﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,372 --> 00:00:19,373
‫پدر عزیزم،

3
00:00:19,999 --> 00:00:21,697
‫تو فکرت بودم،

4
00:00:21,721 --> 00:00:23,419
‫اینکه اگه بودی
‫چقدر عاشق آسمونِ اینجا می‌شدی.

5
00:00:24,170 --> 00:00:26,213
‫یادمه وقتی بچه بودم کنارت می‌نشستم.

6
00:00:26,714 --> 00:00:27,985
‫ابرها رو نگاه می‌کردیم

7
00:00:28,009 --> 00:00:29,633
‫و تمام رازهایی که بلد بودن رو تصور می‌کردیم.

8
00:00:30,885 --> 00:00:33,113
‫خوشحال می‌شی اگه بدونی نوه‌هات دارن اینجا رشد می‌کنن.

9
00:00:33,137 --> 00:00:34,263
‫فاریا هم بهش...

10
00:00:34,346 --> 00:00:36,766
‫لورا عاشق علفزار و مطالعه شده.

11
00:00:36,849 --> 00:00:38,169
‫باید گنج رو پیدا کنی.

12
00:00:38,225 --> 00:00:39,798
‫ربطی به ما نداره،

13
00:00:39,822 --> 00:00:41,395
‫بلکه به خاطر تاثیریه که
‫از دوست جدیدش می‌گیره.

14
00:00:42,021 --> 00:00:44,774
‫مری مهارت مادر با سوزن رو به ارث بُرده.

15
00:00:45,441 --> 00:00:46,806
‫الان به جای آبنبات،

16
00:00:46,830 --> 00:00:48,194
‫برای کادو نخ می‌خواد.

17
00:00:49,445 --> 00:00:50,905
‫کارولین اینجا خوشحاله.

18
00:00:51,489 --> 00:00:54,241
‫یه حلقه‌ی گسترده از دوستان و آشنایان پیدا کرده.

19
00:00:55,826 --> 00:00:58,037
‫ذرت داره قوی و پیوسته رشد می‌کنه.

20
00:00:58,120 --> 00:00:59,955
‫اداره‌ی اراضی دیگه هر روز ممکنه باز بشه،

21
00:01:00,456 --> 00:01:02,833
‫و آینده‌مون در اینجا بالاخره سامون می‌گیره.

22
00:01:03,334 --> 00:01:06,128
‫مهم‌تر از همه، یه نوه‌ی دختر جدید داری.

23
00:01:06,837 --> 00:01:08,047
‫اسمش رو گذاشتیم کَری.

24
00:01:08,547 --> 00:01:10,466
‫سالم و بی‌نقصه.

25
00:01:10,549 --> 00:01:11,872
‫هر بار نگاش می‌کنم،

26
00:01:11,896 --> 00:01:13,219
‫سرشار از عشق می‌شم،

27
00:01:13,719 --> 00:01:15,679
‫همون عشقی که می‌دونم تو به من داشتی

28
00:01:16,305 --> 00:01:17,431
‫و به جرج.

29
00:01:19,475 --> 00:01:21,227
‫متاسفم که آخرش اونجوری شد.

30
00:01:21,811 --> 00:01:24,188
‫امیدوارم بتونی من رو ببخشی.

31
00:01:24,688 --> 00:01:25,688
‫وگرنه،

32
00:01:26,273 --> 00:01:28,359
‫لطفاً بدون که ما در علفزار خوشبختیم،

33
00:01:29,860 --> 00:01:31,987
‫تو خونه‌ی جدیدمون خوشبختیم.

34
00:01:37,576 --> 00:01:38,576
‫بابا.

35
00:01:39,703 --> 00:01:40,704
‫ببین

36
00:01:44,000 --> 00:01:51,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

37
00:01:55,970 --> 00:01:57,096
‫دارن کجا میرن؟

38
00:01:58,347 --> 00:01:59,515
‫رئیس‌ها دارن جمع می‌شن.

39
00:02:00,683 --> 00:02:03,394
‫آقای میچل گفت بالاخره آماده‌ان معاهده رو امضا کنن.

40
00:02:05,229 --> 00:02:06,605
‫بعدش چی می‌شه؟

41
00:02:08,107 --> 00:02:09,525
‫به مناطق سرخ‌پوستان میرن.

42
00:02:15,531 --> 00:02:16,531
‫همه‌شون؟

43
00:02:17,241 --> 00:02:18,534
‫حتی عقاب خوب؟

44
00:02:27,042 --> 00:02:29,962
‫زودباشید. امروز مراسم ناهار خوش‌آمدگویی برای کشیشه.

45
00:02:30,462 --> 00:02:32,464
‫و صبر ندارم که تمام کابلرهای مامان‌تون رو بخورم.

46
00:02:32,548 --> 00:02:33,464
‫تازه صبحونه خوردی.

47
00:02:33,488 --> 00:02:35,176
‫دوست دارم از پیش برنامه‌ریزی کنم.

48
00:02:36,302 --> 00:02:37,302
‫باشه.

49
00:02:52,000 --> 00:02:56,000
‫« خانه‌ای کوچک در علفزار »

50
00:02:58,365 --> 00:02:59,288
‫تکون نخور.

51
00:02:59,312 --> 00:03:01,452
‫سیب‌زمینی رو بذار زمین.

52
00:03:06,624 --> 00:03:08,876
‫مطمئنی می‌خوای تولدت رو با لورا بگذرونی؟

53
00:03:08,959 --> 00:03:11,128
‫تو سرت شلوغه و اون یه سوپرایز برام آماده کرده.

54
00:03:11,962 --> 00:03:14,298
‫خوشتیپ و مهم شدی.

55
00:03:14,381 --> 00:03:15,549
‫موافقم.

56
00:03:15,633 --> 00:03:16,842
‫امشب جشن می‌گیریم.

57
00:03:16,926 --> 00:03:18,010
‫هوم.

58
00:03:18,093 --> 00:03:19,637
‫وقتی همه‌چیز حل شد.

59
00:03:20,346 --> 00:03:23,224
‫- عقاب خوب! زودباش!
‫- یادت نره بهت چی گفتیم.

60
00:03:23,307 --> 00:03:24,004
‫هشیار باش.

61
00:03:24,028 --> 00:03:26,143
‫به تمام اتفاقات اطرافت توجه کن.

62
00:03:26,227 --> 00:03:27,947
‫بعد از ظهر میام دنبالت.

63
00:03:28,020 --> 00:03:31,106
‫حتماً. اصلاً هم به کادوهایی که برام گرفتین نگاه نکردم.

64
00:03:31,607 --> 00:03:32,858
‫باشه، خدافظ. موفق باشید.

65
00:03:33,901 --> 00:03:36,987
‫قطعاً دیدشون.

66
00:03:37,071 --> 00:03:39,035
‫هاشینـش رو هم جا گذاشت.

67
00:03:39,059 --> 00:03:41,367
‫از دست اون بچه. به تو رفته.

68
00:03:45,079 --> 00:03:46,247
‫اضطراب داری؟

69
00:03:46,872 --> 00:03:49,416
‫نه. کلی کار ترجمه انجام دادم.

70
00:03:49,500 --> 00:03:51,293
‫رئیس‌ها یکی مثل تو رو می‌خوان،

71
00:03:51,794 --> 00:03:54,588
‫کسی که بهشون بگه دقیقاً اون مردم دارن چی میگن.

72
00:03:54,672 --> 00:03:57,258
‫بهت اعتماد دارن چون می‌شناسنت.

73
00:03:58,467 --> 00:04:00,678
‫فقط می‌خوام مطمئن باشم
‫که داریم کار درست رو انجام میدیم.

74
00:04:01,845 --> 00:04:03,722
‫تنها کار همینه.

75
00:04:04,807 --> 00:04:06,517
‫کاش حقیقت نداشت، ولی...

76
00:04:08,644 --> 00:04:09,644
‫رسیدیم به اینجا.

77
00:04:13,732 --> 00:04:14,817
‫رسیدیم به اینجا.

78
00:04:28,455 --> 00:04:30,207
‫اون صدای چیه؟

79
00:04:31,333 --> 00:04:33,711
‫طبل، که به مردم بگن برای شورا جمع بشن.

80
00:04:33,794 --> 00:04:34,965
‫اگه رئیس‌ها امضا کنن،

81
00:04:34,989 --> 00:04:35,879
‫مجبور می‌شی بری؟

82
00:04:36,755 --> 00:04:38,719
‫اگه رئیس‌ها امضا نکنن چی؟

83
00:04:38,743 --> 00:04:39,758
‫ما باید بریم؟

84
00:04:40,467 --> 00:04:41,343
‫نمی‌دونم.

85
00:04:41,427 --> 00:04:43,804
‫باشه، سوال پرسیدن بسه.

86
00:04:43,887 --> 00:04:45,264
‫تولد عقاب خوبه.

87
00:04:45,347 --> 00:04:48,058
‫- لورا، چطوره نقشه رو بهش بگی؟
‫- نقشه رو بگو.

88
00:04:48,142 --> 00:04:50,144
‫یه کاری داریم.

89
00:04:51,437 --> 00:04:52,271
‫کار؟

90
00:04:52,354 --> 00:04:54,481
‫باید این نامه رو پُست کنیم.

91
00:04:55,691 --> 00:04:56,984
‫زودباش، بریم!

92
00:04:58,986 --> 00:05:00,237
‫اینگالز!

93
00:05:01,322 --> 00:05:02,322
‫می‌شنوی؟

94
00:05:03,282 --> 00:05:05,659
‫این چیزیه که همه منتظرش بودیم.

95
00:05:05,743 --> 00:05:08,746
‫می‌خواید باهام بیاید
‫و شاهد تاریخ‌سازی باشید؟

96
00:05:09,330 --> 00:05:10,331
‫بریم به شورا؟

97
00:05:11,623 --> 00:05:14,084
‫نمی‌دونستم واسه عموم مردم بازه.

98
00:05:14,168 --> 00:05:17,338
‫خب، همونقدر که آینده‌ی ماست
‫آینده‌ی اون‌ها هم هست.

99
00:05:17,421 --> 00:05:19,798
‫زودباشید. معامله دیگه انجام شده.

100
00:05:19,882 --> 00:05:21,508
‫الان دیگه نمایشیه.

101
00:05:22,009 --> 00:05:25,721
‫مسیرش کوتاهه و تا قبل از مراسم دعای کشیش برمی‌گردیم.

102
00:05:25,804 --> 00:05:26,804
‫قول میدم.

103
00:05:27,473 --> 00:05:29,099
‫تاریخ‌سازیه.

104
00:05:30,768 --> 00:05:32,019
‫برام یکم کابلر نگه دارید.

105
00:05:34,980 --> 00:05:36,857
‫به این میگن روحیه، اینگالز.

106
00:05:43,322 --> 00:05:44,490
‫پس فقط خودمون هستیم.

107
00:05:53,624 --> 00:05:57,127
‫واسه یه ناهار خوش‌آمدگویی
‫خیلی تدارکات نچیدن.

108
00:05:57,836 --> 00:05:59,004
‫راست میگی.

109
00:06:01,173 --> 00:06:02,173
‫مارگارت.

110
00:06:03,050 --> 00:06:04,051
‫می‌تونم کمک کنم؟

111
00:06:04,134 --> 00:06:06,178
‫کارولین. جما من رو مسئول کرده.

112
00:06:06,261 --> 00:06:07,730
‫قول داد همه‌چیز بیاره،

113
00:06:07,754 --> 00:06:09,223
‫ولی هیچی اینجا نیست.

114
00:06:09,306 --> 00:06:12,142
‫نه میزی هست نه صندلی یا بشقاب یا لیوان.

115
00:06:12,226 --> 00:06:14,561
‫مگه قرار نبود خودمون بشقاب و لیوان بیاریم؟

116
00:06:14,645 --> 00:06:17,272
‫نمی‌دونم. بهش گفتم تو اینجور کارها خوب نیستم،

117
00:06:17,356 --> 00:06:19,867
‫ولی گفت خودم باید کار رو دست بگیرم

118
00:06:19,891 --> 00:06:21,485
‫و هوشِ کافی رو دارم،

119
00:06:21,568 --> 00:06:23,695
‫ولی اصلاً ندارم.

120
00:06:23,779 --> 00:06:25,239
‫من باهوش نیستم.

121
00:06:26,031 --> 00:06:27,083
‫عیب نداره.

122
00:06:27,107 --> 00:06:28,158
‫حلش می‌کنیم

123
00:06:31,745 --> 00:06:32,871
‫خانم‌ها.

124
00:06:34,081 --> 00:06:37,459
‫بیاید... نیمکت‌ها رو واسه نشستن ببریم بیرون.

125
00:06:37,543 --> 00:06:39,044
‫و سارا،

126
00:06:39,128 --> 00:06:42,631
‫سریع برو آسیاب و بگو چندتا تخته واسه میز بیارن.

127
00:06:43,132 --> 00:06:45,551
‫از خرک‌ها به عنوان پایه استفاده می‌کنیم.

128
00:06:45,634 --> 00:06:47,478
‫می‌تونی ببینی خانم هندرسون چیزی داره

129
00:06:47,502 --> 00:06:49,346
‫که به جای رومیزی و گلدان استفاده کنیم؟

130
00:06:49,430 --> 00:06:50,556
‫بله مامان.

131
00:06:52,891 --> 00:06:55,394
‫- بریم سراغ نیمکت‌ها.
‫- بله خانم.

132
00:07:06,113 --> 00:07:07,239
‫سلام.

133
00:07:07,322 --> 00:07:08,270
‫سلام آقای هنری.

134
00:07:08,294 --> 00:07:10,075
‫می‌خوام این نامه رو پست کنم.

135
00:07:10,659 --> 00:07:11,660
‫بسیار خوب.

136
00:07:11,743 --> 00:07:15,789
‫در ضمن می‌خواستم ببینم واسه عقاب خوب میچل نامه‌ای دارید یا نه

137
00:07:16,290 --> 00:07:17,708
‫چون امروز تولدشه.

138
00:07:17,791 --> 00:07:19,835
‫راستش،

139
00:07:20,752 --> 00:07:22,921
‫فکر کنم همین امروز صبح یه چیزی رسید.

140
00:07:31,221 --> 00:07:32,221
‫بازش کن.

141
00:07:37,436 --> 00:07:38,729
‫یه نقشه گنجه.

142
00:07:38,812 --> 00:07:42,399
‫کُنتِ مونت کریستو
‫حتماً توی ایندپندنس گنج مخفی کرده.

143
00:07:42,941 --> 00:07:44,067
‫نوشته کجا بریم؟

144
00:07:44,568 --> 00:07:48,030
‫ما اینجاییم و اولین گنج اینجاست.

145
00:07:48,113 --> 00:07:49,740
‫اون هتل جادسونه.

146
00:07:50,908 --> 00:07:51,909
‫زودباش!

147
00:07:51,992 --> 00:07:53,577
‫ممنون آقای هنری.

148
00:08:16,099 --> 00:08:17,267
‫از دیدنت خوشحالم.

149
00:08:19,937 --> 00:08:20,979
‫از دیدنت خوشحالم.

150
00:08:23,065 --> 00:08:24,900
‫انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

151
00:08:25,400 --> 00:08:27,444
‫گفتم ادای احترام کنم.

152
00:08:28,487 --> 00:08:30,697
‫دوست ندارم ببینم آدم‌های خوب
‫اینقدر ضرر کنن.

153
00:08:31,198 --> 00:08:32,783
‫ایلای میگه معامله خوبیه،

154
00:08:34,034 --> 00:08:35,118
‫واسه همه منصفانه‌ست.

155
00:08:35,202 --> 00:08:37,204
‫بستگی به تعریفت از انصاف داره.

156
00:08:38,664 --> 00:08:39,748
‫اینگالز!

157
00:08:40,374 --> 00:08:42,709
‫می‌خوام با سرپرست سرخ‌پوستان
‫آیزاک گیبسون آشنا بشی،

158
00:08:42,793 --> 00:08:46,713
‫مردی که امیدوارم هفت رئیسِ هفت گروهی

159
00:08:46,797 --> 00:08:48,966
‫که امروز اینجا جمع شدن رو سرِ عقل بیاره.

160
00:08:49,758 --> 00:08:54,054
‫مامور گیبسون، چارلز اینگالز
‫یکی از بهترین شهروندان ماست.

161
00:08:54,137 --> 00:08:56,515
‫یه زن زیبا و سه‌تا دختر دوست‌داشتنی داره،

162
00:08:56,598 --> 00:08:59,017
‫و واقعاً به این زمین علاقمنده.

163
00:08:59,726 --> 00:09:01,721
‫بگو ببینم آقای اینگالز.

164
00:09:01,745 --> 00:09:03,689
‫چی باعث شد به این زمینی
‫که اینقدر براش اشتیاق داری بیای؟

165
00:09:05,190 --> 00:09:07,234
‫گمونم همون چیزی که اکثر مردم رو آورده.

166
00:09:08,110 --> 00:09:10,612
‫آسمون باز، زندگی جدید،

167
00:09:11,446 --> 00:09:13,532
‫شروعی تازه واسه خانواده‌ام.

168
00:09:13,615 --> 00:09:14,446
‫ولی چرا اینجا؟

169
00:09:14,470 --> 00:09:16,326
‫چرا این تیکه‌ی کوچیک از کانزاس؟

170
00:09:16,410 --> 00:09:19,204
‫چرا به جایی اومدی
‫که اینقدر غیرقابل دسترسه؟

171
00:09:20,330 --> 00:09:21,957
‫راستش به خاطر یه تراکت بود.

172
00:09:22,457 --> 00:09:23,917
‫توی دریاچه پپین دیدم‌شون.

173
00:09:24,418 --> 00:09:25,391
‫بذار حدس بزنم.

174
00:09:25,415 --> 00:09:26,670
‫زمین مجانی در غرب؟

175
00:09:27,379 --> 00:09:30,215
‫میلیون‌ها هکتار؟
‫خالص و آب فراوان؟

176
00:09:32,134 --> 00:09:33,218
‫هوم.

177
00:09:33,927 --> 00:09:34,970
‫یه همچین چیزی.

178
00:09:35,470 --> 00:09:37,612
‫خب، حالا اینجاست.

179
00:09:37,636 --> 00:09:38,765
‫مهم اینه.

180
00:09:39,349 --> 00:09:41,184
‫همه الان اینجاییم.

181
00:09:42,394 --> 00:09:43,395
‫کاملاً درسته.

182
00:09:44,688 --> 00:09:45,731
‫آقایون.

183
00:09:49,401 --> 00:09:50,444
‫آها.

184
00:09:56,867 --> 00:09:58,743
‫آره، با اون میز.

185
00:09:58,767 --> 00:10:01,705
‫بعدش غذا رو می‌ذاریم روش.

186
00:10:01,788 --> 00:10:03,645
‫نمی‌دونم چطوری این کار رو می‌کنه،

187
00:10:03,669 --> 00:10:06,168
‫که وقتی لبخند می‌زنه همه حرفش رو گوش میدن.

188
00:10:06,251 --> 00:10:07,720
‫شاید جادوگری باشه.

189
00:10:07,744 --> 00:10:09,212
‫مادرم جادوگر نیست.

190
00:10:09,296 --> 00:10:10,681
‫داره شوخی می‌کنه.

191
00:10:10,705 --> 00:10:12,090
‫میگم قابل تحسینه.

192
00:10:12,591 --> 00:10:15,802
‫شاید تو هم اون قدرت رو داری، قدرت سحر و جادو.

193
00:10:16,303 --> 00:10:17,303
‫عالیه!

194
00:10:17,763 --> 00:10:19,931
‫ممنون. همه‌تون فوق‌العاده‌این.

195
00:10:20,015 --> 00:10:21,266
‫آخی.

196
00:10:21,350 --> 00:10:22,255
‫خوابش نمی‌بره.

197
00:10:22,279 --> 00:10:24,561
‫نمی‌خواد هیچ صحنه‌ای رو از دست بده.

198
00:10:24,645 --> 00:10:27,064
‫خب، مری می‌تونه ببرتش فروشگاه
‫که اونجا ساکته.

199
00:10:27,147 --> 00:10:28,690
‫کیلب هم خوشش میاد یکی پیشش باشه.

200
00:10:29,775 --> 00:10:31,735
‫برو. برات یکم ناهار نگه می‌داریم.

201
00:10:37,532 --> 00:10:39,576
‫گمونم می‌دونستم اون اتفاق می‌افته.

202
00:10:44,539 --> 00:10:46,083
‫خانم هندرسون کجاست؟

203
00:10:46,166 --> 00:10:48,335
‫اون... رفته کلیسا.

204
00:10:51,088 --> 00:10:53,215
‫سلام.

205
00:10:53,298 --> 00:10:54,419
‫چته تو، پسر؟

206
00:10:54,443 --> 00:10:56,885
‫کار با ترازو رو بلد نیستی؟

207
00:10:56,968 --> 00:10:58,970
‫نمی‌دونم چطوری یه پسر کودن رو گذاشتن

208
00:10:59,054 --> 00:11:01,723
‫که پای دخل وایسه.

209
00:11:02,766 --> 00:11:03,766
‫خب؟

210
00:11:04,810 --> 00:11:06,144
‫پسرم، من جوون‌تر نمی‌شم.

211
00:11:10,440 --> 00:11:13,527
‫از دیدن‌تون خوشحالم، آقای کایند.
‫بذارید کمک کنم.

212
00:11:21,201 --> 00:11:22,087
‫می‌شه ۱۵ سنت.

213
00:11:22,111 --> 00:11:23,620
‫خب، به نظر درست نمیاد.

214
00:11:23,704 --> 00:11:25,288
‫این یه پنیر خیلی مرغوبه.

215
00:11:25,372 --> 00:11:27,958
‫مطمئنم داری باهاش به مراسم ناهار کشیش میری.

216
00:11:28,041 --> 00:11:29,566
‫خیلی باسخاوت هستی.

217
00:11:29,590 --> 00:11:31,628
‫چیز دیگه‌ای هم می‌خواید؟

218
00:11:32,212 --> 00:11:34,881
‫همین پنیر. بزنش به حسابم.

219
00:11:49,020 --> 00:11:51,773
‫- ممنون.
‫- باحاله. دوست دارم پشت دخل وایسم.

220
00:11:52,357 --> 00:11:54,651
‫- توی دفتر حساب ثبتش می‌کنم.
‫- باشه.

221
00:11:55,235 --> 00:11:56,361
‫الان برمی‌گردم.

222
00:12:24,598 --> 00:12:25,766
‫سلام. سلام

223
00:12:25,849 --> 00:12:27,267
‫ببخشید دیر اومدم.

224
00:12:27,768 --> 00:12:30,437
‫دستِ پسر سورنسون توی کندو گیر کرده بود.

225
00:12:30,520 --> 00:12:33,356
‫مجبور شدم هشت‌تا زنبور رو
‫از انگشت‌های چسبناک کوچولوش در بیارم.

226
00:12:33,857 --> 00:12:36,091
‫خوشبختانه، گوشت زیادی روی استخوانشه،

227
00:12:36,115 --> 00:12:37,194
‫پس چیزیش نمی‌شه.

228
00:12:37,277 --> 00:12:38,277
‫از شنیدنش خوشحالم.

229
00:12:38,320 --> 00:12:40,030
‫خانم سورنسون باید بهش رسیدگی کنه،

230
00:12:40,113 --> 00:12:42,657
‫ولی به جای خودش بیسکوئیت و موم عسل فرستاد.

231
00:12:42,741 --> 00:12:45,410
‫- می‌تونی بذاری‌شون اونجا.
‫- باشه.

232
00:12:49,790 --> 00:12:51,458
‫چیه؟

233
00:12:52,501 --> 00:12:56,296
‫اگه فکر می‌کنی همه نمی‌دونستن
‫داری هفته‌ای دو بار شام می‌خوری،

234
00:12:56,379 --> 00:12:57,297
‫اشتباه می‌کنی.

235
00:12:57,380 --> 00:12:58,715
‫خب، حقیقت نداره.

236
00:12:59,633 --> 00:13:01,510
‫هفته‌ای سه باره.

237
00:13:02,886 --> 00:13:05,597
‫- می‌خوای باهاش ازدواج کنی یا نه؟
‫- لیسی.

238
00:13:06,723 --> 00:13:08,433
‫هفته‌ای سه بار شام؟

239
00:13:08,934 --> 00:13:12,020
‫و شنبه صبح‌ها قبل از باز شدن فروشگاه میری پیاده‌روی؟

240
00:13:12,103 --> 00:13:13,814
‫آره، اون رو هم می‌دونم.

241
00:13:14,773 --> 00:13:16,274
‫درباره‌اش حرف نزدیم.

242
00:13:17,901 --> 00:13:19,945
‫فکر کنم گیر کردیم.

243
00:13:20,028 --> 00:13:21,738
‫یا اون گیر کرده. نمی‌دونم.

244
00:13:23,615 --> 00:13:25,452
‫زیر نور خورشید راجع به همه‌چیز
‫صحبت می‌کنیم،

245
00:13:25,476 --> 00:13:27,911
‫ولی اون کلاً از آینده حرفی نمی‌زنه.

246
00:13:28,495 --> 00:13:29,663
‫شاید بهتره خودت ازش بپرسی.

247
00:13:29,746 --> 00:13:31,248
‫چیه؟

248
00:13:31,331 --> 00:13:32,320
‫شوکه شدی؟

249
00:13:32,344 --> 00:13:34,000
‫بهت توهین کردم؟

250
00:13:34,084 --> 00:13:36,378
‫فقط فکر می‌کردم
‫به ازدواج اعتقاد نداری.

251
00:13:36,461 --> 00:13:40,507
‫نه، واسه بقیه باور دارم.

252
00:13:41,007 --> 00:13:42,390
‫من مال خودم رو داشتم.

253
00:13:42,414 --> 00:13:44,261
‫تا جایی که تونستم واضح گفتم.

254
00:13:46,096 --> 00:13:47,096
‫مطمئنی؟

255
00:13:48,139 --> 00:13:50,725
‫اگه حرف دلت رو نزنی
‫زندگی ممکنه از دستت در بره.

256
00:13:51,393 --> 00:13:53,311
‫اگه اینجا چیزی فهمیده باشم، اینه.

257
00:13:56,690 --> 00:13:58,233
‫میرم بازم آب بیارم.

258
00:14:05,574 --> 00:14:06,741
‫تازه بیشتر.

259
00:14:30,974 --> 00:14:32,475
‫اوه...

260
00:14:32,559 --> 00:14:35,270
‫باید از گنج من سهیم باشی، آقای مورل.

261
00:14:43,403 --> 00:14:44,946
‫می‌خوای از اینجا بری؟

262
00:14:45,947 --> 00:14:48,283
‫بابا میگه لازم نیست بریم.

263
00:14:48,366 --> 00:14:50,577
‫می‌تونیم مثل پسرعمو لوئیس
‫توی مزرعه بمونیم،

264
00:14:50,660 --> 00:14:53,079
‫ولی بقیه‌ی خانواده‌ام باید برن.

265
00:14:54,122 --> 00:14:55,332
‫و دلم براشون تنگ می‌شه.

266
00:14:57,834 --> 00:15:00,211
‫وقتی از جنگل بزرگ اومدم اینجا،

267
00:15:01,755 --> 00:15:04,858
‫خیلی دلم واسه مامان‌بزرگ و بابابزرگ

268
00:15:04,882 --> 00:15:07,344
‫و خاله‌ها و عموهام تنگ شد.

269
00:15:08,553 --> 00:15:11,056
‫حس کردم دارم دو نصف می‌شم.

270
00:15:13,600 --> 00:15:15,769
‫حالا نمی‌تونم برگشتن رو تصور کنم.

271
00:15:18,229 --> 00:15:19,764
‫ولی همینطور نمی‌تونم اینجا بودن

272
00:15:19,788 --> 00:15:20,774
‫بدون تو رو تصور کنم.

273
00:15:22,233 --> 00:15:23,777
‫تصمیمش با من نیست.

274
00:15:26,988 --> 00:15:28,031
‫متاسفم.

275
00:15:29,157 --> 00:15:30,325
‫تولدته،

276
00:15:31,034 --> 00:15:33,411
‫و فقط باید درباره‌ی چیزها باحال صحبت کنیم.

277
00:15:34,412 --> 00:15:36,039
‫حالا بعدش بریم کجا؟

278
00:15:37,832 --> 00:15:39,250
‫کوچه.

279
00:15:59,062 --> 00:16:00,062
‫اون کیه؟

280
00:16:00,563 --> 00:16:01,856
‫دیدم با اسب اومد.

281
00:16:03,108 --> 00:16:05,301
‫اسمش جوزف پاونی نو پاشه‌ست.

282
00:16:05,325 --> 00:16:07,028
‫بهش میگن فرماندار جو.

283
00:16:07,862 --> 00:16:09,322
‫چرا فرماندار نه رئیس؟

284
00:16:09,406 --> 00:16:10,657
‫میگن به این خاطر این لقب رو برداشته

285
00:16:10,740 --> 00:16:12,395
‫چون می‌خواسته سرپرست‌های سرخ‌پوستان فکر کنن

286
00:16:12,419 --> 00:16:13,535
‫آدم منطقی‌ایه.

287
00:16:14,703 --> 00:16:17,580
‫در ضمن این رو هم میگن که باهوش‌ترین مرد قومشه.

288
00:16:19,000 --> 00:16:26,000


289
00:16:28,383 --> 00:16:30,468
‫این توافق اجازه‌ی جداییِ قبیله‌ی

290
00:16:30,552 --> 00:16:33,638
‫اوسیج بزرگ و کوچک از کانزاس...

291
00:16:37,600 --> 00:16:41,312
‫به خانه‌ی جدید و دائمی در منطقه‌ی سرخ‌پوستان رو صادر می‌کنه.

292
00:16:46,693 --> 00:16:47,780
‫زمین‌های کانزاس به قیمت

293
00:16:47,804 --> 00:16:49,320
‫هر جریب ۱.۲۵ دلار خریداری می‌شن.

294
00:16:52,407 --> 00:16:53,910
‫بعدش با اون بودجه

295
00:16:53,934 --> 00:16:56,953
‫سهم‌های انفرادی برای تمام اوسیج‌ها

296
00:16:57,037 --> 00:16:58,997
‫در زمین‌هایی که قبلاً به چروکی‌ها تعلق داشت
‫خریداری می‌شه.

297
00:17:05,128 --> 00:17:08,256
‫مالکیت زمین خصوصی به شما اجازه‌ی رشد میده.

298
00:17:08,339 --> 00:17:11,217
‫کارِ دستی در صورتی که به طرز مناسبی
‫برای کشاورزی هدایت بشه،

299
00:17:11,301 --> 00:17:13,094
‫آینده‌ای برای خانواده‌هاتون درست می‌کنه.

300
00:17:13,178 --> 00:17:17,557
‫ما جنگجوییم! کشاورز نیستیم!

301
00:17:17,640 --> 00:17:21,770
‫بدون شکار بوفالو، از گرسنگی می‌میریم.

302
00:17:21,853 --> 00:17:25,565
‫بشین پسرعمو.
‫بذار صحبت کنه.

303
00:17:25,648 --> 00:17:26,965
‫حرف‌هاش دروغه.

304
00:17:26,989 --> 00:17:29,444
‫اون‌ها قول محافظت رو دادن،

305
00:17:29,527 --> 00:17:36,159
‫ولی بازم می‌ذارن تعداد بیشتری از این مردم
‫زمین ما رو تصاحب کنن.

306
00:17:40,080 --> 00:17:41,247
‫بگیر بشین.

307
00:17:50,882 --> 00:17:52,467
‫ادامه بدیم.

308
00:17:57,180 --> 00:18:00,558
‫واقعاً تغییر کرد.

309
00:18:00,642 --> 00:18:03,603
‫- الان فقط مهمون افتخاری‌مون رو می‌خوایم.
‫- آره.

310
00:18:04,104 --> 00:18:06,564
‫کارولین، تو جونم رو نجات دادی.

311
00:18:06,648 --> 00:18:08,024
‫اختیار داری.

312
00:18:08,108 --> 00:18:09,275
‫نه، جدی میگم.

313
00:18:10,735 --> 00:18:11,484
‫درست نبود،

314
00:18:11,508 --> 00:18:13,780
‫اونجوری که جما با خانم هندرسون برخورد کرد،

315
00:18:14,489 --> 00:18:15,833
‫باید یه چیزی می‌گفتم،

316
00:18:15,857 --> 00:18:17,200
‫ولی زمان زیادی گذشته،

317
00:18:17,283 --> 00:18:19,786
‫و فرصتم رو از دست دادم و چیزی نگفتم.

318
00:18:20,370 --> 00:18:21,370
‫من رو ببخش.

319
00:18:22,705 --> 00:18:24,124
‫خدای من.

320
00:18:26,000 --> 00:18:27,502
‫سنگ‌تموم گذاشتین.

321
00:18:28,002 --> 00:18:30,421
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫که یه خوش‌آمدگویی حسابی ازتون به عمل بیاد.

322
00:18:31,881 --> 00:18:34,509
‫متاسفانه روز خیلی خوب شروع نشد،

323
00:18:35,343 --> 00:18:38,012
‫ولی کارولین اینگالز اومد نجات‌مون داد.

324
00:18:38,096 --> 00:18:39,764
‫همه‌اش کار اونه.

325
00:18:39,848 --> 00:18:41,808
‫مطمئنم همه کمک کردن.

326
00:18:41,891 --> 00:18:44,102
‫همینطوره.

327
00:18:44,185 --> 00:18:45,185
‫خب،

328
00:18:46,062 --> 00:18:47,730
‫واقعاً جادوییه.

329
00:18:48,481 --> 00:18:51,651
‫بریم یه بشقاب برداریم
‫و کلی از خودت برام تعریف کن.

330
00:19:06,291 --> 00:19:08,501
‫- چقدر آبنبات اینجاست؟
‫- بازش کن.

331
00:19:13,756 --> 00:19:15,142
‫هر وقت دمِ نهر بازی می‌کنیم،

332
00:19:15,166 --> 00:19:16,551
‫می‌بینم که سنگ‌ریزه برمی‌داری.

333
00:19:16,634 --> 00:19:18,511
‫از سنگ‌های گِرد و روشن خوشت میاد.

334
00:19:18,595 --> 00:19:20,147
‫واسه همین بعد از آب شدنِ برف‌ها،

335
00:19:20,171 --> 00:19:21,723
‫دنبال خوشگل‌ترین سنگ‌ریزه‌ها گشتم

336
00:19:21,806 --> 00:19:22,932
‫و برات نگه‌شون داشتم.

337
00:19:26,561 --> 00:19:27,896
‫دوست‌شون نداری؟

338
00:19:28,688 --> 00:19:29,688
‫چرا.

339
00:19:31,900 --> 00:19:33,713
‫یه گنج دیگه هم هست، یه بهترش.

340
00:19:33,737 --> 00:19:35,236
‫می‌تونیم بریم دنبال اون.

341
00:19:36,738 --> 00:19:38,531
‫بیا قبلش بریم یه جای دیگه.

342
00:19:59,510 --> 00:20:00,929
‫همه‌چیز روبراهه؟

343
00:20:04,224 --> 00:20:05,975
‫والدینم چند وقته که بدهی دارن؟

344
00:20:07,185 --> 00:20:09,090
‫امیلی و ساموئل می‌دونن که خوش‌حسابن،

345
00:20:09,114 --> 00:20:10,855
‫وقتی محصولات‌شون به بازار برسه.

346
00:20:11,356 --> 00:20:13,107
‫لطفاً به امیلی نگو گذاشتم ببینی.

347
00:20:14,943 --> 00:20:17,195
‫- واسه چی بود؟
‫- چیزهای معمولی.

348
00:20:17,278 --> 00:20:19,989
‫تخم‌مرغ، شمع، نخ واسه قلاب‌دوزی‌هات...

349
00:20:20,073 --> 00:20:22,784
‫همه بدهکارن، مری.
‫دفتر حساب رو دیدی.

350
00:20:23,576 --> 00:20:24,576
‫می‌دونم.

351
00:20:32,210 --> 00:20:33,210
‫آخه...

352
00:20:33,878 --> 00:20:35,701
‫بابا گفت همه‌چیز خوبه،

353
00:20:35,725 --> 00:20:37,548
‫حتی وقتی ازش پرسیدم.

354
00:20:39,884 --> 00:20:40,884
‫بهم دروغ گفت.

355
00:20:45,682 --> 00:20:47,934
‫والدینت بدهکار شدن که زنده بمونن،

356
00:20:49,519 --> 00:20:50,937
‫که شما رو کنارهم نگه دارن.

357
00:20:52,730 --> 00:20:53,815
‫دوستت دارن.

358
00:20:54,607 --> 00:20:56,526
‫و فقط می‌خوان ازت محافظت کنن.

359
00:20:59,362 --> 00:21:00,989
‫کاش من یه خانواده‌ی اینجوری داشتم.

360
00:21:02,865 --> 00:21:04,117
‫امیلی رو داری.

361
00:21:06,661 --> 00:21:07,661
‫می‌دونم.

362
00:21:12,041 --> 00:21:13,293
‫و تو رو.

363
00:21:30,518 --> 00:21:31,936
‫یه بشقاب برات آوردم، کیلب.

364
00:21:33,646 --> 00:21:34,731
‫واسه تو هم همینطور، مری.

365
00:21:35,565 --> 00:21:36,899
‫ممنون.

366
00:22:01,549 --> 00:22:02,967
‫نمی‌ترسه از پاونی‌ها،

367
00:22:03,051 --> 00:22:04,673
‫فرماندار گروه بیگ هیلز،

368
00:22:04,697 --> 00:22:06,888
‫می‌شه برخیزی و پَر رو نگه داری؟

369
00:22:39,295 --> 00:22:42,757
‫این زمینیه که پدران‌مون توش مُردن.

370
00:22:43,966 --> 00:22:45,668
‫این زمینیه که توش دفن شدن.

371
00:22:45,692 --> 00:22:48,054
‫یه روز، دوباره باهاشون مواجه می‌شیم.

372
00:22:56,813 --> 00:22:59,273
‫یه سوال ساده می‌پرسن.

373
00:23:00,650 --> 00:23:02,693
‫چه آینده‌ای برای بچه‌هامون گذاشتیم؟

374
00:23:05,154 --> 00:23:07,532
‫روش‌هایی که جد ما از طریق‌شون ما رو زنده نگه داشتن رو حفظ کردیم

375
00:23:07,615 --> 00:23:08,825
‫تا اون‌ها ادامه‌اش بدن یا نه؟

376
00:23:11,077 --> 00:23:12,479
‫وقتی من با پدرم مواجه بشم،

377
00:23:12,503 --> 00:23:13,579
‫این جوابم خواهد بود.

378
00:23:45,987 --> 00:23:47,488
‫پس گمونم معامله منصفانه نبود.

379
00:23:48,823 --> 00:23:50,241
‫قضیه چیه؟

380
00:23:50,783 --> 00:23:52,417
‫داره کجا میره؟

381
00:23:52,441 --> 00:23:53,369
‫چی شده؟!

382
00:23:58,749 --> 00:24:01,294
‫جما خیلی از این شهر برام گفته،

383
00:24:02,170 --> 00:24:03,838
‫بیشتر از کمک‌هاش.

384
00:24:04,964 --> 00:24:07,330
‫حس می‌کنم یه چیزهایی رو از قلم انداخته.

385
00:24:07,354 --> 00:24:09,469
‫مثلاً اینکه رهبران واقعی کی هستن.

386
00:24:10,219 --> 00:24:12,555
‫- مثل خودت.
‫- من یه رهبر نیستم.

387
00:24:12,638 --> 00:24:13,500
‫خیلی شک دارم.

388
00:24:13,524 --> 00:24:15,933
‫زنانِ اینجا مشخصاً ازت الگو می‌گیرن.

389
00:24:17,351 --> 00:24:20,730
‫خب، از تصورت واسه این شهر برام بگو.

390
00:24:20,813 --> 00:24:22,690
‫- تصورم؟
‫- آره.

391
00:24:23,691 --> 00:24:25,651
‫جایی که به سخت‌کوشی پاداش بدن.

392
00:24:26,152 --> 00:24:29,447
‫جایی که همه بتونن
‫اونی که قرار بوده بشن.

393
00:24:30,865 --> 00:24:32,325
‫جایی که بچه‌ها تحصیل کنن

394
00:24:32,408 --> 00:24:34,452
‫مثل شهرهای بزرگ و کوچیکی که جاشون گذاشتیم.

395
00:24:34,535 --> 00:24:36,245
‫تحصیلات برات مهمه.

396
00:24:36,329 --> 00:24:37,371
‫معلم بودم.

397
00:24:37,455 --> 00:24:39,957
‫دیدم که چطوری دنیا رو برای بچه‌ها باز می‌کرد.

398
00:24:42,210 --> 00:24:43,210
‫عاشقش بودم.

399
00:24:45,004 --> 00:24:45,785
‫گوش کن.

400
00:24:45,809 --> 00:24:48,174
‫من فقط یکشنبه‌ها این کلیسا رو نیاز دارم.

401
00:24:48,674 --> 00:24:51,135
‫باقی هفته، این چهار دیواری می‌تونه مال تو باشه.

402
00:24:51,219 --> 00:24:52,064
‫نه. نمی‌تونم.

403
00:24:52,088 --> 00:24:54,514
‫جایگاه یه زن متاهل نیست که آموزش بده.

404
00:24:54,597 --> 00:24:56,373
‫اینجا غربه، خانم اینگالز.

405
00:24:56,397 --> 00:24:58,601
‫قوانین قدیمی به چه کار ما میاد؟

406
00:25:02,605 --> 00:25:03,302
‫هی اسکات.

407
00:25:03,326 --> 00:25:05,441
‫خونه‌ات نزدیک اردوگاه اوسیج‌هاست.

408
00:25:05,525 --> 00:25:06,776
‫کارشون تموم نشده؟

409
00:25:07,276 --> 00:25:10,029
‫اصلاً. وقتی رد می‌شدم
‫کلی هیاهو بود.

410
00:25:10,112 --> 00:25:10,947
‫منظورت چیه؟

411
00:25:11,030 --> 00:25:13,533
‫یکی از رئیس‌ها زد بیرون و حاضر نبود امضا کنه.

412
00:25:14,951 --> 00:25:16,631
‫من مسیر طولانی رو اومدم
‫که بهشو نزدیک نشم.

413
00:25:17,745 --> 00:25:18,871
‫جان؟

414
00:25:20,456 --> 00:25:21,457
‫حالا چی می‌شه؟

415
00:25:21,541 --> 00:25:23,543
‫بهش یکم فضا میدم،

416
00:25:25,294 --> 00:25:27,129
‫بعد تلاش می‌کنم جورش کنم.

417
00:25:28,214 --> 00:25:30,967
‫- اونوقت چطوریه؟
‫- مطمئن نیستم.

418
00:25:32,260 --> 00:25:35,263
‫میچل، من رو ببر پیش رئیس.

419
00:25:35,346 --> 00:25:38,140
‫باید بدونه
‫اگه امروز این قضیه رو تموم نکنه،

420
00:25:38,224 --> 00:25:41,394
‫ارتش با کمال میل هفته آینده تمومش می‌کنه.

421
00:25:42,395 --> 00:25:45,314
‫- داری از جنگ میگی؟
‫- دارم از منطق میگم.

422
00:25:46,232 --> 00:25:48,025
‫این جلسه قرار بود یه فرمالیته باشه.

423
00:25:48,109 --> 00:25:50,403
‫چیزی به اسم فرمالیته نداریم

424
00:25:50,486 --> 00:25:52,697
‫وقتی بحث آینده‌ی کل یک قوم باشه.

425
00:25:54,282 --> 00:25:57,034
‫پای آینده‌ی تو هم وسطه، اینگالز.

426
00:25:57,118 --> 00:25:58,210
‫اینجا خونه‌شونه.

427
00:25:58,234 --> 00:26:00,913
‫حق دارن تصمیم بگیرن که می‌مونن یا میرن.

428
00:26:02,039 --> 00:26:03,833
‫نه تو. نه من.

429
00:26:04,750 --> 00:26:05,793
‫نه راه‌آهن.

430
00:26:13,843 --> 00:26:16,387
‫- اونجا چه خبره؟
‫- خبر خوبی نیست.

431
00:26:16,887 --> 00:26:19,765
‫صحبت‌های زیادی از مهمات و تفنگ هست.

432
00:26:19,849 --> 00:26:21,511
‫نیازی به دراماتیک‌بازی نیست.

433
00:26:21,535 --> 00:26:23,436
‫اطمینان میدم که دراماتیکش نکرده.

434
00:26:24,061 --> 00:26:25,822
‫می‌دونم ترس در مردها چه شکلیه،

435
00:26:25,846 --> 00:26:27,607
‫و توی اون چهره‌ها دارم می‌بینمش.

436
00:26:27,690 --> 00:26:30,610
‫راست میگه.دنبال جنگ می‌گردن.

437
00:26:33,362 --> 00:26:37,241
‫کشیش، حرف شما قطعاً این صحبت‌ها رو پایان میده.

438
00:26:44,415 --> 00:26:46,167
‫خانم‌ها و آقایون،

439
00:26:46,917 --> 00:26:49,295
‫ممنون بابت خوش‌آمدگوییِ گرم‌تون.

440
00:26:49,837 --> 00:26:52,715
‫من فقط یه روز اینجا بودم ولی دیدم

441
00:26:52,798 --> 00:26:54,634
‫این شهر بر چه اساسی ساخته شده.

442
00:26:55,176 --> 00:26:56,719
‫مهربونی.

443
00:26:56,802 --> 00:26:57,802
‫سخاوت.

444
00:26:58,262 --> 00:27:00,556
‫نوشیدنی زنجبیلی و کابلر بلک‌بری.

445
00:27:03,893 --> 00:27:07,647
‫ولی همچنین یه اساس دیگه
‫که روش ایستادیم رو هم شنیدم.

446
00:27:08,773 --> 00:27:11,901
‫ترس. ترس اساسِ ناپایداریه.

447
00:27:12,401 --> 00:27:13,982
‫روی نیتِ خیر سایه می‌اندازه

448
00:27:14,006 --> 00:27:16,530
‫همونطور که جوهر روی آب چشمه سایه می‌اندازه.

449
00:27:17,281 --> 00:27:19,992
‫می‌دونم در حال حاضر
‫عدمِ قطعیتِ زیادی وجود داره،

450
00:27:20,076 --> 00:27:23,579
‫و استدعا می‌کنم با فضیلتِ خودداری باهاش مواجه بشید.

451
00:27:27,500 --> 00:27:30,252
‫برای کابلر هم همینطوره.

452
00:27:34,423 --> 00:27:36,133
‫با کمال احترام، کشیش.

453
00:27:36,217 --> 00:27:38,844
‫تو هیچی از ایندپندنس نمی‌دونی.

454
00:27:39,679 --> 00:27:41,727
‫موعظه‌هات رو بذار واسه یکشنبه‌ها.

455
00:27:41,751 --> 00:27:43,349
‫امور شهر رو بسپار به ما.

456
00:27:52,858 --> 00:27:55,319
‫من اصلاً یادم نمیاد
‫چی من رو به اینجا آورد.

457
00:27:56,821 --> 00:27:58,406
‫وقتی جنگ تموم شد،

458
00:27:59,198 --> 00:28:00,491
‫شروع به فرار کردم...

459
00:28:01,826 --> 00:28:02,826
‫برای سالیان سال.

460
00:28:05,496 --> 00:28:08,708
‫بعدش یه روز، یهو اینجا بیدار شدم.

461
00:28:11,836 --> 00:28:13,129
‫خیلی قشنگ بود.

462
00:28:16,465 --> 00:28:17,788
‫و می‌دونستم مال من نیست،

463
00:28:17,812 --> 00:28:18,634
‫ولی عاشقش بودم.

464
00:28:20,636 --> 00:28:22,179
‫واسه همین دیگه فرار نکردم.

465
00:28:23,180 --> 00:28:25,733
‫بعد از فوتِ دختر میچل،

466
00:28:25,757 --> 00:28:28,310
‫کل شب کنارش می‌نشستم.

467
00:28:29,603 --> 00:28:30,917
‫هیچی نمی‌گفتیم.

468
00:28:30,941 --> 00:28:33,315
‫فقط به ستاره‌ها زل می‌زدیم.

469
00:28:36,485 --> 00:28:37,576
‫اگه من اوسیج بودم،

470
00:28:37,600 --> 00:28:39,488
‫هیچوقت بیخیال این زمین نمی‌شدم،

471
00:28:40,448 --> 00:28:41,574
‫حتی یک سانتش.

472
00:28:43,200 --> 00:28:45,327
‫فکر نکنم دیگه چاره‌ای داشته باشن.

473
00:28:45,411 --> 00:28:47,788
‫نه، ندارن.

474
00:28:49,331 --> 00:28:50,666
‫یعنی، چاره‌ی واقعی‌ای ندارن.

475
00:28:54,503 --> 00:28:56,130
‫باید باهاش کنار بیایم.

476
00:29:06,849 --> 00:29:08,976
‫جولیا خرمالو دوست داشت.

477
00:29:11,353 --> 00:29:14,023
‫اینقدر می‌خورد که حالش بد می‌شد.

478
00:29:15,024 --> 00:29:16,500
‫حتی وقتی مامان بهش هشدار می‌داد،

479
00:29:16,524 --> 00:29:17,860
‫نمی‌تونست جلوی خودش رو بگیره.

480
00:29:22,323 --> 00:29:24,241
‫جولیا تابستون ما رو ترک کرد.

481
00:29:26,952 --> 00:29:29,997
‫پاییز اون سال، نزدیک خونه‌مون
‫هیچ میوه‌ای نبود.

482
00:29:31,165 --> 00:29:33,167
‫فکر کنم اون‌ها هم به اندازه‌ی من دلتنگش بودن.

483
00:29:35,252 --> 00:29:36,462
‫ولی بعد این یکی رو دیدم.

484
00:29:38,214 --> 00:29:41,217
‫این یکی به اندازه‌ی ده‌تا درخت خرمالو داشت.

485
00:29:41,967 --> 00:29:44,929
‫و می‌دونستم یه نشونه از جولیاست

486
00:29:46,096 --> 00:29:47,640
‫که همیشه قراره باهام باشه.

487
00:29:51,644 --> 00:29:53,646
‫واسه همین سنگ جمع می‌کنی.

488
00:29:55,898 --> 00:29:57,066
‫واسه جولیا هستن.

489
00:30:00,277 --> 00:30:01,946
‫اون بهترین دوستم بود.

490
00:30:07,576 --> 00:30:08,576
‫می‌خوای کمک کنی؟

491
00:30:15,000 --> 00:30:22,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

492
00:30:29,557 --> 00:30:32,184
‫می‌تونیم صحبت کنیم؟
‫بدون بقیه؟

493
00:30:35,145 --> 00:30:36,981
‫می‌دونم انگلیسی بلدی.

494
00:30:37,898 --> 00:30:41,110
‫پدر شونماکر گفت
‫یکی از باهوش‌ترین دانش‌آموزهاش بودی.

495
00:30:50,244 --> 00:30:54,206
‫هیچوقت نباید با زبون افرادی
‫که اینقدر راحت دروغ میگن، مذاکره کنی.

496
00:30:54,790 --> 00:30:56,792
‫بله، اعتماد بهشون کار سختیه.

497
00:30:58,252 --> 00:31:00,129
‫ولی اگه امضا نکنی،

498
00:31:00,671 --> 00:31:02,298
‫دوتامون می‌دونیم تهش چی می‌شه.

499
00:31:02,381 --> 00:31:05,467
‫اگه هم امضا کنیم، چه انتظاری می‌شه داشت؟

500
00:31:05,968 --> 00:31:07,803
‫بازم قول‌هایی که زیرشون بزنن؟

501
00:31:07,887 --> 00:31:11,265
‫سیاست‌هایی که به نفع سیاستمدارها و راه‌آهنه؟

502
00:31:11,348 --> 00:31:16,437
‫سیاست‌هایی که باعث می‌شه همه‌مون
‫بشیم کشاورزهایی که توی خاک غلت می‌زنن،

503
00:31:16,937 --> 00:31:20,399
‫هر خانواده به تنهایی تکه‌ی خودش از زمین رو داره؟

504
00:31:21,108 --> 00:31:22,679
‫ولی ما مالک اون زمین می‌شیم.

505
00:31:22,703 --> 00:31:23,652
‫منظورت از ما چیه؟

506
00:31:23,736 --> 00:31:26,822
‫شنیدم تو یکی از افرادی هستی که می‌خواد بمونه.

507
00:31:26,906 --> 00:31:28,198
‫من هنوز اوسیج هستم.

508
00:31:28,782 --> 00:31:30,576
‫و امیدوارم تا الان فهمیده باشی

509
00:31:30,659 --> 00:31:34,371
‫که اومدم کمک کنم هرچیزی که می‌خوای رو
‫از این معامله گیر بیاری.

510
00:31:34,455 --> 00:31:36,457
‫تو اصلاً نمی‌دونی اون چیه.

511
00:31:36,540 --> 00:31:37,458
‫پس بهم بگو.

512
00:31:37,541 --> 00:31:39,209
‫وقارمون.

513
00:31:42,880 --> 00:31:44,590
‫اگه بتونم کمکت کنم نگهش داری،

514
00:31:45,841 --> 00:31:46,926
‫امضا می‌کنی؟

515
00:31:51,138 --> 00:31:53,307
‫رهبران ما دوتا متمم نیاز دارن.

516
00:31:53,390 --> 00:31:56,310
‫اول، اوسیج‌ها باید اجازه داشته باشن

517
00:31:56,393 --> 00:31:59,563
‫فراتر از مرزهای قلمروی جدیدشون
‫بوفالو شکار کنن.

518
00:32:02,942 --> 00:32:03,942
‫دومیش چیه؟

519
00:32:04,860 --> 00:32:09,323
‫این زمین جدید به صورت انفرادی اختصاص داده نشه.

520
00:32:10,366 --> 00:32:13,702
‫به صورت اشتراکی در اختیار اوسیج قرار بگیره.

521
00:32:14,286 --> 00:32:16,455
‫به عنوان یک قبیله، یک مردم.

522
00:32:25,422 --> 00:32:26,924
‫مذاکرات تمومه.

523
00:32:41,981 --> 00:32:47,403
‫ما زمانی بزرگترین و قدرتمندترین ملت این قاره بودیم.

524
00:32:47,903 --> 00:32:53,200
‫ولی با هر معاهده
‫زمین و تعدادمون کم شد

525
00:32:54,076 --> 00:32:55,285
‫ولی افتخارمون کم نشد.

526
00:32:58,706 --> 00:32:59,957
‫آقای گیبسون،

527
00:33:00,666 --> 00:33:03,627
‫اوسیج‌ها باید باهم بمونن...

528
00:33:11,927 --> 00:33:13,470
‫به خاطر آینده‌ی بچه‌هامون.

529
00:33:17,975 --> 00:33:20,352
‫من اختیار اعمال اینجور تغییراتی رو ندارم.

530
00:33:22,396 --> 00:33:24,148
‫فکر نکنم این واقعیت داشته باشه.

531
00:33:29,862 --> 00:33:31,780
‫کارولین! کجا میری؟

532
00:33:31,864 --> 00:33:34,575
‫راسل کایند حلقه‌ی مخالفینش رو
‫به هتل برده.

533
00:33:34,658 --> 00:33:35,534
‫می‌دونم.

534
00:33:35,617 --> 00:33:37,430
‫الان از دکتر تَن خواستم بره دنبال ایلای.

535
00:33:37,454 --> 00:33:39,079
‫اون می‌دونه چطوری می‌شه تمومش کرد.

536
00:33:39,163 --> 00:33:41,215
‫قرار نیست صبرکنم تا بفهمم.

537
00:33:41,239 --> 00:33:41,915
‫مامان؟

538
00:33:44,376 --> 00:33:45,586
‫قضیه چیه؟

539
00:33:46,420 --> 00:33:48,589
‫می‌خوام چند نفر رو از انجام یه کار احمقانه منصرف کنم.

540
00:33:48,672 --> 00:33:50,654
‫قرار نیست به حرف یه زن گوش بدن.

541
00:33:50,678 --> 00:33:51,759
‫گمونم خواهیم دید.

542
00:33:52,259 --> 00:33:53,649
‫اوسیج‌ها احمق نیستن.

543
00:33:53,673 --> 00:33:55,554
‫می‌دونن امضا نکردن یعنی چی.

544
00:33:56,138 --> 00:33:57,461
‫اگه هم بهمون حمله کنن،

545
00:33:57,485 --> 00:33:58,807
‫این شهر هیچ دفاعی نداره.

546
00:33:58,891 --> 00:34:00,225
‫قتل‌عام راه می‌افته.

547
00:34:00,309 --> 00:34:03,729
‫من میگم تمام تسلیحات و مهماتی
‫که می‌شه رو جمع کنیم و هر چه سریعتر

548
00:34:03,812 --> 00:34:05,230
‫بهشون حمله کنیم.

549
00:34:05,314 --> 00:34:07,191
‫توی اون روستا بچه وجود داره.

550
00:34:09,485 --> 00:34:10,310
‫خانواده دارن.

551
00:34:10,334 --> 00:34:12,446
‫بچه‌ها و خانواده‌های ما چی می‌شن؟

552
00:34:13,155 --> 00:34:14,490
‫مال خودت؟

553
00:34:16,033 --> 00:34:17,933
‫صدای اون طبل‌ها رو شنیدی؟

554
00:34:17,957 --> 00:34:18,786
‫معنیش جنگه!

555
00:34:18,869 --> 00:34:19,806
‫فقط سروصداست.

556
00:34:19,830 --> 00:34:21,205
‫نمی‌دونی معنیش چیه.

557
00:34:21,288 --> 00:34:23,082
‫خانم اینگالز، دست بردار.

558
00:34:23,165 --> 00:34:25,375
‫باید بهشون نشون بدیم
‫که نمی‌تونن بهمون فشار بیارن.

559
00:34:25,459 --> 00:34:26,960
‫به اون اهمیت ندین.

560
00:34:27,711 --> 00:34:29,254
‫زیادی دستش باهاشون تو یه کاسه‌ست.

561
00:34:29,338 --> 00:34:31,924
‫اونقدری هست که بدونم آدم‌های خوبی هستن،

562
00:34:32,883 --> 00:34:34,575
‫می‌خوان یه زندگی و آینده بسازن،

563
00:34:34,599 --> 00:34:35,302
‫درست مثل شما.

564
00:34:37,930 --> 00:34:39,723
‫اون‌ها اصلاً شبیه من نیستن.

565
00:34:39,807 --> 00:34:41,809
‫من با همون ایده‌ها اومدم اینجا.

566
00:34:43,310 --> 00:34:45,134
‫فکر کردم خیلی دنیا رو می‌شناسم،

567
00:34:45,158 --> 00:34:46,271
‫ولی اشتباه می‌کردم.

568
00:34:47,731 --> 00:34:48,982
‫شما هم همینطور.

569
00:34:50,317 --> 00:34:52,595
‫اگه این شهر رو به جنگ بکشونید،

570
00:34:52,619 --> 00:34:54,363
‫هر قطره خون گردن شماست.

571
00:34:58,242 --> 00:35:00,410
‫- من جنگ نمی‌خوام.
‫- این جنگ نیست.

572
00:35:01,453 --> 00:35:02,538
‫دفاع از خوده.

573
00:35:03,413 --> 00:35:05,320
‫حالا، هرکسی که یه جو شجاعت داره،

574
00:35:05,344 --> 00:35:07,251
‫سلاحش رو برداره و بیاد دنبالم.

575
00:35:12,798 --> 00:35:13,799
‫تموم شد.

576
00:35:14,508 --> 00:35:15,509
‫امضا کردن.

577
00:35:16,301 --> 00:35:17,833
‫دولت شرایط‌شون رو قبول کرده.

578
00:35:17,857 --> 00:35:19,555
‫اوسیج‌ها دارن زمین رو می‌فروشن.

579
00:35:43,245 --> 00:35:45,497
‫ممنون. واسه همین اینجام.

580
00:35:45,581 --> 00:35:47,291
‫آخرین گنج اینجاست.

581
00:35:47,374 --> 00:35:50,002
‫عیب نداره.
‫نیاز نیست تمومش کنیم.

582
00:35:50,085 --> 00:35:52,588
‫خودم می‌خوام.
‫تولدمه.

583
00:35:59,761 --> 00:36:02,222
‫عقاب خوب عزیز، تولدت مبارک.

584
00:36:02,306 --> 00:36:06,768
‫تا حالا کسی رو ندیدم
‫که به اندازه‌ی تو باهوش یا بامزه یا شجاع باشه.

585
00:36:06,852 --> 00:36:09,021
‫کاش می‌تونستم بیشتر شبیه تو باشم.

586
00:36:09,938 --> 00:36:12,482
‫و امیدوارم بتونیم تا ابد دوست صمیمی باشیم.

587
00:36:14,067 --> 00:36:15,503
‫تو خودت یه دوست صمیمی داری.

588
00:36:15,527 --> 00:36:16,695
‫نباید درخواست می‌کردم.

589
00:36:19,156 --> 00:36:20,449
‫می‌تونم یکی دیگه داشته باشم.

590
00:36:22,492 --> 00:36:23,702
‫جولیا مشکلی نداره.

591
00:36:29,249 --> 00:36:30,249
‫خب،

592
00:36:31,084 --> 00:36:32,544
‫سوپرایز چی بود؟

593
00:36:33,295 --> 00:36:35,964
‫خب، من و لورا...

594
00:36:38,842 --> 00:36:40,260
‫دنبال گنج گشتیم.

595
00:36:41,803 --> 00:36:43,931
‫انگار خیلی براش زحمت کشیده شده.

596
00:36:45,057 --> 00:36:46,350
‫معاهده رو امضا کردن، مامان؟

597
00:36:48,352 --> 00:36:49,478
‫آره.

598
00:36:51,480 --> 00:36:52,606
‫حالا چی می‌شه؟

599
00:36:53,607 --> 00:36:57,027
‫نمی‌دونم، ولی تغییر توی راهه.

600
00:36:57,903 --> 00:37:00,239
‫کاش می‌تونستیم همه اینجا باهم بمونیم.

601
00:37:03,825 --> 00:37:05,452
‫کاش کسی مجبور نبود بره.

602
00:37:15,087 --> 00:37:17,381
‫می‌دونی اوسیج‌ها از کجا میان؟

603
00:37:21,385 --> 00:37:24,680
‫اجدادِ واژاژه‌ی ما

604
00:37:25,722 --> 00:37:28,600
‫از دنیای بالایی و ستاره‌ها به زمین اومدن.

605
00:37:29,434 --> 00:37:30,726
‫وقتی فرود اومدن،

606
00:37:30,750 --> 00:37:32,938
‫باهم برای یک خونه سفر کردن.

607
00:37:33,438 --> 00:37:34,815
‫حتی وقتی خونه پیدا کردن،

608
00:37:35,315 --> 00:37:37,609
‫اتفاقاتی افتاد که مجبورشون کرد
‫دنبال خونه‌ای جدید بگردن.

609
00:37:38,485 --> 00:37:41,045
‫همیشه چیزهایی بیشتر واسه دیدن،

610
00:37:41,069 --> 00:37:43,115
‫یاد گرفتن و حس کردن بود.

611
00:37:43,615 --> 00:37:45,575
‫ما اون خاطرات رو در خودمون داریم.

612
00:37:46,952 --> 00:37:48,662
‫واسه همین قصه میگیم،

613
00:37:49,162 --> 00:37:51,915
‫که یادمون باشه در حرکت بودن و تغییر کردن

614
00:37:52,416 --> 00:37:55,085
‫ما رو به فهمیدن واکون‌تا نزدیکتر می‌کنه...

615
00:37:57,212 --> 00:37:58,297
‫یا همون معمای بزرگ.

616
00:38:17,607 --> 00:38:20,360
‫می‌خواستم باور کنم
‫که همه‌چیز داره منصفانه حل می‌شه،

617
00:38:20,944 --> 00:38:23,322
‫که همه دارن به خواسته‌شون می‌رسن.

618
00:38:26,158 --> 00:38:28,744
‫چون فقط به فکر خانواده خودم بودم،

619
00:38:29,828 --> 00:38:31,663
‫زندگی‌ای که می‌خواستم اون‌ها داشته باشن.

620
00:38:35,208 --> 00:38:37,502
‫خودم رو وادار کردم که حقیقت رو نبینم،

621
00:38:38,587 --> 00:38:39,755
‫و بابتش عذر می‌خوام.

622
00:39:15,332 --> 00:39:16,458
‫چی گفت؟

623
00:39:21,671 --> 00:39:22,714
‫میگه...

624
00:39:25,592 --> 00:39:27,219
‫امیدوارم فردا گوش کنی.

625
00:39:28,220 --> 00:39:29,220
‫موقع سحر،

626
00:39:30,180 --> 00:39:32,432
‫آهنگ عزاداری مردم‌مون رو خواهی شنید.

627
00:39:33,892 --> 00:39:37,104
‫به واکون‌تا دعا می‌کنیم که بهمون رحم کنه.

628
00:39:38,480 --> 00:39:40,440
‫رفتن از این زمین یعنی

629
00:39:41,233 --> 00:39:45,529
‫اجداد و تاریخ و بخشی از خودمون رو جا بذاریم.

630
00:40:04,673 --> 00:40:08,927
‫♪ بعدش بهت میگم عزیزم ♪

631
00:40:09,511 --> 00:40:13,640
‫♪ چقدر دوستت داشتم ♪

632
00:40:14,474 --> 00:40:19,020
‫♪ اگه شب بیای دیدنم ♪

633
00:40:19,521 --> 00:40:23,900
‫♪ اولین لالایی رو می‌شنوی ♪

634
00:40:28,697 --> 00:40:30,866
‫راه‌آهن اون همه تراکت درست کرده، نه؟

635
00:40:32,826 --> 00:40:33,910
‫از ما استفاده کردین

636
00:40:34,828 --> 00:40:36,204
‫تا اوسیج‌ها رو به زور بیرون کنید.

637
00:40:37,539 --> 00:40:40,292
‫شرکت یه تصوری از آینده‌مون داره،

638
00:40:41,334 --> 00:40:44,379
‫تصوری خوب، با ثروت و پیشرفت.

639
00:40:45,213 --> 00:40:47,591
‫تو بخشی از اون تصوری، اینگالز.

640
00:40:48,091 --> 00:40:49,968
‫قدردان باش.

641
00:40:59,936 --> 00:41:00,937
‫آماده‌اید بریم خونه؟

642
00:41:29,841 --> 00:41:32,427
‫- ممنون.
‫- وای، قضیه چیه؟

643
00:41:32,511 --> 00:41:35,263
‫خب، گفتم شام امشب خاص باشه.

644
00:41:35,764 --> 00:41:38,433
‫هر شام با تو خاصه.

645
00:41:45,732 --> 00:41:46,732
‫خب،

646
00:41:48,109 --> 00:41:51,613
‫قضیه اینه که، الان یه مدتی هست
‫که داریم این کار رو می‌کنیم، جرج،

647
00:41:52,113 --> 00:41:54,824
‫و با اینکه از شب‌هامون باهم لذت می‌برم...

648
00:41:56,034 --> 00:41:57,786
‫نمی‌شه تا ابد اینجوری ادامه بدیم.

649
00:41:58,912 --> 00:41:59,996
‫جدی؟

650
00:42:08,380 --> 00:42:13,009
‫می‌دونم قبل از اومدن به اینجا
‫یه زندگی دیگه داشتی.

651
00:42:14,219 --> 00:42:18,682
‫ولی خیلی دوست دارم بخشی از زندگی فعلیت باشم...

652
00:42:21,518 --> 00:42:23,937
‫یا زندگی‌ای که در آینده خواهی داشت...

653
00:42:26,523 --> 00:42:27,607
‫اگه قبولم کنی.

654
00:42:32,571 --> 00:42:35,490
‫خب... امیدوارم نگی چقدر پُررو هستم،

655
00:42:35,574 --> 00:42:37,576
‫ولی دقیقاً گاهی اینجوری هستم.

656
00:42:42,455 --> 00:42:43,665
‫من کامل باهات

657
00:42:44,833 --> 00:42:46,418
‫رک نبودم.

658
00:42:52,799 --> 00:42:53,967
‫من هنوز زن دارم،

659
00:42:54,884 --> 00:42:55,927
‫از نظر فنی.

660
00:43:04,311 --> 00:43:05,311
‫ببخشید.

661
00:43:09,316 --> 00:43:10,317
‫باید می‌گفتم.

662
00:43:17,032 --> 00:43:19,034
‫آره، باید می‌گفتی.

663
00:44:23,264 --> 00:44:24,891
‫شکار گنج چطور بود؟

664
00:44:26,768 --> 00:44:28,186
‫فکر کنم ارزشش رو داشت.

665
00:44:28,978 --> 00:44:30,772
‫- انگار خوشحال بود.
‫- خوبه.

666
00:44:31,272 --> 00:44:33,900
‫تا حالا یه کار قشنگ اونجوری واسه من نکردی.

667
00:44:34,818 --> 00:44:36,069
‫شاید تولد بعدی بکنم.

668
00:44:37,070 --> 00:44:40,198
‫یه چیزی درباره آلیس در سرزمین عجایب؟

669
00:44:40,281 --> 00:44:41,950
‫شاید یه مهمونی چای؟

670
00:44:44,494 --> 00:44:45,495
‫روزت چطور بود؟

671
00:44:47,747 --> 00:44:48,623
‫گیج‌کننده.

672
00:44:48,707 --> 00:44:49,916
‫منظورت چیه؟

673
00:44:53,169 --> 00:44:54,921
‫صبح برات تعریف می‌کنم.

674
00:45:04,097 --> 00:45:07,225
‫شنیدم راسل کایند رو کِنِف کردی.

675
00:45:07,934 --> 00:45:09,144
‫دقیق نه.

676
00:45:12,063 --> 00:45:13,440
‫ولی شاید یکم.

677
00:45:16,067 --> 00:45:17,527
‫شرمنده که نبودم ببینم.

678
00:45:20,321 --> 00:45:23,199
‫کل مدتی که داشتیم
‫از ویسکانسین می‌اومدیم،

679
00:45:23,867 --> 00:45:26,035
‫هِی تو فکر این بودم که اینجا قراره کی باشیم،

680
00:45:28,913 --> 00:45:30,498
‫چه نوع آدمی باشیم.

681
00:45:32,292 --> 00:45:34,836
‫حالا اصلاً نمی‌تونم آدم‌های قبل رو تصور کنم.

682
00:45:39,048 --> 00:45:41,217
‫اصلاً نمی‌تونم اینجا نبودن رو تصور کنم.

683
00:45:42,552 --> 00:45:43,595
‫چیز خوبیه؟

684
00:45:50,059 --> 00:45:52,020
‫تمام چیزیه که می‌خواستیم، نه؟

685
00:45:52,500 --> 00:46:12,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

