﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:08,983 --> 00:00:11,949
‫« سال ۲۰۱۲ »

3
00:00:16,040 --> 00:00:17,660
‫ای خدا، خیلی‌خب

4
00:00:19,370 --> 00:00:21,000
‫اوم...

5
00:00:21,000 --> 00:00:22,172
‫همم

6
00:00:22,197 --> 00:00:24,197
‫« ۱۲ قلم یا کمتر »

7
00:00:25,040 --> 00:00:27,000
‫ببخشید، من اهل این کارها نیستم

8
00:00:27,000 --> 00:00:30,440
‫- پس نمی‌خواد شروع کنی
‫- اما اینجا صف خریدهای سبکـه و...

9
00:00:31,370 --> 00:00:34,370
‫۱۲ قلم یا کم‌تره، پس...

10
00:00:34,370 --> 00:00:36,080
‫منم حدود... ۱۲‌ قلم جنس خریدم

11
00:00:36,260 --> 00:00:37,733
‫حتماً

12
00:00:38,870 --> 00:00:42,000
‫فقط روش ننوشته
‫«حدود ۱۲ قلم یا کمتر»، نوشته؟

13
00:00:42,000 --> 00:00:43,290
‫شوخیت گرفته؟

14
00:00:43,290 --> 00:00:46,370
‫شاید نوشته «کم و بیش ۱۲ قلم.
‫دست خودتونـه» و من نخوندم

15
00:00:46,370 --> 00:00:49,580
‫شاید اونجاش که نوشته
‫«سرتون تو کار خودتون باشه» رو نخوندید

16
00:00:49,580 --> 00:00:51,870
‫- عجله دارم، خب؟
‫- اوه، پس عجله داری

17
00:00:51,870 --> 00:00:55,040
‫من هم می‌خوام واسه ۲۰ نفر آدم
‫مرغ ناردونی درست کنم

18
00:00:55,040 --> 00:00:57,580
‫بعضی‌هامون باید واسه
عیدِ «روش هشانا» غذا بپزن

19
00:00:57,580 --> 00:01:00,540
‫می‌بینم که مسئولیت سیب و عسل رو
‫جنابعالی به عهده گرفتید

20
00:01:00,540 --> 00:01:03,660
‫- وای، کمرت درد نگیره
‫- خرید سیب و عسل به من محول شده

21
00:01:03,660 --> 00:01:07,000
‫- مامانم تو آشپزخونه بهم اعتماد نداره
‫- مشکلاتت با مامانت رو سر من خالی نکن

22
00:01:07,000 --> 00:01:10,620
‫محض اطلاع، مامانم حق داره توی آشپزخونه
‫بهم اعتماد نداشته باشه

23
00:01:10,620 --> 00:01:13,330
‫پس مشکلاتم با مامانم اصلاً این نیست

24
00:01:13,330 --> 00:01:16,330
‫چون تعداد جنس درستی خریدم،
‫فکر نکن همه‌چیزم رو می‌دونی

25
00:01:16,330 --> 00:01:18,750
‫من فکری نکردم.
خودت داری همه‌چیزت رو میگی

26
00:01:18,750 --> 00:01:22,370
‫بهرحال تبریک میگم که واسه شام عیدِ
‫«روش هشانا» دعوتت کردن

27
00:01:22,370 --> 00:01:25,370
‫- در ضمن، عید شانات مبارک
‫- از کجا می‌دونی خودم میزبان نیستم؟

28
00:01:25,370 --> 00:01:27,450
‫- عید شانای خودت مبارک
‫-  صف داره میره جلو

29
00:01:27,450 --> 00:01:31,200
‫- داریم حرف می‌زنیم‌ها!
‫- نظرت چیه یه دقیقه آروم بگیری؟

30
00:01:31,200 --> 00:01:32,290
‫تو یهودی‌ای؟

31
00:01:32,290 --> 00:01:36,040
‫چیه؟ داری لیست یهودی‌ها رو جمع می‌کنی؟
‫لیست یهودی‌های سیاه‌پوست جذابِ اوکلند؟

32
00:01:36,040 --> 00:01:37,750
‫اوم... نه

33
00:01:37,750 --> 00:01:41,160
‫شاید بهتره تو یه لیست از یهودی‌های
‫سفیدپوست جذاب رو جمع کنی

34
00:01:41,160 --> 00:01:45,620
‫معلوم نیست واسه لیست یهودی‌های جذاب،
‫اونقدرا یهودی باشی

35
00:01:45,620 --> 00:01:48,580
‫این خرس عسلیـه اصلاً گواهی حلال بودن نداره

36
00:01:48,580 --> 00:01:50,830
‫- واسه همین مامانت بهت اعتماد نداره
‫- گندش بزنن!

37
00:01:50,830 --> 00:01:52,440
‫جام رو تو صف نگه می‌داری؟

38
00:01:53,040 --> 00:01:54,193
‫نه

39
00:01:54,193 --> 00:01:55,443
‫باشه، منطقیـه

40
00:01:55,467 --> 00:01:59,393
« مخلص کلام »
« فصل اول، قسمت چهارم »

41
00:02:44,513 --> 00:02:46,265
‫« سال ۲۰۲۱ »

42
00:02:46,290 --> 00:02:48,410
‫عجب قاب عینک مزخرفیـه

43
00:02:48,410 --> 00:02:50,330
‫شبیه بنجامین فرانکلین شدم

44
00:02:50,330 --> 00:02:52,120
‫یعنی عین اسکناس ۱۰۰ دلاری؟

45
00:02:52,120 --> 00:02:54,450
‫بین این همه پول، قحطی بود؟

46
00:02:54,450 --> 00:02:57,250
‫چنگال من رو برداشتی!

47
00:02:57,250 --> 00:03:00,160
‫کرکس‌ها که لباس عوض نمی‌کنن

48
00:03:00,160 --> 00:03:03,250
‫چرا، می‌کنن. پوست می‌اندازن و
‫پر جدید در میارن

49
00:03:03,250 --> 00:03:04,700
‫مارها این کار رو می‌کنن

50
00:03:04,700 --> 00:03:05,790
‫والتر

51
00:03:05,790 --> 00:03:08,870
‫خیلی‌خب بن. بدون نون برشته و زرده‌

52
00:03:09,950 --> 00:03:13,160
‫وای نه! بن گم شده که!

53
00:03:13,160 --> 00:03:17,290
‫پس به گمونم باید
این ساندویچ آماده‌ی مخصوص رو

54
00:03:17,290 --> 00:03:20,410
‫بدیم به ایزادورا دانکن انکارناپذیر

55
00:03:20,410 --> 00:03:22,330
‫خب دیگه، راه می‌افتیم. سوشرتت رو بپوش

56
00:03:22,330 --> 00:03:27,080
‫اگه بذاری یه قسمت پاپا ترول ببینم،
‫سوشرتم رو می‌پوشم

57
00:03:27,080 --> 00:03:31,540
‫وای والتر. مگه نمی‌دونی اینترنت ما
‫پاپا ترول نداره؟

58
00:03:31,540 --> 00:03:33,410
‫کلاس موسیقی افتاد دوشنبه؟

59
00:03:33,410 --> 00:03:35,830
‫خودم می‌برم‌شون.
تو با صاحبین حق امتیاز جلسه داری

60
00:03:35,830 --> 00:03:38,160
‫نه! اون جمعه‌ست.
‫دوشنبه جلسه‌ی سرگرمیـه

61
00:03:38,160 --> 00:03:40,910
‫- می‌دونی که نوآ کارش رو درست انجام نمیده
‫- فهمیدم

62
00:03:40,910 --> 00:03:43,410
‫خوبـه. چون باید بودجه‌‌ی
انیماترونیک‌ها رو نصف کنم

63
00:03:43,410 --> 00:03:47,252
‫«بی‌جی بنانافینگرز» بدون
سکوی ‫نوازندگانِ «سخت‌پوستان» بی‌‌جی

64
00:03:47,252 --> 00:03:48,376
واقعاً یه‌چی کم داره

65
00:03:48,376 --> 00:03:50,666
‫صدفه واقعاً رپش خوبـه

66
00:03:51,200 --> 00:03:52,370
‫چرا این‌قدر ساکتـه؟

67
00:03:53,370 --> 00:03:55,370
‫زده به سرتون؟

68
00:03:55,370 --> 00:03:58,330
‫روی ایزادورا دانکن انکارناپذیر
‫ضدآفتاب نریزید!

69
00:03:58,330 --> 00:04:00,950
‫- نمی‌خوام سرطان بگیره
‫- من می‌خوام بگیره!

70
00:04:00,950 --> 00:04:03,870
‫نمیشه این رو نریم؟
‫این «لِخ‌ لِخا» رو هم بیشتر دوست دارم

71
00:04:03,870 --> 00:04:04,910
‫لِخ، لِخ، لِخ...

72
00:04:04,910 --> 00:04:06,690
‫انگار گوله مو تو دهن گربه گیر کرده

73
00:04:06,690 --> 00:04:09,410
‫فکر می‌کردم می‌خواستیم بچه‌هامون
‫تحصیلات یهودی داشته باشن

74
00:04:09,410 --> 00:04:11,910
‫آره اما از مدرسه‌ی گوله مو تا اینجا
‫۴۰ دقیقه راهـه

75
00:04:11,910 --> 00:04:16,160
‫مدرسه‌ی آلتمن سر راه داروخونه‌ایـه که
‫توش ضدآفتاب می‌فروشن،

76
00:04:16,160 --> 00:04:19,410
‫که لازم هم داریم چون والتر داره
‫همش رو می‌خوره. والتر!

77
00:04:19,435 --> 00:04:21,867
« مدرسه‌ی آلتمن »

78
00:04:21,891 --> 00:04:23,797
« سالن گردهمایی »
« غذاخوری »
« تماشاخانه »

79
00:04:27,460 --> 00:04:29,750
‫مغز سنجاب!

80
00:04:29,750 --> 00:04:32,270
‫- بن، نگاه کن!
‫- والتر، میشه یه امروز رو آدم باشی؟

81
00:04:33,080 --> 00:04:35,750
‫خب، باغ هم دارن. عجب جای باکلاسیـه

82
00:04:35,750 --> 00:04:37,910
‫با سالی ۳۰ هزار دلار می‌تونیم مزرعه بخریم

83
00:04:37,910 --> 00:04:40,660
‫آلتمن خیلی گرونـه اما لخ‌ لخا دوره، آره؟

84
00:04:40,660 --> 00:04:42,120
‫سلام. تو کرکسی؟

85
00:04:42,120 --> 00:04:46,450
‫یکم یوزپلنگم، یکم هم جادوگرم.
‫تو اجرای طلسم خیلی سریعم

86
00:04:46,450 --> 00:04:48,540
‫وای! این گل آفتاب‌گردون‌ رو نگاه

87
00:04:48,540 --> 00:04:50,290
‫- سلام آقای آفتاب‌گردون
‫- سلام

88
00:04:50,840 --> 00:04:52,200
‫آفتاب‌گردون سخنگو!

89
00:04:53,620 --> 00:04:55,790
‫- من بودم
‫- نه، بنجامین بود

90
00:04:55,790 --> 00:04:59,200
‫پابلو لونا هستم، سرپرست مراقبت کودکان،
‫این اسم رو به حساب من نذارید

91
00:04:59,200 --> 00:05:00,870
‫من شندرا شوپر هستم، ایشون هم کندرا هوپر،

92
00:05:00,870 --> 00:05:02,830
‫بچه‌ها هم والتر و بنجامین هوپر شوپر هستن

93
00:05:02,830 --> 00:05:05,910
‫بسیار هم سوپر. می‌دونم انتخاب مدرسه
‫تصمیم سختیـه

94
00:05:05,910 --> 00:05:08,410
‫اما به عقیده‌ی من،
ما محیطی ساختیم که به انسان‌ها

95
00:05:08,410 --> 00:05:11,330
‫مهربونی، خلاقیت و خوش‌رفتاری یاد میده

96
00:05:11,330 --> 00:05:14,500
‫و همچنین ریاضی، بهتون قول میدم.
‫ریاضی هم یاد می‌گیرن

97
00:05:14,500 --> 00:05:16,370
‫- مایلید مدرسه رو ببینید؟
‫- بله

98
00:05:47,160 --> 00:05:48,450
‫آره! جانمی!

99
00:05:50,067 --> 00:05:51,427
« جایز‌ه‌ی نوبل تنظیم هیجان »
« جایز‌ه‌ی نوبل اعتماد به نفس »

100
00:05:54,453 --> 00:05:56,290
‫خب، این هم از بازدید

101
00:05:56,290 --> 00:05:57,790
‫چیزی هست که جا مونده باشه؟

102
00:05:57,790 --> 00:05:59,500
‫نه، تا همینجاش هم خیلی بود

103
00:05:59,500 --> 00:06:01,910
‫عالیـه. درخواست‌نامه توی وبسایت‌مون هست

104
00:06:01,910 --> 00:06:03,410
‫حواس‌تون باشه که زود واردش شید

105
00:06:03,410 --> 00:06:07,500
‫معمولاً ۸۰ تا درخواست برامون میاد و
‫فکر کنم امسال حدود ۱۲ تا جا داشته باشیم

106
00:06:07,500 --> 00:06:09,620
‫حدود ۱۲ یا ۱۲؟

107
00:06:09,620 --> 00:06:12,200
‫من رو ببخشید. باید به استقبالِ
‫بقیه‌ی خانواده‌ها هم برم

108
00:06:12,200 --> 00:06:14,500
‫توی قابلمه پارتی والدین آینده می‌بینم‌تون؟

109
00:06:14,500 --> 00:06:16,000
‫جانم؟ قابلمه پارتی؟

110
00:06:16,000 --> 00:06:18,870
‫فرصتیـه که بتونیم با خانواده‌تون آشنا شیم

111
00:06:18,870 --> 00:06:21,120
‫توضیحاتش توی وبسایت هست اما
‫خودتون رو اذیت نکنید

112
00:06:21,120 --> 00:06:22,790
‫وای، سه‌قلو!

113
00:06:22,790 --> 00:06:24,950
‫بدبخت شدیم. عاشق اینجا شدم

114
00:06:24,950 --> 00:06:28,330
‫کاش من می‌تونستم بیام اینجا.
‫بچگیم رو نمیگم‌ها. از همین حالا

115
00:06:28,330 --> 00:06:30,200
‫حتماً باید تو اون قابلمه پارتی باشیم

116
00:06:30,200 --> 00:06:32,160
‫خیلی‌خب. مدرسه‌ی آلتمن

117
00:06:32,160 --> 00:06:33,620
‫تقویم. ثبت‌نام قابلمه پارتی

118
00:06:33,620 --> 00:06:36,040
‫تایید ایمیل. پذیرفتن، پذیرفتن، پذیرفتن

119
00:06:36,040 --> 00:06:38,330
‫«فقط روی تصاویر دوجنس‌گراها کلیک کنید»؟

120
00:06:38,330 --> 00:06:40,790
‫از کجا باید بفهمم...
‫اوه، صددرصد همین یاروئـه، نه؟

121
00:06:40,790 --> 00:06:42,200
‫عینکت کوش؟

122
00:06:42,200 --> 00:06:44,000
‫نوشته «روی دوچرخه‌ها» کلیک کن

123
00:06:44,000 --> 00:06:45,080
‫اوه، وارد شدم. وارد شدم

124
00:06:45,080 --> 00:06:48,750
‫فرم ثبت‌نام هست. «مخلفات سبزیجات»،
‫«سس مزه‌دار»، «دستمال سفره»

125
00:06:48,750 --> 00:06:51,370
‫میشه ما دستمال سفره‌ش رو ببریم؟

126
00:06:51,370 --> 00:06:52,620
‫فقط ۱۲‌ نفر می‌گیرن

127
00:06:52,620 --> 00:06:54,830
‫- تازه ما دوتا داریم!
‫- اما نشون میدیم که شاغلیم

128
00:06:54,830 --> 00:06:58,370
‫- ما شغل تمام‌وقت داریم. لازم نیست...
‫- باید کف‌بُرشون کنیم

129
00:06:58,370 --> 00:07:02,120
‫شیرا، ما یه زوج لزبین با
‫پسرهای دورگه‌ی یهودی‌ایم

130
00:07:02,120 --> 00:07:03,540
‫همینطوریش کف همه رو می‌بُریم

131
00:07:03,540 --> 00:07:07,850
‫شوخیت گرفته کندرا؟ یه نگاه به دورت بنداز.
‫اینجا عینهو سریال بریجرتون می‌مونه

132
00:07:10,500 --> 00:07:12,330
‫- اسم‌مون رو واسه غذای اصلی می‌نویسم
‫- شیرا

133
00:07:12,330 --> 00:07:15,620
‫مجبورن کسایی که غذای اصلی میارن رو
‫قبول کنن چون آدم‌های بلندپروازی‌ان

134
00:07:15,620 --> 00:07:18,660
‫- می‌دونم سر تو شلوغـه. بسپارش به خودم
‫- می‌خوای آشپزی کنی؟

135
00:07:19,660 --> 00:07:20,933
‫- والتر
‫- بنجامین

136
00:07:24,830 --> 00:07:27,330
‫تِم جشن «بت میتصوا» هیولایی بود

137
00:07:27,330 --> 00:07:30,910
‫دندون دراکولا پخش می‌کردن و
‫آب‌میوه‌هاشون هم مثل خون بود

138
00:07:30,910 --> 00:07:33,250
‫یه یارویی هم لباس کینگ‌کونگ پوشیده بود

139
00:07:33,250 --> 00:07:34,870
‫هینگ کونگ اندازه‌ی انسان؟

140
00:07:34,870 --> 00:07:36,410
‫والا بخدا. میشه همون گوریل دیگه

141
00:07:36,410 --> 00:07:37,620
‫چقدر حال‌بهم‌زن

142
00:07:37,620 --> 00:07:39,370
‫«حال‌بهم‌زن» گفتنت حال‌بهم‌زنـه

143
00:07:39,370 --> 00:07:41,870
‫سارا فیلم‌های هیولایی دوست داره؟

144
00:07:41,870 --> 00:07:44,330
‫نه! عاشق ویدیوهای آنباکس کردنـه

145
00:07:44,330 --> 00:07:47,500
‫اگه تم جشن «بت میتصوا»،
‫ویدیوهای آنباکس کردن بود، بهتر می‌شد

146
00:07:47,500 --> 00:07:49,700
‫نه، بهتره همون تِم «بت میتصوا» باشه

147
00:07:49,700 --> 00:07:53,000
‫خودش تمـه اصلاً.
لازم نیست چیزی بهش اضافه کنی

148
00:07:53,000 --> 00:07:55,160
‫مثل بستنی‌ای می‌مونه که
‫طعم سیب‌زمینی پخته بده

149
00:07:55,160 --> 00:07:56,940
‫این همه پول خرج کردن فقط واسه این که

150
00:07:56,940 --> 00:07:59,000
‫به دخترت بگی «ما نمی‌شناسیمت»؟

151
00:07:59,000 --> 00:08:01,540
‫تم اون جشن بت میتصوا، هیولایی نبوده

152
00:08:01,540 --> 00:08:05,870
‫جشنی که توش شرکت کردی یه جشن هیولایی با
‫یه رگه‌ی ملایم بت میتصوا بوده

153
00:08:05,870 --> 00:08:08,950
‫اوه، من که نرفتم. فقط تو اینترنت
‫عکس‌هاش رو دیدم

154
00:08:08,950 --> 00:08:10,290
‫وایسا ببینم، نرفتی؟

155
00:08:10,290 --> 00:08:12,290
‫من و سارا دیگه دوست نیستیم

156
00:08:12,290 --> 00:08:13,910
‫جدی؟ از کی تاحالا؟

157
00:08:13,910 --> 00:08:15,203
‫اتوبوس اومد

158
00:08:22,287 --> 00:08:23,992
« شیرا »

159
00:08:24,017 --> 00:08:25,557
‫سلام، کسی مُرده؟

160
00:08:26,080 --> 00:08:27,750
‫همچنان مامان

161
00:08:27,750 --> 00:08:30,700
‫دارم زور می‌زنم اون کسرول‌های خوشمزه‌ای که
‫مامان می‌پخت رو یادم بیاد

162
00:08:30,700 --> 00:08:32,950
‫غذای اصلی یه قابلمه پارتی با منـه

163
00:08:32,950 --> 00:08:34,870
‫شاید کسرول قارچ بوده

164
00:08:34,870 --> 00:08:37,700
‫کنیش‌هاش قارچی بود.
‫نمی‌خوام درگیر خمیر شم

165
00:08:37,700 --> 00:08:39,737
‫راست میگی، کنیش بود

166
00:08:39,737 --> 00:08:41,750
یادمـه از بس درست کردنش ‫سخت بود،
همیشه غُر می‌زد

167
00:08:41,750 --> 00:08:44,620
‫ما هم می‌گفتیم، «اگه این‌قدر اذیت میشی،
‫چرا می‌پزی»؟

168
00:08:44,620 --> 00:08:46,040
‫«کنیشاهای من خیلی خوبن، شیرا»

169
00:08:46,040 --> 00:08:49,450
‫«نکنه می‌خواید غذای راحت درست کنم؟
‫من بهترین‌ها رو برای بچه‌هام می‌خوام»

170
00:08:49,450 --> 00:08:50,580
‫«به‌خاطر شما حاضرم سختی بکشم»

171
00:08:50,580 --> 00:08:53,580
‫آره، شرمنده دیگه. نمی‌خوام به خودم سختی بدم

172
00:08:53,580 --> 00:08:55,410
‫کاش می‌شد به خودش زنگ بزنم

173
00:08:55,410 --> 00:08:57,870
‫وقتی مُرد می‌دونستم دیگه مراسم خاصی ندارم

174
00:08:57,870 --> 00:09:01,200
‫اما واسه همین مراسم‌های کوچیکی که از
‫پس‌شون برنمیام هم آماده نیستم

175
00:09:01,200 --> 00:09:04,000
‫نمی‌تونم تو گوگل بزنم «آسون‌ترین دستورپختِ
‫مامانم» چی بود که

176
00:09:04,000 --> 00:09:06,040
...کاش یه چیزی مثل «ویکی‌پا» بود

177
00:09:06,040 --> 00:09:08,750
‫البته نه فقط برای آدم‌های معروف و
‫نه فقط برای پاها

178
00:09:08,750 --> 00:09:11,500
‫کوگل کدو سبز چطوره؟
‫آسون بود و همه هم دوست داشتن

179
00:09:11,500 --> 00:09:13,040
‫یوشی این‌قدر خورد که بالا آورد

180
00:09:13,040 --> 00:09:15,200
‫آره، بعدش هم فرش رو کشید که معلوم نشه

181
00:09:15,200 --> 00:09:17,410
‫یه ماه طول کشید بفهمیم بو از کجاس

182
00:09:17,410 --> 00:09:18,870
‫اما کوگل خوبی بود، مگه نه؟

183
00:09:18,870 --> 00:09:22,250
‫- آره. غذاساز داری؟
‫- فکر کنم غذاسازمون پیش شماست

184
00:09:22,250 --> 00:09:24,580
‫آره، راست میگی. فکر کنم دست جِنـه

185
00:09:24,580 --> 00:09:27,080
‫آوی! اون ۴۰۰‌ دلار پولش بود

186
00:09:27,080 --> 00:09:29,880
‫شرمنده، شاید موقع جمع کردن وسایل آشپزخونه

187
00:09:29,880 --> 00:09:32,790
‫حواسم پرتِ فروپاشی ازدواج
شکست‌خورده‌م شده بود

188
00:09:32,790 --> 00:09:34,160
‫اونش دیگه تقصیر خودت بود

189
00:09:34,160 --> 00:09:36,120
‫البته اگه جِن بود، ایده‌های خوبی می‌داد

190
00:09:36,120 --> 00:09:38,580
‫موقع آشپزی با مامان خیلی صمیمی می‌شد

191
00:09:38,580 --> 00:09:40,410
‫مامان و جِن با هم صمیمی بودن؟

192
00:09:41,150 --> 00:09:42,500
‫کسرول بروکلی!

193
00:09:42,500 --> 00:09:45,620
‫مامان واسه شامِ اون شبی که
‫لحظه‌آخری دعوت شدیم، پخته بود

194
00:09:45,620 --> 00:09:47,080
‫- آره
‫- ماشالا بهت آوی

195
00:09:47,080 --> 00:09:49,620
‫«وقتی علت دعوت شدن تو این بوده که
‫یه آدم باحال‌تر کنسل کرده،

196
00:09:49,620 --> 00:09:51,120
‫کسرول بروکلی درست می‌کنی»

197
00:09:51,120 --> 00:09:53,790
‫به‌نظرت اگه مامان بود، واسه درست کردنِ
‫همچین غذای راحتی بهم سرکوفت می‌زد؟

198
00:09:53,790 --> 00:09:57,540
‫آره، اما... اون دیگه اینجا نیست پس...

199
00:09:57,540 --> 00:09:59,750
‫اگه می‌خواست بهت سرکوفت بزنه
‫نباید می‌مرد

200
00:09:59,750 --> 00:10:02,330
‫آره، خیلی‌خب. من دیگه باید برم

201
00:10:02,330 --> 00:10:03,430
‫هی

202
00:10:03,790 --> 00:10:04,970
‫می‌دونی؟

203
00:10:04,970 --> 00:10:07,050
‫آره، می‌دونم. منم همینطور

204
00:10:08,112 --> 00:10:09,292
‫« محبوب بین خانواده‌ها! »

205
00:10:09,316 --> 00:10:10,832
‫« هرکسی از پسش برمیاد! »

206
00:10:10,863 --> 00:10:12,256
‫« بسیار آسان! »

207
00:10:14,330 --> 00:10:15,750
‫- صفحه‌م رو می‌بینید؟
‫- برند ما...

208
00:10:15,750 --> 00:10:17,750
‫- صفحه‌م شِیر شده؟
‫- گوش کنید چی میگم

209
00:10:17,750 --> 00:10:21,370
‫اگه نتونیم این بودجه‌ها رو تراز کنیم،
‫مجبوریم صدها نفر رو تعدیل کنیم

210
00:10:21,370 --> 00:10:25,410
‫نوآ، آمار انفجار فتوچینیِ آلوینِِ
اورانگوتان رو داری؟

211
00:10:25,410 --> 00:10:27,750
‫نوآ، نمی‌شنوم

212
00:10:27,750 --> 00:10:28,910
‫یه لحظه

213
00:10:31,000 --> 00:10:32,330
‫کنیش درست می‌کنیم!

214
00:10:34,870 --> 00:10:36,083
‫می‌کنیم؟

215
00:10:36,410 --> 00:10:38,290
‫می‌خوام کنیش‌های مامانم رو درست کنم

216
00:10:38,290 --> 00:10:40,750
‫خیلی خفن و جذابن

217
00:10:40,750 --> 00:10:44,000
‫کنیش میگه،
«توی مهدکنیش‌تون من رو لازم دارید»

218
00:10:44,000 --> 00:10:46,290
‫کِنیشه از کاستو پیتزا بگیریم؟

219
00:10:46,290 --> 00:10:49,830
‫پیتزای کاستو؟ پای تحصیل بچه‌هامون وسطه‌ها

220
00:10:49,830 --> 00:10:52,950
‫فکر نکنم مردم حواس‌شون باشه که
‫واسه قابمه پارتی، کی چی میاره

221
00:10:52,950 --> 00:10:56,250
‫من یادم می‌مونه و تا چندین سال هم
‫غیبت‌شون رو می‌کنم

222
00:10:56,250 --> 00:11:00,950
‫هنوز از دست مت و چنگ دلخورم که
‫«سانگریا» آوردن اما لیوان نه

223
00:11:00,950 --> 00:11:03,120
‫پس چطوری باید بخوریم، مت و چنگ؟

224
00:11:03,120 --> 00:11:04,620
‫بطری رو سر بکشیم؟ عین سگ‌ها؟

225
00:11:04,620 --> 00:11:07,240
باشه اما درست کردن خمیر غیرشیرین
‫برای کسی که

226
00:11:07,240 --> 00:11:09,500
‫حتی بلد نیست تخم‌مرغ هم بزنه،
‫یه ذره جاه‌طلبانه‌ست

227
00:11:09,500 --> 00:11:11,330
‫کی گفته بلد نیستم؟

228
00:11:11,330 --> 00:11:13,540
‫حسگرهای دودمون خیلی حساسن

229
00:11:13,540 --> 00:11:15,620
‫مطمئنی از پس این کار برمیای؟

230
00:11:15,620 --> 00:11:18,330
‫غم به دلت راه نده.
مامانم همیشه کنیش درست می‌کرد

231
00:11:18,330 --> 00:11:20,080
‫امکان نداره اونقدرا سخت بوده باشه

232
00:11:20,080 --> 00:11:23,620
‫- مامانی، چاقو رو به من نمیده!
‫- به برادرت هم بده بنجامین

233
00:11:23,620 --> 00:11:27,700
‫خیلی‌خب، بریم با سازه‌ی مغناطیسی بازی کنیم.
‫شکلات از کجا آوردی؟

234
00:11:27,700 --> 00:11:28,870
‫همم... از طبیعت؟

235
00:11:30,750 --> 00:11:34,620
‫باشه، می‌دونم ایزادورا دانکن انکارناپذیر،
‫یکم دیگه میریم بیرون

236
00:11:34,620 --> 00:11:36,830
‫کاش می‌شد همه... چی؟

237
00:11:36,830 --> 00:11:38,250
‫من که همین کار رو کردم

238
00:11:38,250 --> 00:11:40,080
‫چرا مال من فرق می‌کنه؟

239
00:11:40,080 --> 00:11:41,250
‫خیلی‌خب، نه، نه، نه!

240
00:11:41,250 --> 00:11:44,080
‫ببین نوآ، مشکل ماشین‌های چنگک نیست

241
00:11:44,080 --> 00:11:47,750
‫انگار مشکلات تموم‌نشدنی تو هی سبز میشن

242
00:11:47,750 --> 00:11:49,950
‫- پسش بده!
‫- می‌خوامش!

243
00:11:49,950 --> 00:11:52,830
‫این پیازه چقدر رو مخـه.
‫انگار داره بهم حمله می‌کنه

244
00:11:52,830 --> 00:11:54,540
‫می‌کشمت!

245
00:11:54,540 --> 00:11:58,250
‫والتر، ما نباید کسی رو بکشم.
‫میشه با همدیگه بازی کنید؟

246
00:11:58,250 --> 00:12:00,370
‫می‌تونیم بازی «پاپا ترول دیدن» رو بکنیم

247
00:12:00,370 --> 00:12:01,750
‫تو اینترنت می‌گردم

248
00:12:01,750 --> 00:12:02,870
‫همچنان میگه نه

249
00:12:02,870 --> 00:12:04,620
‫اینترنت جدید می‌خوایم!

250
00:12:04,620 --> 00:12:06,410
‫زندگی افتضاحـه

251
00:12:06,410 --> 00:12:08,290
‫- دارم رد میشم
‫- چی؟

252
00:12:08,290 --> 00:12:10,910
‫باید یه سر برم پیش جن،
‫مخلو‌ط‌کن‌‌‌مون پیششـه

253
00:12:10,910 --> 00:12:13,330
‫به‌جای این که غذا رو مخلوط کنم،
‫داشتم له می‌کردم

254
00:12:13,330 --> 00:12:15,330
‫اصلاً باورت میشه؟ کار همیشگیمـه

255
00:12:15,330 --> 00:12:17,330
‫تحملش سختـه اما عاشقشیم، از دست شیرا!

256
00:12:17,330 --> 00:12:19,450
‫نمی‌ذارم این همه راه تا «سانتا روزا» بری

257
00:12:19,450 --> 00:12:21,700
‫چرا از همسایه‌مون مخلوط‌کنش رو قرض نمی‌گیری؟

258
00:12:21,700 --> 00:12:23,830
‫کریس رو میگی؟ نه، خیلی وِر می‌زنه

259
00:12:23,830 --> 00:12:26,830
‫اگه همسایه‌بازی در بیارم،
‫اولش میاد شکر قرض بگیره،

260
00:12:26,830 --> 00:12:30,620
‫بعدش هم دعوت‌مون می‌کنه تا
‫عین منحرف‌ها، مشروب بزنیم

261
00:12:31,200 --> 00:12:34,910
‫شیرا، نباید موقع حموم کردن بچه‌ها،
‫من رو تنها بذاری

262
00:12:34,910 --> 00:12:36,620
‫ببخشید، درست متوجه نشدم

263
00:12:36,620 --> 00:12:37,870
‫گفتم، «هی شیرا!»

264
00:12:37,870 --> 00:12:39,870
‫آره بابا، اصلاً گور بابای قابلمه پارتی

265
00:12:39,870 --> 00:12:42,620
‫یه مدرسه‌ی راحت‌تر پیدا می‌کنیم،
‫اینطوری بچه‌‌ها هم سخت‌شون نمیشه

266
00:12:42,620 --> 00:12:43,790
‫این‌قدر بد میشه؟

267
00:12:43,790 --> 00:12:45,040
‫این‌قدر بد میشه

268
00:12:45,040 --> 00:12:48,330
‫حالا هم با اجازه‌ی جنابعالی،
‫زودتر برم تا خمیرها ترش نشدن

269
00:12:48,330 --> 00:12:49,620
‫خمیر، ترش نمیشه

270
00:12:49,620 --> 00:12:51,500
‫خمیرتُرش چطور، کندرا؟

271
00:12:52,120 --> 00:12:53,830
‫آره، درست شنیدی. کیش و مات

272
00:12:53,830 --> 00:12:55,250
‫برو مخلوط کنت رو بگیر

273
00:12:55,250 --> 00:12:56,580
‫اما حالا که داری میری پیش جن،

274
00:12:56,580 --> 00:12:59,270
‫شاید بخوای شماره‌ی وکیل طلاقش رو هم
‫ازش بگیری

275
00:13:02,080 --> 00:13:03,250
‫همینجاها باید باشه

276
00:13:04,040 --> 00:13:05,540
کار و کاسبی شراب چطوره؟

277
00:13:05,540 --> 00:13:09,250
‫پر رونق. ۲۰۲۰ سال توپی واسه
‫مشروب خوردن تو تنهایی بود

278
00:13:09,250 --> 00:13:11,290
‫- پیداش کردم!
‫- مرسی

279
00:13:12,120 --> 00:13:15,040
‫تو و مامانم موقع آشپزی با
همدیگه صمیمی می‌شدید؟

280
00:13:15,040 --> 00:13:17,870
‫نمی‌دونم بشه بهش گفت «صمیمی شدن»

281
00:13:17,870 --> 00:13:19,580
‫از آشپزیش تعریف می‌کردم اما

282
00:13:19,580 --> 00:13:21,700
‫بعد فکر کرد واقعاً بهش علاقه‌مندم چون

283
00:13:21,700 --> 00:13:24,700
‫بچه‌های خودش ازش تعریف نمی‌کردن که...

284
00:13:24,700 --> 00:13:27,250
‫این قضیه رو زیاد بهم گفته بود

285
00:13:27,250 --> 00:13:30,700
‫باورم نمیشه مامانم از فرسنگ‌ها
‫زیر سنگ هم، بهم کنایه می‌زنه

286
00:13:30,700 --> 00:13:32,080
‫به این میگن اراده‌ی آهنین

287
00:13:32,080 --> 00:13:34,700
‫بیا. بالاخره ازش تعریف کردی

288
00:13:34,700 --> 00:13:40,330
‫صبر کن ببینم. این خانوم خوشگل و محشر و
‫باهوش و جذاب و تو د‌ل‌برو دیگه کیه؟

289
00:13:40,330 --> 00:13:41,580
‫یعنی می‌تونه هانا باشه؟

290
00:13:41,580 --> 00:13:44,225
‫عمه شیرا. نمی‌دونستم داری میای اینجا

291
00:13:44,225 --> 00:13:46,180
‫نابغه‌ی خوشگل و بااستعداد و
کوچولوی من چطوره؟

292
00:13:46,180 --> 00:13:47,540
‫هنوز تو شبیه‌سازی سازمان ملل هستی؟

293
00:13:47,540 --> 00:13:49,500
‫آره اما مونته‌نگرو رو بهم دادن

294
00:13:49,500 --> 00:13:52,330
‫وای، مونته‌نگرو کوچولو.
‫از خداشون هم باشه تو رو دارن

295
00:13:52,330 --> 00:13:55,450
‫راستی هانا، تونستی اون قطع‌نامه رو
تصویب کنی؟

296
00:13:56,120 --> 00:13:58,100
‫مامان، درس دارم

297
00:13:59,910 --> 00:14:01,690
‫دخترداری سختـه

298
00:14:07,580 --> 00:14:10,950
‫هنوز اونقدری ضررها رو جبران نکردیم که
‫امتیاز میامی رو نگه داریم

299
00:14:10,950 --> 00:14:13,330
‫لونه‌ی اسیدی من بود!

300
00:14:13,330 --> 00:14:14,870
‫بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها!

301
00:14:14,870 --> 00:14:16,290
‫سی دقیقه

302
00:14:16,290 --> 00:14:18,000
‫فقط ۳۰‌ دقیقه

303
00:14:19,790 --> 00:14:22,000
‫پاپا ترول رو براتون می‌ذارم

304
00:14:22,000 --> 00:14:24,200
‫اینترنت ما که پاپا ترول نداره

305
00:14:24,200 --> 00:14:26,910
‫هکش می‌کنم تا بتونید
فقط همین یه بار ببینیدش

306
00:14:26,910 --> 00:14:32,200
‫- بن! یادداشت کن
‫- هشت، شیش، هفت، پنج، سه، صفر، نه

307
00:14:32,200 --> 00:14:35,160
‫هشت، شیش، هفت، صد، یه میلیون صد

308
00:14:35,700 --> 00:14:36,700
‫خدایا، من رو ببخش

309
00:14:37,290 --> 00:14:40,700
‫♪ پاپا ترول،‌ پاپا ترول ♪
‫♪ اون روی آب راه میره ♪

310
00:14:40,700 --> 00:14:44,370
‫♪ پاپا ترول،‌ پاپا ترول ♪
‫♪ زن و دختر و پسر داره ♪

311
00:14:44,370 --> 00:14:48,330
‫♪ با یه دختر و دوتا پسر دیگه و
‫یه برادر زن ♪

312
00:14:48,330 --> 00:14:52,220
‫♪ ما خونواده‌ایم و تو مسائل حقوقی
‫هوای همدیگه رو داریم ♪

313
00:14:53,983 --> 00:14:55,163
‫کندرا؟

314
00:14:56,900 --> 00:14:58,040
‫این سروصدا دیگه چیه؟

315
00:14:58,040 --> 00:15:01,870
‫سروصدای «از پسش برمیام» گفتنِ توئـه

316
00:15:01,870 --> 00:15:06,500
‫اما فکر نکنم بدونی معنیِ
‫«از» و «پسش» و «برمیام» چی باشه

317
00:15:06,500 --> 00:15:11,500
‫چون تموم این هفته که داشتم
‫کار تمام‌وقتم رو انجام می‌دادم،

318
00:15:11,500 --> 00:15:15,000
‫همزمان داشتم جلوی بچه‌ها رو
‫می‌گرفتم که آتیش نگیرن و

319
00:15:15,000 --> 00:15:18,410
‫انگشت‌هاشون رو قطع نکنن تا
‫ تو بتونی به سرآشپز بازیت برسی

320
00:15:18,410 --> 00:15:21,910
‫با این که از همون اولش
می‌دونستی وقت ندارم و

321
00:15:21,910 --> 00:15:25,750
‫حالا علاوه بر این‌ها،
‫مجبور شدم پاپا ترول بذارم

322
00:15:25,750 --> 00:15:29,160
‫نمی‌خواد واسه من آه بکشی!

323
00:15:29,160 --> 00:15:31,250
‫منم که باید واسه تو آه بکشم!

324
00:15:31,250 --> 00:15:35,040
‫اما اصلاً وقت ندارم!
‫حتی وقت آه کشیدن هم ندارم!

325
00:15:35,040 --> 00:15:37,660
‫خیلی‌خب، اولاً که واقعاً معذرت می‌خوام

326
00:15:37,660 --> 00:15:39,620
‫من بَدم و تو بهترینی

327
00:15:39,620 --> 00:15:41,500
‫و این که، دوستت دارم

328
00:15:41,500 --> 00:15:44,620
‫و این که... انجامش دادم. تموم شد

329
00:15:48,450 --> 00:15:49,410
‫همم

330
00:15:49,410 --> 00:15:52,500
‫شیرا، واقعاً خوب شده

331
00:15:52,500 --> 00:15:54,200
‫ببخشید. درست متوجه نشدم

332
00:15:54,200 --> 00:15:55,370
‫گفتم خوب شده!

333
00:15:55,370 --> 00:15:57,750
‫- جداً؟
‫- آره، جدی میگم. خودت امتحان کن

334
00:15:58,580 --> 00:16:00,870
‫همم

335
00:16:02,250 --> 00:16:03,250
‫همم

336
00:16:03,620 --> 00:16:04,620
‫همم

337
00:16:08,000 --> 00:16:09,000
‫چیکار داری می‌کنی؟

338
00:16:09,000 --> 00:16:09,985
‫خراب شده

339
00:16:10,010 --> 00:16:11,536
‫چی؟

340
00:16:11,660 --> 00:16:14,700
‫بس کن، بس کن، بس کن.
‫نه، نه، نه. چیکار داری می‌کنی؟

341
00:16:14,700 --> 00:16:15,950
‫حروم‌شون نکن!

342
00:16:15,950 --> 00:16:19,330
‫کنیش‌ها رو ول‌شون کن! شیرا، بذارشون زمین!
‫بذارشون زمین شیرا! شیرای بد!

343
00:16:19,330 --> 00:16:22,950
‫شیرا! چرا؟ مگه... مگه چشونـه؟

344
00:16:23,660 --> 00:16:25,660
‫همم

345
00:16:26,870 --> 00:16:28,080
‫مثل مال مامانم نشده

346
00:16:30,160 --> 00:16:31,228
‫پاپا ترول!

347
00:16:31,253 --> 00:16:33,330
‫جرایم آبی رو حل می‌کنم!

348
00:16:33,330 --> 00:16:36,200
‫دستورپخت مامانم رو می‌خوام.
‫کاش می‌شد بهش زنگ بزنم

349
00:16:36,200 --> 00:16:37,750
البته جواب هم نمی‌داد

350
00:16:37,750 --> 00:16:40,700
‫بعدش با یه پیام نیش و کنایه‌دار
«بهم می‌‌گفت، «دیدم زنگ زدی

351
00:16:40,700 --> 00:16:42,250
‫بعدش پیام می‌دادم، «می‌تونی حرف بزنی؟»

352
00:16:42,250 --> 00:16:44,910
‫اونم می‌گفت، «خیلی سرم شلوغـه اما
‫واسه تو همیشه وقت دارم»

353
00:16:44,910 --> 00:16:46,910
‫بعد که دوباره زنگ می‌زدم،
بازم جواب نمی‌داد

354
00:16:46,910 --> 00:16:49,040
‫بعدش خودش زنگ می‌زد و
یه پیغام صوتی بلند و بالا

355
00:16:49,040 --> 00:16:51,540
‫درمورد یه مقاله تو مجله‌ی هاداسا می‌فرستاد.
‫خلاصه بگم که...

356
00:16:51,540 --> 00:16:55,290
‫نخواستیم. نمیشه بعد از این همه حرف
‫بگی «خلاصه بگم که»

357
00:16:55,290 --> 00:16:58,870
‫باید تو این مدرسه قبول شیم.
‫باید خوب بپزم‌شون

358
00:17:00,290 --> 00:17:01,520
‫باشه

359
00:17:01,520 --> 00:17:03,020
‫دستورپخت مامانت کجاس؟

360
00:17:08,153 --> 00:17:09,765
‫نه‌خیر

361
00:17:09,790 --> 00:17:13,330
‫آیا در خرید بعدی ماست‌تان،
‫تخفیف ویژه‌ای می‌خواهید؟

362
00:17:13,330 --> 00:17:17,250
‫خب، واسه خرید بعدی ماستم
‫تخفیف ویژه نمی‌خوام

363
00:17:17,275 --> 00:17:18,543
« بچه‌ی موردعلاقه‌م »
« به‌اندازه‌ی دوتا داداشش »

364
00:17:18,568 --> 00:17:20,370
‫شیرا، چیزی شده؟

365
00:17:20,370 --> 00:17:23,290
‫نه، چیزی نشده.
می‌دونی دفتر دستورپخت‌ مامان کجاست؟

366
00:17:23,290 --> 00:17:24,450
‫باباجون!

367
00:17:24,450 --> 00:17:27,660
‫سلام، بیاید اینجا ببینم.
‫وای، چقدر بزرگ شدید

368
00:17:27,660 --> 00:17:30,700
‫- می‌تونستی دستورپختش رو اس‌ام‌اس کنی
‫- خیلی به گوشی وارد نیستم

369
00:17:30,700 --> 00:17:34,120
‫خواستم عکس بگیرم و همین وادارم کرد
‫از «مانتین ویو» بیام تا

370
00:17:34,120 --> 00:17:35,910
‫یه روز کامل رو پیش نوه‌هام باشم!

371
00:17:35,910 --> 00:17:37,450
‫یه جوک ریاضی تعریف کن

372
00:17:37,450 --> 00:17:38,370
‫گوش کن

373
00:17:38,370 --> 00:17:42,250
‫وقتی شما پسرها رو می‌بینم،
‫عین عددِ ثابت پای میشم

374
00:17:42,250 --> 00:17:44,250
‫این‌قدر دوست‌تون دارم که حد نداره

375
00:17:46,330 --> 00:17:47,910
‫تو پایی؟

376
00:17:47,910 --> 00:17:50,660
‫مامانم تک تک دستورپخت‌هاش رو کامل می‌کرد

377
00:17:50,660 --> 00:17:54,290
‫«به‌‌جای چربی خوک، از چربی مرغ و
‫در ظرف پیرکس بزرگ پخته شود»

378
00:17:54,290 --> 00:17:57,700
‫سالاد ماکارونیش رو از برنامه‌ی
‫«زندگی مارتا استوارت» برداشته؟

379
00:17:57,700 --> 00:17:58,750
‫این که غذای غیریهودیـه

380
00:17:58,750 --> 00:18:01,120
‫ماکارونی ایتالیاییـه.
‫پاستا اختراع چینی‌ها بوده

381
00:18:01,120 --> 00:18:03,410
‫- کنیشت رو درست کن
‫- این همه زحمت واسه یه قابلمه پارتی؟

382
00:18:03,410 --> 00:18:05,750
‫کاستا از اون پیتزا گنده‌ها می‌فروشه

383
00:18:05,750 --> 00:18:07,750
‫بن میگه ساق پا نمی‌بنده

384
00:18:07,750 --> 00:18:10,160
‫ممنون که می‌بری‌شون الیوت.
‫فرشته‌ی نجاتمی

385
00:18:10,160 --> 00:18:11,910
‫با کمال میل. چیزی هست که بدونم؟

386
00:18:11,910 --> 00:18:13,450
‫یادت میدم با صندلی کودک کار کنی

387
00:18:13,450 --> 00:18:15,450
‫محل بازی، گوشه‌ی شمال‌غربیِ پارک مگنولیاست

388
00:18:15,450 --> 00:18:17,750
‫ماشینت رو تو پیدمونت پارک کن،
‫اونجا زود تست می‌گیرن

389
00:18:17,750 --> 00:18:19,540
‫فهمیدم. همه‌ش تو پارک پیدمونتـه

390
00:18:19,540 --> 00:18:20,830
‫نه، پارک مگنولیا

391
00:18:20,830 --> 00:18:23,750
‫گوشه‌‌ی شمال‌غربی.
‫تیم یاس بنفش اونجا بازی داره

392
00:18:23,750 --> 00:18:27,040
‫- می‌گردم دنبال بچه‌های بنفش
‫- نه، بچه‌های بنفش بزرگ‌ترن

393
00:18:27,040 --> 00:18:29,540
‫- بگرد دنبال بچه‌های یاس‌ بنفش
‫- می‌گردم دنبال بچه‌های یاس بنفش

394
00:18:29,540 --> 00:18:32,250
‫واسه پذیرش هم باید
برنامه‌ی لیگ رو دانلود کنی

395
00:18:32,250 --> 00:18:33,750
‫اوهوم. اوهوم

396
00:18:33,750 --> 00:18:35,580
‫بابا، مطمئنی می‌تونی از پسش بربیای؟

397
00:18:35,580 --> 00:18:37,750
‫عین آب خوردنـه. گفتی پارک شمال‌غربی دیگه؟

398
00:18:38,330 --> 00:18:39,910
‫خودم... باهات میام

399
00:18:39,910 --> 00:18:42,040
‫صدها شغل توی خطره

400
00:18:42,040 --> 00:18:44,290
‫اما می‌تونیم از تو یه پارک عمومی هم
‫تو جلسه‌م شرکت کنم

401
00:18:44,290 --> 00:18:46,660
‫با کلی بچه‌ که گلوشون رو جر میدن

402
00:18:47,250 --> 00:18:48,700
‫زنده باد؟

403
00:18:52,500 --> 00:18:55,580
‫با توجه به درآمد بلندمدتی که
...اسب‌های چرخان دارن

404
00:18:55,580 --> 00:18:57,580
‫ببخشید، مشکل فروشنده‌ی مارینارا چی بود؟

405
00:18:57,580 --> 00:18:59,410
‫نه. مارینارا رو عوض نمی‌کنیم

406
00:18:59,410 --> 00:19:00,540
‫مارینارا رو عوض می‌کنیم؟

407
00:19:00,540 --> 00:19:03,870
‫- نه، نه، نه. عوضش نمی‌کنیم
‫- الو؟ صداتون قطع...

408
00:19:03,870 --> 00:19:06,950
‫مامان! مامان! یه کلاغه مُرده!

409
00:19:06,950 --> 00:19:10,790
‫ای خدا. الو؟ کسی هست؟
‫من هستم؟ من رو می‌بینید؟

410
00:19:10,790 --> 00:19:13,040
‫این پرتقال‌ها واسه همه‌ست دیگه، نه؟

411
00:19:13,040 --> 00:19:14,353
‫اوه!

412
00:19:15,620 --> 00:19:17,000
‫- وای پسر
‫- بن!

413
00:19:18,700 --> 00:19:20,330
‫بنی، حالت خوبـه عزیزم؟

414
00:19:20,330 --> 00:19:21,790
‫باید نقص عضوش کنن

415
00:19:21,790 --> 00:19:23,410
‫نقص عضو دیگه چیه؟

416
00:19:23,410 --> 00:19:26,580
‫مثل امپراتور آلمان که
پای فرانسوی‌ها رو قطع می‌کرد

417
00:19:26,580 --> 00:19:28,040
‫والتر، بس کن

418
00:19:28,040 --> 00:19:30,410
‫کبود میشه اما چیزی نمیشه. قول میدم

419
00:19:30,410 --> 00:19:32,170
‫می‌خوای بازی رو تموم کنی؟

420
00:19:32,700 --> 00:19:36,330
‫نزدیک دروازه یه کلاغه مُرده.
‫می‌خوای روش راه بریم؟

421
00:19:37,620 --> 00:19:38,700
‫آره

422
00:19:39,370 --> 00:19:42,370
‫شرمنده نتونستم کمک کنم.
‫پسرهام اهل ورزش نبودن

423
00:19:42,370 --> 00:19:44,790
‫آوی و یوشی بچه خونگی بودن

424
00:19:44,790 --> 00:19:46,330
‫فوتبال، بازی سختیـه

425
00:19:46,330 --> 00:19:48,700
‫این کار رو معمولاً شیرا می‌کنه اما...

426
00:19:48,700 --> 00:19:50,410
‫سرش شلوغـه

427
00:19:50,410 --> 00:19:52,000
‫اون کنیش‌ها رو یادمـه

428
00:19:52,000 --> 00:19:54,160
‫نایومی هم پوستش کنده می‌شد تا درست‌شون کنه

429
00:19:54,790 --> 00:19:56,580
‫خیلی‌خب، این هم از این

430
00:19:56,580 --> 00:19:57,540
‫کنیش

431
00:19:57,540 --> 00:19:58,830
‫البته شیرا عاشق‌شون بود

432
00:19:58,830 --> 00:20:01,910
‫شاید باور کردنش سخت باشه اما
بدغذا هم بود

433
00:20:01,910 --> 00:20:03,250
‫آره بابا، باور می‌کنم

434
00:20:03,660 --> 00:20:05,601
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
«سیب‌زمینی را به آرامی می‌پزیم»

435
00:20:05,626 --> 00:20:06,830
‫«آبکش می‌کنیم». آره

436
00:20:06,830 --> 00:20:09,540
‫وقتی نایومی می‌دید شیرا غذایی رو دوست داره،

437
00:20:09,540 --> 00:20:10,910
‫واسش درست می‌کرد

438
00:20:10,910 --> 00:20:14,910
‫این کار رو کردم. «روغن را داغ می‌کنیم.
‫خمیر را نصف می‌‌کنیم». همین کار رو کردم

439
00:20:14,910 --> 00:20:18,040
‫اوضاع برای نایومی راحت‌تر نشد؟

440
00:20:18,040 --> 00:20:20,200
‫شوخیت گرفته؟ من که همین کارها رو کردم

441
00:20:20,200 --> 00:20:22,500
‫نه، همیشه غُر می‌زد

442
00:20:23,540 --> 00:20:26,160
‫اما خب شاید اخلاقش این‌طوری بود

443
00:20:26,160 --> 00:20:28,120
‫غذای پرزحمت درست می‌کرد تا

444
00:20:28,870 --> 00:20:31,620
‫بفهمن که دوست‌شون داشت

445
00:20:31,620 --> 00:20:33,330
‫خدایا...

446
00:20:33,330 --> 00:20:34,490
‫نه

447
00:20:35,938 --> 00:20:38,931
« هشت حبه سیر »
« شیرا دوست داره طعم سیر بده »

448
00:20:49,450 --> 00:20:53,370
‫مامانی! مامانی!
‫مامان گفت می‌تونیم پاپا ترول ببینیم!

449
00:20:53,370 --> 00:20:56,700
‫همچین حرفی نزدم.
‫لطفاً لباس‌هاتون رو عوض کنید

450
00:20:56,700 --> 00:20:58,910
‫بن، رمز رو بلدیم

451
00:21:01,040 --> 00:21:02,940
‫بپرسم؟

452
00:21:05,750 --> 00:21:07,080
‫همم

453
00:21:07,080 --> 00:21:08,370
‫خب؟

454
00:21:08,370 --> 00:21:09,929
طعم سیر میده

455
00:21:10,120 --> 00:21:12,620
‫خیلی هم طعم سیر میده

456
00:21:14,540 --> 00:21:15,540
‫همم

457
00:21:17,040 --> 00:21:18,750
‫درست عین مال مامان شد

458
00:21:29,870 --> 00:21:31,450
‫حتماً خیلی خسته شدی

459
00:21:31,450 --> 00:21:32,756
‫آره

460
00:21:34,370 --> 00:21:36,500
‫ممنون بابت زحمت‌های این هفته‌ت

461
00:21:36,500 --> 00:21:38,000
‫نمی‌دونم چی شد

462
00:21:38,000 --> 00:21:39,450
‫خیلی راحت نبود

463
00:21:39,450 --> 00:21:40,616
‫درستـه

464
00:21:41,610 --> 00:21:44,150
‫اما باید آشپزخونه رو تمیز کنیم تا...

465
00:21:45,790 --> 00:21:46,830
‫...خواب‌مون نبرده

466
00:21:58,540 --> 00:22:01,870
‫نه، نه. ایزادورا دانکن انکارناپذیر

467
00:22:01,870 --> 00:22:04,580
‫نخورش. سیر توشـه

468
00:22:04,580 --> 00:22:06,790
‫بیا رو زمین، ایزادورا دانکن انکارناپذیر. نه!

469
00:22:06,790 --> 00:22:08,150
بس کن

470
00:22:09,750 --> 00:22:11,120
‫وای نه

471
00:22:11,870 --> 00:22:13,450
‫وای

472
00:22:15,000 --> 00:22:17,450
‫شیرا، بهتره...

473
00:22:20,469 --> 00:22:21,805
‫خیلی‌خب

474
00:22:21,830 --> 00:22:23,116
‫باشه

475
00:22:36,250 --> 00:22:39,330
‫- چرا این‌قدر آروم میای مامان؟
‫- خوب خوابیدی؟

476
00:22:39,330 --> 00:22:40,910
‫آره بابا

477
00:22:41,001 --> 00:22:42,767
« قابلمه پارتی خانواده‌های آینده »

478
00:22:43,000 --> 00:22:44,790
‫وایسا ببینم، تو محیط بسته‌ست؟

479
00:22:44,790 --> 00:22:48,410
‫می‌خوان همه‌مون کرونا بگیریم؟
‫امکان نداره. فراموشش کنید

480
00:22:48,410 --> 00:22:50,330
‫نمیریم پیکنیک؟

481
00:22:50,330 --> 00:22:53,200
‫- نمیریم این مدرسه
‫- جدی میگی؟

482
00:22:53,200 --> 00:22:55,200
‫واسه یه دورهمی نتونستن ایمنی رو رعایت کنن،

483
00:22:55,200 --> 00:22:58,370
‫اون‌وقت ما واسه کل روز
باید بچه‌هامون رو به اینا بسپریم؟

484
00:22:58,370 --> 00:23:01,020
‫نه‌خیرم. میریم اون مدرسه گوله موییـه

485
00:23:03,660 --> 00:23:04,973
‫خیلی‌خب!

486
00:23:06,370 --> 00:23:09,250
‫دفعه آخرت باشه مسابقه‌ی قایقرانی رو با

487
00:23:09,250 --> 00:23:10,950
‫این همه پنیر ریکوتا خراب می‌کنی

488
00:23:10,950 --> 00:23:13,410
‫یعنی همه‌ی جرایم، نزدیک آب اتفاق می‌افته؟

489
00:23:13,410 --> 00:23:15,580
‫خب دیگه چطوری به اونجا برسن؟

490
00:23:16,910 --> 00:23:18,500
‫میشه پیتزا سفارش بدیم؟

491
00:23:18,500 --> 00:23:19,830
‫- کنیشت رو بخور
‫- نه

492
00:23:20,500 --> 00:23:22,370
‫مادرتون با عشق درست کرده

493
00:23:25,250 --> 00:23:26,883
‫من پیتزا می‌خوام!

494
00:23:26,908 --> 00:23:28,885
« مخلص کلام »

495
00:23:28,910 --> 00:23:32,095
‫♪ من به هیچی ایمان ندارم ♪

496
00:23:32,120 --> 00:23:36,305
‫♪ اما به تو ایمان دارم ♪

497
00:23:36,330 --> 00:23:41,910
‫♪ می‌دونم همه‌ی این‌ها بازی و فیلمـه ♪

498
00:23:41,910 --> 00:23:46,623
‫♪ اما این یکی واقعی‌تر به‌نظر می‌رسه ♪

499
00:23:47,647 --> 00:24:07,647
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

