رو ادعا کردی،

575
00:41:41,560 --> 00:41:43,080
‫و حالا با غرور داری اون ادعا رو تقویت می‌کنی

576
00:41:43,080 --> 00:41:44,960
‫چرا قبول نمی‌کنی این حمله رو

577
00:41:44,960 --> 00:41:48,000
‫- از دیدگاه من ببینی؟
‫- اما همونطور می‌بینمش. معلومه

578
00:41:48,000 --> 00:41:49,960
‫- کی تو رو بهتر از من می‌شناسه؟
‫- پس محض رضای خدا،

579
00:41:49,960 --> 00:41:52,520
‫- چرا ازم حمایت نمی‌کنی؟
‫- چون نمی‌خوام بمیری!

580
00:41:56,960 --> 00:41:58,080
‫واقعاً فکر می‌کنی قراره بمیرم؟

581
00:41:59,320 --> 00:42:02,000
‫پدرم اینطور فکر می‌کنه.
‫همین برای ترسیدن من کافیه

582
00:42:05,040 --> 00:42:06,240
‫هیچی تو رو نمی‌ترسونه

583
00:42:07,800 --> 00:42:08,880
‫می‌تونم کمکت کنم

584
00:42:09,880 --> 00:42:11,360
‫می‌تونیم با هم برنامه‌ریزی کنیم

585
00:42:11,360 --> 00:42:13,240
‫اما باید صبر کنی

586
00:42:16,320 --> 00:42:17,400
‫نمی‌تونم

587
00:42:18,600 --> 00:42:20,000
‫من رو می‌شناسی، نمی‌تونم

588
00:42:21,040 --> 00:42:23,200
‫نمی‌تونم بذارم هارولد تاج‌وتختم رو ببره

589
00:42:26,440 --> 00:42:27,560
‫پس اگه کشتی‌هات رو به دست آوردی،

590
00:42:27,560 --> 00:42:29,400
‫ازت می‌خوام به کسایی
‫که اینجا می‌مونن دستور بدی

591
00:42:29,400 --> 00:42:31,960
‫تا به رابرت به عنوان دوک نایب

592
00:42:31,960 --> 00:42:33,840
‫و من به عنوان محافظ نورماندی
‫سوگند وفاداری یاد کنن

593
00:42:35,400 --> 00:42:36,560
‫قدرت رو بدم به تو؟

594
00:42:38,640 --> 00:42:40,080
‫قدرت کافی برای محافظت از خودمون

595
00:42:45,200 --> 00:42:48,000
‫اگه تو کشتی به دست بیاری،
‫تمام دنیا دگرگون میشه

596
00:42:52,720 --> 00:42:54,120
‫نظرت عوض میشه؟

597
00:42:58,840 --> 00:43:00,000
‫مثل نظر تو، نظر منم عوض نمیشه

598
00:43:22,240 --> 00:43:26,520
‫قسم می‌خوری که دزدی
‫و همه‌ی اعمال ناشایست رو منع کنی

599
00:43:26,520 --> 00:43:29,640
‫و وعده میدی که در تمام مسائل
‫و اختلافاتی که پیش تو آورده میشن

600
00:43:29,640 --> 00:43:31,920
‫عدالت و رحمت رو اجرا کنی؟

601
00:43:31,920 --> 00:43:33,880
‫به خدای متعال قسم می‌خورم

602
00:44:07,920 --> 00:44:12,160
‫در پیشگاه خدا شاهد باشید، پادشاه هارولد،

603
00:44:12,160 --> 00:44:16,000
‫پادشاه مسلم شما،
‫و ملکه مارگارت

604
00:44:19,920 --> 00:44:23,280
‫- اراده‌ی او...
‫- اعلی‌حضرت، یه تهاجمی صورت گرفته

605
00:44:24,280 --> 00:44:26,680
‫کجای ساحل؟ ویلیام از کجا حمله کرده؟

606
00:44:26,680 --> 00:44:27,760
‫ویلیام نیست

607
00:44:28,880 --> 00:44:30,520
‫تهاجم توی شمال رخ داده

608
00:44:30,520 --> 00:44:34,080
‫- زنده باد پادشاه!
‫- زنده باد پادشاه!

609
00:44:37,482 --> 00:44:41,820
‫[ نورتامبریا ]

610
00:44:43,640 --> 00:44:45,400
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

611
00:44:45,400 --> 00:44:48,920
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

612
00:44:48,920 --> 00:44:52,160
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

613
00:44:52,160 --> 00:44:55,760
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

614
00:44:55,760 --> 00:44:57,960
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟

615
00:45:08,440 --> 00:45:09,680
‫من برادر هارولد هستم

616
00:45:12,725 --> 00:45:32,725
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

