﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:08,969 --> 00:00:11,429
« سال ۲۰۱۴ »

3
00:00:15,375 --> 00:00:17,458
یکی رو گاز گرفته؟ هانا؟

4
00:00:17,541 --> 00:00:19,083
با دهنش؟ -
چیزیش نشد -

5
00:00:19,166 --> 00:00:21,791
پیش میاد دیگه -
اَی. هانای آدمخوار -

6
00:00:21,875 --> 00:00:24,625
.به بچه نگو آدمخوار
.فقط می‌خواسته تنهایی بازی کنه

7
00:00:24,708 --> 00:00:25,708
حق هم داره

8
00:00:25,750 --> 00:00:28,833
از اول تک‌فرزند بوده و
بازی با بقیه رو یاد نگرفته

9
00:00:28,916 --> 00:00:30,250
آره، حق با توئـه، مامان

10
00:00:30,833 --> 00:00:34,708
،می‌دونی، اگه من مامان دخترای هایم بودم
حسابی بهشون افتخار می‌کردم

11
00:00:34,791 --> 00:00:36,708
ببخشید، دخترای چی؟

12
00:00:36,791 --> 00:00:39,791
.دخترای هایم دیگه
.همون دخترایی که عضو یه بند هستن

13
00:00:39,875 --> 00:00:41,958
بندِ هایم؟ -
می‌شناسی‌شون؟ -

14
00:00:42,041 --> 00:00:46,166
خودت می‌شناسی؟ یه جوری میگی
انگار دخترخاله‌اتن

15
00:00:46,191 --> 00:00:47,226
محض اطلاعت یهودی‌ان

16
00:00:47,250 --> 00:00:49,625
می‌دونم، ولی همون هایم خالی صداشون می‌کنن

17
00:00:49,708 --> 00:00:54,541
«نمیگن «خانم هایم و دخترا رو تو مغازه دیدم -
به نظرم خوبـه که با هم آهنگ می‌سازن -

18
00:00:54,625 --> 00:00:57,791
خواهرن و خانوادگی حرفه‌شون رو پیش می‌برن

19
00:00:57,875 --> 00:01:00,083
خانم هایم حتماً حسابی بهشون افتخار می‌کنه

20
00:01:00,166 --> 00:01:03,583
می‌خوای من و شیرا و یوشی بند راه بندازیم؟
...همچین چیزی

21
00:01:03,666 --> 00:01:05,583
.تو که سازی بلد نیستی
می‌خوای مدیر برنامه‌های بند باشی؟

22
00:01:05,666 --> 00:01:07,291
صحیح -
،یه زمانی پیانو می‌زدی -

23
00:01:07,375 --> 00:01:10,375
ولی قبل از اینکه ماهر بشی گذاشتیش کنار -
خب، کلاً هفت سالم بود -

24
00:01:10,458 --> 00:01:12,083
،اگه می‌خوای تو یه چیزی ماهر بشی
نباید جا بزنی

25
00:01:12,166 --> 00:01:14,666
،اگه مادر بهتری بودم
شاید درک می‌کردی

26
00:01:15,750 --> 00:01:19,000
شرمنده وقتی هفت سالم بود
پیانو رو گذاشتم کنار و

27
00:01:19,083 --> 00:01:21,458
با خواهر و برادرم بندِ موسیقی راه ننداختم تا

28
00:01:21,541 --> 00:01:24,291
جنابعالی بتونی مثل مادرِ دخترای بندِ هایم
بهمون افتخار کنی؟

29
00:01:24,791 --> 00:01:28,000
.من که در هر صورت بهت افتخار می‌کنم»
«به همه‌ی بچه‌هام افتخار می‌کنم

30
00:01:28,083 --> 00:01:30,166
،خودت می‌دونی دیگه
من چرا بگم؟

31
00:01:30,294 --> 00:01:33,965
« مخلص کلام »
« فصل اول: قسمت نهم »

32
00:02:18,604 --> 00:02:19,517
« سال ۲۰۰۲ »

33
00:02:19,541 --> 00:02:22,375
باورم نمیشه به خاطر مامانم باید برم مهمونی

34
00:02:22,458 --> 00:02:26,916
همه قراره کلی سخنرانی مسخره بکنن و
:مامانم هم قراره به من نگاه کنه و بگه

35
00:02:27,000 --> 00:02:29,833
«شنیدی؟ شنیدی ملت چقدر منو دوست دارن؟»

36
00:02:29,916 --> 00:02:33,250
تو چرا منو اینقدر دوست نداری؟»
«چون دختر بدی هستی

37
00:02:33,333 --> 00:02:36,041
.باز هم در مورد مامانت صحبت کن
.حشری میشم

38
00:02:36,125 --> 00:02:37,750
شرمنده. مامانم رو فراموش کن

39
00:02:37,833 --> 00:02:39,541
شیرا! در اتاقت چرا قفلـه؟

40
00:02:39,625 --> 00:02:41,583
!اومدم -
تو این خونه قفلِ در معنایی نداره -

41
00:02:41,666 --> 00:02:44,125
اگه پسر اینجا بود چی؟ -
شرمنده، خانم شوارتز -

42
00:02:44,208 --> 00:02:45,208
تقصیر تو نیست، عزیزدل

43
00:02:45,291 --> 00:02:48,041
.خیلی دوست داریم بیای پیش‌مون
.همیشه دلم می‌خواست تو خونه پُر از دختر باشه

44
00:02:48,125 --> 00:02:50,000
!تو که اینجایی، میشیم زنانِ کوچک

45
00:02:50,083 --> 00:02:51,541
زنان کوچک چهار نفر بودن

46
00:02:51,625 --> 00:02:54,541
،خب، با این شخصیت‌های متناقض تو
انگار یه هشت نفری هستیم

47
00:02:54,625 --> 00:02:56,000
مامان، چیکار داری؟

48
00:02:56,083 --> 00:02:59,208
.برو فرودگاه دنبال داداشت
.اون یکی داداشت رو هم با خودت ببر

49
00:02:59,291 --> 00:03:01,125
لباست رو از هم خشک‌شویی گرفتم

50
00:03:01,208 --> 00:03:03,333
سعی کن تا شب کثیفش نکنی

51
00:03:03,416 --> 00:03:06,541
چون لقمه‌های گنده‌گنده برمی‌داری کثیف‌کاری می‌کنی -
خیلی‌خب، مامان. ممنون -

52
00:03:06,625 --> 00:03:09,791
ممنون بابت انتقاد سازنده‌ات -
قاشقـه دیگه، بیل که نیست -

53
00:03:10,791 --> 00:03:11,916
لباس مجلسی می‌پوشی دوست دارم

54
00:03:12,000 --> 00:03:13,833
«وقتی به خودت می‌رسی خوشگل میشی، شیرا»

55
00:03:13,916 --> 00:03:15,375
یا خدا، بس کن

56
00:03:15,458 --> 00:03:17,083
ولی خدایی خوشگلی

57
00:03:19,458 --> 00:03:22,291
هنوز باورم نمیشه پدر و مادرت
این مراسم رو گذاشتن واسه شبِ پرام

58
00:03:22,375 --> 00:03:25,250
ما که بهرحال نمی‌خواستیم بریم پرام، نه؟

59
00:03:25,333 --> 00:03:26,958
درستـه -
!تازه، تِم مهمونی‌شون هم حال به هم زنـه -

60
00:03:27,041 --> 00:03:29,750
می‌خوان محترمانه برگزارش کنن -
،یه شب فراموش‌نشدنی» -

61
00:03:29,833 --> 00:03:31,791
«همینطور یادبودی برای حادثه‌ی یازده سپتامبر

62
00:03:31,875 --> 00:03:34,791
تصور کن تو همچین مهمونی‌ای شرکت کنی -
آره، تصور کردم -

63
00:03:34,875 --> 00:03:37,208
می‌خواستم بهت بگم تو فکر اینم که شرکت کنم

64
00:03:37,291 --> 00:03:39,291
چی؟ ولی نمی‌تونی -
تا ببینم چقدر ضایع‌ست -

65
00:03:39,375 --> 00:03:40,875
پس مراسم مامان من چی؟

66
00:03:40,958 --> 00:03:44,125
گمونم مراسم مامانِ تو رو شرکت نکنم

67
00:03:44,208 --> 00:03:45,791
اصلاً چرا می‌خوای بری پرام؟

68
00:03:45,875 --> 00:03:48,333
.خیلی‌ها دلشون می‌خواد برن
.چیز عادی‌ایـه

69
00:03:48,416 --> 00:03:50,708
آره، ولی من و تو عادی نیستیم

70
00:03:50,733 --> 00:03:51,767
من بگی‌نگی عادی‌ام

71
00:03:51,791 --> 00:03:53,875
،تازه، اگه نریم
تروریست‌ها برنده میشن

72
00:03:55,043 --> 00:03:57,335
...عجیبـه که هنوز صحبتی در مورد

73
00:03:57,916 --> 00:04:01,291
به نظرم عجیب نیست -
باشه، ولی الان رابطه‌ی ما چیـه؟ -

74
00:04:01,375 --> 00:04:03,375
الان مثلاً قراره با هم صحبت کنیم؟

75
00:04:03,458 --> 00:04:05,458
نه -
چون به نظرم نکته‌ی خفن رابطه‌مون -

76
00:04:05,541 --> 00:04:08,083
همین بود که با هم صحبت نمی‌کردیم -
...البته. فقط -

77
00:04:08,166 --> 00:04:10,541
...ولی اگه واقعاً می‌خوای -
...نمی‌خوام -

78
00:04:10,625 --> 00:04:11,875
بذاریمش واسه بعدِ پرام

79
00:04:11,958 --> 00:04:14,791
چون نمی‌خوام قبلِ پرام
...یه بحث سنگین داشته باشم

80
00:04:14,875 --> 00:04:16,708
چرا خیال کردی قراره بحث سنگینی باشه؟

81
00:04:16,733 --> 00:04:19,098
،قراره یه شب به‌یادموندنی باشه
همینطور یادبودی واسه یازده سپتامبر

82
00:04:19,123 --> 00:04:21,457
آره، باشه، خیلی خفنـه

83
00:04:22,457 --> 00:04:24,887
،ببین دخترجان، ما دوستت داریم ها
ولی اینجا مسافرخونه که نیست

84
00:04:24,916 --> 00:04:26,625
شیرا، همین الان برو فرودگاه

85
00:04:27,099 --> 00:04:28,442
« پروازهای داخلی »

86
00:04:30,856 --> 00:04:33,041
چرا اصلاً انجمن یهودی‌ها
این مراسم رو واسه مامان گرفته؟

87
00:04:33,125 --> 00:04:34,833
!چون فکر می‌کنن مامان آدم خیلی مهمیـه

88
00:04:34,916 --> 00:04:37,083
نه، چون فکر می‌کنن مامان
دوستای پولداری داره که

89
00:04:37,166 --> 00:04:39,625
حاضرن واسه یه شام بی‌کیفیت کلی خرج کنن -
شاید جفتش -

90
00:04:39,708 --> 00:04:41,125
فکر می‌کنید برای مامان عجیبـه که

91
00:04:41,208 --> 00:04:43,875
برای یه بارم که شده
نقل مجلس باشه؟

92
00:04:43,958 --> 00:04:46,583
نمی‌دونم چطوری می‌خواد
همه چی رو به خودش ربط بده ولی

93
00:04:46,666 --> 00:04:48,708
وقتی کلِ مراسم برای خودشـه

94
00:04:48,791 --> 00:04:50,750
مطمئنم مامان از پسش برمیاد

95
00:04:50,833 --> 00:04:52,791
باورم نمیشه به خاطر امشب
مجبورم کرد از اون سر کشور پاشم بیام

96
00:04:52,875 --> 00:04:54,958
نمی‌تونم توی کلاسِ
ایدئالیسم نظری‌ام شرکت کنم

97
00:04:55,041 --> 00:04:56,791
اگه اونجا نباشم، یعنی وجود نداره

98
00:04:56,875 --> 00:04:58,875
من هم نمی‌تونم برم پرام -
می‌خوای بری پرام؟ -

99
00:04:58,958 --> 00:05:00,875
شاید! از کجا معلوم؟

100
00:05:02,083 --> 00:05:05,250
فقط خدا کنه ملت هنوز به خاطر
آبنبات‌های عید فطیر از دستم شاکی نباشن

101
00:05:05,333 --> 00:05:08,083
چی‌چی؟ -
یا خدا، نشنیدید؟ -

102
00:05:08,173 --> 00:05:10,632
همه جا حرفش بود

103
00:05:10,708 --> 00:05:12,651
چون می‌خواستم یه اسباب‌بازیِ
،توپ تو فنجون رو ببرم
(فاجعه‌ی آبنبات‌های عید فطیر)

104
00:05:12,676 --> 00:05:15,391
ثبت سفارش آبنبات‌های یه گروه نوجوون
برای عید فطیر رو گردن گرفتم

105
00:05:15,416 --> 00:05:18,750
به تمام یهودی‌های مانتین ویو و
اونورترش آبنبات فروختم

106
00:05:18,833 --> 00:05:21,666
ولی بعدش، آبنبات‌ها دیر رسیدن

107
00:05:21,750 --> 00:05:23,666
داشتم با اسباب‌بازیم عشق و حال می‌کردم

108
00:05:23,750 --> 00:05:26,041
:همه به مامان و بابا زنگ می‌زدن و می‌گفتن
«آهای، آبنبات‌های من کو؟»

109
00:05:26,125 --> 00:05:28,625
.«به یوشی بگید آبنبات‌های منو بیاره»
،من فقط یه فروشنده‌ام

110
00:05:28,708 --> 00:05:30,250
مسئول توزیع نیستم که

111
00:05:30,333 --> 00:05:31,750
یوشی، هیچکس براش مهم نیست

112
00:05:31,833 --> 00:05:33,208
خب، اون زمان که غوغا کرد

113
00:05:33,291 --> 00:05:35,500
بچه‌ها، سخنرانی امشب رو چیکار می‌کنیم؟

114
00:05:35,583 --> 00:05:37,208
نویسنده تویی. فکرای بکر به سرت می‌زنه

115
00:05:37,291 --> 00:05:40,833
،من نویسنده نیستم. فقط یه بلاگ دارم
خیلی هم دیر به دیر توش چیزی می‌نویسم

116
00:05:40,916 --> 00:05:42,916
اگه «اوناهاشش، شورپ» رو
خونده بودی، می‌دونستی

117
00:05:43,000 --> 00:05:44,458
نظرتون چیـه خودمون یه سری کلمه سرهم کنیم؟

118
00:05:44,541 --> 00:05:47,083
توی جشن تولد ۱۰ سالگیِ دنی
این کار رو کردیم و ترکوند

119
00:05:47,166 --> 00:05:50,416
خب، گمونم مهمون‌های امشب
آدمای فهمیده‌تری باشن

120
00:05:50,500 --> 00:05:53,250
بیاید همین کار رو بکنیم. ساده‌تره -
گفتی ساده دلم رفت -

121
00:05:53,344 --> 00:05:55,477
« جشن قدردانی از نایومی شوارتز »

122
00:05:57,041 --> 00:05:59,833
وای، یه عکس بزرگ از من زدن

123
00:05:59,916 --> 00:06:02,291
خجالت‌زده‌ام کردید، ولی باعث افتخاره

124
00:06:02,375 --> 00:06:04,750
!ببین چه بنرِ خوشگلی زدن

125
00:06:04,833 --> 00:06:07,125
،خیلی زیاده‌رویـه
...ولی اگه به خیریه کمک می‌کنه

126
00:06:07,208 --> 00:06:09,166
نورپردازی هم یه خرده ضعیفـه

127
00:06:09,750 --> 00:06:12,541
مامان داره کم‌کم از نقش میاد بیرون

128
00:06:15,208 --> 00:06:17,166
من میرم پُشت‌صحنه آماده بشم

129
00:06:17,250 --> 00:06:19,958
پسرعمو مویشه که امشب
پیداش نمیشه، نه؟

130
00:06:20,041 --> 00:06:21,750
شاید بیاد

131
00:06:21,833 --> 00:06:23,250
قراره چیز خفنی بگه؟

132
00:06:23,333 --> 00:06:25,000
پسرعمو مویشه رو نمیشه پیش‌بینی کرد

133
00:06:25,083 --> 00:06:27,250
یوشی کوچولوی خودمونی؟

134
00:06:27,333 --> 00:06:28,333
سلام، عمو بری

135
00:06:28,375 --> 00:06:32,958
من از نوادایِ لاس‌وگاس اومدم اینجا که
فقط تو رو ببینم

136
00:06:33,041 --> 00:06:35,791
می‌بینم که به موقع اومدی و

137
00:06:35,875 --> 00:06:38,375
مثل آبنبات‌های عید فطیرِ من
دو هفته دیر نرسیدی

138
00:06:38,458 --> 00:06:40,083
پس یادتـه

139
00:06:40,166 --> 00:06:41,059
تصور کن

140
00:06:41,083 --> 00:06:44,041
!کوهن‌ها منو دعوت کردن. کوهن‌ها

141
00:06:44,125 --> 00:06:47,583
،من هم گفتم: «ماروین، کتلین
«آبنباتش با من

142
00:06:47,666 --> 00:06:48,708
نه

143
00:06:48,791 --> 00:06:51,708
کتلین گفت: «ولی می‌خوام
«کیک بدون آرد درست کنم

144
00:06:51,791 --> 00:06:55,791
!من هم گفتم: «فراموشش کن
«من آبنبات میارم

145
00:06:55,875 --> 00:06:57,791
نباید همچین حرفی به کتلین می‌زدی

146
00:06:57,875 --> 00:07:01,791
حالا منِ احمق رو تصور کن که
چشم به راهِ آبنبات‌ها نشسته بودم

147
00:07:01,875 --> 00:07:06,666
.بهشون گفتم: «نگران نباشید
«یوشی آبنبات‌ها رو میاره

148
00:07:06,750 --> 00:07:09,333
منتظر موندم. ساعت سه شد. چهار شد

149
00:07:09,416 --> 00:07:10,416
!خبری از آبنبات نبود

150
00:07:10,500 --> 00:07:12,708
!پنج شد. شش شد -
بازم خبری نبود؟ -

151
00:07:12,791 --> 00:07:14,000
نه جانم -
ای وای -

152
00:07:14,083 --> 00:07:16,583
جلوی کوهن‌ها منو سکه‌ی یه پول کردی، یوشی -
خیلی متأسفم -

153
00:07:16,666 --> 00:07:20,416
اونوقت، دو هفته بعد، رسیدن

154
00:07:20,500 --> 00:07:21,833
از لاس‌وگاس با خودت آوردی‌شون؟

155
00:07:21,916 --> 00:07:25,125
می‌خواستم چیکار کنم؟
وقتی عید فطیر تموم شده بخورم‌شون؟
(مصیبت)

156
00:07:25,208 --> 00:07:26,666
چرا خودت نمی‌خوری‌شون؟

157
00:07:28,791 --> 00:07:31,666
بعداً صحبت‌مون رو ادامه میدیم

158
00:07:31,750 --> 00:07:32,916
هنوز ادامه داره؟

159
00:07:34,416 --> 00:07:36,083
همگی خوش اومدید

160
00:07:36,166 --> 00:07:39,583
،امشب به افتخار همسر فوق‌العاده‌ام
نایومی شوارتز، اینجا جمع شدیم

161
00:07:39,666 --> 00:07:43,000
به افتخار ۲۰ سال زحمتی که
برای انجمن یهودی‌ها کِشیده

162
00:07:43,583 --> 00:07:46,125
برای میزبانیِ امشب خیلی استرس داشتم

163
00:07:46,208 --> 00:07:49,791
هر کس تابحال کاری برای
نایومی انجام داده می‌فهمه من چی میگم

164
00:07:49,875 --> 00:07:51,625
بهتره گند نزنم

165
00:07:51,708 --> 00:07:53,291
آره، ایشالا که گند نزنی

166
00:07:53,375 --> 00:07:56,208
ملت چرا می‌خندن؟
انگار بابا رو گروگان گرفتن

167
00:07:56,291 --> 00:07:58,333
ولی خبر خوب اینـه که نیروی کمکی دارم

168
00:07:58,416 --> 00:08:01,000
پسرعمو مویشه رو تشویق کنید

169
00:08:01,083 --> 00:08:02,625
یا خدا. پسرعمو مویشه هم اینجاست؟

170
00:08:02,708 --> 00:08:05,166
باورم نمیشه پسرعمو مویشه رو آورده

171
00:08:05,250 --> 00:08:07,041
وای، عجب جمعیتِ بی‌ریختی

172
00:08:07,125 --> 00:08:08,958
مویشه، نباید همچین حرفی بزنی

173
00:08:09,041 --> 00:08:12,000
چیـه؟ ستوده نیست؟

174
00:08:12,583 --> 00:08:14,250
الحق که طرز فکرش سنتیـه

175
00:08:14,333 --> 00:08:18,625
امشب، برای نایومی جشن می‌گیریم و
برای یه اتاق کامپیوتر جدید پول جمع می‌کنیم

176
00:08:18,650 --> 00:08:19,891
...پس دست‌تون رو تا ته بکنید تو جیب‌تون

177
00:08:19,916 --> 00:08:22,458
همونجوری که دست ایشون تو باسن منـه

178
00:08:22,541 --> 00:08:25,458
مویشه، ناسلامتی بچه اینجا نشسته

179
00:08:25,541 --> 00:08:29,291
حالا بچه‌های خودمون می‌خوان مراسم رو
با یه سخنرانی کوچیک شروع کنن

180
00:08:29,375 --> 00:08:31,458
تشویق‌شون کنید

181
00:08:31,541 --> 00:08:33,250
آخ، صورتم

182
00:08:34,375 --> 00:08:37,250
،وقتی گفتن برای مامان‌مون سخنرانی کنیم
:با خودمون گفتیم

183
00:08:37,333 --> 00:08:40,000
«چی می‌تونیم بگیم که آبروریزی نشه؟»

184
00:08:40,083 --> 00:08:42,833
حالا یه ذره اشکال نداره. عیب نداره

185
00:08:42,916 --> 00:08:46,541
خوشبختانه، ما یه سخنرانِ
خودکارِ مدل ۹۰۰۰ داریم

186
00:08:49,000 --> 00:08:51,308
خیلی‌خب، واسه شروع یه اسم لازم داریم

187
00:08:51,333 --> 00:08:52,890
استگوسور

188
00:08:53,208 --> 00:08:54,958
فعل -
مختل کردن -

189
00:08:55,041 --> 00:08:56,083
ویرد ال یانکوویک

190
00:08:56,166 --> 00:08:58,291
!آناناس. موج‌سواری. گوز

191
00:08:58,375 --> 00:09:00,583
!اضافه کردنِ «گوز» به پایگاه داده

192
00:09:00,608 --> 00:09:03,808
خیلی‌خب، می‌ذاریم سخنرانِ خودکارِ ۹۰۰۰

193
00:09:03,833 --> 00:09:05,334
این کلماتی که گفتیم رو تحلیل کنه و

194
00:09:05,359 --> 00:09:07,916
انتهای مراسم با نتیجه خدمت‌تون برمی‌گردیم

195
00:09:08,583 --> 00:09:10,750
وای. دل تو دلم نیست نتیجه‌شو بشنوم

196
00:09:10,833 --> 00:09:11,833
همینو بگو

197
00:09:11,916 --> 00:09:15,541
از زمانی که با سوتینِ نایومی
توی ماشین لباس‌شویی گیر افتادم

198
00:09:15,625 --> 00:09:17,041
اینقدر هیجان‌زده نبودم

199
00:09:17,125 --> 00:09:18,125
!مویشه

200
00:09:18,166 --> 00:09:20,750
چیـه؟ ستوده نبود؟

201
00:09:21,916 --> 00:09:24,875
این دیگه چه صداییـه؟
انگار یه دراکولای دهاتیـه

202
00:09:24,958 --> 00:09:29,541
،نفر بعدی کارن گتلمن
کسی که مراسم امشب رو ترتیب داده

203
00:09:29,633 --> 00:09:31,799
یه کف مرتب براش بزنید

204
00:09:31,875 --> 00:09:34,916
.ممنون از همگی
.به خاطر مراسم امشب یکم استرس دارم

205
00:09:35,000 --> 00:09:37,750
اینجا که عالی بودی. ۱۹ رو می‌گیری

206
00:09:37,833 --> 00:09:41,166
هر موقع در مورد نحوه‌ی انجامِ
:یه چیزی سؤال دارم، از خودم می‌پرسم

207
00:09:41,250 --> 00:09:42,250
«نایومی اگه بود چیکار می‌کرد؟»

208
00:09:42,333 --> 00:09:44,458
لازم نیست بپرسی، خودش بهت میگه

209
00:09:44,541 --> 00:09:46,500
نایومی کُشته‌مُرده‌ی جزئیاتـه

210
00:09:46,583 --> 00:09:50,875
هر کی یه بار رفته باشه خونه‌اش می‌دونه که
به نفعتـه از زیرلیوانی استفاده کنی

211
00:09:50,958 --> 00:09:54,916
هممون داستان دسته‌گلی که آوی به آب داد و
میز عسلی رو لکه کرد شنیدیم

212
00:09:56,500 --> 00:09:57,541
،تازه از اون خفن‌تر

213
00:09:57,625 --> 00:10:00,583
نایومی فروشگاه لوازم خونگی رو
مجبور کرد اون میز رو تعویض کنن

214
00:10:00,673 --> 00:10:03,048
ای‌کاش می‌تونست کمکم کنه
مادرشوهرم رو پَس بفرستم

215
00:10:03,125 --> 00:10:04,458
شوخی می‌کنم، جوانا

216
00:10:06,208 --> 00:10:10,333
پس مامان یه فروشگاه رو اینقدر اذیت کرده که
یه میز رو پَس بگیرن، درس اخلاقیش همینـه؟

217
00:10:10,416 --> 00:10:13,000
خب، آوی، اگه چیزی رو می‌خوای باید سمج باشی

218
00:10:14,000 --> 00:10:16,250
اگه چیزی رو می‌خوای باید سمج باشی

219
00:10:16,333 --> 00:10:18,416
!خب، به نظر من که داستان قشنگیـه. نه

220
00:10:23,041 --> 00:10:24,208
چه مرگتـه آخه؟

221
00:10:24,833 --> 00:10:27,791
.خانم منـه دیگه
.نه تو کَتش نمیره

222
00:10:27,875 --> 00:10:31,541
،نَه‌ی من که تو کَتش نرفت
اگه بگیرید چی میگم

223
00:10:31,616 --> 00:10:33,022
!مویشه -
چیـه؟ -

224
00:10:33,056 --> 00:10:36,166
!ستوده نبود؟ -
!ستوده نبود؟ -

225
00:10:36,250 --> 00:10:40,583
نَه تو کَتش نمی‌رفت»؟»
منظور پسرعمو مویشه چی بود؟

226
00:10:40,666 --> 00:10:42,500
من میرم پرام -
پرام؟ -

227
00:10:42,583 --> 00:10:45,041
.من هم نَه تو کَتم نمیره
.حق با اون عروسکـه

228
00:10:45,125 --> 00:10:46,458
نه، نباید بری

229
00:10:46,541 --> 00:10:49,208
حالا من به کی غُر بزنم؟

230
00:10:49,291 --> 00:10:52,625
باورت میشه، یوشی؟ یوشی؟

231
00:10:55,000 --> 00:11:02,000


232
00:11:04,083 --> 00:11:05,958
بس کن! نه! نه! کیـه؟

233
00:11:06,041 --> 00:11:07,208
منم، داداش

234
00:11:07,291 --> 00:11:11,125
دنی؟ گمونم عمو بری می‌خواد
من رو سر به نیستی چیزی کنه

235
00:11:11,208 --> 00:11:12,666
دادا، آروم باش

236
00:11:12,750 --> 00:11:14,833
ببین چی از بار کِش رفتم

237
00:11:15,875 --> 00:11:21,041
!شاردونی، مرلات و گرگوی بادوم‌زمینی کِش رفتم

238
00:11:21,125 --> 00:11:24,625
!ایشالا که به بادوم‌زمینی حساسیت نداری -
نه، می‌تونم حبوبات بخورم -

239
00:11:24,708 --> 00:11:27,291
!حله! بیا یکی از تگری‌هاشو باز کنیم

240
00:11:27,375 --> 00:11:29,708
بابام هر روز صبح همین رو میگه

241
00:11:29,791 --> 00:11:32,333
ایول -
عجب، خیلی سفتـه -

242
00:11:35,458 --> 00:11:37,250
خیلی‌خب، بیاید ادامه بدیم

243
00:11:37,333 --> 00:11:40,791
قبل از غرغرهای تو
خودش داشت ادامه پیدا می‌کرد

244
00:11:40,875 --> 00:11:45,125
از زمان قتل‌عامِ موقعِ عروسی‌ام تا به امروز
همچین جمعیت بی‌حال و بی‌جونی ندیده بودم

245
00:11:45,208 --> 00:11:46,625
مویشه، تو رو خدا

246
00:11:47,458 --> 00:11:49,666
میگم، کارت شناسایی که نمی‌خوای، نه؟

247
00:11:49,750 --> 00:11:53,916
خب، واضحاً لازم نیست چون هر کی زیر ۲۱ باشه
عمراً همچین سؤالی بپرسه

248
00:11:54,000 --> 00:11:57,291
‫وایسا ببینم.
‫تو همون سخنران مدل ۹۰۰۰ نیستی؟

249
00:11:57,375 --> 00:11:58,583
‫خودِ خودشم

250
00:11:58,666 --> 00:12:00,250
‫جمله‌سازی همیشه می‌ترکونه

251
00:12:00,333 --> 00:12:03,000
‫- قبلاً هم از این کارها کردن؟
‫- تا دلت بخواد تو اینجور مراسم‌ها کار کردم

252
00:12:03,083 --> 00:12:05,000
‫همیشه یکی هست که
‫از لغت‌نامه نقل‌قول کنه یا

253
00:12:05,083 --> 00:12:08,291
‫یکی که حرف‌های خاک‌برسری بزنه
‫جمع معذب بشه

254
00:12:08,375 --> 00:12:10,708
راستی بینگو‌بازی هم بد نیست ها

255
00:12:10,791 --> 00:12:12,416
دوست داری واسه سخنرانی بینگوبازی کنیم؟

256
00:12:12,500 --> 00:12:14,208
‫شاید. جایزه‌ام چیـه؟

257
00:12:14,291 --> 00:12:16,250
‫می‌تونم برات سی‌دی آهنگ درست کنم

258
00:12:16,333 --> 00:12:19,541
‫یه‌جورایی تو کار آهنگ‌ماهنگم.
‫تازه، یه بلاگ هم دارم.

259
00:12:19,625 --> 00:12:23,750
‫به‌به، بلاگ. خب، اگه تو بُردی،
‫من هم یه نوشیدنی برات می‌زنم که تو عمرت نخوردی.

260
00:12:23,833 --> 00:12:25,458
‫۲۱‏ سالتـه دیگه؟

261
00:12:25,541 --> 00:12:27,750
‫تو سن من دیگه آدم حساب‌کتاب از دستش در میره

262
00:12:28,750 --> 00:12:31,666
‫به روی سِن خوش اومدید، آقای ترنک جانسون

263
00:12:31,750 --> 00:12:35,791
‫خیلی‌خب، گمونم این یارو الان
می‌زنه زیر آواز

264
00:12:35,875 --> 00:12:41,375
‫من و نایومی داخل ندامتگاه توی کارگاه
‫هنردرمانی برنامه‌ی مادرپسری آشنا شدیم

265
00:12:41,458 --> 00:12:44,041
‫اون زمان عضو یه باند نژادپرست سفیدپوست بودم

266
00:12:44,125 --> 00:12:49,333
‫با این وجود، مامان نایومی همچنان
‫توی نقاشی پاستل تشویقم کرد

267
00:12:49,416 --> 00:12:52,625
‫اینکه «مامان به یه کله‌پوستی دلگرمی داد» هم
تو لیستت بود؟

268
00:12:52,708 --> 00:12:55,083
‫اگه یه بار دیگه اتفاق بیفته،
‫به لیستم اضافه می‌کنم

269
00:12:55,166 --> 00:12:57,791
‫نایومی نورِ توی قلبم رو دید،
‫حتی وقتی خودم نمی‌دیدمش

270
00:12:57,875 --> 00:12:58,916
‫برای همین، به افتخارش

271
00:12:59,000 --> 00:13:02,000
‫جای تتوی قدیمی صلیب شکسته‌ام
‫یه تتوی خیلی بهتر زدم

272
00:13:03,166 --> 00:13:06,625
‫ای خدا. ترنک، باورم نمیشه!

273
00:13:06,708 --> 00:13:08,541
‫چه تتوی گُنده‌ایـه...

274
00:13:08,625 --> 00:13:10,166
‫از صورت مامانت

275
00:13:10,250 --> 00:13:11,625
‫چه حیف

276
00:13:11,708 --> 00:13:13,666
‫حالا دیگه نمیشه
‫توی قبرستون یهودی‌ها چالِش کرد

277
00:13:19,625 --> 00:13:22,583
‫درست حدس زدم.
‫شرط می‌بندم پشمات ریخته.

278
00:13:22,666 --> 00:13:26,375
‫هنوز که هنوزه سرِ یه لکه بهم سرکوفت می‌زنه،
‫اون‌وقت به خوبیِ ذاتِ یه نازی پِی بُرده؟

279
00:13:26,458 --> 00:13:29,666
‫خیلی ناز پشمات ریخت، نه؟

280
00:13:29,750 --> 00:13:32,958
‫♪ Crazy Town - Butterfly ♪

281
00:13:33,041 --> 00:13:35,291
‫عزیزم، شرمنده. یه‌جوری رفتار کردم

282
00:13:35,375 --> 00:13:36,666
‫ولی خب، می‌تونم عادی باشم

283
00:13:36,750 --> 00:13:38,541
‫گمونم خیلی باحال بشه

284
00:13:38,625 --> 00:13:42,083
‫اگه دوستی‌مون رو ببریم تو یه فاز دیگه

285
00:13:42,166 --> 00:13:46,166
‫چون من بهت یه حس‌هایی دارم و
‫می‌دونم متقابلـه

286
00:13:46,250 --> 00:13:49,583
‫وقتی این‌قدر حس‌مون قویـه،
دیگه نه و نمیشه نداریم

287
00:13:55,125 --> 00:13:56,125
‫خیلی‌خب

288
00:14:01,125 --> 00:14:02,541
‫چی؟ نه

289
00:14:04,875 --> 00:14:05,958
‫چی؟

290
00:14:06,041 --> 00:14:06,934
‫نه

291
00:14:06,958 --> 00:14:08,333
‫نه، نه. نه!

292
00:14:08,416 --> 00:14:09,750
‫نه، نه!

293
00:14:17,708 --> 00:14:19,875
‫نه

294
00:14:26,500 --> 00:14:29,208
‫بمیرم واسه دلت، آمریکا

295
00:14:29,291 --> 00:14:32,208
‫نایومی من رو با شوهرم آشنا کرد
(گریه می‌کند)

296
00:14:32,291 --> 00:14:36,416
‫نایومی بهم اعتماد‌به‌نفس داد تا
‫بتونم از شوهرم جدا بشم!
(سگی گریه می‌کند)

297
00:14:36,500 --> 00:14:38,833
‫من خیلی دوستت دارم، نایومی
(زبان خارجی)

298
00:14:38,916 --> 00:14:40,791
‫می‌میرم برات!

299
00:14:40,875 --> 00:14:42,250
‫- چی گفت؟
‫- نمی‌دونم والا

300
00:14:42,333 --> 00:14:43,416
‫نروژی بلد نیستی؟

301
00:14:43,500 --> 00:14:47,000
‫نه خودم نروژی بلدم و
نه می‌دونستم مامانم نروژی بلده

302
00:14:52,250 --> 00:14:53,583
‫چیکار می‌کنی؟

303
00:14:54,625 --> 00:14:58,333
‫- داری بدترش می‌کنی. این‌قدر وول نخور
‫- خودت این‌قدر جاستین دورنگو رو نبوس

304
00:14:59,916 --> 00:15:02,083
‫به تو چه من کی رو بوس می‌کنم؟

305
00:15:02,166 --> 00:15:03,583
‫توافق کردیم که هیچ تعهدی وجود نداره

306
00:15:03,666 --> 00:15:06,500
‫بله، منتها دیگه مشخصـه که
‫نباید به همدیگه خیانت کنیم

307
00:15:06,583 --> 00:15:08,083
‫من بهت خیانت نکردم

308
00:15:08,166 --> 00:15:09,059
‫- نه؟
‫- تعهد بی تعهد!

309
00:15:09,083 --> 00:15:11,875
‫باشه، ولی آخه ما تموم عمرمون
‫بهترین دوست‌های همدیگه بودیم

310
00:15:11,958 --> 00:15:15,250
‫ما که یا دم‌به‌دقیقه داریم سکس می‌کنیم،
‫یا تو بغل هم افتادیم

311
00:15:15,333 --> 00:15:18,708
‫همش موهات تو صورتمـه،
‫بوی عطر گلوی جنیفر لوپز میده

312
00:15:18,791 --> 00:15:20,666
‫- این چه ربطی دا...
‫- بیخیال

313
00:15:20,750 --> 00:15:22,833
‫خیال می‌کردم با هم دوستیم

314
00:15:22,916 --> 00:15:26,416
‫معلومـه که دوستیم. ولی
‫من با جاستین دورنگو هم دوستم

315
00:15:26,500 --> 00:15:28,458
‫- هر از گاهی هم بوسش می‌کنم
‫- هر از گاهی؟

316
00:15:28,541 --> 00:15:31,750
‫آره، عین وقت‌هایی که تو رو می‌بوسم.
‫کلاً بوس کردن رو دوست دارم. حال میده.

317
00:15:31,833 --> 00:15:33,833
‫من چیم از جاستین دورنگو کم‌تره؟

318
00:15:33,916 --> 00:15:35,375
‫هیچی! نکته‌اش همینـه!

319
00:15:35,458 --> 00:15:37,458
‫تو این کله‌ی پوک من هیچ خبری نیست،

320
00:15:37,541 --> 00:15:39,916
‫پس دیگه نیازی نیست
‫در مورد اینجور مسائل بحث کنیم

321
00:15:40,000 --> 00:15:44,125
‫بعدشم، ما که هیچوقت نمی‌تونیم با هم باشیم

322
00:15:44,208 --> 00:15:45,101
‫واسه‌ی چی؟

323
00:15:45,125 --> 00:15:48,875
‫زندگی‌مون داره عوض میشه.
‫من دارم عوض میشم.

324
00:15:48,958 --> 00:15:51,625
‫حتی زنانِ کوچک هم بزرگ شدن و
‫راهشون از هم جدا شد

325
00:15:51,708 --> 00:15:54,208
‫شاید وضعیت ما هم همینـه.
‫تو جویی، من هم مِگ.

326
00:15:56,916 --> 00:15:59,333
‫یا خدا، به نظرت تو مگی؟

327
00:15:59,416 --> 00:16:01,791
‫از زنان کوچک؟
‫آره، احتمالاً مگ‌ام

328
00:16:01,875 --> 00:16:03,333
‫مشخصـه که ایمی هستی

329
00:16:03,416 --> 00:16:06,958
‫ایمی؟ چرا باید ایمی باشم؟
‫اصلاً منو می‌شناسی؟

330
00:16:07,041 --> 00:16:09,583
‫خودت خودتو می‌شناسی اصلاً؟
‫الان موضوع بحث چیـه؟

331
00:16:09,666 --> 00:16:11,750
‫خب، اگه من ایمی‌ام، پس تو بثی

332
00:16:11,833 --> 00:16:13,500
‫بث؟ تو که گفتی من جو هستم

333
00:16:13,583 --> 00:16:15,916
‫نظرم عوض شد، آخه عینهو بث
‫داری نِق‌نِق می‌کنی

334
00:16:16,000 --> 00:16:17,958
‫چون من گفتم تو ایمی هستی،
‫داری این حرف رو می‌زنی

335
00:16:18,041 --> 00:16:20,208
‫واقعاً این کارها از ایمی برمیاد

336
00:16:20,291 --> 00:16:23,625
‫بعدشم، چطور نمی‌فهمی که
‫ایمی از مگ بهتره؟

337
00:16:23,708 --> 00:16:25,166
‫چرا می‌خوای مگ باشی؟

338
00:16:25,250 --> 00:16:27,208
‫باشه! مهمـه مگه؟ به عنم!

339
00:16:28,208 --> 00:16:30,458
‫امشب شبِ من و تو نیست، خب؟

340
00:16:30,541 --> 00:16:32,083
یعنی من موندم تو چطوری پرام رو که

341
00:16:32,166 --> 00:16:35,416
‫مال هممونـه و یادواره‌ی ۱۱ سپتامبره رو

342
00:16:35,500 --> 00:16:37,458
‫یه جوری به خودت ربط میدی

343
00:16:38,125 --> 00:16:39,059
‫شیرای همیشگی

344
00:16:39,083 --> 00:16:41,708
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫این رابطه تموم‌شده‌ست

345
00:16:41,791 --> 00:16:45,416
‫نه، نیست.
‫چون اصلاً وجود خارجی نداشته.

346
00:16:58,583 --> 00:17:03,208
‫حالا بریم سراغ فیلمی که از خواهر بزرگه‌های نایومی،
یعنی سوزان و کارول به دستمون رسیده

347
00:17:03,291 --> 00:17:06,875
‫خواهر؟ پس الان سه‌تا خانم شدن که
از سرت هم زیادی‌ان

348
00:17:06,958 --> 00:17:10,041
‫حالا وقتش رسیده که
‫چهره‌ی واقعی نایومی شوارتز رو ببینی

349
00:17:10,125 --> 00:17:11,291
‫محالـه ازش تعریف کنن

350
00:17:11,375 --> 00:17:13,625
‫سلام، نایومی. خلاصه و مختصر می‌گیم

351
00:17:13,708 --> 00:17:15,916
‫چون بلد نیستیم
‫باتری اینو عوض کنیم

352
00:17:16,000 --> 00:17:17,291
‫گفته بودم دفترچه‌اش رو بخونی

353
00:17:17,375 --> 00:17:20,208
یعنی این همه راه تا تی‌نِک رفتم که
خواهر کوچیکه‌ام یه‌ریز حرف بارم کنه؟

354
00:17:20,291 --> 00:17:22,500
‫- به خاطر هواخوری که نبود
‫- کجا حرف بارش کردم آخه؟!

355
00:17:22,583 --> 00:17:25,125
‫اگه تو حال‌وهوای وودستاک زندگی کنی،
‫آره، حق با توئـه!

356
00:17:25,208 --> 00:17:27,208
‫میشه لطفاً به خاطر نایومی
‫دو دقیقه بگومگو رو بذاریم کنار؟

357
00:17:27,791 --> 00:17:30,958
‫نایومی، درستـه تو خواهر کوچیکه‌ی مایی،

358
00:17:31,041 --> 00:17:34,541
‫اما در واقع خواهر بزرگه‌ی این جامعه‌ای

359
00:17:34,625 --> 00:17:37,333
‫- ای خدا، الان گریه‌ام می‌گیره
‫- با اینکه تو همیشه به چشمِ ما

360
00:17:37,416 --> 00:17:38,916
‫- یه کوچولوی نق‌نقویی...
‫- بس کنید

361
00:17:39,000 --> 00:17:41,125
‫خیلی بهت افتخار می‌کنیم. چرا چشمک می‌زنه؟

362
00:17:41,208 --> 00:17:42,875
‫گفتم که بشین دفتر...

363
00:17:45,333 --> 00:17:46,791
‫چرا یه دور دیگه فیلم نگرفتن؟

364
00:17:46,875 --> 00:17:48,833
‫گمونم حتی خاله‌های بدجنست هم
‫مامانت رو دوست دارن

365
00:17:48,916 --> 00:17:51,000
‫انگار تنها کسی که ازش دلِ خوشی نداره، تویی

366
00:17:51,083 --> 00:17:53,125
‫به‌خدا اولین باره این‌قدر مهربون حرف زدن

367
00:17:54,708 --> 00:17:55,601
‫جواب داد!

368
00:17:55,625 --> 00:17:58,583
‫می‌دونستم بزنیمش به دستشویی،
‫می‌شکنه می‌پاچه بیرون!

369
00:17:58,666 --> 00:18:01,000
‫مست بشی هم همین‌جوری از هم می‌پاچی

370
00:18:01,083 --> 00:18:04,291
‫دنی، من یکم دودلم.
‫کُلی شیشه‌شکسته توشـه.

371
00:18:04,375 --> 00:18:06,750
‫پُره!

372
00:18:06,833 --> 00:18:08,750
‫یوشی، تویی؟

373
00:18:08,833 --> 00:18:13,958
‫نه! من شرک هستم.
‫با رفیقم، آقا الاغه.

374
00:18:14,041 --> 00:18:15,333
‫بدو، صدای الاغه رو دربیار

375
00:18:16,416 --> 00:18:18,125
‫حرومزا..

376
00:18:18,208 --> 00:18:22,333
‫ای خدا، خیلی‌خب. دنی،
‫یکم از اون اکسیر شجاعت بده.

377
00:18:22,416 --> 00:18:23,875
فهمیدم باید چیکار کنم

378
00:18:26,833 --> 00:18:29,208
‫توی دوره‌ی دبیرستانم،
‫نایومی مددکار اجتماعی من بود

379
00:18:29,291 --> 00:18:32,333
‫داشت منو از خونه‌ی پدرومادرم
‫به خونه‌ی سرپرستم منتقل می‌کرد

380
00:18:32,416 --> 00:18:35,958
‫بهش گفتم هنوز آماده نیستم برم داخل،
‫برای همین هم منو بُرد مک‌دونالد

381
00:18:36,041 --> 00:18:39,500
‫بعدش هم صحبت کردیم.
‫درواقع، من صحبت کردم و اون فقط گوش داد.

382
00:18:39,583 --> 00:18:41,625
‫فقط گوش داد؟ مامان؟

383
00:18:41,708 --> 00:18:44,750
‫وقتی هم که کل غذا تموم شد و
‫دیگه حرفی برای گفتن نمونده بود،

384
00:18:44,833 --> 00:18:47,833
‫نایومی توی ماشین کنارم نشست تا
‫آمادگی پیدا کنم

385
00:18:47,916 --> 00:18:52,125
‫الان هم توی جولیارد موسیقی می‌خونم.
‫نایومی بهم گفته به خاطر مراسم کلاسم رو از دست ندم،

386
00:18:52,208 --> 00:18:54,708
‫منتها من گفتم: «محال ممکنـه،
‫تو عزیزتر از این حرف‌هایی.»

387
00:18:54,791 --> 00:18:57,750
‫عجب، برگام، آخه من رو مجبور کرد
‫از کلاسم بزنم و بیام

388
00:18:57,833 --> 00:18:59,916
‫جولیارد، ایناهاش

389
00:19:00,000 --> 00:19:01,208
‫آره

390
00:19:01,291 --> 00:19:02,958
‫خب، تو سی‌دی آهنگم چی می‌ریزی؟

391
00:19:03,041 --> 00:19:04,791
‫نمی‌دونم. شرمنده، فقط...

392
00:19:04,875 --> 00:19:07,166
‫تو کَتم نمیره این کارها رو کرده باشه

393
00:19:07,250 --> 00:19:08,625
‫انگار که مامان فوق‌العاده‌ایـه

394
00:19:08,708 --> 00:19:13,416
‫انگار همین‌طوره.
‫فقط یه رویِ دیگه‌اش نصیب من شد.

395
00:19:13,500 --> 00:19:15,083
‫تا بحث داغـه،
‫موزیک چی گوش میدی؟

396
00:19:15,166 --> 00:19:17,166
‫- چرا با من اینجوری تا نمی‌کنه؟
‫- خیلی‌خب، هنوزم...

397
00:19:17,250 --> 00:19:19,166
‫چرا با این همه آدم اینطوریـه، اِلا من؟

398
00:19:19,250 --> 00:19:21,208
‫نه، نه، نه، نه

399
00:19:21,291 --> 00:19:22,666
‫نمی‌دونم، پسر

400
00:19:26,125 --> 00:19:29,708
‫قبل اینکه بچه‌هام بیان رو سِن،
‫می‌خوام چند کلمه‌ای صحبت کنم

401
00:19:29,791 --> 00:19:32,541
‫نایومی، تو نور زندگی منی

402
00:19:32,625 --> 00:19:34,916
‫با شناختِ تو، من آدم بهتری شدم

403
00:19:35,000 --> 00:19:36,708
‫خب، جولیارد؟

404
00:19:36,791 --> 00:19:38,375
‫از هفت سالگیـه پیانو می‌زنم

405
00:19:38,458 --> 00:19:40,083
‫هیچوقت ولش نکردم

406
00:19:40,166 --> 00:19:43,458
‫همین‌طور که رهسپار جاده‌ی عمر هستیم...

407
00:19:43,541 --> 00:19:45,875
‫باشه بابا، دوستش داری دیگه، فهمیدیم

408
00:19:45,958 --> 00:19:48,208
‫خدا، کاش من هم این‌قدر زنم رو دوست داشتم

409
00:19:49,041 --> 00:19:50,416
‫چی گفتی؟

410
00:19:50,500 --> 00:19:52,625
‫میریام؟ فکر می‌کردم رفتی دوش بگیری

411
00:19:52,708 --> 00:19:54,375
‫آخ‌جون، دخترعمو میریام!

412
00:19:54,458 --> 00:19:56,833
‫نشونت میدم چی ستوده نیست!

413
00:19:56,916 --> 00:19:58,750
‫نوش جونت!

414
00:19:58,833 --> 00:19:59,833
‫چت شده تو؟

415
00:19:59,875 --> 00:20:04,125
‫نمی‌دونم، از بس عمو بری موی دماغم شد که
‫داشتم از ترس سکته می‌کردم

416
00:20:04,208 --> 00:20:08,125
‫ولی دنی می‌گفت: «سلام، دادا» و
‫من هم می‌گفتم: «جوون!»

417
00:20:08,208 --> 00:20:11,125
‫اَی، یکم به خودت بیا، رفیق.
‫برو یه چیزی بخور.

418
00:20:11,208 --> 00:20:13,500
‫خیلی چیزها خوردم، خیالت تخت

419
00:20:13,583 --> 00:20:16,500
‫- خیلی‌خب، تو چتـه؟
‫- چیز مهمی نیست

420
00:20:16,583 --> 00:20:19,125
‫لازم نیست همه‌چی درباره‌ی من باشه.
‫امشب، شبِ مامانـه.

421
00:20:19,208 --> 00:20:21,666
‫بچه‌ها، بدویید بیایید بالا

422
00:20:24,333 --> 00:20:27,833
‫سلام دوباره به همگی

423
00:20:27,916 --> 00:20:32,791
‫جالبـه که از دیدگاه این جمع
‫شنیدیم نایومی چه‌جور آدمیـه

424
00:20:32,875 --> 00:20:35,791
‫چون به چشمِ ما، فقط مامان‌مونـه

425
00:20:35,875 --> 00:20:41,125
‫منتها گمونم به چشم بقیه
‫یه‌جورایی عین ویرد ال یانکوویکـه

426
00:20:41,791 --> 00:20:45,958
‫کاشکی همه می‌تونستن
‫یه استگوسور داشته باشن

427
00:20:46,041 --> 00:20:48,916
‫عین اونی که امشب حرفش شد

428
00:20:49,000 --> 00:20:52,333
‫یکی که حامیـه و مُشوق و

429
00:20:52,958 --> 00:20:54,250
‫همین‌طور مختل‌کننده

430
00:20:54,333 --> 00:20:58,125
‫الحق که زیادی آناناس دست مردم میده

431
00:20:58,208 --> 00:21:03,416
‫اتفاقاً عجیبـه، چون تو خونه
‫اونقدرهام آناناس نداریم

432
00:21:03,500 --> 00:21:05,000
‫واقعاً آدم رو وادار می‌کنه به...

433
00:21:05,833 --> 00:21:07,625
‫موج‌سواری

434
00:21:07,708 --> 00:21:10,958
‫بهرحال، گمونم تموم حرفم اینـه که...

435
00:21:11,625 --> 00:21:12,666
‫ما گوزِت داریم، مامانی

436
00:21:14,500 --> 00:21:16,208
‫عزیزدلم

437
00:21:17,666 --> 00:21:19,458
‫یه اطلاعیه‌ی دیگه هم دارم

438
00:21:19,541 --> 00:21:22,333
‫من آبنبات‌های عید فطیر رو خوردم

439
00:21:22,416 --> 00:21:24,916
‫توی دستشویی خوردم‌شون و
‫خیلی هم بدمزه بودن

440
00:21:25,000 --> 00:21:31,208
‫حالا دیگه با همتون بی‌حساب شدم

441
00:21:34,375 --> 00:21:35,583
‫خیلی‌خب

442
00:21:35,666 --> 00:21:39,208
‫ممنون بابت این همه تعریف و تمجید.
‫از همتون ممنونم.

443
00:21:39,291 --> 00:21:42,916
‫نمی‌دونم به چه زبونی بگم که
‫چقدر برای من و انجمن یهودی‌ها ارزشمنده

444
00:21:43,000 --> 00:21:45,875
‫همچنین، ممنون از پسرعمو مویشه که
‫امشب میزبان ما بود

445
00:21:45,958 --> 00:21:47,958
‫روی سِن خیلی خوشتیپ‌تری

446
00:21:48,041 --> 00:21:49,291
‫ببوسش!

447
00:21:49,375 --> 00:21:51,208
‫نمیشه که. ناسلامتی متأهلـه!

448
00:21:51,291 --> 00:21:53,916
‫بیا دیگه، نایومی.
‫یه ماچ آبدار بده بیاد.

449
00:21:54,625 --> 00:21:55,916
‫مویشه، بس کن!

450
00:21:56,000 --> 00:21:58,750
‫ایشون زن منـه و
‫اجازه نمیدم بهش بی‌احترامی کنی

451
00:22:02,916 --> 00:22:05,833
‫بچه‌ها، امشب کُلی اتفاق قشنگ افتاد،

452
00:22:05,916 --> 00:22:08,666
‫منتها هیچکدوم به پای سخنرانی شما نمی‌رسید

453
00:22:08,750 --> 00:22:11,250
‫هم خیلی هوشمندانه بود و
‫هم خیلی خلاقانه

454
00:22:11,333 --> 00:22:13,500
‫تازه، قشنگیش به این بود که
‫دسته‌جمعی اومدید بالا

455
00:22:16,291 --> 00:22:17,625
‫چرا مامان همچین حرفی زد؟

456
00:22:17,708 --> 00:22:19,708
‫تابلو بود سخنرانی ما
‫از همه بدتر بود

457
00:22:19,791 --> 00:22:20,916
‫به نظر من که خوب بود

458
00:22:21,000 --> 00:22:22,083
آخه تو اصلاً نبودی ببینی

459
00:22:22,166 --> 00:22:25,750
‫یه عالمه آدم اونجا بود که
‫خیلی مامان رو می‌شناختن و دوستش داشتن و

460
00:22:25,833 --> 00:22:27,958
اونوقت ما سه تا یُبس اون وسط

461
00:22:28,041 --> 00:22:30,791
عینهو یاکو و واکو و دات
فقط دلقک‌بازی درآوردیم

462
00:22:30,875 --> 00:22:33,625
‫- خیلی‌خب، واکو
‫- مشخصـه من یاکوئم دیگه

463
00:22:33,708 --> 00:22:35,750
‫احتمالاً این کارو کرد که
‫ما عذاب وجدان بگیریم

464
00:22:35,833 --> 00:22:37,750
‫کاشکی همون حرف‌هایی رو می‌زدیم که می‌پسنده

465
00:22:37,833 --> 00:22:40,750
‫ولی عوضش، یه چیز آبکی سَمبَل کردیم که

466
00:22:40,833 --> 00:22:43,583
تهش مشخص شد اصلاً مامان رو نمی‌شناسیم

467
00:22:43,666 --> 00:22:44,791
‫شاید هم واقعاً نمی‌شناسیمش

468
00:22:44,875 --> 00:22:48,250
‫خب، مقصر کیـه این وسط؟
‫ما نایومی‌ای رو می‌شناسیم که پیشمونـه

469
00:22:48,333 --> 00:22:50,000
‫شاید حق با ماست و
‫اونا اشتباه می‌کنن

470
00:22:50,083 --> 00:22:52,375
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها.
‫بچه‌ها، بچه‌های گلم. بچه‌ها.

471
00:22:52,458 --> 00:22:53,791
‫گفت خیلی پسندیده

472
00:22:53,875 --> 00:22:56,500
‫دیگه چه نیازی به این همه تحلیلـه؟

473
00:22:56,583 --> 00:22:58,416
‫ما باحالیم. استگوسور

474
00:22:58,500 --> 00:22:59,541
‫عالیـه

475
00:22:59,625 --> 00:23:01,708
‫تو اینجوری فکر می‌کنی
‫چون ۱۱ سالتـه و الان مستی

476
00:23:01,791 --> 00:23:03,500
‫- ولی یه روزی...
‫- اونقدرهام بیخود نیستم دیگه

477
00:23:03,583 --> 00:23:08,291
‫ایده‌ی من بود که جمله‌سازی راه بندازیم.
‫تازشم، کلمه‌ی گوز رو من گفتم.

478
00:23:08,375 --> 00:23:09,875
‫شب بخیر

479
00:23:11,958 --> 00:23:14,875
‫آقا الاغه، الان شرک میشم!

480
00:23:14,958 --> 00:23:16,833
‫- خیلی‌خب، شروع شد
‫- ای خدا

481
00:23:16,916 --> 00:23:18,166
‫یوشی، خوبی تو؟

482
00:23:18,250 --> 00:23:19,541
‫چرا این‌قدر رنگاوارنگـه؟

483
00:23:19,625 --> 00:23:21,208
‫واسه چی اون همه آبنبات خوردم؟

484
00:23:21,291 --> 00:23:22,184
‫بریم...

485
00:23:22,208 --> 00:23:24,750
‫الیوت، خودشون هوای همدیگه رو دارن

486
00:23:24,833 --> 00:23:26,250
‫- محشره
‫- مراقب باش

487
00:23:26,333 --> 00:23:27,541
‫بیا بریم بخوابیم

488
00:23:28,375 --> 00:23:31,000
‫پسرعمو مویشه رو هم بیار.
‫می‌تونه تماشا کنه.

489
00:23:31,083 --> 00:23:32,708
‫♪ Dan Bern - Jerusalem ♪

490
00:23:32,889 --> 00:23:34,709
« مخلص کلام »

491
00:23:35,500 --> 00:23:55,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

