﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:09,525 --> 00:00:10,941
‫« سال ١٩۵٩ »

3
00:00:25,208 --> 00:00:27,541
‫بابایی! حدس بزن چی شده!
‫من با دوچرخه...

4
00:00:27,625 --> 00:00:29,500
‫الان وقتش نیست، نایومی.
‫دارم استراحت می‌کنم

5
00:00:29,583 --> 00:00:32,333
‫بدش به نفر سوم! ای احمق بی‌عرضه

6
00:00:32,416 --> 00:00:34,125
‫- ای ریدم تو...
‫- مامان! ببین چی شده!

7
00:00:34,208 --> 00:00:35,956
‫فعلاً دارم با این فر مسخره سرو کله می‌زنم،

8
00:00:36,000 --> 00:00:38,000
‫بافت خوراک گوشت گاوم از اجراهای
‫ جک بنی هم خشک‌تر شده

9
00:00:38,083 --> 00:00:41,083
‫- مامان! سوزان ول‌کنِ تلفن نیست
‫- انقدر خجالت کشیدم...

10
00:00:41,166 --> 00:00:43,684
‫- تلفنو بده به خواهرت!
‫- باید یه چیزی بهتون بگم!

11
00:00:43,708 --> 00:00:45,208
‫کارول نمی‌خواد کسی از تلفن استفاده کنه

12
00:00:45,250 --> 00:00:48,166
‫- چون فکر می‌کنه اون پسره قراره بهش زنگ بزنه
‫- با شمام!

13
00:00:48,250 --> 00:00:50,666
‫- گوش کنید!
‫- به همه گفتی دیگه!

14
00:00:50,750 --> 00:00:54,083
‫- من سوار دوچرخه شدم!
‫- انی! دخترا! بسـه دیگه!

15
00:00:54,166 --> 00:00:56,583
‫انقدر داد زدید حتی این
‫ بازیکنا هم صداتونو شنیدن!

16
00:00:56,666 --> 00:00:58,166
‫همه‌ش داری غر می‌زنی، ایرا

17
00:00:58,250 --> 00:01:00,916
‫- خدانکنه یه‌چیزیو نبینی ...
‫- مگه واسه همین نیومدیم کالیفرنیا؟

18
00:01:01,000 --> 00:01:04,333
‫- سوزان دزدکی رفت فیلم تارزانو دید
‫- دهن‌لق!

19
00:01:04,416 --> 00:01:06,875
‫هروقت شوهر کردی می‌تونی
‫ یه لخت یه مردو ببینی

20
00:01:06,958 --> 00:01:09,291
‫چقدر جیغ‌جیغ می‌کنید! یعنی مامان‌بابای من
‫ از اروپا فرار کردن تا بیان همچین جایی؟

21
00:01:09,375 --> 00:01:12,625
‫اونا از کشتار فرار کردن من
‫ باید از دوتا دخترام فرار کنم!

22
00:01:14,666 --> 00:01:16,142
‫- حالت خوبـه؟
‫- آخی، بچه‌ بیچاره

23
00:01:16,166 --> 00:01:17,267
‫چی شد؟

24
00:01:17,291 --> 00:01:20,708
‫من کل بلوکو با دوچرخه اومدم! خودم تنهایی

25
00:01:20,791 --> 00:01:23,166
‫- جدی میگی؟
‫- خیلی عالیـه! آفرین!

26
00:01:23,250 --> 00:01:24,750
‫چرا زودتر نگفتی؟

27
00:01:24,770 --> 00:01:28,312
‫« مخلص کلام »
‫« فصل اول، قسمت هشتم »

28
00:02:13,041 --> 00:02:15,875
‫« سال ٢٠١٩ »

29
00:02:16,458 --> 00:02:20,166
‫خودت گفتی بریم لس‌آنجلس
‫ یه خونه ساحلی بگیریم

30
00:02:20,250 --> 00:02:21,684
‫هنوز حرفم همونـه

31
00:02:21,708 --> 00:02:24,469
‫فقط میگم شاید بشه یه ساحل پیدا
‫ کرد که موج‌هاش آروم‌تر باشن

32
00:02:26,166 --> 00:02:27,476
‫سلام‌علیکم! چشمم روشن!

33
00:02:27,500 --> 00:02:29,559
‫آوی! عاشقتم. عاشقتم.
‫ عاشقتم. بگو عاشقمی.

34
00:02:29,583 --> 00:02:30,934
‫سلام به همگی

35
00:02:30,958 --> 00:02:31,976
‫- سلام، مامان‌بزرگ!
‫- هانا!

36
00:02:32,000 --> 00:02:32,934
‫- بابا‌بزرگ
‫- سلام، عزیزم

37
00:02:32,958 --> 00:02:34,750
‫عاشقتم. عاشقتم. بگو عاشقمی

38
00:02:34,833 --> 00:02:36,625
‫- اگه دوست نداری می‌تونی نگی
‫- عاشقتم، مامان‌بزرگ

39
00:02:36,708 --> 00:02:38,208
‫و تو، جن

40
00:02:38,458 --> 00:02:39,392
‫ کارو بار چطوره؟

41
00:02:39,416 --> 00:02:40,916
‫اون هم خوبـه

42
00:02:41,000 --> 00:02:44,125
‫دیدم واسه‌مون شراب
‫ نیاوردی، یکم استرس گرفتم

43
00:02:44,208 --> 00:02:47,333
‫چون می‌دونم بخاطر شغلت بهت تخفیف
‫ میدن، حالا نیاوردی هم اشکال نداره

44
00:02:47,416 --> 00:02:51,625
‫از فرودگاه واسم گل گرفتی، چه مهربون

45
00:02:51,708 --> 00:02:53,625
‫برم بذارمش تو آب، خشک نشه

46
00:02:53,708 --> 00:02:55,184
‫من چمدون‌هاتونو می‌برم تو اتاق

47
00:02:55,208 --> 00:02:56,476
‫بیا، هانا

48
00:02:56,500 --> 00:03:00,500
‫با آرد سفید و شکر معمولی واسه‌ت
‫ شیرینی درست کردم، تو آشپزخونه‌ست

49
00:03:00,583 --> 00:03:03,458
‫با اون شیرینی‌های بدون گلوتن که
‫ تو خونه‌تون دارید فرق می‌کنن

50
00:03:03,541 --> 00:03:06,875
‫ایول! شکر واقعی!
‫ عاشقت شدم مامان‌بزرگ

51
00:03:06,958 --> 00:03:09,500
‫مامان رکورد زد! این بار بعد از ٩٠ ثانیه

52
00:03:09,583 --> 00:03:11,166
‫بچه تربیت ‌کردنمون رو زیر سوال برد

53
00:03:11,250 --> 00:03:13,416
‫آخه کی شراب میاره جلسه‌ی ترک اعتیاد؟

54
00:03:14,833 --> 00:03:16,666
‫می‌دونید این حوله‌ها واسه چی‌ان؟

55
00:03:16,750 --> 00:03:19,416
‫لحنت میگه جز خشک‌کردن
‫ باهاش کارای دیگه‌ای می‌کنن

56
00:03:19,500 --> 00:03:20,559
‫ولی فکر نکنم این‌طور باشه

57
00:03:20,583 --> 00:03:23,000
‫واسه جکوزی سوک‌مستر ٩

58
00:03:23,083 --> 00:03:25,458
‫مجهز به چراغ‌های زیرآب و امکان نصب آبشار

59
00:03:25,541 --> 00:03:28,541
‫شنیدم میگن سوک‌مستر ٨ انگار یه کاسه سوپـه

60
00:03:28,625 --> 00:03:31,375
‫بستگی داره که چقدر نقد هفتگی
‫ انواع وان آب گرم رو قبول داری

61
00:03:31,458 --> 00:03:33,000
‫به نظر من که چرت میگن

62
00:03:33,083 --> 00:03:35,750
‫از وقتی گور ویدال مرد کلاً عوض شدن

63
00:03:37,041 --> 00:03:37,934
‫سلام!

64
00:03:37,958 --> 00:03:40,333
‫عاشقونم. عاشقتونم. عاشقتونم.
‫بگید شما هم عاشقمید.

65
00:03:40,416 --> 00:03:42,416
‫شما هم عاشقمید!

66
00:03:43,166 --> 00:03:47,791
‫- وای، کندرا! اینا خیلی قشنگن!
‫- برای سالگرد ازدواجتون آوردمش

67
00:03:47,875 --> 00:03:52,958
‫یه سری خوشه‌ی جوئـه که نایومی جون
‫ تو کتاب روث گذاشته بود

68
00:03:53,041 --> 00:03:55,708
‫و چند شاخه سوسن که نماد عشق توی
‫ غزل‌های سلیمان هستن

69
00:03:55,791 --> 00:03:58,416
‫عین خودت فکر می‌کنه.
‫اون بهترین بچه یهودی دنیاست

70
00:03:58,500 --> 00:04:00,000
‫می‌دونم کجا بذارمشون

71
00:04:02,291 --> 00:04:04,375
‫شیرا، امشب اینو نپوشی‌ها

72
00:04:04,458 --> 00:04:06,791
‫جلسه‌ی ترک اعتیاده دیگه،
‫چی باید می‌پوشیدم؟

73
00:04:06,875 --> 00:04:10,250
‫باید جوری باشه که انگار
‫ اومدی سالگردمونو جشن بگیری

74
00:04:10,333 --> 00:04:11,726
‫اگه یوشی ببینه اینجوری لباس پوشیدی

75
00:04:11,750 --> 00:04:14,666
‫بهمون شک می‌کنه،
‫به‌دل نگیری‌ها، ولی...

76
00:04:14,750 --> 00:04:16,416
‫شبیه دلقک‌های بی‌خانمان شدی

77
00:04:16,500 --> 00:04:18,166
‫مگه میشه به‌دل نگرفت؟

78
00:04:19,916 --> 00:04:21,750
‫« زندگی کن. بخند. برو ساحل. »

79
00:04:22,916 --> 00:04:26,208
‫- امشب می‌خوای چی بگی؟
‫- گفتم هرکاری تو می‌کنیو بکنم

80
00:04:26,291 --> 00:04:29,208
‫راستش من اصلاً نمی‌دونستم
‫ یوشی معتاد شده

81
00:04:29,291 --> 00:04:31,000
‫من هم همینطور، خیلی حس بدی دارم

82
00:04:31,083 --> 00:04:33,583
‫از وقتی رفته لس‌آنجلس ازش خبری ندارم

83
00:04:33,666 --> 00:04:36,500
‫من فقط می‌دونم که با دنی وگبرایت
‫ زندگی می‌کنه، همون آدم خرابـه

84
00:04:36,583 --> 00:04:40,208
‫مگه آدمای احمق و ساده حق ندارن تو
‫ جلسه‌ی ترک اعتیاد شرکت کنن؟

85
00:04:40,291 --> 00:04:42,000
‫خیلی خنده داره، ولی چرا، حق دارن

86
00:04:42,083 --> 00:04:43,208
‫« نه کاری، نه کفش و پیراهنی »

87
00:04:43,291 --> 00:04:44,791
‫« اگه اومدی تو، دیگه نمی‌ذاریم بری »

88
00:04:45,625 --> 00:04:47,059
‫ببین، اینجا یه ویلای ساحلیـه

89
00:04:47,083 --> 00:04:49,375
‫راست میگی، اگه این ستاره‌ی
‫ دریایی نبود، اصلاً نمی‌فهمیدیم

90
00:04:49,458 --> 00:04:51,083
‫شیرا، واسه‌ت یه خبر خوب دارم

91
00:04:51,166 --> 00:04:54,458
‫می‌دونستم لباس درست حسابی نمیاری،
‫بخاطر همین خودم واسه‌ت لباس آوردم

92
00:04:54,541 --> 00:04:59,000
‫عالیـه، لباس مامانمو می‌پوشم،
‫عین اون یارو تو فیلم «روانی»

93
00:04:59,083 --> 00:05:03,166
‫یه شب بیشتر نیست، بپوشش.
‫یکم هم آرایش کنی بد نیست

94
00:05:03,250 --> 00:05:04,833
‫من همچین لباسیو نمی‌پوشم

95
00:05:04,916 --> 00:05:06,309
‫به نظرت باید بپوشمش؟

96
00:05:06,333 --> 00:05:10,750
‫به‌نظرت من فرصت دیدن زانوهای
‫ خوشگل زنمو از دست میدم؟ عمراً

97
00:05:12,041 --> 00:05:13,958
‫می‌خوای برم راجع‌به شیرینی‌ها بهش بگم؟

98
00:05:14,041 --> 00:05:15,267
‫اشکال نداره یکم شیرینی بخوره

99
00:05:15,291 --> 00:05:17,708
‫اینجارو ببینید! مامان‌بزرگ
‫ واسم گوشی آیفون خریده!

100
00:05:17,791 --> 00:05:19,708
‫- آیفون خریده؟
‫- مامان‌بزرگ چیکار کرده؟

101
00:05:19,791 --> 00:05:22,083
‫خیلی از کتاب خوندن بهتره

102
00:05:22,166 --> 00:05:25,041
‫یه ویدیو دیدم، پسره توش با
‫ اسکوتر برقیش خورد زمین

103
00:05:25,125 --> 00:05:27,583
‫من اسکوتر برقی می‌خوام، برام بخرید.
‫تازه من کلاه ایمنی هم نمی‌ذارم

104
00:05:27,666 --> 00:05:28,934
‫- کلاه ایمنی چیز چرتیـه
‫- چی؟

105
00:05:28,958 --> 00:05:31,833
‫چه هدیه‌ی خوبی برات گرفته، اون هم
‫بدون اینکه بخواد با ما مشورت کنه

106
00:05:31,916 --> 00:05:33,625
‫- هر برنامه‌ای بگی توشـه!
‫- حرف هم می‌زنه!

107
00:05:33,708 --> 00:05:35,059
‫- نه
‫- خیلی باحالـه، نه؟

108
00:05:35,083 --> 00:05:38,250
‫اینجوری دیگه هروقت بخوام
‫ می‌تونم بیام تو خونه‌تون

109
00:05:38,333 --> 00:05:40,875
‫شوهر گلم، میشه بیای بریم تو کمد؟

110
00:05:40,958 --> 00:05:44,166
‫باید از شر یه‌چیزی خلاص شم،
‫اون یه چیزی هم مادرتـه

111
00:05:44,250 --> 00:05:45,767
‫- هانا نباید گوشی داشته باشه
‫- خودم می‌دونم

112
00:05:45,791 --> 00:05:47,666
‫یه نفر باید به مامان بگه که گوشیو ازش بگیره

113
00:05:47,750 --> 00:05:50,375
‫خودت فکر می‌کنی کدوممون می‌تونه بگه؟

114
00:05:52,041 --> 00:05:55,250
‫آخی، پسر گلم، چقدر افتضاح شدی

115
00:05:55,333 --> 00:05:59,083
‫همه بیان تو هال! یوشی
‫اومده، سر و وضع داغون شده

116
00:05:59,166 --> 00:06:02,625
‫حمله‌ی پنیری! کلسترولتو می‌برم بالا!

117
00:06:02,708 --> 00:06:05,708
‫ممنونم که اومدید لس‌آنجلس،
‫خیلی خوبـه که پیش همیم

118
00:06:05,791 --> 00:06:08,000
‫وا، چخبره؟ چرا شیرا
‫ اینجوری لباس پوشیده؟

119
00:06:08,083 --> 00:06:09,583
‫چشـه مگه؟

120
00:06:10,958 --> 00:06:15,291
‫بیاید شراب بخوریم!
‫البته به خوبی شراب‌های جن نیست

121
00:06:15,375 --> 00:06:18,458
‫اگه فکر می‌کنی همچین شرابی
‫ در شأن تو نیست، نخورش، جن

122
00:06:18,541 --> 00:06:19,684
‫معلومـه که می‌خورم

123
00:06:19,708 --> 00:06:20,851
‫واقعاً برداشتی شراب آوردی؟

124
00:06:20,875 --> 00:06:24,041
‫اون همین الانش هم مستـه،
‫ یه لیوان بیشتر بخوره که چیزی نمیشه

125
00:06:24,125 --> 00:06:27,041
‫بدون شراب که نمیشه سالگرد جشن گرفت

126
00:06:27,125 --> 00:06:28,750
‫چرا باید شراب بخوریم؟

127
00:06:28,833 --> 00:06:30,375
‫همه هستن؟

128
00:06:30,458 --> 00:06:32,666
‫می‌دونم که جمع شدیم دور هم
‫ تا یکم شاد باشیم

129
00:06:32,750 --> 00:06:36,625
‫اما یه اتفاق بدی افتاده که
‫ حتماً باید عنوانش کنم

130
00:06:41,125 --> 00:06:43,083
‫وان آب گرممون، داغ نمیشه

131
00:06:43,166 --> 00:06:45,125
‫شوخی می‌کنی دیگه، بابا؟
‫هیچکی واسه‌ش مهم نیست

132
00:06:45,208 --> 00:06:46,791
‫واسه من مهمـه! خیلی هم مهمـه!

133
00:06:46,875 --> 00:06:50,625
‫خونه‌های بهتری هم تو سایت بود ولی ما
‫ اینجارو بخاطر وان آب گرمش انتخاب کردیم

134
00:06:50,708 --> 00:06:54,875
‫ما به عنوان مستاجر حق داریم از امکانات
‫ رفاهی که تبلیغ می‌کنن برخوردار بشیم!

135
00:06:54,958 --> 00:06:57,500
‫اونا بهش میگن جکوزی ولی من بهش
‫ میگم دلیلی برای متهم کردنشون

136
00:06:57,583 --> 00:07:01,458
‫الیوت، بیا برگردیم سر بحثمون.
‫امشب، شبِ ماست

137
00:07:01,541 --> 00:07:02,517
‫مطمئنید؟

138
00:07:02,541 --> 00:07:05,083
‫کی دوست داره داستان آشناییمونو بشنوه؟

139
00:07:05,166 --> 00:07:06,226
‫- من این داستانو از برم
‫- وای دوباره نه

140
00:07:06,250 --> 00:07:07,791
‫دلم میخوادها،
‫ ولی گوشام درد می‌کنن

141
00:07:07,875 --> 00:07:09,625
‫من دوست دارم داستان بشنوم

142
00:07:09,708 --> 00:07:11,500
‫حالا که خیلی اصرار می‌کنی، باشه

143
00:07:11,583 --> 00:07:12,892
‫- بزن بریم
‫- شراب قرمز یا سفید؟

144
00:07:12,916 --> 00:07:14,017
‫از هر کدوم یه لیوان

145
00:07:14,041 --> 00:07:17,916
‫سال ١٩٧۶ بود، تو پارک گلدن گیت

146
00:07:18,000 --> 00:07:23,416
‫من یه جوون زیبای بور رو دیدم که
‫  رو روانگردان بود، تو عالم هپروت

147
00:07:23,500 --> 00:07:25,625
‫- مامان!
‫- اون زمان اوضاع فرق می‌کرد

148
00:07:25,708 --> 00:07:28,541
‫اون موقع‌ها مواد خوب بود، الان چیز بدی شده

149
00:07:29,125 --> 00:07:30,625
‫شاید وقتشـه بچه‌ها برن تو اتاق

150
00:07:30,708 --> 00:07:34,083
‫- من تو اینترنت از این بدترشو دیدم
‫- کلاً ربع ساعتـه رفتی تو اینترنت

151
00:07:34,166 --> 00:07:36,208
‫- انقدر ضدحال نباش، مامان
‫- خیلی‌خب، کافیـه دیگه

152
00:07:36,291 --> 00:07:39,333
‫نه! نمی‌تونم برگردم، دیگه
‫چشمو گوشم باز شده!

153
00:07:40,666 --> 00:07:41,892
‫ادامه بدم؟

154
00:07:41,916 --> 00:07:43,017
‫با سانسور تعریفش کن

155
00:07:43,041 --> 00:07:44,267
‫باشه، حتماً

156
00:07:44,291 --> 00:07:48,208
‫داشتم می‌گفتم، الیوت... ببخشید،
‫ بابابزرگتون حسابی توهم زده بود

157
00:07:48,291 --> 00:07:51,666
‫لخت می‌دویید این‌ور و اون‌ور و
‫از توهماتش جیغ می‌کشید...

158
00:07:51,750 --> 00:07:53,291
‫- مگه نگفتم با سانسور؟
‫- من می‌خوام لخت بشم!

159
00:07:53,375 --> 00:07:55,125
‫من می‌خوام از توهماتم جیغ بکشم!

160
00:07:55,208 --> 00:07:57,291
‫بیاید، بچه‌ها، بیاید بریم تو
‫ اتاق و لخت جیغ بکشیم

161
00:07:57,375 --> 00:07:59,625
‫من فکر می‌کردم بین گرگینه‌ها گیر افتادم

162
00:07:59,708 --> 00:08:02,625
‫اون زمان همه پر از مو
‫ بودن. کسی پشماشو نمی‌زد

163
00:08:04,125 --> 00:08:05,476
‫چرا منو نگاه می‌کنید؟

164
00:08:05,500 --> 00:08:07,916
‫یهویی من با این گرگینه‌ی
‫ خیلی مهربون آشنا شدم

165
00:08:08,000 --> 00:08:09,875
‫و از اون موقع به بعد باهم زندگی کردیم

166
00:08:09,958 --> 00:08:11,833
‫کی می‌خواد به سلامتیمون شراب بزنه؟

167
00:08:11,916 --> 00:08:16,208
‫من می‌خوام. اینو می‌زنم که
‫ این شرو ورهاتون تموم شه

168
00:08:16,291 --> 00:08:18,091
‫و بریم سراغ جلسه‌ی ترک اعتیاد

169
00:08:18,125 --> 00:08:19,142
‫- شیرا!
‫- جلسه ترک اعتیاد؟

170
00:08:19,166 --> 00:08:22,166
‫قرار شد اول شراب بزنیم، بعد سوپ بخوریم
‫ بعد بریم سراغ جلسه‌ی ترک اعتیاد

171
00:08:22,250 --> 00:08:23,184
‫قضیه‌ی جلسه چیـه؟

172
00:08:23,208 --> 00:08:25,048
‫باشه. باشه. موقع سوپ خوردن
‫راجع‌بهش حرف می‌زنیم

173
00:08:25,125 --> 00:08:27,083
‫بعداً شراب می‌خوریم،
‫ همه بیان تو آشپزخونه

174
00:08:30,000 --> 00:08:31,017
‫پسرا حالشون خوبـه؟

175
00:08:31,041 --> 00:08:33,208
‫قایم شدن، من هم مثلاً
‫ دارم دنبالشون می‌گردم

176
00:08:33,291 --> 00:08:36,416
‫هانا هم داره تو گوشیش
‫ «بچه‌ قاچ‌ کن» بازی می‌کنه

177
00:08:36,500 --> 00:08:38,458
‫بعد از جلسه ترک اعتیاد
‫ با مامان حرف می‌زنم

178
00:08:38,541 --> 00:08:41,833
‫نایومی، این سوپ فوق‌العاده‌
‫ به نظر می‌رسه، چی توشـه؟

179
00:08:41,916 --> 00:08:45,000
‫همیشه دنبال دستورپخت‌هام بودی، جن

180
00:08:45,083 --> 00:08:48,166
‫اگه ترفندهای آشپزیمو بهت
‫ بگم که پسرم دیگه بهم سر نمی‌زنه

181
00:08:48,250 --> 00:08:50,083
‫نه بابا، این چه حرفیـه؟

182
00:08:50,166 --> 00:08:51,833
‫خب، مامان، از کجا شروع کنیم؟

183
00:08:51,916 --> 00:08:52,892
‫خیلی‌خب

184
00:08:52,916 --> 00:08:55,916
‫یوشی، تو معتادی. ما دوستت
‫داریم اما وقتشـه ترک کنی

185
00:08:56,000 --> 00:08:56,934
‫چی؟

186
00:08:56,958 --> 00:09:00,708
‫- من... من معتاد نیستم
‫- همه‌ی معتادا اولش همینو میگن

187
00:09:00,791 --> 00:09:03,416
‫حتماً بعدش میگن «نه، من
‫واقعاً معتاد نیستم»

188
00:09:03,500 --> 00:09:05,458
‫دقیقاً. همیشه حرف بعدیشون همینـه

189
00:09:05,541 --> 00:09:07,625
‫مامانت فکر می‌کنه که...

190
00:09:07,708 --> 00:09:12,000
‫ما فکر می‌کنیم که تو از وقتی اومدی
‫ اینجا رفتارت خیلی عجیب شده

191
00:09:12,083 --> 00:09:15,125
‫زنگ نزدی سالگرد ازدواجمونو
‫ تبریک بگی. این از تو بعیده

192
00:09:15,208 --> 00:09:17,559
‫- مشکل تبریک سالگردتونـه؟
‫- آوی و شیرا هم زنگ نزدن

193
00:09:17,583 --> 00:09:18,934
‫البته اون چیز عجیبی نیست

194
00:09:18,958 --> 00:09:20,434
‫لازمـه انقدر دقیق همه‌چیو بگی؟

195
00:09:20,458 --> 00:09:21,934
‫آوی، باید همه‌چیزو بگم

196
00:09:21,958 --> 00:09:26,041
‫من ماه قبلی اومدم به دیدنت و دیدم
‫ که یواشکی از خونه زدی بیرون

197
00:09:26,125 --> 00:09:28,375
‫- دیدی؟
‫- من دوتا بطری شراب واست آوردم

198
00:09:28,458 --> 00:09:30,083
‫کاریـه که اکثر مهمونا انجام میدن

199
00:09:30,166 --> 00:09:33,333
‫و صبح روز بعدش دیدم جفتشونو خالی
‫ کردی و انداختی توی سطل بازیافت

200
00:09:33,416 --> 00:09:36,583
‫می‌تونم همه‌شونو توضیح بدم

201
00:09:36,666 --> 00:09:39,166
‫اما الان باید برم دستشویی

202
00:09:41,083 --> 00:09:42,833
‫خب، کی شراب می‌خواد؟

203
00:09:43,583 --> 00:09:46,875
‫دنی، مامانم فهمیده یه خبراییـه،
‫فکر می‌کنه من معتاد شدم

204
00:09:46,958 --> 00:09:50,458
‫خب واقعیتو بهش بگو، من به
‫مامانم گفتم. گفت همه‌جوره پشتمـه

205
00:09:50,541 --> 00:09:53,208
‫مامان من ازم حمایت نمی‌کنه

206
00:09:53,291 --> 00:09:57,166
‫الان باید تظاهر کنم که معتادم و
‫ ترک کنم تا دست از سرم برداره

207
00:09:57,250 --> 00:10:00,458
‫تا موادو بهش ندی که دست از سرت بر نمی‌داره

208
00:10:00,541 --> 00:10:01,809
‫من که مواد ندارم

209
00:10:01,833 --> 00:10:05,291
‫باید واسم مواد بیاری اینجا
‫ تا بهشون بگم اینا مال منـه

210
00:10:06,083 --> 00:10:06,976
‫چرا؟

211
00:10:07,000 --> 00:10:08,833
‫این همه توضیح دادم، نفهمیدی؟

212
00:10:08,916 --> 00:10:10,392
‫من الان تو آسمونام، داداش

213
00:10:10,416 --> 00:10:11,916
‫دنیل جوزف وگبریت!

214
00:10:14,416 --> 00:10:16,166
‫آوی، این حرف‌ها توی کت تو میره؟

215
00:10:16,250 --> 00:10:19,625
‫اینکه میگن یوشی معتاده
‫ چون به مامان زنگ نزده؟

216
00:10:19,708 --> 00:10:22,500
‫آخه من هم به اینکه نخوام با
‫مامان تلفنی حرف بزنم معتاد شدم

217
00:10:22,583 --> 00:10:25,166
‫به نظرت این جلسه‌ی ترک
‫ اعتیاد، بیشتر یه بهونه نیست؟

218
00:10:25,250 --> 00:10:27,458
‫واسه اینکه مارو بکشونن
‫ به جشن سالگرد ازدواجشون

219
00:10:27,541 --> 00:10:29,083
‫آره. مامانو می‌شناسی دیگه

220
00:10:29,166 --> 00:10:31,208
‫عادت داره، واسه جلب توجه کردن

221
00:10:31,291 --> 00:10:33,531
‫همیشه از کاه، کوه می‌سازه

222
00:10:33,583 --> 00:10:36,750
‫همه بیاید بیرون! موقعیت اضطراریـه!

223
00:10:37,958 --> 00:10:40,250
‫موقعیت اضطراریمون اینـه که
‫ تا یوشی تو دستشوییـه،

224
00:10:40,333 --> 00:10:42,458
‫باید جمع شیم عکس خانوادگی بگیریم

225
00:10:42,541 --> 00:10:45,625
‫واسه جلسه‌ی ترک اعتیاد
‫ دوربین خوبـه رو آوردی،

226
00:10:45,708 --> 00:10:47,958
‫یا با خودت گفتی شاید یهو بخوایم
‫ عکس خانوادگی بگیریم؟

227
00:10:48,041 --> 00:10:51,625
‫شیرا، معلومـه که الان یوشی
‫ واسمون از همه‌چیز مهم‌تره

228
00:10:53,958 --> 00:10:57,166
‫ولی الان که یکم وقت اضاف آوردیم، من میرم
به نمایندگی وان آ‌ب گرممون زنگ بزنم

229
00:10:57,250 --> 00:11:00,166
‫خب، اول ببینیم خانما باید چیکار کنن

230
00:11:00,250 --> 00:11:03,250
‫جن، برو هانا رو بیار.
‫شیرا، برو موهاتو درست کن.

231
00:11:03,333 --> 00:11:04,809
‫کندرا، تو عالی هستی، کاری نکن

232
00:11:04,833 --> 00:11:06,333
‫خودم می‌دونستم!

233
00:11:07,375 --> 00:11:08,851
‫هانا، از لوازم آرایش من استفاده کردی؟

234
00:11:08,875 --> 00:11:10,375
‫آره، داریم سلفی می‌گیریم

235
00:11:10,458 --> 00:11:12,541
‫هانا از ما استفاده کرد تا لایک بگیره

236
00:11:12,625 --> 00:11:16,166
‫فعلاً ۵٠ تا فالوور دارم،
‫می‌تونم بیشتر هم بگیرم

237
00:11:16,250 --> 00:11:19,250
‫باید کانتور صورت یاد بگیرم کنم.
‫هنوز جا داره بهتر بشم.

238
00:11:19,333 --> 00:11:21,833
‫- آوی!
‫- چند دقیقه دیگه میرم با مامان حرف ‌میزنم

239
00:11:21,916 --> 00:11:24,083
‫ساعتو نگاه، چه زود چند دقیقه گذشت

240
00:11:25,375 --> 00:11:27,666
‫بالأخره اومدی، موادا کجان؟

241
00:11:27,750 --> 00:11:29,791
‫آروم، داداش. نکنه واقعاً معتاد شدی

242
00:11:29,875 --> 00:11:31,666
‫چون اول باید بگی سلام!

243
00:11:31,750 --> 00:11:33,291
‫باشه. سلام. موادمو رد کن بیاد

244
00:11:33,375 --> 00:11:36,458
‫ببین، یکم گل توش بود، اونو
‫ کشیدم تا بتونم از مسیر لذت ببرم

245
00:11:36,541 --> 00:11:39,500
‫بعد یکم دچار سوءظن شدم، دوتا
‫پرکوسِت انداختم بالا تا آروم بشم

246
00:11:39,583 --> 00:11:42,500
‫بعد دیدم خیلی آروم شدم،
‫کل کوکائینا رو کشیدم بالا

247
00:11:42,583 --> 00:11:45,916
‫بعد دیگه، هرچی بودو با هم
‫ زدم، اثر کوکائینـه دیگه

248
00:11:46,000 --> 00:11:47,500
‫دنی، ما مواد لازم داریم!

249
00:11:47,583 --> 00:11:49,958
‫این تنها راه واسه مخفی
‫ نگه‌داشتن حقیقت از خانواده‌امـه

250
00:11:50,041 --> 00:11:51,541
‫باشه، داداش، آروم باش

251
00:11:51,583 --> 00:11:55,083
‫یه جادوگر با همچین چشمای
‫ کهکشانی که انقدر عصبی نمیشه

252
00:11:55,166 --> 00:12:00,500
‫آره، می‌فهمید که ناراحتم، اما
‫ نمی‌فهمید از چی ناراحت شدم

253
00:12:00,583 --> 00:12:02,541
‫این لباس احمقانه خیلی تنگـه

254
00:12:02,625 --> 00:12:06,416
‫سینه‌ی راستم می‌خواد آزاد باشه،
‫ اما چپی به این لباس عادت کرده

255
00:12:06,500 --> 00:12:08,875
‫یادش رفته زندگی تو فضای باز چطوریـه

256
00:12:08,958 --> 00:12:10,916
‫آوی داره با مامانت درمورد
‫ گوشی صحبت می‌کنه

257
00:12:11,000 --> 00:12:13,000
‫شاید نظرش درمورد
‫ لباست هم عوض شد

258
00:12:13,083 --> 00:12:15,583
‫می‌تونی این کفشای زشت
‫ رو هم بهش پس بدی

259
00:12:15,666 --> 00:12:17,166
‫اینا کفشای خودمن

260
00:12:17,333 --> 00:12:21,958
‫گفتم شاید با گوشی هانا
‫بتونم هر از گاهی ببینمش

261
00:12:22,041 --> 00:12:23,666
‫- می‌دونم، ولی...
‫- نمی‌خوام سرت غر بزنم، اما

262
00:12:23,750 --> 00:12:26,208
‫من احساس می‌کنم اصلاً نمی‌ذاری
‫ ببینمش، انگار این کارت از قصده

263
00:12:26,291 --> 00:12:27,642
‫این‌طوری نیست که از قصد نذارم

264
00:12:27,666 --> 00:12:30,041
‫نمی‌دونم چرا، نمی‌فهمم،
‫ولی حتماً حقمـه

265
00:12:30,125 --> 00:12:31,684
‫من گله‌ای ندارم،
‫اختیارش با خودتونـه

266
00:12:31,708 --> 00:12:33,416
‫- پدر، می‌فهمی که چرا...
‫- درستـه؟

267
00:12:33,500 --> 00:12:35,438
‫نباید دست هانا موبایل بدی دیگه؟

268
00:12:35,439 --> 00:12:37,377
‫ما پدر و مادر بدی هستیم و
‫داریم زندگی هانا رو به گند می‌کِشیم؟

269
00:12:38,291 --> 00:12:40,500
‫آره، من میرم به شرکت
‫سازنده‌ی وان زنگ بزنم

270
00:12:41,250 --> 00:12:43,666
‫- آوی، من پیر و تنهام
‫- پیر نیستی!

271
00:12:43,750 --> 00:12:46,875
‫دیدنِ نوه‌هام تنها مایه‌ی دلخوشیمـه

272
00:12:46,958 --> 00:12:48,017
‫ولی اگه جن رو اذیت می‌کنه،

273
00:12:48,041 --> 00:12:50,333
‫- موبایل رو از دست هانا می‌گیرم
‫- حرفِ خودمـه نه جن

274
00:12:50,416 --> 00:12:52,958
‫آدم بده خودم میشم.
‫تا آخر عمرم ازم متنفر میشه،

275
00:12:53,041 --> 00:12:54,750
‫ولی اصلاً مگه چند سال دیگه زنده‌ام؟

276
00:12:54,833 --> 00:12:55,976
‫توی دهه‌ی شصت سالگیت هستی!

277
00:12:56,000 --> 00:12:58,500
‫ممکنه فردا برم زیر اتوبوس.
‫از کجا معلوم.

278
00:12:58,583 --> 00:13:00,375
‫توی این سناریو، راننده‌ی اتوبوس منم؟

279
00:13:01,291 --> 00:13:04,958
‫برید کنار که دنی شگفت‌انگیز اومده!

280
00:13:05,041 --> 00:13:07,541
‫به نظرت این پودر لباسشویی رو
‫میشه جای کوکائین جا زد؟

281
00:13:07,625 --> 00:13:09,250
‫فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

282
00:13:09,333 --> 00:13:10,958
‫- دنی!
‫- یوهو!

283
00:13:12,875 --> 00:13:15,041
‫آوی، آوی، مامانت قبول کرد
‫گوشی رو پس بگیره؟

284
00:13:15,125 --> 00:13:16,666
‫معذرت‌خواهی کرد؟ نگفت:

285
00:13:16,750 --> 00:13:19,666
‫«حق با جنـه و من اشتباه کردم.
‫دیگه این قضیه برای همیشه حله»؟

286
00:13:19,750 --> 00:13:23,250
‫یوشی خیلی وقتـه که توی دستشوییـه

287
00:13:23,333 --> 00:13:25,253
‫- درست میگی، آوی
‫- من یه نوشیدنی دیگه می‌خوام

288
00:13:25,291 --> 00:13:27,875
‫یوشی، خیلی وقتـه اون تویی

289
00:13:27,958 --> 00:13:29,458
‫باید بیای عکس بگیریم و

290
00:13:29,500 --> 00:13:31,291
‫بری جلسه‌ی ترک اعتیاد

291
00:13:31,375 --> 00:13:33,666
‫شرمنده، مامان.
‫دارم مواد می‌زنم.

292
00:13:33,750 --> 00:13:35,666
‫مواد؟! یوشی، من الان میام داخل

293
00:13:35,750 --> 00:13:37,458
‫نه، دنی، برو! سریع!

294
00:13:37,541 --> 00:13:39,750
‫نه. من کرم ابریشم هستم

295
00:13:39,833 --> 00:13:41,333
‫آوی، کمکم کن در رو بشکونم

296
00:13:41,375 --> 00:13:43,000
‫- یوهو!
‫- خواهش می‌کنم! برو بیرون!

297
00:13:43,083 --> 00:13:44,791
‫آخ!

298
00:13:44,875 --> 00:13:46,708
‫خیلی‌خب، مچم رو گرفتید.
‫من ماری‌جوانا می‌زنم

299
00:13:46,791 --> 00:13:49,000
‫- وای نه!
‫- کوکائین، کدئین، هروئین

300
00:13:49,083 --> 00:13:50,351
‫- همگی نابی هستن
‫- چی؟

301
00:13:50,375 --> 00:13:52,434
‫اکستازی، بیسکوئیت دیسکو،
‫پیکاچو، بار مکزیکی،

302
00:13:52,458 --> 00:13:55,500
‫سفینه‌ی فضایی. من کی‌ام؟ کونِ گوریل،
‫یه کام دو کام، دیوید بکام. شیشه

303
00:13:55,583 --> 00:13:56,934
‫- شیشه؟
‫- کون گوریل؟

304
00:13:56,958 --> 00:14:00,250
‫وا مصیبت‌ها! تازه من زیاد
‫این کلمه رو بکار نمی‌برم!

305
00:14:00,333 --> 00:14:03,625
‫ولی می‌تونیم این ناقلاها رو بندازیم دور
‫چون به لطف جلسه‌ی ترک اعتیاد شما،

306
00:14:03,708 --> 00:14:06,041
‫من دیگه دور مواد رو خط کشیدم. وسلام

307
00:14:06,125 --> 00:14:09,041
‫روحمم خبر نداشت که
‫مشکلت اینقدر وخیمـه

308
00:14:09,125 --> 00:14:10,625
‫پس چرا اینجاییم؟

309
00:14:10,708 --> 00:14:15,375
‫فکر کردم زیادی مشروب می‌خوره و
‫یکم نصیحت کوبنده، سر به راهش می‌کنه

310
00:14:15,458 --> 00:14:19,333
‫راستش فقط واسه این کارو کردم که
‫همه دارن واسه سالگردمون میان

311
00:14:19,416 --> 00:14:20,916
‫ما واسه جلسه‌ی ترک اعتیاد اومدیم!

312
00:14:20,958 --> 00:14:23,916
‫آره، ولی من الان دیگه پاکم، پس... خداحافظ

313
00:14:24,000 --> 00:14:28,208
‫نه. دیگه از جلوی چشمم
‫کنار نمیذارمت

314
00:14:28,291 --> 00:14:30,208
‫برمی‌گردونیمت «مانتین ویو»

315
00:14:30,291 --> 00:14:32,250
‫توی خونه می‌مونی
‫تا خوبِ خوب شی

316
00:14:32,333 --> 00:14:34,375
‫آره، ولی من خوب خوب شدم

317
00:14:34,458 --> 00:14:37,083
‫آدما وقتی خوبِ خوب نشدن
‫دقیقاً همین رو میگن

318
00:14:37,166 --> 00:14:39,875
‫باشه، باشه! مچم رو گرفتی.
‫من معتاد نیستم.

319
00:14:41,083 --> 00:14:42,666
‫از اولش هم نبودم

320
00:14:42,750 --> 00:14:43,976
‫آی!

321
00:14:44,000 --> 00:14:45,101
‫اوه، شیرا!

322
00:14:45,125 --> 00:14:47,416
‫حقیقت اینـه که...

323
00:14:49,166 --> 00:14:50,666
‫من...

324
00:14:52,750 --> 00:14:54,250
‫دیگه اُرتدکس شدم

325
00:14:55,625 --> 00:14:57,750
‫کاش همون معتاد می‌شدی!

326
00:14:57,833 --> 00:15:01,166
‫وایسا، وایسا، وایسا،
‫یعنی از اون اُرتدکس‌های سنتی؟

327
00:15:01,250 --> 00:15:05,166
‫یعنی مثل پسرعمو موشه، با اون کلاه و موهای
‫فِر کنار گوش و «ییدِل‌دیدِل» گفتن‌هاش؟

328
00:15:05,250 --> 00:15:06,916
‫نه، نه، مثل پسرعمو موشه نه

329
00:15:07,000 --> 00:15:09,333
‫من اُرتدکس امروزی‌ام. هنوز خودمم

330
00:15:09,416 --> 00:15:13,041
‫اون‌همه قانون؟ اصلاً نمی‌تونم تصورش رو بکنم
‫که اجازه بدم اینجوری برام تعیین‌تکلیف بکنن

331
00:15:13,125 --> 00:15:14,708
‫شیرا، برو اون لکه رو بشور

332
00:15:14,791 --> 00:15:15,851
‫باشه

333
00:15:15,875 --> 00:15:17,875
‫برای همین بود که
‫واسه سالگردتون زنگ نزدم

334
00:15:17,958 --> 00:15:21,500
‫عید شبات بود، شرابی که آورده بودی
‫کوشر نبود، من هم ریختمش دور

335
00:15:21,583 --> 00:15:22,976
‫وقتی هم دیدی دزدکی رفتم بیرون

336
00:15:23,000 --> 00:15:25,250
‫داشتم می‌‌رفتم کنیسه چون مینیان نیاز داشتم
‫(مینیان: جماعت حداقل ده نفره)

337
00:15:25,333 --> 00:15:27,583
‫من عاشق مینیون‌هام!

338
00:15:27,666 --> 00:15:30,750
‫لامصب‌ها خیلی نازن.
‫من هم یکی می‌خوام.

339
00:15:30,833 --> 00:15:32,267
‫آخه چطوری اینطوری شد؟

340
00:15:32,291 --> 00:15:34,000
‫- شد دیگه
‫- «دلام»، «موز»

341
00:15:34,083 --> 00:15:36,000
‫دنی با یه دختر اُرتدکس قرار می‌ذاشت

342
00:15:36,083 --> 00:15:38,625
‫من هم کم‌کم باهاشون رفتم مراسم و
‫برام جا افتاد

343
00:15:38,708 --> 00:15:40,791
‫جا افتاد؟ یعنی چی «جا افتاد»؟

344
00:15:40,875 --> 00:15:42,375
‫من... فقط...

345
00:15:42,833 --> 00:15:46,458
‫من خیلی وقت بود که
‫حس گمگشتگی داشتم

346
00:15:47,083 --> 00:15:49,000
‫ولی الان دیگه این حس رو ندارم

347
00:15:49,541 --> 00:15:51,875
‫اگه سؤالی داشته باشم که
‫باید چیکار کنم و چجور آدمی باشم،

348
00:15:51,958 --> 00:15:55,250
‫یه جا رو دارم که جواب‌هام رو بده و
‫می‌تونم از خاخام بپرسم

349
00:15:55,333 --> 00:15:56,809
‫خاخام می‌خوای چیکار؟!

350
00:15:56,833 --> 00:15:59,833
‫- مادرت مگه مُرده؟!
‫- نمی‌فهمم چرا اینقدر ناراحتی

351
00:15:59,916 --> 00:16:02,291
‫ترجیح میدی مثل آوی
‫کلاً یه ذره هم یهودی نباشم؟

352
00:16:02,375 --> 00:16:04,875
‫نه، البته که نمی‌خوام
‫مثل آوی باشی

353
00:16:04,958 --> 00:16:06,833
‫واسه من هم دقیقاً همین‌جوری شد

354
00:16:06,916 --> 00:16:09,208
‫یکم وارد دنیای یهودیت شدم و دلم رو برد

355
00:16:09,291 --> 00:16:11,833
‫البته، ولی تو رفتی توی
‫مذهب یهودی‌های معمولی

356
00:16:11,916 --> 00:16:14,750
‫- نه مثل یوشی که رفته بین یهودی‌های عجیب
‫- اونا عجیب نیستن

357
00:16:14,833 --> 00:16:18,166
‫همه‌شون عجیب‌غریبن. بعضی‌هاشون یه چشم
‫دارن، بعضی‌ها هم سرهمی می‌پوشن

358
00:16:18,250 --> 00:16:19,267
‫ببخشید، یهودی‌ها رو میگی؟

359
00:16:19,291 --> 00:16:20,791
‫مینیون‌ها رو میگم. آخ!

360
00:16:21,250 --> 00:16:23,583
‫اون‌همه شوینده داشتیم، چی شدن پس؟

361
00:16:24,875 --> 00:16:26,583
‫بیخیال، حتی نمی‌تونم ببینم

362
00:16:31,291 --> 00:16:32,791
‫آخ! آخ!

363
00:16:36,125 --> 00:16:38,416
‫این یعنی «من متهم می‌کنم»
‫به فرانسوی. بیخیال، ولش کن.

364
00:16:38,500 --> 00:16:41,708
‫آره بابا، معلومه که تست گرفتم از شیر فیلتر

365
00:16:41,791 --> 00:16:44,875
‫یعنی چی داغ کرده؟
‫وان‌ـه دیگه!

366
00:16:45,458 --> 00:16:48,875
‫نایومی، یه راه درستِ واحد
‫واسه یهودی بودن وجود نداره

367
00:16:48,958 --> 00:16:50,500
‫ولی هست!

368
00:16:50,583 --> 00:16:53,375
‫یه یهودیت پیشرو و برابرطلب،
‫از نوع محافظه‌کار که

369
00:16:53,458 --> 00:16:56,666
‫بیشتر روی مناسک و جامعه
‫تمرکز داره تا ایمان کورکورانه

370
00:16:56,750 --> 00:16:59,791
‫به معنای واقعی این تنها راه منطقی‌شـه

371
00:16:59,875 --> 00:17:03,458
‫من بهش پی بردم و به بچه‌هام
‫منتقلش کردم چون دوستشون دارم

372
00:17:03,541 --> 00:17:06,000
‫ولی اونا پس زدنش چون
‫می‌خوان منو پس بزنن!

373
00:17:06,083 --> 00:17:08,583
‫مامان، چرا زمین و زمان رو
‫به خودت ربط میدی؟

374
00:17:08,666 --> 00:17:13,208
‫این بدترین حرفی بود که
‫می‌تونستی بهم بزنی!

375
00:17:13,291 --> 00:17:14,726
‫بچه‌ها؟

376
00:17:14,750 --> 00:17:17,000
‫- وای نه، شیرا!
‫- وای نه! لباس بیچاره‌ام

377
00:17:17,083 --> 00:17:20,208
‫نمی‌تونی اون اختاپوس رو بیاری اینجا.
‫یوشی دیگه ارتدکس شده.

378
00:17:20,291 --> 00:17:23,791
‫- آروم! اختاپوس‌ها باهوشن. اخم نکن
‫- موهام! داره میره توی مغزم!

379
00:17:23,875 --> 00:17:25,458
‫قراره اختاپوس بشم!

380
00:17:28,291 --> 00:17:30,333
‫خب، کی واسه دسر آماده‌ست؟

381
00:17:33,041 --> 00:17:35,166
‫پس یه جرعه هم نمی‌تونی
‫از این شراب بخوری؟

382
00:17:35,250 --> 00:17:38,250
‫اگه از سوراخ ملافه بخوریش چی؟

383
00:17:38,333 --> 00:17:40,083
‫بفرمایید!

384
00:17:40,166 --> 00:17:42,094
‫همونی که دوست داشتی رو درست کردم

385
00:17:42,118 --> 00:17:43,791
کیک‌بستنی وانیلی
‏(چهل و یکمین سالگرد ازدواج و
جلسه ترک اعتیاد برای نجات یوشی)‏

386
00:17:43,875 --> 00:17:45,313
‫سه‌تا از گروه‌های موسیقی‌ای که
‫کمترین علاقه رو بهشون دارم

387
00:17:45,314 --> 00:17:46,751
‫مامان، ظاهرش که خوشمزه‌ست

388
00:17:46,833 --> 00:17:48,333
‫ولی خودت می‌دونی که
‫نمی‌تونم بخورمش

389
00:17:48,375 --> 00:17:50,333
‫یوشی، کوشره. خودم درستش کردم

390
00:17:50,416 --> 00:17:52,125
‫همه‌ی ترکیباتش هم کوشر هستن

391
00:17:52,208 --> 00:17:54,500
‫من کوشرم. نکنه می‌خوای ختنه‌اش کنم؟

392
00:17:54,583 --> 00:17:56,958
‫مامان، توی آشپزخونه‌ی
‫غیر کوشر درستش کردی

393
00:17:57,041 --> 00:17:59,041
‫ولی اگه توی تعطیلات باشیم ایرادی نداره

394
00:17:59,125 --> 00:18:01,583
‫ولی... واسه من نه، ایراد داره

395
00:18:01,666 --> 00:18:03,583
‫یوشی، کیک رو بخور

396
00:18:03,666 --> 00:18:05,291
‫- نمی‌تونم بخورمش
‫- معلومـه که می‌تونی

397
00:18:05,375 --> 00:18:07,500
‫- نمی‌خواد کیک رو بخوره دیگه، مامان
‫- می‌خوریش

398
00:18:07,583 --> 00:18:09,541
‫- خیلی‌خب. خوشمزه‌ست
‫- کیک رو بخور

399
00:18:09,625 --> 00:18:11,791
‫- چرا می‌خوای دلخورم کنی؟
‫- مامان!

400
00:18:11,875 --> 00:18:13,625
‫پسر خوبی باش، کیک مامانت رو بخور!

401
00:18:13,708 --> 00:18:15,458
‫- آیک ترنر کجایی که این روزها رو ببینی!
‫- مامان! نه!

402
00:18:16,791 --> 00:18:18,750
‫ببخشید، خدا!
‫نمی‌خواستم بخورمش!

403
00:18:18,833 --> 00:18:19,851
‫مامان، بس کن!

404
00:18:19,875 --> 00:18:23,041
‫اگه نمی‌خواد کیک رو بخوره،
‫مجبور نیست کیک رو بخوره

405
00:18:23,125 --> 00:18:25,666
‫- فقط فکر کردم...
‫- می‌دونم چه فکری کردی

406
00:18:25,750 --> 00:18:28,791
‫همیشه همین فکر رو می‌کنی.
‫به ما حس ناکافی بودن میدی.

407
00:18:28,875 --> 00:18:32,333
‫فشار میاری، زور میگی،
‫تنظیم می‌کنی، اصلاح می‌کنی

408
00:18:32,416 --> 00:18:35,250
‫منو ببین. شغل خوبی دارم.
‫دو تا بچه‌ی دسته‌گل دارم.

409
00:18:35,333 --> 00:18:36,517
‫و یه همسر جذاب و سکسی؟

410
00:18:36,541 --> 00:18:38,041
‫و یه همسر جذاب و سکسی!

411
00:18:38,125 --> 00:18:40,300
‫ولی فقط لباس‌هایی که دوست‌شون نداری
‫به چشمت میان

412
00:18:40,301 --> 00:18:42,001
‫بلد نیستی صرفاً دوست‌مون داشته باشی

413
00:18:42,083 --> 00:18:44,583
‫«صرفاً دوست‌ داشتن».
‫خیال می‌کنی عشق مُنفعلـه

414
00:18:44,666 --> 00:18:46,500
‫سر جات می‌شینی و عشق می‌ورزی

415
00:18:46,583 --> 00:18:49,500
‫نه. من بهتون فشار میارم
‫چون دوست‌تون دارم

416
00:18:49,583 --> 00:18:51,916
‫فشار میاری و ما رو از خودت
‫دور می‌کنی. مگه نه، آوی؟

417
00:18:53,916 --> 00:18:57,375
‫آره! خدایی خوب گفتی.
‫قطعاً همینطوره.

418
00:18:57,458 --> 00:18:58,392
‫- خیلی ممنون
‫- دیدی؟

419
00:18:58,416 --> 00:19:00,000
‫حتی به نظر آوی هم زیادی
‫احساساتی رفتار می‌کنی

420
00:19:00,001 --> 00:19:01,125
‫آفرین به شجاعتت

421
00:19:01,208 --> 00:19:03,500
‫اگه اشتباه کنم بهم میگه.
‫مگه نه، آوی؟

422
00:19:03,583 --> 00:19:05,125
‫عین موبایل هانا

423
00:19:05,208 --> 00:19:08,583
‫می‌دونم جن مخالفـه،
‫ولی تو درک می‌کنی

424
00:19:10,625 --> 00:19:13,500
‫- مامان، نه! من اصلاً درکت نمی‌کنم
‫- چی؟

425
00:19:13,583 --> 00:19:16,416
‫لباس. موبایل. کل این شب

426
00:19:16,500 --> 00:19:19,500
‫ناچار شدی گول‌مون بزنی
‫تا باهات شام بخوریم

427
00:19:19,583 --> 00:19:22,250
‫چرا؟ این در قامت یه مادر
‫چی ازت نشون میده؟

428
00:19:22,333 --> 00:19:23,434
‫خیلی‌خب، آوی، یکم...

429
00:19:23,458 --> 00:19:26,208
‫بعدش یوشی سعی کرد
‫باهات روراست باشه و

430
00:19:26,291 --> 00:19:31,041
‫تو با غلتک از روش رد شدی چون
‫باید همه‌چی رو به خودت ربط بدی

431
00:19:31,125 --> 00:19:33,000
‫به خدا عین اختاپوس می‌مونی

432
00:19:33,083 --> 00:19:37,416
‫ما رو گرفتی توی بغلت و داری
‫فشار میدی و همینطور می‎مَکی!

433
00:19:41,875 --> 00:19:46,375
‫فکرش رو هم نمی‌کردم که
‫بچه‌هام همچین حسی بهم داشته باشن

434
00:19:48,416 --> 00:19:49,916
‫ببخشید

435
00:19:51,625 --> 00:19:53,125
‫این چه کاری بود، آوی؟

436
00:19:53,208 --> 00:19:56,583
‫بیش از حد بود؟
‫حس کردم یکمی... بیش از حد بود

437
00:19:56,666 --> 00:19:59,083
‫- یکمی
‫- الان به مادرت گفتی اختاپوس

438
00:19:59,166 --> 00:20:00,642
‫من خوشم اومد

439
00:20:00,666 --> 00:20:03,458
‫خبر خوش. یه نفر وان رو درست کرد

440
00:20:06,333 --> 00:20:10,833
‫می‌دونم همگی بابت وان ناراحت بودیم،
‫ولی دیگه حل شد

441
00:20:10,916 --> 00:20:13,875
‫خیلی‌خب، چی شده؟
‫مسئله‌ی موبایل هاناست؟

442
00:20:13,958 --> 00:20:16,916
‫اون نیازی به موبایل نداره.
‫فقط دلش می‌خواد عکس بگیره.

443
00:20:17,000 --> 00:20:19,041
‫هانا، بیا به پدر و مادرت بگو چیکار کردیم

444
00:20:19,125 --> 00:20:20,559
‫من و پدربزرگ مبادله کردیم

445
00:20:20,583 --> 00:20:23,916
‫من موبایل رو پسش دادم
‫اون هم دوربین قشنگش رو بهم داد. نگاه!

446
00:20:26,416 --> 00:20:29,250
‫تخم سگ. حروم‌زاده‌ی پیر کار رو در آورد

447
00:20:31,333 --> 00:20:32,226
‫من باید برم خونه

448
00:20:32,250 --> 00:20:34,125
‫یوشی، مجبور نیستی بری

449
00:20:34,208 --> 00:20:35,309
‫مامان سر عقل میاد

450
00:20:35,333 --> 00:20:37,375
‫تابحال شده مامان نظرش رو
‫در مورد چیزی عوض کنه؟

451
00:20:37,458 --> 00:20:40,375
‫اون منو قبول نمی‌کنه، من هم
‫دست از ارتدکس بودن نمی‌کشم

452
00:20:40,458 --> 00:20:41,351
‫ارتدکس؟

453
00:20:41,375 --> 00:20:43,500
‫- وای خدا، دوباره نه
‫- یعنی کل ماجرا رو نبودی؟

454
00:20:43,583 --> 00:20:46,458
‫وایسا، ارتدکس یهودی یا
‫ارتدکس یونانی؟

455
00:20:46,541 --> 00:20:47,851
‫یهودی

456
00:20:47,875 --> 00:20:49,916
‫خیلی‌خب. زیاد بد نیست

457
00:20:50,000 --> 00:20:52,875
‫وایسا، این یعنی از همه‌ی فرمان‌ها
‫پیروی می‌کنی؟

458
00:20:52,958 --> 00:20:53,934
‫سعی می‌کنم

459
00:20:53,958 --> 00:20:57,375
‫خب، مگه یکی از فرامین،
‫در مورد احترام به پدر و مادر نیست؟

460
00:20:57,916 --> 00:21:00,791
‫پس اگه پدرت کل عصر زحمت کشیده
‫وان رو درست کرده،

461
00:21:00,875 --> 00:21:03,875
‫بهترین راه قدردانی از زحمتش...

462
00:21:06,208 --> 00:21:07,708
‫میرم لباس شنام رو بیارم

463
00:21:12,208 --> 00:21:13,708
‫میشه بیام داخل؟

464
00:21:13,958 --> 00:21:15,833
‫بپا، ممکنه این اختاپوس جوهر ریخت روت

465
00:21:17,041 --> 00:21:20,375
‫من... ببخشید که سرت داد زدم.
‫از ته دل نبود.

466
00:21:20,458 --> 00:21:22,500
‫حالا چرا دروغ میگی؟

467
00:21:22,583 --> 00:21:26,500
‫باشه، از ته دل بود، ولی
‫نباید اون شکلی می‌گفتم

468
00:21:26,583 --> 00:21:29,875
‫من مادر افتضاحی‌ام.
‫همه‌ی بچه‌هام ازم نفرت دارن.

469
00:21:29,958 --> 00:21:31,625
‫ما ازت نفرت نداریم. البته که ما...

470
00:21:32,541 --> 00:21:33,851
‫می‌دونی...

471
00:21:33,875 --> 00:21:35,375
‫ولی گاهی خیلی...

472
00:21:36,666 --> 00:21:37,726
‫وسواسی میشی

473
00:21:37,750 --> 00:21:39,250
‫منظورت انتقادگره

474
00:21:40,708 --> 00:21:42,625
‫مراسم اسم‌گذاری بچه‌ی هانا رو یادت میاد؟

475
00:21:42,708 --> 00:21:45,208
‫- اون آهنگ گروه «گوگو دالز» رو پخش کردیم
‫- مگه میشه یادم بره؟

476
00:21:45,291 --> 00:21:47,101
‫- اصلاً عبری بلد نبودی
‫- باز شروع شد. عبری بلد نبودن

477
00:21:47,125 --> 00:21:50,708
‫- خدا نکنه اون آهنگ پخش بشه
‫- ما فقط به خاطر تو پخشش کردیم

478
00:21:50,791 --> 00:21:53,666
‫- به خاطر من؟ نه، به خاطر من نبود
‫- من همه‌ی فک و فامیل‌ها رو دعوت کردم

479
00:21:53,750 --> 00:21:56,000
‫برای هانا یه اسم یهودی انتخاب کردیم،
‫اسم مادرت رو

480
00:21:56,083 --> 00:21:58,000
‫ولی هنوزم شاکی هستی که
‫درست انجامش ندادیم

481
00:21:58,083 --> 00:21:59,791
‫من هم با خودم گفتم این‌همه تلاش
‫چه فایده‌ای داره،

482
00:21:59,792 --> 00:22:01,500
‫وقتی هیچ‌وقت قرار نیست برات کافی باشه؟

483
00:22:01,583 --> 00:22:05,333
‫اگه درست انجامش می‌دادی کافی می‌شد.
‫خب چیکار کنم؟ ساکت باشم؟

484
00:22:05,416 --> 00:22:08,458
‫یا می‌تونستی بپرسی «این آهنگ
‫گوگو دالز چه مفهومی برات داره؟»

485
00:22:08,541 --> 00:22:10,208
‫می‌تونستیم مثل آدم حرف بزنیم

486
00:22:10,791 --> 00:22:12,226
‫اون آهنگ چه معنایی برات داشت؟

487
00:22:12,250 --> 00:22:14,958
‫هیچی. فقط یه اسم‌گذاری بچه بود و

488
00:22:15,041 --> 00:22:18,041
‫عنوان آهنگ هم «اسم» بود و
‫فکر کردم بامزه میشه

489
00:22:18,125 --> 00:22:20,416
‫بامزه بود

490
00:22:20,500 --> 00:22:21,684
‫خب، صحبت خوبی بود

491
00:22:21,708 --> 00:22:23,250
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چه شوخی‌هایی

492
00:22:23,251 --> 00:22:24,793
‫برای مراسم «بر میتصوا و بت میتصوا»
‫هانا در نظر گرفتی

493
00:22:27,583 --> 00:22:30,416
‫مامان، هانا قرار نیست...

494
00:22:34,041 --> 00:22:36,666
‫من می‌خوام رابطه‌ی بهتری باهات داشته باشم

495
00:22:37,958 --> 00:22:39,583
‫ولی باید یه چیزی تغییر کنه

496
00:22:56,625 --> 00:22:57,976
‫از کنیسه‌ات برام بگو

497
00:22:58,000 --> 00:22:59,392
‫مگه برات مهمـه؟

498
00:22:59,416 --> 00:23:00,476
‫می‌خوام بدونم

499
00:23:00,500 --> 00:23:02,000
‫آ...

500
00:23:05,625 --> 00:23:07,125
‫کنیسه‌ی خوبیـه

501
00:23:07,625 --> 00:23:09,208
‫همه همدیگه رو می‌شناسن

502
00:23:09,708 --> 00:23:11,708
‫شب‌ها یکم هوا سرد میشه

503
00:23:11,791 --> 00:23:13,791
‫اون ژاکت قشنگی که
‫برات گرفته بودم رو نمی‌پوشی؟

504
00:23:13,875 --> 00:23:15,351
‫راستش توی خشک‌کُن آب رفت

505
00:23:15,375 --> 00:23:17,500
‫یوشی، برچسبش رو نخوندی؟

506
00:23:17,583 --> 00:23:20,291
‫فقط نوشته بود «سایز لارج» (بزرگ)
‫که دیگه لارج نیست

507
00:23:20,375 --> 00:23:22,708
‫اون یکی برچسب که
‫نحوه‌ی شستشو رو توضیح داده

508
00:23:22,791 --> 00:23:24,059
‫مگه دو تا برچسب هست؟!

509
00:23:24,083 --> 00:23:25,184
‫نشونت میدم

510
00:23:25,208 --> 00:23:27,916
‫خوشت میاد. پر از رمز و نماده

511
00:23:28,500 --> 00:23:30,000
‫مثل تورات

512
00:23:30,708 --> 00:23:32,208
‫به نظر جالب میاد

513
00:23:33,708 --> 00:23:35,208
‫مرسی، مامان

514
00:23:37,500 --> 00:23:39,041
‫به نظرت این آب داغـه؟

515
00:23:39,125 --> 00:23:40,666
‫با اِرفاق میشه گفت گرم

516
00:23:40,750 --> 00:23:42,250
‫به بابات نگو

517
00:23:43,000 --> 00:24:03,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

