﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:09,042 --> 00:00:11,000
‫« سال ۱۹۹۳ »

3
00:00:11,024 --> 00:00:14,417
« بی‌جی بنانافینگرز »

4
00:00:15,042 --> 00:00:16,562
« باغچه‌های پرنسس »

5
00:00:25,291 --> 00:00:27,458
وای، این معرکه نیست، کندرا؟

6
00:00:27,541 --> 00:00:30,666
‫اتاق جشن پرنسس محبوب‌ترین اتاق جشن

7
00:00:30,750 --> 00:00:31,916
‫توی بی‌جی بنانافینگرزه

8
00:00:32,000 --> 00:00:35,958
‫خیلی خاصه. تمام لباس‌ها
‫مال پرنسس‌های مُرده‌ی واقعی هستن

9
00:00:36,041 --> 00:00:37,166
‫می‌دونم، بابا

10
00:00:37,250 --> 00:00:39,166
‫ولی بابات بهترینِ بهترین‌ها رو گرفته

11
00:00:39,250 --> 00:00:41,625
‫چون بابات بیشتر از همه دوستت داره

12
00:00:41,708 --> 00:00:42,541
‫من چی؟

13
00:00:42,625 --> 00:00:44,291
‫حرفم رو زدم، پسرم

14
00:00:44,375 --> 00:00:47,125
‫ما عینِ ندارها توی اتاق دوشس یا کُنتس نیستیم

15
00:00:47,208 --> 00:00:48,208
‫تو پرنسسِ منی،

16
00:00:48,232 --> 00:00:51,208
‫واسه همین اتاق پرنسس گیرت میاد
‫مهم نیست چقدر گرون باشه

17
00:00:51,291 --> 00:00:53,625
‫مرسی. بهترین اتاقه

18
00:00:53,708 --> 00:00:55,500
‫اوه، باید این رو جواب بدم

19
00:00:56,041 --> 00:00:56,875
‫چیه؟

20
00:00:56,958 --> 00:00:59,666
‫به اون حروم‌زاده بگو اگه همین الان
‫قرارداد رو امضا نکنه،

21
00:00:59,750 --> 00:01:03,375
‫مثل راپونزل از موهاش بالا میرم
‫و با مشت می‌زنم توی صورتش!

22
00:01:03,875 --> 00:01:05,333
‫بهت خوش نمی‌گذره؟

23
00:01:05,416 --> 00:01:08,833
‫نه. این جشن افتضاحه.
‫به شدت ضایع و افتضاحه.

24
00:01:08,916 --> 00:01:11,541
‫در این حد؟ توی روز تولدت؟

25
00:01:11,625 --> 00:01:13,125
خوشم نمیاد که بهت خوش نمی‌گذره

26
00:01:13,208 --> 00:01:15,750
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌تونیم بزنیم بیرون، باشه؟

27
00:01:15,833 --> 00:01:16,875
‫و کجا بریم؟

28
00:01:16,958 --> 00:01:19,083
‫یه جای جادویی. بهم اعتماد کن

29
00:01:19,583 --> 00:01:20,416
‫باشه

30
00:01:20,500 --> 00:01:22,416
‫حالا

31
00:01:22,500 --> 00:01:24,625
‫یه کفشِ شیشه‌ای می‌کنم تو کونش

32
00:01:28,916 --> 00:01:29,958
‫از این طرف. یالا!

33
00:01:31,375 --> 00:01:32,666
‫بیا این طرف. بدو!

34
00:01:32,690 --> 00:01:34,183
« شهر اسکیت »

35
00:01:37,458 --> 00:01:39,291
‫خب، با حیرت کردن وقت تلف نکن

36
00:01:39,375 --> 00:01:40,708
‫برو وسط میدون

37
00:01:40,791 --> 00:01:43,750
‫خیلی خیلی خیلی محشره!

38
00:01:44,983 --> 00:01:48,925
‫« مخلص کلام »
‫« فصل اول - قسمت هفتم »

39
00:02:33,300 --> 00:02:35,350
‫« سال ۲۰۰۷ »
« بی‌جی بنانافینگرز »

40
00:02:47,042 --> 00:02:48,042
« کندرا »

41
00:02:49,041 --> 00:02:51,041
‫صبح بخیر، خانواده‌ی سالن تفریح!

42
00:02:51,125 --> 00:02:53,208
‫صبح بخیر، کندرا

43
00:02:53,291 --> 00:02:57,083
‫تمام ۳۶۵ روز چه نقطه مشترکی دارن؟ کایل؟

44
00:02:57,791 --> 00:02:59,791
‫عه، همه‌شون با «ـه» تموم میشن؟

45
00:03:01,333 --> 00:03:03,458
‫- مونیکا؟
‫- هر روز تولد یه نفره

46
00:03:03,541 --> 00:03:07,125
‫درسته. و امروز روز تولد هانتره

47
00:03:07,208 --> 00:03:09,916
‫پس امروز کاملاً به هانتر اختصاص داره

48
00:03:10,000 --> 00:03:14,250
‫اگه والدین هانتر یه تولد سردستی
و کلیشه‌ای و معمولی می‌خواستن

49
00:03:14,333 --> 00:03:17,625
‫می‌تونستن به دوست‌هامون توی
‫چارلز انترتینمنت چیز سر بزنن

50
00:03:17,708 --> 00:03:23,041
‫ولی اونا برای یه تجربه‌ی تولد سفارشی،
‫منحصربفرد و جادویی

51
00:03:23,125 --> 00:03:26,000
‫به بی‌جی بنانافینگرز میان

52
00:03:26,083 --> 00:03:28,625
‫این پرونده‌ی پسرِ خاص امروزه

53
00:03:28,708 --> 00:03:31,583
‫سی ثانیه وقت دارید بخونید،
‫حفظ کنید و از بر شید.

54
00:03:31,666 --> 00:03:34,333
‫تیتو تونا، چه اتفاقی برای سرت افتاد؟
‫بذارش سرت!

55
00:03:34,416 --> 00:03:37,416
‫هرگز وقتی توی سالن هستی

56
00:03:37,500 --> 00:03:39,708
‫هیچ بخشی از لباست رو در نمیاری. می‌فهمی؟

57
00:03:39,791 --> 00:03:40,625
‫اوهوم

58
00:03:40,708 --> 00:03:44,708
‫خیلی خب، بچه‌ها. بریم به بچه‌ها نشون بدیم
‫بنانافینگرز یعنی چی

59
00:03:50,416 --> 00:03:53,750
‫دختره سمتِ راست آدامس می‌جوه.
‫اون بهتره به کفشِ یکی نچسبه.

60
00:03:53,833 --> 00:03:56,333
‫چرا توی سالنم یه میزِ لق هست؟

61
00:03:56,416 --> 00:03:58,125
‫- عه، کدوم میز؟
‫- تو بهم بگو

62
00:03:58,208 --> 00:04:00,625
‫- عه، میزِ هشت
‫- آفرین دختر خوب. درستش کن

63
00:04:09,250 --> 00:04:10,916
‫خدایا!

64
00:04:11,458 --> 00:04:13,291
‫هانتر!

65
00:04:20,791 --> 00:04:22,041
‫پرونده رو خوندی؟

66
00:04:22,125 --> 00:04:25,166
‫به وضوح نوشته انگورها باید چهار تیکه بشن

67
00:04:25,250 --> 00:04:27,083
‫اون ۱۲ سالشه. فکر کردم شوخیه

68
00:04:27,166 --> 00:04:30,500
‫چرا باید توی پرونده شوخی کنم؟
‫من به نظرت شبیه برنی مک هستم؟

69
00:04:30,583 --> 00:04:31,833
‫- عه...
‫- جواب نده!

70
00:04:32,666 --> 00:04:35,250
‫بعد از شش سال تولد هنوزم
‫باید انگورها رو تیکه تیکه کنیم؟

71
00:04:35,333 --> 00:04:38,041
‫می‌دونم. من هیچوقت مثل باباهای دیگه
‫بهش جویدن یاد ندادم

72
00:04:38,125 --> 00:04:40,250
‫خودت رو سرزنش نکن.
‫همیشه سرِ کار بودی.

73
00:04:40,333 --> 00:04:42,291
‫اشکالی نداره. این کاریه که می‌کنیم

74
00:04:42,375 --> 00:04:44,666
‫اول، شروع به سه تیکه کردن انگورهاش می‌کنید

75
00:04:44,750 --> 00:04:47,416
‫یکم بهش وقت بدید.
‫بعدش نصف و بعدش کامل ولی پوست‌کنده.

76
00:04:47,500 --> 00:04:49,916
‫بعدش بالأخره، کامل و با پوست

77
00:04:50,000 --> 00:04:53,666
‫من سال بعد اینجا می‌بینمتون
‫و همه باهم انگور می‌خوریم

78
00:04:53,750 --> 00:04:56,083
‫بیاید قبل از رفتن جاتون رو رزرو کنید

79
00:04:56,166 --> 00:04:57,708
عاشقتیم، کندرا

80
00:05:04,041 --> 00:05:05,083
‫جکس، خونه‌ای؟

81
00:05:05,166 --> 00:05:07,916
‫باورت نمیشه چه روز سختی داشتم

82
00:05:08,500 --> 00:05:10,625
‫بذار حدس بزنم. تولد یکی بود

83
00:05:10,708 --> 00:05:12,333
‫- خب، من...
‫- بیا فقط غذا بخوریم

84
00:05:15,250 --> 00:05:17,000
‫اومم. خوبه

85
00:05:17,083 --> 00:05:19,875
‫ممنون. خیلی بهتر از چیزهاییه که
‫تو توی شب‌هات درست می‌کنی

86
00:05:19,958 --> 00:05:22,625
‫- نه. من غذاهای خوبی درست می‌کنم
‫- تیلاپیا با پنیر و زیتون؟

87
00:05:22,708 --> 00:05:25,541
‫صبر کن. از پیتزا ماهی‌ام خوشت نمیاد؟

88
00:05:25,625 --> 00:05:27,416
‫تو توی رستوران کار می‌کنی.
‫از اونجا بیار خونه...

89
00:05:27,500 --> 00:05:29,416
‫می‌دونی که اجازه نداریم غذا بیرون بیاریم

90
00:05:29,500 --> 00:05:31,291
‫خدای من. کندرا، شوخی می‌کردم

91
00:05:31,375 --> 00:05:34,208
‫من در مورد شغلم شوخی ندارم، ژاکلین

92
00:05:34,291 --> 00:05:36,791
‫کار کردن توی سالنِ تولد

93
00:05:36,875 --> 00:05:40,000
‫خفن و باحال و محشر و معرکه‌ی
‫بی‌جی بنانافینکرز اصلاً خنده‌دار نیست

94
00:05:40,083 --> 00:05:41,916
‫تو کارت رو زیادی جدی می‌گیری

95
00:05:42,000 --> 00:05:44,541
‫منم شغل دارم،
‫ولی بازم به موقع میام خونه.

96
00:05:44,625 --> 00:05:45,541
‫خب، اون شغل توئه

97
00:05:46,208 --> 00:05:48,250
‫و شغل من چیه؟

98
00:05:48,333 --> 00:05:50,125
‫دختر، من برای بازی‌هات وقت ندارم

99
00:05:50,208 --> 00:05:53,000
‫- تو نمی‌دونی من کارم چیه
‫- البته که می‌دونم!

100
00:05:53,083 --> 00:05:57,125
‫تو کارمند بلندگو به دستی

101
00:05:57,208 --> 00:05:59,583
‫- من مذاکره‌کننده‌ی گروگان‌گیری‌ام
‫- واقعاً؟

102
00:05:59,666 --> 00:06:02,250
‫کندرا، امروز گذاشتم یکی تیر بخوره
‫تا بتونم باهات شام بخورم

103
00:06:02,333 --> 00:06:03,666
‫خدای من! حالش خوبه؟

104
00:06:03,750 --> 00:06:07,166
‫نمی‌دونم، چون روز کاری‌ام ساعت ۶ تموم میشه

105
00:06:07,250 --> 00:06:09,833
‫گوش کن! می‌تونیم درستش کنیم!

106
00:06:09,916 --> 00:06:11,083
‫تو دنیای منی

107
00:06:11,166 --> 00:06:12,583
‫تو تنها اولویتِ منی

108
00:06:12,666 --> 00:06:15,708
‫صبر کن، یه تلفن دارم.
‫باید جواب بدم. رئیسمه.

109
00:06:15,791 --> 00:06:18,625
‫- باشه. بیا تلفن کاری جواب بدیم. رومانتیکه
‫- ورونیکا! حالت چطوره؟

110
00:06:18,708 --> 00:06:19,708
‫منم این کارو می‌کنم

111
00:06:19,791 --> 00:06:22,000
‫جری، سلام.
‫می‌خوام یکم اضافه کاری کنم...

112
00:06:22,083 --> 00:06:24,625
‫- واقعاً؟
‫- چون یه معتاد به کارم که...

113
00:06:24,708 --> 00:06:26,625
‫- چی؟
‫- ...به دوست دخترم اهمیتی نمیدم

114
00:06:26,708 --> 00:06:29,166
‫آره، ممنون. فردا می‌بینمت

115
00:06:29,250 --> 00:06:31,291
‫باشه، دارم میام. حالا خوشت اومد؟

116
00:06:31,375 --> 00:06:34,666
‫الان توی دوره‌ی آموزش مدیریت
‫بی‌جی بنانافینگرز پذیرفته شدم

117
00:06:34,750 --> 00:06:37,208
‫آموزش مدیریت؟ پس این که می‌گفتی
‫«تو دنیای منی» چی شد؟

118
00:06:37,291 --> 00:06:40,833
‫آره، گمونم نیستی!
‫این رابطه به جایی نمی‌رسه. موفق باشی.

119
00:06:40,916 --> 00:06:42,958
‫چی؟ نه! می‌تونیم یه کاریش کنیم

120
00:06:43,041 --> 00:06:45,500
‫من پرتوقع بودم.
‫ولی می‌تونم توقعم رو کمتر کنم.

121
00:06:45,583 --> 00:06:46,666
‫مثل یه کاکتوس

122
00:06:48,000 --> 00:06:50,666
‫باید برم بیروت.
‫ولی وقتی برگشتیم حرف می‌زنیم.

123
00:06:50,750 --> 00:06:52,916
‫یا حرف نمی‌زنیم!
‫هرچی تو بخوای.

124
00:06:53,000 --> 00:06:55,666
‫منتظر تماست می‌مونم!
‫به رابطه‌مون ایمان دارم!

125
00:06:57,166 --> 00:06:59,208
‫اون مذاکره‌کننده‌ی افتضاحیه

126
00:06:59,291 --> 00:07:00,916
‫تعجبی نداره اون یارو تیر خورد

127
00:07:01,000 --> 00:07:04,125
‫صبح بخیر، کندرا!

128
00:07:16,791 --> 00:07:18,375
‫بنانافینگرز

129
00:07:21,958 --> 00:07:24,041
‫اوه!

130
00:07:36,000 --> 00:07:38,833
‫خدای من، صندلی دسته‌دار؟
‫مگه کلاس چهارم ابتداییه؟

131
00:07:38,916 --> 00:07:42,666
‫والدینم دارن طلاق می‌گیرن و شلوارم رو
‫خیس می‌کنم و همه بهم می‌خندن؟

132
00:07:42,750 --> 00:07:44,500
‫سلام، نوحا واپنر هستم.
‫دانشگاه وارتون، کلاس ۲۰۰۶.

133
00:07:44,583 --> 00:07:47,000
‫لیلی کاردیگن. دانشگاه بوث، کلاس ۲۰۰۴

134
00:07:47,083 --> 00:07:49,541
‫دوین وایتلی. دانشگاه استرن، کلاس ۲۰۰۵

135
00:07:49,625 --> 00:07:50,541
‫کندرا هوپر

136
00:07:52,125 --> 00:07:54,208
‫خیلی خب، موفق باشید

137
00:07:54,291 --> 00:07:55,416
‫سلام به همه!

138
00:07:55,500 --> 00:07:58,791
‫شما اینجایید چون استعداد موفقیت دارید

139
00:07:58,875 --> 00:08:01,416
‫ولی همین الان بهتون میگم
‫بیشترتون موفق نمی‌شید

140
00:08:01,500 --> 00:08:03,250
‫اگه باهم آشنا نشدیم،
‫من ورونیکا هستم.

141
00:08:03,333 --> 00:08:06,666
‫و اگه از دوره‌ام موفق بیرون بیاید،
‫توی این شرکت بارتون رو می‌بندید.

142
00:08:06,750 --> 00:08:08,125
‫ولی بهتره رضایتم رو جلب کنید،

143
00:08:08,208 --> 00:08:11,000
‫چون حتی اگه بد نگاهم کنید
‫می‌تونم از کار اخراجتون کنم

144
00:08:11,666 --> 00:08:15,458
‫باشه. وکیلم اشاره می‌کنه که نمی‌تونم
‫به خاطر بد نگاه کردن اخراجتون کنم

145
00:08:15,541 --> 00:08:17,125
‫ولی بازم، بد نگاهم نکنید

146
00:08:17,208 --> 00:08:19,625
‫فقط به عنوان یه لطف بهم، باشه؟ خب؟

147
00:08:19,708 --> 00:08:23,708
‫بریم تو کارش. هر ۳۶۵ روز
‫چه نقطه مشترکی دارن؟

148
00:08:23,791 --> 00:08:25,666
‫هر روز تولد یه نفره!

149
00:08:26,958 --> 00:08:28,125
‫چه بامزه!

150
00:08:28,708 --> 00:08:34,250
‫هر روز فرصتِ جدیدی
‫برای درآمدزایی، ارتقا و بهینه‌سازیه

151
00:08:34,333 --> 00:08:36,125
‫درآمدزایی، ارتقا و بهینه‌سازی

152
00:08:36,208 --> 00:08:38,166
‫هی، کیانا، بهتره نگرانش نباشی

153
00:08:38,250 --> 00:08:41,333
‫همیشه برای حفظ ظاهر
‫یه کارآموز از سالن میارن

154
00:08:41,416 --> 00:08:43,166
‫یه جور تبعیض جبرانیه

155
00:08:43,250 --> 00:08:46,750
‫از این بالاتر نمی‌تونی بری،
‫ولی بازم باید به خودت افتخار کنی.

156
00:08:46,833 --> 00:08:47,875
‫اسم من کندراست

157
00:08:47,958 --> 00:08:49,250
‫باشه، کندرا

158
00:08:49,333 --> 00:08:51,333
‫بوی پپرونی میدی

159
00:08:51,416 --> 00:08:52,291
‫اوه

160
00:08:52,375 --> 00:08:53,791
‫اوهوم

161
00:09:01,625 --> 00:09:04,666
‫و واقعاً توی جیبم پیتزا داشتم!

162
00:09:04,750 --> 00:09:06,083
‫اوه، این خیلی بیجاست

163
00:09:06,166 --> 00:09:08,083
‫واقعاً نمی‌دونم برای مدیریت ساخته شدم یا نه

164
00:09:08,166 --> 00:09:10,208
‫شاید توی سالن بودن
‫سقفِ موفقیت منه؟

165
00:09:10,291 --> 00:09:13,666
‫کندرا، من تابستون رو اومدم خونه
‫که توی سان‌فرانسیسکو گِی باشم،

166
00:09:13,750 --> 00:09:16,250
‫نه برای این که زندگیِ رقت‌انگیزت رو
‫دوباره بسازم

167
00:09:16,333 --> 00:09:19,125
‫دیوید! خواهش می‌کنم!

168
00:09:19,208 --> 00:09:22,333
‫باشه. بیا با این شروع کنیم

169
00:09:22,416 --> 00:09:25,958
‫به اون عوضی‌های فارغ‌التحصیل دانشکده اقتصاد
‫بگو تو رو اشتباه گرفتن

170
00:09:26,041 --> 00:09:29,125
‫ما اهل اوکلندیم، عزیزم!
‫شوخی نداریم! درست نمیگم، سال؟

171
00:09:29,208 --> 00:09:31,458
‫آره، آره. اونا خیلی اشتباه گرفتنش

172
00:09:31,541 --> 00:09:33,708
‫باید سرسخت شی.
‫بابا همیشه چی می‌گفت؟

173
00:09:33,791 --> 00:09:36,000
‫«تو بچه‌ی مورد علاقه‌ی منی،
‫بیشتر از دیوید دوستت دارم»؟

174
00:09:36,083 --> 00:09:39,041
‫نه! باید دو برابر خوب باشی
‫تا نصفِ بقیه گیرت بیاد

175
00:09:39,125 --> 00:09:42,166
‫ولی، تو قراره دو برابر خوب باشی
‫و دو برابر بقیه گیرت بیاد

176
00:09:42,250 --> 00:09:45,500
‫آره! اوه، من بوی پیتزا میدم، نوحا؟

177
00:09:45,583 --> 00:09:48,875
‫تو شبیه پیتزا هستی،
‫مرتیکه‌ی کریه‌المنظر! دهنت سرویسه!

178
00:09:48,958 --> 00:09:51,416
‫- خیلی خب، آره، ولی این رو نگو
‫- می‌دونم

179
00:09:51,500 --> 00:09:53,041
‫باید خشمت رو نگه داری

180
00:09:53,125 --> 00:09:54,458
‫اون خشم رو بریز توی یه دیگ

181
00:09:54,541 --> 00:09:58,041
‫یکم هویج و کرفس توش خُرد کنم
‫و سوپ خشم درست کنم

182
00:09:58,125 --> 00:09:59,541
‫اون خشم رو آروم‌پز کن

183
00:09:59,625 --> 00:10:01,875
‫میذارمش روی شعله‌ی ملایم
‫تا حسابی جا بیفته

184
00:10:01,958 --> 00:10:03,458
‫بهتره درش رو محکم بذاری!

185
00:10:03,541 --> 00:10:06,125
‫می‌تونم یه لحظه در رو بلند کنم؟
‫یه ذره بچشم تا متمرکز شم؟

186
00:10:06,208 --> 00:10:08,958
‫- دختر، به اون در دست نزن!
‫- لعنتی! می‌تونم بوش کنم؟

187
00:10:09,041 --> 00:10:11,916
‫وقتی اون خشم داره می‌پزه
‫درش رو برندار! باشه؟

188
00:10:12,000 --> 00:10:13,875
‫هه! آماده‌ست

189
00:10:16,083 --> 00:10:18,166
‫♪ جشنه ♪

190
00:10:18,250 --> 00:10:19,375
‫♪ وقت جشنه ♪

191
00:10:19,458 --> 00:10:22,791
‫♪ توی بی‌جی بنانا فینگرز  ♪
‫♪ همیشه جشن می‌گیریم ♪

192
00:10:22,875 --> 00:10:26,208
‫♪ خوش‌گذرونی که هیچوقت تموم نمیشه ♪
‫♪ می‌تونیم بهترین دوست‌هات بشیم ♪

193
00:10:26,291 --> 00:10:27,833
‫صبح بخیر، کندرا

194
00:10:28,875 --> 00:10:30,708
‫شش اصل تجارت...

195
00:10:30,791 --> 00:10:33,875
‫♪ همه حرکت می‌کنن و تکون میدن ♪
‫♪ این راه و رسم بی‌جی بنانافینگرزه ♪

196
00:10:33,958 --> 00:10:37,916
‫♪ پس آرزو کن و خودت باش ♪
‫♪ تولدته ♪

197
00:10:38,000 --> 00:10:40,125
‫ده اصل مدیریت...

198
00:10:44,416 --> 00:10:45,791
‫۷۰۰ قاعده‌ی قدرت...

199
00:10:48,000 --> 00:10:55,000


200
00:10:57,833 --> 00:10:59,166
‫هنوز اصلاً سؤال نپرسیدم

201
00:10:59,250 --> 00:11:00,916
‫ولی من جوابش رو می‌دونم!

202
00:11:01,000 --> 00:11:04,416
‫ده نفر توی کلاس بود، حالا شش نفرن.
‫نمی‌تونن از شرم خلاص شن.

203
00:11:04,500 --> 00:11:06,125
‫- من مثل سانجایام
‫- خوبه

204
00:11:06,208 --> 00:11:09,958
‫- بگذریم، منم تابستون خوبی داشتم
‫- لورینا فکر می‌کنه می‌دونه چه خبره

205
00:11:10,041 --> 00:11:13,750
‫ولی مبانی سود و زیان رو نمی‌فهمه.
‫این پیش پا افتاده‌ست، لورینا!

206
00:11:13,833 --> 00:11:15,375
‫- باشه، همزمان...
‫- اینجا زنبور هست؟

207
00:11:15,458 --> 00:11:18,625
‫دارم برمی‌گردم دانشگاه، پس شاید بهتر باشه
‫روی شام خداحافظی‌ام تمرکز کنیم

208
00:11:18,708 --> 00:11:21,333
‫- بی‌شک، دیوید. امشب کاملاً به تو اختصاص داره
‫- ممنون

209
00:11:21,416 --> 00:11:22,541
‫صدای وزوز زنبور می‌شنوم

210
00:11:22,625 --> 00:11:24,041
‫- تو هم می‌شنوی؟
‫- نه

211
00:11:24,125 --> 00:11:26,125
‫اشکالی نداره. هیچ زنبوری
‫نمی‌تونه حواسم رو پرت کنه

212
00:11:26,208 --> 00:11:29,500
‫باید بیشتر فکر و هوشمندانه‌تر کار کنم.
‫بهینه‌سازی، بدنسازی و جوسازی کنم.

213
00:11:29,583 --> 00:11:31,500
‫کندرا، عزیزم، تو توی سالن بازی کار می‌کنی

214
00:11:31,583 --> 00:11:35,166
‫- اونجا یه مرکز تفریح خانوادگی لوکسه
‫- زیادی کارت رو جدی گرفتی

215
00:11:35,250 --> 00:11:37,041
‫من از کسی توصیه‌ی شغلی نمی‌گیرم

216
00:11:37,125 --> 00:11:40,083
‫که یک سال از دانشگاه مرخصی گرفت
‫تا توی گپ کار کنه

217
00:11:40,166 --> 00:11:41,583
‫من یه سال مرخصی استراحتی گرفتم

218
00:11:41,666 --> 00:11:44,625
‫توی گپ کار نمی‌کردم.
‫توی هندوراس داوطلبانه کار می‌کردم.

219
00:11:44,708 --> 00:11:46,916
‫پس اشتباه یادم اومد. جمهوری موزی

220
00:11:47,000 --> 00:11:50,083
‫- تو خودت رو از پا میندازی
‫- صدای وزوز نمی‌شنوی؟ مثل رعده!

221
00:11:50,166 --> 00:11:52,500
‫بهتره یکم توازن پیدا کنی،
‫یه سرگرمی لازم داری،

222
00:11:52,583 --> 00:11:54,291
‫- یا کلیسایی چیزی
‫- کلیسا؟

223
00:11:54,375 --> 00:11:56,291
‫اونا همه مثل کلیسای مامان نیستن

224
00:11:56,375 --> 00:11:57,833
‫یه کلیسای مترقی پیدا کردم

225
00:11:57,916 --> 00:12:01,083
‫مسیح ما نژاد ترکیبی داره، همجنس‌گراست،
‫و در اثر کهولت سن مُرده.

226
00:12:01,166 --> 00:12:03,000
‫- چی؟
‫- چیزیه که بهش ایمان داشته باشی. خب؟

227
00:12:03,083 --> 00:12:05,500
‫من به بی‌جی بنانافینگرز ایمان دارم

228
00:12:08,333 --> 00:12:09,541
‫زنبور

229
00:12:13,083 --> 00:12:15,625
‫خودت رو جمع و جور کن، دختر.
‫یالا، کندرا.

230
00:12:17,208 --> 00:12:19,708
‫سلام رئیس. همه چی روبراهه؟

231
00:12:19,791 --> 00:12:21,458
‫من بهتر از روبراهم. هیجان‌زده‌‌ام

232
00:12:21,541 --> 00:12:23,333
توپِ توپم. امروز تولد برَده

233
00:12:23,416 --> 00:12:25,333
‫عجب روز زیبایی برای زنده بودنه

234
00:12:25,416 --> 00:12:27,166
‫تولد چَده؟

235
00:12:27,250 --> 00:12:30,833
‫فکر می‌کنی این رو نمی‌دونم؟
‫«برَد» اسم مستعارم برای چَده

236
00:12:30,916 --> 00:12:34,000
‫فقط می‌خواستم برگردم به موضوع کیک؟

237
00:12:34,083 --> 00:12:35,875
‫خدای من، مونیکا! هر ذره...

238
00:12:35,958 --> 00:12:38,792
‫مغزم الان پنج تا تولد جلوتره

239
00:12:38,816 --> 00:12:41,101
‫و تو می‌خوای در مورد یه کیک به عقب برگردی؟

240
00:12:41,125 --> 00:12:44,875
‫چرا یه بار نمیری بیخ گوش یکی دیگه وزوز کنی
‫زنبورِ وزوزو؟

241
00:12:51,416 --> 00:12:54,250
‫یعنی چی؟ این کیکِ آینده‌گرا نیست

242
00:12:55,666 --> 00:12:59,125
‫راستش، چَد، این کیک آینده‌گراترین کیک موجوده

243
00:12:59,208 --> 00:13:04,458
‫نماد ناشناختگیِ واقعیه،
‫چون آینده چیزیه که تو می‌سازی.

244
00:13:05,875 --> 00:13:07,541
‫چی؟

245
00:13:09,500 --> 00:13:11,625
‫کندرا، توی تولد چَد چه اتفاقی افتاد؟

246
00:13:11,708 --> 00:13:13,708
‫در واقع مونیکا گند زد،
‫ولی باهاش حرف زدم.

247
00:13:13,791 --> 00:13:15,916
‫- دیگه تکرار نمیشه
‫- هی. من ازت حمایت می‌کنم

248
00:13:16,000 --> 00:13:19,875
‫منم مثل تو از سالن اومدم،
‫و دوست دارم موفقیتِ خودمون رو ببینم،

249
00:13:19,958 --> 00:13:21,708
‫ولی کسی رو لازم دارم که
‫از پس هردو کار بربیاد

250
00:13:21,732 --> 00:13:23,017
‫می‌خوام خفن باشی

251
00:13:23,041 --> 00:13:24,375
‫البته! من یه کوسه‌ببرم

252
00:13:24,458 --> 00:13:26,583
‫یعنی ترکیبی از شکارچی خشکی و دریام

253
00:13:26,666 --> 00:13:29,208
‫آهان. به زودی انتخاب نهایی‌مون رو می‌کنیم

254
00:13:29,291 --> 00:13:30,375
‫به اوضاع مسلط بمون

255
00:13:30,458 --> 00:13:32,541
‫من مسلطم! مثل پلیس‌آهنی مسلطم!

256
00:13:32,625 --> 00:13:34,958
‫هرگز متوقف نمیشم!
‫می‌زنم، می‌ترکونم و جلو میرم!

257
00:13:35,041 --> 00:13:36,333
‫گوشی‌ات زنگ می‌زنه

258
00:13:37,333 --> 00:13:38,750
‫بهتره موضوع مهمی نباشه!

259
00:13:38,833 --> 00:13:41,375
‫بابا سکته کرده

260
00:13:42,541 --> 00:13:43,833
‫مهم نیست

261
00:13:46,666 --> 00:13:48,375
‫وضعیت پدرتون فعلاً پایداره

262
00:13:48,458 --> 00:13:50,500
‫وقتی به هوش بیاد بیشتر می‌فهمیم

263
00:13:50,583 --> 00:13:53,583
‫- و کِی به هوش میاد؟
‫- نمی‌دونم. ازش می‌پرسم

264
00:13:53,666 --> 00:13:56,500
‫هی، می‌دونی کِی قراره به هوش بیای؟

265
00:13:56,583 --> 00:13:57,458
‫نمی‌دونه

266
00:13:59,625 --> 00:14:01,875
‫بابا! باید بیدار شی.
‫من کلی کار سرم ریخته!

267
00:14:01,958 --> 00:14:04,916
‫پس باید بدونم قلبِ داغونت کار می‌کنه
‫تا بتونم برم به کارهام برسم

268
00:14:06,875 --> 00:14:10,416
‫فقط به هوش بیا! می‌دونم بالأخره به هوش میای،
‫پس همین الان انجامش بده تا برم به کارم برسم!

269
00:14:10,500 --> 00:14:12,083
‫به هوش بیا!

270
00:14:12,166 --> 00:14:13,875
‫- برید کنار!
‫- نه

271
00:14:15,000 --> 00:14:17,291
‫خب، جشنِ تولد آصف تا ساعت ۲ شروع نمیشه

272
00:14:17,375 --> 00:14:21,125
‫پس قطعاً میام اونجا، ولی محض احتیاط
‫دستوراتم اینا هستن

273
00:14:22,250 --> 00:14:25,166
‫پس دکترها کجان؟
‫یکی باید اون رو به هوش بیاره.

274
00:14:25,250 --> 00:14:27,916
‫دکتر کم داریم. امروز روش‌هشاناست

275
00:14:28,000 --> 00:14:31,125
‫- روشاشاشا دیگه چه کوفتیه؟
‫- سال نوی یهودی‌هاست

276
00:14:31,208 --> 00:14:32,916
‫سال نو؟ الان که پاییزه

277
00:14:33,000 --> 00:14:35,833
‫به نظرت من شبیه پخمه‌هام؟
‫یا یکی از رفقات؟

278
00:14:35,916 --> 00:14:39,458
‫یا اون رفیقت که پخمه‌ست؟
‫من از کل این بیمارستان شکایت می‌کنم.

279
00:14:39,541 --> 00:14:41,291
‫البته اگه امروز بتونی وکیل پیدا کنی

280
00:14:42,375 --> 00:14:45,291
‫پس خیلی راحت درست قبل از این سکته
‫از شهر رفتی؟

281
00:14:45,375 --> 00:14:47,125
‫دارم احساس می‌کنم
‫برام تله گذاشتی، دیوید

282
00:14:47,208 --> 00:14:49,875
‫آره، من به پدرمون رژیم غذایی پرکلسترول،

283
00:14:49,958 --> 00:14:53,291
‫دهه‌ها استرسِ کاری،
‫و هر از گاهی مشروب روی مشروب دادم،

284
00:14:53,375 --> 00:14:54,791
‫تا قلبش منفجر شه،

285
00:14:54,875 --> 00:14:57,958
‫و بعدش راحت عینِ اُسگل‌ها برگشتم دانشگاه

286
00:14:58,041 --> 00:15:00,208
‫یا عیسی مسیح گِی، دیوید!

287
00:15:01,333 --> 00:15:02,333
« ورونیکا »

288
00:15:08,575 --> 00:15:09,642
‫« ۴ تماس از دست رفته »

289
00:15:09,666 --> 00:15:11,916
‫فقط یه حمله‌ی پانیک بود.
‫این کارها لازمه؟

290
00:15:12,000 --> 00:15:14,625
‫اگه من اخراج شم، برنده‌ی لاتاری میشم
‫و کل این بیمارستان رو می‌خرم

291
00:15:14,708 --> 00:15:15,791
‫وقتشه بخوابی

292
00:15:15,875 --> 00:15:19,291
‫- اون وقت می‌بینیم کی اخراج می‌کنه
‫- آفرین، عزیزم

293
00:15:19,375 --> 00:15:20,666
‫بنگ، بنگ!

294
00:15:22,042 --> 00:15:23,422
‫« ۱۸ تماس از دست رفته »

295
00:15:25,708 --> 00:15:27,166
‫این دیگه چه کوفتیه؟

296
00:15:27,250 --> 00:15:29,791
‫من قرار بود اتاق خصوصی داشته باشم!
‫پرستار! پرستار!

297
00:15:29,875 --> 00:15:31,708
‫بابا؟ بیداری؟

298
00:15:31,791 --> 00:15:33,583
‫کندرا، اینجا چیکار می‌کنی؟

299
00:15:33,666 --> 00:15:35,333
‫من قرار بود  اتاق خصوصی داشته باشم!

300
00:15:35,416 --> 00:15:38,375
‫خوبم، بابا. فقط یه حمله‌ی پانیک بود.
‫تو حالت چطوره؟

301
00:15:38,458 --> 00:15:40,541
‫خوبم. این اولین سکته‌ام نیست

302
00:15:40,625 --> 00:15:43,500
‫بابا، باید آروم‌تر پیش بری.
‫خودت رو به کشتن میدی.

303
00:15:43,583 --> 00:15:46,041
‫شش سکته‌ی قلبی ناموفق
‫خلافش رو میگن، عزیزم

304
00:15:46,125 --> 00:15:48,041
‫شش سکته‌ی قلبی خوب نیست!

305
00:15:48,125 --> 00:15:50,416
‫نه؟ بذار بهت بگم
‫این شش سکته برات چی فراهم کردن

306
00:15:50,500 --> 00:15:52,875
‫- می‌دونم، بابا
‫- برات بهترین تحصیلات رو فراهم کردن

307
00:15:52,958 --> 00:15:55,583
‫برات تعطیلات توی تورکس و کایکوس فراهم کردن

308
00:15:55,666 --> 00:15:58,417
‫هر سال برات تولد بی‌جی بنانافینگرز فراهم کردن

309
00:15:58,441 --> 00:16:01,125
‫وقتی که رفقات با چوبِ پلاستیکی
‫پنیاتای خیابونی می‌ترکوندن

310
00:16:01,208 --> 00:16:03,375
‫من به سکته‌هام افتخار می‌کنم

311
00:16:03,458 --> 00:16:05,583
‫حتی یه نفر روی زمین
‫زنده از اینجا بیرون نمیره،

312
00:16:05,666 --> 00:16:08,250
‫ولی چند نفرشون می‌تونن بگن
نهایتِ تلاش خودشون رو کردن؟

313
00:16:08,333 --> 00:16:10,916
‫بابا، فقط بگو: «کندرا، ازت ممنونم
‫که اینجا کنارم هستی»

314
00:16:11,000 --> 00:16:13,666
‫چرا؟ تو دکتر یا پرستار نیستی.
‫نمی‌تونی کمکم کنی.

315
00:16:13,750 --> 00:16:16,125
‫وقتی تولد با ماشین مسابقه خواستم،
‫بهت خبر میدم.

316
00:16:19,500 --> 00:16:20,967
‫« ورونیکا »
‫« اول صبح بیا پیشم »

317
00:16:25,750 --> 00:16:26,791
‫عه...

318
00:16:26,875 --> 00:16:28,541
‫اوه...

319
00:16:29,541 --> 00:16:30,500
‫روش‌هشانا

320
00:16:30,583 --> 00:16:32,125
‫- چی؟
‫- روش‌هشانا!

321
00:16:32,208 --> 00:16:34,666
‫برای همین دیروز نتونستم سرِ کار بیام

322
00:16:34,750 --> 00:16:36,000
‫سال نوی یهودی

323
00:16:36,083 --> 00:16:37,416
‫صبر کن ببینم، تو یهودی هستی؟

324
00:16:37,500 --> 00:16:39,166
‫- چطور یهودی هستی؟
‫- با لذت؟

325
00:16:39,750 --> 00:16:42,791
‫ولی... تو یهودی هستی! البته

326
00:16:42,875 --> 00:16:45,166
‫خوبه. ما عاشق یهودی‌ها هستیم

327
00:16:45,250 --> 00:16:48,625
‫اوه، ما نسبت به یهودی‌ها
‫احساس بی‌طرفی می‌کنیم

328
00:16:48,708 --> 00:16:51,333
‫امیدوارم تعطیلاتت متفکرانه
‫و بامعنا بوده باشه

329
00:16:51,416 --> 00:16:55,291
‫و ایده‌های زیادی برای صرفه‌جویی
‫در هزینه‌های شرکتمون پیدا کرده باشی

330
00:16:55,375 --> 00:16:57,583
‫نه به خاطر این که یهودی هستی

331
00:16:57,666 --> 00:16:59,708
‫ایده‌های صرفه‌جویی سکولار

332
00:16:59,791 --> 00:17:00,708
‫حله!

333
00:17:03,250 --> 00:17:04,791
‫- که یهودی هستی، هان؟
‫- آره!

334
00:17:04,875 --> 00:17:06,541
‫عالیه. به کدوم کنیسه میری؟

335
00:17:06,625 --> 00:17:09,833
‫عه، فعلاً بین کنیسه‌هام

336
00:17:09,916 --> 00:17:10,750
‫باشه

337
00:17:11,625 --> 00:17:14,416
‫خب چجور یهودی‌ای هستی؟
‫اصلاح‌طلب، محافظه‌کار، نواندیش؟

338
00:17:14,500 --> 00:17:15,875
‫یه ذره از همه‌ی این چیزهام

339
00:17:15,958 --> 00:17:18,625
‫یه یهودی مثل ترکیبی
‫از کی‌اف‌سی، تاکو بل و پیتزا هاتم

340
00:17:19,208 --> 00:17:21,916
‫ولی از چه قومی هستی؟
‫اشکنازی؟ سفاردی؟

341
00:17:22,000 --> 00:17:23,000
‫به وضوح اشکنازی!

342
00:17:23,083 --> 00:17:25,166
‫- لیتواک یا گالیتزیانر؟
‫- معلومه که لیتواک

343
00:17:25,250 --> 00:17:27,875
‫یعنی لیتواک از ویلنا
‫یا لیتواک از ویتبسک؟

344
00:17:27,958 --> 00:17:30,458
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟
‫- حس می‌کنم ویتبسک باشی

345
00:17:30,541 --> 00:17:32,083
‫مل بروکس یا آلبرت بروکس؟

346
00:17:32,166 --> 00:17:33,000
‫چرا انتخاب کنم؟

347
00:17:33,083 --> 00:17:34,125
‫حله!

348
00:17:34,208 --> 00:17:37,916
‫واسه یوم‌کیپور میای کنیسه‌ی من.
‫یه بلیت ۴۰۰ دلاری اضافه دارم.

349
00:17:38,000 --> 00:17:39,291
‫اوه، نمی‌تونم

350
00:17:39,375 --> 00:17:41,625
‫نمی‌تونی توی یوم‌کیپور بیای کنیسه؟

351
00:17:41,708 --> 00:17:43,625
‫- یعنی...
‫- تو یهودی هستی، درسته؟

352
00:17:43,708 --> 00:17:46,875
‫فقط این رو نگفتی که شغلت رو حفظ کنی
‫و توی دوره بمونی؟

353
00:17:46,958 --> 00:17:48,625
‫چون اگه این کارو کرده باشی...

354
00:17:48,708 --> 00:17:49,750
‫اونجا می‌بینمت!

355
00:17:49,833 --> 00:17:52,750
‫اون طرف خیابون یه خودپرداز هست،
‫پس هر وقت تونستی پولم رو پس بده.

356
00:17:52,774 --> 00:17:53,500
‫« هولوکاست »

357
00:17:54,791 --> 00:17:57,916
‫«به همراه پسرانش، روبن، لاوی، یهودا، زبولون...»

358
00:17:58,000 --> 00:18:00,750
‫زبولون؟ این دیگه چجور
‫اسم عجیب و غریبیه...

359
00:18:01,833 --> 00:18:05,416
‫اوه. بازنشستگی و پاداش پایان خدمت!
‫«تمام کارمندان بی‌جی بنانا حق دارند...»

360
00:18:08,875 --> 00:18:10,000
‫یالا! حرف بزن! بجنب!

361
00:18:10,083 --> 00:18:11,083
‫عزیزم، خوبی؟

362
00:18:11,166 --> 00:18:14,208
‫عالی‌ام! فقط باید اطلاعاتم رو بیشتر کنم

363
00:18:14,291 --> 00:18:17,458
‫فکر کنم یه یارویی بهم مشکوک شده.
‫واقعاً آب زیر کاهه.

364
00:18:17,541 --> 00:18:19,416
‫و به خاطر این که یهودیه این رو نمیگم!

365
00:18:19,500 --> 00:18:22,000
‫- نمی‌دونستم یهودیه
‫- چیزهای زیادی هست که نمی‌دونی

366
00:18:22,083 --> 00:18:24,750
‫- توی اون دانشگاه بهت چی یاد میدن؟
‫- یاد نمیدن کی یهودیه

367
00:18:24,833 --> 00:18:27,208
‫حالا که در مورد تو حرف می‌زنیم،
‫خوشحال میشم گپ بزنم،

368
00:18:27,291 --> 00:18:29,791
‫ولی یه قرار مهم دارم
‫و باید آماده شم. خدافظ!

369
00:18:31,416 --> 00:18:34,416
‫باید بهت بگم،
‫عکست اصلاً زیبایی‌هات رو نشون نمیده.

370
00:18:34,500 --> 00:18:35,916
‫و عکسِ خوبیه!

371
00:18:36,000 --> 00:18:39,500
‫آره. هی، برام توضیح بده...

372
00:18:39,583 --> 00:18:43,166
‫حصارِ دور تورات رو نمی‌فهمم.
‫یه حصار فیزیکیه یا...

373
00:18:43,250 --> 00:18:45,375
‫خب، من شغلم خاخام بودنه،

374
00:18:45,458 --> 00:18:48,000
‫ولی نیازی نیست همیشه خاخام باشم

375
00:18:48,083 --> 00:18:52,125
‫همچنین به سینما و بسکتبال علاقه دارم.
‫برای مثال عاشق جنگجویان هستم.

376
00:18:52,208 --> 00:18:54,333
‫- فیلمه یا تیم بسکتبال؟
‫- آها!

377
00:18:54,416 --> 00:18:57,291
‫برای این وقت ندارم.
‫اگه نمی‌خوای باهام از یهودیت حرف بزنی،

378
00:18:57,375 --> 00:18:59,291
‫چرا توی اپ دوستیابی یهودی‌ها
‫دنبال دوست می‌گردی؟

379
00:18:59,375 --> 00:19:01,958
‫حصارِ دور تورات یه استعاره‌ست

380
00:19:02,041 --> 00:19:04,375
‫یعنی پیروی از قواعد سختگیرانه‌تری
‫نسبت به دستوراتِ تورات

381
00:19:04,458 --> 00:19:06,000
‫تا اشتباهی قانونی رو نقض نکنی

382
00:19:06,083 --> 00:19:10,583
‫باشه، ولی چرا مردم نمی‌تونن قوانین رو بخونن
‫و بعد ازشون پیروی کنن؟

383
00:19:10,666 --> 00:19:14,291
‫به نظر میاد مشکل اینه که خیلی‌ها نمی‌تونن
‫به دستوراتِ ساده عمل کنن. اشتباه میگم؟

384
00:19:14,375 --> 00:19:17,708
‫عاشق رویکرد پرسشگرانه‌ات هستم.
‫کدوم مدرسه‌ی روزانه رفتی؟

385
00:19:17,791 --> 00:19:19,833
‫اوه، من واقعاً یهودی نیستم

386
00:19:19,916 --> 00:19:22,375
‫فقط می‌خواستم بکشونمت اینجا
‫که بتونم ازت چندتا سؤال بپرسم

387
00:19:22,458 --> 00:19:25,583
‫آفیکومن چیه و چطور پیداش کنم؟

388
00:19:25,666 --> 00:19:28,541
‫خب، شاید غافلگیر شی،
‫ولی یهودی نبودنت،

389
00:19:28,625 --> 00:19:30,916
‫لزوماً مانعی برای رابطه‌مون نیست

390
00:19:31,000 --> 00:19:32,750
‫اوه، من کاملاً همجنس‌گرام

391
00:19:33,708 --> 00:19:35,208
‫اینم مانعی نیست

392
00:19:36,192 --> 00:19:37,059
‫« سود »

393
00:19:37,083 --> 00:19:39,458
‫نمی‌دونم دیگه چطوری بگم.
‫کی ایده‌ای داره؟

394
00:19:39,541 --> 00:19:44,208
‫عه، اگه حاضر باشیم تجربه‌ی
‫بی‌جی بنانافینگرز رو محدود کنیم...

395
00:19:44,291 --> 00:19:47,333
‫ازش متنفرم! ازت متنفرم!
‫برای همیشه از زندگی‌ام برو بیرون.

396
00:19:47,416 --> 00:19:48,875
‫از آشنایی باهات پشیمونم

397
00:19:48,958 --> 00:19:52,041
‫آره، گریه کن. شانس آوردی که جذابی

398
00:19:52,541 --> 00:19:54,750
‫چی؟ اوه، نمی‌تونم هیچی بگم؟

399
00:19:54,833 --> 00:19:58,250
‫عه، من یه ایده دارم که می‌تونه
‫باعث صرفه‌جویی توی هزینه‌هامون بشه

400
00:19:58,274 --> 00:20:02,875
‫هفته‌ی آینده سی‌اُمین سالی میشه که
‫جرمینِ عروس دریایی کارمند این شرکته

401
00:20:02,958 --> 00:20:06,458
‫اگه بخواد بازنشسته شه
‫پاداش بازنشستگی خیلی زیادی بهش تعلق می‌گیره

402
00:20:06,541 --> 00:20:07,958
‫مگر این که...

403
00:20:08,041 --> 00:20:10,041
‫قبل از هفته‌ی آینده اخراجش کنیم

404
00:20:10,125 --> 00:20:12,041
‫این خیلی بی‌رحمانه‌ست، کندرا

405
00:20:12,125 --> 00:20:14,625
‫شخصی نیست. گاهی باید بی‌رحم باشی

406
00:20:14,708 --> 00:20:15,708
‫خوشم اومد

407
00:20:16,666 --> 00:20:19,208
‫ولی نمی‌تونیم کسی رو بی‌دلیل اخراج کنیم

408
00:20:28,125 --> 00:20:32,750
‫سلام، جرمینِ عروس دریایی، فقط می‌خواستم
‫بهت بگم کارت چقدر عالیه

409
00:20:33,875 --> 00:20:35,583
‫نه، صبر کن

410
00:20:35,666 --> 00:20:38,458
‫منم به یکی از اون بغل‌ها نیاز دارم، می‌دونی؟

411
00:20:46,125 --> 00:20:48,791
‫آخ! آخ! آخ!

412
00:20:48,875 --> 00:20:50,875
‫وای!

413
00:20:53,000 --> 00:20:55,375
‫خدای من، جرمینِ عروس دریایی، چی شد؟

414
00:21:03,333 --> 00:21:05,541
‫از این طرف! یالا

415
00:21:09,541 --> 00:21:12,541
‫تویی. پرنسسی که تولدم رو نجات داد

416
00:21:12,625 --> 00:21:16,166
‫تمام این مدت نمی‌دونستم
‫تو هنوز اینجا کار می‌کنی

417
00:21:16,250 --> 00:21:18,333
‫تو نمی‌دونی اون کارت چقدر برام ارزشمند بود

418
00:21:18,416 --> 00:21:22,000
‫برای اولین بار توی عمرم،
‫یکی من رو دید.

419
00:21:23,125 --> 00:21:23,958
‫اوه

420
00:21:24,041 --> 00:21:26,000
‫- لطف داری
‫- آره

421
00:21:28,666 --> 00:21:33,416
‫ولی متأسفانه، قانونِ شرکته
‫که شخصیت‌های لباس‌پوش

422
00:21:33,500 --> 00:21:36,125
‫نمی‌تونن وقتی توی سالن هستن
‫هیچ بخشی از لباسشون رو در بیارن

423
00:21:36,208 --> 00:21:37,500
‫چی؟ ولی من...

424
00:21:37,583 --> 00:21:39,750
‫پس از همین لحظه اخراجی

425
00:21:39,833 --> 00:21:42,416
‫- نه!
‫- خیلی متأسفم. من قوانین رو وضع نمی‌کنم

426
00:21:42,500 --> 00:21:45,166
‫- مجبور نیستی این کارو بکنی
‫- همه چی درست میشه

427
00:21:45,250 --> 00:21:47,375
‫- چیزیت نمیشه
‫- اینطور نیست

428
00:21:47,458 --> 00:21:51,041
‫لازم نیست این کارو بکنی!
‫من هیچی ندارم به جز این شغل

429
00:21:51,125 --> 00:21:53,958
‫و چند صدتا سهم توی شرکتی
‫به اسمِ لولولمون

430
00:21:54,041 --> 00:21:56,208
‫داری شلوغش می‌کنی و اصلاً جالب نیست

431
00:21:56,291 --> 00:21:58,750
‫وسایلت رو جمع کن.
‫حراست بدرقه‌ات می‌کنه.

432
00:22:02,500 --> 00:22:04,708
‫همه برگردید سرِ کارتون!

433
00:22:07,625 --> 00:22:09,333
‫همه‌شون ازم متنفرن

434
00:22:09,416 --> 00:22:11,875
‫به هر حال قرار نیست مدتِ زیادی
‫باهاشون توی سالن باشی

435
00:22:11,958 --> 00:22:16,000
‫چطوره من و تو فردا باهم ناهار بخوریم
‫تا در مورد آینده‌ات توی شرکت بحث کنیم؟

436
00:22:16,083 --> 00:22:18,416
‫فردا نمی‌تونم. یوم‌کیپوره

437
00:22:18,500 --> 00:22:21,000
‫آهان، درسته. پس هر وقت که برگشتی

438
00:22:21,083 --> 00:22:23,458
‫عه، یوم‌کیپور مبارکت باشه

439
00:22:30,000 --> 00:22:32,791
‫اینجا کسی به اسم نوحا هست؟

440
00:22:32,875 --> 00:22:35,166
‫احتمالاً ۵۰ تا نوحا اینجاست

441
00:22:59,875 --> 00:23:03,916
‫اینا دعاهای اعتراف هستن.
‫داریم می‌گیم چطور گناه کردیم.

442
00:23:04,000 --> 00:23:07,166
‫ما خطا کردیم. ما خیانت کردیم

443
00:23:07,875 --> 00:23:10,375
‫من خطا کردم. من خیانت کردم

444
00:23:10,458 --> 00:23:12,833
‫ما فریب دادیم. ما مسخره کردیم

445
00:23:13,708 --> 00:23:16,291
‫من فریب دادم. من مسخره کردم

446
00:23:17,208 --> 00:23:18,375
‫نه، عزیزم

447
00:23:18,458 --> 00:23:20,541
‫ما. ما این کارو کردیم

448
00:23:22,375 --> 00:23:23,208
‫ما

449
00:23:24,000 --> 00:23:44,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

