﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:16,078 --> 00:00:19,457
‫بابا میگه مهم‌ترین چیزِ چاه کَندن

3
00:00:19,540 --> 00:00:20,833
‫اینه که مراقبِ هوای بد باشی.

4
00:00:21,375 --> 00:00:23,473
‫نمی‌شه دیدش، نمی‌شه بوش کرد،

5
00:00:23,497 --> 00:00:26,047
‫ولی اگه حواست نباشه می‌تونه بکشتت.

6
00:00:27,715 --> 00:00:28,428
‫هر روز صبح،

7
00:00:28,452 --> 00:00:29,890
‫قبل از اینکه شروع کنن،

8
00:00:29,914 --> 00:00:31,427
‫شمع رو می‌فرستن پایین.

9
00:00:31,927 --> 00:00:33,146
‫اگه شعله‌اش خاموش شد،

10
00:00:33,170 --> 00:00:34,388
‫هیچکس نباید بره داخل.

11
00:00:34,889 --> 00:00:36,265
‫قانونش اینه.

12
00:00:43,439 --> 00:00:44,607
‫بیا مشغول کار بشیم.

13
00:00:52,615 --> 00:00:53,616
‫طناب.

14
00:01:15,000 --> 00:01:22,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

15
00:01:22,728 --> 00:01:24,436
‫صبح بخیر، آقا و خانم اینگالز!

16
00:01:24,460 --> 00:01:25,397
‫نگران من نباشید.

17
00:01:25,898 --> 00:01:27,483
‫گفتم زود شروع کنم.

18
00:01:37,368 --> 00:01:39,787
‫نمی‌شه یه مرد جوان رو
‫واسه اشتیاقش سرزنش کرد.

19
00:01:39,870 --> 00:01:42,456
‫تو استراحت کن.
‫من قهوه رو بار می‌ذارم.

20
00:02:00,057 --> 00:02:01,392
‫قهوه رو آوردم.

21
00:02:02,101 --> 00:02:03,357
‫به کارولین گفتم بخوابه،

22
00:02:03,381 --> 00:02:05,354
‫پس نمی‌تونم تضمین کنم طعمش خوب باشه.

23
00:02:05,855 --> 00:02:07,481
‫کار رو در میاره.

24
00:02:08,607 --> 00:02:09,607
‫آدام؟

25
00:02:15,156 --> 00:02:16,156
‫آدام؟

26
00:02:16,615 --> 00:02:19,910
‫کارولین! کارولین!

27
00:02:53,485 --> 00:02:56,322
‫چی شده؟

28
00:03:05,748 --> 00:03:07,708
‫کارولین! نگهش دار!

29
00:03:15,674 --> 00:03:19,220
‫آدام! آدام!
‫آدام! آدام!

30
00:03:19,303 --> 00:03:21,972
‫- مُرده؟
‫- آدام. هی، آدام.

31
00:03:23,724 --> 00:03:25,628
‫اول شمع رو فرستادی پایین؟

32
00:03:25,652 --> 00:03:27,019
‫چی گفته بودم، جرج؟

33
00:03:27,102 --> 00:03:29,521
‫- درباره‌ی قوانین چی گفتم؟
‫- هی.

34
00:03:31,815 --> 00:03:33,275
‫متاسفم آقای اینگالز.

35
00:03:47,000 --> 00:03:51,000
‫« خانه‌ای کوچک در علفزار »

36
00:03:56,006 --> 00:03:57,258
‫اضطراب داری؟

37
00:03:58,717 --> 00:04:00,302
‫در مورد انجمن زنان؟

38
00:04:01,303 --> 00:04:02,303
‫نه.

39
00:04:05,057 --> 00:04:06,141
‫شاید یکمی.

40
00:04:07,977 --> 00:04:08,978
‫تو چی؟

41
00:04:09,687 --> 00:04:13,899
‫نه. خیلی می‌خوام دخترهای جیمز رو ببینم.

42
00:04:14,608 --> 00:04:17,236
‫شاید دیکنز یا هاثورن دوست داتشه باشن.

43
00:04:17,319 --> 00:04:18,993
‫شاید کتاب داشته باشن که قرض بگیرم

44
00:04:19,017 --> 00:04:20,322
‫و واسه بچه‌ی جدید بخونم.

45
00:04:20,406 --> 00:04:24,368
‫می‌خوام بدونم چه نمونه‌برداری‌هایی
‫انجام دادن و چه شعرهایی رو بلدن.

46
00:04:27,538 --> 00:04:28,923
‫به نظرت من شبیه کسی هستم

47
00:04:28,947 --> 00:04:30,332
‫که بخوان باهاش دوست بشن؟

48
00:04:32,501 --> 00:04:33,627
‫کاملاً.

49
00:04:39,508 --> 00:04:41,844
‫لورا، بعدی تویی.

50
00:04:53,105 --> 00:04:54,481
‫دلم واسه پت و پتی تنگ شده.

51
00:04:56,150 --> 00:04:57,150
‫منم همینطور.

52
00:04:57,735 --> 00:04:59,653
‫فکر کردم تا الان دیگه برگردن.

53
00:05:00,279 --> 00:05:02,740
‫اسب خیلی‌ها در حین تب گم شد.

54
00:05:03,240 --> 00:05:05,784
‫ربطی به تو نداشت. قول میدم.

55
00:05:07,369 --> 00:05:09,204
‫می‌تونم امروز واسه ساخت کلیسا کمکت کنم؟

56
00:05:10,080 --> 00:05:11,415
‫می‌تونم ابزارت رو بیارم

57
00:05:11,439 --> 00:05:13,417
‫یا آب بیارم یا میخ‌ها رو نگه دارم.

58
00:05:13,500 --> 00:05:16,837
‫- قول میدم توی دست و پا نباشم.
‫- با دخترهای جیمز برنامه داری که.

59
00:05:17,504 --> 00:05:19,590
‫دخترهای شهری هیچوقت ازم خوش‌شون نمیاد.

60
00:05:20,883 --> 00:05:22,343
‫همیشه از مری خوش‌شون میاد.

61
00:05:24,136 --> 00:05:25,467
‫فقط باید خودت باشی،

62
00:05:25,491 --> 00:05:28,307
‫اینجوری غیرممکنه که کسی از تو خوشش نیاد.

63
00:05:29,641 --> 00:05:30,934
‫موهات، لطفاً.

64
00:05:35,397 --> 00:05:38,275
‫بیا این شلختگی رو درست کنیم.

65
00:05:44,531 --> 00:05:46,533
‫سگ دیوانه چطور به نظر میاد؟

66
00:05:46,617 --> 00:05:47,785
‫خوبه؟

67
00:05:57,586 --> 00:05:59,838
‫می‌خوام امروز رفتارتون خوب باشه.

68
00:05:59,922 --> 00:06:01,673
‫خانم جیمز خیلی مهمه.

69
00:06:01,757 --> 00:06:03,606
‫می‌خوایم بدونه که حاضریم پا پیش بذاریم

70
00:06:03,630 --> 00:06:05,177
‫و بخشی از جامعه‌ی اینجا باشیم.

71
00:06:05,969 --> 00:06:08,180
‫- همه‌مون.
‫- بله مامان.

72
00:06:09,139 --> 00:06:10,933
‫گفتگوهای مطبوع داشته باشید،

73
00:06:11,016 --> 00:06:12,947
‫از میزبان‌هاتون تعریف کنید،

74
00:06:12,971 --> 00:06:13,894
‫بحث هم نکنید.

75
00:06:13,977 --> 00:06:15,729
‫- فهمیدین؟
‫- بله مامان.

76
00:06:17,981 --> 00:06:20,943
‫مهمون‌ها مودب، دلپذیر و مطبوع هستن، باشه؟

77
00:06:21,026 --> 00:06:22,011
‫خواهش و تشکر کنید.

78
00:06:22,035 --> 00:06:24,238
‫گازهای کوچیک بزنید
‫و بشقاب رو پُر نکنید.

79
00:06:24,738 --> 00:06:26,949
‫- تاثیر خوبی بذارید.
‫- بله مامان.

80
00:06:28,492 --> 00:06:30,099
‫اگه می‌خواستیم تاثیر خوبی بذاریم،

81
00:06:30,123 --> 00:06:31,578
‫باید توی خونه جا می‌ذاشتیمت.

82
00:06:32,162 --> 00:06:34,603
‫فقط می‌ترسی که بیشتر از من خوش‌شون بیاد.

83
00:06:34,627 --> 00:06:35,999
‫مطمئنم همینطور می‌شه.

84
00:06:36,083 --> 00:06:37,668
‫باشه، شرط قبوله.

85
00:06:39,294 --> 00:06:41,255
‫اینگالز! چه به موقع.

86
00:06:42,089 --> 00:06:45,134
‫- نقشه‌هات دستمه.
‫- زنم کارولین رو یادته.

87
00:06:45,217 --> 00:06:47,928
‫- دخترهامون، مری و لورا.
‫- التبه. چه افتخاری.

88
00:06:48,011 --> 00:06:52,683
‫- خونه‌ی خیلی قشنگی دارید، آقای جیمز.
‫- بله، خیلی قشنگه، آقای جیمز.

89
00:06:52,766 --> 00:06:54,462
‫خیلی لطف دارید.

90
00:06:54,486 --> 00:06:56,979
‫برید داخل. راحت باشید.

91
00:06:57,062 --> 00:06:59,690
‫جما و دوقلوها منتظرتون هستن.

92
00:07:00,190 --> 00:07:02,776
‫من و چارلز میریم کلیسا بسازیم.

93
00:07:02,860 --> 00:07:04,445
‫- برامون آرزوی موفقیت کنید.
‫- موفق باشید.

94
00:07:07,614 --> 00:07:09,450
‫- یه کوکی برام نگه دارید.
‫- بله بابا.

95
00:07:13,328 --> 00:07:14,538
‫چه خانواده‌ی قشنگی.

96
00:07:19,918 --> 00:07:22,754
‫کارولین! دخترها!

97
00:07:22,838 --> 00:07:24,548
‫ممنون که دعوت‌مون کردین.

98
00:07:24,631 --> 00:07:28,302
‫- با خودم... یکم مربای بلک‌بری آوردم.
‫- چقدر باهوشی.

99
00:07:28,385 --> 00:07:30,596
‫می‌شه لطفاً این‌ها رو
‫بذاری کنار بیسکوئیت‌ها؟

100
00:07:31,180 --> 00:07:33,182
‫دخترها، بیاید لطفاً!

101
00:07:33,265 --> 00:07:36,477
‫- این واسه شماست، خانم جیمز.
‫- چه دختر مهربونی.

102
00:07:37,728 --> 00:07:38,327
‫مری، لورا،

103
00:07:38,351 --> 00:07:39,745
‫می‌خوام با دوقلوهای من،

104
00:07:39,769 --> 00:07:41,356
‫رومانزی و ایدث آشنا بشید.

105
00:07:41,440 --> 00:07:42,566
‫می‌خواید اتاق‌مون رو ببینید؟

106
00:07:44,985 --> 00:07:45,986
‫خیلی خوب می‌شه.

107
00:07:47,529 --> 00:07:49,114
‫بله، عالی.

108
00:07:53,535 --> 00:07:55,135
‫صبر ندارم که با بقیه آشنا بشی.

109
00:07:55,204 --> 00:07:57,956
‫خیلی ازت پیش‌شون تعریف می‌کردم.

110
00:07:58,040 --> 00:08:00,042
‫- امیدوارم تعریف خوبی بوده باشه.
‫- البته.

111
00:08:00,125 --> 00:08:02,598
‫ما مثل یه سیب هستیم که از وسط نصف شده، نه؟

112
00:08:02,622 --> 00:08:04,671
‫به نظرم یه تیم فوق‌العاده می‌شیم.

113
00:08:04,755 --> 00:08:06,882
‫مطمئنم همینطوره.

114
00:08:07,883 --> 00:08:10,302
‫گمونم دنبال یه جفت جدید باشی.

115
00:08:10,385 --> 00:08:12,197
‫هنوز کامل آماده نیستم
‫که ازشون دست بکشم.

116
00:08:12,221 --> 00:08:13,472
‫پت و پتی مثل خانواده هستن.

117
00:08:13,555 --> 00:08:14,389
‫هوم.

118
00:08:14,473 --> 00:08:17,518
‫خب، اسب آدم بخشی از وجودشه.

119
00:08:17,601 --> 00:08:20,187
‫فرقی با این نداره که
‫یه دست یا پا ازت بگیرن.

120
00:08:21,438 --> 00:08:23,136
‫باید فکرش رو می‌کردم که ایندپندنس

121
00:08:23,160 --> 00:08:24,858
‫سارقینِ دزد رو به خودش جذب می‌کنه.

122
00:08:25,692 --> 00:08:27,911
‫متاسفانه، هرجا آدم باشه،

123
00:08:27,935 --> 00:08:28,946
‫جرم هم هست.

124
00:08:30,030 --> 00:08:31,763
‫فکر کردم شاید رفته باشن،

125
00:08:31,787 --> 00:08:32,866
‫ولی همین دیروز،

126
00:08:32,950 --> 00:08:36,286
‫یکی از اسب‌های راسل کایند رو از زیرش دزدیدن.

127
00:08:36,912 --> 00:08:39,748
‫فقط یه یادآورِ دیگه‌ست
‫که با گسترش شهرمون،

128
00:08:39,831 --> 00:08:42,167
‫نیازهامون برای نظم و قانون هم بیشتر می‌شه،

129
00:08:42,918 --> 00:08:45,546
‫واسه همین درخواست دادم
‫یه مارشال فدرالی بفرستن.

130
00:08:45,629 --> 00:08:47,714
‫به قوانین نیاز داریم، چارلز.

131
00:08:48,215 --> 00:08:50,842
‫قوانین یه جامعه رو می‌چرخونه.

132
00:08:52,052 --> 00:08:54,179
‫- صبخ بخیر آقایون.
‫- صبح بخیر.

133
00:08:55,806 --> 00:08:57,599
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

134
00:08:57,683 --> 00:08:58,892
‫و قول میدم،

135
00:08:59,726 --> 00:09:01,086
‫دیگه اشتباه نمی‌کنم.

136
00:09:02,145 --> 00:09:02,980
‫از شنیدنش خوشحالم.

137
00:09:03,063 --> 00:09:04,157
‫داشته به هرکسی که گوش داره،

138
00:09:04,181 --> 00:09:05,274
‫می‌گفته که چارلز اینگالز،

139
00:09:05,357 --> 00:09:08,026
‫قهرمانِ بزرگ، چطوری جونش رو نجات داده.

140
00:09:12,531 --> 00:09:14,616
‫آقایون، ممکنه توجه کنید لطفاً؟

141
00:09:14,700 --> 00:09:15,993
‫قبل از شروع،

142
00:09:16,076 --> 00:09:18,203
‫می‌خوام از چارلز اینگالز تشکر کنم

143
00:09:18,287 --> 00:09:21,331
‫که واسه این کلیسا
‫چنین طرحی رو تصور کرده.

144
00:09:21,415 --> 00:09:22,958
‫- درسته.
‫- درسته.

145
00:09:23,584 --> 00:09:25,002
‫ممنون آقای اینگالز.

146
00:09:25,085 --> 00:09:27,720
‫وقتی تازه پام رو
‫توی این زمین گذاشتم،

147
00:09:27,744 --> 00:09:29,423
‫یه... چیزی رو حس کردم.

148
00:09:30,674 --> 00:09:34,636
‫حس کردم الهام گرفتم.
‫حس کردم در آرامشم.

149
00:09:34,720 --> 00:09:36,346
‫ولی مهم‌تر از همه،

150
00:09:36,847 --> 00:09:38,223
‫خدا رو حس کردم.

151
00:09:39,308 --> 00:09:42,769
‫بیاید مکانی برای پرستش
‫برای این شهر فراهم کنیم!

152
00:09:42,853 --> 00:09:44,646
‫- درسته.
‫- درسته.

153
00:09:44,730 --> 00:09:45,939
‫بیاید دست به کار بشیم.

154
00:09:47,482 --> 00:09:48,482
‫سلام.

155
00:09:49,901 --> 00:09:51,653
‫ولی نمی‌تونه یه‌جا بمونه.

156
00:09:52,487 --> 00:09:53,530
‫کارولین،

157
00:09:53,614 --> 00:09:56,204
‫می‌خوام با مارگارت پارکر آشنا بشی،

158
00:09:56,228 --> 00:09:57,951
‫که شوهرش مالک آسیابه،

159
00:09:58,035 --> 00:10:00,287
‫سارا گریوز، خواهر کوچیک کلارنس گریوز،

160
00:10:00,370 --> 00:10:02,372
‫که مالک ایندپندنس پایونیره،

161
00:10:02,456 --> 00:10:04,041
‫و وینی ریچاردسون.

162
00:10:04,124 --> 00:10:06,126
‫شوهرش یه کسب‌وکار واردات داره.

163
00:10:06,209 --> 00:10:09,880
‫خانم‌ها، کارولین اینگالز
‫معلمیه که بهتون گفته بودم.

164
00:10:09,963 --> 00:10:11,256
‫باعث افتخارمه.

165
00:10:11,340 --> 00:10:13,967
‫شوهرت کلیسایی که داره
‫طراحی می‌شه رو طراحی کرده، درسته؟

166
00:10:14,051 --> 00:10:16,011
‫باید خیلی افتخار کنی.

167
00:10:16,094 --> 00:10:17,137
‫می‌کنم.

168
00:10:17,220 --> 00:10:20,891
‫نظرم این بود که شاید تو فصل بهار
‫از اون کلیسا به عنوان مدرسه هم استفاده کنیم.

169
00:10:20,974 --> 00:10:22,017
‫بله.

170
00:10:22,100 --> 00:10:26,480
‫نمی‌تونم بگم چقدر هیجان‌زده شدم
‫که شنیدم یه معلم باتجربه در بین‌مون هست.

171
00:10:26,563 --> 00:10:27,898
‫یکم از محیطش دور شدم،

172
00:10:27,981 --> 00:10:30,567
‫ولی همین الان توی خونه
‫دارم واسه دخترها کلاس می‌ذارم.

173
00:10:30,651 --> 00:10:33,070
‫دخترهاش خیلی عزیزن. باهوش هم هستن.

174
00:10:33,153 --> 00:10:34,747
‫خب، اگه جما دعوتت کرده،

175
00:10:34,771 --> 00:10:36,365
‫حتماً خیلی ارزشمند بودی.

176
00:10:36,448 --> 00:10:38,909
‫- من که مطمئنم.
‫- دانش‌آموز قبول می‌کنی؟

177
00:10:38,992 --> 00:10:41,244
‫چون من از جمع و گرامر هیچی سر در نمیارم،

178
00:10:41,328 --> 00:10:43,330
‫و پسرهام دارن واقعاً دیوانه‌ام می‌کنن.

179
00:10:43,413 --> 00:10:44,456
‫اوه...

180
00:10:44,539 --> 00:10:47,501
‫- نمی‌دونم.
‫- خواهش می‌کنم، نمی‌شه بهش فکر کنی؟

181
00:10:47,584 --> 00:10:50,253
‫جما گفت همینجوری حداقل یه دانش‌آموز اضافی داری.

182
00:10:50,337 --> 00:10:52,098
‫مگه نگفته بودی؟ یه دختر همسایه؟

183
00:10:52,122 --> 00:10:53,882
‫ولی فکر نکنم گفته باشی که کیه.

184
00:10:53,965 --> 00:10:54,966
‫اوه...

185
00:10:55,467 --> 00:10:56,968
‫اون رسمی نیست.

186
00:10:57,469 --> 00:11:01,098
‫من دوتا بچه توی خونه دارم
‫که بیش از یک ساله مدرسه نرفتن.

187
00:11:01,181 --> 00:11:02,589
‫انگار خیلی باهم حرف دارید.

188
00:11:02,613 --> 00:11:04,184
‫تنهاتون می‌ذارم که بهش برسید.

189
00:11:09,815 --> 00:11:13,860
‫- این همه لباس از کجا آوردین؟
‫- مادر همیشه یه صندوق واسه لباس داشت.

190
00:11:13,944 --> 00:11:17,447
‫میگه حس فشن و ظرافت رو القا می‌کنه.

191
00:11:17,531 --> 00:11:20,031
‫من می‌شم بانو فرانچسکا از یومزفورد،

192
00:11:20,055 --> 00:11:21,743
‫وارثه‌ی مخفی تاج‌وتخت.

193
00:11:21,827 --> 00:11:24,746
‫شما دوتا می‌تونی النور و کاترین باشید،

194
00:11:24,830 --> 00:11:26,692
‫وفادارهای مورداطمینانم،
‫که عهد بستین

195
00:11:26,716 --> 00:11:28,417
‫به هر قیمتی از رازم حفاظت کنید.

196
00:11:28,500 --> 00:11:29,876
‫حالا برید. یه چیزی انتخاب کنید.

197
00:11:37,008 --> 00:11:37,843
‫اوه!

198
00:11:37,926 --> 00:11:39,636
‫- چه برازنده.
‫- ممنون.

199
00:11:39,720 --> 00:11:41,054
‫حالا تو، لورا.

200
00:11:53,316 --> 00:11:54,568
‫اون یکی نه.

201
00:11:55,068 --> 00:11:56,778
‫- ولی گفتی...
‫- اون یکی مال منه.

202
00:11:56,862 --> 00:11:59,489
‫پدر از یه گاوچرون اصیل برام خریدتش.

203
00:12:01,283 --> 00:12:02,367
‫از گردنبندت خوشم میاد.

204
00:12:02,451 --> 00:12:04,745
‫پدر این رو واسه تولدم
‫از نیویورک خریده.

205
00:12:04,828 --> 00:12:08,707
‫گفت از انگلستان اومده
‫و احتمالاً مال خود ملکه ویکتوریا بوده.

206
00:12:10,333 --> 00:12:12,002
‫خیلی ظریفه،

207
00:12:12,794 --> 00:12:15,422
‫و بی‌نقصه واسه مراسم چای با بانو فرانچسکا.

208
00:12:15,922 --> 00:12:18,467
‫پدر تو واسه تولد آخرت برات چی گرفت، لورا؟

209
00:12:18,550 --> 00:12:20,969
‫با افرادی قندی یه تیرکمون برام درست کرد.

210
00:12:21,762 --> 00:12:22,762
‫تیرکمون؟

211
00:12:23,138 --> 00:12:25,098
‫می‌تونم از فاصله‌ی ۲۰ گامی یه خرگوش رو بزنم.

212
00:12:25,182 --> 00:12:27,142
‫بزنی؟ یعنی بکشی؟

213
00:12:27,225 --> 00:12:28,685
‫خورشتش خوشمزه‌ست.

214
00:12:29,436 --> 00:12:32,272
‫بانو فرانچسکا، لطفاً سلیقه‌ی ضعیف خواهرم رو ببخش.

215
00:12:32,856 --> 00:12:35,108
‫گرچه شما، شگفت‌انگیز شدی.

216
00:12:35,192 --> 00:12:37,235
‫دوک مرد خیلی خوش‌شانسیه.

217
00:12:37,319 --> 00:12:38,445
‫هست، مگه نه؟

218
00:12:41,615 --> 00:12:44,951
‫اون کلاه خیلی بهت میاد، النور.

219
00:12:45,452 --> 00:12:48,038
‫بذار ببینم می‌تونیم برات
‫دستکش توری هم پیدا کنیم.

220
00:12:51,833 --> 00:12:53,794
‫صورتی رو ترجیح میدی یا سفید؟

221
00:12:56,797 --> 00:12:59,841
‫آماده، بکِشید!

222
00:12:59,925 --> 00:13:02,469
‫آماده، بکِشید!

223
00:13:04,471 --> 00:13:06,848
‫آماده، بکِشید!

224
00:13:09,684 --> 00:13:12,312
‫بکِشید!

225
00:13:12,395 --> 00:13:15,315
‫آماده، بکِشید!

226
00:13:15,899 --> 00:13:18,068
‫آماده، بکِشید!

227
00:13:19,903 --> 00:13:25,325
‫آماده، بکِشید!
‫آماده، بکِشید!

228
00:13:26,660 --> 00:13:28,537
‫نگه دارید، نگه دارید!

229
00:13:33,000 --> 00:13:40,000


230
00:13:46,221 --> 00:13:48,890
‫- گفتم یه سری بزنم، سلامی کنم.
‫- از دیدنت خوشحالم.

231
00:13:49,724 --> 00:13:53,228
‫کار ترجمه‌ام بیشتر از انتظارم درگیرم کرده.

232
00:13:54,688 --> 00:13:58,483
‫ممنون که در حین تب
‫مراقب خانواده‌ام بودی.

233
00:13:58,567 --> 00:14:00,114
‫نمی‌تونم اعتبارش رو قبول کنم.

234
00:14:00,138 --> 00:14:00,986
‫مثل سگ مریض شدم.

235
00:14:01,069 --> 00:14:04,239
‫- همه‌اش کار لورا بود.
‫- دخترم همه‌اش این رو میگه.

236
00:14:06,157 --> 00:14:09,870
‫- سفرت چطور بود؟
‫- سرپرست سرخ‌پوستان جدید رو دیدم، آیزاک گیبسون.

237
00:14:10,370 --> 00:14:12,539
‫- یه کوئیکره.
‫- چطور بود؟

238
00:14:12,622 --> 00:14:13,622
‫هنوز مطمئن نیستم.

239
00:14:14,249 --> 00:14:18,003
‫ولی انگار تصمیم داره
‫هرچه سریعتر

240
00:14:18,086 --> 00:14:19,421
‫یه توافق‌نامه‌ی تفکیک فراهم کنه.

241
00:14:20,297 --> 00:14:21,673
‫توافق‌نامه‌ی تفکیک؟

242
00:14:21,756 --> 00:14:23,258
‫یه معامله واسه زمین.

243
00:14:27,053 --> 00:14:28,930
‫امیدوارم منصفانه باشه.

244
00:14:29,431 --> 00:14:31,695
‫هفت رئیس قبیله باید
‫شرایط رو بپذیرن.

245
00:14:31,719 --> 00:14:33,268
‫هنوز خیلی مذاکره مونده.

246
00:14:34,436 --> 00:14:37,939
‫احتمالاً تا بهار طول بکشه
‫که چیزی بخواد امضا بشه.

247
00:14:41,693 --> 00:14:43,194
‫عیب نداره وقت ناهار رو اعلام کنم؟

248
00:14:43,987 --> 00:14:46,698
‫- افتخارش مال خودته.
‫- واسه ناهار باهامون می‌مونی، آقای میچل؟

249
00:14:46,781 --> 00:14:49,242
‫واسه همه آوردم. یه عادت قدیمیه.

250
00:14:49,326 --> 00:14:50,846
‫وقتی جوون بودم کسی خیلی ازم خوشش نمی‌اومد،

251
00:14:50,911 --> 00:14:53,663
‫واسه همین کیفم رو پر از خوراکی می‌کردم
‫که موقع ناهار به بقیه بدم.

252
00:14:54,164 --> 00:14:57,208
‫- همیشه جواب می‌داد.
‫- ممنون. می‌مونم.

253
00:15:00,670 --> 00:15:02,005
‫وقت ناهاره، آقایون!

254
00:15:02,505 --> 00:15:06,051
‫مادر میگه آدام اسکات
‫از یه خانواده‌ی حسابدار در بوستون اومده.

255
00:15:06,134 --> 00:15:07,719
‫میگه خیلی ثروتمندن.

256
00:15:07,802 --> 00:15:11,306
‫ولی با اینحال، نامزدش موقع عروسی پیچوندش.

257
00:15:11,389 --> 00:15:14,100
‫- خیلی رسوایی بالا آورد.
‫- خیلی غم‌انگیزه.

258
00:15:14,684 --> 00:15:15,685
‫آدام بیچاره.

259
00:15:15,769 --> 00:15:17,604
‫منظورت آدام پولداره.

260
00:15:17,687 --> 00:15:21,024
‫الان شایسته‌ترین مجرد در ایندپندنسه.

261
00:15:21,107 --> 00:15:22,868
‫مادر میگه به زودی
‫قراره یه زن پیدا کنه.

262
00:15:22,892 --> 00:15:23,860
‫صندوق پس‌انداز داره.

263
00:15:23,944 --> 00:15:26,112
‫خیلی خوش‌قیافه‌ست.

264
00:15:26,196 --> 00:15:28,615
‫آره... هست، نه؟

265
00:15:29,616 --> 00:15:33,036
‫- نظر تو چیه، لورا؟
‫- در مورد چی؟

266
00:15:33,119 --> 00:15:34,287
‫آدام.

267
00:15:35,705 --> 00:15:37,374
‫نزدیک بود توی چاه ما بمیره.

268
00:15:39,125 --> 00:15:40,293
‫لورا!

269
00:15:40,877 --> 00:15:42,116
‫حرف ترسناک نزن.

270
00:15:42,140 --> 00:15:44,381
‫لطفاً ادب خواهرم رو ببخشید.

271
00:15:49,886 --> 00:15:51,304
‫می‌شه من برم؟

272
00:15:52,013 --> 00:15:53,056
‫می‌تونی.

273
00:15:57,769 --> 00:16:00,814
‫مری، به نظرت پسرهای دیگه‌ای توی شهر هستن که بانمک باشن؟

274
00:16:02,232 --> 00:16:04,234
‫آره انگار! کیه؟

275
00:16:05,860 --> 00:16:07,195
‫کیلب رو می‌شناسید؟

276
00:16:07,278 --> 00:16:12,325
‫کیلب! همون پسر یتیم کله‌آبگوشتی
‫که توی فروشگاه کار می‌کنه؟

277
00:16:14,202 --> 00:16:15,829
‫اوه! نه.

278
00:16:16,454 --> 00:16:20,834
‫منظورم پسری بود که خونه‌شون
‫چندتا مزرعه اون‌طرف‌تر از ماست.

279
00:16:21,710 --> 00:16:25,130
‫فکر کردم اسمش کیلب باشه.
‫حتماً جیکوبه.

280
00:16:25,630 --> 00:16:29,092
‫می‌دونی، والدین کیلب
‫توی مسیر رهاش کردن.

281
00:16:29,175 --> 00:16:32,804
‫وسط شب پا شدن رفتن و تنهاش گذاشتن.

282
00:16:33,388 --> 00:16:34,764
‫واسه چی؟

283
00:16:34,848 --> 00:16:37,976
‫- شاید نخواستنش.
‫- یا شاید گرگ‌ها خوردشون.

284
00:16:38,059 --> 00:16:40,020
‫یا شاید یه مشکلی داره.

285
00:16:40,103 --> 00:16:42,022
‫شاید خودش اون‌ها رو فراری داده.

286
00:16:47,569 --> 00:16:49,225
‫حالا که کلیسا داره ساخته می‌شه،

287
00:16:49,249 --> 00:16:50,905
‫منطقی نیست که یه کشیش بیاریم؟

288
00:16:50,989 --> 00:16:51,865
‫هوم.

289
00:16:51,948 --> 00:16:53,359
‫من که با خونه خیلی فاصله دارم،

290
00:16:53,383 --> 00:16:55,410
‫ولی مطمئنم یکی از شما
‫توی منطقه آشنا دارید.

291
00:16:55,493 --> 00:16:58,204
‫یه کاندید عالی از اِلک سیتی سراغ دارم.
‫والتر ایتون.

292
00:16:58,288 --> 00:17:01,041
‫مشغول سفر در ایالت بوده
‫تا واسه فقرا خیریه جمع کنه،

293
00:17:01,124 --> 00:17:03,251
‫ولی می‌دونم دوست داره یه مدتی یه جا ساکن بشه.

294
00:17:03,334 --> 00:17:07,047
‫خب، من که از قبل
‫کشیش دنیل فرانکلین رو

295
00:17:07,130 --> 00:17:08,339
‫از سن لوئیس ترتیب دادم.

296
00:17:08,840 --> 00:17:12,093
‫مردی با ایمان و شخصیت خارق‌العاده‌ست.

297
00:17:12,177 --> 00:17:15,555
‫و از یکی از محترم‌ترین خانواده‌های شهر میاد.

298
00:17:15,638 --> 00:17:17,932
‫سن لوئیس خیلی راهش دوره.

299
00:17:18,016 --> 00:17:19,860
‫مهمه که هرکسی نباشه،

300
00:17:19,884 --> 00:17:21,728
‫بلکه شخص درستی باشه.

301
00:17:21,811 --> 00:17:23,688
‫مطمئنم کارولین قبول داره.

302
00:17:28,068 --> 00:17:29,110
‫البته.

303
00:17:30,028 --> 00:17:31,028
‫هوم.

304
00:17:34,074 --> 00:17:35,074
‫وقتی آماده بودی.

305
00:17:36,826 --> 00:17:38,578
‫- الان.
‫- با شماره ۳.

306
00:17:39,079 --> 00:17:40,121
‫یک...

307
00:17:40,205 --> 00:17:41,664
‫خودشه.

308
00:17:47,420 --> 00:17:50,882
‫- باز داداشم چی کار کرده؟
‫- پاش لیز خورد و زمین خورد.

309
00:17:52,092 --> 00:17:53,384
‫ولی خوب می‌شه.

310
00:17:53,468 --> 00:17:56,805
‫شاید بهتره بگی واسه یکی دو هفته
‫کیلب کارهای سنگین رو انجام بده.

311
00:17:56,888 --> 00:17:58,568
‫قرار بود یه ساعت پیش برگردی

312
00:17:58,598 --> 00:18:00,358
‫تا به جلسه‌ی انجمن زنان بری.

313
00:18:00,391 --> 00:18:02,102
‫گمونم زمان از دستم در رفت.

314
00:18:02,185 --> 00:18:03,353
‫گمونم آره.

315
00:18:03,853 --> 00:18:05,730
‫پس من دیگه میرم.

316
00:18:05,814 --> 00:18:07,816
‫ممنون دکتر تَن.

317
00:18:08,566 --> 00:18:09,566
‫خواهش.

318
00:18:15,615 --> 00:18:16,737
‫کوکی درست کردم.

319
00:18:16,761 --> 00:18:19,244
‫به نظرم ساخت کلیسا
‫ارزشش رو داره.

320
00:18:23,331 --> 00:18:25,625
‫- زنجبیلی رو دوست دارم.
‫- می‌دونم.

321
00:18:29,796 --> 00:18:31,464
‫نمی‌خوام از جلسه‌ات جا بمونی.

322
00:18:31,548 --> 00:18:34,175
‫مشکلی ندارم یکی دو لحظه بیشتر
‫با تو وقت بگذرونم، دکتر.

323
00:18:36,344 --> 00:18:38,513
‫روزت خوش. مراقب باش.

324
00:19:08,042 --> 00:19:09,043
‫هوم.

325
00:19:09,127 --> 00:19:11,504
‫ببخشید دیر رسیدم.

326
00:19:15,216 --> 00:19:16,342
‫کوکی آوردم.

327
00:19:16,843 --> 00:19:19,012
‫که... اینطور.

328
00:19:22,432 --> 00:19:24,559
‫انجمن زنان امروز بود، درسته؟

329
00:19:24,642 --> 00:19:27,896
‫حس می‌کنم چند هفته‌ست
‫که دارم به اون تراکت توی فروشگاهم زل می‌زنم.

330
00:19:27,979 --> 00:19:32,901
‫متاسفانه انجمن زنان
‫برای زنان متاهل ایندپندنسه.

331
00:19:34,152 --> 00:19:35,236
‫زنان متاهل؟

332
00:19:36,571 --> 00:19:37,697
‫درسته.

333
00:19:38,740 --> 00:19:39,824
‫پروتکله.

334
00:19:40,325 --> 00:19:41,868
‫مطمئنم درک می‌کنی.

335
00:19:43,786 --> 00:19:44,954
‫مطمئنم آره.

336
00:19:47,165 --> 00:19:49,626
‫عذر می‌خوام که سوءتفاهم شد.

337
00:19:58,051 --> 00:20:00,178
‫شنیدی که آقای اینگالز جونم رو نجات داده؟

338
00:20:00,678 --> 00:20:02,722
‫تهِ چاه داشتم می‌مردم،

339
00:20:02,805 --> 00:20:04,349
‫و اون پرید داخل و من رو کشید بیرون.

340
00:20:04,933 --> 00:20:06,100
‫همه شنیدن.

341
00:20:06,893 --> 00:20:08,658
‫مشکلی ندارم که مردم مسخره کنن.

342
00:20:08,682 --> 00:20:10,061
‫فقط قدردانم که زنده‌ام.

343
00:20:10,085 --> 00:20:10,980
‫اون یه قهرمانه.

344
00:20:11,898 --> 00:20:13,024
‫حقیقت داره.

345
00:20:13,107 --> 00:20:14,710
‫جنگ چی، آقای اینگالز؟

346
00:20:14,734 --> 00:20:15,568
‫کجا جنگیدی؟

347
00:20:16,527 --> 00:20:18,363
‫مطمئنم اونجا هم یه قهرمان واقعی بودی.

348
00:20:18,446 --> 00:20:19,838
‫می‌خواستم ثبت‌نام کنم،

349
00:20:19,862 --> 00:20:21,574
‫ولی پدربزرگ گفت خیلی جوونم.

350
00:20:24,869 --> 00:20:26,210
‫پدرم به کمکم نیاز داشت.

351
00:20:26,234 --> 00:20:28,164
‫موندم که باهاش
‫روی مزارع کار کنم.

352
00:20:29,040 --> 00:20:30,124
‫اوه.

353
00:20:30,959 --> 00:20:32,627
‫نمی‌دونستم می‌شه این کار رو کرد.

354
00:20:33,586 --> 00:20:34,586
‫نمی‌شه.

355
00:20:35,713 --> 00:20:38,007
‫گمونم بعضی‌ها فکر نمی‌کنن
‫که قوانین براشون اعمال می‌شه.

356
00:20:46,599 --> 00:20:47,934
‫سارق اسب رو گرفتم.

357
00:20:51,604 --> 00:20:53,106
‫قضیه چیه، راسل؟

358
00:20:53,731 --> 00:20:56,693
‫خب، وقتی تو داشتی تنبلی می‌کردی،

359
00:20:57,235 --> 00:20:59,195
‫این کثافت رو ردیابی کردیم.

360
00:21:10,415 --> 00:21:14,002
‫- ادواردز سارق نیست، خودتم می‌دونی.
‫- چنین چیزی رو نمی‌دونم.

361
00:21:14,085 --> 00:21:16,254
‫بهت گفتم این رو به من بسپار، کایند.

362
00:21:16,337 --> 00:21:19,132
‫تو اینجا قانون نیستی و هیچ مدرکی نداری.

363
00:21:19,215 --> 00:21:22,802
‫چند هفته‌ست که وسط شب
‫توی علفزار می‌گرده،

364
00:21:22,885 --> 00:21:25,471
‫ما رو دید می‌زنه، انتظار می‌کشه.

365
00:21:25,555 --> 00:21:28,683
‫- همه دیدیمش.
‫- درسته. من دیدمش.

366
00:21:28,766 --> 00:21:30,768
‫و به محض اینکه اسب‌ها گم می‌شن،

367
00:21:30,852 --> 00:21:33,771
‫یهو پولدار می‌شه.

368
00:21:33,855 --> 00:21:35,494
‫کسب‌وکار ویسکیش خراب شد،

369
00:21:35,518 --> 00:21:37,775
‫واسه همین مستقیم
‫رفت سراغ اسب‌ها،

370
00:21:37,859 --> 00:21:40,028
‫مثل کاری که در تنسی می‌کرد.

371
00:21:40,111 --> 00:21:41,988
‫زودباشید، ازش بپرسید.

372
00:21:42,071 --> 00:21:43,406
‫انکارش نمی‌کنه.

373
00:21:43,489 --> 00:21:45,742
‫ادواردز، یه چیزی بگو.

374
00:21:47,327 --> 00:21:48,828
‫دست‌هاش رو باز کن!

375
00:21:49,704 --> 00:21:53,499
‫دستش رو باز کن، وزغ چندش!

376
00:21:53,583 --> 00:21:56,085
‫تنها پولی که داره مال توئه،

377
00:21:56,169 --> 00:21:58,713
‫بعد از اینکه توی ورق‌بازی جیبت رو خالی کرد.

378
00:22:00,590 --> 00:22:02,050
‫تو هم همینطور، برانسون.

379
00:22:03,217 --> 00:22:04,456
‫یا بهتره به زنت بگم؟

380
00:22:04,480 --> 00:22:06,721
‫اون همه پولی که
‫توی خونه‌ی من باختی؟

381
00:22:06,804 --> 00:22:08,181
‫دخالت نکن.

382
00:22:09,223 --> 00:22:10,360
‫آخرین باره که میگم.

383
00:22:10,384 --> 00:22:12,185
‫همین الان دست‌هاش رو باز کنید.

384
00:22:13,144 --> 00:22:14,312
‫لیسی!

385
00:22:14,395 --> 00:22:16,189
‫نمی‌ذارم پرتش کنن جلوی گرگ‌ها.

386
00:22:16,272 --> 00:22:19,567
‫تا من هستم قرار نیست عدالت به سبک مرزی داشته باشیم.

387
00:22:19,650 --> 00:22:22,236
‫تا وقتی مارشال برسه که حلش کنه،

388
00:22:22,320 --> 00:22:24,447
‫آقای ادواردز رو توی هتل نگه می‌داریم.

389
00:22:26,074 --> 00:22:27,074
‫زودباش.

390
00:22:28,368 --> 00:22:30,244
‫واسه امنیت خودته.

391
00:22:37,043 --> 00:22:38,044
‫لیسی.

392
00:22:39,420 --> 00:22:41,839
‫- کجا میری؟
‫- که تبرئه‌اش کنم.

393
00:22:42,340 --> 00:22:44,342
‫واقعاً فکر می‌کنی ایلای جلوی کایند و کودن‌هاش رو می‌گیره

394
00:22:44,425 --> 00:22:46,552
‫که یه کار احمقانه نکنن؟

395
00:22:46,636 --> 00:22:49,263
‫اگه بخوای می‌تونی باهام بیای دیدن اوسیج‌ها.

396
00:22:49,347 --> 00:22:52,975
‫یا اینجا بمونی و نوچه‌ی ایلای باشی.

397
00:22:54,268 --> 00:22:57,146
‫- کار اوسیج‌ها نبوده.
‫- نگفتم بوده.

398
00:22:57,230 --> 00:22:59,816
‫ولی اون برادر زنت از همه‌چیز آگاهه.

399
00:22:59,899 --> 00:23:01,943
‫ماه پیش از یه مخمصه نجاتش دادم.
‫بهم مدیونه.

400
00:23:02,026 --> 00:23:03,945
‫نمی‌ذارم تنهایی بره.

401
00:23:04,028 --> 00:23:05,102
‫می‌تونی با اسب من بری.

402
00:23:05,126 --> 00:23:06,447
‫من میرم مراقب ادواردز باشم.

403
00:23:27,051 --> 00:23:29,018
‫حالا که ناهار تموم شد،

404
00:23:29,042 --> 00:23:31,639
‫احتمالاً بهتره بریم سراغ کار.

405
00:23:32,348 --> 00:23:33,989
‫تو میای جلو پیش من بشینی؟

406
00:23:34,013 --> 00:23:35,852
‫که چندتا یادداشت جابجا کنیم؟

407
00:23:36,644 --> 00:23:38,729
‫می‌شه برم قبل از شروع امیلی رو بیارم؟

408
00:23:38,813 --> 00:23:40,173
‫نمی‌خوام چیزی رو از دست بده.

409
00:23:40,231 --> 00:23:42,058
‫حتماً حواسش به زمان نبوده.

410
00:23:42,082 --> 00:23:43,484
‫سریع میام. قول میدم.

411
00:23:43,568 --> 00:23:46,070
‫واسه همین خودش پا شد اومد.

412
00:23:47,738 --> 00:23:48,865
‫اومده بود؟

413
00:23:48,948 --> 00:23:49,782
‫آره.

414
00:23:49,866 --> 00:23:52,029
‫و همونطور که بهش توضیح دادم،

415
00:23:52,053 --> 00:23:53,828
‫انجمن برای زنان متاهله.

416
00:23:53,911 --> 00:23:57,165
‫البته واسه زحمتش عمیقاً عذرخواهی کردم.

417
00:23:57,248 --> 00:23:58,458
‫من متاهل نیستم.

418
00:24:00,251 --> 00:24:04,464
‫بله، ولی تو یه نویسنده‌ای
‫و از یه خانواده‌ی خیلی محترم میای.

419
00:24:04,547 --> 00:24:08,009
‫چیش محترمانه نیست که رئیس بزرگترین فروشگاه ایندپندنس باشی؟

420
00:24:09,093 --> 00:24:11,846
‫این انجمن قوانین داره، کارولین.

421
00:24:12,430 --> 00:24:14,891
‫خانم‌ها، اگه بشینید،

422
00:24:14,974 --> 00:24:18,352
‫گفتم بتونیم صحبت‌مون رو با رای‌گیری شروع کنیم.

423
00:24:18,436 --> 00:24:21,856
‫زنان نصف جمعیت این کشور رو تشکیل میدن،

424
00:24:21,939 --> 00:24:25,485
‫ولی نمی‌تونیم در تصمیم‌گیری برای جهتش شرکت کنیم.

425
00:24:26,277 --> 00:24:28,738
‫به نظرم وقتشه که این رو تغییر بدیم،

426
00:24:28,821 --> 00:24:31,115
‫با ایندپندنس هم شروع می‌کنیم.

427
00:24:34,035 --> 00:24:35,119
‫کارولین.

428
00:24:44,795 --> 00:24:46,005
‫حالا، رای‌گیری کنیم.

429
00:24:46,088 --> 00:24:47,798
‫رای با حرفِ وی شروع می‌شه.

430
00:24:47,882 --> 00:24:49,800
‫دیگه چی با وی شروع می‌شه؟ صدا.

431
00:25:03,856 --> 00:25:04,862
‫چی کار می‌کنی؟

432
00:25:04,886 --> 00:25:06,692
‫اون مال کلکسیون خاص پدره،

433
00:25:06,776 --> 00:25:08,236
‫و نباید بازشون کنیم.

434
00:25:08,903 --> 00:25:09,737
‫چرا؟

435
00:25:09,820 --> 00:25:12,657
‫چون درست نیست به نقاشی‌های
‫مردان نیمه‌لخت نگاه کرد.

436
00:25:12,740 --> 00:25:15,076
‫ولی کلاً لباس‌شون اینجوریه.

437
00:25:15,868 --> 00:25:19,205
‫هرچی می‌پوشن یه معنی داره، حتی رنگ‌هاش.

438
00:25:19,705 --> 00:25:20,705
‫می‌بینی؟

439
00:25:22,208 --> 00:25:23,208
‫لورا،

440
00:25:24,710 --> 00:25:26,003
‫برش گردون.

441
00:25:27,964 --> 00:25:29,924
‫ببخشید. خواهرم وحشیه.

442
00:25:35,763 --> 00:25:37,181
‫بهترین دوست من اوسیجه.

443
00:25:38,266 --> 00:25:39,642
‫اسمش عقاب خوبه.

444
00:25:40,309 --> 00:25:42,228
‫سرخ‌پوستان اومدن به خونه‌تون؟

445
00:25:42,311 --> 00:25:43,688
‫البته.

446
00:25:44,188 --> 00:25:45,523
‫فقط هم عقاب خوب نیومده.

447
00:25:47,525 --> 00:25:48,985
‫می‌خواید یه قصه بشنوید؟

448
00:25:55,449 --> 00:25:59,203
‫یه روز صبح، که بابا رفته بود به آقای اسکات کمک کنه
‫تا خونه‌اش رو بسازه،

449
00:25:59,287 --> 00:26:02,081
‫من و جک از نهر برگشتیم خونه

450
00:26:02,164 --> 00:26:06,294
‫که دیدیم مهمون ناخونده داریم.

451
00:26:10,673 --> 00:26:12,967
‫گفتم که،

452
00:26:13,050 --> 00:26:15,845
‫من اسب‌ها رو ندزدیدم.

453
00:26:16,971 --> 00:26:17,501
‫شنیدی؟

454
00:26:17,525 --> 00:26:19,140
‫اسب‌هاتون رو من نبردم.

455
00:26:19,223 --> 00:26:23,394
‫نگفتم تو بردی.

456
00:26:23,978 --> 00:26:26,480
‫حدس می‌زنم یکی دو جا بشناسی

457
00:26:26,564 --> 00:26:30,067
‫که ده دوازده‌تا اسب رو
‫بدون جلب‌توجه کردن مخفی کرده باشن.

458
00:26:30,568 --> 00:26:35,406
‫بذار دوستانِ زمین‌خوارت خودشون پیداش کنن.

459
00:26:38,242 --> 00:26:40,953
‫اگه می‌تونن شکارهای ما رو بگیرن،

460
00:26:41,037 --> 00:26:44,040
‫می‌تونن دنبال اسب‌های خودشون هم بگردن.

461
00:26:44,123 --> 00:26:50,379
‫لوئیس هفته پیش یه اسب از دست داد.

462
00:26:51,213 --> 00:26:55,134
‫چقدر طول می‌کشه تا شما هم اسب‌هاتون گم بشه؟

463
00:27:01,349 --> 00:27:03,601
‫باشه. نشونت میدم.

464
00:27:25,498 --> 00:27:27,500
‫گفتم یه نگاهی به اون کبودی بندازم.

465
00:27:29,585 --> 00:27:31,879
‫- عیب نداره؟
‫- نیاز نیست.

466
00:27:59,281 --> 00:28:01,951
‫نمی‌فهمم چرا واسه خودت ایستادگی نکردی.

467
00:28:02,451 --> 00:28:05,538
‫تو خیلی چیزها هستی جان، ولی دزد نیستی.

468
00:28:08,791 --> 00:28:10,835
‫می‌تونیم صحبت کنیم،
‫یا فقط بشینیم.

469
00:28:12,000 --> 00:28:18,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

470
00:28:19,093 --> 00:28:22,304
‫چند هفته گذشته داشتم تو ایوان خونه‌ی لیسی ترک می‌کردم.

471
00:28:24,390 --> 00:28:26,684
‫سوبر شدن باید چیز خوبی باشه، ولی

472
00:28:28,310 --> 00:28:31,772
‫کسی نمیگه چند ساعت باید با افکارت تنها باشی.

473
00:28:36,694 --> 00:28:40,030
‫امروز می‌شه ۶ سال از وقتی که برگشتم
‫و دیدم تمام دخترهام مردن.

474
00:28:41,949 --> 00:28:42,949
‫وبا.

475
00:28:45,661 --> 00:28:48,456
‫و از اون موقع هر روز
‫انگار یه چاقو توی قلبم میره.

476
00:28:50,708 --> 00:28:51,792
‫اونوقت واسه چی؟

477
00:28:54,795 --> 00:28:57,798
‫چی نصیبم شد در عوض اینکه جنگ رو
‫به خانواده‌ی خودم ترجیح دادم؟

478
00:29:00,760 --> 00:29:01,955
‫کایند اومد سراغم.

479
00:29:01,979 --> 00:29:03,387
‫گفتم خب، شاید همینه.

480
00:29:03,471 --> 00:29:06,307
‫شاید بالاخره بتونم دوباره پیش دخترهام باشم.

481
00:29:08,267 --> 00:29:11,771
‫جنگ یه تیکه از تمام مردان و زنان این کشور رو گرفته.

482
00:29:14,231 --> 00:29:16,358
‫و با اینکه علتش درست بود،

483
00:29:17,943 --> 00:29:21,071
‫همه یه چیزی رو از دست دادن
‫که نمی‌تونن پس بگیرن.

484
00:29:24,492 --> 00:29:28,621
‫من فقط می‌دونم تو این شهر مردمی هستن
‫که بهت اهمیت میدن.

485
00:29:30,122 --> 00:29:32,041
‫شاید بهتره بذاری انجامش بدن.

486
00:29:33,751 --> 00:29:36,003
‫شاید بهتره به یک آینده‌ای فکر کنی.

487
00:29:59,151 --> 00:30:00,653
‫پت و پتیِ من اونجان.

488
00:30:00,736 --> 00:30:01,904
‫دیدی؟

489
00:30:01,987 --> 00:30:05,115
‫اون‌ها هم اسب‌های اوسیج‌ها هستن.

490
00:30:05,866 --> 00:30:08,285
‫چندتا بچه‌ی احمقن.

491
00:30:08,953 --> 00:30:13,624
‫بچه‌های احمقی که دارن کارهای احمقانه می‌کنن.

492
00:30:13,707 --> 00:30:17,419
‫می‌دونم چه مدلی هستن.

493
00:30:20,714 --> 00:30:21,841
‫حالا چی؟

494
00:30:24,885 --> 00:30:26,720
‫باهاشون صحبت می‌کنیم.

495
00:30:31,308 --> 00:30:32,308
‫کال می‌کنم.

496
00:30:33,060 --> 00:30:35,187
‫دو جفت. بیبی روی خشت.

497
00:30:38,524 --> 00:30:39,608
‫اینجا هستن.

498
00:30:40,609 --> 00:30:41,337
‫سلام پسرها.

499
00:30:41,361 --> 00:30:42,695
‫از دیدن‌تون خوشحالم.

500
00:30:43,195 --> 00:30:45,035
‫همه‌جا رو دنبال این اسب‌ها می‌گشتیم.

501
00:30:46,490 --> 00:30:49,869
‫گوش کنید، خیلی‌ها بهتون مدیونن
‫که پیداشون کردین.

502
00:30:55,249 --> 00:30:57,793
‫همه‌چیز خوبه.
‫وقتشه که بیان خونه.

503
00:31:09,763 --> 00:31:11,307
‫هی، وای.

504
00:31:11,390 --> 00:31:13,809
‫هی.

505
00:31:13,893 --> 00:31:14,660
‫اگه الان بریم،

506
00:31:14,684 --> 00:31:16,729
‫می‌تونیم تا غروب
‫آفتاب برشون گردونیم.

507
00:31:18,314 --> 00:31:19,648
‫فکر کنم بهتره بذاریم برن،

508
00:31:21,108 --> 00:31:23,777
‫تا وقتی دیگه خودشون رو اینجا نشون ندن.

509
00:31:25,487 --> 00:31:26,906
‫داری اشتباه می‌کنی.

510
00:31:28,240 --> 00:31:30,200
‫نظر شما پسرها چیه؟
‫اشتباهه؟

511
00:31:32,786 --> 00:31:34,146
‫چون ممکنه دفعه بعد من اینجا نباشم

512
00:31:34,204 --> 00:31:36,290
‫که نذارم لیسی چندتا سوراخ توی سرتون درست کنه.

513
00:31:36,373 --> 00:31:37,917
‫دیگه ما رو نمی‌بینید.

514
00:31:38,417 --> 00:31:39,793
‫پس برید.

515
00:31:49,094 --> 00:31:52,431
‫- دعوا دوست نداری؟
‫- هیچ نتیجه خوبی ازش عاید نمی‌شه.

516
00:31:54,516 --> 00:31:55,517
‫مخالفم.

517
00:31:58,938 --> 00:32:00,105
‫منم همینطور.

518
00:32:00,773 --> 00:32:02,232
‫ولی تو آدم خوبی هستی.

519
00:32:09,031 --> 00:32:10,074
‫پت خودمی.

520
00:32:11,659 --> 00:32:13,994
‫- یکی دیگه بگو، لورا.
‫- لطفاً لورا؟

521
00:32:14,578 --> 00:32:17,873
‫بانو فرانچسکا، شما نباید این مزخرفات رو گوش کنید،

522
00:32:17,957 --> 00:32:19,500
‫وقتی دوک داره میاد خونه.

523
00:32:19,583 --> 00:32:20,850
‫لازم نیست گوش کنی، مری.

524
00:32:20,874 --> 00:32:22,586
‫می‌تونی به اون یکی اتاق برگردی.

525
00:32:28,217 --> 00:32:31,345
‫می‌خواید قصه‌ی عبورمون از رودخونه

526
00:32:32,096 --> 00:32:34,223
‫و تقریباً غرق شدن‌مون رو بشنوید؟

527
00:32:34,890 --> 00:32:37,935
‫همه‌مون، حتی سگ‌مون.

528
00:32:38,018 --> 00:32:39,645
‫آره!

529
00:32:40,396 --> 00:32:43,107
‫واگن‌های زیادی قبل از ما عبور کرده بودن،

530
00:32:43,190 --> 00:32:46,902
‫ولی بارون‌های بهاری
‫آب رودخونه رو تُند و عمیق کرده بود.

531
00:32:47,403 --> 00:32:50,072
‫یهو، اسب‌ها پاشون به زمین نرسید،

532
00:32:50,155 --> 00:32:53,951
‫و موج همه‌مون رو زیر آب کشید.

533
00:32:54,034 --> 00:32:56,370
‫و اگه ایندپندنس بخواد رشد کنه،

534
00:32:56,453 --> 00:32:59,164
‫باید سنت‌های شهری قوی بسازیم

535
00:32:59,248 --> 00:33:01,625
‫قبل از اینکه راه‌آهن بخواد ریل بسازه،

536
00:33:01,709 --> 00:33:03,794
‫واسه همین من و ایلای تصمیم گرفتیم

537
00:33:03,877 --> 00:33:07,047
‫تابستون آینده
‫فستیوال روز موسسان رو برگزار کنیم.

538
00:33:07,131 --> 00:33:08,882
‫- عالیه.
‫- فکر خوبیه.

539
00:33:10,759 --> 00:33:12,970
‫کارولین، عاشق اشتیاقت هستم.

540
00:33:15,055 --> 00:33:17,391
‫اگه بخوایم یه انجمن زنانه باشیم،

541
00:33:17,474 --> 00:33:19,935
‫نباید تمام زنان جامعه‌مون رو داشته باشیم،

542
00:33:20,019 --> 00:33:22,187
‫نه فقط افرادی که به نظرت محترم هستن؟

543
00:33:24,481 --> 00:33:26,900
‫شاید اون بحث واسه یه وقت دیگه باشه.

544
00:33:28,068 --> 00:33:29,945
‫مگه اینکه کسی مخالف باشه؟

545
00:33:38,912 --> 00:33:40,247
‫ادامه بدیم؟

546
00:33:45,377 --> 00:33:46,837
‫ممنون بابت ناهار.

547
00:33:51,091 --> 00:33:52,091
‫هوم.

548
00:33:54,553 --> 00:33:55,888
‫کیلب، صبرکن!

549
00:33:58,057 --> 00:33:59,475
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

550
00:33:59,975 --> 00:34:03,562
‫- اومدیم با ایدث و رومانزی چای بخوریم.
‫- اوه.

551
00:34:03,645 --> 00:34:05,773
‫- چطور پیش میره؟
‫- خیلی آدم‌های خوبی نیستن.

552
00:34:06,857 --> 00:34:08,817
‫هیچکدوم‌شون تا حالا با من حرف نزدن،

553
00:34:08,901 --> 00:34:11,070
‫حتی وقتی اول من یه چیزی میگم،

554
00:34:11,153 --> 00:34:14,782
‫یا حتی وقتی شبونه که هوس می‌کنن
‫براشون کوکی میارم.

555
00:34:16,784 --> 00:34:20,579
‫- جوری نشون دادن انگار می‌شناسنت.
‫- چرا؟ چی گفتن مگه؟

556
00:34:23,207 --> 00:34:25,417
‫گفتن والدینت توی مسیر رهات کردن.

557
00:34:28,170 --> 00:34:31,423
‫- دروغه.
‫- فقط دارم چیزی که بهم گفتن رو بهت میگم.

558
00:34:31,507 --> 00:34:33,300
‫پس چرا تکرارش کردی؟

559
00:34:33,383 --> 00:34:34,383
‫ببخشید.

560
00:34:38,972 --> 00:34:40,962
‫مری دوست‌پسر داره!

561
00:34:40,986 --> 00:34:42,976
‫مری دوست‌پسر داره!

562
00:34:43,060 --> 00:34:44,276
‫پس واقعاً کیلبه.

563
00:34:44,300 --> 00:34:46,897
‫واقعاً از پسر یتیم
‫زشته خوشت میاد.

564
00:34:56,198 --> 00:34:58,075
‫صبرکن! کیلب!

565
00:35:00,953 --> 00:35:01,953
‫دخترها.

566
00:35:02,454 --> 00:35:03,944
‫همه‌جا رو دنبال‌تون گشتم.

567
00:35:03,968 --> 00:35:04,456
‫بریم.

568
00:35:04,540 --> 00:35:06,500
‫با ایدث و رومانزی خدافظی کنید.

569
00:35:23,559 --> 00:35:25,686
‫خدافظ لورا. خدافظ مری.

570
00:35:27,187 --> 00:35:28,355
‫چی شد مامان؟

571
00:35:29,189 --> 00:35:30,189
‫چی شده؟

572
00:35:33,735 --> 00:35:34,384
‫اینجا بمونید.

573
00:35:34,408 --> 00:35:35,362
‫مراقب خودتون باشید.

574
00:36:09,771 --> 00:36:10,814
‫متاسفم.

575
00:36:13,609 --> 00:36:15,152
‫جما همینه که هست.

576
00:36:16,528 --> 00:36:18,780
‫احمقانه‌ست که انتظار چیز دیگه‌ای رو داشت.

577
00:36:20,073 --> 00:36:21,325
‫احمقانه نیست.

578
00:36:25,120 --> 00:36:26,610
‫یه نبردهایی ارزش جنگیدن رو دارن،

579
00:36:26,634 --> 00:36:28,123
‫جما جیمز هم یکی از اون‌ها نیست.

580
00:36:32,085 --> 00:36:33,212
‫ولش کردی و زدی بیرون؟

581
00:36:36,256 --> 00:36:37,591
‫گمونم آره.

582
00:36:55,567 --> 00:36:57,027
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

583
00:37:01,365 --> 00:37:02,658
‫هوم.

584
00:37:14,378 --> 00:37:15,378
‫مامان!

585
00:37:16,088 --> 00:37:17,714
‫مامان، پت و پتی!

586
00:37:23,095 --> 00:37:24,763
‫همونطور که همیشه میگم،

587
00:37:24,846 --> 00:37:28,684
‫صلح و عدالت
‫یه جامعه‌ی منظم می‌سازن.

588
00:37:35,482 --> 00:37:37,192
‫- بابا، پیداشون کردی.
‫- آره.

589
00:37:38,151 --> 00:37:39,403
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود.

590
00:37:39,903 --> 00:37:41,113
‫دل اون‌ها هم برات تنگ شده بود.

591
00:37:47,995 --> 00:37:49,871
‫فکر کردم داری کلیسا می‌سازی.

592
00:37:49,955 --> 00:37:50,955
‫آره.

593
00:37:51,456 --> 00:37:53,041
‫حواسم پرت شد..

594
00:38:03,176 --> 00:38:05,012
‫قابلت رو نداشت، کودن.

595
00:38:14,354 --> 00:38:17,274
‫- فردا اول صبح ادامه بدیم؟
‫- خیلی زود بقیه‌اش رو می‌سازیم.

596
00:38:22,154 --> 00:38:23,405
‫آماده‌ام بریم خونه.

597
00:38:26,283 --> 00:38:27,471
‫فقط یه جای دیگه توقف کنیم.

598
00:38:27,495 --> 00:38:28,452
‫سریع کارم تموم می‌شه.

599
00:38:46,970 --> 00:38:48,513
‫- مراقبت کن.
‫- باشه.

600
00:39:10,410 --> 00:39:11,578
‫بیا باهامون شام بخور.

601
00:39:12,579 --> 00:39:13,579
‫تو و لیسی بیاید.

602
00:39:17,417 --> 00:39:19,086
‫دخترها بدجوری دل‌شون برات تنگ شده.

603
00:39:22,214 --> 00:39:24,633
‫نه، نباید بذارم اینجوری من رو ببینن.

604
00:39:28,095 --> 00:39:29,095
‫لطفاً بیا.

605
00:39:59,793 --> 00:40:02,796
‫- یکی دیگه بزن.
‫- نمی‌دونم. دیگه دیره.

606
00:40:02,879 --> 00:40:04,098
‫لطفاً آقای ادواردز؟

607
00:40:04,122 --> 00:40:06,508
‫هر روز یادت بودم،
‫حالا بالاخره اومدی.

608
00:40:09,302 --> 00:40:11,555
‫خب، یه آهنگی که قبلاً واسه دخترهام می‌خوندم چطوره؟

609
00:40:12,264 --> 00:40:14,724
‫«آن دنیای شیرین.» می‌شناسیش، چارلز؟

610
00:40:14,808 --> 00:40:15,808
‫هوم.

611
00:40:28,947 --> 00:40:32,951
‫♪ سرزمینی هست ♪
‫♪ زیباتر از این جهان ♪

612
00:40:34,661 --> 00:40:39,166
‫♪ و با ایمان ♪
‫♪ آن را از دور می‌توان دید ♪

613
00:40:40,167 --> 00:40:44,421
‫♪ زیرا پدرِ آسمانی آن‌سوی راه ♪
‫♪ چشم‌به‌راه ماست ♪

614
00:40:45,505 --> 00:40:48,300
‫♪ تا برایمان خانه‌ای... ♪

615
00:40:48,383 --> 00:40:49,634
‫ببخشید.

616
00:40:51,178 --> 00:40:55,682
‫♪ در آن سرایِ شیرینِ جاودان ♪

617
00:40:56,641 --> 00:41:01,188
‫♪ بر آن ساحلِ زیبا ♪
‫♪ دوباره یکدیگر را خواهیم دید ♪

618
00:41:02,355 --> 00:41:06,651
‫♪ در آن سرایِ شیرینِ جاودان ♪

619
00:41:07,819 --> 00:41:11,907
‫♪ بر آن ساحلِ زیبا ♪
‫♪ دوباره یکدیگر را خواهیم دید ♪

620
00:41:23,960 --> 00:41:24,960
‫یکی دیگه.

621
00:41:25,295 --> 00:41:26,295
‫آره.

622
00:41:52,989 --> 00:41:56,535
‫حداقل سر زدن به اون دخترهای احمق
‫یه نتیجه خوب هم داشت.

623
00:41:57,000 --> 00:42:17,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

