﻿1
00:00:34,360 --> 00:00:36,240
،در دنیای بیاندرها

2
00:00:36,320 --> 00:00:39,000
...انسان‌ها می‌توانند با نوشیدن معجون‌، قدرت‌های

3
00:00:39,080 --> 00:00:41,680
...مختلف بیاندرها را به‌دست آورده

4
00:00:41,760 --> 00:00:43,280
...و به مسیرهای والای الهی

5
00:00:43,360 --> 00:00:44,920
.دست پیدا کنند

6
00:00:46,080 --> 00:00:48,440
...این ۲۲ مسیر الهی

7
00:00:48,520 --> 00:00:51,240
.همه از سکانس 9 شروع می‌شوند

8
00:00:48,520 --> 00:00:56,380
ساکا: برای درک بیشتر میگم، کلا ۲۲ مسیر داره که سیستم جادویی‌ان و هر مسیر به ۱۰ سکانس تقسیم میشه، سکانس ۹ تا ۰
.و اینجا برعکسه، سکانس ۹ پایین‌ترین و ضعیف‌ترینه و سکانس ۰ قوی‌ترین‌ـه

9
00:00:51,320 --> 00:00:53,760
،هرچه عدد سکانس پایین‌تر باشد

10
00:00:53,840 --> 00:00:56,400
.توانایی‌های بیاندر قوی‌تر هستند

11
00:00:57,320 --> 00:00:59,440
...بیاندرهایی که به سکانس‌های بالا برسند

12
00:00:59,520 --> 00:01:02,920
.می‌توانند قدرت‌های خداگونه به‌دست آورند

13
00:01:03,520 --> 00:01:06,600
...این مسیرهای تکامل

14
00:01:07,280 --> 00:01:09,600
.مسیر الهی نامیده می‌شود

15
00:01:09,620 --> 00:01:19,620
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

16
00:01:21,630 --> 00:01:26,840
.تکه‌تکه کردن روحت بزرگ‌ترین لطف من به تو خواهد بود

17
00:01:27,700 --> 00:01:32,660
.قربان، ای پیغام‌آور بزرگوار، اجازه بدید در دفاع از خودم یه توضیحی بدم

18
00:01:32,660 --> 00:01:35,460
.دفترچهٔ خاطرات خاندان آنتیگونوس خیلی عجیبه

19
00:01:35,460 --> 00:01:38,500
.هر کاری می‌کنیم، توی دستای ما فقط یه دفترچهٔ معمولیه

20
00:01:38,500 --> 00:01:43,140
.برای همینه که چند تا برهٔ قربانی پیدا کردیم تا در موردش تحقیق کنن

21
00:01:43,140 --> 00:01:46,060
!به شرافتم قسم، من به فرقهٔ شفق‌ قطبی خیانت نکردم

22
00:01:46,340 --> 00:01:49,740
‫ولی قربانی‌های احمقانت مُردن.

23
00:01:49,740 --> 00:01:53,060
.‫و دفترچه الان دست شاهین‌های شب‌ـه

24
00:01:53,060 --> 00:01:57,780
.نگه‌داشتن شما احمق‌ها فقط مانع بازگشت اربابمون میشه

25
00:02:07,600 --> 00:02:10,460
‫نه. هنوز یه بره زنده مونده.

26
00:02:10,460 --> 00:02:12,660
.‫اون دفترچه رو داد به شاهین‌های شب

27
00:02:12,660 --> 00:02:14,970
اون ‫حتماً یه چیزی فهمیده.

28
00:02:15,460 --> 00:02:18,700
،پیشگوی بزرگوار، خودم در اسرع وقت حساب اون بره رو می‌رسم

29
00:02:18,700 --> 00:02:22,860
.‫و دفترچه رو براتون میارم. ‫لطفاً منو عفو کنین

30
00:02:23,280 --> 00:02:26,860
‫این آخرین فرصتته.

31
00:02:39,740 --> 00:02:43,790
‫کلاین مورتی.

32
00:02:44,820 --> 00:02:47,180
‫قسمت چهارم: آینه‌ی جادویی

33
00:02:44,820 --> 00:02:47,180
‫‫‫اسم من

34
00:02:50,940 --> 00:02:53,980
‫‫‫‫بلک‌تورن

35
00:02:50,940 --> 00:02:53,980
‫‫‫شرکت ‫امنیتی

36
00:02:52,100 --> 00:02:54,020
‫اوه، کلاین.

37
00:02:54,020 --> 00:02:55,360
.پس اومدی

38
00:02:55,360 --> 00:02:57,630
‫امروز قراره چیکار کنیم، نیل پیر؟

39
00:02:58,500 --> 00:03:03,620
.بهت یه سری دانش پیشرفته در مورد عرفان یاد میدم: جادوی تشریفاتی

40
00:02:58,500 --> 00:03:03,620
.ساکا: عرفان در این اثر به معنای کلاسیک ارتباط با نیروهای فرامادی یا اسرار هستی‌ـه

41
00:03:06,400 --> 00:03:10,000
،جادوی تشریفاتی معمولاً توسط بیاندرهای با سکانس پایین استفاده میشه

42
00:03:10,000 --> 00:03:12,610
.و تقریباً همیشه برپایه و اساس قدرت و کمک از بیرونه

43
00:03:12,610 --> 00:03:15,850
،اول باید وسایلی که برای تشریفات نیاز داریم رو آماده کنیم

44
00:03:15,850 --> 00:03:19,050
.بعد ورد مربوطه‌ش رو به زبون بیاریم تا کمک بخوایم

45
00:03:19,500 --> 00:03:24,440
.من نشونت میدم، تو سعی کن خوب به جزئیات دقت کنی

46
00:03:28,770 --> 00:03:30,070
‫یه دیوار روحانی؟

47
00:03:29,740 --> 00:03:32,100
‫‫دیوار روحانی

48
00:03:29,740 --> 00:03:32,100
‫‫یه محیط بسته که با استفاده از

49
00:03:29,740 --> 00:03:32,100
‫‫روحانیت ساخته میشه و جلوی

50
00:03:29,740 --> 00:03:32,100
‫‫.‫دخالت‌های خارجی رو می‌گیره

51
00:03:32,140 --> 00:03:35,550
...همیشه یادت باشه که یه کار در جادوی تشریفاتی ممنوعه، اونم اینه که

52
00:03:35,550 --> 00:03:40,460
.هیچ‌وقت نباید سعی کنی ‫با ناشناخته‌ها ارتباط برقرار کنی

53
00:03:40,840 --> 00:03:45,630
،اگه باهاشون ارتباط برقرار کنی، به راحتی به داخل پرتگاه کشیده میشی
.جایی که توش باید انتظار بکشی تا مرگت فرا برسه

54
00:03:46,770 --> 00:03:50,740
.منو باش که تشریفات افزایش شانسم از یه موجود ناشناخته نیرو گرفته

55
00:04:02,700 --> 00:04:05,470
‫من برای قدرت شب تاریک دعا می‌کنم.

56
00:04:05,470 --> 00:04:08,130
.‫من برای نیروی سرخ دعا می‌کنم

57
00:04:08,130 --> 00:04:11,300
‫از خداوندگار طلب می‌کنم که لطف و رحمتش رو شامل حالم کنه.

58
00:04:13,300 --> 00:04:17,940
.لطفاً مقداری به بندهٔ حقیر ارزانی دار که بتونم بدهی ۳۰ پوندی‌مو صاف کنم

59
00:04:18,260 --> 00:04:18,940
ها؟

60
00:04:18,940 --> 00:04:21,880
‫بدهی 30 پوندی؟ این دیگه چه درخواستیه؟

61
00:04:25,680 --> 00:04:27,620
.ستایش بر بانو باد

62
00:04:25,680 --> 00:04:27,620
.ساکا: به ایزدبانوان (مثل خانم شب یا خدای مونث خاصی) اشاره داره

63
00:04:31,280 --> 00:04:34,840
‫یعنی الان بدهیت صاف شد؟ ولی چطوری؟

64
00:04:34,840 --> 00:04:38,180
.‫نگران نباش. شخص الهه منو راهنمایی کرد

65
00:04:38,180 --> 00:04:39,980
.الان باید منتظر بمونیم

66
00:04:41,140 --> 00:04:42,500
‫ببین. اینم از این.

67
00:04:45,820 --> 00:04:47,940
اون واقعاً همینطوری برداشتش؟

68
00:04:49,680 --> 00:04:51,480
.‫اونم کیف پول یه آدم پولدار رو

69
00:04:51,480 --> 00:04:56,780
.‫همون‌طور که گفتم، به شکل معقولی حل میشه

70
00:04:57,460 --> 00:04:58,660
‫دیدی؟

71
00:05:00,420 --> 00:05:03,780
‫ببخشید آقایون.
‫فکر کنم کیف پول من دست شماست.

72
00:05:04,480 --> 00:05:08,540
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟
الهه میگه انکار کنی و بگی کیف پول مال اون نیست؟

73
00:05:08,540 --> 00:05:10,050
‫یا پسش میدی؟

74
00:05:12,890 --> 00:05:18,860
.جناب، این نقش و نگار روی کیف‌تون ثابت میکنه که مال شماست
.لطفاً بیشتر مراقب کیف پولتون باشین

75
00:05:19,320 --> 00:05:22,190
‫یه آدم درستکار لایق صمیمانه‌ترین تشکرهاست.

76
00:05:22,190 --> 00:05:24,550
.‫لطفاً این پاداش ۳۰ پوندی رو قبول کنین

77
00:05:26,150 --> 00:05:29,940
.‫شما واقعاً یه جنتلمن سخاوتمندین

78
00:05:32,300 --> 00:05:35,590
‫اینم از قدرت جادو.

79
00:05:35,590 --> 00:05:37,820
!این چه «قدرت جادو»ـیی بود

80
00:05:37,820 --> 00:05:45,480
.کلاین. می‌بینم که از سر غفلت بهم اعتماد کافی نداشتی

81
00:05:45,480 --> 00:05:47,900
مگه شعار «جویندگان اسرار» رو نمی‌دونی؟

82
00:05:48,790 --> 00:05:52,540
«.هرطوری می‌خوای عمل کن، اما به کسی آسیب نرسان»

83
00:05:55,580 --> 00:05:59,740
.توی دفترچهٔ خاطرات روسل نوشته کلید کارساز بودن معجون‌ها، هضم و عمل کردنه

84
00:06:00,840 --> 00:06:03,740
،شعار «جویندگان اسرار» ممکنه به عمل کردن اشاره داشته باشه

85
00:06:03,740 --> 00:06:05,310
.ولی این عملکرد واقعی نیست

86
00:06:05,880 --> 00:06:07,850
‫به نظر می‌رسید معجون قبلاً هضم شده.

87
00:06:07,850 --> 00:06:10,630
.نکنه واسه اینه که همش توی نبرد از غیب‌گویی استفاده می‌کردم

88
00:06:10,630 --> 00:06:13,220
اینم عمل کردن به عنوان یه غیب‌گو به حساب میاد دیگه، نه؟

89
00:06:13,220 --> 00:06:14,130
‫جناب.

90
00:06:15,600 --> 00:06:17,340
‫به غیب‌گویی علاقه دارین؟

91
00:06:16,900 --> 00:06:18,060
‫‫آنجلیکا

92
00:06:16,900 --> 00:06:18,060
‫‫منشی باشگاه غیب‌گویی

93
00:06:22,000 --> 00:06:23,410
‫باشگاه غیب‌گویی؟

94
00:06:22,860 --> 00:06:24,900
‫‫‫شهر تینگن

95
00:06:22,860 --> 00:06:24,900
‫‫‫باشگاه غیب‌گویی

96
00:06:33,500 --> 00:06:34,720
.اتفاقاً برعکس

97
00:06:34,720 --> 00:06:38,500
.متاسفم ولی به این زودیا نمی‌تونی به جایی که می‌خوای برگردی

98
00:06:39,410 --> 00:06:40,140
...اگرچه

99
00:06:40,700 --> 00:06:42,780
.در درازمدت احتمالش وجود داره

100
00:06:40,700 --> 00:06:42,740
‫‫‫گلاسیس

101
00:06:40,700 --> 00:06:42,740
‫‫پیشگوی باشگاه غیب‌گویی

102
00:06:42,780 --> 00:06:46,630
‫یعنی ممکنه تو این زندگی به زمین برگردم؟

103
00:06:47,350 --> 00:06:48,140
‫ممنون.

104
00:06:48,470 --> 00:06:49,620
.‫اینم حق‌الزحمه‌تون

105
00:06:50,410 --> 00:06:54,010
.پیوستن به اینجا به عملکردم به عنوان یه غیب‌گو کمک می‌کنه

106
00:07:02,970 --> 00:07:06,620
.جناب گلاسیس، بهتون پیشنهاد می‌کنم هرچه زودتر برید پیش دکتر

107
00:07:06,620 --> 00:07:08,090
.منظورم ریه‌هاتونه

108
00:07:08,930 --> 00:07:11,740
.و آم... انگار یه لکهٔ تیره بین چشماتونه

109
00:07:13,590 --> 00:07:15,820
شما یه دکترین؟ یا گیاه‌شناس؟

110
00:07:16,460 --> 00:07:17,260
.‫هیچ‌کدوم

111
00:07:17,870 --> 00:07:19,980
.‫من یک غیب‌گو هستم

112
00:07:23,300 --> 00:07:25,980
.اینم رسید حق عضویت ۵ پوندیِ شما

113
00:07:26,850 --> 00:07:28,980
.‫به باشگاه غیب‌گوییِ شهر تینگن خوش اومدین

114
00:07:31,090 --> 00:07:34,030
‫ممنون از امپراتور روسل، بابت این سیاست بازپرداخت عالی.

115
00:07:34,030 --> 00:07:35,180
‫آقای مورتی.

116
00:07:36,020 --> 00:07:39,210
.به نظر می‌رسه شما همون غیب‌گوی برجسته‌ای هستین که جناب وینسنت اشاره کردن

117
00:07:39,210 --> 00:07:40,460
جناب وینسنت؟

118
00:07:40,820 --> 00:07:42,690
.ایشون ‫بهترین طالع‌بین ما هستن

119
00:07:42,690 --> 00:07:46,170
.امروز صبح، ایشون گفتن که یه غیب‌گوی برجسته بهمون سر می‌زنه

120
00:07:46,170 --> 00:07:47,150
.احتمالاً منظورش شما بودین

121
00:07:47,150 --> 00:07:47,660
عه؟

122
00:07:48,330 --> 00:07:52,840
.حیف شد، دیگه دیره. الان آخرای کلاس غیب‌گویی جناب وینسنت‌ـه

123
00:07:52,840 --> 00:07:55,820
.فکر کنم کلاس امروز دربارهٔ غیب‌گویی یا آینهٔ جادویی بود

124
00:07:56,410 --> 00:07:57,800
غیب‌گویی با آینهٔ جادویی؟

125
00:07:58,710 --> 00:08:03,790
.در عرفان، آینه‌ها با رمز و راز و ناشناخته‌ها مرتبطن، مثل دروازه‌های دنیای ارواح

126
00:08:01,410 --> 00:08:06,990
.بانوی سرخ‌پوش. مادر اسرار

127
00:08:03,790 --> 00:08:06,990
.اگه مراقب نباشین، کار به فاجعه می‌کشه

128
00:08:07,740 --> 00:08:11,110
‫ملکهٔ مصیبت و وحشت.
‫بانوی آرامش و سکوت.

129
00:08:10,620 --> 00:08:12,740
‫‫‫هناس وینسنت

130
00:08:10,620 --> 00:08:12,740
‫‫‫‫غیب‌گو

131
00:08:10,620 --> 00:08:12,740
‫‫‫‫باشگاه غیب‌گویی

132
00:08:11,110 --> 00:08:14,730
،عالیه. توی جادوهای تشریفاتی ‫مثل غیب‌گویی با آینهٔ جادویی

133
00:08:14,730 --> 00:08:19,100
‫ما از وردایی با سه توصیف استفاده می‌کنیم
.تا نشان‌گر هفت خدای رسمی باشیم

134
00:08:14,730 --> 00:08:19,100
.ساکا: در این دنیا، جهان توسط موجودات قدرتمندی اداره میشه که برخی‌شون به‌عنوان خدایان رسمی شناخته شده‌ان
.این خدایان توسط کلیساهای رسمی و سازمان‌های مذهبی پرستش میشن و نقش مهمی در سیاست، فرهنگ و زندگی مردم دارن

135
00:08:19,100 --> 00:08:22,000
همه اینجا پرستندهٔ ‫الههٔ شب ابدی هستن.

136
00:08:20,720 --> 00:08:25,580
.مشکلی نیست. دارن برای هفت خدای رسمی دعا می‌کنن
.یه نوع بی‌خطر از غیب‌گویی با آینهٔ جادویی

137
00:08:22,000 --> 00:08:25,580
،تا زمانی که اسم الهه رو زمزمه کنیم
.راهنمایی الهه شامل حال ما میشه

138
00:08:25,990 --> 00:08:31,310
‫حداقل فعلاً مجبور نیستم اینجا رو به کاپیتان
.گزارش کنم تا بهشون نیمه‌شب حمله کنن

139
00:08:38,570 --> 00:08:43,540
.اون از همه لحاظ کاملاً سالمه. فقط از یه لحاظ... مشکل داره

140
00:08:46,020 --> 00:08:47,540
.‫ممنون، جناب وینسنت

141
00:08:58,790 --> 00:09:01,220
اون الان یه... توهم بود؟

142
00:09:02,000 --> 00:09:04,060
‫اتفاقی افتاده جوون؟

143
00:09:05,090 --> 00:09:09,020
.جناب وینسنت. من کلاین مورتی هستم، غیب‌گوی جدید

144
00:09:09,710 --> 00:09:10,730
.بفرما بشین

145
00:09:13,630 --> 00:09:18,560
،شهود غیب‌گویی من بهم میگه ‫که امید در اعماق روحت پنهان شده

146
00:09:18,560 --> 00:09:20,330
.‫و این چیزیه که تو رو به اینجا کشونده

147
00:09:20,330 --> 00:09:22,120
.هرکسی به یه چیزی امید داره

148
00:09:23,020 --> 00:09:27,620
.ولی به خاطر همین امید، تو سردرگم شدی و داری به خودت فشار میاری

149
00:09:27,620 --> 00:09:29,650
‫حتی تا پای مرگ هم رفتی.

150
00:09:30,350 --> 00:09:33,980
.اون حتماً .یه پیشگوی برجسته‌ست. خیلی با استعداده

151
00:09:33,980 --> 00:09:36,620
‫خب، چطوری از این مخمصه خلاص بشم؟

152
00:09:37,140 --> 00:09:40,320
.مشکل تو از سرکوب کردن و محدود کردن خودت ناشی میشه

153
00:09:40,320 --> 00:09:42,620
:‫حس غیب‌گوییم دوتا کلمه رو نشونم میده

154
00:09:43,210 --> 00:09:44,310
«.دورهمی»

155
00:09:44,950 --> 00:09:45,950
«.خانواده»

156
00:09:46,620 --> 00:09:50,020
.این رو به عنوان هدیه قبول کن. امیدوارم کمکت کنه از این مخمصه خلاص بشی

157
00:09:50,020 --> 00:09:54,680
خانواده؟ دورهمی؟ منظورش همون دورهمیِ داخل مه خاکستری‌ـه؟

158
00:09:55,550 --> 00:09:57,210
.‫ممنونم جناب وینسنت

159
00:09:59,500 --> 00:10:01,750
.به گمونم راهنمایی‌هاتون خیلی به دردم بخوره

160
00:10:03,400 --> 00:10:07,380
.چهار سولی برای یه جلسه؟ این تقریباً اندازه خرج یه روز خانوادمه

161
00:10:03,400 --> 00:10:07,380
.ساکا: هر سولی میشه یک بیستم پوند، به عبارتی هر ۲۰ سولی میشه یک پوند

162
00:10:08,050 --> 00:10:09,980
‫خداروشکر این دفعه رایگان بود.

163
00:10:15,020 --> 00:10:17,980


164
00:10:15,020 --> 00:10:17,980
ارباب اسرار</u>

165
00:10:19,060 --> 00:10:24,300
‫‫‫«فرقه‌ی شفق قطبی»
یه فرقه جدید که در 200 تا 300 سال اخیر تاسیس شده. پیروان این فرقه خالق حقیقی رو می‌پرستن، غول
.به‌دارآویخته نماینده‌ی وجود خدای حقیقیه. اونا معتقدن همه چی خداگونه‌ست و زندگی انسان فقط یه سفر ذهنیه
و وقتی یه نفر بخواد به تعلیمات گوش بده، درک کنه، کشف کنه، در نهایت تبدیل به فرشته میشه. اعضای
این فرقه الگوهای فکریِ تحریف‌شده دارن. و هرچقدرم نرمال به نظر برسن، در واقع آدمای دیوانه‌ای هستن که
.خودشونو قایم کردن. این فرقه مسیر نیایش‌گر اسرار رو در اختیار داره

166
00:10:32,550 --> 00:10:35,300
،به عنوان یه غیب‌گو که با غیب‌گوهای دیگه روبه‌رو شده

167
00:10:35,300 --> 00:10:38,120
...‫موفق شدن تو غیب‌گویی و گرفتن پاداش برای تشکر

168
00:10:38,120 --> 00:10:41,090
.پول... احتمالاً یه کاتالیزور برای هضم معجون‌ـه

169
00:10:41,780 --> 00:10:45,700
هضم معجون

170
00:10:41,780 --> 00:10:45,700
عملکرد غیب‌گو

171
00:10:41,780 --> 00:10:45,700
اصول یک غیب‌گو

172
00:10:41,820 --> 00:10:43,500
:پس هستهٔ «عمل کردن» من باید این باشه

173
00:10:43,500 --> 00:10:47,600
.از چشم بقیه، من باید یه غیب‌گوی محترم و واقعی باشم

174
00:10:49,430 --> 00:10:53,500
.از ظاهر قضیه، راه برگشت به خونه احتمالاً یه‌جایی داخل مه خاکستری پنهان شده

175
00:10:54,170 --> 00:10:59,300
‫اگه بخوام از قدرت مه خاکستری استفاده کنم تا برگردم به زمين، دو تا مسير رو می‌تونم مشخص کنم.

176
00:10:56,820 --> 00:11:04,780
‫برگشتن به خونه -> مه خاکستری -> تلاش برای استفاده از قدرت مه؟

177
00:11:00,040 --> 00:11:02,320
‫راه اول اینه که معجون رو هضم کنم،

178
00:11:02,320 --> 00:11:06,720
.و ببینم می‌تونم از قدرت‌های بیاندری‌م برای کنترل مه خاکستری استفاده کنم یا نه

179
00:11:07,600 --> 00:11:12,420
‫ولی در این صورت، باید حتماً سرنخی دربارهٔ معجون دلقک
.و معجون‌های بعدترش پیدا کنم

180
00:11:12,420 --> 00:11:16,100
.به‌علاوه، پیشرفت برای یه بیاندر یه پروسهٔ زمان‌بره

181
00:11:16,060 --> 00:11:22,900
 سریع معجون رو هضم کنم و به سکانس دلقک برسم -> افزایش قدرت بیاندری -> خودکفایی

182
00:11:16,060 --> 00:11:22,900
تکیه بر قدرت‌های خارجی؟

183
00:11:16,060 --> 00:11:22,900
عوامل اصلی تشریفات افزایش شانس -> چهار عامل اصلی

184
00:11:16,060 --> 00:11:22,900
          همه دعا می‌کنند به درگاه -> خداوند جاودانه آسمان و زمین، شایسته‌ی آسمانی و بهشتی

185
00:11:16,060 --> 00:11:22,900
محتوای دعاها -> فقدان

186
00:11:16,100 --> 00:11:20,100
،راه دوم اینه که وردهای تشریفات افزایش شانس رو تغییر بدم

187
00:11:20,100 --> 00:11:24,700
،‫و ورد رو به نفع خودم تغییر بدم
‫اگه بتونم خودمو به مه خاکستری وصل کنم،

188
00:11:24,700 --> 00:11:28,430
.ممکنه بتونم قدرت مه خاکستری رو قرض بگیرم

189
00:11:29,410 --> 00:11:31,360
ولی ‫چه توصیفاتی رو باید استفاده کنم؟

190
00:11:35,560 --> 00:11:38,020
.اَبلهی که به این دوره تعلق نداره

191
00:11:37,980 --> 00:11:39,660
.فرمانروای مرموز مه خاکستری

192
00:11:38,020 --> 00:11:40,570
.فرمانروای مرموز مه خاکستری

193
00:11:42,400 --> 00:11:43,700
‫پادشاه زرد و سیاه...

194
00:11:43,660 --> 00:11:46,660
پادشاه زرد و سیاه، کسی که خوش‌شانسی رو در دست داره

195
00:11:44,670 --> 00:11:46,700
.کسی که خوش‌شانسی رو در دست داره

196
00:11:47,680 --> 00:11:48,940
‫اگه همه چی خوب پیش بره،

197
00:11:48,940 --> 00:11:53,640
.شاید بتونم کل تشریفات رو اصلاح کنم و مستقیم برم خونه

198
00:12:16,300 --> 00:12:17,450
‫ملیسا؟

199
00:12:18,560 --> 00:12:19,540
‫بیا ببین.

200
00:12:20,600 --> 00:12:22,100
‫امروز درستش کردم.

201
00:12:22,610 --> 00:12:25,220
.اگه یه‌وقت حس کردی حالت خوب نیست، فقط تماشاش کن

202
00:12:25,700 --> 00:12:27,220
.‫حالت خیلی بهتر میشه

203
00:12:28,720 --> 00:12:31,220
‫سادگی و نظم آدمو آروم می‌کنه.

204
00:12:31,800 --> 00:12:33,290
اینو خودت درست کردی؟

205
00:12:34,400 --> 00:12:35,180
‫آره.

206
00:12:35,180 --> 00:12:36,850
‫چه لاک‌پشت کوچولوی خوش‌ساختی.

207
00:12:39,730 --> 00:12:41,010
.اون یه آدمه

208
00:12:41,010 --> 00:12:41,780
‫ها؟

209
00:12:52,940 --> 00:12:55,220
‫بازم باید بری سر کار، کلاین؟

210
00:12:55,220 --> 00:12:56,780
.آره، ملیسا

211
00:12:58,360 --> 00:13:01,320
.‫از وقتی رفتی سر کار، هر روز سرت شلوغه

212
00:13:01,320 --> 00:13:04,860
.یادت نره که هرچقدرم سرت شلوغ باشه، بازم یه‌وقتایی باید استراحت کنی

213
00:13:05,110 --> 00:13:05,850
‫درسته.

214
00:13:06,800 --> 00:13:10,800
‫راستی، دوست من، سلنا، ‫مارو برای مهمونی تولدش دعوت کرده.

215
00:13:10,800 --> 00:13:12,860
.‫اگه یکشنبه وقت داری بیا باهم بریم

216
00:13:12,860 --> 00:13:14,250
‫مهمونی تولد؟

217
00:13:15,380 --> 00:13:18,020
رفتن به یه دورهمی با خانواده؟

218
00:13:18,750 --> 00:13:21,340
:‫حس غیب‌گوییم دوتا کلمه رو نشونم میده

219
00:13:21,680 --> 00:13:22,780
«.دورهمی»

220
00:13:23,400 --> 00:13:24,380
«.خانواده»

221
00:13:27,730 --> 00:13:28,460
.باشه

222
00:13:50,940 --> 00:13:53,070
.عصر بخیر، آقای اَبله

223
00:13:53,630 --> 00:13:55,580
.عصر بخیر، آقای به‌دار‌آویخته

224
00:13:56,050 --> 00:13:58,060
.عصر بخیر، خانم عدالت

225
00:13:57,540 --> 00:13:59,060
‫‫الجر ویلسون

226
00:13:57,540 --> 00:13:59,060
‫‫سکانس ۸، مردم خشمگین

227
00:13:57,540 --> 00:13:59,060
‫‫مسیر دریانورد

228
00:14:08,080 --> 00:14:12,050
.آقای به‌دار‌آویخته به نظر مثل دریای آبی عمیقیه که سرشار از طوفان و امواج خروشانه

229
00:14:13,160 --> 00:14:16,080
.در حالی که خانم عدالت ‫به آرومی و بی صدایی یه رودخانه‌ست

230
00:14:17,030 --> 00:14:19,970
.به نظر میاد دید روحانیم در مه خاکستری تقویت شده

231
00:14:19,970 --> 00:14:22,410
.‫تبریک میگم، خانم عدالت

232
00:14:22,410 --> 00:14:23,890
.‫ممنونم آقای اَبله

233
00:14:23,540 --> 00:14:26,820
‫‫آدری هال

234
00:14:23,540 --> 00:14:26,820
‫‫سکانس ۹، مسیر تماشاگر

235
00:14:23,890 --> 00:14:26,860
.و ممنون از شما، آقای به‌دار‌آویخته، که کمک کردین یه تماشاگر بشم

236
00:14:30,860 --> 00:14:32,140
‫اونا نمی‌تونن اینو ببینن؟

237
00:14:34,420 --> 00:14:36,150
.‫اژدها، همچنین طوفان

238
00:14:36,950 --> 00:14:40,090
.طوفان نشون‌دهندهٔ مسیره دریانورده. ‫خیلی واضحه

239
00:14:40,090 --> 00:14:41,980
‫اژدها نشون‌دهندهٔ تماشاگر‌ـه؟

240
00:14:42,740 --> 00:14:44,800
‫پس، نماد صورت فلکی پشت سرم...

241
00:14:46,500 --> 00:14:51,580
‫چشم بدون مردمکه که نشون‌دهندهٔ پنهان‌کاریه؟
‫خطوط درهم‌پیچیده که نشون‌دهندهٔ تغییرن؟

242
00:14:52,800 --> 00:14:54,750
.ولی همگی ناقصن

243
00:14:55,280 --> 00:14:57,540
‫اینکه این دوتا روی هم قرار گرفتن...

244
00:14:57,540 --> 00:14:59,050
‫یعنی چی؟

245
00:15:01,840 --> 00:15:03,180
‫می‌تونی راحت حرف بزنی.

246
00:15:04,990 --> 00:15:08,880
،آقای اَبله، آقای به‌دارآویخته، من سه تا سوال دارم که می‌خوام بپرسم

247
00:15:08,880 --> 00:15:10,680
.‫و در ازای جواب‌ها پول پرداخت می‌کنم

248
00:15:10,680 --> 00:15:11,900
‫اولین سوالم:

249
00:15:11,900 --> 00:15:14,540
چیزی هست که من به عنوان یه تماشاگر باید ازش اطلاع داشته باشم؟

250
00:15:14,540 --> 00:15:15,780
‫اجازه بدید من جواب بدم.

251
00:15:16,550 --> 00:15:19,660
‫اول از همه، یه تماشاگر همیشه یه نظاره‌گره.

252
00:15:19,990 --> 00:15:22,820
‫شما باید یه نگرش کاملاً بی‌طرفانه رو حفظ کنین.

253
00:15:22,820 --> 00:15:25,660
‫با آرامش و بی‌طرفی تماشا کنین.

254
00:15:25,660 --> 00:15:29,380
‫از روی سرنخ‌های کوچیک، می‌تونین به افکار واقعی پی ببرین.

255
00:15:32,740 --> 00:15:38,340
.یه تماشاگر بی‌طرف بودن؟ اینم یه جورایی حکم معادل عمل کردن در مسیر تماشاگره

256
00:15:38,340 --> 00:15:44,140
‫به علاوه، باید قدرت معجون رو درک کنین، به مفهومی که اسم معجون نشون میده پی ببرین،

257
00:15:44,590 --> 00:15:46,980
.و تا می‌تونین کنترل‌تون رو از دست ندین

258
00:15:46,980 --> 00:15:52,660
«.معنی یک معجون به بیشتر وابسته به اسمشه، مثل «تماشاگر

259
00:15:56,620 --> 00:15:59,140
‫مسئله درک کردن نیست، مسئله هضم کردنه.

260
00:15:59,540 --> 00:16:02,140
.‫مسئله کشف کردن نیست، مسئله عمل کردنه

261
00:16:02,590 --> 00:16:05,300
‫اسم یه معجون فقط یه نماد نیست،

262
00:16:05,300 --> 00:16:06,980
.بلکه یه تصویر هم هست

263
00:16:06,980 --> 00:16:10,580
‫اون «کلیدِ» هضم کردنه.

264
00:16:10,580 --> 00:16:16,560
‫هضم کردن، عمل کردن... هضم کردن، عمل کردن... هضم کردن، عمل کردن...

265
00:16:17,450 --> 00:16:18,420
‫کلید!

266
00:16:19,420 --> 00:16:21,020
.‫ممنون آقای اَبله

267
00:16:21,950 --> 00:16:24,580
.راهنمایی‌تون به اندازۀ زندگیم با ارزش بود

268
00:16:24,580 --> 00:16:26,260
‫ممنون آقای اَبله.

269
00:16:26,590 --> 00:16:27,620
‫ادامه بده.

270
00:16:28,640 --> 00:16:30,720
‫سوال دومم اینه:

271
00:16:30,720 --> 00:16:34,860
‫اگه یه حیوون یه معجون سکانس 9 رو بخوره،

272
00:16:34,860 --> 00:16:36,340
‫چه اتفاقی می‌افته؟

273
00:16:36,340 --> 00:16:38,140
‫خانم عدالت...

274
00:16:38,140 --> 00:16:40,340
چه دسته‌گلی به آب دادی؟

275
00:16:47,530 --> 00:16:48,590
‫موفق شدم!

276
00:16:49,240 --> 00:16:50,340
.باید یادداشتش کنم

277
00:16:53,340 --> 00:16:54,380
‫سوزی؟!

278
00:16:54,380 --> 00:16:58,970
‫در همچین موقعیت‌هایی، محتمل‌ترین احتمال
‫مرگ فوری یا تبدیل شدن به یه هیولاست.

279
00:16:58,970 --> 00:17:02,940
‫اگه هیچکدوم از این سناریوها اتفاق نیفته،
‫پس باید تبدیل به یه موجود بیاندِر بشه.

280
00:17:03,660 --> 00:17:05,140
‫فهمیدم.

281
00:17:05,780 --> 00:17:07,730
:و در نهایت، سوال آخرم

282
00:17:07,730 --> 00:17:10,660
‫تازگیا، خاندان سلطنتی و اشرافی لوئن دنبال اصلاحاتن.

283
00:17:10,660 --> 00:17:14,900
،پِد ـ منظورم اینه که، اونا فکر می‌کنن این حماقت وزیرهاست که باعث شده بهره‌وری سقوط کنه

284
00:17:14,900 --> 00:17:17,410
‫و جامعه بی‌ثبات بشه.

285
00:17:17,410 --> 00:17:20,570
‫ولی این همه جایگزین ماهر رو از کجا میشه پیدا کرد؟

286
00:17:20,570 --> 00:17:22,540
‫پیدا کردن آدمای ماهر کاری نداره.

287
00:17:23,050 --> 00:17:26,190
‫یه امتحان منصفانه برگزار کن که برای همه آزاد باشه.

288
00:17:26,190 --> 00:17:30,990
‫اینجوری آدمای ماهر و قابل اعتماد مشخص میشن،
‫که بعدش به پادشاهی و مردمش خدمت می‌کنن.

289
00:17:31,600 --> 00:17:36,220
‫دقت کن که برای همۀ مردم باشه.
.نه فقط اشراف، ‫بلکه مردم عادی هم باید باشن

290
00:17:36,220 --> 00:17:38,640
‫یه امتحان سطح بالا راه بنداز.

291
00:17:38,640 --> 00:17:40,110
‫می‌تونی اسمشو بذاری...

292
00:17:41,110 --> 00:17:42,130
‫آزمون برتر.

293
00:17:42,660 --> 00:17:43,740
‫«آزمون برتر»؟

294
00:17:44,350 --> 00:17:48,820
،‫آقای اَبله، حتماً خیلی باتجربه و باهوش هستین
!‫و کلی تجربه تو زندگیتون داشتین

295
00:17:49,470 --> 00:17:52,420
‫این رو یه پیش‌پرداخت حساب کن.

296
00:17:52,420 --> 00:17:55,500
‫آقای اَبله، از ما می‌خواین چیکار کنیم؟

297
00:17:55,820 --> 00:17:57,920
‫من یه ماموریت براتون دارم.

298
00:17:57,920 --> 00:18:01,180
...از طرف من، لطفاً دفترچهٔ خاطرات مخفی روسل گوستاو رو

299
00:18:01,180 --> 00:18:03,380
‫پس بگیرین.

300
00:18:04,840 --> 00:18:06,980
‫متن مخفی روسل یه دفترچه خاطراته؟

301
00:18:07,670 --> 00:18:11,230
‫اون از کجا می‌دونه؟ می‌تونه درکش کنه؟

302
00:18:11,230 --> 00:18:15,160
‫یه چیز دیگه هم هست که برای اون هم به همکاری‌تون نیاز دارم.

303
00:18:15,160 --> 00:18:17,460
‫در خدمتم، آقای اَبله.

304
00:18:17,460 --> 00:18:21,780
.در اوقات فراغت یکشنبه‌تون، یه‌کم جادوی تشریفاتی امتحان کنین

305
00:18:22,240 --> 00:18:25,820
.مطمئناً هردوتون مراحل انجام ‫جادوی تشریفاتی رو بلدین

306
00:18:26,460 --> 00:18:28,690
‫این دفعه، برای یه خواب خوب دعا کنین.

307
00:18:29,390 --> 00:18:32,990
‫اگه موفق بشین،
‫دفعۀ بعد می‌تونیم یکم تغییرش بدیم،

308
00:18:32,990 --> 00:18:36,820
‫تا وقتی که نتونستین توی
‫دورهمی‌ها شرکت کنین، بتونین درخواست غیبت بدین.

309
00:18:37,360 --> 00:18:41,380
.دقیقاً همون چیزی که می‌خواستیم
‫ورد رو بگیم، آقای اَبله؟

310
00:18:44,830 --> 00:18:47,780
«.اَبلهی که به این دوره تعلق نداره»

311
00:18:47,780 --> 00:18:51,340
«.فرمانروای مرموز مه خاکستری»

312
00:18:52,480 --> 00:18:55,590
‫«پادشاه زرد و سیاه، کسی که خوش‌شانسی رو در دست داره.»

313
00:18:58,560 --> 00:19:00,490
‫یه اسم افتخاری سه‌بخشی؟

314
00:19:01,870 --> 00:19:06,920
‫آقای اَبله یه وجودیه که تقریباً با ‫هفت خدای رسمی برابری می‌کنه؟

315
00:19:07,580 --> 00:19:10,100
‫اگه جادوی تشریفاتی واقعاً بتونه روش اثر بذاره...

316
00:19:11,280 --> 00:19:13,580
‫ پس ما باید به عنوان یه خدا بهش احترام بذاریم.

317
00:19:13,580 --> 00:19:20,200
‫آقای اَبله احتمالاً یه وجودیه ‫که باستانی، پنهان و وحشتناکه.

318
00:19:21,360 --> 00:19:23,580
‫خیلی خب، بحث امروز رو همین جا تموم می‌کنیم.

319
00:19:23,580 --> 00:19:25,970
.‫فراموش نکنین که یکشنبه تشریفات رو انجام بدین

320
00:19:25,970 --> 00:19:27,730
.امر، امر شماست

321
00:19:33,440 --> 00:19:35,470
‫حالا فقط باید درستیش رو امتحان کنم.

322
00:19:36,420 --> 00:19:40,460
‫یکشنبه روز تعطیلمه. باید وقت کافی
‫داشته باشم تا به هر اتفاق غیرمنتظره‌ای رسیدگی کنم.

323
00:19:41,150 --> 00:19:44,460
‫امیدوارم این کارم باعث نشه اون وجود مرموز
‫که توی عمق مه خاکستریه، خبردار بشه.

324
00:19:51,460 --> 00:19:54,570
‫اگه بخوام کاری انجام بدم،
...بهتر نیست دنبال یه فرصت بگردم

325
00:19:54,570 --> 00:19:57,610
تا ‫به بنسون و ملیسا بگم که من یه غیب‌گو هستم؟

326
00:20:31,460 --> 00:20:36,100
‫‫‫[خونه‌ی سلنا]

327
00:20:31,460 --> 00:20:36,100
‫‫‫یکشنبه، ۱۵ جولای

328
00:20:38,400 --> 00:20:39,450
.رسیدیم

329
00:20:41,100 --> 00:20:43,060
‫‫دوست ملیسا

330
00:20:41,100 --> 00:20:43,060
‫‫سلنا وود

331
00:20:42,580 --> 00:20:43,820
‫ملیسا!

332
00:20:44,630 --> 00:20:46,320
‫تولدت مبارک، سلنا.

333
00:20:46,320 --> 00:20:47,400
‫ممنون!

334
00:20:48,640 --> 00:20:51,820
!عاشق لباست شدم
‫خیلی بهت میاد و خوشگل نشونِت میده.

335
00:20:52,150 --> 00:20:54,050
‫بِنسون و کلاین کمکم کردن انتخابش کنم.

336
00:20:54,730 --> 00:20:56,110
‫بیا. اینم کادوی تولدت.

337
00:20:56,110 --> 00:20:56,810
‫سلام.

338
00:20:56,810 --> 00:20:58,340
‫وای! ممنونم!

339
00:20:59,360 --> 00:21:01,020
.‫بیا تو! می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

340
00:21:04,060 --> 00:21:06,900
‫برادرات ‫از چیزی که فکر می‌کردم خوشتیپ‌ترن.

341
00:21:08,010 --> 00:21:12,040
این سلنا خانم فکر می‌کرده من و بنسون زشتیم؟

342
00:21:12,040 --> 00:21:13,300
‫الیزابت!

343
00:21:14,080 --> 00:21:17,820
‫این دو آقا برادرهای ملیسا هستن: ‫آقای بنسون و آقای کلاین.

344
00:21:18,020 --> 00:21:21,300
‫‫دوست سلنا

345
00:21:18,020 --> 00:21:21,300
‫‫الیزابت

346
00:21:19,610 --> 00:21:21,700
‫سلام آقای کلاین.

347
00:21:22,560 --> 00:21:24,500
.‫زود باشین! می‌خوام یه چیزی نشونتون بدم

348
00:21:25,040 --> 00:21:26,980
‫شور و نشاط جوونی.

349
00:21:27,910 --> 00:21:32,320
‫ملیسا، داشتن یه دوست که وسواس زیادی به قلمروی عرفان داره ولی هیچ درکی ازش نداره،

350
00:21:32,320 --> 00:21:33,580
‫چیز خوبی نیست.

351
00:21:33,580 --> 00:21:36,740
«.اَبلهی که به این دوره تعلق نداره»

352
00:21:36,740 --> 00:21:41,310
.فرمانروای مرموز مه خاکستری»
‫پادشاه زرد و سیاه، کسی که خوش‌شانسی رو در دست داره.»

353
00:21:36,740 --> 00:21:41,310
یعنی آقای به‌دار آویخته‌شده تلاش برای جادوی تشریفاتی رو شروع کرده؟

354
00:22:17,980 --> 00:22:22,460
‫فکر نمی‌کردم برادر ملیسا ‫یه غیب‌گوی برجسته باشه.

355
00:22:24,850 --> 00:22:28,830
.نگران نباش. ملیسا هنوز هویت مخفیت رو نمی‌دونه

356
00:22:28,830 --> 00:22:30,310
‫من رازت رو نگه می‌دارم.

357
00:22:32,490 --> 00:22:33,580
‫کلاین.

358
00:22:37,040 --> 00:22:38,100
‫ملیسا؟

359
00:22:38,100 --> 00:22:43,220
‫امیدوارم تو و بنسون بتونین از این ضیافت برای
‫حل مشکل ازدواج استفاده کنین...

360
00:22:43,930 --> 00:22:46,380
‫ولی الیزابت فقط 16 سالشه.

361
00:22:48,850 --> 00:22:51,290
‫خواهر، داری به چی فکر می‌کنی؟

362
00:23:06,050 --> 00:23:08,780
‫وای، چه آینۀ قشنگی.

363
00:23:10,070 --> 00:23:13,540
‫جناب وینسنت اونو برام ساخته.
‫یه آینۀ جادویی سطح بالاست.

364
00:23:13,830 --> 00:23:18,010
‫اون گفت این وردها نشون‌دهندۀ ‫یه سطح بالاتری از ارتباطه،

365
00:23:18,010 --> 00:23:20,020
‫که نتیجۀ دقیق‌تری از غیب‌گویی میده.

366
00:23:21,050 --> 00:23:22,050
‫واقعاً؟

367
00:23:22,050 --> 00:23:24,500
‫سلنا، شروع کنیم.

368
00:23:27,810 --> 00:23:30,020
‫ای روحی که این دنیا رو می‌چرخونی.

369
00:23:30,430 --> 00:23:32,840
‫افسونگر خالق حقیقی.

370
00:23:35,250 --> 00:23:37,780
‫چشم‌هایی که به سرنوشت نگاه می‌کنن.

371
00:23:49,160 --> 00:23:51,260
.محراب تشریفات آماده شده

372
00:23:51,260 --> 00:23:53,740
‫بیا، کلاین مورتی.

373
00:23:51,660 --> 00:23:53,700
‫‫هناس وینسنت

374
00:23:51,660 --> 00:23:53,700
‫‫عضو فرقه‌ی شفق قطبی

375
00:23:51,660 --> 00:23:53,700
‫‫سکانس ۹ مسیر نیایش‌گر اسرار

376
00:23:54,430 --> 00:23:57,740
!‫حکم سرنوشتت رو بپذیر

377
00:24:00,830 --> 00:24:02,420
:ای آینۀ جادویی، بهم بگو

378
00:24:02,420 --> 00:24:05,060
مردِ الیزابت کی ظاهر میشه؟

379
00:24:09,580 --> 00:24:11,820
‫دومین یکشنبۀ شش ماه آینده؟

380
00:24:12,370 --> 00:24:14,940
‫جداً؟ مال ملیسا چی؟

381
00:24:14,940 --> 00:24:16,460
‫کنجکاو شدم.

382
00:24:16,720 --> 00:24:19,460
‫خطر. اونم چه خطری.

383
00:24:21,640 --> 00:24:23,580
:ای آینۀ جادویی، بهم بگو

384
00:24:23,580 --> 00:24:26,220
‫مردِ ملیسا کِی ‫ظاهر میشه؟

385
00:24:28,230 --> 00:24:29,320
‫۱۳ سال دیگه.

386
00:24:29,780 --> 00:24:31,640
‫اوه، خیلی دیره که.

387
00:24:31,640 --> 00:24:32,780
‫غیب‌گویی با آینۀ جادویی؟

388
00:24:34,430 --> 00:24:38,550
‫خداروشکر. فکر کردم ملیسا ‫تهش با یه عروسک مکانیکی ازدواج می‌کنه.

389
00:24:38,550 --> 00:24:40,460
:ای آینۀ جادویی، بهم بگو

390
00:24:40,460 --> 00:24:42,940
‫مرد ایده‌آل الیزابت چه شکلی خواهد بود؟

391
00:24:51,870 --> 00:24:52,500
‫ها؟

392
00:24:53,540 --> 00:24:54,460
‫چی شده؟

393
00:25:00,240 --> 00:25:02,170
‫چی شد؟ نتیجه‌ چی شد؟

394
00:25:04,160 --> 00:25:06,700
‫لعنتی. این از اون چیزی که فکر می‌کردم هم سخت‌تره.

395
00:25:07,210 --> 00:25:09,170
‫وقت نداریم به کاپیتان خبر بدیم.

396
00:25:09,170 --> 00:25:11,500
‫حتماً یه راهی هست که ملیسا و دخترا رو نجات بدیم.

397
00:25:14,900 --> 00:25:18,320
‫آها، درسته. جادوی تشریفاتی. چیزی که نیل پیر بهم یاد داد.

398
00:25:18,820 --> 00:25:21,040
‫از قدرت الهۀ شب ابدی کمک می‌گیرم تا اینو خنثی کنم.

399
00:25:22,380 --> 00:25:24,300
‫ولی وسایلی که برای اون مراسم لازمه...

400
00:25:28,670 --> 00:25:30,950
‫عالیه. هر چی نیاز دارم همینجاست.

401
00:25:31,790 --> 00:25:34,090
‫جادوی تشریفاتی یه کم آماده‌سازی می‌خواد.

402
00:25:34,090 --> 00:25:35,180
‫باید سریع باشم.

403
00:25:36,220 --> 00:25:37,260
‫سلنا؟

404
00:25:37,590 --> 00:25:39,590
‫سلنا؟ چت شده؟

405
00:25:40,180 --> 00:25:41,310
‫ها؟

406
00:25:48,410 --> 00:25:49,510
‫الیزابت؟

407
00:26:11,040 --> 00:26:12,340
‫ملیسا؟

408
00:26:12,790 --> 00:26:14,630
شما دوتا چتونه؟

409
00:26:20,180 --> 00:26:21,340
...شب ابدی

410
00:26:21,340 --> 00:26:22,710
‫خواب عمیق.

411
00:26:38,370 --> 00:26:42,300
‫الهۀ شب ابدی، تو بانوی سرخ‌پوش هستی.

412
00:26:43,300 --> 00:26:45,380
.تو ملکۀ مصیبت و وحشتی

413
00:26:46,900 --> 00:26:51,900
.‫من نگهبان وفادار تو هستم، سپری که خطر را در دل شب دفع می‌کنه

414
00:26:52,340 --> 00:26:56,220
.‫و نیزۀ بلندی که در سکوت، شر را می‌شکافه

415
00:27:05,660 --> 00:27:07,060
!ارباب

416
00:27:07,520 --> 00:27:10,180
‫لطفاً به من قدرت بده!

417
00:27:32,470 --> 00:27:33,180
‫اوه، نه.

418
00:28:03,350 --> 00:28:05,900
‫قدرت روحانیم داره کم میشه؟

419
00:28:05,900 --> 00:28:09,020
‫توبه کن، کلاین مورتی.

420
00:28:09,020 --> 00:28:12,020
‫تو از رحمت مرگی که ارباب بهت کرده بود فرار کردی.

421
00:28:12,020 --> 00:28:15,020
.تو قدرت‌های بیاندری‌ای گرفتی که حقت نبود

422
00:28:15,670 --> 00:28:18,810
‫بگو ببینم، ای برۀ قربانی گناهکار:

423
00:28:18,810 --> 00:28:23,820
توی دفترچه خاطرات خاندان آنتیگونوس چی کشف کردی؟

424
00:28:24,540 --> 00:28:27,240
،صادق باش و رازهایی که پنهان کردی رو بگو

425
00:28:27,240 --> 00:28:31,220
‫تا منم جون اونارو ببخشم. وگرنه...

426
00:28:31,220 --> 00:28:34,660
!همه‌تونو همینجا دفن می‌کنم

427
00:28:39,200 --> 00:28:41,740
‫ملیسا.

428
00:28:44,280 --> 00:28:47,640
‫ملیسا.

429
00:28:53,760 --> 00:28:56,020
«.ابلهی که به این دوره زمونه تعلق نداره»

430
00:29:01,820 --> 00:29:05,660
«.فرمانروای مرموز مه خاکستری»

431
00:29:10,550 --> 00:29:13,860
‫«پادشاه زرد و سیاه، ‫کسی که خوش‌شانسی رو در دست داره.»

432
00:29:16,570 --> 00:29:20,440
‫من برای کمک شما دعا می‌کنم. من برای لطف شما دعا می‌کنم.

433
00:29:22,510 --> 00:29:23,220
‫این صدا...

434
00:29:24,070 --> 00:29:27,380
‫این خانم عدالته.
‫داره سعی می‌کنه جادوی تشریفاتی رو انجام بده.

435
00:29:27,380 --> 00:29:30,820
.التماس می‌کنم: لطفاً یه خواب خوب بهم بده

436
00:29:34,610 --> 00:29:35,760
چه اتفاقی داره می‌افته؟

437
00:29:41,060 --> 00:29:46,860
!مرگ امریه که بره‌ها باید بی‌درنگ برای ارباب‌شون انجام بدن

438
00:29:46,860 --> 00:29:49,530
‫کلاین مورتی!

439
00:29:56,340 --> 00:29:58,340
‫من برای قدرت شب تاریک دعا می‌کنم.

440
00:29:58,340 --> 00:30:00,460
.برای قدرت سرخ‌پوش دعا می‌کنم

441
00:30:01,020 --> 00:30:03,340
.برای لطف و رحمت الهه دعا می‌کنم

442
00:30:03,340 --> 00:30:07,140
...التماس می‌کنم که این پرستشگر خالص و پاک، یعنی سلنا وود رو

443
00:30:07,140 --> 00:30:11,380
از‫فساد شیطانی پاک‌سازی کنی و از خطر حفظش نمایی.

444
00:31:05,980 --> 00:31:10,420
‫راستش فکر نمی‌کردم بشه اون عبارت سه‌قسمتی
.افتخاری رو با استفاده از مه خاکستری به سمت من هدایت کرد

445
00:31:10,420 --> 00:31:13,780
...همه‌ش به لطف دعای خانم عدالت بود که تونستم

446
00:31:13,780 --> 00:31:17,030
.خودمو جمع و جور کنم و از قدرت مه خاکستری استفاده کنم

447
00:31:17,030 --> 00:31:18,150
‫اگه اون نبود...

448
00:31:19,440 --> 00:31:24,620
در هر شرایطی، هویتم به عنوان یک غیب‌گو باید از ملیسا و بنسون مخفی بمونه.

449
00:31:26,270 --> 00:31:31,990
‫قلمروی عرفان خیلی خطرناکه.
‫نمی‌تونم خانواده‌مو در معرض خطر قرار بدم.

450
00:31:48,900 --> 00:31:51,230
‫نه... غیر ممکنه.

451
00:32:07,620 --> 00:32:14,340
.‫هاناس وینسنت، مرحمت اربابت رو بپذیر

452
00:32:07,620 --> 00:32:10,180
‫‫‫آقای زِد

453
00:32:07,620 --> 00:32:10,180
‫‫پیغام‌آور ۲۲

454
00:32:07,620 --> 00:32:10,180
‫‫فرقه‌ی شفق قطبی

455
00:32:21,530 --> 00:32:23,910
‫یه چیز عجیبی توی هاناس وینسنت هست؟

456
00:32:23,910 --> 00:32:26,780
‫به گفتۀ سلنا،
‫آینۀ جادویی هدیه‌ای از طرف اون بوده.

457
00:32:27,330 --> 00:32:32,500
همچنین به نظرم احتمالاً وینسنت با یه محفل شیطانی
.که چشمش به دفترچهٔ خاندان آنتیگونوس‌ـه ارتباط داشته باشه

458
00:32:46,660 --> 00:32:49,140
‫اونا عین وردای خونۀ سلنا هستن.

459
00:32:49,930 --> 00:32:54,470
این «خالق حقیقی» دیگه چه وجود پلیدیه؟

460
00:33:05,900 --> 00:33:15,900
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

461
00:33:16,000 --> 00:33:26,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

462
00:33:26,060 --> 00:33:28,780
...بعد از تیتراژ پایانی ادامه دارد

463
00:35:32,060 --> 00:35:38,020
‫‫‫‫پایتخت

464
00:35:32,060 --> 00:35:38,020
‫‫‫‫پادشاهی لوئن

465
00:35:32,060 --> 00:35:38,020
‫‫‫بکلاند

466
00:35:39,060 --> 00:35:44,020
‫‫‫‫عمارت هال

467
00:35:58,430 --> 00:36:00,330
‫بذار یکم دیگه بخوابم.

468
00:36:00,330 --> 00:36:04,180
‫بانوی من، باید الان بلند شید و
‫خودتون رو برای جشن‌های سلطنتی آماده کنین.

469
00:36:10,800 --> 00:36:12,180
‫می‌تونی بیای تو.

470
00:36:16,940 --> 00:36:19,410
.لباس‌ها و جواهراتی که ‫دیشب انتخاب کردید رو اوردیم، بانوی من

471
00:36:21,580 --> 00:36:26,700
‫آنی، می‌خوام لباسی رو بپوشم که
.جونیا برای تولد ۱۷ سالگیم طراحی کرده بود

472
00:36:27,380 --> 00:36:28,980
‫نباید این کارو بکنین، بانوی من.

473
00:36:28,980 --> 00:36:32,270
...‫مردم میگن حتماً خاندان هال از نظر مالی خیلی به تنگنا افتادن

474
00:36:32,910 --> 00:36:35,810
.که شما یه لباس رو ‫تو دو تا موقعیت مختلف می‌پوشید

475
00:36:37,060 --> 00:36:39,060
.خیلی‌خب. من این یکی رو می‌پوشم

476
00:37:04,160 --> 00:37:07,530
‫عالیه، سوزی.
‫کشتی‌های زره‌پوش امروز سفر آزمایشی دارن.

477
00:37:07,530 --> 00:37:10,020
‫بالاخره می‌تونم کشتی‌های توپ‌دار بزرگ رو ببینم.

478
00:37:10,020 --> 00:37:11,760
...سرم گیج میره

479
00:37:13,420 --> 00:37:15,630
‫سلام؟ کی اونجاست؟

480
00:37:17,900 --> 00:37:20,300
‫خیلی گیجم.

481
00:37:22,270 --> 00:37:23,340
‫سوزی؟

482
00:37:24,660 --> 00:37:26,300
‫از کی تاحالا می‌تونی حرف بزنی؟

483
00:37:26,560 --> 00:37:31,020
‫من... نمی‌دونم چطوری توضیح بدم.

484
00:37:31,020 --> 00:37:32,230
...آخه

485
00:37:33,000 --> 00:37:35,320
‫من فقط یه سگم.

